دانلود نرم افزار تاریخ ایران
1 / 3
نرم افزار مترو تایم
2 / 3
نرم افزار دانشنامه شهرهای ایران
3 / 3
نرم افزار تاریخ ایران
4 / 3
نرم افزار دانشنامه جانوران
5 / 3
نرم افزار دانشنامه نجوم و فضا
6 / 3
نرم افزار دانشنامه کشورها
7 / 3
نرم افزار دانشنامه بیماری ها
8 / 13
دانشنامه مشافل و کسب و کار ها
9 / 13
دانشنامه رشته های تحصیلی
10 / 13
دانشنامه مشاغل و کسب و کار ها
11 / 13
دانشنامه رشته های تحصیلی
12 / 13
دانش نامه مشاغل و کسب و کار ها
13 / 13
دانشنامه مشاغل و کسب و کار ها

حکایت عاشقی که قصد کشتن معشوق بیمار را کرد

گروه نرم افزاری آسمان

 حکایت عاشقی که خفته بود و معشوق بر او عیب گرفت


عاشقی از فرط عشق آشفته بود

بر سر خاکی بزاری خفته بود

رفت معشوقش به بالینش فراز

دید او را خفته وز خود رفته باز

رقعه‌ای بنبشت چست و لایق او

بست آن بر آستین عاشق او

عاشقش از خواب چون بیدار شد

رقعه برخواند و برو خون بار شد

این نوشته بود کای مرد خموش

خیز اگر بازارگانی سیم گوش

ور تو مرد زاهدی، شب زنده باش

بندگی کن تا به روز و بنده باش

ور تو هستی مرد عاشق، شرم‌دار

خواب را با دیدهٔ عاشق چه کار

مرد عاشق باد پیماید به روز

شب همه مهتاب پیماید ز سوز

چون تو نه اینی نه آن، ای بی‌فروغ

می‌مزن در عشق ما لاف دروغ

گر بخفتد عاشقی جز در کفن

عاشقش گویم، ولی بر خویشتن

چون تو در عشق از سر جهل آمدی

خواب خوش بادت که نااهل آمدی