گروه نرم افزاری آسمان






کتاب اول تا ششم






افشاگری و تحلیلهای امریکا در مورد انقلاب اسلامی

اشاره

ص: 1

بسم اللّه الرحمن الرحیم

کتاب حاضر که تحت عنوان اسناد لانه جاسوسی آمریکا در اختیار خوانندگان گرامی قرار می گیرد،

حاوی افشاگریهایی است که دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، تدریجا و به صورت شش جزوه منتشر

ساختند.

لازم به تذکر است که هر یک از جزوات ششگانه مزبور، دارای یک مقدمه به عنوان اطلاعیه می باشد

که هریک در جای خود چاپ شده است.

در خاتمه تشکرات خالصانه خود را از برادران، دانشجویان مسلمان پیرو خط امام که موافقت نمودند

این اسناد از جانب دفتر انتشارات جامعه مدرسین به صورت یک جلد منتشر شود، اعلام نموده؛ ضمنا

مجلدات بعدی این اسناد نیز در آینده نزدیکی در اختیار ملت شریف و مبارز ایران قرار خواهد

گرفت.انشاءاللّه

دفتر انتشارات اسلامی

وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم


اطلاعیه افشاگری شماره 1

مردم مسلمان ایران:

از آنجایی که اشغال سفارت آمریکا به اعتبار حرکت ضد امپریالیستی امام و مردم بوده است، ما

دانشجویان مستقر در سفارت لازم می دانیم محتوای اسناد به دست آمده را مشخصا ارائه نماییم و لازم به

تذکر است که تمامی اسناد مهم در سفارت متمرکز و طبقه بندی شده بود و در حین اشغال سفارت کارکنان

مزدور در سفارت توانستند طبق برنامه از قبل تعیین شده با استفاده از دستگاههای برش و خرد کننده

کاغذ، پرونده ها و حافظه ها و نوارهای کامپیوتری را از بین ببرند که بقایای غیرقابل استفاده آنها به صورت

خرده کاغذ و کاغذ رشته رشته شده موجود است. تنها مقداری پرونده و اسناد موجود است که داری

مشخصات زیر است:

1 بعضی از اسناد مهم باقی مانده کاملاً سرّی بوده و با حروف رمز نوشته شده است.

2 اسناد راجع به موضوعات پیچیده ای است که نمی توان بدون صرف چندین روز وقت اطلاعاتی کسب


نمود.

3 بسیاری از اسناد دنباله دار و سیستماتیک است و احتیاج به زمانی طولانی جهت کشف ارتباط بین آنها

ص: 2

دارد.

4 بسیاری از اسناد احتیاج به تخصص های نظامی و اطلاعاتی دارد که از قدرت ما خارج است. لذا با

توجه به نکات فوق کلاً برداشت کردن از اسناد و اطلاعات به دست آمده بعد از کوشش های فراوان

توانسته است به نتیجه مطلوب برسد. اما نتیجه کوشش های ما اطلاعاتی است که عمدتا خطوطی کلی و

در بعضی از موارد خطوط مشخص سیاست، سیاسی نظامی اطلاعاتی جاسوس خانه آمریکا در ایران

را روشن می نماید.

طبق اسناد به دست آمده در این سفارتخانه اطلاعات دقیقی راجع به شخصیت های مختلف انقلاب و

سازمان های سیاسی نظامی جمع آوری شده و به شکل پرونده های مفصلی نگهداری می شود.

اسناد به دست آمده حاکی از سیستمی است که اطلاعات لازم را از ارتش جمهوری اسلامی و نحوه

عملکرد آن، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وضعیت وزارتخانه ها جمع آوری کرده و در اختیار مقامات

آمریکایی قرار داده اند.

انواع و اقسام تحلیل ها از اوضاع ایران، جریانات کردستان، خوزستان و چگونگی حضور و عملکرد

آنها در جریانات کردستان و خوزستان به دست آمده است که همگی بیانگر یک حرکت کامل اطلاعاتی در

تمامی جریانات اخیر است.

منجمله حضور یک هیئت پنج نفری نظامی که با پاسپورت دیپلماتیک تمامی مسایل نظامی ایران را

زیر نظر و تحلیل خود داشته اند و تقاضای یکی از قسمتهای سفارت از قسمتی دیگر مبنی برداشتن افرادی

در دایره های سیاسی اقتصادی و ایستگاه های پلیس جهت خبرگیری و کسب اطلاعات قابل توجه است

همچنین مشخص گردیده است که پرسنل آمریکایی سفارت همگی در خدمت این واحد اطلاعاتی و

جاسوسی بوده و در اسناد به نام دایره کلید نامیده می شده اند و از دولت آمریکا تقاضای تفنگدار دریایی

جهت حفاظت سفارت نموده اند. همچنین از مرکز الکترونیک و کامپیوتری سفارت که در داخل یک

گاوصندوق چند اتاقه قرار دارد می توانسته اند مستقیما با دستگاههای بسیار قوی تلفن و تلکس و

تلگراف با آمریکا تماس بگیرند و اطلاعات را در اسرع وقت رد و بدل کنند. در صورتی که می دانیم

سفارتخانه ها فقط جنبه دیپلماتیک داشته و حفاظت آن بر دولت میزبان است و حق دخالت در امور

داخلی کشور را به هیچ وجه ندارد چه رسد به جاسوسی، طرح توطئه ها و استقرار یک سیستم اطلاعاتی

در مملکت جهت خدمت به منافع کثیف امپریالیسم خونخوار آمریکا در ایران. کسب اطلاعات در یک

سیستم سازمان یافته در خدمت سیا و دولت مستکبر آمریکاست و براساس آن طرح توطئه و به تبع، زمینه

ایجاد کردن جهت نفوذ در ارگان های انقلابی و اجرایی و به انحراف کشیدن انقلابی که حاصل خون یکصد

هزار شهید به خاک و خون غلتیده خلق مسلمان ایران است.

ما با تمام محدودیتهایی که در کشف اسناد ناقصِ به دست آمده داریم و با توجه به اینکه اسناد اصلی

توسط مزدوران از بین رفته است کوشش فراوان داریم که جهت اطلاع دقیق و هر چه بیشتر مردم مسلمان


با اطلاعیه های افشاگرانه بعدی خود به طور مشخص محتویات اسناد به دست آمده را ارائه نماییم.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام


اطلاعیه افشاگری شماره 2

ص: 3

اطلاعیه افشاگری شماره 2

مردم ایران می دانند که اقامت شاه در آمریکا برای این کشور اهمیت فوق العاده ای دارد و بیماری او

بهانه ای بیش نیست؛ زیرا سرمایه داری غرب و خصوصا آمریکا، از یک سو با سرمایه شاه و وابستگانش

(دستمایه رنجبران ایران) جان تازه ای می گیرد و از دیگر سو با حمایت از او بقیه دست نشاندگان و

مزدورانش را در سراسر جهان مطمئن به حامیِ باوفا می کند.

بدین قرار پس از فرار شاه معلوم بود که آمریکا سرانجام او را خواهد پذیرفت و مسلم بود که در این راه

به کلیه حیله ها و دسیسه ها متوسل خواهد شد تا زمینه را برای پذیرش فردی که در هر عرف و قانونی، دزد

و جانی و خائن و آدمکش شناخته شده است آماده کند تا دو دشمن قسم خورده اسلام و مسلمین مانند قبل

از انقلاب، بعد از آن هم در کنار یکدیگر به مبارزه و توطئه علیه مردم قهرمان ما ادامه دهند. اما اراده خلق

کبیر ایران که در بازوان پرتوان فرزندان رزمنده و در اندیشه بلند رهبر بزرگش، امام خمینی، تبلور یافته بود

نقشه پلید «شیاطین» را چونان همیشه نقش بر آب کرد.

مطابق اسناد مکشوفه از این جاسوسخانه در اوایل مرداد ماه امسال مکاتبات مهمی پیرامون پذیرفتن

شاه از جانب آمریکا انجام شده است و دولت آمریکا مترصد یافتن بهترین موقعیت جهت تحقق این امر

بوده است که در این باره عین سند به دست آمده ارائه می گردد.

محرمانه. فقط چشمهادوم اوت 1979 (مطابق 11 مرداد 1358)

محترما

ال. بروس لین جن

مسئول امور

سفارت آمریکا تهران

بروس عزیز:

بالاخره موفق شدم تلگرام ارسالی شما را راجع به همان موضوعی که ضمیمه است، ببینم.

اندیشه هایتان را بسیار پسندیدم و با آنها موافقم البته با کمی اختلاف در جزئیات افکارمان مطابقت دارد.

کاغذ من در مورد درخواست نیوسام و با دستورالعمل اکیدی که هیچ کس جز افراد مورد اعتماد و پیتر حق

باز کردن ندارند، آماده شده بود. پس خواهش می کنم کاملاً مراقب من باش.ارادتمند

هنری پرشت

راهنما

دفتر امور ایران


محرمانه. فقط چشمها

محرمانه . حساس

نقشه برای آمدن شاه به آمریکا (ایالات متحده)

این ورقه شامل بعضی نکات مهم است که در طراحی برنامه ما در مورد تمایل شاه به آمدن به ایالات

متحده باید در نظر گرفته شود.

ما معتقدیم که سه سؤال جامع مطرح است:

ص: 4

چه اوضاع و احوال جدیدی می تواند تغییر سیاست دولت ایالات متحده را بجا معرفی کند.

چه شرایطی قبل از ورود شاه به اینجا از او خواسته شود.

چه ترتیباتی برای تأمین حفاظت پرسنل سفارتخانه داده شود.

1 اوضاع و احوال جدید

دولت موقت ایران برنامه ای برای تعیین یک قانون اساسی جدید و انتخابات دولت بعدی ترتیب داده

است. اگر این برنامه به طور معمولی دنبال شود که احتمال آن نمی رود انتخابات مجلس خبرگان روز سوم

اوت (مطابق با 12 مرداد) انجام می شود. این مجلس کارش را ظرف یک ماه خاتمه خواهد داد.

پیش نویس قانون اساسی، که خبرگان بررسی خواهند نمود، در شهریور به رفراندم عمومی گذاشته می شود

و انتخابات رئیس جمهوری و مجلس تا اکتبر صورت می گیرد. به علت تقدمی که دولت فعلی برای به

قدرت رساندن یک دولت مقتدر و قانونی است، ما معتقدیم که دولت موقت ایران و خمینی هر کوششی را

جهت پیشرفت طرحهای فوق، مطابق برنامه خواهند نمود. حتی با تمام تأخیرات غیرقابل اجتناب، این

برنامه تا پایان سال 79 عملی خواهد شد.

وقتی که این کار انجام شد، ما به دولت جدید اطلاع خواهیم داد که مایلیم مواردی را که قبلاً

نتیجه گیری شده، مورد بررسی دوباره قرار داده و تصفیه حساب کنیم. یکی از این موارد موقعیت شاه است.

ما می توانیم به دولت اطلاع دهیم که در مقابل فشارهای شدید در مورد آمدن شاه به آمریکا مقاومت

کرده ایم، چون نمی خواسته ایم مسایل بغرنج تازه ای برای دولت موقت ایران پیش بیاید یا تلاشهای ما در

جهت ایجاد روابط نوینی دچار اشکال شود. حالا که دولت جدید و با ثباتی تشکیل شده و مورد تأیید قرار

گرفته،

مقتضی است اجازه ورود شاه به آمریکا داده شود. دولت ایران این را نخواهد پسندید ولی بهتر است که

راجع به مسئله چندان سر و صدایی نشود. این بحث با دولت جدید ایران پس از 2 3 هفته که از تشکیل آن

گذشت، یعنی چند روز قبل از ورود شاه به آمریکا انجام خواهد شد. در این میان ما باید شروع کنیم تا

آمادگی لازم را به ایرانیها بدهیم که در مورد ورود شاه، ما تحت فشارهای شدید بوده ایم. فشارهایی که به

رغم سیاست درهای بازمان تحمل کرده ایم. اگر کار قانون اساسی انجام نشود و تشنج در ایران افزایش

یابد، و اگر هیچ دورنمایی که به سر و سامان گرفتن اوضاع بینجامد. به وجود نیاید، ممکن است جدالهایی

برای پذیرفتن شاه که به هر حال گام غیرقابل اجتنابی در برابر ماست، به وجود آید. اما باید ابتدا میزان


خطرات و موقعیت کاملاً مورد بررسی قرار گیرد.

در صورت تحقق هر یک از این حالات، ما باید سیاست خود را در مورد شاه قبل از ژانویه به جهت

مثبتی تغییر دهیم. اگر این نقشه اجرا شود، احتمالاً عاقلانه به نظر نمی رسد که موضوع در یک دایره بسته

(شاخه عملیات) منتشر شود. شاید به بعضی اشخاص متنفذ بیرون این دایره لازم باشد اطلاع داده شود به

نحوی که فشار حاصله از این تغییر کاهش یابد. همچنین در این مورد بحثی با اعضای کنگره خواهیم

داشت تا نشان دهیم که ما سعی کرده ایم و امیدوار بوده ایم که مسئله را بطور موفقیت آمیز حل کنیم. این

اقدامی است که فشارها را در جهت برای مثال اعلام قطعنامه ای از جانب کنگره به دولت برای دادن اجازه

ورود به شاه کاهش می دهد. به هر حال این عمل احتمال افشای مذاکراتی را که با دولت موقت ایران

ص: 5

خواهیم داشت، قبل از اینکه آماده باشیم، افزایش می دهد.

2 شرایط

اساسا در توضیح موقعیت ما به ایرانیها، اگر شاه بخواهد از تاج و تخت شاهی خانواده اش صرف نظر

کند کمک بسیار مؤثری خواهد بود. معتقدیم که احتمال انجام این امر بشدت کم است ولی این ایده را از

طریق واسطه های قابل اطمینان می شود با او مطرح کرد و اگر شاه قبول نکرد دیگر هیچ بهانه ای برای متهم

کردن دولت آمریکا در دست نخواهد داشت. اگر شاه از کناره گیری امتناع کند دیگر هیچ شکی برای انکار

ایرانیان در رابطه با موضع خودمان باقی نخواهیم گذاشت باید این مسئله را برای اذهان عمومی کاملاً

روشن کنیم که هر گونه ادعای خانواده وی نسبت به سلطنت بی اعتبار خواهد بود و بعد بطور خصوصی این

مطلب را با شاه و دوستانش روشن خواهیم کرد که ما هیچ اقدام ضد انقلابی را که ناقض قوانین دولت

آمریکا یا سیاست مرسوم در رابطه با فعالیتهای سیاسی و اشخاصی که ویزای موقت دریافت می کنند

باشد، تحمل نمی کنیم.

3 امنیتی

حدس می زنیم که پرسنل سفارت آمریکا نسبت به بهار امسال کمتر مورد تهدید قرار دارند. از قرار

معلوم احتمال چنین تهدیداتی با نزدیک شدن به آخر سال کاهش می یابد. معهذا خطر گروگان گیری باقی

می ماند. نباید هیچ حرکتی در جهت قبول شاه تا زمانی که نتوانسته ایم یک نیروی محافظ مؤثر و اساسی

برای سفارت تهیه کنیم انجام دهیم. ثانیا وقتی اجازه ورود شاه صادر شود باید گارد امنیتی آمریکایی

اضافی برای سفارت در نظر بگیریم تا پرسنل طراز اول (KEY)(اسم رمز) را از هر نوع خطر تا برطرف

شدن دوره مخاطره آمیز حفظ نماییم. قبل از هر گونه اقدام لازم است جزئیات بیشتری در مورد مناسبات

قانونی و امنیتی کنگره در دست داشته باشیم.

این اسناد و ترجمه آن را در فوق آوردیم تا قضاوت را در کم و کیف توطئه «شیاطین» به عهده شما

بگذاریم. لازم به تذکر است که کلیه تأکیدها (خط کشی) در اصل سند و به وسیله مسئولِ «دفتر امور ایران»

در وزارت امور خارجه آمریکا (واشنگتن) صورت گرفته است.


دانشجویان مسلمان پیرو خط امام


اطلاعیه افشاگری شماره 3

ص: 6

اطلاعیه افشاگری شماره 3

بسم اللّه الرحمن الرحیم

سالهاست که امپریالیسم جهانخوار آمریکا، این دشمن قسم خورده خلقهای مستضعف، شریانهای

اقتصادی و حیاتی قسمت بزرگی از جهان و منجمله ایران را زیر سلطه همه جانبه خود قرار داده است.

مدتهاست منابع اولیه سرزمین زرخیز ایران که یکی از مناطق حساس اقتصادی جهان است، توسط

آمریکای جنایتکار به تاراج رفته، کشاورزیش تخریب گشته و صنعت مونتاژ و بازار کالاهای ساخته شده

غربی به او تحمیل شده است.

سالهاست که برنامه ریزان آمریکایی برای اقتصادمان برنامه ریخته اند و نکته آنکه در هر طرح

اقتصادی دو هدف زیر اجبارا همیشه اصل و اساس بوده است:

1 متلاشی کردن هرچه بیشتر اقتصاد بومی ایران و وابسته تر کردن روز افزون هر واحد اقتصادی به غرب

به ویژه آمریکا یعنی رشد سرمایه داری وابسته.

2 کوشش جهت اجرای برنامه های اقتصادی طراحی شده در غرب که ماحصل آن بر باد رفتن منابع اولیه،

ایجاد اقتصاد مصرفی و انحصاری شدن بازار فروش به وسیله کالاهای ساخته شده غربی است که منجر

به پشتیبانی از سرمایه داری وابسته می گردد اما رشد انقلاب اسلامی ایران و قیام آگاهانه و هدفمند خلق

رزمنده مان آخرین «دژ» امپریالیسم را در هم شکست و نه تنها توطئه ها را نقش بر آب کرد بلکه

اسنادشان را در معرض دید همگان قرار داد تا برای خلقهای در بند، رهنمون آزادی گردد.

این اسناد به دست آمده از جاسوسخانه آمریکا در تهران دلالت بر برنامه های اقتصادی آمریکاییان

سفارت نشین برای اقتصاد فلج و وابسته ما چقدر حساب شده و خطرناک بوده است.

امید آنکه ارائه آنها نشانگر آن باشد که تنها راه خروج از مدار وابستگی همه جانبه و کسب استقلال در

پرتو مبارزات پر شور ضد امپریالیستی خلقها حاصل تواند شد.

«طرح بازرگانی کشاورزی» زیر که FY 80 CAP FOR IRAN نامگذاری شده است، طرحی است

که سیاستهای امپریالیستی آمریکا را برای سلطه همه جانبه بر اقتصاد ایران در سال 1980 دقیقا ترسیم

می کند. لازم به یادآوری است که از قرار معلوم این پروژه برای دیگر کشورها هم در نظر گرفته شده است.

ما در اینجا فقط مقدمه آن را ترجمه کرده و رئوس مطالب را نیز می آوریم. متن انگلیسی طرح در اختیار

جراید قرار می گیرد تا با ترجمه کامل و شرح و تفسیر هر بخش آن قسمتی از دسیسه های شیطان بزرگ

فاش گردد.

تاریخ: June, 1, 1979 (13/3/1358)

از : EB/OCA- LYNNE Lambert

به : NEA/RA -Rusty Graham

NEA/RA -Robert Day

NEA/IRN - Mark Johnson

NEA/IRN - Joseph Harray

BED/CAGNE - Micky SMITH


BED/CAGNE - DON RYAN

BED/OEPE - Charles Gendreau

ص: 7

FY 80 CAPFOR IRAN: موضوع

ابتدا در مورد پروژه گفته که:

1 شرایط سیاسی ممکن است اجازه ندهد تمام پیشنهاداتی را که گفته است بتوان پیاده و عمل کرد.

2 هدف CAP تهیه کردن خطوط راهنما برای تیمی است که در آینده وارد ایران می شود.

3 در محل (تهران) می شود تغییراتی در پروژه داد؛ چون در واشنگتن که ما این طرح را ریخته ایم ممکن

است اطلاعات ما محدود بوده باشد و تغییراتی پدید آید.

commerical Action program (CAP)

قسمت اول: تحلیل و دوره ای از اوضاع

ایران همیشه یکی از بزرگترین بازارهای مصرفی برای محصولات آمریکایی بوده است. در سال

1978 واردات غیر نظامی ایران از آمریکا رقم 6/3 میلیارد دلار را تشکیل می داده. مشکلات سیاسی

1978 و 1979 باعث سقوط منحنی واردات ایران و در نتیجه صادرات آمریکا می شود.

بحران سیاسی ایران باعث اعتصابات گسترده کارگری، آسیب و زیانهای قابل ملاحظه به کارخانجات

و املاک و فلج سرویس و خدمات زنده و متحرک کشور گردیده است. صادرات نفت که اصلی ترین منبع

معاملات خارجی ایران می باشد در اکتبر 1978 سقوط کرد و در دسامبر همان سال کاملاً متوقف گردید و

تا مارس 1979 از سر گرفته نشد. در این مدت ایران در حدود 7 میلیارد دلار در آمد از دست داد.

منظره سال 1979 دیدگاه جالبی به دست نمی دهد. بیکاری و افزایش قیمتها به حد بحرانی رسیده

است. برنامه ریزهای کشور احتیاج به اعتماد به نفس پیدا کردن دارند و دوباره منظم کردن اولویتها و

پایه ریزی چارچوب رشد آینده اقتصادی که البته در شرایط سیاسی کنونی رسیدن به این اهداف مشکل به

نظر می رسد.

با بررسی آینده، پس از این بحران امیدواری بیشتری پیش می آید. نفت کشور باعث درآمد قابل

توجهی می باشد. در سطح کنونی قیمتهای نفت، ایران احتمالاً در حدود 18 الی 20 میلیارد دلار در سال

مالی آینده درآمد خواهد داشت. علاوه بر آن ذخیره های ارزی، حدود 10 میلیارد دلار دیگر را تأمین

می کند. مهمترین عمل بازرگانی برای آمریکا در ایران کمک به مؤسسات آمریکایی برای دوباره سازی

یک بازار قوی برای محصولات خود می باشد و دنبال کردن موقعیتهایی که انتظار می رود به خاطر پروژه

Fy 80پیش آید. هدف این سند اجرای یک برنامه و نقشه مدیریت و اولویتها است که باعث یک بازگشت به

وضعیت معمولی و نرمال سیاسی و اقتصادی بشود. در این برنامه رهنمودهایی به بازرگانهای آمریکایی که

از ایران بازدید می کنند می دهد و گزارشهای آگاه کننده ای راجع به پروژه های بزرگ در اختیار آنها گذاشته

می شود. این قسمتها توسط دولت (ایران) به عنوان مسایل با اولویتهای بالا شناخته شده است.برنامه فقط

حول تصمیمات وزارت بازرگانی نمی گردد بلکه مشتق از تماسها و اطلاعات و اخبار گوناگون می باشد.

همچنان که شرایط تغییر می کنند بازنگرش و تصمیم دوباره راجع به اهداف و اولویتها و اعمال ممکن است


لازم باشد. این سند آغازگر یک چارچوب برای مذاکره راجع به طرح بازرگانی مذکور بین وزارت

کشاورزی و بازرگانی و پست در آمریکا در فاصله های چهار ماهه می باشد. گزارش این مذاکرات یک

زمینه مناسب برای کار کارمندان دولت آمریکا در رابطه با زیاد کردن صادرات آمریکا به ایران و برای در

ص: 8

دست گرفتن کنترل بازار محصولات در حوادث آینده می باشد.

در پروژه راجع به مسایل زیر صحبت و برنامه ریزی زمان بندی شده و دقیق شده است.

1 کشاورزی و بازرگانی کشاورزی (با اولویت سوم)

2 سیستم های خانه سازی و صنایع وابسته (با اولویت چهارم)

و رهنمودهایی در رابطه با طرز رخنه در مسایل زیر داده است:

1 سرویس های بازرگانی (اولویت اول)

2 پروژه های بزرگ (اولویت دوم)

3 محافظت و آماده کردن تسهیلات برای سرمایه گذاری (اولویت پنجم)

4 لیست بازرگانان معامله کننده با خارج (اولویت ششم)

5 گزارش موقعیت های معامله (اولویت هفتم)

6 برنامه ریزی برای ارتقای پیش بینی حوادث تجارتی (اولویت هشتم).

ضمنا قابل توجه است این طرح، که در زمینه های اقتصادی مختلفی می باشد، هر سال برای ایران

برنامه ریزی از قبل می شده است. به ترتیبی که برنامه Fy 81 CAP از هم اکنون در دست تهیه است ولی کامل

نشده است و پروژه های FY 78 CAP و FY 79 CAPبه دلیل انقلاب ایران کاملاً اعمال نشد (اینجاست که

به اهمیت انقلاب اسلامی ایران به رهبری ابرمرد تاریخ، امام امت، خمینی کبیر، پی می بریم که با اعتلا و

رشد هر روزه اش چگونه سلطه گران چپاولگر را به خاک ذلت نشانده است. باشد که افشای این اسناد

صدای توفنده امام را در گذر پر تلاطم تاریخ ما یاری تواند بود، تا انقلاب اسلامی مان خلقهای در بند جهان

را رهنمون زنجیر بریدن گردد).

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام


اطلاعیه افشاگری شماره 4

ص: 9

مورخ : 18/8/58اطلاعیه افشاگری شماره 4

بسم اللّه الرحمن الرحیم

همان طوری که در اطلاعیه شماره 2 متذکر شدیم، رفتن شاه به آمریکا از مدتها پیش طرح ریزی شده

بود. مؤید این سخن نامه ای است که سایروس ونس، وزیر امور خارجه آمریکا، به سفارت آمریکا در ایران

نوشته است. ما این نامه را همراه با ترجمه و نسخه اصلی آن در معرض قضاوت ملت قهرمان و بیدارمان

گذاشته، تا بار دیگر ماهیت ضدخدایی و ضدخلقی امپریالیسم آمریکا در مورد حمایت از شاه خائن

روشنتر گردد.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

ترجمه نامه مذکور :

از : ایالت واشنگتن (پایتخت)26 جولای 1979

به : سفارت آمریکا در تهران، فوری

موضوع : درخواستهای شاه جهت اقامت در آمریکا (ایالات متحده)

ما در جستجوی این هستیم که به پرسشهای مکرر شاه و درخواست وی برای اقامت در آمریکا

جوابگو باشیم. این موضوع از کانالهای مختلف جهت اقامت وی و شهبانو و بقیه فامیلش در آمریکا دنبال

می شود (او می تواند حداقل تا اکتبر در مکزیک اقامت داشته باشد).

من عقیده شخصی شما را در رابطه با این جا به جایی و اثر آن در مورد سلامت و ایمنی آمریکاییهای

ساکن ایران (مخصوصا کارمندان آمریکایی سفارت) و روابط فیمابین ما و دولت ایران احتیاج دارم اگر

مسایل زیر عنوان شود آیا در پاسخ شما تغییری حاصل می شود یا نه :

1 اگر شاه از ادعای خود بر تاج و تخت صرف نظر کند.

2 شاه اعلام کند که هیچ گونه فعالیت سیاسی به هیچ عنوان نداشته باشد.

ما به این امر واقفیم که راه حداقل کردن مخالفتهای با این امر و یا خطرات احتمالی برای آمریکاییان و

یا کدر شدن روابط دو کشور در دست بازرگان و دولت اوست.

چون این سؤال به طرز حادی در واشنگتن مطرح می باشد، متشکر خواهم شد اگر این مسئله را با هیچ

کدام از کارمندان خود در میان نگذارید.

باتشکر فراوان

سایروس ونس



اطلاعیه افشاگری شماره 5

ص: 10

اطلاعیه افشاگری شماره 5

بسم اللّه الرحمن الرحیم

ملت مسلمان و قهرمان ایران

در اطلاعیه های قبل سفارت سابق آمریکا را جاسوسخانه نامیده بودیم زیرا به هر گوشه ای که نظر

افکندیم سندی از خبرگیری و جاسوسی یافتیم؛ به هر طرف که رفتیم مدرکی از خریدن افراد مشاهده

کردیم؛ به هر که دست زدیم نقشه های حساب شده و اطلاعات فراوان از ارگانهای مختلف مملکتی دیدیم

و بالاخره در پشت سر کلیه توطئه ها، دست عوامل مستقیم و غیر مستقیم آمریکا مشهود بود. در انتقال

ثروت ملی ایران به خارج توسط طاغوتیان نقش عوامل آمریکا کم نبوده و نیست، لذا برای نمونه سه سند

ذیل را که نشانگر مدعای ماست به پیشگاه قضاوت امام و خلق ارائه می دهیم.

سند 1 جعبه ای در کشوی میز سفیر کشف شده است که شامل هدایایی برای افراد ذیل می باشد:

الف سرهنگ محبوبی، معاونت سابق اداره اقامت اتباع بیگانگان. آرم سفارت آمریکا که چاقوی

مخصوص می باشد.

ب سرهنگ خسرویانی، ریاست سابق پلیس مهرآباد. مدال مخصوص ایالات متحده که در ضمن

نوعی چاقوی مخصوص می باشد.

ج سرهنگ خوشخو، معاونت سابق اداره اقامت اتباع بیگانگان. فندک مخصوص همراه با آرم مخصوص

سفارت آمریکا.

د سرتیپ بیگلری. قیچی و چاقوی طلا.

ه سرهنگ ثقفی. مدال مخصوص ایالات متحده آمریکا و چاقوی مخصوص.

لازم به تذکر است که هدف از انتشار این سند نشان دادن سیاستهای خانمان برانداز آمریکا در رشوه

دادن و خریدن افراد است. چون این هدایا هنوز ارسال نشده، چگونگی ارتباط و وابستگی افراد مذکور

نامشخص می باشد.

سند 2 که با کلمه سرّی مشخص شده است تشکیلات سپاه پاسداران و شورای انقلاب و موقعیت امام

خمینی را ثبت کرده است.

توضیح چارت سازمانی حکومت اسلامی ایران که در اسناد سفارت کشف شده و در صفحه بعد چاپ

شده است.

در مورد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

1 این سپاه به عنوان چشم و گوش انقلاب اسلامی عمل می کند و به عنوان نیروی مخصوص امام

جهت درهم کوبیدن هر نوع حرکت ضدانقلابی از هر طرف که بر علیه دولت اسلامی باشد وارد عمل

می شود.

2 به عنوان نیرویی به موازات ارتش عمل کرده تا اینکه از نظر نیرو هم سطح آنها شده، بتواند از هر نوع

انحراف در میان ارتش جلوگیری کند.


3 سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بر کلیه وظایف کمیته امام نظارت داشته، تا اینکه مسئله ای غیرقابل

حل نماند.

ص: 11

4 سپاه پاسداران انقلاب به عنوان یک نیروی محافظ در داخل عمل کرده و همچنین به دیگر نیروهای

قانونی داخلی کمک می کند، تا اینکه وظایفشان را به نحو احسن انجام دهند و با کوچکترین اخطار آماده

حرکت به هر نقطه ای باشند.

5 سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان نگهبان سرسخت انقلاب اسلامی عمل می کند. این افراد را

با شوق و ذوق میهن دوستی و روحیه فداکاری اسلامی تعلیم می دهند.

اطلاعات دیگر

الف سپاه پاسداران انقلاب در آینده نزدیک دارای 000/30 نیروی قوی خواهد شد که در مراحل

مختلف کامل خواهد شد.

در حال حاضر (16 اکتبر 79) این سپاه 10 تا 15 هزار نیرو در سطح ایران دارد و طبق نقشه، هر شهری

که دارای 000/5 جمعیت است قرار است یک واحد 200 نفری از سپاه آنجا مستقر گردد.

ب تمام 21 بخشی که شامل شهرهای بزرگ می شود، هر کدام دارای 1000 نفر پاسدار قوی تحت عنوان

کمیته محلی انقلاب خواهد داشت که آنها ممکن است با تغییر شرایط سیاسی مناطق مختلف، تغییر مکان

دهند.

ج بیست واحد از 200 پاسدار قوی، که هرکدام به تازگی از کیفیت بالای آموزشی در سلطنت آباد

برخوردارند، مأموریت دارند که امنیت شهر تهران را در شب با برجستگی خاص در دست داشته باشند.

د سپاه پاسداران تحت کنترل اداری اجرایی هیچ یک از وزرای دولت نیست. بلکه تحت کنترل مستقیم

امام، توسط کمیته مرکزی انقلاب اسلامی خواهد بود.

ه در حال حاضر هیچ نوع محدودیت سنی برای پاسداران نیست. آنها می توانند دارای سنین بین 16 تا

60 باشند.

و واحدهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ایران به 42 واحد رسیده است.

ز هیچ کدام از مربیان تعلیم دیده در سازمان آزادیبخش فلسطین (PLO) جهت تعلیم در اردوی علی آباد

استخدام نشده اند. مربیان همه از ارتش می باشند.

این سند نشانگر آن است که دشمن با حساسیت تمام درصدد جمع آوری اطلاعات از این ارگان انقلابی

کشور بوده است.

سند 3 این سند ارتباط سفارت با سرمایه داران وابسته و سازماندهی خروج پول از ایران را بیان

می دارد.

موضوع : سازمان سرمایه گذاری ایرانی

آقای ایرج کی نژاد مدیرعامل کمپانی سرمایه گذاری ایرانی، امروز راجع به یک ویزا تلفن کرد. او


تخمین می زند که بخش صنعتی ایران، غیر از صنعت نفت با ظرفیت 20% مشغول می باشد.

او انتظار ورشکستگی بسیاری از کمپانیها را در ماههای آینده دارد. او 30 میلیون تومان پول

سرمایه گذاری شده دارد که می خواهد به خارج منتقل کند. او متذکر شد که خیلی از کمپانیهای (Pars)

نزدیک به ورشکستگی می باشد. کمپانی او وابسته به کنسرسیوم قدیمی می باشد که برای سرمایه گذاری به

ص: 12

میل دولت تأسیس شده بوده است. ایشان چندین بار توسط افراد نالایقی از کمیته ها دستگیر و بازجویی

شدند ولی بالاخره شخص فهمیده ای از ایشان بازجویی کرد و اعلام کرد که گزارشات تجاری روزمره ای

که او به لندن می فرستاده، کاری خلاف نبوده است.

نکته اساسی در این است که لابه لای خطوط نامه فوق با خط نامرئی این جمله نوشته شده: «حالا زمانی

است که انسانهای خوب برای کمک به کشورشان برگردند»!

در تاریخ سند توجه شود که حتی پس از انقلاب هم دست از توطئه برنمی داشته اند.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

امام خمینی

کمیته مرکزی انقلاب

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

بخش اقتصادی با

بودجه 200 میلیون

ریال

آیت اللّه لاهوتی

بخش نظامی

بخش سیاسی

رهبری

رئیس ستاد

مرکز و واحد تعلیم و

تربیت علی آباد

3000 نفر پرسنل


فرماندهیهای

دیگر از قبیل

حفظ حدود و

ثغور

فرماندهی

لجستیکی

20000 نفر

پرسنل

فرماندهی مرکزی

سلطنت آباد

تهران 4000 نفر

پرسنل

آیت اللّه هاشمی رفسنجانی

(غلامعلی افروز)

سرّی

تشکیلات

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

دارای سه گارد محافظ

دوازده نفر

30000 نفر


اطلاعیه افشاگری شماره 6

ص: 13

مقدمه افشاگری شماره 6

ان الشیطان للانسان عدو مبین، .... ان کید الشیطان کان ضعیفا. همانا شیطان دشمن آشکار و واضح

انسان است ... لکن ... کیدها و حیله هایش ضعیف و سست است.

آمریکا، این حیله گر و روباه پیر مکار و دشمن انسانیت و اسلام و انقلاب، که به حق شیطان بزرگ نام

گرفت، برای دستیابی به منافع بیشتر و حفظ اموال به غارت برده ملت ها و تداوم بخشیدن به سلطه جابرانه

و ظالمانه خویش، همیشه در کید کردن و مرگ زدن بر ملت ها، از وجود نظریه پردازان و تحلیل گران

کهنه کار سود برده است. این تحلیل ها و نظریات از سوی این کارآزمودگان نقد شده و مرکزیتی جمع و بر

اساس آنها تصمیم خواهند گرفت. لیکن از آنجا که سنت خدا تحقق یافتنی است و امر الهی برپا شدنی و

انقلاب اسلامی مشیت خداوندی است، در این حیله گری مکر و حیله خواهد خورد که: و مکروا و مکراللّه

واللّه خیرالماکرین.

کتاب حاضر حاوی تحلیلها و نظراتی از این عوامل استعمار و مزدوران رژیم ظلم و سلطه گری است که

قبل یا بعد از انقلاب تهیه شده است، به اطلاع مردم عزیز و بزرگوار خواهد رسید تا با شیوه های برخورد و

طرق اندیشه آنها نسبت به انقلاب و امام و راههای حیله گری و فتنه پردازی این دشمن آشکار، آشنایی

یافته و از سیرت هزار چهره او آگاهی یابیم تا در قطع ریشه هایش در تفکر متمایل به آن در درون ملت،

همت کنیم و به یاری خدا پیروزی نزدیک است.

لازم به ذکر است که این مطلب تحلیل ها و نظرات و شیوه های برخورد دشمن است که خالی و مبرای از

اشتباه نمی تواند باشد؛ لیکن به خاطر امانت داری و آشنایی عموم از این نظریات، از هر گونه اظهار نظر کلی

و تحلیلی در مورد آنها خودداری شده است که قضاوت با ملت عزیز و شرافتمند اسلامی باشد.

والسلام علیکم و رحمه اللّه

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

* * *

در خاتمه تشکرات خالصانه خود را از برادران، دانشجویان مسلمان پیرو خط امام که موافقت نمودند

این اسناد از جانب دفتر انتشارات جامعه مدرسین به صورت یک جلد منتشر شود، اعلام نموده؛ ضمنا

مجلدات بعدی این اسناد نیز در آینده نزدیکی در اختیار ملت شریف و مبارز ایران قرار خواهد

گرفت.انشاءاللّه

دفتر انتشارات اسلامی

وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

اطلاعیه افشاگری شماره 6

بسم اللّه الرحمن الرحیم


ملت مسلمان ایران

اکنون که انقلاب اسلامی ما به رهبری خمینی بزرگ اوج گرفته، اسناد به دست آمده از سفارت سابق

آمریکا می تواند خطوط سیاست جاسوسی و دخالت در امور ایران را روشن تر کند.

آمریکا در کشورهای زیر سلطه و همچنین ایران از همه امکانات سیاسی، نظامی، اقتصادی و انسانی

در جهت حفظ منافع خود و دوام حکومت چپاولگر شاه خائن و کنترل منطقه به وسیله ایران و دولتهای

ص: 14

مرتجع عرب استفاده می نموده است.

طرح مورد بحث، طرح امنیتی است به نام IBEX (آی بکس) که به وسیله C.E.O سازمان ارتباطات و

الکترونیک ارتش آمریکا در ایران طرح ریزی شده است. طرحی که با پول ایران و با سرمایه ملی و نیروی

انسانی ایران تهیه شده است. هدف آن کنترل الکترونیکی منطقه از فعل و انفعالات شوروی و حرکتهای

انقلابی و حفظ امنیت داخلی ایران در جهت تحکیم قدرت شاه خائن و ادامه چپاول امپریالیسم

آمریکاست. در اینجا به خوبی می بینیم که آمریکا با سلطه سیاسی اقتصادی خود در ایران توانسته است

نیروهای نظامی، انسانی و اقتصادی مملکت را در جهت منافع خود به استخدام درآورد.

در مورد اصل طرح، اطلاعاتی را که به طور ناقص به دست آمده، در اختیار می گذاریم:

طرح IBEX در اوائل سال 1970 توسط C.E.O سازمان ارتباطات و الکترونیک ارتش آمریکا در ایران

ارائه شد و هدف آن جمع آوری اطلاعات از برون مرزها، سیستم خبرگیری، سیستم جمع آوری و ارسال

علائم، کنترل مرزها و کنترل و خبردهی سریع از تجاوز به مرزهاست، و بالاخره استفاده از تمامی مسایل

اطلاعاتی که بشود به طریق الکترونیکی متمرکز نموده و در یک کانال اطلاعاتی مستقیم مورد بهره برداری

قرار داد. در این طرح به وسیله پایگاههای اطلاعاتی الکترونیکی، دریایی، هوایی و زمینی و هواپیماهای

«رادار پرنده» نظیر آواکس و هواپیماهای عکاس، اطلاعات رد و بدل می شود. طرح IBEX در چهار

مرحله طرح ریزی شده است و هزینه پروژه در بلند مدت که مقداری از آن ساخته شده است 3/1 بیلیون

دلار است که رژیم ضد خلقی شاه رأسا از دسترنج رنجبران ملت ایران باید در حلقوم کثیف غول

امپریالیسم می ریخت.اجرای طرح و همچنین هدایت و کنترل آن تماما به وسیله مستشاران آمریکایی بوده

است.

قسمتهایی از این طرح در دوران شاه خائن اجرا شده و پول آن نیز پرداخت گردیده ولی بخشهای دیگرش

در آمریکا تأمین شده اما در زمان انقلاب طرح متوقف می گردد. دولت آمریکا به وسیله مزدورانش در

ایران درصدد جلب نظر مقامات نظامی و سیاسی ایران برمی آیند تا بتوانند این طرح را دوباره بر ملت ما

تحمیل کنند. همچنین تقاضای تصفیه حساب کرده اند که موفق به گرفتن پول نمی گردند.

مسئول این طرح در قبل از انقلاب ژنرال هوایی، گُست، است که از مزدوران خائن ارتش آمریکا در

ایران و اجراکننده بسیاری از طرحهای امنیتی و ضد خلقی آمریکا در ایران و منطقه بوده است. این پروژه به

وسیله چند کمپانی آمریکایی طرح و اجرا شده است که عبارتند از:

شرکتهای راک ول ((Rockwell، پان آم ((PANAM، فورد ((Ford، واکینگ تامسون (Walking-

Tomson)، ای سیستم (E-System)، آی تک(ITeek)، سیلتچ (Syltech)، کوست (Quest)، تاچ راس


(Touch - Russ). در این شرایط آنها تقاضای پرداخت بقیه صورتحسابهای خود و نیز تعیین تکلیف طرح

را دارند و دولت آمریکا به وسیله ژنرال گُست بعد از انقلاب کوشیده است با مقامات ایرانی راجع به این

طرح به توافق برسد که موفق نمی شود. بعد از انقلاب تهدیدهایی توسط سایروس ونس به دولت ایران

می شود که در صورت عدم پرداخت هزینه ها و عدم تعیین تکلیف طرح، آمریکا دو هواپیمای خریداری

شده 707 و نیز سیستمهای کامپیوتری هواپیماهای 707 را نخواهد داد. همچنین در ملاقاتهایی که با

دولت ایران بعد از انقلاب از طرف وزارت دفاع آمریکا شده است، آمریکاییها پیش بینی نموده بودند که

مقامات ایرانی حتما خواهند پرسید که ارتباط IBEXبا CIA چیست و به مستشاران گفته بودند: «شما

ص: 15

بگویید که هیچ ارتباطی ندارد.» گفتگوی فوق به خوبی رد CIAرا در IBEXروشن می کند.

به احتمال قوی دو پایگاه الکترونیکی کبکان خراسان و پایگاه الکترونیکی بهشهر در ارتباط با این

طرح است. این دو پایگاه که مستقیما زیر نفوذ CIA و پنتاگون آمریکا بوده است همه نوع علائم و اطلاعات

راجع به موشکهای شوروی و همچنین اطلاعاتی از فعل و انفعالات در منطقه را در نظر داشته است.

بعد از انقلاب یک هیئت پنج نفره به سرپرستی سرهنگ چارلز دبلیو اسکات به ایران می آیند که به

عنوان هیئت مستشاری آمریکا در ایران فعالیت کنند. این پنج نفر ظاهرا مأمور دفتر دفاعی آمریکا که

مسئول برآورد و تهیه قطعات یدکی است بوده اند، ولی طبق نوشته های به دست آمده سرهنگ اسکات

مسئول امنیتی و به احتمال قوی تعیین تکلیف و برآورد وضع IBEX بوده است. وی و چهار دستیار او اکنون

جزو گروگانها هستند.

با توجه به اطلاعات فوق، واضح است که آمریکا ما را وسیله به کرسی نشاندن مقاصد خود در منطقه کرده

و هزینه این سیستم جاسوسی قوی را خلق محروم ما که زیر پنجه های خونین رژیم سفاک پهلوی جان

می باخت پرداخته است و این در شرایطی بود که ملت مسلمان از ابتدایی ترین شرایطی زندگی محروم

بوده اند.

نتیجتا تنها در سایه مبارزه استقلال طلبانه مردم مسلمان ایران است که می توان با پیروی از رهبری

قاطع انقلابمان، خمینی رهبر، مستضعفین کشور را از اسارت ابرقدرتهای خونخوار و در رأس آن

آمریکای جنایتکار نجات داد.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام



اطلاعیه افشاگری شماره 7

ص: 16

اطلاعیه افشاگری شماره 7

بسم اللّه الرحمن الرحیم

ملت مبارز و شریف ایران، خلقهای مستضعف جهان

امام خمینی پرچمدار کبیر انقلاب ایران در آخرین سخنرانیهای خود آمریکا را شیطان بزرگ نام

نهاده اند. براستی که امپریالیسم از مصادیق شیطان و آمریکا «شیطان بزرگ» است. هر چند که از یک طرف

کلام را احتیاج به حجت و سند نیست و از دیگر سو عملکرد وحشیانه آمریکا در ایران و پشتیبانی بی دریغ

او از شاه خائن و همکاری همه جانبه اش در سرکوب و کشتار خلق قهرمان ما بر هر انسان آزاده ای روشن

است، اسنادی به دست ما افتاده است که به سادگی خطوط شیطانی عملکرد دولت آمریکا و سفارت آن را

در ایران روشن می کند. زبان اسناد بسی گویاست. سند زیر، حبیب اللهی یک افسر عالیرتبه خائن ایرانی را

رسوا می کند که ماهها بعد از انقلاب یعنی در تیرماه با پاسپورت جعلی از کشور فرار کرده است. از آن مهمتر

اربابان آمریکاییش، خصوصا آقای ونس، درصدد جلب او به آمریکا برآمده است. همین جاست که

سخت هشدار می دهیم که باید هر چه زودتر جلو فرار این خائنان ضد انقلاب را گرفت تا نتوانند به

آسودگی در بیرون مرزها به توطئه مشغول شوند.

ترجمه سند مذکور: تاریخ: 21 جولای 1979 (پنجشنبه 31/4/58)

از: وزارت امور خارجه آمریکا به سفارت ایران

موضوع: متقاضی برای گذرنامه

NIV: دریاسالار کمال حبیب اللهی

1 (C. متن داخلی)

2 حبیب اللهی که فرمانده دریایی ایران در طول دو سه سال آخر رژیم شاه بوده است اخیرا با استفاده از

یک پاسپورت ایرانی با نام مستعار از کشور خارج شده و هم اکنون در فرانکفورت به سر می برد.

3 اطلاع یافتیم که حبیب اللهی فرم درخواست ویزای NIV را در کنسول آمریکا با استفاده از نام

مستعارش در پاسپورت پر کرده است (ادریس اصمدی گادجین Edriss - Asmdigadjin) و قصد دارد به

خانواده اش در ویرجینیا بپیوندد و ترجیح می دهد که ویزا را با نام اصلی خود دریافت کند. به هر صورت

از طریق یک دریاسالار نیروی دریایی ایالات متحده با او تماس گرفته ایم و از او خواسته ایم که در

ملاقات آتی با کنسولگری آمریکا کاملاً مشخص کند که نام حقیقیش چیست و کدام نام را ترجیح

می دهد.

4 دریاسالار حبیب اللهی از جانب بسیاری از مقامات رسمی دولت ایالات متحده که در طول این چند

سال با وی کار می کرده اند، به خوبی شناخته شده است و مورد علاقه است.

5 اگر مسئله ای در مورد صدور ویزا و یا چگونگی مدارک مورد نیاز برای ویزا وجود دارد، به ما گزارش

دهید.ونس

هدف از انتشار این سند نشان دادن دخالت مستقیم سفارت آمریکا در امور ایران و حمایت از ضد


انقلابیون است. براستی مسئولیت ضدیت با انقلاب ایران، توطئه و جاسوسی را ملت آمریکا چگونه

می پذیرد. دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

اطلاعیه افشاگری شماره 8

بسم اللّه الرحمن الرحیم 21/8/58

سلطه نظامی آمریکا بر کشورهای مستضعف جهان به عنوان پشتوانه مستحکم امپریالیسم برای کنترل

کشور و جلوگیری از انقلابات و حرکتهای آزادی بخش است. وابسته کردن ارتشها به اسلحه و جنگ افزار

آمریکایی و استقرار سیستمی که فقط کارشناسان آمریکایی می توانند آن را اراده کنند و همچنین تطمیع

ژنرالهای ارتش از ابتدایی ترین سیاستهای امپریالیسم در کشورهای در بند جهان سوم است.

در ایران نیز آمریکای جنایتکار چنین عمل کرده بود. شاه خائن توسط مستشاران نظامی آمریکایی

ارتش را در جهت منافع آمریکا طرح ریزی نموده و اکثر امرای ارتش را تطمیع نموده و بسیاری از

سیستمهای اطلاعاتی وسیع را در آن پیاده کرده بود. از آن خطرناکتر آنکه با ایجاد مستشاری، مستقیما

ارتش را زیر آموزش و کنترل خود داشته است. آمریکا در حقیقت ارتشی ساخته بود که به جای دفاع از

منافع خلق مسلمان ایران و به جای دفاع از استقلال و اسلامیت ایران برای دفاع از منافع او در منطقه و در

مقابل انقلابیون عمل می کرد.

در حقیقت ارتش ایران در زمان شاه خائن جزئی از نیروی آمریکا بود که مجهز به آخرین جنگ

افزارهای آمریکایی مثل هواپیماهای F-14 و F-15بود که حتی بعضی از آنها تنها در ارتش آمریکا یافت

می شود. منطق حکم می کند که قدرت چپاولگری مثل آمریکا هرگز نمی تواند به فکر منافع ملت ایران

باشد. اسلحه های آمریکایی، آموزش و استقرار سیستمهای اطلاعاتی وسیع در ارتش صرفا در جهت

منابع مستقیم آمریکا بوده است. اینک به جهت روشن تر کردن خطوطی که حکومت مستقیم آمریکا را در

ارتش سابق ایران ثابت می کند به ارائه اطلاعات و اسناد ذیل مبادرت می ورزیم.

1 ایجاد مستشاری: در این باره دو سند ارائه می گردد.

سند الف: به نام مأموریت ارتش آمریکا و فعالیتهاست که در آن هدف آمریکا از ایجاد مستشاری را

صریحا حضور نظامی آمریکا در ایران برای دفاع از منافع آمریکا می خواند.

سند ب: یک مستشار نمونه را معرفی می کند که چگونه در سراسر انقلاب سعی در جاسوسی در ارتش،

کنترل آن و بالاخره حمایت مستقیم و ماهرانه در مأموریت های نظامی تهران داشته است.

سند الف: مأموریت ارتش آمریکا و فعالیتها

مستشاری مهمترین حضور نظامی آمریکا در ایران است. هدفش بالا بردن کارآیی نیروهای نظامی

ایران به منظور مقاومت در مقابل تجاوز و ادامه حفظ منافع آمریکا در ایران است.

این ارتش در 1941 به وجود آمد و در 1943 و 1947 تجدید سازمان یافت (قرارداد آمریکا و ارتش

ایران). توافق اساسی بین حکومت آمریکا و دولت ایران این بود که نظارت و کمک ارتش آمریکا به ارتش

ایران (زمینی، دریایی، هوایی) ادامه یابد. از 1950 قرار داد کمک دفاعی مشترک بین دولت ایران و دولت


آمریکا در سه زمینه منعقد گردید.

این توافق که با توافق ارتشی ARMISH متفاوت بود، در زمینه کمک اداری و سازماندهی بود.

در 1942 اولین کمک بزرگ به ارتش ایران تحویل گردید.

در 1958 نزدیکتر شدند ARMISH و MAAG.

در 1965 فروش نظامی خارجی و برنامه های اعتباری آغاز شد. موفقیت این برنامه موجب قطع

کمکهای بلاعوض در 1972 بود. MAAG از Major - Gonraدستور می گیرد و هدف این مستشاری با

مشاوره روزانه به بالاترین افراد ارتش ایران می باشد و این کار با در جریان گذاشتن شاه انجام می شود.

کارمندان ARMISH - MAAG بر کار فرماندهان ستاد ارتش شاهنشاهی مشاوره کامل می نمایند.

هر عضو ایرانی که فرمانده عملیات اطلاعات تجسسی لجستیک (پشتیبانی) نقشه ها و برنامه هاست،

یک نفر راهنمای خارجی دارد که معمولاً یک سرهنگ است.

مسئول مدرنیزه کردن ارتش شاهنشاهی ایران در رابطه با برنامه 1972 می باشد. ایران سفارش

وسائل و خدمات به ارزش کمی بیش از ده میلیارد دلار که شامل خدمات است به آمریکا داده است.

سند ب مأموریت مستشاری دریایی

ناخدا (کاپیتان) هالینگ ورث در طول دوره منتهی به انقلاب، وابسته دریایی سفارت آمریکا در تهران

بوده است. وی در طول ماههایی که این انقلاب نضج می گرفت به دقت تغییرات رخ داده در نیروی دریایی

ایران را گزارش می نمود. خوش مشربی و مهارت او در برقراری دوستی منتج به گزارشهای اطلاعاتی قابل

اطمینان و بموقع می شده است. در کمتر از چند هفته با بسیاری از وابسته های خارجی تماسهای نزدیک

گرفته و گفتگوهای تقریبا مفید متقابل ترتیب داده است. او کشش ها و شکافهایی را که در نیروی دریایی

ایران خود شاهد بروزشان بود به طور بحرانی گزارش می نمود. او در آخرین هفته های قبل از انقلاب ایران

با شرایط تحت فشار متعددی مواجه شد، عکس العمل او تقریبا در تمام این موارد که شامل اقدام به

آدمکشی هم می شد (ممکن بود بشود) نمونه وار با آرامش، قاطعیت، و اندیشه منطقی همراه بود. هنگامی

که موقعیت محلی بشدت وخیم گشته و به اخراج آمریکاییها کشید ناخدا هالینگ ورث، رل مؤثری در

طرح نقشه به تناسب مراحل و فازهای عملیات این تخلیه (فرار) بزرگ به عهده داشت. خبرگی و درک

مسئولیت و اقدام بموقع او، سلامتی و حرکت به موقع هزاران آمریکایی و خارجی دیگر را هنگام خروج از

کشور تضمین نمود. کوششهای خستگی ناپذیر و بدون خودخواهی وی کمک بی حدی در چنین فرار

موفقیت آمیزی نمود. بارها در غیبت وابسته دفاع وظایف محوله را انجام داد. در این سطح، او هم اکنون

مسئولیت و تأثیر بسزایی را به عنوان وابسته نظامی قبول کرده است.

ناخدا هالینگ ورث افسری عالی دست در میان همقطارانش و یک حرفه ای واقعی و وابسته (A.T.T)

بسیار شایسته می باشد.

رفتار شخصی وی طبعا با توجه به استاندارد تحمل، عملکرد و ادب و تواضعی که این افسر را برجسته

می کند نمونه است.


حمایت مستقیم و ماهرانه این افسر وی را در مأموریت های نظامی در تهران به طور قابل توجهی اثر

کلی دفتر وابسته دفاع را افزایش داده است.

2 ایجاد یک سیستم اطلاعاتی وسیع: در افشاگری شماره 6 از طرح IBEX صحبت شد. در اینجا سندی

ارائه می گردد که مستشاران آمریکایی بسیاری از اطلاعات دقیق را به ایرانیان نیز نمی داده اند. در اینجا این

سؤال پیش می آید که یک دولت خارجی چه اطلاعات سرّی و مهمی در کشور ما می تواند داشته باشد که

دولت آن کشور صلاحیت داشتن آن را ندارد؟ به راستی چه کسی حکومت می کند؟

سند: محرمانه

از: وزارت امور دفاعی واشنگتن

به : ARMISH-MAAG تهران

موضوع: راهنما برای حد افشای اطلاعات در ایران

راهنمای فعلی مصوب 1979/12 مارچ به ترتیب زیر است: مطابق با 21 اسفند

افشای اطلاعات محرمانه نظامی برای ایران

که به ترتیبی که در زیر گفته می شود تغییر می کند:

زمینه:

الف: بحران سیاسی و نظامی که در این تاریخ جریان دارد و انتظار می رود که برای مدتی ادامه داشته

باشد سؤالی را برای ما در رابطه با توانایی دولت موقت ایران برای حفظ اسرار محرمانه نظامی دولت

آمریکا مطرح می کند.

ب: این احتمال می رود که اطلاعات محرمانه نظامی که قبلاً برای دولت ایران آشکار بود مورد مخاطره

قرار گرفته باشد. دولت ایالات متحده ادامه این مخاطره را به هیچ وجه در زمان حاضر نمی تواند قبول کند.

ج: در موقعیت فعلی حداقل اطلاعات ممکنه می بایست به دولت ایران داده شود.

خطوط کلی راهنما برای افشای اسرار:

الف: هیچ گونه اسامی رمز جدیدی که باعث افشای اسرار به دولت ایران بشود بدون تأیید کمیته سیاست

افشاگری مستقر در واشنگتن نباید استفاده کرد.

ب: مسایل زیر فورا باید عمل شود:

قابلیت دولت ایران برای دریافت اطلاعات در موارد زیر مردود شناخته شد.

به طریقی که در ضمیمه الف کتاب اول کمیته سیاست افشاگری نوشته شده است:

فصل اول: تشکیلات تعلیم دهی و کارمندان نیروهای انتظامی

فصل دوم: تدارکات و مهمات نظامی

فصل چهارم: تولید اطلاعات

فصل پنجم: عملیات نظامی مختلط برنامه ریزی و آمادگی

فصل هشتم: اطلاعات نظامی

این ممنوعیت تا وقتی مؤثر باقی می ماند که یکی از موارد زیر پیش آید:


1 کمیته ملی سیاست افشا کردنها بتواند تصمیم بگیرد که آیا دولت ایران به طور مناسبی قادر است که

اسرار محرمانه نظامی آمریکا را حفظ کند.

2 دولت ایران ظاهرا توافق نامه بین دو کشور راجع به امنیت عمومی اطلاعات را که در تاریخ 6 ژوئن

74 بسته شده تحکیم کرده باشد.

این ممنوعیت فاش کردن اطلاعات بجز در مورد ج که در پایین ذکر می شود در همه موارد ذکر شده

می باید اعمال گردد. هم در مورد مسایل قبل هم در مواردی که در آینده پیش می آید.

این ممنوعیت شامل موارد زیر نمی شود:

برای افشای سمعی یا بصری مطالب برای کارمندان ایرانی که تعلیم می بینند مگر اینکه مقامات صلاح

ببینند که این گونه افشاگریها به صلاح آمریکا نباشد.

این راهنماییها شامل مطالب محرمانه ای که از طریق پیمان سنتو ممکن است به ایران برسد نیز می شود.

خود این مطالب هم قابل افشا برای دولت ایران نمی باشد.

3 وابسته کردن امرای بلندمرتبه ارتش: در افشاگریهای قبل خصوصا در سند افشاگری شماره 7

نمونه هایی را ارائه دادیم.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام


اطلاعیه افشاگری شماره 8

ص: 17

اطلاعیه افشاگری شماره 8

بسم اللّه الرحمن الرحیم 21/8/58

سلطه نظامی آمریکا بر کشورهای مستضعف جهان به عنوان پشتوانه مستحکم امپریالیسم برای کنترل

کشور و جلوگیری از انقلابات و حرکتهای آزادی بخش است. وابسته کردن ارتشها به اسلحه و جنگ افزار

آمریکایی و استقرار سیستمی که فقط کارشناسان آمریکایی می توانند آن را اراده کنند و همچنین تطمیع

ژنرالهای ارتش از ابتدایی ترین سیاستهای امپریالیسم در کشورهای در بند جهان سوم است.

در ایران نیز آمریکای جنایتکار چنین عمل کرده بود. شاه خائن توسط مستشاران نظامی آمریکایی

ارتش را در جهت منافع آمریکا طرح ریزی نموده و اکثر امرای ارتش را تطمیع نموده و بسیاری از

سیستمهای اطلاعاتی وسیع را در آن پیاده کرده بود. از آن خطرناکتر آنکه با ایجاد مستشاری، مستقیما

ارتش را زیر آموزش و کنترل خود داشته است. آمریکا در حقیقت ارتشی ساخته بود که به جای دفاع از

منافع خلق مسلمان ایران و به جای دفاع از استقلال و اسلامیت ایران برای دفاع از منافع او در منطقه و در

مقابل انقلابیون عمل می کرد.

در حقیقت ارتش ایران در زمان شاه خائن جزئی از نیروی آمریکا بود که مجهز به آخرین جنگ

افزارهای آمریکایی مثل هواپیماهای F-14 و F-15بود که حتی بعضی از آنها تنها در ارتش آمریکا یافت

می شود. منطق حکم می کند که قدرت چپاولگری مثل آمریکا هرگز نمی تواند به فکر منافع ملت ایران

باشد. اسلحه های آمریکایی، آموزش و استقرار سیستمهای اطلاعاتی وسیع در ارتش صرفا در جهت

منابع مستقیم آمریکا بوده است. اینک به جهت روشن تر کردن خطوطی که حکومت مستقیم آمریکا را در

ارتش سابق ایران ثابت می کند به ارائه اطلاعات و اسناد ذیل مبادرت می ورزیم.

1 ایجاد مستشاری: در این باره دو سند ارائه می گردد.

سند الف: به نام مأموریت ارتش آمریکا و فعالیتهاست که در آن هدف آمریکا از ایجاد مستشاری را

صریحا حضور نظامی آمریکا در ایران برای دفاع از منافع آمریکا می خواند.

سند ب: یک مستشار نمونه را معرفی می کند که چگونه در سراسر انقلاب سعی در جاسوسی در ارتش،

کنترل آن و بالاخره حمایت مستقیم و ماهرانه در مأموریت های نظامی تهران داشته است.

سند الف: مأموریت ارتش آمریکا و فعالیتها

مستشاری مهمترین حضور نظامی آمریکا در ایران است. هدفش بالا بردن کارآیی نیروهای نظامی

ایران به منظور مقاومت در مقابل تجاوز و ادامه حفظ منافع آمریکا در ایران است.

این ارتش در 1941 به وجود آمد و در 1943 و 1947 تجدید سازمان یافت (قرارداد آمریکا و ارتش

ایران). توافق اساسی بین حکومت آمریکا و دولت ایران این بود که نظارت و کمک ارتش آمریکا به ارتش

ایران (زمینی، دریایی، هوایی) ادامه یابد. از 1950 قرار داد کمک دفاعی مشترک بین دولت ایران و دولت


آمریکا در سه زمینه منعقد گردید.

این توافق که با توافق ارتشی ARMISH متفاوت بود، در زمینه کمک اداری و سازماندهی بود.

در 1942 اولین کمک بزرگ به ارتش ایران تحویل گردید.

در 1958 نزدیکتر شدند ARMISH و MAAG.

ص: 18

در 1965 فروش نظامی خارجی و برنامه های اعتباری آغاز شد. موفقیت این برنامه موجب قطع

کمکهای بلاعوض در 1972 بود. MAAG از Major - Gonraدستور می گیرد و هدف این مستشاری با

مشاوره روزانه به بالاترین افراد ارتش ایران می باشد و این کار با در جریان گذاشتن شاه انجام می شود.

کارمندان ARMISH - MAAG بر کار فرماندهان ستاد ارتش شاهنشاهی مشاوره کامل می نمایند.

هر عضو ایرانی که فرمانده عملیات اطلاعات تجسسی لجستیک (پشتیبانی) نقشه ها و برنامه هاست،

یک نفر راهنمای خارجی دارد که معمولاً یک سرهنگ است.

مسئول مدرنیزه کردن ارتش شاهنشاهی ایران در رابطه با برنامه 1972 می باشد. ایران سفارش

وسائل و خدمات به ارزش کمی بیش از ده میلیارد دلار که شامل خدمات است به آمریکا داده است.

سند ب مأموریت مستشاری دریایی

ناخدا (کاپیتان) هالینگ ورث در طول دوره منتهی به انقلاب، وابسته دریایی سفارت آمریکا در تهران

بوده است. وی در طول ماههایی که این انقلاب نضج می گرفت به دقت تغییرات رخ داده در نیروی دریایی

ایران را گزارش می نمود. خوش مشربی و مهارت او در برقراری دوستی منتج به گزارشهای اطلاعاتی قابل

اطمینان و بموقع می شده است. در کمتر از چند هفته با بسیاری از وابسته های خارجی تماسهای نزدیک

گرفته و گفتگوهای تقریبا مفید متقابل ترتیب داده است. او کشش ها و شکافهایی را که در نیروی دریایی

ایران خود شاهد بروزشان بود به طور بحرانی گزارش می نمود. او در آخرین هفته های قبل از انقلاب ایران

با شرایط تحت فشار متعددی مواجه شد، عکس العمل او تقریبا در تمام این موارد که شامل اقدام به

آدمکشی هم می شد (ممکن بود بشود) نمونه وار با آرامش، قاطعیت، و اندیشه منطقی همراه بود. هنگامی

که موقعیت محلی بشدت وخیم گشته و به اخراج آمریکاییها کشید ناخدا هالینگ ورث، رل مؤثری در

طرح نقشه به تناسب مراحل و فازهای عملیات این تخلیه (فرار) بزرگ به عهده داشت. خبرگی و درک

مسئولیت و اقدام بموقع او، سلامتی و حرکت به موقع هزاران آمریکایی و خارجی دیگر را هنگام خروج از

کشور تضمین نمود. کوششهای خستگی ناپذیر و بدون خودخواهی وی کمک بی حدی در چنین فرار

موفقیت آمیزی نمود. بارها در غیبت وابسته دفاع وظایف محوله را انجام داد. در این سطح، او هم اکنون

مسئولیت و تأثیر بسزایی را به عنوان وابسته نظامی قبول کرده است.

ناخدا هالینگ ورث افسری عالی دست در میان همقطارانش و یک حرفه ای واقعی و وابسته (A.T.T)

بسیار شایسته می باشد.

رفتار شخصی وی طبعا با توجه به استاندارد تحمل، عملکرد و ادب و تواضعی که این افسر را برجسته

می کند نمونه است.


حمایت مستقیم و ماهرانه این افسر وی را در مأموریت های نظامی در تهران به طور قابل توجهی اثر

کلی دفتر وابسته دفاع را افزایش داده است.

2 ایجاد یک سیستم اطلاعاتی وسیع: در افشاگری شماره 6 از طرح IBEX صحبت شد. در اینجا سندی

ارائه می گردد که مستشاران آمریکایی بسیاری از اطلاعات دقیق را به ایرانیان نیز نمی داده اند. در اینجا این

سؤال پیش می آید که یک دولت خارجی چه اطلاعات سرّی و مهمی در کشور ما می تواند داشته باشد که

دولت آن کشور صلاحیت داشتن آن را ندارد؟ به راستی چه کسی حکومت می کند؟

ص: 19

سند: محرمانه

از: وزارت امور دفاعی واشنگتن

به : ARMISH-MAAG تهران

موضوع: راهنما برای حد افشای اطلاعات در ایران

راهنمای فعلی مصوب 1979/12 مارچ به ترتیب زیر است: مطابق با 21 اسفند

افشای اطلاعات محرمانه نظامی برای ایران

که به ترتیبی که در زیر گفته می شود تغییر می کند:

زمینه:

الف: بحران سیاسی و نظامی که در این تاریخ جریان دارد و انتظار می رود که برای مدتی ادامه داشته

باشد سؤالی را برای ما در رابطه با توانایی دولت موقت ایران برای حفظ اسرار محرمانه نظامی دولت

آمریکا مطرح می کند.

ب: این احتمال می رود که اطلاعات محرمانه نظامی که قبلاً برای دولت ایران آشکار بود مورد مخاطره

قرار گرفته باشد. دولت ایالات متحده ادامه این مخاطره را به هیچ وجه در زمان حاضر نمی تواند قبول کند.

ج: در موقعیت فعلی حداقل اطلاعات ممکنه می بایست به دولت ایران داده شود.

خطوط کلی راهنما برای افشای اسرار:

الف: هیچ گونه اسامی رمز جدیدی که باعث افشای اسرار به دولت ایران بشود بدون تأیید کمیته سیاست

افشاگری مستقر در واشنگتن نباید استفاده کرد.

ب: مسایل زیر فورا باید عمل شود:

قابلیت دولت ایران برای دریافت اطلاعات در موارد زیر مردود شناخته شد.

به طریقی که در ضمیمه الف کتاب اول کمیته سیاست افشاگری نوشته شده است:

فصل اول: تشکیلات تعلیم دهی و کارمندان نیروهای انتظامی

فصل دوم: تدارکات و مهمات نظامی

فصل چهارم: تولید اطلاعات

فصل پنجم: عملیات نظامی مختلط برنامه ریزی و آمادگی

فصل هشتم: اطلاعات نظامی

این ممنوعیت تا وقتی مؤثر باقی می ماند که یکی از موارد زیر پیش آید:


1 کمیته ملی سیاست افشا کردنها بتواند تصمیم بگیرد که آیا دولت ایران به طور مناسبی قادر است که

اسرار محرمانه نظامی آمریکا را حفظ کند.

2 دولت ایران ظاهرا توافق نامه بین دو کشور راجع به امنیت عمومی اطلاعات را که در تاریخ 6 ژوئن

74 بسته شده تحکیم کرده باشد.

این ممنوعیت فاش کردن اطلاعات بجز در مورد ج که در پایین ذکر می شود در همه موارد ذکر شده

می باید اعمال گردد. هم در مورد مسایل قبل هم در مواردی که در آینده پیش می آید.

این ممنوعیت شامل موارد زیر نمی شود:

برای افشای سمعی یا بصری مطالب برای کارمندان ایرانی که تعلیم می بینند مگر اینکه مقامات صلاح

ص: 20

ببینند که این گونه افشاگریها به صلاح آمریکا نباشد.

این راهنماییها شامل مطالب محرمانه ای که از طریق پیمان سنتو ممکن است به ایران برسد نیز می شود.

خود این مطالب هم قابل افشا برای دولت ایران نمی باشد.

3 وابسته کردن امرای بلندمرتبه ارتش: در افشاگریهای قبل خصوصا در سند افشاگری شماره 7

نمونه هایی را ارائه دادیم.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام



اطلاعیه افشاگری شماره 9

ص: 21

اطلاعیه افشاگری شماره 9

بسم اللّه الرحمن الرحیم

امپریالیسم آمریکا، این دیو خونخوار روبه صفت، با تمام قوا و حیله ها و امکانات خویش درصدد

رخنه کردن در افکار و اندیشه هاست که منجر به وابستگی در کلیه روابط و نهادهای فرهنگی، سیاسی و

اقتصادی ما می شود. این مار زخم خورده می کوشد تا از هر فرصتی برای ایجاد رابطه ای نزدیک تر استفاده

کرده، موجودیت پلید و زهرآلودش را به ما تحمیل نماید.

نامه زیر نشان می دهد که چگونه این توطئه گر پلید می خواست با برگزاری جشن «هجرت»

احساسات پاک مسلمانان را در این حرکت به نفع خویش جذب نماید؛ شاید سرپوشی بر سر جنایات

بی شمارش نهاده باشد، سرپوشی بر خون شهیدانمان، سرپوشی بر کوخهای ویران و سرپوشی بر آوارگی

مستضعفان. این تصمیم بعد از دستور امام خمینی به دولت و شورای انقلاب در مورد برگزاری هر چه

باشکوهتر آغاز پانزدهمین قرن هجرت اتخاذ می گردد.

متن نامه چنین است:

از: سفارت آمریکا در تهران اکتبر 79

به: کمیته داخل دولت آمریکا در آسیا، واشنگتن دی: سی

موضوع: جشن «هجرت» در ایالات متحده

1 آیت اللّه خمینی، امروز به شورای انقلاب و دولت موقت ایران دستور داد که با برنامه های انقلابی به

استقبال آغاز پانزدهمین قرن هجرت بروند تا عظمت و فرخندگی این موقعیت را بنمایانند.

2 فورا اطلاعات مورد نیاز در زمینه طرحهای ایالات متحده به منظور بزرگداشت «هجرت» را به

نحوی که با جشنهای ایران مرتبط باشد، پست نمایید.

3 اگر ایالات متحده در نظر دارد که جشنهای هجرت را با شرکت بعضی از ایرانیان برگزار نماید،

جزئیات لازم را بفرستید.

لینگن

کاردار سفارت آمریکا در تهران

چرا سعی می کنند با طرح ساده مسئله و شرکت در برگزاری جشن هجرت نظرات عمومی را نسبت به

امپریالیسم آمریکا منحرف سازند؟

آیا این خود دلیل بر پیچیدگی حرکت منافقانه آمریکا در رابطه با کشورهای زیر سلطه نیست؟

آمریکا چه محیط مساعدی را در ایران اسلامی برای پوشاندن ماهیت پلید خود می بینند که جرأت می کند

جشن هجرت پیغمبر اسلام را برگزار کند.

آیا دیگر وقت آن نیست که ساده اندیشان ما به ماهیت کثیف و توطئه گر این شیطان بزرگ پی ببرند و با

تمام نیرو با آن به مقابله برخیزند.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام


اطلاعیه افشاگری شماره 10

ص: 22

اطلاعیه افشاگری شماره 10

بسم اللّه الرحمن الرحیم

دهمین بیانیه خویش را با سندی که قباله مرگ حتمی ایران دیروز در نظام شاهنشاهی بود شروع

می کنیم. باشد تا انقلاب اسلامی و رشد شتابگیرش با برنامه های مشخص برای خنثی کردن طرحها و

اهداف امپریالیسم جوانه حیات ایران فردا در جمهوریت اسلام گردد. 11 ژانویه 78

تلگرام

از : سفارت آمریکا در تهران محرمانه تهران

به : وزارت دفاع واشنگتن

موضوع: هدف و عملکرد سفارت آمریکا در ایران

از اینکه آن وزارتخانه اهداف و محدودیتها را به صورتی ثابت و غیرقابل تغییر شناسایی نکرده است

متشکریم. ما مسایل مورد بحث در تلگرام ب را با دقت مطالعه کردیم.

در کل، مطالب آن به نظر ما واقع گرایانه و قابل دسترسی و منطبق با اهداف ما در ایران می باشد. با وجود

این ما متن این بیانیه را برای در نظر گرفتن تغییرات و پیشرفتهای اخیر برای منطبق شدن کامل با اهدافمان

کمی تغییر داده ایم

در زیر، این بیانیه جدید را به طور کامل می آوریم:

ب شروع مطلب:

1 رابطه سیاسی اقتصادی بر مبنای اعتماد، اطمینان و احترام متقابل شامل: بند... ابقا و تقویت رابطه

مبتنی بر اعتماد و اطمینانی که با شاه پیدا کرده ایم... گسترش محدوده تماسهای سفارتخانه با بخش های

مهمی از جامعه ایرانی و انتخاب گامهایی برای حداکثر کردن تماس با نیروها و گروههایی که در رابطه با

مراکز مهم اثر در ایرانی که به سوی مدرنیزه شدن پیش می رود هستند. این عمل موقعیتهایی را نیز شامل

می باشد که در اثر بعضی ساده نگری های دولت در مورد فعالیتهای سیاسی پیش می آیند. با در نظر گرفتن

اینکه در بعضی از موارد ریسکهایی ممکن است پیش بیاید که می بایست آگاهانه انتخاب و یا رد شوند.

...تشویق کردن آموزگار (نخست وزیر) و کابینه او برای ادامه برنامه های دراز مدت اقتصادی در ایران و

برنامه ریزی یک طرح مشخص برای رسیدن به جهشهای اقتصادی.

هنگامی که به ناچار منابع نفتی رو به اتمام می روند در این رابطه تشویق کردن و پشتیبانی مقامات

ایرانی برای کمک گرفتن متخصصین خارجی و شنیدن توصیه های (IBRD) بانک توسعه بین المللی و

منابع مناسب دیگر نیز قدمهای مؤثری است. ...جهت تحت تأثیر قرار دادن مقامات تصمیم گیرنده و نظریه

پردازان ایرانی، از سیاستها و موضعگیری های آمریکا در روابط فیمابین، از حداکثر ظرفیت و امکانات

دفتر اطلاعات آمریکا استفاده کنید.


2 رابطه قوی بین ایران و آمریکا در زمینه های غیرنظامی

... در ادامه صادرات قابل توجه نفت به آمریکا و وابستگان نزدیکش سیاست معتدل قیمت گذاری برای

ص: 23

نفت را تنظیم و تشویق کنید.

سیاستها و برنامه های آمریکا را در مورد انرژی و احتیاج اقتصاد دنیا به نفت در سطوح قیمتهای قابل

تحمل، توضیح دهید.

... ازدیاد سهم آمریکا در بازار تجاری ایران را آسان کنید و در این راه از قدرت دفتر سفیر نیز به عنوان

پشتیبان استفاده کنید.

... اضافه کنید که چگونه می توانیم قدمهای کمیسیون ارتباط ایران و آمریکا را مؤثرتر کنیم، از جمله اینکه

چطور بخش خصوصی آمریکا را بیشتر در بازار ایران تداخل دهیم.

... دکتر اعتماد و سازمان انرژی اتمی او را در رابطه با آخرین قرارداد اتمی بین ایران و آمریکا در جهت

طرح عدم توسعه پرزیدنت مد نظر داشته باشید.

... برای آمریکا امتیازی در ایران در مورد جمع کردن اطلاعات (جاسوسی) به دست آورید و پشتیبانی

برای Pro Quo liasion (QUID) را در پاسخ به این امتیازات ادامه دهید. هر پیشنهاد را برای امتیازی

جدید به دقت سبک سنگین کنید تا مطمئن شوید که باعث در خطر انداختن پیشرویهای موجود

نشوند.

... سعی کنید که ایران را بیشتر در تلاشهای منطقه ای که برای کم کردن کشت مواد مخدر که در پاکستان و

افغانستان صورت می گیرد شرکت دهید تا عبور یا ورود مواد مخدر قاچاق از ایران کم شود.

... با وزارت علوم دولت ایران همکاری کنید تا جوانان ایرانی بیشتری برای تحصیل در آمریکا آماده شوند

و به عمل آیند.

... موقعیتهای محصلین ایرانی را که در پی تحصیل در آمریکا می باشند در موارد مناسب ارزیابی کرده و

مشورت و تعلیم انگلیسی قبل از عزیمت را زیاد کنید.

... به وارد کردن فشار بر روی ایران در مورد پرداخت بدهیش که در اثر غفلت خودش پیش آمده ادامه

دهید.

3 در مورد روابط نظامی

از جمله برنامه تجهیزات نظامی با احتیاط کامل با ایران همکاری کنید.

... یک تماس دائم با شاه و مشاوران اصلی نظامی اش در مورد احتیاجات نظامی اش برقرار کنید تا

درخواست برای فروش لوازم نظامی غیر لازم ننماید.

... خریدهای خارجی تجهیزات نظامی حال و آینده ایران را به دقت سرپرستی کنید.

... فعالیتهای نمایندگان تولید کنندگان اسلحه آمریکایی را به دقت دنبال کنید تا مطمئن شوید که آنها قوانین

تازه فروش اضافی را در نظر می گیرند و دنبال راههایی می گردند تا تعداد آمریکایی ها را که در رابطه با

کنتراتچی های دفاعی در ایران کار می کنند تقلیل دهند.


... تجهیزات نظامی ما را در رابطه با حصول این اطمینان که برای قوای مجاز نظامی ایران کافی باشند به

دقت زیر نظر داشته باشید. البته این کار در چهارچوب راهنمای انتقال تجهیزات نظامی می باید عمل

شود.

... همکاری نظامی ایران و آمریکا را دوباره امتحان کنید تا مطمئن شوید که در چهارچوب قانون عمومی

ص: 24

92 95 عمل می کنیم.

... دولت ایران را تشویق کنید تا بدون اینکه به هیچ وجه وابستگیش و احتیاجش به کمک و راهنمایی

ارتش ایالات متحده آمریکا کم بشود، مسئولیت بیشتری در مورد تکنیکهای مدیریت و برنامه ریزی و

تشکیلات دهی کارمندان نظامی به عهده گیرد.

... برای آمریکا امتیازاتی در مورد پرواز بیش از حد هواپیماها در خاک و لنگراندازی کشتیهای نیروی

دریایی در بنادر ایران به دست آورید.

4 به دست آوردن موضع تعدیل شده ای برای ایران در منطقه

دولت ایران را برای ادامه برخورد تعدیل شده با درگیریهای اعراب و اسرائیل و پشتیبانیش برای

مذاکرات صلح ما در خاورمیانه تشویق کنید.

... به ایران دستیابی به یک رابطه مثبت با اسرائیل از جمله صدور نفت به آن کشور را توصیه کنید.

... ایران باید با هر تغییر و تحول دوباره ای در پاکستان مخالفت کند.

از همکاری ایران با عربستان سعودی عمان و هر عرب دیگری در مورد امنیت خلیج فارس حمایت

کنید و در جریان تحولات امنیتی که در عراق و دیگر کشورهای همسایه پیش می آید قرار داشته باشید.

... یک همکاری متعهدانه با افغانستان، پاکستان و هندوستان را در زمینه های سیاسی و اقتصادی تشویق

کنید.

... ایران را تشویق کنید تا از سیاستهای اصلی ما در آفریقا حمایت کند.

5 پیشرفت در اجرای برنامه حقوق بشر در ایران

... با شاه و دیگر مسئولان در موقعیت مناسبی راجع به سیاست حقوق بشر آمریکا که روی بهبودی

حقوق بشر متمرکز شده باشد (که قابل دستیابی است) صحبت کنید و بگویید که این امر مخالف تغییر در

سیستم سیاسی می باشد (چون ممکن است باعث دخالت خارجی باشد و مثمرثمر نباشد). اینکه یک

تصویر عمومی بدی از ایران در این مورد می تواند چه اثراتی روی موضع و موقعیت بین المللی ایران در

آمریکا و مناطق دیگر داشته باشد را در نظر بگیرید.

***

نگاه دوباره به تاریخ تلگرام نشان می دهد که در آغازین روزهای انقلاب اسلامی ایران یعنی درست در

هنگامه قیام خونین قم این برنامه ننگین در دستور کار سفارت آمریکا قرار داشته است. این سند وظایف

سفارت آمریکا را بدین گونه شرح می دهد: سلطه بر بازار داخلی، چپاول نفت ارزان، تربیت مقامات


تصمیم گیرنده به شکل آمریکایی، سرپرستی ارتش، گرفتن امتیاز جاسوسی و بالاخره حکومت کامل بر

ایران.

در افشاگری شماره 8 خطوط شیطانی سیاست آمریکا را در وابسته کردن ارتش کشورهای زیر سلطه

نشان داده ایم. این سند نیز سیاست کلی آمریکا را در رابطه با سایر ارگانها ترسیم می کند و نشان می دهد که

رئوس کلی برنامه آمریکا برای ایران چیست. نکته آنکه برنامه فقط خاص ایران نیست بلکه در تمام

کشورهای زیر سلطه همین خطوط دنبال می شود. از این رو گذران هر ماه و سال اقتصاد و ارتش و سیاست

ص: 25

و فرهنگ کشورهای زیر سلطه را بیشتر وابسته به غرب، خصوصا آمریکا می کند. این سیر تا آنجا پیش

می رود که مرگ همگانی فرا می رسد.

سند فوق با صراحت تمام حکومت انحصاری آمریکا بر بازار ایران سرپرستی ارتش ایران، سوق دادن

اندیشه ایرانیان در جهت سیاستهای آمریکاییان و بالاخره بر هدایت شاه خائن و دولت آموزگار در خط

سیاست کاخ سفید تأکید می کند. خصوصا قصد آن دارد که شاه و دولت او در صف متحدان نزدیکتر

اسرائیل و آفریقای جنوبی در آیند. همچنین به عنوان یک برنامه عمل مشخص و مفید بر تماس هر چه

بیشتر با جناحهای میانه رو داخلی و مراکز مهم نیرو در ایرانی که به اصطلاح مدرنیزه می شود اصرار دارد و

در جای دیگر بر جلب هر چه بیشتر دانشجویان ایرانی به آمریکا و کنترل و تربیت آنها به شیوه آمریکایی

تأکید می ورزد. خلاصه می کنیم:

این سند نشانه آخرین کوششهای امپریالیسم برای دربند کشیدن همه جانبه ملت ماست.

این سند نشانگر حرص پایان ناپذیر امپریالیسم در چپاول خلقها و اربابی بر آنها است.

این سند که طلایه دار برنامه های تمدن بزرگ است، به سادگی حکومت همه جانبه آمریکاییان را در این

آب و خاک نشان می دهد آری آمریکا و نوکرانش حساب کرده بودند که با سلطه تمام عیار ملتی را در بند

کشند و تا واپسین لحظات حیات بدوشند. اما کور خوانده بودند. خواست خدای مستضعفین، امامت

خمینی بزرگ، اراده آهنین مردم و همت نسل جوان انقلابی همه نقشه هایشان را نقش بر آب کرد. از

اینجاست که به عمق شعار عمومی انقلاب ایران (استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی) پی می بریم. این شعار

که از متن توده ها بر می خواست به تمام برنامه های فوق جواب رد می داد. «نه» انقلابی امام انقلاب هم همه

محاسبات را به هم می ریخت. از این رو واشنگتن نشینان هر روز عقب تر رفتند و نوکرانشان فرار را بر قرار

ترجیح دادند و بالاخره آخرین پایگاهشان به دست فرزندان مسلمان انقلابی خلق سقوط کرد. فرزندانی

که به این جمع بندی نوین رسیده اند که پس از هر انقلاب آزادیبخش در جهان امروز اولین اقدام تسخیر

جاسوسخانه امپریالیستها از جمله جاسوسخانه آمریکاست. اینکه ایران امروز می رود تا فردای خویش را

در خارج از مدار وابستگی و قیمومیت، فقط متکی بر خویشتن خویش بنا نهد. بگذار تا روشنفکران

غربزده که تحت تأثیر سیاستهای آمریکا قرار گرفته اند برنامه های استقلال طلبانه و متکی بر پایه ابتکار و

قدرت توده هایمان را به ریشخند بگیرند. بگذار تا جیره خواران امپریالیسم از سیر به نظام اسلامی وحشت

کنند. بگذار تا کج اندیشان ذهنگرای دنیا و جامعه مان حتی پس از گذار از یک انقلاب، ثابت و تغییر نایافته

بمانند. گویی همه در خواب بوده اند. بگذار تا فرصت طلبان و میوه چینان تاریخ، هر روز به نحوی تقلا


نمایند که رسم همیشه اشان است. بگذار که بلندگوهای امپریالیسم و صهیونیسم ما را به هر تهمتی متهم

کنند. بگذار تا در دادگاههای بین المللی ابر قدرتها مجرم شناخته شویم که جرمها در نزد ابر قدرتها دقیقا

اثبات پاکی و بی گناهیمان در پیشگاه خدا و خلق است و انقلاب اسلامیمان نیز علیرغم همه تلاشهای

مذبوحانه شان شتاب گیرتر به پیش خواهد رفت.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام



اطلاعیه افشاگری شماره 11

ص: 26

بسم اللّه الرحمن الرحیم

اطلاعیه افشاگری شماره 11

در افشاگریهای قبل نوشتیم که تنها راه رهایی انقلابات آزادیبخش، خارج شدن از مدار روابط سلطه

بین ابرقدرتها و خلق ستمدیده است. در همانجا یادآور شدیم که جاسوسخانه امپریالیستها مرکز توطئه و

سازمان دادن ضد انقلاب است و نظر خود را مبنی بر مشروعیت و قانونی بودن تسخیر اجتناب ناپذیر

جاسوسخانه آمریکا عرضه کردیم. اینک مدارکی را در معرض افکار عمومی قرار می دهیم که حتی

ساده اندیشان را یقین حاصل آید که جز با بستن بی چون و چرای سفارتخانه آمریکا راه دیگری برای

جلوگیری از توطئه و فساد نیست:

در اتاقک پشت اتاق 225 ساختمان مرکزی سفارت، باقیمانده وسایل نابود شده ای به دست آمد که

یقین حاصل شد در این بخش به جعل اسناد و مهر می پرداخته اند. در میان اشیاء درهم پاشیده، پاکتی را

حاوی دو مهر یافتیم. همان طور که از کلیشه و عکس برمی آید، دو مهر مذکور، مخصوص پاسپورت است؛

که در موقع ورود و خروج افراد از مرزهای کشور باید پاسپورتها ممهور به آن مهر باشند. بنا به ادعای

مقامات مهرآباد این مهرها فقط در اداره به خصوصی در جنب فرودگاه موجود است و مهرهای موجود در

سفارت یا دزدی یا جعلی است. در پاکت مهرها صفحه ای که شامل تمام ترکیبات اعداد برای تاریخ است

نیز پیدا شد. از شکل ظاهری مهرها برمی آید که بارها از آنها استفاده شده است.

اما مسئله این است که این مهرها به چه کار می آیند؟ واضح است که هر مسافر ایرانی یا خارجی مجبور

است پاسپورت خود را با این مهرها ممهور کند. هرگاه دزد یا قاچاقچی یا جاسوسی از مرز وارد شود در

هر نقطه امکان گرفتاری او می رود ولی یک مهر ورودی مهرآباد پاسپورت او را قانونی می کند. همچنین

ممنوع الخروجها می توانند با مهر خروجی از مرز بگریزند و در خارج با پاسپورت قانونی ایران مسافرت

کنند و ... حال این سؤال پیش می آید که چرا این دو مهر در سفارت سابق آمریکا پیدا شده اند. جواب این

سؤال با دولت و مردم آمریکاست. دولت آمریکا باید به این سؤال جواب دهد که چرا اجازه داده است سفرا

و نمایندگان او در کشورهای دیگر دنیا دست به تقلب و جعل بزنند؟

1 البته ممکن است بگوییم این مهرها از زمان رژیم سابق در اینجا بوده و تاکنون مانده است. ولی جواب

این هم واضح است. اولاً: در رژیم سابق این کار لازم نبود چون نه تنها در فرودگاه بین المللی مهرآباد

بلکه در تمام ارگانهای مهم مملکتی عمال آمریکایی از خود ایرانیان، مقدم تر و محترم تر به حساب

می آمدند و از آن گذشته در آن زمان ایادی آمریکا و مزدوران سیا خود در رأس کارها بودند و احتیاج به

چنین کاری نبود.

ثانیا: اگر احتمال داده شود که مهر از آن وقت تا حال در سفارت موجود است، خلاف بسیار بزرگی

است که از جانب این لانه جاسوسی سرزده است. زیرا که مردم، انقلاب کردند تا به حکومت این

جاسوسان، قاتلان و توطئه گران بین المللی خاتمه دهند و این خود دهن کجی به انقلاب، مردم، و اسلام و

طرح ادامه توطئه و جاسوسی در بطن انقلاب اسلامی ایران را می رساند و بنابراین مسئولیت فرار افراد

مزدور و خائنی چون حبیب اللهی (افشاگری شماره 7) و دیگرانی که ممنوع الخروج بوده اند و مطابق اسناد


مکشوفه همه با پاسپورت اقامت در آمریکا فرار کرده اند، با لانه جاسوسی آمریکا در ایران است.

آیا ملت آمریکا همه مسئولیت ناشی از فرار هزاران دزد، خائن و آدمکش جانی را از کشور ما

ص: 27

می پذیرد؟ آیا مردم آمریکا شرکت در جرم ورود غیر قانونی هزاران قاچاقچی حرفه ای و ضد انقلاب و

جاسوس را به کشور ما می پذیرد؟ ما مطمئن هستیم که ملت آمریکا اگر آگاه شود و گول تبلیغات دروغین

خبرگزاریها و مطبوعات وابسته به سیا و موساد را نخورد مقابل این بی قانونیها و توطئه های ضد انسانی

خواهد ایستاد. خلق مسلمان ما هرگز گناه نابخشودنی همکاری و یاری با خائنان، قاتلان، جاسوسان و

ضد انقلابیون را نخواهد بخشید و مصمم است تا این ریشه های گندیده را از بن بر کند.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

IN THE NAME OF GOD THE BENEFICIENT THE MERCIFUL

Disclosing Announcement No . 11

In the previous exposures we explained that the only way liberation movements could be

freed was out of the norms of dominance relations between the superpowers and the

oppnessed peoples of the world and we noted that the embassy was the spy den of the

imperialists , the center ot conspiracy and plots againts the Islamic Iranian Revolution and we

presented the reasons which obliged us to occupy this den of espionage . Now we will present

documents to the general opinion of the world, documents which prove that this place had to

be closed so that plots end conspiracy would end. In the room behind room 225 in the main

building of the embassy among the remaining material we found instruments which indicated

that in this place illegalacts of forging documents and stamps took place and we found an

envelope containing two stamps which are used when entering and leaving countries . The

authorities of Mehrabad claim that these stamps should only be found in the airport office . A

tablet containing all numbers for the dates was also found. Apparently the stamps hace been

used before.

But the problem is what are these stamps used for smugglerss and spies used these stamps

to enter the country and criminals wanted by the police use them to escape from the country.

Now one must ask why these two stamps were found in the former U.S embassy . The

American government and people must respond to this Question . The American government

must answer why it allows diplomats and representetives to forge documents of other

countries . Does the American people sands of thieves murderers and criminals from our

country? Do the American people accept participation, in the crimes of the illegal entry of

thousands of proffessional smugglers and antirevolutionaries and spies to our country. We are

sure that the American people if the become aware and understand the decieving nature of

the propaganda of agencies depending on CIA and Moussad they will then protest to these

illegual acts and in human plots. Our moslem nation will never forgive the crimes of the

coopration of the traitors . crimnals spies and is determined to uproot these corrupted


systems. Moslem students Following The Line of Imam


اطلاعیه افشاگری شماره 12

ص: 28

بسم اللّه الرحمن الرحیم

اطلاعیه افشاگری شماره 12

در افشاگریهای قبل تا آنجا که مدارک و اسناد نشان می داد کوشیدیم خطوط کلی نفوذ امپریالیسم را در

وجوه مختلف اقتصادی، نظامی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران و کلاً کشورهای جهان سوم تبیین کنیم

تا این مدارک و اسناد بسیار ناچیزی که باقی مانده است بتواند رهگشای ملتهای اسیر و زیر سلطه

ابرقدرتها به آزادی و استقلال گردد. با ارائه این سند خط جدیدی را نمایان می کنیم که سالهاست به عنوان

یکی از پایه های اصلی سیاست خانمان برانداز امپریالیسم آمریکا (و قبل از آن انگلستان) در ایران دنبال

گردیده است.

* * *

تلگرام از : سفارت آمریکا در تهران

به : بخش واشنگتن محرمانه

16 نوامبر 78 برابر با 25 آبان 1357

1 چندی پیش چند شب پی در پی مشاور سیاسی با محمد درخشش، رئیس کانون معلمین و سناتور

محمد علی مسعودی، طرفدار مشهور شریف امامی و حامی شاه ملاقات کرد. در این ملاقاتها تمام مسایل

هفده سال گذشته مطرح شد. درخشش پس از شغل وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش)، دیگر پست

دولتی نداشته و همان شغل را در کابینه علم نیز نپذیرفته است. او یک هفته پیش، پس از دو هفته بستری

بودن در یک بیمارستان نظامی که به دلیل فشار خون آنجا بود، مرخص شده است. (چون او به خاطر

مخالفتش توسط حکومت نظامی دستگیر شده بود.) او رهبر کانونی است که 400000 معلم در سراسر

کشور عضو آن هستند. درخشش از افراد نادری است که می تواند نوعی سازماندهی به وجود آورد. او

اشاره کرده است که شدیدا علاقه مند است که خط سازشکارانه ای را راه بیندازد که اجازه می دهد شاه

بماند و سلطنت کند نه حکومت. ولی دولت از تمام سعی های او و گروهش برای انتشار مطالب و فعالیتهای

سیاسی جلوگیری کرده است.

2 درخشش گروهی را که پیرو او هستند اکثریت معلمین می داند. اقلیتی را طرفدار گروههای

کمونیستی و اقلیت بزرگتری را مذهبیهایی که به وسیله خمینی رهبری می شوند، می نامد. او افرادی را که

شغلهایی در هفده سال گذشته در دولت داشته اند فاسد معرفی می کند و از تجربیات خودش مثال می زند.

منجمله زمانی که حقوقش برای چند سال قطع شده بود و مجبور بوده با درآمد زنش زندگی کند. تمام این

مسایل ظاهرا برای او زیاد ناگوار نبوده اند. آمادگی وی جهت دنبال کردن خط میانه ای که می تواند

کشورش را از جهت گیری های افراطی ای که در حال حاضر به سوی آن رانده می شود، نجات دهد، مشاور

سیاسی و آقای گریفین (مأمور بازرسی قسمت « ») را تحت تأثیر قرار داد.

3 مسعودی که در جهت حمایت از نخست وزیری شریف امامی در پشت پرده فعال بوده است، اکنون

هم با گروههای مخالف و هم با عناصر وفادار به فعالیتش ادامه می دهد. همچنین او نمایانگر وفاداری


مداومی است که خیلی از ایرانیها نسبت به شاه دارند؛ با وجود اینکه تشخیص داده اند که او مرتکب

اشتباهاتی هم شده است. مسعودی و دخترانش به تفصیل در مورد گناهان اطرافیان شاه که در دهه اخیر از

ص: 29

نقش خویش به عنوان واسطه ای میان شاه و مردم سود بسیار بردند صحبت نمودند. هویدا مورد انتقادات

شدیدی قرار گرفت.

4 ما این دو ملاقات را گزارش می دهیم تا پیچیدگی وضع داخلی ایران را نشان دهیم. گروههای

مختلفی از مردم هستند که شدیدا خواستار یافتن یک راه حل سازشکارانه که ضامن ماندن شاه و

جلوگیری از پیروزی کامل خمینی شود می باشند. بسیاری از افراد توسط ما متقاعد شده اند که کمونیستها

تدریجا امور دولت (آینده) را به دست خواهند گرفت؛ با وجود اینکه نقش نسبتا کمی در مخالفتها و قیام

فعلی دارند. دیگر مردم می خواهند که از آنچه که ارتجاع (کهنه پرستی) مذهبی خوانده می شود جلوگیری

کنند. همه تشخیص داده اند تا زمانی که اوضاع بدین منوال پیش رود اجرای نقش اصلی ممکن است به

عهده نیروهای مسلح باشد.

سولیوان

همان طور که دیدیم آنها به انواع دسایس، مردان متنفذ و روشنفکران از خود بیگانه جامعه را به دام

می انداخته اند؛ سیاست خود را به عنوان محور اصلی کار آنها ارائه می داده اند و زمینه را برای خود

فروختگان مهیا کرده و با برنامه های زمان بندی شده آنها را بر گرده مردم محروم ما سوار می نموده اند.

عمده این خود فروختگان، روشنفکران لیبرال و غربزده بوده اند که شدت خیانتشان از وابستگی کامل

و عمله فکری بودن و هماهنگی و روابط حسنه داشتن با نمایندگان امپریالیسم متفاوت بوده است؛ ولی

نهایتا همه این روشنفکران غربزده علیرغم تفاوتهایشان، در خط امپریالیسم و به منظور پیاده شدن

طرحهای او کار می کنند و در مقابل مردم خویش و خط حرکت آنها ایستاده و می ایستند. در جریان انقلاب

پر شکوه ملت ما نیز که آمریکای جهانخوار با توطئه های خود سعی در به انحراف کشاندن مسیر اصلی

انقلاب داشت درصدد برآمده بود تا خط میانی (بختیار) را مطرح کرده و رشد دهد تا به عنوان پایگاه

سیاسی اجتماعی جهت بقای خود و منافعش مورد استفاده قرار دهد. ولی حرکت انقلاب خلق قهرمان

مجالی برای طرحهای جاسوسی آمریکا و دخالتش در خط امام نگذاشت. تنها چیزی که باقی ماند و پیروز

شد خط امام بود.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

IN THE NAME OF GOD THE BENEFICIENT THE MERCIFUL

Disclosing Announcment No .12

In the former revealing of documents showed , the general lines through which imperialism

penetrated in the different economic , military, political, social and cultural aspects of Iran ond

generally thirdworld countries. so that these very few documents which remain could open the

path of the enslaved and oppressed peoples towards freedom and independance. By exposing

this document we clarify a new line which has for years been one of the basic pilars of the


ruining policies of American (and before it English ) Imperialism.

Just as we will see in this document, they trap with different plots and conspiracies

influential men and alienated intelactuals and present their own polivies as the main basis of

these peoples work. Then they prepare the backfround for these agents so as to , in the

ص: 30

proper time, impose them upon our deprived mation.

country? DO the American people accept participation, in the crimes of the illegal entry of

thousands of proffessional smugglers and antirevolutionaries and spies to our country . We

are sure that the American people if they become aware and understand the decieving nature

of the propanganda of agencies depending on CIA and moussad they will then protest to these

illegual act in human plots.

Our moslem nation will never forgive the crimes of the cooperation of the traitors .

Criminals spies and is determined to uproot these corrupted systems.

Moslem Students Following The Line of Imam



اطلاعیه افشاگری شماره 13

ص: 31

بسم اللّه الرحمن الرحیم

اطلاعیه افشاگری شماره 13

ملت به پا خاسته ایران، مردم آمریکا:

در افشاگریهای شماره 2 و 4 نشان دادیم که مقامات عالیرتبه وزارت امور خارجه آمریکا خصوصا،

آقای ونس، از مدتها قبل نقشه بردن محمدرضای فراری را به آمریکا طرح کرده بودند.

در سندی که ارائه می گردد می بینیم که چگونه تبهکاران آمریکایی، مریضی شاه را بهانه قرار داده تا

شاید ملت ایران و افکار عمومی جهانیان را گول بزنند. باشد تا انتشار این مدرک نقشه فریبکاران را نقش

بر آب کند.

***

سریسندسپتامبر 79(8/7/58)

از: کاردار

به: نیوسام (کد)

درباره شاه ایران

1 این موضوع کاملاً سری است.

2 من تغییرات چندانی در اعمال مقامات رسمی و مردم ایران نسبت به آمدن شاه به ایالات متحده با

آنچه (اطلاعاتی) که در اواخر ژوئیه گذشته برایتان فرستادم مشاهده نکرده ام. قانون اساسی به تأخیر

افتاده و احتمالاً دولت جدید تا اواخر امسال روی کار نخواهد آمد. روابط ما فقط به آرامی پیش می رود و

تازه به آن اندازه نیست که بخواهد با وارد شدن شاه از بین برود.

3 در حال حاضر روحانیون در قدرت هستند و من می ترسم که اگر ما اقدامی درباره شاه انجام دهیم

جو عمومی بدتر شود؛ زیرا خمینی در هفته گذشته در مصاحبه اش با اوریانا فالاچی با لحن خیلی شدیدی

شاه را به عنوان یک فرد خائن که 50 سال جنایت کرده محکوم کرد و گفت باید به کشور برگردد.

4 با جو به وجود آمده و تغییر شکل افکار عمومی به وسیله کسانی که نفوذ و کنترل افکار عمومی را در

دست دارند من فکر می کنم که اگر شخص شاه به عنوان مریضی به آمریکا بیاید، آمدنش اثر چندانی در

عکس العمل مردم ایران نخواهد داشت اگر ما او را به صرف برخورداری از حقوق بشر بپذیریم احتمال

می رود موضع دفاعی ما هم بهتر شود.

5 صرف نظر از گفته های بالا همان طور که شما یادآور شدید اگر ما قصد پذیرفتن شاه را حتی برای

مدت کوتاهی هم داریم بایستی موضوع را به آرامی با دولت ایران فورا در میان بگذاریم که این موضوع از

اهمیت زیادی برخوردار است. اگر ما بخواهیم چنین کاری را انجام دهیم و اگر آمدن شاه به آمریکا فوری

است بهترین وسیله برای جستجوی راه مذاکره با دولت ایران این است که سایروس ونس موضوع را با

یزدی، زمانی که او را در سوم اکتبر می بیند در میان بگذارد.

(لینگن)


از کلیه خلقهای آگاه دنیا خصوصا آزادیخواهان جهان خواستاریم تا هیأت حاکمه آمریکا، به ویژه

کارتر را به علت توطئه علیه انقلاب و مردم ایران به محاکمه کشند.

ص: 32

از آنجا که شورای امنیت سازمان ملل متحد نمی تواند در مقابل خواست توده های به پا خاسته ایران

مبنی بر استرداد بی چون و چرای محمدرضای جنایتکار قاطعانه رسیدگی کرده و دولت آمریکا را به علت

توطئه مسلمش، بر اساس قوانین بین المللی محکوم نماید، ملت آمریکا نیز باید کارتر و هیأت حاکمه

واشنگتن نشین را به خاطر دروغگویی به همه جهانیان زیر لوای گول زننده حقوق بشر رسوا کند.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

IN THE NAME OF GOD THE BENEFICIENT THE MERCIFUL

Disclosing Announcment No .13

Revolutionary people of Iran American people we have reveaxled in the previous exposures

that high authorities of the American state Department specifically Vance had planned from

long ago to take the fuaitive Mohammad Reza to the United States .

In the document which will be disclised we see hoe the American criminals give assylum to

the shah under the pretext of sickness so to decieve the general opinion of the world we hope

the exposure of this dicoment will unravel the plots of imperialism.

We demand from all enlightend nations of the world specifically the freedom seekers to

put the ruling class of America and especially Carter on trial.

Since the Security Council of the United Nations cannot reply to the persistent demands

of the masses of the Iranian people based on the excondemn U.S. government for its crimes

according to international laws.

The American people must expose carter and the under his cover of humanrights.


اطلاعیه افشاگری شماره 14

ص: 33

بسم اللّه الرحمن الرحیم

اطلاعیه افشاگری شماره 14

سفارت آمریکای جنایتکار در خدمت چه کسانی بوده است؟ این جاسوسخانه مجهز منافع چه

اقشاری از جامعه ما را تأمین می کرده است؟

حال که توطئه های کثیف آمریکا برای توده های به پا خاسته ملت ما روشن گردیده، پاسخ روشن است.

سفارت آمریکای جنایتکار در خدمت امپریالیسم خونخوار و منافع سرمایه داران مستکبر و آدمخوار

آمریکایی و سازمان سیای آمریکا و ایادی مزدورش در ایران بوده است.

جای تعجب نخواهد بود که بعد از انقلاب اسلامی هم پایگاه امپریالیسم خونخوار آمریکا در ایران در

بین سرسپردگان شاه خائن، افراد جنایت پیشه ساواک و عناصری که عمر خود را در خدمت طاغوت در

رژیم سرسپرده شاه خائن گذرانده اند، باشد. اسناد زیر روابط کنسولگری آمریکا در ایران و دیگر کشورها

را با فراریان تبهکار و مزدوران ساواک و وابستگان آمریکا و رژیم شاه سابق روشن می کند. این اسناد

حاوی سفارشات و برنامه هایی است که حکومت گران خائن آمریکا در واشنگتن برای سفارت خانه های

مزدور ایران و دیگر کشورها فرستاده اند و از آنها خواسته اند که برای عناصر خائن ساواک، فراریان

تبهکار و وابستگان به آمریکا و رژیم خائن پهلوی ویزای مخصوص صادر نمایند تا کمکهایی به آنها در

جهت ادامه خیانت و فرار جنایتکارانه اشان باشد.

***

سند شماره یک

تاریخ: 26 سپتامبر 79 مطابق با 4 مهر 58

از: سفارت آمریکا در ایران

به: وزارت امور خارجه در واشنگتن دی سی. فوری

قابل توجه سفارتخانه های آمریکا در رم و فرانکفورت

موضوع: دادن ویزا به عوامل رژیم سابق

1 این موضوع فقط می تواند در دسترس افراد ذیصلاح سفارت قرار گیرد.

2 مراجع اطلاعاتی الف (A) و دال (D) دادن ویزای مشروط و یا ویزای پناهندگی به سیاستمداران

رژیم سابق و اعضای ساواک تحت رهبری شاه را تقاضا دارند.

هدف از سند تلگرافی ب (B) این بود که به اطلاع ایرانیان مقیم فرانکفورت برساند که وزارت امور

خارجه آمریکا ممکن است دادن ویزاهای مذکور را مورد بررسی و پذیرش قرار دهد. سند تلگرافی پ (P)

حاکی از این است که همه گونه تقاضا از طریق مجاری خاص وزارت امور خارجه آمریکا انجام می شود.

3 قبل از شروع ناآرامی ها که در اوایل سال مسیحی در تهران انجام گرفت، سفارت مجبور شد که

پرونده ها را یا نابود کند و یا به واشنگتن بفرستد و لذا بررسی حقیقی آنها تنها با مراجعه به پرونده های

وزارت امور خارجه در واشنگتن ممکن است. وزارت امور خارجه بخواهد فرصت را غنیمت شمرده و با


ویزاهایی از این قبیل موافقت نماید؛

لینگن (کاردار سفارت)

ص: 34

سند شماره 2

7 آگوست 16 مرداد 58

از: وزارت امور خارجه آمریکا

به: سفارت آمریکا در ایران

موضوع: ویزا برای علیرضا و مریم ایزدپناه

ما مطلع شده ایم که علیرضا و مریم ایزدپناه برای تقاضای گذرنامه غیر مهاجرتی در 8 اوت قرار

ملاقاتی داشته اند.

آنها باید همراه مادرشان خانم عظیمه کمیلی که فعلاً ویزا دارد باشند. مریم و علیرضا فرزندان آقای

ایزدپناه هستند که قبلاً معاون سازمان هواپیمایی کشوری بوده است. ایزدپناه تا 18 فوریه مطابق با 29

بهمن 57 خیلی امیدوار بود که معاون قسمت هواپیمایی نیروی هوایی در تهران شود و او در نیروی هوایی

مشهور بوده است و فعلاً در آمریکا است. هر نوع کمکی که می توانید انجام دهید باعث قدردانی خواهد

شد. می بینیم که چگونه وزارت امور خارجه آمریکا سعی در همکاری با یاران شاه خائن و مزدوران

ساواک یا دیگرانی که به آمریکا پناه می بردند دارد.

بدین گونه است که ملت به پا خاسته ایران می بایست با مبارزه گسترده ضد امپریالیستی خود به رهبری

پیامبرانه امام خمینی بر منافع شیطان بزرگ یورش برد، که برده است و تا متلاشی کردن آن از پای نخواهد

نشست.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

IN THE NAME OF GOD THE BENEFICIENT THE MERCIFUL

Disclosing Announcment No .14

Who has the criminal Embassy of the U. S. of America served? What portion of our

society has been secured by this moblizied espionage house? Now that the dirty plots of the

Ameican Government has been known for our raised people the answer is clear, the Embassy

of United States has secured the imperialism, the CIA and its agents in Iran.

It would not be surprising that after the Islamic Revolution in Iran also we could see the bases

of the Omperialism among the shah,s regime supporters that have spent their life in serving

the shah,s regime. The following documents show the relation ship between the American

consulate in Iran and other elements who spent their life serving the oppressors.

These are including the plot of the treacherous of American Government in Wash D. C .

for the Embassy of U. S. in Iran and other countries , that has asked them to issue the special


Visa for the Iranian criminals and traitors to the country, who have been working for SAVAK

, to help them to continue their treacherous activities .



اطلاعیه افشاگری شماره 15

ص: 35

بسم اللّه الرحمن الرحیم

اطلاعیه افشاگری شماره 15

به پاخیزید ای دریای بیکران انسانها (امام خمینی)

ملتهای جهان:

در طول تاریخ همواره ملتها قربانی یک اقلیت قدرتمند بودند. به عبارت دیگر تاریخ نمایانگر

مبارزات ملل محروم برای به دست آوردن آزادیشان از چنگ قدرتهای سلطه گر است. همان طور که سال

گذشته در ایران شاهد بودیم عزم و ایمان یک ملت در برابر عظیم ترین قدرتها مبارزه کرد و بالاخره پیروز

شد.

در این سند می خواهیم از یکی از عملکردهای امپریالیسم در قبال ملل محروم پرده برداریم.

امپریالیسم برای تثبیت مواضع خود شبکه های جاسوسیش را در تمام جهان گسترش می دهد. در CIA

پیچیده ترین این نهادهاست. هر کجا که سرکوبی بیرحمانه ملل صورت می گیرد رد پای پیداست. CIA

آنجا در شیلی در زمان دکتر آلنده، در ایران در زمان مصدق یعنی زمانی که شاه را در اعمال شکنجه و

اختناق یاری کرد و حتی در طی انقلاب اسلامی ما به رهبری امام خمینی که با دادن بیش از شصت هزار

شهید و صدهزار زخمی پیروز شدیم، آمریکا لحظه ای دست از حمایت این جنایتکار نکشید و بعد هم که در

مسایل این عروسک با همّت ملت ایران از کار برکنار شد باز نقض آشکار CIAداخلی ما دخالت می کند و

این همه حقوق بشر است.

و جالب اینجاست که هدایت و رهبری این عملیات توسط افرادی صورت گرفته که داعیه حفظ حقوق

بشر دارند. در این سند می بینیم که سیا برای پیاده کردن نقشه های شوم خود از سفارت استفاده می کند.

سند شماره 8933

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ 9 اگوست 79

به: وزیر امور خارجه واشنگتن دی سی

گزارشگر

موضوع مأموریتهای اس. آر. اف

1 متن کامل

2 من درباره مأموریت (مالکوم کالپ) و (ویلیام دارتی) آنچنان که در تلگرافهای قبلی تشریح شده

بود، موافق هستم.

3 با موقعیتی که در اختیار داریم، به این مضمون که ما با یک سابقه روشن و پاک تحت پوشش SRF

این مأموریت را آغاز می کنیم، اما با در نظر گرفتن حساسیت بسیار شدید محلی نسبت به هرگونه اشاره از

فعالیت CIA انتخاب بهترین پوشش تا آنجایی که برای ما مقدور است از اهمیت فوق العاده ای برخوردار

است. بنابراین عنوانهای دبیر دوم و دبیر سوم برای این دو مقام مسئول جای هیچ گونه سؤال و ابهامی را

باقی نمی گذارد. ما باید آن را داشته باشیم.


4 من معتقدم که مأموریتهای ترتیبات پوششی تحت عنوان مأموریت داخل سفارت روی هم رفته

متناسب با نمودار شغلی فعلی سفارت هست. هرحال برای آینده قابل پیش بینی، به همین تعداد چهار افسر

ص: 36

SRFبسنده نماییم و همچنین کارمندان کمکی را تا آنجائی که امکان دارد از هم جدا و متفرق نگه داریم تا

اینکه ببینیم مسایل چگونه پیش می رود.

5 ما کوشش می کنیم که اطلاعات نسبت به مأموریتهای SRF را به داخل سفارت محدود کنیم. این

کوشش مشخصا به DAUGHERTY مربوط است. متعاقب برنامه جدیدی است که او DAUGHERTY

حاصلی از آن است و درباره آنها به من اطلاع داده شده است.

6 من تصور می کنم لزومی ندارد که به وزارت یادآوری نمایم که مسئله قدیمی و در ظاهر غیرقابل

حل انتصاب کارمندان SRFناگزیر پیچیده خواهد شد و تا حدودی سبب تضعیف کوششهای پوشش

محلی ما خواهد شد و کوششهای ما در این مورد تأثیری نخواهد داشت. (هر چه کار کنیم این مشکلات

خواهد بود) همان طور که سند نشان می دهد سیا مأمورهای مختلفی به عنوان کارمند سفارت داشت که

برای هر کدام پوششی معین کرده بود تا ماهیت واقعیشان آشکار نگردد. این پوششها برای فریب ملتها و

توجیه اعمال سیا به کار می رود. این مدارک هشداریست به تمام ملل ستمدیده و فریب خورده که به پا

خیزند و در مورد ماهیت سفارتخانه های آمریکا در کشورشان به جستجو بپردازند.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

IN THE NAME OF GOD THE BENEFICIENT THE MERCIFUL

Disclosing Announcment No .15

In this document we will expose one of the acts of imperialism . afore the oppressed

peoples.

To secure its untrests imperialism spreads spy networks in all of the world. The CIA is the

most sophisticated of these. Any where there is a ruthless opression of the people footprints

of the CIA are left behind in chilie at the time of Dr . Allendeh in Iran . at the time of

Mossadegh when the CIA helped the shah in acts of oppression. Even during the Islamic

revolution led by Imam khomeini which succeeded after 60 thousand matyrs were given and

100 thousand were handicapped the u. s. did not stop supporting this criminal fotr a moment

and later when this puppet was overthrown with the will of the Iranian people the CIA

continued its involvement in our internal affairs and this is all enidenvt violation of

humanrights. And it is interesting to note that the these acts were led by people who see that

the CIA uses the embassy for carrying out their dreadful plots.

Rise oh Infinite Ocean Of Humans.

»Imam khomeini«

Peoples of the world !

In the course of history, peoples have always been victims of a poverful minority.

In other words history reflects the struggles of deprived peoples , seeking to obtain the


freedom from the claws of the dominating powers Just as we witnessed last year the will and

faith of a nation struggle afore the strongest powers and succeeded finally.


اطلاعیه افشاگری شماره 16

ص: 37

بسم اللّه الرحمن الرحیم

اطلاعیه افشاگری شماره 16

آمریکای جنایتکار در ایران چه می کرده است؟ اطلاعات خود را از چه منابعی کسب می نموده است؟

این اطلاعات جاسوسی را در خدمت چه کسانی به کار می گرفته است؟

با افشاگریهایی که در طی انقلاب اسلامی ایران از ساواک جهنمی شاه خائن صورت گرفت، روشن شد

که ساواک اطلاعات و خبرهای خود را از شبکه منابع و خبرچینها و افرادش که در تمام قسمتهای مختلف

مملکتی حضور داشتند دریافت می نموده است. از آنجایی که ساواک دست پرورده سازمان CIAبوده

است، پیداست که سفارت آمریکا این مرکز جاسوسی سازمان سیا با همکاری ساواک دارای شبکه های

جاسوسی و افراد خودی و وابسته و خبرچین و انواع و اقسام منابع خبری بوده است که اطلاعات

جاسوسی و خبرهای دست اول را در اسرع وقت به سفارت می رسانده اند. مزدوران خائنی که به طرق

مختلف در خدمت بیگانه و بر علیه ملت مسلمان ایران فعالیت می کردند ولی پس از انقلاب در مقابل مشت

گره کرده و اراده آهنین خلق رزمنده و انقلابی ما عقب نشسته اند؛ اما هنوز از بین نرفته اند. سند ذیل

نشان دهنده سردی روابط بین شبکه ها و منابع جاسوسی با سفارت است.

سند

محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهران

به: واشنگتن

موضوع: از بین رفتن منابع اطلاعاتی سفارت

1 کل مطلب محرمانه است.

2 خلاصه از نتایج تیره شدن روابط میان ایران و آمریکا مشکلات مربوط به تمایل ایرانیان به ملاقات

با کارمندان سفارت آمریکا است. این مشکلات همان طور که در تلگرافهای قبلی گفته شده رو به افزایش

است. اصرار در مورد منصوب کردن (کاتلر) به عنوان سفیر آمریکا و اتهامات مداومی که به آمریکا و

سازمان سیا در مورد دخالت در امور ایران می زنند ترس ایرانیان را از دیده شدن یا صحبت کردن با

کارمندان سفارت به حد زیادی افزایش داده است تا جایی که این موضوع به نابودی زحمات ما در

جمع آوری اطلاعات می انجامد.

3 عواقب نامطلوب تیره شدن روابط ایران و آمریکا خیلی از منابع اطلاعاتی خوب ما را از بین برده

است و بی علاقه بودن عده ای از ایرانیان در برخورد و صحبت کردن با کارمندان سفارت آمریکا را افزایش

داده است. این عکس العملها از زمان تصمیم 17 ماه مه سنای آمریکا (محکوم کردن اعدامهای دادگاه

انقلاب) شروع شد و سپس با تظاهرات در مقابل سفارت آمریکا در تاریخ 24 و 26 ماه مه و آنگاه نظرات

یزدی درباره کاتلر در مطبوعات و حمله شدید رسانه های گروهی اوج گرفت. این عمل موقعیت ما را به

طور قابل ملاحظه ای متزلزل کرده است، حتی بدتر از اوایل انقلاب.


4 یکی از کارمندان قسمت اقتصادی که چهار سال سابقه تجربه کاری دارد می گوید خیلی از ایرانیانی

که قبلاً با او در اداره شان قرار ملاقات می گذاشتند و یا تلفنی به تقاضاهایش پاسخ می دادند حال حداکثر

ص: 38

می توانیم از ایشان تقاضای ملاقات خصوصی و یا مکالمه تلفنی در شب بکنیم.

آنها عموما از صحبت کردن درباره مسایلی که شش یا هشت ماه پیش آزادانه با ما در میان می گذاشتند

اکراه دارند. اگر چه تعدادی از آنها به واسطه روابط گرم با ما خجالت می کشند که قرار ملاقاتهای تجارتی و

معمولی را رد کنند بنابراین مدام آن را به عقب می اندازند. یک کارمند فارسی زبان شرکت نفت که سه سال

کارآموزی دیده عینا مشکلات فوق را در مورد تماسهای زیادی که داشته گزارش می دهد. بعضیها دیگر

دسترسی به منابع اطلاعاتی سابق را ندارند و تقریبا تمامی آنها از صحبت کردن با ما اکراه دارند.

5 تمامی کارمندان قسمت سیاسی همین پدیده را مشاهده نموده اند. در خیلی از موارد منابع

اطلاعاتی ما کشور را ترک کرده اند. حتی کسانی که مدت چهار سال دوستی نزدیک با کارمندان بخش

سیاسی سفارت داشته اند علاقه ای به ملاقات با این کارمندان نشان نمی دهند؛ گر چه تعدادی از آنان به

ملاقات خصوصی با کارمندان سفارت در منازل خود علاقه مندند. البته بعضی افراد هنوز مایل به ادامه

ملاقات با کارمندان بخش سیاسی هستند ولی آنها کافی نبوده مضافا براینکه این افراد کسانی نیستند که ما

علاقه مند به ملاقات آنان باشیم. کارمندانی هم که مدت زیادتری در تهران بوده اند این واکنش را حتی از

دوستان قدیمی خود دیده اند.

6 کاردار در مورد تعدادی از سفرای قبلی ایران که او سابقا با آنها در تماس بوده و آنها را می شناخته،

می گوید هیچ کدام از آنها بعد از برگشتن به ایران با ما تماس نگرفته اند. یک سفیر بازنشسته خبره به کارمند

ما گفته است که خیلی از همکارانش تماس با سفارت را یک کار خطرناک در جمهوری اسلامی ایران تلقی

می کنند. باید دید به جای کسانی که با ما همکاری داشته و در ماه آینده ایران را ترک خواهند کرد چه تعداد

از ایرانیان با ما همکاری خواهند کرد.

7 تجربیات گذشته در به دست آوردن اطلاعات از مسایل یهودیهای ایران یکی از بهترین موارد بوده

است. ولی وقتی که ما به دنبال پیدا کردن چند منبع اطلاعاتی بودیم تا به ما کمک کنند، آنها همگی از

عواقب ناشی از تماس با آمریکا که متوجه آنان خواهد بود نگران بودند.

8 بعضی از منابع خبری در تهران اشاره کرده اند به اینکه سوءظن همکاران و دوستانشان نسبت به

آنان رو به افزایش است. این حالت مخصوصا در دانشگاهها به شکل حادّش بروز کرده است. جایی که

افراطیون، روشنفکران را از مواضع ضد آمریکایی مورد حمله قرار می دهند. آن طور که یکی از منابع

خبری گزارش می دهد حتی کسانی که بیشتر در جریان کار قرار دارند با این موج از بین می روند.

9 شک نیست زمینه ای که در جریان این وقایع شکل می گیرد به دست آوردن اطلاعات مورد نیاز ما را

بسیار مشکل می کند؛ گر چه هنوز شرایط به سطح بعضی از کشورهای جهان سوم که آنها روابط کارکنان

سفارت و مردم محلی را شدیدا تحت کنترل دارند نرسیده است ولی فشارهای چند هفته اخیر، ایران را

بسوی چنان موقعیتی سوق می دهد.ناس

با توجه به سند بالا که گوشه ای از روابط شبکه های جاسوسی و اطلاعاتی آمریکا را در ایران مورد


تأیید قرار می دهد آیا واشنگتن نشینان، خصوصا آقای کارتر، هنوز نمی خواهند باور کنند که اینجا

جاسوسخانه بوده است؟

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

ص: 39

IN THE NAME OF GOD THE BENEFICIENT THE MERCIFUL

Disclosing Announcment No. 16

What Was the criminal American Government doing in Iran? How have they been

gathering their information and how have they been using these Intelligence Reports . With

revealing the Shahs SAVAK during the revolution in Iran , it became clear that SAVAK has

been recieveing his informatin from its sourses in all of the part of the country . As SAVAK

was brougth up by CIA it is clear that the U. S. embassy, this den of Espionage of the CIA

with cooperating with SAVAK has had spy network and all kind of information sources in

Iran. Who have been delevering the Intelligence Reports and First _ hand information to

them.

The traitors, who have been inserving the foreigner have been against the Moslem people

of Iran. But after the revolution they were set back by the clenched fist and strong will of the

militant and revolutionary Moslem Iraninan people , But they are not destroyed yet. The

following documents show the relationship between their intelligence network and the

American Embassy in Iran.



اطلاعیه افشاگری شماره 17

ص: 40

بسم اللّه الرحمن الرحیم

اطلاعیه افشاگری شماره 17

امپریالیسم خونخوار آمریکا از همه امکانات خود جهت رخنه در تار و پود ممالک زیر سلطه استفاده

می نماید و این عملکرد را پس از انقلاب ملتها نیز ادامه می دهد تا بتواند به وسیله اطلاعات حاصل از

جاسوسی در ارگانهای کشوری و لشکری سلطه مجدد خود را بر اقتصاد و سیاست آنان برقرار سازد. در

ایران نیز آمریکای جنایتکار بخش کنسولگری سفارتش که مسئولیت ویزا دادن به ایرانیان را داشته است،

جهت مسافرت به آمریکا جهت اجیر کردن تعدادی از افراد فعال، آنها را به مهره های جاسوسی به نفع

آمریکا تبدیل می کرده است. معمولاً کنسولگری ها بعد از بررسی مقدماتی مبادرت به صدور ویزا می کنند

ولی کنسولگری آمریکا در ایران پس از انقلاب از این حربه استفاده نموده و درصدد گرفتن امتیاز در قبال

صدور ویزا برآمده است.

یعنی بعضی از افرادی را که می توانند اطلاعات مفیدی به سفارت بدهند اجبارا منبع خبری نموده و به

جمع آوری اطلاعات دست اول از ایران واداشته است. به عبارت دیگر ویزا به شخص مورد نظر با کسب

اطلاعات دست اول و مفید معامله می گشته است.

بدین وسیله سفارت، افراد مورد نظر را تبدیل به مزدور خود کرده و از آنان قول همکاری با آمریکا و

خیانت بر علیه انقلاب اسلامی ایران می گرفته است.

سند ذیل این عمل کثیف را نمایان می کند:

سند شماره 1

محرمانه 18 سپتامبر 1979 مطابق با 27/6/58

از: سرهنگ شیفر وابسته امور نظامی دفاعی در نیروی هوایی آمریکا

به: تمامی وابسته های دفاعی آمریکا در تهران

موضوع: شرایط قبول توصیه برای صدور ویزا

عطف به: نامه سرکنسول مورفیلد درباره همین موضوع مورخه 19 آگوست 1979

1 این نامه شامل راهنماییهایی به وابسته های نظامی آمریکا می باشد تا در توصیه هایی که برای

صدور ویزا می نماید آن را رعایت کنند.

2 وابسته های نظامی آمریکا درباره فامیل درجه یک افراد زیر می توانند رأی صدور ویزا توصیه

نمایند:

الف: افراد ارتش، ژاندارمری و شهربانی ایران که از سرگرد به بالا باشند.

ب: افراد هواپیمایی کشوری.

ج: افراد دیپلمات درجه یک ایرانی یا خارجی که با دفتر وابستگان نظامی آمریکا همکاری مستقیم

داشته باشند.

دوستان افراد فوق الذکر از این قاعده مستثنی هستند.


توصیه برای صدور ویزا تنها برای افرادی پذیرفته می شود که اطلاعات جاسوسی مفیدی برای آمریکا

داشته باشند. متقاضیانی که مشخصات بالا را نداشته باشند اما دارای موقعیتهای فوق العاده ای باشند

ص: 41

(مانند همافرهایی که اطلاعات باارزشی برای ما تهیه نموده اند) باید توسط سرهنگ شیفر تأیید شوند.

متقاضیانی که دارای شرایط ذکر شده در قسمت الف و ب و ج باشند باید قبل از مراجعه به اداره

کنسولگری توسط وابسته دفاعی یا معاون او مورد تأیید قرار گیرند.

3 بخش صدور ویزا می تواند به عنوان وسیله ای برای جمع آوری اطلاعات جاسوسی مورد استفاده

قرار گیرد؛ اطلاعاتی که معمولاً دسترسی به آن از راههای دیگر امکان پذیر نیست و باید توجه داشت که

صدور ویزا مورد استفاده شخصی افراد قرار نگیرد. افراد تنها وقتی برای ما مهم هستند که اطلاعات

جاسوسی باارزشی فراهم نمایند و یا راهی برای رسیدن به این اطلاعات ارائه دهند.

من در این معامله پایاپای (گرفتن اطلاعات در مقابل صدور ویزا) انتظار دارم گزارشهای مفیدی به

دست آید.

4 دفتر وابسته نظامی می باید توجه داشته باشد که در هفته بیش از 5 توصیه برای صدور ویزا نداشته

باشد. به افرادی که دارای شرایط مذکور در قسمت الف و ب و ج نبوده ولی از دوستان نزدیک وابسته

دفاعی آمریکا هستند می توان کارت مصاحبه با کنسول را به آنان داد. در هر حال نباید بیش از یک کارت

در روز از طرف دفتر وابسته دفاعی برای مصاحبه صادر شود.توماس شیفر

سند شماره 2

محرمانه اکتبر 79 (مهر 58)

از: واشنگتن (وزارت امور خارجه)

به: سفارت آمریکا در تهران و سفارت در رم و فرانکفورت

تلگرامی است از آقای ونس وزیر امور خارجه آمریکا به سرکنسول در ایران.

ایشان در این تلگرام از سرکنسول خواسته اند تا در صدور ویزا برای اعضای رژیم سابق

دقت بیشتری بخرج دهند تا شایسته ترین افراد انتخاب گردند.

موضوع: دقت در صدور ویزا برای اعضای سابق رژیم

وزارت امور خارجه هنوز بر این عقیده است که اگر سرکنسول در حین مصاحبه با افراد رژیم سابق

جهت صدور ویزا آنها را شایسته ندید، باید نظر مشاور امنیتی یا بررسی سابقه افراد به وسیله وزارت امور

خارجه و یا منابع اطلاعاتی دیگر خواسته شود.ونس

در این سند اشاراتی به بعضی از خائنین به ملت و انقلاب اسلامی ایران، از جمله گروهی از افراد ارتش

رفته است که لازم به تذکر است نیروهای انقلابی در ارتش به ویژه برادران همافر در نیروی هوایی باید

نقش بسزایی در شناسایی این افراد خودفروش و خیانت پیشه به عهده داشته باشند.

اینک بر مردم مسلمان ایران و همه مردمان جهان به خصوص آمریکاست که قضاوت کنند که وادار

کردن سرسپردگانی چند، به جاسوسی علیه انقلاب اسلامی ایران چه معنایی می دهد؟


این عمل، خیانت آشکار به ملتی است که برای کسب استقلال و آزادی به پا خاسته است. از این روست

که مردم مسلمان ایران می دانند که فقط با قیام سراسری خود به رهبری قاطع امام خمینی علیه آمریکای

جنایتکار است که می توانند همه توطئه ها و خیانت های شیطان بزرگ را در هم کوبند.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

ص: 42

IN THE NAME OF GOD THE BENEFICIENT THE MERCIFUL

Disclosing Announcment No. 17

The American Blood thirsty Imperialism has been using all its facilities to penetrate in all

aspects of the dominated country and the have countinued after the revolution of the people,

They have countinued their activities, to be able to govern the political and economical policy

of these countries by getting the intelligence reports from their Agents. In Iran the criminal

American government in its visa section in the U. S. Embassy in Tehran has been

cooperationg with the shag,s regime Agents and has used them as the intelligence sources.

Also they tried to get the information from the top Iranian officials in exchange of Visa The

people who could give the helpful information to the American Embassy were forced to

become a source of Information. They have been dealing the visa with Intelligence Reports.

Through this way , the American Embassy changed cooperation with U. S. against the Islamic

Iranian revolution. The following documents show these dirty activities



اطلاعیه افشاگری شماره 18

ص: 43

بسم اللّه الرحمن الرحیم

15/9/78اطلاعیه افشاگری شماره 18

مردم آگاه جهان

ما می خواهیم پرده از اعمال ننگین دولت آمریکا برداریم. ما می خواهیم بگوییم که آمریکا علیرغم

ادعای حقوق بشر، نه تنها به حقوق بشر اعتنایی ندارد، بلکه حقوق همه ملتها را زیر پا می گذارد. آمریکا به

هیچ قانون مشخصی پای بند نیست او فقط درصدد حفظ منافع خویش است.

دستگاههای تبلیغاتی بزرگ عالم نیز که در اختیار سرمایه داران و نفت خواران بزرگ جهان قرار دارند،

همواره حقایق را از چشمهای مردم دور نگه می دارند و در عوض سعی داشته اند و سعی دارند که با جعل

اخبار و تحریف آن، حقایق را دگرگون جلوه دهند. در مورد حقی که ملت ایران یعنی 35 میلیون انسان برای

آن به پا خاسته اند، دولت آمریکا و دول متحد او و سازمانهای بین المللی که در دست آنهاست، دارند

ملتهای جهان را فریب می دهند و عمل حق طلبانه ما را نوعی آنارشیسم تروریسم و نقض قوانین

بین المللی تلقی می کنند و این بر مردم جهان است که حقیقت را از زبان ملتها بشنوند.

ما خواهان استرداد شخصی هستیم (شاه مخلوع) که بیش از سی و هفت سال به دستیاری آمریکا بر

این مملکت جنایت کرد. در دو سال آخر انقلاب ایران بیش از شصت هزار نفر از مردم ایران را کشت. ما

صدها هزار مجروح و علیل بازمانده از دوران انقلاب داریم. سیاه چال های رژیم او پر بود از جوانان ما.

پاهای جوانان ما را اره کردند. در کدام مملکتی و کدامین دیکتاتور، کودکان چند ماهه را در آغوش

مادرانشان به قتل رساندند؟ در منطق کدام دیکتاتور و کدامین خون آشام جواب مشتهای مردم را با

گلوله ها و سلاح های آمریکایی پاسخ گفتند؟ آیا کارتر و طبقات حاکمه آمریکا شرم ندارند که دم از حقوق

بشر می زنند؟

کارتر و دولت او که بزرگترین تبهکار تاریخ را در کشور خود پناه داده است، بهتر حقوق بشر می داند یا

35 میلیون ایرانی که می خواهند قاتل فرزندان خویش را در یک دادگاه عدل محاکمه کنند تا بر همه مردم

جهان روشن شود که دیکتاتورها و حامیان آمریکایی آنها چه به روز ملتها آوردند.

کارتر با راه دادن شاه به آمریکا، به حقوق همه آمریکاییان توهین کرده است. کارتر باید با پس دادن

شاه به مردم ایران، عملاً از مردم آمریکا به خاطر این توهین بزرگ که کشور آمریکا را مأمن جنایتکاران

کرده است عذرخواهی کند. مگر شما جنایتکاران جنگ جهانی دوم را به محاکمه نکشیدید؟ حال ما به شما

نشان می دهیم آنچه کارتر فریاد می زند حقوق بشر است و آنچه که عمل می کند اهانت به حقوق ملتهاست

و حتی اهانت به سازمانهای بین المللی یی که اکنون دست خویش را به سوی آنها دراز کرده است.

مردم جهان!

محلی را که ما اشغال کرده ایم سفارت نبوده و افراد آن نیز دیپلمات نیستند و ما با افشای این سند به

شما نشان می دهیم که دولت آمریکا سعی در فریب افکار عمومی همه مردم جهان دارد. دولت آمریکا

آزادیخواهانی را که برای رهایی انسان از قید ابرقدرتها تلاش می کنند تروریست می داند ولی تروریست تر


خودش در پوشش قدرت جهنمی هر کس دیگر در جهان است. آمریکا با جعل پاسپورت و مهر مهم CIA

از مملکتیِ بسیاری از کشورهای جهان به حق حاکمیت ملی آنها علنا تجاوز کرده است. کارتر با جعل

ص: 44

اسناد و مهرهای کشورهای اروپا و آسیا، جاسوس به خانه ما فرستاده است.

با آرزوی آزادی همه انسانها از ظلم و مبارزه به خاطر احقاق حق مردم.

اینک به افشای سند می پردازیم:

«محرمانه»

ملاحظات در جلد (منظور پاسپورت است)

بنابراین اطلاعات شخصی در پاسپورت شما، شما مجرد، متولد آنتورپ Antwwerp بلژیک، 8

جولای 1934، رنگ چشم آبی، فاقد علامت مشخصه، قد تقریبا 88/1 متر، شغل نماینده بازرگانی و

تجارتی هستید.

این غیر ممکن نیست که یک بلژیکی الاصل که به زبان فلمنگی Flemish صحبت می کند در قسمت

فرانسوی زبان بلژیک زندگی بکند. مانند جه ته Jette تو می توانی بگویی که در آنتورپ به دنیا آمده ای؛ با

یک کمپانی که اداره ای در آنتورپ داشته، کار کرده ای و بعدا به اداره اصلی در براسل منتقل شده ای

علیرغم اینکه فاصله براسل و آنتورپ 90 دقیقه رانندگی است، تو تصمیم گرفتی که در حومه براسل، جه ته،

زندگی بکنی. این (مطالب)، صدور محلیِ مدارک شما را توجیه خواهد کرد. در حالی که در براسل کار

می کردی به اروپا مسافرت تجاری کرده ای (که در پاسپورت تو نوشته شده است) و حالا به قسمت

خاورمیانه کمپانیت منتقل شده ای. آدرس تو در جه ته، به قرار زیر است:

174 - Aven de Jette

Jette, Belgium

صفحه دوم

«محرمانه»

دستورات برای پاسپورت فعال (یعنی پاسپورتی که مورد استفاده و در جریان است).

پاسپورت بلژیکی شما صادره از (ظاهرا) جه ته، حومه براسل Jette با شمارهN 745653 در 16

مارس 1977 اعتبار دارد. برای معتبر کردن آن، سفرهای زیر در آن اضافه شده است، سفری به مادرید،

اسپانیا در آوریل 1977، سفری به لیسبون، پرتغال در آگوست 1977؛ سفری به دهلی در ژانویه 1978؛

سفری به مادرید، اسپانیا در مارس 1978؛ سفری به هلسینکی و فنلاند در ژوئن 1978؛ سفری به آتن،

یونان در نوامبر 1978.

برطبق مقررات جاری (آگوست 1979) یک بلژیکی احتیاجی به ویزا برای ورود به ایران ندارد؛ در

عوض او می تواند 90 روز در ایران بماند. برای فعال کردن این پاسپورت تو ظاهرا به ایران وارد و خارج

شده ای و اثر مهر در پاسپورت تو وجود دارد. تو اول باید تحقیق کنی (مطمئن شوی) که چه نوع سیستم


تاریخ در زمان ورود و یا خروج ظاهری تو استفاده می شده است. سه نوع از آن را مشاهده کرده است:

1 استفاده از تاریخ ایرانی (شاهنشاهی).

2 استفاده از تاریخ اسلامی، (اما فقط با دو رقم آخری سال آن (شمسی هجری).

3 استفاده از تاریخ اسلامی با استفاده از 4 رقم سال آن (شمسی هجری).

ص: 45

صفحه سوم

«محرمانه»

اگر تاریخ ایرانی مورد استفاده است، مهر ورود و خروج که در روی قطعه چوبی نقش دارد باید در

رابطه با ریزه (قسمت ریز و جدا جدا از تاریخ ایرانی مورد استفاده قرار گیرد) تاریخ و روز صحیحی را

انتخاب کنی. آن ریزه ها را در قسمت بریده مهرها جاگذاری کنید. بالشتک جوهر شماره 280 برای

ورودیها و بالشتک جوهر 295 برای خروجیها. به مهری که قسمت تاریخ روز در آن گذاشته شده است،

جوهر بمالید و اثری از آن بر روی پاسپورت بیندازید.

برای تاریخ اسلامی شما اول قسمت تاریخ و بعد، از مهر ورودی یا خروجی که بر روی پلاستیک

تمیزی نقش دارد، استفاده کنید.

اول، تاریخ صحیح به هم بسته شده (2 رقمی از سال یا 4 رقمی از سال) را انتخاب کرده و بعد در جوهر

(ورودی 280 و خروجی 295) فرو کرده و بعد تاریخ را در پاسپورت وارد کنید. بعد مهر (خروجی یا

ورودی) را از بالشتک صحیح آن، جوهری کرده و در روی پاسپورت، به طوری که تاریخ کم و بیش در

وسط این اثر باقی مانده قرار بگیرد، بیندازید. از داخل پلاستیک، تاریخ را برابر و میزان بکنید تا مطمئن

بشوید که به درستی جای گرفته است. لطفا صفحه 4 را برای نمونه های حقیقی و قلابی (مهر و تاریخها)

ببینید. بهتر است شما به هر گونه تغییری توجه داشته باشید (چه در شکل و چه در رنگ جوهر).

رنگی را برای Eznova بفرست. با ضمیمه کردن اندازه و قطعه رنگ در هر عکس (رنگ نمونه) بعدا

Eznova مواد مورد احتیاج را دوباره تهیه و آنها را برایت می فرستد.

صفحه سوم / A

«محرمانه»

چون مهرهای شما باید خیلی خوانا و روشن باشد سعی کنید که روی آن را چرکی نکنید. در کاغذهای

ضمیمه، تمرین بکن تا احساس کنی قادر هستی در پاسپورت انجام دهی.

N.B تذکر:

چون که مهرهای ورودی و خروجی مهرآباد دارای شماره های بازرسی مختلف است و بندرت اتفاق

می افتد که یک مسافر در سفرهای مختلف دارای شماره های یکسان باشد بنابراین مهرهای ضمیمه را

بیش از یکبار در پاسپورت استفاده نکنید.

مهرهایی که احتیاج به خروجی، ورودی ایرانی بیشتر باشد باید از Eznova خواسته شود و یا مدارک به

آنجا فرستاده شود تا به تاریخ روز درآید.


صفحه چهارم

«محرمانه»

دو تصویر به شماره 22 و 23 هست

ویزا (توضیح برای شکل 22)(توضیح برای شکل 23)

نمونه

ص: 46

مهر ورودی با تاریخ ایرانی

مهر خروجی با تاریخ اسلامی (شاهنشاهی)

و استفاده از 2 رقم آخر سال آن

صفحه پنجم

«محرمانه»

(توضیح برای شکل 19)(توضیح برای شکل 18)

تقلیدی (جعلی)

مهرهای ورودی و خروجی با استفاده از چهار رقم با تاریخ اسلامی.

صفحه ششم

«محرمانه»

تقلیدی (جعلی)

مهرهای ورودی و خروجی با تاریخ اسلامی و استفاده از 2 رقم آخر سال

صفحه هفتم

«محرمانه»

دستورات برای مدرک بین المللی واکسیناسیون

مهرهایی هم اکنون برای شما (ظاهرا برای واکسیناسیون، آبله، تب زرد، وبا زده شده است (یعنی در

همان مدرک بین المللی واکسیناسیون). لطفا اسمتان را در زیر هر تزریق بنویسید و امضاء کنید. تزریق

واکسن آبله برای 3 سال اعتبار دارد (یعنی) در جولای 1978 احتیاج به تمدید دارد. لطفا با Eznova یا

Wolok برای تمدید آن برای بعد از این تاریخ تماس بگیرید.

واکسن تب زرد برای 10 سال اعتبار دارد. چیزی نمی خواهد که برای این واکسن انجام دهید. واکسن

وبا فقط شش ماه معتبر است. مهر جدید ورودی باید در اوایل ژانویه 1980 ساخته شود. با توجه به برگ

ضمیمه قلابی (که در پشت برگ است) اسم Ossoms - Fi,Dr.R.COSSEMANSرا با رنگ جوهر آبی استفاده

بکنید. با استفاده از خودکار یا خودنویس یک تاریخ روز، ماه سال مناسب در ورقه وارد کنید (باید ماه آن


به طریق رومی نوشته بشود) و در بالای مهر دکتر امضاء بکن. واکسن وبا را به هر تاریخ روز جدیدی که

می خواهی هر شش ماه یک بار تبدیل بکن و از همان مهر و رنگ قبلی استفاده بکنید و پاسپورت شما نباید

نشان بدهد که در تجدید تاریخ واکسن در تهران بوده اید.

صفحه هشتم

نمونه ای از ورقه بین المللی واکسیناسیون وبا

تذکرات مترجم:

ماه اگوست برابر است با 10 مرداد تا 10 شهریور. با توجه به اینکه در پاسپورت شخص مزبور

ص: 47

سفرهایی به کشورهای دیگر نوشته شده است، این سفارت باید مهرهای کشورهای دیگر را هم برای جعل

داشته باشد که توهینی است به کشورهای یاد شده از قبیل هند، پرتغال، اسپانیا، فنلاند، یونان.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

IN THE NAME OF GOD THE BENEFICIENT THE MERCIFUL

Disclosing Announcment No. 18

We want to disclose the shameful activities lf the American government . We want to say

the American government , Although it claims to defend humanrights, not only it doesnot

conform to that. On the contrary it violates the rights of the nations. American government

does not conform to any laws. To secure their own benefits. The great world propaganda

systems which are in try to deep the truth away form the people of the world and try to forget

and distorv the news. The American government and its ally govenments ans international

organizations which cooperate with them are decieving the people of the world and call our

just activities, Anarshism, Terorism and violation of interantional laws. We are asking for

delivering of the shah who has been committing Iran. In the past two years of the Revolution,

he has killed more that 60,000 people of Iran . We do have more than 100,000 injured and

invalids from the revolution. His Dungeons were full of our youth , they have sawed the leg of

our youth in which country and which dictatorship , has killed the small children in the arms of

their mothers. In which logic of which dictatorship it he answer of the people fist, is with the

American weapens and Bullets.

Aren't Carter and the American government ashamed to talk abuat the humanrights . Do

carer and his government, that have given assylum to greatestthe criminal of the history know

the humanrights, or the 35 million Iranians who want to try the murderer of their children in a

court of Justice to clarify for all of the world that what these dictatorships and their supporters

have done with the nations . Carter by giving as sylum to the shah , has insulted the American


people.

carter with delivering the shah to Iran should apologize , in practice from the American

people Because of this insult which made America an assylum for criminals. Did not you try

the criminals of the second war? Now we will show you that what carter claims to do is

following human rights, but what he does in reality is violating all the humanrights.

Oh ! people of the world

The place that we have occupied, has not been the embassy and its staff are not diplomats

and we by disclosing these documents show you that the American government trys to decieve

the public opinion of the peoples ot the world. The American government calls the freedom

seekers who strives for freedom and independance as terrorists and anarchists. But it is itself

the worst terrorist equipped with the deadly CIA network. The U. S. by forging passports and

ص: 48

stamps has violated the sovereingnity of the nations. carter by forging documents and stamps

has sent spies to our home.

With the hope of the liberation of all mankind from evil and the success of their struggle for

obtaining the just rights of the people.



اطلاعیه افشاگری شماره 19

ص: 49

بسم اللّه الرحمن الرحیم

17/9/58اطلاعیه افشاگری شماره 19

مقدمه:

ملت غیور ایران

از آغاز اشغال لانه جاسوسی آمریکا عهد کرده بودیم که اسناد و مدارک این جاسوسخانه را که متعلق

به تمامی ملت ایران است در اختیار افکار عمومی ایران و جهان قرار دهیم. عهد کرده بودیم که خطوط

شیطانی نفوذ آمریکای جنایتکار را در ایران نشان دهیم. عهد کرده بودیم که همراه با رسوا ساختن

مزدوران و جاسوسان آمریکایی اسیر در دست ملت شیوه های عملکرد اعمال شیطانی آمریکا را در ویران

کردن ایران فاش سازیم. تاکنون بیشترین تلاش و کوششمان را بر آن گذاشتیم تا بتوانیم به افشاگری علیه

آمریکا و جاسوسان سفارت پرداخته و از این طریق به ملتهای جهان به ویژه ملت مسلمان ایران نشان دهیم

که سفارت آمریکا پوششی جهت اعمال جاسوسی آمریکا بیش نبوده است و تا حدودی هم موفق شدیم و

با افشای اسناد اخیر واضح شد که مأموران سیا چگونه با پاسپورت جعلی به عنوان افراد سفارت به کار

مشغول شده بودند و برنامه های توطئه و تخریب علیه انقلاب اسلامی ایران را هدایت و رهبری

می کرده اند.همان طور که در افشاگریهای 12 و 17 مشخصا برای ملت ایران روشن گردید، مأموران سیای

سفارت به طرق گوناگون، منجمله تماس و دعوت به مهمانی، ملاقات با روشنفکران غربزده و

سرمایه داران وابسته، سعی در جلب نظر این افراد جهت منابع اطلاعاتی و کسب اخبار داخلی ایران

می کرده اند. روشنفکران غربزده و سرمایه داران وابسته بنا به ماهیت غیر مردمیشان به سادگی خود را در

اختیار آمریکای چپاولگر قرار داده و در خیانت به امت مسلمان ایران هیچ گونه ابایی نداشتند. در این

رابطه است که درصدد برآمدیم تا نمونه هایی از این اسناد را جهت آگاهی ملت عزیز ایران افشا نماییم.

سند

از: سفارت آمریکا در ایرانطبقه بندی: سری (Secret)

به: وزارت امور خارجه (فوری)

جمع آوری شده توسط مأمور سیاسی به نام Stemple

موضوع: کمیته واسط (بینابینی)

خلاصه:

گروهی به رهبری آقای مهدی روغنی در نظر دارند که کمیته بزرگی را به وجود بیاورند تا بتواند رابط

بین دولت موقت بازرگان و کمیته امام خمینی باشد.امید است که تا تاریخ دهم مارس (19 اسفند) ترتیب

زمانی آن داده شود.

مهدی روغنی: معتمد روغنی به مأمور سیاسی سفارت (Stemple) در صبح پنجم مارس (14 اسفند)

گفت که وی (مهدی روغنی) تعطیلات آخر هفته گذشته را در قم سپری کرده و در آنجا مشغول تشکیل


کمیته هماهنگی رابط بین دولت بازرگان و کمیته امام بوده است. او اظهار داشت که از تاریخ چهارم مارس

(13 اسفند) رابطه بین دولت بازرگان و کمیته امام بسیار بد و خراب بوده است. همچنین اظهار داشت که هم

ص: 50

اکنون در بسیاری از مکانها کمیته امام از دولت بازرگان اطاعت نمی کند.

روغنی به دنبال تشکیل دادن گروهی است که مشتمل بر 100 نفر در واحدهای 8 تا 10 نفره می باشند

که در مسایل مشخص مورد اختلاف، مسئول باشند. روغنی از این افراد اسمی نمی برد ولی گفت که متشکل

از عناصر معتبر و با نفوذی از تمام جناحهای موجود در جنبش انقلابی می باشند. مرکز این کمیته رابط در

تهران است. همچنین اظهار داشت که هدف اصلی کمیته این است که کمیته امام را به خطی بکشاند تا قدری

بیشتر با دولت بازرگان ارتباط و همکاری داشته باشند. وی امیدوار بود که تا در تاریخ 9 و 10 مارس (18

و 19 اسفند) سفری به قم نماید تا ترتیب نهایی را بدهد.

همچنین گفت که امام این عقیده را پسندیده است و الآن گفت و گو با دولت بازرگان ادامه دارد. از وی

پرسیده شد (توسط مأمور سیاسی) که آیا تشکیل یک کمیته دیگر جوابگوی مشکلات خواهد بود یا نه؟

روغنی که به وضوح نسبت به مشکلات و عدم وجود قانونمندی در سه هفته بعد از انقلاب ناراضی بود

جواب داد که امیدوار است و باید کارهایی حتما انجام پذیرد.

نکته توضیحی از طرف مأمور سیاسی بعد از مذاکرات، در گزارش به واشنگتن: شاید تقاضای روغنی

برای ویزای تجارتی به آمریکا نشانگر بهتری از ارزیابی شخصی وی برای دراز مدت باشد.

سند

محرمانه ماه مه 79

از: سفارتخانه آمریکا در تهران

به: وزیر امور خارجه، ونس

موضوع: ملاقات با مهدی روغنی

1 این مطلب به کلی محرمانه است.

2 روغنی صبح امروز تهران را برای یک سفر چهارتا شش هفته ای به مقصد آمریکا ترک کرد. (Plof)

به او اسم پرشت و شماره تلفن او را داد و به روغنی قویا پیشنهاد کرد که با پرشت تماس بگیرد. روغنی از

(Plof)پرسیده بود که آیا کسی هست که باید او را ملاقات کند؟

3 روغنی مایل است که با پرشت صحبت کند و ممکن است به گفت و گوهای محرمانه دیگران نیز

تمایل کند.

وی به علت رابطه اش با امام خمینی می تواند منبع اطلاعاتی مفیدی از اطرافیان خمینی باشد.ناس

سند

از: سفارت آمریکا در تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن


موضوع: مهدی روغنی

با توجه به امکان متهم شدن ما به بدبینی، اشاره می کنیم که خوشبینی روغنی به فراخور فاصله او با

ایران به طور تصاعدی زیاد شده است. وقتی که در ماه مه فقط برای چهار تا شش هفته رفت، او در مورد

وضع قم اظهار ناراحتی می کرد و در فکر این بود که کجای کار انقلاب خراب شده است. اگر وضع برگشته

ص: 51

باشد (گرین کارد) (Green Card) به چه درد او می خورد. ما در یکی از روزنامه های فارسی زبان به مطلبی

برخوردیم که یک ماه پیش از کشور فرار کرده است.

رجوع شود به معاملات با شرکت فورد کمپانی لندن.

کپی از نظر اطلاعات، به وزارت داده شده است. یک گزارش وضعیتی از روغنی داده شده است.

فورد اشاره کرده بود که به طور عمده مسایل اصلی حل شده اند، البته در طی مراحل بوروکراتیک

می توان انتظار دیر کردن آن را داشت. ما به طور موضعی نمی توانیم تأیید کنیم که آیا پیشرفت حاصل شده

است یا نه. روغنی در آمریکا است و وکیل ایرانی فورد به طور موقت خارج از ایران است.

لینگن

سند

طبقه بندی: محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: شکایتی در مورد امور تجارتی

1 شکایتنامه تجارتی زیر به وسیله آقای مهدی روغنی به سفارت آمریکا داده شده است.

پدر مهدی روغنی فردی بود که قبل از اینکه آیت اللّه خمینی در سال 1963 (1343) به خارج تبعید

شود به مدت 15 روز او را در خانه اش پناه داده بود. بنابراین خانواده روغنی روابط نزدیکی با خمینی و

اطرافیان او دارد. خود مهدی روغنی هم در آزاد کردن تفنگدار دریایی، اس جی تی کراس (S.G.T.

KRAUST)به سفارت آمریکا خیلی کمک کرده است. این تفنگدار دریایی بعد از حمله 25 بهمن ماه به

سفارت آمریکا به مدت 7 روز بازداشت شده بود.

بنابراین از اقدام فوری در مورد شکایت ایشان قدردانی می شود.

2 خانواده روغنی مدت 27 سال آینده فروش ماشینهای کارخانه فورد را در ایران پیش خرید

کرده اند. در اکتبر در جریان ملاقاتی در لندن توافقی شد که کارخانه فورد تعهد کرده است که برای تمام

ماشینهایی که در خارج از ایران خریداری می شوند و به ایران آورده می شوند، میزان چهار درصد

کمیسیون به آقای روغنی تعلق بگیرد. بعد از این توافق، شرکت فورد خواستار اطلاعاتی در مورد

ماشینهای داخل کشور شد. گفته می شود تمام این اطلاعات در اختیار آنان گذاشته شده بود و دو مرتبه

توسط نماینده های فورد بررسی شد. در حدود 500 ماشین مطرح است و با روغنی در مورد مبلغ پرداختی

به توافق رسیدیم. حالا آقای روغنی می خواهد بداند که چه موقع کمپانی فورد این پول را می خواهد به او


بدهد.

رابط در لندن، معاون دیگر عملیات خاورمیانه و آفریقا آقای رودلف بنی فیس است.

3 برای لندن: لطفا وزارتخانه را در موقع جواب دادن مطلع سازید.

برای وزارتخانه: بر اساس اطلاعات تهیه شده در لندن تماس و نامه ممکن است بجا باشد یا نباشد.

4 علاوه بر مشکل کمیسیون، روغنی یک اختلاف نظر دومی هم با شرکت فورد دارد که در مورد

فروش شصت (60) دستگاه کامیونهای سنگین به شرکت ملی نفت ایران است. ادعای او این است که

ص: 52

تفاوت بین قیمت صدور شرکت فورد و قیمت فروش به شرکت نفت، حق او است که واسطه می باشد.

شرکت نفت پول فورد را مستقیما داده است. مبلغ پولی که او فکر می کند طلبکار است باید برای او جبران

شود. این مشکل ظاهرا به حدود چهار سال پیش برمی گردد و هنوز حل نشده. از هر اطلاعاتی که شما

می توانید در مورد موضع شرکت فورد و آمادگی آنها برای انجام پرداخت تهیه کنید، قدردانی

می شود.سولیوان

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

IN THE NAME OF GOD THE BENEFICIENT THE MERCIFUL

Disclosing Announcment No. 19

Courageous people of Iran !

From the begining of the occupation of the American nest of spies which belong to the Iranian

people so as to expose the devilish lines of penetration of the criminal America in Iran and

exposing the American spies and agents now captives of the Iranian people , and show to all

peoples of the world specially the moslem people the espionage acts of America . We have

been successful to a great extent to show how CIA agents begin work here with forged

passports as diplomats and monitor plots against the Islamic Revolution . The CIA agents of

the embassy used different methods like inviting western educated intellectuals to different

parties so as to absorb and use them as information sources, of the internal news. The

prowestern intellectuals and dependant capitalists due to their unpopular nature placed

themselves in the hands of the plundering America and continue to betray the moslem nation

of Iran.



اطلاعیه افشاگری شماره 20

ص: 53

بسم اللّه الرحمن الرحیم

17/9/58اطلاعیه افشاگری شماره 20

از ابتدای انقلاب دو جریان در بین نیروهای مطرح شده در جامعه مشخص بود.

جریان اول که به انقلاب اسلامی تحت رهبری قاطعانه امام خمینی سخت وفادار بودند و تضعیف

رهبری و تفرقه اندازی بین ملت را که یکپارچه به فرمان امام حرکت می کرد، اقدامی ضد انقلابی دانسته و با

آن مبارزه می کردند. این گروه خطر عمده را برای انقلاب نه در دیکتاتوری و استبداد و ارتجاع، بلکه در

افرادی می دید که هرگز عمق و عظمت انقلاب را درک نکرده و به اسلام به عنوان مکتبی که در هر دوره و

زمانی می تواند جوابگوی مشکلات جوامع بشری باشد نمی نگریستند. افرادی که در مقابل فرهنگ و

ظاهر فریبنده غرب و به خصوص آمریکا خود را باخته و تسلیم شده و تمام تلاش خود را در جهت حاکم

کردن ارزشهای غربی به کار می بردند. این جریان هر چند خود را ملّی، روشنفکر، رادیکال و... قلمداد

می کند در اصل وابسته به آمریکاست. آمریکا این شیطان بزرگ و دشمن شماره یک ملت ما، در تمام این

بیست و پنج سال که بر ایران حکومت می کرده از این روشنفکران غربزده و خودباخته به عنوان پایگاهی

مطمئن استفاده می نموده است و این افراد نیز در بسیاری از موارد در راه خدمت به اجنبی تا حد خیانت به

ملت خود، پیش می رفته اند. از این روست که امام امت، خمینی بزرگ، نوک تیز حملات خود را متوجه این

غربزدگانی می کند که به راحتی به ملت خود خیانت می کنند.

جریان دوم که از ابتدا با انقلاب اسلامی ایران مخالفت کرده، به حرکت ملت اعتماد و اعتقادی نداشته و

نوک تیز حمله خود را متوجه امام نموده بودند و در بسیاری موارد به تقویت روز افزون موقعیت

روشنفکران غربزده می پرداختند زیرا آنها را نیز در نهایت با خود در یک خط و در مقابل انقلاب و ملت

می دانستند. غربزدگان و عوامل آمریکا نیز از این موقعیت برای خدمت به اربابان خود استفاده کرده و با

شعارهای تند و تیز و انقلابی هر روز سعی می کردند نیروهای مخالف بیشتری را پشت سر خود جمع کنند.

تجربه های این چند ماهه پس از انقلاب تا حدودی عناصر صادق انقلابی را از عناصر وابسته به

امپریالیسم و نوکران آمریکا جدا کرده و چهره آنها را بر ملت آشکار ساخته است.

اینک ما چهره آقای «مقدم مراغه ای» یکی از این روشنفکران به ظاهر انقلابی را برای ملت مسلمان

ایران روشن می کنیم.

آقای «مقدم مراغه ای» درصدد بوده است که به هر نحو شده پای آمریکای جنایتکار را که عمری در

این مملکت به چپاول و غارت مشغول بوده و ملت به بهای خون دهها هزار شهید پای آن را از کشور کوتاه

کرده، دوباره برگردانده و بر مقدرات ملت حاکم کند. آقای مراغه ای آنچنان دلسوزانه به جاسوسان آمریکا

توصیه می کند برای آنکه بتوانند در ایران فعالیت کنند، با امام خمینی ملاقات کنند. هر فرد منصفی به خوبی

درمی یابد که ایشان به جای اینکه در راه منافع ملت خود گام بردارد، در جهت منافع دولت آمریکا خدمت

می نماید. متأسفانه این خائن غربزده خود را منتسب به بزرگان دین هم می کند که این گناهش نیز

نابخشودنی است.


ص: 54

سند

گزارش ملاقات با رهبر نهضت رادیکال، مقدم مراغه ای

1 متن کامل

2 خلاصه: رهبر جنبش رادیکال، مقدم، ضمن تماس با سرپرست دپارتمان، نظرات خود را در مورد

مسایل جاری اظهار داشت و خیلی تأکید کرد که کاردار با خمینی تماس بگیرد که او (خمینی) ایرانیها را

متقاعد کند که دولت آمریکا انقلاب ایران را پذیرفته است. تمام

3 مقدم مراغه ای عضو مجلس خبرگان در بررسی قانون اساسی است. با او طی بحثهای گوناگونی که

درباره مسایل مختلف در تاریخ سپتامبر داشته ایم، در پاسخ به این سؤال که آمریکا چگونه می تواند روابط

خود را با ایران بهبود بخشد، گفت: کاردار آمریکا هر چه زودتر با خمینی تماس بگیرد.

مقدم دلواپس به نظر می رسید که: آمریکا از ماه مه هیچ گونه تلاشی برای ملاقات نکرده است و تأکید کرد

که مشکلات هر چقدر باشد باید فورا تقاضای ملاقات بکند. مقدم اشاره کرد اینکه شما می گویید وقتش

نشده، وقت مناسب هیچ وقت دست نخواهد داد چرا که خمینی اکنون پیر است و کاملاً غیرقابل انعطاف. اگر

خمینی ناگهان قبل از ملاقات آمریکا با او فوت کند حتی میانه روها که با خمینی کاملاً موافق نیستند

آمریکا را مورد انتقاد قرار خواهند داد و خواهند گفت که عدم ملاقات آمریکا با ایشان، عدم پذیرش

انقلاب بوده است و خیلیها آمریکا را مقصر مرگ خمینی خواهند دانست.

4 مقدم درباره وضعیت سیاسی امیدوار بود، بدون اینکه خوشبین باشد. او احساس می کند که خمینی

در حال حاضر از پشتیبانی توده ها برخوردار است و در طول چند هفته گذشته پافشاری زیادی روی

جمهوری اسلامی کرده است. او روشنفکرها را از خود دور می کند و به زودی متوجه این اشتباه شده و

اوضاع را سر و صورت خواهد داد.

مقدم گفت که خمینی عقیده ولایت فقیه را تأیید می کند ولی معتقد است که فقیه نباید قدرت سیاسی

داشته باشد. او می گوید قانون اساسی در 3 یا 4 هفته تمام می شود.

در پاسخ سؤال پرخت (Precht) گفت که او با بهشتی در مورد تغییر احتمالی قوانین تصویب شده

صحبت کرده و بهشتی گفته است که در صورت هماهنگ و باثبات نبودن قوانین تصویب شده، آماده است

که آنها را دوباره مرور کند. او گفت که بازرگان نیز قبلاً همین تقاضا را از بهشتی کرده بود. او چندان امیدوار

نیست که تغییری در فرم فعلی قانون اساسی داده شود. مقدم فکر نمی کند که با مشکلات فعلی در کردستان

وقت مناسب برای رفراندم باشد. اگر متون اصلی، به خصوص شیعه و سنی عوض نشوند اوضاع رفراندم

شاید برای دولت، مساعد پیش نرود.

5 مقدم گفت که خیلیها از شریعتمداری به خاطر عدم رهبری انتقاد می کنند در صورتی که این انتقاد

نابجاست و خمینی قدرتمندتر از آن است که شریعتمداری فعلاً بتواند با او مقابله کند؛ ولی البته وقتش

خواهد رسید. او افزود که آذربایجان مترصد اشاره اوست.


6 از مقدم درباره احتمال صلح در کردستان سؤال شد، جواب داد در شرایط فعلی هیچ امکانی برای

موفقیت مذاکرات صلح وجود ندارد. اگر دولت چنین اقدامی را شش ماه پیش می کرد امکان داشت ولی

اکنون دیر شده است. او هیچ گونه پیشنهادی برای صلح نداشت.

7 در پایانِ صحبت، مقدم تأکید کرد که ملاقات کنندگان بیشتری به طور رسمی و غیر رسمی، مانند

ص: 55

رمزی کلارک و ریچارد کاتم، برای جلب رضایت و قانع کردن ایرانیان در امور مختلف سیاسی به ایران

بیایند.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

IN THE NAME OF GOD THE BENEFICIENT THE MERCIFUL

Disclosing Announcment No. 20

From the begining of the revolution two lines and currents existed within the society.

The First line is strongly faithful to the Islamic revolution under the leadership of Imam ,

Khomeini, they considered weakening the leader ship and diviging the people who were united

on orders of Imam khomeini as anti revolutionary acts and they fought this . This group saw

the main danger for the revolution not dictatorship despotism or backwardedness but they saw

this danger in individuals who never understood the depth, and greatness of the revolution

and who did not view Islam as a school which could in any age present solutions to the

problems of human societies. Individuals who lost thir identity afore the decieving

appearances of the west and particularly America. And who desperatly sought to impose and

dominate western values, although this line claimed to be popular, intellectual radical, and etc.

in reality it was dependant on America. American government this strong devil and number

one enemy of the people , in all of this twenty _ five years that it reigred in Iran it used these

westernized intellectuals as a secure base. Thus Imam of the people great Khomeini directs

his attachs on these westernized people who betray their people very easily.

The second line which has from the begining opposed the Islamic Revolution of Iran had no

faith and assurance in the people,s movement and they directed their attacks against Imam

Khomeini and strenothened in many cases the position of the westernized intellextual. The

experiences lf the past months has separated to some extent the noble revolutionary elements

from the elements dependant on imperialism and has exposed their face to the peoples of the

world.

Now we expose the face of moghadam Maraghaie one of the apparently revolutionary

intelectuals.

Mr . Moghadam Maraghaie was seeking to reimpose US dominance on Iran after it had

exploited the resourcers of the people and at the expense of the blood of thousands of

Martyrs.



مقدمه افشاگری شماره 3

ص: 56

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه افشاگری شماره 3

بافتح جاسوسخانه و مرکزتوطئه آمریکاذهنیتهای ملت مظلوم و همچنین ملتهای مستضعف درمورد

نقش بسیار گسترده وجهنمی شیطان بزرگ به عینیت مبدل گشت آنچنان که آمریکای جنایتکار را متزلزل

نمود و او به دنبال رسوایی بزرگی در سیاستهای ضد بشری خود قرار گرفت.

آمریکای جهانخوار استراتژی و هدف خود را در ایران بر این بنا نهاده بود که با ایجاد شرایطی برای

روی کار آمدن یک دولت میانه رو و متشکل از عناصروابسته منافع خود را تأمین و جلوامواج طوفانزا و

دشمن شکن انقلاب اسلامی را بگیرد. در این رابطه مرکز هدایت توطئه های آمریکا در منطقه و ایران یعنی

لانه جاسوسی ٬ نقش بسیار فعال و گسترده ای جهت به انحراف کشیدن مسئولین و دستگاههای اجرایی و

نفوذ در ارگانهای دولتی و غیره و همچنین کنارزدن انقلابیون وایجادجومسموم علیه آنها مانندروحانیت

مبارز ٬ سپاه پاسداران انقلاب و نهادهای انقلابی تعقیب می نمود.

این کتاب را که حاصل و منتخب یکسری از اسناد و تحلیلهای لانه جاسوسی در امور فوق است به

خدمت ملت آگاه و رزمنده تقدیم می داریم تا با وقوف کامل بر نقشه های دشمن شماره یک با هوشیاری

دقیق و عزم راسخ در جهت مقابله با آنها گام بردارند و نقشه های این توطئهگران را خنثی نمایند.

از خداوند بزرگ توفیق پیروی از راه امام امت را که در هم کوبنده توطئه های توطئهگران است

خواستاریم.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

دید کلی آمریکا راجع به انقلاب اسلامی ایران

اشاره

دید کلی آمریکا راجع به انقلاب اسلامی ایران

بخش.

نظر آمریکا راجع به اوضاع کلی انقلاب در ایران (دید کلی)

«از دیدگاه من انقلاب که ناگهان با پیروزی خود در فوریه گذشته روبرو شد شورشی بود علیه برتریها و

مزیتها...

به طور خلاصه انقلاب علیه برتریها و غربی شدن سریع رخ داد. به نظر من در نظر گرفتن این مسئله که

ما همه جا در پی افزودن منافع آمریکا توسط مداخله در امور باشیم بر ایرانیان اثر گذارد. البته میل برای

ارتباط وجود دارد ولی توسط مخالفت با غربی شدن و اختلاف طبقاتی پوشانده شده است.

ایران هنوز راه زیادی را باید بپیماید تا با برنامه های (CIA) دفتر همکاری های بین المللی آمریکا

منطبق گردد. کشور از یک انقلاب خالص سر به در آورده و اعضای رژیم سابق اکثرا یا اعدام شده اند یا

متواری اند یا در برزخ طاغوت زندگی می کنند.

یک تحلیل از ساخت قدرت در ایران بعد از انقلاب، خمینی و دیگر آیت اللّه ها را در رأس می گذارد؛ به

همراه دیگر روحانیون شیعه که برای مجلس انتخاب شده اند و اکنون در حال تدوین قانون اساسی هستند.

سپس نوبت ملاها می رسد که در داخل دولت موقت، دادگاههای انقلاب، کمیته ها و تشکیلات شبه نظامی


قرار دارند و در درجه سوم من سیاستمداران را جای می دهم (مثل بازرگان) که توانسته اند خود را

ارزشهای اسلامی غالب تطبیق بدهند و یک کنترل عاریه ای بر سکان تشکیلات دولت موقت یا شبه دولت

ص: 57

از جمله صنعت نفت داشته باشند. درجه چهارم دزدان دریایی که فرماندهی گروههای شبه نظامی

(پاسداران) کمیته های انقلاب را به عهده گرفته اند می باشد. در پایان ملاهای ساده جای می گیرند که به

توده ها در دهات و شهرها خدمت می کنند که پشتیبانی متعصبانه آنها بزرگترین منبع قدرت خمینی و

آیت اللّه ها می باشد.» (از نامه جان کریو از روابط عمومی سفارت به تد کوران آژانس اطلاعات بین المللی

آمریکا واشنگتن واشنگتن D.C) 12 مهر 58


بخش 1

راجع به امام خمینی

جریان امام خمینی

بخش 1

راجع به امام خمینی

«... روش اتخاذ تصمیم خمینی آرام و سنجیده است. او با صبر بی پایان همه نقطه نظرها را گوش می کند

و به هنگام اخذ تصمیم او تنها و بدون واسطه اقدام می کند. وقتی وی تصمیمی می گیرد قاطعانه از آن دفاع

می کند...

... در جلسات انفرادی با غربیها یا آنها که تمایلی به غرب دارند خمینی بسیار بی تفاوت است و

عکس العملی در مقابل مطالب مورد بحث ندارد. اگر مطلبی می خواهد بگوید به روش معمول خود قاطعانه

بیان می دارد. مذاکره به روش معمول (بده و بستان) با خمینی مفهومی ندارد. در او جایی برای سازش و

مصالحه وجود ندارد. احتمال اینکه کسی بتواند عقاید خمینی را به مقدار قابل توجهی تعدیل کند بسیار کم

است زیرا او به این گونه افراد با دید تحقیر و ظن می نگرد...»


در مورد سپاه پاسداران

در مورد سپاه پاسداران

«1 این سپاه به عنوان چشم و گوش انقلاب اسلامی عمل می کند و به عنوان نیروی مخصوص امام جهت

درهم کوبیدن هر نوع حرکت ضد انقلابی از هر طرف که بر علیه دولت اسلامی باشد وارد عمل می شود.

2 به عنوان نیروی به موازات ارتش عمل کرده تا اینکه از نظر نیرو هم سطح آنها شود و بتواند از هر نوع

انحراف در میان ارتش جلوگیری کند.

3 سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بر کلیه وظایف کمیته امام نظارت داشت تا اینکه مسئله ای غیرقابل حل

نماند.

4 سپاه پاسداران انقلاب به عنوان یک نیروی حافظ در داخل عمل کرده و همچنین به دیگر نیروهای

قانونی داخلی کمک می کند تا اینکه وظایفشان را به نحو احسن انجام دهند و با کوچکترین اخطار آماده

حرکت به هر نقطه ای باشند.

5 سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان نگهبان سرسخت انقلاب اسلامی عمل می کند. این افراد را با

شوق و ذوق میهن دوستی و روحیه فداکاری اسلامی تعلیم می دهند.


(از ساندرز به کوران 12 مهر 58) (تحلیل ارتش ایران)

6 سپاه پاسداران تحت کنترل اداری و اجرایی هیچ کدام از وزرای دولت نیست ؛بلکه تحت کنترل مستقیم

امام، توسط کمیته مرکزی انقلاب اسلامی خواهد بود. (از افشاگری شماره 5)»


در مورد مردم

ص: 58

در مورد مردم

«... مسایل جدی نسبت به ایالات متحده در دیدگاه مردم ایران وجود دارد که احتمالاً برای مدتی با

روابط آمریکا ایران مقاومت می کند. این مسایل با اطلاعات ضد آمریکایی که به طرف ایران در داخل

ایران در جریان است نضج می گیرد. ایرانیها شدیدا مظنون بوده و معتقدند که ما هم آواز با اسرائیل و شاه و

عربستان سعودی و حتی عراق و کمونیستها مشغول توطئه علیه آنها هستیم.

(از تحلیل قوه ابتکارات سیاسی شماره 20313 مهر 58)

... من معتقدم که در مورد ایران بعد از انقلاب که گروهها بدین حد ضعیف می باشند قدرت واقعی منوط

به اعتماد و جلب احساسات توده مردم است هم اکنون هیچ گونه تشکیلات و گروهی که بتواند اعتماد و

احساسات برانگیخته شده مردم را هر چقدر هم غیر واقعی باشد جلب کند وجود ندارد.»

(از نامه ساندرز به تد کوران در تاریخ 12 مهر 58)


راجع به کمیته ها

راجع به کمیته ها

«دستگاه حکومت ایران بین دولت موقت اسلامی مهدی بازرگان و کمیته های انقلاب که به وسیله امام

خمینی و رهبران مذهبی هدایت می شوند تقسیم می شود. تشکیلات کمیته ها به تعداد زیادی مستقل از

حکومت عمل می کنند و خمینی شخصا به هر که دستور می دهد. غالبا برخوردهایی بین این دو تشکیلات

صورت می گیرد و اینها در سیاست خارجی ایران انعکاس دارد. کمیته ها خارج از ضوابط دولتی گزارشات

را مستقیما به خمینی می رسانند.

* ادامه پاراگراف بالا راجع به کمیته ها به موضوع امام و دولت موقت برمی خورد.

«بازرگان و بسیاری از همقطاران او تمایل دارد که سیاست خارجی ایران و مسایل امنیتی را در

قالبهای سیاسی رایج حل کند. تاریخ روابط ایران و روسیه بر دوش آنها سنگینی می کند. آنها کلاً

محافظه کار بودند. دعوای اصلی آنها هزینه های زیادی بود که سیاست شاه بدون در نظر گرفتن نیازهای

کشور خرج می کرد و نیز گرفتاریهای ایران در خارج مرزهایش برای نگهداری سیاست غرب (آیت اللّه و

طرفدارانش بدبینی قابل ملاحظه ای به روسیه دارند ولی دیدگاههای خارجی آنها در این لحظه مقدمتا بر

پایه دشمنی با شاه و کارهایی که کرده است و پایه گذاری اسلامی و عملیات انقلابی بنیان گذاشته شده

است).

(از نامه چارلز ناس به وزارت امور خارجه آمریکا مورخ 20 اردیبهشت 58)


«همان طور که امور داخلی ایران به دو شاخه رسمی و غیر رسمی تقسیم یافته، سیاست خارجی آن

هم، چنین است. این سیاست بین دو جریان افکار انقلابی اسلامی و جریان محافظه کارانه سیاسیون

ملی گرا در حال نوسان است، نشانه های مشخص از آنجا مشاهده شد که در عرصه بین المللی یک گرایش

به سوی کشورهای رادیکال و نیز دوری جستن از اعراب میانه رو پدید آمد: حملات دائمی لفظی به

اسرائیل و صهیونیسم و بدگمانی نسبت به ابرقدرتها جناح دیگر تمایل به همکاری دولت با دوستها و

کوشش در جهت بنای یک اقتصاد مدرن. این سیاستهای دوگانه تا زمانی که دولت دائمی مستقر نشده باشد

ص: 59

و یا این دولت تعویض نشده باشد ادامه دارد. کوشش ما برای معتدل کردن سیاست رادیکال در موقعیت

فعلی بسیار محدود است.

ادامه برخورد بین این دو دیدگاهها تابعی است از کوششهای داخلی رژیم و پیشرفتش. این دوگانگی

بین دولت رسمی و کمیته ها به سردی خواهد گرایید سپس اندیشه ها و افکار و رفتارها ترکیب شده و درجه

بالاتری را کسب خواهد کرد. اگر این برخورد به آرامی نگراید در اوضاع خارجی ایران تأثیر خواهد داشت

و این حالت تا موقعی که یک تشکیلات اسلامی نهایتا مستقر نشود و یا اینکه دولت ساقط شود و یا

رفتارش را عوض کند ادامه خواهد داشت. انتصاب اخیر دکتر یزدی یکی از مشاوران نزدیک خمینی به

سمت وزیر امور خارجه به جای یکی از رهبران ملی دکتر کریم سنجابی قسمتی از کوششی بود برای

تغییر جهت سیاست خارجی در جهت نظریات امام خمینی. ضمنا یزدی از دنیای پیشرفته است و احتمالاً

می تواند شرایط را درک کرده و بهتر از بقیه، امام را به بازرگان مرتبط کند.

در ماههای اخیر، ما و دیگر دولتیها در زمینه سیاست خارجی ایران با یک تشکیلات ناپایدار روبرو

بوده ایم. خطوط اصلی سیاست مخصوصا خارجی به وسیله آیت اللّه طراحی شده. به عنوان مثال آیت اللّه

دستور قطع روابط مصر را بدون مشورت با دولت داد. در واقع وزارت امور خارجه بازیچه دست آیت اللّه

است. رئوس کلی سیاست خارجی ایران چنین است:

1 کوشش فراوان برای اتحاد اسلامی

2 دشمنی عمیق با اسرائیل

3 روابط نزدیک و حسنه با سازمان آزادیبخش فلسطین

4 کشش به سوی رادیکال شدن و مواجهه با کشورهای عربی. وارد شدن از کشورهای عرب

محافظه کار و رفقای نفتی ایران.

5 حمایت شفاهی از جنبشهای انقلابی دنیای سوم مانند زیمبابوه

6 برقراری روابط با کشورهایی که شاه با آنها روابط نداشت؛ مثل لیبی و کوبا

7 ادامه بدگمانی و بدبینی و حملات پراکنده به آمریکا و شوروی

8 شرکت در جنبش کشورهای غیر متعهد

9 بالا بردن قیمتها در OPEC

10 اتخاذ سیاستهای تندروانه در صحنه سیاسی و اقتصادی بین المللی

(از نامه چارلز ناس وزارت امور خارجه آمریکا 20 اردیبهشت 58

راجع به کمیته ها

”قانونهای به ستوه آورنده و رنج آور کمیته ها مانع از انتقال بی دردسر لوازم خانه آمریکاییها و

فرستادن آن به آمریکا می شود. در خلال هفته اخیر 45 % از فعالیتهای شخصی خارج از محوطه را

تا اطلاع ثانوی به تأخیر افتاده. از آنجایی که افراد کمیته خواستار جستجوی Maag محبوس کرده. پرواز

%100 ازوسایل هستند.تماسهای رایزنی خیلی کم شده است واگر هم برقرارشودبه نتیجه ای نمی رسد ٬ به

خصوص اگر پای کمیته ای هم در کار باشد.“

”از طرف دیگر من معتقدم که دولت سعی و کوشش خواهد کرد برای متعادل کردن روابط دو طرفه

ص: 60

سیاسی با آمریکاوسایر کشورهای غربی ملاقات اخیربنده بانخست وزیر وهمردیفان وزیرش٬تمایلات

آنها را به طور واضح برای بستن قرارداد تکنیکی و اقتصادی شامل قطعات یدکی و حضور مستشاران در

زمینه نظامی نشان دهد. آنها علاقه مندند که برای گسترش اسلام از امکانات اقتصادی و نظامی استفاده

نشود.حدی را که محافظهکاران درزیر نام ملیت بر علیه ایدئولوژی ادعامی کنند قابل اندازهگیری نیست و

بیشتر ربط دارد به برداشتهای سیاسی مردم تا یک فشار خارجی.

... اگراین دولت دوام پیدا کند روابط اقتصادی و سیاسی چنان خواهد بود که یک موقعیت بهتری برای

ما به دست خواهد آورد.“

(از سفارت آمریکا در تهران به وزارت امور خارجه آمریکا محرمانه)

20 اردیبهشت 58 Charles - Nass نویسنده چارلز ناس

راجع به امام

”عقاید وابستگی به آمریکا در بین دولت موقت و خمینی متفاوت است و فعالیتهای ضد آمریکایی

خمینی افزایش یافته است.

عقایدخمینی ضد هر گونه خارجی است مخصوصاً آمریکا.او مایل است که روابط کلی با آمریکاقطع

شود و نپذیرفتن کاملتر ٬ ضعف دولت موقت را در برابر خمینی آشکار نمود.

دولت آمریکاروابط تازه ای را براساس ضوابط دولت موقت ایجاد کرده است که اگر مثل گذشته استوار

و محکم نیست ولی دوستانه و همکاری طلبانه است. با اینکه دولت موقت به اهمیت روابط با آمریکا پی

برده است ٬ خمینی و اطرافیانش در این فکر نیستند.

خمینی دارای عکس العملی قاطع و سازش ناپذیر و سخت است ولی روش بازرگان که میانه رو است

قدری توأم با سازش ضعیف است و روابط بهتری با خارج دارد. او قصددارد که اوضاع اقتصادی کشور را

دوباره رو به راه کند.“

جریان امام خمینی

جریان امام خمینی

اسناد زیر به خوبی مقابله انقلابی امام خمینی را با آمریکای جهانخوار نشان می دهد؛ به خصوص


آمریکا. جریان امام خمینی و سازش ناپذیری، آن را متصل به مردم و خواست توده های مسلمان که کاملاً

در مقابل آمریکا هستند و سازش ناپذیر، به آمریکا ظنین بوده و او را همانند اسرائیل دشمن سرسخت خود

می دانند می بیند. نهادهای انقلابی که از اول انقلاب با تأیید امام خمینی برای پیشبرد انقلاب اسلامی

تأسیس شدند نیز در نظر آمریکا در جریان امام قرار دارند و آمریکا به خوبی خود را در مقابل آنها می بیند

و سعی در متلاشی کردن و تعدیل نیّات انقلابی این واحدهای انقلابی دارد.

سیاست آمریکا در مقابل جریان خمینی که جریان رادیکال و افراطی انقلاب اسلامی است چنین

عنوان می شود:

«1 در حال حاضر من هیچ راه حل سریع و مؤثری که سیاست خارجی نوین ایران را معتدل نماید نمی بینم.

از فرصتهایی که به دست می آید ما سعی می کنیم که ذهن امام خمینی و طرفدارانش را تعدیل کنیم.(از

سفارت به وزارت امور خارجه مورخ اردیبهشت 58)

ص: 61

2 ما باید هر چه زودتر پیام یا نماینده ای نزد خمینی بفرستیم. اگر چه او ضد آمریکایی سرسختی است و

همچنین ممکن است در ملاقات ما را بکوبد ولی این امر یعنی ملاقات، ما را به او نزدیک خواهد کرد و

مسایل مهمتر را می توانیم به او برسانیم و هم چنین سوءظن او را کم می کنیم.

ولی تماس با او نباید دوستان غیر مذهبیمان را از دست بدهد و همچنین دیدار با خمینی می تواند

وسیله ای شود برای تماس با دیگر روحانیون؛ زیرا تا خمینی ما را نپذیرد آنها ما را نمی پذیرند.(از ساندرز

به نیوسام شهریور 58 محرمانه)

3 هدف از ارتباط، تصادفات و در آغوش کشیدن روحانیون نیست. بلکه باید خمینی را مطمئن سازیم که

غرب، انقلاب اسلامی ایران را پذیرفته و تصمیم به هیچ گونه مداخله در اوضاع داخلی ایران را ندارد و

اوضاع فعلی سرچشمه ای از ضعف دولت بازرگان است.

موضوعی که خیلی با کمال نرمش و ملایمت باید به آیت اللّه پیشنهاد شود این است که بگوییم اگر

بخواهیم جلوی دخالت بیجای کمونیستها را بگیریم بازرگان به یک پشتیبان دیگر احتیاج دارد. ما

هیچ گونه پیشنهادی که کدام کشور اول پشتیبانی کند نداریم ولی شاید فرانسویها که در گذشته هم پشتیبان

خمینی بوده اند و این بهترین وضع باشد.»(از تحلیل قوه ابتکارات سیاسی 21 مهر 58 شماره (20313

سرّی و حساس))

***

آمریکا سعی دارد قاطعیت و سازش ناپذیری امام را با ملاقات با او و وعده و وعیدهای شیطانی خود

درهم بشکند و بدین وسیله وضعیت خود را در ایران مشروعیت ببخشد و ذهن دیگر روحانیون را برای

ملاقات آماده نماید.

همچنین می خواهد با ترسانیدن امام از موقعیت کمونیستها وجود خود را ثابت نماید و بگوید که

می تواند نقش مؤثری در این زمینه داشته باشد.

و همچنین درصدد است که منافع خود را در ارتباط با دیگر گروهها از دست ندهد و اگر در آینده آنها

قدرت گرفتند ابتکار عمل را از دست ندهد.


ولی آمریکا نمی داند که شعار اساسی انقلاب اسلامی ما (نه شرقی و نه غربی، جمهوری اسلامی است).

بنابراین نه امام و نه توده هایِ به پا خواسته، هرگز در مقابل جریانات مخالف و مشکلات به دامان

ابرقدرتها در نخواهند غلطید. جریانات 9 ماهه انقلاب و نپذیرفتن هیچ یک از افراد آمریکایی از جانب

امام خمینی به خوبی گویای این مسئله است.

اما بزرگترین سد در مقابل نفوذ آمریکا جریان قوی و توده ای امام خمینی است که اجازه نفوذ آمریکا را

در ایران نمی دهد و این آمریکاست که در مقابل این سد محکم و سازش ناپذیر احساس خطر کند.


سیاست آمریکا در مقابل حرکت توده های میلیونی

سیاست آمریکا در مقابل حرکت توده های میلیونی

«1 در بهار یک نقش فعالانه داشتیم که با تظاهرات بر علیه سنای آمریکا از بین رفت.

(منظور تظاهراتی است که توده های مسلمان در سراسر ایران بر علیه سنای آمریکا در مورد محکوم

کردن دادگاههای انقلاب اسلامی برپا گردید.)

2 چگونه می توانیم جو ضد آمریکایی را در ایران به نفع خود عوض کنیم. اگر چه این موضوع با روابط

ص: 62

ایران با آمریکا بستگی دارد ما می توانیم با تأکید بر روی حقوق بشر و تأیید انقلاب آن را تعدیل کنیم.

3 آژانس ارتباطات (ICA) بین المللی آمریکا بیشترین سعی خود را برای هر چه بهتر شدن پیوند ایران و

آمریکا گسترش دهد.

4 ایجاد میتینگ به نفع روابط ایران و آمریکا.

5 ایرانیها با وجود تکذیب های مکرر، عمیقا ظنین هستند که ما در رابطه با شاه، اسرائیل، عربستان و عراق

و حتی کمونیستها بر ضد آنها مشغول نقشه کشی هستیم.

6 چون ایرانیها در مورد ما لفظ امپریالیست و صهیونیست به کار می گیرند ما نمی توانیم با خیلی از آنها

راجع به این حرفها صحبت عمیق بکنیم (مسئله اعدامها و حقوق بشر) بلکه با توجه به منافع ما و حاد

نشدن روابط با ایران ما باید روابطمان را با ایران محدود کنیم.

7 ما با استفاده از مسئله اعراب و اسرائیل می توانیم روی افکار ایرانیها مؤثر واقع شویم و با مطرح کردن

نفوذ فلسطینیها در وقایع جنوب و مناطق نفت خیز این مسئله را عملی کنیم ولی هنوز از رهبران مذهبی،

روابط نزدیکی با سازمان آزادیبخش فلسطین دارند.

8 برای مثال فرستادن افراد مهم برای ملاقات با افراد مذهبی و غیر مذهبی و همچنین به کار بردن VOA

(صدای آمریکا) که پیامهای سیاسی را بدهد و زبان انگلیسی بیشتر یاد داده شود و مجله منتشر گردد.»

(از ساندرز به نیوسام شهریور 58. محرمانه

***

سیاست آمریکا در ایران این است که بتواند اعتماد و احساسات مردم را بسود خود جلب نماید. مسئله

حقوق بشر که از حربه های پوسیده امپریالیسم آمریکاست برای دلسوزی و جلب انسان دوستی مورد

استفاده قرار گرفته است غافل از اینکه توده های میلیونی با تظاهرات متعدد خود این نقشه های پوسیده را

در هم شکسته اند و این به تأیید خودشان نرسیده است.


با طرح مسئله حقوق بشر، تأیید انقلاب اسلامی، ایجاد میتینگ های سیاسی در مورد انقلاب اسلامی

ایران، فرستادن افراد مهم آمریکا برای ملاقات با شخصیتهای ایرانی و استفاده از پخش مستقیم صدای

آمریکا به زبان فارسی می خواهند افکار عمومی ایران را در حالتی نگه دارند که طرفدار و یا حتی مخالف

آمریکا و نفوذ امپریالیستی او نباشد و ایرانیها دیگر در مورد آمریکا لفظ امپریالیست و صهیونیست را به کار

نبرند. ولی آمریکا خود نیز می داند که ملت ایران شدیدا به آمریکا ظنین بوده و او را عامل اصلی جنایات

شاه خائن در ایران می داند.

همچنین آمریکا سعی دارد که در افکار عمومی توده های ما ایجاد تخریب نماید و آن را منحرف کند و

با ایجاد جنگ روانی و اغتشاش محیط انقلابی را مغشوش کرده به نفع خود بهره برداری کند.

استفاده از مسایل فلسطین و ناراحتی از طرفداری یکپارچه ملت ایران از آرمان فلسطین، آمریکا را

می آزارد و سعی در مخدوش کردن این حمایت می کند و به متهم کردن و خراب کردن وجهه فلسطین در

ایران دست می زند و یا با استفاده از طرحهای زیر، سعی در ایجاد بلوا و اغتشاش می کند که به وسیله عمال

و منابع ایرانی خود که سرسپرده امپریالیست ها هستند نیات خود را عملی کُند سند زیر گویای این مسئله

است.(جان گریوز)

من دو سناریو (برنامه و طرح) را که می تواند منجر به هرج و مرج گردد در نظر دارم.

ص: 63

1 یکی نیروهای تمرکز یافته ای که توسط نارضایتیهای منطقه ای و قومی تحریک شده باشند و اگر با اینها

به اندازه کافی به طرز غلطی رو به رو شوند ممکن است باعث تعطیل شدن و بسته شدن مناطق نفتی

گردند و یا اقتصاد سنتی را از هم بپاشد و یا جوری ملی گرایی را خراب کنند که توده ها با رهبران مذهبی

بی عرضه خود مخالف شوند.

2 نفاق در مدارس بین محصلین و بین کادر مدارس و یا هر دو که منجر به بسته شدن مدارس یا محیط

خشونتهای افراطی که باعث نارضایتی عمومی و همچنین به شیوه قبل از انقلاب، چهلم هایی بعد از

چهلم گرفته شود. (از روابط عمومی سفارت به کوران مهر 58) شماره 20547

این شیوه های مبارزه با انقلاب اسلامی ایران به خوبی نشان می دهد که سیاست قبول و به رسمیت

شناختن انقلاب اسلامی و رفع سوءظن های مردم بر علیه آمریکا همه و همه فریبهای این امپریالیست

خونخوار است که هدفی جز سلطه دوباره بر ایران و در نهایت متلاشی شدن انقلاب اسلامی توده های ملت

ندارد.

اما همه برنامه های فرهنگی سیاسی که آمریکا می خواهد برای انقلاب ایران تدارک ببیند به وسیله یک

مؤسسه فرهنگی اعمال می شود به نام (CIA)یا مرکز ارتباطات بین المللی آمریکا که ما در ایران آن را

بیشتر به نام انجمن ایران و آمریکا می شناسیم. نظر به اهمیت فراوان این مرکز در بخشی جداگانه به بررسی

آن خواهیم پرداخت.

همچنین آمریکا سعی دارد که با استفاده از جشن هجرت پیامبر اکرم احساسات مذهبی مردم را نسبت

به آمریکا و به نفع آمریکای جهانخوار تحریک نماید و بهره برداری کند و یا حداقل از حملات توده های

مردم نسبت به آمریکا بکاهد.


***


جشن هجرت در ایالات متحده

از: سفارت آمریکا در تهران

به: کمیته داخل دولت آمریکا واشنگتن D.C

موضوع: جشن هجرت در ایالات متحده.

1 آیت اللّه خمینی امروز به شورای انقلاب و دولت موقت ایران دستور داد که با برنامه های انقلابی به

استقبال آغاز پانزدهمین قرن هجرت بروند تا عظمت و فرخندگی این موقعیت را بنمایانند.

2 فورا اطلاعات مورد نیاز در زمینه طرحهای ایالات متحده به منظور بزرگداشت (هجرت) را به نحوی

که با جشنهای ایران مرتبط باشد پست نمایید.

3 اگر ایالات متحده در نظر دارد که جشن های هجرت را با شرکت بعضی از ایرانیها برگزار نماید، جزئیات

لازم را بفرستید.

لینگن کاردار سفارت آمریکا در تهران


در مورد سپاه پاسداران

در مورد سپاه پاسداران

سفارت آمریکا سعی بر این داشت که همه حرکات سپاه را زیر نظر داشته باشد و اطلاعات کافی و لازم

از تشکیلات، طرز فکر و افراد و فرماندهان سپاه که یک واحد انقلابی و مردمی است داشته باشد و این به

ص: 64

خوبی نشان می دهد که آمریکا از هر واحد و ارگان مردمی و انقلابی بشدت وحشت دارد.

سیاست آمریکا در مقابل این واحد، نفوذ در آن، داشتن افرادی که بتوانند اطلاعات لازم را به سفارت

برسانند و کنترل این واحد است.

***

«سیاست ما در مقابل ایران طوری بوده است که ما در چشم ایرانیها و حتی آمریکائیها و دیگر ملیتها

ضعیف به نظر می رسد و این پاسداران دولت موقت بودند که در 24 ماه مه پرچم آمریکا را در سفارت پایین

کشیدند و به تظاهر کنندگان برای آتش زدن دادند، این بی حرمتی ها و نپذیرفتن کاردار اینها ضعف ما را

نشان می دهد نه صبوری ما را»

(از تحلیل نقش آمریکا در ایران از استمپل به وزارت امور خارجه آمریکا)

افشاگری شماره 5 ما که نشان دهنده یک برآورد دقیق از تشکیلات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در

شهرستانها و تهران است نشان دهنده حساسیت بیش از حد آمریکا از سپاه است چارت سازمانی تعداد

افراد نظامی، فرمانده ها و نوع روابط آن مورد نظر بوده است.


سیاست آمریکا در قبال کمیته های انقلاب اسلامی

سیاست آمریکا در قبال کمیته های انقلاب اسلامی

از آنجا که تحلیل کاملاً مشخصی راجع به کمیته ها در دسترس نیست، ولی از کل تحلیل ها و اسناد

چنین بر می آید که با توجه به شناختی که سفارت از ماهیت کمیته ها دارد سعی دارد به وسیله فشار روی

سیاسیون وابسته به سفارت به تعطیل کمیته ها کمک کند و کلاً هدف سفارت منحل شدن و نابود شدن

کمیته ها بوده است؛ زیرا در عملیات جاسوسی و بسیاری از زد و بندهایی که با سیاسیون و عوامل خود

انجام می داده اند، در عمل به وسیله افراد کمیته های مختلف در سراسر ایران خنثی می شده است، این امر در

اوایل انقلاب که عملیات کمیته ها تعیین کننده تر از این اواخر بوده بشدت مشهود است.

همچنین آمریکا سعی دارد، منابع جاسوسی خود را در کمیته ها مستقر کرده و از افراد ایرانی سرسپرده

امپریالیسم استفاده کرده و اطلاعات کسب کرده و یا در مواردی وارد عمل شود.

وجود جمشید ایرانپور در کمیته انقلاب اسلامی اصفهان دال بر این قضیه است، همچنین مهدی روغنی

که دارای نفوذی در کمیته ها بوده است.

***

«بنا به گفته یک منبع نزدیک به کمیته انقلاب، توضیح مختصری در مورد وحشیگری جاری مربوط

می شود به این حقیقت، که تقریبا همه روحانیونِ مسئولِ محاکمهِ افراد دولت سابق، افسران نظامی و پلیس

که دستگیر شده اند خودشان تحت بدرفتاری بوده اند، بنابراین طرز تلقی آنها عموما انتقام جویانه

می باشد.»

***

طبیعی است که بعضی از برداشتهای منابع و سفارت با اندک توجهی غیر واقع بودنش به خوبی

مشخص و هویدا می شود از جمله ادعای فوق به خوبی نشان دهنده دید غلط سفارت و منابع از عمل

انقلابی و اسلامی دادگاههای انقلاب است که مورد تأیید قاطعانه امام خمینی و ملت مسلمان بوده است.


اطرافیان خمینی

ص: 65

اطرافیان خمینی

«ساخت قدرت در ایران بعد از انقلاب، خمینی و دیگر آیت اللّه ها را در رأس می گذارد و به همراه

روحانیون شیعه که برای مجلسی انتخاب شده اند که اکنون در حال تدوین قانون اساسی است، سپس نوبت

ملاها می رسد که در داخل دولت موقّت، که دادگاههای انقلاب، کمیته ها و تشکیلات شبه نظامی رخنه

کرده اند، در درجه سوم سیاستمداران را جای می دهم، مثل بازرگان ... در درجه چهارم دزدان دریایی که

فرماندهی گروههای شبه نظامی (پاسداران) و کمیته های انقلاب را به عهده گرفته اند می باشد و در پایان

ملاهای ساده جای می گیرند که به توده های در دهات خدمت می کنند که پشتیبانی متعصبانه آنها بزرگترین

منبع قدرت خمینی و آیت اللّه ها می باشد.

(از نامه به تد کوران به وسیله جان گریوز و ساندرز مورخ 12 مهر 58)


نظرگاه آمریکا در مورد دولت موقت

نظرگاه آمریکا در مورد دولت موقت


بخش 2

نظرگاه آمریکا در مورد دولت موقت

بخش 2

نظرگاه آمریکا در مورد دولت موقت

1 در مورد اطلاعات در مورد عراق من راهنمایی وزارت را در این مورد خواستارم. از نقطه نظر منافع ما،


در اینجا جواب مثبت می تواند عواقب سودمندی داشته باشد. سهیم کردن دولت موقت در ارزیابی های

ما از دولت عراق می تواند معرف این باشد که آمریکا توجه زیادی به ثبات در منطقه خلیج فارس دارد.

فرض کنیم که آنچه را ما به دولت موقت می دهیم معرف این باشد که دولت عراق قصد جنگ ندارد. این

ممکن است از بعضی نظرات به ما کمک کند. در مورد روابط دوجانبه ما با دولت موقت، پذیرش این

موضوع می تواند در جلب اطمینان دولت موقت و تمایل ما برای همکاریهای سودمند متقابل مفید واقع

شود.

2 ما فکر می کنیم که در ملاقاتهای اولیه تا جائی که ممکن است باید به دولت موقت تأکید کنیم که خطرات

داخلی ایران کاملاً از پشتیبانی کشورهای خارجی برخوردار است و طوری وانمود کنیم که ما را از

آشوبهای داخلی دولتی و کشوری ایران مبرا سازد؛ البته این کارِ مشکلی خواهد بود؛ ولی باید با یک

تلاش مداوم پیگیری شود. احتمالاً شروع کار مشکل خواهد بود، ولی ما باید سعی کنیم در این آزمایش

بعضی از اطلاعات نیز، در عوض به آمریکا داده شود. مثال: روش دولت موقت نسبت به عراق، پشتیبانی

ایران از شورشیان افغانستان، روش روسیه در روابط مستقیم با دولت موقت، حزب توده...

3 کاردار امیدوار است که به وسیله انتظام کاری کند که روزنامه ها حملاتشان را نسبت به آمریکا کاهش

دهند.

4 در این موقع حساس هیچ دولتی قادر نیست که حکومت ایران را سرنگون کند.

5 ما با دولتی که بی تجربه است و هدفهایش نامعلوم است سرکار داریم.(از تحلیل قوه ابتکار سیاسی

شماره 20313 تاریخ مهر 58).

6 عقاید وابستگی به آمریکا بین دولت موقت و خمینی متفاوت است. (از تحلیل نقش آمریکا در ایران

استمپل به وزارت خارجه)

7 هر دولتی که در ایران بر سر کار آید، چه طرفدار شوروی باشد و چه طرفدار سرمایه داری، مایل خواهد

ص: 66

بود که دسترسی به تکنولوژی آمریکا و مقداری کمکهای نظامی و مواد غذائی داشته باشد، که بدون

احترام به آمریکا این موارد جزئی در اختیار آنها قرار نخواهد گرفت. بنابراین باید دولت موقت، خمینی

را در جریان اینکه سیاست ایران برای ما غیرقابل قبول است قرار دهد. (از تحلیل نقش آمریکا در ایران

از استمپل به وزارت امور خارجه)


سیاست آمریکا در قبال دولت موقت

سیاست آمریکا در قبال دولت موقت

دولت آمریکا روابط تازه ای را بر اساس ضوابط دولت موقت برقرار کرده که مثل گذشته استوار و

محکم، نیست ولی دوستانه و همکاری طلبانه است؛ مادامی که دولت موقت به اهمیت روابط با آمریکا پی

برده است. (از تحلیل نقش آمریکا در ایران از استمپل به وزارت امور خارجه آمریکا)

با توجه به احتیاج ایران به قطعات یدکی و احتیاط سوءظن ایران در ایران در مورد سپرده های

فروشهای نظامی آمریکا ما باید مسئولانه عمل کرده و بازرگان را قدرت بدهیم و مطمئن باشیم که در آینده

در ارتش دوستانی خواهیم داشت که می توانند معضلات سیاسی مملکت را راهگشا باشند. (از ساندرز به


نیوسام شهریور 58 سرّی)

ما آماده ایم که قدمها را فراتر نهیم اگر ایران مایل باشد. ما آمادگی داریم که ایران هر چه بخواهد

همکاری کنیم؛ برای مثال تبادلات خبری، توسعه کشاورزی کنترل مواد مخدر، به وجود آوردن کار و

استخدام آنها، مدیریت منافع نفتی.

حتی ما به باقی ماندن سایت های خبری برای تحقیقات سالت (Salt) و سودی که این موضوع برای

صلح جهانی دارد علاقمند هستیم و در یک موقعیت مناسب، آماده هستیم که در این مورد با ایرانیها بحث

کرده و اجازه دهیم که ایرانیها سایت ها را اداره کنند. ما امیدواریم که ایران این حرکات را حرکات

خالصانه ای تلقی کند. (نامه ای از هنری پرشت به لینگن واشنگتن B.D.C 13 سپتامبر 79)

چگونه می توانیم مانع بحث و مشاجره بین ایران و کمپانیهای خصوصی شویم؟

ایران شروع به پرداخت بعضی از صورتحسابها کرده است و بعضی از قراردادها را دوباره به کار گرفته،

مثل قرارداد 50 میلیون دلاری گندم، پروژه پالایشگاه اصفهان و همچنین 20 میلیون دلار به Amc

پرداخت شده، برای شروع بهره برداری از ماشینهای جیپ همچنین Gte و با شرکت هلی کوپترسازی بل

(BHI) در حال گفت و گو است.

توصیه: به اتاق بازرگانی خصوصی ایران آمریکا توصیه شود که در جهت حل مسئله به ما کمک کند و

باید یک هیئت تبلیغی فعال برای این موضوع به تهران فرستاد.

به شرکتهای آمریکایی اطمینان می دهیم که کمک ما به آنها فقط در رابطه با ایرانیان است و موفقیت

خود ماست که شروع می شود. (از ساندرز به نیوسام شهریور 58)

آیا ما باید فعالیتهای سیستمهای خبری خود را توسعه دهیم؟ ما اطلاعات کمی درباره گروهها داریم و

گروههای کمی به نظر می رسند که دارای یک پیوستگی و قدرت باشند. ما احتیاج داریم که در این باره

بیشتر بدانیم. یک افسر مفسر سیاسی سیا (CIA) خبرهای مختصرِ خوبی به بازرگان یزدی امیر انتظام

در روز 21 اوت داد. ایرانیها بیشتر علاقه مندند که در مورد اوضاع عراق فلسطین افغانستان و خطری

که شوروی برای دولت موقت دارد مطالبی بدانند. آنها تقاضا کردند که این گزارش مختصر تا دو ماه دیگر

ص: 67

تکرار شود و دوباره داده شود. ما باید به ادامه تبادلات اطلاعاتی خود با ایرانیان ادامه دهیم. زمانی که این

تبادلات عملی شد جستجو را برای به کار گرفتن افسران نظامی ایران برای داخل شدن در یک امتحان از

تهدید نظامی آغاز کنید. (سند فوق)

در این موقع حساس هیچ دولتی قادر نیست که حکومت ایران را سرنگون کند، پس باید از در

مسالمت آمیز با ایران درآمد و به گسترش کارهای عملی کمک نمود. (از تحلیل قوه ابتکار سیاسی شماره

20313 مهر 58)

جلب اعتماد رژیم در جهت کاهش عکس العملها که در آینده به نوبه خود در ثبات مؤثر خواهد بود.

در ماههای اخیر آمریکا قدمهای محدودی برای یک روابط جدید برداشته است:

واگذاری قطعات یدکی لوله های نفتی، شروع مجدد خرید قطعات یدکی از طریق ایرانیان، فروش نفت

چراغ و نفت گرم کننده، هماهنگ کردن کوشش اداره ایالتی برای حل مشکلات تجاری.


کوشش صبورانه ای برای بستن برنامه خریدهای ارتشی ایران در وضعی که نشانگر حمایت ایران و

نقطه نظر آمریکا باشد، می شود. ما باید به موقعیتهایی که باعث تحکیم روابط و اعتبارات ما با دولت موقت

می شود جواب مثبت بدهیم ولی نباید زیاد خود را جلو بیندازیم.(سند فوق)

***

طرح کلی سیاست آمریکا در قبال دولت موقت و انقلاب، طی دو برنامه کوتاه مدت و بلند مدت

برنامه ریزی شده است.


سیاست کوتاه مدت

سیاست کوتاه مدت:

در مدت زمان کوتاه (تا قبل از تشکیلات یک دولت جدید) ما می خواهیم تمام مسایل گذشته حل شود

و از بیان هر گونه بحث و مجادله دوری شود. در طول این ماهها ما اساس معامله با دولت جدیدی که

امیدواریم دارای قدرت مؤثر بیشتری باشد طرح ریزی کنیم.


برنامه بلندمدت

برنامه بلندمدت:

ما می خواهیم برای ایرانی کار کنیم که میانه رو باشد و ناسیونالیست های مخالف مذهب تسلط بیشتری

در اداره مملکت داشته باشند. در ضمن تا قبل از استقرار دولت جدید، ما می توانیم طریق نفوذ در ایران را

امتحان کنیم. بایستی یک موقعیت توأم با اطمینان و احترام در ایران رواج دهیم، ما معتقدیم که بایستی

حالا شروع به رفع مسایل دو طرف بکنیم و پیشنهادهای زیر را ارائه می دهیم:

1 فرستادن سفیری به ایران بازرگان و همکارانش امیدوارند ما بدون معطلی یک فرد غمخوار و دلسوز به

انقلاب ایران را انتخاب کنیم.

2 تماس با امام.

3 روابط نظامی را توسعه دهیم.

4 جلوگیری از بحث و مجادله بین دولت ایران و کمپانی های آمریکایی

5 چگونه می توانیم دستگاههای خبری پایگاههایمان را به کار اندازیم؟

6 چگونه می توانیم از ادامه تهیه نفت در ایران مطمئن شویم؟

ص: 68

7 توسعه کارهای کنسولگری و ویرانی.

8 توسعه فعالیتهای خبری و اطلاعاتی.

9 چگونگی فعالیتهای حقوق بشر

10 تصحیح نظر و اعمال ایرانیان راجع به آمریکا

هر دولتی که در ایران بر سر کار بیاید، چه طرفدار شوروی و چه طرفدار سرمایه داری، مایل خواهد

بود که دسترسی به تکنولوژی آمریکا و مقداری کمکهای نظامی و مواد غذایی داشته باشد. بدون احترام به

آمریکا این موارد جزئی در اختیار آنها قرار نخواهد گرفت، بنابراین باید دولت موقت و خمینی را در این

جریان که این سیاست ایران برای ما غیرقابل قبول است قرار دهیم. (از ساندرز به نیوسام شهریور 58)


دولت قبول نموده که روابط دو جانبه براساس احترام متقابل با ما داشته باشد، ولی هنوز در سطح عموم

مطرح نگردیده.

***

از نامه لینگن به وزارت امور خارجه 29 مرداد 58


خطوط اصلی سیاست آمریکا در مورد دولت موقت

خطوط اصلی سیاست آمریکا در مورد دولت موقت

1 با توجه به عدم توانایی در سرنگون کردن دولت و حکومت راه مسالمت را برگزیده اند.

2 رفع سوءظن ها نسبت به آمریکا و ایجاد تفاهم و حسن نیت کمک و مساعدت و غمخواری برای ایران.

3 دولت موقت به اهمیت روابط با آمریکا واقف است و این زیر بنای سیاست آمریکا و زمینه سیاست

اوست.

4 تکیه آمریکا بر روی میانه روی دولت موقت و انتخاب دولت موقت به جای جریان خمینی که سرسخت

و ضد آمریکایی است؛ برای اجرای سیاستهای خود.

5 همکاری در جهت تحکیم دولت موقت به عنوان یک نهاد در مقابل دیگر جریانات ضد آمریکا.

6 همکاری اقتصادی اطلاعاتی نظامی سیاسی برای قدم جلو گذاشتن و نفوذ در اقتصاد و سیاست

ایران و خوشبین کردن دولت موقت به کمک آمریکا، نسبت به انقلاب اسلامی و رفع سوءظن ها و وابسته

کردن دوباره دولت موقت به کمکهای حساس آمریکا نظیر دادن اطلاعات مهم سیاسی.

7 آمریکا می خواهد تا قبل از تعیین رئیس جمهور و حکومت رسمی کشور با استفاده از دولت موقت در

ارگانها نفوذ کرده و عملیات سیاسی و نفوذ خود را امتحان کند.

8 در حقیقت سیاست آمریکا در مورد دولت موقت برنامه ریزی حرکات آینده آمریکا است. نفوذ و

استفاده از عناصر خود در ارتش رفع اختلاف با کمپانیهای غارتگر بین المللی با امید منافع سرشار در

آینده. ریسک در مورد دادن قطعات یدکی و معاملات کم سود و دادن اطلاعات جاسوسی مهم به دولت

موقت، برای جا باز نمودن و وابسته کردن ماشین نظامی اطلاعاتی و اقتصادی به آمریکا در آینده ای

نزدیک.

9 استفاده از شیوه های فرهنگی بوسیله ICA در جهت افکار عمومی و با استفاده از کارهای فرهنگی،

علمی و ... و حقوق بشر آمریکایی برای رفع جو ضد آمریکا در انقلاب و مردم و رهبران مذهبی انقلاب.

10 برنامه ریزیهای مختلف، برای شکست انقلاب در آینده به وسیله انواع و اقسام شیوه ها که در اصل در

ص: 69

صورت نرم نشدن انقلاب به سوی آمریکا بتواند از آن استفاده کند. در حقیقت این سیاست اصلی آمریکا

است، منتهی به خاطر مساعد بودن شرایط که عمدتا به آمریکا تحمیل شده است. و موقتا راه مسالمت را

برگزیده است.


سیاست آمریکا در قبال انقلاب اسلامی ایران

سیاست آمریکا در قبال انقلاب اسلامی ایران

بخش 3

منافع آمریکا در ایران

1 با توجه به تحلیل از انقلاب اسلامی ایران و تشریح نیروها و جریانات موجود در ایرانِ بعد از انقلاب،

سیاست آمریکا در قبال منافعش در ایران مشخص می گردد.

منافع آمریکا در ایران

«اهداف ما در ایران دسترسی به نفت، رد نفوذ شوروی، ارتقاء دوستی و غیر متعهد بودن و بالاخره

برپایی یک دولت میانه رو.


سیاست آمریکا در قبال ایران

سیاست آمریکا در قبال ایران

1 ما احتیاجی نداریم که روی مسئله اهمیت ایران برای غرب ایستادگی کنیم، کافی است بگوییم استقلال و

ثبات ایران از هر چیز دیگری، حالا برای ما از زمان شاه بیشتر ارزش دارد.

2 ما می خواهیم برای ایرانی کار کنیم که میانه رو باشد و ناسیونالیست های مخالف روحانیت، تسلط

بیشتری در اداره مملکت، داشته باشند و در ضمن تا قبل از استقرار دولت جدید ما می توانیم طریق نفوذ

در ایران را امتحان کنیم. بایستی موقعیت توأم با اطمینان و احترام در ایران رواج دهیم. ما معتقدیم که

بایستی حالا شروع به رفع مسایل دو طرف بکنیم و پیشنهادهای زیر را ارائه دهیم. (از ساندرز به نیوسام

شهریور 58)

3 مادامی که جهت سیاسی دقیق ایران اتخاذ نشده و مادامی که قدرت روحانیت توسط دیگر گروهها کم

نشده، ما باید طوری رفتار کنیم که با جناح روی کار آمده، بتوانیم سازش کنیم و این در حالی است که

یک پیوند محکم بتوانیم با دیگر گروههای مخالف سیاسی برقرار کنیم.

4 در این موقع حساس هیچ دولتی قادر نیست که حکومت ایران را سرنگون کند. پس باید از در

مسالمت آمیز با ایران در آمد و به گسترش کارهای عملی کمک نمود. جلب عناصری در ارتش و

گروههای میانه رو مذهبی که در آینده نقش حساسی خواهند داشت و جلب اعتماد رژیم در جهت

کاهش عکس العملهایی که در آینده به نوبه خود در ثبات مؤثر خواهد بود.

5 در مدت زمان کوتاه می خواهیم همه مسایل گذشته حل شود و از هر گونه مجادله دوری شود. در این

مدت ما یک معامله را با دولت موقت جدیدی که امیدواریم دارای قدرت مؤثر بیشتری شود خواهیم

ریخت. ما می خواهیم در عرض این مدت سوءظن رهبران را برطرف و تا جایی که ممکن است با آنها

طرح دوستی بریزیم.

***

با توجه به مشکلاتی که آمریکا در ایران دارد و شناخت موضع امام خمینی و مردم در مقابل آمریکا و

ص: 70

استحکام انقلاب، به این نتیجه می رسد که این حکومت را نمی تواند از طریق معمول و آنچه که در

کشورهای دیگر از طریق اشغال و کودتا عمل می نموده اند سرنگون کند. لذا دست به طرح یک سیاست

بلند مدت می زند تا بعد از چند سال بتواند دوباره سلطه سیاسی اقتصادی خود را بر ایران حاکم کند.

6 مسایل مورد علاقه ما در ایران عبارت است از حفظ تمامیت ارضی ایران و استقلالش؛ دوم، حفظ و اداره


کار صنعت نفت ایران؛ سوم، سیاست خارجی ایران که مانع از نزدیک شدن زیاد ایران به عناصر رادیکال

غیر متعهدها می شود. (از نامه لینگن به وزارت امور خارجه 29 مرداد 58)

آمریکا درصدد است که اهداف خود را در ایران بشمارد و تکیه بر منافعی می کند که طی 25 سال از این

خوان گسترده برداشت نموده و لزوم و حیاتی بودن این منافع را تجربه کرده است؛ این است که فقط منافع

خود را آن هم به طور اختصار بر می شمارد:

دسترسی به نفت برای ماشین اقتصادی امپریالیسم بسیار حیاتی و مهم است. و می تواند با قطع خود

شریانهای اقتصادی صنعتی اروپا آمریکا ژاپن و دیگر اقمار امپریالیست ها را بخشکاند.

«نفوذ شوروی که می تواند موقعیت ایران را از نظر سیاسی و موقعیت استراتژیک و سوق الجیشی مورد

اهمیت قرار دهد. و رقابت آمریکا و شوروی را در مورد ایران از نظر منافع اقتصادی و سیاسی و رسیدن به

آبهای گرم خلیج فارس نشان دهد.

ایجاد یک دولت با ایران که به ظاهر غیر متعهدانه نسبت به آمریکا باشد. به طوری که ایرانیها فکر نکنند

که آمریکا دوباره قصد تسلط و تعهد امپریالیستی نسبت به ایران دارد. در حقیقت می خواهد با یک فریب

سیاسی و بلند مدت با ایران از در دوستی درآمده تا ارگانها و نهادهای خود را دوباره محکم کرده و شروع

به نفوذ و حمله نماید. و بالاخره برپایی یک دولت میانه رو.

در حقیقت آمریکا به خوبی دریافته است که جریانِ امام تسلیم ناپذیر و ضد آمریکا و ضد استبداد است

و هرگز سازش نخواهد کرد و جریان کلی انقلاب را به حالت افراطی خواهد کشاند و تنها میانه روی و

محافظه کاری است که می تواند این حالت انقلابی را که در آن جایی برای آمریکا و نفوذ جهنمی آن وجود

ندارد متلاشی کند و به نفع آمریکا به عقب براند.

طبیعی است که آمریکا این نیت خود را در جای به خصوصی جستجو می کند که عمدتا پایگاه آن تفکر

و خواست آمریکا خواهد بود. محافظه کاران، میانه روها، و ... پایگاه این خواست آمریکا در ایران است.

حال سیاست آمریکا با توجه به اهداف و شناخت او از انقلاب اسلامی چنین ترسیم می شود.

1 باید از در مسالمت آمیز با ایران درآمد و در بعضی کارها کمکش نمود و جلب اعتماد رژیم ایران.

2 در مدت زمان کوتاه تمام سوءتفاهمات و همه اعمالی که طی سالها در ایران انجام شده باید برطرف شود

و رفع سوءظن نسبت به آمریکا.

3 باید قدرت دولت موقت را تقویت نمود. زیرا ثبات ایران به نفع ماست (کلاً در این وضع).

4 کلاً جریان انقلاب را به میانه روی کشاند و ناسیونالیست ها از مذهبیون قدرتشان بیشتر شود.

5 در یک مدت کوتاه معامله ای با دولت موقت بنماییم.

6 ما باید طرح نفوذ در ایران را تا قبل از استقرار حکومت رسمی در ایران امتحان کنیم.

7 ما آماده ایم که مدتها را فراتر نهیم. اگر ایران مایل باشد ما آمادگی داریم که ایران هر چه بخواهد همکاری

کنیم، برای مثال مبادلات خبری توسعه کشاورزی کنترل مواد مخدر به وجود آوردن کار و استخدام،

ص: 71

مدیریت منابع نفتی؛ حتی ما موافقیم که سایت های خبری برای تحقیقات سالت (Salt) و سودی که این

موضوع برای صلح جهانی دارد علاقه مند هستیم در یک موقعیت مناسب، آماده هستیم که در این مورد


با ایرانیها بحث کرده و اجازه دهیم که ایرانیها سایت ها را اداره کنند. ما امیدواریم که ایران این حرکات را

خالصانه تلقی کند.

8 همچنین تا زمانی که اهداف سیاسی رژیم ایران روشن نیست و روحانیت به وسیله دیگر گروهها کنار

زده نشده است، ما باید دوستی و ارتباط خود را با دیگر گروههای مخالف سیاسی نگه داریم تا در

صورت به قدرت رسیدن آنها بتوانیم به راحتی با آنها سازش کنیم.

حال آمریکا با این تحلیل از قضایای ایران و با توجه به خط مشی اساسی خود وارد انقلاب ایران

می شود و در قبال هر یک از نیروهای انقلاب و جریانات اجتماعی سیاسی یک نوع سیاست اتخاذ می کند

و در نهایت به وسیله فعالیت فرهنگی گسترده خود می خواهد در توده های مردم نفوذ کرده و سلطه

فرهنگی خود و در نهایت منافع خود را در ایران دوباره زنده کند. در این قسمت فعالیتهای آمریکا در بخش

فرهنگی مهمترین فعالیت آمریکا در ایران است.

با اندکی توجه دقیق به مطالب ارائه شده از اسناد و تحلیلهای آمریکاییان در می یابیم که این سیاست

مسالمت آمیز دقیقا به خاطر عدم توانایی آمریکا و دوستانش در سرنگون کردن رژیم ایران است والا این

هدف در صدر اهداف آمریکا در ایران بعد از انقلاب می باشد.

در حقیقت سیاست اصلی آمریکا که سرنگونی رژیم ایران است و شکست انقلاب اسلامی است که از

نقاط زیر به خوبی استنباط می گردد.

***

1 ما باید به ادامه تبادلات اطلاعاتی خود با ایرانیان ادامه دهیم؛ زمانی که این تبادلات عملی شد جستجو

را برای به کار گرفتن افسران نظامی ایران برای داخل شدن در یک امتحان از تهدید نظامی آغاز کند.

2 با توجه به احتیاج ایران به قطعات یدکی و احتیاط سوءظن دار ایران در مورد سپرده های فروشهای

نظامی در آمریکا ما باید مسئولانه عمل کرده و بازرگان را قدرت بدهیم و مطمئن باشیم که در آینده در

ارتش دوستانی خواهیم داشت که می توانند معضلات سیاسی مملکت را راهگشا باشند.

3 ... اجازه دهید که به یک موضوع در این خصوص اشاره کنم. از نظر ما، چنانچه محدوده ای وسیع تر از

آنچه لازم است پی به اعمال ما در مناطق دارای اقلیتها ببرند خواستهای ما به مخاطره خواهد افتاد...

از نامه لینگن به زبیگنبو برژینسکی مورخ اکتبر 28/1979 مطابق 6 آبان 58

4 ... در این رابطه باید متذکر شد که به تازگی برنامه های خارجی رادیو، شنوندگان بسیار زیادی پیدا کرده

است. کسانی که با خمینی می جنگند و طرفداران آنها می خواهند خبرها را از صدای آمریکا (VOA)

کسب کنند. شما می توانید از نفوذ خود در رادیو صدای آمریکا استفاده کرده و از راه تأکید بیشتر بر روی

مشکلات مهم آنها و بازگو کردن علل آن عکس العمل سریعتری بر روی اعمال مقاوم و متقابل نشان

دهید. من می دانم این صدا کاری ناچیز است، ولی اثر روانشناسی فوق العاده ای دارد و بسیاری از افراد

مقاوم به میزان همدردی و همفکری ما از طریق این صدا پی می برند. (از نامه لینگن به برژینسکی) (نامه

فوق)

5 در این موقع حساس هیچ دولتی قادر نیست که حکومت ایران را سرنگون کند پس باید از در

ص: 72


مسالمت آمیز با ایران درآمد و به گسترش کارهای عملی کمک نمود.

6 همچنین در مورد طرح دو سناریو با برنامه، برای تخریب و ایجاد بلوا و آشوب در ایران.

من (جان گریوز) دو سناریو (برنامه و طرح) را که می تواند منجر به هرج و مرج گردند در نظر دارم.

1 یکی از نیروهای تمرکز یافته ای که توسط نارضایتیهای منطقه ای و قومی تحریک شده باشد و اگر

به اینها به اندازه کافی به طرز غلطی رو به رو شوند ممکن است باعث تعطیل شدن و بسته شدن

مناطق نفتی گردند و یا اقتصاد نفتی را از هم بپاشد و یا جوری ملی گرایی را خراب کند که توده ها با

رهبران مذهبی بی عرضه خود مخالف شوند.

2 نفاق در مدارس بین محصلین و بین کادر مدارس و یا هر دو که منجر به بسته شدن مدارس یا

محیط خشونتهای افراطی که باعث نارضایتی عمومی و همچنین به شیوه قبل از انقلاب

چهلم هایی بعد از چهلم گرفته شود. شیوه ای که نقش بزرگی در سقوط شاه داشت.

7 ما فکر می کنیم که در ملاقاتهای اولیه تا جایی که ممکن است باید به دولت موقت تأکید کنیم که خطرات

داخلی ایران کاملاً از پشتیبانی کشورهای خارجی برخوردار است و طوری وانمود کنیم که ما را از

آشوبهای داخلی دولتی و کشوری ایران مبرا سازد. البته کار مشکلی خواهد بود ولی باید تلاش مداوم

پیگیری شود.

8 در تماس هایی که با تبعیدیان ایرانی در اروپا داریم خیلی الزامی است که هیچ گونه اثری که نشانگر آن

باشد که دولت آمریکا قصد مداخله در جریانات داخلی ایران را دارد یا اینکه با گروههایی که علیه دولت

جدید ایران نقشه می کشند همکاری می کند باقی نماند.

9 ... من خاطرنشان کرده ام که ما پشتیبانی خود را از بختیار کرده ایم.

***

با توجه به وضوح مدارک فوق خطوط اصلی سیاست آمریکا که سیاست مسالمت آمیز تاکتیک مقطعی

آن است روشن می شود؛ که این سیاستِ زیر پرده و ایذائی آمریکا در قبال انقلاب اسلامی مردم ایران است.

در حقیقت آمریکا از دو طریق می خواسته است حکومت و انقلاب ایران را به نفع خود متلاشی کند.

1 از شیوه تخریب و به اعتصاب کشیدن مردم، رو در رو قرار دادن ملتها با حکومت، فلج کردن مدارس به

وسیله تخریب و تهاجمات افراطی، استفاده از ضرباتی که ارتش چه به طریق کودتا و چه به طرق دیگر

می تواند بزند که همه این جریانات را به وسیله شبکه ها و عوامل سرسپرده خود در ایران می خواهد اجرا

نماید. (این درست شیوه ای است که انقلاب شیلی را به زانو در آورد.)

2 استفاده از نفوذ در سیاسیون و تسلط بر حرکتهای سیاسی و اقتصاد مملکت بدین گونه که با ترسانیدن

سیاسیون از هجوم شوروی امکانات خود را حساب شده در اختیار دولت قرار دهد و کم کم او را وابسته

به خود کند؛ نظیر گندم نفت سفید و ... و قطعات یدکی جنگ افزارها، اطلاعات در مورد منطقه و غیره

و همچنین برقراری دوباره قراردادهای صنعتی و کشاورزی و ساختمانی به وسیله شرکتهای آمریکایی

و از همه مهمتر قرار گرفتن در جریان سیاسی مملکت و تعدیل انقلاب به میانه روی و لیبرالیسم و

سازشکاری و دفع عناصر رادیکال و عمدتا خارج کردن جریان امام از صحنه اصلی سیاست داخلی و


خارجی ایران.

این روش در بلند مدت اتفاق می افتد و احتیاج به مسالمت و نزدیکی با حسن نیت دارد و عمدتا

ص: 73

احتیاج به پایگاههایی دارد که بتواند بدان وسیله نیات خودشان را پیاده کنند. مثلاً هنگامی که از طرف

ایران گفته می شود، ما احتیاج به سفیر کبیری داریم که یار غمخوار انقلاب ایران باشد؛ این طرز فکر بهترین

پایگاه سیاسی برای اجرای این سیاست آمریکا در ایران است.


دیدگاه آمریکا در مورد میانه روها

دیدگاه آمریکا در مورد میانه روها

بخش 4

در مورد میانه روها

در مورد میانه روها:

(جریان قبل از انقلاب در حین انقلاب)

«نظر به: ... نکته قابل توجهی که در آنها بود این است که به نظر می رسد رهبران میانه رو اکنون به اندازه

کافی از ابراز کردن نگرانیهای خود هراس دارند. در عین اینکه نقطه نظرهای خود را نسبت به ابقاء شاه در

چارچوب قانون اساسی ارائه می دهند تا به عنوان تاکتیک یا به دلایل دیگر چنین وانمود کنند که در خط

خمینی هستند و این جدایی تا حدی هر دولتی را مأیوس می کند.

آنها از شاه و دولت او از اینکه چندان توجهی به آنان نشده انتقاد می کنند. البته شاید در آغاز کار آنها

محق بودند ولی بعدها این انتقاد به خود آنها وارد است که شهامت انتخاب روش جدایی را نداشتند. «البته

یکی از دلایل مخالفت رهبران مذکور با خمینی شاید وحشت آنها از افکار عمومی است، زیرا که آنها از

دولت باج می گرفتند و سالها زیر سایه دولت هویدا امرار معاش کرده بودند. به عبارت دیگر ملاهایی

هستند که احتمالاً قبلاً با خمینی کار می کردند و امروز با دولت سازش کرده و باج می گیرند.»

(شماره 00471) تاریخ 9 ژانویه 79 گزارشگر Lambrakisامضاء سولیوان)


در زمان بختیار

(در زمان بختیار)

در ملاقاتی که پل کانسلر با درخشش داشت:

«درخشش به نظر می رسد که راه را دنبال کرده است، چرا که هدف نهایی او بر قراری جامعه ای

دموکراتیک خالی از عقاید خشک مذهبی است؛ او به عنوان یک تاکتیک هیچ راهی ندارد جز آنکه خود را

با نیروهای خمینی هم پیمان و وفادار قرار دهد. او بنابراین امیدوار است که می تواند در هر دولت

مذهبی ای نفوذ کند و مردم مذهبی را به دست کمونیستها رها نمی کند. پل کانسلر به درخشش و دیگر

میانه روها پیشنهاد نمود که به منظور راهنمایی بیشتر مذاکرات نزدیکی با افراد میانه روی مذهبی مانند

بازرگان داشته باشند و بازرگان می تواند به عنوان بهترین رابط در جریان حرکت اصلی مذهبی باشد.»

(شماره 1/1478، تاریخ 30 ژانویه 79 گزارشگر Lambrakis امضاء سولیوان)


قبل از انقلاب: نظریه سولیوان (راجع به حزب راما)

قبل از انقلاب: نظریه سولیوان (راجع به حزب راما)


«... اگر هر گروه میانه رو و متمایل به غرب که به مبارزه علیه (ملاها) برخیزد، در مورد او به عنوان یک

گروه (مترقی) با علاقه تمام تبلیغ خواهیم کرد.»


بعد از انقلاب: (در مورد مقدم مراغه ای)

ص: 74

بعد از انقلاب: (در مورد مقدم مراغه ای)

«رهبر جنبش رادیکال، مقدم، ضمن تماس با سرپرست دپارتمان تمام نظرات خود را در مورد مسایل

جاری اظهار داشت و خیلی تأکید کرد که کاردار با خمینی تماس بگیرد، که او (خمینی) ایرانیها را متقاعد

کند که دولت آمریکا انقلاب ایران را پذیرفته است (افشاگری شماره 20).

... در حفظ و تقویت عناصر به خصوص در ارتش، مذهبیهای میانه رو و گروههای غیر مذهبی که

قادرند نقش مهمی در حکومت آینده بازی کنند اقدام کنیم...» (از تحلیل قوه ابتکارات سیاسی)

«همان طور که امور داخلی ایران به دو شاخه رسمی و غیر رسمی تقسیم یافته، سیاست خارجیش نیز

چنین است. این سیاست بین دو جریان افکار انقلابی اسلامی و جریان محافظه کارانه، سیاسیون ملّی گرا در

حال نوسان است؛ نشانه های مشخص از آنجا مشاهده شد که در عرصه بین المللی یک گرایش به سوی

کشورهای رادیکال و نیز دوری جستن از اعراب میانه رو پدید آمد؛ حملات دائمی و لفظی به اسرائیل و

صهیونیزم و بدگمانی نسبت به ابرقدرتها؛ جناح دیگر تمایل به همکاری دولت با دولتها و کوشش در جهت

بنای یک اقتصاد مدرن. این سیاستهای دوگانه تا زمانی که دولت دائمی مستقر نشده باشد و یا این دولت

تعویض شده باشد، ادامه دارد. کوشش ما برای معتدل کردن سیاست رادیکال در موقعیت فعلی بسیار

محدود است.» (از سفارت در تهران به وزارت امور خارجه آمریکا) (20 اردیبهشت 58)

«جبهه دمکراتیک ملی کوششهای همه جانبه برای به دست آوردن پشتیبانی مردم کارگران، معلمان و

نویسندگان را شروع کرده. گزارش داده شده که مجاهدین و فدائیان خلق پیامهای قدردانی برای رهبر

جبهه دمکراتیک ملّی، هدایت اللّه متین دفتری فرستاده اند.

نظرات تهیه کننده: با حمایت این دو گروه، جبهه دمکراتیک ملی می تواند حزب سیاسی نیرومندی در

دولت ایران باشد.

در جریان عزیمت آیت اللّه طالقانی از تهران، به دنبال دستگیری فرزندانش که منجر به تظاهراتی در

تهران شد، احتمالاً مهمترین نتیجه (تظاهرات) همبستگی بالفعل میان جبهه دمکراتیک ملی متین دفتری و

سایر تظاهر کنندگان بود. یکی از مهمترین نتایج، رو شدن اختلافات مخفی شده بین رهبران جنبش

اسلامی بود.

یکی دیگر از نتایج عمده جدایی بین خمینی و طالقانی افزایش حملات و انتقادات در سطح عموم بر

علیه حکومت می باشد.»

«* اخیرا با شریعتمداری به طور خصوصی صحبت کرده است و شریعتمداری صادقانه بیان کرد که او

از اعمال دادگاههای انقلاب به شدت ناامید شده است و امیدوار است که دنیای غرب این اعمال را به اسلام

واقعی نسبت ندهند. به نظر او دادگاههای انقلاب غیر قانونی و غیر اسلامی است و بنابراین دخالتی در این


دادگاهها ندارد. او اضافه کرد که ایران براساس عقل اداره نمی شود بلکه براساس احساسات است. او ابراز

امیدواری کرد که آمریکا نباید احساسات ضد آمریکایی گسترده کنونی را به عنوان احساسات تمام مردم

ایران تلقی کند و زیرکانه گفت که اظهارات خمینی تا حد زیادی به این افکار ضد آمریکایی کمک کرده

است و وقتی که مردم ایران دوباره سر عقل بیایند می خواهند که روابط ایران و آمریکا ادامه یابد. البته این

روابط باید با آنچه در گذشته بوده فرق داشته باشد. او گفت که آمریکا می تواند در این برهه از زمان به

ایرانیان بگوید که اسلحه های خود را به زور به ایران نفروخته است و آمریکاییها تنها به درخواستهای یک

ص: 75

حکومت سلطنتی جواب مثبت داده است. او اضافه کرد که آمریکاییها باید از فرصتهایی که موجب

استحکام دوستی آمریکا با ایران می شود استفاده کنند و با این توطئه ضد آمریکایی مبارزه نمایند. او گفت

که آمریکا باید اخبار مساعدی نسبت به ایران اشاعه دهد.» (3 اردیبهشت 58 شماره 4253 از سفارت به

وزارت امور خارجه) (امضاء ناس)

از آنجایی که انقلاب اسلامی ایران از ابتدای اوجگیری خود به شکلی عمل نمود که بساط چپاولگران

را در هم می کوبید و قصد تحول بنیادی در اساس جامعه خسته و کوفته از 2500 سال اسارت و 50 سال

شکنجه و اسارت داشت، آمریکا را که هنوز چشم امید به این خوان گسترده داشت به وحشت انداخت و

سعی در تعدیل این حرکت انقلابی نموده، بطوری که در جستجوی پایگاهی برای این مقصد مهم خود بود و

میانه روها را که از اقشار و طبقات مختلف جامعه ایران هستند و می توانند در آن جهت نقش آفرینی

مناسبی داشته باشند، مشخص کرد. میانه روها که با خصوصیتهای مختلف شکل گرفته اند به خوبی

پایگاهی شدند برای این سیاست آمریکا، یعنی تعدیل انقلاب و به محافظه کاری کشاندن سیاستهای

داخلی و خارجی انقلاب اسلامی ایران.

محافظه کاران نمی خواهند با برخورد قاطعانه و سازش ناپذیری که مظهر آن در امام خمینی نهفته است،

با مستکبران و شیطان بزرگ آمریکا رفتار نمایند و راه مماشات و سازش در پیش دارند و در مسایل

داخلی و در تلقی از انقلاب و تحولات بنیادی جامعه نیز اینگونه می اندیشند.


سیاست آمریکا در مورد میانه روها

سیاست آمریکا در مورد میانه روها

در تجزیه و تحلیل و ارایه طریقی که دو نفر از میانه روها به سفارت ارایه داده اند، به نام علی شاهپوریان

و دکتر انوشیروان افراسیابی، که شاپوریان کارمند سابق سفارت بوده است، فارت نظریه ای داده است که:

« این نمونه دیگری است از تجزیه و تحلیل افراد وفادار به شاه که خود را با اوضاع روز وفق داده اند.

(باد از هر طرف بوزد به همان طرف می روند) آنها عموما با این طرز فکر که افرادی نظیر آنها بایستی

تشکیلات وسیع تری با طرحهای مؤثرتری در میان طبقه میانه رو و برای آگاهی آنها که در کشاکش بحران

سیاسی هستند و برای تحرک آنها ارایه دهند، موافقت کردند. معهذا آنها راه طولانی در پیش دارند.

(سولیوان) (زمان ژانویه 79 مطابق با دیماه 57)(شماره 00585)

***

«ناتانسون و همکارش لیما در ملاقات با پرت مقام رسمی سفارت در 28 دسامبر 79 گفت:


حالا پی برده ام که شاه نمی تواند باقی بماند. مهمترین چیز برای نجات ایرانی که طرفدار غرب باشد و

افراطیون را از قدرت دور نگهدارد رفتن شاه است.»

(شماره 00397 تاریخ 9 ژانویه 79 به امضاء سولیوان)

***

* در ملاقات با افراسیابی و شاهپوریان به خوبی خط آمریکا را در تقویت تشکیلاتی خط میانه به هر

شکل می بینیم. حتی در بالا به کسانی که ضد خمینی و وفادار به شاه هستند، از جنبه میانه روی در آینده

سیاسی ایران اهمیت قائل هستند؛ پس هدف اصلی آنها ترویج میانه روی و حمایت و قدرت سیاسی دادن

به این طرز عمل و فکر است.

ص: 76

***

در ملاقات با افراد میانه رو و کسانی که عمدتا مشی سیاسی محافظه کارانه و میانه رو دارند، سفارت

پیش دستی نموده است و این عمل را از قبل از انقلاب شروع کرده و در اوج انقلاب یعنی دی ماه 57 شدت

بخشیده است.

تماس با افراد مختلف از جبهه های مختلف، که از نقشهای گوناگون برای تعدیل حرکت انقلابی و

رادیکال امام می توانستند مؤثر باشند، انجام شده است.

در حقیقت این خاصیت افراد و جبهه ها بوده است که سفارت و مأموران سیاسی (CIA) را به خود

جذب می نموده است.

***

در ملاقات با داودی و عزالدین کاظمی، کارمندان عالی رتبه وزارت خارجه ضمن پشتیبانی آنها از

خمینی و توصیه به بختیار که به نفع خمینی کنار برود می گویند که:

او بر این عقیده بود که انقلاب اسلامی تنها گروه سازمان یافته جدا از کمونیستها است و اختصاص دارد

به اینکه کمونیست ها را از قدرت دور نگهدارد و در طویل المدت این مطمئن ترین راه حل برای آمریکا و

دنیای غرب است.

داودی: طرفداران خمینی آنقدرها که گفته می شود اساسی و ریشه ای نیستند و در طول جریان،

میانه روی را با واقعیت خواهند پذیرفت.»

«مخالفین میانه رو اولین میتینگ بزرگ و متشکل خود را اخیرا برگزار کردند. از جمله گروههای

مخالف، اتحادیه معلمین ایران می باشد که رئیس آن محمد درخشش می باشد. درخشش در 28 ژانویه به

پل کانسلر گفت که گروه سیاسی او یک میتینگ بین 4 تا 5 هزار نفر 5 روز قبل (23 ژانویه) تشکیل دادند و

به منظور بحث کردن در مورد منافع مشترک در موقعیت سیاسی اخیر، آنها در سه روزنامه تبلیغ نموده اند.

همچنین از کلوپ معلمین که در اختیار وزارت آموزش و پرورش است، استفاده کرده اند.

... مخالفین برجسته، جدا از سخنران اتحادیه معلمین صحبت نمودند. اینها شامل وکیل متین دفتری

(هدایت اللّه متین دفتری) وکیل لاهیجی (دکتر عبدالکریم لاهیجی). به خاطر گروه وکیلان رحیم صفاری به

خاطر حزب «اتحاد برای آزادی» متعلق به بنی احمد و دکتر اشراقی از یک سازمان دکترها و آقای مؤمنی


از کانون نویسندگان.

... آنها همچنین در جستجوی اجازه گرفتن برای ادامه چاپ مجله هفتگی درخشش می باشند.»

(شماره 1/1478 تاریخ ژانویه 79 امضاء سولیوان)

«کنسول Poliucol در پاسخ گفت که اگر خمینی در مشی خویش تندروی نماید امکان دارد که ارتش به

حرکت درآید. کاظمی از این جواب کمی متأثر شد و طبق خیلی از مخالفین عقیده شایعی را بیان داشت که

امکان تجزیه در درون ارتش خیلی زیاد است و بنابراین ارتش موفق نخواهد شد. اما او نتوانست این

استدلال را نادیده بگیرد که بر اثر این جهش، صرف نظر از اینکه چه نتیجه ای در بر دارد، به هر حال مقدار

زیادی خونریزی به پا خواهد شد. او با بی میلی به این نکته اشاره کرد که اجرای قانون اساسی ارجح تر

است به اینکه انقلابی در سیستم حکومتی انجام گیرد. همچنین به این نکته بارها اشاره کرد که خمینی آدمی

نیست که اهل معامله باشد.»

ص: 77

***

گفتار فوق به خوبی نحوه تهدید و ترسانیدن افراد را نشان می دهد؛ چنان که آنها را مجبور به میانه روی

و ترس از کشتار و قبول قانون اساسی مشروطه سلطنتی می نماید.

* در مورد ارتباط با نهضت آزادی و میناچی در 27/10/57

«میناچی ترجیح می دهد که دو شورا در هم ادغام شوند و این برنامه مقداری پشتیبانی قوی دارد،

امکانات دیگر مورد بررسی، ملاقات مشترک این دو گروه یا اعمال موازی (مثلاً دو گروه یک نخست وزیر

انتخاب کنند).

در صحبت جدایی دکتر میناچی (طرفدار شریعتمداری) تأیید کرد که صحبتها بین مخالفین و

نمایندگان بختیار، در مورد راه حل اختلاف بین شورای خمینی (اسلامی) و شورای سلطنت پیشرفت کرده

است.»

«... سپس انتظام موضوع را عوض کرده و گفت: نهضت آزادی مایل است که با یک هیئت آمریکایی

ملاقات کند، برای مذاکره در مورد منافع آمریکا در ایران و تلاش برای اجتناب از درگیری بین آمریکا و

جنبش اسلامی که خواستار روابط خوب با آمریکا است. 2/11/57.»

«... از طرف دیگر با پذیرفتن همه احزاب که مطرح است، رهبران میانه رو با خط سازش ناپذیر خمینی،

کله شقی می کنند بهترین امید در شرایط فعلی این است که احزاب داخلی متمایل به توافق و سازش شوند،

تا اینکه یک درگیری سرسختانه ای را پیش گیرند. سولیوان 2/11/57»

«بهترین امید در تقلیل خشونت، ظاهرا نهضت آزادی است و رهبران میانه رو که سعی دارند خمینی را

متقاعد کنند که در موقع ورود زیاد سخت نگیرد. این می تواند یک پیشنهاد باشد.»9/11/57

اعلان بختیار بر اینکه او به پاریس می رود، ملاقاتها و مذاکراتی در تهران و پاریس به راه انداخته است.

رهبران مذهبی میانه رو ظاهرا از ترس خشونت می خواهند که او هر چه زودتر در مورد بازگشت خمینی

مذاکره کند. نهضت آزادی ظاهرا بیشتر متوجه یک سازش سیاسی است.»8/11/57

در ملاقات با درخشش نیز هدفهای آمریکا به خوبی مشخص می گردد.


***

«درخشش از افراد نادری است که می تواند نوعی سازماندهی به وجود آورد. او اشاره کرده است، که

شدیدا علاقه مند است که خط سازش کارانه ای راه بیندازد که اجازه می دهد شاه بماند و سلطنت کند نه

حکومت، ولی دولت از تمام فعالیتهای او و گروهش برای انتشار مطالب و فعالیتهای سیاسی جلوگیری

کرده است.»

«... آمادگی وی (درخشش) جهت دنبال کردن خط میانه ای که می تواند کشورش را از جهت گیریهای

افراطی ای که در حال حاضر به سوی آن رانده می شود، نجات دهد، مشاور سیاسی و آقای گریفین مأمور

بازرسی قسمت را تحت تأثیر قرار داد.افشاگری شماره 12 (25 آبان 57)

***

«در ملاقاتی که با سنجابی در 14 ژانویه 76 در منزلش انجام شد، نظریه سفارت چنین است:

نظریه: از کل حرفهای سنجابی این طور بر می آید که عقیده خود و گرایشات غربیش را در رابطه با

حضور آمریکا می خواهد تحمیل کند. اما هیچ نشانه ای در دست نیست که سنجابی مایل به همکاری با ما

ص: 78

در رابطه با عدم تحریک ارتش است. او امیدوار است که آمریکا از او و جبهه ملی حمایت کند و هیچ

خطری آنها را تهدید نکند.»

در ملاقاتی که در 23 ژانویه دی ماه 57 سنجابی با سفارت گرفته است گفته است:

« (سنجابی می گوید) او امیدوار است که خمینی متقاعد شود که کوتاه بیاید. چون جمهوری که او

می گوید سرانجام ختم به خونریزی خواهد شد.

سنجابی می گوید که همین قانون اساسی که هست، برای ایران کافی است. سلطنت در چهارچوب

قانون اساسی. سنجابی معتقد است که خمینی در حمله به سلطنت خیلی تند می رود. سنجابی گفت که در

انتخاب هر روشی موافقت خمینی شرط است. اگر خمینی موافقت کند.

نظریه: سنجابی (احساس تنهایی می کند و به دنبال دوستهایی مثل ایالات متحده می باشد. نام او هنوز

جزو مخالفین به شمار می رود. به هر حال او از مغزش و از تجربیاتش می تواند برای بعدها نقش مهمی

بازی کند.

سنجابی گفت: که وی در رابطه با حزبش، روی جوانان می خواهد کار کند و او احتیاج دارد این کار را

انجام دهد.» (سولیوان)

***

در ملاقاتهای فوق با کریم سنجابی، به خوبی نشانه گیری آمریکا را ثابت می کند. مذاکره با جبهه ملی و

نقشهای او در رابطه با انقلاب و طرز تلقی آنها از انقلاب به خوبی مشخص است و جهت تماس و جذب

گروهها و سازمانها را در حین اوجگیری انقلاب یعنی دی ماه 57 نشان می دهد.

در حقیقت تمایل به غرب میانه روی احترام به قانون اساسی مشروطه سلطنتی تمایل به ارتباط با

آمریکا ملاکهایی است که مأموران سفارت را به ملاقات با آنها کشانده است.

همچنین آمریکا در حمایت از میانه روها و لیبرالها در تقویت نیروهای میانه برمی خاست، و هدفش


تعدیل جهت حاد و انقلابی امام بود و از این جهت در ارتباط با سازمانها و گروههای میانه قرار می گرفته

است.

«رحیم سفری به درخواست خودش (در 4 ژانویه 1979) با مشاور سیاسی سفارت تماس گرفت.

(رحیم) سفری توضیح داد که او رئیس حزب اتحاد برای آزادی، حزبی که دبیر کل آن نماینده مجلس،

احمد بنی احمد می باشد. او توضیح داد که از نتیجه اشتباه تاکتیکی او در اعلام آمادگی خودش برای شرکت

مخالفین در دولت شریف امامی در مجلس، در روز اول می باشد و روز بعد تحت فشار مخالفین مجبور شد

موضعش را تغییر دهد. پیروان او که از این عدم تیز بینی او ناراحت شده اند به گفته سفری سراغ او آمدند و

از او خواسته اند که رهبرشان باشد. سفری، از بعضی رهبران جبهه ملی است که حالا از اسم مصدق برای

پیشبرد اهداف خود استفاده می کنند.

سفری روشن ساخت که او حمایت از دولت بختیار را رد کرده و یک کپی از جزوه انگلیسی که از

فارسی ترجمه شده بود به ما داد که برنامه ای را پیشنهاد می کند؛ خیلی شبیه به برنامه های دیگر گروههای

میانه رو است؛ اولین نکته آن استعفای شاه و تأسیس شورایی از افراد تحصیلکرده و معتمد مردم است.

هر دو مجلس باید منحل شوند و امکانات سریع انتخابات آزاد فراهم گردد. پایان حکومت نظامی و ...

ساواک ... سفری گفت می خواهد با ما در تماس باشد.

ص: 79

نظریه: ما نمونه بالا را به عنوان نمونه دیگری از گروههای میانه رو می دانم، فرق که امیدوارند فرصتی

داشته باشند که آینده شان را اگر حوادث اجازه دهد به دست آورند. (نقشی در آینده سیاسی ایران ایفا

کنند.)

Sullivan سولیوان

«دکتر عدنان مزارعی، استاد اقتصاد دانشگاه تهران و کارمند سابق سفارت، بخش اقتصادی به

تقاضای خود در 2 ژانویه با مأمور سیاسی Perettملاقات کرد. مزارعی در این ملاقات خواستار حمایت

آمریکا از گروه سیاسی خود (راما) (پیام آور نوع دوستی مردم ایران) شد. این گروه مبتنی بر ایدئولوژی نوع

دوستی است که قادر است ایران را از فشار قدرت مارکسیستها و اسلامیهای افراطی نجات دهد. گروه

مزبور میانه رو، رفرمیست و متمایل به غرب است.

مزارعی گفت که با درخشش تماس گرفته و قرار شده که هر کدام موفقیت کسب گردد به دیگری

بپیوندد. او امیدوار است که برای تبادل اطلاعات با ما به طور مرتب تماس داشته باشد و ما موافقت کردیم

که دوباره با وی ملاقات کرده و جریان تلاش سیاسی او را مخفی نگه داریم.

نظریه ها: مزارعی آدم ماهر و هوشیاری است. بیوگرافی استخدام و خدمت صادقانه او در سفارت در

سال 59 58 موجود است.

ما هیچ نوع تأیید جدا و مستقلی از قدرت و نفوذ سیاسی او نداریم؛ اما هر گروه میانه رو و متمایل به

غرب که به مبارزه علیه ملاها برخیزد، در مورد او به عنوان یک گروه مترقّی با علاقه تمام تبلیغ خواهیم

کرد.

سولیوان(Sullivan)


نقش سیاست آمریکا قبل از انقلاب اسلامی ایران در رابطه میانه روها و سازشکاران:

1 تلاش آمریکا برای قبولاندن بختیار

2 تماس با میانه روها در جهت میانه رو کردن جهت انقلاب و در مقابل امام.

3 گشودن یک جبهه قوی میانه رو در مقابل امام که سازش ناپذیر است و اهل معامله نیست.

4 کوشش برای به وجود آمدن یک حرکت انقلابی سریع که منجر به حکومت انقلابی خواهد شد. سعی

در جلوگیری از ادغام شورای سلطنت و شورای انقلاب خمینی.

5 فرستادن دلالها و واسطه های سیاسی برای تعدیل تصمیمات امام که عمدتا حتی بنا به گفته خودشان

ناموفق است.

6 قیم قرار دادن گروههای میانه رو در مورد سرنوشت انقلاب و شناخت دقیق از روحیه و خاصیتهای

سازشکارانه آنها و سپس مذاکره و تفاهم با آنها.

7 عمدتا موقعی که مردم قاطعانه و مسلحانه بر علیه حکومت می جنگیدند و امام بی باک و شجاع در

جلوی مردم حرکت می کرد، میانه روها از ترس خشونت و به خاطر عدم ایمان به انقلاب قهرآمیز

اسلامی ایران سر در آخور سازش با امپریالیزم خونخوار فرو بردند و به خیال خود می خواستند، آنها

را متقاعد کنند که دست از این خوان گسترده بردارند و در جهت منافع مردم و اسلام راستین عمل

کنند.

ص: 80

***

بعد از انقلاب بنا به یک هدف استراتژیک سیاست آمریکا در ایران یعنی:

1 ما می خواهیم برای ایرانی کار کنیم که میانه رو باشد و ناسیونالیست های مخالف مذهب تسلط

بیشتری در اداره مملکت داشته باشند.

2 در این موقع حساس هیچ دولتی قادر نیست که حکومت ایران را سرنگون کند. پس باید از در

مسالمت آمیز با ایران درآید.

***

با توجه به دو سیاست اصلی آمریکا در ایران، سعی آمریکا در نفوذ در ارگانها و سیاست داخلی و

خارجی ایران بوده و هدفش تعدیل انقلاب اسلامی و حاکم کردن میانه روی به جای افراطی بودن و قرار

دادن میانه روها در مقابل حرکت انقلابی امام بوده است:

«در ملاقات مورخ 7 جولای با آقای امیر انتظام معاون نخست وزیر، تمایلات آمریکا را برای عادی کردن

روابط با ایران، مجددا متذکر شدم.

من از امیر انتظام به خصوص در مورد اقداماتش برای آسان نمودن حرکت به طرف عادی کردن روابط

مفید و دوجانبه در دوره بعد از انقلاب تشکر کردم و متذکر شدم که به نظر ما مصاحبه اش در 21 ژوئن در

این مورد بسیار مفید بوده است.»

***

یعنی با ایجاد تفاهم با این نوع میانه روها آنها را در خدمت خود و اهدافشان در می آورند.


گفتگوی انتظام و استمپل: مهمترین نکاتی که به وسیله امیر انتظام عنوان شده عبارتند از:

عادی کردن روابط ایران و آمریکا باید به آهستگی پیش برود تا سوءظن کسانی را که نظر خوبی نسبت

به آمریکا ندارند بر نینگیزد.

در حقیقت این گونه افراد به عنوان مشاور سیاسیِ منافع آمریکا در ایران عمل می کنند.

انتظام نظراتی برای بهبود روابط ایران و آمریکا دارد. او به عنوان یک سفیر فوق العاده، از طرف دولت

موقت انقلابی ایران در اروپا خدمت می کند. انتظام نسبت به نفوذ مذهب افراطی در دولت و خمینی اظهار

نگرانی می کند.

***

حتی بعد از مدتی کار به روابط با CIA می کشد:

«CIA از کاردار آمریکا در استکهلم می خواهد که به انتظام اطلاع دهد که ما حاضریم تبادل اطلاعات

بعد از دهم سپتامبر انجام شود. کاردار از انتظام خواهد خواست که با یزدی تماس بگیرد و یزدی با شما، تا

تاریخ دقیق تبادل اطلاعات را تعیین کند. هدف ما از انجام این روش این است که به شما (کاردار) اطمینان

بدهیم که یزدی و انتظام در مواضعشان نسبت به این ملاقاتها هماهنگی کامل دارند.»

***

و حتی کار این افراد که بخشی از میانه روهای موجود در ایران هستند به ملاقات با برژینسکی، پدر

بزرگ نصیری و مقدم و هویدا می کشد؛ یعنی پای گذاشتن در دامی که آمریکا برای سرنوشت انقلاب ما

گسترده است:

«کاردار ایران در الجزایر امروز به من اطلاع داد که با تهران تماس خواهد گرفت تا امکان تمایل

ص: 81

بازرگان یا یکی از اعضای هیئت دولت ایران را برای ملاقات با دکتر برژینسکی یا مقامات دیگر

آمریکایی، که از الجزیره دیدن می کنند سؤال کند.»

(32 اکتبر 1979)

در حقیقت دولت آمریکا طرح یک هیئت نمایندگی پر قدرت را ریخته که مهره اصلی آن دکتر

برژینسکی است.» Haynes

***

همچنین تبادل اطلاعات جاسوسی با دولت موقت، عمدتا شیوه میانه روی داشته است. به زعم اینکه

این اطلاعات از دلسوزی حسن نیت آمریکا است؛ در صورتی که جهت همه این عملیات آمریکا، تنها

منافع این شیطان بزرگ است:

***

«او (امیر انتظام) مجددا خواهش کرد که تبادل اطلاعات داشته باشیم، در مورد فعالیتهائی که در داخل و یا

در کشورهای مجاور صورت می گیرد. چرا که این گونه اطلاعات از نظر امنیت داخلی ایران حائز اهمیت

است.(لینگن)

انتظام قویا تماس دولت موقت را برای مبادله اطلاعاتی که مربوط به حمایت دولتهای خارجی از


تهدیدهای داخلی ایران است خواستار شد.»(17مرداد 57)

***

ضرورت و نیاز متقابل میانه روها و آمریکا ب، هم، آنها را جذب یکدیگر می کند، تا جایی که خود

میانه روهای ایرانی به دنبال آمریکا می گردند:

«رهبر جنبش رادیکال، مقدم، ضمن تماس با سرپرست دپارتمان، نظرات خود را در مورد مسایل

جاری اظهار داشت. خیلی تأکید کرد که کاردار با خمینی تماس بگیرد که او (خمینی) ایرانیان را متقاعد

کند که دولت آمریکا انقلاب ایران را پذیرفته است.

مقدم مراغه ای عضو مجلس خبرگان در بررسی قانون اساسی است. او طی بحثهای گوناگون که درباره

مسایل مختلف در تاریخ سپتامبر داشته ایم در پاسخ به این سؤال که آمریکا چگونه می تواند روابط خود را

با ایران بهبود بخشد، گفت: کاردار آمریکا هر چه زودتر با خمینی تماس بگیرد.

... اگر خمینی ناگهان قبل از ملاقات آمریکا با او فوت کند، حتی میانه روها که با خمینی کاملاً موافق

نیستند آمریکا را مورد انتقاد قرار خواهند داد و خواهند گفت که عدم ملاقات آمریکا با ایشان، عدم

پذیرش انقلاب بوده است.»(افشاگری شماره 20)

***

در حقیقت افرادی مثل مقدم، منابع اطلاعاتی و تحلیلگران بخش سیاسی CIA و سفارت بوده اند و

مسایل مهم مملکتی را در اختیار سفارت قرار می داده اند و با دلسوزی تمام راه حضور آمریکا در ایران را

به آنها نشان می داده اند.

در ملاقاتی قبل از انقلاب در 10 ژانویه 79 (دیماه 57) با آیت اللّه شریعتمداری ضمن صحبتهای

مختلف سفارت نظر می دهد که:

«نظریه: شریعتمداری آشکارا از دیدن شخصی از جانب دولت آمریکا خوشحال است و موضعش

ص: 82

کاملاً منطقی و مساعد (موافق برای همکاری) بود.»

***

بعد از انقلاب هم:

«او آیت اللّه شریعتمداری زیرکانه گفت که اظهارات خمینی تا حد زیادی به این افکار (احساسات

ضد آمریکایی) کمک کرده است و وقتی مردم ایران دوباره سر عقل بیایند می خواهند که روابط ایران و

آمریکا ادامه یابد. البته این روابط باید با آنچه در گذشته بوده فرق داشته باشد. او گفت که آمریکا می تواند

در این برهه از زمان به ایرانیان بگوید که اسلحه های خود را به زور به ایران نفروخته است و آمریکاییها تنها

به درخواستهای یک حکومت سلطنتی جواب مثبت داده اند. او اضافه کرد که آمریکاییها باید از فرصتهایی

که موجب استحکام دوستی آمریکا با ایران می شود استفاده کنند و با این توطئه های ضد آمریکایی مبارزه

کنند.» آوریل 79)

***

«روابط عمومی با کمک آمریکا تکالیفی را برای دانشجویان ایرانی در آمریکا که امکان دارد یک رابطه


با روحانیون محافظه کار برقرار کنند در نظر گرفته است.» (Rtcurron گزارش هفتگی 9 فوریه 79)

***

اسناد فوق نیز تمایل آمریکا را برای برقراری رابطه ای فعال با سازشکاران و محافظه کاران به خوبی

نشان می دهد و تمایل میانه روها را برای برقراری روابط با آمریکا و دادن راه حل برای تطهیر جنایات

آمریکا در اذهان مردم، به خوبی، درستیِ انتخاب آمریکا را برای اجرای سیاستهای خود ثابت می نماید.

در نتیجه بعد از انقلاب میانه روها برای آمریکا می توانستند در این جهات کار نمایند.

1 با نفوذ در دولت موقت و افرادی از نهضت آزادی که در دولت بودند و مشی میانه روی داشتند، سعی

داشتند خواستهای خود را عملی کنند.

2 میانه رو کردن سیاست مملکت، از طریق جهت دادن به افراد میانه روی که مصدر کاری هستند،

صورت می پذیرفت.

3 پیدا کردن نقاط تفاهم با افراد میانه رو و استفاده از آنها برای مقاصد خود.

4 ارتباط با میانه روها و خبرگیری و درست کردن منبع خبری جهت اطلاع دقیق از اوضاع مملکت.

5 اجرای سیاست آمریکا در ایران، یعنی همان میانه رو کردن انقلاب و سعی در خارج کردن سیاست

داخلی و خارجی ایران از حیطه نفوذ خط مشی انقلابی امام به وسیله افراد میانه رو انجام می گرفته

است. در حقیقت میانه روها پایگاه اجرایی این سیاست آمریکا بوده اند.

6 میانه روها قبل از انقلاب با آمریکا در ارتباط بوده و آمریکا مشی سیاسی و فکری آنها را در نظر

داشته است تا در مواقع ضروری از آن استفاده کند.

7 حداقل عملیاتی که آمریکا بر روی افراد میانه انجام می داده است، برقراری ارتباط و ملاقات با

افسران سیاسی سفارت بوده است که با دست گذاشتن روی نقاط مورد نظر آنها اطلاعات و

تحلیلهای سیاسی آنها را از اوضاع مملکت به دست می آورده که می توانسته است منابع خبری و

اطلاعاتی مهمی باشد.

8 از آنجایی که خاصیت متقابل میانه روها و آمریکا، یعنی تمایل میانه روها به ارتباط با آمریکا و

ص: 83

حضور آمریکا و سیاستهایش در ایران آنها را وامی داشته که به سفارت آمده و اطلاعات خود را

بدهند.سفارت به منابع خبری و افراد مهمی در این زمینه برمی خورده است.

9 میانه روها از تیپ های مختلف سیاسی ایران بوده اند که بیشتر از روشنفکران غربزده و سیاسیون

کهنه کاری که نتوانسته اند خود را با جریانات متحول انقلاب اسلامی وفق دهند و همچنین بعضی از

روحانیون محافظه کار.


جریانات اقتصادی (سرمایه داران)

جریانات اقتصادی (سرمایه داران)


بخش 5

اشاره

خانواده روغنی مدت 27 سال آینده، فروش ماشینهای کارخانه فورد را در ایران پیش خرید کرده اند.

در اکتبر، در جریان ملاقاتی در لندن توافقی شد که کارخانه فورد تعهد کرده است برای تمام ماشینهایی که


در خارج از ایران خریداری می شوند و بعدا به ایران آورده می شوند میزان چهار درصد کمیسیون به آقای

روغنی تعلق بگیرد. بعد از این توافق شرکت فورد خواستار اطلاعاتی در مورد ماشینهای داخل کشور شد.

گفته می شود تمامی این اطلاعات در اختیار آنان گذاشته شده بود و دو مرتبه توسط نماینده های فورد

بررسی شد؛ در حدود 500 ماشین مطرح است. و با روغنی در مورد مبلغ پرداختی به توافق رسیده. حالا

آقای روغنی می خواهد بداند که چه موقع کمپانی فورد این پول را می خواهد به او بدهد.»

در سفری که روغنی به آمریکا کرده است نظر ناس راجع به او چنین است:

«روغنی مایل است که با پرشت صحبت کند و ممکن است به گفتگو محرمانه با دیگران نیز اظهار تمایل

کند. وی به علت رابطه اش با امام خمینی، می تواند منبع اطلاعاتی مفیدی از اطرافیان خمینی باشد.»

(ناس)

«نامه سولیوان به وزارت خارجه آمریکا در واشنگتن:

مبلغ پولی که او (روغنی) فکر می کند طلبکار است، باید برای او جبران شود. این مشکل ظاهرا به

حدود چهار سال پیش برمی گردد و هنوز حل نشده. از هر اطلاعاتی که شما می توانید در مورد موضع

شرکت فورد و آمادگی آنها برای انجام پرداخت تهیه کنید، قدردانی می شود.»

سولیوان

(افشاگری شماره 19)


سولیوان در حین انقلاب اسلامی

سولیوان در حین انقلاب اسلامی

«سولیوان می گوید: زاهدی درصدد است که عده ای از بازاریان که منافعشان از بسته بودن بازار به هم

خورده بود، به پاریس بفرستد تا خمینی از موضعش صرف نظر کند. او می گوید: اینها مردان قابل

ملاحظه ای هستند که از اقتصاد هرج و مرج زده فعلی صدمه دیده اند.»

«مأمور سیاسی سفارت با جمشید ایرانپور که یکی از منابع خبری نزدیک در اصفهان است، یک

ملاقات طولانی داشت. ایرانپور که در روزهای قبل از انقلاب روابط خوبی با دولت، ساواک، احزاب

مذهبی، انقلابیون و با سفارت آمریکا داشته است، یک کنتراتچی وارد کننده و صادر کننده ثروتمند

می باشد و در آینده نزدیک به آمریکا مهاجرت می نماید.»


نامه ناس به وزارت امور خارجه واشنگتن

ص: 84

نامه ناس به وزارت امور خارجه واشنگتن

«یکی از کارمندان قسمت اقتصادی که چهار سال تجربه کاری دارد می گوید: خیلی از ایرانیانی که قبلاً

با او در اداره شان قرار ملاقات می گذاشتند و یا تلفنی به تقاضاهایش پاسخ می دادند حالا حداکثر می توانیم

از ایشان ملاقات خصوصی و یا مکالمه تلفنی در شب بکنیم. اگر چه تعدادی از آنها به واسطه روابط گرم با

ما خجالت می کشند که قرار ملاقاتهای تجارتی معمولی را رد کنند، بنابراین مدام آن را به عقب می اندازند.»

(افشاگری شماره 16)

«هوشنگ رام رئیس بانک عمران در گفت وگو با سولیوان سفیر کبیر آمریکا در ایران:

1 هوشنگ رام رییس بانک عمران و معتمد شاه در سیزدهم دسامبر به دیدن من آمد. او می خواست به


من اطلاع دهد که گروهی از روشنفکران جوان را سازمان داده است که هدف آنها معرفی و طرح زمینه های

تازه ای در بحثهای سیاسی است، که بین طبقه متوسط ایرانیان در جریان است. او تمایل داشت بداند که این

عمل می تواند به هر طریقی برای ما مثمر ثمر باشد.

من گفتم که مایلیم با هر گروهی از این قبیل در تماس باشیم و امیدواریم که اینها بتوانند در اعتدال

بخشیدن به صحنه سیاسی ایران سودمند باشند. با وجود این متذکر شدم که به نظر من مردم دقت زیادی

برای بررسی مسایل سیاسی ندارند و این در حالی است که اقتصاد کشور در حال سقوط است. رام

بلافاصله نظریه مرا مورد تأیید قرار داد و شرح مبسوطی راجع به مسایلی که بانکش با بانک مرکزی و ملی

داشته است تعریف کرد.» سولیوان

(افشاگری شماره 21)»


سیاست آمریکا در قبال سرمایه داران ایرانی

سیاست آمریکا در قبال سرمایه داران ایرانی

سرمایه داران وابسته ای که به سبب وابستگی شریان اقتصادیشان به آمریکای جنایتکار، متمایل به

غرب و طرفدار حضور آمریکا در ایران هستند، به تبع اینان در خدمت سیاست حضور آمریکا در ایران

قرار می گیرند و به راحتی منبع اطلاعاتی و جاسوسی و تحلیلگر سفارت و CIA می شوند.

حتی حرکات اینان برای آمریکا حجت است؛ چنان که گرفتن کارت اقامت دائم و یا ویزای تجارتی

افرادی مثل مهدی روغنی برای آمریکا، نشان از خرابی اوضاع و یا بهبود وضع سیاسی تلقی می شود:

«شاید تقاضای روغنی برای ویزای تجارتی به آمریکا نشانگر بهتری از ارزیابی شخص وی برای دراز

مدت باشد.

وقتی که در ماه مه فقط برای چهار یا 6 هفته رفت او در مورد وضع قم اظهار نگرانی و ناراحتی می کرد و

در فکر این بود که کجای کار انقلاب خراب شده است. اگر وضع برگشته باشد گرین کارد به چه درد او

می خورد؟ ما در یکی از روزنامه های فارسی زبان به مطلبی برخوردیم که یک ماه پیش از کشور فرار کرده

است.»(افشاگری شماره 19)

***

همچنین کمک آمریکا برای حل مسایل اقتصادی و حقوقی این افراد با کمپانیهای آمریکایی برای

خوش خدمتی و مدیون کردن آنها به خودشان تا بتوانند در موضع یک دوست خوب و یک منبع اطلاعاتی

و جاسوسی برای سفارت به خوبی انجام وظیفه نمایند:

ص: 85

«علاوه بر مشکل کمیسیون، روغنی یک اختلاف نظر دومی هم با شرکت فورد دارد که در مورد فروش 60

دستگاه کامیونهای سنگین به شرکت ملی نفت ایران است. ادعای او این است که تفاوت بین قیمت صدور

شرکت فولاد و قیمت فروش به شرکت نفت حق اوست که واسطه می باشد. شرکت نفت پول فورد را

مستقیما داده است. مبلغ پولی که او فکر می کند طلبکار است، باید برای او جبران شود. این مشکل ظاهرا

به حدود چهار سال پیش برمی گردد و هنوز حل نشده. از هر اطلاعاتی که شما می توانید در مورد وضع

شرکت فورد و آمادگی آنها برای انجام پرداخت تهیه کنید، قدردانی می شود». (سولیوان)


(افشاگری شماره 19)

***

«روغنی مایل است که با پرشت صحبت کند و ممکن است به گفتگوهای محرمانه با دیگران نیز تمایل

داشته باشد. وی به علت رابطه اش با امام خمینی می تواند منبع اطلاعاتی مفیدی از اطرافیان خمینی

باشد.»

(افشاگری شماره 19

***

با توجه به خاصیت فوق و منبع جاسوسی بودن برای آمریکا علت کمکهای اقتصادی و رفع کردن

اختلافات روغنی با کمپانیهای آمریکایی کاملاً روشن می گردد.

آمریکا قبل از انقلاب با تطمیع و وعده به بعضی از بازاریان ثروتمند، آنها را وادار می کرده که به نفع

دستگاه و رژیم سابق ایران نزد امام خمینی بروند و او را از عواقب بسته شدن بازار که عمدتا منافع آنها را به

خطر می اندازد، هشدار دهند. این عمل به وسیله اردشیر زاهدی عنصر پلید و خائن شاه نزد CIA آمریکا

صورت می گرفت.

***

بسیاری از منابع خبری سفارت سرمایه دارانی بوده اند که شریان اقتصادی و حیاتی آنها به نحوی به

کمپانیهای چپاولگر آمریکایی متصل بوده است و به خاطر منافع نزدیکی در معاملات اقتصادی و اعتقاد به

حضور آمریکا در ایران که منجر به تأمین و تداوم سود و منافع سرمایه داران بزرگ می شد با سرویسهای

سیاسی و اطلاعاتی سفارت همکاری می کرده و اطلاعات خود را در اختیار آنها قرار می داده اند که

بعد از انقلاب سفارت از عدم همکاری بعضی از آنها که از ترس افشا شدن دیگر با سفارت تماس

نمی گرفتند، می نالد:

***

«هوشنگ رام رئیس بانک عمران و معتمد شاه در سیزدهم دسامبر (22 آذر 57) به دیدن من آمد. او

می خواست به من اطلاع دهد که گروهی از روشنفکران جوان را سازمان داده است که هدف آنها معرفی و

طرح زمینه های تازه ای در بحثهای سیاسی است که بین طبقات متوسط ایرانیان در جریان است. او تمایل

داشت بداند که این عمل می تواند به هر طریقی برای ما مثمر ثمر باشد.

من گفتم که البته که ما مایلیم با هر گروهی از این قبیل در تماس باشیم و امیدواریم که اینها بتوانند در

اعتدال بخشیدن به صحنه سیاسی ایران سودمند باشند.» (سولیوان)

ص: 86

از سفارت به وزارت خارجه آمریکا 22 آذر 57 محرمانه تهران 12163

به خوبی روشن می گردد که آمریکا از پایگاه معروف خود یعنی چپاولگران سرمایه داری که به خودش

وابسته اند و در استثمار منابع ملی و دسترنج مردم ایران شریک هستند برای مقاصد سیاسی و معتدل کردن

جو انقلابی و ضد رژیم خائن شاه و آمریکا استفاده می کند و با گروههای ساختگی سیاسی که عمدتا به


سرمایه داران چپاولگر و هدفهای آنها وابسته است، سعی در به انحراف کشیدن جهت راستین انقلاب

اسلامی می نمایند. حال که هدف مهم آمریکا معتدل کردن و میانه رو کردن انقلاب به نفع شیطان بزرگ

است، این گونه عناصر یعنی سرمایه داران بزرگ، بهترین وسیله برای اجرای این سیاست هاست.

***

همچنین از افرادی مثل جمشید ایرانپور که از سرمایه دارانی است که وابسته به آمریکا است، جهت

نفوذ در کمیته ها و ارگانهای انقلابی استفاده می نموده اند. ایرانپور که عضو کمیته مرکزی اصفهان بوده است،

منبع خبری سفارت و در نتیجه در خدمت امپریالیسم بوده و آمریکا به خوبی به وسیله ایشان از جریاناتی

که در اصفهان می گذرد خبردار می شده است. در حقیقت آمریکا از این پایگاهش یعنی سرمایه داران بزرگ

و وابسته به عنوان جاسوس خبرچین و تحلیلگر اوضاع ایران انقلابی استفاده می نموده است.

همچنین گزارش سفارت در مورد ایرج کی نژاد، مدیر عامل کمپانی سرمایه گذاری ایرانی که وی در

مورد وضعیت اقتصادی ایران و درصد اشتغال و مسایل اقتصادی دیگر، گزارشاتی به سفارت می دهد.

نکته مهم اینکه در سند این شخص با خط نامرئی این جمله نوشته شده است.

(حالا زمانی است که انسانهای خوب برای کمک به کشورشان برگردند)

با توجه به تاریخ سند که نوامبر 79 بعد از انقلاب را نشان می دهد، این مسئله برای آمریکا مطرح است

که سرمایه داران و افراد وابسته به آنها که عمدتا می توانند برای اجرای مقاصدشان خوب باشند (و همانند

شاه و رژیم خائن او) به زعم آمریکا به کشورشان خدمت کنند، باید به ایران بازگشته و کارشان را که بر

علیه انقلاب است شروع نمایند. البته آقای ایرج کی نژاد درصدد بوده است که با گرفتن ویزا 30 میلیون

تومان سرمایه خود را در ایران و به کمک سفارت خارج نماید.

***


قسمتی از توصیه لینگن کاردار به وزارت امور خارجه آمریکا

قسمتی از توصیه لینگن کاردار به وزارت امور خارجه آمریکا:

«17 در زمینه اقتصادی همپیمانان طبیعی با نیروهای غیر مذهبی و غیر چپی هستند که در دنیای

سیاست فعالند. باید تجار آمریکایی که تصفیه نگردیده اند محکم به کارشان بچسبند و خود را هماهنگ

نشان بدهند.»

از لینگن به وزارت امور خارجه آمریکا 29 مرداد 58

***

در سند فوق اهمیت افرادی را که می توانند در جهت منافع اقتصادی آمریکا عمل نمایند مشخص

می کنند و از آنجایی که وابستگی تجاری این افراد به آمریکا توسط شرکتها و تجار آمریکایی است که از

لیست معاملات ایران حذف نشده اند کاردار توصیه می کند که تجار آمریکایی روابط تجاری و اقتصادی

ص: 87

خود را محکم کرده و رابطه وابستگی سرمایه داران ایرانی به آمریکا را هم چنان برقرار نگه دارند تا

سفارت بتواند در سایه این وابستگی استفاده سیاسی خود را از این عناصر بنماید.


کلاً سیاست آمریکا در قبال سرمایه داران وابسته سرمایه داران بزرگ چنین است.

1 استفاده از آنها برای راه انداختن جریانات سیاسی معتدل و میانه رو اعم از حزب و گروه و منحرف کردن

حرکت انقلابی امام خمینی.

2 با توجه به ارتباط با کمپانیهای خارجی و آمریکا و سفارت آمریکا از آنها چه در قبل از انقلاب و چه بعد

از انقلاب به عنوان منابع مهم خبری و جاسوسی استفاده می نموده است.

3 ایجاد کردن تسهیلات و کمکهای مادی و حقوقی برای سرمایه داران جهت جذب آنها و فرستادن آنها به

ارگانهای انقلابی که احیانا می توانند در آنها نفوذ کنند.

4 استفاده از سرمایه داران در به اعتصاب کشاندن کارگران نخریدن قطعات یدکی کارخانجات،

سوءمدیریت و بخش و مصرف و احتکار مصنوعی مسایلی است که کاملاً معمول و رایج است و در

بسیاری از کشورها نظیر شیلی و دیگر کشورهای زیر سلطه و در حال انقلاب عمل شده است، ولی

متأسفانه در اینجا سندهای لازم که بتواند این اعمال را نشان دهد وجود ندارد.

5 آمریکا درصدد است که سرمایه داران وابسته و عناصر وابسته به خود را که با لفظ (خوب) و خدمت به

کشورشان مشخص می کند از تبعید اجباری به ایران بازگرداند و سیاستهای سلطه گرانه خود را به وسیله

آنها به اجرا گذارد.


منابع و شبکه های جاسوسی آمریکا در ایران

منابع و شبکه های جاسوسی آمریکا در ایران

بخش 6

منابع و شبکه های آمریکا در ایران

منابع و شبکه های آمریکا در ایران

«عواقب نامطلوب تیره شدن روابط ایران و آمریکا خیلی از منابع اطلاعاتی خوب ما را از بین برده

است و بی علاقه بودن عده ای از ایرانیان در برخورد و صحبت کردن با کارمندان سفارت آمریکا را افزایش

داده است. این عکس العملها از زمان تصمیم 17 ماه مه سنای آمریکا (محکوم کردن اعدامهای دادگاههای

انقلاب) شروع شد و سپس با تظاهرات در مقابل سفارت آمریکا در تاریخ 24 و 26 ماه مه و آن گاه نظرات

یزدی در مورد (کاتلر) در مطبوعات و حمله شدید رسانه های گروهی اوج گرفت. این عمل موقعیت ما را به

طور قابل ملاحظه ای متزلزل کرده است، حتی بدتر از اوائل انقلاب.

بعضی از منابع خبری در تهران اشاره کرده اند به اینکه سوءظن همکاران و دوستانشان نسبت به آنان

رو به افزایش است. این حالت مخصوصا در دانشگاهها به شکل حادش بروز کرده است؛ جایی که

افراطیون روشنفکران را از مواضع ضد آمریکایی مورد حمله قرار می دهند. آن طور که یکی از منابع خبری

گزارش می دهد حتی کسانی که بیشتر در جریان کار قرار دارند با این موج از بین می روند.

(محرمانه از سفارت به واشنگتن امضاء ناس)

(افشاگری شماره 16)

«مهدی روغنی مایل است که با پرشت صحبت کند و ممکن است به گفتگوهای محرمانه با دیگران نیز

تمایل داشته باشد وی به علت رابطه اش با امام خمینی می تواند منبع اطلاعاتی مفیدی از اطرافیان خمینی

ص: 88

باشد.»

(محرمانه ماه مه 79) (ناس)»

(افشاگری شماره 19)

***

افرادی مثل مقدم مراغه ای و درخشش منابع اطلاعاتی خوبی برای سفارت می باشند که با

خوش خدمتی های خود توانسته اند خدمات ارزنده ای در جهت اطلاعات و تحلیل وقایع روز به

امپریالیسم بنمایند:

«شک نیست زمینه ای که در جریان این وقایع شکل می گیرد، به دست آوردن اطلاعات لازم و مورد

نیاز ما را بسیار مشکل می کند؛ گرچه هنوز شرایط به سطح بعضی از کشورهای جهان سوم که آنها روابط

کارکنان سفارت و مردم محلی را شدیدا تحت کنترل دارند نرسیده است؛ ولی فشارهای چند هفته اخیر،

ایران را به سوی چنان موقعیتی سوق می دهد».(ناس)

(افشاگری شماره 16)

***

اطلاعات زیر توسط یک منبع به Ro رسیده است که از یک میهمانی شام که توسط دوستش از وزارت

دادگستری در روز 3 آوریل برگزار شد کسب شده است. مهمانان غیر از منبع یک تاجر ایرانی دو ستوان

پلیس، یک سروان پلیس و یک سرگرد دریابی بوده اند. همراه صحبت زیادی در مورد مسایل کلی و

سیاسی، صحبت و بحث در مواردی که در مورد پلیس و نظم در ارتش است شد و مسایل دیگر ...».

(محرمانه شماره 460160 تاریخ 4 آوریل 79)

و ادامه می دهند:

«این گزارش منطبق با گزارشاتی است که 3 منبع دیگر به ما گزارش داده اند که در محل بوده اند (در

میهمانی)»

***

در حقیقت در آن میهمانی 4 منبع سفارت و در خدمت امپریالیسم و شیطان بزرگ وجود داشته است که

هر کدام جداگانه بدون اطلاع یکدیگر گزارشات خود را به سفارت داده اند.

***

«اظهار نظر: منبع یک افسر سرویس خارجی با تجربه است؛ خیلی خوب فارسی صحبت می کند و با

ایرانیان تماس دارد، وی تا به حال کنسول سفارت در تبریز بوده است.» (سند فوق)

***

سفارت با ترتیب دادن انواع میهمانیها و یا فرستادن مأموران سیاسی خود به میهمانیهای رسمی و غیر

رسمی سعی در صحبت با افراد لشکری و کشوری می کند و راجع به موقعیتهای سیاسی و نظامی بحث

می نمایند و اطلاعات را به سفارت می دهند. واقعه فوق یک میهمانی بوده است و 4 نفر از شرکت کنندگان

افسران سیاسی سفارت بوده اند، که یکی از آنها Metrinco افسر سیاسی سفارت و کنسول تبریز است. وی


به زبانهای فارسی عربی اردو ترکی تسلط کامل داشته و وارد به آداب و رسوم ایرانی است و جزو

گروگانهای ملت ایران است و عامل ترتیب دادن منابع جاسوس ایرانی و کسب اطلاعات از آنهاست.

ص: 89

***

نظر سفارت در 11 ژانویه 78 در زمان قیامهای قم و حکومت دکتر آموزگار خائن.

«... برای آمریکا امتیازی در ایران در مورد جمع آوری اطلاعات (جاسوسی) به دست آورید و

پشتیبانی برای Proquoliasionquid را در پاسخ به این امتیازات ادامه دهید. هر پیشنهاد را برای امتیازی

جدید به دقت سبک و سنگین کنید تا مطمئن شوید که باعث در خطر انداختن پیشرویهای موجود نباشند.»

(11 ژانویه 78 محرمانه از سفارت به وزارت دفاع واشنگتن)

(افشاگری شماره 10)


در مورد منابع و شبکه های جاسوسی آمریکا در ایران

در مورد منابع و شبکه های جاسوسی آمریکا در ایران


سیاست آمریکا

(سیاست آمریکا)

سیاست آمریکا بعد از انقلاب دستیابی دوباره به اوضاع سیاسی اقتصادی ایران است. بنابراین

طرحهای خود را باید براساس یک سری اطلاعات دقیق استوار کند.

شبکه ها و منابع خبری و اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا در ایران، در زمان انقلاب ضربه دیده است و

بعد از انقلاب هم بسیاری از این شبکه ها و منابع از هم پاشیده است.

سازماندهی دوباره کشف منابع جدید جاسوسی از هدفهای بخش سفارت است.

بنابراین به غیر از شیوه های فوق، افسران سفارت برای ملاقاتها و صحبت به افراد با سازمانهای دولتی

و به میهمانیهای رسمی و غیر رسمی فرستاده می شدند و با طرح سؤالاتی که جهت و هدف آن از قبل

مشخص است، سعی در کشیدن اطلاعات دست اول و مفید می نمایند.

ولی شبکه جاسوسی آمریکا در حال حاضر کاملاً کار می کند و دلیل آن هم اطلاعات دقیقی است که از

اوضاع مملکت در سفارت موجود است و همچنین قرار دادن مهره های جدید در سازمانهای انقلابی که

بعد از انقلاب تأسیس شده از هدفهای سفارت آمریکا بوده است.

آنها احتیاج داشته اند که منابع و افرادشان از تأمین حقوقی برخوردار باشند. ادامه کارهای دادگاههای

انقلاب، تصفیه ادارات و بسیاری از حرکات انقلابی، مانع وجود افراد و شبکه های جاسوسی امپریالیسم

در ایران است. اطلاعات دقیق از ارتش نیز حاکی از داشتن شبکه های جاسوسی و منابع اطلاعاتی در

ارتش است: «ما می خواهیم مسئولانه بر روی مسایل نظامی کار کنیم تا اینکه به دولت بازرگان قدرت

دهیم و مطمئن باشیم که برای اوضاع آینده سیاسی مملکت دوستانی در ارتش داریم که ممکن است در

معضلات سیاسی مملکت راهگشا باشند.

... ما همچنین خواهان یک رفتار مطلوب و مساوی برای طرفداران خصوصی مان در ایران هستیم.»

(محرمانه 14 شهریور 58 از هارولد ساندرز به نیوسام)

***


همچنین سفارت جهت تأمین و کشف منابع جاسوسی جدید از جریمه استفاده می کند و در قبال دادن

ویزا به افراد مورد احتیاجش که اطلاعات ارزنده ای داشته باشند برایشان ویزای مسافرت به آمریکا صادر

می کند:

«از سرهنگ شیفر وابسته نظامی دفاعی در نیروی هوایی به تمام وابسته های دفاعی آمریکا در تهران

ص: 90

و به مورفیلد سرکنسول آمریکا در تهران.

... وابسته های نظامی آمریکا درباره فامیل درجه یک افراد زیر می توانند رأی صدور ویزا توصیه

نمایند:

الف: افراد ارتش، ژاندارمری و شهربانی ایران که از سرگرد به بالا باشند.

ب: افراد هواپیمای کشوری.

ج: افراد دیپلمات درجه یک ایرانی یا خارجی که با دفتر وابستگان نظامی آمریکا همکاری مستقیم

داشته باشند.

توصیه: صدور ویزا تنها برای افرادی پذیرفته می شود که اطلاعات جاسوسی مفیدی برای آمریکا

داشته باشند. متقاضیانی که مشخصات بالا را نداشته باشند اما دارای موقعیتهای فوق العاده ای باشند

(مانند همافرانی که اطلاعات باارزشی برای ما تهیه نموده اند) باید توسط سرهنگ شیفر تأیید شوند.

... بخش صدور ویزا می تواند به عنوان وسیله ای برای جمع آوری اطلاعات جاسوسی مورد استفاده

قرار گیرد. اطلاعاتی که معمولاً دسترسی به آن از راههای دیگر امکان پذیر نیست و باید توجه داشت که

صدور ویزا مورد استفاده شخصی افراد قرار نگیرد. افراد تنها وقتی برای ما مهم هستند که اطلاعات

جاسوسی باارزش فراهم نمایند و یا راهی برای رسیدن به این اطلاعات ارائه دهند.

من در این معامله پایاپای (گرفتن اطلاعات در مقابل ویزا) انتظار دارم گزارشهای مفیدی به دست

آید.»

(18 سپتامبر 79 شهریور 58 محرمانه)(افشاگری شماره 17)

***

همچنین سفارت در نظر دارد علاوه بر استفاده از عناصر سرسپرده خود در ارتش و تشکیلات کشوری

از عناصر خائن ساواک که آزاد شده اند استفاده نماید و در شبکه های خبرگیری و جاسوسی و عملیات

تخریب در آینده استفاده کند:

«... بسیاری از کارشناسان ساواک که با نظارت کنندگان سفارتخانه های خارجی همکاری می کردند،

توانستند کار آنها را در دست بگیرند و این موضوع می تواند به ما فرصتی بدهد تا بتوانیم از آن در

موقعیتهای آرامتر استفاده کنیم. تمام این کارشناسان در آمریکا بوده اند.»

(از نامه لینگن به زوبیک مورخ 6 آبان 58)


دید آمریکا راجع به ارتش ایران

دید آمریکا راجع به ارتش ایران

بخش 7

اشاره

مستشاری مهمترین حضور نظامی آمریکا در ایران است. هدفش بالا بردن کارآیی نیروهای نظامی

ایران به منظور مقاومت در مقابل تجاوز و ادامه و حفظ منافع آمریکا در ایران است.

این ارتش (ارتش ایران) در 1941 به وجود آمد و در 1943 و 1947 تجدید سازمان یافت (قرارداد

آمریکا و ارتش ایران). توافق اساسی بین حکومت آمریکا و دولت ایران این بود که نظارت و کمک ارتش

آمریکا به ارتش ایران (زمینی و هوایی و دریایی) ادامه یابد. از 1950 قرار داد کمک دفاعی مشترک بین

دولت ایران و دولت آمریکا در سه زمینه منعقد گردید.

ص: 91

این توافق ارتش Armish متفاوت بود و در زمینه کمک اداری و سازماندهی بود.

«در 1942 اولین کمک بزرگ به ارتش ایران تحویل گردید. در سال 1958 Armish و Maagنزدیکتر

شدند. در 1965 فروش نظامی خارجی و برنامه های اعتباری آغاز شد. موفقیت این برنامه موجب قطع

کمکهای بلاعوض در 1972 بود Maag از Magor - Gonro دستور می گیرد و هدف این مستشاری ارائه

مشاوره روزانه به بالاترین افراد ارتش ایران می باشد. این کار با در جریان گذاشتن شاه انجام می شود.

کارمندان Armish-Maag بر کار فرماندهی ستاد ارتش شاهنشاهی مشاوره کامل می نمایند. هر عضو

ایرانی که فرمانده عملیات اطلاعات تجسّسی لجستیک (پشتیبانی) نقشه ها و برنامه هاست یک نفر

راهنمای خارجی دارد که معمولاً یک سرهنگ است.»

(از افشاگری شماره 7)

مسئول مدرنیزه کردن ارتش شاهنشاهی ایران در رابطه با برنامه 1972 می باشد. ایران سفارش

وسایل و خدمات به ارزش کمی بیش از ده میلیارد دلار که شامل خرید خدمات است به آمریکا داده

است.»

***

همچنین دولت آمریکا اجازه افشای رموزی که در کارهای نظامیان در ایران به کار گرفته می شود به

دولت ایران نمی دهد و سعی دارد کارهای مستشاری آمریکا در ایران از افسران ایرانی پنهان باشد.

***

در موقعیت فعلی حداقل اطلاعات ممکن می بایست به دولت ایران داده شود.

هیچ گونه اسامی رمز جدیدی که باعث افشای اسرار به دولت ایران بشود بدون تأیید کمیته افشاگری

مستقر در واشنگتن نباید استفاده شود. (از افشاگری شماره 8)

***

همچنین آمریکا یک سیستم فوق مدرن اطلاعاتی جاسوسی که به وسیله پایگاههای الکترونیکی

خبرگیری و رادار و ماهواره ها اداره می شد به ایران تحمیل نموده بودند که 3/1 بیلیون دلار هزینه این

سیستم در سراسر ایران بود. این سیستم از گشتی هایی که پایگاههای رادار دار و الکترونیکی هستند تا

سیستمهای ساده خبری و از پایگاه های کبکان و بهشهر گرفته تا هواپیمای پرنده آواکس شامل می گردید

که حرکت موشکهای شوروی و منطقه و انواع و اقسام علائم خبری و اطلاعاتی را گرفته و به طور متمرکز

به وسیله امواج به آمریکا می فرستاد. مستشاری آمریکا و نیروی هوایی رژیم خائن شاه عهده دار اداره و


ادامه طرح این سیستم عظیم خبری بوده اند. این سیستم به نام سیستم Ibex مشخص است.

(ارجاع به افشاگری شماره 6)

***

با توجه به مسایلی که در فوق عنوان گردید، نقش آمریکا در ساختمان ارتش ایران و جهت ساختمان

ارتش و چگونگی و اهداف این ماشین در رژیم شاه خائن به خوبی روشن می گردد.


مصونیت و مزایای سیاسی مستشاران نظامی

موضوع: مصونیت و مزایای سیاسی مستشاران نظامی

1 تمام متن محرمانه است.

ص: 92

2 در 18 سپتامبر مأمور سیاسی به وزارت امور خارجه فرا خوانده شد. توسط رئیس دایره حقوقی، فرخ

پارسی، پاسخ به نامه 187 سفارت که در تاریخ 16 می 1979 خطاب به وزارت خارجه به دولت اطلاع

داده است که باقیمانده مستشاران نظامی ایران از طرف دولت آمریکا به سفارت به عنوان کارمندان فنی

و اداری اعلام شده اند، در نامه خواسته شده بود که برای آنها کارت ضمانت سیاسی صادر شود (تا حالا

فقط برای گروهبان ویلیام دجرمان صادر شده است).

3 پارسی روشن ساخت که قرارداد 1964 لغو شده و دولت هرگز قصد ندارد قوانینی را که مستشاران

نظامی کشورها را از ایرانیان متمایز می سازد به اجرا در بیاورد. پارسی گفت: دولت قانون بین المللی

راجع به حقوق و مزایای مستشاران نظامی را که عمل می شود مورد بررسی قرار داده است. بهرحال

سفارت به مستشاران نظامی پاسپورت دیپلماتیک می دهد.آنها را به عنوان کارمندان فنی و اداری

خویش معرفی می کند در حالی که آنها در واقع نیستند. پارسی روشن ساخت که مسئله مستشاران

نظامی در ایران برای دولت مسئله بسیار حساسی است؛ به خاطر تاریخ این مسئله.

(نظر سفارت: دولت ایران به این مسئله چنین می نگرد که شاه و دولت آمریکا این قانون را در 1964 به

ایرانیان تحمیل کرده و این نظر اغلب ایرانیان است.)

4 آقای پارسی نامه 16 می سفارت را به عنوان یک تقاضا بیان داشت که دولت موقعیت مستشاران نظامی

و دسته بندی بیان شده را قانونی کند. ولی دولت نمی خواهد هیچگونه قانونی بگذراند که به مستشاران

مصونیت و مزایای سیاسی بدهد. با وجودی که پارسی خیلی مشخص صحبت نمی کرد، روشن بود (از

مکالمه اش) که وزارت امور خارجه دوست ندارد به مستشاران اجازه دهد به عنوان مأموران فنی و

اداری سفارت باشند. به هر حال آقای پارسی یک قاضی آموزش یافته در آمریکا و منطقی است که

سعی فراوان می کند راهی پیدا کند که هم حساسیتهای دولت را امضاء کند و هم مسئله مستشاران ما را.

5 پارسی گفت: دولت ایران حقیقتا راجع به درخواست مصونیت و مزایای سیاسی برای مستشاران نظامی

آمریکا علاقه مند نیست. آنها فکر می کنند که تمام مستشاران نظامی تحت لوای قوانین ایرانی باید

باشند. پارسی خاطرنشان ساخت که در گذشته تنها موردی که آمریکاییان خطا کار بودند مسئله

رانندگی بود. پارسی از اینکه ممکن است در اختیار مستشاران نظامی راننده قرار ندهند تعجب می کرد،

زیرا این عمل می توانست از تخلفات رانندگی آنها جلوگیری کند. مأمور سیاسی گفت: اگر مسئله صحت


داشته باشد ما خوشحال خواهیم شد. او از تجربیاتش در کشورهای دیگر چنین برداشت کرده که نظر

قطعی بخش دفاعی، داشتن اختیارات قانونی است. او شک داشت که ایالات متحده به پرسنل نظامیش

اجازه دهد که بدون داشتن حفاظت در ایران خدمت کنند. مأمور سیاسی سفارت راجع به مسئله انجام یا

عدم انجام وظیفه چیزی ذکر نکرد. مذاکرات کاملاً نامشخص (ناموفق) بود و پارسی از اینکه این مسئله

چگونه در کشورهای دیگر تاکنون خاتمه یافته است، اطلاعات صحیحی نداشت.

6 پارسی پرسید چه پوشش بیمه ای برای پرسنل نظامی مستقر در آمریکا داده شده است؟ (مانند نظامیانی

که مأمور خرید و تدارکاتند ولی وابسته (گماشته) نیستند. آیا شما مصونیت سیاسی را برای این چنین

مردمی در آمریکا تضمین می کنید؟ آیا هیچ موقع پرسنل نظامی یک کشور خارجی مانند مستشاران

نظامی در ایران به سفارتخانه ها در واشنگتن به عنوان کارمند فنی و اداری اعلام شده اند؟ در پرسیدن

اینها پارسی سعی فراوان داشت که به استانداردهای قابل مقایسه که او می توانست با کمک آنها راجع به

ص: 93

مصونیت سیاسی مستشاران نظامی در ایران بحث کند توسل جوید.

7 پارسی پرسید: چند نفر از مستشاران نظامی در سفارت حضور دارند؟ او عقیده داشت که فقط بر طبق

قوانین آمریکا اجازه دارند؛ بخش دفاعی باید حقوق اضافه بر آن 6 نفر مستشاران نظامی را بپردازد و

تمام قوانینی که به دولت اجازه می داد، حقوق برای مستشاران نظامی خارجی بپردازد، اکنون لغو شده

است. (نظریه: سفارت برای پارسی لیست جاری مستشاران نظامی را که هفت نفرند، تهیه خواهد کرد و

به او اطلاع خواهد داد، که تعدادی از افرادِ مستشاران نظامی، تا اول اکتبر جهت اطمینان در ایران

خواهند بود و بعد از اکتبر تعداد آنها به 6 نفر کاهش خواهد یافت. هر افزایشی در پرسنل تنها در صورت

توافق خواهد بود.)

8 کارهای درخواست شده (از طرف سفارت)

باعث قدردانی است اگر بخش دفاعی مثالی از خارجیان غیر وابسته ای که در آمریکا مصونیت سیاسی

دارند به ما بدهد. مفید خواهد بود، چنانچه مثالی از اینکه ما در کشورهای مشابه ایران چگونه این مسئله را

اعمال می کنیم، داده شود.

9 نظریه: در یک نامه به تاریخ 4/8/79 خطاب به وزیر دفاع ملی با موضوع: نامگذاری دوباره

مستشاران نظامی، نماینده عالیرتبه دفاعی آمریکا به پایان عملیات مستشاران آمریکایی در نیروهای

ارتش اشاره کرد و از معاون Mond خواست نسبت به نام گذاری دوباره مستشاری نظامی اقدام کند. با

وجودی که ما این مسئله را دنبال کرده ایم، ولی هنوز مسئولیتی دریافت نکرده ایم. انتقال مثبت از هر نوع

ارتباط مستشاری که به وسیله دولت ایران دنبال خواهد شد، می تواند ما را در موقعیتمان یاری دهد.

10 این مسئله مشکلاتی در بردارد تا آنجا که به وزارت امور خارجه ربط دارد، مخصوصا که پارسی

خیلی نزدیک به یزدی وزیر امور خارجه کار می کند، ما نمی دانیم آیا در این تمایلات هیچ گونه

جهت یابی با وزارت دفاع شده است؟ ما امیدواریم بکوشیم، این مسئله را به آرامی و در سطح پایینی حل

کنیم. پارسی در بست می گوید که نسبت به این مسئله حساسیت فراوانی موجود است و این یکی از

مسایل با اهمیّت دولت است. آیت اللّه خمینی اولین بار نامش را با مبارزه با این قانون در 1964


روساخت و ما شک داریم که در موقعیت فعلی او به مسئله مستشاران آگاه است. موقعی که مسئله کاملاً

عینی (علنی) شد، ما می توانیم مذاکرات منطقی نسبت به افکار ملی گرایان که مانع این مسئله است انجام

دهیم.(لینگن)

کلاسه: محرمانه و پخش محدود است

شماره سند: تهران 1/10336 تاریخ: 23 سپتامبر 1979

از سفارت آمریکا در تهران به وزارت امور خارجه واشنگتن دی سی فوری

گزارشگر: قسمت سیاسی: الیزابت سوئیفت و (نظامی: Roavis )

«لغو قرارداد 1943 که مأموریت نظامی آمریکا (مستشاری) را شامل می شد، یک نمونه دیگر از

کارهای انقلابی این رژیم است که آشکارگر قطع نفوذ خارجی می باشد. اگر چه این حرکت باعث لغو

قرارداد دوجانبه 1947 و مأموریت نظامی می شود ولی اثری در وضعیت قانونی یا کار نمایندگان پرسنل

نظامی در تهران ندارد.

ص: 94

قانون 1943 مستشاران نظامی آمریکا را جزو وزارت جنگ می داند که در حال حاضر یک چنین

چیزی با موقعیت ایران غیرقابل تحمل است؛ اگر چه ما سالها به طور رسمی این قرارداد را تمدید کردیم،

ولی محتوی آن با گذشت زمان به طور زیادی بی ربط و مناسبت ندارد.

ماهها پیش دولت قرار داد 1963 را که به مستشاران نظامی آمریکا مصونیت می داد فسخ نمود. در آن

زمان ما به دولت ایران گزارش دادیم که افراد نظامی ما وابسته و فرستاده سفارت خواهند بود و گذرنامه

دیپلماتیک خواهند داشت. ایرانیها که ترتیبات را قبول کرده اند و هیأت 6 نفری که بعد از اکتبر در تهران کار

خواهند کرد، از لحاظ مالی توسط آمریکا تأمین خواهند شد و احتیاج به هیچ گونه توافق نامه رسمی با

دولت موقت ایران ندارد.

* برخلاف این ادعای استقلال ایران، اخیرا حرکتهای متعددی صورت گرفته که نشانگر این است که

بعضی از فرماندهان نظامی مایلند که در یک حد محدودی این مناسبات از سر گرفته شود. مثل کار

تدارکاتی و حمایت قطعات با آمریکا.

(به وزارت امور خارجه آمریکا از ساندرز 9/17/79

نوشته فوق به خوبی موقعیت قراردادها نقش مستشاران را از نظر حقوقی و قرار گرفتن در قانون

استعماری کاپیتولاسیون و تأثیرات انقلاب اسلامی را برای در هم پاشیدن آنها به خوبی نشان می دهد.

«کاهش زیادی که در قسمت کارکنان مستشاری رخ داده از بزرگترین تعداد در دنیا به فقط ده نفر، ما را

قادر می کند که فقط نقش یک مشاور تدارکات را داشته باشیم».

(14 ژوئن 79 از اینکلمن به فرمانده جونز فرمانده تجهیزات نیروی دریایی آمریکا)

***

اعتراف فوق به خوبی نشان دهنده نفوذ فراوان مستشاران آمریکا در ارتش ایران بوده است. به طوری

که در هیچ جای دنیا این نسبت مستشار آمریکایی در یک ارتش وجود نداشته است.


***

«ارتش مدتی است که مأموریتی نداشته است. اگر چه خمینی و دولت موقت به لزوم یک ارتش قوی

معتقدند. ایران که داشت، به سرعت قدرت مدیریتش را به سوی خودکفا شدن توسعه می داد قسمت مهمی

از آن (مدیریت) از بین رفته.

ایران قابلیتهای تکنیکیش را تا حد قابل توجهی توسعه داده بود. با این حال هنوز از بالاترین تا

پایین ترین سطح در هر قسمتی وابسته به تکنیکهای خارجی می باشد. نه تنها تمام متخصصهای خارجی

بلکه بسیاری از متخصصهای داخلی نیز ایران را ترک کرده یا لااقل جا به جا شده اند. جا به جایی بدون در

نظر گرفتن مقام یا تخصص بوده است و دلیل آن عدم تولید است.»

(از تحلیل ارتش ایران، بدون تاریخ شماره و امضاء)

«اگر چه اساس ارتش به هم خورده و دورنمای جریانات برای باز سازی آن نامشخص است، اما

نیرویی است که امتیازات قابل توجهی دارد.

ما تحول برای بازسازی در نیروی هوایی می بینیم، اما این مسئله قابل سؤال است که آیا رهبری جدید

که به وسیله خمینی گذاشته شده، ممکن است که انگیزه های لازم را برای بازسازی تدارک ببیند؟

بر خلاف سازمانهای موجود در ایران، ارتش اصول، تربیت و ساخت سازمان یافته ای دارد، تا بتواند

ص: 95

بازسازی شود. چهارچوب اصلی باقی می ماند و بازسازی ممکن است که در مقایسه با قسمت دیگر دولت

نمود پیدا کند.

این حقیقت ممکن است مسایلی را برای دولت جدید به وجود بیاورد که چگونه و در چه راهی

می خواهد به سرعت ارتش را نیرویی تازه بدهد؟

ما معتقدیم که کمیته ها و ارتش در ستاد مشترک، یعنی همان سازمانی که به طور مرتب به خمینی

گزارش می دهد واقع است. از وظایف دیگر این کمیته ها انتصاب یا حداقل موافقت با انتصاب تمام

کارمندان ستاد، واحد فرماندهای و سرگردان ستاد می باشد.

چنین به نظر می رسد که قم انتخابات را تأیید می کند.

در سرویسهای ارتش ما قدرت تشخیص عملکرد این چنین کمیته هایی را نداریم؛ اما شواهدی از افراد

کمیته را در مقر ارتش و پادگانها داریم. نیروی هوایی مدعی است، در میان وظایف دیگری که کمیته ها

دارند، آنها مانند سگهای پاسبان عدم وفاداری به رژیم خمینی را گزارش می دهند.»

(از تحلیل ارتش ایران)

***

با توجه به مطالب فوق آمریکا ارتشی را که برای مقاصد خود مسلح و سازمان داده بود، می بیند که از

دست می رود و کیفیت و تخصصهای آن در جهت دیگری افتاده است.

آمریکا سعی دارد که ارتش را که مشخصا با سازمان خاصی شکل گرفته است، دوباره همانند سابق

شکل دهد؛ یعنی سازماندهی و بازسازی ارتش به شکل سابق یکی از خواستهای آمریکاست. در این

صورت آمریکا بنا به ضرورتی که آن نوع سازماندهی و بازسازی لازم دارد، می تواند در ارتش نفوذ


دوباره کند. البته این عمل مکمل سیاست آمریکا با دولت موقت است که منجر به خرید وسایل نظامی، به

خصوص قطعات یدکی جنگ افزارهای فراوانی است که آمریکا برای یک سازماندهی مشخص ارتش، به

ایران فروخته است.

***

همچنین وجود مستشاران نظامی آمریکا در ایران و قراردادها، به خوبی کنترل شدید ارتش را به

وسیله این مستشاران نشان می دهد و همچنین سیستم خبری و جاسوسی چنانچه آمریکا از بسیاری از

جزئیات ارتش بعد از انقلاب خبر دارد.

تحلیل و بررسی وضع ارتش بعد از انقلاب چه نیروی هوایی و دریایی و چه زمینی، می تواند آمریکا را

به ارزیابی مشخصی از ارتش هدایت کند، که در نهایت بتواند سیاست خود را در قبال ارتش تنظیم و

مشخص کند.

***

از آنجایی که متن همه قراردادهای نظامی در سفارت موجود نیست، فقط به متن یک قرارداد نظامی که

در سال 22 شمسی یعنی اوایل حکومت دیکتاتوری محمدرضای خائن با آمریکا از طرف ژاندارمری

بسته شده است، اکتفا می کنیم.

لازم به تذکر است که این قرارداد موقعی منعقد شده است که دولت ایران زیر سلطه امپریالیسم سیاه

انگلیس بود و نفوذ آمریکا در ایران تازه شروع گردیده بود:

ص: 96

«بنابر تقاضای دولت ایران از دولت کشورهای متحده آمریکا و به استناد قانون استخدام افسران

آمریکایی برای ژاندارمری، مصوب 28/7/1322، رئیس جمهوری کشورهای متحده آمریکا اجازه

داده اند که هیئتی از افسران و درجه داران و متخصصین ارتش کشورهای متحده آمریکا که تعداد افسران

آن از 8 نفر تجاوز نخواهد نمود، به منظور اصلاح ژاندارمری بر طبق مواد ذیل منصوب شوند.

حال با ذکر چند بند مهم اکتفا می کنیم و بقیه را به جهت اطلاع همگان به مطبوعات عرضه می کنیم.

ماده بیستم: وزیر کشور ایران، رئیس هیئت را به سمت مستشار وزارت کشور، عهده دار امور

ژاندارمری به ریاست کل تشکیلات ژاندارمری دولت شاهنشاهی ایران برای مدت این قرارداد تعیین

خواهد نمود، و رئیس هیئت بر همه افسران ژاندارمری شاهنشاهی ایران تقدّم خواهد داشت. مشارالیه

مستقیما عهده دار کلیه اداره و کنترل ژاندارمری خواهد بود و حق خواهد داشت، طبق مقررات انتصاب یا

ترفیع یا تنزل یا اخراج هر خدمتگزار ژاندارمری به وزیر کشور پیشنهاد و یا تصویب ایشان به موقع اجرا

بگذارد و مقام دیگری حق مداخله نخواهد داشت. نیز حق خواهد داشت، هر افسر یا ژاندارم یا خدمتگزار

ژاندارمری را با تصویب وزیر کشور منتقل و دوباره تعیین کند.

ماده بیست و یکم: دولت ایران موافقت می نماید تا زمانی که این قرارداد به قوت خود باقی است

افسرانی از ارتشهای خارجی دیگر یا کارکنانی از هیچ کشور دیگر برای خدمت در ژاندارمری شاهنشاهی

ایران یا شعب آن که کارمندان هیئت نظامی کشورهای متحد آمریکا در آن خدمت می نمایند، استخدام

ننماید.


ماده سی ام: نسبت به هر یک از کارکنان این هیئت که به طور صحیح و منظم و از روی صلاحیت ثابت

شود که به جرم مداخله در کارهای سیاسی کشور یا تخلف از قوانین ایران مقصر است، هیئت وزیران حق

خواهد داشت مقررات این قرارداد را که مربوط به چنین کارمندی باشد، لغو نماید.

قرارداد به امضاء محمد ساعد وزیر امور خارجه و دریفوس به تاریخ 27 نوامبر 1943 مطابق با 5 آذر

1322 شمسی وزیر مختار آمریکا رسیده است.


دید آمریکا در مورد ارتش ایران بعد از انقلاب

دید آمریکا در مورد ارتش ایران بعد از انقلاب

«مقدار زیادی از طبقات متوسط بالا از بیگانگان متنفرند. خیلیها معتقدند که آمریکا باعث سقوط شاه

گردید. در بین این گروه افرادی هستند که از فکر فوق خوشحالند و عده ای هم هستند که از تنفر نسبت به

آمریکاییها ناراضی اند. در ارتش حس تنفر نسبت به بیگانه وجود دارد، در صورتی که شرایط در ایران و در

ارتش بهبود نیابد، به احتمال زیاد در آینده نزدیک خطرِ احساس خیانت می باشد و اگر این اتفاق بیفتد

رهبری ارتش در جبهه ضد آمریکایی خواهد بود.»

(از تحلیل ارتش ایران)

***

ترس آمریکا از ضد آمریکایی شدن ارتش به خوبی از این گفته مشخص است.


سیاست آمریکا در قبال ارتش بعد از انقلاب اسلامی

سیاست آمریکا در قبال ارتش بعد از انقلاب اسلامی

مطابق آنچه که در مورد سیاست آمریکا در قبال دولت موقت آمده است گفته ایم که آمریکا سعی دارد

ص: 97

که با یک سیاست مسالمت آمیز، ایران را از نظر اقتصادی به خود وابسته نماید. این وابستگی از جهت

نظامی به قطعات فنی ارتش مدیریت و سیستم ارتش و آموزش آن می انجامد. حال جریان قطعات یدکی

را از زبان تحلیلها و اسناد موجود در سفارت می شنویم.

***

در توصیه ای از طرف ساندرز به نیوسام:

«چگونه روابط نظامیان را توسعه دهیم؟ ایرانیها در مورد سپرده مالیشان در مقابل فروشهای نظامی

سوءظن دارند. آنها به قطعات یدکی و حفاظت تکنیکی نیازمندند؛ ولی برای مسایل سیاسی می ترسند که

از ما تقاضا کنند. ما می خواهیم مسئولانه بر روی مسایل نظامی کار کنیم، تا اینکه بازرگان را قدرت دهیم و

مطمئن باشیم که برای اوضاع آینده سیاسی مملکت دوستانی در ارتش داریم که ممکن است در معضلات

سیاسی مملکت راهگشا باشند. برای در اختیار گذاشتن قطعات حساس به آنها مطالعه کنید و آماده باشید

که قطعاتی که در سطح پایین هستند در اختیار آنها قرار دهیم.

آماده برای تحویل قطعات یدکی دستگاههای قبلی که ارزششان از 5 میلیون دلار کمتر است باشید، و

اگر ایران مایل بود قطعات یدکی را از مجاری دیگری تأمین کنید اجازه دهید که از کشورهای دوست و

پیشرفته جهان سوم مثل ایتالیا قطعات یدکی هلیکوپتر را تأمین کنند.»


(از ساندرز به نیوسام 14 شهریور 58 از تحلیل سیاست آمریکا درباره ایران)

***

«ایرانیها به ما گفته اند که سیاست آنها این است که به صورت گوناگون از وسایل نظامی آمریکا حمایت

کنند. ما به آنها جواب دادیم که در اساس هیچ گونه ایراد و اشکالی دیده نمی شود که از وسایل نظامی

اروپایی که کار آنها بر طبق قانون کار و سیاست ماست استفاده شود (ما فقط به چیزهایی که خودمان تهیه

خواهیم کرد اجازه خواهیم داد). ما همچنین یادآور خواهیم شد، که امکان دارد عملاً مسایلی پیش آید.

موانعی واقعی برای تعدد حمایت وجود دارد. ما امیدواریم که متفقا موافقت شود که همگی ما تا آنجا که

می توانیم ارتش ایران را تقویت و گسترش دهیم که کلیدی باشد برای آینده ما.»

(از تحلیل قوه ابتکارات سیاسی سرّی و حساس مهر 58)

(شماره 30313)

***

«بسیاری از سرهنگها و کارمندان با تبلیغات ضد آمریکایی مخالفند؛ ولی بسیاری از آنها فاقد شهامت

هستند. مشکل بتوان فراموش کرد که خمینی سران ارتش را از بین برده است از سوی دیگر، البته،

سرهنگها و کارمندان اهمیت تکنیک آمریکایی در ارتش را تشخیص داده اند و اینکه در صورت کمبود

قطعات یدکی چه اتفاقی خواهد افتاد، مهم نیست که چه اتفاقی می افتد، ما باید این موضوع را در نظر

بگیریم که تحول و اصلاح ارتش و چگونگی مسلح شدن آن، احتیاج به فراگیری تکنیکهای جدید ارتشی

دارد و در هر صورت مهم است که رابطه طبیعی بین ما و فرماندهان ارتش وجود خواهد داشت.»

(از نامه مهم لینگن کاردار سفارت به برژینسکی مشاور امنیتی کارتر یک هفته قبل از اشغال سفارت

28 اکتبر 79).

در اینجا به خوبی هدف آمریکا از سازماندهی ارتش به طریق قبل و به شکل آمریکایی، آن چنان که

ص: 98

وابسته به قطعات یدکیِ تجهیزات و مدیریت آمریکایی داشته باشد، به خوبی روشن می شود.

طبیعی است که با این سیستم حتما احتیاج به نظارت افراد آمریکایی خواهد داشت.

و طبیعی است که با این شکل ارتباط آمریکایی ها با سران ارتش و افراد دیگر ارتش امری است

طبیعی، و سیستم ارتش کاملاً در کنترل آمریکا در خواهد آمد.

جمله رابطه طبیعی بین ما و فرماندهان ارتشی حاکی از این واقعیت است که در یک سیستم وابسته به

آمریکا، چه از نظر سازماندهی و چه تجهیزات این امر یعنی قابل کنترل بودن فرماندهان ارتش، امری است

طبیعی، و هدفی است که آمریکا می خواسته است با وابسته کردن ارتش ایران کنترل آن را در دست بگیرد.

البته این مهم را در بلند مدت به دست می آورده است.

همچنین آمریکا روی دوستانش در ارتش حساب زیادی می کند تا بتوانند در سایه سیستمی که

وابستگی فنی و تشکیلاتی به آمریکا دارد، عملیاتی به نفع آمریکا در ایران انجام دهد و ارتش سازمان

یافته به طریق آمریکایی را کلیدی برای آینده خود می بیند. آیا آینده ای غیر از سلطه دوباره سیاسی

اقتصادی نظامی و فرهنگی آمریکا برای ایران برایش متصور است؟


***

چنان که دوباره تأکید می شود که:

«درجه و نقشی که ارتش در حل مسایل ملتها خواهد داشت، بستگی زیادی به اطمینان دولت جدید

انتخاب شده و رهبری ارتش به همدیگر دارد. مهمترین عوامل برای بازسازی، روابط خارجی با غرب و

کمکهای تدارکاتی (لجستیکی) نظامی می باشند. موقعیتهای دلخواه در هر دو سطح ممکن است که تنها

یک کار توسعه یافته جدید را برای بازسازی، بلکه برای تحت تأثیر قرار دادن افسران مبنی بر اینکه غیر

متعهد و غیر دوستانه نسبت به غرب نباشند، تدارک ببیند. یک موقعیت متضاد دیگری ممکن است روی

دهد که از یک سیاست خارجی ضد غربی حمایت کند؛ یا سرانجام شبیه ارتش دولت قذافی را نتیجه

دهد».

(از تحلیل ارتش ایران)

***

در بالا به خوبی حساب آمریکا به روی ارتش و سعی در سازماندهی آمریکایی آن و جلب عناصر

ارتشی به غرب و ترس از دست رفتن این پایگاه به خوبی روشن است.

***

«با توجه به احتیاج ایران به قطعات یدکی و احتیاط سوءظن دار ایران در مورد سپرده های فروشهای

نظامی در آمریکا، ما باید مسئولانه عمل کرده و بازرگان را قدرت بدهیم و مطمئن باشیم که در آینده در

ارتش ایران دوستانی خواهیم داشت که می تواند معضلات سیاسی مملکت را راهگشا باشد.

(محرمانه 14 شهریور 58 از ساندرز به نیوسام)

«ما باید به اداره تبادلات اطلاعاتی با ایرانیان ادامه دهیم. زمانی که این تبادلات عملی شد، جستجو را

برای به کار گرفتن افسران نظامی ایران برای داخل شدن در یک امتحان، از تهدید نظامی آغاز کنید.»

«یکی از شماره های سندی تحت عنوان سیاست ایران (توصیه های خلاصه شده در مورد مسایل

ایران)

ص: 99

«16 مسئله تحویل قطعات یدکی و روابط برقرار کردن با ارتشیهایی که تمایلات آمریکایی شدید

دارند.»

(از لینگن به وزارت امور خارجه واشنگتن 29 مرداد 58

ما با توانی که هم اکنون در بازدید و جمع آوری اطلاعات از پایگاهها داریم، به خصوص به خاطر از

دست دادن رابطه های نامحدود مستشاری، قدرت اطلاعاتی ما بشدت لطمه دیده است. (از سفارت

آمریکا در تهران به وزارت امور خارجه واشنگتن

تاریخ 25 ژولای 79)

آزادی رفت و آمد و سرکشی به تأسیسات و پرسنل نیروی هوایی جمهوری اسلامی، به طور خیلی

فجیعی محدود شده است و شک هست، که آمریکاییها بتوانند از پایگاهها دیدن کنند. بجز پایگاه مهرآباد و

دوشان تپه که تا قبل از ماه مه 1980 می توانند مورد بازدید قرار گیرند.


بیشتر اطلاعات که لازم است، بستگی به این دارد که مستشاران نظامی چگونه بتوانند روابط خود را با

نیروی هوایی جمهوری اسلامی برقرار کنند.

(از تهران به واشنگتن، گزارشگر Gillette 29 ژولای 79)

***

اگر چه رابطه با وابسته (Prc) ایجاد شده است، اما تجربه تا این تاریخ نشان داده است که در بهتر شدن

جمع آوری اطلاعات ما هیچ تغییری نکرده است.

(از تهران به واشنگتن، گزارشگر Gillette 15 ژولای 1979)

***

در این نامه به دو سؤال که از طرف واشنگتن شده است، پاسخ داده می شود.

1 آخرین خبر نسبت به مذاکرات صلح در کردستان را بگویید؟

2 هم اکنون نقش ارتش و پاسداران در کردستان چیست؟

در پاسخ به سؤال اول تقریبا اخبار معمولی است.

در پاسخ به سؤال دوم به قول چندین منابع مختلف نقل می کند، که کردها با ارتش بسیار خوب هستند و

پاسداران را بشدت می کشند. ارتش نیز وقتی بر فراز کوهها برای سرکوبی می رود، به جای اینکه به کردها

بزند عمدا به کوه و سنگ و بیابان می زند. وقتی ارتشیان و پاسداران به گروگان گرفته می شوند، ارتشیان

آزاد می گردند و پاسداران اکثرا مثله می شوند و فقط 2 تا 3 نفر را آزاد می کنند تا جریان را برای دیگران

تعریف کنند. از قول یکی از افسران زمینی که از منابع بسیار قابل اعتماد سفارت نیز هست، این بار پیام

خود را به وسیله یکی از اقوامش به سفارت رسانده و گفته که پاسداران همراه با ما به گشت مشغول هستند،

ولی کردها مهارت خاصی در کوهها دارند.

(از سفارت آمریکا در تهران به واشنگتن تاریخ 12 اکتبر 79)

***

با توجه به دو سند فوق، نفوذ جاسوسی آمریکا را در مورد ارتش، روشن می کند که شبکه اطلاعاتی و

جاسوسی سفارت به خوبی در ارتش عمل کرده و گزارشات لازم را جهت جمع بندی و شناخت سفارت از

موقعیت ارتش به مسئولین سفارت می رسانند. کوشش فراوان سفارت برای ارتباط نزدیک و مشاهدات

ص: 100

عینی از پایگاههای هوایی، نشان از اهمیت نفوذ و حضور مستقیم آمریکا در ارتش ایران است.

وجود افسرانی که به نفع آمریکا به جاسوسی مشغولند، می تواند اطلاعات مفیدی را به آمریکا برساند.

با توجه به همه تحولات انقلابی در ایران، آمریکا هنوز سعی دارد از طریق سفارت و مهره های سرسپرده

آمریکا در ارتش جزئیات را زیر نظر دارد.

هیچ توصیف دقیق و مشخصی برای کاری که ما اینجا انجام می دهیم، وجود ندارد. ماهیت موقتی

ارتش اجازه نداده که نظم ارتشی در مستشاری پیاده شود. ما به طور اساسی نسبت به درخواستهای متغیر

IINتطبیق خود را حفظ کرده ایم و به طور مناسب جواب گفته ایم؛ هیچ تماس نیروی دریایی وجود ندارد و

تفاوت بین قسمت نیروی دریایی و دفتر دفاعی DAO گاهی اوقات مبهم است. به حدی که نوشته های ما


بیشتر جنبه خلاصه های اطلاعاتی دارد تا گزارشات عملیاتی یا تدارکاتی. ما همچنین امیدواریم با سایر

افسران وابسته دفاعی نیروی دریائی در اروپا اطلاعات رد و بدل کنیم یک کاری که بطور عادی وظیفه

(دفتر دفاعی است. هر چند ما سعی می کنیم از سیاست دور باشیم و فقط در زمینه نظامی عمل کنیم. کسانی

که الان وارد می شوند یا پاسپورت دیپلماتیک می آیند. آنهایی از ما که قبلاً سعی کردند ولی موفق نشدند

پاسپورت بگیرند حالا از طریق واشنگتن در شرف گرفتن آن هستند. با رد قطعنامه ژنو از طرف ایران

موضوع دیپلماتیک یک امر الزامی است. ما رسما به عنوان کادر مشورتی و تکنیکی سفارت کار می کنیم و

Maag (که همان مستشاری است) وجود ندارد.»

(R.A.Enjlman به فرمانده جونز 14 ژوئن 79)

***

با توجه به سند فوق و اطلاعاتی که از عملکرد و وجود مستشاری آمریکا در ایران در سالهای بین 34

تا 57 داریم، می دانیم که مستشاری مستقلاً با ایران قرار داد می بسته و مستقلاً در ارتش ایران مدیریت

طراحی و حتی فرماندهی می کرده است؛ و ارتش را به سیستم آمریکا و برای مقاصد آمریکا سازمان داده و

رهبری می کرده اند.

همچنین خرید سرسام آور تسلیحات فوق مدرن ارتش به وسیله ایران با نظر و توسط همین مستشاری

تهیه می شده است.

اما بعد از انقلاب، دولت موقت وجود مستشاری را که لغو حاکمیت ملی ایران بود، نپذیرفت و

قراردادهای آنها را لغو نموده آمریکا برای حضور مستشاری خود در ایران که به نام Armisn Maag

معروف است دست به فریب جدیدی زد و دفتری به نام دفتر دفاعی یا دفتر امنیتی در سفارت تأسیس نمود

که جنبه دیپلماتیک داشت و مشاور فنی و نظامی سفارت به حساب می آمد؛ لذا طبق قوانین بین المللی

برای آنها پاسپورت دیپلماتیک گرفت و آنها می توانستند با برخورداری از مصونیت دیپلماتیک به

کارهای مستشاری و جاسوسی و کنترل ارتش و همچنین مشاوره در امور خرید و ارائه و پیشنهاد قطعات

ضروری تسلیحات ارتش مشغول باشند. لذا کوشش سفارت برای این است، که افراد مستشاری خود را که

در زمان رژیم شاه خائن از پاسپورتهای عادی یا خدمت استفاده می کردند، با پاسپورت دیپلماتیک به

ایران وارد شوند، تا بتوانند به راحتی فعالیت کنند. رئیس خائن مستشاری آمریکا در زمان رژیم ژنرال سه

ستاره نیروی هوایی گست بوده است که بعد از انقلاب هم گاهی به ایران می آمده. بعدها یک نفر افسر

نیروی زمینی به نام سرهنگ چارلز سی اسکات را که جزء گروگانهاست، به عنوان رئیس مستشاری و

ص: 101

تحت پوشش رئیس دفتر دفاعی به ایران می فرستد و قبل از آن طی برنامه دقیق و حساب شده، وی را در

ساختمانهای CIA در اروپا و واشنگتن دوره های مخصوص اطلاعاتی را راجع به وضع ایران تعلیم

می دهند.

***

«سرهنگ اسکات در 16 سپتامبر (25 شهریور 58) به سفارت آمد و به عنوان رابط دفاعی و به جای

ژنرال گست، مشغول به کار شد.



مستشاری نظامی

مستشاری نظامی

او قبلاً در سمت معاونت وابسته نظامی در ایران کار کرده است و زبان فارسی را به خوبی می داند. او با

توجه به سابقه اقامتش در تهران روابط و افراد زیادی در ارتش ایران دارد و این افراد می توانند در پیشبرد

مأموریتش مفید واقع شوند؛ به علاوه او شخصی با تجربه و حساس است که با سیاست نیز آشنایی دارد و به

همکاریهای گروهی اعتقاد دارد، اهمیت این خصوصیات در این است که او قادر خواهد بود روابط نظامی

ایران و آمریکا را براساس جدید استوار سازد.

(از لینگن به ژنرال وای هینک 2 آبان 58، 24 اکتبر 79)

... ما درهای ضد گلوله و پنجره های نیمه شنی و تمام این البته بعد از اینکه محوطه در فوریه تسخیر

شد، سفارت هنوز هدف تظاهرات اخیر است. ما فقط برمی گردیم به هیلتون و می گذاریم مردم به یک

محوطه خالی شعار بدهند. ما هفته ای 7 روز کار می کنیم و تظاهرات موقع استراحت است. ما برای

خودمان حکومت نظامی ساعت 10 اعلام کردیم، ولی همه عموما قبل از تاریکی، خانه هستند. در طی

روز به ندرت خبری می شود و می توانی به راحتی در خیابانها راه بروی، رستوران بروی و جلب توجه

نکنی، ولی البته تهدید دائما به جان آدم می شود.»

(R.A.Englman به فرمانده جونز 14 ژوئن 79)

با توجه به نقش دفتر دفاعی و مستشاری آمریکا در ایران به سند زیر که اهداف آن را مشخص می کند

توجه می کنیم.

***

«سه نفر از قسمتهای مختلف نیروی دریایی در حال حاضر اینجا هستند: فرمانده Gerry Higbee

برای 14F (در قسمت نیروی هوایی آمریکا خدمت می کند)، فرمانده Donshorerبه عنوان رییس قسمت

نیروی دریایی و خود من به عنوان Fms/Loglsties در نیروی دریایی آمریکا. ما در حال حاضر دو هدف

داریم اول: برقراری ارتباط با نیروی دریایی جدید اسلامی که سعی می کند تا پس از انقلاب هماهنگ

شوند. قصد ما نه تنها شناسایی مهره های اصلی است، بلکه می خواهیم گفتگو را با آنها شروع کنیم تا

سرانجام این گفتگوها منجر به حمایت تدارکاتی برای نیروی دریایی اسلامی شود.

هدف دوم آن است که به دفتر کار رؤسای نیروی دریایی دوباره وارد شویم و پرونده ها و وسایل

انتشارات و غیره را که در دوره تخلیه کردن مانده بود، پس بگیریم.

پیشرفت ما در این مورد تاکنون خیلی آرام و آهسته انجام شده، ما اغلب رئیس موقت نیروی دریایی

اسلامی ایران را ملاقات می کنیم، ولی حتی رئیس آنها هم تاکنون قادر نبوده ما را به جای قدیمی خودمان

ص: 102

ببرد. نیروی دریایی اسلامی ایران هنوز یک سازمان ارتشی مشخص ندارد (همین طور درباره ارتش و

نیروی هوایی تا موقعی که به این صورت عمل شود خیلی کم می توان از آنها در جهت تصمیم گیری انتظار

داشت).

این نیروها هنوز تحت تأثیر نفوذ کمیته ها هستند و برای هر کار اجرایی عاجز و ضعیفند.


سرانجام ماهیت روابط آینده مستشاری (MAAG) نیروی دریایی با نیروی دریایی اسلامی ایران

احتمالاً همان ماهیت یک FMS/Logestios خواهد بود. (یعنی مشاور و پیشنهاد قطعات لجستیکی از

خودمان است).

(از R.A.Engdan به فرمانده جونز فرمانده تجهیزات نیروی دریایی 14 ژوئن 79)


فراریان خارج از کشور

فراریان خارج از کشور

بخش 8

اشاره

«در تماس هایی که با تبعیدیان ایرانی در اروپا داریم، خیلی الزامی است که هیچ گونه اثری که نشانگر

آن باشد که دولت آمریکا همه مداخله در جریانات داخلی ایران را دارد، یا اینکه با گروههایی که علیه

دولت جدید ایران نقشه می کشند همکاری می کند، باقی نماند.

نهاوندی خود را یک سلطنت خواه ولی نه یک شاه پرست، توصیف کرد. او گفت فکر می کند که

مراجعت شاه غیر ممکن است. اما بهترین فرم حکومت در ایران روش پارلمانی شاهنشاهی بریتانیایی

می باشد. او تصمیم دارد که در پاریس بماند و امیدوار است که دوباره یک نیروی هسته مخالفی را در

اطراف خودش جمع آوری کند. (سند اول) او گفت که به خاطر پیوستن مهاجرینی که جرأت فعالیتهای باز

را داشته اند، یک کمیته به نام آزادی ملی، جدیدا شروع به کار خواهد کرد.

***

در مورد نهاوندی توضیح می دهند که:

او هر طوری که الآن خودش را تعریف کند، باز هم او یک سیاستمدار فرصت طلب. است او از

چاپلوس ترین افرادی بود که شاه را از نزدیک در سالهای اخیر کمک کرده است و مورد تنفر شدید

همکاران خود و اکثر ایرانیان می باشد. ما با توجه به این وضع شانس کمی در متمرکز شدن نیروهای

مخالف رژیم کنونی در اطراف این شخص می بینیم.

(13 اوت 79 از مقاله کوشش برای کودتا در ایران)

***

خیلی از تبعید شده های خارج دوست دارند که رژیم سرنگون شود، ولی متشکل نشده اند. ما معتقدیم

که بختیار هم از نظر وجهه سیاسی در ایران موفقیتی ندارد.

من خاطرنشان کرده ام که پشتیبانی خود را از بختیار کرده ایم.

***

ما اعتقاد داریم که بختیار و مخالفان دیگری که در خارج هستند، در حال حاضر هیچ گونه قولی که

برای نفوذ در آینده سیاسی است قبول نمی کنند. ما تصمیم گرفته ایم که از هر گونه تماسی با این گروهها

خودداری کنیم، که امکان دارد باعث درک از تأیید سیاست ما شود. (به سیاست ما پی برده شود)

ص: 103

(از تحلیل قوه ابتکار سیاسی سرّی حساس مهر 58)»

ظاهرا به دلیل بی کفایتی فراریان خارج از کشور و نداشتن تشکیلاتی، که بتوانند بر علیه ایران اقدام


کنند، آمریکا حساب زیادی در حال حاضر برای آنها باز ننموده، ولی همیشه آنها را به عنوان یک نیروی

بالقوه به حساب می آورد.

افرادی نظیر نهاوندی، که به اصطلاح یکی از متفکرین رژیم شاه بوده است، نیز نمی تواند اعتماد

سیاسی امپریالیسم آمریکا را به خوبی جلب کند.

آنها حتی به حرکات خائنانه بختیار در فرانسه بر علیه ایران نیز امید چندانی ندارند. ولی در عین حال

از آنها حمایت می کنند.

خلاصه اینکه در حال حاضر فراریان خارج از کشور نمی توانند بالفعل بر علیه انقلاب عمل نمایند؛

ولی هدف آمریکا از دادن امکانات و تجهیز آنها برای مقابله با ایران و ایجاد جو تبلیغاتی بر علیه انقلاب در

خارج کشور است و از آنها غافل نیست و به عنوان یک نیروی بالقوه مد نظرش می باشد.


روحانیت دادگاه های انقلاب اسلامی

روحانیت دادگاه های انقلاب اسلامی

بخش 9

روحانیت

روحانیت

دسته اول روحانیونی که در مقابل آمریکا سرسخت بوده و آمریکا نتوانسته است نظر آنها را به خود

جلب نماید. «(هنوز رهبران سیاسی به خصوص روحانیون در گفت و گو با ما دلسردند).

... هنوز این مقاومت در بعضی از رهبران سیاسی مخصوصا روحانیون وجود دارد که از صحبت و

مذاکره با آمریکا کناره می گیرند.

خمینی و روحانیت در قدرت هستند و خمینی می خواهد فرهنگ اسلامی را جانشین فرهنگ غربی

بکند.

یک تحلیل از ساخت قدرت در ایران بعد از انقلاب، خمینی و دیگر آیت اللّه ها را در رأس می گذارد و به

همراه دیگر روحانیون شیعه که برای مجلس انتخاب شده اند، که اکنون در حال تدوین قانون اساسی است و

سپس نوبت ملاهایی می رسد که در داخل دولت موقت، دادگاههای انقلاب، کمیته ها و تشکیلات شبه

نظامی قرار دارند و در پایان ملاهای ساده جای می گیرند که به توده ها در دهات و شهرها خدمت می کنند،

که پشتیبانی متعصبانه آنها بزرگترین منبع قدرت خمینی و آیت اللّه ها می باشد.

اگر ایران از نظر ما مهم می باشد، منافع خودی به ما می فهماند که مقدار زیادی ناراحتی را تحمل کنیم و

یاد بگیریم که به طور مؤثری با ملاهای مجاهد، پاسداران و حتی فداییان خلق تماس برقرار کنیم.

اگر خمینی بمیرد، نفوذ روحانیون کم خواهد شد ولی از بین نخواهد رفت، در صف روحانیون کسانی

هستند که می توانند با غیر روحانیون متشکل شوند.

(از طرف روابط عمومی سفارت آمریکا در ایران به آقای R.T.Curran و آژانس بین المللی ارتباطات

بین المللی آمریکا واشنگتن)

تاریخ 4 اکتبر 79 مهر 58

دسته دوم از روحانیت: روحانیت میانه رو (سازشکار) که آمریکا توانسته بود با بعضی از آنها ملاقات

ص: 104


کنند.

***

«... البته یکی از دلایل مخالفت رهبران مذکور با خمینی، شاید وحشت آنها از افکار عمومی است؛ زیرا

که آنها از دولت باج می گرفتند و سالها زیر سایه دولت هویدا امرار معاش کرده اند. به عبارت دیگر ملاهایی

هستند که احتمالاً قبلاً با خمینی کار می کردند امروز با دولت سازش کرده و باج می گیرند.

چند روز پیش معاون سنا Abtin در تماسی که با رایزن امور سیاسی سفارت گرفته، گفت که آیت اللّه

میلانی (که از نفوذ زیادی در مشهد برخوردار است و حداقل دوبار در داخل کشور تبعید بوده) از دخالت

در اوضاع نگران بوده و اظهار امیدواری کرده که شاه کشور را ترک نکند.»

(گزارشگر Lambrakis امضاء سولیوان شماره 00471 تاریخ اول سپتامبر 79)

«آیت اللّه (شریعتمداری) در رابطه با روابط آینده ما بین ایران و آمریکا خیلی مهربان و خوشبین بود او

قدردانی خود را از کمکهای آمریکا در گذشته اظهار داشت و متذکر شد که ایران همان اندازه محتاج به

فروش نفت است که آمریکا محتاج به خرید آن و خاطرنشان ساخت که ساخت ایران برای محفوظ ماندن

در مقابل شوروی به کمک آمریکا احتیاج دارد. انتقادات فعلی از آمریکا از این عقیده غلط که آمریکا در

امور داخلی ایران دخالت می کند سرچشمه می گیرد. این مشکل می تواند به طور کامل رفع شود و روابط

خوب ایران و آمریکا بر پایه احترام متقابل می تواند دوباره برقرار شود.

شریعتمداری اظهار داشت که او نه دولت بختیار را تأیید کرده و نه تکذیب، ابهاماتی چند که در برنامه

بختیار در رابطه با معنی سوسیالیزم در عبارت سوسیال دمکراسی و همچنین از نظرات دولت بختیار

نسبت به عملیات حزب توده وجود دارد. باید و ضروری است که ابهامات کاملاً رفع شود و اکیدا هماهنگ

با قانون اساسی عمل کنید.

نظریه: شریعتمداری آشکارا از دیدن شخصی از جانب دولت آمریکا خوشحال بود. موضعش کاملاً

منطقی و مساعد (موافق برای همکاری) بود.»

(محرمانه شماره 0513 تاریخ 10 ژانویه 79 از سفارت آمریکا در ایران به وزارت امور خارجه

آمریکا فوری فوری سولیوان)


دادگاهها

دادگاهها:

«... عموما جو منفی که دادگاههای انقلاب در آمریکا به وجود آورده اند مطرح کرده (کاردار لینگن) او

جریان فلاحی را عنوان کرده، همین طور جیمز الکساندر شری، شیبانی و دکتر رضا امینی به عنوان

نمونه هایی از رفتاری که آمریکاییها نمی توانند درک کنند. کاردار گفت که ما نمی خواهیم در امور داخلی

ایران دخالت کنیم ولی ما به خاطر زمینه های حقوق بشر نسبت به این مسایل نگران هستیم، چون این افراد

یا تبعه و یا ارتباطی با آمریکا داشته اند.

دادگاههای انقلاب به راحتی کار خود را با صدور احکام مرگ ادامه می دهند. سه اعدامی که در روز

12 مارس انجام گرفت، کاملاً متکی به زمینه های سیاسی بود. 11 تن از افراد همکار در حکومت شاه در


13 مارس اعدام شدند. محمود جعفریان سرپرست سازمان خبرگزاری پارس و معاون رادیو تلویزیون در

رژیم پهلوی و تئوریسین حزب رستاخیز که متهم به سانسور کردن اخبار بوده است، که احتمالاً منجر به

ص: 105

سقوط رژیم پهلوی می شده است.

بنا به گفته یک منبع نزدیک به کمیته های انقلاب، توضیح مختصری در مورد وحشیگریهای جاری

مربوط می شود به این حقیقت، که تقریبا همه روحانیون مسئولِ محاکمه افراد دولت سابق، افسران نظامی و

پلیس که دستگیر شده اند، خودشان تحت بدرفتاری بوده اند، بنابراین طرز تلقی آنها عموما انتقام جویانه

می باشد.

آنها هیچ گونه توجهی در مورد حساسیت بین المللی موضوعات قضایی نمی کنند. ایرانیانی هستند که

توجه به نکات قانونی می کنند، که شامل نخست وزیر مهدی بازرگان که یک عضو کمیته دفاع از حقوق

بشر و آزادی می باشد وی از شیوه اجرایی عدالت انقلاب شرمگین است.

(در توصیه به وزارت خارجه آمریکا از طرف سفارت آمریکا در ایران)

با توجه به اطلاعاتی راجع به اعدامها و آزادی زندانیان، که ما با دولت موقت مرتب صحبت کرده ایم،

شما برای بررسی مسایل حقوق بشر تأکید کنید و آن را ادامه دهید که شامل خارجیان برجسته و ممتاز

جهان سوم باشد، که بتواند اثر خود را خوب بگذرد.


سیاست آمریکا در رابطه با روحانیت

سیاست آمریکا در رابطه با روحانیت

... هنوز رهبران سیاسی، به خصوص روحانیون در گفتگو با ما دلسردند.

«هیچ یک از این گروهها (مقصود گروهها و جریانات سیاسی مخالف رژیم ایران است). به واسطه

قدرت نابود کننده ای که در دست روحانیون قرار دارد، جرأت درگیری ندارد؛ چرا که روحانیون از حمایت

بی دریغ توده ها برخوردارند.

(محرمانه، از روابط عمومی سفارت در تهران به آقای Curran مهر 58)

... روابط عمومی با کمک آمریکا تکالیفی را برای دانشجویان ایران در آمریکا که امکان دارد، یک

رابطه با روحانیون محافظه کار برقرار کنند، در نظر گرفته اند.

(از مقاله روانشناسی ایران)

ما می خواهیم در عرض این مدت سوءظن رهبران مذهبی را برطرف، و تا جایی که ممکن است با آنها

طرح دوستی بریزیم.

ما می خواهیم برای ایرانی کار کنیم که میانه رو باشد و ناسیونالیستها مخالف مذهب و روحانیت تسلط

بیشتری در اداره مملکت داشته باشد.

ما باید بر روی مردی که عمیقا از آمریکا متنفر است و غربزدگی ایرانیها را بد می داند، ریسک کنیم.

بنابراین باید مواظب باشیم که نزدیک شدن به خمینی و روحانیون، به قیمت از دست دادن دوستان

غیرمذهبیمان تمام نشود.

آژانس ارتباطات بین المللی آمریکا بیشترین سعی خود را برای هر چه بهتر شدن پیوند ایران و آمریکا


گسترش دهد. برای مثال اشخاص مهم که بتواند با رهبران مذهبی و غیر مذهبی ملاقات کنند.

* اگر ایران از نظر ما مهم می باشد منافع خودی به ما می فهماند که مقدار زیادی ناراحتی را تحمل کنیم

و یاد بگیریم که به طور مؤثری با ملاهای مجاهد، پاسداران و حتی فداییان خلق تماس برقرار کنیم. البته با

احتیاط برای احتراز از شناخته شدن با آنها یا هر حزب و گروه دیگر.

ص: 106

*... باید سعی خود را برای برقراری تماس با روحانیون و چپگرایان بدون در نظر گرفتن عواقب آن

افزایش دهیم. البته درک می کنیم که ما برای برقراری تماس با این گروهها آماده نیستیم و آمریکاییهایی که

مورد تأیید این گروهها هستند؛ مثل جیس آندرو یانگ، که نمی توانند معرف نظریات ما باشند.

(از روابط عمومی سفارت به کوران مهر 58)

اکتشاف امکاناتی جهت تعیین و پرورش متخصص مذهب اسلام جهت پلهای رابطی بین Nea و

رهبری اسلامی شکل مستقیم و همکاری با ICA و کارمندان وزارت امور خارجه آمریکا.

(از Curranبه ساندرز 4 اکتبر 79 مهر 57)

منصور اقبال (تاجر تحصیلکرده آمریکا که از فرزندان خانواده اقبال می باشد) بر این مسئله که رهبران

میانه رو از موقعیتی که خمینی برایشان به وجود آورده سخت عصبانی اند، تأکید کرده و گفت که البته راه

چاره ای نمی بینند و می گفت که به آنها فشار آورده است که نزدیکی بیشتری با آمریکا بکنند، چون در هر

صورت بدون حمایت از دو ابرقدرت جهان، نمی شود امید داشت.

(شماره 00471 تاریخ اول سپتامبر 79 گزارشگر Lambrakis)

امضاء سولیوان

Abtic گفت که میلانی (آیت اللّه میلانی در مشهد در زمان رفتن شاه تا آمدن خمینی) درصدد بوده که با

سفارت تماس بگیرد و ما سعی می کنیم که این کار به شیوه ایرانی صورت بگیرد.

***

وی (مهدی روغنی) به علت رابطه اش با امام خمینی می تواند منبع اطلاعاتی مفیدی از اطرافیان

خمینی باشد.

(محرمانه ماه مه 79 امضاء ناس)

***

و همچنین آمریکایی ها طرحهایی داشتند که با یک تبادل فرهنگی علمی که به وسیله ICA اجرا

می شود، تبادل دانشجو با حوزه علمیه قم، به خصوص فیضیه نمایند و فردی را در فیضیه داشته باشند، که

بتوانند منابع اطلاعاتی و تحلیلی خوبی از روحانیت و عملکرد آن داشته باشند.

***

ملاقات آمریکاییها برای جلب همکاری و ایجاد تفاهم با روحانیون میانه رو مذهبی.

او (شریعتمداری) خاطرنشان ساخت ایران برای محفوظ بودن در مقابل شوروی به کمک آمریکا

احتیاج دارد. انتقادات فعلی از آمریکا از این عقیده غلط که آمریکا در امور داخلی ایران دخالت می کند،

سرچشمه می گیرد. این مشکل می تواند به طور کامل رفع می شود...


(در ملاقات سوم اردیبهشت 58 شماره 4253از سفارت وزارت امور خارجه آمریکا)

شریعتمداری فوری با بیانات کارمند سفارت در مورد تهدید و حملات ارتش موافقت کرد. او نگرانی و

درک عمیق خود را در این مورد که ارتش خروج شاه را نمی پذیرد، نشان داد و با توجه به شایعاتی در این

مورد که آنها با شاه توطئه چیده اند تا آشوبهایی ایجاد کرده و باعث سقوط دولت ملی (بختیار) شوند و در

نتیجه بازگشت شاه را به قدرت ممکن سازند، به او مکرر پیشنهاد می کرد که آمریکا هر چه در توان دارد به

کار گیرد تا از این امر جلوگیری کند.

ص: 107

(محرمانه شماره 0513 تاریخ 10 ژانویه 79 از سفارت آمریکا در ایران وزارت امور خارجه فوری

فوری سولیوان)

در طول بازدید اخیر مأمور سیاسی از مشهد عصر روز 2 اکتبر 79 ملاقاتی با آیت اللّه حاج حسن

طباطبایی قمی صورت گرفت. پسر او قبلاً از سفارت دیدن کرده بود و گفته بود که پدرش خوشحال

می شود که نماینده سفارت را به حضور بپذیرد.

... مأمور سیاسی تشریح کرد که او از طرف کاردار اظهار ادب کرده و تولد امام هشتم را تبریک

می گوید. آیت اللّه از این ملاقات تشکّر کرد و آرزوی خوبی نمود. او سپس بیان کرد که امیدوار است که

ملتهایی که خداوند قدرتهای بزرگ را به آنها اعطاء کرده از قدرت خود به نفع مظلومان و نه برای ظالمان

استفاده کنند. آیت اللّه ادامه داد که این برای او غمگین کننده است که ببیند قدرت بزرگی مثل آمریکا

قدرتش را در حمایت از اسرائیل به کار برده که در لبنان و فلسطین به مسلمانان ظلم می کند.

... مأمور سیاسی در قسمتی دیگر از گزارش

***

در ملاقات نمایندگان با آیت اللّه قمی وی به یکی از نمایندگان به طور خصوصی گفته است که خمینی

می توانست در پاریس زیر درخت سیب بنشیند و حکم بدهد. در حالی که سایر رهبران که در صحنه بودند،

باید زحمت می کشیدند و خونریزیها و رنجهایی را که پیروانشان متحمل می شدند را تسکین می دادند. در

بدترین روزهای زد و خورد در مشهد، اجساد شهدا در منزل آیت اللّه قمی جمع می شد تا آنها را شسته و

مخفیانه دفن کنند. قمی افزود: برای جلوگیری از کشتار او مجبور بود با مسئولین تماس بگیرد. آیت اللّه

قمی پرسید: «در طی این همه، خمینی کجا بود؟»

(از لینگن به وزارت امور خارجه اکتبر 79)

***

با توجه به سرسختی روحانیت در مقابل آمریکا و امپریالیسم و دوری جستن آنها، از آمریکا، آمریکا

سعی دارد که به هر صورت در روحانیون نفوذ کرده و برای این کار روحانیون محافظه کار را انتخاب نموده

است که در بعضی از موارد همانند اسنادی که در بالا وجود دارد توانسته است در ملاقاتها نظر آنها را به

خود جلب نماید. طرح برنامه و شیوه های مختلف فرهنگی و سیاسی و جاسوسی، تلاش فراوان آمریکا را

برای این موضوع به خوبی نشان می دهد.


فعالیتهای آژانس ارتباطات بین المللی آمریکا در ایران

فعالیتهای آژانس ارتباطات بین المللی آمریکا در ایران


انجمن ایران و آمریکا

(انجمن ایران و آمریکا)

بخش 10

اشاره

نظر اخیر ICA (آژانس ارتباطات بین المللی آمریکا) از قول مک آفی (McAfee) که، مذهبیها تا آینده

قابل پیش بینی بر ایران حاکم خواهند بود.

خمینی در حال بازگشت به عقب است و در حقیقت از حمایت اکثریت مردم فقیر ایران برخوردار است.

در کوتاه مدت بهبود روابط ایران و آمریکا مشکل به نظر می رسد.

تحت شرایط فعلی تمام سعی دیپلماتها بایستی متمرکز در ایجاد روابط در بلند مدت باشد. در موقعیت

ص: 108

فعلی ما بایستی منتظر فرصتهای مناسب برای ایجاد رابطه مناسب با ایران باشیم. نظریات من در این مورد

در نامه مورخ 24 سپتامبر 79 بر اساس توصیه ICA NEA به شکل زیر خلاصه می شود.

آمریکا حدود 50 سال است که از طریق انجمن ایران و آمریکا با ایران مشارکت دارد و جو تشنه جهت

آموزش زبان انگلیسی و همچنین شهرت این انجمن موقعیت بسیار خوبی را برای فعالیت در این زمینه

ایجاد کرد.

ضمن اینکه این مؤسسات جزء معدود پنجره های باز، جهت حضور ما در ایران است. نظر ما این است

که این مؤسسات را هرچه بیشتر توسعه دهیم و برنامه را به شکلی هدایت کنیم که به طرف منظورهای

خودمان پیش رود. این برنامه شامل توسعه کتابخانه انجمن ایران و آمریکا در تهران و اصفهان می باشد. ما

فعالیتهای پشت پرده ای را جهت دوباره زنده کردن انجمن ایران و آمریکا در شیراز آغاز کرده ایم.

کشف کردن امکاناتی جهت تعیین و پرورش متخصصین مذهب اسلام جهت پلهای رابطی بین NEAو

رهبری اسلامی به شکل مستقیم و همکاری با ICA و کارمندان وزارت امور خارجه آمریکا.

بررسی جهت تعیین و پرورش یک (R) (یک رمز است) تحت شکل متخصصین فرهنگی با تعیین

فردی که زمینه قبلی در زبان فارسی و فرهنگی ایران داشته باشند، تا تماسها را با رهبری و موسسات

فرهنگی تقویت کند.

استفاده از جشن سالگرد 1400 ساله هجرت با شکل ایجاد سمیناری که میزبان آن آمریکا برای

ایرانیان باشد و بعد از سمینار هم گردش در اطراف آمریکا. ما امیدواریم که این مسئله و رابطه باعث وسعت

روابط بشود.

شرکت ایرانیان در مجامع چند مذهبی بین المللی در صورت امکان.

کار کردن با VOA رادیوی صدای آمریکا جهت توسعه و دریافت مطالبی که به شکل خبر پخش

نمی شود و تأکید بر روی ابعادی مثل مطالعات اسلامی و آمریکا و مصاحبه با ایران شناسان آمریکایی و

ترتیب دادن یک رابطه مردمی.

ICA یا آژانس ارتباطات بین المللی آمریکا، مؤسسه فرهنگی گسترده ای است که در سراسر دنیا در

کشورهای زیر سلطه آمریکا به کار فرهنگی و اشاعه فرهنگ آمریکایی و غربی تحقیق و بررسی در مورد

مسایل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور مورد نظر و همچنین انجام انواع و اقسام عملیات ارتباط


فرهنگی نظیر کتابخانه، مؤسسات تدریس زبان مراکز مطالعات علمی طرحهای بررسی و تحقیق

مبادله دانشجو تشکیل انواع نمایشگاهها و نمایش فیلم و اسلاید و نشر روزنامه و مجلات در زمینه های

مختلف می نماید به عنوان فعالیتهای جنبی و فرهنگی سفارتخانه ها و هیئتهای سیاسی در آن کشور انجام

می شود.

این مؤسسه فرهنگی در ایران بیشتر به نام انجمن ایران و آمریکا شناخته شده است که در تهران شیراز

اصفهان مشهد و دیگر شهرها فعالیت دارد. این مرکز به عنوان تدریس زبان، نمایش فیلم و اسلاید،

کتابخانه و نشر مجله و دیگر ارتباطات فرهنگی عمل می کنند.

در دنیای امروز که چشمها خیره تمدن غرب به خصوص آمریکا است و کشورهای زیر سلطه همیشه

از نقطه نظر فرهنگی به آمریکا و غرب وابسته گردیده اند و آرمانهای اجتماعی و انسانی این ملل فقیر در

رسیدن به این تمدن خلاصه شده، فعالیت گسترده فرهنگی بهترین حربه برای گسترش این وابستگی و طرز

ص: 109

تلقی عمومی است. جلب افکار عمومی جهان سوم به نفع آمریکا در یک برنامه بلند مدت اقتصادی،

سیاسی و نظامی می تواند، زمینه اصلی و مجاز فعالیتهای فرهنگی آمریکا باشد، چه از همین طریق است،

که افراد شناسایی شده محیط اجتماعی، تحت انواع تحلیلها و گمانه های علمی قرار می گیرند و به طریق

شناخت عینی از محیط اجتماعی و سیاسی مردم و مسایل بومی و فرهنگی آن کشور می توانند طرحهای

سلطه گرانه اقتصادی سیاسی خود را گسترش دهند.

آمارگیری از عقاید مردم و اعتقادات آنها و میزان وابستگی آنها به جریانات سیاسی و فکری مختلف

می تواند در سیاست عمومی آمریکا تأثیر مستقیم داشته باشد.

در حقیقت ICA شبکه عصبی حساس آمریکا در کشورهای جهان سوم است که با گسترش آن

اطلاعات گسترده و مهمی برای این شیطان بزرگ جمع آوری می نماید، تا تحلیلگران ضد بشر آمریکایی

بتوانند بر اساس آنها سیاست غارت و چپاول و کشتار خود را تنظیم نمایند.

در ایران نیز این مؤسسه هدفی جز این شناسایی و اشاعه فرهنگ منحط غربی و آمریکایی ندارد. در

حقیقت در زمینه سیاستهای سلطه طلبانه آمریکا در ایران، این مؤسسه نیز به کار خود مشغول است؛ و حتی

در زمانی که بعد از انقلاب آمریکا دیگر نمی تواند به طور مستقیم در ایران عمل کند (به طریق نظامی و

اقتصادی و سیاسی) انجمن ایران و آمریکا تا آخرین لحظه به کار خود مشغول است و آمریکا ناچار

جاسوسان و تحلیلگران و بسیاری از عملیات دیگر بخشهای خود را به عهده این واحد زنده قرار می دهد

که جهت اسناد این را به خوبی نشان خواهد داد.

خلاصه اینکه (Ica) در ایران چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب اسلامی ایران چشم و گوش و

اعصاب حساس امیرپالیسم آمریکا در ایران است، به طوری که برای آمریکا نقشی حیاتی ایفا می نماید.

کشف امکانات بازدید آمریکاییها در ایران به خصوص از مطالعات اسلامی آمریکا و سیاست خارجی

اقتصادی و کشاورزی.

ایجاد مؤسسات ارتباطی که شامل ایرانیان و مؤسسات ایرانی بشود.

(از Nea ار تی کوران به هارولد ساندرز)


4 اکتبر 1979 12 مهر 58)

***

با توجه به سند فوق سیاست بلند مدت آمریکا در ایران مشخص می شود. این سیاست از طریق یک

انجمن شناخته شده و جا افتاده فرهنگی انجام می پذیرد.

اتخاذ سیاست نفوذ فرهنگی و استفاده از یک پایگاه اجتماعی و فرهنگی برای رسیدن به مقاصد

سیاسی و اقتصادی و در آخر چپاول مردم دلیر ایران شیوه ای که با افشای اسناد در سفارت آمریکا بدان پی

می بریم.

در حقیقت انجمن ایران و آمریکا پوششی که در ظاهر در خدمت فرهنگ ایران و شناساندن فرهنگ به

اصطلاح متمدن آمریکایی به ایران است و در اصل مرکزی که به وسیله طرحهای مردم شناسانه اجتماعی

در جریانات سیاسی و اجتماعی انقلابمان نفوذ می کرده وجهت آنرا به طرف آمریکا منحرف می نموده اند.

کلاسهای زبان انگلیسی و جشن هجرت پیامبر مسایلی است که نظر ایران را نسبت به آمریکا خوشبین

نماید. همچنین داشتن افرادی به عنوان تبادل دانشجوی مذهبی در حوزه های علمیه و تعلیم دادن افراد

ص: 110

وارد به مسایل انقلابی ایران جهت ارتباط با رهبران ایران و هر گونه چراغ سبز به ایران از طرف آمریکا

شیوه هایی است، که نفوذ دوباره، وابسته کردن فرهنگی را به دنبال دارد.

بیهوده نیست، که آمریکا اشاره به طرح بلند مدت می نماید و در آخر هم می گوید که جهت اینها به طرف

منابع و منظور خودمان که در حقیقت همان چپاول دوباره مردم مستضعف ایران است، هدایت گردد.

حضور آمریکا در ایران که چیزی جز ادامه غارتگری و چپاول نیست؛ بنا به خود سند، تنها به وسیله

این مؤسسه به ظاهر بی آزار فرهنگی که تنها مشغول تدریس زبان و ادامه کتابخانه است، تأمین می گردد.

این مطلب نقش حیاتی حضور آمریکا در ایران و ایفاگری مؤثر و حساس این مؤسسه را به خوبی هویدا

می سازد.

***

«چگونه ما می توانیم اعمال عمومی ایرانیان را نسبت به آمریکا و همچنین برداشت آمریکا از ایران را

تقبیح کنیم؟ خصوصیت ضد آمریکایی بودن هنوز قوی است و به صورت نیروی بازدارنده ای در مناسبات

ما ادامه دارد. ایرانیان به سختی ناراحت و خشمگین از برداشت مغرضانه مطبوعات خارجی هستند و در

آن یک رد پای جاسوس صهیونیست و امپریالیست را می بینند. ظاهرا تغییر اوضاع بستگی به سختی و

تیرگی روابط دو طرف دارد و این حالات با تأکید روی حقوق بشر و تأیید انقلاب از طرف ما بهتر خواهد

شد.

الف: آژانس ارتباطات بین المللی آمریکا بیشترین سعی خود را برای هر چه بهتر شدن پیوند ایران و آمریکا

گسترش دهد.

به کار بردن صدای آمریکا VOA که پیامهای سیاسی را بدهند و اینکه زبان انگلیسی بیشتر یاد داده

شود و مجله منتشر کنند.

ب: گاه بیانات عمومی توسط مقامات و بزرگ رسمی برای اهمیت ایران و روابط خوب ایران و آمریکا بیان


شود.

ج: در همان زمینه های قبلی تأکید بیشتری شود.

د: اعمال آرامی با ایرانیان صورت گیرد که اعمالشان با خبرنگاران خارجی مهربانانه باشد.

ه:در یک تاریخ نزدیک یک میتینگ خصوصی ترتیب داده تا در آن با استفاده از ایرانیهای با تجربه، شکاف

بین روابط ایران و آمریکا علاج گردد.»

(از هارولد اچ. ساندرز به آقای نیوسام)

(تاریخ 5 سپتامبر 1979 14 شهریور 58)

***

در اینجا نیز نقش آژانس ارتباط بین المللی آمریکا ICA به عنوان یک حربه سیاسی بسیار قوی در

خدمت منافع آمریکا به خوبی روشن است.

تأکید روی صدای آمریکا که بلندگوی رسای امپریالیسم خونخوار آمریکا است، نقش این صدای

خائن و ضد بشری را در خدمت به منافع امپریالیستها به خوبی روشن می کند.

استفاده از خبرنگاران آمریکایی به عنوان جاسوسان سیا حربه ای کاملاً شناخته شده است و تأکید

آمریکا در مورد مهربانی خبرنگاران تحت پوشش ارتباط فرهنگی و خبری کاملاً مشخص است.

ص: 111

دادن میتینگ به نفع ایران و بیان کردن سخنرانیهای مهیج افراد مهم در مورد ایران در حقیقت تلاش

همه جانبه آمریکا را نشان می دهد که با چنگ و دندان کوشش می کند که خود را دوباره بر قلب مجروح

ایران تحمیل کرده و سلطه سیاسی اقتصادی خود را دوباره برقرار سازد.

در حقیقت جلوگیری از حرکت ضد آمریکایی در ایران و ایجاد تفاهم و دوستی بین ایران و آمریکا و

همچنین ایجاد وابستگی فرهنگی و سمپاشی نسبت به آمریکا در بین مردم و مقامات مملکتی هدفی است،

که آمریکا با طرحهای فرهنگی سیاسی خود دنبال می کرده است و در یک مجموعه هماهنگ به پیشروی

خود در انقلاب اسلامی ادامه می داده است.

***

«افرادی که روابط بین المللی آمریکا باید با آنها تماس بگیرد عبارتند از: 1 روحانیون؛ 2

سیاستمداران غیر روحانی که حکومت و سازمانهای مربوط به آن را اداره می کنند؛ 3 رهبران نیروی

نظامی طرفدار انقلاب؛ 4 رهبران کنونی ارتش 5 مدیران و متخصصان که در غرب آموزش دیده اند؛ 6

رهبران ملی و منطقه ای؛ 7 معلمین و شاگردان؛ 8 خبرنگاران و گزارشگران که تمام توده را تحت تاثیر

قرار می دهند؛ 9 و سرانجام توده های مردم که شامل توده هایی است که اشخاص مورد نظر در میان آنها

ظاهر می شوند و من هنوز معتقدم که از هم پاشیدگی کنونی ایران و ضعف مؤسسات به حدی است، که تمام

قدرت بر مبنای احساسات آنها بنا شده است. هیچ مؤسسه ای و یا روشی قادر نیست که این احساسات را

تقلیل دهد، هر چند که نامطمئن و غیر واقعی باشند.

عدم دسترسی به اشخاص مورد نظر:

از آنجا که آمریکا به طور اخص و غرب به طور اعم برای مسایل داخلی ایران سرزنش می شوند و لذا به


عنوان دشمن رسومات اسلامی و انقلاب تلقی می گردند.

به همین علت آژانس ارتباطی آمریکا قادر نیست که با افراد متنفذ فوق الذکر تماس بگیرد، و نمی توانیم

برای این تماسها راه حلی پیدا کنیم، چرا که ممکن است سوءظنهای خصمانه را نسبت به خود افزایش

دهیم. بسیاری از طرق که معمولاً به وسیله این آژانس برای برقراری تماس به کار می رود، بر مبنای مسئله

روابط متقابل بین دو کشور قرار می گیرد. تعداد طرفداران آمریکا در بین ایرانیان کم است. هنر و نشریات

غربی مخرب و ضد اسلام تلقی می شود و برنامه های ما با منافع این اشخاص منطبق نمی باشد.

برای مقامات برنامه ریز ما معمولاً معامله با ملاها و پاسداران و کردها و خرابکاران مناطق نفتی بسیار

مشکل است.»

(محرمانه از روابط عمومی سفارت در تهران به R.T. Curran و آژانس بین المللی ارتباطات بین المللی

واشنگتن 4 اکتبر 79 و مهر 58 شماره 20547)

***

تماس با افراد مؤثر در اداره کشور و افراد انقلاب اسلامی هدفی، است که آمریکا پی گیری می کند، تا با

ایجاد تفاهم و یا حداقل برخورد گفتگو نقطه نظرها را دریافت کرده و شاید در مواردی بتواند بعضی از آنها

را به خود نزدیک کند. مطابق این هدف، درست از کسانی نام برده می شود که شریان اصلی حکومت در

دست آنهاست.

حرکت تند ضد آمریکا در میان توده های مردم و جریانات ضد آمریکا که هر چند بار ایجاد می شود و

ص: 112

همچنین نظر خود افراد، به خصوص روحانیت متعهد عواملی است که جلوی اجرای این ملاقاتها را

می گیرد.

به هر صورت آمریکا می خواهد با ارتباط هر چه بیشتر که تحت پوشش ارتباط فرهنگی بیشتر بین

آمریکا و ایران است، جایی برای خود در ایران باز کند، تا بتواند به خوبی از آن پایگاه عملیات سیاسی

جاسوسی و اقتصادی خود را به نفع امپریالیسم جهانخوار اجرا کند.

اما آمریکا از پای نمی نشیند و با اندک امیدی هم که به پیروزی خائنانه خود دارد وارد عمل می شود.

***

«موفقیتهای آژانس ارتباطات بین المللی آمریکا: این مزاحمتهایی که قبلاً توضیح داده شد، نباید این

آژانس را ناامید سازد. ما مأیوس نیستیم و به رغم این مشکلات فرصتهای مناسبی حاصل شده است که ما

قادریم از آنها بدون توجه به کمبود منابع اطلاعاتی خود استفاده کنیم:

1 مثلاً در هفته های اخیر (4 اکتبر 1979 مطابق با 12/7/58 مهر 58) ما توانسته ایم برنامه های عملی

گزارشی در تلویزیون داشته باشیم.

2 حساب بانکی مدرسه بین المللی شیراز به ما واگذار شد. در اثر تلاشهای استاندار شیراز، ساختمان

مدرسه در اختیار ما قرار گرفت. گردانندگان مدرسه دوباره تعیین شده اند و طرحهایی برای شروع

آموزش زبان انگلیسی آغاز گشته است.

3 نسخه های ترجمه شده قانون اساسی آمریکا که به وسیله مجلس خبرگان درخواست شده بود در اختیار


آنها قرار گرفت که به عنوان یک سند مفید در مرحله تصویب قانون اساسی ایران مورد استفاده قرار

گیرد.

4 نشرهایی در مورد از سرگیری مجدد خدمات کنسولی که در اختیار ابواب ارتباط جمعی قرار گرفت و به

نوبه خود بی نظمی و شایعات زشت و عدم تفاهمات را کاهش داده و در نتیجه به نفع ما تمام شد. در ضمن

با نصب یک بلندگو، ما در مورد کارهای کنسولی مستقیما با جمعیت حاضر صحبت می کنیم.

5 طرحی تهیه کرده ایم که هفته های آینده باعث شروع کار مدرسه بین المللی تهران می شود و زمان افتتاح

هم زمان با اجرای برنامه هایی مثل نشان دادن فیلم، کنسرت، نمایشگاههای هنری و یک مهمانی جهت

اعضای مدرسه بین المللی، اصفهان نیز برنامه مشابهی را در دست اجرا دارد.

6 کتابهایی درباره حکومتهای محلی و ایالتی به معاون نخست وزیر.

7 در مورد اخراج روزنامه نگاران آمریکایی با سخنگو و وزیر ارشاد ملی گفتگو شد. علاوه بر موارد فوق

دوره های انگلیسی در انجمن ایران و آمریکا در اصفهان و تهران نظر هزاران شاگرد را بخود جلب کرده و

این رقم ممکن است به قبل از انقلاب برسد.

در حقیقت تمامی این قدمهای به ظاهر کوچک می تواند برای آمریکا قدمی باشد که سلطه دوباره او را

بر سرنوشت ملت ستم دیده ایران نوید دهد.

***

«در شامی که در منزل افسر روابط عمومی ترتیب یافت در نمایش زنده ای نحوه نشان دادن اخبار

مربوط به انقلاب ایران توسط تلویزیونهای آمریکا نشان داده شد. میهمانان اعضاء برجسته انجمن

خبرنگاران، مسئولین وزارت امور خارجه، یک نویسنده، یک هنرمند و یک عضو مدیریت مدرسه

ص: 113

بین المللی آمریکا در تهران که در دانشگاه تهران به تدریس حقوق مشغول است. کمک در ترتیب

مهمانیهای شبانه در منزل کاردار که در آن فیلمهای آمریکایی نمایش داده می شد و در یک مورد یک

پیانیست آمریکایی برنامه ای نیز اجرا کرد. مقامات دولتی، دکترها، وکیلها و استادان دانشگاه مهمانهای

کاردار را تشکیل می دادند.»

***

این شیوه یعنی دادن میهمانیهای مجلل و یا خصوصی متشکل از افراد مورد نظر برای جلب دوستی

همکاری و در اختیار گذاشتن اخبار و اطلاعات مورد استفاده قرار می گرفته است. بسیاری از گزارشهای

سفارت از این گونه میهمانیها سرچشمه می گیرد در حقیقت این میهمانیها تورهای امپریالیستی برای گرفتن

طعمه لذیذ و مورد استفاده است.

***

«من معتقدم که برای حفظ منافع خود ما باید علنا به نقض حقوق بشر در ایران اعتراض کنیم. همچنین

باید در مقابل رهبرانی که ما را شاگردان صهیونیست و امپریالیست قلمداد می کنند و یا ما را به مداخله در

امور ایران متهم می نمایند، بشدت ایستادگی کنیم. در خاتمه باید اعتراض شدید خود را نسبت به اخراج

روزنامه نگار آمریکایی ابراز نماییم.»


همان سند (همان سند)

***

عجبا بر فرض محال نقض حقوق بشر در ایران بعد از انقلاب اسلامی! چه منافع انسانی از سنخ حقوق

بشر برای آمریکای جهانخوار و شیطان بزرگ وجود دارد که آنها را بر آن می دارد برای حفظ آن منافع، به

نقض حقوق بشر در ایران اعتراض کنند؟ بنابراین مفهوم دقیق حقوق بشر آمریکایی در رابطه با سیاست

آمریکا به خوبی روشن می گردد. او این همه اصرار برای جلوگیری از اخراج خبرنگاران آمریکایی که نه به

ظاهر مقام دولتی هستند و نه مأموریت خاصی دارند برای چیست؟ غیر از این است که هدف مشخصی در

دنبال کار خبرنگاران نهفته است و آنها مأموران کارکشته CIA در ایران هستند که نقش جاسوسی و

خبرگیری را به عهده دارند.

***

«من معتقدم که در درازمدت ما به یک نتیجه عالی دست خواهیم یافت. بنابراین من توصیه می کنم که

آژانس روابط بین المللی آمریکا باید لوازم، افراد، نقشه ها و سازمان و روشها را بدون فوت وقت در اختیار

ما بگذارد تا بتوانیم حداکثر استفاده را از این موقعیت بنماییم.

این انقلاب و پیشامدهای آن وضعیت ما را نابود کرد، افراد ما را پراکنده ساخت و سازمان و روشهای با

ثبات ما را به هیچ و پوچ تبدیل کرد.»

(همان سند)

***

در اینجا به خوبی به تأثیر انقلاب اسلامی به درهم کوبیدن آمریکا پی می بریم و کوششهای آنها برای

سازمان دوباره ایرانیانی که بتوانند همانند قبل، که سالهای سال از روشها و سیستمهای مشخص آمریکا در

ایران پیروی می کردند نشان می دهد.

ص: 114

در حقیقت سیستم و روش آمریکا با جریان عظیم انقلاب اسلامی فرو ریخته و تمامی این کوششها،

دوباره سازی این آب از جوی رفته است.

***

«من به خصوص از طرحهای خانم مک آفی در مورد آگاهی از مشکلات محیط، وقایع احتمالی و

عقاید استقبال می کنم و پیشنهادهای بعدی که از معاون وزیر امور خارجه ساندرز و انجمن حفاظت ملی به

ما رسیده است نیز دارای اهمیت است. من به خصوص با طرح گسترش برنامه های فارسی صدای آمریکا

VOAو نمایش فیلم های آمریکایی از تلویزیون (مقصود تلویزیون ملی ایران است) که از طرفداران

بیشماری برخوردار است خرسندم.

علاوه بر اینها من اعتقاد دارم که باید سعی خود را برای برقراری تماس با روحانیون و چپگرایان بدون

در نظر گرفتن عواقب آن افزایش دهیم. البته درک می کنم که برای برقراری تماس با این گروهها آماده

نیستیم و آمریکایی هایی مثل جسی جکسون، آندرو یانگ که مورد تأیید این گروهها هستند، نمی توانند

معرف نظریات ما باشند.


ولی ملاها یا چپگرایان نمی توانند اهمیت خود را برای مدت مدیدی حفظ کنند. اگر ایران برای ما مهم

است، منافع شخصی ایجاب می کند که ما این ناراحتی را بپذیریم و راه مؤثری برای تماس با ملاها،

پاسداران و حتی فداییان خلق بیابیم و در عین حال مواظب باشیم که تماس با آنها و یا هر گروه سیاسی

دیگر آشکار نگردد.»

***

(همان سند)

در اینجا به خوبی نقش صدای آمریکا فریادهای شیطان بزرگ در سیاست آمریکا و نقش نفوذی او

کاملاً مشخص است.

همچنین نمایش فیلمهای آمریکایی که عمدتا فرهنگ و طرز تفکر آمریکایی را در ایران رواج می دهد

از طریق تلویزیون ایران مورد تأیید و خرسندی آمریکاییها است.

***

«این ارتباط، روابط دوجانبه ما را بیشتر خواهد کرد. در این زمان پیشرفت این برنامه بایستی بر پایه

اطمینان و احترام گذاشته شود.

در مراحل اساسی، دولتی و درک یکدیگر برای توسعه روابط لازم است. رشته هایی که امکان دارد

برای این موضوع انتخاب شود: ایرانولوژی، انسان شناسی، علوم فیزیکی، تدریس زبان انگلیسی

تمرینات ورزشی.

اگرچه هنوز جریانات ایران و آمریکا یک طرفه است، ولی این مأموریت در برنامه آقای فول برایت

خواهد بود. ایالات متحده باید کمکهای مالی را ادامه داده و از این کارها پشتیبانی کند؛ همان طوری که

رابطهای خصوصی و عمومی بین قشر مرکزی مؤسسات آموزشی ما بین دو کشور برقرار باشد. مشابها با

تشخیص صحیح، طرح مطالعه فعالیتهای مؤسسات آموزشی ایران و آمریکا بایستی ترویج داده شود.»

(محرمانه به آقای هارولد اچ ساندرز 26 سپتامبر 79)

ص: 115