دانلود نرم افزار تاریخ ایران
1 / 3
نرم افزار مترو تایم
2 / 3
نرم افزار دانشنامه شهرهای ایران
3 / 3
نرم افزار تاریخ ایران
4 / 3
نرم افزار دانشنامه جانوران
5 / 3
نرم افزار دانشنامه نجوم و فضا
6 / 3
نرم افزار دانشنامه کشورها
7 / 3
نرم افزار دانشنامه بیماری ها
8 / 13
دانشنامه مشافل و کسب و کار ها
9 / 13
دانشنامه رشته های تحصیلی
10 / 13
دانشنامه مشاغل و کسب و کار ها
11 / 13
دانشنامه رشته های تحصیلی
12 / 13
دانش نامه مشاغل و کسب و کار ها
13 / 13
دانشنامه مشاغل و کسب و کار ها

بیان وادی عشق

گروه نرم افزاری آسمان

 حکایت عربی که در عجم افتاد و سر گذشت او با قلندران


در عجم افتاد خلقی از عرب

ماند از رسم عجم او در عجب

در نظاره می‌گذشت آن بی‌خبر

بر قلندر راه افتادش مگر

دید مشتی شنگ را، نه سر نه تن

هر دو عالم باخته بی یک سخن

جمله کم زن مهره دزد پاک بر

در پلیدی هریک از هم پاک تر

هر یکی را کردهٔ دزدی به دست

هیچ دردی ناچشیده جمله مست

چون بدید آن قوم را میلش فتاد

عقل و جان بر شارع سیلش فتاد

چون قلندریان چنانش یافتند

آب برده عقل و جانش یافتند

جمله گفتندش درآ ای هیچ کس

او درون شد بیش و کم این بود بس

کرد رندی مست از یک دردیش

محو شد از خویش و گم شد مردیش

مال و ملک و سیم و زر بودش بسی

برد ازو در یک ندب حالی کسی

رندی آمد دردی افزونش داد

وز قلندر عور سر بیرونش داد

مرد می‌شد همچنان تا با عرب

عور و مفلس، تشنه جان و خشک لب

اهل او گفتند بس آشفته‌ای

کو زر و سیمت، کجا تو خفته‌ای

سیم و زر شد، آمد آشفتن ترا

شوم بود این در عجم رفتن ترا

دزد راهت زد، کجا شد مال تو

شرح ده تا من بدانم حال تو

گفت می‌رفتم خرامان در رهی

اوفتاده بر قلندر ناگهی

هیچ دیگر می‌ندانم نیز من

سیم و زر رفت وشدم ناچیز من

گفت وصف این قلندر کن مرا

گفت وصف اینست و بس قال اندرا

مرد اعرابی فنایی مانده بود

زان همه قال اندرایی مانده بود

پای درنه یا سر خود گیر تو

جان ببر یا نه به جان بپذیر تو

گر تو بپذیری به جان اسرار عشق

جان فشانان سرکنی در کار عشق

جان فشانی و بمانی برهنه

ماندت قال اندرایی دربنه