گروه نرم افزاری آسمان

سوره مُحَمَّد صلی الله علیه و آله



سوره مُحَمَّد صلی الله علیه و آله
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
بنام خداوند بخشنده بخشایشگر
1 اَلَّذینَ کَفَروُا وَ صَدُّوا عَنْ سَبیلِ اللّهِ اَضَلَّ اَعْمالَهُمْ
کسانی که کافر شدند و مردم را از راه خدا بازداشتند ، اعمالشان را نابود میکند .
این آیه اشاره به سردمداران کفر و مشرکان مکه دارد که آتشافروزان جنگهاي ضداسلامی بودند ، نهتنها خودشان کافر بودند ،
بلکه دیگران را نیز با انواع حیل و نقشهها از راه خدا بازمیداشتند .
این است که آن را نابود و حبط میکند ، زیرا گم کردن ، کنایه از بیسرپرست ماندن چیزي « اَضَ لَّ اَعْمالَهُمْ » منظور از
است که لازمه آن ، از بین رفتن است .
این جمله در واقع اشاره به کسانی است که براي محو اسلام و درهم شکستن مسلمین ، اعمال مختلفی نظیر کمکبه مستمندان ،
میهماننوازي و یاغیر اینهارا انجام میدادند ، در حالی که خداوند همه آنها را گم و نابود کرد و از رسیدن به هدف ،
بازداشت .
( جزء بیست و ششم ( 43
2 وَالَّذینَ امَنُوا وَ عَمِلُواالصّالِحاتِ وَ امَنُوا بِما نُزِّلَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ وَ اَصْلَحَ بالَهُمْ
و کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند ، به آنچه بر محمد صلیاللهعلیهوآله نازل شده و همه حق است و از سوي
پروردگار، نیز ایمان آوردند ، خداوند گناهانشان را میبخشد و کارشان را اصلاح میکند .
تأکیدي است بر « ایمان بهطور مطلق » بعد از ذکر ، « ایمان به آنچه بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله نازل شده » ذکر
برنامههاي این پیامبر بزرگ و از قبیل ذکر خاص بعد از عام است و بیانگر این واقعیت است که بدون ایمان به آنچه بر پیامبر
صفحه 23 از 77
صلیاللهعلیهوآله نازل شده ، هرگز ایمان بهخدا تکمیل نمیشود .
44 ) سوره مُحَمَّد )
درحالیکهآنچه براونازل )« وَ هُوَالْحَ قُّ مِنْرَبِّهِمْ » : قابلتوجه این است که بعد از ذکر اینجمله میگوید
شده،حقاست،ازسويپروردگارشان).
یعنی ایمان آنها ، بیحساب و بیدلیل نیست ، چون حق را در آن تشخیص دادهاند ، ایمان آوردهاند .
به معنی" حالات پراهمیت "است ، « مفردات » در « راغب » به معانی مختلفی آمده است به معنی حال ، کار ، قلب و به گفته « بال »
به معنی سر و سامان دادن به تمام شؤون زندگی و امور سرنوشتساز میباشد که طبعا هم ، « اصلاح بال » بنابراین
« اَضَلَّ اَعْمالَهُمْ » پیروزي در دنیا را شامل میشود و هم نجات در آخرت را ، به عکس سرنوشتی که کفار دارند که به حکم
تلاشها و کوششهایشان به جایی نمیرسد و به جز شکست ، نصیب و بهرهاي ندارند .
و میتوان گفت: آمرزش گناهان، نتیجه ایمان آنها و اصلاح بال، نتیجه اعمال صالح آنها است.
مؤمنان هم داراي آرامش فکرند و هم پیروزي در برنامههاي
( جزء بیست و ششم ( 45
عملی که " اصلاح بال "دامنه گستردهاي دارد و همه اینها را شامل است و چه نعمتی از این بالاتر که انسان ، روحی آرام و
قلبی مطمئن و برنامههایی مفید و سازنده داشته باشد .
مؤمنان ، پیرو حقند و کافران ، پیرو باطل
3 ذلِکَ بِاَنَّ الَّذینَ کَفَروُا اتَّبَعُوا الْباطِلَ وَ اَنَّ الَّذینَ امَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ کَذلِکَ یَضْرِبُ اللّهُ لِلنّاسِ اَمْثالَهُمْ
این به خاطر آن است که کافران از باطل پیروي کردند و مؤمنان از حقی که از سوي پروردگارشان بود، اینگونه خداوند براي
مردم ، زندگیشان را توصیف میکند .
منشعب میشود . ،« باطل » و « حق » از دو خط ، « کفر » و « ایمان » جان مطلب این است که دو خط
یعنی واقعیتهاي عینی که از همه بالاتر ، ذات پاك پروردگار است و به دنبال آن حقایق مربوط به زندگی انسان و قوانین « حق »
حاکم بر رابطه او با خدا و روابط آنها با یکدیگر .
46 ) سوره مُحَمَّد )
یعنی پندارها، خیالها، نیرنگها ، افسانههاي خرافی ، کارهاي بیهوده و بیهدف و هرگونهانحرافاز قوانینحاکم « باطل »
برعالَمهستی. آري مؤمنان ، پیروي از حق میکنند ، به همان معنی که گفته شد و کفار از باطل ، و همین موضوع دلیل پیروزي
آنها و شکستاینهااست .
. « کَذلِکَ یَضْرِبُ اللّهُ لِلنّاسِ اَمْثالَهُمْ » : و در پایان آیه میافزاید
بهمعنی مشابهت و گاه بهمعنی توصیف بهکار میرود و ظاهرا در آیه مورد بحث ، منظور ، معنی دوم است ، یعنی خداوند « مثل »
مَثَلُ الْجَنَّۀِ الَّتی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ : » : اینگونه توصیف حال مردم میکند ، همانگونه که در آیه 15 سورهمحمد صلیاللهعلیهوآله آمده
. «... توصیف بهشتی که به پرهیزکاران، وعده داده شده، چنیناست
از این آیه به خوبی استفاده میشود که هر اندازه به حق نزدیکتر باشیم ، به ایمان نزدیکتریم و هر اندازه اعتقاد و عمل ما
گرایش به باطل داشته باشد ، از حقیقت ایمان دورتریم و به کفر ، نزدیکتر ، که خط ایمان و کفر همان خط حق و باطل
است .
صفحه 24 از 77
( جزء بیست و ششم ( 47
اگر خدا را یاري کنید، شما را یاري میکند
7 یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا اِنْ تَنْصُروُا اللّهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ اَقْدامَکُمْ
اي کسانی که ایمان آوردهاید ! اگر خدا را یاري کنید ، شما را یاري میکند و گامهایتان را استوار میدارد .
تعبیر به یاري کردن خدا ، به وضوح به معنی یاري کردن آیین او است ، یاري کردن پیامبر او و شریعت و تعلیمات او و لذا در
وَ » : بعضی دیگر از آیات قرآن ، یاريکردن خدا و رسولش در کنار یکدیگر قرار داده شده ؛ در آیه 8 سوره حشر میخوانیم
با اینکه قدرت خداوند ، بیپایان است و قدرت مخلوقات در برابراو، بسیار ناچیز، ، « یَنْصُ روُنَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ اوُلئِکَ هُمُ الصّادِقُونَ
ولی باز تعبیر به یاري کردن خداوند میکند تا اهمیت مسأله جهاد و دفاع ازآیین حقرا روشن سازد و تعبیري از این باعظمتتر
براي این موضوع پیدا نمیشود.
48 ) سوره مُحَمَّد )
، « شما را یاري میکند » : اما ببینیم وعدهاي را که خداوند در برابر دفاع از آیینش به مجاهدان داده ، چیست ؟ نخست میگوید
اما از کدام طریق ؟ از طرق بسیار در قلب شما نور ایمان ، در روح شما تقوا ، در اراده شما قدرت و در فکر شما آرامش
میافکند .
از سوي دیگر فرشتگان را به یاري شما میفرستد ، حوادث را به نفع شما تغییر مسیر میدهد ، قلوب مردم را به شما متمایل
میکند، سخنانتان را نافذ و فعالیتهایتان را پرثمر میسازد ، آري یاري خدا ، جسم و جان و درون و برون را احاطه میکند .
تأکید میکند، چراکه ایستادگی در برابر دشمن، مهمترین رمز پیروزي « ثبات قدم » اما در میان تمام اَشکال یاريکردن، روي مسأله
است و برندگان جنگها، آنها هستند که ثبات و استقامت بیشتري نشان میدهند .
آن زمامدار ستمگر و خونخوار و قويپنجه ، ، « جالوت » فرمانده بزرگ بنیاسرائیل با ، « طالوت » و لذا در داستان پیکار
رَبَّنا اَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْرا وَ » : میخوانیم : مؤمنان اندکی که با او بودند ، به هنگامی که در برابر انبوه دشمن قرار گرفتند ، چنین گفتند
ثَبِّتْ اَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرینَ :
( جزء بیست و ششم ( 49
. « پروردگارا ! صبر و استقامت را بر ما بریز و گامهاي ما را استوار دار و در برابر قوم کافر ، یاري فرما
« فَهَزَمُوهُمْ بِاِذْنِ اللّهِ : یاران طالوت ، لشکر نیرومند جالوت را به فرمان خدا ، شکست دادند » : و در آیه بعد از آن میخوانیم
.
آري نتیجه ثبات قدم ، پیروزي بر دشمن است .
مسیر کفر محکوم به شکست و نابودي است
8 وَ الَّذینَ کَفَروُا فَتَعْسا لَهُمْ وَ اَضَلَّ اَعْمالَهُمْ
و کسانیکهکافرشدند، مرگ بر آنها و اعمالشان نابود باد.
بر وزن نَحْس ) به معنی لغزیدن و بهرو در افتادن است و اینکه بعضی آن را به هلاکت و انحطاط تفسیر ) « تَعْس »
کردهاند ، در واقع لازمه آن است .
50 ) سوره مُحَمَّد )
صفحه 25 از 77
آري هنگامی که افراد بیایمان لغزش میکنند ، کسی نیست زیر بازوي آنها را بگیرد و به آسانی در پرتگاهها سقوط خواهند کرد
، اما فرشتگان رحمت الهی بهیاري مؤمنان میشتابند و آنها را در لغزشگاهها و پرتگاهها حفظ میکنند ، چنان که در
30 / فصلت ) . ) « اِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَۀُ » : جاي دیگر میخوانیم
9 ذلِکَ بِاَنَّهُمْ کَرِهُوا ما اَنْزَلَ اللّهُ فَاَحْبَطَ اَعْمالَهُمْ
این به خاطر آن است که از آنچه خداوند نازل کرده، کراهت داشتند، لذا خدا اعمالشان را حبط و نابود کرد .
در این آیه علت سقوط آنها و نابودي اعمالشان بیان شده است .
خداوند قبل از هر چیز آیین توحید را نازل فرمود ، اما آنها به آن پشت کرده ، رو به شرك آوردند، خداوند
دستور به حق و عدالت و پاکی و تقوا داد ، اما آنها همه را پشت سر افکندند و به ظلم و فساد روي آوردند .
( جزء بیست و ششم ( 51
آريهنگامیکه آنهااز اینامورنفرت داشتند، طبعا گامی در این مسیر برنمیداشتند و تمام تلاشها و کوششهایشان در مسیر باطل
بود و طبیعی است که چنیناعمالی حبط و نابود گردد.
کَرِهُوا ما اَنْزَلَ اللّهُ فی حَقِّ عَلِیٍّ: آنها آنچه را که خداوند در حق علی نازل کرده » : در حدیثی از امام باقر آمده است
(1). « بود، کراهت داشتند
معنی گستردهاي دارد که یکی از مصداقهاي روشنش ، مسأله ولایت امیرمؤمنان علی است ، نه « ما اَنْزَلَ اللّهُ » البته تعبیر به
اینکه منحصر در آن باشد .
لارْضِفَیَنْظُروُا کَیْفَکانَ عاقِبَۀُالَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللّهُ عَلَیْهِمْ وَ لِلْکافِرینَ اَمْثالُها 􀂒 10 اَفَلَمْیَسیروُافِیا
آیادرزمینسیرنکردندتاببینندعاقبت کسانیکه قبلاز آنها بودند،چه شد؟خداوند آنهارا هلاكکرد و برايکافران، امثال این
مجازاتها خواهدبود .
ذیل آیات مورد بحث . ، « مجمع البیان » -1
52 ) سوره مُحَمَّد )
ذکر میشود،بهمعنینابودکردن همهچیز « عَلی » در اصل به معنی هلاك کردن است ، اما هنگامیکه با « تدمیر » از ماده « دَمَّرَ »
حتیفرزندان و خانواده و اموالمخصوصانساناست( 1) و به این ترتیب این تعبیر بیان مصیبت دردناكتري است ، مخصوصا با توجه
معمولًا در مورد سلطه به کار میرود ، مفهوم جمله این میشود که خداوند هلاك و نابودي را بر سر این « عَلی » به اینکه لفظ
اقوام و اموال و آنچه مورد علاقه آنها بود ، فرو ریخت .
آنها انتظار نداشته باشند که با انجام اعمال مشابه آنها ، از کیفرهاي مشابه مصون و برکنار بمانند ، بروند آثار گذشتگان را
بنگرند و آینده خود را در آیینه زندگی آنان ببینند .
ذیل آیه . ، « تفسیر فخر رازي » و « روح البیان » ، « روح المعانی » -1
( جزء بیست و ششم ( 53
که قرآن مجید به عنوان یک برنامه آگاهکننده بارها روي آن تکیه کرده است ، در جلد 3 تفسیر نمونه ذیل « سیردرارض » درمورد
آیه 137 سورهآلعمران،صفحه 102 و درجلد 16 تفسیرنمونهصفحه 458 به طور مشروح بحث شده است .
خدا یارمؤمناناست و کفارپشتوانهندارند
11 ذلِکَ بِاَنَّ اللّهَ مَوْلَی الَّذینَ امَنُوا وَ اَنَّ الْکافِرینَ لا مَوْلی لَهُمْ
صفحه 26 از 77
این به خاطر آن است که خداوند مولا و سرپرست کسانیاستکه ایمان آوردند، اما کافران ، مولایی ندارند.
به معنی ولیّ و سرپرست و یار و یاور است و به این ترتیب خداوند ولایت و سرپرستی و یاري مؤمنان را بر عهده گرفته ، « مَوْلی »
اما کافران را از زیر چتر ولایت خود خارج ساخته است ، روشن است کسانی که تحت ولایت ذات پاك او باشند ، هم در مشکلات
یاري میشوند و هم ثباتقدم دارند و سرانجام به مقصود خود نایل میشوند ، اما آنها که از زیر این پوشش خارجند ،
اعمالشان حبط و نابود و عاقبت کارشان ، هلاکت است .
54 ) سوره مُحَمَّد )
در اینجا سؤالی پیش میآید که در آیه مورد بحث ، خداوند فقط به عنوان مولاي مؤمنان ذکرشده،درحالیکه دربعضی
وَ رُدُّوا اِلَیاللّهِ مَوْلاهُمُالْحَقِّ وَ ضَ لَعَنْهُمْ » : دیگرازآیات قرآن مانند آیه 30 سورهیونس حتیمولاي کافران معرفیشدهاست
ماکانُوایَفْتَروُنَ:آنها به سوي خداوند مولاي حقیقی خود بازمیگردند و بتهایی را که به دروغ شریک خدا میپنداشتند ، گم و
. « نابود میشود
خداوند که همان مسأله خالقیت و تدبیر او است ، « ولایت عامه » پاسخ این سؤال باتوجه به یک نکته روشن میشود و آن اینکه
و عنایت مخصوص او که توأم با انواع حمایتها است ، تنها شامل حال مؤمنان « ولایت خاصه » همگان را فرامیگیرد ولی
است .
بعضی گفتهاند : این آیه ، امیدبخشترین آیات قرآن است ( اَرْجی آیَۀٍ فِی الْقُرْآنِ ) چراکه همه مؤمنان اعماز عالِم و جاهل ، زاهد
( جزء بیست و ششم ( 55
و راغب ، کوچک و بزرگ ، زن و مرد و پیر و جوان ، را تحت حمایت و عنایت خاص پروردگار معرفی میکند ، حتی مؤمنان
گنهکار را استثناء نمیکند ، او در حوادث سخت و مصائب جانکاه ، نمونههاي حمایت خویش را نشان میدهد که هرکس در طول
عمر خود این معنی را احساس کرده است و در تواریخ نیز شواهد فراوان دارد .
در حدیثی آمدهاست که پیامبر صلیاللهعلیهوآله بعد از یکی از غزوات ، زیر درختی تنها نشستهبود، مشرکی با شمشیر برهنه به طور
« مَنْ یُخَلِّصُکَ مِنِّی الاْآنَ : چه کسی هماکنون میتواند تو را از چنگال من نجات دهد » : غافلگیرانه به حضرت حمله کرد و گفت
و در این هنگام پايمشرك لغزید و بر زمینخورد و شمشیرازدستش فروافتاد،پیامبر « اَللّه » : ؟ پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود
در جواب عرض ؟ « الآن تو بگو چه کسی تو را از دست من رهایی میبخشد » : صلیاللهعلیهوآله شمشیر را برداشت و فرمود
( و سپس ایمان آورد .( 1 « لا اَحَدٌ : هیچ کس » : کرد
. جلد 8 ، صفحه 503 ، « روح البیان » -1
56 ) سوره مُحَمَّد )
آري مولاي همه مؤمنان او است و کافران مولا و پناهگاهی ندارند .
صِرف خوردن و خوابیدن در دنیا، سبقت با حیوانات است
لانْهارُ وَ الَّذینَ کَفَروُا یَتَمَتَّعُونَ وَ یَأْکُلُونَ کَما تَأْکُلُ 􀂒 12 اِنَّ اللّهَ یُدْخِلُ الَّذینَ امَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ جَنّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَاا
لانْعامُ وَ النّارُ مَثْوًي لَهُمْ 􀂒 ا
خداوندکسانیراکهایمانآوردندو عملصالحانجام دادند، وارد باغهایی از بهشت میکند که نهرها از زیر درختانش جاري است ،
درحالیکه کافران از متاع زودگذر دنیا بهره میگیرند و همچون چهارپایان میخورند و سرانجام آتش دوزخ جایگاه آنها است.
درست است که هردو گروه در دنیا زندگی میکنند و از مواهب آن
صفحه 27 از 77
( جزء بیست و ششم ( 57
بهرهمند میشوند ، ولی تفاوت اینجااستکه مؤمنان، هدفشان، انجام عملصالحاست،اعمالیمفیدوسازنده و برايجلب خشنودي
پروردگار .
ولی کافران تمام هدفشان همین خوردن و خوابیدن و تمتع بردن از لذات حیات است .
مؤمنان حرکتی آگاهانه دارند و کافران ، بیهدف زندگی میکنند و بیهدف میمیرند ، درست مانند چهارپایان .
مؤمنان در بهرهگیري از مواهب حیات ، قید و شرط فراوان قائلند و در مشروعیت و طرق تحصیل آن و چگونگی مصرفش ، دقیقا
میاندیشند ، اما کافران چون چهارپایانند که براي آنها تفاوت نمیکند این علف از زمین صاحب آنها است یا غصب ؟ حق یتیم
و بیوهزنی است یا نه ؟
لاکْلُ 􀂒 لادَبِ وَ ا 􀂒 اِنَّ الْمُؤْمِنَ لایَخْلُوا اَکْلُهُ عَنْ ثَلاثٍ ؛ اَلْوَرَعُ عِنْدَ الطَّلَبِ وَ اسْتِعْمالُ ا » : بعضی تفاوت بین این دو گروه را چنین گفتهاند
لِلسَّبَبِ وَ الْکافِرُ یَطْلُبُ لِلنَّهْمَۀِ وَ یَأْکُلُ لِلشَّهْوَةِ وَ عَیْشُهُ فی
58 ) سوره مُحَمَّد )
غَفْلَۀٍ : مؤمن ، خوردنش از سه برنامه خالی نیست ؛ ورع در بهدست آوردن و ادب در بهکار بردن و هدف در مصرفکردن، ولی
. « کافر طلبشبیقید و شرط و خوردنشبرايشهوت و زندگیشسراسرغفلت است
لانْعامِ بَلْ هُمْ 􀂒 اوُلئِکَ کَا » : در بعضی دیگر از آیات قرآن نیز این دوزخیان به چهارپایان تشبیه شدهاند ، بلکه از چهارپایان بدتر
179 / اعراف ) . ) « اَضَلُّ اوُلئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ
17 وَ الَّذینَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدًي وَ اتیهُمْ تَقْویهُمْ
کسانیکه هدایتیافتهاند، خداوند برهدایتشان میافزایدو روح تقوا بهآنهامیبخشد.
نقطهمقابل کفّار، مؤمنان راستین هستند، آنها نخستین گامهاي هدایت را شخصا برداشته و عقل و خرد و فطرت خویش را در
اینراه بهکار گرفتهاند، سپس خداوند طبق وعدهاي که داده است ، مجاهدان راهش را هدایت و راهنمایی بیشتر میکند ، نور ایمان
به قلب آنها میافکند و از شرحصدر و روشنبینی بهرهمندشان میسازد، این از نظر اعتقاد و ایمان، و اما از نظر عمل، روح تقوا را
در آنها زنده میکند، آنچنان که از گناه متنفر میشوند و به طاعت و نیکی عشق میورزند.
( جزء بیست و ششم ( 59
چرا در قرآن تدبر نمیکنند ؟
24 اَفَلا یَتَدَبَّروُنَ الْقُرْآنَ اَمْ عَلی قُلُوبٍ اَقْفالُها
آیا آنها در قرآن تدبر نمیکنند؟ یا بر دلهایشان قفل نهاده شده است .
به معنی اشیاي خشک است و از آنجا که وقتی « قَفیل » به معنی بازگشت کردن یا « قُفُول » در اصل از ماده « قُفْل » جمع « اَقْفال »
در را ببندند و بر آن قفل بزنند ، هرکس بیاید ، از آنجا بازمیگردد و همانند موجود خشک ، چیزي در آن نفوذ نمیکند ، این
کلمه به این ابزار مخصوص گفته شده است .
قرآن کتاب اندیشه و عمل است
آیات مختلف قرآن ، این حقیقت را فاش میگوید که این کتاب بزرگ آسمانی ، تنها براي تلاوت نیست ، بلکه هدف نهایی از آن
« ذکر »
صفحه 28 از 77
60 ) سوره مُحَمَّد )
شفا و رحمت و » و « خارج کردن انسانها از ظلمات به نور » ، « انذار » ، ( بررسی عواقب و نتایج کار ) « تدبّر » ، ( ( یادآوري
است . « هدایت
. « وَ هذا ذِکْرٌ مُبارَكٌ اَنْزَلْناهُ : این یادآوري پربرکتی است که ما نازل کردهایم » : میفرماید « انبیاء » در آیه 50 سوره
کِتابٌ اَنْزَلْناهُ اِلَیْکَ مُبارَكٌ لِیَدَّبَّروُا آیاتِهِ : این کتاب پربرکتی است که بر تو نازل » : آمده است « ص » در آیه 29 سوره
. « کردهایم تا در آیاتش تدبر کنند
وَ اوُحِیَ اِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لاُِنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ : این قرآن به من وحی شده است تا شما و » : میخوانیم « انعام » در آیه 19 سوره
. « تمام کسانی را که این پیام به آنها میرسد ، به وسیله آن انذار کنم
کِتابٌ اَنْزَلْناهُ اِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ اِلَی النُّورِ : این کتابی است که بر تو نازل » : میفرماید « ابراهیم » در آیه 1 سوره
. « کردیم تا مردم را به وسیله آن از ظلمتها به سوي نور خارج سازي
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ » : آمده « اسراء » و بالاخره در آیه 82 سوره
( جزء بیست و ششم ( 61
. « ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَۀٌ لِلْمُؤْمِنینَ : آیاتی از قرآن نازل میکنیم که مایه شفاء و رحمت براي مؤمنان است
و به این ترتیب باید قرآن مجید در متن زندگی مسلمانان قرار گیرد و آن را اسوه خویش قرار دهند، دستوراتش را مو به مو اجرا
کنند و تمام خطوط زندگی خویش را با آن هماهنگ سازند .
اما متأسفانه برخورد گروهی از مسلمانان با قرآن ، برخورد با یک مشت اوراد نامفهوم است ، تنهابه تلاوت سرسري میپردازند و در
نهایت فقط به تجوید و مخارج حروف و زیبایی صوت ، اهمیت میدهند و بیشترین بدبختی مسلمانان از همینجا است
که قرآن را از شکل یک برنامه جامع زندگی خارج ساخته و تنها به الفاظ آن قناعت کردهاند .
قابل توجه اینکه در آیات مورد بحث ، باصراحت میگوید : این منافقان بیمار دل در قرآن تدبّر نکردند که به این روز سیاه
افتادند .
به معنی بررسی نتایج و عواقب چیزي « دَبْر » از ماده « تَدَبُّر »
62 ) سوره مُحَمَّد )
که بیشتر به بررسی علل و اسباب چیزي گفته میشود و بهکار بردن هر دو تعبیر ، در قرآن مجید پرمعنی « تفکر » است ، به عکس
است . اما نباید فراموش کرد که بهرهگیري از قرآن ، نیاز به یک نوع خودسازي دارد ، هرچند خود قرآن نیز به خودسازي کمک
میکند ، زیرا اگر بر دلها قفلها باشد ، قفلهایی از هوا و هوس ، کبر و غرور ، لجاجت و تعصب ، اجازه ورود نور حق به آن
نمیدهد ، در آیات مورد بحث ، بههمین امر نیز اشاره شده است .
آنها شبهنگام بر پا ایستاده و قرآن را » : و چه زیبا میگوید امیر مؤمنان علی در خطبهاي که پیرامون صفات پرهیزکاران فرموده
شمرده و با تدبر ، تلاوت میکنند و جان خود را با آن محزون میسازند ، داروي درد خود را از آن میگیرند ، هرگاه به آیهاي
رسند که در آن تشویق است ، با علاقه فراوان بهآن رويمیآورند و چشمجانشان با شوق بسیار در آن خیره میشود و آن را همواره
نصبالعین خود میسازند و هرگاه به آیهاي رسند که در آن بیم و انذار است ، گوشهاي دل خود را براي
( جزء بیست و ششم ( 63
شنیدنش باز کرده ، فکرمیکنند صداي ناله آتش سوزان دوزخ و بههم خوردن زبانههایش در گوش جانشان طنینانداز
(1). « است
صفحه 29 از 77
33 یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا اَطیعُوا اللّهَ وَ اَطیعُوا الرَّسُولَ وَ لا تُبْطِلُوا اَعْمالَکُمْ
اي کسانی که ایمان آوردهاید! اطاعت کنید خدا و اطاعت کنید رسول خدا را و اعمال خود را باطل مسازید !
در حقیقت برنامههاي مؤمنان در همهچیز نقطه مقابل گروه کافر و منافق است ، آنها با فرمان خدا مخالفت میکنند و اینها اطاعت
، آنها به عداوت و دشمنی با پیامبر صلیاللهعلیهوآله برمیخیزند و اینها فرمانبردارند ، آنها اعمالشان بر اثر کفر و ریا و منت و
مانند آن نابود میشود ، اما اینها با ترك این امور پاداش اعمالشان در پیشگاه خدا محفوظ است .
به هر حال لحن آیه نشان میدهد که در میان
خطبه 193 ( معروف به خطبه هَمّام ) . ، « نهج البلاغه » -1
64 ) سوره مُحَمَّد )
مؤمنان آن روز نیز افرادي بودهاند که در مسأله اطاعت خداوند و رسول و حفظ اعمالشان از باطل شدن ، کوتاهیهایی
داشتهاند که خداوند با این آیه به آنها اخطار میکند .
عوامل چهارگانه نابودي ثواب عمل
از نکات حساسیکه در آیات مختلف قرآن از جمله آیه مورد بحث ، به آن هشدار داده شده ، این است که مؤمنان ، مراقب باشند
که اعمالشان همچون کفار ، حبط و نابود نشود .
و به تعبیر دیگر اصل عمل ، مطلبی است و نگهداري آن ، مطلبی مهمتر . یک عمل پاك و سالم و مفید ، عملی است که از آغاز
سالم و بیعیب باشد و محافظت و مراقبت از آن تا پایان عمر بشود .
عواملی که اعمال آدمی را به خطر میافکند یا نابود میسازد، بسیار است ، از جمله ؛
یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ » : چنانکه قرآن میگوید ؛ « منت گذاردن و آزار دادن و ریا و کفر » 1 و 2
( جزء بیست و ششم ( 65
ذي کَالَّذي یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الاْآخِرِ : اي کسانی که ایمان آوردهاید ! انفاقها و بخششهاي خود را با 􀂒 الا
« منت و آزار ، باطل نسازید ، همانند کسیکه مالخود رابراي نشاندادن به مردم انفاق میکند و ایمان به خدا و روز قیامت ندارد
264 / بقره ). )
مطرح شده است که اولی بعد از عمل میآید و « ریا و کفر » و دیگري « منت و آزار » در اینجا دو عامل بطلان عمل ، یکی
دومی ، مقارن آن و اعمال نیک را به آتش میکشند .
اَلْعُجْبُ یَأْکُلُالْحَسَ ناتُ کَما » : عامل دیگرياست براي نابودي اثر عمل ، چنان که در حدیث آمده است ؛ « عُجب » 3
(1). « تَأْکُلُ النّارُ الْحَطَبَ: عُجب، حسنات انسان را میخورد ، همانگونه که آتش ، هیزم را
نیز یکی از این گونه اعمال است که ؛ « حسد » 4
. جلد 8 ، صفحه 522 ، « روح البیان » -1
66 ) سوره مُحَمَّد )
آمده که همچون آتش ، حسنات را نابود میکند ، پیغمبر گرامی اسلام « عُجب » درباره آن نیز تعبیري شبیه به
(1).« اِیّاکُمْوَالْحَسَدَفَاِنَالْحَسَدَیَأْکُلُالْحَسَناتِکَماتَأْکُلُالنّارُالْحَطَبَ » : صلیاللهعلیهوآله فرمود
اصولًا همانگونه که حسنات ، سیّئات را از بین میبرد ( اِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ ) ( 114 / هود ) همچنین گاهی
سیئات ، حسنات را به کلی از اثر میاندازد .
صفحه 30 از 77
نگهداري » : اینجا است که به اهمیت و مشکلات مسأله نگهداري اعمال ، پی میبریم و لذا در حدیثی از امام باقر آمده که فرمود
انسان » : حضرت در پاسخ فرمود ؟ « منظور از نگهداري عمل چیست » : راوي سؤال میکند . « عمل ، از خود عمل ، سختتر است
، بخششی میکند و یا انفاقی در راه خداوند یکتا و به عنوان یک انفاق پنهانی براي او ثبت میشود ، سپس در جایی آن را
مطرح میکند ،
. جلد 73 ، صفحه 255 ، « بحار الانوار » -1
( جزء بیست و ششم ( 67
این انفاق پنهانی حذف میشود و بهجاي آن انفاق آشکار نوشته میشود ، دگربار در جایی دیگر آن را مطرح میکند ، باز
(1). « حذف میشود و به عنوان ریا نوشته میشود
2)پایان سوره مُحَمَّد ). « وَ لا تُبْطِلُوا اَعْمالَکُمْ » : آیه مورد بحث، اشاره سربستهاي به همه این امور کرده، میگوید
. جلد 2 ، باب ریاء ، حدیث 16 ، « کافی » -1
جلد 2 ، ذیل آیه 217 بقره ، صفحه 70 مراجعه ، « تفسیر نمونه » -2 براي کسب اطلاعات بیشتر پیرامون مسأله حبط به
فرمائید .
68 ) سوره فَتح )
سوره