گروه نرم افزاری آسمان






پژوهشی در معنای واژه «سِبْط»


اشاره

پژوهشی در معنای واژه «سِبْط»(1)واژه «سِبط» در لغت ، به معنای تیره و طایفه و جماعت فرزندزادگان است (2) که در دوره اسلامی ، به صورت حقیقت شرعی در معنای «نقیب» و «امام» نیز به کار می رود . بخشی از متون دینی به کار برنده این واژه برای امام حسن و امام حسین علیهماالسلام ، ناظر به همین معنا هستند . از همین ره گذر ، پس از صدر اوّل اسلام، کاربرد سِبط به معنای «پسرِ دختر» نیز رواج یافت. معنای اصلی و ریشه ای این واژه، امتداد چیزی است. (3)

توضیحواژه «سِبط» ، به معنای نسل و فرزندزادگان (خواه دختری یا پسری) است ، همان طور که به جماعت و طایفه ای از عرب ، «قبیله» گفته می شود، به جماعت و طایفه ای از بنی اسرائیل نیز «سِبط» می گفتند . (4) بنا بر این ، «سِبْط» در اصل ، اسم جمع است به



1- .این پژوهش ، توسّط فاضل گران مایه جناب آقای محمّد احسانی فر انجام شده است .
2- .ر. ک : لسان العرب : ج 7 ص 310 ، تهذیب اللّغه : ج2 ص1615.
3- .ابن فارس: «السّین و الباء و الطاء ، أصل یدلّ علی إمتداد شی ء و کأنّه مقارب لباب الباء و السّین و الطاء؛ یقال: أسبط الرجلُ إسباطا، إذا امتدّ و انبسط بعد ما یُضرَب» (معجم مقاییس اللّغه : ج 3 ص 128) ؛ راغب اصفهانی: «أصل السبط، إنبساط فی سهوله» (مفردات ألفاظ القرآن : ص 394).
4- .علاوه بر تصریح لغویان، طَبرِسی در تفسیر: «شُعُوبًا وَ قَبَآئِلَ ... » (حجرات : آیه 13) می گوید : «مقصود از شُعوب ، مردمان عجم و مقصود از قبائل ، گروه های عرب و مقصود از اَسباط ، شاخه های بنی اسرائیل است و این ، از امام صادق علیه السلام روایت شده است» (مجمع البیان : ج 9 ص 207 ، بحار الأنوار: ج48 ص304).



معنای تیره ، طایفه و قبیله ای از بنی اسرائیل. معمولاً سِبط و قبیله را به نام فرزند یا نواده دارای برجستگی ویژه ای ، موسوم می ساخته اند . با توجّه به معنای ریشه ای کلمه، وجه این تسمیه ، آن است که تیره و فرزندزادگان ، مایه امتداد وجودی آن شخص است.

وجه اطلاق «سِبط» بر امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام

اشاره نمودیم که علاوه بر معنای لغویِ یاد شده، سِبط در متون اسلامی ، در مواردی به کار رفته که خود ، دارای ضمایم و ویژگی هایی بوده اند . از ره گذر این کاربردها، توسّعاتی در معانی کاربردی این واژه پدیدار شد، از جمله: 1 . روشن شد که «سِبْط» در اصل ، اسم جمع است و حتّی در احادیثی چون: «اللّهمّ هذانِ وَلَدایَ و سِبْطایَ» ، (1) واژه «سِبط» به معنای «طایفه» (2) است ؛ یعنی : «این دو، دو فرزند من و دو طایفه اند که خداوند ، نسل من را با آنان تداوم می بخشد» ؛ لیکن پس از شیوع آن دسته از احادیث نبوی صلی الله علیه و آله که در آنها توسّعا و به اعتبار تبار و نسل امام حسن و امام حسین علیهماالسلام ، بر آن دو ، «سِبط» اطلاق شده بود ، رفته رفته، سِبْط به معنای «پسر دختر» یا «نوه دختری» نیز به کار رفت و به حقیقت ثانوی در این معنا ، بَدَل گردید . 2 . علاوه بر این ، «سِبط» در عرف مسلمانان ، حقیقت شرعی گردید . خاستگاه این اصطلاح ، کاربرد «سِبط» در قرآن و احادیث به معنای امام و نقیب است. طبق مفاد آیه 159 و 160 از سوره اعراف ، (3) «قوم موسی» به دوازده سِبط ، منشعب می شدند (این سبط به



1- .التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری علیه السلام : ص 658، بحار الأنوار: ج37 ص48 ح27.
2- .ازهری می گوید : «الحسن و الحسین سبطا النبیّ صلی الله علیه و آله ، أی هما طائفتان منه، قطعتان منه ؛ حسن و حسین ، دو سبط پیامبرند» ؛ یعنی آن دو ، دو طایفه او و پاره تن اویند (تهذیب اللغه : ج2 ص 1615) .
3- .«وَمِن قَوْمِ مُوسَی أُمَّهٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ یَعْدِلُونَ وَقَطَّعْنَهُمُ اثْنَتَیْ عَشْرَهَ أَسْبَاطًا أُمَمًا وَأَوْحَیْنَآ إِلَی مُوسَی إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِب بِّعَصَاکَ الْحَجَرَ فَانبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَهَ عَیْنًا قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ وَظَلَّلْنَا عَلَیْهِمُ الْغَمَمَ وَأَنزَلْنَا عَلَیْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَی کُلُواْ مِن طَیِّبَتِ مَارَزَقْنَکُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَکِن کَانُواْ أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ ؛ و از قوم موسی ، امّتی هستند که به سوی حق ، دعوت می کنند و به حق ، داوری می نمایند . و آنها را به دوازده عشیره که هر یک امّتی بودند ، تقسیم کردیم و به موسی وقتی که قومش از او آب خواستند ، وحی کردیم که : «با عصایت ، بر آن تخته سنگ بزن» . پس ، از آن ، دوازده چشمه جوشید . هر گروه ، آبشخورِ خود را شناخت و ابر را بر فراز آنان ، سایبان کردیم ، و گزانگبین و بِلدرچین ، برایشان فرو فرستادیم و از چیزهای پاکیزه ، روزی شان کردیم که بخورید ، و بر ما ستم نکردند ؛ لیکن بر خودشان ستم می کردند» .



همان معنای لغوی است) . در این آیه ، از «اَسباط» به «اُمَم» نیز تعبیر شده است . برای هر قومی ، امامی بوده که برخی آیات و احادیث ، از آنان ، گاه به «اَسباط» ، (1) گاه به «ائمّه» (2) و گاه به «نقیب» (3) و «نُقَباء» تعبیر کرده اند . البتّه این نقیبان ، تماما از تیره و تبار انبیا علیهم السلام بوده اند . در این دسته از آیات و احادیث، مراد از «سِبط» و «اَسباط» ، کسانی هستند که علاوه بر این که از نسل پیامبران الهی اند ، خود از امامان و نقیبانی هستند که برای کار پیشوایی خلق ، برگزیده شده اند و به نوعی با مبدأ وحی ، پیوند دارند. به این نمونه ها توجّه کنید : «وَمَآ أُنزِلَ عَلَیْنَا وَمَآ أُنزِلَ عَلَی إِبْرَ هِیمَ وَإِسْمَعِیلَ وَإِسْحَقَ وَیَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَآ أُوتِیَ مُوسَی... . (4) آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اَسباط نازل شده و آنچه به موسی داده شد» .



1- .ر . ک : بقره : آیه 136، آل عمران : آیه 84 ، نساء : آیه 163.
2- .«وَ جَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُواْ وَ کَانُواْ بِئایَتِنَا یُوقِنُونَ ؛ از آنان ، امامانی قرار دادیم که به امر ما راه نمایی می کنند ، هنگامی که شکیبایی کردند و به آیات ما یقین آوردند» (سجده : آیه 24)، نیز ر . ک : (انبیا : آیه 72 73).
3- .«وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیبًا ؛ و از آنها ، دوازده نقیب برانگیختیم» (مائده : آیه 12).
4- .آل عمران : آیه 84 . نیز ، ر . ک : بقره : آیه 136، نساء : آیه 163.



حُسَینٌ سِبطٌ مِنَ الأَسباطِ . (1) حسین ، سِبطی از اسباط است الحَسَنُ وَالحُسَینُ سِبطانِ مِنَ الأَسباطِ . (2) حسن و حسین ، دو سِبط از اَسباط اند . ... قیلَ : یا رَسولَ اللّهِ فَکَمِ الأَئِمَّهُ بَعدَکَ ؟ فَقالَ : عَدَدُ الأَسباطِ . (3) گفته شد : ای پیامبر خدا! امامان پس از تو ، چند نفرند؟ فرمود : «به تعداد اَسباط» . أنا خَیرُ النَّبِیّینَ ، ووَصِیّی خَیرُ الوَصِیّین، وإنَّ سِبَطَیَّ خَیرُ الأَسباطِ ... الحَسَنُ وَالحُسَینُ سِبطا هذِهِ الاُمَّهِ ، وإنَّ الأَسباطَ کانوا مِن وُلدِ یَعقوبَ ، وکانُوا اثنَی عَشَرَ رَجُلاً، وإنَّ الأَئِمَّهَ بَعدِی اثنا عَشَرَ مِن أهلِ بَیتی . (4) من ، بهترینِ پیامبرانم ، و وصیّ من ، بهترین وصیّ است ، و سِبط من ، بهترین اَسباط است . ... حسن و حسین ، دو سِبط این امّت هستند ، و اَسباط ، از فرزندان یعقوب ، دوازده مرد بودند ، و امامان پس از من ، دوازده تن از خاندانم هستند . إنَّ الأَئِمَّهَ بَعدَ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله اثنا عَشَرَ عَدَدَ الأَسباطِ . (5) امامان پس از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، دوازده نفر به تعداد اَسباط هستند .



1- .ر . ک : ص 451 ح 313 ، و ص 179 (بخش یکم / فصل دوم : نام گذاری) و ج 2 ص 215 (بخش سوم / فصل دوم / اوصیا از نسل اویند) .
2- .ر . ک : ص 453 ح 314.
3- .کفایه الأثر: ص 86 و114، بحار الأنوار : ج 36 ص 314 ح 159.
4- .کفایه الأثر: ص 80، بحار الأنوار : ج 36 ص 312 ح 157 ور . ک : کفایه الأثر: ص 25 و27 و35 و38 .
5- .کفایه الأثر: ص 237، بحار الأنوار : ج 36 ص 388 ح 2 وفیه «إماماً» بعد «عشر» و ر . ک: الأمالی ، صدوق : ص 691 ح 947 وبشاره المصطفی : ص 139 وبحار الأنوار : ج 37 ص 48 ح 27 و ج 40 ص 77 .



2 / 1 3سَمّاهُما عَلِیٌّ علیه السلام ابنَی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آلهالأمالی للصدوق عن ابن عبّاس فی ذِکرِ مَرَضِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله الَّذی تُوُفِّیَ فیهِ : خَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله وصَلّی بِالنّاسِ ، وخَفَّفَ الصَّلاهَ . ثُمَّ قالَ : اُدعوا لی عَلِیَّ بنَ أبی طالِبٍ واُسامَهَ بنَ زَیدٍ ، فَجاءا ، فَوَضَعَ صلی الله علیه و آله یَدَهُ عَلی عاتِقِ (1) عَلِیٍّ علیه السلام ، وَالاُخری عَلی اُسامَهَ ، ثُمَّ قالَ : اِنطَلِقا بی إلی فاطِمَهَ ، فَجاءا بِهِ ، حَتّی وَضَعَ رَأسَهُ فی حِجرِها ، فَإِذَا الحَسَنُ وَالحُسَینُ علیهماالسلامیَبکِیانِ ویَصطَرِخانِ ، وهُما یَقولانِ : أنفُسُنا لِنَفسِکَ الفِداءُ ، ووُجوهُنا لِوَجهِکَ الوِقاءُ . فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله : مَن هذانِ یا عَلِیُّ؟ قالَ : هذانِ ابناکَ الحَسَنُ وَالحُسَینُ . فَعانَقَهُما وقَبَّلَهُما . (2)

نهج البلاغه عن الإمام علیّ علیه السلام مِن کَلامٍ لَهُ فی بَعضِ أیّامِ صِفّینَ وقَد رَأَی الحَسَنَ علیه السلام ابنَهُ یَتَسَرَّعُ إلَی الحَربِ : اِملِکوا عَنّی هذَا الغُلامَ لا یَهُدَّنی (3) ، فَإِنَّنی أنفَسُ (4) بِهذَینِ یَعنِی الحَسَنَ وَالحُسَینَ علیهماالسلام عَلَی المَوتِ ، لِئَلّا یَنقَطِعَ بِهِما نَسلُ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله . (5)



1- .العاتِقُ : ما بین المَنْکِب والعُنُق (لسان العرب : ج 10 ص 237 «عنق») .
2- .الأمالی للصدوق : ص 735 ح 1004 ، روضه الواعظین : ص 85 وفیه «یضطربان» بدل «یصطرخان» ، بحارالأنوار : ج 22 ص 509 ح 9 .
3- .هدّ البناء یَهُدُّه هدّا : کسره وضعضعه . وهدّته المصیبه ، أی أوهنت رکنه (الصحاح : ج 2 ص 555 «هدد») .
4- .نافست فی الشیء : إذا رغبت فیه ، ونَفِسْتُ به : أی بَخِلْتُ به (النهایه : ج 5 ص 95 «نفس») .
5- .نهج البلاغه : الخطبه 207 ، کشف الغمّه : ج 2 ص 237 ، عمده الطالب : ص 66 نحوه ، بحارالأنوار : ج 43 ص 234 .



2 / 31علی علیه السلام ، آن دو را پسران پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نامید

الأمالی ، صدوق به نقل از ابن عبّاس ، در یادکرد بیماری پیامبر خدا صلی الله علیه و آله که منجر به رحلت ایشان شد : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله [از خانه ]بیرون آمد و نمازی کوتاه با مردم خواند . سپس فرمود : «علی بن ابی طالب و اُسامه بن زید را برایم فرا بخوانید» . آن دو آمدند و پیامبر صلی الله علیه و آله یک دستش را بر میان گردن و شانه علی علیه السلام و دست دیگرش را بر اسامه نهاد و فرمود : «مرا نزد فاطمه ببرید» . آن دو ، پیامبر صلی الله علیه و آله را نزد فاطمه علیهاالسلام بردند تا آن که پیامبر صلی الله علیه و آله سرش را در دامان او نهاد [و شنید] حسن و حسین علیهماالسلام با گریه و ناله می گفتند : جانمان فدای جان تو ، و صورتمان سپر روی تو ! پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : «ای علی! اینان چه کسانی اند؟» . علی علیه السلام گفت : این دو ، پسرانت حسن و حسین هستند . پیامبر صلی الله علیه و آله دست در گردن آنها انداخت و هر دو را بوسید .

نهج البلاغه : امام علی علیه السلام در بخشی از سخنش در جنگ صِفّین ، هنگامی که پسرش حسن علیه السلام را دید که به سوی مبارزه می شتابد : این پسر را برایم نگاه دارید تا خانه خرابم نکند ، که به هیچ روی ، مرگ این دو (یعنی حسن و حسین علیهماالسلام) را نمی توانم ببینم تا نسل پیامبر صلی الله علیه و آله از طریق آنها دوام یابد.


2 / 1 4سَمّاهُمَا ابنُ عَبّاسٍ ابنَی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آلهالطبقات الکبری (الطبقه الخامسه من الصحابه) عن مدرک أبی زیاد :کُنّا فی حیطانِ (1) ابنِ عَبّاسٍ ، فَجاءَ ابنُ عَبّاسٍ وحَسَنٌ وحُسَینٌ علیهماالسلام ، فَطافوا فِی البُستانِ ... ثُمَّ قاموا ، فَتَوَضَّؤوا ، ثُمَّ قُدِّمَت دابَّهُ الحَسَنِ علیه السلام ، فَأَمسَکَ لَهُ ابنُ عَبّاسٍ بِالرِّکابِ وسَوّی عَلَیهِ . ثُمَّ جیءَ بِدابَّهِ الحُسَینِ علیه السلام ، فَأَمسَکَ لَهُ ابنُ عَبّاسٍ بِالرِّکابِ وسَوّی عَلَیهِ ، فَلَمّا مَضَیا قُلتُ : أنتَ أکبَرُ مِنهُما تُمسِکُ لَهُما وتُسَوّی عَلَیهِما؟! قالَ : یا لُکَعُ (2) ، أتَدری مَن هذانِ؟! هذانِ ابنا رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، أوَلَیسَ هذا مِمّا أنعَمَ اللّهُ عَلَیَّ بِهِ أن اُمسِکَ لَهُما واُسَوِّیَ عَلَیهِما؟! (3)

تاریخ دمشق عن مدرک بن عماره :رَأَیتُ ابنَ عَبّاسٍ آخِذا بِرِکابِ الحَسَنِ وَالحُسَینِ علیهماالسلام ، فَقیلَ لَهُ : أتَأخُذُ بِرِکابِهِما وأنتَ أسَنُّ مِنهُما؟ فَقالَ : إنَّ هذَینِ ابنا رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، أوَلَیسَ مِن سَعادَتی أن آخُذَ بِرِکابِهِما؟! (4)

2 / 1 5کانا یَقولانِ لِرَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله : یا أبَتِمعرفه علوم الحدیث عن عمر بن علیّ عن علیّ علیه السلام :ما سَمّانِیَ الحَسَنُ وَالحُسَینُ «یا أبَتِ» حَتّی تُوُفِّیَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، کانا یَقولانِ لِرَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله : یا أبَتِ ! یا أبَتِ ! وکانَ الحَسَنُ یَقولُ لی : یا أبا حَسَنٍ ! وکانَ الحُسَینُ یَقولُ لی : یا أبا حُسَینٍ ! (5)



1- .الحائط : الجدار ، وجمعه حیطان ، والبستان (القاموس المحیط : ج 2 ص 355 «حوط») .
2- .اللُّکَعُ عند العرب : العبد ، ثمّ استُعمل فی الحُمق والذمّ ، وأکثر ما یقع فی النداء (النهایه : ج 4 ص 268 «لکع») .
3- .الطبقات الکبری (الطبقه الخامسه من الصحابه) : ج 1 ص 397 الرقم 368 ، تاریخ دمشق : ج 13 ص 238 .
4- .تاریخ دمشق : ج 14 ص 179 ؛ المناقب لابن شهر آشوب : ج 3 ص 400 عن مدرک بن أبی زیاد نحوه ، بحارالأنوار : ج 43 ص 319 الرقم 2 وراجع : البدایه والنهایه : ج 8 ص 37 .
5- .معرفه علوم الحدیث : ص 50 ، المناقب للخوارزمی : ص 40 ح 8 .



2 / 41ابن عبّاس ، آن دو را پسران پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نامید

الطبقات الکبری (الطبقه الخامسه من الصحابه) به نقل از مدرک (ابو زیاد) : ما در بوستان ابن عبّاس بودیم که ابن عبّاس و حسن و حسین علیهماالسلام که در بوستان می گشتند ، آمدند . . . و سپس برخاستند و وضو گرفتند و مَرکب حسن علیه السلام را پیش آوردند و ابن عبّاس ، رکاب آن را نگاه داشت و حسن علیه السلام را بر آن ، سوار نمود . سپس مَرکب حسین علیه السلام را آوردند و ابن عبّاس ، رکاب آن را نگاه داشت و حسین علیه السلام را بر آن ، سوار نمود . چون رفتند ، به ابن عبّاس گفتم : تو با این که بزرگ تر از آنان هستی ، رکاب برایشان می گیری و سوارشان می کنی؟! ابن عبّاس گفت : ای کم خِرد ! می دانی این دو کیستند؟! این دو ، پسران پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هستند . آیا این از نعمت های خدادادی به من نیست که افتخار نگهداری رکاب و سوار کردنشان را به من عطا کرده است؟!

تاریخ دمشق به نقل از مدرک بن عماره : دیدم که ابن عبّاس ، رکاب حسن و حسین علیهماالسلام را نگاه داشته است . به او گفته شد : تو با آن که مسن تری ، رکاب آن دو را نگاه می داری؟! ابن عبّاس گفت : این دو ، پسران پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هستند . آیا این از خوش بختی من نیست که رکاب آن دو را نگاه دارم؟!

2 / 51به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می گفتند : پدر جان!

معرفه علوم الحدیث به نقل از عمر بن علی ، از امام علی علیه السلام : حسن و حسین ، مرا پدر صدا نزدند تا آن که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در گذشت . آنان به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، «پدر جان ! پدر جان!» می گفتند و حسن به من می گفت : «ای پدر حسن!» و حسین به من می گفت : «ای پدر حسین!» .




مقاتل الطالبیّین عن الإمام علیّ علیه السلام :کانَ الحَسَنُ فی حَیاهِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله یَدعونی أبَا الحُسَینِ ، وکانَ الحُسَینُ یَدعونی أبَا الحَسَنِ، ویَدعُوانِ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله أباهُما ، فَلَمّا تُوُفِّیَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله دَعَوانی بِأَبیهِما . (1)



1- .مقاتل الطالبیّین : ص 39 ؛ المناقب لابن شهر آشوب : ج 3 ص 113 ، کشف الغمّه : ج 1 ص 65 کلاهما نحوه ، بحارالأنوار : ج 35 ص 61 .



مقاتل الطالبیّین از امام علی علیه السلام: حسن ، در زمان زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله ، مرا «پدر حسین» صدا می زد و حسین ، مرا «پدر حسن» می خواند و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را «پدر» صدا می زدند و هنگامی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وفات کرد ، مرا پدر صدا زدند .

.