گروه نرم افزاری آسمان







شیرویه

چکیده:
قَباد دوم یا شیرویه یا کَواذ از ۲۴ فوریهٔ سال ۶۲۸ میلادی به مدت چند ماه، پادشاه ساسانی بود. شیرویه پسر خسرو پرویز و مریم دختر موریکیوس، امپراتور بیزانس است. او علیه پدرش دست به کودتایی خونین زد. شیرویه در فهرست پادشاهان ساسانی، قباد دوم است، اما در فهرست عمومی شاهان ایران باستان، با احتساب کیقباد کیانی که به قَباد اکبر شهرت داشته، قباد سوم به شمار می آید.

موضوعات:
1-نام ،تبار و خانواده
2-گاهشمار زندگی
3-شخصیت
4-جنگ ها
5-اقدامات
6-سیاست
7-جانشینان
8-امارت، بنا و کاخ ها
9-مرزها و قلمرو حکومت
10-اوضاع عمومی جامعه
11-مقبره و محل دفن


1-نام ، تبار و خانواده
1-1-نام در در منابع مختلف و معنی لغوی ان
1-2-تبار
1-3-همسر(ان)
پدر خسرو پرویز
مادر مریم دختر قیصر موریکیوس

1-4-فرزند(ان)
اردشیر سوم


2-گاهشمار زندگی
2-1-تولد و کودکی
2-2-نوجوانی و جوانی
2-3-دوران حکومت
2-3-1-پیشینه
۶۲۷ میلادی هراکلیوس مصمم شد که بطرف دستگرد برود. این محل در فاصلهٔ ۱۲۰ کیلومتری تیسفون، پایتخت خسرو پرویز بود. در ۱۲ دسامبر، در نزدیکی بغداد کنونی، جنگی که به نام نبرد نینوا معروف است، بین رومیها و ایرانیها وقوع یافت. در این گرفتاری ترسی بر خسرو مستولی شد که در نتیجهٔ آن قشون ایران را رها نموده، فرار کرد با وجود این لشکر ایران مقاومت نموده و توانستند دشمن را در دستگرد متوقف کرده و از پیشروی هرقل به تیسفون جلوگیری نمایند. طغیان ناگهانی دجله و فرات و خرابی قسمتی از ایوان کسری در این اوقات برای خسرو فرصت و حوصلهٔ توقف در تیسفون را باقی نگذاشت. شکسته شدن سدها کشتزارهای اطراف را به باتلاق تبدیل کرد و ناکامی خسرو در ترمیم ویرانیها یک نشانهٔ بارز انحطاط دولت ساسانیان، در انظار عامه تلقی گشت. خسرو همراه زن محبوبش شیرین و دو پسر او مردانشاه و شهریار، از دجله عبور کرد و به ویه اردشیر در قسمت غربی دجله رفت.
در این روزهای بحرانی نفوذ زن مسیحی خسرو شیرین بقدری بود که شاه بالاخره در صدد در آمد به جای پسر بزرگ خویش شیرویه، مردانشاه پسر خسرو پرویز و شیرین را که کودکی خردسال بیش نبود را به ولیعهدی انتخاب کند. مسئله انتخاب ولیعهد، دراین هنگام که پادشاه ضعیف و بیمار بود، نمی‌توانست با مداخلهٔ بزرگان و نجبا برخورد نکند. ناخرسندی نجبا از انتخاب مردانشاه با سعی شیرویه جهت نیل به حق خویش، خسرو را مواجه با یک توطئه خونین خانوادگی ساخت. بعضی از بزرگان نیز به وی پیوستند، از جمله شمطا پسر یزدین و مهرهرمزد پسر مردانشاه که هر دو پدرانشان پاذگوسپان بودند و خسرو پدرانشان را بقتل آورده بود. پس بفرمان شیرویه قلعه فراموشی
(قلعهٔ فراموشی یا گیل گرد یا اندمشن یا انوشبرد قلعهٔ مستحکمی واقع در خوزستان در زمان ساسانیان بوده‌است. از جهت اینکه نام زندانیان و حتی نام آن مکان را کسی نبایستی بر زبان آورد، این مکان را قلعهٔ فراموشی می‌خواندند. یک نوع قلعهٔ باستیل محسوب می‌شده‌است و جایی برای حبس و از میان بردن اشخاص بلند مرتبت بوده که وجودشان برای کشور و شاه خطرناک بشمار می‌آمده‌است.
چندین نفر از خاندان سلطنتی در این زندان افتاده بودند که از آنجمله ارشک سوم پادشاه ارمنستان می‌باشد. به نقل از پروکوپیوس، قباد یکم (پادشاه ساسانی که دوبار بر تخت پادشاهی ایران نشست، بار نخست میان سا‌ل‌های ۴۸۸ تا ۴۹۶ میلادی و بار دوم ۴۹۹ تا ۵۳۱ میلادی) پس از محرومیت از تاج و تخت در آنجا زندانی بود و از همانجا فرار کرد. ) را گشودند و جماعتی بسیار از زندانیان سیاسی نجات یافته از هواخواهان شیرویه شدند.