گروه نرم افزاری آسمان






آشغال فروش


چکیده:

جمعه هفدهم بود ولی مهم نبود. لباس که پوشیدم پنجاه هزار لیره‌ای که به اتاویو بدهکار بودم و تمامش اسکناس پنج هزاری بود برداشتم و گذاشتم توی جیب شلوارم و از خانه خارج شدم. اون پنج هزار لیره سهم اتاویو بابت یک معامله‌ی جواهرات تقلبی بود که با هم انجام داده بودیم و من هم تازه با یک هفته تأخیر داشتم براش می‌بردم. همین طور که منتظر خط کمربندی تراموا بودم فکرم رفت به پولا و این که باید اون ها رو تحویل اتاویو می‌دادم. خیلی لجم گرفت. چون راستش بیشتر حق من بود. اون که ریسکی نکرده بود...




داستان صوتی آشغال فروش با صدای امید زندگانی


موضوعات:

1-معرفی
2-ساختار
3-نگارش
4-منابع
5-ترجمه
6-انتقادات و ایرادات


1-معرفی

1-1-نامگذاری
1-2-نگارش و ویژگی ها
1-3-سبک
1-4-نسخه ها
1-5-تغیرات در گذر تاریخ
1-6-انگیزه نگارش
1-7-تعداد صفحات
1-8-تعداد کلمات
1-9-تعداد جملات
1-10-تعداد جلد ها
1-11-تعداد تصاویر
1-12-محل نگارش


2-ساختار

2-1-فصل ها
2-2-موضوعات و بخش بندی ها


3-نگارش


3-1-نویسنده

آلبرتو موراویا


3-2-سبک کلمات
3-3-سبک جملات
3-4-بخش ها و فصل ها
3-5-محتوا و کلیات
3-6-کتاب های مشابه


4-منابع

4-1-منابع کلی
4-2-منابع جزئی
4-3-منابع نامعلوم
4-4-سایر منابع


5-ترجمه


5-1-زبان نسخه اصلی

ایتالیایی


5-2-سایر زبان های ترجمه شده

فارسی


5-3-مترجمان

اعظم رسولی


6-انتقادات و ایرادات