گروه نرم افزاری آسمان






4 / 6بیم از خدا


19.عنه صلی الله علیه و آله :المناقب ، ابن شهرآشوب :به حسین علیه السلام گفته شد : چه قدر بیم تو از پروردگارت زیاد است !

فرمود : «روز قیامت ، کسی ایمن نیست ، مگر آن که در دنیا از خدا ترسیده باشد» . .




راجع :ص 160 (الفصل الخامس : خصائصه فی العباده) .

4 / 7التَّواضُعُ20.عنه صلی الله علیه و آله :الزهد لابن حنبل عن مسعر :مَرَّ حُسَینُ بنُ عَلِیٍّ علیه السلام عَلی مَساکینَ ، فَجَلَسَ إلَیهِم، ثُمَّ قَال : «إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْتَکْبِرِینَ» (1) . (2)21.عنه صلی الله علیه و آله :تفسیر العیّاشی عن مسعده بن صدقه :مَرَّ الحُسَینُ بنُ عَلِیٍّ علیه السلام بِمَساکینَ قَد بَسَطوا کِساءً لَهُم فَأَلقَوا عَلَیهِ کِسَرا ، فَقالوا : هَلُمَّ یَابنَ رَسولِ اللّهِ ، فَثَنی وَرِکَهُ فَأَکَلَ مَعَهُم ، ثُمَّ تَلا : إنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ المُستَکبِرینَ . (3)

ثُمَّ قالَ : قَد أجَبتُکُم فَأَجیبونی ، قالوا : نَعَم یَابنَ رَسولِ اللّهِ ونُعمی عَینٍ (4) . فَقاموا مَعَهُ حَتّی أتَوا مَنزِلَهُ ، فَقالَ لِلرَّبابِ : أخرِجی ما کُنتِ تَدَّخِرینَ . (5)22.الکافی عن محمّد بن سنان عمّن حدثه :الطبقات الکبری (الطبقه الخامسه من الصحابه) عن أبی بکر بن محمّد بن عمرو بن حزم :مَرَّ الحُسَینُ علیه السلام بِمَساکینَ یَأکُلونَ فِی الصُّفَّهِ (6) ، فَقالوا : الغَداءَ ، فَنَزَلَ وقالَ : إنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ المُتَکَبِّرینَ ، فَتَغَدّی ، ثُمَّ قالَ لَهُم : قَد أجَبتُکُم فَأَجیبونی ، قالوا : نَعَم .

فَمَضی بِهِم إلی مَنزِلِهِ ، فَقالَ لِلرَّبابِ : أخرِجی ما کُنتِ تَدَّخِرینَ . (7) .

1- .النحل : 23.
2- .الزهد لابن حنبل : ص 213 ، بغیه الطلب فی تاریخ حلب : ج 6 ص 2590 ، الدرّ المنثور : ج 5 ص 120 نقلاً عن عبداللّه بن أحمد فی زوائد الزهد وعبد بن حمید وابن جریر وابن أبی حاتم وفیه «کان یجلس إلی المساکین ثمّ یقول : (إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْتَکْبِرِینَ)» .
3- .إشاره إلی الآیه 23 من سوره النحل .
4- .فی المصدر: «وتعمی عین»، والصواب ما أثبتناه. قال ابن منظور: نُعمَهُ العین: قُرَّتُها، والعرب تقول: نَعْمَ ونُعْمَ عَینٍ ونُعمَهَ عَینٍ ونُعمی عَینٍ . . . (لسان العرب : ج 12 ص 581 «نعم»).
5- .تفسیر العیّاشی : ج 2 ص 257 ح 15 ، بحار الأنوار : ج 44 ص 189 ح 1 ؛ التواضع والخمول لابن أبی الدنیا : ص 142 ح 110 عن مسعر ، تفسیر القرطبی : ج 10 ص 95 وفیه «فأطعمهم وسقاهم وأعطاهم وانصرفوا» بدل «فقال للرباب . . . إلخ» وکلّها نحوه .
6- .أهل الصفّه : هم فقراء المهاجرین ومن لم یکن له منهم منزل یسکنه ، فکانوا یأوون إلی موضع مظلّل فی مسجد المدینه یسکنونه (النهایه : ج 3 ص 37 «صفف») .
7- .الطبقات الکبری (الطبقه الخامسه من الصحابه) : ج 1 ص 411 الرقم 387 ، تاریخ دمشق : ج 14 ص 181 وراجع : الجوهره : ص 39 .



ر . ک : ص 161 (فصل پنجم : ویژگی های عبادی امام حسین علیه السلام ) .

4 / 7فروتنی

23.الإمام الباقر علیه السلام :الزهد ، ابن حنبل به نقل از مِسعَر : حسین بن علی علیه السلام بر بینوایانی گذشت . با آنان نشست و سپس گفت : «بی گمان ، او (خداوند) ، مستکبران را دوست ندارد» . (1)24.الإمام الصادق علیه السلام ( فی قَولِ اللّه ِ عز و جل : {Q} «وَ الَّذِینَ ءَ ) تفسیر العیّاشی به نقل از مَسعَده بن صدقه : حسین بن علی علیه السلام بر بینوایانی گذشت که عبایشان را پهن نموده و تکّه نانی بر آن گذاشته بودند . گفتند : ای فرزند پیامبر خدا! به سوی ما بیا .

امام حسین علیه السلام خم شد و با آنان ، هم غذا شد و سپس تلاوت کرد : «بی گمان ، خداوند ، مستکبران را دوست ندارد». (2)

سپس فرمود : «من دعوت شما را پذیرفتم . شما نیز بپذیرید» .

آنان گفتند : حتما و بر روی چشم ، ای فرزند پیامبر خدا!

سپس برخاستند و با او آمدند تا به خانه اش رسیدند . امام علیه السلام به رَباب فرمود : «آنچه اندوخته ای ، [برای آنان] بیاور» . (3)25.الکافی عن محمّد بن مسلم :الطبقات الکبری (الطبقه الخامسه من الصحابه) به نقل از ابو بکر بن محمّد بن عمرو بن حزم : حسین علیه السلام بر بینوایانی گذشت که در صُفّه ، (4) غذا می خوردند . آنان گفتند : بفرما غذا !

حسین علیه السلام فرود آمد و گفت : «خداوند ، متکبّران را دوست ندارد» و با آنان ، غذا خورد .

سپس به آنها فرمود : «من ، دعوت شما را اجابت کردم . شما هم [دعوت ]مرا اجابت کنید» .

آنان پذیرفتند . با آنان به خانه اش رفت و به رَباب فرمود : «آنچه اندوخته ای ، بیاور» . .

1- .از نقل الدرّ المنثور که در آن، تعابیر «می گذشت» و «می نشست» و «می گفت» آمده، چنین فهمیده می شود که امام حسین علیه السلام به طور مستمر با بینوایان ، همنشینی داشته است .
2- .اشاره به آیه 23 از سوره نحل است که در حدیث پیشین، گذشت.
3- .در تفسیر القرطبی ، به جای جمله آخر ، چنین آمده است : «و حسین به آنان خورانْد و نوشانْد و عطا کرد و آنان ، باز گشتند» .
4- .اهل صُفّه ، گروهی از درویشان مهاجر بودند که خانه ای برای سکونت نداشتند . آنها به سایبانی در مسجد مدینه پناه آورده و در آن جا ساکن شده بودند و این سنّت (زندگی کردن فقرا در کنار مسجد) ، پس از روزگار پیامبر خدا نیز ادامه داشت .



26.رسول اللّه صلی الله علیه و آله :ربیع الأبرار :مَرَّ [الإِمامُ الحُسَینُ علیه السلام ] بِمَساکینَ مَعَهُم فِلَقُ (1) خُبزٍ یَأکُلونَ ، فَسَلَّمَ عَلَیهِم ، فَدَعَوهُ إلی طَعامِهِم فَجَلَسَ مَعَهُم ، وقالَ : لَولا أنَّهُ صَدَقَهٌ لَأَکَلتُ مَعَکُم .

ثُمَّ قالَ : قوموا إلی مَنزِلی ، فَأَطعَمَهُم وکَساهُم ، ثُمَّ أمَرَ لَهُم بِدَراهِمَ . (2)27.عنه صلی الله علیه و آله :مقتل الحسین علیه السلام للخوارزمی :کانَ [الحُسَینُ علیه السلام ] یُجالِسُ المَساکینَ ویَقرَأُ : «إنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ المُتَکَبِّرینَ (3) » . ومَرَّ عَلی صِبیانٍ مَعَهُم کِسرَهٌ ، فَسَأَلوهُ أن یَأکُلَ مَعَهُم فَأَکَلَ ، ثُمَّ حَمَلَهُم إلی مَنزِلِهِ فَأَطعَمَهُم وکَساهُم ، وقالَ :

إنَّهُم أسخی مِنّی ، لِأَنَّهُم بَذَلوا جَمیعَ ما قَدَروا عَلَیهِ ، وأنَا بَذَلتُ بَعضَ ما أقدِرُ عَلَیهِ . (4)28.عنه صلی الله علیه و آله :المعجم الکبیر عن لیث :حَدَّثَنِی الخَیّاطُ الَّذی قَطَعَ لِلحُسَینِ (5) بنِ عَلِیٍّ قَمیصا ، قالَ : قُلتُ : أجعَلُهُ عَلی ظَهرِ القَدَمِ ؟ قالَ : لا ، قُلتُ : فَأَجعَلُهُ أسفَلَ مِنَ الکَعبَینِ ؟ فَقالَ : ما أسفَلَ مِنَ الکَعبَینِ فِی النّارِ (6) . (7) .

1- .الفِلقَهُ : الکِسره (الصحاح : ج 4 ص 1544 «فلق») .
2- .ربیع الأبرار : ج 2 ص 149 ؛ المناقب لابن شهرآشوب : ج 4 ص 66 نحوه ، بحار الأنوار : ج 44 ص 191 ح 3 .
3- .إشاره إلی الآیه : 23 من سوره النحل ، أو أنّها تصحیف عنها نشأ من النسّاخ .
4- .مقتل الحسین علیه السلام للخوارزمی : ج 1 ص 155 وراجع : المناقب لابن شهرآشوب : ج 4 ص 23 نقلاً عن کتاب الفنون وکتاب نزهه الأبصار وفیه «الحسن علیه السلام » بدل «الحسین علیه السلام » .
5- .فی المصدر : «الحسین» ، والتصویب من مجمع الزوائد : ج5 ص217 ح8526 .
6- .وکان طول اللباس فی ذلک الزمان من علامات الکبر والفخر .
7- .المعجم الکبیر : ج 3 ص 100 ح 2793 .



29.عنه صلی الله علیه و آله :ربیع الأبرار :حسین علیه السلام بر بینوایانی گذشت که تکّه نانی را می خوردند . بر آنان سلام داد و آنان او را به غذایشان دعوت کردند . حسین علیه السلام با آنها نشست و فرمود : «اگر صدقه نبود ، با شما هم غذا می شدم» .

سپس فرمود : «برخیزید و به خانه من بیایید» .

آن گاه ، به آنان خوراک و پوشاک داد و فرمان داد درهم هایی هم به آنها بدهند .30.الإمام الصادق علیه السلام :مقتل الحسین علیه السلام ، خوارزمی :حسین علیه السلام با بینوایان، همنشین می شد و می خواند : «خداوند ، متکبّران را دوست ندارد» و بر کودکانی گذشت که تکّه نانی داشتند و از او خواستند که با آنان غذا بخورد . حسین علیه السلام با آنان غذا خورد و سپس آنها را به خانه اش بُرد و خوراک و پوشاک به آنان داد و فرمود : «آنها از من بخشنده ترند ؛ زیرا همه آنچه را در توان داشتند ، بخشیدند، در حالی که من ، برخی از آنچه را در توانم بود ، بخشیدم» .31.رسول اللّه صلی الله علیه و آله :المعجم الکبیر به نقل از لیث : خیّاطی که برای حسین علیه السلام پیراهن بلندی دوخته بود ، برایم نقل کرد که پرسیدم: آیا آن را تا روی پا بیاورم؟

فرمود: «نه» .

گفتم: آن را پایین تر از قوزک های پا قرار دهم؟

فرمود : «آنچه از قوزک [ ِ پا] پایین تر است ، سهم آتش است» . (1) .

1- .در آن زمان ، بلند بودن لباس ، علامت تکبّر و فخرفروشی بوده است .



راجع: ص 88 (الفصل الرابع : مکارم أخلاق الحسین علیه السلام ) .

4 / 8الأَدَبُ فِی التَّعلیمِ176.فلاح السائل عن عثمان بن عیسی عن بعض أصحابنا عن الالمناقب لابن شهرآشوب :إنَّ الحَسَنَ وَالحُسَینَ علیهماالسلام مَرّا عَلی شَیخٍ یَتَوَضَّأُ ولا یُحسِنُ ، فَأَخَذا بِالتَّنازُعِ ، یَقولُ کُلُّ واحِدٍ مِنهُما : أنتَ لا تُحسِنُ الوُضوءَ .

فَقالا : أیُّهَا الشَّیخُ کُن حَکَما بَینَنا یَتَوَضَّأُ کُلُّ واحِدٍ مِنّا سَوِیَّهً ، ثُمَّ قالا : أیُّنا یُحسِنُ ؟

قالَ : کِلاکُما تُحسِنانِ الوُضوءَ ، ولکِنَّ هذَا الشَّیخَ الجاهِلَ هُوَ الَّذی لَم یَکُن یُحسِنُ ، وقَد تَعَلَّمَ الآنَ مِنکُما ، وتابَ عَلی یَدَیکُما بِبَرَکَتِکُما وشَفَقَتِکُما عَلی اُمَّهِ جَدِّکُما . (1)4 / 9ذُو النَّفسِ الرّاضِیَهِ المَرضِیَّهِ177.رسول اللّه صلی الله علیه و آله ( کانَ فیما دَعا بِهِ فی حَجَّهِ الوَداعِ ) تأویل الآیات الظاهره عن داوود بن فرقد عن أبی عبداللّه [الصادق] علیه السلام :اِقرَؤوا سورَهَ الفَجرِ فی فَرائِضِکُم ونَوافِلِکُم ؛ فَإِنَّها سورَهُ الحُسَینِ بنِ عَلِیٍّ علیه السلام ، وَارغَبوا فیها رَحِمَکُمُ اللّهُ .

فَقالَ لَهُ أبو اُسامَهَ وکانَ حاضِرا المَجلِسَ : کَیفَ صارَت هذِهِ السّورَهُ لِلحُسَینِ علیه السلام خاصَّهً ؟

فَقالَ : ألا تَسمَعُ إلی قَولِهِ تَعالی : «یَأَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ * ارْجِعِی إِلَی رَبِّکِ رَاضِیَهً مَّرْضِیَّهً * فَادْخُلِی فِی عِبَدِی * وَ ادْخُلِی جَنَّتِی» (2) إنَّما یَعنِی الحُسَینَ بنَ عَلِیٍّ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیهِما ، فَهُوَ ذُو النَّفسِ المُطمَئِنَّهِ الرّاضِیَهِ المَرضِیَّهِ ، وأصحابُهُ مِن آلِ مُحَمَّدٍ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیهِم ، الرّاضونَ عَنِ اللّهِ یَومَ القِیامَهِ وهُوَ راضٍ عَنهُم .

وهذِهِ السّورَهُ نَزَلَت فِی الحُسَینِ بنِ عَلِیٍّ علیه السلام وشیعَتِهِ وشیعَهِ آلِ مُحَمَّدٍ خاصَّهً ؛ مَن أدمَنَ قِراءَهَ الفَجرِ کانَ مَعَ الحُسَینِ علیه السلام فی دَرَجَتِهِ فِی الجَنَّهِ ، إنَّ اللّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ . (3) .

1- .المناقب لابن شهرآشوب : ج 3 ص 400 نقلاً عن عیون المجالس عن الرؤیانی ، بحار الأنوار : ج 43 ص 319 ح 2 .
2- .الفجر : 27 30 .
3- .تأویل الآیات الظاهره : ج 2 ص 796 ح 8 ، بحار الأنوار : ج 44 ص 218 ح 8 .



ر . ک : ص 89 (فصل چهارم : شایستگی های اخلاقی امام حسین علیه السلام ) .

4 / 8ادب آموزش

178.الإمام الصادق علیه السلام ( فی زِیارَهِ البَیتِ یَومَ النَّحرِ ) المناقب، ابن شهرآشوب : حسن و حسین علیهماالسلام بر پیرمردی گذشتند که خوب وضو نمی گرفت . آن دو با هم دعوای ظاهری راه انداختند و هر یک به دیگری می گفت : «تو خوب وضو نمی گیری!» .

هر دو گفتند : «ای مرد کهن سال! تو میان ما داور باش . هر یک از ما جداگانه وضو می گیرد» .

سپس گفتند : «کدام یک از ما خوب وضو می گیرد ؟» .

پیرمرد گفت : شما ، هر دو ، خوب وضو می گیرید ؛ امّا این پیرمرد نادان است که بلد نیست وضو بگیرد و اکنون ، از شما فرا گرفت و به برکت شما و دلسوزی تان بر امّت جدّتان ، به دست شما توبه کرد .

4 / 9دارای جان خشنود و پسندیده

179.رسول اللّه صلی الله علیه و آله :تأویل الآیات الظاهره به نقل از داوود بن فَرقَد ، از امام صادق علیه السلام : سوره فجر را در نمازهای واجب و مستحبّتان بخوانید که آن ، سوره حسین بن علی علیه السلام است ، و به آن، رغبت کنید خدایتان رحمت کند !

ابو اسامه که در مجلسْ حاضر بود ، پرسید : چگونه این سوره ، ویژه حسین علیه السلام است؟

فرمود : «آیا سخن خدای متعال : «ای جان مطمئن ! به سوی خدایت باز گرد ، در حالی که [از خدا ]خشنودی [و نزد خدا ]پسندیده. پس در میان بندگانم در آی ، و به بهشتم وارد شو» را نشنیده ای که حسین بن علی که درودهای خدا بر آن دو باد را منظور دارد ؟ حسین علیه السلام است که دارای جان مطمئن ، خشنود و پسندیده است و یارانش از خاندان محمّد که درودهای خدا بر آنان باد ، روز قیامت ، از خداوند، خشنودند و خدا هم از آنان ، خشنود است .

و این سوره ، با حسین بن علی علیه السلام و پیروان او و پیروان خاندان محمّد ، قابل تطبیق است . هر کس بر قرائت آن مداومت ورزد ، با حسین علیه السلام در بهشت ، در همان درجه او خواهد بود . خداوند ، همیشه پیروز و فرزانه است» . .




180.عنه صلی الله علیه و آله :ثواب الأعمال عن داوود بن فرقد عن أبی عبداللّه [الصادق] علیه السلام :اِقرَؤوا سورَهَ الفَجرِ فی فَرائِضِکُم ونَوافِلِکُم ؛ فَإِنَّها سورَهُ الحُسَینِ بنِ عَلِیٍّ علیه السلام ، مَن قَرَأَها کانَ مَعَ الحُسَینِ علیه السلام یَومَ القِیامَهِ فی دَرَجَتِهِ مِنَ الجَنَّهِ ، إنَّ اللّهَ عز و جل عَزیزٌ حَکیمٌ . (1)181.الإمام الصادق علیه السلام :تفسیر القمّی عن أبی بصیر عن أبی عبداللّه [الصادق] علیه السلام فی قَولِهِ تَعالی : «یَأَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ * ارْجِعِی إِلَی رَبِّکِ رَاضِیَهً مَّرْضِیَّهً * فَادْخُلِی فِی عِبَدِی * وَ ادْخُلِی جَنَّتِی» : یَعنِی الحُسَینَ بنَ عَلِیٍّ علیه السلام . (2)182.عنه علیه السلام :معانی الأخبار عن علیّ بن الحسین [زین العابدین] علیه السلام :لَمَّا اشتَدَّ الأَمرُ بِالحُسَینِ بنِ عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ علیه السلام ، نَظَرَ إلَیهِ مَن کانَ مَعَهُ فَإِذا هُوَ بِخِلافِهِم ؛ لِأَنَّهُم کُلَّمَا اشتَدَّ الأَمرُ ، تَغَیَّرَت ألوانُهُم وَارتَعَدَت فَرائِصُهُم (3) ووَجَبَت (4) قُلوبُهُم ، وکانَ الحُسَینُ علیه السلام وبَعضُ مَن مَعَهُ مِن خَصائِصِهِ ، تُشرِقُ ألوانُهُم وتَهدَأُ جَوارِحُهُم وتَسکُنُ نُفوسُهُم ، فَقالَ بَعضُهُم لِبَعضٍ : اُنظُروا ، لا یُبالی بِالمَوتِ !

فَقالَ لَهُمُ الحُسَینُ علیه السلام : صَبرا بَنِی الکِرامِ ، فَمَا المَوتُ إلّا قَنطَرَهٌ تَعبُرُ بِکُم عَنِ البُؤسِ وَالضَّرّاءِ إلَی الجِنانِ الواسِعَهِ وَالنَّعیمِ الدّائِمَهِ ، فَأَیُّکُم یَکرَهُ أن یَنتَقِلَ مِن سِجنٍ إلی قَصرٍ ؟ وما هُوَ لِأَعدائِکُم إلّا کَمَن یَنتَقِلُ مِن قَصرٍ إلی سِجنٍ وعَذابٍ .

إنَّ أبی حَدَّثَنی عَن رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله : إنَّ الدُّنیا سِجنُ المُؤمِنِ وجَنَّهُ الکافِرِ ، وَالمَوتُ جِسرُ هؤُلاءِ إلی جَنّاتِهِم وجِسرُ هؤُلاءِ إلی جَحیمِهِم ، ما کَذَبتُ ولا کُذِبتُ . (5) .

1- .ثواب الأعمال : ص 150 ، مجمع البیان : ج 10 ص 730 ، أعلام الدین : ص 382 عن أبی جعفر علیه السلام ، بحار الأنوار : ج 85 ص 39 .
2- .تفسیر القمّی : ج 2 ص 422 ، بحار الأنوار : ج 44 ص 219 ح 11 .
3- .الفریصه : اللحمه التی بین جنب الدابّه وکتفها لاتزال تُرعَد . وجمع الفریصه فرائص ، فاستعارها للرقبه . وتُرعَد فرائصهما : أی ترجف من الخوف (النهایه : ج 3 ص 432 «فرص») .
4- .وَجَبَ القلبُ : خفق واضطرب (لسان العرب : ج 1 ص 794 «وجب») .
5- .معانی الأخبار : ص 288 ح 3، الاعتقادات : ص 52 من دون إسنادٍ إلی أحدٍ من أهل البیت علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج 44 ص 297 ح 2 .



183.رسول اللّه صلی الله علیه و آله :ثواب الأعمال به نقل از داوود بن فَرقَد ، از امام صادق علیه السلام : سوره فجر را در نمازهای واجب و مستحبّتان بخوانید که آن ، سوره حسین بن علی علیه السلام است . هر کس آن را بخواند ، روز قیامت ، در بهشت با حسین علیه السلام در همان درجه او خواهد بود . خداوند عز و جل همیشه پیروز و فرزانه است .40.کتاب من لا یحضره الفقیه :تفسیر القمّی به نقل از ابو بصیر ، از امام صادق علیه السلام ، در باره سخن خدای متعال : «ای جان مطمئن ! به سوی خدایت باز گرد ، در حالی که [از خدا ]خشنودی [و نزد خدا ]پسندیده . پس در میان بندگانم در آی و به بهشتم وارد شو» : مقصود ، حسین علیه السلام است .41.الکافی عن الجارود بن المنذر :معانی الأخبار به نقل از امام زین العابدین علیه السلام : چون کار امام حسین علیه السلام سخت شد ، برخی از همراهانش به او نگریستند . امام علیه السلام و برخی از یاران ویژه اش ، بر خلاف آنان که هر گاه کار سخت شود ، رنگشان دگرگون می شود و به لرزه می افتند و دل هایشان به تپش می افتد ، رنگشان گلگون می شد و اندامشان آرام می شد و جان هایشان قرار می گرفت .

برخی به برخی دیگر گفتند : بنگرید که باکی از مرگ ندارد !

امام حسین علیه السلام به یارانش فرمود : «ای بزرگ زادگان ! شکیبا باشید . مرگ ، جز پلی نیست که شما را از ترس و سختی به سوی بهشتِ گسترده و نعمت جاوید ، عبور می دهد . پس کدام یک از شما ناخوش دارد که از زندان به کاخ ، منتقل شود؟! و آن برای دشمنانتان ، جز مانند این نیست که از کاخ به زندان و [جایگاه ]عذاب ، منتقل می شوند .

پدرم [ علی علیه السلام ] از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برایم نقل کرد که : دنیا ، زندانِ مؤمن و بهشتِ کافر است و مرگ ، پل اینها به سوی بهشتشان و پل آنان به سوی دوزخشان است . نه دروغ گفتم و نه به من ، دروغ گفته شده است » . .


الفَصْلُ الخَامِسُ : خَصائِصُهُ فِی العِبادَهِ5 / 1کَثرَهُ العِبادَهِ42.الکافی عن إبراهیم الکرخی عن ثقه حدّثه من أصحابناتاریخ الیعقوبی :قیلَ لِعَلِیِّ بنِ الحُسَینِ علیه السلام : ما أقَلَّ وُلدَ أبیکَ ! قالَ : العَجَبُ کَیفَ وُلِدتُ لَهُ ؟! إنَّهُ کانَ یُصَلّی فِی الیَومِ وَاللَّیلَهِ ألفَ رَکعَهٍ ، فَمَتی کانَ یَفرُغُ لِلنِّساءِ ؟ (1)43.کشف الغمّه عن أیُّوب بن نوح :اُسد الغابه :کانَ الحُسَینُ علیه السلام فاضِلاً ، کَثیرَ الصَّومِ وَالصَّلاهِ وَالحَجِّ وَالصَّدَقَهِ وأفعالِ الخَیرِ جَمیعِها . (2)44.الإمام علیّ علیه السلام :الاستیعاب عن قتاده :کانَ الحُسَینُ علیه السلام فاضِلاً ، دَیِّنا ، کَثیرَ الصِّیامِ وَالصَّلاهِ وَالحَجِّ . (3)45.عنه علیه السلام :تهذیب الأحکام عن عبدالرحمن بن أبی عبداللّه عن أبی الحسن علیه السلام :صَومُ یَومِ عَرَفَهَ یَعدِلُ السَّنَهَ ، وقالَ : لَم یَصُمهُ الحَسَنُ علیه السلام وصامَهُ الحُسَینُ علیه السلام (4) . (5) .

1- .تاریخ الیعقوبی : ج 2 ص 247 ، الملهوف «طبعه أنوار الهدی» : ص 57 ، فلاح السائل : ص 470 ح 319 ، بحار الأنوار : ج 44 ص 196 ح 10 ؛ العقد الفرید : ج 2 ص 343 وفیه «قیل لمحمّد بن علیّ أو لعلیّ بن الحسین» ، جواهر المطالب : ج 2 ص 275 ، المختصر فی أخبار البشر لأبی الفداء : ج 1 ص 191 وفیه «کان یصلّی فی الیوم واللیله ألف رکعه» فقط .
2- .اُسد الغابه : ج 2 ص 27 ، تهذیب الأسماء : ج 1 ص 163 .
3- .الاستیعاب : ج 1 ص 443 ، الخطط المقریزیّه : ج 2 ص 285 .
4- .بمعنی ان صوم یوم عرفه مستحب ولیس واجبا ، وقد بیّن هذان الإمامان بفعلهما ذلک .
5- .تهذیب الأحکام : ج 4 ص 298 ح 900 ، الإقبال : ج 2 ص 60 .



فصل پنجم : ویژگی های عبادی امام حسین علیه السلام

5 / 1عبادتِ فراوان

46.عنه علیه السلام :تاریخ الیعقوبی :به علی بن الحسین علیه السلام گفته شد : چه قدر فرزندان پدرت اندک اند!

فرمود : «شگفت، این که من از او به دنیا آمدم! او در یک شبانه روز ، هزار رکعت نماز می خواند . پس کِی وقتی برای زنان داشت؟» .47.عنه علیه السلام :اُسد الغابه :حسین علیه السلام فاضل (عالِم) بود و روزه و نماز و حج و صدقه و همه کارهای خیر را فراوان انجام می داد .48.عنه علیه السلام :الاستیعاب به نقل از قَتاده : حسین علیه السلام فاضل و دیندار بود و نماز و روزه و حجّ فراوان انجام می داد .49.الإمام الصادق علیه السلام :تهذیب الأحکام به نقل از عبد الرحمان بن ابی عبد اللّه : ابو الحسن علیه السلام (1) فرمود : «روزه روز عرفه ، برابر یک سال [روزه گرفتن] است» و فرمود : «حسن علیه السلام ، آن را روزه نگرفت و حسین علیه السلام ، آن را روزه گرفت» . (2) .

1- .ظاهرا مقصود ، امام کاظم علیه السلام است .
2- .به این معنا که روزه روز عرفه ، مستحب است و نه واجب و دو امام ، آن را با این عمل خویش فهمانده اند .



50.الکافی عن أبی بصیر :الطبقات الکبری (الطبقه الخامسه من الصحابه) عن مسلم بن خالد عن جعفر بن محمّد عن أبیه [الباقر] علیهما السلام :جاءَ رَجُلٌ مِن أهلِ مِصرَ إلی حَسَنٍ وحُسَینٍ علیهماالسلامیَومَ عَرَفَهَ ، فَسَأَلَهُما عَن صِیامِ یَومِ عَرَفَهَ ؟ فَوَجَدَ حُسَینا علیه السلام صائِما ووَجَدَ حَسَنا علیه السلام مُفطِرا ، و قالا : کُلُّ ذلِکَ حَسَنٌ . (1)51.رسول اللّه صلی الله علیه و آله :کشف الغمّه :دَعاهُ [أیِ الحُسَینَ علیه السلام ] عَبدُ اللّهِ بنُ الزُّبَیرِ وأصحابُهُ فَأَکَلوا ولَم یَأکُلِ الحُسَینُ علیه السلام ، فَقیلَ لَهُ : ألا تَأکُلُ ؟ قالَ : إنّی صائِمٌ ، ولکِن تُحفَهَ الصّائِمِ ! قیلَ : وما هِیَ ؟ قالَ : الدُّهنُ وَالمِجمَرُ . (2)52.عنه صلی الله علیه و آله :تاریخ الطبری عن نوفل :لَمّا قُتِلَ الحُسَینُ علیه السلام قامَ ابنُ الزُّبَیرِ فی أهلِ مَکَّهَ وعَظَّمَ مَقتَلَهُ ، وعابَ عَلی أهلِ الکوفَهِ خاصَّهً ولامَ أهلَ العِراقِ عامَّهً ، فَقالَ بَعدَ أن حَمِدَ اللّهَ وأثنی عَلَیهِ وصَلّی عَلی مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله : إنَّ أهلَ العِراقِ غُدُرٌ فُجُرٌ إلّا قَلیلاً ، وإنَّ أهلَ الکوفَهِ شِرارُ أهلِ العِراقِ ، وإنَّهُم دَعَوا حُسَینا علیه السلام لِیَنصُروهُ . . . أما وَاللّهِ لَقَد قَتَلوهُ ، طَویلاً بِاللَّیلِ قِیامُهُ ، کَثیرا فِی النَّهارِ صِیامُهُ . (3)راجع : ج 6 ص 6 (القسم الثامن / الفصل الأوّل / استمهال لیله للصلاه والدعاء والاستغفار) وص 156 (الفصل الثانی / صلاه الجماعه فی ظهر عاشوراء بإمامه الحسین علیه السلام ) .



1- .الطبقات الکبری (الطبقه الخامسه من الصحابه) : ج 1 ص 410 الرقم 384 وراجع: هذه الموسوعه : ج 2 ص 294 ح 621 .
2- .کشف الغمّه : ج 2 ص 243 ، نزهه الناظر : ص 85 ح 22 وفیه «بعض» بدل «عبداللّه بن الزبیر» ، بحار الأنوار : ج 44 ص 195 ح 9 .
3- .تاریخ الطبری : ج 5 ص 474 ، الکامل فی التاریخ : ج 2 ص 585 وراجع : البدایه والنهایه : ج 8 ص 212 .



53.عنه صلی الله علیه و آله :الطبقات الکبری (الطبقه الخامسه من الصحابه) به نقل از مسلم بن خالد ، از امام صادق ، از پدرش امام باقر علیهما السلام : مردی از اهالی مصر ، روز عرفه نزد حسن و حسین علیهماالسلام آمد و از آن دو ، در باره روزه روز عرفه پرسید . او حسین علیه السلام را روزه دار و حسن علیه السلام را بی روزه دید و هر دو فرمودند : «هر دو کار ، نیکوست» . (1)54.عنه صلی الله علیه و آله :کشف الغمّه :عبد اللّه بن زبیر و یارانش ، امام حسین علیه السلام را به خوراک ، دعوت کردند و آنان خوردند و امام حسین علیه السلام نخورد . به ایشان گفته شد : چرا نمی خوری؟

فرمود : «من روزه دارم ؛ امّا تحفه روزه دار را می پذیرم» .

گفته شد : تحفه روزه دار چیست؟

فرمود : «روغن [برای مالیدن به مو و بدن] و عود» .55.الإمام علیّ علیه السلام :تاریخ الطبری به نقل از نوفل : هنگامی که حسین علیه السلام کشته شد ، ابن زبیر ، در میان مکّیان برخاست و کشتن او را بزرگ شمرد و آن را بر کوفیان، بخصوص ، و بر عراقیان ، به طور کلّی ، عیب گرفت و پس از حمد و ثنای خداوند و درود فرستادن بر محمّد صلی الله علیه و آله گفت : عراقیان ، بجز اندکی ، خیانتکار و نابه کارند و کوفیان ، اشرار عراقیان هستند و آنان ، حسین را دعوت کردند تا یاری اش دهند ... . هان! به خدا سوگند ، کسی را کشتند که شب زنده داری اش طولانی و روزه اش در روز ، فراوان بود !ر . ک : ج 6 ص 7 (بخش هشتم / فصل یکم / شب را مهلت گرفتن برای نماز ، دعا و استغفار) و ص 157 (فصل دوم / نماز جماعت در ظهر عاشورا به امامت حسین علیه السلام ) .



1- .ر . ک : ص 295 ح 621 .



5 / 2الحَجُّ ماشِیا56.الإمام الصادق علیه السلام :المصنّف لابن أبی شیبه عن حفص بن غیاث عن جعفر عن أبیه [الباقر] علیه السلام :حَجَّ الحُسَینُ بنُ عَلِیٍّ علیه السلام ماشِیا ونَجائِبُهُ (1) تُقادُ إلی جَنبِهِ . (2)57.الإمام علیّ علیه السلام :المحاسن عن ابن المنکدر عن أبی جعفر [الباقر] علیه السلام :کانَ الحُسَینُ بنُ عَلِیٍّ علیه السلام یَمشی إلَی الحَجَّ ودابَّتُهُ تُقادُ وَراءَهُ . (3)58.عنه علیه السلام :الطبقات الکبری (الطبقه الخامسه من الصحابه) عن عبداللّه بن عبید بن عمیر :حَجَّ الحُسَینُ بنُ عَلِیٍّ علیه السلام خَمسا وعِشرینَ حَجَّهً ماشِیا ونَجائِبُهُ تُقادُ مَعَهُ . (4)59.عنه علیه السلام :الإرشاد عن إبراهیم بن الرافعی عن أبیه عن جدّه :رَأَیتُ الحَسَنَ وَالحُسَینَ علیهماالسلامیَمشِیانِ إلَی الحَجِّ ، فَلَم یَمُرّا بِراکِبٍ إلّا نَزَلَ یَمشی ، فَثَقُلَ ذلِکَ عَلی بَعضِهِم ، فَقالوا لِسَعدِ بنِ أبی وَقّاصٍ : قَد ثَقُلَ عَلَینَا المَشیُ ، ولا نَستَحسِنُ أن نَرکَبَ وهذانِ السَّیِّدانِ یَمشِیانِ .

فَقالَ سَعدٌ لِلحَسَنِ علیه السلام : یا أبا مُحَمَّدٍ ، إنَّ المَشیَ قَد ثَقُلَ عَلی جَماعَهٍ مِمَّن مَعَکَ ، وَالنّاسُ إذا رَأَوکُما تَمشِیانِ لَم تَطِب أنفُسُهُم أن یَرکَبوا ، فَلَو رَکِبتُما .

فَقالَ الحَسَنُ علیه السلام : لا نَرکَبُ ؛ قَد جَعَلنا عَلی أنفُسِنَا المَشیَ إلی بَیتِ اللّهِ الحَرامِ عَلی أقدامِنا ، ولکِنَّنا نَتَنَکَّبُ (5) الطَّریقَ . فَأَخَذا جانِبا مِنَ النّاسِ . (6) .

1- .النجیب : الفاضل من کلّ حیوان . والنجیب من الإبل : القویّ الخفیف السریع والجمع النجائب (مجمع البحرین : ج 3 ص 1749 «نجب») .
2- .المصنّف لابن أبی شیبه : ج 4 ص 541 ح 3 ، الطبقات الکبری (الطبقه الخامسه من الصحابه) : ج 1 ص 401 ح 372 ، تاریخ دمشق : ج 14 ص 180 و فیه «وراءه» بدل «إلی جنبه» ، البدایه والنهایه : ج 8 ص 207 وفی تهذیب الکمال : ج 6 ص 233 «الحسن» بدل «الحسین» .
3- .المحاسن : ج 1 ص 146 ح 204 ، بحار الأنوار : ج 99 ص 105 ح 13 ؛ الطبقات الکبری (الطبقه الخامسه من الصحابه) : ج 1 ص 402 ح 373 .
4- .الطبقات الکبری (الطبقه الخامسه من الصحابه) : ج 1 ص 401 ح 371 ، تاریخ دمشق : ج 14 ص 180 ، المعجم الکبیر : ج 3 ص 115 ح 2844 ، سیر أعلام النبلاء : ج 3 ص 287 ، اُسد الغابه : ج 2 ص 27 کلّها عن مصعب ولیس فیها «ونجائبه تقاد معه» ؛ المناقب لابن شهرآشوب : ج 4 ص 69 عن عبداللّه بن عبید أبی عمیر ، بحار الأنوار : ج 44 ص 193 ح 5 وفی السنن الکبری : ج 4 ص 542 ح 8645 وشرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید : ج 16 ص 10 «الحسن» بدل «الحسین» .
5- .نکب عن الطریق : إذا عدل عنه (النهایه : ج 5 ص 112 «نکب») .
6- .الإرشاد : ج 2 ص 128 ، المناقب لابن شهرآشوب : ج 3 ص 399 عن إبراهیم الرافعی عن أبیه عن جدّه ، شرح الأخبار : ج 3 ص 111 ح 1046 نحوه ، بحار الأنوار : ج 43 ص 276 ح 46 .



5 / 2پیاده به حج رفتن

60.الإمام الباقر علیه السلام :المصنَّف ، ابن ابی شَیبه به نقل از حفص بن غیاث ، از امام صادق علیه السلام ، از پدرش امام باقر علیه السلام : حسین بن علی علیه السلام ، پیاده به حج می رفت ، در حالی که مَرکب های راهوارش در کنارش کشیده می شدند .61.الإمام الصادق علیه السلام :المحاسن به نقل از ابن مُنکَدِر ، از امام باقر علیه السلام : حسین بن علی علیه السلام ، پیاده به حج می رفت ، در حالی که مَرکبش پشت سرش کشیده می شد .62.عنه علیه السلام :الطبقات الکبری (الطبقه الخامسه من الصحابه) به نقل از عبد اللّه بن عبید بن عمیر : حسین بن علی علیه السلام بیست و پنج حجّ پیاده گزارد ، در حالی که مَرکب های راهوارش با او کشیده می شدند .63.الإمام علیّ علیه السلام :الإرشاد به نقل از ابراهیم بن رافعی ، از پدرش ، از جدّش : حسن و حسین علیهماالسلامرا دیدم که پیاده به حج می روند و بر سواری نگذشتند ، جز آن که پیاده شد و با آنان ، همراهی کرد . این پیاده رفتن ، بر برخی از آنها گران آمد و به سعد بن ابی وقّاص گفتند : پیاده رفتن ، بر ما سخت شده و نیکو هم نمی شماریم که ما سوار باشیم و این دو سَرور ، پیاده بروند !

سعد به حسن علیه السلام گفت : ای ابو محمّد ! پیاده رفتن بر برخی از همراهانت گران آمده و مردم، چون شما را پیاده می بینند ، خوش ندارند که سوار شوند . کاش شما دو نفر ، سوار می شدید !

امام حسن علیه السلام فرمود : «ما سوار نمی شویم . ما بر خود، لازم کرده ایم که پیاده و با پای خود به خانه خدا برویم ؛ امّا از راه ، کناره می گیریم» . لذا از مردم ، دور شدند . .




64.عنه علیه السلام :تذکره الخواصّ :قالَ عُلَماءُ السِّیَرِ : أقامَ الحُسَینُ علیه السلام بَعدَ وَفاهِ أخیهِ الحَسَنِ علیه السلام یَحُجُّ فی کُلِّ عامٍ مِنَ المَدینَهِ إلی مَکَّهَ ماشِیا . (1) .

1- .تذکره الخواصّ : ص 235 .



65.عنه علیه السلام :تذکره الخواصّ :سیره نویسان آورده اند : حسین علیه السلام پس از وفات برادرش حسن علیه السلام ، در هر سال ، حج می گزارد و از مدینه تا مکّه ، پیاده می رفت . .




الفَصلُ السّادِسُ : بَعضُ الکَراماتِ الظاهره منه6 / 1إجابَهُ دُعائِهِ فِی الاِستِسقاءِ184.عنه صلی الله علیه و آله :عیون المعجزات عن محمّد بن عماره عن الصادق عن أبیه عن جدّه [زین العابدین] علیهم السلام :جاءَ أهلُ الکوفَهِ إلی عَلِیٍّ علیه السلام فَشَکَوا إلَیهِ إمساکَ المَطَرِ ، وقالوا لَهُ : اِستَسقِ لَنا ، فَقالَ لِلحُسَینِ علیه السلام : قُم وَاستَسقِ .

فَقامَ وحَمِدَ اللّهَ وأثنی عَلَیهِ ، وصَلّی عَلَی النَّبِیِّ وقالَ : اللّهُمَّ مُعطِیَ الخَیراتِ ومُنزِلَ البَرَکاتِ ، أرسِلِ السَّماءِ عَلَینا مِدرارا ، وَاسقِنا غَیثا مِغزارا واسِعا غَدَقا (1) مُجَلِّلاً سَحّا (2) سَفوحا ثَجّاجا (3) ، تُنَفِّسُ بِهِ الضَّعفَ مِن عِبادِکَ ، وتُحیی بِهِ المَیتَ مِن بِلادِکَ ، آمینَ رَبَّ العالَمینَ .

فَما (4) فَرَغَ علیه السلام مِن دُعائِهِ حَتّی غاثَ اللّهُ غَیثا نَعَتَهُ علیه السلام (5) ، وأقبَلَ أعرابِیٌّ مِن بَعضِ نَواحِی الکوفَهِ ، فَقالَ : تَرَکتُ الأَودِیَهَ وَالآکامَ (6) یَموجُ بَعضُهُم فی بَعضٍ . (7) .

1- .الغَدَقُ : المطر الکبار القَطْر (النهایه : ج 3 ص 345 «غدق») .
2- .سحَّ یَسُحّ سَحّا : أی سال واشتدّ انصبابه (لسان العرب : ج 2 ص 476 «سحح») .
3- .مطرٌ ثجّاج : إذا انصبّ جدّا (الصحاح : ج 1 ص 302 «ثجج») .
4- .فی المصدر : «فلمّا» ، والتصویب من بحار الأنوار .
5- .فی بحار الأنوار : «بغته» بدل «نعته علیه السلام » .
6- .الأَکمهُ : تلّ ، وقیل : شرفه کالرابیه ، والجمع اُکُم ، وجمع الاُکُم : آکام (المصباح المنیر : ص 18 «أکم») .
7- .عیون المعجزات : ص 64 ، بحار الأنوار : ج 44 ص 187 ح 16 .