گروه نرم افزاری آسمان

سوره فَتْح




فتح المبین
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
بنام خداوند بخشنده بخشایشگر
1 اِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحا مُبینا
ما برايتو پیروزيآشکاريفراهمساختیم .
درنخستین آیهسورهبشارتعظیمی بهپیامبر صلیاللهعلیهوآله داده شده است، بشارتیکهطبقبعضیازروایاتنزدپیامبر صلیاللهعلیهوآله
محبوبترازتمامجهانبود.
پیروزي چشمگیري که آثار آن در کوتاه مدت و دراز مدت در پیشرفت اسلام و زندگی مسلمانان آشکار شده و میشود، فتحی که
در طول تاریخ اسلام کمنظیر یا بینظیر بود .
در اینجا گفتگو و بحث عظیمی در میان مفسران درگرفته است که منظور از این فتح ، کدام فتح است ؟
اکثر مفسران آن را اشاره به پیروزي عظیمی میدانند که از
( جزء بیست و ششم ( 69
نصیب مسلمانان شد . « صلح حدیبیه »
اما براي روشن شدن تفسیر این آیات باید قبل از هر چیز فشردهاي از داستان حدیبیه را در اینجا بیاوریم که به منزله شأن نزول آن
است .
داستان صلح حدیبیه
صفحه 31 از 77
در سال ششم هجرت ماه ذيالقعده پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به قصد عمره به سوي مکه حرکت کرده و همه مسلمانان را تشویق
به شرکت در این سفر نمود ، اما گروهی خودداري کردند ، ولی جمع کثیري از مهاجران و انصار و اعراب بادیهنشین در
خدمتش عازم مکه شدند .
این جمعیت که در حدود یکهزار و چهارصد نفر بودند همگی لباس احرام بر تن داشتند و جز شمشیر که اسلحه مسافران محسوب
میشد هیچ سلاح جنگی با خود برنداشتند .
در نزدیکی مکه رسید با خبر شد که قریش تصمیم گرفتهاند از ورود او به مکه جلوگیري نمایند ، « عُسْفان » هنگامی که پیامبر به
روستایی است « حدیبیه » ) رسید « حُدَیْبِیَّهْ » تا اینکه پیامبر صلیاللهعلیهوآله به
70 ) سوره فَتح )
در بیستکیلومتري مکه که بهمناسبت چاه و یا درختی که در آنجا بوده، به این نام نامیده میشد .) حضرت فرمود همینجا توقف
کنید ، عرض کردند در اینجا آبی وجود ندارد ، پیامبر صلیاللهعلیهوآله از طریق اعجاز از چاهی که در آنجا بود آب براي یارانش
فراهم ساخت .
عُروة ابنمسعود » در اینجا سفرایی میان قریش و پیامبر صلیاللهعلیهوآله رفت و آمد کردند تا مشکل به نحوي حل شود ، سرانجام
که مرد هوشیاري بود از سوي قریش خدمت پیامبر صلیاللهعلیهوآله آمد ، پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود : من به قصد جنگ « ثقفی
نیامدهام و تنها هدفم زیارت خانه خدا است ، ضمنا عروه در این ملاقات منظره وضو گرفتن پیامبر صلیاللهعلیهوآله را که اصحاب
اجازه نمیدادند قطرهاي از آب وضوي او به روي زمین بیفتد مشاهده کرد و هنگام بازگشت به قریش گفت : من به دربار کسري و
قیصر و نجاشی رفتهام ، هرگز زمامداري را در میان قومش به عظمت محمد صلیاللهعلیهوآله در میان یارانش ندیدم و اگر تصور
کنید که آنها دست از محمد صلیاللهعلیهوآله بردارند ، اشتباه بزرگی است ، شما با چنین افراد
( جزء بیست و ششم ( 71
ایثارگري روبرو هستید ، تصمیمتان را بگیرید .
پیشنهاد فرمود که به مکه رود و اشراف قریش را از هدف این سفر آگاه سازد ، عمر « عمر » در این میان پیامبر صلیاللهعلیهوآله به
به این کار مبادرت ورزد ، عثمان به « عثمان » گفت قریش با من عداوت شدیدي دارند و من از آنها بیمناکم ، بهتر این است که
سوي مکه آمد و چیزي نگذشتکهدرمیانمسلمانان شایعشداوراکشتهاند، در اینجاپیامبر صلیاللهعلیهوآله تصمیم به شدت عمل
معروف شد و با آنان عهد بست « بیعت رضوان » گرفت و در زیر درختی که در آنجا بود با یارانش تجدید بیعت کرد که به نام
را براي « سهیل ابن عمرو » که تا آخرین نفس مقاومت کنند ، ولی چیزي نگذشت که عثمان سالم بازگشت و به دنبال او قریش
مصالحه خدمت پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرستادند ، ولی تأکید کردند که امسال به هیچوجه ورود او به مکه ممکن نیست .
بعد از گفتگوهاي زیاد پیمان صلحی منعقد شد که یکی از موادش همین بود که مسلمانان آن سال را از عمره چشم بپوشند و سال
آینده به مکه بیایند ، مشروط بر اینکه بیش از سه روز نمانند و سلاحی جز سلاح مسافر با خود نیاورند و مواد متعدد دیگري دایر بر
امنیت جانی و مالی مسلمانان که از مدینه وارد مکه میشوند و همچنین 10 سال متارکه جنگ میان مسلمین و مشرکین و آزادي
مسلمانان مکه در انجام فرایض مذهبی در آن گنجانیده شد .
72 ) سوره فَتح )
این پیمان در حقیقت یک پیمان عدم تعرض همه جانبه بود که به جنگهاي مداوم و مکرر بین مسلمانان و مشرکان موقتا پایان
میداد .
سُهَیْل » ، « بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ » : بنویس » : ازاینقرار بودکه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به علی دستور داد « متن پیمانصلح »
صفحه 32 از 77
پیامبر صلیاللهعلیهوآله ، « من با چنین جملهاي آشنا نیستم ، بنویس : بِسْمِکَ اللّهُمَّ » : که نماینده مشرکان بود ، گفت « بن عَمْرو
سهیل بن » بنویس ، این چیزي است که محمد رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله با » : سپس فرمود . « بنویس : بِسْمِکَ اللّهُمَّ » : فرمود
میدانستیم ، با تو جنگ نمیکردیم ، تنها اسم « رسول اللّه » ما اگر تو را » : گفت « سهیل » ، « مصالحه کرده « عمرو
« محمد بن عبداللّه » این چیزياست که » : مانعی ندارد، بنویس » : پیغمبر صلیاللهعلیهوآله فرمود ، « خودت و اسم پدرت را بنویس
. « صلح کرده که ده سال متارکه جنگ شود تا مردم امنیت خود را بازیابند « سهیل بن عمرو » با
( جزء بیست و ششم ( 73
علاوه بر این هر کس از قریش بدون اجازه ولیش نزد محمّد بیاید ( و مسلمان شود ) او را بازگردانند و هر کس از آنها که با
محمّد هستند نزد قریش بازگردد بازگرداندن او لازم نیست .
همه آزادند هر کس میخواهد در پیمان محمّد و هر کس میخواهد در پیمان قریش وارد شود .
طرفین متعهدند که نسبت به یکدیگر خیانت نکنند ( و جان و مال یکدیگر را محترم بشمارند ) .
از این گذشته محمّد امسال باز میگردد و وارد مکه نمیشود، اما سال آینده ما به مدت سه روز از مکه بیرون میرویم و
یارانش بیایند اما بیش از سه روز توقف نکنند ( و مراسم عمره را انجام دهند و بازگردند ) به شرط اینکه جز اسلحه
. « مسافر یعنی شمشیر ، آنهم در غلاف سلاحدیگري به همراه نداشته باشند
74 ) سوره فَتح )
( بود .( 1 « علی بن ابیطالب » بر این پیمان صلح گروهی از مسلمانان و مشرکان گواهی داده و کاتب عهدنامه
در اینجا پیامبر صلیاللهعلیهوآله دستور داد شترهاي قربانی را که به همراه آورده بودند در همانجا قربانی کنند ، سرهاي خود را
بتراشند و از احرام به در آیند . اما این امر براي جمعی از مسلمانان سختناگوار بود. چراکه بیرونآمدن ازاحرام بدون
انجام مناسکعمره در نظر آنها امکانپذیر نبود، ولی پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآله شخصا پیشگام شد و شتران قربانی را نحر
فرمود و از احرام بیرون آمد و به مسلمانان تفهیم نمود که این استثنایی است در قانون احرام و قربانی که از سوي
خداوند قرار داده شده است .
. جلد 2 ، صفحه 281 ، « تاریخ طبري » -1
( جزء بیست و ششم ( 75
مسلمین هنگامیکه چنیندیدند تسلیم شدند و دستور پیامبر صلیاللهعلیهوآله دقیقا اجرا شد و از همانجا آهنگ مدینه کردند ، اما
کوهی از غم و اندوه بر قلب آنها سنگینی مینمود ، چراکه ظاهر قضیه مجموع این مسافرت یک ناکامی و شکست بود ولی خبر
نداشتند که در پشت داستان صلح حدیبیه چه پیروزيهایی براي مسلمانان و آینده اسلام نهفته است و در همین هنگام بود که
( سوره فتح نازل شد و بشارت فتح عظیمی را به پیامبر گرامی اسلام داد .( 1
پیامدهاي هفتگانه سیاسی و اجتماعی و مذهبی صلح حدیبیه
یک مقایسه اجمالی میان وضع مسلمانان در سال ششم هجرت ( هنگام صلح حدیبیه ) و دو سال بعد که با دههزار سرباز مجهز براي
فتح مکه حرکت کردند تا به پیمانشکنی مشرکان پاسخ دندانشکنی دهند و سرانجام بدون کمترین برخورد نظامی مکه را
گشودند ، چراکه قریش کمترین قدرت مقاومت در خود نمیدیدند ، نشان میدهد که بازتاب صلح حدیبیه تا چه حد گسترده بود
.
به طور خلاصه مسلمانان از این صلح چند امتیاز و پیروزي مهم به شرح زیر به دست آوردند .
صفحه 33 از 77
. جلد 3،صفحه 321 ،« سیرهابنهُشام » -1
76 ) سوره فَتح )
1 عملًا به فریبخوردگان مکه نشان دادند که آنها قصد کشتار ندارند و براي شهر مقدس مکه و خانه خدا احترام فراوان قائلند ،
همین امر سبب جلب قلوب جمع کثیري به سوي اسلام شد .
2 قریش براي اولین بار اسلام و مسلمین را به رسمیت شناختند ، مطلبی که دلیل بر تثبیت موقعیت آنها در
جزیره عربستان بود .
3 بعداز صلححدیبیه مسلمانان بهراحتی میتوانستند همه جا رفت و آمد کنند و جان و مالشان محفوظ بماند و عملًا با مشرکان از
نزدیک تماس پیدا کردند ، تماسی که نتیجهاش شناخت بیشتر اسلام از سوي مشرکان و جلب توجه آنها به اسلام
بود .
( جزء بیست و ششم ( 77
4 بعد از صلح حدیبیه راه براي نشر اسلام در سراسر جزیره عرب گشوده شده و آوازه صلحطلبی پیامبر صلیاللهعلیهوآله
اقوام مختلفی را که برداشت غلطی از اسلام و شخص پیامبر صلیاللهعلیهوآله داشتند به تجدید نظر وادار کرد و امکانات
وسیعی از نظر تبلیغاتی به دست مسلمانان افتاد .
و برچیدن این غده سرطانی یهود که بالفعل و بالقوه خطر مهمی براي اسلام و « خیبر » 5 صلح حدیبیه راه را براي گشودن
مسلمین محسوب میشد هموار ساخت .
6 اصولًا وحشتقریش ازدرگیري باسپاههزار و چهارصد نفري پیامبر صلیاللهعلیهوآله که هیچ سلاح مهم جنگی با خود نداشتند و
پذیرفتن شرایط صلح خود عامل مهمی براي تقویت روحیه طرفداران اسلام و شکست مخالفان بود که تا این اندازه از مسلمانان
حساب بردند .
7 بعداز ماجرايحدیبیه پیامبر صلیاللهعلیهوآله نامههاي متعدديبه
78 ) سوره فَتح )
سران کشورهاي بزرگ ایران و روم و حبشه و پادشاهان بزرگ جهان نوشت و آنها را بهسوي اسلام دعوت کرد و این بهخوبی
نشان میدهد که تا چه حد صلححدیبیه اعتماد بهنفس بهمسلمین داده بود که نهتنها در جزیره عرب که در دنیاي بزرگ آن روز
راهخود را به پیش میگشودند .
از آنچه گفته شد ، بهخوبی میتوان دركکرد که صلح حدیبیه به راستی فتح و پیروزي بزرگی براي اسلام و مسلمین بود و
یاد کند . « فتح مبین » تعجب نیست که قرآن مجید از آن به عنوان
نتایج بزرگ فتح المبین
2 لِیَغْفِرَ لَکَ اللّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَ یَهْدِیَکَ صِراطا مُسْتَقیما
غرض این بود که خداوند گناهان گذشته و آیندهاي را که به تو نسبت میدادند ببخشد و نعمتش را بر تو تمام کند و به راه
راست هدایتت فرماید .
3 وَ یَنْصُرَكَ اللّهُ نَصْرا عَزیزا
( جزء بیست و ششم ( 79
و پیروزي شکستناپذیري نصیبتوکند .
صفحه 34 از 77
صلح حدیبیه ) که در آیه قبل آمده تشریح شده است . ) « فتح المبین » در این دو آیه قسمتی از نتایج پر برکت
و بهاین ترتیب خداوند چهار موهبتعظیم در سایه اینفتح مبین نصیب پیامبرش کرد : مغفرت ، تکمیل نعمت ، هدایت و نصرت
.
پاسخ به چند سؤال مهم در مورد آیه 2 سوره فتح
در اینجا سؤالات زیادي مطرح شده و مفسران از قدیمترین ایّام تاکنون به پاسخ این سؤالات پرداختهاند .
مطرح است . « مغفرت گناهان گذشته و آینده » مخصوصا سه سؤال زیر درباره نخستین موهبت الهی یعنی موهبت
1 با اینکه پیامبر به حکم مقام عصمت از هر گناهی پاك است منظور از این جمله چیست ؟
مطرح است . « آمرزش گناهان » و « فتح حدیبیه » 2 به فرض که از این ایراد صرفنظر کنیم چه ارتباطی میان
80 ) سوره فَتح )
گناهان آینده است، چگونه ممکن است گناهی که صورت نگرفته مورد عفو قرار گیرد ؟ آیا « ما تأخَّر » 3 اگر منظوراز جمله
این اجازه ارتکاب گناه در آینده نیست ؟
هر یک از مفسران به نحوي به حل این اشکالات پرداختهاند ، اما براي پی بردن به جامعترین پاسخ و تفسیر دقیق این آیات ذکر
مقدمهاي لازم به نظر میرسد و آن اینکه :
پیدا کنیم که کلیداصلی پاسخ به سؤالات سهگانه فوق در آن « آمرزش گناه » را با مسأله « فتح حدیبیه » مهم این است که ما رابطه
نهفته است .
با دقت در حوادث و رویدادهاي تاریخی به این نتیجه میرسیم: هنگامیکه مکتبی راستین ظاهرمیشود و قدبرمیافرازد، وفاداران به
سنن خرافی که موجودیت خود را در خطر میبینند هر گونه تهمت و نسبت ناروا به آن میبندند ، شایعهها میسازند و دروغها
میپردازند ، گناهان مختلف براي او میشمرند و در انتظارند ببینند سرانجام کارش بهکجا میرسد؟
( جزء بیست و ششم ( 81
اگر این مکتب در مسیر پیشرفت خود مواجه با شکست شود، دستاویزي محکم براي اثبات نسبتهاي ناروا بهدست مخالفان میافتد
و فریاد میکشند نگفتیم چنین است ، نگفتیم چنان است ؟
اما هنگامی که به پیروزي نایل گردد و برنامههاي خود را از بوته آزمایش موفق بیرون آورد ، تمام نسبتهاي ناروا
« ندانستیمها » به افسوس و ندامت مبدّل میگردد و جاي خود را به « نگفتیمها » نقش بر آب میشود و تمام
میدهد .
مخصوصا در مورد پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله این نسبتهاي ناروا و گناهان پنداري بسیار فراوان بود ، او را جنگطلب ،
آتشافروز، بیاعتناء به سنتهاي راستین ، غیرقابل تفاهم و مانند آن میشمردند .
صلح حدیبیه بهخوبی نشان داد که آیین او برخلاف آنچه دشمنان میپندارند یکآیین پیشرو و الهی است و آیات قرآنش ضامن
تربیت نفوس انسانها و پایانگر ظلم و ستم و جنگ و خونریزي است .
او به خانه خدا احترام میگذارد ، هرگز بیدلیل به قوم و جمعیتی
82 ) سوره فَتح )
حمله نمیکند ، او اهل منطق و حساب است ، پیروانش به او عشق میورزند ، او به راستی همه انسانها را به سوي محبوبشان اللّه
دعوت میکند و اگر دشمنانش جنگ را بر او تحمیل نکنند او طالب صلح و آرامش است .
صفحه 35 از 77
به این ترتیب فتح حدیبیه تمام گناهانی که قبل از هجرت و بعد از هجرت ، یا تمام گناهانی که قبل از این ماجرا و حتی در آینده
ممکن بود بهاو نسبت دهند ، همه را شست و چون خداوند این پیروزي را نصیب پیامبر صلیاللهعلیهوآله نمود میتوان گفت خداوند
همه آنها را شستشو کرد .
نتیجه اینکه این گناهان ، گناهان واقعی نبود ، بلکه گناهانی پنداري و در افکار مردم و در باور آنها، چنانکه در آیه
وَ لَهُمْ عَلَیَّ ذَنْبٌ فَاَخافُ اَنْ یَقْتُلوُنِ : » : 14 سوره شعراء داستان موسی میخوانیم که موسی به پیشگاه خدا عرضه داشت
در حالیکه گناه او چیزي جز یاري فرد مظلومی « فرعونیان بر من گناهی دارند که میترسم به جرم آن گناه مرا بکشند
( جزء بیست و ششم ( 83
از بنیاسرائیل و کوبیدن ستمگري از فرعونیان نبود .
بدیهی است این نه تنها گناه نبود بلکه حمایت از مظلوم بود ولی از دریچه چشم فرعونیان گناه محسوب میشد .
در لغت به معنی آثار شوم و تبعات کاري است ، ظهور اسلام در آغاز ، زندگی مشرکان را به هم ریخت ، « ذَنْبٌ » به تعبیر دیگر
ولی پیروزيهاي بعد سبب شد که آن تبعات بهدست فراموشی سپرده شود .
هر گاه خانه کهنه و فرسودهاي را که سرپناه فعلی ما است و به آن دلبستگی داریم خراب کنند ممکن است این کار را تخطئه
کنیم ، ولی بعد از آنکه ساختمانی محکم و مجهز بهجاي آن ساخته شد و تمام ناراحتیها برطرف گشت ، قضاوت ما به کلی
دگرگون میشود .
مشرکان مکه ، چه قبل از هجرت و چه بعد از آن ، ذهنیّت نادرستی درباره اسلام و شخص پیامبر صلیاللهعلیهوآله داشتند
که پیروزيهاي بعد بر همه آنها خط بطلان کشید .
آري اگر رابطه آمرزش این گناهان را با مسأله فتح حدیبیه در نظر
84 ) سوره فَتح )
استفاده میشود و کلید رمز براي گشودن معنی « لِیَغْفِرَ لَکَ اللّهُ » « لام » بگیریم مطلب کاملاً روشن است ، رابطهاي که از
آیه است .
اما آنها که به این نکته توجه نکردهاند در اینجا مقام عصمت پیامبر صلیاللهعلیهوآله را زیر سؤال بردهاند و براي او
(نعوذباللّه) گناهانی قائل شدهاند که خدا در پرتو فتح حدیبیه آنها را بخشیده است یا آیه را بر خلاف ظاهر معنی کردهاند
.
اما روشن است که همه اینها تکلّفاتی است بدون دلیل ، چه اینکه اگر ما عصمت انبیاء را مخدوش کنیم فلسفه وجودي آنها
از میان میرود ، زیرا پیامبر صلیاللهعلیهوآله باید در همه چیز سرمشق باشد ، چگونه یک فرد گنهکار میتواند این نقش را ایفا
کند .
بهعلاوهاو خود نیاز بهرهبر و راهنمايدیگريداردتاهدایتشنماید.
به پیامبرش داد . « صلح حدیبیه » اینها همه درباره نخستین موهبت از مواهب چهارگانهاي است که خداوند در پرتو
« هدایت به جاده صاف و مستقیم » و « اتمام نعمت پروردگار » اما
( جزء بیست و ششم ( 85
بعد از پیروزي حدیبیه چیزي نیست که بر کسی مکتوم بماند ، اسلام به سرعت گسترش یافت ، « نصرت شکستناپذیر الهی » و
قلوب آماده را تسخیر کرد ، عظمت تعلیمات آن بر همگان آشکار شد ، سمپاشیها را خنثی نمود ، نعمت خداوندي را کامل کرد
و بهراهی مستقیم به سوي پیروزيهاي عظیم هموار ساخت بهطوري که در ماجراي فتح مکه لشکر اسلام بدون هیچگونه مقاومت
صفحه 36 از 77
مهمترین دژ دشمن را گشود .
درآیه 2 سوره فتح چیست؟ « ماتَأَخَّر » و« ماتَقَدَّم » منظوراز
در سایه این فتح مبین ، گناهان متقدم و متأخر تو را » : در آیه مورد بحث خواندیم که خداوند میفرماید
چیست ، بین مفسران گفتگو است . « متأخر » و « متقدم » در اینکه منظور از ، « بخشیده
با توجه به تفسیري که درباره اصل معنی آیه و مخصوصا رابطه این آمرزش ، با مسأله فتح حدیبیه بیان کردیم روشن میشود که
و « گذشته » مراد تمام نسبتهاي ناروا و گناهانی است که به زعم خود در
86 ) سوره فَتح )
به پیغمبر اکرم نسبت میدادند و اگر این پیروزي بزرگ نصیب نشده بود تمام این گناهان را قطعی میپنداشتند ، ولی با « آینده »
حصول این پیروزي هم نسبتهاي نارواي گذشته برچیده شد و هم آنچه ممکن بود در آینده نسبت دهند. شاهد
دیگر این تفسیر حدیثی است کهاز امام علی ابن موسی الرضا آمده است که مأمون هنگامی که از این آیه سؤال کرد امام در پاسخ
هیچکس نزدمشرکان مکه گناهش سنگینتر از رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله نبود ، زیرا آنها 330 بت میپرستیدند ، » : فرمود
هنگامی که پیامبر صلیاللهعلیهوآله آنها را به توحید دعوت کرد بسیار بر آنها گران آمد و گفتند: آیا او همه خدایان ما را
تبدیل بهیک خدا کرده ؟ چیز عجیبی است ... ما هرگز چنین چیزي را از پدران خود نشنیدهایم این فقط یک دروغ بزرگ
است .
اي محمد صلیاللهعلیهوآله ما فتح »: اما هنگامیکه خداوند مکه را براي پیامبرش ( بعد از صلح حدیبیه ) گشود خداوند فرمود
مبینیرا براي تو فراهم کردیم تا گناهان گذشته و آیندهاي را که نزد مشرکان عرب
( جزء بیست و ششم ( 87
زیرا بعضی از مشرکان مکه تا آنروز ایمان آورده و بعضیها از مکه بیرون رفتند ، « بهخاطر دعوت به توحید داشته و داري ببخشد
و ایمان نیاوردند ، ولی قادر بر انکار توحید نبودند و لذا گناه پیامبر در نظر آنها بهخاطر پیروزي بخشوده شد. هنگامی که
(1) . « بارَكَ اللّه اي ابوالحسن » : مأمون این سخن را شنید عرض کرد
نزول سکینه و آرامش بر دلهاي مؤمنان
لارْضِ وَ کانَ اللّهُ عَلیما حَکیما 􀂒 4 هُوَالَّذي اَنْزَلَ السَّکینَۀَ فی قُلُوبِ الْمُؤْمِنینَ لِیَزْدادوُا ایمانا مَعَ ایمانِهِمْ وَ لِلّهِ جُنُودُ السَّمواتِ وَ ا
او کسیاستکه سکینه و آرامشرا در دلهايمؤمنان نازل کرد تا ایمانی بر ایمانشان افزوده شود ، لشکر آسمانها و زمین از آن
خداست و خداوند دانا و حکیم است .
. جلد 5 ، صفحه 56 ، « نور الثقلین » -1
88 ) سوره فَتح )
در اصل از ماده سکون به معنی آرامش و اطمینان خاطري است که هر گونه شک و تردید و وحشت را از انسان زائل « سکینه »
میکند و او را در طوفان حوادث ثابت قدممیدارد.
این آرامش ممکن است جنبه عقیدتی داشته باشد و تزلزل اعتقاد را برطرف سازد ، یا جنبه عملی ، بهگونهاي که ثبات قدم و
مقاومت و شکیبایی به انسان بخشد و البته به تناسب بحثهایی که گذشت و تعبیرات خود آیه در اینجا بیشتر ن به معنی اول
بیشتر روي جنبههاي عملی تکیه « جالوت » و « طالوت » است ، درحالی که در آیه 248 سوره بقره در داستان
صفحه 37 از 77
دارد .
و در جوي که بعد از صلح پیدا شد « حدیبیه » برگردیم و خود را در فضاي « صلح حدیبیه » باز لازم است در اینجا به داستان
تصور کنیم ، تا به عمق مفهوم آیه آشنا گردیم .
پیامبر صلیاللهعلیهوآله خوابی دیده بود - رویایی الهی و رحمانی - که با یارانش وارد مسجدالحرام میشوند و بهدنبال آن
بهعزم زیارت خانه خدا حرکت کرد، غالب اصحاب فکر کردند تعبیر این خواب و رؤیاي صادقه در همین سفر واقع میشود، در
حالیکه مقدر چیز دیگري بود این از یکسو .
( جزء بیست و ششم ( 89
از سوي دیگر مسلمانان مُحْرِم شده بودند و حیوانات قربانی با خود آورده بودند ، اما برخلاف انتظارشان توفیق زیارت خانه خدا
نصیب آنها نشد و پیامبر صلیاللهعلیهوآله دستور داد در همان حدیبیه شتران قربانی را نحر کنند و از احرام بیرون آیند ، کاري که
براي آنها سخت و باورنکردنی بود ، چراکه آداب و سنن آنها و نیز دستورات اسلام ایجاب میکرد که تا مناسک عمره را انجام
ندهند از احرام بیرون نیایند .
از سوي سوم در مواد صلحنامه حدیبیه مطالبی که پذیرش آن بسیار سنگین مینمود ، از جمله اینکه اگر کسی از قریش
مسلمان شود و به مدینه پناه آورد مسلمانان او را به خانوادهاش تحویل دهند ، اما عکس آن لازم نیست ، وجود داشت .
از سوي چهارم به هنگام تنظیم صلحنامه قریش حاضر نشدند کلمه
90 ) سوره فَتح )
بِسْمِ اللّهِ » نماینده قریش با اصرار آن را حذف کرد و حتی با نوشتن « سهیل » کنار نام محمد صلیاللهعلیهوآله باشد و « رسول اللّه »
نوشته شود که با سنت اهل مکه سازگار بود . واضح « بِسْمِکَ اللّهُمَّ » نیز موافقت نکرد و اصرار داشت بهجاي آن « الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
است این امور هر کدام به تنهایی مطلب ناگواري بود تا چه رسد به مجموع آنها و به همین جهت تزلزلی در قلوب افراد
ضعیفالایمان افتاد ، حتی وقتی سوره فتح نازل شد بعضی با تعجب پرسیدند : چه فتحی ؟
اینجا است که باید لطف الهی شامل حال مسلمانان شود و سکینه و آرامش را به دلهاي آنها بازگرداند ، نه تنها ضعف و فتوري
بر قدرت ایمان آنها افزوده شود، آیه فوق در چنین شرایطی « لِیَزْدادوُا ایمانا مَعَ ایمانِهِمْ » در آنان راه نیابد ، بلکه به مصداق
نازلگردید.
شده است و چنانکه میدانیم این تعبیر در قرآن مجید « انزال » تعبیر به « سکینه » این نکته نیز قابل توجه است که در مورد
گاهی به معنی ایجاد و خلقت و بخشش نعمت آمده و چوناز یک مقام عالی به مقام پایین است این تعبیر در آن به کار رفته
است .
( جزء بیست و ششم ( 91
دستاوردهاي چهارگانه ایمان
اگر ایمان هیچ ثمري جز همین مسأله آرامش نداشت کافی بود که انسان باتمام وجود از آن استقبال کند ، تا چه
رسد به ثمرات و برکات دیگر .
بررسی حال مؤمنان و افراد بیایمان روشنگر این حقیقت است که گروه دوم در یک حال اضطراب و نگرانی دایم به سر میبرند ،
در حالیکه گروه اول از اطمینان خاطر بینظیريبهرهمندند و درسایهآن:
39 / احزاب ) . ) « وَ لا یَخْشَوْنَ اَحَدا اِلاَّاللّهَ » : 1 هرگز از کسی جز خدا نمیترسند
صفحه 38 از 77
54 / مائده) . ) « وَ لا یَخافُونَ لَوْمَۀَ لائِمٍ » : 2 هرگز ملامتها و سرزنش این و آن در اراده آهنینشان اثر نمیگذارد
3 هرگز بهخاطر آنچه از دست دادهاند ، غمگین و ناراحت نمیشوند و به آنچه دارند، دلبستگی شدید ندارند و این دو اصل ،
92 ) سوره فَتح )
لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلی مافاتَکُمْ وَ لاتَفْرَحوُا بِما » سبب میشود که آرامش روحی آنها به خاطر گذشته و آینده، متزلزل نشود
23 / حدید ) . ) « اتاکُمْ
4 و بالاخره هرگز در برابر حوادث سخت سست نمیشوند و اندوهی به خود راه نمیدهند و همواره خود را برتر از دشمنمیبینند:
139 / آلعمران ) . ) « لاعْلَوْنَ اِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ 􀂒 وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنوُا وَ اَنْتُمُ ا »
مؤمن در میدان حوادث خود را تنها نمیبیند ، دست لطف و حمایت خدا را دائما بر سر خویش احساس میکند و یاري
فرشتگان را در وجود خویش لمس میکند .
در حالیکه اضطراب حاکم بر افراد بیایمان از خلال گفتار و رفتارشان مخصوصا به هنگام وزش طوفانهاي حوادث
کاملًا محسوس است .
سلسله مراتب هفتگانه ایمان
( جزء بیست و ششم ( 93
ایمان چه به معنی علم و آگاهی و معرفت باشد و چه به معنی روح تسلیم و پذیرش در برابر حق ، داراي درجات و سلسله مراتبی
است ، چراکه علم ، درجاتی دارد و پذیرش و تسلیم نیز داراي مراتب مختلفی است و حتی عشق و شور و محبت توأم با ایمان نیز
متفاوت است .
نیز تأکیدي بر این حقیقت است و به همین دلیل یک فرد مؤمن « لِیَزْدادوُا ایمانا مَعَ ایمانِهِمْ » : آیه مورد بحث که میگوید
هرگز نباید در یک مرحله از ایمان متوقف گردد ، او دائما به سوي درجات بالاتر از طریق خودسازي و علم و عمل گام
برمیدارد .
خداوند ایمان را بر هفت سهم تقسیم کرده : نیکی ، صدق ، یقین ، رضا ، وفا ، علم ، حلم و » : در حدیثی از امام صادق آمده است
سپس آن را در میان مردم توزیع نموده ، کسی که تمام این هفت سهم را دارد مؤمن کامل و متعهد است و براي بعضی از
. « مردم یک سهم ، دو سهم و بعضی سه سهم قرار داده تا به هفت سهم میرسد
آنچه را وظیفه صاحب دو سهم است بر دوش صاحب یک سهم حمل نکنید و آنچه مربوط به صاحب سه » : سپس امام افزود
(1). « سهم است بر دوش صاحب دو سهم ننهید ، مبادا بارشان سنگین شود و به زحمت افتند
94 ) سوره فَتح )
دو وسیله مهم آرامش
وَ لِلّهِ » و آرامش مؤمنان است : نخست جمله « سکینه » در ذیل آیه مورد بحث دو جمله خواندیم که هر کدام بیانگر یکی از عوامل
« وَ کانَ اللّهُ عَلیما حَکیما » لشکریان آسمانها و زمین ازآنخدا و تحت فرمان اویند ) سپس جمله ) « جُنُودُ السَّمواتِ وَ اْلاَرْضِ
(خداوند علیم و حکیم است).
اولی به انسان میگوید اگر با خدا باشی تمام قواي زمین و آسمان با تو است و دومی به او میگوید : خداوند هم نیازها و مشکلات
و گرفتاريهاي تو را میداند و هم از تلاشها و کوششها و اطاعت و بندگی تو باخبر است .
صفحه 39 از 77
. جلد 2 ، باب درجات الایمان ، حدیث 1 ، « کافی » -1
( جزء بیست و ششم ( 95
با ایمان به این دو اصل چگونه ممکن است آرامش خاطر بر وجود انسان حاکم نگردد ؟
نتیجه دیگر فتح المبین
5 لِیُدْخِلَ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ جَنّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا اْلَانْهارُ خالِدینَ فیها وَ یُکَفِّرَ عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ وَ کانَ ذلِکَ عِنْدَ اللّهِ
فَوْزا عَظیما
هدف ( دیگر از این فتح مبین ) آن بود که مردان و زنان باایمان را در باغهایی ( از بهشت ) وارد کند که نهرها از زیر
درختانش جاري است ، در حالی که جاودانه در آن میمانند و گناهان آنها را میبخشد و این نزد خدا پیروزي
بزرگی است .
آمده به معنی پیروزي و نیل « کبیر » و « مبین » ذکر شده و گاهی نیز همراه با « عظیم » که در قرآنمجید معمولًا باتوصیف « فوز » کلمه
به خیرات توأم با سلامت است و این در صورتی است که نجات آخرت در آن باشد هرچند با از دست دادن مواهب مادي دنیا
همراه گردد.
96 ) سوره فَتح )
به این ترتیب خداوند در برابر آن چهار موهبتی که به پیامبرش در فتح المبین داد ، دو موهبت عظیم نیز به مؤمنان ارزانی داشت
: بهشت جاویدان با تمام نعمتهایش و عفو و گذشت از لغزشهاي آنها ، علاوه بر سکینه و آرامش روحی که در این دنیا به
آنها بخشید و مجموعه این سه نعمت فوز عظیم و پیروزي بزرگی است براي کسانی که از این بوته امتحان سالم بیرون
آمدند .
6 وَ یُعَذِّبَ الْمُنافِقینَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِکینَ وَالْمُشْرِکاتِ الظّانّینَ بِاللّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَیْهِمْ دائِرَةُالسَّوْءِ وَ غَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِمْ
وَ لَعَنَهُمْ وَ اَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصیرا
و نیزمردان و زنانمنافقومردان و زنانمشركرا که بهخدا گمانبدمیبرندمجازاتکند،حوادثسویی(کهبرايمؤمنان
( جزء بیست و ششم ( 97
انتظار میکشند) تنها برخودشان نازل میشود، خداوند آنهارا غضبکرده و آنها را از رحمت خود دور ساخته و جهنمرا
برايآنها آمادهکرده و چه بدسرانجامی است .
در لغت به معنی حوادث و رویدادهایی است که براي انسان پیش میآید ، اعم از خوب و بد ، ولی در اینجا « دائِرَة »
منظور حوادث نامطلوب است . « سوء » با ذکر کلمه
بهمعنی حالات مختلفی است که انسان به یکی بعد از دیگري میرسد . « مَصیر »
منافقان به هنگام حرکت پیامبر صلیاللهعلیهوآله و مؤمنان از مدینه گمان داشتند که این گروه هرگز سالم به مدینه بازنخواهند
. « بَلْ ظَنَنْتُمْ اَنْ لَنْ یَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ اِلی اَهْلیهِمْ اَبَدا » : گشت ، چنانکه در آیه 12 همین سوره میخوانیم
و مشرکان نیز گمان داشتند که محمد صلیاللهعلیهوآله با این جمع کم و نداشتن اسلحه کافی ، سالم به مدینه بازنخواهند
گشت و ستاره اسلام بهزودي افول میکند .
98 ) سوره فَتح )
غالبا مردان مسلمان بودند و در نقطه مقابل نیز مردان منافق و مشرك ، ولی در آیات « حدیبیه » جالب توجه این است که در صحنه
صفحه 40 از 77
فوق قرآنزنان و مردان را در آن فوز عظیم و این عذاب الیم ، مشترك شمرده، این بهخاطر آن است که مردان با ایمان که در میدان
نبرد حاضر میشوند بدون پشتیبانی زنان باایمان و مردان منافق بدون همکاري زنان منافق ، به اهداف خود نائل
نمیشوند .
اصولًا اسلام دین مردان نیست که شخصیت زنان را نادیده بگیرد و لذا در هر مورد که عدم ذکر نام زنان مفهوم
انحصاري به کلام میدهد آنها را صریحا مطرح میکند ، تا معلوم شود اسلام متعلق به همه انسانها است .
7 وَلِلّهِجُنُودُالسَّمواتِ وَاْلَارْضِ وَکانَاللّهُعَزیزاحَکیما
لشکریان آسمانها و زمین تنها از آن خدا است و خداوند شکستناپذیر و حکیماست .
( جزء بیست و ششم ( 99
این سخن یک بار در ذیل مقامات و مواهب اهل ایمان در آخر آیه 4 آمده و یک بار هم در اینجا در ذیل مجازات منافقان و
مشرکان ، تا روشن شود خداوندي که تمام جنود آسمان و زمین تحت فرمانش قرار دارند هم قدرت بر آن دارد و هم توانایی بر
این ، هر گاه دریايرحمتش موجزند شایستگانرا هرجاباشند شامل میشود و هر گاه آتش قهر و غضبش زبانهکشد مجرمیرا
قدرت فرارازآننیست .
شده که مناسب مقام رحمت است ، ولی « علم و حکمت » قابل توجه اینکه به هنگام ذکر مؤمنان ، خداوند توصیف به
که مناسب مقام عذاب است . « قدرت و حکمت » در مورد منافقان و مشرکان توصیف به
چیست ؟ « جنود آسمان و زمین » منظور از
این واژه معنی وسیعی دارد که هم لشکریان فرشتگان الهی را شامل میشود و هم لشکریانی همچون صاعقهها ، زلزلهها ، طوفانها ،
سیلابها و امواج و نیروهاي نامریی دیگري که ما از آن آگاهی
100 ) سوره فَتح )
نداریم ، چرا که همه جنود الهی هستند و سر بر فرمان او دارند .
انواع سهگانه سوء ظن
نیز تقسیم « حسنظن » گاهی نسبت به خویشتن است ، گاهی نسبت به دیگران و گاه نسبت به خدا ، همانطورکه « سوءظن »
سهگانهايدارد .
اما سوءظن نسبت به خویشتن در صورتی که به حد افراط نرسد نردبان تکامل است و سبب میشود که انسان نسبت به اعمال
خود سختگیر و موشکاف باشد و جلوي عجب و غرور ناشی از اعمال نیک را میگیرد .
اما اگر این سوءظن در مورد مردم باشد ممنوع است ، مگر در مواقعی که فساد بر جامعه غلبه کند که در آنجا خوشباوري درست
نیست . ( شرح این مطلب به خواست خدا در ذیل آیه 12 سوره حجرات خواهدآمد ) .
نسبت به خداوند یعنی نسبت به وعدههاي او ، نسبت به رحمت و کرم بیپایان او ، بسیار زشت و زننده و نشانه « سوءظن » و اما
ضعف ایمان و گاه نشانه عدم ایمان است .
( جزء بیست و ششم ( 101
قرآن کریم کرارا از سوءظن افراد بیایمان ویا ضعیفالایمان ، مخصوصا به هنگام بروز حوادث سخت اجتماعی و طوفانهاي
آزمایش یاد میکند ، که چگونه مؤمنان در این مواقع با حسنظن تمام و اطمینان به لطف پروردگار ثابت قدم میمانند اما
نیز منافقان و همفکران آنها گمان بد « حدیبیه » افرادضعیف و ناتوان زبان بهشکایت میگشایند ، همانطور که در داستان فتح
صفحه 41 از 77
بردند و گفتند : محمد صلیاللهعلیهوآله و یارانش به این سفر میروند و باز نمیگردند ، گویی وعدههاي الهی را به فراموشی
سپردند و یا نسبت به آن بدبین بودند.
مخصوصا نمونه روشنی از آن در میدان جنگ احزاب زمانی که مسلمانان سخت تحت فشار قرار گرفتند ظاهر شد و خداوند
بهخاطر بیاورید زمانی را که آنها ( لشکر احزاب ) از سمت بالا و پایین شهر شما » : گمانهاي سوء گروهیرا سخت نکوهش کرد
وارد شدند ( و مدینه را محاصره کردند ) و زمانی را که چشمها از شدت وحشت خیره شده و
102 ) سوره فَتح )
(1) . « جانها بهلب رسیده بود و گمانهاي بدي به خدا میبردید ، در آنجا مؤمنان آزمایش شدند و تکان سختی خوردند
گمانهاي دوران جاهلیت ) خوانده است . ) « ظَنَّ الْجاهِلِیَّۀ » حتی در آیه 154 آل عمران این گونه گمانها را
به هر حال مسأله حسن ظن به خدا و وعده رحمت و کرم و لطف و عنایت او از نشانههاي مهم ایمان و از وسایل
مؤثر نجات و سعادت است .
اِنَّ حُسْنَ الظَّنِّ بِاللّهِ عَزَّوَجَلَّ ثَمَنُالْجَنَّۀِ : حسنظن به خدا » : تا آنجاکه در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله آمده است
2) چه بهایی از این سهلتر و چه متاعی از آن پرارزشتر ؟ )« بهاي بهشت است
اَحْسِنْ بِاللّهِ الظَّنَّ ، فَاِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ اَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِيَ » : و در حدیثی از امام علی بن موسی الرضا آمده است
10 و 11 / احزاب . -1
. جلد 70 ، صفحه 385 ، « بحار الانوار » -2
( جزء بیست و ششم ( 103
الْمُؤْمِنِ بی ، اِنْ خَیْرٌ فَخَیْرٌ وَ اِنْ شَرٌّ فَشَرٌّ : گمان خود را به خداوند خوب کن ، چراکه خداوند عزوجل میفرماید : من نزد ظن بنده
(1). « مؤمنم هستم هر گاه گمان نیکی نسبت به من داشته باشد ، به نیکی با او رفتارمیکنم و اگر بد باشد به بدي
تحکیم موقعیت پیامبر صلیاللهعلیهوآله و وظائف مردم در برابر او
8 اِنّا اَرْسَلْناكَ شاهِدا وَ مُبَشِّرا وَ نَذیرا
ما تو را به عنوان گواه و بشارت دهنده و بیم دهنده فرستادیم .
گفتیم که صلح حدیبیه از سوي بعضی از ناآگاهان شدیدا مورد انتقادقرارگرفتوحتیتعبیراتیکه خالیاز بیحرمتینسبتبهپیامبر
صلیاللهعلیهوآله نبود در برابر حضرت کردند ، مجموع اینحوادث ایجابمیکردکه موقعیت یا عظمت پیامبر صلیاللهعلیهوآله
بار دیگر مورد تأکید قرار گیرد.
. جلد 70 ، صفحه 385 ، « بحار الانوار » -1
104 ) سوره فَتح )
بودن « نذیر » و « بشیر » و « گواه بودن » ، این سهتوصیف بزرگ و سهمقام برجسته از مهمترین مقامات پیامبر صلیاللهعلیهوآله است
فَکَیْفَ اِذَا جِئْنا مِنْ » : ، گواه بر تمام امت اسلام بلکه به یک معنی گواه بر همه امتها ، چنانکه در آیه 41 سوره نساء آمده است
کُلِّ اُمَّۀٍ بِشَ هیدٍ وَ جِئْنابِکَ عَلی هؤُلاءِ شَ هیدا: چگونه خواهدبود آنروزکه براي هرامتی گواهی بر اعمالشان میآوریم و تو را گواه
. « بر این گواهان
گواهان پنجگانه که شاهداعمال انسانهاهستند
صفحه 42 از 77
اصولًا هر انسانی گواهان زیادي دارد که به پنج گروه به شرح زیر تقسیم میشوند :
1 قبل از هرکس خداوند که عالمالغیب و الشهادة است ناظر بر همه اعمال و نیات ماست .
وَ جائَتْ کُلُّ نَفْسٍ مَعَها » : مأمور ضبط اعمال آدمی هستند چنانکه در آیه 21 سوره ق اشاره شده است « فرشتگان » 2 بعداز او
. « سائِقٌ وَ شَهیدٌ
( جزء بیست و ششم ( 105
یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ اَلْسِنَتُهُمْ وَ اَیْدیهِمْ وَ اَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا »: و حتی پوست تن او گواهی میدهند « اعضاي پیکر آدمی » 3 سپس
وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ » . ( 24 / نور ) « یَعْمَلُونَ : روزي که زبانها و دستها و پاهایشان به آنچه انجام میدادند ، گواهی میدهند
شَهِدْتُمْ عَلَیْنا قالوُا اَنْطَقَنَا اللّهُ الَّذي اَنْطَقَ کُلَّ شَیْءٍ : به پوستهاي تن خود میگویند چرا بر ضد ما گواهی دادید ؟ میگویند
21 / فصلت ) . ) « خداوندي که هر موجودي را به نطق درآورده ، ما را گویا ساخته است تا گواهی دهیم
. « یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ اَخْبارَهَا » : نیز جزء گواهان است ، همانگونه که در سوره زلزال آمده « زمین » 4
ما مِنْ یَوْمٍ یَمُرُّ عَلی بَنی » : نیز در آن روز در صف گواهان است ، در حدیثی از علی میخوانیم « زمان » 5 طبق بعضی از روایات
آدَمَ اِلاّ قالَ لَهُ ذلِکَ الْیَوْمُ اَنَا یَوْمٌ جَدیدٌ وَ اَنَا عَلَیْکَ شَهیدٌ، فَافْعَلْ فِیَخَیْرا وَ اعْمَلْ فِیَّ خَیْرا ، اَشْهَدُلَکَ بِه یَوْمَ الْقِیامَۀِ ،
106 ) سوره فَتح )
فَاِنَّکَ لَنْ تَرانی بَعْدَ هذا اَبَدا : هیچ روزي بر فرزند آدم نمیگذرد مگر اینکه به او میگوید من روز تازهاي هستم و درباره تو
گواهی میدهم ، در من کار نیککن و عمل خیر بهجا آور ، تا روز قیامت به نفع تو گواهی دهم ، چرا که بعد از این
(2) (1).« هرگز مرا نخواهی دید
بدون شک گواهی خداوند به تنهایی کافی است ، ولی تعدد گواهان هم اتمام حجت بیشتري است و هم اثر
تربیتی قويتري در انسانها دارد .
9 لِتُؤْمِنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُعَزِّرُوهُ وَ تُوَقِّرُوهُ وَ تُسَبِّحُوهُ بُکْرَةً وَ اَصیلًا
تا بهخدا و رسولش ایمان بیاورید و از او دفاع کنید ، او را بزرگ دارید و خدا را صبح و شام تسبیح کنید .
. جلد 5 ، صفحه 112 ، « نور الثقلین » -1
-2 توضیحات بیشتر درباره" گواهان در دادگاه قیامت ، "ذیل آیات 20 22 سوره فصلت مطرح شده است .
( جزء بیست و ششم ( 107
در اصل به معنی منع است ، سپس به هرگونه دفاع و نصرت و یاري کردن در مقابل دشمنان « تعزیر » از ماده « تُعَزِّرُوهُ »
میگویند . « تعزیر » اطلاق شده است، به بعضی از مجازاتهایی که مانع از گناه میشود نیز
در اینجا به معنی تعظیم و بزرگداشت است . « توقیر » بهمعنی سنگینیاست، بنابراین « وقر » ازریشه « توقیر » ازماده « تُوَقِّرُوهُ »
آمده،بهشخص پیامبر صلیاللهعلیهوآله بازمیگردد و هدفاز آندفاعاز او در « تُوَقِّرُوهُ » و« تُعَزِّرُوهُ » مطابق این تفسیر ضمیرهایی که در
مقابل دشمن و تعظیم و بزرگداشتاو است .
فتح خیبر دستاورد دیگر صلح حدیبیه
20 وَعَدَکُمُ اللّهُ مَغانِمَ کَثیرَةً تَأْخُذوُنَها فَعَجَّلَ لَکُمْهذِهِ وَ کَفَّ اَیْدِيَ النّاسِ عَنْکُمْ وَ لِتَکُونَ ایَۀً لِلْمُؤْمِنینَ وَ یَهْدِیَکُمْ صِراطا مُسْتَقیما
خداوند غنائم فراوانی به شما وعده داده که آنها را به چنگ میآورید ، ولی این یکی را زودتر براي شما فراهم ساخت و
دستتعدي مردم(دشمنان)را از شمابازداشت، تا نشانهاي براي مؤمنان باشد و شمارابهراهراستهدایتکند.
صفحه 43 از 77
108 ) سوره فَتح )
لحن آیه نشان میدهد که منظور از غنائم فراوان در اینجا تمام غنائمی است که خداوند نصیب مسلمانان کرد ، چه در کوتاه مدت
و چه در دراز مدت ، حتی جمعی از مفسران عقیدهدارندکه غنائمیرا که تا دامنه قیامت به دست مسلمین میافتد در این عبارت
داخل است .
دانستهاند که در فاصله « غنائم خیبر » غالبا اشاره به ، « این یکی را زودتر براي شما فراهم ساخت » : اما اینکه میگوید
کوتاهی بعد از فتح حدیبیه فراهم شد .
این لطف بزرگی بود که آنها با کمی نفرات و نداشتن ابزار جنگی کافی آنهم درنقطهاي دوراز وطن و بیخگوش دشمن ، مورد
تهاجم قرار نگرفتند و چنان رعب و وحشتی از آنان در دل دشمنان افکند که از هرگونه اقدام و حمله خودداري کردند .
( جزء بیست و ششم ( 109
21 وَ اُخْري لَمْ تَقْدِروُا عَلَیْها قَدْ اَحاطَ اللّهُ بِها وَ کانَ اللّهُ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرا
و نیز غنائم و فتوحات دیگريکه شما قدرت بر آن ندارید ولی خداوند قدرتش بر آن احاطه دارد نصیب شما میکند و
خداوند بر هر چیز توانا است .
اشاره به این است که مسلمانان قبلاز آن هرگز احتمال چنین فتوحات و غنائمی را نمیدادند ، ولی به « لَمْ تَقْدِروُا عَلَیْها » تعبیر به
برکت اسلام و امدادهاي الهی این نیرو و توان براي آنها پیدا شد .
اشاره به احاطه قدرت پروردگار بر این غنائم یا فتوحات است . « قَدْ اَحاطَ اللّهُ بِها : خداوند آن را احاطه فرموده » جمله
در حقیقت به منزله بیان علت است براي جمله قبل، اشاره به « وَ کانَ اللّهُ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرا » و بالاخرهآخرین جملهآیه یعنی
اینکه با قدرت خداوند بر همهچیز اینگونه فتوحات براي مسلمانان عجیب نیست .
110 ) سوره فَتح )
و به هرحال، آیه از اخبار غیبی و پیشگوییهاي قرآن مجید درباره حوادث آینده است ، این پیروزيها در مدت کوتاهی به
وقوع پیوست و عظمت این آیات را روشن ساخت .
ماجراي غزوه خیبر
هنگامی که پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآله از حدیبیه بازگشت ، تمام ماه ذي الحجه و مقداري از ماه محرم سال هفتم هجري را در
حرکت کرد ، « خیبر » مدینه توقف فرمود ، سپس با یکهزار و چهارصد نفر از یارانش که در حدیبیه شرکت کرده بودند به سوي
( جایی که کانون تحریکات ضداسلامی بود و پیامبر صلیاللهعلیهوآله براي فرصت مناسبی روزشماري میکرد که آن کانون فساد
را برچیند ) .
حمایت کنند ، ولی بعدا ترسیدند و خودداري کردند . « خیبر » در آغاز تصمیم گرفتند که از یهود « غَطَفان » قبیله
رسید ، به یارانش دستور داد توقف کنید ، سپس سر به آسمان بلند « خیبر » هنگامی که پیامبر صلیاللهعلیهوآله به نزدیک قلعههاي
کرد و این دعا
( جزء بیست و ششم ( 111
لارَضینَ وَ ما اَقْلَلْنَ ... نَسْأَلُکَ خَیْرَ هذِهِ الْقَرْیَۀِ وَ خَیْرَ اَهْلِها وَ نَعُوذُبِکَ مِنْ شَرِّها وَ 􀂒 اَللّهُمَّ رَبَّ السَّمواتِ وَ ما اَظْلَلْنَ وَ رَبَّ ا » : را خواند
شَرِّ اَهْلِها وَ شَرِّ ما فیها : خداوندا ! اي پروردگار آسمانها و آنچه بر آن سایه افکندهاند و اي پروردگار زمینها و آنچه بر خود
حمل کردهاند ... از تو خیر این آبادي و خیر اهل آن را میخواهیم و به تو از شر آن و شر اهلش و شر آنچه در آن است پناه
صفحه 44 از 77
. « میبریم
ازماجرا با خبر « خیبر » رسیدند و صبحگاهان که اهل « خیبر » سپس فرمود : بِسْمِ اللّه ، حرکت کنید و به این ترتیب شبانه به کنار
شدند خود را در محاصره سربازان اسلام دیدند، سپس پیامبر صلیاللهعلیهوآله قلعهها را یکی بعد از دیگري فتح کرد ،
در آن قرار داشت ، رسید « مرحب » تا به آخرین قلعهها که از همه محکمتر و نیرومندتر بود و فرمانده معروف یهود
.
دراینایامحالتسردردشدیديکه گهگاه بهسراغپیامبرگرامی صلیاللهعلیهوآله میآمد به او دست داد ، به گونهاي که یکی دو روز
نتوانست از خیمه
112 ) سوره فَتح )
پرچم را به دست گرفت و با مسلمانان به سوي لشکر یهود « ابوبکر » ( بیرون آید ، در این هنگام ( طبق تواریخ معروف اسلامی
پرچم را به دست گرفت و مسلمانان شدیدتر از روز قبل جنگیدند ، « عمر » تاخت ، اما بیآنکه نتیجه بگیرد بازگشت ، بار دیگر
ولی بدون نتیجه بازگشتند .
اَما وَ اللّهِ لَاُعْطِیَنَّها غَدا رَجُلًا یُحِبُ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یُحِبُّهُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ ، » : اینخبر به گوش رسول خدا صلیاللهعلیهوآله رسید و فرمود
یَأْخُ ذُها عَنْوَةً : به خدا سوگند فردا پرچم را به دست مردي میسپارم که او خدا و پیامبرش را دوست دارد و خدا و پیامبر
. « نیز او را دوست دارند و او قلعه را با قدرت فتح خواهد نمود
گردنها از هر سو کشیده شد که منظور چه کسی است ؟ جمعی حدس میزدندکهمنظورپیامبر صلیاللهعلیهوآله علی است،ولی علی
هنوز در آنجا حضور نداشت ، چراکه چشمدرد شدیدياو را از حضور در لشکر مانع شده بود ، اما صبحگاهان علی سوار بر شتري
وارد شد و نزدیک خیمه پیامبر صلیاللهعلیهوآله پیاده گشت، در حالی که
( جزء بیست و ششم ( 113
چشمانش شدیدا درد میکرد .
نزدیک رفت ، از آب دهان مبارکش بر چشم علی مالید و چشمش به برکت این ، « نزدیک بیا » : پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود
اعجاز کاملًا سالمشد، سپس پرچمرا بهدستاو داد .
من علی » : علی با لشکر اسلام به سوي قلعه بزرگ خیبر حرکت کرد ، مردي از یهود از بالاي دیوار سؤال کرد تو کیستی ؟ فرمود
یهودي فریاد کشید : اي جماعت یهودشکستتان فرارسید، در این هنگام مرحب یهودي فرمانده آن دژ به ، « ابن ابیطالبم
میدان مبارزه علی آمد و چیزي نگذشت که با یک ضربت کاري بر زمینافتاد .
جنگ شدیدي میان مسلمانان و یهودیان درگرفت ، علی نزدیک در قلعه آمد و با حرکتی نیرومند و پرقدرت در را از جا
کند و به کناري افکند ، به این ترتیب قلعه گشوده شد و مسلمانان وارد شدند آن را فتح کردند .
114 ) سوره فَتح )
یهود تسلیمشدند و از پیامبر خواستند در برابر این تسلیم خون آنها محفوظ باشد ، پیامبر صلیاللهعلیهوآله پذیرفت ، غنائم منقول به
دست سپاه اسلام افتاد و اراضی و باغهاي آنجارا بهدست یهود سپرد ، مشروط بر اینکه نیمی از درآمد آن را به
( مسلمین بپردازند .( 1
اگر در حدیبیه جنگی روي میداد مشرکین شکست میخوردند
لادْبارَ ثُمَّ لایَجِدوُنَ وَلِیّا وَ لا نَصیرا 􀂒 22 وَ لَوْ قاتَلَکُمُ الَّذینَ کَفَروُا لَوَلَّوُا ا
صفحه 45 از 77
اگر کافران (در سرزمین حدیبیه) با شما پیکار میکردند ، به زودي فرار مینمودند ، سپس ولی و یاوري نمییافتند .
23 سُنَّۀَ اللّهِ الَّتی قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّۀِ اللّهِ تَبْدیلًا
. 216 - جلد 2 ، صفحه 221 ، « کامل ابن اثیر » -1
( جزء بیست و ششم ( 115
اینسنت الهیاستکه در گذشته نیز بودهاست و هرگز براي سنت الهی تغییر و تبدیلی نخواهی یافت .
را بازگو و به دو نکته مهم در این رابطه اشاره میکند « حدیبیه » آیات 22 تا 25 همچنان ابعاد دیگري از ماجراي عظیم
.
درگیري میان شما و مشرکان مکه رخ میداد،مشرکان برنده جنگ « حدیبیه » نخست اینکه:تصور نکنیدکه اگر درسرزمین
میشدند.
. « این یک سنت الهی است که در گذشته هم بوده است » ، و این منحصر به شما نیست
این یک قانون همیشگی الهی است که اگر مؤمنان در امر جهاد ضعف و سستی نشان ندهند و باقلبی پاك و نیتی خالص به مبارزه با
دشمنان برخیزند ، خدا آنها را پیروز میکند ، ممکن است گاهی در این امر به منظور امتحان یا اهداف دیگري دیر و زودي
باشد ، اما قطعا پیروزي نهایی با آنها است .
که جمعی از فرمان « احد » اما در مواردي همچون میدان
116 ) سوره فَتح )
پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله سرپیچی کردند و گروهی نیات خود را آلوده به عشق دنیا ساختند و به جمع غنائم پرداختند ،
سرانجام شکست تلخی دامانشان را گرفت و بعدا نیز چنین است .
نکته مهمی را که این آیات تعقیب میکند این است که قریش ننشینند و بگویند افسوس که ما قیام نکردیم و این گروه
اندك را در هم نکوبیدیم ، افسوس که صید به خانه آمد و از آن غفلت کردیم ، افسوس و افسوس .
ابدا چنین نیست ، گرچه مسلمانان نسبت به آنها اندك بودند و دور از وطن و مأمن و فاقد سلاح کافی ، ولی با اینحال
» یا در « بدر » اگر درگیري واقع شده بود باز هم به برکت نیروي ایمان و نصرت الهی پیروزي از آن آنها بود ، مگر در
نفرات آنها کمتر و تجهیزات دشمن بیشتر نبود ؟ چگونه در هر دو مورد شکست دامان دشمن را گرفت . « احزاب
24 وَ هُوَ الَّذي کَفَّ اَیْدِیَهُمْ عَنْکُمْ وَ اَیْدِیَکُمْ عَنْهُمْ
( جزء بیست و ششم ( 117
بِبَطْنِ مَکَّۀَ مِنْ بَعْدِ اَنْ اَظْفَرَکُمْ عَلَیْهِمْ وَ کانَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرا
او کسی است که دست آنها را از شما و دست شما را از آنها در دل مکه کوتاه کرد، بعد از آنکه شما را بر آنها پیروزساخت و
خداوندبه آنچه انجام میدهید بینا است.
بود همان توصیفی که قرآن براي آن برگزیده ، جمعیتی محدود « فتح المبین » نکته دیگر اینکه بهراستی این ماجرا مصداق روشن
بدون تجهیزات کافی جنگی ، وارد سرزمین دشمن شوند ، دشمنی که بارها به مدینه لشکرکشی کرده و تلاش عجیبی براي درهم
شکستن آنها داشته ، ولی اکنون که قدم در شهر و دیار او گذاردهاند چنان مرعوب شود که پیشنهاد صلح کند، چه پیروزي از این
برتر بیآنکه حتی قطره خونی از دماغ کسی بریزد چنین تفوّقی بر دشمن حاصل گردد .
در سراسر جزیره عربستان شکستی براي قریش و فتحی براي مسلمین محسوب میشد که تا آن « حدیبیه » بدون شک ماجراي صلح
حد توانسته بودند از دشمن زهر چشم بگیرند.
صفحه 46 از 77
118 ) سوره فَتح )
» قابلتوجه اینکه قرآن روي عدم درگیري در دل مکه تکیه میکند ، این تعبیر ممکن است اشاره به دو نکته باشد : نخست اینکه
کانون قدرت دشمن بود و قاعدتا میبایست از این فرصت مناسب استفاده میکردند و به مسلمانان حملهور « مکه
میشدند و به اصطلاح آنها مسلمانها را در آسمان جستجو میکردند ، وقتی که آنها را در زمین خودشان به چنگ آوردند
نباید به سادگی رها کنند ، اما خداوند قدرت آنها را گرفت .
حرم امن خدا بود ، اگر درگیري و خونریزي در آنجا واقع میشد از یکسو احترام حرم خدشهدار میگشت « مکه » : دیگر اینکه
و از سوي دیگر عیب و عاري براي مسلمانان محسوب میشد ، که آنها امنیت سنتی این سرزمین مقدس را درهم شکستهاند و لذا
یکی از نعمتهاي بزرگ خداوند بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله و مسلمین این بود که دو سال بعد از این ماجرا مکه فتح شد که
آن هم بدون خونریزي بود .
( جزء بیست و ششم ( 119
رؤیاي صادقه پیامبر صلیاللهعلیهوآله
27 لَقَدْصَ دَقَ اللّهُ رَسُولَهُ الرُّءْیا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ اِنْ شاءَ اللّهُ امِنینَ مُحَلِّقینَ رُؤُسَ کُمْ وَ مُقَصِّرینَ لا تَخافُونَ فَعَلِمَ ما لَمْ
تَعْلَموُا فَجَعَلَ مِنْ دوُنِ ذلِکَ فَتْحا قَریبا
خداوندآنچهرا بهپیامبرش درعالمخوابنشان داد راست بود،بهطورقطعهمه شما بهخواستخداوارد مسجدالحرام میشوید درنهایت
امنیت و در حالی کهسرهاي خود را تراشیده، یا ناخنهاي خود را کوتاه کرده و از هیچکس ترس و وحشتی ندارید ، ولی خداوند
چیزهاییمیدانست کهشما نمیدانستید ( و در این تأخیر حکمتی بود ) وقبل از آن فتح نزدیکی ( براي شما ) قرار داد.
راترسیم میکند، ماجرا این بود : « حدیبیه » این آیه نیز فراز دیگري از فرازهاي مهم داستان
120 ) سوره فَتح )
وارد مکه میشوند و این خواب را براي « عمره » پیامبر صلیاللهعلیهوآله در مدینه خوابی دید که به اتفاق یارانش براي انجام مناسک
یاران بیان کرد ، همگی شاد و خوشحال شدند ، اما چون جمعی تصور میکردند تعبیر و تحقق این خواب در همان سال واقع
خواهد شد ، هنگامی که مشرکان راه ورود به مکه را در حدیبیه به روي آنها بستند ، گرفتار شک و تردید شدند ، که مگر رؤیاي
پیامبر هم ممکن است نادرست از آب درآید ؟ مگر بنا نبود ما به زیارت خانه خدا مشرف شویم ؟ پس چه شد این وعده ؟
و کجا رفت آن خواب رحمانی ؟
« ؟ مگر من به شما گفتم این رؤیا همین امسال تحقق خواهدیافت » : پیامبر صلیاللهعلیهوآله در پاسخ این سؤال فرمود
آیهفوق درهمینرابطه درطریقبازگشتبهمدینهنازلشدوتأکید کرد
کهاینرؤیايصادقهبودهوچنینمسألهايحتمیوقطعیوانجامشدنیاست.
دین اسلام سراسر جهان را فرا خواهدگرفت
28 هُوَ الَّذي اَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ
( جزء بیست و ششم ( 121
عَلَی الدّینِ کُلِّهِ وَ کَفی بِاللّهِ شَهیدا
او کسی استکه رسولش را با هدایت و دین حق فرستاده ، تا آن را بر همه ادیان پیروز کند و کافی است که خدا
صفحه 47 از 77
شاهد این موضوع باشد .
این وعدهاي است صریح و قاطع ، از سوي خداوند قادر متعال ، در رابطه با غلبه اسلام بر همه ادیان .
آري منطق نیرومند اسلام و محتواي غنی و پربار آن ، ایجاب میکند که سرانجام ادیان شركآلود را جاروب کند و ادیان
آسمانی تحریف یافته را در برابر خود به خضوع وادارد و با جاذبه عمیق خود دلها را به سوي این آیین خالص جلب و جذب
کند .
علاوهبرمناطقبسیاروسیعیکهامروزدرشرقوغربوشمالو جنوب عالم در قلمرو اسلام قرار گرفته و هماکنون بیش از 40 کشور
اسلامی با جمعیتی حدود یک میلیارد نفر زیر پرچم اسلام قرار دارند ، زمانی فرا خواهد رسید که همه جهان رسما در زیر این پرچم
قرار میگیرد و
122 ) سوره فَتح )
ارواحنا فداه ) تکمیلمیگردد، چنانکه درحدیثیازپیغمبرگرامیاسلام صلیاللهعلیهوآله نقلشدهاست ) « مهدي » اینامر بهوسیله قیام
لارْضِبَیْتُمَدَرٍ وَ لاوَبَرٍ اِلاّ اَدْخَلَهُاللّهُکَلِمَ ۀَ الاِْسْلامِ: در سراسر روي زمین خانهاي از سنگ و گل ، یا 􀂒 لایَبْقی عَلی ظَهْرِا » : که فرمود
(1). « خیمههایی از کرك و مو ، باقی نمیماند ، مگر اینکه خداوند اسلام را در آن وارد میکند
در این زمینه بحث مشروحی ذیل آیه مشابه آن آیه 33 سوره توبه در جلد 7 تفسیر نمونه ، صفحه 371 آورده شده است .
صفات پنجگانه یاران پیامبر صلیاللهعلیهوآله
29 مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ وَالَّذینَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَی الْکُفّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ تَریهُمْ رُکَّعا سُجَّدا یَبْتَغُونَ فَضْ لًا مِنَ اللّهِ وَ رِضْوانا سیماهُمْ
فی وُجُوهِهِمْ مِنْ اَثَرِ السُّجُودِ ذلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْریۀِ وَ مَثَلُهُمْ
. جلد 5 ، صفحه 25 ، « مجمع البیان » -1
( جزء بیست و ششم ( 123
فِیالاِْنْجیلِ کَزَرْعٍ اَخْرَجَ شَطْئَهُ فَازَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوي عَلی سُوقِه یُعْجِبُ الزُّرّاعَ لِیَغیظَ بِهِمُالْکُفّارَ وَعَدَاللّهُ الَّذینَامَنُوا وَ عَمِلوُا
الصّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ اَجْرا عَظیما
محمد فرستاده خدا است و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند ، پیوسته آنها را در حال
رکوع و سجود میبینی ، آنها همواره فضل خدا و رضاي او را میطلبند ، نشانه آنها در صورتشاناز اثر سجده نمایان است،
این توصیف آنها در تورات است و توصیف آنها در انجیل همانند زراعتی است که جوانههاي خود را خارج ساخته، سپس به
تقویت آن پرداخته ، تا محکم شده و بر پاي خود ایستاده است و بهقدري نمو و رشد کرده که زارعان را به شگفتی وامیدارد، این
براي آناستکه کافران را به خشم آورد ،
124 ) سوره فَتح )
خداوند کسانیاز آنها راکه ایمانآوردهاند و عمل صالح انجام دادهاند وعده آمرزش و اجر عظیمی داده است .
در آخرین آیه ترسیم بسیار گویایی از اصحاب و یاران خاص پیامبر صلیاللهعلیهوآله و آنها که در خط او بودند ، از لسان
و مراحل دیگر پایمردي به خرج دادند و هم « حدیبیه » تورات و انجیل بیان کرده که هم افتخار و مباهاتی است براي آنها که در
درس آموزندهاي استبراي همه مسلمانان درتمام قرون و اعصار .
. « محمد فرستاده خدا است » : در آغاز میفرماید
سپس به توصیف یارانش پرداخته و اوصاف ظاهر و باطن و عواطف و افکار و اعمال آنها را در طی پنج صفت چنین بیان میکند
صفحه 48 از 77
:
وَ الَّذینَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَی الْکُفّارِ) . ) « کسانی که با او هستند در برابر کفار شدید و محکمهستند » 1
رُحَماءُ بَیْنَهُمْ ) . )« اما در میان خود رحیم و مهربانند » : 2 در دومین وصف میگوید
( جزء بیست و ششم ( 125
آنها کانونی از عواطف و محبت نسبت به برادران و دوستان و همکیشانند و آتشی سخت و سوزان و سدي محکم و پولادین در
خلاصه میشود. « قهر » و « مهر » مقابل دشمنان. در حقیقت عواطف آنهادراین
پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود میبینی و » : 3 در سومین صفت که از اعمال آنها سخن میگوید میافزاید
تَریهُمْ رُکَّعا سُجَّدا ) . ) « همواره به عبادت خدا مشغولند
ترسیم شده به عنوان حالت دائمی و همیشگی آنها ذکر « رکوع و سجود » این تعبیر عبادت و بندگی خدا را که با دو رکن اصلیش
میکند، عبادتی که رمز تسلیم در برابر فرمان حق و نفی کبر و خودخواهی و غرور، از وجود ایشان
است .
آنها همواره فضل خدا و رضاي او را » : 4 در چهارمین توصیف که از نیت پاك و خالص آنها بحث میکند ، میفرماید
یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللّهِ وَ رِضْوانا ) . ) « میطلبند
نه برايتظاهر و ریا قدمبرمیدارند و نه انتظار پاداش از خلق خدا
126 ) سوره فَتح )
دارند ، بلکه چشمشان تنها به رضا و فضل او دوخته شده و انگیزه حرکت آنها در تمام زندگی همین است و
بس .
نشان میدهد که آنها به تقصیر خود معترفند و اعمال خود را کمتر از آن میدانند که پاداش الهی براي آن « فَضْل » حتی تعبیر به
بطلبند ، بلکه با تمام تلاش و کوشش باز هم میگویند خداوندا ! اگر فضل تو به یاري ما نیاید واي بر ما .
نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده » : 5 در پنجمین و آخرین توصیف از ظاهر آراسته و نورانی آنها بحث کرده ، میگوید
سیماهُمْ فی وُجُوهِهِمْ مِنْ اَثَرِ السُّجُودِ ) . ) « نمایان است
در اصل به معنی علامت و هیئت است ، خواه این علامت در صورت باشد یا در جاي دیگر بدن هرچند در استعمالات « سیما »
روزمره فارسی به نشانههاي صورت و وضع ظاهري چهره گفته میشود.
آنها به خوبی نشان میدهد که آنها انسانهایی خاضع در برابر خداوند و حق و قانون و عدالتند ، نه تنها « قیافه » به تعبیر دیگري
در
( جزء بیست و ششم ( 127
صورت آنها، که درتماموجود و زندگیآنان اینعلامت منعکس است .
ذلِکَ ) « این توصیف آنها (یاران محمد صلیاللهعلیهوآله ) در تورات است » : بههرحالقرآن بعداز بیان همه ایناوصاف میافزاید
مَثَلُهُمْ فِی التَّوْریۀِ) .
این حقیقتی است که از پیش گفته شده و توصیفی است در یککتاب بزرگ آسمانی کهاز پیش از هزارسال قبل نازل شده است .
توصیف آنها در انجیل » : پرداخته ، چنین میگوید « انجیل » سپس به توصیف آنها در یک کتاب بزرگ دیگر آسمانی یعنی
همانند زراعتی است که جوانههاي خود را خارج ساخته ، سپس به تقویت آن پرداخته ، تا محکم شده و بر پاي خود ایستاده است و
وَ مَثَلُهُمْ فِیالاِْنْجیلِ کَزَرْعٍ اَخْرَجَ شَطْئَهُ فَازَرَهُ ) « به قدري نمو و رشد کرده و پر برکت شده که زارعان را به شگفتی وامیدارد
صفحه 49 از 77
فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوي عَلی سُوقِه یُعْجِبُ الزُّرّاعَ ) .
است، جوانههاییکه از پایین ساقه و کنار ریشهها بیرون میآید . « جوجه » و « جوانه » بهمعنی « شَطْأَ »
128 ) سوره فَتح )
به معنی معاونت است . « مُؤازَرَة » از ماده « آزَرَ »
به معنی سفت و محکم شدن است. « غلظت » از ماده « اِسْتَغْلَظَ »
است). « ساق » جمع « سوق » مفهومشایناستکهبهحديمحکمشده کهبر پايخود ایستاده، (توجهداشتهباشیدکه « اِسْتَویعَلیسُوقِهِ » جمله
یعنی به حدي از نمو سریع و جوانههاي زیاد و محصول وافر رسیده که حتی کشاورزانی که پیوسته با این « یُعْجِبُ الزُّرّاعَ » تعبیر
مسائل سر و کار دارند در شگفتی فرو میروند .
جالب اینکه : در توصیف دوم که در انجیل آمده نیز پنج وصف عمده براي مؤمنان و یاران محمد صلیاللهعلیهوآله ذکر شده است
، ( جوانه زدن کمک کردن براي پرورش محکم شدن برپاي خود ایستادن نمو چشمگیر اعجابانگیز ) .
درحقیقت اوصافیکه در تورات براي آنها ذکر شده ، اوصافی است که ابعاد وجود آنها را ازنظرعواطف و اهداف و اعمال و
صورتظاهر بیانمیکند و امااوصافی که در انجیل آمده بیانگرحرکت و
( جزء بیست و ششم ( 129
نموورشد آنها درجنبههايمختلفاست .
باز نمیایستند، همواره جوانه میزنند و جوانهها پرورش « حرکت » آري آنها انسانهایی هستند با صفات والا که آنی از
مییابد و بارور میشود .
همواره اسلام را با گفتار و اعمال خود در جهان نشر میدهند و روز به روز خیل تازهاي بر جامعه اسلامی میافزایند .
سپس در دنباله آیه میافزاید : این اوصاف عالی ، این نمو و رشد سریع و این حرکت پر برکت ، به همان اندازه که دوستان را به
لِیَغیظَ بِهِمُ الْکُفّارَ ) . و در ) « این براي آن است که کافران را به خشم آورد » : شوق و نشاط میآورد ، سبب خشم کفار میشود
خداوند کسانی از آنها را که ایمان آوردهاند و عمل صالح انجام دادهاند وعده آمرزش و اجر عظیمی داده » : پایان آیه میفرماید
وَعَدَ اللّهُ الَّذینَ امَنُوا وَ عَمِلوُا الصّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ اَجْرا عَظمیا ) . ) « است
بدیهیاست اوصافیکه در آغازآیه گفته شد ایمان و عمل صالح در
130 ) سوره فَتح )
آنجمع بود، بنابراین تکرار ایندو وصف، اشارهبهتداوم آن است، یعنی خداونداین وعدهرا تنها بهآنگروه از یاران محمد
صلیاللهعلیهوآله داده که در خط او باقی بمانند و ایمان و عملصالح راتداومبخشند و گرنهکسانی که یک روز در زمره دوستان و
یاران او بودند و روز دیگر از او جدا شدند و راهی برخلاف آن در پیش گرفتند ، هرگز مشمول چنین وعدهاي نیستند.
کسانی که با او هستند ) مفهومش همنشین بودن و مصاحبت جسمانی با پیامبر صلیاللهعلیهوآله ) « وَالَّذینَ مَعَهُ » جمله
به طور قطع همراه بودن از نظر اصول ایمان « مَعَهُ » نیست ، چراکه منافقین هم داراي چنین مصاحبتی بودند، بلکه منظوراز
و تقوي است .
بنابراین ما هرگز نمیتوانیم از آیه فوق یک حکم کلی درباره همه معاصران و همنشینانپیامبر صلیاللهعلیهوآله استفاده کنیم .
ولی هرگاه خود را از پیشداوريها تهی کنیم، قرائن روشنی در برابر ما وجود دارد که این عقیده مشهور را متزلزل میسازد :
در سوره توبه تنها « رَضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ » جمله
( جزء بیست و ششم ( 131
صفحه 50 از 77
قرار گرفته که مفهومش « وَالَّذینَ اتَّبَعُوهُمْ بِاِحْسانٍ » مخصوص مهاجران وانصار نیست ، زیرا در همان آیه در کنار مهاجران و انصار
شامل تمام کسانی است که تا دامنه قیامت به نیکی از آنها پیروي میکنند .
اگر یکروز در خطایمان و احسانباشند و روز دیگر در خط کفر و اسائه (بديکردن) قرار گیرند، از « تابعان » همانگونهکه
نیز میآید ، زیرا آنها را نیز در آخرین آیه سوره فتح « صحابه » زیرچتر رضایت الهی خارج میشوند. عین این مطلب درباره
مقید به ایمان و عمل صالح کرده که اگر یک روز این عنوان از آنها سلب شود از دایره رضایت الهی بیرون خواهند رفت
.
خط احسان » ، بنابراین هر کدام از این دو ، « متبوعان » است و هم در مورد « تابعان » هم در مورد « احسان » و بهتعبیردیگر، تعبیر به
را رها کنند مشمول رضایت خدا نخواهند بود . «
محبت متقابل اسلامی
در روایات اسلامی که در تفسیر آیه اخیر آمده است ، تأکید
132 ) سوره فَتح )
دیده میشود . « رُحَماءُ بَیْنَهُمْ » فراوانی بر روي اصل
مسلمان برادرمسلماناستبهاو ستمنمیکند،تنهایشنمیگذارد،تهدیدش نمیکند » : از جمله در حدیثی از امام صادق میخوانیم
وسزاواراستمسلماندرارتباط وپیوند وتعاون ومحبتومواساتبا نیازمندان کوشش کند و نسبت به یکدیگر مهربان باشند ، تا مطابق
نسبتبهیکدیگربامحبترفتارکنید و حتیدرغیاب آنها « رُحَماءُ بَیْنَهُمْ » گفته خداوند
(1).« نسبتبهامورشاندلسوزيکنید،آنگونهکهانصاردرعصررسولاللّهبودند
ولی عجیب است که مسلمانان امروز از رهنمودهاي مؤثر این آیه و ویژگیهایی که براي مؤمنان راستین ویاران رسول اللّه
صلیاللهعلیهوآله نقل میکند ، فاصله گرفتهاند ، گاه آنچنان به جان هم میافتند و کینهتوزي و خونریزي میکنند که هرگز
دشمنان اسلام آنچنان نکردند .
گاه با کفار آنچنان پیوند دوستی میبندند که گویی برادرانی از یک اصل و نسبند .
. جلد 5 ، صفحه 77 حدیث 91 ، « نورالثقلین » -1
( جزء بیست و ششم ( 133
و نهآثار سجود در چهره نمایان و نه آن نمو و رشد و « اِبْتِغاءِ فَضْلِاللّه » نهخبرياز آن رکوع و سجود است و نه آن نیات پاك و
جوانه زدن و قوي شدن و روي پاي خود ایستادن .
و عجب اینکه هرقدر از این اصول قرآنی فاصله گرفتهایم به درد و رنج و ذلت و نکبت بیشتري گرفتار شدهایم، ولی باز متوجه
مانع اندیشه و تجدید نظر و بازگشت به قرآن است، خدایا ما را از این « حمیّتهاي جاهلیت » نیستیم از کجا ضربه میخوریم؟ باز
خواب عمیق و خطرناك بیدار کن.پایان سوره فَتْح
134 ) سوره فَتح )
سوره