گروه نرم افزاری آسمان






سخنی در باره حضور اسماء بنت عمیس ، هنگام ولادت امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام


حضور اَسماء بنت عُمَیس در هنگام ولادت امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام جای تردید است؛ زیرا اسماء که همسر جعفر بن ابی طالب است ، در آن زمان ، به همراه وی در حبشه بوده و در سال هفتم هجری از حبشه به مدینه باز گشت. همین تردید در ماجراهای دیگری که در سال های نخستین هجرت رُخ داده (مانند: عروسی فاطمه علیهاالسلام) و از حضور اسماء بنت عمیس در آنها خبر داده شد نیز وجود دارد. در رفع این تردید، برخی احتمال داده اند که شخص مورد اشاره ، اسماء بنت یزید بن سکنِ انصاری است (1) که به خاطر شهرت اسماء بنت عمیس ، راویان یا ناسخان ، آن حوادث را به وی نسبت داده اند. نیز گفته شده : این شخص ، سَلمی بنت عُمَیس (خواهر اسماء و همسر حمزه) بوده که در نقل، تصحیف رخ داده است ، بدین گونه که چون اسماء ، مشهورتر بوده ، به او نسبت داده شده یا یکی از روات، اشتباه کرده و دیگران از او پیروی

.

1- .ر . ک : کفایه الطالب : ص 307؛ کشف الغمّه : ج 1 ص 372 ، بحارالأنوار : ج 43 ص 182.



کرده اند . (1) امّا به نظر می رسد بانویی که در ولادت امام حسن وامام حسین علیهماالسلامحضور داشته ، سَلمی همسر ابو رافع است و این زن و شوهر ، هر دو ، خدمت گزار پیامبر صلی الله علیه و آله بوده اند . او قابله (مامای) فرزندان فاطمه دختر پیامبر خدا و قابله ابراهیم پسر پیامبر خدا و همان کسی است که تا آخرین لحظات حیات فاطمه زهرا علیهاالسلام در کنارش بود و سپس به همراه امیر مؤمنان علیه السلام و اسماء بنت عمیس ، (2) در غسل دادن ایشان مشارکت داشته است . (3)

.

1- .ر .ک : کشف الغمّه : ج 1 ص 367 .
2- .تهذیب الکمال : ج 35 ص 197 ، الاستیعاب : ج 4 ص 418 ، اُسد الغابه : ج 7 ص 148 .
3- .الأمالی ، طوسی : ص 400 ح 893 ، المناقب ، ابن شهرآشوب: ج 3 ص 364؛ مسند ابن حنبل: ج 10 ص 446 ح 27686 ، البدایه والنهایه: ج 5 ص 329 .



1 / 6رُؤیا اُمِّ أیمَنَ قَبلَ وِلادَهِ الحُسَینِالأمالی للصدوق عن عبد اللّه بن سنان عن أبی عبد اللّه [الصادق] علیه السلام :أقبَلَ جیرانُ اُمِّ أیمَنَ إلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، فَقالوا : یا رَسولَ اللّهِ ، إنَّ اُمَّ أیمَنَ لَم تَنَمِ البارِحَهَ مِنَ البُکاءِ ، لَم تَزَل تَبکی حَتّی أصبَحَت ، قالَ : فَبَعَثَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله إلی اُمِّ أیمَنَ فَجاءَتهُ . فَقالَ لَها : یا اُمَّ أیمَنَ ، لا أبکَی اللّهُ عَینَیکِ! إنَّ جیرانَکِ أتَونی وأخبَرونی أنَّکِ لَم تَزالِی (1) اللَّیلَ تَبکینَ أجمَعَ ، فَلا أبکَی اللّهُ عَینَیکِ! مَا الَّذی أبکاکِ؟ قالَت : یا رَسولَ اللّهِ ، رَأَیتُ رُؤیا عَظیمَهً شَدیدَهً ، فَلَم أزَل أبکِی اللَّیلَ أجمَعَ . فَقالَ لَها رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : فَقُصّیها عَلی رَسولِ اللّهِ؛ فَإِنَّ اللّهَ ورَسولَهُ أعلَمُ . فَقالَت : تَعظُمُ عَلَیَّ أن أتَکَلَّمَ بِها . فَقالَ لَها : إنَّ الرُّؤیا لَیسَت عَلی ما تُری ، فَقُصّیها عَلی رَسولِ اللّهِ . قالَت : رَأَیتُ فی لَیلَتی هذِهِ ، کَأَنَّ بَعضَ أعضائِکَ مُلقیً فی بَیتی . فَقالَ لَها رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : نامَت عَینُکِ یا اُمَّ أیمَنَ ، تَلِدُ فاطِمَهُ الحُسَینَ ، فَتُرَبّینَهُ وتَلینَهُ ، فَیَکونُ بَعضُ أعضائی فی بَیتِکِ . (2)



1- .فی المصدر : «لم تزلی» ، والتصویب من روضه الواعظین .
2- .الأمالی للصدوق : ص 142 ح 144 ، روضه الواعظین : ص 171 ، المناقب لابن شهر آشوب : ج 4 ص 70 عن الإمام الصادق علیه السلام وابن عبّاس نحوه ، بحار الأنوار : ج 43 ص 242 ح 15 .



1 / 6رؤیای اُمّ اَیمن ، پیش از ولادت او

اشاره

الأمالی ، صدوق به نقل از عبد اللّه بن سنان ، از امام صادق علیه السلام : همسایگان اُمّ اَیمَن، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند : ای پیامبر خدا ! اُمّ ایمن ، دیشب از گریه نخوابید و تا صبح ، پیوسته گریه می کرد . پیامبر خدا به دنبال امّ ایمن فرستاد و او آمد . پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : «ای امّ ایمن ! خداوند ، چشمانت را گریان نکند! همسایگانت نزد من آمده و خبر داده اند که تو ، همه شب را گریسته ای . خداوند ، چشمانت را گریان نکند! چه چیزی تو را گریان کرده است؟» . امّ ایمن گفت : ای پیامبر خدا ! رؤیای وحشتناکی دیدم و همه شب را گریستم . پیامبر خدا به او فرمود : «آن را برای فرستاده خدا حکایت کن ، که خدا و فرستاده اش داناترند» . امّ ایمن گفت : بر من گران می آید که از آن ، سخن بگویم . پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود : «رؤیا ، [همیشه] آن گونه که دیده می شود ، نیست . آن را برای فرستاده خدا بازگو» . امّ ایمن گفت : در این شب دیدم که برخی از اعضایت در خانه ام افتاده است . پیامبر خدا به او گفت : «چشمانت آسوده باشد (آسوده بخواب) ای امّ ایمن که فاطمه ، حسین را می زاید و تو ، او را تربیت و سرپرستی می کنی . پس این چنین ، برخی از اعضای من در خانه تو قرار می گیرد» .