گروه نرم افزاری آسمان






قسمت اول: جهت کلی روابط با ایران






ص: 420

سند شماره 17

از: هلمز سفیرتاریخ: 27 می 1976 6 خرداد 1355 محرمانه

به: سربازرس هربرت پراپس

قسمت اول: جهت کلی روابط با ایران

علیرغم چند مسئله که در زیر مطرح شده، روابط بین ایران و آمریکا عالی است. بیشتر از دو دهه ما از

یک رابطه مخصوص بر اساس برخورد مشترکمان نسبت به کمونیسم و شوروی، تنفر دوجانبه از عدم

ثبات در خاورمیانه، و تشخیص اینکه روابط نزدیک و مبتنی بر تشریک مساعی به منافع هر دو کشور

خدمت می کند، بهره مند بوده ایم. به نظر شاه آمریکا یک قدرت نیرومند و نسبتاً بی غرض است که ایران را

در برابر شوروی به وسیله تسلیحات خیلی پیچیده و متخصصین برای استفاده و نگهداری آنها و مهارتهای

اقتصادی، فنی و حرفه ای که برای توسعه کشورش مورد نیاز است، حفاظت می کند. منافع ما در ایران

شامل باقی ماندن ایران به صورت یک کشور باثبات و دوست است که نقشی مسئولانه در منطقه به عهده

دارد و به ما اجازه پرواز و اجازه استقرار تسهیلات نظامی و اطلاعاتی در قلمرو آن را می دهد، و همچنین به

ما امکان دسترسی مستمر به بازارهایش و منابع معدنی و نفتی را می دهد، می باشد.

تداوم تلاشهای هیئت (نمایندگی سیاسی) در جهت حصول اطمینان و ارتقاء رابطه دو جانبه سودمند

می باشد. رشد قابل توجه روابط تجاری ما، مشارکت وسیع ما در توسعه داخلی و مدرنیزه کردن ارتش و

ازدیاد آمریکاییهایی که در این کشور زندگی می کنند، مستلزم توسعه سفارت و عوامل وابسته به آن بوده

است که امروز بزرگترین و پیچیده ترین هیئت در امور خاور نزدیک است. علاوه بر ساخت عرفی کنسولی

و دیپلماتیک، ما حضور نظامی بزرگی در ظاهر نماینده وزارت دفاع داریم. مستشاری نظامی و تیمهای

همکاری تکنیکی (TAFT)وابسته دفاعی، یک سپاه صلح موقتی (که در تابستان به طور موقت تعطیل

خواهد شد)، انجمن ایران و آمریکا که بسیار فعال و بزرگ است، نمایندگیهایی از وزارتهای کشاورزی و

بازرگانی، سازمان مبارزه با مواد مخدر و اداره مالیات بردرآمد و حدود 20 واحد جداگانه دیگر که با

فعالیتهای نظامی و اطلاعاتی ما در ایران در ارتباط و پیوستگی هستند.

از نظر سازمانی ما مشکلات مهمی نداریم. اختیار و مسئولیت سفیر برای تمام فعالیتهای رسمی آمریکا

در ایران به وسیله هر زیردستی فهمیده و قبول شده است. کنترل او بر واحدهای نظامی دایر در ایران سال

گذشته به وسیله به وجود آمدن مقام نماینده ارشد دفاعی که هماهنگ کننده تمام تشکیلات نظامی است

مستحکم شد. نماینده دفاعی مستقیماً به سفیر گزارش می دهد و راهنمایی از او می گیرد. تمام نمایندگان

سازمانی دیگر نیز این کار را انجام می دهند. سفیر به طور روزانه با رؤسای قسمتها و به طور هفتگی با تیم

کشور و هر زمان که لازم است با دیگر سازمانها و نمایندگان آمریکایی در هیئت به منظور برقراری

ارتباطات و هماهنگی ملاقات می کند. کار پستهای جزء، از جمله کنسولگریهای جدید در اصفهان و

شیراز به وسیله یک هماهنگ کننده کنسولی که با DCM کار می کند، سرپرستی و هدایت می شود. [قائم

مقام رئیس هیئت (سفارت آمریکا)= ]DCM. مأموران کنسولگری ها به طور متناوب برای مشورتها و

کنفرانسها به تهران می آیند و مأموران سفارت از قسمتهای مختلف به پستهای استان، برای مشاوره و

همکاری با آنها، مسافرت می کنند. ارتباط خوب تلفنی با تمام کنسولگریها، جریان دو طرفه تبادل

اطلاعات بین آنها و سفارت را امکان پذیر می سازد.

ص: 421

روابط بین سفارت و دولت ایران منعکس کننده رابطه عالی بین دو کشور می باشد. من یک رابطه

دوستانه و نزدیک با شاه و مقامات ارشد دولت ایران دارم و همچنین شاه برای بعضی از دیگر اعضای معین

هیئت قابل دسترسی است. دیگر مقامات سفارت دسترسی خوبی به مقامات دولتی ایران و رهبران مهم در

بخش خصوصی دارند. این روابط همیشه آن طور که ما تمایل داریم سودمند نیست، به خاطر اینکه دولت

ایران و جامعه ایران با تمرکز قدرت ساخته شده است و تمام تصمیمات مهم در بالا گرفته می شود. حتی

اغلب مقامات نسبتاً ارشد به درستی از سیاستهای و برنامه ها مطلع نیستند و تأثیر کمی بر روی آنها دارند.

ما همچنین در مورد توسعه منابع اطلاعاتی درباره مخالفین و حتی درباره گرایشات در میان ارتش

به خاطر حساسیتهای ایرانیان و عدم موافقت دولت ایران در مورد تماسهای خارجی با این گروهها،

مشکلاتی داریم.


قسمت دوم : مسایل و مشکلات

قسمت دوم : مسایل و مشکلات

علاوه بر اختلافات آشکار بین ایران و ایالات متحده در مورد قیمت نفت و مقداری که به دولت ایالات

متحده تعلق می گیرد، چندین مشکل و مشکلات بالقوه دیگری به وجود آمده اند که بایستی به دقت

رسیدگی شوند تا اثرات جمع شونده آنها به رابطه سالم اساسی بین دو کشور و جوی که ما در آن این روابط

را رهبری می کنیم ضرری نرسد. محدودیتهای کنگره در مورد انتقال تجهیزات نظامی تهیه شده به وسیله

آمریکا به یک کشور ثالث و یا دادن امتیاز، بیش از پیش یک مورد آزاردهنده در روابط ماست. ایرانیها

مقررات ما را به عنوان یک محدودیت در توانایی آنها برای ایفا کردن نقشی که آنها به خاطر وضع ثروت،

قدرت و سطح پیشرفت کشور خود در منطقه احساس می کنند، می بینند. در حالی که این مقررات برای

حصول اطمینان از اینکه تسلیحات آمریکا بر علیه منافع آمریکا به کار گرفته نمی شود، می باشد. امکانات

زیادی برای بهبود روش و سرعتی که ما به تقاضاهای ایرانیها پاسخ می گوییم وجود دارد. مشکلات جریان

وجوه نقد (نقدینگی) ایران، به سختگیری بیشتری توسط دولت ایران در مورد هزینه تجهیزات و خدماتی

که از ما خریداری شده منجر شده است. همین طور قیمتها از مقدار مقرر افزایش پیدا می کند. شاه و دولت

ایران اعتمادشان را نسبت به صحت و قابلیت ما به عنوان منبع اصلی لوازم نظامی از دست می دهند. توسعه

سریع در اندازه و گسترش جامعه آمریکایی در ایران (در حال حاضر به 000/25 تخمین زده می شود و

انتظار می رود که تا سال 1980 به دو برابر برسد) در زمانی که غرور و اعتماد به نفس ایرانیها در حال رشد

است اختلافات فزاینده فرهنگی یک تهدید بالقوه می باشد. اخیراً یک نظر خواهی غیر رسمی توسط

سفارت درباره گرایش ایرانیان نسبت به افزایش حضور خارجی به منظور دست یافتن به بینشی که به کم

کردن مشکلات بالقوه کمک کند، انجام شد. مشکلات و عیوب متعددی در زمینه اقتصادی و بازرگانی

وجود دارد که آقای بروین (Brewin) و کارمندانش آماده برای بحث هستند. اولین مشکل عدم توانایی در

دستیابی به یک موافقت با دولت ایران در جهت بازپرداخت بدهی وام و اجاره ایران به مبلغ 35 میلیون دلار

است (علیرغم اقدامات سطح بالا توسط سفارت که به سالهای قبل برمی گردد). انتظار می رود که انتقاد

کنگره از ایران به خاطر پرداخت نکردن این بدهی افزایش یابد و ما متوجه هستیم که فعالیتهای آینده بانک

صادرات واردات ممکن است که با این بدهی ارتباط داشته باشد. فعالیتهای کمیسیون مشترک ایران

آمریکا به سرعت و کیفیتی که ما امیدوار بوده ایم پیشرفت نکرده است. دلایل از این قرار است:

ص: 422

الف): کندی ایران در انجام تعهدات مالی اش برای پروژه های مشترک مورد توافق.

ب): عدم تمایل ایالات متحده به پرداخت قسمتی از هزینه خیلی از پروژه ها و تمام هزینه بعضی دیگر.

ج): سؤالاتی که درباره موقعیت تیم مشاوره بزرگراهها که هم در ایران است و آینده تیمهای همکاری

فنی ایالات متحده که با حمایت USIRJC عمل می کند.

مشکل سوم متوجه موقعیت مرکز بازرگانی ما و سرپرست آن است. نظر وزارت خارجه این است که

مرکز نباید موقعیت دیپلماتیک داشته باشد و ما و وزارت اقتصادی و دارائی تا کنون نتوانسته ایم که وزارت

خارجه را به عدول از موضعش واداریم. اگر ما نتوانیم استمرار موقعیت فعلی مرکز بازرگانی و یا چیزی

شبیه به آن را به دست بیاوریم در روابط بازرگانی بین ایران و ایالات متحده واکنش های جدی وجود

خواهد داشت.

آقای پرو ونچر چندین مشکل اداری را با شما مطرح خواهد کرد. ولی من تمایل دارم که یکی از آنها را

که برای 20 سال سفارت را می آزارد، مورد توجه قرار دهم. همینطور که هیئت نمایندگی (سفارت آمریکا)

گسترش یافت، ساختمان چنسری Chanceryبرای دربر گرفتن احتیاجات دفتری ما نامناسب تر گردید.

طرحهایی برای توسعه ساختمان تأیید و تصویب شده ولی عملی انجام نگرفته است. در جولای 1975

FBOبه ما اطلاع داد که عملیات ساختمانی در سال 1977 آغاز خواهد شد، ولی به نظر می رسد که این

کار با وقفه جاری، در ساختن ساختمانهای جدید غیر محتمل باشد. در این میان کارآیی و امنیت تعدادی

از اعضای هیئت به خاطر اتاقها و امکانات نامناسب مختل گردیده است.



پروژه همکاری امنیتی نظامی برای سال 83 79

ص: 423

سند شماره 18

سرّی غیرقابل رؤیت برای افراد خارجی نوامبر 1976 آبان 1355

از: فرمانده مستشاری نظامی. تهران ایران

به: فرماندهی کل نیروهای مسلح آمریکا در اروپا (غیرقابل رؤیت برای افراد خارجی)

موضوع: پروژه همکاری امنیتی نظامی برای سال 83 79


1 اهمیت استراتژیک

1 اهمیت استراتژیک

اهمیت اولیه ایران به واسطه موقعیت کلیدیش در مجاورت اتحاد شوروی و نقش فزاینده رهبری آن در

منطقه خلیج فارس و ناحیه ساحلی اقیانوس هند و موقعیتش به عنوان یکی از تولیدکنندگان اصلی نفت در

دنیا و خریدار تولیدات ایالات متحده، می باشد. با ثبات و در جهت غرب، ایران به دادن حقوق، اختیارات و

امکانات به ایالات متحده به صورت دو جانبه و از طریق همکاری در داخل شبکه سنتو ادامه می دهد. نفت

ایران برای دنیای آزاد اهمیت فزاینده ای خواهد داشت


2 هدفهای همکاری امنیتی ایالات متحده

2 هدفهای همکاری امنیتی ایالات متحده

الف کمک به ایران برای برقراری یک پایگاه بسیج توانا و مناسب.

ب ترغیب به مشارکت فعال در مجامع امنیتی طرفدار غرب.

ج همکاری در به دست آوردن حقوق، اختیارات و امکانات برای آمریکا و متفقین و رد کردن آنها به

مخالفت نسبت به منافع آمریکا.

د کمک به ایران برای مستقر کردن و نگهداری نیروهای پشتیبانی تدارکاتی و رزمی قادر به انجام

وظایف دفاعی احتمالی.

ه ترغیب به همکاری منطقه ای نزدیک تر و مقاومت در برابر نفوذ کمونیسم.

و افزایش دسترسی آمریکا به منابع نفتی عظیم.


3 تهدید به امنیت ایران از دو جنبه دیده می شود

3 تهدید به امنیت ایران از دو جنبه دیده می شود.

خارجی: در وهله اول عراق و مقدار کمتری اتحاد شوروی و افغانستان.

داخلی: بی نظمیهای احتمالی که به وسیله عوامل تروریست ایجاد شده و یا آشوب های قبیله ای. تهدید

به همین صورت نیز به وسیله ارتش یک کشور ملاحظه می شود.


4 تواناییها و محدودیتها

4 تواناییها و محدودیتها

به هر سه نیرو مربوط می شود. نیروهای مسلح ایران قادر بوده اند که امنیت داخلی را برقرار کنند و

تحت اغلب شرایط غیر از بی نظمی ملی سرتاسری قادر به این کار خواهند بود. آنها نمی توانند حمله های

خارجی از دو جهت را متوقف کنند و یا به طور مؤثر حمله یک قدرت اصلی (بزرگ) را به تأخیر بیندازند.

ایران قادر است که حمله ای از جانب عراق را متوقف کند، ولی احتمال از دست دادن قسمتی و یا تمام مرز

آبرفتی بین ایران و عراق وجود دارد. نیروهای نظامی ایران اخیراً در ظفار به لحاظ جنگی آزمایش شدند،

ولی آنها هنوز فاقد درجه رهبری میانه حرفه ای که در اغلب نیروهای غربی وجود دارد هستند. آنها در

ص: 424

حال توسعه و تجدید سازماندهی هستند تا تواناییهای خود را افزایش دهند.


5 برنامه همکاری امنیتی توصیه شده

5 برنامه همکاری امنیتی توصیه شده

الف: همکاری امنیتی درخواست شده دولت ایران چیزی است که ایران برای مقابله با تهدید ملاحظه

شده لازم می داند. ایران با چندین کشور که به وسیله اتحاد شوروی حمایت می شوند و با سلاحهای پیچیده

روسی مجهز هستند مواجه است. ایران معتقد است که باید یک نیروی مسلح مدرن و قوی داشته باشد که

قادر باشد از صنعت نفت استراتژیک خودش دفاع کند و ثبات اقتصادی و سیاسی را برقرار نماید. قطع

احتمالی نفت ایران و اثر آن بر روی ایالات متحده و متفقین یک ریسک (تهدید) اولیه است که ایالات

متحده، در صورتی که ایران برای مقابله با تهدیدات مذکور مهیا نباشد، باید با آن روبرو شود.

ب: نیروی هوایی ایران باید قادر باشد که با تهدیدی که به وسیله هواپیماهای پیشرفته مطرح می شود

مقابله کند. به منظور دفاع از تأسیسات نفتی که به شدت ضربه پذیر هستند، نیروی هوایی ایران باید با

هواپیماهای تکامل یافته و تسلیحات دفاع هوایی مجهز شود. به علاوه، نیروی هوایی باید قادر باشد که از

نیروی زمینی و نیروی دریایی حمایت کند. به خاطر اینکه نیروی هوایی فقط دارای 8 پایگاه اصلی است و

تأسیسات تولیدی و بارگیری متراکم نفت در جنوب متمرکز شده اند، توانایی دفاع هوایی ایران برای امنیت

ملی و اقتصادی آن حیاتی می باشد، بنابراین یک شبکه رادار با یک سیستم فرماندهی و کنترل عالی برای

اخطار اولیه و کنترل تمام دفاعی هوایی و هواپیماهای تاکتیکی طرح ریزی شده است. هواپیماهای F-16 و

F-18 برای بالا بردن خنثی سازی، جلوگیری و حمایت هوایی و پوشش هوایی نیروی دریایی لازم است.

هواپیماهای آواکس (E-3A)به منظور بالا بردن قدرت فرماندهی و کنترل و همکاری در نایل شدن و

برقرار کردن برتری هوایی مورد احتیاج هستند. AMSTSبرای توسعه دادن به قابلیت انعطاف و زمان

پاسخ برای حمایت تدارکاتی مورد لزوم است. هواپیماهای P-3برای مراقبت دریایی هوابرد، پاسداری

عملیات ضد زیردریایی در خلیج فارس، دریای عرب و اقیانوس هند مورد استفاده قرار می گیرد.

ج: به خاطر زمین ناهموار در ایران و نامناسب (ناکافی) بودن شبکه حمل و نقل، پروژه های مربوط به

تجهیزات خودرو پیشرفته اضافی و تسلیحات مربوطه. نیروی زمینی بایستی قادر باشد که از مرزهای

کشور و تأسیسات استراتژیک نفتی در زمینهای مجاور مرز عراق در مقابل تهدید که به وسیله تعداد زیاد

تانکهای ساخت روسیه و توپخانه مطرح است دفاع کند. هواپیمایی ارتش باید کار اکتشاف هوایی، آتش

پشتیبان، جنگ ضد تانک، تهیه تدارکاتی، تخلیه دارویی (پزشکی)، فرماندهی و کنترل، حمل و نقل هوایی

سربازان، و در رزم حمایت توپخانه را انجام دهد.

د: تمامی نفت ایران از طریق خلیج فارس صادر می شود و بیشتر واردات کشور از طریق خلیج فارس

وارد می شود، بنابراین، اقتصاد و قابلیت دوام سیاسی ایران مستلزم دسترسی مطمئن و امن در رفت وآمد در

خلیج فارس می باشد. توسعه یک نیروی دریایی مدرن از اهمیت بسزایی برای ایران در جهت ایجاد امنیت

برای تجارب آزاد در خلیج فارس برخوردار است. کشتی حمایت شده به وسیله هلیکوپتر، هلیکوپترهای

ASW و زیردریاییهای تهاجمی دیزلی ایران را با یک قدرت ضد سطح آب و ASW برای حفاظت خطوط

دریایی در خلیج فارس، خلیج عمان، دریای عرب مهیا می کند. کشتیهای تدارکاتی به نیروی دریایی ایران

قدرت تدارکاتی حرکت در عملیات با پایداری بیشتر و فاصله زیادتر می دهد. LSTSتدارک مجدد

ص: 425

سایتهای ساحلی و جزایر ساحلی را تسهیل می کند.

ه اگر چه فروش تسلیحات به ایران به وسیله وزارت خارجه و وزارت دفاع و همچنین کنگره در

بعضی موارد به دقت تحت کنترل قرار می گیرد، ایالات متحده به طور کلی قول داده است که تجهیزات

نظامی مرسوم را در طیف وسیعی در اختیار ایران قرار دهد. برنامه های جاری نظیر I - HAWK و F-4و

F-5وF-14، تقاضا برای منابع انسانی ماهر نیروی هوایی ایران، و بنابراین قدرت جذب ایران (را به دنبال

دارد). مالکیت بیشتر تجهیزات پیچیده نظیر F-16، F-18، آواکس، زیردریایی و غیره مشکلات انسانی را

می تواند مطرح سازد. عامل دیگری که بر تواناییهای جذب نیروی هوایی ایران اثر می گذارد، تفاوتهای

فرهنگی بین ایران و گرایشات آمریکا در جهت فرماندهی و کنترل، عملیات مشترک، طرح ریزی دراز

مدت، هماهنگی داخلی، ارجحیت ها، و دیگر عواملی که در طرز فکر غربی اساسی به نظر می رسد و هنوز

به وسیله ایرانیها کاملاً پذیرفته نشده است، می باشد. بعضی از مسایلی که در برنامه های مدرنیزه کردن

نیروی هوایی ایران با آن برخورد شد دنباله همین تفاوتهاست. اگرچه بودجه فعلی ایران کسری نشان

می دهد، ایران به نظر می رسد که منابع مالی را برای پرداخت سریع برای آنچه که سفارش می دهد دارا

باشد. پیشرفت در جهت اعتماد به نفس به وسیله مراحلی از موقعیت (تیمهای عملیاتی و کمکهای فنی)

TAFTو همچنین به وسیله یک پروژه سرتاسری کاهش در پرسنل TAFTنشان داده شده است. هیچ

پروژه ای برای کاهش مؤثر در Mو O به خاطر تجهیزات پیشرفته که برای ساخت دفاعی نیروی هوایی

ایران پیشنهاد شده است اجرا نشده. یک تشکیلات دفاعی توانا باید نتیجه خریدهای تعیین شده باشد و

باید از هدفهای آمریکا که در پاراگراف 2 اظهار شده حمایت کند. در حال حاضر اقدام تجهیزات مربوط به

دفاع هوایی به نظر می رسد که بالاترین ارجحیت نسبی را دارا باشند. به هر حال توسعه تشکیلات

سرتاسری دفاعی هدف نخستین دولت ایران است و تجهیزات به همان ترتیب که در دسترس قرار می گیرد

مورد بهره برداری قرار خواهند گرفت.


1 اهمیت ایران برای سیاست جهانی آمریکا و اهداف منطقه ای

ص: 426

سند شماره 19

وزارت امور خارجه سرّی 2 ژانویه 1977 12 دی 1355

ایران

1 اهمیت ایران برای سیاست جهانی آمریکا و اهداف منطقه ای

مدت تقریبی 30 سال است که وابستگی وسیع و گسترده آمریکا با اهمیت خاص ایران از جهت حمایت

و منافع ملی اصلی آینده ایالات متحده آمریکا، مطابقت دارد. روابط اولیه ما خیلی کم و بر پایه عوامل

سیاسی جغرافیایی قرار داشت، اما حالا در بر گیرنده مناطق زیادی از حکومت داخلی و وابستگیهای

بخش خصوصی می باشد. جریاناتی در مقابل ما قرار گرفته که می تواند اصطکاکهای جدی به وجود آورد

اما منافع ملی زیر بدون تغییر باقی مانده اند.


مانع برای اهداف شوروی

مانع برای اهداف شوروی

منافع دوجانبه برای جلوگیری از نفوذ و قدرت شوروی به خصوص در خاورمیانه موضوعی است که

به عنوان اساس روابط ما با ایران باقی مانده است. نزدیکی ایران به شوروی و تجربه ای که ایران از

وسعت طلبی تاریخی شوروی دارد و رهبری ضد کمونیستی قوی (ایران) منجر به اشتراک نقطه نظرهای

هر دوی ما در رابطه با سیاستهای خارجی دنیا گشت که اولین بار صراحتاً توسط رئیس جمهور ترومن

اعلام شد. در رابطه با این همکاری هر دوی ما منافع زیادی به دست آورده ایم. آمریکا تنها کشور غربی

بوده و هست که قادر است در نهایت مانعی در مقابل شوروی برای حمایت از ایران باشد. در دو دهه اول

بعد از جنگ، ایران یکی از گیرندگان کمکهای مالی و فکری آمریکا بوده و برای ما نقش مؤثری جز

عضویتش در پیمان سنتو و پیش بینی خبرهای متعدد و تجهیزات نظامی بازی نکرده است. این اوضاع

تغییر کرده و امروز ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای، قدرت مالی و نفوذ آن را دارد که بیشتر خودش

کارها را انجام دهد. ایران می تواند نقش مهم مستقلی در خاورمیانه، جنوب آسیا و اقیانوس هند برای

پیشبرد ثبات منطقه ای ایفا کرده و با فعالیت و سیاستهای روسیه با نیروهای هر قدرت منظم دیگر روبرو

شود.


دسترسی به موقعیت بی نظیر سیاسی جغرافیایی ایران

دسترسی به موقعیت بی نظیر سیاسی جغرافیایی ایران

ما محل مناسب دیگری نداریم که بتوانیم از خاک آن این استفاده ها را که در خاک ایران می بردیم

داشته باشیم. نقطه عملیات دستگاههای اطلاعاتی آمریکا در ایران گزارش قاطعی درباره عملیات نظامی

شوروی به خصوص در زمینه پیشرفتهای موشکی و در مورد همبستگی شوروی با پیمان سالت (SALT)

در اختیار ما قرار داده، حق پرواز بر خاک ایران برای ما مسیر مناسب هوایی بین کشورهای اروپایی و

کشورهای شرق ایران به وجود می آورد. به علاوه حق فرود آمدن از لحاظ تحت نظر داشتن دریای عمان و

مرزهای شوروی برای ما اهمیت خاصی داشته است.



تهیه نفت برای آمریکا و متحدان او

برای آمریکا و متحدان او

اگرچه ایران یکی از اولین افزایش دهندگان قیمت نفت بوده و وجود ما را در این موضوع فراموش کرده

ص: 427

ولی به هر حال ایران مقدار زیادی نفت برای آمریکا و متحدانش صادر می کند و بیش از 8 درصد نفت

وارداتی ایالات متحده از ایران وارد می شود و بیش از 16 درصد نفت ایران برای اروپای غربی و تقریباً 24

درصد برای ژاپن و 70 درصد نفت اسرائیل از ایران تأمین می شود. با وجود کشمکشهای لاینفک در روابط

خرید و فروش، ایران برای ما یک منبع نفتی مستقل بوده است. ایران در سالهای 74 1973 برخلاف

پیمان اعراب در تحریم حمل و نقل نفت به اسرائیل، شرکت نکرده و صدور نفت خود را به این کشور ادامه

داده است. رهبران ایران غالباً اظهار داشته اند که ایران در جنبشهای سیاسی تحریمی شرکت نخواهد کرد.


توسعه و پیشرفت ثبات منطقه ای

توسعه و پیشرفت ثبات منطقه ای

سیاست آمریکا در سالهای گذشته این بوده که به ایران کمک کرده و او را تشویق نماید که یک قدرت

منطقه ای با مسئولیتهای محدود امنیتی و یک نقش مؤثر در پشتیبانی از منافع دوجانبه ما بازی کند. ایران

این نقش را قبول کرده برای اینکه این موضوع بانقطه نظرهای شاه که ایران نقش اساسی در منطقه دارد

تطبیق می کرد. و ایران قدرت نظامیش را در عمان به کار گرفته و از قدرت مالی برای وام دادن به

هندوستان، پاکستان، مصر، اردن و سوریه استفاده کرده، و دارای نفوذی در کمک به حل روابط منطقه

منجمله برقراری مجدد روابط هند با پاکستان و افغانستان بوده است.

ایران تنها قدرت منطقه است که قادر بوده پیشرفتهایی در زمینه روابط اطمینان بخش چه با اعراب و

چه با اسرائیل به دست آورد. رهبران ایران در یک تماس و مذاکره نزدیک با ایالات متحده بوده و سیاست

محافظه کارانه را در پیش گرفته و سادات و اسد را تشویق به برداشتن قدمهایی به طرف صلح کرده و در

مرحله نهایی قسمت دوم مذاکرات صحرایی سینا (در جایی که اسرائیل بایستی مناطق نفتی اشغال شده

مصر را پس دهد) با به کار بردن سیاست ایران منابع قابل اطمینانی برای اسرائیل نگهداری کرده. بالاخره

ایران به عنوان قوی ترین قدرت خلیج فارس در جستجوی ترتیباتی در زمینه تشکل امنیتی با دیگر

کشورهای خلیج فارس بوده، اگرچه سوءظن های ایرانیان سنت گرا از این واقعیت در آینده نزدیک باعث

شود که احتمالاً بخواهند از آن جلوگیری کنند. در حالی که ما نیروهای مخالفی هم در مقابل منافع خود

می بینیم که این تشکل امنیتی ایران و اعراب خلیج فارس احتمالاً یک برگ برنده ای برای ما خواهد بود.


نگهداری روابط اقتصادی، تجاری و روابط فرهنگی مفید

نگهداری روابط اقتصادی، تجاری و روابط فرهنگی مفید

در سال 1975 آمریکا، آلمان را یکی از بزرگترین تهیه کنندگان کالای شخصی و خدمات به ایران و

بازارهای جهان می داند.

فروش آمریکا به ایران البته غیر از وسایل نظامی در سالهای 75 الی 80 بالغ بر 20 بیلیون دلار

می باشد. لذا مبلغ پرداختی مازاد برای آمریکا بین 8 الی 10 بیلیون دلار می باشد. (فروش مهمات و

تجهیزات نظامی تقریباً این مبلغ مازاد را دو برابر خواهد کرد). شرکت و تجارتخانه های آمریکایی به


تعهدهای مختلف مشترک خود در ایران ادامه داده و مجموعه سرمایه گذاریها تقریبا 000/000/500

دلار خواهد بود. عرضه بانک EX - IM (قرضها و ضمانتها) در ایران در حدود 1 بیلیون دلار است. قرارداد

کمسیون مشترک ایران و آمریکا به طور مؤثری در روابط همکاری ما در زمینه های گوناگون مثل

برنامه های هسته ای و دیگر فرصتهای انرژی، کشاورزی، مسکن، قدرت آموزش فردی، حمل و نقل علوم

ص:428

مفید واقع شده است. روابط فرهنگی ما وسیع می باشد؛ بالغ بر 20000 دانشجوی ایرانی در حال تحصیل

در این کشور بوده و بیش از 50 دانشگاه آمریکا با مؤسسات آموزشی ایران رابطه دارند.


2 وضعیت سیاسی و اقتصادی ایران سیاسی

2 وضعیت سیاسی و اقتصادی ایران سیاسی

دو امر وابسته بر صحنه سیاست حکمفرما می باشند: یکی قدرت بلند پروازی بدون چون و چرای شاه

که بیشتر تصمیمهای کوچک و بزرگ را می گیرد و دیگری ثبات سیاسی ایران است. تمام این برنامه ها

نشان می دهد که این وضع حداقل برای سالهای آینده ادامه پیدا می کند.

شاه که تجربه 35 سال سلطنت را دارد، توده وسیعی از مناطق پرجمعیت در مناطق روستایی به او وفا

دارند و به طور کلی همکاری گروههای مسلح و دستگاههای اطلاعاتی و امنیت با او کامل می باشد.

همچنین از حمایت بی دریغ گروههای تکنوکرات شخصی برخوردار است. بدون شک گروهی از

دانشمندان و تکنوکراتها علاقه مند به امور سیاسی نیستند ولی سیستم سیاسی را قبول کرده اند و یا به طور

آرامی با قدرت فرمانروایی شاه مخالف می باشند و همچنین خیلی از رهبران روحانی و طرفدارانشان

رژیم سلطنتی کنونی و فرم سیاسی آن را قبول ندارند. معهذا مخالفت سازمانی با رهبری شاه و سیاستش

محدود به تشکیلات تروریستی کوچک می باشد. تروریستهای فعال که از جانب گروههای متعصب

راست گرا و چپ گرا هستند احتمالاً تعدادشان زیر هزار نفر بوده و متناوباً از پشتیبانی دو هزار نفر دیگر

برخوردار می باشند.

تبلیغات پنهانی و قتلها، (قبلاً شامل 6 آمریکایی در سه سال گذشته بوده است.) تروریستها به نظر

نمی رسد که برای رسیدن به اهداف سیاسی خود که منجر به سرنگونی رژیم سلطنتی بشود از پشتیبانی

زیادی برخوردار باشند. فعالیتهای دولت بیشتر در زمینه برنامه پیشرفتهای اقتصادی، قدرتمندی

نیروهای مسلح ایران، و برنامه تنظیم شده که به عنوان انقلاب شاه و مردم شناخته شده است متمرکز

می باشد، عنوان قبلی که از سال 1962 در جریان قرار گرفته با یک مقیاس وسیع در برنامه اصلاحات

اراضی استفاده شده. فعالیتهای مؤثر جدید بیشتر در زمینه های بیسوادی بهداشت، فساد در ادارات

دولتی، دادگاههای محلی و شرکت عموم در مالکیت صنایع خصوصی می باشد. غیر متمرکز کردن قدرت

مدیریت در خارج از تهران همچنین جزو برنامه های مهمی است که در دست بررسی می باشد.

ارزیابی برنامه های دراز مدت (5 تا 10 سال) و ثبات سیاسی ایران طبیعتاً مشکل به نظر می رسد. برای

مدت 30 سال به خصوص در 15 سال گذشته یک جامعه خیلی سنتی به طرف جامعه اقتصادی سوق داده

شده که در هیچ کشوری در جهان چنین سابقه ای نداشته. نتیجه این تغییرات افزایش فوق العاده در شماره

ایرانیان تحصیلکرده، منجمله هزاران ایرانی تحصیلکرده در آمریکا و اروپای غربی و نیز مقیاس زیادی از


مدنیت تمدن را نشان می دهد و همچنین اساس و فرم یک اقتصاد مدرن همپا با بخش کشاورزی سنتی و

افزایش توقعات در بخشهای زندگی عمومی به صورت جداگانه و بی ثباتی ظهور خواهد کرد. در خلال این

مدت بیشتر برنامه های فوق به طولانی شدن عمر شاه بستگی دارد.

انحلال احزاب موجود و تبدیل آنها به یک حزب سیاسی منفرد در سال 1975، به عبارت دقیق تر یک

جنبش سیاسی وسیع، را به خاطر این پدید آورد که شاه لزوم شرکت سیاسی مردم را تا اندازه ای و هم چنین

عدم تمرکز نسبی تصمیم گیری را درک کرده است. پروژه پیشرفتهای اقتصادی و اجتماعی همچنین

ص: 429

نشان دهنده بالا رفتن تقاضاهای مردم می باشد.


وضعیت اقتصادی

وضعیت اقتصادی

اگر چه در دهه گذشته برای وسعت بخشیدن به اساس اقتصاد قدمهای مؤثرتری برداشته شده است،

معهذا اقتصاد ایران همچنان وابسته به صنایع نفت و تولید گاز طبیعی باقی مانده است. که تولیدات فوق

روی هم رفته 80% درآمد دولت ایران و 98% تا 99% درآمدهای مبادلات خارجی را تأمین می کند. آینده

عمومی اقتصاد ایران رضایت بخش است. مبادلات اندوخته خارجی در پایان سال مالی تقریباً بالغ بر 7

بیلیون دلار و درآمدهای واردات به مبلغ 20 تا 22 بیلیون دلار در سال 1975 باقی خواهد ماند.

سرمایه گذاران بازار جهانی آماده است که پولی از موجودیهای خصوصی و عمومی ایرانیان قرض بگیرد،

معهذا در حال حاضر سرمایه های ایران به عنوان قرض دادن به کشورهای خارجی بیشتر از آن است که او

از کشورهای خارجی قرض می گیرد.

طرح توسعه و پیشرفت برنامه ششم در سالهای 78 الی 83 انجام خواهد گرفت. دولت تصمیم دارد که

تا پایان این مدت، ایران بر پایه های اقتصادی قرار گرفته و در زمینه پیشرفتهای گوناگون اقتصادی برای

کاهش صدور ذخیره نفتی اقدام کند (که منجر به نگهداشتن ذخایر محدود نفتی در یک حد دلخواه و

افزایش صنایع نفتی و کود و پتروشیمی و دیگر مشتقات نفتی برای نیازهای محلی می باشد). توانایی ایران

برای رسیدن به این اهداف به طور جدی با کمبود نیروی انسانی در تمام سطوح مواجه خواهد شد اما این

امر به طور ویژه در مورد افراد ماهر و کارگران متخصص و در سطوح متوسط و پایین صدق می کند. جریان

توسعه برنامه عمرانی (در سالهای 1975 1973) پس از تحقق یافتن، امکان دارد فقط 60 درصد

موفقیت کسب کند. یک قسمت زیادی از این کمبود احتمالاً محدود به کمبود نیروهای انسانی و خط

سیرهای باریک حمل و نقل می شود.

رهبران ایران در تلاش هستند که یک اقتصاد متنوع قوی برای پاسخگویی به احتیاجات مردم و یک

اساس سیاست جدید قبل از اینکه ذخائر نفتی کشور به طور تقریبی در اوایل سال 1990 به پایان برسد بنا

بگذارند. این، کار ساده ای نبود و موفقیت در این برنامه غیرقابل قبول به نظر می رسد.


3 اوضاع و روابط سیاسی ایالات متحده آمریکا با ایران

3 اوضاع و روابط سیاسی ایالات متحده آمریکا با ایران

روابط ایران و آمریکا عالی می باشد. این روابط در مدت 30 سال بر پایه همکاریهای نزدیک برقرار


بوده که قسمت وسیعی از منافع ما را در زمینه های مورد نظر در برمی گیرد. بازتاب دیگر داخلی که به

توافقنامه همکاری ایران و آمریکا در سال 1959 و عضویت ایران در تشکیلات پیمان مرکزی انجامید

باعث این شد که ایران تحت حمایت ما قرار گیرد.

معهذا یک تغییر قابل ملاحظه ای در تعادل این روابط در خلال دهه گذشته رخ داده است. ابتدا اعتماد

یک جانبه از طرف ایران به آمریکا وجود داشته، در سالهای 1950 تا 1960 روابط ما با ایران به صورت

حمایت از ایران بود. همان طور که اقتصاد ایران به صورت ناگهانی ترقی کرد، ثبات سیاسی افزایش پیدا

کرده و ارتش توسعه یافت و درآمد نفتی دو برابر و سه برابر شده و تعادل ما بین دو کشور تغییر کرده ایران به

طور چشمگیری رو به استقلال رفت و به طور مسرت بخشی خواستار این است که آمریکا نظراتش را

ص: 430

بررسی کند. به استثناء قیمت نفت، این تغییر تعادل هیچ گونه مخالفت جدی در بین دو طرف به وجود

نیاورده است. اما در روابط دو جانبه اشکالاتی ایجاد کرده است.

محتوای اصلی سیاست خارجی ایران تحت رهبری شاه و یا جانشین او بر این پایه است که از نفوذ

شوروی در ایران واهمه دارند. مانع اصلی این تهدید این است که (همین تهدید باعث گردیده) شاه نمی تواند

آمریکا را با کشوری دیگر معاوضه کند. معهذا به عنوان یک قدرت اجرایی پذیرفته شده، شاه با دقت اعمال

ما را بر اساس مناسبات دو جانبه و اینکه آیا تغییرات اساسی در سیاستهای ما و اراده ما در مقابله با

شوروی تغییر می دهد یا نه، ارزیابی می کند. او نگرانی عمیق خود را در یک یا دو سال اخیر مبنی بر اینکه

آیا آمریکا به عنوان یک متفق مورد اطمینان و قدرت منطقه ای دراز مدت باقی خواهد ماند اظهار کرد. این

نگرانیها ناشی از رشد عمومی و انتقاد کنگره ای از خریدهای نظامی ایران و اعمال ایران نسبت به روش و

موضعی که در زمینه مسایل گوناگون فیمابین ایران و آمریکا در پیش می گیریم، و همچنین تلاشهایی که

ایران را در این اختلافات، مطیع جهت ما می کند، حساسیت نشان خواهد داد. اگر او تصمیم درست و یا

غلطی بگیرد و در مورد تغییرات در روابط ایران و آمریکا پیش بینی هایی در منطقه نماید و درک کند که به

حال منافع مهم می باشد. قادر خواهد بود توازنی در سیاستش که می تواند نشان دهنده منافع ما باشد در

پیش گیرد. به هر حال امکان دارد که به صورت شکست خودش بروز کند.


4 مسایل مهم

4 مسایل مهم

فروش تجهیزات نظامی: به کار بردن درآمد نفت برای یک ارتش نیرومند و مجهز با مدرن ترین

سلاحها در درجه اول اهمیت قرار دارد و مخصوصاً چیزی است که شاه به آن علاقه زیادی دارد. برای شاه

دسترسی به تجهیزات و تکنولوژی و خدمات (ارتش) در درجه اول اهمیت قرار دارد. اگرچه ایران مقدار

زیادی از تجهیزات کشورهای دیگر خریداری می کند، بهرحال درصد خیلی زیادی از این کالاها از

آمریکا وارد می شود. (که از سال 1970 بیش از دو میلیون دلار بوده است.).

ایران ترجیح می دهد که از منافع آمریکا که به آنها عادت و آشنایی دارد و به تمام خواسته هایش البته نه

همه آنها جواب مناسب می دهد استفاده کند. در سالهای اخیر که معمولاً جوابهای مناسب آمریکا در این

زمینه بر پایه سیاستی که «به طور معمول تصمیم ها برای دریافت تجهیزات نظامی بر عهده دولت ایران

می باشد» استوار گردیده است.

در حال حاضر سه درخواست بزرگ تحت مطالعه و بررسی وزارت دفاع آمریکا است و منتظر تصمیم

اجرایی می باشد. این سه درخواست عبارتند از: 1 140 فروند هواپیمای 16 F(خریداری تعداد 160

فروند از این نوع هواپیماها قبلاً به تصویب رسیده). 2 هفت عدد آواکس 3 E. 3 250 فروند هواپیمای

F - 18 L. در صورتی که درخواستها به تصویب برسد، بعداً آنها را تسلیم کنگره خواهند کرد. ایران به نظر

می رسد که می داند هیچ گونه تصمیمی در آینده نزدیک تا قبل از 20 ژانویه گرفته نخواهد شد.

نقشه های توسعه نظامی جاه طلبانه شاه، دسترسی پیاپی به تجهیزات که او از منابع آمریکا می خواهد، و

سیاست عدم مبادرت در رد کردن احتیاجات نظامی ایران. مناسبات نظامی با ایران را هدف اصلی

طرفداران کنترل فورش اسلحه و حمایت کردن از کنگره قرار داده است.

به هر حال یک تغییر اساسی در آینده این خط مشی، موجب یک ریسک خواهد شد که شاه با عمالی بر

ص: 431

علیه ارتشیها و دستگاههای اطلاعاتی جاسوسی ما در ایران و به احتمال زیاد با اقتصاد و منافع تجاری ما

مخالفت کند. به علاوه سیاستی که مبنی بر اختصار (کم کردن) فروش تجهیزات نظامی در بعضی از امور

مخصوص موجب مقایسه بین آنچه را که ما برای ایران می کنیم و آنچه را که شوروی برای مشتری عراقی

انجام می دهد می شود. همچنین این سؤال پیش می آید که آیا سیاست منع فروش تجهیزات نظامی بیشتر با

سیاست دراز مدت ما، مبنی بر ساختن ایرانی که بتواند مثل یک سد در مقابل توسعه شوروی در منطقه

بایستد متناقض نخواهد بود؟


قیمتهای نفت

قیمتهای نفت

در طی سه سال گذشته، ایران یکی از طرفداران عمده افزایش قیمت نفت بوده، ولو اینکه قیمت نفت در

جلسه اخیر اوپک در دو دهه فقط 5 الی 10 درصد افزایش یافته ولی می توانیم از ایران این توقع را داشته

باشیم که در آینده چشم به افزایش قیمت را داشته باشد.

ایران اغلب جواب منفی مبنی بر عدم افزایش قیمت نفت به آمریکا داده است. از طرف دیگر بحث

می کرد که افزایش قیمت نفت باعث ایجاد انگیزه در کشورهای صنعتی خواهد شد تا به دنبال منابع انرژی

غیر از نفت بگردند. ما اغلب این برنامه ها را با شاه مطرح می کنیم ولی در زمینه مخالفت شخصی نقطه

نظرهای ما، ما درصدد استفاده از نفوذی که برای مثال در رد یا به تأخیر انداختن فروش تجهیزات نظامی را

دارا هستیم نمی باشیم و می گوییم که اعمال نظیر آن در هدف نهایی موفق نخواهد بود و از لحاظ اقتصادی

در مناطق دیگر سودمند نخواهد بود. این تنها مسئله ای است که شاه شخصاً به عنوان خواسته هایش دنبال

خواهد کرد. او تنها افزایش درآمد تا آنجایی که مقدور است را می خواهد در ارتباط با این مسئله، قابل

ملاحظه است که منافع ایران تا اواخر سال 1980 به طور چشمگیری سقوط خواهد کرد.


حقوق بشر

حقوق بشر

وضعیت حقوق بشر در ایران به طور وسیعی در آمریکا درک شده است و موجب نارضایتی افراد و


گروههای نزدیک به ایران را شده است. این اتفاقِ نظر به همراه مقررات قانونی می تواند باعث کاهش

انعطاف ما در مقابله با ایران و موجب اصطکاک بین روابط شود.

یکی دیگر از مشکلات اساسی اخیر مسئله ساواک و تشکیلات حفاظتی ایران می باشد که نظارت

مستقیم بر دانشجویان ایرانی مقیم آمریکا داشته و کارهای غیر قانونی انجام می دهد. در وهله اول رهبران

ایرانی معتقدند که این امر مملکتی است. ولی همچنین، خارجیان پیشرفتهای بزرگ ایران را در جهت

احیای حقوق سیاسی و اجتماعی نادیده می گیرند و رفتار مخالفین سیاسی در ایالات متحده به صورت

غلطی اغراق آمیز و گمراه کننده است.


برنامه های دراز مدت

برنامه های دراز مدت

استقلال قطعی و شاهنشاهی دراز مدت ایران و سیستم مقتدرانه می تواند ما را به طرف افزایش سایر

اختلافات در سیاستهای مربوط به خودمان و همچنین در افزایش سایر اختلافات سوق دهد. در زمره

سؤالاتی که باید با دقت دسته بندی شوند عبارتند از: 1 آیا افزایش مناسبات ایران و عراق موجب تضعیف

ص: 432

روابط ایران و اسرائیل خواهد شد؟ 2 آیا افزایش قدرت نظامی ایران باعث مداخله یکجانبه در امور

مناطق خلیج فارس خواهد شد؟ 3 آیا واقعاً تهیه تجهیزات نظامی برای ایران موجب تحریک یک مسابقه

تسلیحاتی در منطقه نخواهد شد؟ 4 آیا ایران موضع محکمتری در مسایل OC - LO و شمال و جنوب

خواهد گرفت.


5 رعایت حقوق بشر

5 رعایت حقوق بشر

ایران یکی از ممالک مقتدر منطقه است و همچنین در روشهای قانونی خاصی در رابطه با جنایتهای

درگیر با مسایل امنیت را دنبال می کند. هر دو مطلب منجر به انتقاد بین المللی گشته، اما این انتقادات در

مورد رفتار ایرانیان با محکومین امنیتی می باشد.

گزارشهایی در زمینه حقوق بشر از سازمان عفو بین المللی و همچنین دو تن از نظاره گران کمیته

حقوقدانان ادعاهای امنیتی مبنی بر قانونی بودن سیستم به طور معمولی دو موضوع را در بر می گیرد:

محدوده قدرت مقامات ساواک در فعالیت به عنوان مقامات ارتشی در دادگاههای نظامی بعضی افراد،

تعداد مردمی که در رابطه با وقایع مربوط به سازمان امنیت دستگیر شده بودند، ادعاهای بر افرادی که در

رابطه با جنایات سازمان امنیت ماههای زیادی بدون داشتن اتهام قانونی و بدون داشتن دسترسی به وکلا

متهم شده بودند، در اسارت گرفتن تعداد نامحدودی از زندانیان سیاسی، ادعای مبتنی بر به کار بردن

شکنجه و دیگر تهدیدهای وحشیانه در مقابل چنین افراد، اینکه تمام این متهمین در دادگاههای نظامی به

طور دربسته و بدون مشورت کافی محاکمه گشته اند، و این حقیقت که حقوق برگشتی متهمین از جانب

ساواک و تصمیمات دادگاه محدود می باشد.

دولت ایران به بیشتر این اتهامات جواب داده و از به کار بردن روشهای خاص امنیتی خود دفاع کرده.

رویه معمولی دنبال شده این است که تهدیدات بر علیه امنیت ملی به اندازه کافی جدی بوده و افرادی که این

جرمها را مرتکب شده اند، آنقدر بیرحم هستند که باید روشهای خاصی اتخاذ گردد.

در رابطه با این جریان بایستی توجه کرد که قدرت ایالتی متمرکز شده اجدادی ایران در یک استمرار

تاریخی در مقابل کمونیسم و دیگر جنبشهای مخالف و فعالیتهای تروریستی بوده است.

دولت ایران هم متوجه طرفداری جوامع خارجی از سیستم دادگاهی و قضایی معمولی او شده است و

می افزاید تا زمانی که موجودیت رژیم هم مورد حمله و تهدید واقع شده باشد، معتقد به استفاده از

دادگاههای جنحه و جنایی و غیرنظامی و عادی نمی باشد.


6 موضع گیری کنگره راجع به ایران

6 موضع گیری کنگره راجع به ایران

ما معتقدیم که وابستگی و مهم بودن ایران برای منافع ملی ما در کاخ سفید، به خصوص سنا قابل درک

است. ولی توجه روزافزونی بر روی چند سال گذشته و یا بیشتر بر روی نقش ایران در بالا بردن قیمت نفت،

میزان خریدهای نظامی ایران، احتمال یک حرکت نظامی غیر مسئولانه در آینده بعد از شاه و دیدگاه های

ایران که راجع به حقوق بشر وجود دارد را می رساند. این اقدامات می تواند منجر به وجود آوردن مخالفینی

از جناح لیبرالها در رابطه با پیشنهاد فروش سلاحهای جنگی به ایران در هر دو مجلس بشود و احتمال به

وجود آمدن بحث جدی در مورد تقاضای F-18L در زمانی که این تقاضا به کنگره داده می شود، بگردد.

ص: 433

سند شماره 20

طبقه بندی: سرّی تاریخ: 26 ژانویه 1977 6 بهمن 1356

از: سرپرست سازمان اطلاعات مرکزی (CIA) ای. اچ. نوچ

به: آقای مک میکلوس کاردار موقت سفارت آمریکا تهران ایران

آقای میکلوس عزیز

سفیر لیتل در نامه اش مورخ 9 آگوست 1976 موقعیت و منظور FOCUS ایران را به اطلاع سفیر هلمز

رساند و از هیئت برای مشارکت در آن دعوت کرد. من خوشوقت هستم که کامل شدن FOCUSایران را به

اطلاع شما می رسانم و نسخه اصلی گزارش نهایی را برای اطلاع و استفاده شما ضمیمه می کنم.

FOCUS ایران یک گزارش جامع است. ما در انجام بررسی متوجه شده ایم (این موضوع در گزارش

منعکس شده است) که علاقه واشنگتن به سفارت آمریکا تهران به طور استثنائی زیاد است. از آنجا که

منافع تصمیم گیرندگان سیاسی و تحلیلگران آنقدر وسیع و متنوع است، ما معتقدیم که یک لیست محدود

ارجحیت داده شده از اقلام منافع اطلاعاتی مالی برای شما می تواند، سودمند باشد. سفیر لیتل در آینده

چنین لیستی را در اختیار شما خواهد گذاشت. شما انتقاد از بی میلی مستشاری نظامی را در تهیه اطلاعات

برای نمایندگان جامعه اطلاعاتی در تهران برای اینکه این اطلاعات بتواند به کانالهای اطلاعاتی ملی برود،

ملاحظه خواهید کرد. به من گفته شده است که وضعیت هم اکنون خیلی بهتر شده است. ما در نظر داریم که

این موضوع را با وزارت دفاع مطرح کنیم. این وضعیت از هیئتی به هیئت دیگر تفاوت دارد ولی این

چهارمین باری است که مشکل در بررسیهای FOCUS پدیدار شده است. از زمان آغاز آن در دو سال قبل،

FOCUSبرای اشخاصی که در واشنگتن با گزارش از خارج در ارتباطند سودمند بوده است. امیدواریم که

تلاشهای هیئتهای نمایندگی خارج از کشور که نقش اساسی در تهیه اطلاعات ملی سراسری دارند را ارج

بگذاریم. FOCUSایران برای ما سودمند بوده است و امیدواریم که برای شما و تیم کشوریتان نیز مفید

باشد. من از شما دعوت می کنم که نظراتتان را در مورد گزارش FOCUSیا اکنون و یا بعد از دریافت

مجموعه گزارشها از سفیر لیتل، ابراز دارید. اگر شما راهی برای اینکه ما حمایتمان را از سفارت شما

مستحکم تر کنیم می بینید، لطفاً به اطلاعمان برسانید.

ای. اچ. نوچ

کفیل سرپرست

ضمیمه

سرّی

سرپرست سازمان مرکزی اطلاعات CIA

کمیته منابع انسانی

کمیته فرعی ارزشیابی FOCUSایران


بررسی جامعه اطلاعاتی از گزارشات منابع انسانی تهیه شده توسط هیئت آمریکا در ایران

بررسی جامعه اطلاعاتی از گزارشات منابع انسانی تهیه شده توسط هیئت آمریکا در ایران.

ضمیمه کشفیات یک بررسی درون سازمانی از گزارش عوامل مختلف جامعه اطلاعاتی و دیگر بخشها

و سازمانها در ایران می باشد و تحلیل های FOCUS از گزارش هیئت های نمایندگی خارج از کشور به

وسیله کمیته منابع انسانی به منظور بالا بردن مدیریت مؤثر هماهنگی و بکارگیری برنامه های گزارشی چه

ص: 434

در محل مأموریت و چه در سطح واشنگتن انجام می گیرد.

تحلیلهای FOCUS در دو قسمت است، قسمت اول مفاد گزارش، یعنی کفالت و اقتضاء و به موقع بودن

آن و میزان جوابگویی گزارش به اطلاعات مورد نیاز سیاستمداران واشنگتن و جامعه اطلاعاتی را ارزیابی

می کند. ارزیابی گزارش به وسیله مأمور اطلاعات ملی مربوطه و بر اساس یک سمینار بین سازمانی که در

آن تحلیلگران اطلاعاتی و سیاستمداران شرکت می کنند، نوشته می شود. برای آن جنبه های این ارزیابی

که در آن توافق عمومی به دست می آید، برای ثبت نظرات مخالف پیش بینی هایی به عمل آمده است.

قسمت دوم: بررسی اقدام: 1 مشکلات گزارش دادن و فرصتهایی که ناشی از ارزیابی گزارشها که با

خود ارزیابی یکسان است را بررسی می کند. و 2 پیگیری اقدام موافقت شده و یا توصیه شده را انجام

می دهد. هدفهای چنین کاری این است که راههای بهتری را برای بهبود هماهنگی در سطح واشنگتن

پیشنهاد کرده و اطلاعات و حقیقت یابی هایی به منظور یاری سفرا در نظارت کلی بر منابع و برنامه ها و

گزارش حوزه مأموریت فراهم کند. بررسی اقدام بر اساس یک بحث کمیته فرعی ارزشیابی در مورد

نظرات نوشته شده که به وسیله مدیران گزارش واشنگتن تهیه شده و یک آزمون ارزیابی گزارش در مقابل

سابقه فعالیتهای گذشته عناصر گزارش دهنده، شرایط محیطی درگیر در کار گزارش، تناسب خطوط

راهنمای گزارش و موضوعات مربوطه مؤثر در به کارگیری، مدیریت و هماهنگی برنامه های دایره

گزارش می باشد. کمیته منابع انسانی از نظرات و با توصیه های مربوط به برنامه FOCUS استقبال می کند.



قسمت اول تشخیص گزارش FOCUSایران

سرپرست اطلاعات مرکزی

واشنگتن دی. سی. 20505 مأموران اطلاعاتی ملی

تاریخ: 4 نوامبر 1976 13 آبان 1355

برای: سفیر ادوارد. اس. لیتل، رئیس کمیته منابع انسانی

از: دیوید. اچ. بلی مأمور اطلاعات ملّی برای خاورمیانه

موضوع: قسمت اول تشخیص گزارش FOCUSایران

1 مقدمه: در تاریخ 14 اکتبر 1976 یک سمینار بین سازمانی به ریاست من برای رسیدگی به مفاد

گزارشهای هیئت نمایندگی ما در ایران تشکیل شد تا کفایت، تناسب، به موقع بودن و جوابگویی گزارش به

اطلاعاتی مورد نیاز سیاستمداران واشنگتن و انجمن اطلاعاتی را بررسی کند. بیش از 40 نفر در سمینار

شرکت کرده بودند. نمایندگان چند اداره در وزارت خارجه، کارمندان NCS، USIA(آژانس اطلاعاتی)،

DOD/ISA(وزارت دفاع)، مأموران مختلف CIAو DIA(آژانس اطلاعاتی دفاعی)، خدمات نظامی،

NSA، وزارت خزانه داری، و کارمندان جامعه اطلاعاتی. لیست دفاتر شرکت کننده در برگ Aمی باشد.

بحث سمینار که اساس این گزارش را تشکیل می دهد در حدود سه ساعت به درازا کشید و نسبتاً برنامه کار

را که در برگ Bهست به خوبی دنبال می کند. سفیر هلمز برای شرکت در FOCUSدعوت شده بود و

سرهنگ پاتریک (دستیار من) FOCUS را با هیئت نمایندگی در تهران در آینده نزدیک در میان خواهد

گذاشت.. نظرات و پیشنهادات سفیر هلمز به دقت مورد بررسی قرار خواهد گرفت. خصوصاً در قسمت

بعدی بررسی FOCUS.

2 نظریه های کلی: سعی نشده که بحث در تمام برنامه کار و دیگر موضوعات خلاصه شود. در عوض

ص: 435

من موضوعات منتخب را مورد توجه قرار داده ام. به خصوص بعضی از آنها که لزوم فعالیت پیگیری را چه

در واشنگتن و چه در هیئت نمایندگی می رسانند. در بحث در مورد موضوعات اطلاعاتی و گزارشی حال و

آینده تلاش کرده ایم که حداقل با یک روش کلی ارجحیت و اهمیت اطلاعات و اثر آن بر آمریکا و

برنامه هایش را مورد توجه قرار دهیم.

3 به طور کلی گزارش از هیئت در مورد اغلب موضوعات خیلی خشنود کننده است. خیلی از

مشکلات تحلیل و اطلاعاتی که وجود دارند، از طبیعت ساخت قدرت ایران ریشه می گیرند. چون که شاه

تقریباً یک سلطان مطلق (مستبد) است، تشخیص اینکه او واقعاً چه فکری می کند مهم است تا در نتیجه از

آن چیزی که برای خوشایند شنوندگان به خصوص اظهار می دارد، متمایز شود. گزارشات گفتگوهایی که

سفیر هلمز و دیگر مقامات عالیرتبه آمریکایی با شاه داشته اند، در این باره مفید هستند، به خصوص وقتی

که آنها شامل نظریه های خصوصی شخص گزارش دهنده باشند.

4 ملاحظات منطقه ای: گزارش در مورد روابط ایران با اغلب همسایه هایش خوب بوده است (نه فقط

از هیئت نمایندگی در تهران، بلکه همچنین از هیئتهای نمایندگی آمریکا در دیگر کشورها). برای مثال

گزارش در مورد روابط ایران و عربستان سعودی عالی بوده است، اگرچه گزارش مبسوطی نیز از

گفتگوهای دو جانبه درباره ملاحظات اقتصادی و ترتیبات امنیتی دو طرف مفید خواهد بود. گزارش

وسیعی در مورد روابط ایران و عمال و گزارش کافی از روابط با کشورهای آسیای جنوبی داشته است. به

عنوان یک موضوع دراز مدت، تشخیص و تحلیلهای مداوم هیئتهای نمایندگی در مورد ملاحظات ایران

در منطقه اقیانوس هند مورد استقبال واقع خواهد شد.

5 دو مورد به خصوص اسرائیل و عراق هستند: توافق شرکت کنندگان در سمینار بر این است که

گزارش از تهران یک دید کافی از روابط اسرائیل ایران به دست می دهد. این رابطه یک موضوع پراهمیت

خواهد بود که اطلاعات بیشتر از جانب ایران به دست آورده می شود.

6 مشکلات ما در ارزیابی روابط ایران عراق: به واسطه عدم حضور یک سفارت در بغداد پیچیده

هستند. این موضوع ما را مجبور می سازد که به مقدار زیادی به گزارش هیئت ایرانی تکیه کنیم. پوشش

گزارشی عالی در زمان درگیریهای عراق و کردها وجود داشت ولی گزارشهای فعلی پراکنده است، حتی

درباره ایران. پیشنهاد شد که محدودیتهای تکنیکی جمع آوری شده (اطلاعات) و اتکای زیادمان بر

اطلاعات تهیه شده به وسیله ساواک در زمینه منابع انسانی را می توانیم به وسیله افزایش تحلیل هیئت

نمایندگی در مورد روابط ایران و عراق جبران کنیم.

7 یک نگرانی اساسی که به وسیله تعدادی از استفاده کنندگان از گزارش ابراز شده این بود که

واشنگتن به روشنی در مورد هدفهای دراز مدت شاه آگاهی ندارد. برای مثال چرا او به جمع آوری وسیع

لوازم پیچیده نظامی مشغول است؟ شاه اظهار می دارد که استحکامات کافی در مقابل عراق کمونیست

مجهز فقط احتیاطی هستند، ولی تهیه پایگاههای جدید منافع دیگری را تداعی می کند. در سال 1985

وقتی که درآمدهای نفتی از تولید ایران به نقطه اوج رسیده و همسایه های نفتی ثروتمندش آن طرف خلیج

فارس هستند، شاه قصد دارد که با تسلیحات ذخیره شده اش چه بکند؟ آیا او هنوز اظهار علاقه برای ثبات

منطقه خواهد کرد؟ یا او هدفهایی برای بی ثباتی خواهد داشت؟ تلاشهای توسعه داده شده تیم کشوری

برای تشخیص هدفهای دراز مدت شاه و معرفی گرایشهای دراز مدت در منطقه خلیج فارس و همچنین

ص: 436

تأکیدی در مورد تحلیل در میان جامعه واشنگتن مورد نیاز است.

8 دیگر روابط خارجی، هیئت نمایندگی در زمینه توسعه روابط با شوروی ارجحیت قائل شده است

و کار بسیار خوبی در گزارش این موضوع انجام داده است. نظریه های که از طرف شرکت کنندگان در

واشنگتن در مورد گزارش روابط خارجی ایران به طور کلی ابراز شد، شامل نکات زیر می باشد: (1) نیاز به

توافق استفاده کنندگان در واشنگتن در مورد تهیه لیستی مطابق روز و به طور مرتب از نیازهای گزارشی

هیئت نمایندگی. (2) ارزش گزارش در مورد عکس العملها از منابع گوناگون (منجمله کارمندان متوسط

دولت) تا اینکه تقریباً به طور کامل بر روی گفتگوها با کانالهای ارتباطی ارشد دیپلماتیک یا اطلاعاتی

تکیه شود. (3) نیاز برای گزارش کاملتر هیئت در مورد روابط اقتصادی علمی و دفاعی ایران با فرانسه،

بریتانیا، و تمام کشورهای اروپای شرقی. وزارت خارجه و دیگر سازمانهایی که موضوعات مواد مخدر را

دنبال می کنند اصرار کردند که گزارش در مورد ارتباط مواد مخدر به وسیله تمام عوامل مناسب سفارت

افزایش یابد.

9 روابط دو جانبه با ایالات متحده، گفتگوهای قابل ملاحظه ای درباره حجم قراردادهای دوجانبه

رسمی و غیر رسمی بین ایالات متحده و ایران و مشکلات و احتمالاتی که این قراردادها برای

سیاستمداران و کارشناسان اطلاعاتی به وجود می آورد مطرح شد، به عبارتی همان طور که یک شرکت

کننده از NSC تأکید کرد. هزاران پیمانکار آمریکایی مستقل از کانالهای قانونی و قبل از اینکه دولت

آمریکا موفق به بررسی مفاهیم سیاست خود بشود با دولت ایران رابطه تجاری برقرار می کنند. این

موضوع یک مشکل جدی سیاسی را برای دولت آمریکا تشکیل می دهد. به عبارت دیگر، هزاران

آمریکایی غیر رسمی به طور قانونی در ایران هستند که نشان دهنده یک ذخیره پنهانی مهم اطلاعاتی

هستند، ولی هیئت نمایندگی فاقد پرسنل برای به عهده گرفتن یک تلاش سیستماتیک برای بهره برداری از

این داراییها است.

10 موقعیت (وضعیت) داخلی: ما نه فقط به بازتابهای بیشتری در مورد اینکه چه چیزی در پشت

حرفها و اعمال شاه است، بلکه همچنین اطلاعات اضافی و تحلیلهایی در مورد اینکه چگونه تصمیمات

شکل می گیرند و چه کسی در اتخاذ آنها تأثیر دارد، احتیاج داریم. در این باره دانستن اینکه چو

موضوعاتی در شاه پنهان نگه داشته می شود و اینکه به چه میزان گزارشهایی که به او داده می شود توسط

زیردستانش دستکاری می شود، خصوصاً مهم می باشند. تا چه حدی این کارهای جلوی دید او را

می گیرد؟ او را منزوی می کند؟ و رژیم او را به خطر می اندازد؟ باید تذکر داده شود که ایرگرامهای اخیر

سفارت (در مورد 15 فرد «عالیرتبه در اطراف شاه، و مقامات بالای نظامی» نمایانگر نوع گزارشی است

که خصوصاً سودمند می باشد. به هر حال تحلیلگران وزارت خارجه در میان آنهائی بودند که اظهار داشتند

که اطلاعات و تحلیل ها کافی درباره جانشینی تاج و تخت ندارند. نحوه انتقال قدرت چه خواهد بود؟

رهبران چه کسانی خواهند بود؟ پروژه های شاه، منجمله برنامه های توسعه اقتصادی او چگونه با رفتنش

متأثر خواهد شد؟

11 گزارش بیوگرافی باید دوباره مورد تأکید قرار گیرد. چیزی که مورد احتیاج است فقط اطلاعات

بیوگرافی نیست، بلکه تحلیلهای بیوگرافی و اطلاعاتی است. چنین گزارشی بایستی که بر روی رهبران مهم

و مؤثر متمرکز شود، و همچنین افسران ارشد و اعضای اصلی خانواده سلطنتی. یک توصیه برای کاستن

ص: 437

این ضعف، راههای بهتری برای بهره برداری از تجربه مقامات همیاری امنیتی آمریکا و به دست آوردن

گزارش موجود حاوی اطلاعات در مورد عقاید مقامات نظامی ایران، است. علاوه بر این تلاشی باید در

واشنگتن صورت گیرد که تحلیلهای بیوگرافی در دسترس، در میان جامعه اطلاعاتی تقسیم و منتشر گردد.

12 گزارش در مورد تروریسم خوب بوده است، اگر چه ما وابسته به اطلاعات تهیه شده به وسیله

ساواک باقی می مانیم. یک احتیاج مداوم به اطلاعات دست اول درباره عوامل مختلف وجود دارد. در

حالی که از نظر سیاسی ملاقات با مخالفین شناخته شه شاه برای مقامات سفارت یک موضوع مشکل و

حساس است. هیأت نمایندگی باید زیادترین مقدار تماسهای ممکن را داشته باشد.

13 برای درک بهتر از چگونگی برخورد ایرانیان عادی، وضعیتشان مورد نیاز است. برای مثال، وقتی

که برنامه های مبارزه با تورم و فساد شروع شد، هیأت گزارش خوبی از اثرات این جریانات بر روی تجار

ایرانی تهیه کرد. چنین گزارشاتی تقلیل پیدا کرده است. به طور مشابه، ما به اطلاعات دست اول در مورد

اثر اساسی طرحهای توسعه اقتصادی احتیاج داریم. آیا پیشرفت (بهبودی)های اقتصادی قابل لمس در

سطح روستا وجود داشته است؟

14 موضوعات دیگری که مورد بحث قرار گرفت شامل، احتیاج به شناخت بهتر ساواک، کارکرد

داخلی آن، قابلیت اتکای سیاسی و نفوذ آن بر روی شاه می باشد. در ارتباط با اطلاعات در مورد ساواک

سؤالهایی در زمینه متدهای آن و وضعیت حقوق بشر در ایران وجود دارد.

گزارش از هیأت نمایندگی واقعاً خوب بوده است، ولی حتی پوشش بهتر در رابطه با توجه مستمر کنگره

مورد نیاز است.

15 ملاحظات اقتصادی: البته گزارشات اقتصادی وسیع از هیأت وجود دارد که بسیاری از آنها

سودمند است. پوشش خوبی از موانع آشکار در سر راه پیشرفت وجود دارد (برای مثال احتیاجات برای

نیروی انسانی ماهر، بنادر و غیره). گزارشات عمیق تر در مورد توسعه وسیع صنایع بخشهای مهم صنعتی

(برای مثال فولاد، پتروشیمی و مس) موجب قدردانی خواهد بود. رقابت میان ارتش و قسمتهای

غیرنظامی برای نیروی انسانی ماهر، کمیاب و اثر چنین رقابتهایی بر روی آمادگی ارتش و اقتصادی

غیرنظامی مستلزم تأکید بر گزارشات مخصوص است. جنبه های کمی نیروهای انسانی و درجه تأثیر

(سودمندی) تلاشهای آموزشی نیز مستلزم تحقیقات وسیع تر است.

16 ایرانیها اطلاعات خود را درباره راه حل های جایگزینی به جای نفت در آینده به عنوان یک منبع

انرژی در میان می گذارند. درباره استراتژی قیمت گذاری نفت، گزارش CIA/DOD(وزارت دفاع و سیا)

خصوصاً سودمند است، چون اطلاعاتی را فراهم می کند که برتر از تعبیرات (گفته های) مقامات ایرانی

است. یک نماینده وزارت خزانه داری گفت که اطلاعات بیشتری از طراحان و تکنسینهای شرکت ملی

نفت ایران سودمند خواهد بود. خصوصاً در مورد طرحها و استراتژی ای صنعت نفت. به طور مشابه

اطلاعاتی در مورد توسعه ذخایر گاز طبیعی و پیش بینی ها برای صادرات بیشتر مورد نیاز است.

17 ارتش و T و S: توجه قابل ملاحظه ای در میان گفتگوهای سمینار به وسیله تحلیلگران نظامی

درباره عدم وجود اطلاعات قابل اطمینان در میان جامعه اطلاعاتی درباره تواناییهای نیروهای مسلح

ایران ابراز شد. اطلاعات اصلی OB و Eو TO به سادگی در دسترس نیست. به علاوه ارزیابی تهدید نظامی

و غالب آمدن بر توازن قوای منطقه ای نیز علیرغم حضور قابل توجه نظامی آمریکا در ایران ناقص است.

ص: 438

گزارشات خوبی از شرکتهای آمریکایی که ایرانیها را در زمینه تجهیزات (مثلاً هلیکوپتر) آموزش می دهد

سازنده بوده است. اطلاعات بهتری در مورد ساختمان بنادر و پایگاههای ایران مورد نیاز است. متأسفانه،

گزارشات آموزشی سازمان همکاری امنیتی، گزارشات مسافرت به پایگاههای ایران و اطلاعات مشابه به

طور عادی به تحلیلگران اطلاعاتی در واشنگتن نمی رسد.

18 گزارشات عالی درباره طرحهای توسعه اتمی ایران رسیده است. هر نشانه ای که ایرانیها در حال

پیشرفتی برای توسعه سلاحهای اتمی هستند، خصوصا،مهم خواهد بود.

19 بیشتر اطلاعاتی که هم اکنون درباره همکاری در تولید (تولید مشترک) نظامی یا انتقالات سلاح

به کشور ثالث در دسترس است، به وسیله شرکتها تهیه شده و یا در هیأت کنترل تدارک پرونده شده است.


ما برای قضاوتهای مستقل در چنین زمینه هایی اطلاعات نامناسبی داریم. خصوصاً تشخیص احتمال

انتقال تکنولوژی پیچیده ایالات متحده مشکل می باشد. هیأت باید به جدا کردن گزارش در مورد تولید

نظامی ادامه دهد تا مطمئن باشیم که گزارش بین قسمتهای نظامی و اقتصادی واقع نشود.

20 ملاحظات برای آینده: تعدادی توصیه توسط شرکت کنندگان در سمینار در جهت افزایش پوشش

گزارشی عنوان شد. من توصیه می کنم که اینها به وسیله کارمندان HRC و در مشاوره با مدیران مناسب

(جمع آوری اطلاعات) واشنگتن بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

یک مأمور مورد احتیاج سفارت (احتمالاً یک مأمور سیاسی نظامی) برای اطمینان پیدا کردن از

تلاشهای سیستماتیک هیأت برای تعقیب ردپای معاملات مهم مقاطعه کاران و بازرگانان آمریکایی با

دولت ایران سودمند خواهد بود. این مأمور همچنین باید که هدایت طرح ریزی ارزیابهای متناوب تیم

کشوری را در اهمیت برد کامل فعالیتهای ایالات متحده در ایران و اثرات آن بر روی دولت ایران و اهالی

ایران و هدفهای سیاسی خارجی آمریکا به دست گیرد.

استعداد نهانی سازمان همکاری امنیتی محتاج این است که بیشتر به کار گرفته شود. ارتباط ها با

ایرانیان، گزارشات آموزشی، گزارشات سفرها و از این قبیل، باید به طور عادی (مرتب) در دسترس DAO

و از طریق آن دفتر به جامعه واشنگتن ارسال گردد.

دانشجویان مبادله ای، معلمین، مبلغین مذهبی و غیره که برای مدتی در ایران زندگی می کنند، بایستی

که به طور متناوب بر یک اساس برگزیده (منتخب) درباره اطلاعاتی که از طریق فعالیتهای عادیشان کسب

می کنند، مورد سؤال و پرسش قرار گیرند. شاید مأمور سیاسی نظامی که در بالا به آن اشاره شد این کارها

را در تهران انجام دهد. CIA/DCDمی توانند در ایالات متحده پیگیری کنند.

یک لیست کامل از بازرگانان آمریکایی که در حال انجام معاملات مهم و اساسی هستند باید در

دسترس هیأت اعزامی و تحلیلگران در واشنگتن قرار گیرد. تحلیلگران بعداً می توانند ترغیب شوند که

چنین لیست تجدیدنظر شده مرتب را به عنوان کلید برای تهیه نیازهای فعالیت جمع آوری (اطلاعات)

CIA/ DCD مورد استفاده قرار دهند. این لیست همچنین باید کوششهای هیأت اعزامی در تعقیب ردپای

بازرگانان آمریکایی در ایران را تسهیل کند.

21 احتیاجات اطلاعاتی ترجیحی. من در اختیار کمیته منابع انسانی شما خواهم بود که لیست

احتیاجات اطلاعاتی ترجیحی ویژه را که مستلزم توجه هیأت در میان ترم آینده می باشد، تهیه کنم.

دیوید. اچ. بلی

(افسر) مأمور اطلاعات ملی برای خاورمیانه

ص: 439

شرکت کنندگان در سمینار ستاد شورای امنیت ملی

وزارتخانه: USIA و سازمان اطلاعات وزارت دفاع DIA، سازمان امنیت ملی NSA، بخشهای مختلف

دفاعی، خزانه داری و سازمان مرکزی اطلاعات CIA و بخشهای مختلف آن و عضو جامعه اطلاعاتی.


FOCUS ایران برنامه کار

FOCUS ایران برنامه کار

1 ارزیابی مفاد گزارش در مورد موضوعات (موارد) مهم زیرین

1 ارزیابی مفاد گزارش در مورد موضوعات (موارد) مهم زیرین:

الف: ملاحظات منطقه ای

الف: ملاحظات منطقه ای


1 پیشرفت در جهت انجام یک پیمان امنیتی دوطرفه با ضمانت (بانی شدن) ایران با کشورهای

ساحلی خلیج فارس. آیا چنین پیمانی سرانجام، آمریکا را از منطقه کنار خواهد گذاشت و یا جریان

ناگسیخته نفت از خلیج را به خطر خواهد انداخت؟

2 موقعیت روابط ایران با عربستان سعودی. آیا ایران انتظار واژگونی و یا سرنگونی دولتهای عربستان

سعودی و کویت را در آینده قابل پیش بینی دارد؟ اگر مورد تهدید واقع شدند، آیا رژیمهای عرب اعتنایی به

توصیه های شاه و یا کمک ایران را قبول خواهند کرد؟

3 تلاشهای دولت ایران برای فشار به بحرین برای تفسیر موقعیتش در دور کردن نیروهای خاورمیانه

MIDEASTRORدر 1977.

4 نشانه هایی که شاه قصد جرح و تعدیل حضور ایران را در عمان داشته باشد (یا نیروهایش را خارج

کند و یا اینکه حضور آنها را دائمی سازد). طبیعت و وسعت روابط دو جانبه امنیتی ایران با عمان چه مقدار

است؟ آیا آن شامل کنترل تنگه هرمز و همکاری مشترک آینده می باشد؟ آیا یک سیاست عادی در رابطه

با «راه عبور بی ضرر» برای کشتیهایی که به خلیج وارد و یا از آن خارج می شوند وجود دارد؟ آیا ایران به

دنبال برقراری یک پایگاه دائمی عملیات در عمان به منظور قدرتش در اقیانوس هند و یا دریای سرخ

است؟

5 ابقای توافق ایران عراق در مارس 1975. آیا نشانه هایی مبنی بر اینکه تهران در حال احیای

جنگ کردها و یا اینکه تهران اجازه می دهد که عملیات چریکی در کردستان عراق از ایران پایه گذاری

شود. می باشد؟ آیا اتحادیه ملی کردی طالبانی هیچ موفقیتی در استخدام پناهندگان کرد عراقی و یا

کردهای ایرانی داشته است؟

6 موقعیت تلاشهای حمایت شده عراق برای واژگونی رژیم در ایران. آیا بغداد از عملیات تروریستی

فداییان در داخل ایران حمایت می کند؟ طبیعت و وسعت حمایت عراق که از گروههای تروریست ایرانی

می شود چقدر است؟ آیا بغداد در میان افراد قبایل بلوچی و یا ساکنین عرب خوزستان ایجاد اختلاف و

نارضایتی می کند؟

7 موقعیت روابط ایران با پاکستان و هند. آیا ایران هنوز به ابقای کشور فعلی پاکستان متعهد است؟ آیا

ایران سیاست خودداری از هر مداخله مستقیمی را در مشکل بلوچستان پاکستان تغییر داده است؟ آیا

آشوب بلوچها به جنوب شرقی ایران رسوخ کرده است؟

8 موقعیت شرکت ایران در سنتو RCD و دیگر تلاشهای مشترک همکاریهای منطقه ای.

9 وسعت و طبیعت درگیریهای دوجانبه بین ایران و افغانستان. یا تغییرات مهمی در برنامه کمکهای

ایران برای کابل بوده است؟ آیا چنین کمکی موفقیتی در معتدل کردن سیاستهای افغانستان نسبت به

ص: 440

پاکستان و یا کم کردن نفوذ شوروی در افغانستان داشته است؟

10 پیشرفت در جهت اجرای طرح مثلثی دفاعی خیالی ایران آفریقای جنوبی استرالیا در اقیانوس

هند. آیا قراردادها اجرا می شوند که مفهوم را متأثر سازند؟ آیا ایران قدمهای دیگری برای دستیابی به

پایگاه سابق بریتانیا در جزیره GAN(گن) برداشته است؟



ب: مواجهه (برخورد) اعراب اسرائیل

ب: مواجهه (برخورد) اعراب اسرائیل

1 تغیرات در سیاست ایران برای برقراری روابط خوب ولی مخفی با اسرائیل در موضوعات سیاسی،

اقتصادی و نظامی. آیا ایران ارتباطش با اسرائیل در رابطه با اطلاعات حساس نظامی و تکنیکی بر قرار

است؟ آیا نفت ایران به طور مداوم به خط لوله اسرائیل منتقل می شود؟

2 موقعیت روابط ایران با میانه روهای عرب و عوامل رادیکال (منجمله سازمان آزادی بخش

فلسطین). آیا تغییرات مهمی در همبستگی تهران با دنیای عرب بوده است؟ و تأثیرات احتمالی منطقه ای

این تغییرات چه خواهد بود؟

آیا طرحهای اعانتی و بازرگانی و همچنین فعالیتهای مشترک ایران و اعراب از افزایش اتکاء متقابل

اقتصادی کشورهای منطقه خبر می دهند؟

3 توسعه روابط ایران و مصر و اثر آن در روابط تهران و عربستان سعودی، اسرائیل و ایالات متحده.

موقعیت برنامه های آموزشی نظامی ایران برای پرسنل مصری چه هست؟ ایران در مقابل چنین

آموزشهایی چه به دست می آورد؟


ج: روابط با ابرقدرتها

ج: روابط با ابرقدرتها

1 موقعیت روابط ایران با اتحاد شوروی. آیا افزایش قابل ملاحظه ای در نفوذ شوروی بوده است؟ آیا

مقادیر و شرایط روابط اقتصادی و همکاری نظامی با کمونیستها تغییر کرده اند؟ آیا اختلافات مرزی

برجسته ای وجود دارد؟ آیا اجازه عبور با هواپیما از فراز ایران ادامه پیدا می کند؟ آیا شرایط موافقت مبادله

گاز طبیعی به وسیله دو طرف رعایت می شود؟

2 موقعیت روابط با ایالات متحده. آیا تغییراتی در طرح سرمایه داخلی اش برای کالاها و خدمات

ایالات متحده تعهد کرده است.

3 موقعیت افراد آمریکایی در ایران. آیا شمار فزاینده پرسنل نظامی آمریکا و پیمانکاران آمریکایی

روی رفتار ایرانیان نسبت به آمریکا اثر نامطلوبی گذاشته است؟ آیا هیچ نشانه ای که دولت ایران قصد

دست زدن به اعمالی که ممکن است قرارداد موجود مستشاری نظامی را تغییر دهد، و یا ارتباطات ایالات

متحده، AEDS یا تأسیسات پنهانی ایالات متحده را در خطر اندازد وجود دارد؟ آیا ایران قصد باز پس

گرفتن حقوق اضافی که به آمریکا برای استقرار P-3های نیروی دریایی در بندرعباس داده دارد؟


د: ملاحظات داخلی

د: ملاحظات داخلی

1 حد مخالفت داخلی. آیا تروریستها موفقیتی در جلب توجه هواداران داشته اند؟ آیا سیاستهای

مطبوعاتی دولت تأثیری در تصویر عمومی تروریستها داشته است؟ ساواک در مبارزه ضد تروریسم تا چه

ص: 441

حد موفق بوده است؟ آیا شاه از تلاشهای ساواک خشنود به نظر می رسد؟ آیا قتل افراد آمریکایی

احساسات ضد آمریکایی را در میان توده عمومی مردم برانگیخته است.

2 جلوگیری از تلاشهای نامحدود به وسیله کمونیست ها و دیگر گروههای رادیکال. عوامل اصلی

ضد رژیم چه هستند و از جانب چه کسی حمایت می شوند؟ (عراق، لیبی، اتحاد شوروی، کوبا، سازمان

آزادیبخش فلسطین؟)

3 موقعیت مبارزات ضد فساد و تورم شاه. آیا مقررات جدید برای اجرای سیاستهای شاه مؤثر بوده

است؟ آیا آنها قابل اجرا هستند و احتمال متوقف کردن فساد و سودجویی موجود را دارند؟

4 نشانه های بهتر شدن (یا بدتر شدن) توزیع درآمد در ایران. آیا بهبود (پیشرفت) قابل لمس اقتصادی

در سطح روستا بوده است؟ اثر سیاسی آگاهی فزاینده اقتصادی در میان توده مردم چیست؟


ه: ملاحظات اقتصادی

ه: ملاحظات اقتصادی

1 موقعیت برنامه توسعه جاری، شامل تلاشهای صنعتی و کشاورزی، اثر کارگر، بندر و دیگر

مشکلات زیربنایی در تلاشهای توسعه چیست؟ آیا کوششهای دولت برای حل مسایل هیچ گونه اثری

داشته اند؟ آیا کاهشهایی در اهداف سرمایه گذاری برای پروژه های وسیع محتمل است؟

2 نقصان زمینه نیروی انسانی ماهر قابل آموزش. آیا ایران می تواند یک رشد سریع اقتصادی را با

زمینه محدود تکنولوژیش محتمل شود؟ آیا مردم هجوم خارجیها برای انجام طرحهای توسعه را قبول

می کنند؟

3 توسعه جایگزینی مؤثر به جای نفت به عنوان یک منبع انرژی موقعیت طرحهای توسعه صنعت ملی

پتروشیمی به عنوان یک راه چاره به جای تولید نفت چیست؟ آیا تأسیسات رآکتورهای اتمی طرح ریزی

شده طبق برنامه پیش می روند؟ برنامه های ایران برای انباشته کردن و برای انجام برنامه های همکاری

چیست؟

4 استراتژی های قیمت گذاری نفت، برنامه های ایران برای حفظ درآمد نفتی اش از اثرات تورم

جهانی و بالا رفتن هزینه های کالا چه هستند؟ آیا نشانه هایی هستند که دولت به طور رادیکال از توافقش

با کنسرسیوم جرح و تعدیل به وجود آورد.

5 تغییرات در استراتژی های سرمایه گذاری خارجی جاری. کارشناسان مالی اصلی چه کسانی

هستند و نفوذ آنها بر سیاستهای دولت به چه اندازه است؟ آیا تغییرات عمده ای در رابطه بین بانک مرکزی

و وزارت دارایی (اقتصاد و دارایی) بوده است؟

6 دستورالعملهای جدید در رابطه با همکاری تولیدی نظامی و انتقالات به کشور ثالث مورد توجه

قرار می گیرد. برنامه های ایران برای مشارکت در توسعه صنایع تسلیحاتی منطقه ای در پیوستگی با

کشورهای عرب ترکیه و پاکستان چه هستند؟ آیا تغییراتی در استراتژی های توسعه تکنولوژی بومی D و

Rایران بوده است؟


و: ساخت داخلی قدرت

و: ساخت داخلی قدرت

1 قدرت شاه در استحکام بخشیدن به پایه قدرتش آیا تغییرات در شخصیت شاه وجود داشته است؟

ص: 442

تأثیر آنها بر رفتار سیاسی او چیستند؟ طبیعت ایرانی چیست و اثر آن بر روی رژیم چیست؟

2 تشخیص هویت افسران نظامی که احتمالاً نقش اصلی را در هر انتقال قدرتی در صورت کشته شدن

شاه بازی می کنند. نظرات سیاسی آنها چیست و چه کسانی از اعضای دولت و خانواده سلطنتی به آنها

نزدیکترند؟

3 رابطه شاه با طرحهای حزب رستاخیز. آیا حزب قادر است که نظم را بر اعضایش اعمال کند؟ آیا

تغییراتی در رهبری حزب به وجود خواهد آمد؟ آیا تغییرات در رهبری اثری بر سیاستهای حزب و یا نفوذ

آن دارد؟

4 قدرت (نیرو) و تمایل جاری حزب توده. رهبران اصلی حزب توده چه کسانی هستند و از کجا

فعالیت (عمل) می کنند؟ منابع اصلی کمک برای حزب چه هستند؟ آیا ارتباطاتی بین توده و گروههای

فعال تروریست که در داخل ایران فعالیت می کنند وجود دارد؟ تا چه درجه ای تلاشهای استخدامی

(عضوگیری) حزب توده در میان دانشجویان ایرانی در خارج موفق بوده است؟


ز: امور نظامی

ز: امور نظامی

1 توسعه و مدرنیزه کردن نیروهای موجود (فعلی) نظامی چه قدمهایی برای برقراری استحکام

نیروهای ایران در مقابل عراق برداشته است؟ آیا تغییراتی در جهت افزایش کفایت و جوابگویی نیروهای

مسلح اتفاق افتاد؟ آیا عدم کفایتهای رزمی که در طول جنگ ظفار تذکر داده شد به دوباره ارزیابی کردن

احتیاجات و هدفهای نظامی منجر شد؟

2 تغییرات در رشته های سطح بالای رهبری نظامی. آیا تغییراتی که در جهت گیری متمایل به غرب

ایران اثر بگذارند، رخ داده؟ آیا مدرکی در مورد سازش رهبران بالای نظامی و پیمانکاران خارج وجود

دارد؟

3 نشانه هایی از تصمیم ایران برای به عهده گرفتن توسعه سلاحهای اتمی. آیا نشانه هایی هست که

ایران برنامه هایی برای تخلف از اصول پیمان عدم توسعه اتمی دارد؟

4 توسعه تأسیسات بندری و نظامی در خلیج عمان و اقیانوس هند. چه قدمهای نظامی برای به دست

گرفتن کنترل ورودی خلیج فارس برداشته شده؟ آیا تغییراتی در مواضع پیش بینی شده نسبت به اشغال

ابوموسی و جزیره تنب به وسیله ایران به وجود آمده؟

1. معرفی قوت و ضعفهای گزارش جاری.

الف در بین (داخل) هیأت نمایندگی.

ب خارج از هیأت نمایندگی.

2. ارزیابی هیأت از حمایتی که توسط جامعه اطلاعاتی از آن می شود.

3. نتایج جمع بندی های و توصیه ها برای کارهای گزارشی آینده.



قسمت دوم: بررسی اقدام

ص: 443

سرّی

سرپرست سازمان اطلاعات مرکزی، کمیته منابع انسانی، کمیته فرعی تشخیص، 27 دسامبر 1976 6

دی ماه 1355، FOCUS ایران

قسمت دوم: بررسی اقدام


1 مقدمه

1 مقدمه: کمیته فرعی ارزیابی در 30 نوامبر 1976 در جلسه اش گزارش ارزیابی (قسمت اول) را

بررسی نمود. نمایندگانی از وزارت خارجه CIA، DIA، ارتش، نیروی دریایی، نیروی هوایی، ستاد جامعه

اطلاعاتی و افسر (مأمور) اطلاعات ملی حضور داشتند. قسمت دوم نتایج کلی، مشاهدات و نظریه

(توصیه)های کمیته فرعی ارزیابی را خلاصه می کند، و نظرات سازمان (CIA) را درباره موضوعاتی که در

جریان بررسی پدیدار شد منظور می دارد. به کمیته فرعی توصیه شد که نظرات سفارت تهران در مورد

منافع به هیئت نرسیده است و بنابراین در بررسی منعکس نشده است. مأمور (افسر) اطلاعات ملی برای

خاورمیانه از سفارت بازدید کرد و یک طرح ارزیابی گزارش را به طور غیر رسمی با مأموران هیئت

نمایندگی درمیان گذاشت. هیچ مشکل و یا موضوع برجسته قابل گزارش در آن زمان شناسایی نشد.


2 نتایج، مشاهدات و اقدام پیگیری

2 نتایج، مشاهدات و اقدام پیگیری

الف. توافق در (ارزیابی) گزارش

الف. توافق در (ارزیابی) گزارش

کمیته فرعی در قضاوت ارزیابی گزارش از سفارت آمریکا تهران در مورد اغلب مسایل و موضوعات

خشنودکننده، بوده و خیلی از مشکلات اطلاعات و تحلیل که وجود دارد از طبیعت ساخت قدرت در ایران

ناشی می شود.


ب. شاه به عنوان یک منبع اطلاعات

ب. شاه به عنوان یک منبع اطلاعات

در بحث راجع به اطلاعات اصلی از ایران تحلیلگران وزارت خارجه گفتند که: «شاه برای 35 سال

حکومت کرده است. از نظر روابط نزدیک و درازمدت ما، استحکام (ثبات) او (در زیر همه صحنه سازیها)

و خلوص (رک گویی) او (در محدوده مفهوم فارسی)، ما تا حدودی هدفهای او و تاکتیکهایش را می دانیم.

او احتمالاً این را به نفع خودش می بیند که در آینده ما را مطلع نگهدارد. با درنظر داشتن طبیعت او ما به

مقدار زیادی متکی به صحبتهای فردی او و توانایی سفیرمان و دیگران که سئوالات نافذ را مطرح کنند،

باقی می مانیم. به طور واقع بینانه ما نباید انتظار داشته باشیم که به طور عمده ای اطلاعات بیشتری از آنچه

هم اکنون کسب می کنیم از او بگیریم». سیا CIA اظهار می دارد که: سودمند خواهد بود اگر که منابع متناوب

اطلاعات درباره شاه داشته باشیم. در مقام اهمیت کمتری نظرات مشابهی درباره اشخاصی که به شاه

نزدیک هستند (آنهایی که با شاه صلاحدید می کنند، نظرات او را در موضوعات حیاتی اجرا می کنند،

زندگیش را محافظت می کنند، اطلاعات بیشتر برایش می آورند و غیره) قرار دارد».


ج. گزارش (یادداشت مکالمه)

ج. گزارش (یادداشت مکالمه)


نمایندگان وزارت خارجه پیشنهاد می کنند که «سفارت آمریکا باید ترغیب گردد که جریان

یادداشتهای مکالمه و رپرتاژ غیر رسمی محیطی را ادامه دهد. کمیته فرعی بر ارزش چنین گزارشات

ص: 444

نیمه رسمی به مأموران سیاست واشنگتن تأکید می کند. او اشاره می کند تجربه در این بررسی FOCUS و

دیگر بررسیها نشان می دهد که یادداشتهای مکالمه ای، معمولاً در دسترس تحلیلگران علاقه مند خارج از

وزارت خارجه قرار نمی گیرد. عضو وزارت خارجه با مطرح کردن موضوع با مقامات مسئول در وزارت

خارجه و تقاضای همکاری آنها برای جستجوی یک راه حل برای این مشکل موافقت نمود.


د. اطلاعات از آمریکاییهای غیر رسمی در ایران

د. اطلاعات از آمریکاییهای غیر رسمی در ایران

پاراگراف 2 ارزیابی گزارش. اصرار به افزایش تلاشهایی از طرف هیئت نمایندگی برای به دست آوردن

اطلاعات درباره تحولات ایران، از تعداد زیاد دانشجویان مبادله ای آمریکایی، معلمین، مبلغین مذهبی و

بازرگانان در ایران دارد. عضو وزارت خارجه اظهار می دارد که هیئت نمایندگی هم اکنون تماسهایی با

آمریکاییهای غیر رسمی در ایران برقرار می کند. دیگر اعضای کمیته فرعی اشاره می کنند که

محدودیت هایی در ارتباطهای اطلاعاتی با مبلغین مذهبی و دسته های مشخصی از دانشجویان مبادله ای

وجود دارد. آنها معتقدند که ملاحظات درباره روابط متقابل آشکار اجتماعی و طبیعی سفارت با

شهروندان آمریکایی می تواند مشکلاتی ایجاد کند. کمیته فرعی معتقد است که سفیر در بهترین موقعیت

است که فرصتها و ریسکهای پنهانی دخیل در تلاشهای جمع آوری (اطلاعات) در این محدوده حساس و

مشکل را ارزیابی کند.


ه. مشخصات بازرگانان آمریکایی

ه. مشخصات بازرگانان آمریکایی

کمیته فرعی موافقت دارد که یک لیست از بازرگانان آمریکایی که تجارت اساسی در ایران انجام

می دهند ممکن است، برای هیئت سودمند باشد و مطمئنا در واشنگتن سودمند خواهد بود. تحلیلگران

می توانند این لیست را به عنوان راهنمایی در تهیه مطالب بیان شده به صورت دقیقتر برای قسمت داخلی

جمع آوری (اطلاعات) CIA (DCD) در ایالات متحده به کار برند. عضو وزارت خارجه در این رابطه

اشاره می کند که طبق قسمت (a) (v) 36 قانون کنترل صدور تسلیحات، لازم است که رئیس جمهور در 3

گزارشات 3 ماهه اش به کنگره یک تخمین از تعداد شهروندان آمریکایی که در پایان 3 ماه در کشورهای

خارجی برای مأموریت در اجرای فروش تحت برنامه فروشهای نظامی خارجی یا گواهی صدور تجارتی

یا تأیید شده به وسیله دفتر کنترل تدارکات، هستند، منظور دارد.


و. گزارش نظامی

و. گزارش نظامی

کمیته فرعی معتقد است که ارزیابی گزارش درباره احتیاج برای اطلاعات اضافی جبهه ای غلو می کند.

CIAاشاره می کند که «اطلاعات اساسی OB و E و TOبرای واحدهای مشخص در دسترس نیستند. مثل

قسمت گارد سلطنتی». DIAخاطرنشان می کند که در طول 18 ماه گذشته 130 گزارش در موارد نظامی

رسیده است (8/10 درصد تمام گزارشات اطلاعاتی DIAاز DIO ایران). تحلیلگران CIAدرخواست

اطلاعات اضافی در مورد تواناییهای سرتاسری نیروهای مسلح و طرحریزی های نظامی احتمالی و

طرح ریزی توسعه نیرو در محدوده زمانی 78 1973 را کردند. NIOکه در قسمت دوم گفتگوها شرکت

کرده بود، موافق بود که مسئله این نیست که اطلاعات اساسی (پایه ای) در دسترس نیستند بلکه شکافهای

ص: 445

مهمی وجود دارد، نکته ای که CIA و DIAبر آن توافق دارند احتیاج به اطلاعات بیشتر در مورد

پایگاههای نظامی ایران را تأیید می کند، ولی نیازمندیهای به اطلاعات در مورد این تأسیسات به طور

نامناسب بیان شده. گزارشات بیوگرافی رسیده در مورد ایران 6 درصد مجموع گزارش است (در مقابل

حدود 12 درصد برای تمام گزارشات رسیده DIA). باید تذکر داده شود که منابع تحلیلی ما محدود هستند

و اینکه بیوگرافی در مقابل سایر اهداف از ارجحیت کمتری برخوردار است. هماهنگی نزدیک و مستمری

بین تحلیلگران بیوگرافیک DIA و دفتر مرجع مرکزی CIA (ORC)که دارای اختیار برای استفاده از

سیستم وابسته دفاعی از طریق DIA را دارد، وجود دارد. لازم است که تحلیلگران و کسانی که اطلاعات

جمع می کنند، در ارتباط با گزارش بیوگرافیک تحلیلهای خود را بهبود بخشند. ما این احتیاج را در دیاگرام

15 دسامبر 1976 به جمع آوری کنندگان که بدین وسیله ما از آنها علت اینکه چرا یک گزارش به خصوص

بیوگرافیک تهیه شده و همچنین اطلاعات تقاضا شده قضاوتی در مورد دایره نفوذ و اختیار به وسیله

رهبران نظامی اصلی که گزارش در مورد آنها تهیه شده را خواهیم خواست.


ز. اطلاعات سازمان همکاری امنیتی

ز. اطلاعات سازمان همکاری امنیتی

کمیته فرعی معتقد است که این سازمان رسمی اصلی ایالات متحده در ایران دارای اطلاعات وسیعی

در مورد نیروهای مسلح ایران، پایگاههای نظامی و شخصیتها است (جمع آوری شده در جریان عادی

کارش) که به سهولت در دسترس تحلیلگران در واشنگتن که می توانند از آن استفاده کنند، نمی باشد.

DIA اظهار می دارد که این مشکل اطلاعاتی مستمر را به دفتر وزیر دفاع و دفتر وابسته دفاعی در

تهران ارجاع کرده و پیشرفتهای قابل توجه در رابطه کاری بین مستشاری نظامی و DIO در تهران در

ماههای اخیر رخ داد. این چهارمین بررسی FOCUSاست که کمیته فرعی توجه را به این موضوع جلب

کرد. کمیته فرعی پیشنهاد می کند که ستاد جامعه اطلاعاتی موضوع را بر یک اساس ارجحیت با مقامات

مناسب در سازمان اطلاعاتی دفاعی و وزارت دفاع دنبال کند.

کارمند اضافی. گزارش ارزیابی پیشنهاد می کند که یک مأمور گزارشی اضافی در سفارت آمریکا

تهران احتیاج است. مقامات وزارت خارجه در این موضوع هم عقیده نیستند. وزارت خزانه داری اشاره

می کند که قسمت اقتصادی شایسته است و به طور کامل به کار گرفته می شود ولی بیش از حد توسعه داده

شده. کمیته فرعی با این توصیه موافق نیست. او معتقد است که مدیران جمع آوری (اطلاعات) واشنگتن و

رؤای هیئت نمایندگی مربوطه برای تصمیم گرفتن درباره حوزه ای که قضاوتها و کشفیات را در بردارد،

در این و با دیگر بررسیهای FOCUSهمکاریهای سودمندی در تصمیمات مدیریت با توجه به

کارمندگیری که آنها در موردش مسئول می باشند، خواهد داشت.

راهنمای پی گیری

کمیته فرعی پیشنهاد می کند که کمیته منابع انسانی که با افسر اطلاعات ملی و سیاستمداران واشنگتن

همکاری نزدیکی دارند، یک لیست احتیاجات اطلاعاتی برای انتقال به هیئت تهیه کنند.

دیوید. جی. کارپنتر

وزارت خارجه

رئیس کمیته فرعی ارزیابی


احتیاجات اطلاعاتی واشنگتن

ص: 446

سند شماره 21

از: ادوارد. اس. لیتل سرّی17 می 1977، 27 اردیبهشت 56، دفتر رئیس

به: ویلیام اچ. سولیوان سفیر آمریکا تهران

سرپرست سازمان مرکزی اطلاعات (CIA)، کمیته منابع انسانی،

در موقع ارسال بررسی FOCUS ایران برای جک میکلوس (کاردار) در ژانویه، سرپرست سازمان

مرکزی اطلاعات (CIA) سیا اشاره کرد که یک لیست محدود اولیه با ارجحیت از مسایل اطلاعات ملی

برای سفارت تهیه خواهد شد. ضمیمه، لیست مزبور است که به وسیله کمیته منابع انسانی با نظر مأمور

اطلاعات ملی برای خاور نزدیک و جنوب آسیا تهیه شده است. چون لیست فشرده است ترتیبی برای

ارجحیت منظور نشده است. راهنما جدا از بررسی FOCUSتهیه شده است و در فرم اسکلت وار به نظر

می رسد. ما امیدواریم که این لیست برای شما به عنوان یک نمودار هماهنگ شده بین سازمانی، مهمترین

احتیاجات اطلاعاتی واشنگتن را در برداشته باشد. یک راهنمای مفصل تر براساس منظمی از طریق

کانالهای سازمانی برای شما تهیه شده است.

همچنان که در برنامه FOCUS تجربه کسب می کنیم، امیدواریم که این ارزیابی های گزارشی منبع

انسانی و راهنمای گزارشی که از آنها جریان پیدا می کند کار هیئتهای خارج از کشور را سهل تر و آسان تر

سازد. نظرات شما در مورد این موضوع مایه خوشوقتی من است.سفیر ادوارد لیتل سرّی

سرّی

راهنما: ایران

لیست زیرین سرفصلهای مورد علاقه جوامع اطلاعاتی و امور خارجه می باشد.

1 سیاسی

الف: داخلی.

1 هدفها و سیاستهای درازمدت شاه و مشاورین اصلی او، نظامی و غیرنظامی.

2 تصمیمات اساسی سیاسی، ملی، امنیتی و اقتصادی به وسیله چه کسانی و چگونه گرفته می شود.

3 نقشی که ساواک در دولت بازی می کند.

4 نقش دولت ایران در نقض حقوق بشر.

5 برنامه ریزی های آینده و فعل و انفعالات شخصی که جانشین را تعیین می کند.

ب: خارجی.


1 منابع تهدیدات نظامی خارجی برای ایران.

2 موازنه قدرتها در منطقه به نحوی که ایران را متأثر می سازد.

3 روابط با اتحاد شوروی و کشورهای خلیج فارس، خصوصا عربستان سعودی و عراق.

4 روابط با هند، پاکستان، افغانستان و ترکیه.

2 اقتصادی.

الف: برنامه های رشد اقتصادی، به ویژه استراتژی و سیاستهای فروش شرکت ملی نفت ایران.

ب: طرحهایی که برای توسعه اتمی ریخته شده.

3 قابلیتهای نظامی نیروهای مسلح سلطنتی ایران.


ارزیابی سالیانه درباره سیاست و منابع ایران

ص: 447

سند شماره 22

از: سفارت آمریکا تهران سرّی 5 آوریل 1972، 16 فروردین 1356

برای اقدام: وزیر امور خارجه

موضوع: ارزیابی سالیانه درباره سیاست و منابع ایران


قسمت 1 ارزیابی های سیاسی

قسمت 1 ارزیابی های سیاسی

الف: منافع آمریکا در ایران

الف : منافع آمریکا در ایران

1 ایالات متحده آمریکا و ایران در پایان جنگ جهانی دوم از طریق منافع متقابل در مهار کردن

سیاستهای گسترش طلبانه شوروی به سوی یکدیگر کشانده شدند (در آن زمان شمالغربی ایران در اشغال

اتحاد شوروی بود). مناسبات آمریکا و ایران از این منافع از آن زمان الهام گرفته و تعدادی از ترتیبات

همکاری برای پیشبرد و حفظ این هدف داده شده است. در زمانی که ما از دستمان برمی آمد ما یک سپر

امنیتی در اطراف ایران از طریق یک تعهد دوجانبه برای به کمک دفاعی ایران رسیدن در صورت حمله از

جانب اتحاد جماهیر شوروی، یا متفقان کمونیست آن ایجاد کردیم. ما همچنین خود را با پیمان بغداد (که

بعدا سنتو نامیده شد) جزئا برای همین منظور وابسته کردیم. همزمان ما یک برنامه وسیع شامل

مساعدتهای اقتصادی، فنی و نظامی به عهده گرفتیم تا ایران بتواند از منافع خود دفاع کند و منابع خود را

در محیطی از ثبات داخلی و اصلاح اقتصادی و اجتماعی رشد دهد. بسیاری از این برنامه ها به هدف خود

رسیده و پایان پذیرفته اند. تنها ترتیب مهمی که هنوز ادامه دارد در زمینه مساعدتهای نظامی است که در آن

ایالات متحده اسلحه و پشتیبانی فنی فراهم می کند که بهای آن تماما اکنون از طرف ایران پرداخت

می شود. ایران که در یک موقعیت استراتژیکی قرار گرفته به نوبه خود به ما محلهایی برای اطلاعات با

ارزش که به آسانی قابل جایگزین کردن نیست و تأسیسات مخابراتی فراهم می کند و همچنین حق پرواز

از طریق تنها دالان هوایی قابل دسترس و امن در این قسمت از جهان برا ما تأمین می کند.

2 در ضمن کیفیت و ماهیت مناسبات تحول یافته هر چند، مقصود اصلی آن به طور اساسی همان

است که بود. به همان ترتیبی که ایران رشد می کرد و رونقش فزون می گشت به طوری که در ظرفیتهای خود

جلب اعتماد کرده بود. ایالات متحده انتظار داشت و از ایران خواست تا نقش فعال تری در صحنه های

منطقه ای و بین المللی ایفا کند. تا اندازه زیادی ایران در چهارچوب آنچه که شاه سیاست پرداز عمده ایران

به عنوان یک «روابط ویژه» از بعضی جهات به همان دلایل که قابل مقایسه با مناسبات ایالات متحده با ناتو

و اسرائیل است، به این انتظار آمریکا پاسخ مثبت داده است. به خواهش ما ایران در کمیسیون چهار دولت

در ویتنام شرکت کرد و به متفق ما، ویتنام جنوبی تجهیزات نظامی تحویل داد.

همین اواخر یک واحد نظامی برای نظارت بر متارکه در ارتفاعات جولان فرستاد. به توصیه ما ایران

مساعدت مالی به مصر و عده ای از کشورهای دیگر نیازمند تحویل داد که در این کشورها منافع ما با ایران

مشترک بود. ایران یک کمک دهنده بزرگ به IFAD بوده است و مسئولیت فراهم کردن افزایش مالی که با

شرایط ایالات متحده برای شرکت تطبیق می کرد بوده است. ایران همچنین یک نقش معتدل کننده پشتیبانی

در امور منطقه ای ایفا کرده و اختلافات محلی را به سازش رسانده و به عمان کمک کرده است تا شورش

تحت پشتیبانی کمونیستها را در منطقه جنوب عمان سرکوب کند. خلاصه برحسب توانایی و نفوذ ایران

یک نقش سازنده و کمک کننده در اموری که مستقیما مورد علاقه ایالات متحده بوده، داشته است. ظرف

ص: 448

آینده قابل پیش بینی علایق اصلی ایالات متحده در ایران به ترتیب زیر است:

الف: حفظ یک ایران با ثبات مستقل غیر کمونیست و همکار که نیرو و اراده کافی برای ایستادگی در

مقابل تجاوزگری احتمالی شوروی اعم از مستقیم یا غیرمستقیم دارد و ادامه نقش ایران برای ثبات در

خلیج فارس، خاورمیانه و آسیای جنوبی.

ب: تضمین و حفظ یک منبع قابل اتکاء نفت برای غرب ژاپن و اسرائیل به قیمت حتی الامکان پایین

(یک ملاحظه اولویتی برای سراسر منطقه آسیا خاور نزدیک) با توجه به وزنه محدودی که ما در مواضع

قیمت گذاری ایران داریم.

ج: پرورش پشتیبانی بیشتر ایران در مورد تأکید حکومت کارتر درباره بهبود حقوق بشر، عدم اشاعه

کلاهکهای هسته ای و خویشتن دار نسبت به نقل و انتقال سلاحهای قراردادی (سلاحهای غیرهسته ای).

د: حفظ دستیابی ایالات متحده به سمتی از ایران که دالان هوایی حیاتی ترکیه و ایران را تشکیل

می دهد. ( و دسترسی به بنادر ایران برای کشتیهای آمریکایی) در پشتیبانی از منافع امنیتی مشترک.

ه: حفظ استفاده از سرزمین ایران برای تأسیسات ویژه اطلاعاتی و مخابراتی که بدون از دست دادن

کارآییش نمی توانست در جای دیگری قرار گیرد.

و: حفظ دستیابی به بازارهای سریع الرشد ایران جهت کالا و خدمات آمریکا و همچنین ادامه همکاری

مالی ایالات متحده و ایران.

ز: حفظ گفت و شنود مؤثر و همکاری با ایران درباره تعداد زیادی از مسایل اقتصادی و سیاسی چندین

جانبه از قبیل همکاری اقتصادی شمال و جنوب، مناسبات اعراب و اسرائیل، کنترل سلاحها، مسایل

مربوط به اقیانوس هند و خلیج فارس و قانون دریا.

ح: تشویق همکاری بیشتر ایران در کوششهای ضد مواد مخدر ما که جنبه جهانی دارد.


ب: مرور کلی

ب : مرور کلی

1 دو فقره از سیاستهای پایه ای ایران که به نحو بسیار مستقیمی در نتیجه نزدیکی ایران به اتحاد

شوروی و ارزیابی آن از مقاصد شوروی شکل گرفته عبارتند از برنامه نوسازی نظامی ایران و سرکوبی

فعالیتهای کمونیستی داخلی. این دو سیاست همچنین دو سیاستی است که به احتمال قوی به وسیله تأکید

حکومت آمریکا بر محدود کردن نقل و انتقال سلاحهای قراردادی و حقوق بشر مورد سؤال قرار خواهد

گرفت. عدم حصول توافق در هرکدام از این دو زمینه میزان موفقیت ما را در پیشبرد منافع دیگرمان در

ایران و تا اندازه ای در منطقه در معرض تأثیرات منفی قرار خواهد داد.

2 تعهدات امنیتی رو به فرسایش ما نسبت به ایران دیگر قابل اعتماد نیست و با تشویق ایالات متحده

ایران، تنها راه دیگر قابل دوام خود را در خودکفایی نظامی تشخیص داده است، هر چند ایران خیالبافیهایی

ندارد که بتواند به تنهایی تجاوز مستقیم شوروی را بازدارد. بدین ترتیب ایران دست به برنامه نوسازی

نظامی با مقیاس بزرگ و گرانقیمت و به دست آوردن سلاحهای بسیار پیچیده به ویژه از ایالات متحده زده

است. ایران نیازهای خود را در قبال ارزیابی تهدیدات احتمالی از همسایگانش به ویژه اتحاد جماهیر

شوروی و عراق اندازه می گیرد و نوع دستگاههای نظامی که برای دفاع از مرزهای خود و نزدیکیهای آن

از هریک از جهات مورد توجه قرار می گیرد.

ص: 449

3 مسئله اینکه چه چیزی می تواند تقویت بنیه نظامی ایران را به میزان معتدلی برساند، مسئله اساسی

است. شاه خاطرنشان ساخته است که اگر ایالات متحده عرضه سلاحهای خود را به ایران کاهش دهد او به

منابع دیگر رجوع خواهد کرد. خریدهای مهم اخیر از سایر کشورها از جمله اتحاد شوروی این تصمیم را

معنی دار می کند و بنابراین موفقیت کامل در تدوین برنامه به دست آوردن سلاحهای ایران تنها با قائل شدن

یک مهلت کلی نقل و انتقال اسلحه به منطقه از سوی همه تحویل دهندگان اسلحه تحقق خواهد یافت. بنابه

قضاوت ما کوششهای یک جانبه به چنین مقصودی نخواهد رسید.

4 معذالک در میان دو قطب افراطی قطع کامل و عرضه نامحدود ما معتقدیم که محلی برای مانور

وجود دارد.

نتیجه، تحت تأثیر این اصل قرار خواهد داشت که بدانیم ما تا چه اندازه به نحو مؤثر و متقاعدکننده ای

برای نیل به هدف، توافق متقابل با یاران درباره ماهیت تهدیدهای جاری و آینده علیه آنچه که برای مقابله

با آنها لازم است، حرکت کنیم. از بسیاری جهات این فرا روند مشورت باید نزدیک به الگوی آمریکا و

اسرائیل باشد. برای این منظور این امر نه تنها شامل بررسی تفصیلی محیط سیاسی و نظامی منطقه خواهد

بود بلکه همچنین بررسی منظم نیروهای منابع ملی و انسانی ایران و زیربنای آن و ظرفیت جذب آن نیز

خواهد بود، یک چنین خط مشی برای اقدام نیازمند اختصاص کادرهای واجد شرایطی فنی که در حال

حاضر تعهدی نسبت به واشنگتن و تهران ندارند، خواهد بود. همچنین فرض بر آن است که از جانب ایران

ظرفیت و آمادگی که هنوز مورد آزمایش قرار نگرفته، معلوم گردد. معذالک در صورت فقدان یک چنین

کوششی تصمیمات یکجانبه حکومت ایالات متحده برای خودداری از فراهم کردن اسلحه برای ایران به

عنوان تنزل علاقه ایالات متحده نسبت به ایران و دوستی با آن تعبیر خواهد شد که عواقب آن نیز باید

درنظر گرفته شود.

5 زمینه اختلاف نظر جدی احتمالی دیگر مربوط به حقوق بشر است. به قضاوت ما بین تصویری که

غربیها از ایران زمان حال دارند از یک طرف، و واقعیت ایران از سوی دیگر به اندازه تجارب فرهنگی و

اخلاقی و تاریخی بین غربیها و ایران اختلاف دارد. ایران تاریخی شامل 2500 سال فرمانروایان خودکامه

و اغلب خارجی دارد و تنها به نحو نسبتا محدودی در معرض ارزشهای لیبرال غربی قرار گرفته است.

فرایافت های جریانهای دمکراتیک اساسا برای سنتهای ایران بیگانه است هرچند ایران در صف مقدم

بعضی از انواع حقوق بشر از قبیل آزادی مذهبی قرار گرفته، که این امر در غرب مورد توجه زیاد واقع

می شود.

اصلاحات ارضی و آموزش و پرورش عمومی و حقوق زنان و سایر اصلاحات اجتماعی و اقتصادی

تنها اخیرا (یعنی در سالهای دهه 1960 و دهه 1970) در مقابل مخالفتهای سخت محافظه کارانه وارد

جریان شده اند. شکی نیست که حتی این پیشرفتهای محدود در صورتی که رهبری نیرومند و مصمم شاه و

پدرش قبل از او وجود نمی داشت، تحقق نمی یافت. در جریان همین چند دهه اخیر شاه از سوی

چپ گرایان تحت پشتیبانی کمونیستها و راست گرایان مسلمان محافظه کار زمین دار، در معرض

مبارزه جویی قرار گرفته و چندین بار به لبه پرتگاه رسیده که ممکن بود، احتمالاً باعث معکوس شدن

جهت گیری طرفداری ایران از غرب شود. همین اواخر ایران ناگزیر بود با گروهها و اجتماعات کوچک

ایثارگر که وحدت چندانی بین یکدیگر نداشتند و مخالفین، مارکسیست اسلامی نامیده می شدند و در

ص: 450

کوششهایی برای سرنگون کردن نام کنونی متوسل به تروریسم شده بودند مقابله کند. نشانه هایی از

پشتیبانی بیگانه از این کوششها در دست است. رژیم ایران به این کوششها پاسخ شدید داده است هر چند

همیشه کار او مؤثر نبوده است.

6 موفقیتهای رژیم به طور عمده در سطح سیاسی، خلقی و اقتصادی از طریق برنامه های پیش دستی

کننده و سیاستهایی که هر مخالف قابل تصوری ممکن بود عنوان کند و وارد کردن مخالفین در فعالیتهای

مشروع و قانونی بوده است. آنچه که باقی مانده مخالفینی هستند که فاقد هدفهای سیاسی بوده و تنها میل

دارند جایگزین دستگاه رهبری کنونی بشوند و این موضعی است که در ایران پشتیبانی خلق را

برنمی انگیزد. روش رژیم نسبت به این مخالفین که به عقیده آن دارای جهت گرایی کمونیستی بوده و یا

تحت الهام کمونیستها قرار گرفته اند بسیار خشن است و تابع قوانینی است که نزدیک به قوانینی بود که در

ایالات متحده در سالهای دهه 1950 به مورد اجرا گذارده می شد. علاوه بر این سیستم دادگاههای مدنی

ایران پرپیچ و خم بوده و در معرض انتقادهای زیادی از لحاظ عدم کارآیی قرار گرفته اند، این اوضاع توأم

با مخلوط ناهنجاری از قوانین دوران ناپلئون و قوانین اسلامی منجر به نظامی از روالهای قضایی برای

رسیدگی به مسایل امنیتی شده است که با فرایافت های غربی (یا لااقل انگلوساکسون) کاملاً بیگانه است.

شاید در ایران حدود سه هزار و پانصد «زندانی سیاسی» وجود داشته باشد، هر چند سازمان عفو

بین المللی و گروههای مشابه مدعی هستند تا 000/200 زندانی سیاسی در ایران وجود دارد. در میان این

زندانیان سیاسی اکثریت بزرگی دست به عملیات خشونت آمیز زده یا در آن شرکت داشتند. بنابراین آنچه

که در توصیه به اجرای سیاستهای حقوق بشر، هماهنگ با فرایافت های خودمان مواجه هستیم در

موضعهای قانونی و روشی که مختص رژیم کنونی نبوده و ریشه های عمیقی در سنتهای ایرانی دارد دارای

اختلاف بسیار زیادی است. حکومت کنونی ایران نسبت به نگرانیهای ما بی تفاوت نیست. ما شاهد

اصلاحات جزئی در این زمینه بوده ایم و معتقدیم که می توانیم بیشتر از آن نیز انتظار داشته باشیم اگر به

آرامی تداوم و با صبر و شکیبایی به شکل عدم رویارویی پیش برویم.

7 زمینه دیگر اختلاف مربوط به قیمتهای نفت است ایران به نحو پیگیرانه ای استدلال کرده است که:

الف: افزایشهای قیمت نفت به آن اندازه ای که مفسرین غربی مدعی شده اند به مصیبتهای غرب (یا حتی

کشورهای کم رشد) نیفزوده است.

ب: نفت ماده ای است که باید حفظ شود و قیمتهای بالاتر تهیه منابع انرژی دیگر را تشریح می کنند در

حالی که:

ج: ایران در افزایش قیمتهای صادرات عمده خود با توجه به قیمتهای بالا رونده جهت کالاهای غربی

اعم از نظامی و غیرنظامی کاملاً محقّ است. این موضعی است که استدلالهای غرب موفق نشدند آن را

شکست دهند. تحولات چند سال آینده مانند نزاع دو گروه جداگانه در داخل اوپک ممکن است منجر به

کاهشهای جزیی در تصمیمات ایران بشود. معذالک شاه این موضع را اتخاذ کرده است که سیاست نفتی

یک امر کاملاً اقتصادی است و نباید تحت تأثیر ملاحظات سیاسی قرار گیرد. به همین جهت شاه در سال

1973 از الحاق به تحریم نفت اعراب خودداری کرد و همچنان تحویل دهنده عمده نفت به اسرائیل است.

ما می توانیم و باید نقطه نظرهای خود را درباره قیمتهای نفت (و عرضه نفت) براساس منظم ارائه داده و

به گفت و شنودهای مشورتی با ایران ادامه دهیم تا اینکه به مرور زمان بتوانیم آن قسمت از استدلالهای

ص: 451

ایران را که ما، در مقابل آنها استدلال متقابل داریم از میان ببریم. ما باید تمامی مسئله قیمت گذاری را مورد

مطالعه قرار دهیم، زیرا هیچ بعید نیست که این امر به موقع افزایش یکجانبه قیمتهای نفت اوپک یا قیمتهای

آن قسمت از نفت را که در بازار آزاد وجود دارد کاهش دهد. ولی درباره این مسئله و مسئله دیگر در

صورتی که به طریق رویارویی مستقیم عمل کنیم نه تنها نفعی نخواهیم برد بلکه چیز زیادی از دست

خواهیم داد. طریقه بهتر و مؤثرتر آن است که در شرایط دوستانه به استدلال بپردازیم.

به نحو صمیمانه ای اعتقاد دارد که عدم اشاعه سلاحهای هسته ای در مورد ایران صدق می کند. در عین

حال شاه سرمایه گذاریهای سنگینی در پرورش و رشد انرژی هسته ای زمان صلح تقبل کرده و نگران است

که در آینده به اندازه کافی سوخت هسته ای به دست آورد.

ایران از هم اکنون در آفریقای جنوبی و زئیر و جاهای دیگر در جستجوی منابع متنوع برای این گونه

سوخت است. می توان انتظار داشت که ایران همچنان به کارخانجات غنی کردن و تکنولوژی مشابه علاقه

نشان خواهد داد و با توجه به میزان همکاریهای آینده با حکومت آمریکا در زمینه هدفهای جهانی

هسته ای در نتیجه میزان همکاریهای آمریکا، ایران علاقه های خود را برای تأمین عرضه سوخت به دست

می آورد.

9 ایالات متحده آمریکا (از لحاظ حاشیه ای) بزرگترین صادرکننده کالاهای غیرنظامی (نظامی) و

خدمات به ایران است. در سال 1976 معادل 8/2 میلیارد دلار کالای غیرنظامی آمریکایی به ایران صادر

شده که انتظار می رود در سال بعدی به 2/3 میلیارد دلار افزایش یابد و معادل صادراتی قبل از 1975

گردد. ما می توانیم انتظار داشته باشیم که تا چند سال آینده این صادرات در اطراف 3 میلیارد دلار باشد.

10 در مسایل چند جانبه اقتصادی و سیاسی ایران به احتمال قوی بین (الف) احتیاط برای احتراز از

برخورد با منافع کشورهای کم رشد از یک سو و (ب) حساسیت برای حفظ مناسبات خود با کشورهای

رشد یافته در نوسان خواهد بود. در تریبون های تبلیغاتی شمال و جنوب، ایران احتمالاً از نقطه نظر

کشورهای کم رشد پشتیبانی خواهد کرد، ولی شور و ذوق ایران از مسئله ای به مسئله دیگر تفاوت خواهد

داشت.

IFAD وسیله دیگری است که برای سیاست ایران اهمیت خواهد داشت (به ویژه اگر ستاد IFADبه

تهران منتقل شود). در حالی که نقش آن در سازمانها و گروه بندی های قدیمی تر مانند کمیسیون ملل متحد

برای بازرگانی و توسعه و موافقتنامه عمومی درباره تعرفه و بازرگانی و حتی G77 هم چنان در حال

غیرفعال خواهند بود.

11 دانشجویان ایرانی در ایالات متحده شاید بزرگترین رقم دانشجو را نسبت به هر کشوری تشکیل

دهند و می توان انتظار داشت که تعداد آنها که اکنون 30 هزار نفر برآورد می شود افزایش یابد. این امر نظر

تلخ حکومت ایران را درباره فعالیتهای مخالفین ایرانی در ایالات متحده و اروپای غربی تغییر نخواهد داد.

ولی این مسئله باید به نحو معقولی مهار شود زیرا هم ایران و هم ما چشم انداز وسیع تری درباره روابط کلی

بین خود داریم.

12 هدفهای سیاسی دیگری نیز برای حکومت ایالات متحده در ایران وجود دارد. از قبیل جلب

همکاری ایران در یک برنامه مؤثر علیه تولید تریاک در کشورهای همسایه و به دست آوردن آراء ایران در

هیئتهای سازمان ملل متحد برای یک سلسله از مواضع حکومت ایالات متحده و غیره. معذالک اینها

ص: 452

همراه با منافع بزرگتر که قبلاً ذکر شده به طور متقابل به یکدیگر وابسته هستند و از یک جو کلی دوستی و

همکاری ناشی می شوند؛ همان طور که شاه نیز آن را چنین درک می کند.


ج: هدفها، خط مشی ها و مسایل

ج: هدفها، خط مشی ها و مسایل

1 هدفهای ما همان است که در قسمت الف به عنوان منافع ایالات متحده ذکر شده است

خط مشی های عمده ای که در پشتیبانی از این منافع اتخاذ می شود به ترتیب زیر است:

(a) ادامه فروش سلاحهای قراردادی به ایران. (سلاحهای غیر هسته ای) کوشش به متقاعد کردن

سیاستمداران ایران در منافع خودشان به اینکه صاحب گزینش بیشتری باشند و سرعت سیر نوسازی

سلاحها را برای جذب مؤثرتری مشخص کنند. این عمل از طریق مشاورت فنی نزدیکتر بین سازمانهای

دفاعی ایالات متحده و ایران باید صورت بگیرد. تأکید بر روی نفع متقابل ما در یک ایران نیرومند و امن از

طریق مشورتهای نزدیک بین دو حکومت، شامل در معرض قرار دادن شاه و رئیس جمهور و وزیر امور

خارجه و همچنین تماسهای مکرر در سطوح متعدد شامل کارمندان نخبه در واشنگتن و همچنین سفیر و

کارمندان متعدد او در تهران. بایستی در عین حال تعهد اساسی حکومت ایالات متحده نسبت به سطح

پایین تری از تسلیحات در سراسر جهان که ما امیدواریم و انتظار داریم ایران سهم خود را در آن داشته

باشد، توجه کرد. شانسهایی که ما بتوانیم چنین کاهشی در تسلیحات به دست آوریم بستگی به این دارد که

تا چه میزان ما می توانیم 1 ایران را متقاعد کنیم که ما به عنوان تحویل دهنده سلاحهای مورد نیاز و

خدمات فنی همچنان قابل اتکا هستیم. 2 فراهم کردن پشتیبانی وسیع بین المللی (از جمله پشتیبانی

اتحاد شوروی) برای پایین بودن سطح نقل و انتقالات سلاحها و 3 کمک به بهبود اوضاع امنیتی در منطقه

اطراف ایران از قبیل تحولات امکان پذیری نظیر نرخ پایین تر تسلیحات عراق (شاید و البته به حل بحران

اعراب و اسرائیل یا یک نزدیکی پرمعناتری بین هند و پاکستان. (بدین مناسبت لازم است در نظر گرفته

شود که خروج نیروهای ایالات متحده و شوروی از اقیانوس هند به خودی خود نگرانی ایران را درباره

مقاصد آینده همسایگانی نظیر هند یا عراق کاهش نخواهد داد). هیئت مستشاران نظامی آمریکا در ایران

حتی اگر از لحاظ تعداد کاهش یافته است باید همچنان رهبری را در پرسنل فنی متعدد حکومت ایالات

متحده و شرکتهای خصوصی که به نوسازی نظامی ایران از طریق برنامه هایی که تماما به هزینه ایرانیان

صورت می گیرد، در دست داشته باشد. افزایش پرسنل بخش سیاسی نظامی سفارت بایستی برای رهبری

این کوششها کمک کند.

(b) نشان دادن ادامه نگرانی ایالات متحده در امور حقوق بشر در ایران چه از لحاظ چهره عمومی

ایران و چه از لحاظ متفق بالفعل ایالات متحده و به خاطر آینده ثبات خود ایران که در آن ایالات متحده

ذیعلاقه و ذینفع است از محکوم کردنهای ناشی از قدرت یا پشتیبانی بیش از حد حکومت ایالات متحده

در مورد انتقاد از اوضاع مربوط به حقوق بشر اجتناب شود. ولی کار مداوم با سیاستمداران ایران و

بوروکراسی این کشور برای تشخیص هویت مناطقی که در آنها لیبرالیزه کردن قوانین و عرف ایران به

امنیت داخلی ایران صدمه نخواهد زد، بلکه در دراز مدت به آن کمک خواهد کرد، ادامه یابد.

(c) پیشبرد مشورتهای منظم و در واقع گفت و شنود با ایران درباره قیمتهای نفت به ویژه در ارتباط این

قیمتها با قیمتهای واردات از ایالات متحده (استدلالی که شاه خوشش می آید آن را در سر و کار داشتن با

ص: 453

ما به کار ببرد). کوشش به نشان دادن تا آنجایی که ممکن باشد به این که ایرانیان درباره میزان تورم در

اقلامی که از ما خریداری می کنند غلو می کنند (از طریق مقابله با افزایش هزینه جهت تجهیزات و خدمات

نظامی در مقابل قیمتهای حقیرانه واردات غیر نظامی). معذالک ما باید بپذیریم که درباره کوشش ما

حدودی وجود دارد تا زمانی که 1 ایران هم چنان به اینکه نفت را به چه کسی تحویل می دهد تبعیض

سیاسی قائل نیست (مثلاً اسرائیل یا غرب را تحریم نکرده است) و 2 قیمتهای ایران با قیمتهای نفت سایر

جاهای دیگر چنان خارج از حدود تطبیق نیست.

(d) ادامه گفت و گوی خود با ایران برای حفظ تعهد حکومت ایران درباره امور مربوط به عدم اشاعه

سلاحهای هسته ای و جلب مساعدت ایران در این زمینه. باید به نفع ما باشد که به اندازه کافی مقادیر

سوخت برای برنامه های انرژی هسته ای برای مقاصد صلح برای ایران فراهم کنیم. در عوض باید بتوانیم

از ایران بخواهیم که در بازداشتن دیگران در تعقیب برنامه اشاعه سلاحهای هسته ای به ما کمک کند،

چنانچه ایران در گذشته در این زمینه سودمند بوده است (مثلاً نسبت به پاکستان).

(e) ادامه همکاری اطلاعاتی با ایران برای فراهم کردن یک محصول مشترک با رشد مداوم و نشان

دادن علاقه مداوم ما به امنیت ایران در زمانی که ما بخواهیم خرید سلاحهایی بر حسب انتخاب و به مقدار

کم را به ایران توصیه کنیم.

(f) ادامه پشتیبانی نیرومند از صادرات بازرگانی غیر نظامی شرکتهای خصوصی به ایران از طریق

مأمورین بازرگانی سفارت و مرکز بازرگانی ایالات متحده و نمایشگاههای ویژه بازرگانی به پشتیبانی از

برنامه های بازرگانی سراسری ما. ادامه یک سطح گزارشگری مداوم اقتصادی و مالی برای مقابله با

روندهای متغیر در فرایافت ها و رفتارهای اقتصادی ایران (مثلاً علاقه کمپانیهای ایالات متحده به

معاملات پایاپای با استفاده از نفت). حفظ علاقه ما در تولید کشاورزی ایران از طریق نماینده وزارت

کشاورزی آمریکا در اینجا با توجه به این که ادامه بهبود تولید کشاورزی در ایران به فرآیند رشد اجتماعی

و اقتصادی و بالنتیجه ثبات سیاسی مساعدت می کند.

(g) ادامه برنامه مؤثر اداره اطلاعات ایالات متحده در امور فرهنگی به عنوان وسیله دیگری از کمک به

رشد ایران، و نشان دادن علاقه کم نشدنی ایالات متحده نسبت به آینده ایران و ادامه بر قرار کردن پیوندها

با رهبران افکار عمومی در ایران، در زمینه های آموزش و پرورش و اطلاعات (مقصود غیر از اطلاعات

سیاسی یا نظامی است) و زمینه های مربوطه که در دراز مدت باید به انتقال ایران به داشتن یک جو

دمکراتیک تر کمک کند.

(h) همچنین پشتیبانی بیشتری از تماس مردم با مردم از طریق جریان دادن دیدار کنندگان ایرانی از

ایالات متحده و تعداد زیادی از دانشجویان ایرانی که در آمریکا تحصیل می کنند. خدمات روادیدی در

سفارت آمریکا در ایران باید کادر مناسبی داشته باشد.

(i) به همین ترتیب داشتن کادرها در خدمات آمریکایی و حمایت از شهروندان آمریکا لازم است تا از

حضور فزاینده آمریکا در ایران پشتیبانی کند و از فشار در امر روابط عمومی با مردم اجتناب شود.

(j) از طریق مبادله مکرر دیدارهای مقامات ایرانی از وزارتخانه ها و سازمانهای مختلف و هم چنین

وزارت امور خارجه کوشش شود تا پشتیبانی فزاینده ایران در تریبون های تبلیغاتی بین المللی درباره

مسایل اقتصادی و سیاسی مورد علاقه حکومت آمریکا جلب شود. برای این وظیفه تعداد بیشتری از وقت

ص: 454

مأمورین سفارت آمریکا اختصاص خواهد یافت.

(k) حفظ یک برنامه کافی ضد مواد مخدر در ایران از طریق عملکرد مأمورین مبارزه با مواد مخدر،

چه ساکن ایران و چه دیدار کننده از ایران، برای ادامه جلب همکاری ایران در محدود کردن تولید تریاک در

کشورهای همسایه و عبور ترانزیتی مواد مخدر به ایالات متحده، و همچنین کاهش دادن مسایل و

مشکلات مربوط به مواد مخدر در جامعه آمریکایی (مقیم ایران، مترجم).


2 مسایل

2 مسایل

(a) بحرانی ترین مسئله در روابط دو جانبه ما مربوط به تصمیم واشنگتن درباره ادامه سیاست نقل و

انتقال سلاحهای متعارفی (مقصود غیر هسته ای) به ایران است. این امر در اینجا به عنوان یک میخ مصوری

روش جدید حکومت نسبت به ادامه روابط نزدیک با ایران تلقی خواهد شد. ما توصیه می کنیم این مسئله


مطابق با خط مشی که در بحثهای من روند مذکور در بالا شرح داده شده حل شود.

(b) یک مسئله مربوطه عبارت خواهد بود از دامنه انتقادات واشنگتن از اوضاع حقوق بشر در ایران که

مخالف با برداشت تدریجی گرایانه از تشویق اصلاحات در این زمینه است. ما معتقدیم که حکومت ایران

کوششهای حکومت آمریکا را برای بهتر کردن چهره ایران و کارهای آن تحمل خواهد کرد ولی کوششهای

آمریکا در این رشته باید همیشه به عنوان کوششهای یک دوست علاقمند و نگران درک شود که درباره

هدفهای مشترک تبادل نظر می کند و به هیچ وجه با خاطرات ایرانیان درباره سیاستهای کاپیتولاسیون و

استعماری که به وسیله حکومتهای غرب در گذشته بر ایران تحمیل می شده است مشابهتی ندارد.

(c) توجه زودرس آمریکا به مسئله عرضه کافی سوخت هسته ای قابل اتکاء به کشورهایی مانند ایران

که وارد برنامه های جاه طلبانه پرورش انرژی هسته ای می شوند به خودی خود یک هدف با ارزشی است و

می تواند اثرات جنبی پشتیبانی فعال ایران را برای کوششهای عدم اشاعه سلاحهای هسته ای آمریکا

فراهم کند.

(d) سرانجام یک مسئله نسبتا کوچکتر عبارت است از حل و فصل بدهی معوقه ایران از زمان جنگ

جهانی دوم مربوط به قرارداد وام و اجاره که به مرور تصاعد بهره در حال حاضر به 35 میلیون دلار رسیده

است. ما توصیه می کنیم که این مسئله به نحو بسیار فعالانه حل شود و ایرانیان نیز همین میل را دارند، حتی

اگر این حل و فصل معادل با سازش درباره مبالغ مورد بحث برای حفظ آبرو به طور کلی باشد.

میکلوس



مخالفت مذهبی و روشنفکری در ایران

ص: 455

سند شماره 23

از: سفارت آمریکا تهران محرمانه 25 جولای 1977 3 مرداد 1356

به: وزارت خارجه واشنگتن

گزارشگر: استمپل

موضوع: مخالفت مذهبی و روشنفکری در ایران


تحریکهای مخالف

تحریکهای مخالف

خلاصه: انتقاد از رژیم در روزنامه های خارجی که آزادانه در اینجا منتشر می شوند، اگر چه به سختی

استقبال می شوند ولی به مدت طولانی تحمل شده است. این موضوع در زمینه انتقادات عناصر داخلی

صحت ندارد. در دو سال گذشته طرز برخورد مقامات نسبت به این موضوع آرامتر شده است. در حقیقت

قسمت زیادی از انگیزه از خود شاه ناشی می شود و کمیسیونها و گروههای تحت حمایت دولت برای انتقاد

از سیاست و عمل دولت تشکیل شده است. اخیرا انتقاداتی از طرف گروههایی که با سازمانهای تروریستی

همکاری ندارند و از کانالهای حمایت شده رسمی خارجی نیستند، شده است. آنها با عبارتهایی که نسبتا با

دقت پرداخته شده تقاضا دارند که شاه سلطنت کند نه حکومت و همچنین تقاضای تجدید حیات آزادی

بیان. باید دید آیا چیزهای بیشتری مطرح خواهد شد و دولت در قبال آن چه خواهد کرد. اما در

آزادیخواهی به نظر می رسد که نیمه باز است. در حالی که تأکید مجددمان در مورد حقوق بشر هماهنگ و

پذیرفته شده، ما معتقدیم که باید از هر اظهار نظر رسمی که به صحه گذاشتن بر مفاد انتقاد تعبیر شود

اجتناب کنیم. (پایان خلاصه).

ضمائم:

1 نامه به شاه

2 نامه به نخست وزیر

3 موضوع برای اطلاع شما

سابقه: دوبار در این قرن کوششهایی برای هم چشمی کردن با فرمهای غربی دولت، احزاب سیاسی،

آزادی بیان و حق مخالفت در ایران انجام گرفته و منجر به شکست شده است. این مفاهیم اساسا در این

رژیم سلطنتی غریبه هستند. وفاداریها و علاقه ها و به طور سنتی در مرتبه اولویت به خانواده، قبیله و فقط

به صورت فاصله داری به سلطان و ملت قرار دارد. تشریک مساعی، تلاشهای گروهی و کار در داخل

مؤسسه ها قسمتی از میراث پارسی نیستند، و فقدان آنها بیانگر دلیل اساسی برای شکستهای گذشته در

ریشه گرفتن و روییدن ارزشهای سیاسی غرب می باشد. نارضایتی و مخالفت به طور عمومی به عنوان

کوششهایی برای سرنگون کردن رژیم مستقر و خنثی کردن هدفهای آن دیده شده است. با این حال این

تصور که ایران که سرزمین متکی به خود نیست و باید با نفوذها و عقاید خارجی همسازی داشته باشد در

حال قوت گرفتن است. جواب ما استقبال از انتقاد سازنده بوده است ولی آن را در محدوده های قابل کنترل

باید نگهداشت.

بعضی از محافظه کاران و روشنفکران این موضوع را یک مجرای کافی و شایسته و راضی کننده

نمی دانند. یک هسته از گروههای فناتیک قدیمی و مذهبی هنوز وجود دارند و رژیم شاه به طور دائمی

خود را در رقابت با آنهایی که هنوز عقیده دارند سلسله صفویه (قرن هفدهم) به نقطه اوج توسعه و سازمان

ص: 456

اجتماعی رسیده بود می بیند. مخالفت مذهبی با دولت ادامه یافته است و حتی رشد یافته و این به همان

اندازه که گامهای مدرنیزه کردن از زمان انقلاب سفید (1963) تندتر شده است، می باشد. گروههای

تروریست، احتمالاً در پرتو مجاهدین خلق، شروع به عضوگیری از میان جوانان تأثیرپذیر با زمینه عمیق

(مذهبی) مسلمان کرده است. بیشتر این جوانان به خاطر تنفر از برنامه رفرمی شاه به خصوص اصلاحات

ارضی و اعطای حق رأی به زنان جذب آنان شده اند. دولت ایران بشدت مواظب امامهای رادیکال عمده

است و برنامه هایی را برای بی اعتبار کردن بعضی و مواظبت دیگران شروع کرده. در همین دوره،

19751963 اعضای متمایل به چپ جبهه ملی که خیلی از آنها اعضای حزب توده «کمونیست» بوده اند

از فعالیت دست کشیده اند.

بعضی به همکاری پذیرفته شدند، که تحت تأثیر اقدامات (تلاشهای) انقلابی شاه قرار گرفته اند. حداقل

دو نفر از آنها وزیر شدند. بیشتر آنها به سادگی از سیاست خارج شدند و نسبت به آن بی علاقه شدند.

چندین نفر از آنها استاد دانشگاه باقی ماندند، بعضی به تجارت پرداختند (و همان طور که ثروت ایران به

سرعت در اواخر دهه 60 و 70 افزایش پیدا کرد ثروتمند شدند). خیلی به طور خصوصی منقد شاه، بدبین

نسبت به دولت و بی تمایل نسبت به شرکت در فعالیتهای تحت حمایت دولت از قبیل رستاخیز باقی ماندند.

خیلیها توسعه کشور را پذیرفتند ولی انتقادشان را بر نقصان آزادیهای مدنی و حضور سانسور در

مطبوعات و انتشارات و روش حبس و غیره متمرکز کردند. به علاوه یک جنبش متمایل به چپ فزاینده در

میان روشنفکران و جامعه علمی وجود دارد. نمایندگان این جنبش نه فقط در گروههای دانشجو، بلکه تا

حدی در قسمتهای دیگر جامعه، به خصوص آنهایی که آموزش دانشگاهی خارجی داشته اند وجود دارد.


تجزیه و تحلیل کردن سیستم سیاسی

تجزیه و تحلیل کردن سیستم سیاسی

هم زمان با علاقه فزاینده ایران در مورد وجهه حقوق بشرش که در پاییز 1976 شروع شد، این

تشخیص پیدا شد که مردم نسبت به قدرت دولت در جوابگویی به مسایل اقتصادی و اجتماعی انتقاد

دارند. علاوه بر این بر رهبران ایران آشکار می شد که برای هماهنگ کردن و ادامه دادن رشد اقتصادی

ایران چیزی بیشتر از افزایش تعداد طبقه متوسط لازم بود. به طور خلاصه، شاه و دولت ایران در بهار

1977 شروع به جستجو برای راههای ترغیب حمایت فعال زبده های (دولتمردان) جدید کردند. انتقاد در

داخل حزب رستاخیز، شوراهای شهر و استان و مجلس تحمل شد تا جایی که خیلی از کسانی که مشتاقانه

شرکت می کنند هم اکنون متحیرند که چه نتیجه خوبی گرفته شده است. آیا کسی گوش می دهد؟ برای اینکه

اعتبار بیشتری به این مراحل داده شود، دولت ایران فعالیتهای کمیسیون سلطنتی، سازمان بازرسی

شاهنشاهی و گروه مطالعه مشکلات ایران را احیا کرد. به هر گروه حکم جداگانه ای که گاهی تداخل با هم

پیدا می کنند داده شده است.

کمیسیون سلطنتی روی سرپرستی توسعه اقتصادی، ریشه کن کردن و محو فساد کار می کند. سازمان

بازرسی شاهنشاهی پیشرفت انقلاب اداری و از هفت ژوئن بازرسی اعلام نشده تمام وزارتخانه ها و دفاتر

را مراقبت می کند. تیم مطالعه مشکلات ایران ارزیابی و بحث در مورد سیاستها و مشکلات دولت ایران و

ارسال گزارشات و انتقادهایشان به شاه را به عهده دارد. برای افتتاح مبارزه جدید در ژوئن و جولای

(خرداد تیر مرداد) جلسات کمیسیون از تلویزیون سراسری پخش شده، گزارشات کمیته و شهادتهای

ص: 457

وزارتخانه، بی کفایتیها (ناکارآیی) و کمبودها در برنامه توسعه اقتصادی ملی را آشکار کرد و تعبیر و تفسیر

فراوانی بر روی آن انجام گرفت. خشم کمیسیون در مورد نیرو، کتاب درسی، سیمان، کمبودهای

بیمارستانی بود و هیجانی به وجود آورد.

وزرایی که مورد حمله قرار گرفتند مجبور به دفاع از سیاستهای خود و یا قول برای تغییر شدند. در

جلسه مشابهی در ژوئن که به وسیله گروه مطالعه تشکیل شد، نخست وزیر و دیگر مقامات بالا درباره عدم

اداره صحیح و سَمبَل کاری مورد سؤال قرار گرفتند. بر طبق خلاصه ای که به وسیله یک عضو گروه مطالعه

که در ضمن کارمند محلی خدمات اطلاعاتی ایالات متحده است، تهیه شده، خیلی از اعضا عدم اعتماد و

انزجار عمیقشان را از دولت ایران ابراز کردند. چندین بار در طول جلسه سؤال و جواب محرمانه با نخست

وزیر، امانت و درستی دولت مورد اعتراض واقع شد و عمل آن مورد اعتراض قرار گرفت. در دو ماه گذشته

سازمان بازرسی شاهنشاهی به عنوان سگ مراقب دولت ایران، به منظور رسیدگی به شکایتهای

شهروندان و انجام تحقیقات مستقل و تهیه گزارشات برای شاه از نو طرح ریزی شده است. این سازمان پر

قدرت ترین و مؤثرترین سازمان از سه گروه است و از اعتقاد کامل شاه برخوردار است. سؤالی که باقی

می ماند این است که آیا شاه و نخست وزیر به وعده های خود عمل می کنند؟ و آیا قادر خواهند بود که یک

توده شکاک را قانع سازند که قصد آنها جدی است؟

منابع نزدیک به نخست وزیر ادعا می کنند که این مبارزه ای که به دقت برای گشودن و اجازه دادن به

انتقاد بیشتر از دولت طرح ریزی شده پیشقدمی بخشش شاه و عملیات اخیر نخست وزیر بود که به آن

گزارشها اعتبار بخشید. در یک گفتار برای مطبوعات در پنجم ژوئن و در دوازدهم ژوئن برای I.C. هویدا

گفت که هر ایرانی حق دارد که در تمام امور ملی جز جایی که اساس ملت ایران مطرح است انتقاد کند (به

عنوان مثال: شاه، قانون اساسی، و انقلاب شاه و ملت).

او موقعیت دولت را عنوان کرد: «هیچ دلیلی نیست که چرا کشوری که از ضعف (با رهبری شاه) به

موقعیت استحکام رسیده است از انتقاد هراسان باشد.»

اینکه این موضوع به سرانجام خواهد رسید هنوز معلوم نیست. پس از آنکه مقاله ای در کیهان در تاریخ

ژوئن چاپ شد که از وجود سانسور انتقاد کرده بود،

نخست وزیر به روزنامه کیهان تلفن کرده و آنها را متهم به تندروی کرد، وقتی که آنها انتقاد خود او را در

مورد ترتیبات سانسور فعلی منعکس کرده بودند.

با این حال آشکارا به نظر می رسد که دولت ایران یک موضع قابل تحمل تری از گذشته درباره مخالفت

با سیاستهای دولت گرفته است. حتی شایعه ای وجود داشته مبنی بر اجازه دادن به وجود یک حزب

سیاسی دیگر، ولی تاکنون در حد شایعه باقی مانده است.



تحریک مخالفت

تحریک مخالفت

نشانه های دیگری که از قانون اصلاحی دادگاه نظامی سرچشمه می گیرد و حملات متقابل بر علیه

ادعاهای بین المللی در مورد شکنجه در ایران، بعضی گروهها و اشخاص را که سابقا بی تفاوت بوده اند، به

طور آزمایشی به صحنه سیاسی بازگردانده است. این موضوع به وسیله عقیده آنها در باب اینکه خطر

سرکوبی کمتر است (برای اینکه ایران می خواهد یک ذره فضای سیاسی را باز کند) تقویت شده است و

ص: 458

سیاست جدید حقوق بشر ایالات متحده کشورها به طور عمومی و به خصوص ایران را وادار کرد که پلیس

را در سرکوبی مخالفین محدود کنند. بارزترین مدرک این بیدار شدن مجدد دو نامه هستند که به طور

خصوصی انتشار پیدا کرده اند: یکی برای شاه فرستاده شده و دیگری برای هویدا، نخست وزیر. سفارت

نسخه هایی از این نامه ها را به فارسی به دست آورده و به طور غیر رسمی به انگلیسی ترجمه کرده است

(ضمیمه های 1 و2).

نامه شاه احتمالاً یک گزارش پرداخته شده در مورد آرزوهای لیبرالی مخالفین سابق است و به وسیله

دوازده نفر نوشته شده است، که سه نفر آنها نامه را امضا کرده اند. هر سه نفر از ارشدهای جبهه ملی هستند

که یکی قبلاً وزیر دادگستری بوده است. چندین نفر که نزدیک به این محفل هستند می گویند که کسان

دیگری هستند که راههای شکستنی سکوتشان را مورد توجه قرار داده اند. یک عضو برجسته سابق جبهه

ملی، نوه مصدق، به دوستانش به طور خصوصی اشاره کرده است که خیلی از افراد محفل قدیم باقی

هستند، و اگر واقعا موضوع آزادی دادن باشد فعالیتهای بیشتری خواهد بود. اغلب آنهایی که در نوشتن

نامه به شاه دخالت داشته اند از زمان مصدق به صورت باز و یا به آرامی و سکوت مخالف دولت بوده اند.

این موضوع باعث شد که داریوش همایون قائم مقام دبیرکل حزب رستاخیز در حضور جمع به آنها به

عنوان فسیلهای سیاسی که خارج از کانالهای قبول شده از همان ایده های خاک خورده قدیمی انتقاد

می کنند اشاره کند.

نامه دوم که برای هویدا، نخست وزیر نوشته شده بود به وسیله 40 (چهل) روشنفکر که تشکیل انجمن

نویسندگان ایران را می دهند، امضا شده بود. بر طبق یک بررسی محلی سیاسی (ضمیمه 3) در حقیقت این

یک قسمت از یک سری می باشد که از چند ماه پیش شروع شده است. بر طبق گفته دو منبع در تهران، این

نشان دهنده یک خطر فکری است که در محفلهای مخالف برای چندین سال رایج بوده است، خطی که گاه

گاهی در گذشته به وسیله رادیو مخفی پیک ایران اجرا می شد. مطابق گفته یکی از امضاء کنندگان نامه تمام

جهل نفر نامه را امضا کرده اند به خاطر اینکه دولت در جو حاضر مسئله حقوق بشر جرأت نمی کند همه ما

را زندانی کند. لیست امضاء کنندگان تعدادی از روشنفکران مخالف قدیمی است، خیلیشان با هنر یا تعلیم

سروکار دارند؛ دکتر غلامحسین ساعدی (موضوع تحقیقات حقوق بشر آمریکا یک نویسنده برجسته

است که مدت زمانی در زندان بسر برده است؛ علی اصغر حاج سید جوادی یک روشنفکر ضد کمونیست

برجسته است که دو سال پیش وقتی رادیو پیک ایران مقاله ای از او را پخش کرد به سختی آزرده شد.

چندین نفر دیگر سابقه ای نزدیک به (حزب) توده تا جبهه ملی دارند. تاکنون دولت ایران به طور باز


عکس العمل نشان نداده است بجز اینکه چنین پیشنهاداتی را بدون اشاره کردن به اسامی و یا تبلیغات کردن

بدنام کرده است. کسانی که نامه ها را نوشتند خودشان را با تمایلاتی که در آنها بود معرفی کردند و منتظرند،

که ببینند دولت ایران عاقبت چه خواهد کرد. امیدواری آنها به این است که انتقاد بیشتری را باعث شوند،

شاید حتی به انتقادات قابل لمس (قانون اساسی، شاه، انقلاب شاه و ملت) نزدیک تر شوند.


آشوب مذهبی

آشوب مذهبی

فعالیتهای گروههای مذهبی در 6 ماهه گذشته تحریک مشابهی را نشان داده است هر چند جزئیات

کمتری در مورد آنها دانسته شده است. مسلمانهای دست راستی تلاش کردند که گروههای حقوق بشر

ص: 459

خارجی را نسبت به سرنوشت آنهایی که به کشتن آیت اللّه شمس آبادی متهم شده بودند علاقه مند کنند، بر

این اساس که آنها شهدای مذهبی بودند. این کار به نظر می رسد که موفق نبوده است بجز به مقدار خیلی

کمی در بریتانیای کبیر، ولی اشاره هایی هست که علیرغم تعصب دست راستیشان بعضی از امامها و

آیت اللّه های محافظه کار اصولی تر، می خواهند که از حقوق بشر برای اتحاد با آنهایی که در جناح چپ قرار

دارند و علایق مشترک برای تطابق می تواند به وجود آید، استفاده کنند. علائم رقابت با رژیم از این بخش

عمدتا فرعی و ثانویه هستند. افزایش استفاده از چادر در میان زنان با تحصیلات دانشگاهی یک نشانه از

مخالفت با دولت است، مقاومت در مقابل قانون حقوق زنان (تقریبا معادل تحمیل گری گروه فشار) و

انتشار شوخیهای بی تملق درباره شاه.

سرکشی مذهبی به وسیله تجدید حیات طالعهای سیاسی اسلامی در صحنه های سیاسی همسایه

تصویب شده است. پاکستان، جایی که مخالفت مذهبی حداقل تعادل قوایی را به نظر می رسد که از پارلمان

جدید در دست داشته باشند، و عربستان سعودی جایی که شاه حقوق فناتیک اسلامی را به عنوان

مشکلات جدی برای هر سلطان سعودی که حکومت می کند، می بیند. شاه و دولت قدمهای با احتیاط و از

روی دوراندیشی برداشته اند که این نوع مخالفت پنهانی را در کنترل نگهدارند. علاوه بر مواظبت عادی که

از فرقه های مذهبی می شود، شاه بالاخره سفری به مشهد برای زیارت بارگاه امام رضا در ماه می انجام داد

و با رهبران مذهبی ملاقات کرد و در گفتارش گفت که مسلمان مؤمن نباید به وسیله فریب توسط گروههای

خرابکار به تروریسم کشیده شود. نخست وزیر و فرح در سفرهایشان به استانهای مختلف زمانی را به ایراد

نطق و خطابه اختصاص دادند، برای اینکه مؤمنین را آرامش دهند و آنها را به آشتی و حمایت از دولت

بکشانند. یک عضو باهوش و حساس دفتر مخصوص فرح اظهار می دارد که خانواده سلطنتی به دقت

موقعیت مذهبی را مراقبت می کنند و تلاشهای بیشتری را به سوی تجددگرایی به وسیله مشارکت وسیع تر

در پروژه های دنیوی بکشاند.


دولت چه خواهد کرد؟

دولت چه خواهد کرد؟

دولت ایران و حزب رستاخیز در حال همسان (یکسان)سازی این صعود ناگهانی انتقاد و مخالفت

محدود هستند که به وسیله یک مجموعه از سیاستهای خود دولت و شرایط به ظهور رسیده است. در کوتاه

مدت سه راه حل به نظر می رسد (یا مجموعه ای از روشها):

1 دولت ممکن است با به وجود آوردن انگیزه و فشار تلاش کند که عملیات این مخالفین را زیر چتر

حزب رستاخیز بیاورد، از انتقادکنندگان بخواهد که در حزب فعال شوند و یا انتقادهایشان را به واحدهای

حزب ارائه دهند. دولت ایران می تواند مخالفت در حال پیدایش را به طور کامل در داخل سیستم سیاسی

فعالی در بر بگیرد. این کار کاملاً امکان پذیر نخواهد بود چون سازمانهای دیگر مثل کمیسیون سلطنتی،

گروه مطالعه مسایل ایران و سازمان بازرسی شاهنشاهی هستند که در این زمینه نقشی به عهده دارند. با

معرفی بعضی از انتقادکننده ها از طریق امضاهایشان در نامه ها، ممکن است از این افراد خواسته شود که در

حزب نقشی به عهده داشته باشند. بعضی ممکن است توجه کنند ولی احتمالاً اغلب آنها نخواهند کرد و

همین طور که تلاش می کنند امتناع خودشان را از مشارکت به وسیله حمله به سیستم و شخص شاه توجیه

کنند، این کار نهایتا آنها را به اختلاف و کشاکش با خود سیستم می کشاند.

ص: 460

2 هم شاه و هم دولت ممکن است به سادگی عقب بنشینند و به انتقاد بیشتری به عنوان بهای باز کردن

سیستم سیاسی اجازه بدهند. این کار فقط در صورتی عملی می باشد که این نوع مخالفت به صورت امنی

قابل اداره (در غالب عبارات امنیتی) باشد و دیگر اینکه سیستم به اندازه کافی باثبات باشد که بتواند

چیزی را که شاه «تجملات مخالفین» می خواند تحمل کند. هر اشاره ای از حمایت خارجی و یا حتی

حمایت عمومی برای گروههای مخالف از هر قسمتی احتمالاً یک شکست تند و تیز (شاید پیچیده) به

دنبال خواهد داشت.

3 دولت ممکن است به سادگی چنان انتقاداتی را سرکوب کند و یا آن را بر اساس ارجحیت امنیت

کشوری محدود کند. این یک راه حل غیر محتمل به نظر می رسد، چون که هدف بازگشودن سیستم سیاسی

را شکست می دهد. بدون شک شاه این روش را در پیش خواهد گرفت، خصوصا اگر که انتقادات از کنترل

خارج بشود و یا از حد مجاز افزایش پیدا کند و با اساس منظمی به شاه، قانون اساسی و یا انقلاب شاه و

مردم حمله شود. حالت اخیر هویدا اشاره می کند که انتقاداتی که این بنیادهای اساسی را به سؤال می کشند

مجاز نخواهند بود و یا انتقادکنندگان محکوم به سرکوبی و اذیت و محدود شدن خواهند شد.

در مقام علم، دولت ایران احتمالاً هر سه این راهها را (تحمل برای خارج کردن انتقاد، کوشش برای

اینکه آن را به سمت حزب راهنمایی کند، و فرمهایی از کنترل برای حفظ آن از بی ثبات کردن سیستم

سیاسی رو به رشد ایران) در شرایط مقتضی استفاده خواهد نمود. درجه سرکوبی بستگی دارد به ماهیت

پیام انتقاد کننده.

اگر انتقاد مخالف در مورد مسایلی که برای 10 7 سال گذشته (مثل انتقاد از حقایق فعلی زندگی)

باشد، ممکن است که در یک حد نسبتا بالای توبیخ قابل تحمل باشد. اگر انتقاد به منطقه ممنوعه (شاه،

انقلاب شاه و مردم یا قانون اساسی) تجاوز کند، رژیم احساس اجبار و قید خواهد کرد که آن را قطع نماید.

البته هر انتقاد جدی باید که با یکی از ممنوعه ها ارتباط داشته باشد و تا این درجه فحوای انتقاد محکم

خواهد بود. خود شاه ممکن است که برایش مشکل نباشد که به انتقاداتی که در مورد تعادل قانون اساسی و

شاه می شود (اگر با یک طرح سازندگی انجام شود) تن در بدهد.


4 طرز برخورد ایالات متحده

ایالات متحده در مراحل این افزایش انتقاد مستقیما مداخله ندارد و نباید داشته باشد. انتقادکنندگان از

دولت ایران ممکن است از سمبلهایی استفاده کنند که خیلی از آمریکاییها با آن همدردی کنند. ایالات

متحده ممکن است به خاطر آن روابط نزدیک سنتی در زمان سلسله پهلوی با ایران زیر آتش قرار بگیرد.

در هر دو مورد ما باید با مراحل انتقاد به عنوان یک موضوع داخلی ایران روبرو شویم. در مواقع بجا و در

مکانهای صحیح به طور خصوصی برای ما ضرری نخواهد داشت که تأیید خودمان را در مورد باز کردن

سیستم سیاسی ابراز داریم و فکری را که بدان منجر شده تقویت کنیم. به عبارت دیگر، ایالات متحده باید

از اغوای انتشار اعلامیه رسمی در مورد این موضوع که ممکن است به وسیله انتقادکنندگان و یا حامیان

رژیم فعلی و یا هر دو بد تعبیر شود خودداری کند.

با در نظر داشتن اختلافات فرهنگی و دیدگاههای سیاسی بین نخبگان (دولتمردان) و اشخاص عادی

در هر دو کشور و همچنین تاریخ طولانی ارتباط بین دسیسه های خارجی و مخالفت در ایران آمریکا هر

چه کمتر در این جریانات ظاهر شود، بهتر است.(سولیوان)


کتاب نهم

بنی صدر

ص: 461

ص: 462

بنی صدر

ص: 463

ص: 464

لهذا دیدید که آن روزی که این جوانهای بیدار عزیز ما این لانه

جاسوسی را گرفتند، این شیاطین به دست و پا افتادند، یکی

گفت که اینها خط شیطان هستند و به دنبال این کردند که ما

الآن اسیر آمریکا هستیم، نه اینکه نمی فهمیدند که نه اسیر

آمریکا نیستیم. می خواستند ما را از استقلال بیرون بیاورند و

به دامن آمریکا بیندازند و قضیه گرفتن این محل جاسوسخانه

ناگوار بود برای آنها، برای اینکه پرونده های اینها ظاهر

می شد، پیدا می شد، این پرونده ها، این همه کوشش برای اینکه

اینها را رها کنید بروند، ما در گرو آمریکا هستیم، اینها را

بگذارید بروند. اینها، این جوانهای عزیز ما که می گفتند ما در

خط اسلام هستیم، می گفتند بهشان که شما در خط شیطان

هستید.

از بیانات امام خمینی با خانواده شهدای

جنایت آمریکا در هفتم تیرماه 1360

مجموعه اسنادی که طی این جزوه در اختیار ملت مسلمان و متعهد ایران قرار می گیرد، مربوط به آقای

ابوالحسن بنی صدر می باشد.

قبل از اینکه به خود اسناد بپردازیم، لازم است نکاتی چند پیرامون زمان دستیابی به این اسناد و اینکه

چرا هم اکنون به اطلاع ملت غیور می رسد، را به اطلاع برسانیم:

الف: اسناد اول تا هفتم این مجموعه در حدود دیماه 1358 به دست آمد، یعنی قبل از انتخابات ریاست

جمهوری. در آن زمان نتیجه ترجمه و بررسی ما این بود، که هفت سند اول بر این معنی دلالت دارد که

سازمان سیا با توجه به جنبه هایی که در آقای بنی صدر دیده است، در وی طمع کرده و در پاریس یکی از

جاسوسان برجسته سیا به عنوان یک تاجر آمریکایی با وی ملاقات نموده است و سپس قرار بر این شده که

این جاسوس سیا به بهانه تجارت به ایران آمده و در ایران ملاقات با آقای بنی صدر را ادامه دهد. حداقل

مقصود و هدف سازمان سیا در این موقع این بوده که رضایت نامبرده را برای مشاورت یک شرکت

آمریکایی جلب نماید و بعد تحت این پوشش تماسها را با وی دنبال کند.

اینها مجموعه اسنادی بودند که تا آن زمان از آقای بنی صدر به دست آمده بود. در آن موقع استدلال ما

درباره آقای بنی صدر این بود که علیرغم اینکه سازمان سیا در وی طمع کرده است، ما از اینکه آقای

راترفورد به ایران آمده باشد و توانسته باشد نظر آقای بنی صدر را جلب کند، مطمئن نیستیم. از سوی دیگر

در پرسشی که از تام آهرن رئیس ایستگاه سیا در تهران آمده است و با آقای بنی صدر ملاقات کرده و وی را

با حقوق ماهیانه 1000 دلار به عنوان مشاور شرکت آمریکایی استخدام کرده است.

لیکن از آنجایی که آهرن از کاندیداتوری آقای بنی صدر برای ریاست جمهوری مطلع بود، ما در یک

چنین امر حساسی نمی توانستیم به گفته های وی استناد کنیم، از طرف دیگر صحت گفته های آهرن زمانی

ص: 465

به ثبوت می رسید که اسنادی که توسط خود وی در لحظه اشغال لانه جاسوسی به صورت رشته شده

درآمده بود، به همت برادران و خواهران ما درست می شد، لذا ما ناچار باید منتظر می ماندیم که همین طور

که به تدریج این اسناد درست می شدند، اسناد مربوط به ملاقات آقای بنی صدر و راترفورد به دست آید.

هرچند که در همان زمان نیز این فکر بود که اسناد به همین صورت، بدون کم و کاست به اطلاع امام برسد،

که در آن زمان حجت الاسلام آقای موسوی خوئینی ها به لحاظ فقدان دلایل کافی این امر را صلاح

ندانستند.

ناگفته نماند که دانشجویان علیرغم مخالفتهای بی وقفه و اتهامات و دشنامهای فراوان آقای بنی صدر

به دانشجویان و کل حرکت اشغال لانه جاسوسی، هیچ گاه نخواستند از مسئله اسناد، به گونه ای انحرافی در

مقابل آقای بنی صدر استفاده کنند، همچنان که پس از انتخاب آقای بنی صدر به عنوان رئیس جمهور،

تعداد محدودی از برادران که از موضوع این اسناد اطلاع داشتند، از طرح کوچکترین مسئله ای در این

رابطه منع شدند، مبادا که با پخش شایعه ای مبنی بر اینکه از آقای بنی صدر در رابطه با لانه جاسوسی

اسنادی موجود است، به مقام ریاست جمهوری و به تبع آن به کل جمهوری اسلامی صدمه و زیانی وارد

آید. این مسئله مسکوت ماند تا اینکه در اوایل اردیبهشت ماه 1360 اسناد شماره 8 و 9 و 10 و 11 از میان

اسناد رشته شده به دست آمد و البته با توجه به شواهد موجود در همین اسناد، اسناد دیگری نیز باید در

همین رابطه وجود داشته باشد، که هنوز آنها را به دست نیاورده ایم.

با به دست آمدن این اسناد و با توجه به عملکردها و سخنان آقای بنی صدر، لازم بود که امام امت در

جریان امر قرار بگیرند، این اسناد به اطلاع ایشان رسید و ایشان فرمودند که اسناد فعلاً محفوظ بماند و

همچنان مطابق امر امام عمل شد.

بعد از اینکه مسئله عدم کفایت سیاسی آقای بنی صدر در مجلس مطرح شد، طی تماسی که با امام امت

گرفته شد دیگر از جانب ایشان اصراری برای حفظ اسناد در میان نبود و اسناد برای طرح در مجلس در

اختیار موسوی خوئینی ها قرار گرفت، لیکن متأسفانه به علت کمی وقت، اسناد مورد بحث آن چنان که

باید و شاید مطرح نشد. لذا همان طور که در مجلس قول داده شده، ما این اسناد را برای اطلاع امت

قهرمانمان در اختیار روزنامه ها قرار می دهیم و در آینده طی جزوه مستقلی جداگانه آن را به انتشار

خواهیم رساند. باشد که مردم مسلمان و مبارز ایران از سیاستها و توطئه هایی که برای نابودی انقلاب


اسلامی صورت می گیرد از زبان اسناد خود این آمریکای جهانخوار مطلع گردند.

توضیح: (س، د، لور 1)، اسم رمز آقای ابوالحسن بنی صدر می باشد که در اسناد سیا به کار رفته است.

این مسئله با توجه به شواهدی که در اسناد است فهمیده می شود، از جمله در سند شماره 1 تلفن منزل وی

ذکر شده است و در سند شماره هشت می گوید وی ناشر روزنامه انقلاب اسلامی است و همچنین در سند

شماره 11 می گوید که وی عضو شورای انقلاب عضو مجلس خبرگان، سرپرست بانکهای ملی شده و ناشر

روزنامه می باشد و این مطلب در پرسشی که از تام آهرن رئیس قرارگاه سیا انجام گرفته نیز تأیید شده است

که نوار فیلم آن موجود است


مقدمه و معرفی اسناد

ص: 466

مقدمه و معرفی اسناد

به منظور اینکه سیر اسناد مربوط به (س، د، لور 1) مشخص شود توضیحات زیر ارائه می شود:


1 جمع آوری اطلاعات

1 جمع آوری اطلاعات

آمریکا برای اینکه سلطه خویش را بر مناطق و کشورهای مختلف حفظ نماید، قبل از شروع هر عملی

احتیاج به اطلاعات دقیق نسبت به آن کشورها و مناطق دارد. این اطلاعات از معادن آن کشورها گرفته تا

تاریخ و فرهنگ و مذهب و ... همه را شامل می شود. شاید میزان تحقیقات و اطلاعات اینان از کشور ما از

خود ما در طول سیصد سال اخیر بیشتر باشد. از موارد دیگر جمع آوری اطلاعات که شاید از موارد قبلی

مهمتر باشد، جمع آوری اطلاعات در مورد گروههای سیاسی مختلف یک کشور مخصوصاً گروههای

مخالف رژیم می باشد. حتی اینها اطلاعات زیادی از گروههای موافق با خودشان نیز جمع آوری

می کرده اند، چرا که می دانند آنچه در مواضع رسمی و سخنرانیهای رسمی بیان می شود با آنچه در پنهان

مطرح است تفاوت دارد و این نکته را هم از رموز سیاست می دانند، چه بسیار افرادی که در رژیم شاه

معدوم هرچند کل رژیم وابسته بود اطلاعات سرّی مملکت را به آنها می فروختند. جمع آوری اطلاعات

و به خصوص اطلاعاتی که در پشت پرده سیاست می گذرد، امروزه یکی از پایه های تسلط ابرقدرتها بر

مستضعفین می باشد، چرا که این اطلاعات هستند که آنها را قادر به انتخاب عمل می نمایند.


2 وزارت امور خارجه آمریکا و سیا

2 وزارت امور خارجه آمریکا و سیا

این دو سازمان هر دو کار جمع آوری اطلاعات را به عهده دارند، ولی با این تفاوت که وزارت امور

خارجه مصونیت سیاسی دارد. در واقع شکل رسمی دارد و افراد مشخصی دارد. بنابراین نمی تواند دست

به هر کاری بزند و دامنه فعالیت محدودی دارد. اینها بیشتر کارشان مربوط به جمع آوری اطلاعات و

تحقیقات در مورد مسایلی است که در خود جامعه مطرح است و اغلب این اطلاعات را از مهمانیهای

رسمی و ملاقاتهای رسمی به دست می آورند. اما سازمان سیا که وظیفه جداگانه ای بر عهده دارد کارش

بیشتر جمع آوری اطلاعات سرّی مملکت می باشد و این کار را با تعبیه جاسوسانی در مواضع حساس

انجام می دهد، یا اینکه به افرادی که در مواضع حساس هستند نزدیک شده و با استفاده از نقاط ضعفشان

آنها را به دام اندازد.


این سازمان مانند شیطان عمل می کند، و اگر در افراد مستعدی طمع نمود، با لطایف الحیل به آنها

نزدیک شده تا آنها را به دام بیندازد، این شیطان در این هدف از هیچ کاری فروگذار نمی کند و تمامی اسباب

فریب را آماده می نماید، حالا یا موفق می شود و آنها را با پول می خرد و یا با وعده مقام و پشتیبانی و غیره

می خرد و اگر دید نمی تواند آنها را بخرد، اهداف خودش را در آنها القاء می کند، و اگر دید که فرد محکم

است و آگاه، مجبور است رهایش کند.


3 آمریکا و انقلاب اسلامی

3 آمریکا و انقلاب اسلامی

در زمانی که انقلاب اسلامی در حال پیروزی بود، آمریکا دریافت که دیگر رژیم شاه رفتنی است و باید

رژیم جدید را به خود متمایل سازد. چون از رژیم نو بنیاد اطلاعات زیادی نداشت، اولین پله، لزوم نزدیکی

ص: 467

به افراد مؤثر و مهم رژیم برای کسب اطلاعات بود. دیگر اینکه در صورت امکان افرادی از این رژیم را در

اختیار خود گیرد تا بعد از طی زمانی دوباره سلطه خویش را بر ایران از سر گیرد.

این کار هم جز با کنار زدن امام از صحنه امکان پذیر نبود. اسناد سیا در لانه جاسوسی نشان می دهد که

تنها هدف آمریکا این بوده و هست که امام را از صحنه سیاسی این مملکت خارج نماید. عمدتاً این منظور

را سیا با ایجاد قطبهای کاذب و پروبال دادن به اشخاص در مقابل امام، برای از بین بردن وحدت امت حول

رهبری امام، انجام می داده و می دهد چرا که با هر فردی به هر حال می توان کنار آمد، جز با امام.

بعد از این توضیحات می پردازیم به اصل مطلب:


سیر اسناد مربوط به س، د، لور 1

سیر اسناد مربوط به س، د، لور 1

مقدمه

یکی از افرادی که در پاریس برای اهداف شیطانی، مورد نظر سیا واقع شد، فردی با نام رمز (س، د، لور

1) می باشد. هدف از تماس با وی به دست آوردن اطلاعات در مورد نهضت بود و در این راه هدف نهایی،

به استخدام درآوردن فرد مورد نظر بوده است. طبیعی است که ابتدا نمی توانستند با وی مطرح کنند که ما از

طرف سازمان سیا مأمور تماس با شما هستیم، برای نزدیک شدن به وی محملی درست کردند، به این

ترتیب که چون فرد مورد نظر به مسایل اقتصادی آشنایی دارد، مأموری از طرف سیا با اسم رمز راترفورد

«ر» (اسم حقیقی او ورنون کاسین می باشد) که خود نیز در مسایل اقتصادی وارد است خود را به عنوان یک

تاجر آمریکایی مهم به وی معرفی کند، در آنجا دو ملاقات با وی انجام داده و مطرح می کند که اگر من

روزی برای تجارت به ایران آمدم، می توانم شما را ملاقات کنم یا نه؟ که س، د، لور 1 هم قبول می کند.

بعد از این ملاقاتهای ابتدایی، سیا شروع به تهیه مقدمات کار می کند. این ملاقاتها حدود یک ماه قبل از

پیروزی انقلاب در پاریس بوده است.

توضیح سند اول

قشقایی، در ملاقاتی که با تام اهرن رئیس ایستگاه سیا در تهران انجام می دهد، به وی می گوید که اگر تا

به حال با س، د، لور 1 تماس نگرفته اید. تماس بگیرید، البته این تشخیص قشقایی بوده است که س، د،

لور 1، به درد سیا می خورد و اصرار می کرده که سیا با وی تماس بگیرد.

توضیح سند دوم و سوم

سیا خلاصه ای از جریان شروع تماس و ادامه کار را برای ایستگاه تهران می فرستد و در ضمن آن

می گوید که اولین ملاقاتها با س، د، لور 1 حدود یک ماه قبل از پیروزی انقلاب در پاریس انجام شده و

چون وی تمایل خودش را به دیدن راترفورد در تهران ابراز کرده، در طی این مدت سیا مشغول تهیه

مقدمات سفر راترفورد به تهران بوده است. در 23 خرداد 1358 راترفورد از آمریکا با س، د، لور 1 تماس

می گیرد و به وی می گوید که در آینده نزدیکی از هندوستان به ایران آمده و س، د، لور 1 هم با دیدن وی

موافقت می کند. سیا با یک شرکت تجاری که رئیس آن با سیا همکاری دارد، تماس می گیرد و مدارکی تهیه

می کند که نشان می دهد، راترفورد شخصی است به نام ویلیام فاستر و نماینده کمپانی مزبور، پاسپورت و

ص: 468

سایر مدارک جعلی را نیز به همین نام برایش تهیه می نماید و وی را آماده سفر به ایران می نماید.

در این سند به ایستگاه تهران اطلاع داده می شود که راترفورد برای اینکه سوءظن کسی را برنیانگیزد،

باید از نزدیک شدن به سفارت خودداری کند و در انتها انتقادات ایستگاه تهران را در مورد این برنامه جویا

می شود.

توضیح سند چهارم و پنجم

بین سند سوم و چهارم باید اسناد دیگری هم موجود باشند، ولی ما تا به حال آنها را پیدا نکرده ایم،

شاید در آینده در میان اسنادی که خرد شده (رشته شده) یافت شوند. قاعدتاً در طی این اسناد برنامه سفر

راترفورد با توجه به انتقادات ایستگاه تهران تکمیل می شود.

چون در سند دوم تذکر داده شده که باید راترفورد از نزدیک شدن به سفارت اجتناب نماید و همچنین

از طرفی لازم است که گزارش کارش را از طریق ایستگاه تهران به مرکز بفرستد و دستورات لازم را در

مورد ادامه نحوه کار و انتقادات و پیشنهادات مرکز را دریافت کند، بنابراین برنامه ای ریخته می شود که در

طی آن در تاریخ معینی در محلی خارج از سفارت رئیس ایستگاه تهران را ببیند، البته آنها قبلا همدیگر را

ندیده بودند. جزئیات این ملاقات را ایستگاه تهران مشخص کرده و از طریق دستگاههای مخابراتی به

آمریکا مخابره می کنند، تا به راترفورد اطلاع داده شود.

توضیح سند ششم و هفتم

مرکز در این سند که به تهران ارسال شده اظهار می دارد که راترفورد به این جهت که باید عادی جلوه

نماید، مطالب مربوط به تجارت را هم از طریق تلکس به شرکت تجاری اطلاع می دهد. همچنین یک

برنامه تماس اضطراری با ایستگاه تهران هم ریخته شده است، در زمانی که تغییراتی یا اشکالاتی در برنامه

یا سفر یا ادامه کار راترفورد پیش بیاید.

توضیح سند هشتم

این سند مربوط به اولین ملاقات راترفورد با س، د، لور 1 در اقامتگاه س، د، لور 1 می باشد. در

قسمتی از این سند می خوانیم «ل 1 تأکید کرد که وی جزء 15 نفر اعضای شورای انقلاب هست» و کلاً جوّ

این ملاقات به نحوی بوده که راترفورد در انتها می گوید:

«هرچند ملاقات مختصر بود، اما شواهدی به اندازه کافی وجود داشت که حاکی از این باشد که احتمالاً

راهی برای جلب همکاری وی وجود دارد».

توضیح سند نهم

مرجع این سند تلگراف تهران 54154 می باشد که ما آن را نداریم، شاید بعدها در میان رشته ها سندش

به دست آید، و این نشان می دهد که بین سند هشتم و نهم لااقل یک سند پیدا نشده است.

اما می توان حدس زد که این سند باید مربوط به دومین ملاقات راترفورد با س، د، لور 1 باشد.

سند شماره نهم ملاقاتی است که طبق برنامه ای که در سندهای چهارم و پنجم ذکر شده است بین

ص: 469

راترفورد و آهرن رئیس قرارگاه سیا، درون اتومبیل انجام می گیرد. طی این ملاقات راترفورد می گوید

چون س، د، لور 1 در 17 شهریور به خاطر تعطیلی خارج شهر بوده نتوانسته وی را ملاقات نماید. در این

سند تأکید می شود که راترفورد بتواند حداقل مقصود یعنی استخدام س، د، لور 1 به عنوان مشاور شرکت

را برآورد، راهی فرانکفورت می شود و الا سفرش را تا نیل بدین مقصود به تأخیر می اندازد.

توضیح سند دهم

این سند گزارشی است که راترفورد از سومین ملاقاتش با س، د، لور 1 به تام آهرن (رئیس قرارگاه

سیا در لانه جاسوسی) داده و آهرن طی این تلگراف به مرکز مخابره کرده است. اکثر مسایل مطروحه در

این ملاقات مربوط به مسایل اقتصادی ایران می باشد. در این ملاقات یکی از دوستان س، د، لور 1 به نام

شندر نیز حضور دارد.

توضیح سند یازدهم

بعد از سومین ملاقات با س، د، لور 1، راترفورد گزارشی می نویسد و طی آن به تحلیل و ارزیابی س،

د، لور 1 می پردازد و طی همین تلگراف پیشنهاداتی در مورد روش ادامه تماس با وی را تا رسیدن به

مقصود ارائه می نماید (البته این سند هم با استفاده از نظرات راترفورد به وسیله تام آهرن نوشته شده است.)

در ابتدای سند راترفورد می گوید چون که وی مقامهای مهمی در رژیم کنونی دارد باید تماس با وی

ادامه یابد و سپس اضافه می کند که وی آینده سیاسی درخشانی هم خواهد داشت. بعد می گوید که وی از

وقتی به ایران آمده و عهده دار مسئولیتهایی شده است فرق کرده و سپس مواردی از این تغییر را ذکر

می نماید.

سپس راترفورد 7 جنبه مثبتی را که در وی وجود دارد می گوید (البته این 7 مورد به نظر سازمان سیا،

جنبه مثبت می باشد) و بعد هم 5 جنبه منفی وی را ذکر می کند:

در قسمتی از این سند آمده است:

«چون او یک توطئه گر (طراح) کهنه کار است، اگر احساس کند که رژیم از اهداف انقلابی خود دور می شود

یا اینکه به نفع خودش خواهد بود، ممکن است در آینده برای توطئه علیه رژیم مانعی سر راه خود نبیند.»

«اگر چه او احتمالاً در حال حاضر هیچ مشکل مالی ندارد، اما باید در نظر داشته باشد که ممکن است با

یک تذکر کوتاه به خارج تبعید شود و در آن زمان می تواند از کمک مالی ما استفاده کند.»

توضیح سند دوازدهم

این سند متن گفتگویی است که با تام آهرن در تاریخ 8 دیماه 1358 انجام گرفته است. وی در این

گفتگو می گوید راترفورد حدود 29 مرداد 1358 به تهران آمد و حدود سه هفته در تهران اقامت نمود و

حداقل سه و شاید 5 بار با س، د، لور 1 ملاقات کرد.

در آخرین جلسه بنی صدر موافقت کرده که به عنوان مشاور اقتصادی این کمپانی فعالیت نماید و

پیشنهاد حقوق ماهانه 1000 دلار هم پذیرفته است.

***

ص: 470

این بود کل اسناد سازمان سیا که در مورد بنی صدر فعلاً در اختیار ماست. آیا بعد از پیشنهادات مطرح

شده در سند یازدهم در تاریخ 18 شهریور تا زمان اشغال لانه جاسوسی (13 آبان 1358) ملاقاتی صورت

گرفته یا نه؟ نمی دانیم، آیا این جاسوس سیا یعنی راترفورد بعد از اشغال لانه جاسوسی باز هم برای ادامه

تماس و جلب همکاری آقای بنی صدر به ایران آمده است؟ این را هم نمی دانیم، اما اگر تا زمان اشغال لانه

جاسوسی ملاقات دیگری صورت گرفته باشد، احتمالاً اسنادش در باقیمانده رشته ها یافت می شود.

والسلام

واللّه اعلم بحقایق الامور

ص: 471

سند شماره 1

از: تهران 53365 (به کفالت گلگروف)(1) 17 خرداد 1358 اعضاءسرّی

به: رئیس

اخطار جاسوسی پخش محدود س، د، لور س، د، داتر(2)

عطف به: الف رئیس 446752 ب تهران 53260(3)

1 س، د، راتر 4 (ر4) تأیید می کند که س، د، لور 1، (ل 1) و خانواده اش در تهران اقامت دارند،

تلفن خانه او 850806(4) می باشد. ر 4 گفت که (ل 1) با پسر عموی(5) من در 10 خرداد شام خورده است و

از فعالیتهای قطب زاده و یزدی به تلخی گله کرده است، او حالا خودش را در رده مقابل آنها قرار می دهد. ر

4، گفت که ل 1 فرد جاه طلبی می باشد که هنوز فکر می کند اگر شایسته ریاست جمهوری نباشد، حداقل

شایستگی وزارت را خواهد داشت.

2 در ملاقات 12 خرداد ر 4 اتفاقاً موضوع ل 1 را مطرح کرد. ر 4 دوباره اصرار کرد که اگر بعد از

اولین جلسه ملاقات در پاریس ما هنوز با ل 1 تماس برقرار نکرده ایم، این کار را انجام دهیم.

3 پرونده 063527201 و 959289 201 (6)تا 17 خرداد 1378 در بایگانی حفظ شود.

تماماً سرّی سرّی

1- هرگاه به عللی رئیس قرارگاه در قرارگاه نباشد مثلاً مسافرت رفته باشد معاون وی کفیل وی می باشد. در اینجا هم گلگروف که نام رمز یکی از جاسوسان است در غیاب رئیس قرارگاه وظایف وی را انجام می داده است.
2- س ٬ د ٬ راتر 4 اسم رمز یکی از عوامل سیا در ایران به نام خسرو قشقایی می باشد.
3- دو تلگراف (الف) و (ب) که عطف به این تلگراف می باشند هنوز پیدا نشده اند.
4- این شماره تلفن منزل س ٬ د ٬ لور 1 است که توسط قشقایی به سیا داده شده است.
5- ترجمه این لغت شامل پسر عمه و پسر خاله هم می شود.
6- این دو شماره به ترتیب شماره پرونده های خسرو قشقایی و ابوالحسن بنی صدر در سیا می باشد.
ص: 472

سند شماره 2

از: رئیس 481971 قسمت اول از دو قسمت(1) 2 خرداد 1358 اعضاءسرّی

به: تهران با حق تقدم

اخطار جاسوسی بخش محدود س، د، لور

عطف به: رئیس 459158(2)

1 آنچه که در زیر می آید طرح ریزی مجددی است که برای عملیات س، د، لور 1. سفر «گای، دبلیو،

راترفورد» (هویت الف)(3) به تهران برای نزدیک شدن به س، د، لور 1 انجام شده است. ما به طور آزمایشی

در نظر داریم که سفر راترفورد به ایران را برای چهارمین هفته مرداد یا هفته اول شهریورماه برنامه ریزی

کنیم. برای اینکه موضوع را در ذهن قرارگاه تهران در مورد این عملیات که مدت زیادی به تأخیر افتاده،

تازه کنیم به اطلاع می رسانیم که راترفورد برای اولین بار (در دیماه 1357) در پاریس به س، د، لور 1

نزدیک شد که در آن موقع نامبرده در جمع اطرافیان خمینی فعالیت می کرد. راترفورد دو مرتبه با ل 1

ملاقات نمود و اگرچه ملاقاتها به واسطه حضور دانشجویان، روزنامه نگاران و بیکاران از همه نوع، درهم و

برهم بودند ولی به نظر می رسد که راترفورد توانسته باشد زمینه یک ارتباط محرمانه ای بین خودش و او

بچیند. راترفورد بدون اینکه جزئیات یا اسامی واقعی را ذکر کند به س، د، لور 1 گفت که او یک تاجر

آمریکایی است که مرکز تجاریش در اروپاست و تماسهایی در سطح بالا با بخشهای بازرگانی و حکومتی

آمریکا، هر دو، دارد. ظاهراً ل 1 به قدر کافی مجذوب راترفورد شده بود تا با درخواست ملاقات

خصوصی راترفورد، در صورت عبور وی از ایران، طی مسافرت تجاری آینده اش به خاور دور، موافقت

نماید. راترفورد به او گفت که حدس می زند این مسافرت در اوایل بهار 1358 صورت پذیرد.

2 به علت تأخیرات متعدد ناشی از تحول اوضاع ایران، مسافرتهای خود ل 1 و مسئله پوشش

مسافرت راترفورد به ایران، تا تاریخ 22 خرداد 1358 هیچ تماسی بین این دو نفر برقرار نشد. در این

تاریخ راترفورد (در حالی که تظاهر می کرد در بروکسل است) با وی تماس تلفنی گرفت که مفاد آن طی

تلگرام مرجع(4) گزارش شد. (طی این تماس راترفورد گفت درنظر دارد تقریباً سر راه خود به اروپا هنگام

بازگشت از سفر هند سری هم به ایران بزند و از ل 1 پرسید آیا در آن هنگام می تواند او را ببیند. ل 1 با

این ملاقات موافقت نمود و راترفورد وعده کرد که با نزدیکتر شدن زمان ورودش به او تلفن کرده و موعد

دقیق آمدنش را بگوید.)

3 ضرورت تهیه پوششی مطمئن و غیرقابل تردید برای راترفورد در مدت اقامتش در تهران از آنجا

ناشی می شود که تجار و دیپلماتهای خارجی در معرض خطر دستگیری هستند. برای تهیه آن چنان

پوششی که راترفورد بتواند کاملاً نقش خود را ایفا کند، ستاد مرکزی تصمیم گرفت تا «امکانات جعل شده»

1- این عبارت نشان می دهد که تلگراف شامل دو قسمت است که فقط قسمت اول آن به دست ما افتاده است.
2- این تلگراف که تلگراف حاضر به آن عطف شده است در دست نیست.
3- در اسناد مربوط به سازمانهای جاسوسی و اطلاعاتی اسامی واقعی ٬ شماره تلفنها و سایر مشخصات حساسی که بوسیله آن می توان جاسوسان را شناسایی کرد در متن تلگراف اصلی به کار نمی رود. در این گونه موارد تلگراف دیگری که فقط و فقط شامل همین اسامی واقعی و شماره تلفن است به تلگراف اصلی عطف می شود. در اینجا هم که نام رمزی واقعی آقای گای ٬ دبلیو ٬ راترفورد ٬ ورنون کاسین می باشد.
4- منظور از تلگرام مرجع همان تلگرامی است که در قسمت (عطف به) آمده یعنی (رئیس 459158 ). همان طور که قبلاً تذکر داده شد این تلگرام در دسترس نیست.
ص: 473

پوششی را با یک پوشش زنده مجسم عوض نماید.(1) این پوشش به نحوی طرح ریزی گشته که توضیحات

دقیق و موجه را برای حضور و فعالیتهای راترفورد در اختیارش قرار می دهد تا در صورت نیاز در شرایط

مختلف از آنها استفاده نماید. مثلاً موقعی که شک ل 1 را برانگیزد یا موقعی که یک کمیته محلی او را

بازداشت یا زندانی کند، یا اینکه در جریان دیدارش از وزارتخانه های مختلف در هتل یا خیابان مورد

سؤال یا ایذاء کسی قرار گیرد. این پوشش که جزئیات آن در زیر می آید زمینه آن کاملاً محکم کاری شده

است و شامل یک شماره تلفن اضطراری می باشد که راترفورد می تواند 24 ساعته از آن استفاده نماید.

4 جزئیات عملی تهیه این مجموعه پوشش اواسط خرداد با همکاری «دان میدز» مورد بررسی قرار

گرفت. آقای دان میدز، یک بازرگان سرشناس آمریکایی است که چندین سال است در این زمینه سیا(2) را

یاری می دهد. سابقه فعالیتهای تجاری آقای میدز گوناگون بوده و از جمله شامل تعدادی تجارب

بین المللی است که احتمالاً با نوع تجارتی که مورد توجه دولت موقت ایران است سازگاری دارد، مانند

سیستم برق رسانی به روستاها، تجهیزات کشاورزی، ماشینهای خیاطی و غیره. ما معتقدیم با استفاده از

این نوع پوشش راترفورد قادر خواهد بود علاوه بر نیل به پروردن و پختن ل 1 و تحویل نامبرده به مأمور

سفارت، یک مأموریت اصیل بازرگانی را نیز به انجام برساند. میدز موافقت کرده برای راترفورد نوعی

اشتغال واقعی فراهم نماید که مستلزم دیدار راترفورد از وزارتخانه ها و بانکها، تماس با افراد و نوشتن

گزارش (و تلکس آنها به دفتر مرکزی میدز در پنسیلوانیا) باشد.

همچنین اگر راترفورد پول کم بیاورد می تواند با تلگراف از میدز وجوهات اضافی درخواست کند تا

بدین ترتیب احتیاج به قرارگاه تهران در این زمینه منتفی گردد.

5 راترفورد حامل نامه ای خواهد بود که وی را مشاور شرکت میدز «کارور اسوشیتز» معرفی می کند.

این نامه مشتمل است بر مجوز مسافرت و شرح و نوع و مدت کاری که وی در ایران یا هندوستان یا هر دو

انجام می دهد. اطلاعات مندرج در نامه برای اینکه راترفورد بتواند رویدادهای لازم برای ورود را حاصل

کند، کفایت خواهند کرد. مثلاً یک ضمانت نامه مالی به دولت میزبان از جانب شرکت اصلی را در بردارد.

طی هفته اول مردادماه راترفورد به دفاتر میدز در نزدیکی فیلادلفیا خواهد رفت تا با ماهیت کار شرکتش و

نیز سابقه افراد و مکانهایی که به داستان پوششی شکل می دهند آشنا شود (در حال حاضر مشغول ارزیابی

1- برای اینکه عبارات ”امکانات جعل شده پوششی“ و ”پوشش زنده مجسم“ روشن شود توضیح می دهیم که گویا در ابتدا قرار بود مدارکی را جعل نمایند که بر طبق آن آقای راترفورد نماینده یک شرکت آمریکایی می باشد ٬ واضح است که چون این مدارک جعلی هستند ٬ وقتی که راترفورد به عنوان مظنون مورد بازجویی قرار می گیرد با پیگیری شرکت آمریکایی مشخص می شود که یا شرکتی با این نام وجود ندارد و یا اینکه بر فرض وجود ٬ نماینده ای با مشخصات راترفورد ندارد. اینجاست که مشخص می شود که مدارک جعلی بوده و دست راترفورد رو می شود. این بود مفهوم ”امکانات جعل شده پوششی“. اما برای اینکه سازمان سیا در چنین مواردی با این مشکلات مواجه نشود ابتدا با بعضی شرکتها که همکاری فعال با سیا دارند وارد مذاکره شده و با اطلاع رئیس شرکت برای جاسوسان خود مدارک نمایندگی و غیره تهیه می کند. این گونه پوششها برای مأموران سیا ”زنده مجسم“ هستند است چرا که در صورت پیگیری و مراجعه به آن شرکت هم مشخص می شود که این فرد نماینده آن است. بدین ترتیب این پوشش کاملاً طبیعی و مستند جلوه می کند.
2- در اسناد سازمان سیا هیچ وقت نام سیا به کار نمی رود. همواره نام رمز آن که ”آر ٬ تی ٬ اکشن“ است به کار می رود. شاید علتش این باشد که در صورت افشای این گونه اسناد در وهله اول مشخص نشود اسناد مربوط به سازمان سیا می باشد.
ص: 474

سفر واقعی راترفورد به هندوستان بر مبنای یک مأموریت فرضی و بازگشت وی از طریق تهران همراه با

توضیحات مناسب در مورد عدم تکمیل آن هستیم. بدین طریق راترفورد در پاسپورت خود ورودیهای

تازه خواهد داشت که به اعتبار توجیه پوشش وی خواهد افزود، علاوه بر آن او یک دستورالعمل برای کار

ظاهریش در هندوستان خواهد داشت).(1)

6 قرار است راترفورد در تاریخ 18 مرداد 1358 به نام «هویت (ب)»(2) پاسپورت عادی و جعلی

ایالات متحده را دریافت کند. در مدتی که راترفورد در ستاد است اسناد کمکی از قبیل کارتهای اعتبار،

خورده اشیاء جیبی و دفترچه واکسیناسیون و غیره برای وی تهیه خواهد شد، و نیز پیشنهاد می شود که

راترفورد از طریق آتن (که وی آن را خوب می شناسد) به ایران یا هندوستان مسافرت نموده تا از این طریق

ویزای تجاری را به عوض گرفتن در واشنگتن در آنجا بگیرد. ما در نظر داریم که راترفورد حداکثر دو هفته

در تهران اقامت نماید، این عامل کنترلی بر چگونگی برقراری موازنه بین کسب حداکثر مصاحبت با ل 1 و

در عین حال احتراز از برانگیختن ظن او به اینکه راترفورد «در این حول و حوش می پلکد» خواهد بود،

پیش بینی شده که 60 درصد وقت راترفورد در ایران صرف کار پوششی وی می شود که فکر می کنیم به قدر

کافی وقت برای ملاقات وی با ل 1 باقی می گذارد.

7 توصیه می شود که راترفورد از نزدیک شدن به سفارت آمریکا خودداری کند، ولی اتخاذ تصمیم

برای شیوه های ارتباطی را به قرارگاه وا می گذاریم. برنامه ریزی نزدیک قرارگاه و راترفورد در این قضیه

حکم تعیین کننده خواهد داشت، چرا که پیش بینی اینکه عبور از مرحله دوباره تا برقراری مجدد رابطه

محرمانه استوار چه سرعتی ممکن است به خود بگیرد امری است دشوار، این دیگر به شعور راترفورد

بستگی دارد که تصمیم بگیرد با چه شدتی و برای مقاصد چقدر دست بالایی، جدیت به خرج دهد.

در نظر داشته باشید که برنامه قبلی برای این قضیه بر این فرض استوار بود که ل 1 را از راههای

معمولی نمی توان به استخدام درآورد و اینکه هدف ما به این صورت درآمده که ل 1 را تشویق کنیم تا

محتاطانه با یک دوست مورد اطمینان در سفارت آمریکا که به مسایل اقتصادی علاقه مند است رابطه

محرمانه داشته باشد. تصمیمات مهم مشخصی مانند چگونگی تماس ل 1 با مأمور سفارت (چگونگی

تماس مأمور سفارت با وی) و نیز زمان بندی چنین تماسی در رابطه با عزیمت راترفورد از ایران،

مخصوصاً مستلزم طرح ریزی دقیق و مشترک خواهد بود.

8 از قرارگاه تقاضا می کنیم در مورد طرحی که رئوسش در بالا آمده و اینکه آیا زمان بندی مسافرت

پیشنهادی راترفورد به ایران برای قرارگاه مناسب هست، نظریاتش را ابراز دارد. هرگونه تحول دیگری را

به اطلاع شما خواهیم رساند.

9 پرونده 959289 201، تا 2 مرداد 1378 در بایگانی حفظ شود.تماماً سرّی

1- بحث بر سر این است که برای اینکه داستان پوششی راترفورد کاملاً طبیعی جلوه کند ٬ وی را به هند هم بفرستند که بعد از آن به ایران بیاید و مدارکی هم برایش تهیه کنند که نشان دهد راترفورد در هند به کار تجاری مشغول بوده ٬ و بدین ترتیب در صورتی که وی توسط کمیته بازداشت شود ٬ داستان وی خیلی طبیعی تر جلوه می کند چرا که پاسپورتش ورودی و خروجی هند را هم دارد.
2- با مراجعه به ( هویت ب) مشخص می شود که راترفورد تمام مدارکش را با نام ویلیام ا. فاستر تهیه کرده است. بنابراین هر تماسی که وی در ایران داشته است و هر نشانه ای که از خود به جا گذاشته است با نام ویلیام ا. فاستر می باشد. برای جلوگیری از اشتباه تذکر می دهیم که نام حقیقی وی همان طور که در (هویت الف) آمده است ورنون کاسین می باشد و نیز راترفورد نام رمز نامبرده است که در مدارک سیا به کار رفته است.
ص: 475

سند شماره 3

از: رئیس 481988 3 مرداد 1358 اعضاء سرّی

به: تهران با حق تقدم

اخطار جاسوسی پخش محدود س، د، لور

عطف به: رئیس 481971(1)

1 هویت الف... ورنون کاسین(2)

هویت ب .... ویلیام، ا، فاستر(3)

2 پرونده 959289 201 تا 2 مرداد 1378 در بایگانی حفظ شود. تماماً سرّیسرّی

سند شماره 4

از: تهران 53894 20 مرداد 1358 اعضاءسرّی

به: فوری فرانتک، رونوشت فوری برای رئیس، بن، آلمان دیرتک(4)

اخطار جاسوسی پخش محدود ل، پ، گامین س، د، لور

عطف به رئیس (5)492219

1 ترتیبات تماسها به قرار زیر می باشند:

الف راترفورد در یکی از روزهای هفته قبل از ساعت 13 به یکی از شماره های «هویت الف» تلفن

می کند و یکی از شماره های داخلی «هویت ب» را می خواهد (تماس تلفنی نباید از اتاق هتل انجام گیرد).

خود را به نام «هویت ج» معرفی می کند و سراغ «هویت د» را می گیرد.(6) فردی که تلفن را جواب می دهد

می گوید که «هویت د» در اداره نیست و قرار است در یک ساعت معینی به اداره برگردد. ساعات معینی که

گفته می شود روز ملاقات را تعیین می کند. بدین ترتیب که ساعت یک یعنی ملاقات در همان روز و ساعت

دو یعنی ملاقات در روز بعد.

ب علائم راهنمایی دیگر در خیابانهای اطراف هتل اینترکنتینانتال وجود ندارد، بنابراین راترفورد

برای رسیدن به محلی که ماشین او را سوار می کند باید طبق برنامه زیر عمل کند:

هتل را ترک کند، به سمت چپ پیچیده (در امتداد خیابان آریامهر سابق) به طرف غرب برود تا به اولین

چهارراه برسد سپس به سمت چپ پیچیده و از سمت چپ خیابان امیرآباد سابق) به طرف جنوب برود.

1- این تلگراف عطف به تلگراف قبلی می باشد.
2- ورنون کاسین نام حقیقی آقای راترفورد می باشد.
3- ویلیام ٬ ا ٬ فاستر نامی است که آقای راترفورد تمامی مدارکش را با آن تهیه نموده است.
4- فرانتک و دیرتک از اداره های فنی سازمان سیا هستند که اولی به احتمال قوی در فرانسه می باشد.
5- این تلگراف که تلگراف حاضر پیرو آن می باشد در دست نیست.
6- با مراجعه به سندی که این هویتها را مشخص می کند روشن می شود که ”هویت الف“ شماره های تلفن سفارت و ”هویت ب“ شماره های داخلی مربوط به قرارگاه سیا می باشد ٬ ”هویت ج“ جورج جانسون می باشد یعنی وقتی راترفورد تماس گرفت باید خود را جورج جانسون معرفی کند و سراغ ”هویت د“ یعنی آقای آهرن را بگیرد که رئیس قرارگاه سیا در تهران است. علت اینکه راترفورد خود را به نام جورج جانسون معرفی می کند این است که اگر تلفن سفارت کنترل بشود مشخص نگردد که چه کسی تماس گرفته است و همان طور هم که در ادامه سند ذکر شده است هیچ وقت ساعت و روز تماس به وسیله تلفن گفته نمی شود و این مسئله خود از شگردهای جاسوسی می باشد.
ص: 476

پگویین(1) سوار بر پیکان 4 در زرد کمرنگ برای سوار کردن راترفورد به طرف شمال خیابان امیرآباد

حرکت می کند. اگر راترفورد به چهارراه بعدی (تقاطع امیرآباد و کشاورز بلوار الیزابت دوم سابق) برسد

باید همان جا منتظر بماند تا پکوئین برسد و سوارش کند.(2)

ج راترفورد باید دقیقاً رأس ساعت 0020 هتل را ترک کند.

2 لطفاً به راترفورد اطلاع دهید که برای منتظر ماندن در خیابان و سوار ماشین شدن، لباس معمولی

بهترین لباس است. از او بخواهید که مشخصات لباسی را که می خواهد بپوشد برای ما شرح دهد.

ما از توضیحاتی که شما در مورد مشخصات جسمانی نامبرده می دهید تشکر می کنیم.(3)

3 با علم به اینکه برنامه سفر راترفورد جنبه آزمایشی دارد توصیه می کنیم که وی با احتساب دو یا سه

روز بیشتر از حداقل مدتی که قرار است در تهران بماند، هرچه زودتر برای خروج از تهران بلیطش را رزرو

نماید چرا که تمام صندلیهای پروازهای خطوط هوایی به مقصد غرب از چندین هفته جلوتر رزرو شده اند.

تا تاریخ 20 مرداد 1378 در بایگانی ضبط شود. تماماً سرّی سرّی

1- پکوئین نام رمز رئیس قرارگاه سیا در تهران یعنی آقای تام آهرن می باشد.
2- همان طور که در سندهای قبلی ذکر شده است راترفورد نباید به سفارت نزدیک شود چرا که احتمال دارد مظنون واقع شود اما از طرفی چون ناگزیر است با رئیس قرارگاه تهران رابطه داشته و پیشرفت کارها را به وی اطلاع دهد و درضمن در این عملیات مهم و حساس با وی مشورت هم بکند بنابراین تمام برنامه فوق الذکر بین آنها طرح ریزی شده است. هر وقت که راترفورد بخواهد آهرن را ملاقات نماید تلفنی به سفارت می زند و همان گونه که قبلاًذکر شد عمل می نماید اگر به وی گفته شد که آهرن ساعت یک می آید راترفورد می داند که قرار ساعت 20 همان روز است و اگر گفته شده که ساعت 2 می آید یعنی قرار ساعت 20 فردا شب است.
3- اینکه قرارگاه تهران مشخصات جسمانی راترفورد را می خواهد ٬ نشان می دهد که آهرن و راترفورد یکدیگر را نمی شناسند.
ص: 477

سند شماره 5

از: تهران 53895 20 مرداد 1358 اعضاءسرّی

به: فوری فرانتک، رونوشت فوری برای رئیس، بن، آلمان، دوپرتگ

اخطار جاسوسی پخش محدود ال، پی، گامین(1) س، د، لور

عطف به: (2)53894

«هویت الف» 829051، 820091، 824001.

«هویت ب» 1106 تکرار می شود 1106 یا 1135 تکرار می شود 1135.

«هویت ج» جورج جانسون.

«هویت د» آقای آهرن.

تا 20 مرداد 1378 در بایگانی ضبط شود. تماماً سرّی سرّی

1- ال ٬ پی گامین ٬ نام رمز این عملیات است ٬ اغلب عملیات سیا دارای نام رمز می باشند.
2- این تلگراف عطف به تلگراف قبلی می باشد.
ص: 478

سند شماره 6

از: رئیس494677 23 مرداد 1358 اعضاءسرّی

به: تهران رونوشت برای فرانتک، دیرتک، آنتک

اخطار جاسوسی پخش محدود ال.پی.گامین س.د.لور

عطف به: تهران 53894(1)

1 برای اطّلاع شما، راترفورد محل و برنامه های قطعی سفر خود را از طریق «ال، پی، نایت» (هویت)(2)

اظهار می دارد که آن هم به ستاد مرکزی اطلاع می دهد. بعد از دریافت خبر، ستاد در زمان مناسب مسیر

پنهانی و رزرو جا در هتل و رزرو بلیط راترفورد را به اطلاع قرارگاه خواهد رسانید، انتظار می رود که این

تمهیدات امکان دهند ارتباطات به نحو نسبتاً سریعی انجام گیرد، زیرا که راترفورد در اغلب موارد به «ال،

پی، نایت» تلگراف ارسال خواهد کرد. در نظر داشته باشید که در رابطه با احتمالات زیر نیز

دستورالعملهایی برای تماس اضطراری ترتیب داده شده اند. الف تأخیر در آتن حین گرفتن ویزا برای

ایران یا هندوستان. ب لزوم تماس با راترفورد در صورتی که، بنا به دلایلی، قرارگاه تهران با ستاد مرکزی

تصمیم به الغاء مأموریت بگیرند (قابل اجراء فقط در دهلی نو و تهران). ج ضرورت تماس با قرارگاههای

آتن و دهلی نو در مواقع اضطراری.

د به تعویق افتادن عمل، در زمانی که (بعد از یک یا دو ملاقات) ل 1 اظهار کند که به نظر او

موضوعات مورد بحث راترفورد به اتمام رسیده، باید از تماس اضطراری استفاده شود، در چنین شرایطی

خوب است راترفورد به نحوی مدتی خود را معطل نموده و بهانه موجهی بتراشد تا از ل 1 برای وعده غذا

یا یک گفتگوی غیر رسمی دعوت نماید. بر این اساس راترفورد می تواند (با طرح سؤالی درباره سفر

تجاری خود) تلگرافی به ال، پی، نایت، بزند که جواب آن فقط بعد از 5 روز خواهد رسید. به این ترتیب

راترفورد می تواند ادعا کند که منتظر پاسخ شرکت خود می باشد، اما به عبارت دیگر تا زمان عزیمتش

وقت کشی کند، امید است تحت این شرایط ل 1،احتمالاً مخالفتی با یک یا دو ملاقات اجتماعی بیشتر

ننماید. (در تمام احتمالات فوق الذکر اولین کانال ارتباط از طریق ال، پی، نایت خواهد بود.)

2 برای ملاقات اولیه در تهران، اگر اوضاع جوی اجازه دهد راترفورد لباس عادی می پوشد که شامل

شلوار خرمایی رنگ، پیراهن (بدون کراوات) و کت خواهد بود. قد وی تقریباً 185 سانتیمتر است و

ظاهری لاغر دارد، 63 ساله و با قامتی کشیده است، چشمانش آبی و موهای اطراف شقیقه اش در حال

خاکستری شدن است، نامبرده دفترچه نارنجی روشن برنامه پرواز لوفت هانزا را در دست چپ خواهد

داشت. (مشخصات جسمانی پگویین به راترفورد داده شده است.)

3 پیشرفتهای (حاصل) در مسافرت راترفورد را به محض اطلاع خبر خواهیم داد. به هر حال در نظر

داشته باشید که بهترین تخمینی که فعلاً می توان درباره زمان ورود راترفورد به تهران زد، 28 مردادماه

است.

4 پرونده 959289 201 تا 23 مرداد 1378 در بایگانی حفظ شود. تماماً سرّی سرّی

1- این تلگراف که تلگراف حاضر پیرو آ می باشد همان سند شماره چهار است.
2- با مراجعه به سند شماره هفت مشخص می شود که این ”هویت“ شرکت مشاورتی ران میدز ”کارور اسوشیتز“ است ضمناً ال ٬ پی ٬ نایت نام رمز این شرکت در تلگرافات سازمان سیا است.
ص: 479

سند شماره 7

از: رئیس 494683 23 مرداد 1358 اعضاءسرّی

به: تهران رونوشت برای فرانتک، دیوتک، آنتک

اخطار جاسوسی پخش محدود ال، پی، گامین س، د، لور

عطف به: رئیس (1)494677

1 هویت: شرکت مشاورتی «دان میدز»، «کارور استوشیتز»(2)

2 پرونده 959289 201، تا 23 مرداد 1378 در بایگانی حفظ شود.تماماً سرّی

سرّی

1- این تلگراف عطف به سند شماره شش می باشد.
2- این تلگراف هویّت مذکور در سند شش را مشخص می نماید.
ص: 480

سند شماره 8

از: تهران(1) 8 شهریور 1358 اعضاء(2) سرّی

به: رئیس

اخطار جاسوسی پخش محدود ال، پی، گامین س، د، لور

1 ... تماسهای تلفنی 7 شهریور، راترفورد موفق شد که برای ساعت 8 صبح روز 8 شهریور با

س،د،لور در اقامتگاهش قرار ملاقاتی بگذارد. هر چند این ملاقات مختصر بود، اما ما را قادر ساخت که...

را تجدید کرده و ملاقات دیگری را برای 11 شهریور ترتیب بدهیم.(3)

2 اگرچه ساختمان شامل سه آپارتمان است (هر طبقه یک آپارتمان به نظر می رسید که خانواده

خواهر ازدواج کرده س، د، لور 1 (ل 1) و خانواده خود ل 1 هر سه واحد را در اختیار دارند.

3 به نظر می رسد که س، د، لور 1 در وضع جسمی و روحی خوبی به سر می برد. او تأکید کرد که شبانه

روز گرفتار است و وقت کمی برای صرف امور خانواده اش دارد. به نظر می رسد که وی از اینکه بار دیگر

راترفورد را می بیند خوشحال است و همچنین تمایلش در صحبت با راترفورد در مقایسه با دوران اقامتش

در پاریس درست کمی قبل از آنکه به تهران بازگردد، بیشتر بود.

او از زمانی که با همراهان خمینی به ایران برگشت به پاریس نرفته است (نظریه: ل 1 در پاسخ تلفنهای

راترفورد به هتل تلفن زده بود اما راترفورد را با اسم کوچک سراغ گرفته بود، به وی گفته بودند کسی با

چنین اسمی نامش (در دفتر هتل) ثبت نشده است.)

4 ل 1 تأیید کرد که وی جزء 15 نفر اعضای شورای انقلاب است. در مورد قدرت شورای انقلاب و

نقش آن ل 1 نظر داد که این شورا آن طور که باید و شاید مؤثر عمل نمی کند. واضح بود که وی برای تمام

اعضاء شورا ارزش زیادی قائل نیست.

5 علاوه بر کار با شورای انقلاب او همچنین جزء 72 نفر اعضای مجلس خبرگان که در حال حاضر

مشغول بررسی قانون اساسی جدید هستند می باشد. او پیش بینی می کند که تقریباً ظرف یک ماه این کار

تمام شود. (نظریه: او ملاقات ما را برای شرکت در یکی از جلسات خبرگان ترک کرد.)

6 نسبت به دولت بازرگان ل 1 آن را به استهزاء گرفت و .......... دولت ............ او ........... شجاعت

............. می داند، او تصدیق کرد................ در این مقطع تاریخی ............ زیرا که ............. حمایت و

پذیرش ملت ............... برای نامزدهای این مقام ................. (نظریه: ............ گزارشات منتشره، او

شغلی در دولت نپذیرفته چرا که ارزش کمی برای آن قائل است.)


7 با اغتنام فرصت برای طرح مسئله، راترفورد اشاره کرد از مجموع آنچه شنیده به نظر می رسد که

اتخاذ تصمیمات مهم به خمینی واگذار می شود و بدون او امور از هم می پاشد. ل 1 به سرعت با اشاره به

1- چون که تاریخ این سند 8 شهریور مشخص می گردد که شماره این تلگراف باید حدود ( 54080 ) باشد.
2- این تلگراف از اسنادی است که قسمتی از آن نابود شده است. بنابراین قسمتها در متن ترجمه سند با نقطه چین مشخص گردیده است عباراتی که در روی نقطه چینها نوشته شده است عباراتی است که اطمینان صد درصد نسبت به درستی آنها وجود دارد.
3- اسناد ورود راترفورد به ایران در دست نیست تا بتوان تاریخ دقیق ورود وی به ایران را مشخص نمود. اما با توجه به شواهد مشخص می گردد که وی اوایل شهریور به ایران آمده است. ملاقات 8 شهریور که سند حاضر حاصل آن است باید اولین ملاقات راترفورد با آقای ابوالحسن بنی صدر باشد. طبق اظهار همین سند دومین ملاقات هم در تاریخ 11 شهریور بوده (که سند مربوط به آن در دست ما نیست) و طبق سند شماره ده سومین ملاقات هم در تاریخ 14 شهریور بوده است.
ص: 481

اینکه درباره توانایی و قدرت خمینی مبالغه شده، استثنایی بر این تحلیل عنوان کرد. او این مسئله را واضح

کرد که خمینی قادر نیست کشور را به تنهایی اداره کند و باید به دیگران تکیه کند. (نظریه: این نظر تا حدی

مطابق با آن چیزی است که در پاریس گفت «من به خمینی احتیاج دارم اما خمینی هم به من احتیاج دارد.»

لحن این نظریه به نحوی بود که انسان استنباط می کند این ل 1 فکر می کند نسبت به آنچه از خمینی

می توان انتظار داشت محدودیتهایی وجود دارد.)

8 او همچنین خاطرنشان کرد که دارد روزنامه انقلاب اسلامی را انتشار می دهد، او ادعا می کند که

روزانه صدهزار نسخه به چاپ می رساند.

9 (نظریه: هرچند ملاقات مختصر بود اما شواهدی به اندازه کافی وجود داشت که حاکی از این باشد

که احتمالاً راهی برای جلب همکاری وی وجود دارد.)

10 پرونده 959289 201 تا 8 شهریور 1378 در بایگانی حفظ شود.

تماماً سرّی سرّی

ص: 482

سند شماره 9

از: تهران 54165(1) 18 شهریور 1358 اعضاء سرّی

به: رئیس رونوشت برای فرانتک

اخطار جاسوسی پخش محدود ال، پی، گامین س، د، لور

عطف به: تهران 54154 (که مورد نیاز فرانتک نیست)

1 راترفورد در ملاقات مختصری که در تاریخ 18 شهریور درون اتومبیل انجام شد، گزارش داد که

وی قادر نبوده روز قبل س، د، لور 1 (ل 1) را ببیند. به او گفته شده که ل 1 خارج شهر است، علتش را

هم احتمالاً می توان اعلام روز 17 شهریور به عنوان تعطیل مخصوص کشوری دانست.(2)

2 راترفورد سعی می کند ل 1 را امروز یا یک وقتی در 19 شهریور ببیند، اگر او این کار را بکند و

حداقل مقصود ما برآورده شود، یعنی علاقه ل 1 به وضوح نسبت به شغل مشاورت جلب شود، راترفورد

تصمیم خواهد گرفت که در تاریخ 20 شهریور از طریق پرواز شماره 601 لوفت هانزا(3) راهی فرانکفورت

شود تا در ساعت 30/12 به وقت محلی به آنجا برسد. اگر این حداقل مقصود برآورده نشد ولی امکان نیل

بدان در طول این سفر باقی بماند، عزیمت راترفورد به تأخیر می افتد. در این مورد ممکن است از او

خواسته شود از مسیری غیر مستقیم برگردد، تا از تأخیر بیش از حد به واسطه رزرو بلیط جلوگیری شود.(4)

3 پرونده 959289 201 تا 18 شهریور در بایگانی حفظ شود.تماماً سرّی سرّی

1- این تلگراف که سند حاضر پیرو آن می باشد در دست نیست. با توجه به اسناد نزدیک به سند تهران 54154 که در دسترس هستند مشخص می شود که تاریخ این سند 17 شهریور می باشد.
2- چون در این سند آمده است که راترفورد قادر نبوده در 17 شهریور س ٬ د ٬ لور 1 را ببیند و با مقایسه آن با سند شماره ده که ملاقات 14 شهریور باس ٬ د ٬ لور 1 است و نیز سند شماره یازده که تحلیل 16 شهریور راترفورد ازس ٬ د ٬ لور 1 می باشد مشخص می گردد که قاعدتاً این سند باید بعد از سند شماره یازده آورده شود. اما علت اینکه این تلگراف در اینجا آمده است ٬ این است که تمامی تلگرافهای این مجموعه به ترتیب تاریخ و شماره تلگراف تنظیم شده اند و خود قرار در تهران این تلگراف را با وجود تأخر زمانیش نسبت به اسناد شماره دو و یازده زودتر مخابره نموده است. علت این امر هم این است که مواقع که مسئله ای نسبت به مسایل دیگر جنبه فوریت دارد زودتر مخابره می شود ٬ در این سند به مسئله احتمال تأخیر در عزیمت راترفورد مطرح است که نسبت به مسایل دیگر اولویت دارد.
3- این عبارت نشان می دهد که راترفورد پرواز شماره 601 لوفت هانزا به مقصد فرانکفورت در تاریخ 20 شهریور را رزرو کرده است. آن طور که از یکی از اسناد ناقص که هنوز رشته های آن به طور کامل پیدا نشده است و به همین دلیل در این مجموعه اسناد آورده نشده فهمیده می شود راترفورد در این تاریخ از ایران رفته است. یادآوری می شود که راترفورد تمامی مدارکش را با نام جعلی ویلیام ٬ ا ٬ فاستر تهیه کرده است. این دیگر به عهده کارکنان مسلمان و متعهد هواپیمایی و سایر ارگانهای مربوطه است که مشخص نمایند آیا این جاسوس کارکشته سازماان سیا در ادامه مأموریتش برای جلب همکاری آقای بنی صدر باز هم به ایران آمده است؟ مخصوصاً بعد از اشغال لانه جاسوسی.
4- منظور از عبارت مسیر غیر مستقیم این است که: در صورتی که راترفورد چند روزی بیشتر در تهران بماند بلیطی را که رزرو کرده از دست می دهد و اگر هم بخواهد دوباره بلیطی به مقصد فرانکفورت رزرو نماید به علت شلوغی پروازها مدت زیادی معطل می شود. بنابراین به جای اینکه مستقیماً راهی فرانکفورت شود می تواند با هر پروازی به مقصد خارج مثلاً رم ٬ پاریس٬ لندن و غیره که جا داشته باشد راهی خارج و بعداً از آنجا به فرانکفورت برود.
ص: 483

سند شماره 10

از: تهران 54173 18 شهریور 1358 ساعت 32/14 دقیقه اعضاءسرّی

به: رئیس

اخطار جاسوسی پخش محدود ال، پی، گامین س، د، لور

مطالب زیر گزارش راترفورد از ملاقات 14 شهریور با س، د، لور 1 می باشد.

1 راترفورد در شب چهاردهم شهریور برای سومین بار با س، د، لور 1 به مدت یک ساعت و نیم در

محل مسکونی ملاقات نمود. تقریباً 10 نفر از اعضای خانواده و دوستانش در بخش عمده آن است حضور

داشتند. یکی از دوستانش که نامش را شندر (با این تلفظ)(1) بیان می کرد مدیریت بازرگانی در دانشگاه

کالیفرنیا خوانده و چهار ماه پیش به ایران آمده است. او و ل 1 اهل یک شهر (همدان) بوده و از قدیم الایام

دوستان خانوادگی بوده اند. چون ل 1 او را دعوت کرد که به ملاقات خصوصی ما در اتاق بپیوندد، من

مجبور بودم که اغلب اوقات روی مسایل اقتصادی تاکید کنم، (طی آن شب معلوم شد که شندر مدیریت

بازرگانی خوانده و امیدوار است که وارد کار تجارت شود.)

2 در بدو ورود به خانه برای ملاقات، راترفورد در آن طرف خیابان چند مرد مسلح دید و حدس زد که

محافظان ل 1 باشند. تا خواست زنگ بزند پنج نفر از آن محافظان مسلح به طرف راترفورد یورش بردند

و از وی پرسیدند چه می خواهد. خوشبختانه یکی از آنها راترفورد را از ملاقات اولش می شناخت بعد از

اینکه محرز شد ل 1 منتظر یک ملاقات کننده است راترفورد تا طبقه دوم ساختمان اسکورت شد.

3 در حالی که شندر حضور داشت چشم انداز ارز خارجی ایران مورد بحث قرار گرفت، ل 1 گفت

هرگونه محدودیتهایی که بر روی ارز خارجی اعمال شود بدان منظور خواهد بود که اطمینان حاصل شود

که هرگونه سوءاستفاده های واقعی یا محتمل یا راه گریزهایی که در دوران رژیم گذشته تشویق یا اغماض

می شد، اجازه داده نخواهد شد که در رژیم انقلاب اتفاق بیفتد. ل 1 گفت که در حال حاضر درباره مقررات

ارز خارجی هیچگونه تغییرات عمده ای در نظر گرفته نشده است.

4 در مورد مسایل مربوط به تعرفه، ل 1 گفت که هیچ اقدامی در مرحله کنونی برای بالا بردن جداول

تعرفه ای در مورد کالای وارداتی مد نظر نیست، علاوه بر این قصد رژیم جدید این خواهد بود که زمینه

مساعدی برای پایین آوردن تعرفه های اقلام و کالاهای ضروری به منظور تخفیف بار هزینه زندگی

توده ها، فراهم کند. از سوی دیگر تعرفه کالای تجملاتی احتمالاً افزایش خواهد یافت.

5 درباره ملی کردن، ل 1 گفت که حکومت وی قصدی برای آغاز برنامه ملی کردن به مقیاس بزرگ

ندارد. او استدلال کرد تنها علت ملی شدن بانکها این بود که آنها به واسطه عرفهای بانکی و

سوءاستفاده های تحت رژیم سابق، ناسالم تشخیص داده شده بودند. اقدام ملی کردن بانکها بیانگر

کوششی برای اعاده اطمینان (مردم) به سیستم بانکی بود. او هرگونه احتمالی را در این مورد که دولت قصد

دارد اقداماتی در مورد ملی کردن تجارتهای کوچک انجام دهد رد کرد.

(نظریه راترفورد: بعد از نوشتن این مطلب راترفورد شماره اخیر مجله «ایرانیان» را دید که از قول ل 1

گزارش کرده اقدامات بیشتری برای ملی کردن در پیش است. ل 1 در ملاقات 14 شهریور خلاف این را

گفته است. همچنین طی تماس تلفنی تحت «پوشش نماینده کمپانی» با سیروس ابراهیم زاده معاون وزارت

1- منظور این است که املای دقیق نام وی را نمی دانیم ولی نامش چیزی شبیه شندر بود.
ص: 484

اقتصاد و امور دارایی در تاریخ 12 شهریور به راترفورد اطمینان داده شد که دولت هیچ گونه طرحی برای

گسترش برنامه های ملی کردن ندارد و در حقیقت از سرمایه گذاریهای مؤسسات تجارتی خصوصی

خارجی استقبال می کند.)

6 راجع به امکانات فعالیت در بخش خصوصی فرد مورد نظر تأکید کرد که دولت همچنان مصمم

است سرمایه گذاران داخلی و خارجی هر دو را به فعالیت در تجارت خصوصی تشویق کند. به منظور

تشویق سرمایه گذاران وامهای به مقیاس کوچک هم اکنون نیز در اختیار افراد قرار داده می شود. شرایط،

ملزومات و امتیازات بر پایه توافق مورد به مورد قابل مذاکره می باشند. به طور خلاصه، برای شرکتهای

خارجی علاقه مند به رفع نیازهای اولویت دار و مهم ایران، دولت مایل است بیشترین امتیازات و تشریفات

را اعطاء کند.

7 در مورد اسلحه، ل 1 گفت که ایران فعلاً علاقه ای به تهیه اسلحه اضافی ندارد. در حال حاضر دولت

در وهله اول علاقه مند به تهیه لوازم یدکی برای تجهیزاتی است که قبلاً از آمریکا خریداری کرده است.

8 نظریه راترفورد: در یک جا شندر از راترفورد پرسید که او در دولت است یا در تجارت. به او

اطمینان داده شد که در دومی است. هرچند ل 1 ممکن است این سؤال را قبل از ورود راترفورد پیش

کشیده باشد، راترفورد بیشتر عقیده اش بر این است که یک سؤال عادی بوده است.(1)

1- این سند کامل به دست نیامده است و احتمالاً یک صفحه دیگر دارد.
ص: 485

سند شماره 11

از: تهران 54174 قسمت اول از دو قسمت(1) 18 شهریور 1358 اعضاءسرّی

به: رئیس

اخطار جاسوسی پخش محدود ال، پی، گامین س، د، لور

آنچه در زیر می آید تحلیل و ارزیابی راترفورد در 16 شهریور از قضیه س، د، لور 1 می باشد:

1 با در نظر گرفتن مقامی که س، د، لور 1 در رژیم جدید دارد (یعنی عضو شورای انقلاب، عضو

مجلس خبرگان، سرپرست بانکهای ملی شده و ناشر) این طور به نظر راترفورد می آید که فعالیتها برای

جلب همکاریش باید ادامه یابد. یک فرد با امکاناتی که او از آن بهره مند است باید قادر باشد اطلاعات با

ارزشی را در دوره ای که در پیش است در اختیار گذارد. حتی از این مهم تر «ر»(2) همچنان ل 1 را به عنوان

فردی که آینده سیاسی درخشانی خواهد داشت به حساب می آورد. به نظر می رسد ل 1 که فردی

جاه طلب و از لحاظ سیاسی زیرک است نقش خود را محتاطانه با چشم داشت به روزی که خمینی از

صحنه کنار رود بازی می کند.

2 جای تعجب نیست که ل 1 در تهران تصویری از خود بروز می دهد که تا حدی با آنچه در پاریس

قبل از بازگشتنش داشت متفاوت است. در پاریس او یک توطئه گر (طراح) بود و تمامی وقت خود را به

تنظیم نقشه هایی برای چگونگی از میدان به در کردن رژیم بر سر قدرت در آن زمان اختصاص می داد. او

در خارج در بین روشنفکرانی که به او چشم داشتند و به وی احترام می گذاشتند، حاضر بود برای تحقق

اهداف گروهش به هرگونه فداکاری دست بزند. او که زرنگ و باهوش بود و شبانه روز با استراحت کمی

کار می کرد، به نظر می رسید که از مبارزه لذت می برد و به راحتی مخاطراتی را که درگیر این گونه فعالیتهای

جسورانه است می پذیرفت.

3 بر اساس سه ملاقات ما در تهران، روشن می شود که شخص مورد نظر همان طور که قابل پیش بینی

بود از وقتی که مقامات مسئولیت آوری را در رژیم تازه تأسیس پذیرفته فرق کرده است. هنوز شبانه روز

کار می کند اما به گونه ای دیگر. اگر چه در پاریس او یک انقلابی بود که با ظاهر امور سرو کار داشت، اکنون

او خودش را درگیر مسایل ظریف اداره یک مملکت می بیند. سعی او اکنون بر این است که وضع موجود را

حفظ و پایه های آن را تحکیم نماید. او همچنان از مبارزه صحبت می کند. کاملاً واقف است که در بخش

معتنابهی از مردم چندان اشتیاقی نسبت به تغییر رژیمها وجود ندارد و به نظر می رسد که اهمیت کاری را که

در پیش است درک می کند. هرچند او همچنان خود را انقلابی می داند و به نظر می آید که از تبلیغات

مقتضای مقامش در نهضت و مزایای قدرت (یعنی محافظانی که به عنوان یک عضو شورای انقلاب برایش

گمارده شده اند) لذت می برد. در واقع امر به نظر می آید که او بیشتر یک دیوانسالار (بوروکرات) است تا

یک انقلابی، هرچند او همواره روشنفکری ملایم طبع بوده. با وجود این حالا که در تهران جای گرفته به

نظر می رسد دارد جا می افتد. او کمی شکم آورده، لباسهای کاملاً اندازه سفارشی می پوشد و ساعت طلای

جدیدش را که ظاهری گرانقیمت دارد به رخ می کشد. دیگر به نظر نمی رسد که گروهی دانشجوی ژولیده

مانند آن روزها در پاریس، در خانه اش باشند. اینک او می تواند این گونه افراد را در دفترش در ساعات

1- این تلگراف دارای دو قسمت است که تا به حال فقط قسمت اول آن پیدا شده است.
2- ”ر“ مخفف راترفورد است.
ص: 486

«عادی» کار بپذیرد. اکنون منزلش برای استفاده از اوقات فراغت و ملاقات افراد به دقت انتخاب شده

است.

مطالب فوق بدان معنی نیست که فرد مزبور قدرت تحرک خود را به عنوان یک اصلاحگر (رفرمیست)

از دست داده است، برای توجه به این است که هر روزی که می گذرد به نظر می رسد که او بیشتر و بیشتر در

دیوانسالاری (بوروکراسی) انقلابی که به موفقیت رسیده، فرو رفته است و اکنون وی با مبارزه ای برای به

جریان انداختن امور حکومت به نحوی هموار مواجه است.

4 در ارزیابی فرد مورد نظر، در رابطه با تمایل وی در همکاری با ما، «ر» ملاحظات مثبت و منفی زیر

را خاطر نشان می سازد:

الف مثبت(1)

(1) چون او یک توطئه گر (طراح) کهنه کار است، اگر احساس کند که رژیم از اهداف انقلابی خود دور

می شود یا اینکه به نفع خودش خواهد بود، ممکن است در آینده برای توطئه علیه رژیم مانعی سر راه خود

نبیند.

(2) : اگرچه او احتمالاً در حال حاضر هیچ مشکل مالی ندارد، اما باید در نظر داشته باشد که ممکن

است با یک تذکر کوتاه به خارج تبعید شود و در آن زمان می تواند از کمک مالی ما استفاده نماید.

(3) : به عنوان یک روشنفکر او ترجیح می دهد که خودش تصمیم بگیرد تا اینکه کورکورانه از فرد

دیگری پیروی کند.

(4) : اگر چه او به خمینی احترام می گذارد، اما او را مصون از خطا نمی داند.

(5) : او آگاه است که دار و دسته هایی در داخل رژیم در شرف تکوین است، و شاید آگاه است که باید در

رفتار با اطرافیانش احتیاط کند. به عنوان مثال او گفت که تمام اعضای شورای انقلاب دارای صلاحیت

یکسانی نیستند اما او مجبور است که سر کند و با آنها سرو کار داشته باشد، احتمالاً این عدم اعتماد

مجبورش می کند که درهایی را باز بگذارد.

(6) : او جاه طلبی سیاسی دارد. او احتمالاً روزنامه اش را به این منظور ایجاد کرده که از آن به عنوان

پایگاه قدرتی جهت مقاصد سیاسی آینده اش استفاده نماید.

(7) : هرچند در دوره های پرمشغله در پاریس و تهران از نظر وقت در مضیقه بود، برنامه خود را کنار

گذاشته تا با ما ملاقات نماید. (نظریه «ر» : امید است توجه شود که دسترسی به وی از نقطه نظر ما همچنان

یک مشکل است.)

1- دقت در موارد مثبتی که راترفورد از شخص س ٬ د ٬ لور 1 تحلیل کرده است ٬ مشخص می کند که افراد مورد توجه سازمان سیا برای به قدرت رسیدن و کنترل حکومت در ایران ٬ چه کسانی می باشند. اگرچه فعلاً ملت مسلمان و متعهد ایران به طور کامل آقای ابوالحسن بنی صدر را شناخته اند و کاملاً به خصوصیات وی آگاه گشته اند و حتی نقاط ضعف بزرگتری از آنچه در این اسناد مذکور است از وی بروز کرده است با این حال با توجه به اینکه این تحلیل مربوط به 16 شهریور 1358 و ماهها قبل از انتخاب آقای بنی صدر به ریاست جمهوری است قابل توجه و تعمق می باشد و با در نظر گرفتن اینکه آمریکا از شهریور 1358 می دانسته که نامبرده فردی است که درصورت لزوم حتی علیه رژیم جمهوری اسلامی توطئه هم می کند ٬ فردی است که احتمال دارد تبعید شود و در تبعید به کمک مالی نیاز دارد ٬ فردیست که معتقد به ولایت فقیه نیست ٬ روشنفکر به مفهوم آمریکایی اش است... و بالاخره جاه طلب است. بسیاری از توطئه ها و حرکتهای آمریکا و عمال داخلی و خارجیش علیه امام خمینی و جمهوری اسلامی ایران معنی دار می شود.
ص: 487

ب منفی

(1) : چون موقعیت خود را در رژیم کنونی محکم کرده است شخص مزبور در حال حاضر واقعاً به ما

احتیاج ندارد.

(2) : افشا شدن روابط مخفیانه اش با ما احتمالاً به زندگی حرفه ای سیاسی فرد مزبور خاتمه خواهد

داد، یقین است که او این نکته را از نظر دور نخواهد داشت.

(3) : تجربه سالیان دراز بر این نکته تأکید دارد که ناشرین روزنامه به خودخواهی متمایلند و اغلب

غیرقابل اعتماد هستند.

تصمیم او که یک روزنامه راه بیندازد شاید حاکی از این باشد که ل 1 تنها به آینده سیاسی خودش

علاقه مند است و قصد ندارد با ما در خطهایی که ما درنظر داریم همکاری کند.

(4) : هرچند اظهارات شخص مورد نظر علیه شرکتهای آمریکایی که در امور داخلی ایران دخالت

می کنند، ممکن است نشانه این باشد که او نمی خواهد کاری به کار دولت ایالات متحده داشته باشد، اما

«ر» مایل است طور دیگری فکر کند.

(5) : بر اساس این فرض که ما همچنان به استخدام ل 1 علاقه مند هستیم. مطالب زیر خلاصه نظریات

«ر» دوگونه روش نزدیک شدن به ل 1 می باشد.

الف تحت پوشش غیر رسمی: یک شخص در پوشش غیر رسمی که به تهران مأمور شود، دو تا سه ماه بعد

از ملاقات «ر» می تواند با شخص مورد نظر تماس بگیرد و (با استفاده از کارت پوششی کمپانی «ر») پختن

وی را در شرایط راحت تری از سرگیرد. پنج یا شش ملاقات ظرف یک یا دو ماه احتمالاً فرد مأمور را قادر

خواهد ساخت تا فرد مورد نظر را جهت نزدیکی و تماس به طور گام به گام در خطر قرار دهد.

ب تحت پوشش رسمی: «ر» بیشتر عقیده اش بر این است طی این سفر می تواند ترتیب معرفی یک مأمور

با پوشش رسمی را با فرد مورد نظر بدهد. ترجیحاً بنا به دلایل امنیتی این مأمور نباید در عملیات حساس

دیگری دست داشته باشد. اگر بنا به دلایلی چنین مأموری در حال حاضر در دسترس نباشد او می تواند

یکی از کارتهای ویزیت «ر» را در یک تاریخ بعدی به کار برد.

6 بعد از سومین ملاقات راترفورد توصیه می کند که تماس تحت پوشش غیر رسمی صورت گیرد تا

قرارگاه محفوظ بماند، از سوی دیگر اگر تأخیر عملی نباشد ادامه پختن توسط یک مأمور با پوشش رسمی

بجا خواهد بود.

7 پرونده 959289 201 تا 18 شهریور 1378 در بایگانی حفظ شود. تماماً سرّی

سرّی


پرسش از تام آهرن

ص: 488

سند شماره 12شنبه 8 / دی / 58 جلسه هشتم

موضوع: پرسش از تام آهرن

به من گفته شده بود که دولت آمریکا به طور اعم و سیا به طور اخص، درنظر دارند که اگر امکاناتی

موجود باشد، با افرادی که در انقلاب ایران می توانند نقشی داشته باشند تماس برقرار شود. لذا زمانی که

امام در فرانسه بود یک افسر بازنشسته سیا مأمور شد که به فرانسه رفته و با آقای بنی صدر تماس برقرار

نماید. ایشان خود را به عنوان نماینده یک کمپانی معرفی کرده و اظهار داشته است که نسبت به آینده

اقتصادی ایران و ارتباط آن با دنیای غرب مخصوصاً آمریکا علاقه مند به صحبت با بنی صدر می باشد؛ بنی

صدر نیز با این مسئله موافقت داشت. زمان این ملاقات اولیه، کمی قبل از مراجعت امام به تهران است که در

فرانسه قرار شده بود. زمانی که من به ایران آمدم، ستاد مرکزی هنوز علاقه مند به دنبال نمودن این مسئله

بوده و در این ارتباط از من خواسته شد که نسبت به این مسئله کار نمایم. آن مرد در حوالی 29 مرداد به

تهران آمده و مدت سه هفته در ایران اقامت نمود، با بنی صدر حداقل 3 بار و شاید حتی 5 بار در این مدت

ملاقات نموده است.

هدف نهایی ما: به استخدام درآوردن بنی صدر.

برنامه مرحله ای: در این مرحله تمامی مسایل رو نشود و صرفاً در این مرحله از وی به عنوان یک

مشاور اقتصادی قابل اطمینان این کمپانی که نسبت به مسایل اقتصادی و همچنین مسایل سیاسی مربوط

به امور اقتصادی و همچنین مسایل سیاسی اعم اظهارنظر می کند استفاده شود.

گامهای بعد: ملاقاتهای بعدی با وی در تهران و یا در پاریس (فرانسه) می تواند قدری بیشتر پیشروی

نموده و نسبت به یک سری مسایل مهم سیاسی از وی سؤالاتی شود. در آخرین جلسه بنی صدر موافقت

نموده که به عنوان مشاور اقتصادی قابل اطمینان این کمپانی فعالیت نماید و پیشنهاد حقوق ماهیانه 1000

دلار را نیز پذیرفت.

سؤال: آیا بنی صدر می دانست که طرف مقابل وی یک مأمور سیا است؟

جواب: قرار نبوده که به بنی صدر در این مرحله گفته شود که طرف مقابل سیا می باشد لذا به وی گفته

نشده بود. اما یک مسئله بود که می تواند به وی این برداشت را داده باشد که عبارت است از نحوه پیشنهاد

ماهیانه 1000 دلار که بدون این ترتیبات معمولی تجاری انجام پذیرفته باشد مورد پیشنهاد و همچنین

توافق قرار گرفت و این می تواند بیانگر حداقل باشد که این مسئله به این سادگی ها نیست.

مسئله دوم اینکه نسبت به زمینه سؤالات راجع به مسایل اقتصادی، سؤالاتی مطرح شده بود. در رابطه

با مسایل سیاسی که تا حدود زیادی ربطی به مسایل اقتصادی نداشته است و این مسئله هم می توانسته

است به وی برداشت دیگری بدهد. یک نکته قابل ذکر هم اینکه تا به حال پولی به ایشان پرداخت نگردیده

است.

نام فرد ملاقات کننده: ویلیام فاستر

البته این اسم حقیقی نبوده ولی پاسپورت و دیگر وسایل شخصی وی با این اسم بوده است، اسم رمز

وی در تلگرافها ما کاسئلون(1) می باشد.(2)



کتاب دهم

ملاقات

1- لازم به توضیح است که نام رمز این جاسوس سیا در اسناد راترفورد می باشدو آهرن این مسئله را اشتباه کرده است.
2- نوار ضبط صوت این گفتگو در دست می باشد.
ص: 489

ص: 490

ملاقات

معرفی کتاب

ص: 491

ص: 492

معرفی کتاب

«این ننگ را ما به کجا ببریم که برخی از اهالی مملکت حالا که آمریکا را ملت شکست داده است باز

روابط با آمریکا دارند.»

«امام خمینی»

انقلاب اسلامی ایران در حقیقت تجلی شکوهمند یک تغییر است. پاسخی خونین به دعوت الهی برای

تغییر انسان. ان اللّه لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم. امت به پا خاسته ما با دل و جان پذیرای این تغییر و

تحول شدند و بر این سبیل به یاری خدا تا امروز استوار مانده اند و خواهند ماند، ان الذین قالوا ربنااللّه ثم

استقاموا. این تغییر حکایت از گرایش یک امت به سمت اللّه و گسستن او از طاغوت است در تمامی مظاهر

آن و طبیعی است که در مسیر این تغییر با تمامی موانعی که بخواهند راه او را سد کنند به مقابله برخواهد

خاست و به اتکای نیروی لایزال الهی به پیش خواهد رفت. قویترین عامل تسریع و هدایت این تغییر،

رهبری نهضت و انقلاب بوده است، رهبری که دقیقاً با عنایت خدای تعالی و بر اساس سنت او توسط مردم

کشف می شود و این انقلاب جوشیده از متن مردم را به سمت قله فلاح رهنمون می شود. انقلاب اسلامی

ایران یادآور نهضت صدر اسلام به رهبری پیامبر عظیم الشأن است که در چهارچوب هماهنگ مبانی و

بنیادها، شکل گرفت و به ثمر رسید و شاید به جرأت بتوان گفت که پس از صدر اسلام، هرگز چنین حرکتی

اصیل که ریشه در عمق مکتب دارد به خود صورت واقع نپذیرفته باشد. البته طبیعی است که در کنار این

حرکت شکوهمند جریانهای انحرافی بسیاری با ظواهر گوناگون رشد کرد، ولی سیر انقلاب او را سرانجام

به انزوا کشاند. این مجموعه حکایت جریانی است که از سرگیری فعالیت سیاسیش با تغییر رئیس جمهور

آمریکا و طرح سیاست حقوق بشر آغاز می شود، حکایت جریانی است که با امید و الهام از سوی شیطان

بزرگ به مبارزه با شاه برمی خیزد. آن هم نه مبارزه با شاه که با استبداد و خفقان!! و حتی در مقطعی از

مبارزه ضد استبدادی خود راضی به ماندن نظام شاهنشاهی هم می شود.

حکایت جریانی است که با مشورت و توصیه های شیطان بزرگ گام به گام به خیال خود نهضت را به

پیش می برد و از ترس اینکه مبادا انقلاب اسلامی در دامن شرق تجاوزگر بیفتد، به دامن غرب جنایتکار

پناه می برد و در این راه به تبادل اطلاعاتی بسیار وسیعی می پردازد و بسیار سخاوتمندانه اطلاعاتی را که از

درون نهضت اسلامی دارد در اختیار جاسوسان شیطان بزرگ می گذارد.

حکایت جریانی است که بیگانه از ماهیت انقلاب اسلامی که هیچ مأمن و پناهگاهی جز خدا ندارد، با

مذاکرات و نشست و برخاستهای مداوم با ایادی شیطان بزرگ، در کمال ساده اندیشی معتقد است که

ص: 493

خروج شاه و در نهایت پیروزی انقلاب ثمره این مذاکرات است. حکایت جریانی است که حتی پس از

پیروزی انقلاب نیز دست از امدادهای پنهانی شیطان نمی شوید و با جدیت هرچه تمامتر، همکاری،

نزدیکی و روابط حسنه بیشتر طلب می کند و گویی با وجودی که همواره شعار خود را استقلال قرار داده،

هیچگاه عملاً به استقلال نیندیشیده و همراه دیگر نیروهای مترقی مردمی را که آمریکای جنایتکار و

شوروی تجاوزگر را به اتکاء خدا از خود طرد می کنند محکوم می کند و بالاخره حکایت جریانی است که

پس از مراودت پیگیر برجسته ترین چهره آن صاحب عنوان [SDPLOD](1)می شود.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام



گزارش مجدد از ریچارد کاتم

1- حروف رمزی است از طرف سازمان سیا برای معرفی امیر انتظام در اسناد به کار می رفت. SDPLOD]
ص: 494

شماره : 4510

از: وزارت امور خارجه واشنگتن تاریخ: 8 ژانویه 79محرمانه

به: سفارت آمریکا در تهران فوری 18/10/57

موضوع: گزارش مجدد از ریچارد کاتم

1 کارشناس وزارتخانه 7 ژانویه برای گزارش تکمیلی تلگراف مرجع با کاتم تماس گرفت. کاتم تأکید

کرد که اطرافیان خمینی و مخالفان در تهران از یک کودتای ارتش که به یک اختناق خونین بینجامد،

می ترسند.

او گفت که در روزهای آخرش در تهران 3 2 ژانویه مخالفین در اطلاعاتشان در مورد کودتا خیلی

خیلی مطمئن بودند. آنها اسامی شش ژنرال، در میان آنها اویسی، ربیعی، خسروداد و سه تای دیگر را که

کاتم به یاد نمی آورد، از رهبران اصلی ارتش گفته بودند. نقشه های کودتا در ساختمانی متعلق به

«ساختمان تحقیقات» خیابان شاه عباس کشیده می شد. مخالفین می گویند برنامه ریزها، تهران را به شش

منطقه تقسیم کرده اند؛ هرکدام تحت نظر یک ژنرال. اعمال قوانین شدید نظامی و دستگیریها با یک اشاره

علامت شروع خواهند شد. خیلیها از مخالفین (رژیم) می ترسیدند که آمریکا از چنین کودتایی پشتیبانی

کند.

2 علیرغم کینه ای که نسبت به آمریکا در میان توده مردم دیده می شود، کاتم فکر می کرد که اطرافیان

خمینی و مخالفین رژیم در تهران آماده اند تا در مواضع پیچیده و مفصلی در مورد روابط آینده با آمریکا

فکر کنند. او آنها را این طور توصیف می کرد که از شوروی می ترسند و خواهان این هستند که برای امنیت،

ایران به آمریکا متکی باشد. آنها خواستار روابط دفاعی رسمی نبودند ولی می خواستند تا آمریکا در مقابل

تهدید شوروی از ایران پشتیبانی کند. پیروان خمینی معتقد هستند که مسکو از وجود دولتی در ایران تحت

رهبری افرادی که می خواهند نفوذ خودشان را در وراء مرزها منجمله مسلمانان شوروی گسترش دهند،

ناراحت است.

3 کاتم در مورد امیرانتظام، یک تاجر ایرانی این طور گفته است:

احتمالاً یک رهبر خیلی مهمی از جناح خمینی است. امیرانتظام به کاتم گفت که می خواهد با سفارت در

تماس باشد. کاتم ظاهراً او را در این جهت تشویق کرده است.

4 مخالفین میانه رو به قول کاتم بختیار را تا زمانی که حرکت ضد شاه جریان داشته باشد، تحمل

خواهند کرد و وقتی احساس کنند که تظاهرکنندگان دارند مأیوس می شوند، حملات خودشان را علیه

بختیار آغاز خواهند کرد. از بختیار به عنوان یک شخصیت متزلزل که نتوانسته در برابر پیشنهاد شاه برای

نخست وزیری مقاومت کند، حالا هر چند به سود ایران تمام شود، یاد می کنند.

5 کاتم به طور مفصلتری مسئله شورای سلطنت (در پاراگراف 4 تلگراف مرجع) را توضیح داد. شورا

متشکل خواهد بود از یک ژنرال منتخب شاه، علی امینی (که شاه معتقد است که به او وفادار است ولی در

واقع از مخالفین طرفداری می کند) بهشتی (سرهنگ اصلی خمینی در تهران) وکیل مترقی، نزیه و برای

شکستن آراء مساوی فرح، سنجابی نخست وزیر می بود مجلس منحل می شد و انتخابات اعلام می شد و

مجلس جدید احتمالاً قانون اساسی را تصریح می کند تا شاه را از آن حذف کند.

6 بالاخره کاتم در مورد گفتگویی با یک (سرهنگ) بازنشسته توضیح داد و گفت که تمام سرهنگهای

ص: 495

بازنشسته (اخراج شده توسط شاه) انقلابی بودند، چون سواد (آگاهی) داشتند. بیشتر ژنرالها بی سواد بودند

و به همین دلیل بود که شاه آنها را ارتقاء مقام می داد. ژنرالها وفادار خواهند ماند، ولی سرهنگها دیگر بیشتر

از این نمی توانند فشار را تحمل کنند. می گویند تعداد زیادی از سرهنگها و افسرهای رتبه های پایین در

تشکیلات خمینی همکاری می کنند. گروه خمینی تازگی به ارتش توجه و اهمیت بیشتر می داد.

محرمانه

ونس


نظرات دو گروه از مخالفین عقب نشینی

ص: 496

شماره : 1/0431

از: سفارت آمریکا تهران 9/1/79 تهران 19/10/57محرمانه

به: وزارت امور خارجه واشنگتن. فوری

موضوع: نظرات دو گروه از مخالفین عقب نشینی

مرجع: تهران 367

خلاصه

منبع جدید نهضت آزادی می گوید، نهضت آزادی با دولت بختیار مقابله و رقابت نخواهد کرد و سعی

خواهد کرد که رفتن شاه هر چقدر ممکن باشد آرام صورت می گیرد و از آمریکا می خواهد که جلوی

ارتش را در سرکوبی افراد غیرنظامی بگیرد. رهبران میانه رو در جهت مشابهی تندتر حرکت می کنند تا

سعی کنند از درد سر بعد از رفتن شاه پیشگیری بشود. منبع معتقد است، نمایندگان مذهبی در شورای

سلطنتی به آرام شدن وضع کمک می کنند و می گوید شریعتمداری احتمالاً آماده است، شرکت کند. خلاصه

تمام.

1 در دو گفتگو، صبح 9 ژانویه، مسئول سیاسی این طور برداشت کرد که هم رهبران میانه رو سیاسی و

هم نهضت آزادی آماده اند که دولت بختیار را تحمل کنند. برای وقت محدودی تا تأثیر رفتن شاه از کشور

تعدیل بیابد، و هر دو منبع معتقد هستند که شاه می خواهد فرار کند، آنها از توصیه مسئول سیاسی مبنی بر

اینکه سازمانهایشان نقشه برنامه بعد از رفتن شاه را با نظم هر چه تمامتر بکشند، استقبال کردند.

2 مسئول سیاسی با امیر انتظام عضو کمیته مرکزی نهضت آزادی برای اولین بار ملاقات کرد (قویاً

محفوظ بماند) پروفسور ریچارد کاتم حسن نیت دو طرف را تأکید کرد و بحث فوراً به مشکلات بالقوه

ایران بعد از شاه برگشت. انتظام نظر نهضت آزادی را بیان کرد که «اگر آمریکا مخالفت کند، ارتش نمی تواند

علیه مردم برگردد». مسئول سیاسی جواب داد آمریکا در تماسهایی که با افراد ارتش داشته، خواهان

پیروی از دولت ملی بوده است ولی نهضت بهتر است شناخت بیشتری در مورد حدود و عمق تأثیرات و

گرفتاری دولت آمریکا در ارتش ایران پیدا کند. مخصوصاً در مورد مسایل حیاتی که دیدگاههای افسران

زیاد نمی تواند متأثر از خارجیان باشد. بعد از بحث کوتاهی انتظام محدودیتها و نقش آمریکا را در این

شرایط درک کرد.

3 مسئول سفارت تکرار کرد که آمریکا مخالف مسئله کودتای نظامی است و فکر نمی کند که این

بتواند یک راه حل دراز مدت برای مشکلات ایران باشد و این را چندین بار برای عموم و به طور خصوصی

متذکر شده بود. برای همین دولت آمریکا مشخصاً علاقه مند بود که بداند نهضت آزادی و دیگران هنگام

رفتن شاه برای پیش گیری از تحریک ارتش که به خونریزی و اغتشاش منجر می شود، چه کار می کنند؟

انتظام گفت: خیلی واضح است که حاضریم کمک کنیم. خمینی نمی خواهد که به ارتش آزار و ضرر بخورد.

«به هر حال قسمتی از ملت است.» بعضی از وزرای بختیار به نهضت آزادی توصیه کرده بود که مقاومت

کنند و یک دولت انتقالی لازم بود تا راه را برای یک دولت ملی از مردان خوب باز کند. او قول همکاری

نهضت آزادی را داد که جلوی خشونت و کشتار گرفته شود و کوشش جدی از طرف نیروهای خمینی در

جهت کنترل کردن جمعیتهای خیابانی انجام گیرد. مسئول سفارت گفت که این حتماً کوششهای ما را مبنی

بر نگهداشتن اوضاع در خط قانون اساسی تحکیم می بخشد.

ص: 497

4 در این زمان مسئول سفارت مسئله اینکه آیا نهضت آزادی می تواند جمعیت خیابانی را کنترل کند یا

نه را مطرح کرد. انتظام گفت که نهضت آزادی در واقع نگران کسانی بود که در اعمال خشونت آمیز دست

داشتند مانند «قتل». من می توانم مطمئناً بگویم که هیچ کدام از این افراد از این نهضت نیستند.» مسئول

سفارت هنوز مشکوک بود و پرسید آیا نهضت آزادی و رهبران مذهبی می توانند از نفوذشان در آنجا

استفاده کنند؟ انتظام جواب داد آنها حتماً سعی خواهند کرد.

5 انتظام بعد از به قول خودش «مسئله حساس» در مورد زمان بندی دولت انتقالی را مطرح کرد.

نهضت آزادی از بازگشت شاه می ترسد. شایعات می گویند که ژنرال اویسی با کارتر ملاقات کرده که برای

یک کودتای متقابل پشتیبانی بگیرد. نهضت آزادی فکر می کرد، می توانست زیاد برای حرکت به طرف

دولت ملی منتظر بماند. نهضت درک کرده که چرا بختیار باید تا زمانی که شاه نرفته در قدرت باشد، ولی

فکر می کرد که در سه هفته تا یک ماه بعدی شورای سلطنت مجبور خواهد بود. دولت جدید مورد تأیید

خمینی را روی کار بیاورد. مسئول سفارت شایعه اویسی را به عنوان یک دروغ مبتذل توصیف کرد و

مسئله را به این محدود کرد که دولت آمریکا از هر دولت قانونی حمایت می کند ولی نمی خواهد روی اگر و

شایدها فکر کند.

6 کارمند سفارت از «امیر انتظام» پرسید آیا در مورد وضع اقتصادی کشور فکر شد؟ آیا انقلاب

اسلامی وقتی شاه رفت اجازه خواهد داد که مردم به کار برگردند؟ اگر نه، کشوری نمی ماند تا انقلاب آن را

تسخیر کند. تدریجاً انتظام لبخندی زده و گفت: «بله ما نقشه هایی داریم برای آن، او اشاره کرد که نهضت

آزادی جداً در مورد تعدیل فشارهای اقتصادی بعد از رفتن شاه فکر کرده ولی او در جزئیات نمی رفت.

7 ملاقات دوم با دکتر میناچی از کمیته دفاع از آزادی و حقوق بشر همان زمینه های صحبتهای قبلی

بررسی شد. میناچی گفت جلسه روحانیت در 8 ژانویه نقشه ای کشید که در آن روحانیون در تمام کشور

خواستار آرامش در مساجد شده بود. این قبلاً در تهران از 9 ژانویه در جریان بوده. میناچی گفت هیئت

مدیره کمیته دفاع از آزادی حقوق بشر روز 14 ژانویه جلسه داشتند تا با همکاری کامل با وزیر دادگستری

بختیار را منصوب کنند ولی خاطرنشان ساخت که این همکاری به وزارت دادگستری محدود می شود و

اهدافش مشکلات بشر هستند. مسئول سفارت این را تشویق کرد.

8 میناچی گفت: رهبران مذهبی میانه رو قم در مورد رفتن شاه مقداری عصبی بودند. میناچی مسئله

شورای سلطنت را با علی امینی در میان گذاشته بود و فکر کرده خوب است که از روحانیون هم در این

شورا باشند. او 10 ژانویه با شریعتمداری ملاقات می کند و گفت مسئله را عنوان خواهد کرد. او مطمئن بود

که مثلث قم حاضر بودند در چنین کاری کمک کنند.

9 میناچی گفت: مسایل شورای سلطنت هنوز مغشوش بودند. بختیار در مورد شورای قانونی در ماده

38 صحبت کرده بود. ولی شاه تحت ماده 42 می رفت که به او اجازه می داد هرکسی را برای شورای

سلطنت انتصاب کند. میناچی گفت بحث اخیر در مورد شورای سلطنت 7 نفره فقط با قسمتی از عضویت،

قانونی ماده 38 بوده او نمی دانست تفکر فعلی چیست، ولی حدس می زد که بحثهای زیادی رد و بدل شود

تا مسئله حل گردد.سولیوان


نهضت آزادی در وقایع اخیر

ص: 498

شماره : 00670

از: سفارت آمریکا تهران تهران 14 ژانویه 79 محرمانه

به: وزارت امور خارجه واشنگتن فوری

موضوع: نهضت آزادی در وقایع اخیر

خلاصه: انتظام به کارشناس سفارت گفت که اعلام افراد شورای سلطنت برای نهضت آزادی مشکلی

را پیش نخواهد آورد. نهضت آزادی فکر می کند مجلس، بختیار را تأیید کند.

برگشت خمینی در آینده به ایران که گزارشات مطبوعات می گویند آن قدر حتمی نیست. بعضی از

گروههایی که امنیت را بر عهده گرفته اند، از گروههای نهضت آزادی هستند.در مورد دیگران اطلاعات

کامل موجود نیست. تظاهرات تا آخر هفته 18 19 ژانویه ادامه خواهد داشت. 13 ژانویه تظاهرات

دانشگاه توسط نهضت آزادی برگزار و کنترل شد. نقشه های نهضت آزادی برای آرامش بعد از شاه

پیشرفت می کند.

1 کارشناس سیاسی استمپل با امیر انتظام عضو کمیته مرکزی نهضت آزادی ملاقات کرد تا وقایع

اخیر را بررسی کنند. امیر انتظام گفت شورای سلطنت که 13 ژانویه تعیین شده برای نهضت آزادی مشکلی

پیش نمی آورد. وارسته و تهرانی مخالفین سابق بودند با سوابق خوب و علی آبادی هم در موردش نظر

خوبی دارند.

2 انتظام گفت که معتقد است که مجلس وقت گذرانی می کند ولی عاقبت از بختیار حمایت خواهد

کرد؛ در حالی که بعضی از اعضای مجلس شاید خواهان روی کار آمدن ارتش باشند. (که همه معتقدند

موجب کناره گیری بختیار خواهد شد اکثریت به مصالح کشور رأی خواهند داد.) نهضت آزادی محتاطانه

با نمایندگان در مورد رای صحبت و تشویق خواهد کرد. چون رأی نهایی هنوز داده نشده.

3 در مورد برگشت خمینی به ایران انتظام گفت علیرغم گزارشات مطبوعات خمینی هنوز تصمیم

نگرفته چه موقع برگردد. گروه نهضت آزادی در این جا و از جمله سیدمحمد بهشتی ترجیح خواهد داد که

خمینی سفرش را بیشتر از یک یا دو روز به عقب بیندازد. تا وضع ارتش و امنیت آرام گردد. انتظام گفت که

در واقع به خاطر امنیت خمینی نگران است. مسلماً گروههای خارج از جنبش اسلامی هستند که خوبی

خمینی را نمی خواهند. افراطیون در 50 سال قبل خیلی از ملیون را کشته اند و انتظام نمی خواهد خمینی

بعدی باشد.

وضع امنیتی در ایران، اگر خمینی موقع برگشت کشته شود، آنقدر وحشتناک می شود که نمی توان تصور

آن را کرد.

4 انتظام گفت: تعدادی از روزنامه های محلی فارسی منجمله آیندگان وقتی عنوان می کنند که خمینی

به هر کشوری که به شاه پناه دهد، حمله می کنند اشتباه می کنند. انتظام گفت: ما امیدواریم که او در مورد

گروه خمینی دقیق صحبت کند. خمینی درک می کند که ممکن است ضروری باشد که برای خارج ساختن

شاه از ایران به او در آمریکا یا اروپا پناهندگی داده شود و کشور مذکور توسط نهضت اسلامی مورد مؤاخذه

قرار نخواهد گرفت.

5 گروههایی که در چند محل طبق گزارشات، مسئولیت امنیت را از پلیس گرفته اند احتمالاً گروههای

ص: 499

عملیاتی نهضت آزادی هستند. انتظام گفت: تمام آنهایی که شمال، اطراف تبریز و قسمتهای دیگر

آذربایجان شرقی را به دست گرفته اند به طور حتم نهضت آزادی هستند.

گزارشاتی از شهرهای جنوبی مانند شیراز نداشتیم. همچنین نکته مثبت به قول انتظام تظاهرات مردم

در دانشگاه روز 13 ژانویه که در اوج خود 200000 نفر به گفته نهضت آزادی، ولی تماشاچیان باتجربه

می گویند 000/100، صد در صد توسط جنبش اسلامی کنترل می شد. به گفته انتظام نهضت آزادی هم

مانند ما از این مسئله تعجب کرده چون حزب توده در دانشگاههای قوی بوده. (نکته: انتظام به طور واضح

فکر می کرد که این نتیجه کار تشکیلاتی خوبی بوده که نهضت آزادی انجام داده ولی حاضر نبود تمام اعتبار

را به نهضت اختصاص دهد. چون او و دیگران معتقد بودند که مارکسیستها مقداری از این جریان خوشحال

شده اند) نهضت آزادی در آخر هفته 18 19 ژانویه تظاهرات اساسی خواهد داشت چه شاه بماند چه

نماند.

6 انتظام گفت: که نهضت آزادی از قبل برای روز رفتن شاه برنامه ریزی کرده. آیت اللّه ها هم صحبتهای

آرام کننده کرده بودند و خواهند کرد. نهضت آزادی خود گروههایی تشکیل داده تا از مجسمه و

ساختمانهای عمومی حفاظت کنند. وقتی کارشناس سیاسی در مورد این گروهها و گروههایی که امنیت

شهرها را به دست گرفته بودند، پرسید انتظام گفت: که آنها از گروههای مختلف مذهبی می آیند. (نظر: ما

حدس می زنیم که مقداری از اینها و بیشتر تشکیل دهندگان یا مجاهدین و یا وابسته به مجاهدین هستند.)

محرمانه

سولیوان



برگشت خمینی به ایران عقب می افتد

ص: 500

شماره : 0784

از: سفارت آمریکا در تهران تاریخ: 16 ژانویه 79 مطابق 26/10/57

به: وزارت امور خارجه واشنگتن فوری

موضوع: برگشت خمینی به ایران عقب می افتد

1 امیر انتظام از نهضت آزادی ایران، عضو کمیته مرکزی، به مسئول سیاسی حدود یک ساعت و نیم

بعد از رفتن هواپیمای شاه تلفن زد که سفارت را مطلع کند که آیت اللّه خمینی در آینده نزدیک برنمی گردد

(تکرار) برنمی گردد. علت این مسایل را مسایل امنیتی ذکر کرد.

2 مطلب بالا بهترین اطلاعات نهضت آزادی است. و طیف مخاطبها باید در نظر بگیرند که الف)

محدوده زمانی مشخص نیست. ب) نهضت آزادی در روزهای اخیر در مورد برگشت فوری خمینی کمی

بی تفاوت شده اند. البته اطرافیان خمینی در پاریس عقیده دیگری دارند که ممکن است خیلی زود تصمیم

خمینی را عوض کنند.

سولیوان 0784



نهضت آزادی کمیته های اعتصاب تشکیل می دهد

ص: 501

شماره : 0833

از: سفارت آمریکا در تهران تاریخ 17/1/79محرمانه

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

گزارشگر: (STEMPEL) استمپل فوری 27/10/57

موضوع: نهضت آزادی کمیته های اعتصاب تشکیل می دهد.

مخالفان در مورد مراحل بعدی بحث می کنند.

خلاصه: نهضت آزادی معتقد است که اوضاع ایران تا 21 ژانویه ثبات پیدا خواهد کرد. خمینی قصد

ندارد قبل از 21 ژانویه وارد ایران شود ولی بین 5 روز تا یک هفته دیگر این کار را خواهد کرد. می خواهد

شورای سلطنت و مجلس منحل شوند، ولی مخالفین میانه رو در گروه شریعتمداری به دنبال سازش هستند

که به همکاری و یا ادغام دو شورا بینجامد. منبع نهضت آزادی می گوید خمینی کمیته ای تشکیل داده تا

مسئله اعتصابات اصلی را حل کند و کارش را 17 ژانویه آغاز کرده است. (پایان خلاصه)

عضو کمیته مرکزی نهضت آزادی امیر انتظام به کارشناس سیاسی «استمپل» گفت: که وضع بعد از

رفتن شاه بهتر از آن شده که کسی فکر می کرد. او مفصلاً و خالصانه از آمریکا برای همکاری با ارتش در

پیشگیری از برخورد تشکر کرد. انتظام گفت: نهضت آزادی با خمینی تماس گرفته و آیت اللّه تصمیم گرفته

که در آینده نزدیک به ایران نیاید. وقتی که توضیح بیشتری خواسته شد، انتظام گفت: هنوز تصمیم قطعی

گرفته نشده ولی نهضت آزادی معتقد است که اوضاع کم کم ثبات پیدا خواهد کرد. جمعیت راهپیماییهای

روز 19 ژانویه تا 21 ژانویه فرصت بزرگی برای ابراز احساسات خواهند داشت. خمینی قبل از این

برنمی گردد و شاید در 7 روز آینده چنین کاری بکند، هنوز مسئله در پاریس بررسی می شود.

2 در جواب سؤال کارشناس که وضع سیاسی چطور خواهد شد؟ انتظام گفت: خمینی از مجلس و

شورای سلطنت خواهد خواست که منحل شوند، اگر حرف شنوی نکردند آنها را در فشار خواهند گذاشت.

توسط زور هم اگر لازم بشود، برکنار خواهند شد.

کارشناس سیاسی جنبه سازشکارانه تری از داستان را از زبان دکتر ناصر میناچی شنید که طرفدار

شریعتمداری است که گفته نمایندگان تمام گروههای مخالف طی 24 ساعت آینده ملاقات خواهند داشت

تا ببینند مسئله دولت دوگانه شورای سلطنت و شورای انقلاب چطور حل می شود.

میناچی ترجیح می دهد که دو شورا در هم ادغام شوند و این برنامه پشتیبانی قوی دارد. امکانات دیگر

مورد بررسی ملاقات مشترک این دو گروه و یا اعمال مشابه (مثلاً هر دو گروه یک نخست وزیر انتخاب

کنند) می باشد. میناچی گفت: آیت اللّه منتظری حالا از پاریس برگشته است و در یک سری ملاقات شرکت

خواهد کرد. میناچی وانمود می کند که نمی داند که منتظری چه پیغامی از پاریس دارد. (نظر: در حالی که

موضع خمینی احتمالاً طی بحث روشن خواهد شد، انتظام عنوان می کند که نهضت آزادی در چنین

جلساتی شرکت خواهد کرد ولی فقط به عنوان راه حل خواستار تشکیلات فعلی و استقرار تشکیلات

خمینی خواهد شد. البته ظاهراً جای بحث و معامله هنوز باقی است.)

3 انتظام گفت: خمینی به تازگی کمیته ای 5 نفره ترتیب داده تا مسئله اعتصابات را حل کنند. بازرگان


که رئیس کمیته نفت بوده جدا می شده تا بتواند مسئله نفت را کنترل کند. و عضو مسن نهضت آزادی، دکتر

یداللّه سحابی ریاست گروه جدید را به عهده می گیرد. انتظام از نام بردن افراد دیگر در این زمان خودداری

ص: 502

کرد. کمیته کارش را همان صبح شروع می کرد. و باید ممکن باشد که اکثراً اعتصابات را طی چند روز حل

کنند. در جواب سؤالی در مورد امکان تلاش حزب توده برای جلوگیری از حل مسئله اعتصابات پرسیده

شد. انتظام گفت:

مناطق نفتی مسئله خاصی بودند و چپی های رادیکال تهدید مهمی در برابر توافقهای دیگر نبودند.

(نظر: به عنوان معتقدین قدیمی به قانون مورفی ما مطمئن نیستیم که جریان اینقدر آرام تمام شود.)

سولیوان