گروه نرم افزاری آسمان






چند کس از فقیهان خراسان (قدماء)
اشاره



کسانی را بعنوان فقیهان خراسان یاد کرده است که برخی از آنان بیگمان تابعی نیستند و حتی « طبقات الفقهاء » ابو اسحاق در کتاب
صفحه 316 از 452
از عصر مورد بحث ما هم متأخّرند لیکن براي این که اسلوب بحث، که مربوط به فقیهان شهرهاي اسلامی در اوائل بوده، رعایت
شده باشد در این مورد سه تن از ایشان را عنوان و ترجمۀ آنان را به اختصار ایراد میکنیم.
« ابن راهویه » 3- اسحاق بن محمد حنظلی مروزي معروف به 2- ضحّاك بن مزاحم هلالی 102 -1 عطاء بن ابو مسلم خراسانی 135
.238
640
فقیهان خراسان
-1 عطاء بن ابو مسلم -
ابو اسحاق در ترجمۀ عطاء چنین آمده است: « طبقات الفقهاء » در کتاب چاپی
سهوي است از ناسخ « مائتین » که بیگمان کلمۀ « ولد سنۀ خمسین ( 50 ) و مات سنۀ خمس و ثلاثین و مائتین ( 235 ) و کان جوّالۀ ..»
بوده است. « مائۀ » و صحیح آن
پس از ضبط آن (بضم خاء معجمه و فتح راء مهمله و بعد از الف، سینی مهمله و در آخر، « الخراسانی » ذیل کلمۀ « اللباب » ابن اثیر در
نونی) چنین افاده کرده است:
و خراسان بلادي است بزرگ، و اهل عراق میگویند: چون خراسان از ري آغاز و به مطلع آفتاب پایان مییابد و برخی از اهل »
عراق میگویند: چون از عراق بگذري، و آن کوه حلوان است، حدّ خراسان میباشد تا مطلع شمس.
بمعنی موضع و مکان: برخی هم گفتهاند: « آسان » به فارسی دري، نام شمس است و « خور » : چنین است « خراسان » و معنی کلمۀ
به آسانی بخور) میباشد لیکن گفتۀ نخست اصحّ است. ) « کل بالرّفاهیۀ » معنی کلمه
خلقی بسیار که افزون از شمارند به خراسان نسبت داده شدهاند. از آن جمله است عطاء بن ابو مسلم خراسانی که نام پدرش عبد »
اللّ و به گفتۀ برخی، مسلم است.
􀀀
ه
عطاء از ابن مسیّب و غیر او روایت میکند. »
گفتهاند که زمانی دراز در آنجا میبوده « خراسانی » عطاء را از آن جهت »
641
و پس از آن اقامت طولانی به عراق برگشته است. عطاء به سال یک صد و پنجاه و سه ( 153 ) در اریحا وفات یافته است و در بیت
اگر تاریخ تولد عطاء چنانکه ابو اسحاق گفته به سال پنجاه ( 50 ) باشد، تاریخ وفات او بنا به ضبط ابن اثیر « المقدس دفن شده است
(یک صد و پنجاه و سه) باز بحسب ظاهر دستخوش سهو و اشتباهی شده و باید صحیح آن، با رعایت تصحیحی که در ضبط ابو
اسحاق بعمل آمد، یک صد و سی و پنج باشد چه بعید بنظر میرسد که عطاء صد و سه سال عمر کرده باشد و این عمر دراز او
اللّ العالم.
􀀀
موجب توجه و جلب نظر و یادآوري نشده باشد. و ه
-2 ضحاك بن مزاحم -
آورده شده و در ترجمۀ وي همین اندازه « ابو القاسم، الضحّاك بن مراحم (هکذا) الهلالی » ضحّاك بن مزاحم بعنوان « طبقات » در
الضّحّاك بن مزاحم » : گفته است «( اصحاب علی بن الحسین (ع » شیخ طوسی در رجال خود در « من اهل بلخ » اقتصار رفته است که
و صاحب تعلیقه بر رجال شیخ در ذیل آن این مضمون را آورده است. « الخراسانی اصله الکوفۀ، تابعی
صفحه 317 از 452
ضحّاك بن مزاحم بن یزید هلالی مفسّر، کنیهاش ابو القاسم است. مادر وي او را دو سال باردار بوده و بعد از دو سال زاییده است!. »
ضحّاك در بلخ و در مرو اقامت میداشته و مدتی هم در سمرقند و بخارا میبوده و احتساب را به کودکان قرآن و علم میآموخته
است.
ضحّاك را تفسیري است کبیر و تفسیري دیگر صغیر. ضحّاك به سال یک صد و دو »
642
در بلخ در گذشته است و ابن حجر در تقریب او را یاد کرده و در بارهاش گفته است:
اردبیلی در جامع الرّواة بنقل از رجال میرزا محمد استرابادي او را در اصحاب « صدوق کثیر الإرسال من الخامسۀ، مات بعد المائۀ »
از کتاب تهذیب روایت از او آورده شده است. « اوقات صلاة » حضرت صادق (ع) یاد کرده و گفته است در
-3 اسحاق [ابن راهویه] -
ابو اسحاق در بارة وي این مضمون را آورده است: « ابن راهویه » ابو یعقوب اسحاق بن محمّد حنظلی مروزي معروف به
( اسحاق میان حدیث و فقه و ورع، جمع کرده و به سال یک صد و شصت و یک ( 161 ) و به قولی یک صد و شصت و شش ( 166 »
متولد شده و در نیشابور سکنی گزیده و در سال دویست و سی و هشت ( 238 ) در همان نیشابور وفات یافته است.
احمد بن حنبل را پرسیدهاند که اسحاق چه گونه است؟ پاسخ داده: آیا اسحاق را مانندي هست؟ آیا از وي باید پرسیده شود؟ و »
همو گفته است: به عقیدة ما اسحاق یکی از ائمه و پیشوایان مسلمین است و فقیهتر از اسحاق کسی از جسر، عبور نکرده است.
خود اسحاق میگفته است: هفتاد هزار حدیث حفظ دارم و به صد هزار حدیث مذاکره میکنم. و هیچ گاه چیزي نشنیدهام که آن »
« را حفظ نکرده باشم و هر گز چیزي را حفظ نکردهام که آن را فراموش کنم
643
اللّ بن مبارك بدان منسوب است و
􀀀
را که عبد ه « غطفان » بطنی از « حنظله » پس از این که نسبت به ،« حنظلی » ابن اثیر، ذیل لغت
سمعانی آن را آورده گفته، چنین ذکر کرده است:
که حنظلۀ بن مالک بن زید.. بن تمیم.. باشد فوت شده و از این انتساب و « حنظلۀ تمیم » از مصنّف (سمعانی) نسبت و انتساب به »
نسبت است فرزدق شاعر و هم اسحاق بن راهویه حنظلی که از ابن عیینه، و غیر او، روایت کرده و بخاري و مسلم، و غیر این دو، از
صاحب روضات (ذیل ترجمۀ اسحاق بن راهویه، پس از نقل آن چه در « بوده است « امام » و « فقیه » وي روایت میکنند و ابن راهویه
بالا از ابو اسحاق نقل کردیم و پس از نقل قول دار قطنی که ابن راهویه از شافعی روایت کرده و بیهقی او را از اصحاب شافعی
شمرده و گفته است: با شافعی مناظر کرده و چون فضل شافعی را شناخته همۀ کتب و مصنفات او را در مصر نسخه برگرفته) چنین
حکایت کرده است:
ابو یعقوب، اسحاق بن.. راهویه (با راء مهمله و فتح هاء و واو و سکون یاء و کسر هاء) یکی از ارکان مسلمین و علمی است از »
اعلام دین و از جمله کسانی است که میان حدیث و فقه و اتقان و حفظ و ورع، جمع کرده است.
امام (شاید فخر رازي مراد باشد) گفته است: »
ابن راهویه را در مکه با شافعی در بارة اجارة خانههاي مکّه مناظره به میان آمده ابن راهویه اجاره را جائز نمیدانسته شافعی به آیۀ »
به مالکانش اضافه شده احتجاج بر جواز کرده.. و هم به گفتۀ پیغمبر « دیار » که در آن آیه « ارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ 􀀀 الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِی »
و هم چنین به خریدن عمر «؟ هل ترك لنا عقیل من ربع » :( و نیز به گفتۀ او (ص « من اغلق بابه فهو آمن » : (ص) در روز فتح مکه که
محل زندان را استدلال کرده.
صفحه 318 از 452
ابن راهویه گفته است: چون احتجاج و استدلال شافعی را بر جواز شنیدم »
644
به اسنادش از ابا « عیون اخبار الرّضا » و همو از « و معتبر و قوي دیدم گفتۀ خود را رها کردم و بجواز اجاره معتقد گشتم و گفتم
صلت هروي آورده که گفته است:
هنگامی که علیّ بن موسی الرّضا (ع) از نیشابور کوچ کرد من در رکابش بودم، بر استري سپید سوار بود، ناگهان محمد بن رافع و »
احمد بن حارث و یحیی بن یحیی و اسحاق بن راهویه و گروهی از علماء در رسیدند و لگام استر را گرفتند و امام را بحق آباء
اللّ ،
􀀀
من جاء منکم بشهادة ان لا اله الّا ه » طاهرین سوگند دادند که حدیثی که از پدر خود شنیده باشد بگوید پس آن حضرت حدیث
« را به اسناد از پدر از پدران خود گفت «.. بالإخلاص دخل جنّتی
ا