گروه نرم افزاری آسمان






[سوره المائدة ( 5): آیات 20 تا 26 ] ....



ص : 205
اشاره
وَ إِذْ قالَ مُوسی لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جَعَلَ فِیکُمْ أَنْبِیاءَ وَ جَعَلَکُمْ مُلُوکاً وَ آتاکُمْ ما لَمْ یُؤْتِ أَحَ داً مِنَ الْعالَمِینَ
20 ) یا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَ ۀَ الَّتِی کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ وَ لا تَرْتَدُّوا عَلی أَدْبارِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرِینَ ( 21 ) قالُوا یا مُوسی إِنَّ فِیها قَوْماً )
جَبَّارِینَ وَ إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها حَتَّی یَخْرُجُوا مِنْها فَإِنْ یَخْرُجُوا مِنْها فَإِنَّا داخِلُونَ ( 22 ) قالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِینَ یَخافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمَا ادْخُلُوا
عَلَیْهِمُ الْبابَ فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّکُمْ غالِبُونَ وَ عَلَی اللَّهِ فَتَوَکَّلُوا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ( 23 ) قالُوا یا مُوسی إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فِیها
( فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّکَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ ( 24
قالَ رَبِّ إِنِّی لا أَمْلِکُ إِلَّا نَفْسِی وَ أَخِی فَافْرُقْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقِینَ ( 25 ) قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَۀٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعِینَ سَنَۀً یَتِیهُونَ فِی الْأَرْضِ
( فَلا تَأْسَ عَلَی الْقَوْمِ الْفاسِقِینَ ( 26
صفحه 99 از 214
أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 207
[سوره المائدة ( 5): آیه 20 ] .... ص : 207
اشاره
وَ إِذْ قالَ مُوسی لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جَعَلَ فِیکُمْ أَنْبِیاءَ وَ جَعَلَکُمْ مُلُوکاً وَ آتاکُمْ ما لَمْ یُؤْتِ أَحَ داً مِنَ الْعالَمِینَ
(20)
ترجمه و شرح .... ص : 207
خداوند متعال بمنظور تسلّی خاطر پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله بعض سرگذشت موسی کلیم علیه السّلام را با بنی اسرائیل بیان
نموده و پرده از روي رفتار و مخالفتهاي ایشان نسبت به پیامبر خویش حضرت موسی علیه السّلام برداشته و میفرماید:
بیاد آر اي محمّد صلّی اللّه علیه و آله زمانی را که موسی علیه السّلام به قوم خود گفت اي جماعت بنی اسرائیل و اي خویشان و
بستگان من نعمتی را که خدا بشما ارزانی داشته بیاد آورید آنگاه که در میان شما پیامبرانی قرار داد تا از اخبار غیبی شما را مطلع
ساخته و قوانین الهی را براي شما بیان کنند و شما را پادشاهان و آزادگان قرار داد تا هر چه براي شما لازم باشد دارا باشید و ذلّت
سؤال از شما دور باشد و از بین شما سلاطینی برانگیخت و پس از آنکه در تحت سیطره فرعون بودید شما را رهائی و آزادي بخشید
و سپس صاحب حکومتهاي مستقل گشتید و داراي توسعه مال و منال شدید و بشما چیزهائی عطا نمود که به هیچ فردي از أنوار
العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 208
مردم زمان و جهان شما عطا نفرموده بود چنانکه منّ و سلوي بشما فرستاده و بوسیله ابر سایبانی براي شما قرار داد و دریا را براي
شما شکافت و شما را از آن گذرانیده و نجات داد و دشمن شما را در آن هلاك ساخت.
از این آیه استفاده میشود که احوال گذشتگان براي عبرت آیندگان بسیار مفید است، لذا از سرگذشت قوم اسرائیل که قدیمترین
اقوامند باید عبرت گرفت و گناهان و کفر آنان را که موجب لعن و غضب الهی شدهاند نباید تکرار کرد.
(20)
ترجمه و شرح [منظوم .... ص : 208
اي محمّد آور از موسی بیاد چونکه گفت او قوم خود را ازو داد
کاي گروه از نعمت ربّ العباد که شما را داده او آرید یاد
چونکه گردانید او پیغمبران در شما هم باز شاهان و سران
بر شما داد آنچه از خلق جهان بر کسی آن را نداد از انس و جان
چون شکافت بحر و نزل مائده تا شما را باید افزون فائده
أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 209
صفحه 100 از 214
بحثی از نظر لغت و معنی .... ص : 209
قوله تعالی: إِذْ جَعَلَ فِیکُمْ أَنْبِیاءَ.
واژه نبی 75 بار در ضمن آیات قرآن تکرار شده است ولی لفظ النبیّ 43 مرتبه در ضمن آیات قرآن ذکر شده است، چنانکه در آیه
6 سوره احزاب میفرماید:
النَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ- امّا لفظ النبیّین .... بار در ضمن آیات کریمه آمده است، چنانکه در آیه 57 سوره مریم میفرماید:
أُولئِکَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ مِنْ ذُرِّیَّۀِ آدَمَ.
لکن کلمه نبیّا 9 بار در ضمن آیات تکرار شده است چنانکه در آیه 30 سوره مریم میفرماید:
قالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتانِیَ الْکِتابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیا.
ولی لفظ انبیاء 5 مرتبه در ضمن آیات قرآنی بازگو شده است، چنانکه در آیه 181 سوره آل عمران میفرماید:
سَنَکْتُبُ ما قالُوا وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ- و لفظ النبیّون 3 بار و واژه نبیّهم نیز دو بار آمده است چنانکه در آیه 84 سوره آل عمران و
آیه 247 سوره بقره میفرماید:
وَ ما أُوتِیَ مُوسی وَ عِیسی وَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ- وَ قالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طالُوتَ مَلِکاً.
أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 210
[سوره المائدة ( 5): آیه 21 ] .... ص : 210
اشاره
( یا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَۀَ الَّتِی کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ وَ لا تَرْتَدُّوا عَلی أَدْبارِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرِینَ ( 21
ترجمه و شرح .... ص : 210
خداوند متعال در این آیه شریفه جریان ورود بنی اسرائیل را به سرزمین مقدّس بیان کرده و میفرماید:
حضرت موسی علیه السّلام به آنان گفتند: اي قوم من اي بنی اسرائیل داخل سرزمین مقدّسی شوید که خدا سکناي در آن را براي
شما ثبت و مقرّر داشته و به ابراهیم آن را وعده فرموده است و به پشت سر بر نگردید و یا بقول برخی از مفسّرین یعنی از فرمان خدا
به نافرمانی رجوع نکنید که اگر از دخول در آن منصرف شوید و از جبابره آنجا بیم کنید برگشت شما موجب زیان شما خواهد بود
و در شمار زیانکاران خواهید بود.
از سخنان حضرت موسی علیه السّلام پیداست که از دو دلی و به عقب باز گشتن قوم خود نگران بود. زیرا در آن راه پیمائی دور و
دراز أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 211
بارها آنان را آزموده بود.
ضمنا از جمله کتب اللّه علیکم مستفاد میگردد که خداوند متعال مقرّر نموده بود که قوم بنی اسرائیل در این سرزمین مقدس به
آرامش و رفاه زندگی کنند بشرط اینکه آن را از شرك و بت پرستی پاك سازند در غیر این صورت زیانهاي سنگینی دامان آنان
صفحه 101 از 214
را فرا خواهد گرفت.
از این آیه استفاده میشود:
فرامین الهی را باید اجراء نمود و در اجراي آن نیز نباید ترسی به دل راه داد و همچنین برگشت از جهاد و عدول از اجراي فرامین
الهی موجب خسران دنیا و آخرت میباشد.
(21)
أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 212
ترجمه و شرح [منظوم .... ص : 212
اي گروه من در آئید از رضا در زمینی پر فواکه پر نوا
کان فلسطین است یا خود ارض شام یا بود بیت المقدس آن بنام
آن زمین که حق نوشته بر شما نزد قسمت تا در آن گیرید جا
چونکه ایشان را ز جبّاران هراس بود در دل مینمودند التماس
تا به سوي مصر بر گردند باز با نقیبان بودشان این گونه راز
کاش ما را بود سالاري به پیش بازمان میبرد تا بر جاي خویش
گفت موسی بر مگردیت از طریق بر عقبها وز فراخی سوي ضیق
این ز ضعف و بیوثوقی بر خداست پس به خسران باز گردید این جفاست
(21)
أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 213
شأن نزول .... ص : 213
طبق نوشته تفسیر علیّ بن ابراهیم و نمونه بیّنات این آیه شریفه موقعی نازل گردید که قوم موسی به وي گفته بودند که ما به یک
نوع خوراك صبر نخواهیم کرد، سپس حضرت موسی علیه السّلام به آنان گفته بود اکنون که شما این تقاضا را دارید به شهر مصر
فرود آئید که در آنجا هر چه بخواهید براي شما فراهم است، لکن آنها جواب دادند که در آنجا قومی ستمکار هستند و ما به آنجا
وارد نمیشویم تا اینکه آنها بیرون آیند.
أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 214
[سوره المائدة ( 5): آیه 22 ] .... ص : 214
اشاره
( قالُوا یا مُوسی إِنَّ فِیها قَوْماً جَبَّارِینَ وَ إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها حَتَّی یَخْرُجُوا مِنْها فَإِنْ یَخْرُجُوا مِنْها فَإِنَّا داخِلُونَ ( 22
صفحه 102 از 214
ترجمه و شرح .... ص : 214
خداوند متعال در این آیه شریفه جریان نقبائی که حضرت موسی علیه السّلام براي تجسّس فرستاده بود بیان کرده و میفرماید:
نقباء پس از برگشتن گفتند اي موسی در آن شهر مردمانی هستند ستمکار و با قدرت و ما هرگز تا آنها از شهر خارج نشوند داخل
آن نخواهیم شد. بنابراین اگر آنها از آنجا خارج شدند ما داخل خواهیم شد.
در اینجا منش قوم یهود چنانکه هست آشکار میشود و هیچ پرده نازکی روي آن را نمیپوشاند، زیرا اکنون در برابر خطري قرار
گرفتهاند و جاي آن نیست که خود را بدلیري زنند، خطر نزدیک است و وعده الهی هم با آنکه پیروزي با ایشان است نمیتواند
مایه رفع نگرانی و ترس ایشان باشد آنان پیروزي را ارزان و بی مایه خواستارند و چنان دوست دارند که این پیروزي مانند من و
سلوائی أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 215
که از آسمان فرود میآمد بیدردسر بر ایشان فرود آید.
از این آیه استفاده میشود: که در برابر اجراي فرامین خدا و پیغمبر نباید سستی کرده و یا متعذّر شد، لکن چون قوم بنی اسرائیل
سرپیچ هستند براي شانه خالی کردن متعذّر شده و اجراي فرمان خدا و رسولش را تعلیق به محال نمودند.
(22)
ترجمه و شرح [منظوم .... ص : 215
قوم گفتند اي کلیم این سرزمین جاي جبّاران بود نبود امین
و آن گروهی پر نهیب و شوکتند برتر از ما در قوام و قوّتند
نیست ما را طاقت نیرویشان تا به جنگ آریم رو بر سویشان
ما در آن داخل نگردیم از فسون جز که جبّاران روند از آن برون
چون برون رفتند ما داخل شویم تا نه ز ایشان خوار و مستأصل شویم
(22)
أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 216
بحثی از نظر لغت و معنی .... ص : 216
قوله تعالی: قالُوا یا مُوسی إِنَّ فِیها قَوْماً جَبَّارِینَ.
کلمه جبر در اصطلاح علم کلام قول مردمی را گویند که در کار خویش اختیار ندارند، و هر کس هر چه کند خدا بر دست او
جاري میسازد و هر چه نکند انجام آن بر وي محال است لذا خدا شناسان نباید جبري باشند چون جبر ظلم است و خدا ظالم نیست
لکن مادّیون و ملاحده جبري هستند زیرا به عقیده آنان حرکات انسان نتیجه تغییرات مزاج بدن اوست و هر فکري که در دماغ او
آید نتیجه اثري جسمانیست که در جهاز عصبی وي پدید آمده اول تغییر جسمی است سپس تغییر روحی سبب او قهرا نه اینکه اوّل
تغییر روحی باشد و تغییر جسمی بسبب او، بنابراین در انسان غیر جبر نخواهد بود. لیکن معنی جامع جبر همان اصلاح توأم به نوعی
از قهر است و بنا به گفته صحاح و اقرب الموارد این کلمه هم متعدّي و هم لازم هر دو بکار برده شده است، یعنی اصلاح کردن و
صفحه 103 از 214
اصلاح شدن ضمنا همه متفق القولند که جبر در انسان صفت ذمّ و در خدا صفت مدح و جبّار از اسماء الحسنی است زیرا در خدا
بمعنی مصلح است ولی در انسان بمعنی ظالم و تحمیل کننده اراده خود به دیگري است، و این کلمه در ضمن آیات قرآن به معانی
مختلفی بکار برده شده از آن جمله است:
1) بمعنی قهر کننده چنانکه در آیه 23 سوره حشر میفرماید: أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 217 )
هُوَ اللَّهُ ... الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ یعنی او پروردگار یکتا و قدرتمند و قالب و قاهر بر همه خلق و با جبروت است.
2) بمعنی کشتار است چنانکه در آیه 130 سوره شعراء میفرماید: )
وَ إِذا بَطَشْتُمْ بَطَشْتُمْ جَبَّارِینَ- یعنی زمانی که به ظلم و بیداد خلق دست گشائید با کمال قساوت آنان را بقتل میرسانید.
3) بمعنی قدرتمند و قوي است چنانکه در آیه 22 سوره مائده میفرماید: )
إِنَّ فِیها قَوْماً جَبَّارِینَ- یعنی قوم موسی به وي گفتند در آن سرزمین مقدّس گروهی مقتدر و نیرومند حاکم هستند.
4) به معنی متکبّر و گردنکش چنانکه در آیه 14 سوره مریم میفرماید: )
وَ لَمْ یَکُنْ جَبَّاراً عَصِیا
- یعنی یحیی هرگز در برابر خدا و خلق گردنکشی نکرد و هیچ معصیتی مرتکب نشد.
أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 218
[سوره المائدة ( 5): آیه 23 ] .... ص : 218
اشاره
قالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِینَ یَخافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمَا ادْخُلُوا عَلَیْهِمُ الْبابَ فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّکُمْ غالِبُونَ وَ عَلَی اللَّهِ فَتَوَکَّلُوا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ
(23)
ترجمه و شرح .... ص : 218
خداوند متعال در این آیه مبارکه گفتار دو نفر از نقباء یعنی یوشع و کالب را که از خدا ترس داشتند و خداوند به آنها نعمت توفیق
و ثبات عطا فرموده بود گفتار و ترغیب آنها را که به بنی اسرائیل مژده میدادند که اگر با صمیم قلب ایمان بیاورید و به آفریدگار
اعتماد نموده بجنگ عمالقه بشتابید بطور حتم بر دشمن ظفر خواهید یافت را بیان کرده و میفرماید:
دو نفر از مردانی که از خدا میترسیدند و خدا این ترس را بایشان چون نعمتی بخشیده بود بنی اسرائیل را مورد خطاب قرار داده
گفتند از دروازه بسرایشان درآیید و چون وارد شدید خدا ناصر و أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 219
یاور شماست و شما پیروز خواهید بود و بر آنها غلبه خواهید گشت و اگر ایمان دارید بر خدا توکّل کنید.
در اینجا ارزش ایمان به خدا و ترس از او آشکار میشود زیرا این دو مرد از کسانیکه بودند که از خدا میترسیدند و همین ترس از
خدا در برابر خطر دلیرشان کرده بود تا به جنگ با زورآوران برخیزند این دو تن ارزش ایمان را در ساعت سختی و ارزش ترس از
خدا را هنگام ترس از مردم دریافته بودند.
از این آیه استفاده میشود:
صفحه 104 از 214
باید فقط از خدا ترسید و احکام او را بجاي آورد و همچنین استفاده میشود که اشخاص با ایمان به نیروي ایمان بر مشکلات غلبه
پیدا میکنند و نیز باید در تمام کارها به خدا متوکل شد.
(23)
أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 220
ترجمه و شرح [منظوم .... ص : 220
یوشع و کالب دو مرد حق پرست قوم را گفتند از خوف شکست
ترس جباران ز باب قریۀ تنگ اندر آئید از هر آنو بیدرنگ
راه ندهید آنکه بر صحرا روند گر کنید این در زمان بی پا شوند
پس شما بیشک بر آنها غالبید این کنید ار خیر خود را طالبید
نیستند ایشان بغیر از جسم و تن خالی از قلبند و بیعقل و فطن
تکیه بر پروردگار خود کنید گر شما بر وعده او مؤمنید
(23)
أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 221
[سوره المائدة ( 5): آیه 24 ] .... ص : 221
اشاره
( قالُوا یا مُوسی إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فِیها فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّکَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ ( 24
ترجمه و شرح .... ص : 221
خداوند متعال در این آیه کریمه کثرت جهالت و فرط نفس بنی اسرائیل را پس از آنکه آن دو متقی طریق اتکال بوسائل ظاهري و
توکل بخدا را براي آنها بیان نمودند با کمال بیشرمی در مقام لجاج بر آمده تمرد و عصیان بلکه کفر باطنی خود را آشکار نموده
و صریحا امتناع از ورود و التزام بقعود نمودند و بطور استخفاف بلکه استهزاء بخدا و پیغمبرش کرده و گفتند اي موسی تو و
پروردگارت سرگرم جنگ و ستیز گشته ما نیز در انتظار فتح و ظفر خواهیم نشست.
کفر و غرور زیاده از این تصور نمیرود که در صحنه رزم افراد سپاه از دستور بسیج تمرد کرده و این وظیفه را به عهده سپهسالار
گذارند و در انتظار فتح و پیروزي بیاسایند این بود پیان بیابانگردي قوم موسی با وي که در آن سفر دراز آنهمه بوي زجر دادند و
موسی علیه السلام پستیشان را دید و از آنان گذشت اینک آنها را بیان کرده أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 222
میفرماید: قوم موسی گفتند اي موسی مادام که آنها یعنی جبارین در آن شهر هستند ما داخل آنجا نخواهیم شد تو و پروردگارت
که امر بخروج ما از مصر کرده و ما را باین جا آورده است بروید و بآنها بجنگید ما در همین جا میمانیم تا شما رفته و ظفر یافته
صفحه 105 از 214
برگردید و با شما داخل شهر شویم.
از کلمه انا و کلمه لن و کلمه ابدا که براي تأکید بکار رفتهاند استفاده میشود:
بنی اسرائیل بشدت منکر امر خدا و رسول شدهاند و آنان امر خدا و رسول را که اجرا نکردند بلکه جرئت نمودند به خدا و رسولش
هم فرمان دادند و بموسی گفتند:
فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّکَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ- زیرا کلمه قتال معمولا براي افرادي بکار برده میشود که همانند یکدیگر باشند نه
براي خدا که میتواند به یک اشاره کلیه موجودات را بدست نابودي بسپارد.
(24)
أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 223
ترجمه و شرح [منظوم .... ص : 223
قوم گفتند این نخواهد شد هگرز که در آئیم ایج در این بوم و مرز
تا که جباران در آن ساکنند با هم ندارد هیچ سود این وعظ و پند
از دو تن باور تو اي موسی سخن مینمائی نزده و صد انجمن
رو تو با پروردگارت در قتال ما نشینیم اندر اینجا بیسؤال
قصد ایشان بود هرون زان کلام زان که سید خواند قوم او را بنام
چون ز موسی بود او اکبر بسال سیدش خواندي در آن قوم در مقال
قصدشان بود یا رب العالمین جنگ کن یعنی حق ار هستت معین
نیست بر ما حاجت ار یارت رب است این جهت بر جهل ایشان اقرب است
حاصل اندر قوم این ره شد نزاع می نکردند اندر آن امر اجتماع
(24)
أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 224
بحثی از نظر لغت و معنی .... ص : 224
قوله تعالی: إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فِیها.
دوم: دوام بمعنی ثبوت و امتداد است چنانکه در صحاح و مفردات آمده اصل دوام به معنی سکون و آرامی است چنانکه گفته
میشود:
دام الشیء و دام الماء یعنی شیء آرام شد و آب ایستاد و همچنین در حدیث آمده: نهی ان یبول الإنسان فی الماء الدائم- یعنی نهی
شده انسان در آب ایستاده بول کند.
و چنانکه گفته میشود: ادمت القدر و دومتها یعنی با ریختن آب غلیان دیک را آرام کردم.
راغب گفته از همین است که میگوئیم: دام الشیء- یعنی زمان بر آن ممتد و زیاد شد چنانکه در آیه 31 سوره مریم آمده وَ
أَوْصانِی بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ ما دُمْتُ حَیا- یعنی نماز و زکوة را تا زندهام بر من توصیه کرد. و از این ماده است:
صفحه 106 از 214
دائم- یعنی همیشه، طولانی چنانکه در آیه 35 سوره رعد میفرماید: أُکُلُها دائِمٌ یعنی خوردنش همیشگی است.
أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 225
[سوره المائدة ( 5): آیه 25 ] .... ص : 225
اشاره
( قالَ رَبِّ إِنِّی لا أَمْلِکُ إِلَّا نَفْسِی وَ أَخِی فَافْرُقْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقِینَ ( 25
ترجمه و شرح .... ص : 225
خداوند متعال در این آیه شریفه دعاي حضرت موسی را نسبت بقومش و تضرع وي را بدرگاه باریتعالی بیان کرده و میفرماید:
پروردگارا من جز خویشتن مالک چیزي نیستم و جز برادرم که خود داناي امتثال و اطاعت او هستی اختیاري ندارم لذا خودت بین
ما و مردمیکه نافرمانند و از ربقه اطاعت خارج شدهاند فاصله قرار بده و جدائی بینداز زیرا حضرت موسی دانست که جز بر خود و
برادرش بر دیگري تسلطی ندارد ولی ناتوانی یک انسان درمانده و ایمان یک پیغمبر هم کلام با خدا براي او جز آن راهی
نمیگذاشت که رو به خدا کند و شکایت به او برد و از او بخواهد که میان او و قوم فاسق وي پس از اینهمه رنجی که دیده و
شکیبائی که نموده در این هنگام که هدف بسیار نزدیک است جدائی اندازد از این آیه استفاده میشود: آنهائیکه چنین گفتند منافق
و فاسق بودند و نیز مستفاد میگردد: که تنبیه گناهکاران را باید به خداوند متعال واگذار نمود
أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 226
ترجمه و شرح [منظوم .... ص : 226
گفت موسی کاي خداوند احد من نیم مالک بجز بر نفس خود
هم برادر کوست هرون یار من ز ابتدا او بود معین در کار من
نیست با من قوم یعنی متفق جز قلیلی از گروه منفرق
پس میان ما و قوم فاسقین تو جدائی افکن اي سلطان دین
(25)
أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 227
[سوره المائدة ( 5): آیه 26 ] .... ص : 227
اشاره
( قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَۀٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعِینَ سَنَۀً یَتِیهُونَ فِی الْأَرْضِ فَلا تَأْسَ عَلَی الْقَوْمِ الْفاسِقِینَ ( 26
صفحه 107 از 214
ترجمه و شرح .... ص : 227
خداوند متعال در این آیه کریمه به موسی فرمود حال که امر چنین است این زمین مقدس تا چهل سال بر آنها حرام و ممنوع است و
بآن نخواهند رسید و در این مدت در این بیابان سرگردان خواهند بود و از دخول به بیت المقدس محروم و ممنوع میباشند و تو هم
اي موسی بر هلاك و تحیر این قوم نافرمان متأثر و اندوهناك مباش. و تو هم اي محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلم حال این یهودان
را با پیغمبران خود میبینی چگونه است لذا بر آنچه از آنها میبینی غمگین مشو کردار آنها همیشه چنین بوده است از این آیه
استفاده میشود: سرپیچی از فرامین الهی موجب سرگردانی است چنانکه قوم موسی به علت نافرمانی چهل سال سرگردان ماندند.
(26)
أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 228
ترجمه و شرح [منظوم .... ص : 228
گفت حق پس گشت بر ایشان حرام تا چهل سال آن زمین پاك نام
یعنی ارض مقدس از عصیانشان سازم اندر این تیه سرگردانشان
پس پشیمان گشت موسی زان دعا سوي او آمد خطاب از کبریا
که مباش اندوهناك از فاسقان گر که اندر این تیه ماندند این زمان
زان که ایشان ز امر حق سر وا زدند مورد نفرین پیغمبر شدند
مستحق بودند بر نفرین تو سر چو بکشیدند از تمکین تو
(26)
أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 229
بحثی از نظر لغت و معنی .... ص : 229
قوله تعالی: یَتِیهُونَ فِی الْأَرْضِ.
تیه- یعنی سرگردانی و حیرت چنانکه در آیه مورد بحث فرمودند:
فَإِنَّها مُحَرَّمَۀٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعِینَ سَنَۀً یَتِیهُونَ فِی الْأَرْضِ.
یعنی ارض مقدس بر آنها چهل سال حرام است و در زمین سرگردان میشوند زیرا بنی اسرائیل از دستور خدا سرپیچی نموده و از
جهاد امتناع ورزیدند و تفصیل و تفسیر این موضوع را در توضیحات این کتاب بخوانید.
أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 230
توضیحات .... ص : 230
1) قوله تعالی: وَ إِذْ قالَ مُوسی لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ: )
صفحه 108 از 214
از جمله نعمتها که بآن یادآوري نمود آن است که پس از سالهاي متمادي که یهود در اسارت قبطیان بسر میبردند خداوند متعال
بوسیله حضرت موسی علیه السّلام آنها را رهائی بخشید تا آنجا که دستور فرمود که حضرت موسی علیه السّلام شبانه بنی اسرائیل را
که ششصد هزار نفر بودند از مصر کشور قبط بیرون آورد و بطور اعجازآمیزي از رود نیل گذرانید فرعون و سپاهیان وي که
سحرگاه در تعقیب آنها برآمده بودند هنگام عبور از رود نیل همه آنها غرق شدند و چون بنی اسرائیل از رود نیل عبور کرده
خواستند که بشهر مصر باز گردند خداوند متعال به آنها دستور داد که بسوي شهر اریحا روانه شوند و با عمالقه ساکنان آن سرزمین
به جنگ و ستیز به پردازند و پس از غلبه وارد آن شهر شده سکونت گزینند و از مراجعت بشهر مصر منصرف شوند ولی بنی
اسرائیل از جنگ با عمالقه خودداري نمودند خداوند نیز آنها را عقوبت فرمود و چهل سال در بیابان اردن در حیرت بسر بردند و در
بیابانگردي جز یوشع بن نون و کالب بن یوقنا همه آنها مردند و پس از مدتی فرزندان آنها بسرپرستی یوشع ابن نون وصی حضرت
موسی علیه السّلام شهر اریحا را فتح نمودند. أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 231
2) از سخنان حضرت موسی علیه السّلام پیدا است که از دو دلی و بعقب بازگشتن قوم خود نگران بود چه در آن راهپیمائی دور و )
دراز آنان را آزموده بود. بنام خدا آنان را از سرزمین خواري و زبونی بیرون آورده و دیده بود که چون بر قومی گذشتند که
گوساله میپرستیدند ناگهان خداي رهاننده و پیامبر پیشواي خود را فراموش کردند و بگوساله پرستی افتادند در آنجا قوم خود را
آزموده بود که پس از شکافتن سنگ در میان صحراي خشک و بیرون آوردن آب و خوراك گوارایی چون منّ و سلوي از
آسانترین راه از وي خواسته بودند تا خوراکهاي متعارفی آنان را از تره و خیار و گندم و عدس و پیاز براي آنان در آن صحرا فراهم
آورد و نشان داده بودند براي رسیدن به هدفی عالی که موسی پیشواي آنان در رسیدن به این هدف است طاقت خودداري از
خوراکیهاي معمولی خویش را ندارند و نیز بار دیگر در داستان سر بریدن گاو را آزموده بود که آن اندازه بهانه گرفتند و از بردن
فرمان پروردگار خویش سرپیچی نمودند که نزدیک بود این فرمان را بانجام نرسانند در آن هنگام که روز شنبه را مخصوص ایشان
قرار داد و حرمت آن روز را بر ایشان واجب ساخته بود آنان را آزمود که چون ماهیانی را دیدند همه چیز را از یاد بردند و پاس
روز شنبه را نگاه نداشتند و نیز آزمایش دیگر ایشان آن زمان بود که چون فرمان رسید سجدهکنان بدهکدهیی درآیند نافرمانی
کردند و کلمات دعا را که بنا بود بزبان بیاورند دگرگون کردند و در آن هنگام که کوه طور بر بالاي سرشان آمد ترسیدند و پیمان
بستند ایشان را آزمود که چون از خطر گذشتند دوباره بکارهاي زشت خود بازگشتند. أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص:
232
3) قوله تعالی: جَعَلَ فِیکُمْ أَنْبِیاءَ با اینکه کلمه نعمۀ اللّه بهمه مواهب و نعمتهاي الهی را شامل میشود لیکن بدنبال آن به نعمت )
وجود پیامبران و رهبران فراوان که در میان آنان بود اشاره کرده و میفرماید و جعل فیکم انبیاء که بطوریکه نوشتهاند تنها در زمان
موسی بن عمران بالغ بر هفتاد پیغمبر وجود داشت چنانکه حضرت موسی علیه السلام بیهود یادآوري نمود پروردگار پیامبرانی مانند
ابراهیم خلیل و اسحق و یعقوب در سلسله نسب و نیاکان آنها قرار داده و همچنین پیامبرانی از آن تیره و نژاد مانند یوسف صدیق و
موسی و هارون بودهاند که از بهترین نعمتهائی است که خداوند متعال بافراد خاصی که قلوب آنها درخشان و روان آنها از هر
گونه آلودگی پاکیزه است موهبت میفرماید و آنها را پیشوا و سرپرست بشر قرار میدهد که این گروه فخر عالمیان هستند.
4) قوله تعالی: وَ جَعَلَکُمْ مُلُوکاً. )
یعنی پروردگار در اثر رسالت و اعزام موسی و هارون یهود را از اسارت و شکنجه قبطیان رهانید و شما را سلطان قرار داد و مملکت
مصر را در تصرف شما درآورد و به برکت قیام موسی بن عمران زنجیرهاي بردگی و استعمار را از دست و پاي شما گشود و شما
را صاحب اختیار هستی و زندگی خود ساخت چنانکه پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله فرمودهاند: کسی که در آغاز روز داراي
ایمان و مخارج آن روزش باشد و بدن سالم داشته باشد مثل اینکه تمام جهان در قلمرو قدرت اوست.
صفحه 109 از 214
بنظر جبائی ملک بکس گفته میشود که داراي سرمایهاي باشد که أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 233
از کارهاي پرمشقت و تحمل رنج براي تحصیل معاش راحت باشد.
لکن ابو القاسم بلخی گفته مانعی ندارد که خداوند براي آنها پادشاهی و سلطنت قرار داده و آنچنان به آنها قلمرو وسیع بخشنده
باشد که پادشاه باشند.
تفسیر در المنثور نیز از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلم نقل کرده که فرمودند: اگر کسی از بنی اسرائیل داراي همسر و
خدمتکار و مرکب بود او را ملک میگفتند.
تفسیر المنیرال و طبري نیز این روایت را نقل کردهاند.
برخی از مفسرین نوشتهاند که مراد از جمله و جعلکم ملوکا بعض بنی اسرائیل مانند یوسف صدیق و موسی کلیم و هارون و
همچنین پس از زمان موسی کلیم نیز طالوت و داود و سلیمان و غیر آنها پیشوا و سرپرست یهود بودهاند ولی این نظر بر خلاف ظاهر
و محتاج بتقدیر حرف من که جمله مذکور و جعل منکم ملوکا باشد و نیز غرض موسی کلیم علیه السّلام اگر اخبار بغیب و آینده
باشد خلاف ظاهر است.
5) قوله تعالی: وَ آتاکُمْ ما لَمْ یُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعالَمِینَ. )
یعنی خداوند متعال بشما نعمتهائی عطا نمود که باحدي از مردم دنیا نداده بود از قبیل نزول من و سلوي و انفجار دوازده چشمه از
سنگ و شکاف دوازده جاده در دریا و حرکت ابر بالاي سر شما و هلاك فرعون و فرعونیان و بدست آوردن ذخایر آنها بطوریکه
آن مقدار آیات معجزنما و برهانهاي روشن و نعمتهاي زندگی که پی در پی در عهد موسی به بنی اسرائیل رسید براي هیچیک از
امتهاي پیش از موسی تحقق نیافته بود. أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 234
و عقیده برخی از مفسرین که گفتند منظور از کلمه عالمین در این آیه مبارکه همان زمان موسی است کاملا بیوجه است زیرا ظاهر
آیه مورد بحث این معنی را که تا آن زمان به ملتی از ملتها که باندازه بنی اسرائیل نعمت عطا گردیده باشد نفی میکند.
خلاصه جمله وَ آتاکُمْ ما لَمْ یُؤْتِ أَحَ داً مِنَ الْعالَمِینَ- مبنی بر توبیخ و سرزنش یهود است با اینکه این چنین معجزات را پروردگار
متعال براي آنان اجرا نمود ولی کوچکترین اثري در دلهاي آهنین بنی اسرائیل نگذارد چنانکه براي جنگ با امالقه خاطرات سی
ساله را حضرت موسی علیه السّلام یادآوري نمود که شاید بپذیرند ولی قبول نکردند و نیز در پاسخ موسی کلیم که مکرر آنها را
دعا مینمود میگفت خدا دشمن شما را بهلاکت افکند میگفتند اي موسی تو به ما آزار و اذیت بسیار رسانیدي چه قبل از آنکه به
ما ملحق شوي و چه بعد از آن و از حضرت موسی میخواستند که براي آنان بتی ترتیب دهد که آن را پرستش کنند که موسی علیه
السلام آنها را بسیار ملامت کرد لذا وقتی که حضرت موسی براي مناجات و نزول تورات به کوه طور رفت فرصت را غنیمت شمرده
و بگوساله سامري پرستش کردند ( 6) قوله تعالی: یا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَۀَ.
در اینکه منظور از ارض مقدسۀ چه نقطهاي است نظریات مختلفی از مفسرین نقل شده است:
ابن عباس و سدي و ابن زید گفتهاند منظور از زمین بیت المقدس است بنظر زجاج و قراء مقصود دمشق و فلسطین و قسمتی از اردن
است لکن بعقیده قتاده منظور شام است ولی مجاهد گفته مراد أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 235
سرزمین طور و اطراف آن میباشد و به گفته عدهاي از مفسرین منظور تمام منطقه شامات است زیرا با همه این احتمالات سازگار
میباشد چونکه این منطقه بگواهی تاریخ مهد پیامبران الهی و سرزمین ظهور ادیان بزرگ و مدّتها مرکز توحید و خدا پرستی و نشر
تعلیمات انبیاء بوده است.
7) قوله تعالی: وَ لا تَرْتَدُّوا عَلی أَدْبارِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرِینَ. )
از این جمله استفاده میشود که ظاهر حال بنی اسرائیل آن بوده که همیشه از اجراء اوامر و دستورات حضرت موسی علیه السّلام
صفحه 110 از 214
خودداري مینمودند از این نظر آنها را تهدید نموده که چنانچه از اجراي دستور و جنگ و ستیز با ساکنان آن سرزمین خودداري
نمایند همیشه متمرّد و زیانکار خواهند بود و زیانهاي سنگینی دامان آنان را خواهد گرفت امّا اگر این سرزمین مقدس را از لوث
شرك و بت پرستی پاك سازند و خودشان نیز از تعلیمات انبیاء منحرف نشوند با آرامش و رفاه زندگی خواهند کرد.
8) قوله تعالی: قالُوا یا مُوسی إِنَّ فِیها قَوْماً جَبَّارِینَ. )
مفسرین در ذیل این آیه شریفه نوشتهاند وقتی نقباء که از طرف موسی براي تجسس فرستاده شده بودند برگشتند گفتند اي موسی
در آن شهر مردمانی هستند ستمکار و قدرتمند و تا آنها از آن شهر خارج نشدهاند ما هرگز داخل آن شهر نمیشویم و اگر آنها
خارج شدند ما داخل خواهیم شد و بطوریکه نوشتهاند در آنوقت بنو عناق ساکن اریحا بودند که از کنعانیان بشمار میرفتند و یهود
در اوصاف آنان چیزها گفتند که بهیچ وجه با عقل و منطق سازش نداشت و این أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 236
پیشنهاد هم تعجبی نداشت زیرا یهود معتاد بذلّت استعمار بودند و الفتی با آزادي و آزادمنشی نداشتند لذا پوزش طلبیدند از اینکه با
آنها از در ستیز بر آیند و بجنگ و قهر و غلبه ریحا را مسخّر کرده داخل شوند و ترس بر آنها غلبه کرد لذا گفتند تا آنها در آن شهر
هستند ما داخل نخواهیم شد.
9) قوله تعالی: قالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِینَ یَخافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمَا ادْخُلُوا. )
دو نفریکه آیه مبارکه از آنها خبر میدهد بنا بگفته بعضی از مفسرین یکی یوشع بن نون بن یوسف بوده و دیگري کالب بن یوقنا و
بگفته برخی از مفسرین یوشع از سبط ابن یامین بود و کالب از سبط یهودا این دو نفر آنهایی بودند که از مخالفت امر خدا
میترسیدند و آنان کسانی بودند که توفیق و یقین به آنها انعام شده بود و از نقباء بنی اسرائیل و از اولیاء خدا بودند لذا در باره اجراي
امر پروردگار تاکید نموده و مژده میدادند که اگر بسوي شهر اریحا که اولین قریه بیت المقدس است رو آورید و به جنگ عمالقه
قیام کنید بطور حتم بر دشمن غلبه خواهید نمود زیرا این جباران چشمهاي قوي دارند و دلهاي ضعیف و اگر ایمان دارید بر خدا
اعتماد کنید و یقین داشته باشید که خدا به شما نصرت میدهد زیرا خداوند متعال به موسی وعده مظفریت داده و وعده خود را
خلاف نخواهد نمود.
10 ) قوله تعالی: قالُوا یا مُوسی إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فِیها. )
مردم ترسو و بد دل چون به تنگنا میافتند بدینگونه بیشرم میشوند. از آنچه در برابرشان مایه ترس است میهراسند زیرا ترس
أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 237
و بی شرمی از یکدیگر چنان دور نیستند بلکه در بیشتر اوقات همچو دو شاخهاند که از یک بن سر بیرون آوردهاند در آن هنگام که
مرد ترسو را بانجام وظیفه میخوانند ترس او را فرا میگیرد و کار دشوار میشود میشود که بوظیفه و واجب خود ناسزا میگوید و
چنان میپندارد که او را بر کاري خواستهاند که یاراي آن را ندارد لذا گفتند تو و پروردگارت به کارزار برخیزید این است بیشرمی
مرد عاجزي که براي سیراب کردن بیشرمی خود کاري جز گرداندن زبان ندارد.
به پندار ایشان خدایی که آنان را باین کار دشوار بخواند دیگر پروردگار ایشان نیست و چنین بود که به موسی میگفتند تو و
پروردگارت بکارزار برخیزد و ما اینجا نشسته و هیچ بزرگی و شاهی و عزت و زمین براي بازگشت نمیخواهیم زیرا براي رسیدن
باینها ناچار باید با مردم زورمندي رو برو شویم و دست و پنجه نرم کنیم.
این کلام علاوه بر اینکه مخالفت و معصیت امر الهی است دلالت بر کفر و عدم ایمان آنها میکند مانند سایر سخنان آنان که
میگفتند اجعل لنا الها کما لهم آلهۀ و همچنین گفتند: لن نؤمن لک حتی نري الله جهرة.
و نیز میگفتند: ارنا الله جهرة و غیر اینها ( 11 ) قوله تعالی: قالَ رَبِّ إِنِّی لا أَمْلِکُ إِلَّا نَفْسِی وَ أَخِی پس از آنکه حضرت موسی علیه
السّلام از طاعت بنی اسرائیل در باره فرمان بسیج و جنگ با عمالقه ناامید گشت زیرا فرمان جنگ را بطور استهزاء بخود حضرت
صفحه 111 از 214
موسی و آفریدگار واگذار نمودند عرض کرد بار الها من و برادرم هارون با کمال جدیت رسالت و وظیفه خود را انجام داده و أنوار
العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 238
فرمان تو را در باره بسیج و جنگ با عمالقه به بنی اسرائیل رسانیده و در این باره نیز تاکید نمودیم و از نظر اینکه قتال با عمالقه
وظیفه همگانی و اجتماعی آنها است عموما در مقام تمرد بر آمدهاند و از اینکه بنی اسرائیل فرمان تو را بپذیرد ناامید شده و بر آنان
نفوذ و قدرتی نداریم زیرا رسالت ما را انکار نمودهاند فقط خود و برادرم هارون براي اجراي فرمان حاضر هستیم و شکایت حضرت
موسی بپروردگار از تمرّد بنی اسرائیل منافات ندارد با اینکه گروهی اندك از پیروان موسی علیه السّلام مانند نقباء و معدودي دیگر
طاعت نموده و حتی بعضی از آنان نیز در این باره با موسی و هارون هم آهنگ بوده به بنی اسرائیل تاکید مینمودند لذا حضرت
موسی عرض کرد بار الها ما را از معاشرت و آزار این قوم تبهکار ایمن فرما. محتمل است این خواستار مفارقت از نظر تادب بوده تا
از تعقیب این فرمان مورد عفو قرار گیرند.
12 ) قوله تعالی: فَإِنَّها مُحَرَّمَۀٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعِینَ سَنَۀً. )
از این آیه شریفه استفاده میگردد علت اینکه خداوند متعال ورود بارض مقدس را چهل سال بر بنی اسرائیل حرام کرد همان
نافرمانی بود که نسبت به دستور پروردگار نمودند و حضرت موسی علیه السلام آنان را فاسق معرفی نمود.
و اینکه قوم بنی اسرائیل مدت چهل سال سرگردان شدند بخاطر این بود که آنها سالیان دراز در زیر ضربات استعمار فرعون بسر
برده بودند و رسومات این دوران بصورت عقدههاي حقارت در روان آنان لانه کرده بود لذا حاضر نشدند در مدتی کوتاه زیر نظر
رهبري أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 239
حضرت موسی علیه السلام روح و جان خود را شستشو دهند و با یک جهش سریع براي زندگی نوینی که توام با افتخار و قدرت و
سر بلندي باشد آماده شوند لذا باید سالیان دراز در بیابانها سرگردان بمانند زیرا نسل موجود که ضعیف و ناتوان بود تدریجا از میان
برود و نسل جدیدي در محیط صحراء و در محیط آزادي و حریّت و در میان مشکلات و سختیها که به روح و جان آنها نیرو
میبخشد پرورش یابد تا بتوانند حکومت حق را در سرزمین مقدس بر پا سازند. و بطوریکه نوشتهاند آن بیابان دوازده فرسخ طول
داشت و شش فرسخ عرض و آن جماعت مخالف از صبح براه میافتادند تا شبانگاه و شبانهگاه در منزل او بودند تا اینکه ششصد
هزار مرد مقاتل در آن بیابان مردند فقط دو نفر یوشع بن نون و کالب بن یوقنا نجات یافتند و باجماع علماء حضرت موسی و هارون
علیها السلام از تیه بیرون آمدند و فتح اریحا و قتل جبّاران بدست حضرت موسی علیه السّلام انجام گرفت و عوج بن عناق بدست
حضرت موسی کشته شد.
و ممکن است خداوند متعال در ضمن این آیه نسبت به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دلداري داده باشد که اي رسول
گرامی بر این مردم نافرمان و معارض اندوهناك مباش زیرا کار اینگونه افراد از قدیم سرسختی و نافرمانی بوده است.
أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 240
روایات .... ص : 240
1) در منشور نوشته ابن ابی حاتم از ابی سعید خدري روایت نموده که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: اگر یکی از )
بنی اسرائیل خادم و مرکب و زنی داشت او را سلطان و ملک می نامیدند.
2) درّ منشور مینویسد ابو داود از زید بن اسلم نقل کرده که پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم در ذیل آیه مبارکه وَ جَعَلَکُمْ )
مُلُوکاً فرمودند یعنی زن و مسکن و گماشته.
3) مرحوم مفید در کتاب امالی از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام نقل کرده که آن حضرت فرمودند بنی اسرائیل را هنگام )
صفحه 112 از 214
منادي فریاد میکرد کوچ کنید همه براه میافتادند سحرگاه به امر پروردگار زمین بر آنها پیچیده میشد و خود را در همان منزل که
از آن حرکت کرده بودند میدیدند و میگفتند که ما راه را به خطا رفتهایم لذا بهمین منوال چهل سال بر آنان گذشت و من و سلوي
(مرغ بریان) بر آنان فرود میآمد و همه افراد بنی اسرائیل مردند جز یوشع بن نون و کالب بن یوقنا و فرزندان آن مردم که باقی
ماندند و ایشان در مساحت أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 241
چهار فرسخ سرگردان بودند و وقتی میخواستند راه بیافتند لباسها و کفشهایشان برایشان خشک میشد و قدرت راه رفتن از ایشان
سلب میشد و با ایشان سنگی بود که وقتی فرود میآمدند موسی با عصایش بدان میزد و آن سنگ دوازده چشمه میشد هر
چشمهاي مخصوص اسباط و چون کوچ میکردند آب به سنگ بر میگشت و سنگ را روي حیوانی میگذاشتند ( 4) تفسیر عیاشی
از اسماعیل جعفی از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام روایت شد که آنحضرت در ذیل آیه شریفه ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَۀَ الَّتِی
کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ فرمودند:
خداوند براي یهود قرار داد که وارد بیت المقدس شوند و سپس محو نمود و براي فرزندان آنان مقرر فرمود زیرا پروردگار آنچه را
بخواهد محو میکند و آنچه را اراده مینماید ثابت کند زیرا تدبیر او بر نظام ثابت استوار است.
5) تفسیر عیاشی در ذیل آیه مبارکه قالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِینَ یَخافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمَا. )
از امام محمد باقر علیه السلام روایت نموده که آن دو نفر یوشع بن نون و کالب بن یوقنا پسران عمّ حضرت موسی بودند و آن دو از
اهل تقوي و خدا ترس بودند که خداوند نعمت ایمان و ثبات قدم را به آن دو کرامت فرموده بود آنها گفتند ناگهان از در بلد در
آئید و راه را بر آنها بگیرید و نگذارید بیرون روند و چون چنین کنید آنها نمیتوانند وسائل دفاع براي خود تهیه نمایند و در
تنگناي فرصت شما گرفتار أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 242
میشوند و قدرت بر حمله نمودن پیدا نمیکنند آنها اگر چه اجسادشان قوي است ولی قلوبشان ضعیف است ناچار شما غالب
خواهید شد.
6) کافی بسند خود از عبد الرحمن بن یزید از امام صادق علیه السلام نقل کرده که آنحضرت فرمودند: داود پیامبر علیه السلام روز )
شنبه بطور ناگهانی مرد و پرندگان بالهاي خود را بر او افکندند و موسی کلیم خدا در بیابان تیه مرد و فریادي از آسمان بلند شد
موسی مرد و کیست که نمیرد.
7) عیاشی ذیل آیه یا قوم ادخلوا الارض المقدسۀ از علی بن اسبط روایت کرده گفت حضور حضرت رضا علیه السلام عرض کردم )
اهل مصر خیال میکنند که زمین آنها زمین مقدسی است و هفتاد هزار طایفه از آن سرزمین بدون حساب داخل بهشت میشوند فرمود
اینطور نیست که آنها خیال کردهاند غضب نکرد خداوند بر بنی اسرائیل مگر آنکه آنها را داخل شهر مصر نمود و از ایشان راضی
نشد جز آنکه آنان را از مصر خارج و بمنطقه دیگري کوچ داد و خدا بموسی وحی کرد که جسد یوسف را از مصر بیرون ببرد و
موسی براي پیدا کردن قبر یوسف راهنمائی خواست پیره زنی را نشان دادن و آن پیره زن بموسی گفت نشان نمیدهم مگر آنکه از
خداوند دو چیز براي من بخواهی یکی آنکه مرا جوان کند و دیگر آنکه با تو به بهشت بروم در نظر موسی درخواست پیرهزن
بزرگ جلوه نمود خطاب رسید درخواستهاي او را انجام بده موسی انجام تقاضاي او را از خدا مسئلت نمود آنگاه بموسی گفت
وقت طلوع ماه بیا تا بتو نشان بدهم و موسی در موعد مقرر رفت أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 243
و جسد یوسف را که در تابوتی از چینی قرار داشت از رود نیل بیرون آورد سپس آن حضرت فرمود رسول اکرم فرمودند آب و
غذا در ظروف سفالی مصر نخورید و سر خود با گل آن نشوئید زیرا سبب ذلت و برطرف شدن غیرت میشود و نیز فرمود قبر موسی
را عزرائیل فرشته حفر کرد که بصورت انسانی در آمده بود و بنی اسرائیل محل قبر او را نمیدانند و از پیغمبر سؤال کردند که قبر
موسی کجاست فرمود در طریق اعظم جنب کثیب احمر است سپس فرمود بین موسی و داود پانصد سال فاصله بود و بین داود و
صفحه 113 از 214
عیسی یکهزار و صد سال فاصله است.
أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 244
تجزیه و ترکیب .... ص : 244
قوله تعالی: وَ إِذْ قالَ مُوسی لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ کلمه اذ متعلق بمحذوف است که اذکر باشد. و کلمه یا قوم، یا
قومی بوده و یا ساقط شده و کسر میم دالّ بر اوست.
کلمه انبیاء در این آیه مبارکه غیر منصرف است که داراي علامت تأنیث لازم است در حالیکه علامت تأنیث در حمزة و قائمۀ چنین
نیست زیرا غیر لازم است از هنگامیکه نکره باشند منصرفند و کلمه خاسرین حال است از ضمیر تنقلبوا.
قوله تعالی: فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّکَ منفصل آوردن ضمیر در این آیه بخاطر این است که ضمیر مستتر را تأکید نماید و عطف بر آن
جایز باشد زیرا عطف اسم ظاهر بر ضمیر مستتر و متصل بودن تأکید آن از لحاظ قواعد نحوي قبیح است مانند این است که اسمی را
به فعلی عطف کنند و جایز نیست گفته شود: ضمیر فعل، ظاهر شده است زیرا در اینصورت فعل اذهب خالی از ضمیر میشود و این
هم درست نیست قوله تعالی: قالَ رَبِّ إِنِّی لا أَمْلِکُ إِلَّا نَفْسِی وَ أَخِی.
کلمه اخی در این آیه شریفه ممکن است مرفوع باشد بدو وجه یکی اینکه عطف باشد بر محل کلمه انی مانند أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ
الْمُشْرِکِینَ أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: 245
وَ رَسُولُهُ
.دوم اینکه بر ضمیر لا املک عطف شده باشد یعنی لا املک انا و اخی لا انفسنا و یا اینکه بدو وجه منصوب باشد یکی اینکه عطف
باشد بر یاء انی یعنی انی و اخی دوم اینکه عطف باشد بر کلمه نفسی یعنی لا املک الا نفسی و لا املک و الاخی.
قوله تعالی: قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَۀٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعِینَ سَنَۀً.
کلمه اربعین منصوب و ظرف زمان است و عامل آن یتیهون است اما بنظر برخی از مفسرین عامل نصب کلمه اربعین- محرمۀ
میباشد.
ولی بنظر زجاج این مطلب درست نیست زیرا در تفسیر آمده که آن براي همیشه بر آنان حرام شد.
أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 10 ، ص: