دانلود نرم افزار تاریخ ایران
1 / 3
نرم افزار مترو تایم
2 / 3
نرم افزار دانشنامه شهرهای ایران
3 / 3
نرم افزار تاریخ ایران
4 / 3
نرم افزار دانشنامه جانوران
5 / 3
نرم افزار دانشنامه نجوم و فضا
6 / 3
نرم افزار دانشنامه کشورها
7 / 3
نرم افزار دانشنامه بیماری ها
8 / 13
دانشنامه مشافل و کسب و کار ها
9 / 13
دانشنامه رشته های تحصیلی
10 / 13
دانشنامه مشاغل و کسب و کار ها
11 / 13
دانشنامه رشته های تحصیلی
12 / 13
دانش نامه مشاغل و کسب و کار ها
13 / 13
دانشنامه مشاغل و کسب و کار ها

حکایت مرد بت پرستی که بت را خطاب میکرد و خدا خطابش را لبیک گفت

گروه نرم افزاری آسمان

 حکایت مرد بت پرستی که بت را خطاب میکرد و خدا خطابش را لبیک گفت




یک شبی روح الامین در سد ره بود

بانگ لبیکی ز حضرت می‌شنود

بنده‌ای گفت این زمان می‌خواندش

می‌ندانم تا کسی می‌داندش

این قدر دانم که عالی بنده ایست

نفس او مرده است او دل زنده ایست

خواست تا بشناسد او را آن زمان

زو نگشت آگاه در هفت آسمان

در زمین گردید و در دریا بگشت

بار دیگر گرد عالم دربگشت

هم ندید آن بنده را، گفت ای خدای

سوی او آخر مرا راهی نمای

حق تعالی گفت عزم روم کن

در میان دیر شو معلوم کن

رفت جبرئیل و بدیدش آشکار

کان زمان می‌خواند بت را زارزار

جبرئیل آمد از آن حالت بجوش

سوی حضرت بازآمد در خروش

پس زفان بگشاد گفت ای بی‌نیاز

پرده کن در پیش من زین راز باز

آنک در دیری کند بت را خطاب

تو به لطف خود دهی او را جواب

حق تعالی گفت هست او دل سیاه

می‌نداند، زان غلط کردست راه

گر ز غفلت ره غلط کرد آن سقط

من چو می‌دانم نکردم ره غلط

هم کنون راهش دهم تا پیشگاه

لطف ما خواهد شد او را عذر خواه

این بگفت و راه جانش برگشاد

در خدا گفتن زفانش برگشاد

تا بدانی تو که این آن ملتست

کانچ اینجا می‌رود بی‌علتست

گر برین درگه نداری هیچ تو

هیچ نیست افکنده، کمتر پیچ تو

نه همه زهد مسلم می‌خرند

هیچ بر درگاه او هم می‌خرند