گروه نرم افزاری آسمان






فصل یکم : فضیلت های مشترک میان امام حسین و اهل بیت



اشاره

فصل یکم : فضیلت های مشترک میان امام حسین و اهل بیت: (1)

1 / 1پاکی معنوی

قرآن

«همانا خداوند ، اراده کرده که آلودگی را از شما اهل بیت بزُداید و نیک ، پاک و پاکیزه تان کند» .

حدیث

کتاب من لا یحضره الفقیه به نقل از ابن عبّاس ، از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : خدایا! هر یک از پیامبران و فرستادگان تو ، گنجینه و اهل بیتی داشته اند . علی ، فاطمه ، حسن و حسین نیز اهل بیت و گنجینه من هستند . پس هر گونه پلیدی را از آنها دور کن و کاملاً پاکشان گردان .

صحیح مسلم به نقل از عایشه : پیامبر صلی الله علیه و آله بامداد خارج شد ، در حالی که پوشش نقشداری از موی سیاه خَز بر تن داشت . پس حسن بن علی علیه السلام آمد و پیامبر صلی الله علیه و آله او را در زیر آن جای داد . به دنبال او حسین علیه السلام آمد و پیامبر صلی الله علیه و آله او را نیز در زیر آن جای داد . در پی او فاطمه علیهاالسلام آمد و پیامبر صلی الله علیه و آله او را نیز در زیر پوشش خود ، جای داد و سرانجام ، علی علیه السلام آمد و پیامبر صلی الله علیه و آله او را نیز در زیر پوشش خود ، جا داد و سپس فرمود: «همانا خداوند ، اراده کرده که آلودگی را از شما اهل بیت بزُداید و نیک ، پاک و پاکیزه تان کند» .



1- .تعدادی از احادیث این باب ، در کتاب اهل بیت علیهم السلام در قرآن و حدیث ، موجود بود . از این رو ، ترجمه آنها از آنِ حمیدرضا شیخی (مترجم آن کتاب) است ، با اندکی اصلاحات .



سنن الترمذی عن شهر بن حوشب عن اُمّ سلمه :إنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله جَلَّلَ عَلَی الحَسَنِ وَالحُسَینِ وعَلِیٍّ وفاطِمَهَ علیهم السلام کِساءً ، ثُمَّ قالَ : اللّهُمَّ هؤُلاءِ أهلُ بَیتی وخاصَّتی ، أذهِب عَنهُمُ الرِّجسَ وطَهِّرهُم تَطهیرا . فَقالَت اُمُّ سَلَمَهَ : وأنَا مَعَهُم یا رَسولَ اللّهِ؟ قال : إنّکِ إلی خَیرٍ . (1)

تفسیر الطبری عن حکیم بن سعد :ذَکَرنا عَلِیَّ بنَ أبی طالِبٍ علیه السلام عِندَ اُمِّ سَلَمَهَ ، قالَت : فیهِ نَزَلَت : «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا» . قالَت اُمُّ سَلَمَهَ : جاءَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله إلی بَیتی ، فَقالَ : لا تَأذَنی لِأَحَدٍ ، فَجاءَت فاطِمَهُ علیهاالسلام ، فَلَم أستَطِع أن أحجُبَها عَن أبیها ، ثُمَّ جاءَ الحَسَنُ علیه السلام ، فَلَم أستَطِع أن أمنَعَهُ أن یَدخُلَ عَلی جَدِّهِ واُمِّهِ ، وجاءَ الحُسَینُ علیه السلام ، فَلَم أستَطِع أن أحجُبَهُ ، فَاجتَمَعوا حَولَ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله عَلی بِساطٍ ، فَجَلَّلَهُم نَبِیُّ اللّهِ بِکِساءٍ کانَ عَلَیهِ ، ثُمَّ قالَ : هؤُلاءِ أهلُ بَیتی ، فَأَذهِب عَنهُمُ الرِّجسَ وطَهِّرهُم تَطهیرا ، فَنَزَلَت هذِهِ الآیَهُ . (2)

الفتوح عن الإمام الحسین علیه السلام فیمَا احتَجَّ بِهِ عَلی مَروانَ : وَیلَکَ یا مَروانُ! إلَیکَ عَنّی ، فَإِنَّکَ رِجسٌ (3) ، وإنّا أهلُ بَیتِ الطَّهارَهِ الَّذینَ أنزَلَ اللّهُ عز و جلعَلی نَبِیِّهِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله ، فَقالَ : «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا» . (4)



1- .سنن الترمذی : ج 5 ص 699 ح 3871 ، مسند ابن حنبل : ج 10 ص 197 ح 26659 ، اُسد الغابه : ج 4 ص 104 ، تاریخ دمشق : ج 13 ص 204 ح 3183 و ج 14 ص 140 ح 3447 ، مسند أبی یعلی : ج 6 ص 290 ح 6985 ، ذخائر العقبی : ص 55 وفی الثلاثه الأخیره «حامّتی» بدل «خاصّتی» .
2- .تفسیر الطبری : ج 12 الجزء 22 ص 8 ، تفسیر ابن کثیر : ج 6 ص 410 ، شواهد التنزیل : ج 2 ص 134 ح 765 کلاهما نحوه .
3- .الرِجْسُ : الشیء القذر ، یقال : رجل رِجْس (مفردات ألفاظ القرآن : ص 342 «رجس») .
4- .الفتوح : ج 5 ص 17 ، مقتل الحسین علیه السلام للخوارزمی : ج 1 ص 185 ، شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید : ج 16 ص 28 عن الإمام الحسن علیه السلام لعمرو بن العاص .



سنن الترمذی به نقل از شهر بن حَوشَب ، از اُمّ سلمه : پیامبر صلی الله علیه و آله ، عبایی بر علی ، حسن ، حسین و فاطمه علیهم السلام افکند و سپس فرمود: «بار خدایا! اینان ، اهل بیت و نزدیکان من هستند . خدایا! هر گونه پلیدی را از آنها دور کن و کاملاً پاکشان گردان» . امّ سلمه گفت: ای پیامبر خدا! آیا من نیز از ایشانم؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «تو در راه درست هستی» .

تفسیر الطبری به نقل از حکیم بن سعد : نزد اُمّ سَلَمه از علی بن ابی طالب علیه السلام نام بردیم . امّ سلمه گفت: آیه «همانا خداوند ، اراده کرده که آلودگی را از شما اهل بیت بزُداید و نیک ، پاک و پاکیزه تان کند» ، در باره او نازل شده است . امّ سلمه گفت: پیامبر صلی الله علیه و آله به خانه من آمد و فرمود : «به هیچ کس اجازه ورود نده» . پس فاطمه علیهاالسلام آمد و من نتوانستم مانع از رفتن او نزد پدرش شوم . به دنبال او حسن علیه السلام آمد و نتوانستم از رفتن او نزد جدّ و مادرش جلوگیری کنم . سپس حسین علیه السلام آمد و جلوی او را نیز نتوانستم بگیرم . همه آنها بر گلیمی ، گِرد پیامبر صلی الله علیه و آله حلقه زدند و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، عبایی را که بر دوش داشت ، بر آنها افکند و سپس فرمود: «خدایا! اینان ، اهل بیت من اند . پس هر گونه پلیدی را از آنها دور کن و کاملاً پاکشان گردان» . پس این آیه (آیه تطهیر) ، نازل شد .

الفتوح از امام حسین علیه السلام در ماجرایی میان ایشان و مروان بن حکم : وای بر تو ، ای مروان ! از من دور شو که تو پلیدی و من ، از خاندانِ پاکی و پاکیزگی ام که خداوند ، این آیه را [در حقّ ما] بر پیامبرش محمّد صلی الله علیه و آله ، نازل کرده است: «همانا خداوند ، اراده کرده که آلودگی را از شما اهل بیت بزُداید و نیک ، پاک و پاکیزه تان کند» .

.

راجع : أهل البیت علیهم السلام فی الکتاب والسنّه: ص 111 (القسم الثالث : خصائص أهل البیت / الفصل الأوّل / الطهاره) .

1 / 2الرُّسوخُ فِی العِلمِالکتاب«وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَا اللَّهُ وَالرَّ سِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ ءَامَنَّا بِهِ کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلَا أُوْلُواْ الْأَلْبَبِ» . (1)

الحدیثالکافی عن عبد الرحمن بن کثیر عن أبی عبداللّه [الصادق] علیه السلام :الرّاسِخونَ فِی العِلمِ : أمیرُ المُؤمِنینَ وَالأَئِمَّهُ مِن بَعدِهِ علیهم السلام . (2)

الکافی عن أبی بصیر عن أبی عبداللّه [الصادق] علیه السلام :نَحنُ الرّاسِخونَ فِی العِلمِ ، وَنَحنُ نَعلَمُ تَأویلَهُ . (3)

راجع : أهل البیت علیهم السلام فی الکتاب والسنّه: ص 188 (القسم الرابع : علم أهل البیت / الفصل الأوّل / الراسخون فی العلم) .

.

1- .آل عمران : 7 . والراسِخُ فی العلم : المُتحقِّق به ، الذی لا یَعرِضه شُبههٌ (مفردات ألفاظ القرآن : ص 352 «رسخ») .
2- .الکافی : ج 1 ص 213 ح 3 و ص 415 ح 14 ، المناقب لابن شهر آشوب : ج 4 ص 421 .
3- .الکافی : ج 1 ص 213 ح 1 ، تفسیر العیّاشی : ج 1 ص 164 ح 8 ، تأویل الآیات الظاهره : ج 1 ص 100 ح 2 ، بصائر الدرجات : ص 204 ح 5 وح 7 عن الإمام الباقر علیه السلام ، بحارالأنوار : ج 23 ص 199 ح 31 .



ر . ک : اهل بیت علیهم السلام در قرآن و حدیث : ج 1 ص 151 (بخش سوم : ویژگی های اهل بیت / فصل یکم / طهارت) .

1 / 2استواری در دانش

قرآن

«و تأویل آن را هیچ کس نمی داند ، مگر خدا ؛ و راسخان در دانش می گویند : «ما به آن ایمان آوردیم . همه از نزد خداست» ، و جز خردمندان ، متذکّر نمی شوند» .

حدیث

الکافی به نقل از عبد الرحمان بن کثیر ، از امام صادق علیه السلام : راسخان (استواران) در دانش ، امیر مؤمنان علیه السلام و امامانِ پس از او هستند .

الکافی به نقل از ابو بصیر ، از امام صادق علیه السلام : ما ، راسخان در دانش هستیم و ما ، تأویل (تفسیر) قرآن را می دانیم .

ر . ک : اهل بیت علیهم السلام در قرآن و حدیث : ج 1 ص 271 (بخش چهارم : علم اهل بیت / فصل یکم / راسخان در علم) .

.




1 / 3المَرجِعِیَّهُ العلمیهالکتاب«فَسْئلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» . (1)

الحدیثالکافی عن عبداللّه بن عجلان عن أبی جعفر [الباقر] علیه السلام عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله فی قَولِ اللّهِ عز و جل : «فَسْئلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» : الذِّکرُ أنَا ، وَالأَئِمَّهُ أهلُ الذِّکرِ . (2)

المناقب لابن شهرآشوب عن أبی العبّاس الفلکی عن علیّ علیه السلام :ألا إنَّ الذِّکرَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ونَحنُ أهلُهُ ، ونَحنُ الرّسِخونَ فِی العِلمِ ، ونَحنُ مَنارُ الهُدی، وأعلامُ التُّقی ، ولَنا ضُرِبَتِ الأَمثالُ . (3)

الطرائف عن ابن عبّاس : «فَسْئلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ» یَعنی أهلَ بَیتِ مُحَمَّدٍ وعَلِیٍّ وفاطِمَهَ وَالحَسَنِ وَالحُسَینِ علیهم السلام ، هُم أهلُ الذِّکرِ وَالعِلمِ وَالعَقلِ وَالبَیانِ ، وهُم أهلُ بَیتِ النُّبَوَّهِ ، ومَعدِنُ الرِّسالَهِ ، وَمُختَلَفُ المَلائِکَهِ ، وَاللّهِ ما سُمِّیَ المُؤمِنُ مُؤمِنا إلّا کَرامَهً لِأَمیرِ المُؤمِنینَ . (4)

راجع : أهل البیت علیهم السلام فی الکتاب والسنّه: ص 144 (القسم الثالث : خصائص أهل البیت / الفصل الأوّل / أهل الذکر) .



1- .النحل : 43 .
2- .الکافی : ج 1 ص 210 ح 1 ، تأویل الآیات الظاهره : ج 1 ص 255 ح 7 ، بحارالأنوار : ج 16 ص 359 ح 55 .
3- .المناقب لابن شهر آشوب : ج 3 ص 98 نقلاً عن الإبانه ، بحارالأنوار : ج 23 ص 184 ح 50 .
4- .الطرائف : ص 94 الرقم 131 ، الصراط المستقیم : ج 1 ص 217 نحوه ، بحارالأنوار : ج 23 ص 186 الرقم 55 .



1 / 3مرجعیّت علمی

قرآن

«اگر خود نمی دانید ، از اهل ذکر بپرسید» .

حدیث

الکافی به نقل از عبد اللّه بن عِجلان ، از امام باقر علیه السلام ، در باره این سخن خداوند عز و جل : «اگر خود نمی دانید ، از اهل ذکر بپرسید» : پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «مقصود از ذکر ، من هستم و مراد از اهل ذکر ، امامان هستند» .

المناقب ، ابن شهرآشوب به نقل از ابو عبّاس فلکی ، از امام علی علیه السلام :بدانید که مقصود از «ذکر» ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله است و «اهل ذکر» ، ما هستیم و ماییم «راسخان در دانش» و نشان های هدایت و سرانِ پرهیز ، و برای ما [این گونه] مَثَل ها زده می شوند .

الطرائف به نقل از ابن عبّاس : «از اهل ذکر بپرسید» ، یعنی از اهل بیت محمّد ؛ علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام . آنان ، اهل ذکر و علم و عقل و بیان اند و هم ایشان ، اهل بیت نبوّت ، معدن رسالت ، و جایگاه آمد و شدِ فرشتگان اند . به خدا سوگند ، مؤمن ، مؤمن نامیده نشد ، مگر برای بزرگداشت امیر مؤمنان !

ر . ک : اهل بیت علیهم السلام در قرآن و حدیث : ج 1 ص 205 (بخش سوم : ویژگی های اهل بیت / فصل یکم / اهل ذکر) .

.




1 / 4وُجوبُ المَوَدَّهِالکتاب«قُل لَا أَسْئلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَی» . (1)

الحدیثفضائل الصحابه لابن حنبل عن ابن عبّاس :لَمّا نَزَلَت : «قُل لاَّ أَسْئلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَی» قالوا : یا رَسولَ اللّهِ ، مَن قَرابَتُنا هؤُلاءِ الَّذینَ وَجَبَت عَلَینا مَوَدَّتُهُم؟ قالَ : عَلِیٌّ وفاطِمَهُ وَابناها علیهم السلام (2) . (3)

تاریخ دمشق عن أبی اُمامه الباهلی عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :خُلِقَ الأَنِبیاءُ مِن أشجارٍ شَتّی ، وخَلَقَنی وعَلِیّا مِن شَجَرَهٍ واحِدَهٍ ، فَأَنَا أصلُها ، وعَلِیٌّ فَرعُها ، وفاطِمَهُ لِقاحُها ، وَالحَسَنُ وَالحُسَینُ ثَمَرُها ، فَمَن تَعَلَّقَ بِغُصنٍ مِن أغصانِها نَجا ، ومَن زاغَ هَوی . ولَو أنَّ عَبدا عَبَدَ اللّهَ بَینَ الصَّفا وَالمَروَهِ ألفَ عامٍ ، ثُمَّ ألفَ عامٍ ، ثُمَّ ألفَ عامٍ ، ثُمَّ لَم یُدرِک مَحَبَّتَنا إلّا أکَبَّهُ اللّهُ عَلی مَنخِرَیهِ فِی النّارِ ، ثُمَّ تَلا : «قُل لاَّ أَسْئلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَی» . (4)

.

1- .الشوری : 23 .
2- .فی بعض المصادر : «وابناهما» ، وفی بعض آخر : «وولْدهما» ، وفی ثالثٍ : «وولدهم» .
3- .فضائل الصحابه لابن حنبل : ج 2 ص 669 ح 1141 ، المعجم الکبیر : ج 3 ص 47 ح 2641 ، ذخائر العقبی : ص 62؛ العمده : ص 47 ح 34 ، شرح الأخبار : ج 1 ص 172 ح 133 ، تفسیر فرات : ص 389 ح 516 ، کشف الغمّه : ج 1 ص 106 ، المناقب للکوفی : ج 1 ص 131 ح 72 وفیها : «قرابتک» بدل «قرابتنا» ، بحارالأنوار : ج 23 ص 252 ح 29 .
4- .تاریخ دمشق : ج 42 ص 65 ح 8412 ، شواهد التنزیل : ج 1 ص 554 ح 588 نحوه ، کفایه الطالب : ص 317 وفیه «صحبتنا» بدل «محبّتنا»؛ مجمع البیان : ج 9 ص 43 نحوه ، بحارالأنوار : ج 23 ص 230 وراجع : کمال الدین : ص 345 ح 30 والأمالی للطوسی : ص 611 ح 1264 .



1 / 4وجوب دوستی

قرآن

«بگو : «من به اِزای این (رسالت) ، از شما مزدی نمی خواهم ، جز دوستی کردن با خویشاوندان»» .

حدیث

فضائل الصحابه، ابن حنبل به نقل از ابن عبّاس : چون آیه «بگو: من به ازای این ، از شما مزدی نمی خواهم ، جز دوستی کردن با خویشاوندان» نازل شد ، گفتند : ای پیامبر خدا! این خویشاوندان تو که دوستی آنان بر ما واجب گشته است ، چه کسانی هستند؟ فرمود: «علی و فاطمه و دو پسر فاطمه» .

تاریخ دمشق به نقل از ابو اُمامه باهِلی : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «پیامبران ، از درختان متفاوت ، آفریده شده اند و خدا ، من و علی را از یک درخت آفرید . من ، ریشه آنم و علی ، شاخه و فاطمه ، گرده بارور کننده آن و حسن و حسین ، میوه های آن هستند . پس هر کس به شاخه ای از شاخه های آن در آویزد ، نجات می یابد و هر کس کج برود ، سقوط می کند . اگر بنده ای خدا را میان صفا و مروه ، هزاران سال عبادت کند ، امّا محبّت ما را در نیابد ، جز این نیست که خداوند ، او را به دو سوراخ بینی اش به آتش در می اندازد» . آن گاه تلاوت کرد : « «بگو: من برای این (رسالت) ، از شما مزدی نمی خواهم، جز دوستی با خویشاوندان» » .

.




کشف الیقین عن جابر بن عبداللّه عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ الجَنَّهَ تَشتاقُ إلی أربَعَهٍ مِن أهلی ، قَد أحَبَّهُمُ اللّهُ وأمَرَنی بِحُبِّهِم : عَلِیُّ بنُ أبی طالِبٍ ، وَالحَسَنُ ، وَالحُسَینُ ، وَالمَهدِیُّ صَلَّی اللّهُ عَلَیهِم الَّذی یُصَلّی خَلفَهُ عیسَی بنُ مَریَمَ علیه السلام . (1)

الکافی عن إسماعیل بن عبد الخالق :سَمِعتُ أبا عَبدِ اللّهِ علیه السلام یَقولُ لِأَبی جَعفَرٍ الأَحولِ وأنَا أسمَعُ : أتَیتَ البَصرَهَ؟ فَقالَ : نَعَم . قالَ : کَیفَ رَأَیتَ مُسارَعَهَ النّاسِ إلی هذَا الأَمرِ ودُخولَهُم فیهِ؟ قالَ : وَاللّهِ ، إنَّهُم لَقَلیلٌ ، ولَقَد فَعَلوا ، وإنَّ ذلِکَ لَقَلیلٌ . فَقالَ : عَلَیکَ بِالأَحداثِ (2) ، فَإِنَّهُم أسرَعُ إلی کُلِّ خَیرٍ ، ثُمَّ قالَ : ما یَقولُ أهلُ البَصرَهِ فی هذِهِ الآیَهِ : «قُل لاَّ أَسْئلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَی» ؟ قُلتُ : جُعِلتُ فِداکَ ، إنَّهُم یَقولونَ : إنَّها لِأَقارِبِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله . فَقالَ : کَذَبوا! إنَّما نَزَلَت فینا خاصَّهً ، فی أهلِ البَیتِ ، فی عَلِیٍّ وفاطِمَهَ وَالحَسَنِ وَالحُسَینِ أصحابِ الکِساءِ علیهم السلام . (3)

راجع : أهل البیت علیهم السلام فی الکتاب والسنّه: ص 363 (القسم الثامن : حقوق أهل البیت / الفصل الثالث / المودّه) .

1 / 5وُجوبُ الإِطاعَهِالکتاب«یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الْأَمْرِ مِنکُمْ» . (4)

.

1- .کشف الیقین : ص 345 ح 401 ، کشف الغمّه : ج 1 ص 52 و ج 2 ص 152 ، بحارالأنوار : ج 43 ص 304 .
2- .حَدَثٌ : أی شابّ (الصحاح : ج 1 ص 278 «حدث») .
3- .الکافی : ج 8 ص 93 ح 66 ، قرب الإسناد : ص 128 ح 450 وفیه «لقرابه رسول اللّه صلی الله علیه و آله ولأهل بیته» بدل «لأقارب رسول اللّه صلی الله علیه و آله » ، بحارالأنوار : ج 23 ص 236 ح 2 .
4- .النساء : 59 .



کشف الیقین به نقل از جابر بن عبد اللّه ، از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : بهشت ، مشتاق چهار نفر از خاندان من است . خدا ایشان را دوست دارد و مرا نیز به دوستی ایشان ، فرمان داده است: علی بن ابی طالب ، حسن ، حسین و مهدی ؛ همان که عیسی بن مریم ، پشت سرش نماز می خواند . درود خدا بر آنان باد!

الکافی به نقل از اسماعیل بن عبد الخالق : شنیدم که امام صادق علیه السلام به ابو جعفرِ اَحوَل می فرماید : «به بصره هم رفتی؟» . گفت : آری . فرمود: «پذیرش مردم ، نسبت به این قضیه (امامت و ولایت ما) را چگونه دیدی؟» . گفت : به خدا سوگند که شمارِ چنین کسانی اندک است ! کارهایی کرده اند؛ امّا اندک است . فرمود: «بر تو باد [توجّه به] نوجوانان؛ زیرا این گروه ، بیشتر به سوی کارهای خوب می شتابند!» . سپس فرمود: «مردم بصره ، در باره این آیه: «بگو: من به ازای این ، از شما مزدی نمی خواهم، مگر دوستی خویشاوندانم» ، چه می گویند؟» . گفتم : فدایت شوم! آنها می گویند: این آیه ، در باره نزدیکان (خویشانِ) پیامبر خداست . فرمود: «دروغ می گویند . این آیه ، در خصوص ما اهل بیت ، نازل شده است ؛ در باره علی و فاطمه و حسن و حسین ، یعنی اصحاب کِسا» .

ر . ک : اهل بیت علیهم السلام در قرآن و حدیث : ج 2 ص 551 (بخش هشتم : حقوق اهل بیت / فصل سوم / دوستی) .

1 / 5وجوب پیروی

قرآن«ای مؤمنان! از خدا فرمان ببرید ، و [نیز] از پیامبر و اختیاردارانتان فرمان ببرید» .

.




الحدیث

الکافی عن أبی بصیر :سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ علیه السلام عَن قَولِ اللّهِ عز و جل : «أَطِیعُواْ اللَّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الْأَمْرِ مِنکُمْ» فَقالَ : نَزَلَت فی عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ وَالحَسَنِ وَالحُسَینِ علیهم السلام . (1)

کمال الدین عن جابر بن عبداللّه الأنصاری :لَمّا أنزَلَ اللّهُ عز و جل عَلی نَبِیِّهِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله : «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الْأَمْرِ مِنکُمْ» قُلتُ : یا رَسولَ اللّهِ ، عَرَفنَا اللّهَ ورَسولَهُ ، فَمَن اُولُو الأَمرِ الَّذینَ قَرَنَ اللّهُ طاعَتَهُم بِطاعَتِکَ؟ فَقالَ علیه السلام : هُم خُلَفائی یا جابِرُ ، وأئِمَّهُ المُسلِمینَ مِن بَعدی ، أوَّلُهُم عَلِیُّ بنُ أبی طالِبٍ ، ثُمَّ الحَسَنُ وَالحُسَینُ، ثُمَّ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ. (2)

الکافی عن عیسی بن السریّ عن أبی عبداللّه [الصادق] علیه السلام :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله قالَ : مَن ماتَ ولا یَعرِفُ إمامَهُ ماتَ میتَهً جاهِلِیَّهً ، قالَ اللّهُ عز و جل : «أَطِیعُواْ اللَّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الْأَمْرِ مِنکُمْ» ، فَکانَ عَلِیٌّ علیه السلام ، ثُمَّ صارَ مِن بَعدِهِ حَسَنٌ ، ثُمَّ مِن بَعدِهِ حُسَینٌ ، ثُمَّ مِن بَعدِهِ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ ، ثُمَّ مِن بَعدِهِ مُحَمَّدُ بنُ عَلِیٍّ علیهم السلام ، ثُمَّ هکَذا یَکونُ الأَمرُ ، إنَّ الأَرضَ لا تَصلُحُ إلّا بِإِمامٍ ، ومَن مَات لا یَعرِفُ إمامَهُ ماتَ میتَهً جاهِلِیَّهً ، وأحوَجُ ما یَکونُ أحَدُکُم إلی مَعرِفَتِهِ إذا بَلَغَت نَفسُهُ هاهُنا قالَ : وأهوی بِیَدِهِ إلی صَدرِهِ یَقولُ حینَئِذٍ : لَقَد کُنتُ عَلی أمرٍ حَسَنٍ . (3)



1- .الکافی : ج 1 ص 286 ح 1 ، تفسیر العیّاشی : ج 1 ص 250 ح 169 عن أبی بصیر عن الإمام الباقر علیه السلام ، تفسیر فرات : ص 110 ح 112 عن الإمام الباقر علیه السلام ، بحارالأنوار : ج 35 ص 211 ح 12 .
2- .کمال الدین : ص 253 ح 3 ، کفایه الأثر : ص 53 ، قصص الأنبیاء : ص 361 ح 436 ، کشف الغمّه : ج 3 ص 299 ، إعلام الوری : ج 2 ص 181 ، بحارالأنوار : ج 36 ص 250 ح 67 .
3- .الکافی : ج 2 ص 21 ح 9 ، رجال الکشّی : ج 2 ص 724 ح 799 عن أبی الیسع نحوه وراجع : تفسیر العیّاشی : ج 1 ص 252 ح 175 .



حدیثالکافی به نقل از ابو بصیر : از امام صادق علیه السلام معنای آیه «از خدا فرمان ببرید ، و از پیامبر و اختیاردارانتان فرمان ببرید» را پرسیدم . فرمود: «[این آیه] در باره علی بن ابی طالب و حسن و حسین علیهم السلام نازل شد» .

کمال الدین به نقل از جابر بن عبد اللّه انصاری : چون خداوند عز و جل بر پیامبرش محمّد صلی الله علیه و آله آیه «ای مؤمنان! از خدا فرمان ببرید ، و از پیامبر و اختیاردارانتان ، فرمان ببرید» را نازل فرمود ، گفتم : ای پیامبر خدا! ما خدا و پیامبر را شناخته ایم . اختیار دارانی که خداوند ، فرمانبَری از ایشان را در کنار فرمانبری از شما آورده ، کیان اند؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «ای جابر! آنها پس از من ، جانشینان من و امامان مسلمانان هستند . نخستین ایشان ، علی بن ابی طالب است وسپس حسن وحسین و پس از او علی بن الحسین » .

الکافی به نقل از عیسی بن سَری ، از امام صادق علیه السلام : پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «هر که بمیرد و امامش را نشناسد ، به مرگ جاهلی مُرده است . خداوند می فرماید: «از خدا فرمان ببرید ، و از پیامبر و اختیاردارانتان فرمان ببرید» . پس علی علیه السلام امام است و پس از او ، حسن و سپس حسین و در پی او ، علی بن الحسین و پس از او ، محمّد بن علی و به همین ترتیب . زمین ، سامان نمی یابد ، جز به وجود امام ، و هر که بمیرد ، در حالی که امامش را نشناسد ، به مرگ جاهلی مُرده است و هر یک از شما بیشترین نیاز را به این معرفت ، هنگامی دارد که جانش به این جایش می رسد» و با دست به سینه اش اشاره کرد [و افزود :] «که در این هنگام می گوید: بر عقیده نیکویی بودم» .

.

کمال الدین عن سلیم بن قیس الهلالی عن علیّ علیه السلام عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :أخبَرَنی رَبّی جَلَّ جَلالُهُ أنَّهُ قَدِ استَجابَ لی فیکَ وفی شُرَکائِکَ الَّذینَ یَکونونَ مِن بَعدِکَ ، فَقُلتُ : یا رَسولَ اللّهِ ، ومَن شُرَکائی مِن بَعدی؟ قالَ : الَّذینَ قَرَنَهُمُ اللّهُ عز و جل بِنَفسِهِ وبی ، فَقالَ : «أَطِیعُواْ اللَّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الْأَمْرِ مِنکُمْ» الآیَهَ ، فَقُلتُ : یا رَسولَ اللّهِ ! ومَن هُم؟ قالَ : الأَوصِیاءُ مِنّی إلی أن یَرِدوا عَلَیَّ الحَوضَ ، کُلُّهُم هادٍ مُهتَدٍ ، لا یَضُرُّهُم مَن خَذَلَهُم ، هُم مَعَ القُرآنِ وَالقُرآنُ مَعَهُم ، لا یُفارِقُهُم ولا یُفارِقونَهُ ، بِهِم تُنصَرُ اُمَّتی ، وبِهِم یُمطَرونَ ، وبِهِم یُدفَعُ عَنهُمُ البَلاءُ ، ویُستَجابُ دُعاؤُهُم . قُلتُ : یا رَسولَ اللّه ! سَمِّهِم لی . فَقالَ : اِبنی هذا ووَضَعَ یَدَهُ عَلی رَأسِ الحَسَنِ علیه السلام ثُمَّ ابنی هذا وَوَضَعَ یَدَهُ عَلی رَأسِ الحُسَینِ علیه السلام ثُمَّ ابنٌ لَهُ یُقالُ لَهُ عَلِیٌّ ، وسَیولَدُ فی حَیاتِکَ ، فَأَقرِئهُ مِنِّی السَّلامَ ، ثُمَّ تَکمِلَهُ اثنَی عَشَرَ . فَقُلتُ : بِأَبی أنتَ واُمّی یا رَسولَ اللّهِ! سَمِّهِم لی رَجُلاً فَرَجُلاً ، فَسَمّاهُم رَجُلاً رَجُلاً ، فیهِم وَاللّهِ یا أخا بَنی هِلالٍ (1) مَهدِیُّ اُمَّهِ (2) مُحَمّدٍ ، الَّذی یَملَأُ الأَرضَ قِسطا وعَدلاً کَما مُلِئَت ظُلما وجَورا ، وَاللّهِ إنّی لَأَعرِفُ مَن یُبایِعُهُ بَینَ الرُّکنِ وَالمَقامِ ، وأعرِفُ أسماءَ آبائِهِم وقَبائِلِهِم . (3)

راجع : أهل البیت علیهم السلام فی الکتاب والسنّه: ص 141 (القسم الثالث : خصائص أهل البیت / الفصل الأوّل / اُولو الأمر) .

.

1- .یعنی سلیم بن قیس الهلالی .
2- .فی المصدر : «اُمّتی» ، و التصویب من بحار الأنوار .
3- .کمال الدین : ص 284 ح 37 ، الاعتقادات : ص 121 ، الصراط المستقیم : ج 2 ص 127 کلاهما نحوه ، بحارالأنوار : ج 36 ص 257 ح 75 .



کمال الدین به نقل از سلیم بن قیس هلالی ، از امام علی علیه السلام : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «خدایم عز و جل به من خبر داد که دعای مرا در باره تو و شریکانت که پس از تو خواهند بود ، اجابت کرده است» . پرسیدم : ای پیامبر خدا! شریکان پس از من ، چه کسانی هستند؟ فرمود : «آنان که خدای عز و جل با خود و من همراهشان کرده و فرموده است : «از خداوند ، فرمان ببرید ، و [نیز] از پیامبر و اختیاردارانتان فرمان ببرید» » تا آخر آیه . گفتم : ای پیامبر خدا! آنان کیان اند؟ فرمود : «اوصیای من ، تا آن که در حوض [کوثر] بر من در آیند ، همگی آنان ، هدایتگر و هدایت یافته اند . هر که آنان را وا نهد ، به ایشان زیانی نمی زند . آنان با قرآن اند و قرآن با آنان است . نه از آنان جدا می شود و نه آنان از او جدا می شوند . امّتم با آنان ، یاری می شوند و به خاطر آنان بر امّتم باران می بارد و بلا از ایشان ، دور می شود و دعای آنان ، مستجاب می شود» . گفتم : ای پیامبر خدا! آنان را برای من نام ببر . فرمود : «این پسرم» و دستش را روی سر حسن نهاد . «سپس این پسرم» و دستش را روی سر حسین نهاد . «سپس پسر او که به وی علی گفته می شود و در روزگار تو متولّد می گردد . پس سلام مرا به او برسان . تا آخر که دوازده نفر می شوند» . گفتم : پدر و مادرم فدایت ، ای پیامبر خدا! آنان را یک به یک برایم نام ببر . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، آنان را یک به یک برای من نام برد و به خدا سوگند ای برادر هلالی مهدیِ این امّت در میان آنان است ؛ کسی که زمین را از عدل و داد می آکند ، همان گونه که از بیداد و ستم ، پُر شده است . به خدا سوگند ، من کسانی را که با او میان رکن و مقام [ابراهیم] با او بیعت می کنند ، می شناسم ونام پدران و قبیله شان را می دانم» .

ر . ک : اهل بیت علیهم السلام در قرآن و حدیث : ج 1 ص 201 (بخش سوم : ویژگی های اهل بیت / فصل اوّل / اولو الأمر) .

.




1 / 6وُجوبُ التَّمَسُّکِسنن الترمذی عن زید بن أرقم عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنّی تارِکٌ فیکُم ما إن تَمَسَّکتُم بِهِ لَن تَضِلّوا بَعدی ، أحَدُهُما أعظَمُ مِنَ الآخَرِ؛ کِتابُ اللّهِ حَبلٌ مَمدودٌ مِنَ السَّماءِ إلَی الأَرضِ ، وعِترَتی أهلُ بَیتی ، ولَن یَتَفَرَّقا حَتّی یَرِدا عَلَیَّ الحَوضَ ، فَانظُروا کَیفَ تَخلُفُونّی فیهِما . (1)

کمال الدین بإسناده عن علیّ بن أبی طالب علیه السلام عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنّی مُخَلِّفٌ فیکُمُ الثَّقَلَینِ ، کِتابَ اللّهِ وعِترَتی أهلَ بَیتی؛ فَإِنَّهُما لَن یَفتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلَیَّ الحَوضَ کَهاتَینِ وضَمَّ بَینَ سَبّابَتَیهِ فَقامَ إلَیهِ جابِرُ بنُ عَبدِ اللّهِ الأَنصارِیُّ ، وقالَ : یا رَسولَ اللّهِ ! مَن عِترَتُکَ؟ قالَ : عَلِیٌّ ، وَالحَسَنُ ، وَالحُسَینُ ، وَالأَئِمَّهُ مِن وُلدِ الحُسَینِ إلی یَومِ القِیامَهِ . (2)

مسند زید عن زید بن علیّ عن أبیه عن جدّه علیّ علیهما السلام :لَمّا ثَقُلَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله فی مَرَضِهِ ، وَالبَیتُ غاصٌّ بِمَن فیهِ ، قالَ : اُدعوا لِیَ الحَسَنَ وَالحُسَینَ ، فَدَعَوتُهُما ، فَجَعَلَ یَلثِمُهُما حَتّی اُغمِیَ عَلَیهِ ، قالَ: فَجَعَلَ عَلِیٌّ علیه السلام یَرفَعُهُما عَن وَجهِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، قالَ : فَفَتَحَ عَینَیهِ ، فَقالَ : دَعهُما یَتَمَتَّعانِ مِنّی وأتَمَتَّعُ مِنهُما؛ فَإِنَّهُ سَیُصیبُهُما بَعدی أثَرَهٌ . (3) ثُمَّ قالَ : یا أیُّهَا النّاسُ! إنّی خَلَّفتُ فیکُم کِتابَ اللّهِ وسُنَّتی وعِترَتی أهلَ بَیتی ، فَالمُضَیِّعُ لِکِتابِ اللّهِ کَالمُضَیِّعُ لِسُنَّتی ، وَالمُضَیِّعُ لِسُنَّتی کَالمُضَیِّعُ لِعِترَتی ، أما إنَّ ذلِکَ لَن یَفتَرِقا حَتّی اللِّقاءِ (4) عَلَی الحَوضِ . (5)

.

1- .سنن الترمذی : ج 5 ص 663 ح 3788 ، اُسد الغابه : ج 2 ص 17 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 3 ص 118 ح 4576 ، مسند ابن حنبل : ج 4 ص 37 ح 11131 عن أبی سعید الخدری ، عیون الأخبار فی مناقب الأخیار : ص 27 و ثلاثه الأخیره نحوه ، کنزالعمّال : ج 1 ص 173 ح 873؛ کمال الدین : ص 238 ح 56 ، العمده : ص 72 ح 89 کلاهما نحوه ، بحارالأنوار : ج 23 ص 118 ح 36 .
2- .کمال الدین : ص 244 ، معانی الأخبار : ص 91 ح 5 کلاهما عن محمّد بن عماره عن أبیه عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، بحارالأنوار : ج 23 ص 147 ح 111 .
3- .الأَثَرَهُ : الاسم من أَثَر یُؤْثِرُ ، أراد أنّه یُستأثر علیهما ، فیُفضَّل غیرهما (النهایه : ج 1 ص 22 «أثر») .
4- .فی المصدر : «ألقاه» ، والصحیح ما أثبتناه کما فی مقتل الحسین علیه السلام للخوارزمی والحدائق الوردیّه .
5- .مسند زید : ص 404 ، الحدائق الوردیّه : ج 1 ص 113 ؛ مقتل الحسین علیه السلام للخوارزمی : ج 1 ص 114 .



1 / 6وجوب تمسّک

سُنَن التِّرمِذی به نقل از زید بن ارقم ، از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : من در میان شما چیزی به یادگار نهاده ام که مادام که بِدان چنگ در زنید ، هرگز پس از من ، گم راه نمی شوید . یکی از آن دو ، بزرگ تر از دیگری است: کتاب خدا که ریسمانی کشیده شده از آسمان به زمین است و عترتم ، [یعنی] اهل بیتم . این دو ، هرگز از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض [کوثر] بر من وارد شوند . پس بنگرید در نبودنِ من ، حقّم را در باره این دو ، چگونه ادا می کنید .

کمال الدین به سندش ، از امام علی علیه السلام : پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «من در میان شما دو چیز گران سنگ به یادگار می نهم: کتاب خدا و عترتم که همان اهل بیت من اند . این دو ، هرگز از یکدیگر جدا نمی شوند تا کنار حوض [کوثر ]بر من وارد شوند ، مِثلِ این دو» و دو انگشت سبّابه خود را به یکدیگر چسباند . جابر بن عبد اللّه انصاری برخاست و گفت : ای پیامبر خدا ! عترت تو چه کسانی هستند؟ فرمود: «علی ، حسن ، حسین و امامانی که از پشتِ حسین هستند تا روز قیامت» .

مسند زید به نقل از زید بن علی ، از پدرش ، از جدّش امام علی علیهما السلام : هنگامی که بیماری پیامبر صلی الله علیه و آله شدّت گرفت و خانه از مردم پُر شد ، فرمود: «حسن و حسین را برایم فرا بخوانید» . من ، آن دو را فرا خواندم و پیامبر صلی الله علیه و آله لب های آن دو را بوسید تا از هوش رفت . علی علیه السلام خواست آن دو را از روی سینه پیامبر صلی الله علیه و آله بردارد که پیامبر صلی الله علیه و آله چشمانش را گشود و فرمود: «آن دو را وا گذار تا آنان از من ، بهره مند شوند و من از آنان ، بهره ببرم ، که پس از من ، آن دو ، محرومیت می بینند» . آن گاه فرمود: «ای مردم! من در میان شما دو چیز گران سنگ به یادگار نهادم: کتاب خدا و سنّتم و عترتم که همان اهل بیت من هستند . تباه کننده کتاب خدا ، مانند تباه کننده سنّت من است و تباه کننده سنّت من ، مانند تباه کننده عترت من ، و این دو ، از هم جدا نمی شوند تا دیدار [با من ]در کنار حوض» .

.




کامل الزیارات عن جابر عن أبی جعفر [الباقر] علیه السلام عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَن أرادَ أن یَتَمَسَّکَ بِعُروَهِ اللّهِ الوُثقَی الَّتی قالَ اللّهُ تَعالی فی کِتابِهِ ، فَلیُوالِ عَلِیَّ بنَ أبی طالِبٍ وَالحَسَنَ وَالحُسَینَ علیهم السلام ؛ فَإِنَّ اللّهَ یُحِبُّهُما مِن فَوقِ عَرشِهِ . (1)

راجع : أهل البیت علیهم السلام فی الکتاب والسنّه: ص 115 (القسم الثالث : خصائص أهل البیت / الفصل الأوّل / عِدل القرآن) .

1 / 7مُرافَقَهُ النَّبِیِّ صلّی الله علیه و آله فِی المُباهَلَهِالکتاب«فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکَذِبِینَ» . (2)

الحدیثصحیح مسلم عن سعد بن أبی وقّاص :لَمّا نَزَلَت هذِهِ الآیَهُ : «فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ» دَعا رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله عَلِیّا وفاطِمَهَ وحَسَنا وحُسَینا علیهم السلام ، فَقالَ : اللّهُمَّ هؤُلاءِ أهلی . (3)

.

1- .کامل الزیارات : ص 114 ح 121 ، بحارالأنوار : ج 43 ص 270 ح 31 .
2- .آل عمران : 61 .
3- .صحیح مسلم : ج 4 ص 1871 ح 32 ، سنن الترمذی : ج 5 ص 638 ح 3724 ، مسند ابن حنبل : ج 1 ص 391 ح 1608 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 3 ص 163 ح 4719 ، السنن الکبری : ج 7 ص 101 ح 13392 ، اُسد الغابه : ج 4 ص 99 ، تاریخ دمشق : ج 42 ص 16 ح 8355 ، المناقب للخوارزمی : ص 108 ح 115؛ الأمالی للطوسی : ص 307 ح 616 ، بشاره المصطفی : ص 203 ، بحارالأنوار : ج 39 ص 316 ح 12 .



کامل الزیارات، به نقل از جابر ، از امام باقر علیه السلام ، از پیامبر صلی الله علیه و آله : هر که می خواهد به دستگیره محکم خداوند که خدای متعال در کتاب خود فرموده است ، چنگ در زند ، علی بن ابی طالب و حسن و حسین را دوست بدارد؛ چرا که خداوند عرش نشین ، آنان را دوست می دارد .

ر . ک : اهل بیت علیهم السلام در قرآن و حدیث : ج 1 ص 161 (بخش سوم : ویژگی های اهل بیت / فصل یکم / همتای قرآن) .

1 / 7همراهی با پیامبر صلّی الله علیه و آله در مُباهله

قرآن

«پس هر کس با تو در باره او (عیسی) پس از آگاهی ات بستیزد، بگو : «بیایید پسرانمان و پسرانتان را و زنانمان و زنانتان را و خودمان و خودتان را فرا بخوانیم . آن گاه ، یکدیگر را نفرین کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم»» .

حدیث

صحیح مسلم به نقل از سعد بن ابی وقّاص : هنگامی که این آیه : «پس بگو: بیایید پسرانمان و پسرانتان را ... فرا بخوانیم» نازل شد ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، علی ، فاطمه ، حسن و حسین علیهم السلام را فرا خواند و فرمود: «خدایا ! اینان ، خاندان من اند» .

.




الخصال عن مکحول عن أمیر المؤمنین علیّ بن أبی طالب علیه السلام :إنَّ النَّصارَی ادَّعَوا أمرا ، فَأَنزَلَ اللّهُ عز و جل فیهِ : «فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکَذِبِینَ» ، فَکانَت نَفسی نَفسَ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، وَالنِّساءُ فاطِمَهَ ، وَالأَبناءُ الحَسَنَ وَالحُسَینَ . (1)

عیون أخبار الرضا علیه السلام عن هانی بن محمّد بن محمود العبدی عن أبیه قال :حَدَّثَنی أبی بِإِسنادِهِ رَفَعَهُ إلی موسَی بنِ جَعفَرٍ [ الکاظِمِ ] علیه السلام فی قَولِ اللّهِ عز و جل : «فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکَذِبِینَ» : ولَم یَدَّعِ أحَدٌ أنَّهُ أدخَلَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله تَحتَ الکِساءِ عِندَ المُباهَلَهِ لِلنَّصاری إلّا عَلِیَّ بنَ أبی طالِبٍ وفاطِمَهَ وَالحَسَنَ وَالحُسَینَ علیهم السلام ، فَکانَ تَأویلُ قَولِهِ تَعالی : «أَبْنَاءَنَا» الحَسَنَ وَالحُسَینَ علیهماالسلام ، «وَنِسَاءَنَا» فاطِمَهَ علیهاالسلام ، «وَأَنفُسَنَا» عَلِیَّ بنَ أبی طالِبٍ علیه السلام . (2)

راجع : أهل البیت علیهم السلام فی الکتاب والسنّه: ص 139 (القسم الثالث : خصائص أهل البیت / الفصل الأوّل / مباهله النبیّ صلی الله علیه و آله بهم) . میزان الحکمه : ج2 ص75 (المباهله) .

.

1- .الخصال : ص 576 ح 1 ، بحارالأنوار : ج 31 ص 439 ح 2 .
2- .عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج 1 ص 84 ح 9 ، الاحتجاج : ج 2 ص 340 ح 271 ، الاختصاص : ص 56 عن محمّد بن الزبرقان ، کشف الغمّه : ج 3 ص 42 کلاهما نحوه ، بحارالأنوار : ج 48 ص 128 ح 2 .



الخصال به نقل از مکحول ، از امام علی علیه السلام : مسیحیان ، ادّعای امری را کردند و خدای عز و جل نازل کرد : «پس هر کس با تو در باره او (عیسی) پس از آگاهی ات بستیزد، بگو : «بیایید پسرانمان و پسرانتان را و زنانمان و زنانتان را و خودمان و خودتان را فرا بخوانیم . آن گاه ، یکدیگر را نفرین کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم»» . پس جان من ، جان پیامبر خدا صلی الله علیه و آله است و [مراد از] زنان ، فاطمه است و [مراد از] پسران ، حسن و حسین هستند .

عیون أخبار الرضا علیه السلام به نقل از هانی بن محمّد بن محمود عبدی ، از پدرش ، در حدیثی که سند آن را به امام کاظم علیه السلام می رساند ، در باره سخن خدای عز و جل : «پس هر کس با تو در باره او (عیسی) پس از آگاهی ات بستیزد، بگو : «بیایید پسرانمان و پسرانتان را و زنانمان و زنانتان را و خودمان و خودتان را فرا بخوانیم . آن گاه ، یکدیگر را نفرین کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم»» : هیچ کس ادّعا نکرده که پیامبر صلی الله علیه و آله ، او را به هنگام مباهله با مسیحیان ، زیر عبا بُرده باشد ، جز علی بن ابی طالب ، فاطمه ، حسن و حسین علیهم السلام . پس تفسیر «پسرانمان» ، حسن و حسین علیهماالسلام است و تفسیر «زنانمان» ، فاطمه علیهاالسلاماست و تفسیر «خودمان» ، علی بن ابی طالب علیه السلام است .

ر . ک : اهل بیت علیهم السلام در قرآن و حدیث : ج 1 ص 197 (بخش سوم : ویژگی های اهل بیت / فصل اوّل / مباهله پیامبر صلی الله علیه و آله به همراهی اهل بیت علیهم السلام ) . میزان الحکمه : ج2 ص75 (مباهله) .






1 / 8عِدلُ النَّبِیِّ صلّی الله علیه و آله فِی السِّلمِ وَالحَربِسنن الترمذی عن زید بن أرقم عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله لِعَلِیٍّ وفاطِمَهَ وَالحَسَنِ وَالحُسَینِ علیهم السلام : أنَا حَربٌ لِمَن حارَبتُم ، وسِلمٌ لِمَن سالَمتُم . (1)

کتاب من لا یحضره الفقیه عن ابن عبّاس عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ عَلِیّا وَصِیّی وخَلیفَتی ، وزَوجَتَهُ فاطِمَهَ سَیِّدَهَ نِساءِ العالَمینَ ابنَتی ، وَالحَسَنَ وَالحُسَینَ سَیِّدَی شَبابِ أهلِ الجَنَّهِ وَلَدایَ ، مَن والاهُم فَقَد والانی ، ومَن عاداهُم فَقَد عادانی ، ومَن ناوَأَهُم (2) فَقَد ناوَأَنی ، ومَن جَفاهُم فَقَد جَفانی ، ومَن بَرَّهُم فَقَد بَرَّنی ، وَصَلَ اللّهُ مَن وَصَلَهُم ، وقَطَعَ اللّهُ مَن قَطَعَهُم ، ونَصَرَ اللّهُ مَن أعانَهُم ، وخَذَلَ اللّهُ مَن خَذَلَهُم . اللّهُمَّ مَن کانَ لَهُ مِن أنبِیائِکَ ورُسُلِکَ ثَقَلٌ وأهلُ بَیتٍ فَعَلِیٌّ وفاطِمَهُ وَالحَسَنُ وَالحُسَینُ أهلُ بَیتی وثَقَلی ، فَأَذهِب عَنهُمُ الرِّجسَ وطَهِّرهُم تَطهیرا . (3)

مسند ابن حنبل عن أبی هریره :نَظَرَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله إلی عَلِیٍّ وَالحَسَنِ وَالحُسَینِ وَفاطِمَهَ علیهم السلام ، فَقالَ : أنَا حَربٌ لِمَن حارَبَکُم ، وسِلمٌ لِمَن سالَمَکُم . (4)



1- .سنن الترمذی : ج 5 ص 699 ح 3870 ، سنن ابن ماجه : ج 1 ص 52 ح 145 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 3 ص 161 ح 4714 ، المعجم الکبیر : ج 3 ص 40 ح 2619 و 2620 ، المعجم الأوسط : ج 5 ص 182 ح 5015 ، سیر أعلام النبلاء : ج 10 ص 432 ، اُسد الغابه : ج 7 ص 220 ، تاریخ دمشق : ج 14 ص 158 ح 3482 ، المناقب للخوارزمی : ص 149 ح 177 ؛ عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج 2 ص 59 ح 223 عن الحسن بن عبداللّه التمیمی عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام ، الأمالی للطوسی : ص 336 ح 680 کلاهما نحوه ، بشاره المصطفی : ص 61 ، کشف الغمّه : ج 2 ص 54 ، بحارالأنوار : ج 23 ص 116 ح 28 .
2- .ناوأهم : أی ناهضهم وعاداهم (النهایه : ج 5 ص 123 «نوأ») .
3- .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 4 ص 179 ح 5404 و ص 420 ح 5920 ، الأمالی للصدوق : ص 111 ح 90 و ص 560 ح 748 ، بشاره المصطفی : ص 16 ، بحارالأنوار : ج 37 ص 35 ح 2 .
4- .مسند ابن حنبل : ج 3 ص 446 ح 9704 ، المستدرک علی الصحیحین : ج 3 ص 161 ح 4713 ، المعجم الکبیر : ج 3 ص 40 ح 2621 ، تاریخ بغداد : ج 7 ص 137 ، تاریخ دمشق : ج 13 ص 218 ح 3218 ، المناقب لابن المغازلی : ص 64 ح 90 ؛ العمده : ص 51 ح 45 ، شرح الأخبار : ج 3 ص 13 ح 944 ، روضه الواعظین : ص 175 ، المناقب لابن شهر آشوب : ج 3 ص 217 ، بحارالأنوار : ج 37 ص 79 ح 48 .



1 / 8همسانی با پیامبر صلّی الله علیه و آله در جنگ و صلح

سنن الترمذی به نقل از زید بن ارقم : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام فرمود : «من با هر که با شما سرِ جنگ داشته باشد ، سرِ جنگ دارم و با هر که با شما در صلح باشد ، در صلحم» .

کتاب من لا یحضره الفقیه به نقل از ابن عبّاس ، از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : علی ، وصی و جانشین من است ، همسرش فاطمه ، سَرور زنان جهانیان ، دختر من است ، و حسن و حسین ، سَروران جوانان بهشت ، پسران من اند . هر کس آنان را دوست بدارد ، مرا دوست داشته است و هر کس آنان را دشمن بدارد ، مرا دشمن داشته است و هر کس در برابر آنان بِایستد [و بستیزد] ، در برابر من ایستاده است و هر کس به آنان جفا کند ، به من جفا کرده است و هر کس به آنان نیکی کند ، به من نیکی کرده است . خداوند ، بپیوندد با کسی که با آنان می پیوندد ، و ببُرد از کسی که از آنها می بُرد ، و یاری دهد هر که را یاری شان می دهد و وا نهد هر کسی را که آنان را وا می نهد ! خدایا! هر یک از پیامبران تو ، گنجینه و اهل بیتی داشته اند و اهل بیت و گنجینه من ، علی و فاطمه و حسن و حسین هستند . پس آلودگی را از آنان ، دور کن و پاکیزه شان بدار !

مسند ابن حنبل به نقل از ابو هُرَیره : پیامبر صلی الله علیه و آله به علی ، حسن ، حسین و فاطمه نگریست و فرمود: «من با هر که با شما سرِ جنگ داشته باشد ، سرِ جنگ دارم و با هر که با شما در صلح باشد ، در صلحم» .

.




المعجم الأوسط عن إبراهیم بن عبدالرحمن بن صبیحٍ مولی اُمّ سمله ، عن جدّه صبیح :کُنتُ بِبابِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، فَجاءَ عَلِیٌّ وفاطِمَهُ وَالحَسَنُ وَالحُسَینُ علیهم السلام ، فَجَلَسوا ناحِیَهً ، فَخَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله إلَینا ، فَقالَ : إنَّکُم عَلی خَیرٍ ، وعَلَیهِ کِساءٌ خَیبَرِیٌّ ، فَجَلَّلَهُم بِهِ ، وقالَ : أنَا حَربٌ لِمَن حارَبَکُم ، سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم . (1)

شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید عن زید بن أرقم :کُنّا مَعَ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله وهُوَ فِی الحُجرَهِ یوحی إلَیهِ ، ونَحنُ نَنتَظِرُهُ حَتَّی اشتَدَّ الحَرُّ ، فَجاءَ عَلِیُّ بنُ أبی طالِبٍ ومَعَهُ فاطِمَهُ وحَسَنٌ وحُسَینٌ علیهم السلام ، فَقَعَدوا فی ظِلِّ حائِطٍ یَنتَظِرونَهُ ، فَلَمّا خَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله رَآهُم ، فَأَتاهُم ، ووَقَفنا نَحنُ مَکانَنا ، ثُمَّ جاءَ إلَینا وهُوَ یُظِلُّهُم بِثَوبِهِ ، مُمسِکا بِطَرَفِ الثَّوبِ ، وعَلِیٌّ مُمسِکٌ بِطَرَفِهِ الآخَرِ ، وهُوَ یَقولُ : اللّهُمَّ إنّی اُحِبُّهُم ، فَأَحِبَّهُم ، اللّهُمَّ إنّی سِلمٌ لِمَن سالَمَهُم ، وحَربٌ لِمَن حارَبَهُم ، قالَ : فَقالَ ذلِکَ ثَلاثَ مَرّاتٍ . (2)

المناقب للخوارزمی عن زید بن یثیع :سَمِعتُ أبا بَکرٍ الصِّدّیقَ یَقولُ : رَأَیتُ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله خَیَّمَ خَیمَهً ، وهُوَ مُتَّکِئٌ عَلی قَوسٍ عَرَبِیَّهٍ ، وفِی الخَیمَهِ عَلِیٌّ وفاطِمَهُ وَالحَسَنُ وَالحُسَینُ علیهم السلام . فَقالَ : یا مَعاشِرَ المُسلِمینَ! أنَا سِلمٌ لِمَن سالَمَ أهلَ الخَیمَهِ ، وحَربٌ لِمَن حارَبَهُم ، ووَلِیٌّ لِمَن والاهُم ، لا یُحِبُّهُم إلّا سَعیدُ الجَدِّ (3) ، طَیِّبُ المَولِدِ ، ولا یُبغِضُهُم إلّا شَقِیُّ الجَدِّ ، رَدِیُّ الوِلادَهِ . فَقالَ رَجُلٌ : یا زَیدُ ، أأنتَ سَمِعتَ مِنهُ؟ قالَ : إی ورَبِّ الکَعبَهِ . (4)

.

1- .المعجم الأوسط : ج 3 ص 179 ح 2854 ، اُسد الغابه : ج 3 ص 7 ح 2481 .
2- .شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید : ج 3 ص 207 ؛ بحارالأنوار : ج 37 ص 95 ح 58 وراجع : التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکریّ علیه السلام : ص 376 ح 261 .
3- .الجَدّ : الحظّ (القاموس المحیط : ج 1 ص 281 «جدد») .
4- .المناقب للخوارزمی : ص 297 ح 291 ، جواهر المطالب : ج 1 ص 174 ، فرائد السمطین : ج 2 ص 40 ح 373 ، الریاض النضره : ج 3 ص 154 ، ولیس فیه ذیله من «فقال رجل ...» .



المعجم الأوسط به نقل از ابراهیم بن عبد الرحمان بن صبیح (غلام اُمّ سلمه) ، از جدّش صبیح : بر در خانه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بودم که علی ، فاطمه ، حسن و حسین علیهم السلام آمدند و در گوشه ای نشستند . پس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به سوی ما آمد و فرمود: «شما بر راه درست هستید» . کسایی خیبری در برِ پیامبر صلی الله علیه و آله بود . ایشان با آن ، آنان را پوشاند و فرمود: «من با هر که با شما سرِ جنگ داشته باشد ، سرِ جنگ دارم و با هر که با شما در صلح باشد ، در صلحم» .

شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید به نقل از زید بن ارقم : در خدمت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بودیم . به ایشان در اتاقِ خود ، وحی می شد و ما منتظر ایشان بودیم ، تا این که گرما شدّت گرفت . پس علی بن ابی طالب به همراه فاطمه ، حسن و حسین آمدند و در سایه دیواری نشستند و منتظر پیامبر صلی الله علیه و آله شدند . پیامبر صلی الله علیه و آله چون بیرون آمد ، آنها را دید و به سوی آنها رفت و ما در جای خود ، ایستاده بودیم . سپس پیامبر صلی الله علیه و آله به سوی ما آمد ، در حالی که با جامه اش بر سرِ آنها سایه انداخته بود . یک سرِ جامه را پیامبر صلی الله علیه و آله و سرِ دیگر آن را علی علیه السلام گرفته بود و پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمود: «خدایا! من آنها را دوست دارم . پس آنها را دوست بدار . خدایا! من با هر که با آنها آشتی در پیش گیرد ، آشتی در پیش می گیرم و با هر که با آنها سرِ جنگ داشته باشد ، سرِ جنگ دارم» . پیامبر صلی الله علیه و آله این سخن را سه بار تکرار فرمود .

المناقب ، خوارزمی به نقل از زید بن یثیع : شنیدم که ابو بکر می گوید: دیدم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله خیمه ای زد و در حالی که بر کمانی عربی تکیه داده بود و علی و فاطمه و حسن و حسین در خیمه بودند ، فرمود : «ای گروه مسلمانان! من با هر که با اهل [این] خیمه آشتی در پیش گیرد ، آشتی در پیش می گیرم و با هر که با ایشان سرِ جنگ داشته باشد ، سرِ جنگ دارم و دوستدار کسی هستم که دوستدار آنهاست . آنها را دوست ندارد ، مگر انسان نیک بخت حلال زاده ، و آنها را دشمن نمی دارد ، مگر نگون بختِ ناپاک زاده» . مردی گفت: ای زید! خودت از ابو بکر شنیدی؟ گفت: به خدای کعبه سوگند ، آری !



الأمالی للصدوق عن ابن عبّاس :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله کانَ جالِسا ذاتَ یَومٍ وعِندَهُ عَلِیٌّ وفاطِمَهُ وَالحَسَنُ وَالحُسَینُ علیهم السلام ، فَقالَ : اللّهُمَّ إنَّکَ تَعلَمُ أنَّ هؤُلاءِ أهلُ بَیتی وأکرَمُ النّاسِ عَلَیَّ ، فَأَحِبَّ مَن أحَبَّهُم ، وأبغِض مَن أبغَضَهُم ، ووالِ مَن والاهُم ، وعادِ مَن عاداهُم ، وأعِن مَن أعانَهُم ، وَاجعَلهُم مُطَهَّرینَ مِن کُلِّ رِجسٍ ، مَعصومینَ مِن کُلِّ ذَنبٍ ، وأیِّدهُم بِروحِ القُدُسِ (1) ... ثُمَّ رَفَعَ صلی الله علیه و آله یَدَهُ إلَی السَّماءِ فَقالَ : اللّهُمَّ إنّی اُشهِدُکَ إنّی مُحِبٌّ لِمَن أحَبَّهُم ومُبغِضٌ لِمَن أبغَضَهُم ، وسِلمٌ لِمَن سالَمَهُم ، وحَربٌ لِمَن حارَبَهُم ، وعَدُوٌّ لِمَن عاداهُم ، ووَلِیٌّ لِمَن والاهُم . (2)

راجع : أهل البیت علیهم السلام فی الکتاب والسنّه: ص 156 ( القسم الثالث : خصائص أهل البیت علیهم السلام / الفصل الأوّل / سلمهم سلم النبیّ صلّی الله علیه و آله وحربهم حربه) .

1 / 9نُزولُ سورَهِ «الإِنسانِ» فی شَأنِهِممجموعه نفیسه (مسارّ الشیعه) :وفِی الخامِسِ وَالعِشرینَ مِنهُ [أی مِن ذِی الحِجَّهِ ]نَزَلَ فی أمیرِ المُؤمِنینَ وفاطِمَهَ وَالحَسَنِ وَالحُسَینِ علیهم السلام «هَلْ أَتَی عَلَی الْاءِنسَنِ» . (3)



1- .رُوحُ القُدْسِ : یعنی جبرئیل ، اُضیف إلی القُدْس وهو الطُهْر ، والمراد : الرُوحُ المقدّس (مجمع البحرین : ج 2 ص 743 «روح») .
2- .. الأمالی للصدوق : ص 574 ح 787 ، بشاره المصطفی : ص 177 ، بحارالأنوار : ج 43 ص 24 ح 20 .
3- .مجموعه نفیسه : ص 59 (مسارّ الشیعه) ، العدد القویّه : ص 315 .



الأمالی ، صدوق به نقل از ابن عبّاس : روزی پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بود و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام نزد او بودند . پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: «خدایا! تو می دانی که اینان ، اهل بیت من و گرامی ترینِ مردمان نزد من اند . پس هر کس را که آنان را دوست دارد ، دوست بدار و هر کس را که آنان را دشمن می دارد ، دشمن بدار و با دوستدارشان دوستی کن و با دشمنشان بستیز و یاورشان را یاری ده و آنان را از همه آلودگی ها پاک گردان و از هر گناهی ، نگاهشان دار و با روح القُدُس (1) ، تأییدشان کن . . .» . ایشان ، سپس دستانش را به سوی آسمان ، بالا برد و گفت : «خدایا! تو را گواه می گیرم که دوستدار کسی هستم که آنان را دوست داشته باشد و کینه کسی را در دل دارم که کینه آنان را در دل دارد و با هر کس که در صلح با آنان باشد ، در صلحم و با هر که با آنان سر جنگ داشته باشد ، سرِ جنگ دارم و و دشمن کسی هستم که دشمنِ آنهاست و دوست کسی هستم که دوست آنهاست» .

ر . ک : اهل بیت علیهم السلام در قرآن و حدیث : ج 1 ص 225 (بخش سوم : ویژگی های اهل بیت / فصل یکم / آشتی با آنها ، آشتی با پیامبر و جنگ با آنها ، جنگ با پیامبر است) .

1 / 9نزول سوره «انسان» در شأن ایشان

مجموعه نفیسه (مسارّ الشیعه) :در بیست و پنجم ذی حجّه ، سوره «هَلْ أَتَی عَلَی الْاءِنسَنِ» در حقّ امیر مؤمنان ، فاطمه ، حسن و حسین علیهم السلام نازل شد .



1- .روح ، یعنی جبرئیل علیه السلام که به «قُدُس» افزوده شده که به معنای «پاکی» است . روح القُدُس یعنی «روح مقدّس» که صفت جبرئیل علیه السلام است .



مجمع البیان حَولَ نُزولِ سورَهِ «هَل أتی» : حَدَّثَنِی الحَسَنُ بنُ الحَسَنِ أبو عَبدِ اللّهِ بنُ الحَسَنِ أنَّها مَدَنِیَّهٌ نَزَلَت فی عَلِیٍّ و فاطِمَهَ علیهماالسلامالسّورَهُ کُلُّها . (1)

اُسد الغابه عن مجاهد عن ابن عبّاس فی قَولِهِ تَعالی : «یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یَخَافُونَ یَوْمًا کَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیرًا وَ یُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَی حُبِّهِ مِسْکِینًا وَ یَتِیمًا وَ أَسِیرًا» : مَرِضَ الحَسَنُ وَالحُسَینُ علیهماالسلامفَعادَهُما جَدُّهُما رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، وعادَهُما عامَّهُ العَرَبِ ، فَقالوا : یا أبَا الحَسَنِ لَو نَذَرتَ عَلی وُلدِکَ نَذرا . فَقالَ عَلِیٌّ علیه السلام : إن بَرَءا مِمّا بِهِما صُمتُ للّهِِ عز و جلثَلاثَهَ أیّامٍ شُکرا ، وقالَت فاطِمَهُ علیهاالسلامکَذلِکَ ، وقالَت جارِیَهٌ یُقالُ لَها «فِضَّهُ» ، نوبِیَّهٌ : إن بَرَأَ سَیِّدایَ صُمتُ للّهِِ عز و جل شُکرا . فَاُلبِسَ الغُلامانِ العافِیَهَ ، ولَیسَ عِندَ آلِ مُحَمَّدٍ قَلیلٌ ولا کَثیرٌ ، فَانطَلَقَ عَلِیٌّ علیه السلام إلی شَمعونَ الخَیبَرِیِّ فَاستَقرَضَ مِنهُ ثَلاثَهَ آصُعٍ مِن شَعیرٍ ، فَجاءَ بِها فَوَضَعَها ، فَقامَت فاطِمَهُ علیهاالسلامإلی صاعٍ فَطَحَنَتهُ وَاختَبَزَتهُ ، وصَلّی عَلِیٌّ علیه السلام مَعَ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، ثُمَّ أتَی المَنزِلَ فَوُضِعَ الطَّعامُ بَینَ یَدَیهِ ، إذ أتاهُم مِسکینٌ فَوَقَفَ بِالبابِ فَقالَ : السَّلامُ عَلَیکُم أهلَ بَیتِ مُحَمَّدٍ ، مِسکینٌ مِن أولادِ المُسلِمینَ ، أطعِمونی أطعَمَکُمُ اللّهُ عز و جلعَلی مَوائِدِ الجَنَّهِ ، فَسَمِعَهُ عَلِیٌّ علیه السلام فَأَمَرَهُم فَأَعطَوهُ الطَّعامَ ، ومَکَثوا یَومَهُم ولَیلَتَهُم لَم یَذوقوا إلَا الماءَ . فَلَمّا کانَ الیَومُ الثّانی ، قامَت فاطِمَهُ علیهاالسلام إلی صاعٍ وخَبَزَتهُ ، وصَلّی عَلِیٌّ مَعَ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله ووُضِعَ الطَّعامُ بَینَ یَدَیهِ ، إذ أتاهُم یَتیمٌ فَوَقَفَ بِالبابِ ، وقالَ : السَّلامُ عَلَیکُم أهلَ بَیتِ مُحَمَّدٍ ، یَتیمٌ بِالبابِ مِن أولادِ المُهاجِرینَ ، استُشهِدَ والِدی ، أطعِمونی ، فَأَعطَوهُ الطَّعامَ ، فَمَکَثوا یَومَینِ لَم یَذوقوا إلَا الماءَ . فَلَمّا کانَ الیَومُ الثّالِثُ قامَت فاطِمَهُ علیهاالسلام إلَی الصّاعِ الباقی فَطَحَنَتهُ وَاختَبَزَتهُ ، فَصَلّی عَلِیٌّ علیه السلام مَعَ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله ، ووُضِعَ الطَّعامُ بَینَ یَدَیهِ إذ أتاهم أسیرٌ ، فَوَقَفَ بِالبابِ وقالَ : السَّلامُ عَلَیکُم أهلَ بَیتِ النُّبُوَّهِ ، تَأسِرونَنا وتَشُدّونَنا ولا تُطعِمونَنا ، أطعِمونی فَإِنّی أسیرٌ ، فَأَعطَوهُ ، ومَکَثوا ثَلاثَهَ أیّامٍ و لَیالِیَها لَم یَذوقوا إلَا الماءَ . فَأَتاهُم رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَرَأی ما بِهِم مِنَ الجوعِ ، فَأَنزَلَ اللّهُ تَعالی : «هَلْ أَتَی عَلَی الْاءِنسَنِ حِینٌ مِّنَ الدَّهْرِ» إلی قَولِهِ «لَا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَاءً وَ لَا شُکُورًا» . (2)



1- .مجمع البیان : ج 10 ص 612 نقلاً عن تفسیر أبی حمزه الثمالی .
2- .اُسد الغابه : ج 7 ص 230 ، تفسیر القرطبی : ج 19 ص 130 ، شواهد التنزیل : ج 2 ص 394 ح 1042 ، البدایه والنهایه : ج 5 ص 329 ؛ تأویل الآیات الظاهره : ج 2 ص 750 وراجع : تفسیر الثعلبی : ج 10 ص 99 والأمالی للصدوق : ص 574 ح 787 وبشاره المصطفی : ص 177 .


مجمع البیان در باره نزول سوره «هَلْ أَتَی» : حسن بن حسن ، ابو عبد اللّه بن حسن ، برایم گفت که [این سوره] ، سوره ای مدنی است و همه اش در شأن علی و فاطمه علیهماالسلامنازل شده است .

اُسد الغابه به نقل از مجاهد ، از ابن عبّاس ، در باره این سخن خدای متعال : به نقل از مجاهد ، از ابن عبّاس ، در باره این سخن خدای متعال : «آنان به نذر ، وفا می کنند و از روزی می هراسند که شرّش بسی گسترده است و به [پاس ]دوستیِ خدا ، بینوا و یتیم و اسیر را خوراک می دهند» اُسد الغابه به نقل از مجاهد ، از ابن عبّاس ، در باره این سخن خدای متعال : «آنان به نذر ، وفا می کنند و از روزی می هراسند که شرّش بسی گسترده است و به [پاس ]دوستیِ خدا ، بینوا و یتیم و اسیر را خوراک می دهند» : حسن و حسین علیهماالسلام بیمار شدند و جدّشان ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و بیشتر مردم ، از آن دو عیادت کردند و گفتند : ای ابو الحسن ! کاش برای فرزندانت ، چیزی نذر می کردی ! علی علیه السلام فرمود : «اگر از این بیماری خوب شوند ، برای خدا سه روز ، روزه شُکر می گیرم» و فاطمه علیهاالسلام نیز چنین گفت و کنیزی به نام فضّه نوبیّه گفت : اگر دو سَرور من خوب شوند ، برای خدای عز و جل روزه شکر می گیرم . آن دو پسر ، خوب شدند و [غذایی] کم یا زیاد ، نزد خاندان محمّد صلی الله علیه و آله نبود . علی علیه السلام به سوی شمعونِ خیبری رفت و سه مَن جو از او قرض گرفت و آن را آورد و [پیش فاطمه علیهاالسلام] نهاد و فاطمه علیهاالسلام برخاست و یک من از آن را آرد کرد و نان پخت . علی علیه السلام پس از آن که با پیامبر صلی الله علیه و آله نماز خواند ، به خانه آمد . غذا را که جلویش نهادند ، بینوایی آمد و جلوی در ایستاد و گفت : سلام بر شما ، ای اهل بیت محمّد ! بینوایی از فرزندان مسلمانان هستم . به من غذا بدهید . خداوند ، به شما بر سر سفره های بهشت ، غذا بدهد ! علی علیه السلام صدا را شنید و فرمان داد که غذا را به او بدهند و خودشان همه روز و شب را چیزی جز آب نخوردند . روز دوم ، فاطمه علیهاالسلام به سوی [باقی مانده] گندم رفت و با آن ، نان پخت . علی علیه السلام با پیامبر صلی الله علیه و آله نماز خواند و [بعد از آمدن به خانه] غذا که جلویش نهاده شد ، یتیمی آمد و جلوی در ایستاد و گفت : سلام بر شما ، ای اهل بیت محمّد ! یتیمی از فرزندان مهاجران ، جلوی در است . پدرم شهید شده است . به من غذا بدهید . غذا را به او دادند و روز دوم را نیز با آب ، سپری کردند . روز سوم ، فاطمه علیهاالسلام به سوی گندم باقی مانده رفت و آن را آرد کرد و نان پخت . علی علیه السلام با پیامبر صلی الله علیه و آله نماز خواند و [بعد از آمدن به خانه] غذا که پیش رویش نهاده شد ، اسیری آمد و جلوی در ایستاد و گفت : سلام بر شما ، ای خاندان نبوّت ! ما را اسیر می کنید و بند می نهید و به ما غذا نمی دهید ؟ به من غذا بدهید که من ، اسیر و در بندم . غذا را به او دادند و سه روز شد که هیچ چیز جز آب نخوردند . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نزد آنان آمد و گرسنگی را در آنها دید . در این هنگام ، خداوند متعال ، نازل فرمود : «آیا بر انسان زمانی گذشت که» تا آن جا که می فرماید : «ما از شما ، جزا و سپاسی نمی خواهیم» .


مجمع البیان :قَد رَوَی الخاصُّ وَالعامُّ : أنَّ الآیاتِ مِن هذِهِ السّورَهِ [ یَعنی سورَهَ هَل أتی ]وهِیَ قَولُهُ : «إِنَّ الْأَبْرَارَ یَشْرَبُونَ إلی قَولِهِ وَ کَانَ سَعْیُکُم مَّشْکُورًا» (1) نَزَلَت فی عَلِیٍّ وفاطِمَهَ وَالحَسَنِ وَالحُسَینِ علیهم السلام وجارِیَهٍ لَهُم تُسَمّی فِضَّهَ ، وهُوَ المَروِیُّ عَنِ ابنِ عَبّاسٍ ومُجاهِدٍ وأبی صالِحٍ . وَالقِصَّهُ طَویلَهٌ ... فَلَمّا کانَ الیَومُ الرّابِعُ وقَد قَضَوا نُذورَهُم ، أتی عَلِیٌّ علیه السلام ومَعَهُ الحَسَنُ وَالحُسَینُ علیهماالسلامإلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله وبِهِما ضُعفٌ ، فَبَکی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، ونَزَلَ جَبرَئیلُ علیه السلام بِسورَهِ هَل أتی . (2)

1 / 10أحَبُّ الخَلقِ إلَی اللّهِمعانی الأخبار عن جعفر بن محمّد عن أبیه عن جدّه [زین العابدین] علیهم السلام :کانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ذاتَ یَومٍ جالِسا وعِندَهُ عَلِیٌّ وفاطِمَهُ وَالحَسَنُ وَالحُسَینُ علیهم السلام ، فَقالَ : وَالَّذی بَعَثَنی بِالحَقِّ بَشیرا ، ما عَلی وَجهِ الأَرضِ خَلقٌ أحَبُّ إلَی اللّهِ عز و جلولا أکرَمُ عَلَیهِ مِنّا . (3)



1- .الإنسان : 5 22 .
2- .. مجمع البیان : ج 10 ص 611 ، تأویل الآیات الظاهره : ج 2 ص 748 ح 4 ، کشف الغمّه : ج 1 ص 308 وراجع : المناقب للخوارزمی : ص 267 ح 250 وص 268 ح 251.
3- .معانی الأخبار : ص 55 ح 3 ، بحارالأنوار : ج 37 ص 47 ح 23 وراجع : معانی الأخبار : ص 56 ح 5 .



مجمع البیان :شیعه و سنّی روایت کرده اند که آیات سوره «هَلْ أَتَی» از «نیکان می نوشند» تا «و کوشش آنان ، مشکور خواهد بود» ، در شأن علی ، فاطمه ، حسن و حسین علیهم السلام و کنیز ایشان به نام فِضّه نازل شده است . این ، از ابن عبّاس ، مجاهد و ابو صالح ، نقل شده است و داستان آن ، دراز است ... . چون روز چهارم شد ، علی علیه السلام به همراه حسن و حسین علیهماالسلام ، با همان حالت ضعف و در حالی که نذرشان را ادا کرده بودند ، نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله گریست و جبرئیل علیه السلام با سوره «هَلْ أَتَی» فرود آمد .

1 / 10محبوب ترین بودن ، نزد خدا

معانی الأخبار از امام صادق ، از پدرش ، از جدّش امام زین العابدین علیهم السلام : روزی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نشسته بود و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام نزدش بودند . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «سوگند به کسی که مرا بشارت دهنده برانگیخت ، بر روی زمین ، هیچ کس نزد خدا ، محبوب تر و گرامی تر از ما نیست!» .



1 / 11حَقٌّ خاصٌّ فی مَسجِدِ النَّبِیِّ صلّی الله علیه و آلهالسنن الکبری عن اُمّ سلمه عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :ألا لا یَحِلُّ هذَا المَسجِدُ لِجُنُبٍ ولا لِحائِضٍ (1) ، إلّا لِرَسولِ اللّهِ وعَلِیٍّ وفاطِمَهَ وَالحَسَنِ وَالحُسَینِ ، ألا قَد بَیَّنتُ لَکُمُ الأَسماءَ ألّا تَضِلّوا . (2)

السنن الکبری عن اُمّ سلمه عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :ألا إنَّ مَسجِدی حَرامٌ عَلی کُلِّ حائِضٍ مِنَ النِساءِ وکُلِّ جُنُبٍ مِنَ الرِّجالِ ، إلّا عَلی مُحَمَّدٍ وأهلِ بَیتِهِ : عَلِیٍّ وفاطِمَهَ والحَسَنِ وَالحُسَینِ . (3)

النوادر للراوندی بإسناده عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ تَعالی أوحی إلی موسی علیه السلام أنِ ابنِ مَسجِدا طاهِرا لا یَکونُ فیهِ غَیرُ موسی وهارونَ ، وَابنَی هارونَ شَبَّرَ وشَبیرٍ ، وإنَّ اللّهَ تَعالی أمَرَنی أن أبنِیَ مَسجِدا طاهِرا لا یَکونُ فیهِ غَیری وغَیرُ أخی عَلِیٍّ ، وغَیرُ ابنَیَّ الحَسَنِ وَالحُسَینِ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیهِم . (4)



1- .نظرا للروایات الدالّه علی أنّ فاطمه علیهاالسلام لم یکن یأتیها الحیض ، راجع : الکافی : ج 1 ص 458 ح 2 و ص 460 ح 6 وعلل الشرائع : ص 179 ح 4 ومختصر بصائر الدرجات : ص 172 وکشف الغمه : ج 2 ص 89 وبحارالأنوار : ج 43 ص 19 ح 20 . فإنّ المراد من هذه الروایات علی ما یبدو هو أنّه کان یجوز لها المرور بالمسجد حتّی وإن کانت حائضا .
2- .السنن الکبری : ج 7 ص 104 ح 13400 ، تاریخ أصبهان : ج 1 ص 344 الرقم 625 ، تاریخ دمشق : ج 14 ص 166 ح 3502 ، کنزالعمّال : ج 12 ص 101 ح 34183 .
3- .السنن الکبری : ج 7 ص 104 ح 13402 ، کنزالعمّال : ج 12 ص 101 ح 34182 .
4- .النوادر للراوندی : ص 102 ح 65 ، الجعفریّات : ص 199 کلاهما عن إسماعیل عن أبیه الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام ، العمده : ص 177 ح 274 ، کشف الغمّه : ج 1 ص 331 کلاهما عن عدیّ بن ثابت ، إعلام الوری : ج 1 ص 320 عن أبی رافع ، والثلاثه الأخیره نحوه ، بحارالأنوار : ج 38 ص 190 ح 1 ؛ المناقب لابن المغازلی : ص 299 ح 343 عن إسماعیل عن أبیه الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله و ص 252 ح 301 عن عدّی بن ثابت نحوه وراجع : علل الشرائع : ص 201 ح 2 والإحتجاج : ج 2 ص 310 ح 258 وتفسیر العیّاشی : ج 2 ص 127 ح 39 .