دانلود نرم افزار تاریخ ایران
1 / 3
نرم افزار مترو تایم
2 / 3
نرم افزار دانشنامه شهرهای ایران
3 / 3
نرم افزار تاریخ ایران
4 / 3
نرم افزار دانشنامه جانوران
5 / 3
نرم افزار دانشنامه نجوم و فضا
6 / 3
نرم افزار دانشنامه کشورها
7 / 3
نرم افزار دانشنامه بیماری ها
8 / 13
دانشنامه مشافل و کسب و کار ها
9 / 13
دانشنامه رشته های تحصیلی
10 / 13
دانشنامه مشاغل و کسب و کار ها
11 / 13
دانشنامه رشته های تحصیلی
12 / 13
دانش نامه مشاغل و کسب و کار ها
13 / 13
دانشنامه مشاغل و کسب و کار ها

حکایت نومریدی که زر از شیخ خود پنهان می‌داشت

گروه نرم افزاری آسمان

 نکته‌ای که شیخ بصره از رابعه پرسید


رفت شیخ بصره پیش رابعه

گفت ای در عشق صاحب واقعه

نکتهٔ کز هیچ کس نشنیده‌ای

بر کسی نه خواندی نه دیده‌ای

آن ترا از خویشتن روشن شدست

آن بگو کز شوق جان من شدست

رابعه گفتش که ای شیخ زمان

چند پاره رشته بودم ریسمان

بردم و بفروختم خوش شد دلم

دو درست سیم آمد حاصلم

هر دو نگرفتم به یک دست آن زمان

این درین دستم گرفتم آن در آن

زانک ترسیدم که چون شد سیم جفت

راه زن گردد فرو نتوان گرفت

مرد دنیا جان و دل در خون نهد

صد هزاران دام دیگر گون نهد

تا به دست آرد جوی زر از حرام

چون بدست آرد بمیرد والسلام

وارث او را بود آن زر حلال

او بماند در غم و زور وبال

ای به زر سیمرغ را بفروخته

دل ز عشق زر چو شمع افروخته

چون درین ره می‌نگنجد موی در

نیست کس را گنج گنج و روی زر

گر قدم در ره‌نهی ای هم چو مور

از سر مویی بگیرندت به زور

چون سر مویی محابا روی نیست

هیچ کس را زهرهٔ این کوی نیست