گروه نرم افزاری آسمان






[سوره المائدة ( 5): آیات 6 تا 7] ....



ص : 88
اشاره
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ وَ إِنْ
کُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ کُنْتُمْ مَرْضی أَوْ عَلی سَ فَرٍ أَوْ جاءَ أَحَ دٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا صَ عِیداً طَیِّباً
فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیْدِیکُمْ مِنْهُ ما یُرِیدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لکِنْ یُرِیدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَ لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ( 6) وَ
( اذْکُرُوا نِعْمَۀَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ مِیثاقَهُ الَّذِي واثَقَکُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ ( 7
، ص: 89
[سوره المائدة ( 5): آیه 6] .... ص : 89
اشاره
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ وَ إِنْ
کُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ کُنْتُمْ مَرْضی أَوْ عَلی سَ فَرٍ أَوْ جاءَ أَحَ دٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا صَ عِیداً طَیِّباً
( فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیْدِیکُمْ مِنْهُ ما یُرِیدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لکِنْ یُرِیدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَ لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ( 6
ترجمه و شرح .... ص : 89
خداوند متعال پس از بیان برخی از احکام مربوطه بأمر معاش و زندگانی در این آیه مبارکه نیز به برخی از احکام مربوطه به معاد و
روز بازگشت را یادآوري نموده و بیان میکند هنگامی که شخص براي اداي فریضه قیام کند باید وضو داشته باشد زیرا نماز خود
از ، ص: 90
پاکیزههائی است که صرفا جنبه روحی خالص دارد و روان مؤمن از آن بهرهمند میشود و در آن چیزهائی مییابد که از هیچ جاي
دیگر به چنان چیزي دسترس ندارد این خواسته براي پاره برین آدمی است که شفافی و تابناکی آن از پاره وابسته به تن آدمی بسیار
افزونتر است.
نماز رو برو شدن با خدا و ایستادن در پیشگاه اوست و ناچار چنین برخوردي را آمادگی لازم است و باید تن پاکیزه باشد تا مقدّمه
پاکیزگی و توجه روح فراهم گردد، شستن رو و دستها تا مرفق و مسح کردن سر و پاها و امّا در مورد تیمّم با اینکه در سوره نساء
گفته شده در اینجا نیز علّتی را میافزاید که مقصود از کارها دشواري و تنگ گرفتن بر مؤمنان نیست بلکه پاکیزه شدن و تمام شدن
صفحه 54 از 214
نعمت و فراهم آمدن اسباب سپاسگزاري است و این در آنجاست که آب پیدا نشود یا در بکار بردن آن به آدمی گزندي رسد خدا
نمیخواهد که مردم را به رنج بیندازد و با تکالیف دشوار برایشان سخت بگیرد بلکه چنان میخواهد که مردم را پاکیزه کند و به
این پاکیزگی به ایشان نعمت دهد و آنان را به سپاسگزاري نعمت بکشاند و نعمت را برایشان دو چندان کند و این کوشش دو
جانبهاي است که براي یکسان کردن پاکی تن و پاکی روح در یک عبادت صورت میگیرد که به وسیله آن شخص به خدا رو
میکند و پاکیزگی روحی در این عمل نیرومندتر است لذا بهتر است پیش از آنکه در باره آداب عبادت نادانسته و راه نبرده و از
روي تاریکی سخن بگوئیم بأسرار آن پی ببریم و حقایق آن را دریابیم اینک میفرماید: ، ص:
91
اي کسانی که به خدا و رسولش ایمان آوردهاید وقتی که اراده کردید که براي اقامه نماز برخیزید و حدثی از شما سر زده و طاهر و
با وضو نیستید باید اول صورتهاي خود را بشوئید یعنی از رستنگاه موي سر تا زنخ طولا و ما بین آنچه بین انگشت ابهام و انگشت
وسطی فرا بگیرد عرضا آب جاري سازید و همچنین دستها را تا آرنج بشوئید و آب بر آنها جاري سازید و با همان رطوبت که در
دستهاي شما باقی است سرهاي خود را مسح کنید و همچنین پاهاي خود را تا برآمدگی پشت پاها مسح کنید و اگر جنب باشید
باید خود را طاهر و پاك نمائید و غسل کنید و اگر بیمار یا مسافر باشید یا از قضاي حاجت آمده باشید یا با زنان ملامسه و مجامعت
کرده باشید و آب به دست نیاورید و یا استعمال آب براي شما متعذر و ممنوع باشد به روي زمین پاك تیمّم کنید و از آن بر
صورت و پیشانی و دستها بکشید خداوند نمی خواهد شما را به حرج و سختی و تنگنا بگذارد و با نداشتن آب یا ضرر استعمال
آن شما را مکلّف به وضوء یا غسل نماید بلکه میخواهد شما را پاك سازد و نعمتش را بر شما تمام نماید. باشد که شما با این
عمل شکرگزار شوید و اداي شکر واجب بنمائید و شکر نعمت شما اطاعت اوست در آنچه شما را به آن امر فرموده و خودداري و
اجتناب از آنچه شما را از آن نهی نموده است.
خلاصه خداوند میخواهد با این دستورها هم طهارت معنوي و هم جسمانی براي شما فراهم گردد.
از این آیه استفاده میشود:
1) قبل از نماز باید وضو گرفت و در موقع جنابت و یا خروج ، ص: 92 )
منی و یا بیماري و مسافرت و یا خروج بول و غایط اگر آب براي وضو یا غسل پیدا نشد باید تیمّم کرد.
2) زمینی که به آن تیمّم میکنند باید پاك و خالی از نجاست باشد ضمنا تیمّم براي سهولت امر دین و عقب نیافتادن موقع عبادات )
تجویز شده است.
3) باید به نعمتهاي الهی سپاسگزار شد. )
(6)
ار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 93
ترجمه و شرح [منظوم .... ص : 93
اي کسانی کاهل ایمانید باز چونکه برخیزید از بهر نماز
روي خود شوئید تا مرفق دو دست شستن شرعی است این بر حق پرست
مسح رأس و رجل تا کعبین هم کاستخوان برتر است آن بر قدم
از جنب گردید از مسّی شما شد طهارت واجب از سر تا بپا
صفحه 55 از 214
در جنابت غسل باشد فرض دین هم مساوي خواب بیداري یقین
ور که بیمارید یا اندر سفر کآب باشد بر شما پردردتر
بیم خصم و جانور باشد براه یا که باشد آب اندر قعر چاه
نیست بندي تا کشید از چاه برّ یا که بفروشند و نبود سیم و زر
وانگهی باشید حاجتمند آب از جنابت یا حدث در ارتکاب
پس تیمّم کرد میباید بخاك بر دو دست و روي زین ره نیست باك
حق نخواهد بر شما گیرد به تنگ لیک خواهد پاکتان از رجس و ننگ
هم کند اتمام نعمت بر شما در هر آنجا و مقامی ز اقتضا
زان یکی بد بر تیمّم رخصتش تا شما گوئید شکر نعمتش
پس بیاد آرید از نعمتهاي او جانب منعم کنید آنگاه رو
همچنین میثاق او آرید یاد که به نیل العقبه بستید ازو داد
چونکه گفتید این شنیدیم از شما در اطاعت آمدیم و اقتداء
از خدا ترسید در نقض و داد وز فراموشی نعمتها که داد
حق بود آگاه بر سرّ صدور میدهد بر قدر نیّتها اجور
(6)
، ص: 94
شأن نزول .... ص : 94
عبد اللّه بن ابی بکر بن عمرو بن حزم از عبد اللّه بن علقمه و او از پدرش روایت کرده و گفته که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله
هنگام بول کردن جواب سلام اشخاص را نمیداد تا اینکه این آیه نازل شد و اعلام کرد که وضو تنها براي نماز واجب است.
صاحب کشف الأسرار از قول حنظلۀ بن الرّاهب نقل کرده:
مردي به رسول خدا در حین بول کردن سلام داد پیامبر جواب نداد تا اینکه پس از بول تیمّم کرد و جواب آن مرد را داد سپس
فرمود: هیچ چیز مرا مانع از جواب سلام تو مانع نبود مگر آنکه وضو یا تیمّم نداشتم، سپس خداوند متعال این آیه را نازل فرمودند و
دستور دادند که جواب سلام با نداشتن وضو یا تیمّم جایز است و وضو ساختن براي اداي نماز واجب است نه کارهاي دیگر.
، ص: 95
بحثی از نظر لغت و معنی .... ص : 95
قوله تعالی: فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ.
غسل بر وزن فلس یعنی شستن، این کلمه به نظر قاموس با فتح غین مصدر و بضمّ آن اسم است از اغتسال ولی اقرب الموارد هر دو
را مصدر میداند.
و از این مادّه است: اغتسال یعنی شستن بدن چنانکه در آیه 43 سوره نساء میفرماید:
صفحه 56 از 214
وَ لا جُنُباً إِلَّا عابِرِي سَبِیلٍ حَتَّی تَغْتَسِلُوا یعنی و نه جنب تا اینکه بدن خود را بشوئید مگر بصورت عبور کنندگان.
مغتسل اسم مفعول و اسم مکان یعنی محلّ شستشو و آبی که با آن شستشو میکنند چنانکه در آیه 42 سوره ص میفرماید:
ارْکُضْ بِرِجْلِکَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ. یعنی راه برو با پایت این آب شستشو است، خنک و خوردنی است.
غسلین به کسر غین یعنی زردابۀ و چرك و خون چنانکه در آیه 35 و 36 سوره حاقه میفرماید:
فَلَیْسَ لَهُ الْیَوْمَ هاهُنا حَمِیمٌ وَ لا طَعامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِینٍ یعنی غذائی جز چرك بدن کفّار وجود ندارد.
غساله بضمّ اوّل یعنی آب مستعمل در شستشو.
، ص: 96
[سوره المائدة ( 5): آیه 7] .... ص : 96
اشاره
( وَ اذْکُرُوا نِعْمَۀَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ مِیثاقَهُ الَّذِي واثَقَکُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ ( 7
ترجمه و شرح .... ص : 96
خداوند متعال پس از بحث در باره قسمتی از احکام اسلام و تکمیل نعمتهاي الهی مؤمنین را مورد خطاب قرار داده و نعمت خدا را
بیادشان میآورد و در سایه یادآوري نعمت خدا از پیمانی که با وي بستهاند یاد میکند زیرا نعمت و وفاي بعهد عقدي است که دو
طرف دارد و اکنون خدا با نعمت دادن بعهد خود وفا کرده آنان نیز به پیمان خود وفا کنند چنانکه در آیه پیش نیز اجمالا بآن اشاره
شده است در آنجا که میفرماید: وَ لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ و یگانه نعمتی که خداوند متعال بجامعه بشر موهبت فرموده که سایر نعمتهاي
بیشمار مقدمه آن بشمار میآید همانا تأسیس مکتب قرآن و تعلیم برنامه آن است و همه افراد بشر را بدان دعوت فرموده و آن را
عهدهدار سعادت دنیوي و اخروي آنان معرفی نموده و قبول دین اسلام و پیروي از برنامه آن ظهور عهد و پیمانی است که در ازل
افراد بشر بیگانگی آفریدگار اقرار نموده و ، ص: 97
عهدهدار شدهاند لذا در این آیه میفرماید: اذکروا یعنی بیاد آورید و پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله نیز همواره افراد بشر را دعوت
میکند و بحکم فطرت از آنان عهد و پیمان میگیرد که دین اسلام را بهپذیرند و بعهد و پیمان دیرین خود وفادار باشند و مرجع
رسیدگی باین پیمان تقوي و ترس از خداست و تقوي احساسی است در ضمیر آدمی که در سینهها نهفته است و خدا بر آن آگاهی
دارد اینک میفرماید:
و بیاد آورید نعمت خدایرا که بر شما ارزانی داشته است و متذکر باشید پیمانی را که در عالم ذرّ از شما گرفته شده یا عهدي را که
شما با رسول خدا بسته و بیگانگی خدا شهادت دادهاید که در عالم ذرّ بلسان حال و در این عالم بلسان مقال گفتهاید شنیدیم و
اطاعت کردیم در هر حال از خدا بپرهیزید و تقوي اختیار کنید زیرا خدا آنچه در دلها مکنون و در ضمائر مضمر و مکتوم است دانا
و آگاه است.
(7)
صفحه 57 از 214
ترجمه و شرح [منظوم .... ص : 97
پس بیاد آرید از نعمتهاي او جانب منعم کنید آنگاه رو
همچنین میثاق او آرید یاد که بنیل العقبه بستید ازو داد
چونکه گفتید این شنیدیم از تو ما در اطاعت آمدیم و اقتداء
از خدا ترسید در نقص و داد وز فراموشی نعمتها که داد
حق بود آگاه بر سرّ صدور میدهد بر قدر نیتها اجور
(7)
، ص: 98
بحثی از نظر لغت و معنی .... ص : 98
قوله تعالی إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ کلمه علیم داراي تنوین است و تنوین نونی است که در تلفظ ثابت میشود نه در نوشتن و خط و اقسام آن
بسیار است.
اول تنوین تمکن و آن تنوین است که به اسمهاي معرب میپیوندد چنانکه در آیه 154 سوره انعام و 65 سوره اعراف و 50 سوره
هود و 1 سوره نوح میفرماید:
هُديً وَ رَحْمَۀً- وَ إِلی عادٍ أَخاهُمْ هُوداً- إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً إِلی قَوْمِهِ.
دوم تنوین تنکیر و آن تنوینی است که باسماء افعال ملحق میشود تا بین معرفه و نکره آنها جدائی افکند مانند تنوینی که در آخر
کلمه افّ و هیهات بقرائت کسانی که آنها را با تنوین خواندهاند در میآید سوم تنوین مقابله و آن در آخر جمع مؤنث سالم
میآید.
چنانکه در آیه 5 سوره تحریم میفرماید: مانند مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِداتٍ سائِحاتٍ ....
چهارم تنوین عوض که یا عوض از حرف است که در آخر کلماتی که معتل و بر وزن مفاعل است دیده میشود چنانکه در آیه 1
سوره فجر و 41 سوره اعراف میفرماید:
وَ الْفَجْرِ وَ لَیالٍ عَشْرٍ- وَ مِنْ فَوْقِهِمْ غَواشٍ.
یا عوض از اسم مضاف الیه است در کلمه کل و بعض و ايّ ، ص: 99
چنانکه در آیه 110 سوره اسراء و 38 سوره یس و 253 سوره بقره میفرماید:
أَیا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنی کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ- و تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلی بَعْضٍ.
یا عوض از جمله مضاف الیه است چنانکه در آیه 81 سوره واقعه میفرماید:
وَ أَنْتُمْ حِینَئِذٍ تَنْظُرُونَ یعنی حین اذ بلغت الروح الحلقوم که جمله بلغت الرّوح الحلقوم حذف شده و بجاي آن در آخر کلمه حینئذ
تنوین آورده شده است.
و یا بدل از اذا است چنانکه در آیه 431 سوره شعرا میفرماید:
وَ إِنَّکُمْ إِذاً لَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ یعنی اذا غلبتم.
پنجم تنوین فواصل و آن تنوین است که در غیر قرآن آن را تنوین ترنم مینامند که بدل از حرف اطلاق است و این تنوین در اسم و
صفحه 58 از 214
فعل و حرف بکار برده میشود چنانکه زمخشري و دیگران تنوین قَوارِیرَا- وَ اللَّیْلِ إِذا یَسْرِ- و کَلَّا سَیَکْفُرُونَ بِعِبادَتِهِمْ را از این نوع
دانستهاند.
، ص: 100
توضیحات .... ص : 100
قوله تعالی: إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ خداوند متعال پیش از این دستور داده بود که بعقدها وفا کنید و یکی از عقدها نماز است و از
شرایط نماز طهارت است لذا در این آیه مبارکه میفرماید:
وقتی اراده نماز کردید باید وضو بگیرید خواه طهارت داشته باشید یا نه زیرا امیر المؤمنین علیه السلام براي هر نمازي وضو
میگرفت و این آیه را میخواند.
عکرمه و داود نیز این نظریه را پذیرفتهاند ولی عقیده اکثر فقهاء بر آن که وضو گرفتن بر هر نماز واجب نیست و تجدید وضوي
علی علیه السلام را هم حمل بر استحباب نمودهاند بنظر برخی در آغاز اسلام براي هر نماز وضو واجب بود سپس بمنظور تخفیف
این حکم نسخ شد.
سلیمان بن برید از پدرش نقل کرده که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله براي هر نمازي وضو میگرفت و چون سال فتح مکه فرا
رسید نمازها را بیک وضو خواند.
قوله تعالی: فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ.
غسل بمعنی شست و شوي عضوي از بدن و یا تمام آن است که بوسیله ریزش آب بر بدن از جزئی بجزء دیگر انتقال یافته و بر
حسب ، ص: 101
طبع بطرف پائین جریان یابد و بآن وسیله آن عضو پاك و پاکیزه میگردد امّا کلمه وجوه جمع وجه و بمعناي رو و رخسار که در آن
دیدگان و بینی و دهان است و براي وضو تمام صورت بوسیله ریختن آب از پیشانی تا چونه باید شسته شود و شستن صورت بر
حسب طول و از رستنگاه موي سر تا آخر چونه و از عرض بقدري است که انگشت ابهام و وسطی را فرا بگیرد.
قوله تعالی: وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ.
این جمله بیان جزء دیگر از وضو است که باید شسته شود و کلمه ایدي جمع ید بمعناي دست است که به نیروي آن انسان همه
کارهاي خود را انجام میدهد و مرکب از انگشتان تا شانه است و بطور غالب براي انجام کارها انگشتان فقط و یا انگشتان تا بند
دست و براي بعض کارهاي دیگر انگشتان تا مرفق بکار میرود و کلمه الی در این آیه فقط براي بیان حد شستن است نه کیفیت
شستن چنانکه بعضی پنداشتهاند که منظور آیه این است: باید دستها را از سر انگشتان بطرف آرنج بشوئید.
قوله تعالی: وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ کلمه مسح اگر بحرف باء ذکر شود مفاد آن مرور دادن جزئی از باطن دست است بر قسمتی از
ممسوح و در صورتی که بدون حرف باء باشد لازم است باطن دست بر ممسوح احاطه بیاید و آن را فرا بگیرد و بقرینه سیاق مسح
باید با رطوبت دست باشد و در ممسوح نیز اثر گذارد و بر حسب روایت اهل بیت علیهم السلام قسمتی از جلوي سر که متصل به
پیشانی است باید مسح شود. ، ص: 102
قوله تعالی: وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ.
کلمه ارجل جمع رجل به معناي پا است و کعب به برآمدگی پشت پا گفته میشود. کلمه ارجل هم مجرور و هم منصوب خوانده
شده و اگر مجرور خوانده شود مفادش لزوم مسح قسمتی از باطن دست است بر قسمتی از پشت پا که شروع آن از سر انگشتان تا به
برآمدگی پشت پا برسد امّا اگر منصوب خوانده شود به محلّ برؤسکم عطف شده باید تمام پشت پا از سر انگشتان تا برآمدگی آن
صفحه 59 از 214
با رطوبت دست مسح گردد.
ضمنا در باره این جمله بین فقهاء و مفسّرین بسیار اختلاف است که ما به بعضی از آنها به نحو اختصار اشاره میکنیم.
مرحوم طبرسی در ذیل این جمله مینویسد: به نظر جمهور فقهاء شستن پاها در موقع وضو واجب است اما به نظر علماي امامیّه تنها
مسح پاها واجب است.
عکرمه و جماعتی از صحابه و تابعان مانند ابن عبّاس، انس، ابو العالیه و شعبی نیز گفتهاند که فقط مسح پاها واجب است، لکن به
نظر حسن بصري وضو گیرنده مخیّر است میان شستن پا و مسح کردن آن.
طبري و جبائی هم این عقیده را پذیرفتهاند لکن گفتهاند که مسح همه پاها اعم از پشت پا و کف پا هر دو واجب است و تنها مسح
پشت پا کافی نیست ولی ناصر الحق که یکی از پیشوایان شیعه زیدیه است میگوید: هم شستن پاها و هم مسح آنها هر دو واجب
است.
ابن عبّاس گفته پیامبر اکرم موقع وضو گرفتن فقط روي پاها را ، ص: 103
مسح نمود و نیز از پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله روایت شده که فرمودند: خدا در قرآن مسح پاها را دستور داده ولی مردم پاها را
شستشو میکنند، و همچنین فرمودند: وضو دو شستن و دو مسح است یعنی شستن دستها و شستن صورت، مسح سر و مسح پاها،
قتاده نیز این نظریه را پذیرفته است.
قوله تعالی: وَ إِنْ کُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا.
این جمله بیان قسم دیگر از طهارت براي اداء فریضه است که هنگام قیام براي اداء فرایض پنجگانه اگر حالت جنابت بکسی عارض
شده تمام بدن را به قصد عبادت باید شستشو کنند و مفاد آیه آن است که هر که به حدث اصغر است مانند خواب باید براي اداء
فریضه وضو بجا آورد و در صورتی که جنابت عارض شده باید براي اداء فریضه غسل کند پس براي رفع حدث عارضش شده باید
براي اداء فریضه غسل کند پس براي رفع حدث اصغر غسل جایز نیست و همچنین براي رفع جنابت وضو جایز نیست، ضمنا از جمله
مزبور که میفرماید: به هنگام نماز اگر جنب هستید غسل کنید مستفاد میگردد که غسل جنابت جانشین وضو هم میشود.
قوله تعالی: وَ إِنْ کُنْتُمْ مَرْضی أَوْ عَلی سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیداً طَیِّباً.
جملات فوق بیان هنگامی است که شخص از بکار بردن آب براي وضو و غسل معذور است لذا اگر نماز گزار سخت بیمار باشد و
یا در سفر و خارج از وطن رفته و یا براي دفع ضروریات بکناري و بخلوتی برود و یا جنابت عارضش شده باشد باید بعوض وضو یا
، ص: 104
غسل تیمم کند قوله تعالی: فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیْدِیکُمْ مِنْهُ این جمله بیان حکم تیمم است و چون مسح بحرف باء ذکر شده مفاد
آن سر و دست بر جزئی از ممسوح است یعنی شستشوي صورت و دو دست با مرفق در وضو به مسح قسمتی از صورت و به مسح
قسمتی از بند دست تا سر انگشتان تبدیل شده و نیز مسح جلو سر و دو پا که جزء وضو بوده در تیمم ساقط است و نیز بکار بردن
آب تبدیل بخاك شده است سپس میفرماید: احکام اسلام هرگز بر اساس مشقت و سختگیري نیست زیرا غرض تعلیم برنامه و سوق
بشر بسوي سعادت و رهبري آنان بانتظام زندگی است که با رفاء حال و سهولت را مقصد پیش گیرند و با التزام باعمال شایسته به
پیمودن آن ادامه دهند همچنانکه غرض از ایجاب وضو و غسل تحصیل طهارت و پاکیزگی معنوي است که در این حال بتوانند
باداء فریضه قیام نمایند و بهترین مثال یکتا پرستی و شعار بندگی را انجام دهند و در صورت مشقت عذر را پذیرفته و از نظر تسهیل
شرطیّت وضو و غسل را براي اداء فریضه اسقاط نموده و به تیمم که آن نیز طهارت محدود و موقتی است اکتفا نموده تا پیروان
مکتب قرآن بتوانند در حال عادي و غیر آن بشعار عبودیت قیام نمایند و بوسیله اداء فریضه با کاروان سعادت همرهی نمایند.
و از جمله: وَ لکِنْ یُرِیدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَ لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ استفاده میشود که چنانکه غسل و وضو رافع حدث و موجب طهارت است تیمم
صفحه 60 از 214
هم رافع و مطهر است با این تفاوت آنها رافع دائمی ، ص: 105
است و این موقتی و تا بقاء عذر است مانند نکاح دائمی و انقطاعی و همچنین استفاده میشود که جعل تیمم بفضل الهی و انعام
پروردگار است و نیز دلالت دارد بر وجوب شکر در مقابل این نعمت عظمی چنانکه بر هر نعمتی شکري واجب است حتی به نعمت
توفیق شکر گذاري و این امر عقلی است و اوامر شرعیه ارشاد بحکم عقل است خلاصه همه دستورهاي الهی و برنامههاي اسلامی
بخاطر مردم و براي حفظ منافع آنها است و هدف از این دستورات این است که طهارت معنوي و جسمانی براي مردم فراهم گردد.
قوله تعالی: وَ اذْکُرُوا نِعْمَۀَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ مِیثاقَهُ الَّذِي واثَقَکُمْ بِهِ مفسرین در معناي میثاق چند معنا ذکر کردهاند:
1) یعنی پیمانی که رسول خدا در موقع اسلام و بیعت از آنها گرفته است که در آنچه بر آنها فرض شده است مطیع او باشند خواه )
آنها را خوش آید و خواه بد آید.
2) مراد از میثاق مراتبی است که در حجۀ الوداع براي آنها شرح داده است از تحریم محرمات و کیفیت طهارت و فرض ولایت و )
غیره.
3) مقصود پیروي از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله در روز بیعت عقبه و روز بیعت رضوان میباشد ( 4) مراد پیمان در عالم و روز )
الست بربکم که از آنها گرفته شد مرحوم طبري این قول را از سایر اقوال ضعیفتر میداند. و مراد از صدور در این آیه که جمع
صدر و به معنی سینه است ولی در اینجا به معنی قلوب است و چون جاي قلب در سینه است بجاي دل سینه گفتن أنوار العرفان فی
تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 106
جایز است. و تعبیر ذات الصدور تعبیر برجستهاي است که در قرآن زیاد دیده میشود یعنی آنچه همنشین و چسبیده به سینهها است و
این اشاره به نیاتی است که پیوسته در سینهها جايگزین است و اسراریکه در آن نهفته است و احساساتی که با دلها صفت ملازمت
و پیوستگی دارد و در سینهها جاي گرفته است و همه اینها با آن اندازه پوشیدگی که دارند در برابر علم خدا آشکار است و خدا بر
آنها آگاهی دارد.
، ص: 107
روایات .... ص : 107
1) کافی بسند خود از امام باقر علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمودند: همینکه وقت نماز داخل شد طهارت واجب )
میشود و طهارت هم بر دو نوع است اصلی و اختیاري که عبارت است از وضو و غسل که آنرا طهارت آبی نیز میگویند و یا
اضطراري و بدلی است و عبارت از تیمم بدل از وضو یا غسل است که طهارت خاکی نیز مینامند.
2) کافی از زراره نقل کرده که میگفت حضور امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهما السّلام عرض کردم که موجبات وضو )
چند چیز است فرمودند: هر چه از دو مخرج خارج شود اعم از بول یا غائط و یا منی و خون و خوابی که عقل را از کار بیندازد.
3) کافی بسندي از زراره و بکیر که گفتهاند از امام محمد باقر علیه السّلام سؤال کردیم از چگونگی وضو پیامبر اکرم صلّی اللّه )
علیه و آله حضرت طشت خواست که در آن آب بود سپس دست راست خویش را در آب فرو برد آب برداشت و بصورت ریخت
و آن را شست سپس دست چپ را در آب ظرف فرو برد آب برداشت بر دست راست ریخت و از ذراع مرفق تا انگشتان را شست و
آب را بسمت مرفق بر نگردانید و سپس دست راست خود را در آب فرو برد و آب برداشت بر ذراع دست چپ مانند دست راست
از مرفق ریخت و آن را شست و سپس سر و دو پاي خویش را بهمان رطوبت دست مسح کرد بدون اینکه آب دیگري به آنها أنوار
العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 108
برسد و فرمود انگشتان را نباید زیر کفش برد زیرا خداوند متعال میفرماید: إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ و نباید
صفحه 61 از 214
جزئی از صورت شسته نشود و نیز آیه فرموده که دو دست تا مرفق و نباید جزئی از آنها ناشسته بماند زیرا خداوند عز و جل در آیه
فرموده: فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ و سپس در آیه فرمود وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ لذا اگر بعض سر
را مسح کند و همچنین بعضی از دو پاي خود را از میان کعبین تا میان انگشتان مسح کند کافی است سپس هر دو سؤال کردند
کعبین کدامند حضرت فرمود این مفصل است نه استخوان پا بعد گفتند این چیست فرمود این از استخوان ساق پا است و گفت
پائینتر است سپس دو راوي گفتند اصلحک اللّه یک مشت آب براي صورت کافی است و یک مشت براي دست حضرت فرمود
بلی چنانچه آب کاملا بآنها برسد و چنانچه دو مشت آب ریخته شود نیز کافی است.
4) کافی بسند از زرارة نقل کرده که وي گفت از امام محمّد باقر علیه السّلام سؤال کردم از کجا استفاده نمودي که میفرمائی مسح )
به بعضی از سر و ببعض از دو پا است حضرت تبسم کرد و فرمود اي زراره رسول اللّه فرمود و نیز آیه قرآن بر آن دلالت دارد زیرا
خدا میفرماید: فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ فهمیدیم که تمام صورت را باید شستشو نمود و نیز فرمود:
وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ و دو دست را تا مرفق عطف نمود بصورت فهمیدیم که هر دو دست نیز باید شسته شوند و سپس در جمله
دیگر فرمود: وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ از حرف باء که مسح ببعض سر است و سپس عطف فرمود هر دو پا را بسر همچنانکه دو دست را
عطف نمود ، ص: 109
بصورت فرمود: وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ فهمیدم از عطف دو پا بسر با اینکه مسح ببعض آنها است و نیز رسول اکرم صلّی اللّه علیه و
آله براي مردم تفسیر فرمود ولی مردم او را تضییع کردند و سپس فرمود: فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا صَ عِیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ
أَیْدِیکُمْ مِنْهُ چون وضو را بیان نمود و جمله ان لم تجدوا را فرمود که بعض غسل را باید مسح نمود زیرا در آیه فرمود بوجوهکم و
سپس عطف نمود به آن و ایدیکم و سپس حرف منه یعنی از آن تیمم تا آخر حدیث.
5) فقیه از معاویۀ بن عمار روایت کرده گفت حضور امام جعفر صادق علیه السّلام عرض کردم مشغول وضو شدم ناگاه ظرف آب )
ریخت خادمه خود را صدا زدم که آب بیاورد تا او آب بیاورد قدري طول کشید صورت و دستم خشک شد فرمودند: باید وضو را
از نو شروع نموده و تکرار کنی زیرا موالات در وضو شرط است و باید افعال را پی در پی انجام دهند.
6) کافی از محمد بن مروان روایت کرده وي گفت حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام فرمودند: چه بسا مردي شصت یا هفتاد )
سال عمر نموده و نماز خوانده ولی خداوند نمازش را قبول ننماید عرض کردم چطور چنین چیزي میشود فرمودند: چون خلاف
دستور عمل کرده و بجاي مسح نمودن پاي خود را شسته ( 7) زراره به سند دیگر از امام جعفر صادق علیه السّلام روایت کرده
فرمودند: اي زراره اگر وضو گرفتی ولی بجاي مسح پا اقدام به شستن آن کردي وضو نگرفتهاي و فرق شستن و مسح نمودن آن
است که در شستن جریان آب بر عضو شرط است ولی در مسح فقط کشیدن دست ، ص: 110
با رطوبت بر عضو کافی است.
8) تفسیر برهان مینویسد: عیاشی از زرارة بن اعین و ابو حنیفه از ابی بکر بن حزم روایت نموده که شخص وضو ساخت و بر دو )
کفش خود مسح نمود داخل مسجد شد نماز خواند حضرت علی علیه السّلام بر سر او ایستاد فرمود واي بر تو بی وضو نماز خواندي
گفت عمر بن خطاب به من چنین گفته است حضرت دست آن شخص را گرفته و نزد عمر برد با صداي بلندي به وي فرمود بهبین
این شخص چه حکمی را به تو نسبت میدهد عمر گفت بلی من چنین گفتهام زیرا رسول خدا چنین مسح میکرد حضرت فرمود
قبل از نزول مائده یا بعد از آن عمر گفت نمیدانم حضرت فرمود پس حکمی را که نمیدانی چرا فتوا میدهی قرآن مسح بر کفش
را نسخ نمود.
9) عیاشی در تفسیر خود از زراره روایت کرده گفت از امام محمّد باقر علیه السّلام سؤال کردم از چگونگی تیمّم حضرت )
فرمودند: عمّار یاسر حضور پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله عرض کرد من جنب شدم آب نداشتم، حضرت فرمود عمار چه کردي
صفحه 62 از 214
عرض نمود لباس خود را بیرون آورده بخاك غلطیدم، حضرت فرمود حمار چنین میکند سپس فرمودند:
تیمّم چنین است پروردگار فرمود: فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیْدِیکُمْ مِنْهُ بعد حضرت دو دست را بخاك نهاد و مسح کرد سپس از
بالاي دیدگان تا پائین ابروان مسح نمود آنگاه یکی از دو دست خود را بر پشت دست دیگر کشید و به مسح پشت دست راست
شروع نمود.
10 ) کافی از زراره روایت کرده که گفت امام محمّد باقر علیه السّلام فرمودند: در وضو از دستور خداوند پیروي کنید و ابتداء )
نمائید به ، ص: 111
شستن صورت و دستها سپس مسح سر و پاها و اجزاء آن بر یکدیگر مقدم ندارید تا بر خلاف دستور رفتاري نشود و اگر دستها را
پیش از صورت شستید باید مجددا مبادرت به شستن صورت نموده و بعدا دستها را بشوئید و چنانچه پاها را قبل از سر مسح کنید
باید برگشته اوّل سر را مسح نموده و سپس پاها را مسح نمائید.
11 ) کافی از محمّد بن اسماعیل روایت کرده گفت خدمت امام رضا علیه السّلام عرض کردم مردي با عیال خود همبستر شده و )
مقاربت نموده ولی از آنها منی خارج نشده آیا بر آنان غسل واجب است؟
فرمود: بطور کلّی مباشرت مرد با زن موجب غسل میشود.
12 ) کافی از زراره روایت کرده که گفت امام جعفر صادق علیه السّلام فرمودند: اگر جنب باشی و روز جمعه هم باشد و قصد )
زیارت هم داشته باشی و تصادفا آن روز هم روز عرفه باشد همینکه بعد از طلوع فجر غسل جنابت کنی براي تمام آن موارد کفایت
خواهد کرد، و همینطور است اگر زنی براي حیض و جنابت و جمعه و احرام فقط غسل جنابت کند کافی است براي تمام آنها.
13 ) عیاشی در تفسیر از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت کرده که خدمت پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله عرض کردم اعضاء )
شخصی شکسته و او را بستهاند چگونه باید وضو بگیرد و یا غسل نماید؟ فرمودند: روي موضعی را که بستهاند مسح نموده و دست
مربوط میکشد، و نیز گفتم اگر هوا سرد باشد و از استعمال آب بترسد چه باید بکند؟ حضرت آیه وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ
بِکُمْ رَحِیماً را قرائت فرمودند.
14 ) کافی از عبد العلی روایت کرده گفت حضور امام جعفر ، ص: 112 )
صادق علیه السّلام عرض کردم لغزید و بسنگ خورد ناخن آن شکست و کنده شد روي انگشت پا دوا گذاشتهام در موقع وضو
چگونه مسح کنم؟ فرمودند: این مسئله و نظایر آن از آیات قرآن بخوبی استنباط میشود خداوند متعال میفرماید: در دین براي شما
مشقّت و رنج مقرّر نشده روي پارچه و جرقهاي که روي انگشت پاي خود بسته مسح نموده و دست بکش.
15 ) کافی از زراره روایت کرده گفت حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام فرمودند: وقتی که مسافر آب پیدا نکرد اگر وقت دارد )
باید جستجو بکند تا آب بیابد و اگر بترسد که وقت بگذرد تیمّم نموده و نماز را بجا بیاورد.
16 ) در تهذیب و کافی از زراره روایت کردهاند گفت حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام فرمودند: باید مسافر در زمین هموار )
به مقدار پرتاب دو تیر جویاي آب شود و در اراضی ناهموار یک پرتاب تیر کافی است و زیادتر از آن لازم نیست.
17 ) در تهذیب از حلبی روایت کرده گفت خدمت حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام عرض کردم شخصی جنب است و )
مقداري آب دارد امّا اگر با آن غسل کند تشنه میماند و از عطش و بی آبی میترسد آیا باید غسل نماید؟ فرمود خیر باید تیمّم
کند.
18 ) در کافی از محمّد بن مسلم روایت کرده گفت حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام فرمود اگر آب بدست نیاوردي خواستی )
تیمّم کنی تیمّم را آخر وقت بکن چون ممکن است آب فراهم شود و اگر نشد زمین از دست نمیرود. أنوار العرفان فی تفسیر
القرآن، ج 10 ، ص: 113
صفحه 63 از 214
19 ) در کافی از علیّ بن سالم روایت کرده گفت بحضور حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام عرض کردم من با تیمّم نماز )
خواندم و بعد آب بدست آمد وقت هم باقی است آیا نماز را اعاده کنم؟ حضرت فرمودند: خداي آب همان خداي خاك است.
20 ) در کافی از زراره روایت کرده گفت حضور حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام عرض کردم آیا شخص میتواند به یک تیمّم )
تمام نمازهاي شبانهروز را بجا آورد؟ فرمودند: آري چنانچه حدثی از او سر نزده باشد و آب هم نیابد با یک تیمّم بجا آورد.
21 ) در مجمع از ابی جارود روایت کرده گفت حضرت امام باقر علیه السّلام معنی آیه: وَ اذْکُرُوا نِعْمَ ۀَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ مِیثاقَهُ الَّذِي )
واثَقَکُمْ بِهِ را سؤال کردم فرمودند: مراد از میثاق چیزهائی است که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله براي مردم حجّ ۀ الوداع بیان
فرموده از محرّمات و واجبات و چگونگی طهارت و واجب بودن ولایت امیر المؤمنین و فرزندانش بر مردم.
22 ) کافی از ابی بصیر روایت کرده که امام جعفر صادق علیه السّلام فرمود: اگر خاك نیابی و بر لباس تو هم غباري نباشد که )
تکان دهی و بر آن تیمّم نمائی پس بر گل تیمّم کن که خداوند از صاحبان عذر این عمل را میپذیرد.
، ص: 114
تجزیه و ترکیب .... ص : 114
قوله تعالی: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ.
کلمه قیام وقتی که به وسیله الی متعدّي میشود چه بسا کنایۀ از قصد و اراده کاري است که ذکر میشود.
قوله تعالی: الی المرافق کلمه الی بنظر برخی از مفسّرین به معنی مع میباشد چنانکه در آیه 2 سوره نساء نیز میفرماید: وَ لا تَأْکُلُوا
أَمْوالَهُمْ إِلی أَمْوالِکُمْ یعنی اموال آنها را با اموال خود نخورید. و کلمه مرافق جمع مرفق یعنی آرنجها.
قوله تعالی: وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ کلمه و ارجلکم به کسر خوانده شده که ناچار عطف بر کلمه رءوسکم میباشد، و نیز
برخی آن را با نصب لام هم خواندهاند. و باء کلمه برؤسکم بقولی زائدة و بقولی براي الصاق و به نظر برخی براي تبعیض است.
قوله تعالی: وَ إِنْ کُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا این جمله عطف است بر جمله فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ زیرا آیه در بیان شرط بودن طهارت براي نماز
است و کلمه جنب هم براي مفرد و هم جمع و هم مذکّر و هم مؤنّث بکار برده میشود و باید توجّه داشت که این کلمه در حقیقت
مصدر است که به معناي صفت مورد استعمال قرار میگیرد و معناي آن ذو جنب یعنی داراي جنابت و اصل جنابت به معناي دوري
است. و کلمه فاطّهروا در اصل فتطهروا بوده که تاء در طاء ادغام و همزه وصل به أوّل ، ص:
115
آن اضافه شده است.
قوله تعالی: وَ أَیْدِیکُمْ مِنْهُ کلمه من در منه بنا به نظر بعضی از مفسّرین براي ابتدائیت بکار برده شده و میرساند که مسح صورت و
دستها باید از صعید ابتدا گردد و به عقیده برخی کلمه من در اینجا من تبعیضی است و میرساند که بایستی در دستها پس از زدن بر
زمین اثري از صعید چون غبار باشد که به صورت و دستها مالیده شود و باین نظر تیمّم بر سنگ صاف و پاکی که هیچ غباري ندارد
باطل است و اللّه اعلم.
کلمه لیجعل و کلمه لیظهر به وسیله آن ناصبه که در تقدیر است منصوب میباشد.
، ص: