دانلود نرم افزار تاریخ ایران
1 / 3
نرم افزار مترو تایم
2 / 3
نرم افزار دانشنامه شهرهای ایران
3 / 3
نرم افزار تاریخ ایران
4 / 3
نرم افزار دانشنامه جانوران
5 / 3
نرم افزار دانشنامه نجوم و فضا
6 / 3
نرم افزار دانشنامه کشورها
7 / 3
نرم افزار دانشنامه بیماری ها
8 / 13
دانشنامه مشافل و کسب و کار ها
9 / 13
دانشنامه رشته های تحصیلی
10 / 13
دانشنامه مشاغل و کسب و کار ها
11 / 13
دانشنامه رشته های تحصیلی
12 / 13
دانش نامه مشاغل و کسب و کار ها
13 / 13
دانشنامه مشاغل و کسب و کار ها

-سورة البقرة ( 2):

گروه نرم افزاری آسمان

[سورة البقرة ( 2):



الآیات 144 الی 145
اشاره
قَد نَري تَقَلُّبَ وَجهِکَ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبلَۀً تَرضاها فَوَل وَجهَکَ شَطرَ المَسجِدِ الحَرام وَ حَیث ما کُنتُم فَوَلُّوا وُجُوهَکُم شَطرَه وَ إِنَّ
الَّذِینَ أُوتُوا الکِتابَ لَیَعلَمُونَ أَنَّه الحَقُّ مِن رَبِّهِم وَ مَا اللّه بِغافِل عَمّا یَعمَلُونَ ( 144 ) وَ لَئِن أَتَیتَ الَّذِینَ أُوتُوا الکِتابَ بِکُل آیَۀٍ ما تَبِعُوا
قِبلَتَکَ وَ ما أَنتَ بِتابِع قِبلَتَهُم وَ ما بَعضُ هُم بِتابِع قِبلَۀَ بَعض وَ لَئِن اتَّبَعتَ أَهواءَهُم مِن بَعدِ ما جاءَكَ مِنَ العِلم إِنَّکَ إِذاً لَمِنَ الظّالِمِینَ
(145)
ما گردش صورت تو را به سوي آسمان میبینیم. پس تو را به قبلهاي که از آن خوشنود هستی میگردانیم پس صورت خود را به
سوي مسجد الحرام بگردان و هر کجا که هستید صورتهاي خود را به سوي آن بگردانید و همانا کسانی که کتاب به آنها داده شده
صفحه 241 از 374
( به خوبی میدانند که آن (تغییر قبله) از جانب پروردگارشان حق است و خداوند از آنچه که انجام میدهند غافل نیست ( 144
و اگر براي کسانی که کتاب به آنها داده شده، هر گونه نشانهاي بیاوري از قبله تو پیروي نخواهند کرد و تو نیز از قبله آنها پیروي
نخواهی کرد و برخی از آنان نیز پیرو قبله برخی دیگر نخواهند شد و اگر پس از دانشی که بر تو آمده، از هوسهاي آنها پیروي
( کنی، البته تو در چنین صورتی از ستمگران خواهی بود ( 145
-----------------------------------
1)- نور الثقلین ج 1 ص 134 )
[.....] 2)- تفسیر عیاشی ج 1 ص 62 )
صفحه : 377
نکات ادبی
به معناي درك به وسیله چشم است ولی در اینجا که به خداوند نسبت داده شده به معناي آگاهی و دانستن است. « رؤیت » -1
دگرگونی، تحول، گردانیدن چیزي به آن طرف و این طرف. « تقلب » -2
به معناي طرف و سمت و گاهی هم به معناي نصف میآید. میگویند: « شطر » -3
فلان چیز شرط آن چیز و یا شطر آن است که منظور جزء و نصف آن است.
همان مسجد معهود که در مکه واقع است و حرام به معناي محرّم است مصدر به معناي مفعول، حرام بودن آن « مسجد الحرام » -4
مسجد به جهت آن است که خونریزي و اجراء حدّ در آنجا حرام است.
معناي شرطی دارد و حیث و از هر گاه با ما همراه باشند معناي شرطی میدهند. « حیث ما » -5
تفسیر و توضیح
آیه ( 144 ) قَد نَري تَقَلُّبَ وَجهِکَ ... پیامبر اسلام در طول سیزده سالی که در مکه بود و یک سال و چند ماه که در مدینه بود، به
سوي بیت المقدس نماز میخواند و قبله او همان قبله یهود بود، ولی او میدانست که این قبله یک قبله موقتی است و دیر یا زود
خداوند قبله را تغییر خواهد داد و لذا همواره در انتظار فرمان الهی در جهت تغییر قبله بود. او دوست داشت که خداوند کعبه و
مسجد الحرام را قبله مسلمانان کند زیرا که کعبه قبله ابراهیم و هم مرکز توحید بود و بسیار مورد توجه عربها قرار داشت و اگر کعبه
قبله مسلمانان میشد، این امر در استمالت مردم تأثیر به سزایی میکرد و آنها به اسلام مایل میشدند دیگر این یهود همواره بر پیامبر
طعنه میزدند که تو خود تابع قبله ما هستی پس باید تابع دین ما هم باشی و میگفتند: تو قبله را از ما یاد گرفتی و گرنه خود
نمیدانستی که به کدام سو نماز بگزاري.
با توجه به همه این موارد بود که پیامبر همواره آرزو داشت که قبله عوض شود و به
صفحه : 378
جاي بیت المقدس، کعبه و مسجد الحرام قبله مسلمانان گردد. این آرزو همیشه با پیامبر بود تا این روز دوشنبه نیمه ماه رجب سال
دوم هجري پیامبر در مسجد بنی سالم بود و با آنها نماز ظهر میخواند دو رکعت از نماز را به سوي بیت المقدس خوانده بود که
آیه مورد بحث نازل شد و در همان حال جبرئیل دست پیامبر را گرفت و او را به سوي کعبه برگردانید پیامبر دو رکعت بقیه نماز
ظهر را به سوي کعبه خواند و چون مسلمانان چنین دیدند همگی به پیروي از پیامبر به سوي کعبه برگشتند و چون سوي کعبه
درست برعکس سوي بیت المقدس بود، لذا مسلمانان جابجا شدند تا بقیه نماز را هم پشت سر پیامبر باشند و زنها هم جابجا شدند
صفحه 242 از 374
تغییر یافت یعنی مسجدي « ذو قبلتین » که پشت سر مردها باشند و به هر حال این نماز تاریخی خوانده شد و نام آن مسجد به مسجد
که دو قبله داشت.
در این آیه خداوند پیامبر خود را مورد خطاب قرار میدهد و اظهار میدارد که ما گردش روي تو را در آسمان دیدیم یعنی دیدیم
که تو همواره چشم به آسمان دوختهاي و منتظر دستور تغییر قبله هستی اینک تو را به سوي قبلهاي برمیگردانیم که آن را
میپسندي و از آن خوشنود هستی و مسلم است قبله مورد رضایت پیامبر به جهت دلایلی که ذکر کردیم، کعبه و مسجد الحرام بود
لذا فرمان رسید که روي خود را به سوي مسجد الحرام برگردان و آنجا را قبله قرار بده.
توجه کنیم که در اینجا فرمان تغییر قبله با دو جمله آمده جمله اولی خطاب به شخص پیامبر و جمله دوم خطاب به همه مسلمانان در
جمله اولی به پیامبر دستور داده شد که روي خود را به سوي مسجد الحرام برگرداند و در جمله دوم خطاب عامّی براي همه
مسلمانان رسید که در هر کجا باشید شهر و روستا و بیابان، در سفر و حضر، رو به سوي مسجد الحرام کنید که البته منظور هنگام
نماز و انجام اعمالی است که رو به قبله شدن در آنها واجب است.
علت این حکم تغییر قبله با دو خطاب یکی براي پیامبر و دیگري براي همه مسلمین نازل شده است، این است که این موضوع در آن
زمان اهمیت خاصی داشت و
صفحه : 379
موضوع جنجال برانگیزي بود و شاید اگر خطاب دوم نمیآمد بعضیها که تغییر قبله را ناخوش میداشتند، گمان میکردند که این
حکم مخصوص پیامبر است مانند دیگر خصائص آن حضرت که در کتب حدیثی آمده است. ولی با تصریح بر این همه مسلمانان
در هر کجا که هستند باید رو به سوي مسجد الحرام کنند، دیگر جاي چون و چرا و عذر و بهانه نمیماند و مسلمانان تکلیف خود
را به روشنی درك کردند.
نصف « شطر » در این آیه سمت و سوي مسجد الحرام است تا بگوییم قبله همان جهت کعبه است و یا منظور از « شطر » آیا منظور از
مسجد الحرام است که دقیقاً محل وقوع کعبه میشود تا بگوییم قبله جهت کعبه نیست بلکه عین کعبه است، بحثی است که در فقه
مورد توجه قرار گرفته است و ما به زودي آن را در بحث مستقلی درباره قبله مطرح خواهیم کرد.
در دنباله آیه مطلبی را تذکر میدهد و آن این اهل کتاب خود به خوبی میدانند که این تغییر قبله از جانب خداوند است و پیامبر از
پیش خود این کار را نکرده است. آنها در کتابهاي آسمانی خود ویژگیها و صفات پیامبر اسلام را خوانده بودند و میدانستند که او
پیامبري از جانب خداست و هر چه بگوید از جانب خدا میگوید و از طریق وحی خبر میدهد و با علم به این تغییر قبله هم از
جانب خداوند است باز آنها تغییر قبله را به پیامبر ایراد میگرفتند و میگفتند چه چیزي سبب شد که قبله مسلمانان تغییر یافت!
خداوند در آیه قبلی پیشاپیش پاسخ سؤال آنها را به پیامبر خود یاد داده بود و اینک متذکر میشود که آنها خود میدانند که این
کار نیز از جانب خداست و در عین حال بهانه جویی میکنند. آنها باید بدانند که خداوند از اعمال آنها غافل نیست و به جزاي
اعمال خود خواهند رسید.
آیه ( 145 ) وَ لَئِن أَتَیتَ الَّذِینَ أُوتُوا الکِتابَ ... پس از آنکه موضوع تغییر قبله را بیان نمود، به یک حقیقتی در این باره اشاره میکند
و آن این اهل کتاب هرگز تابع قبله مسلمانان نخواهند شد هر چند که پیامبر اسلام تمام معجزات را نشان بدهد. آنها آن
صفحه : 380
چنان به قبله خود دلبستگی دارند که به هیچ وجه حاضر به ترك آن نیستند اگر چه براي آنها دلیل قاطع و روشنی هم بیاید و
حقانیت قبله مسلمین را روشن سازد. البته پیامبر اسلام هم به هیچ وجه تابع قبله آنها نخواهد بود و یهود و نصاري هم هرگز تابع قبله
یکدیگر نخواهند بود.
صفحه 243 از 374
قبله به عنوان مظهر بارز استقلال و حاکمیت یک جامعه دینی است و طبیعی است که هر امتی براي حفظ استقلال خود دست از قبله
خود نمیکشد و تابع قبله دیگران نمیشود مگر این از نظر دینی و اعتقادي، از دین خود برگردد و دین دیگري را بپذیرد که طبعاً
قبله آن دین را هم خواهد پذیرفت. بنابراین ما دام که اهل کتاب در لجاجت خود باقی بودند و با علم به حقانیت پیامبر اسلام، روي
به اسلام نمیآوردند، واضح بود که قبله مسلمانان و یا قبله یکدیگر را نمیپذیرفتند. همانگونه که پذیرش قبله یکی از آنان از سوي
پیامبر نیز قابل قبول نبود.
در پایان آیه، پیامبر اسلام را مورد خطاب عتاب آمیزي قرار میدهد و به پیامبر گوشزد میکند که اگر از هوسهاي آنان پیروي کند،
از ظالمان خواهد بود چون علم و آگاهی کافی درباره حقایق دارد و حجت بر وي تمام شده است.
چنین مینماید که گاهی در ذهن پیامبر خطور میکرد که براي جلب اهل کتاب به اسلام، قبله آنان را محترم بشمارد و اگر ممکن
باشد گاهی به سوي قبله آنان نماز گزارد و در این اندیشه تنها هدف او نزدیک شدن آنها به اسلام و احتمال هدایت شدن آنها بود
که خود یک هدف مقدسی است. ولی خداوند به پیامبر خود خبر داد که آنها به هیچ وجه تابع قبله تو نخواهند شد یعنی اسلام را
نخواهند پذیرفت و اگر تو، به هر دلیلی تابع هوسها و آرزوهاي آنان باشی از ستمگران خواهی بود.
این گونه خطابهاي هشدار دهنده و عتاب آمیز در قرآن بطور مکرر آمده است و هیچ یک از آنها از مقام منیع پیامبر اسلام
نمیکاهد بلکه نشان میدهد که آن حضرت همواره مورد لطف و عنایت خداوند بود که در مواقع حساس و در مراحل خطرناك به
یاري پیامبر خود میشتابد و تذکرهاي لازم را به او میدهد. زیرا همانگونه که پیشتر نیز
صفحه : 381
گفتهایم، چنین نیست که معصوم، مجبور به ترك گناهان باشد و عصمت به معناي اجبار و اکراه نیست بلکه معصوم در عین حال
که قدرت به ارتکاب گناه دارد، روي آن حالت خدا ترسی کامل، مرتکب گناه نمیشود.
نمونههایی از این گونه خطابها را پیش از این داشتیم و در آینده نیز به تناسب آیات در این موضوع بحث بیشتري خواهیم کرد.
[ [سورة البقرة ( 2): الآیات 146 الی 148
اشاره
الَّذِینَ آتَیناهُم الکِتابَ یَعرِفُونَه کَما یَعرِفُونَ أَبناءَهُم وَ إِن فَرِیقاً مِنهُم لَیَکتُمُونَ الحَق وَ هُم یَعلَمُونَ ( 146 ) الحَقُّ مِن رَبِّکَ فَلا تَکُونَن مِنَ
( المُمتَرِینَ ( 147 ) وَ لِکُلٍّ وِجهَۀٌ هُوَ مُوَلِّیها فَاستَبِقُوا الخَیرات أَینَ ما تَکُونُوا یَأت بِکُم اللّه جَمِیعاً إِن اللّهَ عَلی کُل شَیءٍ قَدِیرٌ ( 148
کسانی که به آنها کتاب دادهایم، او (محمّد) را میشناسند همانگونه که پسران خود را میشناسند و همانا گروهی از آنان حق را
( میپوشانند در حالی که آنها میدانند ( 146
( حق از جانب پروردگار توست پس، از تردیدکنندگان نباش ( 147
هر گروهی را جهتی است که روي به سوي آن میگردانند. پس در کارهاي نیک پیشی بگیرید. هر کجا که باشید، خداوند همه
( شما را خواهد آورد همانا خداوند بر هر چیزي تواناست ( 148
نکات ادبی
« هو » با متعلق محذوف خود خبر آن است و گفته شده که آن خبر است براي مبتداء محذوف که « من ربک » مبتداست و « الحق » -1
است.
صفحه 244 از 374
-2 همانگونه که جملههاي اخباري با قسم و لام تأکید و مانند آنها تأکید میشود، جملههاي انشایی نیز مانند امر و نهی با نون تأکید
نون براي تأکید است. «ّ لا تکونن » ثقیله و خفیفه تأکید میشود و در
صفحه : 382
نیز از همین ماده است. « مراء » و « مریه » شک و تردید « امتراء » -3
اسم مصدر از جهۀ است و گاهی گفته میشود که مصدر است ولی اعلال نشده. « وجهۀ » -4
انجام دادن کار با سرعت، پیشی گرفتن. « استباق » -5
تفسیر و توضیح
147 ) الَّذِینَ آتَیناهُم الکِتابَ یَعرِفُونَه ... دانشمندان یهود و نصاري در کتابهاي خود، نشانهها و خصوصیات پیامبر اسلام - آیات ( 146
را خوانده بودند. این نشانهها آنچنان روشن و گویا بود که به وضوح چهره پیامبر اسلام را ترسیم میکرد و چون پیامبر مبعوث شد،
آنها تمام آن نشانهها را در وجود حضرت محمّد (ص) دیده بودند و او را آنچنان میشناختند که پسران خود را میشناختند. از عبد
الله بن سلام که از علماء یهود بود و مسلمان شده بود نقل شده که پس از مسلمان شدن گفت: من محمّد را از فرزندم بهتر
میشناختم وقتی از او پرسیده شد که چگونه! او گفت: چون نشانههاي روشن او را در کتابها خوانده بودم و شک نداشتم که او
همان پیامبر موعود است ولی درباره فرزندم احتمال آن وجود دارد که همسرم به من خیانت کرده باشد.
در این آیه ضمن اعلام این مطلب که آنها پیامبر اسلام را همانند پسران خود میشناختند، اظهار میدارد که گروهی از اهل کتاب
آگاهانه حقیقت را کتمان میکنند.
آنها با وجود آنکه پیامبر اسلام را به خوبی میشناسند، و میدانند که او همان پیامبر موعود است، در عین حال حق را پرده پوشی
میکنند و از اظهار آن سرباز میزنند.
این در آیه گفته شده که گروهی از اهل کتاب چنین میکنند، بدان جهت است که گروهی دیگر از آنها چنین نمیکردند و آنها
کسانی بودند که مسلمان شدند مانند عبد الله بن سلام و کعب الاحبار که اسلام را پذیرفتند و اعلام نمودند که محمّد (ص) همان
پیامبري است که ما نشانههاي او را در کتابهاي خود خوانده بودیم و نیز گروهی دیگر از یهود و نصاري بودند که از مضامین
کتابهاي آسمانی خود اطلاعی نداشتند و از
صفحه : 383
دانشمندان قوم خود نبودند که طبیعی است آنها نیز حقیقت را کتمان نمیکردند چون آن را نمیدانستند. این تعبیر قرآن که
میگوید: گروهی از آنها چنین کردند، نشانگر دقتی است که قرآن در بیان مطالب دارد.
در آیه بعد، خاطرنشان میسازد که کتمان حق از جانب برخی از دانشمندان یهود، تأثیري در حقانیت آن ندارد زیرا که حق از
جانب پروردگار است و یک امر الهی است و با کتمان این و آن پوشیده نمیماند و به هر حال خودش را نشان میدهد. سپس
خطابی را متوجه پیامبر اسلام میسازد که در واقع خطاب براي مسلمانان است و آن این در حق تردید نداشته باشند و تبلیغات سوء
اهل کتاب آنها را به شک نیندازد.
این در این آیات، خداوند با این صراحت و تأکید اظهار میدارد که دانشمندان اهل کتاب از پیش، حضرت محمّد (ص) را
میشناختند، دلیل روشنی بر حقانیت اسلام است زیرا اگر چنین نبود، آنها شدیداً به پیامبر اسلام اعتراض میکردند و در برابر این
اظهارات که در قرآن بطور مکرر آمده است، از خود دفاع میکردند و حتی آن را به عنوان اظهارات دروغ، دستاویزي براي
کوبیدن پیامبر اسلام قرار میدادند.
صفحه 245 از 374
آیه ( 148 ) وَ لِکُلٍّ وِجهَۀٌ هُوَ مُوَلِّیها ... به دنبال گفتگوها و جنجالهایی که اهل کتاب درباره تغییر قبله مسلمانان به راه انداختند و آن
را اقدامی نادرست قلمداد کردند، خداوند به آنها گوشزد میکند که هر ملتی براي خود سمت و سویی و قبلهاي دارد و قبله یک
موضوع قراردادي است و مانند توحید و معاد از مسلّمات ادیان آسمانی نیست و هر دینی میتواند با توجه به مقدسات خود و یا
مسائل مورد علاقه خود، قبلهاي داشته باشد همانگونه که قبله ابراهیم و اسماعیل کعبه بود و قبله یهود بیت المقدس بود و قبله
مسلمانان هم کعبه و مسجد الحرام اعلام میشود. بنابراین، هر گروهی قبلهاي دارد که روي به سوي آن میکنند و آن را مقدس
میشمارند.
سپس در این آیه اعلام میکند که به جاي پرداختن به موضوع تغییر قبله که سودي براي شما ندارد، در انجام کارهاي نیک و اعمال
شایسته از همدیگر سبقت بگیرید و به سرعت به سوي خیرات گام بردارید و البته بدیهی است که بهترین اعمال خیر، روي
صفحه : 384
آوردن به اسلام و پذیرش آن میباشد. یهود و نصاري به جاي مباحثات بی حاصل، لازم است که در پذیرش اسلام نسبت به
مشرکان پیشقدم باشند و بر یکدیگر سبقت بگیرند و بدانند که جهان فقط این جهان نیست بلکه جهان دیگري وجود دارد که
خداوند همه مردم را در هر کجا که باشند، در آن جهان گرد خواهد آورد و همه را به سزاي اعمال خود خواهد رسانید. و این کار
از قدرت خداوند بعید نیست و او توان آن را دارد که چنین کند چون او به همه چیز تواناست.
[ [سورة البقرة ( 2): الآیات 149 الی 151
اشاره
وَ مِن حَیث خَرَجتَ فَوَل وَجهَکَ شَطرَ المَسجِدِ الحَرام وَ إِنَّه لَلحَقُّ مِن رَبِّکَ وَ مَا اللّه بِغافِل عَمّا تَعمَلُونَ ( 149 ) وَ مِن حَیث خَرَجتَ
فَوَل وَجهَکَ شَطرَ المَسجِدِ الحَرام وَ حَیث ما کُنتُم فَوَلُّوا وُجُوهَکُم شَطرَه لِئَلاّ یَکُونَ لِلنّاس عَلَیکُم حُجَّۀٌ إِلاَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنهُم فَلا
تَخشَ وهُم وَ اخشَ ونِی وَ لِأُتِم نِعمَتِی عَلَیکُم وَ لَعَلَّکُم تَهتَدُونَ ( 150 ) کَما أَرسَلنا فِیکُم رَسُولاً مِنکُم یَتلُوا عَلَیکُم آیاتِنا وَ یُزَکِّیکُم وَ
( یُعَلِّمُکُم الکِتابَ وَ الحِکمَۀَ وَ یُعَلِّمُکُم ما لَم تَکُونُوا تَعلَمُونَ ( 151
و از هر کجا که بیرون شدي پس روي خود را به سوي مسجد الحرام برگردان و همانا که آن از جانب پروردگار تو حق است و
( خداوند از آنچه انجام میدهید غافل نیست ( 149
و از هر کجا که بیرون شدي پس روي خود را به سوي مسجد الحرام برگردان و هر کجا که باشید پس روهاي خود را به سوي آن
برگردانید تا مردم را بر شما ستیزي نباشد جز آن گروه از کسانی که ستم کردند. پس، از آنان نترسید و از من بترسید و تا نعمتم را
( بر شما تمام کنم و تا شما هدایت شوید ( 150
همانگونه که در میان شما پیامبري از شما فرستادیم که آیات ما را بر شما تلاوت کند و شما را پاك نماید و به شما کتاب و
( حکمت بیاموزد و چیزي را که نمیدانستید بیاموزد ( 151
صفحه : 385
نکات ادبی
نون تبدیل به لام و در آن ادغام شده است. « ل ان لا » ترکیبی از سه کلمه است « لئلّا » -1
دلیل و برهان و گاهی به معناي احتجاج و ستیز و دلیل آوردن میآید. « حجۀ » -2
صفحه 246 از 374
یا منقطع است و یا اگر متصل باشد، کلمه حجت در جمله قبلی به معناي احتجاج و ستیز است. « إلا الّذین ظلموا » -3 استثناء در
به معناي مطلق ترس است چه عامل آن شناخته شده باشد و چه « خوف » بیم و ترس از روي آگاهی همانگونه که « خشیت » » -4
شناخته نشده باشد.
تفسیر و توضیح
150 ) وَ مِن حَیث خَرَجتَ فَوَل ... یکبار دیگر سخن درباره قبله است و تاکید و تکرار این هر کجا باشی و از هر شهري - آیات ( 149
بیرون بیایی و بالاخره در تمام احوال، رو به سوي مسجد الحرام کن. این تکرار سه مرحلهاي براي تأکید مطلب است چون حکم مهم
و جنجال برانگیزي بود و حکمی نسخ شده بود و حکم دیگري جاي آن آمده بود لذا جا داشت که بر روي آن هر چه بیشتر تأکید
شود. ضمناً در هر بار که این حکم تکرار شده با یک مطلب اضافه آمده است بار اول که چند آیه قبل آمده، این مطلب ضمیمه آن
است که اهل کتاب حق بودن آن را میدانند و بار دوم که در اول آیه مورد بحث آمده است، این مطلب را به پیوست دارد که تغییر
قبله از جانب خداوند حق است و خدا از اعمال شما غافل نیست و بار سوم که در آیه بعدي آمده، این اضافه را دارد که تغییر قبله
دو فایده داشت یکی این اعتراض مخالفان برداشته شود و دیگر این نعمت خداوند بر امت اسلامی تمام شود.
در توضیح فایده اول میگوییم: هنگامی که هنوز قبله تغییر نیافته بود و پیامبر و مسلمانان به سوي بیت المقدس نماز میخواندند از
دو طرف مورد سؤال و اعتراض بودند یکی از جانب یهود و دانشمندان آنها بود چون آنها در کتابهاي خود خوانده بودند که پیامبر
موعود به دو قبله نماز خواهد خواند و این یکی از مشخصات او بود
صفحه : 386
آنها بین خودشان میگفتند اگر هم سایر مشخصات درست باشد این یکی را ندارد.
البته یهودیها بین خودشان چنین میگفتند ولی در تبلیغ بر ضد مسلمان میگفتند:
محمّد (ص) که به سوي قبله ما نماز میخواند آن را از دین ما گرفته و به زودي سایر معارف دین ما را هم خواهد پذیرفت و
بدینگونه به مسلمانان طعنه میزدند. دیگر از جانب قریش بود که میگفتند: محمّد (ص) قبله ابراهیم را رها کرده و به قبله دیگري
روي آورده است.
تغییر قبله از بیت المقدس به مسجد الحرام، همه این شبههها و اعتراضها را از بین برد و نه یهود و نه قریش دیگر نمیتوانستند آن
سخنان را تکرار کنند ولی قریش پس از تغییر قبله مسلمانان سخن دیگري را ساز کردند و اگر اعتراض آنها برطرف شد، این بار به
نوع دیگري به ستیزه جویی پرداختند و آن این گفتند: همانگونه که محمّد به سوي قبله ما برگشت به زودي به دین ما هم
برمیگردد. البته نادرستی این سخن به خوبی روشن بود و آنها دیدند که محمّد به دین آنها برنگشت ولی به هر حال سخنی بود که
آنها در مقام بحث و جدل و احتجاج و ستیز به زبان میآوردند.
از این جهت بود که در این آیه خداوند اشعار میدارد که تغییر قبله احتجاجها و اعتراضهاي مردم را چه اهل کتاب و چه مشرکان از
بین برد ولی احتجاج ستمگران از آنها همچنان باقی است که منظور از این ستمگران قریش هستند که پس از تغییر قبله اعتراض
جدیدي را عنوان کردند (همانگونه که گفتیم) فایده دیگري که در این آیه براي تغییر قبله مرتب شده است، این است که خداوند با
این کار نعمت خود را بر مسلمانان تمام کرد و به مسلمانان در برابر اهل کتاب استقلال داد و آنها را به قبلهاي برگردانید که قبله
ابراهیم بود و چون اسلام ادامه و تکمیل آیین ابراهیم بود و ابراهیم براي ظهور حضرت محمّد (ص) دعا کرده بود (که در آیات
پیش گذشت) لذا قبله ابراهیم هم که همان مسجد الحرام باشد براي مسلمانان نعمت بزرگی بود که نعمت وجود پیامبر اسلام را
تکمیل میکرد. خداوند بدینگونه لطف و مرحمت خود را شامل حال مسلمانان کرد تا مگر آنها هدایت یابند و در راهی که در
صفحه 247 از 374
صفحه : 387
پیش گرفتهاند استوار باشند.
آیه ( 151 ) کَما أَرسَلنا فِیکُم رَسُولًا ... تغییر قبله به مسجد الحرام نعمتی بود که خداوند به مسلمانان داد و این تکمیل نعمت بزرگ
دیگري بود و آن این خداوند از میان آنها پیامبري را مبعوث کرد که چندین هدف را دنبال میکرد:
-1 آیات خدا را بر مردم تلاوت میکرد تا ایمانشان محکم شود.
-2 مردم را به تهذیب نفس و اصلاح اخلاق و اعمال و تزکیه دعوت میکرد.
-3 به مردم کتاب و حکمت و آنچه را که نمیدانستند میآموخت.
پیامبر اسلام با این هدفهاي والا و بسیار مهم و سازنده کار خود را دنبال کرد و به طوري که میدانیم جامعهاي برین با آرمانهاي بلند
به وجود آورد و امتی را ساخت و پرورش داد که در تمام جهان و در طول تاریخ بشري نمونه بودند امتی بر اساس توحید و عدل و
ارزشهاي متعالی انسانی که نه تنها محیط خود را اصلاح کردند بلکه جهانیان را نیز هم.
بحثی درباره قبله
(جدید)
روزانه پنج نوبت دایرههایی از انسانها با شعاع هزاران کیلومتر تشکیل میشود و مسلمانان در گستره زمین روي به سوي کعبه که
حرم الهی و پناهگاه مردم و قبله ابراهیمی و جایگاه امن و امان است، میکنند و با انجام فریضه نماز، یکی از بزرگترین مراسم
مذهبی خود را به جاي میآورند.
مسلمانان نه تنها در حال حیات خود روزي چندین بار کعبه را پیش روي خود قرار میدهند و دلشان با عشق آن میتپد، بلکه در
حال مرگ نیز به سوي آن میمیرند و حتی در قبر نیز روي به سوي آن دارند و این میرساند که کعبه در میان پدیدههاي این جهان
بزرگترین مقصد و مقصود یک مسلمان است و او با عشق به این خانه در جستجوي
صفحه : 388
صاحب خانه است.
گرچه به هر طرف روي کنی خدا آنجاست، ولی در حال انجام عبادت میباید انسان تمام توجه خود را به یک نقطه متمرکز کند و
سمت و سویی را براي خود قبله اخذ کند و آن را به عنوان مظهر دوست و نشانی از بینشانها پیش خود روي قرار دهد.
از آغاز بعثت تا سال دوم هجرت، پیامبر (ص) و مسلمانان به سوي بیت المقدس نماز میخواندند و پس از آنکه سیزده یا شانزده یا
به فرمان خدا قبله مسلمانان از بیت المقدس به مسجد الحرام تغییر یافت. به طوریکه از آیات «1» هفده یا هجده ماه از هجرت گذشت
قرآنی برمیآید، پیش از تغییر قبله، پیامبر اسلام (ص) همواره در آرزوي این بود که قبله تغییر یابد واو به سوي کعبه که قبله
حضرت ابراهیم است نماز بخواند و در روایات هم آمده که آن حضرت بارها این آرزو را با جبرئیل در میان گذاشت و او گفت: از
تا این آیه نازل شد و پیامبر مأموریت یافت که به جانب کعبه نماز گزارد «2» خدا بخواه و پیامبر همواره در این باره دعا میکرد
(آیات را به زودي نقل خواهیم کرد)
چگونگی تغییر قبله:
به گفته مفسران و مورخان، پیامبر اکرم در خانه ام بشر بن مراد بن معرور از قبیله بنی سلمه یا بنی سالم در کنار مدینه مهمان بود که
صفحه 248 از 374
وقت نماز ظهر رسید پیامبر به مسجدي که در آنجا بود رفت و و نماز ظهر را با جماعت شروع نمود وقتی دو رکعت
-----------------------------------
1)- إبن هشام تغییر قبله را پس از هجده ماه از هجرت و در ماه رجب میداند (السیرة النبویه ج 2 ص 198 ) و طبري و یعقوبی و )
إبن اثیر هفده ماه پس از هجرت و ماه شعبان را انتخاب کردهاند (تاریخ طبري ج 2 ص 18 و تاریخ یعقوبی ج 2 ص 34 و إبن اثیر
ج 1 ص 524 ) بخاري میان شانزده ماه و هفده ما تردید کرده است (صحیح بخاري ج 1 ص 177 ) إبن سعد آن را شانزده ماه
میداند. (الطبقات ج 1 ص 24 ) شیخ مفید نیمه رجب سال دوم هجرت را تقویت میکند که هجده ماه میشود (مسار الشیعه ص
58 ) در روایتی که از امام صادق (ع) نقل شده، هفده ماه آمده است (وسائل ج 3 ص 218 ) و اختیار إبن بابویه هجده ماه است (من
لا یحضره الفقیه ص 88 ) و در روایتی که از قرب الاسناد نقل شده هفده ماه و هجده ماه به صورت نسخه بدل آمده است (وسائل ج
3 ص 220 ) به نظر میرسد که منشأ اختلاف در خواندن لفظ (تسعه) و (سبعه) بوده که در قدیم شبیه هم نوشته میشدند.
2)- مجلسی، بحار الأنوار ج 84 ص 39 )
صفحه : 389
از ظهر را خواند، جبرئیل نازل شد و به او اشاره کرد که به طرف کعبه نماز بخواند و ناودان کعبه را پیش روي خود قرار دهد. پس
پیامبر به سوي کعبه برگشت و مردم نیز چنان کردند و مردها و زنها جاي خود را با یکدیگر عوض نمودند چون اگر کسی در مدینه
و در روایتی آمده است که جبرئیل در حال نماز بازوان پیامبر را .«1» رو به کعبه بایستد، بیت المقدس پشت سر او قرار میگیرد
«2». گرفت و او را به سوي کعبه برگردانید
در همان حال بود که آیات مربوط به تغییر قبله نازل شد:
قَد نَري تَقَلُّبَ وَجهِکَ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبلَۀً تَرضاها فَوَل وَجهَکَ شَطرَ المَسجِدِ الحَرام وَ حَیث ما کُنتُم فَوَلُّوا وُجُوهَکُم شَطرَه وَ إِنَّ
الَّذِینَ أُوتُوا الکِتابَ لَیَعلَمُونَ أَنَّه الحَقُّ مِن رَبِّهِم وَ مَا اللّه بِغافِل عَمّا یَعمَلُونَ (بقره/ 144 ) ما گردش صورت تو را به سوي آسمان
میبینیم. پس تو را به قبلهاي که از آن خوشنود هستی، میگردانیم. پس صورت خود را به سوي مسجد الحرام برگردان و هر کجا
که هستید صورتهاي خود را به سوي آن بگردانید و همانا کسانی که کتاب به آنها داده شده به خوبی میدانند که آن (تغییر قبله) از
جانب پروردگارشان حق است و خداوند از آنچه انجام میدهند غافل نیست.
با این فرمان الهی قبله مسلمانان از بیت المقدس به مسجد الحرام تغییر یافت و پیامبر و مسلمانانی که به آن حضرت اقتدا کرده بودند
شهرت یافت « مسجد ذو قبلتین » دو رکعت باقیمانده از نماز ظهر را به سوي کعبه خواندند و به همین مناسبت نام مسجد بنی سالم به
که هم اکنون نیز آن مسجد باقی است.
خبر در مدینه پیچید و گروهی از مردم در نماز عصر خبر را شنیدند و قبله خود را تغییر دادند عباد بن بشر که نماز ظهر را با پیامبر
خوانده بود از مسجد خارج شد و بر قومی از انصار گذشت که نماز عصر میخواندند و در حال رکوع بودند به آنها گفت:
به خدا شهادت میدهم که با پیامبر به سوي کعبه نماز خواندم. این خبر به مردم قباء در حال انجام فریضه صبح رسید آنها یک
رکعت از نماز صبح را خوانده بودند که خبر به
-----------------------------------
1)- السیرة الحلبیه ج 2 ص 129 )
2)- طبرسی، مجمع البیان ج 1 ص 413 )
صفحه : 390
.«1» گوششان رسید پس صورت خود را برگردانیدند
صفحه 249 از 374
موضوع تغییر قبله به گوش یهودیان ساکن مدینه رسید آنها پیشتر همواره به مسلمانان طعنه میزدند که شما به سوي قبله ما نماز
میخوانید و دلشان به این خوش بود، وقتی این خبر را شنیدند ناراحت شدند و چند تن از آنها که نامشان در کتب تاریخی آمده
پیش پیامبر اسلام رفتند و به او گفتند: چرا قبله خود را تغییر دادي! به قبله قبلی برگرد تا به تو ایمان بیاوریم. اینجا بود که در مقابل
:«2» اعتراض آنها، این آیات نازل شد
سَیَقُول السُّفَهاءُ مِنَ النّاس ما وَلّاهُم عَن قِبلَتِهِم الَّتِی کانُوا عَلَیها قُل لِلّه المَشرِق وَ المَغرِب یَهدِي مَن یَشاءُ إِلی صِ راطٍ مُستَقِیم (بقره/
142 ) به زودي سفیهان از مردم گویند: چه چیزي آنها را از قبلهاي که بر آن بودند، برگردانید! بگو: مشرق و مغرب از آنِ خداست.
او هر کس را بخواهد به راه راست هدایت میکند.
بدینگونه پاسخ معترضان داده شد و خداوند اعلام نمود که مشرق و مغرب از آنِ خداست یعنی قبله یک موضوع قراردادي است و
مثل توحید و معاد نیست که تمام ادیان آسمانی در آن مشترك هستند قبله امتها ممکن است متفاوت باشد همانگونه که هست مثلًا
قبله یهود بیت المقدس و قبله نصاري زادگاه مسیح و قبله صابئین ستارگان میباشد مسلمانان هم قبله مخصوص خود را پیدا کردند
و این همان قبلهاي بود که حضرت ابراهیم بر آن بود.
از آنجا که موضوع تغییر قبله موضوع مهم و جنجال برانگیزي بود، قرآن در آیات مربوط به آن مطلب را چندین بار تکرار کرده تا
تأکید بر آن باشد و نیز پرسشهاي مختلفی را که ممکن بود پیش بیاید پاسخ داده است یکی از آن پرسشها همان پرسش یهود بود
که در آیهاي که خواندیم پاسخ داده شد. دو پرسش دیگر نیز از طرف مسلمانان مطرح بود یکی این چرا کعبه از اول قبله مسلمانان
قرار نگرفت! دوم این
-----------------------------------
1)- السیرة الحلبیه ج 2 ص 129 )
2)- إبن هشام، السیرة النبویه ج 2 ص 199 )
صفحه : 391
اکنون که قبله تغییر یافته تکلیف نمازهایی که پیش از این خواندهایم چه میشود! و تکلیف کسانی که نمازهاي خود را به بیت
المقدس خواندند و مردند چه میشود!
پاسخ این دو پرسش در این آیه آمده است:
وَ ما جَعَلنَا القِبلَۀَ الَّتِی کُنتَ عَلَیها إِلّا لِنَعلَمَ مَن یَتَّبِع الرَّسُولَ مِمَّن یَنقَلِب عَلی عَقِبَیه وَ إِن کانَت لَکَبِیرَةً إِلّا عَلَی الَّذِینَ هَدَي اللّه وَ ما کانَ
اللّه لِیُضِ یعَ إِیمانَکُم إِن اللّهَ بِالنّاس لَرَؤُف رَحِیم (بقره/ 143 ) و ما آن قبلهي را که تو بر آن بودي قرار نداده بودیم مگر براي این
کسی را که پیروي از پیامبر میکند از کسی که به پشت سر خود بر میگردد، مشخص نماییم و همانا آن، دشوار بود مگر براي
کسانی که خدا آنها را هدایت کرده است و خداوند ایمان شما را ضایع نمیکند همانا خداوند بر مردم مهربان و بخشایشگر است.
طبق این آیه پاسخ پرسش نخستین این است است که قبله قبلی نوعی آزمایش براي مسلمانان بود چون مسلمانان در مکه دلشان
میخواست که کعبه قبله آنها باشد که قبله پدران و نیاکانشان بود و قبله بودن بیت المقدس بر خلاف میل باطنی آنها بود خدا
میخواست کسانی را که واقعاً از پیامبر پیروي میکنند، از دیگران که به سبب این بهانه از دین اسلام روي برمیگردانند مشخص
نماید. البته در این آیه خاطرنشان میشود که این موضوع واقعاً گران و سنگین بود ولی براي کسانی که هدایت یافته بودند آسان
بود.
پاسخ پرسش دوم هم این است که خدا اعمال گذشته را که ناشی از ایمان بود ضایع و تباه نمیسازد و نباید نگران اعمال پیشین
باشید پاداش آنها را خداوند مهربان و بخشایشگر خواهد داد.
صفحه 250 از 374
آیا قبله عین کعبه و حرم است و یا جهت کعبه!
مهمترین مسألهاي که در کتب فقهی ما درباره قبله مطرح شده است این است که آیا قبله عین کعبه است یا جهت کعبه! در این
مسأله میان فقها اختلاف نظر وجود دارد و اقوال مختلفی نقل شده که عمدهترین آنها دو قول است. پیش از بیان این دو قول
خاطرنشان میسازیم که براي کسی که داخل مسجد الحرام نماز میخواند و یا اگر
صفحه : 392
بیرون از آن است میتواند با وسایلی عین کعبه را تشخیص دهد، همه علماء اتفاق نظر دارند که وظیفه او استقبال عین کعبه میباشد
و در آن اختلافی نیست چیزي که مورد اختلاف است این فرض است که شخصی به دور از مسجد الحرام باشد و عین کعبه را هم
تشخیص ندهد در اینجا با قطع نظر از قولهاي شاذّ، دو قول عمده وجود دارد:
قول اول، این کعبه قبله مسجد الحرام و مسجد الحرام قبله کسانی که در حرم هستند و حرم قبله کسانی که خارج آن قرار دارند،
و «3» و محقق «2» و شهید اول «1» میباشد. چندین نفر از فقهاء شیعه این قول را اختیار کردهاند که از جمله آنهاست شیخ طوسی
و شیخ در «5» نسبت داده « اصحابنا » و طبرسی آن را به «4» تعدادي از فقهاء دیگر. شهید ثانی این قول را به بیشتر فقهاء نسبت داده
.«6» خلاف براي آن ادعاي اجماع کرده است
قول دوم، این قبله کسانی که عین کعبه را تشخیص نمیدهند جهت آن است.
و «7» بسیاري از متاخران، این قول را پذیرفتهاند از طرفداران این قول میتوان از سید مرتضی و إبن جنید و ابو الصلاح و إبن ادریس
را نام برد. «10» و صاحب جواهر «9» و علامه «8» محقق در النافع
در میان مذاهب اربعه اهل سنت، حنبلی و مالکی و حنفی، قبله را براي کسانی که دور از مکه هستند جهت کعبه میدانند ولی
شافعی جهت را کافی نمیداند بلکه میگوید حتی در خارج از مکه و در شهرهاي دیگر هم عین کعبه قبله است و مکلف باید سعی
«11». کند با علم و یا ظن آن را پیدا کند و استقبال جهت کعبه کافی نیست
-----------------------------------
1)- المبسوط ج 1 ص 78 )
2)- به نقل جواهر الکلام ج 7 ص 320 )
3)- شرایع الاسلام ص 18 )
4)- مسالک ج 1 ص 16 )
5)- مجمع البیان ج 1 ص 420 )
6)- الخلاف ج 1 ص 295 )
7)- به نقل همدانی در مصباح الفقیه کتاب الصلوة ص 84 )
8)- المختصر النافع ص 23 از آنجا که این کتاب خلاصهاي از شرایع الاسلام است و بعد از آن نوشته شده، میتوان گفت که )
محقق از نظر قبلی خود برگشته است. [.....]
9)- مختلف الشیعه ج 1 ص 76 )
10 )- جواهر الکلام ج 7 ص 322 )
11 )- الجزیري، الفقه علی المذاهب الاربعه ج 1 ص 195 )
صفحه : 393
صفحه 251 از 374
آن گروه از فقهاء شیعه که معتقد به قول اول هستند به مضمون دو روایت استنادمی کنند:
اول، مرسله حجال از امام صادق که فرمود:
خداوند کعبه را قبله براي «1» انّ الله جعل الکعبۀ قبلۀ لاهل المسجد و جعل المسجد قبلۀ لاهل الحرم و جعل الحرم قبلۀ لاهل الدنیا
اهل مسجد و مسجد را قبله براي ساکنان حرم و حرم را قبله براي مردم دنیا قرار داده است.
دوم، حدیث جعفی از امام صادق که فرمود:
بیت قبله براي اهل مسجد و مسجد قبله براي ساکنان «2» البیت قبلۀ لاهل المسجد و المسجد قبلۀ لاهل الحرم و الحرم قبلۀ للناس جمیعا
حرم و حرم قبله براي همه مردم است.
همچنین طرفداران این قول با روایاتی که دلالت بر استحباب تیاسر در قبله اهل عراق دارند، نیز استدلال کردهاند و گفتهاند از این
روایات فهمیده میشود که هدف استقبال حرم است نه جهت کعبه (روایات مربوط به تیاسر خواهد آمد) طرفداران قول دوم که
جهت کعبه را قبله میدانند به آیه قرآن و نیز روایاتی استناد کردهاند که میتوان گفت به جهت کثرت آنها به حد مستفیض رسیده
است.
به معناي سمت و سو و جهت است « شطر » این در قرآن کریم آمده است: (فولوا وجوهکم شطره) ظاهر آن دلالت بر جهت دارد زیرا
پس به سوي آن (شتر) نگاه حسرت بار دو چشم ««3» فشطرها نظر العینین محسور » : و در اشعار عربی نیز به این معنا به کار رفته مانند
دوخته است.
البته بعضیها شطر را به معناي جزء و نصف گرفتهاند و گفتهاند نصف مسجد الحرام همان کعبه است و بدینگونه قول شافعی را
«4». تقویت کردهاند
-----------------------------------
1)- وسائل الشیعه ج 3 ص 220 )
2)- همان )
3)- جامع البیان (تفسیر طبري) ج 2 ص 21 )
4)- فخر رازي، التفسیر الکبیر ج 4 ص 126 )
صفحه : 394
همچنین روایات متعددي از ائمه معصومین در دست داریم که به قول دوم یعنی جهت بودن قبله دلالت دارد این روایات مستفیضه
اکنون به چند نمونه از این احادیث توجه فرمایید: «1» است و حتی صاحب جواهر گفته بعید نیست که آنها را متواتر بدانیم
عن زرارة عن ابی جعفر (ع) انه قال: لا صلاة الّا الی القبلۀ قال: قلت: و این حدّ القبلۀ!
زراره میگوید: امام باقر فرمود: نماز صحیح نیست مگر این به سوي قبله باشد. «2» قال: ما بین المشرق و المغرب قبلۀ کله
میگوید گفتم: حدّ قبله چیست! فرمود: میان مشرق و مغرب همهاش قبله است.
عن عبد الله بن سنان عن الصادق (ع) انه قال: انّ لله عز و جل حرمات ثلاثاً لیس مثلهن شیء: کتابه و هو حکمۀ و نور، و بیته الذي
امام صادق (ع) فرمود: همانا براي خداوند سه حرمت وجود دارد «3» جعله قبلۀ للناس لا یقبل من احد توجّها الی غیره و عترة نبیکم
که چیزي مانند آنها نیست: کتاب او که حکمت و نور است و خانه او که براي مردم قبله قرار داده و از هیچکس توجه به غیر آن را
قبول ندارد و خاندان پیامبر شما.
روایت اول تقریباً صریح است که قبله همان جهت کعبه است و روایت دوم تنها بیت را قبله میداند و غیر آن را قبله نمیداند
بنابراین حرم نمیتواند قبله باشد.
صفحه 252 از 374
به نظر میرسد که این قول اقوي باشد چون قول اول مستند به دو حدیث است که یکی ضعیف و دیگري مرسل است و نیز خلاف
ظاهر آیه شریفه میباشد.
البته باید توجه داشت که ثمره مهم و عملی براي این اختلاف وجود ندارد زیرا در شهرهاي دور از مکه، تشخیص حرم از جهت
بسیار مشکل است و هر دو گروه در پیدا کردن قبله این شهرها به اماراتی متوسل شدهاند که خواهد آمد و هر دو در آن مشترك
هستند و اساساً کار قبله یابی بر تسامح استوار است و آن دقت عقلی که در کتب هیئت آمده لزومی ندارد هر چند که استمداد از
آنها براي یافتن قبله خوب است.
-----------------------------------
1)- جواهر الکلام ج 7 ص 322 )
2)- وسائل الشیعه ج 3 ص 217 )
3)- همان ص 218 )
صفحه : 395
مطلب دیگري که ذکر آن در اینجا مناسب است این است که در بعضی از روایات ما درباره قبله اهل عراق گفته شده که خوب
در علت این دستور گفته شده که وسعت حرم در «1» است آنها در وقت نماز تیاسر کنند یعنی مقداري میل به سمت چپ کنند
البته این علت را میتوان از روایتی که از امام صادق (ع) نقل شده، «2» سمت چپ کعبه بیشتر از آن در سمت راست آن است
و البته «3» استظهار نمود که در آن براي کعبه شش حدّ بیان شده که چهار حدّ آن در سمت چپ و دو حد آن در سمت راست است
اگر علت تیاسر این باشد کسانی که در جنوب مکهاند باید تیامن کنند.
درباره تیاسر قبله اهل عراق بحثهایی میان مرحوم محقق و خواجه نصیر طوسی شده است که جالب است گویا محقق این مسأله را
درس میگفت و تصادفاً خواجه در آن درس حاضر بود محقق استحباب تیاسر را مطرح کرد و خواجه گفت: این استحباب وجهی
ندارد زیرا اگر تیاسر از قبله به غیر قبله است که حرام خواهد بود و اگر از غیر قبله به قبله است واجب خواهد بود. محقق در پاسخ او
گفت: بلکه از قبله به سوي قبله است. خواجه ساکت شد و بعدها محقق رسالهاي در این زمینه نوشت و به خواجه فرستاد و خواجه
«4». آن را تحسین نمود
البته از این گفته بر میآید که خواجه تسلیم محقق شده ولی بعضیها گفتهاند که محقق در نامه ارسالی خود از فتواي خود برگشته و
«5». تسلیم خواجه شده و روایات تیاسر را تضعیف کرده است
مرحوم علامه مجلسی راجع به علت تیاسر قبله اهل عراق گفته است: شاید امر به
-----------------------------------
1)- روایات این موضوع را در کتاب وسائل الشیعه ج 3 ص 221 و 222 ملاحظه فرمایید. )
2)- مصباح الفقیه کتاب الصلوة ص 94 )
3)- وسائل الشیعه ج 3 ص 221 )
[.....] 4)- قاضی نور الله شوشتري، مجالس المؤمنین ج 2 ص 205 )
5)- حسن زاده آملی، دروس معرفۀ الوقت و القبله ص 417 مؤلف محترم این کتاب متن رساله محقق را به نقل از المهذب إبن فهد )
نقل کرده است. با مراجعه به این رساله معلوم میشود که محقق از گفته خود برنگشته بلکه قول به تیاسر را تقویت کرده و به
اشکالات آن پاسخ داده است و روایاتی که در آخر رساله تضعیف نموده، روایات مربوط به قبله بودن حرم براي شهرهاي دور است
البته قول به تیاسر مبتنی به همین فرض است و محقق بنابراین فرض تیاسر را تقویت کرده است.
صفحه 253 از 374
صفحه : 396
تیاسر که در روایات آمده براي این است که محرابهاي عراق در زمان خلفاء جور ساخته شده و درست نبوده است حتی محراب
مسجد کوفه همان محراب زمان حضرت علی نیست و چون ائمه اطهار آشکارا نمیتوانستند کج بودن محرابهاي مساجد عراق را
«1» بگویند لذا امر به تیاسر کردهاند
احکام فقهی قبله
از نظر فقهی قبله احکامی دارد گاهی استقبال آن واجب و گاهی حرام و گاهی مستحب و گاهی مکروه است و به تعبیر صاحب
.«2» مدارك، قبله متصف به احکام اربعه میشود ولی در آن مباح به معناي خاص کلمه وجود ندارد
مواردي که استقبال قبله در آنها واجب است عبارتند از:
-1 در حال اقامه نامهاي واجب. دلیل آن آیه شریفه که گذشت و روایات متعدد و اجماع مسلمانان است. البته در نمازهاي مستحبی
استقبال قبله واجب نیست، مستحب میباشد.
-2 در حال ذبح حیوان. لازم است که در حالت ذبح، قسمت جلو بدن حیوان به طرف قبله باشد و اگر بطور عمد ترك شود، آن
دلیل این حکم اجماع و روایات متعددي است .«3» حیوان در حکم میته است و خوردن گوشت آن حرام و خود حیوان نجس است
که وارد شده است.
-3 در حال احتضار مسلمان. وقتی یک مسلمان در حال احتضار است باید رو به قبله باشد و به گونهاي که اگر بنشیند طرف جلو
بدنش به سوي قبله باشد.
-4 در حال دفن میت. وقتی میت دفن میشود باید جلو بدن او به سوي قبله باشد.
دلیل این دو حکم نیز اجماع و روایات است.
موردي که استقبال قبله حرام است، آن حالتی است که انسان در حال دفع بول و یا غائط است که نباید رو به قبله و یا پشت به قبله
باشد و باید طرف راست یا چپ او به
-----------------------------------
1)- بحار الانوار ج 84 ص 53 )
2)- عاملی، مدارك الاحکام ج 3 ص 146 )
3)- شرایع الاسلام ص 264 )
صفحه : 397
طرف قبله باشد. این حکم از روایات متعددي استفاده میشود.
موردي که استقبال قبله مستحب است، آن حالتی است که انسان نماز مستحبی میخواند. در این صورت استقبال واجب نیست بلکه
همچنین در تمام حالات و به خصوص در حال خواب «1» مستحب است دلیل آن اصل عدم وجوب و نیز روایات مستفیض است
استقبال قبله مستحب است.
موردي که استقبال قبله مکروه است، آن حالتی است که انسان با همسر خود هم بستر شود در این حالت استقبال قبله کراهت
.«2» دارد
راههاي پیدا کردن قبله
صفحه 254 از 374
براي کسانی که در مناطق دور از مکه هستند پیدا کردن سمت و سوي قبله کار آسانی نیست مگر این از راهها و وسایلی که براي
این منظور فراهم آمده، استفاده شود. از همان گذشتهها براي پیدا کردن قبله، علایم و نشانههایی ذکر شده و در عصر ما نیز قبله
نماهاي دقیق و حساسی ساخته شده که نشانگر سمت قبله است. اکنون ما بعضی از راههاي پیدا کردن قبله را در اینجا بطور اختصار
ذکر میکنیم و یادآور میشویم که بعضی از این علائم در روایات وارده از ائمه معصومین (ع) ذکر شده است:
-1 استفاده از محرابی که معصوم در آن نماز خوانده است مانند محراب مسجد پیامبر در مدینه که بطور متواتر به ما رسیده است و
جالب این با روشهاي علمی که اهل هیئت و هندسه به کار بردهاند و با توجه به نصف النهار مدینه، محراب فعلی مسجد پیامبر دقیقاً
به سوي کعبه است و این یکی از معجزههاي ماندگار پیامبر اسلام میباشد.
البته محراب مسجد کوفه نیز میتوانست علامتی باشد ولی نسبت محراب کنونی کوفه به حضرت علی (ع) با تواتر اثبات نشده و
ظاهراً مربوط به زمانهاي بعدي است و معلوم نیست که این محراب را بر اساس محراب حضرت علی (ع) ساخته باشند.
-2 استفاده از ستارهها مانند ستارههاي جدي، سهیل، عیوق، ثریا، بنات النعش، دب اصغر و اکبر و مانند آنها و کهکشان که در
بعضی از کتب مربوط به قبله به تفصیل آمده و
-----------------------------------
1)- جواهر الکلام ج 8 ص 30 )
2)- مدارك الاحکام ج 3 ص 146 )
صفحه : 398
براي مناطق و شهرهاي گوناگون از طریق این ستارهها علائمی ذکر شده است.
تألیف ابو الفضل شاذان بن جبرئیل قمی از علماء قرن ششم آمده است البته « ازاحۀ العلۀ فی معرفۀ القبله » تفصیل این علائم در کتاب
را نوشته است. « الایضاح » این دانشمند غیر از فضل بن شاذان معروف است که از اصحاب امام رضا (ع) بود و کتاب
«1». را مرحوم مجلسی در بحار آورده است « ازاحۀ العله » خوشبختانه متن کامل کتاب
«2». یادآور میشویم که استفاده از ستاره جدي در تعیین قبله در چند رویات از ائمه اطهار نیز آمده است
-3 استفاده از علم هیئت از طریق اسطرلاب یا رسم دایره هندیه و یا تعیین نصف النهار شهر مورد نظر و درجه انحراف آن از نصف
کسانی که قدري با علم هیئت «3» النهار مکه. مرحوم مجلسی درجه انحراف نصف النهار بسیاري از شهرها را ذکر کرده است
آشنایی داشته باشند خود میتوانند نصف النهار محل اقامت خود و انحراف آن از نصف النهار مکه را به دست آورند به تفصیلی
«4». که در کتب هیئت آمده است
-4 استفاده از خورشید. میدانیم که سالی دو بار خورشید در وقت ظهر و زوال دقیقاً بالاي سر کعبه قرار میگیرد به طوري که در
آن لحظه کعبه هیچ سایهاي ندارد.
یکی روز هشتم خردادماه و دیگري روز بیست و سوم تیر ماه است. در این روزها هنگام ظهر مکه اگر انسان روي به آفتاب بایستد
رو به قبله ایستاده است. اگر ظهر مکه را از طریق رادیو اعلام کنند و مردم در شهرهاي مختلف از آن اطلاع حاصل نمایند با این
روش میتوانند بطور دقیقی قبله را تعیین کنند. البته تعیین ظهر مکه در آن دو روز از طریق هیئت نیز امکان پذیر است.
ظاهراً نخستین کسی که این روش را ذکر کرده خواجه نصیر طوسی است و بعد از او
-----------------------------------
71 - 1)- بحار الانوار ج 84 از ص 85 )
2)- رجوع شود به: وسائل الشیعه ج 3 ص 222 و 223 )
صفحه 255 از 374
3)- بحار الانوار ج 84 ص 76 )
4)- رجوع شود به: دروس معرفۀ الوقت و القبله ص 284 به بعد و ص 461 به بعد و جدولهاي آخر کتاب )
صفحه : 399
-5 استفاده از قبله نماهایی که هم اکنون در دسترس همگان است و آنها یک نوع قطب «1» نیز در کتابهاي مربوط به قبله آمده است
نما هستند که با تعیین درجه انحراف شهر مورد نظر از نقطه جنوب، قبله را نشان میدهد. کار این وسیله دقیق است و با وجود آن،
نیازي به استفاده از روشهاي دیگر نیست.
البته استفاده از قطب نما در تعیین قبله از مدتها پیش معمول بوده ولی استفاده از آن به صورت قبله نماهاي کنونی ظاهراً براي اولین
بار در ایران و توسط سرتیپ رزم آرا صورت گرفته است.
[ [سورة البقرة ( 2): الآیات 152 الی 157
اشاره
فَاذکُرُونِی أَذکُرکُم وَ اشکُرُوا لِی وَ لا تَکفُرُون ( 152 ) یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا استَعِینُوا بِالصَّبرِ وَ الصَّلاةِ إِن اللّهَ مَعَ الصّابِرِینَ ( 153 ) وَ لا
تَقُولُوا لِمَن یُقتَل فِی سَبِیل اللّه أَموات بَل أَحیاءٌ وَ لکِن لا تَشعُرُونَ ( 154 ) وَ لَنَبلُوَنَّکُم بِشَیءٍ مِنَ الخَوف وَ الجُوع وَ نَقص مِنَ الَأموال وَ
( الَأنفُس وَ الثَّمَرات وَ بَشِّرِ الصّابِرِینَ ( 155 ) الَّذِینَ إِذا أَصابَتهُم مُصِیبَۀٌ قالُوا إِنّا لِلّه وَ إِنّا إِلَیه راجِعُونَ ( 156
( أُولئِکَ عَلَیهِم صَلَوات مِن رَبِّهِم وَ رَحمَۀٌ وَ أُولئِکَ هُم المُهتَدُونَ ( 157
( پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و مرا سپاس گزارید و بر من کفران نکنید ( 152
( اي کسانی که ایمان آوردهاید، به وسیله صبر و نماز یاري جویید. همانا خداوند با شکیبایان است ( 153
( و به کسانی که در راه خدا کشته شدهاند، مردگان نگویید بلکه آنها زندگانند ولی شما نمیفهمید ( 154
( و البته شما را با چیزي از ترس و گرسنگی و کاهش داراییها و جانها و میوهها آزمایش میکنیم و شکیبایان را مژده بده ( 155
( آنهایی که چون مصیبتی به آنها برسد، میگویند: همانا ما از آنِ خداییم و همانا به سوي او بازگشت کنندگانیم ( 156
آنها هستند که درودهایی از
-----------------------------------
1)- همان کتاب ص 445 )
صفحه : 400
( پروردگارشان و رحمتی بر آنهاست و آنها همان هدایت شدگان هستند ( 157
نکات ادبی
و لا تطع من » یادآوري، حضور معنا در نفس و آن گاهی زبانی و گاهی قلبی است و نیز ذکر گاهی در برابر غفلت است « ذکر » -1
.« و اذکر ربک اذا نسیت » و گاهی در برابر نسیان است « اغفلنا قلبه عن ذکرنا
اعتراف به نعمت و اعتراف به حق طرف مقابل. آن نیز گاهی زبانی است و گاهی عملی است. شکر عملی این است که « شکر » -2
نعمت را در جایی که مورد رضایت صاحب نعمت است به کار گیرند.
در اینجا به معناي ناسپاسی و کفران نعمت است. « کفر » -3
صفحه 256 از 374
و محل آن مرفوع است. « ايّ» صفت براي « الّذین آمنوا » -4
درك به وسیله حواس در مقابل علم که ممکن است بدون وسیله باشد و لذا شعور به خدا اطلاق نمیشود ولی علم « شعور » -5
اطلاق میشود.
مرفوع است به جهت این خبر مبتداء محذوف میباشد: « اموات » -6
.« هم اموات »
تفسیر و توضیح
آیه ( 152 ) فَاذکُرُونِی أَذکُرکُم ... در آیه قبل صحبت از نعمت وجود پیامبر اسلام بود که در میان مردم مبعوث شد و آیات خدا را بر
آنها تلاوت کرد و آنها را تربیت نمود و به آنها کتاب و حکمت آموخت. این نعمت بزرگی بود که خداوند بر مسلمانان عنایت
کرد و این نعمت را با تغییر قبله از بیت المقدس به کعبه به اتمام رسانید.
بنابراین، خداوند گام اول را در جهت هدایت و ایمان مردم برداشت و اینک نوبت مردم است که گامی به سوي خدا بر دارند و آن
این او را یاد کنند. یاد خدا سبب میشود که انسان خدایی فکر کند و خدایی عمل نماید و آثار آن در زندگی انسان آشکار شود.
اگر چنین شد و انسان خدا را یاد کرد، گام بعدي را باز خداوند بر میدارد و او را یاد میکند خدا
صفحه : 401
بار اول او را یاد کرد و شریعت فرستاد و اینک یاد میکند و انسان را از برکات ایمان و عمل برخوردار میسازد و به او آن آرامش
و اطمینان خاطر را میدهد که اگر تمام ثروتهاي دنیا را مصرف کنند به آن آرامش نمیرسند و این علاوه بر پاداشهاي اخروي
است. گام چهارم را نیز باید انسان بردار و آن این سپاسگزار نعمتهاي الهی باشد و به آن کفران نکند.
بنابراین شکر در مرحلهاي بالاتر از ذکر و یادآوري است، ذکر یاد خدا و عمل به دستورات اوست که باعث سرازیري نعمتهاي خدا
میشود و این نعمتها باید با شکر و سپاسگزاري پاسخ داده شود و همانگونه که ذکر باید با زبان و عمل باشد، سپاسگزاري هم باید
با زبان و عمل باشد به این صورت که زبان را به شکر خدا باز کند و نعمتهاي داده شده را در مسیري که مورد رضایت حق است
مصرف نماید.
پرواضح است که در این مراحل چهارگانه که دو مرحله آن مربوط به انسان و دو مرحله مربوط به خداست، آنکس که سود میبرد
انسان است و خدا سودي از این معامله و بده بستان ندارد. چیزي که هست این است که سنت خداوند بر این جاري است که آنهایی
را که در راه او هستند و او را یاد میکنند، یاري کند و بر نعمت و برخورداري آنها بیفزاید. و نیز سنت الهی است که اگر مردمی
نعمتهاي خدا را ناسپاسی کنند، آن نعمتها را از دست آنها میگیرد.
آیه ( 153 ) یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا استَعِینُوا ... البته همواره به یاد خدا بودن و از دستورات او اطاعت کردن بدون شک مشکلات و
زحمتهایی دارد. در این آیه دستور میدهد که براي مقابله با این مشکلات و کاستن از تلخی انجام تکالیف، مؤمنان باید از دو چیز
یاري بجویند که این دو چیز هر گونه مشقتی را در کام آنها شیرین خواهد کرد.
آن دو چیز عبارت است صبر و نماز. صبر و شکیبایی مشکلات را آسمان میکند و نماز روح انسان را در برابر مشکلات نیرومندي
میسازد.
این آیه با این تعبیر در آیه 45 همین سوره هم آمده که تفسیر آن گذشت و تنها فرقی که میان این دو آیه وجود دارد، این است که
در آیه 45 دنباله آیه مربوط به نماز است (و
صفحه : 402
صفحه 257 از 374
انها لکبیرة الاعلی الخاشعین) ولی در اینجا دنباله آیه مربوط به صبر است (ان الله مع الصابرین) آیات بعدي هم درباره صبر و تحمل
مرارتها در راه خداست در واقع این جمله مقدمهاي براي آیات بعدي است و زمینه را براي بحث بعدي فراهم میکند.
خدا با صابران است، چه تعبیر جالبی؟ یعنی اگر انسان به هنگام ناراحتی صبر کند و استقامت نشان دهد، خداوند به یاري او
میشتابد و روحیه او را تقویت میکند و او به آسانی در مقابل مشکلات استقامت میکند. در این صورت است که کوهی در مقابل
او کاهی میشود و بلا تبدیل به و لا و مشقت تبدیل به نعمت میگردد زیرا که او همراهی خدا را با خود دارد و چه سعادتی؟ آیه
154 ) وَ لا تَقُولُوا لِمَن یُقتَل فِی سَبِیل اللّه ... وقتی انسان به این مرحله از ایمان رسید و مقام صبر را که همراهی خدا را با خود دارد، )
به دست آورد دیگر هیچ مشکلی براي او مشکل نیست زحمتی بالاتر و سختتر از مرگ نداریم مرگ هم براي چنین شخصی
مسأله نیست او به آسانی کشته شدن در راه خدا را میپذیرد و آن را فوزي عظیم میداند.
اینک در این آیه راجع به چنین شخصی که در راه خدا بذل جان کرده و کشته شده است، سخن میگوید و ارزش و مقام او را بیان
میکند و خطاب به مؤمنان میفرماید:
به کسانی که در راه خدا کشته شدهاند، مردگان نگویید و آنها را مرده به حساب نیاورید بلکه آنها زندهاند ولی شما نمیدانید.
گفته شده است که این آیه درباره شهداء بدر نازل شده که تعدادشان چهارده نفر بود. شش نفر از مهاجر و هشت نفر از انصار
بودند.
قرآن کریم درباره شهداء راه خدا حقیقت مهم و قابل تأمل و تعمقی را بیان کرده و آن این شهیدان در واقع نمردهاند بلکه آنها به
نوعی زندگی میکنند. حال باید دید که منظور از این زندگی چیست! و آنها چگونه پس از کشته شدن وجدایی روح از بدن باز
زندهاند!
این کسی بگوید منظور، زنده بودن نام و یاد آنهاست و آنها در دلهاي مردم زندهاند، سخن درستی نگفته است چون این یک امر
اعتباري است و نفعی به حال
صفحه : 403
شهید ندارد و دیگر این در آیه شریفه گفته است که شما زنده بودن آنها را درك نمیکنید در حالی که ما زنده بودن یاد و نام آنها
را به خوبی درك میکنیم پس معلوم میشود که منظور از حیات و زندگی، آن نیست بلکه نوعی از زندگی است که بشر نمیتواند
حقیقت آن را دریابد.
بنابراین، شهیدان براستی زندهاند ولی ما نوع و چگونگی زندگی آنان را درك نمیکنیم. این یک نوع زندگی است که با زندگی
کنونی ما و زندگی عالم آخرت که همه افراد بشر خواهند داشت متفاوت است و شهیدان آنچنان زندهاند که نزد خدا روزي
میخورند و از نعمتهاي الهی برخوردارند و به آنچه به آنها داده شده شادمان و خوشحال هستند. و به دیگران که هنوز به آنها
نپیوستهاند مژده میدهند. به این آیه توجه کنید:
وَ لا تَحسَ بَن الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیل اللّه أَمواتاً بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقُونَ، فَرِحِینَ بِما آتاهُم اللّه مِن فَضلِه وَ یَستَبشِرُونَ بِالَّذِینَ لَم یَلحَقُوا
170 ) و کسانی را که در راه خدا کشته شدهاند مرده مپندار بلکه - بِهِم مِن خَلفِهِم أَلّا خَوف عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنُونَ (آل عمران/ 169
آنان زندگانند و نزد پروردگارشان روزي داده میشوند. آنها به آنچه خدا از فضل خویش به آنها داده، شادمان هستند و به کسانی
که هنوز به آنان نپیوستهاند مژده میدهند که نه بیمی بر آنها است و نه اندوهگین خواهند شد.
طبق این آیه نه تنها شهیدان از روزي خدا برخوردارند و شادمان از این برخورداري هستند، بلکه با رزمندگانی که هنوز زندهاند
تماس میگیرند و به آنها پیام میدهند ولی این تماس یک جانبه است و رزمندگان که هنوز در قفس تن هستند توانایی دریافت
پیام آنها را ندارند.
صفحه 258 از 374
ما همچنانکه چگونگی زنده بودن شهیدان را نمیدانیم از چگونگی پیام دادن آنها نیز بیاطلاعیم و نیز نمیدانیم که آنها از فضل
خدا چگونه برخوردار هستند ولی آنها حقایق مهم و برجستهاي هستند که قرآن از آنها خبر داده است.
صفحه : 404
بدون شک این حقایق در عالم ماده و حس نیست زیرا به هر حال بشر آن را در مییافت بلکه اینها حقایقی در عالم مجردات و
بیرون از حس و تجربهاند.
البته در قرآن به زندگیهاي گوناگون دیگري هم اشاره شده است که غیر از این زندگی معمول است ولی ما کیفیت آنها را درك
میکنیم مانند:
أَ وَ مَن کانَ مَیتاً فَأَحیَیناه وَ جَعَلنا لَه نُوراً (انعام/ 122 ) آیا کسی که مرده بود پس ما او را زنده کردیم و براي او نوري قرار دادیم ...
استَجِیبُوا لِلّه وَ لِلرَّسُول إِذا دَعاکُم لِما یُحیِیکُم (انفال/ 24 ) به خدا و پیامبر اجابت کنید هنگامی که شما را به سوي چیزي دعوت
میکنند که شما را زنده میکند.
روشن است که منظور از حیات در این گونه آیات هدایت است ولی این با حیاتی که براي شهیدان گفته شده متفاوت میباشد و
آن حیات دیگري است که ما آن را درك نمیکنیم.
نظیر حیاتی که براي شهیدان گفته شد، حیاتی است که در جاي دیگري از قرآن کریم براي آل فرعون و طبعا گنهکارانی مانند آنها
بیان کرده است منتهی حیات شهیدان همراه با نعمت و برخورداري از فضل خداوند است ولی حیات آل فرعون همراه با عذاب در
بامدادان و شبانگاهان است:
45 ) بد عذابی آل فرعون را در - وَ حاقَ بِآل فِرعَونَ سُوءُ العَذاب النّارُ یُعرَضُونَ عَلَیها غُدُ  وا وَ عَشِیا وَ یَومَ تَقُوم السّاعَۀُ (غافر/ 46
برگرفت، آتش که بامداد و شامگاه بر آن عرضه میشوند و روزي که قیامت برپا شود.
ملاحظه میفرمایید که در این آیه صحبت از عذاب صبح و شام در مقابل عذاب آخرت است و آن ظاهر در صبح و شام این
دنیاست هم این آیه و هم آیه مورد بحث که مربوط به شهیدان است دلیل روشنی بر وجود حیات برزخی است و این در فاصله میان
مرگ و قیامت، اگر نه همه، حد اقل بعضیها داراي زندگی خاص برزخی هستند که
صفحه : 405
یا متنعم از نعمتهاي خداوندي و یا معذب با عذاب الهی هستند.
درباره برزخ به خواست خدا در آینده بحث خواهد شد.
157 ) وَ لَنَبلُوَنَّکُم بِشَ یءٍ مِنَ ... یکی از سنتهاي خدا درباره بشر این است که او را همواره مورد آزمایش قرار میدهد. - آیات ( 155
این حقیقت از آیات متعدد قرآنی استفاده میشود. باید دید منظور از امتحان الهی چیست! و خدایی که از همه چیز آگاه است چه
نیازي به امتحان بندگان خود دارد! امتحان الهی ممکن است علتهاي مختلفی داشته باشد که از جمله آنها دو علت زیر را میتوان
ذکر کرد:
-1 امتحان الهی براي ظهور و بروز استعدادها و روآمدن افراد با ایمان و پس رفتن افراد بیایمان است. یعنی خدا براي اطلاع و
آگاهی خود امتحان نمیکند بلکه به وسیله امتحان زمینه رشد و تعالی انسانها را فراهم میسازد تا انسان در یک مسابقه سرنوشت
ساز شرکت جوید و در این مسابقه شایستگیهاي خود را آشکار کند به طوري که اگر این مسابقه و این امتحان نبود، هرگز زمینه
براي شکوفایی و بروز این شایستگی نبود. در واقع امتحان الهی زمینه ساز تکامل انسانی است. این حقیقت در بعضی از آیات قرآنی
منعکس شده است:
وَ لَنَبلُوَنَّکُم حَتّی نَعلَمَ المُجاهِدِینَ مِنکُم وَ الصّابِرِینَ (محمّد/ 31 ) و البته شما را امتحان میکنیم تا مجاهدان و صابران از شما را معلوم
صفحه 259 از 374
نماییم.
بارها گفتهایم که علم خدا در این گونه موارد به معناي ایجاد است این میفرماید:
تا بدانیم، معنایش این است که تا ایجاد کنیم و آشکار سازیم.
وَ بَلَوناهُم بِالحَسَنات وَ السَّیِّئات لَعَلَّهُم یَرجِعُونَ (اعراف/ 168 ) آنها را با خوبیها وبدیها امتحان کردیم تا مگر برگردند.
در این آیه نیز علت امتحان احتمال بازگشت آنها به سوي خدا و بروز ایمان در آنهاست.
-2 گاهی امتحان خدا جهت اتمام حجت براي افراد و گروههاست تا آنها در روز قیامت حجتی براي خدا نداشته باشند و نگویند که
اگر ما را هم امتحان میکردي ما نیز
صفحه : 406
از عهده آن برمیآمدیم. این است که خداوند آنها را با ارسال رسل و فرستادن پیامهاي خود مورد آزمایش قرار میدهد تا صفوف
مردم مشخص شود و در قیامت کسی را حجتی در برابر خدا نباشد.
لِئَلّا یَکُونَ لِلنّاس عَلَی اللّه حُجَّۀٌ بَعدَ الرُّسُل (نساء/ 165 ) تا پس از پیامبران مردم را بر خداوند حجتی نباشد.
در اینجا باید چند موضوع را روشن کنیم:
اول، این امتحان الهی به دو صورت انجام میگیرد: گاهی با کمبودها و بلاها و گاهی با افزایش نعمت و خوبیها، چنانکه میفرماید:
وَ نَبلُوکُم بِالشَّرِّ وَ الخَیرِ فِتنَۀً (انبیاء 35 /) شما را به شر و خیر امتحان میکنیم.
منظور از شرّ، مصیبتها و ناراحتیهاست که نمونههایی از آن در آیه مورد بحث آمده و به زودي آنها را بیان خواهیم کرد و منظور از
خیر نعمتهاي گوناگون مانند علم و ثروت و قدرت است.
دوم، چنین نیست که امتحان الهی فقط یکبار صورت بگیرد بلکه همواره در زندگی تکرار میشود چنانکه میفرماید:
أَ وَ لا یَرَونَ أَنَّهُم یُفتَنُونَ فِی کُل عام مَرَّةً أَو مَرَّتَین (توبه/ 126 ) آیا نمیبینند که آنها سالی یکبار و یا دو بار امتحان میشوند!
سوم، امتحان الهی به افراد معمولی اختصاص ندارد. خداوند حتی پیامبران خود را هم امتحان میکند و روشن است که امتحان آنها
سختتر از امتحان افراد معمولی است:
وَ لَقَد فَتَنّا سُلَیمانَ (ص/ 34 ) همانا سلیمان را امتحان کردیم وَ ظَن داوُدُ أَنَّما فَتَنّاه فَاستَغفَرَ رَبَّه (ص/ 24 ) داود یقین پیدا کرد که ما او
را امتحان کردهایم پس به پروردگار خود استغفار نمود.
چهارم، امتحان الهی عمومی است و شامل همه افراد میشود و این یک قانون کلی
صفحه : 407
است و استثنا ندارد و همه افراد بشر به نحوي مورد آزمایش قرار میگیرند. آمدن پیامبران براي همه افراد چه آنهایی که ایمان
آوردهاند و چه آنهایی که ایمان نیاوردهاند، مایه امتحان است ولی افراد با ایمان امتحان دیگري هم دارند. چنانکه میفرماید:
أَ حَسِبَ النّاس أَن یُترَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنّا وَ هُم لا یُفتَنُونَ (عنکبوت/ 2) آیا مردم گمان میکنند که آنها با گفتن این ایمان آوردهایم
رها میشود و مورد امتحان قرار نمیگیرند!
اکنون به شرح جملات آیه مورد بحث برمیگردیم. طبق این آیه، خداوند بندگان خود را با پنج چیز امتحان میکند (البته این عدد
براي حصر نیست بلکه فقط از باب بیان نمونه است) 1- ترس 2- گرسنگی 3- کاستی در اموال 4- کاستی در جانها 5- کاستی در
میوهها.
خداوند در این آیه مؤمنان را مورد خطاب قرار میدهد و اظهار میدارد که شما را با چیزي از این پنج مورد امتحان خواهیم کرد و
با ذکر این مطلب آنها را براي مقابله با مصائبی که در پیش دارند آماده میکند تا بدانند که در جهت یاري پیامبر و دین حق و
صفحه 260 از 374
اعتلاي کلمه توحید مشکلاتی خواهند داشت که همه آنها امتحانهاي خداوند است آنگاه در پایان آیه به کسانی که در راه این
مشکلات صبر کنند مژده خیر میدهد. سپس به آنها یاد میدهد که به هنگام رسیدن بلا، از نظر روحی چه واکنشی نشان بدهند!
و لذا صابران را چنین معرفی کند که آنها کسانی هستند که وقتی مصیبتی به آنها به آنها میرسد فوراً به یاد خدا میافتند و
میگویند (إنا لله و انا الیه راجعون) ما از خداییم و به سوي او باز میگردیم. این جمله بسیار پرمعنا و پرمحتواست. در واقع با این
جمله انسان خود را با قدرت لا یزال الهی پیوند میدهد و اعتماد به نفس و آرامش و اطمینان پیدا میکند. این جمله اعتراف به مبدأ
و معاد و بیانگر مسیر حرکت انسان در نظام هستی است و این وجود انسان ناشی از وجود خداوند است و سرانجام نیز پس از طی
مراحلی به او بازخواهد گشت.
همانگونه که در یک دایره اگر چیزي را از یک نقطه حرکت بدهیم و حرکت ادامه
صفحه : 408
پیدا کند سرانجام به همان نقطه آغاز خواهد رسید، سیر حرکت انسان نیز همانگونه است از خدا شروع میشود و با خدا پایان
مییابد و انسان چه بداند و چه نداند عاقبت به همانجا خواهد رسید که حرکت را از آنجا شروع کرده بود. یک حرکت دوري و
دایرهاي.
در آیه بعدي براي صابران که داراي چنین جهان بینی و چنین طرزتفکر هستند و در برابر خداوند تسلیم محض میباشند، سه تا
پاداش وعده میدهد:
-1 صلوات پروردگار که به معناي برکت و مغفرت خداوند است.
-2 رحمت پروردگار که به معناي برخورداري از نعمتها و بخششهاي خداوند است.
-3 هدایت یافتن که شایسته استفاده از هدایت خاص خداوند است.
البته درباره صابران و مقام و مرتبه آنها و پاداشهایی که خداوند به شکیبایان خواهد داد در آیات و روایات مطالب بسیاري آمده
است تا جایی که خداوند در موردي از قرآن کریم، پاداش آنان را بیرون از حساب و حسابگري میداند:
إِنَّما یُوَفَّی الصّابِرُونَ أَجرَهُم بِغَیرِ حِساب (زمر/ 10 ) همانا صابران پاداش خود را بیحساب دریافت خواهند کرد.
چند روایت
علی (ع) فرمود: سپاس هر نعمتی دوري از گناهان «1» -1 عن امیر المؤمنین (ع) قال: و شکر کل نعمۀ الورع عما حرّم الله تعالی
خداست.
-2 عن ابی جعفر (ع) قال: یا فضیل بلّغ من لقیت من موالینا عنّا السلام و قل لهم انی اقول لا أغنی عنکم من الله شیئاً الّا بورع فاحفظوا
امام باقر (ع) فرمود: اي فضیل هر کس را از دوستان «2» السنتکم و کفّوا ایدیکم و علیکم بالصبر و الصلوة ان الله مع الصابرین
مادیدي سلام ما را به او برسان
-----------------------------------
1)- نور الثقلین ج 1 ص 141 )
2)- تفسیر عیاشی ج 1 ص 68 )
صفحه : 409
و به آنها بگو: من میگویم که ما چیزي از شما را از خداوند بینیاز نخواهیم کرد مگر با پرهیزگاري پس زبانهاي خود را حفظ
کنید و دستهاي خود را باز دارید و بر شما باد به صبر و نماز که همانا خدا با صابران است.
صفحه 261 از 374
امام صادق (ع) «1» -3 عن ابی عبد الله (ع) قال: ان فی کتاب علی (ع) انّ أشد النّاس بلاء النبیّون ثم الوصیّون ثم الامثل فالامثل
فرمود: در کتاب امیر المؤمنین آمده است که سختترین مردم از نظر امتحان پیامبران سپس اوصیاء آنها سپس هر کس که به آنها
نزدیکتر باشد.
-4 قال علی (ع) ان الله یبتلی عباده عند الأعمال السیئۀ بنقص الثمرات و حبس البرکات و اغلاق خزائن الخیرات لیتوب تائب و یقلع
علی (ع) فرمود: همانا خداوند بندگان خویش را به هنگام ارتکاب اعمال ناشایست، با «2» مقلع و یتذکر متذکر و یزدجر مزدجر
کمبود میوهها و حبس برکتها و بستن گنجینههاي خیرات امتحان میکند تا توبه کنندهاي توبه کند و برکنندهاي برکند و
یادآورندهاي یادآورد و اجتناب کنندهاي اجتناب کند.