گروه نرم افزاری آسمان






ج منابع معاصر


منابع تاریخ عاشورا ، پس از قرن نهم و دهم ، آن قدر متعدّدند که نمی توان به همه

.

1- .. برای دیدن برخی مطالب ضعیف این کتاب و نقد آنها، ر. ک: عاشورا عزاداری تحریفات: ص 388 و 393 و 396 و 400.
2- .تحقیق در باره اوّل اربعین حضرت سیّد الشهدا علیه السلام : ص 382 .
3- .نمونه هایی از اخبار ضعیف و حتّی متفرّد این کتاب ، عبارت اند از : این که امام حسین علیه السلام وقتی دید علی اکبر به میدان می رود ، سه بار مُشرف به مرگ شد ، یا عمّه ها و خوهران علی اکبر ، از رفتن وی به میدان ممانعت کردند ، یا زینب قبل از آمدن امام ، خودش را روی جنازه علی اکبر انداخت ؛ چون می دانست اگر او فرزندش را کشته ببیند ، روح از بدنش مفارقت می کند (معالی السبطین: ج 1 ص 254 255) ، خروج لیلی از خیمه با سر برهنه پس از شهادت علی اکبر (ج 2 ص 24) و... .



آنها پرداخت ؛ امّا به طور کلّی می توان گفت که اعتبار این کتب، تابع اعتبار منابع مورد استفاده مؤلّفان آنهاست. به سخن دیگر، هر اندازه گزارش کتب متأخّر و معاصر ، متّکی بر کتاب های کهن تر و معتبرتر باشد و در نقل ، امانتداری و دقّت بیشتری رعایت شده باشد، قابل اعتمادتر خواهد بود. از این رو ، کتاب های بزرگی مانند بحار الأنوار و کتاب های پر مراجعه ای مانند نفس المهموم و منتهی الآمال را نمی توان با یک نظر کلّی در یکی از دو دسته پیشین جای داد، یا نمی توان کتابی مانند الکبریت الأحمر محمّدباقر بیرجندی (1276 1352 ق) را با وجود عالم بودن نویسنده آن که کتاب خود را با تتبّع فراوان ، گردآورده ، معتبر یا غیر معتبر دانست ؛ زیرا برخی منابع آن ، قابل اعتماد و برخی از آنها ضعیف اند . البتّه مؤلّف ، گاه به نقد برخی گزارش ها پرداخته ؛ امّا نقل بدون داوریِ مطالب از کتاب های ضعیف نیز در آن، کم نیست . گفتنی است بر همین اساس ، اعتبار نفس المهموم و بحار الأنوار بیشتر است ؛ زیرا بسیاری از گزارش های آنها قابل قبول و مستند به کتب کهن و معتبرند. نتیجه سخن ، این که تنها به دلیل وجود یک گزارش تاریخی در کتاب های معاصر، هر چند مشهور و مورد توجّه ، نمی توان آن را دارای سند قابل اتّکای تاریخی دانست و به استناد آن، مطلبی را به اهل بیت علیهم السلام نسبت داد ؛ بلکه باید منبع آن نیز معلوم و سنجیده گردد و اگر منبع آن ضعیف بود یا اساسا منبعی برای آن یافت نشد، از دایره اعتماد، خارج می شود. همین نکته در باره نقل های شفاهی نیز جاری است؛ چرا که حتی اگر گوینده سخنْ انسان بزرگی باشد با توجّه به فاصله زمانی بسیار زیاد با روزگار اهل بیت علیهم السلام و تجربه راه یافتن خطاهای بسیار به نقل های شفاهی ، اعتماد کردن به چنین نقل هایی، بر خلاف سیره عُقلاست.

.




د منابع مفقود

اشاره

فهرست نگاران و رجالیان ، مؤلّفان متعدّدی را نام برده اند که دست کم ، یک کتاب در باره امام حسین علیه السلام و شهادت ایشان نگاشته اند . هر چند شمار کمی از این کتاب ها به دست ما رسیده است ؛ امّا تنوّع و فراوانی آنها نشان از بازتاب گسترده حماسه کربلا در قرون اوّلیه دارد و به تنهایی می تواند اثبات کننده وجود تاریخ معتبر در باره حادثه عاشورا باشد . در یک نگاه تاریخی ، منابع تاریخی موجود که پیش از این نام بردیم ، از جهت اتّصال روایت هایشان به شاهدان وقایع ، به وسیله کتاب های مفقودی که هم اکنون گزارش می کنیم ، کامل می شوند . بیشتر آنچه در این جا می آوریم ، برگرفته از فهرست نامه های کهن شیعی ، یعنی : رجال النجاشی و رجال الطوسی و دیگر منابع کتاب شناسی و تاریخی است . از سوی دیگر ، تقریبا همه نویسندگان کتاب های مفقودِ مورد اشاره، شناخته شده و بیشتر آنها از دانشمندانِ به نام و مقبول فریقَین بوده اند و تعداد قابل اعتنایی از آنها ، در علوم دیگری مانند : ادبیّات، لغت ، حدیث ، فقه و تفسیر ، مؤسّس و مبتکر و پرآوازه بوده اند و این نکته از مراجعه به شرح حال آنان به دست می آید . گفتنی است بیشتر این مؤلّفان ، در پنج قرن نخست و تنها معدودی از آنها در زمان های بعد، می زیسته اند. این ، بدان معناست که دسترس ما به آنها ، از طریق منابع معاصر و نزدیک به آنهاست ؛ منابعی که خود از اعتبار نسبی برخوردارند و آن اندازه از مؤلّفان مورد بحث ما دور و فاصله دار نیستند که صحّت نقل آنها را خدشه دار کند .