گروه نرم افزاری آسمان






تقسیمات سور


تقسیمات سور => سوره

تقسیمات قرآن

اشاره

تقسیمات قرآن: بخش بندی های قرآن از جهات گوناگون
تقسیمات مختلف قرآن از عصر پیامبر(صلی الله علیه وآله) و نزول قرآن تاکنون همواره مورد توجه بوده و درباره آن بحث هایی نسبتاً گسترده انجام شده است. این تقسیمات عمدتاً در محورهای ذیل بوده است:
1. تقسیم بندی قرآن به سوره ها و آیات.
2. تقسیم بندی آیات و سوره ها با توجه به زمان و مکان نزول.
3. تقسیم سوره ها با توجه به بلندی، کوتاهی و شمار آیات.
4. تقسیم بندی سوره ها با توجه به سرآغازهایشان.

5. تقسیم قرآن با توجه به شمار آیات، کلمات و حروف، به اجزاء، احزاب، ارباع، انصاف، اثلاث و... .
6. تقسیم بندی محتوای قرآن.
غالب این مباحث از دیرباز مورد اهتمام قرآن پژوهان بوده است و جمعی درباره آن رساله هایی مستقل نگاشته اند؛ مانند کتاب تقسیم القرآن ابن سائب کلبی (م. 146 ق.)، اجزاء ثلاثین ابو بکر بن عیاش (م. 193 ق.)، اجزاء القرآن ابو عمرو دوری (م. 246 ق.)، اجزاء القرآن و اسباعه خلیفة بن خیاط (م. 240 ق.)، اسباع القرآن حمزه (م. 165 ق.)[1]؛ نیز ابو عمرو دانی در دو کتاب البیان فی عدّ آی القرآن و المصاحف، ابن جوزی در فنون الافنان، زرکشی در البرهان و سخاوی در جمال القرّاء به این موضوع توجه کرده اند. مرعشلی و همکارانش فهرست کاملی از تألیفات را در این موضوع گرد آورده اند.[2] اکنون به بررسی تقسیمات قرآن در حوزه های یاد شده می پردازیم:

1. آیه و سوره:

1. آیه و سوره:
کهن ترین تقسیم در قرآن تقسیم آن به آیه* و سوره بوده که توقیفی و به دستور پیامبر(صلی الله علیه وآله) انجام شده است. اصولاً قرآن کریم آیه آیه و سوره سوره بر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نازل می شده است.
آیه به معانی گوناگون از جمله معجزه و نشانه آمده است.[3] مقصود از آیه قرآن قطعه ای از آن است که در سوره ای واقع شده و شروع و پایانی دارد و از چند جمله یا کلمه یا حرف تشکیل شده و حدود آن از طریق پیامبر(صلی الله علیه وآله) تعیین شده است.[4] در قرآن کریم نیز آیه به این معنا به کار رفته است. (برای نمونه ر. ک: بقره/2، 106؛ آل عمران/3، 7؛ نحل/16،101)
در شمار آیات قرآن اختلاف است؛ مطابق نظر قاریان کوفه که صحیح تر است و شهرت و مقبولیت بیشتری یافته و قرائت حفص از عاصم که از امیر مؤمنان(علیه السلام) گرفته شده شمار آیات آن را 6236 می دانند.[5]
البته قرآن مجموعه ای مشخص و مورد اتفاق همه مسلمانان است و اختلاف در آیات آن ناشی از افزودن یا کاستن آیات سوره ها نیست، بلکه از آنجاست که برخی از قاریان برخی از آیات قرآن را دو قسمت کرده و آن را دو آیه یا دو آیه را ادغام و یک آیه به شمار آورده اند. علّت این اختلاف آن است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) هنگام تلاوت، در انتهای هر آیه وقف می کرد و روشن می شد که آنجا پایان آیه است. سپس برای تکمیل و ارتباط سخن، آن را به

آیه بعد وصل می کرد و گاه شنونده می پنداشت در آنجا فاصله و وقفی نیست و دو آیه را یکی می شمرد، بنابراین اختلاف روایات در موارد وصل و وقف، سبب اختلاف در شمار آیات شد[6]؛ برای نمونه قاریان مکه و شام «لَم یَلِد وَ لَم یُولَد» را دو آیه و دیگر قاریان یک آیه دانسته اند، در نتیجه گروه نخست شمار آیات سوره توحید را 5 و گروه دوم 4 آیه دانسته اند.[7]
یکی از امور بحث انگیز، نشانه گذاری آیات بوده است؛ قاریان در آغاز برای تعیین ابتدا و انتهای آیات در ابتدا و انتهای هر آیه یک نقطه و گاهی در ابتدا یا انتهای آیه سه نقطه به شکل دایره ترسیم می کردند.[8] به مرور شماره گذاری آیات را اختراع کرده، آیات هر سوره را از رقم یک آغاز کرده، تا پایان سوره ادامه می دادند.[9] برخی علما به کار گرفتن این علایم و اعداد را به استثنای سه نقطه در ابتدای هر آیه، ناخوشایند می دانستند، زیرا نگران آن بودند که بعدها عدّه ای این علایم را جزو قرآن بپندارند[10]؛ ولی تدریجاً این نگرانی برطرف و مطلوب بودن آن پذیرفته شد.[11] (=> آیه)
سوره* در لغت به معنای منزلت، مقام بلند، یا برگرفته از سُورالمدینه به معنای دیوار و اطراف شهر است[12] و مقصود از سوره قرآن مجموعه ای از آیات آن است که با «بِسمِ اللهِ الرَحمنِ الرَحیمِ» از قبل و بعدش جدا شده است.[13] سوره به این معنا مکرّراً در قرآن آمده است. (برای نمونه ر.ک: بقره/2، 23؛ نور/24، 1؛ توبه/9، 64، 86 و...)
قرآن کریم به اتفاق همه دانشمندان مسلمان 114 سوره دارد.[14] ثبت فواتح و خواتم سوره ها نیز از ابتکارات سده نخست هجری بوده است. بدین منظور در آغاز هر سوره جمله «فاتحة سورة کذا» و در پایانش «خاتمة سورة کذا» می نوشتند.[15] بعداً مکّی و مدنی بودن هر سوره و شماره ترتیب آن در مصحف و تعداد آیات و گاه شماره ترتیب نزول هر سوره را در اوّل هر سوره می آوردند[16]؛ ولی دغدغه اینکه این کلمات بعدها جزو قرآن دانسته شود گروهی را به تلاش برای محو این علایم از

قرآن وا می داشت.[17]

2. مکّی و مدنی:

2. مکّی و مدنی:
قرآن پژوهان آیات و سوره های قرآن را به مکّی و مدنی قسمت کرده اند. به نظر مشهور آن دسته از آیات و سوره ها که پیش از هجرت نازل شده مکّی و آنچه پس از هجرت فرود آمده مدنی است.[18]
افزون بر این، تقسیمات دیگری نیز با توجه به زمان نزول آیات شده است؛ برای نمونه به آیاتی که در زمان حضور پیامبر(صلی الله علیه وآله) در مکه یا مدینه نازل شده اند «حَضَری» و به آیاتی که در سفرهای آن حضرت فرود آمده اند «سَفَری» گفته اند؛ نیز به آیاتی که در تابستان نازل شده «صَیْفی» (تابستانی) و آیاتی که در زمستان نازل شده اند «شِتایی» (زمستانی) همچنین به آیاتی که در حال صلح فرود آمده «سِلْمی» و آیاتی که در جنگ نازل شده اند «حَرْبی» و آیاتی که در روز نازل شده «نَهاری» و آیاتی که در شب نازل شده اند «لَیلی» گفته اند.[19] ( =>مکّی و مدنی)
سوره های قرآن با توجه به مکّی و مدنی بودن به 4 دسته تقسیم شده اند:
أ. سوره هایی که همه آیاتش مکّی است؛ مانند مدثّر.
ب. سوره هایی که همه آن مدنی است؛ مانند آل عمران.
ج. سوره های مکّی که بخشی از آیاتش مدنی است؛ مانند اعراف که گفته شده: آیات 163 - 172 آن مدنی است. (=>اعراف / سوره)
د. سوره های مدنی که بخشی از آیاتش مکّی است؛ مانند سوره حجّ که گفته شده: آیات 52 - 55 آن مکّی است.[20] (=>حجّ / سوره)
البته برخی از محقّقان در وجود قسم سوم و چهارم تردید کرده اند.[21] (=>مکّی و مدنی)

3. طُوَل، مئون، مثانی و مفصّل:

اشاره

3. طُوَل، مئون، مثانی و مفصّل:
سوره های قرآن از نظر بلندی و کوتاهی و شمار آیات آن ها به 4 گروه طُوَل، مئون، مثانی و مفصّل تقسیم شده اند:[22] این تقسیم بندی توقیفی[23] و در روایتی از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) آمده است که خداوند به جای تورات سبع طُوَل (طوال) و به جای انجیل مئون و به جای زبور مثانی به من داده است و با مفصّل بر دیگر پیامبران برتری داده شده ام.[24] در برخی نقل ها آمده است که به جای تورات سبع طُوَل و به جای انجیل مثانی و به جای زبور مئون

به من داده شد.[25]

أ. طُوَل:

أ. طُوَل:
طول جمع طُولی مؤنث اَطْوَل به معنای طولانی تر است و به سوره های بقره، آل عمران، نساء، مائده، انعام، اعراف و انفال و توبه به سبب طولانی بودن آن ها «سبع طُوَل» گفته شده است.[26] در این دسته بندی دو سوره انفال و توبه به سبب فاصله نشدن بَسْمَلَه میان آن دو و ارتباط تنگاتنگ محتوایشان به منزله یک سوره به شمار آمده اند.[27] روایتی از ابن عباس نیز این را تأیید می کند.[28]
از سعید بن جبیر و برخی دیگر نقل شده که سوره یونس را از سبع طول دانسته و دو سوره انفال و توبه را از این گروه نشمرده اند[29]؛ ولی این قول وجهی ندارد، چون سوره برائت از یونس طولانی تر است.[30] گفته شده است: تفاوت مصاحف عثمانی با مصحف اولی که در زمان ابوبکر گردآوری شد تنها در این بوده است که در مصحف اوّل سوره برائت در میان مئون و سوره انفال در میان مثانی جای داشته است؛ ولی در مصحف عثمانی سوره انفال و برائت را با هم بین دو سوره اعراف و یونس و آخرین سوره از سبع طُوَل قرار داده اند.[31] برخی فقط سوره انفال[32] و برخی دیگر فقط سوره توبه[33] و قول ضعیف تری سوره کهف را[34] هفتمین سوره از این مجموعه شمرده است.

ب. مئون و مثانی:

ب. مئون و مثانی:
مئون جمع مأة به معنای 100 و مثانی جمع مَثْنی یا مَثْناة به معنای دو دو است.[35] در تعریف این دو اصطلاح نظرهای مختلفی بیان شده است:
یک. جمعی به آن دسته از سوره ها که 100 آیه یا اندکی بیش یا کمتر از آن دارد مئون و به سوره های بعد از مئون مثانی گفته اند، چون نسبت به مئون در مرتبه دوم قرار دارند[36]؛ ولی مصداقی برای این دو مجموعه بیان نکرده اند[37]؛ اما جمعی تعریف یاد شده از مئون را شامل سوره های اسراء، کهف، مریم، طه، انبیاء، حجّ و مؤمنون دانسته و سوره های یونس، هود، یوسف، رعد، ابراهیم، حجر و نحل را مثانی معرّفی کرده اند، زیرا بعد از سبع طول و دومی آن هاهستند[38]؛ ولی این بیان تمام

نیست، زیرا 23 سوره قرآن که از سوره نور تا بعد از حوامیم (محمّد) است تحت هیچ یک از عناوین چهارگانه طول، مئون، مثانی و مفصل مندرج نیستند[39]، افزون بر این معلوم نیست با چه توجیهی سوره حجّ که فقط 78 آیه دارد از مئون شمرده شده و سوره حجر که 99 آیه دارد از آن به شمار نیامده است؟ البته ایراد نخست بر فیض کاشانی که 23 سوره یاد شده را نیز از مثانی دانسته است وارد نیست.[40]زرکشی نیز سوره های بعد از سبع طول را مئون و سوره های بعد از مئون را که از مئون کوتاه تر و از مفصل بلندترند مثانی دانسته است.[41]
دو. صیدلانی و برخی دیگر 11 سوره برائت، نحل، هود، یوسف، کهف، بنی اسرائیل (اسراء)، انبیاء، طه، قد افلح (مؤمنون)، شعراء، و صافّات را مئون و 20 سوره احزاب، حجّ، نمل، قصص، نور، انفال، مریم، عنکبوت، روم، یس، حجر، رعد، فرقان، سبأ، ملائکه (فاطر)، ابراهیم، ص، محمّد، لقمان و زمر را از مثانی دانسته است و سوره های حوامیم و ممتحنات را نیز با وجود آنکه در روایت یاد شده از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نیامده اند قسیم 4 مجموعه طول، مئین، مثانی و مفصّل قرار داده است.[42]
سه. برخی دیگر، سوره های حوامیم، فصّلت و فتح را نیز بر 20 سوره یاد شده افزوده اند.[43]
چهار. در نقلی از محمد بن طلحه 26 سوره از مجموعه مثانی شناخته شده است که 20 سوره آن همان سوره هایی اند که صیدلانی آن ها را از این مجموعه دانسته و در خصوص 6 سوره دیگر ابن منظور از 5 سوره زخرف، مؤمن، سجده، احقاف و جاثیه یاد کرده، می گوید: سوره ششم از روایت افتاده است؛ ولی احتمالاً سوره حمد باشد[44]؛ ولی در نقل فیروزآبادی سوره احزاب به عنوان آخرین عضو این مجموعه آمده است.[45]
پنج. برخی نیز همه سوره هایی را که بعد از سبع طول تا پس از حوامیم آمده اند مئون دانسته اند.[46] احتمالاً این ها کسانی باشند که سوره حمد را مثانی معرفی کرده اند.[47] از جمعی نقل شده که مثانی همه قرآن است[48] که البته در این صورت مثانی به معنای منعطف و مفسر بودن بعضی آیات بر بعضی دیگر[49] و از موضوع تقسیمات قرآن خارج است. برخی سوره بقره تا توبه را مثانی

دانسته اند.[50] (=>سبع مثانی)
شش. ماوردی مئون را سوره هایی دانسته که 200 آیه یا نزدیک به 200 آیه دارد[51]
هفت. برخی سوره انفال را تا آخر سوره سجده به استثنای سوره یونس (24 سوره) از مجموعه مئون و سوره احزاب را تا ق (18 سوره) از مجموعه مثانی دانسته است[52]، به هر حال این تعریف ها حدسی اند و دلیلی پذیرفتنی ندارند.[53]

ج. مفصّل:

ج. مفصّل:
مفصّل از ریشه فصل به معنای جدا شده است و به سوره های کوتاه آخر قرآن مفصل گفته اند، چون بسمله های فراوانی بین آن ها فاصله شده است یا برای اینکه همه آیات آن ها محکم است و آیه ای از آن ها نسخ نشده است[54] یا به سبب کوتاهی آیات آن ها.[55] در اینکه پایان این مجموعه آخر قرآن است هیچ اختلافی نیست؛ ولی در اولین سوره از آن اقوال متعددی وجود دارد[56]؛ بیشتر قرآن پژوهان سوره محمّد را[57] که نخستین سوره پس از حوامیم است سرآغاز این مجموعه دانسته اند[58]، بنابراین مجموعه مفصّل قرآن 68 سوره است.[59]روایتی از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نیز این قول را تأیید می کند.[60] در حدیثی امام باقر(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نقل می کند که مجموعه مفصّل 67 سوره قرآن است، بنابراین سوره فتح آغاز این مجموعه است.[61]
بنا به نقل زرکشی اهل حدیث آغاز این مجموعه را سوره «ق» می دانند. وی با استناد به روایتی این قول را ترجیح می دهد. سخاوی سوره حجرات را سرآغاز این مجموعه می داند.[62] گفته شده است: حزب مفصل در مصحف ابن مسعود از سوره الرحمن شروع می شده است.[63] در نقلی از ابن عباس سوره ضحی تا آخر قرآن مجموعه مفصّل شمرده شده است، چون مستحب است بین تلاوت هر یک از این سوره ها یک تکبیر فاصله شود.[64] در اقوال دیگر سوره های صافّات، جاثیه، صفّ، ملک، انسان، سبح اسم ربّک الاعلی[65]

را نخستین سوره از این مجموعه دانسته اند.[66]
سوره های مفصل را به سه گروه تقسیم کرده اند: گروه نخست که تا سوره نبأ را در بر می گیرد طوال (جمع طویل یعنی سوره های بلند در مجموعه مفصّل) و گروه دوم که از سوره نبأ تا ضحی را شامل می شود اوساط (جمع وَسَط به معنای متوسط) و گروه سوم از ضحی تا آخر قرآن است که آن را قِصار (جمع قصیر به معنای کوتاه) نامیده اند.[67]
بنا به روایتی مستحب است در نماز صبح سوره های طوال از مفصّل و در نماز عشا متوسط های این مجموعه و در نماز ظهر، عصر و مغرب سوره های کوتاه این مجموعه خوانده شوند.[68] نووی در معرفی سه گروه یاد شده می گوید: از حجرات تا بروج طوال، از طارق تا بیّنه اوساط و از زلزال تا ناس قصارِ سوره های مفصّل نام دارند.[69]

4. تقسیم سوره ها بر حسب سرآغاز آن ها:

اشاره

4. تقسیم سوره ها بر حسب سرآغاز آن ها:
سوره ها از این نظر به مقطّعات، مسبّحات، حامدات، اقسام، سُور قُل، مخاطبات و زمانیات تقسیم شده اند. 29 سوره قرآن با حروف تهجّی شروع شده اند که به آن ها سوره های «مقطّعات» گفته اند. به این حروف مقطعه گفته اند، چون هریک جدا جدا خوانده می شود. این حروف با احتساب مکرراتش 78 حرف و با حذف مکرراتش 14 حرف یعنی نصف حروف الفباست که برخی اهل ذوق با ترکیب آن، جمله «علیٌ صراطُ حقٍّ نُمْسکه» را ساخته اند.[70] این ویژگی گرچه لطیف است لیکن با این گونه روش ها نمی توان عقاید و مبانی دینی را ثابت کرد.[71] به آن ها «حروف نورانی» نیز گفته شده است.[72] سوره های مقطعات عبارت اند از بقره، آل عمران، عنکبوت، روم، لقمان و سجده که با «الم»، اعراف با «المص»، یونس، هود، یوسف، ابراهیم و حجر با «الر»، رعد با «المر»، مریم با «کهیعص»، طه با «طه»، یس با «یس»، ص با «ص»، فصّلت، زخرف، دخان، جاثیه و احقاف با «حم»، شوری با «حم عسق» و قلم با «ن» شروع شده اند.
به 6 سوره ای که با «الم» شروع شده و سوره اعراف که با «المص» شروع شده است سوره های «الم» گفته اند.[73] برخی به تمام 13 سوره ای که حروف مقطعه آن ها «الم» یا دو حرف اول حروف مقطعه آن ها الف و لام است سوره های «الف

لامات» گفته اند.[74] برخی از سلف سوره های «الم» را میادین (جمع میدان) و سوره های «الر» را بساتین (جمع بستان: باغ) قرآن دانسته اند.[75] به سه سوره شعراء، نمل و قصص «طواسیم» یا «طواسین»[76] و به 7 سوره ای که با «حم» شروع می شود «حوامیم» یا «حامیمات» یا «ذوات حم»[77] یا «آل حم» گفته اند.[78] اطلاق «حوامیم» بر این سوره ها در روایات متعددی وارد شده است.[79] بنا به نقلی از امام صادق(علیه السلام) حوامیم ریاحین (گل ها) قرآن اند و قاری و حافظ باید برای حفظ و تلاوت آن ها خداوند را سپاس گویند[80]، افزون بر این در روایات از این سوره ها با عنوان دیباج القرآن[81] (ابریشم قرآن) لُباب القرآن (مغز قرآن) ثمرة القرآن[82] (میوه قرآن) عرائس القرآن[83](عروس های قرآن) یاد شده است.
هفت سوره اسراء، حدید، حشر، صفّ، جمعه، تغابن و اعلی که با تسبیح و تنزیه خداوند شروع شده مسبّحات[84] و عرائس قرآن لقب گرفته اند.[85] برخی بدون احتساب سوره اسراء سوره های مسبّحات را 6 سوره دانسته اند.[86] ابو عمرودانی سوره های ممتحنه، منافقون و طلاق را از این مجموعه دانسته[87] که ظاهراً وجهی ندارد.
پنج سوره حمد، انعام، کهف، سبأ و فاطر با حمد و ستایش خداوند آغاز شده که به آن ها «حامدات» گفته اند.[88] این سوره ها به مقاصیر (رواق، ایوان یا شبستان ها) قرآن لقب گرفته اند.[89] زرکشی می گوید: 14 سوره با ثنای پروردگار شروع شده که 7 سوره آن یعنی 5 سوره حامدات و دو سوره فرقان و ملک در بردارنده صفات ثبوتیه پروردگار و 7 سوره دیگر (مسبّحات) در بردارنده تنزیه و صفات سلبیه پروردگارند و این مطلب سرّ عظیمی از اسرار پروردگار است.[90]
همو 15 سوره صافّات، ذاریات، طور، نجم، مرسلات، نازعات، بروج، طارق، فجر، شمس، لیل، ضحی، تین، عادیات و عصر را از گروه سوره هایی

معرّفی می کند که با قسم آغاز شده اند. وی دو سوره قیامت و بلد را از 23 سوره ای شمرده است که با جمله خبری آغاز شده است[91]؛ ولی برخی این دو سوره با 15 سوره پیشین و 5 سوره یس، ص، دخان، زخرف، ق و ن را که بلافاصله بعد از حروف مقطّعه قسم آمده اند با عنوان سوره های «اَقْسام» (جمع قَسم) یاد کرده اند.[92]
ده سوره با ندا شروع شده که مخاطب آن در 5 سوره پیامبر(صلی الله علیه وآله) و در دو سوره عموم مردم (ناس) و در سه سوره مؤمنان اند.[93] برخی از این مجموعه با عنوان سوره های «مخاطبات» نام برده اند.[94]
شش سوره جنّ، علق، کافرون، توحید، فلق و ناس با امر شروع شده[95] که به 5 سوره از این مجموعه که با «قُل» شروع شده سوره های «قُلْ» یا «مقولات» گفته اند.[96]
هفت سوره واقعه، منافقون، تکویر، انفطار، انشقاق، زلزال و نصر با شرط شروع شده است و به سُور «زمانیات» نام گرفته اند.[97]
افزون بر این، سوره های دهر، نبأ، غاشیه، شرح، فیل و ماعون با استفهام و سوره های همزه و تبّت با نفرین و سوره ایلاف با تعلیل افتتاح شده اند.[98]
افزون بر آنچه گذشت از مجموعه های دیگری نیز در قرآن نه از جهت فواتح آن ها بلکه به سبب اشتراک در بعضی خصوصیات دیگر یاد شده که به مناسبت به معرّفی آن ها می پردازیم:

أ. عِتاق الاُوَل:

أ. عِتاق الاُوَل:
عِتاق جمع عتیق به معنای قدیم یا ارزشمند و اُوَل جمع اُولی است. به سوره های اسراء، کهف، مریم، طه و انبیاء عتاق الاول گفته شده است[99]، زیرا نخستین سوره های نازل شده اند یا بر سایر سوره ها برتری و فضیلت دارند.[100]

ب. ممتحنات.

ب. ممتحنات.
به 16 سوره فتح، حشر، سجده، طلاق، قلم، حجرات، تبارک، تغابن، منافقون، جمعه، صفّ، جنّ، نوح، مجادله، ممتحنه و تحریم سوره های ممتحنات گفته شده است. به اعتقاد برخی این نامگذاری از آن روست که سوره ممتحنه در این مجموعه است.[101]

ج. سوره های سجده:

ج. سوره های سجده:
در 14 سوره قرآن 15 آیه سجده وجود دارد که پس از تلاوت آن،

سجده واجب یا مستحب است. امامیه و زیدیه در آیات 15 سجده/32؛ 37 فصّلت /41؛ 62 نجم /53 و 19 اقرء /96 سجده تلاوت را واجب می دانند[102] و در آیات 206 اعراف/7؛ 15 رعد /13؛ 49 نحل /16؛ 107 اسراء/17؛ 58 مریم/19؛ 18 و 77 حجّ/22؛ 60 فرقان/25؛ 25 نمل/27؛ 24 ص /38 و 21 انشقاق/84 سجده تلاوت را مستحب می دانند.[103] جمعی از اهل سنت نیز 15 آیه یاد شده را از آیات سجده می دانند؛ ولی مذاهب چهارگانه اهل سنت در موارد وجوب و استحباب سجده با هم اختلاف دارند.[104] البته همه آن ها در وجوب سجده در 10 آیه متفق اند، هرچند در مصادیق آن اختلاف دارند.[105] به 4 سوره ای که سجده در آن ها واجب است سور «عزائم» گفته شده است[106]، افزون بر این به دو سوره بقره و آل عمران «زَهراوان»[107] و به انفال و توبه «قرینتان»[108] و به فلق و ناس «مُعَوَّذتان»[109] گفته شده است.

5. اجزاء، احزاب، اعشار، اخماس و رکوعات

أ. اجزاء و احزاب:

أ. اجزاء و احزاب:
تقسیم قرآن به اجزاء و احزاب برای تسهیل تلاوت و حفظ بوده و در ادوار مختلف به گونه های مختلف انجام می گرفته است. از برخی روایات استفاده می شود در اواخر زمان رسول خدا(صلی الله علیه وآله) قرآن را به 7 حزب تقسیم کرده بودند که از آن ها به اجزاء یا احزاب یا منازل القرآن[110]یاد می کرده اند: حزب اوّل شامل سه سوره اول قرآن یعنی حمد، بقره و آل عمران و حزب های بعدی به ترتیب 5، 7، 11 و 13 سوره طبق ترتیب کنونی مصحف بوده است و حزب هفتم که حزب مفصل نام داشته از سوره «ق» تا سوره «ناس» بوده است.[111]
برخی این تقسیم بندی را فردی می دانند و معتقدند مسلمانان برای اینکه در طول هفته قرآن را ختم کنند آن را به 7 جزء تقسیم کرده بودند و مقدار اجزاء نزد همه افراد یکسان نبوده است.[112] این روایت همواره از ادله کسانی بوده است که ترتیب کنونی قرآن را توقیفی و از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می دانند.[113] بنا به نقلی پیامبر(صلی الله علیه وآله) هر شب یک

حزب از حزب های هفت گانه قرآن را تلاوت می کردند.[114] روایت شده امام صادق(علیه السلام) قرآنی در اختیار داشته اند که 14 جزء داشته است[115]، به هر روی این تجزیه دیگر رایج نیست و امروزه مقصود از اجزاء همان چیزی است که در میان نویسنده های قرآن مرسوم بوده است که در حاشیه صفحات آن رمزهایی را برای اشاره به اجزای سی گانه و احزاب و ارباع آن قرار می دادند[116]، زیرا در آغاز، مصحف های عثمانی از هرگونه تجزیه و علایم مخصوص آن تهی بوده است؛ ولی به مرور برحسب نیاز، قاریان و حافظان، قرآن را به شیوه های گوناگون تقسیم بندی کردند. عدّه ای قرآن را به 30 قسمت تقسیم کردند و به هر قسمت «جزء» می گفتند و نیز هر جزء را به دو قسمت تقسیم و به آن «حزب» می گفتند و حزب ها را نیز به 4 قسمت تقسیم و به هر قسمت «رُبع» می گفتند.[117] البته اجزاء و احزاب و ارباع چنان که امروزه مرسوم است در برخی قرآن ها علامت گذاری شده بود.[118] این روش اکنون در بسیاری از قرآن ها از جمله قرآن های خط عثمان طه متداول است.
اجزای قرآن به آیه یا سوره آغازین آن ها نامگذاری شده اند؛ برای نمونه از جزء سوم چون با آیه «تِلکَ الرُسُل» شروع شده به «جزء تلک» و از جزء 26 چون با سوره احقاف شروع شده به «جزء احقاف» یاد می شود.[119]
برخی منشأ تقسیم قرآن به 30 جزء را روایتی از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می دانند که در آن به خواندن قرآن در یک ماه سفارش شده است.[120]احتمالا ختم قرآن در ماه رمضان نیز در این خصوص نقش داشته است.[121]
روش دیگری که در برخی مصاحف امروزه متداول است تقسیم اجزای سی گانه به 4 حزب است. سخاوی می نویسد: تقسیم قرآن به 120 حزب برای قاریان مساجد قرار داده شده بود[122]، به هر روی زمان دقیق این تقسیمات به خوبی روشن نیست. برخی احتمال داده اند اجزای سی گانه در زمان حَجّاج انجام گرفته باشد[123] که البته نقل های تاریخی این احتمال را تأیید نمی کنند، زیرا در زمان وی فقط نصف ها تا اعشار قرآن تعیین گردید.[124] برخی معتقدند تقسیم قرآن به اجزاء، احزاب و ارباع در زمان تابعان پایان یافته است.[125]

نقل است که منصور به عمرو بن عُبید (م. 144 ق.) گفت: می خواهم قرآن را حفظ کنم. عمرو بن عبید هر جزء از اجزای سی گانه قرآن را به 12 بخش قسمت کرد و به منصور پیشنهاد داد هر قسمت را یک روز و در نتیجه همه قرآن را در یک سال حفظ کند.[126] از این گزارش معلوم می شود در آن زمان اجزای سی گانه قرآن متداول بوده است.
ابوبکربن عیاش (م. 193 ق.) کتابی با عنوان اجزاء ثلاثین داشته است که معلوم می شود تجزیه قرآن به اجزای سی گانه در زمان وی انجام گرفته است.[127]
سخاوی نقل می کند: در مصر قرآن هایی 60 جزوی متداول بوده که اجزای شصت گانه آن را 4 قسمت کرده بودند و هر 4 روز یک بخش آن را می خواندند.[128] البته اجزای شصت گانه ای که سخاوی آورده در برخی موارد با حزب های کنونی قرآن های عثمان طه تفاوت دارد.[129]
زمان نشانه گذاری اجزاء و احزاب و ارباع قرآن نیز به خوبی روشن نیست؛ گفته شده است: این کار در زمان مأمون یا حجّاج انجام گرفته است[130]؛ ولی برخی معتقدند وضع این علایم تا اواسط قرن چهارم شهرت نداشته است، زیرا مصاحفی که از قرن اول تا سوم به دست آمده اند از این علایم تهی اند.[131] البته نبود علایم در تعداد معدودی از مصاحف بر جای مانده در آن روزگار نمی تواند دلیل بر عدم تجزیه یا عدم شهرت آن در آن زمان باشد.
شایان ذکر است که اجزاء، احزاب و ارباع مصحف های کنونی از کتاب غیث النفع سَفَاقُسّی، ناظمة الزهر شاطبی و شرح آن، تحقیق البیان محمد متولّی و ارشاد القراء والکاتبین ابوعید رضوان مخلّلاتی گرفته شده است.[132] در این تقسیم انسجام معنای آیات در نظر گرفته نشده و بر این اساس رعایت آن در ابتدا و انتهای تلاوت قرآن توصیه نشده است[133]، از این رو اخیراً برخی قرآن پژوهان با انتقاد از این شیوه در تجزیه قرآن به سبب عدم مراعات هماهنگی محتوای آیات در بسیاری موارد تجزیه قرآن را به روش نو پیشنهاد داده که از نظر وی انسجام معنای آیات نیز در آن مراعات شده است.[134]
اصطلاح اجزای مصحف کاربرد دیگری نیز داشته و دارد و آن اینکه اجزای مختلف قرآن برای سهل الوصول بودن در جلساتی که قرآن دسته جمعی تلاوت می شود و برای آنکه به آسانی در اختیار نوآموزان قرار گیرد به صورت جزوه هایی

مستقل در 30 پاره یا بیشتر منتشر می کرده اند و به مجموع جزوه ها که همه 30 جزء قرآن را در برداشت «رَبْعة» می گفتند.[135] تقسیم قرآن به 6 یا 7 قسمت و انتشار آن در 6 یا 7 جزوه نیز معمول بوده است.[136] برخی فقها این کار را به دلیل نوبودن (بدعت) و پاره پاره شدن قرآن جایز نمی دانستند و با آن مخالفت می کردند؛ ولی عدّه ای آن را جایز شمرده، حتّی به استحباب آن فتوا داده اند.[137]
یکی از کارهایی که در قرن نخست هجری در تقسیمات قرآن مورد توجه مسلمانان قرار گرفت تعیین انصاف، اثلاث، ارباع، اخماس، اسداس، اسباع، اثمان، اتساع و اعشار بود که نتایج آن در آثاری که از قرآن پژوهان بر جای مانده ثبت شده اند. نقل شده که حَجّاج قاریان، حافظان و کاتبان قرآن را گرد آورد و فرمان داد تا افزون بر شمار کلمات و حروف آن، موارد یاد شده را نیز معیّن کنند[138]، هرچند برای این کار در زمان خودش شاید ارزش چندانی جز تفنّن و هنرنمایی متصوّر نبود؛ ولی اهتمام مسلمانان به امور ریز مربوط به قرآن نظیر شمار کلمات و یکایک حروف معجم به کار برده شده در آن و حتی نقطه های آن و حفظ آمار آن[139] بهترین گواه بر بطلان ادّعای تحریف قرآن است.

ب. تخمیس و تعشیر:

ب. تخمیس و تعشیر:
یکی از تقسیمات قرآن که در قدیم رواج داشته و اکنون بر اثر شماره گذاری آیات کمتر به آن توجه می شود، نشانه گذاری پنج پنج آیه و ده ده آیه بوده است که به آن «تخمیس» و «تعشیر» می گفتند. برای تخمیس ابتداء، در پایان هر 5 آیه نقطه و بعدها کلمه «خَمْس» یا حرف «خـ» و برای تعشیر نیز آغاز، در پایان هر 10 آیه نقطه و سپس کلمه «عَشر» یا حرف «عـ» می گذاشتند[140] و سرّ این کار این بود که قاریان هر روز 5 یا 10 آیه به شاگردان خود می آموختند.[141] دانشمندان سرآغاز تعشیر مصحف را به سیره رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در آموزش 10 آیه 10 آیه قرآن به اصحاب نسبت داده اند.[142] توصیه به آموزش 5 آیه 5 آیه نیز از برخی نقل ها استفاده می شود که شاید منشأ تخمیس بوده است.[143]
به نظر ابوعمرودانی تعشیر و تخمیس قرآن عمل صحابه بوده و در زمان آن ها رواج داشته است. وی روایاتی را که حاکی از مخالفت برخی صحابه و تابعان است، دلیل این دیدگاه می داند.[144]

از ابن مسعود نقل شده است که علایم تخمیس و تعشیر را از مصاحف پاک می کرد. جمعی از تابعان نیز این کار را جایز نمی دانستند.[145]مالک تعشیر و تخمیس مصاحف را با مرکّب مشکی جایز می دانست؛ اما انجام این کار را با رنگ قرمز مکروه می دانست.[146]
محمدبن وراق می گوید: قرآنی را که اعشار و ختم سوره هایش با طلا نشانه گذاری شده بود بر امام صادق(علیه السلام) عرضه کردم. آن حضرت بر آن ایرادی نگرفت و تنها فرمودند: خوش ندارم قرآن با طلا نوشته شود و دوست دارم قرآن مانند دوره نخستین با مرکّب سیاه نوشته شود.[147]

ج. رکوعات:

ج. رکوعات:
یکی دیگر از تقسیمات قرآن که برخلاف سایر تقسیم بندی های آن، طول و اندازه مساوی و معیّن ندارد رکوعات است. هر رکوع متشکل از چند آیه است که درباره یک موضوع سخن می گوید. رکوعات بیشتر در سوره های بزرگ قرآن اند؛ برای نمونه سوره بقره 40 رکوع دارد؛ اما سوره های کوچک که درباره یک موضوع سخن می گویند یک رکوع دارند؛ مانند سوره های عبس تا ناس. به رکوعات قرآن رکوع گفته اند، چون هر رکوع بر اساس مبانی فقهی اهل سنت بعد از قرائت حمد در یک رکعت خوانده می شود.[148] رکوعات قرآن ریشه در نماز تراویح دارد که اهل سنت در شب های ماه رمضان از زمان خلیفه دوم آن را به جماعت می خوانند.[149] این نماز که در فقه اهل سنت 600 رکعت است در هر شبی از شب های ماه رمضان 20 رکعت آن خوانده می شود[150] و اهل سنّت خواندن یک ختم قرآن را در این نماز مستحب می دانند[151]، از این رو قرآن را به رکوعات تقسیم کرده اند.
در شمار دقیق رکوعات اختلاف است؛ مشهور آن را 540 می دانند.[152] سرخسی در این باره از مشایخ بخاری نقل می کند که قرآن را 540 رکوع کردند تا در شب بیست و هفتم ماه رمضان ختم گردد و این فضیلت در این شب که طبق برخی روایات شب قدر است درک شود.[153] دانی در همین راستا اجزای بیست و هفت گانه برای قرآن نقل می کند که در نماز تراویح خوانده می شده اند.[154] در برخی قرآن ها در بالای «بسم الله» هر سوره افزون بر شمار کلمات و حروف شمار رکوعات آن را نیز می نوشتند[155]؛ همچنین در حاشیه بعضی از

قرآن ها رکوعات را با حرف «ع» نشانه گذاری می کردند.

6. تقسیمات محتوایی:

اشاره

6. تقسیمات محتوایی:
قرآن کریم با توجه به محتوا و شیوه بیان به بخش هایی گوناگون تقسیم شده است. البته بنای این تقسیمات بر تساوی همه بخش ها نیست، از این رو با کم و زیاد بودن مقدار برخی از بخش ها بر برخی دیگر و تداخل بعضی اقسام و تفاوت این تقسیمات در روایات و نقل های مختلف منافاتی ندارد.[156] مهم ترین این تقسیمات عبارت اند از:

1. بخش های سه گانه:

1. بخش های سه گانه:
در روایتی از امیرمؤمنان، امام علی و امام باقر(علیهما السلام) آمده است که قرآن بر سه بخش فرود آمده است: ثلث آن درباره ما و دشمنان ماست و ثلث آن سنن و امثال و ثلث دیگر فرایض و احکام است.[157]

2. بخش های چهارگانه:

2. بخش های چهارگانه:
بنا به نقلی از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و امام باقر(علیه السلام) ربع قرآن درباره اهل بیت(علیهم السلام) و ربع آن درباره دشمنان آن ها و ربع آن فرایض و احکام و ربع دیگر حلال و حرام است.[158]

3. بخش های هفت گانه:

3. بخش های هفت گانه:
در نقلی از رسول خدا(صلی الله علیه وآله)، محتوای قرآن در 7 بخش زجر، امر، حلال، حرام، محکم، متشابه و امثال معرّفی شده است.[159] در روایت دیگر امر، زجر، ترغیب، ترهیب، جدل، قصص و مَثَل[160] به عنوان بخش های هفت گانه قرآن معرّفی شده اند. در روایتی از امام باقر یا امام صادق(علیهما السلام) با رویکرد شناخت و فهم قرآن، محتوای آن 6 وجهِ محکم، متشابه، ناسخ، منسوخ، خاص و عام بیان شده است[161]، افزون بر این در روایات، تقسیمات دیگری نیز برای محتوای قرآن آمده اند