گروه نرم افزاری آسمان






معرفی سند 4 اکتبر 1979






ص: 135

بنام خدا «معرفی سند» 4 اکتبر 1979

این سند حاوی مطالبی در رابطه با کارهائی است که به نظر تحلیل گر باید برای افزایش منافع آمریکا

در ایران، در آینده صورت پذیرد و بدین سبب از دو جنبه مفید است. اول آنکه می تواند نشان دهنده

برداشتهای آمریکا از ارگان های مختلف در ایران و به خصوص شیوه برخورد آمریکا با آنها باشد و دوم

آنکه می تواند به عنوان الگویی در برخوردهای آتی با سیاستهای آمریکا به کار گرفته شود.

وضوح و روشنی عوامل مؤثر در انقلاب از قبیل نقش رهبریت امام، نقش توده های مردم و برخی

زمینه های انقلاب از قبیل تبعیض ها و برتری، پایمال کردن فرهنگ مردم، غربی شدن آداب در مردم آن

چنان بوده است که تحلیل گر علیرغم میل باطنی خود مجبور به اعتراف به آنان شده است اما این اعتراف

سبب تن دادن یانکی ها به این واقعیت نبوده است بلکه سیستم سودپرستی آنان به گونه ای بوده است (و

می باشد) که جهت افزودن بر منافع غیر مشروع خود از هیچ کوششی دریغ نمی کنند و نکته جالب توجه در

این زمینه را می توان در این جمله از سند ذکر کرد که:

«ایران هنوز راه زیادی را می باید بپیماید تا با برنامه های (USICA) دفتر همکاریهای بین المللی

آمریکا منطبق گردد» و این یعنی که برنامه فرهنگ زدایی دفتر همکاریهای بین المللی ثابت است و

کوچکترین تغییری نخواهد یافت و ایران را باید به گونه ای ساخت که خود را با آن منطبق کند و این نکات

است که باید ما را به سوی جایگزینی هر چه سریع تر فرهنگ انقلابی اسلام به جای فرهنگ منحط غربی

رهنمون شود تا دیگر بار زمینه های رشد آنان فراهم نگردد زیرا آمریکا حتی اگر از روابط دیپلماتیک خود

با ایران نیز چشم پوشی کند به معنی سکوت و یا عدم مداخله اش در امور ایران نمی باشد و فقط بدین معنی

است که شیوه های دخالت پیچیده تر و گنگ تر خواهد شد.

سند در تحلیل خود از ساخت قدرت در ایران از فرماندهان پاسداران به عنوان دزدان دریایی یاد

می کند و پر واضح است که هر که بر راه منافع آمریکا در ایران و دیگر کشورهای زیر سلطه اش مانع ایجاد

کند از آنجا که این منافع تعلق به رژیم آمریکا دارد!! دزد دریایی است!

لحن سند در برخورد با حاشیه نشینان انقلاب (که به راستی هم از نظر عدم دخالت در انقلاب حاشیه

نشین بوده اند!) یعنی کسانی که تا وقتی اسلامی ها از حمایت توده برخوردارند قدرت و جرأت دم زدن

ندارند، به گونه ای است که گویی تحلیل گر از این ماجرا رنج می برد و این نشان دهنده اهمیت عملکرد این

نیروها برای آمریکا است و این نکته در قسمت بعدی نیز به فرمی واضح تر بیان می شود که: «مخالفین

خاموش بر روی عدم توانائی ملاها در اداره یک جامعه در دنیای قرن بیستم حساب می کنند» و این

مخالفین خاموش کسانی هستند از قبیل: فرماندهان در ارتش سنتی، مدیران غرب زده و تکنسین ها،

سیاستمداران دمکرات و لیبرال، رمانتیک های شبه نظامی و بالاخره کمونیست ها.

و این نکته ای اساسی است که در سند با صراحت تمام ذکر شده است و اینجاست که مسئولیت

روحانیت سنگین تر و سخت تر از همیشه جلوه گر می شود. نیروهای خاموش مترصد فرصتی هستند تا از

نقاط ضعف آنان استفاده کرده و راه را برای نفوذ خویش باز نمایند. اگر روحانیت به خود نیاید و نقاط

ضعف خویش را بر طرف نسازد. اگر روحانیت با اقشار مؤمن و متعهد انقلاب و به ویژه جوانان انقلابی


اتحاد اصولی برقرار نسازد، اگر روحانیت درصدد تصفیه عناصر ناشایسته در درون صف خود نپردازد، اگر

روحانیت با دقت و ظرافت در کارها عمل نکند، اگر روحانیت به مبارزه قاطع و بی امان توده های

ص: 136

مستضعف بر علیه جهان خواران به گونه ای انقلابی شکل ندهد، اگر روحانیت پشتیبانی توده ای را در اثر

اعمال سیاست های غیر انقلابی از دست بدهد، اگر... آنوقت است که زمینه برای رشد نیروهای

حاشیه نشین و خاموش آماده گشته و انقلاب اسلامی خلق دلاور ایران از راستای توحیدی خویش

منحرف گشته و خون هزاران شهید گلگون کفن انقلاب با دست فرصت طلبان و منفعت طلبان پایمال

خواهد شد. اوج برنامه ریزی تحلیل گر در جهت نابود کردن انقلاب اسلامی ایران در قسمت بعدی سند

ظاهر می شود. طرحهای پیش بینی شده در دو سناریو خلاصه شده است.

1 تحریک نیروهای تمرکز یافته از طریق تشدید نارضایتی های منطقه ای و قومی ایران در جهت ضربه

وارد کردن بر اقتصاد سنتی ایران و به خصوص تعطیل مناطق نفتی در صورتی که با آنها به اندازه کافی به

طرز غلطی رو به رو شدند. و نکته اصلی همینجاست.

شک نیست که دشمنان انقلاب هیچگاه از پای نخواهند نشست و درصد تشدید تضادهای قومی و

نژادی و غیره بر خواهند آمد، شک نیست که آنها که منافعشان در اثر انقلاب به خطر افتاده (مثلاً

سرمایه دارها، بورس بازها، دلالها، وارد انجمنهای عمده قاچاقچیان گردن کلفت و زمین دارها)، دست از

توطئه و تحریک بر نخواهند داشت، شک نیست که انتظار همگامی فرصت طلبان با انقلاب را نمی توان

داشت اما اینجا هیچیک نمی توانند به انقلاب ضربه زنند چرا که پایگاه مردمی ندارند و آنچه که به انقلاب

ضربه می زند برخورد غلط و ناصحیح با این اقشار است که ممکن است به جدایی رهبران مذهبی و توده ها

بینجامد و تنها دقت در شیوه ای برخورد است که می تواند موجب شکست این سناریو گردد.

2 نفاق در مدارس بین محصلین،معلمین که ممکن است به تعطیل های دراز مدت و یا خشونت های

افراطی منجر شود.

رمز پیروزی انقلاب اسلامی ایران که همانا ایمان و وحدت کلمه می باشد در این اسناد به خوبی

آشکار می گردد. تنها از طریق برقراری وحدت بین اقشار ملت است که می توان پوزه جهانخواران را بر

زمین بمالند و بس و آنها که به راستی خواهان مبارزه با امپریالیسم و مظاهر آن هستند اگر با تکیه بر روی

دگم های ذهنی خود و تلقین آن به دیگران بخواهند پیش روند که در نهایت به تفرقه بین طبقات مردم گردد

در دامی بزرگ فرو افتاده اند دامی که امپریالیسم، این شیطان بزرگ زمانه، پیش پایشان گسترده است.

سند برای موقعیت طرحهای دفتر همکاریهای بین المللی در مراجعه با روحانیون، سیاستمداران

لیبرال، رهبران ارتش، مدیران غربزده، رهبران قومی و منطقه ای، محصلین و معلمین و بالاخره چپ های

افراطی را هی را پیشنهاد می کند که جلب کننده احساسات توده مردم باشد چرا که انقلاب انقلاب مردم

است و هیچیک از این گروهها قادر به انجام کاری در برابر این توده های میلیونی نمی باشند.

مردمی که حتی حاضر به پذیرش منافع پایاپای آمریکا نیز نیستند و آنها که به گفته تحلیل گران آمریکا

را دشمن اسلام و انقلاب تلقی می کنند، مردمی که به طرد هنر آمریکایی نیز پرداخته اند و آن را ضد اسلامی

و فاسد می دانند و ایکاش آنان که به عنوان نمایندگان مردم در برخورد با این قبیل تشکیلات قرار می گیرند


نیز این گونه بودند. اما گویا دفتر همکاریهای بین المللی در زمینه خویش شانس هایی هم داشته است که در

ادامه سند آمده است از قبیل: شام خوردن با بعضی مقامات، تماس گرفتن با فرماندار شیراز جهت

بازگشایی انجمن در ایران و آمریکا، درخواست معاون نخست وزیر (امیر انتظام) برای کتابهائی در مورد

ایالات و حکومت ها که در جهت همکاریها می خواستند و بالاخره بازگشایی مجدد انجمن ایران و آمریکا

ص: 137

برای تحویل فرهنگ غرب به ایران در کنار این مطالب مشوش کننده ای هم برای آمریکا وجود داشته است

از جمله اعدام ها، اخراج خبرنگاران آمریکایی تعطیل کردن روزنامه های محلی، بدرفتاری با اقلیت ها

مانند کردها و بهایی ها و اسم بردن از آمریکا به عنوان امپریالیست حامی صهیونیسم، به راستی چرا باید

خاطر آمریکا از تعطیل کردن روزنامه های محلی یا بد رفتاری با کردها مشوش گردد؟ چرا اعدام

نصیری ها و هویداها به اندازه امپریالیست خواندن آمریکا و بستن روزنامه های محلی برای آمریکا مهم

است؟ اما با تمام این تفاصیل آمریکا ترجیح می دهد که برای حفظ منافع درازمدت خود با آمریکا از این

مسایل هم چشم پوشی کند و این نشان دهنده اهمیت تصمیماتی آتی ایران در قبال رابطه با آمریکاست.

نگاهی گذرا به پیشنهادهای تحلیل گر برای حفظ منافع دراز مدت آمریکا، میزان و درجه خصومت

رژیم آمریکا را با استقلال ایران به خوبی روشن می سازد.

یانکی ها می خواستند تا آرام آرام نفوذ کنند، روحانیت را از درون پوک سازند با روحانیون مجاهد

تماس بگیرند، با پاسداران تماس حاصل کنند.

یانکی ها می خواستند تا به لطایف الحیل سعی در نفوذ در ایران انقلابی و متلاشی کردن آن نمایند و

یانکی ها هرگز عقب نخواهند نشست.

اگر ما حمله نکنیم آنها حمله می کنند و این باید سرلوحه کارهایمان باشد تا روزی که سنت اللّه برقرار

گردد و حاکمیت مستضعفین بر زمین جاری گردد.

ص: 138

رسمی غیر رسمی

تاریخ: 4 اکتبر 1979 (برابر با 12/7/58)

آقای

مدیر امور افریقای شمالی، شرق نزدیک و آسیای جنوبی

آژانس ارتباطات بین المللی ایالات متحده آمریکا واشنگتن

تد عزیز:

در انتهای دومین ماه اقامتم در تهران ممکن است برای من و شاید هم برای شما مفید باشد که تحلیلی از

اوضاع کنونی بکنم و کارهایی را که در شش ماه آینده در رابطه با افزودن منافع آمریکا در ایران می بایست

انجام داد، بگویم.

انقلاب: از دیدگاه من، انقلاب که ناگهان با پیروزی خود در فوریه گذشته رو به رو شد شورش بود علیه

برتری ها و مزیت ها. نیروهای مخالف شاه عبارت بودند از: توده نامتجانس از سنت گرایان شیعه،

لیبرالهای دمکرات و غرب زده، سوسیالیستها و مارکسیست ها که همگی برای یک منظور که بیرون کردن

شاه بود با هم ائتلاف کرده بودند. این گروههای نامتجانس همه نیرویی را که برای رو به رو گشتن با شاه

احتیاج بود نمی توانستند گرد هم آورند، مگر با پشتیبانی توده های متعصب که توسط جذبه روحانی

خمینی متشکل شدند. علاوه بر مخالفت با امتیازات تجاوزگرایانه خیلی ها که با شاه جنگیدند عمیقا به

خاطر تغییرات ناگهانی و اثرات غربی (مخصوصا آمریکایی) که در جامعه ایران نفوذ می کرد ناراحت شده

بودند. از این دید که خیلی ها اصول و ارزش های سنتی را زیر پا می گذارند عصبانی و آزرده خاطر گشته

بودند.

به طور خلاصه انقلاب علیه برتری ها و غربی شدن سریع رخ داد بنظر من هنگام تحکیم بخشیدن به

منافع آمریکا از طریق گفتگو با ایرانی های با نفوذ باید مسئله بالا را در نظر داشت. البته میل برای ارتباط

وجود دارد توسط مخالفت با غربی شدن و اختلاف طبقاتی پوشانده شده است.

ساخت اثرگذاری و نفوذ: ایران هنوز راه زیادی را می باید بپیماید تا برنامه های (USICA) دفتر

همکاریهای بین المللی آمریکا منطبق گردد. کشور از یک انقلاب خالص سر بدر آورده و اعضای

سازمانهای قبل از انقلاب اکثرا یا اعدام شده اند یا فراری اند یا در برزخ طاغوتی بودن زندگی می کنند.

افراد سرشناس و چپی ها و لیبرالهای قدیمی مخالف با شاه هم اکنون یا فراری اند (مثل بختیار) یا پنهان

شده اند (مثل متین دفتری) یا برای زمان حال مجبور شده اند که همراهان بی اشتیاقی (مثل حزب توده) در

راه رسیدن به اسلام اصیل باشند!

یک تحلیل از ساخت قدرت در ایران بعد از انقلاب خمینی و دیگر آیت اللّه ها را بهمراه دیگر روحانیون

شیعه که برای مجلس انتخاب شده اند و هم اکنون در حال تدوین قانون اساسی هستند، در رأس می گذارد.

سپس نوبت ملاها می رسد که در داخل دولت موقت، دادگاههای انقلاب و کمیته ها و تشکیلات شبه

نظامی رخنه کرده اند در در جه سوم من سیاستمداران را جای می دهم (مثل بازرگان) که توانسته خود را با

ارزشهای اسلامی غالب تطبیق دهد و یک کنترل عاریه ای به سکان تشکیلات دولت موقت یا شبه دولت از


جمله صنعت نفت داشته با شد. در درجه چهارم دزدان دریای یکه فرماندهی گروههای شبیه نظامی

(پاسداران) و کمیته های انقلاب را به عده گرفته اند می باشد و در پایان ملاهای ساده جای می گیرند که به

ص: 139

توده ها در دهات و شهرها جذب می کنند که پشتیبانی متعصبانه آنها بزرگترین منبع قدرت خمینی و

آیت اللّه ها می باشد.

ساخت نفوذ آهسته: در جامعه ای که دوران یک انقلاب را پشت سر گذاشته و هنوز هیچ فرم ثابت و

مشخصی به خود نگرفته و همچنین شامل حاشیه نشینان انقلاب می باشد که این حاشیه نشین هیچ کدام

انتظار نمی رود تا وقتی که این اسلامی ها از حمایت توده ها برخوردار هستند بتوانند حرکتی در جهت در

دست گرفتن قدرت بکنند. یک تحلیل خوب از ساخت تأثیری عبارت است از مخالفین خاموش که روی

عدم توانائی ملاها در اداره یک جامعه در دنیای قرن بیستم حساب می کنند که بتدریج شانس در دست

گرفتن قدرت را به آنان بدهد یا حداقل بتواند به صورت وزنه ای برای تصمیم گیری ها اثر بگذارد چون آنها

مهارت اینکه از پس مسایل اقتصادی یا فشارهای امنیتی بربیایند را دارند. جزو این گروه من فرماندهان را

در ارتش سنتی، مدیران غرب زده و تکنسین ها، سیاستمداران دمکرات و لیبرال، رمانتیک های شبه نظامی

و بالاخره چپی ها سرسخت از جمله کمونیست ها را جای می دهم. هیچ کدام از این گروهها نمی توانند

آشکارا (بدون ریسک نابودی در زیر دست های اسلامی ها که هم اکنون از حمایت بی دریغ توده ها

برخوردار هستند) برای به دست گرفتن قدرت حرکت کنند. سنت گرایان اسلامی با وجود این ضربه پذیر

هستند. من حداقل دو سناریو و برنامه را که می توانند منجر به هرج و مرج و سقوط تدریجی بینجامد را در

نظر دارم. یکی نیروهای تمرکز یافته که توسط نارضایتی های منطقه ای و قومی تحریک شده باشد و اگر با

اینها به اندازه کافی به طرز غلطی رو به رو شوند، ممکن است باعث تعطیل شدن و بسته شدن مناطق نفتی

گردند یا اقتصاد سنتی را از هم بپاشند یا جوری ملی گرائی را خراب کند که توده ها با رهبران مذهبی بی

عرضه خود مخالف شوند. نفاق در مدارس بین محصلین و بین کادرهای مدارس و هر دو می تواند باعث

بسته شدن مدارس برای مدت طولانی بشود و در نتیجه باعث نارضایتی عمومی گردد یا تبدیل به

خشونت های افراطی بشود و دوره های چهل روزه عزاداری را که نقش بزرگی در سقوط شاه داشت را از

سر شروع کنند (ایرانی ها یک علاقه شدید و غیر طبیعی برای عزاداری دارند و هم چنین مانند بقیه جهان

سوم در برابر خواسته های جوانانشان تسلیم هستند).

حضار مخالف که باید هدف قرار گیرند: اگر در تئوری و تحلیل قبل تصور صحیح و دقیقی از شکل نفوذ

در ایران پس از انقلاب باشد دفتر همکاریهای بین المللی آمریکا با افراد زیر مواجه است: روحانیون،

سیاستمداران غیر روحانی که اداره حکومت را به عهده دارند و تشکیلات شبه حکومتی را اداره می کنند.

رهبران گروههای شبه نظامی، رهبران ارتش، مدیران و تکنسین های غرب زده، سیاستمداران لیبرال،

رهبران چپی تندرو، رهبران قومی و منطقه ای، محصلین و معلمان، وسایل ارتباط جمعی که روی همه این

گروهها اثر می گذارند و بالاخره توده ها. بعلاوه توده ها ممکن است کج اندیشی ای در میان شنونده های

مبتدی ظاهر کنند ولی من معتقدم که در مورد ایران بعد از انقلاب گروهها بدین حد ضعیف می باشند قدرت

واقعی منوط به اعتماد و جلب احساسات توده مردم می باشد. هم اکنون هیچ گونه تشکیلات و گروهی که


بتوانند اعتماد و احساسات برانگیخته شده مردم را هر چقدر هم غیر واقعی باشد جلب کند وجود ندارد.

عدم دسترسی به افراد مخالف (افرادی که باید هدف قرار گیرند): به خاطر اینکه آمریکا خصوصا و

غرب عموما برای بیشتر مسایل که ایران را به ستوه آورده بودند مورد سرزنش قرار می گیرند و به عنوان

دشمن هر دو، هم اسلام سنتی و هم انقلاب، شناخته شده اند (USICA) دفتر همکاریهای فرهنگی

ص: 140

بین المللی آمریکا دست یابی خوبی به خیلی از مردم متنفذ ذکر شده در بالا را ندارد. و بجز با ریسک

برانگیختن عداوت و خصومت عملی ایرانی ها نمی توانیم ابتکارهائی به خرج داده و پیشقدم شویم. خیلی

از عواملی را که معمولاً (USICA) دفتر همکاریهای فرهنگی بین المللی آمریکا با عنوان کردن مسئله و

منافع دو طرف و استفاده های پایاپای در مورد مردم مورد نظر استفاده می کنند در ایران بعد از انقلاب غیر

عملی هستند.

در اینجا تعداد کمی ایرانی طرفدار آمریکا هستند: هنر و انتشارات غربی معمولاً به عنوان ضداسلامی

و فاسد نامبرده می شوند و برنامه های تبادلاتی ما نسبت به احتیاجات و توجه بیشتر مردم مورد نظر ما

تطبیق داده نشده اند. مقامات برنامه ریز با عادت به معامله با ملاها و پاسداران و کردها و خرابکاران مناطق

نفتی را ندارند.

پیروزیها و پیشرفتهای (USICA) دفتر همکاریهای فرهنگی بین المللی آمریکا: این لیست موانع نباید

باعث این برداشت نمود که (USICA) ناامیدانه از پا افتاده است ما نه افسرده و نا امید شده ایم و نه کمر ما خم

شده. برعکس موقعیتهای بیشتری برای عمل ظهور می کند و ما با منابع تحلیل رفته مان از پس این

موقعیت ها به آسانی برنمی آییم و فقط روی قسمتی از آنها عمل می کنیم. در هفته های اخیر دستیابی های

ما عبارت بودند از:

گزارشات عینی و علمی را در شبکه تلویزیون ملی جای دادیم.

به حساب بانکی انجمن ایران و آمریکا در شیراز دسترسی پیدا کردیم و از فرماندار شیراز برای باز پس

گرفتن ساختمان ایران و آمریکا در شیراز کمک گرفتیم.

کادر انجمن ایران و آمریکا را دوباره متشکل کردیم و برنامه هایمان فقط شروع تدریس انگلیسی

است.

با درخواست وزارت امور خارجه برای اطلاعات در مورد روابط کوبا با دیگر کشورهای آمریکای

لاتین پاسخ دادیم. این مطلب قسمتی از تلاش وزارت امور خارجه برای آماده شدن در کنفرانس

کشورهای غیرمتعهد در هاوانا بود.

کپی هایی از قانون اساسی آمریکا به فارسی و انگلیسی و در پاسخ به درخواست آن از طرف دفتر

مجلس خبرگان که مسئولیت جمع آوری اسناد قابل استفاده برای مجلس را که هم اکنون دست اندرکار

تهیه قانون اساسی برای ایران می باشد تهیه شد.

در چندین نوبت خبرهایی در رابطه با عمل کنسولگری که اخیرا دوباره باز شده به روزنامه های مهم

داده شد. امضاها و علاماتی برای عمل کنسولها اختراع کردیم که به کم شدن بی نظمی ها کمک کرد.

شایعات و سوءتفاهمات را توسط مصاحبه های طولانی یا ناشرین که داستانهای کمک کننده ای در این


رابطه نوشته خواباندیم. یک سیستم بلندگویی در خارج کنسولگری برای ارتباط مستقیم با جمعیت کار

گذاشتیم.

برنامه ای را برای بازگشایی دوباره انجمن ایران و آمریکا در تهران برای هفته های اخیر تدارک دیدم.

یک سری فیلم، یک کنسرت، نمایشگاههای نقاشی و یک گردهم آیی شبانه برای اعضاء انجمن ایران و

آمریکای اصفهان و نیز برنامه مشابهی را تدارک می بیند. و یک برنامه شام را در خانه مسئول روابط

عمومی مان تهیه دیدیم که در آن توسط تلویزیون ویدئو فیلمی به مهمانان نشان دادیم که تلویزیونهای

ص: 141

آمریکا چگونه انقلاب ایران را گزارش کرده اند. مهمانان عبارت بودند از اعضای برجسته روزنامه ها و

مقامات وزارت امور خارجه، یک نویسنده، یک نقاش و یک عضو کادر انجمن ایران و آمریکا در تهران که

همچنین یک استاد حقوق شناخته شده دانشگاه تهران نیز می باشد.

به تدارک مهمانی های شام در منزل کاردار کمک کردیم که در آن مهمانی های فیلم های آمریکایی

نشان می دادند و در یک مورد یک پیانیست آمریکایی پیانو زد. مهمان ها شامل مقامات بالای دولتی و

دکترها و وکلا و استادان دانشگاه می شوند.

کتابهایی در مورد ایالات و حکومتهای محلی به معاون نخست وزیر در مورد خواستش برای همکاری

دادیم.

با وزیر، سخنگوی وزارت ارشاد در مورد اخراج های اخیر خبرنگارهای آمریکایی صحبت کردیم

علاوه بر نکات بالا دوره های زبان انگلیسی در انجمن ایران و آمریکا در تهران، اصفهان هزاران ایرانی را

شامل می گردد و تعداد اشخاصی که نام نویسی کرده اند ممکن است در ترم دوم به حد قبل از انقلاب برسد.

محفوظاتی درباره رژیم: مطمئنا در مورد ایران بعد از انقلاب مطالب مشوش کننده بسیاری از نظر

آمریکا وجود دارد از جمله: زیر پا گذاشتن های حقوق بشر از جمله اعدام ها، اخراج خبرنگاران

آمریکایی، تعطیل کردن، خیلی از روزنامه های علمی، بدرفتاری با اقلیت ها مانند کردها و بهایی ها، اسم

بردن های مکرر از آمریکا به عنوان امپریالیست و حامی صهیونیسم، سیاستهای خارجی خصمانه و

مخالفت با منافع آمریکا به عنوان مزید بر علت باید بگوییم که ما قادر نیستیم که با خیلی از ایرانیها درباره

این موضوعات وارد بحث عمیق شویم. قابل ذکر است که برای منافع دراز مدت آمریکا بهتر است که ما

روابطمان را با ایران برای احتراز از حاد شدن سیاست ها و اعمالی که مخالف آرمانها و منافع، باشد محدود

کنیم.

پیشنهادات: من معتقدم که اگر ما عقیده مان را راجع به تجاوزاتی که در مورد حقوق بشر در ایران

می شود ابراز کنیم در درازمدت به نفع آمریکا خواهد بود. ما می بایست موضع مستحکمی نسبت به آن

دسته از رهبران ایرانی که ما را امپریالیست و پادوی صهیونیست می خوانند یا ما را متهم به دخالت در امور

داخلی ایران می کنند بگیریم. بالاخره ما مصرا می باید مخالفت خود را با اخراج خبرنگاران آمریکایی

ابراز داریم. از طرف دیگر من متقاعد شده ام که ایران امروز آنقدر سست و متزلزل است که هر اقدام

شتابزده یا هر بیانیه ایران را همانند بچه ای نشان می دهد، بنابراین از برخورد مستقیم می بایست احتراز

کرده و با هر حادثه یا بیانیه ای به صورت مخصوص و محدودی عکس العمل نشان دهیم متشابها ما


می بایست باهر موضوع و هر موقعیتی برای بحث و صحبت در حد شایستگی خود و موضوع بدون ربط

دادنش با مسایل دیگر برخورد کنیم. من متوجه این هستم که چنین موضعی از جانب ما نقشه ریزی و

مدیریت منابع را مشکل می سازد ولی این اطمینان را داریم که با چنین زمینه ای در دراز مدت به نفع ما تمام

خواهد شد. بنابراین من به (USICA) ایران پیشنهاد می کنم که اولویت خاصی به تجهیز وسایل، کارمند،

بصیرت، ساخت، تشکیلات و برنامه هایی بدهد که به ما این انعطاف و منابع را بدهید که از موقعیت ها

حداکثر استفاده را بکنیم. (انقلاب و پیامدهایش تمام قدرت فیزیکی ما را از بین برد، کارمندان ما را متفرق

کرد و تشکیلات قدیمی ما را و برنامه هایمان را خنثی و منسوخ نمود) به طور دقیقتر من با مسایل

پیشنهادی در مقاله msmcfee با عنوان ارتباطات با مشکلات محیط زیست و چشم اندازها و دورنما و

ص: 142

عقاید. به طور کلی موافقم و پس آیینه های پیشنهادی دفتر همکاریهای بین المللی آمریکا را برای ساندرز

معاون امنیتی و شورای امنیت ملی را قبول دارم.

من علی الخصوص با نقشه طولانی کردن برنامه فارسی رادیو صدای آمریکا و موفقیت اخیرمان در جا

دادن فیلم های آژانسی در تلویزیون ملی نظر مثبتی دارم. چون همان طور که قبلاً گفتم در این ارتباط توده

مردم از اولویت خاصی برخوردارند، بعلاوه من راضی شده ام که ما می بایست این کوشش را بکنیم و

ریسک آن را متحمل شویم که با روحانیون و چپی ها وارد مذاکره شویم.

من فکر می کنیم که ما وسایل کاملی برای تماس مؤثر با این 2 گروه را نداریم و آن نوع آمریکایی ها

(مثل جسی جکسون و اندی یانگ) که مورد قبول بیشتر آنها می باشند. از جانب دستگاه ما یک نماینده

نتوانند باشند. اما ملاها یا چپی ها به نظر می رسد که برای مدت طولانی حکمفرما باشند. اگر اثر آن از نظر

ما مهم باشد منافع خودی به ما می فهماند که مقدار زیادی ناراضی را تحمل کنیم و یاد بگیریم که به طور

مؤثری با ملاهای مجاهد، پاسداران و فداییان خلق تماس برقرار کنیم. البته با احتیاط برای احتراز از

شناخته شدن با آنها یا هر حزب و گروه دیگری برای آن موضوع.

با گرمترین سلامهاJahn Graves

کارمند روابط عمومی

ص: 143

مقدمه

برداشت هر انقلابی دقیقا به دیدگاه و نگرش به آن انقلاب وابسته است.

در دیدگاه اسلامی با وراثت مستضعفین، ملاک و معیار سنجش اصالت یک انقلاب در رضایت

محرومان و ( طبعا نارضایتی و مخالفت اقشار مرفه) می باشد واز دیدگاه مستکبرین (منجمله گزارشگر

آمریکایی) هدف رضایت اشراف و مفسدین تبهکار است به طوری که می بینیم برای تحقیق در کم و کیف

انقلاب، به سراغ اقشار مرفه جامه رفته و برای منافع این گروهها دل سوزانده است و افراد ناراضی را در

بین اطباء، مهندسین، تجار، وکلاء و... جستجو می کند.

و با توجه به یاوه های آنها اظهار می کند که تبریزیها هنوز تأثیر منافع یا مضرات سرنگونی شاه و

برنامه های حکومت جدید را هضم نکرده اند آیا ماهیت رؤسای مخالفت های افراطی و چپ نمایانه

اشراف و انقلابیون دو آتشه و دو روزه (بعد از پیروزی انقلاب) که با حرفهای پوچ خود به جنگ نور خدا

(پیروزی خون بر شمشیر) آمده اند آشکار نمی شود.

بخود آییم! این انقلاب شکوهمند به این دلیل اصیل است که هنوز از پشتیبانی توده های محروم و

میلیونی برخوردار است و اشراف چپ نمایانه مخالف و در کمین آن!

از: سفارت آمریکا تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن DC

گزارشگر: کندی مت تامست

طبقه بندی: محرمانه


تبریز پس از 5 سال تأثیر انقلابی ایران

موضوع: تبریز پس از 5 سال تأثیر انقلابی ایران

1 (C تمام متن)

2 خلاصه: در سفر بین روزهای 17 تا 21 اکتبر به تبریز مأمور عمومی TDY فرصت تجدید دوستی های

سابق را یافته و عکس العملهایی را حتی بر علیه انقلاب یادآوری کرده است. ایشان در سال 72 تا 74 در

تبریز خدمت کرده و مقامهای خود را در سال 75 تا 77 طی ملاقاتهایی شخصی حفظ کرده و در سال 77

در حین اقامت در آنکارا.

تبریز عملاً تغییرات بزرگی کرده است بزرگترین ییلاق ایران بوده که شهر شده. انقلاب آرزوهای

اقتصادی توسط مردم را برآورده نکرده است و باعث امیدواری طبقه متوسط نشده است. توجه به حفاظت

شخصی زیاد شده و ترس از نیروهای اسلامی و کمیته برقرار است. از نقطه نظر روانشناسی از بین رفتن

ساواک و به دست آمدن آزادی بیان و خواسته ها باعث به وجود آمدن آزادطلبی های بیشتر برای مراقبت

از زیاده رویهای انقلابی شده است.

3 شاهراه بازرگان تبریز تهران از جاده های شلوغ ایران است در سال 77 حدود 600 تا 800 کامیون

حمل و نقل TIIZ روزانه مشغول حمل از طریق ترکیه ایران به تهران بوده اند. محاسبه رانندگان اولیه

بلغاری ترک رومانی اخیرا برای حمل و نقل به 200 تقلیل یافته است و هنوز هم صدای کامیونهای


داخلی حامل فولاد، پنبه، حبوبات، سیمان و غیره در جاده ها بگوش می رسد.

کارخانه سیمان آبیک نزدیک قزوین با صف انتظار 150 کامیونی در سال 74، در حال حاضر به یک

ص: 144

صف 50 و حتی کمتر کامیون تبدیل شده است.

4 تبریز از صورت یک روستای بزرگ رشد کرده و به شهری تبدیل شده است. ساختمانهای بیش از 4

طبقه نداشت (1974) که در حال حاضر ساختمانهای 12 تا 16 طبقه ساخته شده است. خیابان اصلی

شهر در اثر ترافیک با خیابانهای کمربندی و دیگر جاده های اصلی رقابت می کند.

طرحهای بزرگ ساختمانی در تبریز همانند تهران راکد است و طرحهای کوچک بیش از صدها است.

به خصوص در حاشیه جاده های کمربندی هرکسی با اجیر کردن 3 تا 5 نفر مشغول خانه سازی یا مغازه

است. در حالی که تولید تراکتور، موتورهای دیزلی، بال بلبرینگ و ابزار ماشین بحد 50% سقوط کرده

(سال 71) کسی اعدام نشده است و نرخهای دستمزد بالا رفته است.

5 یکی از علل تلقی روستائی تبریز بیهوده گردی صدها نفر مردم بی هدف در خیابانهای شهر است که از

سال 74 زیاد شده و در جریان انقلاب بی اندازه بوده است. صدها نفر مشغول به کسب درآمدهای کم از

راه فروش به علت عدم استخدام یا در جریان آن هستند. این افراد بی هدف به هزارها بالغ می شوند.

یک بازرگان دوست که اخیرا از بازار به وسط شهر نقل مکان کرده می گفت تراژدی اقتصادی دوران

پهلوی باعث سرگردانی روستاییان که جذب شهرها به علت دستمزدهای بالای ساختمانی شده اند

می باشد. بر اثر انقلاب دهقانان آموزش ندیده و بیکار، فاقد ملک، به راحتی گرایش به سوی آشوب طلبان

کمونیست پیدا و جای رهبران مذهبی را گرفته است.

6 مباحثات با دوستان تاجر اطلاع از توجه به پایین رفتن لحظه ای وضع اقتصادی است. خریدهای

اعتباری مصرف کنندگان تحمل پذیر نیست که قبل از انقلاب از سه طریق جریان داشت. بانک، بازار و

بازرگان اینک بکلی معاملات اعتباری قطع شده و نقدا عمل می شود. به طوری که یک دوست وکیل

می گفت: تمام قراردادها لازم الاجرا نبوده و دادگاهی، قاضی، وکیل بجز (حاکم شرع) وجود ندارند. که

مردم بایستی اختیار زندگی و محکومیت زندان را به حاکم شرع بدهند. هیچ تاجر یا وکیلی راضی به

بستن قرارداد در دادگاه شرع نیست و لذا همه نقد معامله می کنند. وکیلی می گفت مبلغ 300 هزار دلار

دستمزد مقروض دارد و به امید حکم حاکم شرع به انتظار نشسته است.

7 اکثر دوستان مأمور سفارت از طبقه متوسط در تبریز بودند: دکتر، وکیل، استاد دانشگاه، مدیر کارگاه،

بازرگان، مهندس و دفتر دار که هنوز اکثرا در تبریز هستند ولی جستجوی دوستان دکتر نشان داد که اکثر

مغزهای متفکر فرار کردند (4 تا 5 هزار از 13 هزار دکتر تا اواخر 78 ایران را ترک کرده اند).

دوستان طبقه متوسط اغلب در مورد مسایل ایران بحث می کنند، آنها به شخصه نسبت به عملیات

خمینی اتهام ارتجاعی، تعصب طلبی شدید می زدند و به هر طریق در امیدهای طبقه متوسط تهران سهیم

بودند که شریعتمداری می تواند تعادل و بهبودی تعصب گرائی را که به طور وضوح در خمینی منتظری

هست تعدیل کند، با توجه به بالا رفتن محبوبیت شریعت مداری اشاره کرده اند که حقیقت قابل ملاحظه این

است که تصاویر S-MS (شریعتمداری) در تبریز بزرگتر و بیشتر به نمایش آشکاری گذاشته می شوند (از


تصاویر خمینی) و نسبت را 10 به یک شمردند.

8 طرح گفتگوها با دوستان طبقه متوسط غالبا بر محور سه سؤال دور می زند:

الف در ایران چه اتفاق خواهد افتاد؟

ب آیا بمانیم یا برویم؟

ص: 145

ج چه تغییراتی در درگیری آمریکا با به قدرت رساندن خمینی به وجود آمده و حمایت کردن از او در

حالی که محبوبیت خود را از دست می دهد بایستی رخ دهد.

بحثهای جداگانه قابل ملاحظه درباره قدرت (مثلث آمریکایی یزدی، قطب زاده و چمران) وجود دارد

که آنها حکمران حقیقی ایران به نظر می رسند، روحانیت هر سه در حد بلوغ پذیرفته شده است و ضد

آمریکایی بودن یک تاکتیک لازم برای مهار کردن قدرت در ایران انقلابی شده است.

9 وقتی استادان دانشگاه برای من تشریح کردند که تصفیه های دمدمی بدون اساسی با برچسب طاغوتی،

ساواکی از دانشکده ها در جریان است، دوستان احساس امنیت بیشتر اخیرا نسبت به دو ماه پیش

احساس می کنند. در حالی که اغلب دوستان یا اقوامی در زندان دارند. عده کمی سابقه از اعدامها دارند.

حوادث برای دوستان با شوخی های ترسناکی از قبیل (در زدن کمیته در نیمه شب) و (جستجوی کمیته

برای مشروب) باعث آتش زدن مخفیانه مجله PLAYBOYهمراه است.

تبریزیها افسوس کمی ترس در مورد دخالت روسها در زمان انقلاب داشتند که حاضر بودند در

صورت لزوم به ترکیه بگریزند به خصوص در میان افراد با سن بیش از 40 سال خاطره پیشه وری هنوز

قوی است همان طوری که برخی از دوستان می گفتند. تمام موضوع برای اخراج 45 هزار آمریکایی این

بود که احتیاجی به آنان نبود در حالی که روسها به این آسانی خارج نمی شوند.

10 تبریزیها هنوز تأثیر منافع یا مضرات سرنگونی شاه و برنامه های حکومت جدید را هضم نکرده اند.

مأمور سفارت درک تجربه مخاطره آمیزی را کرد وقتی دوستان سؤال مشورتی کردند دایر بر اینک ایران

را ترک کنند و یا بمانند، به دولت ملحق شوند یا منزوی گردند هنوز برای همه شکستهای انقلاب یک نفع

آشکار وجود دارد و بجز این حقیقت که کسی جرأت نمی کند در معرض عمومی (یا حتی خیلی بلند در

محل خصوصی) حمایت از رژیم گذشته شاه بکند هر چند برای آزادی بیان حدود بسیار باور نکردنی

وجود دارد دوستان جرأت کردند در تلفن بگویند (... بر خمینی) و صریح درباره سیاست در اجتماعات

بزرگ صحبت کنند، در زمانی که اکثر انتقادات از روش آمریکا در ایران شکل می گیرد بدگوئیها و

توطئه ها در حقیقت، جابجا کردن ساواک در حال حاضر تحقیقا منافع سالمی را در دو جهت سیاست

داخلی و خارجی تجدید حیات می دهد.

نظر مترجم: به نظر می رسد از روی قرائن دوستان مأمور سفارت (بند 7) آقایان نزیه و مراغه ای و امثال

ایشان باشند.LAINGEN


نکات مطرح شده در سمینار

موضوع: نکات مطرح شده در سمینار

1-انقلاب

1 انقلابتاریخ: 3 یا 4/5/58 july

عوامل انقلاب، عبارت بودند از

عوامل انقلاب، عبارت بودند از:

1 فساد و تباهی و انحراف

فساد شاه

انحراف خانواده اش (شامل بنیاد پهلوی) (مترجم: شاید مقصود خاندان پهلوی است.)

انحراف (تباهی) وزیرهای شاه

انحراف دوستان شاه

ص: 146

انحراف در سازمانهای نظامی

2 تحولات بزرگ اقتصادی اجتماعی

بحران اقتصادی یک میلیارد دلاری

ارتش بزرگ مدرن، از تیرکمان تا وسایل مدرن

چهار برابر شدن قیمت نفت

فقدان اداره کننده (مدیر) تربیت شده تکنسین های ماهر

لطمه فرهنگی

اصلاح نکردن کشاورزی

همدستی و تشریک مساعی در ناحیه با آمریکا

3 دور بودن شاه از اوضاع و لذا، درک نکردن وضع مردم و اشتباه گرفتن سکوت با ثبات اوضاع

انقلاب در طبیعت خود یک انقلاب سیاسی است، نه اجتماعی، با توجه به اینکه فقط،3|1 از جمعیت ایران

در خانه فارسی صحبت می کند (یعنی از نظر اجتماعی، مردم با هم فرق می کنند و از هم دورند).


2 گروهها و دسته هایی که دخیل بودند

2 گروهها و دسته هایی که دخیل بودند

1 آیه اللّه ها کار رهبران سیاسی همیشه، این بوده است که از مردم معمولی در برابر فشارهای دولت (ظلم)

محافظت نمایند(1) و در تاریخ ایران هیچگاه مردم سهمی در دولت نداشتند. نفوذی که آیه اللّه ها بر روی

مردم معمولی دارند، خیلی بیشتر از نفوذی است که پاپها در قرون وسطی بر روی اروپایی ها داشتند.

2 بازار متفاوت با (51 سرمایه دار اصلی) که فرار کرده اند و یا اعدام شده اند، این تجار تیپ قدیم را دارند

و از ارزشهای غربی پرهیز می کنند. خیلی (عمیقا) مذهبی هستند و به مدرنیزه شدن مظنون می باشند. با

فساد دولت و افراد،مخالف و بد هستند پول مورد نیاز برای انقلاب از بازار فراهم می شد، جهت انقلاب

هم همین طور، مسلمانهای مذهبی همیشه خیرات می دهند و پولهای کلانی به دست مذهبیون میانه بین

مردم فقیر توزیع می شود، پول در دست آنها نمی ماند (صرف این امور می شود)، برخلاف دولت.

3 تکنوکراتها در حدود 12% مردم ایران،به روش غربی تربیت شده اند آنها عبارتند از سرمایه دارها،

دانشمندها و رؤسا خیلی از آنها، جوان و لیبرال هستند آنها مشاهده کردند که دار و دسته شاه پولدار

می شوند، در حالی که هر معامله پولی که اینها انجام می دهند بر اثر تورم از میان می رود، این گروه برای

اداره کشور ضروری هستند.

4 دانشگاهها شاید ممتازترین گروه قبل از انقلاب، دانشجویان و استادان جوان بودند که به وسیله

رهبران و گروههای زیرزمینی از رادیکال گرفته تا لیبرال، رهبری می شوند، یا مورد استفاده قرار

می گیرند. اینها پیروان عینی و سمعی انقلاب در تهران بودند.(2)

5 احزاب ناشناخته سیاسی، شامل گروههای اقلیت قومی (عربها و کردها) کمونیستها.

6 این اتحاد ناجور از راست و میانه و چپ به یک علت به هم متصل هستند و آن منزجر بودن از شاه است.


3 آگاهی دادن

1- امید که در آینده نیز روحانیت با بازسازی و توش و توان بیشتری اینچنین باشد.
2- جنبش دانشجویی نیز علیرغم نقش مؤثر در قبل از پیروزی انقلاب امروز دچار تشتت وناهماهنگی شدید گشته است که نیاز به تجدید نظر در فعالیتهای خود دارد و اگر چه دانشجویان هنوز هم چشم و گوش انقلاب هستند اما هنوز به بازوی سازنده انقلاب تبدیل نشده اند.
ص: 147

3 آگاهی دادن

ایالات متحده هرگز ایران را از نظر فرهنگی، مذهبی و یا اقتصادی درک نکرده است. او فقط سرنخهای

کمی در مورد عمق نارضایتی مردم داشته، به چند گزارشی که به مشکلات اساسی اشاره می کردند، اهمیت

داده نشد.

1 CIA در اواسط سال 1978 گزارش کرد، همه چیز خوب است

2 گزارش اعضاء نمایندگان مجلس

3 حرفهای کارتر در هشتم دسامبر مبنی بر اینکه شاه قدرت خود را نگه می دارد. و این روزی بود که

سربازان ایرانی صدها تظاهر کننده را در خیابانهای تهران کشتند. مطبوعات آمریکا در گزارشهایشان

غیر منصف بودند، آنها اینگونه استدلال می کنند.(1)


گزارشهایشان بدین گونه است

گزارشهایشان بدین گونه است):

1 متعصب مایل به یکسو

2 با داشتن کمترین اطلاعات و یا نداشتن اطلاعات درباره فرهنگ کشور، گزارش می نویسند. برای مثال،

مطبوعات جزئیات اعدامها را گزارش کردند ولی خلاصه آنهایی که اعدام شده اند (در حدود 300 نفر)

نشان می دهد که 83% پلیس مخفی و پرسنل امنیتی و شکنجه گر بوده اند. 9% جنایتکاران: قاتلها و

تجاوزگرها (بیشتر قتلهای ناحق) و 7% سیاستمداران زیر دست شاه، 1% سرمایه داران برجسته(2)


4 وضعیت حاضر

4 وضعیت حاضر


ایران در یک مرحله انتقالی زندگی می کند. آیت اللّه ها همیشه حامی مردم بوده اند در مقابل دولتها، آنها

هیچوقت حکومت نکرده اند، آنها اصلاً نمی توانند حکومت کنند، اما آنها تنها نیروئی هستند که می توانند

مملکت را در این زمان به هم نگه دارند.


5 دولت آینده

1- گویا یانکی ها هنوز هم بر سرعقل نیامده اند زیرا امروز هم آقای کارتر هنوز دست از اراجیف قدیمه برنداشته است و با شتابزدگی و بی مبالاتی خود را به این سو و آن سو پرتاب می کند تا شاید لااقل اگر هم منافعش در ایران از بین میرود لااقل در اداره حکومت آمریکا موقعیت کسب کند که نکرده است و از سوی دیگر مطبوعات آمریکا نیز هنوز شیوه غیر منصفانه خود را در انتشار اخبار مربوط به انقلاب امت دلاور ایران ادامه میدهند و بالاخره باید گفت شاید اگر چند صباحی دیگر بگذرد و آمریکا شکست های افزون تری در اثر انقلاب ایران بخورد جمع بندی مزدوران باز هم همین باشد یعنی یکدندگی کارتر و امثالهم و درگیریهای جناحهای امپریالیستی با هم و فریب دادن خودشان
2- ایکاش دادگاههای انقلاب هنوز هم با جد و جهد هر چه تمامتر در محاکمه وابستگان آمریکا بکوشند تا از این رهگذر هم جنون یانکی ها را به حد اعلا برسانند هم شادی ملت قهرمان ایران را.
ص: 148

5 دولت آینده

1 رهبران مذهبی لیبرال پلی بین مردم، ارتش جدید، تجار بازار و تحصیل کرده های غربی هستند، دولتی

خیلی لیبرال تر از دولت کنونی (مترجم: دولت موقت) اما طرفدار عقاید اسلامی، این چهار عنصر را

(مردم، ارتش، تجار، تحصیل کرده ها) به هم خواهد پیوست (می تواند به هم بپیوندد)(1) (اسم شخصی

است).

2 دولت کنونی در قدرت باقی نخواهد ماند، مانند موارد زیاد دیگری، اقلیت کمونیست که بسیار سازمان

داده شده اند، به آسانی می تواند خودش را داخل خلا قدرت کند، عربستان سعودی خیلی از این عمل

می ترسد Ftamle Memalce (اسم شخصی است) (شاید مطلب فوق اظهار نظر این شخص باشد).

3 اگر کمونیست ها حرکتشان را به درستی تنظیم کنند و همه عناصر ضربتی در یک خط بیفتند، ایران

به سوی یک کشور کمونیستی بودن، پیش خواهد رفت مواردی که دلالت بر عدم وقوع چنین حادثه ای

می کنند زیاد هستند. احتمالاً ایران به قسمتهای قبیله ای عرب، فارس، کرد، تجزیه خواهد شد. و این

اتفاق، به احتمال زیاد به جنگ منتهی خواهد شد، چون حوزه های نفتی در سرحدات نژادی عربی قرار

دارد. شک دارد (نامعلوم نامعین) (کلمه uncertain) که در آخر پاراگراف آمده است.(2)


وضعیت آینده

وضعیت آینده

هر سخنگوئی نتایج مختلفی برای خود داشت (گرفته بود) اما همه موافق بودند که:

1 اقتصاد باید دوباره از سر گرفته شود.

2 نیروی نظامی باید قوی تر شود.

3 مردم باید به طور مداوم غذا دریافت کنند.


6 شرایط، (وضع) تجارت

6 شرایط، (وضع) تجارت.

با وجود مخالفتهائی که بر ضد آمریکا می شود، ما را دوست دارند و تکنولوژی ما تحسین می شود.

موقعیت اقتصادی خوب است شعارها الان در جهت تجارتهای کوچک هستند.


آلمانها و ژاپنیها دوباره برگشته اند و بهترین آدمهایشان را می فرستند.

ضرورت ها عوض شده اند (تقدم و تأخر چیزها جایشان با هم عوض شده است) برگشت بر گشت با

قدرت ایران به یاد کسانی که به یاد او در زمان احتیاج کمک کنند خواهد بود.

سؤال: JR (نام شخصی است) چقدر احتمال می دهی که ایران به تحریم اسرائیل بپیوندد؟

جواب (Dom Weldom) (نام شخصی است): روابط ایران و اسرائیل قطع شده است و برای مدت

درازی این طور باقی خواهد ماند، اما من شک دارم که با وجود تمام مشکلات در ایران آنها لیست و دفتر

تحریم تشکیل دهند.

سؤال: JR: من فقط منظورم تحریم اسرائیل مانند تحریمی که دفاتر دمشق کرده اند بود.

جواب (DW) بلی، خیلی خیلی احتمال دارد.

سؤال (JR): آقا شما همین الان گفتید که باید به ایران برگردیم، گرچه حضور دوباره ما گران تمام

خواهد شد، زیر علامت سؤال قرار دارد، تصور کنید، ما جنگ کردیم و پیروز شدیم و وارد ایران شدیم و

1- طمع های امپریالیستی! وقتی دولتی لیبرال باشد آنها سعی در لیبرال تر کردن آن دارند بعضی موضع دفاعی آنها را قوی تر خواهد نمود و بیاد بیاوریم حرف امام را که: اگر شما حمله نکنید آنها حمله می کنند.
2- لازم به تذکر است که آمریکا نمی تواند برای رژیم ها استقلال قائل شود بدین ترتیب که بر اساس برداشت آنان دولت ها یا باید شرقی باشند و یا غربی و چیز دیگری امکان ندارد بنابراین اگر دولتی از غرب برید حتماً به سوی شرق پیش خواهد رفت و البته بیاد داریم که قبل از پیروزی انقلاب نیز آمریکا تصور وقوع یک انقلاب کمونیستی را در ایران داشته (زیرا آنها هم مثل رقبایشان فقط هر چه از که کمونیستی بوده انقلاب می دانند و لا غیر) و ایضاً در ویتنام و شیلی و جاهای دیگر.
ص: 149

سپس به وسیله تحریم اقتصادی ایران عقب رانده شد یم (سیلی خوردیم).

جواب (DW): آیا شما به یکی شدن و بهم پیوستگی و شجاعت عقیده ندارید؟

سؤال (JR): در چه سنی؟


7 دولت ایالات متحده

7 دولت ایالات متحده

تجارت هیچ انتظار کمکی از دولت ما نمی تواند داشته باشد، آن طور که مشخص شده دولت ژاپن، هر

«ینی» (مترجم: ین، واحد پول ژاپن) را که به وسیله کمپانیهای ژاپنی در ایران سرمایه گذاری می کند،

ضمانت و حمایت می کنند. جریان دولت ایران به طور طبیعی بر ضد دولت ماست. سیاستهای اخیر دولت

(در برابر آمریکا) میانگین پایینی دارد. بدترین حرکت از وقتی شروع شد که قطعنامه جاویتس ارائه شد،

در اول ژانویه


8 قانونی و حقوقی

8 قانونی و حقوقی

1 ایالات متحده، دولت جدید ایران را به رسمیت شناخته است.

2 دادگاههای ایران هنوز هم به کار خود مشغولند، اما در زمینه های سیاسی کار می کنند، الان وقت

دادخواست کردن و جریمه کردن آنها نیست.

3 از لیست 23 نفری وزارت امور خارجه از وکلای ایرانی فقط 7 نفر از آنها در سر کار خود هستند و

سرشان خیلی شلوغ است.

4 انجمن تهران باز اعضایش را ارزیابی می کند پیوستگی مذهبی در این مورد یک مشکل خواهد بود،

ورقه هائی که به مسایل حقوقی مربوط بودند چند تائی از آنها برای Dave Maelamenفرستاده شده است.

Competition

کارخانه «پلی آکریل دوپانت» در اصفهان کار نمی کند قبل از انقلاب در مرحله تکاملی و پیشرفت بود.

تولیدات هم داشت ولی فقط در سطح ضایعات، ظرفیت آن در حدود 200 پوند در سال و شامل الیاف

پلی استر، الیاف بریده شده پلی استر و الیاف بریده شده اکریلیک بود. «دوپانت» با 40% سهام وارد این

پروژه شد و 4 عضو از هیئت مدیره 11 نفره را در اختیار داشت برای تصویب هر اصلی 75% آراء لازم بود.

50% سود در دست 5 نفر از سرمایه داران اصلی بود و 10% بقیه در دست دولت ایران بود.

شرکاء 5 گانه «دوپانت» یا کشور را ترک کرده اند یا کشته شده اند دوپانت شریک جدیدی دارد و آن

دولت اسلامی است که توسط شورای کارگری اداره می شود. دوپانت می تواند 40% سهامش را به طریقی با

دادن 000/100 دلار به دست بیاورد. این مبلغ به نظرم حقوق کارگرها برای کار نکردن باشد.

هدف از ارائه این اطلاعات تجاری درد دل از مشکلات ناشی از رقابت نیست، مخصوصا گروه محترم

و فعالی مانند «دوپانت»، بلکه برای تأکید بر عدم سرمایه گذاری در کشورهای در حال رشد می باشد.

در سال 1973 وقتی شایع شد که «دوپانت» می خواهد در ایران کارخانه بسازد. اما احساس کردیم که

«دوپانت» ما را عقب زده، چون آنها ارتباط محکمی با رهبران سرمایه داری دارند. استراتژی ما (اگر بتواند

یک احساس را استراتژی بنامید) کارگران با کارخانه های کوچکتر بود یعنی تجار بازار از روی شانس

خوب و نه مدیریت خوب، ما در این برخورد موفق بودیم.

ص: 150

تا زمانی که مشکل پی اکریل حل نشود ما بازار بزرگ و آماده ای برای تولیدات خودمان داریم.

مشتری هایمان سرزنده و بسیار خواستار تولیدات هستند، همان طور که ماه گذشته شاهد آن بودیم. شاید

این تجارت فرصت طلبانه باشد ولی بهر حال تجارت است.

ما در طی چند سال اخیر در خلال تجارت با کشورهای در حال رشد فرضیه مبهمی را مبنی بر اینکه:

«هیچگاه تعهدی در مقابل دولت، اعضای دولت و یا وابسته های نزدیک به دولت نپذیریم»، شکل دادیم،

تجربه دوپانت در ایران این فرضیه را تقریبا ثابت کرد.


مقدمه یا معرفی سند برای تحلیل شماره 3

مقدمه یا معرفی سند برای تحلیل شماره 3

این تحلیل نتیجه بررسیها و تبادل نظرها و سؤال و جوابهائی است که در یک سمینار در رابطه با اوضاع

اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ایران به عمل آمده است و کلاً تحلیل نتیجه اظهار نظرهای افراد

مختلفی می باشد.



بررسی روابط دوجانبه با وزیر امور خارجه ایران (آقای یزدی)

ص: 151

موضوع: بررسی روابط دوجانبه با وزیر امور خارجه ایران (آقای یزدی)

1 تمام متن محرمانه

2 شما با یزدی زمانی ملاقات می کنید که ممکن است نشانه پر اهمیتی در تقسیم امور داخلی ایرانیها

بگذارد. در زمانی که این موضوع برای هر بیننده ای مهم است که از قضاوت های سریع در مورد این امکان

برحذر باشد ولی سخت است که از نتیجه گیری اینکه روحانیون می خواهند تمام مخالفین نقشه هایشان بر

مبنی کشور اسلامی و اسلام به عنوان ایدئولوژی و حزب جمهوری اسلامی به عنوان حزب حاکم کاملاً

نابود کنند بر حذر باشیم.


عنوانها

عنوانها

: شورشیان کرد به طریقی ساکت شدند که به دیگر اقلیتها نیز در این موضوع درسی داده شده باشد.

: جبهه دموکراتیک و رهبری آن به عنوان ضد انقلاب مارک زده شد و به عضوهای مخالف دیگر نیز به

این وسیله آگاهی داده شد.

: یک شورا تحت رهبری مذهبی برای بررسی قانون اساسی تعیین می شود که قوانین جدی شیعه را

برای دولت پایه ریزی کند.

: اعدام ها حتی برای جنایتکاران عادی با وجود صحبت از عفو ادامه دارد. به نظر می رسد که قم تصمیم

دارد از هر گونه اظهار تأسف و بخشش برحذر باشد.

: رئیس سپاه پاسداران وزیر دفاع شده است.

: برکناری نزیه از (Niocd)، (شرکت ملی نفت ایران) یک نشانه قوی و یادآوری است به غیر روحانیون

که قم مصمم است که از تحلیل قدرتش در هر جا که باشد مخصوصا نفت جلوگیری کنند.

: یک خیال پردازی در مورد اینکه مطبوعات غرب ضد انقلاب ایران می باشند. (هیچ خبرنگار

آمریکایی اکنون مقیم ایران نیست).

: آمریکا هنوز از طرف خمینی عامل کمک کننده اصلی صهیونیست برای عقیم گذاشتن انقلاب

فلسطین معرفی و محکوم می شود. در حقیقت خمینی خودش و انقلاب را به عنوان نیروی متحد کننده

مردم منطقه برای احقاق حقوق فلسطین می داند.

3 جای حرف بیشتر است، اما کافی است که بر این نکته تأکید شود که روحانیون در حال صعود

هستند به نظر می رسد که هیچ چیز وجود ندارد که بتواند بر آنها در تنظیم قانون اساسی تأثیر کند، نه ارتش،

نه بختیار از پاریس، نه بازرگان و دیگر میانه روها در دولت موقت (PGOT) نه ناامید عمومی مردم نسبت به

دستاوردهای مادی. بازرگان امروز در یک مصاحبه مطبوعاتی با اوریانا فالاچی گفت: از نقطه نظر رسمی

دولت کشور را اداره می کند اما از نقطه نظر ایدئولوژی و انقلابی، خمینی و شورای او کشور را اداره

می کنند.)

4 چیزی که می تواند فاصله ها را کم کند، آن هم تنها با زمان، قدردانی بیشتری از آنچه که هست از

مشکلات اداره یک ارگان سیاسی چند گانه و اقتصادی نیمه مدرنیزه شده، مانند اقتصاد ایران با

دیدگاههای مدرن کاملاً مذهبی که امکان کمی برای دخالت عناصر غیر روحانی در امور را می دهند.

5 سؤال اینجاست که آیا خمینی این را می پذیرد یا نه. و این امیدوار کننده نیست. حتی اگر او نیز

ص: 152

بپذیرد هنوز یک سؤال اساسی وجود دارد و آن اینکه آیا او می تواند تسلط خود را بر علیه اطرافیانش در

قم که حتما از او خیلی لجوج تر می باشند برقرار کند.

6 جواب ساده این است که یک روش سخت در پیش است و نیروهای میانه رو را کنار خواهد زد و

بازرگان را نیز مثل نزیه در شرکت ملی نفت ایران کنار خواهد زد.

7 من آنقدر مطمئن نیستم. من کمتر از ماه قبل امیدوارم اما خمینی اصلاً از لحاظ سیاسی احمق نیست

و ممکن است برای اطمینان از پایداری سیاسی و تفوق اسلام در زمینه سیاسی اجتماعی آینده ایران از

میانه روها (که بازرگان به طور ضعیف ولی اصلی نمایانگر آنان است استقبال کند.)

8 شما ممکن است آقای یزدی را خوب آزمایش کنید و ببینید که او آینده این منطقه را چگونه می بیند

او یک آدم عمیقا معتقدی است و یک انقلابی است که از همه افراد موجود در دولت موقت (PGOT) به

خمینی نزدیک تر است. اما او ممکن است از احتیاج به موازنه کردن عقاید ایده آل خود و واقعیت استقبال

کند. این را با من صحبت کرده است و من تقریبا از او باور کرده ام. صحبت شما با او که به عنوان اولین تماس

بالایی که ما با رهبریت دولت انقلابی داشته ایم محسوب می شود، و یک اقدام قاطع در جهت منظورهای ما

در اینجاست برای تصدیق کردن او (یزدی) که ما واقعیت را در ایران قبول کرده ایم و در واقع پیشرفت ایران

را در نهادهای جدید دولتی می خواهیم. یزدی نیز باید بداند که رؤیت یک سرسختی و عدم رؤیت جنبه

انسانی در انقلاب ما را نگران کرده و این دیدگاه جایی برای حقوق افرادی میانه رو در ایران امروز ندارد.

خمینی به اینکه ایران در آمریکا چه وجهه ای دارد اهمیت نمی دهد ولی افراد دیگر مثل یزدی هستند که به

این موضوع اهمیت می دهند.

ص: 153

از کوران به ساندرز


درباره انجمن ایران و آمریکا در شهرهای شیراز اصفهان و تهران و وضعیت های مختلف ایران

درباره انجمن ایران و آمریکا در شهرهای شیراز اصفهان و تهران و وضعیت های مختلف ایران.

4 اکتبر 1979 12/7/58

نظر اخیر ICA (آژانس ارتباطات بین المللی) از قول آقای مک آفی براساس ملاقاتی که اخیرا از ایران

(تهران و شیراز) داشته است جهت اطلاع سفارت تهران حاکی از آن است که تسلط مذهبی تا آینده قابل

پیش بینی بر ایران حاکم خواهد بود و در مورد دولت بایستی گفت که بزودی متخصصین از کارگران با

دولت گلایه خواهند داشت. برخوردهای مک آفی (MC AFEE) گویای آن است که خمینی در حال

برگشت به عقب است(1) و در حقیقت از حمایت اکثریت مردم فقیر ایران برخوردار است.

امور عادی در ایران می گذرد و بازارها در فعالیت می باشند.

نکته ای که به خصوص برای من جالب بود اظهارات مردم در تائید خمینی مبنی بر تغییر ارزشهای غربی

است آیت اللّه خمینی ارزشهای غرب را رد می کند و با ارزشهای غیر اسلامی مخالف است. خمینی مصمم

است که به طرف یک پان اسلامیک برود و طوری رفتار می کند که خود را قانون گذار جهان می داند در

کوتاه مدت بهبود روابط ایران و آمریکا مشکل به نظر می رسد تحت شرایط فعلی تمام سعی دیپلماتها

بایستی متمرکز در ایجاد روابط در بلند مدت باشد.(2)

در موقعیت فعلی ما بایستی منتظر فرصتهای مناسب برای ایجاد رابطه مناسب با ایران باشیم. نظریات من

در این مورد در نا مه ای مورخ 24 سپتامبر 79 و به براساس توصیه ICA/NEA شکل زیر خلاصه شده

است.

انجمن ایران و آمریکا در تهران، اصفهان، شیراز، آمریکا حدود 50 سال است که از طریق انجمن ایران و

آمریکا با ایران مشارکت دارد. جو تشنه جهت آموزش زبان انگلیسی و هم چنین شهرت این انجمن

موقعیت بسیار خوبی را برای فعالیت در این زمینه ایجاد کرد. ضمن اینکه مؤسسات پنجره های باز جهت

حضور ما در ایران است. نظر ما این است که این مؤسسات را هر چه بیشتر توسعه دهیم و برنامه را به شکلی

هدایت کنیم که به طرف منظورهای خودمان پیش رود. این برنامه شامل توسعه کتابخانه انجمن ایران و


آمریکا در تهران، اصفهان می باشد. ما فعالیتهای پشت پرده ای را جهت دوباره زنده کردن انجمن ایران و

1- برگشت به عقب یا ارتجاع مورد ادعای آ مریکا چیست حرکتی است که از حمایت اکثریت مردم فقیر ایران برخوردار است. با این دید جاهلانه تمام حرکتها و نهضتهای انبیاء که مورد تائید اکثریت توده های فقیر و محروم و باصطلاح مستکبرین اراذل و اوباش زمان خود بود نیز ارتجاعی است. آنها نفی ارزشهای غربی و تأکید بر ارزشهای اسلامی و حرکت به دست پان اسلامیک را ارتجاع می نامند و به همین خاطر است که امام در پیام نوروزی خود می فرماید: همه آنها که روحانیت را ارتجاع می دانند در نهایت در خط شاه و آمریکا عمل می کنند.
2- تحت شرایط فعلی تمام سعی دیپلماتها بایستی متمرکز رابطه بلند مدت باشد ”اکنون که با اوجگیری شور ضد آمریکایی ملت مسلمان ٬ آمریکا مجبور شده است که این جزیره ثبات و آرامش را رها کند در فکر برنامه ای دراز مدت برای تسلط مجدد خویش می باشد و یا فرونشاندن تدریجی و نفرت و حساسیت مردم ما نسبت به جهانخواران خیال بازگشت مجدد را دارد. و در این راه چون انجمن ایران و آمریکا وکلاسهای آموزش انگلیسی پنجره های باز حضور آمریکا در ایران است ”امپریالیسم را از در که بیرون کنی از پنجره داخل می شود.“ با توجه به گفته امام که آمریکا را شیطان بزرگ می نامد بدیهی است که هر عمل ظاهر الصلاح آنها حتماً شیطنت است و اعمال نظام هر اسلام پناهانه هم جز عوام فریبی و رسوائی بر حیله گران حاصلی ندارد. باز باید به خاطر داشته باشیم که هر مجلسی و هر مهمانی آمریکایی نیتی جز توسعه روابط سلطه آمریکا با ایران هدف دیگری را دنبال نمی کند.
ص: 154

آمریکا در شیراز آغاز کرده ایم.

اکتشاف امکاناتی جهت تعیین و پرورش متخصص مذهب اسلام جهت پل های رابطی بین NEA و

رهبری اسلامی به شکلی مستقیم و همکاری با ICA و کارمندان وزارت امور خارجه آمریکا.

بررسی جهت تعیین و پرورش یک «R» (مترجم: به همین شکل و به طور رمزی آمده است) تحت شکل

متخصص فرهنگی یا تعیین فردی که زمینه قبلی در زبان فارسی و فرهنگی ایران داشته باشد تا تماسها را با

رهبری و مؤسسات فرهنگی تقویت کند.

استفاده از جشن سالگرد 1400 ساله هجرت(1) با شکل ایجاد سمیناری که میزبان آن آمریکا برای

ایرانیان باشد و بعد از سمینار هم گردشی در اطراف آمریکا. ما امیدواریم که این مسئله و روابط باعث

وسعت روابط ما بشود.

کار کردن با VOA صدای آمریکا جهت توسعه و دریافت مطالبی که به شکل خبر پخش نمی شود و

تأکید بر روی ابعادی مانند مطالعات اسلامی آمریکا و مصاحبه با ایران شناسان آمریکایی و ترتیب دادن

یک رابطه مردمی.

کشف امکانات بازدید آمریکایی ها از ایران به خصوص از مطالعات اسلامی آمریکا، سیاست خارجی

اقتصادی و کشاورزی.

ایجاد مؤسسات ارتباطی (نه لزوما دو طرفه) که شامل ایرانیان و مؤسسات ایرانی بشود.


تظاهرات ضد آمریکایی

1- البته با اشغال جاسوسخانه آمریکا در ایران ٬ این قبیل برنامه ها با شکست رو به رو شد و منتفی گردید. لابد یانکی ها مردم ایران را با امثال ضیاءالحق ها اشتباه گرفته اند که درصدد بودند با ادا و اطوارهای اسلام آمریکایی! مردم را فریب دهند.
ص: 155

jظاهرات ضد آمریکایی

11 آبان 58

معرفی

سند 54

این سند مربوط است به تظاهراتی که در روز چهارم خرداد توسط دانشجویان و کارگران مسلمان به

مناسبت اعتراض به گفته های یک سناتورصهیونیست آمریکایی انجام گرفت. این سناتور نسبت به اعدام

انقلابی یک سرمایه دار صهیونیست توسط دادگاه انقلاب اعتراض کرده بود.

موضوع: تظاهرات ضد آمریکایی

1 ازامروز ظهرجمعه اطراف سفارت آرام است. شواهدی مبنی بر تکرارتظاهرات دیروزوجود ندارد

و پلیس به تعداد معمولی وجود دارد.

2 جمعیتی که بعد از ظهر گذشته استادیوم ورزشی واقع در خیابان روزولت را ترک می کردند ٬

شعارهای پر سر و صدایی بر ضد ما می دادند ٬ مسئله حادی پیش نیامد.

3دیوارهای خارجی سفارت کاملاًباپلاکاردهای جدیدازتظاهرات دیروزپوشیده شده است. نعمت

قوطی های رنگ روی سفارت مشخص است.

شعارهای مختلف ولی از یک ”تم“ برخوردار است.

مرگ بر امپریالیسم آمریکا و اسرائیل

آمریکا و اسرائیل دشمنان ما هستند

خمینی رهبر ماست ٬ آمریکا دشمن ماست

قراردادهای نظامی و تجاری با آمریکا باید لغو شود

سفارت آمریکا ٬ لانه جاسوسان تعطیل باید گردد

مستشاران نظامی آمریکایی باید ایران را ترک گویند

مرگ بر آمریکا ٬ دشمن ملتهای مستضعف

4 بر روی در واقع در خیابان روزولت پرچمهای بزرگی قرار داده شده که می گوید تمام مشکلات

جهان از آمریکاست. نابود باد کارتر و مرگ بر صهیونیزم ٬ فرزند نامشروع آمریکا برداشتن پلاکاردها ٬

احتیاج به مذاکره ومخفی کاری دارد.دیروزدر نتیجه تلاش ما برای برداشتن این پلاکاردها گروهی تظاهر

کننده به ما برخوردند و تهدید کردند که اگر پلاکارد را سر جایش نگذاریم. داخل سفارت می شوند. ما

غرور خودمان را پوشاندیم و تصمیم داریم مقاومت کنیم.

5 (مترجم: رادیوتلویزیون) ٬ ادعامی کند 3میلیون نفر درتظاهرات که توسط حزب جمهوری اسلامی

در 1 نوامبر در تهران برپا شده است ٬ شرکت کردند و میلیونها نفر دیگر در استانهای دیگر ٬ این ارقام بدون

شک غلط است اما فیلمبرداری تلویزیونی جمعیت زیادی را در تهران نشان می دهد.

آیه الله منتظری که سخنران تهران بوده ٬ به طور واضح دقیقاً بین مردم و دولت آمریکا فرق گذاشت و

آمریکا را محکوم کرد.

معرفی سند شماره 57

ص: 156

معرفی سند شماره 57

این سند مربوط به تظاهرات عید قربان (3 روز قبل از اشغال لانه جاسوسی) می باشد و نشان دهنده

وحشت شدید آمریکا حتی از تظاهرات ضد آمریکایی است زیرا آمریکا به خوبی دریافته است که وقتی

مردم فریاد می آوردند یعنی که باید خواستشان (برچیده شدن بساط سلطه آمریکا در ایران) حتما به اجرا

درآید. اینجاست که اهمیت نقش مردم در شرکت در امور کشور به وضوح عیان می شود زیرا آنچه که

ابرقدرتها را به وحشت می اندازد تنها انرژی بیکران مردم است. مردمی که با تظاهرات خود واشنگتن را به

نگرانی وامی دارند و مردمی که مشت های گره کرده شان جاسوسان آمریکایی را به پنهان شدن وامی دارد.

از: بروس لینگن

تهران، ایران ...1 نوامبر / 1979

دوستان عزیز10/8/58

امروز هم یکی از آن روزهای مخصوص در ایران بود... روزی که همه را نگران کرد ولی بالاخره معلوم

شد که زیاد هم بد نبود.

امروز عید قربان بود، یک تعطیلی اسلامی که قربانی کردن را جشن می گیرند و مراسم جشن و دعا و

نماز عظیم در اینجا و اکثر شهرهای ایران برقرار شد خوب این مسئله ای نبود، ولی امروز همزمان ن بود با

موج عظیم انتقادات تحریک کننده دولتی و مذهبی علیه آمریکا برای پذیرفتن شاه در آمریکا به عنوان

معالجات در نیویورک. و بنابراین جشن عید تبدیل به یک هیجان عمومی عظیمی نیز علیه ما شد. اینجا در

تهران اعلام شده بود که بعد از یک اجتماع بزرگ در جنوب شهر جمعیت دسته دسته به طرف سفارت

آمریکا حرکت خواهند کرد و در آنجا سخنرانیهائی علیه آمریکا خواهد شد و شعارهائی داده خواهد شد.

بنابراین ما خود را آماده کردیم که حدود یک میلیون تظاهر کننده در اطراف سفارت داشته باشیم. یعنی

تمام اعضای غیر لازم سفارت را بیرون بردیم، تفنگداران دریائی همگی برای حفاظت از دفترخانه در

داخل آن متمرکز شدند، و آن تعداد از ما که در دفترخانه به وجودمان در موقع حمله احتمالی نیاز بود در

دفترخانه ماندیم تا اسناد و گزارشات و دستگاهها ارتباطی را نابود کنیم و در تماس دائم تلفنی و با بی سیم

با واشنگتن باشیم و همین طور در تماس دائم با مقامات دولت ایران باشیم تا مطمئن باشیم که نوعی کمک

از جانب آنها برای ما می رسد. البته تفنگداران دریائی لباسهای رزم پوشیده بودند و مشتاق دفاع از

سفارت بودند. ولی خوشبختانه بالاخره معلوم شد که هیچ یک از این کارها لازم نبود، اواخر شب گذشته

رادیو اعلام کرد که دسته تا سفارت نخواهد رفت اما در عوض تا یک میدانی که حدود یک مایلی جنوب

سفارت است خواهد رفت و در آنجا سخنرانیها و شعارهای علیه ما ایراد خواهد شد. دلیل این کار این بود

که فاصله زیاد بود و بعلاوه تعطیل عید بود و مردم به وقت زیادی برای دعا و نیایش و ملاقات با فامیلها

احتیاج داشتند. به هر حال ما طرح خود را برای مواقع احتمالی اجرا کردیم و حدود 9 صبح تظاهرکنندگان

آمدند، اما خیلی کمتر از تعداد پیش بینی شده، این گروه که احتمالاً به وسیله کمونیستها سازمان یافته

بودند، از حدود 50 نفر شروع کردند و به حدود 4000 نفر رسیدند. به نظر می آمد که تاکتیک آنها این بوده


که تمام روز ما را خارج از حالت عادی و در نگرانی نگهدارند زیرا تا ساعت چهار بعد از ظهر با ما بودند و

دور بر سفارت می رفتند و می آمدند و در همه حال مشتهایشان را گره می کردند و علیه ما شعار می دادند (ما

ص: 157

تصمیم گرفته ایم که از حالا برای یک هفته هرکس اینجا آمد و از کنسولگری درخواست ویزا کرد، چنانچه

گلویش درد می کرد بلافاصله او را بیرون کنیم.) در میان جمعیت زنانی با چادر و حتی بچه هائی در کالسکه

هم بود آنها به هیچ وجه سعی نکردند که از روی دیوار داخل شوند ولی آنها موفق شدند که رنگهای زیادی

روی دیوار ما بریزند، با وجود اینکه از تظاهرات های قبلی آثار زیادی بر روی دیوار ما باقی مانده بود. ما

در تمام وقت با تلفن واشنگتن نگران را از نگرانی در می آوردیم. تنها مشکل اساسی ما اواخر بعد از ظهر به

وجود آمد و آن هم وقتی که تظاهرات در حال پایان یافتن بود. یکی از افسران حفاظتی ما تصمیم گرفت که

یک شعار پارچه ای بزرگ را که به نرده های درب آهنی مخصوص ورود رسمی نصب شده بود پایین بکشد

روی این پارچه یک چیز خفت باری علیه کارتر نوشته بود و از خمینی ستایش کرده بود. خوب، چند نفر از

آخرین نفرات تظاهر کننده این برنامه را دیدند و هیچ خوششان نیامد... در حقیقت جمعیت بسیار عصبانی

شد و در این عصبانیت نیروهای امنیتی پلیس هم با آنها متحد شدند (حدود 45 50 نفر امروز از سفارت

حفاظت می کردند، غیر مسلح، و در حرکت دادن مردم و جلوگیری از توقفشان بد نبودند)، و همگی

خواستار شدند که شعار پارچه ای سر جایش دوباره نصب شود. ما گفتیم بسیار خوب، به شرط ی که جای

دیگری نصب شود. آنها موافقت نکردند و گفتند که اگر همکاری نکنید از دیوارها داخل سفارت می شویم.

خوب در آنجا ما تصمیم گرفتیم که اگر مقاومت ما منجر شود به اینکه پلیس هم علیه ما وارد عمل شود ما

ترجیح می دهیم که غرورمان را بشکنیم. بنابراین شعار دوباره رفت سر جایش (با وجود شرمساری

تفنگداران ما) و بعد باز هم حدود یک ساعت شعارهای عصبانی علیه ما... ولی بدون خشونت...

خوب تمامش همین بود، ضمنا یک دستپاچگی مختصر هم امروز غروب پیش آمد و آن هم به خاطر

این بود که جمعیت زیادی که از یک استادیوم ورزشی نزدیک سفارت بیرون آمدند از جلو ما گذشتند و

شعارهایی با عصبانیت علیه ما دادند. دوباره ما همگی در دفترخانه پناه گرفتیم، ولی تظاهرات مختصر بود

و در پانزده دقیقه تمام شد.

ممکن است شما گیج شده باشید که چه چیزی این مسایل را باعث شد، گر چه فکر کنم شما بدانید، مثل

اینکه در بالا هم گفتم، در این مورد هیجان افزاینده ای وجود دارد و اگر شاه برای معالجات بیشتر بر مبنای

بیماری (ohah - out patient basis) در آمریکا بماند ما دردسرهائی خواهیم داشت. ما اینجا به بالاترین

مقامها غیر از خود آیت اللّه تأکید کرده ایم که قبول کردن شاه فقط براساس انسانیت بوده، ما او را به عنوان

یک شخص بدون هیچ مقام سیاسی در ایران، می پذیریم، ما با دولت فعلی معامله می کنیم (کار می کنیم)، ما

به استقلال و تمامیت ارضی ایران احترام می گذاریم و از آن حمایت می کنیم. ما به نماینده شاه (حزب شاه)

(shahs paety) یادآور شده ایم که او تا زمانی که در آمریکا است نمی تواند فعالیتهای سیاسی داشته باشد و

غیره ولی این مطالب نه دولت را متقاعد کرده و نه مطبوعات، را، و این قصد دیگری را در مورد کارتر که ما

انجام داده ایم می بینند، و شاه را به عنوان پایه و اساس جنایتکاران می بینند و می خواهند او برای محاکمه به

ایران بیاید.


هنوز روشن نیست این مسایل به کجا ختم می شود، ولی من در حال حاضر می ترسم که ما برای مدتی

آب و هوای سنگینی داشته باشیم به خصوص اگر او برای معالجات بیشتری در آمریکا بماند. جای تأسف

است، زیرا ما آرام آرام در حال کسب اعتماد به نفس در این مبارزه دشوار بودیم.

اما همه چیز اینجا دردسر نبوده، ما سعی کرده ایم که مواقعی که می توانیم زندگی معمولی خود را در حد

ص: 158

معقول ادامه دهیم، جامعه یک دوره مسابقات دوره ای والیبال ترتیب داده بنام سری مسابقات والیبال

دعوتی لینگن، ما بازی های تنیس خود را به سفارتهای ایتالیا و بریتانیا باختیم، و یک مراسم بسیار جالب

رقص هالووین داشتیم که به وسیله جوانهای اداره وابسته نظامی ترتیب داده شده بود. هوا هم خوب بود، و

ما توانستیم میزها را در تراس بچینیم و بنابراین موفق شدیم که حدود 250 نفر را برای شام بسیار خوبی

که آشپز عالی ایتالیائی ما ترتیب داده بود جمع کنیم و بعد از شام تا سه صبح رقصیدیم آنها مسابقه رقص

ترتیب دادند و همین طور دیسکو، والتز، پولکا و رقص آرام و به همه بسیار خوش گذشت. در حقیقت ما در

جامعه دیپلماتیک اینجا به خاطر پارتیهای این سفارت داریم مشهور می شویم. (مترجم: منظور جامعه

سفارتخانه های خارجی در ایران است).

هیچوقت نمی ترسیم، چون مجزا هستیم، یعنی این محل (محل رقص) به اندازه کافی از خیابانها دور

هست که ما اسلامیهای اصولی را ناراحت نکنیم... چند ایرانی هم می آیند، البته معمولاً یک جمع

دیپلماتیک و خصوصی است، که اینها (منظور ایرانیها) بی رودربایستی تشنه این جور سرگرمیهای

طاغوتی هستند (در سند به زبان انگلیسی کلمه طاغوتی آمده و لینگن آن را به انگلیسی به فارسی ترجمه

کرده). زیرا هیچ سرگرمی از این نوع در شهر وجود ندارد، البته این دورو برها شایع شده که بعضی مواقع در

رستوران (روی بام هتل آریامهر مراسم رقص برپا است، چند هتل خوب اینجا هست که اکثر آنها فقط 10

تا 20 درصد پر شده زیرا تمام توریستها رفته اند، و بعضی از هتلها هم به وسیله دانشجویانی که از عدم

وجود خوابگاه ناله می کنند اشغال شده... بیچاره این دولت، مشکلات زیادی روی دست مانده و در

ناراحت کردن دانشجویان هم که بهر حال نقش بزرگی در بیرون راندن شاه داشته اند کمال خونسردی را

نشان می دهد. در مورد انتصاب یک سفیر جدید در اینجا هیچ پیشرفتی حاصل نشده، با وجود مسئله شاه

هنوز زمان برای این کار مناسب نیست و من در حال حاضر آن تسلط لازم را بر مسایل ندارم. اخیرا از من

خواسته شده که به عنوان سرکنسول مأمورین را در اورشلیم قبول کنم ولی من درخواست کرده ام که مرا از

لیست افراد مورد نظر خارج کنند. (این قسمت دقیقا مشخص نیست) به نظر می آید که فعالیتهای اصلی در

خاورمیانه ترجیح دارد، چه اینکه سفارتهای ما در تل آویو، قاهره و عمان بسیار فعالند، البته نباید

بازیگران دیگر مانند استراوس و بقیه بازیگران را فراموش کرد، ممکن است که آنجا جای خوبی برای

زندگی باشد ولی برای مدرسه رفتن جیم ممکن است آنقدرها هم خوب نباشد، در این زندگی پرنقل و

انتقالی که ما داریم برای خدمات خارجی ایالات متحده مسئله تحصیلات جیم اولین مسئله مورد بررسی

برای تصمیم در مورد جای بعدی است که ما خواهیم رفت...دوستدار شما بروسی

در زیر دست نویسی می آید که در انتهای نامه است که اشکالاتی دارد باید دوباره بررسی شود.

P.S ما هفته پیش از یکی از رهبران مذهبی (ملاهای پیش تاز) در مجلس سنا درخواست ملاقات


کردیم مذاکرات جالبی بود، مردی که عمیقا به ما ظنین بود ولی ظاهرا حاضر بود حرفهای ما را بشنود،

البته با به رسمیت شناختن این مسئله که ایران مشکلات دارد که به ما مربوط نیست. اما شاید جالبترین

قسمت این گفتگو مربوط به دختر 14 12 ساله ای بود که لیموزین چایل سیاه ما را دید که بیرون منتظر بود

و از افسر امنیتی من پرسید این ماشین مال کیست، وقتی جواب شنید که متعلق به کارمند آمریکایی است او

گفت: ولی من فکر کرده بودم که تمام آمریکایی ها از اینجا رفته اند. ما آنها را بیرون خواهیم کرد. او به عنوان

یک نمونه نیست ولی حرفی که او زد مقداری از تأثیر تبلیغات در اکثر مطبوعات را نشان می دهد، تبلیغاتی

ص: 159

که بعضی اش برای بیان حقیقت است بعضی اش برای تأثیرگذاری عنوان می شوند.تمام

از: تهران ایران

به طور کلی نامه حاوی نکات برجسته و مشکوک ولی مبهم است و می تواند در بازجوئی مورد استفاده

قرار گیرد.

از کاردار به حداقل 9 نفر عینا کپی شده تحت عناوین مختلف با ماجرای تظاهرات عید قربان مردم

آغاز کند و تغییر مسیر راهپیمایی ولی تظاهراتی بالاخره در مقابل در سفارت انجام می شود. آماده باش

کامل گارد سفارت برای مقابله. کندن یکی از پلاکاردهای علیه کارتر به نفع امام به وسیله یکی از گاردهای

سفارت و اعتراض و خشم مردم و نصب دوباره آن بعد تحلیل می کند که علت خشم مردم حضور شاه به

بهانه بیماری در آمریکا است و توضیحات این سفارت به مقامات ایرانی راجع به منع فعالیت سیاسی شاه

قانع کننده نبوده است.

سپس می افزاید که با تمام این حرفها و خطرات ما به زندگی عادی و راحتمان ادامه می دهیم و چند

نمونه می آورد از مسابقات ورزشی و مجالس رقص و عیاشی که بعضی ایرانیها «طاغوتی» هم هستند

(عین لغت طاغوت را ذکر می کند).

از مأموریت داده شده از طرف دولت آمریکا به وی در اسرائیل به عنوان (سرکنسول) می نویسد که

می خواهد برود به قاهره و عمان نیز اشاره می کند (اوضاع خاورمیانه).

در قسمت دستوریش از ملاقاتش با یکی از ملاهای در کاخ سنا حرف می زند که مبهم است.

ص: 160

بسم اللّه الرحمن الرحیم

انقلاب اسلامی ایران انقلابی است مردمی. انقلابی جوشیده از درون توده های مردم. انقلابی که با

وحدت یکپارچه ملت ما و با رهبری قاطع و پیامبرانه امام خمینی شکل گرفته است.

این انقلاب که متکی به رهبری امام خمینی و توده های مستضعف است، خاستگاه راستین محرومین و

مستضعفینی شد که سالها در زیر چکمه و شلاق رژیم خائن شاه و آمریکای جنایتکار سرکوب گشته بودند

و اینک آزاد از زنجیر 2500 سال سلطه طاغوت و سالها شکنجه و ظلم و استعمار و استثمار می خواهد که

خود سرنوشتش را به دست گیرد و براساس اسلام عزیز و به امید جامعه توحیدی تلاش و سازندگی خود را

آغاز کند. امت اسلامی ایران این بار توانسته است خود انتخابگر و تصمیم گیرنده در صحنه سیاست

مملکت گردد. و آغازگر تلاش در محو آثار سالها استثمار و استعمار از چهره این وطن پهناور باشد.

انقلاب ایران بدین دلیل در دل ایرانیان محروم و ستمدیده و استعمار شده و همچنین وجدان انسانی

همه ملتهای تحت ستم و تحت سلطه جای گرفته است؛ چرا که اساسش بر نفی استعمار و استثمار و استبداد

بوده است و به مستضعفین همه جهان نوید جامعه توحیدی می دهد.

به آنها امید می دهد که بتوانند اظهار عقیده نمایند و انتخابگر شوند و رشد و تعالی انسانی داشته باشند و

در جامعه ای براساس قسط زندگی نمایند و از برابری اقتصادی و انسانی و حتی عاطفی برخوردار باشند.

همچنان که امام فرمودند نهضت ما نهضت مستضعفین بر علیه مستکبرین است. مستکبرین که در طول

تاریخ بشر و در زمان حاضر به شکلهای مختلف عهده دار نظاماتی متعفن و حاکم بر مستضعفین بوده اند؛

مستکبرین که به شکل شیطان بزرگ «آمریکا» و به شکل رژیمهای خائن و سرسپرده حاکم بر ملتهای

ستمدیده و به شکل استثمارگران و سرمایه دارانی که مکنده خون مستضعفین هستند ظاهر می گردند.

در ایران سالهاست که مستکبرین به اشکال مختلف حاصل کار و دسترنج این ملت را به یغما برده اند. از

سویی امپریالیسم آمریکا سالهاست که ثروت ما را چپاول نموده و از سویی سرمایه داران وابسته و

وابستگان رژیم شاه که عمده مستکبرین را تشکیل می دادند نیز بعد از چپاول و حیف و میل میلیاردها

میلیارد پول ایران با چندین میلیارد دلار ارز فرار نمودند و اکنون نیز بسیاری از کسانی که هنوز هستیشان

از خون مردم و چپاول آنها است و یا حاصل زندگیشان را از راه صحیح و عادلانه به دست نیاورده اند در


ایران فراوانند. اینان کسانی هستند که همپای وضعیت اقتصادیشان نمی توانند شرایط انقلابی ایران را

تحمل کنند و قطع شدن منافع و به هم خوردن روابط بی بند و بار غربی و حاکمیت و نفوذ مردم مستضعف در

ادامه جامعه آنها را می آزارد.

ص: 161

بعد از انقلاب بزرگ اسلامی، بسیاری از اینان سعی در اقامت دایم در آمریکا نموده اند و از کنسولگری

آمریکا در ایران خواستار دریافت برگ سبز (برگ اقامت دایم و مهاجرت) شدند؛ البته صدور کارت

مهاجرت در صورتی است که شخص از مشخصات لازم برای آمریکا، دشمن اصلی و قداره بند ملت ایران

و دیگر ملتهای محروم برخوردار باشد و سرمایه مشخصی را به صورت ارز به آمریکا وارد کند.

در بخش کنسولگری آمریکا اسنادی به دست آمده است که حاکی از تقاضای افراد برای صدور برگ

سبز است. افراد متقاضی را به 4 دسته تقسیم می کردند:

1 سرمایه داران، کارخانه داران، زمینداران و یا سرمایه داران خرده پایی که سرمایه های خود را از چپاول و

وابستگی و یا استثمار دیگران و یا از طریق خرید و فروش زمین و املاک و کار در بخشهای صنعتی و

خدماتی و آن هم براساس نظام اقتصادی منحط و استثماری رژیم خائن پهلوی به دست آورده اند.

طبیعی است که در سرزمینی که میلیونها مردمش محروم و مستضعف باشند، هرگز سرمایه ای به حق

انباشته نمی گردد، آن هم در رژیم خائن شاه.

2 کسانی که یا از دبستان و دبیرستان و یا دیپلم و بالاتر به آمریکا رفته اند و بعد از فارغ التحصیل شدن

نمی توانند شرایط مشکل و انقلابی ایران را تحمل کنند و همچنان عاشق و دوستار آمریکا باقی مانده و

قصد اقامت دایم دارند. غافل از اینکه اینان با پول ملت ایران و حاصل دسترنج محرومان و مستضعفین

تحصیل نموده اند و باید در خدمت اینان در وطن خویش خدمت کنند نه مهارت و نیروی انسانی خود را

در خدمت آمریکای جنایتکار، دشمن قسم خورده خلقهای مستضعف جهان قرار دهند.

3 افراد لشکری و کشوری که منافع خود را بر منافع ملت مستضعف ترجیح می دهند و پولی را که از طریق

کار و کوشش فراهم ننموده اند به خارج برده و نمی توانند شرایط انقلابی و متحول ایران آزاد شده را

تحمل کنند.

4 غربزدگانی که فرهنگ منحط غربی و فضای آلوده و مریض رژیم شاهنشاهی زندگی عادیشان بوده و

اکنون که روابط به هم ریخته و جایی برای خوشگذرانی های آنچنانی و روابط فرهنگی غرب وجود

ندارد، نمی توانند حرکت توده های مسلمان و انقلاب اسلامی توده های به پاخاسته را تحمل نمایند و با

نقد کردن زندگیشان راهی آمریکا، این حلقوم فراخ و بلعنده منافع مستضعفین جهان می شوند. کسانی که

بر خلاف نیات راستین انقلاب اسلامی ایران حاصل کار و خون ملت و سرمایه های ملی ایران را به

آمریکا دشمن قسم خورده و اصلی ایران می برند در حقیقت در مقابل مردم و در مقابل منافع توده های

میلیونی به پا خواسته ایستاده اند. ملت ایران هنوز خاطره تلخ خروج میلیونها دلار ارز را به وسیله شاه

خائن و ایادی جنایتکارش که با همکاری امپریالیسم آمریکا بود فراموش نکرده است. بدیهی است که

بر عهده سازمانهای مسئول انقلاب است که جلوی خروج این سرمایه های ملی را به نفع ملت مستضعف

بگیرند. همچنین یک سند از دکتر علی محمد ایزدی، وزیر سابق کشاورزی دولت موقت، به دست آمده


است که نشان دهنده تقاضایی است که در خرداد 57، زمان اوج مبارزات حق طلبانه ملت مسلمان بر

علیه شاه خائن و آمریکا، برای اقامت دائم در آمریکا و خروج 000/500 دلار ارز به آمریکا به

کنسولگری آمریکا داده است. خرداد 57 زمانی که رگبار مسلسلهای آمریکایی سینه ملت مستضعف

ایران را در هم می کوبید و خون شهیدان ما و خروش فریاد انقلابی خلق مستضعف، انقلاب اسلامی را

پیش می تازاند، آقای ایزدی چگونه می خواستند که با پشت کردن به این مردم محروم آغشته در خون و

ص: 162

آتش، شهروندی خوب برای امپریالیسم جهانخوار آمریکا گردند و چگونه به خود اجازه می دادند که

سرمایه این محرومان در بند را در حلقوم کثیف آمریکا بریزند و بعد از انقلاب چگونه به خود اجازه

می دهند که وزیر کشاورزی انقلاب اسلامی شوند، همان انقلابی که با شعار اللّه اکبر و خون همان کسانی

که شما در خرداد 57 به آنان پشت کردید شکل گرفته است. در این صورت آیا امکان دارد که چنین

کسانی مدافع حقوق مستضعفان و محرومان باشند؟

به امید تحقق حاکمیت و وراث مستضعفین در کل زمین.

هر چه طولانی تر باد سایه امام خمینی بر سر ملتهای زجر دیده اسلامی

نابود باد نظام شرک و کفر جهانی آمریکادانشجویان مسلمان پیرو خط امام


نامه: علی محمد ایزدی

فرستنده نامه: علی محمد ایزدی9 ژوئن 1978 مطابق با 20 خرداد 57 تهران ایران

گیرنده: کنسول آمریکا بخش I.V

مرکز تحقیقات کشاورزی دانشگاه پهلوی، سفارت آمریکا، شیراز ایران، صندوق پستی 50

عالیجناب

در طول اقامتم در آمریکا (سپتامبر 1968 تا اوت 1974) من بسیار تحت تأثیر آمریکاییها قرار گرفتم.

مخصوصا حسن رفتار آنها نسبت به یکدیگر و خارجیها، من قبل از بازگشت به ایران سالها در آمریکا

تحصیل کرده ام. بهرحال بعد از بازگشت بعد از یک بررسی دقیق اکنون احساس علاقه می کنم که برگردم و

بکوشم یک شهروند مفیدی برای آمریکا باشم، چنانچه اشکال زیادی نداشته باشد.

من مدرک دکتری و فوق لیسانس در اقتصاد کشاورزی و لیسانس در آموزش کشاورزی و اضافه بر

آن مدرک لیسانس در کشاورزی عمومی دارم. داراییم پانصد هزار دلار می باشد. من بیست سال سابقه

تجربه در اداره یک مزرعه بزرگ هم زمان با آموزش و تحقیقات کشاورزی دارم. من فکر می کنم با

مهاجرت به آمریکا می توانم سرمایه و امتیازی برای آنجا باشم و مطمئنا در بدترین موارد خسارتی برای

کشور منتخب خود نداشته باشم. من راجع به فرمهای لازم از کنسولگری آمریکا در شیراز تحقیق کردم و

به من گفته شد فرم اطلاعاتی بیوگرافی 179 را جهت ویزا پر کنم و آن را به قسمت I.Vسفارت آمریکا

صندوق پستی 50 تهران ایران بفرستم.

من این کار را انجام دادم و آن را در سپتامبر 1977 فرستادم همچنین به من گفته شد که اطمینانی نیست

که ویزا صادر شود. و نیز بین 9 تا 12 ماه طول می کشد تا جواب دریافت کنم.

در این زمان من هیچ جوابی راجع به پیشرفت کار دریافت نکرده ام و از آنجایی که این امر برایم اهمیت

بزرگی دارد تا حدودی نگران شده ام. من کوشیدم به وسیله تماس گرفتن با بخش مهاجرت در تهران بفهمم

چه پیشرفتی حاصل شده است. اما دریافتم که آنها هیچ نسخه ای از موضوع ندارند سپس من شخصا به

مهاجرت تهران قسمت صدور ویزا رفتم و دو روز در نوبت گذراندم و متوجه شدم که آنها هم نسخه ای از

تقاضایم ندارند. سرانجام دیروز هشتم ژوئن 1978 با شخصی در دفتر مهاجرت تهران تماس گرفتم و او به

من گفت که این مسئله نه تنها 5 تا 12 ماه بلکه 2 تا 3 سال طول می کشد. آیا می توانید با بررسی این موضوع

به من کمک نموده و مرا در جریان بگذارید که:

1 تقاضایم در چه مرحله ای است.

ص: 163

2 زمان تقریبی که مجبورم صبر کنم.

من واقعا از شما قدردانی می کنم، اگر این را برایم انجام دهید.

با سپاسگزاری

علی محمد ایزدی

توضیح: علی محمد ایزدی وقتی می بیند که پذیرفته شدن تقاضای او برای مهاجرت در آمریکا طول

می کشد و از تقاضا صرف نظر می کند ولی بلافاصله با پاسپورت غیر مهاجرتی (معمولی) به آمریکا سفر

می کند.


نامه: علی محمد ایزدی

فرستنده نامه: علی محمد ایزدی11 سپتامبر 1978 مطابق با 22 شهریور 57

گیرنده: کنسول ایالات متحده بخش صدور ویزای مهاجرت

مرکز تحقیقات کشاورزی دانشگاه پهلوی، شیراز ایران

بخش I.V، صندوق پستی 50، تهران ایران

عالیجناب

من در نامه قبلی به شماره (9 ژوئن 1978) راجع به مهاجرت احتمالیم به آمریکا نوشتم، من قبلاً فرم

اختیاری 179 اطلاعات بیوگرافی را جهت ویزا پر کرده ام و این فرم را همان طور که کنسولگری آمریکا در

شیراز دستور داده بود به سفارت آمریکا در تهران بخش I.V صندوق پستی 50 فرستادم.

من حالا فکر می کنم که مدت دو یا سه سال برای این عمل (گرفتن ویزا جهت مهاجرت به آمریکا)

خیلی زیاد است. من بدین وسیله رسما از شما تقاضا می کنم که تمام فرمهای پر شده را به من برگشت داده و

تقاضایم را پایان یافته تلقی نمایید.

از تمام زحماتی که برایم متحمل شده اید متشکرم

با احترام علی محمد ایزدی



شبکه قاچاق پولهای تقلبی (رسول کاظمیان)

ص: 164

سند شماره 11066

از: سفارت آمریکا تهرانمحرمانه شنبه 17/10/79 مطابق با 25/7/58

به: سفارت آمریکا پاریس فوری 0407گزارش دهنده: اداره امنیت منطقه ای

مرجع: تهران 10767 پاریس 3235

موضوع: شبکه قاچاق پولهای تقلبی (رسول کاظمیان)

1 همان گونه که در مرجع ذکر شده در 15 اکتبر 1979 از کاظمیان پرسیدیم که آیا مایل به ملاقات

سرویس مخفی آمریکا در خارج است یا نه؟ (بهتر است که ترکیه باشد) او با این ملاقات موافقت کرده،

ولی در مورد محل ملاقات (ترکیه) مردد است. او معتقد است که شبکه مزبور (پولهای تقلبی) با پلیس

ترکیه روابط خوبی دارد و احتمالاً می توانند همکاری او با دولت آمریکا را کشف کنند. کاظمیان

می گوید: که او عامل شما را در هر جای دیگری که بخواهید به خرج سرویس مخفی آمریکا حاضر است

ملاقات کند.

(توضیح: زبان مادری کاظمیان فارسی است، انگلیسیش ضعیف است، ولی مدعی است که ترکی را

خوب می داند.)

2 وضعیت کاظمیان به طور خلاصه در مرجع پاراگراف 10 ذکر شده. او معتقد است که می تواند کمکی را

که قبلاً ذکر شده، انجام دهد، با در نظر گرفتن اینکه او تاریخ ملاقات را بعد از رسیدن محموله دوم دلارها

در ملاقات با عامل شما، نمونه های این اسکناسهای جدید را با خودش بیاورد.

3 کاظمیان باز از همکاری در یک فعالیت کاملاً غیر قانونی اکراه دارد.

(توضیح: اداره امنیت منطقه ای معتقد است که همکاری او در عملیات تقلب اسکناسها بیش از آن

چیزی است که ادعا می کند. زیرا توانسته با رؤسا روابط برقرار کند. به احتمال زیاد منبع به عنوان یک

بی طرف در جریان پولهای تقلبی کار می کند.)

4 در ملاقات اخیر، کاظمیان اطلاعات زیر را در اختیار قرار داد:

( ) یک اسکناس 10000 ریالی تقلبی (تقریبا 100 دلار به نرخ روز)، یک اسکناس 100 مارکی تقلبی

با شماره سریال 12086360

سرویس مخفی آمریکا می خواهد اسکناس 100 مارکی را به رابط آلمانی بدهد. در این صورت ما

مستقیما آن را به سرویس مخفی آمریکا در پاریس خواهیم داد (توجه: نمی خواهیم که هویت منبع مطلع

(کاظمیان) برای آلمانیها روشن شود. در این صورت آنها احتمالاً بازجوییهای ما را در تهران دنبال کرده و

منبع ما را خواهند شناخت).

( ) پولهای تقلبی به وسیله اتوبوسهایی که بین تهران و استانبول کار می کنند و متعلق به شرکت دریا

توریست (استانبول) هستند، قاچاق می شود.

( ) سوژه ای که با نام هولیس معرفی شده، بنابر روایتی در ماراس ( ) ترکیه متولد شده، تاریخ

تولدش معلوم نیست.

( ) سوژه ای که با نام شافکی معرفی شده، هم اکنون در ترکیه منتظر دستور برای فرستادن محموله بعدی


دلارها به تهران است.

( ) در سوم اکتبر 500000 دلار اسکناس تقلبی به تهران رسید. علاوه بر آن تقریبا به ارزش یک میلیون

ص: 165

دلار از سایر ارزها که شامل مارک آلمان غربی، ریال ایران و ارز عربستان سعودی بود، وارد شد.

نمونه اسکناسهای این محموله که ریال و مارک بود به دست ما رسید. ولی منبع اظهار می دارد که به

خاطر فروش رفتن دلارها نتوانست نمونه آنها را به دست آورد. این دلارها در همان روز به افرادی که

ایران را ترک می کردند فروخته شد.

5 برای اطلاع شما: در 14 اکتبر مطبوعات تهران در مورد وجود اسکناسهای 10000 ریالی تقلبی به مردم

هشدار دادند. در 17 اکتبر مطبوعات خبری داشتند که 3 بلغاری در حین خرید جواهراتی با

اسکناسهای 10000 دلاری تقلبی دستگیر شده اند (15 اکتبر). جزییات این اسکناسهای تقلبی دقیقا

همان بود که منبع اداره امنیت منطقه ای گزارش داده بود.

لینگن

توضیح: فهرست زیر خلاصه پرونده های افرادی می باشد که از جاسوسخانه آمریکا تقاضای ویزای

مهاجرتی جهت اقامت دائم را در آمریکا نموده اند و میزان ارز خروجی آنها.

نام و نام خانوادگی-شغل-تاریخ تولد-اموالیکه شخص می خواسته به ارز تبدیل کند

1 کاظم تک-مدیر کل امور اجرایی گمرکات جنوب-1937-4 ملک متعلق به او و مقداری پول نقد

2 امین حکیم تناغو (انیس حکیم تناغو)- کارمند شرکت خصوصی- 1929 --همه اموالش از پول و ملک

3 جهانگیر توکلی صاحب مشروب فروشی در متل قو - 1929- 119700 -دلار پول نقد برده و 4950000 ریال در بانکهای ایران دارد

4 مهدی تهرانچی افسر پلیس تهران و قبلاً شغل آزاد 1942-70000 دلار پول نقد خارج کرده و45000 دلار سهم در شرکت در

آمریکا

5 احمد افخری کارمند شرکت خصوصی وکارخانه دار-57000 دلار سهم شرکت در آمریکا و100/000 دلار نقد 6 آرام طوماسیان

تامار (خواهرش) طوماسیان-دکتر دامپزشک وزارت کشاورزی و عمران روستایی نرس وزارت بهداری و بهزیستی (شوروی)

-1920-(تفلیس)-1918-(شوروی)

7/560/00- ریال دارایی آرام و

تامار و (همسر آرام لیزا) و یک ملک)

7 منوچهر توفیقیان مهندس در اتریش و بعد تهران 1914 هر چند ماه یک بار 29000 دلار به

48 دلارسهام / آمریکامیفرستد 000

درشرکتی درآمریکا ویکزمین دارد

40 دلار سهمش در / 8 علی بلاتی ترکمن تعمیر کار ماشین 000 1952

شرکتی در آمریکا

9 محمد علی توحیدی دکتر مواد شیمیایی خاکی

در مؤسسه بررسی آفات و

بیماریهای گیاهی

1937

10 مصطفی واقعی اطلاعاتی در دست نیست 50 1918 % سهم هتلی در آمریکا و

200/000 دلار نقد خارج کرده

ص: 166

هارتیون وارترسیانس

آرشیتکت و عضو انستیتو

آرشیتکتهای ایران

1927

181/500 دلار در بانکهای

آمریکا دارد.

12 فرانکو قایقران

دکتر داروساز و

مرض شناس دارای مطب 1928

80/000 دلار پول نقد و

150000 دلار ملک

3 ملک دارد 13 کریم قرائتی نقشه بردار 1936

14 انعد (اسعد) قوانلو شوهر دختر این خانم در آمریکا 2

خانه روی هم به ارزش 163000 دلار

و 11000 دلار پول نقد دارد

15 جلال گلاب تونکار صاحب هتل 1931 سرمایهگذاری و پول نقد 680000

دلار و 50 % هتلی در ایران.

16 نیکلاباغداسرگریگوریان کارگر ساختمان 1932

100000 دلار سرمایهگذاری 17 فتح اله گرزسر کارمند یک شرکت 1941

18 محمد حاجیان بهمنی رییس بانک صادرات 80889 1930 دلار در بانکهای آمریکا و

500 سهم بانک صادرات و یک ملک

در ایران

19 ابراهیم هانوکائی

20 جواد هاشمیان 3 1918 ملک او و همسرش دارند و

5250606 ریال دارد.

21 امیر ساسان هدایت رئیس سازمان توریستی ایران 1933

22 ناصر حکمت نژاد 66000 1953 دلار سرمایهگذاری در آمریکا

95000 دلار سرمایهگذاری در آمریکا

23 امریک هندی آزاد کار در یک کمپانی وارد کننده

فرش ایرانی

52000 دلار سرمایهگذاری در آمریکا 1939

49000 دلار سرمایهگذاری در آمریکا 24 حسین تجارهنگامی تجارت 1951

25 سید احمد همامی 895868 دلار پول نقد و یک خانه

در آمریکا

90394 دلار پول نقد در آمریکا 26 آراکس انگی بگیان(بگنازاریان) 1925

27 فتح الله انتظار

28 منوچهر ارم مهندس 339000 دلار ملک در آمریکا دارد

29 علی اکبر فغانی پزشک بیمارستان

30 منوچهر فخرشفایی دکتر طب وزارت بهداری و

بهزیستی و حقوق

8 ملک متعلق به او و همسرش 1309

31 حسین نوین فرحبخش 68400 دلار پول در بانکهای آمریکا

32 بهنام فرامرزی 261000 1943 دلار پول نقد و

سرمایهگذاری

33 محمد فرخی مدیر امور مالی شرکت بیمه 70000 1923 دلار سرمایهگذاری

و 195000 دلار نقد

34 عبدالغفور فربد متخصص داروسازی صاحب

آزمایشگاه ابن سینا

4725065 ریال پول نقد و یک ملک 1931

113400 دلار سرمایه گذاری 35 خدیجه قانعیان فسائی 1946

36 محمد فتح مدیریت بازرگانی کار در هتل 40000 1945 دلار سرمایه گذاری

ص: 167

معصومه فشاری 1926

چاپخانه ای به ارزش

46750000 ریال

38 ناصر فروغی ابری 1950 در مدت 3 سال تحصیل در آمریکا

406000 دلار برایش فرستاده شده

39 دیکرانوهی بوداغیان میرزائیان 1905

40 ماکروهی بوزاسیان معلم 1907

41 مهشید برومندان

42 دوناتو سنگاکروز مهندس برق 1942

43 دکران مسیح دباغیان جواهر فروش 50000 1929 دلار پول نقد در

بانکهای آمریکا

44 نعیم شمعون دانپور عضو اتاق بازرگانی صنایع و معادن 115000 1917 دلار سرمایهگذاری

در آمریکا

45 جمیل داورهانیان تزیینات و دکوراسیون خانه 1944

150000 دلار سرمایهگذاری 46 حسن دستمالچی 1922

9900000 ریال پول نقد و یک ملک 47 غلامحسین دیرمینا حسابدار 1309

45400 دلار سرمایهگذاری در آمریکا 48 منصور برادران جوادی 1952

49 وان ایگناتیان 4410240 1936 ریال پول نقد و یک ملک

و 50 % شرکت در آمریکا

50 مانوک ایگناتیان 1896

51 جهانگیر جاوید 550000 1947 دلار سرمایهگذاری و

40000 قیمت خانه اش

52 نجات اله کهولی زاده کارمند شرکت نفت 1926 ماهیانه 3305 دلار حقوق و یک خانه

540000 دلار پول نقد در آمریکا 53 رافی لازاری کاراپیتیانس مدیریت 1948

40000 دلار سرمایهگذاری 54 هایراپت گارپتی کاراپتیانس 1333

140371 دلار به آمریکا برده 55 شهیندخت کارگر 1943

700000 دلار خارج کرده 56 فرخ کاشانیان مدیریت شرکت بیمه 1934

57 محمد علی کتانی (کتابی) شوشتری کارمند وزارت امور

اقتصادی و دارایی

48047 1927 دلار خارج کرده و یک ملک

در تهران دارد به اضافه ماهیانه

41800 دلار

58 منیژه شاه کاوسی 100000 1925 دلار سرمایهگذاری در ایران

دارد و ماهیانه 1500 دلار درآمد

59 مجید کاظمیان 400000 1958 دلار سرمایهگذاری

در آمریکا

60 محمد جواد کاظمیان 400000 1955 دلار سرمایهگذاری

در آمریکا

( 61 محمد باقر کراچی کارخانه دار 1946 روی هم 220000 دلار ( 31200

سرمایهگذاری در ایران و آمریکا

50000 دلار پول نقد در آمریکا و

ماهیانه 5500 دلار درآمد

62 مارتا خاچیکیان 341617 1905 دلار این خانم و همسرش

ص: 168

مهدی خندان تبریزی سرهنگ بازنشسته ژاندارمری 51000 1939 دلار پول نقد در آمریکا و

10495388 ریال دارائی او و

همسرش

64 مهین تاج خلیلی بروجنی دکتر در دانشکده پزشکی 2300000 1310 ریال سهام داشته و اموالش

80000000 ریال در ایران دارد

65 علی خواجه خلیلی کارمند شرکت نفت ایران 1928

30000 دلار پول طی یک سال

فرستاده به آمریکا هر ماه اجاره

یک خانه و حقوق او به آمریکا

می رود یک ملک هم دارد

66 ناصر کیایی مهندس معدن در کارخانه فولاد 13892175 1935 ریال در ایران داشته اند

یک ملک هم داشته و در شرکتی

سهام داشته

67 پاول یوسف زاده کهنه شهر 70000 دلار پول خانه و 30000 دلار

سرمایهگذاری در آمریکا

75000 دلار سرمایهگذاری در آمریکا 68 آصف خلدانی 1936

45000 دلار سرمایهگذاری در آمریکا 69 مسعود خوانساری تعمیرات ساعت 1930

70 ملوک مکاری 120000 1942 دلار در بانکهای

آمریکایی دارد

75000 دلار سرمایهگذاری در آمریکا 71 عبدالکریم ملک 1936

72 مولود منصوری 40842 1941 دلار سرمایهگذاری در

آمریکا و 8050 دلار پول نقد

73 موسی اعتماد حائری سرهنگ بازنشسته 1291 سهامدار شرکت طلاسراست و

1532540 دلار به نام پسرش دارد و

ماهانه 783 دلار درآمد دارد

74 نادر میرزایی سرهنگ و خلبان نیروی هوایی 2 ملک و 3000000 دلار پول نقد

دارد

75 فیض الله زینلی کنتراتور جاده و ساختمان 308750 دلار نقد دارد

76 ملوک میشکانیان خانه دار سه قطعه زمین که یکی از آنها

714285 دلار ارزش دارد و کلاً

2463714 دلار سرمایه

77 عبدالرضا مختارمعصومی کلینیک در ایران یک قطعه زمین از شاه مخلوع گرفته

و 391193 دلار

78 محمد الهی خوانساری رئیس چاپخانه

7 ملک 110127 دلار

3 1297 ملک و 3386844 دلار پول به نام

خود و فرزندانش به گفته خودش

20000000 دلار پول و زمین و ملک

در ایران و آمریکا و سوئیس دارد.

شرکت ایران شرق

79 عبدالله هاشمی 1919 سهمش درشرکت مذکور 3125 % است

و کل سرمایه اش 1118500 دلار

است.

حدود 250000 دلار در حال

سرمایهگذاری است

80 میرزا محمد قمیشی صندوقدار در یک شرکت آمریکایی 1928 سهمش درشرکت مذکور 3125 % است

ص: 169

و کل سرمایه اش 1118500 دلار

است.

حدود 250000 دلار در حال

سرمایهگذاری است

81 فرنگیس قادری تفرشی شرکت قادران 1936 زمینهای زیادی متعلق به شرکت قادران

و حدود 130571 دلار سرمایه و

سالیانه 6857 دلار سود سرمایه

82 حسن اسماعیل حدادی گراور سازی 1942 ماهیانه 7450 دلار و کلاً 1416928

دلار سرمایه

83 پروانه در میناسیان حاجی آبادی کارخانه دار 1927

5 ملک٬ درآمد ماهیانه 9500000 و

1200000 دلار سرمایه

84 منوچهر دامغانی کارهای ساختمانی 13 1933 ملک که چندتایش اهدایی از

شمس پهلوی بوده و دو تایش شریکی.

178571 دلار به نام خود و همسر و

فرزندانش سرده ثابت داشته و قصد

داشته 45000 دلار در آمریکا

سرمایهگذاری کند

85 محمدعلی علائی احمدآبادی سرمایه دار در کارهای کشاورزی و

ساختمانی و تجارت

حدود 200000 دلار در یک شرکت

آمریکایی سهم دارند و حدود

244000 دلار سرمایه دارند و خانم

ابوترابی زارچی حدود 40 تا 50

آپارتمان دارد که ماهانه مبلغ

11615 دلار اجاره آنها را می گیرد.

86 بهرام خرسندی باقرزاده شریک در دو شرکت آمریکایی 3882388 دلار (به گفته خودش

330000 دلار پول نقد دارد).

87 علی آذر پژوه تاجر و سهامدار شرکت قند اقلید 17 قطعه زنین (از 2000 متر تا

32000 متر) و 171428 دلار

88 ایرج نعیمی اکبر هتلدار 475166 دلار سرمایه یک هتل در

آمریکا ماهانه 60000 دلار سرمایه

89 احمد آهنچی کارخانه دار چند قطعه زمین بزرگ که از بنیاد

پهلوی منتقل شده است 42857 دلار

نقد و ماهانه 668 دلار

90 ناصر جامعی بانک رهنی 11000000 دلار

91 آندرانیک باغدارسریانی شرکت نفت چند ملک و 1800000 دلار

92 صغری حسین نظری(مسعودی) بانک ملی ماهیانه 5542 دلار و 3 ملک و

501175 دلار

93 حسین کاویان شرکت نفت ماهیانه 949 دلار و 11 ملک دارد

94 هادی تربتی مقدم عضو اتاق بازرگانی صنایع و معادن

عضو حزب رستاخیز

حقوق وچند ملک به ارزش

4285714 دلار

95 موسی یاشار شرکت پارس 1126453 دلار

96 سید عزیزاله عرب زاده شرکت نفت ماهانه 855 دلار و 4 ملک که دوتایش

به ارزش 457142 دلار و 814584

دلار سرمایه نقد.

ص: 170

آندرانیک باغدارسریانی شرکت نفت چند ملک و 126550000 ریال

98 شالم سعید بنونی دبیر سهم و 45000 دلار

99 امین آقا بهی راد پزشک 1933 حقوق 89500 دلار

100 اصغر محمد بیگی دبیر 1311 حقوق و 6 ملک

101 شکرالله بهنام شهربانی 85 ساله حقوق و 5 ملک و 5300000 ریال

102 بهروان شرکت سهامی حقوق و 4 ملک

100000 دلار 103 منصوربن کمن شرکت صادرات و واردات 1929

205000 دلار 104 علی محمد بوداغی وزارت نیرو 1918

105 محمد بغیری شرکت نفت حقوق و 306428 دلار

115000 دلار 106 جاوید کهن وزارت دادگستری 1922

107 عبدالعلی دبیریان شرکت ملی ذوب آهن 1910 حقوق و دو ملک و 4400000 ریال

108 افتخار السادات موحد بروجردی ماما حقوق ودو ملک و 4379379 ریال

109 غلامحسین دیرمینا وزارت راه 1309 حقوق (ازدو جا)و ملک

9900000 ریال

110 بهاالدین درخشانی وزارت بهداری 1934 حقوق و 3 ملک و 150000 دلار

111 مهدی دیباجی سازمان برنامه و بودجه ملک و 40000 دلار

112 ماکوی علی جلالی پور وزارت راه وترابری حقوق و 249000 دلار

113 ناصر جامعی بانک رهنی حقوق و 77000000 ریال

114 حسین ابراهیمی اصفهانی مقدم ملک و 31136 دلار

115 منوچهر افتخاری شرکت نفت 75000 دلار

116 همایون عنایتی کاشانی شرکت نفت 59000 دلار

117 فاطمه فرزین خو (غفاری) دبیر 1927 حقوق 60246779 ریال

118 مهدی فرازداغی (وزارت فرهنگ وهنر) حقوق و ملک 16040000 دلار

88000 دلار 119 کاظم گنجی (شرکت نفت) 1324

120 محمد حسین قدک شرکت نفت 1933 حقوق و 20000 دلار

121 امیر قلی قهرمانی وزارت کار و امور اجتماعی 1933 حقوق و 20000 دلار

122 خسرو قاراخانیان شرکت نفت 1921 سالیانه 67450 دلار و 481255 دلار

123 کاظم قوام بانک ملی 1931 حقوق و 5 ملک و 249486 دلار

124 یوسف بی غم غازانی راه آهن 1925 حقوق و 80000 دلار

125 هوسپ هاکوپیان بانک ایرانیان 40000 دلار

126 محمد حاجیان بهمنی بانک صادرات ملک و 259460 دلار

127 محمد حاجیان بانک صادرات ملک و 259460 دلار

128 صادق حاج میرصادقی دولت 40000 دلار سالیانه و 6 ملک

و 50000 دلار

129 جهانگیر حلویاتی وزارت صنایع و معادن حقوق و خانه و 150000 دلار

130 خانم سیروارت هامبارسیون سرکیسیان بانک مرکزی دو ملک و 6115 دلار

131 محمد حسین حمیدی نوین وزارت امور اقتصادی و دارایی خانه و چند آپارتمان برای اجاره

132 قمر حاج محمدرضا معلم

133 منصور حقوقی وزارت دادگستری خانه و یک چک 20000 دلار

ص: 171

سیدصادق کمالی دانشجو شرکت نفت

1281

1955

حقوق و 75000 دلار

135 علی اکبر کریمیان شرکت نفت 1928 ماهیانه 2461 دلار و 2 ملک و

83928 دلار

136 رضا کریمیان شرکت نفت 1923 ماهیانه 3907 بهره ٬ پول

نقدش 500 دلار

137 محمد علی کتابی شوشتری وزارت امور اقتصادی و دارایی 1927 ماهیانه 41800 دلار و

ملک 48047 دلار

138 علی خواجه خلیلی شرکت نفت 54995 1928 ریال ماهیانه ٬

ملک شریکی و 30000 دلار به خارج

139 پلی یوس خاچی شرکت نفت 1928 ماهیانه 949 دلار و 11 ملک دارد

140 حسین کاویان شرکت نفت 2921 ماهیانه 949 دلار و 11 ملک دارد

5 ملک و 729400 دلار 141 اکبر خاتمی کارمند بانک کلی 1928

142 مرتضی خیام بانک ملی 1935 ملک و 1669 دلار

143 خسرو خازنی بیمه های اجتماعی 6 1944 ملک (بهای 6 تای آنها 80700

دلار) ماهیانه 1000 دلار

3 ملک و 86928 دلار 144 محمد تقی خراسانی بانک سپه 1932

145 ناصر حکیم معانی شرکت نفت 1925 حقوق 2 ٬ ملک و 24103 دلار

146 علی اصغرمانوسی شرکت نفت 1931 ملک و 100000 دلار

147 زهرا مهیاری وزارت پست و تلگراف خانه و ماهیانه 2325 دلار

148 دانیال ماخانی رادیو تلویزیون ملی 1945 ملک و 30000 دلار

149 عزیز مسعودی آزاد 501175

150 ابراهیم قراضی بهمنیر شرکت نفت حقوق ( 369 دلار) و 462755 دلار

151 محمد طاهر مهران شرکت نفت ماهیانه 3490 دلار و 153000 دلار

152 ایرج میرهاشمی سازمان آب ماهیانه 2514 دلار و 423627 دلار

153 ایوب میرزایی بوئینک حسابدار شرکت شکرپارس ماهیانه 3000 دلار و 57142 دلار

154 پدر مریم مومن دبیر 10 ملک وماهانه 16980 دلار

155 محمد تقی فکری بانک ملی 3750 دلار ماهانه و 100000 دلار

156 علی محمد مکی بهداری و بهزیستی ماهانه 11264 تومان و 120580 دلار

157 نقی منتخب بانک عمران ماهانه 1000 دلار و 222857 دلار

158 ضیاءاله موجدی پرفسور شیخی پلی تکنیک ماهانه 1100 دلار و 2 ملک

و 413969 دلار

159 احمد مطهرنیا ماهانه 1432 دلار

160 سرور مطلق لوایی معلم دبستان ماهانه 368 دلار و ( 953115311

دلار پسرش)

161 شریک محسن موحدی بانک صادرات کلاً 119500 دلار نقد

162 هوشنگ عظیم زاده صدری مرکز فرهنگی وهنری تهران کلاً 151300 دلار

163 حسین مزینی 123155 دلار

164 طوسی نسل موسوی آموزش و پرورش حقوق و ملک

ص: 172

منوچهر مستقیمی ماهیانه 109920 دلار 2 ٬ ملک

166 نهضت جاوید آموزش و پرورش 125517 دلار

167 یپرم نبی زاده شرکت نفت ماهیانه 12000 دلار (آپارتمان و

خانمشان 131428 دلار) 63291

دلار

168 احمد نخست آموزش وپرورش ملک و 4179 دلار

169 کاظم تک گمرکات 1937

حقوق و

3 ملک

حقوق و 3 ملک

307430 دلار 170 مصطفی طالبی معاون شهردار خرمشهر 1327

171 انیس کلیم تناغو 1929

172 سید محمود توسلی

وزارت کشاورزی (عضو مجلس

شورا عضو حزب ایران نوین)

حقوق و 2 ملک و 21428 دلار

بنام همسرش

173 اسماعیل تیموریان قاضی و عضو کانون وکلا 1301 ماهیانه 1523523 دلار و دو ملک

و 30338 دلار

174 آرام وتامارطوماسیان سازمان دامپروری نرس 1920 ملک و مجموعاً 93714 دلار

428434 دلار 175 آرمن طوماسیان بانک اعتبارات 1939

176 هادی تربتی مقدم عضو اتاق بازرگانی صنایع و

معادن و عضو حزب رستاخیز

حقوق و چند ملک به ارزش

4285714 دلار

177 محمد علی توحیدی وزارت کشاورزی و منابع طبیعی

178 هوشنگ وفی آموزش و پرورش 1312 حقوق و 9020 دلار

19685 دلار 179 محترم خانم وحدت دانشگاه تهران 1921

180 یوخان گوارگیس وزیرا بازنشسته 1909

181 حسن یحیایی بانک ملی حقوق و 3 ملک و 22000 دلار

182 جهانگیر ملیزاده وزارت اقتصاد و دارایی ماهیانه 101970 دلار و 100000

دلار

183 باریک اهایرابتیان آموزش و پرورش حقوق و 107857 دلار و به گفته

خودش 3 میلیون ریال دارد

184 موسی یاشار شرکت پارس 1216453 دلار

185 سلیمان یونان پور شرکت نفت حقوق ماهیانه 668 دلار و

139156 دلار

186 فرزانه ذبیحی مقدم شرکت نفت حقوق و ملکی به مساحت 291 کلاً

ماهانه 186 دلار

187 علی ذاکری فرودگاه مهرآباد حقوق 800 دلار و دو ملک و

8142 دلار

188 محمد کاظم زرافشار پست و تلگراف حقوق و اجاره 12257 دلار و دو

ملک و 48684 دلار

189 منوچهر زرکوب شرکت کوماکیدام ٬ وزارت دارایی حقوق 443 دلار و 3 ملک و

175714

دلار سپرده ثابت

190 کریم ضرغامی وکیل دادگستری ماهانه 1000 دلار و 6 ملک

ص: 173

سرکیس زومالان سازمان انرژی اتمی ایران ماهیانه حقوق 131 دلار

192 حسین آبنوسی آموزش و پرورش به گفته خودش 913304 دلار و

25276 دلار

193 محمد باقر افضل شرکت نفت حقوق سالیانه 25305305 دلار و

117038 دلار

194 خانم رفیقه آقامحمد بیمارستان تاج پهلوی ماهانه 2857 دلار ٬ یک خانه ٬

59488 دلار

195 اسغیک الیاسیان هتل کنتینانتال مغازه در آمریکا و 31000 دلار

196 هوشنگ امینی شرکت نفت 120480

197 منیرامیرکاشانی رادیو تلویزیون حقوق 714 دلار و آپارتمان و

105714 دلار

198 منوچهرامین صادقیه دانشگاه تبریز ماهانه 2500 تا 3000 دلار

199 دکتر رضا امینی دکتر بهداری و بهزیستی ماهانه مجموعاً 2472 دلار و ملک و

600000 دلار

200 پروین آموزگار شهیدی وزارت صنایع و معادن

ماهانه 10154 دلار و 200285 دلار

و یک باب خانه

201 سیدعزیزاله عربزاده شرکت نفت ماهانه 855 دلارو 4 ملک یکی

25000000 ریال و دیگری

7000000 ریال و 814584

دلار سرمیله نقد.

202 عزیز ارجمندی سیسیان بهداری و بهزیستی ماهانه 796 دلار و یک زمین و زمین

کشاورزی 24000 دلار و یک خانه

186000 دلار وی ک آپارتمان و

5000 دلار پول نقد 215000 دلار

203 هلن آناتوش شیرآباد شرکت نفت حقوق و 400000 دلار

204 خدیجه آذرجوی اصلی

نام همسر ٬ حسین مدنی

بانک مرکزی

وزارت دادگستری

کلاً ماهانه 354 دلار و 3 ملک

دلار و 41428

205 سلیمان شومر امور کشاورزی ارتش 100 هکتار زمین و 400000 دلار

سرمایهگذاری

206 علی سهرابی انارکی رییس حسابداری شرکت سیماره

کارمند دولت

23062 دلار

207 محمود سوداگران شرکت کشتیرانی بین المللی

نفت ایران

208 باقر میرطباطبایی شرکت پهله حقوق 21000 و 350 دلار سرمایه

209 سیدهادی طباطبایی پور دادگستری ماهانه 3600 دلار

210 بهروز هومن طبیب زاده بنیاد پهلوی و شرکت طبیب 50 % سهم شرکت طبیب و 45000

دلار

211 مسعود تفضلی شرکت نفت حقوق شرکت نفت 25000 دلار

سالانه

و 42859 دلار و ساختمان سه طبقه

به نام زنش

212 هوشنگ طاهرپور رادیو و تلویزیون 84000 دلار وام رهنی گرفته 2900

ص: 174

همایک آمنجیان جواهر فروش 157420 دلار سالیانه 24000 دلار

اجاره مغازه می دهد.

214 جلیل احمدیان کارخانه قالیباقی و قالی فروشی 898392 دلار سرمایه و از دوخانه

مجموعاً 4400 دلار اجاره می گیرد.

215 ایرج نعیمی اکبر هتل دار 475166 دلار سرمایه ٬ یک هتل

آمریکا و ماهانه 60000 دلار

216 احمد آهنچی کارخانه دار بافندگی چند قطعه زمین بزرگ که از بنیاد

پهلوی منتقل شده است 42857 دلار

پول نقد و ماهانه 668 دلار

217 یعقوب اهدوت تاجر مبادلاتی باشرکتهای آمریکایی داشته

مبلغ نامعلوم

218 محمدمهدی ابریشم چی صادرات و واردات پلاستیک 115000 دلار و 2500 سهم

از شرکت ابریشم

219 لئون اکوبیانتر شرکت حمل و نقل و شرکت سی

لاین ترانس

324671 سرمایه

220 محمود افشار حسینی رستوران و کتاب فروشی 40000 دلار

221 خلیل بنیاد معمار و کارخانه دار 7 1925 ملک به نام خود و همسر و

فرزندانش٬ ماهانه 600 دلار درآمد ٬

خانم وسهدخترش 228571 دلار

سپردهثابتداشته اند وسنگبری

بنیاد درشیراز

222 مدن لال بهین شرکت تجارتی هریوم 100000 1928 دلار سرمایهگذاری در

آمریکا و 104857 دلار به نام

خود و همسرش سپرده ثابت و

500000 روپیه هند سپرده ثابت.

223 محمد علی علائی احمدآبادی سرمایهگذاری در کارهای

کشاورزی و ساختمانی و تجارتی

حدود 20000 دلار در شرکت

آمریکایی سهم است و خود و

همسرش 244000 دلار سرمایه و

پس انداز دارند.

224 نام همسرش سکینه ابوترابی زارچی در شرکتها و حسابهای بانکی بالا

با شوهرش شریک است. حدود 40 تا

50 آپارتمان دارد که به اجاره

داده است و ماهانه مبلغ 11615

دلار اجاره آنها را می گیرد.

225 یوسف بخشاینده سهامدار شرکت پیکان (کالیفرنیا) 160000 دلار 8000 ٬ سهم از

رستوران

فونیکس 3500 سهم از شرکت پیکان

226 صلاح الدین بختیاری شرکت سهامی خاص صنایع

مرغداری ایران و آلمان

491221 دلار (به گفته خودش یک

سرمایه اش 350000 دلار است)

227 محمد علی بهرامی تعمیر و مکانیکی اتومبیل یک مکانیکی اتومبیل در آمریکا ٬

123400 دلار

228 فرهاد بخشنده سهامدار شرکت پیکان کالیفرنیا یک قهوه فروشی در لس آنجلس٬

92000 دلار و 4000 سهم از شرکت

پیکان و 4000 سهم از رستوران

فونیکس

ص: 175

بهرام خرسندی باقرزاده شریک در دو شرکت آمریکایی

3882388 دلار (خودش می گوید

330000 دلار پول نقد دارد)

230 علی آذر پژوه تاجر و سهامدار شرکت قند اقلید 171428 دلار و 17 قطعه زمین (از

2000 تا 3200 متر)

231 فرهنگ اسدی تبار تاجر و سرمایه دار مغازه ای خریده اند با شرکت نیکروش

به قیمت 123650 و کلاً 92820 دلار

سرمایه

232 غلامرضا آزادمنش داروخانه سعادت (مشهد)

233 مائیس آرتونیانس کافه تریا و رستوران در آمریکا کلاً 700015600 دلار سهامدار

شرکت فرانک نایدا

234 داود عمادی سهامدار و رییس شرکت 14571 دلار در یک شرکت آمریکایی

شریک است.

235 محمد علی آبادی خشکشویی در آمریکا 169594 دلار سرمایه

31 % است / 236 میرزا حسین قمیشی صندوقدار در یک شرکت آمریکایی 1928 سهم او در شرکت مذکور 5

و کل سرمایه اش 1118500 دلار

است.

حدود 250000 دلار در حال

سرمایهگذاری است.

237 آرمین قافاقیان خرید و توسعه و کار

%50 شرکتی در آمریکا و 90000

دلار سرمایه

238 هوگاس گارپت معاملات تخت طاووس محل کارش مال خودش بوده و

131252 دلار سرمایه

239 فرنگیس قادری تفرشی شرکت قادران زمینهای زیادی متعلق به شرکت

قادران و حدود 1130571 دلار

سالیانه 6857 دلار سود سرمایه

461 دلار سرمایهگذاری /667 240 مهدی فارسیان شرکت شیشه سازی 1927

67 دلار / 241 عبدالغفور فربد صاحب آزمایشگاه ابن سینا 1931 ملک و 501

242 عبدالرحیم فروتن تاجر بازرگان 1901 ملی در بخش 2 تهران و در ملک

خیابان میرعمادسهم دارد و

مجموعاً 275000 دلار سرمایه

243 حسن اسماعیل حدادی گراور سازی ماهیانه 7450 دلار و 1416928 دلار

75000 دلار سرمایه در آمریکا 244 خسرو الیاسی تاجر 1944

245 احمد الهی خوانساری معاون خانه چاپ 6 ملک به نام خود و فرزندان و 5

ملک و درآمد ماهانه 500000 ریال

و 1200000 دلار سرمایه

246 پروانه در میناسیان حاجی آبادی کارخانه دار

247 وارژان داویدیان شرکت 134000 دلار سرمایه

248 محمد تقی داورفرا طلا فروشی 1925 یک خانه و یک مغازه

249 منوچهر دامغانی کارهای ساختمانی 13 1933 ملک که چند تایش اهدایی از

شمس پهلوی بوده و دوتایش شریکی

178571 دلار بنام خود و همسر و

فرزندش سپرده ثابت

250 سیروس بل کهن تاجر 6 1942 ملک (دو تایش اشتراکی) و

ص: 176

426035 دلار و 5000 دلار ماهانه

251 ساموئل بنیادی نمایشگاه مبل ساموئل 1315 خانه و کارخانه و نمایشگاه مبل ٬

زمین ٬ دو خانه آپارتمانی اشتراکی ٬

207000 دلار در آمریکا

252 فیض اله زینلی کنتراتور جاده و ساختمان 3085750 دلار

253 هوشنگ زیبایی شرکت ساختمانی و مهندسین مشاور ( 50769 دلار) 3553860 ریال

254 خسرو ذره بین ایرانی رییس تولیدات خوشخواب 2 ملک و 293540 دلار

255 روح اله یوسفیان بوتیک دار مغازه دو طبقه و یک آپارتمان در

بخش 11 تهران

256 ثریا اسماعیل یازاریانی تبریز تاجر 1000000 دلار

257 آلفرد دیگومیانس در شرکتهای مختلف کارکرده 85260 دلار

258 فرج اله احدیان صاحب داروخانه در خیابان

محمدرضاشاه (مخلوع)

830100 دلار

259 موسی کلیمی یادگار فروشنده ضبط و رادیوگرام 4 قطعه زمین که یکی از آنها شامل

یک ساختمان و سه باب مغازه است.

260 نجیبه وکیلی بوتیک 112100 دلار

261 ویکتور مارتیروس مارتین فوق لیسانس مهندسی از آمریکا بین 146600 و 546600 دلار

262 مجید وجدانی مدیر فنی شرکت آتمسفر

یک آپارتمان و 17857 دلار

سهم شرکت

263 سیاوش وخشرپور صاحب یک شرکت تولید وسایل

چوبی در آمریکا

92000 دلار سرمایه در شرکت

264 امیر هوشنگ ترابی تهرانچی صاحب یک شرکت ساختمانی چند ملک به ارزش یک میلیون دلار

و 154877 دلار

265 علی بلاتی ترکمن صاحب شرکت تعمیر

اتومبیل در آمریکا

40000 دلار سرمایهگذاری

266 ناصر حمزوی تهرانی کارخانه دار (تولید کننده) (به گفته خود پولش نقدش 100000

دلار) 100000 دلار سرمایه در شرکت

267 احمد طالع مهندس آزاد بوده دو قطه ملک در قیطریه و زمینهای

زیادی در کرج و 205500 دلار

268 بهبود ظهوری مشاور مسافرتی با همسرش در آمریکا یک آژانس

مسافرتی دارند و 91263 دلار

269 احمد طاهرآبادی بازرگان و عمده فروش خانه و دوزمین و 514285 دلار

270 جاوید طاهری شبستری کارخانه دار یک پیکاه دولوکس و 32836 دلار

271 سرودی شیطانه (مقدم) دکتر 730000 دلار

272 محمد حسین صلح جو پارچه فروش 217700 دلار

273 نسیم نعیبی زار جواهر فروش 4 تا جواهرفروشی در تهران و

یک مغازه در آمریکا ٬ یک خانه

به دانگ از 6 دانگ دو مغازه دو طبقه

274 منوچهر نسترین(داودکلیمی) فروشنده کتاب کتاب فروشی نسترین 5000 ٬ حواله

ارزی 190346 ٬ دلار

275 حسینعلی نواب سرمایه دار و تاجر 250000 دلار

276 جمشید احتشام رضوی نقاش زاده بساز و بفروش یک خشکشویی در لس آنجلس و

ص: 177

55000 دلار

277 الکساندر فرد نعلبندیان مکانیک اتومبیل یک مکانیکی در آمریکا

278 هراند ابراهیمیان مکانیک اتومبیل یک تعمیرگاه اتومبیل در آمریکا

279 شاهپور موثقی کشاورزی فئودال سهم در شرکت و 114285 دلار

280 محمد مظفریان در یک جواهر فروشی شریک بوده 152955 دلار

281 حسین متقیان تاجر ٬ بازرگان یک خانه در آمریکا 43000 ٬ دلار

و شرکت تجارتی در آمریکا

282 مجید مرتضایی فرد جاده ساز(سرمایه دار) 470000 دلار

283 وجیه اله محبی معمار بازنشسته کلاً با همسرش حدود 579714

دلار سرمایه

284 ملوک میشکانیان خانه دار دو قطعه زمین ٬ یک زمین به ارزش

714285 دلار و کلاً 2463714 دلار

285 ایرج مدحت صادر و وارد کننده لوازم برقی

و الکترنیکی

57/3/ دو قطعه زمین که در تاریخ 6

357/142 دلار ارزش داشت. قسمتی

از سهام شرکت

286 هایقاس ردونی ماطاووسیان تعمیرکار ژنراتورها و لوازم برقی در شرکتهای مختلفی در آمریکا سهیم

است که سهمش معلوم نیست.

287 الکساندر جورج متسیان ناظر ٬ معمار و کنتراتور ساختمان 100316 دلار

288 مهدی خازنی راد تاجر 4 ملک و مقدار زیادی کالای وارداتی

که گمرکشان 67857 دلار شده

289 ژاک یونسیان خرازی هتل امپریال و شرکت نیک روش 90000 دلار

290 سیامک خواجه ئیان شغل آزاد 36500 دلار برایش فرستاده شده و

خودش 40000 دلار سرمایهگذاری

291 محمد باقر کراچی کارخانه دار حدود 312000 دلار سرمایه و

ماهیانه 5500 دلار درآمد

292 فرخ کاشانیان شرکت بیمه 700000 دلار سرمایه

293 کمال کمونه (سید محمدحسن

آل کمونه)

سرمایه دار 2 ملک و سالیانه 100000 دلار

347 دلار / سرمایه و 013

294 هوشنگ کمالی شرکت ساختمانی رستوران در آمریکا ٬ سهیم در

شرکت ساختمانی و 150000 دلار

295 حسن ایلخانی جواهراتی گالو 60000 دلار

296 حسن جعفرزاد سهامدار و مدیر دوکمپانی 3 ملک و 209548 دلار

297 محمد علی همایون پور شرکت ساختمانی 50000 دلار

298 یقیش هایراپتیان فروشگاه لوازم یدکی فروشی در آمریکا یک کارواش خریده

299 گریگور ماشازرهارطونیان کار ساختمانی شرکتی در آمریکا دارد که صددرصد

مال خودش است و حدود 50000

دلار

در آن سرمایهگذاری کرده است.

300 حیدر علی کاید چهارمحال شرکت ساختمانی شرکت ساختمانی در آمریکا صددرصد

مال خودش است.

51 دلار در آمریکا / 301 جعفر معلم زاده حقیقی خشکشویی در مشهد 335

302 فیروز گوهری تجارت آزاد 92857 دلار

303 هرمز قبادی تجارت آزاد بنا به اظهار بانکی بازرگانی

ص: 178

احمد اعظمی دکتر جراح در ارتش 000

ساختمان که از یکی 1000 دلار

اجاره می گیرد.

200 دلار پول و یک قطعه / 305 عبدالله آرین افسر بازنشسته 000

زمین و 1200 دلار حقوق

306 پرویز بنان افسر بازنشسته یک آپارتمان (به گفته خودش

330/000 دلار پول نقد) و

ماهیانه 2589 دلار

307 میرفتاح عدنانی فرقانی سرهنگ 6 ملک به نام خود و همسر و

فرزندانش

و 1068 دلار ماهانه

308 غلامحسین حاجی وزیری سرهنگ بازنشسته 85714 دلار و ماهانه 876 دلار

حقوق

309 ناصرالسادات جنت پور بازنشسته نیروی هوایی ملکی در تهران وحقوق ماهیانه

750 دلار

310 نصرت الله جوادی سرهنگ بازنشسته ژاندارمری 118639 دلار و ماهیانه

798 دلار حقوق

190 دلار پول / 311 عباس کمالی زنوزی افسر محافظت شرکت نفت به گفته خودش 000

با خود خارج می کند و ماهانه

1396 دلار درآمد (باحقوق)

312 خانم ضیاءالملوک کهیاری ملکی در شمیران

313 غلامعلی کهیاری خانه ای در آمریکا وملکی در تهران

و 23000 دلار بنام فرزندانش و

ماهیانه حدود 7150 دلار درآمد

314 محمد حسن خشایار ژنرال بازنشسته ارتش 50000 دلار در آمریکا سرمایهگذاری

کرده و کلاً بین 60000 تا 70000

دلار

به آمریکا برده است.

315 منوچهر میرمطهری سرهنگ بازنشسته ارتش کلاً 562947 دلار و ماهانه 500 دلار

316 غلامرضا متقی افسر بازنشسته نیروی دریایی 227990 دلار و 1528 دلار ماهیانه

317 نادر میرزایی سرهنگ و خلبان 2 ملک و 3000000 دلار پول نقد

318 محمد علی میرغفوری سرلشگر بازنشسته شهربانی ماهانه 1524 دلار

319 ایرج شعاع آذر سرخلبان مشروب فروشی 127379 دلار

320 داریوش طهماسبی قره شیران سرگرد توپخانه 3 ملک 27621 دلار ٬ یک ماشین

321 ابوالفضل طوماریان سرهنگ یک ملک و 768 دلار

322 محمد توتونچی سرهنگ

323 عزیزالله یوسفی دکتر 4 ملک و 1264 دلار ماهانه

و 75980 دلار

324 عنایت الله ذره پرور سرگرد 114285 دلار سرمایه 2 ٬ ملک٬

سرمایهگذاری و حقوق

325 حسن زکی زاده سرهنگ زمین و خانه به ارزش 242857

دلار و 914 دلار حقوق.

ص: 179

326 محمدمهدی دریهمسرش، 202000 دلار سرمایه

ص: 180

مقدمه

مزدوران و کسانی که سالها هستی این ملت را چپاول کردند، بعد از سقوط رژیم دست نشانده محمد

رضا خانی، آمریکا سعی در خروج ارز از ایران داشته اند.

جناب سعید شهابی پور صاحب دارالترجمه و اخذ پذیرش «شهاب» از این طایفه است و پرونده وی در

لانه جاسوسی نشان می دهد که سعی داشته با وجودی که تحت تعقیب دادگاه بوده است از طریق مزدوران

آمریکایی اموال غارت شده این ملت را از مملکت خارج کند.

اسناد، نشان دهنده مشخصات او، آدرس بعضی دوستان او، اعلامیه جلب او به دادگاه و تقاضای او از

دادگاه شمیران برای تعویق محاکمه و تماس او با مزدوران آمریکایی برای پیدا کردن شکل خروج ارز

می باشد. به امید روزی که ریشه چپاولگران و غارتگران در این مملکت سوزانده شده و از بیخ و بن کنده

شود. انشاءاللّه.


شرحی درباره آمدن یک ایرانی

30 اکتبر 79 (8 آبان 1358)

شرحی درباره آمدن یک ایرانی

در روز یکشنبه 28 اکتبر 79 من در قسمت کنسولگری مشغول کار بودم.

من پشت پنجره صدور ویزا بودم و موقعی که یک مرد ایرانی حدود 30 ساله نزدیک پنجره آمد و شروع

به صحبت کردن با من کرد. او شغلش را و شماره تلفنش را به من داد که اسمش در آن نوشته شده بود.

نامش شهابی بود. من به او گفتم فعلاً مشغول کار هستم اما به او گفتم که ساعت 5/3 بعد از خاتمه کار با او

تماس خواهم گرفت. من کارم را در ساعت 15/3 تمام کردم و به آپارتمان خود رفتم که به او زنگ بزنم.

سکرترش جواب داد. من سؤال از آقای شهابی کردم او گوشی را برداشت و از من خواست تا با پسر عمو،

پسردایی، عمه زاده یا خاله زاده اش آقای ... صحبت کنم زیرا انگلیسی او به اندازه کافی خوب نبود.

آقای ... پشت خط آمد و ما برای ساعت 12 روز 29 اکتبر وعده نهار گذاشتیم. او گفت که او مرا در

درب موتور پول در خیابان تخت جمشید سوار ماشین خواهد کرد. روز دوشنبه صبح من به او تلفن کردم تا

ملاقات را لغو کنم زیرا من کار داشتم و قرار برای دوشنبه شب گذاشتیم.

در ساعت 45/11 بعد از ظهر او مرا سوار کرد، از در موتور پول با ماشین بیوک قرمزش (؟174) با

سقف پلاستیک سفید.

برادرش، شهابی، رانندگی می کرد و من و ریموند صندلی عقب نشستیم، سپس ما به هتل هما رفتیم

(قبلاً شرایتون) نام داشت و به زیرزمین، رستوران قهوه رفتیم. در خلال این مدت ما مشغول مباحثه بیخود

بودیم. بعد از حدود 10 دقیقه از رستوران قهوه و پس از اینکه ما دستور چیزی برای خوردن و نوشیدن،

دادیم، او بحث را به کاری که داشت کشاند. او گفت که می خواهد پول از ایران به آمریکا انتقال دهد، بیشتر

به لوس آنجلس و کالیفرنیا. او از من پرسید که اگر من دوست داشتم که مبلغ زیادی پول به دست آورم. او

توضیح داد که تنها کاری که من باید انجام دهم دادن ویزا به پاسپورتی است که به من خواهد داد، البته تمام

اینها در شب انجام خواهد شد. من توضیح دادم که من نمی توانم این را انجام دهم زیرا در پایان وقت اداری

همه چیز قفل خواهد شد. او سپس گفت ممکن است در روزی بتوانم کلید با مهر را گرفته و توسط ماشین

کپی بگیرم و شب داخل شود که کار را انجام دهم. او گفت که برای هر ویزا 1000 دلار به ما دو نفر خواهد

ص: 181

داد. او گفت اگر من نتوانم این کار را انجام دهم بعضی از معاونین کنسول را در جریان بگذارد، او گفت (

) یا کسی دیگر ریچارد کوئین. او محل زندگی آقای کوئین را می داند. او از من خواست در این

باره فکر کنم و به او تلفن کنم؛ اگر مایل باشم به او کمک کنم. همچنین او به من نشان داد که پول دارد که به

صورت سه دفترچه چک بود از ایالات متحده و همچنین بیشتر از 150000 ریال پول نقد در جیبش.

او از محل کارش در خیابان پهلوی گذشت و همچنین گفت که او یک ماشین دیگری برای کارش دارد

یک شورلت 73. او گفت اگر من به وسیله نقلیه احتیاج داشتم، فقط به او زنگ بزنم. من ساعت 2 بامداد 30

اکتبر به سفارت برگشتم. از آن موقع من از او خبری ندارم و با او تماس نگرفته ام؛ من این حادثه را به

درجه دار مسئول کارمند امنیت منطقه ای صبح سه شنبه گزارش کردم.کوین هرمنینگ


شبکه بین المللی جعل پول

شبکه بین المللی جعل پول

جعل، دزدی و تقلب برکل شئونات جامعه های بیمار جهان حاکم است؛ بر سیاست، فرهنگ، اقتصاد و ...

در این میان شاه دزد کیست؟ آمریکا، غول قداره بند میان تهی.

به هر کشوری پا گذاشته شود، نقش دلار به عنوان سمبل وابستگی اقتصادی و مکنده شریانهای پولی

آن کشور چنان واضح است که جنایات ماشین جنگی آمریکا و قتل عام های دسته جمعی آن ...

دلار به هر کجا که پا بگذارد فساد است و تباهی. زجرکشیدگان تاریخ در تاریک ترین مکانها و

سخت ترین شرایط زندگی می کنند و جاعلان دلارها و ریالها و مارک ها بی هیچ رنجی و بی هیچ زجری به

یمن شبکه های قدرتمند «جعل»، «رشوه» و «فساد» و «جنایت» و رهبری سازمانهای کثیف و «مافیا» و

«موساد» و «انتلیجنت سرویس» و ... در کاخها و قصرهایی زندگی می کنند که شمشیر «علی وار» می باید

آن را از بن ویران سازد.

اسنادی که خواهد آمد نشان دهنده شبکه بین المللی جعل پول است که در ایران بشدت فعالیت داشته و

لانه جاسوسی آمریکا علیرغم اطلاعات وسیع در مورد این شبکه و ارتباط با عوامل آن، دولت ایران را در

جریان این شبکه قرار نداده است. شبکه ای که وجودش و کارش تخریب اقتصاد پولی این ملت زجر دیده

بوده است. این سند اعلام جرمی است بر علیه غول جهانخوار آمریکا، غولی که ستونهای نگهدارنده اش

شقاوت و جنایت و خیانت و دزدی و جعل و فریب و کشتار و توطئه و کودتا ... می باشد.

به امید آن روز که فریاد و خروش و رزم مستضعفان و مسلمانان جهان آمریکا را آن چنان درهم پیچد

که نه از «تاج» نشان ماند نه از «تاج نشان».


اطلاعاتی درباره شبکه پولهای تقلبی

ص: 182

شماره سند 10367

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ 25 سپتامبر 79 (3 مهر 1358)

به: وزیر امور خارجه واشنگتن فوری

موضوع: اطلاعاتی درباره شبکه پولهای تقلبی

1 متن تماما محرمانه

2 در 20 سپتامبر 1979، رسول کاظمیان با دفتر امنیتی تماس گرفته و اظهار می دارد که او اطلاعاتی

درباره یک باند بین المللی که دلارهای تقلبی چاپ می کنند، دارد.

کاظمیان که در دو مورد با او مصاحبه شده اطلاعات زیر را درست به همان روشنی که در لیست

دلارهای تقلبی وجود دارد، در اختیار ما قرار داد.

3 بر طبق اظهارات منبع، یک سازمان بین المللی وجود دارد که دلار و مارک آلمان تقلبی را به طور قاچاق

برای فروش وارد ایران و سایر کشورهای خاورمیانه می کند.

کاغذ این اسکناسها در پاریس تهیه و اسکناسها در استانبول چاپ می شود. منبع ترتیبی داده یک نمونه

از دلارهای تقلبی را برای اداره امنیت منطقه ای به دست آورد.

اسکناسهایی که او تهیه کرده قسمتی از یک محموله نیم میلیون دلاری است که در طول هفته 10

سپتامبر به طور قاچاق به تهران رسیده است.

محموله دوم که حدود یک میلیون دلار می شود احتمالاً در هفته اول اکتبر به تهران خواهد رسید. بر

طبق اظهارات منبع اسکناسهای سری اول، بر روی کاغذ خوبی چاپ نشده و درست بریده نشده. تصور

می شود که محموله دوم در کاغذ بهتری چاپ شده باشد. منبع اضافه کرد که در وارد کردن اسکناسها عجله

دارند زیرا هنگام بازگشت حجاج است.

4 منبع بیان کرد که با باند قاچاقچیان از طریق دو مرد ترک (اهل ترکیه) که به طور غیر قانونی در ایران

ساکن هستند، تماس گرفته است. اولی که فقط نام کوچکش را می دانیم (شافکی) نام دارد و 33 تا 35 ساله

به نظر می رسد. نفر دوم نیز فقط با اسم کوچک (هولیس) مشخص شده و 28 تا 30 ساله به نظر می رسد.

5 منبع اظهار می دارد که اولین تماسش با شافکی تقریبا سه سال پیش در ضمن خرید اتومبیل اتفاق افتاد.

منبع که ترکی صحبت می کند، از طریق یک دوست معرفی شده و او به شافکی در خرید اتومبیل کمک کرده

است. منبع ادامه می دهد که او به شافکی برای خرید یک اتومبیل برای او پول داده ولی شافکی بعد از آن

دیگر ناپدید شده. تقریبا 25 روز قبل منبع شنیده که شافکی به تهران برگشته و بالاخره می تواند با او

ملاقات کند. انگیزه منبع برای تماس با او پس گرفتن پولش بود. در این تماس شافکی به منبع، پیشنهاد وارد

شدن در توزیع دلارهای تقلبی را می کند.

منبع اظهار می دارد که او مورد اعتماد شافکی قرار گرفته است. زیرا او شافکی را به عنوان دزد تحویل

پلیس نداده است. منبع این گونه فهمیده است که این دو مرد برای شخص دیگری که در ترکیه است کار

می کنند. همچنین آنها شخصا پولها را وارد ایران نکرده اند، بلکه اشخاص دیگری در قاچاق پولها دست

داشته اند و معتقد است که بیشتر پولها به وسیله کامیون حمل شده. شافکی و هولیس هر دو سعی خود را


کردند تا منبع را به فروش اسکناسها راضی کنند و نیز منبع اظهار داشت که آنها از وجود جوانان خارجی

برای خارج کردن پول استفاده می کردند. (توضیح: هم اکنون بازار مناسبی برای پولهای تقلبی در ایران

ص: 183

وجود دارد زیرا بسیاری از ایرانیان از خارج کردن پولهایشان از کشور مأیوس شده اند)

6 منبع ادعا می کند که هنوز به داخل شدن در این شبکه موافقت نکرده اما مایل است در صورت موافقت

اداره، اگر نفعی از نظر اطلاعاتی داشته باشد، وارد شود.

منبع می گوید که بدین ترتیب او اطلاعات دقیقی در مورد هویت تهیه کنندگان اسکناسها در فرانسه و

ترکیه به دست خواهد آورد.

منبع منتظر کسب تکلیف از شما در مورد وارد شدن در این شبکه است. اداره امنیت منطقه ای توصیه

کرد که او باید منتظر دستورات بعدی باشد.

7 در 25 سپتامبر منبع با اداره امنیت منطقه ای تماس گرفت. به او گفته شد که شافکی و دو مرد ناشناس

دیگر در تاریخ 29 سپتامبر تهران را با اتوبوس به مقصد آلمان ترک خواهند کرد.

8 اسکناسهای مشکوک به مرکز ارزیابی اداره امنیتی فرستاده شده و مورد آزمایش قرار گرفت امیدوارم

از نتایج آزمایش راضی باشیم.

9 این اطلاعات برای ارزیابی سرویس مخفی آمریکا تهیه شده. سرویس مخفی آمریکا در پاریس احتمالاً

کاوشهای ارزشمندی در مورد سفر اشخاص مربوطه به آلمان (که در بالا ذکر شد) خواهد کرد.

10 برای سرویس مخفی آمریکا: از سرویس مخفی آمریکا بخواهید هر نوع عملیات و یا اطلاعاتی را از

این اداره لازم دارد، توصیه کند.

11 از اداره امنیت: در مورد اینکه به وسیله چه کسی این اداره اطلاعات را دنبال خواهد کرد، راهنمایی

بخواهید.

لینگن

ص: 184

شماره سند 552814

از: سفارت آمریکا در پاریسمحرمانه 12 اکتبر 1979 مطابق با 20 مهر 58

به: سفارت آمریکا در تهرانموضوع: واسطه ناشناس استانبول

1 تمام متن است.

2 فرد مورد نظر رسول کاظمیان در سرویس مخفی آمریکا در پاریس پرونده قبلی ندارد. لکن نمونه جعلی

اسکناس 50 دلاری و 100 دلاری که در تلکس شما تعریف شده است در پرونده تحت اعداد مشخصه

ضبط شده که اول بار در دمشق در جولای 1977 کشف گردیده است.

3 از آن زمان تاکنون اسکناسهایی از این نوع در خاورمیانه خیلی زیاد شده اند.

4 در مارس 1978 یک کارگاه که گفته می شد گروه مادری (هسته مرکزی) دلارها و فرانک سویس را

چاپ می کرده است در منطقه آسکودار) استانبول کشف گردیده و مسئول چاپ یعنی آیپک) دستگیر

شده است و یازده فرد دیگر را به عنوان همکار در عملیات معرفی کرده است. همچنین یک دستگاه

چاپ نگاتیو، صفحه چاپ، 1600 اسکناس جعلی 100 دلاری آمریکا و مقدار نامعینی پول قبرسی() به

دست آمده است.

5 در موقع بازجویی آیپک به چاپ پولهای جعلی اعتراف کرده و گفته که یک میلیون دلار آمریکایی به

سوریه فرستاده شده است که از آنجا در تمام دنیا پخش خواهد شد.

6 مشخص نیست که آیا تمام نگاتیوها و صفحه ها گرفته شده اند یا نه. احتمال می رود که یک عملیات

چاپ هنوز به کار خود مشغول باشد، ولی اسکناسهایی که کاظمیان به آنان اشاره کرده شاید

باقیمانده های محسوب نشده یک میلیون دلاری باشد که آیپک گزارش داده است.

7 سرویس مخفی آمریکا در پاریس می خواهد با کاظمیان ملاقات کند، ولی ملاقات بهتر است در ترکیه

باشد. محل، وقت و زمان مشخص را می توان توسط دفتر شما (تهران) با توافق بین کاظمیان و سرویس

مخفی آمریکا در پاریس تعیین کرد.

8 در مورد قاطی شدن کاظمیان در عملیات جعل پول، سرویس مخفی آمریکا در پاریس توصیه می کند که

او خودش را در اعمال غیر قانونی قاطی نکند.چنانچه او توسط مقامات محلی دستگیر شود سرویس

مخفی آمریکا نمی تواند کمک بکند.

9 اگر لازم باشد سرویس مخفی آمریکا مخارج رفت و آمد کاظمیان را برای یک ملاقات خارج از ایران

تأمین خواهد کرد.

10 در ملاقات، کاظمیان باید اطلاعات تحقیقاتی در مورد تمام مسایل و افراد اصلی در اختیار ما بگذارد

و همچنین نمونه هایی از اسکناسهای جعلی هر چه بیشتر همراه داشته باشد.

11 سیاست پاداش سرویس مخفی آمریکا برای اطلاعات کاملاً به نتایج تحقیقات بستگی دارد. این

تصمیم بعد از هر دستگیری و یا کشف اسکناسهای جعلی اتخاذ خواهد شد.

12 خواهشمندیم با کاظمیان با اطلاعاتی که داده شد ملاقات کنید و سرویس مخفی آمریکا در پاریس را

از تصمیمات او برای ملاقات با مأمور ما مطلع سازید.


13 از همکاری شما در این زمینه متشکریم.هارتمن



خروج ارز به شکل غیر قانونی از ایران توسط وابسته دفاعی آمریکا

ص: 185

مقدمه: خروج ارز به شکل غیر قانونی از ایران توسط وابسته دفاعی آمریکا

سران مزدور ارتش محمدرضا خان همه مهره های آمریکا بوده اند... عده ای از آنها به عدم فرستاده

شدند، عده ای فرار کردند ... و آنها که فرار کرده اند تحت حمایت اربابشان آمریکا ...

یکی از این غلامان حلقه به گوش آمریکاییان، وابسته دریایی ایران در آمریکا، سیروس بهارمست

می باشد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بر رژیم محمدرضا خانی آمریکا، سیروس بهارمست در آمریکا

می ماند و در تلاش پناهندگی سیاسی ... اگر از آمریکا پناهندگی سیاسی نخواهد از که بخواهد، مگر نه

آنکه نوکر بزرگشان محمدرضا نیز به آمریکا رو آورد. سیروس بهارمست ضمن ترتیب پناهندگی و

درخواست پناهنده شدن دائمی در آمریکا از طریق سازمان اطلاعاتی وزارت دفاع آمریکا و توسط آقای

کلنل شیفر، وابسته دفاعی آمریکا در ایران سعی به خروج ارز به شکل غیر قانونی از ایران می نماید.

شیفر، این وابسته دفاعی و به تعبیری جاسوس و مزدور آمریکایی در تدارک انتقال اموال باقیمانده

جناب سیروس بهارمست از ایران می شود. اسناد به خوبی نشان دهنده این امر است.

به امید رسوایی هر چه بیشتر آمریکا در صحنه بین المللی.


همردیفان شما در واشنگتن فقط به کارمند کنترل تحویل دهید

شماره سند 2746

از: اداره جاسوسی دفاعی واشنگتن (D.C) سرلشگر آتکینسن

به: دفتر نظامی آمریکا ایرانسرّی 27 مارس 1979 7 فروردین 1358

موضوع: همردیفان شما در واشنگتن فقط به کارمند کنترل تحویل دهید

1 همان طوری که ممکن است شما انتظار داشته باشید ما نشانه های محکمی داریم که وابستگان نظامی

ایران در واشنگتن همه از دستور برگشت به ایران سرپیچی خواهند نمود. در حقیقت، وابسته نظامی

وابسته نظامی دریایی اینجا سرهنگ (سروان) سیروس بهارمست در حال دادن ترتیب اعلان

پناهندگی و درخواست پناهنده شدن دائمی در اینجاست. او از ما کمک خواسته است که این قضیه را

خاتمه بدهد.

2 در میان مشکلات مشخصی که فعلاً او با آن روبروست از دست دادن درآمد و توقیف اموال او در ایران

است. او قبلاً شروع کرده که داراییهای خود را در آنجا نقد کند و هر چه نقد باقی مانده نزد خواهر زن او

یعنی خانم فاطمه داوری است که وی قبلاً سعی کرده که مقداری نقد از طریق بانک بفرستد ولی هرگز

اینجا نرسیده است.

3 تحت اثرات گذشته، ما تصمیم گرفته ایم که بهترین منافع آمریکا در این است که به درخواست او پاسخ

مثبت داده و به او کمک کنیم که باقیمانده دارایی او که برابر با 97 هزار دلار می شود (شرایط تبدیل پول

در اینجا مشکل او است) از ایران خارج کنیم. مدیر و مشاور عمومی در مورد برنامه های زیر توافق

دارند: خانم داوری ترتیب خواهد داد که وجه را به سرهنگ شیفر بدهد که این وجه را از طریق بسته

کنترل شده از طریق پست سیاسی به سرهنگ دان سی وینر ارسال نمایید. سرهنگ وینر ترتیب

تحویل وجه را به بهارمست خواهد داد.


4 از شما درخواست می شود قبل از انجام برنامه فوق تأیید شخصی سفیر را بگیرید و ما را از طریق یک

کانال کنترل شده در مورد پیشرفت کارها راهنمایی کنید. توجه: اگر قبل از اینکه تماس اولیه با خانم

ص: 186

داوری گرفته شود موضوع منتفی شد، بدون در نظر گرفتن (نتیجه کار) ما را راهنمایی کنید. نظر سفیر و

مکاتبات را در کانال کنترل شده حفظ کنید، تا فقط به دست سرلشکر اتکینسون و سرهنگ وینر برسد.


طرف مقابل در واشنگتن

سند شماره 2766سرّی 31 مارچ 79 11 فروردین 1358

از: دفتر وابسته دفاعی آمریکا در تهران(این سند نباید در دسترس افراد غیر آمریکایی قرار گیرد)

به: ریاست، از سرهنگ شیفر به اداره جاسوسی دفاعی، فقط سرلشکر اتکینسون و سرهنگ وینر

موضوع: طرف مقابل در واشنگتن

عطف به: نامه سرّی شماره 2766 به تاریخ 27 مارچ 79

1 (سرّی) ما فکر می کنیم که کمک کردن به افراد مایل ما در آمریکا بیشترین نفع را برای آمریکا دارد.

اگر چه سفیر سولیوان، استفاده از پست سیاسی برای فرستادن پول را مناسب نمی داند، ولی پیشنهاد شده ما

در جستجوی طریق دیگری برای انجام انتقالات باشیم و ما هم همین کار را کرده ایم.

2 (سرّی) اگر تمام وجه در حدود 7 تا 9 هزار دلار باشد، ما می توانیم این انتقال را به صورت دیگری

انجام دهیم. پول را می توان به وابسته دفاعی به عنوان وجه خرید یک ماشین پرداخت کنیم.

سپس وجه به دلار تبدیل می شود و یک چک از پاریس برای وابسته دفاعی یا بانک او در آمریکا

فرستاده می شود. بزرگترین مزیت این روش این است که قیمت تبدیل رسمی دلار در تهران 74 ریال است

و این خیلی بیشتر به نفع ما است تا در آمریکا که 150 ریال به ازای هر دلار است.

ص: 187

شماره 2/4171تاریخ: 9 آوریل 1979 (20 فروردین 1358)

از: اداره جاسوسی دفاعی آمریکاسرّی: غیرقابل رؤیت برای افراد با ملیت های خارجی

به: سرهنگ توماس شیفر دفتر وابسته نظامی آمریکا در تهران

سرهنگ شیفر عزیز (طبقه بندی نشده): لطفا به نامه ما به شماره 2749 (27 مارس 79) و جواب شما به

شماره 79100 (21 مارس 79) مراجعه کنید.

به خاطر جواب شما متشکریم و با روش پیشنهادی شما موافقت می شود (به نظر می آید بهتر باشد).

(سرّی: غیرقابل رؤیت برای خارجیها): همراه با این نامه یک پاکت باز می بینید که در آن یک چک و یک

نامه از سروان بهارمست به خواهر زنش موجود است. از شما درخواست می شود که روی پاکت نامه تمبر

ایران را الصاق کنید و آن را در خارج از محدوده سفارت پست کنید. لطفا در پاکت نامه را قبل از پست

کردن ببندید. (سرّی: غیرقابل رؤیت برای خارجیها): در این نامه اظهار شده که شما بعد از چند روز که نامه

را در تهران پست کردید از یک تلفن همگانی به خانم فاطمه داوری تلفن می زنید و از او (خانم داوری)

خواسته شده که طبق دستورالعملهای شما با شما ملاقات کند تا انتقال این وجه نقد انجام گیرد.

شماره تلفن خانم داوری 687388 می باشد. سرّی: اعمال بالا به این خاطر انجام می گیرد که ما فکر کردیم

ممکن است تلفنهای سفارت و پست محلی (در داخل سفارت) تحت کنترل و مراقبت باشد. طریقه

فرستادن پول نقد به سروان بهارمست طبق نظر شما خواهد بود. اگر کمکی از دست ما برمی آید حتما

بگویید. سرّی: ژنرال تیگ ( ) از کمک شما در این مورد متشکر است همان طوری که تمام افراد

دیگری که در این مسئله هستند از شما متشکرند. در مورد این کار و تمام کارهای سختی که الآن با آن

روبرو هستید برایتان آرزوی موفقیّت می کنم. امیدوارم که اوضاع آنجا رو به بهبود برود.

ارادتمند دان سی. وینر

سرهنگ نیروی هوایی ایالات متحده

رئیس روابط خارجی


گوشزد موضوعات (پیام)

ص: 188

سند 6426

از: بخش ایالت واشنگتن تاریخ: 6/2/ 58

به: سفارت آمریکا در تهران (دارای تقدم)

موضوع: گوشزد موضوعات (پیام)

همان طوری که شما درخواست کردید و چون فرصتهای مناسب در هفته های آینده بیشتر خواهند

شد. این جا یک مقدار عنوانهایی وجود دارد که می تواند ما را در ادامه گرفتن اطلاعات و یا افزودن آن

یاری کند.

1 روابط سیاسی درون رهبری انقلابی.

(A) چه کسانی شخصیتهای مقتدری هستند، با داشتن یا بدون داشتن شغلهای رسمی (دولتی) چه کسانی

را برای آینده تحت نظر داشته باشیم؟ به زندگینامه احتیاج داریم.

(B) امیر انتظام و صباغیان چه پیوستگی سیاسی یا قدرت سیاسی دارند؟ ما اطلاعات نسبتا کمی در

مورد این دو داریم.

(C) یزدی در چه سلسله مراتبی قرار گرفته است. بعد از تغییر مکانش به (وزارت امور خارجه) آیا او

قدرت به دست آورده است یا اینکه از قدرت او کم شده است؟

عکس العمل کارکنان وزارت امور خارجه در برابر او چه بوده است و آیا هیچ اثر قابل پیش بینی در

سیاست به وجود آمده است؟

2 برداشت مردم از بازرگان چیست؟ گروههای مخالف چگونه او را تلقی می کنند؟ آیا او رقیبی دارد؟

3 ما اطلاعات جامعی درباره طالقانی و اطرافیان او در زمینه های مذهبی، غیر مذهبی نداریم.

4 ما باید به طریقه سیستماتیک درصدد شناخت روندهای جامعه باشیم و این پایه مشخص شدن

زمینه های خاص سیاسی و اقتصادی را در برداشته باشد، تا آنها را تحت نظر بداریم و به طور متناوب

گزارش کنیم.

از این زمره در مخابرات ما بسیار ذکر شده است:

«مردم آمریکا چگونه می بینند.»

5 چه عملها یا رخوتهایی (از طرف دولت) از اواسط فوریه به ما کمک کرده یا به ما صدمه زده است؟

چگونه ما می توانستیم بهتر عمل کنیم؟

6 گزارشات گفتگوهای نظامی خیلی مفید است. (گاهگاهی) خلاصه کردن آنها همراه با مشخص کردن

روندها در بخشی مفید خواهد بود. اطلاعاتی از پلیس و ژاندارمری نیز باارزش می باشد.

7 ما بی نهایت از گزارشات اقتصادی ارزشمند قدردانی می کنیم. ما می توانستیم از موارد رسمی بیمه،

قیمتهای بازار، فروش، کسریها (کمبودها) استخدام و فشارها استفاده کنیم. بیکاران چگونه زندگیشان

را تأمین می کنند؟

8 نقشه ها و فعالیتها و قدرت دمکراتهای لیبرال (متین دفتری)، جبهه ملی سنجابی (چریکهای چپی

«فداییها») گروههای مختلف مجاهدین، عناصر و افراد شاه چگونه بوده است؟


9 گذران روستاها و ایالات به چه نحو است؟ به خصوص از نظر فراهم بودن غذا و محصول.

10 وضعیت کوششها برای بستن یا فروختن و یا با کشتی پس فرستادن وسایل و اسباب و ادوات نظامی

ص: 189

چگونه است؟

11 از دریافتهای سفارتخانه های مهم دیگر چه می توانید بگویید؟ (بگیرید)؟ شوروی مشغول چه کاری

است؟

12 وضعیت دانشگاهها، تلویزیون و دیگر وسایل ارتباط جمعی چگونه است؟

13 وضعیت نقشه ها و تصمیمهایی که برای قانون اساسی و انتخابات گرفته می شود چگونه است؟

14 خمینی، دولت موقت، چه کاری برای عفو عمومی ارتشیها، پلیسها و دیگران انجام داده اند؟

15 در میان جشن، چهارم جولای را فراموش نکنید.



نامه رال. پل برمر سرم، اسکوار

ص: 190

سفارت ایالات متحده آمریکا

موضوع: نامه اداری محرمانه غیر رسمی

رال. پل برمر سرم، اسکوایتر

معاون دبیر اجرایی وزارت کشور

واشنگتن دی. سی.

جری (GERRY) عزیز

من این اواخر خیلی مشغول بوده ام و بدین جهت کمی تأخیر در مکاتبات به عمل آمده است. تصور

می کنم که تو هم گرفتاری زیادی در رابطه با پیدا کردن کار جدید و انتقال داشته ای. از نامه شارن

(SHARON)چنین استنباط می کنیم که دارد کارهایش را در میشیگان (MICHIGAN) ردیف می کند،

اگر او نتواند به زودی به اینجا می آید. سال آینده پس از تعطیل مدارس به واشنگتن خواهد رفت. این مطلب

را به او نگو، من از تو شنیدم.(1)

جریانات در تهران کاملاً مهیج می باشند. طبعا 85 درصد از وقت من صرف همکاری و کمک به تجار

آمریکایی می شود تا آنها بتوانند اختلاف بین شکل انقلاب الفاظی و اصل عادی شدن روابط تجاری را

تشخیص دهند. طرفداران خمینی جدا خواستار برگشت مردم به سر کار و شروع کارها می باشند. بدین

منظور حاضرند که اقدامات لازم را بنمایند (و در اصطلاح انقلابی سازشهای لازم را بنمایند) در صورتی

که آمریکاییها حاضر به اصلاح قراردادهای خود براساس تغییرات حاصله از انقلاب باشند. من در این

زمینه موفقیتهایی حاصل کرده ام و مشکل عمده ام اغلب اوقات این بوده که بعضی از بازیگران آمریکایی که

به منظور مذاکره با ایران می آیند متقاعد کنم به طوری که در اینجا سرشان به سنگ نخورد.

این امر موجب می شود که من به فعالیتهای سیاسی خود در ایران ادامه بدهم. آشکارا بگویم، من با موضع

آمریکا در ایران مبنی بر وجود یک حکومت دوگانه بازرگان و خمینی موافق نیستم. من تصور می کنم که

مفهوم حکومت دوگانه (یا دو حکومتی) بدین جهت مشهور شده است که حاکی از آن است که ما حداقل

می توانیم در بخشی از سیاستهای دستگاه نفوذ نماییم. اگر ادعا کنیم که خمینی تنها منبع قدرت است آن

وقت باید توضیح دهم که ما چگونه می توانیم منافع خود در ایران را صرفا از طریق ارتباط غیر مستقیم و به

وسیله یک شخص ثالثی که طبعا با ما، در بسیاری مسایل هم فکری ندارد حفظ نماییم (و تازه این امر خود

چندان مورد قبول مردم که اصل قضیه هستند نیست).

به نظر من حتی اگر یک حکومت دو گانه در ایران وجود داشته است، با آمدن خمینی به عنوان منبع

قدرت به سرعت عمر آن خاتمه داده شد. اقدامات شدید اخیر خمینی، برای ایجاد نظم و انضباط در رابطه

با کردها، حملات او به چپگراها، بی توجهی عینی او به روشنفکران منتقد و ظاهرا ایجاد محدودیتهای

موقتی برای مطبوعات در هفته های اخیر را من یک عکس العمل فوری و بی اساس که ناشی از خارج شدن

حوادث از کنترل خمینی باشد نمی دانم. بلکه آن را یک نوع استفاده اصولی از قدرت توسط مردی است که

علنا گفته است که او اشتباه کرنسکی (KERENSKY) را تکرار نخواهد کرد و بر خلاف او سلاح انقلاب را


بر علیه طرفداران راحت طلبی که از نهضت برای مقاصد خودشان می خواهد استفاده کنند به کار خواهد

برد، می دانم.

1- نفوذ سیستم های سرّی در خانواده اشان و دوستانشان هم!
ص: 191

فکر می کنم در اینجا یک مسئله زمانی هم وجود دارد. خمینی می داند که مجلس خبرگان او که تحت

نفوذ ملاها می باشد، مشغول تکمیل کردن یک قانون اساسی دلخواه برای جمهوری اسلامی مورد نظر او

می باشد. در ظرف چند هفته آینده در عمل، انقلاب به عنوان یک موفقیت قطعی اعلام خواهد شد و

حکومت دائمی جدیدی به کار خواهد افتاد. به نظر من بهترین هدیه الهی خمینی به انقلاب ایران وجود

گروه مخالفی، خلع سلاح شده و دسته دسته شده و جمعیتی که نیاز به فرمان و اطاعت از حکومت دارد

می باشد.

به علاوه، در این لحظه از زمان، خمینی قادر است در عرض چند ساعت با یک فرمان نیم میلیون از

مردم را به خیابانها بکشاند. سپاه انقلاب او مشتاقانه خود را به سوی هر گروهی پرتاب خواهند کرد، چه

آن گروه بتواند از خود دفاع کند یا نه. در عرض شش ماه یا یک سال، مرحله رهایی از جادوگری ناگزیر

شروع خواهد شد، قدرت او در برابری با انتقادات کمتر خواهد شد و به تصور من در آن زمان ترجیح

خواهد داد که دولت جدید او اقدامات اصلاحی را در جهت آزادی و رهایی از قدرتمندی شروع نماید.

وقتی که خمینی حاضر به انجام این کار شود، آن وقت انتقادات را پذیرفته و دیگر نخواهد توانست آنها را

به دور بریزد.

و اما نتایج این جریانات برای آمریکا چه خواهد بود؟ چنانچه خمینی قادر به تحمل دوران رهایی از

جادوگری باشد شما دورنمای آینده برای ثبات داخلی را به زودی بهبود بخشیده و زمینه را برای تمامیت

ارضی خدشه ناپذیری آماده کرده اید. به علاوه برای من روشن است که خمینی علاوه بر ایجاد نظم

خواستار آن است که مردم را هر چه زودتر سر کار برگردانده و برای آنان یک زندگی آبرومند و حتی

افزایش سطح زندگی آنان را براساس مقیاسهای محلی تأمین نماید. (به من گفته شده که یک حکومت

جمهوری اسلامی معتقد و جدی را نباید به عنوان یک حکومت بیهوده یا عقب افتاده تلقی کرد).

منافع ما در تداوم دسترسی ما به نفت ایران باید از طریق توانایی دولت در حفظ نظم و آرامش در مناطق

نفت خیز و نیاز آن به درآمد نفت تضمین گردد.(1) منافع، در زمینه پرداختهای ایران از بابت درآمد نفت به

آمریکا (از طریق خرید بیشتر توسط ایران) باید گسترده تر شود. (اگر با پاسخ ندادن به ابراز علاقه ها ضربه

نزنیم) افزایش منافع، در ایران باید از طریق انتقال دلار حاصله از نفت به فعالیتهایی که ایجاد کار می کنند،

انجام شود. این احتیاج به طور روزافزونی روشن می شود. برای این کار باید یا کالاهای معرفی را افزایش

داد و یا طرحهای متمرکزی که احتیاج به کارگر زیاد دارد تأسیس نمود و آنها را در جهت ایجاد صنایع

کارگرپذیر هدایت نمود. (فکر می کنم این امر خود نهایتا موجب افزایش تولید نفت نیز خواهد شد).(2) نهایت

امر اینکه خمینی مطمئن به خود با احاطه ای کامل بر اوضاع و احوال در داخل کشور و شک و بدگمانیهای

فراوانی نسبت به غرب و جریانات غربی برای ما مشکلات جدی زیادی در بسیاری از زمینه ها و روابط

چندجانبه ای (بین المللی) به وجود خواهد آورد. ما به خمینی در آینده نزدیک حداقل به همان اندازه

احتیاج داریم که او به ما احتیاج دارد. بدین ترتیب ما چیزی که با آن خمینی را تهدید کنیم نداریم. (به

عبارت دیگر ما دلیلی برای تهدید خمینی نداشته و این کار را نمی توانیم بکنیم) مخصوصا در سیاست

1- و لابد حالا هم که صدور نفت به آمریکا قطع شده است یعنی منافع نفتی آمریکا از بین رفته است شیوه آمریکا نیز تغییر یافته و انفجار و انهدام تأسیسات نفتی را مدنظر قرار داده اند.
2- آرزوهای امپریالیستی
ص: 192

مربوط به خاورمیانه، خمینی نیرویی خواهد شد که ما ناچاریم آن را به حساب بیاوریم.

جری! تصادفا آرزو داشتم که می توانستم بگویم که تماسهای خوبی با ملاهای مهم که تمام این مطلب

را تأیید بکنند دارم. بدیهی است که چنین تماسی ندارم. من تماسهایی با بعضی از عوامل خمینی در جهان

تجارت دارم. با نیم جین از افراد نیمه اصلاح کرده (ته ریش دار) ولی نسبتا منطقی، جوان و از مردانی که بعد

از انقلاب در جریان کار قرار گرفته اند و نیز تنی چند از افراد قدیمی (اصطلاح «مردان جدید» در مورد این

گروه هم به کار برده شده و منظور افرادی که بعد از انقلاب مسئولیتی دارند می باشند) و منطقی تماس دارم.

معذالک بیشتر این مطالب نظریه شخصی و تعبیر آن است. علاوه بر من کارمند دیگری با من کار می کند و ما

دو نفر در یک دایره ای که قرار است چهار نفر کار بکنند، کار می کنیم. من احتیاج فراوانی مخصوصا به یک

اقتصاددان دارم. یک شخصی در دفتر ایران به نام مارک جانسون خودش را برای این کار داوطلب کرده

است او دو ماه اینجا بوده است آیا فرصتی وجود دارد که یکی از کارمندان ارشد را بخواهید و او را برای این

کار بفرستید؟ متأسفم از اینکه سخن به درازا کشید. با بهترین آرزوها.

ارادتمند. آندریو.دی.رسنز

ص: 193

سفارت ایالات متحده

تاریخ 4 سپتامبر 1979 13/6/58

یادداشت برای قسمت سیاسی آقای لی مبرت

از قسمت اقتصادی آ دی سنز

عواقب و اثرات ترکیب سیاسی ایران به طوری که از تلگراف شما برمی آید کاملاً صحیح و مربوط به

نظر می رسند. به نظر من شما پا را فراتر نهاده و اثرات سقوط حکومت دوگانه ایران را روی منافع آمریکا

بیان کرده اید و یک (VIe) از من خواست تا نظریاتم را در این باره اعلام نموده شاید بتواند در تلگراف بعدی

شما تا حدی مفید واقع شوند.

این نظریات عبارتند از:

به نظر می رسد که حکومت دو گانه ای در ایران وجود داشته، با آمدن خمینی... الی آخر. (بقیه نامه عینا

از نامه قبلی به جری (JERRY) گرفته شده است.)(1)


خمینی غیرروحانی ها را از انقلاب خود طرد می کند

شماره سند 5930

از: سفارت تهرانتاریخ: 7 ژوئن 79 17/3/58

به: واشنگتن وزارت امور خارجه دارای حق تقدم

گزارشگر: تامست

طبقه بندی: استفاده محدود اداری

موضوع: خمینی غیرروحانی ها را از انقلاب خود طرد می کند.

ترجمه خلاصه مطالب مهم (در صورت خیلی مهم بودن ترجمه کامل)

1 (محرمانه تمام متن)

2 خلاصه: در گفتگوی 5 ژوئن ضمن یادآوری شانزدهمین سالگرد قیام سرکوب شده که برای خمینی

آغاز انقلاب بود، خمینی هر کسی را که خارج از اسلام ارتجاعی او بود منحرف خواند و به آنها انتخاب

تسلیم کلی یا انهدام را نمود. (پایان خلاصه)

3 پس از موفقیت انقلاب در فوریه 79، مقامات مسئول در ایران نگران تخفیف ماهیت خودرویانه سریع

آن بودند و همچنین در جستجوی ریشه های آن در وقایع تاریخی (و ادعای استمرار از چه جایی).

اغلب اعضای دولت ایران و اکثر گروههای غیرمذهبی مبدأ آن را به سال 1953 دوره مصدق ربط

می دادند. افراطیون چپ فداییان خلق آن را با تأسیس سازمان خویش در اواخر سالهای 1950 مرتبط

می دانستند.

روز یادبود (15 خرداد) عزای ملی در سخنرانی مخصوصی، آیت اللّه خمینی ادعا کرد که 5 ژوئن 1963 نه

تنها مبدأ انقلاب بود بلکه تأکید می کند که دیگر گروهها نیز در انقلابش مشارکت نداشتند.

5 ژوئن روز قیام، اتحادی از بازاریان، عناصر زمینه داران و مسلمانان متعصب به رهبری روحانیون

منجمله خمینی بر علیه انقلاب سفید شاه صورت گرفت. این برنامه تسلیم زمین و احیای حقوق زنان را

دربر داشت.

1- دنباله این سند در هیچیک از نسخ چاپ شده قبلی ترجمه نشده بود لذا برای حفظ امانت کلیشه سند عیناً آورده شد.
ص: 194

4 بعد از شورشی که پس از سخنرانی خمینی صورت گرفت و به طور وحشیانه سرکوب شد و خمینی نیز

توقیف گردید، اعمال رهبران مذهبی مانع محاکمه و اعدام احتمالی او گردید. شهدای آن شورش نیز از

طبقه پایین بازاریان محافظه کار و محصلین مذهبی بودند.

5 خمینی اخیرا مواجه با تشدید انتقاد و اعتراض شده است. کم توجهی او به مصدق، نخست وزیر قبلی،

باعث انتقاد گروههای غیرمذهبی سیاسی شده است (منجمله بازرگان) گروه تروریستی فرقان مدعی

ایده «اسلام بدون آخوند» شد؛ رئیس کانون وکلا اعلام کرد که قوانین اسلامی برای قرن بیستم کافی

نیست؛ جبهه دمکراتیک ملی خمینی را دیکتاتور نامید.

6 قسمت انتخاب شده از سخنرانی امام: حادثه 5 ژوئن را که به وجود آورد؟ که آن را دنبال کرد؟ چه کسی

از این پس رهرو آن است؟... طبقات پایین... کشاورزان... کارگران... مسلمانان شاغل بازار. این طبقه از

مردم هستند که گفته می شود کشور را می گردانند، دیگری حقی ندارد... آنان که تصور می کنند جز اسلام

رژیم قبلی را چیزی ساقط کرد. آنان که با ما مخالفت می کنند... بایستی درست ارشاد شوند اگر ممکن

است... در غیر این صورت همان مردمی که رژیم را نابود کردند، این کانونها را منهدم خواهند کرد، نه

عوامل انحصارا اسلامی، ملتی که از غربزدگی رنج دیده... شما، قضات ما، کانون حقوق بشر ما، از این

قضات (غربی) تبعیت نکنید... این طبقاتی که انقلاب را به ثمر رساندند تحت عنوان حقوق بشرشان....

آنها که نظریات تفرقه طلبانه دارند، آنها که اسلام 1400 ساله را کهنه، غیرمقبول تلقی می کنند... اینها

باید موضعشان را از سایر ملت جدا کنند برادران من، آنچه شما در جستجوی آن هستید در اسلام نهفته

است. من به شما نصیحت می کنم از روحانیت جدا نشوید، اگر این نیرو از بین برود شما هیچ خواهید شد.

خدایا تو شاهد باش که من حمایت از روحانی نمی کنم به خاطر اینکه خودم ملبس هستم... این است...

آنچه مردم می خواهند. (پایان قسمت منتخب سخنرانی امام).(1)

7 به نظر برخی این تهدید صریح به نابودی علیه مخالفین چیزی جز تعهد بی تهدید ضمنی بروز جنگ

داخلی از طرف جبهه دمکراتیک ملی به خمینی طی نامه شان نیست و اینکه مسئله جدی گرفته

نمی شود، هر چند دیگران وحشت زده اند. به نظر آنها تشریح «انتخاب» از سوی خمینی آن چنان

خصوصیاتی دارد که گروههای غیرمذهبی اینک هیچ راهی جز انتخاب ائتلاف کلی (و کنار گذاشتن

اصول خود) یا باز کردن راه مخالفت ندارند. هنوز عده ای زیاد هستند که وضع خمینی را با بیان الهی

تلقی می کنند و ممکن است این سخن را به عنوان اجازه ای برای تشنج علیه هر گروه مخالفی به حساب

آورند.(2)

8 نظریه: در این مورد که خمینی در مورد نابودی منحرفین جدی است نشانه بارز شکاف مشخصی بین او

و منتقدین می باشد. تنها گروهی که خمینی حمله نکرده، دیگر آیات هستند که از او انتقاد کرده اند.

ترکیب یا همکاری آنها با گروههای غیرمذهبی این حمله را آرام می کند ولی امید منزوی کردن

1- آنها که از اسلام ارتجاعی خمینی حرف می زنند ٬ آنها که نظرات و دیدگاههای اسلام امام و روحانیت را ارتجاعی می دانند با ناس (از مزدوران درجه اول) هم عقیده اند. همان عقیده ای. که شاه نیز در مورد امام و روحانیت ابراز می کرده. چرا واقعیات ٬ خودباختگان به ابرقدرتها را به خود نمی آورد!؟
2- به طور کلی می توان گفت: سند ٬ دلسوزاندن آمریکا برای طیف وسیع (از نظر نام فرقه ها و اختلافات) ضدانقلاب را نشان می دهد همان گروههایی که خواهناخواه ٬ از نغمه های شوم و از سخنانشان ٬ سنخیت آنها با مواضع و تفکر آمریکایی آشکار است.
ص: 195

گروههای غیرمذهبی پیش از اینکه هر نوع تجمع نیروها حاصل بشود، وجود دارد. امکان بروز تشنج

پس از این سخنرانی زیاد شده ولی خمینی آشکارا نیروی برنده را بر علیه هر گروه منفرد غیرمذهبی

مخالف دارد، که ممکن است به صورت تهورآمیزی برای همکاری بین گروههای مختلف سیاسی و

همچنین بین ایشان و متنفذینِ روحانیِ خمینی، بکار رود.


انقلاب پس از دو ماه

سند شماره 4

گزارشگر: استمپلتاریخ: 28/1/58

طبقه بندی: محرمانهشماره: 01/4025

«انقلاب پس از دو ماه»

خلاصه: برنامه سیاسی اجرایی انقلاب اسلامی تا به حال در هم ریخته و آشفته بوده است. اسلوبهای

حکومتی مشابه مشکلاتی را سبب شده و تولید برخوردهایی می کنند. نقش فلسطینیها در انقلاب ممکن

است افزایش یابد. واکنش عمومی نسبت به عملکردهای انقلابی در هم ریخته و مغشوش می شود و هیچ

یکنواختی در شور انقلابی مردم پدیدار نشده است. برنامه اقتصادی مشکلات سیاسی فعلی و آینده را

تشدید می کند (پایان خلاصه).

3 در اثر یک سری مکالمات و چندین ملاقات با دوستان ما در جنوب و شرق تهران بخش سیاسی

مطالب زیر را در جهت آشکار ساختن چهره انقلاب اسلامی در دو ماه اخیر عرضه کرد.

4 برنامه های اجرایی حکومت علیرغم در نظر گرفتن مشکلات انقلابی به سوی تباهی ادامه یافته.

خیلیها از اینکه با وجود دخالتهای روزانه کمیته ها در کار دولت (اصلاً کارهایی انجام می پذیرد؟) متعجبند؛

گرچه این دخالت بیشتر در امور امنیتی آشکار می شود. در جایی که کمیته مردم را دستگیر کرده، محاکمه

کرده و بدون اطلاع حکومت فعلی ایران می کشد؛(1) این دوگانگی ساختمانی در دیگر ارگانها نیز به همین

حد آزاردهنده است. مسئولین در ادارات دولتی از تصمیم گیریها و تهیه مدارک و اسناد تا زمانی که کمیته

صلاحیت فرد را تصویب کند خودداری می کنند.

اوضاع که انتظار می رفت به نوعی بهبود یابد هیچ تغییر نکرده است. رشوه گیریهای مستقیم به طور قابل

توجهی کاهش یافته است.(2) بجز کسانی که این موقعیت را داشته اند که مدارک دولتی برای فروش زمین و

اجاره ساختمان و از این قبیل چیزها فراهم کنند. اینها احساس می کنند که مهارت ایرانیها در این است که

به سرعت راههای جدیدی در کنار اخلاق اسلامی بیابند. بخشش به مسجد مورد نظر افراد به نظر می رسد

که متداول ترین طریقه ای باشد که در حال حاضر جریان دارد. در بخش اقتصادی تصمیم گیریها هنوز

مغشوش و در هم است. اما از حالت وقفه ای و سستی که بعد از انقلاب پیش آمده بود و عملیات بانکی را

متوقف کرده بود، بیرون آمده است. تولیدات صنعتی ناجور و ناهموار است. گزارشات از شیراز رسیده

نشان می دهد که کلیه طرحها به کار افتاده اند، اما گزارشات تبریز به عکس است: اعتماد و اطمینان

1- یعنی اوایل پیروزی انقلاب نوشته شده است ٬ جریان دستگیری ٬ محاکمه و اعدام مربوط می شود به /1/ 1 از آنجا که این تحلیل در تاریخ 28 دستگیری مزدوران رژیم سابق از قبیل هویدا و نصیری و... و تضاد بین کمیته ها و دولت در این امر نیز در سخنان نخست وزیر وقت آمده بوده است.
2- با این حساب کاهش قابل توجه رشوهگیریها یعنی عدم بهبود در اوضاع از نظر آمریکا.
ص: 196

اقتصادی کم است و بیکاری مسئله ای است که در کمین سیاستهای اسلامی است و به آرامی آن را دنبال

می کند.

5 در فضای کاملاً سیاسی، رفراندوم پیروزی قالب بر محتوی بود و به طور گسترده ای حتی توسط

ساده ترین افراد نیز اینچنین شناخته شد. وزارت کشور که به طور معمول انتخابات را اداره می کند، تقریبا

به کلی در کنار خط بود. مسئولین وزارتخانه گفتند که کمیته خمینی به تنهایی کلیه کارهای انتخاباتی را

انجام دادند. تشکیلات اداری در کشور اتفاقی می نماید و از مخفی بودن ورقه رأی خبری نبود و شمارش

آرا در کلیه سطوح جامعه به یک چیز مسخره می نمود. از طرفی کلیه این مسایل سودمند بوده است و

انتظارات بیش از حدی را که از این حکومت می رفت مأیوس ساخته است. البته این مطلب هیچ نقشی در

بازگرداندن اعتبار حکومت نداشته است. حکومت فعلی ایران احتیاج دارد که حداقل خود را در مسایل

جاری خیلی مستحکم تر و محکم تر و قوی تر نشان دهد. خصوصا در مسایل اجرائی قابل رؤیتی مانند

ترافیک و تدارک خدمات.

6 علت بزرگ سیستمی ضعف اعتبار اجرائی، تشدید ساختهای حکومتی متشابه، یعنی دولت

بازرگان از یک طرف و کمیته های خمینی از طرف دیگر، می باشد. به جای از بین رفتن کمیته ها، آنها به

دخالتهایشان در امور اداری و دولتی ادامه می دهند و تأثیر منفی بر تواناییهای دولت فعلی (در جهت سر و

سامان بخشیدن به کارهای خود) وارد می کنند. استعفای وزیر خارجه، سنجابی، و شایعه استعفای وزیر

دادگستری، مبشری و حتی استعفای خود بازرگان نمایشگر این مسئله است و برنامه های ناجوری که

توسط کمیته های مختلف انجام شده است، انتقاد عموم را برانگیخته است. کمیته مرکزی وزارت کشور

هفته گذشته با صدر حاج سید جوادی وزیر کشور درگیر شد و این هنگامی بود که حاج سید جوادی از

مشورت در مورد انتصاب افراد ارشد امتناع کرد. در 11 آپریل کمیته فرمان، به کارمندان وزارت کشور

دستور اعتصاب داد.

طبق گفته دو مدیر کل در حدود 80% کارمندان به کار بازگشته اند اما اوضاع ناپایدار است. در حالی که

اوضاع در وزارتخانه های دیگر به این بدی نبوده است، ما مطلع شدیم که برخوردهایی بین کمیته ها و

وزارتخانه های دولتی در حداقل سه وزارتخانه دیگر (کار، آموزش و پرورش و دادگستری) و شاید دیگر

وزارتخانه هایی که اطلاعات ما در مورد آنها کافی نیست، اتفاق افتاده است.

تأثیر این درگیری داخلی بین عناصری که به ظاهر از حرکت اسلامی مشترکی هستند، توانسته امید را


در آنهایی که به تدریج شروع به رد کردن چیزهایی که حرکت اسلامی از آن طرفداری می کرده، زنده کند.

به جای حرکت به سمت مصالحه و میانه روی خمینی و کمیته های انقلابی... باقی مانده اند.(1) خصوصا در

رابطه با عناصر رژیم گذشته و جایگزین کردن ارزشهای اسلامی در جامعه.فداییان و احزاب مارکسیست

نیروهای تازه ای را به خود جذب کرده اند. در حالی که آنها نسبت به تشکیلات مسجدی اسلامیها ضعیف

باقی مانده اند، سعی و کوشش تشکیلاتی شدیدی را در زمینه های سیاسی و نظامی به خرج می دهند.

نشریاتشان به راحتی در تمام شهر قابل دسترسی است و پوسترهایی که چهره چه گوارا را نشان می دهد، به

چشم می خورد. مأمور گزارشگر ما با دو ایرانی صحبت کرده. یکی یک دوست قدیمی که در کلاس سیاسی

که از طرف فداییان در دو هفته گذشته تشکیل شده بود، شرکت کرده است. در این میهمانی شام نسبتا

1- گروههای اسلامی که در آن زمان (و این زمان هم) مخالفت خود را با دولت حفظ نموده اند.
ص: 197

بزرگ از 15 متخصص جوان که در جلسه حضور داشتند معلوم شد که فقط دو نفر از حرکت اسلامی بر علیه

مارکسیستها طرفداری می کنند. این خبر است و قطعی نیست. چیزی که مشکل آفرین است این است که

مدرنیستها در حرکت اسلامی در مقام تدافع بوده و حالت تدافعی به خود گرفته اند و فداییان و دیگر احزاب

مارکسیست شروع خوبی در ایجاد یک پایگاه معتبر در بین جوانان و آینده سازان کرده اند، که این پایگاه را

در یک ماه قبل نداشتند. عده ای از دانشگاهیان ایرانی متقاعد می شوند که فداییان با احتیاط شروع به

پیشروی در جهت ایجاد پیوند با گروههای قبیله ای بزرگ هستند (در این نقطه نظر یزدی هم سهیم است).

8 مأمور گزارش در یک فرصت غیرمنتظره این شانس را به دست آورد که نقشه های ماههای آینده

مجاهدین را که توسط مسئول کمیته میدان ژاله تشریح می شد بشنود. مسئول گزارش در حال ملاقات در

خانه دوست قدیمی نزدیک میدان ژاله در شب 13 آوریل بود که چهار مهمان وارد شدند. مأمور سیاسی به

عنوان کسی که به صاحبخانه درس می دهد معرفی شد و آن گروه چهار نفری از ارتباط با سفارت بی خبر

ماندند. به سرعت مجمع با صحبتهای سیاسی آغاز شد چنان که اغلب گروهها در این روزها چنین

می کنند. یک ضرب المثل معروف است که می گوید هر پنج ایرانی که جمع می شوند به سرعت هفت موضع

سیاسی اتخاذ می کنند و این خصیصه ایرانیها را نشان می دهد. مسئول کمیته مجاهدین درباره نقش اساسی

فلسطینیها در انقلاب توضیح داد. وقتی که به وسیله دیگران مورد سؤال قرار گرفت، توضیح داد که سازمان

آزادی بخش فلسطین (PLO) هنوز از نظر نظامی به مجاهدین و فدائیها کمکهای اساسی می کند و مقداری

هم کمک سازماندهی به جنبش خمینی می کند.وقتی که پروفسور ایرانی از مسئول کمیته که در مورد

اظهارات سخنگوی دولت موقت (PGOI)انتظام، که گفت دولت موقت به سازمان آزادی بخش فلسطین

کمک نظامی نخواهد کرد و گفت که این حرف برای خاطر غرب گفته شده، چون ایران هر وقت (PLO)

احتیاج به کمک داشته باشد به او کمک خواهد کرد سؤال کرد، مسئول کمیته تصویری از ساختمان جنبش

اسلامی و تشکیلات آن که با کمک (PLO) ترسیم کرد و آینده خوبی را با توجه به شروع همکاری کمیته ها

با دولت موقت پیش بینی کرد. تنها مسئله پافشاری مسئول کمیته روی این موضوع بود، که همکاری وقتی

حاصل می شود که دولت موقت بیاموزد که دستورات کمیته را بهتر پیروی کند. یک نفر که بین حرف پرید،

پرسید چه اطمینانی برای مجاهدین وجود دارد که (PLO) به طور مخفی فداییها را به قیمت مجاهدین

تقویت نکند. مسئول کمیته بر روی این نکته مطمئن بود. دو نفر دیگر فکر می کردند که (PLO) و فداییان

وجه مشترک بیشتری نسبت به هم دارند، تا (PLO) و مجاهدین، اما گروه موافق نبودند.تفسیر: طبق

منابعی که در جلسات فداییان شرکت کرده اند، پرچمها و شعارهای (PLO) در مرکز اصلی فداییها به طور

جدی وجود دارد و آموزشهای نظامی فداییها به کمک معلمهای نظامی که در لبنان آموزش دیده اند هر

روزه انجام می شود. آموزش بر روی تمام سلاح های اتوماتیک و مسلسلها و بمبها انجام می شود.

9 عکس العمل افکار عمومی نسبت به انقلاب نابسامان است، ولی به طور کلی آن را قبول دارند.

خیلیها در خارج شهرها اصلاً تأثیر نپذیرفتند. طبقات پایین و متوسط پایین شعارهای انقلابی می دهند

ولی تغییراتی در زندگیشان مشاهده نمی کنند. طبقات متوسط از عدالت اسلامی می ترسند ولی این مسئله

بر کسانی که در قسمت پایینی از ترازو هستند، تأثیری نگذاشته. کمبودها آنقدر طولانی شدند که دیگر به

عنوان یک ناراحتی بی اهمیت تلقی می شوند. زندگی مقداری بهتر از زمستان سال گذشته است، در حالی

که مقداری از حساب بهبود وضع اقتصادی طبقات پایین را به پای انقلاب می گذارند، مقدار بیشتر آن را

ص: 198

پای آمدن بهار می گذارند، از لحاظ سیاسی مردم کار خودشان را کرده اند و آماده اند که به کارهای روزمره

بپردازند. دولت موقت و خمینی نتوانسته اند زمینه وحدتی تشکیل دهند، حتی تعدادی از ایرانیهای ساده

که پایه های اساسی حمایت از خمینی می باشند پیش خودشان سؤالاتی در مورد جمهوری اسلامی خالص

مطرح می کنند. از دست دادن جو سیاسی و ناتوانی دولت موقت در اعمال قدرت کامل، نیروهایی را به کار

انداخته که ممکن است کسی نتواند آنها را در کوتاه مدت کنترل کند. این نیروها امکان دارد که بتوانند طی

سه اضافه تا شش ماه آینده پایگاه قوی خمینی را خراب کنند و این در حالی است که تصویر اسلامی

بهشتی که در پی آنند خدشه دار شده و عکس العملهای مغشوش نسبت به انقلاب در رابطه با اعدامهای

انقلابی به طرز مثبتی عصبی می باشند. آنهایی که سنشان از 30 سال کمتر است متقاعد شده اند که کشتن

تعداد زیادی از طرفداران شاه عدالت است. والدین آنان و افراد متین تر حتی خیلی از آنان که هیچ گاه از

حکومت سلطنتی حمایت نمی کردند، وحشت زده بودند. حداقل دو نفر از مسئولین سفارت در بخشهایی

که ناشی از اختلاف بین دو نسل بوده شرکت داشته اند و جوانان کمیته عملاً در مورد عدالت اعدامهای

انقلابی سر والدین فریاد می کشیدند طی هفته گذشته تهران شاهد پدیده های جدیدی بود. دسته های

جوانانی که پدرانشان اعدام شده بودند جمع می شدند تا از پاسداران انتقام بگیرند. تعدادی شاهد عینی

دیده اند که پاسداران کشته می شوند. یک ایرانی که صاحب چند مغازه کوچک در جنوب شهر می باشد

گفت کشتارهای شبانه مخفی از 10 14 آوریل حدود 30 پاسدار را در حوالی مغازه هایش کشته اند.

تدابیر امنیتی خوب نیستند ولی تدابیر سیاسی بدتر می باشند. جهت غیرانقلاب خیلیها در جنوب شهر را به

طرف خودش می کشاند. مخصوصا آنهایی که داوطلب پاسداری توسط کمیته های محلی شده اند و

کارشان گشتن خانه ها می باشد. با وجودی که اوضاع در کوتاه مدت قابل کنترل است، اگر اوضاع بدتر

شود؛ شور انقلابی می تواند به درگیریهای داخلی تبدیل گردد.11 تعدادی از شاهدان ایرانی معتقدند که

کم کم طبقه حاکم سابق از جانب انفعالی درمی آید و موضع تهاجمی می گیرد و این هر چقدر هم که ضعیف

باشد، تدریجا با نارضایتیهای اقتصادی تلفیق خواهد شد و این دو می توانند تهدید و مشکلات واقعی برای

دولت انقلاب و نهضت اسلامی به وجود آورند. همچنین عکس العمل ضعیف ولی قابل تشخیص

ضدفلسطینی به وجود آمده و این به خاطر صحبتهای علنی مربوط به جایگزینی کادر تکنیسین خارجی

توسط افراد فلسطینی بوده. انقلاب قولهای زیادی داد و توقعات را بالا برده. ایرانیها در بازی سیاسی اخیر

«تو برای من چه کار کرده ای» خبره هستند و عناصری در نابسامانیهای سیاسی فعلی وجود دارند که به

طور فعال سعی دارند به اختلافات میان نهضت اسلامی و دولت موقت دامن بزنند و سوءاستفاده کنند. تا به

حال هیچ گونه زمینه وحدت ایدئولوژیک و یا تشکیلاتی نبوده و خیلیهای سعی دارند، با موضعگیری های

جدید از فرصت استفاده ببرند و فقط ضعف تشکیلاتی خودشان موجب شده که تهدیدی برای دولت

نباشند. در این رابطه تمیز دادن طالقانی از گروه خمینی و سرعت فداییان در حمایت از او نگران کننده

می باشد. تظاهراتی که در 15 آوریل آغاز گشته اند و گروههایی از دانشجویان و دانش آموزان که در تهران

راه می افتند و سرود می خوانند یادآور دوره گذشته نوامبر و ژانویه می باشد و تجربه گذشته دوباره به طور

جدی مطرح می گردد.



مصاحبه رادیو صدای آمریکا

ص: 199

سند شماره 5

از: سفارت آمریکا در تهرانطبقه بندی: سرّی

به: وزیر امور خارجه واشنگتن حق تقدمگزارشگر: ناس

موضوع: مصاحبه رادیو صدای آمریکا

1 تمام متن سرّی است پیام گزارشی می باشد.

2 در کلیه تماسهای اخیرم، مقامات دولتی به طور جدی، شکایاتی در مورد شیوه انتقادی که

رسانه های گروهی غربی و مخصوصا آمریکایی در برابر دولت انقلابی پیش گرفته اند، مطرح کردند.

افرادی که فعلاً سوار بر زین هستند، کم از پیشینیان نیستند و خیلی حساس می باشند، لذا ممکن است، آنها

توطئه ای ببینند از جانب دولت آمریکا، صهیونیزم و غیره. همچنین پیامهای روزانه ما در حمایت از بختیار

در ژانویه و سکوت رسمی ما (که من شدیدا از آن حمایت می کنم) در مورد دولت بازرگان طی چند هفته

گذشته، را به یاد ما می آورند؛ البته هیچ علاجی برای بدبینی ایرانیها وجود ندارد ولی من معتقدم که ما باید

کوششهایی را در نظر بگیریم که آمریکا دید مثبت تری نسبت به دولت ارائه دهد.

3 مأمور سیاسی سفارت به من گفت، هنگامی که در اواخر مارس در واشنگتن بود، رادیو صدای

آمریکا قرار بود از طریق یک مصاحبه در مورد ایران با شما تماس حاصل کند. این به نظر من برنامه عالی

است و من امیدوارم بتوانید کار را به زودی به دست بگیرید. شما در این کار خبره هستید و می توانید در

مورد موضوعاتی مانند عادی شدن روابط، پیوستگیهای تاریخی، منافع مشترک، دینامیسم تغییرات

اجتماعی و غیره صحبت کنید البته بدون نزدیکی بیش از حد به دولت که این یا به ضرر آن و یا به ضرر

خودمان خواهد شد.


ارتباطات عمومی دیپلماسی بین ایالات متحده و ایران

ص: 200

سند شماره 6

آژانس بین المللی ارتباطاتمحرمانه 26 سپتامبر 1979 یا 4/7/58

ایالات متحده آمریکاواشنگتن دی سی 20547

یادداشتی برای: آقای هارولد، اچ . ساندرز

از: آژانس بین المللی ارتباطات ار تی کوران

موضوع: ارتباطات عمومی دیپلماسی بین ایالات متحده و ایران اکتبر 1979، فوریه 1980

براساس مباحثات انجام شده در دفترتان در تاریخ 7 سپتامبر آژانس بین المللی ارتباطات موافقت

می نماید، که شناسایی محتاطانه امکانات اضافی به منظور ایجاد ارتباط بین آمریکا و ایران در زمینه

دیپلماسی عمومی، در ظرف 5 ماه آینده کاملاً ضروری است.

به عنوان یک راهنمای عملی، ما سعی خواهیم کرد که روابط بین مؤسسات و نهادها، یک تصویر کلی از

ارتباطات را که در تاریخ 7 سپتامبر مورد تأیید قرار گرفت، تشویق نماییم. این گونه تماسها بر روی روابط

دو جانبه استوار و تأکید خواهند شد. در این لحظه از زمان، باید متوجه بود که بسط و توسعه این گونه روابط

بستگی به ایجاد یک جو حاکی از اعتماد و احترام می باشد. در مراحل اولیه، ایجاد روابط دوستانه و تفاهم

بین اشخاص به طور انفرادی و شخصی حائز اهمیت فراوان می باشد. از طریق چنین تماسهای شخصی به

دقت روابط بین نهادها و مؤسسات به وجود آمده، که این روابط به سهم خود می توانند روابط متقابل

پیشرفته تر را استحکام بخشند.

زمینه های مساعد به منظور ایجاد و یا تجدید روابط عبارتند از ایران شناسی، علوم انسانی، علوم

تجربی، آموزش زبان انگلیسی و امور ورزشی.(1)

یکی از برنامه هایی که هنوز ادامه دارد اگرچه در سطح و مقیاس کمی می باشد، حرکت یک طرفه ایرانیان به

ایالات متحده می باشد که یکی از کارهای کمیسیون فول برایت می باشد. ایالت متحده باید حمایتهای مالی

خود را از این عملیات ادامه داده و نیز به ایجاد روابط بنیادی و نهادی بین بخش خصوصی و عمومی در

زمینه آموزش و پرورش در هر دو کشور اقدام ورزد. همچنین فعالیتهای قانونی برنامه ریزی شده در مورد

مؤسسه آمریکایی برای مطالعات ایران شناسی باید تقویت گردد.

در داخل این چهارچوب عمومی و در پاسخ به پیشنهادات و توصیه های کاردار و کارمند روابط

عمومی، ما می خواهیم راهها و امکانات ذیل را برای انجام بعضی اقدامات بررسی نموده و در صورتی که

مقامات ایرانی نشان دهند که آنان نیز به تقویت و گسترش روابط، متقابلاً علاقه مندند، آنها را به مرحله

عمل درآوریم.

1 پیشنهاد کنیم که شخصیتهای کشوری و علمی که به طور دقیقی انتخاب شده اند از ایران دیدن نمایند. در

صورت امکان این ملاقاتها به طور خصوصی ترتیب داده خواهد شد. افراد انتخاب شده باید معتبر بوده و

خصوصیتشان با شرایط فعلی ایران متناسب باشد.

2 از دانشمندان و شخصیتهای علمی اسلامی و در صورت امکان از شخصیتهای مذهبی دعوت نموده تا

1- باید توجه کرد که دخالت امپریالیستها در امور ممالک دیگر ٬ گرچه در نهایت به منافع اقتصادی منجر خواهد شد ٬ اما راههای نفوذ ممکن است چنین نباشد ٬ در این سند نیز راههای نفوذ متفاوت ذکر شده اند.
ص: 201

در مراسم برگزاری جشنهای هجرت در آمریکا حضور یابند.(1)

در این جریانات باید از نمایندگان مشابه سایر کشورهای اسلامی نیز دعوت به عمل آورد تا بر جنبه چند

ملیتی بودن مراسم تأکید شود. امر نظارت باید به طور خصوصی انجام گرفته به طوری که کمیته برگزاری

جشن هجرت نقش اساسی را بازی کند.

3 با مؤسسات خصوصی از قبیل «بنیاد جانسون» و یا سمینارهای تشکیل شده از طریق دانشگاهها

منجمله «مرکز شرق و غرب» مذاکره شده و از شخصیتها و گروههای علمی ایران دعوت شده، تا در

آمریکا گرد آمده و موضوعات غیر بحث انگیز را مورد گفتگو قرار دهند. جلسات و گردهماییهای چند

ملیتی ارجحیت دارند.

زمینه هایی که می توانند انتخاب شوند عبارتند از ادبیات، نویسندگی خلاقه، و یا امور مربوط به علوم و

توسعه کتابخانه و کتابداری.

4 تماس با چند نفر از مشاورین و مسئولان پذیرش دانشجویان خارجی که به نحو دقیقی انتخاب شده و

محل کار آنان در دانشگاههای مشهوری است که در آنها دانشجویان ایرانی و اسلامی مشغول تحصیل

هستند. هدف از کار این گروه عبارت است از: الف بررسی نیازها و گرایشهای دانشجویان ایرانی و

تغییرات حاصله در آنها در اثر تحولات اخیر. ب طرح برنامه هایی برای تشکیل کنفرانس دانشجویان

و یا سایر انواع مذاکرات در آمریکا در تاریخ مناسبی در آینده.

5 بررسی و پیدا کردن راههای مختلف به منظور دعوت کردن دانشجویان ایرانی و شخصیتهای علمی به

سمینارها و شرکت در پروژه هایی که تفاهم و روابط روشنفکرانه را تقویت می نماید. این کار را می توان

از طریق مؤسسات آموزشی آمریکایی که در ارتباط با کشورهای اسلامی جهان سوم بوده و یا در امر

مبادلات دانشجویی از آنها حمایت می کنند، انجام داد.

نمونه هایی از این دانشگاهها دانشگاه نبراسکا (NEBRASKA) دراماها (OMAHA)در پاکستان

می باشد.

6 افتتاح مؤسسه ICA/IAS (آژانس بین المللی ارتباطات و انجمن ایران و آمریکا) آموزش زبان انگلیسی

و مؤسسات فرهنگی مشروط بر آنکه ادعاهای اداری جهت پرداخت خسارات و اموال مصادره شده،

مورد قبول مقامات ایرانی قرار بگیرد.

7 باید آگاه بود تا از فرصتهای مناسب جهت دعوت ایرانیان و شرکت آنان در برنامه های مبادله چند

منطقه ای، مخصوصا امور مربوط استفاده نمود.

تذکر: صدای آمریکا یک برنامه 30 دقیقه ای نمایش صبحگاهی که شامل اخبار و مطالب مربوط به اخبار

می باشد، پخش خواهد نمود. به علاوه یک برنامه 30 دقیقه ای دیگر در نیمه اول شامگاهی تحت عنوان

نمایش شامگاهی خواهد داشت. برنامه شامگاهی گسترش یافته فرصت بیشتری برای پخش مطالب

فرهنگی و تشریح عمیق آنها خواهد داشت.


برنامه نظریات شامل:

حوادث ایران خارج از جو سیاسی، یک سری از مطالعات ایرانی و اسلامی و مراکز آنها در ایالات متحده،

1- البته اشغال جاسوسخانه آمریکا سبب بر هم خوردن تمام این برنامه ها شد.
ص: 202

و مصاحبه هایی با شخصیتهای علمی آمریکایی و ایران شناسان و شخصیتهای کشوری که شامل گروه

وسیعی از نظریات درباره خط مشی های سیاسی و خارجی خواهد شد.

توزیع:

مدیرعامل، الیس ایلکمن، سای جمز ازبتر، هارولد اشیندمن، می تر استراس، می تر کنستایل، هاری پرفت

طبقه بندی شده توسط تی.سی (T.C)

سؤال طرح عدم طبقه بندی دستور اجرایی 12065 به طور اتوماتیک در فاصله هر دو سال یک بار کاهش

یافته و در 26 سپتامبر 1985 از بین می رود.


گزارش هفتگی ایران مشکل روانی و بعضی راه حل ها

تاریخ: 20/11/57

فوریه 1979 یادداشت برای مدیرمحرمانه

موضوع: گزارش هفتگی ایران مشکل روانی و بعضی راه حل ها

این گزارش آخرین اخبار مربوط به ایران، وضع آن و اینکه چه کاری در مورد آن انجام می گیرد است.

مخصوصا از دیدگاه 1 ICAممکن است مدتی طول بکشد تا ایران موفق شود بحران سیاسیش را حل کند و

دولت درازمدت با ثبات تشکیل دهد. به هر ترتیبی که بحران فعلی حل شود مشکلات جدی در بینش

ایرانیان نسبت به آمریکا وجود دارد و این احتمالاً روابط بین ایران و آمریکا را تا مدتی مختل خواهد کرد.

این مشکلات توسط یک جریان اخبار ضد آمریکا به داخل و در داخل ایران تشدید می شود. گزارش زیر

مشکل را خلاصه کرده و اعمال انجام شده را مشخص می کند و پیشنهاداتی می دهد.

مشکل

خیلی از ایرانیان، در حالی که تنفر از خارجی را بروز می دهند، نفوذ آمریکا را قدرتمند و همه گیر

توصیف می کنند و این یک طرز تفکر سنتی است که در حال حاضر به صورت مخلوطی از واقعیت،

خیالبافی، دوراندیشی و ترس درآمده و بستگی دارد که کی صحبت می کند، از کدام دیدگاه و در چه زمانی

چیزی که خیلی روشن است، ترس ایرانیان از دخالت آمریکا می باشد.

در رابطه با این ترس و جریان ضد آمریکایی است که البته امکان دارد در درازمدت تنزل پیدا کند ولی

روابط بین دو کشور را مختل خواهد کرد.

تفکر ضد آمریکایی در چند مسئله ریشه دارد:


1 حمایت ما از شاه و در ادامه آن زیاده روی های دولتش.

2 شناخت ما تحت عنوانهایی که دید منفی نسبت به آنها هست مانند مادی گرایی و غرب زدگی.

3 چهره ما به عنوان تحمیل کننده اسلحه و فروشنده اجناس گران و غیرضروری همراه با تصویری

استعماری امپریالیستی که از حضور پیشین هزاران آمریکایی در ایران سرچشمه می گیرد.

مسایل ضد آمریکایی توسط شوروی یاری و تشدید می شود. او از برنامه های رادیویی و طرفداران

ص: 203

محلیش برای دامن زدن به شعله های ضد آمریکایی استفاده می کند.

امور خاور نزدیک NEA در گروه کاری معاون وزیر نیوسام شرکت دارد. از فعالیتهایی که در حال

انجام گرفتن است می توان نام برد:

برنامه رادیویی روی موج کوتاه به زبان فارسی در برنامه رادیو صدای آمریکا، مجوز دارد و برنامه در

اواسط مارچ آغاز خواهد شد.

به درخواست گروه کاری، ونس (آقای وزیر) از وزیر امور خارجه دیوید اون، خواسته تا با بی بی سی

میانجیگری کند، تا اجازه دهند یک ساعت از موج متوسط (پخش استاندارد) برای پخش اخبار و نظرات

راجع به ایران از یک فرستنده انگلیسی در جزیره مسیرا (سواحل عمان) استفاده کند. موج کوتاه و متوسط

(اگر تصویب شود) به ما امکانات مؤثری برای نشر اخبار دقیق در مورد نقشه ها و سیاستهای آمریکا را

می دهد و این، اختلالات شوروی و مخفی دیگر را خنثی می کند.

آژانس ارتباطات بین المللی (ICA) و وزارت امور خارجه توجه بیشتری به تأمین مالی تماسهایی در

سطح روشنفکران بین ایران و آمریکا می دهد و این می تواند منشأ جریان اخبار و اطلاعات صحیح در هر

دو جهت باشد.ما در حال بررسی درسهایی هستیم که از ایران آموخته ایم و با سازمانهای رسمی (مانند

(DODخصوصی مشورت کرده تا ببینیم اقدامات درمانی در این مورد لازم هستند یا نه، مخصوصا با

توجه به حضور دخالت جویانه و به مقدار زیاد آمریکا در کشورهای دیگر منطقه.

وزارت امور خارجه و آژانس ارتباطات بین المللی در نظر دارند، استادان آمریکایی (ایران شناسی) را

به ایران بفرستند و آنها می توانند روابط مخصوصی با عناصر محافظه کار مذهبی برقرار کنند.

آژانس ارتباطات بین المللی در زمینه هایی که رهبری جدید ایران خودش را با آنها مشخص می کند، تأکید

خواهد داشت؛ یعنی فلسفه حقوق مذهب مقایسه ای جامعه شناسی مشکلات تجدد سیاست های

پیشرفت کار و کشاورزی؛ تأکید بر مشترک بودن ارزشهای اصولی ما خواهد بود.



نامه سولیوان به جان گلدن در مورد مقاله ای تحت عنوان نقش ایران در استراتژی سیاسی آمریکا

ص: 204

سند شماره 8

محرمانه

نامه سولیوان به جان گلدن در مورد مقاله ای در جزوه

دفاع ملی تحت عنوان نقش ایران در استراتژی سیاسی آمریکا


مقدمه

بسم اللّه الرحمن الرحیم

مقدمه:

جاسوس جنایتکاری چون سولیوان خون آشام، که سابقه رسوا و ننگینش در سرکوب انقلاب اندونزی

با یک میلیون نفر کشتار و رهبری جنایات 10 هزار شهید و صدها هزار مجروح در جریان انقلاب خونین

و اسلامی ایران، بر همه عالم آشکار گشته، اعتراف می کند که مات و مبهوت مانده اند چطور قادر نبوده اند

چیزهایی را که سبب اتحاد این ملت گشته، بفهمند. جنایات ضد بشری و طغیان مفسدین جهانخوار چنان

پرده سیاهی بر دلهای آنان افکنده، که توان فهم واقعیات و مشاهده حقایق را از آنها سلب کرده: ختم اللّه

علی قلوبهم. البته «اعتراف می کند که عبرت گرفته و» بعد از این حتی نظرات غیرمنطقی ملت ما را از دست

نخواهند داد. یعنی تلاش خواهند کرد. که حتی نظارت ساده و معمولی ما را هم تحلیل کرده تا دقیقتر و

حساب شده تر فکر کنند؛ ولی: و مکروا مکراللّه واللّه خیرالماکرین.

سولیوان اطمینان داده که «اوضاع سال آینده مطمئنا» بهتر خواهد شد. البته منظورش اوضاع مناسب برای

آمریکاست، آیا بهتر شده!؟ آنها که پارسال از شعار «یانکی برو گمشو» ملت ما عذاب می کشیدند، امسال یا

به دست ملت بزرگ ایران اسیرند و یا با هزاران دوز و کلک از دست انتقام ملت ما فراری (!) و حالا کار به

جایی کشیده که ام الفساد قرن از ما قطع امید کرده و ملت ما قطع رابطه ظالمانه را با آمادگی تمام عیار جشن

می گیرد.

4/10/57

از تبریکات کریسمس بجای شما و کپی مقاله در مورد ایرانی که شما در ژورنال دفاع ملی چاپ کرده

بودید، متشکرم. در این شب کریسمس که تنها چیزی که می شنویم شعارهای «یانکی برو گمشو» می باشد

که توسط جوانهایی که در حال تظاهرات هستند داده می شود.

مدتی است که از فیض نظرات شما در مورد اوضاع اینجا برخوردار نبودم ولی فکر می کنم هر دو قبول کنیم

که وضع، تندتر و عمیق تر از آنچه پارسال پیش بینی می کردیم خراب می شود. ناراحتیهایی که داشتم در

مورد آینده دورتری بوده.

شما بدون شک خیلی اتهامهای دوجانبه ای شنیده اید، در مورد اینکه کی ایران را از دست داده؛ خیلی

از آنها به مسئله تماس سفارت با افراد مخالف برمی خورد، مخصوصا در بازار و بین مذهبیون. در آن مورد

یک بار دیگر می خواهیم از شما و به خاطر کمکی که به ما درباره افراد، برای ارتباط با این دو گروه کردید

تشکر کنم. من البته هنوز از عدم فهمیدن کامل تمام مسایل این مردم ناراحت هستم ولی این روزها ما از

لحاظ گفته های غیرمنطقی آنها اصلاً در مضیقه نیستیم.

امیدوارم ما را دوباره ملاقات کنید و امیدوارم که سال آینده سال بهتری در مورد ایران باشد. با بهترین


آرزوها.

سولیوان

ص: 205

خلاصه ترجمه:

در زمستان سال 77 76 یک کنفرانس در واشنگتن برگزار شد که در این مقالات نماینده CIAو FBI

شرکت داشتند، اینها می خواستند در مورد موفقیت استراتژیکی روسیه در سالی که در پیش است اتفاق

نظراتی داشته باشند. بنابراین کنفرانس تبدیل می شود به چند کمیسیون با شرکت افراد مختلف.


تیم یا کمیسیون اعلام کرد که روسیه دارد می آید

تیم یا کمیسیون اعلام کرد که روسیه دارد می آید.

مسایل استراتژیکی هسته ای نقطه اصلی صحبتها بوده است. بیش از نیمی از مقاله راجع به وضعیت

روسیه می باشد در جهان، و قسمت شرقی اروپا و علت و عواملی که شاید شوروی را تحریک کند که به

جنگ برود یا بمباران کند.

اما ایران هنوز حکم یک سنگر را دارد. در سیستم استراتژیکی برای ایالات متحد آمریکا، اصولاً اکثرا

از موقعیت ایران و خلیج فارس که حکم یک منطقه باز را در جنوب روسیه دارند، صحبت می شود.



ایران، عرضه وضع کاهش واردات ایران به وسیله شرکتهای خارجی

ص: 206

سند شماره 9

سرّی تاریخ 16 فوریه 1979 27/11/57

موضوع: ایران، عرضه وضع کاهش واردات ایران به وسیله شرکتهای خارجی

بحران سیاسی ایران باعث قطع کالایی که به ایران می آمده شده و نیز سبب شده چندین قرارداد مهم در

رابطه با تحویل کالا به ایران فسخ شود. حتی اگر رژیم کنونی که از پشتیبانی خمینی برخوردار است نتواند

نظم را به کشور بازگرداند، باز هم میزان کالاهای وارداتی مشکل بتواند به حوالی 18 میلیارد دلار برسد

(میزان سالانه که چندی پیش بود. مشکلات ارز خارجی مثل فرصتهای اقتصادی بیانگر بازار محدودتری

برای کالاهای خارجی در ایران می باشد. این مقاله وضعیت تولیدکنندگان خارجی بعد از کاهش واردات

توسط ایران را بررسی می کند. این مقاله به میزان ضررهای حاصله یا وارد بر یک شرکت خاص نخواهد

پرداخت. (...)

نقش تولیدی کشورهای توسعه یافته:

کشورهای توسعه یافته به مراتب بزرگترین فراهم کننده کالا برای ایران می باشند (85 درصد واردات

ایران را تأمین می کنند). کشورهای کمتر توسعه یافته، به سختی 10 درصد واردات ایران را تأمین می کنند و

کشورهای کمونیستی حدود 5 درصد.(1)

کالاهای صنعتی شامل ( ) اکثریت واردات می باشد. خواربار به میزان 13 درصد و مواد خام به میزان 6

درصد. ترکیب اجناس با ترکیب قبلی در 1977 تفاوت روشنی داشت و فقط 8 درصد از واردات

کشورهای پیشرفته را خواربار تشکیل می داد و دو سوم این مقدار از آمریکا بود. تقریبا نیمی از موادی که

توسط LDCبه فروش می رسید خواربار بود. (..)

آمریکا، آلمان غربی و ژاپن بیشترین سهم را از بازار می بردند. در سال 78 1977 میزان کالاهای

وارداتی توسط این کشورها و به این مقدار تأمین می شد: آمریکا 24 درصد، آلمان غربی 22 درصد، ژاپن

18 درصد. دیگر کشورها سهمی نظیر ذیل داشتند:

انگلیس 9 درصد، ایتالیا 8 درصد و فرانسه 6 درصد. کالاهای صنعتی ساخته شده 90 درصد اجناس

صادراتی به ایران را تشکیل می داد که در این رابطه تولیدات سرمایه فشرده ارجحیت داشتند. نمودار اقلام

فروشی به ایران به حسب ارزش عبارت بودند از مواد صنعتی و ماشین آلات الکتریکی.

ایران به عنوان بازاری برای صادرت آمریکا: صادرات آمریکا به ایران از 7/2 میلیون دلار در سال

1977 به میزان سالانه 7/3 میلیون دلار در اولین نه ماهه سال 1978 ارتقاء یافت با احتساب اینکه 7/2

درصد آن صادرات آمریکا بود. کالاهای صنعتی حدود چهار پنجم کل صادرت بود و بقیه را صادرات

کشاورزی تشکیل می داد. صنایع هواپیماسازی آمریکا تقریبا 8 درصد کل صادرات تجارتیش را به ایران

فروخت و این بزرگترین سهم برای صنایع آمریکا بود. اگر ایران سفارشات هواپیمایی را فسخ کند صنایع

هواپیما با پشتوانه خود آن را حل خواهد کرد و نیز تقاضای مشتریان دیگر جلو خواهد افتاد. کلاً فروش

مواد به ایران میزان بسیار جالبی حدود 3 درصد را در رابطه با فولاد و آهن و ماشین آلات صنعتی


داشت.

تحویل کالاهای نظامی آمریکا به ایران سال گذشته به میزان قابل ملاحظه ای کاهش یافت و این به

1- اطلاعات مربوط به سال 1977 است پاورقی صفحه 13 گزارش).
ص: 207

دلیل سقوط و کاهش تحویل هواپیما و وسایلی اینچنین بود، که خود حدود 90 درصد کالاهای ارسالی در

سال 1977 را تشکیل می داد. از طرف دیگر ارسال اسلحه و وسایل حمل و نقل در سال 1978 «پرش»

داشت. نمودار تحویل اجناس پربها ( ) از قبیل هواپیما، ارزش کمکهای نظامی محول شده را نشان می داد

که چند وقت به چند وقت تغییرات زیادی را دارا بود. کارخانه های آمریکایی با امضای قراردادهای

تازه ای در حدود 5/4 میلیارد دلار، عرضه محصولات خود در ایران را طی سالهای 78 77 افزایش

دادند.

LDC به کشورهای کمتر توسعه یافته:

در این رابطه بیشترین میزان به کالاها و سرویسهای نظامی، شبکه های ارتباطی و پروژه های

ساختمانی مربوط می شد. به علاوه قراردادهایی به میزان 7/2 میلیارد دلار جهت تأسیس و بنای بزرگراه

مشترکا به دست کمپانیهای آمریکا، فرانسوی سپرده می شد.

فسخ کردن قراردادها بیشترین لطمات را به کارخانه های تولید اسلحه زده است. تقریبا قراردادهای 7

میلیارد دلاری برای خرید سلاح توسط دولت بختیار فسخ شد تا مبادلات خارجی ( ) حفظ شده و ساخت

عظیم نظامی کشور متوقف گردد. قراردادهای مهمی که منحل شدند، شامل قرارداد جنگنده های F/16،

هواپیمای پیشرفته آواکس دوسپرانس، نابودکننده (SPRUANCE) و هواپیمای شناسایی RF4E بود.

فروش ابزار و وسایل حمل و نقل نظامی هم تقلیل خواهد یافت. ایران اساسا بایستی به جرم فسخ و انحلال

قراردادهایش مقادیری پول را متناوبا بپردازد. اگر اسلحه هایی را که ایران سفارش داده بتوان به خریداران

دیگر فروخت ایران می تواند مقداری بازپرداخت ( ) دریافت کند.

صادرات 7/2 میلیون دلاری آلمان غربی به ایران در سال 1977 و بعدا صادرات 5/2 میلیارد

دلاریش در نیمه اول سال 1978 بیانگر 2 درصد کل صادرات آلمان را تشکیل می دهد. بیش از سیصد

کمپانی آلمان غربی با جمعیتی قریب به ده هزار نفر در قسمتهای مختلف ایران سرگرم کار بودند که اینان

بین دفترهای نمایندگی فروش و کارخانجات معظم صنعتی نوسان داشت. گفته می شود آلمان غربی

قراردادهایی به مبلغ 70 میلیون دلار با ایران در سالهای 78 177 امضاء کرده که بیشتر در رابطه با

تأسیسات برق است. از دست دادن بازار ایران بالاخص به صنایع راکتورهای هسته ای و فولادسازی

فشار خواهد آورد، با وجود این کمپانیها کمی ضرر خواهند کرد زیرا توسط دولت آلمان غربی، بیمه

سرمایه گذاری و صادراتشان تضمین شده است. هر تغییر اساسی در خط مشی صنعتی شدن ایران بیشترین

ضرر را به دو کمپانی بزرگ، یعنی اتحادیه کرافت ورک و کروپ که به هم دیگر متصل اند خواهد زد.

اتحادیه کرافت ورک (KRAFTWERK) که بنا به قراردادی به میزان 5 میلیارد دلار تصمیم گرفته دو

نیروگاه هسته ای در بوشهر بنا کند گنجایش و اعتبار زیادی دارد، لذا فسخ قراردادها با این شرکت آن را در

خطر قرار خواهد داد، چون کلاً در آن تقاضای جهانی برای نیروگاه های هسته ای برق پایین است. اخیرا

کارهای ساختمانی در بوشهر به علت کمبود مواد لازم متوقف شد. ممکن است بهتر از دیگر شرکتهای

صنعتی در ایران دوام آورد و این بدان خاطر است که ایران 25 درصد سهام آن را خریده است. دولت جدید

ایران ممکن است سهم فعالتری در مدیریت کروپ به عهده گرفته و بکوشد تا سود 175 میلیون دلاری

سالانه از معامله با ایران را قطع کند.


سالانه

ص: 208

سالانه

ژاپن که در سال1977، 9/1 میلیارد دلار کالا به ایران صادر کرد و در نه ماه اول سال 1978 آن را به

2/2 میلیارد دلار رساند، دادن ورقه صدور را به ایران در ماه گذشته متوقف کرده. از آنجایی که ایران

چیزی به ژاپن نپرداخته هیچ کالایی فعلاً به مقصد ایران بارگیری نمی شود. در سال 1977 درصد صادرات

ژاپن به ایران چنین بود: 5 درصد کل صادرات توکیو در زمینه آهن و فولاد، 7 درصد کل صادرات

کالاهای فلز کاری صنعتی و چهار درصد صادرات در زمینه منسوجات. در سال 781977 با توجه به

قراردادهایش با ایران 1/1 میلیارد دلار دریافت داشت، که از آن 450 میلیون دلار برای پروژه های

مربوط به دستگاههای برق بود و 120 میلیون دلار دیگر برای تأسیس امکانات صنعتی. پروژه گسترده

تأسیس یک مجتمع پتروشیمی در بندر شاهپور هنوز مورد تهدید انفصال قرار نگرفته. ژاپن مترصد

فرصتی برای امضاء قرارداد تازه ای است که در آن بتواند افزایش بهای تازه را هم منظور کند و با دولت

جدید پیمان اقتصادی تازه ای ببندد.

صادرات انگلیس به ایران متجاوز از 1 میلیارد دلار در 1977 و نیز در 1978 بود که این خود حدود

دو درصد کل صادرات آن کشور محسوب می شود. بیشترین موفقیت در زمینه تسلیحات بوده است. ایران

بزرگترین مشتری سلاحهای انگلیسی است. نیمی از قراردادهای تازه 700 میلیون دلاری 7877 هم

مربوط به کالاهای نظامی بود. در سال 1977 انگلیس 6 درصد از صادرات وسایل نقلیه موتوری و 4

درصد از صادرات ماشین آلات صنعتیش را به ایران صادر می کند. صادرات وسایل نقلیه برای بریتیش

لیلاند و کرایسلر انگلیسی که با یکدیگر متحدا عمل می کنند، بسیار حائز اهمیت است. به خاطر قطع

صادرات به ایران کرایسلر 1500 کارگرش را کنار گذاشته. فسخ قرارداد از طرف ایران ضربه ای به

صادرات انگلیس محسوب می شود. طرحهایی در رابطه با یک مجتمع 5/1 میلیارد دلاری که اغلبش

دست انگلیسیهاست و در نزدیکی اصفهان بوده و کارش اسلحه سازی و تهیه مهمات و لوازم و قطعات

یدکی تانک می باشد، توسط دولت بختیار متوقف شده است. همچنین قراردادهای صدور تسلیحات به

ایران که بالغ بر 2 میلیارد دلار می شود نیز، به خطر افتاده است. این قراردادها شامل یک کنترات 800

میلیون دلاری تهیه وسایل ضد هواپیما بوده که در دست هواپیمایی بریتانیا، که یک سازمان دولتی می باشد

و دیگری یک قرارداد یک میلیارد دلاری برای تانکهای چیفتن می باشد که در دست کارخانجات سلطنتی

اردنانس می باشد، که آنهم زیر نظر وزارت دفاع است.

فروش محصولات ایتالیا به مبلغ حدود 1 میلیارد دلار یا ده درصد صادرات آن کشور، در دو سال

گذشته کماکان جریان داشته. شرکتهای ساختمانی و مهندسی ایتالیایی در حالی که سفارشات 2 میلیارد

دلاری دریافت داشته اند، کاملاً بی ضمانت مانده اند. این چنین سفارشاتی زمینه اصلی صادرات کالاهای


صنعتی و ابزار و وسایل الکتریکی بوده که در سال 1977 بالغ بر 355 میلیون دلار می شد. 18 درصد

صادرات صنایع هواپیمایی ایتالیا اغلب هلی کوپتر به مقصد ایران بوده است. در سال 7877 شرکتهای

ایتالیایی قراردادهایی به ارزش 5/1 میلیارد دلار با ایران امضاء کردند. قراردادهایی گزارش شده برای

ساختن یک کارخانه فولاد سازی و تجهیزات بندری به ارزش 600 میلیون دلار. خبرهایی هست از یک

سری قراردادهای دولتی که همراه با طرحهای مجتمع صنعتی بندر عباس 3 میلیارد دلار می باشد. بقیه

هلی کوپترهایی به ارزش 425 میلیون دلار و طرحهای ساختمانی به ارزش 200 میلیون دلار به همراه

ص: 209

طرح IGAFبرای لوله کشی گاز نیز توسط ایتالیا انجام می گیرد.

شرکتهای ایتالیایی که معمولاً به اعتصاب کارگران، ناآرامی های سیاسی و دیرکردنهای حاصله از پیچ

و خمهای بوروکراسی عادت کرده اند، در رابطه با ایران چندان ناراحت نیستند. اگر چه دیرکردها در

پرداختها مشکلاتی را باعث می شود، لیکن پروژه ها همچنان ادامه می یابند. ایتالیاییها امید دارند که دولت

جدید، هر چه قدر که رادیکال باشد، طرحهای عمومی که در دست اجرا می باشند را رها نکنند.


فرانسه

فرانسه

وضعیت اقتصادی فرانسه در مقام مقایسه با سایر کشورها کمتر در خطر است، زیرا فرانسوی ها اغلب

در رقابت با کنتراتچی های آمریکایی، آلمان غربی و ژاپن می بازند. فرانسه در دو سال گذشته حدود 700

میلیون دلار کالا به ایران صادر کرده است، کمی بیش از 1 درصد کل صادراتش. با وجود این اخیرا فرانسه

پیشتاز امضاء قرارداد با ایران در میان کشورهای صنعتی بوده است در کنار پروژه های تحقیقی فرانسه

آمریکا، شرکتهای فرانسوی طی قراردادهای تازه ای 5/6 میلیارد دلار درآمد خالص طی سال 1977

کسب کرده اند. نیمی از این مقدار مربوط به دستگاههای تولید برق بود و بیشتر آن تولید برق هسته ای.

قراردادهای پایگاههای هسته ای برق به ارزش 5/2 میلیارد تا 3 میلیارد دلار اخیرا توسط دولت بختیار

فسخ شد. ساختمان دستگاههای مولد برق که قرار بود به وسیله فراماتوم ساخته و طی سالهای 83 82

تکمیل گردد کماکان تحت اجراست و این شرکت امیدوار است که بتواند سفارشهای بیشتری برای

پایگاههای تولید هسته ای برق در ایران نیز به دست آورد.

شرکت فراماتوم به خاطر کم شدن فعالیت برنامه های هسته ای در خود فرانسه و نیز کاهش در

سفارشات خارجی، فعلاً دچار اشکال است، اگرچه فراماتوم اخیرا نامه ای را مبنی بر تمایل برای داشتن

نیروگاه های مشابه در همان مدت زمان دریافت داشت، اما فسخ قرارداد توسط ایران به طرز جدی شرکت

را عقب خواهد راند. به هر حال قسمت زیادی از ضررهای مالی مستقیم فرانسه از فسخ قرارداد توسط

ایران به وسیله کمپانی بیمه تجارت خارجی فرانسه (COFACE)جبران خواهد شد.


نظر اجمالی بر اوضاع و روابط ایران

ص: 210

سند شماره 10

از: سفارت آمریکا در تهرانسرّی تاریخ 14/2/57

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.

گزارشگر: سولیوان

موضوع: نظر اجمالی بر اوضاع و روابط ایران

1 روی هم رفته روابط ایران و آمریکا عالی است. این روابط دوباره توسط مسافرت شاه به واشنگتن در

نوامبر و بازدید رئیس جمهور از تهران در اواخر دسامبر تقویت و تأیید شدند. روابط ما مبنی بر منافع

امنیتی دوجانبه و دید مشترک نسبت به تقریبا تمام جریانات مهم ناحیه ای و بین المللی می باشد. ایران با

قدرت و نفوذ فزاینده ای که دارد همواره آماده بود تا به طریقی نقش فعال تری در امور منطقه ایفا کند، تا

منافع خودمان تأمین گردد.

اهدایی آن به UNIFIL نمونه اخیر این مسئله است؛ نمونه دیگر که برای ما منافع حیاتی دارد موضع

ایران در اوپک است و آمادگی آنها به همراه عربستان سعودی در مخالفت قاطع با افزایش قیمت نفت در

1978.

2 با اینکه تجهیزات نظامی و برنامه مشاورت ما جنبه های اصلی روابطمان با ایران می باشد، ولی ما طیف

وسیعی از منافع دیگر هم داریم. صادرات غیر نظامی ما به ایران الآن به حدود 2 میلیارد دلار در سال

رسیده. بیش از 155 شرکت و بانک از بزرگترین شرکتها و بانکهای آمریکا در کشور فعال هستند و

اکنون 39 هزار آمریکایی در ایران سکونت دارند.

کمیسیون مشترکی بین ایران و آمریکا برای پیشبرد همکاری عمومی و خصوصی آمریکا در

زمینه های انرژی، نیروی انسانی، کشاورزی، تجارت و امور مالی و علم و تکنولوژی برای چهارمین بار

در واشنگتن تحت ریاست وزیر خارجه ونس تشکیل شد. بیشتر از 50 دانشگاه آمریکایی با

دانشگاههای ایرانی و یا نهادهای دولتی ارتباط دارند. جمعیت دانشجویان ایرانی در آمریکا اکنون بیشتر

از 30000 نفر می باشد. ایران در حال حاضر 9 8 درصد واردات نفتی ما را تأمین می کند.

3 به مفهوم واقعی ایران در حال حاضر به موقعیت یک قدرت باثبات و میانه رو در حد متوسط متمایل به

آمریکا رسیده است و این هدف سیاستهای ما بعد از پایان جنگ جهانی دوم بوده.

4 مسئله مهمی که جنبه حیاتی داشته باشد و لازم باشد ذکر کنیم، وجود ندارد. نگرانی ما در مورد کادر و

امکانات کافی برای قسمت کنسولگری ما در پیامهای متعددی به وزارتخانه ذکر شده و احتمالاً

مراجعین می توانند بخوانند.

5 تلکس شماره تهران 00307 اهداف و آرمانهای آمریکا در ایران را مشخص می کند. اکثر این اهداف

انتهای مشخصی ندارند و نیازمند توجه نزدیک و مداوم می باشند. ما معتقدیم که هیئت کافی هست که

گزارش تبادلات با وزارتخانه که نمایانگر این مسئله می باشد که ما این اهداف را با توجه و مقداری

موفقیت دنبال کردیم. پیشرفت در مسئله حقوق بشر، ارتباطات گسترده انرژی هسته ای، همکاری در

کنترل مواد مخدر در منطقه، و پیاده کردن سیاست تأمین اسلحه رئیس جمهوری بعضی از زمینه های

مهمتری که مطرح شده اند، می باشد.(1) سولیوان


اوضاع کلی کشور

1- ارقام فوق بیانگر خوان یغمای گسترده برای غارتگران در میهن ماست و پایکوبی آنها از ثبات و آرامش گذشته حاکم در میهن ما ٬ و حال ایران برزخی برای چپاولگران است ٬ بدان امید که روی پای خود بایستیم و ایران آزاد و مستقل را به گورستان و جهنم امپریالیستها بدل نماییم.
ص: 211

تاریخ: 10 ژولای

موضوع: اوضاع کلی کشور

1 از اظهارتان در مورد BCR قدردانی می کنم و آن را یک کار مهم و مفید می دانم. بر پایه تفکرات شما

و سرمایه نهاده شده از SNOW McAFEE ما قسمت زیر را به عنوان BCR توصیه کرده، مطالب و خط و

مشی های برنامه را تقدیم می کنیم. به این معتقد نباشید که اوضاع کنونی پروژه پیشنهادی را عملی می سازد

پیشنهاد می شود که این قسمت از CP تا زمانی که آنها عملی شوند به تعلیق افتد. در این زمان، BCR و

خط مشی های برنامه باید احتیاجات وسایل شما را به عنوان یک اساس برای آنچه پشتیبانی واشنگتن را

نشان می دهد و تمام عمل بعدی که امکان پذیر و عاقلانه به نظر می رسد به طور مؤثری مطرح کند. در چنان

زمانی، چنان که معتقدید که یک آنالیز رسمی می تواند با مقداری اعتبار رسم شود. لطفا آن را به امور خاور

نزدیک بفرستید.

2 الف: ایران امروز دوران پس از انقلاب را که محمدرضا شاه را به سقوط کشانیده می گذراند.

دستگیریها و اعدامها ادامه دارد. بیکاران بیش از 3 میلیون برآورد می شود. اقلیت های قبیله ای و نژادی

برای خودمختاری تلاش می کنند. اقلیتهای مذهبی هراسانند و گروههای سیاسی مختلف به وسایل

مختلف می کوشند تا منافع خود را ترفیع دهند و ظهور سیاسی اصول اسلام را مانع شوند.

ب: قدرت مرکزی از میان رفته و بازرگان سعی در ایجاد کنترل بر کشور دارد، به خصوص در رابطه با

کمیته ها. قدرت حقیقی در ایران در دست رهبران مذهبی به رهبری، رهبر انقلاب آیت اللّه خمینی می باشد.

ج: فعالیت اقتصادی در ایران به طور وسیعی فلج شده است. به جز صنعت نفت که دوباره تولید می کند

و به اندازه احتیاجات داخلی تولید می کند، و صادرات خود را نیز در مقیاس کمتری از سر گرفته است. در

حقیقت تمام فعالیتهای صنعتی در یک وقفه مانده است. سرعت و نیرویی که با آن صنعت زنده خواهد شد،

نامطمئن است و در گرو تغییرات سیاست، جو اجتماعی و خارج کردن ارز و فرار تعداد زیادی از مدیران و

تکنوکراتها (ایرانی و خارجی) می باشد. بیکاران حدود 5/3 میلیون نفر از جمعیت 35 میلیونی ایران

برآورده می شود که می تواند به طور مؤثر تثبیت شدن دولت موقت را خنثی کند، و در تمام کشور سیاست

شکننده دولت را به طور جدی خراب کند.

د: قانون جدید اساسی قول داده شده و اجرای برنامه هایی برای تحقق بخشیدن به حقوق بشر کند شده

است. اگر چه یک پیش نویس قانون اساسی چاپ شده، ولی انتخابات برای یک مجلس که آن را تجدید

نظر کند عقب افتاده است. زندانهای ساواک که با انقلاب خالی شدند دوباره با زندانیهایی که به جرمهای

مختلف که بر ضد مردم در زمان رژیم شاه متهم شده اند، پر شده است. این اشخاص در دادگاههای دربسته

که به وسیله دادگاههای انقلاب هدایت می شود و جدا از دادگستری ایران می باشد، محاکمه شده اند.

پشتیبانی مردم از چنین محاکمه هایی زیاد است و عکس العمل شدید مردم پس از قطعنامه سنای آمریکا


مشکلاتی را که ما در تحکیم حقوق بشر در ایران خواهیم داشت، منعکس می کند.

ه : از نظر فرهنگی ایران در تخمیر است. قسمتی از انقلاب بر ضد فرهنگ غرب، به خصوص آمریکا

می باشد. آیت اللّه خمینی علاقه خود را مبنی بر اسلامی کردن تعلیم و تربیت و پاک کردن آن از تأثیر غرب

اعلام کرده است. مراکز فرهنگی مهم بسته شده اند و یا به نمایشگاههای فرهنگ انقلابی برگردانده شده اند.

ص: 212

حقوق زنان که با زحمت فراوان به دست آمده بود تا حد زیادی از میان رفته است.(1) تقریبا مجبور به

بازگشت به چادر شده اند و حقوقی که در زمان شاه به آنان داده شده از آنان سلب شده. به علت بالا گرفتن

جو ضد خارجی، خارجیها، از هر کشور در حال اخراج هستند. در همین زمان خیلی از ایرانیها به

تشخیص ضرورت، نوعی تماس با خارج را ادامه می دهند و خیلیها به خصوص افراد تحصیلکرده در

غرب با اصول سخت تر اسلام مخالفت می کنند. علاقه به فراگیری زبانهای خارجی به خصوص انگلیسی،

به قوت خود باقی مانده است. و تعداد زیادی از دانشجویان ایرانی هنوز هوای تحصیلات غرب و آمریکا را

دارند.

و : روابط مستحکم گذشته ایران و آمریکا در مرحله نزدیک قطع رابطه است، حتی آنها که به طور سنتی رو

به غرب دارند، در حال حاضر از تماس علنی قابل ملاحظه با آمریکا پرهیز می کنند. در یک کشوری که

یک دست پنهان (عموما آمریکا، شوروی و یا اسرائیل) مسئول هر چیز شناخته می شود، سوءظن

گسترده ای نسبت به آمریکا وجود دارد. این سوءظن بدین شکل شایع است که آمریکا دارد کوشش می کند

که به طرق مختلف اهداف انقلاب را عقیم گذارد. این طرق از استخدام افراد ساواک به عنوان ترورکننده ها

و بمب گذارها و اختلاف انداز بین اقلیتها تا از کار انداختن پیشرفت اقتصاد ایران می باشد. علیرغم این

موضوع و حتی با وجود اتهامات مردم متعصب مسلمان، چیزهای آمریکایی هنوز برای قسمتی از مردم

ایران به خصوص جوانها و میانسال ها باارزش می باشد. آمریکا خیلی از رهبران انقلاب را در خود داشته

است و اکنون وطنی است برای هزاران دانشجوی ایرانی. به طور عمومی یک احساس همدردی می آورد،

اما با فرق گذاشتن بین مردم و دولت آمریکا.

علیرغم ترس و ناامیدیها و عقیم گذاریها درباره آنچه آنها سوءظن و یا احتمالاً از آمریکا انتظار دارند،

تعداد زیادی از ایرانیها به اعتقاد به اینکه گذشته اخیرشان و سرنوشتشان به آمریکا بسته است، ادامه

می دهند. ارتباطات هنوز خود به خود منصفانه و حتی اغلب صمیمانه است. ولی جو عمومی از طریق

مطبوعات به صورت خصمانه ای برخورد می کنند.

هدفهای هیئت تبلیغی آمریکا در ایران این است که باز بمانند و با دولت موقت علیرغم پرخاش از

طرف مطبوعات، رهبران مذهبی و افراطیها، تا حد امکان همکاری کنند. برای رسیدن به این هدف در یک

جو روانشناسی که در آن دولت آمریکا (در پیمان با مطبوعات آمریکا) اظهار می شود که ریشه تمام

مشکلات ایران باشد، حدس زده می شود که بهترین باشد و پوشش مطبوعاتی آمریکا در مورد انقلابِ

مردم ایران، صرفا علاقه به اخبار دارد نه آنالیز کردن آن و با حالت ناهمدردی روی آنچه غلط است


انگشت می گذارد. در پیش گرفتن چنین روشی باعث شده است که در ایران مردم چنین نتیجه بگیرند که

آمریکا به آنها علاقه ای ندارد؛ بر طور عکس می خواهد به مردم آمریکا بگوید که در هر صورت ایران یک

فاجعه است.

روابط نزدیک ما با شاه و پشتیبانی زیاد ما از رژیم شاه فراموش نشده است و به زودی هم فراموش

نخواهد شد. اثر آن این است که دولت آمریکا را در یک قانون طرفدار مداخله که اعمال آن اصولش را از

بین می برد، بیندازد و اعمال گذشته اش آن را رد می کند و سند روحی برای قضاوت گذشته روی انقلاب

1- آنها باز هم انقلاب ما را و عمده ترین نیروی آن زنان انقلابی ما را با ملاکهای غربی بررسی کرده اند. و این نقطه کور و گره بازنشدنی تحلیلهای آنها می باشد
ص: 213

مردم ایران در حالی که موضوعهای بین المللی به علت نگرانیهای داخلی ایران از رشد بازداشته شده اند.

سیاست خارجیش انتظار می رود که دو شعبه شدن موضوعات داخلی ایرانیها را منعکس کند و به عبارت

دیگر دولت رسمی آقای بازرگان به سمت عادی کردن روابط با آمریکا و دیگر کشورهای غربی حرکت

می کند و در همان زمان سیاست آقای خمینی را منعکس می کند و می تواند مورد دخالت او قرار گیرد.

وضع و موقعیتهایی که انتظار می رود شامل اینهاست:

... ضدیت عمیق با اسراییل، همبستگی نزدیک با سازمان آزادیبخش فلسطین، قطع پشتیبانی معمول

ایران از کشورهای عربی میانه رو... پشتیبانی از خط مشی مورد علاقه رادیکالهای کشورهای کمی

پیشرفته در اقتصاد بین المللی و برنامه های سیاسی، شامل شرکت در NAMسازمان ملی تولیدکنندگان.

... سیاست بالا بردن قیمت در اوپک.

... ضدیت با رژیم طرفدار شوروی در افغانستان.

خط مشی های اقتصادی که به احتیاجات کوتاه مدت جواب می دهد و هدفهای دولت شاه را نفی

می کنند، هنوز به طور کامل معلوم نیستند. انتظار می رود که علاوه بر موقعیت گروه رادیکال LDCS

کشورهای کمی پیشرفته و سیاست بالا بردن قیمت نفت، آنها به خصوص نسبت به سرمایه گذاری خارجی

در ایران نقش شرکتهای چند ملیتی و ارتباط علم و تکنولوژی با احتیاجاتشان، سوءظن دارند. سیاست

اقتصادی داخلی احتمالاً تأکید بر کشاورزی و گروههای روستایی برای مهاجرت از طرف شهرها به سمت

روستاها می باشد. تأمین فرآورده های کشاورزی و کاهش واردات غذا. چگونه این موضوع کامل خواهد

شد؟ هنوز معلوم نیست. انستیتوهای آکادمیک ایران یک سال پیش از معلمان و مشاوران و محققان

آمریکایی استفاده می کرد. اکنون بیش از چندتایی باقی نمانده اند و محیطهای دانشگاهی روی هم رفته در

حال حاضر از آوردن استادان خارجی خودداری می کنند. با توجه به مهاجرت تعداد زیادی متخصص

ایرانی و آمریکایی، این موقعیت ممکن است عکس شود. اما مطمئنا تا وقتی که حساسیت ضد خارجی و به

خصوص ضد آمریکایی از شدتش کاسته نشده است، این امر امکان پذیر نیست.

یکی از مهمترین انجمنهای فرهنگی ما با ایران، در تهران و خارج از تهران قبل از انقلاب، انجمن ایران و

آمریکا بود. مراکز فرهنگی اصفهان و تهران از خرابیهای انقلاب مصون مانده اند (به طور عمدی) و مشغول

کارند و تدریس انگلیسی و کتابخانه از سر گرفته شده است. کتابخانه USICA در تهران در BNSقرارداد

نیروهای انقلابی هنوز مرکز فرهنگی شیراز را در اختیار خود دارند و امیدواریم که دولت آن را به ما

بازگرداند و تدریس انگلیسی در آن از سر گرفته شود. ما ادامه کار این مرکز را در این زمان که روابط ایران و


آمریکا خیلی بحرانی است، مهم تلقی می کنیم. با لزوم، تغییر دادن مکان اداره USICA به قسمت مطمئن

بایگانی، همه آنها بیشتر اهمیت پیدا خواهند کرد. BNC ها اکنون تنها دریچه شنوندگان ایرانی ما می باشند.