گروه نرم افزاری آسمان






سرویسهای اطلاعات خارجی و امنیت اسرائیل







1- جالب اینجاست که همان رژیمهایی که به تصریح اسناد جاسوسی آمریکا هیچ مخالفتی با فعالیتهای اسرائیل در ایران با علم به وجود آن نداشتند امروز همگام با امپریالیسم آمریکا! انقلاب اسلامی ایران را متهم به ارتباط با اسرائیل می کنند!!
ص: 594

سند شماره (1)

سری

غیرقابل رؤیت و تحویل به اتباع بیگانهمارس 1979

غیرقابل تحویل به کنتراتچیان یا مشاورین کنتراتی

حق اقتباس و انتشار اطلاعات تحت نظر ناشر (تهیه کننده) امکان پذیر است.

سرویسهای اطلاعات خارجی و امنیت اسرائیل

این یک «بررسی» از سرویسهای امنیت و اطلاعات خارجی اسرائیل است، که توسط کارکنان

«مدیریت عملیات ضد اطلاعاتی» (DOCS)، «سازمان مرکزی اطلاعات» (CIA)، با همکاری و

هماهنگی «سازمان اطلاعاتی دفاع» (DIA) تهیه و انتشار یافته است. این «بررسی» جانشینی برای

«بررسی اطلاعات ملی» (NIS) بخش 56، امنیت و اطلاعات می باشد، و حدودا در همان فاصله زمانی که

«بررسی اطلاعات ملی» چاپ می شود، اصلاح و دوباره چاپ و تکثیر خواهد شد و یا بر حسب آنچه

پیشرفت امور تجویز و تضمین کند، منتشر خواهد شد.

اجازه انتشار، نسخه اصلی، یا کپی اضافی این «نوشتار»، از طریق کانالهای وضع شده در «سازمان

مرکزی اطلاعات» (CIA) می تواند به دست آید.

اخطاریه: منابع و متدهای اطلاعاتی عنوان و مورد بحث قرار گرفته (WN) است.

(یادداشت اخطاریه اطلاعاتی WNINTEL)

اطلاعات امنیت ملی (NSI): افشای غیر مجاز، مشمول جرایم جزائی می باشد. (UDSCS)

اختصارات برای کنترل انتشاراتی: NOFORN (NF)fغیرقابل رؤیت و تحویل به اتباع بیگانه.

NOCONTRACT (NC) غیرقابل رؤیت و تحویل به کنتراتچیان یا مشاورین کنتراتی.

PROPIN (PP) احتیاط شامل اطلاعات اختصاصی است.

NFIBONLY (NO) فقط برای ادارات NFIB

ORCON (OC) حق اقتباس و انتشار تحت ناظر ناشر (تهیه کننده) امکان پذیر است.

REL......... این اطلاعات برای تحویل به...... مجاز می باشد.

FGI اطلاعات دولت بیگانه

این نوشتار به صورت میکروفیش موجود است. برای اخذ میکروفیش از این نوشتار به

7177(OCR/DSB)تلفن بزنید. برای اخذ چاپهای بعدی به علاوه یا به جای کپی به 5203(PPG/RDB)

تلفن بزنید. طبقه بندی مشتقات توسط 059910 تجدید نظر 30 سال پس از تاریخ کنونی نوشتار خواهد

بود. مشتق شده از D9b.1

بررسی «سرویسهای اطلاعات و امنیت بیگانه» جزء اطلاعات ملی است و نباید در اختیار و رؤیت

نمایندگان دول بیگانه یا هیئتهای بین المللی قرار گیرد، بجز در مواردی که اجازه نامه ویژه از رئیس (CIA)

دریافت شده باشد، آن هم بر طبق مقررات «شورای امنیت ملی» (NSC) مقررات اطلاعاتی شماره 1.

کلیه مطالب مندرج در این صفحه «محرمانه» تلقی می شود. سرّی NOFORN / NOCONTRACT /

ORCON

ص: 595

فهرست مندرجات

الف. (A). کلیات

1 سوابق و توسعه سرویسها

2 اهداف و ساختمان

3 جنبه های سیاسی

یک روابط و مناسبات بین دولت و سرویسها

دو روابط و مناسبات بین مردم و سرویسها

4 معیارهای حرفه ای

یک درستی و تمامیت

دو کارآیی

سه امنیت

چهار روشهای اخلاقی و انضباطی

ب. (B). موساد سرویس اطلاعات سری MOSSAD - (SIS)

1 وظایف

2 سازماندهی

3 عملیات اداری

یک تعلیمات و آموزش

دو حقوق و مزایا

4 روشهای عملیاتی

یک روابط با سرویسهای دیگر

دو روابط وابسته با سرویسهای بیگانه

ج. (C). شین بث سرویس امنیت داخلی و ضدجاسوسی

1 وظایف SHIN - BETH (EISS)

2 سازماندهی

3 عملیات اداری

4 روشهای اطلاعاتی

د. (D). اطلاعات نظامی (MI)

1 وظایف

2 سازماندهی

یک: اطلاعات نیروی هوایی (AFI)

دو: اطلاعات نیروی دریایی (NI)

3 عملیات اداری

4 روشهای عملیاتی

5 روابط با سرویسهای دیگر

ص: 596

ه. (E). مرکز تحقیقات و طرح ریزی سیاسی (RPPC)

و. (F). پلیس ملی (NP)

ز. (G). افراد عالیرتبه اصلی (سران) (KO)

ح. (H). نظریات در مورد منابع اصلی

1 مطالب منبع

2 انتشارات آشکار تکمیلی


اشکال

اشکال

شکل 1 عامل روسیه «اسرائیل بیر» (عکس)

شکل 2 تشکیلات سرویسهای اطلاعات و امنیت اسرائیل، 1977 (چارت)

شکل 3 تشکیلات موساد، 1977 (چارت)

شکل 4 فرستنده الیاهوبن شائول کوهن در حال نمایش در دمشق 1965 (عکس)

شکل 5 ژوهان ولفگانگ لوتز به هنگام محاکمه اش در قاهره موارد استعمال فرستنده را توضیح و ارائه

می دهد، ژوئیه اوت 1965 (عکس)

شکل 6 تشکیلات شین بث، 1977 (چارت)

شکل 7 تشکیلات اطلاعات نظامی، 1977 (چارت)

شکل 8 تشکیلات اطلاعات دریایی، 1974 (چارت)

شکل 9 تشکیلات پلیس ملی اسرائیل، 1977 (چارت)

شکل 10 مقر فرماندهی پلیس ملی اسرائیل، اورشلیم، نوامبر 1972 (عکس)

شکل 11 پاسگاه گارد مرزی اسرائیل در حال ساختمان در «کفار روزنوالد» (Kefar Rosenwald)

زریت (Zarit)، ژوئن 1975 (عکس)


فرهنگ لغات

فرهنگ لغات

معنیاختصار

سازمان دفاعی (DO) نیروی مقاومت(هاگانا) Haganah

جنبش آزادی (FM)(هروت) Herut

فدراسیون عمومی کار در اسرائیل (GFLI)(هیستادروت) Histadrut

نیروهای ارتش اسرائیل IDF(IDF)

حزب کار اسرائیل ILP(ILP)

سازمان ارتش ملی (NMO)(ایرگون) Irgun

بخش تحقیقات (RD)

اطلاعات سیاسی (PI)

حزب کمونیست اسرائیل MAKI(ICP)

حزب کارگران اسرائیل MAPAI(IWP)

ص: 597

حزب کارگران متحد MAPAM(UWP)

اطلاعات نظامی MI(MI)

سرویس اطلاعات سری (کلمه به کلمه:مؤسسه مرکزی اطلاعات و وظایف ویژه).(SIS)(موساد)MOSSAD

گروه های سرنیزه ای (خط اول)، (SG)(پالماچ) Palmach

جمع آوری و تولید مخفیانه (CCP)

کارگران چپ گرای اسرائیل RAFI(IWL)

کمونیستهای جدید چپ گرا RAKAH(NCL)

سرویس اخبار (اطلاعات) (IS)(شی) Shay

چپ جدید اسرائیل SIAH(NCL)

سرویس امنیت داخلی و ضدجاسوسی (CISS)(شین بث) Shinbeth

شاخه پلیسی اطلاعات نظامی (PBMI)

سرویس امنیت و اطلاعات دریایی (ISS)

کمیته سران سرویسها (CHS)(وعدت) Va adat


الف (A) کلیات

الف (A) کلیات

مرجع اصلی اطلاعات و امنیت اسرائیل «وعدت راشه ای ها شروتیم» (کمیته سران سرویسها) است. که

معمولاً به عنوان «وعدت» شناخته می شود. «وعدت» فعالیتها و عملیات اعضای خویش را هماهنگ

می سازد. «موساد لتافکدیم میوچادیم» (سرویس اطلاعات سری) یا موساد که اسم معمول آن می باشد،

مسئولیت عمده عملیات خارجی را عهده دار است و تحت نظر و تابع نخست وزیر می باشد.

«شروت بیتاچون کلالی» (امنیت داخلی و ضدجاسوسی) که معمولاً به شین بث مشهور است، مسئول

امورات امنیتی است و مستقیما تحت نظر نخست وزیر می باشد.

«اگاف مودین» (اطلاعات نظامی)، مسئولیت اصلی «اطلاعات استراتژیکی نظامی» و «اطلاعات

ارتباطاتی» را عهده دار است و تحت فرماندهی رئیس ستاد نیروهای ارتش اسرائیل می باشد.

وزارت امور خارجه، حمایت «تحقیقاتی و طرح ریزی سیاسی» جامعه اطلاعاتی اسرائیل را مهیا

می سازد.

وزارت کشور، «پلیس ملی» را با کمک «بازرسی پلیس» و «حفظ امنیت مرزهای کشور» یاری

می دهد.


1 سوابق و توسعه سرویسها

1 سوابق و توسعه سرویسها:

در سال 1948، هنگامی که قیمومیت انگلستان پایان یافت، جمعیت یهودی سرزمین فلسطین، کشور

اسرائیل را تأسیس نمود. در میان سازمانهای دولتی که ایجاد شدند، واحد امنیتی و اطلاعاتی نیز وجود

داشت که به «سرویس اخبار (اطلاعات)» (شی) معروف بود. این سازمان، که بازوی اطلاعاتی «نیروی

مقاومت زیرزمینی» (هاگانا) صهیونیستها بود، در زمان قیمومیت انگلستان، با تأسیس «آژانس یهود» در

سال 1929، در کنگره صهیونیستها در زوریخ سوئیس، شروع به عملیاتی در مقیاس جهانی زد. در آن

ص: 598

زمان، «آژانس یهود» متشکل از صهیونیستها و غیرصهیونیستها، از جمله شرکت و حضور فعالانه و

گسترده آمریکاییان بود. «آژانس یهود» که جهت حمایت و پشتیبانی یهودیان تحت فشار و محروم، و حفظ

جامعه یهودی فلسطینی ایجاد شده بود، در طی سالیان دراز، به طور مؤثری تحت کنترل صهیونیستها قرار

گرفته است.

این «آژانس» به عنوان پوششی برای «شی» به کار می رفت و عملیات مخفی خود را در اروپای غربی و

ایالات متحده گسترش داد.

از سال 1923 تا 1948، اهداف «شی» بدین قرار بود: پیشبرد امر تأسیس یک کشور مستقل اسرائیلی،

نفوذ در تأسیسات و تشکیلات قیمومیتی انگلستان به منظور مطلع نمودن رهبران صهیونیست از طرز تفکر

آنان و ارائه طرحهای عملیاتی، جمع آوری اخبار و اطلاعات سیاسی جهت بهره گیری در تبلیغات

صهیونیستی، نفوذ در احزاب و دستجات عرب و ضدصهیونیستی در فلسطین و کشورهای مجاور، نظارت

و کنترل همه گروههای افراطی در میان جوامع یهودی در فلسطین و خارج از آن،حفظ امنیت قاچاق

اسلحه و برنامه های مهاجرت غیرقانونی «هاگانا»، و نهایتا جمع آوری اطلاعات از آلمانهای نازی به

منظور تأمین و تضمین امنیت نیروهای زیرزمینی یهود و کانالهای گریز در سرتاسر اروپا در قبل و حین و

بعد جنگ جهانی دوم بوده است. «شی» از بخشهای زیر تشکیل یافته بود:

اطلاعات سیاسی، امنیت داخلی و ضدجاسوسی، اطلاعات نظامی، شاخه پلیسی اطلاعات نظامی، و

بالاخره اطلاعات و امنیت دریایی. این سرویسها هر کدام مستقلاً از طرف وزارتخانه های مختلفی که

شخصا در قبال آنها مسئول بودند، عمل می نمودند. این مجامع امنیت و اطلاعات در رقابت با یکدیگر بوده

و مکررا به طور مستقل عمل می نمودند. این هرج و مرج محصول کلی و عمومی بعد از جنگ بود که انجام

عملیات و وظایف فوری زیادی را، در هر زمان که ایجاب می نمود، کاملاً الزامی می دانست. در تعدادی از

پایتختهای اروپای غربی، تمامی سرویسها حضور داشته و برای عمال و منابع مشخص و یکسانی در

رقابت با یکدیگر بودند.

در آوریل سال 1951 نخست وزیر و کابینه اش به سبب جو حسادت متقابل و عدم اعتماد غالب و

شایع در بین سرویسها، که به قیمت گزافی از جهت عدم هماهنگی تلاشهایشان، در این زمینه منتهی شده

بود، شدیدا احساس خطر کرده و تصمیم به دوباره سازی کامل ساختمان اساسی جامعه امنیت و اطلاعات

اسرائیل گرفتند.

نیروی متحرکی که پشتوانه این طرح بود، مرد فقیدی به نام «ریوون شیلوا» (Reuven Shiloah)بود، که

دوباره سازی سرویسها را بر طبق وظایف، عملکرد و مسئولیتهایشان عملی کرده و مکانیسمی را که

عملیات آنان را هماهنگ کند، تأسیس نمود. «شیلوا» رئیس این مرجع که «کمیته سران سرویسها» یا

«وعدت» نام گرفت، بود. او «سرویس اطلاعات و امنیت دریایی» و واحد نوبنیاد «اطلاعات هوایی» را در

«اطلاعات نظامی» ادغام نمود. «سرویس اطلاعات سیاسی» را از وزارت خارجه جدا و مستقل نمود و در

شکل «سرویس اطلاعات سری» دوباره سازی کرد (موساد). تنها وزارت خارجه بخش تحقیقات را حفظ

نمود. «سرویس امنیت داخلی و ضد جاسوسی» (شین بث)،غیر از تغییرات داخلی همچنان دست نخورده

باقی ماند. «بخش وظایف ویژه» (STD)در اداره «بازرسی پلیس» یک جزء جدید این دستگاه گشت.

دوباره سازی «شیلوا» در ساختمان امنیت و اطلاعات، جامعه مؤثر و بسیار هماهنگی را به وجود آورد.

ص: 599

سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل این استخوان بندی را نسبتا بدون تغییری، در طی جنگهای

اعراب و اسرائیل در اکتبر و نوامبر 1956، جنگ 6 روزه در ژوئن 67، و جنگ «یوم کیپور» در اکتبر 73،

حفظ نمودند. به هرحال، در طی اوایل و اواسط دهه 1960، دولت اسرائیل تغییراتی را در ساختمان و

وظایف هر یک از سرویسهای جامعه امنیت و اطلاعات در نظر گرفته بود. علیرغم دوباره سازی اولیه

«شیلوا»، اغلب آنچه که در سرویسهای امنیتی در این دوره اتفاق افتاد، بستگی به روابط شخصی بین «بن

گوریان» و رؤسا و مدیران جامعه بود. در اوایل 1963، درست قبل از بازنشستگی و کناره گیری وی، بن

گوریان کمیته ای را برای بررسی اوضاع، تعیین و انتخاب نمود. او نگران آن بود که تأسیسات و تشکیلات

امنیتی و اطلاعاتی که به سبب نقش او به عنوان نخست وزیر و وزیر دفاع، معمولاً رضایت بخش عمل

می نمود، با کناره گیری وی رو به زوال رود. طبق گزارشات، او نیز از عدم صراحت و روشنی در زنجیر

فرماندهی و عملیات این جامعه، ناراضی بود و به کمیته مزبور دستور داد تا وظایف چگونگی وابستگی هر

یک از سرویسها را تعریف و معین نماید.

در ژوئیه 1963، کمیته گزارش خود را تسلیم نخست وزیر جدید، لوی اشکول (Levi Eshkol)فقید

نمود. کمیته چنین عنوان نمود که در حالی که وظایف نخست وزیر و وزیر دفاع الزاما نباید در دست یک

فرد متمرکز شود. معهذا نخست وزیر باید از همه فعالیتهای «اطلاعات و امنیت ملی» هر یک از سرویسها

مطلع گردد و «ارزیابیهای منتقدانه اطلاعاتی» به توسط و براساس نقطه نظرهای مختلفی که از منابع

گوناگون به دست می آید، متعادل و تصحیح شود. به منظور نیل به این اهداف، کمیته توصیه نمود که «بخش

تحقیقات» وزارت امور خارجه تقویت شود. که توانایی ارائه «ارزیابیهای سیاسی مستقل» درباره مسایل

خاورمیانه و موضوعات سیاسی دیگر را داشته باشد.

با رشد کیفی و تقویت بخش تحقیقات، کمیته معتقد بود که بدین نحو، «تعادل و توازن مشخصی» برای

ارزیابیهای امنیتی و سیاسی، که تقریبا تا آن زمان،تنها توسط «اداره تولیدات» سرویس اطلاعات نظامی

تهیه می شد، به وجود آید. همچنین کمیته مشاهده نمود که وجود «موساد» که کنترل «جمع آوری مواد

اطلاعاتی سری» را به عهده داشت، بتواند تا حدودی واحد ارزیابی مستقل دیگری را تسهیل و احتمالاً

تشکیل دهد. کمیته انتخاب «مشاور مخصوصی» را که تنها وابسته به نخست وزیر باشد، نیز امری مهم و

حیاتی تلقی نمود. مشاور باید شخصیتی با صلاحیت و کارایی عالی باشد که نخست وزیر را در حفظ

تماس و کنترل فعالیتهای مختلف سرویسهای اطلاعاتی و امنیتی یاری دهد. توصیه های اساسی کمیته، در

این زمان تکمیل و به کار برده نشد و تنها به وجود پست «مشاورت» و جا به جایی اختیار و مسئولیت «شین

بث» از وزیر دفاع به نخست وزیر، جامه عمل پوشانده شد. در فاصله کوتاه زمانی، بین سپتامبر 65 تا ژوئیه

66، ایزر هارل (Isser Harel) رئیس قبلی «وعدت» و رئیس «موساد» به عنوان مشاور مخصوص نخست

وزیر «اشکول» در مسایل امنیتی و اطلاعاتی انجام وظیفه نمود. هارل در اثر مشاجراتی درباره رویه ها و

سیاستهای داخلی جامعه استعفاء نمود و در این زمان جانشینی دیگر به جای او انتخاب نگشت.

به دنبال شکست و افت اطلاعاتی عنوان شده در جنگ «یوم کیپور»، دولت اسرائیل در نوامبر 1973،

«کمیسیون آگرانت» (Agranat) را برای تحقیق مسایلی که مرتبط به «عملیات جنگی» و «اجراء»

سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی بود، تعیین کرد. کمیسیون در گزارش کوتاه و مقدماتی خود در آوریل 197،

سه پیشنهاد تقویت و فعال نمودن پست «مشاورت مخصوص نخست وزیر» را در امور امنیت و اطلاعات

ص: 600

مطرح نمود. کمیسیون همچنین تغییراتی در نیروهای امنیت و اطلاعاتی را از طریق تأسیس یک واحد

«تحقیقات و ارزیابی» و در «موساد» و ارتقاء و توسعه «بخش تحقیقات» و در وزارت امور خارجه،

پیشنهاد نمود. هدف این اصلاحات و تغییرات دوری نمودن از اعتماد و اتکاء «فوق العاده و منحصرانه» به

اطلاعات نظامی، در ارزیابیها و تخمینهای گسترده و اساسی بود. کمیسیون همچنین، نیاز به هماهنگی

عملیاتی بهتری در زمینه «جمع آوری اطلاعات» در بین سرویسها را تأکید نمود، ولی مخالف هماهنگی در

قضاوتهای «اطلاعات تکمیلی نهایی» بود. گزارش کامل و نهایی کمیسیون، البته اگر تهیه و انتشار یافته

باشد، هیچ گاه به طور عمومی مطرح نشد.

از سال 1974 تا1976، توصیه های گزارش مقدماتی کمیسیون آگرانت، اعمال شد. نخست وزیر،

ارتشبد مخصوص «رهاوم زیوی» (Rahavam Zeevi)، را به عنوان مشاور مخصوص خود برگزید. پستی

که کاملاً جنبه مشورتی داشت و هیچ گونه قدرت و مسئولیت اجرائی در بر نداشت. «زیوی» متصورا این

شغل جدید را علاوه بر نقش مشاورت نخست وزیر در مسایل «ضدتروریسم» در اختیار داشت. «زیوی»

همچنین وابسته نخست وزیر در «اطلاعات نظامی» بود و نیز نخست وزیر را از اختلاف نظرات میان

سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی، با خبر می ساخت.

به هر حال، در اکتبر 1976، «زیوی» از این پست استعفا داد و سرتیپ بازنشسته، و رئیس قبلی

«اطلاعات نظامی»، «یهوشافت هرکبی» (Yehoshafat Harkabi)، جانشین وی شد. در ژانویه 1975،

مرکز «تحقیقات و طرح ریزی سیاسی» وزارت امور خارجه، شروع به کار و فعالیت نمود. تغییراتی در

ساختمان «اطلاعات نظامی» صورت گرفت و واحد جدید «تحقیقات و ارزیابی» برای بررسی و ارزیابی

اطلاعات و اخبار، در داخل موساد تأسیس شد. منصوبین جدیدی برای اکثر سرویسها و واحدهای امنیت

و اطلاعات تعیین شدند، و در ژوئن 1977، دولت اسرائیل یک کمیته اجرائی در «امور امنیتی» را تأسیس

نمود.



2 اهداف و ساختمان

2 اهداف و ساختمان:

اهداف و مقاصد اساسی سرویسهای اطلاعات و امنیت اسرائیل عبارتند از: (1) کشورهای عربی

توانایی و قدرت آنها، مقاصد و نظریاتشان درباره اسرائیل، روابط آنها با شوروی و سایر قدرتها، تأسیسات

رسمی و نمایندگان آنها در سرتاسر جهان، رهبران، سیاستهای داخلی و سیاستهای بین اعراب،

خصوصیات اجتماعی و نظامی، آمادگی نظامی و دیگر امورات جنگی، (2) جمع آوری اطلاعات درباره

سیاستهای سری ایالات متحده و یا تصمیمات آن، در صورتی که درباره اسرائیل باشد، (3) جمع آوری

اطلاعات علمی در آمریکا و سایر کشورهای پیشرفته، (4) تصمیمات و سیاستهای دولت شوروی و

کشورهای اروپای شرقی در قبال اسرائیل و مسایل و مشکلات مهاجرت یهودیان از این مناطق، (5)

نظارت و تعقیب نزدیک از همه فعالیتهای ضد صهیونیستی در سرتاسر جهان و (6) جمع آوری اطلاعات

سیاسی و اقتصادی در همه مناطق مورد توجه و علاقه خود، نظیر آفریقا. سرویسهای اسرائیل همچنین

کوششهای ویژه ای را بر علیه تبلیغات اعراب و خنثی نمودن فعالیتهای ضدصهیونیستی به عمل می آورند.

در سالهای اخیر، اسرائیل بسیاری از فعالیتهای عملیاتی خود را مصروف ستیزه جویی و مبارزه بر علیه

تروریسم عرب نمود. تروریسم در سالهای متمادی، توسط فداییان فلسطینی که به حملات پرجرأت و

ص: 601

مرگ آور، از طریق «مناطق بین مرزی مجزا شده» دست زده، و یا اغلب در سطح بین المللی بر علیه پرسنل

و اموال اسرائیل اقدام نموده اند، رشد و گسترش یافته است. اسرائیلیها در مقیاس جهانی، برنامه های

عملیاتی گسترده سری «اقتصاد، سیاسی و شبه نظامی» را نیز، به خصوص در آفریقا، برعهده دارند.

اجازه و اختیار تشکیلات اطلاعات خارجی و امنیت داخلی، در حالی که به وسیله دستور و قانون به

خصوصی تشریح نشده است، تلویحا در قانون اسرائیل قرار دارد. بند 29 از قوانین کشوری می گوید:

«دولت موظف و مجاز است، به خاطر مصالح کشور، مطابق هر قانون، هر عملی که کاربرد آن قانونا به هیچ

مسئول و عامل دیگری تعلق نگیرد را اعمال نماید.» این قانون تلویحا مدیریت امورات اطلاعات و امنیت

کشور را به عهده دولت می گذارد، زیرا که عامل و مسئول مجاز دیگری اجازه عمل در این حوزه را، طبق

قانون دیگری دارا نمی باشد. کوششهایی در طی سالها توسط مسئولین دولتی و جامعه اطلاعات و امنیت

برای تصویب قانونی که وضعیت و عملیات سازمانهای اطلاعات خارجی و امنیت را تعریف کند، به عمل

آمده، ولی تاکنون نتیجه ای از این تلاشها حاصل نشده است.

از طرف دیگر، امنیت داخلی مشخص تر در قانون تعریف شده است. قوانین دفاع (اضطراری) 1945

که (در زمان قیمومیت انگلستان وضع شده است.) قانون نظامی در 21 ژوئن 1955 و قانون تجدید نظر

جزائی (امنیت کشور) در 31 ژوئیه 1957، که معادل احکام رسمی سری انگلستان می بود، همگی درباره

امنیت داخلی می باشد. قوانین اضطراری 1945، به اداره ارتش قدرت دستگیری و تبعید عوامل مزاحم و

مخرب و اینکه مناطق مخصوصی را به عنوان «مناطق محصور غیرقابل عبور» مشخص و علامت گذاری

نماید و از ساکنین محلی تقاضای اجازه عبور و مرور از این مناطق را بکند، داده است. در حالی که این

قوانین در اصل درباره یهودیان و اعراب موجود در فلسطین، تعیین و به اجراء گذاشته شده است، ولی در

حال حاضر در سطح وسیعی جامعه عرب را در اسرائیل کنترل و محدود می کند. اجراء قوانین از ارتش به

پلیس در سال 1966 محول شده است و طبق گزارشات، ارگانهای امنیت داخلی، فعالیت عناصر خود را

برای انجام و تقبل این مسئولیت افزایش داده اند.

قوانین اسرائیل تنبیه و مجازات سختی را از مجازات اعدام یا زندان ابد، برای خیانت یا همکاری با

دشمن، تا زندان 3 تا 15 ساله برای جاسوسی و تماس با عمال خارجی، و همکاری و دستیاری در خیانت

بر علیه کشور و افشای غیر مجاز اطلاعات، توسط کارمندان و پرسنل عمومی را مقرر نموده است.

هیچگونه وضعیت و تعیین زمان و محدودیت جزائی در رابطه با افشاء غیرمجاز اطلاعات طبقه بندی شده،

وجود ندارد.

تشکیلات مرکزی جامعه اطلاعات و امنیت اسرائیل «وعدت» است، که وظیفه اصلی و اولیه آن

هماهنگی کلیه فعالیتهای امنیتی و اطلاعاتی در داخل و خارج اسرائیل می باشد. «وعدت» شامل رئیس

موساد، رئیس اطلاعات نظامی، رئیس شین بث، رئیس کل بازرسی، مدیر کل وزارت امور خارجه، رئیس

مرکز تحقیقات و طرح ریزی سیاسی وزارت امور خارجه، و مشاورین سیاسی، نظامی، اطلاعاتی، و

ضدتروریستی نخست وزیر می باشد. رئیس بخش «وظایف ویژه» در اداره بازرسی پلیس نیز، گاهی در

نشستهای «وعدت» شرکت می کند و یا به جای رئیس کل بازرسی پلیس در جلسه حضور می یابد.

نشستها هر دو هفته یک بار برگزار می شود، ولی می تواند بیش از این تعداد تشکیل گردد. در این جلسات

رؤسای هر سرویس، معمولاً خلاصه ای از فعالیتهای مهم سرویس خود را در دو هفته گذشته ارائه می کند.

ص: 602

رئیس موساد ریاست «وعدت» را به عهده دارد، و به همین اندازه، در برابر نخست وزیر مستقیما مسئول

می باشد. اعضاء «وعدت» دارای موقعیت و مقام «نسبتا مساوی» می باشند و واژه «ممیون» (Memune) به

رئیس موساد که عنوان ریاست «وعدت» را دارد، به عنوان یک نوع برتری و مقام عالیرتبه در برابر بقیه، به

نام او الحاق شده است؛ هر چند که در حقیقت، ریاست اطلاعات نظامی، هم اکنون ریاست موساد را از

جهت قدرت و اهمیت تحت الشعاع قرار داده است. این پیشرفت و تحولات منتج از ادامه اعتماد و تکیه

اسرائیل به آمادگی ارتش، در حفظ بقای ملی می باشد.

موساد مسئول جمع آوری اطلاعات خارجی و اجراء و اداره برنامه های عملیات مخفی در خارج از

اسرائیل می باشد. شین بث مسئول ضداطلاعات و امنیت داخلی است، و به عنوان مسئول مجاز دولتی در

مسایل امنیت پرسنل دولتی، انجام وظیفه می کند. شین بث مسئول و مأمور امنیت فیزیکی بنادر،

فرودگاهها و تأسیسات حیاتی نظامی اقتصادی داخل اسرائیل و حفاظت هیئتهای اسرائیل و عملیات

ال عال در خارج از اسرائیل می باشد. شین بث قدرت دستگیری و بازداشت ندارد. این وظیفه توسط بخش

«وظایف ویژه» در اداره بازرسی پلیس که در رابطه و همکاری نزدیکی با شین بث عمل می کند، صورت

می پذیرد.

در مناطق و سرزمینهای اشغالی که تحت حیطه و کنترل نیروهای ارتش اسرائیل می باشد، شین بث

تعهد دستگیری و جستجو، را به ارتش واگذار کرده، و از آنان مسئولیت می خواهد. یکی از واحدهای

مخصوص که تحت اداره «بازرسی کل پلیس» می باشد، گارد مرزی است که مأموریت آن حراست از

خطوط آتش بس در برابر نفوذ اعراب و کشف و شناسایی تروریستهای فدایی می باشد. در سالهای اخیر،

واحدهای گارد مرزی به طور فزاینده ای در کنترل و سرکوب اغتشاشات و تظاهرات منطقه کرانه غربی به

کار گرفته شده اند.

سرویس اطلاعات نظامی، علاوه بر مسئولیت کسب اطلاعات تاکتیکی و استراتژیک، بررسی و

تخمینهای اطلاعات ملی، و ارزیابی تمامی اخبار مرتبط به اعراب را تهیه می کند. همچنین مسئول تولید،

توسعه و تعمیم، و حفاظت کدهای ارتباطاتی و روشهای نوشتارها و شماره های سری ارتباطاتی، برای

تمامی سرویسها، از جمله وزارت امور خارجه و نیز برای دستگاههای ارتباطاتی می باشد.

مرکز تحقیقات و طرح ریزی سیاسی، که قبلاً بخش تحقیقات وزارت امور خارجه بوده آنالیز مواد خام

اطلاعاتی به دست آمده از منابع مختلف را، برای مسئولین و مقامات رسمی کشور، در سطح تعیین خط

مشی سیاسی تهیه می نماید.

سایر سازمانهای دولتی که حمایت و پشتیبانی از جامعه اطلاعات و امنیت را فراهم می آورند،

وزارتخانه دارایی و امورات مالی (گمرکات و مالیات، سرمایه گذاری و اوراق بهادار) و وزارتخانه

جهانگردی، خطوط هواپیمایی ملی، ال عال (ELAL)، و خط کشتیرانی ملی، زیم (ZIM) می باشد. در

مواقع لزوم، سازمانهای غیر رسمی صهیونیستی که مستقر در اسرائیل بوده و محافل یهودی در سرتاسر

جهان، به عملیات و فعالیت اسرائیلی ها کمک و یاری می دهند.

حدود 1500 تا 2000 نفر پرسنل، که تقریبا 500 نفر از آنان افسر می باشند، در موساد کار می نمایند.

شین بث حدود 1000 پرسنل دارد که 550 نفر از آنها درجات نظامی دارند. در اطلاعات نظامی حدود

7000 پرسنل فعالیت دارد که 450 نفر از آنان افسران و بقیه به عنوان شاغلین و کارمندان غیرنظامی

ص: 603

رده بندی شده اند.

تعداد کارمندان رسمی مرکز تحقیقات و طرح ریزی سیاسی وزارت امور خارجه، بین 75 تا 100 نفر

می باشد. افراد پلیس 12 هزار تن بوده و گارد مرزی حدود 6 هزار نفر می باشد.

از آنجایی که بودجه و وضع مالی سرویسهای اطلاعات و امنیت، بسیار سری نگاهداشته می شود،

بسیار دشوار است که اطلاعات صحیح و دقیقی درباره مجموع مبالغ و مخارج و هزینه های در این راه

صرف شده، به دست آید. مقدار بودجه اختصاص داده شده، در بودجه نظامی نهفته شده است و تنها نخست

وزیر، وزیر دفاع، یک یا دو نفر از دستیاران عالیرتبه، وزیر دارایی، حسابرسی کشور و بازرسان دفاعی

وی، از مبلغ آن آگاهی دارند. حسابرسی کشور مستقیما با رؤسای سرویسها، که درخواست بودجه در اول

سال مالی در ماه آوریل می نمایند، در تماس است. حدود و تخمین مخارج به توسط رؤسای سرویسها که

به درستی و امانت مشهورند، معمولاً به عنوان نقطه آغاز «مذاکرات بودجه» قابل قبول می باشد. وزارت

دارایی، تصویر و ارقام ده ساله از مخارج مالی را لازم می داند (عمل غیرممکنی که چندان جدی گرفته

نشده است.) (احتمالاً هم در گذشته، و هم در آینده منظور می باشد. م) حسابرسی کل، نشستهایی را با

سران سرویسها و کادر اداری آنان، برای بررسی و بازبینی برنامه های مفصل آنها، تا حد جزئیات برگزار

می کند. این نشستها در طول ماه مه ادامه می یابد و منتج به تعریف کامل و مشخصات دقیقی، از کلیه

کوششها و مخارج سرویسها می گردد. در اکتبر، تصمیمات درباره، مقدار مشخص بودجه مورد نیاز،

براساس آنالیز برنامه های تکمیلی در ماه می، اتخاذ می شود. سپس این بودجه برای تصویب مقامات

عالیرتبه ارسال می گردد و دقیقا بودجه بندی و طرح ریزیها، براساس بودجه، توأما برای آغاز دوره جدید

کامل می شود.

اغلب کمکها و پشتیبانی اداری سرویسها، توسط وزارت دفاع بر آورده می شود. انواع گوناگون پوشش

و حفاظت توسط نیروهای ارتش اسرائیل (IDF)، تهیه گردیده و مخارجش را خود می پردازد. همکاری

نزدیک حرفه ای بین سرویسهای امنیت و اطلاعات غیرنظامی و اطلاعات نظامی وجود دارد. همه این

سرویسها نظیر ادارات و بخشهای دولتی تحت بازرسی دفتر حسابرسی کشور می باشند. معاون مدیر کل

حسابرسی کشور، مسئول بازرسی سرویسهای دفاع و امنیت، پلیس و وزارت امور خارجه می باشد.

بازرسی سالانه شامل حسابرسی، مدیریت مالی و نحوه اداره تشکیلات اداری است. حسابرسی کشور

موظف است، که مقرون به صرفه بودن عملیات سرویسها، و مؤثر بودن آنها و اینکه آیا بااخلاق و غیرقابل

سرزنش و انتقاد عمل کرده اند را، مشخص نماید. بخشها و دوایر و دفاتر دولتی اسرائیل، به طور مداوم،

پول، پرسنل، تجهیزات و وسایل از یکدیگر قرض می نمایند و حقوق توسط دفتری که شخص مربوطه

بدانجا منتقل شده است، پرداخت می شود. یک افسر اطلاعاتی و یا کارمند رسمی وزارت امور خارجه که

در نیویورک مستقر است و به آژانس یهود فرستاده می شود، حقوق و مزایای خود را از آژانس دریافت

می کند. ولی موقعیت بازنشستگی و رتبه خود را در حین این گونه خدمات و وظایف از دست می دهند.


3 جنبه های سیاسی

3 جنبه های سیاسی

یک روابط و مناسبات بین دولت و سرویسها: جامعه اطلاعات و امنیت، از موقعیت مستحکمی در

دولت برخوردار است، و فعالیتهای آنها به خوبی به شکل عملیات نسبتا عمومی درآمده است. اعضای

ص: 604

نسلی که برای تأسیس کشور اسرائیل تلاش نمودند، همراه و یاور طولانی سربازان اولیه ای، که برای

تأسیس این کشور، فعالیتهایی نظیر مهاجرت غیرقانونی و قاچاق اسلحه نمودند، می باشند. بسیاری از

رهبران فعلی، از میان نظامیان عالیرتبه، که در سلسله جنگهای با اعراب شرکت داشته، و وابسته به یکی از

احزاب مهم سیاسی اسرائیل بودند، انتخاب شده اند. همه آنها تجاربی در مسایل پنهانی داشته و شخصا به

سبب دروس سختی که درباره ارزش فوق العاده امنیت و اطلاعات گرفته اند، به آن متقاعد و معتقد شده اند.

سرویسهای اطلاعات و امنیت کمک و حمایت فوق العاده ای را از وزارت امور خارجه دریافت

می دارند. بسیاری از دیپلماتهای عالیرتبه قبلاً از افسران اطلاعاتی بوده اند و بنابراین با مسایل و عملیات

اطلاعاتی به خوبی آشنایی دارند. اینها با مشاهدات تجربی و استعدادهای سرشار و متعدد خود،

دستیارهای ذیقیمتی برای همکاران سری سرویسها می باشند؛ که با پوششهای بسیار مناسب دیپلماتیک

توسط فعالیتهای مداوم وزارت امور خارجه حفظ می شوند. علاوه بر این، تقریبا هر دیپلمات اسرائیلی در

خارج از کشور، زبان خارجی را به خوبی صحبت می کند و دارای دانش و بینش، از حوزه تحت فعالیت

خود می باشد. به علاوه دارای تخصص و خصوصیاتی بوده که فعالیت گسترده تر اجتماعی را برای آنان

فراهم می سازد و نتیجتا تماسها و آشنایان فراوانی می یابند که قابل مقایسه با سرویسهای خارجی دیگر

نیست. در خیلی از موارد، افسران سفارت، از جمله رؤسای هیئتهای دیپلماتیک، قبلاً تبعه کشورهایی که

بدان مأمور شده اند، بوده اند. اطلاعات و اخبار به دست آمده توسط دیپلماتهای اسرائیلی در اختیار جامعه

امنیت و اطلاعات برای بهره برداری فوری در عملیات اطلاعاتی یا لیست برداری و طبقه بندی آرشیوی

گذارده می شود، برای آخرین توجه و امکان در پوشش پرسنل اطلاعاتی، زندگی متعادل دیپلماتیکی

متنوع و متعددی، با ظرافت خاص در خارج از مکان کار او تهیه می شود که معمولاً امکان کشف و کنترل

افسران اطلاعاتی را به سبب پیچیدگی، توسط کشور میزبان به سختی دشوار می کند. نظیر این گونه حمایت

مؤثر در، قبال فعالیتهای عملیاتی توسط وزارت دفاع و آژانس یهود، تأمین می شود.

سرویسهای امنیت و اطلاعات اسرائیل نقش مهمی را در داخل دولت و بخشهای خصوصی بازی

می کنند. بسیاری از رهبران چه در خدمات شهری و یا صنعتی، زمانی به طور مستقیم و یا غیر مستقیم با

جامعه اطلاعاتی همکاری می نمودند. وظایف و مأموریتهای اطلاعاتی، به عنوان شغل نهایی تلقی

نمی شود و غالبا افرادی با سوابق امنیتی و اطلاعاتی برای مشاغل دولتی برگزیده می شوند. بدین طریق،

سرویسها فعالیتهای خود را توسط افرادی که آشنا و ادامه دهنده روابط و مأموریتهای خود در مسئولیتهای

اطلاعاتی و امنیتی می باشند و در پستهای عالیرتبه، در بخشهای خصوصی و دولتی قرار می گیرند، تکمیل

می کنند. به طور رسمی، کلیه سرویسها جنبه غیرسیاسی داشته و اعضاء جامعه برای عضویت در احزاب و

یا درگیری در فعالیتهای سیاسی ترغیب نمی شوند. کمیته امورات دفاعی و خارجه مجلس اسرائیل

«کنست» (Knesset)معمولاً مکان دولت، برای بحث و بررسی، بازبینی و تحلیل سیاستها و فعالیتهای

حساس خود می باشد. رئیس موساد و رئیس شین بث، اغلب در نشستهایی که به آنان مربوط شده و یا

مورد توجهشان است، شرکت می کنند.

دو روابط و مناسبات بین مردم و سرویسها: موقعیت و کیفیت فعلی روابط بین سرویسها و مردم، البته

به خاطر شرایط کنونی سرویسها که حافظین کشور و مردم اسرائیل بوده و در پیشاپیش جبهه مبارزه بر

علیه تروریسم عرب و نیروهای نظامی اعراب عمل می کنند، خوب است. اکثر اسرائیلیها، هوشیارانه از این

ص: 605

موقعیت آگاهی داشته و بنابراین از سرویسها و عملیاتشان حمایت می کنند. پیشرفت و ترقی تاریخی

اسرائیل و مبارزه طولانی و مداوم بر علیه اعراب، چنین جو هماهنگ و یکنواختی را ایجاد کرده است.

در زمانهای گذشته، به علت رقابتها و درگیریهای سیاسی و اختلاف نظرهایی که در مورد جریاناتی که

باید در اسرائیل حاکم باشد، وجود داشت، گاهی منتج به حملات لفظی و مطبوعاتی بر علیه سرویسها، به

عنوان ابزار یک رژیم پلیسی می گشت. در چندین مورد برای نمونه، به ناچار نمایندگان سرویسها، در

نشستهای دربسته و غیرعلنی دادگاه برای دفاع از جامعه امنیت و اطلاعات و پاسخگویی بر علیه اتهاماتی

نظیر وحشیگری، اعمال غیرقانونی و آدم ربایی حضور یافته اند. اگر چه مباحثات و مشاجرات مجلس

«کنست» گاهی احتمالاً فعالیتها و روش های غیرقانونی سرویسها را منعکس می کند، ولی جامعه

اطلاعات و امنیت، کاملاً وفادار است و اگر دولت درخواست انجام وظایف مشخصی، چه قانونی و یا

غیرقانونی را بنماید، مطمئنا اجراء خواهد شد.

اطمینان و اعتماد به جامعه اطلاعات و امنیت، بعد از جنگ 6 روزه 1967 افزایش یافت و توجهاتی را

به خود معطوف داشت. قسمتی که به وسیله اطلاعات نظامی، شین بث و نیروهای پلیس، در مشارکت،

پیروزی و کنترل مناطق جدید اشغالی اعراب به توسط اسرائیل اجرا شد، مورد احترام و افتخار فوق العاده

در همه رسانه های عمومی اسرائیل قرار گرفت، به هر صورت آنچه که به نام «شکست اطلاعاتی» در

جنگ یوم کیپور سال 1973 مشهور شد، سبب تضعیف اعتماد عمومی به سرویسها گردید. فعالیت

بلافاصله کمیسیون اگرانت، که مسئولیت ارزیابی جامعه و شناسایی کمبودها و نواقص، و بهبودی روابط و

همکاری بین اعضاء جامعه را به عهده داشت، نسبتا موجب اعتماد جدیدی در جامعه شد. ادامه مبارزه

سرویسها بر علیه تروریسم نیز وفاداری اسرائیلیها را به جامعه حفظ نمود. حمله «انتبه» (Entebbe) در

ژوئیه 1976، که منتج به نجات گروگانهای ربوده شده اسرائیلی شد، یکی از عملیات چند سال اخیر بود که

تخیلات عمومی جامعه را برانگیخت و به عنوان مثالی از عملیات سرویسها، که بسیار خوب طراحی،

هماهنگ و عمل شده است، به یاری جامعه آمد. این حمله موفقیت آمیز نظیر هیچ مسئله دیگری در

سالهای اخیر، سبب حفظ اعتماد اسرائیلیها نشده است و مطمئنا نماینده شایستگی و اوج جامعه اطلاعات

و امنیت اسرائیل می باشد.


4 معیارهای حرفه ای

4 معیارهای حرفه ای

1 درستی و تمامیت: رؤسا و کارمندان عالیرتبه جامعه امنیت و اطلاعات دارای عالیترین معیارهای

حرفه ای در درستی و امانت داری بوده و این گونه استانداردها را بر اعضای زیر دست خود اعمال

می دارند. اختلافات نسبتا ناچیزی بین حقوق اولیه کارمندان جدید و کارمندانی که از رتبه های عالی

برخوردارند، وجود دارد. تفاوت ناچیزی که می باشد حاصل از اعطای موقعیتهای «جبران مادی» و

امتیازاتی نظیر حسابهای قابل بهره برداری و خرج، خرید اجناس خارجی که به کشور وارد می شود، از

طریق کانالهای فرعی که مالیاتی بدان تعلق نمی گیرد و لغت اعجازانگیزی در اسرائیل به نام «پروتکتسیا»

وجود دارد، که به معنای فردی است که می تواند اجناس، امتیازات و خانه را از طریق روابط با نفوذ دولتی،

با قیمت نازلی به دست آورد. به هر صورت، این یک عمل معمول در تمامی تأسیسات دولتی است. از آنجا

که سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی، مخصوصا «شین بث» پوششهای سختی را در داخل جامعه خود برقرار

ص: 606

کرده اند، اطلاعات پرسنلی، بودجه و حسابها تنها توسط تعداد قلیلی از مقامات عالیرتبه دولتی حفظ

می گردد و مشمول کنترل، بازبینی و دوباره خوانی گسترده بوروکراتیک نمی گردد. مقامات عالیرتبه

خارجی که توسط مقامات زیردست مصرف می شود، را کنترل می کنند و در صورتی که اختلاس و

نادرستی مالی کشف شود، با فرد مقصر و خاطی، برخوردی بسیار سخت خواهد شد.

2 کارایی: سرویسهای امنیت و اطلاعات اسرائیل از بهترین نوع خود در جهان می باشند. پرسنل ماهر

و تکنیکهای پیچیده، این سرویسها را از تأثیر فوق العاده ای برخوردار کرده است. این سرویسها توانایی

برجسته ای در زمینه های تشکیلاتی، جلوگیری از خرابکاری سیاسی و ضدجاسوسی و ارزیابی

اطلاعاتی، که از پرسنل و عمال تازه کار یا محافل یهودی و دیگر منابع در سرتاسر جهان به دست می آورند،

دارند. توانایی اطلاعاتی، امتیاز برجسته و تفوق فوق العاده ای را به اسرائیل، نسبت به دولتهای عرب داده

است. امتیازی که عامل مهمی در جنگ 1967 بود.

اعضائی از جامعه اطلاعات و امنیت کشور، که سابقا در سرویس اخبار (اطلاعات) عضویت داشته اند،

و دیگر بخشهای «هاگانا» (نیروی مقاومت زیرزمینی)، که در قبل و ضمن جنگ جهانی دوم، فعالیت

داشته اند، عامل ترقی و کسب استانداردهای عالی و کارایی مؤثر بوده اند. تشکیلات این جامعه، از آغاز

تأسیس کشور اسرائیل، در جذب مجموعه تیمی توانا و پرسنلی بسیار تحصیلکرده و باسواد، از اروپا و

خاورمیانه کاملاً موفق بوده است. افرادی که بدون آنکه سخنی از چگونگی جذب آنان نماییم، پیدا نمودن

نظایر آنان مشکل است. برای مثال پرسنل «گارد کهنه» کاملاً به چهار یا پنج زبان خارجه مسلطند؛

خصوصیتی که به تنهایی معدل کل شایستگی عملیاتی آنان را بالا می برد. نسل جوانتر تعلیمات و تمرینات

سختی را دیده، از جمله برای کمک در کسب این گونه ملاکها و لیاقتها، در خارج از اسرائیل به تحصیل

می پردازند. برای این دانشجویان درگیری در عملیات سری، حین ادامه دروس، امری غیرعادی

نمی باشد. موفقیتهای سیستم ارسال و دریافت علائم اطلاعاتی، بر علیه اعراب در گذشته از آنچنان

سطحی برخوردار بود که همزمان نیازی به عملیات عالی عمال انسانی بر علیه دشمن، وجود نداشت.

جزئی از این موفقیت به سبب ضعف امنیت ارتباطات و مخابرات اعراب بود. اسرائیلیها هم اکنون با

مشکلاتی به سبب بهبود تدریجی امنیت ارتباطاتی اعراب، روبرو شده اند. «شکست اطلاعاتی» جنگ یوم

کیپور، مثالی از کمبود و نقص تواناییهای ارتباطات و مخابرات اطلاعاتی در آن زمان بوده است. در

سالهای اخیر نیز غیر از اطلاعات مخابراتی، علائمی از نقصهای کیفی اطلاعاتی درباره اعراب و عدم

موفقیت در عملیات عمال انسانی وجود داشته است.

یکی از ضعفهای اساسی، در سیستم اطلاعات و امنیت اسرائیل، حاصل از تولید اکثر ارزیابی های ملی

و تهیه گزارشات نهایی اطلاعاتی، تنها به توسط سرویس «اطلاعات نظامی» بود، تا آنکه به دست یک

سرویس مستقل فراهم شود. خطر بالقوه ای، در اینگونه ترتیبات تشکیلاتی وجود دارد، زیرا که

سرویسهای نظامی نمی توانند در مشاهده و گزارش تحولات خارجی و تهیه ارزیابی های اطلاعات ملی،

به اندازه کافی منتقدانه و رک عمل نمایند، این مسئله مشکل اساسی در جنگ «یوم کیپور» بود. از سویی

علاقه و توجه بالقوه ای در سرویسهای نظامی برای انجام عملیات نظامی وجود دارد که در ارزیابی های

اطلاعاتی آنان اثر خواهد گذاشت. کمیسیون آگرانت این مشکل را تشخیص، و تغییرات لازمه را توصیه

نمود.

ص: 607

3 امنیت: طبق گزارشات واصله، امنیت فیزیکی مقرهای فرماندهی و ادارات مرکزی امنیت و

اطلاعات نظامی و غیرنظامی در «تل آویو» بسیار عالی است. دو سرویس، «موساد» و «اطلاعات نظامی»،

در ابتدا در یک مجموعه نظامی عظیم در قلب شهر قرار داشت. ساختمانها توسط گاردهای ارتش و موانع

سیم خاردار محکمی حفاظت می شود. «اطلاعات نظامی»، در همین محل باقی مانده است، ولی «موساد»

هم اکنون بخشی از یک ساختمان چند طبقه که دارای دفاتر تجارتی است را در آن سوی خیابان این

مجموعه نظامی اشغال کرده است. شین بث، که قبلاً در تعدادی ساختمان در شهر جافا (Jaffa)مستقر بود،

در مکان جدیدی که درست در شمال «تل آویو» می باشد، در ژوئن 1970 اسکان یافت. این تأسیسات

جدید، که برای استفاده این سرویس طراحی و ساخته شده است، دارای آزمایشگاه فنی و دفاتر معمولی

کار می باشد. درب ورودی توسط گارد کنترل و حفاظت می شود و کارمندان در داخل محوطه، کارت

شناسایی عکس دار باید بر سینه نصب کنند. خانه های حفاظتی بسیار مناسب دولتی، برای تمرین و اسکان

افسران خارجی اطلاعاتی میهمان، مقامات عالیرتبه خارجی و عمال مهم و حساس، در نظر گرفته شده

است.

حدود 1000 نفر، به عنوان افسران کادر در «موساد» و «شین بث» فعالیت می کنند، همه این افراد

بازرسی کامل و طولانی امنیتی را گذرانده اند. اگر کوچکترین شکی درباره فردی بروز کند، متقاضی رد

خواهد شد. پرسنلی که دارای سوابق فعالیتهای کمونیستی می باشند، معمولاً از طرف اعضای عالیرتبه

رهبری سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی، مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت. این طرز تلقی شامل اعضای

سابق احزاب کمونیست اروپا، که تعدادی از آنان، برای سرویس سری مناسبند، نخواهد شد؛ مخصوصا

اگر آنها ایدئولوژی کمونیست را ترک نموده و وابستگی به «حزب کار اسرائیل» داشته باشند. به هر

صورت، این استثناء بعد از بروز و ظهور تعدادی از جاسوسهای برجسته، در اواخر دهه 1950 و اوایل دهه

1960، دیگر در دوایر دولتی و سیاسی به کار گرفته نشده است. حادثه آهرون کوهن، متخصص مسایل

خاورمیانه و عضو «حزب کارگران متحد»، اسرائیل بیر (عکس 1)، کارمند پیمانی وزارت دفاع و سرهنگ

دوم ذخیره نیروهای ارتش اسرائیل، که جاسوس شوروی بود و دکتر کورت سایت (Kurt Sitte)، پرفسور

فیزیک غیر یهودی در تکنیکون حیفا (Haifa) که برای سرویس اطلاعات چکسلواکی کار می کرد، سبب

شد که «شین بث» در شرایط امنیتی خود تجدید نظر کند. در ضمن این حوادث سبب تحریک، شک و تردید

بسیار «شین بث» درباره اعتماد به افرادی که سابقا مارکسیست بوده اند، شد. سرویسها، سیستمهای امنیت

داخلی را چنان طرح ریزی کرده اند که ضعفهای ایدئولوژیک توسط بازرسی مکرر و کامل امنیتی آشکار

گردد. اسرائیلیها معتقدند که افرادی با ضعفهای ایدئولوژیک، احتمالاً در دراز مدت خطرات امنیتی

خواهند داشت. ساکنین اسرائیل موظف به انجام ضوابط سخت اسم نویسی و حمل دائمی مدارک و

مشخصات فردی می باشند. در داخل جامعه اطلاعات و امنیت اسرائیل مشکلات و دشواریهایی برای

آنکه مشخصات پرسنلی خود را آشکار ننمایید، وجود دارد. حتی این امر برای کارمندان معمولی دولت به

طور گسترده وجود دارد. تقسیمات مجزای سازمانی بین کلیه سرویسها بشدت وجود داشته و با افراد

شخصی که معمولاً از اعضاء (Hard - core) می باشند، می توان به داخل سازمان دیگر رفت و آمد نمود.

پرسنل امنیتی و اطلاعاتی، به طور گسترده از اسامی مستعار استفاده می نمایند و مکررا آن را نیز تغییر

می دهند. عادت ملی استفاده از اسامی یهودی اروپایی و آمریکایی در ابتدای تولد نیز شناسایی بعضی از

ص: 608

اسرائیلی ها را مشکل می نماید. در داخل اسرائیل، مقامات خارجی میهمان و عمال هرگز از یک وسیله

نقلیه دوبار در ملاقات پنهانی با افسران اسرائیلی استفاده نمی کنند. تعدادی از شماره تلفنهای خارج از

لیست عمومی و تلفنهای خصوصی که متعلق به مقامات رسمی و پرسنل است، تنها در اختیار افراد

معدودی می باشد. به کارگیری این نوع رفتار و روش حرفه ای در داخل کشور، بهترین تمرین روزانه برای

پرسنل امنیت و اطلاعات، قبل از دریافت وظایف خارجی می باشد.

اطلاعات طبقه بندی شده نباید در خطوط تلفن مورد بحث قرار گیرد. علیرغم استاندارد نسبتا بالای

امنیتی، به هر صورت طبق گزارشات مقامات اسرائیل گاهی در رعایت این مقررات سستی و تعلل

می نمایند. از سویی اسرائیل نیز دارای یک «شبکه پسران کهنه کار» (Network old Boy)، بسیار شبیه

انگلستان می باشد. اسرائیلیهایی که تمایل به توضیح و صحبت از موضوعات طبقه بندی شده دارند، بدون

توجه به آنکه اهمیت و نیازی به دانستن آن باشد، از این شبکه استفاده می کنند. اسرائیلیها مشکلاتی در

معامله با یهودیان در آن سوی مرزها، که به حمایت آنها نیازمندند، نیز دارند. ولی از جهت امنیتی، ممکن

است آنان قابل اعتماد نبوده، و امکان عدم وفاداری وجود دارد.

تأسیسات و محتوای ذخائر و بایگانی باید با استانداردهای سخت امنیتی تطبیق کند. رده های

طبقه بندی، خیلی سری سری محرمانه و محدود (برابر با «تنها برای استفاده اعضاء») به کار رفته است.

مدارک سری و خیلی سری، تنها توسط پیک و در پاکتهای دوبل حمل می شود و دو رسید دریافت می شود،

یکی برای بسته و یکی برای محتوای آن. مدارک هنگام ورود و خروج به وسیله، تاریخ، شماره مدارک و

اسناد، موضوع و یا نام، و اداره و دفتری که مسئولیت مدارک را پذیرفته است، کنترل و ضبط می شود.

حداقل سه بار در هر سال لیست برداری می شود. ثبت اسناد، چاپ کامپیوتری کلیه مدارک «خیلی سری»

را که هر واحد مسئول و حافظ آن است، به طور مرتب، چهار مرتبه در سال تهیه می کند. ارتباطات

الکتریکی تماما توسط دستگاه «تله تایپ» و دیگر وسایل «ارتباطات امنیتی» صورت می پذیرد. لیستی از

کلیه مدارکی که باید از بین رود تهیه گردیده و افسران امنیتی باید ناظر بر نابودی تمامی اسناد سری و خیلی

سری باشند.

همه پرسنلی که باید «تأییدیه» دریافت نمایند، تاریخچه پرسنلی خود را کامل کرده و تحت تحقیقات و

بازرسی عادی قرار می گیرد. برای دریافت «تأییدیه عالی»، بازرسی می تواند شامل تمامی فامیل متقاضی

و بازرسی کامل صحرایی گردد. مهاجرین جدید از شوروی و کشورهای اروپایی شرقی، به طور عادی به

مدت 4 یا 5 سال، از دستیابی به اطلاعات طبقه بندی شده ممانعت می شوند. این قوانین به سبب مشکلات

حاصل از «پروتکتسیا» همواره قابل اعمال نمی باشد. در داخل نیروهای ارتش اسرائیل، «مخاطرات

امنیتی»، «به شین بث» گزارش می شود و توسط افسران واحد امنیت که مسئول تهیه گزارشات مرتب

مدت دار از فعالیتهای افرادند، بشدت نظارت و مراقبت می شوند. برای تحریک و ارزیابی هوشیاری

امنیتی کادرهای نیروهای ارتش اسرائیل، پرسنل امنیت صحرایی، در میان افراد نظامی رفت و آمد نموده و

سعی به جمع آوری و بیرون کشیدن اطلاعات نظامی از آنان می کنند.

4 روشهای اخلاقی و انضباطی: «موساد» و «شین بث» جزء ساختمان سرویسهای غیرنظامی

اسرائیل بوده و متقاضیان باید به وسیله امتحانات سرویسهای غیرنظامی پذیرفته شوند. کسانی که دارای

درجه دانشگاهی و در سنین 20 تا 30 سالگی باشند، ترجیح داده می شوند، اگر چه افراد دیگری که

ص: 609

خصوصا دارای خصوصیات مطلوبی هستند، نیز پذیرفته شده اند. سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی، در

رقابت مستقیم با وزارت امور خارجه می باشند و بنابراین رشد و گسترش جامعه تجارتی کشور، در

شرایط نامساعدی قرار گرفته است. اکثر جوانان اسرائیل، گمنامی سرویسهای اطلاعاتی را دوست نداشته

و به کسب درآمد در جهان تجارت و معاملات تمایل بیشتری دارند.

پرسنل امنیت و اطلاعات، که نمی خواهند و یا نمی توانند خود را با زندگی بسته و محدودی که مقررات

امنیتی، و ضروریات و خواص عملیاتی آن را محدود نموده، وفق و عادت دهند، برکنار شده و یا در

صورتی که اعمالشان «سرویس» و یا کشور را به خطر اندازد، به سختی تنبیه می شوند. برای تقویت روحیه

و اخلاقیات افسران کادر اطلاعاتی، سرویسها در اوائل دهه 1960، برای جبران مخاطرات و گمنامی

حاصل از مشاغل پرسنل خود، درخواست پاداش نموده و مجلس اسرائیل نیز با پاداش 30 درصد در سال

موافقت نمود. (شکل 2)


ب (B) موساد سرویس اطلاعات سری

ب (B) موساد سرویس اطلاعات سری

1 وظایف

1 وظایف

موساد مسئول جمع آوری اطلاعات خارجی، عملیات سیاسی، و فعالیتهای ضدتروریستی می باشد.

در انجام مأموریت جمع آوری اطلاعات صحیح و مثبت، وظیفه اصلی موساد در اجراء عملیات انسانی

عمال، بر علیه کشورهای عرب و مقامات و نمایندگان رسمی، و تأسیسات آنها در سرتاسر جهان، تنظیم

شده است. خصوصا در اروپای غربی و ایالات متحده در هر نقطه که منافع ملی اعراب، با منافع اسرائیل در

خاورمیانه، برخورد کند. موساد به جمع آوری اطلاعات در زمینه آمادگی، روحیه و اخلاقیات، تسلیحات

و تجهیزات، و چگونگی اداره و رهبری هر یک از ارتش های عرب که در صورت بروز جنگ می تواند وارد

کارزار بر علیه اسرائیل شود، می پردازد. همه گونه اطلاعات که سیاستهای داخلی اعراب و روابط میان

رهبران اصلی آنان و فعالیتهای دیپلماتیکی همه کشورها در جهان عرب را به خوبی منعکس نماید، مورد

جمع آوری قرار می گیرد. موساد فعالیتهای تجاری اعراب را، مخصوصا در زمینه خرید تسلیحات از

غرب، ردیابی می کند و کوششهایی در جهت خنثی نمودن استخدام متخصصین نظامی، اقتصادی و سیاسی

توسط اعراب، به عمل می آورد. در این زمینه تمایل اصلی در استخدام و به کارگیری این افراد به عنوان

عمال اطلاعاتی است در صورت عدم موفقیت، موساد یا آنان را از یاری اعراب منصرف می کند یا به کشف

وظایف و مسئولیتهای آنان به طور دقیق مبادرت می ورزد. از سویی موساد مسئول تحریکات کاملاً

حساب شده، آزردگیها و مزاحمتهایی، برای ایجاد عدم اعتماد متقابل در میان اعراب نیز می باشد. دور

نمودن ترحمات و توجهات غرب از اهداف اعراب و ردیابی و خنثی نمودن تبلیغات منفی اعراب، و تعقیب

و مقابله با تروریسم عرب از وظایف دیگر آن است. در حوزه فعالیتهای ضدتروریستی، در مواقع بسیاری،

اسرائیلی ها به وسیله انجام عملیاتی، جنگ و مقابله را به تروریستهای عرب، به خصوص در قسمتهایی از

خاورمیانه و اروپای غربی، تحمیل نموده اند. لبنان در واقع بسبب جمعیتهای مختلف مسیحی، دروز

(Druze)، و مسلمان جاذبترین کشور برای طرحهای اطلاعاتی است.

اسرائیلیها در لبنان، دارای تشکیلات مخفی بوده و عملیاتی را در این همسایه شمالی خود انجام

می دهند. اسرائیل در گذشته، عملیات اجرای و شبه نظامی خود را برعلیه اعضاء، پایگاهها و رهبران

ص: 610

تروریستهای فلسطینی در لبنان افزایش داده بود. همچنین اسرائیل در جنگهای داخلی لبنان، از مسیحیان

راستگرا، حمایت و پشتیبانی نموده است.

موساد علاوه بر اجرای عملیاتی بر علیه اعراب، برای حمایت از کشور اسرائیل، صهیونیسم و به طور

کلی یهودیان، اطلاعات سیاسی، اقتصادی و علمی در کشورهای اروپای شرقی و غربی، جمع آوری

می کند.

کوششهای جمع آوری اطلاعات، به خصوص در کشورهای شوروی، ایالات متحده، و سازمان ملل

متحد که تصمیمات و خط مشی آن می تواند اثرات و انعکاساتی بر اسرائیل و اهداف صهیونیسم داشته

باشد، متمرکز شده است. هدفهای اطلاعاتی در اروپای شرقی و شوروی شامل روشن نمودن سیاستهای

دولتی آنها درباره اسرائیل، مسایل مهاجرتهای یهودیان، استخدام افرادی که در مکانهای استراتژیکی،

بوروکراسی شوروی و اروپای شرقی قرار داشته و به علت اعتقاد و تمایل و یا فساد، علاقه مند به یاری

فعالیتهای صهیونیستی در این کشورها می باشند. از سویی به کسب آگاهی از مقدار و کیفیت کمکهایی که به

گروه های مستقر در خاورمیانه، چه در داخل اسرائیل یا کشورهای عربی، توسط دول اروپای شرقی و

شوروی اختصاص داده شده است، نیز می پردازد.

هدفهای اسرائیل در کشورهای غربی به همان مقدار که درباره بلوک شرق متذکر شدیم، از اهمیت

متساوی برخوردار است. موساد اطلاعاتی در قبال سیاستهای کشورهای غربی، واتیکان، و سازمان ملل

متحد، درباره خاورمیانه جمع آوری می نماید. تلاش در افزایش معاملات تسلیحاتی که بنفع نیروهای

ارتش اسرائیل است و کسب اطلاعات برای بهره برداری، در خاموش نمودن دستجات ضداسرائیلی در

جهان غرب به عهده موساد است.


2 سازماندهی

2 سازماندهی

موساد از 8 اداره تشکیل شده است: (1) طرح ریزی عملیاتی و هماهنگی (2) جمع آوری (3) عملیات

سیاسی و روابط وابسته (4) پرسنلی، مالی، لجستیکی، و امنیت (5) آموزش و تعلیمات (6) تحقیقات (7)

عملیات تکنیکی و (8) تکنولوژی. (شکل 3)

اداره «طرح ریزی عملیاتی و هماهنگی» با مدیریت کلیه «منابع و تجهیزات» موساد سروکار داشته و

مسئول مدیریت داخلی و هماهنگی عملیاتی، اجرائی و اداری تشکیلات موساد و روابط و تماسهای این

سرویس با کل جامعه امنیت و اطلاعات اسرائیل می باشد. این اداره نیز با نیازها و ضوابط موساد، و توسعه

طرحهای کلی جمع آوری اطلاعات سروکار دارد. اداره «جمع آوری» مسئول اجراء عملیات مخفی

خارجی، و ایجاد مقدمات، تهیه و تولید گزارش از منابع مخفی می باشد. این اداره بزرگترین واحد موساد

است و دارای دفاتری در خارج از کشور و به خصوص اروپا، تحت پوششهای دیپلماتیک و همچنین

غیررسمی می باشد، که از طریق عملیات در کشور ثالثی برنامه های خود را بر هدفها و منابع عرب متمرکز

و اجراء می نماید.

مدیریت اداره «عملیات سیاسی و روابط وابسته» مسئول عملیات سیاسی و روابط با سرویسهای

خارجی دوست می باشد. همچنین این اداره مسئول حفظ تماس با کشورهای و گروههای سیاسی که

روابط عادی دیپلماتیک با اسرائیل ندارند، نظیر کشورهای آفریقایی، لبنان و یا دستجات راستگرای

ص: 611

مسیحی لبنان و اندونزی، می باشد، بخش «عملیات ویژه» و یا بخش «جنگهای روانی» نیز احتمالاً تحت

تکفل این اداره می باشد. این بخش عملیات بسیار حساس مخفی را بر علیه تروریستهای عرب و نازیهای

سابق، خرابکاری، جنگهای روانی و شبه نظامی نظیر طرحهای ترور شخصیتها و تبلیغات منفی دقیق در

تضعیف روحیه دشمن، را به عهده دارد.

در غیبت رئیس موساد، مدیر اداره «طرح ریزی عملیاتی و هماهنگی» به عنوان رئیس عمل می کند. در

حالی که در سالهای قبل، در این گونه شرایط، رئیس اداره «جمع آوری» به عنوان رئیس موساد انجام

وظیفه می نمود. با حرکت و تحرک در جهت بهبود و گسترش هماهنگی در جامعه امنیتی و اطلاعاتی

اسرائیل، رئیس اداره «طرح ریزی عملیاتی و هماهنگی» عملاً بر مدیر اداره «جمع آوری» سبقت جست.

در مقر فرماندهی (اداره مرکزی)، رؤسای دو اداره مدیریت منطقه ای، عملیاتی، اجرائی و اداری، و

مالی هر یک قسمتی از «کنترل مناطق» را به عهده دارند. ادارات منطقه ای که تحت کنترل اداره

«جمع آوری» و اداره «عملیات سیاسی و روابط وابسته» می باشند به قرار زیر است:

(1) آمریکای مرکزی (2) آمریکای جنوبی (3) اروپای شرقی و شوروی (4) آفریقا (5) آسیا و

اقیانوسیه (6) حوزه مدیترانه و خاورمیانه (7) اروپا (8) آمریکای شمالی. در زیر نظر هر یک از این «کنترل

مناطق» شاخه ها و بخش هایی که مسئول یک یا چند کشورند، فعالیت می نمایند.

گزارشات مثبت نهایی درباره اطلاعات و ضداطلاعات به اداره مرکزی موساد در «تل آویو» فرستاده

می شود و توسط اداره تحقیقات، ارزیابی می شود و در ادارات مختلف دولتی پخش می گردد. گزارشات

اطلاعاتی درباره اعراب توسط موساد به اداره تحقیقات مدیریت سرویس اطلاعات نظامی فرستاد

می شود، در حالی که گزارشات ضدجاسوسی از طریق موساد به شین بث منتقل می شود. تمامی این

اطلاعات و گزارشات مراحل مخصوصی را توسط ادارات بازرسی ضداطلاعات طی می کنند.

موساد کنترل همه فعالیتهای اطلاعات خارجی اسرائیل را به دست دارد. تنها استثناء برای اجرای

عملیاتی از داخل اسرائیل، بر علیه هدفهای نظامی در مناطق و حوزه های احاطه کننده کشورهای غربی

است که در قلمرو مدیریت «اطلاعات نظامی» است. عملیات خارجی موساد به دو طبقه اصلی تقسیم

می شود: طبقه اول در خاورمیانه، به عنوان خط اول دفاعی، و طبقه دوم، قسمتهای دیگر جهان است.

اسرائیل، مصر را به عنوان هدف اصلی حوزه ای، برای استقرار شبکه اطلاعاتی برگزیده است. در سال

1970، تخمینهای اسرائیل نشان داد که حدود 50 درصد تلاشهای عملیاتی بر علیه مصر انجام پذیرفته

است. اولویت بعدی نیز سوریه می باشد. بسیاری از این فعالیتها بر علیه اعراب در خاورمیانه، براساس

پوششهای عمیق و پیچیده عملیاتی توسط اسرائیلیها، به طرق غیرقانونی، با استخدام و بکارگیری اعراب

در کشورهای جهان سوم، و بدنبال آن بازگشت عادی آنها به کشورهایشان در منطقه عربی صورت

می پذیرد. دو مثال خوب از پوششهای عمیق عملیات غیرقانونی اسرائیل، حادثه «کوهن» و «لوثر» است.

«الیاهوبن کوهن» یک یهودی متولد مصر بود که در عملیات خرابکاری اسرائیل بر علیه تأسیسات

آمریکا و انگلیس، در سال 1952 در مصر، دخالت داشت. کوهن در حین تعقیب، موفق به فرار شد و به

اسرائیل رفت، در حالی که اعضای این حلقه خرابکاری توسط مصریان دستگیر شدند. بالاخره، موساد،

کوهن را برای عملیات غیرقانونی که به منظور توسعه شبکه های اطلاعاتی و کسب اطلاعات نظامی و

سیاسی در سوریه، طراحی شده بود، به استخدام خود درآورد. او تمرینات و تعلیمات سخت و فشرده ای را

ص: 612

دید و شخصیت جدیدی به نام کامیل امین ثابت (Kamil Amin Thabet) فقید را که یک تاجر متولد سوریه

بود، انتخاب کرد. او به آرژانتین مهاجرت کرد و در آنجا به یک عضو فعال «جامعه مهاجران عرب» تبدیل

شد. در نهایت کوهن به سوریه رفت و در آنجا به وسیله دو عرب دیگر که قبلاً به استخدام اسرائیل درآمده

بودند، یاری شد. از 1961 تا 1965، کوهن به نحو غیرقانونی در دمشق زندگی و فعالیت می کرد، و موفق

به ایجاد تماسهای متعدد با شخصیتهای سیاسی و نظامی سوری در تأسیسات سوریه شد. کوهن گاهی

سفرهایی به اروپا و اسرائیل برای رد و بدل نمودن و کسب اطلاعات لازمه می نمود. بالاخره، در ژانویه

1965، سوریها او را تعقیب نموده و حین انتقال و ارسال اطلاعات به تل آویو شناسایی و دستگیر نمودند.

عامل شکست او، به سبب استفاده از تجهیزات رادیویی «مورس دستی» بود و در روز دستگیری به مدت

طولانی یک ساعت، در حال مخابره بود (شکل 4). دادگاه سوریه، کوهن را محاکمه و او را متهم به

جاسوسی نمود. کوهن در می 1965، در مقابل عموم در دمشق به دار آویخته شد.

ژوهان ولفگانک لوثر (معروف به زیوگوزاریه)، یک افسر «اطلاعات نظامی» بود. در 1959 در یک

جلسه «وعدت»، موساد نیاز خود را برای مردی که به نحو غیرقانونی تحت پوشش یک افسر سابق نازی،

مقیم قاهره شود، اعلام نمود. «لوثر» این مأموریت را که اساسا بر علیه فعالیتهای سلاحهای مخصوص که

توسط دانشمندان آلمانی در مصر به کار افتاده بود، پذیرفت. او آموزشهای سخت و گسترده آلمانی در

اسرائیل گذراند، از جمله حتی آموزش اسب سواری نیز دید. در اوائل 1960، او به آلمان رفت و به عنوان

یک پناهنده آلمان شرقی و افسر سابق مستقر در آفریقا خود را معرفی نمود. اگر چه «لوثر» همسری در

اسرائیل داشت، ولی برای منطقی جلوه دادن داستان خود با یک زن آلمانی ازدواج نمود. در 1961، او به

قاهره رفت و در آنجا یک آکادمی اسب سواری تأسیس کرد. «لوثر» حین فعالیتهای خود تماسهای متعدد

با محافل آلمانیها در قاهره برقرار نمود و با تعدادی از شخصیتهای معروف و مسئول مصری آشنا شد. او

سفرهایی نیز از مصر به کشورهای اروپای غربی، برای رد و بدل و کسب نمودن اطلاعات کرد. در 1964،

لوثر نامه های تهدید کننده، برای متخصصین آلمانی مقیم مصر ارسال داشت. در فوریه 1965، او توسط

مصریان دستگیر و محاکمه و زندانی شد. بالاخره در 1968، آزاد شد و به اسرائیل رجعت نمود. اسرائیل

اعلام کرد که این عملیات حدود 250 هزار دلار خرج داشته است. آنها اشتباهات «لوثر» را ناشی از عدم

کفایت در استفاده از وسایل ارتباطی و بهره برداری از آن در عملیات اجرائی دانستند. «لوثر» مجبور به

اقرار همه عملیات در طول دوره حبس خود شد. (شکل 5)

مقر موساد، در خارج از منطقه عربی خاورمیانه، اکثرا تحت پوششهای دیپلماتیک، در داخل

سفارتخانه ها و کنسولگریهای اسرائیل می باشد. موساد در ایالات متحده، اکثر پایتختهای اروپایی، ترکیه،

ایران و مراکز استراتژیک در آمریکای لاتین، آفریقا و خاور دور، پایگاه هایی دارد و عملیات گوناگونی از

"روابط وابسته رسمی" با سرویسهای میزبان، برای رد و بدل نمودن اطلاعات، تا انجام عملیات ویژه

اجرائی، که مستقیما بر علیه تروریستهای عرب می باشد، به انجام می رساند.

مدیریت "جمع آوری" و مدیریت "عملیات سیاسی و روابط وابسته" اجزاء جداگانه ای در موساد

می باشند و به نحو دقیقی در مقر فرماندهی از یکدیگر تفکیک شده اند. دو اداره فوق، دارای کادرهای ثابت

و جداگانه ای در مقرهای معظم خارج از اسرائیل می باشند. البته یا دو پایگاه موساد، یا دو بخش جداگانه

در یک پایگاه، در بعضی کشورها وجود دارد، که یکی برای "جمع آوری مخفی به طور یکجانبه" و دیگری

ص: 613

برای "روابط وابسته" اطلاعاتی با سرویسهای خارجی است. برای مثال، در حال حاضر، اسرائیل در

پاریس، یک سفارتخانه، یک سرکنسولگری و یک هیئت از وزارت دفاع اسرائیل دارد. در زیر پوشش

سفارت، موساد یک مدیریت جمع آوری "کنترل منطقه ای" دارد. مجموعه مستقر در پاریس، در طی سالها،

نقطه اتکاء فعالیتهای اطلاعاتی اسرائیل در قاره اروپا بوده است.

در سوئیس، اسرائیل دارای یک سفارت در "برن" و یک سرکنسولی در زوریخ می باشد، که پوشش

لازم را برای افسران اداره "جمع آوری" که در عملیات یکجانبه دخالت دارند، به وجود می آورند. این

تأسیسات دیپلماتیک، روابط نزدیکی با کشور سوئیس در سطح داخلی نیز برقرار کرده، و در زمینه

عملیات آشکار، نظیر امنیت فیزیکی از مقامات اسرائیلی و تأسیسات تجاری در این کشور، و حفاظت

اعضاء کادر اسرائیلی و ملاقات کنندگان اسرائیلی همکاری می کند. همچنین همکاری نزدیکی بین

اسرائیل و سوئیس، در زمینه های علمی و تکنیکی، مرتبط به عملیات اطلاعاتی و امنیتی برقرار است.

مقامات سوئیسی سفرهای متعددی به اسرائیل نموده اند و اسرائیلیها نیز به طور مداوم به سوئیس و از

طریق سوئیس رفت و آمد می کنند. این گونه ملاقاتها، به هر صورت، معمولاً توسط واحد "کنترل منطقه ای"

عملیات سیاسی و روابط وابسته مستقر در سفارت اسرائیل در پاریس، مستقیما با سوئیس، و نه از طریق

مقامات مستقر در سفارت اسرائیل در "برن" انجام می پذیرد، هر چند که سفارت "برن" نیز از آن مطلع

می گردد.

از طرفی در اسپانیا، هیچ تأسیسات رسمی و یا نیمه رسمی اسرائیلی وجود ندارد. هر چند که برای

مدتی، تماسهایی بین مقامات رسمی مدیریت اداره «عملیات سیاسی و روابط وابسته» موساد با سرویس

اسپانیا برقرار شد. ملاقاتهای اصلی ظاهرا در اواخر دهه 1960 در پاریس بوده است، بعد از آن تماسهای

دیگری در مادرید و پاریس گرفته شد. امکان وجود یک پایگاه از اداره «جمع آوری» مخفی مستقر در

اسپانیا وجود دارد. در ژانویه 1973، باروح آشرکوهن، یک افسر موساد، در مادرید توسط اعراب ترور

شد. «عملیات ویژه» براساس هدفهای خاصی توسعه یافته اند. اداره مرکزی، تلاش در هدایت و مدیریت

آن از داخل اسرائیل می نماید و افسران و عمال موساد را برای «وظایف موقت ویژه ای» به کار می گیرد. در

ژوئیه 1973، یک جوخه ترور مرکب از 16 اسرائیلی در قتل یک عرب مراکشی در «لیله هامر» نروژ

شرکت داشتند. مسئولین نروژی شش نفر از این گروه را دستگیر، محاکمه و زندانی نمودند، بقیه نیز

گریختند. در جریان محاکمه، معلوم شده که اینان از افسران اسرائیلی موساد و یهودیان اروپایی بوده اند، که

برای انجام مأموریت مخصوص استخدام شده و اکثر کارها و آمادگیهای لازمه را در پاریس گذرانده اند و

سپس به نروژ، برای انجام مأموریت خود که قتل تروریستهای عرب بود، وارد شده اند. بعد از این ترور، 2

تن از اعضاء جوخه به همراه یک افسر امنیتی سفارت اسرائیل، تقاضای پناهندگی نمودند. دولت نروژ اگر

چه که این افسر امنیتی سفارت ظاهرا، در عملیات شرکت نداشته بود، به او پناهندگی سیاسی اعطا نکرد.


3 عملیات اداری

3 عملیات اداری

نخست وزیر رئیس موساد را انتخاب می کند. نخست وزیر، احتیاجی به تصویب کابینه خود و یا

مجلس «کنست»، برای این انتصاب ندارد. مدیران ایستگاهها (یا پایگاهها) و کارمندانشان، افسران کادر

موساد می باشند، ولی در خارج از کشور در قبال همه سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی عمل می نمایند. اگر

ص: 614

یکی از اعضاء شین بث یا نیروهای ارتش اسرائیل، شایسته ترین فرد در جامعه برای انجام وظیفه ویژه ای،

در خارج از کشور شناخته شود، با حفظ عضویت سازمانی خود، آن مأموریت به او واگذار و تکلیف

می شود و تا زمانی که در خارج از مرزهای اسرائیل به سر می برد، تحت کنترل موساد می باشد. این قانون،

به هر حال شامل «آتاشه نظامی (زمینی، دریایی، هوایی)» که تحت تکفل مدیریت «سرویس اطلاعات

نظامی» باشند، نمی گردد.

موساد دارای یک برنامه منطقی ارتقاء مشاغل و رتبه نمی باشد. سازمان افسرانی را که در مأموریتهای

محوله موفق بوده اند، را تا مشاغل عالی مدیریت ارتقاء رتبه می دهد. نتیجه این گونه رویه ها سبب درهم

ریختگی شده است، زیرا که اغلب، بعضی از مجریان موفق عملیاتی، ضرورتا مدیران و اداره کنندگان لایق

و عالی نمی باشند.

الف تعلیمات و آموزش: دوره آموزشی موساد، مشتمل بر دروس اساسی عملیاتی برای اعضاء جدید

و پرسنل معمولی است. از جمله دروس عمومی عملیاتی و دروس تخصصی عملیات صحرایی، مرتبط به

مشاغل می باشد. همه افسران جدید، ملزم به گذراندن دروس پایه عملیاتی به مدت چهار ماه، قبل از

شروع به انجام وظایف و مشاغل می باشند. کلیه دوره آموزش، تقریبا دو سال به طول می انجامد و به طور

کلی به دوازده کلاس تقسیم می شود. اکثر دوره آموزشی در حومه «تل آویو» گذرانده می شود. مدرسین

این دروس، معلمین دائمی و افسران اطلاعاتی که موقتا بدین وظیفه گمارده شده اند و کادرهای اداره

مرکزی موساد می باشند که شامل رئیس موساد و مدیران ادارات است، که گاهی در رشته تخصصی خویش

سخنرانی می نمایند.

هر سه سرویس، مدرسه عالی مشترکی را در اورشلیم اداره می نمایند که دروس تخصصی را به مدت

دو تا سه ماه در مسایل سیاستهای بین المللی، هدفهای سیاسی و اقتصادی اسرائیل، وسایل و تجهیزات

تکنیکی جدید عملیاتی و مطالعه آخرین اطلاعات درباره سرویسهای اطلاعاتی خارجی را می گذرانند.

همه افسرانی که در اواسط سابقه کاری خود هستند، ملزم به شرکت در این «مدرسه عالی»، بعد از بازگشت

از یک مأموریت خارجی می باشند. طبق گزارشات حدود 40 تا 50 دانشجو، در یک دوره این دروس

اسم نویسی می کنند. مدرسین و کارمندان این مدرسه مشتمل از نمایندگان سه سرویس بوده و مستقیما

تحت نظر مدیریت موساد انجام وظیفه می کنند.

نخست وزیر و یا تعدادی دیگر از مقامات عالیرتبه، در مراسم کلاسهای فارغ التحصیلان شرکت و

سخنرانی می کنند. تعدادی از افسران جوان موساد، که در بعضی رشته های آموزش عالی و یا زبانهای

خارجی ضعیف می باشند، برای کسب درجات عالی به دانشگاههای خارج از اسرائیل فرستاده می شوند و

همزمان با استفاده از پوشش تحصیلی، به فعالیتهای عملیاتی خارج از دروس دانشگاهی خود می پردازند.

یکی از اهداف تثبیت شده در سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل تسلط کامل تمامی افسران، به زبان

عربی است. دروس فشرده زبان عربی مدت 9 ماه هر سال در حومه تل آویو به دانشجویان سرویسها

تدریس می شود. وزارت امور خارجه نیز دو یا سه عضو خود را برای این دروس می فرستد. افسران موساد

که به عملیات در مناطق عربی اعزام خواهند شد، نیز نظیر افسران شین بث، دوره مشابه آموزش زبان

عربی را می گذرانند. برای تمرین بیشتر، این افسران موساد در مناطق تحت اشغال اسرائیل به مدت دو سال

کار می کنند، تا مهارت زبان خارجی خود را قبل از اعزام به مناطق تعیین شده گسترش دهند. در طول این

ص: 615

مدت معمولاً این افسران در سینا و اغلب با ارتباط و هماهنگی با سرویس «اطلاعات نظامی» به فرستادن

عمال بدوی به داخل مصر، انجام وظیفه می نمایند. همه افسران موساد در استفاده از سلاحهای کوچک

آموزش دیده و ملزم به شلیک آنها در مقاطع زمانی مرتبی می باشند.

ب حقوق و مزایا: رئیس موساد یک افسر، در لیست درجه یک حقوقی سرویسهای غیرنظامی است.

او حقوق قابل توجهی، به علاوه فوق العاده و مزایای پذیرائی دریافت می کند. بر طبق گزارشات چندین

رتبه درجه 2 و 3 برای افسران موساد وجود دارد. حقوق متوسط ماهانه افسران موساد بعد از کسر مالیات

به علاوه پاداش و مزایای خانوادگی و مسکن، مجموعا 4000 لیر اسرائیل (460 دلار آمریکا) می باشد،

این افسران مزایا و مخارج پذیرایی نیز دریافت داشته و یک وسیله نقلیه سواری و کوپن بنزین به آنان داده

می شود. مدارک عالی دانشگاهی، افسران اطلاعات را به رتبه بالاتر حقوقی خواهد برد. بنابراین یکی از

مدیران هیئت رئیسه، با داشتن درجه عالی تحصیلی، درآمدی مشابه رئیس کل سازمان دارد. یک افسر

متوسط با دریافت فوق العاده برای بستگان خود بیشتر از افسران ارشد حقوق دریافت می کند به طور کلی،

حقوق رتبه های عالی سرویسهای غیرنظامی، به سختی قابل مقایسه با افسران ارشد نظامی می باشد.

تفاوت نسبتا ناچیز بین رتبه ها، به کمک فوق العاده های خوبی جبران می شود. این امر به خصوص در

رتبه های عالی دیده می شود. افسران مأمور در خارج از اسرائیل، مزایا و فوق العاده زندگی قابل توجهی را

دریافت می کنند، که مطابق آنچه که باید به یک افسر امور خارجه معمولی داده شود، می باشد. برای رعایت

مقاصد پوششی، این حقوقها توسط وزارت امور خارجه، پرداخت می شود. اگر به هر حال، یک افسر

اطلاعاتی نیازمند آپارتمان بزرگتر یا خانه ای برای ملاقات و ارائه کار، مقاصد عملیاتی و یا ضروریات

خانوادگی باشد، سرویس او، بی سر و صدا تفاوت مخارج را خواهد پرداخت.

افسران و خانواده هایشان، هر زمان که امکانی می یابند، با وسایل حمل و نقل توریستی اسرائیل

مسافرت می کنند. هر پایگاه در خارج اسرائیل، دارای بودجه برای مخارج خود و مخارج پذیرایی

می باشد.

مسئولین بیش از اندازه میهمانی نمی دهند و اگر میهمانی داده شود، مفصل است. برای مقامات و

افسران عالیرتبه اطلاعات بیگانه و یا عمال برجسته، که میهمان اسرائیل می باشند، کوششها و مهمانیهای

پرخرجی برای گسترش دوستی و همکاری در اداره مرکزی موساد در اسرائیل برپا می شود.


4 روشهای عملیاتی

4 روشهای عملیاتی

موساد در طی سالها، از تماس و ارتباط نزدیک با شخصیتهای بلند پایه و دفاتر دولتی، در همه

کشورهایی که مورد توجه و اهمیت اسرائیل می باشند، برخوردار بوده است. در محافل یهودی، تقریبا در

تمامی کشورهای جهان، صهیونیستها و دیگر مشتاقانی که حمایت فوق العاده ای از کوششهای اطلاعاتی

اسرائیل می نمایند، وجود دارد. این گونه تماسها به دقت رشد و گسترش داده می شود، و به عنوان کانالهای

اطلاعاتی، مواد گمراه کننده، تبلیغات منفی و دیگر مقاصد به کار می روند. موساد عملیات مخفی، را در

سرتاسر اروپا از جمله شوروی و کشورهای اروپای شرقی، آمریکای جنوبی و شمالی، خاورمیانه، آفریقا،

خاور دور هدایت و مدیریت می کند. فعالیتهای موساد به طور کلی، از طریق مراکز و تأسیسات رسمی و

نیمه رسمی، مؤسسات پیچیده پوششی، به اشکال مختلف، سازمانها و تجارتخانه ها و دفاتر که بعضی از

ص: 616

آنها مخصوصا برای مقاصد موساد تأسیس می شود، یا آن که برای هدف مشخصی قابلیت تطبیق دارد،

صورت می پذیرد. موساد با نفوذ مؤثر، در داخل تشکیلات ملی غیرصهیونیستی و سازمانهای بین المللی

یهودی نیز به کار می پردازد.

وظایف افسران اطلاعاتی در تحت پوششهای دیپلماتیک، تنظیم مبادلات اطلاعاتی با مقامات رسمی

سرویسهای محلی کشورها، اداره مسایل ارتباطاتی و وسائل مخابراتی، حفظ آدرسهای

مسکونسرویسهاهای پرداخت حقوق و امورات مالی، و هدایت عمال به سوی هدفهای مورد نظر می باشد.

تشکیلات رسمی که برای پوشش به کار می رود شامل: هیئت های خرید اسرائیلی و شرکتهای توریستی

دولتی اسرائیل، نظر ال عال و دفاتر زیم (ZIM)می باشد. مؤسسات ساختمانی اسرائیل گروههای صنعتی و

سازمانهای بین المللی تجاری اسرائیل، نیز پوششهای غیررسمی می باشند. افرادی که تحت پوششهای

پیچیده و یا غیرقانونی فعالیت می نمایند، معمولاً برای هدفهای نفوذی که نیازمند به کاربری نحوه های

ظریف و عمق و وسعت، و زمان طولانی است، و یا دولت اسرائیل هیچ گاه مشارکت در آن را نمی پذیرد، به

کار می روند. بسیاری از اسرائیلی ها، در کشورهای عربی بدنیا آمده، و در آنجا رشد و تحصیل نموده اند و

بعد به اسرائیل هجرت کرده اند و بیشتر در سخن، رفتار و آداب، و طرز تفکر به اعراب نزدیکتر و مسلط تر

می باشند تا به اسرائیلیها. موساد به وسیله پاسپورتهای تقلبی و مدارک شناسایی عربی و غربی، و تهیه

داستانهای منطقی، از سابقه و گذشته افراد و پوششهای مناسب دیگر، به طور موفقیت آمیزی افراد خود را

به داخل مصر و کشورهای عربی دیگر به طرق نامشخصی، با مدارکی که ملیت عربی یا اروپایی او را ثابت

می کند، انتقال می دهد. در اسرائیل افراد متعددی که دانش منطقه ای و زبان خارجی کشورهایی که مورد

نظر سرویسهای اطلاعاتی باشد را بدانند، زیاد زندگی می کنند. این متخصصین مناطق جهان، قادرند که

کمک ارزشمند و ذیقیمتی در تحلیل اخبار اطلاعاتی و جمع بندی نیازها و ضوابط کشورها بنمایند. بدین

طریق سهم مهمی در افزایش پتانسیل عملیاتی خواهند داشت، زیرا که آنها افسران اطلاعاتی اسرائیل را در

تخمین و ارزیابی سریع و مؤثر، و معتمد بودن عمال و خبر دهنده هایشان یاری می دهند. این اشخاص به

خاطر امکان عبور کامل به عنوان تبعه کشور مورد نظر، نیز مورد استفاده قرار می گیرند. استعداد خوب

اسرائیل برای جعل و تهیه پاسپورت تقلبی و توانایی تهیه مدارک، به واقعی جلوه دادن افراد کمک بسیاری

می کند.

سرویس اطلاعات اسرائیل، اتکاء بسیاری بر محافل و سازمانهای مختلف یهودی در خارج از کشور،

برای استخدام عمال و کسب و بیرون کشیدن اطلاعات عمومی دارد. طبیعت خشن و تهاجمی ایدئولوژی

صهیونیسم، که تأکید بر آن دارد که همه یهودیان متعلق به اسرائیل بوده و باید به آن باز گردند، سبب

انصراف، رد و عدم حمایت از عملیات اطلاعاتی اسرائیل به توسط تعدادی از یهودیان شده است. بهر

صورت، البته تعداد قابل توجهی از یهودیان سرتاسر جهان، مخالف صهیونیسم می باشند. نمایندگان

اطلاعات اسرائیل، با آگاهی از این حقیقت، معمولاً در محافل یهودی با محافظه کاری بسیار به عملیات

پرداخته و براساس مقررات، مأموریتهای خود را باید با ظرافت و کاردانی فوق العاده ای که هیچ مزاحمت و

ناراحتی برای اسرائیل به وجود نیاورد، به انجام رسانند.

از سویی موساد نیز تلاش می کند که به محافل ضدصهیونیستی نفوذ کرده و مخالفتها را خنثی کند.

علیرغم همه مراقبتها و محافظه کاریها، اسرائیل مکررا ناچار به عقب نشینی شده است و حوادث مختلفی

ص: 617

تاکنون در رد تلاشهای موساد در استخدام یهودیان آمریکایی، به توسط یهودیان افشاء و به مقامات ایالات

متحده، گزارش شده است. برنامه های اسرائیل برای افزایش رشد تکنولوژیک، علمی و نظامی با سرعت

زیادی به واسطه بهره برداری از «برنامه های مبادلات علمی» رو به بهبود رفته است. موساد نقش مهمی را

در این تلاش بازی می کند. علاوه بر کسب مقادیر زیادی از مقالات علمی و مجلات تکنیکی چاپ شده،

در سرتاسر جهان از طرق کانالهای آشکار، اسرائیل بسیاری از عملیات مخفی خود را در بدست آوردن

اطلاعات علمی و تکنیکی صرف می نماید. این گونه عملیات شامل تلاش در نفوذ و دستیابی به طرحهای

مشخص طبقه بندی شده نظامی ایالات متحده و دیگر کشورهای غربی است.

سازمان ملل متحد، یک هدف اصلی برای نفوذ و دستیابی موساد است، زیرا که مکان اصلی برای

مبادلات بین المللی در همه رشته ها می باشد، و از سویی اهمیت و سهم مهمی در حل اختلافات، بین اعراب

و اسرائیل دارد. عمال اسرائیل در سازمان ملل، تحت پوششهای دیپلماتیک و مطبوعاتی فعالیت می کنند.

استخدام موساد، آموزش و کنترل عمال، به طور گسترده ای متغیر است و بستگی به هدف، منطقه

عملیات و واحد آن در اداره مرکزی دارد. در حالی که به مقدار مشخصی، معیارهای عملیاتی وجود دارد،

ولی افسران اطلاعات اسرائیل ظاهرا از آزادی قابل توجهی در انجام عملیات برخوردارند. هیچ گونه

قانون مشخصی که قبل از استخدام و به کارگیری عامل، تصویب ویژه اداره مرکزی را ملزم بداند وجود

ندارد و تنها استثناء، کشورهای کمونیستی می باشد. اسامی و مشخصات عمال برای پرونده های قطور

اداره مرکزی لازم می باشد، ولی این یک طریقه عادی منظم نیست. عملیات اندیشیده شده بر علیه شوروی

و کشورهای اروپای شرقی، به هر حال با دقت بسیار بررسی و عمل می شود و نیازمند مقادیر زیادی

طرح ریزی و کنترل توسط اداره مرکزی است، و حتی یک گروه مخصوص متشکل از «متخصصین

منطقه ای» مسئول اجازه و تصویب و اداره این گونه فعالیتها می باشند. موساد به خصوص علاقمند به کسب

اطلاعات فوری، درباره تحولات، جابه جایی و انتقال واحدهای ارتش روسیه از شوروی به خاورمیانه

می باشد. همچنین یک واحد کوچک، وابسته و یا درون موساد می باشد، که تنها هدف و مسئولیتش تذکر به

روسها از طریق تماس و تبلیغات منفی درباره مسئله یهودیان در هر منطقه از جهان است. هر نوع

شخصیتی، حتی سیروس ایتان (Cyrus Eatan)تحریک به طرح مسئله یهودیان شد. تلاشهای اسرائیل

باید تأثیر مداومی داشته باشد، که روسها را اغلب وادار به حمله و عکس العمل بر علیه سرویس اسرائیل

می کند و در تبلیغات منفی خود به افشای مفصل توطئه های اسرائیل بر علیه توده بی گناه شوروی

می پردازد.

تقریبا به نحو منحصرانه ای، اسرائیل همه عمال خود را از افراد نژاد یهود انتخاب می کند. به هر حال این

امر، دارای خطرات امنیتی است، زیرا که ممکن است، تردیدی در وفاداری به کشور صهیونیستی اسرائیل و

یا وطن خویش، وجود داشته باشد. استخدام افراد غیریهود نسبتا نادر است.

بسیاری از عربها، به خصوص داوطلبین آنها، به طور مستقیم و غیرمستقیم سرویسها را یاری می دهند.

این امر حاصل از هوسهای مادی و پولی است. به هر حال اسرائیلی، این اعراب را منابع خوبی برای کسب

اطلاعات موثق نمی دانند. اسرائیل اغلب فلسطینی ها را بر بقیه به سبب کنترل بیشتر آنان، ترجیح می دهد،

زیرا که اکثر پس انداز و درآمدشان بعد از جنگ 1948، در اسرائیل مسدود شده است. در شرایط

مشخصی، این سپرده های بانکی، به جهت خدمات اطلاعاتی این افراد آزاد شده است. اسرائیلیها تقریبا از

ص: 618

هر نوع تمایلات و گرایشات عمال بهره برداری می کنند. تلاش زیادی برای اتکاء به نژاد یهود، گرایشات

طبیعی مذهبی، طرفداری از صهیونیسم، تنفر از افکار و اعمال ضد نژاد سامی، احساسات ضدروسی در

موقع لزوم و غرایز انسانی، می نمایند. تهدید به اخاذی نیز به کار می رود. تکنیکهای استخدامی دیگری

نظیر، پیشنهاد پول، فرصتهای شغلی و یا آزاد ساختن از زندان نیز، مورد استفاده است.

پول در میان اعراب اثر مخصوصی دارد. اسرائیل تاکنون به طور موفقیت آمیزی بر نقاط ضعف دیگر

اعراب نیز نظیر حسادت، رقابت، ترس و اختلافات سیاسی بین آنها، تکیه و بهره برداری کرده است.

اسرائیل از مکانهایی که با پرچم کشورهای بیگانه مزین شده، نیز بنحو موفقیت آمیز و گسترده ای، برای

استخدام افراد استفاده می کند. در حوادث متعددی اسرائیل به اتباع کشورهای اروپای غربی، تحت

پوشش سازمان ملی اطلاعات ناتو، نزدیک و متوسل شده و آنها را به استخدام خود درآورده است، تا

عملیاتی در کشورهای مشخص عربی انجام دهند.

در حالی که افسران اطلاعات، عملاً به اهمیت مسایل امنیتی آگاهی دارند، با همه این اوصاف، بی دقت

می باشند. اگر چه تعلیمات بسیار خوبی دیده اند، افسران اطلاعاتی اسرائیل اغلب در استفاده از تلفن در

خارج از کشور بی ملاحظه اند. همچنین آنها اغلب مقادیر زیادی اطلاعات به خاطر اعتماد فوری و تماس

با عمالی که تنها روابط مختصری با آنان داشته اند، بروز می دهند. معهذا، آنها هر چند صباحی، اصول

اساسی حرفه خود را به کار می برند و برای مدتی زندگی عمال خود را با مقررات متعدد امنیتی، که ناچار به

تحمیل آن می باشند، سخت و دشوار می کنند. گاهی در ملاقاتهای از پیش تعیین شده، بین یک افسر و یک

عامل، «ضد مراقبت» توسط دو یا چند افسر دیگر، برای شناسایی تأمین مراقبتهای احتمالی، مکان

ملاقات و حفاظت افسر رابط، انجام می پذیرد. در مراحل استخدام عمال، افسران تماما از اسم مستعار

استفاده کرده و موافقتهای محرمانه ای با عامل مورد نظر به اجراء می گذارند و برای او نیز اسمی فرضی یا

مستعار انتخاب می کنند. هرگاه پول یا پاداشی به عامل داده می شود، افسران می کوشند که با دریافت

رسیدی که به دستخط اوست، تضمینی دریافت کنند. اگر چه گاهی ممکن است یک عامل برای کسب

آموزش ویژه به اسرائیل فرستاده شود، ولی اجرای آن آسان و ارزان تمام نمی شود. بنابراین، معمولاً

افسران اطلاعاتی شخصا مسئول آموزش عمال بوده و اساسی ترین مهارتهای حرفه ای، مسایل حفاظت و

امنیت، و استفاده از دستگاههای رادیویی و بهره برداری از کدهای ارتباطاتی، را به او یاد می دهند. اگر

فوریت شرایط، آموزشهای ویژه ای را ایجاب کند، افسران اسرائیلی آپارتمانی را برای مقاصد خود در

پاریس یا نیویورک اجاره می کنند. عمالی که این گونه تعلیم دیده اند، استفاده از مرکب سری و ترکیبات آن

را آموخته و نحوه پنهان نمودن مدارک و نامه ها را در بدن و لباس می آموزند. همچنین تسلیم اطلاعات به

مکانهای مخفی تضمین شده و یا چگونگی تماس و ارتباط با افسر مربوطه و یا اداره مرکزی را یاد

می گیرند.

متدهای ارتباطی بسیار مختلف است و به مکانها و شرایط بستگی دارد. تماس برای ملاقاتهای

شخصی بین عامل و افسر رابط از طریقه نوشته های سری، نوشتارهای باز، و یا پیغام شفاهی به توسط پیک

(وابسته یا رابط موثقی) انجام می گیرد. مراکز و شهرهای مورد استفاده، دارای اسم کد بوده و مکانهای

ملاقاتی در وقتهای مشخص، با زمانها و مکانهای دیگر اضافی مشخص می شود. در مواقع حساس و

فوری، عامل به وسیله کد باز تلفنی یا تلگرافی، که از قبل تعیین شده یا نامه کددار، افسران اطلاعاتی را با

ص: 619

خبر می کند. در صورتی که زمان اجازه دهد، از طریق نوشته های سری یا پیک، افسر مزبور مطلع می گردد.

اسرائیلیها تأکید بسیاری بر روابط شخصی، با عمال خود دارند. آنها به سبب دست و دلبازی فوق العاده

در اعطاء امتیازات فردی و کمکهای پولی برای حفظ خشنودی عمال، شناخته شده و مشهورند. یکی از

این افراد، یک روزنامه نگار در پاریس بود که مسئولین فرانسوی را به استخدام خود در می آورد و به کسب

اطلاعات از خبردهندگان ناشناس و یا شناخته شده در جهان سیاسی فرانسه می پرداخت. او مبلغی برابر

1000 دلار آمریکایی هر ماه دریافت می کرد. بعد از سالها فعالیت مداوم و یک رشته همکاری با افسران

اسرائیلی، به خدمات او به تدریج، ولی نسبتا فوری خاتمه داده شد. پرداخت معینی که به طریق نرخ یک

ماه حقوق برای هر سال خدمت حساب می گردد، برای تخفیف احساس آزردگی عامل به او پرداخت

می شود. از جهت دیگر، اسرائیلیها می توانند مطلقا با افسران اطلاعات و عمال خود، با بیرحمی و خشونت

عمل کنند؛ به خصوص اگر بی وفایی و خیانت، عملیات حساسی را تهدید و یا امنیت کشور اسرائیل را به

خطر اندازد. حوادث مختلفی درباره یهودیان اروپایی، که حین یا بعد از کار برای سرویس اسرائیلی با

مصریان نیز، برای مبلغ قابل توجهی پول، وارد معامله شده اند، اتفاق افتاده است. این گونه یهودیان که

تشویق و تحریک به سفر به اسرائیل، یا عبور غیرقانونی شده اند، در دادگاه اسرائیل محاکمه شده و به اشد

مجازات 10 تا 14 سال زندان محکوم شده اند.

اداره مرکزی موساد، بایگانی، جریان و نشر گزارشات را با روش دشواری کنترل می کند که با آزادی

زیادی که در انجام عملیات، اجازه داده شده است، متناقض است. یک افسر اطلاعاتی اسرائیل، در خارج

از کشور باید همه اطلاعات گزارش شده توسط عامل خود را بپذیرد، و نباید حتی یک لغت را نیز تغییر

دهد. افسران اطلاعاتی از اداره مرکزی سؤالهای آماده و مفصلی دریافت می کنند و تنها مقدار ناچیزی از

محتوی درخواست شده را می توانند تغییر داده، و سپس مطالب را کامل تحویل دهند. بسیاری از عمال، از

سطح دانش ضعیفی برخوردارند و افسران اطلاعاتی حین ملاقات از آنان، براساس سؤالات اداره مرکزی،

بازپرسی می کنند، تا اطلاعات دقیق را کسب کنند. افسر اطلاعات سپس باید همه گفته های عامل راحتی

اطلاعات آشکار را نیز گزارش کند. افسر اطلاعات، در صورتی که بخواهد، می تواند یادداشتها و تذکرات

خود را نیز با گزارش عامل ارسال کند.

اداره مرکزی موساد، گزارشات عمال را برای همه آژانسهای مشتری خود ارسال نمی دارد. حجم قابل

توجهی از گزارشات برای یک واحد ویژه «بررسی و آنالیز» فرستاده می شود. برای مثال، معمولاً

گزارشاتی که درباره مسایل اعراب است به سرویس اطلاعات نظامی و گزارشات ضد اطلاعاتی به

شین بث منتقل می شود. به هر صورت، گزارشات استثنائی نیز برای مقاماتی که خط مشی سیاسی اسرائیل

را تعیین می کنند، فرستاده می شود. افسران اطلاعات موساد، کپی گزارشات را به سفرای اسرائیل نشان

نمی دهند و تنها به اداره مرکزی در تل آویو ارسال می دارند.

سرویسهای اسرائیل علاقه بسیار وافر و هوشیارانه ای در بهره برداری و توسعه تجهیزات تکنیکی

دارند. از سالهای 1947 1948 سرویس اخبار و اطلاعات عملیات سری "تأمین مراقبت تکنیکی" را بر

علیه اعراب و هیئتهای انگلیسی در سازمان ملل متحد به کار می برد. موساد با همکاری شین بث،

آموزشهای تکنیکی را به سرویسهای امنیت و اطلاعات ترکیه و غنا تعلیم می دهد. مبادله تجهیزات و

اطلاعات تکنیکی با سرویسهای اطلاعات و امنیت ژاپن نیز برقرار شده است. موساد در عملیات تکنیکی،

ص: 620

در خارج از اسرائیل، توسط شین بث و اطلاعات نظامی یاری می شود. قدرت و توانایی تکنیکی

سرویسهای اسرائیل، برای تقاضاهای عادی کافی است. علاوه بر این، هماهنگی بسیار نزدیکی بین

سرویسها و نیازهای صنعتی کشور وجود دارد. صنایع کشور تهیه و توسعه کشور تهیه و توسعه تجهیزات

تکنیکی مورد نیاز سرویسها را برای ادامه عملیات ارتباطاتی و مخابراتی، تضمین و حمایت می کند. وجود

برنامه های محدود تحقیقاتی، که همراه و آمیخته با لیاقت و مهارت عالی اسرائیل در مسایل تکنیکی است،

چنین نشان می دهد که اسرائیل قصد ندارد که از پیشرفتهای حاصل در وسایل تأمین مراقبتهای ارتباطاتی

و مخابراتی و دستگاههای خنثی سازی آن عقب بماند.

یک روابط با سرویسهای دیگر: موساد روابط خوبی با شین بث سرویس اطلاعات نظامی، مرکز

تحقیقات و طرح ریزی سیاسی وزارت امور خارجه و بخش "وظایف ویژه" پلیس دارد. موفقیتهایی نظیر

حمله انتبه، نمونه ای از طرح ریزی و اجرای هماهنگ و دقیق می باشد. این حادثه گواهی، بر روابط خوب

میان سرویسهای اسرائیل است. کمیسیون "آگرانت" از هماهنگی بیشتری بین سرویسها حمایت نمود و

پست و نقش مشاورین اطلاعاتی را برای کنترل و تحت نظر داشتن اختلافات و مشاجرات مدیریت داخلی

سرویسها، را احیاء نمود. مبادلات بین موساد و سرویسهای دیگر از طریق "وعدت" که مکانیزم هماهنگی

است، و به کارگیری کمیته های ویژه هماهنگی در مسایل مشخص، به هر صورت همکاری و هماهنگی بین

سرویسها را تضمین و تداوم می بخشد.

دو روابط وابسته با سرویسهای بیگانه: موساد روابط وابسته با بسیاری از سرویسهای امنیتی و

اطلاعاتی سراسر جهان دارد. غیر از چند استثناء، مدیریت اداره "عملیات سیاسی و روابط وابسته

خارجی" مسئول تماس با اکثر سازمانهای خارجی است. در اکثر ملاقاتها، نقطه تماس در پایتخت

کشورهای خارجی است؛ هرچند که تعدادی از سرویسهای خارجی به روابط وابسته در خود اسرائیل

پافشاری می کنند.

در حال حاضر، موساد با همکاری شین بث، روابط وابسته ای با سرویسهای اطلاعاتی و امنیتی بیگانه

از طریق عضویت در گروه "کیلووات" حفظ کرده است. این گروه تشکیلاتی است که با مسایل تروریسم

عرب سروکار دارد و مشتمل از کشورهای آلمان غربی، بلژیک، ایتالیا، انگلستان، لوکزامبورک، هلند،

سوئیس، دانمارک، کانادا، فرانسه، ایرلند، سوئد، نروژ، و اسرائیل است. اسرائیل روابط و تماس های غیر

رسمی با کشورهای دیگر اروپایی نظیر اسپانیا، پرتغال و اطریش در مسایل تروریسم نیز دارد.

اسرائیل در طی سالها کوشید، تا حلقه محاصره اعراب را با ایجاد روابط با کشورهای غیر عرب

مسلمان در خاورمیانه بشکند. در اواخر 1958، یک سازمان روابط وابسته رسمی سه جانبه، شامل

موساد، سرویس امنیت ملی ترکیه (TNSS) و سازمان اطلاعات و امنیت ایران (ساواک)، تشکیل شد، که

این سازمان "نیزه سه سر" نامیده شد. بر اساس توافقات، این سازمان چیزی علاوه بر روابط دوجانبه

موساد، با هریک از این سرویسها بود. تشکیلات "نیزه سه سر" علاوه بر تداوم مبادلات اطلاعاتی، جلساتی

نیز هر نیم سال، در سطح روسای سرویسها داشته است. مبانی کلی اصل توافق با ترکها، علاوه بر تصویب

قانونی روابط وابسته بین دو کشور اسرائیل و ترکیه، تأکید نموده است، که موساد اطلاعاتی از فعالیتهای

عمال شوروی در ترکیه، و کسانی که بر علیه ترکیه در سراسر خاورمیانه عمل می کنند، را در اختیار

سرویس ترکیه قرار دهد. در مقابل، ترکها موافقت نمودند که هرگونه اطلاعات از مقاصد سیاسی

ص: 621

کشورهای عربی را که بر امنیت اسرائیل اثری دارد، در اختیار اسرائیل بگذارد.

در ضمن ترکیه فعالیتها و مشخصات عمال مصری، که بر علیه اسرائیل فعالیت می کنند را در اختیار آنها

قرار دهد. همچنین سرویس اسرائیل تعلیمات تکنیکی و ضد جاسوسی ترکها را به عهده گرفته است.

هدف اصلی روابط اسرائیل با ایران، ایجاد و توسعه سیاستهای ضد عربی و موافق اسرائیل، در

تصمیمات مقامات ایرانی بود. از اواخر دهه 1950 به بعد، در طی سالها، موساد در عملیات مشترکی با

ساواک، همکاری داشته است. موساد، به فعالیتهای ساواک یاری داده است و کردهای عراق را حمایت

نموده است. اسرائیل مرتباً گزارشاتی درباره فعالیتهای مصر در کشورهای عربی، تحولات و حوادث

عراق، و فعالیتهای کمونیستها، که اثراتی بر ایران داشت، به سازمان اطلاعات ایران منتقل می کرده است.

روابط وابسته اسرائیل در آفریقا، به نحو قابل توجهی "کشور به کشور" متفاوت است، و به فوریت

شرایط بستگی دارد. فعالیتهای اطلاعاتی اسرائیل در آفریقا، معمولاً تحت پوششهای تعلیمات و

آموزشهای نظامی و پلیسی، فروش تسلیحات به قوای نظامی کشورها و برنامه های کمک و توسعه، انجام

می پذیرد.

کشورهای عرب توأم با سازمان "وحدت آفریقا"، فشار فوق العاده ای بر اکثر کشورهای آفریقا، در

قطع همه روابط رسمی با اسرائیل وارد آورده اند. علیرغم قطع روابط دیپلماتیک بین اسرائیل و بسیاری از

کشورهای آفریقایی، اسرائیل هنوز روابط وابسته خوب اطلاعاتی، را با تعدادی از سرویسهای آفریقایی،

حفظ کرده است. اسرائیل نیز روابطی با سرویس کنیا دارد. در آفریقای مرکزی، اسرائیل هنوز در زئیر

فعالیت است. در غرب آفریقا، اسرائیل سرویس امنیت و پلیس لیبریا، را آموزش می دهد. همچنین در

تأسیس سرویس اطلاعات نظامی غنا همکاری داشته است. در آفریقای جنوبی، اسرائیل روابطی با

سرویسهای اطلاعات و امنیت آفریقای جنوبی دارد.

اسرائیل در طی سالها، در آمریکای لاتین بسیار فعال بوده است. یکی از بزرگترین موفقیتهای

اطلاعاتی، دستگیری آدولف آیشمن، رهبر سابق نازی بود که در آرژانتین به وقوع پیوست. اخیراً، اکثر

فعالیتهای "روابط وابسته" در آمریکای لاتین، در مسایل آموزشی و عملیات ضد تروریستی متمرکز شده

است. برای مثال، کنسولگری اسرائیل در ریودوژانیرو، پوششهای لازمه را برای پایگاه منطقه ای موساد

فراهم آورده است که شامل کشورهای برزیل، آرژانتین، شیلی و اروگوئه می باشد. افسرانی از این مرکز

برای تعلیم به سرویس آرژانتین به بوینس آیرس می روند. در جریان این گونه تماسها، افسران اسرائیلی

درگیری گسترده تری را در عملیات مشترک ضد تروریستی، توصیه می کنند. اسرائیل "روابط وابسته ای" با

سرویسهای امنیتی مکزیک، نیکاراگویه، کاستاریکا، پاناما، جمهوری دومینیکن، ونزوئلا، کلمبیا، اکوادور

و پرو نیز حفظ کرده است. کاراکاس مرکز منطقه ای برای آمریکای مرکزی، شمالی و غربی آمریکای لاتین

است.

اسرائیل مدت زمانی در آسیای شرقی فعالیت می نمود. آنها آموزش اطلاعاتی را در اختیار دولت

جمهوری چین (ملی) قرار می دادند و "روابط وابسته ای" با آنان داشتند. اسرائیل روابطی نیز با ژاپن،

تایلند، اندونزی و سرویسهای کره جنوبی، به خصوص در مسایل تروریستی دارد. بزرگترین مرکز

منطقه ای موساد در آسیای شرقی در سنگاپور می باشد. رئیس پایگاه موساد در سرتاسر این منطقه، مکرراً

سفر کرده و با سرویسهای کشورهای مجاور معاملات و قراردادهایی می بندد. اندونزی به عنوان یک

ص: 622

کشور مسلمان، روابط دیپلماتیک رسمی با اسرائیل ندارد. بنابراین، روابط دوجانبه موساد اندونزی،

خیلی محافظه کارانه می باشد.

نمایندگان موساد در سنگاپور، مورد تأیید و تصویب سرویس اندونزی می باشند. همچنین افسران

موساد در جاکارتا، نیز تحت پوششهای تجاری فعالیت می کنند. دلیل اولیه "روابط وابسته" با اندونزی،

کسب کمک در تلاشهای ضد تروریستی می باشد. از سوی دیگر، بدین طریق، اسرائیل نه تنها در عملیات

ضدتروریستی درگیر می شود، بلکه فرصتی نیز برای جمع آوری اطلاعات و درگیری در فعالیتهای سیاسی

یک کشور مسلمان نیز می یابد.


ج (C) شین بث سرویس امنیت داخلی و ضدجاسوسی

ج (C) شین بث سرویس امنیت داخلی و ضدجاسوسی

1 وظایف

1 وظایف:

شین بث در اسرائیل، مسئولیت امنیت داخلی و ضد جاسوسی را به عهده دارد و اساساً فعالیتهای آن

محدود به داخل اسرائیل می باشد. مسئولیتهای اولیه و عمده شین بث شامل: جمع آوری اطلاعات از

تشکیلات اطلاعاتی بیگانه دوست و دشمن است و با فعالیتهای آنان حفاظت امنیتی مقامات و تأسیسات

اسرائیل در خارج از کشور و تعقیب و تحقیق درباره همه گونه اشکال براندازی (نظیر انهدام، خرابکاری و

تروریسم) است که توسط نیروهای داخلی و یا خارجی، چه در داخل و یا خارج اسرائیل به وقوع

می پیوندد. شین بث همه اخبار به دست آمده را ارزیابی کرده، سپس با مطالب دیگر جاری و آشکار موجود

از منابع اسرائیلی و خارجی، ترکیب و طبقه بندی می کند و گزارشات نهایی ارزیابی شده را در اختیار

آژانسهای دولتی ذیربط، برای اجرا قرار می دهد. شین بث برای مقابله با دو مخالف اصلی خود یعنی

سرویسهای امنیت و اطلاعات اعراب و کشورهای شوروی و اروپای شرقی عمل می کند.

شین بث زمانی در عملیات مثبت اطلاعاتی و امور مهاجرت، در کشورهای بالکان به خصوص

رومانی، بلغارستان، یوگسلاوی و لهستان به نحو موفقیت آمیزی دخالت داشته است، ولی دیگر بدان ادامه

نمی دهد. شین بث مقام مسئول در مسایل امنیت فیزیکی و امنیت کارکنان می باشد. در ضمن مسئول

حفاظت و امنیت شخصی رئیس جمهور، نخست وزیر و وزیر دفاع است. شین بث قدرت دستگیری کسی

را ندارد و این تنها بر عهده بخش "وظایف ویژه" اداره بازرسی پلیس اسرائیل است، که یک نیروی ملی

است، و اداره مرکزی آن در اورشلیم واقع شده است. زمانی که دستگیری فردی لازم است، شین بث

گزارش مفصلی را درباره آن فرد، به علاوه درخواست حکم جلب، را به وزارت دادگستری تسلیم می کند.

اداره حقوقی، درخواست را به بخش "وظایف ویژه" می فرستد که حکم جلب را صادر و فرد خاطی را

دستگیر می کند. زمانی که اقدام فوری لازم و ضروری است، شین بث مستقیماً بخش "وظایف ویژه" را

باخبر می کند. این بخش قدرت دستگیری مظنون و زندانی نمودن موقت او را داشته و می تواند صدور

قبض ضمانت را به تعویق اندازد. گاهی افسر شین بث، به عنوان مشاور مخصوص در دادگاه کنار اعضای

دادستانی حضور می یابد.


2 سازماندهی

2 سازماندهی:

شین بث، هشت (8) اداره برای انجام وظایف و عملیات خود تشکیل داده است. (1) اداره امور اعراب؛

ص: 623

(2) اداره امور غیر عرب؛ (3) اداره امنیت حفاظتی؛ (4) اداره پشتیبانی عملیاتی؛ (5) اداره تکنولوژی؛ (6)

اداره مشاورت حقوقی و بازپرسی؛ (7) اداره هماهنگی و طرح ریزی؛ (8) امور اداری.

ادارات منطقه ای صحرایی شین بث: مناطق "غزه سینا" با اداره مرکزیش در اشگلون (Ashgelon)،

منطقه شمالی که اداره مرکزیش در حیفا است و منطقه کرانه غربی با اداره مرکزی خود در اورشلیم واقع

شده است. یک واحد در داخل اداره مرکزی ملی شین بث در تل آویو می باشد، که بعنوان چهارمین اداره

منطقه ای، انجام وظیفه می نماید. این دوایر منطقه ای خود نیز به بخشهای متساوی دیگری تقسیم شده اند،

ولی از تشکیلات اصلی مادر کوچکتر می باشند. (شکل 6)

دایره "امور اعراب"، مسئول نظارت بر فعالیتهای اعراب در زمینه های ضدجاسوسی، عملیات ضد

تروریستی، کنترل براندازیهای سیاسی، تحقیقات، حفظ و نگهداری اندکس (لیست اسامی و موضوعات)

ضد اطلاعاتی درباره اعراب است. واحدها و اجزایی که این گونه فعالیت ها را به عهده دارند، از قسمتهای

تدافعی و تهاجمی تشکیل شده اند. این اداره از طریق دفاتر صحرایی که توسط افسران منطقه ای کنترل

می شود، عمل می نماید. این گونه افسران گزارشات خود را به فرماندهان منطقه ای می دهند، ولی اتکاء آنها

بر دایره "امور اعراب" برای راهنمایی و پشتیبانی است، که شامل کمک در مسایل ضد جاسوسی، ضد

خرابکاری، و تأمین مراقبت مخفی و پشتیبانی تحقیقاتی، ضبط و بایگانی است. وظایف نهائی اداره

مرکزی (مقر فرماندهی کل) تعیین دکترین، نظارت و سیستماتیک نمودن فعالیتها می باشد.

دایره "امور غیر عرب"، نفوذ به داخل احزاب سیاسی افراطی نظیر حزب کمونیست اسرائیل (MAKI)،

کمونیستهای جدید چپگرا (RAKAH) که گروه عظیمی از منشعبین بوده و حامی اعراب می باشند، چپ

جدید اسرائیل (SIAH)، ضد صهیونیستها و سازمانهای راست افراطی را به عهده دارد.

این اداره همچنین تقلبات، بازار سیاه، قاچاق پول و اجناس به داخل و خارج از کشور و نقض قوانین

کنترل اقتصادی را تحقیق و تعقیب و رسیدگی می کند. شین بث مسئول ضبط خطوط تلفنی، قطع یا ضبط

صحبتهای دیپلماتیک تلفنی، و تلفنهای داخل کشور می باشد.

دایره "امور غیر عرب" مسئول "روابط وابسته" با بیگانگان و انجام همه تماسهای مکاتباتی شین بث با

دیگر سرویسهای اطلاعاتی و امنیتی بیگانه می باشد. بازپرسی از مهاجران یهودی که از شوروی و

کشورهای اروپای شرقی آمده اند، نیز توسط این دایره تقبل شده است.

اداره "امنیت حفاظتی" مسئول حفاظت از ساختمانهای دولتی و سفارتخانه های اسرائیل، تأسیسات

ال عال و زیم (ZIM) و کشتیهای تجاری تأسیسات علمی و صنایع نظامی و حفاظت از رهبران کشور

می باشد. در ضمن این اداره از همه مجتمعهای صنعتی مهم و حیاتی، مخصوصاً صنایعی که دارای ارزش

عینی و یا بالقوه نظامی است، حفاظت می کند. در جلوگیری از درز و افشای اسرار صنعتی نظیر اختراعات،

مراحل عمل، آمار و غیره دخالت دارد. همچنین روابط و تماس وابسته با کلیه افسران امنیتی که در داخل

دولت اسرائیل فعالیت می کنند، نیز دارد. اگرچه افراد گارد و افسران امنیتی، حقوق خود را از مؤسساتی، که

در آن فعالیت دارند، دریافت می کنند: ولی استخدام آموزش و کنترل آنان در مسئولیت شین بث است. اداره

امنیت حفاظتی کنترل امنیت ارتباطات داخلی و اطلاعات سری را نیز در اختیار دارد. برای مثال، یک

واحد کوچک در داخل این اداره تمامی مسایلی که در رابطه با جاسوسی است، با دفتر سانسور نامه و

تلگراف رتق و فتق می کند.

ص: 624

اداره "امنیت حفاظتی" فعالیتهای امنیتی شین بث را در خارج از کشور نظیر حفاظت از پرسنل، دفاتر

حمل و نقل، بخشهای دیپلماتیک، تجهیزات و وسایل را اداره می کند. اگرچه موساد، مسئول عملیات

یکجانبه و مسایل "روابط وابسته" اطلاعاتی است و سرویس اطلاعاتی نظامی، کنترل سیستم آتاشه نظامی

و "روابط وابسته" نظامی را در اختیار دارد. شین بث نیز امنیت حفاظتی و "روابط وابسته" با

سرویسهای امنیتی محلی کشورهای بیگانه را در حفاظت از اموال و پرسنل اسرائیلی را به اجرا درمی آورد.

برای مثال، یک دفتر منطقه ای "امنیت حفاظتی" در پاریس وجود دارد که وظیفه و توجه عمده آن به امنیت

از ال عال و زیم (ZIM) معطوف می باشد.

اداره "پشتیبانی عملیاتی" مسئول پشتیبانی و یاری ادارات عملیاتی با تأمین مراقبت مخفی،

مشاهدات، امنیت فرودگاهها، سانسور، تجهیزات استراق سمع، وظایف ویژه و پشتیبانی در خنثی سازی

امواج صوتی و ایجاد پارازیت می باشد. این اداره دارای واحدهای تاکتیکی است، که عملیات ضد

اطلاعاتی، حفاظت مقامات عالیرتبه کشوری، و ضبط تلفنی را یاری می رساند. این اداره، با به کارگیری

یک دستگاه گیرنده فوق العاده پیشرفته، که به وسیله یک دستگاه کنترل با صفحات کلیدی که در دفاتر

شین بث نصب شده است، سرویس را پشتیبانی می کند. این دستگاه شین بث را از ضبط تلفی از طریق

جعبه های محلی انشعابات تلفنی، و حتی از طریق مراکز تلفن که تحت نظارت وزارت خدمات مخابراتی و

تلفنی می باشد بی نیاز می کند. و نیز از امکان بهره برداری سوء کارمندان چپگرای "خدمات تلفنی" بدین

نحو جلوگیری می کند.

اداره "تکنولوژی" پشتیبانی خود را در اختیار ادارات عملیاتی، در زمینه های زیر قرار می دهد:

الکترونیک، مکانیک و شیمیایی: این اداره پشتیبانی تکنیکی خود را در حوزه های عملیاتی نظیر

تأمین مراقبت مخفی صوت و تصویری، ارتباطاتی، عکسبرداری، دخول سری، ضبط تلفنی، سانسور نامه،

و وسایل امنیتی و غیره، در اختیار ادارات عملیاتی می گذارد.

اداره "مشاورت حقوقی و بازپرسی" مسئولیت همه بازپرسیهای ضد اطلاعاتی و امنیتی، که به بخش

"وظایف ویژه" پلیس واگذار نمی شود را برای ادارات عملیاتی شین بث انجام می دهد. این اداره

بهره برداری ویژه ای از دستگاه دروغ سنج می نماید. همچنین بر موثق بودن منابع موساد رسیدگی نموده و

جعل کنندگان و یا عمال دوجانبه مظنون را مورد، نظارت و رسیدگی خود قرار می دهد. پرسنل بخشهای

این اداره، به مناطق مختلف کشور سفر کرده، و آزمایش دروغ سنجی و بازپرسی را انجام می دهند. در

ضمن در تهیه پرونده های محاکمه افراد و دیگر مسایل حقوقی مورد نیاز، ادارات عملیاتی شین بث را یاری

می کند.

اداره "هماهنگی و طرح ریزی" مسئول هماهنگی متدولوژی ضد اطلاعاتی و امنیتی، کارآموزی،

ارزیابی و تقویت امنیتی و بایگانی و ثبت مرکزی است. این اداره پرونده های "کارت و مشخصات" افراد

غیر عرب را نگهداری می کند. علاوه بر مراحل عادی صدور کارت مشخصات، بایگانی و ثبتی نیز درباره

تمام افرادی که در پلیس کشور پرونده ای دارند، می باشد. بدین طریق همه دفاتر دولتی به سرعت می توانند

از طریق شین بث، پرونده پلیس کارمندان کنونی و یا آینده را رسیدگی و مشاهده کنند. همه گونه نتایج

حاصله از مراحل "ردیابی" از قبیل رسیدگی به صحت اسامی تا تحقیق و بازجویی از همسایگان، به این

اداره کانالیزه شده است. این بایگانی از یک کامپیوتر نظامی استفاده می کند. بایگانی اسامی و مشخصات

ص: 625

اعراب هنوز به سبب مشکلاتی که در اسامی عربی وجود دارد، به کامپیوتر مجهز نشده است.

"امور اداری" مسایل و وظایف عادی نظیر اداره پرسنلی، مالی، تدارکات و حمل و نقل، ارتباطات و

امنیت را به عهده دارد.

تشکیلات تعیین خط مشی در داخل شین بث "مدیریت سرویس" نامیده می شود. این مجتمع یک بار

در ماه تشکیل می شود و اعضاء آن مشتمل از مدیران ادارات (از جمله مدیران منطقه ای) است، که از یک

رتبه و درجه مساوی برخوردار می باشند.


3 عملیات اداری

3 عملیات اداری

رئیس شین بث، توسط نخست وزیر انتخاب می شود. نخست وزیر ممکن است برای انتخاب، با کسانی

مشورت کند و یا درخواست توصیه نماید، ولی به تصویب مجلس کنست و کابینه نیازی ندارد.

شین بث، مسئول حفاظت از همه پرسنل اطلاعاتی غیرنظامی و پرسنل امنیتی است. علاوه بر این،

شین بث پرسنل را براساس خصوصیات مشخصی که بر اصل وفاداری به کشور، تحصیلات قابلیت و

استعداد و توانایی استوار است، انتخاب می کند و در معرض پذیرش و تصویب سرویسهای غیرنظامی

کشور قرار می دهد، تا نهایتاً به استخدام آنان درآید. ارتش در قبال مراحل امنیتی، که مرتبط به پرسنل

نظامی است. نسبتاً خودمختار است، زیرا که واحدهای امنیت نظامی اکثر این مقدمات را شخصاً به عهده

دارد. به هر صورت، شین بث معیارها رویه ها و سیاستها را برای کنترل امنیتی ارتش وضع و تنظیم می کند.

از میان 500 افسر شین بث، حدود 100 نفر ابتدا انتخاب، سپس غربال شده و نهایتاً به عنوان افسر

امنیتی تعلیم و آموزش داده شده اند تا در تمام تشکیلات دولتی، به فعالیت بپردازند. این گونه افسران در

دفتر نخست وزیر، سرویسهای اطلاعاتی و امنیتی از جمله موساد، انستیتوهای علمی، تأسیسات ال عال و

مقرهای خدمات خارجی مستقر شده اند.

اکثر کارمندان کادر، که تعدادی از آنان نیز زنان اسرائیلی می باشند، از سوابق تحصیلی عالی و تجارب

گسترده ای برخوردارند. حدود 31 افسران شین بث در ابتدای شروع کار خود، به عنوان افسران امنیتی در

خارج از کشور عهده دار وظایفی گردیده، و تحت کنترل اداری و عملیاتی موساد قرار می گیرند. پس از

اتمام تکلیف خارجی و بازگشت به کشور، افسران شین بث به سرویس امنیتی داخلی بازگردانده می شوند.

از آنجا که افسران عالیرتبه موساد و شین بث تحت کارآموزی و آموزش مشابه ای در مدرسه "عملیات

عالی مشترک" قرار گرفته اند، متد عمل و سبک کار مشابهی دارند.

تبادل پرسنل، به مقدار زیادی در بین سرویسهای معمول است. شین بث ممکن است، یک سرگرد

ارتش را برای وظایف موقتی بپذیرد، یا آنکه یک افسر بازنشسته را بر اساس کار دائم به استخدام خود در

آورد. تمام کسانی که به استخدام شین بث در می آیند، در معرض تحقیقات کامل «سوابق امنیتی» و حداکثر

آزمایشات جسمی، امتحان دروغ سنجی و آزمایشات دقیق روانکاوی را باید با موفقیت بگذرانند.

رسیدگی امنیتی از متولدین اسرائیل، نسبتاً آسان است. زیرا که اسرائیلیهای جوان زندگی کاملاً تدوین

شده ای دارند، و به سختی از راحت طلبیهای زندگی برخوردار شده اند. پرونده های پلیس، کارنامه

مدرسه ای، معلمین و پروفسورهای دانشگاهی، کارنامه نظامی، جنبشهای دانشجویی، گرایشات سیاسی،

کارنامه رأی آنان، تاریخچه خانوادگی، تمایلات سیاسی، و دوستان آنان، با دقت از نزدیک مورد بررسی و

ص: 626

آزمایش قرار خواهد گرفت. اگر متقاضی متولد خارج از اسرائیل است، کارنامه مفصل مهاجرت او ممکن

است اطلاعات مناسبی را آشکار کند. که با «بازپرسی روبرو» می توان آن را دوباره بازرسی و چک نمود.

وفاداری به اسرائیل، ملاک اساسی می باشد. اگر متقاضی از جوانی، یک صهیونیست بوده باشد، او به

طبقه بندی ویژه تعلق دارد اگر او هرگز به احزاب چپ نظیر MAPAM، MAKI و RAKAH یا به حزب

دست راستی، نظیر هروت (HERUT) وابسته نبوده باشد، امکان استخدام وی نسبتاً بهبود می یابد. این امر

که یک یهودی گذشته اش، ناشناس باشد، نسبتاً غیر ممکن است، زیرا که او زمانی در اختیار مسئولین

کشور بوده است. در ضمن، چون در اسرائیل افراد کاملاً مطمئن، که دارای مجالس و محافل یهودی بوده و

یا می باشند، از هر کشور بیگانه ای، بسیار زیاد است. آنها می تواند مورد مشورت اطلاعاتی، درباره

متقاضیان قرار گیرند.

رئیس شین بث، یک افسر رتبه اول، از یک سرویس غیر نظامی، می باشد و دارای حقوق و مزایای

پذیرایی است. تفاوت نسبتاً ناچیزی بین رتبه ها وجود دارد، که به واسطه مزایای نسبتاً خوبی نظیر، منازل

مسکونی، وسایل حمل و نقل و مسافرت، مخصوصاً در رتبه های بلند پایه جبران شده است.


4 روشهای عملیاتی

4 روشهای عملیاتی:

عملیات شین بث، در داخل اسرائیل، می تواند به 4 دسته ذیل تقسیم شود:

(1) عملیات بر علیه بیگانگان به طور عموم. (2) بر علیه اعراب. (3) بر علیه کمونیستها. (4) بر علیه

اسرائیلی ها. به نظر می رسد که در عملیاتها، تفاوت ناچیزی در به کارگیری تکنیکها وجود داشته باشد.

ولی دارای تفاوت بیشتری در شدت و دامنه آن می باشد، زیرا که اکثر آن بر علیه اعراب، جهت داده شده

است.

فعالیتها و عقاید دیپلماتها، چه در داخل و چه در خارج از تأسیسات دیپلماتیک موجود در اسرائیل، از

مهمترین مسایل مورد توجه شین بث می باشد. دولت اسرائیل ترجیح می دهد که حضور دیپلماتها را به

عنوان جستجو، کنجکاوی و جمع آوری اطلاعات تلقی کرده، تا آنکه برای ارتقاء روابط صمیمی، به

اسرائیل آمده باشند.

درجه ظن و شدت عملیات بر علیه دیپلماتها، توسط روابط غالب بین کشورها و اهداف بلند مدت

دیپلماتیک آنها تعیین می شود. عملیات شین بث، با پلیس و اطلاعات نظامی، بسیار خوب تنظیم و

هماهنگ شده است. پلیس اسرائیل بسیار نزدیک با شین بث، در حفاظت از تأسیسات داخلی نظیر

سفارتخانه ها و کنسولگریها فعالیت می کند و در تأمین مراقبتهای مخفی دیپلماتها، روزنامه نگاران و

خبرنگاران خارجی، و توریستهای مورد توجه شین بث، با آن همکاری می کند. افسران پلیس مراقبت 24

ساعته، در مقابل همه سفارتخانه ها، کنسولگریها، نمایندگیها و مکانهای هیئتهای مسکونی و محلهای

ورود و خروج پرسنل خارجی، بخصوص افسران دیپلماتیک را که بعد از ساعات عادی اداری، یا در

تعطیلات، در محل کار خود حضور می یابند، را ضبط می کنند. در ضمن آنها شماره نمره اتومبیلی که

افسران با آن حضور یافته و یا خارج می شوند، را یادداشت می کنند. نمره های دیپلماتیک، در رنگ با

اتومبیلهای خصوصی تفاوت دارد، و دارای اعداد پیشوندی است، که کشور به خصوصی را نشان می دهد.

امنیت مناطق مرزی و سرزمینهای اشغالی، اساساً در مسئولیت سرویس اطلاعات نظامی، گارد مرزی

ص: 627

و شین بث است. با استفاده از خبردهندگانی که احتمالاً از اعراب محلی یا یهودیان فلسطینی است، و بسیار

شبیه اعراب می باشند، شین بث توانسته است، در عناصر مخرب غرب از جمله هسته های کمونیستی و

گروههای ناسیونالیست عرب نفوذ کند. این خبردهندگان، حین بازگشت به کشورهای مجاور، عوامل

جاسوس محلی عرب را نیز با خود همراه کرده، و با هماهنگی با اطلاعات نظامی آنها را به عمال دوجانبه

تبدیل می کنند.

غیر از اعراب، شین بث نظر خود را، اساساً به عناصر مخرب چپ، معطوف ساخته است. احزاب

RAKAH و MAKI که وفاداری خود را به شوروی اعلام نموده، و آن را جزء وظایف خود می دانند، از

احزاب قانونی شناخته شده اند و در مجلس کنست نمایندگانی دارند. شین بث به نحو کاملی، در هسته های

تشکیلاتی کمونیستها نفوذ کرده و از طریق خبردهندگانشان، فعالیتهای آنان را دنبال می کنند، و عملیات

تکنیکی و تأمین مراقبت مخفی را بر علیه آنان اجرا می نمایند. عمال شین بث در بسیاری از جلسات

«جبهه بین الملل کمونیست» شرکت کرده اند.

از آنجا که همه خارجیان، بدون توجه به ملیت یا مذهب که شامل یهودیان نیز می شود، به عنوان

خطرات بالقوه، برای کشور اسرائیل به حساب آورده می شوند، سبب آن شده است که شین بث تعداد زیادی

از خبردهندگان خود را از میان مردم محلی اسرائیل، که به جهت کار و یا فعالیت در تماس با خارجیان

می باشند، استخدام می کند. برای مثال کارمندان مشروب فروشی، منشیهای هتل، تلفنچی، سکرتر،

رانندگان تاکسی، مستخدمین، فروشندگان خواروبار فروشی، و شیرینی جات، فاحشه ها، شوفرها و

گارسونها، در یک طبقه بندی ویژه این گونه کارها می باشند. همچنین در این طبقه بندی اعضاء

اتحادیه های تجاری، دانشمندان و کسانی که در زمینه های علمی می باشند، نیز قرار دارند.

در اسرائیل قانونی وجود دارد که به پلیس و سرویسهای امنیتی اختیار می دهد که هر تبعه اسرائیلی را،

که در تماس با خارجیان است، دستگیر و بدون اجازه رسمی یا بدون دلیل موجه و آشکاری نظیر

«استخدام» و یا «انجام معاملات» برای بازجویی حبس نمایند.

چون همه دیپلماتها، در معرض تأمین مراقبتهای مخفی می باشند، شین بث به راحتی از تماس آنها با

اتباع اسرائیلی آگاه می شود. زمانی که طرح و نقشه ای وجود داشته، و شین بث تحریک و ظنین شود، برای

افزایش و کسب اطلاعات بیشتر، از وسایلی برای ضبط تلفن و تلگراف و استفاده از دیگر روشهای

تکنیکی می کوشد. احضار اتباع اسرائیل و تلاش در جهت همکاریهای آنان، توسط اعضای شین بث امری

غیرعادی نمی باشد. در صورتی که فرد مزبور، از این کار خودداری کند، متمم قانون جنایی (امنیت کشور)،

برای او تذکر داده می شود و نتایج شوم آن را به او اخطار می کند. این امر معمولاً شخص را وادار به قبول

می نماید. مقامات امنیتی اسرائیل به دنبال آثار و علائمی از روابط نامشروع افراد می باشند، تا بتوانند آن را

به عنوان مستمسکی برای جلب و پذیرش همکاری آنان به کار برند. برای مثال، شین بث تلاش می کند که

بتوسط یک کارمند دفتری که روابطی با یک دختر اهل اورشلیم داشت، به دفتر سرکنسول ایالات متحده،

در اورشلیم نفوذ کند. آنها کوشیدند که با صحنه سازی، و حیله سقط جنین دروغین، این کارمند را در یک

تلاش ناموفق به استخدام خود درآورند. آنها قبل از تلاش به اخاذی و تهدید به او کوشیدند، تا به توسط این

دختر اسرائیلی، از او اطلاعاتی را بیرون کشند.

دو هدف بسیار مهم دیگر، برای شین بث در اسرائیل، سفارت آمریکا در تل آویو و تشکیلات نظارت بر

ص: 628

آتش بس سازمان ملل متحد (پاسداران صلح) (UNTSO)، که دارای یک اداره مرکزی در اسرائیل است،

می باشد. دو یا سه کوشش ناتمام و عقیم، در استخدام گاردهای دریایی(MARINE) ، به وسیله پاداشهای

پولی انجام پذیرفته است. عملیات شین بث، در استخدام پرسنل (UNTSO)، روشهای تهدید، ترس و

اخاذی می باشد.

در سال 1954، یک میکروفن مخفی، که توسط اسرائیلیها، در دفتر سفیر آمریکا در تل آویو کار گذارده

شده بود، کشف شد. در 1956 یک ضبط تلفنی که متصل به دو تلفن محل مسکونی هیئت نظامی بود، پیدا

شد. در 1960، یک میکروفن، در پشت گچ دیوار، دفتری که اتاق افسران عملیاتی، کمیسیون مشترک

آتش بس، اسرائیل و اردن بود، کشف شد.

رئیس شین بث اخیراً در شهادت در مقابل کمیته قضائی مجلس کنست، اظهار کرد که شین بث مکرراً

دست به دخول غیرقانونی و ضبط تلفنی در اسرائیل زده است. برطبق گزارشات، آنچه مورد توجه اعضاء

کمیته بوده است، مسئله تهیه اطلاعاتی است که مرتبط به "امنیت ملی" نمی باشند. این گونه تذکر داده شده

است که این گونه فعالیتها، براساس هیچ قانونی نمی باشد و تنها با اجازه و اختیار رئیس شین بث بدان عمل

شده است.

اسرائیلیها خود را در اجرای ماهرانه تأمین مراقبتهای مخفی و دخول سری، بسیار خوب نشان

داده اند. زنان و مردان اغلب با هم در تیمهای تأمین مراقبت و تعقیب مخفی، به منظور تخفیف شک و ظن

قرار داده شده اند. اگر شخص مورد تعقیب، برای استفاده از تلفن، در کنار کیوسکی توقف کند، بلافاصله تیم

تأمین مراقبت شرایط را به مرکز کنترل اطلاع داده که آنها تیم "ضبط تلفنی" را باخبر کرده و تلاش به ضبط

آن نمایند. گفتار و یا اطلاعات مربوطه، بلافاصله به تیم تأمین مراقبت، در خیابان منتقل می شود. پرسنل

شین بث در دخول به منازل خصوصی مهارت داشته و در آنجا با مهارت به بازرسی اسباب و نامه های افراد

می پردازند. تجهیزات عکسبرداری قابل حمل مخصوصی برای این گونه مقاصد به کار رفته و ظهور آن در

لابراتوار شین بث به دست می آید.

تکنیسنهای شین بث، فرستنده های رادیویی را در کیفهای فونوگراف (دستگاه ضبط صدا)، در کفه

قلابی زیرین قوطی های قهوه کار می گذراند. همچنین در انتهای اجاقهای خوراک پزی دستی که می توان

بدون درآوردن وسایل ارتباطاتی (گیرنده فرستنده) از آن به عنوان اجاق استفاده نمود، نصب می کنند.


صورت مذاکرات

ص: 629

سند شماره (2)

صورت مذاکرات

طبقه بندی : محرمانه

شرکت کنندگان : آقای دیوید تورگمن دبیر دوم هیئت نمایندگی اسرائیل، توماس گرین کارمند سیاسی

مکان : باغ رستوران هتل پالاس تهران زمان: جمعه 2 آوریل 1965 ساعت 30/11 پیش از ظهر

آقای تورگمن اظهار کرد که عملیات اسرائیل در ایران بیشتر نهانی است. او گفت در حالی که دولت وی

مایل است روابطش را با ایران گسترش دهد، موقعیت حساس ایران را در شناسایی اسرائیل و نیز بسیاری

از دولتهای عرب، درنظر می گیرد و بنابراین زیاد بر روی تماسها و روابط پافشاری نمی کند.

او گفت که با توجه به موقعیت یهودیان ایرانی که به اسرائیل مهاجرت کرده اند، ایرانیها که در آنجا

تحصیل می کنند می توانند توسط ایرانیهای سابق به فارسی تعلیم داده شوند.

این به اسرائیل یک موقعیت حساس و نادر می دهد تا به تکنیسنهای کشاورزی، تعلیماتی برای

برنامه های کوچک و طرحهای صنعتی کوچک، بدهد. تورگمن می گوید دولت وی سعی خواهد کرد که

محتاطانه کمکهای اسرائیل را به ایران در سال آینده توسعه دهد.

نظریه: تورگمن خیلی صمیمی بود و به نظر می رسید که مایل است روابطش را با سفارت آمریکا بیشتر کند.

مکالمه ما بیش از یک ساعت طول کشید.


آقای سفیر عزیز

سند شماره (3)

سری

وزارت امور خارجه تاریخ: 13 فوریه 1969 24 بهمن 1347

اداری غیررسمی اجناب مستطاب سفیر آمریکا در تهران ایران: آرمین اچ. مایر

آقای سفیر عزیز :

در جلساتمان با شرکتهای نفتی و انگلیسیها، به هنگام مقایسه یادداشتهای مربوط به ملاقات شاه با

نمایندگان کنسرسیوم در تاریخ 31 ژانویه، از گفته قطعی شاه در مورد خط لوله اسرائیل اطلاع یافتیم. او

گفته است این خط برای ایران سود مالی دارد و ایران درنظر دارد بدون توجه به شکایات اعراب، استفاده از

آن را ادامه دهد.

او اضافه کرده است که مطمئن است اعراب قادر به شکست دادن اسرائیل نیستند و اسرائیل برای ایران

منزلت یک دوست را دارد. با بهترین سلامها

ارادتمند

تئودور ل. الیوت، جونیور


ملاقات با بن یوحنان از هیئت نمایندگی اسرائیل

ص: 630

سند شماره (4)

به : کاردار محرمانه

از : دوناد آر. توسانیت یادداشت تاریخ : 10 نوامبر 1970 برابر با 19 آبان 1349

موضوع : ملاقات شما با آقای بن یوحنان از هیئت نمایندگی اسرائیل در 12 نوامبر ساعت 11 صبح

آقای بن یوحنان کنسول هیئت نمایندگی اسرائیل در تهران شما را بنا به تقاضای خودش در 12 نوامبر

ساعت 11 صبح، ملاقات می کند. آقای بن یوحنان فقط در حدود 3 ماه در تهران بوده است و پرونده های

بیوگرافی ما در مورد او حاوی هیچ اطلاعاتی نیست. با توجه به حمایت ایران از رأی اصلی آفریقا

آسیایی مذاکرات مجمع عمومی سازمان ملل متحد، به عنوان یک نقطه شروع، شما ممکن است آن را برای

دریافت نظرات یوحنان به طور غیرمستقیم در مورد موقعیت جاری روابط ایران اسرائیل و به منظور

دریافتن اینکه آیا اسرائیلیها یک تغییر جزئی در گرایش ایران نسبت به اسرائیل را کشف کرده اند (همان

طور که ما کرده ایم) مفید بیابید. ما برای اطلاع شما یک نسخه از 148 A -مورخ 12 می 1970 خودمان را

ضمیمه می کنیم.

جالب خواهد بود که ارزیابی او را در مورد دلایل و مقاصد در پشت تجدید روابط ایران جمهوری متحده

عربی را به دست آورید و نظر او را به طور غیر مستقیم در مورد عراق جویا شوید. ما از طریق مطبوعات

مطلع شده ایم که چندین افسر بلندپایه ارتش عراق (احتمالاً طرفداران ژنرال هردان تکریتی که تبعید شد)

اخیراً اعدام شده اند. تا آنجا که ما می دانیم رادیو بغداد به این موضوع هنوز اشاره ننموده است. تمام

نشانه ها اشاره بر این دارد که یک کشمکش بر سر قدرت برای مدتها در عراق ادامه داشته است. آیا

اسرائیلیها هیچ اطلاعاتی در این مورد که در آنجا چه می گذرد، دارند؟

ما شنیده ایم که آمار مناطق کردنشین به تعویق افتاده است و دیگر اینکه اختلافات فیمابین بارزانی و

دولت در بغداد بالا گرفته است. آیا اسرائیلیها هیچ اطلاعی در مورد تحولات در کردستان عراق دارند؟

سرانجام، آیا اسرائیلها اطلاعاتی در مورد نیروهای عراقی در اردن دارند.



ملاقات آقای بن یوحنان از هیئت نمایندگی اسرائیل

ص: 631

سند شماره (5)

یادداشتمحرمانه

به : آقای توسانیت تاریخ: 12 نوامبر 1970 برابر با 21 آبان 1349

از : داگلاس هک

موضوع : ملاقات آقای بن یوحنان از هیئت نمایندگی اسرائیل

آقای بن یوحنان می گوید که او در حدود 2 سال و نیم در تهران بوده است. او پس از 8 سال از اسرائیل به

اینجا آمد و گفت خیلی راضی است که تغییری در مأموریت وی از داخل اسرائیل حاصل می گردد. او 5

سال در اسرائیل در جوار دفتر نخست وزیر به عنوان مشاور سیاسی و 2 سال گذشته را با همان مقام با وزیر

خارجه ابان گذراند. او گفت شغل دوم او را در مأموریتهای مختلف مشغول نمود و وقت کمی برای

خودش (در خانه) داشت. قبل از این مأموریت او در هیئت نمایندگی اسرائیل در هلسینکی خدمت نمود. او

خود را یک مأمور حرفه ای سرویس خارجی می بیند.

بن یوحنان آینده زیادی را برای موقعیت روابط ایران جمهوری متحده عربی نمی دید. او گفت که

روابط اقتصادی با اسرائیل در حال بهبود یافتن است که به یک تعداد فزاینده قرارداد برای ساختمان و غیره

در ایران رسیده است. از نظر سیاسی او گفت که روابط در طول 5 تا شش سال گذشته تغییری نکرده است.

در مورد سؤال نیروهای عراقی در اردن، او اطلاعاتی که اشاره به موفقیت شاه حسین در بیرون کردن

آنها داشته باشد، نداشت. در حقیقت شکست نیروهای عراقی در شرکت در کشمکش اخیر بین اردن و

فلسطینیها ممکن است، ترتیب خارج کردن آنها را از اردن را برای شاه حسین مشکلتر کند.

بن یوحنان گفت حدوداً 3000 یهودی در عراق باقی مانده اند. او در این مورد که امید زیادی به خروج

نزدیک آنها از عراق وجود دارد مشکوک بود. مسایل در عراق به شدت بی ثبات هستند و شایعاتی در

مورد اعدامهای جدید وجود دارد، ولی او اطلاعات قطعی نداشت.


وضعیت غیرعادی هیئت نمایندگی اسرائیل در تهران

ص: 632

سند شماره (6)

صورت مذاکراتمحرمانه

شرکت کنندگان : آقای آمون بن یوحنان وزیر اسرائیل در تهران، آندرو آی، کیلگور کنسول سیاسی

مکان : هیئت نمایندگی اسرائیل تهران

موضوع : وضعیت غیرعادی هیئت نمایندگی اسرائیل در تهران

آقای بن یوحنان اظهار داشت که هیئت نمایندگی اسرائیل در تهران در هر رابطه حقیقی (واقعی) از

طرف دولت ایران مثل هر سفارتخانه دیگری با آن محترمانه رفتار می شود. سفیر کبیر مئیر عزری (ازری)

به سهولت به شاه و دیگر مقامات بالای ایران دسترسی دارد. وقتی سفیر کبیر در مسافرت است آقای

بن یوحنان نیز قادر است که مقامات بالای ایرانی منجمله شاه را که او برای انجام امور بین ایران و اسرائیل

احتیاج دارد ببیند، ملاقات نماید. فقط در جنبه های تشریفاتی است که با هیئت نمایندگی اسرائیل به

صورت متفاوت از دیگر سفارتخانه های معمولی در تهران رفتار می شود. پرچمی از اسرائیل در هیئت

نمایندگی افراشته نیست و هیچ علامتی در جلوی ساختمان آن را به عنوان هیئت نمایندگی اسرائیل

مشخص نمی کند. سفیر کبیر عزری در تشریفاتی که آداب و رسوم دیگر سفرا را ملزم به شرکت می کند،

حضور پیدا نمی کند. به هر صورت بن یوحنان ارجحیتی در عدم اجبار به بازی کردن نقش تشریفاتی که

اغلب وقت زیادی از دیگر سفرا می گیرد، می بیند.

بن یوحنان گفت که سفارتخانه های کشورهای عرب در تهران کاملاً آگاهند که هیئت نمایندگی

اسرائیل در اینجا بجز برای موارد تشریفاتی در حقیقت مثل تمام سفارتخانه های دیگر می باشد. آنها کاملاً

این وضعیت غیرعادی امور را قبول داشته اند و هیچ نکوهشی در مورد آن به دولت ایران نکرده اند. وزیر

اسرائیلی ادامه داد که بنابراین موقعیت آنچنان است که تا زمانی که استحکام واقعی مهیا باشد و مادامی که

اعراب بتوانند استحکام روابط نزدیک ایران و اسرائیل را تحمل کنند و تا جایی که این جریان از نشانه های

سطحی، آشکار نباشد، اسرائیلیها متمایل به پیش رفتن با حقه های دیپلماسی تشریفاتی هستند. بن یوحنان

تشخیص می دهد که جهت اسلامی قوی خیلی از ایرانیان آنها را متمایل می کند که با همکیشان مسلمانشان

در مشاجرات اسرائیل اعراب همدردی کنند و آن را برای ایران سودمند می سازد، که سیاستهای حقیقی

خود را به وسیله وانمود کردن اینکه اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد، بپوشاند.


شاه یک رهبر بااستعداد است

شاه یک رهبر بااستعداد است

در زمینه ظهور سریع ایران به عنوان یک کشور جلودار در این قسمت از دنیا، وزیر اسرائیل به سفر

جاری شاه به اتحاد شوروی اشاره کرد. با نگرشی به حرکتهای داخلی و بین المللی شاه در 10 سال گذشته،

بن یوحنان پادشاه ایران را یک مرد فوق العاده زیرک برای رهبری یافته بود. وقتی من از وزیر سؤال نمودم

که آیا او فکر نمی کند که جاه طلبیهای شاه برای ایران از احتمالات واقع بینانه کشور فراتر رفته است، او

پاسخ داد این طور فکر نمی کند. وقتی شاه گفت که ایران خودش را در طول یک یا دو دهه در هر جنبه ای به

حد بریتانیای کبیر بالا خواهد برد چه کسی می توانست بگوید که او اشتباه می کند. البته شاه مجبور است که

سرمایه سنگینی در زمینه آموزش و پرورش به منظور داشتن مردمی با سطح علمی و تکنیکی لازم برای

اداره جامعه ایکه او در نظر دارد، مصرف نماید. به هر حال از نظر افزایش سریع درآمد از نفت و دیگر منابع

هیچ دلیل قابل مشاهده ای برای اینکه چرا این کار نمی تواند انجام پذیرد، وجود ندارد.


یادداشت بیوگرافیکی

یادداشت بیوگرافیکی

بن یوحنان احتمالاً نزدیک به 50 سال دارد. او انگلیسی را خیلی خوب صحبت می کند و می گوید که

یک دیپلمات اسرائیلی حرفه ای است. وی چندین سال در دفتر نخست وزیر مرحوم اسرائیل لوی اشکول

کار کرد. پس از آن بیش از 2 سال برای آباابان نخست وزیر که نسبت به او خیلی علاقه مند است کار

کرد. او گمان می برد چنانچه ژنرال موشه دایان و پنیاس سفیر وزیر مالیه برای نخست وزیر شدن به

بن بست رسید آبان وزیر خارجه شانس نخست وزیری اسرائیل شدن را دارا می باشد. آشکار بود که او

امیدوار بود که وقایع به این طریق صورت پذیرد. بن یوحنان برای 2 سال در تهران بوده است و انتظار دارد

که حداقل یک سال بیشتر نیز اقامت داشته باشد و شاید هم 2 سال. او فوق العاده باهوش و در مورد امور

ایران با اطلاع به نظر رسید.

ص: 633

سند شماره (7)

سفارت آمریکا تل آویو تاریخ : 30 آوریل 1976 10/2/1355

محرمانه آقای هاوتورن میلز کنسول امور سیاسی سفارت آمریکا تهران

هاوک عزیز :

من درباره یک اسرائیلی که به مدت نامعلومی برای اقامت به تهران می آید و در اینجا در سفارت نسبت

به ما دوستانه و سودمند بوده است، مطلب می نویسم.

او ادیا دانون دستیار مخصوص کمیسیونر ملی پلیس برای امور مناطق اشغالی از سال 1968 به

اینطرف بوده است. در آن مقام، او یک رابط عادی قسمت سیاسی بوده است و در تهیه اطلاعات در رابطه با

سیاستها و فعالیتهای اسرائیل در ساحل غربی خیلی مورد استفاده بوده است. او یک یهودی زاده مصری

است.

او در آینده نزدیک برای یک مأموریت در رابطه با سازمان یهودیان به تهران می آید. او به ما گفته است

که رهبران اسرائیلی کمی راجع به جامعه یهودیان در ایران نگرانند، وی آن جامعه را برای ما ثروتمند، ولی

تا درجه زیادی در حال ایرانی شدن، توصیف کرد. جامعه به طور کلی حامی اسرائیل بوده است ولی نه به

حدی سودمند که مطلوب باشد. شغل دانون آنطوری که خود او آن را برای ما توصیف نمود با امور فرهنگی

و سنن یهودیان مرتبط است، ولی ما معتقدیم که قصد اولیه وی انجام هرآنچه که می تواند، برای مستحکم

کردن روابط بین جامعه یهودیان و اسرائیل، می باشد. برای اطلاع شما ما همچنین معتقدیم که وی ممکن

است قدری در فعالیتهای جاسوسی اسرائیل شرکت داشته باشد.

شماره این هفته مجله نیوزویک دارای یک مقاله راجع به راهپیمایی عید پسه در مناطق اشغالی ساحل

غربی به وسیله متعصبین گروه گوش امونیم می باشد؛ شما در آن یک نقل قول جالب از دانون پیدا خواهید

کرد.

با بهترین آرزوها، دوستدار شما

جان ای. کرومپ کنسول سیاسی



موضوعات سیاسی ایران

ص: 634

سند شماره (8)

صورت مذاکرات محرمانه

تاریخ سند : 6 مارس 1977 15 اسفند 55

شرکت کنندگان : یورام شانی، دبیر اول هیئت نمایندگی اسرائیل ایران، جان دی استمپل، سفارت

آمریکا، تهران زمان و مکان : محل اقامت شانی، 6 مارس 1977

موضوع : موضوعات سیاسی ایران

شانی من و همسرم را برای گفتگو درباره سفر آینده مان به اسرائیل برای شام دعوت کرده بود. در خلال

میهمانی موضوعات قابل توجه زیر مطرح شد.

1 طبق گفته منابع شانی، در حدود سه یا چهار ماه قبل ساواک در یک یورش به تروریستها خانه ای را

اشتباهی محاصره نمود. او نمی توانست دقیقاً زمان آن را مشخص کند. ولی ظاهراً قبل یا در طول

دستگیریهای نوامبر دسامبر 1976 بود. ساواک به طور نسبتاً بد و وحشیانه ای به طرف خانه آتش گشود

و همه ساکنان را کشت که از پس آن تروریستها از یک ساختمان در نزدیکی (احتمالاً خانه بغلی) ظاهر

شدند و در یک تیراندازی تمام عیار با نیروهای امنیتی که منجر به مرگ تمام تروریستها و دو یا سه مأمور

امنیتی شد، درگیر شدند. شانی گفت این واقعه تنها اشتباه بزرگ در شناسایی است که او از آن با اطلاع

می باشند و منجر به مرگ غیر ضروری "چندین" غیر نظامی شد.

2 فریبرز عطاپور، یک روزنامه نگار برجسته ایرانی، مرد بدذات مورد توجه هیئت نمایندگی اسرائیل

است. در حدود 18 ماه قبل شانی یکسری از نوشته های ضد اسرائیلی عطاپور را جمع آوری کرد و به

وزارت خارجه شکایت نمود. آنها قول دادند که جلوی عطاپور را بگیرند، و تا زمانی که شانی برای سه

ماهه گذشته تقاضایش را هر دو هفته یک بار تکرار نکرده بود این کار را انجام ندادند. در طی عمل شانی

فهمید که عطاپور مبلغ قابل ملاحظه ای پول از دولت سوریه دریافت کرده و در حقیقت به وسیله دوستانش

به عنوان یک مرد خیلی فرصت طلب نگریسته می شد. شانی گفت از میان تمام روزنامه نگارانی که او

ملاقات کرده است، فقط عطاپور به طور غیر معمولی خشن و گستاخ بوده است.

3 شانی گفت که او در طول دو سال و اندی که در ایران بوده است به مقدار زیادی مسافرت کرده ولی

همیشه در هتلها خود را به عنوان یک استرالیایی معرفی نموده که از آبروریزی برای دولت ایران اجتناب

ورزیده باشند. این به بحث روی روابط اساسی ایران و اسرائیل منجر شد. شانی گفت این روابط در بیشتر

سطوح خیلی آزاد و آشکار بوده است. در جواب به سئوال بدون مقدمه درباره روابطش با جامعه محلی

یهودیان، او گفت تلاشهای به خصوص انجام نپذیرفته. به هر حال، در بحثها درباره ایران آشکار بود که

تماسهایش در جامعه یهودی ایرانی عالی هستند. خود شانی 38 سال دارد و در حدود 12 تا 14 سال در

وزارت خارجه بوده است. او در اورشلیم خدمت کرده است و یک تور 4 ساله را در سیدنی گذرانده است.

فارسی او متوسط رو به خوب است و خودش را به عنوان مأمور سیاسی هیئت نمایندگی (اسرائیل) معرفی

می کند. او می گوید که اغلب تماسها با بخش هشتم سیاسی وزارت خارجه را او انجام می دهد.

رایا، زن او، یک مورخ هنری جذاب 30 ساله می باشد که برای گرفتن یک PHD در هنرهای اسلامی

در دانشگاه هیبرو کار می کند. آنها یکدیگر را در اورشلیم حدود 4 سال پیش کمی قبل از آمدن به ایران

ملاقات کردند. هردو آنها انگلیسی را عالی ولی با لهجه صحبت می کنند. آنها هیچ فرزندی ندارند.


تروریستها در ایران و (مطالب) متفرقه

ص: 635

سند شماره (9)

سری غیرقابل رؤیت برای بیگانگان صورت مذاکرات

شرکت کنندگان : جان دی. استمپل، مأمور سیاسی، سفارت آمریکا، یوارم شانی، دبیر اول اسرائیل

(سفارت)

موضوع : تروریستها در ایران و (مطالب) متفرقه

زمان و مکان : 8 می 1977 28/2/56، رستوران گرانادا تهران

من شانی را در مورد سفر ونس، وزیر خارجه، توجه نمودم و اشاره کردم که سفر خیلی خوب انجام

شده. شانی گفت که او شنیده است که نگرانیهایی در مورد اظهارنظر ونس، که به این اشاره می کند که ایران و

ایالات متحده در مورد همه چیز موافقت نداشته اند، وجود داشته است. من پیشنهاد کردم که نسخه ای از

مصاحبه مطبوعاتی، برای نشان دادن اینکه این نگرانی لزومی ندارد، برای او فراهم نمایم.

فعالیت منتسب تروریستی در سازمان مهاجرت یهودیان

شانی گفت گزارشات روزنامه در مورد تلاش دو تروریست برای وارد شدن به سازمان یهودیان به

وسیله تیراندازی فقط نیمی از حقیقت بوده اند. دونفر در این کار شرکت داشته اند و هر دو کشته شدند.

اگرچه یکی از آنها یک دوره محکومیت به زندان را، به خاطر جرائم منتسب بر علیه کشور، طی نموده، و

لیکن آنها هیچ ارتباطی با جنبشهای شناخته شده تروریستی نداشته اند. شانی گفت حتی روشن نبود که

این زوج قصد حمله به سازمان یهودیان را داشتند. پلیس آنها را در خیابان متوقف نمود، آنها به طرف

پلیس آتش گشودند و در تیراندازی که به دنبال آن صورت گرفت یک تروریست به داخل سازمان یهودیان

پناهنده شد، که در آنجا کشته شد. ایرانیها معتقدند که آن دو نفر مسلمانهای متعصب دست راستی بوده اند

که ممکن است سازمان یهودیان را برای عملیات آینده درنظر داشته اند.

یک نبرد تروریستی دوم؟

شانی گفت که دوستان او گزارش کرده اند که یک درگیری مسلحانه در 16 می در جایی در تهران وقتی

که پلیس گروهی را در دو خانه تیمی محاصره کرده بود، صورت گرفت. نبرد دو ساعت به طول انجامید به

طوری که گزارش شده نیروهای امنیتی 7 نفر را از دست دادند و چندین نفر از تروریستها کشته شدند، اما

اشاره کرد که دوست او گفت که تمام کسانی که در تیراندازی درگیر بودند، سرانجام مورد اصابت تیر قرار

گرفتند.

تعبیر محلی جدید از قتل (کارکنان) راک ول

شانی گفت که یک دوست نزدیک او، که گفته است که با یک عضو ثانوی گروه تروریستی که سه کارمند

راک ول را در اوت 1976، مضروب ساخت، صحبت کرد. داستان زیر را که به وسیله گروه تروریستی شایع

گردیده برای او نقل نمود: گروه تروریستی حقیقتاً به دنبال فقط یک نفر از افراد بوده است یک سرگرد

CIAکه حدود 14 ساعت قبل از قتل، ظاهراً با یک طرح کامل برای کنترل سری خطوط تلفنی تهران به

ایران وارد شده بود، دو نفر دیگری که کشته شدند به خاطر این بوده که هفت تیر کشیده اند، ولی هدف اصلی

ص: 637

عملیات سرگرد CIA بود. (نظریه: تمام کارمندانی که کشته شدند برای مدتی در ایران زندگی می کردند،

اگرچه یکی از آنها شب قبل تازه از مرخصی بازگشته بود، هیچ کدام اسلحه حمل نمی کردند. عیوب این

داستان اشاره بر یک تلاش تبلیغاتی آشکار دارد.)


انتخابات اسرائیل

انتخابات اسرائیل

در جواب پرسش من، شانی گفت وضعیت در اسرائیل کاملاً درهم ریخته است. پیروزی بگین همه را

در هیئت نمایندگی اسرائیل حیرت زده کرد و مردم تازه شروع به دسته بندی کردن مفاهیم اولین تغییر، در

دولت از زمان استقلال نموده اند.


ناصر عصار

ناصر عصار

شانی گفت: یک نفر نزدیک به عصار گفت که عصار از مرخص شدنش پس از مصاحبه مطبوعاتی

اخیرش، که به طوری که گزارش شده شاه را آزرده خاطر گردانید، خیلی خشمگین بود. طبق گفته دوست

وی، عصار، خلعتبری وزیر خارجه، و شاه مصاحبه مطبوعاتی را قبلاً مورد بحث قرار دادند و عصار

موافقت شاه را برای مطرح کردن تمام موضوعاتی که او بدانها اشاره کرد دریافت کرده بود. ظاهراً، عصار

برای تسکین آزردگیش به سمت سفیر ایران در پاریس منصوب خواهد شد.


سابقه اطلاعاتی در مورد هیئت بازرگانی اسرائیل تهران

ص: 638

سند شماره (10)

یادداشت شماره 117 (سیا) SRF سری

21 جون 1977 مصادف با 30/4/56

موضوع : سابقه اطلاعاتی در مورد هیئت بازرگانی اسرائیل تهران

مطالب زیرین پیگیری های ستاد SRF (سیا) در مورد اعضای هیئت بازرگانی اسرائیل می باشد:

1 اوریل لوبرانی، در 7 اکتبر 1926، متولد شد و از ژوئن 1973 تاکنون سفیر غیر رسمی در ایران بوده

است. درجه لیسانس علوم انسانی (افتخاری) از دانشگاه لندن دریافت کرده است. در نیروهای دفاعی

اسرائیل و هاگانا (مقاومت) از 1944 تا 1948 خدمت کرده است. در 1950 به وزارت خارجه وارد شد و

اول بار در قسمت خاورمیانه، و سپس به عنوان دبیر خصوصی شارت، وزیر امورخارجه، از 1951 تا

1953 خدمت نمود. از 1952 تا 56 به مأموریت در لندن گمارده شد. از 1957 تا 61 دستیار مشاور، و

سپس مشاور بن گورین (نخست وزیر) در امور اعراب بود. (در طول این دوره، گرایش غیر دوستانه اش

(ناموافقش در جهت اعراب حداقل دوبار انتقاد مطبوعات اسرائیل را درپی داشت.) وقتی که بن گورین در

1963 استعفا نمود، به عنوان سفیر در برمه منصوب شد، ولی هرگز پستش را در دست نگرفت. به عنوان

دبیر سیا و رئیس دفتر خصوصی اشکول، نخست وزیر، باقی ماند. از 1965 تا 68 سفیر اسرائیل در اوگاندا،

رواندا، و بروندی بود که در طول آن زمان برنامه کمک اسرائیل را، که مشاورانی در ارتش نیروی هوایی و

پلیس اوگاندا قرار داد، اجرا نمود؛ این روابط او را به یکی از مطلع ترین اشخاص در اوگاندا تبدیل نمود و

سفارت ایالات متحده او را دوستی با ارزش و همیاری کننده یافت. از 1968 تا 71 سفیر اسرائیل در

اتیوپی بود. از 1971 تا 73 در هیئت مدیریت صنایع کور (KOOR) به عنوان رئیس پروژه ها و تشکیلات

اقتصادی مشترک در خارج بود، این هیئت سیاست اساسی صنایع کور، بزرگترین شرکت صنعتی اسرائیل

را تعیین می کند. با سارا نی لوی ازدواج کرد و دارای 4 فرزند است. گفته می شود که یک کارمند لایق

دولت، ولی یک شخص نسبتاً بی مزه (کودن و بی محتوا) می باشد.

2 آریه لوین، که قبلاً لوا لوین نامیده می شد، در حدود سال 1927 در ایران متولد شد، و گمان می رود

که مأمور اطلاعاتی باشد. ظاهراً افسر سابق نیروهای دفاعی اسرائیل (سرهنگ دوم) که به وزارت خارجه

عاریه داده شده است. از 1963 تا 65 دبیر اول در آدیس آبابا بود. از 1966 تا تاریخی نامشخص کاردار

در کیگالی و رواندا بود. از 1965 تاکنون افسر رابط ارشد خارجی بوده است (یک آریه لوین، احتمالاً

مشابه،

از 1968 تا 1969 رئیس سانسور ارتش، و رئیس اطلاعات نیروهای دفاعی اسرائیل بود.) از سال

1969 تا 1970 کنسول، در پاریس بود. به عنوان متخصص در مورد ایران، جایی که بزرگ شده است

توصیف شده. در مدارس میسیون پروتستان ایالات متحده تحصیل کرده است. به روسی (زمینه یهودی

روسی دارد)، فرانسه، انگلیسی، عبری، و عربی سلیس صحبت می کند. به طوری که گزارش شده در

ایالات متحده مسافرت و زندگی کرده است. (تاریخی در دست نیست). خیلی آشکار طرفدار ایالات

متحده است. زمانی که در رواندا بود، موضوع مورد علاقه روسها بود.

3 یورام شانی، در حدود سال 1939 متولد شده است، از 1973 دبیر اول (اسرائیل) در تهران بوده

است. از حدود 1965 در وزارت خارجه بوده است. در اورشلیم (که تاریخ آن نامعلوم است) و به عنوان

ص: 639

معاون کنسول در سیدنی، و استرالیا برای چهار سال خدمت کرده است (در حدود سال 1969).

4 الیزر یوتوات (یا یوتواث) در کنسولگری اسرائیل در نیویورک به عنوان مسئول آرشیو و پیکهای

دیپلماتیک از 1960 تا 1961 خدمت نمود. بین 1968 تا 1972 دبیر دوم (سفارت اسرائیل) در رم بود. در

1970 یک کلنل یوتوات (Milatt) وابسته نظامی در توکیو، به طوری که گزارش شده به تایوان سفر نمود تا

خریدهای جنگ افزار اسرائیل را مورد گفتگو قرار دهد.

5 آبراهام لونز، اکارمی لونز (یا لونتز) در فوریه 1931 در تبریاس، اسرائیل، متولد شد و از 1975

تاکنون در تهران Milat (وابسته نظامی) بوده است. قبل از این مأموریت، رئیس اطلاعات نیروی دریایی،

نیروهای دفاع اسرائیل (از 1971 به بعد) بوده است. به عنوان یک افسر خیلی لایق و باهوش توصیف شده

است و ظاهراً هیچ آموزش اطلاعاتی رسمی نداشته است. در الکترونیک و فرماندهی دریایی با تجربه

است. به عنوان فرمانده قایق مأمور تعقیب زیردریایی (در 1964) و به عنوان قائم مقام فرمانده پایگاه

دریایی حیفا (در 1971) خدمت کرده است. آموزش افسری را در مدرسه نیروهای دریایی فرانسه، در

برست فرانسه، از 1950 تا 1953 دیده است و مدرسه هدایت و دریانوردی نیروی دریایی سلطنتی را

ساوث ویک، انگلیس، را در 1962 دیده است. به انگلیسی و فرانسه خوب، و احتمالاً کمی عربی، صحبت

می کند. همسرش آدا، در سال 1932 در حیفا متولد شد، و قبلاً (قبل از 1963) در نیروی دفاعی اسرائیل

نرس بوده است. برادر زنش (شوهر خواهرش) سروان امانوئل کلمپرر، قائم مقام کمیسیونر کشتیرانی در

سال 1969 بود. لونز و قائم مقامش، موشه موسی لوی، هردو شخصاً و به طور حرفه ای از نظر دفتر وابسته

دفاعی در تل آویو در سال 1975 به عنوان افسران اطلاعاتی برجسته شناخته شده بودند.

6 (سرهنگ دوم) موشه موسی لوی قبل از مأموریتش در تهران 1974 افسر رابط خارجی در ستاد

نیروهای دفاعی اسرائیل بود. در اوت 1966 یک سرگرد لوی (احتمالاً قابل تشخیص) به طوری که

گزارش شده، با استاد ایرانی در مدرسه اطلاعاتی تازه تأسیس همکاری می کرد؛ ظاهراً کمک نمود که

برنامه های آموزشی را مرتب کنند و مواد درسی را سازماندهی نمایند. این شخص، که در ایران به عنوان

کمکی کار می کرد، بعداً فرمانده "سازمان جمع آوری (اطلاعات) سری مستقیم" در مرز اسرائیل اردن

بود.

سرهنگ دوم لوی، یک کارشناس چند زبانه (به عربی، فرانسه، انگلیسی، عبری صحبت می کند و

فارسی را دارد یاد می گیرد) به طوری که گزارش شده در ابتدا وقتی که مقام جاریش را به دست گرفت، به

خاطر کمبود کار ناراضی بود. به هر حال، او خیلی زود برای خودش وظایفی به وجود آورد. منجمله

اطلاعاتی در مورد آرایش جنگی ایران و بهتر کردن افسران ایرانی، همسرش سکرتر سفیر و همچنین چند

زبانه است. هر دو به عنوان اشخاص با شخصیت (جذاب) و ماهر در به وجود آوردن ارتباط میان محفلهای

نظامی خارجی، منجمله پرسنل نظامی ایالات متحده توصیف شده اند.

ص: 640

سند شماره (11)

سری تهران 19 فوریه 1978 20 بهمن 1357

آقای وزیر عزیز:

پیوست گزارش خلاصه ای از نتایج سفر اخیر وزیر خارجه دایان به واشنگتن است، که من از رسانیدن

آن به نظر شاهنشاه به توسط شما و در اولین فرصت قدردانی می کنم. من تهران را به قصد واشنگتن در صبح

روز 20 فوریه برای شرکت در جلسه کمیسیون مشترک ایران و ایالات متحده ترک خواهم نمود. اگر شما

یا اعلیحضرت سؤالی درباره پیوست داشته باشید، و یا هر نظریه ای که می خواهید به واشنگتن رسانیده

شود، معاون من، جک میکلوس، که در غیاب من متصدی خواهد بود، در جریان می باشد و البته در اختیار

شما خواهد بود. ما از اعلیحضرت برای ادامه تبادل نظر راجع به این موضوع قدردانی می کنیم و منتظر

شنیدن نتایج ملاقات اعلیحضرت با میهمان مهم این هفته می باشیم.

با احترامات فائقه و درودهای گرم شخصی

ارادتمند، ویلیام اچ. سولیوان سفیر کبیر


جناب امیر عباس هویدا وزیر دربار تهران

جناب امیر عباس هویدا وزیر دربار تهران

سرّی

سفر کوتاه دایان به واشنگتن هیچ تحولی مهمی را در پی نداشت، او معتقد است که به تلاشها برای

موافقت بر یک بیانیه اصول مشترک با سادات باید ادامه داد، ولی به بحث راجع به محتوای اعلامیه در

زمانی که در اینجا بود علاقه مند نبود. او از ما برای از سرگیری جلسات کمیته سیاسی، بر این اساس که

عدم تقارنهای نامطلوبی در جلسات مستمر کمیته امنیتی در قاهره هنگامی که کمیته سیاسی به حالت

تعلیق درآمده بود، وجود داشت؛ تقاضای کمک نمود. ما تقبل کردیم که این را با مصریها مطرح کنیم ولی

اشاره کردیم که فکر نمی کنیم او تا بیانیه اصول مشترک مورد موافقت قرار نگرفته، جوابگو باشد. دایان

همچنین، نگرانی اسرائیل را از فروش هواپیما به عربستان سعودی ابزار نمود (مقدار خیلی کمی راجع به

فروش پیشنهادی به مصر گفته شد).

اسرائیلیها نسبت به اشاره ما به تخلیه تمام جبهه ها تحت قطعنامه 242 سازمان ملل اظهار ناخشنودی

کردند. وزیر (خارجه آمریکا) به دایان برای قبول اسرائیلیها در این باب فشار آورد که قطعنامه 242

مستلزم تخلیه از تمام جبهه ها می باشد، و تصور می شود که موافقتهایی در مورد تعدیلات مرزی، ترتیبات

امنیتی و رابطه سیاسی در ساحل غربی با اردن می تواند بدست آید. دایان از پاسخ مستقیم اجتناب ورزید و

فقط این را گفت که اسرائیلیها برنامه خودشان «برنامه بگین» را برای ساحل غربی دارند. از تبادل نظرهای

اخیر ما با اسرائیلیها، آشکار است که بگین هنوز آماده قبول اصول تخلیه از ساحل غربی نیست، که از نظر

تعهدات ایدئولوژیکی که به مدت طولانی به آنها معتقد بوده قابل فهم است؛ ولی اگر قرار است که راه حل

موفقیت آمیز برای مشکل و جنبه های آتی استقرار صلح باشد، از اهمیت قاطعی برخوردار است.

ما معتقدیم که این مشکلترین تصمیم برای اسرائیلیها در هفته های آینده است. ما مطمئن هستیم که

اعلیحضرت اهمیت این نکته به خصوص را تشخیص می دهند.

ص: 641

سند شماره (12)

از : وزارت خارجه واشنگتن، دی. سی. تاریخ : 10 می 1979 20/2/1358

طبقه بندی : سری

طرح خودمختاری که هفته پیش بگین به کمیته وزرا ارائه داد، ظاهراً بر اساس برنامه خود مختاری

اصلی بگین در دسامبر 1977 می باشد. طرح جاری فرمول کمپ دیوید را به حساب می آورد. مفسر

هاآرتز گفت که برنامه بگین دو اعلامیه یک جانبه را استنتاج می کند. اعلامیه اول اظهار می دارد که

اسرائیل نه اجازه می دهد که یک کشور فلسطینی در مناطق جودا، ساماریا و غزه تشکیل شود و نه آن را

تحمل خواهد کرد.

دومین اعلامیه اظهار می دارد که در پایان 5 سال خودمختاری، اسرائیل متقاضی تشخیص حق

حاکمیت غیر قابل شک خود بر مناطق یاد شده، خواهد بود.

گزارشات مطبوعات اشاره می کند که چندین ماده در برنامه بگین بحثی را در کمیته وزرا به وجود

آورد. حریف، یک ناظر مطلع و مفسر معاریو گزارش می کند که در جلسه 8 می کمیته وزرا از چندین وزیر

انتظار می رفت که موضوع اینکه طرحها باید اظهار دارند که سرچشمه اختیار شورای اداری از اسرائیل

ناشی می شود، را مورد بحث قرار می دهند.

اعلامیه های بگین مبنی بر اینکه اسرائیل هرگز یک کشور فلسطینی را قبول نخواهد کرد و روی

حاکمیت اسرائیل بر جودا، ساماریا و غزه پس از 5 سال خودمختاری تأکید می کند، آشکارا برای مطمئن

ساختن موافقین جنگ در داخل هروت و حزب ملی مذهبی طرحریزی شده است.

منابع دولتی می گویند که پیشنهاد بگین برای مذاکره با لبنانیها، حداد را برای به مخاطره انداختن

دهکده های جنوب لبنان به منظور آماده شدن برای یک حمله سراسری نظامی اسرائیل تشویق نمود.

مشکلات بگین همان طوری که به مذاکرات نزدیکتر می شود، هم سیاسی و هم روانی هستند. در مورد

جبهه سیاسی او مجبور است که بین تقاضاهای سیاستهای داخلی و سیاستهای مربوط به مذاکرات قدم

بردارد. از لحاظ روانی بگین باید خودش را متقاعد سازد که او به اصول خودش خیانت نمی کند.

در 8 می آسوشیتدپرس گزارش کرد که کابینه اسرائیل به برقراری دو محل اسکان جدید در ساحل

غربی رأی داد. یاوین معاون نخست وزیر و عده ای از وزرا با این حرکت مخالفت نمودند. رادیو اورشلیم

گزارش کرد که گروه صف در کنیسه (پارلمان) به خاطر آزاد کردن چریکهای فلسطینی به ازای یک سرباز

اسرائیلی در دو ماه قبل، رأی عدم اعتماد خواهد داد.

کمیته مقدماتی کنفرانس وزرای خارجه کشورهای اسلامی پیشنهاد می کند، که عضویت مصر از

سازمان کنفرانس اسلامی به تعلیق درآید. خبرگزاری خاور میانه مصر، اظهار می دارد که این تصمیم به

وسیله مانورهای مراکش برای ممانعت از حضور مصر در کنفرانس به عمل آمده است.

بنا به گزارش رویتر مراکش به طور رسمی به مصر اعلام نموده که به هواپیمایی که مقامات مصری را ح

عمل می کند، اجازه فرود نخواهد داد.

سفارت آمریکا در صنعا گزارش می کند که یک تیم 81 نفره تایوانی با 6 هواپیما از 16 هواپیمای 5 F

به یمن وارد شدند. این برنامه که با استفاده از هواپیماهای آمریکایی و خلبانان تایوانی که تماماً بوسیله

سعودی ها پرداخت می شود، یک شروع خجالت آور است. میگهای روسی از زمان ورود هواپیمای 5 F

ص: 642

پایتخت یمن روزانه پروازهایی بر فراز فرودگاه و محل پارکینگ هواپیماهای F - 5نموده اند.

فرانسیس یونسه وزیر خارجه فرانسه در یک سخنرانی در مجلس ملی گفت که موضع دولت فرانسه

نسبت به پیمان مصر و اسرائیل نه خصومت و نه مخالفت می باشد. در روابط بین اسرائیل و کشورهای عربی

مشکل فلسطینیها وجود دارد که اکثریت آنها در تبعید هستند و آرزوی یک کشور از خودشان را دارند و

بدون پیدا کردن یک راه حل درست برای این مشکل یک صلح بادوام وجود نخواهد داشت.

یک سرویس خبری غربی از مقامات فرانسوی نقل قول می کند که عراق به زودی یک قرار 5/1

میلیارد دلاری با فرانسه برای خرید 100 هواپیمای F - 1میراژ و دیگر سلاحهای پیچیده امضاء خواهد

نمود.

ص: 643

سند شماره (13)

از : وزارت خارجه واشنگتن دی. سی.

طبقه بندی : محرمانهتاریخ : 18 ژوئیه 1979 27/4/1358

دو فدراسیون بزرگ مزارع اشتراکی اسرائیل که هر دو به فرقه هایی از حزب کارگر وابسته هستند،

اعلام کرده اند که در آینده نزدیک در یکدیگر ادغام خواهند شد. یک تحلیل سیا بر این اشاره دارد که ادغام

به جنبش کوچک مزارع اشتراکی اجازه مشارکت در تصمیم گیریهای حزب کارگر را می دهد. ایگال آلون

وزیر اسبق خارجه ممکن است از اتحادیه مزارع اشتراکی به عنوان پایگاهی برای مقابله با رئیس حزب

کارگر شیمون پرز استفاده کند. دو جنبش اشتراکی یعنی ایهود و موحد از سال 1951 به خاطر اختلافات

ایدئولوژیکی در آن زمان از یکدیگر جدا بوده اند. ولی یک نسل جدید از رهبران که در مشاجره اصلی

شرکت نداشته اند ادغام را برای هر دو جنبش قابل قبول اعلام کرده اند. اگرچه جنبش مزارع اشتراکی

شامل کمتر از 3 درصد جمعیت اسرائیل می شود ولی منابع مالی، سازمانی و انسانی آن می تواند به طور

جدی در انتخابات ملی اهمیت داشته باشد. وظیفه اولیه فدراسیون جدید، بازسازی ایدئولوژی

سوسیالیستی حزب کارگر می باشد. اغلب اعضای مزارع اشتراکی (کیبوتز) این باور خود را پنهان

نمی سازند که حزب کارگر در انتخابات سال 1977 به این خاطر شکست خورد که ایدئولوژی

سوسیالیستی خود را بی اهمیت کرد و چهره یک ماشین سیاسی فاسد و کم بها را بدست آورد.

رهبران کیبوتز (مزارع اشتراکی) همچنین خواهان پایان بخشیدن به چیزی که آنها سیاستهای

گمراه کننده لیکود (حزب لیکود) می نامد، می باشند. چندین نفر از رهبران کیبوتز در مراسم گشایش

فدراسیون بر علیه سیاست اسکان دولت بگین صحبت کردند. رهبران کیبوتز قطعنامه ای را برای

ضمیمه سازی جولان تصویب نمودند.

فدراسیون جدید کیبوتز ممکن است نقشی اساسی در کشمکش بر سر رهبری حزب کارگر بازی کند.

آلون و رابین شروع به تجهیز حمایت به منظور مقابله با شیمون پرز برای کنترل حزب نموده اند. نسل

جوانتر رهبران کیبوتز منجمله حریف که به نظر می رسد پیروان زیادی داشته باشد روشن ساخته اند که

می خواهند نقش سیاست با روشهای قدیمی را کاهش دهند و مشتاق حمایت از برنامه های آلون 61 ساله

نیستند. نفوذ سیاسی اتحادیه کیبوتز احتمالاً با اتحاد بیشتر بین رهبری آن و یک شاخه که بوسیله رئیس

هیئت مدیره بانکها پولیم لوینسون رهبری می شود بالا برده خواهد شد. لوینسون و حریف، متحدین دیرینه

سیاسی هستند.

در یک مقاله در اورشلیم پست در 17 ژوئیه راجع به بحث در مورد فعالیتهای سرکنسولگری آمریکا

در اورشلیم چنین نوشته شد که هر اقدام اسرائیل بر علیه مقامات کنسولگری آمریکا نتیجه معکوس بر

اقدامات هیئت های نمایندگی اسرائیل در خارج خواهند داشت. مقاله می گوید که مقامات کنسولی آمریکا

از دخالت در فعالیتهای سیاسی در ساحل غربی منع شده اند ولیکن منابع سیاسی خلاف این را می گویند.

یک وکیل اسرائیلی که 2 مورد دعوای فلسطینیها در زمینه مصادره زمین در دادگاه اقامه می کند به

سرکنسولگری آمریکا در اورشلیم گفت که این دعواها بر اساس حقوق بشر بین المللی مطرح گردیده

است. رادیو اورشلیم در 17 ژوئیه گزارش کرد که دو مورد استقرار نظامی سال قبل به غیرنظامی تبدیل

شده، ولی تغییر در وضعیت استقرار بر حسب دستورات یک مقام بالا اعلام نشده بود.

ص: 644

رادیوی نیروهای دفاعی اسرائیل گزارشی در مورد نظرات بگین در مورد صحبتهایش با سادات پخش

کرد. بگین گفت هر دو موافقت نمودند که تانکرهای اسرائیلی روز بعد از استرداد مناطق نفتی آلما به مصر با

نفت مناطق آلما پر شوند. بگین گفت او و سادات موافقت نمودند که در مورد اسکانها مخالف باشند. در

مورد خودمختاری او گفت که اسرائیل به همکاری کامل مردم ساحل غربی و غزه برای مطمئن ساختن آنها

از خودمختاری کامل نیاز دارد، ولی این (همکاری) آنها را ملزم به شرکت در انتخابات نمی کند. بگین گفت

او و سادات در شورای اروپا شرکت نخواهند کرد، ولی وزرای خارجه خود را به شورا خواهند فرستاد.

وزیر کشور کویت در 17 ژوئیه گفت دولت او از برنامه انرژی پرزیدنت کارتر استقبال می کند و برای

همکاری سازند، بین ملل مصرف کننده و تولیدکننده نفت در امور انرژی اظهار امیدواری می کند.

ص: 645

سند شماره (14)

از: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی تاریخ سند: 3 اوت 1979 12 مرداد 1358

شماره سند: 1959

طبقه بندی: سری

1 پیش بینی برای سقوط دولت بگین: جدا از یک تغییر در دولت که از مرگ، ناتوانی، یا استعفای بگین

نخست وزیر ناشی می شود، امکان دارد که دولت به طور ناگهانی سقوط کند. این مورد که دولت رأی اعتماد

را در کنیسه از دست بدهد، یا اگر در مقام پیش بینی چنان شکستی استعفا دهد، اتفاق خواهد افتاد. در

آتمسفر فعلی سیاسی و روانی، چنین سقوطی احتمالاً به وسیله یک انتخابات جدید دنبال خواهد شد، تا با

اصلاح کردن ائتلاف با استقرار یک کابینه کارگری.

2 سه موضوع وجود دارد که می تواند سقوط دولت را به دنبال داشته باشد: مذهب، اقتصاد و

سیاست خارجی.

3 بحثهای مذهبی شدیداً در اسرائیل التهاب پذیر هستند. نه فقط ائتلاف برای بقاء وابسته به آراء

احزاب مذهبی می باشد (حزب مذهبی ملی و آگودت اسرائیل)، بلکه اجزا دنیاپرست جنگ طلبی در

ائتلاف وجود دارند که با معتقدین دوستانه نیستند (حزب لیبرال و جنبش دموکراتیک، خصوصاً در لحن

بسیار دنیاپرستانه هستند)، به علاوه، عوامل ماوراء مذهبی (معتقد) که فقط در حرکت اسرائیل به طرف

یک حالت مذهبی تر علاقه مند هستند، فشار مداومی روی احزاب مذهبی اعمال می کنند. در نتیجه، یک

عکس العمل، که با فشار عمومی از تاتوری کارتا ماوراء مذهبی شروع می شود و با خارج شدن احزاب

مذهبی از ائتلاف به نقطه اوج می رسد، می تواند به سرعت اتفاق بیافتد.

4 مسایل اقتصادی نیز می تواند یک نقطه اشتغال سیاسی فراهم بیاورد. عدم رضایت عمومی از

سیاستهای اقتصادی دولت بگین در داخل کنیسه و حتی در میان ائتلاف منعکس شده است. مخالفین

بی شمار دولت فعلی می توانند از رأی در مورد یک مسئله اقتصادی به عنوان بهانه ای برای رأی دادن

برعلیه کابینه استفاده کنند، یا آنها می توانند در یک لحظه بحرانی امتناع ورزند و یا غیبت نمایند.

5 سرانجام، امتیازاتی در مورد مسایل حساس مرتبط با خودمختاری چیز بی ارزشی است که

می تواند پشت دولت را بشکند. امتناع یا غیبت چندین عضو کنیسه از لیکود و حزب ملی مذهبی در یک

رأی گیری نزدیک می تواند پایان را برای کابینه هجی کند.

6 (طبقه بندی نشده) عکس العمل در مقابل مصاحبه رئیس جمهور با نیویورک تایمز: یادین معاون

نخست وزیر اسرائیل گفت هر تلاشی برای تغییر رأی 242 سازمان ملل برای پیشدستی کردن مخالفت

سازمان آزادیبخش فلسطین یک مانع خطرناک برای پیشبرد مذاکرات در جهت صلح خواهد بود. یادین

گفت مقایسه مشکل فلسطینیها با جنبش حقوق مدنی ایالات متحده "مایه تاسف" است.

الف: تامیر وزیر دادگستری گفت "موضوع نفت" ایالات متحده را به کوشش و تسریع مذاکرات

برانگیخته است. او گفت یک توافق "عام ملی" اسرائیلی در مقابل تلاش برای گذشتن از وراء خودمختاری

اداری برای فلسطینی ها مقاومت خواهد نمود.

ب: یک مقاله یدیوت آهارونات گفت سیاست ایالات متحده در زمینه مذاکرات با سازمان آزادیبخش

فلسطین یک "نگرانی بزرگ" برای اسرائیل می باشد. روزنامه در شگفت است که آیا از اسرائیل تقاضا شده

ص: 646

که "یک کشور سازمان آزادیبخش فلسطین" را به رسمیت بشناسد.

ج: معاریو گفت نظرات رئیس جمهور یک اساس ایدئولوژیک، برای فشار به اسرائیل در مذاکرات

خودمختاری به وجود می آورد.

7 عکس العمل مطبوعات ساحل غربی مختلط بود، یک روزنامه میانه رو به وسیله سخنان رئیس

جمهور ترغیب شده بود و دو روزنامه دیگر مصاحبه را رد می کردند.

8 (محرمانه) برگ مذاکرات خودمختاری: برگ، وزیر کشور اسرائیل، از چیزی که او در گزارش به

کمیته وزراء در مورد مذاکرات خودمختاری، به عنوان نقش ایالات متحده در آخرین دور مذاکرات

خودمختاری مشخص می نمود؛ انتقاد کرد. او "مداخله" ناروای ایالات متحده در گفتگوها را محکوم کرد و

از پیشنهادهای "یک طرفه ای" که به طوری که گفته شده ایالات متحده ارائه داده، اظهار شگفتی نمود.

"برگ گفت ما اکنون به یک منطقه مین گذاری شده وارد می شویم". او نظر خودش را که ایالات متحده

فقط زمانی می تواند پیشنهاد ارائه دهد که مذاکرات با بن بست مواجه شود، تصریح نمود. سفارت آمریکا

در تل آویو گزارش می کند که مطبوعات اسرائیل، به تعبیر برگ از مذاکرات اعتراض نمی کنند. سفارت در

تل آویو همچنین اظهار نظر می کند که با رسیدن مذاکرات خودمختاری به اصل موضوع، انتقادات از جانب

اسرائیل احتمالاً غیرقابل اجتناب خواهد بود، مگر اینکه ایالات متحده تصمیم به باقی ماندن در یک

حالت انفعالی بگیرد.

9 (طبقه بندی نشده) اسرائیل نظرخواهی: هاآرتز گزارش می کند که محبوبیت بگین همان طور

پایین باقی می ماند. در یک نظرخواهی در ژوئیه، فقط 43 درصد از جواب دهندگان نسبت به

نخست وزیری بگین اظهار رضایت کردند، که در مقابل 60 درصد در سال قبل 6/40 درصد در ماه قبل

قرار می گیرد.

10 سازمان آزادیبخش فلسطین سیاستهای داخلی: رویتر گزارش می کند که جبهه خلق برای

آزادی فلسطین تحت رهبری جرج حبش مجدداً مکانی در کمیته اجرای 15 نفره سازمان آزادیبخش

فلسطین پس از یک غیبت تقریباً 5 ساله به دست می آورد. جایگزینی عضو سابق کمیته، مرحوم زهیر

محسن، به طوری که گفته شده فرصتی برای تجدید بنای کمیته فراهم می آورد. رویتر بعداً گزارش می کند

که دو فرقه افراطی فلسطینی که به وسیله عراق حمایت می شوند، (جبهه مجاهدت خلق و جبهه

آزادیبخش فلسطین) نیز ممکن است مکانهایی در شورا به دست آورند. ما اشاره می کنیم که گروه حبش

قرار بود که دوباره به کمیته سابق در فوریه امسال و در جریان شورای ملی فلسطین، ملحق شود. ولی گروه

به خاطر منازعه در کمیته قبلی بین فرقه های واپس گرا و الفتح، بر سر دو سازمان افراطی که قبلاً اشاره شد،

به کمیته ملحق نشد. ما هیچ گونه تأییدی از اینکه توافقی صورت گرفته باشد که به جبهه خلق برای آزادی

فلسطین اجازه داده باشد که جایش را در کمیته قبلی به دست آورد، نداریم.

11 (طبقه بندی نشده) مصر مذاکرات سه جانبه:سازمان خبرگزاری خاورمیانه مصر گزارش می کند

که اطلاع پیدا کرده است که مصر تصمیم نهائی در مورد موضوع شرکت در ملاقات سه جانبه ای که از طرف

ایالات متحده درخواست شده را پس از بازگشت خلیل نخست وزیر و وزیر کشور پطروس غالی از

اسرائیل، آغاز خواهد نمود.

12 (محرمانه) عراق محاکمه توطئه گران: دادگاه ویژه که توطئه گران را در عراق محاکمه می کند

ص: 647

دومین جلسه خود را در دوم اوت برگزار کرد. هنوز هیچ نتیجه ای اعلام نشده است. قسمت حفاظت منافع

آمریکا در بغداد گزارش می کند، که شهر به حالت عادی بازگشته است. ایده مداخله سوریه در توطئه ادامه

پیدا می کند. دو بعثی برجسته سوری، که هر دو از نظر رهبران سوریه مرتد شناخته می شوند، در یک مراسم

در دوم اوت که در مورد آن خیلی تبلیغ شده بود، شرکت کردند. این یک تودهنی عراقیها به دمشق

می باشد؛ اگرچه هیچ مدرکی وجود ندارد که عراق تاکنون مستقیماً حافظ اسد را برای وقایع عراق سرزنش

کرده باشد.

13 (طبقه بندی نشده) ضربه کماندوهای اسرائیلی: رادیو اورشلیم اعلام کرده است که در شب دوم و

سوم اوت یک نیروی حمله نیروهای دفاعی اسرائیل به پایگاههای تروریستها در جنوب فتح الاند حمله

نمود. نیروی اسرائیلی هیچ تلفاتی را متحمل نشد، و برطبق گفته سخنگوی نیروهای دفاعی اسرائیل، 7

تروریست کشته شدند.


خلاصه اطلاعاتی (جاسوسی) 929 اول نوامبر 79

ص: 648

سند شماره (15)

از : وزارت خارجه واشنگتن دی. سی.تاریخ: اول نوامبر 197910/9/1358

طبقه بندی : سری

موضوع : خلاصه اطلاعاتی (جاسوسی) 929 اول نوامبر 79

تجدید سازمان کابینه دولت اسرائیل در 29 اکتبر که بگین را به عنوان سرپرست وزارت خارجه تعیین

نمود، بایستی که پایگاه ائتلاف را در کنیسه مستحکم تر نماید. به نظر ما بگین قادر نخواهد بود که وزارت

خارجه را علاوه بر نخست وزیری اداره نماید. دو جنبه مهم ترمیم کابینه قصور در انتصاب یک وزیر

خارجه عادی و پذیرفتن هوارتیز در کابینه بودند.

عدم توانایی بگین در پیدا نمودن یک جانشین شایسته برای دایان گواه شدت اختلافات داخلی ائتلاف

و همچنین عدم توانایی فزاینده بگین برای به کار گرفتن یک رهبری قوی می باشد. بگین به یادین و برگ

برای به دست گرفتن پست وزارت خارجه مراجعه نمود. به طوری که گزارش شده یادین تقاضا کرد

چنانچه او وزیر خارجه گردد مذاکرات خودمختاری را انجام دهد و همچنین کاتز وزیر کار که عضوی

از جنبش دموکراتیک او می باشد پست خود را حفظ نماید. بگین این تقاضاها را نمی توانست بپذیرد. آنها

(تقاضاها) به جنبش دموکراتیک اجازه می دهد که مقامات اساسی کابینه را علیرغم این حقیقت که جنبش

فقط 7 عضو در کنیسه دارد، برای خود حفظ نماید. علاوه بر این مذاکرات خودمختاری برای حزب ملی

مذهبی که به طور مکرر راجع به بیش از حد بودن اعضای جنبش در کابینه اعتراض داشته است، خیلی

مهم است و حزب از نقش اساسی خود در مذاکرات چشم پوشی نخواهد نمود.

برگ بیش از همه در چشم پوشی از وزارت کشور بی میل بود. علاوه براین برگ درحال حاضر یک

نقش اساسی مهم را که متعلق به وزیر خارجه در هدایت مذاکرات خودمختاری می باشد داراست. وزارت

خارجه به عنوان یک مؤسسه، هرگز یک نقش مسلط در تشکیل سیاست خارجی اسرائیل ایفا ننموده

است. اهمیت ترمیم کابینه تا جایی که مربوط به وزارت خارجه می شود در عزیمت دایان، که نفوذ زیادی

روی بگین و در نتیجه روی سیاست خارجی اسرائیل داشته است، می باشد. پذیرش هوارتیز در کابینه یک

علامت در مورد روش آتی سیاست خارجی می باشد. هوارتیز در مخالفت با امتیازاتی که موافقت

کمپ دیوید را دربرداشت استعفا نمود. اگر دولت بگین بحران فعلی کابینه را سپری نماید، شانسی وجود

دارد که بگین، بن میر عضو کنیسه را به عنوان قائم مقام وزیر خارجه معرفی نماید.

یک نظرخواهی عمومی که به وسیله هاآرتز منتشر شد، نشان می دهد که اگر انتخاباتی اکنون برگزار

شود حزب کارگر 5/38 درصد از آراء و لیکود 5/16 درصد و حزب جدید ماوراء راست ته ایار 3 درصد

از آراء را دریافت خواهند نمود. دیگر نتایج به این شرح هستند: 84 درصد به طور کلی از نقش

دولت بگین ناراضی هستند.

فقط 8/30 درصد از نقش بگین به عنوان نخست وزیر راضی هستند. 50 درصد آماده هستند که

امتیازات ارضی در مقابل صلح بدهند، گرچه 82 درصد مخالف تقسیم اورشلیم با هر دولت دیگری

هستند.

برطبق رادیو اورشلیم رئیس سازمان اسکان یهودیان در 31 اکتبر اعلام نمود که اسرائیل امسال 3

اسکان جدید در بلندیهای جولان برقرار خواهد نمود.

ص: 649

رویتر گزارش می کند که ویتنام به ازاء وام 70 میلیون دلاری عراق 75 خلبان به عراق خواهد فرستاد.

سفارت آمریکا از صنعا یمن گزارش می کند که تغییرات اخیر در ارتش نشان دهنده این است که پرزیدنت

صالح ممکن است در حال تشکیل دادن یک ارتش جدید برای نگهداشتن خودش در قدرت باشد.

نشانه هایی هست که از مبالغ مهم تجهیزات آمریکایی که در شش ماهه گذشته به یمن منتقل شده در تسلیح

این ارتش استفاده شده است. رویتر به نقل از رئیس سرویس مخفی آلمان گزارش می کند که او اظهار داشته

دولت آلمان نمی تواند از همکاری بیشتر با اطلاعات اسرائیل (سازمان) جلوگیری کند. رویتر همچنین

گزارش می کند که سفرای سوریه، عراق و کویت از وزارت خارجه آلمان تقاضا کردند که راجع به بازجویی

چریکهای زندانی فلسطینی به وسیله مأموران مخفی اسرائیلی گفتگو کنند.



DIA اطلاعات دفاعی اسرائیل تانک جدید

ص: 650

سند شماره (16)

تاریخ سند: 1 نوامبر 1979 10 آبان 1358

طبقه بندی: محرمانه شماره سند: 1437

موضوع: DIA اطلاعات دفاعی اسرائیل تانک جدید

1 در 29 اکتبر نیروی دفاعی اسرائیل (IDF) به طور رسمی تانک مرکاوا را قبول کرد. این پس از

حداقل 6 سال کار برای تهیه یک تانک اصلی جنگی مناسب برای تاکتیکها و دکترینهای اسرائیلی به دست

آمده. اولین گروه 12تایی از تانکهای مرکاوا در بلندیهای جولان برای تیپ هفتم نظامی قسمت سی و ششم

فرستاده شده.

2 در جشنی برای این موضوع سرلشکر، اسرائیل تال طراح و مدیر برنامه تانکهای اسرائیلی به

افسران گفت که مرکاوا تانک خیلی خوبی است.

3 نکات قدرت این تانک عبارتند از: (1) یک توپ اصلی (2) حفاظ خوب برای سرنشینان (3)

مهمات مخصوص (4) خروج و ورود راحت از در عقب (5) پرسنل پیاده نظام را می تواند حمل کند (6)

راندن راحت (7) موتور جلو بودن.

این تانک از نقطه نظرات زیر محدود شده: قدرت موتورش از تانکهای استاندارد کمتر است و (طرح)

نیمرخ نسبتاً بلندی دارد.

تانکهای جدید به اندازه 10تا در ماه تولید می شود و تا 4 الی 5 سال آینده تل آویو دارای 435 مرکاوا

خواهد بود. این مدل جدید قدرت نیروی دفاعی اسرائیل را تا سال 1980 زیاد خواهد کرد.


تانک اسرائیلی 1980 به بعد

تانک اسرائیلی 1980 به بعد

نفرات سرنشین: 4

وزن: 56 MT (بدون بار)

سرعت: 50 کیلومتر در ساعت

محدوده عملیات: 500 کیلومتر تقریباً

موتور: دیزل 900 قوه اسب

کنترل آتش: محدوده یاب لیزر و کامپیوتر بالستیکی

مهمات: توپ 105 میلیمتری

2 عدد مسلسل 62/7 میلیمتری

حفاظ: حفاظ فضادار، هم HOLL هم TURRET

سازنده: HOBRLE، MAJOR آمریکا J31-5



اسرائیل گزارش بیوگرافیک اسحاق رابین نخست وزیر

ص: 651

سند شماره (17)

محرمانه

تاریخ: ژوئن 1974 خرداد 1353

اسرائیل گزارش بیوگرافیک اسحاق رابین نخست وزیر

در 22 آوریل 1974 حزب کارگر اسرائیل اسحاق رابین را نامزد نمود تا به عنوان نخست وزیر بر

گلدامایر پیشی بگیرد. او مسئول تشکیل دولت شد تا جایگزین دولتی شود که ماه قبل وی به عنوان وزیر

کار به آن پیوسته بود. رابین، ناتوان در رسیدن به موافقت با حزب ملی مذهبی، یک شریک ائتلافی سابق،

کابینه ای متشکل از اعضای صف کارگر (ILP و MAPAM حزب کارگران متحد)، حزب مستقل لیبرال و

جنبش حقوق شهروندان (CRM) تشکیل داد. ائتلاف جدید 61 رأی از 120 رأی کنیسه (پارلمان) را به

دولت که آن را در سوم ژوئن تأیید کرد می دهد. مطمئناً رابین بیشتر از خیلی از اعضای ILPخودش با

قراردادن CRMدست چپی در ائتلاف مخالف است و این کار تعدادی از همکاران منجمله نخست وزیر

قبلی گلدامایر را رنجانیده است.

به خاطر اینکه او رئیس ستاد ارتش در جنگ 1967 اعراب و اسرائیل بود، رابین یک شخصیت

محبوب عامه است، ولی قدرت سیاسی او از روابطش با اعضای اصلی نخبگان حاکم ناشی می شود تا از

هر نوع پایگاه قدرت سازمانی، تأیید پینچاز ساپیر وزیر پرقدرت سابق مالیه در انتخاب شدن او اساسی

بود. پس از بازگشت از یک مأموریت 5 ساله به عنوان سفیر اسرائیل در ایالات متحده در اوائل 1973،

رابین روی مبارزه انتخاباتی صف کارگر در 1973 کار کرد. او در ابتدا به نمایندگی در کنیسه در 31

دسامبر 1973 به عنوان عضوی از MAPAI (حزب کارگران اسرائیل)، بزرگترین شاخه ILP انتخاب شد.

به خاطر اینکه او در دولت قبل از اکتبر شرکت نداشت، رابین نمی توانست به خاطر شکستهای دولت در

انجام جنگ اکتبر 1973 در هیچ مسئولیتی شریک شود.

کمیته مرکزی ILP در انتخاب رابین به عنوان رهبرش خواست که تحت تاثیر این اتهامات که رابین در

شب جنگ 1967 در یک حالت اضطراب حاد غش کرد، نباشد. این ادعاها که در یک یادداشت رسمی

بود به وسیله معاون سابق رئیس ستاد او، سرلشکر عزر وایزمن درست قبل از رأی کمیته مرکزی فاش شد

و یک عکس العمل منفی قوی در مدافعین رابین منجمله رهبران بلوک محافظه کار مخالف لیکود (اتحاد) به

وجود آورد. برای چندین سال این سبب از پا درآمدن رابین (غش کردن) در آگاهی عمومی بوده است.

رابین به سادگی قبول می کند که او از وایزمن درخواست کرد که برای 24 ساعت مسئولیت را به عهده

بگیرد، ولی اظهار می دارد که فقط به این خاطر بود که او خسته بود و احتیاج به استراحت داشت.

رابین همچنین متهم شده بود که مبالغی برای حضور پیدا کردن (در مراسم) زمانی که او در ایالات

متحده سفیر کبیر بوده، قبول کرده است. رابین اظهار داشته که این کار کلاً قانونی بوده و او به این خاطر

سخنرانی می کرد که سیاست اسرائیل را تشریح کند و یا به منظور جمع آوری اعانه و بدون دریافت مبلغی

این کار را انجام می داده است.



پسران نسل....

پسران نسل....

رابین نمایانگر یک انقطاع مشخص با نسل گذشته رهبران اسرائیلی می باشد و تغییرات زیادی را که

ص: 652

جامعه مصرانه خواستار آن بوده عینیت می بخشد. او اولین نخست وزیر سابرا (متولد اسرائیل) می باشد و

در 52 سالگی جوانترین است. خود جریان انتخابات مثل جزء جزء شدن سیاست در ILPطوفانی شد

(برای اولین بار ماشین حزب نتیجه را از پیش تعیین نکرد). رابین و مخالفش از RSFI و بعد وزیر اطلاعات

شیمون پرز بر یک اساس شخصی و بدون رجوع به وابستگی فرقه ای شان به ILP، فعالیت نمودند، و

رأی گیری به صورت مخفی بود. رابین در قبول نامزدی گفت، "پسران نسل سر راهی رشد کرده اند و با آنها،

مهاجرینی که از زمان استقلال ملی آمدند .... نسلی که به دنبال استمرار است ولی یگانگی خود را دارا

می باشد."ژنرال مرتب و منظم سابق همچنین قبول کرد که او شخصاً دو سخنرانی آماده کرده بود.


شاهین نظامی فاخته سیاسی

شاهین نظامی فاخته سیاسی

امنیت اسرائیل برای رابین از سند واقعی صلح مهمتر است چون که او به امنیت به عنوان کلیدی برای به

دست آوردن تشخیص رسمیت بدون شرط از جانب اعراب، نظر دارد. به نظر او اسرائیل برای به رسمیت

شناخته شدن به عنوان یک کشور مستقل جنگ می کرده است نه برای قلمرو. نخست وزیر جدید به عنوان

یک شاهین نظامی و یک فاخته سیاسی توصیف شده است (متعهد جستجو برای یک صلح گفتگو شده و

لیکن آماده برای استفاده از زور برای محافظت از امنیت اسرائیل می باشد.) او معتقد است که مذاکرات با

کشورهای عربی زمان می برد و فکر می کند که اسرائیل باید در یک حالت همیشه آماده برای هر نوع

اضطرار نظامی باقی بماند. او واقع بین و کمتر از رهبران قبلی اسرائیل اصولی می باشد. رابین احساس

می کند که دولت باید برای صلح مجالی بدهد و قابلیت انعطاف نشان دهد. رابین توجه کمی به سودمندی

سازمانهای بین المللی در مذاکرات صلح دارد. در ژوئیه 1971 او سازمان ملل را محل عوام فریبی خواند و

آن را متهم نمود که برای 15 سال یک نقش منفی درباره اسرائیل بازی کرده است. پیش از جنگ اکتبر

1973 اعراب و اسرائیل رابین معتقد بود که اسرائیل می تواند بیشتر قلمروهای اشغالی را بازپس دهد و

فقط شرم الشیخ و قسمتهای استراتژیک بلندیهای جولان و ساحل غربی را حفظ کند. از زمان جنگ او به

طور رسمی از جداسازی بلندیهای جولان و سینا به سه منطقه (یکی تحت حاکمیت اسرائیل، یکی با

حضور نظامیان اسرائیل و یکی به صورت غیرنظامی در آمده ولی تحت کنترل اعراب) طرفداری می کرد.

رابین از بازگشت مناطق عرب نشین ساحل غربی به اردن و تجدید اسکان و تجدید استقرار پناهندگان

طرفداری می کند و معتقد است که این اعمال سرانجام به فلسطینی کردن اردن منجر می شود. در عین حال

او معتقد است که استقرار غیرنظامیان در ساحل غربی یک جزء جداناشدنی اسرائیل می باشد.

در خلال یک مصاحبه در مارس 1974 با یک خبرنگار انگلیسی، رابین گفت اسرائیل نمی تواند یک

کشور جداگانه فلسطینی را بپذیرد. بعداً در بین یک مکالمه محرمانه با همان خبرنگار، رابین گفت او

احساس می کند که تاریخ در جهت یک کشور جداگانه حرکت می کند و اسرائیل ممکن است، مجبور باشد

که با آن حرکت کند. رابین متمایل است که به یک توافق با مصر قبل از شروع هر نوع مذاکره ای با اردن


برسد.


ژنرال به عنوان سفیر کبیر

ژنرال به عنوان سفیر کبیر

تنها مأموریت دیپلماتیک رابین یعنی سفیر کبیر در ایالات متحده با یک بهبود بی سابقه در روابط

ص: 653

ایالات متحده اسرائیل و بدتر شدن روابط شخصی او با وزیر خارجه آباابان و سلسله مراتب وزارتخانه

مشخص شد. رابین با روش ساده و بی پرده خود به دنبال هدفهای اولیه اش در ایالات متحده یعنی

تسلیحات و حمایت اقتصادی برای اسرائیل و اطمینان از اینکه ایالات متحده یک بازدارنده اتحاد

شوروی در مدیترانه باقی بماند، بود. رابین احساس می کرد که یک سفیر کبیر باید کمک کند که به سیاست

شکل بدهد نه اینکه فقط دستورات را اجرا نماید. او از نیرنگهای تشریفاتی وزارتخانه انتقاد می کرد. او

اغلب از ابان می گذشت که مستقیماً در مورد موضوعات مهم با نخست وزیر روبرو شود و نخست وزیر به او

به خاطر داشتن درک عمیق سیاستهای آمریکا و فهم خوب روابط اسرائیل ایالات متحده اعتبار می داد.

در ژوئن 1972 رابین با عباراتی به کاندیداهای ریاست جمهوری ایالات متحده رجوع کرد که هیچ

شکی باقی نمی گذاشت که او فکر می کرد، ریچارد نیکسون تا جایی که مربوط به اسرائیل می شود بهترین

رئیس جمهور خواهد بود. ابان حس می کرد که اسرائیل باید خارج از سیاستهای ایالات متحده باقی

بماند. رابین همچنین بعضی اعضای مؤسسه یهودیان آمریکایی را به واسطه امتناع از استفاده از آنها به

عنوان واسطه در رودررویی با دولت آمریکا از خود رنجاند. یک مقام ایالات متحده گفت که رابین

می تواند گاهی اوقات یک S.O.B به نظر آید ولی او یک S.O.B مؤثر می باشد. یک مقام عالی رتبه ایالات

متحده به رابین با نیرومند بودن در مبادلات دو طرفه دیپلماتیک و استاد حقایق بودن اعتبار می دهد، با

استعداد در تحلیل، ماهر در ارائه نظرات و متقاعد کننده در بحث.


قهرمان مهاجرت دسته جمعی

قهرمان مهاجرت دسته جمعی

اسحاق رابین در اول مارس 1922 در اورشلیم متولد شد. او می خواست که یک کشاورز شود.

بنابراین به کالج کادوری که یک مدرسه شبانه روزی کشاورزی است وارد شد. به محض فارغ التحصیل

شدن در سال 1940 رابین یک جایزه بورس از کمیسیونر انگلیسی فلسطین دریافت نمود. بعداً در همان

سال ایگال آلون فرمانده پالماچ (گروه حمله هاگانه، سازمان زیرزمینی یهودی) او را استخدام نمود که به

سازمان ملحق شود. در طول جنگ جهانی دوم جهانی رابین برای انگلیسیها جنگید و در مناطق ویشی

فرانسه در لبنان و سوریه در جنگهایی شرکت کرد.

در 1946 یک بار دیگر با پالماچ او به مدت ششماه به وسیله انگلیسی ها به اتهام قاچاق پناهندگان به

فلسطین زندانی شد. کارهای برجسته او در طول 481946 شامل حملاتی برای آزادی بازداشتیهایی که

به طور غیرقانونی مهاجرت کرده بودند، خیلی از وقایعی را که بعداً لئون اوریس کاراکتر داستانی آری بن

کانن را در کتابش به نام مهاجرت (دسته جمعی یهودیان) توصیف کرد القاء نمود.

در طول جنگ 1948 اعراب اسرائیل رابین فرماندهی یک تیپ که جاده منتهی به اورشلیم را

حفاظت می کرد برعهده داشت. او همچنین افسر اجرائی ستاد برای آلون و بعداً رئیس پالماچ بود. در

زمانی در طول جنگ در نژو، رابین و رئیس جمهور مصر جمال عبدالناصر و بعد یک افسر ارتش ملاقات

کردند و راجع به موقعیت نظامی بحث کردند و ظرف میوه ای را تقسیم نمودند. رابین نماینده ای در

گفتگوهای صلح موقت اعراب و اسرائیل در جزیره رودز در 1949 بود. در آن مناسبت گمان می رود که

اولین باری بود که رابین کراوات می زد.

رابین، جوانترین سرهنگ ارتش اسرائیل به مسئولیت مدرسه آموزش فرماندهان ارتشی گمارده شد،

ص: 654

او همچنین به عنوان رئیس عملیات در ستاد کل ارتش عمل می نمود. پس از حضور در کالج ستاد در

کمبریج انگلستان بین 531952 رابین به عنوان رئیس آموزش نظامی منصوب شد. او به عنوان فرمانده

فرماندهی شمال از 1956 تا 1959 خدمت نمود که در آن موقع او رئیس عملیات ستاد کل شد. او در

1960 قبل از اینکه به اسرائیل بازگردد 2 ماه یک دوره آشنایی با سلاحهای مدرن را در تگزاس گذراند که

پس از آن به قائم مقامی رئیس ستاد منصوب شد. در 1964 رابین به مقام ریاست ستاد نیروهای دفاعی

اسرائیل ترفیع پیدا نمود. او که یک متخصص فنون جنگی با استعداد است مدرنیزه کردن نیروهای دفاعی

اسرائیل را هدایت نمود و استراتژی اساسی که با موفقیت در جنگ 1967 اعراب و اسرائیل به کار گرفته

شد را تهیه نمود.

رابین مردی که بندرت احساسات خود را بروز می دهد عمیقاً به وسیله مسئولیتهایش در 1967 تحت

تأثیر قرار گرفته بود. فشار ناشی از تقاضاهایی که در روزهای سخت پیش از جنگ از او می شد شروع به

ظاهر شدن روی رئیس ستاد کردند: او کم می خوابید و به طور مداوم سیگار می کشید. در 23 می رابین

دیگر قادر به انجام وظایفش نبود (یا به خاطر از حال رفتن و غش کردن که از طرف وایزمن ادعا شد، یا به

خاطر مسمومیت از نیکوتین که به وسیله کارمندان او گزارش شده و یا به خاطر خستگی فوق العاده که به

وسیله خود او قبول شده است و یا مجموعه ای از هر سه) و او از معاون خود خواست که مسئولیت را به

عهده بگیرد. عصر روز بعد رابین فرماندهی را مجدداً از سرگرفت و اعتبار نهائی برای پیروزی اسرائیل در

جنگ ژوئن 1967 به نیروهای نظامی که به وسیله او بنیاد نهاده و هدایت شد داده شده است.


اعتقاد قوی و احتیاط فوق العاده

اعتقاد قوی و احتیاط فوق العاده

شخصیت نخست وزیر به عنوان مجموعه ای از اعتقاد قوی و احتیاط فوق العاده توصیف شده است. او

معروفیتی برای درون گرایی و برای مشاهده یک مشکل به طور دایره وار و برای گرایش به نگران بودن

دارد، ولی برای اقدام به طور مصمم وقتی که تصمیمی گرفته شده است نیز معروف است. رابین که یک فرد

سمج در مورد جزئیات و یک کمال گرای باحافظه ای نظیر دائره المعارف است اصرار دارد وقتیکه متقاعد

می شود که حق با اوست کارها به طریق او انجام شوند و او شخصاً آنها را چنین می بیند (که به طریق او

انجام شوند). در عین حال او حتی از نظر دادن در مورد موضوعاتی که او با آنها آشنا نیست خودداری

می ورزد. رابین در پست جدیدش که تلفن را برای ارتباط ترجیح می دهد، معمولاً در حدود ساعت 7 صبح

به دفترش وارد می شود و یکسره تا ساعت 11 شب کار می کند. رابین که یک درون گراست در اجتماعات

ناراحت است. او در محفلهای اجتماعی کم حرف است و در حرفهای بیهوده مشارکت نمی جوید، اگرچه

در جمع دوستان نزدیک او مرکز توجه، پرحرف و اجتماعی است. وقتی فرزندانش متولد شدند به طوری

که گفته شده، رابین تمام شب را خارج از بیمارستان صبر کرد و خجالت می کشید که وارد شود. او از

تشریفات خوشش نمی آید و پیراهن های یقه باز و سیب خوردن، سمبولهای او به عنوان متصدی ریاست

ستاد شد. رابین از شوخیهای بی مزه متنفر است و مشروبات الکلی نمی خورد. قبلاً یک سیگارکش قهار

بود که تلاش نموده است این عادت را کم کند. او یک عکاس آماتور تربیت شده است و از فیلم های

پرهیجان لذت می برد ولی به ندرت وقت آن را دارد که که فیلم ببیند.

فوراً پس از جنگ 1967 یک دکترای افتخاری از طرف دانشگاه هیبرو به او اعطاء شد. او همچنین 4

ص: 655

درجه افتخاری از مدارس ایالات متحده دریافت کرد. او دوست دارد که شنا کند و تنیس بازی کند. رابین

انگلیسی را بجز مواردی که عصبی است به طور سلیس صحبت می کند.


یک خانواده جنگی (جنگجو)

یک خانواده جنگی (جنگجو)

پدر و مادر رابین در روسیه به دنیا آمدند. پدر او، نهیمیا، قبل از داوطلب شدن برای خدمت در لژیون

یهودیان در فلسطین در زمان جنگ اول جهانی، 15 سال را در ایالات متحده بسر برد. در آنجا او رزا کاهن

دختر یک تاجر ثروتمند چوب را ملاقات کرد و با او ازدواج کرد. هردو آنها در جنبش کارگری یهودیان و

هاگانا فعال بودند. رزا در هاگانا یک فرمانده بود. او که به پرستار رزا معروف بود مقاومت یهودیان را در

طول آشوبهای 1920 اعراب ترغیب نمود و تسلیحاتی به طور قاچاق برای واحدهای دفاع از خود

یهودیان فراهم کرد. او همچنین یکی از بنیانگذاران سیستم بانکی تعاونی بود. اسحاق و خواهرش اغلب به

حال خود تقریباً تا درجه غفلت رها می شدند. ولی با این حال اسحاق مادرش را ستایش می کرد. وقتی او

17 ساله بود مادرش مرد. نهیمیا رابین تا زمان مرگش در سال 1971 با دخترش راشل در کیبوتز مانارا

زندگی کرد.

همسر نخست وزیر، لیه شلاسبرگ نیز در پالماچ فعال بود که او پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان

در 1974 به آن پیوسته بود. او در آلمان متولد شد و با خانواده اش در 1933 به فلسطین مهاجرت نمود.

خانم رابین که یک برون گرای فعال است ادعا می کند که هرگز برایش اتفاق نیفتاده که برای خود بترسد. در

زمان مأموریت شوهرش به عنوان سفیر کبیر در ایالات متحده، او فعالیتهای سفارت را از ترس وقایع

احتمالی کم نمی کرد. او می گوید به این خاطر که رضایت دادن به تروریستها برای متوقف کردن کارها

"خیلی زیاد است".

خانم رابین که به طور دلپذیری صریح است در پی حمایت برای خواست اتحاد یهودیان و تضمینهای

اسرائیلی در سراسر ایالات متحده مسافرت نموده است. او اصرار دارد که سخنرانیهایش را خودش

بنویسد. خانم رابین که به بازی تنیس علاقه دارد، می گوید تنها سودی که از آموزشهای سخت پالماچ برای

او مانده است، این است که به او کمک می کند در زمین تنیس راحت نفس بکشد. خانم رابین انگلیسی،

آلمانی و فرانسوی سلیسی را صحبت می کند.


خانواده رابین خیلی به هم نزدیک هستند. آنها دو فرزند دارند (یک دختر، دالیا، که بیست و چند سال

دارد و یک پسر یوال که 19 ساله است. دالیا با یک افسر نیروهای دفاعی اسرائیل ازدواج کرده و انتظار

اولین فرزندش را دارد. یوال درست پیش از جنگ 1973 به خدمت نظام وارد شده و گفته می شود که به

خاطر این که به او به جای یک پست در خط مقدم جبهه، پست نگهبانی داده شده خیلی ناراحت بود.

خواهر خانم رابین آویوا با سرتیپ آوراهام یوفه ازدواج کرده است. یوفه که رئیس امور منابع طبیعی از

سال 1964 بوده است در سال 1973 به نمایندگی کنیسه به عنوان عضوی از گروه لیکود انتخاب شد.



کتاب دوازدهم (1)

دخالتهای آمریکا در ایران (2)

ص: 656

ص: 657

دخالتهای آمریکا

در ایران (2)

ص: 658

بسم اللّه الرحمن الرحیم

هرچند که اکنون چهره کریه شیطان بزرگ برای تمام مردم مسلمان و انقلابی ایران چهره ای آشنا است،

بر آن شدیم که به دنبال انتشار اسناد تحلیلی لانه جاسوسی، مربوط به سال 1977 و پیش از آن در «کتاب

شماره 8 اسناد لانه جاسوسی»، تحت عنوان «دخالتهای آمریکا در ایران» دنباله آن اسناد را در کتاب

شماره 12 در دو جلد و تحت همان عنوان منتشر کنیم. امیدواریم که این اسناد که توسط عوامل شیطان

بزرگ تهیه شده اند، وسیله ای باشد برای بهتر شناختن چهره امپریالیسم آمریکا و نقشه های پلیدش.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

بسم اللّه الرحمن الرحیم

امام خمینی:

... تا قطع تمام وابستگیها به تمام ابرقدرتهای شرق و غرب مبارزات آشتی ناپذیرانه ملت ما علیه

مستکبرین ادامه دارد، همه می دانیم که جهان اسلام در انتظار به ثمر رسیدن کامل انقلاب ما است.

با توجه به نقش آمریکا در سیاستهای مختلفی که در ایران پیاده می شد، برای بررسی چگونگی

برخورد آمریکا با انقلاب اسلامی ایران در هریک از مراحل رشد تا پیروزی، ابتدا باید اهداف آمریکا در

ایران مورد توجه قرار گیرند و کلیه موضعگیریهای آمریکا در قبال انقلاب اسلامی ایران باید در این رابطه

مورد بررسی قرار گیرند. کتاب حاضر تا حدی این مسئله را با توجه به اسنادی که از لانه جاسوسی آمریکا

در تهران به دست آمده اند، مورد بررسی قرار داده است. لازم به تذکر است که اسناد این کتاب عمدتاً «جنبه

تحلیلی» دارند.

بعد از کودتای آمریکایی سال 1332 که شاه بار دیگر در ایران به تخت سلطنت می نشیند و رژیم

پلیسی او بر تمام ارگانهای مملکت سایه می گستراند و چنان اختناقی بر کشور حاکم می کند که خود و

اربابش امکان هیچ گونه حرکتی از جانب ملت مسلمان ایران را نمی دهند، محیطی به وجود می آید که

آمریکا به راحتی می تواند در آن به اهدافش که عمدتاً شامل دسترسی به منابع اقتصادی و به ویژه نفت برای

خود و دوستان اروپاییش و استمرار دسترسی به بازار در حال توسعه ایران می باشند، برسد؛ و در این بین

اهدافی نظامی مانند حق پرواز بر فراز ایران و دسترسی به بنادر ایران برای کشتیهای نیروی دریایی آمریکا

را که در جهت بسط سلطه نظامی و سیاسیش در منطقه است را نیز دنبال می کند و در این راه شاه را به عنوان

بهترین مهره داخلی برای رسیدن به این اهداف می داند و اذعان می دارد که شاه از عهده حفاظت منافع

ص: 659

اصلی امنیتی آمریکا در ایران برمی آید و بدین منظور آمریکا حتی حاضر است با وجود اختلاف مواضعی

که با شاه دارد (بر سر قیمت گذاری نفت) از شاه و برنامه های اصلاحی او که منتهی به شرایط اساسی

دنبال گیری اهداف آمریکا می باشد، به عنوان الگوی قدرت و سمبل وحدت ملی دفاع کند.

(سند شماره 1)

امپریالیسم آمریکا در هر زمانی برای رسیدن به این اهداف کلی خود سیاستی مناسب با زمان اختیار

می کرده است. چنانچه بعد از درگیریهای نظامی آمریکا و شکست فاحش آنها در جنگ ویتنام و در نتیجه

بدنام شدن آمریکا در خارج و مورد اعتراض واقع شدن دست اندرکاران حکومت آمریکا در داخل کشور

خود، گردانندگان امپریالیسم آمریکا که دیگر نمی توانستند با قدرت نظامی حاکمیت خود را بر کشورهای

مختلف اعمال کنند، ساز دیگری کوک کرده و چهره کریه خود را در زیر پوششی زیبا به نام دفاع از حقوق

بشر پنهان کردند. مسلم است که تغییر موضعگیریهای آنها در جهان بر روی موضعگیریهای ایادی آنها،

منجمله شاه، تأثیر فراوان داشت. چنانچه اجرای برنامه حقوق بشر را «ظریفترین جنبه روابطشان با ایران»

می دانستند (سند شماره 5) و برای این کار نه تنها از راه صحبت با مقامات ایرانی و به ویژه شاه وارد

می شدند، بلکه گاهی به صورت مخفی و به شکل یک سازمان حقوق بشر به ظاهر ایرانی وارد عمل شده و

پیشنهادهای مردم فریبی را ارائه می دادند. چنانچه سولیوان، جاسوس آمریکایی چنین می گوید: «یک راه

مؤثرتری که من برای درافتادن با این مسئله پیدا کرده ام این است که از طریق میانجیگری یک سازمان

خصوصی غیردولتی کار کنیم. یک نماینده برجسته آن سازمان که نسبت به پیشنهادات من تأثیرپذیر است

به نام خودش طرحهایی برای اصلاح حقوق بشر به مقامات ایرانی ارائه می دهد. البته با وجود اینکه او در

مورد تاکتیکهایش با من مشورت می کند ولی خودش مسئولیت تمام پیشنهاداتش را به عهده می گیرد. به

این وسیله ایرانیها می توانند و توانسته اند که اجرای حقوق بشر را توسعه دهند بدون اینکه اینجا نشان داده

شود که آنها توسط یک دولت خارجی، اگرچه دوست، به این لاف زدنها پرداخته اند.» (سند شماره 5)

با پیاده شدن سیاست آمریکایی حقوق بشر در ایران با این هدف که چهره آمریکا و ایادی داخلیش در

زیر این ماسک پر زرق و برق پوشانده شود، اینها به خیال خودشان نه تنها مشروعیتی برای رژیم عامل

امپریالیسم کسب می کنند، بلکه می خواهند بدین وسیله جلوی ایجاد هرگونه هسته حرکت انقلابی را

بگیرند و حتی بعد از قیام مردم مسلمان قم در 19 دی ماه 1356 نیز اینها خیال می کنند که با ادامه این

سیاست احتمال سازماندهی دوباره مردم مسلمان توسط رهبران مذهبی و ترتیب دادن تظاهرات دیگری

وجود ندارد، ولی به این نکته پی می برند که باید بر روی مسئله جدایی انقلابیون مسلمان از سیاستمداران

سازشکار تکیه داشته باشند و به همین دلیل نه تنها در تحلیل هایشان از این مسئله صحبت می کنند، بلکه

در عمل سعی در جدا نگهداشتن رهبران مذهبی خواستار تغییرات اساسی، از غیر مذهبیون طرفدار

مدرنیزه شدن بودند. (سند شماره 6) مسلم است که افرادی که می توانستند در داخل ایران در جهت آمریکا

کار کنند نمی توانستند از گروه اول یعنی روحانیون، باشند. به همین جهت آمریکای جنایتکار بر روی

حرکتی که آشکارا برای منزوی کردن روحانیت بیدار و مبارز و محو اسلام به طور منظم در ایران

طرحریزی شده بود صحه می گذارد و آن را به عنوان یک عمل دلسوزانه و مفید معرفی می کند (سند شماره

6 در ظرف 15 سال). بنابراین در این زمان امید امپریالیسم به گروه دوم یعنی غیرمذهبیون طرفدار مدرنیزه

شدن و نیز جناح میانه رو و به ظاهر مذهبی است تا با حرکت دقیق در خط آمریکا بتوانند شاه و از آن مهمتر

ص: 660

موقعیت استراتژیک و نفت ایران را برای آمریکا حفظ کنند و قابل توجه است که برای تکمیل این حرکت،

این جاسوس کهنه کار، فعالیت گروهی را که او آنها را مارکسیست اسلامی می نامد، لازم می داند: «به

هرحال مشکل بتوان پیش بینی کرد که وضع موجود تا چه حد قابل دوام است مگر این که زمانی برسد که

آیت اللّه های مترقی قادر به اعمال نفوذ باشند و این نفوذ را به طرزی دقیق و اکید روی مقلدین خود از طریق

وضع مقررات سخت پیاده کنند و این مسئله به خاطر تجارب گذشته محتمل به نظر می رسد، خصوصاً اگر

این وسط مارکسیستهای اسلامی آب را گل آلود کنند.» (سند شماره 6) همان طور که دیدیم پیش بینی

آمریکا در مورد این گروه صحیح بود و برق سیاستهای عوام فریبانه حقوق بشر چشم گروهی که در ایران

همواره از ناآگاهی مردم می نالیدند را خیره کرده بود. به طوری که حتی بعضی معتقد بودند که می توان با

واسطه قرار دادن آمریکا، شاه را به برآوردن خواستهای آزادیخواهانه شان وادار کنند !! امری که به گفته

عامل سرسپرده CIA، «سولیوان»، آمریکا یا نمی خواهد و یا در بعضی موارد نمی تواند انجام دهد! (سند

شماره 8: اگر عناصر مخالف همان طور که بسیاری از افراطیون...).

آن طور که پیدا بود و قبلاً نیز ذکر شد، آمریکا اوائل و حتی بعد از قیام مردم مسلمان قم، به این حرکت

اسلامی بهایی نمی داده است و نه تنها این حرکت را چیزی نمی شمارد بلکه احتمال حرکت مشابه دیگری را

نداده و به فکرش نمی رسد که انقلابی در حال تکوین است، بلکه آن را حادثه ای می داند که برای شاه قابل

کنترل بوده و می توان جلوی حرکات مشابه را با قدرت کامل گرفت. ولی پس از چندی با ادامه حرکت

مردم قم در تبریز و دیگر شهرهای ایران، به فکر بررسی حرکت می افتد و برای این کار ابتدا رهبری آن را

مورد مطالعه قرار می دهد تا شاید بتواند از این راه یا انقلاب را از بین برده و یا آن را از مسیر اصلی منحرف

سازد. طبق تحلیل آنها ثبات داخلی ایران توسط اتحاد نیروهای محافظه کار مذهبی و نخبگان متجدد

رژیم پهلوی تأمین می شد و هر شکافی بین این دو گروه جداً به عدم ثبات داخلی منتهی شده و شرایطی به

وجود می آمد که جناح قدیمی مخالف سلطنت و جبهه ملی از آن استفاده نمایند و برداشت آنها از رهبری

جنبش نیز چنین است که: «خمینی در عراق نشسته و یک جریان افراطی به راه انداخته است و رهبران

محافظه کار سودمند تشخیص داده اند که با وی همراه شوند، گرچه انگیزه آنها متفاوت است. این رهبران

بیشتر می خواهند تا توجهات را به شکایاتشان جلب کنند و به همین دلیل تا وقتی که دولت توجه کمی به

آنان می نمود، آنها دلیلی برای خودداری از حمایت از خمینی نداشتند!!»(1)

آنچه مهم است این است که تا این مراحل هنوز روی شاه به عنوان بهترین حامی منافع آمریکا در ایران

حساب می شد، بنابراین هرگونه برنامه ای در قالب سلطنت شاه ریخته می شد، زیرا شاه را «مناسبترین فرد

برای رهبری مردم به سوی یک سیستم دمکراتیک تر» (سند شماره 48) و سلطنت را مهمترین نهاد

اجتماعی ایران می دانستند و می خواستند زمینه را به شکلی آماده کنند که شاه، دور از دسترس مردم و با

چهره ای دمکراتیک خدمت به آمریکا را ادامه دهد. ولی آمریکا همزمان با پشتیبانی از شاه سعی در

استفاده از اختلاف نظر بین افرادی داشت که در رهبری انقلاب نقش مؤثری داشتند، و می خواست که

شخص محافظه کار، مذهبی یا غیرمذهبی را به عنوان رهبر انقلاب به مردم معرفی کند: «میانه روهایی مانند

آیت اللّه شریعتمداری در این زمان خودشان را برای مخالفت آشکارا با خمینی توانا نمی بینند. اگرچه به

1- از همین اختلاف انگیزه ها می توان ریشه های مخالفتهای جناح محافظهکار (مذهبی یا غیرمذهبی) با خط اصیل انقلاب یعنی همان رهبری سازش ناپذیر امام را شناخت.
ص: 661

طوری که گزارش شده آنها هنوز برای متعادل کردن جنبش مذهبی تلاش می کنند و بدون شک از فرصت

مشارکت در جریان انتخاباتی که آنها را به طور کامل تابع خمینی که در خارج کشور است ننماید، استقبال

می کنند.» (سند شماره 43) و یا به دنبال افرادی هستند که فقط با شاه مخالفت داشته باشند و بر علیه منافع

آمریکا سخنی نگویند.

همان طور که گفتیم آمریکا روی رهبران میانه رو حداقل به عنوان جناحی معتدلتر نسبت به امام،

امیدوار بوده است و همراه با اوج گیری انقلاب، آمریکا نیز به تلاشهای خود ادامه می داده است تا اینکه به

ماه رمضان یعنی فراز دیگری از انقلاب اسلامی می رسیم. در یکی از اسنادی که در این ماه نوشته شده

چنین آمده: «بسیاری از ناظران در اینجا امیدوارند که در پایان ماه رمضان واقعه به پایان می رسد، ولی ما

رفته رفته بیشتر مردد می شویم. ما معتقدیم که رهبران مذهبی حتی میانه روها احساس تسلط می کنند و

فکر نمی کنیم که بخواهند فشار را کم کنند، مگر اینکه دست کم رضایتهایی به دست آورند. شاه در حال

حاضر روی عصای شکسته تکیه دارد. یقیناً او تقریباً می توانست به طور موفقیت آمیزی جنبش مذهبی را

در حال حاضر با دستگیریهای دسته جمعی و به کمک خونریزی زیاد فرو بنشاند. اما این عمل کار ساده ای

نیست. زیرا برخلاف 1963 فعالیتهای ناراضیان در سطح کشور گسترده است و خرابکاریها معمولاً توسط

تعدادی گروهها در بخشهای جداگانه شهرهای کوچک و بزرگ اعمال می شود. اگر او این کوره راه را

انتخاب کند نقی ادعای اعطای آزادی او خواهد بود و انتقادات خارجی مهمی را که نسبت به آنها حساس

است به خود وارد خواهد کرد.» (سند شماره 43) و در اواخر ماه رمضان است که می خواهند فردی از

ایادی پلید خودشان را که تاحدی چهره مذهبی داشته باشد بر سر کار آورند و به همین دلیل شریف امامی

متظاهر به مذهب به جای آموزگار که در برخورد با عناصر مذهبی صرفاً از روی یکدنگی عمل می کرد به

نخست وزیری منصوب می شود و در ظاهر شروع به اقدامات اصلاحی مانند آزادی تشکیلات حزبی و

فعالیتهای سیاسی، آزادی مطبوعات و بردن لایحه هایی مانند لایحه استقلال دانشگاه و غیره به مجلس

می کند. به مجلس اجازه انتقاد از دولت (بدون آنکه از شاه و آمریکا صحبتی بشود) می دهند و رسانه های

گروهی این انتقادات را منتشر می کنند، که این بنا به گفته یکی از مفسران لانه جاسوسی فقط می تواند

سوپاپ اطمینانی برای جامعه ایران باشد. در این سند به خوبی موقعیت شاه در مقابل مردم نشان داده شده

و بیان می شود که اگر شاه راه حل نظامی را در پیش گیرد این نقی برنامه های اعطای آزادی او خواهد بود.

دیدیم که مدت کمی بعد از این تحلیل 17 شهریور فرا می رسد و ماهیت برنامه های اعطای آزادیهای

دمکراتیک شاه بر مردم بیشتر روشنتر می شود و شاه در 17 شهریور کوره راه مذکور را در حالی انتخاب

می کند که یکی از رهبران بلوک شرق را به عنوان مهمان در کنار خود داشت و پس از خونریزی نیز نه تنها

انتقاداتی از طرف مجامع غربی به او وارد نشد، بلکه برای او در اجرای سیاست حقوق بشر اظهار امیدواری

نیز شد (تلگراف کارتر به شاه). آنچه در کل جریانات از اول انقلاب تا این مرحله واضح است، این است که

آمریکا به علت سیاست حقوق بشری که در پیش گرفته بود و برای پنهان کردن چهره کریه خود با

راه حلهای نظامی موافق نبوده، ولی در این مرحله مشاهده می شود که بعد از دسته گلی که حکومت نظامی

به آب می دهد نه تنها مخالفتی نمی کند، بلکه برای شاه و دولتش آرزوی موفقیت نیز می نماید. به هر حال

دولت شریف امامی بسرکار می آید و یک سری آزادیهای ظاهری می دهد و آن طور که دیدیم این آزادیها از

نظر بسیاری از آنهایی که در حقیقت تحت تأثیر فرهنگ غربی بودند، صادقانه و صحیح بود و جالب اینجا

ص: 662

است که آمریکا هم برای دادن این آزادیها به شاه فشار می آورد: «ما باید مصراً به شاه در مورد دادن آزادی

فشار بیاوریم و در این صورت ایرانیانی که این را می بینند، حداقل اعتماد پیدا خواهند کرد که این منظور ما

است و ما به طور مشابه نسبت به رژیمهای آینده استوار خواهیم بود. اگر شاه واقعاً در جهت انتخابات آزاد،

احزاب سیاسی، یک مجلس آزادتر و آزادی بیان سیاسی حرکت کند، او شروع خواهد کرد که مملکتش را

از عقب افتادگی کامل سیاسی نجات دهد و به یک آینده معقولانه با ثبات پس از خودش امید داشته باشد.

حاصل این کار می تواند تا حدی حمایت یکسره ما را از شاه در گذشته جبران کند و به ایران بهترین شانس

درازمدت را بدهد که یک ملت قابل دوام قادر و متمایل به ایفای نقشی که برایش آرزومندیم باشد.» (سند

شماره 56) می بینیم که به طور واضح بیان می شود که آنها هستند که به شاه برای دادن آزادیهای سیاسی

فشار وارد می آورند و این برنامه به بهترین وجهی در زمان شریف امامی دنبال می شود. مسلم است که

هدف آمریکا از این برنامه رسیدن به اهداف واقعی خود که در ابتدای مقدمه تشریح شد می باشد، وگرنه

آمریکا معتقد است که «مردم نمی دانند چه می خواهند و اگر انتخابات برگزار شود معلوم نیست که چه کسی

باید آن را برگزار کند و اگر مجلس آزادی تشکیل شود، نمایندگان نمی دانند چه بکنند به ناچار شاه باید به

حکومتش ادامه دهد». (سند شماره 60) این تحلیل انسان را به یاد حرف کارتر می اندازد که در همان

اوقات گفت که چون آزادی برای مردم ایران زود است، شاه مجبور به کشت و کشتار شده است. از طرف

دیگر در این سند بیان شده است که هدف آمریکا از این فشار نسبت به شاه خوب جلوه دادن چهره خودش

در ایران است تا اگر شاه نتوانست منافعش را حفظ کند و رژیم دیگری بر سر کار آمد بتواند از آن رژیم نیز

در جهت اهداف خود استفاده کند، هرچند که در آن زمان هنوز به بقای شاه تا حدی امیدوار بود.

در زمان شریف امامی گفتگو با سیاستمداران به طور وسیعتری ادامه می یابد و حتی خیلیها جذب

می شوند، ولی اینها درمی یابند که هرچند عده ای را به طرف خود بکشند و مجذوب برنامه های

عوام فریبانه خود کنند، باز این روحانیون شیعه هستند که با وجود اختلافات داخلی خود هنوز مؤثرترین

گروه مخالف را تشکیل می دهند: «روحانیون شیعه که مؤثرترین گروه مخالفین را تشکیل می دهند،

همچنین در میان خود با یکدیگر متفاوتند. بانفوذترین رهبر آنها، آیت اللّه خمینی تبعید شده، سالها

خواستار سرنگون کردن شاه و برقراری یک حکومت الهی بوده است و بنابراین عملاً هیچ شانسی نیست

که شاه یا هرگونه حکومت غیرمذهبی با او به یک راه حلی برسد. چهره های مترقی مذهبی در ایران از

جمله شریعتمداری روحانی سرشناس خواستار نقش کاهش یافته تری برای شاه و اجرای نظارت بر

قوانین از سوی یک کمیته روحانیون هستند که تطبیق قوانین را با تعالیم اسلامی تشخیص دهند.» (سند

شماره 64) بنابراین واضح است که آمریکا که دیگر امید چندانی برای سازش با رهبران مذهبی نداشته، دل

به سیاستمداران جبهه ملی می بندد: «سیاستمداران به ویژه آنهایی که با جبهه ملی وابستگی دارند و

همچنین رهبران احزاب مستقل کوچک که به پیش بینی انتخابات 1979 تشکیل شده است، اکثراً تقاضا

دارند که نقش شاه به نحو محسوسی کاسته شود و یک سلطنت مشروطه با نخست وزیر مستقل از شاه

برقرار شود. این گروه از سوی بخش مهمی از طبقه متوسط مدرن پشتیبانی می شود، ولی از داشتن حمایت

پیروان متعصب ملاها برخوردار نیست. این ملغمه از مخالفان غیرنظامی از لحاظ اصولی با برنامه شاه

درباره مدرنیزه کردن جامعه و اقتصاد ایران مخالفتی ندارد و از هرگونه توسعه آزادیهای سیاسی بیشترین

استفاده را می برد. بنابراین شاه و حکومت شانس بهتری از سازش با این گروه را دارد تا با هرگونه عنصر

ص: 663

دیگری از مخالفان...» (سند شماره 64) البته مردم ایران خود شاهد اعمال چنین سیاستمدارانی بودند و

لازم به توضیح در این مورد نیست، ولی یک سؤال پیش می آید که آیا اینها مگر خواب بودند و مردم را

نمی دیدند و صدای مرگ بر شاه مردم را در زیر رگبار مسلسلهای شاه نمی شنیدند که با شجاعت تمام!

خواستار نقش کاهش یافته تری برای شاه می شدند و لابد وقتی که شاه آمریکایی که برای ادامه سیاستهای

وابسته اش به اینها دلبسته بود و به اینها مقامی پیشنهاد می کرد، این را دلیل پیروزی خود نیز می دانستند!!

سند اخیر مشخص می کند که این سیاستمداران فقط از طرف طبقه متوسط مدرن پشتیبانی می شدند و بین

توده مستضعف پشتیبانانی ندارند و تحلیلگران آمریکایی اذعان می دارند که هرچقدر اینها سازمان یافته

باشند، نیرویشان از نیروی متکی به مردم کمتر است: «دهها هزار ملای شیعه هرچند از لحاظ سیاسی

خوب سازمان یافته نیستند، تماس مستقیم تر و منظم تری با توده های ایران دارند تا حکومت یا مقامات

حزبی...» (سند شماره 64) ولی با این همه پیش بینی یک حکومت مذهبی را نمی کنند: «ما پیش بینی

نمی کنیم که یک حکومت تحت کنترل رهبران مذهبی روی کار آید، هرچند احزابی که شالوده مذهبی

دارند ممکن است به وجود آید.» بعد از مدتی که شریف امامی یعنی آخرین مهره مؤثر در ادامه سیاستهای

حقوق بشر آمریکایی نتوانست دردی را دوا کند، مسئله جانشینی شاه توسط بازماندگانش یا یک گروه

نظامی یا رژیم دیگر برای آمریکا مطرح می شود. در این زمان می بینیم که برخلاف روشهای حقوق بشری

آمریکا که موافق راه حلهای نظامی نمی باشند، به فکر جانشینی شاه توسط یک رژیم نظامی و اقدامات

نظامی دیگر می افتند و به تجزیه و تحلیل روشهایی می پردازند که با استفاده از زور اعتصابیون را به سر کار

بازگردانند، یعنی کم کم شاهد کنار رفتن ماسک حقوق بشر از چهره کریه امپریالیسم آمریکا می شویم:

«شما بهترین تجزیه و تحلیل خود را در مورد روشهای کوتاه مدت و درازمدتی که در آنها با استفاده از زور

اعتصابیون را به سر کارهاشان بازگردانده و تظاهرکنندگان را از خیابانها دور نگه می دارد برای ما بفرستید.

می توان گفت در کنار چنین سیاستی دربند کشیدن (کنترل) مطبوعات و دانشگاهها لازم است.» می بینیم

که چه ساده از سرکوبی تظاهرکنندگان صحبت کرده و برای گرفتن آزادیهایی (!) که برای دادن آن به شاه

فشار وارد می آوردند، نقشه می کشند و دیدیم که چه ساده با همت مردم مسلمان ایران تحت رهبری

سازش ناپذیر امام، در اواخر دولت شریف امامی، آمریکا همه رشته هایش را پنبه شده دیده و درمی یابد که

در این مملکت دیگر شاه نمی تواند برایش نقشی ایفا کند، زیرا حرفهایش را دیگر کسی باور نمی کند، پس

کم کم به فکر تعویض وی می افتد. دولت شریف امامی نیز که با کشتار 17 شهریور خدماتش را شروع کرده

بود، با کشتار 13 آبان وظیفه اش به پایان می رسد و آمریکا تن به چیزی می دهد که طبق سیاست حقوق

بشر به آن راضی نبود، یعنی دولت نظامی، یا بهتر بگوییم ماهیت واقعی آمریکا روشنتر می شود... لازم به

تذکر است که اسناد تحلیلی که در این رابطه در لانه جاسوسی به دست آمده اند، به همین اسناد محدود

نمی شود، بخشی از این تحلیلها که به قبل از 1978 برمی گردد در کتاب شماره 8 آمد و دنباله این اسناد تا

تاریخ اول نوامبر 1978 در این کتاب آورده می شود و ادامه این تحلیلها را تا تاریخ 22 بهمن، پیروزی

انقلاب اسلامی ایران و پس از آن تا اشغال لانه جاسوسی را در کتابهای دیگری خواهیم آورد.

لازم به یادآوری است که بخاطر حجم زیاد این کتاب مجموعه آن در دو جلد 12 و 13 به طبع رسیده است.

«دانشجویان مسلمان پیرو خط امام