گروه نرم افزاری آسمان






امت قائمه


اشاره

امت قائمه: گروهی استوار، ثابت و برپادارنده ایمان و اطاعت
امت قائمه ترکیبی وصفی است. «امت» در لغت به معنای گروهی[1] است که بر محور امری مشترک مانند دین، زمان یا مکان واحد و یک طریقه و روش گرد هم آمده‌اند.[2] «قائمه» نیز مؤنث قائم و به معنای کسی است که بر حفظ و مراعات چیزی ایستاده و مصمم است[3]، بر این اساس «امت قائمه» به معنای گروهی است که عزم بر پاداشتن امری را داشته باشند.
امت قائمه در اصطلاح مفسران به معانی متفاوتی آمده است؛ مانند: امت عادل، امت هدایت یافته، گروه ثابت در عمل به قرآن[4]، قیام کننده به اطاعت خداوند[5] و ثابت در تمسک به دین حق و ملازم با آن.[6] گرچه معانی یاد شده به یکدیگر نزدیک[7] و اطلاق لفظ قائمه با همه معانی سازگار است؛ امّا چون در تنها آیه‌ای که «امت قائمه» به‌کار رفته سخن از کتاب و عمل صالح به میان آمده معنای قائمه قیام کننده بر ایمان و اطاعت است.[8] با توجّه به معنای قیام (ایستادن) انسان که کنایه از حالت تسلط وی بر کارها[9] و آمادگی او برای انجام امور[10] است، شاید بتوان گفت که امت قائمه در فرهنگ قرآن به معنای گروهی از انسانهای مصمم و آماده برای انجام وظایف فردی، اجتماعی، دینی و دنیایی خویش و بر پا خاسته در برابر کجرویها و ناهنجاریهای کفر و شرک و بت‌پرستی و نابرابریهای ستم است. در قرآن کریم رسول خدا(صلی الله علیه وآله)(مدثّر/74، 2) و سایر انسانها (سبأ/34، 46) فرمان یافتند برای انجام وظایف خویش برپا خیزند. آیه 14 کهف/18 بر پا خاستن گروهی (اصحاب کهف) در راه عبودیت پروردگار و تأیید ایشان از سوی خداوند را حکایت می‌کند.
ترکیب خاص امّت قائمه تنها یک بار در قرآن آمده و ضمن آیاتی این‌گونه وصف شده‌اند: آیات خدا را شبانگاهان می‌خوانند و سجده می‌کنند، به خدا و روز بازپسین ایمان دارند، به‌کار پسندیده فرمان می‌دهند و از بدی باز می‌دارند و در کارهای نیک می‌شتابند و اینان از نیکان‌اند و پاداش کارهای نیک خویش را خواهند دید: «لَیسوا سَواءً مِن اَهلِ الکِتـبِ اُمَّةٌ قائِمَةٌ یَتلونَ ءایـتِ اللّهِ ءاناءَ الَّیلِ وهُم یَسجُدون * یُؤمِنونَ بِاللّهِ والیَومِ الأخِرِ ویَأمُرونَ بِالمَعروفِ ویَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ و یُسـرِعونَ فِی الخَیرتِ واُولـئِکَ مِنَ الصّــلِحین * و ما یَفعَلوا مِن خَیر فَلَن یُکفَروهُ واللّهُ عَلیمٌ بِالمُتَّقین» (آل عمران/3، 113 ـ 115)

تبیین امت قائمه:

تبیین امت قائمه:
خداوند به رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)فرمان می‌دهد تا در راه رسالت خویش در انذار مردم برپا خیزد: «یـاَیُّهَا المُدَّثِّر * قُم فَاَنذِر» (مدثّر/74، 1 ـ 2) برخی از آیات به موعظه همه مردم پرداخته و به آنان فرمان می‌دهد تا به صورت جمعی و فردی برای خداوند بر پا خیزند: «قُل اِنَّما اَعِظُکُم بِوحِدَة اَن تَقوموا لِلّهِ مَثنی وفُردی ...» (سبأ/34، 46) منظور از این قیام ایستادن روی پا در برابر نشستن نیست، بلکه مراد قیام مصلحانه و حق‌طلبانه است[11] و چون قیام جمعی از اهمیت بیشتری برخوردار است بر قیام فردی مقدم شده است.[12] البتّه چنین گروهی از حمایت الهی برخوردار خواهند بود، چنان‌که گروهی از مؤمنان (اصحاب کهف) که در راه خدا بر پا خاسته‌اند مورد ستایش خدا قرار گرفته، هدایت و تأیید ویژه الهی را نصیب خویش کرده‌اند: «نَحنُ نَقُصُّ عَلَیکَ نَبَاَهُم بِالحَقِّ اِنَّهُم فِتیَةٌ ءامَنوا بِرَبِّهِم وزِدنـهُم هُدًی * و رَبَطنا عَلی قُلوبِهِم اِذ قاموا فَقالوا رَبُّنا رَبُّ السَّمـوتِ والاَرضِ لَن نَدعوا مِن دونِهِ اِلـهـًا ...» (کهف/18،13 ـ 14) حرکت این گروه قیامی خدایی و تصمیمی برای پایداری کلمه توحید بوده است.[13] آیات 113 ـ 115 آل‌عمران/3 نیز امت قائمه و اوصاف آنان را متذکّر شده است.
با توجّه به آنچه گذشت روشن است که امت اسلامی بارزترین مصداق امت قائمه هستند و به طور کلی هر امتی که در برابر شرک و ظلم قیام کرده و به سوی توحید و اطاعت الهی روی آورند از مصادیق امت قائمه به شمار می‌آیند، بر این اساس روایاتی که مقصود از امت قائمه را امت پیامبر(صلی الله علیه وآله)یا علی(علیه السلام) و یارانش دانسته‌اند، می‌توان به همین روش تبیین کرد.[14] مفسران با صرف نظر از این معنا در خصوص شأن نزول این آیات آرای متفاوتی داده‌اند:
به نظر برخی امت قائمه وصف گروهی از اهل کتاب (یهودیان) است که اسلام آورده‌اند و خداوند آنان را در مقایسه با سایر اهل کتاب که ایمان نیاورده‌اند می‌ستاید. به گفته ابن‌عباس هنگامی که عبداللّه بن سلام، ثعلبه بن‌سعیه و اسید بن‌سعیه و اسد بن‌عبید و جمعی دیگر از یهودیان، مسلمان شدند، از جانب دیگر یهودیان مورد طعن قرار گرفتند که ایمان شما به پیامبرخاتم(صلی الله علیه وآله)نشانه شرارت شماست و اگر درستکار بودید، دین پدری خود را رها نمی‌کردید[15] و آیه مورد نظر در چنین فضایی در حمایت آنان نازل شده است. نقل دیگری از ابن‌جریج با تفاوتی در نامهای افراد، این مطلب را تأیید می‌کند.[16]
بنابر نظری دیگر منظور از امت قائمه، امت محمّد(صلی الله علیه وآله)است.[17] براساس این نظر مقایسه افراد صالح و غیر صالح از اهل کتاب، در آیات پیشین با تعبیر «لَیسوا سَواءً» پایان یافته و این بخش از آیه شریفه با تعبیر «مِن اَهلِ الکِتـبِ اُمَّةٌ قائِمَةٌ» به عنوان جمله‌ای مستأنف درباره مسلمانان و ادامه آیه و آیات بعد اشاره به اوصاف آنان است.[18] در این صورت «أهل الکتـب» به معنای اهل الادیان (پیروان شرایع الهی) از جمله مسلمانان[19] بوده و آیه درصدد تأکید فضیلت مسلمانان بر پیروان سایر ادیان است. در اثبات این وجه به آیه «ثُمَّ اَورَثنَا الکِتـبَ الَّذینَ اصطَفَینا مِن عِبادِنا» (فاطر/35،32) و نقلی تاریخی تمسک شده است. براساس این نقل حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) نماز عشا را به تأخیر انداختند و پس از ورود به مسجد برای اقامه نماز و دیدن انتظار مردم فرمودند: هیچ‌یک از اهل ادیان در چنین ساعاتی ذکر خدا را نمی‌گویند، مگر شما و سپس آیه 113 آل‌عمران/3 را قرائت فرمودند.[20] با توجّه به اینکه در فرهنگ دینی، اهل* کتاب به غیر مسلمانان گفته می‌شود این قول صحیح به نظر نمی‌رسد.
برخی نیز به همین دلیل[21] و به دلیل آنکه قرآن از یهودیانی که ایمان آورده‌اند با عنوان مؤمنین یاد می‌کند[22] امت قائمه را وصفی برای صالحان از اهل کتاب (یهودی یا مسیحی) دانسته و گفته‌اند: قرآن بعضی از اهل کتاب را صالح و متقی به شمار آورده است. ضابطه اصلی قرآن در متقی بودن اشخاص ایمان به خدا و روز قیامت و عمل صالح آنان است و اجر چنین کسانی ضایع نخواهد شد[23]: «اِنَّ الَّذینَ ءامَنوا والَّذینَ هادوا والنَّصـری والصّـبِـینَ مَن ءامَنَ بِاللّهِ والیَومِ الأخِرِ وعَمِلَ صــلِحـًا فَلَهُم اَجرُهُم عِندَ رَبِّهِم ولا خَوفٌ عَلَیهِم ولا هُم یَحزَنون» (بقره/2،62) با توجه به دلایلی که این گروه از مفسران ذکر کرده‌اند امت قائمه وصف اهل کتابی است که در فرهنگ اسلام شایسته احترام و ستایش بوده‌اند، زیرا از اصول مشترک اعتقادی و رفتاری بین ادیان الهی برخوردار بوده‌اند.[24] بدیهی است نظر اخیر ـ اگر قابل پذیرش باشد ـ تنها درباره آن دسته از اهل کتاب می‌تواند پذیرفته شود که از روی جهل و قصور بر دین خود مانده باشند؛ امّا کسانی که پیام اسلام به آنان رسیده و حجت بر ایشان تمام گشته چنانچه ایمان نیاورند مقصر بوده و عذری از آنان پذیرفته نیست. این گروه نه تنها ستایش نمی‌شوند، بلکه باید در انتظار داوری عادلانه الهی باشند: «اِنَّ الَّذینَ ءامَنوا والَّذینَ هادوا والصّـبِـینَ والنَّصـری والمَجوسَ والَّذینَ اَشرَکوا اِنَّ اللّهَ یَفصِلُ بَینَهُم یَومَ القِیـمَةِ اِنَّ اللّهَ عَلی کُلِّ شَیء شَهِید» (حجّ/22،17)

ویژگیهای امت قائمه و قدرشناسی از آنان

1. تلاوت آیات خداوند:

1. تلاوت آیات خداوند:
امت قائمه، کتاب اللّه (قرآن) را در لحظاتی از شب تلاوت* می‌کنند[25]: «یَتلونَ ءایـتِ اللّهِ ءاناءَ الَّیلِ و هُم یَسجُدون» (آل‌عمران/3، 113) برخی گفته‌اند: با توجه به جمله «وهُم یَسجُدون» قرائت قرآن در نماز عشا یا نماز شب مراد است[26]؛ امّا کسانی که امت قائمه را وصف برای اهل کتابی قرار داده‌اند که اسلام نیاورده‌اند، آن را به تلاوت مناجاتها و ادعیه[27] یا بر قرائت بخش تحریف نشده تورات و انجیل حمل کرده‌اند.[28] این گروه در مورد «و هُم یَسجُدون» گفته‌اند: یا مراد، معنای لغوی آن یعنی خشوع و خضوع در برابر خداوند یا کنایه از نماز اهل کتاب است[29] و این سجده باید برای خداوند باشد؛ نه دیگران، حتی مسیح نیز شایسته سجده نیست، اگرچه بعضی او را پسر خدا یا خدا بدانند.[30]

2. ایمان به خدا و روز قیامت:

2. ایمان به خدا و روز قیامت:
امت قائمه به خداوند ایمان اذعانی (واقعی) دارد که ثمره آن خشیت از خدا و آمادگی برای روز قیامت است:«یُؤمِنونَ بِاللّهِ والیَومِ الأخِرِ» (آل عمران/3، 114)؛ نه ایمان جنسی (ادّعایی) که برای صاحب آن بهره‌ای جز غرور و ادّعا ندارد، چنان که شأن بسیاری از افراد بشر این گونه است.[31]
ایمان به خدا ایمان به وحدانیت و سایر صفات او و ایمان به روز قیامت ایمان به برانگیخته شدن انسانها در روز قیامت است.[32]
برخی ایمان به خدا را به عدم اعتقادات باطل چون تثلیث و سایر انحرافات مقید کرده‌اند.[33]ث

3. امر به معروف و نهی از منکر:

3. امر به معروف و نهی از منکر:
این گروه امر* به معروف و نهی از منکر می‌کنند: «و یَأمُرونَ بِالمَعروفِ ویَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ» «معروف» ایمان به خدا و تصدیق رسالت حضرت محمد(صلی الله علیه وآله)و «منکر» تکذیب توحید و بعثت آن حضرت دانسته شده است[34]؛ ولی با توجه به اینکه لفظ معروف و منکر مطلق است و شامل هر معروف و منکری می‌شود آیات یاد شده تا این بخش به اوصافی چون برترین اعمال یعنی نماز و بهترین اذکار یعنی ذکر خداوند و به برترین معارف یعنی معرفت مبدأ و معاد امت قائمه اشاره داشته است که با آنها به تکمیل خویش می‌پرداختند و در این بخش به وصف امر به معروف و نهی از منکر آنان که مربوط به تکمیل دیگران بعد از تکمیل خویش است اشاره دارد.[35]

4. شتاب در انجام کارهای نیک:

4. شتاب در انجام کارهای نیک:
آنان به سوی نیکیها می‌شتابند: «یُسـرِعونَ فِی الخَیرتِ» (آل‌عمران/3،114)، زیرا از آن بیم دارند که با مرگ فرصت را از دست بدهند.[36] مراد از خیرات را، قوانین اسلام و اعمال صالح دانسته‌اند.[37]

5 . توصیف به صلاح:

5 . توصیف به صلاح:
امت قائمه به صالح بودن وصف گردیده‌اند: «و اُولـئِکَ مِنَ الصّــلِحین» برخی وصف صلاح را بالاترین مدح در فرهنگ قرآنی دانسته‌اند، زیرا خداوند بزرگ‌ترین پیامبران خود را با این وصف، ستوده است: «و اَدخَلنـهُم فی رَحمَتِنا اِنَّهُم مِنَ الصّــلِحین = و ایشان را در مهر و بخشایش خویش درآوردیم، که آنان از نیکان و شایستگان بودند». (انبیاء/21،86)[38]
در پایان خداوند می‌فرماید: و آنان (امت قائمه) هر کار نیکی که انجام دهند هرگز ناسپاسی نبینند و خداوند به [حال] پرهیزکاران داناست: «وما یَفعَلوا مِن خَیر فَلَن یُکفَروهُ واللّهُ عَلیمٌ بِالمُتَّقین» (آل‌عمران/3، 115) به گفته برخی مفسران این آیه نیز ردّی بر پندار باطل یهودیان درباره امت قائمه است که می‌گفتند: اشرار از یهود به محمد(صلی الله علیه وآله)ایمان آورده‌اند، زیرا خداوند در این آیه آنان را در شمار صالحان خوانده[39] و از آنان به عظمت یاد کرده است.[40]

امت مسلمه

اشاره

امت مسلمه: گروهِ تسلیم محض در برابر دستورات الهی، اهل بیت(علیهم السلام)
امت مسلمه ترکیبی است از دو کلمه امت و مسلمه. واژه امت به معنای گروهی است که به لحاظ جهتی مشترک نظیر دین یا زبان یا مکان واحد به صورت اختیاری یا غیر اختیاری گرد هم جمع شده‌اند.[41] این واژه به معانی دین[42]، انسان جامع صفات و افعال نیک امام[43] و به معنای حین[44] آمده است که با واژه امت مسلمه ارتباطی ندارد.
واژه مسلمه از مصدر اسلام به معنای انقیاد و تسلیم محض[45] اشتقاق یافته و به شخص یا گروهی که در برابر فرمانها منقاد و تسلیم محض‌اند اطلاق می‌گردد. به عقیده برخی، مُسلم کسی یا گروهی است که کار خود را به صورت کامل به خدا واگذار کرده است، زیرا واژه اسلام در زبان عربی به معنای تبرئه شدن و خلاص گردیدن از بار مسئولیت است[46] ( => اسلام)، بنابراین، امت مسلمه به معنای گروهی است که در برابر دستورات تسلیم محض بوده و کار خود را به صورت کامل به خدا واگذار می‌کنند.
گرچه واژه امت مسلمه تنها یک بار در قرآن و آن هم در آیه 128 بقره/2 آمده است: «رَبَّنا واجعَلنا مُسلِمَینِ لَکَ و مِن ذُرِّیَّتِنا اُمَّةً مُسلِمَةً لَکَ واَرِنا مَناسِکَنا وتُب عَلَینا اِنَّکَ اَنتَ التَّوّابُ الرَّحیم = پروردگارا دل ما را تسلیم فرمان خود گردان و فرزندان ما را نیز به تسلیم خود بدار و راه پرستش را به ما بنما و بر ما ببخش. حقیقتاً که تنها تویی بخشنده و مهربان»؛ اما مضمون آن از برخی آیات نظیر «مِلَّةَ اَبیکُم اِبرهیمَ هُوَ سَمـّـکُمُ المُسلِمینَ» (حجّ/22،78) نیز قابل استنباط است. در این آیه خطاب به امت مسلمه گفته شده: آیین شما از آیین پدرتان ابراهیم است و هم او شما را مسلم نامیده است. مفسران در تعیین مرجع ضمیر هو در این آیه اختلاف نظر دارند؛ برخی مرجع آن را خداوند متعالی و برخی ابراهیم(علیه السلام)می‌دانند.[47] در این میان روشن است که اگر ضمیر به ابراهیم(علیه السلام)باز گردد مضمون این آیه با دعای او در آیه 128 بقره/2: «و من ذرّیّتنا امّة مسلمة لک» پیوند خواهد خورد؛ ولی در هر صورت، اگر مرجع ضمیر ذات احدیت هم باشد، بازهم مفهوم امت مسلمه به روشنی از این آیه قابل استخراج است.

تبیین امت مسلمه:

تبیین امت مسلمه:
اسلام دارای مراتبی است که از پایین‌ترین مرتبه یعنی تسلیم* زبانی آغاز شده: «قالَتِ الاَعرابُ ءامَنّا قُل لَم تُؤمِنوا ولـکِن قولوا اَسلَمنا ولَمّا یَدخُلِ الایمـنُ فی قُلوبِکُم ... =[برخی از] بادیه نشینان گفتند: ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاورده‌اید؛ لیکن بگویید: اسلام آورده‌ایم و هنوز در دلهای شما ایمان داخل نشده است ...» (حجرات/49،14) و پس از آن به مرتبه تسلیم قلبی و سپس به مرتبه‌ای می‌رسد که شخص، خدا را در کارهای خود حاضر می‌بیند و نهایتاً به عالی‌ترین مرحله که در آن خود و دیگران را نمی‌بیند و فقط خدا را می‌بیند پایان می‌پذیرد[48]، ازاین‌رو امت مسلمه از گستره معنایی وسیعی برخوردار خواهد بود، گرچه این حقیقت را نمی‌توان نادیده گرفت که ابراهیم و اسماعیل(علیهما السلام)از بندگان مقرّب خدا بوده‌اند و مناسب نیست که خواسته آنان و دعایشان را در حد پایین‌ترین مرتبه و حتی مراتب متوسط تنزل داد، بر این اساس باید پذیرفت که آنچه به عنوان اسلام مورد دعای ایشان قرار گرفته بالاترین مرتبه اسلام، یعنی همان عبودیت و تسلیم محض خدا شدن و وصول به توحید ناب است.[49] آنچه این نوع نگرش را به مفهوم مسلم و اسلام در آیه 128 بقره/2 و نیز به واژه امت مسلمه تقویت می‌کند، به‌کار رفتن دو واژه «مُسلِمَینِ» و «مُسلِمَة» همراه با «لَکَ» است که به استسلام و انقیاد و رضایتمندی محض در برابر قضا و قدر اشعار دارد و این همان حالتی است که انسان خویشتن را از روی خلوص وقف خدا می‌کند و همه تواضع و بندگی را در زبان و اعضا و جوارح خویش به‌کار می‌گیرد و به تعظیم ذات احدیت می‌پردازد.[50] افزون بر آنچه گفته شد از جمله «رَبَّنا وابعَث فیهِم رَسولاً مِنهُم» که در آیات بعد آمده است می‌توان چنین استفاده کرد که امت مسلمه همان امت پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله)است؛ ولی مراد از امت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)کسانی که نبی مکرم(صلی الله علیه وآله)به سوی آنها مبعوث شده یا به دین اسلام گرویده‌اند نیست، زیرا یقیناً بسیاری از پیروان این دین از ذریّه ابراهیم نیستند؛ همچنین با عنایت به آن بخش از جملات آیات بعدی که بر منزه بودن ذریّه ابراهیم(علیه السلام)از گناه و شرک دلالت دارد می‌توان به روشنی دریافت که مصداق واقعی امت مسلمه اهل* بیت گرامی پیامبر اسلام هستند، زیرا تنها این گروه هستند که افزون بر آنکه از امت پیامبر اسلام و ذریّه ابراهیم‌اند از هرگونه شرک و ظلم مبرایند.[51] در روایات شیعه مفهوم امت مسلمه نیز به بالاترین مراتب اسلام تفسیر شده و مصداق امت مسلمه تنها گروهی اندک از پر فضیلت‌ترین مسلمانان امت پیامبر(صلی الله علیه وآله)، یعنی اهل بیت(علیهم السلام)معرفی شده‌اند.[52]
در مواجهه با این رویکرد که برگرفته از روایات شیعه است ممکن است چنین گفته شود که ظاهر این آیه و آیاتی که نظیر این آیه خصوصیاتی را درباره امت مطرح می‌کند خطابی عام و شامل همه مسلمانان است. در پاسخ این سخن نیز گفته شده است که واژه امت محمّد(صلی الله علیه وآله)در معنای همه ایمان آورندگان به شریعت او پس ازنزول قرآن رایج گردیده؛ اما پیش از آن هیچ تبادری از این واژه یا واژه امت مسلمه به معنای تمامی پیروان این آیین نبوده است، ازاین‌رو هیچ مانعی از این نیست که مراد از امت مسلمه در قرآن گروه خاصی از امت نبی اکرم(صلی الله علیه وآله) یعنی اهل بیت(علیهم السلام) باشند.[53]
به عقیده طبری و برخی دیگر از مفسران اینکه در این دعا تنها گروهی از فرزندان ابراهیم و اسماعیل(علیهما السلام)در امت مسلمه جای گرفته‌اند از آن‌روست که خداوند متعالی پیش از این به ابراهیم(علیه السلام) اعلام کرده بود که از میان فرزندان تو تنها گروهی به مقام عهد الهی می‌رسند که از دسته ظالمان و بت‌پرستان نباشند و از همین‌رو امت مسلمه فقط آن گروه از فرزندان ابراهیم(علیه السلام) را شامل می‌شود که ستمی را مرتکب نشده باشند.[54]
در احادیث تفسیری از سُدّی چنین نقل شده که این گروه از فرزندان ابراهیم، اعراب هستند.[55]
طبری ضمن نقل این سخن از سدی می‌گوید: این سخن خلاف ظاهر آیه و نیز واقعیات تاریخی است، زیرا این گروه یقیناً اهل طاعت و امتثال اوامر الهی و ولایت خداوند سبحان هستند و روشن است که چنین افرادی از ذریّه ابراهیم(علیه السلام)هم در میان اعراب بوده‌اند و هم غیر عرب.[56]
برخی از مفسران بر این عقیده‌اند که ابراهیم و اسماعیل(علیهما السلام) در بخش نخست دعایشان: «رَبَّنا واجعَلنا مُسلِمَینِ لَکَ» طالب ثبات و استمرار این وصف برای خود بوده‌اند؛ یعنی از خدا خواسته‌اند که چنان‌که در گذشته مسلم بوده‌اند در آینده نیز بر آن وصف بمانند.[57]
در روح‌البیان این احتمال نیز مطرح شده است که آن دو برای عرصه‌های آزمونی که پیش روی داشتند (ذبح اسماعیل و افکنده شدن ابراهیم(علیه السلام)در آتش) تقاضای شکیبایی و به سلامت رهیدن از این عرصه را داشته‌اند.[58]

امت مقتصده

اشاره

امت مقتصده: گروه میانه رو در امر دین و تسلیم دستورات الهی
«امت» در لغت به معنای جماعتی است که امری واحد، مانند دین، زمان یا مکان آنان را گرد هم آورد،[59] و «مقتصده» از مصدر اقتصاد به معنای میانه‌روی (اجتناب از افراط و تفریط)[60] است، بنابراین، ترکیب «امت مقتصده» در لغت به معنای جماعتی میانه‌رو است. برخی اقتصاد را به معنای استقامت در عمل دانسته‌اند، زیرا کسی که چیزی را قصد کرده مستقیم به سوی آن حرکت می‌کند، بر خلاف کسی که در طلب خویش حیران است.[61]
امت مقتصده در اصطلاح به جماعت میانه‌رو در امر دین و تسلیم فرمانهای الهی گفته می‌شود؛[62] جماعتی که با عمل به فرمانهای الهی همواره از افراط و تفریط دور بوده و درحد اعتدال به‌سر می‌برند.
این ترکیب یک بار در قرآن کریم و در آیات مربوط به اهل کتاب آمده است. این آیات بیانگر آن است که اگر اهل کتاب ایمان آورده و پرهیزگار می‌شدند، خداوند گناهانشان را زدوده و آنان را وارد بهشت می‌کرد و اگر تورات و انجیل و آنچه که از پروردگارشان به سوی آنان فرود آمده برپا می‌داشتند از برکات آسمانی و زمینی برخوردار می‌شدند. بعضی از اهل کتاب میانه‌رو و بسیاری از آنان بد عمل‌اند: «ولَو اَنَّ اَهلَ الکِتـبِ ءامَنوا واتَّقَوا لَکَفَّرنا عَنهُم سَیِّـاتِهِم ولاََدخَلنـهُم جَنّـتِ النَّعیم * ولَو اَنَّهُم اَقاموا التَّورةَ والاِنجیلَ وما اُنزِلَ اِلَیهِم مِن رَبِّهِم لاََکَلوا مِن فَوقِهِم ومِن تَحتِ اَرجُلِهِم مِنهُم اُمَّةٌ مُقتَصِدَةٌ و کَثیرٌ مِنهُم ساءَ ما یَعمَلون» (مائده/5 ، 65 ـ 66)
واژه «مقتصد» در آیه 32 فاطر/35 درباره میانه‌رو بودن برخی از بندگان خدا به‌کار رفته و آنان را میان گروهی که به خود ستم کرده‌اند و کسانی که به سوی خیرات پیشی می‌گیرند قرار داده است. در آیه 32 لقمان/31 نیز درباره گروهی از انسانها به‌کار رفته است که پس از نجات یافتن از گرفتاری در امواج دریا از اعتدال خارج نشده‌اند. افزون بر آیات یاد شده که واژه «امت مقتصده» و «مقتصد» در آن آمده، آیات دیگری هم بدون استفاده از الفاظ یاد شده، مرتبط با مفهوم میانه و میانه‌روی* است؛ همچون آیات 143 بقره/2، درباره میانه بودن امت اسلامی، 9 نحل/16 در مورد ارائه صراط مستقیم از سوی خداوند به عنوان راهی میانه، 29 اسراء/17 و 67 فرقان/25 درباره لزوم میانه‌روی در بخشش، 19 لقمان/31 در توصیه به اعتدال در راه رفتن از سوی لقمان به فرزندش و 110 اسراء/17 که به خواندن نماز با آهنگ میانه (نه بلند و نه کوتاه) دستور می‌دهد.

تبیین امت مقتصده:

تبیین امت مقتصده:
میانه‌روی تنها در محدوده حق و در محور صراط مستقیم، یعنی راه میانه‌ای که از سوی خداوند ارائه می‌شود:«و عَلَی اللّهِ قَصدُ السَّبیلِ» (نحل/16،9)[63] معنا می‌یابد؛ راهی که از سوی خداوند ارائه شده یعنی اسلام[64] دینی میانه و احکام و دستورات آن در حد اعتدال است. نمونه‌هایی از این احکام در زمینه‌های گوناگون اقتصادی، اخلاقی و ... در قرآن چنین آمده است: 1. هرگز دست خود را به گردنت مبند (انفاق را ترک مکن) و آن را یکسره مگشای (هرچه داری به گزاف مده) (اسراء/17، 29) بندگان خدای رحمان کسانی‌اند که ... در انفاق نه اسراف می‌کنند و نه تنگ می‌گیرند، بلکه در میان این دو، حد اعتدالی دارند. (فرقان/25،67) 2. لقمان در توصیه‌ای به فرزند خویش وی را به اعتدال در راه رفتن فرا می‌خواند. (لقمان/31،19) حکایت کلمات حکمت‌آمیز لقمان در قرآن به نوعی سفارش همان امور به مسلمانان به حساب می‌آید. 3. در سوره اسراء/17، آیه 110 به خواندن نماز با صدای (معمولی)، نه بلند و نه کوتاه فرمان داده شده است.
با توجه به اینکه راه میانه همان اسلام و احکام آن است، میانه‌رو کسی است که در این راه وارد شده و به همه احکام آن ملتزم باشد، ازاین‌رو کسانی که بین اعتقاد به خدا و اعتقاد به رسول او جدایی انداخته و به بخشی از شریعت و احکام آن ایمان می‌آورند و در این میان راه میانه‌ای را می‌جویند، حقّاً کافرند (نساء/4، 150)؛ نه میانه‌رو، چنان‌که منافقان نیز که نه راه مؤمنان و نه راه کافران را می‌پیمایند و بین آن دو سرگردان‌اند جایگاه آنان در آتش بوده (نساء/4، 143) و هرگز سهمی از عنوان میانه‌روی ندارند.
در قرآن کریم، امت اسلامی، امتی معتدل، وسط و به دور از افراط و تفریطهای گروههای دیگر معرفی شده است:«وکَذلِکَ جَعَلنـکُم اُمَّةً وسَطـًا» (بقره/2، 143) برخی، چون مشرکان و بت‌پرستان گرفتار جسم‌گرایی و دنیاطلبی گشته و به آخرت اعتقادی ندارند و اهمیتی برای امور روحی و معنوی قائل نیستند. در مقابل، عده‌ای مانند نصارا، کمالات جسمانی را به کناری نهاده و به تقویت جانب روح پرداخته‌اند. قدر مشترک هر دو گروه آن است که به نتیجه مطلوب و هدایت صحیح دست نمی‌یابند؛ امّا امت اسلامی با هدایت دینی از سوی خداوند امت وسط قرار داده شده است، به‌گونه‌ای که نه ترک دنیا گفته و نه از معنویات دست کشیده است؛ به عبارت دیگر به هر دو جنبه جسمی و روحی وجود خویش توجّه کرده و از سعادت مادی و معنوی بهره برده است، ازاین‌رو امت اسلامی، امت میانه، معیار سنجش افراط و تفریط[65] و بهترین امتهاست: «کُنتُم خَیرَ اُمَّة ...» (آل‌عمران/3،110)، به همین جهت، برابر روایتی از اهل بیت(علیهم السلام)، در قرآن از اهل کتابی که اسلام آورده،[66] از پیامبر(صلی الله علیه وآله)پیروی کرده‌اند[67] وبراساس کتاب خدا و امر او سخن گفته‌اند[68]، با تعبیر «امت مقتصده» و میانه‌رو یاد شده است. (مائده/5 ،66)
در برخی آیات آمده است که به هنگام گرفتاری در امواج دریا همه انسانها خداوند را از روی اخلاص می‌خوانند؛ ولی پس از نجات یافتن تنها برخی از آنها میانه‌روی را در پیش می‌گیرند. (لقمان/31، 32)
گفتنی است که گرچه میانه‌روی و اقتصاد از صفات پسندیده و از فضایل انسانی است؛ ولی این صفت خود دارای درجاتی است که دارندگان درجه پایین آن: «و مِنهُم مُقتَصِدٌ» (فاطر/35،32) در مقابل پیشی‌گیرندگان به نیکیها بوده و دارندگان درجه بالای آن همان پیشی گیرندگان به خوبیها هستند: «و مِنهُم سابِقٌ بِالخَیرت» (فاطر/35،32) البتّه همه کسانی که در درجات یاد شده به سر می‌برند با حفظ مراتب، عنوان ارزشی «میانه‌رو» بر آنان صادق است، برخلاف گروه سومی که در همین آیه (فاطر/35،32) با تعبیر «کسانی که به خویشتن ظلم می‌کنند» از آنان یاد شده است: «و مِنهُم ظالِمٌ لِنَفسِهِ»
بسیاری از مفسران در تبیین امت مقتصده، تنها به درجه پایین آن توجه کرده و بر همین پایه آیه 32 فاطر/35 را تفسیر کرده‌اند. برخی امت مقتصده را گروه فرمانبردار دانسته‌اند که از ارتکاب گناهان حذر دارد؛ ولی کاربرد واژه «مقتصد» نشان می‌دهد که اطاعت این گروه به مرحله نهایت نرسیده است.[69] برخی آنان را کسانی دانسته‌اند که نه ترک عمل می‌کنند تا در زمره ستم‌کنندگان به خویش قرار گیرند و نه از دیگران پیشی می‌گیرند تا جزو «سابِقٌ بِالخَیرت» باشند.[70] گفته شده: میانه‌روی بالاترین درجه برای اهل کتاب است و همین صفت برای امت اسلامی مرتبه‌ای متوسط است و مرتبه بالاتر از آن، یعنی پیشی گرفتن به خوبیها: «سابِقٌ بِالخَیرت» مخصوص مسلمانان است.[71] برخی نیز میانه‌روی را بر دو نوع دانسته‌اند: 1. میانه‌روی بین افراط و تفریط که مطلقاً امری پسندیده است؛ مانند شجاعت که حدّ اعتدال بین افراط تهور و تفریط ترس است. آیات 19 لقمان/31 و 67 فرقان/25 به این نوع اشاره دارد. 2. میانه‌روی که کنایه است از آنچه میان امر پسندیده و ناپسند قرار می‌گیرد؛ مانند قرار گرفتن بین عدل و ظلم و نزدیک و دور. آیه 32 فاطر/35 این نوع را بیان می‌کند.[72]
برخی معتقدند آیه 66 مائده/5 که اهل کتاب را به مقتصده (فرمانبردار) و مرتکبان اعمال بد تقسیم می‌کند، مربوط به قبل از اسلام است، زیرا اهل کتاب بعد از اسلام دو دسته‌اند: بدکاران (کسانی که ایمان نیاورده‌اند) و سابق بالخیرات (ایمان آورندگان). گفته شده: مقتصد آن گروه از اهل کتاب‌اند که از افراط در ابراز بغض نسبت به مسلمانان به دور بوده و به آنان آزار نمی‌رساندند و با آنان ایمان نیز نیاورده‌اند.[73] به گفته دیگر، امت مقتصده کسانی هستند که درباره عیسی بن مریم(علیه السلام)نه غلوّ کرده که وی را خدا بدانند و نه تقصیر ورزیده و درباره وی سخن سخیف و ناروا گفته‌اند.[74] بنا به شأن نزولی مراد از امت مقتصده نجاشی و اصحاب او هستند.[75]