گروه نرم افزاری آسمان






فصل نهم : خواندن قرآن


9 / 1ثواب قرائت قرآن

الکافی به نقل از بِشْر بن غالب اسدی : امام حسین علیه السلام فرمود : «هر کس آیه ای از کتاب خدا را در قرائت نمازش بخواند ، در برابر هر کلمه ، صد ثواب برایش نوشته می شود و چون در غیرِ نماز بخواند ، خداوند ، در برابر هر کلمه اش برای او ده ثواب می نویسد و اگر گوش به قرآن بسپارد ، خداوند ، برای هر کلمه، یک ثواب برایش می نویسد و اگر در شبی قرآن را ختم کند ، فرشتگان بر او درود می فرستند تا شب را به روز برساند و اگر روز، ختم کند، نگهبانان (فرشتگان) تا شب بر او درود می فرستند و یک دعای مستجاب دارد و این برایش از آنچه میان آسمان و زمین هست ، بهتر است» . گفتم : این برای کسی است که قرآن را [حفظ دارد و] قرائت می کند ؛ امّا کسی که [حفظ ندارد و] قرائت نمی کند ، چه ؟ فرمود : «ای برادر اسدی ! خداوند ، بخشنده و بزرگوار و کریم است . اگر همان چیزی را که با خود (در یاد) دارد ، بخواند ، خدا، آن پاداش را به او عطا می کند» .

الأمالی ، صدوق به سَنَدش، از امام حسین علیه السلام : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «هر کس ، ده آیه در هر شب بخواند ، [نامش] جزو غافلان نوشته نمی شود و هر کس پنجاه آیه بخواند ، جزو ذاکران نوشته می شود و هر کس صد آیه بخواند ، جزو مطیعان نوشته می شود و هر کس دویست آیه بخواند ، جزو خاشعان نوشته می شود و هر کس سیصد آیه بخواند ، جزو رستگاران نوشته می شود و هر کس پانصد آیه بخواند ، جزو کوشندگان نوشته می شود و هر کس هزار آیه بخواند ، برایش یک قِنْطار نوشته می شود و قنطار ، پنجاه هزار مثقال طلاست و هر مثقال، بیست و چهار قیراط است که کوچک ترینِ قیراطها ، مانند کوه اُحُد و بزرگ ترینِ آنها از زمین تا آسمان است» .

9 / 2فَضلُ قِراءَهِ البَسمَلَهِالأمالی للصدوق بإسناده عن الحسین بن علیّ عن أخیه الحسن بن علیّ علیهماالسلام :قالَ أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام : إنَّ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» آیَهٌ مِن فاتِحَهِ الکِتابِ ، وهِیَ سَبعُ آیاتٍ تَمامُها : «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» . سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله یَقولُ : إنَّ اللّهَ عز و جل قالَ لی : یا مُحَمَّدُ «وَ لَقَدْ ءَاتَیْنَکَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِی وَ الْقُرْءَانَ الْعَظِیمَ» (1) فَأَفرَدَ الاِمتِنانَ عَلَیَّ بِفاتِحَهِ الکِتابِ وجَعَلَها بِإِزاءِ القُرآنِ العَظیمِ ، وإنَّ فاتِحَهَ الکِتابِ أشرَفُ ما فی کُنوزِ العَرشِ ، وإنَّ اللّهَ عز و جلخَصَّ مُحَمَّدا صلی الله علیه و آله وشَرَّفَهُ بِها ولَم یُشرِکَ مَعَهُ فیها أحَدا مِن أنبِیائِهِ ما خَلا سُلَیمانَ علیه السلام ، فَإِنَّهُ أعطاهُ مِنها «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» ، ألا تَراهُ یَحکی عَن بِلقیسَ حینَ قالَت : «إِنِّی أُلْقِیَ إِلَیَّ کِتَبٌ کَرِیمٌ * إِنَّهُو مِن سُلَیْمَنَ وَ إِنَّهُو بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» (2) . ألا فَمَن قَرَأَها مُعتَقِدا لِمُوالاهِ مُحَمَّدٍ وآلِهِ الطَّیِّبینَ ، مُنقادا لِأَمرِهِما ، مُؤمِنا بِظاهِرِهِما وباطِنِهِما (3) ، أعطاهُ اللّهُ عز و جل بِکُلِّ حَرفٍ مِنها حَسَنَهً ، کُلُّ واحِدَهٍ مِنها أفضَلُ لَهُ مِنَ الدُّنیا بِما فیها مِن أصنافِ أموالِها وخَیراتِها ، ومَنِ استَمَعَ إلی قارِئٍ یَقرَؤُها کانَ لَهُ قَدرُ ثُلُثِ ما لِلقارِیِء (4) . ، فَلیَستَکثِر أحَدُکُم مِن هذَا الخَیرِ المُعرَضِ لَکُم ، فَإِنَّهُ غَنیمَهٌ لا یَذهَبَنَّ أوانُهُ فَتَبقی فی قُلوبِکُمُ الحَسرَهُ . (5)



1- .الحجر : 87 .
2- .النمل : 29 و 30 .
3- .فی نسخهٍ : «منقادا لأمرهم ، مؤمنا بظاهرها وباطنها» (هامش المصدر) .
4- .فی عیون أخبار الرضا علیه السلام : «کان له بقدر ما للقارئ»
5- .الأمالی للصدوق : ص 241 ح 255 ، عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج 1 ص 302 ح 60 نحوه ولیس فیه «ثلث» وکلاهما عن محمّد بن زیاد ومحمّد بن سیّار عن الإمام العسکری عن آبائه: ، بحار الأنوار : ج 92 ص 227 ح 5 وراجع : التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری7 : ص 29 ح 10 .


9 / 2ثوابِ گفتن «بسم اللّه »

الأمالی ، صدوق به سندش ، از امام حسین علیه السلام ، از امام حسن علیه السلام : امیر مؤمنان علیه السلام فرمود : «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» ، آیه ای از سوره آغازینِ قرآن (سوره حمد) است و آن ، هفت آیه است که کامل کننده اش «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم» است . شنیدم که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می گوید: خداوند عز و جل به من فرمود : ای محمّد! «به تو، آیات هفتگانه (سوره فاتحه الکتاب) و قرآن بزرگ را عطا کردیم» و امتنان بر من به دادن فاتحه الکتاب را در برابر همه قرآن بزرگ ، قرار داده است . فاتحه الکتاب ، شریف ترین چیز در میان گنجینه های عرش است و خداوند ، محمّد صلی الله علیه و آله را بدان ، ویژه و بزرگ داشته است و هیچ یک از پیامبرانش، بجز سلیمان علیه السلام را با او در این ویژگی ، شریک نکرده است . به سلیمان علیه السلام از این سوره، «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» را [و نه همه آن را] عطا کرد . مگر نمی بینی که از بِلقیس چنین حکایت می کند : «نامه ای ارجمند برای من آمده است، و آن، از سلیمان است و [مضمون] آن ، چنین است : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» ؟ هان! هر کس آن را بخواند در حالی که به دوستی محمّد و خاندان پاکش معتقد و مطیع فرمان آن دو (قرآن، و محمّد و خاندانش ) و مؤمن به ظاهر و باطنشان باشد ، خدای عز و جل در برابر هر کلمه اش به او یک حَسَنه (ثواب) می دهد که هر حَسَنه ای ، از دنیا و همه آنچه از اموال و دارایی های گوناگون که در آن هست ، برتر است و هر کس به قرائت کننده آن گوش بسپارد ، به اندازه یکْ سومِ پاداش قاری را دارد . پس باید هر یک از شما از این خیر در دسترستان، بسیار بر گیرد که آن ، غنیمت است ، و مباد که فرصتش برود و حسرتش بر جان هایتان بنشیند !» .



9 / 3فَضلُ قِراءَهِ آیَهِ الکُرسِیِّجامع الأحادیث للقمّی عن الحسین بن علیّ علیهماالسلام :قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : إنَّ آیَهَ الکُرسِیِّ فی لَوحٍ مِن زُمُرُّدٍ أخضَرَ ، مَکتوبٌ بِمِدادٍ (1) مَخصوصٍ بِاللّهِ ، لَیسَ مِن یَومِ جُمُعَهٍ إلّا صُکَّ (2) ذلِکَ اللَّوحُ جَبهَهَ إسرافیلَ ، فَإِذا صُکَّ جَبهَتَهُ سَبَّحَ فَقالَ : «سُبحانَ مَن لا یَنبَغِی التَّسبیحُ إلّا لَهُ ، ولَا العِبادَهُ وَالخُضوعُ إلّا لِوَجهِهِ ، ذلِکَ اللّهُ القَدیرُ الواحِدُ العَزیزُ» . فَإِذا سَبَّحَ ، سَبَّحَ جَمیعُ مَن فِی السَّماواتِ مِن مَلَکٍ وهَلَّلوا ، فَإِذا سَمِعَ أهلُ السَّماءِ الدُّنیا تَسبیحَهُم قَدَّسوا ، فَلا یَبقی مَلَکٌ مُقَرَّبٌ ولا نَبِیٌّ مُرسَلٌ إلّا دَعا لِقارِیِ آیَهِ الکُرسِیِّ عَلَی التَّنزیلِ . (3)

.

1- .المِدادُ : ما یکتب به (مجمع البحرین : ج 3 ص 1680 «مدد») .
2- .صَکَّهُ : ضربه شدیدا (تاج العروس : ج 13 ص 600 «صکک») .
3- .جامع الأحادیث للقمّی : ص 158 ، بحار الأنوار : ج 89 ص 355 .



9 / 3ثواب خواندن «آیه الکرسی»

جامع الأحادیث ، قمی از امام حسین علیه السلام : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «آیه الکرسی ، بر لوحی از زمرّد سبز و با مرکّب ویژه خدا، نوشته شده است . هیچ روز جمعه ای نیست ، جز آن که آن لوح بر پیشانیِ اسرافیل علیه السلام زده می شود و اسرافیل بر اثر آن ، چنین تسبیح گفته، می گوید : پاک است خدایی که تسبیح ، شایسته جز او نیست و بندگی و افتادگی ، جز برای ذات او سزا نیست ! اوست خدای توانای یکتایِ شکست ناپذیر . هنگامی که اسرافیل علیه السلام تسبیح می گوید ، همه فرشتگان آسمان ها ، تسبیح و تهلیل می گویند، و چون ساکنان آسمان زیرین (دنیا) ، تسبیح آنان را می شنوند ، تقدیس می کنند و هیچ فرشته مقرّب و پیامبرِ فرستاده شده ای نمی مانَد ، مگر آن که برای قاری آیه الکرسی به همان گونه ای که نازل شده است ، دعا می کند» .

الفَصلُ العاشِرُ : الذّکر والدّعاء10 / 1الحَثُّ عَلی ذِکرِ اللّهِالأمالی للصدوق بإسناده عن الحسین بن علیّ عن علیّ بن أبی طالب علیهماالسلام :قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : بادِروا إلی رِیاضِ الجَنَّهِ . قالوا : وما رِیاضُ الجَنَّهِ ؟ قالَ : حَلَقُ الذِّکرِ . (1)

الأمالی للطوسی بإسناده عن الحسین بن علیّ عن أمیر المؤمنین علیهماالسلام :قالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : مَن قالَ فی کُلِّ یَومٍ مِئَهَ مَرَّهٍ : «لا إلهَ إلَا اللّهُ المَلِکُ الحَقُّ المُبینُ» استَجلَبَ بِهِ الغِنی وَاستَدفَعَ بِهِ الفَقرَ ، وسَدَّ عَنهُ بابَ النّارِ وَاستَفتَحَ بِهِ بابَ الجَنَّهِ . (2)

10 / 2سَبقُ ذِکرِ اللّهِ لِلذّاکِرِالإقبال عن الإمام الحسین علیه السلام فیما نُسِبَ إلَیهِ مِن دُعاءِ عَرَفَهَ : یا مَن أذاقَ أحِبّاءَهُ حَلاوَهَ المُؤانَسَهِ فَقاموا بَینَ یَدَیهِ مُتَمَلِّقینَ (3) ، ویا مَن ألبَسَ أولِیاءَهُ مَلابِسَ هَیبَتِهِ فَقاموا بَینَ یَدَیهِ مُستَغفِرینَ ، أنتَ الذّاکِرُ قَبلَ الذّاکِرینَ ، وأنتَ البادی بِالإِحسانِ قَبلَ تَوَجُّهِ العابِدینَ ، وأنتَ الجَوادُ بِالعَطاءِ قَبلَ طَلَبِ الطّالِبینَ ، وأنتَ الوَهّابُ ثُمَّ لِما وَهَبتَ لَنا مِنَ المُستَقرِضینَ . (4)



1- .الأمالی للصدوق : ص 444 ح 592 عن محمّد بن الحسین بن علیّ بن الحسین بن علیّ بن أبی طالب عن أبیه عن جدّه: ، بحار الأنوار : ج 93 ص 156 ح 20 ، وفی معانی الأخبار : ص 321 ح 1 عن الإمام الحسن علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله وراجع : کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 4 ص 409 ح 5888 ومکارم الأخلاق : ج 2 ص 85 ح 2229 .
2- .الأمالی للطوسی : ص 279 ح 534 عن أبی أحمد بن عامر الطائی عن الإمام الرضا عن آبائه: ، بحار الأنوار : ج 87 ص 8 ح 13 .
3- .المَلَق : الزیاده فی التودّد والدعاء والتضرّع فوق ما ینبغی (النهایه : ج 4 ص 358 «ملق») .
4- .الإقبال (طبعه دار الکتب الإسلامیّه) : ص 349 ، بحار الأنوار : ج 98 ص 226 ح 3 .