گروه نرم افزاری آسمان






فصل نهم : عوامل قیام بر ضدّ یزید


9 / 1احیای سنّت و نشانه های دین

3601.عنه علیه السلام :أنساب الأشراف :حسین بن علی علیه السلام به سرشناسان بصره نامه نوشت و آنان را به کتاب خدا، فرا خواند و فرمود : «سنّت ، مُرده است و بدعت ، زنده و بر افراشته گشته است» (1) .3602.الإمام علیّ علیه السلام :الطبقات الکبری در یادکرد حوادث روز عاشورا : حسین علیه السلام به عمر [بن سعد ]و یارانش فرمود : «عجله نکنید تا خبرم را برایتان بگویم . به خدا سوگند ، نزد شما نیامدم تا آن که نامه های بزرگانِ شما به من رسید که : سنّت ، مُرده است و نفاق ، سر بر آورده و احکام خداوند ، تعطیل شده است . پیش بیا ، شاید که خدای تبارک و تعالی امّت محمّد صلی الله علیه و آله را با تو سامان دهد . از این رو ، نزد شما آمدم و اگر آمدنم را ناخوش دارید ، باز می گردم و شما هم به خود آیید و بنگرید که آیا کشتن من به صلاح شماست یا خون من بر شما رواست ؟!

آیا من ، پسر دختر پیامبرتان و پسرِ پسرعموی او و پسرِ نخستین مؤمن نیستم ؟

آیا حمزه و عبّاس و جعفر ، عموهای من نیستند ؟

آیا گفته پیامبر خدا صلی الله علیه و آله درباره من و در باره برادرم به شما نرسیده است که : این دو (حسن و حسین)، سَرور جوانان بهشتی اند ؟!» . (2) .

1- .ر. ک: ج 4 ص 41 (بخش هفتم / فصل سوم / نامه امام علیه السلام به سرشناسان بصره).
2- .ر. ک: ج 6 ص 95 (بخش هشتم / فصل دوم / احتجاج های امام علیه السلام بر سپاه کوفه).



3603.عنه علیه السلام :الأخبار الطوال :کَتَبَ [الحُسَینُ بنُ عَلِیٍّ علیه السلام ] کِتابا إلی شیعَتِهِ مِن أهلِ البَصرَهِ مَعَ مَولیً لَهُ یُسَمّی سَلمانَ ، نُسخَتُهُ :

بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

مِنَ الحُسَینِ بنِ عَلِیٍّ إلی مالِکِ بنِ مِسمَعٍ ، وَالأَحنَفِ بنِ قَیسٍ ، وَالمُنذِرِ بنِ الجارودِ ، ومَسعودِ بنِ عَمرٍو ، وقَیسِ بنِ الهَیثَمِ ، سَلامٌ عَلَیکُم ، أمّا بَعدُ ؛ فَإِنّی أدعوکُم إلی إحیاءِ مَعالِمِ الحَقِّ ، وإماتَهِ البِدَعِ ، فَإِن تُجیبوا تَهتَدوا سُبُلَ الرَّشادِ ، وَالسَّلامُ . (1)9 / 2الأَمرُ بِالمَعروفِ وَالنَّهیُ عَنِ المُنکَرِ3600.امام علی علیه السلام :الفتوح عن الإمام الحسین علیه السلام فی وَداعِ قَبرِ جَدِّهِ صلی الله علیه و آله : اللّهُمَّ إنَّ هذا قَبرُ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله ، وأنَا ابنُ بِنتِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله ، وقَد حَضَرَنی مِنَ الأَمرِ ما قَد عَلِمتَ ، اللّهُمَّ وإنّی اُحِبُّ المَعروفَ وأکرَهُ المُنکَرَ . . . . (2)3783.الأمالی ، طوسی ( به نقل از عبد المؤمن انصاری ، از پدرش ، از انس ) الفتوح عن الإمام الحسین علیه السلام فیما أوصی بِهِ مُحَمَّدَ ابنَ الحَنَفِیَّهِ : أمّا أنتَ یا أخی فَلا عَلَیکَ أن تُقیمَ بِالمَدینَهِ ، فَتَکونَ لی عَینا عَلَیهِم ، ولا تُخفِ عَلَیَّ شَیئا مِن اُمورِهِم .

قالَ [ابنُ أعثَمَ] : ثُمَّ دَعَا الحُسَینُ علیه السلام بِدَواهٍ وبَیاضٍ ... فَکَتَبَ :

بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ ، هذا ما أوصی بِهِ الحُسَینُ بنُ عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ لأَِخیهِ مُحَمَّدِ ابنِ الحَنَفِیَّهِ المَعروفِ وَلَدِ عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ علیه السلام :

إنَّ الحُسَینَ بنَ عَلِیٍّ یَشهَدُ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ وَحدَهُ لا شَریکَ لَهُ ، وأنَّ مُحَمَّدا عَبدُهُ ورَسولُهُ ، جاءَ بِالحَقِّ مِن عِندِهِ ، وأنَّ الجَنَّهَ حَقٌّ ، وَالنّارَ حَقٌّ . وأنَّ السّاعَهَ آتِیَهٌ لا رَیبَ فیها ، وأنَّ اللّهَ یَبعَثُ مَن فِی القُبورِ ، وأنّی لَم أخرُج أشِرا (3) ولا بَطِرا (4) ، ولا مُفسِدا ولا ظالِما ، وإنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ النَّجاحِ وَالصَّلاحِ فی اُمَّهِ جَدّی مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله ، اُریدُ أن آمُرَ بِالمَعروفِ وأنهی عَنِ المُنکَرِ ، وأسیرَ بِسیرَهِ جَدّی مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله ، وسیرَهِ أبی عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ . . . فَمَن قَبِلَنی بِقَبولِ الحَقِّ فَاللّهُ أولی بِالحَقِّ ، ومَن رَدَّ عَلَیَّ هذا أصبِرُ حَتّی یَقضِیَ اللّهُ بَینی وبَینَ القَومِ بِالحَقِّ ، ویَحکُمَ بَینی وبَینَهُم بِالحَقِّ ، وهُوَ خَیرُ الحاکِمینَ ، هذِهِ وَصِیَّتی إلَیکَ یا أخی ، «وَ مَا تَوْفِیقِی إِلَا بِاللَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ إِلَیْهِ أُنِیبُ» (5) ، وَالسَّلامُ عَلَیکَ وعَلی مَنِ اتَّبَعَ الهُدی ، ولا حَولَ ولا قُوَّهَ إلّا بِاللّهِ العَلِیِّ العَظیمِ . (6) .

1- .الأخبار الطوال : ص 231 .
2- .الفتوح : ج 5 ص 19 ؛ بحار الأنوار : ج 44 ص 328 وراجع: هذه الموسوعه : ج 3 ص 416 (القسم السابع / الفصل الثانی / رؤیا النبیّ صلی الله علیه و آله فی المنام عند وداع قبره).
3- .الأشِرُ : الفَرِحُ البَطِر ، کأنّه یرید کفران النعمه وعدم شکرها (مجمع البحرین : ج 1 ص 50 «أشر») .
4- .البَطَرُ : الطُغیان عند النعمه وطول الغنی (لسان العرب : ج 4 ص 69 «بطر») .
5- .سوره هود: 88.
6- .الفتوح : ج 5 ص 21 ، مقتل الحسین علیه السلام للخوارزمی : ج 1 ص 188 ؛ المناقب لابن شهرآشوب : ج 4 ص 89 نحوه ، بحار الأنوار : ج 44 ص 329 .



3784.شرح نهج البلاغه :الأخبار الطِوال :حسین بن علی علیه السلام نامه ای به پیروانش در بصره نوشت و آن را با یکی از طرفداران خود به نام سلمان فرستاد . متن آن نامه چنین بود : «به نام خداوند بخشنده مهربان . از حسین بن علی به مالک بن مَسمَع و احنف بن قیس و مُنذِر بن جارود و مسعود بن عمرو و قیس بن هیثم . سلامٌ علیکم ! امّا بعد ، من ، شما را به زنده داشتن نشانه های حق و میراندن بدعت ها فرا می خوانم . اگر اجابت کنید ، به راه های هدایت ، ره نمون می شوید . والسّلام !» .

9 / 2امر به معروف و نهی از منکر

3786.الإمام الباقر علیه السلام :الفتوح از امام حسین علیه السلام ، در وداع با قبر جدّش پیامبر صلی الله علیه و آله : خدایا! این قبر پیامبرت محمّد صلی الله علیه و آله است و من ، پسر دختر محمّد ؛ و می دانی که چه به من رسیده است . خدایا! من ، معروف را دوست و منکَر را ناپسند می دارم . . . . (1)3787.عنه علیه السلام :الفتوح در باره وصیّت امام حسین علیه السلام به برادرش محمّد بن حنفیّه : حسین علیه السلام فرمود : «تو ای برادرم منعی نیست که در مدینه بمانی و از سوی من ، مراقب اوضاع باشی و چیزی از اخبار آنان را از من، مخفی مداری».

آن گاه حسین علیه السلام ، کاغذ و قلمی خواست و نوشت: «به نام خداوند بخشنده مهربان . این است آنچه حسین بن علی بن ابی طالب ، به برادرش محمّد بن حنفیّه، فرزند علی بن ابی طالب ، وصیّت می کند:

به راستی که حسین بن علی ، شهادت می دهد که جز خدای یگانه ، خدایی نیست و همتایی ندارد ، و به راستی که محمّد ، بنده و فرستاده اوست و پیام حق را از جانب او (خدا) آورْد، و به راستی که بهشت ، حق است و دوزخ ، حق است و قیامت ، بی شک ، خواهد آمد و خداوند ، بدن ها[ی خفته] را از قبرها بر خواهد انگیخت.

به درستی که من، از روی ناسپاسی و زیاده خواهی و برای فساد و ستمگری ، قیام نکردم ؛ بلکه برای تحقّق رستگاری و نیکْ روزی امّت جدّم پیامبر صلی الله علیه و آله ، قیام نمودم . می خواهم امر به معروف و نهی از منکر نمایم و به سیره جدّم محمّد و پدرم علی بن ابی طالب ، رفتار کنم... .

آن که از روی حقجویی، مرا [به داشتنِ حق] بپذیرد، خداوند ، سزاوارتر به داشتنِ حق است [و پاداش او را خواهد داد]، و اگر کسی در این دعوت، دستِ رد بر [سینه ]من زند ، شکیبایی می ورزم تا خداوند ، میان من و این گروه ، بر پایه حقیقت ، داوری کند و به حق، حکم دهد، که او بهترینِ داوران است.

برادرم ! این است وصیّت من به تو. جز از خداوند ، توفیق ، طلب نمی کنم، بر او توکّل می کنم و به سوی او باز می گردم . درود بر تو و هر آن که از راه درست ، پیروی کند ! و نیرو و توانی، جز از [جانب] خداوندِ برتر و بزرگ نیست». .

1- .ر. ک: ج 3 ص 417 (بخش هفتم / فصل دوم / دیدن پیامبر صلی الله علیه و آله در خواب به هنگام وداع با قبر ایشان).



3788.فضائل الصحابه لابن حنبل عن أبی الزبیر :تاریخ الطبری عن عقبه بن أبی العیزار :إنَّ الحُسَینَ علیه السلام خَطَبَ أصحابَهُ وأصحابَ الحُرِّ . . . ثُمَّ قالَ : أیُّهَا النّاسُ ! إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله قالَ : مَن رَأی سُلطانا جائِرا مُستَحِلّاً لِحُرَمِ اللّهِ ، ناکِثا (1) لِعَهدِ اللّهِ ، مُخالِفا لِسُنَّهِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، یَعمَلُ فی عِبادِ اللّهِ بِالإِثمِ وَالعُدوانِ ، فَلَم یُغَیِّر عَلَیهِ بِفِعلٍ ولا قَولٍ ، کانَ حَقّا عَلَی اللّهِ أن یُدخِلَهُ مُدخَلَهُ . (2) .

1- .النَّکثُ : نَقضُ العَهدِ (النهایه : ج 5 ص 114 «نکث») .
2- .تاریخ الطبری : ج 5 ص 403 وراجع: هذه الموسوعه : ج 5 ص 250 (القسم السابع / الفصل السابع / خطاب الإمام7 لأصحابه وأصحاب الحرّ فی بیضه) .



3789.المصنّف لابن أبی شیبه عن عطیّه بن سعد :تاریخ الطبری به نقل از عُقبه بن ابی عَیزار : حسین علیه السلام برای یاران خود و یاران حُر ، سخن راند . . . و سپس فرمود : «ای مردم ! پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : هر کس فرمان روایی ستمکار را ببیند که حرام های خداوند را حلال می شمارد را زیر پا می گذارد و پیمان خدا را می شکند و با سنّت پیامبر خدا مخالفت می کند و در میان مردمان به گناه و تجاوز، اقدام می نماید و با کردار و گفتار بر او نیاشوبد ، حقّ خداست که او را در همان جایی وارد کند که آن فرمان روا را وارد می کند » . (1) .

1- .ر. ک: ج 5 ص 251 (بخش هفتم /فصل هفتم / سخنرانی امام علیه السلام برای یاران خود و یاران حُر، در منزلگاه بیضه).



9 / 3القِیامُ لِنُصرَهِ الدّینِ3608.امام علی علیه السلام :تذکره الخواصّ عن الإمام الحسین علیه السلام لِلفَرَزدَقِ الشّاعِرِ : یا فَرَزدَقُ ! إنَّ هؤُلاءِ قَومٌ لَزِموا طاعَهَ الشَّیطانِ وتَرَکوا طاعَهَ الرَّحمنِ ، وأظهَرُوا الفَسادَ فِی الأَرضِ ، وأبطَلُوا الحُدودَ، وشَرِبُوا الخُمورَ، وَاستَأثَروا فی أموالِ الفُقَراءِ وَالمَساکینِ، وأنَا أولی مَن قامَ بِنُصرَهِ دینِ اللّهِ وإعزازِ شَرعِهِ وَالجِهادِ فی سَبیلِهِ ، لِتَکونَ «کَلِمَهُ اللَّهِ هِیَ الْعُلْیَا» (1) . (2)3609.الإمام الصادق علیه السلام :تاریخ الطبری عن أبی عثمان النهدی :کَتَبَ حُسَینٌ علیه السلام مَعَ مَولیً لَهُم یُقالُ لَهُ سُلَیمانُ ، وکَتَبَ بِنُسخَهٍ إلی رُؤوسِ الأَخماسِ (3) بِالبَصرَهِ وإلَی الأَشرافِ ، فَکَتَبَ إلی مالِکِ بنِ مِسمَعٍ البَکرِیِّ ، وإلَی الأَحنَفِ بنِ قَیسٍ ، وإلَی المُنذِرِ بنِ الجارودِ ، وإلی مَسعودِ بنِ عَمرٍو ، وإلی قَیسِ بنِ الهَیثَمِ ، وإلی عَمرِو بنِ عُبَیدِ اللّهِ بنِ مَعمَرٍ ، فَجاءَت مِنهُ نُسخَهٌ واحِدَهٌ إلی جَمیعِ أشرافِها :

أمّا بَعدُ ، فَإِنَّ اللّهَ اصطَفی مُحَمَّدا صلی الله علیه و آله عَلی خَلقِهِ ، وأکرَمَهُ بِنُبُوَّتِهِ ، وَاختارَهُ لِرِسالَتِهِ ، ثُمَّ قَبَضَهُ اللّهُ إلَیهِ وقَد نَصَحَ لِعِبادِهِ وبَلَّغَ ما اُرسِلَ بِهِ صلی الله علیه و آله ، وکُنّا أهلَهُ وأولِیاءَهُ وأوصِیاءَهُ ووَرَثَتَهُ ، وأحَقَّ النّاسِ بِمَقامِهِ فِی النّاسِ ، فَاستَأثَرَ عَلَینا قَومُنا بِذلِکَ ، فَرَضینا وکَرِهنَا الفُرقَهَ وأحبَبنَا العافِیَهَ ، ونَحنُ نَعلَمُ أنّا أحَقُّ بِذلِکَ الحَقِّ المُستَحَقِّ عَلَینا مِمَّن تَوَلّاهُ ، . . . وقَد بَعَثتُ رَسولی إلَیکُم بِهذَا الکِتابِ ، وأنَا أدعوکُم إلی کِتابِ اللّهِ وسُنَّهِ نَبِیِّهِ صلی الله علیه و آله ، فَإِنَّ السُّنَّهَ قَد اُمیتَت ، وإنَّ البِدعَهَ قَد اُحیِیَت ، وإن تَسمَعوا قَولی وتُطیعوا أمری أهدِکُم سَبیلَ الرَّشادِ ، وَالسَّلامُ عَلَیکُم ورَحمَهُ اللّهِ . (4) .

1- .التوبه : 40 .
2- .تذکره الخواصّ : ص 241 .
3- .. الخَمیسُ : الجیش ، سُمِّی به لأنّه مقسوم بخمسه أقسام : المقدِّمه ، والساقه ، والمیمنه ، والمیسره ، والقلب (النهایه : ج 2 ص 79 «خمس») .
4- .تاریخ الطبری : ج 5 ص 357 ، البدایه والنهایه : ج 8 ص 157 و ص 170 وراجع : الکامل فی التاریخ : ج 2 ص 535 .



9 / 3قیام برای یاری دین

3609.امام صادق علیه السلام :تذکره الخواص از امام حسین علیه السلام ، خطاب به فَرَزدَق شاعر : ای فَرَزدَق ! این قوم ، به اطاعت از شیطان چسبیدند و اطاعت [خدای] رحمان را وا نهادند و فساد را در زمین ، آشکار کردند و احکام خداوند را باطل نمودند و شراب نوشیدند و اموال فقیران و بینوایان را از آنِ خود کردند . من ، سزاوارترین کس به قیام برای یاری دین خدا و عزّت بخشیدن به آیین او و جهاد در راه او هستم تا «فرمان خدا، والاترین باشد» .3610.امام علی علیه السلام :تاریخ الطبری به نقل از ابوعثمان نَهْدی : حسین علیه السلام نامه ای نگاشت و با یکی از وابستگانش به نام سلیمان، برای سران سپاه بصره و بزرگان آن جا ، مانند مالک بن مَسمَع بکری ، احنف بن قیس ، مُنذِر بن جارود ، مسعود بن عمرو ، قیس بن هیثم و عمرو بن عبید اللّه بن مُعمّر فرستاد .

متن نامه واحدی که برای بزرگان [بصره] فرستاد [ ، چنین است] : «امّا بعد ، خداوند ، محمّد صلی الله علیه و آله را بر خلقش برگزید و با نبوّت خویش ، گرامی داشت و برای رسالتش برگزید . سپس ، خدا او را به سوی خویش برگرفت ، در حالی که برای بندگانش خیرخواهی کرده بود و آنچه برای آن فرستاده شده بود ، ابلاغ کرد .

ما خاندان و اولیا و اوصیا و وارثان او هستیم که در میان مردم ، سزاوارترینِ مردم به جایگاه او هستیم ؛ امّا قوم ما ، جایگاه ما را از آنِ خود کردند و ما رضایت دادیم و تفرقه را ناخوش داشتیم و سلامت [امّت] را دوست داشتیم .

ما می دانیم که به این حقّ جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله سزاوارتر از کسی هستیم که آن را به دست گرفته است ... . فرستاده ام را با این نامه به سوی شما روانه کردم . من ، شما را به کتاب خدا و سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله فرا می خوانم که بی تردید ، سنّت ، مرده و بدعت ، زنده گشته است و اگر گفته ام را بشنوید و فرمانم را اطاعت کنید ، شما را به راه هدایت ، ره نمون می شوم . والسّلام علیکم و رحمه اللّه وبرکاته !» . .




9 / 4مَعذِرَهٌ إلَی اللّهِ3613.الإمام علیّ علیه السلام :تاریخ الطبری عن الحسین علیه السلام مِن کَلامِهِ مَعَ أصحابِ الحُرِّ بنِ یَزیدَ : أیُّهَا النّاسُ! إنَّها مَعذِرَهٌ إلَی اللّهِ عز و جلوإلَیکُم ، إنّی لَم آتِکُم حَتّی أتَتنی کُتُبُکُم وقَدِمَت عَلَیَّ رُسُلُکُم ؛ أنِ اقدَم عَلَینا فَإِنَّهُ لَیسَ لَنا إمامٌ لَعَلَّ اللّهَ یَجمَعُنا بِکَ عَلَی الهُدی ، فَإِن کُنتُم عَلی ذلِکَ فَقَد جِئتُکُم ، فَإِن تُعطونی ما أطمَئِنُّ إلَیهِ مِن عُهودِکُم ومَواثیقِکُم أقدَم مِصرَکُم ، وإن لَم تَفعَلوا وکُنتُم لِمَقدَمی کارِهینَ انصَرَفتُ عَنکُم إلَی المَکانِ الَّذی أقبَلتُ مِنهُ إلَیکُم . (1)9 / 5مُکافَحَهُ الظُّلمِ وَالجَورِ3616.عنه علیه السلام :تاریخ الطبری عن الحسین علیه السلام مِن کَلامِهِ مَعَ أصحابِ الحُرِّ بنِ یَزیدَ : أمّا بَعدُ أیُّهَا النّاسُ ! فَإِنَّکُم إن تَتَّقوا وتَعرِفُوا الحَقَّ لِأَهلِهِ یَکُن أرضی للّهِِ ، ونَحنُ أهلَ البیتِ أولی بِوِلایَهِ هذَا الأَمرِ عَلَیکُم مِن هؤُلاءِ المُدَّعینَ ما لَیسَ لَهُم ، وَالسّائِرینَ فیکُم بِالجَورِ وَالعُدوانِ ، وإن أنتُم کَرِهتُمونا وجَهِلتُم حَقَّنا وکانَ رَأیُکُم غَیرَ ما أتَتنی کُتُبُکُم وقَدِمَت بِهِ عَلَیَّ رُسُلُکُمُ ، انصَرَفتُ عَنکُم . (2)3612.امام علی علیه السلام :تاریخ الطبری عن عقبه بن أبی العَیزار :إنَّ الحُسَینَ علیه السلام خَطَبَ أصحابَهُ وأصحابَ الحُرِّ بِالبیضَهِ ، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنی عَلَیهِ ، ثُمَّ قالَ : أیُّهَا النّاسُ ! إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله قالَ : «مَن رَأی سُلطانا جائِرا مُستَحِلّاً لِحُرَمِ اللّهِ ، ناکِثا لِعَهدِ اللّهِ ، مُخالِفا لِسُنَّهِ رَسولِ اللّهِ ، یَعمَلُ فی عِبادِ اللّهِ بِالإِثمِ وَالعُدوانِ ، فَلَم یُغَیِّر عَلَیهِ بِفِعلٍ ولا قَولٍ ، کانَ حَقّا عَلَی اللّهِ أن یُدخِلَهُ مُدخَلَهُ» .

ألا وإنَّ هؤُلاءِ قَد لَزِموا طاعَهَ الشَّیطانِ ، وتَرَکوا طاعَهَ الرَّحمنِ ، وأظهَرُوا الفَسادَ ، وعَطَّلُوا الحُدودَ ، وَاستَأثَروا بِالفَیءِ ، وأحَلّوا حَرامَ اللّهِ ، وحَرَّموا حَلالَهُ ، وأنَا أحَقُّ مَن غَیَّرَ (3) ، قَد أتَتنی کُتُبُکُم ، وقَدِمَت عَلَیَّ رُسُلُکُم بِبَیعَتِکُم ؛ أنَّکُم لا تُسلِمُونّی ولا تَخذُلُونّی ، فَإِن تَمَمتُم عَلی بَیعَتِکُم تُصیبوا رُشدَکُم ، فَأَنَا الحُسَینُ بنُ عَلِیٍّ ، وَابنُ فاطِمَهَ بِنتِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، نَفسی مَعَ أنفُسِکُم ، وأهلی مَعَ أهلیکُم ، فَلَکُم فِیَّ اُسوَهٌ .

وإن لَم تَفعَلوا ونَقَضتُم عَهدَکُم ، وخَلَعتُم بَیعَتی مِن أعناقِکُم ، فَلَعَمری ما هِیَ لَکُم بِنُکرٍ ، لَقَد فَعَلتُموها بِأَبی وأخی وَابنِ عَمّی مُسلِمٍ ، وَالمَغرورُ مَنِ اغتَرَّ بِکُم ، فَحَظَّکُم أخطَأتُم ، ونَصیبَکُم ضَیَّعتُم ، ومَن نَکَثَ (4) فَإِنَّما یَنکُثُ عَلی نَفسِهِ ، وسَیُغنِی اللّهُ عَنکُم ، وَالسَّلامُ عَلَیکُم ورَحمَهُ اللّهِ وبَرَکاتُهُ . (5) .

1- .تاریخ الطبری : ج 5 ص 401 ، الکامل فی التاریخ : ج 2 ص 552 ، مقتل الحسین علیه السلام للخوارزمی : ج 1 ص 231 ؛ الإرشاد : ج 2 ص 79 ، إعلام الوری : ج 1 ص 448 ، المناقب لابن شهرآشوب : ج 4 ص 96 کلاهما نحوه وراجع : الأخبار الطوال : ص 249 .
2- .تاریخ الطبری : ج 5 ص 402 ، مقتل الحسین علیه السلام للخوارزمی : ج 1 ص 232 ، أنساب الأشراف : ج 3 ص 380 ولیس فیه من «ونحن» إلی «والعدوان» ؛ الإرشاد : ج 2 ص 79 ، إعلام الوری : ج 1 ص 448 وراجع : روضه الواعظین : ص 198 .
3- .فی الفتوح : «وأنا أحقّ من غیری بهذا الأمر ؛ لقرابتی من رسول اللّه 9» بدل «وأنا أحقّ من غَیَّر» .
4- .النَّکْثُ : قریب من النقض ، واستعیر لنقض العهد (مفردات ألفاظ القرآن : ص 822 «نکث») .
5- .تاریخ الطبری : ج 5 ص 403 ، الکامل فی التاریخ : ج 2 ص 552 ، الفتوح : ج 5 ص 81 ، مقتل الحسین علیه السلام للخوارزمی : ج 1 ص 234 کلّها نحوه ؛ بحار الأنوار : ج 44 ص 382 وراجع : أنساب الأشراف : ج 3 ص 381 .



9 / 4عذر به پیشگاه الهی

3787.امام باقر علیه السلام :تاریخ الطبری از امام حسین علیه السلام ، در سخنانی با یاران حُرّ بن یزید : ای مردم ! این عذری به پیشگاه خدای عز و جل و شماست . من ، نزد شما نیامدم تا آن که نامه های شما به من رسید و فرستادگانتان بر من در آمدند و گفتند : بر ما در آی که پیشوایی نداریم و شاید خدا ، ما را به وسیله تو بر هدایت ، گِرد آورد .

اگر بر سر همان گفته هستید ، نزدتان آمده ام. اگر عهدی مطمئن و قابل اعتماد به من می دهید ، به شهرتان در آیم، و اگر چنین نمی کنید و آمدن من را ناخوش دارید ، به همان جایی باز می گردم که پیش از حرکت به سوی شما بودم .

9 / 5ستیز با ستم و تجاوز

3790.تاریخ دمشق ( به نقل از جابر بن عبد اللّه ، وقتی درباره علی ع ) تاریخ الطبری از امام حسین علیه السلام ، در سخنانی با یاران حرّ بن یزید : ای مردم ! اگر تقوا بوَرزید و حق را برای اهلش به رسمیت بشناسید ، این ، خدا را بهتر خشنود می کند . ما اهل بیت ، به سرپرستی این امر (حکومت) بر شما از این مدّعیان که حقّی ندارند و میانِ شما با ستم و تجاوز ، رفتار می کنند ، سزاوارتریم . اگر ما را خوش ندارید و حقّ ما را نمی شناسید و نظرتان غیر از آن چیزی است که نوشته ها و فرستادگان شما به من رساندند ، باز می گردم .3791.تاریخ دمشق عن جابر بن عبد اللّه :تاریخ الطبری به نقل از عُقبَه بن ابی عَیزار : حسین علیه السلام برای یاران خود و یاران حُر در بیضه ، سخن گفت و پس از حمد و ثنای خداوند فرمود : «ای مردم ! پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : هر کس فرمان روای ستمکاری را ببیند که حرام های خداوند را حلال می شِمُرَد و پیمان خدا را می شکند و با سنّت پیامبر خدا، مخالفت می کند و میان بندگان خدا با گناه و تجاوز عمل می کند ، ولی با عمل و گفتار ، بر او نیاشوبد ، بر خداوند است که او را به همان جایی در آورد که آن ستمکار را می بَرَد .

هان! اینان به طاعت شیطان چسبیدند و طاعت [خدای] رحمان را وا نهادند و فساد را آشکار و حدود الهی را تعطیل کردند و اموال عمومی را برای خود برداشتند و حرام خدا را حلال و حلال او را حرام شمردند و من ، برای برآشوبیدن، سزاوارترین کس هستم که نامه هایتان به من رسید و فرستادگان شما، بیعتتان را به من عرضه کردند که مرا تسلیم [دشمن] نمی کنید و وا نمی نهید . پس اگر بیعتتان را به پایان برسانید ، به راه هدایت رسیده اید . من حسینم ، پسر علی و فاطمه ، دختر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله . خودم در کنار شمایم و خانواده ام با خانواده های شما هستند و در من ، الگویی برای شما هست .

اگر چنین نکنید و عهدتان را بشکنید و بیعتم را از گردن خود بردارید که به جانم سوگند ، این از شما دور نیست که آن را با پدرم و برادرم و پسرعمویم ، مسلم ، کردید و فریب خورده، کسی است که فریب [ِ حمایت ] شما را بخورد ، پس به نصیب خود نرسیده اید و آن را تباه نموده اید و هر کس پیمان بشکند ، به زیانِ خود، شکسته است . به زودی خداوند ، مرا از شما بی نیاز می کند . والسّلام علیکم و رحمه اللّه و برکاته !» . .


الفَصلُ العاشِرُ : رفض اقتراح السّکوت3617.امام علی علیه السلام :تاریخ الطبری فی خُروجِ الإِمامِ مِنَ المَدینَهِ : وأمَّا الحُسَینُ فَإِنَّهُ خَرَجَ بِبَنیهِ وإخوَتِهِ وبَنی أخیهِ وجُلِّ أهلِ بَیتِهِ إلّا مُحَمَّدَ بنَ الحَنَفِیَّهِ ، فَإِنَّهُ قالَ لَهُ : یا أخی ! أنتَ أحَبُّ النّاسِ إلَیَّ وأعَزُّهُم عَلَیَّ ، ولَستُ أدَّخِرُ النَّصیحَهَ لِأَحَدٍ مِنَ الخَلقِ أحَقَّ بِها مِنکَ ، تَنَحَّ بِتَبِعَتِکَ عَن یَزیدَ بنِ مُعاوِیَهَ وعَنِ الأَمصارِ مَا استَطَعتَ ، ثُمَّ ابعَث رُسُلَکَ إلَی النّاسِ فَادعُهُم إلی نَفسِکَ ، فَإِن بایَعوا لَکَ حَمِدتَ اللّهَ عَلی ذلِکَ ، وإن أجمَعَ النّاسُ عَلی غَیرِکَ لَم یَنقُصِ اللّهُ بِذلِکَ دینَکَ ولا عَقلَکَ ولا یُذهِبُ بِهِ مُروءَتَکَ ولا فَضلَکَ ، إنّی أخافُ أن تَدخُلَ مِصرا مِن هذِهِ الأَمصارِ وتَأتِیَ جَماعَهً مِنَ النّاسِ فَیَختَلِفونَ بَینَهُم ، فَمِنهُم طائِفَهٌ مَعَکَ واُخری عَلَیکَ ، فَیَقتَتِلونَ فَتَکونُ لِأَوَّلِ الأَسِنَّهِ ، فَإِذا خَیرُ هذِهِ الاُمَّهِ کُلِّها نَفسا وأبا واُمّا أضیَعُها دَما وأذَلُّها أهلاً .

قالَ لَهُ الحُسَینُ علیه السلام : فَإِنّی ذاهِبٌ یا أخی .

قالَ : فَانزِل مَکَّهَ ، فَإِنِ اطمَأَنَّت بِکَ الدّارُ فَسَبیلُ ذلِکَ ، وإن نَبَت (1) بِکَ لَحِقتَ بِالرِّمالِ وشَعَفِ (2) الجِبالِ ، وخَرَجتَ مِن بَلَدٍ إلی بَلَدٍ حَتّی تَنظُرَ إلی ما یَصیرُ أمرُ النّاسِ ، وتَعرِفَ عِندَ ذلِکَ الرَّأیَ ، فَإِنَّکَ أصوَبُ ما یَکونُ رَأیا وأحزَمُهُ عَمَلاً حینَ تَستَقبِلُ الاُمورَ استِقبالاً ، ولا تَکونُ الاُمورُ عَلَیکَ أبَدا أشکَلَ مِنها حینَ تَستَدبِرُها استِدبارا .

قالَ : یا أخی ! قَد نَصَحتَ فَأَشفَقتَ ، فَأَرجو أن یَکونَ رَأیُکَ سَدیدا مُوَفَّقا . (3) .

1- .نَبا بِهِ منزلُه : إذا لم یُوافِقهُ (النهایه : ج 5 ص 11 «نبا») .
2- .شَعَفهُ کلّ شیءٍ : أعلاه ، یرید به رأس الجبل (النهایه : ج 2 ص 481 «شعف») .
3- .تاریخ الطبری : ج 5 ص 341 ، الفتوح : ج 5 ص 20 ، مقتل الحسین علیه السلام للخوارزمی : ج 1 ص 187 ؛ الإرشاد : ج 2 ص 34 کلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج 44 ص 326 .