گروه نرم افزاری آسمان






فصل سوم : پیشگویی امیر مؤمنان علیه السلام درباره شهادت امام حسین علیه السلام


اشاره

بر اساس احادیث این فصل ، همه و یا اکثر قریب به اتّفاقِ آنچه از امام علی علیه السلام در باره حادثه کربلا گزارش شده ، در دوران خلافت ایشان و بسیاری از آنها ، در خودِ سرزمین کربلا بوده است . گفتنی است که امام علی علیه السلام ، در دوران خلافت خود ، حدّ اقل، سه بار از سرزمین کربلا ، عبور کرده است : دو بار در مسیر رفت و بازگشت از جنگ صِفّین ، و یک بار در مسیر حرکت برای جنگ نهروان . (1) از این رو ، مطالب فراوانی در این سفرها در مورد حادثه کربلا از آن امام علیه السلام ، گزارش شده است . نکته دیگر ، این که در این سفرها ، دو فرزند بزرگوار امیر مؤمنان علیه السلام ، حسن و حسین علیهماالسلام نیز ایشان را همراهی می کرده اند و لذا امام حسین علیه السلام ، در محرّم سال 61 هجری ، لا اقل ، چهارمین باری بوده که به سرزمین کربلا ، گام می نهاده است و پرسش از نام آن وادی ، هنگام ورود به آن ، (2) بدین معنا نیست که تا آن زمان به آن مکان نیامده بوده است .



1- .برای اطّلاع از مسیر حرکت امیرمؤمنان علی علیه السلام در نبرد صِفّین و نهروان ، ر.ک : دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام : ج 5 ص 278 نقشه شماره 5 و ج 6 ص 504 نقشه شماره 6 .
2- .ر.ک: ص 311 ح 919 .



3 / 1إنباؤُهُ بِشَهادَهِ الحُسَینِ علیه السلام عِندَ مُرورهِ بِکَربَلاءَأ هذا مُناخُ رِکابِهِمکامل الزیارات عن عبد اللّه بن میمون القدّاح عن أبی عبد اللّه [الصادق] علیه السلام :مَرَّ أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام بِکَربَلاءَ فی اُناسٍ مِن أصحابِهِ ، فَلَمّا مَرَّ بِهَا اغرَورَقَت عَیناهُ بِالبُکاءِ ، ثُمَّ قالَ : هذا مُناخُ (1) رِکابِهِم ، وهذا مُلقی رِحالِهِم ، وهُنا تُهرَقُ دِماؤُهُم ، طوبی لَکِ مِن تُربَهٍ ، عَلَیکِ تُهرَقُ دِماءُ الأَحِبَّهِ ! (2)

تذکره الخواصّ عن الحسن بن کثیر وعبد خیر :لَمّا وَصَلَ عَلِیٌّ علیه السلام إلی کَربَلاءَ ، وَقَفَ وبَکی ، وقالَ : بِأَبیهِ اُغَیلِمَهٌ یُقتَلونَ هاهُنا ، هذا مُناخُ رِکابِهِم ، هذا مَوضِعُ رِحالِهِم ، هذا مَصرَعُ الرَّجُلِ ، ثُمَّ ازدادَ بُکاؤُهُ . (3)

دلائل النبوّه لأبی نعیم عن أصبغ بن نباته عن علیّ علیه السلام ، قال :أتَینا مَعَهُ مَوضِعَ قَبرِ الحُسَینِ علیه السلام ، فَقالَ : ها هُنا مُناخُ رِکابِهِم ومَوضِعُ رِحالِهِم ، وها هُنا مُهَراقُ دِمائِهِم ، فِتیَهٌ مِن آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله ، یُقتَلونَ بِهذِهِ العَرصَهِ (4) ، تَبکی عَلَیهِمُ السَّماءُ وَالأَرضُ . (5)



1- .المُناخ بالضمّ : مبرَکُ الإبل (القاموس المحیط : ج 1 ص 272 «نوخ») .
2- .کامل الزیارات : ص 453 ح 685 ، خصائص الأئمّه علیهم السلام : ص 47 عن عبداللّه بن میمون عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، قرب الإسناد : ص 26 ح 87 عن عبداللّه بن میمون عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام ، الخرائج والجرائح : ج 1 ص 183 ح 16 عن الإمام الصادق عن أبیه علیهماالسلام ، بحار الأنوار : ج 101 ص 116 ح 44 وراجع : ذخائر العقبی : ص 174 .
3- .تذکره الخواصّ : ص 250 .
4- .العَرْصه ، جمعها عرصات : وهی کلّ موضع واسع لا بناء فیه (النهایه : ج 3 ص 208 «عرص » ) .
5- .دلائل النبوّه لأبی نعیم : ج 2 ص 582 ح 530 ، الصواعق المحرقه : ص 193 ، الفصول المهمّه : ص 171 ، ذخائر العقبی : ص 174 ؛ کشف الغمّه : ج 2 ص 224 و ص 266 وراجع : شرح الأخبار : ج 3 ص 137 ح 1079 .



3 / 1پیشگویی درباره شهادت او ، هنگام عبور از کربلا

الف این جا خوابگاه شتران آنان است

کامل الزیارات به نقل از عبد اللّه بن میمون قدّاح ، از امام صادق علیه السلام : امیر مؤمنان [علی علیه السلام ] با گروهی از یارانش از کربلا گذشت . به آن جا که رسید، اشکْ چشمانش را پر کرد و سپس فرمود: «این جا خوابگاه شتران آنها و این جا جایگاه اسباب سفرشان است و این جا خونشان ریخته می شود. خوشا به حال تو ای خاک که خون های عاشقان ، بر روی تو ریخته می شود!» .

تذکره الخواصّ به نقل از حسن بن کثیر و عبدِ خَیر : هنگامی که علی علیه السلام به کربلا رسید، ایستاد و گریست و فرمود : «پدر، فدای جوانانی باد که این جا کشته می شوند! این جا خوابگاه شترانشان و این جا محلّ فرود آمدنشان است و این جا، جای بر خاک افتادن آن مرد است» و سپس گریه اش زیاد شد.

دلائل النبوّه ، ابو نعیم به نقل از اصبغ بن نُباته : ما همراه علی علیه السلام به جایگاه قبر حسین علیه السلام آمدیم. فرمود: «این جا خوابگاه شتران و این جا جایگاه اسباب سفر و این جا جایگاه ریخته شدنِ خونشان است ؛ جوانانی از خاندان محمّد که در این دشت ، کشته می شوند و آسمان و زمین برایشان می گریند» .


ب هذه کَربَلاءُالإرشاد عن جویریه بن مسهر العبدیّ :لَمّا تَوَجَّهنا مَعَ أمیرِ المُؤمِنینَ عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ علیه السلام إلی صِفّینَ ، فَبَلَغنا طُفوفَ کَربَلاءَ ، وَقَفَ علیه السلام ناحِیَهً مِنَ العَسکَرِ ، ثُمَّ نَظَرَ یَمینا وشِمالاً وَاستَعبَرَ ، ثُمَّ قالَ : هذا وَاللّهِ مُناخُ رِکابِهِم ، ومَوضِعُ مَنِیَّتِهِم . فَقیلَ لَهُ : یا أمیرَ المُؤمِنینَ ، ما هذَا المَوضِعُ ؟ قالَ : هذا کَربَلاءُ ، یُقتَلُ فیهِ قَومٌ یَدخُلونَ الجَنَّهَ بِغَیرِ حِسابٍ . ثُمَّ سارَ . (1)

ج کَربَلاءُ ذاتُ کَربٍ و بَلاءٍوقعه صفّین عن الحسن بن کثیر عن أبیه :إنَّ عَلِیّا علیه السلام أتی کَربَلاءَ ، فَوَقَفَ بِها ، فَقیلَ : یا أمیرَ المُؤمِنینَ ، هذِهِ کَربَلاءُ . قالَ : ذاتُ کَربٍ و بَلاءٍ . ثُمَّ أومَأَ بِیَدِهِ إلی مَکانٍ ، فَقالَ : ها هُنا مَوضِعُ رِحالِهِم ، ومُناخُ رِکابِهِم ، وأومَأَ بِیَدِهِ إلی مَوضِعٍ آخَرَ ، فَقالَ : ها هُنا مُهَراقُ دِمائِهِم . (2)

د بِأَبی مَن لا ناصِرَ لَهُاُسد الغابه عن غرفه الأزدیّ :دَخَلَنی شَکٌّ مِن شَأنِ عَلِیٍّ علیه السلام ، فَخَرَجتُ مَعَهُ عَلی شاطِئِ الفُراتِ ، فَعَدَلَ عَنِ الطَّریقِ ووَقَفَ ، ووَقَفنا حَولَهُ ، فَقالَ بِیَدِهِ : هذا مَوضِعُ رَواحِلِهِم ، ومُناخُ رِکابِهِم ، ومُهَراقُ دِمائِهِم ، بِأَبی مَن لا ناصِرَ لَهُ فِی الأَرضِ ولا فِی السَّماءِ إلَا اللّهُ ! فَلَمّا قُتِلَ الحُسَینُ علیه السلام خَرَجتُ حَتّی أتَیتُ المَکانَ الَّذی قَتَلوهُ فیهِ ، فَإِذا هُوَ کَما قالَ ، ما أخطَأَ شَیئا . قالَ : فَاستَغفَرتُ اللّهَ مِمّا کانَ مِنّی مِنَ الشَّکِّ ، وعَلِمتُ أنَّ عَلِیّا علیه السلام لَم یَقدَم إلّا بِما عُهِدَ إلَیهِ فیهِ . (3)



1- .الإرشاد : ج 1 ص 332 ، کشف الیقین : ص 100 ح 92 ، کشف الغمّه : ج 1 ص 279 نحوه ، بحار الأنوار : ج 41 ص 286 ح 6 .
2- .وقعه صفّین : ص 142 ، بحار الأنوار : ج 32 ص 420 ح 385 ؛ شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید : ج 3 ص 171 .
3- .اُسد الغابه : ج 4 ص 322 .



ب این جا کربلاست

الإرشاد به نقل از جویریّه بن مسهر عبدی : هنگامی که با امیر مؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام به طرف صفّین می رفتیم ، به منطقه کربلا رسیدیم . امام علیه السلام در کناره لشکر ایستاد و سپس به چپ و راست نگریست و گریست و سپس فرمود: «به خدا سوگند، این جا خوابگاه مرکب ها و جای کشته شدن آنهاست» . به او گفته شد: ای امیر مؤمنان! این جا کجاست؟ فرمود: «این جا کربلاست . گروهی در آن ، کشته می شوند که بدون حساب به بهشت وارد می شوند» و سپس حرکت کرد.

ج کربلا ، جای کَرب و بلا

وقعه صفّین به نقل از حسن بن کثیر ، از پدرش : علی علیه السلام به کربلا آمد و در آن جا ایستاد . به او گفته شد: ای امیر مؤمنان! این جا ، کربلاست . فرمود: «آمیخته با کَرب (رنج) و بلا» . آن گاه با دستش به مکانی اشاره کرد و فرمود : «این جا، جایگاه اسباب سفر و خوابگاه مرکب های آنان است» و به جایی دیگر اشاره کرد و فرمود : «این جا خونشان ریخته می شود» .

د پدرم فدای آن بی یاور!

اُسد الغابه به نقل از غرفه اَزْدی : من در منزلت علی علیه السلام شک کرده بودم . با او بر کناره فرات بیرون آمدیم که از راه ، کناره گرفت و ایستاد و ما هم گرد او ایستادیم . با دستش اشاره کرد و فرمود : «این جا جایگاه اسباب سفر و خوابگاه مرکب هایشان و محلّ ریختن خونشان است . پدرم فدای آن که در زمین و آسمان، یاوری جز خدا ندارد!» . هنگامی که حسین علیه السلام کشته شد، بیرون آمدم تا به مکانی که او را در آن جا کشته بودند ، رسیدم . آن ، درست همان گونه بود که [امام علی علیه السلام ] گفته بود و کوچک ترین خطایی نداشت. پس ، از شکّی که کرده بودم، از خدا آمرزش خواستم و دانستم که علی علیه السلام آنچه را به او سپرده بودند، بیان کرده است .

.




ه لا یَسبِقُهُمُ الأَوَّلونَ ولا یَلحَقُهُمُ الآخِرونَتهذیب الأحکام عن محمّد بن سنان عمّن حدّثه عن أبی عبد اللّه [الصادق] علیه السلام :خَرَجَ أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام یَسیرُ بِالنّاسِ ، حَتّی إذا کانَ مِن کَربَلاءَ عَلی مَسیرَهِ میلٍ أو میلَینِ ، فَتَقَدَّمَ بَینَ أیدیهِم حَتّی إذا صارَ بِمَصارِعِ الشُّهَداءِ ، قالَ : قُبِضَ فیها مِئَتا نَبِیٍّ ، ومِئَتا وَصِیٍّ ، ومِئَتا سِبطٍ شُهَداءَ بِأَتباعِهِم . فَطافَ بِها عَلی بَغلَتِهِ خارِجا رِجلَیهِ مِنَ الرِّکابِ ، وأنشَأَ یَقولُ : مُناخُ رِکابٍ ومَصارِعُ شُهَداءَ ، لا یَسبِقُهُم مَن کانَ قَبلَهُم ، ولا یَلحَقُهُم مَن کانَ بَعدَهُم (1) .

و شُهَداءُ لَیسَ مِثلَهُم شُهَداءُالمعجم الکبیر عن شیبان بن مخرّم وکانَ عُثمانِیّا : إنّی لَمَعَ عَلِیٍّ علیه السلام إذ أتی کَربَلاءَ ، فَقالَ : یُقتَلُ فی هذَا المَوضِعِ شُهَداءُ لَیسَ مِثلَهُم شُهَداءُ إلّا شُهَداءُ بَدرٍ . فَقُلتُ : بَعضُ کَذِباتِهِ ! وثَمَّ رِجلُ حِمارٍ مَیِّتٍ ، فَقُلتُ لِغُلامی : خُذ رِجلَ هذَا الحِمارِ ، فَأَوتِدها فی مَقعَدِهِ وغَیِّبها ، فَضَرَبَ الدَّهرُ ضَربَهً ، فَلَمّا قُتِلَ الحُسَینُ بنُ عَلِیٍّ علیه السلام ، انطَلَقتُ ومَعی أصحابٌ لی ، فَإِذا جُثَّهُ الحُسَینِ بنِ عَلِیٍّ علیه السلام عَلی رِجلِ ذاکَ الحِمارِ ، وإذا أصحابُهُ رِبضَهٌ (2) حَولَهُ . (3)



1- .تهذیب الأحکام : ج 6 ص 72 ح 138 ، کامل الزیارات : ص 453 ح 686 ، الخرائج والجرائح : ج 1 ص 183 ح 16 عن الإمام الباقر علیه السلام نحوه ، بحار الأنوار : ج 101 ص 116 ح 42 .
2- .الرِّبْضَهُ : مقتل قوم قُتلوا فی بقعه واحده (النهایه : ج 2 ص 185 «ربض») .
3- .المعجم الکبیر : ج 3 ص 111 ح 2826 ، کفایه الطالب : ص 427 ، الطبقات الکبری (الطبقه الخامسه من الصحابه) : ج 1 ص 430 ح 419 ؛ شرح الأخبار : ج 3 ص 138 ح 1080 عن شیب بن محزوم ، مثیر الأحزان : ص 79 عن شیبان بن محرم والثلاثه الأخیره نحوه وراجع : الملاحم والفتن : ص 236 ح 343 .



ه پیشینیان بر او پیشی نمی گیرند و پسینیان به او نمی رسند

تهذیب الأحکام به نقل از محمّد بن سِنان ، از کسی که از امام صادق علیه السلام برای او حدیث کرده است : امیر مؤمنان علیه السلام با مردم حرکت کرد ، تا آن که به یک یا دو میلی کربلا رسید. امام علیه السلام پیشاپیشِ مردم رفت تا به جایگاه بر خاک افتادن شهیدان رسید و فرمود: «در این جا دویست پیامبر و دویست وصی ، از دنیا رفته اند و دویست سبط [ِ پیامبر] با پیروانشان شهید شده اند» . سپس سوار بر اشترش ، در حالی که پای از رکاب بیرون داشت ، به گرد آن چرخید و چنین فرمود : «[این جا ]خوابگاه مرکب ها و جایگاه بر خاک افتادن شهیدان است . پیشینیان ، بر ایشان پیشی نمی گیرند و پسینیانِ ، به ایشان نمی رسند» .

و شهیدانی بی مانند

المعجم الکبیر به نقل از شیبان بن مُخرَّم که از هواداران عثمان بود : هنگامی که علی به کربلا آمد، من با او بودم . گفت: «در این جا، شهیدانی کشته می شوند که بجز شهیدان بدر، کس همانند آنها نیست». [با خود] گفتم: یکی دیگر از دروغ هایش! آن جا پای درازگوش مرده ای بود . به غلامم گفتم: پای این درازگوش را بگیر و مانند میخ ، آن را در زمین فرو کن و پنهانش بدار. روزگار چرخید و گذشت و هنگامی که حسین بن علی کشته شد، من و یارانم به آن جا آمدیم. پیکر حسین بن علی بر روی همان پای درازگوش بود و یارانش دسته جمعی گرداگرد او کشته شده بودند.






البدایه والنهایه عن محمّد بن سعد وغیره من غیر وجه عن علیّ بن أبی طالب علیه السلام :أنَّهُ مَرَّ بِکَربَلاءَ عِندَ أشجارِ الحَنظَلِ وهُوَ ذاهِبٌ إلی صِفّینَ ، فَسَأَلَ عَنِ اسمِها ، فَقیلَ : کَربَلاءُ ، فَقالَ : کَربٌ وبَلاءٌ ! فَنَزَلَ وصَلّی عِندَ شَجَرَهٍ هُناکَ . ثُمَّ قالَ : یُقتَلُ هاهُنا شُهَداءُ هُم خَیرُ الشُّهَداءِ غَیرَ الصَّحابَهِ (1) ، یَدخُلونَ الجَنَّهَ بِغَیرِ حِسابٍ ، وأشارَ إلی مَکانٍ هُناکَ ، فَعَلَموهُ بِشَیءٍ ، فَقُتِلَ فیهِ الحُسَینُ علیه السلام . (2)

ز تُسفَکُ الدِّماءُ فیهاالمطالب العالیه عن أبی یحیی عن رجل من بنی ضبّه :شَهِدتُ عَلِیّا حینَ نَزَلَ کَربَلاءَ ، فَانطَلَقَ فَقامَ ناحِیَهً ، فَأَومَأَ بِیَدِهِ ، فَقالَ : مُناخُ رِکابِهِم أمامَهُ ، ومَوضِعُ رِحالِهِم عَن یَسارِهِ ، فَضَرَبَ بِیَدَیهِ الأَرضَ ، فَأَخَذَ مِنَ الأَرضِ قَبضَهً ، فَشَمَّها ، فَقالَ وَانحَنی : وا حَبَّذَا (3) الدِّماءُ یُسفَکُ فیهِ . ثُمَّ جاءَ الحُسَینُ علیه السلام ، فَنَزَلَ کَربَلاءَ . قالَ الضَّبِّیُّ : فَکُنتُ فِی الخَیلِ الَّتی بَعَثَهَا ابنُ زِیادٍ إلَی الحُسَینِ علیه السلام ، فَلَمّا قَدِمتُ فَکَأَنَّما نَظَرتُ إلی مَقامِ عَلِیٍّ علیه السلام وإشارَتِهِ بِیَدِهِ ، فَقَلَبتُ فَرَسی ، ثُمَّ انصَرَفتُ إلَی الحُسَینِ بنِ عَلِیٍّ علیه السلام ، فَسَلَّمتُ عَلَیهِ ، وقُلتُ لَهُ : إنَّ أباکَ کانَ أعلَمَ النّاسِ ، وإنّی شَهِدتُهُ فی زَمَنِ کَذا وکَذا قالَ : کَذا وکَذا ، وإنَّکَ وَاللّهِ لَمَقتولٌ السّاعَهَ . قالَ : فَما تُریدُ أن تَصنَعَ أنتَ ؟ أتَلحَقُ بِنا أم تَلحَقُ بِأَهلِکَ ؟ قُلتُ : وَاللّهِ ، إنَّ عَلَیَّ لَدَینا ، وإنَّ لی لَعِیالاً ، وما أظُنُّ إلّا سَأَلحَقُ بِأَهلی . قالَ : أمّا لا ، فَخُذ مِن هذَا المالِ حاجَتَکَ وإذا مالٌ مَوضوعٌ بَینَ یَدَیهِ قَبلَ أن یَحرُمَ عَلَیکَ ، ثُمَّ النَّجاءَ (4) ، فَوَاللّهِ ، لا یَسمَعُ الدّاعِیَهَ (5) أحَدٌ ، ولا یَرَی البارِقَهَ (6) أحَدٌ ولا یُعینُنا إلّا کانَ مَلعونا عَلی لِسانِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله . قالَ : قُلتُ : وَاللّهِ ، لا أجمَعُ الیَومَ أمرَینِ : آخُذُ مالَکَ ، وأخذُلُکَ . فَانصَرَفَ وتَرَکَهُ . (7)



1- .الظاهر أنّ جمله «غیر الصحابه» هی من إضافات المؤلّف ؛ إذ لا یوجد هذا التعبیر فی جمیع المصادر المتقدّمه .
2- .البدایه والنهایه : ج 8 ص 199 .
3- .قال فی هامش المصدر : کذا فی الأصلین ، ولینظر فیه .
4- .النجاءُ : السرعه ، أی انجوا بأنفسکم (النهایه : ج 5 ص 25 «نجا») .
5- .کذا فی المصدر ، ولعلّ الصواب : «الواعیه» .
6- .البارِقهُ : السیوفُ ، سمّیت لبریقها (تاج العروس : ج 13 ص 20 «برق») .
7- .. المطالب العالیه : ج 4 ص 326 ح 4517 .


البدایه و النهایه به نقل از محمّد بن سعد و غیر او ، از طریق های متعدّد : علی علیه السلام در حرکت به صفّین ، از کربلا و از کنار درختان حنظل گذشت. از نام آن جا پرسید . گفتند : کربلا . فرمود: «کرب (رنج) و بلا!» و فرود آمد و نزد درختی در آن جا نماز خواند . سپس فرمود: «این جا شهیدانی کشته می شوند که بهترینِ شهیدان بجز صحابه (1) هستند . [آنان] بدون حساب به بهشت در می آیند» و به جایی در آن جا اشاره کرد. آن جا را نشانه گذاری کردند و حسین علیه السلام در همان جا کشته شد .

ز خون ها در آن جا ریخته می شود

المطالب العالیه :ابو یحیی ، از مردی از قبیله بنی ضَبّه نقل می کند : هنگامی که علی علیه السلام به کربلا فرود آمد ، حاضر بودم . رفت تا در نقطه ای ایستاد و با دستش اشاره کرد و فرمود: «جایگاه مرکب هایشان ، جلوی آن و جای اسباب سفرشان ، در سمت چپ آن است» و با دستش به زمین زد و یک مشت خاک از زمین برداشت و آن را بویید و در همان حالی که خمیده بود ، فرمود: «خوشا به حال خون هایی که در آن، ریخته می شود!» . سپس حسین علیه السلام آمد و در کربلا بار افکند. من میان گروهی که ابن زیاد به سوی حسین علیه السلام فرستاده بود، بودم . هنگامی که وارد شدم، گویی جایگاه علی علیه السلام و اشاره کردن با دستش را دیدم . پس اسبم را چرخاندم و به سوی حسین بن علی علیه السلام باز گشتم و بر او سلام دادم و به او گفتم: پدرت، داناترینِ مردم بود و من در فلان زمان، نزد او حضور داشتم و او چنین و چنان گفت و بی تردید و به خدا سوگند ، تو اکنون کشته می شوی . حسین علیه السلام فرمود: «تو می خواهی چه کنی؟ آیا به ما می پیوندی ، یا به خانواده ات ملحق می شوی؟» . گفتم: به خدا سوگند، من بدهکار و عیالوارم و گمان نمی کنم که جز به خانواده ام ملحق شوم. حسین علیه السلام با اشاره به مالی که جلویش بود ، فرمود: «اکنون که به ما نمی پیوندی ، به مقدار نیازت از این مال بردار، پیش از آن که [مرا بکشند و ] بر تو حرام شود . سپس بشتاب که به خدا سوگند، هیچ کس نیست که صدای دعوت [و کمک خواهیِ] مرا بشنود و درخشش شمشیرها را ببیند و به یاری مان نیاید، جز آن که بر زبان محمّد صلی الله علیه و آله نفرین شده است» . گفتم: به خدا سوگند، امروز ، هر دو کار را جمع نمی کنم: مالت را بگیرم و تو را وا گذارم! ابو یحیی می گوید: آن مرد ، باز گشت و او را ترک کرد .



1- .ظاهرا عبارت «بجز صحابه» از اضافات نویسنده کتاب است ؛ زیرا در هیچ یک از منابع پیشین ، این عبارت وجود ندارد .



ح اِصبِر أبا عَبدِ اللّهِ بِشَطِّ الفُراتِ!مسند ابن حنبل عن عبداللّه بن نُجَیّ عن أبیه :أنَّهُ سارَ مَعَ عَلِیٍّ علیه السلام ، وکانَ صاحِبَ مِطهَرَتِهِ ، فَلَمّا حاذی نینَوی (1) ، وهُوَ مُنطَلِقٌ إلی صِفّینَ ، فَنادی عَلِیٌّ علیه السلام : اِصبِر أبا عَبدِ اللّهِ ، اِصبِر أبا عَبدِ اللّهِ بِشَطِّ الفُراتِ . قُلتُ : وماذا ؟ قالَ : دَخَلتُ عَلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله ذاتَ یَومٍ وعَیناهُ تَفیضانِ ، قُلتُ : یا نَبِیَ اللّهِ أغضَبَکَ أحَدٌ ، ما شَأنُ عَینَیکَ تَفیضانِ ؟ قالَ : بَل قامَ مِن عِندی جِبریلُ علیه السلام قَبلُ ، فَحَدَّثَنی أنَّ الحُسَینَ یُقتَلُ بِشَطِّ الفُراتِ . قالَ : فَقالَ : هَل لَکَ إلی أن اُشِمَّکَ مِن تُربَتِهِ ؟ قالَ : قُلتُ : نَعَم ، فَمَدَّ یَدَهُ فَقَبَضَ قَبضَهً مِن تُرابٍ فَأَعطانیها ، فَلَم أملِک عَینی أن فاضَتا . (2)



1- .نِینَوی : بسواد الکوفه ناحیه یقال لها : نِینَوی ، منها کربلاء التی قُتل بها الحسین علیه السلام (معجم البلدان : ج 5 ص 339) وراجع : الخریطه رقم 4 فی آخر مجلّد 5 .
2- .مسند ابن حنبل : ج 1 ص 184 ح 648 ، مسند أبی یعلی : ج 1 ص 206 ح 358 ، المعجم الکبیر : ج 3 ص 105 ح 2811 نحوه ، تاریخ دمشق : ج 14 ص 187 ح 3517 ، تهذیب التهذیب : ج 1 ص 589 ، سیر أعلام النبلاء : ج 3 ص 288 ، بغیه الطلب فی تاریخ حلب : ج 6 ص 2596 ، الطبقات الکبری (الطبقه الخامسه من الصحابه) : ج 1 ص 429 ح 417 عن عامر الشعبی ؛ المناقب للکوفی : ج 2 ص 253 ح 719 ، الملاحم والفتن : ص 237 ح 344 والثلاثه الأخیره نحوه .



ح در کنار رود فرات، صبر کن ، ای ابا عبد اللّه !

مُسنَد ابن حنبل به نقل از عبد اللّه بن نُجَی ، در باره پدرش : او که مسئول وسایل طهارت علی علیه السلام بود ، با ایشان که عازم صفّین بود، حرکت کرد. هنگامی که از کنار نینوا (1) می گذشت ، علی علیه السلام ندا داد: «صبر داشته باش ، ابا عبد اللّه ! صبر داشته باش ، ابا عبد اللّه ! در کنار فرات !» . گفتم: یعنی چه؟ فرمود: «روزی بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شدم و چشمانش اشکبار بود. پرسیدم: ای پیامبر خدا! آیا کسی شما را ناراحت کرده است؟ چرا اشک از چشمانت سرازیر است؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: جبرئیل ، اندکی پیش ، از نزدم رفت. او برایم گفت که حسین در کنار رود فرات ، کشته می شود. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: جبرئیل گفت: آیا می خواهی خاک آن جا را ببویی؟ گفتم: آری . و جبرئیل، دستش را دراز کرد و مشتی از خاک آن جا را به من داد و من دیگر نتوانستم جلوی ریزش اشک خود را بگیرم» .



1- .در نواحی کوفه ، منطقه ای است به نام نینوا، و کربلا که امام حسین علیه السلام در آن کشته شد ، بخشی از آن منطقه است (ر . ک : نقشه شماره 4 در پایان جلد 5) .



ط هاهُنا هاهُنا!وقعه صفّین عن أبی جُحیفه :جاءَ عُروَهُ البارِقِیُّ إلی سَعیدِ بنِ وَهبٍ ، فَسَأَلَهُ وأنَا أسمَعُ ، فَقالَ : حَدیثٌ حَدَّثتَنیهِ عَن عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ علیه السلام . قالَ : نَعَم ، بَعَثَنی مِخنَفُ بنُ سُلَیمٍ إلی عَلِیٍّ علیه السلام ، فَأَتَیتُهُ بِکَربَلاءَ ، فَوَجَدتُهُ یُشیرُ بِیَدِهِ ویَقولُ : هاهُنا هاهُنا . فَقالَ لَهُ رَجُلٌ : وما ذلِکَ یا أمیرَ المُؤمِنینَ ؟ قالَ : ثَقَلٌ (1) لِالِ مُحَمَّدٍ یَنزِلُ هاهنا ، فَوَیلٌ لَهُم مِنکُم ، ووَیلٌ لَکُم مِنهُم ! فَقالَ لَهُ الرَّجُلُ : ما مَعنی هذَا الکَلامِ یا أمیرَ المُؤمِنینَ ؟ ! قالَ : وَیلٌ لَهُم مِنکُم : تَقتُلونَهُم ؛ ووَیلٌ لَکُم مِنهُم : یُدخِلُکُمُ اللّهُ بِقَتلِهِم إلَی النّارِ . (2)



1- .الثَّقَل محرّکه : متاعُ المسافر وحَشَمُه ، وکلّ شیء نفیس مَصُون (القاموس المحیط : ج 3 ص 342 «ثقل») .
2- .وقعه صفّین : ص 141 ، بحار الأنوار : ج 41 ص 338 ح 58 ؛ شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید : ج 3 ص 170 وفیه «سعد بن وهب» .