دانلود نرم افزار تاریخ ایران
1 / 3
نرم افزار مترو تایم
2 / 3
نرم افزار دانشنامه شهرهای ایران
3 / 3
نرم افزار تاریخ ایران
4 / 3
نرم افزار دانشنامه جانوران
5 / 3
نرم افزار دانشنامه نجوم و فضا
6 / 3
نرم افزار دانشنامه کشورها
7 / 3
نرم افزار دانشنامه بیماری ها
8 / 13
دانشنامه مشافل و کسب و کار ها
9 / 13
دانشنامه رشته های تحصیلی
10 / 13
دانشنامه مشاغل و کسب و کار ها
11 / 13
دانشنامه رشته های تحصیلی
12 / 13
دانش نامه مشاغل و کسب و کار ها
13 / 13
دانشنامه مشاغل و کسب و کار ها

دولتی که سحرهٔ فرعون یافتند

گروه نرم افزاری آسمان

 حکایت پیرزنی که به ده کلاوه ریسمان خریدار یوسف شد




گفت یوسف را چو می‌بفروختند

مصریان از شوق او می‌سوختند

چون خریداران بسی برخاستند

پنج ره هم سنگ مشکش خواستند

زان زنی پیری به خون آغشته بود

ریسمانی چند در هم رشته بود

در میان جمع آمد در خروش

گفت ای دلال کنعانی فروش

ز آرزوی این پسر سر گشته‌ام

ده کلاوه ریسمانش رشته‌ام

این زمن بستان و با من بیع کن

دست در دست منش نه بی سخن

خنده آمد مرد را، گفت ای سلیم

نیست درخورد تو این در یتیم

هست صد گنجش بها در انجمن

مه تو و مه ریسمانت ای پیرزن

پیرزن گفتا که دانستم یقین

کین پسر را کس بنفروشد بدین

لیک اینم بس که چه دشمن چه دوست

گوید این زن از خریداران اوست

هر دلی کو همت عالی نیافت

ملکت بی‌منتها حالی نیافت

آن ز همت بود کان شاه بلند

آتشی در پادشاهی او فکند

خسروی را چون بسی خسران بدید

صد هزاران ملک صدچندان بدید

چون بپا کی همتش در کار شد

زین همه ملک نجس بیزارشد

چشم همت چون شود خورشید بین

کی شود با ذره هرگز هم نشین