گروه نرم افزاری آسمان






رباعی شمارهٔ ۱۷۹۵


با یار به گلزار شدم رهگذری
بر گل نظری فکندم از بی‌خبری
دلدار به من گفت که شرمت بادا
رخسار من اینجا و تو بر گل نگری