دانلود نرم افزار تاریخ ایران
1 / 3
نرم افزار مترو تایم
2 / 3
نرم افزار دانشنامه شهرهای ایران
3 / 3
نرم افزار تاریخ ایران
4 / 3
نرم افزار دانشنامه جانوران
5 / 3
نرم افزار دانشنامه نجوم و فضا
6 / 3
نرم افزار دانشنامه کشورها
7 / 3
نرم افزار دانشنامه بیماری ها
8 / 13
دانشنامه مشافل و کسب و کار ها
9 / 13
دانشنامه رشته های تحصیلی
10 / 13
دانشنامه مشاغل و کسب و کار ها
11 / 13
دانشنامه رشته های تحصیلی
12 / 13
دانش نامه مشاغل و کسب و کار ها
13 / 13
دانشنامه مشاغل و کسب و کار ها

پاراشاي حَيه سارا-فصل بيست و سوم

گروه نرم افزاری آسمان

پاراشاي حَيه سارا-فصل بيست و سوم


پاراشاي حَيه سارا-فصل بيست و سوم

1. سال‌‌هاي عمر سارا يكصد و بيست و هفت سال بود. اين است سال‌هاي عمر سارا.

2. سارا در قيريَت اَربَع كه حِورُون است، در سرزمين كِنَعَن (کنعان) وفات نمود. اَوراهام (ابراهیم) (از بِئِرشِوَع) آمد تا براي سارا سوگواري كرده، برايش گريه كند.

3. اَوراهام (ابراهیم) از نزد ميت خود برخاست و با فرزندان حِت چنين سخن گفت:

4. من در پيش شما غريب و مقيم هستم. قطعه زمين مقبره‌اي از خودتان به من بدهيد تا ميت خود را از پيش رويم برداشته به خاك بسپارم.

5. فرزندان حِت به اَوراهام (ابراهیم) چنين جواب دادند.

6. به (حرف) ما گوش فرا ده! آقا، تو از جانب خداوند در ميان ما سروري. مِيِتَت را در بهترين مقبره‌هاي ما به خاك بسپار. كسي مقبره‌اش را براي به خاك سپردن مِيِت از تو دريغ نخواهد كرد.

7. اَوراهام (ابراهیم) برخاسته در برابر جماعت آن سرزمين، فرزندان حِت سر فرود آورد.

8. با آن‏ها اينطور صحبت كرد. اگر ميلتان است كه مِيِتم را از پيش رويم به خاك بسپارم به من گوش دهيد و از عِفرُون فرزند صُوحَر براي من درخواست كنيد،

9. تا غار هَمَخپِلا را كه در انتهاي صحراي متعلق به اوست در ميان ملك خودتان، در قبال (پرداخت) بهاي كامل براي گورستان ملكي به من بدهد.

10. و عِفرُون در ميان فرزندان حِت نشسته بود. عِفرُون حيتي در حضور فرزندان حِت در برابر مردمي كه به دادگاه شرع آمده بودند به اَوراهام (ابراهیم) چنين جواب داد.

11. نه آقا، از من بشنو، آن صحرا را به تو دادم و آن مَغارِه را كه در آن است به تو تقديم كردم. در انظار اهل قومم آنرا به تو بخشيدم، مِيِتت را به‌خاك بسپار.

12. اَوراهام (ابراهیم) در برابر اهالي آن سرزمين سر فرود آورد.

13. (اَوراهام (ابراهیم)) در حضور اهالي آن سرزمين به عِفرُون حيتي چنين گفت: اما با اين حال خواهش مي‌كنم به حرف من گوش بدهي، پول زمين را به تو مي‌دهم از من بگير تا مرده‌ام را آنجا دفن كنم.

14. عِفرُون در جواب اَوراهام (ابراهیم) چنين گفت:

15. آقا به من گوش بده، بهاي زمين كه چهارصد شِقِل نقره است بين من و تو چيست؟ مِيِت خود را دفن كن.

16. اَوراهام (ابراهیم) حرف عِفرُون را پذيرفت. اَوراهام (ابراهیم)، پولي را كه در حضور فرزندان حِت گفته بود، (يعني) چهارصد شِقِل رايج براي عِفرُون وزن كرد.

17. زمين عفرُون كه در مَخپِلا جلو مَمرِه بود يعني صحرا و مَغارِه‌اي كه در آن است و تمام درختاني كه در كشت‌زار و در تمام حوالي آن اطراف بود (به اَوراهام (ابراهیم)) انتقال يافت،

18. در حضور فرزندان حِت، در برابر مردمی که به دادگاه شرع آمده بودند به ملكيت اَوراهام (ابراهیم) درآمد.

19. سپس اَوراهام (ابراهیم)، سارا زنش را در غار صحراي مَخپِلا، كه روي سطح مَمرِه، كه همان حِورُون است در سرزمين كِنَعَن (کنعان) دفن كرد.

20. آن صحرا و غاري كه در آن است از طرف فرزندان حِت براي گورستان ملكي به اَوراهام (ابراهیم) انتقال يافت.