گروه نرم افزاری آسمان






12 / 4زیارت امام علیه السلام در روز عاشورا ، به روایت «المزار القدیم» ، از علقمه


مستدرک الوسائل :[ در ] المزار القدیم ، به نقل از علقمه بن محمّد حَضرَمی ، از امام باقر علیه السلام [ آمده است ] : «هر کس روز عاشورا که روز دهم محرّم است بخواهد حسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام را زیارت کند و با گریه و درد و اندوه ، روز را سپری کند ، خدا را با پاداش دو هزار حج و دو هزار عمره و دو هزار جهاد ، دیدار می کند که پاداش هر یک از حج و عمره و جهادها ، مانند پاداش حج و عمره گزاردن و جهاد کردن همراه پیامبر خدا و امامان که درودهای خدا بر همه آنان باد ، است» . علقمه بن محمّد حَضرَمی می گوید : به امام باقر علیه السلام گفتم : فدایت شوم ! پس کسی که در سرزمین های دوردست است و آمدن به زیارت در این روز ، برایش ممکن نیست ، چه کند ؟ فرمود : «وقتی این روز (یعنی روز عاشورا) می شود ، هر کس از مردم که دوست دارد او را از دور یا نزدیک ، زیارت کند ، به بیابان بیاید و یا به بام خانه اش برود و دو رکعت نماز سبُک بخواند که در هر دو رکعت ، سوره اخلاص را قرائت کند و چون سلام داد ، با اشاره ، به او سلام کند و با اشاره و سلام و نیّتش ، همان جهتی را قصد کند که [قبر] ابا عبد اللّه الحسین علیه السلام در آن قرار دارد . سپس با تسلیم و دلْ شکسته می گویی : سلام بر تو ، ای فرزند پیامبر خدا ! سلام بر تو ، ای فرزند مژده و بیم دهنده ، 1 و فرزند سَرور اوصیا ! سلام بر تو ، ای فرزند فاطمه ، سَرور زنان جهانیان ! سلام بر تو ، ای برگزیده خدا و فرزند او ! سلام بر تو ، ای خونِ طلبیده خدا و فرزند خونِ طلبیده او ! سلام بر تو ، ای کشته ای که انتقامِ خونت گرفته نشده ! سلام بر تو ، ای امام هدایتگر پاک ، و بر روح هایی که بر گِرد تو فرود آمده اند و در جوار تو ، اقامت گُزیده اند و با زائران تو ، بر تو میهمان شدند ! از من به تو سلام ، تا همیشه ماندنم و همیشه شب و روز ! سوگ تو میان مؤمنان و مسلمانان ، بزرگ و سنگین است ، و نیز میان همه آسمانیان و زمینیان ، که ما از آنِ خداییم و به سوی او باز می گردیم . درودها ، برکت ها و سلام های خدا بر تو ، ای ابا عبد اللّه الحسین ، و بر پدران پاک و برگزیده ات ، و بر فرزندان ره نما و ره یافته تان ! خداوند ، لعنت کند کسانی که تو را وا نهادند و یاری و کمک به شما را ترک کردند ! و خداوند ، لعنت کند کسانی را که اساس ستم بر شما را بنیان نهادند و ظلم بر شما را فراهم ساختند و راه آزار شما و عیبجویی از شما را هموار ساختند و این را در خانه هایتان و پیروانتان ، جاری کردند ! از ایشان و پیروان و دنباله روهایشان ، به سوی خدای عزوجل و شما ای سَروران و دوستداران و امامان من ، بیزاری می جویم . ای سرپرستان من ! از خدایی که مقام شما را بزرگ داشت و منزلت و شأن شما را شرافت بخشید ، می خواهم که مرا با ولایت و محبّت و پیروی شما ، و بیزاری از دشمنان شما ، بزرگ بدارد . از خدای نیکی کننده مهربان ، می خواهم که دوستی شما را روزیِ من کند و مرا همراه امام منتظَر و هدایتگر از خاندان محمّد ، موفّق بدارد که انتقام خون شما را بگیرم و در دنیا و آخرت ، مرا با همراه شما قرار دهد و مرا به مقام ستوده شما نزد او برساند . از خداوندت می خواهم که به حقّ شما و منزلتی که خداوند برایتان قرار داده ، به مصیبتِ رسیده به من [ به سبب شهادت شما ] ، برترین پاداشی را که به مصیبت دیده می دهد ، بدهد . ما از آنِ خداییم و به سوی او بازمی گردیم . چه مصیبتی ! چه قدر فجیع و ریش کننده دل های مؤمنان و مسلمانان است ! ما از آنِ خداییم و به سوی او باز می گردیم . خدایا ! بر محمّد و خاندان محمّد ، درود فرست و مرا در این جا ، از کسانی قرار ده که به درود و رحمت و مغفرت تو دست می یابند ، و مرا در دنیا و آخرت ، از آبروداران و مقرّبان درگاهت قرار ده ، که من با محمّد و خاندان محمّد که درودهای تو بر او و همه آنان باد ، به تو تقرّب می جویم . خدایا ! من با برگزیده خلقت و برگرفته خلقت ، محمّد ، و نیز علی و فرزندان پاک آن دو ، به تو توسّل و توجّه می جویم ! خدایا ! بر محمّد و خاندان محمّد ، درود فرست و مرگ و زندگی مرا مانند مرگ و زندگی آنان ، قرار ده و میان من و ایشان در دنیا و آخرت ، جدایی مینداز ، که تو شنونده دعایی . خدایا ! این ، روزی است که کیفر را تجدید می کنی و لعنت را بر یزید لعین و خاندان او ، و بر خاندان زیاد و عمر بن سعد و شمر ، فرود می آوری . خدایا ! آنان را لعنت کن و کسی را که به سخن و کار آنان خشنود شده ، لعنت کن ، لعنتی فراوان از اوّل تا به آخر ، و آنان را با آتش سوزانت بسوزان و آنان را در دوزخت جای ده ، که بد مقصدی است ! و بر ایشان و هر کس که دنباله رو آنان بود و با ایشان ، بیعت نمود و پیروی شان کرد و یاری شان داد و به کارشان راضی شد ، آن [ آتش ] را لازم بگردان ، و لعنت هایت را که بر هر ستمکار و غاصب و منکر و کافر و مشرک و هر شیطان رانده شده و زورگوی لجوجی فرو می ریزی ، برای ایشان و بر آنان ، بگشای . خدایا ! یزید و خاندان یزید و خاندان مروان ، همگی را لعنت کن . خدایا ! خشم و ناخشنودی و عذاب و انتقامت را بر نخستین ستمکاری که بر اهل بیت پیامبرت ستم کرد ، دوچندان کن . خدایا ! همه ستمکاران به ایشان را لعنت کن و از آنان ، انتقام بگیر ، که تو از مجرمانْ انتقام گیرنده ای . خدایا ! نخستین ظالمی را که به خاندان محمّد ، ظلم کرد ، لعنت کن و جان ها و خانه ها و قبرهایشان را لعنت کن ؛ و گروهی را که در برابر حسین ، فرزند دختر پیامبرت ، صف آرایی کردند و با او جنگیدند و همراهان و یاوران و یاران و دوستان و پیروان و دوستداران و خاندان و فرزندانش را کُشتند ، لعنت کن . خدایا ! کسانی که مالش را به غارت بردند و حَرَمش (زن و فرزندش) را اسیر کردند و سخن و گفتارش را نشنیدند ، لعنت کن . خدایا ! هر کس را از اوّلین تا آخرین و از همه مردمان تا روز جزا که خبر این کارها به او رسید و به آن راضی شد ، لعنت کن . سلام بر تو ، ای ابا عبد اللّه الحسین ، و بر هر کس که تو را یاری داد و کمک کرد و با جان خود ، با تو همراهی کرد و در راه دفاع از تو خونش را داد ! سلام بر تو ، ای مولای من و بر ایشان ، و بر روح تو و روح های ایشان ، و بر خاک تو و خاک های ایشان ! خدایا ! مِهر و خشنودی و آرامش و خُرّمی را نثار آنان گردان . سلام بر تو ، ای مولای من ، ای ابا عبد اللّه ، ای فرزند خاتم پیامبران ، و ای فرزند سَرور وصیّان و ای فرزند سَرور زنان جهانیان ! سلام بر تو ، ای شهید ، فرزند شهید ! خدایا ! در این لحظه و در این روز و این هنگام و هر زمان ، از من به او درود و سلام برسان . سلام بر تو ، ای فرزند سَرور جهانیان و بر شهیدان همراه تو ؛ سلامی به پیوستگیِ شب و روز ! سلام بر حسین بن علیِ شهید ! سلام بر علی بن الحسین شهید ! سلام بر عبّاس شهید ، فرزند امیر مؤمنان ! سلام بر شهیدان نسل امیر مؤمنان ! سلام بر شهیدان نسل جعفر و عقیل ! سلام بر هر مؤمن شهید ! خدایا ! بر محمّد و خاندان محمّد ، درود فرست و از جانب من به ایشان ، درود برسان . سلام بر تو ، ای پیامبر خدا و رحمت و برکات و سلام خدا بر تو ! خداوند ، عزای تو را در مصیبت فرزندت حسین ، نیکو گردانَد . سلام بر تو ، ای ابو الحسن ، ای امیر مؤمنان ، و سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد ! خداوند ، عزای تو را در مصیبت فرزندت حسین ، نیکو گردانَد ! سلام بر تو ، ای فاطمه ، ای دختر پیامبر خدای جهانیان و سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد ! خداوند ، عزای تو را در مصیبت فرزندت حسین ، نیکو گردانَد ! سلام بر تو ای ابا محمّد ، حسن ، و سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد ! خداوند ، عزای تو را در مصیبت برادرت حسین ، نیکو گردانَد ! سلام بر روح های مردان و زنان مؤمن ، زندگان و مُردگان آنان ، و سلام و رحمت و برکات خدا بر ایشان باد ! خداوند ، عزایشان را در مصیبت مولایشان حسین ، نیکو گردانَد ! خدایا ! ما را از انتقام گیرندگانِ خون او همراه آن امام عادل که اسلام و اهل آن را با او عزّت می دهی قرار ده ، ای خدای جهانیان ! سپس به سجده برو و بگو : خدایا ! تو را بر پیشامدهای سهمگینی که نزدیک می شوند ، می ستایم . ستایش ، در هر کاری از آنِ توست و شِکوه مصیبت های بزرگ ، به توست که بر برگزیدگان و دوستانت وارد می کنی تا کرامت و فضل فراوان تو ، بر ایشانْ واجب گردد . خدایا ! بر محمّد و خاندان محمّد ، درود فرست و در روز ورود [ به محشر ] ، شفاعت حسین ، جایگاه شهود و ورود به حوض [ کوثر ] را روزی ام کن و نزد خودت برایم ثبات قدم در کنار حسین و یاران حسین ، قرار ده ؛ کسانی که با جان خود ، او را یاری کردند و برای او ، خون خود را دادند و همراه او و به خاطر رضایت تو و به امید تو و از سرِ تصدیق به وعده ات و بیم از تهدیدت ، با دشمنانت جنگیدند ، که تو هر چه را بخواهی ، خوب می بینی [ و پاس می داری ] ، ای مهربان ترینِ مهربانان !» . امام صادق علیه السلام [سپس] فرمود : «با این زیارت ، حسین بن علی علیه السلام را از بالای سرِ امیر مؤمنان که درودهای خداوند بر همه آنان باد زیارت می کنند » . علقمه بن محمّد حَضْرَمی ، از امام باقر علیه السلام چنین نقل کرده است : «ای علقمه ! اگر می توانی او را هر روز در خانه ات و منطقه ات و یا هر جای دیگری از زمین خدا که هستی ، با این زیارت نامه زیارت کنی ، بکن ، که پاداش همه آن را می بری . پس در نفرین بر قاتل و دشمنش بکوشید و زیارت ، در اوّلِ روز و قبل از زوال خورشید باشد . ای علقمه ! بر حسین بگِریید و ناله کنید . . . » .


راجع : ص 218 (الفصل الثالث عشر / الزیاره الأولی بروایه المزار الکبیر) .



ر .ک : ص 219 (فصل سیزدهم / زیارت نخست به روایت «المزار الکبیر») .



پژوهشی در باره سند «زیارت عاشورا»

اشاره

(1)

صرف نظر از تأییدات غیبی ای که از طرق معتبر، در باره زیارت عاشورا وارد شده که خود، دلیل بر اعتبار این زیارت شریف است، سندی که شیخ طوسی در مصباح المتهجّد در ذیل این زیارت آورده و با «رَوی محمد بن خالد الطَّیالِسی» آغاز می شود، صحیح است. در آن جا، بعد از نقل زیارت سید الشهدا علیه السلام از علقمه، چنین آمده است:

رَوی مُحَمَّدُ بنُ خالِدٍ الطَّیالِسِیُّ عَن سَیفِ بنِ عَمیرَهَ، قالَ: خَرَجتُ مَعَ صَفوانَ بنِ مِهرانَ الجَمّالِ وعِندَنا جَماعَهٌ مِن أصحابِنا إلَی الغَرِیِّ ... فَلَمّا فَرَغنا مِنَ الزِّیارَهِ صَرَفَ صَفوانُ وَجهَهُ إلی ناحِیَهِ أبی عَبدِ اللّهِ الحُسَینِ علیه السلام فَقالَ لَنا:

تَزورونَ (/ نَزورُ) الحُسَینَ علیه السلام مِن هذَا المَکانِ مِن عِندِ رَأسِ أمیرِ المُؤمِنینَ علیه السلام مِن هاهُنا. أومَأَ إلَیهِ أبو عَبدِ اللّهِ الصّادِقُ علیه السلام و أنَا مَعَهُ.

قالَ: فَدَعا صَفوانُ بِالزِّیارَهِ الَّتی رَواها عَلقَمَهُ بنُ مُحَمَّدٍ الحَضرَمِیُّ عَن أبی

1- این بیان، از طرف آیه اللّه سید موسی شبیری زنجانی، در پاسخ استفتایی از ایشان در باره سند زیارت عاشورا، به تاریخ 20 جمادی الاولی 1428 صادر شده است. گفتنی است که ایشان در این پاسخ، در صدد بررسی همه اسناد زیارت عاشورا نبوده اند و معرّفی یکی از اسناد آن (سند مذکور در مصباح المتهجّد) را برای پاسخگویی به استفتای یاد شده، کافی دانسته اند.


جَعفَرٍ علیه السلام فی یَومِ عاشوراءَ . (1) محمّد بن خالد طیالسی ، از سیف بن عَمیره ، چنین روایت کرده است : با صفوان بن مهران جمّال و گروهی از شیعیان ، به سوی نجف به راه افتادیم ... . هنگامی که از زیارتْ فارغ شدیم ، صفوان ، صورتش را به سوی [کربلا ، مدفن] ابا عبداللّه [الحسین] گردانْد و به ما گفت : از این جا ، کنار سر امیرمؤمنان علیه السلام ، [امام ]حسین علیه السلام را زیارت می کنید .امام صادق علیه السلام ، در حالی که من همراهش بودم ، از این جا به آن حضرت ، اشاره کرد . سیف بن عمیره می گوید : سپس صفوان ، زیارتی را خواند که علقمه بن محمّد حَضرَمی ، از امام باقر علیه السلام در روز عاشورا نقل کرده است . ظاهر این عبارت ، این است که امام صادق علیه السلام همان زیارتی را که علقمه از امام باقر علیه السلام نقل کرده ، رو به جانب مدفن سیّد الشهدا علیه السلام و با اشاره به آن ، بر زبان رانده و آن امام را این گونه زیارت کرده است . در این طریق ، در باره وثاقت سیف بن عمیره و صفوان بن مهران ، تردیدی نیست ؛ بلکه دو مطلب ، نیازمند بررسی است : 1 . طریق ذکر شده به محمد بن خالد طیالسی ، 2 . وثاقت خود محمد بن خالد .

بررسی طریق روایت تا محمد بن خالد طَیالسی

از دو راه ، می توان اعتبار طریق روایت به طیالسی را به اثبات رسانید : راه اوّل : ظاهر عبارتِ «رَوی محمد بن خالد» (به جای «رُوی عن محمد بن خالد») ، (2) این است که شیخ طوسی نسبت روایت را به محمد بن خالد طیالسی ثابت


1- .مصباح المتهجّد : ص 777 ،مصباح الزائر : ص 272 ، بحارالأنوار : ج 101 ص 296 ح 3 .
2- .عبارت شیخ طوسی ، صیغه معلوم ونسبت جزمی دارد ، نه صیغه مجهول که از تردید شیخ طوسی در نسبت روایت به محمد بن خالد طیالسی حکایت کند .


می دانسته و همین امر برای اثبات اعتبار سند روایت از این جهت ، کفایت می کند . راه دوم : ظاهرا این حدیث ، از کتاب محمد بن خالد طیالسی گرفته شده است . شیخ طوسی در کتاب فهرست خود ، کتابی به وی نسبت داده (1) و آن را با این سند ، نقل کرده است : «حسین بن عبید اللّه (غضائری) ، از احمد بن محمد بن یحیی عطّار ، از پدرش ، از محمد بن علی بن محبوب ، از محمد بن خالد» . این افراد ، همگی از بزرگان واَجلّای امامیه بوده اند . احمد بن محمد بن یحیی عطّار هم از مشایخ اجازه بوده و بنابر تحقیق ، مشایخ اجازه ، نیازمند توثیق نیستند .

بررسی وثاقت محمد بن خالد طیالسی

چند دلیل بر وثاقت محمد بن خالد طیالسی در دست است : 1 . محمد بن علی بن محبوب که خود ، از بزرگان طائفه امامیه است ، کتاب طیالسی را از او روایت می کند (2) که دلیل بر آن است که بر وی اعتماد کرده است . 2 . محمد بن خالد طیالسی در طریق بزرگان به کتاب های جماعتی که در زیر ، به برخی از آنها اشاره می کنیم واقع است . از جمله این مؤلّفان ، سیف بن عَمیره است که ابوطاهر محمد بن سلیمان زُراری (جدّ ابوغالب زراری) و محمد بن جعفر رَزّاز که هر دو از بزرگان وثِقات مشایخ امامیه هستند ، (3) از محمد بن خالد طیالسی ، از سیف بن عمیره ، کتاب وی را روایت می کنند (4) که نشانگر اعتماد ابو طاهر و رزّاز بر طیالسی است .


1- .الفهرست ، طوسی : ص 228 .
2- .همان جا .
3- .رجال النجاشی : ج 2 ص 241 ، رساله أبی غالب الزراری : ص 118 و140 .
4- .رجال النجاشی : ج 1 ص 425 ، رساله أبی غالب الزراری : ص 48 .


از جمله این مؤلّفان ، عاصم بن حمید وعلاء بن رَزین و اسماعیل بن عبد الخالق اند که ابوطاهر (جدّ ابو غالب زراری) ، کتب ایشان را با چیزهایی دیگر ، از محمد بن خالد طیالسی روایت می کند . (1) از جمله این مؤلّفان ، رُزَیق بن زبیر است که کتابش را عبداللّه بن جعفر حِمْیری ، از محمد بن خالد طیالسی ، از او روایت می کند . (2) و نیز حمید بن زیاد که با این که واقفی است ، شیخ طوسی و نجاشی وی را توثیق کرده اند (3) اصل های بسیاری را از محمد بن خالد طیالسی روایت می کند . (4) 3 . بسیاری از بزرگان و ثِقات ، از وی روایت می کنند . (5) راویان ثِقه وی علاوه بر کسانی که پیش تر به نام ایشان اشاره شد ، عبارت اند از : حَمدان بن احمد قَلانِسی ، (6) سعد بن عبد اللّه ، سَلَمه بن خطّاب که بنا بر اظهر ، ثقه است (7) و فرزند وی عبداللّه بن محمد بن خالد طیالسی ، (8) علی بن ابراهیم ، علی بن سلیمان زُراری ، (9)

.

1- .رساله أبی غالب الزراری : ص 48 و182 ، از برخی طرق و اسناد ، بر می آید که بزرگان دیگری نیز کتاب های برخی از این مؤلّفان را روایت می کنند . در این باره ، ر . ک : الفهرست ، طوسی : ص 183 ، قرب الإسناد : ص 29 ح 96 و ص 32 ح 103 و ص 125 ح 439 و ص 130 ح 453 .
2- .رجال النجاشی : ج 1 ص 383 . نیز ، ر . ک : الأمالی ، طوسی : ص 697 ح 1488 و ص 700 ح 1497 .
3- .الفهرست ، طوسی : ص 114 ،رجال النجاشی : ج 1 ص 321 .
4- .رجال الطوسی : ص 441 .
5- .در معجم رجال الحدیث (ج 16 ص 70) به نشانی روایت برخی از این راویان ازمحمد بن خالد طیالسی اشاره شده است . ما در پانوشت بعدی ، نشانی روایت دیگر راویان را از وی خواهیم آورد .
6- .شواهد التنزیل : ج 1 ص 191 ح203 .
7- .ر . ک : کتاب النکاح (تقریرات دروس النکاح) ، [آیه اللّه ]سیّدموسی شبیری : ج10 ، درس 368 ص 6و7 .
8- .الخصال : ص 517 ح 4 ، رجال الکشی : ج 1 ص 388 ح 278 ، ج 2 ص 707 ح 762 ، فلاح السائل : ص 455 ح 310 ، دلائل الإمامه : ص 487 ح 486 .
9- .الأمالی ، طوسی : ص 72 ح 105 و ص 78 ح 114 که هر دو گرفته شده اند از : الأمالی ، مفید : ص 298 ح 8 و ص 308 ح 7 ،علل الشرائع : ص 446 ح 4 ، تأویل الآیات : ج 1 ص 432 ح 11 و ص 303 ح 6 و ص 324 ح 3 ؛ ولی در این دوجا ، «زراری» به «رازی» تصحیف شده است .


محمد بن حسن صفّار (1) ومعاویه بن حکیم . این شواهد ، از قوی ترین نشانه ها بر وثاقت محمد بن خالد طیالسی هستند . از سوی دیگر ، هیچ مذّمت و تضعیفی نسبت به وی نقل نشده است ، حتی از ابن غضائری که از وی مذمّت و تضعیف نسبت به بسیاری از ثِقات ، حکایت شده است . بنا بر این ، در وثاقت محمد بن خالد طیالسی تردیدی نیست . از مجموع آنچه گذشت ، در می یابیم که این سندِ زیارت عاشورا ، سندی است صحیح .


1- .. بصائر الدرجات : ص 164 ح 6 و ص 206 ح 13 و ص 386 ح 10 ، الفهرست ، طوسی : ص 183 .


12 / 5زِیارَهُ عاشوراءَ بِرِوایَهِ الإِقبالِالإقبال :ذِکرُ الزِّیارَهِ فی یَومِ عاشوراءَ مِن کِتابِ «المُختَصَرُ مِنَ المُنتَخَبِ» . فَقالَ علیه السلام ما هذا لَفظُهُ : ثُمَّ تَتَأَهَّبُ لِلزِّیارَهِ فَتَبدَأُ فَتَغتَسِلُ وتَلبَسُ ثَوبَینِ طاهِرَینِ ، وتَمشی حافِیا إلی فَوقِ سَطحِکَ أو فَضاءٍ مِنَ الأَرضِ ، ثُمَّ تَستَقبِلُ القِبلَهَ فَتَقولُ : السَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ آدَمَ صَفوَهِ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ نوحٍ أمینِ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ إبراهیمَ خَلیلِ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ موسی کَلیمِ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ عیسی روحِ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ مُحَمَّدٍ رَسولِ اللّهِ . السَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ النَّبِیّینَ وأمیرِ المُؤمِنینَ ، وسَیِّدِ الوَصِیّینَ ، وأفضَلِ السّابِقینَ ، وسِبطِ خاتَمِ المُرسَلینَ ، وکَیفَ لا تَکونُ کَذلِکَ سَیِّدی ، وأنتَ إمامُ الهُدی وحَلیفُ التُّقی وخامِسُ أصحابِ الکِساءِ ، رُبّیتَ فی حِجرِ الإِسلامِ ، ورَضَعتَ مِن ثَدیِ الإِیمانِ ، فَطِبتَ حَیّا ومَیِّتا . السَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ الحَسَنِ الزَّکِیِّ ، السَّلامُ عَلَیکَ یا أبا عَبدِ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیکَ أیُّهَا الصِّدّیقُ الشَّهیدُ ، السَّلامُ عَلَیکَ أیُّهَا الوَصِیُّ البَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ ، السَّلامُ عَلَیکَ وعَلَی الأَرواحِ الَّتی حَلَّت بِفِنائِکَ وأناخَت بِساحَتِکَ ، وجاهَدَت فِی اللّهِ مَعَکَ ، وشَرَت نَفسَهَا ابتِغاءَ مَرضاهِ اللّهِ فیکَ ، السَّلامُ عَلَی المَلائِکَهِ المُحدِقینَ بِکَ . أشهَدُ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ وَحدَهُ لا شَریکَ لَهُ ، وأشهَدُ أنَّ مُحَمَّدا صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وآلِهِ وسَلَّمَ تَسلیما عَبدُهُ ورَسولُهُ ، وأشهَدُ أنَّ أباکَ عَلِیَّ بنَ أبی طالِبٍ أمیرُ المُؤمِنینَ صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وآلِهِ ، وسَیِّدُ الوَصِیّینَ وقائِدُ الغُرِّ المُحَجَّلینَ ، إمامٌ افتَرَضَ اللّهُ طاعَتَهُ عَلی خَلقِهِ ، وکَذلِکَ أخوکَ الحَسَنُ بنُ عَلِیٍّ صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وآلِهِ ، وکَذلِکَ أنتَ وَالأَئِمَّهُ مِن وُلدِکَ . أشهَدُ أنَّکُم أقَمتُمُ الصَّلاهَ وآتَیتُمُ الزَّکاهَ ، وأمَرتُم بِالمَعروفِ ونَهَیتُم عَنِ المُنکَرِ ، وجاهَدتُم فِی اللّهِ حَقَّ جِهادِهِ حَتّی أتاکُمُ الیَقینُ مِن وَعدِهِ ، فَاُشهِدُ اللّهَ واُشهِدُکُم أنّی بِاللّهِ مُؤمِنٌ وبِمُحَمَّدٍ مُصَدِّقٌ وبِحَقِّکُم عارِفٌ ، وأشهَدُ أنَّکُم قَد بَلَّغتُم عَنِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ ما أمَرَکُم بِهِ ، وعَبَدتُموهُ حَتّی أتاکُمُ الیَقینُ . بِأَبی واُمّی أنتَ یا أبا عَبدِ اللّهِ ، لَعَنَ اللّهُ مَن قَتَلَکَ ، لَعَنَ اللّهُ مَن أمَرَ بِقَتلِکَ ، لَعَنَ اللّهُ مَن شایَعَ عَلی ذلِکَ ، لَعَنَ اللّهُ مَن بَلَغَهُ ذلِکَ فَرَضِیَ بِهِ ، أشهَدُ أنَّ الَّذینَ سَفَکوا دَمَکَ وَانتَهَکوا حُرمَتَکَ وقَعَدوا عَن نُصرَتِکَ مِمَّن دَعاکَ فَأَجَبتَهُ ؛ مَلعونونَ عَلی لِسانِ النَّبِیِّ الاُمِّیِّ صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وآلِهِ وسَلَّمَ . یا سَیِّدی ومَولایَ ، إن کانَ لَم یُجِبکَ بَدَنی عِندَ استِغاثَتِکَ ، فَقَد أجابَکَ رَأیی وهَوایَ ، أنَا أشهَدُ أنَّ الحَقَّ مَعَکَ ، وأنَّ مَن خالَفَکَ عَلی ذلِکَ باطِلٌ ، فَیا لَیتَنی کُنتُ مَعَکُم فَأَفوزَ فَوزا عَظیما . فَأَسأَلُکَ یا سَیِّدی أن تَسأَلَ اللّهَ جَلَّ ذِکرُهُ فی ذُنوبی ، وأن یُلحِقَنی بِکُم وبِشیعَتِکُم ، وأن یَأذَنَ لَکُم فِی الشَّفاعَهِ وأن یُشَفِّعَکُم فی ذُنوبی ، فَإِنَّهُ قالَ جَلَّ ذِکرُهُ : «مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِندَهُ إِلَا بِإِذْنِهِ» (1) . صَلَّی اللّهُ عَلَیکَ وعَلی آبائِکَ وأولادِکَ وَالمَلائِکَهِ المُقیمینَ فی حَرَمِکَ ، صَلَّی اللّهُ عَلَیکَ وعَلَیهِم أجمَعینَ ، وعَلَی الشُّهَداءِ الَّذینَ استُشهِدوا مَعَکَ وبَینَ یَدَیکَ . صَلَّی اللّهُ عَلَیکَ وعَلَیهِم وعَلی وَلَدِکَ عَلِیٍّ الأَصغَرِ الَّذی فُجِعتَ بِهِ . ثُمَّ تَقولُ : اللّهُمَّ إنّی بِکَ تَوَجَّهتُ إلَیکَ ، وقَد تَحَرَّمتُ بِمُحَمَّدٍ وعِترَتِهِ ، وتَوَجَّهتُ بِهِم إلَیکَ ، وَاستَشفَعتُ بِهِم إلَیکَ ، وتَوَسَّلتُ بِمُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ لِتَقضِیَ عَنّی مُفتَرَضی ودَینی ، وتُفَرِّجَ غَمّی ، وتَجعَلَ فَرَجی مَوصولاً بِفَرَجِهِم . ثُمَّ امدُد یَدَیکَ حَتّی تُرِیَ (2) بَیاضَ إبطَیکَ ، وقُل : یا اللّهُ لا إلهَ إلّا أنتَ لا تَهتِک سِتری ، ولا تُبدِ عَورَتی ، وآمِنَ رَوعَتی ، وأقِلنی عَثرَتی ، اللّهُمَّ اقلِبنی مُفلِحا مُنجِحا قَد رَضیتَ عَمَلی وَاستَجَبتَ دَعوَتی یا اللّهُ الکَریمُ . ثُمَّ تَقولُ : السَّلامُ عَلَیکَ ورَحمَهُ اللّهِ . ثُمَّ تَبدَأُ وتَقولُ : السَّلامُ عَلی أمیرِ المُؤمِنینَ ، السَّلامُ عَلی فاطِمَهَ الزَّهراءِ ، السَّلامُ عَلَی الحَسَنِ الزَّکِیِّ ، السَّلامُ عَلَی الحُسَینِ الصِّدّیقِ الشَّهیدِ ، السَّلامُ عَلی عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ ، السَّلامُ عَلی مُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ ، السَّلامُ عَلی جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ ، السَّلامُ عَلی موسَی بنِ جَعفَرٍ ، السَّلامُ عَلَی الرِّضا عَلِیِّ بنِ موسی ، السَّلامُ عَلی مُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ ، السَّلامُ عَلی عَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ ، السَّلامُ عَلَی الحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ ، السَّلامُ عَلَی الإِمامِ القائِمِ بِحَقِّ اللّهِ وحُجَّهِ اللّهِ فی أرضِهِ ، صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وعَلی آبائِهِ الرّاشِدینَ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ وسَلَّمَ تَسلیما کَثیرا . ثُمَّ تُصَلّی سِتَّ رَکَعاتٍ مَثنی مَثنی ، تَقرَأُ فی کُلِّ رَکعَهٍ فاتِحَهَ الکِتابِ مَرَّهً و «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» مِئَهَ مَرَّهٍ ، وتَقولُ بَعدَ فَراغِکَ مِن ذلِکَ : اللّهُمَّ یا اللّهُ ، یا رَحمانُ یا رَحمانُ ، یا عَلِیُّ یا عَظیمُ ، یا أحَدُ یا صَمَدُ ، یا فَردُ یا وَترُ ، یا سَمیعُ یا عَلیمُ یا عالِمُ ، یا کَبیرُ یا مُتَکَبِّرُ ، یا جَلیلُ یا جَمیلُ ، یا حَلیمُ یا قَوِیُّ ، یا عَزیزُ یا مُتَعَزِّزُ ، یا مُؤمِنُ یا مُهَیمِنُ ، یا جَبّارُ یا عَلِیُّ یا مُعینُ ، یا حَنّانُ یا مَنّانُ یا تَوّابُ ، یا باعِثُ یا وارِثُ ، یا حَمیدُ یا مَجیدُ ، یا مَعبودُ یا مَوجودُ ، یا ظاهِرُ یا باطِنُ ، یا أوَّلُ یا آخِرُ ، یا حَیُّ یا قَیّومُ ، یا ذَا الجَلالِ وَالإِکرامِ ، ویا ذَا العِزَّهِ وَالسُّلطانِ . أسأَلُکَ بِحَقِّ هذِهِ الأَسماءِ یا اللّهُ ، وبِحَقِّ أسمائِکَ کُلِّها ، أن تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ ، وأن تُفَرِّجَ عَنّی کُلَّ هَمٍّ وغَمٍّ وکَربٍ وضُرٍّ وضیقٍ أنَا فیهِ ، وتَقضِیَ عَنّی دَینی وتُبَلِّغَنی اُمنِیَّتی وتُسَهِّلَ لی مَحَبَّتی ، وتُیَسِّرَ لی إرادَتی ، وتوصِلَنی إلی بُغیَتی سَریعا عاجِلاً ، وتُعطِیَنی سُؤلی ومَسأَلَتی ، وتَزیدَنی فَوقَ رَغبَتی ، وتَجمَعَ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَهِ . (3)


1- .البقره : 255 .
2- .فی بحار الأنوار : «یُری»، وهو الأنسب.
3- .الإقبال : ج 3 ص 70 ، بحار الأنوار : ج 101 ص 313 ح 7 .


12 / 5زیارت امام علیه السلام در روز عاشورا ، به روایت «الإقبال»

الإقبال :یاد کرد زیارت روز عاشورا از کتاب المختصر من المنتخب : [ امام علیه السلام ]سپس سخنی فرمود که متن آن ، چنین است : «سپس برای زیارت ، آماده می شوی و با غسل ، آغاز می کنی و دو جامه پاک به تن می کنی و پابرهنه ، به بام خانه ات یا جای بازی از زمین می روی و رو به قبله می ایستی و می گویی : سلام بر تو ، ای وارثِ آدم ، برگزیده خدا ! سلام بر تو ، ای وارث نوح ، امین خدا ! سلام بر تو ، ای وارث ابراهیم ، خلیل خدا ! سلام بر تو ، ای وارث موسی ، هم سخن خدا ! سلام بر تو ، ای وارث عیسی ، روح خدا ! سلام بر تو ، ای وارث محمّد ، پیامبر خدا ! سلام بر تو ، ای وارث پیامبران و امیر مؤمنان ، سَرور وصیّان ، برترینِ پیشی جستگان ، نوه خاتم فرستادگان ! و ای سَرور من ! چگونه چنین نباشد که تو ، امامِ هدایت ، همراه پرهیزگاری و پنجمین نفر از اصحاب کسا هستی ، در دامان اسلام ، پرورش یافتی و از سینه ایمان ، شیر خوردی ، پاکیزه زیستی و پاکْ درگذشتی . سلام بر تو ، ای وارث حسنِ پاک ! سلام بر تو ، ای ابا عبد اللّه ! سلام بر تو ، ای صدّیقِ شهید ! سلام بر تو ، ای وصیّ نیکوکارِ پرهیزگار ، پسندیده و پاک ! سلام بر تو و بر روح هایی که گِرداگردِ تو جا گرفتند و در کنار تو نشستند و برای خدا ، همراه تو جنگیدند و برای رضایت خدا ، برایت جان دادند ! سلام بر فرشتگانِ گرداگردِ تو ! گواهی می دهم که خدایی جز خدای یگانه بی انباز نیست و گواهی می دهم که محمّد که درود و سلام فراوان خدا بر او و خاندانش ، بنده و فرستاده اوست ، و گواهی می دهم که پدرت ، علی بن ابی طالب ، امیر مؤمنان که درود خدا بر او و خاندانش ، سَرور اَوصیا ، رهبر روسِپیدان و امامی است که خداوند ، اطاعتش را بر آفریدگانش واجب کرده ، و همین گونه است برادرت ، حسن بن علی که درود خدا بر او و خاندانش باد و نیز تو و امامانِ از نسل تو . گواهی می دهم که شما ، نماز خواندید و زکات دادید و امر به معروف و نهی از منکر کردید و آن گونه که باید ، در راه خدا جهاد کردید تا آن که وعده یقینی او به شما رسید . خدا و شما را گواه می گیرم که من ، به خدا ایمان دارم ، محمّد را تصدیق می کنم و حقّ شما را می شناسم ، و گواهی می دهم که آنچه را خدای عزوجل به شما فرمان داده بود ، رساندید و او را عبادت کردید تا اَجَلتان در رسید . پدر و مادرم فدایت ، ای ابا عبد اللّه ! خداوند ، لعنت کند هر که تو را کُشت ! خداوند ، لعنت کند هر که را فرمان به کُشتن تو داد ! خداوند ، لعنت کند هر که را از این کار ، پشتیبانی کرد ! خدا لعنت کند هر کس را که خبر یافت و به آن ، راضی شد ! گواهی می دهم آنان که خونت را ریختند و حرمتت را دریدند و تو را فرا خواندند و پس از اجابت تو ، از یاری ات دست کشیدند ، بر زبان پیامبر امّی صلی الله علیه و آله لعنت شده اند . سَرور و مولای من ! اگر به گاه یاری خواهی ات ، پیکرم به تو پاسخی نداد ، اندیشه و خواستم تو را اجابت می کند . من گواهی می دهم که حق با توست و هر که با تو بر سرِ آن مخالفت کرد ، بر باطل است . کاش با شما بودم و به رستگاری بزرگی دست می یافتم ! سَرورم ! از تو می خواهم که از خداوند که یادش بزرگ باد ، آمرزش گناهان مرا بخواهی ، و نیز پیوستن من به شما و پیروانتان را ، و اجازه ای را به شما در شفاعت از من و [ آمرزش ] گناهانم را ، که خداوند که یادش بزرگ باد فرمود : « چه کسی جز به اذن او نزدش شفاعت می کند؟ » . خداوند بر تو ، پدرانت ، فرزندانت و فرشتگان مقیم درحَرَمت ، درود فرستد . درود خدا بر تو و همگی آنان و شهیدانی که در کنار تو و پیشِ رویت شهید شدند ! خداوند ، بر تو و بر ایشان و بر فرزندت علی اصغر که با مصیبت دردناکش رو به رو شدی ، درود فرستد . سپس می گویی : خدایا ! با خود تو ، به تو روی آورده ام و حرمت محمّد و خاندانش را واسطه قرار داده ام و با ایشان ، به تو روی کرده ام و ایشان را نزد تو ، شفیع خود نموده ام و به محمّد و خاندانش ، توسّل جسته ام تا حقوق واجب و قرضم را از جانب من ، ادا کنی، غم [ و غصّه ] مرا برطرف کنی، و گشایش کارم را به فرج ایشان ، پیوسته سازی . سپس دستانت را آن قدر بکِش تا سپیدی زیر بغلت دیده شود و بگو : ای خدای یگانه ای که جز تو خدایی نیست ! پرده ام را مَدَران ، زشتی ام را آشکار مکن ، هراسم را ایمن بدار و عذرخواهی از لغزشم را بپذیر . خدایا ! مرا کامیاب و پیروز و راضی از عملم و با استجابت دعایم باز گردان ، ای خدایِ کریم ! سپس می گویی : سلام و رحمت خدا بر تو باد ! آن گاه ، از نو چنین می گویی : سلام بر امیر مؤمنان ! سلام بر فاطمه زهرا ! سلام بر حسن پاک ! سلام بر حسینِ صدّیق شهید ! سلام بر علی بن الحسین ! سلام بر محمّد بن علی ! سلام بر جعفر بن محمّد ! سلام بر موسی بن جعفر ! سلام بر رضا ، علی بن موسی ! سلام بر محمّد بن علی ! سلام بر علی بن محمّد ! سلام بر حسن بن علی ! سلام بر امام قائم به حقّ خدا و حجّت او در زمینش ! درود خدا بر او و بر پدران ره یافته ، پاکیزه و پاکش! و درود و سلام فراوان بر آنان ! سپس، شش رکعت نماز دو رکعتی با حمد و صد مرتبه «قل هو اللّه » در هر رکعت ، می خوانی و پس از آن ، چنین می گویی : خدایا ، خدایا ! ای رحمان ، ای رحمان ! ای والا ! ای سِتُرگ ! ای یگانه ! ای بی نیاز ! ای یکتا ! ای بی نظیر ! ای شنوا ! ای دانا ! ای آگاه ! ای بزرگ ! ای صاحب کبریا ! ای جلیل ! ای زیبا ! ای بردبار ! ای نیرومند ! ای عزیز عزّتمند ! ای ایمنی بخشِ چیره ! ای مسلّط و جبران کننده ! ای والا ! ای یاور ! ای مهربان ! ای نعمت دهنده ! ای بازگردنده ! ای برانگیزنده ! ای ارث بَرَنده ! ای ستوده ! ای بِشکوه ! ای معبود ! ای موجود ! ای آشکار ! ای نهان ! ای آغاز ! ای فرجام ! ای زنده ! ای بر پا دارنده ! ای صاحب جلال و اکرام ! ای دارای عزّت و سیطره ! ای خدا ! به حقّ این نام ها و به حقّ همه نام هایت ، از تو می خواهم که بر محمّد و خاندان محمّد ، درود فرستی و هر اندوه و غم و گرفتاری و زیان و تنگنایی را که در آن هستم ، بر من بگشایی و بدهی ام را ادا کنی و مرا به آرزویم برسانی و راه محبّتت را بر من ، هموار گردانی و خواسته ام را برایم آسان کنی ، مرا به سرعت و شتابان ، به مطلوبم برسانی و خواسته و درخواستم را به من ببخشی و بیشتر از رغبتم به من بدهی و خیر دنیا و آخرت را برایم گِرد آوری» .

12 / 6فَضلُ زِیارَتِهِ فِی الأَربَعینَالمزار للمفید :رُوِیَ عَن أبی مُحَمَّدٍ الحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ [العَسکَرِیِّ] علیه السلام أنَّهُ قالَ : عَلاماتُ المُؤمِنِ خَمسٌ : صَلاهُ الإِحدی وَالخَمسینَ ، وزِیارَهُ الأَربَعینَ ، وَالتَّخَتُّمُ فِی الیَمینِ ، وتَعفیرُ الجَبینِ ، وَالجَهرُ بِبِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ . (1)

12 / 7زِیارَهُ الأَربَعینَ بِرِوایَهِ صَفوانَ الجَمّالِتهذیب الأحکام عن صفوان بن مهران الجمّال :قالَ لی مَولایَ الصّادِقُ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیهِ فی زِیارَهِ الأَربَعینَ : تَزورُ عِندَ ارتِفاعِ النَّهارِ وتَقولُ : السَّلامُ عَلی وَلِیِّ اللّهِ وحَبیبِهِ ، السَّلامُ عَلی خَلیلِ اللّهِ ونَجیبِهِ ، السَّلامُ عَلی صَفِیِّ اللّهِ وَابنِ صَفِیِّهِ ، السَّلامُ عَلَی الحُسَینِ المَظلومِ الشَّهیدِ ، السَّلامُ عَلی أسیرِ الکُرُباتِ وقَتیلِ العَبَراتِ . اللّهُمَّ إنّی أشهَدُ أنَّهُ وَلِیُّکَ وَابنُ وَلِیِّکَ ، وصَفِیُّکَ وَابنُ صَفِیِّکَ ، الفائِزُ بِکَرامَتِکَ ، أکرَمتَهُ بِالشَّهادَهِ وحَبَوتَهُ (2) بِالسَّعادَهِ وَاجتَبَیتَهُ بِطیبِ الوِلادَهِ ، وجَعَلتَهُ سَیِّدا مِنَ السّادَهِ وقائِدا مِنَ القادَهِ وذائِدا (3) مِنَ الذّادَهِ ، وأعطَیتَهُ مَواریثَ الأَنبِیاءِ ، وجَعَلتَهُ حُجَّهً عَلی خَلقِکَ مِنَ الأَوصِیاءِ ، فَأَعذَرَ فِی الدُّعاءِ ، ومَنَحَ النُّصحَ وبَذَلَ مُهجَتَهُ فیکَ لِیَستَنقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالَهِ وحَیرَهِ الضَّلالَهِ . وقَد تَوازَرَ عَلَیهِ مَن غَرَّتهُ الدُّنیا وباعَ حَظَّهُ بِالأَرذَلِ الأَدنی ، وشَری آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الأَوکَسِ (4) ، وتَغَطرَسَ (5) وتَرَدّی فی هَواهُ (6) ، وأسخَطَ نَبِیَّکَ وأطاعَ مِن عِبادِکَ أهلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ وحَمَلَهَ الأَوزارِ المُستَوجِبینَ النّارَ ، فَجاهَدَهُم فیکَ صابِرا مُحتَسِبا ، حَتّی سُفِکَ فی طاعَتِکَ دَمُهُ وَاستُبیحَ حَریمُهُ ، اللّهُمَّ فَالعَنهُم لَعنا وَبیلاً وعَذِّبهُم عَذابا ألیما (7) . السَّلامُ عَلَیکَ یَابنَ رَسولِ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیکَ یَابنَ سَیِّدِ الأَوصِیاءِ ، أشهَدُ أنَّکَ أمینُ اللّهِ وَابنُ أمینِهِ ، عِشتَ سَعیدا ومَضَیتَ حَمیدا ومِتَّ فَقیدا مَظلوما شَهیدا ، وأشهَدُ أنَّ اللّهَ مُنجِزٌ ما وَعَدَکَ ومُهلِکٌ مَن خَذَلَکَ ومُعَذِّبٌ مَن قَتَلَکَ ، وأشهَدُ أنَّکَ وَفَیتَ بِعَهدِ اللّهِ وجاهَدتَ فی سَبیلِهِ حَتّی أتاکَ الیَقینُ ، فَلَعَنَ اللّهُ مَن قَتَلَکَ ، ولَعَنَ اللّهُ مَن ظَلَمَکَ ، ولَعَنَ اللّهُ اُمَّهً سَمِعَت بِذلِکَ فَرَضِیَت بِهِ . اللّهُمَّ إنّی اُشهِدُکَ أنّی وَلِیٌّ لِمَن والاهُ وعَدُوٌّ لِمَن عاداهُ ، بِأَبی أنتَ واُمّی یَابنَ رَسولِ اللّهِ ، أشهَدُ أنَّکَ کُنتَ نورا فِی الأَصلابِ الشّامِخَهِ وَالأَرحامِ الطّاهِرَهِ ، لَم تُنَجِّسکَ الجاهِلِیَّهُ بِأَنجاسِها ولَم تُلبِسکَ المُدلَهِمّاتِ (8) مِن ثِیابِها ، وأشهَدُ أنَّکَ مِن دَعائِمِ الدّینِ وأرکانِ المُسلِمینَ ومَعقِلِ المُؤمِنینَ ، وأشهَدُ أنَّکَ الإِمامُ البَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ الهادِی المَهدِیُّ ، وأشهَدُ أنَّ الأَئِمَّهَ مِن وُلدِکَ کَلِمَهُ التَّقوی وأعلامُ الهُدی وَالعُروَهُ الوُثقی وَالحُجَّهُ عَلی أهلِ الدُّنیا ، وأشهَدُ أنّی بِکُم مُؤمِنٌ وبِإِیابِکُم موقِنٌ ، بِشَرائِعِ دینی وخَواتیمِ عَمَلی ، وقَلبی لِقَلبِکُم سِلمٌ وأمری لِأَمرِکُم مُتَّبِعٌ ونُصرَتی لَکُم مُعَدَّهٌ ، حَتّی یَأذَنَ اللّهُ لَکُم ، فَمَعَکُم مَعَکُم لا مَعَ عَدُوِّکُم ، صَلَواتُ اللّهِ عَلَیکُم وعَلی أرواحِکُم وأجسادِکُم وشاهِدِکُم وغائِبِکُم وظاهِرِکُم وباطِنِکُم ، آمینَ رَبَّ العالَمینَ . وتُصَلّی رَکعَتَینِ ، وتَدعو بِما أحبَبتَ وتَنصَرِفُ . (9)

.

1- .المزار للمفید : ص 53 ح 1 ، مصباح المتهجّد : ص 788 ، مصباح الزائر : ص 286 ، الإقبال : ج 3 ص 100 ، مصباح الزائر : ص 286 ، تهذیب الأحکام : ج 6 ص 52 ح 122 وفیه «الخمسین» بدل «إحدی والخمسین» ، بحار الأنوار : ج 85 ص 75 ح 7 و ج 98 ص 348 ح 1 و ج 101 ص 329 ح 1 .
2- .حباه کذا بکذا : أی أعطاه . والحباء العطیّه (النهایه : ج 1 ص 325 «حبا») .
3- .الذَّادَهُ : جمع ذائد وهو الحامی الدافع (النهایه : ج 2 ص 172 «ذود») .
4- .الوَکْسُ : النقص (الصحاح : ج 3 ص 989 «وکس») .
5- .التَّغَطرُسُ : الکِبْرُ (النهایه : ج3 ص372 «غطرس») .
6- .وزاد فی مصباح الزائر والإقبال وبحار الأنوار هنا : «وأسخطک» .
7- .زاد فی الإقبال ومصباح الزائر هنا : «أنا یا مولای عبداللّه وزائرک ، جئتک مشتاقا فکن لی شفیعا إلی اللّه ، یا سیّدی ، أستشفع إلی اللّه بجدّک سیّد النبیّین ، وبأبیک سیّد الوصیّین ، وباُمّک سیّده نساء العالمین» .
8- .ادْلَهَمَّ الظلام : کثُف واسودّ (القاموس المحیط : ج 4 ص 113 «ادلهمّ») هذا وفی بحار الأنوار : «مِن مُدلَهِمّاتِ ثیابها» ، وهو الأنسب للسیاق .
9- .تهذیب الأحکام : ج 6 ص 113 ح 201 ، مصباح المتهجّد : ص 788 ، المزار الکبیر : ص 514 ح 10 ، مصباح الزائر : ص 288 ، الإقبال : ج 3 ص 101 ، بحار الأنوار : ج 101 ص 331 ح 2 .


12 / 6ثواب زیارت امام حسین علیه السلام در اربعین

المزار ، مفید :از امام حسن عسکری علیه السلام روایت شده است که فرمود : «نشانه های مؤمن ، پنج چیز است : پنجاه و یک رکعت نماز [ گزاردن در شبانه روز ] ، زیارت اربعین ، انگشتر به دست راست کردن ، پیشانی بر خاک نهادن ، و بلند گفتنِ بسم اللّه الرحمن الرحیم» .

12 / 7زیارت امام علیه السلام در روز اربعین ، به روایت صفوان جمّال

تهذیب الأحکام به نقل از صفوان بن مِهران جمّال : مولایم امام صادق که درودهای خدا بر او باد ، در باره زیارت اربعین فرمود : «هنگام بالا آمدن روز ، به زیارت می روی و می گویی : سلام بر ولیّ خدا و حبیب او ! سلام بر خلیل خدا و نجیب او ! سلام بر برگزیده خدا و فرزندِ برگزیده او ! سلام بر حسین مظلومِ شهید ! سلام بر اسیر غم های جانکاه و کُشته اشک ها ! خدایا ! من گواهی می دهم که او ، ولیّ تو و فرزند ولیّ توست . برگزیده تو و فرزندِ برگزیده توست و به کرامتت ، دست یافته است . او را با شهادت ، بزرگ داشتی و سعادت را به او بخشیدی . او را به پاکیِ ولادت ، برگزیدی و سَروری از سَروران و رهبری از رهبران و مدافعی از مدافعان قرار دادی . میراث پیامبران را به او بخشیدی و او را حجّتی از اوصیا بر خلقت قرار دادی ، و او نیز در دعوت ، جای عذری باقی ننهاد و خیرخواهی اش را عرضه داشت و خونش را به خاطر تو بذل کرد تا بندگانت را از جهالت و سرگردانیِ گم راهی ، بیرون آورد . و فریفتگان دنیا و آنان که نصیب خود را به پست ترین و فروترین چیزها ، و آخرت خود را به پایین ترین قیمت فروختند و کبر ورزیدند و در هوس خویش ، سقوط کردند و پیامبرت را خشمگین ساختند و از میان بندگانت ، از منافقان تفرقه افکن و بر دوش کِشندگان گناه و مستحقّ آتش ، پیروی کردند ، بر ضدّ او ، پشت به پشت هم دادند ، و او نیز به خاطر تو و شکیبانه و برای جلب رضای تو ، با آنان جهاد کرد تا آن که خونش در راه اطاعت تو ریخته گشت و حریمش حلال شمرده شد . خدایا ! برای آنان ، لعنتی سخت و عذابی دردناک ، قرار داده . (1) سلام بر تو ، ای فرزند پیامبر خدا ! سلام بر تو ، ای فرزند سَرور اوصیا ! گواهی می دهم که تو ، امین خدا و فرزند امین اویی ، با سعادت زیستی و ستوده ، در گذشتی و مظلومانه ، از دست رفتی و شهید گشتی . گواهی می دهم که خداوند ، آنچه را به تو وعده داده ، محقّق می سازد و آن که تو را وا می نهد ، هلاک می گرداند و هر کس را که تو را کُشت ، عذاب می کند . گواهی می دهم که تو به پیمان خدا ، وفا نمودی و در راهش جهاد کردی تا اَجَلت در رسید . خداوند ، لعنت کند کسی را که تو را کُشت ! خداوند ، لعنت کند کسی را که به تو ستم کرد ! خداوند ، لعنت کند کسانی را که این را شنیدند و به آن ، راضی شدند ! خدایا ! تو را گواه می گیرم که هر که او را دوست می دارد ، دوست می دارم و هر که او را دشمن می دارد ، دشمن می دارم . پدر و مادرم فدایت باد ، ای فرزند پیامبر خدا ! گواهی می دهم که تو ، نوری در پشت های والا و زِهدان های پاک بودی . جاهلیت ، تو را به پلیدی هایش نیالود و جامه های چرکینش را به تو نپوشاند . گواهی می دهم که تو ، از استوانه های دین و ستون های مسلمانان و قلعه مؤمنان هستی . گواهی می دهم که تو ، امامِ نیکوکار پرهیزگار ، پسندیده ، پاک ، راه نما و ره یافته هستی . گواهی می دهم که امامان از نسل تو ، واژه های پرهیزگاری ، نشانه های هدایت ، ریسمان استوار و حجّت بر اهل دنیا هستند . گواهی می دهم که من ، به شما ایمان دارم و به بازگشت شما ، باور دارم ، با همه اعتقادم و تا فرجام کارم . دلم در برابر دل شما ، تسلیم است و کارم ، در پیِ کار شماست و یاری ام ، برای شما آماده است ، تا خداوند به شما اذن دهد . من با شما هستم ، نه با دشمنان شما . درودهای خدا بر شما ، بر روح ها و پیکرهایتان ، بر حاضر و غایبتان ، و بر آشکار و نهانتان ! آمین ، ای پروردگارِ جهانیان ! و دو رکعت نماز می خوانی و هر دعایی که دوست داشتی ، می کنی و باز می گردی ».

.

1- .در الإقبال و مصباح الزائر ، در این جا این افزوده آمده است: «ای مولای من! بنده خدا و زائر تو هستم . با شوق آمده ام .پس شفیع من به درگاه خدا باش . ای سَرور من ! به جدّت ، سَرور پیامبران ، و پدرت ، سَرور وصیّان و مادرت، سَرور زنان جهانیان، نزد خدا شفاعت می جویم» .


الإقبال :وَجَدتُ لِهذِهِ الزِّیارَهِ وَداعا یَختَصُّ بِها ، وهُوَ أن تَقِفَ قُدّامَ الضَّریحِ وتَقولَ : السَّلامُ عَلَیکَ یَابنَ رَسولِ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیکَ یَابنَ عَلِیٍّ المُرتَضی وَصِیِّ رَسولِ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیکَ یَابنَ فاطِمَهَ الزَّهراءِ سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ ، السَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ الحَسَنِ الزَّکِیِّ ، السَّلامُ عَلَیکَ یا حُجَّهَ اللّهِ فی أرضِهِ وشاهِدَهُ عَلی خَلقِهِ ، السَّلامُ عَلَیکَ یا أبا عَبدِ اللّهِ الشَّهیدَ . السَّلامُ عَلَیکَ یا مَولایَ وَابنَ مَولایَ ، أشهَدُ أنَّکَ أقَمتَ الصَّلاهَ وآتَیتَ الزَّکاهَ ، وأمَرتَ بِالمَعروفِ ونَهَیتَ عَنِ المُنکَرِ ، وجاهَدتَ فی سَبیلِ اللّهِ حَتّی أتاکَ الیَقینُ ، أشهَدُ أنَّکَ عَلی بَیِّنَهٍ مِن رَبِّکَ . أتَیتُکَ یا مَولایَ زائِرا وافِدا راغِبا مُقِرّا لَکَ بِالذُّنوبِ ، هارِبا إلَیکَ مِنَ الخَطایا ، لِتَشفَعَ لی عِندَ رَبِّکَ ، یَابنَ رَسولِ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیکَ حَیّا ومَیِّتا ، فَإِنَّ لَکَ عِندَ اللّهِ مَقاما مَعلوما وشَفاعَهً مَقبولَهً ، لَعَنَ اللّهُ مَن ظَلَمَکَ ، ولَعَنَ اللّهُ مَن حَرَمَکَ وغَصَبَ حَقَّکَ ، لَعَنَ اللّهُ مَن قَتَلَکَ ، ولَعَنَ اللّهُ مَن خَذَلَکَ ، ولَعَنَ اللّهُ مَن دَعَوتَهُ (1) فَلَم یُجِبکَ ولَم یُعِنکَ ، ولَعَنَ اللّهُ مَن مَنَعَکَ مِن حَرَمِ اللّهِ وحَرَمِ رَسولِهِ وحَرَمِ أبیکَ وأخیکَ ، ولَعَنَ اللّهُ مَن مَنَعَکَ مِن شُربِ ماءِ الفُراتِ ، لَعنا کَثیرا یَتبَعُ بَعضُها بَعضا . «اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَوَ تِ وَ الْأَرْضِ عَالِمَ الْغَیْبِ وَ الشَّهَادَهِ أَنتَ تَحْکُمُ بَیْنَ عِبَادِکَ فِیمَا کَانُواْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ» (2) ، «وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُواْ أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ» (3) ، اللّهُمَّ لا تَجعَلهُ آخِرَ العَهدِ مِن زِیارَتِهِ وَارزُقنیهِ أبَدا ما بَقیتُ وحَییتُ یا رَبِّ ، وإن مِتُّ فَاحشُرنی فی زُمرَتِهِ یا أرحَمَ الرّاحِمینَ . وأمّا زِیارَهُ العَبّاسِ ابنِ مَولانا أمیرِ المُؤمِنینَ علیه السلام وزِیارَهُ الشُّهَداءِ مَعَ مَولانَا الحُسَینِ علیه السلام ، فَتَزورُهُم فی هذَا الیَومِ بِما قَدَّمناهُ مِن زِیارَتِهِم فی یَومِ عاشوراءَ ، وإن شاءَ بِغَیرِها مِن زِیاراتِهِمُ المَنقولَهِ عَنِ الأَصفِیاء (4) .

.

1- .فی مصباح الزائر : «دعاک» بدل «دعوته» .
2- .الزمر : 46 .
3- .الشعراء : 227 .
4- .الإقبال : ج 3 ص 103 ، مصباح الزائر : ص 290 ، بحار الأنوار : ج 101 ص 332 ذیل ح 2 .


الإقبال :برای این زیارت (اربعین) ، وداعی مخصوص آن یافتم ، و آن ، این است که پیشِ روی ضریح می ایستی و می گویی : سلام بر تو ، ای فرزند پیامبر خدا ! سلام بر تو ، ای فرزند علیّ مرتضی ، وصیّ پیامبر خدا ! سلام بر تو ، ای فرزند فاطمه زهرا ، سَرور زنان جهانیان ! سلام بر تو ، ای وارث حَسن پاک ! سلام بر تو ، ای حجّت خدا در زمینش و گواه او بر خلقش ! سلام بر تو ، ای ابا عبد اللّه شهید ! سلام بر تو ، ای مولای من و فرزند مولای من ! گواهی می دهم که نماز خواندی و زکات دادی و امر به معروف و نهی از منکر نمودی و در راه خدا ، جهاد کردی تا اَجَلت در رسید . گواهی می دهم که تو ، بر دلیلی آشکار از جانب خدایت هستی . ای مولای من ! با رغبت و اقرار به گناهانم نزد تو ، به زیارت و مهمانی آمده ام . از گناهانم گریخته ام تا نزد خدایت ، مرا شفاعت کنی . ای فرزند پیامبر خدا ! خدا بر زنده و درگذشته تو ، درود فرستد که تو نزد خدا ، جایگاهی معلوم و شفاعتی مقبول داری . خداوند ، لعنت کند کسی را که به تو ستم کرد ! خداوند ، لعنت کند کسی را که تو را محروم و حقّت را غصب کرد ! خداوند ، لعنت کند کسی را که تو را کُشت ! خداوند ، لعنت کند کسی را که تو را وا نهاد ! خداوند ، لعنت کند کسی را که او را فرا خواندی ، امّا تو را پاسخ نداد و یاری ات نکرد . خداوند ، لعنت کند کسی را که تو را از حرم خدا (مکّه) و حرم پیامبرش (مدینه) و حرم پدر و برادرت (کوفه) منع کرد ! خداوند ، لعنت کند کسی را که تو را از نوشیدن آب فرات ، باز داشت ؛ لعنتی فراوان و پی در پی . « خدایا ! آفریدگارِ آسمان ها و زمین ، دانای نهان و آشکار ! تو میان بندگانت در اختلاف هایشان ، حکم می رانی » ، « و ستمکاران ، به زودی خواهند دانست که به کجا بازمی گردند » . خدایا ! این را آخرین زیارت من از ایشان ، قرار مده و تا همیشه بودنم و زنده ماندنم ، روزی ام ساز پروردگارا ، و اگر مُردم ، مرا در گروه او محشور کن ، ای مهربان ترینِ مهربانان ! و امّا زیارت عبّاس فرزند مولایمان امیر مؤمنان علیه السلام و زیارت شهیدان همراه مولایمان حسین علیه السلام . آنان را در این روز ، با همان زیارتی که برای روز عاشورا آوردیم ، زیارت می کنی . و اگر کسی خواست ، با دیگر زیارت های نقل شده از برگزیدگان الهی ، زیارت کند .


12 / 8زِیارَهُ جابِرِ بنِ عَبدِ اللّهِ الأَنصارِیِّمصباح الزائر عن عطا :کُنتُ مَعَ جابِرِ بنِ عَبدِ اللّهِ یَومَ العِشرینَ مِن صَفَرٍ ، فَلَمّا وَصَلنَا الغاضِرِیَّهَ (1) اغتَسَلَ فی شَریعَتِها ولَبِسَ قَمیصا کانَ مَعَهُ طاهِرا ، ثُمَّ قالَ لی : أمَعَکَ شَیءٌ مِنَ الطّیبِ (2) یا عَطا ؟ قُلتُ : مَعی سُعدٌ (3) ، فَجَعَلَ مِنهُ عَلی رَأسِهِ وسائِرِ جَسَدِهِ ، ثُمَّ مَشی حافِیا حَتّی وَقَفَ عِندَ رَأسِ الحُسَینِ علیه السلام ، وکَبَّرَ ثَلاثا ثُمَّ خَرَّ مَغشِیّا عَلَیهِ ، فَلَمّا أفاقَ سَمِعتُهُ یَقولُ : السَّلامُ عَلَیکُم یا آلَ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیکُم یا صَفوَهَ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیکُم یا خِیَرَهَ اللّهِ مِن خَلقِهِ ، السَّلامُ عَلَیکُم یا سادَهَ السّاداتِ ، السَّلامُ عَلَیکُم یا لُیوثَ الغاباتِ ، السَّلامُ عَلَیکُم یا سَفینَهَ النَّجاهِ ، السَّلامُ عَلَیکَ یا أبا عَبدِ اللّهِ ورَحمَهُ اللّهِ وبَرَکاتُهُ . السَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ عِلمِ الأَنبِیاءِ ، السَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ آدَمَ صَفوَهِ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ نوحٍ نَبِیِّ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ إبراهیمَ خَلیلِ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ إسماعیلَ ذَبیحِ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ موسی کَلیمِ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیکَ یا وارِثَ عیسی روحِ اللّهِ . السَّلامُ عَلَیکَ یَابنَ مُحَمَّدٍ المُصطَفی ، السَّلامُ عَلَیکَ یَابنَ عَلِیٍّ المُرتَضی ، السَّلامُ عَلَیکَ یَابنَ فاطِمَهَ الزَّهراءِ ، السَّلامُ عَلَیکَ یا شَهیدُ یَابنَ الشَّهیدِ ، السَّلامُ عَلَیکَ یا قَتیلَ بنَ القَتیلِ ، السَّلامُ عَلَیکَ یا وَلِیَّ اللّهِ وَابنَ وَلِیِّهِ ، السَّلامُ عَلَیکَ یا حُجَّهَ اللّهِ وَابنَ حُجَّتِهِ عَلی خَلقِهِ . أشهَدُ أنَّکَ قَد أقَمتَ الصَّلاهَ وآتَیتَ الزَّکاهَ ، وأمَرتَ بِالمَعروفِ ونَهَیتَ عَنِ المُنکَرِ ، وبَرَرتَ والِدَیکَ ، وجاهَدتَ عَدُوَّکَ . أشهَدُ أنَّکَ تَسمَعُ الکَلامَ وتَرُدُّ الجَوابَ ، وأنَّکَ حَبیبُ اللّهِ وخَلیلُهُ ونَجیبُهُ وصَفِیُّهُ وَابنُ صَفِیِّهِ ، زُرتُکَ مُشتاقا فَکُن لی شَفیعا إلَی اللّهِ ، یا سَیِّدی أستَشفِعُ إلَی اللّهِ بِجَدِّکَ سَیِّدِ النَّبِیّینَ ، وبِأَبیکَ سَیِّدِ الوَصِیّینَ ، وبِاُمِّکَ سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ ، لَعَنَ اللّهُ قاتِلیکَ وظالِمیکَ وشانِئیکَ ومُبغِضیکَ مِنَ الأَوَّلینَ وَالآخِرینَ . ثُمَّ انحَنی عَلَی القَبرِ ومَرَّغَ خَدَّیهِ عَلَیهِ ، وصَلّی أربَعَ رَکَعاتٍ ، ثُمَّ جاءَ إلی قَبرِ عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ علیهماالسلامفَقالَ : السَّلامُ عَلَیکَ یا مَولایَ وَابنَ مَولایَ ! لَعَنَ اللّهُ قاتِلَکَ ، لَعَنَ اللّهُ ظالِمَکَ ، أتَقَرَّبُ إلَی اللّهِ بِمَحَبَّتِکُم ، وأبرَأُ إلَی اللّهِ مِن عَدُوِّکُم . ثُمَّ قَبَّلَهُ وصَلّی رَکعَتَینِ ، وَالتَفَتَ إلی قُبورِ الشُّهَداءِ فَقالَ : السَّلامُ عَلَی الأَرواحِ المُنیخَهِ بِقَبرِ أبی عَبدِ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیکُم یا شیعَهَ اللّهِ وشیعَهَ رَسولِهِ وشَیعَهَ أمیرِ المُؤمِنینَ وَالحَسَنِ وَالحُسَینِ ، السَّلامُ عَلَیکُم یا طاهِرونَ ، السَّلامُ عَلَیکُم یا مَهدِیّونَ ، السَّلامُ عَلَیکُم یا أبرارُ ، السَّلامُ عَلَیکُم وعَلی مَلائِکَهِ اللّهِ الحافّینَ بِقُبورِکُم ، جَمَعَنِیَ اللّهُ وإیّاکُم فی مُستَقَرِّ رَحمَتِهِ تَحتَ عَرشِهِ . ثُمَّ جاءَ إلی قَبرِ العَبّاسِ بنِ أمیرِ المُؤمِنینَ علیهماالسلام ، فَوَقَفَ عَلَیهِ وقالَ : السَّلامُ عَلَیکَ یا أبَا القاسِمِ ، السَّلامُ عَلَیکَ یا عَبّاسَ بنَ عَلِیٍّ ، السَّلامُ عَلَیکَ یَابنَ أمیرِ المُؤمِنینَ ، أشهَدُ لَقَد بالَغتَ فِی النَّصیحَهِ وأدَّیتَ الأَمانَهَ ، وجاهَدتَ عَدُوَّکَ وعَدُوَّ أخیکَ ، فَصَلَواتُ اللّهِ عَلی روحِکَ الطَّیِّبَهِ ، وجَزاکَ اللّهُ مِن أخٍ خَیرا . ثُمَّ صَلّی رَکعَتَینِ ، ودَعا إلَی اللّهِ ومَضی . (4)

.

1- .الغاضریّه : قریه من نواحی الکوفه قریبه من کربلاء (معجم البلدان : ج 4 ص 183) وراجع : الخریطه رقم 4 فی آخر مجلّد 5 .
2- .قال العلّامه المجلسی قدس سره : هذا الخبر یدلّ علی أنّ جابرا رضی الله عنهکان یستحسن الطیب لزیارته علیه السلام ، وقد مرّ فی بعض الأخبار المنع عنه ، ولا یبعد أن یحمل أخبار المنع علی ما إذا کان المقصود منه التلذّذ لا حرمه الروضه المقدّسه وإکرامها وتطییبها (بحار الأنوار : ج 101 ص 330) .
3- .السُّعْدُ : من الطیب (الصحاح : ج 2 ص 488 «سعد») .
4- .مصباح الزائر : ص 286 ، بحار الأنوار : ج 101 ص 329 ح 1