دانلود نرم افزار تاریخ ایران
1 / 3
نرم افزار مترو تایم
2 / 3
نرم افزار دانشنامه شهرهای ایران
3 / 3
نرم افزار تاریخ ایران
4 / 3
نرم افزار دانشنامه جانوران
5 / 3
نرم افزار دانشنامه نجوم و فضا
6 / 3
نرم افزار دانشنامه کشورها
7 / 3
نرم افزار دانشنامه بیماری ها
8 / 13
دانشنامه مشافل و کسب و کار ها
9 / 13
دانشنامه رشته های تحصیلی
10 / 13
دانشنامه مشاغل و کسب و کار ها
11 / 13
دانشنامه رشته های تحصیلی
12 / 13
دانش نامه مشاغل و کسب و کار ها
13 / 13
دانشنامه مشاغل و کسب و کار ها

حکایت پاسبانی عاشق که هیچ نمی‌خفت

گروه نرم افزاری آسمان

 حکایت مردی که پسر جوانش به چاه افتاد


در ده ما بود برنایی چو ماه

اوفتاد آن ماه یوسف‌وش به چاه

در زبر افتاد خاک او را بسی

عاقبت ز آنجا بر آوردش کسی

خاک بر وی گشته بود و روزگار

با دو دم آورده بودش کار و بار

آن نکو سیرت محمد نام بود

تا بدان عالم ازو یک گام بود

چون پدر دیدش چنان، گفت ای پسر

ای چراغ چشم وای جان پدر

ای محمد، با پدر لطفی بکن

یک سخن گو، گفت آخر کو سخن

کو محمد، کو پسر، کو هیچ کس

این بگفت و جان بداد، این بود و بس

درنگر ای سالک صاحب نظر

تا محمد کو و آدم، درنگر

آدم آخر کو و ذریات کو

نام جزویات و کلیات کو

کو زمین، کو کوه و دریا، کو فلک

کو پری، کو دیو و مردم ،کو ملک

کو کنون آن صد هزاران تن زخاک

کو کنون آن صد هزاران جان پاک

کو به وقت جان بدادن پیچ پیچ

کو کسی، کو جان و تن، کو هیچ‌هیچ

هر دو عالم را و صد چندان که هست

گر بسایی و ببیزی آنک هست

چون سرای پیچ پیچ آید ترا

با سر غربال هیچ آید ترا