گروه نرم افزاری آسمان






مطالب و نگرانیها






مطالب و نگرانیها

مطلب اول: ایرانیها یک عدم اعتماد گسترده ای نسبت به دولت آمریکا دارند. سوءظن به این شکل

است که آمریکا کوشش در عقیم گذاشتن هدفهای انقلاب، چه به صورت سیاسی و چه به صورت

اقتصادی دارد. به علت روش غیر همدردی مطبوعات آمریکا با ایران، ایرانیها احساس می کنند که آمریکا

خوب ایران را نمی خواهد. ایرانیها به خاطر پشتیبانی طولانی آمریکا از شاه از آمریکا نفرت دارند و حق

ص: 214

قضاوت در مورد انقلاب را به آنها نمی دهند.

مطلب دوم: خیلی از ایرانیها، به خصوص رهبران مذهبی ماتریالیسم و فساد غرب به خصوص جامعه و

فرهنگ و طرز فکر و ارزشهای آمریکایی را رد می کنند و به خصوص سوءظنی در مسئله حقوق بشر با

توجه به پشتیبانی ما از شاه.

مطلب سوم: به علت خط مشی اقتصادی شاه که تأکید بر روی صنایع شهری و مصرف کالا و خرید

اسلحه و سرمایه گذاری خارجی و کارشناسان خارجی داشت. دولت موقت نسبت به این سیاستها در

بحران است. آمریکا که نقش اساسی در تهیه قسمتهای بالا داشت، اکنون در کوشش برای عادی کردن

روابط اقتصادی و تجاری با ایران مشکلات فراوان دارد. قانون چند ملیتی و سرمایه گذاری خارجی در

توسعه اگر قبلاً پیچیده بود، اکنون با توجه به زیاده روی های رژیم شاه بیشتر خواهد بود. بالا بردن قیمت

نفت توسط ایران و عدم توجه آن به اثر قیمت آن بر روی ساختمان اقتصادی جهان وابسته به نفت، به طور

جدی بر روی آمریکا اثر خواهد گذشت.

مطلب چهارم: با وجود اینکه نگرانیهای داخلی ایران بر موضوعهای خارجی سایه افکنده است؛

انتظار می رود که موقعیت دولت و موقعیت روابط ایران با آمریکا بحرانی تر شود. به خصوص ایران یک

ضدیت عمیق نسبت به کوشش آمریکا و اسرائیل برای صلح خاورمیانه نشان خواهد داد. دولت از سازمان

آزادیبخش فلسطین پشتیبانی خواهد کرد و پشتیبانی معمول خود را با کشورهای میانه رو عرب قطع

خواهد کرد. می توان انتظار داشت که رژیم از خط مشی های رادیکال، کشورهای کمی پیشرفته در دوره

انفعالی اقتصادی و برنامه سیاسی به خصوص در شرکت سازمان تولیدکنندگان پشتیبانی خواهد کرد.


برنامه ها

برنامه ها

الف: روابط ایران و آمریکا

الف: روابط ایران و آمریکا:

1 آمریکا خواهان روابط همه جانبه با ایران است و در امور داخلی ایران دخالت و اختلال نمی کند.

2 آمریکا از خواست عمیق ایرانیها برای تغییرات مطلع است و با کسانی که برای یک جامعه عادلانه

کوشش می کنند همدردی می کند.

3 حمایت از حقوق بشر، هسته اصلی سیاست ما و ساخت اصلی جامعه آمریکایی را تشکیل می دهد و بر


هر چیز مقدم است حتی سیاستهای کوتاه مدت، حتی اگر در این راه متهم به دخالت در امور داخلی

کشورها شویم.

4 دستگاههای ارتباط جمعی آمریکا سعی در نشان دادن وقایع ایران و نه تجزیه و تحلیل آن دارند و اخبار

را آن طور که می بینند منعکس می کنند و سعی دارند واقع بینانه برخورد کنند.

5 در آمریکا حمایت از انقلاب ایران به صورت گسترده ای وجود داشت، ولی در آمریکا و دیگر کشورها

این موضوع با وجود دادگاههای مخفی و اعدامها خدشه دار شد.

ب: جامعه و فرهنگ و ارزشهای آمریکا در ارتباط با ایران

ب: جامعه و فرهنگ و ارزشهای آمریکا در ارتباط با ایران:

1 مذهب و معنویات با تاریخ و جامعه آمریکا عجین شده است. آمریکا تاریخی از احترام برای مذهبها

دارد. اسلام اگرچه کمتر برای آمریکاییها شناخته شده است، ولی مثل دیگر مذاهب از احترام برخوردار

ص: 215

است و در دانشگاهها توجه زیادی به آن می شود.

2 پیشرفت علم و تکنولوژی آمریکا یک نقطه مثبتی در بهبود زندگی تمام قشرهای آمریکاییها دارد.

3 فرهنگ آمریکایی از لحاظ مذهب، اندیشه، فلسفه و هنر غنی است.

4 تعلیم و تربیت برای تمام قشرهای مردم است و مردم کشورهای دیگر نیز می توانند از آن بهره ببرند.

کشورهای در حال توسعه می توانند در این رابطه برای بهبود سیستمهای خودشان استفاده کنند.

5 بورسهای تحصیلی آمریکا در ایران معادل بهترین بورسهای کشورهای دیگر است.

6 سیستم سیاسی آمریکا که شامل فدرالی بودن و جدایی دین از سیاست (امور کشوری) و جدا کردن

قدرتها است، در زمره ناآگاهیهای ایرانیها می باشد. سیستم آمریکایی کوششی است برای دادن حق هر

شخص، متعادل کردن خواستها و امکانات عمومی.

7 ارزشهای جامعه آمریکا شامل اعتقاد به کار سخت، امانت داری، خوش بینی در قابلیت انسان برای

تغییر دادن پیرامونش و وفاداری به دوستان و خانواده و... می باشد، و منحصر به آمریکا نیست و در

همه جا هست و در همه آمریکاییها یکسان نیست و اینکه فقط ماتریالیسم و فساد ارزش آمریکایی

است، غلط است.

ج: روابط اقتصادی و تجاری ایران

ج: روابط اقتصادی و تجاری ایران:

1 نفت یک کالای حساس جهانی است و قیمت آن یک اثر سریع و درازمدت بر روی اقتصاد شکننده

جهان دارد. قیمت بالای نفت بیشتر از هر چیز بر روی اقتصاد کشورهای فقیر و در حال توسعه اثر دارد.

2 سرمایه گذاری خارجی می تواند یک نیروی مثبت در توسعه ملی کشورها داشته باشد؛ و علت اصلی

رشد و پیشرفت اقتصادی آمریکا است و سرمایه گذاری بزرگ خارجی اکنون در آمریکا ادامه دارد و

برای سود و استخدام بیکاران و پایداری اقتصادی و سیاسی خوب است.

3 شرکتهای چند ملیتی وسیله مؤثر و کم خرجی برای تبادل تکنولوژی و شروع رشد صنعتی می باشد.

4 یکی از مؤثرترین بخشهای اقتصادی آمریکا کشاورزی است و آمریکا علاقه مند به همکاری با ایران در

زمینه در اختیار قرار دادن تجربه و تکنیک آن است.

د: سیاست خارجی

1 آمریکا به شدت به صلح و عدالت برای همه کشورهای درگیر مخاصمه در خاورمیانه علاقه مند است.

2 آمریکا به تمامیت ارضی تمام کشورها به خصوص آسیای غربی احترام می گذارد و هدفش صلح و

استقلال در هر منطقه است.

3 آمریکا احساس همدردی و همکاری با کشورهای توسعه نیافته و احتیاجات آنها و همچنین حمایت از

حکومتهای دموکراتیک و توازن اقتصادی جهانی می نماید.

«پایان»


د: سیاست خارجی

د: سیاست خارجی

1 آمریکا به شدت به صلح و عدالت برای همه کشورهای درگیر مخاصمه در خاورمیانه علاقه مند است.

2 آمریکا به تمامیت ارضی تمام کشورها به خصوص آسیای غربی احترام می گذارد و هدفش صلح و

استقلال در هر منطقه است.

3 آمریکا احساس همدردی و همکاری با کشورهای توسعه نیافته و احتیاجات آنها و همچنین حمایت از

حکومتهای دموکراتیک و توازن اقتصادی جهانی می نماید.

«پایان»



سیاست خارجی دولت موقت جمهوری اسلامی

ص: 216

سند شماره 12

از: سفارت آمریکا در تهرانمحرمانه

به: وزارت خارجه آمریکا فوری

سفارتخانه های آمریکا در کشورهای:

دوبی، قطر، عمان، آنکارامراجع: تهران

بغداد، بیروت بن، قاهره، کابل

اسلام آباد، جده، خرطوم، کویت

پاریس، لندن، پاناما، مسکوتهران

پکن، دهلی نو، پروتاریا

رباط، رم، تل آویو، توکیو، تریپولی، تونس

موضوع: سیاست خارجی دولت موقت جمهوری اسلامی

1 متن کاملاً محرمانه است. این یک تلکس گزارشی است.

2 خلاصه: همان طور که نظارت امور داخلی ایران به دو شاخه رسمی و غیر رسمی تقسیم یافته، سیاست

خارجیش نیز چنین است. این سیاست بین دو جریان افکار افراطی اسلامی و جریان محافظه کارانه،

سیاسیون ملی گرا در حال نوسان است. نشانه مشخص از آنجا مشاهده شد که در عرصه بین المللی یک

گرایش به سوی کشورهای رادیکال و نیز دوری جستن از اعراب میانه رو پدید آمد با حملات دائمی

لفظی به اسرائیل و صهیونیزم و بدگمانی نسبت به ابرقدرتها فقط در سطح لفظی و همراه با آمادگی معامله

کردن بر مبنای دولتی و متمایل به کشورهای کمی پیشرفته در سیاستهای اقتصادی. این سیاستهای

دوگانه تا زمانی که دولت دائمی مستقر نشده باشد و یا این دولت تعویض نشده باشد ادامه دارد.

توانایی ما برای معتدل کردن سیاست رادیکال در موقعیت فعلی بسیار محدود است. پایان (خلاصه).

3 دستگاه حکومت ایران بین دولت موقت جمهوری اسلامی، مهدی بازرگان و کمیته ای انقلاب که به

وسیله آیت اللّه خمینی و رهبران مذهبی هدایت می شوند، تقسیم می شود. تشکیلات کمیته ها به مقدار

زیادی مستقل از حکومت عمل می کنند و خمینی شخصا به هر دو دستور می دهد. غالبا برخوردهایی

بین این دو تشکیلات صورت می گیرد که اینها در سیاست خارجی ایران انعکاس دارد. بازرگان و

بسیاری از همقطاران او تمایل دارند که سیاست جاری و مسایل امنیتی را در قالبهای سیاسی رایج حل

کنند. تاریخ روابط ایران و روسیه بر دوش آنها سنگینی می کند. آنها کلاً محافظه کار بودند و دعوای

اصلی آنها هزینه های زیادی بود که سیاست شاه بدون در نظر گرفتن نیازهای کشور خرج می کرد، و نیز

گرفتاریهای ایران در خارج از مرزهایش برای نگهداری سیاست غرب. (آیت اللّه خمینی و طرفدارانش

بدبینی قابل ملاحظه ای نسبت به روسیه دارند، ولی دیدگاههای خارجی آنها در این لحظه مقدمتا بر پایه

دشمنی با شاه و کارهایی که کرده است، پایه گذاری اصول اسلام و عملیات انقلابی بنیان گذاشته است.)

4 ادامه برخورد بین این دو دیدگاه قالبی است از کوششهای داخلی رژیم و پیشرفتش. اگر این دوگانگی

بین دولت رسمی و کمیته ها منتفی شود، سپس اندیشه ها و افکار و رفتارها ترکیب و درجه بالاتری را


کسب خواهند کرد. اگر این برخورد به آرا نگراید، در اوضاع خارجی ایران تأثیر خواهد داشت و این

حالت تا موقعی که یک تشکیلات اسلامی نهایتا مستقر نشود و یا اینکه دولت ساقط شود و یا رفتارش

ص: 217

توسط افراد داخلی تصحیح نشود، ادامه خواهد داشت. انتصاب اخیر (آوریل) دکتر یزدی یکی از

مشاوران نزدیک خمینی به سمت وزیر امور خارجه به جای یکی از رهبران ملی دکتر کریم سنجابی

قسمتی از کوششی بود در جهت نظم بخشیدن به سیاست خارجی در جهت پیاده کردن نظریات خمینی،

ضمنا یزدی مردی از دنیای پیشرفته است و احتمالاً می تواند شرایط را درک کرده و بهتر از بقیه مشاوران

امام به بازرگان برادری کند.

5 در ماههای آینده ما و دیگر دولتها در زمینه سیاست خارجی ایران با یک تشکیلات ناپایدار روبرو

خواهیم بود. خطوط اصلی سیاست مخصوصا خارجی به وسیله آیت اللّه کنترل خواهد شد و دستخوش

دخالتهای او خواهد بود. به عنوان مثال آیت اللّه دستور قطع روابط با مصر را بدون مشورت با دولت داد.

در واقع وزارت امور خارجه بازیچه دست آیت اللّه است. رئوس کلی سیاست خارجی ایران چنین است:

کوشش فراوان برای اتحاد اسلامی

دشمنی عمیق با اسرائیل

روابط نزدیک و حسنه با سازمان آزادیبخش فلسطین (PLO)

کشش به سوی رادیکال شدن

مواجهه با کشورهای عربی و دور شدن از کشورهای عرب محافظه کار و رفقای نفتی ایران

حمایت شفاهی از جنبشهای انقلابی دنیای سوم مانند زیمبابوه

برقراری روابط با کشورهایی که شاه با آنها رابطه نداشت مثل لیبی، کوبا و (PDRY)(1)

ادامه بدگمانی و بدبینی و حملات پراکنده به آمریکا و شوروی

شرکت در جنبش کشورهای غیرمتعهد

بالا بردن قیمت در اوپک

اتخاذ سیاستهای تندروانه در صحنه سیاسی و اقتصادی بین المللی

6 از طرف دیگر من معتقدم که دولت رسمی برای متعادل کردن روابط دو طرفه سیاسی با آمریکا و سایر

کشورهای غربی کوشش خواهد کرد. ملاقات اخیر بنده با نخست وزیر و همردیفان وزیرش تمایلات

آنها را به طور واضح برای بستن قراردادهای تکنیکی و اقتصادی شامل قطعات یدکی و حضور

مستشاران در زمینه نظامی، نشان داد. آنها علاقه مندند که هر کاری می توانند انجام دهند تا اجازه ندهند

جناح اسلامی از پول و اسلحه به عنوان پشتوانه نظریات استفاده کنند. حدی را که محافظه کارها در زیر

نام ملیّت بر علیه ایدئولوژی ادعا می کنند قابل اندازه گیری نیست و بیشتر ربط دارد به برداشتهای

سیاسی مردم تا یک موضعگیری خارجی.

7 در حال حاضر من هیچ راه حل سریع و مؤثری که سیاست افراطی نوین ایران را معتدل نماید نمی بینم.

در فرصتهایی که به دست می آید ما سعی می کنیم که ذهن امام خمینی و طرفدارانش را تعدیل کنیم و این

عمل را به وسیله افراد نزدیک به او انجام می دهیم. موضع ما در قبال دولت خیلی خوب است. ما

می خواهیم در برابر درخواست اطلاعات سیاسی و مشاور در ارتش پاسخ دهیم. در مناقشاتی که قطعا

به وجود خواهد آمد نقش مثبت می خواهیم داشته باشیم. اگر این دولت دوام پیدا کند روابط اقتصادی و

سیاسی چنان خواهد بود که یک موقعیت بهتری برای ما به دست خواهد آورد.ناس


آزادی مطبوعات و ماهیت جمهوری اسلامی ایران

1- کشور جمهوری دمکراتی خلق یمن. :PDRY
ص: 218

سند شماره 13تاریخ: 14/6/57

از: سفارت آمریکا

به: وزیر امور خارجه

موضوع: آزادی مطبوعات و ماهیت جمهوری اسلامی ایران

1 تمام متن محرمانه است.

2 اخراج تمام کارمندان آمریکایی دفتر آسوشیتدپرس چهره اصلی جمهوری اسلامی را مشخص می کند؛

که ما نباید آن را فراموش کنیم و آن با وجود بی کفایتی سیستم حکومتی که خمینی در ایران تدوین

می کند به اندازه رژیم شاه دیکتاتوری و خفقان آور خواهد بود. با وجود تأکید لفظی و نظری بر ش2،

مسئله آزادی بیش از پیش برای ما مشخص شده که معنی این لغت برای خمینی غیر از معنی عربی آن

می باشد. مثلاً آزادی، گزارش خبر صحیح را موقعی که برخلاف مصالح اسلام است، اجازه نمی دهد.

3 منافع ما در ایران از رژیم خاص گذشته و مسئله ای که ما سعی کرده ایم روشن کنیم این بوده تا حکام

جدید، اینجا تردیدهایی در مورد اینکه ما با شاه سابق همکاری داشته ایم را کنار بگذارند.

در حال حاضر ظاهرا بهترین راه تأمین منافع ما از طریق همکاری با دولت موقت مهدی بازرگان در جهت

برقراری مجدد روابط دوجانبه بین ایران و آمریکا خواهد بود. ما حدس می زنیم که موضع مشابهی در

برابر یک دولت که در آینده انتخاب خواهد شد، نخواهیم گرفت؛ یعنی در اواخر امسال. ولی این

خطرناک خواهد بود که نتیجه بگیریم که همکاری با این دولت و با دولت بعدی تنها راه سیاست ماست.

اگر روند فعلی به طرف دیکتاتوری سخت تصحیح و عوض نشود شاید ما خودمان را از نزدیک با رژیم

مسئول آن مرتبط نشان نخواهیم داد.تامست

موضوع در ارتباط با اخراج خبرنگاران آمریکایی به واسطه اخبار بسیار مغرضانه ای که در مطبوعات

غربی منتشر می کردند، می باشد. بگذریم، با اینکه بعضی جاسوسان آمریکایی در لباس خبرنگار به کشور

ما می آمده اند.می بینیم که چگونه امپریالیسم فریاد برمی آورد که دیکتاتوری دارد حاکم می شود. آن هم از

نوع رژیم شاهی. (گویا رژیم شاه خائن از ورود خبرنگاران آمریکایی جلوگیری می کرد!!)


گزارشات، سیاسی امنیتی

ص: 219

سند شماره 14

تاریخ: 6 نوامبر

موضوع: گزارشات، سیاسی امنیتی.

خسارت دیروز حساب شده و کاملاً گسترده بود.

فردای (مقصود از دیروز، روز 14 آبان، فردای 13 آبان، روز کشتار وحشیانه به وسیله رژیم خائن پهلوی

در دانشگاه تهران می باشد. می بینیم که جناب سولیوان سفیر آمریکا در ایران نیز اعتراف می کند که

خسارت دیروز حساب شده و کاملاً گسترده بود.)

خلاصه: دولت شریف امامی جای خود را به دولت نظامی تحت ریاست ژنرال ازهاری داد. اجرای

قانون حکومت نظامی در تهران به عنوان یک دستور عمومی جدی صادر شد. جمعیت به عنوان مخالفت

تجمع کردند، و حوادثی نیز اتفاق افتاده است.

بدون راهپیمایی جدیدی، آیت اللّه طالقانی مردم را به آرامش فرا خواند. دیروز ارتش، سازمان رادیو و

تلویزیون ملی ایران (NIRT) را توقیف کرد تا از تخریب جلوگیری کند. دستگیریها (توقیفهای) دیگری نیز

انتظار می رود. (سفارت) به شهروندان آمریکایی گفته که امروز در خانه بمانند. اطلاعیه مشترک سنجابی و

خمینی، سازش را رد کرد و حکومت پادشاهی را غیرقانونی خواند. خسارت دیروز حساب شده و کاملاً

گسترده بود.

1 دولت شریف امامی در پی تظاهرات وسیع دیروز استعفا داده است و یک دولت نظامی تحت سرپرستی

ژنرال غلامرضا ازهاری رئیس ستاد فرماندهی عالی به کمک رؤسای بخشهای انفرادی جایش را گرفته

است. هر فرمانده نظامی چندین وزارتخانه را سرپرستی می کند و انجام امور به طور روز به روز در دست

معاونین است. شاه دیروز صبح سخنانی خطاب به ملت گفت.

2 شاه به سفیر گفته است مجلس احتمالاً منحل خواهد شد. اما او (شاه) مطمئن نبود. (یادداشت:

صحبتهای او در (1)SEPTEL حاوی این مضمون نبود.)

مخالفان دستگیر خواهند شد اما جبهه ملی، طرفداران بنی احمد یا پان ایرانیست (پزشکپور) دستگیر

نخواهند شد. (تفسیر: این ممکن است احتمالاً مخالفان برجسته نظیر میناچی، مقدم و نهضت آزادی

ایران را در معرض دستگیری قرار دهد).

3 اداره حکومت نظامی تهران امروز صبح دستور تازه و جدی صادر کرد. به دنبال تکرار اطلاعیه قبلی

ساعات جدید منع عبور و مرور از ساعت 9 شب تا 5 صبح، اداره حکومت نظامی (MLA)قوانین اولیه

را تکرار کرد و آن اینکه اجتماع مردم از دو نفر یا بیشتر ممنوع شده است. به افراد متخلف نسبت به

قوانین حکومت نظامی به وسیله یک افسر اخطار داده می شود و اگر آنها اطاعت نکردند سربازان بر

رویشان آتش خواهند گشود. تمام مدارس تا 12 نوامبر بسته شده است. سربازان در جنوب تهران و

نزدیک دانشگاه متمرکز شده اند. سفارت گزارشاتی از تیراندازی در نزدیکی تالار رودکی در مرکز شهر

دارد. تیراندازی شدید به وسیله سلاحهای اتوماتیک در محوطه (اطراف) دانشگاه تهران (البته بیشتر

تیرها هوایی بوده اند). دانشگاه بسته بود، اما دانشجویان به زور وارد محوطه شدند. پلیس سپس آنها را

از محوطه بیرون کرد و آنها با صف سربازان در محوطه اطراف دانشگاه به مقابله پرداختند. مردم

1- تلگراف جداگانه SEPTEL
ص: 220

همچنین نزدیک سفارت انگلیس که دیروز خساراتی به آن وارد شده بود جمع شدند و بنا به تقاضای ما

سربازان برای حفاظت فرستاده شدند. سفارت آمریکا به هر حال تحت مراقبت نظامی است.

4 ارتش شب گذشته نگهبانانی به سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران (NIRT) اعزام کرد و امروز

صداهای افرادی پخش شد که با آنچه معمولاً شنیده می شد فرق داشت. سرپرستهای سازمان رادیو و

تلویزیون استعفا کرده اند. امروز صبح فقط روزنامه رستاخیز منتشر شد.

5 از قول مخالف برجسته، آیت اللّه طالقانی، امروز از طریق رادیوی دولتی دعوتی برای آرامش شد، و

گفتند اعتراض کنندگان در خیابانها راهپیمایی نکنند؛ و این مسئله سؤالاتی را پیش می آورد از جمله

اینکه تظاهرکنندگان امروز چه کسانی هستند؟

6 شاه قبل از موافقت با دولت نظامی با چند تن از رهبران از جمله امینی و انتظام مشورت کرد. او (شاه)

بازرگان یا میناچی را ندید و موقعیت جبهه ملی را تغییرناپذیر (غیرقابل انعطاف) تفسیر کرده است.

مأمورین سفارت بعد از ظهر روز 5 نوامبر دریافتند که کریم سنجابی بیانیه مشترکی با آیت اللّه خمینی

در پاریس منتشر کرده بود، که شامل سه نکته بود:

نکته 1) حکومت پادشاهی با تخلفات دائمی از قانون اساسی، آدمکشی و فساد نباید مورد حمایت

قرار گیرد.

نکته 2) جنبش اسلامی ملی نمی تواند یک حکومت پادشاهی غیرقانونی را تأیید کند.

نکته 3) حکومت (دولت) ایران باید براساس اصول دمکراسی باشد. «به وسیله صدای مردم تأیید

شود» (جمله «به وسیله صدای مردم تأیید شود» را سخنگوی جبهه ملی برای مطبوعات ملی به معنی

«رفراندم به وسیله مردم» بیان کرد، اگرچه سخنگوی جبهه ملی شاهپور بختیار به مأمورین سفارت و

بازدیدکنندگان گفت که او (بختیار) فکر می کرد که آن صرفا انتخابات آزاد معنی می دهد.) تعبیر بختیار از

توافق آن بود که آن توافق راه را برای امکان دخالت مذهبی میانه رو در دولت باز می کند، اما ناظران محلی

برجسته موضوع را از دید پیروزی برای خمینی نگاه می کنند. بختیار یک پیام تلفنی از پاریس دریافت کرد

که او را آگاه کرده اند که دانشجویان ایرانی رادیکال، مخصوصا «کنفدراسیون آلمان» خیلی ناامید بودند

«که خمینی اینقدر ملایم بوده است.»

7 خشونت دیروز، انتخابی (یعنی از قبل برنامه ریزی شده. مترجم) و بسیار سنگین بود در بخشهای وسیع

شهر هر بانکی غارت شده و یا در حال سوختن بود. شرکتهای مسافرتی تئاترها، مشروب فروشی ها و

چندین هتل خراب شده و یا به شدت آسیب دیده بودند. شورشیان همچنین اتوبوسها و اتومبیلهای

زیادی را سوزاندند. وزیر اطلاعات، عاملی تهرانی، را طبق گزارشات کتک زده اند، هنگامی که برای

آتش زدن وزارتخانه او، به آنجا حمله شده بود. نظم عمومی در مرکز تهران برای چندین ساعت مختل

شد. در جاهایی که سربازان آماده بودند برای جلوگیری از حمله به ساختمانها، آنها (سربازان) اقدامی

انجام نمی دادند و یا اقدام جزیی انجام می دادند. بر طبق گزارش کنسولگری های تبریز و اصفهان، هیچ


آشوب خاصی دیروز در آنجاها نبود. در تبریز تظاهرات بدون خشونت بود. بر طبق گزارشات

کنسولگری، شیراز، یک تظاهرات وسیع در 4 نوامبر و یکی دیگر دیروز انجام شد. این بار (تظاهرات

دوم) نتیجه اش به شلیک کردن سربازان منتهی شد. گزارشاتی از کشته شدن دو نفر موجود است. گاز

اشک آور باعث تخلیه بیمارستان سعدی شد. امروز جمعیت زیادی در چمن دانشگاه پهلوی در حال

ص: 221

گرد آمدن هستند.سولیوان


اولین عکس العمل در مقابل سخنرانی شاه

موضوع: اولین عکس العمل در مقابل سخنرانی شاه

1 یک عکس العمل مخالف که ما داریم از طرف سخنگوی حقوق بشر و فرد مذهبی، میناچی، است. او

(میناچی) گفت سخنرانی (سخنرانی شاه) بد نبود اگر (مدت) دولت نظامی کوتاه شود و راهی باز گذارد تا

به آسانی یک دولت جدید مصلحتی موقت، به وجود آید. مدتی پیشتر در همان روز، سخنگوی جبهه

ملی راجع به لزوم نگهداری اتحاد و آرامش و خودداری از «هیجانهای غیرمنطقی» صحبت کرده بود.

این در ردیف سخنان آیت اللّه طالقانی (حامی خمینی) است که امروز توده ها را مخاطب قرار داد تا از

کشمکش خودداری کنند، تا به خاطر آتش سوزی، تخریب و خونریزی مورد سرزنش قرار نگیرند.

رهبر سیاستمدار مخالف، مقدم (مراغه ای)، همچنین احساس می کرد که سخنرانی (سخنرانی شاه)

خوب به نظر می رسید. بالاخره رهبر جبهه ملی بختیار به ما گفت که او فکر می کند سخنرانی «آرام و

منطقی» بود.

2 تجار آمریکایی، که از قرار معلوم عکس العمل شرکای ایرانی خود را منعکس می کنند، مخصوصا از

تذکر شاه در مورد برقراری دوباره قانون و نظم خوششان آمده بود. عضو اتحادیه بانکداران ایرانی، با

توجه به درسی که از گذشته می توان گرفت، یک دست محکم (شاید منظور اراده ثابت و محکم است.

مترجم) به وسیله شاه در سخنرانی می دید.

3 یک خانم وفادار به شاه و دولت و عضو مجلس (پارلمان) فکر می کرد که سخنرانی خوب بوده، اما

یادآوری کرد که اهمیت آن بستگی دارد که چگونه بر روی تظاهرکنندگان در خیابانها تأثیر بگذارد.

دولت برای به دست آوردن دوباره اعتبار خود، نیاز به یک کارهای عملی دارد. روزنامه نگاران باسابقه

ایرانی یادآور شدند که یک نکته مهم، که از این سخنرانیِ خوب افتاده بود، این بود که هیچ ذکری از تنبیه

کسانی که در گذشته مرتکب اشتباه شدند، به میان نیامد. او (خبرنگار) فکر می کرد که این یک از قلم

افتادگی است و باید در نظر گرفته شود.

4 حاصل یک نمونه برداری مختصر که به وسیله افسران انجمن روابط بین المللی از کارمندان ملی

عالیرتبه، یک وکیل مجلس (سناتور)، یک قاضی بین المللی بعضی از اعضای هیئت رئیسه سازمان

رادیو و تلویزیون ملی ایران، رئیس دانشگاه، یک استاد دانشگاه و دو تاجر ایرانی به عمل آمد، یک

توافقی کلی به شرح زیر بود:

الف) سخنرانی کلاً مورد توجه بود، این خوب است که شاه از اعمال گذشته معذرت خواهی کرد و از جنبش

مداوم برای دمکراسی پشتیبانی کرد.

ب) سخنرانی باید ماهها قبل ایراد می شد، ممکن است خیلی دیر شده باشد.

ج) دولت نظامی برای مدت زیادی دوام نمی آورد، اما ممکن است فعلاً اوضاع را آرام کند.

د) همه به تواناییهای ارتش مشکوک هستند، که به خاطر بی تجربه گیش در امور داخلی بتواند در مدت

زمان طولانی جای دولت را بگیرد.

ه) آنهایی که نخست وزیر جدید را شخصا می شناسند، راجع به او به عنوان یک افسر فسادناپذیر و شریف

صحبت می کنند.

ص: 222

5 نمونه برداری خیلی کوچکی از دانشجویانی که کلاً عیب جو بودند نشان می دهد که آنها عقیده داشتند

که خشونت دیروز با دقت ترتیب داده شده بود تا مجوزی برای تحمیل حکومت نظامی باشد. به عقیده این

دانشجویان در مورد اعتبار شاه جای بسی سؤال است.سولیوان امضاء


سفر وزیر خارجه ترکیه به ایران

سند شماره 15

از: سفارت آمریکا آنکارامحرمانه 19 ژوئن 79 29/3/58

به: وزارت خارجه واشنگتنشماره سند: 1/7/464

گزارشگر: اسپایزر

موضوع: سفر وزیر خارجه ترکیه به ایران

1 (تمام متن یک پیام اطلاعی است).

2 خلاصه: وزیر امور«خارجه ترکیه اوکان معتقد است که (مذاکرات خوبی) با مقامات رژیم انقلابی ایران

دارد. موافقت اصولی در زمینه توسعه همکاریهای فنی و اقتصادی بوده، ولی در جزئیات موافقت کمی

بوده و او معتقد بود ایرانیها خواستار روابط بهتری با آمریکا هستند، ولی سوءظن دارند، آنها دلخوشی از

روسیه و اسرائیل نداشتند و علاقه ای به سازمان عمران منطقه ای(1) و حمایت اخلاقی از شورشیان افغانی

ندارند.

3 به تقاضای سفیر توضیحات بیشتری توسط اوکان در نتایج سفر تهران داده شد. هدف از شروع ارتباط

(آغاز مذاکرات مفید) با رژیم انقلابی ایران حاصل شده در مراحل وسیع همکاریهای اقتصادی فنی

پایه ها مستحکم شده است. ایرانیان ظاهرا پاسخ به ندای همکاری بیشتر سیاسی با ترکیه دادند، هر چند

مشکل بود. به دلیل عدم آمادگی ایرانیان جهت بحث در زمینه های مشخص مثل تجدید بنای

کمیسیونهای مشترک، پیش بینی آینده روابط مشکل است. توجه اساسی آنها به مسایل داخلی بیش از

خارجی است و ایرانیان وانمود می کردند کنترل کامل را در دست دارند ولی اوکان بدبین بود.

4 در جریان اقامت، معاون نخست وزیر و وزیر خارجه میزبان هیئت بوده اند. به علاوه وزیر خارجه با

بازرگان نخست وزیر 40 دقیقه ملاقات داشته و حدود یک ساعت و نیم با آیت اللّه خمینی. ضمنا

ملاقاتهای ساده ای با دیگر وزراء و رئیس شرکت نفت داشته است.

5 اظهارنظر وزیر خارجه ترکیه در مورد خمینی، یزدی، بازرگان و شریعتمداری:

خمینی: یک انقلابی سرسخت اسلامی است که حاضر نیست، هیچ گذشتی برای دیگر ایدئولوژی ها

داشته باشد و او را به یاد اسقف ماکاریوس می انداخت. به نظر می رسید قویا مخالف غرب به دلایل

1- حالا دیگر باید همه باور کرده باشند که آمریکا شیطان بزرگ است و باید پذیرفت نمی توان با بی اعتمادی و سوءظن خواستار روابط بهتری با شیطان بزرگ بود. چه ٬ یا ما باید شیطان بزرگ را مسخر قدرت الهی امت بسازیم و یا شیطان بزرگ ما را به بند اسارت خواهد کشید. 2 یک رژیم انقلابی که در حال نبرد با شیطان بزرگ است ٬ باید بیشتر متوجه مسایل خارجی باشد ٬ یا داخلی؟ جواب این سؤال را امام داده است ٬ با تمام گرفتاریهایی که داریم با جهان برخورد مکتبی می کنیم و انقلاب خودمان را به تمام عالم صادر می کنیم و در این راه گرفتاریها و عدم تسلط کافی بر اوضاع هم عذر موجهی نمی باشد. راه تداوم انقلاب توجه بیشتر به مرزها ٬ به دشمن در خانه اش و نبرد تا آخر عمر با آمریکا (پیام امام) می باشد و این ضامن تسلط و حفظ اوضاع داخلی می باشد. 3 این مطالب در حد اظهارنظر وزیر خارجه ترکیه اعتبار دارد.
ص: 223

فرهنگی و مذهبی است. ملاقات با آیت اللّه در شرایط غیرمعمول حضور خبرنگاران و تلویزیون بود.

یزدی: خودش را خوب نشان داده و با دید مدرن ولی زیربنای ایدئولوژی اسلامی قوی است. او رابط بین

خمینی و دولت بازرگان است و روابطش با نخست وزیر دوستانه است. وضع آینده روشن نیست و به نظر او

یزدی ضد غربی نیست و توجه به بهتر کردن روابط با آمریکا دارد.

بازرگان: یک سیاستمدار کهنه کار به همکاری با ترکیه علاقه مند بود و از شروع مذاکرات خوشحال بود.

نقطه نظراتش از یزدی آزادانه تر بود.

شریعتمداری: مورد علاقه وزیر خارجه ترکیه بود. او دریافت که آیت اللّه ترک خیلی دمکرات تر و

انسان دوست تر از خمینی می باشد و خواهان روابط بهتر بین دو آیت اللّه بود چون روابط ضعیف بودند، و

آنها بر سر مسایل قانون اساسی نزاع داشتند.

6 مطالب متفرقه: روابط ایران با آمریکا، شوروی، عراق، افغانستان و نفت.

به نظر وزیر امور خارجه ترکیه، ایران درصدد بنای روابط خوبی با آمریکا است(1) ولی شدیدا در مورد

مسایلی مثل انتقاد سنا از حقوق بشر حساس شده است. وی توصیه کرد با احتیاط بایستی سعی در

اطمینان دادن به جلب همکاری اقدام شود و امیدوار بود که مسئول جدید را به تهران معرفی کنیم. سفیر در

مورد رد کاتلر پس از قبول اولیه اشاره کرد که برای واشنگتن هضم این طور مسایل بسیار مشکل است.

سفیر یادآور شد که کارتر دایره خویشتن داری قابل توجهی در قبال حقوق بشر در ایران انقلابی داشته

است. اگرچه حکومت شاه را نیز در این موضوعات مورد انتقاد قرار داده است.

در مورد روابط با روسیه وزیر گفت که ایرانیان تمایلی به روسیه ندارند و یکی از عوامل آن مربوط به

حمایت شوروی از گروههای مخالف است.

برعکس نظر او به او گفته اند ایرانیان معتقد نیستند که آمریکا فعلاً درگیر این نوع مداخله در جریان شده

است. بدترین موضع گیری در قبال اسرائیل است.


احساسات خیلی تند بوده و به اعتقاد ایرانیان، اسرائیل با بازمانده های ساواک برای ایجاد مزاحمت

بین گروههای مختلف همآهنگی می کند.وضع عراقیها برای ایرانیان مفهوم نیست. به خصوص در

خوزستان که کمک به مخالفین باور شده است.

برای شورشیان افغانستان حداقل ایرانیان همبستگی معنوی نشان داده اند. به نظر ایران حکومت

تره کی مواجه با مشکلات رو در رو است.ایرانیان علاقه ای به همکاریهای منطقه ای تحت سازمان RCD به

عنوان وسیله ای برای پیشبرد همکاریهای منطقه ای ندارند و در عوض خواستار معاملات دوجانبه هستند.

ایرانیها در جریان معرفی کاردار سفارتی در آنکارا هستند (و کنسول برای استانبول) و دلیل اعزام کاردار به

جای سفیر به ترکیه روشن نیست. در مورد مذاکرات نفتی وزیر خارجه ترکیه بسیار راضی بود، با توجه به

افزایش حجم تجارت فرآورده های نفتی در سال 80.

تفسیر: نظریات شخصی وزیر کمتر از نظر، نظرات کاملاً مثبت مطبوعات در مورد سفر به ایران گزارش

1- با توجه به فرمان 22 بهمن امام که بحق باید منشور انقلاب نام گیرد ”ما تا قطع تمام وابستگیهای سیاسی ٬ نظامی ٬ اقتصادی و فرهنگی به آمریکا به نبرد قاطع خود علیه این جهانخوار بیرحم ادامه خواهیم داد. و یا ما تا آخر عمر با آمریکا مبارزه خواهیم کرد. به خودی خود ٬ قصد بنای روابط خوب با نظام غارتگر (البته نه بزعم عده ای دوست) آمریکا خنثی و غیرعملی گشته. و البته اگر روشنفکران خودباخته بگذارند. نظر درباره اسامی تحلیل شخصیت ها می باشد و جنبه اظهارنظر و تحلیل داشته و جنبه سندِ تنظیم شده و یا خبر اطلاعاتی ندارد.
ص: 224

شده است. حکومت ترکیه آشکارا، سعی در بهتر کردن وضع مشکل موجود با دولت انقلابی جدید دارد.

زمان نشان خواهد داد که کلمات شیرین در مواجهه با عمل، همکارهای های فنی و اقتصادی، چگونه

خواهد بود.

سپیرز



ساختن پلهایی به شیعه اسلام

ص: 225

سند شماره 16

از: سفارت تهرانتاریخ: 79 / آگوست / 19 27/5/58

به:

گزارشگر:

شماره سند: 9174

موضوع: ساختن پلهایی به شیعه اسلام

تحلیل: در حال حاضر مقداری بی نظمی و خطر در ایران وجود دارد. قدرت پراکنده است و حتی

تصمیمهایی نسبتا ساده نیز اغلب عقب می افتند. چون مسئول آشکاری ندارند. بنابراین غیرعملی است که

سعی شود، نقشه ای طرح شود بیش از یک ساختمان قدرت آزمایشی که بعضی گروهها و نهادهای مؤثر را

مشخص می کند. البته این حتی مشکل تر است که بدانیم چه کسانی بازیگران این یک سال و حتی مهم تر،

بازیگران ده سال دیگر ایران می باشند.

این بدون شک برای آمریکا بسیار مورد علاقه و مهم است، که شروع به ساختن عملی و محتاطانه پلهایی به

گروههایی بکند که به نظر می آید به طور حتم رلهای بزرگی در طی ده سال آینده در ایران بازی کنند.

تاریخ ایرانیان، حوادثی که منجر به رفتن شاه شد و موقعیت در حال حاضر همگی نشان می دهد که رهبران

مذهبی شیعه به طور حتم یکی از گروههائی هستند که رل مهمی در ایران بازی می کنند، حتی بدون توجه به

نوع حکومت و ساخت اجتماعی و اقتصادی جامعه.

3 در عین حال که ثابت شده در ایران ریشه های عمیق و زنده وابستگی به شیعه اسلام را دارد و همین سبب

شود که روحانیت تأثیر بسیار بزرگ و مداومی روی ایران داشته باشد. اما با این حال این نیز آشکار

است که آمریکا در حال حاضر قدرت کمی دارد تا بتواند با این طبقه و قالب فکری علما آشنایی پیدا

کند؛ ما نمی دانیم آنها از کجا آمده اند؟ به عکس علما دانسته های کمی از مفهوم اندیشه غربی دارند. برای

بدتر ساختن موضوع هر دو طرف قضیه با انبانی از اطلاعات سطحی و گمراه کننده تحمیلی روبرو

هستند.

4 بدبختانه راه حل سرعتی برای پر کردن شکاف بین آمریکاییها و روحانیت شیعه وجود ندارد. در این

مورد، تمایل آمریکایی برای برنامه های شکننده و سریع به طور ناامیدانه ای نامناسب است. دستپاچگی

و دعوت یک ملا به نهار، فرستادن نشریات ما برای روحانیت، یا حتی فکر برنامه هایی با آنها در مغز هم

نه تنها مشکل را کاهش نمی دهد، بلکه وضع را بدتر می کند.

5 انتقال و تبادلهای قراردادی با انستیتوها و مدارس مدرن ایرانی کار کمی در ایجاد ارتباط میان

آمریکاییها و علما انجام می دهد. هزاران ایرانی در آمریکا یا اروپای غربی تحصیل کرده اند، اما وقتی که

به ایران باز می گردند آرمانها و طرز زندگی آنها تأییدی بر نظرات و عقاید علماء در قبال ارزشها و

مفاهیم غربی است. در اشتیاق آنها به جذب ( ) یک دیسیپلین و یا تکنولوژی خاص، دانشجویان ایرانی

دیدگاهها و اطلاعات اندکی درباره اندیشه سنتی ایرانی در اختیار آمریکاییها می توانند بگذارند.

مجذوبیت و یا اشتغال ذهن آنها به امور سیاسی زودرس و اطلاعات کم آنها از بدن بزرگ اندیشه


اسلامی، توانائی آنها را در وارد شدن به بحثهای معنی دار با معدود آمریکاییانی که برای کشف نهادها و

قالبهای کلی خارجی (مثل روحانیت) آماده شده اند، (توانایی آنها را) کم می کند.

ص: 226

6 POST (سفارت) پیشنهاد یک تبادل شاگرد را کرده است. به طوری که تحت طرح فولبرایت یک یا دو

شاگرد پیشرو (مترقی، را از مدرسه فیضیه در قم جایی که بسیاری از رهبران مذهبی بسیار مؤثر در

آنجا تربیت شده و درس داده اند، شامل آیت اللّه خمینی به یک مدرسه مناسب آمریکایی مانند(1) برای

دو سال منتقل کنند. سال اول صرف می شود برای مطالعه زبان انگلیسی و کشف اندیشه غربی و سال دوم

موقعیتی فراهم می کند برای بحثهای عمیق با آمریکاییان مجرب و ممکن است شامل بعضی تدریسهای

رسمی نیز باشد. در همین موقع یک یا دو آمریکایی فارغ التحصیل یا دو پرفسور جوان از «یونیون»

تئولوژیکان (دین شناسی) یا انستیتوها شبیه دیگر برای تحصیل خواهند آمد و گاهی اوقات هم در

بحثهای دسته جمعی با سایر همشاگردیها در قم شرکت می کنند.

7 پُست POST دریافته است که ایجاد تماس مؤثر با مدرسه فیضیه احتیاج به مقدار زیادی وقت، کوشش،

شکیبایی و حضور ذهن دارد. موانع جلوی موفقیت بسیارند. اما پُست ارتباطهای دوستانه ای با کسانی

که فیضیه را می شناسند دارد و ممکن است به عنوان یک واسطه با احتیاط البته بدون مطرح کردن هیچ

مأموریتی بتواند عمل کند. POST به عنوان اولین قدم پیشنهاد می کند، که اگر طرح از لحاظ آژانس

خوب است آژانس امکان تبادل را با نهادهای آمریکایی مشخص بررسی کند. در اینجا

گریوز GRAVES

1- UNION THEOLO GICAL Seminary 1 اتحادیه مدارس مذهبی
ص: 227

مقدمه:

ریشه های گندیده فرهنگ غرب (آمریکایی) مسلما به راحتی و در زمان اندک از بین نخواهد رفت.

فقط اعتقاد راسخ به منحط بودن این فرهنگ و ایجاد زمینه های رشد فرهنگ اسلامی و نابودی فرهنگی

غربی، امکان ساخت فرهنگ انقلابی را به وجود می آورد؛ و می بینیم که در زمانی که دولت موقت به راحتی

از کنار همه مسئله می گذرد (و از جمله این مسئله) چگونه کار در جهت عکس انجام می گیرد و لانه

جاسوسی آمریکا این امکان را می بیند که برای اولین گام در جهت بهبود وضعش از همین حربه استفاده

کند؛ فیلم، نمایش (که هدف از آن ترویج مصرف کالاهای غربی است) کلاسهای درس و به این طریق

زمینه های خشم توده مردم را که تمام بدبختیهای خود را از آمریکا می داند از بین ببرد تا حساسیت و نسبت

به حرکات آمریکایی کمتر شود و دست آقایان برای نوسازی دوباره همان روابط سابق، باز شود.


برنامه نیازمندیهای آژانس ارتباطات بین المللی در ایران

سند شماره 17

از: سفارت آمریکا در تهرانطبقه بندی: اداری محدود تاریخ: 6/8/58

به: واشنگتنشماره سند 1376

گزارشگر: ح.گریوز

موضوع: برنامه نیازمندیهای آژانس ارتباطات بین المللی در ایران

1 بعد از انقلاب. مرکز لازم دانست که اعضا و فعالیت خود را کم کند. تقاضا کرد که برنامه پشتیبانی از

سرویسها کاهش پیدا کند و یا به حالت تعلیق در آید.

2 اکنون جو در ایران به اندازه کافی پایدار شده است و اجازه می دهد که فعالیتها از سر گرفته شود. مرکز

ایران و آمریکا در تهران، برای مثال یک سری فیلم و دو نمایش ایرانی در تئاتر IAS(1) به تازگی شروع

کرده است. همچنین نمایشگاه یک نقاش ایرانی و کارهای هنر بچه های ایرانی، کنسرت پیانو برای ماه

نوامبر برنامه ریزی شده است و در حدود 3500 دانشجو در کلاسهای انگلیسی ثبت نام کرده اند.

کتابخانه در حدود 150 نفر را به خود جذب کرده و حدود 20 تا 30 تقاضا برای اطلاعات پر می کنند.

سرویس مشاوره دانشجویی در مقابل زیادی درخواستها با مشکل روبروست. مراکز فرهنگی در

اصفهان و شیراز نیز فعال می باشند. کمیسیون دوباره دارد ردوبدل کردنها را شکل می دهد و دولت ایران

اخیرا کاندیداهایی برای نمایندگی تعیین کرده است.

3 جو در ایران و اهداف «پست» بشدت نوع برنامه ریزی را محدود می کنند. حساسیت ایرانی ها از همه

چیز بجز موسیقی کلاسیک احتراز می کند. هیچ فیلم و نمایش یا رقص که بتوان مسایل جنسی را به طور

آشکار در آن آورد ممکن نیست. به عبارت دیگر مرکز می تواند از هر چیزی که علاقه آمریکا را به اسلام

و فرهنگ ایرانی و احترام به خانواده و فرزند و ارزشهای معنوی و پیشرفت جهان سوم و... نشان دهد به

طور بسیار خوبی استفاده کند و حساسیت ایرانیان در زمینه های (حقوق بشر، صلح خاورمیانه کمپ

دیوید، و نگرانی امنیتی آمریکا) ارائه طرحهای آمریکا را مشکل می کند.


4 نکته اساسی که (پست) مرکز باید به آن توجه کند، این است که باید سوءظن ایرانیها را نسبت به این

موضوع که آمریکا می خواهد انقلاب ایران را خراب کند و یا اینکه نمی خواهد با ایران در برنامه هایی که

1- انجمن ایران و آمریکا
ص: 228

به سود دو طرف است همکاری کند، را کاهش دهد. البته مرکز متوجه است که این موضوع برای

دستیابی مشکل است و برای برنامه ریزی آن برنامه طولانی مدت ارتباطی لازم دارد.

ایرانیها روشهای گذشته آمریکا را به یاد می آورند. لذا مرکز ایران و آمریکا باید منابعی را اختصاص به

فعال کردن بدهد که ممکن است حاشیه ای به نظر برسد. به عبارت دیگر:

یک سرویس که براساس کتابخانه است و بر روی تاریخ ایران و فرهنگ ایران و مذهب و فلسفه ایران،

مشورت دانشجویی، سخنرانیها با توجه به ارزشهای روحی، تاریخ اسلام، فرهنگ فارسی و مسایل جهان

سوم و فیلم و ویدئو که علاقه آمریکا را در ارزشهای روحی و خانواده و فرزند و حفاظت از محیط زیست

و... داشتن روابط دوستانه با ایران انقلابی نشان دهد، متمرکز کند.

5 مرکز بنابراین تقاضا می کند که برنامه نمایندگی دوباره از سرویسها پشتیبانی کند. منجمله تهران را به

عنوان یک آدرس برای دستیابی به خبرها و شرکت کنندگان معرفی کند.

مرکز تشخیص داده است که بیشتر آنچه به مراکز به وسیله نمایندگی پیشنهاد شده است، در حال حاضر

برای ایران مناسب نیست. اما مرکز از تعداد کمی از آنها که برای ایران مناسب است، استفاده می کند.

همچنین مرکز تقاضا می کند که فعالیت PGM، ECAدر برنامه ریزی که با توجه به احتیاجاتی که در

پاراگراف 4 این پیام تهیه می شود نیز دخالت کند.

6 مرکز تقاضا می کند که در مورد USICA متعلق به ایران نمایندگی محدودیتهای برنامه پشتیبانی

سرویسهایی را که مرکز برای پیشنهادهایی را که نسبت به پروژه های پیشنهادیشان اصلیت ندارد به

حالت تعلیق در آورند، چون USICA متعلق به ایران، هیچ پروژه پیشنهادی ندارد. مرکز نیز به طور کامل

در برنامه ریزی آینده نمایندگی شرکت خواهد کرد.گریوز

ص: 229

مقدمه

بدون شک آمریکا به خاطر شکست سختی که در ایران می خورد و غافلگیری که به خاطر شکل

انقلاب به آمریکا دست می دهد، تئوریسین ها را طبیعتا به این فکر خواهد انداخت که عواملی را شناسایی

کند، که از اسباب این انقلاب بوده اند و بدون شک فرهنگ و روح اسلامی حاکم بر انقلاب و موج نو تفکر

اسلامی از بارزترین حربه های انقلاب می باشد و بدین روست که می بینیم در پی تحقیق و موشکافی در این

نحوه تفکر و فرهنگ برمی آیند و بی دلیل نیست که وزارت امور خارجه آمریکا یک نسخه از مجلات راجع

به دکتر را خواهان است.


روزنامه فرانسوی در مورد شریعتی

سند شماره 18

از: سفارت تهرانتاریخ

به: سفارت پاریسشماره 1/1327

گزارشگر: پترسون

موضوع: روزنامه فرانسوی در مورد شریعتی

1 سفارت فرانسه با ما تماس گرفت و گفت که مجله هفتگی در پاریس به نام LES NOUVEL LES

LITTERAIRESاختصاص داده، تمام مطلب خود را در همه 14 7 دسامبر به متفکر ایرانی دکتر علی

شریعتی (که عقیده اش اهمیتی زیاد را در موقعیت کنونی در اینجا دارد). اختصاص داده. ممنون خواهیم

شد اگر یک کپی از این مجله را در اسرع وقت به سفارت آمریکا (قسمت سیاسی) ارسال فرمایید. مخارج

آن نیز تأمین می شود.

2 در نظر بگیرید که اداره یک یا دو عدد کپی می خواهد (برای ایران و INR)

سولیوان

از: سفارت تهرانطبقه بندی: محرمانه

سند شماره 18

از: سفارت تهرانتاریخ

به: سفارت پاریسشماره 1/1327

گزارشگر: پترسون

موضوع: روزنامه فرانسوی در مورد شریعتی

1 سفارت فرانسه با ما تماس گرفت و گفت که مجله هفتگی در پاریس به نام LES NOUVEL LES

LITTERAIRESاختصاص داده، تمام مطلب خود را در همه 14 7 دسامبر به متفکر ایرانی دکتر علی

شریعتی (که عقیده اش اهمیتی زیاد را در موقعیت کنونی در اینجا دارد). اختصاص داده. ممنون خواهیم

شد اگر یک کپی از این مجله را در اسرع وقت به سفارت آمریکا (قسمت سیاسی) ارسال فرمایید. مخارج

آن نیز تأمین می شود.

2 در نظر بگیرید که اداره یک یا دو عدد کپی می خواهد (برای ایران و INR)

سولیوان

ص: 230

از: سفارت تهرانطبقه بندی: محرمانه

به: واشنگتنتاریخ: 3/8/58

گزارشگر: لیمبرت

ویهینگن: اطلاعات: مدرنیزه آیا شانسی وجود دارد

جهت اطلاع کنسولگری در سفارت ابوظبی، آنکارا، بغداد، دوبی، استانبول، جده، کابل، کویت، لندن،

پاناما، مسکو، مسقط، پاریس

1 تمام مطلب محرمانه

2 خلاصه: گروههای سیاسی میانه رو ایرانی که خیلی در زمان انقلاب ایران فعال بودند و سابقه طولانی در

مخالفت با شاه داشتند، توسط اشخاصی و گروههایی که در مورد اسلام کوتاه بین متعصب(1) هستند. تحت

فشار قرار گرفته اند در چند هفته قبل گروههای میانه رو که تمایل به داشتن یک جامعه متعادل شبیه به

سوسیال دمکراسی غرب(2) هستند، بیشتر مورد بحث قرار گرفته اند.

آنها به طور مستقیم انگشت روی آیت اللّه خمینی نمی گذارند؛ بلکه اکثرا ضعفهای رژیم کنونی ایران را

مورد حمله خود قرار می دهند. موقعیت این گروههای سیاسی ناپایدار است. آنها خودشان را با چند

سخنگوی غیر روحانی، چند روحانی لیبرال و چند روزنامه نشان می دهند، ولی با همین حال هیچ نیرویی

در مقابل دولت و اوضاع سیاسی ایران ندارند. این گروهها فقط در این موقعیت هستند که خود را تا آنجا که

نظر مخالف خویش را نسبت به قانونگذاران جدید بیان کنند، سازمان دهند.

3 نقش افراد روحانی و غیرروحانی میانه رو:

.... سر وراثت هنوز باهم بحث دارند. چون که افراد انقلابی همچون متین دفتری نزیه فروهر سنجابی

بازرگان تحت الشعاع خمینی و دوستان و همفکران او (!) که حکومت ایده آل را مذهبی می داند، می باشند.

همه حمایت کنندگان خمینی روحانی نیستند: بعضی از آنها آخوندهای بدون عبا و عمامه مثل قطب زاده،

یزدی، چمران و طباطبائی و دیگران هستند. اینها روزنامه و مطبوعات شورای انقلاب و مجلس خبرگان

را در دست دارند.

آنها مخالفان خودشان را به ستوه درآوردند و نادیده گرفتند.

بازرگان هنوز بدون قدرت است، متین دفتری و نزیه پنهان هستند، فروهر نادیده گرفته شده و سنجابی

ساکت شغلش را با تنفر ترک و کشور را ترک کرده است.

4 البته هنوز موضع گروههای میانه رو سیاسی خیلی حساس است. در چند هفته قبل آثاری نشان داده اند

که اینها زنده هستند. با وجودی که ارگانهای مهم آنها یعنی روزنامه های آیندگان و آهنگر در ماه اگوست

تعطیل شده است. اما آنها انتشار روزنامه های کوچک را شروع کرده اند مانند خلق مسلمان، توسط

حزب خلق مسلمان، جنبش، توسط علی اصغر حاج سید جوادی؛ جبهه آزادی، توسط حزب ایران؛

آزادی، توسط جبهه دمکراتیک ملی. البته تکثیر آنها بسیار محدود است و بنابراین نفوذ کمتری از

1- اسلام اصیل و اسلامی که بدون التقاط از شرق و غرب بتواند ایدئولوژی حاکم بر انقلاب گردد مسلماً باعث رنجش جهانخواران است ٬ چراکه نفوذ در آن محال است و باید که در این برهه از زمان نسبت به اسلام نازک بین بود چراکه مکاران جهانخوار در کمین اند که از کوچکترین ناخالصی برای رخنه استفاده کنند.
2- به یاد بیاوریم تأکید بسیار امام را در برابر مسئله فقط جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر
ص: 231

روزنامه های یومیه مانند کیهان، اطلاعات و بامداد دارند.

آنها معمولاً نکات حساس و نیز حوادث را می نویسند و تحلیلها اکثرا با نظرات رسمی متفاوت هستند.

5 در شش هفته قبل، حزب خلق مسلمان جلساتی را بعدازظهر جمعه در مقر خود در تهران برقرار کرده.

در جلسه اول حدود 100 نفر شرکت کردند. نماینده سیاسی سفارت و کمک یارانش به جلسه رفتند(1) در

تاریخ 19 اکتبر در حدود 1500 نفر در جلسه شرکت کرده بودند.

افراد شرکت کننده اکثرا یا از طبقه متوسط یا از افراد تحصیلکرده بودند و تعداد زیادی زن، بعضی

چادری و بچه و چند فرد روحانی نیز دیده می شدند.

سخنگویان آقای احمد علیزاده: معاون حزب خلق مسلمان و رحمت اللّه مقدم مراغه ای رئیس نهضت

رادیکال و نماینده آذربایجان شرقی در مجلس خبرگان بودند.

در حالی که تماشاچیان و گویندگان هیچ علاقه ای به دولت قبلی (شاه) نداشتند مقداری کمی از خمینی

نام برده شد، اما هیچ جمله که با آمریکا مخالفت کند گفته نشد.

6 سخنگو، حسابی آخوندبازی و مجلس خبرگان را کوباند، که این مجلس می خواهد قانون ولایت فقیه را

تصویب کند که دیکتاتوری عبا و عمامه است.(2)

یکی از سخنگوها وقتی که گفت: «ما اسلام دکتر شریعتی را می خواهیم و ما اسلام... نمی خواهیم» و آن

قسمت را خالی گذاشت تا جمعیت پر کند با تشویق حضار روبرو شد.

هر دو نفر، مقدم مراغه ای و علیزاده راجع به ولایت فقیه انتقاد داشتند، تا آنجا که گفت: «این موضوع

یک خیانت است که ما نسبت به نسل بعد مرتکب می شویم، ما انقلاب نداشتیم که استبداد را به شکل

دیگری اعمال کنیم.»

در جلسه خصوصی اعلام داشتند که:

مقدم مراغه ای گفت که رهبر مذهبی هم اکنون تشخیص نداده که قادر نیست ولایت فقیه را در شکل

کنونیش، به ایرانیان قالب کند. مجلس خبرگان قرار است جلسه ای شوری بر روی آن بگذارد. امیدوارم

یک چیزهایی در آن اصلاح شود.

7 میانه روها در مخالفت با ولایت فقیه متحدین از میان روحانیون هم پیدا کرده اند، مثل آیت اللّه نوری و

آیت اللّه شریعتمداری که معتقدند اگر چنین اصلی کاملاً تعریف شود؛ سرانجام به دیکتاتوری منتهی

می شود.

یکی از چیزهای جالب در این روزها ورود پسر آیت اللّه خمینی، سیداحمد خمینی به این بحث است.

در این موضوع خمینی جوان، در موقعیتی است که با میانه روها که می گویند عاقبت این ولایت فقیه اگر

کاملاً تعریف نشود خطرناک است، همفکر است.

سفارت این موضوع را جداگانه بحث خواهد کرد.

8 حرف های تند میانه روها این روزها می تواند از سرخوردگی آنان نسبت به بعضی از جنبه های انقلاب،

منجمله روندهای موجود به سوی انحصارطلبی روحانیون منشأ بگیرد.

میانه روها از نقاط ضعف دولت در بعضی موارد برای جذب نفرات و عضو استفاده می کند مانند حزب

1- چنان به این گروهکها دلبسته اند که در مجامع آنها نیز شرکت می کنند ٬ یعنی بیشتر و بهتر آنها را شناسایی می کنند.
2- و امام بارها گفته است آنانی که روحانیت را می کوبند و می خواهند روحانیت از بین برود مسلماً از ایادی آمریکا هستند.
ص: 232

ایران، جبهه ملی، حرکت رادیکال. مثلاً شکست طریقه نظامی در کردستان سبب تجدیدنظر و شور دیگری

حتی با اعضای سپاه پاسداران شده است.

یکی از نویسندگان روزنامه محافظه کار انگلیسی زبان تهران تایمز عقیده دارد که نیروهای نظامی

غیرکرد از منطقه خارج شوند. روزنامه مردم. ارگان حزب توده که از اتهام دخالت شوروی در کردستان

متعجب شده و در این مورد دعوت به بحث نیز می نماید.

تنها (روزنامه دست راستی) جمهوری اسلامی است که عامل اصلی دخالت کردستان را آمریکا می داند

گرچه حزب جمهوری اسلامی در موقعیت خودش به طور زیادی ایزوله شده.

9 ضعف دولت برای حفاظت از افراد، سانسور عجیب، رسوایی دادگاههای انقلاب، رشوه خواری در

سطح وسیع و افرادی چون رئیس دادگاه انقلاب آیت اللّه آذری قمی هم دخالت داشته که اینها همه به

صحبتهای میانه روها دامن می زنند. روزنامه آزادی در تاریخ 18 اکتبر حمله تندی به سیستم دادگاه های

انقلاب می کند و آن در مورد نادیده گرفتن پولهایی است که توسط دزد بزرگ آقای ایلیاوی معاون

هادوی دزدیده شده و آزاد است در حالی که کسانی را که در نتیجه فقر به فروختن مواد مخدر مجبور

شده اند به چوبه اعدام می فرستد.

حملات به دو خبرنگار در مجلس خبرگان، سبب شد که روزنامه اطلاعات با تیتر درشت بنویسد:

«نگذارید دوباره اشتباه تکرار شود». در این مقاله به مردم قم و تبریز که در زمان شاه زیر فشار عجیبی بوده

و حقشان پایمال شده و حق بیان نظرات خود را نداشتند اشاره شده بود.

10 همه این ها چه چیزی را مشخص می کند؟ از همه مهمتر میانه روهای حزب ایران، جبهه ملی و دیگر

گروهها در موقعیتی هستند که صدایشان درآید. برای این کار باید این موانع اصلی را از سر راه بردارند.(1)

مطبوعات اکثرا در دست نیروهای مخالف بماند.

جمهوری اسلامی روز بروز دیوانه تر می شود و برای نیروهای مخالف خطرناکست.

روشنفکران توسط اخطارهای خمینی خراب شده اند. صحبت ماه آگوست او مبنی بر «ما روشنفکر

نمی خواهیم» هنوز در خاطره هاست.

صحبت های او در مخالفت با غرب و رسوم غربی سبب شده حتی هواداران او کرواتهای خود را نیز

بردارند.

11 این گروههای میانه رو هنوز در جو سیاسی ایران ریشه دارند بیرون ممکن است آنها را رها کرده اند، که

روزنامه هاشان را بیرون بدهند و میتینگ هایشان را برگزار کنند؛ چون آنها نسبت به جو سیاسی زیاد

اثری ندارند.


گرچه خمینی در صحبتهای اخیر خود آنها را می کوبد و طرد می کند این به خاطر اعتراض آنها به

ولایت فقیه و روحانیت است.

در صحبتی که در تاریخ 20 اکتبر برای روحانیون تهران داشت، مستقیما به خلق مسلمان اشاره کرد و

گفت: اخیرا در یکی از میتینگ هایشان، یکی از اینها که هیچ چیز درباره اسلام نمی داند فکر می کند که باید

مجلس خبرگان منحل شود (همه هورا کشیدند) شما که حتی در رأی دادن شرکت نکردید برای مجلس

خبرگان حق ندارید این حرف را بزنید. این روحانیون بودند که شما را آزاد کردند. که هر چه می خواهید

1- و باید سفارت آمریکا رهنمود بدهد ٬ چراکه اگر اربابان رهنمود ندهند چه کسی رهنمود باید بدهد؟
ص: 233

بگویید. شما در خانه هاتان بودید وقتی که روحانیت با شاه و پدرش علنا مخالفت می ورزید و حالا شما

می خواهید مجلس را منحل کنید. شما قدرتش را ندارید. من توی دهن شما می زنم این را متوقف کنید، و به

دامان اسلام بیایید و بگذارید این مملکت سر و سامان بگیرد.»

12 این جملات خمینی فعلاً در سطح حرف است و ممکن است به بستن روزنامه های آنها و اجازه ندادن

برای میتینگ و دستگیری رهبران آنها بینجامد. خیلی از این گروهها و رهبرانشان سوابق روشنی در

رابطه با مخالفت با سلطنت دارند، و عمل آنها غیرقابل انکار است. اما روحانیون و دوستانشان با

حملات خود به میانه روها مثل متین دفتری، نزیه و فروهر آنها را سخت ایزوله کرده اند.

13 مقامات مسئول کارهایشان را بر روی موضوعاتی مانند روابط ایران و اعراب و قضاوت انقلابی به

طور صحیح انجام نمی دهند. پیامهای این میانه روها می تواند در آینده گروههای زیادی را به خود جذب

کند. همچنین آنها دوست ندارند مستقیما با آیت اللّه خمینی وارد مبارزه شوند؛ مخصوصا با موقعیت

کنونیش و سؤالاتی که مستقیما در بالا اشاره شد. احتمالاً آنها بر روی کسانی که با خمینی همصدا

نیستند و آن دید خاص مذهبی را نسبت به اوضاع ندارند، می توانند فشاری وارد کنند.

14 در درازمدت اگر با این نیروها با هم منسجم گردند ممکن است در مقابل نیروی روحانیت

انحصارطلب بعد از خمینی نیرویی شوند.

در آن موقع اسناد انقلابی بودنشان خیلی مهم خواهد بود، ولی برای آینده نزدیک این گروه شاید در

حوالی سیاست ایران دور بزند و صحبت کند ولی قدرتی اعمال نخواهد کرد.

لینگن



کتاب هفتم

روابط آمریکا و شاه

ص: 234

ص: 235

ص: 236

بسم اللّه الرحمن الرحیم

خبرنگار: شما با قاطعیت از سفارت به عنوان لانه جاسوسی صحبت می کنید، ولی شواهد کافی برای

این مسئله وجود ندارد...

امام : ... انشاءاللّه دانشجویان مسلمان در آینده روشن خواهند کرد.

از مصاحبه امام با مجله تایم

پس از اشغال لانه جاسوسی و گروگان گیری جاسوسان آمریکایی، ارمغان دیگری که انقلاب بزرگتر از

انقلاب اول برای امت مسلمان ایران داشت، افشای جریانات وابسته به امپریالیسم و شیطان بزرگ بود؛

کسانی که پس از گذشت این دو سال مردم قهرمان ما آنها را در صحنه عمل نیز به خوبی شناخته اند.

علیرغم عکس العملهای متفاوت و محدودیتهایی که در افشای اسناد توطئه آمریکا برای ما وجود داشته،

ما همواره انتشار این مدارک و اسناد را که نمایانگر سلطه همه جانبه سیاسی، نظامی و اقتصادی شیطان

بزرگ بر میهن ما بوده است، وظیفه خود به شمار آورده ایم و کوشیده ایم که با تمام توان هرچه زودتر این

اسناد را که متعلق به تمامی امت مسلمانمان می باشد منتشر نماییم. مجموعه این اوراق خود می تواند

نمایانگر شیوه هایی باشد که شیطان بزرگ در قبال حرکتهای ملل محروم و مستضعف جهان و بالاخص

انقلاب شکوهمند اسلامی ایران اتخاذ کرده و می کند. خط کلی اسناد حکایت از دشمنی عمیق آمریکا با

انقلاب اسلامی و رهبری آن امام خمینی دارد، به گونه ای که تحمل انقلاب برای آمریکا بسیار دشوار

می نماید. این است که لحظه ای و ساعتی از توطئه غافل نمی ماند و درصدد است،که انقلاب را به نابودی

بکشاند و یا آن را منحرف کرده و خط سازش را بر آن حاکم نماید. در این رابطه لازم دیدیم که نکاتی چند

را در رابطه با نحوه برخورد با اسناد متذکر شویم.

نخست آنکه مطالبی که به طور مستقیم از افراد و شخصیتها نقل قول شده است، دقیق تر بوده تا برداشت


مأمور سفارت از مطالب رد و بدل شده بین آنها. طبیعی است که جو حاکم بر ملاقات و کیفیت روابط

طرفین در کیفیت گزارش مؤثر بوده است. در ثانی باید توجه داشت که اسنادی که در لانه جاسوسی به

دست آمده، تماما بر اساس بینشهای شیطانیِ دیپلماتهای جاسوس نگاشته و گزارش شده است و طبیعی

است که قضاوت در مورد اسناد در رابطه با جریانات اجتماعی باید با توجه به این بینش باشد. از لابلای

این مدارک می توان به زوایای حرکت شیطان بزرگ پی برد و با استفاده از معیارهای اسلامی برای مقابله با

او تجهیز شد. یکی از شیوه هایی که آمریکا برای کسب اطلاعات پس از انقلاب اتخاذ کرده بود ملاقاتهای

ص: 237

به ظاهر رسمی بود، که با زیرکی خاص شیطانی خود در این دیدارها اقدام به جمع آوری اطلاعات

می کردند و بسیاری از تحلیلها و دیدگاههای آمریکا در رابطه با انقلاب اسلامی مبتنی بر اطلاعاتی است که

از همین ملاقاتها به دست آورده اند؛ و از اینجا پی به اهمیت خاص این گونه ملاقاتها می بریم. علاوه بر اینها

برخی از اسناد، گزارشات وقایع و اخبار است و دقت در نوع انتخاب و ارسال خبر، که مبین نیازهای

اطلاعاتی شیطان بزرگ و جاسوسهای او در تهران بوده است، می تواند راهگشای ما در شناخت علایق و

نکات برجسته ای که موجب حساسیت امپریالیسم آمریکا بوده است باشد. کنجکاوی و حساسیت خاص

ایادی شیطان بزرگ در موارد مشخص می تواند، نشانگر نقاط ضعف و ترس او باشد. لذا بر ملت مسلمان

ماست که با کنکاش بیشتر و شناخت روز افزون از توطئه های شیطان بزرگ در حفظ و نگهداری

دستاوردهای انقلاب اسلامی از هجوم شرق و غرب بکوشند. باشد که این نهضت به نهضت امام زمان

متصل شود.

در خاتمه لازم به تذکر است که ترجمه و تنظیم و انتشار مطالب منتشره در حد بضاعت این جمع

می باشد.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام


معرفی کتاب شماره 7

معرفی کتاب شماره 7

مجموعه حاضر از اسناد لانه جاسوسی که از نظرتان می گذرد، در سه قسمت تنظیم شده و عمدتا

بیانگر روابط نزدیک آمریکا با محمد رضای مخلوع و معدوم و خاندان او و هیئت حاکمه جنایتکاری که

شیطان بزرگ با دخالت مستقیم خود، در طول 50 سال با ظلم و غارت و چپاول بر کشور ما حکمروایی

کرده است، می باشد. شاید سخن گفتن از جنایات شاه معدوم و روابط او با آمریکا برای امتی که ظلم 2500

ساله را با تمامی وجود خود احساس کرده خالی از ضرورت باشد؛ لیکن از آنجا که باید مجموعه هایی از

این نسخ، در حکم یک اعتراف، به طور مستند برای نسلهای بشر باقی بماند و مستضعفین تحت سلطه

اجانب و به خصوص ملتهایی که خونشان توسط آمریکا مکیده می شود را رهنمودی جهت آگاهی و قیام

علیه این بیدادگریها باشد، اقدام به انتشار آن نموده ایم. تاکنون اسناد و مدارکی که حاکی از روابط آمریکا با

سیستم حاکم در ایران بوده است به یاری خدا در مجموعه های جداگانه به چاپ رسیده و در آینده نیز

انتشار آن ادامه خواهد یافت. اما اسنادی که در این کتاب جمع آوری شده، عمدتا مشخص کننده روابط

نزدیک شخص شاه و اطرافیان وی با شیطان بزرگ می باشد. خصوصیات فردی و روابط فاسدی که در

دستگاه حاکمه وجود داشته، همه را جاسوسان آمریکایی در مدارکی که از آنها به دست آمده تأیید

کرده اند؛ روابط فاسدی که ملت قهرمان ایران با قیام یکپارچه خود مدفون ساختند. امام در تحلیل مختصر

و در عین حال جامعی از کیفیت این عناصر و مفاسد آنان چنین فرموده اند:

«من دیدم هیئت وزرای زمان طاغوت را و همه آن زمانهایی که بودند، یک هیئت وزرایی بود که همه

جزء ملک ها و سلطنت ها و همه از آن طاغوت ها بودند؛ و یک تشکیلی کرده بودند که جامع بود، بین

اشخاصی که خائن بودند و یا اگر خائن نبودند از طبقه بالای کشور بودند، یعنی آن طبقه مرفه بالانشین.

همین طور مرسوم شده بود از اول تا این زمان که باید حتما آنهایی که به وزارت می رسند، از توده مردم

نباشند، باید به قول خود آنها از طبقه ممتاز به نظر آنها یعنی ثروتمند، یعنی یال و کوپالدار، یعنی اطرافی دار

ص: 238

و دارای پارکهای بزرگ و زمینهای زیاد، تا این طور نبودند، لیاقت نداشتند در یک حکومت وارد بشوند.»

مدارک به دست آمده از جاسوسان آمریکایی نیز گواه همین نظامات فرعونی است.

بخش اول کتاب، جزوه ای است تحت عنوان: «نخبگان و تقسیم قدرت در ایران»

و همان گونه که در ابتدای آن نیز آمده است، توسط CIA برای آشنایی مقدماتی افرادی که به منظور

مأموریتهای مختلف سیاسی و جاسوسی از طرف شیطان بزرگ به ایران می آمدند، تهیه شده است در واقع

یک مجموعه فشرده و نسبتا جامع از ساخت جامعه ایران و نیروهای سیاسی و اجتماعی موجود در آن از

دیدگاه جاسوسان درجه اول است. این جزوه دارای نکات برجسته ای است، و به وضوح می توان در آن

اعترافات آشکار آمریکای جنایتکار در حمایت از رژیم دست نشانده شاه را دید. CIA با صراحت تمام

صحبت از ساخت قدرت و برنامه ریزیهایی که در جهت تثبیت رژیم شاه به عنوان یک رژیم حامی منافع

آمریکا انجام گرفته است، می کند.

همچنین به مفاسد و جنایات بزرگ رژیم زیر چتر حمایتی شیطان بزرگ با وقاحت اشاره کرده است،

که از آن جمله عبارتند از :

تقلبات آشکار در انتخابات مجلس و اعمال نفوذ شاه در این زمینه.

چگونگی انتخاب وزراء و نقش ساواک در این رابطه.

نقش ساواک در انتخاب نمایندگان قلابی مجلس.

ساخت ارتش.


و همچنین وظایفی که در رابطه با مسایل داخل کشور و در منطقه خلیج به مثابه ژاندارم منطقه به عهده

ارتش ایران گذاشته بودند.

در بخشی از این جزوه، CIA به بررسی میزان کارآیی و ابعاد فعالیتهای گروههایی که در داخل کشور به

مبارزه با شاه و آمریکا برخاسته بودند، پرداخته است. از یک سو با اشاره به گروههای مسلح، آنها را خطر

عمده برای برنامه های شاه به حساب نمی آورد و می گوید:

«گروههای تروریستی، تهدیدی برای رژیم شاه و برنامه هایش نیستند. این سازمانها به صورت 2

سازمان مجاهدین خلق و فداییان خلق با ائتلاف مذهبیون و کمونیستها با یکدیگر فعالیت می کنند.»

از سوی دیگر به نقش اساسی روحانیت اصیل و متعهد و در رأس آن امام در مخالفت با آمریکا و رژیم

اشاره می کند که به چند مورد آن اشاره می کنیم:

«از زمانی که شیعه اسلامی به عنوان مذهب رسمی برقرار شد (قرن شانزدهم) علمای شیعه با هر

سلطنتی مخالفت کرده اند.»

«روحانیت خودش بشدت از نفوذ خارجیان متنفر بوده است؛ و همچنین به طور مشخصی در نهضتهای

ضد خارجی مردمی شرکت داشته است.»

«احتمالاً 50 درصد که تقریبا شامل هر رهبر مذهبی با هر شکل می شود، در جبهه مخالفت مستقیم با دولت

قرار گرفته و کلاً به خاطر پایگاه مردمیشان مورد حمایت هستند.»

«به نظر می رسد روحانیون در مجموع کمتر از دیگر اقشار جامعه انعطاف داشته باشند.»

«اما آنها (روحانیت پیرو امام) خطر بیشتری از آنچه تعدادشان است، تولید می کنند.»

«طلاب روحانی که پیرو او (امام خمینی) هستند، می توانند تظاهرات زیادی بر ضد رژیم ایجاد کنند.»

ص: 239

«احتمال کمی وجود دارد که یک صلح بین رژیم و جامعه روحانیت به وجود آید.»

در واقع شیطان به زبان خود به معرفی دشمنان واقعی خود می پردازد. با توجه به این اعترافات آشکار

به راستی چه کسانی راه درست و صحیح را در مبارزه با رژیم پیش گرفتند؟ و کدام نیرو و قشر اجتماعی

ذیصلاح توانست مردم را در سرنگونی رژیم و مبارزه واقعی با امپریالیسم رهبری کند؟ انقلاب اسلامی ما

گواه غیرقابل انکار این مدعاست، که روحانیت متعهد و در رأس آن امام امت، خمینی بت شکن با پیروی از

تعالیم اسلام اصیل و با اتکال به خدای متعال رهبری این نهضت را به عهده داشتند؛ و به تحقیق این شیوه

مبارزه اسلامی با دشمنان خداست. اینجاست که باید سؤال کرد که دشمنان واقعی امپریالیسم آمریکا،

شیطان بزرگ، به راستی چه کسانی هستند؟ و آمریکای جنایتکار کمر همت به نابودی کدام جریان و

نیروی اجتماعی بسته است، و امروز چه نیروها و جریانات اجتماعی دقیقا از خط مشی و سیاستهای

امپریالیسم در مقابله با انقلاب اسلامی، با پوشش و ظاهری به اصطلاح انقلابی و مشروع، البته از دیدگاه


خودشان، تبعیت می کنند؟

میزان نفوذ روحانیت پاسدار اسلام و مرجعیت و طرح ولایت فقیه در ساخت جامعه اسلامی ما به

اندازه ای بوده است، که کارگزاران CIA معترفند که نیروهای امنیتی اگر بتوانند گروههای مسلح را نابود

کنند (کما اینکه تا حدودی نیز در این امر موفق شده بودند) روحانیت اصیل را هرگز نمی توانند از صحنه

بیرون برانند، چرا که جایگاه این قشر به دلیل اتکاء به اسلام و استقلال کاملش از هر قدرت باطل در میان

دلهای انبوه توده های میلیونی مسلمان ماست.

امروز دیگر میزان کارآیی نیروهای مختلف اجتماعی، در مقابله با سلطه خارجی چه از جانب

گروههایی از سنخ گروههای مسلح و چه روشنفکران غرب زده و شرق زده که سوابق درخشانشان در

همین جزوه دستگاه جاسوسی آمریکا هم آمده، بر امت انقلابی و مسلمان ما روشن شده است.

البته طبیعی است که به واسطه ضعف اطلاعاتی شیطان بزرگ از روابط درونی بین نیروهایی که به هر شکل

با رژیم مبارزه می کردند، اشتباهاتی در زمینه حدود این روابط در متن وجود دارد، که نکات مهم آن به

صورت پاورقی به آن اشاره شده است. البته نظر به حجم زیاد مطلب، خلاصه ترجمه جامعی از مطالب

جزوه و در موارد مهم تر ترجمه کامل آن ارائه شده است. بدیهی است متن اصلی انگلیسی به طور کامل به

چاپ رسیده است.

بخش دوم کتاب نیز مجموعه ای است تحت عنوان: «تشریح وضع کلی ایران» که توسط کارمندان

جاسوسخانه آمریکا در تهران، در زمان رژیم فرعونی شاه تهیه شده و در قسمتهای مختلف به بررسی و

تحلیل ساخت جامعه ایران و تقسیم قدرت و نظامات داخلی آن، روابط خارجی ایران و همچنین «جنایات

دستگاه ساواک» پرداخته است، که در اینجا نیز همچون جزوه CIA، اعترافات آشکاری در مورد

دخالتهای بی وقفه آمریکا در امور داخلی ایران مشاهده می شود؛ و پرده از ارتباطات پنهانی شاه معدوم و

آمریکا برمی دارد. البته در این قسمت هم خلاصه ترجمه و در موارد مهمتر ترجمه کامل ارائه شده است.

بخش سوم که تحت عنوان: «شاه و آمریکا» آمده است، حاوی اسنادی است که در یک سیر تاریخی،

حمایت بی دریغ آمریکا را از شخص شاه مخلوع در مقابل امواج خروشان امتِ به پا خاسته ما در جریان

انقلاب نشان می دهد. ابتدا به نقش شاه در منطقه اشاره می شود و در کنار آن به لزوم حمایت استراتژیک

آمریکا از وی. سپس در سند بعدی به «منافع خاندان سلطنتی در سوءاستفاده های مالی اینان» پرداخته

ص: 240

می شود. در سند بعدی در عین اعتراف به مفاسد رژیم، شاهد «ملاقات سناتورهای آمریکایی با شاه»

هستیم، و سپس در زمانی که جلادان رژیم شاه، خون بهترین مردمان این سرزمین را بر زمین می ریزند،

سندی را می بینیم که حاکی از مکالمه تلفنی رئیس جمهور آمریکا با شاه و اعلام حمایت همه جانبه آمریکا

از برنامه های شاه می باشد. در همین اوان CIA به منظور حفظ سلطه شیطانی خود به ارزیابی روانپزشکی

از نوکر حلقه به گوش خود، شاه، می پردازد. سپس در سند دیگر شاهد ملاقات سفیر سولیوان جاسوس

سابقه دار سیا در ایران با شاه و ارائه رهنمودهای آمریکا به شاه هستیم. سند بعدی گواه «حمایتهای مستقیم

آمریکا از کشتار مردم مسلمان ایران و تأیید دولت نظامی شاه» است؛ و این حمایت به نوعی بیان می شود

که گویی این همان برنامه دیکته شده آمریکا به هیئت حاکمه فاسد ایران است. در سند دیگر رئیس آلیس

چالمرز سرمایه دار پلید آمریکایی، به دیدار شاه می شتابد و حمایت سرمایه داران کثیف آمریکایی را در

ادامه حمایت از شاه به او اعلام می کند. این در حالی است که دولتهای اروپایی، متحدان همیشگی

امپریالیسم قطع امید خود را از ادامه حیات سیاسی رژیم شاه اعلام می کنند. به دنبال آن سند دیگری

می آید که به طور تلویحی «نوار گفتگوی شاه با افسران ارتش که در آن شاه معدوم امر به کشتار مردم را

می کند» مورد تأیید قرار می دهد. در سند بعد پس از فرار شاه از کشور در ادامه توطئه ای آمریکا برای

مقابله با انقلاب اسلامی ایران، گزارشی از نقشه شاه برای بازگشت در زمان بختیار و همچنین وضعیت

نیروهای هوادار بختیار را می بینیم.

اسنادی که از این پس خواهد آمد مربوط به پس از پیروزی انقلاب می باشد، که همچنان مبین ادامه

حمایتهای مذبوحانه شیطان بزرگ از این جرثومه فساد، شاه معدوم است. ابتدا می بینیم که برای وی

تدارک یک ویلای مجلل را می بیند و به طور پیگیر تلاشهای گسترده ای انجام می دهند، که جنایتکاری با

یاری خدا و همت این مردم شهیدپرور آواره و سرگردان شده است را به خیال خود در مأمن همیشگی

جنایتکاران، یعنی آمریکا جای دهند، تا بدین وسیله حمایت تلویحی خود را از سایر حکام مستبد و دست

نشانده اعلام کنند، غافل از اینکه سنت خدا سرنوشت شومی را برای ظالمین مقرر کرده است و ملت عزیز

ما با اشغال مرکز توطئه آمریکا و گروگان گیری جاسوسان آمریکایی این توطئه را نیز خنثی نمودند و

موجباتی فراهم کردند که به فرموده امام، آمریکا خود وادار به کشتن شاه می شود.

در خاتمه یادآوری بیانات امام پس از اشغال لانه جاسوسی به جاست:

«آن مرکزی که جوانهای ما رفته اند و گرفته اند، آن طوری که اطلاع داده اند، مرکز جاسوسی و توطئه

بوده است، آمریکا توقع دارد که شاه را به آنجا ببرد و مشغول توطئه شوند؛ و پایگاهی هم در ایران برای

توطئه درست کنند و جوانان ما بنشینند و تماشا کنند.»

به امید روزی که مستضعفان دلیر ایران با قیام خود در مقابل مستکبرین زمان و ابرقدرتهای شرق و

غرب بتوانند، با آمادگی کامل پذیرای وجود مبارک بقیه اللّه (عج) جهت به ثمر رساندن نهایی آن و استقرار

حکومت جهانی شوند.

والسلام

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام



بخش اول

کتاب نخبگان و تقسیم قدرت در ایران

ص: 241

بخش اول

(سرّی)

کتاب نخبگان و تقسیم قدرت

در ایران


سازمان مرکزی اطلاعات جاسوسی

«سازمان مرکزی اطلاعات جاسوسی»

صفحه صفر

صفحه صفر

یادداشت

این کتاب برای استفاده خوانندگان مختلف تهیه شده است و بخشهای خلاصه و نتیجه گیری برای

آنهایی است که می خواهند در مدت محدودی جوهر این جامعه پیچیده باستانی و با این همه در حال تجدد

را درک کنند. بخش اصلی این رساله کسانی را مورد خطاب قرار می دهد، که مسئولیتهای حرفه ای ایشان

ایجاب می کند که شناخت دقیقتری از ساخت اجتماعی و ارتباطات خانوادگی که نیروی محرک این

جامعه است داشته باشند. برای آنها که عملاً در ارتباط روزانه با طبقه اداری ایران هستند، بخش اصلی و

ملحقات با یکدیگر یک متن مرجع تشکیل می دهند.

این کتاب در اداره تحقیقات سیاسی تهیه شده است و افرادی از واحدهای دیگر آن را خوانده اند و نظر

خود را ابراز داشته اند.

پیشنهادات ایشان بسیار مفید بود و بدین جهت از آنها عمیقا قدردانی می شود. اما در این مورد که

کتابی تهیه شود که از لحاظ صوری در آن هماهنگی رعایت شده باشد کوششی نشد. معهذا، نویسنده مایل

است تشکرات مخصوص خود را به CRS/NEA/NESA اظهار دارد. تحقیق و تحلیل در دسامبر 1975

تکمیل شد. نظریات و عکس العملها استقبال می شوند. آنها را برای نویسنده ارسال فرمایید. (خاکستری

8252)



یادداشت

یادداشت

این کتاب برای استفاده خوانندگان مختلف تهیه شده است و بخشهای خلاصه و نتیجه گیری برای

آنهایی است که می خواهند در مدت محدودی جوهر این جامعه پیچیده باستانی و با این همه در حال تجدد

را درک کنند. بخش اصلی این رساله کسانی را مورد خطاب قرار می دهد، که مسئولیتهای حرفه ای ایشان

ایجاب می کند که شناخت دقیقتری از ساخت اجتماعی و ارتباطات خانوادگی که نیروی محرک این

جامعه است داشته باشند. برای آنها که عملاً در ارتباط روزانه با طبقه اداری ایران هستند، بخش اصلی و

ملحقات با یکدیگر یک متن مرجع تشکیل می دهند.

این کتاب در اداره تحقیقات سیاسی تهیه شده است و افرادی از واحدهای دیگر آن را خوانده اند و نظر

خود را ابراز داشته اند.

پیشنهادات ایشان بسیار مفید بود و بدین جهت از آنها عمیقا قدردانی می شود. اما در این مورد که

کتابی تهیه شود که از لحاظ صوری در آن هماهنگی رعایت شده باشد کوششی نشد. معهذا، نویسنده مایل

است تشکرات مخصوص خود را به CRS/NEA/NESA اظهار دارد. تحقیق و تحلیل در دسامبر 1975

تکمیل شد. نظریات و عکس العملها استقبال می شوند. آنها را برای نویسنده ارسال فرمایید. (خاکستری

8252)



دفتر مرکزی اطلاعات جاسوسی

ص: 242

دفتر مرکزی اطلاعات جاسوسی

مدیریت جاسوسی

مدیریت جاسوسی

اداره تحقیقات سیاسی

اداره تحقیقات سیاسی

«نخبگان و تقسیم قدرت در ایران»

توسط : ارنست. آر. اونی

فوریه 1976

خلاصه و نتیجه گیری


نخبگان ایران

نخبگان ایران

در این کتاب افقهای سیاسی و بین المللی ایران منظور نیست؛ بلکه سعی شده است تصویر و تحلیلی از

افرادی که ایران را اداره می کنند، بر سیاست آن تسلط دارند و تجارتش را کنترل می کنند و معیارهای

فرهنگی و اخلاقی آن را معین می کنند، و حتی کوشش دارند شیوه های آن را هم تغییر دهند ارائه شود.

در ایران لوازم دستیابی به موقعیت نخبگی، همان موارد سنتی ارتباط خانوادگی، نفوذ در روابط ارباب،

ارباب رجوع، ثروت و تحصیلات است.

در رأس ساخت، گروه نخبگان شاه قرار دارد. سنت ایرانی پادشاهی که از قرون متمادی به یادگار

مانده است، از هر سلسله یا هر شخص زمامداری پابرجاتر بوده است. ایران بدون شاه برای اکثر مردم

موضوع متناقضی به نظر می رسد. شاه در اوایل سلطنت دارای قدرتی نبود و دیگران بر او تسلط داشتند،

ولی حالا قدرت او به حدی است که حرف او قانون به حساب می آید.

در حدود 40 خانواده پر قدرت ایرانی هستند که اعضایشان دائما و به سادگی می توانند در امور

سیاسی و دولتی دخالت کنند.

150 خانواده مهم دیگر نیز وجود دارند که اهمیتشان در سطح کشور محسوب نمی شود. تعداد اینان

همیشه ثابت نیست و ثروت آنها بر حسب شانس و مهارت اعضایش کم و زیاد می شود.

تقریبا 41 از این خانواده های پر قدرت در دوران رژیمی که رضاشاه آن را برانداخت قدرت و نفوذ

داشتند. دربار شاه محل طراحی خیلی از برنامه ها می باشد. در خانواده شاه یک طبقه شهوتران و از نظر


مالی فاسد وجود دارند، که برجسته ترین آنها خواهر دوقلویش اشرف است که صاحب طبعی حریص و

تمایلات جنسی مفرط می باشد. وضع کاخ سلطنتی از زمانی که شاه در سال 1959 با زنی از شعبات

ص: 243

کم ارج تر یک خانواده نخبه کشور ازدواج کرد، بهتر شده است. فرح که در فرانسه تحصیل کرده بود، در

پیشبرد برنامه های اجتماعی شاه نقش سازنده ای داشت.

علاوه بر خانواده اش خیلی از مقامات و جیره خواران نیز شاه را احاطه کرده اند و به نظر می رسد که او

تنها به گروه کوچکی تکیه داشته باشد. شاید در حدود 12 نفر که به آنها اطمینان خاصی داشته و برای

کسب اطلاعات از آنها استفاده می کند و همچنین از آنها برای ارتباط با دیگر گروههای جامعه استفاده

می کند. به طور کلی این اشخاص با وجود اینکه مقام رسمی دارند، ولی صرف نظر از مقامشان روابط خیلی

نزدیک با شاه دارند. از این 12 نفر 3 نفر وابسته به اقلیت پر قدرت هستند، البته این نفوذ آنها باعث نزدیکی

آنها به شاه نشد، بلکه دوستی دراز مدت و خدمات و وفاداری آنها موجب این نزدیکی شده است. برای

مثال وزیر دادگستری اسداللّه علم که از یک خانواده با نفوذ است،برای مدت 40 سال به شاه نزدیک بوده و

تیمسار «فردوست» که پدرش یک گروهبان بود، برای مدت 50 سال دوست شاه بوده است. ولی با وجود

این شاه تنها است؛ زیرا او به دنبال اطلاعات است و نه در جستجوی مشاوره، چرا که تعداد معدودی در

جامعه می توانند به او پند و توصیه دهند. او تصمیم می گیرد و دیگران اجرا می کنند.

در طول 12 سال گذشته مجلس آلت دست شاه بوده است و مقاصد شاه را برآورده می کرده است و

تمام نمایندگان که با دقت به وسیله شاه انتخاب می شوند، حامی برنامه های شاه می باشند.

طبقه جدیدی که بالقوه می تواند با طبقات سنتی رقابت کند در حال شکل گرفتن است. این طبقه تحصیلات

تخصصی دارند و طبقه متوسط اداری هستند اعضاء آن روابط سنتی را نفی می کنند و بر تحصیلات مدرن

تکیه دارند. اینان تجربیات وسیع غیر سنتی دارند و اکثرا اسلام را به عنوان راهنمای زندگی نمی پذیرند.

این طبقه شامل همه نوع متخصص می باشد: دکتر، وکیل، استاد، نویسنده، هنرمند و شاعرانی که اغلب

سخنگوی آنها هستند. اکثر افراد این تیپ خودشان را از مخالفین شاه می دانند و به عنوان پیشتازان یک

نیروی مدرن و دمکرات که جامعه ایرانی را متحول خواهد ساخت و سنت قدیم را کنار خواهد زد،

می دانند.

هنوز مشخص نیست که این گروه به عنوان گروه منسجمی رشد کنند.

کوشش شاه برای کنترل تورم و منافع غیرقانونی باعث دستگیری و زندانی و مجازات نه تنها

مغازه داران کوچک، بلکه افراد با شخصیت هم گشته است.

گروههای تروریستی تهدیدی برای رژیم شاه و برنامه هایش نیستند. این سازمانها به صورت دو

سازمان مجاهدین خلق و فداییان خلق با ائتلاف مذهبیون و کمونیستها با یکدیگر فعالیت می کنند.

بیشتر اقلیت تحصیلکرده بر این عقیده اند که سلطنت معنای خود را از دست داده است. آنها خواستار

تغییراتی در شکل سلطنت هستند. روحانیت احتمالاً خواستار منتفی شدن سلطنت نمی شود، بلکه

خوشحال خواهد شد که شاه کنونی برود. برای آنها یک دولت غیر مذهبی به همان اندازه شاه کنونی

خطرناک می باشد. رهبران روحانی بیشتر به نظر می رسد که بر این عقیده باشند که شاه کنونی مثل پدرش


چنین تشخیص داده که اسلام را در ایران نابود کند.

افراد زیرین نه تنها افرادی هستند که آمریکا با آنها کار و مذاکره و روابط اجتماعی خواهد داشت، بلکه

این افراد بدون توجه به اسم و رسمشان به اشتغال در مقامهای با نفوذ ادامه خواهند داد:

«چهل خانواده عالیرتبه».

ص: 244

عدل افخمی اکبر اعلم علم امینی اردلان آشتیانی بیات بوشهری بختیاری دفتری دیبا

دولتشاهی ابراهیمی امامی اسفندیاری فرمانفرماییان امامی خویی اقبال حکیمی هدایت

جهانبانی خواجه نوری خلعتبری مهدوی منصور پهلوی پناهی پیر نیا قره گوزلو قشقایی قوام

صفاری سمیعی وکیلی وثوق زند زنگنه ذوالفقاری

کسانی که با علامت ستاره مشخص شده اند، خیلی با نفوذ هستند.


کلامی در باب نخبگان

«کلامی در باب نخبگان»

در ایران به طور سنتی لوازم دستیابی به مشاغل خیلی معتبر ارتباط خانوادگی، نفوذ در یک رابطه

ارباب ارباب رجوع، تحصیلات و ثروت بوده است. برای فهم ایران به بهترین وجه باید بیشتر وظیفه و

عملکرد نخبگان سیاسی آن را فهمید، تا اینکه ساخت دیوانسالاری و رسوم رایج آن بررسی شود.

دیوانسالاریها اغلب اوقات وسایل شخصی دلالان قدرت یا میدان مبارزات شخصی بوده است.

سیستم ایران به صورت انعطاف پذیر است. هرگاه که برای اجتناب از درهم شکستن لازم باشد، خود را

تغییر می دهد. زمانی که پایگاههای نفوذی تغییر می کنند، نخبگان هم برای حفظ موقعیت علایق خود را

تغییر می دهند. دربار، پارلمان، بانکها و تجارت همگی به عنوان مراکز عمده ای برای حفظ قدرت و

موقعیت به کار گرفته شده اند و می شوند و خواهند شد.

افرادی که در صفحات بعد نامبرده می شوند، نه تنها به عنوان افرادی که آمریکاییها با ایشان کار،

مذاکره و مراوده خواهند کرد، بلکه به عنوان نمونه گروههایی در نظر گرفته شده اند که نامشان یا ظاهرشان

هرچه باشد، همچنان مشاغل با نفوذ را در اختیار خواهند داشت.

«بحث»

1 جامعه سنتی ایران :

ساخت اجتماعی، بدان نحوی که در دو قرن گذشته بوده است در طرح ذیل خلاصه شده است :

طبقه حاکمه :

شاه

خانواده های سلسله حاکم

اشراف قبایل

ملاکین (فئودالها)

رهبران دینی حامی سیستم


رهبران نظامی


طبقه متوسط سنتی

طبقه متوسط سنتی:

دیوانسالارها بخشهای خدمات اجتماعی که کارگزاران دولت را در خود جای می دهد. بورژوازی

تجار بازرگانان اصناف و بازاریها.

روحانیت و طلاب ایشان.


طبقه پایین

ص: 245

طبقه پایین:

کارگران

کشاورزان

قبایل کولی

اعضای دربار به صورت منفرد می توانند از طریق نقشه چینی در آنجا و نفوذ شخصی، در وقایع تأثیر

بگذارند، اما هیچ یک مشاغل اجرایی به عهده ندارند. اشراف قبایل و فئودالها تماما به عنوان گروه از بین

رفته اند، اما به عنوان فرد یا خاندان به خصوصی ممکن است تقریبا به اندازه گذشته قدرت و ثروت به دست

آورده باشند.

علیرغم دوام طبقات، قدرت نخبگان بی قید و شرط نیست. حتی طبقات پایین تر هم مکانیسم هایی

دارند که با کمک آنها می توانند فشارهایی برای پیش آوردن تغییرات ایجاد کنند. افرادی از طبقات پایین و

متوسط خود را به نخبگان سیاسی رسانده اند و نخست وزیر و حتی شاه شده اند که رضا شاه نمونه ایشان

است. باغبانها، سقاها، مهتران، پینه دوزها به مناصب قدرت ارتقاء یافته اند.

بنا به عرف معمول، نخبگان سیاسی از طریق گماشتن افراد منتخب، دخول در طبقه حاکم را در کنترل

خود داشته اند؛ و امکان همیشگی ترفیع به مرتبه نخبگی در برگرداندن احساس نیاز به تغییر ساخت مؤثر

بوده است. قابلیت پذیرش افراد جدید به طبقه بالاتر، مکانیسم مهمی برای فراهم آوردن نیروی جدید

بدون نیاز به قربانی کردن سیستم قدیم بوده است.

امروز شاه مهارتهای فنی و تخصصی مدرنی را که برای اجرای برنامه اصلاحات خود احتیاج دارد،

بدین ترتیب به دست می آورد.

تماسهای غیر رسمی مسبب حقیقی هر حرکت در زندگی سیاسی ایران می باشند؛ و دو عنصر اصلی در

عملکرد سیستم سیاسی ایران یکی دوره، یا مجمع یاران و دیگری ارتباطات خانوادگی است.

الف : دوره

تماسها و اتصالات لازم برای کسب موقعیت سیاسی یا اجتماعی اغلب از طریق عضویت در یک یا

چند دوره انجام می گیرد. مهمترین عملکرد این مجامع، بنای شبکه ای از روابط مشخص است؛ تا اعضاء را

در فعالیتهای سیاسی و اقتصادی خود یاری بخشد. از دیگر عملکردهای دوره کارآیی آن به عنوان

مکانیسمی است که غیر نخبگان را به پایگاه نخبگی برساند. از دوره های معروف می توان باشگاه پوکری را

نام برد، که تیمسار حسین فردوست قائم مقام رئیس سازمان اطلاعات امنیت کشور (ساواک) تیمسار


مستوفی محمد خاتمی فرمانده نیروی هوایی و تقی علوی کیا در آن شرکت داشتند. علوی کیا مقاطعه کار

است و قراردادهای خانه سازی پرسودی در خانه سازی با نیروی هوایی دارد. این دوره از طریق فردوست

و خاتمی تماس مستقیم با شاه داشت.

ب : خویشاوندیها

همان طور که تا به حال معمول بوده است، به غیر از مقام پادشاهی، گروه نسبتا کوچکی از و نفوذ را نه

تنها در سیاست، بلکه در محدوده بازرگانی مبادلات اقتصادی و مشاغل در اختیار دارند. اعضای این

خانواده ها با سهولت از دولت به مشاغل سیاسی تا فعالیتها فردی و بالعکس نقل مکان می کنند. و حقیقتا

میزان نفوذ سیاسی ایشان در فعالیتهای خصوصی ممکن است، به اندازه زمانی که مصدر امری هستند زیاد

ص: 246

باشد. خاندانهای نخبه بزرگ، اکثرا خاندانهای مادون دارند که آنها از یک یا چند طریق با طبقات متوسط

مرتبط می شوند. متوسط ها ممکن است از این قرابت منفعت یابند، هرچند که جزیی از نخبگان سیاسی

نشوند. بنابراین دوباره حدود سیستم طبقاتی به هم می خورد و احتمال تعارض طبقاتی حقیقی تقلیل

می یابد.

معیار عمده برای نخبه بودن در زمان قاجار تمکن، خرید زمین، منصب و قدرت سیاسی بود. تغییر

سلسله در 1925 حصول نسل جدیدی از شخصیتهای نخبه را در برداشت، اما اینها به سرعت در برابر

گروه متنفذین که به سهولت عهدی را که با قاجار داشتند؛ برگرداندند، و پهلوی را جایگزین قاجار کردند،

محو شدند. در فهرست ذیل 40 فامیل نخبه کشور مشخص می شوند که دوجینی از آن چهل فامیل در قرن

بیستم نیز غالب بوده اند.

فهرست خانواده ها :

عدل افخمی اکبر علم اعلم امینی اردلان آشتیانی بختیاری بیات بوشهری دفتری

دیبا دولتشاهی ابراهیمی امامی خوئی اقبال اسفندیاری فرمانفرماییان حکیمی هدایت

جهانبانی خواجه نوری خلعتبری مهدوی منصور پهلوی پناهی پیر نیا قره گزلو قشقایی قوام

صفاری سمیعی وکیلی وثوق زند زنگنه ذوالفقاری

ج پادشاهی

در رأس کلی ساخت سیاسی و اجتماعی، شاه قرار دارد. روش حکومتی وی که در خاورمیانه سنتی

معمول است 6 خصیصه دارد.

1) فردیت : زمامدار به کار گرفتن روابط شخصی خود را به استفاده از تشکیلات رسمی دیوانسالاری

ترجیح می دهد. 2) قرابت : آنها که به شخص رهبر نزدیکترند با نفوذترند. 3 ) غیر رسمیت: اغلب از طرق

نهانی غیر رسمی بیشتر از مؤسسات رسمی چون احزاب سیاسی و هیئتهای مقننه برای اعمال تسلط

سیاسی و آمریت استفاده می شود. 4 )تخاصم متعادل: رهبر همچون اکثر زیردستانش از طریق یک مشی

ایجاد تفرقه و سپس فرماندهی حکومت می کند، مخاصمه بین رقبا تشویق می شود، اما برای حفظ تعادل

بین شخصیتها و گروههای متخاصم، این آمادگی وجود دارد، که پستها تغییر داده شوند. 5) لیاقت نظامی و

شجاعت فردی: در این سیستم در اختیار داشتن نیروی نظامی برای رهبر حکم اساسی دارد. در تاریخ


خاورمیانه تصویر یک جنگجوی قهرمان محبوبیت دارد و موفقیت (یا شکست) در صحنه کارزار به

موقعیت رهبر در صحنه سیاست داخلی اثر برجسته ای دارد. 6) توجیه دینی: زمامداران سنتی خاورمیانه

به وسیله ارتباط دادن خود به نحوی از انحاء با ماوراء الطبیعه اقدام به توجیه زمامداری خود کرده اند.


پادشاه، دودمان او و دربار

پادشاه، دودمان او و دربار

شاه ایران مدت 34 سال، یعنی بیش از هر رهبر دیگر در خاورمیانه، بر تخت بوده است. طول بقای او را

می توان نتیجه ترکیب شرایط فرهنگی، تاریخی و سیاسیش دانست که نه تنها پدید آمدن یک زمامدار

مستبد را مطلوب می داشته است، بلکه اجازه داده که شاه فعلی شخص آن زمامدار باشد. اگر چه سلسله

پهلوی سابقه طولانی ندارد و برای تأیید حقانیت خود به در دست داشتن زمامداری، فاقد قدمت تاریخی

لازم است، ولی از سرمایه مهمتری که همان سنت کشوری باشد بهره می برد. حتی در آن دورانی که ایران

ص: 247

قدیم (پارس) در هرج و مرج بود و این امر مکرر اتفاق می افتاد، یک شاه در گوشه ای بود. وی اغلب از تبار

بیگانه بود. اما مانند قیصرهای ادوار بعد حاکمیت سنتی را که با این مقام قرین است با خود داشت.

سنت، یا افسانه پادشاهی از هر سلسله یا شخص هر حاکم متین تر بوده است. به مجرد اینکه اینها

قابلیت حفظ پشتیبانی بخشهای جمعیت را از دست می دادند یا همین که از عهده حفاظت از خود و

سرزمینشان در قبال رقبا برنمی آمدند، ممکن بود محو شوند و می شدند. در مداومت سنت پادشاهی یک

منظومه کلاسیک فارسی به نام شاهنامه، یا کتاب شاهان عامل اصلی بوده. بنابراین در سرتاسر حوزه

فرهنگ ایرانی افعال شاهان افسانه ای که به فارسی سروده شده بود، حتی زمانی که زبان مادری ترکی،

کردی، بلوچی یا هر یک از چندین زبان دیگر بود، در باطن نسل اندر نسل جایگزین می شد. بنابراین،

اینکه شاه باید باشد ترتیب ذاتی امور شد، و اینکه آن شاه چه کسی باید باشد، از توجه کمتری برخوردار

بود. هم پهلوی اول و هم پهلوی دوم در باب تأسیس قانونیت سلسله خود و حق ایشان به زمامداری علاقه

نشان داده اند. شاه به مبحث پادشاهی این را هم افزوده است که به عنوان شخص خود همواره از منافع ایران

در برابر حملات خارجی دفاع کرده است، و منحصرا او شایستگی انجام چنین کاری را داراست.

الف : پهلوی ها

رضا شاه اگر چه تحصیلات رسمی محدودی داشت، ولی زیرک و مطلع بود. به نظر می رسد وی باعث

ترس و هم تحسین در ولیعهد خود شده باشد و خود را الگویی قرار داد که ولیعهد از آن زمان سعی در

برابری با آن داشته است.

افتتاح حکومت محمد رضا شاه بی شگون بود. ایران به اشغال قدرتهای خارجی درآمده بود، تورم،

کمبود مواد غذایی که گاهگاه به قحطی می انجامید و مسایل ملی و غیره یک پادشاه مجرب را به میدان

می خواند. با برداشته شدن سنگینی گیره آهنی رضاشاه، سیاستمداران مجرب به تعقیب منافع سیاسی و

مالی خود پرداختند. زمانی محمدرضا تصمیم گرفت در تسلط بر سیاستمداران به پدر خود برسد، ولی او

مرد این کار نبود. برای مدت تقریبا یک دهه شاه چهره ضعیفی از خود نشان داد، که گاهگاه اقدامات

قاطعی هم انجام می داد. به هر حال وی در رفع تجزیه آذربایجان از پشتیبانی یک نخست وزیر و هماهنگ


و همچنین آمریکا برخوردار بود. وی عقاید خود را که در آن زمان در حال شکل یافتن بودند، در

گفتگوهای خصوصی با نمایندگان دیپلماتهای خارجی خصوصا سفرای آمریکایی و انگلیسی در میان

می گذارد. جهت نصیحت آنان این بوده که شاه باید پادشاه مشروطه طلب باشد. وی در نهایت این نظریه را

که او باید سلطنت و نه حکومت کند غیرقابل استفاده تشخیص داد.

تردید رأی و عدم قاطعیتی که وی در ثلث اول حکومت خود نشان داد می تواند به عنوان نتیجه تعارض

نظریه هایی دانست که محصول اقامت وی در سوئیس بود و با نصایح خیرخواهانه تقویت می شد از یک

طرف و از طرف دیگر آرمان وی که می خواست با پدرش برابری کند و آن هم با واقعیتهای رفتار سیاسی

تحکیم می شد. با نخست وزیری مصدق (1953 1951) دوران تازه کاری شاه پایان یافت. مصدق

ناتوانی منحصر به فردی در انجام امور داشت و به طور لجوجانه ای مصمم بود شاه را به مقام یک شبح

توخالی تنزل دهد و طرفدارانش با قوت تمام هردو مورد را تقویت کردند.

ب خاندان سلطنتی

رضا شاه در سیر صعودی تشخص اجتماعیش چهار همسر داشت؛ هر چند که همه در یک زمان

ص: 248

نبودند، و احتمالاً از یک صیغه در سالهای اولیه شروع می شود و به یک شاهزاده از سلسله سابق، قاجار،

ختم می شود. ازدواج آخر وی هنگامی که می رفت به شاهی برسد انجام شد. همسر دوم وی، که دختر افسر

فرمانده بریگاد قزاقی بود که در آن خدمت می کرد، مادر شاه فعلی است.

اهل بیت شاه یکی از عمده ترین مشکلات وی را در اکثر دوران حکومتش ایجاد کرده است. دربار زمانی

مرکز شهوترانی و تباهی و فساد و اعمال نفوذ بوده است. این تصور ممکن است تا حدی اعتدال یافته باشد.

یا کمتر به عنوان شایعه در افواه جمع بگردد. اما تصور قدیمی همچنان در اذهان عمومی باقی است، و بعضی

از غفلتها شاید با رعایت احتیاط بیشتر ادامه دارد. به نظر می رسد دو تن از اعضای بلافصل خانواده شاه

بیشترین نفوذ را در گذشته بر وی داشته اند:

مادر وی که اکنون یک عجوزه، 80 ساله حرم نشین است، شاه را در دوران اولیه اش به دیده تنفر

می نگریست، چون او را شایسته همسر خود نمی دانست. از او (مادر شاه) اخبار کثیری در دست است که

وی علیه محمدرضا نقشه می کشید تا فرزند دیگر خود علی را به جای او بنشاند.

اشرف به جهت فساد مالی و موفقیت در تعقیب مردان جوان شهرتی افسانه وار دارد. تا به حال هیچ کس

در تعلق خاطر اشرف به برادر دوقلوی خود تردید نکرده است و وی احتمالاً پشتگرمی دادن به شاه را در

مقاطع بحرانی گذشته به عهده داشته است.

شاه مایل یا قادر به اتخاذ تدبیر مؤثر در محدود کردن فعالیتهای مبهمی که او و پسرش شهرام به آن

اشتغال داشته اند، نبوده است. بقیه خاندان سلطنتی یک مجموعه درهم است. فرح دیبا همسر سوم شاه

علاوه بر انجام فوری وظیفه به دنیا آوردن یک ولیعهد، فعالیت دیگری هم دارد، که به همان اندازه مهم است

و آن عملکردی است که به عنوان ملکه در اجرای برنامه های شاه ایفا می کند. وی توانسته است بدین نحو

تصویر مثبتی از دربار ارائه دهد.

ج اطرافیان دربار


شاه و خاندان سلطنتی در احاطه دسته بزرگی از افرادی است که یا در دفاتر یکی از اعضای خاندان

اشتغال رسمی یا نیمه رسمی دارند، یا از متعلقان ساده، دوستان یا کارکنان دربارند، یا اینکه عضو آن

هستند. جمع این افراد، انواع زیرک، لایق و قابل تا بیکاره، چاپلوس و نفع پرست را شامل می شود. در

مجموع، تعادل احتمالاً به جانب میانه سوق دارد.

وزارت دربار سلطنتی : این وزارتخانه یک مقوله دیوان سالاری است که تمام مقاماتی را که در خدمت

شاه و دیگر اعضاء خاندان سلطنتی هستند در خود جای می دهد. هر کس که طالب عطف عنایت به خود یا

نفوذ باشد محتمل است، که آن را از طریق یکی از اعضای وزارت دربار دنبال کند؛ البته اگر ممکن باشد.

زیرا حتی دون مرتبه ترین شخص آن می تواند دسترسی را بهتر از طرق معمول دیوان سالاری ممکن سازد.

رئیس دفتر مخصوص شهبانو در حال حاضر وظیفه دارد هر عرض حالی را به شهبانو ارائه کند تا تضمین

شود که شهبانو فقط کمی از قدرت اقدام مستقل برخوردار است. این امری است که خود شهبانو از آن آگاه

است.

حلقه داخلی: حلقه داخلی شاه بیشترین نفوذ را بر وی دارد و طرق ارتباط با بخشهای مهم جمعیت را

فراهم می کنند. آنها اولین گروه در تصویر هستند. بقیه هم جزو اطرافیان شاه می باشند اما ظاهرا عملکرد

متعادلی دارند. رابط شاه با مقامات ارتشی و امنیتی سرلشکر حسین فردوست است. دکتر عبدالکریم

ص: 249

ایادی، پزشک مخصوص شاه، ظاهرا مجرای اصلی مداخله شاه در امور بازرگانی است. گفته می شود که

ایادی حتی در سفر ماه عسل شاه با ثریا، شاه را همراهی کرد. از دیگر گزارشات این است که وی نیابت شاه

را در شیلات جنوب بر عهده داشت. ناظران مطلع، آن فعالیت را ترکیبی از عدم کارآیی و فساد وصف

کرده اند که هیئت مدیره آن مملو از تیمسارهای بازنشسته بود. افتضاح این فعالیت ظاهرا آنقدر عظیم بود

که تمام شرکت دوباره سازماندهی شد، و تحت مدیریت دیگری قرار گرفت. ایادی بهائی است و یک ناظر،

وی را یکی از کسانی خواند که این فرقه را از تعقیب مسلمانان ایرانی متعصب تر حفظ کرد. مؤمنین شیعه

راستین از بهائیت به عنوان یک بدعت خطرناک تنفر دارند. در گذشته، توده ها پس از برانگیخته شدن

توسط وعاظ به بهائیها حمله کرده اند و آنها را کشته اند. حالا نیروهای امنیتی می توانند مانع این کار بشوند.

اما در سال 1955 در نتیجه تحریکات دینی محفل بهائیها در تهران تخلیه شد. در پیشاپیش حمله وران

رئیس ستاد ارتش و فرماندار نظامی تهران قرار داشت.

حلقه داخلی شاه :

سرلشکر حسین فردوستامیر اسداللّه علمدکتر عبدالکریم ایادیدکتر منوچهر اقبالامیر عباس هویداحسن امامیجعفر شریف امامیاردشیر زاهدینصرت اللّه معینیانتیمسار محمدامیر خاتمیفرحاشرفجمشید اعلمامیر هوشنگ دولوفلیکس آقایان هوشنگ انصاری پرویز ثابتی نعمت اللّه نصیری رئیس بازرسی شاهن شاهی وزیر دربارپزشک مخصوص شاه رئیس هیئت مدیره شرکت نفت نخست وزیر امام جمعه تهران رئیس سنا سفیر در آمریکارئیس دفتر مخصوص شاه شوهر خواهر و فرمانده نیروی هوایی همسر شاه خواهر دوقلوی شاه سناتورسناتورسناتوروزیر اقتصاد و دارایی رئیس امنیت داخلی ساواک ئیس ساواک

دکتر منوچهر اقبال که پزشک است یکی از چهل خاندان نخبه کشور است.

ص: 250

امیر عباس هویدا عضویت خود در حلقه داخلی شاه را از زمانی به دست آورد، که نخست وزیر شاه

شد.

گزارش شده که هویدا از یک خانواده بهائی است. این واقعیتی است که می توان فهمید او مایل است

مسکوت بماند. می گویند که پدر بزرگش که یک خیاط قزوینی بود پیرو مؤسس بهائیت و پدرش نیز منشی

یک رهبر بهائی در «عکا» بوده است. این توجیه تحصیلات اولیه هویدا در بیروت می شود. پدر هویدا

سرانجام به دستجات دیپلماتیک داخل شد و با مشاغل نسبتا به خدمت پرداخت. سابقه هویدا به خوبی

امکان نقل مکان به بالا را در سیستم ایرانی و یکی از طرقی که آن کار می تواند انجام شود، نشان می دهد.

منصور عضو یکی از 40 خاندان بالای ایران است و پدرش نخست وزیر بوده است.

حسن امامی، امام جمعه تهران چهره روحانی ملتزمان شاه است. وی به اقتضای موقعیتش از مقداری

نفوذ دینی و سیاسی برخوردار است. اما به عنوان یک حامی مصمم رژیم شاه در برابر روحانیت اعتبار

چندانی ندارد. سن روزافزون همدمان شاه مسئله جایگزینی آنها را مطرح می سازد، سن متوسط تقریبا 60

سال است. به استثنای احتمالاً تیمسار نعمت اللّه نصیری، رئیس سازمان امنیت (ساواک)، به نظر می رسد

هیچ کس دیگر که در صحنه قرار دارد، نمی تواند همان عملکردی که اکثر متصدیان فعلی ایفا می کنند ارائه

کند. وفاداری کاملی که آنها به شاه ابراز می کنند، که شاید به خاطر منافعشان باشد، ممکن است به آسانی

در نسل جدید یافت نشود. شاید از این مهمتر، این باشد که شاه احتمالاً آن چنان اطمینانی را که همراهان

قدیمی احساس می کند در جدیدترها نیابد. قدیمیها هرگاه که به آنها بیشتر احتیاج داشت، در کنارش

بودند. بدین ترتیب شاه ممکن است خود را متکی به گروه مشاورینی یابد که روز به روز قلیل تر و پیرتر

می شوند و با شاه همسازند، ولی با نیازهای کشور هماهنگی کمتری دارند.


دیوانسالاری

دیوانسالاری

الف کارکنان بی ملاحظه

ایرانیان همواره سنت دیوانسالاری را با خود داشته اند. به هر حال تحت حکومت پهلوی شیوه های

امروزی اعمال شده است. و دیوانسالارهای جدید دیگر معلومات خود را از دست نویسهایی که نسل به

نسل طریقه تدبیر امور را می آموختند، فرا نمی گیرند. حک صور جدید مدیریت، بر ساخت دیوانسالاری

سنتی همواره موفقیت کامل را در بر نداشته است. در اقتصادی که ابهام آینده امری عادی است، خدمت

دولتی شغل نسبتا مطمئنی محسوب می شود و به آن به دیده فرصتی جهت گرد آوردن بخششهایی برای

بهبود حقوق غالبا ناچیز خود نگریسته می شود. در این شرایط به اشخاصی که توقع خدمتی از جانب

دیوانسالاری را دارند توصیه شده است، که «حق الزحمه» بپردازند تا تضمین شود که با این کار دانش و

لیاقت یک مقام رسمی بی ارج نمی ماند. در یک سطح خیلی بالاتری، این سیستم منشأ آن نوع فسادی شد

که غالبا هدف خشم شاه قرار می گیرد. عمدتا به این سبب که استفاده از وجوهات دولت را در بر می گیرد.

امروزه از هر زمان دیگری پول بیشتر و در دستهای بیشتری جریان دارد و در مقایسه فرصتهای

سوءاستفاده پرمنفعت تر است. علیرغم فعالیتهای ضربتی گاه و بیگاه شاه، اختلاس سرتاسر سیستم را فرا

گرفته است.

ب کابینه

ص: 251

در رأس این دیوانسالاری کابینه قرار دارد. در حال حاضر کسانی که شاه آنها را برای کابینه انتخاب

می کند در مجلس مورد تردید قرار نمی گیرند و اگر وزیری رأی عدم اعتماد گرفت بدان جهت خواهد بود

که شاه آن را خواسته است. در دهه گذشته گرد آوردن گروهی که صلاحیت فنی و وفاداری به شاه را تلفیقا

داشته باشند، برای او کار آسانی نبوده است. می توان برای یک بحث خوب این مسئله را عنوان کرد که

تسلط شاه فقط موقعی می تواند استقرار یابد که نسل قدیم از بین بروید و نسل جوانتر، با تحصیلات بهتر به

بلوغ رسیده باشد. نسل قدیم از طریق موقعیت سیاسی می خواست قدرت شخصی و وجهه عمومی کسب

کند. به نظر می رسد که نسل فعلی همان مقاصد را از طریق لیاقت فنی و با احتراز از اقدام بی ثمر به یافتن

نفوذ سیاسی در سطح مملکت، جستجو می کند:

کابینه فعلی را می توان خلف مستقیم دوره ای دانست که توسط وزیر سابق کابینه، حسنعلی منصور در

1959 تأسیس شد. در عرض دو سال، دوره منصور با عنوان «مرکز ترقی» رسمیت یافت و آرمانش انجام

تحقیقات درباره مسایل اجتماعی و اقتصادی ایران بود. آن مرکز با جذب حدود 200 مهندس، استاد و

کارمند دولت که در گروه سنی 35 تا 50 سال جای می گرفتند و اکثرا تحصیلکرده خارج و از خانواده های

مرفه بودند، خود را توسعه داد، و آینده گروه به وسیله شاه تأمین شده بود. او ظاهرا این گروه را دارای

صلاحیت و انعطاف کافی برای تأمین مقصود خود به عنوان وسیله ای سیاسی تشخیص داد. دو حزب

سیاسی که وی بر پا داشته بود از فرط لاقیدی بی ثمر شده بودند و وی شدیدا به وسیله دیگری برای پیشبرد

برنامه های جدیدی که شروع کرده بود احتیاج داشت. از اواسط 1963، شاه آشکار ساخت که از «مرکز

مترقی» حمایت می کند. در دسامبر 1963، زمانی که «مرکز مترقی» خود را به حزب ایران نوین تبدیل کرد،

هیچ کس خیلی متعجب نشد.

شاه در انتصابات و تغییرات کابینه عنصر فعالی است. دلایل تغییرات همیشه واضح نیستند. بعضی به

جهت عدم لیاقت یا ضعف سلامت است، اما بقیه منعکس کننده توجه شاه به آنهایی است که به دنبال

پی ریزی بنای قدرت می باشند و ممکن است بیش از حد نفوذ یابند. با اینکه در جهت تدبیر وی به حفظ

اختلاف بین اعضای کابینه است، تا از ائتلافهای خطرناک جلوگیری کند. بعضی از تغییرات هم تعارضات

شخصی و مرافعات داخل حزب ایران نوین را نشان می دهند.

ج نگاهی به اوضاع مجلس های اخیر ایران:

در 17 سپتامبر 1963 بیست و یکمین دوره انتخابات مجلسین انجام شد. انتخابات چند تن از وکلایی

که مناسب مجلسین نبودند، توسط دولت انجام شد. کنسول آمریکا در اصفهان گزارشی از ناحیه خود در

مورد این اشخاص فرستاده است. یکی از کاندیداها قبل از برگزاری انتخابات مرده است و دیگری

انتخابش خیلی مضحک بوده است. او یک کشاورز و شیرینی ساز بوده است که او را عوض کردند. یکی

دیگر افکار کمونیستی داشت و سایر تغییرات روشن نبود، که برای چه بوده است.

شاه سال 1975 را برای یک تغییر بزرگ در نوع سیاستش انتخاب کرد. همان گونه که بیست و یکمین

دوره مجلس را شاه با یک ساخت جدید سیاسی آغاز کرده بود (برنامه های جدیدی به مجلس عرضه کرد)

بیست و چهارمین دوره مجلس را هم با شکل دادن یک حزب جدید یعنی حزب رستاخیز ملت ایران،

شروع کرد. انتخابات بیست و چهارمین دوره مجلس چهره های جدیدی را که از حزب جدید و رفراندم

شاه پشتیبانی می کردند، وارد مجلس کرد. شاه با این کار قدرت مستقلی را که مربوط به فرد فرد نمایندگان

ص: 252

می شد در حیطه قدرت خود قرار داد.

انتخابات حقیقی یا ساختگی؟

انتخابات ایران تقریبا همیشه با تقلب و فریب همراه بوده است که این نوع ریاکاری حداقل تا زمانی که

محمدرضا در سال 1960 بر ایران مسلط گشت، دارای شکل ثابتی نبوده است. در هر حوزه انتخاباتی

نمایندگان از پرقدرت ترین افرادی که در ناحیه بودند انتخاب می شدند، که این می توانست شامل مالکین

بزرگ یا فئودالها و یا اینکه رؤسای قبایل و یا فرماندهان نظامی باشند. دولت و مجلس می توانند در محل

برای برگزاری انتخابات عمل کنند و این دو عامل اغلب در انتخابات با هم درگیر بودند.

اطلاعات در مورد انتخابات اواسط سال 1975 هنوز به اندازه کافی نیست، که ببینیم چگونه این

انتخابات برگزار شده است. آیا وضعیت با گذشته فرق کرده است یا نه. به هر حال کاندیداها هنوز از جانب

کمیته های محلی برگزارکننده انتخابات، معرفی می شوند. خیلی مشکل می توان تصور کرد که نیروهای

سنتی (محلی) اغلب در انتخابات نفوذ نداشته باشد. در بعضی نقاط شخصیتهای برجسته ای که توسط

کمیته محلی معرفی نمی شدند به تلخی به ستاد حزب شکایت می کردند و به آنها گفته می شد که قسمت

کمیته اجرائی حزب، بایستی انتخاب نهایی را انجام دهد. حداقل در یک مورد نماینده ای که به وسیله کمیته

محلی، معرفی نشده بود در انتخابات برنده شد. ساواک و کمیته امنیتی، شناسایی کاندیداهای پیشنهاد شده

را به عهده داشتند. چنین گزارش شده که ساواک به ترتیب کاندیداهای دلخواهش را توصیه می کرده است.

حالا تا چه اندازه نتایج انتخابات نزدیک به توصیه های ساواک بوده است را نمی توان حدس زد.

مجلس به عنوان تأییدی برای شاه محسوب می شود ولی با این حال در این مجلس بحث و سایر

چیزهایی که نشانه های یک مجلس مستقل هست، دیده می شود.

فعالیت مجلس بیشتر در مورد چگونگی اجرای برنامه های شاه دور می زند، خود برنامه ها هرگز مورد

سؤال قرار نمی گیرد.

د ارتش شاه

یک پایه اساسی برای موقعیت شاه نیروهای مسلح وی است. آنچه ایرانیان از نیروهای مسلحشان

تجربه کرده اند، بین ارتش و مردم عدم اعتماد و عدم تمایلی ایجاد کرده است، که سابقه ای ممتد در پشت

سر دارد. اگر چه ارتش امروز حرفه ای تر و فساد در آن کمتر شده است، اما در اذهان عموم آن تصور سنتی

همچنان وضوح خود را حفظ کرده است. از نکات شیوه قدیم هنوز مواردی باقی مانده است (ابراز عنایت

به اشخاص بدون رعایت موازین، امتیازات ویژه و فساد) و زمانی دراز طول خواهد کشید تا ارتش به

عنوان یک جزء از مردم و نه موجودی مجزا از آن پذیرفته شود. به نظر می رسد که پایگاه اجتماعی که

افسران از آن برمی خیزند هرچه بیشتر در حال تغییر می باشد. زمانی حضور اعضای خاندانهای نخبه در

جمع افسران به میزان زیادی محسوس بود. چنین حضوری می توانست آن خاندان و منافع آن را حفظ کند.

از شواهد ناقص موجود، چنین برمی آید که تعداد هرچه افزونتری از طبقات متوسط و حتی پایین به

جماعت افسران راه می یابند. افسران سیاسی، که زمانی مزاحم عمده ای برای شاه بودند، تماما حذف

شده اند. شاه همواره نسبت به اقدام هریک از افسران در جهت کسب محبوبیت مستقل حساس بوده است،

اما در مواقعی که تشنج زیاد بوده است وی مجبور شده که نظامیان نیرومند را بر سر کار آورد. در این رابطه

می توان از تیمسار علی رزم آرا در سال 1951 و تیمسار فضل اللّه زاهدی 1953 نام برد. هر دو به عنوان

ص: 253

نخست وزیر به خدمت درآمدند، با هردو مشاجره کرد و هردو حذف شدند. رزم آرا ترور شد و زاهدی به

عنوان سفیر سیار به اروپا تبعید شد.

خدمت طولانی و مخلصانه به شاه هم مأمن مطمئنی فراهم نکرده است. نمی توان همیشه به آسانی بین

جاه طلبی شخصی و اشتباه کاری حرفه ای، به عنوان دلایلی که شاه به اتکاء آنها افسر به خصوصی را

اخراج می کرد تمایز گذاشت. در چهارده سال گذشته ستاد مشترک چهار رئیس داشته است، آنها در ذیل

همراه محتمل ترین دلایل اخراجشان نام برده شده اند:

عبدالحسین حجازی 1965 (1342) 1961 (1339) بیماری

بهرام آریانا 1969 (1347) 1966 (1344) به اقدام نظامی قوی علیه عراق اصرار داشت و شاه با این

عمل موافق نبود.

فریدون جم (شوهر سابق خواهر شاه) 1971 (1349) 1969 (1347) فراتر از حدی که شاه مایل بود،

اختیار عمل خواست.

غلامرضا ازهاری 1971 (1349)

فرماندهان نیروی زمینی نیز چنین الگوی مشابهی را نشان می دهند:

رضا عظیمی 1966 (1344) 1961 (1339) بیماری

عزت اللّه ضرغامی 1969 (1347) 1966 (1344) تعویض ناگهانی که نشانه نارضایتی شاه تعبیر شد.

دلیل به خصوصی در دست نیست.

فتح اللّه مین باشیان مشکلاتی 1972 (1350) 1969 (1347) را که از نوسازی نیروهای مسلح به وجود

می آمد نادیده می انگاشت.

غلامعلی اویسی 1972 (1350)

دیگر افسران عالیرتبه ای که به سبب غفلتهای مشخص اخراج شده اند:

تیمسار پالیزبان (رئیس ضد اطلاعات ستاد مشترک) کوتاهی در ردیابی حلقه جاسوسی شوروی در

ارتش.

سپهبد فرخ نیا (فرمانده ژاندارمری) فساد

برخلاف بسیاری از کشورهای در حال توسعه، در ایران ارتش صاحب منحصر به فرد مهارتهای

جدید، تخصص، مدیریت و عرضه خارجی نیست. بنا بر این جمیع افسران به عنوان یک طبقه، انگیزه

کمتری برای رشد این احساس که فقط ارتش می تواند «کشور را نجات دهد» وجود دارد. هر کس که

جانشین شاه باشد به حمایت ارتش نیاز خواهد داشت. اما این احتمال به نظر نمی رسد تا زمانی که شاه

زنده است ارتش دست به اقدام سیاسی بزند.

ه جامعه روحانیت

اگر شما می بینید که ما سوگوار هستیم، دلیلش این است که ما می خواهیم وفاداری خود را نسبت به

امام حسین نشان دهیم، چرا که او را به نام امامی می شناسیم که بر ضد ظلم و ستم و بنا به دستور خداوند

جنگید و ما امروز گریه می کنیم، برای اینکه نمی خواهیم زیر بار ظلم برویم، ما به سر و سینه خود می زنیم

برای این که ما نمی خواهیم زیر بار دیکتاتوری برویم و یا آن را بپذیریم. ما برای هزار سال است که در حال

گریه کردن هستیم و اهمیت ندارد که برای قرار دادن عدالت در مقابل ظلم و ستم 10 میلیون سال دیگر گریه

ص: 254

کنیم. (از سخنان یک رهبر روحانی در بازار تهران).

شاه خود را مردی مذهبی تلقی می کند و ادعا دارد که محافظت الهی شامل اوست. او سفرهایی به

مناطق مقدس انجام می دهد و هدایای گرانبهایی به مکه و اماکن مقدسه در عراق و ایران فرستاده است. او

گمان می کند که مذهب بایستی برای پیشبرد اصلاحات او عمل کند، معهذا مثل پدرش به قدرت سیاسی

رسیدن روحانیت را بشدت نفی می کند.

در نتیجه در ایران روحانیون مسلمان از منتقدین شدید شاه هستند. روحانیون به علت محرومیت از

مجامع رسمی برای شکایاتشان، از طریق خطابه ها و انتشارات و مجامع مذهبی به رژیم شاه حمله

می کنند. یک شعار احساساتی و مردمی آنها این است که به طور ضمنی و بعضی اوقات به طور صریح شاه

را با یزید که در قرن هفتم مسئول قتل امام حسین بود، مقایسه کنند. (در دوران قاجار هم روحانیون از این

حربه استفاده می کردند) این حادثه (شهادت امام حسین) در تاریخ روحانیت شیعه(1) هسته مردمی اسلام

است و در ایران این مسئله همواره دنبال می شود و یاد این حادثه هر ساله با برگزاری مراسم غم انگیزی در

سوگ امام حسین و خانواده اش در صدها نقطه، در خاطرات زنده می ماند.

مخالفت روحانیت منحصرا متوجه شاه فعلی نبوده است. اگر چه روحانیون دلایل خاصی برای تنفر از

پهلویها دارند. از زمانی که شیعه اسلامی به عنوان مذهب رسمی برقرار شد (قرن شانزدهم) علمای شیعه با

هر سلطنتی مخالفت کرده اند. مخالفت آنها یک پایه مکتبی و ایدئولوژیکی دارد، چون ماهیت شیعه در

اسلام، تمام مالکان مادی را غیر قانونی می داند. راهنمای قانونی در امور انسانها، آنها از مجرای مجتهدین

که رهبران روحانی و نمایندگان امام و سخنگوی خدا و تنها منبع قدرت هستند، می تواند امکان پذیر باشد.

هر شیعه ای باید از تعالیم یک مجتهد پیروی کند. با توجه به این روش و اعمال آن در مورد شاه و دیگر

مقامات رسمی، نقطه نظر روحانیت این است که دولت باید بازوی اجرایی روحانیت باشد. عوامل دیگری

هم به افزایش قدرت روحانیون کمک کرده است. مرکز بزرگ شیعه در عراق بوده و بنابراین دور از

دسترس فوری دولت تهران است. روحانیون کنترل پولهای زیادی از (ده یک) (سهم امام) را که در کنترل

دولت نیست، به عهده دارند. تا این اواخر روحانیون تقریبا تمام قوانین فقهی و تحصیلات را در کنترل

انحصاری خود داشتند. روحانیت خودش بشدت از نفوذ خارجیان متنفر بوده است و همچنین به طور

مشخصی در نهضتهای ضد خارجی مردمی شرکت داشته است. مجتهدین در نظر بیشتر ایرانیان از احترام

زیادی برخوردارند، اگر چه از پرنفوذترین افراد هم نباشند. آنها روابط خیلی نزدیکی با اصناف و تاجران

بازار و گروههایی که خود را قربانی سیاست این خاندان می دانند، دارند.

علما در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به حداکثر نفوذ خود دست یافتند، آنها کسانی بودند که شاه را

تشویق به آغاز دومین جنگ ایران و روس در سال 1827 کرده و در سال 1872 ناصرالدین شاه را وادار به

حذف امتیازی که به انگلیسیها داده بود و همچنین اخراج نخست وزیری که باعث دادن این امتیاز شده بود،

کردند. در اواخر قرن هم آنها یک حرکت موفق مردمی را در مقابل امتیاز دیگری برای انگلیسیها، رهبری

کردند و در سال 1906 آنها یک ائتلاف ناممکن را با سیاسیون رادیکال برای تحمیل قانون اساسی به یک

شاه سرکش انجام دادند.

1- مذهب شیعه ٬ مذهب رسمی ایران در قانون اساسی. در عراق ٬ لبنان و پاکستان هم مشاهده می شود. اختلافی که اکثریت سنی را از اقلیت شیعه جدا می کند به خاطر اختلافات سیاسی مذهبی می باشد که بعد از مرگ محمد(ص) پیش آمده بود.
ص: 255

این اواخر هم رهبران روحانی در جنبش مخالفت با کمپانی نفت ایران و انگلیس (1953 1951)،

نقش برجسته ای بازی کردند، و به خاطر نقض قوانین مذهبی منتقد شدید و دائمی برنامه های اصلاحی

بودند. شورش خونین تابستان 1963 (15 خرداد 42 مترجم.) نتیجه تلاشهای دولت برای خاموش

کردن صدای انتقادآمیز یک روحانی بود. در دهه گذشته حوادث متعددی در رابطه با رهبران روحانی و

دانشجویان اتفاق افتاده است. تظاهرات اخیر ضد دولتی در اوایل ژوئن 75 در شهر مذهبی قم باعث

دستگیری 270 نفر گردید.

اطلاعات دقیقتر در رابطه با روحانیت در دسترس می باشد. شاید در حدود 000/100 نفر روحانی

در ایران است که از پایین ترین طبقه روحانی (ملا) تا مجتهد هستند. به علاوه تعدادی هم افراد شبه روحانی

مثل نویسندگان کتب مذهبی، خوانندگان مذهبی و خوانندگان قرآن وجود دارند. چند سال قبل درآمد

سالیانه اموال (موقوفه) که توسط روحانیت کنترل می شد در حدود 30 میلیون دلار تخمین زده می شد.

یک مجتهد برجسته در حدود 000/200 دلار در ماه به روحانیون وابسته اش جهت حمایت از طلاب

و تهیه غذای برای فقرا، پرداخت می کرد.

احتمالاً فقط 10% از افراد روحانی از حمایت دولت برخوردارند، و اینها را می توان از حامیان شاه به

حساب آورد. آنها احتمالاً از کم نفوذترین روحانیون بوده و بنا به نظر عده زیادی با کارمندان دولت فرقی

ندارند. احتمالاً 50 درصد که تقریبا شامل هر رهبر مذهبی با هر شکل می شود، در جبهه مخالفت مستقیم

با دولت قرار گرفته و کلاً به خاطر پایگاه مردمی شان مورد حمایت هستند. 40 درصد باقی مانده از افراد

محتاط در عین حالی که دارای حمایت مردمی می باشند، ولی از حمله زیاده از حد به دولت دوری می کنند.

هر پادشاهی مجبور بوده است خودش را در رابطه با رهبران روحانی هماهنگ کند. تازمان پهلوی

روحانیون معمولاً قادر بودند که فشار زیادی به دولت بیاورند. رضا شاه برای مرکزیت بخشیدن و مدرنیزه

کردن ایران هیچ گونه مخالفتی را تحمل نکرد و مستقیما با نیروی زیادی در جهت محو قدرت سیاسی

مجتهدین قدم برداشت. محمدرضا شاه هم بنا به لزوم تقریبا همان خط پدرش را دنبال کرده است.

آیت اللّه روح اللّه خمینی که دستگیری او آشوب های جدی به وجود آورد، در سال 1963 به ترکیه و بعد

عراق تبعید شد. دیگر روحانیون هم در خانه تحت بازداشت بوده اند، و گزارش شده که حداقل یک نفر در

زندان مرده است. مانند موارد دیگر شاه قول داده است که به کسانی که همکاری کنند پاداش داده می شود و

کسانی که مخالفت کنند بشدت مجازات می شوند. به نظر می رسد که روحانیون در مجموع کمتر از دیگر

اقشار جامعه انعطاف داشته باشند.

برای روحانیت شیعه هیچ اصلاحی در مذهب یا اصول مذهبی وجود ندارد، بلکه فقط تزکیه و انطباق با

اصول و اصلاح وجود دارد. مجتهدین هنوز حق تفسیر را به وسیله شخص خود دارند و این موضوع باعث

شد که روحانیت بتواند با مسایل جدید و مدرن مقابله کند و احتیاجات زمان را برآورده کند. در بین

سالهای 1926 تا 1941 شریعت (قانون اسلام) در چهار مورد اصلاح شد و قانون مدنی 1928 ترکیبی بود

از شریعت و قوانین اروپایی. قانون حمایت خانواده بعد از مشاورت با روحانیون تصویب شده (1967).

آزادی زنان با شدت زیادی از جانب روحانیت مورد اعتراض واقع شد و با وجودی که دولت اول تسلیم

خواست روحانیت بود، ولی در این مورد بدون توجه به اعتراضات آنان پیش رفت. به هر حال جامعه

روحانیت دیگر در مشاورتها شرکت داده نمی شوند و مسئولین مملکتی هم که مسئول اجرای برنامه ریزی

ص: 256

هستند، آنچنان به سوی دنیوی بودن پیش رفته اند که مذهب را چیزی نامناسب با خواسته هایشان

می دانند.

پایه های فلسفی و دینی مخالفت روحانیت با رژیم اگر در همین محدوده قرار گیرد، برای دولت

بی ضرر است، اما در حال حاضر از نظر پایه علمی خودش به چند ارزشیابی واقعی تفسیر می شود:

الف شاه در حال تأسیس یک جامعه غیر مذهبی است و بنابراین اسلام را نابود می کند.

ب در این مورد او از جانب ایالات متحده و صهیونیستها که هر دو خواستار نابودی اسلام هستند حمایت

می شود.

ج به علاوه او (شاه) به وسیله بهائیها احاطه شده که آنها هم هدف اصلیشان نابود کردن اسلام است و

این حقیقت که مرکز بزرگ بهائیت در اسرائیل و آمریکا قرار دارد، به این بدگمانی (روحانیت) اضافه

می کند. توده روحانیت و بیشتر کسانی که معتقد و دنباله روی آنها هستند، احتمالاً در چنین مواضعی

اشتراک دارند. آنها ظاهرا در نوع و چگونگی مبارزه اختلاف دارند. روحانیت یک توده منسجم و

یکدست نیست و تمایلات گوناگونی را می توان در بین آنها دید. در حال حاضر چهار گروه که الزاما جدای

از هم نیستند وجود دارند: 1 سنتی 2 مدرن (امروزی) 3 خاموش 4 خشن.

1 روحانیت سنتی: گروه زیادی از روحانیت سنت گرا هستند. آموزش و دیدگاههای آنان قرون

وسطایی می باشد. اگر چه مجتهدین آنها حق تفسیر دارند، اما ابتکارات فردی و قضاوت آنها هنوز به عقاید

استقرار یافته حکیمان الهی زمان قبل می باشد. مطالعاتشان، که امکان دارد از سن 6 سالگی شروع شده و تا

زمان مرگشان ادامه یابد، شامل قرآن و تفسیر قرن هشتم تا دوازدهم، سنت پیغمبران، قوانین مذهبی که

شامل تمام جنبه های انسانی با جامعه و دولت است و فلسفه اولیه یونان به طوری که در بین اعراب و

ایرانیها و زبان و ادبیات آنها رایج است، می باشد. یک دوره آموزش آنها ممکن است شامل ریاضیات

سنتی گردد. محصلین هنوز در پای منبر معلمین می نشینند و قانون حفظ کردن هنوز وجود دارد. بهترین

سنتی ها مردان عالمی هستند، که نه تنها به خاطر علمشان بلکه به خاطر تقوا و توانایی برترشان در امر به

معروف و نهی از منکر مورد احترام می باشند. ولی دنیای ذهنی آنان زمانی که آنچه را که مسلمان لازم

می دانست در بر می گرفت امروز فقط بخش کوچکی از واقعیتهای دنیایی است که در آن زندگی می کنند و

آنها کم کم به این مسئله واقف می شوند.

2 روحانیت امروزی (مدرن): آنها تعداد کمی هستند و سنت و مکالمات سنتی را هم طرد نمی کنند.

آنها ترجیح می دهند تا کوشش کنند که روش سنتی را به زبان امروزی بیان کنند، که باعث جذب ایرانیهایی

که دیگر جذب اهداف سنتی نیستند، شود. افراد فارغ التحصیل الهیات دانشگاه تهران جدا از اینها هستند.

این مدرسه برای این هدف، اول به وسیله رضا شاه ایجاد شد، تا انحصار تشکیلات سنتی مذهبی را درهم

شکند. اما در این مورد به موفقیت جزئی رسید. فارغ التحصیلان مدرسه در بیشتر نقاط به عنوان روحانیون

واقعی پذیرفته نمی شوند و در واقع تنها چند نفری روحانی و واعظ می شوند. آنها به عنوان معلم دینی و

عربی و ادبیات و گاهی شغلهای دیگر وارد دولت می شوند. در یک موقع رئیس پروتکل ساواک

فارغ التحصیل همین مدرسه بود.

3 روحانیت ساکت (خاموش): سیاستی که توسط تعدادی از ملاهای برجسته دنبال می شود این است

که در رابطه با مقامات غیر مذهبی «خاموش» باشند. این موضوع در عبارت یکی از آنها روشن می شود.

ص: 257

«وظیفه ما این است که نصیحت کنیم جنگ». این روش از درگیر شدن آنها با مقامات جلوگیری کرده و در

جهت حفظ مؤسسات مذهبی و رهبرانشان کوشش می کنند. از هر دو گروه روحانیت سنتی و مدرن در این

گروه یافت می شود. به نظر می رسد که احتمالاً بیشتر رهبران مذهبی که از مخالفین ساکت رژیم هستند، این

سیاست را دنبال می کنند.

4 روحانیت خشن: این گروه شامل تنها قسمت کمی از روحانیت امروز می شود (که شامل

دانشجویان مذهبی هم می شود) اما آنها خطری بیشتر از آنچه تعدادشان است، تولید می کنند. تروریسم

مذهبی از مشخصه های دنیای اسلام است. ستاد آدمکشهای قرون وسطی تنها چند مایلی از تهران فاصله

داشت. در حدود دهه 1946 تا 1956 فداییان اسلام مسئول حداقل 3 آدمکشی و 3 کوشش برای این

کار، منجمله کوشش برای کشتن شاه بوده اند. در سال 1956 رهبر فداییان اسلام به وسیله نیروهای امنیتی

اعدام گردید، ولی گروههایی به نام فداییان سالهاست به کار خود ادامه می دهند. روند خشونت در اسلام

شیعی، امروزه در مارکسیستهای اسلامی تجلی می یابد. یک ائتلاف غیر محتمل که اغلب شاه و سخنگوی

دولت از آن نام می برند. این ائتلاف اخیرا به دلایل متعدد به وجود آمد. یکی از آنان کوششی بود که از

جانب افراد مذهبی ضد دولتی برای ایجاد ایدئولوژی و فلسفه ای که بتواند هر مخالفی را در خود جای

دهد، بود. این شامل خیلی از عناصر مذهبی که شاهد اعمال شاه برای نابودی مذهب بودند، می شد.

همچنین کسانی که تمایلات کمونیستی داشتند، می پذیرفتند که با روحانیون برای سرنگونی شاه همکاری

کنند. تشکیلاتی به نام مجاهدین خلق مورد توجه آیت اللّه روح اللّه خمینی که برای مدت یک دهه از

تبعیدگاه خود در عراق، جنگ خود علیه شاه را ادامه می داد، قرار گرفت. مجاهدین مشتق از تشکیلات

متعدد منجمله از طرفداران جبهه ملی بعد از مصدق می باشند. اسلاف روحانی مجاهدین فعلی، مهندس

بازرگان یکی از استادان دانشگاه تهران و آیت اللّه محمود طالقانی یک روحانی برجسته، که هر دو عمیقا

مذهبی و برای مدتی طولانی مخالف شاه بودند، می باشند. آنها رهبران تشکیلاتی بودند که قبل از

مجاهدین وجود داشته است. به نظر نمی رسد که آنها رهبران فعلی سازمان امروزی باشند. آنها تحت

مراقبت دائمی می باشند. اما این طور به نظر می رسد که جهت و فعالیتهایی که 10 سال قبل تشویق

می کردند، امروز به ثمر رسیده باشد. اعمال خشونت آمیز، که آنها مبرم می دانستند ولی قادر به اجرای آن

نبودند، اینک توسط یک روش به مراتب حرفه ای تر یک عمل انقلابی شده است. احتمالاً دستیابی به تجربه

و آموزش تروریستهای خارجی این تفاوت را باعث شده است.

تروریستها هم از مردان و هم از زنانند، و عموما در سنین 20 تا 30 سالگی قرار دارند و اغلب

دانشجویان فارغ التحصیل هستند. در میان آنها تکنیسین و متخصص بسیار زیاد است و این شاید دلیل

بهبود و تکامل نوع بمبهای آنان باشد. روحانیون و دانشجویان مذهبی به نظر نمی رسد، که در

بمب گذاری ها یا ترورها شرکت داشته باشند. احتمالاً آیت اللّه خمینی نبایستی به عنوان رهبر مجاهدین

تلقی شود، بلکه حمایت او باعث تشویق بازاریان برای تقسیم کردن پول بین آنها می باشد.(1)طلاب

روحانی که پیرو او هستند می توانند تظاهرات زیادی بر ضد رژیم ایجاد کنند.

احتمال کمی وجود دارد که یک صلح بین رژیم و جامعه روحانیت به وجود آید. آن دسته از روحانیونی

1- البته در این مورد به خاطر ضعف اطلاعاتی دستگاه به وضوح عدم صحت چنین موردی با توجه به بیانات امام امت ٬ در مورد مجاهدین خلق بر همگان واضح گشته است.
ص: 258

که سیاست خاموشی را در پیش گرفته اند که احتمالاً هم گروه زیادی هستند قادر نیستند و نمی خواهند

که مجاهدین را از اعمال خشونت آمیز خود بازدارند. حتی اگر نیروهای امنیتی مجاهدین را نابود کنند،

مخالفین روحانی در صحنه باقی می مانند؛ اگر چه خشونت کمتر بشود. یک روسی که با روحانیت رابطه

داشت بر این نکته تأکید داشت که چاپ تصاویر عریان و دیگر ادبیات فاسد، یکی از عطایای عمده آمریکا

به صحنه ادبی تهران بوده است. جدیدترین نمونه در این موارد به دنبال ترور سرهنگ شیفر و ترنر واقع شد؛

وسایل شخصی این دو که توسط ضاربین برداشته شده بود، متعاقبا باز گردانیده شد. در بین وسایل اصلی،

نسخه هایی از مجلات «پنت هاوس» و پلی بوی همراه با پاره پاره های این مجلات قرار داده شده بود.

ظاهرا ضاربین امید داشتند که مطبوعات قضیه را جذب کنند و به آن اشاعه وسیع تری بدهند. چاپ

تصاویر عریان برای ایرانیان چیز ناآشنایی نیست. اما نوع بی پرده آن که در اروپا و آمریکا محبوبیت دارد،

برای آنها که افکار دینی دارند نفرت انگیز است. غیر مذهبی بودن دولت و مذهبی بودن روحانیون غیرقابل

مصالحه می باشد، و هیچ طرفی هم حاضر به مصالحه نیست. از نقطه نظر منافع آمریکا، جنبه مهم این قضیه

دشمنی یک گروه بسیار با نفوذ است که دسترسی همیشگی به عامه مردم دارند، تمایل ضد خارجی ایرانیها

همیشه مثل آتشی در زیر خاکستر بوده است. اگر چه این موضوع توسط احساس مهمان نوازی پوشانده

شده است، ولی همواره برانگیختن احساسات ضد خارجی مردم کار آسانی بوده و هر موقع که چنین

حادثه ای اتفاق افتاده جنبه مذهبی داشته است.

برای سالها سفارت شوروی در تهران نقش پرورش رهبران مذهبی را به عهده داشته است.(1) دلیلش هم

احتمالاً دو موضوع است: اول اینکه آنها را به عنوان یک دوست اسلام بپذیرند و دوم اینکه مطمئن شوند که

روحانیون ضد آمریکایی باقی بمانند. در هر دو جهت آنها موفق بوده اند. روسیه شوروی تأکید کرده است

که اسلام را در شوروی حمایت خواهد کرد.

آنها چند جلد گرانبها از قرآن و کتب کلاسیک ایران را در شوروی به چاپ رسانده اند. تمایل دیگر

شوروی امکان دارد برای خاموش کردن عکس العمل مخالف روسیه که به قیامهای ضد خارجی بینجامد

باشد. مقامات امنیتی از بیشتر تماسها و رابطه های روسیه آگاهی دارند و آنها را کنترل می کنند. ظاهرا شاه

از این موضوع نگران نیست، زیرا که هیچ گونه اعتراضی صورت نگرفته است. تا مادامی که هیچ کوشش

روشنی از جانب شوروی برای قرار دادن روحانیت در مقابل او انجام نگرفته است، احتمال نمی رود که شاه

روابط دوستانه بین دو کشور را با یک اعتراض به هم بزند.


ظهور یک طبقه جدید نخبگان؟

ظهور یک طبقه جدید نخبگان؟

بعضی از محققین دانشگاهی معتقدند که ظهور یک طبقه بالقوه نخبه جدید را مشاهده می کنند. یکی از

آنها آن را طبقه روشنفکر صاحب فن دیوانسالار یا یک طبقه متوسط صاحب فن نامیده است. خصوصیات

این طبقه در ذیل می آید:

الف روابط سنتی قدرت را که بر جامعه سلطه دارد، مردود می شمارد.

ب به عوض تحصیلات سنتی حاوی مطالب دینی، تحصیلات عالیه جدید دارند یا سعی به کسب آن

دارند.

1- الحمدالله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء سپاس خدای را که دشمنان ما را از احمقها قرار داد.
ص: 259

ج در نتیجه این تحصیلات قدرت این طبقه عمدتا متکی به مهارت یا استعداد اعضای آن است.

د نسبت به طبقه متوسط سنتی طیف وسیع تری از عقاید و رخنه های خارجی را پذیر است.

ه سیستم ارزش و ارزشهای قدیمی را به دور انداخته است و در نتیجه دیگر به اسلام به عنوان راهنمای

زندگی نمی نگرند. اعضای آن به گذشته ای که جزو آن نبوده اند، علاقه ای ندارند و علاقه شان به خدا یا

گذشته کمتر است. اینان در طلب ارزشهای جدید بعضی به بهائیت و بقیه به کمونیسم با ایدئولوژی های

چپ گرویده اند. این طبقه همه نوع صاحب فن را در بر می گیرد، دکترها، وکلا، معلمان، مهندسان،

دیوانسالارهایی که تحصیلات جدید و مهارتهای خاص دارند، فن سالاران، مدیران، کارمندان و

دانشجویان. به علاوه نویسندگان و هنرپیشگان که از خیلی لحاظ سخنگوی این طبقه محسوب می شوند.

اعضای این گروه اگر امکان انتخاب آزاد داشته باشند، احتمالاً یکی از انواع نظریه های سیاسی ناشی

از غرب مانند : دموکراسی، سوسیالیزم، کمونیسم و معدودی حتی فاشیسم را برخواهند گزید. تناقض در

اینجا است که آن حکومتی که بر اساس هر یک از این فلسفه ها بنا شود ریشه اش در فرهنگ، تاریخ و

خصوصیات ممیزه ایران، سطحی تر از ریشه پادشاهی خواهد بود. احتمالاً تعداد اداره کنندگان چنین

حکومتی به اندازه امروز کم خواهد بود. همان طور که دیده ایم، سیستم ایرانی برای تازه واردین به این شرط

که در بازی شرکت کنند، جای باز می کند. آنهایی که چنین کنند پاداش می گیرند و آنهایی که نکنند

بازنشسته می شوند و یا مسیر خود را به زندگی خصوصی یا مشاغل که صرفا مهارتهای ایشان را به کار

گیرد، تغییر می دهند. بسیاری از روشنفکران صاحب فن دیوانسالار شرکت در بازی را انتخاب کرده اند.

مرکز سر برآوردن روشنفکران صاحب فن دیوانسالار دانشگاه هاست. رؤسای دانشگاهها و نخبگان

سیستم آموزشی پیش از آنکه مدیر باشند، سیاستمدارند. کوتاهی در مهار ناآرامی های دانشجویی

می تواند در موقعیت ایشان مؤثر باشد. در 15 سال گذشته 26 تن از 40 رئیس، قبل از انتصابشان به

دانشگاه از مقامات دولت بوده اند. هفت نفر ایشان وزیر کابینه و یکی اسداللّه علم نخست وزیر بود. از

این 26 نفر که دیگر رئیس دانشگاه نیستند، 18 نفر پس از ترک این مقام به مناصب دولتی بازگشتند.

چندین نفر از آنها از اعضای خانواده های با نفوذ بوده اند،حال در آنجا تولد یافته اند یا با ازدواج متصل

شده اند. برای نمونه:

منوچهر اقبال: دخترش ابتدا با برادر کوچک شاه و سپس با پسر اشرف ازدواج کرد.

هوشنگ منتصری: یکی از اقوام دور شهبانو فرح، حبیب اللّه نعیمی فرزند معلم سابق شاه، همسر دومش از

خاندان عدل (یکی از چهل فامیل مسلط) و دوست نزدیک شاهزاده اشرف و معروف دربار است.

عباس صفویان: با زریندخت قوام، فرزند استاندار سابق کردستان و دختر عموی علم ازدواج کرده است.

محمد شفیعی امین: از یک خاندان سرشناس آذربایجان ترکیه.

علی اکبر سیاسی: با دختر مصطفی بیات، برادر مرتضی بیان نخست وزیر سابق (1944) ازدواج کرد.

حسن ضیائی خانواده مرتبط با قرائی ها و تیمور تاش ها، خانواده های مهم خراسان، با دختر محمد قریب

برجسته ترین پزشک اطفال در ایران ازدواج کرد.

بدین ترتیب رؤسای دانشگاهها اغلب شخصیتهای سیاسی و دخیل در منازعات داخلی سیستم ایرانی

بوده اند.


به سوی آینده

ص: 260

به سوی آینده

ساخت و عملکرد گروه نخبه ایرانی که وصف شده است در خلال سالها، میزان بالایی از ثبات را نمودار

است. ناامنی، بدبینی و عدم اعتماد از عواملی هستند که در گروه نخبگان خصلتهایی چون قابلیت مصالحه

و انعطاف پذیری ایجاد کرده اند. چنین خصلتهایی آنها را قادر ساخته است، با حداقل خسارت به میزان

نفوذ خود که برای ایشان عزیز است از زیر تیغ تحولات جان به در برند. نخبگان کنونی مصلحت دانسته اند،

که در برابر نیروی فائقه یک پادشاه مسلط سر فرود آورند. معهذا در رفتار نخبگان جاه طلبی سیاسی

شخصی، همچنان به عنوان نیروی محرک در لوا باقی مانده است. انتقال حکومت از شاه فعلی به جانشین

وی به نخبگان این فرصت را خواهد داد که مشتاقانه به سوی قدرتی که این همه مدت از ایشان دور

نگهداشته شده بود هجوم آورند. هر کس که جانشین شاه بشود قادر نخواهد بود این روند را در کنترل

داشته باشد، مگر اینکه بتواند همان موقعیت مسلطی را که محمدرضا پهلوی دارد، برای خود فراهم کند.

سنت بر این بوده است که برای مدعیان قدرت، هرچند که به موقعیت نخبگی دست نیافته باشند، جایی باز

شده است و ایشان بدون از هم پاشیدن سیستم جزیی از آن شده اند. زمانی که شاه کنونی برود طبقه برگزیده

در قیاس با پیشینیان خود با مدعیان بیشتر و نیرومندتری مواجه خواهد بود. گروه روشنفکر صاحب فن

دیوانسالار طبقه ای در حال رشد است، که با بسیاری از تغییراتی که خود شاه پیش می آورد، به مراتب

بالاتری دست یافته است.

ارزشها و موضعگیری ها و دید ایشان از جامعه، به طور مشخصی از نخبگان سنتی، متمایز است. اگر

چه خیلی از آنها در ساخت موجود جذب خواهند شد، ولی صرف تعدادشان جای برجسته ای در جامعه

ایرانی به ایشان وعده می دهد.

نخبگان تجاری صنعتی که تعدادشان کم است، به طور روز افزونی کنترل بخشهایی از اقتصاد را که

اهمیتشان در نتیجه برنامه شاه به سرعت زیاد می شود، در دست دارند. اینان خواستار قدرت سیاسی

خواهند شد. به هر صورت نیاز به ادامه بقا در ایران پس از شاه می تواند بعضی از عناصر نخبگان تجاری

صنعتی و روشنفکران صاحب فن دیوانسالار (تکنوکرات بوروکرات) را به همکاری با یکدیگر وادارد.

این ائتلافی است که می تواند تغییر کیفی در جامعه ایرانی ایجاد کند.

جامعه ایران توانسته است با جذب طرحها و آداب و رسوم بیگانه و درآوردن آنها به شکلی منحصرا

ایرانی، قرون را پشت سر گذارد. این قابلیت انعطاف یک بار دیگر در معرض آزمایش قرار دارد و ماحصل،

هر چند که نمی توان پیش بینی نمود، ممکن است بیش از نفوذ خارجی به ایران سنتی مدیون باشد.


آمار بیشتر درباب خاندان سلطنتی

آمار بیشتر درباب خاندان سلطنتی

بعضی از اشخاصی که در اینجا مطرح می شوند، در متن اصلی به آنها اشاره شده است. بقیه بار اول است

که از آنها ذکری می شود. بعضی از افرادی که به وسیله ازدواج در خاندان سلطنتی داخل شده اند به عنوان


مصادیق یکی از نکات اصلی که در این رساله آمده، یعنی اهمیت ارتباط خانوادگی در دست یابی به مقام،

مورد بررسی قرار گرفته اند. سابقه ازدواجها و طلاقها، خیانتها، تجدید ازدواجها و کینه های درون فامیلی

خاندان سلطنتی نمونه وضع بسیاری از خانواده های برگزیده است. ایجاد ارتباطات خانوادگی برای منافع

سیاسی و مالی نیز همان طور است.


ملکه مادر

ص: 261

ملکه مادر

تاج الملوک، مادر شاه بر اهل بیت خاندان سلطنتی حکمروایی می کند. سن دقیق او، شاید حتی برای

خودش هم معلوم نباشد، اما باید در دوران هشتاد سالگیش باشد. وی دختر باقر خان میرپنج بود. درباره

باقرخان میرپنج چیز دیگری در دست نیست، جز اینکه می دانیم خانواده اش از قزاقستان بودند.

تاج الملوک سه خواهر و یک برادر داشت و اطلاعات درباره آنها کم است. عالمتاج، خواهر سوم وی، با

یک نفر به نام سرهنگ مین باشیان ازدواج کرد. برادر مین باشیان با شاهزاده اشرف ازدواج کرده است. یک

خواهر دیگر وی به همسری یک دکتر پزشک بنام سناتور محسن حجازی درآمد.

در سال 1944 رضا شاه در تبعید فوت کرد. طولی نکشید که تاج الملوک که به تهران بازگشته و یک نفر

را به نام غلامحسین صاحبدیوانی به عنوان فاسق خود برگزید. آنها عاقبت در سال 1948 به عقد یکدیگر

درآمدند. صاحبدیوانی به طور قابل ملاحظه ای از تاج الملوک جوانتر بود. وی از یک شاخه خانواده

قوام الملک شیرازی، با نفوذترین خانواده در استان فارس بود. صاحبدیوانی جز لیاقتش برای همین کار،

خصوصیت برجسته دیگری نداشت. وی دارای تحصیلات متوسطه بود و یک دوره در مجلس به نمایندگی

فارس اشتغال داشت. احتمالاً این شغل را به واسطه نفوذش در ملکه مادر به دست آورد. وی دوباره به

نمایندگی انتخاب نشد، شاید روابطش با تاج الملوک به هم خورده بود. تاج الملوک خیلی کم بیرون از

حلقه کوچک دوستانش دیده می شود. تا سال 1971 از ملکه مادر چنین گزارش می دادند، که یکی از

متنفذترین افراد در شاه بوده است.


فریده، مادر ملکه

فریده، مادر ملکه

زمانی که ملکه مادر از دنیا رود مقام ارشدی را که او دارد، فریده دیبا مادر ملکه بر عهده خواهد گرفت.

وی که جوانتر است، تحصیلات بهتر و تسلط طلبی کمتری دارد و می تواند تصوری را که عامه از خاندان

سلطنتی دارد، باز هم بهبود بخشد.


شاهزاده اشرف

شاهزاده اشرف

درباره اشرف گفته شده که وی محبوب رضا شاه بوده است. اما ملکه سابق ثریا این را تکذیب می کند و

می گوید: «اشرف در واقع دون نظر والدینش بود، رضا شاه شمس را ترجیح می داد و هرگاه که می توانست

به وی ضربه می زد.» (این می تواند شایعاتی باشد که ثریا بافته است، چون او و اشرف برای نفوذ در دربار

رقابت وحشیانه ای داشتند) اشرف در یک مدرسه دخترانه که توسط زردشتیان اداره می شد، تحصیل کرد.

اشرف سه سال پس از جدایی از علی قوام، همسر اول وی و فرزند قوام الملوک متنفذ، با یک مصری به نام


احمد شفیق ازدواج کرد. این دو پیش از طلاق در سال 1959 یک پسر بنام شایان مشهور به «پوزی» و یک

دختر به نام آزاده، به دنیا آوردند. سال بعد اشرف با دکتر مهدی بوشهری از اعضای یکی از 40 فامیل

مسلط ازدواج کرد.

همسران اشرف خوش عاقبت بودند؛ شفیق مدیر شرکت هواپیمایی «پارس ایرلاین» شد که ادعا شده

است از آن برای فعالیتهای قاچاق به سوئیس و بالعکس استفاده می کرد. بوشهری که مناصب رسمی

پرمسئولیتی چون سفیر سیار و رئیس هیئت مدیره فستیوالهای هنری را بر عهده داشت، چند سال قبل

ص: 262

دخالت زیادی در ترتیب دادن صدور اجازه فعالیت به شرکت «آیروفلوت» در ایران داشت. معامله ای که

ظاهرا منافع مالی برای وی در بر داشت.

اشرف با ابراز علاقه به فهرست طویلی از مردان جوان و جذاب، شهرت پرسروصدایی فراهم کرده

است. این فهرست شاید با نام اسداللّه علم در سال 1943 شروع شود.

اشرف و دیگر اعضای خاندان سلطنتی مورد نفرت مصدق بودند و در سال 1951 او (مصدق) شاه را

وادار کرد، آنها را از کشور خارج کند. اشرف تا دو سال و نیم یعنی تا اوایل 1954 برابر حدود 8 ماه پس از

کودتا علیه مصدق بازنگشت. شاه از اقامت هرچه بیشتر وی در خارج راضی بود، زیرا وی را از دومین

بازی یعنی نقشه چینی سیاسی برحذر می داشت. هرچند که دخالت سیاسی وی آشکارا تقلیل یافته است،

ولی علاقه وی به تجارت و فعالیتهای بازرگانی که اغلب در مرز تجاوز از قانون است، اگر چه کاملاً غیر

قانونی نباشد، همچنان شدید است. وی هرگز در استفاده از نفوذ خود در فراهم کردن قراردادهای دولتی

برای دوستان و آشنایان که بخواهند اجرتی بپردازند، تردید نکرده است. گفته می شود که در سالهای اخیر

وی از معامله گران، حق العمل طلب نمی کند، بلکه فقط اظهار می کند که خوشحال خواهد بود اگر بتواند

مواقعی که لازم است به آنها اطمینان کند. گزارشی در اوایل دهه 1950 اظهار می دارد که شاه فکر می کند

اقدامات تجاری اشرف تا زمانی که وی (شاه) نفوذ خود را برای پشتیبانی اشرف به کار نگیرد، مانعی ندارد.

در مقطعی دیگر، مدت مدیدی پس از آن، مدیر یکی از بانکهای ایران به یک کارمند سفارت گفت که وی

بعضی از اقدامات تجاری اشرف را که وی را (اشرف را) در موقعیت ناپسندیده ای قرار می داد به نظر شاه

رساند، شاه صرفا مسئله را بی اهمیت تلقی کرد. مدیر بانک به کارمند سفارت اظهار داشت که چنین

معاملات «برای اشخاص دیگر ده سال زندان در بر دارد». شهرام، فرزند ارشد اشرف، در بعضی موارد

جای پای مادرش را دنبال کرده است. وی به طور وسیع و نامطلوبی در تهران به عنوان یک معامله گر

زرنگ شهرت دارد و حدود 20 شرکت شامل ترابری، کلوپهای شبانه، ساختمانی و تبلیغات بخش عمده

داراییهای وی را در خود جای داده اند. برای ایرانیان صاحب اطلاع، فروش گنجینه ها و عتیقه های هنری

کشور از جمله ساخته های دستی مارلیک، که یک موضوع باستان شناسی ماقبل تاریخ و حائز اهمیت زیاد

است، بدنام ترین عمل حاکی از بی مسئولیتی وی می باشد.


شاهزاده شمس

شاهزاده شمس

شمس خواهر بزرگتر شاه است. وی همواره شهرتش از اشرف بهتر بوده است. اما از لحاظ سیاسی


اهمیتی ندارد. مانند بقیه خاندان سلطنتی وی منافع معتنابهی در تجارت دارد. شمس سالها وجوهات

سرمایه گذاری حبیب ثابت، برجسته ترین تاجر تهران را فراهم می کرد. جدیدترین طرح وی یک «شهر

نمونه» در غرب تهران است. وی در آنجا مشغول بنای یک قصر است. چندین شرکت ساختمانی که وی در

منفعت آنها شریک است بر روی این طرح کار می کنند. آخرین اظهار نظر درباره وی از شاهزاده سروناز،

دختر عبدالرضا برادر ناتنی وی است که وی را «دوست داشتنی، شیرین، بی آزار و احمق» وصف نمود.


غلامرضا

غلامرضا

غلامرضا، تنها فرزند رضا شاه از توران امیرسلیمانی، اینک یک سربار حرفه ای است و مقام سرتیپی

ص: 263

دارد. وی در حال حاضر فرماندهی عالی بازرسی مخصوص ستاد مشترک را بر عهده دارد که بیش از آنکه

یک منصب کاری باشد، تشریفاتی است. غلامرضا را یک فرد بی تشخص، فاقد قوای شخصیت و روشنی

فکر وصف کرده اند. در اوایل 1959 تلاش مختصری توسط یک گروه غیر متجانس از سیاستمداران و

نظامیان انجام شد، که تا غلامرضا به مقام ولایتعهدی ترفیع یابد. این کار ظاهرا با این توقع انجام شد که شاه

ممکن است قریبا سقوط کند. با تولد ولایتعهد رضا سیروس، این امر مصداق عملی خود را از دست داد. (به

عنوان اطلاعات فرعی باید اظهار داشت که تقریبا تمام اعضای آن گروه با لژ گراند اورینت (خاور بزرگ)

مرتبط بودند. این تشکیلاتی بود که از قرار معلوم، انگلیسها برای تأمین منافع خود در ایران تأسیس کرده

بودند).


شاهزاده عبدالرضا

شاهزاده عبدالرضا

تنها برادر ناتنی شاه که زمانی امید می رفت چیزی غیر از انگل. فرزند اول رضا شاه از همسر چهارم

خود عصمت الملوک دولتشاهی بود. عموما در این موضوع که وی حائز بهترین تحصیلات و روشن ترین

فکر در خانواده سلطنتی است، اتفاق رأی وجود دارد. این واقعیتی است که زمانی سفارت معتقد بود فاصله

بین عبدالرضا و شاه را توجیه می کند، شاه به او بیش از بقیه برادران حسادت می ورزد، عمدتا به این دلیل

که شاه دوست دارد در هر زمینه ای سرآمد به نظر آید، ولی دریافته است که عبدالرضا از او در تحصیلات و

فرهنگ کلی برتر است. در همان زمان سفارت اظهار داشت که «بیشتر دانش او سطحی بوده و درست فهم

نشده است». (سفارت آمریکا در تهران 266 D 1954 سرّی) او مطمئنا هرگز فرصتی نیافت تا معلوم

کند آیا بی لیاقت بود یا اینکه صرفا تجربه اش کم بود. در اواخر دهه پنجاه، از عبدالرضا گزارش می شد که

اظهارات گزنده ای درباره شاه ابراز داشته است، که از میان ملایم ترین آنها این بود که خاندان سلطنتی

«کاملاً فاسد شده بود» و اینکه وی از عضویت در آن سرافکنده است، و اینکه شاه قادر نیست محیط خود را

با افراد سالم بیالاید و اعمالش کشور را به تباهی می کشاند. باید توجه داشت که این سنجشها منحصر به

عبدالرضا نبود؛ بلکه در آن زمان بسیاری از ایرانیان و غیر ایرانیان در آن سهیم بودند. سفارت در اظهار

نظر درباره رد و بدل کردن این صحبتها اشاره کرد که عبدالرضا بدون شک به جهت زندگی که باید در پیش

رو داشته باشد، یعنی یک زندگی عاری از معنا و مقصد، وجودش سرشار از یأس می باشد.



نظریه درباره منابع اسناد این کتاب

نظریه درباره منابع اسناد این کتاب

منابع زیادی چه طبقه بندی شده و چه بدون طبقه بندی برای تهیه این بررسی به کار گرفته شده است.

شاید یک دسته از اسناد، کتابها، رسالات تک موضوعی، مقالات و اوراق جاری در محافل خصوصی که

بدون طبقه بندی بودند، بیشترین استفاده را داشته اند. چند صد سند رسمی که مدت زمانی پیش از سه دهه

را در بر می گیرند، استفاده گردیده است؛ بیشتر آنها مقالات فرستاده شده خدمات خارجی در رابطه با

گزارشهای سازمان سیا و سندهای درجه دوم و سوم (از لحاظ اهمیت) ارتش می باشد. هیچ کدام از این

گزارشها البته برای احتیاج به مطالعه مثل چنین جزوه ای تهیه نشده است.

در خلال 30 سال همان طور که انتظار می رود گزارشها از نظر کمیت و کیفیت به طور زیادی تغییر کرده اند.

که نه تنها انعکاس دانش فرد فرد مأمورین بوده، بلکه مطالب بازگو نشده ای در رابطه با اهمیت ایران برای

ص: 264

ایالات متحده می باشد.

برای گزارش گذشته باید از سفارتهای متعدد نام برد و تشکر کرد که هنوز هم ارزش خواندن را دارد.

یک سری گزارشها در مورد شاه بین سالهای 1951 و 1967 زمینه خوبی برای درک حکومت سلطنتی و

پیشرفتهایش فراهم کرده است. این گزارش خیلی خوب نوشته شده و خیلی خوب شاه و خانواده اش و

سیاست و رسومات اجتماعی را تشریح کرده است. اگر چه در این کتاب به محمد مصدق تنها اشاره ای شده

است، ولی او هنوز روی خیلی از ایرانیها نفوذ دارد؛ منجمله بعضیها که از اول به او پیوسته بودند. در کتاب

سال 1953 در مورد مصدق چیزهایی نوشته شده که اهمیت این کتاب بیشتر در این است که از زمینه های

دیگر ملی گرایی که هنوز هم ارزش دارد بحث می کند. در سال 1959 کنسول آمریکا در مشهد اسامی

حدود 120 نفر از این ناسیونالیستها را بررسی و گزارش کرد. در گزارشهای مربوط به بیوگرافی افراد یک

سری از گزارشهای سیا موجود است.



بخش دوم کتاب تشریح وضع کلی ایران

اشاره

ص: 265

سرّی

کتاب تشریح وضع کلی

ایران

کتاب تشریح وضع کلی ایران

قسمتهای مهم این کتاب کاملاً ترجمه شده و از سایر قسمتها نیز به واسطه حجم زیاد خلاصه ترجمه

جامعی به ضمیمه آمده است.

البته متن انگلیسی آن به طور کامل به چاپ رسیده است. این کتاب که یک گزارش جامع و همه جانبه

از اوضاع ایران در زمان رژیم شاه است، شامل بخشهای زیر است:

1 مقدمه که شامل معرفی آن قسمت از سفارت و کارمندان آن، که کتاب را تهیه کرده اند، می باشد.

قسمت امور داخلی خارجی روابط ایران با سایر کشورها و سازمانهای بین المللی و وضع گروههای

سیاسی داخلی و تشکیلات امنیتی است.

قسمت A که کلاً راجع به نحوه تصمیم گیری، در ایران سلطنتی است.

قسمت A/1 که وضعیت خانواده سلطنتی و روابط داخلی آن است.

قسمت A/2 چگونگی انتقال و تفویض قدرت.

قسمت A/3 ارزیابی از سلطنت مدرنیزه ایران.

قسمت A/4 حزب رستاخیز.

قسمت A/5 سیستم تک حزبی.

قسمت A/6 تحول اخیر قدرت در ایران.

قسمت A/7 نقش و شخصیت ارتش.

قسمت A/8 مواد مخدر.

قسمت A/9 لیست اعضاء کابینه هویدا و درجه تحصیلی آنها.

کتاب تشریح وضع کلی ایران سالهای 34 56 سالهای 1955 1977

ص: 266

کتاب تشریح وضع کلی ایرانسالهای 34 56 سالهای 1955 1977

محرمانه

قسمت سیاسی و سیاسی نظامی سفارت

1 قسمت سیاسی: کار این قسمت ارزیابی پیشرفتهای اوضاع سیاسی است؛ همچنین دادن توصیه هایی

در مورد عملکرد و برنامه ها و سیاستهای ما می باشد.

مدیر کنسول سیاسی جورج لمبراکیس بوده که به عنوان مشاور امور سیاسی کاردار سفارت و دیگران

در سفارت می باشد. او در ارتباط با وزارت امور خارجه بوده و معمولاً گزارشهای نسبتا خوبی از روابط

خارجی ایران می فرستد.

جان استمپل، معاون شاخه سیاسی سفارت است که کارش بیشتر در رابطه با حوادث محلی و امور

مواد مخدر و گاهگاهی از روابط خارجی گزارش می دهد.

جونا مارتین که کارش در قسمت روابط خارجی است و بعضی از کارهایش صرف امور سیاست محلی و

گزارشهای بیوگرافی می شود.

هاوارد هارت، همچنین دستیار کنسول سیاسی در قسمت روابط خارجی مخصوصا در مورد اوضاع

خلیج فارس است.

5 سکرتر تمام وقت دیگر هم در این قسمت کار می کنند. به علاوه یک مشاور سیاسی محلی به نام

آقای جعفر بهوی و یک مترجم به نام آقای پطروسیان در استخدام این قسمت هستند.

2 قسمت سیاسی نظامی

این شاخه به وسیله کنسول سیاسی رابرت مارتین سرپرستی می شود. که در رابطه با بزرگترین برنامه های

فروش تسلیحات آمریکایی در جهان می باشد. این قسمت با قسمت مستشاری و 3 قسمت ارتش و

همچنین با تیمسار طوفانیان، معاون وزیر جنگ و دیگر افراد عالیرتبه ارتش روابط و همکاری نزدیک

دارد. جیمز هام، هم در این شاخه دارای مسئولیتهایی است. این قسمت دارای یک سکرتر است.

گزارشهای زیر توسط این قسمتها (شاخه سیاسی سیاسی نظامی) تهیه شده است.


قسمت A

قسمت A

1 امور داخلی

1 امور داخلی

الف) شاه رهبر بی چون و چرای ایران مدرن می باشد. تسلط تقریبا بدون رقیب او در صحنه سیاسی بر

روی رسوم 2500 ساله سلطنتی پا برجاست. او به پیشرفتهای قابل ملاحظه ای در دهه اخیر نایل آمده

است. که در جای خود مشکلاتی را هم به همراه داشته است. او موفق گردیده است که یک وجهه مؤثری در

صحنه بین المللی برای ایران کسب کند.

ب) در دوازده سال گذشته امیر عباس هویدا نخست وزیر ایران بوده است. او فرد با وفایی نسبت به شاه

می باشد. قدرت هویدا در توانایی او به انجام نقشش در کابینه و برآوردن آرزوهای شاه به طور مؤثر


می باشد. او سرپرست یک کابینه تکنوکرات می باشد و تعادل خود را با رقیبانش مثل دبیرکل حزب

رستاخیز جمشید آموزگار و وزیر اقتصاد و دارایی هوشنگ انصاری و دیگر وزیران کابینه حفظ

ص: 267

کرده است. سیر تکامل سیاسی ایران به آهنگی پیشرفته است (مراجعه شود به A/4). برخلاف دوره های

سیاسی گذشته که دارای اهمیت خاصی بود، مجلسین ایران تقریبا به طور کامل زیر سلطه شاه در دهه

گذشته بوده است؛ اگر چه او با دقت مواد قانون اساسی را که تصویب مجلس لازم دارد، رعایت می کند.

کوشش شاه در 25 سال گذشته (که بیشتر موفقیت آمیز بوده است) این بود که قدرت سیاسی خود را به

وسیله یک مبارزه رادیکال (که بعضی از اثرات آن در گذشته در مجلس ظاهر شد) به وجود آورد. او این

کار را به وسیله حفظ تسلط سیاسیش و تحکیم وفاداری کامل ارتش و پلیس امنیتی ساواک انجام داده

است و در این راه مخالفتهای سیاسی سازمان داده شده، یا از بین رفته اند و یا به مقدار زیادی کاهش داده

شده اند. گروههای کوچک تروریستی که نظریات اسلامی تندرو و یا چپهای رادیکال را دارند یک آفت

مهم بوده و حالا یک عامل مهم در صحنه سیاسی ایران نیستند.

ج) کارگران و دیگر گروهها از زمان مصدق تاکنون عامل مهم سیاسی نبوده اند، ولی اعتصابات در 18

ماه گذشته تشکل و قدرت بیشتری یافته اند. شاه می پندارد که سیستم چند حزبی شیوه غلط غربی است. با

اعلان به وجود آمدن حزب رستاخیز از سوی شاه دو حزب ایران نوین و حزب مردم ایران منحل شد،

حزب رستاخیز به طور سنتی یک حزب دولتی نیست، ولی نقش گام به گام دولت و مجلس و نمایندگان را

زیر نظر دارد. در حال حاضر این حزب به دبیر کلی جمشید آموزگار و یک تیم جوان تکنوکرات که بیشتر

آنها در آمریکا تحصیل کرده اند، تشکیل گردیده است.

سپاهیان دانش بهداشت و ترویج شاه بر اساس الگوی سپاه صلح آمریکا تشکیل شده اند.

برنامه های سیاسی شاه بر پایه انقلاب شاه و مردم استوار است که در سال 1962 برنامه رفاهی آن که

شامل 17 نکته بود، آغاز شد. مقدار کمی سانسور در مطبوعات وجود دارد، اما نویسندگان بایستی

قوانین خاصی را زیر نظر داشته باشند؛ انتقاد از شاه و سلطنت و سیاستها و برنامه هایی که مستقیما به

وسیله شاه رهبری می شود، مجاز نمی باشد. اما از دولت و شکستهایش گاهی انتقاد می شود. سیستم

دادگستری در ایران مخلوطی از قوانین فرانسه و بریتانیا و قوانین اسلام سنتی می باشد اما اتهاماتی که بر

ضد امنیت ملی می باشد به وسیله دادگاههای نظامی بررسی می شود، که حقوق عادی را که توسط

دادگاههای مدنی رعایت می شود، رعایت نمی کنند. ایرانیان مواضع سختی در برابر انتقادات خارجیان از

وضع حقوق بشر ایران گرفته اند. جامعه ایران در حال تحول است، و پروژه ها و برنامه ریزی برای آینده

مشکل است، چرا که تعدادی مسلمانان ارتجاعی مخالفت می کنند، ولی تشکل سیاسی ندارند. بنیاد

اساسی سیاست ایران که بر پایه کشورهای غربی استوار است هنوز به وجود نیامده است. منافع آمریکا در

این است که روابط نزدیکی با ایران داشته باشد و عناصر علاقه مند به مدرنیزه کردن را تشویق کند.

مادامی که شاه بر ایران تسلط کامل دارد ما باید روابطمان را با دیگر گروههای جامعه ایران حفظ کنیم،

تا کسانی را که بعد از شاه ممکن است به قدرت برسند شناسایی کنیم.

درجه نفوذ آمریکا در زمینه تحصیلات در دولت جدید ایران به این وسیله مشخص می شود، که 60 درصد


کابینه در حال حاضر قسمتی یا تمام تحصیلاتشان را در آمریکا گذرانده اند.


2 امور خارجی

2 امور خارجی

شاه با اعتماد به نفسی که در وجود خود یافته است کمتر از گذشته به راهنماییهای کشورهای غربی

ص: 268

خصوصا آمریکا توجه می کند. ولی به هر صورت این نادیده گرفتن تا حدودی می تواند پیش رود، چرا که

بقاء ملت ایران اساسا احتیاج به ادامه روابط با غرب دارد.


روابط ایران و آمریکا

روابط ایران و آمریکا

سیاست ایران که طرفدار غرب است، اساسا به خاطر روابط ایران و آمریکاست. که این روابط به طور

زیادی افزایش می یابد.

ایران به خاطر مبارزه با سلطه شوروی بر آمریکا به عنوان یک قدرت بزرگ تکیه داشته و این باعث

سرمایه گذاریهای کلان ایران در قسمت تسلیحات و تکنولوژی و قسمت اجتماعی گردیده است.

از طرف دیگر شاه اجازه داده است که یک تعداد از دستگاههای حساس جاسوسی اطلاعاتی آمریکا

نصب و به کار گرفته شود؛ چه او از روابط صمیمانه با قسمت اطلاعاتی آمریکا سود برده است. بخش

خصوصی و دولتی اقتصادی ایران احترام خاصی به تولیدات آمریکایی می گذارند و ایران بیش از هر کشور

دیگری با شرکتهای بلندپایه تجاری آمریکا در تماس بوده است و دانشجویانش برای دوره های تکنیکی و

دیگر مطالعات، ایران را ترک می کنند. تجارت با اروپا و روسیه شوروی و دیگر قسمتهای جهان به اندازه

آمریکا نمی باشد، و این تجارتهای ایران برای ما خوب است؛ چه ما بهتر می توانیم روابط ایران و آمریکا را

ارزیابی کنیم. ایران بعد از جنگ جهانی دوم بیش از یک دهه است که رُل رهبری را در منطقه به دست گرفته

است.

با توجه به امپراطوریهای باستانی ایران و دشمنی کشورهای دیگر، حکومت ایران در وضع موجود،

ایران برای رودررویی با رقیبان ناسیونالیست مثل عراق، در جستجوی تثبیت رهبری خود در منطقه با

پشتیبانی غرب مخصوصا آمریکا می باشد. دکترین نیکسون این بود که ایران قدرتی بتواند که می تواند در

منطقه ثبات را برای حصول منافع غرب برقرار کرده و مجهز به تسلیحات نظامی، که دیگر مداخله نظامی

مستقیم آمریکا مورد نیاز نباشد. در مورد مسئله حقوق بشر کارتر، شاه و مشاوران او نگران هستند که

اختلافات آنان در این زمینه با آمریکا موجب تضعیف ثبات و امنیت منطقه گردد.


روابط با شوروی

روابط با شوروی

در سال 1976 شوروی به ایران فشارهایی آورد که دولت ایران نسبت به این رفتار مظنون شد، که مبادا

شوروی از فعالیت مخالفین مخصوصا حزب توده به وسیله رسانه های خارجی پشتیبانی کند. روابط ایران

و شوروی با امضاء قرارداد ضد هواپیماربایی بهبود یافت. سفیر جدید شوروی ولادیمیر ویتوگرادوف

متخصص و خبره در زمینه مسایل خاورمیانه است.



روابط ایران و جمهوری خلق چین

روابط ایران و جمهوری خلق چین

در اوت 1971 بعد از بازدید اشرف از پکن، ایران جمهوری خلق چین را به عنوان یک دولت قانونی به

رسمیت شناخت؛ این عمل باعث شد که روابط ایران با چین ملی به صورت تعلیق درآید. تبادلات نظر و

کالاها انجام خواهد شد ولی در حال حاضر روابط اقتصادی و فرهنگی در سطح پایین می باشد. ایران و

جمهوری خلق چین روابط نزدیک خود را برای اتحاد بیشتر در مقابل شوروی برقرار کرده اند. چین از

ص: 269

طرحهای ایران در منطقه خلیج فارس و اقیانوس هند پشتیبانی کرده است.


روابط ایران و عراق

روابط ایران و عراق

دشمنی دراز مدت ایران و عراق به وسیله قرارداد دوجانبه سال 1975 الجزیره آرام گرفت. زمانی که

ایران موافقت کرد که از حمایت کردهای شورشی دست بردارد و در عوض عراق مرز صحیح بین دو کشور

را در منطقه استراتژیک نفتی شط العرب پذیرفت، روابط بهبود یافت و در حال حاضر به صورت آشکار با

یکدیگر دشمنی نمی کنند. اشغال نظامی جزایر تنب و ابوموسی درست بعد از بیرون رفتن انگلیسیها از این

جزایر بدون سکنه روابط ایران را با کشورهای عربی خلیج فارس در آغاز بسیار تیره نمود. معهذا روابط

تدریجا به خاطر چند عامل رو به بهبودی است از جمله :

الف لغو ادعای درازمدت ایران برای باز پس گرفتن بحرین.

ب همکاری ایران با کشورهای عضو سازمان اوپک مخصوصا با کشور عربستان سعودی.

ج بسته شدن قرارداد الجزایر بین ایران و عراق. از طرف دیگر ایران هزاران نفر سرباز و هواپیما به

کمک کشور عمان برای مقابله با شورشیان ظفار فرستاده است. بعد از سقوط هواپیمای فانتوم ایران توسط

یمن جنوبی، عربستان سعودی نقش میانجی را برای بازگرداندن لاشه هواپیما و خلبان و جنازه کمک

خلبان بازی کرده. نقش رهبری در مورد قیمت گذاری نفت برای ایران و عربستان مشکلاتی به وجود

آورده که به زودی به فراموشی سپرده خواهد شد.


موضع ایران در جنگ اعراب و اسرائیل

موضع ایران در جنگ اعراب و اسرائیل

ایران با وجودی که اعمال اسرائیلیها را در مقابل کشورهای دوست عرب خود (شاه اردن و مصر و ...)

محکوم می کند. روابط خصوصی خوبی با اسرائیل دارد و با اینکه تبادلات سفیر در بین دو کشور انجام

نشده است، ولی پیامهای جاسوسی و اطلاعاتی بین دو کشور به طور منظم رد و بدل می شود و تکنیسینهای

اسرائیلی در بیشتر پروژه های کشاورزی و غیره مربوط به حال و آینده حضور دارند. بیش از 50 درصد

نفت اسرائیل به وسیله ایران تأمین می شود.


روابط ایران و اروپای غربی

روابط ایران و اروپای غربی

روابط ایران با کشورهای بزرگ اروپای غربی تاریخ خیلی قدیمی دارد. به خاطر اینکه انگلستان


کنترل کشورهای همسایه اش را در دست داشته و در دو مرحله هم تمامیت ارضی ایران را اشغال نموده

است. بیشتر در گذشته به صورت یک کشور تهدید کننده به حساب می آمد تا یک دوست؛ معهذا شواهد

قابل توجهی در دست است که شاه انگلستان را دومین کشور در جهان سیاست به حساب می آورد و

تبادلات اقتصادی و نظامی خود را با این کشور برای برقراری روابطش ادامه می دهد. در مورد آلمان ایران

با این کشور از سالهای 1920 و 1930 روابط خوبی داشته چه کشورهای هم پیمان آلمان رضا شاه را

هم پیمان آلمان می دانستند و این موضوع باعث کنار رفتن او به سود پسرش در سال 1941 شد. در حال

حاضر آلمان غربی یک شریک مهم اقتصادی ایران می باشد. نفوذ فرانسه در ایران مثل دیگر کشورهای

جهان در قسمت فرهنگی است. زبان فرانسه در سیستم آموزشی ایران قبل از جنگ جهانی دوم ترجیح

ص: 270

داده می شد. چیزهایی که در قسمت فرهنگ فرانسه به وجود آمده، به وسیله طرحی که پیوندهای نزدیکی

با فرانسه دارد، تحسین شده است.

ژیسکار دستن، آخرین فرد برجسته غرب بود که در اکتبر 1976 از ایران دیدن کرد. روابط ایران با

دیگر کشورهای کوچک اروپایی مثل سوئیس و سوئد و هلند در مواقعی به خاطر بیانیه های حقوق بشر

تیره بوده است. حمله یک ایرانی تبعیدی به بیانیه کمیته ژنو ایران در سال 1976 و به دنبال آن اخراج یک

عضو این کمیته به خاطر عملیات جاسوسی باعث شد که شاه نه تنها یک دیپلمات سوئیسی را از تهران

اخراج کند، بلکه شاه از آن زمان به بعد برای اسکی سالانه اش به سوئیس عزیمت نکرد.


ایران و کشورهای کمونیستی

ایران و کشورهای کمونیستی

ایران روابط دیپلماتیک خود را با کوبا به خاطر ملاقات فیدل کاسترو با یک رهبر حزب توده ایران در

اروپا در سال 1976 قطع کرد. در سال گذشته روابط فرهنگی خیلی کمی با کشورهای اروپای شرقی

برقرار بوده است. معهذا روابط سیاسی ایران با این کشورها بیشتر به صورت حرف بوده تا عمل. روابط

تجارتی در سال گذشته با بلغارستان، چک اسلواکی، آلمان شرقی، لهستان و رومانی افزایش یافته، ولی کلاً

در مقایسه با تجارت با کشورهای اروپای غربی و آمریکا این مقدار در سطح خیلی پایینی قرار دارد. در

دسامبر سال 1976 بلغارستان یک ایستگاه رادیویی مخالف ایران را در آنجا بست، و این قرار که این

ایستگاه در لیبی شروع به کار کند، هرگز تحقق نیافت. این سؤال باقی می ماند که آیا این عمل بلغارستان به

دست خودش انجام گرفته و یا در جواب تقاضای شوروی بعد از برگشت خلبانهای شوروی از ایران به آن

کشور است؟


روابط ایران و سازمان ملل

روابط ایران و سازمان ملل

در موارد سیاسی ایران در سطح پایینی در این سازمان فعالیت دارد. اغلب در مورد مواضع شرق و

غرب در کنار آمریکاست. ایران بیشتر علاقه به فعالیت در زمینه مسایل اقتصادی شمال و جنوب دارد،

ولی همیشه در سازمانهای وابسته به سازمان ملل نبوده است. هنگامی که غرب شاه را به خاطر سیاستش و

یا مسئله نفت تحت فشار می گذارد، او علاقه خود را برای اجرای عدالت در کشورهای عقب افتاده، مطرح


می کند، به هر حال ایران نقش قابل ملاحظه ای در قسمتهای مختلف سازمان ملل دارد. در سال 1970

ایران یکی از داوطلبان ایجاد سپاه صلح سازمان ملل بود و علاقه دارد که ایران مرکز ستاد IFADشود.

قسمت ESCAP برای زنان و پیشرفت در فوریه سال 1977 در تهران تأسیس شد.


ایران و پیمان سنتو

ایران و پیمان سنتو

روش تردیدآمیز ایران نسبت به سنتو به خاطر نگرانی ایرانیان از احاطه شدن به وسیله رژیمهای تحت

نفوذ شوروی می باشد. در حالی که آگاه است که عضویت پیمان سنتو حرکتی در جهت خلاف هدف اصلی

آن، «استقلال ملی» است. ایران تشخیص داد که پیمان سنتو حداقل یک شکل رسمی به تعهدات غرب برای

حفظ امنیت ایران به وجود می آورد. بنابراین در ملأ عام زیاد به پیمان سنتو اشاره نشد. و حتی او (شاه)

گفت که پیمان سنتو وجود ندارد. شاه ظاهرا به این نتیجه رسیده است که منافع آن بیشتر از ضررهای آن

ص: 271

است. نخست وزیر پاکستان بوتو اغلب شاه را می بیند و دیگر اعضاء سنتو با یکدیگر ملاقات دارند.

ایران، پاکستان و ترکیه در همکاریهای پیشرفت منطقه ای هم پیمان بوده اند، که این باعث روابط نزدیک

اقتصادی و فرهنگی سه کشور است.


روابط ایران با آسیا و آفریقا

روابط ایران با آسیا و آفریقا

ایران نگرانیش بعد از اینکه افغانستان تحت نفوذ شوروی درآمده افزایش یافته؛ چه شاه نگران جنبش

جدایی طلب در بلوچستان می باشد. او نسبت به همدستی هندوستان در افغانستان شک دارد. از زمانی که

قیمت نفت چهار برابر شد، ایران روابط جدیدی با هندوستان برقرار کرده است و این روابط بهتر شده است.

بالاخره ایران توجه زیادی به درخواستهای کمک از جانب کشورهای آفریقایی جنوب صحرا می نماید؛

شاید این ایرانیها را خیلی بخشنده قلمداد کند. این بیان خیلی بی ربط است که اگر شاه فکر کند می تواند به

عنوان رهبر جهان سوم در مورد شرق و غرب عمل کند.


3 مخالفین و گروههای تروریستی

3 مخالفین و گروههای تروریستی

هیچ گونه تشکیلات مخالف رژیم در حال حاضر به طور منظم وجود ندارد و مخالفین که با شاه از زمان

مصدق نتوانسته اند کنار بیایند کشور را ترک کرده اند. روحانیت مرتجع، دیگر نفوذ سیاسی مهمی ندارد

ولی قدرت این را دارد که طرحهای دولتی را راکد سازد چون معتقد است که طرحها بر اساس تفکر صفوی

است. امکان مرگ شاه و یا یک فاجعه نظامی و یا یک آشفتگی همه جانبه می تواند طرفداران آنها را به

خیابان بکشاند. چون آنها در نظرشان دولت شاه وابسته به آمریکا می باشد. روحانیت همواره بر علیه

استعمار جنگیده است. اگر ملی گرایی مذهبی دوباره اوج گیرد، آمریکا تحت حملات شدید سیاسی قرار

خواهد گرفت. دانشجویان ناراضی خارج از کشور در رابطه با دانشجویان دیگر کشورها نقش مهمی در

لکه دار کردن رژیم شاه در خارج از کشور انجام می دهند. گروههای تروریستی گسترش بیشتری یافته اند

و کشته شدن 6 آمریکایی و ایرانیهای زیادی را باعث شده اند. این جنبش تروریستی به دو تشکیلات


بزرگ تقسیم می شود. یکی مجاهدین خلق و دیگر فداییان خلق، که احتمالاً از جانب منابع خارجی مثل

لیبی حمایت می شوند. از 2 سال پیش این دو گروه در حالی که دارای ایدئولوژیهای متفاوت هستند با هم،

همکاری نزدیکی را شروع کرده اند و ایدئولوژی مارکسیستی را پذیرفته اند. مجاهدین شاخه مسلح

مذهبی مخالف شاه هستند و از لحاظ تاریخی به شاخه مذهبی جبهه ملی برمی گردد. با اینکه رهبر

عملیاتی آنها بهرام آرام به قتل رسیده باز هم تهدید برای جان آمریکاییها وجود دارد.

چریکها (فداییان خلق) گروه مارکسیستی هستند که در شاخه قدیمی حزب توده کمونیست ریشه دارند.

این گروه با بیشتر دانشجویان و ایرانیها و گروههای خارج از کشور که رادیکال هستند، ارتباط دارند. اولین

گروه چریکی ایران بودند و ظاهرا در این اوان با گروه جرج حبش، رابطه برقرار کرده اند، که چریکهای

ایران را آموزش داده اند. چریکها توانایی عملیاتی زیادی دارند ولی دارای نفوذ سیاسی نیستند. (سرّی)


4 تشکیلات امنیتی (سرّی)

4 تشکیلات امنیتی (سرّی)

اگر چه عقاید مشهوری، ساواک را به عنوان یک سازمان پر قدرت امنیتی در ایران تلقی می کنند، ندرتا

ص: 272

این سازمان در درجه اول و یا در بین سازمانهای قدرتمند دیگر قرار می گیرد. مسئولیتهای امنیتی در بین

تعدادی سازمان مستقل دیگر که مستقیما از طرف مأموران خود به شاه گزارش می دهند، تقسیم شده است.

قضاوت در مورد سؤالات و فتوی به وسیله شاه بعد از مشاورت با سرپرستان صادر می شود. ساواک در

سال 1957 با این امر که مسئولیت اولیه اش یک سازمان امنیتی اطلاعاتی داخلی و خارجی برای کنترل

فعالیتهای ضد رژیم باشد، به وجود آمد. در حدود 6000 عضو دارد و راهنماییهایش را به کمیته مشترک

پلیس و ساواک (کمیته ضد خرابه کاری) می دهد که این کمیته بازوی دولت برای کنترل فعالیتهای

تروریستی است. ساواک می تواند مستقیما دستور دستگیری هر شخصی را که متهم به اتهامات امنیتی

است، صادر کند؛ اما در اغلب دستگیریها توسط پلیس شرکت می کند. ساواک پرونده های مربوط به امنیت

ملی را آماده می کند و با دادستان ارتش همکاری نزدیک داشته، حتی اداره بازرسی ارتش که موارد امنیتی

را زیر نظر دارد کنترل می کند. تیمسار نعمت اللّه نصیری رئیس ساواک می باشد.

پلیس ملی ایران با 26000 کارمند به کار تأمین نظم عمومی در مناطق تحقیقات جنایی و زیر نظر داشتن

فعالیت خارجیان اشتغال دارد. این قسمت به وسیله تیمسار صمد صمدیانپور سرپرستی می شود.

ژاندارمری شاهنشاهی ایران با 50000 نیرو مسئول اجرای قانون و نظم در نواحی دور افتاده ایران است.

مرزها را هم کنترل می کند و در مناطق ایلی به مشکلات رسیدگی می کند. تیمسار عباس کریم قره باغی

فرماندهی ژاندارمری را به عهده دارد.رکن 2 از ستاد مشترک ارتش مسئول اطلاعات و ضد اطلاعات

ارتش بوده و تمام موضوعات مربوط به ارتش را در اختیار دارد، و فرمانده آن تیمسار ناصر مقدم است


5 اعتیادات

5 اعتیادات

قسمت مواد (DEA) مخدر با پلیس همکاری نزدیک دارد. ایران کشوری است که در دام اعتیاد

می باشد. 160000 نفر جواز استفاده از مواد مخدر را دارند و 350000 نفر هم به طور غیر قانونی معتاد

هستند که در بین اینها کلاً 20 تا 40 هزار نفر هروئین مصرف می کنند. اعتیاد در میان آمریکاییهای مقیم


ایران فراوان است. روش بوروکراسی بین پلیس و ژاندارمری و گمرک باعث گسترش بیشتر آن شده است.

ما به دولت ایران پیشنهاد کرده ایم که به پاکستان در مورد کنترل مرزهایش فشار بیشتری بیاورد.


بخش سیاسی استمپل

ص: 273

بخش سیاسی استمپل

قسمت A/1

قسمت A/1

محرمانه

22 ژوئیه 1976


تصمیمات در ایران

تصمیمات در ایران

سفارت در مورد رهبری شاه در بیشتر سالها گزارشهای فراوانی را تفسیر کرده است. روشی که شاه

مملکت را به وسیله مشاورانش اداره می کرد، طی سالها او را مصمم و مجرب کرده است. سیاست مدرنیزه

کردن را به وسیله انقلاب شاه و مردم ارائه کرد. اشخاصی که در تصمیم گیری در ایران نقش مهمی دارند 15

نفر هستند که از این 15 نفر، 2 نفر زن می باشند که در امور تصمیم گیری مشاور شاه هستند. این دو نفر یکی

فرح و دیگری اشرف است. در این بین قسمتهای دیگر هم نقش عمده ای بازی می کنند که از جمله

قسمتهای امنیتی و نیروهای مسلح هستند. شورای عالی اقتصاد و کمیسیون شاهنشاهی هم تحت نظر شاه

فعالیت دارند. کابینه تحت نظر هویدا در این تصمیم گیریها نقش مهمی ندارد، ولی تعدادی از وزرا

توصیه های سیاسی خود را مستقیما به شاه می دهند. نقش سفیران و مستشاران خارجی هم برای دادن

اطلاعات و تغییر تصمیم گیریهای شاه دارای اهمیت است. در زمینه سیاسی اغلب، شاه بدون مشاورت با

وزیر امور خارجه، خلعتبری، خودش تصمیم می گیرد. تصمیم گیریها در رابطه با اجرای اهداف انقلاب شاه

و مردم است و با وجود نارسایی ها و بدیهای این تصمیم گیریها، ایران در زمینه سیاسی و اقتصادی پیشرفتی

چشمگیر داشته است.


تفرقه بینداز و حکومت کن

تفرقه بینداز و حکومت کن

به علت اینکه اهمیت مردم بیشتر از مؤسسات است، طرح رهبری شاه چنین ریخته شده که او افرادی

را انتخاب می کند که بر اساس همان سیاستی که او دنبال می کند، باشند. عامل مهم در این موضوع درجه

اطمینانی است که او می تواند در افراد بیابد. شاه به تعداد خیلی کمی از مقامات اطمینان دارد و او کنترل

خود را بر روی مقامات ایرانی با سیاست محتاطانه تفرقه بینداز و حکومت کن دنبال می کند. مثل روزولت

که چنین کارهایی انجام می داد. شاه اغلب مسئولیتهایی که به هم ارتباط دارند را بین مقامات تقسیم

می کند، به طوری که آنها جداگانه به او گزارش داده و او می تواند از کامل بودن و صحیح بودن گزارش

آگاهی یابد. وقتی که مقام به خصوصی به نظر می آید که بیش از آنچه که شاه می خواسته نفوذ پیدا کرده،

مقداری از مسئولیتهای او به دیگران محول می شود، یا به طور ساده به او مقام پایین تری داده می شود. دو

طریق بالا در مورد وزیر کشاورزی «ارسنجانی» در سال 1963 زمانی که او سرپرستی رفراندم زمینها را

به یک عامل نفوذ و قدرت سیاسی مبدل می کرد، به کار گرفته شد.


جزییات بیشتری راجع به ساواک

جزییات بیشتری راجع به ساواک

ساواک ترکیبی از سازمانهای سیا (CIA) و اف بی آی (FBI) و ان اس ای (NSE) و شورای امنیت ملی


است و مانند زمان داریوش به عنوان چشم و گوش شاه استفاده می شود. رئیس ساواک نعمت اللّه نصیری به

عنوان معاون نخست وزیر هم می باشد و مستقیما به شاه گزارش می دهد. ساواک برای پروژه هایش و

ص: 274

پروژه هایی که شاه بدهد بودجه نامحدودی دارد. ساواک به روزنامه ها در مورد مقالاتشان رهنمود

می دهد و در مورد افرادی که مقاماتی کسب می کنند تحقیق می کند. کسب مقام رسمی، مجلسین،

هماهنگی ملاقاتهای خارجی با شاه و بازرسی و تحقیق و محاکمه افراد ضد شاه و ضد امنیتی را در دست

دارد. نصیری یکی از محدود افرادی است که به شاه دسترسی فوری داشته و دارای نفوذ زیادی در بیشتر

تصمیم گیریها است.


نیروهای مسلح

نیروهای مسلح

به عنوان رئیس کل نیروهای مسلح، شاه علاقه زیادی به تمام جنبه های آمادگی نظامی ارتش دارد. او

تشخیص داده که ارتش را با جدیدترین تجهیزات نظامی مجهز کند، که یک حمله ناگهانی مثل حمله ای که

انگلیسیها در سال 1941 در خلیج فارس به نیروهای دریایی ایران کردند، نتواند آنها را از پای درآورد.

تمام تصمیمات مهم سیاسی در رابطه با ارتش توسط خود شاه گرفته می شود؛ به همین دلیل او برای این کار

نیاز به نمایندگان با مسئولیتی برای اجرای دستوراتش دارد که این کار در عمل به طور زیادی محدودیت

ایجاد می کند. در زمانهای مختلف در سالهای گذشته دولت ایران می بایستی از شاه برای رفتن هلیکوپترها

به مأموریت در داخل ایران اجازه می گرفت.

گزارشگر: ریچارد هلمز

15 نفری که در تصمیم گیریهای مملکتی از مشاوران نزدیک شاه بودند عبارتند از:

1 اسداللّه علم

2 نعمت اللّه نصیری

3 تیمسار غلامعلی اویسی: در سال 1974 (1353) از سمت خود به عنوان رئیس ژاندارمری به

رئیس نیروی زمینی برگزیده شد. او در سال (1317) 1938 عضوی از دادگاه نظامی برای محاکمه افسران

توده ای بوده است. او شغلهای دیگری به عنوان رئیس اداری گارد شاهنشاهی و بعد فرماندهی گارد

شاهنشاهی داشته است. او مسئول گزارشات کردستان برای شاه بوده.

4 امیر عباس هویدا: او در لبنان، لندن و پاریس تحصیل کرده است و بعد به عنوان افسر رابط ایران در

ارتش آمریکا کار کرده. پستهای دیپلماتیک در پاریس، اشتوتگارت و ژنو در سال های 1945 تا 1956

داشته و بعد طی دو سال عضو هیئت مدیره شرکت ملی نفت بوده است. در سال 1964 به عنوان وزیر

دارایی کابینه منصور بوده است.

5 تیمسار حسن طوفانیان: در فراهم آوردن تجهیزات نظامی نقش مهمی دارد. شاه به گزارشهای او

در مورد ارتش اطمینان دارد. او اطلاعات را در این زمینه یا خودش می دهد یا با کمک منابع آمریکایی این

کار را می کند. او اغلب از آمریکا دیدن می کند. 3 بچه او در دانشگاه آموزش پزشکی آمریکا تحصیل

می کنند. طوفانیان از تکنولوژی ارتش آمریکا ستایش می کند.


6 تیمسار حسین فردوست : او دارای دو شغل، رئیس شاخه اطلاعات ویژه دادگاهها و رئیس

بازرسی شاهنشاهی می باشد. او به عنوان (چشم و گوش شاه) خوانده می شود. او همکلاسی شاه در

سوئیس بوده است. او مدیریت گزارشهای روزانه آماده شده برای شاه را دارد. او در سالهای 1962 تا

1973 معاون ساواک بود ولی بعد از آن بنا به گزارشهایی در ساواک کار می کرد.

ص: 275

7 تیمسار غلامرضا ازهاری : او رئیس ستاد ارتش است و بعد از مرگ خاتم موقعیت پر اهمیتی دارد.

چرا که هیچ کس در ارتش به اندازه خاتم نفوذ شخصی در شاه نداشت.

8 نصرت اللّه معینیان : از سال 1966 رئیس دفتر خصوصی شاه بوده است. او کانال اطلاعاتی دفاتر

دولتی داخلی و خارجی است.

9 جمشید آموزگار : او هم به عنوان وزیر کشور و هم به عنوان نماینده ایران در سازمان اوپک است. او

بعد از تحصیلاتش در قسمت حقوق و مهندسی دانشگاه تهران به آمریکا رفت (سال 1944) و در دانشگاه

واشنگتن تحصیل کرد.

10 هوشنگ انصاری: وزیر اقتصاد و دارایی است. در انگلستان و توکیو تحصیل کرده است. شغلهای

قبلی او عبارتند از: کارمند سفارت ایران در قسمت اقتصادی در توکیو، معاون وزیر امور خارجه ایران،

سفیر ایران در پاکستان، وزیر اطلاعات و سفیر ایران در آمریکا ( که نقش مهمی در برقراری رابط تجاری

ایران و آمریکا در سال 1966 داشته است). از سال 1969 وزیر اقتصاد و دارایی است.

11 دکتر منوچهر اقبال : دو صفت اقبال، باوفایی شدید او به شاه و ضد کمونیست بودن او، نفوذ او را در

شاه زیاد کرده است. او رئیس شرکت ملی نفت ایران می باشد. او در فرانسه تحصیل کرده و دکترای پزشکی

گرفته است. سال 1926 دختر اقبال با پسر اشرف، شهریار، ازدواج کرده است.

12 جعفر شریف امامی : بعد از گذشت سیزده سال هنوز رئیس مجلس سنا می باشد. او شغلهای

متعددی داشته است. او برای آموزش در قسمت راه آهن در سال 1930 به آلمان و در سال 1935 به سوئد

رفته است. او از سال 1943 تا 1945 به عنوان طرفدار حزب نازی توسط متفقین زندانی بوده است.

13 فرح پهلوی

14 اشرف پهلوی

15 اردشیر زاهدی : در حال حاضر سفیر ایران در آمریکاست. در سالهای 1942 تا 1945 در

مدرسه آمریکاییهای بیروت تحصیل کرده و بعد به آمریکا رفته است. ستاره زاهدی بعد از کودتای شاه

درخشان گشت، چرا که پدرش تیمسار فضل اللّه زاهدی این کودتا را رهبری کرد. در سال 1957 اردشیر

زاهدی با دختر شاه، شهناز ازدواج کرد. او در سال 1964 شهناز را طلاق داد. تا سال 1971 وزیر امور

خارجه کابینه هویدا بود، ولی به علت اینکه به شاه مستقیما گزارش می کرد، هویدا از او ناراحت شد و

زاهدی در سال 1971 به آمریکا رفت و به شاه گفت: یا من یا هویدا. ولی هویدا در این بین برنده شد.

زاهدی گفت که دیگر به ایران برنمی گردد و از سال 1973 به عنوان سفیر ایران در آمریکا بوده است. او به

طور چشمگیری پارتی برگزار می کند و از اعضای برجسته واشنگتن و کنگره آمریکا دعوت به عمل

می آورد. ولخرجیهای او در مهمانیها برای ایران مشکلاتی به بار آورده است. اما شاه برای تماس داشتن با


او ارزش قایل می شود. او به دانشجویان ایرانی در آمریکا گفت: ببینید ایران چگونه برای ترقی جوانهایش

مناسب است و من به چنین پستی رسیده ام. یکی از دانشجویان گفت: بله ولی شاه فقط یک دختر دارد.


قسمتA/2

ص: 276

قسمت A/2

محرمانه


خانواده سلطنتی

خانواده سلطنتی

به طور کلی تصور می رود که اکثر اعضاء خانواده سلطنتی به درجات مختلف فاسد، غیراخلاقی و به

مقدار زیادی نسبت به ایران و ملت ایران بی علاقه هستند. زندگی های تجملاتی و گران قیمت آنان، پارتی

بازی و دخالت آنان در تجارتهای دولتی و خصوصی، باعث گسترش این نظریه در بین مردم شده که دو

پسر اشرف، شهریار و شهرام، عمیقا در سوءاستفاده های مالی در شرکتهای تجاری دست دارند.

تصمیمات سیاسی تا اندازه ای از طرف شاه گرفته می شود. اما احتمالاً تعدادی از اعضاء خانواده سلطنتی

در این امور نفوذ دارند. در کنفرانس رامسر سپتامبر سال 1975 فرح مؤدبانه اما در انظار عمومی،در مورد

حقوق اجتماعی و تحصیلات با شاه مخالفت کرد و از آن زمان او شروع به صحبت کرده و در طی دو سال،

نقش عمده ای در قدرتمند کردن رژیم ایفاء کرده است. فرح محبوب ترین عضو خانواده پهلوی در نزد

مردم است. ولیعهد رضا پهلوی در حال حاضر به سوی قدرت مرکزی در حرکت است، اما به نظر نمی رسد

آن موفقیتی را که در وجود شاه است، در او پیدا کرد. از او به عنوان محصلی در حد متوسط نام برده

می شود. در مورد تحصیلاتش شایعات زیادی وجود دارد، ولی شاه اصرار دارد که او حداقل تا پایان

تحصیلات دبیرستانی در ایران بماند. بجز فرح و اشرف، شاه به عضو دیگری از خانواده سلطنتی در امور

سیاسی اطمینان ندارد. دیگر کسان شاه، خواهرش شمس و فاطمه به او نزدیک هستند. برادرانش

غلامرضا و عبدالرضا از صحنه سیاسی به دور هستند. تعدادی از اعضاء خانواده سلطنتی تا اندازه ای

فاسد، فاقد اخلاق و بی علاقه به مردم تلقی می شوند و این بیشتر به خاطر زندگی اشرافی و مشاغلی که هم

در دولت و هم در بخش خصوصی دارند، می باشد.


صفت مشخصه و خصوصیات شاه

صفت مشخصه و خصوصیات شاه

اگر چه ظاهر شاه و کلیه تحصیلاتش به صورت غربی است، شاه نژاد و رفتارش ایرانی است و در

حقیقت موفقیت قابل توجه او در رهبری کشورش بیشتر به این واقعیت متکی است، که او یک سیاستمدار

کامل ایران است. اگر چه او با اقتدار در یک محیط غربی کار می کند اما واقعا یک ایرانی غرب زده در خانه

نبوده، بلکه از دو فرهنگ به طور مساوی استفاده کرده و هنر پذیرش اجتماعی را پیش برده است. در نتیجه

او اغلب تصمیمات و بیانیه های غربی را توسط مفاهیم ایرانی به کار گرفته و تفسیر نموده اگر چه او خود از


ارزشها و صفات غربی آگاهی دارد. برای اینکه شاه، ایران را به دنیای مدرن وارد کند او این صفت ممتاز را

که سلطنت از جانب خداوند بوده و با خصیصه ملی آن، که برای بیشتر ایرانیها منجمله طبقه تحصیلکرده

جذبه زیاد دارد، برای اداره مؤثر ملت به کار می برد. در واقع شاه بر این عقیده است که او را خداوند برای

رهبری ایران به طرف یک عصر طلایی فرستاده است. تشخیص فکری و فردی و ذکاوت او ایران را به

قدرتی رساند که از زمان صفویه به این طرف سابقه نداشته است و از این معنا می توان گفت که حکومت

سلطنتی هنوز برای ایران مناسب بوده و یک نیروی مؤثر برای وحدت و پیشرفت می باشد. این موضوع که

تصمیمات او غیرقابل تخلف و مقدس است، برای او این مشکل را ایجاد کرده که نمی تواند مشاوران کاملاً

مورد اعتماد پیدا کند و به طور معمول فرح و اشرف و علم می توانند بدون این که زیانی متوجه ایشان باشد،

ص: 277

با شاه مخالفت کنند. از طرف دیگر حداقل 6 نفر دیگر مستقیما به او گزارش می دهند و تعداد زیادی هم در

قسمتهای مختلف جامعه با او در تماس هستند


روابط شاه با آمریکا

روابط شاه با آمریکا

شاه از آمریکا و این حقیقت که ما قصد بهره برداری از ایران را نداشته ایم، متشکر است. از طرف دیگر

چون شاه اعتماد به نفس خود را باز یافته است و ایران به صورت قدرت منطقه ای درآمده، در حال حاضر

دسترسی ما به خیلی از بخشهای جامعه متمدن ایران که قبلاً از آنها استفاده می کردیم، مشکل شده است.

اما این نبایستی روابط ایران و آمریکا را تیره تر کند، چرا که روابط ما بر پایه منافع دوجانبه است. ما متوجه

شده ایم که اغلب مقامات و افراد بلند پایه تمایل به سکوت و خاموشی دارند که امکان دارد این موضوع

برای ترس از ساواک باشد، و بعضی از افراد هم نسبت به همکاری ما با رژیم نامطمئن هستند. اما در واقع

این طرز کار و تمایل نتیجه موفقیت سیاست 20 سال گذشته ما در ایران می باشد که در جستجوی راهی

برای کمک به ایران و رهبرش بوده که آن را قوی و متکی به خود کنند. وقتی که ایران از ایمنی و ثروت و

اطمینان برخوردار باشد، می تواند به اندازه کافی بین منافع خود و حامی خود فرق گذارد. ایرانیان دیگر به

خارجیها اجازه نمی دهند تا آنها بفهمند که موضوع آنها تا چه اندازه تظاهر و تا چه اندازه حقیقی است.

در ارتش هم شاه کوشش دارد که وابستگی آن را از آمریکا کمتر کند و برای این کار منابع خرید

تسلیحات را گوناگون کرده است. اما او پی برده است که بیشتر تسلیحات پیچیده که او خواستار آن است و

بیشتر مستشارانی که او برای آموزش پرسنل خود به آنها نیاز دارد، در هیچ کجای دیگر به جز آمریکا

وجود ندارد و در حال حاضر نفوذ آمریکا در بیشتر سطوح ارتش به طوری است که کم کردن تسلیحات در

یک قسمت و یا کم کردن سریع در قسمت دیگر در آمادگی جنگی ایران اثر منفی می گذارد و این روابط

ارتشی ایران و آمریکا در آینده نزدیک تغییری نخواهد کرد. شاه معتقد است که ارزش ایران برای آمریکا

آنقدر زیاد است که آمریکا چاره ای جز حمایت ایران و لذا آزاد گذاشتن او در تصمیم گیری ندارد. برخورد

ایرانیان در زمینه سیاست است که روابط حسنه را تا زمانی که منافع ایجاب می کند حفظ کنند، و از آن به

بعد روابط ارزشی ندارد.



طرح برای آینده

طرح برای آینده

ما اغلب گزارش کرده ایم که شاه عقلاً این را پذیرفته است که یک مقدار دمکراسی را وسعت بخشد.

البته این به آن معنا نیست که شاه دمکراسی نوع اروپایی یا آمریکایی می خواهد. چرا که این نوع دمکراسی

با احتیاجات جامعه ایران تطبیق نمی کند. دمکراسی ای مورد نیاز است که موجب دخالت بیشتر مردم در

امور ملی گردد. برای این کار او به دو جهت کشیده می شود. از یک طرف فردگرایی ایرانیها و عقیده شخص

شاه در مورد موهبت الهیِ حکومت سلطنتی ایجاب می کند یک رهبری قوی که قدرت مجلس را هم دارد

حکومت کند. زیرا او تجارب تلخی از بیشتر دمکراتیک شدن ایران در زمان مصدق دارد. شاه در سیاست

اعمال قدرت بر علیه مخالفانش سیاست دیرینه سازش با مخالفان را کنار گذاشته. از طرف دیگر به نظر

می رسد که او آگاه باشد که توسعه بیشتر خدمات دولتی حمایت مردم را تضمین نمی کند و بنابراین افزایش

شرکت همه جانبه مردم لازم است. این کار از طریق برگزاری انتخابات آزادتر، نوشتن مقالات انتقادی از

ص: 278

انقلاب سفید او توسط استادان، روشنفکران و دیگران و به وجود آوردن انواع حکومتهای محلی و احزاب

سیاسی با چارچوبها و محدودیتهای تعیین شده، انجام می گیرد. ما بر این عقیده هستیم که شاه درصدد به

وجود آوردن راه حلی است که هم شرکت همه جانبه و هم کنترل در آن باشد و این همان مصالحه سنتی

ایرانی است.


ملکه فرح

ملکه فرح

هنوز بزرگترین یاور خانوادگی شاه در سلطنت پهلوی است. او یک زن جوان بدون اعتماد به نفس

بوده، سرپرست مسایل هنری و رفاه و آسایش و کودکان را به عهده داشته و در حال حاضر به یک شخص

معروف ملی تبدیل شده. او هنوز در امور سیاسی نفوذ و توانایی ندارد. او فعالیت خود را در 24 بنیاد خیریه

در مقابل رقیبش اشرف ادامه می دهد. شاه از برخورد گرم و صمیمی او استفاده کرده و او را به بازدید

مناطق دور افتاده و عقب مانده ای مثل بلوچستان و کردستان فرستاده است. او همچنین با قرار دادن فرح

به عنوان نایب السلطنه، اعتماد خود را به او ابراز داشت. در سالهای 1970 و 1972 شاه او را تنها به

شوروی و چین فرستاد، ولی فرح در سال 1973 در مقابل رقیب خود اشرف که شهرتش افزایش می یافت

نفوذی کسب نکرده بود. اما او در سال 1973 دوباره با سفرهایش به مناطق بیابانی ایران نفوذ و دخالت

خود در سیاست را نشان داد. همان طور که فرح وارد میدان سیاست می شد، بیشتر درک می کرد که رهبران

تنها هستند و دور آنها را چاپلوسان گرفته اند. نقش او زمانی که شاه او را به عنوان نایب السلطنه تا 18 ساله

شدن ولیعهد انتخاب کرد، افزایش یافت. محبوبیت او در بین مردم باعث خواهد شد که به هنگام جانشینی

بهتر با اشرف مبارزه کند.