گروه نرم افزاری آسمان






خلاصه گزارش هیئت مسایل مملکتی







ص: 723

سند شماره (24)

محرمانه

خلاصه گزارش هیئت مسایل مملکتی17 مه 1978 27/2/1357

سفیر جلسه را با ذکر اینکه اوضاع اخیراً به نحوی آرام شده است افتتاح کرد. او گفت مایل است بداند

دقیقاً به پلیس چه دستوری در صورت وقوع اغتشاشات داده شده است.

با رأی «سنا» در مورد فروش جت به عربستان سعودی، مصر و اسرائیل، راه اینک برای پیشروی در

برخی از فروشهای نظامی ما، باز است. ژنرال گست و آقای مارتین با ایرانیان مشورت خواهند کرد و

سپس گزارشی به واشنگتن ارسال خواهند نمود.

سفیر شایعاتی را که در مورد برقراری یک ملاقات سطح بالای ASPEN در تهران وجود دارد، مورد

بحث قرار داد. طبق گزارشات ادوارد هیث و شاید هنری کیسینجر در میان هیئت نمایندگی خواهند بود.

سفیر از آقای وستلی در مورد گزارش چگونگی سرمایه گذاری پرسید. اولین حواله در دسترس است،

اما کارش تا ژوئیه پایان نخواهد یافت. سپس سفیر مسئله دستورالعمل مربوط به شرکت نفت کرسنت را

پیش کشید و گفت که احساس می کند آنها باید وکلای خود را اول اینجا بفرستند. آقای ناس گفت که او

پیش نویس این مطلب را تهیه خواهد کرد.

گفته شد که خانم «استرباولینگ» نخواهد آمد.

هنوز جوابی در مورد تولیدات خشخاش و کمک به پاکستان نرسیده است. دکتر استمپل در مشهد

است، اما آقای لمبراکیس با آقای «ددیچ» صحبت خواهد کرد.

سفیر گفت که از آقای «بش» خواسته تا ارقام مربوطه به وابستگی آمریکا به نفت خاورمیانه را

استخراج کند. شاه و دیگران می گفتند 50% واردات نفت آمریکا از خاورمیانه است، برای آمار، رقم واقعی

17% است.

آقای ناس گفت که او با آقای «نوسنزو» صحبت کرده بود و الآن قبل از آنکه منصور را ببیند منتظر یک

تلکس است. او گفت به نظر می رسد که مقدمات بررسی خوب پیش می رود. وی همچنین خواست که

رئیس هر بخش از احتیاجات پیش بینی شده بخش خود در سال آینده، یادداشتی تهیه کند تا پول اضافی

پیش بینی شده بودجه وزیر مختار بهتر تقسیم شود.

آقای «شلنبرگر» یک ضیافت ناهار جامعه ایران و آمریکا با دانیل لرنر را در آتیه اطلاع داد. موضوع

«وسایل ارتباط جمعی و اثر آن بر پیشرفتهای اجتماعی در ایران» خواهد بود. واقعه آتی دیگر شامل

کارهای میلتون گلیزر، «پدر هنر گرافیک» خواهد بود.

آقای شلنبرگر از آقای لمبراکیس در مورد مطلب ژورنال دو تهران که راجع به تبریکات برادرانه حزب

کمونیست ایتالیا به حزب توده بود سؤال کرد.

آقای لمبراکیس گزارش داد که امروز جز در مورد وقایع دانشگاه به طور کلی آرام بود. پلیس

دانشجویان تظاهر کننده را از محوطه دانشگاه با باتوم دور کرد. با بررسی سایر وقایع او نتیجه گرفت که

بگومگوها زیاد، عدم اطمینانها فراوان و ناآرامیها بسیار است. اما مسئله جدی وجود ندارد.


فرمانده هاک گزارش داد که ناو آمریکایی بارنی روز شنبه برای یک دیدار چهار روزه وارد بندرعباس

خواهد شد. سفیر از خانم دیرزمن آخرین اخبار مربوط به بخش 911 را خواست و جلسه خاتمه یافت.


نقطه نظرات رهبر ارمنی در مورد ثبات سیاسی ایران

ص: 724

سند شماره (25)محرمانه

تاریخ : 20 می 1978 30/2/1357

شرکت کنندگان : دایر پانوسیان Diyair Ponossian اسقف ارامنه تبریز، در هوانسیان وارطان، تاجر محلی

و نماینده تبریز به انجمن ملی ارمنیان. میشل. جی. مترینکو، کنسولگری آمریکا، تبریز، ایران.

تاریخ و محل: 20 می 1978، محل اقامت اسقف اعظم در تبریز

موضوع : نقطه نظرات رهبر ارمنی در مورد ثبات سیاسی ایران

در طول مدت چهار ساعت مباحثه و شام که در محل اقامت اسقف اعظم، پانوسیان برگزار شد، به

تفصیل راجع به واهمه او از ثبات سیاسی ایران بحث شد. او ادعا داشت که تقریباً نظریاتش را به

کاتولیکهای آمریکایی و انجمن مشاورتی محلی خودش گفته است، و اینکه از زمان حوادث فوریه در

تبریز و گسترش رعب و وحشت در سراسر ایران، هم انجمن مشاورتی محلی آذربایجان و انجمن ملی در

تهران توجه عمیقی را نسبت به موضوع مبذول داشته اند. در ملاقاتهای اخیر با اعضای مقامات بالا در

اصفهان و تهران، دستور کار برای عمل در زمان وقوع مشکلات، موضوعات اصلی بحث بودند. اسقف

اعظم گفت، سؤال «اگر مشکلی وجود داشته باشد» نیست، بلکه سؤال این است که مشکل واقعاً در چه

«زمانی» شروع می شود. پانوسیان ادعا می کرد که درباره اوضاع آینده ایران و مخصوصاً اثری که این

موضوع در حیات کنونی و آتی اسقفیش می گذارد، شدیداً تحت فشار وجدان قرار گرفته است. او گفت در

یک نقطه، اجتماع ارامنه در آذربایجان به 000/200 می رسید، و حالا در نهایت شاید 000/70 نفر باقی

مانده اند. میراث فرهنگی و تاریخی ارامنه در این ناحیه قابل ملاحظه است، حتی تا اندازه ای تبریز بوسیله

پادشاه ارمنی ساخته شد و اسمش از زبان ارمنی گرفته شده است. باقیمانده های بی حسابی از ارامنه در

سراسر منطقه، در معابد بی مالک، کلیساها، در گورستانهای قدیمی و بقیه جاها پخش شده اند، و اسقف

اعظم احساس می کند که یک مسئولیت شدید را نسبت به این بقایای تاریخی دارد. او گفت که زمانی که او

برای اولین بار به تبریز آمد، دستوراتی دریافت می کرده است و با پافشاری او بوده است که سعی کرده تا

جمعیت ارامنه را در اینجا به عنوان یک جماعت زنده و پایدار نگه دارد. حالا او عقیده اش را تغییر داده، ولو

اینکه با تأسف زیاد، یک سیاست شخصی برای کمک به پیروانش برای ترک ایران درست کرده است. او

هیچ آینده واقعی را در اینجا برای ارامنه یا مسیحیان نمی تواند ببیند، به طور کلی او برای کسب یک حضور

مذهبی با ارزش و باستانی در آذربایجان، و یا فکر در مورد امنیت واقعی مردمش، درگیر است. با اشاره

کردن به مباحثاتمان که فوراً بعد از شورش فوریه تبریز بود، پانوسیان گفت که او کاملاً افکارش را در مورد

ثبات رژیم ایران در آن زمان منظم نکرده است و اینکه او به وسیله این احساس آسودگی که جماعت او

مورد هدف قرار نگرفته اند، تحت تأثیر قرار گرفته است. حوادث هم چنین فوری تر از آن به وقوع پیوستند

که مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند، به هرحال، از آن به بعد، او به طور وسیعی در سراسر دایره اش سفر کرده

است و برای مشاورت، سفری عجولانه به آلپو، دمشق و بیروت کرده است، و ملاقاتهایی با مقامات ارمنی

در تهران و اصفهان داشته است. گزارشهایی که او دریافت کرده و بحثهایی که او داشته است همه به مشکلی

جدی اشاره می کنند، که رژیم پهلوی نمی تواند جان سالم از آن بدر برد. پانوسیان فکر می کند که ارتش و

ژاندارمری قادر به کنترل ایران نخواهند بود. به نظر نمی رسد که او درک کند و اینکه او مخصوصاً از انتقال

حکومت، با اینکه تاکنون جماعت ارمنی دست نخورده و به وسیله اعضای فناتیک به خاطر ثروت

ص: 725

تصورشده اش و غیر مسلم بودنش قبل از اینکه دستور استرداد داده شود، مورد هدف قرار گرفته است،

می ترسد.

توجه: از وقتی که مقامات بالای روحانی و بیش از یک صد زائر در ژوئیه برای شرکت در مراسم

سالانه در «کلیسای سیاه» (قره کلیسا) می خواهند بروند، پانوسیان به وسیله مقامات بالای ارمنی در

ایالات متحده مورد تماس قرار گرفته است. او هنوز تصمیم نگرفته است که جوابش باید چه باشد ولی من

حدس می زنم که اگر او به آنها اطلاع دهد که سفر به خاطر عدم ثبات در اینجا باید به بعد موکول شود،

انعکاس مسئله در هر دو کشور ایران و آمریکا جدی خواهد بود. اگر تعداد بسیار زیادی از ارامنه ثروتمند

که با ایران تماس دارند، سفر برنامه ریزی شده طولانیشان را متوقف سازند، این به وضوح بدین مفهوم

است که این گروه پر نفوذ اعتمادشان را به رژیم در اینجا از دست داده اند.



عکس العملهای اجتماعی نسبت به مصاحبه شاه

ص: 726

سند شماره (26)

از : سفارت آمریکا تهرانتاریخ : 21 می 1978 31 اردیبهشت 1357

به : وزارت امور خارجه واشنگتن

طبقه بندی : محرمانه

گزارشگر : ج. ب. لمبراکیس.

موضوع : عکس العملهای اجتماعی نسبت به مصاحبه شاه

1 طی چند روز گذشته سفیر و دیگر مقامات سفارت عکس العملهایی از جانب افراد مختلف، مطلع و

کم اطلاع در مورد مصاحبه شاه در 13 می دریافت داشته اند. قسمت اعظمی از آنها از چیزی که این افراد

عدم قاطعیت، عصبی بودن و عدم صراحت در نحوه انجام مصاحبه به وسیله شاه به نظرشان رسیده بود،

حیرت زده، مأیوس و شاید کمی ترسیده بودند. آنها به ما می گویند که انتظار داشته اند که مصاحبه اول با

نمایندگان رسانه های گروهی ایرانی انجام شود و عمدتاً در امور داخلی صراحت داشته باشد و رهنمودی

به دولت و مردم در مقابل تردیدهای مختلف که تقریباً به وسیله تظاهرات روزانه و خرابکاری در سطح

کشور همچنین شایعات نسبتاً خارج از کنترل به وجود آمده باشد.

2 برخلاف رفتارش در گذشته در چنین نمودهایی، شاه عصبانی و به نظر بعضی حتی کمی متزلزل و

ترسیده مشاهده شد. به سئوالاتی که از وی می شد جواب نداد. برای مثال یک سؤال مستقیم در مورد علت

تظاهرات و اغتشاشات، او مانند گذشته از دادن جواب مورد منازعه خودداری ورزید که مثلاً مداخله

خارجی را سرزنش کرد و یک خط سازش را که امکان دیگری بود، آزمایش نکرد. خیلی از کسانی که از

شاه حمایت می کنند و روی رهبری او حساب می کنند، معتقدند که دو راه در مقابل او هست: سخت گیر و

راسخ، یا ملایم و سازشکار. در عوض آنها تفسیر گفته های او و یا به دست آوردن یک نظریه در مورد

مسیری که شاه از آنها می خواهد بروند را مشکل می بینند.

3 جالب توجه است که یکی از مرتبطین با سفارت که با دستگاه مذهبیون محافظه کار زیاد سروکار

دارد می گوید که مصاحبه در آن مجامع نسبتاً به خوبی پذیرفته شد. مصاحبه به اندازه کافی مصالحه جویان

به نظر می رسید، که امید نوعی از گفتگو بین رهبران اسلام و شاه را اجازه بدهد.

4 تفسیر: سفارت این مصاحبه را به عنوان یک نمونه دیگر از تردید شاه در این مرحله از برنامه های

آزادیهای داخلی او می بیند، او قمار بزرگ ناآشنایی را شروع کرده است. سست کردن زمام قدرت و اجازه

بیان به مخالفین از بخشهای مختلف، بدون اینکه اجازه دهد یک تهدید معتبر برای سلسله اش ایجاد شود.

او همچنین امیدوار است که بدین وسیله هواخواهی عمومی بیشتری برای حکومتش و برنامه هایش به

وجود آورد. تجربه او از قدرت تا به حال با درآوردن قدرت از چنگ مخالفینی که در مقابل از دست دادن

آن مقاومت می کرده اند و بعد استحکام بخشیدن به آن بدون در نظر گرفتن آزادی بیان برای مخالفینش بوده

است. در حالی که مهارتهای سیاسی در استحکام بخشیدن به قدرت می بایستی که نقش اولیه را بازی کرده

باشد، عوامل دیگری مثل استواری و استحکام علیرغم بدبختی و فلاکت، وفاداری کامل مبارزه جویی و

آمادگی برای مواجهه به وسیله زور تماماً یک نقش مهمتری را ایفا کرد.

5 در طول 15 سال گذشته، که شاه انقلاب شاه و ملتش را در مقابل مخالفان خود از مذهبی و چپی به

جلو می برده است، مهارتهای سیاسیش پیشرفت کمی داشته است. او اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده و به

ص: 727

تدریج خود را در موقعیتی قرار داده که با تعداد کمتری از اشخاص به منظور کسب راهنمایی مشاوره کند.

بسیاری از دستگاهیان این کم شدن گفتگو بین شاه و حامیان نسبتاً نزدیکش را متذکر شده اند. در حالی که

حکومت او به مقدار زیادی شخصی است و تمام تصمیمات در هر درجه از اهمیت به وسیله او باید گرفته

شود. درک جهتی که او در پیش گرفته برای پیروانش و همچنین مخالفانش اهمیت پیدا می کند.

6 با این حال هنوز آزادیخواهی دقیقاً چیزی است که شاه شخصاً با آن کمتر آشنایی دارد. تردیدهای

او در استفاده از تاکتیکها برای پیروان او به عنوان عدم اعتماد بنفس معنی شده اند. تمایل قابل ستایش او در

جهت آزمایش در یک تلاش برای مشارکت عمومی، بیشتر ممکن است به عنوان قادر نبودن او در

تصمیم گیری تلقی شود. نتیجه گیری طبیعی که بسیاری می کنند، این است که او قدرتش را از دست می دهد.

ما مطمئن نیستیم که شاه به اندازه کافی اطلاعات برای تشخیص این تصویری که خودش حداقل در بعضی

بخشها طرح می ریزد، داشته باشد. بنابراین فاصله بین شاه و پیروانش با تلاش او در اتخاذ یک سیاست

طنزآمیز اینجا است که سابقه معروف خود شاه در داشتن مداومت غیرعادی بر اکثر مسایل (که بعضی آن را

سماجت می خوانند) در این رابطه علیه او کار می کند.

7 ضمناً در اینکه او بتواند تمام وسایل قدرت را در کنترل داشته باشد، ما زیاد تردید نداریم. بدین

ترتیب واقعیت با تصویر او تفاوت دارد. شاه آمادگی بیشتری از خیلی از پیروان تندروش برای تغییر

تاکتیک دارد. چیزی که به نظر بعضی از آنها عدم اعتماد بنفس و ضعف می باشد، احتمالاً به نظر شاه به

عنوان حل یک مسئله مشکل می آید.

سولیوان



ایران: چرا سکوت ناگهانی؟

ص: 728

سند شماره (27)

از : سفارت آمریکا تهرانتاریخ : 28 می 1978 7 خرداد 1357

به : وزارت امور خارجه واشنگتن

طبقه بندی : محرمانه

گزارشگر : لمبراکیس

موضوع : ایران: چرا سکوت ناگهانی؟

1 علیرغم وقایع گاه و بیگاه اینجا و آنجا، یک آرامش نسبی جایگزین آشفتگیهای اخیر در جبهه

مخالفین داخلی ایران شده است. در حالی که در طول چند ماه گذشته تقریباً روزانه یک واقعه یا بیشتر

اتفاق می افتاد، شماره وقایع اخیراً به 3 یا 4 در هفته کاهش یافته است. به منظور تشریح علت این موضوع

ما طرق زیرین را پیشنهاد می کنیم.

2 اعلام سخت گیری در مورد تظاهرات خیابانی و خرابکاری به وسیله دولت و اجرای آن به وسیله

سرویسهای امنیتی از 11 می، احتمالاً یک دلیل آن بوده است. دستگیری چند صد نفر تظاهرکننده، تنها در

تهران (فقط تعدادی تا حالا آزاد شده اند) احتمالاً تعداد واحدهای قابل اعتماد و فعال را برای آنهایی که در

خیابانها دردسر ایجاد می کنند، کاهش داده است. احتمالاً این موضوع تظاهرکنندگان معمولی را که ترجیح

می دهند بزنند و فرار کنند، بدون اینکه دستگیر شوند، ترسانده است. در حالی که رهبری (طرفدار خمینی

یا جز این) را مجبور می کند که در مورد سهمیه بندی واحدهایش در درازمدت فکر کند.

3 دلیل دوم احتمالاً این است که یادبودهای 40 روزه در پایان دوره های عزاداری برای

تظاهرکنندگان که در برخورد با نیروهای امنیتی کشته شدند، موقعیتهای عالی برای تظاهرات در یک

زمینه مطلوب تر از دیگر اوقات به وجود می آورد. حضور در مساجد در چنین مواقعی به تظاهرکنندگان

بعد از این یک (بهانه) منظور مشروع بی آلایش می دهد که جمع شوند و ادعاهای بی گناهیشان را در

صورتی که متعاقباً در مقابل یک دادگاه نظامی قرار گرفتند، موجه جلوه گرفتند، موجه جلوه دهند. به همین

دلیل، چنین مواقعی کمک می کند که اشخاص مذهبی کم علاقه تر بیشتری را به حمایت رهبران بسیج کند و

اندازه تظاهرات را بزرگتر کند و به نیروهای امنیتی که در تلاش برقراری نظم و قانون هستند، چهره

ستمگرانه تری ببخشد.

4 شاید مهمترین علت، تحریک اکثریت رهبران مذهبی در کشور باشد. این محافظه کارها این جریان

را سودمند و یا لازم یافته اند که به افراطیهایی که از طرف آیت اللّه خمینی از تبعیدگاهش در عراق اداره

می شوند، ولی انگیزه آنها با انگیزه او تفاوت دارد بپیوندند. برعکس خمینی که هدفش را که سرنگونی شاه

است پنهان نمی کند و سلطنت را شدیداً محکوم می کند، این رهبران هدفهای محدودتری در سر دارند.

عمدتاً آنها می خواهند که توجهات را به شکایتهایشان جلب کنند. تا زمانی که دولت توجه کمی به آنها

مبذول می داشت آنها دلیلی برای خودداری از حمایت از خمینی نداشتند. حالا نشانه هایی وجود دارد که

دولت شروع به گوش دادن کرده است. مصاحبه شاه در 13 می با خبرنگاران ایرانی به نظر بعضی از این

رهبران به طور معقولی صلح جویانه آمد، هرچند که عکس العمل افراد نزدیک به شاه باشد یا مخالفین در

جبهه ملی. ما می دانیم که تلاشهای پشت پرده در جریان است که با مذهبیون محافظه کار باب مذاکره و

گفتگو باز شود و آنها را از خمینی اگر ممکن باشد، جدا کنند. در حالی که خیلی از این رهبران مذهبی

ص: 729

سلطنت را به عنوان یک نهاد لازم که اسلام را در مقابل رقابت کمونیستی محفوظ می دارد می بینند و هیچ

راه حلی بجز شاه به نظر کسی نمی رسد. آنها احتمالاً آماده اند تا یک رفتار معقولانه و جوابگو در مقابل

دولت برقرار کنند، بدون اینکه تغییر اساسی در نهادها صورت گیرد. بنابراین آنها برای درک بیشتر قوانین

و مقررات و یک شناخت عمومی بیشتر از اهمیت ادامه مذهب در زندگی ایرانی امیدوارند.

5 البته تاکنون پیشرفت زیادی در زمینه گفتگو صورت نگرفته و فقط تعداد معدودی از رهبران از آن

آگاه هستند. احتمالاً در هفته های آینده دردسرهایی از طرف مذهبیون وجود خواهد داشت، ولی بزرگی و

اهمیت آنها ممکن است کاهش پیدا کند و بین وقایع، دوره های طولانی تری وجود خواهد داشت. به ما گفته

شده (برای مثال) که احتمال آشوبهای جزئی در اطراف 5 ژوئن وجود دارد.

موردی که برای آن تظاهرات صورت می گیرد نامعلوم است، ولی احتمالاً به دوره های عزاداری مربوط

می باشد. همچنین به ما گفته شده که آشوبهای جدی تری را در حوالی 19 ژوئن انتظار داشته باشیم که 40

روز پس از کشتن بعضی از دستیاران آیت اللّه شریعتمداری در خانه او در قم به وسیله پلیس در 10 می

صورت می گیرد.

6 مقصود ما در تهیه تحلیلهای بالا عمدتاً برای موارد کاهش پیدا کرده آشوب و دردسر در اینجا

است، بدون اینکه قصد اشاره به اینکه دولت شاه دیگر در خطر نیست داشته باشیم. تلاشهای اختصاصی از

طرف رهبران دولتی از قبیل وزیر، درباره هویدا هنوز مورد نیاز است. قبل از اینکه روند 5 یا 6 ماه گذشته

بتواند عوض شود، ولی شروعی انجام شده است.

سولیوان



ایران در سالهای 78 1977: صحنه داخلی

ص: 730

سند شماره (28)

از : سفارت آمریکا در تهرانتاریخ : اول ژوئن 1978 11 خرداد 1357

به : وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.

رونوشت برای : عمان، آنکارا، آتن....

طبقه بندی : محرمانه

موضوع : ایران در سالهای 78 1977: صحنه داخلی

خلاصه: سیاست اعطای آزادیها و ابهام، از مشخصات وضع سیاسی داخلی ایران در 78 1977

بوده اند. شاه با گشاده دستی در حقوق فردی و آزادی بیان، وجهه خود را در معرض خطر قرار داده است، او

بدان حد در این امر اهتمام ورزید که مخالفینش را به میدان آورده، اما در مورد نحوه رفتار خود با آنها در

آینده قدری ابهام را موجب شده است.

عزم وی به ایجاد نهادهای سیاسی آزادتر به دلایل فراوانی قابل تقدیر است، اما نو بودن جریان این

عمل، تردیدهایی را در اذهان پیروانش برمی انگیزد و سئوالاتی در این مورد که او تا کی خواهد توانست در

این جعبه پر از دردسر را جزئی باز نگهدارد، مطرح می کند. شاه مایل نیست که زمام قدرت فعلیش در

تعیین خط مشی را کاملاً واگذار کند. معهذا وی سعی دارد که نظر «اکثریت خاموش» را به مشارکت در

حکومت جلب و آنها را به این کار تشویق نماید. حزب رستاخیز و دولت آموزگار تابحال موفقیتشان

خیلی محدود بوده و شاه به انواع اقدامات قانونی و فوق قانونی پلیسی تمسک جسته تا فعالیت مخالفین را

تحت کنترل نگهدارد. در عین حال رهبری مذهبی محافظه کار به عنوان یک ناراضی که طلسم خود را

شکسته، وارد عرصه سیاست شده و نظر قابل ملاحظه خود را بر نظر جبهه ملی و مخالفین چپ دیگر

افزوده است. شاه می کوشد که توده مذهبی را از حیطه نفوذ محرکین مذهبی افراطی به سردمداری آیت اللّه

خمینی و همچنین مخالفین چپی دور نگهدارد. ولی اقدام او هنوز حالت آزمایشی دارد. (پایان خلاصه)

ایران هم از نظر اجتماعی و هم اقتصادی در نیست که این قدرت به چه مجرائی کشانده خواهد شد و یا

عاقبت چه کسی آن را در دست خواهد گرفت. به هر صورت، سعی خواهد کرد که علل و نتایج آن را تحلیل

نماید.

برجسته ترین علت وقایع ایران، جریان عظیم ثروت حاصل از چهار برابر کردن قیمت نفت است. این

ثروت سبب پیدایش سریع طرحهای اصلی زیربنایی، جریان اجباری صنعتی شدن، موجی از تنعم که حتی

به سطوح اجتماعی پایین رسیده، افزایش عظیم تعداد مسافران ایرانی به خارج، تغییر ناگهانی تعداد

جوانان ایرانی قادر به تحمل هزینه دانشگاهی، سطوح بسیار بالاتر مصرف اقتصادی شامل بهبود روال

تغذیه، تسهیلات پزشکی و مراقبت پزشکی و همچنین سرازیر شدن خارجیان از سراسر جهان که صحنه

فرهنگی ایران را رنگین نموده است. همزمان با اینها، ثروت جدید یک تورم با نرخ دو رقمی را موجب

گردیده، ارزشهای اصلی را تحریف و مهاجرت داخلی مردم، از مناطق روستایی به شهری را پدید آورده

است. همچنین کارگران بیسواد خارجی را از آسیا جذب کرده و میزان تولید کارگران را پایین آورده و

باعث آلودگی و تراکم در شهرها شده و موجب از هم پاشیدگی خانواده اسلامی و نقشهای فرهنگی جامعه

و بالا رفتن مصرف کالا به میزان قابل توجهی شده است و به طور کلی توقعات عامه از اقتصاد و اصلاح

اجتماعی را به حدی رسانده است که رهبری قادر به تأمین آنها نیست.

ص: 731

شاه در مواجهه با این وضع آشوب خیز پی می برد که پیچیدگیهای این کار بزرگتر از آن است که او بتواند

به تنهایی تدبیر و رهبری آن را ادامه دهد. بنابراین او به راستی احساس می کند که احتیاج است مقداری از

اقتدار امیرانه جاریش را از حال تمرکز در دست خود بدر آورد و به زیردستانش مسئولیتهایی را محول

کند. به نظر وی اگر به تدریج یک طبقه متوسط کامیاب ایجاد کند و این گروه خود را سپاسگزار و قرین با

پادشاهی احساس کند، موقعیت وی و سلسله اش محکم خواهد شد. به این منظور وی وسیعترین امکانات

را برای کسب تحصیلات دانشگاهی در اختیار می گذارد و سعی دارد با تهیه پاداشهای مادی قابل ملاحظه

فارغ التحصیلان دانشگاهها را به تأسیسات دولتی و شبه دولتی جذب کند.

موارد «بخشش» و فساد که متأسفانه در سیستم اجتماعی سنتی ایران جاری است، بر این پاداشها باز

هم می افزاید. بدین ترتیب فارغ التحصیلان جوان و تازه کار فرصتهایی را که دستیابی به آنها برایشان ممکن

است، فوراً می پذیرند و به عنوان خدمتکاران سیستم داخل طبقه متوسط می شوند. به هر حال آنها از لحاظ

سیاسی همچنان برکنار بوده و از لحاظ فردی نیز نسبت به ساخت حکومت خود بدبینند.

بنابراین برای وظیفه ای که شاه برای ایشان پیش بینی می کند نامزدهای قابل تردیدی هستند. این امر

که شاه هنوز تصمیم نگرفته جهت تجویز یک میدان سیاسی برای طبقه متوسط جدید چه نهادهای سیاسی

را ایجاد کند آتنتیسم attentisme آنها را پیچیده تر می کند. مجلس و سنا مانند حزب رستاخیز که

تشکیلات سیاسی یک حزبی است و به طور نظری تمام ایرانیان واجد شرط سنی رأی دادن به آن تعلق

دارند، تقریباً آلت دست دولت هستند. به هر حال این حزب (تأسیس در سال 1975) جز به عنوان مفسر

بیانات شاه، نسبت به کارهای دیگر بی علاقه و تصمیم است.

در عین حال، پادشاه با چیزی که دوست دارد آن را «اعطای آزادیها» بنامد کار خود را ادامه می دهد.

این به معنای تخفیف معتنابهی در سانسور مطبوعات، تحمل انتقاد سیاسی و اظهارات جزئی عدم رضایت

و روش ملایمتر ضبط و ربطهای پلیس در مقایسه با گذشته نه چندان دور است. عواقب این تغییر، خاطر

وی را آزرده است و از اینکه منقدین خارجی (غربیها) روشنی فکرش را تمجید نکرده اند، مبهوت است. او

همچنین دچار سردرگمی است که چگونه با این نوع ناراضیان که در نیمه دوم دهه هفتاد به وفور حضور

دارند مدارا کند.

در این گزارش ما سعی خواهیم نمود بعضی از وقایعی که در یک سال و نیم یا دو سال گذشته روی داده

دنبال نموده و وضع وخیمی را که این وقایع کشور را به سوی آن سوق داده اند، بررسی کنیم. تصمیم اصلی

شاه به اعطای آزادیها اولین بار در اواسط 1976 ظاهر شد. براهین وی را می توان حدس زد. بدون شک

شاه می خواهد جانشینی ولیعهد را مهیا نماید و می داند که جانشینش نمی تواند با همان رویه سلطنت

مطلقه ای که شاه به تدریج طی 36 سال همراه با تجارب مخاطره آمیز گاه و بیگاه کسب کرده، حکومت کند.

به علاوه، احتمالاً شاه هم پی برده که یک جامعه با بزرگی و بغرنجی که ایران می رود احراز کند، نمی تواند

توسط توسط گروهی به کوچکی سابق اداره شود. در حالی که این یک فکر قدیمی است که گفته می شود از

سال 1961 در ذهن او جای گرفته که مشکلاتش در هماهنگ کردن دو عنصر «رشد اقتصادی» و

«اجتناب از مشکلات اقتصادی» در سال 1976 احتمالاً نیاز به ارتباط دوجانبه بیشتر با تکنسینها و

دیگران را به بار آورد تا او در تعیین خط مشی از کمک دیگران برخوردار گردد و در اجرای آن موفقیت

بیشتری حاصل کند. این نیاز ضمن آنکه مشاورین معتمدتر فوت می کردند یا در چاره جویی مسایل جامعه

ص: 732

فن سالار مدرن کفایت کمتری نشان می دادند، هرچه بیشتر احساس می شد. احتمالاً این دلیل نیز به نوبه

خود وی را متقاعد ساخت که هم برای مهار قدرت افراد در دستگاه بزرگ حکومت و هم به عنوان یک

منبع به کارگیری ابتکارات در ایالات ورای تهران، راهی سیاسی برای به حرکت درآوردن عقیده عمومی

ضروری بود. در انتها این احتمال داده نمی شود که این نظر از چشم ناظر تیزبینی بر صحنه جهانی چون

شاه، پوشیده باشد، که کارتر که در آن زمان نامزد ریاست جمهوری بود، اگر به ریاست جمهوری می رسید و

مقاصد جدی خود را در زمینه حقوق بشر را به اجرا درمی آورد، تا اواسط 1976 انتقادات ایراد شده از

جانب کنگره ایالات متحده در خصوص رویه اعمال حقوق بشر در ایران و سایر جاها تقویت می گردیدند.


مرحله اول

مرحله اول:

علائم اولیه اعطای آزادیها با ترغیب حزب رستاخیز به مشورت عمقی بیشتر با اعضای خود و بحث

در مورد مسئله واجد اهمیت برای مملکت همراه بود. جریان مذکور در بطن این تصور جای داشت که

حزب رستاخیز می تواند هم در ایالات و هم در استانها جدا از دولت، ولی به عنوان منقد دستگاه حاکمه

عمل کند. زمانی که حزب در اواسط سال 1976 تا اواسط 1977 در این مورد خیلی کارآمد نبود، چاره ای

که اتخاذ شد این بود که در عمل آن را به صورت آلت دیگری برای دولت درآورند. از قرار معلوم این بدان

جهت بود که کادرها، آن و مردم آن را جدی تر بگیرند.

جنبه دوم اعطای آزادیها ابداع بعضی تغییرات در آیین های حقوقی مربوط به بازداشت شدگان یا

زندانیان سیاسی بود تا دسترسی آنها به وکلای مدنی بیشتر شود و زمینه برای جریان مقتضی بهتر آماده

گردد و کلاً غلط گیریهایی از قبیل شکنجه تقلیل یابند یا کنار گذاشته شوند. این تغییرات نهایتاً در یک لایحه

جمع و به تصویب پارلمان رسید که در نوامبر 1977 رسماً وارد مرحله اجرا گردید. شاه دیداری با ویلیام

باتلر رئیس کمیسیون جهانی قضات داشت، که به معرفی بعضی از این اصلاحات حقوقی پرداخت. ارتباط

کم ثمرتری با مارتین انالز در تهران و لندن ادامه دارد، هرچند که نتیجه آن هنوز به صورتی مستقیم مشاهده

نشده است. همچنین صلیب سرخ جهانی دیدارهای بسیار مفیدی از زندانها داشته که حاصل آنها تا اول

ماه می 1978 گماشتن یک نماینده مقیم در تهران از طرف کمیته جهانی صلیب سرخ است.

جنبه سوم، گشاده دستی بیشتر در رابطه با آزادی بیان بود. به جزوه هایی که به صورت دستی تکثیر

می شدند و در آنها به دولت حمله نموده و خواستار رجوع به قانون اساسی و همچنین آزادی بیان بیشتر و

اجرای بهتر قوانین قضائی به علاوه خواستهای کوچکتر گوناگون بودند، اجازه نشر داده می شد و هرچند

که این جزوه ها به صورتی غیررسمی و دست به دست پخش می شدند، امضاءکنندگان آن دستگیر

نمی شدند. این افراد اغلب تحصیلکردگان صاحب حرفه از قبیل بازرگانان، معلمان، نویسندگان و حتی

قضات و وکلا بودند. آنها خشونت را توصیه نمی نمودند اما اکثر افکار خود را از سالهای 1950 اخذ کرده

بودند و آن دوره ای بود که در خلال آن جبهه ملی به رهبری مصدق علیه شاه جدی ترین اعتراض، که تقریباً

امکان مرگ وی نیز در آن وجود داشت را پدید آورد. گروههای معتقد به لیبرالیسم قرن نوزدهم با

گروههای چپی و کمونیست در مخالفت جبهه ملی با شاه ائتلاف کردند. علیرغم این ماجرای طولانی،

نویسندگان این اعلامیه ها در سالهای 78 1977 اکثراً صلح جو بودند که پیوندهای آشکاری با گروههای

تروریستی کوچک صاحب ایدئولوژیهای افراطی اسلامی یا مارکسیست که مدت چندین سال در ایران

ص: 733

عمل کرده اند، نداشته اند. آنها به هر حال در الهام به دانشجویان که جرقه خشونت در این مرحله اول را

ایجاد کردند، مؤثر بودند. در حالی که تظاهرات دانشجویی حتی طی اواخر سالهای 1960 و اوائل 1970

زمانی که علائم نارضایی دیگری (به استثنای وقایع تروریستی گاه و بیگاه) به چشم نمی خوردند، در ایران

بصورت سنت درآمده اند، تظاهراتی که در اواخر سال 1977 اتفاق افتادند به خارج از محوطه دانشگاهها

کشیده شدند و اغتشاشاتی را به وجود آوردند که از هر نمونه دیگری از سال 1963 به بعد بزرگتر بودند.

پلیس عاقبت این تظاهرات را مهار کرد و بیشتر موارد آنها را فرو نشاند. اما به موازات آنها یکی دو

مورد نیز روی داد که گروههای به اصطلاح «کارگران» در لباسهای معمولی آشکارا به عنوان بازوهای فوق

قانونی دولت عمل کردند. یک گروه از این افراد، یک اجتماع بزرگ که روشنفکران جناح چپ جبهه ملی

قدیم سعی کرده بودند در یک منزل شخصی نزدیک شهر کرج، بیرون تهران برگزار کنند را از هم پاشیدند.

دولت از شواهد مبنی بر همکاری تمام گروههای مخالف با یکدیگر چون دانشجویان، تروریستها و از همه

بالاتر توده متدین مردم، مشوش بود.


واکنش مخالفین

واکنش مخالفین:

واکنش مخالفین در مقابل این اقدامات دولت چندین جنبه داشت. حرکت تروریستی از اجرای اعمال

بیشتر دست کشید و رضایت داد که صبر کرده و ببیند نتایج این سیاست اعطای آزادیها چه خواهد بود.

خصوصاً اینکه هرکسی تصور می نمود شاه تحت فشار ایالات متحده دست به این کار زده است. پاره ای از

علت این رضایت، ترغیب آنها توسط رهبرانی بود که مورد احترام مخالفین هستند. بعضی از رهبرانی که

در اجتماع کرج حضور داشتند به فعالیت زیرزمینی بازگشتند و از گروههای کوچک مختلفی که توزیع

اعلامیه های انتقاد از دولت را ادامه داده اند، یکی دو جبهه هماهنگ به وجود آوردند. بقیه یک «کمیسیون

حقوق و آزادی بشر» تشکیل دادند و علیرغم اینکه دولت آنها را ثبت نکرده و آنها را به رسمیت

نمی شناسد، خود را به عنوان یک تشکیلات چشمگیر در مقابل سازمان رسمی دولتی تحت سرپرستی

شاهدخت اشرف که نماینده ایران در مجامع جهانی مرتبط با حقوق بشر است علم کرده است. عده ای دیگر

از آنها فعالیتهای کانون نویسندگان ایران را تجدید کردند که از زمان تشکیلش در حدود هشت سال، قبل

هرگز اجازه ثبت نیافته ولی به طور نسبتاً مؤثری اعتبار تشکل رسمی تر و نویسندگان و هنرمندان را که

تحت الحمایه دولت هستند را تضعیف کرده اند. بدون شک روابط با مخالفین مذهبی از جمله مهمترین آنها

آیت اللّه خمینی، افزایش یافتند. وی پس از ناآرامیهای سال 1963 که در پی ارائه لایحه اصلاح اراضی،

لایحه اعطاء حقوق بیشتر به زنان و دیگر جوانب، «انقلاب سفید» بودند، به عراق تبعید شد. دامنه این

روابط به درستی معلوم نیست، اما وجودشان در مرحله دوم اهمیت یافت.


مرحله دوم

مرحله دوم:

روابط مخالفین با رهبران مذهبی زمانی چشمگیر شد که در ژانویه 1978 یک تظاهرات مهم علیه

دولت در مرکز مذهبی قم در سالگرد انقلاب سفید شاه صورت پذیرفت، گفته می شود مهمترین علت آن

یک مقاله بی موقع و شاید گمراهانه در حمله به آیت اللّه خمینی بود که یک یا دو روز قبل از آن در روزنامه

اطلاعات درج شد. تظاهرکنندگان بیشتر از آنکه مریدان خمینی باشند بیانگر جریحه دار شدن احساس

ص: 734

مذهبیون محافظه کار بودند. یک رهبر مذهبی به نام آیت اللّه شریعتمداری که اعتبارش بیشتر از خمینی بود

سخنگوی عمده ایشان شد. تا آن زمان شریعتمداری با دولت همکاری می نمود. مقاله اطلاعات تحت

فشار آشکار دولت چاپ شده بود و سخنگویان مذهبیون محافظه کار ادعا می کنند زمانی که وزیر

اطلاعات به تقاضای آنها برای چاپ جوابیه ای در همان صفحه ترتیب اثر نداد، به خشم آمدند. خشونت

در قم که نزدیک به یک دوجین کشته به بار آورد، آتش سرایت کننده ای از مخالفت دینی را برپا ساخت که

خود را طی ماههای بعد در وقایع کوچک مختلفی در سراسر کشور به طور منظم نشان داد. این جریان

اعتبار خمینی را در چشم رهبران دینی همردیفش اعاده نموده است بنحوی که نوارهای صدا و جزوات او

یا حامیانش امروزه در ایران از طریق فعالیت زیرزمینی بازار، به طور وسیعی نشر می یابند.

یادبود چهلم مرگ «شهدای قم» به یک طغیان در شهر تبریز واقع در شمال کشور منجر شد، که حتی از اولی

وخیم تر بود. در آنجا گروههای طغیانگر مردم در شهر دست به غارت زده و وسایل بانکها را به علاوه

تأسیسات عمومی دیگر بیرون ریختند و تأکید خاصی روی بانک صادرات داشتند که صاحب آن یک

بهائی است و چندین سال است که رهبران اسلامی محافظه کار نظر خوشی نسبت به وی نداشته اند. تبریز

یک مرکز فرهنگی ترکمن است (توضیح مترجم: احتمالاً منظور از Turkoman culture فرهنگ ترکی

است) آنها مردمانی هستند که دین خود را از دیگران جدی تر می گیرند و به شریعتمداری به عنوان فرزند

آن سرزمین، وفاداری خاص دارند. وخامت این طغیان نیز عموماً به بدرفتاری مقامات دولت انتساب داده

می شود که مطابق گزارشهای گوناگون یک تن یا بیشتر از رهبران گروههایی را که قصد داشتند در جواب به

دعوت شریعتمداری برای برگزاری یادبود چهلم «کشتار» قم برای دعا در مسجد اصلی شهر جمع شوند،

مورد اهانت قرار گرفته و یا کشته شده بودند. تصمیم به تعطیل این مساجد و سوءمدیریتهای دیگر به

استاندار، رئیس پلیس و نیروهای امنیتی دیگر نسبت داده می شد و آنها پس از وقایع ماه فوریه از کار خود

برکنار شدند. یکی از واکنشهای دولت، تبعید چندین رهبر مذهبی عالی مقام بود که با جدا کردن آنها از

پیروانشان و مجبور کردن آنها به زندگی در نقاط دیگر کشور انجام شده. این اقدام در هیچ یک از وسایل

ارتباط جمعی ذکر نگردیده، چرا که دولت از قرار معلوم از ضد واکنشی که این اقدامات در صورت آشکار

گردیدن بر عموم و تبلیغ شدند برخواهد انگیخت اطلاع دارد. بمب گذاری در منازل چند تن از ناراضیان

مشهور (غیرمذهبیون) و کتک زدن شدید دو تن دیگر نمونه های دیگر واکنش دولت بودند. دولت، منجمله

نخست وزیر، ادعا می کند مسئولیتی در قبال این تخلفات که توسط یک تشکیلات که خود را «کمیته

زیرزمینی انتقام» می نامد اجرا شده ندارد، یا از آنها بی اطلاع است. ولی در اذهان عمومی تردید زیادی

وجود ندارد که یک بخش از دولت با تصویب شاه در این مورد مسئول است و اکثراً فکر می کنند که ساواک

سرویس امنیتی مخفی عهده دار آن است.

با این حال یک واکنش آزمایشی دولت جمع آوری تظاهرکنندگان به وسیله یک گروه جدید است که

در ماه آوریل تحت عنوان «نیروی پایداری» خود را نشان داد. نیروی پایداری که تصور می شود به عنوان

جانشین یا بازوی «سازمان دفاع غیرنظامی» که چند سال پیش تشکیل شد و در ماه می 1977

نخست وزیر هویدا با مقداری نمایشهای متظاهرانه آن را احیا کرد، عمل می کند. نیروی پایداری ظاهراً در

برگیرنده جوانان قوی هیکلی است که حاضرند دانشجویان و بقیه خاطیان را ربوده و برای دستگیری

قانونی تحویل پلیس بدهد. این تشکیلات تحت سرپرستی ژاندارمری قرار دارد، اما شنیده ایم که بسیاری

ص: 735

از مؤسسات و سازمانهای امنیتی دیگر قوای انسانی و فعالیت آن را تأمین می کنند. بزرگترین ابراز وجود

آن تا به امروز حمله ای بوده که به 300 200 دانشجو شد و آن زمانی بود که دانشجویان در یک روز جمعه

ماه آوریل در تپه های بالای دانشگاه ملی جمع شده بودند تا شعارهای ضد دولتی داده و سخنرانیهایی

علیه دولت انجام دهند.

افراد «نیروی پایداری» با مقاومت دانشجویان روبرو شدند و آنگاه یک دو جین هلیکوپتر پر از پلیس

ضدشورش وارد صحنه شد و پس از کتک زدن دانشجویان تا حد خونریزی بسیاری از ایشان، اکثر آن

جمع را دستگیر نمود. از آنجایی که آنها مطابق مقررات جدید به دادگاه مدنی احضار شدند، گزارش شده

که دفتر دادستان کل دستور داده تحقیقی صورت پذیرد تا علت جراحات شدیدی که به بسیاری از آنها در

جریان دستگیری وارد شده روشن گردد. از این تحقیق چیز دیگری به گوش نخورده و از نیروی پایداری

هم در چند هفته اخیر خبری شنیده نشده است.


واکنش مخالفین

واکنش مخالفین :

ضد واکنش مخالفین را که در این مرحله می توان از آن نام برد، بهره برداری از استفاده هرچه بیشتر

دولت از سیستم دادگاههای مدنی است. محاکمه تعدادی از دانشجویان دستگیرشده در رابطه با

ناآرامیهای ماه دسامبر، برای حدود 43 وکیل مدافع 16 تن از متهمین جولانگاهی به وجود آورد (بسیاری

از متهمین به سبب فقدان شواهد آزاد شدند) و بعضی از وکلای عالی رتبه جناح مخالف در دفاع از آزادی

بیان، بیانات پر طمطراقی را اظهار داشتند، علیرغم فصاحت دفاعیات اکثر متهمین (11 نفر از مجموع 16

نفر) عاقبت به حبسهای پنج ماهه محکوم شدند. این محاکمه هنوز مورد استیناف قرار دارد و وکلای آن

خود را برای محاکمات بیشتر آماده می کنند. یک نمونه آن شکایتی است که شش تن از رهبران مخالف که

منازلشان بمب گذاری شده یا کتک زده شده اند (پاراگراف اول در بالا) اقامه کرده اند. به هر حال جدی ترین

ضد واکنش همچنان از جانب عناصر مذهبی محافظه کار نشان داده می شد، که حامیانش آشکارا از دولت

خشمگینند و احتمالاً عامل اکثر وقایع کوچکی هستند که تقریباً هرروزه در گوشه و کنار کشور اتفاق

می افتند.

بر دامنه قضیه افزوده شده و مخالفان مذهبی و دولت در ارتباط با یکدیگر مشکلاتی دارند. پیش بینی

خاتمه این ناآرامیهای مکرر مشکل است، مگر آنکه ارتباط بهتری برقرار گردد.

(1)


پیش بینی

پیش بینی:

ما دلیل زیادی در دست نداریم که تصمیم شاه به اعطای آزادیها را که در چندین فرصت علناً آن را بیان

کرده و به طور خصوصی برای آمریکاییها و سفرای دیگر در اینجا بر آن تأکید ورزیده مورد تردید قرار

دهیم. به هر حال آشکار است که در باز گذاشتن فقط جزئی از درب این صندوقچه پر از دردسر دچار

زحمت است. تجربه اولش در تشویق آزادی بیان به حملات سوزانی علیه دولت منجر شد و توقعاتی را

برای اصلاحات داخلی به وجود آورد، که از آنچه وی در آغاز در نظر داشت جدی تر بودند. (به نظر

می رسد که دامنه واکنش عمومی وی را وادار به تأمل کرده باشد) اینکه شاه بخواهد یا هیچ گاه بپذیرد در

1- (از زمانی که این ورق برای اولین بار تهیه شده یک گفتگوی آزمایشی آغاز شده است).
ص: 736

قدرت تعیین خط مشی وی تقلیلی رخ دهد، فوق العاده مورد تردید است. به همان اندازه این نیز امری

بدیهی است که او اجازه نخواهد داد وقایع به حدی رشد کنند که امنیت ملی همان طور که وی معتقد است

در خطر افتد. با این حال وقایع رشد کرده اند و بخشی از علت آن این است که برای روح ایرانی اعتدال

چیزی بیگانه به نظر می رسد و بخشی دیگر از علل آن، اعمال خود وی یا خطاها و تردید رأی های

دستیارانش (ساواک، پلیس، مدیران، مقامات حزب) بوده است. بنابراین وی مجموعه ای از اقدامات

نامتجانس را اختراع کرده که همیشه هم به خوبی ساخته نشده اند و احتمال هم داده نمی شود که زیاد

پابرجا بمانند. مهمتر از آن او دستورالعملهای واضح عملیاتی جهت نحوه رفتار با ناراضیان برای مدیران و

افراد امنیتی خود تهیه نکرده است.

از جمله متدهایی که افکار لیبرالی را چه در ایران و چه در جاهای دیگر برافروخته می کند،

بمب گذاریها و کتک زدن مخالفین مورد احترام است که متخصصین توانایی هستند (از قبیل وکلا،

نویسندگان، پزشکان، مهندسان و بازرگانان) و استفاده از دسته های قلدر علیه دانشجویان و مخالفین چه

تحت عنوان «کارگران خشمگین» و چه «نیروی پایداری» می باشد. کوششهای حزب رستاخیز در جهت

توجیه این اقدامات ورای قانونی به عنوان خشم تنفرآلود یک اکثریت خاموش، دلگرم کننده نیستند و

حزب شانسهای کوچکی را که برای تحریک افکار عمومی دارد، اینک از دست می دهد.

در همین زمان روشن نیست که شاه چگونه جدیت مخالفین مذهبی محافظه کار و خطرهای احتمالی

آن را برآورد می کند.

در سنجش افکاری که سفارت در بین رهبران مذهبی به عمل آورد، یک ریشه نهفته وفاداری به

پادشاهی و استقلال ایران به همان شکل که شاه آن را در نظر دارد مشاهده شد؛ اما ناخرسندی فزاینده ای

نیز به سبب از بین رفتن روابط بین رهبری مذهبی و شاه وجود داشت. این رهبران خود را ستون اصلی

مخالفت با گسترش کمونیسم در ایران و مردمی که حقیقتاً مسئول نجات شاه و تاج و تخت وی و مسئول

یک ایران مستقل طی دوران بحران مصدق در سال 1953 می دانند (که تا حد زیادی حقیقت دارد البته اگر

عمل ارتش را نادیده بگیریم یا آن را در رتبه های وظیفه آن، جوابگو به دعوت اسلام علیه مرتدین بدانیم)

آنها از این که بسیاری از سران حزب کمونیست توده سابق در دستگاه دولت ایران پستهای مهمی به دست

گرفته اند، ناراحت هستند. آنها عنوان می کنند که احتمال دارد این سران برای اینکه شاه را از مردمش جدا

کنند، دست به توطئه بزنند. آنها طبیعتاً برنامه های مختلفی را که برای اختصاص امور به مسایل دنیوی

صورت می گیرند و شاه به آن برنامه ها علاقه مند است، مضر به حال خصیصه اسلامی حقیقی ایران

می دانند.

در عین حال دستورات جدید شاه به مأمورین امنیتی خود از قبیل دستورالعملهایی مبنی بر دست

کشیدن از شکنجه، آوردن دستگیرشدگان به محکمه، در مدت کمی پس از دستگیرشدنشان، استفاده از

دادگاههای مدنی بجای نظامی، قطع دستگیریهای احتیاطی براساس ظن و گمان، به مسئولین امنیتی گفته

می شود که در صورت وقوع هرگونه طغیان عمده جدید (مانند آنها که در تبریز و قم روی دادند) آنها

مسئول شناخته خواهند شد. اما در ضمن آنها را از استفاده از متدهای مناسب زمان، مانند بازداشت،

حبسهای طولانی و بدرفتاری (و بدتر از آن پیشکش) در مقابله با خطر باز می دارند. نیروهای امنیتی در

تبریز خیلی کارآمد نبودند و در محافل رسمی این ترس به طور آشکار و قابل ملاحظه وجود دارد که در

ص: 737

زمانی که دوباره به مبارزه طلبیده می شوند، کارآیی آنها چقدر خواهد بود. پلیس ضد شورش و واحدهای

ارتش عادت کرده اند به اینکه پلیس عادی را مورد کمک قرار دهند. اما محتمل نشمردن وقوع وقایع

جدی تر کار احمقانه ای است و شاه نیز از طرفی با محذور وفا به قول خود مبنی بر اعطای آزادیها و از طرف

دیگر با ضعیف شدند روحیه و تواناییهای نیروهای امنیتی خود روبرو است.

شورشهایی که در تبریز، قم و تهران از هشتم تا یازدهم می رخ داد و موجب شد که دولت اعلامیه ای

بدین مضمون که تظاهرات خیابانی را سرکوب خواهد کرد، منتشر کند و این احتمالاً اولین قدم از یک

سری اقدامات برای دست کشیدن از اعطای آزادیها که شاه ممکن بود متقبل شود، می باشد. تجربه چینی

بگذاریم «هزار گل شکوفه کنند» و آن گاه همه را از ساقه ببریم متناسب به نظر می رسد. این کار حکومتی

استوار را به همان ترتیب که پیش از اصلاحات 78 1976 وجود داشت، مستقر خواهد کرد. اما نمایانگر

یک عقب نشینی از دلایلی که برای شروع اعطای آزادیها داشت (مانند جانشینی، نمایندگی و مشورت

بیشتر، بلوغ سیاسی بیشتر مردم) خواهد بود و از وجهه وی خواهد کاست. زمانی که این مطلب نوشته

می شود و برای اظهار نظر قاطعانه در خصوص اینکه شاه چه جهتی را برخواهد گزید خیلی زود است. خود

وی بدون شک هنوز در نظر خود پابرجاست. در حال حاضر (11 می) او اعلام کرده که اعطای آزادیها

ادامه خواهد یافت.

بنابراین، اگر تخمین ما در اساس صحت داشته باشد، شاه مجبور خواهد شد در آینده نزدیک

تصمیمات سختی را اتخاذ نماید، خصوصاً اگر تابستان خشونت آمیز باشد. در حال حاضر سخنگویان

دولت هنوز از مخالفت «مارکسیستهای اسلامی» صحبت می کنند و مرتجعین «سرخ و سیاه» یا «چپ و

راست» را همدست یکدیگر قلمداد می کنند. آنها همچنین ادعا می کنند که نفوذ کشورهای خارجی پشت

پرده این مخالفت قرار دارد و از قرار معلوم این کوششی است، برای حفظ آبروی دولت که جاذبه

میهن پرستی را در جهت منافع خود استفاده می کنند. بعضی از حملات اخیر خود شاه علیه «استعمار قدیم و

جدید» را می توان به عنوان یک تلاش آگاهانه برای پیچیدن هرچه تنگ تر ردای میهن پرستی بدور خود و

جذب حمایت سیاسی مثبت و همچنین سلب اعتبار از مخالفین تعبیر کرد.

تمام اینها به نفع مخالفین تمام می شود. آنها را به جای متفرق ساختن متحد می کند. در گذشته شاه با

موفقیت، مخالفین خود را متفرق کرده است. ایران قبل از ایستادن در مقابل منافع انگلیسیها، مبارزه علیه

تجاوز شوروی در آذربایجان و کردستان را آغاز نمود و از آن موفق از آب درآمد. دفاع شاه علیه عناصر

چپی تحت رهبری مصدق، بدان جهت توفیق یافت که اسلام محافظه کارانه پشت سر وی بود. زمانی که وی

علیه ملاکان و دستگاه اسلامی در سالهای 1962 و 1963 به مقابله برخاست، قوای جناح چپ ضعیف

شده بود. به نظر می رسد که او تا امروز آن درسها را فراموش کرده باشد اگرچه بعضی از بیانات اخیرش به

سفیر (و حداقل یک مقاله در یک روزنامه محلی) به این مسئله اشاره دارند که وی ممکن است شروع به

بازگشت به آن استراتژی کرده باشد.

در میان مخالفین تخمهای بسیاری برای رشد تفرقه وجود دارد. مذهبیها خود هیچ مخفی نمی کنند که

به گروهها و رگه های فکری بسیاری متفرق شده اند و همه چیزی که باعث ائتلاف آنها شده است، تنفر

اغلب ایشان نسبت به رفتار دولت است.

در اینکه شاه فکر خود برای ایجاد یک ایران دنیوی و متحد با غرب دنیوی به جای کشوری اسلامی

ص: 738

مانند عربستان سعودی، لیبی و پاکستان را کنار نخواهد گذاشت، زیاد تردیدی وجود ندارد، اما حرکت وی

به سوی آن مقصد باید برای تاکتیک تطبیق خود با محافظه کاران مذهبی قدرتمند جایی نگهدارد، زیرا

طبق آخرین تحلیل اگر بعضی عناصر چپ یا خرابکاری جهانی با حمایت آشکار بیشتری از جانب

شوروی شاه را به میدان بخوانند، او هنوز به حد زیادی بر آنها متکی خواهد بود. بنابراین او سعی دارد

مجاری ارتباطی بهتری با رهبری مذهبی پیدا کند و بدون شک براساس بعضی از شکایات آنها اقدام

خواهد کرد. این کار اگر با مهارت انجام شود، انتظار می رود که تا مدت مدیدی آنها را آرام نگهدارد و به

فرو شکستن اتحاد مخالفین منجر شود. معهذا خود این به تنهایی شاه را به مقصودش مبنی بر ایجاد

مشارکت سیاسی بیشتر که وی برای مدیریت بهتر سیستم اقتصادی و اجتماعی پیچیده اش که جهت هموار

کردن راه برای یک جانشین بدان نیاز دارد، نزدیک نمی کند. اما مخالفین را به تفرق خواهند کشاند،

روابطش را با متحدین طبیعی محافظه کارش ترمیم خواهد نمود و تا حدی نظم و ترتیب را که در آن وی

می تواند خواستهای اساسیش را تعقیب کند، باز می گرداند.

سولیوان


کنفرانس مقامات مهم کنسولگری تهران

ص: 737

سند شماره (29)سری

کنفرانس مقامات مهم کنسولگریتهران 5 ژوئن 1978 15 خرداد 1357

شرکت کنندگان:

تامس داولینگ جوانا مارتین

جک گریسون دیوید مک گافی

هاوارد هارت مایکل مترینکو

جیمز هایام چارلز ناس

میکی کلیبر کنت راجرز

تامس کوساک جان استمپل

جورج لمبراکیس کلاید تیلور

ویکتور تامست

«جورج لمبراکیس» اوضاع سیاسی را در عرض یک سال گذشته با توجه به آغاز لیبرالیزه کردن

سیستم ایران توسط شاه مورد بررسی قرار داد. دولت بیانی در مورد اعتقاد به مشارکت سیاسی ابراز داشته

و تظاهرات اخیر این سؤال را برانگیخته است که آیا شاه کنترل کامل را دارد یا خیر؟ آیا فرآیندی که تاکنون

ادامه داشته غیرقابل برگشت خواهد بود؟ رهبران سیاسی گذشته جبهه ملی با موضع مخالف دوباره ظاهر

شده اند. افراد مذهبی منجمله چند آیت اللّه، بیشتر در سیاست وارد می شوند. این امر در افزایش فعالیت

دانشجویی که منعکس کننده کلیه گروهها، و نه اینکه یک نقطه نظر واحد دانشجویی بوده، انعکاس داشته

است. ارتش و کارمندان عالیرتبه نگران این جریان شده اند و این سؤال مطرح است که آیا ایشان بر علیه

لیبرالیزه کردن عکس العمل نشان خواهند داد؟


بحث مربوطه

بحث مربوطه

تامست تذکر داد که گروههای جبهه ملی در جنوب ایران فعال نبوده اند لکن در کرمان جبهه ملی بهترین

عنصر سازمان یافته مخالف بود که بالاخره در ماه می 1978 روآمد. عناصر مذهبی به طور اساسی به دو

گروه تقسیم شده اند: 1) آنهایی که مواضع حساب شده سیاسی درباره سلطنت و جامعه اسلامی مطرح

می کنند و 2) گروه وسیعتری با زمینه های روستایی و سنتی که با مدرنیزه کردن مخالفند. رهبری اینها از

گروه اول ناشی می شود. در شیراز دانشجویان حالت دوگانه ای دارند؛ (از یک طرف) با مدرنیزه کردن

موافقند و از طرف دیگر بی اطمینانی هایی در مورد زمینه های سنتی ابراز می دارند. مک گافی تذکر داد که

شاه مطمئناً قدرت انجام آنچه را که می خواهد دارد و خط مشی خود را تحمیل می کند. در اصفهان مردم

معتقدند که شاه از وسعت و عمق نارضایتی عمومی آگاه نیست. یک عامل عمده جدید نیز به وجود آمده

است و آن اینکه: کارمندان و مقامات وزارتی می ترسند که شاه ممکن است، تسلیم سنت گرایان شود و

وضع متزلزل متجددین را از بین ببرد. از این جهت از جانب مقامات اداری فشار آورده می شود که اقدام

قاطعی علیه ناراضیان به عمل آید. آیت اللّه خمینی در بازار اصفهان خیلی نفوذ دارد. بسیاری از رهبران

مذهبی اصفهان از او خوششان نمی آید، اما احساس می کنند که چون وی از حمایت مردمی قوی برخوردار

است، باید پذیرای او باشند. همچنین در بین متجددین دیگر نیز نارضایتی وجود دارد، از جمله

ص: 740

سرمایه داران، کارخانه داران و کارگران، سرمایه داران احساس می کنند که به آنها ترفند زده شده است. تا

منافع خود را سرمایه گذاری مجدد نمایند و کارگران هم که وعده داده شده بودند که (در سود سهام) شریک

باشند می بینند که حقوقشان به حسب واقع در سال گذشته کاهش یافته است. «مترینکو» اظهار داشت که

تبریز «کشور دیگری است». مردم آنجا فارسی صحبت نمی کنند و تاریخ آذربایجان همیشه جدایی طلب

بوده است. مقامات حکومت شهری عملاً به خاطر تغییر و تعویض دائمی وجود نداشته اند بعضی از اوقات

در عرض چهار ماه 2 یا 3 نفر در یک مقام تغییر یافته اند. دانشگاه «آذرآبادگان» فقط چهار هفته از

کلاسهای شانزده هفته ای خود را داشته است. کشتار دانشجویان در اوائل ماه می کارمندان دانشگاه را بر

علیه دولت شورانده است. مذهب در تبریز که شهر مترقی نیست، اقتدار زیادی دارد. عملاً تنها سرگرمی که

وجود دارد از طریق مساجد است. ساخت عادی اجتماعی آن تغییر یافته است. باشگاهها و سینماها

تعطیل شده است. در تبریز، فرح (که در جاهای دیگر مورد احترام شدید است) حتی توسط منسوبین خود

مورد تحقیر است و آنها می گویند که خانواده «دیبا» در تهران دیگر ترک نیستند. اعتقادی وجود دارد مبنی

بر این که شاه از گسیختگی تبریز درست مطلع نیست. «مترینکو» متذکر شد که تحمیل مجدد یک اقتدار

محکم مشکل به نظر می رسد. عقیده بر این است که سربازان اگر بدانند که مردم تبریز به خاطر دلایل

مذهبی شورش می کنند به روی آنها شلیک نمی کنند. در ماه فوریه به سربازان گفته شده بود که کمونیستها

درصدد اشغال قدرت هستند. اینک افسران تشخیص می دهند که شورش کنندگان کمونیست نبودند و

احساس فریب خوردگی دارند. اما ستاد ارتش فکر می کند که هر نوع حادثه ای را می تواند از عهده برآید.

مک گافی اظهار کرد که وقتی پس از کودتای افغانستان به پایگاه هلیکوپتر اصفهان آماده باش داده شد.

فقط افسران هلی کوپترها را پرواز دادند و درجه داران به امور کلاس گماشته شدند. بسیاری معتقدند که

دولت در مورد تظاهرات دروغ گفته است.


مذهب و تجدد

مذهب و تجدد

«تامست» تذکر داد که دامنه وسیعی از نارضایتی های ناشی از مدرنیزه کردن در حال بروز است.

ایرانیان مدعی هستند که مدرنیزه کردن مفهوم هویت را از بین می برد. اگر چنین باشد لیبرالیزه کردن

سیاسی صرفاً فرآیندی را که برای مدتی ادامه داشته است، ظاهر کرده است.

«مک گافی» توجه داد که افسران جوان نیروی هوایی اصفهان مجذوب تجددند و در مورد لیبرالیزه کردنی

که منجر به دادن امتیازهای عمده به مخالفین شود، ناراحتند. بسیاری از نخبگان تجددگرا پلیس را یک

مشکل و مانع برای مدرنیزه کردن می دانند.

«داولینگ» متذکر شد که افسران پلیس که با وی سروکار دارند نسبت به سازمانهای خود متعهد بوده،

اما تجددگرایان دولت را حمایت می کنند، مخصوصاً اگر بخواهند انتخابی میان دولت تجددگرا و حکومت

مذهبی محافظه کار به عمل آورند. اما هنوز اکثراً وضعیت را این طور نمی بینند.

«ناس» این سؤال را مطرح کرد که آیا اختلافات میان روحانیت شیعه و دولت غیرنظامی چنان اساسی

است که نمی توان آنها را مصالحه داد؟ آیا دولت ایران نمی تواند با روحانیت کنار بیاید بدون اینکه ضعیف

تلقی شود؟ مقداری هم تأثیرات ایدئولوژیکی در مورد محافظه کاری اسلامی مورد توجه واقع شد. مک

گافی فکر می کرد که ایدئولوژی در درجه دوم قرار دارد و هر شخص متوجه رفاه و ترقی خویش است.

ص: 741

تأکید روی مذهب ناشی از تمایلی است از سوی رهبران مذهبی برای یک بازگشت سیاسی. «داولینگ»

گفت که افزایش احساسات مذهبی تعداد اقلیتهایی را که در جستجوی روادید آمریکا هستند به وضوح

افزایش داده است. بنابر گزارشی، اسقف ارامنه طرفداران خود را تشویق به ترک ایران کرده است. سازمان

حزب توده که به طور فعال روی تبلیغات تمرکز به خرج داده است، آماده می شود که از وضع آینده سود

ببرد و در صدد جلب نظر ملاها به خود می باشد. مک گافی اظهار نمود که در اصفهان نیروی پلیس علیرغم

تظاهرات در حال افزایش عمدتاً غیرفعال باقی ماند، ولی وقتی دستور تیراندازی در صورت لزوم داده شد،

خوشحال شدند. اعتقاد عمومی ایرانیان این است که «وقتی شاه اعتدال نشان می دهد، مخالفانش هرگز

چنین کاری نمی کنند». و این عقیده بیان شد که نیروهای نظامی تعیین کننده نهائی در توالی بحران خواهند

بود. هرچند که مقداری نفوذ مذهبی در قوای نظامی هست، اما اظهار شده است که این قوا به شهبانو و

ولیعهد وفادار خواهد ماند. چنانچه تمامی خانواده سلطنت به قتل برسند، ایران به دست برنده خواهد

افتاد.


وضع اقتصادی

وضع اقتصادی

«تیلور» تذکر داد که مکانیسم تصمیم گیری نتوانست خود را قادر به رفع مشکلات متزاید صنعتی کردن

نشان دهد. در مورد تلاشهای دولت ایران برای عدم تمرکز، فقط در حوزه بودجه ابتکار مؤثرتری وجود

داشته است، اما تفویض اختیارات فقط در سطح کابینه یا عالیترین رده های تحت کابینه بوده است. یک

سیاست کلی برای وضع کارگران وجود ندارد. محرومیت کارگران به خاطر تنزل دستمزدهای واقعی و

رکود اقتصادی، مخصوصاً در صنعت ساختمان سازی که منبع اصلی اشتغال نیروهای بیسواد، و غیر ماهر

بوده است، مشهود است. کسری های عظیم بودجه که قبلاً گفته شد از 1981 آغاز خواهد شد، از هم اکنون

وجود دارد.

تغییری در برنامه های اقتصادی به سمت خودکفایی، یعنی تأمین نیازهای اساسی انسانی به جای این

اظهارنظر یکسونگرانه که ایران تا سال 2000 یک آلمان غربی خواهد شد، به وجود آمده است. در نتیجه

ایران در بخش معادن دچار اشتباهاتی شده است. وقتی که به جای افزایش اکتشافات معدنی، آن را کاهش

داده است. یک عامل عمده در توسعه یک استراتژی درست اقتصادی متقاعد کردن شاه برای کم کردن

انتظاراتش است. ایران می تواند از بحرین بهتر باشد، اما باید توهم «آلمان غربی» را ترک کند. توزیع درآمد

بسیار ناجور است و ثروتمندان فاقد تعهد یا اعتمادی هستند که باید حامی سرمایه گذاری شود. این امر به

ازدیاد نارضایتی سیاسی و رکود اقتصادی کمک می کند. مک گافی اشاره نمود که مردم سیر نزولی اقتصاد

را تقصیر شاه می دانند و در جستجوی یک «ایده بزرگ» جدید هستند که عبارت باشد از برابری عملی در

اکتشاف جدید نفت. تامست اظهار داشت که دولت ایران باید تصمیمات خیلی سختی اتخاذ کند؛ به ویژه

برای آرام کردن طبقه متوسط که به طور متزایدی خواهان نقشی در تعیین سرنوشت خویش می باشند.

«ناس» متذکر شد که یکی از مخالفتهای بزرگی که دارد ظهور می کند، تقسیم منابع میان مصرف نظامی و

توسعه اقتصادی است. این امر مسایل سیاسی خود را مطرح ساخته و موافقت شده است که مقدار قابل

توجهی از مخارج نظامی به نفع توسعه غیرنظامی در بعضی از قسمتها محدود بشود، اما نه در بخش وسایل

مستعمل. تیلور در پاسخ سؤالی اظهار نمود که راههایی برای خرج کردن پول وجود دارد که ممکن است

ص: 742

توسعه بلندمدت را افزایش دهد، بدون اینکه خطر تورم ایجاد کند: یکی آموزش بیشتر در قسمت کارگری

تکنیکی، مانند آموزش حرفه ای و تعمیر اتومبیل و غیره. دوم خانه سازی که با در دست قرار دادن منابع و

حذف مصالح از بازار سیاه باعث بهبود خانه های کارگری خواهد شد، نه ساختمانهای لوکس. سوم خرج

مرحله ای برای کشاورزی به جای خریداری محصولات خارجی با پرداخت کمکهای بلاعوض که باعث

تشویق بیشتر تولید داخلی خواهد شد.


مسایلی برای آمریکا

مسایلی برای آمریکا

مقامات عمده توافق داشتند در این که آمریکا دارد تا اندازه ای سپر بلا برای مشکلات ایران واقع

می شود. آمریکا از شاه حمایت می کند و لذا ایدئولوگهای مذهبی آمریکا را به عنوان حامی حکومت مورد

حمله قرار می دهند. متجددین معتقدند که حضور آمریکا در ایران باعث بالا رفتن اجاره ها و هزینه های

غذایی شده است. دانشجویان خاک آمریکا را به عنوان جایی که مزایای زیادی عرضه می کند دوست

دارند. اما نه آنها و نه بزرگترهایشان باور ندارند که آمریکا از نظر فلسفه سیاسی چیزی را برای ایران داشته

باشد. در این لحظه قدرت آمریکا مورد تکریم نیست و ما را به عنوان یک کشور ضعیف و غیر مصمم

ملاحظه می کنند. در حال حاضر چنین نظری اشکالات جدی در حسن نیتی که توسط اکثریت عمده ای از

ایرانیان ابراز می شود، ایجاد نمی کند. معهذا موقعیتهایی به وجود می آید که طی آن آمریکا ممکن است به

سرعت سپر بلای مشکلات ایران شود، متجددین آمریکا را به خاطر شکستهای اقتصادی دولت ایران

سرزنش می کنند و مخالفان ما را سرزنش می کند: که چرا عقیده آنها را در مورد ترکیب سیاسی به شاه

تحمیل نمی کنیم.

امضاء: استمپل، لمبراکیس، تیلور


مشکلات داخلی ایران، نیاز برای اطلاعات

ص: 743

سند شماره (30)

از : سفارت آمریکا، تاریخ : 7 ژوئن 1978 17 خرداد 1357

تهران برای اقدام به : وزارت امور خارجه، واشنگتن برای اطلاع:

سفارت آمریکا در ابوظبی

سفارت آمریکا در دوحه

سفارت آمریکا در جده

سفارت آمریکا در کویت

سفارت آمریکا در منامه

سفارت آمریکا در مسقط

طبقه بندی : محرمانه

موضوع : مشکلات داخلی ایران، نیاز برای اطلاعات.

1 منامه، همچنین دوحه، جده، کویت و مسقط در اول ژوئن مطلبی را تحت عنوان «ایران در سالهای 8

1977، صحنه داخلی» دریافت داشته اند. هدف این تحلیل آن است که ناآرامیهای داخلی از سیاست

آگاهانه اعطای آزادی که در 1976 توسط شاه آغاز گردید و هنوز هم ادامه دارد، مشتق می شود. در حالی

که «برنامه اعطای آزادی» شکوه ها و برخی خصومتهای جدی به رژیم را از عمق به سطح آورده، شاه و

نهادهای او کنترل کامل اوضاع را در دست دارند. مطالعه فوق چند نوع مخالف را، از جمله به دو گونه گروه

مذهبی، سایه هایی از رهبران قدیم و جدید جبهه ملی، تروریستها و دانشجویان مورد تجزیه و تحلیل قرار

می دهد.

2 سفارتخانه های حوزه خلیج را در معرض بازیابی گسترده تر قرار خواهیم داد. هرچند که تاکنون

توزیع گزارش وضعیت را محدود نگه داشته ایم.

وزارت امور خارجه شاید خواستار فرستادن نسخه ای از 80 A به دیگر سفارتخانه ها در حوزه خلیج که

تقاضای کسب اطلاع و تحلیل رویدادهای جاری در ایران را دارند، باشد.

سولیوان

ص: 744

سند شماره (31)

محرمانه

خلاصه مذاکرات هیئت مسایل مملکتی14 ژوئن 1978 24 خرداد 1357

سفیر جلسه را با شرح ملاقاتش با آقای ناس در مورد نخست وزیر آموزگار که دیروز انجام گرفت

آغاز کرد. در میان موضوعاتی که مورد بحث قرار گرفت از حزب رستاخیز، رابط انرژی اتمی و کلنل

ساندرز می توان نام برد. نخست وزیر خاطرنشان ساخت که او زیاد تحت تأثیر عقیده یک جناح سوم برای

حزب رستاخیز قرار نگرفت. در مورد انرژی اتمی آموزگار در رابطه با عبارت «زمان بندی » و مسئله

MFN برای ایران طرحی سازنده ارائه داد. با تلفن از واشنگتن شنیدیم که بنگاههای درگیر رضایت دارند و

می روند که لحن بیان دیگری را پیشنهاد کنند. سفیر همچنین یادداشتی به نخست وزیر داد که مربوط به

مشکلات انتفاع محفوظ (کپی رایت) کلنل ساندرز بود. نخست وزیر گفت که برای تبدیل علامات خاطیانه

کنتاکی فراید چیکن به «کاشانی فراید چیکن» اقدام خواهد کرد.

در همان جلسه سفیر درباره بودجه ساختمانی دانشگاه تبریز اطلاعاتی به بایندر داد. هنوز رئیس

دانشگاه تعیین نشده و در آینده نزدیک نیز تعیین نخواهد شد. آقای ناس در غیاب سفیر اطلاعات مربوط

به این مسئله را فراهم خواهد کرد.

سفیر از آقای لمبراکیس خواست که درباره اعضای گوناگون مجلس که برای رستاخیز رأی آورده اند،

یک تحقیق پیرامون زندگی ایشان انجام دهد. از آقای لمبراکیس این هم خواسته شد که ببیند آیا بیانیه

ناشی از دیدار امیر بحرین از ایران به تمام واحدهایمان در منطقه خلیج رسیده است یا نه؟

سفیر آلمان به سفیر سولیوان گفت که شنیده است که نیروی دریایی ایالات متحده می خواهد که تمام

کشتیهای کوچک را تهیه نماید. سفیر توضیح داد که یک گروه متخصص برای آزمایش اینکه چه نوع

سلاحهای ساخت آمریکا می تواند برای کشتیهای آلمانی به کار روند، رسیده است. سفیر در مورد مشکل

بینابین آقای بروین و جینگلز سؤال کرد و به آن توصیه کرد، که سعی نماید میلز را دوباره به عنوان نماینده

منصوب نمایند.

سفیر دو خبر رسیده در ارتباط با سیاست ما درباره پناهندگان افغانی به آقای گوئلز ارائه داد. او

همچنین سؤال کرد که آیاکسی مایل به شرکت در نمایشنامه کارمن در تالار رودکی هست. پس از مدتی

آقای شلنبرگر گفت که او شخصی را برای این کار انتخاب خواهد کرد.

آقای شلن برگر توضیحی در مورد مذاکراتش با اندوویتلی از بی بی سی داد و سپس یک لیست طولانی از

شکایات را در مورد موقعیت کارها در ایران قرائت نمود. این لیست به درخواست اعلیحضرت توسط یک

گروه از روشنفکران تهیه شده بود.

آقای بروین گزارش داد که او و آقای وستلی چیزهایی در مورد نگرانی مقامات وستینگهاوس از اینکه

پروژه مترو به فرانسویها مربوط می شود، شنیده است که البته چون قراردادها پنهانی بسته می شود، در

اینباره اطلاع چندانی ندارد.

آقای لمبراکیس گفت که 19 ژوئن در 18 ژوئن برگزار خواهد شد. مذهبیهای فعال همگی قبول

کرده اند که بهتر است در خانه بمانند، تا تظاهرات انجام دهند. آقای شلنبرگر گفت که ویتلی احساس

می کند، اغتشاش بالا خواهد گرفت.

ص: 745

آقای فری سپس در رابطه با موضوعات اصلی گزارشی در مورد پیش بینی مقدار محصول در سال

جدید و دیدار وزیر کشاورزی از استرالیا و ایالات متحده داد. در این گزارش او خاطرنشان ساخت که

درخواستی مبنی بر کمک به ایران برای یافتن بازار جهت کندر و مر دریافت داشته است.

آقای آدلر گفت که امروز صبح اطلاع یافته است که آقای سیهویل متخصص ایمنی NRC، دیگر به ایران

باز نخواهد گشت. او نمی داند که امکان دارد این مخالفت تنها ناراحتی ایران در رابطه با فقدان پیشرفت در

زمینه انرژی اتمی باشد. سفیر گفت که آلمانیها به خوبی تحت تأثیر این مخالفت قرار گرفته اند، از زمانی که

کنترل ایمنی ایالات متحده را برای راکتورهای خود تخمین زده اند. آقای آدلر موضوع را با سیروس

منصور تعقیب خواهد نمود.

آقای آدلر همچنین گزارشی در مورد حضور خود در جلسه اخیر انجمن «تنظیم و بهداشت خانواده»

داد. منظور این است که وزیر بهداری هیچ گونه همکاری به عمل نمی آورد. سفیر معتقد بود که آقایان ناس

و آدلر بهتر است که شرحی راجع به موضوعات اصلی ملاقاتهای آینده با وزیر بهداری شیخ الاسلام زاده

تهیه نمایند.

آقای بیرن، رابرت پاول را به عنوان مأمور جدید CAAG معرفی کرد. خانم دیرزمن در مورد جلسه ای

که با کارکنان مالیاتی ایران داشت سخنانی ایراد کرد و گفت که آنها درخواست «مساعدت و دادن اطلاعات

از متخصصین کامپیوتر IRS» کرده اند.

سفیر درخواست نمود که این امر توسط جان میسی و جک وگان همانند یک برنامه جدید مورد بررسی

قرار گیرد.

آقای ددیچ در مورد ملاقاتش با نمایندگان پلیس ملی ایران در رابطه با آموزش افراد پلیس ایرانی در

ایران صحبت کرد.

ضمیمه: بدین وسیله نویسنده از آقای مارتین به دلیل عنوان نکردن گزارش ایشان در مورد اینکه در

بین نمایندگان وستینگهاوس، شکاف ایجاد شده است پوزش می طلبد.



جلسات مقامات عمده

ص: 746

سند شماره (32)

به : کنسول آقای گوئلز19 ژوئن 1978 29 خرداد 1357

از : شیراز ویکتور ال. تامست

موضوع : جلسات مقامات عمده

در عین حال که نمی توانم بگویم که از قول همکارانم سخن می گویم، اما شخصاً نشست مقامات عمده

را دلیل متقاعد کننده ای برای مفید بودن برگزاری این گردهماییها به طور مرتب یافتم. همچنان معتقدم که

نوعی موضوع خاص در هر جلسه توجه شرکت کنندگان را به خود معطوف می دارد، و لذا می تواند وسیله

مفیدی برای به حداکثر رسانیدن آنچه که ممکن است طی این جلسات نسبتاً کوتاه مدت به دست آید،

باشد. تصور می کنم اولین روز سمینار در مورد سیاست داخلی به خوبی این نکته را ثابت کرد.

برای آینده، نکات ذیل را به عنوان موضوعات احتمالی پیشنهاد می کنم:

نظام آموزشی ایران، نقش دانشجویان در جامعه، و تأثیر تحصیل در خارج، فکر می کنم که علاوه بر

حضور خود مقامات عالی رتبه، مشارکت افرادی از «آژانس ارتباطات بین الملل»، «بخش سیاسی» و

«کنسولگری» مهم باشد.

توسعه اقتصادی در ایران، چشم اندازهای رشد بیشتر، و احتمالات مربوط به ثبات سیاسی آینده.

روشن است که اقتصاد نکته عمده خواهد بود. ولی «مشارکت» وابسته کشاورزی، کنسول، و «بخش

سیاسی» نیز مؤثر خواهد بود.

برنامه بازرگانی کشور و نقش پستهای متشکله آن، بیشتر کار با وابسته بازرگانی و مرکز تجارتی است،

اما به گمان من تأکید زیادی باید برای ملاحظه تکنیکهای عملی جهت بهبود مشارکت پستهای متشکله در

کوشش بیشتر به عمل آید.

نقش نظامی ایران به عنوان عاملی برای تجدد و نیروی سیاسی. چنانچه تعدادی افسر نظامی با تجربه

مستشاری می توانستند در جوار عناصری از قسمتهای مختلف سفارت و مقامات عالی رتبه شرکت کنند،

چنین جلسه ای می تواند روشنگریهای باارزشی در مورد رفتار یک گروه عمده در این کشور فراهم آورد.

در مورد سازماندهی این جلسات، نکات زیر را توصیه می کنم: اول، اینکه زمان کافی لازم است تا هر

موضوع به طور کامل تحقیق شود. سه ساعت کافی برای رسیدگی به همه جنبه های صحنه سیاست داخلی

نبود. شاید اگر به دو جلسه از 10 صبح تا 1 بعد از ظهر و از 2 بعد از ظهر تا 4 بعد از ظهر تقسیم شود، بهتر

باشد. دوم، اینکه رئوس مطالبی برای شرکت کنندگان عمده قبلاً تهیه شود و این امر کمک به برقراری

پارامترهای بحث می کند. سوم، اینکه یک رئیس جلسه، بحث را از انحراف نگه دارد. چهارم، اینکه از

شرکت کنندگان اصلی ممکن است خواسته شود که مسئولیت یک جنبه خاص از موضوع را به عهده بگیرند

و بدین طریق با عمق بیشتری موضوع بررسی شود.

در مورد نوع مدیریت و جنبه های تشریفاتی کنسولگری، من بحثهای نوع میزگرد را مفید می دانم. تنها

گله من در این منطقه این است که ما وقت کافی برای اختصاص دادن به مسایل کنسولگری نداشته ایم. شاید

یک ساعت بیشتر در جلسه بعدازظهر، مثلاً از 1 تا 4، بهتر باشد.



گزارش بازسازی ساواک

ص: 747

سند شماره (33)

از : وزارت امور خارجه آمریکاتاریخ : 2 ژوئیه 78 10/4/57

به : سفارت آمریکا تهران

طبقه بندی : سری

موضوع : گزارش بازسازی ساواک

گزارش پیشرفتهای مطرح شده در پیام اگر به صورت کامل انجام پذیرد خیلی جالب خواهد بود.

لطفاً به این تماسها به طور نزدیکتری ادامه داده و گزارش و نشانه هایی را که حاکی از تغییرات در سیاست و

یا کار ساواک است گزارش دهید.

(ونس)


خلاصه مذاکرات هیئت مسایل کشوری

ص: 748

سند شماره (34)

محرمانه

5 جولای 1978 14 تیرماه 1357

خلاصه مذاکرات هیئت مسایل مملکتی

کاردار درخواست کرد که رئیس هر بخش در اعطای مرخصی برای بعدازظهر روز 6 جولای جهت

شرکت در جشن روز استقلال در «لویزان» آزاد باشد. آقای «ناس» تذکر داد که ممکن است با میهمانان

زیادی در آخر هفته روبرو شویم. اولین نفری که وارد خواهد شد، «لونوزنسو» نماینده معاون وزیر امور

خارجه خواهد بود که سعی خواهد کرد که موافقتنامه دوجانبه اتمی را به پیش ببرد. «نیوسام» مدیر کل

وزارتخانه نیز که در حال بازدید از آسیای جنوبی، خاورمیانه و اروپا است، برای بحث در مورد وقایع اخیر

در منطقه وارد خواهد شد و گفتگویی با شاه خواهد داشت. به علاوه نماینده دائمی «جیمز لئونارد» نیز در 8

جولای خواهد آمد تا در مورد موضوعات مربوط به سازمان ملل با مقامات مختلف دولت ایران گفتگو

کند.

آقای «لمبراکیس» مروری بر مطالب مطبوعات داخلی داشت و خاطرنشان کرد که بی بی سی به دنبال

گزارش «وایتلی» از افغانستان سر قوز افتاده است. آرامش نسبی در جبهه داخلی برقرار است. یک مقام

حزب رستاخیز شدیداً از کاندیداهایی که حزب را ترک می کنند انتقاد کرده است و این نشان می دهد که

آنها قادرند به طور مستقل عمل نمایند. هنگام میهمانی چهارم ژوئیه ما، نهاوندی در پاسخ یک سؤال گفت

که سازمان او صرفاً یک «جناح سوم» حزب رستاخیز نخواهد بود، بلکه «گروهی» تشکیل خواهد شد.

کاردار به وابسته جدید کشاورزی ما آقای «کوی نیلی» خوش آمد گفت.

آقای مارتین گفت که او درخواست سفیر اردن جهت یک گزارش موضعی درباره انتقال پیشنهادی

کشور ثالث برای آموزش موشکهایی که در نیروی هوایی اردن روی هواپیماهای F-5 که از ایران اخذ

شده اند، استفاده خواهد شد، تعقیب می کند. سرهنگ شیفر، وابسته جدید نیروی دریایی ناخدا روی

هالینگ ورث را معرفی نمود. وی همچنین بازدید پیشنهادی ژنرال «سادلر» فرمانده پایگاه 21 نیروی

هوایی در پادگان «مک کوایر» جهت بازدید از ترمینال فرماندهی هوابرد نظامی را اعلام نمود.

آقای آدلر گزارش داد که میهمانان کمیته اقتصادی مشترک، نتیجه گرفتند که بازار برای نیروی

خورشیدی خیلی امیدبخش است. آنها متوجه شدند که بودجه وزارت انرژی در این منطقه 5 برابر شده

است و احتمال دارد که برای شرکتهای آمریکایی بازار وجود داشته باشد.

آقای «ددیچ» هفته آینده به خلیج فارس مسافرت خواهد کرد.

آقای «راینو» به دنبال اشارات آقای «آدلر» متذکر شد که مرکز بازرگانی تلگرامهایی چند و یک

گزارش در مورد نمایشگاه انرژی خورشیدی فرستاده است. برپاکنندگان نمایشگاه متوجه شدند که یک

بازار احتمالی بسیار جالب برای شرکتهای آمریکایی وجود دارد.

ناخدا «هاک» بازدید ناو آمریکایی «بارنی» از بندرعباس را برای مشارکت در تمرینات واحدهای

نیروی دریایی اعلام کرد.


کاردار از آقای «بانرمن» به خاطر ایفای خوب وظیفه شان در مورد حفظ امنیت میهمانی چهارم ژوئیه

که به خوبی برقرار شد، تشکر کرد.امضاء: مارتین


خلاصه مذاکرات هیئت مسایل مملکتی

ص: 749

سند شماره (35)

محرمانه

12 جولای 1978 21 تیر 1357

خلاصه مذاکرات هیئت مسایل مملکتی

کاردار جلسه را با خبری از عقد قرارداد دوطرفه انرژی اتمی آغاز کرد. مشکل اساسی استفاده مجدد

از مواد زائد اتمی حل شد و از نظریات پنج هفته پیش سفیر سولیوان به نحو احسن استفاده گردید. کاردار

گفت که بازدید معاون نیوسام به خوبی انجام یافت. عامل اصلی در ایران به توافق رسیدن در مورد موقعیت

خاور بود. شاه در صورتی که پاکستانیها از کارخانه استفاده مجدد از مواد زائد اتمی صرف نظر کنند، شاه با

کمک به پاکستان موافقت دارد. اگر آنها به همین نحو پیش روند، آمریکا از نظر قانونی نخواهد توانست به

اسلام آباد کمک اقتصادی یا سیاسی بنماید.

آقای شلن برگر سؤال کرد که آیا قرارداد انرژی اتمی احتیاج به تصویب سنا دارد یا نه؟ کاردار جواب

داد که معاهده پس از 60 روز کار به مرحله اجرا گذاشته خواهد شد، مگر آنکه یکی از کنگره ها آن را

تصویب نکند.

آقای شلن برگر گزارش داد که کارشناس سیاسی ویلیام گریفت در شهر است و با شاه و نخست وزیر

ملاقات خواهد کرد. اخبار دیگر ICAحاکی از آن است که انجمن ایران و آمریکا در تبریز مدعی است که

یک برنامه درخشان علمی را در پیش گرفته است.

کلنل واندرمیر گزارش داده که ژنرال گست همراه گروه فرماندهی و کنترل بود. ژنرال ازهاری ظاهراً خیلی

تحت تأثیر قرار گرفته است و اواخر این هفته موضوع را با شاه درمیان خواهد گذاشت.

آقای بروین کفیل ریاست هیئت نمایندگی، گفت که نمایندگان کنسرسیوم نفت هفته گذشته برای تجدید

موافقتنامه 1973 به تهران آمده اند. ایرانیان توافق دارند که برای هر بشکه 20 سنت تخفیف بدهند که

میزان این تخفیف 2 سنت کمتر از قرارداد گذشته است، ولی باید توجه داشت که کنسرسیوم 3/3 میلیون

بشکه نفت تولید می کند.

آقای بروین و مایلز رایزن اقتصادی بعدی با سرپرست اداره امنیت اجتماعی ایران برای بحث پیرامون

امکانات یک موافقتنامه ملاقات کردند. در طول یک هفته یا بیشتر، نمایندگان سفارت با نمایندگان امنیت

اجتماعی برای تهیه یک پیش نویس جهت ارسال به واشنگتن با یکدیگر ملاقات خواهند نمود. ما

می خواهیم که این پیش نویس کاملاً ساده باشد، ولی ممکن است که واشنگتن بخواهد که طرحهای آلمانی

و ایتالیایی در آن گنجانده شود.

آقای بویس خبر روز را برای بخش سیاسی به عرض رساند. بر طبق آخرین شایعات از قسمت

سفارتخانه او گزارش داد که گروه جدیدی از حقوقدانان ایرانی به تازگی نام اعضای خود را اعلام نمود و

اطلاع داده است که کوششهایی در جهت تماس حاصل کردن با گروههای حقوق بشر ایالات متحده و

کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد به عمل خواهد آورد.

جناح سوم نهاوندی مقاله ای مبنی بر انتقاد از خط مشی اقتصادی دولت آموزگار انتشار داده است. این

مقاله اتاق اصناف را به علت تورم زیاد مورد سرزنش قرار داده است و هم اکنون اتاق اصناف جوابیه آن

مقاله را منتشر کرده است. امکان دارد که این عمل اعضای مجلس را که تصمیم به پیوستن به دسته بندی

ص: 750

نهاوندی را داشتند، تحت تأثیر قرار دهد.

بالاخره شهردار مشهد گفت که هر کارمند شهرداری که مشاهده شود در فساد یا رشوه گیری دست

داشته است، سر او تراشیده خواهد شد (توسط خانم شهردار) و در یک ماشین روباز شهرداری دور

خیابانها گردانده خواهد شد. این خبر باعث مناظره دائمی در سالن مجلس در مورد حق قانونی شهردار

شد.

آقای نیلی گزارش داد که حجم صادرات آمریکا به ایران بالغ بر 423 میلیون دلار در سال گذشته بود و

به نظر می رسید که امسال نیز چیزی نزدیک به همین مقدار باشد. گاوهای آبستن همچنان یک بخش کلی

صادراتی را تشکیل می دهد. او گفت که در مورد محصول گندم علیرغم خشکسالی اوائل سال جدید،

مقدار آن مانند سال گذشته خواهد بود.

آقای مایلز در مورد ساعات جدید (Commissary) تعاونی و فروشگاه 7-11 که در همان ترکیب خواهد

ماند گزارشی معروض داشت.

آقای ریچاردسون گزارش داد که آقای گولز امروز صبح تهران را برای یک مرخصی طولانی 4، 6، 8 و

یا 10 هفته ای ترک خواهد نمود.

آقای بنرمن، TSO جدید پل تابس و RSO جدید دیو مارشال را معرفی کرد.

آقای اسنو گزارش داد که IAS فعالیت جدید خود را برای آشناسازی دانشجویان ایرانی که عازم

آمریکا هستند آغاز کرده است.



خلاصه مذاکرات هیئت مسایل مملکتی

ص: 751

سند شماره (36)

محرمانه

19 جولای 1978 28 تیر 1357

خلاصه مذاکرات هیئت مسایل مملکتی

کاردار جلسه را با مطرح کردن این موضوع که مذاکرات نیوسام در کابل و اسلام آباد پایان گرفته و

پاکستانیها نقطه نظرهای سنتی خود که در چند زمینه به این منظور پیشنهاد کرده اند، آغاز نمود. ما انتظار

داریم که گزارش مختصری در مورد مسافرت نیوسام به دست آورده و آن را در اختیار ایرانیان نیز قرار

دهیم. معاون وزیر، کوپر، نیز در هفته آینده از ایران بازدید خواهد کرد. ژنرال گست گفت که شب گذشته در

مورد پیغام کاردار پیرامون برنامه F-4 با ژنرال گریوز گفتگو کرده است. ما پیشنهاد کردیم که یک بار دیگر

برنامه بررسی شود تا اینکه سیم کشی گروه A نیز در آن جای بگیرد، این امر موجب خواهد شد که سلاح

«Wild Weasel» در موعد دیرتری بر روی F-4 قرار گیرد. البته در صورتی که تصمیم بگیریم که آن موشکها

را به ایرانیان بدهیم. بدون سیم کشی گروه A، دولت ایران احتمالاً هواپیماها را نخواهد خرید. راجر ا.

بروین کفیل ریاست هیئت نمایندگی پس از چهار سال خدمت در راه گسترش روابط ایران و آمریکا از

هیئت مسایل مملکتی خداحافظی کرد.

آقای لمبراکیس گزارشی در مورد موقعیت سیاسی داخلی ایران معروض داشت، او گفت مخالفین

مجدداً در حال بسیج مردم به منظور برگزاری تظاهرات برای فردا بعد از ظهر در حوالی خیابانهای

تخت جمشید و بلوار پهلوی هستند. آقای ریچاردسون به کاردار گفت که کنسولگری در روز 600 الی

700 ویزای غیر مهاجرتی صادر می کند.


خلاصه گزارش هیأت مسایل مملکتی

ص: 752

سند شماره (37)

محرمانه

26 ژوئیه 1978 4 مرداد 1357

خلاصه گزارش هیأت مسایل مملکتی

کاردار جلسه را با مطرح کردن تلگرامی که شب گذشته فرستاد و گفتگوهایش با تیمسار طوفانیان را

وصف می نمود، شروع کرد.

تیمسار طوفانیان گفت در صورتی که هواپیماهای F-4 همراه با سیستم مخابراتی گروه Aنباشد دولت

ایران خواهان آنها نخواهد بود. او گفت پیشنهاد خرید شرایک (Shrickes) او را متحیر کرده است و یادآور

شد که شاه و او تصمیم گرفتند که دولت آمریکا باید سعی کند که شرایکها را پیاده نماید. اما در عین حال

گفت تصمیم گرفتند چنانچه هواپیماهای F-4 با سیستم مخابراتی گروه A باشد حاضرند شرایکها

(Shrickes) را نیز از ما تحویل بگیرند.

دکتر استمپل قرار شد با انگلیسها در مورد مذاکراتشان درباره نامیبیا صحبت کند. کاردار احتمالاً

امروز به وزارت امور خارجه خواهد رفت و درباره موریتانی و خاورمیانه گفتگو خواهد کرد. کاردار نتیجه

بررسی درباره وضع مدیریت کارکنان سفارت را به آقای میلز داد و قرار شد وی آن را بخشنامه کند.

آقای ژیسکی گفت انجمن ایران و آمریکا برای احداث یک مرکز آموزشی جدید پروانه ساختمان

گرفته است.

دکتر استمپل یکی از کارمندان جدید از بخش DEA به نام آقای لاری مکینی را معرفی کرد. سپس

درباره شورشهای امروز مشهد به نقل از روزنامه گزارشی داد. وی یادآور شد که در آخر هفته گذشته در

سراسر کشور تظاهرات گسترده ای در جریان بوده که به غیر از جهرم در همه جا با آرامش برگزار شده

است.

آقای مارتین یادآور شد که درباره موضوع Wild Weasel با آقای پرشت صحبت کرده است. آقای

نیوسام، معاون وزارتخانه، هم اکنون در فعالیت است تا موافقت ترخیص WildWeasel را برای نیروی

هوایی ایران بگیرد. این موضوع برمی گردد به پس از عکس العمل منفی کمیسیون مجلس درباره پیشنهاد

وزارت امور خارجه که در آن توصیه شده بود که به جای تحویل Wild Weaselسیستم مخابراتی گروه A

را در هواپیماهای F-4جانشین کند.

آقای تایلر درباره تغییرات جدید هیئت دولت گزارشی داد و یادآور شد که PBO در طول سال گذشته

سه وزیر جدید به خود دیده است. همچنین وی درباره پاره ای شایعات که در مهمانی نهار بانکداران درباره

بیماری شاه شنیده بود بحث و تبادل نظر کرد.

اس. ا. بویس

30/7/1978

ص: 753

سند شماره (38)

وزارت امور خارجه7 تیر 1357 28 ژوئن 1978

واشنگتن دی. سی. شماره پستی 20520

چارلز ناس

کاردار موقت سفارت

تهران

آقای ناس عزیز:

نامه پیوست از سفیر (ادوارد) لیتل، خودش گویاست. کارمندان گروه اطلاعات در حال پیگیری

تجربه ای هستند تا اعتبار اولویتی را که اطلاعات داخلی نیاز دارد، مطالعه نمایند و نیز قوت و تأثیر مطالعه

ابتدایی FOCUS را بازبینی نمایند. به وظیفه باید چسبید، می دونی!

نظر صریح شما موجب کمال امتنان خواهد بود. آخرین موعد ارسال نظرات وزارت امور خارجه به اد.لیتل

یازدهم اوت می باشد. چنانچه نظریاتی داشته باشی می توانی، یادداشتی برای من بفرستی یا تلگرافی خبر

بدهی.

هنگامی که سفیر سولیوان در وزارت بود نامه پیوست را نشانش دادم. او فقره ای به لیست اولویتها

افزود و موافقت کرد که به مطالعه ادامه دهیم.

ارادتمند کارول سی مور

اداره روابط اطلاعاتی

دایره اطلاعات و تحقیقات

ص: 754

مدیر اطلاعات مرکزیسری

کمیته منابع انسانی

دفتر رئیس

چارلز دبلیوناس

کاردار موقت سفارت

سفارت آمریکا تهران

آقای ناس عزیز

نزدیک به سه سال است که کمیته منابع انسانی برنامه بررسی FOCUS را هدایت نموده است؛ ارزیابی

منابع انسانی که در پاسخ به نیازهای امنیت ملی، از مأموریتهای خارج که توسط آمریکا انتخاب می شود،

گزارش می شود. شرکت همه جانبه وزارت امور خارجه و آژانسهای اطلاعاتی گوناگون که در تابلو

اطلاعات ارائه شده، مغتنم است. درباره مأموریت در ایران بررسی FOCUSیک سال و نیم قبل انجام

گرفت و نتایج آن توسط معاون مدیر اطلاعات مرکزی در 26 ژانویه 1977 برای کاردار جک میکلوس

فرستاده شد. لیست اولویت منافع اطلاعات ملی که از روند بررسی FOCUSاخذ شده بود به تاریخ 17 می

1977 برای شما ارسال گردید.

بر پایه آزمایش، منشی کمیته منابع انسانی با همکاری آژانسهای اطلاعاتی و وزارت امور خارجه، در

حال انجام برنامه تعقیبی FOCUSانتخابی در دنباله بررسیهای قبلی هستند. این برنامه های تعقیبی به

منظور بررسی اعتبار اولویت نیازها (یا منافع) اطلاعات ملی می باشد و نیز بررسی قوت و تأثیر بررسی

FOCUS اولیه بر مبنای گزارشات از کلیه عناصر مأموریت. با در نظر گرفتن منافع روزافزون ملی درباره

گزارش از مأموریت شما و اهمیت آن برای سیاستگزاران واشنگتن، برنامه تعقیبی FOCUSدر ایران، برای

برنامه جدید یکی از کاندیداهای اولیه می باشد.

به عنوان جزء لایتجزای برنامه تعقیبی، تشکرات خود را در مورد دریافت نظرات شما و گروه را درباره

گزارش برنامه جاری مأموریت و مفید بودن بررسی FOCUS قبلی اظهار می داریم. هرگونه پیشنهادی که

معطوف به نیازها و ارشاد گزارش جاری باشد، برای ما مفید خواهد بود.

برنامه تعقیبی FOCUS با روشی نسبتاً غیر رسمی انجام شده و برای تکمیل به 6 تا 8 هفته نیاز دارد. به

منظور سهولت، خلاصه کوتاهی از چهارچوب بررسی FOCUS را همراه با نسخه هایی از مکاتبات قبلی

ضمیمه می نمایم. امیدوارم که در این راه ما را مساعدت نماید.

با احترام

سفیر ادوارد اس. لیتل

رئیس

ص: 755

محرمانه

تهران ایراناول اوت 1978

خانم کارول سی. مور

اداره روابط اطلاعاتی

دایره اطلاعات و تحقیقات

وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی

کارول عزیز:

عطف به نامه 28 ژوئن، در خصوص روند اعطای آزادیهای سیاسی شاه و آشوبهای سیاسی ناشی از

آن در کشور پیشنهاد می کنم یک پاراگراف فرعی زیر پاراگراف داخلی، اما براساس زیر تهیه شود.

«قدرت، ماهیت، برنامه ها و غیره، از عناصر مخالف و دامنه خطر آنها برای رژیم». والا، لیست هماهنگ

بوده است.

ارادتمند

چارلز دبلیو. ناس کاردار موقت سفارت


خلاصه مذاکرات هیئت مسایل مملکتی

ص: 756

سند شماره (39)

محرمانه

2 اوت 1978 11 مرداد 1357

خلاصه مذاکرات هیئت مسایل مملکتی

کاردار به اعضای هیئت مسایل مملکتی اطلاع داد که شب گذشته یک بمب دستی از بالای دیوار

کنسولگری در اصفهان به داخل پرتاب شد. این حادثه هیچ صدمه و یا خسارت جدی به بار نیاورد. ما

گمان می کنیم که این یک اتفاق مجزا و منفرد بوده است نه یک حادثه ای که ارتباط به یک گروه متخصص

تروریستی داشته باشد. آقای ناس همه را متوجه این موضوع کرد که احتیاط امنیتی لازم را به کار برند.

خبر مسرت بخش این است که دفتر سفیر تعدادی بلیط مسابقه میدان فرح آباد را دریافت داشته است و

نماینده مسئول آنها را دریافت خواهد کرد. با توجه به اخبار سلامتی شاه، اخبار مصور او را در حال

استراحت و آرامش، برنزه شده و سرحال نشان می دهد. اخیراً در تماسی که یکی از کارکنان با او داشته او

را سالم تشخیص داده است.

آقای زیشک گزارشی داد که به نظر می رسد پیمان پیشنهادی فول برایت به دایره اول بازگردانده شود.

کاردار گفت که او درخواست را مورد بررسی قرار داده و دیده است که احتیاجی به تهیه یک طرح جدید

نیست زیرا توافق قبلی اساساً مورد رضایت ماست.

آقای وستلی گفت که معاون رئیس صادرکنندگان جهانی بیمه در جلسه اخیر بازرگانی ایران و آمریکا

در کنسولگری لندن شرکت کرده و تحلیلی کوتاه از جلسه نموده است که اعضاء شرکت کننده آن را خیلی

ثمربخش یافته اند.

آقای استمپل مقاله ای از روزنامه رستاخیز را که در آن دکتر امینی به خاطر اعلام بی موقع در مورد

فعالیت سیاسی انتقاد شده بود، خواند.

همچنین روزنامه های محلی خبر درخواست کمک سازمان ملل از ایران را، به منظور همکاری با نیروهای

حافظ صلح در نامیبیا گزارش کرده بودند. هیئت مستشاران نظامی به ما در مورد احتمال تظاهرات فردا در

مسجد اعظم تجریش آماده باش داد.

خانم ویلیام وودساید، کارمند کمیته قضایی سنا، در مورد مواد مخدر گزارش مختصری ارائه داد.او

همچنین با آقای ددیچ ملاقات خواهد کرد. شوهر ایشان، که رئیس کمپانی آمریکایی کان می باشد، با

آقای دیوید وستلی راجع به موقعیتهای بازرگانی صحبت خواهد کرد.

آقای توماس گزارش حادثه بمب در اصفهان را به DSI داد و آقای بانرمن برای تحقیق به محل حادثه

در اصفهان رفت. کلنل فیلیپس سؤال کرد که آیا سفارت اعتراضی به انتشار یک توصیه نامه در مورد

تظاهرات فردا که در رابطه با اول ماه رمضان است، دارد. به دنبال یک نظرخواهی از اعضاء هیئت مسایل

مملکتی تصمیم گرفته شد که یک توصیه نامه محتاطانه در رابطه با آغاز ماه رمضان انتشار یابد.

آقای کارلتون گفت که وزیر انرژی اظهار تمایل نمود که بر طبق ماده 661 بنگاه عمران بین المللی

(AID) از وجود متخصصین انرژی خورشیدی ایالات متحده استفاده شود. کاردار گفت که بنگاه عمران


بین المللی همیشه به دنبال پروژه های خوب برای کسب این درآمد است و معتقد است که انرژی

خورشیدی، آمریکا را از یک موقعیت تجاری خوب در ایران برخوردار خواهد نمود.



کتاب دوازدهم (2)

دخالتهای آمریکا در ایران (3)

ص: 756

ص: 757

ص: 758

ص: 759

دخالتهای آمریکا

در ایران (3)

ص: 760

مقدمه جلد 2

بسم اللّه الرحمن الرحیم

هر چند اسنادی که از لانه جاسوسی بدست آمده، نسبت به کل فعالیت های شیطان بزرگ در ایران،

بسیار ناچیز است، اما از همین مختصر نیز می توان به نقشه های شیطانی آمریکا پی برد.

کتاب حاضر که تحت عنوان «دخالت های آمریکا در ایران» منتشر می شود، حاوی اسنادی تحلیلی است

که توسط ایادی شیطان بزرگ در فاصله زمانی تشکیل دولت نظامی تا پیروزی انقلاب کبیر اسلامی ایران

تهیه شده است. این کتاب جلد دوم کتاب شماره 12 لانه جاسوسی می باشد که همزمان با این کتاب منتشر

می شود.

«دانشجویان مسلمان پیرو خط امام»


خلاصه مذاکرات مسایل مملکتی

سند شماره 40

محرمانه

خلاصه مذاکرات مسایل مملکتی

نهم اوت 1978 18 مرداد 1357

کاردار جلسه را با خوش آمدگویی به هری برتن رئیس جدید آغاز نمود. سپس به اجلاسیه کمپ دیوید

در ماه آینده پرداخت و گفت که تلاش های ما برای دعوت از یک فرد عالیرتبه به ایران به منظور توجیه

کردن شاه در مورد این تحول آخر در جریان صلح خاورمیانه بی نتیجه مانده است.

کاردار از همه مشاورین و رؤسای بخش ها خواست تا با یادداشت هایی برای در جریان گذاشتن سفیر

که قرار است در آخر ماه باز گردد تهیه کنند. این یادداشتها باید تا 23 22 اوت به آقای بولیست تحویل

داده شود.

ژنرال هایزر معاون فرمانده نیروهای مستقر در اروپا و دریاسالار فولی معاون فرمانده ناوگان هفتم در

آینده نزدیک از ایران دیدار خواهند کرد. آقای زیشک، ریچارد آیکر، کارمند تعلیمی جدید آژانس ارتباط

بین المللی را معرفی نمود. پس از آن به وقایع شیراز درباره انجمن ایران و آمریکا پرداخت که در طی آن

200 نفر مستقیما به طرف انجمن به راه افتاده بودند ولی توسط پلیس متفرق شدند. این اولین باری بود که

انجمن ایران و آمریکا مورد هدف قرار گرفته بود در حالی که در دفعات پیش بر سر راه اهداف دیگر واقع

شده بود.

ص: 761

ژنرال گاست، ژنرال جورج کرتز را که جانشین ژنرال مسکورد می باشد و در غیاب ژنرال گاست سرپرستی

هیئت مستشاری نظامی را به عهده خواهد گرفت، معرفی نمود.

ژنرال گاست اخبار مربوط به هواپیماهای اف 4 و ویلدویزل را گزارش داد. بنا به گزارش، ایرانیها

دیگر علاقه چندی به اف 4 ندارند (بنا به محدودیت در سیم کشی گروه الف) برای نیازهای فرسایشی

هواپیماهای 16 F که از تکنولوژی برتری برخوردارند را ترجیح می دهند.

درباره کشتی ها، دولت ایران تصمیم گرفته است که سیستم آمار تاکتیکی دریایی را خریداری کند که این

موضوع نحوه برخورد آلمانی ها و هلندی ها را در جلسه تیم کشوری مورد بحث قرار داد. نتیجه این شد که

آلمانی ها از شنیدن اخبار کمی خوشحالتر خواهند شد.

ژنرال ربیعی به ژنرال گاست اظهار داشت که ایران خواستار سیستم لیزری اتلیس 2 نمی باشد، مگر

اینکه آمریکا خود بخواهد از آن بهره برداری کند.

ژنرال گاست گفت که یک نسخه از مطالب مربوطه به هلیکوپترهای گشتی را روی میز آقای مارتین

گذاشته است.

کاردار اعضای تیم کشوری را در مورد انتقاد از فروش تجهیزات نظامی آمریکا مطلع ساخت.

دکتر استمپل اخبار اجتماعی گوشه و کنار شهر و از جمله آخرین گزارش های سیاسی را از نظر گذراند؛

پس از آن به مشکلات اساسی بین رهبران مذهبی پرداخته و گفت که این فصل برای شایعه پراکنان فصل

مناسبی نیست. وی گزارش داد که بعضی از ایرانیان عالی رتبه با ما تماس گرفته اند و پرسیده اند که آمریکا

در نظر دارد چه اقداماتی برای یاری ایران در مبارزه با کمونیسم به عمل آورد و از اعضای تیم کشوری

خواست که به انتظار برخورد با پرسش ها و سؤالات و کنکاش هایی از این قبیل باشند.

دکتر استمپل در ادامه گزارشات خود گفت که گروه خمینی بخصوص در برابر اقلیت ها به رفتار نسبتا

خشونت آمیزی دست زده اند.

آقای نیلی گزارش داد که احتمالاً ایران بیش از سال گذشته به وارد کردن غلات خواهد پرداخت.

دکتر آدلر گفت که توانسته است یک نسخه از موافقت نامه دوجانبه انرژی هسته ای به زبان فارسی را

تهیه نماید و آن را با مسافری که عازم واشنگتن است به وزارتخانه خواهد فرستاد. منصور به دکتر آدلر

گفته است که موافقت نامه در 20 اوت امضا خواهد شد.

آقای تیلور تنظیم کار تحقیق بانکی محرمانه خود را خاتمه داده است. همراه با افزایش میزان ارائه

(وام) تا حد 64% در سال گذشته، بانک ها توقعات خود را در مورد وام به ایران بسیار افزایش می دادند.

بویس

ص: 762

سند شماره 41

تهران: 15 اوت 1978 24 مرداد 1357

جناب آقای امیرعباس هویدا

وزیر دربار شاهنشاهی تهران

عالیجناب:

من نامه ای برای اعلیحضرت شاهنشاه از پرزیدنت کارتر درباره ملاقات آینده در کمپ دیوید درباره

جریانات صلح خاورمیانه دریافت داشته ام. من بسیار قدردانی خواهم کرد که اگر شما این نامه را به

اعلیحضرت که آگاه است که قرار است پیامی از رئیس جمهور دریافت کند تقدیم دارید.

با تقدیم احترامات و سلام گرم شخصی

ارادتمند

چارلز. دبلیو. ناس

کاردار موقت

اعلیحضرت محمدرضا پهلوی آریامهر

شاهنشاه ایران

اعلیحضرتا:

در گذشته مکاتبات و گفتگوهای سودمندی که مورد علاقه دو کشورمان بوده است داشته ایم. اینجانب

اطلاع دارم که شما نیاز به حل وفصل واقعی درگیری اعراب و اسرائیل را چقدر جدی می دانید، به همین

جهت مایل هستم بعضی از مسایل را درباره جلسه ای در شرف وقوع کمپ دیوید مربوط به خاورمیانه را با

شما در میان بگذارم.

از این که نخست وزیر بگین و رئیس جمهور سادات پاسخ مثبت به دعوت اینجانب به منظور ایجاد

چارچوبی برای صلح در خاورمیانه را پذیرفته اند بسیار خوشحال هستم، برنامه از 6 سپتامبر آغاز خواهد

شد و مخصوصا محدودیت زمانی برای مذاکرات قائل نشده ایم تا بتوانیم در مدت زمان کافی تلاش هایمان

را به ثمر برسانیم. این خود نشانگر جدیت طرفین در برخورد با این مسئله می باشد.

این دعوت به این دلیل به عمل آمد که من معتقدم که در تلاش برای صلحی در خاورمیانه ما به نقطه ای

بحرانی رسیده ایم. از آن زمان که رئیس جمهور سادات و نخست وزیر بگین در طریق ملاقات های تاریخی

خود در اورشلیم و اسماعیلیه امکانات جدیدی را برای مذاکره بوجود آوردند، 9 ماه می گذرد. طرفین

توانسته اند بر سر بعضی از مسایل مورد اختلاف به توافق برسند ولی همان طور که خود مطلع هستید در این

اواخر به نوعی بن بست رسیده اند.

من مطمئن هستم که ما باید این مانع را از میان برداریم، زیرا در غیر این صورت مواضع سخت تر شده و

جو حاکم آن قدر تغییر خواهد کرد که این فرصت نیز همانند فرصت های تاریخی از دست رفته بر سر این

تضاد، از بین خواهد رفت.

اهداف کمپ دیوید همان هایی است که به وسیله طرفین در مذاکراتشان در طول همین سال مشخص

شده است. یعنی رسیدن به یک چهارچوب براساس قطعنامه 242 شورای امنیت که منجر به دست یافتن به

یک صلح پایدار، عادلانه و همه جانبه بشود. یک چنین چهارچوبی خواه ناخواه دیگر طرفین تضاد را نیز

ص: 763

در مذاکرات صلح سهیم خواهد نمود.

تجربه ما در تلاش برای تسهیل و بالا بردن مذاکرات در سال گذشته نشان داده است که بدون درگیر

شدن سران حکومتی و تبادل نظر آنها، مذاکرات را نمی توان از حد خاصی فراتر برد. به همین دلیل بود که از

این دو رهبر برای ملاقات در کمپ دیوید دعوت به عمل آوردم. هدف ما این است که در سطح سیاسی به

توافق هایی برسیم تا ایجادکننده رهنمودهایی برای مذاکره کنندگان بر سر موارد مهم باشد. من قصد دارم با

تمام توان به رئیس جمهور سادات و نخست وزیر بگین در راه رسیدن به صلحی که خواست همه ما است

یاری دهم.

چون درباره مذاکرات خاورمیانه وارد مرحله ای بحرانی شده ایم مایل بودم دلایل و افکار خود را

درباره اقدامات و اهداف مورد نظرمان با شما در میان بگذارم. من اطمینان دارم که شما نیز با اهمیت این

موضوع که گام بزرگی برخلاف مشکلات موجود است، از نقطه نظر من موافق هستید. امیدوارم شما نیز

مسئله را درک کرده و از اینجانب در وظیفه ای که به عهده گرفته ام حمایت کامل بنمایید.

شما اخیرا با بعضی از افراد سهیم و ناظران برجسته در مذاکرات ملاقات کرده اید و اگر برداشت های خود را

از این ملاقات ها با من در میان بگذارید بسیار سپاسگزار خواهم بود. حمایت ایران در راه رسیدن به صلح

بسیار ارزشمند بوده است و ما امیدواریم که در راه رسیدن به یک صلح جهانی دائما باهم همکاری داشته

باشیم.

با صمیمانه ترین آرزوها

ارادتمند

جیمی کارتر


خلاصه مذاکرات تیم کشوری

ص: 764

سند شماره 42

محرمانه

خلاصه مذاکرات مسایل مملکتی

16 اوت 1978 15 مرداد 1357

کاردار جلسه را با اعلام این موضوع که سفارت یک بولتن هشداردهنده مربوط به اوضاع امنیتی

منتشر خواهد کرد، افتتاح نمود. دوران «سوگواری» یعنی 27 24 اوت و 31 اوت باید زمانی تلقی شود که

در آن خوب است شخص در حرکات خود در شهر ساکت و نسبتا مراقب باشد. رؤسای بخش ها به

کارمندان خود اطلاع خواهند داد.

کاردار گفت که تفنگداران به سختی توانسته اند از محل افسر کشیک مطلع گردند. وی بر مسئولیت

جدی افسر کشیک در مورد اعلام موقعیت خودش در تمام اوقات برای تفنگداران تأکید نمود.

کاردار از ملاقات اخیر خود با شاه سخن به میان آورد که به مناسبت دیدار ژنرال هویزر انجام شد. شاه

به شدت تأیید می کرد که جریان اعطای آزادی ادامه خواهد یافت با این وصف وی بر این امر نیز مصمم

است که «خرابکاری های احمقانه» باید خاتمه یابند.

دکتر استمپل گزارشی درباره «دو مورد عجیب» تقدیم نمود. پس از 6 یا 7 شب خشونت مداوم در

جنوب تهران به نظر می رسد که لحن شعارهای تظاهرکنندگان به سبک ضد غربی نزدیک می شوند. در

یادداشتی در همین زمینه، بخش سیاسی به گزارش بعضی از محاکمات نظامی در تهران خواهد پرداخت.

آقای تایلور در مورد اختلاف مطبوعات محلی در گزارش تصویب لایحه کمک های خارجی اظهارنظر

کرد.

بسته به نوع روزنامه ای که می خوانید ممکن است کارتر به باد ناسزا گرفته شود و یا آن را یک پیروزی

برای وی به حساب بیاورند.

آقای تایلور در ادامه تحلیل خود پیش بینی موازنه پرداخت های بانک مرکزی را که 17% افزایش در

پرداخت های واردات را نشان می دهد ارائه کرد، در طول یک مذاکره مختصر بر موقعیت قرارداد دوجانبه

اتمی، کاردار از آقای کارلتون خواست که گزارشی پیرامون سرمقاله دیروز در مورد قرارداد استرالیایی

ارائه دهد.

آقای اسنو طرح های جدید ساختمان انجمن ایران و آمریکا را دوباره از نظر گذراند. وی امیدوار است

که بتواند قرارداد را امضا کرده، ساختمان را از سه هفته دیگر آغاز نماید.

بویس



ایران: ما کجا هستیم و به کجا می رویم

ص: 765

سند شماره 43

سری غیرقابل رؤیت برای خارجیان

تاریخ: 17 اوت 1978 26 مرداد 1357

از: سفارت آمریکا در تهران

به: وزارت امورخارجه واشنگتن دی. سی

گزارشگر: استمپل

موضوع: ایران: ما کجا هستیم و به کجا می رویم

خلاصه: سخنان شاه در روز مشروطیت و برقرار کردن حکومت نظامی در اصفهان نشان می دهد که او

عزمش بر جریان دادن آزادی ها قرار گرفته است ولی دولت ایران در مورد آنها خشونت را بر می انگیزند

شدت عمل بیشتر به خرج خواهد داد. مسئله اصلی این است که تأثیر این بلوای الهام گرفته از دین به نظام

سیاسی ایران و عکس العمل دولت چه خواهد بود. خشونت سیاسی به طور سنتی در ایران بوده است. شاه

بر روی بند باریکی است، او سعی می کند در ضمن اینکه آشفتگی های سیاسی را به حیطه انتخابات هدایت

کند، برخوردهای سیاسی را به حداقل برساند. این موفقیت تا اندازه قابل ملاحظه ای به ادامه اعمال

خویشتن داری به وسیله ارتش و نیروهای امنیتی بستگی دارد. ما معتقدیم که باید به دقت عمل کند. اگر

بخواهد آشفتگی ها کاهش یابد، شاید از جمله لازم باشد قدمهایی برای برآوردن تقاضاهای مخالفین

برداشته شود، اما باتوجه به ماهیت مخالفین، شاه ممکن است عاقبت متوسل به زور شود. امید اصلی برای

اجتناب از این چاره تغییر دادن شکل مواضع مخالفین میانه رو و بهبود حساسیت دولت و جریان رسیدن به

فعالیت سیاسی بیشتر است. پایان خلاصه

1 با برقراری حکومت نظامی در اصفهان و مستقر کردن واحدهای نظامی بیشتر در مناطق دیگر که

به طور نزدیکی به دنبال سخنرانی شاه در روز مشروطیت که در آن دوباره بر عزم خود بر اعطای آزادی

سیاسی تأکید ورزیده بوده است، به نظر می رسد که زمان خوبی باشد برای اینکه ببینیم در کجا هستیم، و

یک پیش بینی آزمایشی و نظری راجع به این مسئله بدهیم. این یک دوره اضطراب سیاسی قابل توجهی در

ایران است که از نظر تئوری می توان نتایج متعددی از آن اخذ کرد. بسیاری از مفروضات گذشته نه تنها به

وسیله مخالفان زبانی رژیم بلکه توسط خود شاه نیز مورد سؤال قرار گرفته اند.

2 برای ما و اکثریت قاطع ناظران سیاسی اینجا واضح است که شاه در تمایلش به رهبری ایران

به طرف نهادهای سیاسی آزادی یافته صادق است. سؤالاتی در مغز او در مورد اینکه دقیقا چه می خواهد و

اینکه چگونه هدف وسیعش را بدست آورد، وجود دارد و یک سوءظن عمیق در مورد نیات او ما بین

آنهایی که به مدت درازی مخالف وی بوده اند وجود دارد. روی هم رفته او هرگز در قبل متمایل نبوده است

که بازی دموکراسی را انجام دهد، اما چرا حالا؟ ما معتقدیم که، جواب در اعتقاد واقعی خودش است که

پسرش به طور موفقیت آمیز نمی تواند جانشین او شود مگر اینکه انتقال سیاسی ایران به نهادهای

دموکراتیک تر قبل از به سلطنت رسیدن ولیعهد انجام شود. شاه بیش از سایر سلطنت های مدرن بر مشکل

موفقیت تأکید می کند. او در مورد احتیاج به آماده کردن زمینه ای برای پسرش با سفیرکبیر، من و بیشتر

خارجیانی که با آنها ملاقات می کند، صحبت کرده است. او مشکلاتش را در سالهای اولیه به خاطر آورد و

رفته رفته به این نتیجه رسیده که باید برای طبقه متوسط در حال گسترش در جریان تحول سیاسی فضا

ص: 766

ایجاد شود. ولی این بدین مفهوم نیست که او آماده شده است که کشور را به آسانی به کسانی تحویل دهد که

آنها را غیر میهن پرست، مخالف گسترش دانش و کسانی که بدون آشتی پذیری به سلطنت دشمنی دارند

می داند تداوم سلطنت برای شاه بیش از یک تکبر ساده است. او می خواهد که سلسله پهلوی سیاست های

او را احیا کرده و ادامه دهد. او عمیقا معتقد است که تاریخ ایران احتیاج به یک پادشاه برای رهبری کردن

جامعه مجزا و نامتجانس را اثبات می کند. به هر حال او آماده است که یک جریان سیاسی را علی رغم شک

خود نسبت به بعضی از شرکت کنندگان در آن آغاز کند.

3 لکن بسیاری از رهبران جناح به اصطلاح لیبرال مخالف قلبا معتقدند که او باید خودش را فورا از

حکومت کنار بکشد. بسیاری از افرادی که با آنها تماس می گیریم و شاه را هم ستایش و حمایت می کنند

نیز روشن می سازند که حضور او در اکثر تصمیمات، وقتی که سیاست ها در عمل خوب کار نمی کنند، او را

هدف مخالفین قرار داده است و می گویند که او باید سلطنت کند نه حکومت. اگر نگوییم اکثریت قاطع

می توان گفت اکثریت عمده ای از مردم ایران به هر حال با شاه موافقند که سلطنت برای کشور لازم است

ولی آنها مایلند که در اعمال آن جرح و تعدیل صورت پذیرد.

4 آنهایی که با دوره مصدق آشنا هستند (53 1949) هیچ دلیلی نمی بینند که بسیاری از رهبران

مخالف رنگ سلطه طلبانه خود را علی رغم صحبت های امروز درباره اصول قانون اساسی عوض کرده

باشند. مخالفین مذهبی همان عنصر خشونت را که از قرن هشتم مشخصه طرز فکر شیعه نسبت به حکومت

بوده را حفظ کرده اند. البته در رهبری مذهبی انواع رگه ها یافت می شود، از آنهایی که مطلوبشان حکومت

تعدیل یافته قانون اساسی است تا آنهایی که طالب بازگشت به روزهای شاه عباس هستند همچنین یک

توده اساسا هرج و مرج طلب نیز هست که در حال حاضر چه به صورت تشکیلاتی و چه ایدئولوژیکی بر

صحنه ایران حکمفرما هستند خود را مصمم به خشونت و کارشکنی به عنوان ابراز کسب قدرت می دانند.

آیت اللّه خمینی مخصوصا برکناری خشونت آمیز شاه را خواستار شده و برخی از پیروانش در اصفهان

و شیراز آشکارا صدای مرگ بر شاه سر می دهند (این تندروی بخشی از سبب هجوم پلیس به ملاهایی که

اعتصاب غذا کرده بودند، می باشد). میانه روهایی مانند آیت اللّه شریعتمداری در این زمان خودشان را

برای مخالفت آشکار با خمینی توانا نمی بینند. اگرچه به طوری که گزارش شده آنها هنوز برای میانه روی

جنبش مذهبی تلاش می کنند و بدون شک از فرصت مشارکت در جریان انتخاباتی که ممکن است آنها را

به طور کامل تابع خمینی که در خارج از کشور می ماند ننماید، استقبال می کنند. در اسلام هیچ سلسله

مراتب سازمانی وجود ندارد. رهبر مذهبی مقام رفیع خود را به اتفاق آراء منطقه خود به دست می آورد و

برخی از خشونت هایی که ما در اینجا شاهدش هستیم ناشی از رقابت شدید آیت اللّه ها جهت اقتدار است.

ظاهرا در این دوره میانه روها پیروانی در میان کارگران، مغازه داران جزء، و صنعتگران ندارند، در ایران

بحث متقابل جناح مخالف با سلطنت مرسوم نیست مفاهیم و سنت میانجی گری و آشتی جویی سیاسی با

مزاج و سنت سازگار نیستند.

5 شاه اینک باید برای انجام دادن هر کاری با مبارزه طلبی های خشونت آمیز مخالفین حکومت و

بافت اجتماعی ایران رودررو مقابله نماید. اعمال حکومت نظامی در اینجا علامتی است به

خشونت خواهان، که این نوع فعالیت تحمل نخواهد شد. با کمال تعجب باید گفت که این امر تاکنون برای

ایران یک عکس العمل خویشتن دارانه بوده است. به ارتش دستور داده شده که شلیک خود را نگه دارد و

ص: 767

در عمل خویشتن داری در برابر استفاده نابهنگام پلیس از اسلحه ادامه دارد. آماده آتش و سرکوبی در

مقابل استفاده از اسلحه برعلیه پلیس باشد. نکته در این است که این خویشتن داری قابل تقدیر معایبی نیز

دارد: بسیاری از ایرانیان از طبقات متوسط و ثروتمند معتقدند که شاه با قدرت کافی عمل نمی کند و او

ضعیف و نا مصمم است. بعضی معتقدند که آمریکاییها او را وادار به خویشتن داری می کنند زیرا نمی توانند

تصور کنند که او برای نفع خود حاضر به این کار است. خطر فوری این است که خود شاه (یا واحدهای

ارتش که حوصله شان سر برود) با کوری عکس العمل نشان بدهند و کوشش نمایند که مسئله را به جای

ورقه رأی با گلوله حل کنند. احتمال ندارد نیروهای ارتش چنین کاری انجام دهند مگر اینکه مخالفین

سنگها را به اسلحه گرم تبدیل کنند.

6 بسیاری از ناظران در اینجا امیدوارند که پایان رمضان به نحوی جریان را خاتمه بخشد ولی ما هر

چه بیشتر مردد می شویم. رهبران مذهبی، حتی میانه روها تازه مزه قدرت را می چشند. و فکر نمی کنیم که

بخواهند فشار را کم کنند، مگر اینکه دست کم رضایت هایی بدست آورند. شاه در حال حاضر روی عصای

شکسته تکیه دارد. او تقریبا می تواند با موفقیت تقریبا حتمی جنبش مذهبی را در حال حاضر با

دستگیریهای دستجمعی و به کمک خونریزی زیاد فرو بنشاند. اما این عمل کار ساده ای نیست زیرا

برخلاف سال 1963، فعالیت های ناراضیان در سطح کشور گسترده است و خرابکاریها معمولاً توسط

تعدادی از گروهها در بخش های جداگانه، شهرهای کوچک و بزرگ اعمال می شود. اگر او این راه را

انتخاب کند، نقض غرض وی در دادن آزادی ها خواهد بود و انتقادات خارجی مهمی را که نسبت به آنها

حساس است به خود وارد خواهد کرد.

7 حالا ما دریافتیم که شاه و افرادی که در اطرافش هستند این مقابله را دست کم گرفته بودند. ایران در

کل یک کشور محافظه کار اسلامی باقی می ماند و همین که جریان اعطای آزادیهای سیاسی فضا را باز کند،

رهبران مذهبی محلی دوباره مراکز قدرت سیاسی می شوند. همان طوری که آنها در زمانی که در 1963

کودتا شد، بودند. (گزارش الف 80 ما برخی از عوامل روانی، اقتصادی، اجتماعی را که منجر به احساس

محرومیت ها در اینجا شده است را مورد بحث قرار داده) هم چنین از آن زمان ارتباطات در این کشور

به طور وسیعی گسترش یافته و رهبران مختلف می توانند روزانه در تماس با یکدیگر باشند. نه روشنفکران

و بوروکراتهای حزب رستاخیز که اعضای قدیمی جبهه ملی هستند و نه رهبران گروههای جدید، دارای

نفوذ و قدرت سیاسی و عمیق نیستند. در صحنه سیاسی و اجتماعی فعلی دولت نمی تواند از برخورد با

عناصر مذهبی اجتناب ورزد.

8 تلاش های اولیه برای مذاکره با رهبران میانه روتر با چندان حرارتی تعقیب نشد و هدف ایجاد

شکاف در رهبری مذهبی تاکنون فایده ای نبخشیده است. قسمتی از دلیل شکست این مسئله تهدیدات و

دردسرآفرینی های میانه روها به وسیله متعصبین خمینی است که به خوبی سازمان یافته اند. همچنین

چنان که قبلاً متذکر شدیم، هیچ آیت اللهی مایل نیست که با ملایم نمایاندن خود پیروانش را از دست بدهد.

به علاوه دولت آموزگار (در نقطه مقابل شاه و دربار) در برخوردش با عناصر مذهبی که صرفا براساس

قبول یا رد است خود را به طور اعجاب انگیزی فاقد کاردانی نشان داده است.

9 اگر سنجش کلی ما معتبر باشد شاید باید به طور جدی راهی را برای معامله با به اصطلاح

میانه روهای مذهبی (و برخی میانه روهای سیاسی) باز کند (این کار برای شاه به خاطر اظهار تنفری که

ص: 768

نسبت به روحانیون کرده است بسیار ناگوار است) ما در ابتدا باید تشخیص دهیم که در نهایت این امر

غیرممکن باشد به خاطر اینکه تقاضاهای نهایی آنها (در مقابل آنچه که ممکن است به عنوان قسمتی از یک

طریقه مستمر قبول کند) به معنای کنترل دولت در دست مذهبیون و تنزیل شاه به یک سلطان مشروطه

است. شاه هرگز اولی (کنترل دولت توسط مذهبیون) را قبول نمی کند و دومی (سلطنت مشروطه) را در

صورت واگذاری به پسرش می پذیرد. «لیست درخواست های» فعلی رهبران مذهبی روشن نیست ولی

حدس می زنیم که تغییر نخست وزیر یا حداقل برخی از اعضای کابینه در صدر لیست قرار دارد. دولت به

خاطر شورش های هشت ماه گذشته بسیار خشمگین شده است و به هیچ وجه حاضر به قبول جوابگویی به

جماعت مذهبی نیست. حتی برخی از چهره های دستگاه اکنون به طور خصوصی به همین طریق صحبت

می کنند. اقدام علیه افرادی که به طور گسترده ای تصور می رود به طریق نامشروع از جریانات اخیر ایران

سوءاستفاده کرده اند عمل بعدی است. این عمل بسیار مشکلی است زیرا عموم مردم شاهد بوده اند که

برنامه های مبارزه با فساد طرح شده و نتیجه ای عاید نشد و لذا یک تلاش جدید اعتباری نخواهد داشت،

مگر اینکه افرادی که به شاه خیلی نزدیکترند حداقل در هر فعالیت دیده می شوند. اقدامات کم اهمیت تری

نیز باید انجام گیرند: مسافرت بیشتری را برای حج اجازه دهند و هواپیمایی ملی ظرفیت فعلی را بهتر

تقسیم کند. تبلیغات کمتری برای فیلم های سینمایی انجام دهند و از این قبیل امور.

10 اعطای تداوم این طریق حداقل میانه روها را به جریان سیاسی می کشاند و به دولت ایران اجازه

می دهد که تلاش های پلیس و دستگاه امنیتی خود را برعلیه تندروهایی که بدون شک از اعضای حزب

منحله توده و سایر نیروهای خارج، کمک دریافت می کنند، جهت دهد. لکن باتوجه به بی شکلی زمانی

مخالفین که در جهت سخت گیری تمایل داشته است تا مصالحه و با توجه به ماهیت زودگذر طغیان های

عمومی در چند ماه گذشته حتی ممکن است این امر هم کافی نباشد. شاه ممکن است در موقعیتی مجبور

شود برای فرونشاندن و حفظ نظم به جای نرم خویی با قساوت یک طغیان فرونشاند. ما شکی نداریم که

اگر چنین وضعی لازم باشد او چنین خواهد کرد. او با سیاست گروههای دمکراتیک مثل آنچه که ما در

غرب راجع به آن می دانیم و بازی می کنیم برخورد نمی کند و او آگاه است که تذبذب و دودلی چه بلایی بر

سر بوتو و ایوب خان در پاکستان آورد.

11 برای آمریکا نیز این یک دوره حساسی است. چنانکه ما در گزارش های قبلی تذکر داده ایم، عملاً

تمام ایرانیان معتقدند که دستهای خارجی در آنچه که اینجا اتفاق می افتد، دخالت دارند. هرچه که ما

به عنوان یک دولت یا به عنوان افراد رسمی می گوییم یک نفر در اینجا آن را یا به عنوان حمایت از شاه یا

مخالفت با او سوء تعبیر خواهد کرد. این تصور نفوذ (خارجی) در حقیقت به ما مقداری نفوذ می دهد در

چند هفته آینده بعد از بازگشت سفیر ما در مورد نقشمان در اینجا مشاهدات بیشتری خواهیم داشت.

12 چنانچه وزارتخانه مایل باشد به مراکز دیپلماتیک دیگر رسانده شود.

ناس


افزایش فشار مذهبی بر دولت

ص: 769

سند شماره 44

سری غیرقابل رؤیت برای خارجیان

شماره سند: 7890

تاریخ: 17 اوت 1978 26/5/1357

از: سفارت آمریکا در تهران

به: وزارت امورخارجه واشنگتن، دی. سی.

گزارشگر: استمپل

موضوع: افزایش فشار مذهبی بر دولت

خلاصه: سخنرانی و فعالیت های اجتماعی در تهران روبه افزایش است، عوامل مذهبی برای سه روز

قتل حضرت علی (ع) در صدد تظاهرات بزرگی هستند، مذاکرات سری دولت ادامه داشته و رهبران

مذهبی لزوم تغییرات را بررسی می کنند. پایان خلاصه.

1 منبع ایرانی که شاهد عینی بوده ناآرامیهای جزئی متوالی را در جنوب تهران ظرف هفت تا ده روز

گذشته گزارش داده است. آیت اللّه ها در مساجد بزرگ بیشتر بر ضد دولت و در بعضی موارد ضد خارجی و

بخصوص ضد آمریکا شده اند. نتیجه اش تشکیل گروههای کوچک جوانان تازه بالغ تا بیست و چند ساله

شده است که شیشه ها را شکسته و در خیابانها اغتشاش به راه می اندازند. بدین ترتیب خشونت های

محدودی رایج گردیده است.

2 اولین نشانه جدی حاکی از اینکه جمعیت های مساجد ممکن است حاضر به اجرای تظاهرات

باشند به دنبال جلسه دعای اول شب در 15 اوت پدیدار شد. جمعیت بزرگی از مسجد میدان شهناز با

اخطار معمولی پلیس متفرق نشده و مقامات را واداشتند تا تخت جمشید و جاده قدیم شمیران (نزدیک

سفارت) آنها را دنبال کردند. دولت در آن روز واحدهای نظامی را در نقاط حساس برای احتیاط مستقر

نمود.

تا آنجا که ما اطلاع داریم اتفاق بدی نیفتاده ولی پلیس همچنان در اطراف مساجد مستقر است تا پس

از اجتماع برای نماز اصلی با سرعت کافی جمعیت متفرق گردد. بازار تهران در روز 16 اوت بسته بود ولی

وجود سربازان برای متفرق کردن مردمی که از مسجد بازار بیرون می آمدند لازم شد.

3 منابع نزدیک به جامعه روحانیت ما می گویند که برای تظاهرات 26 24 اوت تظاهرات گسترده ای

برای مراسم سوگواری بسیار احساساتی امام علی طرح ریزی شده است. به قرار گفته یک منبع در بعضی

مساجد جنوب تهران لیست هایی برای دعوت به تحصن در جاده شاهنشاهی توزیع شده است. به ما خبر

داده اند که مسجد ارامنه(1) در نزدیک بازار یک هفته بسته بود.

4 مذاکرات ضمنی میان رهبران مذهبی و دولت در هفته های اخیر به سرعت افزایش یافته، آیت اللّه

شریعتمداری به خبرگزاری فرانسه گفته که مردمش ضد کمونیسم بوده و شاه بایستی با مردم صحبت کند.

شریعتمداری از عملکرد دولت در تظاهرات شیراز نیز با حکومت نظامی در اصفهان مخالفت ورزید. او به

نیابت پیروانش قویا فعالیت های خشونت آمیز را مردود شمرد اما گفت دولت برای مردم بایستی بیشتر

عمل کند.

1- منظور از مسجد ارامنه به احتمال زیاد ٬ ”کلیسا“ می باشد. مترجم.
ص: 770

یک منبع معتبر به ما خبر داد که هویدا وزیر دربار از این مصاحبه خیلی عصبانی بود ولی یکی از

ایرانیان عالیرتبه به او گفته بود که «هر چه باشد شریعتمداری کارمند تو نیست.»

5 در جریان روزهای گذشته آیت اللّه خمینی پیامی برای شریعتمداری فرستاده که وی در مورد قانون

اساسی و پارلمان صحبتی نکند چون او (خمینی) با تمام آنها مخالف است. منبعی که در مذاکرات دولتی

مذهبی شرکت داشته به ما می گوید که شریعتمداری در پاسخ خمینی گفته «غلاف کن یا خفه شو» با این

مقصود که اگر آن قدر قدرت دارد باید به تهران بیاید و رودررو با آیت اللّه هایی که در ایران زندگی می کنند

صحبت کند. شریعتمداری یادآوری کرده که خمینی دور نشسته و از انتقاد از دولت عراق در زمان شدت

عمل برعلیه تظاهرکنندگان نجف (دو سال پیش) امتناع کرده بود. شریعتمداری به مشاورین خود گفته که

«آرزوی شاه شدن ندارد» ولی خواستار قانون اساسی و مجلس است. متعاقب این امر خمینی اعلامیه ای

برای ارتش و پلیس ارسال داشته و خواسته تا آتش به روی برادران خود نگشوده و برعلیه دولت عمل

کنند. به قولی این اولین باری است که پیام او گوش شنوا نداشته است.

6 یک منبع بسیار حساس در مورد ملاقاتی بین رئیس ساواک مقدم و داماد شریعتمداری، عباسی در

شب 15 اوت، به ما خبر داد. مقدم پرسیده جامعه روحانیت خواستار چیست و عباسی مطالب زیر را گفته:

(الف) دولت جدیدی تشکیل شود، کابینه فعلی جوابگوی مردم نیست و به خاطر کشتارهایی که از

ژانویه صورت گرفته مورد اتهام است. (ب) دولت بعدی باید حداقل بعضی افراد مشکوک از نقطه نظر فساد

مثل علی رضایی، منصور یاسینی و صاحبان صنایع بزرگ لاجوردی و فولادی را به محاکمه بخواند (ج)

فعالیت های شاهدخت اشرف بر ضد جامعه روحانیت بوده و باید متوقف شود. فعالیت های مالی حداقل

دو عضو خاندان سلطنتی، غلامرضا و محمودرضا، دست کم محدود شود، عباسی خورده جویانه به مقدم

گفت دوست محمودرضا، مظفری جانداری باید از کار کشت تریاک دست بکشد. (د) مردم بایستی آزادی

بیان و عبادت داشته باشند. طرفداران شریعتمداری سخن شاه در روز مشروطیت را بسیار تأیید کردند، و

مقدم بایستی این موضوع را به شاه اطلاع دهد و او گفت که همان شب با شاه ملاقات خواهد داشت.

7 در نتیجه مذاکرات فوق، آیات شریعتمداری، گلپایگانی، مرعشی بیانیه ای صادر کردند که در عین

حال که لحن ضد دولتی دارد مسلمان را دعوت به خودداری از برادرکشی و ناآرامی می کند. ما از بهترین

منبع خود شنیده ام که گروههای مذهبی نخست وزیر احتمالی را که جانشین آموزگار خواهد شد بررسی

کرده اند. رهبری روحانیت میانه رو معتقد به لزوم سیاستمدار ارشدی است که از اعتماد شاه و مردم

برخوردار باشد. منبع ما فکر می کند نام دو نفر مطرح بوده، علی امینی و رئیس سنا شریف امامی، او از خود

مشاورین شاه معینیان و فردوست را افزود.

شریف امامی بهترین کاندیدا است چون هم شدیدا مذهبی است و هم از حمایت محکم سیاسی

برخوردار است.

8 منابع مذهبی ما همگی بد بینند که اغتشاش بیشتری صورت نگیرد مگر تغییراتی صورت پذیرد.

رهبری جناح تندروی مذهبی که از هر حادثه ای استفاده کرده و احساسات و جو را مخصوصا در تهران

تحریک می نمایند می رود که تظاهرات بیشتری را قبول کند.

ناس



موقعی که شما نبودید... اینجا واقعا درهم نریخت

ص: 771

سند شماره 45

محرمانه

تاریخ: 22 اوت 1978 31 مرداد 1357

از: جان دی استمپل، کفیل بخش سیاسی

به: سفیر

موضوع: موقعی که شما نبودید... اینجا واقعا درهم نریخت، اما ممکن است این طور به نظر رسیده باشد.


صحنه داخلی

صحنه داخلی

ژوئیه و اوت شاهد افزایش فشار مذهبی بر دولت بودند (تهران 7890 و 7311). در نتیجه فاجعه

آبادان ممکن است شکاف بارزی بین دسته خمینی و دسته شریعتمداری هویدا شده باشد. میانه روها

آتش سوزی را تقبیح کردند و هنوز از طرفداران خمینی چیزی شنیده نشده است. در خلال دو سه هفته

اخیر احساسات ضد غربی و ضد آمریکایی به طور چشمگیری بالا گرفته است.

نطق روز مشروطیت شاه (تهران 7456) به صورتی علنی ایران را دقیقا در مسیر اعطای آزادی ها قرار

داد. همان طور که شاه در 17 اوت اشاره کرد (تهران 7949)، اگر خشونت ادامه یابد، این امر ممکن است

دچار تغییراتی شود، شایعات عدم سلامتی شاه (تهران 7043) باعث کشمکش های زیادی شد، اما الان

ظاهرا مسکوت گذارده شده است.

اوایل تابستان تعدادی از سیاستمداران قدیمی تر مثل علی امینی شروع به بهره گیری از سیاست اعطای

آزادیها نمودند و بیاناتی سیاسی ابراز نمودند. تعدادی از افراد که به دنبال کمک یا حمایت ما برای

طرح های (صد البته) ضد کمونیست خود هستند اقدام به برقراری تماس با ما کردند.

تعویض کابینه در ماه ژوئیه تغییرات عمده ای را بوجود نیاورد (تهران 6975).

نخست وزیر یک سال از صدارت خود را تمام کرد. برآورد ما (تهران 7702) عنوان نمود که او محتاج

مهارت سیاسی بیشتری است.


امور خارجی

امور خارجی

ایرانیها از معاهده صلح چین ژاپن شادمان بودند و دیدار آتی صدر هوا احتمالاً اساسی ترین رویداد

سیاسی سال خواهد بود.

ایران با تهدیدات بالقوه کمونیستی حساس بوده است انتقاد شدید به کاسترو (تهران 7187)؛ نگرانی

درباره کودتای موریتانی ؛ تیراندازی به دو هلیکوپتر و فرود آوردن آنها توسط شوروی ها (تهران 6912)

و از همه جدیدتر، ابراز نگرانی به ما در مورد «روسی کردن» افغانستان (تهران 7770)


حقوق بشر

حقوق بشر

ما در حال پیگیری قضیه 38 زندانی که ادعا شده در دادگاه غیرنظامی محاکمه و آزاد شدند و سپس

ساواک آنها را برای محاکمه نظامی بازداشت کرد هستیم.


عفو روز 28 مرداد (روز بازگشت شاه در 1953) برابر 19 اوت، آزادی 62 زندانی ضدرژیم را نیز در

میان 711 نفر در پی داشت. هنوز هیچ اسمی به دست نیامده است.

ص: 772

رهبری جدید جامعه حقوقدانان همچنان فعال است و گروه وکلای مترقی به دفاع از تظاهرکنندگان

ادامه می دهند، بعضی آزاد می شوند. بعضی نه.


چند روز آینده

چند روز آینده

شاید تعطیلات آخر هفته خیلی شلوغ باشد 24 تا 26 اوت اوج عزاداری ماه رمضان است. قبل از

تراژدی سینمای آبادان تظاهرات بسیار و حتی شاید یک اعتصاب نشسته در بزرگراه شاهنشاهی انتظار

می رفت.

آتش سوزی شاید سبب عکس العمل عمومی علیه خشونت بشود. همچنین اطلاع داریم که دولت ایران

اخیرا تعدادی از ملاهای شورشی تر را دستگیر کرده است، بنابراین برخورد آینده شاید آنقدر بزرگ که

انتظار می رفت نباشد. روز 26 اوت که یادبود مرگ واقعی امام علی است، با در نظر گرفتن اینکه تظاهرات

دو هفته گذشته مشخصا عاطفی و تعصب آمیز بوده اند، هنوز می تواند 24 ساعت مسئله ساز باشد.

22 اوت 1978 استمپل


جعفر عزیز

سند شماره 46

تهران، 23 اوت 1978 اول شهریور 1357

عالیجناب جعفر ندیم

معاون در امور اقتصاد و بین الملل

وزارت امور خارجه، تهران

جعفر عزیز:

در رابطه با گفتگویی که پیرامون کنفرانس جهانی مبارزه با نژادپرستی و تبعیض نژادی داشتیم، فکر

می کنیم بد نباشد بیانیه ای را که توسط کاخ سفید در هیجدهم اوت اعلام شده به نظر شما برسانم.

آن شب شما بیاناتی در این مورد اظهار داشتید که دلگرم کننده بود و بابت آنها ممنونم.

«این هفته نمایندگان بسیاری از کشورها در ژنو در کنفرانس جهانی مبارزه با نژادپرستی و تبعیض

نژادی ملاقات خواهند نمود.»

تشکیل این کنفرانس در وسط دهه سازمان، برای اقدام به مبارزه علیه نژادپرستی و تبعیض نژادی

صورت می پذیرد و ایالات متحده آغاز آن را قویا مورد حمایت خود قرار داد. اما آمریکا قادر به شرکت در

این کنفرانس بالقوه پر اهمیت نیست، گرچه بر جلسات آن از نزدیک ناظر خواهیم بود، این عدم شرکت به

خاطر این است که با جای دادن صهیونیزم به عنوان یکی از اشکال نژادپرستی، تعریف نژادپرستی برای

مقاصد سیاسی تحریف گردیده است. مادامی که این دهه به تعریف آشکارا از صهیونیزم به معنای شکلی از

نژادپرستی صحه می گذارد، ایالات متحده نمی تواند خود را با آن همراه بداند.

ولی ما امیدواریم که این کنفرانس به مقصود اصلی این دهه باز گردد تا ما نیز به تلاش بین المللی برای از

بین بردن نژادپرستی بپیوندیم. ما برای رسیدن به این هدف تلاش خواهیم کرد، چون خطر نژادپرستی را

شناخته و بیش از یک قرن است که در تلاش هستیم تا زخم های باقیمانده از نژادپرستی را درمان بخشیم.

می دانیم که به اهدافمان به طور کامل نرسیده ایم ولی هنوز عمیقا نسبت به این مسئله احساس مسئولیت

ص: 773

می کنیم و چه در داخل و چه در خارج، این هدف مشترک را در متن سایر تلاش های ناهماهنگ ادامه

خواهیم داد.

«از همه ملت های جهان می خواهیم که به اهداف اصلی دهه سازمان ملل علیه نژادپرستی احترام

گذارده و در مقابل هرگونه تلاشی که هدف آن را تحریف و نیروی اخلاقی آن را فرسایش دهد ایستادگی

ورزند.»

با احترامات فائقه

ارادتمند چارلز دبلیوناس

مشاور وزیر مختار


خلاصه مذاکرات هیئت مسایل مملکتی

سند شماره 47

محرمانه

خلاصه مذاکرات هیئت مسایل مملکتی

23 اوت 1978 اول شهریور 1357

وزیرمختار جلسه را با معرفی اعضای جدید هیئت مسایل مملکتی به سفیر سولیوان شروع کرد. سفیر

گفت که امروز و فردا صبح را به خواندن و درک مطالب خواهد پرداخت و از فردا بعدازظهر با رؤسای

قسمت ها دیدار خواهد داشت.

سفیر دو توقف خود در واشنگتن را مرور کرد. او گفت اولین نوبت در ژوئن عمدتا حول لحن زبان به

کار گرفته شده در پیمان دوجانبه هسته ای و (تهیه) مقدمات یک جلسه PRC متمرکز بود. دومین دیدار

بیشتر در رابطه با حوادث ایران بود او گفت که نگرانی های زیادی در واشنگتن و کشورهای همسایه در

مورد حوادث اخبار اینجا وجود دارد.

در مرور پیمان دوجانبه هسته ای سفیر گزارش داد که کمیسیون تنظیم (امور) هسته ای بر سر آن به

نسبت 2 2 دچار اختلاف شد که باعث جلب مقداری از توجهات قبل از مطرح شدنش در برابر کنگره

خواهد شد سفیر گفت که به عمارت کنگره در واشنگتن (Hill) رفته و با تعدادی از اعضای مقننه که در این

رابطه موقعیت حساس دارند درباره پیمان صحبت کرد. جدا از اینکه انتظار می رود برای استفاده از این

مساله به عنوان وسیله ایجاد تبلیغات سوء علیه ایران کوشش شود، هیچ مشکل واقعی پیش بینی نمی شود.

سفیر دیگر خبرهای واشنگتن را مرور کرد. با تذکر این نکته که کنگره برای یک دوره نیم بند پس از

انتخابات باز می گردد. دانشجویان ایرانی در آمریکا نیز همچنان فعالند. در واشنگتن در مورد ثبات

سیاسی جغرافیایی این منطقه، مخصوصا در تبع کودتای افغانستان نگرانی مشخصی وجود دارد.

وزیر مختار گزارشی از تغییرات وسیعی که توسط ایرانیان در متن فارسی پیمان هسته ای اعمال شده است

ارائه داد. با تذکر اینکه دولت ایران امید دارد سند را تا 10 سپتامبر امضا کند.

آقای شلنبرگر درباره سرازیر شدن مطبوعات غربی به ایران پس از فاجعه آبادان صحبت نمود. وی

اعلام نموده شهردار بردلی ممکن است تهران بیاید و در برنامه انجمن ایران و آمریکا (IAS) در رابطه با

شهرداریها شرکت کند.

ژنرال کرتز درباره فعالیت های ولیعهد در آمریکا گزارش داد. سفیر درباره تصمیم دولت ایران به خرید

31 فروند F - 4E سؤال کرد، با یادآوری اینکه امید دارد که آنها دچار توهماتی از قبیل اینکه نهایتا قادر

ص: 774

خواهند بود گروه A را بگنجانند هستند.

آقای وستلی گزارش از دیدار رئیس هیئت مدیره وستینگهاوس ارائه داد. سفیر گفت که با آقایان

برگستن و سومولون که نگران قیمت نفت هستند جلسه ای طولانی داشته است. وی گفت بلومنتال ممکن

است در اکتبر به ایران بیاید. سفیر همچنین به (معاون وزیر) کوپر پیشنهاد کرد که در اواخر امسال برای

ریاست بر اجلاسیه دیگری از کمیسیون مشترک ایالات متحده و ایران، به ایران بیاید.

دکتر جان استمپل درباره برداشتهای خبری آتش سوزی اخیر سینمای آبادان گزارش داد. وی یادآور

شد میانه روهایی که قبلاً مایل به انتقاد از آیت اللّه خمینی نبودند. مشغول استفاده از این فرصت برای انجام

غیرمستقیم چنین کاری به صورت تقبیح آتش افروزی بودند. سفیر آن را «جسارت حقیقی خمینی»

توصیف نمود.

دکتر استمپل اشاره نمود که در کیهان امروز اظهار سناتور نائینی که شاه کاملاً در جریان اوضاع قرار

نمی گیرد مندرج است.

آقای میلز گزارش داد متصدی پزشکی منطقه از 24 تا 28 اوت در شهر خواهد بود. آنها که مایل به

دیدار او هستند باید برای ترتیب قرار با واحد تندرستی تماس بگیرند.

درباره موضوع بنای ساختمان، سفیر گزارش داد آقای جینگلز 3/2 میلیون دلار لازم برای ساختمان

اداره جدید را تأمین کرده است که در سال مالی 1980 قابل استفاده است. به دنبال مقداری بحث درباره

استفاده از محل گالری های ایران در جنب خیابان ایرانشهر به عنوان مواضع فعالیت موقتی بحث شد.

آقای تیلور گزارش داد ارقامی که اینک برای حسابهای اقتصادی چهار ماه اول سال موجود می باشند

کسری معادل 3/1 میلیارد دلار را نشان می دهند. با بودجه 8 تا 10 میلیون دلار پیش بینی شده برای تمام

سال، چنین کسری تناسب ندارد.

در عین حال توازن حساب های پرداختی برای سه ماهه اول معتدل است اما علائمی از میل به سوی

کسری (بودجه) نشان می دهد، اما یک کسری یک میلیارد دلاری در سال را انتظار داریم.

یک رهنمود بودجه برای فراهم کردن بودجه سال 2538 به وزارتخانه ها صادر شده است که حکایت

می کند ممکن است امسال به موقع آماده گردد.

آقای اسنو گزارش داد، جدا از راهنمایی دانشجویان، انجمن ایران و آمریکا برنامه دیگری طی رمضان

ندارد. مرکز پلیس اضافی برای خود نیاورده است، اما اگر لازم باشد تعداد بیشتری در دسترس هست.

آقای راینو آخرین اخبار مرکز بازرگانی را ارائه کرد. وی اعلام داشت که نمایشگاه بازرگانی در 19

سپتامبر باز خواهد شد، با این امید که آمریکا بهترین ارائه را در تاریخ داشته باشد.

ص: 775

سند شماره 48

محرمانه

تهران 6 سپتامبر 1978 15 شهریور 1357

اداری غیر رسمی(1)

جناب دیوید مک گافی (ویکتور تامست مایکل مترینکو)

کنسول آمریکا

کنسولگری آمریکا

اصفهان، ایران (شیراز تبریز)

دیوید عزیز (ویک عزیز مایک عزیز):

در هفته های اخیر سفیر و من از چند مقام عالی رتبه تلویحا این اتهام را دریافت کردیم که آمریکا به

نحوی در تظاهرات وارد شده است و از مخالفت ها حمایت می کند. سفیر اکیدا این اتهامات را رد کرد و

پیشنهاد کرد که هر وقت لازم است، برای بازدید یا تجزیه و تحلیل هر مدرکی که آنها فکر می کنند بر نیرنگ

آمریکا دلالت می کند، ملاقات داشته باشد. اگر لازم باشد شما هم باید محکم باشید.

در ماههای آینده ایرانیان از هر جنبه سیاسی در پی نشانه هایی از نظریات آمریکا در مورد مسایل داخلی

خواهند بود و این موقعیت های دشوار و حساسی را برای ما بوجود خواهد آورد که می تواند به آسانی

منجر به سوءتفاهماتی شود. بنابراین من مطمئن هستم که شما خیلی محتاط خواهید بود و نکات زیر را در

هر جا که مقتضی باشد در بحث های خود اعلام خواهید کرد:

1. روابط ایران و آمریکا عالی است و براساس علائق دو جانبه محکم و استواری پایه ریزی شده است.

2. از زمان جنگ جهانی دوم، هم رئیس جمهوری های دمکرات و هم جمهوریخواه آمریکا برای ایران

اهمیت خاصی قائل شده اند، در دسامبر 1977 پرزیدنت کارتر: «قدرت ما، قدرت ایران است و قدرت

ایران، قدرت ما است.»

3. آرزوهای آمریکا این است که ایران از لحاظ اقتصادی و نظامی قوی باشد و ثبات سیاسی داشته باشد.

4. آمریکا از «خط مشی دمکراتیک کردن» شاه که قصد دارد طی مدتی یک سیستم سیاسی دمکراتیک را

توسعه دهد استقبال کرده است. ما به صداقت او در این عمل شک نداریم.

5. پادشاهی یک نهاد بسیار مهم در ایران است و به نظر ما شاه مناسب ترین فرد برای رهبری مردم ایران به

سوی سیستم دمکراتیک تر است.

6. به طور قابل ملاحظه ای این نکته اهمیت دارد که چهره های سیاسی مسئول در داخل سیستمی کار

می کنند که به موازات پیشرفت آن شاه و دولتش را در این تلاش یاری دهند.

7. خشونت فقط علیه رسیدن به یک سیستم دمکراتیک مفید خواهد بود و بازیچه نیروهای چپ و راست

افراطی خواهد شد که نمی خواهند ایران پیشرفت کند. عین این رونوشت را برای همکاران شما در سایر

کنسولگریها خواهم نوشت.

با تقدیم احترام چارلز. دبلیو. ناس

کاردار


خلاصه مذاکرات هیئت مسایل مملکتی

1- این نامه برای سه کنسولگری آمریکا در اصفهان و شیراز و تبریز فرستاده شده بود.
ص: 776

سند شماره 49

محرمانه

خلاصه مذاکرات هیئت مسایل مملکتی

6 سپتامبر 1978 شهریور 1357

سفیر مذاکره را با بحث درباره تظاهرات بزرگ اما بدون خشونت روز 5 سپتامبر در تهران شروع کرد.

وی گفت معلوم نیست که آیا طرح جدیدی با خصیصه آرام این تظاهرات پدیدار شده یا خیر؟ اما در هر

حال یک تاکتیک دوجانبه است که احتمالاً به منظور سست کردن نیروهای امنیتی از اقدام قاطع در آینده

است. سفیر در ملاقاتش با وزیر کشور نظرش را در مورد دورنمای آینده جویا خواهد شد. فردا روز بستن

هفتم کشته شدگان تظاهرات قبلی است بازار تعطیل اعلام شده، مغازه ها نیز همین طور. آقای بنر من گفت

به مغازه دارها گفته شده است که فردا باید تعطیل کنند. دکتر استمپل گفت که فردا روز آرامی خواهد بود که

یک... عمومی واقعی تلقی نمی شود.

سفیر... گفتگو با کسانی که سعی دارند شاه را با راههای مسالمت آمیز.... کنند، ادامه دارد. یکی از این

افراد که هوشنگ رام است، این شایعه را که روحانیون می خواهند هویدا را دستگیر کنند تأیید نمود. با

اینکه هویدا خودش یک مسلمان مؤمن است، اما چون پدرش مرتبط به بهائیها بوده مورد سرزنش قرار

می گیرد. همچنین شایعه دیگری که به شدت قوت گرفته این است که زاهدی که به ایران آمده جانشین

هویدا خواهد شد.

سفیر گفت که شب گذشته با تعدادی از اسرائیلیان که با نگرانی اظهار می دارند که یهودیها گروه دومی

هستند که بعد از بهائیها مورد حمله مسلمانان متعصب قرار خواهند گرفت، تماس گرفت. اما اسرائیلی ها

فکر نمی کنند که این امر بر روی رابطه آینده ایران و اسرائیل تأثیر بگذارد. وی خواستار ارسال تلگرامی

شد که در آن تحلیل اسرائیلی ها در این مورد داده شود.

سفیر از استمپل خواسته است که از برنامه رفتن شاه به رومانی و آلمان شرقی یک تلگراف بفرستد. وی

درخواست گزارشی از برلن را که ستاد حزب توده می باشد، نموده است.

سفیر گفت کنفرانس بین المللی زنان در تهران خواهد بود. وی تقاضا کرد که یک تلگراف برای

پشتیبانی امور زنان فرستاده شود. اکنون که وزارت امور زنان از بین رفته است لازم است شخصی با خانم

افخمی تماس بگیرد. شاید خانم لوری تریس بتواند این مأموریت را پس از ورودش انجام دهد.

سولیوان از وستلی تقاضا کرد که توسط آقای بش، سازمان سیا در مورد پروژه تولید نفت در ایران به

بررسی بپردازد. این بررسی یک افت شدید را در تولید پیش بینی می کند.

سفیر از سرهنگ فاین هوت خواست تا در مورد کیف گمشده و شرکت سلطنتی ماشین ایران تحقیق

کند.

سفیر اعلام کرد که سفیر آمریکا در پاکستان از تهران دیدن خواهد کرد. آقای شلنبرگر گفتگوهایش را

با مفسر رادیو تلویزیون ایران بازگو کرد، وی گفته بود که برنامه های بین المللی تلویزیون کمتر از

برنامه های فارسی خواهد بود. مفسر تلویزیون همچنین گفت که روابط بین کارمندان بخش فارسی و

بین المللی خوب نیست. آقای شلنبرگر گفت که با کسی که در آبادان بوده است صحبت کرده و او گفته است

که در مقایسه با تهران، تدابیر امنیتی آنجا خیلی شدیدتر می باشند. وی همچنین گفت که شایعاتی مبنی بر

ص: 777

اینکه دستورالعمل تخلیه افراد را صادر کرده، وجود دارد. سفیر اشاره کرد که فقط نصف جمعیت آبادان

عرب است و این می تواند در موارد امنیتی تأثیر گذاشته باشد.

آقای شلنبرگر گفت که انتظار دارد امروز لیست 16 رئیس دانشگاه را دریافت دارد. همه آنها دفعه

اولشان نیست که چنین شغلی می گیرند.

سرهنگ فاین هاوت گفت که امروز روز LOA است ولی فقط چهار مورد صادر شد. سفیر گفت که این

به خاطر مشکلات بودجه بوده است.

سرهنگ فاین هاوت گزارش داد که یک پادگان پلیس ایرانی که در مسایل مربوط به حمل و نقل

تحت نظر او شریک بود، امروز مورد حمله واقع شد و یک محافظه کشته شد. یک ماشین سیتروئن را هم

آنجا گذاشتند تا منفجر شود ولی این اتفاق نیفتاد. این اتفاق در ساعت پنج و نیم بامداد بود.

آقای وستلی اظهار داشت که «گلن واتس» از اتحادیه کارگری آمریکا به تهران خواهد آمد. او ترتیب

سفرش را خودش داده است و سفیر از آقای وستلی خواست که رزرو هتل او را تأیید نماید.

آقای وستلی گفت که با رئیس پخش پپسی صحبت کرده و او افشاء کرد که چهار سال پیش مبلغی به

شریعتمداری داده شده بود تا فروش پپسی را افزایش دهد. آقای وستلی گفت که اتاق بازرگانی آمریکا از

سفیر دعوت کرده تا در مجلس ناهاری در ماه نوامبر شرکت کند.

سفیر در کل پذیرفت مسئله مورد بحث این بود که آیا بلومنتال می تواند برای اتاق بازرگانی سخنرانی نماید

یا نه. او باید صبح این کار را انجام دهد چون برنامه اش خیلی فشرده است.

دکتر استمپل گزارش داد که نماینده مجلس «نژاد» فرد شماره 2 سازمان کارگران اعلام کرده که

می خواهد عضو جبهه مخالفین شود. دکتر استمپل گفت که دانشگاه آریامهر امسال باز خواهد ماند. او

گزارش داد که 134 استاد دانشگاه تهران تا استخدام افرادی که مجبور به بازنشستگی شده اند حاضر به

تدریس نخواهند شد. او در مورد یک راهپیمایی آرام در مسجد ژاله صحبت کرد. راهپیمایان به نیروهای

امنیتی پول می دهند و می گویند که حقوق آنها برای این کار کم است.

آقای نیلی گفت که وضع زراعت شمال خوب است و جاده جنوب کوهستان به مشهد خیلی خراب

است و برای مسافرت باید راه دیگری انتخاب کرد.

سفیر پرسید که آیا دلیل خاصی وجود دارد که در ایلام این قدر دردسر وجود دارد؟ آقای گرین گفت که

با توجه به مقاله روزنامه ارتش ایران از مسلسل های آمریکایی استفاده نمی کند. البته ژاندارمری از

تفنگهای ام یک که خیلی قبل دریافت کرده بود استفاده می کند.

آقای بورتن گفت «منیری» از ایران خارج شده، او می خواهد که رئیس بعدی شرکت هواپیمایی ایران

باشد ولی کسی از او حمایت نمی کند.

آقای ددیچ گزارش داد که چندین قاچاقچی آسیایی در آمستردام دستگیر شده اند. شواهد نشان

می دهد که ارتباطی میان قاچاقچیان آسیایی و ایرانی وجود دارد. دیروز دو تن حشیش در نزدیکی ماکو

بدست آمد که برای اروپا فرستاده شده بود. هیچ شواهدی مبنی براینکه افغانستان کار قاچاق نمی کند

نداریم.

آقای آدلر گزارش داد که یک منبع غیردولتی ایران گفته که ایران قدرت هسته ای را ارزیابی می کند. بنا

به گفته این منبع هیچ واحد اضافی علاوه بر 9000 مگاوات فعلی خریداری نخواهد شد. این اولین نشانه

ص: 778

حرکت تندی است در جهت تقلیل. سفیر گفت که شنیده است که فرانسه می خواهد تلافی محدودیت در

پاکستان را در ایران در بیاورد. سرهنگ شیفر گفت که هلیکوپتر پلیس که احتمالاً متعلق به نیروی هوایی

بوده، سقوط کرده و خلبان آن در دم کشته شده است.

آقای بانرمن وضع امنیتی فردا را تشریح کرد. ما فکر می کنیم مغازه های تمام شهر تعطیل باشند و

تظاهرات آرامی صورت می گیرد. او اعلام کرد برای آنکه سیاست یکنواختی در پیش بگیریم هر امر

برنامه ریزی شده مطابق برنامه اش صورت پذیرد. برنامه های سفارت به روال عادی پیش روند. سفیر ایان

را پذیرفت و افزود که از طریق دیگر توصیه هم نخواهد کرد که یک برنامه گردش در بازار از طرف باشگاه

بانوان انجام شود.

آقای اسنو گفت که انجمن ایران و آمریکا ثبت نام معمولی برای کلاس های انگلیسی میان 8 تا 12 را

برای فردا در برنامه دارد. وی گزارش داد که نیروی پلیس در خیابان وزرا دو برابر شد اما به نظر می آید که

افراد پلیس چندان متراکم نیستند. آقای بانرمن گفت همین طور است اما بعد از ماه رمضان یک نیروی فعال

پلیس ذخیره به کار خواهد افتاد.

آقای اسنو تذکر داد که یک سخنرانی راجع به باستانشناسی برای فردا شب تدارک دیده شده است. این

برنامه طبق قرار قبلی انجام خواهد شد.

ص: 779

سند شماره 50

محرمانه

یادداشت برای پرونده ها

از: کفیل بخش سیاسی، جان دی استمپل

تاریخ: 7 سپتامبر 1978 16 شهریور 1357

بعدازظهر سوم سپتامبر من از طرف معاون مخصوص نخست وزیر، داریوش بایندر، برای مهمانی

کوکتل به کلوپ وزارتخانه دعوت شدم. بایندر می خواست با من درباره حوادث اخیر در ایران و نظرات

من درباره آنها صحبت کند.

من تذکر دادم که آمریکا با علاقه و تأیید، کوشش های شاه و نخست وزیر را برای دمکراتیک کردن

سیستم سیاسی و فرونشاندن خشم رهبران مذهبی، مورد توجه قرار می دهد.

در رابطه با یک سؤال از طرف بایندر، من دوباره تأیید کردم که ایالات متحده احساس می کند که

پادشاهی یک نهاد مهم در ایران است و در جریان اعطای آزادی ها شاه بر چهره ای اساسی است. در پایان

من اظهار امیدواری کردم که هیئت های مسئول سیاسی تمام نواحی، در این سیستم کار کنند.

ما درباره خط سرسخت مخالف که نسبت به امتیازات حکومت در قلمرو سیاسی اتخاذ شده، بحث

کردیم. بایندر تأیید کرد که دولت قصد دارد همچنان به طور قابل ملاحظه ای دمکراتیک کردن جو سیاسی

را ادامه دهد. او گفت به هر حال نخست وزیر و دیگران از اینکه هیچ حس سازشی در میان مخالفین وجود

ندارد نگران بودند و اینکه دستجات مذهبی و دیگران احساس می کنند که نبض (جریان) حکومت را در

دست دارند و آن را برای اخذ اختیار یا تقاضای تغییراتی که غیرممکن می باشد در فشار می گذارند،

ناراحت هستند. او اضافه کرد که امکان دارد که خشونت ادامه یابد و این امر دو سؤال اساسی بوجود

می آورد، (1) اگر موقعیت خطر پیش بیاید چه اتفاقی می افتد؟ و نظر دولت آمریکا به برقراری دوباره نظم

به وسیله زور چه خواهد بود؟ (2) آیا در ایران دمکراسی مفید خواهد بود؟ آیا به اندازه کافی رهبران

مناسب و چهره های سیاسی متجدد وجود دارند تا از سیر قهقرایی حکومت کشور به طرف مذهبیون

مرتجع جلوگیری کنند؟

باتوجه به نظرات آمریکا نسبت به حفظ نظم عمومی، من خاطر نشان کردم که به اصطلاح تأکید آمریکا

بر حقوق بشر، برعکس نظرات بسیاری به جای نظم عمومی از هرج ومرج حمایت نکرده بود. به عنوان نظر

شخصی فکر می کنم که دولت ایالات متحده با تلاش هایی که نظم عمومی را برقرار سازد و آن نظم عمومی

در زمینه سیستمی باشد که فرصت های کافی برای دخالت در امور سیاسی عرضه کند، همدردی می نماید.

سفارت متوجه است که نخست وزیر در عمل از روی یک موقعیت مشکل سرپوش را برداشته است. ما

امیدوار بودیم که حکومت به خاطر حفظ نظم، آنچه را که برای محدود کردن نیروی کنترل نشده لازم است،

انجام خواهد داد. هر قدر وضعیت سیاسی برای اعمال زور مناسب تر باشد، دوستان ایران در اروپا و

آمریکا از آن راحت تر دفاع می کنند.

باتوجه به این سؤال که آیا ایران می تواند دمکراسی را حفظ کند، من پاسخ دادم به نظر می رسد که خود

ایرانیان باید به این سؤال پاسخ بدهند، بایندر پاسخ داد به رهبری بیشتری احتیاج می باشد و عقیده

شخصیش را بیان کرد که حکومت باید بیشتر کار کند. حامیان حکومت باید خودشان را بیشتر سازمان

ص: 780

دهند. او با تردید بیان کرد که نخست وزیر خودش مایل بود که این کار را انجام دهد و نسبت به گروههایی

که تاکنون در امور سیاست وارد شده اند خوشبین نبود.

در پایان برای یک نتیجه موفقیت آمیز در مرحله دادن آزادی های سیاسی اظهار امیدواری کردیم.

بایندر که یک مقام حرفه ای خدمات خارجی است، گفت که از او خواسته شده به عنوان کارمند

نخست وزیری باقی بماند که البته این کار را خواهد کرد. به هر حال او شخصا امیدوار است ظرف دو تا سه

ماه به امورخارجه برگردد. زیرا «ده ماه طول می کشد تا نخست وزیری پرورش یابد و این سومین شغل من

خواهد بود!»

اظهار نظر: من باور نمی کنم بایندر مخصوصا توسط رئیسش، به خاطر سؤال کردن از عکس العمل آمریکا

برای تأیید اقدامات علیه هرج و مرج راهنمایی شده باشد. اما شک ندارم که پاسخ اساسی من به سؤالات

بایندر به مقامات بالا در ادارات نخست وزیری خواهد رسید.

جان. دی. استمپل


نقطه نظرهای آمریکا نسبت به دولت ایران

ص: 781

سند شماره 51

استفاده محدود اداری

تاریخ: 7 سپتامبر 1978 16/6/57

از: مأمور سفارت جان استمپل

به: تمام مقامات بلندپایه

موضوع: نقطه نظرهای آمریکا نسبت به دولت ایران

در ملاقاتی که در سوم سپتامبر با شرکت مقامات بلندپایه انجام گرفت، سفیر در زمینه لزوم روشن

نمودن موضع دولت آمریکا در قبال تغییراتی که در حال حاضر در ایران به چشم می خورد صحبت کرد. در

آن صحبت سفیر مطالب زیر را پذیرفته که شما در موقع تماس با مقامات ایرانی از آنها استفاده کنید.

روابط ایران و آمریکا بسیار عالی و پایدار است و بر روی منافع پایدار متقابل استوار می باشد. ایران از

زمان جنگ جهانی دوم به این طرف چه در موقع رئیس جمهورهای دمکرات و چه در موقع رئیس

جمهوریخواه از اهمیت خاصی برای آمریکا برخوردار بوده است و در دسامبر 1977 آقای کارتر گفت

«قدرت ما قدرت ایران است و قدرت ایران قدرت ماست.»

دولت آمریکا آرزومند است که ایران از لحاظ اقتصادی و نظامی قوی و از لحاظ سیاسی با ثبات باشد.

آمریکا از سیاست آزادیخواهانه شاه که به ایجاد یک سیستم سیاسی دموکراتیک کمک خواهد کرد

استقبال کرده است. و ما هیچ شکی نسبت به حسن نیت ایشان در این مراحل نداریم.

حکومت پادشاهی یکی از مهم ترین و عمیق ترین نهادهای ایران می باشد و شاه در نظر ما مناسب ترین

فرد برای رهبری ملت ایران به سوی یک سیستم دموکراتیک است.

خیلی اهمیت دارد که چهره های مسئول سیاسی در ضمن آنکه سیستم توسعه پیدا می کند در محدوده آن

کار کنند تا به شاه و دولتش در این جهت کمک کنند.

خشونت فقط علیه دستیابی به یک سیستم دموکراتیک نتیجه خواهد داد و به نفع گروههای افراطی راست

و چپ که نمی خواهند ایران شکوفایی پیدا کند، می باشد.


اوضاع ایران

ص: 782

سند شماره 52

محرمانه

شماره سند: 8614

تاریخ: 10 سپتامبر 1978 19/6/57

از: سفارت آمریکا در تهران

به: وزارت امورخارجه واشنگتن دی. سی. مهم

گزارشگر: سولیوان

موضوع: اوضاع ایران

1 در خلال سه روز گذشته با اشرف وزیر امورخارجه و نهاوندی وزیر علوم (رهبر بزرگترین گروه در

دولت فعلی) و تعدادی افسران ارشد ارتش ملاقات کردم و در حدود بیش از یک ساعت به حضور شاه

رسیدم. ممکن است دانستن بعضی از نکات این مذاکرات برای وزارت خانه و مخاطبین رونوشت مفید

باشد.

2 در 8 سپتامبر مدت کوتاهی بعد از اعلام خبر حکومت نظامی با وزیر امورخارجه ملاقات کردم، در

این ملاقات او بیشتر در مورد معرفی و توجیه حکومت نظامی صحبت کرد. چون ملاقات به درخواست او

بود او خودش مرا آماده کرده بود و نسخه هایی از اعلامیه های مخالفین و لیست شعارهایی که در

راهپیمایی 7 سپتامبر نوشته شده بود آماده کرده بود و توجهاتی هم برای اعمال دولت داشت. او حاضر نبود

قبول کند که کوتاهی هایی نیز از جانب شاه و دولت بوده و تأکید داشت که شلوغی ها از خارج هدایت

می شوند او به مرگ افرادی که در زدوخوردهای صبح صورت گرفته بود اهمیتی نداد و اصرار داشت که

بیش از 10 نفر کشته نشده اند (او بعد به من در منزل تلفن کرد و گفت در حدود 100 نفر بودند) او به نظر

رسید که مشتاق عکس العمل رسمی دولت آمریکا نسبت به وقایع بود و پرسید که آیا در مورد قدم های

بعدی که ایران می توانست اتخاذ کند نظریات مرا جویا شد.

3 وزیر علوم نهاوندی، برعکس نگرانی زیادی در مورد عواقب حکومت نظامی اظهار داشت، طی

ملاقات 9 سپتامبر (که به درخواست من بود) او دائما گزارشات تلفنی مبنی بر شلوغی در قسمت های

مختلف شهر دریافت می کرد. او گفت جلسه کابینه در شب 7 سپتامبر که در آن تصمیم حکومت نظامی

گرفته شد جلسه احساساتی بوده و به خاطر اصرار ارتشیان تشیکل شده بود او گفت خودش و گروهش

حاضر نشدند این فرضیه را که خارجیان باعث تمام ناآرامی های اخیر شده اند را بپذیرند و پیشنهاد

اصلاحات عمیق کرده بود، (پاکسازی کامل) او مسلما معتقد است که نظریاتش به طور کافی پذیرفته

نشده اند و اطلاعیه عمومی داده است مبنی براینکه اصلاحات باید در پی حکومت نظامی می باشند.

4 سپس او یک نظریه ای داد، گفت که دولت آمریکا می تواند نقش اساسی در وضع فعلی داشته باشد.

شاید اما بیشتر از دولت می توانستیم بر شاه تأثیر بگذاریم ما باید کاری کنیم که از این نفوذ استفاده شود.

«سریع»

5 در صحبتی که با افسران ارشد ارتش داشتیم ظاهرا رضایت زیادی با اعلام حکومت نظامی ابراز

می کردند. آنها مانند وزیر امورخارجه توضیحاتی طولانی در مورد مقاصد شوم تظاهرکنندگان و خطری

که برای کشور دارند می دادند. در طول صحبت هایی که داشتیم ناراحتی زیادی در مورد آینده ابراز

ص: 783

می داشتند. آنها انتظار تروریسم، خرابکاری و اعتصاب های صنعتی را دارند، خیلی مشهود بود که آنان از

اندازه و تشکیلات تظاهرکنندگان به شگفت آمده بودند، مخصوصا 7 سپتامبر.

6 در مورد شاه که من در 10 سپتامبر او را ملاقات کردم، او خسته و ناراحت بود ولی روحیه بهتری از

هفته گذشته داشت، او در مقایسه با وزیر امورخارجه حساسیت بیشتری نسبت به مرگ افراد نشان می داد.

او اصرار دارد که بگوید دست شوروی را در تمام تظاهرات و شلوغی ها می بیند در همان حال او می گوید

که اشتباهات گذشته باید تصحیح شوند و این به زودی اعلام خواهد شد. به روستاها کمک بیشتری خواهد

شد. برنامه آزادیها ادامه خواهد شد. لایحه آزادی اجتماعات و مطبوعات به مجلس داده خواهد شد و

انتخاباتی به عنوان انتخابات آزاد در ماه ژوئن برگزار خواهد شد.

7 او خواهان ابراز حمایت آمریکا برای خودش، رژیم حاکم و طرح هایش می باشد، او طرح های

جامع تری از قبل دارد و کاملاً نوع نظری مبنی بر کنار رفتن و فرار کردن را رد می کند، از طرف دیگر

مشکلات رودررو را کم نمی بیند و می داند که حکومت نظامی ممکن است فعالیت مخالفین را زیرزمینی

کند و آنها را به تروریسم و خرابکاری وادار کند. او نگران است از اینکه ممکن است موجی از اعتصابات

صنعتی آغاز شوند و قبول دارد که حکومت نظامی ممکن است از نظر بین المللی برای خیلی ها اهانت آمیز

باشد منجمله آمریکا.

8 بینش کلی که از این چند ملاقات بدست آوردم این است که وقایع اخیر منجر به خراب شدن

تشکیلات ایران شده اند. هنوز عنصر قوی نه تنها در ارتش بلکه در کابینه هم وجود دارد که خواستار

عکس العمل خشن برای سرکوبی مخالفین می باشد. در همان حال گروه قابل توجهی در رهبری وجود

دارد که معتقد است اعمال سرکوبگرانه مؤثر نیستند و نیز معتقد است وقت انجام اعمالی که پاسخگوی

ناراحتی های سطحی باشند گذشته است. شاه در هفته های گذشته نقش هاملت را بازی کرده و نفوذ

خودش را در هیچ جهت تحمیل نکرده. امروز او ظاهرا مقداری از اعتماد خودش را بازیافته و کنترل

اعمال دولت را بدست آورده. او متقاعد شده که با کسانی که خواستار اصلاحات هستند کنار بیاید و ما

می توانیم از شاه انتظار داشته باشیم که آن تغییرات را انجام دهد.

9 هنوز خیلی زود است که بتوانیم تخمین بزنیم که آیا او می تواند آنچه را می خواهد بگوید انجام دهد

در حالی که سوار زینی است که بر جمعیتی عصبانی از حکومت نظامی است.

سولیوان


امنیت آمریکاییان ساکن در جنوب تهران

ص: 784

سند شماره 53

محرمانه

یادداشت

تاریخ: 12 سپتامبر 1978 21 شهریور 1357

از: ویکتور. ال. تامست شیراز

به: وزیر مختار، آقای ناس

موضوع: امنیت آمریکاییان ساکن در جنوب تهران

قبل از اول سپتامبر کنسولگری در بحث هایش با اعضای جامعه آمریکایی مقیم جنوب ایران، هم با

افراد وهم با گروهها، بر این نظر بود که هر چند رشته ناآرامی داخلی در اینجا یک کشش نهفته ضد خارجی

داشته است، اما به سوی خارجیان به طور کل و آمریکاییان بخصوص جهت داده نشده است. در چنین

شرایطی ما توصیه کردیم مادامی که آمریکاییان از حوادث و اتفاقات مربوطه که ممکن است در آنها ایشان

را به طور اتفاقی یا به عنوان طعمه ای بادآورده دستگیر کنند، دوری جویند. احتمال ندارد که خطری جدی

آنها را تهدید کند. گفتگوهای اخیر اعضای کنسولگری و همسرانشان در شیراز، اهواز، خرمشهر و آبادان با

ایرانیانی که از مقاطع مختلف (جامعه) بودند، دلالت بر عوض شدن عقیده آنها می کند که ممکن است

تشخیص پیشین ما را از اعتبار بیندازد.

در هنگامی که دیدگاهها متفاوت هستند، ظهور سریع احساسات ضد آمریکایی تقریبا در تمام موارد

روزهای اخیر را می توان ناشی از گسترش نارضایتی از رژیم، ادامه کم قدرتی مخالفان در ایجاد تغییرات

اساسی اوضاع (باتوجه به اینکه اکثریت قاطع، تعیین دولت شریف امامی را چیزی بیش از یک تغییر

سطحی نمی بیند) و یک عقیده مشترک گسترده که ایالات متحده توانایی برای بنابراین یک فرد می تواند

هم به خاطر ناآرامی (اجرای سیاست حقوق بشر) و هم به خاطر توانایی رژیم برای ماندن بر سر قدرت

(حمایت و فروش های تجهیزات نظامی)، ما را سرزنش کند.

تظاهر احساسات ضد آمریکایی (صرفنظر از شعارها و پوسترهای «آمریکایی برو خانه ات» که قبل از

وضع حکومت نظامی بوجود آمده) برای بسیاری این فرم را گرفته است که «ما غرض خاصی نسبت به شما

نداریم ،اما ایرانیان از آمریکاییان متنفرند، زیرا که (1) شما شاه را بر سر قدرت نگهداشته اید (2)

اسلحه های آمریکایی مردم را می کشد (3) شما اثر بد اخلاقی روی فرزندان ما گذاشته اید (4) شما به اسلام

احترام نمی گذارید (5) شما باعث تورم، کمبود و غیره هستید» عده ای برای آمریکاییهایی که شخصا

می شناسند نگرانند، نصیحت کرده اند که به سرعت ایران را ترک کنند تا مبادا که برایشان اتفاقی بیفتد. این

ممکن است اغراق باشد اما حاکی از وضعی است که آنها بدون تردید به خود راه دادن آن را برای

آمریکاییها غیردوستانه می بینند.

آمریکاییانی که در جنوب ایران زندگی می کنند نسبت به این احساسات بی اطلاع نیستند. همسایگان

و همکاران مراقب این وضع هستند. شاید آنها نسبت به آمریکاییانی که در تهران هستند، بیشتر احساس

تنهایی می کنند، به نظر می رسد که درباره وضع امنیتی خود فوق العاده نگران بوده و مرتبا برای ضمانت

امنیت خویش به کنسولگری مراجعه می کنند.

با وجودی که براساس ارزیابی ما از وضعیت، ضرورتی ندارد که آمریکاییان چمدان های خویش را

ص: 785

ببندند، اما امکان بوجود آمدن مشکلاتی در رابطه با آمریکاییان، در روزهای اخیر به نظر می رسد که به

طور قابل توجهی افزایش یافته است. انتقال این نظر به جامعه آمریکایی باعث تشدید ترسی می شود که

شاید قبلاً در میان بسیاری از اعضای آن بوجود آمده است، اما اگر زیاد هم اهمیت ندهیم، این خطر وجود

دارد که در برابر آنها اعتبار خویش را از دست بدهیم. قبلاً حرفهایی بوده درباره این برخورد که دولت

آمریکا به روابط خود با شاه بیش از شهروندان خود اهمیت می دهد. در حالی که این قیاس در جزییاتش

واهی و نادرست است. اما قضیه ویتنام به عنوان نمونه فدا کردن ایمنی اتباع آمریکایی به بهای یک توهم

نقل می شود.

با وجود چنین وضعی در اینجا، ما معتقدیم در حال حاضر باید موضع ذیل را در مواقعی که از طرف

آمریکاییان در مورد وضع امنیت شان مورد سؤال واقع می شویم اتخاذ کنیم. شرایط جوری نیست که ایجاد

کند که افراد آمریکایی چه به صورت انتخابی و چه به صورت دسته جمعی بتوانند به طور سازمان یافته

ایران را ترک کنند. در حقیقت اعمال حکومت نظامی در چندین شهر در سراسر کشور تا آنجایی که به

ناآرامی داخلی مربوط می شود، کلاً اثری سودمند داشته است. به هر حال به نظر می رسد احساس ضد

آمریکایی در قسمت های معینی از مردم ایران، اخیرا افزایش یافته است. ضرورت ایجاد می کند که

آمریکاییان ساکن در جنوب ایران محتاط باشند تا از موقعیت هایی که بالقوه می توانند برای آنها خطرناک

باشند، دوری جویند. اگر اقدامات احتیاطی رعایت شود، به علاوه خود مقررات حکومت نظامی ناچارا

موجب محدودیت آزادی به ویژه برای خانواده شان هستند یا نه. در حالی که چنین توصیه ای ممکن است

منجر به این شود که بعضی از افراد وابستگان خود را به آمریکا بفرستند و استخدام را برای شرکت ها و

سازمانها در ایران نسبتا مشکل تر کنند.

ما فکر می کنیم که در کل این امر بدون این که به هراس بی جهت منجر شود، جامعه آمریکایی را مطمئن

می سازد که ما به خیر آنها اهمیت می دهیم. به هر حال تعداد وابستگان در حال افت کردن است و آنچه که

در مطبوعات ایالات متحده درج شود، بیش از آنچه که ما در اینجا می گوییم بر روی استخدام تأثیر خواهد

داشت. بنابراین ما عملاً در تغییر خط مشی پیشگام نخواهیم بود بلکه در عوض یک جنبه منطقی به

روندهایی که هم اکنون در جریان است می دهیم روی هم رفته شاید حضور کمتر (آمریکاییان) چندان بد

نباشد.

ص: 786

سند شماره 54

محرمانه

خلاصه مذاکرات هیئت مسایل مملکتی

تاریخ: 13 سپتامبر 1978 22/6/1357

سفیر جلسه را با گزارشی از وقایع هفته گذشته آغاز کرد. او گفت که تظاهرات روز پنجشنبه نگرانی

زیادی را در رابطه با وسعت و تشکل آشکار آن در میان دولت بوجود آورده است. او کشتار جمعه میدان

ژاله را یک نمایش ناموفق توصیف کرد که نشاندهنده ماهیت قانون جنگی بود. سربازان مجهز به کلیه

وسایل جنگی بودند و به جای سلاح های کنترل کننده جمعیت از سلاح های جنگی استفاده می کردند. او

گفت که وظیفه فعلی دولت جدا کردن عوامل حرف شنو مخالفین از عوامل مخرب آنها است. او بر اهمیت

رعایت مقررات حکومت نظامی توسط مقامات رسمی سفارت تأکید کرد. او دستور داد که گزارش هیئت

اعزامی در حال حاضر باید بیشتر به جای اینکه تحلیل بدهد، روی حقایق تکیه کند. «نیوسام» معاون

وزارت خارجه به خاطر گزارش وقایع اخیر از سفارت تجلیل کرده است.

ضمن بر شمردن مقداری از وقایع و اتفاقات، سفیر گفت که شکایاتی از آمریکاییان بخش تجاری

بدست رسیده که از دیر کرد پرداخت اجرت خدمات انجام شده، از سوی ایرانیان حکایت می کنند. این امر

متناسب با نگرانی فزاینده ما در مورد اشکال بودجه است. یک چنین موقعیتی می تواند به سبب فلجی که با

وزرای جدید حاصل شده یا ترس از دادن پرداخت هایی که فساد از آنها می آید باشد. هرکس در این مورد

چیزی شنیده آن را به جان میلز گزارش دهد.

در رابطه با موضوع رشوه و فساد ممکن است چیزی نمانده باشد که ما تعدادی از رابطین و دوستان را

از دست بدهیم به عنوان مثال به اعتماد و منصور دستور داده شده است که به علت بازجویی از آنها کشور را

ترک نکنند. سفیر در ورد پیغامی که از نماینده «رید» معاون وزارتخانه دریافت داشته است سخن گفت. این

پیغام حرفهایی را در مورد بودجه سال مالی 1980 بازگو می کند. وزارت خارجه قصد کاهش 55 میلیون

دلار و 461 پست را دارد که بیشتر آنها در کشورهای بیگانه خواهد بود. یکی از پیشنهاداتی که باید به آن

توجه شود این است که مناصب خالی ویزاهای غیر مهاجرتی در کشورهایی که کمتر مرتکب تقلب

می شوند از بین برود. آقای گوئلز با طنز درباره این ایده می گوید که در این صورت پستهای زیادی را حذف

نمی کند.

بلومنتال (وزیر دارایی) اواخر امسال از ایران دیدن خواهد کرد. آقای ناس و مایلز باهم تهیه یک برنامه

را آغاز کرده اند. از آقای وزیر دعوت خواهد شد که در محل اقامت کاردار بماند.

رئیس کنسرسیوم در همان زمان که سفیر یک مهمانی برای جان مایلز ترتیب می دهد، یک مهمانی

مشروب خواهد داد.

سفیر مایل است که زمانی با اعضای کنسرسیوم ملاقاتی داشته باشد ولی این دعوت را رد خواهد کرد.

آقای شلنبرگر درباره پخش برنامه های زنده از مجلس در تلویزیون صحبت کرد و گفت که این برنامه ها

تأثیر قابل توجهی دارد و مانند یک نوع سوپاپ اطمینان برای خارج کردن بخار است.

یک نوار ویدئو یک ساعته از واشنگتن دریافت کرده است که در آن گروهی از دانشجویان ایرانی

تجارب خود را در میان می گذراند. این فیلم در مرکز مشاوره دانشجویی در دسترس قرار خواهد گرفت.

ص: 787

آقای مایلز در مورد تأثیر وقایع اخیر بر روی اقتصاد صحبت کرد و گفت که واقعا به نظر می رسد که

تقدمات بودجه از دفاع به کشاورزی تغییر یافته باشند.

در اخبار سیاسی، نوری که امروز دستگیر شد همان ملایی است که خط ضد یهودی را جلو می برده، او

همچنین در وقایع میدان ژاله دست داشت. سرهنگ شیفر گزارش داد که ویلیام «Your Man» برانیگان با

اداره وابسته دفاعی تماس گرفت و در مورد گزارش نادرست خود در مورد استفاده سربازان شورشی

ایرانی از تفنگهای آمریکایی اظهار تأسف کرد.

آقای بزمن گزارشی در مورد جلسه امنیت که 187 شرکت در آن حضور داشتند داد. آقای گوئلز

گزارشی در مورد خبر نه چندان غیر منتظره افزایش سریع درخواست های مربوط به ویزاهای آمریکایی

دارد. آقای رینو گفت که نمایشگاه کالای بازرگانی بر طبق برنامه در 19 سپتامبر گشایش خواهد یافت.




لزوم وسایل و تجهیزات برای کنترل ازدحام در ایران

ص: 788

سند شماره 55

محرمانه

شماره سند: 8794

تاریخ: 14 سپتامبر 1978 23/6/1357

از: سفارت آمریکا در تهران

به: وزارت امورخارجه واشنگتن دی. سی.

گزارشگر: سولیوان

موضوع: لزوم وسایل و تجهیزات برای کنترل ازدحام در ایران

1 یکی از مشکلات اخیر در وضع حکومت نظامی ایران فقدان واحدهای نظامی ارتش آموزش دیده

جهت کنترل ازدحام جمعیت بدون تلفات جانی می باشد. هفته گذشته زمانی که سربازان برای جایگزینی

افراد شهربانی به تهران انتقال یافتند به طور کامل مجهز به لباس جنگی و تفنگ های ژ 3 بی سر نیزه بودند.

2 به دنبال آن وقتی که یک جمعیت سنگ انداز و چماقدار در میدان ژاله به این سربازان حمله نمودند

آنها هیچ سلاحی غیر از تفنگ برای عکس العمل نداشتند. آنها کلاه خود را بر سر داشتند ولی سپر نداشتند.

موقعی که تیراندازی هوایی برای جلوگیری و پیشروی جمعیت مؤثر واقع نشد نتیجتا خونریزی و

کشت و کشتار غیرقابل اجتناب بود.

3 با توپ های عظیم الجثه و لوله های بلند آنها به صورتی برجسته در نقاط پراکنده شهر مستقر به

همان ترتیب فاقد تناسب است. مشکل می توان تصور کرد که چگونه از آنها برای کنترل ازدحام مردم باید

استفاده کرد مگر اینکه خرابی زیادی بدنبال داشته باشد و بیشتر از مقدار لازم صدمه بزند.

4 ناسازگاری و عدم هماهنگی سیستم تجهیزات نظامی در ایران برای جریان فعلی را با تشریح این

حقیقت که ایران در خلال 15 سال اخیر که آشوب و اضطراب در دیگر نقاط جهان به چشم می خورد هرگز

این پدیده را در خود تا چند ماه اخیر تجربه نکرده است، می توان ذکر کرد. در گذشته معمولاً

گردهمایی های عمومی قبل از اینکه شروع به کاری کنند با مراقبت ساواک عقیم می ماند.

5 در چند ماهه اخیر به خاطر اینکه مقامات ایرانی کنترل ساواک را کاهش داده اند برنامه گردهمایی

عمومی رونق گرفت و ایران ناچار شد که مقدار محدودی وسایل حفاظتی از قبیل کلاه خود، گاز اشک آور

برای پرسنل شهربانی خود تهیه نماید. به هر حال به خاطر فقدان آموزش های حرفه ای برای این نیروها،

شهربانی در قبال مسئولیت جدید، خود را به طور آشکاری خام دست نشان داد.

6 نتیجه تمام این جریانات و وقایع اخیر وضعیت نامطمئنی است که در آن هرگونه طغیان جدید تشنج

و عمومی می تواند به کشتار مجدد منجر شود. آگاهی از این حقیقت امکان دارد که در ترساندن نیروهای

تظاهرکننده مؤثر واقع شود و در واقع تعدادی از سران عالی مقام ارتشی فکر می کنند مسئله حکومت

نظامی به همین دلیل موفق خواهد شد.

7 از طرف دیگر تصمیم اعلان شده شاه و مقامات است که تجمع عمومی و آزادی بیان در آینده

نزدیک را اجازه می دهد. تحولات زندگی عمومی ایرانیان در آینده نزدیک لزوم تجدیدنظر مقامات رسمی

ایران در مورد مسئله کنترل ازدحام مردم را به همراه خواهد داشت.

8 من در ملاقات هایم در روزهای اخیر با شاه، تیمسار ازهاری رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران و وزیر

ص: 789

کشور درباره این مشکل و در مورد مشاهداتم از تظاهرات گسترده توکیو که به مراتب عظیم تر و تحریکات

آن نیز بسیار بیشتر بود صحبت کردم و گفتم که چطور این جمعیت بدون اینکه حتی یک نفر هم کشته شود

پراکنده می شد. تمام آنها در مورد این مطلب که ایران باید در رابطه با کنترل هرج و مرج و ناامنی نقش خود

را عوض کند موافق بودند. (تیمسار ازهاری جریانی را که برای او اتفاق افتاده بود به صورتی روشن برای

من تشریح کرد و آن بدین قرار است که یک شب که اولین شب حکومت نظامی بود یک سرباز او را از

اتومبیل پیاده و سرنشینان اتومبیل را به مدت ده دقیقه زیر تفنگ نگهداشته تا اینکه یک مأمور شهربانی «به

آرامی» آمده تا هویت افراد را بازرسی کند.)

9 به نظر می رسد که نتیجه نهایی یک تلاش فشرده وزارت جنگ برای دستیابی به وسایل غیرکشنده

کنترل ازدحام باشد. در حال حاضر تأکید بر روی وسایل انگلیسی و آلمانی است و علاقه فزاینده ای هم

نسبت به وسایل ژاپنی وجود دارد. من حدس می زنم که درخواست معمول برای گاز اشک آور «پارت

دریان» از آمریکا ادامه یابد.

سولیوان



شخصیت ایرانی رهبران متفاوت

ص: 790

سند شماره 56

سری: غیرقابل رؤیت برای افراد خارجی

تاریخ: 18 سپتامبر 1978 27 شهریور 1357

جورج عزیز:

از دعوت شما در جلسه روز هفتم سپتامبر متشکرم. همانطور که قول دادم نظرات خود را درباره

مسایل مطرح شده در روز فوق تقدیم می کنم.

شخصیت ایرانی رهبران متفاوت

در جلسه براساس فریضه های منفی درباره خصلت فرد ایرانی و فقدان قابلیت تغییر آن نتایجی اتخاذ

شد. این حقیقت دارد که در شخصیت فرد ایرانی صفات منفی مشهوری چون بدبینی، حساسیت به خود و

خودپسندی قدیمی وجود دارد که از لحاظ فردی و اجتماعی منفی محسوب می شود. مفسرین امور ایران

مکررا این صفات را عنوان کرده اند و در کتاب «برگزیدگان سیاسی ایران» به قلم زونیس نامبرده شده اند.

(من امیدوارم در صورتی که قبلاً این کتاب را نخوانده باشی، فصل آخر آن که فقط یازده صفحه است را

بتوانی به زودی بخوانی) بعضی از سخنرانان در آن جلسه به نظر می رسید فکر می کند که تنها نتیجه این

صفات، این است که شاه را قدرت می بخشد. به هر حال این بخشی از مطلب است که از اهمیت آن به

سرعت کاسته می شود. ایرانیان همیشه به طور کامل و بدون شرمندگی از این عیوب خویش آگاه بوده اند و

اکنون از راهی که روش حکومتی شاه این عیوب را تقویت می کند، خشمگینند، این موضوع چه در آثار

استاندارد تحقیقی درباره سیاست ایران (بیل زونیس، کوتام، بیندر، جاکوبز) و چه در صحبت عمومی خود

ایرانیان مکررا ذکر می شود که سیستم حکومت و کنترل شاه از نقاط ضعف شخصیت ایرانی استفاده کرده و

بدین وسیله آنها را تقویت می کند. خود شاه در کتاب مأموریت برای وطنم به این موارد اعتراف دارد. این

طریقه حکومت شاه را در اذهان ایرانیان با آنچه که آنها در خود بیش از همه بیزاری می جویند قرین می کند

و دائما تنفر عمیق و مستمر نسبت به او ایجاد می نماید. این موضوع باعث شده است که به میزان خیلی

زیادی (آن طور که شاه آرزو داشت نزد مردمش باشد) از اینکه شاه به عنوان یک ابرناسیونالیست پذیرفته

شود، جلوگیری کند.

علاوه براین بسیاری از ایرانیان معتقدند که عیوب فوق که شاه روی آنها سرمایه گذاری سیاسی کرده،

همچنین به طور جدی و شدیدی توسعه اقتصادی، آموزشی، قابلیت احترام اجتماعی و رشد آگاهی جدید

را کند کرده است. آگاهی آنها از این فسادها و طریقی که شاه از آنها سوءاستفاده می کند، مستمرا احساسی

بین ایرانیان آگاه بوجود آورده است که رژیم شاه به طور غیرعادی در جستجوی طرح اجباری یا تحمیلی

مدرنیزه کردن اقتصاد از طریق روش های حکومتی ارتجاعی است که از لحاظ سیاسی، آینده مملکت را

به عنوان یک جامعه به خطر می اندازد.

این احساس خصوصا در میان گروههایی چون اهل تجارت و حرفه ها که می توانند رهبران آینده قوی

باشند، قوی است. براساس عقل انتظار نمی رود که چنین رهبرانی پیدا شوند، چون آنهایی که ممکن بود

رهبر شوند یا همکاری کرده اند یا به خاطر سوءاستفاده دقیق شاه از شخصیت ایرانی، خنثی هستند. فقط

قسمتی از این درست است. ایران مانند هر کشور دیگر به اندازه طبیعی (یعنی محدود) از افراد مسئول، آگاه

ص: 791

و شجاع بهره برده است. بعضی از این افراد راههایی برای زندگی کردن در ایران پیدا کرده اند و نسبتا خوب

زندگی می کنند و بدون اینکه حس راستی و احترام به خویشتن را از دست بدهند از خارج ولی کاملاً

نزدیک متوجه اقدامات حکومتی هستند. همچنین کسانی مثل امضاکنندگان پیمان 32 هستند که مطابق

اصول دینی، سیاسی حرفه ای یا به دلایل دیگر، آشکارا در اقداماتی که مستلزم قابل توجهی است، بدون

التفات به نوع انگیزه ها با شاه مخالفت می کنند.


بعد از شاه چه می شود؟

بعد از شاه چه می شود؟

احساس دیگری که اساس مخالفت فعلی است این است که دوران شاه در تاریخ که برای ایران دورانی

اساسی و خطیر بوده است، اکنون بسر آمده است. بدین لحاظ سیستم حکومتی وی که در جمع کردن مردم

پراکنده و حفاظت از استقلال آنها، لازم و مهم بوده، اکنون به صورت مانعی بر سر راه آرزوهای ایران و

پیشرفت آتی کلیه جنبه های مهم زندگی درآمده است. این امر ممکن است که بدیهی به نظر بنماید اما از

اهمیت دوجانبه ای برخوردار است. اولاً یک ریشه اصلی حس متزلزل ایرانیان درباره رژیم شاه است که

بعضی از افراد هم در جلسه گفتند، حس اینکه «سلطنت شاه تا آخر عمر من که طول نمی کشد.» ثانیا این

احساس در بسیاری از طبقات مردم ایران است که در دولت هیچ چیزی به جز شاه وجود ندارد. این بنوبه

خود از این نظر سرچشمه می گیرد که نه فقط شاه ترکیب حکومتی که توارث پذیر باشد برقرار نکرده، بلکه

سلطنت با آن تصوری که او از آن دارد، وقتی از سرکار برود برای بیشتر ایرانیان قابل قبول نبوده و حکومت

قدرت طلب دیگری هم که سعی در حکمرانی به روش او داشته باشد نیز برای ایرانیان پذیرفته نیست. (به

همین دلیل است که من فکر می کنم در دست گرفتن قدرت توسط نظامیان برای جانشینی شاه، شانس

زیادی در پایداری و ثبات خویش ندارد).

به همین دلیل است که علاوه بر مسئله روشن و مبرم حقوق بشر و پیشرفت معقول در ایران، ادامه

آزادی دادن برای ما و بسیاری از ایرانیان، مهم است. نوع صحیح دادن آزادی می تواند یک چهار چوب

ثابتی برای زندگی سیاسی ایرانیان و استفاده کردن از آن به بار آورد، در غیر این صورت هرکسی که

جانشین شاه شود مجبور خواهد شد در مرکز گردباد ترسهای داخلی، احساسات آزاد شده و فشارهای

بیرونی، سیاست و حکومت ایران را دوباره سازماندهی کند.


تشیع

تشیع

آن جلسه ممکن است این فکر را ایجاد کند که شیعه و روحانیت شیعی به طور کل و ذاتا مرتجع هستند.

در حقیقت بی تفاوتی های رسمی شیعه درباره سیاست، این را برای پیروانش ممکن می سازد که از

شکل های گوناگون حکومتی حمایت کند. شیعه در اصل ملی گرا است چرا که آن نمایانگر تطبیق اسلام با

خواست ایرانیان به داشتن مذهبی از آن خود بود که تحت تسلط اعراب نباشد. علاوه براین مذهب شیعه

بالقوه با حکومت ها و موقعیت های جدید بیشتر سازگار است تا مذهب سنی چرا که معتقد است که باب

اجتهاد هنوز گشوده است، اگرچه تشیع به طور نظری اجتهادات دین شناسی را که در قرآن یا در تعالیم

رسول یافت نمی شود، منع می کند. اختناق دینی شاه در ایران باعث شده است که گروههای عمده و اصلی

شیعه، در راه دفاع از خویشتن دگماتیک و محافظه کاران عمل کنند. درست آن طور که مذهب کاتولیک

ص: 792

رومی در کشورهای کمونیستی شده است. من شیعه را از لحاظ اجتماعی محافظه کار ولی از لحاظ

سیاسی، دارای کشش ذاتی ضد استبدادی می بینم به خاطر این مطلب، در ایرانی که در آن آزادی برای

مذهب و تشکیلات مذهبی و احکام مذهب و آزادی ابراز عقاید مذهبی در زمینه سیاسی وجود دارد. من

انتظار دارم مثل ترکیه و اسرائیل، یک حزب وفادار به مقام های محافظه کار مذهبی، خصوصا در مسایل

اجتماعی و هم چنین تعدادی دیگر در عرض طیف سیاسی وجود داشته باشد که اشخاص معتقد، بدون

اینکه زیاد احساس تخطی از عقاید مذهبی خود بکنند یا مورد مخالفت رهبران مذهبیشان واقع شوند، به

آن تعلق داشته باشند.


اقدامات بعدی

اقدامات بعدی

نتیجه آنچه در این نامه تشریح شد این است که ایران کشوری است با توسعه اقتصادی قابل ملاحظه که

شدیدا از نظر سیاسی عقب افتاده است. ایرانیان به طور کامل و با تحمل رنج از این موضوع آگاهی دارند.

این بدان معنی است که ما فقط دو امکان واقع بینانه داریم که از میانشان یکی را انتخاب کنیم. این امکانات

آشفتگی کشوری است که با توانمندی در تلاش تدبیر شکل دولت دائمی اش می باشد و یا آشفتگی مردمی

می باشد که در کشمکش با رژیم هایی هستند که مراحل آزمون و خطا برای دستیابی به یک شکل حکومتی

پایدار را نمی فهمند و یا به طور آگاهانه آن را رد می کنند. اگر شاه بتواند خودش را متقاعد به تحمل آشفتگی

در جستجو برای بنای دائمی دولت و ظهور اینچنین دولتی که قدرت خودش را خواهد داشت بنماید. (دو

چیزی که او هرگز در گذشته قادر به انجام دادنش نبوده است) در آن هنگام پیشرفت می توان در حالی که

هنوز دولت در قدرت است شروع شود. بنابراین تأکید کارتر در تلفن اخیرش به شاه مورد ادامه اعطای

آزادی، درست سوی هدف نشانه شده بود. ما باید مصرا به شاه در مورد اعطای آزادی فشار بیاوریم، در

این صورت ایرانیانی که این را می بینند حداقل اعتماد پیدا خواهند کرد که این منظور ما است و ما به طور

مشابه به نسبت به رژیم های آینده استوار خواهیم بود. اگر شاه واقعا در جهت انتخابات آزاد، احزاب

سیاسی، یک مجلس آزادتر و آزادی بیان سیاسی حرکت کند، او شروع خواهد کرد که مملکتش را از عقب

افتادگی کامل سیاسی نجات دهد و به یک آینده معقولانه با ثبات پس از خودش امید داشته باشد. حاصل

این کار می تواند تا حدی حمایت یکسره ما را از شاه در گذشته جبران کند و به ایران بهترین شانس

درازمدت را بدهد که یک ملت، قادر و متمایل به ایفای نقشی در خاورمیانه که برایش آرزومندیم باشد.

بدبختانه صورت پذیرفتن سرکوبی متناوب خیلی بیشتر محتمل فرض می شود که در نتیجه کاملاً امکان

این را فراهم خواهد کرد که ظرف دهه آینده شاه با ترور، کودتا و یا فشار غیرقابل مقاومت مردم از جا

برداشته شود. بهترین دولت ممکن در آینده در این شرایط برای ما دولتی خواهد بود که اتحادی میان

غیرنظامیان و افسران جوان ارتش بر آن حاکم باشد. بدترین رژیم، رژیمی خواهد بود که افسران ارشد

ارتش بر آن تسلط داشته باشند. به هر حال این دولتی خواهد بود که در ابتدا خواهیم داشت، هر چند من

فکر می کنم که امکان جهش مستقیم در جهت یک دولت غیرنظامی که شانس خوبی برای موفقیت خواهد

داشت، وجود دارد.

اگر یک افسر نظامی از افسران مسن تر ظهور پیدا کند در ابتدا فشارهای قوی عمومی و خصوصی

استقبال کنیم. در مقابل این فشارها باید به شدت مقاومت شود. یک چنین دولتی پایدار نخواهد بود. این

ص: 793

دولت به وسیله نفاق داخلی از هم گسیخته خواهد شد. و به شدت به وسیله غیرنظامیان و افسران جوان

مورد مخالفت قرار خواهد گرفت. رهبران آن نمی دانند که به جز سرکوبی به چه شکل می توان حکومت

کرد احتمال زیادی وجود دارد که افسران جوان و سربازان وظیفه برای نگهداشتن ژنرال های مرتجع در

قدرت به طرف هموطنانشان تیراندازی نکنند. از همه مهم تر اکثریت بزرگی از ایرانیان چنین رژیمی را

یقینا بدتر از رژیم شاه می دانند. این خیلی اهمیت دارد که هرگز دیده نشود که ما مشوق چنین رژیمی

باشیم، مهم نیست که شاه خود را در چه تنگناهایی می بیند و یا اینکه در آغاز چه آشوب هایی پس از او

پدید خواهد آمد.

در این احوال ما باید از زمان حاضر استفاده کنیم (حتی اگر شاه در مقابل آن ایستادگی کند) و آن را در

میان خودمان به طور استوار بنیان نهیم که احتیاج ما به دانستن و فهمیدن تحولات سیاسی ایران هم اکنون از

هر زیانی که به وسیله نمایاندن خود حین انجام ارزیابی های مستقلمان در مورد آن سیاست ها ممکن است

به شاه یا به روابطمان با او وارد کنیم، مهمتر است. در حقیقت آگاهی او از اینکه ما در حال انجام این کار

هستیم ممکن است به خوبی بر اعتبار تشویق های ما در مورد اعطای مستمر آزادی اضافه کند. به طور

همزمان ارادت ما به شاه خصوصا از طریق وقایع عمومی از قبیل فروش تسلیحات و یا اظهارات عمومی

باید به طور محتاطانه ای تقلیل پیدا کند تا جایی که توهم این را که او را به سادگی رها می کنیم ایجاد نشود.

نهایتا بعضی از امکانات زیر معتقد است هنوز شروع نشده باشد. اگر چنین است فکر می کنم که آنها فورا

باید آغاز شوند.

الف در سازمان سیا و سفارت ارجحیت گزارش به وقایع داخلی و سیاست داخلی در ایران باید داده شود.

شما بهتر از من می دانید که چه چیز در اینجا مورد احتیاج است و ما هر دو مشکلات مشقت بار انجام این

مهم را می دانیم. قابل ذکر است که به کنسولگری ها باید اختیار و منابع لازم برای درگیر شدن در این کار

داده شود. وسیله دسترسی در خارج تهران آسانتر است و خیلی از فعالیت های مهم در جایی که

کنسولگریها هستند جریان دارد.

ب باید مشاوره سیستماتیک و مرتب با جامعه دانشگاهی وجود داشته باشد. خیلی از دانشگاهیان

در مورد مسایل سیاسی ایران خیلی صریح تر و مستقیم تر بوده اند. منابع مصرف نشده زیادی برای استفاده

در اینجا وجود دارند. و این مردان و زنان باید بدانند که نظرات آنها مورد نیاز می باشد. این مشاوره که ICA

را که باید عمیقا شرکت دهد، چنین باید متضمن نظارت مرتب بر انتشارات باشد. مطالبی که مورد پوشش

قرار می گیرند باید شامل رساله های دکترا نیز باشند. خیلی از مطالبی که در مورد ایران در نشریه انجمن

علوم سیاسی آمریکا می آید، به نظر می رسد که موضوعاتی را مورد پوشش قرار می دهند که ما خصوصا

نادیده می گیریم. انجمن خاورمیانه باید به طور مرتب به خاطر تخصص آن مورد بهره برداری قرار گیرد و

باید تشویق شود که منابع بیشتری به مطالعات ایران اختصاص دهد. انستیتوی آمریکایی برای مطالعات

ایران که در دانشگاه پنسیلوانیا قرار دارد و ظاهرا از طرف ما ندیده گرفته می شده است، یک منبع خیلی

مهم است. با دانشگاهیانی که در ایران در زمینه های دیگر کار کرده اند (مثل مرکز ایرانی هاروارد برای

مطالعات مدیریت) باید به طور مرتب مشاوره شود.

ج یا از طریق دانشگاهیان و یا به طور مستقیم باید تماس محتاطانه ای با تبعیدیهای ایرانی و

سازمانهایشان در ایالات متحده گرفته شود. برای مثال، راجع به کمیته جدیدالتأسیس برای حقوق بشر در

ص: 794

ایران که ظاهرا بازوی آمریکایی منشور 32 گروه است چه می دانیم.

د از وزارت بازرگانی باید خواسته شود که در تماس با بازرگانان آمریکایی همکاری کند. خیلی از

آنها به طور قابل توجهی باهوش و حساس هستند و مکررا وسایل دسترسی غیر معمولی دارند. من

خوشحال خواهم شد که درباره اینکه چگونه می شود این مشاوره ها را سازمان داد با شما صحبت کنم.

آسان نخواهد بود که بر سوءظن در مورد ما در میان گروه های خصوصی آمریکایی که در مورد ایران

ذیعلاقه می باشند (بخصوص دانشگاهیان) غلبه نمود.

این یک نامه طولانی بوده است. امیدوارم سودمند باشد. لطفا به هر طریق که می خواهید از آن استفاده

کنید. هم چنین هر وقت، طریق دیگری هست که می توانم سودمند واقع شوم مطلعم نمایید. موفق باشند.

ارادتمند: جان واش برن


تقاضای مشاوران سیاسی برای مبادله افکار در اوضاع ایران

ص: 795

سند شماره 57

تاریخ: 18 سپتامبر 1978 27 شهریور 1357

طبقه بندی: محرمانه

از: وزارت امورخارجه واشنگتن

به : اداره مأموریتی ناتو، فوری

جهت اطلاع به: سفارت تهران 6643

موضوع: تقاضای مشاوران سیاسی برای مبادله افکار در اوضاع ایران

1 هیئت می تواند از بیانیه های 34، 35، 36 برای مبادله افکار در اوضاع ایران در تاریخ 19 سپتامبر

در جلسه مشاوران سیاسی، چنین نتیجه بگیرد که می توان پاراگراف آخر بیانیه 34 را می توان حذف کرد.

2 به علاوه مطالب زیر تا تاریخ فعلی برای هدف مشابه آماده شده است. اوضاع کلی امنیت در ایران

پس از 18 سپتامبر بهتر شده است.

مقررات منع عبورومرور در تهران از 11 شب تا 5/4 صبح تقلیل یافته است. دولت ایران گفت که در

تبریز تروریستها در لباس مبدل سربازی به یک گشت ارتشی حمله کردند و 9 نفر را کشتند. در اکثر شهرها

مغازه ها، پس از یک هفته مقاومت در مقابل حکومت نظامی باز می شوند.

3 دولت شریف امامی در یک جلسه فوق العاده مجلس رأی اعتماد گرفت، اما تعداد زیادی (در حدود

74 نفر) در این جلسه غایب بودند. دولت خاطرنشان ساخت که به محض اینکه اوضاع اجازه دهد،

حکومت نظامی لغو خواهد شد و مفسدین تحت پیگرد فوری قانونی قرار خواهند گرفت.

رهبر مذهبی شریعتمداری نفوذ مارکسیستی را در بعضی از گروههای مذهبی تصدیق کرده است. در

مجلس دولت فهرستی از تحریک کمونیست ها در آشوب های ایران را بیان کرد. تاکنون ما هیچ گونه

گزارش یا مدرکی مبنی بر دخالت خارجیان در آشوب های اخیر ایران که توسط دولت ایران ادعا شده

است، نداشتیم. نشانه هایی وجود دارد که ممکن است برخی از گروههای مذهبی آماده مذاکره با دولت

باشند.

زمین لرزه اخیر، حادثه بسیار ناگواری که 15 هزار کشته به جای گذاشته است، توجه و توانایی هر دو

طرف یعنی دولت و ملت را در جهت این مشکل فوری جلب خواهد کرد. عوارض سیاسی بر ما روشن

نیست، اما اگر عملیات تسکینی دولت ایران بی اثر تلقی شود، یک مسئله جدی به بار خواهد آمد.

ونس


ایران و شاه، راه سنگلاخی در پیش

ص: 796

سند شماره 58

تاریخ: 21 سپتامبر 1978 30 شهریور 1357

شماره سند: 9157

طبقه بندی: محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهران

به : وزارت امورخارجه واشنگتن

موضوع: ایران و شاه، راه سنگلاخی در پیش

1 در خلال چند روز گذشته و در سایه زمین لرزه شرق ایران دولت جدید ایران رأی اعتماد پارلمانی و

تأیید شش ماهه حکومت نظامی را دریافت کرد. به جز حوادث کوچک از تخلفات قانونی، آرامشی در

شهرها حاصل شده است اما شاه و دولت در آینده مواجه با وضع بغرنجی هستند.

2 دولت مواجه با مشکل استقرار رهبری، احساس موجودیت و ایجاد مقداری اعتماد به نفس در خود

دولت و جلب آرای مردم برای خط مشی خویش است، بدین منظور دولت باید به طرز معقولی در جهت

اعطای آزادی و توسعه پایگاه خود حرکت کند تا گروههای سیاسی مسئولی که بلندپروازیهای دمکراتیک

دارند بتوانند در جریان حکومتی کاری برعهده بگیرند. در ضمن باید عده زیادی را که تبعیت از رهبری را

پذیرفته اند که خواستار سرنگونی رژیم فعلی شده است با خود همراه سازد. در صورت عدم موفقیت در

این امر امکان دارد که برداشتن حکومت نظامی و تجدید روند آزادیخواهی مجددا منجر به ناآرامی های

گذشته و بازگشت اسفبار سرکوبی نظامی می گردد. نتایج حاصله می توانند برای شاه و سلطنت شوم باشند.

3 شاه در جریان دو سال گذشته برنامه آزادیخواهانه را عمدتا براساس خاصی رهبری کرده است.

اتفاقات خود معلوم کرده اند که دو مسئله قانون اساسی مجددا مفتوح می شود. 1 استقلال هیئت دولت و

مسئولین در برابر مجلس 2 نیروی روحانیت اسلامی شیعه به صورت پاسداران سنتی حقوق مردم و

بازگوکننده شکایات آنها. این هر دو موضوع در گذشته به نفع شاه برگزار شده اند. یکی با سرکوبی مصدق و

کنار زدن دنباله روهای او در دهه 1950 و دیگری سرکوبی توده طرفدار آیت اللّه خمینی در سال 63

می باشد. تابستان گذشته شاه تظاهر کرد که به عنوان بخشی از سیاست اعطای آزادیهای خود در جهت

برگزاری انتخابات آزاد در ژوئن مایل است مقداری از قدرت را به نخست وزیر و پارلمان واگذارد. او و

دولت آموزگار توجه کمتری به تفاهم با روحانیت شیعه یا شناسایی نقاط نارضایتی که آن روحانیت

می توانست بهره برداری نماید بودند.

4 نتیجتا روحانیت اقدام به روش های قدیمی جمع کردن توده ها نمودند. هر دو گروه روحانیت

محافظه کار و افراطی، به رهبری آیت اللّه شریعتمداری قم (که با جبهه ملی و دیگر سیاسیون طالب قانون

اساسی طبقه متوسطه که آگاهترند ولی وجد عمومی ندارند در ارتباط است) و آیت اللّه خمینی رهبر

مسلمانان متعصب در عراق (که از سوی برخی تروریست ها، کمونیست های نهانی و عناصر چپ افراطی

حمایت شده) توجه شدیدی به بخش های بزرگ جامعه که بی بهره از مزایای اقتصادی هستند و پرونده کلی

گرفتاریهای سیاسی و اجتماعی هستند، نمودند. این دردسرها به قدر قابل ملاحظه ای در اثر محرومیت ها،

عدم مساوات، فساد بالا رفتن توقعات به علت برنامه توسعه اقتصادی شاه و اصلاحات اجتماعی غربی از

سال 1963 بوجود آمده است. چون این مردم ناراحتی آن را ندارند که چیزی از دست بدهند و از آنجایی

ص: 797

که روحانیت میانه رو چیز قابلی به آنها ارائه نداده اند، به سمت رهبری رادیکال خمینی که طالب سرنگونی

شاه و انهدام سیستم موجود است، رو آوردند.

5 مسایلی که باعث تحرک مخالفین افراطی گردید اشتراک وسیعی دارد با نظرات بسیاری از

سیاسیون مردم دیگری که از شاه حمایت کرده و از هرج و مرج ناشی از سقوط سلطنت واهمه دارند. معهذا

رهبران میانه رو با افراطیون همکاری کردند تا امتیازات بیشتری از شاه بگیرند. روحانیت شریعتمداری

جرأت نکرد که از جناح چپ خارج نشده و انبوه طرفداران افراطی را از دست بدهند. تنها نتیجه اتحاد

آشکار تمام شعبات مخالفین به صورت یک تندباد آتشین عظیم علیه شاه بود.

6 در عمل چنانکه در بندهای بالا روشن گردید مخالفین از نظر ماهیت آن قدر که ظاهرا به نظر

می آید، وحدت ندارند و به علاوه برخورد با آن آنطور که بعضی ها خیال می کنند چندان ساده نیست.

فی المثل عده ای در دولت ایران، بخصوص در ارتش هستند که به اعتقادشان مواجهه با این شکل به

صورت حبس سیاسیون مخالف و ملاهای بین ایشان که رهبری ناراضیان را دارند، تحت عنوان

خرابکاران می باشد. تلقی افراد آگاهتر مثل شاه چنین بود که رهبران بزرگ مذهبی مثل خمینی و

شریعتمداری در وضع کنونی غیرقابل توقیف بوده و به هر حال دیگر رهبران جای آنها را خواهند گرفت.

برای حل مشکل باید به منابع نارضایتی توجه شود و ضمن آن، زمان برای پیاده کردن برنامه های دولتی

کسب شود.

7 به عنوان بخشی از این عمل مسکن و آرام کننده ناراضیان، شاه دستور مبارزه برعلیه فساد چهره ها

و توقیف وزرای پیشین و دیگران را می دهد. نتیجه نهایی این توقیف ها که از سوی ساواک تحت قوانین

حکومت نظامی اعمال می گردد، هر چند به نظر نمی رسد دلیل محکمی برای محاکمه عده زیادی از آنها در

دادگاههای قانونی وجود داشته باشد، احتمال دارد که نتیجه معکوس هم بدهد. در میان حامیان شاه

همانند مخالفین او کسانی هستند که اقدام وی در طعمه گرگ کردن زیردستان سابق برای مصلحت شخصی

را انتقاد می کنند چرا که خود او را مسئول تمام سیاست های اصلی تمام دولت های پانزده گذشته یا بیشتر

می دانند.

8 موضوع جدی قابل بحث این است که آیا در زمان کوتاه 6 ماهه ای که دولت برای خاتمه حکومت

نظامی و قانونگذاری آزادمنانه وعده داده است می تواند عامه مردم ایران را قانع کند که صمیمانه عوامل

نارضایتی را رفع کرده کرده و ناراضیان را آرام کرده یا منزوی نموده و یا مانع شود که درگیری عملی مردم

که دوباره باعث تهدید تمام بنیان بنا خواهد گردید صورت بگیرد. شاه و دیوانسالاری او باید چنان ذهنیت

ظریفی به خرج دهد که برای درک موقعیت خود را به طور موفقیت آمیز جانشین ناراضیان قرار دهند.

9 ضمنا رهبران سیاسی که حامی یا مخالف دولت هستند آرزوی یک تغییر تطورآمیز آزاد را دارند که

می خواند که درجه تشکل سیاسی لازم برای احراز موفقیت در آن نوع انتخابات آزادی که شاه مقرر نموده

را داشته باشند باید به طور چشمگیری بر خود فشار آورند. در حال حاضر اکثر آنها ظروف سیاسی

نشئت داری در منازعه انتخاباتی دارند لذا در معرض غرق شدن در تنها نیروی سیاسی آشکار موجود در

ایران که نیروی مخالف افراطیون سیاسی مذهبی باشد، قرار دارند.

10 این مسایلی است که شاه و دولت جدیدش در آتیه نزدیک با آن مواجه می باشند. چهارچوب

اصلی کشور دست نخورده مانده، ولی اغتشاشات اخیر مثل زمین لرزه های مداوم ایالات شرقی علائمی

ص: 798

است از نوعی بی قراری که به طور بالقوه می تواند بر جامعه فائق آید.

سفارت در پیام های بعدی سعی خواهد کرد که قدرت نیروهای مختلف درگیر را ارزیابی کند و مسیر

اقدامات احتمالی را زیر نظر بگیرد و نقش میانی خود را طبق پیش بینی به انجام برساند.

سولیوان


رفتار دیوانسالاری در ایران

سند شماره 59

تاریخ: 22 سپتامبر 1978 (31 شهریور 1357)

طبقه بندی: محرمانه

گزارشگر: تامست

از: کنسولگری آمریکا در شیراز

به: وزارت امورخارجه واشنگتن

رونوشت جهت کنسولگریهای آمریکا در اصفهان و تبریز

موضوع: رفتار دیوانسالاری در ایران

1 به طور کلی خارجیان در ایران از لحاظ سروکار داشتن با بوروکراسی محلی زندگی در امانی دارند،

بیشتر این خارجیان جنبه گذرا دارند و به همین جهت خدمات مورد احتیاج آنها محدود است.

به جز مسایل مهاجرتی و پروانه کار و شاید اموری مانند گواهینامه رانندگی و ترخیص کالا از گمرک،

آنها فرصت کمتری دارند تا بتوانند شاهد طرز کار بوروکراسی ایران باشد. حتی در زمینه هایی که آنها با

سازمان های دولتی ایران سروکار دارند این اثر با فراهم کردن مؤسسات میانجی از سوی کمپانی یا

سازمان سرپرست که کار آن گذشتن و گذراندن از میان کاغذبازیهای بوروکراتیک است، غالبا سبک تر

می شود. با وجود این یک نفر خارجی پس از چند روز اقامت در اینجا آن چیزی را کشف می کند که

رهبران ملی ایران تنها به دنبال هشت ماه ناآرامی و دهها تلفات آموخته اند و آن این است که نخوت و

خودکامگی بوروکراتیک و اغلب روندهای خودکامانه و غیر معقولانه در این کشور به خودی خود یک

رسوایی ملی و یک منبع عدم رضایت عمومی به شمار می رود.

2 برای عدم پاسخ گویی بوروکراتهای ایران و خدمات ناچیزی که آنها را فراهم می کنند ظاهرا چند

دلیل باید وجود داشته باشد. که از آن جمله: (1) کارمندان غیر واجد شرایط و با آموزش نارسا. (2) ساخت

بی ثبات انتخاب کارمند (3) نبودن سنت خدمات عمومی (4) یک تعصب سازمانی که خطوط عمودی

ارتباطات را ترجیح می دهند (5) درجه فوق العاده تمرکز بنگاهها (6) بزدلی در سطوح پایین و متوسط و

سوءظن در مراحل بالا (7) دریافت های عمومی از طرز کار بوروکراسی و ماهیت رفتار عمومی که از آن

ناشی می شود. این جنبه ها در زیر مورد بحث قرار می گیرد.

3 کمتر نهادهای بوروکراتیک ایران طرز استخدام کارمندان و برنامه های آموزشی خود را به یک

سیستم واحد در آورده اند. اغلب کار استخدام برای بنگاههای دولتی به جای اینکه از طریق جلب این

کارمندان از یک مجتمعی از نامزدهایی که آنها قبلاً در امتحانات مختلف غربال شده اند، انجام شود. از

طریق قرار دادن آگهی در روزنامه ها و سایر نشریات صورت می گیرد. آگهی ها به طور ساده شرایط مورد

لزوم را برای هر سمتی که از طرف سازمان امور استخدامی کشور تعیین شده مشخص می کند. معمولاً به

ص: 799

گواهینامه تحصیلی بیشتر از معلومات عملی نشان داده شده یا مهارت فنی، اهمیت داده می شود. بدین

ترتیب که مثلاً ممکن است داشتن یک درجه مهندسی از یک فرد خواسته شود ولی صلاحیت خدمات

دولتی حیطه انحصاری اعضای خانواده های برجسته اجتماعی ایرانی است روابط خانوادگی و پارتی بازی

ظاهرا در استخدام اهمیت پیدا می کند و اغلب بر عوامل عینی دیگر می چربد.

4 آموزش حرفه ای در بوروکراسی ایران به طور کلی محدود به نوع اشخاص دست اندرکار است.

شرایط آموزشی که به وسیله سازمان امور استخدامی کشور مشخص شده معمولاً در برگیرنده معلومات

کلی مربوط به یک تقاضاکننده کار برای سمتی که او در پی آن است می باشد و پس از آن انتظار می رود که

او معلومات تخصصی با مهارت حرفه ای مورد لزوم را با تجربه کاری بدست آورد. برنامه های رسمی

پرورش حرفه ای تقریبا بالکل وجود ندارد. در حالی که اندکی صلاحیت حرفه ای معمولاً برای پیشرفت

لازم است. این امر تنها عامل نیست و حتی مهم ترین عامل هم نمی باشد. همان طوری که هنگام استخدام

معمولاً رفتار می شود، پارتی بازی اغلب از سوی خود بوروکراتها به عنوان یک شرط ضروری برای یک

زندگی حرفه ای دولتی موفق تلقی می شود. کارمندان دولتی ایران خیلی به ندرت آموزش اختصاصی

می بینند بالنتیجه حتی بوروکراتهای ارشد، اغلب دارای معلومات ابتدایی درباره قوانین و مقرراتی هستند

که بر کار آنها حاکم است و آنها بدین ترتیب تمایل دارند تا براساس اقتضا تا اندازه ای که سابقه اجازه دهد

تصمیم بگیرند. نتیجه گریزناپذیر این امر ناهماهنگی و بنابراین تأثیر پردامنه خودکامگی بوروکراتیک

است.

5 همه بنگاههای دولتی ایران دارای یک چهارچوب کلی سازمانی هستند (مثلاً یک وزارتخانه به

چند اداره و شعبه و دفاتر استانی و غیرمستقیم می شود) ولی قرار دادن کارمندان در یک بنگاه در عمل

اغلب وظیفه روابط قدرتی است که در داخل یک بنگاه پایین چند بنگاه صورت می گیرد، تا اینکه براساس

نیروی انسانی مورد احتیاج و عقلایی باشد. اگر یک وزیر بخصوصی چهره مسلطی در کابینه باشد او و زیر

دستانش ممکن است بکوشند از این واقعیت استفاده کرده و امپراطوری هایی برای خود بسازند در نتیجه

کارمندان دولتی حرفه ای ممکن است روزی خود را از اعضای یک هیئت وسیع کارمندی به حساب آورند

که در راه مسئولیت های مشخص شده، کمتر قرار گرفته اند و یک کارمند که ممکن است تنها فرد دفتر باشد،

چندین کلاه بر سر داشته و همه آنها را متکی به اقبال رو به پیشرفت یار و به زوال سازمان مادری و رهبری

آن می دانند. چیزی که این اوضاع بی ثبات را در داخل ساخت پرسنل بوروکراسی ایران شدیدتر می کند

تمایل کارمندان ارشد دولتی و اصرار بر داشتن اشخاص از خود در مواضع کلیدی در اطراف خود است.

تغییری در سلسله مراتب بالا معمولاً معنای تغییرهای متعدد پرسنل در سلسله مراتب پایین است هیچ

کدام از آنها برای کارمندان دولتی آمریکا که پستی بلندیهای حکومت های متغیر و وزیران کابینه را

احساس کرده اند ناآشنا نیست ولی درجه شدت این پدیده در ایران بسیار شدیدتر است تا در کشورهایی

که دارای بوروکراسی های نسبتا با ثبات هستند. عدم امنیت ناشی از این امر در میان بوروکراتهای ایران

یک نوع گرایش در میان آنها بوجود می آورد تا نسبت به منافع عموم برله منافع شخصی، سهل انگاری

نشان بدهند.

6 ایران مانند بیشتر جوامع کهنه و قدیمی هیچ گونه سنتی از خدمات عمومی ندارد. سابقا انتظار

می رفت که کارمندان دولت از طریق تحمیل اخاذی بر روی عوام الناس طبق اراده خود امرارمعاش کنند.

ص: 800

روش هایی که چنین نظامی به بار می آورد هنوز هم غالبا در داخل حکومت ایران مشاهده می شود هر چند

اعضای آن اکنون مدتهاست از خزانه دولت حقوق می گیرند، بیشتر کارمندان دولت مناسبات خود را با

عموم مردم به عنوان مناسبات ارباب و متقاضی تلقی می کنند. آنها خودشان را به عنوان کسانی می بینند که

به مردمی که حق استفاده از خدمت هایی را که دریافت می کنند ندارند، نعمت هایی ارزانی می دارند. چنین

درکی یک نوع احساس برتری در میان آنها بوجود آورده که اغلب چیزی جز نخوت نیست. روندها نیز در

درجه اول به عنوان طریقه ای برای فراهم کردن خدمات نیست. بلکه در درجه اول به عنوان وسیله اعمال

قدرت حکومت در نظر گرفته می شود. این مفهوم که یک شهروند حقی نسبت به خدمات ویژه دارد معمولاً

در میان بوروکراتهای ایران بیگانه است. هر چند آنها ممکن است حاضر باشند تا زمانی که کنترل های

شایسته حفظ شود، این خدمات را فراهم کنند. در این چنین اوضاع و احوالی به مقتضیات شهروند توجهی

نمی شود زیرا نگرانیهای اداری همیشه در اولویت قرار دارد.

7 بنگاههای دولتی ایران ظاهرا در ارتباط داشتن با یکدیگر در سطوح پایین تر از سطوح بالا

دشواریهایی دارند. یکی از نمونه های نشان دهنده این پدیده همانا مدیران کل در سطح استانی هستند که

اغلب می توانند به طور رسمی با یکدیگر از طریق وزارتخانه های مربوط خود در تهران صحبت کنند. به

همان میزان که جامعه در ایران بغرنج تر می شود، این گرایش عمودی بوروکراسی را چنان وانمود می سازد

که نسبت به نیازهای عمومی پاسخگویی ندارد. مثلاً صنایع برای بدست آوردن ترخیص های لازم جهت

توسعه کارخانجات از بنگاههای مختلف دولتی مربوطه که دارای خطوط ارتباطی افقی کمتری هستند،

مواجه با تأخیرات طولانی می شوند.

8 این اوضاع در ماهیت فوق العاده تمرکز یافته بیشتر بنگاههای دولتی ایران منعکس شده و تشدید

می شود. کمتر اداره ای خارج از تهران دارای اختیارات مهم تصمیم گیری است و حتی امور بسیار عادی

باید اغلب به پایتخت ارجاع شود که در آنجا بار کار فزاینده، تأخیر را بیشتر و بیشتر طولانی می سازد.

برنامه خروج از تمرکز برای سبک تر کردن همین مشکل است ولی اجرای آن دشوارتر از ابداع آن شده

است. کوشش ها برای سهیم شدن در قدرت برخلاف قوانین اساسی با ماهیت بوروکراتیک است و تمامی

نظام دارای رخوت فوق العاده درون ساخته است. علاوه بر این گروههای ذینفع با نفوذ از جمله عناصری از

خود مردم که از عواقب مراکز قدرت پخش شده بیم دارند همیشه در مقابل کوشش های خارج از تمرکز

قرار دادن بوروکراسی مقاومت نشان داده اند.

9 اجتماع ایران و همچنین کارمندان دولت آن در معرض رخنه میل نیرومندی برای اجتناب از

مسئولیت شخصی برای هر نوع اقدامی که ممکن است بعدا مورد انتقاد قرار گیرند و هم چنین از لحاظ

اعتقاد به اینکه دنیا به طور اساسی یک محل خصمانه ای است، قرار گرفته اند.

این روش ها در ترسویی بوروکراتیک فوق العاده در سطوح پایین و متوسط و سوءظن نزدیک به

بیماری روحی در سطوح بالا منعکس شده است. بوروکراتهای سطح پایین و متوسط در ترس دائمی از این

واقعیت بسر می برند که هرگونه اقدامی که آنها به عمل می آورند ممکن است باعث فرو ریختن خشم یک

فرد قدرتمندی بر سر آنها باشد. عاقبت چنین ترسی این است که تصمیم به یک سطح بالاتری ارجاع

می شود این عارضه به روشنی منعکس کننده بسیاری از نگرانی های بوروکراتهای ارشد است.

آنها می خواهند بر اقدامات مادونهای خود کنترل نهایی داشته باشند که مبادا موقعیت آنها توسط این

ص: 801

مادونها متزلزل شود. این خصوصیت بوروکراسی ایران سایر جنبه ها را تقویت می کند از قبیل درجه عالی

تمرکز که منجر به تأخیر می شود و باعث شده است که شهرت بوروکراسی برای عدم پاسخ گویی افزایش

یابد.

10 بالاخره خود مردم ایران نیز به خاطر دریافت خدمات نامناسب از بوروکراتهای خود از این لحاظ

قابل سرزنش هستند که هر سازمانی به طور نهایی منعکس کننده ماهیت جامعه ای است که آن را بوجود

آورده است. از این لحاظ یک خصوصیت رفتار ایرانی حائز اهمیت به نظر می رسد. چنین به نظر می رسد

که کمتر فرد ایرانی اهمیت روندهای معقول را که در قوانین و مقررات تعریف شده است مورد قدردانی قرار

می دهد. همان طوری که یک کارمند دولت تربیت یافته در غرب گفته است بیشتر ایرانیان معتقدند که

می توانند همواره راه خودشان را پیش ببرند اگر به اندازه و به مدت کافی زوزه بکشند. اگر تقاضاکنندگان

روادید نمونه های نماینده معقول جامعه ایران به حساب آینده این یک نظریه ای است که مأمورین

کنسولگری در اینجا می توانند روی آن صحه بگذارند. اغلب مردم در اینجا ظاهرا این اعتقاد را دارند که با

کشیدن نخ صحیح یا با از بدر بردن فرد صحیح برای آنکه شخصا مراجعه کنند یا به طور ساده شخصا با

شور و هیجان تقاضای کاری کنند هر چیزی را که از بوروکراسی ناشی می شود می توانند بدست بیاورند.

مایه تعجب نیست که کارمندان دولت ایران به همان اندازه مأموران کنسولگری در معرض وسوسه توسل به

بدعنقی در مقابل بی انضباطی عموم قرار گیرند و از پذیرفتن جواب هایی را که نمی خواهند بشوند

خودداری کنند.

11 در چنین اوضاع و احوالی علیرغم وعده اخیر منوچهر آزمون وزیر مشاور درباره اینکه «پس از

سالها بدبختی و ناخرسندی (مردم ایران) می توانند در انتظار بر طرف شدن صحیح بدبختی باشند» بهبود

پرمعنا در بوروکراسی ایران یک شبه حاصل نخواهد شد. نه تنها خود بوروکراتها باید روش های ریشه ای

متفاوتی از آنچه که تاکنون به آنها تعلق داشت برای خود بپرورانند، بلکه مردم ایران نیز باید مقدار زیادی

درباره هدف قوانین و مقررات و محدودیت هایی که این قوانین و مقررات چه بر بوروکراتهایی که آنها را به

مورد اجرا می گذارد و چه عموم که در معرض آن قرار گرفته تحمیل می کند، بیاموزند.

در ضمن عدم پاسخگویی بوروکراتیک احتمالاً به عنوان منبع عدم رضایت عمومی همچنان ادامه

خواهد داشت و بنابراین در بافت اجتماعی و سیاسی ایران یک نقطه ضعف خواهد بود.

تامست