گروه نرم افزاری آسمان






ب منابع غیر قابل استناد


اشاره

حادثه عاشورا، از پیشامدهای شگفت تاریخ است که در آن ، قهرمانانی اندک شمار در برابر لشکری بزرگ از جنگجویان سفّاک و بی رحم ، تا واپسین لحظه حیات و آخرین قطره خون ، مقاومت کردند و از همه چیز خود ، در راه محبوب خویش گذشتند. این مقاومت شجاعانه و فداکاری قهرمانانه، از آغازین لحظه های پیدایش ، در درازنای تاریخ تا کنون، چشم ها را خیره کرده و زبان ها و قلم ها را به سوی خود

.

1- .. ابن کثیر ، از برخی مقاتل مانند : مقتل ابن حنبل ، مقتل ابن ابی الدنیا و مقتل بَغَوی نیز سود جسته است .
2- .. ر. ک : معرّفی و نقد منابع عاشورا : ص 131 136 . نیز ، ر . ک : تاریخ در آینه پژوهش : ش 15 ص 85 .
3- .. گفتنی است این جنگ، از فتوحات روم است که پس از شهادت امام حسن علیه السلام و در حکومت معاویه صورت گرفته است.



کشیده است. تاریخ نگاران و سیره نویسان، از نخستین کسانی بوده اند که به گزارش این واقعه با بسیاری از رخدادهای پیرامونی و حادثه های جزئی آن پرداختند و حتّی آن مورّخان حکومتی ای که نان امویان را می خوردند ، نتوانستند آفتاب دلاوری ها، رشادت ها و حماسه های این تعدادِ به ظاهر اندک و به باطن، با همه انسانیت انسان ها برابر، را نادیده بگیرند و یا آن را زیر ابر تیره توجیه و تحریف، به تمامی پنهان کنند . کتاب های تاریخ و سیره ، چه در میان شیعیان و چه اهل سنّت و حتّی غیر مسلمانان ، واقعه عاشورا را به عنوان یک نقطه عطف و یک پیشامد مسلّم تاریخی ، گزارش کرده اند ، تا جایی که ارکان و وقایع اصلی آن ، از مشهورات، متواترات و قطعیات تاریخی است، هر چند تفصیل ها و جزئیات آن، مانند هر واقعه تاریخی دیگر ، با تفاوت هایی در نقل ها و یا کاستی ها و مبالغه هایی قابل انتظار ، همراه بوده است. این ، در حالی است که با گذشت زمان و دورتر شدن از اصل واقعه، انتظار تغییر و تحریف ، بیشتر می شود و این ، همان نکته ای است که قاعده لزوم مراجعه به منابع کهن و نزدیک تر به حادثه تاریخی را مدلّل می سازد. خوش بختانه منابع کهن تاریخی و سیره نگاری ، چنان دقیق و با تفصیل به عاشورا و کربلا پرداخته اند که غرض ورزی ها، اشتباهات و کم دقّتی های همزاد انسان را به آسانی نشان می دهند. مبنای ما در سنجش اعتبار و سندیت کتاب های نوشته شده در دوره های بعد نیز همین منابع کهن و مشترکات تاریخی در کنار حفظ معیارهای نقد متون و اسناد تاریخی است. همچنین از آن جا که حادثه عاشورا، یکی از حماسی ترین جلوه های امامت شیعه است، گزارش ها و مآخذ را در باره عاشورا ، باید با سنجه «عصمت امام» نیز سنجید و

.




سیره رفتاری امامان شیعه را بر آنچه به آنان نسبت می دهند ، حاکم کرد . بر این اساس، کتاب ها و منابعی که گزارش های خود را نقّادی نکرده و آنها را با منابع اصلیِ تاریخی برابر ننموده و یا به تعارض آنها با سیره و کرامت و شخصیت امام حسین علیه السلام و یارانش توجّه نکرده اند، از دیدگاه ما، دچار ضعف اند و از گردونه اعتبار و نقل و استناد، خارج می شوند. هر اندازه تعداد گزارش های بدون اصل و سند و یا نامتجانس با شخصیت کرامت آمیز و عزّتمند عاشورائیان در کتابی بیشتر باشد، بر ضعف آن کتاب، افزوده می شود و هر اندازه کمتر باشد ، کتاب، اعتبار بیشتری دارد . این ، بدان معناست که نقد ما در این عرصه، متوجّه کتاب و محتوای آن است و نه نویسنده و گردآورنده آن ؛ زیرا برخی از مؤلّفان این گونه کتاب ها ، جزو کسانی هستند که از سرِ شیفتگی به شخصیت اعجاب انگیز امام حسین علیه السلام و همراهان ایشان در حماسه سازی شان در کربلا و به پاس قدردانی از فداکاری های آنان، قلم به دست گرفته و بدون آن که تخصّص اصلی آنها تاریخ و سیره باشد، در عرصه ای قلم زده اند که تفاوت ماهیّتی با اندوخته های علمی آنها (مانند فقه و تفسیر قرآن) داشته است . به عبارت دیگر ، احساس دَین به امام حسین علیه السلام با شوری که از مطالعه نهضت عاشورا به هر انسانی دست می دهد، آمیخته شده و این مؤلّفانِ شیفته را گاه به تساهل در رویارویی با گزارش های بی پایه کشانده و سبب شده که آنان حتّی به گزارش های شفاهی ای که از زبان این و آن و یا برخی واعظان و مرثیه خوانان شنیده اند، اعتماد کنند و افزوده هایی را ناسازگار با واقعه اصلی عاشورا و در تعارض با اهداف آن ، در کتاب های خود بیاورند ، و این ، چه بسا هم پایه استفاده از کتاب های کم اعتبار، مجهول و یا حتّی مجعول است . البته زمینه ها و عامل هایی ، این جریان را شدّت بخشیده است که از جمله آنها، پیدایش سبْک داستان پردازی و ارائه قرائت جذّاب و مخاطب محور از واقعه

.




عاشوراست ؛ سبْکی که بر پایه گرایش طبیعی انسان به حکایت و نقل هر چه زیباتر وقایع روی داده، شکل گرفت و میل فطری آدمیان به بزرگ داشتن و بزرگ تر کردن قهرمانان خود، به آن، کمک نمود . در این میان ، کسانی آیات و روایات باز دارنده از دروغ پردازی را با به کار بردن اصطلاح «زبان حال» کنار زدند و حتّی در برخی نمونه های معدود، دروغ را تجویز کردند. راه یافتن این زبان تخیّلی، احساسی و داستانی به منبر و مرثیه و تعزیه ، چرخه نقل شفاهی و نگارش کتبی را کامل کرد و پس از مدّتی ، آنچه به عنوان مرثیه یا مدّاحی و نقل حکایت به منظور برانگیختن احساسات، ساخته و خوانده شده بود، به کتاب ها راه یافت و از سوی برخی که میان منابع کهن و نزدیک به واقعه عاشورا و کتاب هایی که قرن ها پس از آن نگاشته شده اند ، تفاوت چندانی نمی نهادند ، به صورت یک سند تاریخی و قابل ذکر در آمد . همه اینها، افزون بر اشتباهات ناخواسته انسانی است که در نقل های تاریخی پیش می آیند، مانند : خطای حافظه در نقل شفاهی ، یا خطای باصره در هنگام نوشتن که به گاهِ نگارش و قرائت نسخه ها پیش می آید ، بویژه اگر نسخه، مغلوط یا بدخط باشد . آنچه مایه امیدواری پژوهشگران است، شکل هِرمی این جریان ناخجسته است ، بدین معنا که هر چند ممکن است تعداد کتاب های کنونی ای که مطالب آمیخته از درست و نادرست دارند، فراوان به نظر برسد، امّا پی یابی جریان نقل آنها، پژوهشگر را به تعداد انگشت شماری از منابع مشخّص می رساند که سرچشمه ورود این ادبیّات تخیّلی و بدون پشتوانه تاریخی ، به جریان گزارش دهنده حماسه کربلا هستند. محقّقان این دانش نامه با بررسی صدها گزارش و مأخذیابی مرحله به مرحله هر یک از نقل ها، این چند کتاب معدود را شناسایی و ساختار و ضعف های آنها را گوشزد کرده اند.

.




البتّه این ، بدان معنا نیست که همه مطالب این کتاب ها ، نادرست و تحریف شده اند ؛ زیرا در این کتاب ها، گزارش های معتبری نیز از کتاب های کهن و اصلی تاریخ و سیره ، نقل شده است. مقصود ما ، آن است که بسیاری گزارش های نادرست یا بدون منبع و پشتوانه تاریخی در این کتاب ها یافت می شوند که با عملکرد و سیره رفتاری امام حسین علیه السلام و اهل بیت گرامی اش ناسازگارند ، هر چند برخی گزارش ها هم هستند که احتمال وجودشان در منابعی که به ما نرسیده اند، می رود . بدین جهت هم هست که مطالب این گونه کتاب ها، بدون ارزیابی، قابل استناد نیستند. این منابع، عبارت اند از:

1. مقتل الحسین علیه السلام المنسوب إلی أبی مِخنَف

ابو مِخنَف لوط بن یحیی بن سعید (م 158 ق) ، از مورّخان مورد اعتماد و از اصحاب امام صادق علیه السلام است . او به احتمال فراوان ، شیعه و البته مقبول مورّخان فریقَین است و از این رو ، تاریخ نگاران و سیره نویسان متعدّدی از کتاب او در باره قیام امام حسین علیه السلام نقل کرده اند . از این میان ، می توان به : محمّد بن عمر واقدی (م 207 ق) ، ابن قتیبه (م 276 ق) در الإمامه و السیاسه ، محمّد بن جریر طبری (م 310 ق) در تاریخش ، ابن عبد ربّه (م 328 ق) در العقد الفرید ، علی بن حسین مسعودی (م 345 ق) در مُروج الذهب و أخبار الزمان ، شیخ مفید (م 413 ق) در الإرشاد و نیز النصره فی حرب البصره ، شهرستانی (م 548 ق) در الملل و النحل ، خوارزمی (م 568 ق) در مقتل الحسین علیه السلام و در آخرین حلقه ها به ابن عساکر (م 571 ق) (1) در تاریخ دمشق ، ابن اثیر (630 ق) در الکامل ، سبطِ ابن جوزی (م 654 ق) در تذکره الخواصّ و ابو الفدا (م 732 ق) در المختصر فی أخبار البشر اشاره کرد . (2)

.

1- .ابن عساکر ، بسیار کم از ابو مخنف نقل می کند ؛ ولی در بخش معرّفی زینب دختر امام حسین علیه السلام ، تصریح می کند که کتاب ابو مخنف را خوانده است (ر . ک : تاریخ دمشق : ج 69 ص 168) .
2- .. ر. ک : وقعه الطفّ : ص 9 (مقدّمه) .



سوگمندانه باید گفت که اصل کتاب ابو مخنف ، مفقود است و ما تنها می توانیم از جمع آوری گزارش های این مورّخان ، به بخشی از کتاب او دست یابیم . در دوره معاصر ، افراد متعدّدی، از جمله آقایان: محمّدباقر محمودی، حسن غفاری و محمّدهادی یوسفی غروی ، به این کار، همّت گماشته و بخش هایی از کتاب ابو مخنف را که طبری و دیگران در آثار خود ، گزارش کرده اند ، گرد آورده و با نام های: عَبَراتُ المصطفَین، مقتل الحسین علیه السلام و وقعه الطف منتشر ساخته اند . (1) پیش از این گردآوری ها ، کتابی ناشناخته به نام مقتل أبی مخنف منتشر شده است که نه تنها دلیلی بر صحّت انتساب آن به ابو مخنف در دست نیست ، بلکه تفاوت فراوان و آشکار مطالب آن با نقل طبری از ابو مخنف ، قرینه نادرستیِ این انتساب است . دلیل دیگر ، وجود برخی مطالب موهن نسبت به شخصیت بزرگوار امام حسین علیه السلام است که تألیف آنها از نویسنده ای مشهور و موثّق، همچون ابو مخنف ، بسی بعید است . جالب توجّه ، آن که میان این کتاب چاپ شده ناشناخته ، با متن برخی نسخه های خطّیِ آن ، تفاوتِ بیش از حدّ متعارفی به چشم می خورد و زمینه اعتماد به آن را از میان می برد . (2) متأسّفانه نیاز به مقتل أبی مخنف ، موجب شده که بسیاری، به همین نسخه رایج ،

.

1- .. گفتنی است: ابو علی محمّد بن محمّد بَلعمی (م 363 ق)، وزیر سامانیان، ترجمه ای آزاد (با افزوده های تاریخی) از تاریخ الطبری انجام داده که به تاریخ بلعمی مشهور است و بخشی از آن، با عنوان: قیام سید الشهدا حسین بن علی علیه السلام و خونخواهی مختار به روایت طبری و انشای ابو علی بلعمی، به کوشش محمد سَرور مولایی، گزینش و منتشر شده است (ر. ک: کتاب شناسی تاریخی امام حسین علیه السلام : ص 74).
2- .این کتاب (مقتل أبی مخنف) در آخر بحار الأنوار به چاپ رسیده است؛ امّا نسخه ای خطّی از آن (به تاریخ کتابت 1130 ق) نیز در کتاب خانه دار الحدیث نگاهداری می شود که برخی اضافاتِ فاحش نسخه چاپی متداول، مانند : سند کتاب (ص 25) و روایت از کلینی (ص 12) که موجب بی اعتباری متن چاپی شده اند را ندارد (ر. ک: فهرست نسخه های خطّی کتاب خانه تخصّصی مرکز تحقیقات دار الحدیث: ج 1 ص 129؛ فهرستگان نسخه های خطّی حدیث و علوم حدیث شیعه: ج 5 ص 540).



روی آورند و بیشتر مطالب آن را نادانسته به ابو مخنف، نسبت دهند . گفتنی است که در دو سده اخیر ، بسیاری از محدّثان ، مورّخان و کتاب شناسان ، پس از تأیید شخصیّت ابو مخنف و کتاب اصلی او ، کتاب کنونی متداول و در دسترسِ مقتل أبی مخنف را بی اعتبار و غیر قابل استناد دانسته اند . از این میان می توان به محدّث نوری ، (1) میرزا محمّد ارباب قمی ، (2) حاج شیخ عبّاس قمی ، (3) سیّد عبد الحسین شرف الدین ، (4) سیّد حسن امین (5) و شهید سیّد محمّد علی قاضی طباطبایی (6) اشاره کرد . (7)

2. نور العین فی مشهد الحسین علیه السلام

نور العین ، مقتلی منسوب به «ابو اسحاق اسفراینی» است و این عنوان (کُنیه و نسبت) ، منحصر به ابراهیم بن محمّد بن ابراهیم اسفراینی (م 417 یا 418 ق) ، فقیه شافعی است ؛ امّا هیچ یک از منابع کهن ، تألیف چنین کتابی را در شرح حال او گزارش نکرده اند . (8) در میان کتاب شناسان متأخّر ، ابتدا اسماعیل پاشا بغدادی (9) و پس از او ، شیخ آقا بزرگ تهرانی (10) و یوسف اِلیان سَرکیس (11) این کتاب را به وی منسوب نموده اند . آنچه

.

1- .لولؤ و مرجان : ص 236 .
2- .أربعین حسینیّه : ص 9 .
3- .نفس المهموم : ص 9 ، الکنی و الألقاب : ج 1 ص 155 ، هدیه الأحباب : ص 45 .
4- .مؤلّفو الشیعه فی صدر الإسلام : ص 41 .
5- .مستدرکات أعیان الشیعه : ج 6 ص 255 .
6- .تحقیق در باره اوّلْ اربعین حضرت سیّد الشهدا علیه السلام : ص 60 و 76 و 219 و221 و 222 .
7- .. برای آگاهی بیشتر در باره این کتاب و دیگر منابع مرتبط ، ر. ک : کتاب شناسی تاریخی امام حسین علیه السلام : ص 70 ؛ عاشورا عزاداری تحریفات : ص 392 و 395 و 397.
8- .ر.ک : طبقات الشافعیّه: ج 4 ص 256، وفیات الأعیان: ج 1 ص 28، تبیین کذب المفتری: ص 243، سیر أعلام النبلاء: ج 17 ص 353؛ البدایه و النهایه: ج 12 ص 30.
9- .هدیه العارفین: ج 1 ص 8 .
10- .الذریعه: ج 17 ص 72 73 ش 380.
11- .معجم المطبوعات العربّیه: ج 1 ص 436.



نظر اسماعیل پاشا را کم اعتبار می کند ، اشاره وی به وفیات الأعیان به عنوان منبع است ، حال آن که ما چنین مطلبی را در وفیات الأعیان نیافتیم و اسماعیل پاشا خود در کتاب دیگرش ، إیضاح المکنون ، کتاب را بدون ذکر مؤلّف آن ، معرّفی کرده است . (1) کتاب شناسان معاصر ، مانند سیّد عبد العزیز طباطبایی ، نیز بر این اعتقادند که این کتاب را بر اسفراینی بسته اند ؛ زیرا اسلوب و سبْک آن، با کتاب های تألیف شده در قرن چهارم ، یعنی سال های تدریس و تألیف اسفراینی ، همسان نیست . (2) نکته آخر ، آن که مطالب کتاب ، بدون سند و مأخذ است و گاه چنان غیر معتبر و دور از عقل است (3) که تألیف آن را از سوی یک فقیه دانشمند، بعید می سازد . از این رو ، محقّقان خبره در سیره و تاریخ امام حسین علیه السلام ، به انکار آن پرداخته اند . (4)

3. روضه الشهدا

کمال الدین حسین بن علی واعظ کاشفی (م 910 ق) مبتکر سبْک قصّه پردازی و پردازش پندگونه از وقایع تاریخی است . او که سنّی یا شیعه بودنش معلوم نیست ، شیفته اهل بیت علیهم السلام بود و برای جذب عوام ، حوادث تاریخی و بویژه حادثه عاشورا را با نثری دل پسند به داستان در آورد و در این میان ، مطالب معتبر و غیر معتبر و مستند و بدون سند را با هم در آمیخت . تازگی سبْک، فارسی بودن و نیز انگیزه مؤلّف برای خوانده شدن کتابش در مجالس عزا ، موجب شد که کتاب کاشفی، نه یک اثر تاریخی،

.

1- .ءایضاح المکنون: ج 2 ص 685 .
2- .ر.ک : أهل البیت فی المکتبه العربیّه: ص 655.
3- .مانند آن که اسب امام حسین علیه السلام به تنهایی 26 سواره و نُه اسب را کشت (نور العین: ص 51) و یا جنگ از روز سوم محرّم شروع شد و امام علیه السلام در همان روز سوم ، هزار نفر را کشت (ص 36) و موارد دیگر (ر. ک : ص 7 و 37 38 و 41 و 44 و 48 و...) .
4- .مانند شهید قاضی طباطبایی که آن را در ضعف و جعل ، مانند مقتل منسوب به ابو مخنف و سراسر قصّه می خواند (تحقیق در باره اوّلْ اربعین حضرت سیّد الشهدا علیه السلام : ص 60) و نیز میرزا محمّد ارباب در اربعین حسینیّه (ص 272) و فضلعلی قزوینی در الإمام حسین علیه السلام و أصحابه (ج 1 ص 150) .



بلکه یک اثر تبلیغی و حتّی تخیّلی ، شمرده شود . متأسّفانه عدم توجّه به این مطلب و قرائت و استنساخ چندین باره آن تا آن جا که سخنرانان مجالس سوگواری امام حسین علیه السلام را ، «روضه خوان» نامیدند ، زمینه ورود بسیاری از اطّلاعات نادرست این کتاب را به فرهنگ عاشورا فراهم ساخت و در موارد متعدّدی ، «زبان حال» ، جانشین «زبان قال» حماسه سرایان کربلا گشت . مصحّح و حاشیه نگار کتاب ، علّامه میرزا ابو الحسن شَعرانی ، نیز در مقدّمه اش بر کتاب ، به این موضوع، اشاره کرده است : از نقل ضعیف در روضه الشهدا ، عجب نباید داشت ؛ چون در ادای مقصود واعظ ، قوی است ، اگر چه برای مقصود مورّخ ، کافی نیست . (1) پیش از شعرانی نیز ، میرزا عبد اللّه اَفَندی ، همکار عالم و کتاب شناس علّامه مجلسی ، اکثر روایات این کتاب و بلکه همه آن را مأخوذ از کتب غیر مشهور و غیر قابل اعتماد دانسته است . (2) علّامه سیّد محسن امین عاملی نیز این سخن را تأیید نموده است . (3) محدّث نوری ، برخی گزارش های کتاب را بدون پشتوانه تاریخی خوانده (4) و شهید مطهّری ، آن را پر از دروغ ، و تألیف و نشر این کتاب را مانع مراجعه به منابع اصلی و مطالعه تاریخ واقعی امام حسین علیه السلام دانسته است . (5) شهید سیّد محمّد علی قاضی طباطبایی نیز مطالب آن را به جهت تعارض با مقاتل معتبر ، بی ارزش و از درجه اعتبار، ساقط می داند . (6) نمونه های متعدّدی از اخبار غیر قابل باور را می توان در جای جای این کتاب دید . (7)

.

1- .روضه الشهدا : ص 6 (مقدّمه) .
2- .ریاض العلماء : ج 2 ص 190 .
3- .أعیان الشیعه : ج 6 ص 122 .
4- .لؤلؤ و مرجان : ص 287 288 .
5- .حماسه حسینی : ج 1 ص 54 .
6- .تحقیق در باره اوّلْ اربعین حضرت سیّد الشهدا علیه السلام : ص 66 .
7- .مانند : بیست و دو هزار زخم در پیکر امام حسین علیه السلام (روضه الشهدا: ص 60) ، چسبیدن سر به تنه فرزندان ? مسلم بن عقیل (ص 241) ، حضور هاشم مرقال (هاشم بن عتبه) در کربلا (ص 300) ، قصّه زعفر جنّی (ص 346) و عروسی قاسم (ص 321) .



4. المنتخب فی جمع المَراثی و الخُطب

فخر الدین بن محمّد علی بن احمد طُرَیحی (م 1085 ق) ، مؤلّف مجمع البحرین ، مجموعه ای از احادیث و مراثی در باره امام حسین علیه السلام و برخی دیگر از امامان را گرد آورد و به قصد گریاندن مؤمنان و تشویق به سوگواری، آنها را به صورت جُنگ ، سامان داد . المنتخب ، تاریخ نگاریِ علمیِ زندگی یا قیام امام حسین علیه السلام نیست و اکثر مطالب آن ، بدون ذکر مأخذ و احادیث آن نیز به صورت مُرسَل است و سَره و ناسَره در آن به هم در آمیخته است . از این رو ، آن را متناسب با هدف و شیوه مؤلّف ، المجالس الطُّریحیّه و یا المجالس الفخریّه نیز نامیده اند . ضعف دیگر کتاب ، اختلافات موجود در نسخه های متفاوت آن است که می تواند نشانگر تصرّفات بعدی در آن باشد . (1) محدّث نوری ، المنتخب طریحی را مشتمل بر مطالب موهون و غیر موهون می داند (2) و میرزا محمّد ارباب قمی ، وجود مسامحات فراوان را در آن ، گوشزد کرده و روایات مختصّ آن را معتبر ندانسته است . (3) برخی مطالب ضعیف کتاب ، قابل تردید و رد هستند که خوانندگان را به دیدن آنها ارجاع می دهیم . (4)

5. مُحْرِق القلوب

مُحْرِقُ القلوب ، نوشته ملّا مهدی نراقی (م 1209 ق) است. او با اقتباس از روضه الشهدا ،

.

1- .ر. ک : سخن شیخ آقا بزرگ تهرانی در الذریعه (ج 22 ص 420 ش 7696) .
2- .لؤلؤ و مرجان : ص 287 .
3- .اربعین حسینیّه : ص 64 .
4- .مانند : کشته شدن بیش از ده هزار سواره در عاشورا (المنتخب، طریحی: ص 450) ، مخلوط بودن سه جریان شهادت حضرت عبّاس علیه السلام و آب آوردن برای طفل ابا عبد اللّه علیه السلام و شهادت علی اکبر (ص 431) و ... .



به عرضه مطالبی دست زد که به گونه ای شورانگیز ، عواطف و احساسات مردم را به سوی واقعه کربلا سوق دهد ؛ امّا چون مأخذ نراقی (روضه الشهدا) ، کتابی ضعیف و مخلوط از مطالب درست و نادرست بود ، نوشته او نیز بر اخبار ضعیف و غیر معتبر، مشتمل گشت . نراقی ، خود به ضعیف بودن برخی گزارش های کتابش تصریح کرده (1) و به همین جهت ، مورد انتقاد برخی از عالمان پس از خود ، قرار گرفته است . میرزا محمّد تنکابنی ، برخی از اخبار آن را مظنون یا مقطوع الکذب دانسته (2) و محدّث نوری با ابراز شگفتی از تألیف چنین کتابی از چنان عالم بزرگی ، برخی مطالب آن را «منکَر» نامیده است . (3) شهید مطهّری نیز نراقی را فقیه بزرگی می خواند ؛ ولی او را در تاریخ عاشورا ، صاحب اطّلاع نمی داند و برخی مطالب او را نقد می کند . (4) گفتنی است انتساب این کتاب به نراقی، مشهور است و تردیدی در آن نیست ؛ (5) امّا این احتمال هست که آن را در اوایل تحصیل و پیش از رسیدن به مراتب کمال علمی ، نوشته باشد .

6. إکسیر العبادات فی أسرار الشهادات (أسرار الشهاده)

آقا بن عابد دربندی شیروانی (م 1285 یا 1286 ق) مشهور به فاضل دربندی و ملّا آقا دربندی ، از نویسندگانی است که افزون بر رشته تخصّصی اش (فقه) ، در دیگر موضوعات ، مانند تاریخ عاشورا ، نیز کتاب نوشت . او با جمع آوری اخبار قوی و

.

1- .محرق القلوب : مقدّمه (نقل از: عاشوراپژوهی : ص 406) .
2- .قصص العلماء : ص 146 .
3- .لؤلؤ و مرجان : ص 245 .
4- .ر.ک : حماسه حسینی : ج 1 ص 28 .
5- .ر. ک : الذریعه : ج 4 ص 461 ش 2056 و ج 20 ص 149 ش 2329 و ج 21 ص 359 ش 5452 ، إیضاح المکنون : ج 2 ص 443 ، هدیه العارفین : ج 2 ص 352 .



ضعیف و به قصد حلّ اختلاف و تحلیل آنها ، یکی از بزرگ ترین نگاشته ها را در باره واقعه عاشورا سامان داد . او شیفته امام حسین علیه السلام بود و انگیزه پاکی در نگارش این کتاب داشت ؛ امّا به دلیل استفاده از منابع ضعیف در کنار منابع اصلی و نقل برخی گزارش های بدون سند ، نتوانست مقتل معتبری ارائه دهد . او همچنین مبنای نادرستی برگزید و بر اساس آن ، از کتاب هایی که مشتمل بر اخبار مظنون الکذب بودند نیز نقل کرد . مبنای او این بود که نشانه های کذب ، هر چند به درجه ظن برسند ، مانع نقل نیستند و نقل چنین اخباری در بیان سیره و تاریخ ، بی اشکال است . محدّث نوری ، یکی از منابع ضعیف دربندی را نسخه بدون سر و ته ، مجهول و پر از دروغی می داند که سیّد عربِ روضه خوانی برای کسب تأیید ، نزد عالمان نجف آورد و سپس به دست دربندی رسید ؛ نسخه ای که به گفته محدّث نوری ، از کثرت اشتمال بر اکاذیب واضح و اخبار واهی ، احتمال نمی رود که از مؤلّفات یک عالِم باشد . (1) او در جایی دیگر ، این کتاب را دستاویز مخالفان برای دروغگو خواندن شیعه دانسته است . (2) سخن محدّث نوری را بسیاری از عالمان دیگر ، تأیید کرده اند و بسیاری از نقل های نادرست و غیر قابل باور کتاب را به عنوان گواه، ارائه کرده اند . از این میان می توان به میرزا محمّد تنکابنی ، شاگرد فاضل دربندی ، (3) ، (4) شیخ ذبیح

.

1- .لؤلؤ و مرجان : ص 250 .
2- .«کار به آن جا رسید که [مخالفان] در کتب خود ، نوشته اند که: شیعه ، بیت کذب است و اگر کسی منکِر شود، کافی است ایشان را برای اثبات این دعوی، آوردن کتاب أسرار الشهاده را به میدان» لؤلؤ و مرجان: ص 289.
3- .«اخبار غیرمعتبره در این کتاب (أسرار الشهاده) بسیار[ند] و ضعاف ، بلکه اخباری که مظنون، کذب آنهاست ، بلکه گویا بعضی از آنها قطعی الکذب باشند [نیز بسیارند] و این ، مایه کسر قدر آن کتاب گردید» (ر . ک : قصص العلماء: ص 108) .
4- .«کار به آن جا رسید که [مخالفان] در کتب خود ، نوشته اند که: شیعه ، بیت کذب است و اگر کسی منکِر شود، کافی است ایشان را برای اثبات این دعوی، آوردن کتاب أسرار الشهاده را به میدان» (لؤلؤ و مرجان: ص 289).



اللّه محلّاتی ، (1) سیّد محسن امین ، (2) میرزا محمّدعلی مدرّس تبریزی ، (3) شیخ آقا بزرگ تهرانی (4) و استاد علامه شهید مرتضی مطهّری (5) اشاره نمود . گفتنی است بسیاری از تحلیل های نویسنده کتاب ، برای قابل پذیرش کردن گزارش هایی است که به سادگی قابل قبول نیستند . (6)

7. ناسخ التواریخ

میرزا محمّدتقی سپهر (م 1297 ق) مشهور به لسان المُلک ، از مورّخان ، شاعران و مُنشیان دربار قاجار است . او در کنار کار دیوانی ، مأمور شد تا کتابی در باره تاریخ جهان از آدم علیه السلام تا آن زمان ، بنگارد ؛ (7) کتابی که همه آنچه را که گفته اند و امکان وقوع دارد و محال نیست ، در خود جای دهد ، هر چند دور از ذهن باشد . او این تفصیل را در بخش مربوط به امام حسین علیه السلام حفظ کرده و از این رو ، «هر

.

1- .«فاضل دربندی در أسرار الشهاده ، خبر طولانی راجع به عطش سکینه و آب آوردن بریر و پاره شدن مشک و ریختن آب ، نقل کرده است. حقیر ، چون به کلّی اعتماد بر آن کتاب ندارم، فلذا عنان قلم از نقل آن باز کشیدم» (ریاحین الشریعه : ج 3 ص 272).
2- .«و بالجمله قد أکثر فی مؤلّفاته النقلیّه من الأخبار الواهیه ، بل أورد ما لا تقبله العقول و لم تصدقه النقول» (أعیان الشیعه: ج 2 ص 88).
3- .«به حکم انصاف، این کتاب او ، بلکه دیگر تألیفاتی که در موضوع مقتل نگارش داده ، همانا در اثر آن همه محبّت مفرط که داشته است ، حاوی غثّ و سمین بوده [است]» (ریحانه الأدب: ج 2 ص 217).
4- .«من شدّه خلوصه و صفاء نفسه نقل فی هذا الکتاب اُمورا لا توجد فی الکتب المعتبره و إنّما أخذها عن بعض المجامیع المجهوله اتّکالاً علی قاعده التسامح فی أدلّه السنن» (الذریعه: ج 2 ص 279ش 1134).
5- .. «در شصت هفتاد سال پیش ، مرحوم ملّاآقای دربندی پیدا شد . تمام حرف های روضه الشهدا را به ? اضافه چیزهای دیگری پیدا کرد و همه را یک جا جمع کرد و کتابی نوشت به نام أسرار الشهاده. واقعا مطالب این کتاب ، انسان را وادار می کند که به اسلام بگرید» (حماسه حسینی: ج 1 ص 55 و ص 106) .
6- .گزارش های غیر قابل باور ، مانند : کشته شدن بیست و پنج هزار نفر به دست عبّاس و 330 هزار نفر به دست امام حسین علیه السلام (چاپ قدیم : ص 345) و یا قصّه پردازی در باره چگونگی بیرون آمدن امام حسین علیه السلام از مدینه که به زیّ پادشاهان شبیه کرده است (ج 3 ص 509 )و یا ارائه رقم 000/600/1 نفری برای سپاه عمر سعد (حماسه حسینی: ج 3 ص 39) .
7- .لغت نامه دهخدا : ج 8 ص 11848 (مَدخل «سپهر کاشان») .



قصّه را که در کتب معارف مورّخان و محدّثان دیده» (1) آورده است . او هر چند، گاه به گاه به نقد پاره ای منقولات دست می یازد ، امّا خود نیز اشتباهات تاریخی دارد و مطالب ضعیف به کتابش راه یافته است . از این رو، با وجود استفاده اهل منبر و مرثیه از آن ، متفرّدات آن را نمی توان معتبر دانست . شهید قاضی طباطبایی ، اشتباهات ناسخ التواریخ را فراوان دانسته و محتویات بدون مدرک آن را قابل اعتماد ندانسته است . (2) شهید مطهّری نیز ، هر چند مؤلّف را متدیّن خوانده ، امّا تاریخش را چندان معتبر ندانسته است . (3)

8. عنوان الکلام

ملّا محمّدباقر فشارکی (م 1314ق) ، از فقیهان قرن سیزدهم و چهاردهم اصفهان است . رشته اصلی او فقه بوده ؛ امّا منبر وعظ و خطابه نیز داشته است . او بدون آن که قصد بیان تاریخ عاشورا را داشته باشد ، در پایان سخنرانی هایش چند جمله ای ذکر مصیبت می کرد . وی سپس بخشی از این سخنرانی ها را که در شرح دعاهای هر روز ماه مبارک رمضان بود ، به نگارش در آورد و سپس دو عشریه را که نوشته های ویژه مصائب امام حسین علیه السلام و در قالب مجالس دهگانه بود به آن افزود . فشارکی در مقام تاریخ نویسی نبوده و قصدش ذکر مصیبت و گریاندن مردم بوده است . از این رو، در بسیاری از موارد ، سندی برای گفته های خود ارائه نداده و حتّی گاه با وجود تصریح به نبودن برخی مطالب در کتب معتبر و مشهور ، (4) تنها به گمان و احتمال ، آن را نقل کرده است . عنوان الکلام ، هیچ گاه مرجع و مستند کتاب های پژوهشی و تاریخی واقع نشده ؛ امّا به دلیل ذکر برخی مواعظ حدیثی و داستانی ، گاه مورد استناد اهل منبر

.

1- .ناسخ التواریخ : ج 1 ص 378 .
2- .تحقیق در باره اوّل اربعین حضرت سیّد الشهدا علیه السلام : ص 54 و ص 177 178 (پانوشت) .
3- .فلسفه تاریخ : ص 14 .
4- .ر.ک : عنوان الکلام : ص 294 .



قرار می گیرد . تأخّر زمانی مؤلّف ، نقص ارجاع علمی به کتب و منابع ، و گزارش های منفرد و بدون شاهد (1) را می توان دلیل عدم استفاده اهل تحقیق از این کتاب دانست . (2)

9. تذکره الشهداء

ملّا حبیب اللّه شریف کاشانی (م 1340 ق) ، از عالمان و فقیهان پُرنویس قرن چهاردهم هجری است . او نزدیک به دویست اثر تألیفی دارد که از جمله آنها ، تذکره الشهداء است . کار اصلی شریف کاشانی ، پژوهش در فقه و علوم وابسته به آن بود ؛ امّا به دلیل شیفتگی به امام حسین علیه السلام ، تاریخ مفصّلی نیز در شرح حال شهیدان عاشورا نگاشت . شریف کاشانی در این کتاب ، از همه گونه منابع قوی و ضعیف ، نقل کرده است و با وجود ردّ برخی اخبار از سوی وی ، تعدادی از روایت های ضعیف ، در کتاب ، باقی مانده است . این اخبار ، پشتوانه تاریخی ندارند و قرائن دیگری در کنار آنها وجود ندارد . از این رو ، همه گزارش های این کتاب ، قابل اعتماد نیستند . نمونه هایی از گزارش های متفرّد و تأیید ناشده این کتاب را می توان در صفحات متعدّدی مشاهده کرد . گفتنی است برخی از این اخبار، مُحال و یا خارق العاده نیستند ؛ امّا سند و منبع قابل اتّکایی ندارند . (3)

.

1- .برای آگاهی از متفرّدات بدون پشتوانه تاریخی کتاب ، ر.ک : عنوان الکلام: ص 81 و 268 (مرثیه مادر علی اصغر برای طفل شیرخوارش) ، ص 265 و 326 (بیرون کشیدن پیکر علی اصغر از قبر و جدا کردن سر او از بدن) و مطالب دیگر در: ص 194 ، 280 ، 282 ، 320 و ... .
2- .. ر . ک : الذریعه : ج 15 ص 268 ش 1740 و ص 353 ش 2267 ، معجم المؤلّفین : ج 9 ص 91 ، أعیان الشیعه : ج 9 ص 332 .
3- .مانند : مسموم بودن و سه شعبه داشتن تیر اصابت کرده به گلوی علی اصغر (تذکره الشهداء: ص 218 و 222) ، حرکت نکردن اسب برای رسیدن به قتلگاه عبّاس (ص 270) ، شروع جنگ از روز سوم محرّم (ص 296 و 299) ، سوغات و یادگاری آوردن برای دختر امام حسین علیه السلام و امّ البنین (ص 325 و 443) ، آمدن صدا از حلقوم بریده (ص 365) . نیز ، ر . ک : ص 24 و 156 و 411 و ... .



10. مَعالی السِّبطَین

محمّدمهدی حائری مازندرانی (م 1385 ق) ، از نویسندگان قرن چهاردهم ، بجز معالی السبطین ، دو کتاب دیگر نیز در باره اهل بیت علیهم السلام دارد : شجره طوبی و الکوکب الدرّی فی أحوال النبیّ و البتول و الوصیّ . حائری مازندرانی در کتاب معالی السبطین ، اندکی به شرح حال امام حسن علیه السلام پرداخته و بقیّه کتاب را به امام حسین علیه السلام اختصاص داده است . او مطالب کتاب را با داستان و شعر ، در هم آمیخته و آنها را به شکل مطالب مناسب مجالس سوگواری عرضه کرده است . او مطالب تاریخی ، حدیثی و... را نقل می کند تا زمینه مناسبی برای گزارش مقتل و وقایع عاشورا ، فراهم آورد و در این میان ، از نقل مطالب ضعیف و استفاده از کتب و منابع غیر قابل اعتماد (مانند : روضه الشهدا ، أسرار الشهاده ، المنتخب طریحی و ...) خودداری نمی کند . (1) شهید قاضی طباطبایی که با مؤلّف ، آشنایی و مکاتبه داشته نیز نقل های کتاب را چندان قابل اعتماد نمی داند و آن را آمیخته از صحیح و ضعیف دانسته است و از این رو ، مطالعه کننده کتاب را به دقّت در آن ، فرا می خواند (2) . (3)