گروه نرم افزاری آسمان






[سوره المائدة ( 5): آیات 51 تا 53 ] ....




ص : 407
اشاره
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصاري أَوْلِیاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ
51 ) فَتَرَي الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشی أَنْ تُصِ یبَنا دائِرَةٌ فَعَسَی اللَّهُ أَنْ یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَیُصْبِحُوا )
عَلی ما أَسَرُّوا فِی أَنْفُسِهِمْ نادِمِینَ ( 52 ) وَ یَقُولُ الَّذِینَ آمَنُوا أَ هؤُلاءِ الَّذِینَ أَقْسَ مُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَکُمْ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ
( فَأَصْبَحُوا خاسِرِینَ ( 53
، ص: 408
[سوره المائدة ( 5): آیه 51 ] .... ص : 408
اشاره
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصاري أَوْلِیاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ
(51)
ترجمه و شرح .... ص : 408
خداوند متعال در این آیه مبارکه مسلمانان را تهدید میکند که اگر فردي یا افرادي از مسلمانان با بیگانگان معاشرت کنند بتدریج
با آنها هم مرام شده با سایر مسلمانان نیز معاشرت مینمایند عادت و روش بیگانگان را در جامعه مسلمانان پدید خواهند آورد و در
اندك زمانی برنامه اسلام از مسلمانان رخت میبندد و سیرت و عادت مسلمانان نیز در زندگی بصورت بیگانه درآمده و در
اجتماعات مسلمانان فرمانروا خواهد شد و تخلف مسلمانان از هیچیک از مواد برنامه اسلام مانند معاشرت و همآهنگی با کفّار در
زندگی اساس دین اسلام را متزلزل نمیکند و سبب تفرقه و انحراف مردم نخواهد شد تا آنجا که پروردگار آنان را بیگانه از اسلام
خوانده است بلکه تخلّف ، ص: 409
مسلمانان از سایر مواد برنامه اسلام مانند شیوع ربا خواري از پرتو معاشرت با کفّار میشود و در اثر عدم توجّه مردم بوظائف دینی و
ترك امر بمعروف و نهی از منکر بی بند و باري در عموم شیوع خواهد یافت و شعار دین از انظار مردم رخت بربسته و کارهاي
قبیح، عادي تلقّی میشوند لذا قرآن با بانگ بلند و با این قرار قطعی مؤمنان را سخت از آن باز میدارد که یهود و نصاري را دوست
خود گیرند و از آنان یاري جویند و بدوستی ایشان اعتماد کنند و چنان پندارند که اینان میتوانند به مسلمانان نیکی رسانند و از
صفحه 181 از 214
ایشان بدي را دور سازند.
اینان با اینکه میان خود اختلاف دارند امّت یگانه و صاحب راه و رسم یگانهئی هستند که همان سرپیچی از شریعت خدا و پیروي از
هواي نفس و پابند نبودن باصل استواري است که سبب دور ماندن از لغزش و رسیدن به راه راست میشود. از سوي دیگر اینان هر
دو چون پاي دشمنی با مسلمانان در میان آید یکی میشوند و بجنگ با مسلمانان بر میخیزند لذا هر کس دوست ایشان شود در راه
ایشان شرکت جسته و از خدا دور شده است و این ستمکاران که خدا هدایتشان نمیکند کسانی هستند که بغیر خدا دوستی نشان
میدهند، و باین ترتیب بخود حق ستم کردهاند و از آنجا که براي نفس خود پناهگاهی جز پناهگاه واقعی آن جستهاند بر خود ستم
روا داشتهاند، و چون توجّه شخص تنها بخدا نباشد از هوي پیروي مینماید و بدین ترتیب به مردم نیز ستم میکنند.
اینک میفرماید: ، ص: 410
اي اهل ایمان با یهود و مسیحیان طرح دوستی میفکنید و از آنها استنصار و طلب مودّت و یاري ننمائید آنان کمک یکدیگرانند و بر
ضدّ مسلمانان همدست میباشند و هر کس از شما آنها را بیاري طلبد و با آنها دوستی کند از جمله آنهاست یعنی حکمش حکم
آنهاست و مانند آنان کافر است و در لعن و تبرّي شریک آنها و با آنها در آتش است بدانید که خداوند ستمکاران را هدایت
نمیکند یعنی نسبت کفرشان و استحقاقی که بعذاب دائم دارند به بهشت راه نمیدهد بلکه بسوي آتش میبرد.
ضمنا این آیه افرادي را که همنشین با کفّار باشند منافق و بیگانه معرّفی نموده است زیرا مانند عضو فاسدي هستند که سبب فساد
سایر اعضاء و افراد اجتماع گشته عادت و روش بیگانگان را در اجتماعات مسلمانان پیاده خواهند نمود پروردگار آنان را هرگز
رستگار نفرموده و بهرهاي از سعادت نخواهند داشت.
، ص: 411
ترجمه و شرح [منظوم .... ص : 411
نزد پیغمبر دو تن ز اصحاب او مینمودند از دیانت گفتگو
آن یکی گفت از یهودان بهر من دوستان باشند خوب و ممتحن
لیک در مهر خداوند و رسول دل بود از مهر آن قومم ملول
گفت آن یک نیز با قوم یهود از نخستین هم مرا پیوند بود
همچنین باقی بود پیوند من زان که در مهرند هم سوگند من
آمد آیت اي گروه مؤمنان می مگیرید از مخالف دوست هان
یعنی از قوم نصاري و یهود بعض ایشان بعض دیگر را ودود
وانکه گیرد یار ایشانرا و دوست بیشک است اینک یک از ایشان هم اوست
پس بود واجب که گیرند اجتناب مؤمنان مسلم از اهل کتاب
از ره انس و وداد و اتّحاد نی ز وجه اتحاد و اعتماد
راه ننماید خدا بر ظالمان ظالم آنکو دوست شد با دشمنان
پس تو بینی اندر آن دلها مرض سوي ایشان میشتابند از غرض
میشتابند اعنی از راه نفاق بر وداد کافران و اهل شقاق
(51)
صفحه 182 از 214
، ص: 412
شأن نزول .... ص : 412
عطیۀ بن العوفی و زهري گفتهاند: وقتی دشمنان اسلام در جنگ بدر فرار کردند مسلمین باولیاء یهود گفتند قبل از آنکه روز
دیگري مانند روز بدر بیاید به پیغمبر اسلام ایمان بیاورید. مالک بن الضیف که از یهودیان بود گفت: اگر مشاهده کردهاید که
قریش از دست شما شکست خوردهاند بخاطر آن بود که به فنون جنگ وارد نبودند ولی اگر ما بخواهیم با شما نبرد کنیم خواهید
دید که جرأت کارزار با ما را ندارید.
برخی از مفسّرین نوشتهاند: عبادة بن الصامت الخزرجی به پیامبر اکرم عرض کرد یا رسول اللّه مرا با طایفه یهود خویشان فراوان
است و عدد یهودیان نیز زیاد و قوّت و شوکت ایشان هم افزون است، ولی با همه اینها من از آنها دوري میکنم و موالات و دوستی
نمیکنم زیرا که دوست و یار من خدا و رسولش میباشند. عبد اللّه بن ابی سلول که در آنجا بود به وي گفت اگر تو از آنها
بیزاري میجوئی بر عکس من با آنها موالات داشته و دوستی مینمایم، زیرا اگر تو از آنها در امن و امان باشی من از آنها در امان
نیستم بلکه به آنها پناه برده و در سایه امن و امان آنها زیست میکنم و حاجات خویش را توسط ایشان بر میآورم.
پیامبر صلّی اللّه علیه و آله فرمود اي عبد اللّه اگر ترا حاجتی باشد که بتوسط ، ص: 413
آنها بر آوري عبادة را چنین حاجتی با آنها نخواهد بود. سپس عبد اللّه گفت من دوستی یهودیان را میپذیرم و موالات با آنها مرا
کافی است.
سپس این آیه نازل گردید.
امّا بنظر سدّي این آیه پس از جنگ احد نازل شد زیرا در جنگ مزبور مسلمین شکست خوردند لذا از مشرکین میترسیدند یکی
میگفت من به یهودیان پناه میبرم و از ایشان امان میگیرم دیگري میگفت من بشام میروم و از مسیحیان امان خواهم خواست،
سپس این آیه نازل شد.
لیکن به نظر عکرمه این آیه در باره مردي بنام ابو لبابۀ بن عبد المنذر نازل گردید. هنگامی که بنو قریظه بحکم سعد بن عباده در
باره ذبح رضایت داده بود به آنها گفت شما کار بدي کردید که به حکم او رضایت دادید زیرا او در میان شما مرد بد رأي میباشد.
تفاسیر کشف الاسرار و روض الجنان و مجمع نیز این شأن نزول را نقل کردهاند.
، ص: 414
[سوره المائدة ( 5): آیه 52 ] .... ص : 414
اشاره
فَتَرَي الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشی أَنْ تُصِیبَنا دائِرَةٌ فَعَسَی اللَّهُ أَنْ یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَیُصْبِحُوا عَلی ما
( أَسَرُّوا فِی أَنْفُسِهِمْ نادِمِینَ ( 52
ترجمه و شرح .... ص : 414
صفحه 183 از 214
خداوند متعال در این آیه شریفه پیغمبر اکرم را مورد خطاب قرار داده و بیان میکند که این گروه از مسلمانان در اثر رفاقت با کفار
ایمان در دلهاي آنان رسوخ ننموده و در دین ثبات و استقامت ندارند و بخدا اعتماد نمیکنند و همیشه در مقام جلب نظر کفار بر
میآیند و اگر مورد اعتراض مسلمانان قرار بگیرند چنین پاسخ میدهند: اگر در جنگ با کفار پیروزي نصیب آنان گردد و بر
مسلمانان غلبه کنند اموال و اعراض ما بخطر میافتد بخاطر همین ما با بیگانگان دوستی کرده و اظهار علاقه میکنیم تا هنگام بروز
خطر از آسیب و غارت اموال در امان باشیم اما خداوند متعال در این آیه کریمه دوستی و معاشرت با کفار را نفاق و نوعی بیماري
نموده و مسلمانانی را که با آنان همنشین باشند از زمره کفار دانسته است زیرا علاقه قلبی صورت روان انسان است و سبب میشود
که مسلمان متظاهر بدوستی با آنان در جرگه کفار ، ص: 415
در آید لذا خداوند متعال بیان میکند که این مردم سست عقیده سخت در اشتباهند زیرا خداوند از نظر تعلیم و تربیت بشر مکتب
عالی قرآن را براي همیشه در جهان دایر و پاینده میدارد و اینگونه افراد مسلمان که به کفار اظهار علاقه میکنند هرگز در زندگی
رستگار نشده و عاقبت پشیمان خواهند شد زیرا همانطور که آنان احتمال میدهند که ممکن است روزي قدرت بدست یهود و
نصاري بیفتد این احتمال را هم باید بدهند که ممکن است سر انجام خداوند متعال مسلمین را پیروز کند و قدرت و توانائی بدست
آنان بیفتد و منافقان از آنچه در دل خود پنهان کردند پشیمان باشند اینک میفرماید:
اي رسول گرامی تو و هر کس که رؤیت در باره وي درست باشد میبیند کسانی را که در دلهایشان مرض شرك و کفر و نفاق
است مانند عبد اله بن ابی و اعوان و انصار او بطرف کفار یهود و نصاري در دوستی با آنان و مناصحت و معاونت آنها بر ضد
مسلمانان میشتابند و گویند که میترسیم ما بدورهاي بر خود کنیم که دوران دشمنان مسلمانان شود و بخت از مسلمانان برگردد و
ما محتاج به کمک یهود و نصاري باشیم و آنها از راه کینه بما کمک نکنند لذا شما هم اي مسلمانان امیدوار بخدا باشید که او
پیروزي را نصیب شما کند یا دستوري از جانب وي صادر گردد که موجب هلاك منافقین و کفار باشد و این دوروها و
نفاقاندیشها بر آنچه امروز در دل مخفی و پنهان کردهاند و کینه و نفاقیکه مستور میدارند پشیمان گردند و پشیمانی براي آنچه
( سودي نداشته باشد ( 52
، ص: 416
ترجمه و شرح [منظوم .... ص : 416
پس تو بینی اندر آن دلها مرض سوي ایشان میشتابند از غرض
میشتابند اعنی از راه نفاق برو داد کافران و اهل شقاق
اینچنین گویند بهر اعتذار خائفیم از انقلاب روزگار
کار گردد بلکه یعنی باژگون مؤمنان گردند مغلوب و زبون
سازد این اندیشه را باطل خداي پس شود شاید بفتحی رهنماي
مؤمنان بر کافران غالب شوند کافران سرگشته و هارب شوند
یا که فرمانی فرستد از حدود بر جلاء و قتل و تخریب یهود
یا به اظهار نفاق بد دلان کشف سر و قتل آن بیحاصلان
پس دورویان صبح کردند از فئوس بر هر آنچه بدنهانشان در نفوس
یعنی از شک یا موالات فضول که در آنها بود در کار رسول
صفحه 184 از 214
پس پشیمان و ملول از بی شهود وندر آن از هیچ رو سودي نبود
(52)
، ص: 417
بحثی از نظر لغت و معنی .... ص : 417
قوله تعالی فَیُصْ بِحُوا عَلی ما أَسَرُّوا فِی أَنْفُسِهِمْ نادِمِینَ ندم- ندم- ندامت یعنی پشیمانی و تأسف بر چیز فوت شده و فرصتی از دست
رفته.
مفردات نوشته: الندم و الندامۀ: التحسّر من تغیّر رأي فی امر فائت.
قاموس مینویسد: الندم و الندامۀ الأسف برخی ندم و ندامۀ را حزن و پشیمانی معنی کردهاند چنانکه در آیه 54 سوره یونس
میفرماید:
وَ أَسَرُّوا النَّدامَۀَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ یعنی چون عذاب را دیدند پشیمانی را پنهان داشتند. و نیز در آیه 157 سوره شعراء میفرماید:
فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِینَ یعنی ناقه را پی کردند سپس پشیمان شدند و همچنین در آیه 31 سوره مائده میفرماید:
أَ عَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هذَا الْغُرابِ فَأُوارِيَ سَوْأَةَ أَخِی فَأَصْ بَحَ مِنَ النَّادِمِینَ. ندامت فرزند آدم را میتوان از عدم دفن برادرش معنی
کرد و نیز میتوان ندامت وي را از قتل برادرش حساب کرد آیا در صورت معنی دوم میتوان آن را توبه حساب کرده
، ص: 418
[سوره المائدة ( 5): آیه 53 ] .... ص : 418
اشاره
( وَ یَقُولُ الَّذِینَ آمَنُوا أَ هؤُلاءِ الَّذِینَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَکُمْ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خاسِرِینَ ( 53
ترجمه و شرح .... ص : 418
خداوند متعال در این آیه شریفه بیان میکند: وقتی که کفار مغلوب گشت و مسلمانان بر آنها پیروز شدند اهل ایمان بمنافقانی که
همنشین با کفار بوده ملامت کردند که دوستداران شما سوگند یاد میکردند که با شما همراهی کنند پس چه شد که معاشرت با
آنان سودي بشما نبخشید لذا پروردگار عالم شما را در صف بیگانگان قرار داده و هر عمل نیک هم که انجام دادهاید بی ثمر و
بیهوده است اینک میفرماید:
آنانکه در ظاهر و باطن خدا و رسولش را تصدیق نموده و ایمان آوردهاند گویند این جماعت همان کسانی هستند که بخدا سوگند
یاد کرده و با قسمهاي مغلظه خود را مؤمن قلمداد کردهاند تا در کمک شما باشند و بر ضد دشمنان یاور شما گردند؟ این جماعت
هر عملی که کردهاند چون از روي واقع و حقیقت نبوده بی نتیجه و باطل است و مستحق ثواب نیستند بلکه در زمره زیانکاران
میباشند البته باید ، ص: 419
صفحه 185 از 214
توجه داشت که این مرض خطرناکی است که افراد ناتوان ملتها به بیگانگان و دشمنان دین و وطن پناه میبرند و در آخر امر نیز جز
زیان و ضرر چیزي نمیبرند.
(53)
ترجمه و شرح [منظوم .... ص : 419
مؤمنان گویند هم با یکدگر از تعجب ز آن گروه بدسیر
و اجتراي آن جماعت بر خدا وز یمین و لغو و سوگند خطا
کاین گروهند آنکسان آیا بساز که بحق سوگند میخورند باز
جهد میکردند در سوگند خویش که معند ایشان شما را نزد کیش
شد عملهاشان همه نابود و خام صبح پس کردند در خسران تمام
(53)
، ص: 420
بحثی از نظر لغت و معنی .... ص : 420
قوله تعالی: أَقْسَ مُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ کلمه جهد بفتح اول و ضم آن یعنی صعوبت و مشقت بنا بنوشته صاحب قاموس و مفردات
ولی اقرب الموارد آن را تلاش توأم با رنج معنی کرده است.
بنظر قتیبی جهد بفتح اول مشقت و بضم آن طاعت است بنابراین معنی اینکه میگویند فلانی جهاد کرد آن است که قدرت خود را
بکار انداخت و متحمل مشقت گردید و تلاش توأم با رنج انجام داد پس جهد و جهاد یعنی تلاش توأم با رنج چنانکه در آیه 6
سوره عنکبوت میفرماید:
وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما یُجاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ عَنِ الْعالَمِینَ یعنی هر که تلاش کند و خود را بزحمت اندازد فقط براي خویش تلاش
میکند.
جهاد بکسر اول مصدر است بمعنی تلاش و نیز اسم است بمعنی جنگ و جنگ را از آن جهت جهاد گویند که تلاش توأم با رنج
است.
چنانکه در آیه 52 فرقان میفرماید:
فَلا تُطِعِ الْکافِرِینَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً کَبِیراً.
مجاهد یعنی تلاشکننده، جنگکننده چنانکه در آیه 95 سوره نساء میفرماید: ، ص: 421
وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِینَ عَلَی الْقاعِدِینَ أَجْراً عَظِیماً ضمنا افعال این ماده در ضمن آیات قرآن کریم همه از باب مفاعله آمده است و
آن بمعنی تکثیر است نه بمعنی بین الأثنین و تکثیر یکی از معانی مفاعلۀ است و از بابی مفاعله این ماده چهار مصدر و چهار اسم
فاعل و پانزده اسم فعل ماضی و پنج فعل مضارع و هفت فعل امر در ضمن آیات قرآن ذکر شده است.
و این ماده از باب منع یمنع بمعنی کوشش کردن و رنجیدن از باب علم یعلم بمعنی سخت و ناخوشی گردیدن است و اصل جهد
بمعنی مشقت و جهد بمعنی طاقت است.
صفحه 186 از 214
، ص: