گروه نرم افزاری آسمان






فصل دوم : فضیلت های مشترک با برادر


2 / 1پسران پیامبر صلّی الله علیه و آله

2 / 11قرآن ، آن دو را پسران پیامبر صلی الله علیه و آله خوانده است

دلائل النبوّه، ابو نعیم به نقل از جابر ، در تفسیر آیه مباهله : «و خودمان و خودتان را» ، [خود ما ]یعنی : پیامبر صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام . «پسرانمان و پسرانتان را» ، [پسرانمان ، ]یعنی : حسن و حسین علیهماالسلام . «زنانمان و زنانتان را» ، [زنانمان]، یعنی : فاطمه . سلام خدا بر همه آنان باد!

مجمع البیان در باره این سخن خدای متعال : «ما پسرانمان را فرا بخوانیم و شما نیز پسرانتان را فرا بخوانید» : مفسّران ، اتّفاق نظر دارند که مقصود از «پسرانمان» ، حسن و حسین هستند . (1)



1- .ر . ک : ص 419 (فصل یکم / همراهی با پیامبر صلی الله علیه و آله در مباهله) .



الکافی عن أبی الجارود عن أبی جعفر [الباقر] علیه السلام ، قال :قالَ لی أبو جَعفَرٍ علیه السلام : یا أبَا الجارودِ ! ما یَقولونَ لَکُم فِی الحَسَنِ وَالحُسَینِ علیهماالسلام؟ قُلتُ : یُنکِرونَ عَلَینا أنَّهُمَا ابنا رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله . قالَ : فَأَیَّ شَیءٍ احتَجَجتُم عَلَیهِم؟ قُلتُ : اِحتَجَجنا عَلَیهِم بِقَولِ اللّهِ عز و جل فی عیسَی ابنِ مَریَمَ علیهماالسلام : «وَمِن ذُرِّیَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَیْمَنَ وَأَیُّوبَ وَیُوسُفَ وَمُوسَی وَ هَرُونَ وَکَذَ لِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ * وَزَکَرِیَّا وَیَحْیَی وَعِیسَی» (1) ، فَجَعَلَ عیسَی ابنَ مَریَمَ مِن ذُرِّیَّهِ نوحٍ علیه السلام . قالَ : فَأَیَّ شَیءٍ قالوا لَکُم؟ قُلتُ : قالوا : قَد یَکونُ وَلَدُ الاِبنَهِ مِنَ الوَلَدِ ، ولا یَکونُ مِنَ الصُّلبِ . قالَ : فَأَیَّ شَیءٍ احتَجَجتُم عَلَیهِم؟ قُلتُ : اِحتَجَجنا عَلَیهِم بِقَولِ اللّهِ تَعالی لِرَسولِهِ صلی الله علیه و آله : «قُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ» . قالَ : فَأَیَّ شَیءٍ قالوا ؟ قُلتُ : قالوا : قَد یَکونُ فی کَلامِ العَرَبِ أبناءُ رَجُلٍ ، وآخَرُ یَقولُ : أبناؤُنا . قالَ : فَقالَ أبو جَعفَرٍ علیه السلام : یا أبَا الجارودِ ! لَاُعطِیَنَّکَها مِن کِتابِ اللّهِ جَلَّ وتَعالی أنَّهُما مِن صُلبِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، لا یَرُدُّها إلَا الکافِرُ . قُلتُ : وأینَ ذلِکَ جُعِلتُ فِداکَ؟ قالَ : مِن حَیثُ قالَ اللّهُ تَعالی : «حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهَتُکُمْ وَبَنَاتُکُمْ وَأَخَوَ تُکُمْ» الآیَهَ ، إلی أنِ انتَهی إلی قَولِهِ تَبارَکَ وتَعالی : «وَحَلَئِلُ أَبْنَائِکُمُ الَّذِینَ مِنْ أَصْلَبِکُمْ» (2) ، فَسَلهُم یا أبَا الجارودِ : هَل کانَ یَحِلُّ لِرَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله نِکاحُ حَلیلَتَیهِما؟ فَإِن قالوا : نَعَم ، کَذَبوا وفَجَروا ، وإن قالوا : لا ، فَهُمَا ابناهُ لِصُلبِهِ . (3)



1- .الأنعام : 84 و 85 .
2- .النساء : 23 .
3- .الکافی : ج 8 ص 317 ح 501 ، العدد القوّیه : ص 40 ح 55 ، تفسیر القمّی : ج 1 ص 209 ، الاحتجاج : ج 2 ص 175 ح 204 نحوه وفیهما «ذرّیّه إبراهیم علیه السلام » بدل «ذرّیّه نوح علیه السلام » ، بحارالأنوار : ج 43 ص 232 ح 8 .



الکافی به نقل از ابو جارود : امام باقر علیه السلام به من فرمود : «ای ابو جارود ! در باره حسن و حسین علیهماالسلام به شما چه می گویند؟» . گفتم : سخن ما را در باره این که فرزندان پیامبر صلی الله علیه و آله هستند ، انکار می کنند . فرمود : «شما چگونه بر آنان ، احتجاج کردید؟» . گفتم : به این سخن خدا در قرآن در باره عیسی بن مریم علیه السلام : «و از ذریّه او ، داوود و سلیمان و ایّوب و یوسف و موسی و هارون هستند ، و این گونه ، نیکوکاران را پاداش می دهیم ، و نیز زکریّا و یحیی و عیسی» که عیسی بن مریم علیه السلام را از ذریّه نوح علیه السلام ، قرار داده است . (1) فرمود : «آنان به شما چه گفتند ؟» . گفتم : گفتند : گاه ، فرزندِ دختر ، جزو فرزندان هست ؛ امّا از پُشت پدر نیست . فرمود : «شما به آنان چه گفتید ؟» . گفتم : به سخن خدای متعال خطاب به پیامبرش استدلال کردیم : «بگو : بیایید پسرانمان و پسرانتان را و زنانمان و زنانتان را و خودمان و خودتان را فرا بخوانیم» . فرمود : «آنان چه گفتند ؟» . گفتم : گفتند : در زبان عرب ، گاه مردی به پسران مرد دیگری می گوید : پسران ما . امام باقر علیه السلام فرمود : «ای ابو جارود ! آیه ای از کتاب خدای جلیلِ متعال را به تو نشان می دهم که دلالت می کند آنها از پشت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هستند و جز کافر ، آن را رد نمی کند» . گفتم : این آیه کجاست ، فدایت شوم ؟ فرمود : «آن جا که خداوند متعال فرمود : «مادرانتان ، دخترانتان و خواهرانتان ، بر شما حرام شده اند» تا آن جا که می فرماید : «و زنانِ حلال بر پسرانتان که از پشت شما هستند» . ای ابو جارود! از آنان بپرس : آیا برای پیامبر صلی الله علیه و آله روا بود که با زنان حسن و حسین علیهماالسلام ازدواج کند؟ اگر گفتند : آری ، دروغ گفته و گناه کرده اند و اگر گفتند : نه ، پس ثابت می شود که حسن و حسین ، از پشت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هستند» .



1- .در تفسیر القمی و الاحتجاج ، به جای «ذریّه نوح» ، «ذریّه ابراهیم» آمده است .



راجع : ص 418 (الفصل الأوّل / مرافقه النبیّ صلی الله علیه و آله فی المباهله) . و ج 2 ص 8 (الاحتجاج علی الحجّاج) .

2 / 1 2سَمّاهُمَا النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله ابنَیهِأ ذُرِّیَّتی فی صُلبِ عَلِیٍّالمعجم الکبیر عن جابر عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ عز و جل جَعَلَ ذُرِّیَّهَ کُلِّ نَبِیٍّ فی صُلبِهِ ، وإنَّ اللّهَ تَعالی جَعَلَ ذُرِّیَّتی فی صُلبِ عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ . (1)

کتاب من لا یحضره الفقیه بإسناده عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله لِعَلِیٍّ علیه السلام : یا عَلِیُّ ، ما بَعَثَ اللّهُ عز و جل نَبِیّا إلّا وجَعَلَ ذُرِّیَّتَهُ مِن صُلبِهِ (2) ، وجَعَلَ ذُرِّیَّتی مِن صُلبِکَ ، ولَولاکَ ما کانَت لی ذُرِّیَّهٌ . (3)

.

1- .المعجم الکبیر : ج 3 ص 44 ح 2630 ، الفردوس : ج 1 ص 172 ح 643 ، المناقب لابن المغازلی : ص 49 ح 72 ، المناقب للخوارزمی : ص 328 ح 339 عن ابن عبّاس ، کنز العمّال : ج 11 ص 600 ح 32892 ؛ الفضائل : ص 130 عن الإمام الباقر عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، المناقب لابن شهر آشوب : ج 3 ص 387 و فیه «من صلبی ومن صلب علیّ بن أبی طالب» بدل «فی صلب علیّ بن أبی طالب» ، کشف الغمّه : ج 1 ص 53 ، بحار الأنوار : ج 23 ص 144 ح 98 .
2- .الصُّلب : الظهرُ (لسان العرب : ج 1 ص 527 «صلب») .
3- .کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 4 ص 365 ح 5762 عن حمّاد بن عمرو وأنس بن محمّد عن أبیه عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، مکارم الأخلاق : ج 2 ص 329 ح 2656 عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، تفسیر القمّی : ج 2 ص 338 عن أبی برده الأسلمی ، الأمالی للصدوق : ص 450 ح 609 ، بشاره المصطفی : ص 58 کلاهما عن عبداللّه بن عبّاس والثلاثه الأخیره نحوه ، بحارالأنوار : ج 43 ص 101 ح 11 .



ر . ک : ص 419 (فصل یکم : همراهی با پیامبر صلی الله علیه و آله در مباهله) . و ج 2 ص 9 (احتجاج در برابر حَجّاج) .

2 / 21پیامبر صلی الله علیه و آله ، آن دو را پسران خود نامید

الف ذریّه من ، در پشت علی هستند

المعجم الکبیر به نقل از جابر ، از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : خدای عز و جل ، ذریّه هر پیامبر را در پشتش قرار داد و [لیکن ]خدای متعال ، ذریّه مرا در پشت علی بن ابی طالب ، قرار داده است . (1)

کتاب من لا یحضره الفقیه به سندش ، از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : ای علی! خداوند ، پیامبری را برنینگیخت ، جز آن که ذریّه اش را از پشتش قرار داد و ذریّه مرا از پُشت تو قرار داد و اگر تو نبودی ، من ذریّه ای نداشتم» .



1- .در المناقب ابن شهرآشوب ، چنین آمده است : «و از پشت من و پشت علی بن ابی طالب» .



تاریخ بغداد عن عبداللّه بن عبّاس :کُنتُ أنَا وأبِیَ العَبّاسُ بنُ عَبدِ المُطَّلِبِ جالِسَینِ عِندَ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، إذ دَخَلَ عَلِیُّ بنُ أبی طالِبٍ ، فَسَلَّمَ ، فَرَدَّ عَلَیهِ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، وبَشَّ بِهِ ، وقامَ إلَیهِ وَاعتَنَقَهُ ، وقَبَّلَ بَینَ عَینَیهِ ، وأجلَسَهُ عَن یَمینِهِ . فَقالَ العَبّاسُ : یا رَسولَ اللّهِ أتُحِبُّ هذا؟ فَقالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله : یا عَمَّ رَسولِ اللّهِ ، وَاللّهِ ، لَلّهُ أشَدُّ حُبّا لَهُ مِنّی ، إنَّ اللّهَ جَعَلَ ذُرِّیَّهَ کُلِّ نَبِیٍّ فی صُلبِهِ ، وجَعَلَ ذُرِّیَّتی فی صُلبِ هذا . (1)

ب أنَا أبو وُلدِ فاطِمَهَالمعجم الکبیر عن عمر بن الخطّاب عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :کُلُّ بَنی اُنثی فَإِنَّ عَصَبَتَهُم (2) لِأَبیهِم ، ما خَلا وُلدَ فاطِمَهَ ، فَإِنّی أنَا عَصَبَتُهُم ، وأنَا أبوهُم . (3)

المستدرک علی الصحیحین عن یحیی بن العلاء عن جعفر بن محمّد عن أبیه علیهما السلام عن جابر عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :لِکُلِّ بَنی اُمٍّ عَصَبَهٌ یَنتَمونَ إلَیهِم ، إلَا ابنَی فاطِمَهَ ، فَأَنَا وَلِیُّهُما وعَصَبَتُهُما . (4)



1- .تاریخ بغداد : ج 1 ص 316 ، تاریخ دمشق : ج 42 ص 259 ح 8789 ، ذخائر العقبی : ص 124 ؛ کشف الغمّه : ج 1 ص 94 ، بحارالأنوار : ج 38 ص 307 ح 9 .
2- .عَصَبَهُ الرجل : بنوه وقرابته لأبیه (الصحاح : ج 1 ص 182 «عصب») .
3- .المعجم الکبیر : ج 3 ص 44 ح 2631 ، ذخائر العقبی : ص 211 وفیه «ولد أب» بدل «بنی اُنثی» ، کنزالعمّال : ج 12 ص 116 ح 34267 ؛ کنزالفوائد : ج 1 ص 357 ، الطرائف : ص 76 ح 99 نحوه ، بحارالأنوار : ج 42 ص 97 ح 29 .
4- .المستدرک علی الصحیحین : ج 3 ص 179 ح 4770 ، المعجم الکبیر : ج 3 ص 44 ح 2632 ، تاریخ بغداد : ج 11 ص 285 ح 6054 ، تاریخ دمشق : ج 70 ص 14 ح 13764 کلّها عن فاطمه بنت الحسین عن فاطمه علیهماالسلام عنه صلی الله علیه و آله وفیها «وُلد» بدل «ابنَی» ، کنزالعمّال : ج 12 ص 114 ح 34254 .



تاریخ بغداد به نقل از عبد اللّه بن عبّاس : من و پدرم عبّاس بن عبد المطّلب ، نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نشسته بودیم که علی بن ابی طالب علیه السلام در آمد و سلام داد . پیامبر صلی الله علیه و آله پاسخ سلامش را داد و با او خوش رویی کرد و جلویش برخاست و دست در گردنش انداخت و میان دو چشمش را بوسید و او را در سمت راست خود نشاند . عبّاس گفت : ای پیامبر خدا! آیا این مرد را دوست داری؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «ای عموی پیامبر خدا! به خدا سوگند ، خدا او را بیشتر از من دوست دارد . خداوند ، ذریّه هر پیامبر را در پشتش قرار می دهد و ذریّه مرا در پشت این ، قرار داده است» .

ب من ، پدر فرزندان فاطمه ام

المعجم الکبیر به نقل از عمر بن خطّاب ، از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : عَصَبه (تَبار) (1) فرزندان هر زنی ، خویشاوندان پدری اویند ، جز فرزندان فاطمه که من ، عَصَبه و پدر آنان هستم .

المستدرک علی الصحیحین به نقل از یحیی بن علاء ، از امام صادق ، از پدرش امام باقر علیهماالسلام ، از جابر ، از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : پسران هر مادری را عَصَبه ای است که به آنها می رسند ، مگر دو پسر فاطمه که من ، ولیّ و عَصَبه آنان هستم .



1- .عَصَبه ، همان خویشاوندان پدری هستند که نزد عرب ، خویشاوندان اصلی فرزند به شمار می روند .



مسند أبی یعلی عن فاطمه بنت حسین علیه السلام عن فاطمه علیهاالسلام عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :لِکُلِّ بَنی آدَمَ عَصَبَهٌ یَنتَمونَ إلَیهِ ، إلّا وُلدَ فاطِمَهَ ، فَأَنَا وَلِیُّهُم ، وأنَا عَصَبَتُهُم . (1)

ج اِبنایَ وَابنَا ابنَتیسنن الترمذی عن اُسامه بن زید :طَرَقتُ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله ذاتَ لَیلَهٍ فی بَعضِ الحاجَهِ ، فَخَرَجَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله وهُوَ مُشتَمِلٌ عَلی شَیءٍ لا أدری ما هُوَ ، فَلَمّا فَرَغتُ مِن حاجَتی ، قُلتُ : ما هذَا الَّذی أنتَ مُشتَمِلٌ عَلَیهِ؟ فَکَشَفَهُ فَإِذا حَسَنٌ وحُسَینٌ علیهماالسلامعَلی وَرِکَیهِ . فَقالَ : هذانِ ابنایَ وَابنَا ابنَتی ، اللّهُمَّ إنّی اُحِبُّهُما ، فَأَحِبَّهُما وأحِبَّ مَن یُحِبُّهُما . (2)

السنن الکبری للنسائی عن اُسامه بن زید :طَرَقتُ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله لَیلَهً لِبَعضِ الحاجَهِ ، فَخَرَجَ وهُوَ مُشتَمِلٌ عَلی شَیءٍ لا أدری ما هُوَ ، فَلَمّا فَرَغتُ مِن حاجَتی ، قُلتُ : ما هذَا الَّذی أنتَ مُشتَمِلٌ عَلَیهِ؟ فَکَشَفَهُ ، فَإِذَا الحَسَنُ وَالحُسَینُ علیهماالسلامعَلی وَرِکَیهِ . فَقالَ : هذانِ أبنائی وأبناءُ (3) ابنَتی ، اللّهُمَّ إنَّکَ تَعلَمُ أنّی اُحِبُّهُما ، فَأَحِبَّهُما ، اللّهُمَّ إنَّکَ تَعلَمُ أنّی اُحِبُّهُما ، فَأَحِبَّهُما . (4)



1- .مسند أبی یعلی : ج 6 ص 162 ح 6709 ، المعجم الکبیر : ج 22 ص 423 ح 1042 وفیه «اُنثی» بدل «آدم» ، تاریخ دمشق : ج 36 ص 313 ح 7351 عن جابر بن عبداللّه وفیه «أب» بدل «آدم» ، الفردوس : ج 3 ص 264 ح 4787 عن فاطمه علیهاالسلامعنه صلی الله علیه و آله وفیهما «أبوهم» بدل «ولیّهم» ، کنزالعمّال : ج 12 ص 98 ح 34168 ؛ بشاره المصطفی : ص 40 عن جابر بن عبداللّه وفیه « نبیّ » بدل « بنی آدم » ، بحارالأنوار : ج 37 ص 70 وراجع : دلائل الإمامه : ص 76 ح 16 .
2- .سنن الترمذی : ج 5 ص 656 ح 3769 ، اُسد الغابه : ج 2 ص 16 ح 1165 ، ذخائر العقبی : ص 211 ، المعجم الصغیر : ج 1 ص 199 نحوه ، کنزالعمّال : ج 13 ص 671 ح 37711 ؛ العمده : ص 406 ح 840 ، شرح الأخبار : ج 3 ص 106 ح 1042 ، المناقب لابن شهر آشوب : ج 3 ص 382 ، کشف الغمّه : ج 2 ص 147 ، بحارالأنوار : ج 43 ص 280 ح 48 .
3- .کذا فی المصدر والظاهر أنّه تصحیف ، وفی جمیع المصادر الاُخری : «هذان ابنای وابنا ابنتی» ، وهو الصواب .
4- .السنن الکبری للنسائی : ج 5 ص 149 ح 8524 ، صحیح ابن حبّان : ج 15 ص 423 ح 6967 ، خصائص أمیرالمؤمنین للنسائی : ص 254 ح 139 ، المصنّف لابن أبی شیبه : ج 7 ص 512 ح 8 ، تهذیب الکمال : ج 6 ص 55 ، تاریخ دمشق : ج 13 ص 25 ح 3032 و ج 14 ص 155 ح 3477 .



مسند ابی یعلی به نقل از فاطمه دختر امام حسین علیه السلام ، از فاطمه علیهاالسلام ، از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : هر بنی آدمی را عَصَبه ای است که به او می انجامند، مگر فرزندان فاطمه که من ، ولی و عَصَبه آنانم .

ج دو پسرم و دو پسر دخترم

سنن الترمذی به نقل از اُسامه بن زید : شبی برای کاری به در خانه پیامبر صلی الله علیه و آله رفتم . پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون آمد ، در حالی که چیزی را پوشانده بود ؛ ولی نفهمیدم که چیست ؟ هنگامی که کارم تمام شد ، گفتم : این چیست که همراه شماست؟ پیامبر صلی الله علیه و آله آن را گشود . دیدم حسن و حسین علیهماالسلام بر روی پاهای ایشان قرار دارند . سپس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «این دو ، پسران من و پسران فاطمه هستند . خدایا! من ، این دو را دوست دارم . تو نیز این دو را دوست داشته باش و دوستدار این دو را نیز دوست بدار» .

السنن الکبری ، نسایی به نقل از اُسامه بن زید : شبی برای کاری به در خانه پیامبر صلی الله علیه و آله رفتم . پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون آمد ، در حالی که چیزی را پوشانده بود ؛ ولی نفهمیدم چیست ؟ هنگامی که کارم تمام شد ، گفتم : این چیست که همراه شماست؟ پیامبر صلی الله علیه و آله آن را گشود . دیدم حسن و حسین علیهماالسلام بر روی پاهای ایشان قرار دارند . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «این دو ، پسران من و پسران فاطمه هستند . خدایا! تو می دانی که من این دو را دوست دارم . پس تو نیز این دو را دوست بدار . خدایا! تو می دانی که من این دو را دوست دارم . پس تو نیز این دو را دوست بدار» .



الأمالی للمفید عن جابر بن عبداللّه الأنصاری :خَرَجَ عَلَینا رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله آخِذا بِیَدِ الحَسَنِ وَالحُسَینِ علیهماالسلام ، فَقالَ : إنَّ ابنَیَّ هذَینِ رَبَّیتُهُما صَغیرَینِ ، ودَعَوتُ لَهُما کَبیرَینِ ، وسَأَلتُ اللّهَ تَعالی لَهُما ثَلاثا ، فَأَعطانِی اثنَتَینِ ومَنَعَنی واحِدَهً . سَأَلتُ اللّهَ لَهُما أن یَجعَلَهُما طاهِرَینِ مُطَهَّرَینِ زَکِیَّینِ ، فَأَجابَنی إلی ذلِکَ ، وسَأَلتُ اللّهَ أن یَقِیَهُما وذُرِّیَّتَهُما وشیعَتَهُمَا النّارَ ، فَأَعطانی ذلِکَ ، وسَأَلتُ اللّهَ أن یَجمَعَ الاُمَّهَ عَلی مَحَبَّتِهِما . فَقالَ : یا مُحَمَّدُ ، إنّی قَضَیتُ قَضاءً ، وقَدَّرتُ قَدَرا ، وإنَّ طائِفَهً مِن اُمَّتِکَ سَتَفی لَکَ بِذِمَّتِکَ فِی الیَهودِ وَالنَّصاری وَالمَجوسِ ، وسَیُخفِرونَ (1) ذِمَّتَکَ فی وُلدِکَ ، وإنّی أوجَبتُ عَلی نَفسی لِمَن فَعَلَ ذلِکَ ألّا اُحِلَّهُ مَحَلَّ کَرامَتی ، ولا اُسکِنَهُ جَنَّتی ، ولا أنظُرَ إلَیهِ بِعَینِ رَحمَتی إلی یَومِ القِیامَهِ . (2)

د اِبنی وما وَلَدتُهُشرح الأخبار عن مخول بن إبراهیم بإسناده :إنَّ رَجُلاً جاءَ إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله ، فَأَصابَ الحُسَینَ علیه السلام فی حِجرِهِ وهُوَ صَغیرٌ ، فَقالَ الرَّجُلُ : اِبنُکَ یا رَسولَ اللّهِ؟ قالَ : اِبنی وما وَلَدتُهُ ، قالَ : أتُحِبُّهُ؟ قالَ : اللّهُ عز و جلأشَدُّ حُبّا مِنّی لَهُ . (3)



1- .أخفر الذمّه : لم یفِ بها (لسان العرب : ج 4 ص 254 «خفر») .
2- .الأمالی للمفید : ص 78 ح 3 ، بحارالأنوار : ج 43 ص 276 ح 47 .
3- .شرح الأخبار : ج 3 ص 104 ح 1037 ، المناقب للکوفی : ج 2 ص 232 ح 697 عن واصل الأسدی نحوه .



الأمالی ، مفید به نقل از جابر عبد اللّه انصاری : پیامبر صلی الله علیه و آله ، در حالی که دست حسن و حسین علیهماالسلام را گرفته بود ، بر ما در آمد و فرمود : «بی گمان ، این دو پسرم را از کودکی پرورش دادم و برای بزرگ سالی شان دعا کردم و از خدای متعال ، سه چیز برایشان خواستم و خداوند ، دو چیز را به من داد و یکی را نداد . از خداوند ، برایشان خواستم که آن دو را پاک و پاکیزه و پاک شده قرار دهد ، و خدا اجابتم کرد . و از خداوند خواستم که آن دو و نیز ذریّه و پیروانشان را از آتش دوزخ نگاه دارد ، و خدا این را به من داد . و از خداوند ، خواستم که امّت را بر محبّت آنان گرد آورد ؛ امّا خداوند فرمود : ای محمّد ! من ، قضا و قدرم را جاری کرده ام . گروهی از امّتت به پیمان و تعهّد تو در برابر یهودیان و مسیحیان و مَجوس ، وفا می کنند ؛ امّا آن را در [ حقّ ]فرزندانت زیر پا می نهند و من بر خودم واجب کرده ام که هر کس چنین کند ، او را در جایگاه کرامتم جای ندهم و در بهشتم ننشانم و در روز قیامت با دیده رحمت به او ننگرم » .

د پسر من است ؛ ولی من به وجودش نیاورده ام

شرح الأخبار به نقل از مخول بن ابراهیم ، به سندش : مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و دید که حسینِ خردسال ، در دامان پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته است . مرد پرسید : ای پیامبر خدا ! پسر توست ؟ فرمود : «پسر من است ؛ ولی من به وجودش نیاورده ام» . مرد گفت : آیا دوستش داری ؟ فرمود : «خدای عز و جل او را بیشتر از من ، دوست دارد» .

.




ح أفضَلُ الأَسباطِکمال الدین عن سلمان الفارسی عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :حَسَنٌ وحُسَینٌ سِبطا اُمَّتی . (1)

سیر أعلام النبلاء عن یعلی العامری عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :حُسَینٌ سِبطٌ مِنَ الأَسباطِ ، مَن أحَبَّنی فَلیُحِبَّ حُسَینا . (2)

الأمالی للطوسی عن جابر عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ تَعالی لَمّا أحَبَّ أن یَخلُقَنی ، خَلَقَنی نُطفَهً بَیضاءَ طَیِّبَهً ، فَأَودَعَها صُلبَ أبی آدَمَ علیه السلام ، فَلَم یَزَل یَنقُلُها مِن صُلبٍ طاهِرٍ إلی رَحِمٍ طاهِرٍ ، إلی نوحٍ وإبراهیمَ علیهماالسلام ، ثُمَّ کَذلِکَ إلی عَبدِ المُطَّلِبِ ، فَلَم یُصِبنی مِن دَنَسِ الجاهِلِیَّهِ . ثُمَّ افتَرَقَت تِلکَ النُّطفَهُ شَطرَینِ : إلی عَبدِ اللّهِ وأبی طالِبٍ ، فَوَلَدَنی أبی ، فَخَتَمَ اللّهُ بِیَ النُّبُوَّهَ ، ووُلِدَ عَلِیٌّ ، فَخُتِمَت بِهِ الوَصِیَّهُ (3) ، ثُمَّ اجتَمَعَتِ النُّطفَتانِ مِنّی ومِن عَلِیٍّ ، فَوَلَدنَا الجُهرَ وَالجَهیرَ (4) الحَسَنَینِ ، فَخَتَمَ اللّهُ بِهِما أسباطَ النُّبُوَّهِ ، وجَعَلَ ذُرِّیَّتی مِنهُما ، وَالَّذی یَفتَحُ مَدینَهَ أو قالَ : مَدائِنَ الکُفرِ ، فَمِن ذُرِّیَّهِ هذا وأشارَ إلَی الحُسَینِ علیه السلام رَجُلٌ یَخرُجُ فی آخِرِ الزَّمانِ ، یَملَأُ الأَرضَ عَدلاً کمَا مُلِئَت ظُلما وجَورا ، فَهُما طاهِرانِ مُطَهَّرانِ ، وهُما سَیِّدا شَبابِ أهلِ الجَنَّهِ ، طوبی لِمَن أحَبَّهُما وأباهما واُمَّهُما ، ووَیلٌ لِمَن حارَبَهُم وأبغَضَهُم . (5)

.

1- .کمال الدین : ص 264 ح 10 ، الأمالی للصدوق : ص 285 ح 316 و ص 772 ح 1048 ، بشاره المصطفی : ص 210 کلّها عن الحکم بن الصلت عن الإمام الباقر عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، کامل الزیارات : ص 116 ح 125 عن زید مولی ابن هبیره عن الإمام الباقر علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، بصائر الدرجات : ص 53 ح 2 عن الحکم بن الصلت عن الإمام الباقر علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله وفیها «سبطا اُمّتی الحسن والحسین علیهماالسلام» ، بحارالأنوار : ج 36 ص 229 ح 7 .
2- .سیر أعلام النبلاء : ج 3 ص 283 ، تاریخ دمشق : ج 14 ص 149 ح 3462 .
3- .المراد هو الوصایه بلا واسطه ، فعندما تختم النبوّه فإن الوصایه المباشره للنبی تختتم أیضا بأمیرالمؤمنین . وأمّا الأئمّه الآخرون فهم بالنسبه إلی النبیّ أوصیاء الوصی وأصحاب الوصایه بالواسطه .
4- .جَهِرٌ وجَهیر : ذو منظر . والجُهر بالضمّ : هیئه الرجل وحسن منظره . والجَهیر : الجمیل . والخلیق للمعروف (القاموس المحیط : ج 1 ص 395 «جهر») . وقال المجلسی رحمه الله : کأنّهما من ألقابهما أو أسمائهما فی الکتب السالفه (بحارالأنوار : ج 22 ص 112) .
5- .الأمالی للطوسی : ص 500 ح 1095 ، تأویل الآیات الظاهره : ج 1 ص 380 ح 16 ، الصراط المستقیم : ج 2 ص 35 کلاهما نحوه ، بحارالأنوار : ج 37 ص 45 ح 22 .



ح برترین سِبط

کمال الدین به نقل از سلمان فارسی ، از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : حسن و حسین علیهماالسلام ، دو سِبط امّت من هستند .

سیر أعلام النبلاء به نقل از یعلی عامری ، از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : حسین ، سِبطی از سِبط هاست . هر کس مرا دوست دارد ، باید حسین را دوست داشته باشد .

الأمالی ، طوسی به نقل از جابر : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «خدای متعال ، هنگامی که خواست مرا بیافریند ، مرا نطفه ای سفید و پاک آفرید و آن را در پشت پدرم آدم علیه السلام قرار داد و پیوسته ، آن را از پشتی پاک به رحِمی پاکیزه منتقل کرد تا به نوح و ابراهیم و نیز عبد المطّلب رسید . از این رو ، از آلودگی جاهلیت ، هیچ به من نرسید . سپس آن نطفه ، دو پاره شد و [از عبد المطّلب] به عبد اللّه و ابو طالب رسید و من از [عبد اللّه ] پدرم به دنیا آمدم و خدا نبوّت را به من ختم کرد و علی [از ابو طالب ]متولّد شد و وصایت به او ختم شد . (1) سپس دو نطفه از من و علی به هم آمدند و دو نیکوروی ، حسن و حسین ، از ما متولّد شدند و خداوند با آن دو ، دامنه نبوّت را به پایان رساند و ذریّه ام را از آنها قرار داد و آن که شهر یا شهرهای کفر را فتح می کند ، از نسل این است» . سپس به امام حسین علیه السلام اشاره کرد [و افزود :] «در آخرزمان ، مردی خروج می کند و زمین را از عدل ، آکنده می سازد ، همان گونه که از بیداد و ستم ، پُر شده است . آن دو ، پاک و مطهّرند و سَروران جوانان بهشتی اند . خوشا به حال کسی که این دو و پدر و مادرشان را دوست دارد ، و وای بر ستیزه جوی و دشمن با آنان!» .


1- .مراد ، وصایت بلا واسطه است که چون نبوّتْ ختم می گردد ، وصایت بلا واسطه پیامبر صلی الله علیه و آله نیز با امیر مؤمنان علیه السلام به پایان می رسد ؛ امّا دیگر امامان ، وصیّ وصی و صاحب وصایت با واسطه نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله هستند .



شرح الأخبار عن جعفر بن محمّد [الصادق] علیه السلام :أنَّ رَجُلاً سَأَلَهُ ، فَقالَ : یَابنَ رَسولِ اللّهِ ، سَمِعتُ الیَومَ حَدیثا سَنَّ بی وأعجَبَنی ، وأرَدتُ أن أسمَعَهُ مِنکَ ، فَقالَ : وما هُوَ؟ قالَ : سَمِعتُ عَن بَعضِ أصحابِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، أنَّهُ سَمِعَهُ یَقولُ : أنَا أفضَلُ النَّبِیّینَ ، وعَلِیٌّ أفضَلُ الوَصِیّینَ ، وَالحَسَنُ وَالحُسَینُ أفضَلُ الأَسباطِ . قالَ : نَعَم ، قَد سَمِعوا ذلِکَ مِنهُ . (1)



1- .شرح الأخبار : ج 3 ص 101 ح 1033 وراجع : کفایه الأثر : ص 80 .



شرح الأخبار :مردی از امام صادق علیه السلام پرسید : امروز ، حدیثی را شنیدم که برایم تازه و شگفت بود و دوست داشتم که آن را از شما نیز بشنوم . امام علیه السلام فرمود : «آن چیست؟» . مرد گفت : از یکی از یاران پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که او شنیده بود پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می فرماید : «من ، برترینِ پیامبرانم و علی ، برترینِ اوصیاست و حسن و حسین ، برترینِ سِبط ها هستند» . امام علیه السلام فرمود : «آری . این را از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیده اند» .