گروه نرم افزاری آسمان






هدایت اللّه متین دفتری





ص: 1

متین دفتری 1

مقاله روزنامه تهران ژورنال در تاریخ 12 سپتامبر 1960 21/6/1339 دوستداران آمریکایی

خاورمیانه به یک ایرانی همکاری افتخاری با کنگره اعطا می کند.

دوستداران آمریکایی خاورمیانه امروز اعطای همکاری افتخاری با کنگره را به آقای متین دفتری اعلام

نمود. آقای متین دفتری، مدیر اطلاعات و روابط مطبوعات وزارت دادگستری ماه آینده ایران را به قصد

واشنگتن، دی. سی. ترک خواهد کرد.در آنجا وی نه ماه به عنوان دستیار یک یا چند عضو کنگره و سنای

ایالات متحده، خواهد گذراند. او اولین ایرانی است که مفتخر به وصول این جایزه که معادل 5000 دلار

است می شود.

دوستداران آمریکایی خاورمیانه، که متقبل این برنامه است، مؤسسه ای خصوصی،غیرانتفاعی و

آمریکایی است که خود را وقف بهبود تفاهم بین مردم آمریکا و کشورهای خاورمیانه نموده است.

دوستداران آمریکایی خاورمیانه در تهران مجری یک برنامه مشاوره و راهنمایی دانشجو برای کمک به

دانشجویان عازم آمریکا، برنامه دیگری به نام برنامه به کارگیری منابع فردی برای کمک به این

دانشجویان به کسب و شغل و انطباق با محیط، زمانی که به ایران باز می گردند، و کتابخانه مطبوعات

دوره ای یادبود جان برونر از ادبیات فنی و علمی برای کمک به فارغ التحصیلان دانشگاههای آمریکایی

«به همگامی با آخرین تحولات در رشته ای که آنها در آمریکا تحصیل کرده اند می باشد. دوستداران

آمریکایی خاورمیانه همچنین برنامه های مردم به مردم نیز اجرا می کند که این اعطا، یک نمونه از آن است.

منظور از دستیاری افتخاری کنگره که آقای متین دفتری دریافت کرده است، قادر نمودن مردان جوان

برجسته به کسب تجربه در حکومت دمکراتیک، به وسیله همکاری با یک سناتور یا نماینده، طی یک دوره

کامل کنگره می باشد. در سالهای گذشته افرادی از مالایا، فرمز و ژاپن، همچنین آمریکاییهای منتخب

برای شرکت در این برنامه معین گشته اند.

آقای متین دفتری فرزند سناتور دکتراحمد متین دفتری، نخست وزیر اسبق است. وی تحصیلات خود

را در دبیرستان فیروز بهرام در ایران و کالج السمر و دانشگاه کمبریج در انگلستان انجام داده است. وی

لیسانس خود را در اقتصاد و حقوق در 1956 (1335) از انگلستان دریافت کرد. پس از بازگشت به ایران،

وی به عنوان معاون دانشکده در دانشگاه تهران، در وزارت آموزش کار کرده است. وی در سال 1953

(1332) متصدی شغل فعلی خود، مدیر اطلاعات و روابط عمومی در وزارت دادگستری شد.

آقای متین دفتری به علاوه به عنوان جامعه حمایت از زندانیان و خانواده هایشان خدمت می کند و

عضو کمیته اجرایی انجمن ایرانی سازمان ملل است.

آقای متین دفتری با دوشیزه مریم واضح نوری ازدواج کرده است. خانم ایشان قصد دارد با پسر

کوچکشان همراه وی به آمریکا بروند. همراه با یکدیگر آنها در ورود به ایالات متحده مورد استقبال

هارولد ماینور، سفیر اسبق آمریکا در لبنان و رئیس فعلی دوستداران آمریکایی خاورمیانه در واشنگتن

دی.سی. قرار خواهند گرفت. در این مراسم آقای متین دفتری با آن عضو کنگره که همکار وی خواهد بود،

ملاقات می کند.

ص: 2

گزارش دفتری 2

گزارش اطلاعاتی حوزه مأموریت

گروه 1

مستثنی از تنزل طبقه و خروج از طبقه بندی

کشور: ایران

موضوع: هدایت اللّه متین دفتری

تاریخ اطلاع: 1 اکتبر 1962 9 مهر 1341

زمان و مکان کسب: تهران ایران (1 اکتبر 1962)

منبع: یک ایرانی خوب تحصیلکرده (نسبتاً قابل اطمینان) که عضو کمیته جبهه ملی است.

ارزیابی مندرجات: احتمالاً صحیحمحرمانه

غیر قابل رؤیت برای افراد خارجی

شماره گزارش: 6006 نیت

تاریخ گزارش: 8 اکتبر 1962 16 مهر 1341

هدایت اللّه متین دفتری همان عضو کمیته انتشارات جبهه ملی است که اخیراً دستگیر و سپس آزاد شد،

او یکی از اعضای کمیته فرعی جبهه ملی که عهده دار کار نوشتن مقالات خبرنامه جبهه ملی است،

می باشد. وی به عنوان عضو این کمیته، به میزان بسیار بالایی، با محمدعلی کشاورز صدر، رئیس کمیته

تبلیغات، در دادن جهت ضد آمریکایی به روزنامه جبهه ملی تلاش کرده است. در واقع، متین دفتری به

دفعات در جلسات کمیته تبلیغات، فخرفروشی کرده است که وی توانسته است سر آمریکاییهای احمق و

ساده لوح کلاه بگذارد. متین دفتری ادعای دوستی نزدیک با اعضای بخش سیاسی سفارت آمریکا دارد.

به عنوان یک نمونه از طرز رفتار او، متین دفتری در جلسه اخیر کمیته تبلیغات شرح داد که چگونه

آمریکاییها را مورد تبلیغات خود قرار می دهد و آنها را وا می دارد فکر کنند که او از دوستانشان است و

اسرار ملی گراها را به آنها می دهد، در حالی که آنان تملق او را می گویند. وی در واقع کسی است که تبلیغات

ضد آمریکایی را می نویسد.

اظهارنظر منطقه: چندین گزارش دریافت شده است که به وضوح حکایت می کنند، که متین دفتری

همان نویسنده مقالات ضد آمریکایی است که در خبرنامه جبهه ملی ظاهر می شود. متین دفتری نوه

مصدق و فرزند سناتور احمد متین دفتری، نخست وزیر اسبق، مدت یک سال را به صورت بورسیه به

عنوان همکار عضو کنگره، در ایالات متحده گذرانده است.

متین دفتری 3

غیرقابل رؤیت برای خارجیان / فقط استفاده داخلی رئیس، قسمت سیاسی سری


64/ 464 پ 23 سپتامبر 1964 اول مهر ماه 1342

وضع جبهه ملی

آنچه در ذیل می آید برای اطلاع شما و هرگونه استفاده ای که مایلید در محدوده امنیتی معین شده از آن

بکنید، می باشد. هر گزارش که از این اطلاعات تهیه می کنید با قید «غیر قابل رؤیت برای افراد خارجی»

ص: 3

ذکر شود ولی نیازی به ذکر منبع کنترل شده آمریکایی به عنوان منبع نیست. منبع یک عضو (طبقه ب) جبهه

ملی است و به رهبران جبهه ملی دسترسی دارد.

1 هدایت اللّه متین دفتری، نوه نخست وزیر سابق مصدق اظهار داشت که به عقیده او الهیار صالح، دکتر

کریم سنجابی و دیگر رهبران سابق جبهه ملی در چند ماه گذشته روحیه همکاریشان خیلی ضعیف شده

است. هدایت اللّه متین دفتری فکر می کرد که این رهبران چون ترسیده اند، دچار یأس شده بودند. وی گفت

که اکنون جبهه ملی هیچ کاری نمی کند، و احساس می کرد که اگر قرار باشد جبهه ملی کاری انجام دهد به

کمک این رهبران سابق نیاز دارد. وی ابراز داشت تنها فعالیتی که جبهه انجام می داد، زنده نگه داشتن خود

جبهه ملی و انتظار کشیدن برای اتفاقات آینده بود. متین دفتری گفت که یکی از دستگاههای پلی کپی جبهه

ملی را ساواک در چند روز گذشته ضبط کرده است.

2 دکتر کریم سنجابی علناً از هدایت اللّه متین دفتری، داریوش فروهر و کشاورز صدر انتقاد کرد. دکتر

کریم سنجابی برای اولین بار اظهار داشت که به نظر او ممکن است کشاورز صدر برای دولت ایران کار بکند

و مأموریت او نابودی جبهه ملی باشد. سنجابی گفت که فروهر جوان، بی فکر و تندرو است و نه یک رهبر.

سنجابی افزود هدایت متین دفتری، جوان و بیش از حد بلند پرواز است و به مصدق، نخست وزیر سابق،

اطلاعات عوضی می رسانده است. سنجابی ابراز داشت که جبهه ملی نمی تواند طرح مصدق، را همان طور

که در نامه های اخیر او مشخص است دنبال کند. به این دلیل جبهه ملی هیچ فعالیتی انجام نمی دهد. «فقط

نشستن و انتظار». سنجابی گفت که خود او شخصاً در هیچ فعالیت سیاسی اشتغال ندارد.

گروه 1

مستثنی از تنزیل طبقه و خروج

از طبقه بندی به طور اتوماتیک سری

متین دفتری 4

محرمانه

صورت مذاکره

شرکت کنندگان: هدایت اللّه متین دفتری، وکیل عضو جبهه ملی، آرچی ام. بولستر، دبیر دوم

مکان: هتل کاسپین برای صرف نهار

زمان: 14 اکتبر 1964 27 مهر 1343

الهیار صالح

متین دفتری از قرار معلوم کاملاً با رهبری صالح مخالف است و به همان اندازه او به پدر بزرگ خود

مصدق و نفوذی که مصدق بر جبهه ملی اعمال می کند، وفادار است. او گفت بزرگترین اشتباه صالح، اصرار

وی بر تبدیل جبهه ملی به یک حزب سیاسی و اقدام وی به ایجاد یک ایدئولوژی یکپارچه سیاسی، از

نظرات سیاسی مختلف گروههای عضو بود. متین دفتری تأکید ورزید که صالح در حال حاضر اختیارات

رهبری را که زمانی دارا بود، از دست داده است و مصدق پس از شکیبایی عظیم بالاخره دخالت و

دستوراتی صادر کرد که رهبری صالح دیگر نباید به رسمیت شناخته شود. هنگامی که پرسیده شد امروز

چه کسی جبهه ملی را رهبری می کند، او جواب داد: «مصدق» و وقتی پرسیده شد چه کسی را می توان گفت

که رهبری تشکیلاتی بر اساس عملیات روزمره بر عهده دارد، وی جواب داد: «رهبران گروههایی که جبهه

ص: 4

ملی را تشکیل می دهند.» متین دفتری افزود صالح دیگر مانند گذشته رهبر حزب ایران نیست. بدین ترتیب

وی حتی نباید شامل این گروه رهبری جمعی باشد.

اهداف جبهه ملی

متین دفتری هدف جبهه ملی را احقاق آزادی برای تمام اتباع ایرانی دانست. به عنوان یک اصل لازم،

وی بازگشت به یک حکومت مطابق با قانون اساسی را اضافه نمود. وی با تأکید اظهار داشت که جبهه ملی

نمی خواهد مقام به دست آورد، بلکه فقط می خواهد در دولت فعلی یا دولت بعد از آن نفوذ کند تا آزادی

بیشتر و احترام به قانون اساسی را فراهم کند. وی تئوری سازمانی جبهه ملی را چنین توصیف کرد که

سازمانهای سیاسی مستقل و دارای فلسفه های سیاسی نامتجانس، با یکدیگر در جهت اهداف مشترک

جبهه فعالیت می کنند. هنگامی که پرسیده شد جبهه به عنوان پیشنهادات خود برای آینده ایران، مایل به

ارائه چه برنامه هایی می باشد، متین دفتری جواب داد که جبهه نمی تواند در جزئیات برنامه ها وارد شود و

این به علت طیف وسیع فلسفه سیاسی آن می باشد. بدین ترتیب باید از تشکیل زمینه های سیاسی جزئی

احتراز کند و بر نیاز به آزادی و دولتی مطابق قانون اساسی تأکید کند.

گروههای داخلی جبهه ملی

متین دفتری نهضت آزادی را، به عنوان گروه مسلمان مبارزی که به سبب جهت گیری مذهبیش از

پیروان متنابهی برخوردار است، توصیف نمود. وی به طور گذرا به محاکمه رهبر آن مهدی بازرگان اشاره

نمود و اظهار داشت: دولت روش دستگیری تمام رهبران گروههای مختلف عضو جبهه ملی را در پیش

دارد.

متین دفتری افزود: داریوش فروهر یکی دیگر از اعضای جبهه ملی در زندان است. حزب ملت ایران

وی، که جانشین حزب سابق پان ایران است، از سازماندهی خوبی برخوردار و مبارز است. متین دفتری

اظهار داشت: خلیل ملکی فقط رئیس اسمی اتحادیه سوسیالیست است، رهبران واقعی آن گروه منوچهر

صفا و عقالی زاده (اسم کوچک نامعلوم) می باشند. که هر دو در زندانند و اخیراً توسط یک دادگاه نظامی،

محاکمه مخفی شدند که به دروغ «محاکمه علنی» خوانده شد.

بنا به توضیح متین دفتری، اگر چه برلیان (اسم کوچک نامعلوم هم عضو اتحادیه سوسیالیست است، وی

عمدتاً سازمان دهنده دانشجویان هوادار جبهه ملی در دانشگاه تهران است. یک دانشجوی دیگر به نام

نراقی (اسم کوچک نامعلوم) از لحاظ هواداران دانشجویی، صاحب گروه خیلی کوچکتری است. سال

گذشته، موقعی که دانشجویان طرفدار جبهه ملی در دانشگاه تهران می خواستند یاد کشته که متین دفتری

می گوید، هم برلیان و هم نراقی هنگامی که در خانه دوستی برای طرح ریزی چنین یادبود کوچکی گرد

آمده بودند، دستگیر شدند و هنوز در زندان می باشند. از زمان دستگیری برلیان 13 تن از پیروان او به

خدمت وظیفه، نه به عنوان افسر یا درجه دار که مناسبشان بود بلکه به عنوان سرباز عادی، اعزام شدند.

یکی از آنها فریدون تقی زاده اکنون به عنوان نظافتچی در آسایشگاه مسلولین ارتش در شرق شمیران

خدمت می کند.

ص: 5

انواع عقاید سیاسی

متین دفتری ایرانیانی را که از آگاهی سیاسی برخوردارند به سه گروه تقسیم کرد: سیاستمداران طرفدار

دولت که به دلایل شخصی، مانند به دست آوردن موقعیت استخدامی بهتر، همکاری می کنند. جبهه ملی ها

و دیگر مخالفینی که اهل خشونت نیستند و کمونیستها که فقط اگر آمادگیش را داشته باشند دولت را با

خشونت سرنگون خواهند کرد. وی برای نمونه، خداداد فرمانفرماییان را در دسته اول، سیروس قانی را

درست بین اول و دوم با دوستانی در هر دو، و حسین مهدوی را در دسته دوم قرار داد. او گفت که محکوم

ساختن مخالفانی که از شیوه های خشن استفاده نمی کنند باعث می شود آنها به کمونیستها گرایش پیدا کنند

و راه میانه را از بین می برند و مخالفین غیر خشن با همکاری کمونیستها یا حداقل نزدیکتر شدن به آنها،

ترغیب می شوند. متین دفتری البته خود را در دسته دوم (مخالفین غیر خشن) قرار داد، اما توضیح داد که

مانند بسیاری از مردم که باید به فکر نیازهای اقتصادی خود باشند، وی برای داشتن کار به تماس خود با

دولت ادامه می دهد.

تاکتیکهای جبهه ملی

تصویری که متین دفتری از موقعیت اقتصادی ایرانیان طبقه متوسط و پایین، ارائه داد واقعاً تیره بود.

وی گفت حتی به عنوان یک وکیل هم برای تهیه خرجی خود در زحمت است و ادعا کرد که علیرغم

افزایش درآمدها و اینک به سبب تورم، اوضاع از چهار یا پنج سال پیش سخت تر است. وی از این نتیجه

گرفت که نارضایی از اقتصاد، به میزان هرچه افزونتری به نفع جبهه ملی تمام خواهد شد. هیچ تاکتیک

دیگری ذکر نشد. بنابر این گزارشگر تصور می کند که «صبر و انتظار» تنها تاکتیک باشد. گرچه به «عدم

خشونت» اشاره شد، ولی متین دفتری ذکری از قصد جبهه به دعوت برای اعتصاب یا تظاهرات به میان

نیاورد.

سرکوب

جدا از دستگیریهای رهبران جبهه ملی که قبلاً ذکر شده، متین دفتری ادعا کرده که دانشجویان در

دانشگاه تهران و دیگر دانشگاههای ایران، که هواداران جبهه ملی در آنجا بودند، مورد آزار قرار

می گرفتند. وی گفت دانشجویانی که سوابق طرفداری از جبهه ملی داشتند در استخدام شدن، به سبب آزار

ساواک، دچار اشکال بودند. تقریباً دانشجویان، هر هفته برای بازجویی درباره فعالیتهای جبهه خواسته

می شوند و به بسیاری گفته شده بود دفعه دیگر که فعالیت آنها در جبهه ملی آشکار شود، زندانی خواهند

شد. متین دفتری گفت جبهه آنقدر به دقت تحت نظر قرار دارد که حتی فعالیتهای چاپی هم به جهت خطری

که دارند، اجرا نمی شود.

اظهارنظر: جالب است که متین دفتری طی این مصاحبه هیچ اشاره ای به دخالت آمریکا در ایران، نه

برای انتقاد از حمایتمان از ایران و شاه و نه برای درخواست حمایت ما به طریقی از گروههای مخالف،

ننمود. وی در صحبت از امور داخلی جبهه، شخصیتها و سیاستها، صداقت داشت. گزارشگر به طریقی

برداشت کرد که جبهه ملی در حال تجربه کمترین میزان نفوذ خود از سال 1953 (1332) می باشد.

علیرغم انتقاد وی از صالح، به سبب اشتباهات تشکیلاتی و کوتاهی در بزرگ کردن نارضایتیهای ادعا

ص: 6

شده اخیر از دولت، آشکار بود که متین دفتری خودش هم برنامه معینی که این تشکیلات را تسکین بخشد

و یا حیات جبهه را دوام بیشتری دهد، ندارد. به نظر می رسد که در زمینه تشکیلات، وی طرفدار چنان

تشکل بی حدوحصری از احزاب سیاسی بود که فقط اهداف عمده ای مانند، آزادی و رعایت قانون

اساسی، می تواند به عنوان زیربنای مشترک به کار گرفته شود. جبهه ملی که رهبریتش به عهده گروهی از

رهبران احزاب است و بسیاری از آنان اینک در زندانند، رنجور از عدم توافق بر سر رهبری و سیاستها،

دائماً مورد ایذاء دولت و فاقد طرحهای مشترک برای عمل می باشد و به نظر می رسد که در خطر از دست

دادن تمامی نفوذ سابقاً مهیب خود، قرار دارد.

گروه 4

در دوره های سه ساله طبقه بندی تنزل پیدا می کند

پس از 12 سال از طبقه بندی خارج می شود.

متین دفتری 5

محرمانه غیر قابل رؤیت برای خارجیان

صورت مذاکره

شرکت کنندگان: هدایت اللّه متین دفتری، وکیل، نوه مصدق، عضو جبهه ملی و آرچی. ام. بولستر، دبیر دوم

مکان:هتل کاسپین

زمان: 4 فوریه 1965 15 بهمن 1343

ترور منصور

متین دفتری گفت که از میزان کم ابراز احساسات عمومی درباره مرگ منصور حیرت کرده است. وی

انتظار اعلام یک دوره عزاداری رسمی را داشت. او گفت که قانع شده بود سه مرد جوانی که در ترور شرکت

داشتند، مستقیماً در ارتباط با هیچ گروه مذهبی یا سیاسی نبودند؛ اگر چه به نظر وی امکان داشت که این

جرم به یکی از گروههایی از این قبیل «منتسب شود». متین دفتری ادعا نمود که بسیاری از تجار بازار که

فقط ارتباط ضعیفی با سه جوان داشتند برای بازجویی دستگیر شده اند. این تحولی بود که کینه ها را در

بازار برمی انگیخت و توضیح داد که بازار نهادی است که کنترل آن برای مصادر امر مشکل است.

تغییرات در انتصابات افسران امنیتی

متین دفتری فکر می کرد که تیمسار حسن پاکروان استعداد زیادی داشت که وزیر اطلاعات لایقی به

شود. به تفسیر وی تعهد اخیر پاکروان بر اینکه حقیقت را به مردم بگوید، اعتراف صادقانه ای است به اینکه

اسلاف پاکروان به عامه دروغ گفته بودند. متین دفتری به پاکروان، به عنوان روشنفکری که مقداری از

شهرت زننده ساواک کاست، احترام گذاشت و گفت در گذشته شخصیتهای جناح مخالف، در دست ساواک

وضعیت بهتری از هنگامی که به چنگ پلیس بودند، داشتند. پاکروان گاهگاهی دستور آزادی اشخاصی به

سبب تورم، اوضاع از چهار یا پنج سال پیش سخت تر را که موقتاً در بازداشت پلیس بودند صادر کرده بود

که بعداً دریافت که به دستوراتش اعتناء نشده بود. متین دفتری گفت که پاکروان در رأس یک گروه از

مأمورین امنیتی تحصیلکرده و بافرهنگ قرار داشت که تیمسار فردوست و سرهنگ مولوی، با آن مخالفت

می کردند. سرهنگ مولوی مقامی است که در بازپرسی از دانشجویان و رهبران مخالف سیاسی تخصص

ص: 7

دارد.

عقیده متین دفتری بر این بود که تیمسار نعمت اللّه نصیری رئیس بیرحمی برای ساواک خواهد بود. اما

جانشین نصیری، تیمسار محسن مبصر، حتی به عنوان رئیس پلیس کشور. خشن تر از نصیری خواهد بود،

زیرا مبصر هم یک پلیس آموزش دیده و هم یک افسر ارتشی بیرحم بود.

حزب ملت ایران

بنابه قول متین دفتری، داریوش فروهر هنوز در زندان منتظر محاکمه است. از اواخر ماه آبان، حتی به

وی اجازه ملاقات نیز داده نشده است. حزب مبارز ملت ایران هنوز فعالترین گروه جبهه ملی است و با

دستگیری فروهر فلج نشده است، زیرا یک طرح رهبری جمعی در حال انجام امور است؛ گرچه زمانی که

فروهر دستگیر شد. طرحهای یک کنگره حزب ملت ایران کنار گذاشته شد، متین دفتری گفت حزب

همچنان برگزاری جلسات خود را ادامه می دهد.

نهضت آزادی ایران

متین دفتری گفت تیمسار موسوی و سرهنگها، علمیه، مسعودی، غفاری، و رحیمی (64/472 پ)،

که در محاکمه بعضی از رهبران نهضت آزادی از آنها دفاع کردند و بعداً علیه رفتاری که با آن رهبران در

زندان شد، اعتراض کردند. به این دلیل قادر به انجام این کار بودند که تا آن هنگام به دلیل داشتن عقایدی

شبیه به اعضای نهضت آزادی از ارتش بازنشسته شده بودند. چون حقوق بازنشستگی ایشان قانوناً

نمی توانست به علت فعالیتهای سیاسی پرداخت نشود، آنها احساس کردند که می توانند بدون ترس از

تلافی به مثل بی پرده صحبت کنند. (آن چهار سرهنگ به جهت اقدام به شکایت از طرف رهبران نهضت

آزادی دستگیر شدند 64/472 پ).

اتحادیه سوسیالیستها

علیرغم زندانی شدن منوچهر صفا، عباس عقالی زاده، اتحادیه سوسیالیستها مانند حزب ملت ایران به

فعالیت خود ادامه می دهد، زیرا از یک رهبری دسته جمعی برخوردار است. متین دفتری گفت که این طرح

رهبری گروهی هر چند بیشتر به کار گرفته شود، با اقدامات دولت که با دستگیری رهبران اصلی در جهت

منکوب کردن گروههای مخالف می باشد، مقابله می کند.

حزب پان ایران (پان ایرانیسم مترجم)

متین دفتری اهمیت حزب پان ایران محسن پزشکپور را به حداقل گرفت. او گفت که بیش از 20 عضو

در آن یافت نمی شود و در سال 1961 (1340) هنگامی که حزب پان ایران سابق جلسه ای تشکیل داد و

نام خود را به حزب ملت ایران تغییر داد، از جانب آن، طرد شد. متین دفتری گفت پزشکپور نفوذ چندانی

ندارد. تئوری وی این بود که سرهنگ مولوی با کلک پزشکپور را به ایراد یک بیانیه عمومی علیه ناصر

واداشته بود، تا در مقابل، قول افزایش عمل برای توسعه فعالیت حزب و عضویت بدهد؛ قولی که پس از آن

رعایت نشد.

ص: 8

برلیان و دانشجویان جبهه ملی در دانشگاه تهران

برلیان و یازده دانشجوی دیگر دانشگاه تهران 13 ماه در زندان بودند تا بالاخره در دی ماه محاکمه

شدند. آنها به 13 ماه زندان محکوم شدند، که تا آن موقع گذرانده بودند و علیرغم اینکه برلیان فقط چهار

ماه تحصیل لازم داشت تا دکتر به شود و دیگران هم در رشته های خود وضع مشابه ای داشتند. آنها متعاقباً

به عنوان سرباز وظیفه به خدمت فرستاده شدند. متین دفتری تصمیم دولت برای محاکمه این دانشجویان را

ناشی از مقالات برتراند راسل دانست که امر ننگین زندانی کردن بدون محاکمه رهبران جناح مخالف ایران

را مدنظر مردم بریتانیا، خوانندگان مجلات جبهه ملی که در آنها این مقالات دوباره چاپ شده بود، آورد.

مصدق

متین دفتری گفت که وضع پدر بزرگش خوب بود. مصدق تنها مجاز به ملاقات اقوام درجه اول خویش

است و واضح بود که متین دفتری ملاقاتهای متناوبی برای دیدار از پدر بزرگش داشت. بنا به قول او مصدق

از تشدید اقدامات امنیتی ناراحت، اما نسبت به آینده جبهه ملی خوشبین بود. مصدق توسط نمایندگان

دولت که به افکار او درباره وقایع و جریانات فعلی علاقمند باشند، ملاقات نمی شود. متین دفتری این را

باعث تأسف دانست، زیرا او فکر می کرد مصدق مشتاق خدمت به کشور خود است، اگر چه این خدمت را

به تقاضای آنان که مصدر قدرتند انجام دهد. متین دفتری اشاره کرد که مصدق یک میهن پرست و

مشروطه خواه است، فقط اگر دولت با دقت قانون اساسی را رعایت کند، وی مایل به کار کردن برای کشور

خود است.

امینی

متین دفتری خود داوطلب اظهار این مطلب شد که وی و دیگر اعضای جبهه ملی که با آنها تماس

داشته، همگی توافق داشتند که جبهه در مخالفت با امینی در اوائل دوران تصدی اش دچار اشتباه شده بود.

متین دفتری با نظاره به آن دوران فکر می کرد که امینی قویترین نخست وزیر پس از قوام السلطنه بود (او

توضیح داد که قوام مسئله آذربایجان را حل کرد، و سپس هیچ اعتباری به جهت آن نیافت).

وی اشاره کرد که با کنترل ارتش، ساواک و پلیس توسط شاه، امینی عملاً ناتوان شد و بدین ترتیب از ایجاد

حمایت کافی برای سیاستهایش بازداشته باشد. وی فکر می کرد که امینی می بایست در شهرها انتخابات

آزاد و در مناطق روستایی انتخابات کنترل شده ای را برگزار می کرد و بدین ترتیب یک پارلمانی را بر مسند

نمایندگی می آورد که به او وفادار می بود. استدلال متین دفتری چنین ادامه یافت که پارلمانی که بدین نحو

تشکیل گردد، حمایتی را که امینی نیاز داشت تا جلو شاه بایستد، تأمین می کرد و شاه هم مایل نبود که

برخلاف یک پارلمان مردمی عمل کند. ماوقع این بود که توافق امینی برای انحلال پارلمان، پایگاهی برای

وی باقی نگذاشت و جبهه ملی چاره ای نداشت، جز اینکه در زمینه های مربوط به قانون اساسی، به

مخالفت بپردازد. وی گفت که حتی الآن نیز امینی مشغول مطرح کردن خود به عنوان نخست وزیر بالقوه

می باشد و در کار تبلیغ مداوم یک به اصطلاح «جبهه متحد»، به عنوان یک حزب سیاسی با پایگاه وسیع

برای پیش بردن آرزوهای خود بود. متین دفتری گفت اگر امینی نخست وزیر به شود، جبهه ملی حداقل در

آغاز از وی حمایت خواهد کرد تا اینکه فرصتی یابد و اعمال او را به عنوان نخست وزیر نظاره و تحلیل

ص: 9

کند. متین دفتری نمی خواست بگوید که درباره شانسهای نخست وزیر شدن امینی چه فکر می کند.

محکم کاری امنیتی

متین دفتری بر سر اینکه طی سال گذشته، اقدامات امنیتی به میزان قابل ملاحظه ای شدیدتر شده است،

موافقت داشت و نظرش این بود که می توان چند گاهی سرپوشی را که بر روی ظرف جوشان بسته شده، به

سادگی در برابر فشارهای فزاینده، محکم کرد و هیچ راهی برای گروههای مخالف نمی ماند. او گفت امینی

در نظر دارد که از «جبهه متحد» به عنوان دریچه ایمنی برای کم کردن مقداری از فشار استفاده کند. اما در

عین حال خواست او بیش از یک جبهه ملی با نام دیگر بود: وی طیفی کامل از گروههای مخالف را

می خواست. متین دفتری فکر می کرد که ترور منصور، نتیجه اجتناب ناپذیر اختناق روز افزون در ایران بود

و اگر چه آن عمل به خصوص را پیش بینی نکرده بود، از انجام آن نیز متعجب نشده بود. متین دفتری با

یادآوری برنامه ضد مردمی افزایش قیمتهای منصور، توضیح داد که اگر اعتصاب تاکسی ها یک ملی قادر

می شد از ناآرامی عمومی استفاده برد.

اظهارنظر: متین دفتری منبع قابل اطمینانی برای اطّلاع درباره فعالیت سیاسی مخالفین است. وی

بی تکلف صحبت می کند و به نظر می رسد، مایل باشد درباره هر زمینه ای از فعالیت جناح مخالف که اطلاع

داشته باشد، سخن گوید. وی قدکوتاه و عینکی است و سبیل دارد. از آنجایی ک یک وکیل است، از آشنایی

با اشخاص مختلف برخوردار است و درباره وقایع روز، نسبتاً خوب مطلع است. او با دوشیزه مریم

واضح نوری ازدواج کرده است و دو فرزند دارد.

مأمور سیاسی: آرچی. ام. بولیستر

متین دفتری 6

صورت مذاکره محرمانه

تاریخ: 29 سپتامبر 1965 7 مهر 1344مکان: رستوران چتنیک

شرکت کنندگان: هدایت اللّه متین دفتری، وکیل و رهبر جوان جبهه ملی

آرچی. ام. بولستر، دبیر دوم

موضوع: دستگیریهای اخیر مخالفین

هنگامی که مسئله مطرح شد، متین دفتری به تفصیل درباره دستگیریهای اخیر صحبت نمود. وی

اسامی دستگیرشدگان را به این شرح ارائه داد: خلیل ملکی، رضا شایان، حسین سرشار و علیجان شانسی

از اتحاد سوسیالیست، عباس سمیعی از نهضت آزادی ایران، علی اصغر بهنام از حزب ملت ایران، حسین

راضی، دکتر معراجی دکتر سامی و دکتر حبیب اللّه پیمان از حزب مردم ایران، و مهندس کاظم حسیبی از

حزب ایران، او گفت مهندس حسیبی پس از یک روز آزاد شد ولی بقیه، تا آنجا که او خبر داشت هنوز در

زندان به سر می برند. همچنین از سه دانشجو، که همراه با گروه دانشجویانی که در همان زمان دستگیر

شدند، نام برد که عبارتند از: تقوی بیات از دانشکده کشاورزی، محقق زاده از دانشکده علوم، و شجاع از

دانشکده حقوق. در انتها، متین دفتری از دستگیری خودش و بازداشتش برای یک روز صحبت کرد.

متین دفتری گفت: ساعت 4 صبح، یک سرهنگ ساواک با چهار مرد به منزل وی وارد شدند و

ص: 10

دست اندرکار بازرسی آپارتمان وی، که تا ساعت 9 صبح طول کشید، شدند. از اقلامی که ضبط شد

می توان از یادداشتهایی که وی درباره جنبه های حقوقی از دست دادن تابعیت نوشته بود، نام برد، که

عناوین آن «سیاسی» بوده. دیگر، یک نسخه از کتاب «چشمهایش»، اثر بزرگ علوی نویسنده ایرانی، بود

(این کتاب از روشهای مستبدانه رضا شاه انتقاد می کرد و در بین مخالفان به خوبی شناخته شده است)، و

یک مقاله هم از سناتور متین دفتری پدرش بود با عنوان «سه هفته در سه کشور کمونیست»، که شرح

بی ضرری همراه با عکسی از یک بازدید مختصر از رومانی، مجارستان و بلغارستان بود. در بقیه مدت روز

از وی درباره دوستی ادعا شده وی با شخصیتهای مخالف، نوع کارش در جبهه ملی قدیم و فعالیتهایش در

جبهه ملی سوم سؤال شد. متین دفتری گفت که در طول روز سرهنگ مولوی، رئیس ساواک استان تهران، و

دیگران، به ملاقات وی آمدند و به او گفته شد که اگر همکاری کند ممکن است یک موقعی در همان روز

آزاد شود. وی گفت که به بازجوی خود جواب داد که آنها که دستور دستگیری او را داده بودند، هم او و هم

بازجویش را تا آن مدت که دستور داده شده، نگاه خواهند داشت، بنابراین به عوض ترساندن شاید اگر

سعی شود که ادب را رعایت کنند، ثمربخش تر باشد. پس از جواب دادن به چند سؤال و طفره رفتن از بقیه،

وی بالاخره حدود ساعت 7 بعد از ظهر آزاد شد.

متین دفتری اظهار داشت ساواک یکی از دوستان ملکی را که، در ملاقات ملکی با خانم مارگارت

مک کی، عضو حزب کارگر انگلستان و نماینده منتصب در جلسات کمیسیون حقوق زنان که تابستان

گذشته در تهران برگزار شد، به عنوان مترجم کمک می کرد، با نامه ای مواجه کرد که ادعا شد ملکی به

مک کی داده است. در این نامه تقاضا می شود که خانم مک کی در جهت پیشبرد مقاصد اتحاد سوسیالیست

ایران فعالیتهایی انجام دهد بدین ترتیب که حمایت دولت کارگری را از تقاضایی که به بین الملل

سوسیالیست برای اشاعه فعالیتهای سوسیالیستی در ایران ارائه شده بود. اعلان دارد. بنا به منابع

متین دفتری، خانم مک کی اطمینان ملکی را نادیده گرفت و سندی را که ملکی به او داده بود به ساواک

تسلیم نمود. (متین دفتری بریده ای از «لندن ساندی ابزرور » 28 یا 29 اوت را به من نشان داد که بر

دستگیری ملکی تفسیری نوشته بود و آن را به خانم مک کی و مردی به نام کارتی از بین الملل

سوسیالیست، نسبت داده بود. آن برین همچنین مقالاتی درباره تبعید رال فورس و روزا و تبعید دو تن از

کارکنان کیهان از تهران را با خود داشت. آن طور که در بریده، در توضیح دستگیری ملکی نوشته بود،

اجازه داده نشده بود که خبری در آن مورد در مطبوعات ایرانی ظاهر شود و متین دفتری تصور می نمود

همین خبر دولت را وادار کرده بود، با آن ترتیب جریان را در کیهان 14 شهریور مطرح کند.) متین دفتری

فکر می کرد که هدف عمده از دستگیریها، کند کردن تلاشهای اخیر برای تجدید بنای جبهه ملی بوده

هنگامی که پرسیده شد چرا یک شرکت کننده سرشناس، باقر کاظمی، در چنین فعالیتهایی دستگیر نشده

بود، وی جواب داد، هنگامی که می توان آنهایی که حکم «خونهای تازه» برای پیکر فرتوت را دارند و

نیروی انگیزاننده جنبش را فراهم می کنند و کارایی بیشتری دارند، را دستگیر کرد، نیازی نیست که در پی

اعضای قدیمی تر و کم فعالیت تر جبهه ملی بروند. در مورد حسیبی هم متین دفتری گفت او به این دلیل

دستگیر شد، که شایع شده بود که حزب ایران قصد دارد جلسه سالانه را در منزل او برگزار کند، اما ساواک،

بعد از تحت نظر گرفتن خانه برای تمام روز و بدون حصول نتیجه ای، او را آزاد کرد. متین دفتری فکر

می کرد این تصادفی نبود که تمام این دستگیریهای گوناگون درست قبل از تهیه فهرست ترفیعات مسلح

ص: 11

اتفاق بیفتد. وی حرفش بر این بود که سرهنگ مولوی بیش از پیش فعال شده بود تا نام خود را جلوه دهد و

ترفیع یابد. (که تلاش غیر موفقیت آمیزی بود.)

جبهه ملی سوم

هنگامی که پرسیده شد جبهه ملی سوم این روزها چه کار می کند؟ متین دفتری جواب داد که به دنبال

این حرکات جدید برای سرکوب کردن فعالیت آن، اکنون بی جنب و جوش است. وی از موقعیت جناح

ملی گرای مخالف مأیوس شده بود و اظهار داشت که این روزها به زحمت برای کسی که جانب دولت

نباشد، فضای تنفس پیدا می شود.

مراقبت ساواک

متین دفتری عنوان نمود که من برای ترتیب دادن ملاقاتها با تلفن تماس نگیرم، زیرا پس از دستگیری

اخیرش وی خصوصاً به دقت تحت نظر قرار گرفته بود و مطمئن بود که تلفنهایش بر روی نوار ضبط

می شوند. وی گفت تصور می کند ساواک بداند که ما با یکدیگر نهار می خوریم. من جواب دادم که من

هم چنین تصور می کنم که ساواک این را می داند و این امر باعث نگرانی من نیست، زیرا مطمئناً این کاملاً

طبیعی است که کارمندان سفارت باید با ایرانیان، با هر نوع عقیده سیاسی، ملاقات داشته باشند. آن گاه

متین دفتری یادآور شد که هتل کاسپین جای خوبی برای نهار خوردن نیست، زیرا خود سرهنگ مولوی

اغلب آنجا نهار می خورد. نه تنها به آن دلیل، بلکه اداره ساواک استان تهران، به ساختمانی که گوشه جنوب

شرقی تقاطع تخت جمشید ایرانشهر قرار دارد منتقل شده است، یعنی چند درب بعد از هتل کاسپین. پس

از هر دوره 12 ساله طبقه بندی گروه 3 تنزل پیدا می کند، خود به خود از طبقه بندی خارج نمی شود.

متین دفتری 7

تاریخ: 17 مارس 1966 26/12/ 44محرمانه

یادداشت برای بایگانی

امروز در مرور یادداشتهایم، یک یادداشتی را پیدا کردم که در مورد نظر تورگمن در مورد خلیل ملکی

بود، که آن را فراموش کرده بودم.

به نظر می رسد در حدود نه ماه پیش در یک مصاحبه با خلیل و یارانش، که آماده همکاری با افراطیون

مذهبی بودند، اسرائیلیها هشدار داده و بر علیه آن نظر دادند. آنها به ملکی نصیحت کردند که ادامه مخالفت

غیر منطقی با رژیم بی فایده است و آنها باید واقع بینانه اعتراف کنند که اصلاحات رژیم مقداری اعتبار دارد

و آنها باید شروع به بررسی این کنند که چگونه می توانند با رژیم همکاری کنند. به جای اینکه به حامیان

بازرگان «یا بدتر از آن» بپیوندند.

یک انشعابی در میان گروه سوسیالیستها بود و ملکی مردد بود

یک گروه کوچک از جوانانی که خود را مارکسیست می خواندند با یک چنین سازشی مخالفت کردند

و به ملکی و موافقانش مارکسیستهای «بیچاره» می گفتند. این گروه از افراطیون احساس کردند که ترجیح

ص: 12

می دهند یک تجدید سازمان کلی در جنبش سوسیالیستی صورت دهند و به طرف گروهی تجدید حیات

یافته مستقل، آزاد از نفوذ شوروی، و الهام گرفته از کمونیستهای چینی رو آورند.

این طرز فکر این گروهها در 9 ماه پیش بود که دوریل تصمیم گرفت تماسهای تورگمن با آنها را خاتمه دهد،

زیرا «احساس می کرد، خیلی خطرناک شده است.»

نظریه: به نظر می رسد رژیم وارد عمل شد تا ذهن ملکی را بسازد و وادار به تصمیم گیری کند، اما ظاهراً

رژیم همچنین از بی میلی ملکی به همکاری با افراطیون، چه راست چه چپ، اطلاع یافت.راسیاس

تورگمن و دوریل دیپلماتهای اسرائیلی هستند.

متین دفتری 8

محرمانه

صورت مذاکرات

27 ژوئیه 1966 5 / 4/ 45

موضوع: عکس العمل جبهه ملی در قبال شایعه معامله اسلحه ایران با شوروی

شرکت کنندگان: دیوید تورگمن، دبیر اول هیئت اسرائیل ویلیام الف. هلثت، دبیر اول چارلز ان.

راسیاس، دبیر دوم

مکان: سفارت آمریکا

تورگمن در خلال صحبتهای ابتدایی به منظور بررسی جزئیات مذاکرات تسلیحاتی ایران و آمریکا (که

جداگانه قبلاً گزارش شد)، خاطرنشان کرد که او از عکس العمل جبهه ملی های جوانی چون هدایت اللّه

متین دفتری و فریدون مهدوی، در مقابل شایعه نزدیکی ایران با شوروی به خاطر تسلیحات، بسیار متعجب

شد. تورگمن گفت که متعجب شد از اینکه جبهه ملی ها به نظر نگران می رسیدند از اینکه روابط نظامی با

شوروی مخالف منافع ایران خواهد بود. تورگمن احساس کرده بود که جبهه ملی راضی خواهد بود از اینکه

حضور نظامی آمریکا با جریان حضور نظامی شوروی ضعیف تر بشود. آنها به نظر می رسد کاملاً نگرانند از

اینکه شاه یک اشتباه خطرناک بکند و به یک چنان معامله ای با شوروی تن در بدهد.چارلز راسیاس

متین دفتری 9

صورت مذاکره محرمانه

شرکت کنندگان: هدایت اللّه متین دفتری، نوه مصدق مارتین اف. هرتز، مشاور سفارت

مکان: هتل کاسپین

زمان: 23 ژانویه 1967 3 بهمن 1345

موضوع: وضع سلامتی مصدق نخست وزیر سابق

به طور اتفاقی به متین دفتری برخوردم و از وضع سلامتی پدر بزرگش پرسیدم. او گفت در حالی که

واقعیت این است که مصدق تحت معالجه کبالت است، مردم فوراً به این نتیجه رسیده اند که وی سرطان

دارد. واقعیت این است که دکترها وضع آرواره بالا (یا سینوس پایین) او را در مرحله پیش از سرطانی

خوانده اند. آن به مرحله ای رسیده بود که می توانست سرطانی شده باشد، اما اعتقاد بر این است که معالجه

ص: 13

از این امر جلوگیری خواهد کرد. مصدق قادر به راه رفتن است، جدا از ضعفی که از کهولت او و شاید از

اثرات معالجه ناشی می شود، همان قدر سرحال و سالم است که می توان انتظار داشت.

متین دفتری 10

خیابان کاخ کوچه محتشم پرونده بیوگرافی

شماره 30هدایت اللّه متین دفتری

تهران. 4 فروردین 1346

خانم و آقای هرتز عزیز


من و همسرم مایلیم تشکر قلبی خود را از تسلیت گویی شما به مناسبت درگذشت پدر بزرگم اظهار

داریم. وی به حقیقت مرد بزرگی بود و بیش از همه چیز برای آنها که وی را از نزدیک می شناختند یک

ابرمرد بود. «زندگی وی آرام بود و ظاهر و باطنش چنان با یکدیگر درآمیخته بودند که بسا طبیعت

برمی خواست و به همه جهان می گفت، این یک انسان بود.»

ما آنقدر به خاطر از دست دادن یک پدر بزرگ ناراحت نیستیم که به عنوان ایرانیانی که مصدق کبیر

رهبر ملی خود را از دست داده اند، غمگین و دل شکسته ایم. درگذشت دکتر مصدق به حقیقت ضرر

جبران ناپذیری برای ملت ما و برای تمام عاشقان رهایی و آزادی نیز هست. گرچه از جمع ما رخت

بربسته، ولی تعلیمات و عقاید او هنوز به عنوان یک میراث گرانبهای ملی برای ما و نسلهای آینده باقی

می ماند.

ارادتمند شما

متین دفتری

متین دفتری 11

محرمانه

صورت مذاکره:

شرکت کنندگان: آقای شاهرخ فیروز، بازرگان ایرانی جان ا. آرمیتاژ، مشاور سفارت

زمان و مکان: 11 آوریل 196822 فروردین 1347 اقامتگاه آرمیتاژ

موضوع: کتک خوردن هدایت اللّه متین دفتری

فیروز، که مدت کوتاهی قبل متین را دیده بود، اطلاعات ذیل را به من داد:

در یک بعد از ظهر (ظاهراً در هفته دوم فروردین) موقعی که متین دفتری از اداره حقوقی اش در خیابان

لاله زار می آمد؛ کیسه ای بر سرش کشیده شد و او را در یک اتومبیل که منتظر بود، انداختند. وی به ناحیه

لشگرک، خارج تهران برده شد و چند مرد او را بشدت مضروب ساختند. هیچ یک از استخوانهای

متین دفتری نشکسته بود ولی کوفتگی های متعددی متحمل شد و تا چهار روز بعد از حمله، زمانی که

فیروز وی را دید، دچار تب بود. فیروز در جواب سؤال من گفت که تقریباً مطمئن است که متین دفتری در

ارتباط با منتشرکنندگان جزوه هایی که در رابطه با چین کمونیست بود کار می کرد.

تذکر: شرح واقعه آن طور که جان چر عنوان کرده است مختصری با فوق تفاوت دارد. عوامل اطلاع دهنده

به چر اظهار می دارند که واقعه در اواسط فروردین اتفاق افتاد اما می گویند که متین دفتری خارج از

ص: 14

دانشگاه تهران ربوده شد و قبل از انداختن وی داخل اتومبیل «چیزی بر روی چشمهایش نهاده شد.»منابع

چر گزارش می دهند که متین دفتری دور شهر گردانده شد، کتک خورد و از اتومبیل بیرون انداخته شد،

سپس راه خانه را پیش گرفت. آنها می گویند مهاجمین سه یا چهار نفر بودند، که متین اظهار می دارد یکی

صدایش را تغییر داده بود (ظاهراً منظورش این است که متین دفتری با او آشنا بوده). این منابع همچنین

گزارش می دهند که متین دفتری بشدت مضروب شده بود اما در بیمارستان بستری نشد و هیچ استخوانش

نشکست، در گزارش آنها همچنین آمده است که متین دفتری، احتمالاً از طریق ابلاغ این اطلاعات به

سازمان ملل متحد، این واقعه را بر ملا می سازد.

متین دفتری 12

محرمانه

17 آوریل 1868 28 فروردین 1347

اداری غیر رسمی

جناب تئودور ال. الیوت

امور خاورمیانه نزدیک / ایران

وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.

تئو عزیز:

به ضمیمه یک صورت مذاکره است که حاوی آنچه که ما درباره کتک زدن متین دفتری جوان می دانیم

می باشد (نامه 22 فروردین).

در زمینه های کلی، ما مشتاقانه امیدوار خواهیم بود که شما به بیل میلر فقط بگویید ما شنیده ایم

متین دفتری مفصلاً کتک خورده است، اما به طور جدی صدمه ندیده است و آن طور که گزارش شده اینک

بهبود یافته است. حتی در رابطه با معاون سناتور کوپر، من فکر نمی کنم که مایل باشیم به کار تأیید یا اظهار

نظر درباره گزارشهای حسین مهدوی بپردازیم.

اما حالا دقیق تر بشویم: باید گفت که ما شواهدی دریافت داشته ایم که متین دفتری امید دارد مقداری از

توجه عمومی را به این واقعه جلب کند و چیزی درباره اطلاع دادن آن به سازمان ملل زمزمه کرده است. با

برپا شدن کنفرانس حقوق بشر همین هفته در تهران، و اینکه سناتور متین دفتری کاندیدای فعالی (با

احتمال شانسی بهتر از شانس معمولش) برای ریاست اتحادیه بین المجالس می باشد، امکان یک کوشش

برای ایجاد یک محاکمه جنجالی کوچک، می تواند قابل ملاحظه باشد. ما می خواهیم اگر احتمالاً بتوانیم،

از درگیر شدن اجتناب ورزیم.

با بهترین درودها ارادتمند، جان ا. آرمیتاژ

ص: 15

متین دفتری 13

محرمانه

صورت مذاکره

شرکت کنندگان: هدایت اللّه متین دفتری، وکیل (نوه مصدق نخست وزیر سابق) لاری دبلیر سیماکیس،

دبیر دوم سفارت

زمان و مکان: 9 مه 1968 19 اردیبهشت 1347 اقامتگاه متین دفتری

موضوع: کتک زدن هدایت اللّه متین دفتری

در اوایل آوریل: (فروردین)، سه مرد متین دفتری را در جلوی یک ساختمان دانشگاه تهران ربودند.

چشمهایش را پوشانده و دستهایش را بستند و با اتومبیل او را به لشگرک بردند و در آنجا شدیداً کتک

زدند. مهاجمین از کوفتن صورتش احتراز کردند. آنها پس از زدن، وی را از اتومبیل به بیرون پرتاب کردند

و او بر روی یک شیب تند به پایین افتاد. وی عاقبت توانست با لباسهای پاره و بدن کوفته خود را توسط

یک ماشین به منزل برساند. متین دفتری معتقد بود که آن مردان از عوامل ساواک بودند که «کار کثیف

همیشگی» خود را علیه کسانی که شاه را نمی پسندیدند، انجام می دادند. وقتی به سبب کتک زدن پرسیده

شد، متین دفتری گفت درباره آن نظری ندارد. وی در هیچ فعالیت اشتغال نداشت و به هیچ وجه هم در

ناآرامی های دانشجویی دانشگاه تهران دخیل نبود.

مریم، همسر وی (متین دفتری )، گفت که وی تقریباً بلافاصله توسط شخصی که شاهد بود آن مردان

متین دفتری را به زور داخل اتومبیل کردند، از ربوده شدن او اطلاع یافته بود. وی با اشخاص با نفوذی برای

آزادی او (متین دفتری ) تماس گرفت. خانم و آقای متین دفتری هنوز نتوانسته اند با اطمینان دریابند چه

کسانی باعث این عمل بوده اند و دلایل کتک زدن چه بود. اما «منابع» ایرانی به آنها گفته اند که آمریکا،

ساواک را وادار به آن تهاجم کرده بود.

متین دفتری 14

صورت مذاکره محرمانه

شرکت کنندگان: هدایت اللّه متین دفتری، وکیل تیموتی دبلیو. چایلدز، دبیر دوم سفارت ت مایکل ا.

جی. میکائود، دبیر دوم سفارت

زمان و مکان: 3 ژوئیه 1968 12 تیر 1347 اقامتگاه آقای چایلدز

موضوع: دیدگاه متین دفتری از ملی گرایی

طی جلسه بعدازظهر، متین دفتری اظهاراتی جالب ابراز داشت که مطالب ذیل از آن قبیل است:

1 در ایران گروه با نفوذی از «فراماسونها» وجود دارد. این اشخاص که غالباً اعضای جوان و

اوج گیرنده طبقه جدید مدیران ایران می باشند در تماس نزدیک با یکدیگر هستند و هر یک دیگری را در به

دست آوردن مشاغل خوب و موقعیتهای با نفوذ کمک می کند. فراماسونها پیوندهای محکمی با بریتانیا

دارند.

2 بسیاری از درباریان از شنیدن خبر تیراندازی به رابرت کندی شادمانی کردند. در این رابطه،

متین دفتری توضیح داد که مشهور است که شاه، به فعالیت انتخابات ریاست جمهوری ریچارد نیکسون در

ص: 16

سال 1339، کمک گزافی کرده است.

3 خیلی از علمای جوانتر (آنها که در کار مطالعات الهیئت در قم هستند) «مترقی» اند، نه مرتجع اظهار

نظر: نظرات دفتری منعکس کننده توهمات مداوم مشخص می باشد: نفوذ فراگیر انگلیسها، که از طریق

عروسکهایی چون، علم، اقبال و هویدا اعمال می شود. تنها راه درست، ملی گرایی مصدقی آن، و نیاز به

تحول به سبب اینکه ایران بیش از حد «دستگاهی» شده است (موقعی که خواسته شد دستگاه را مشخص

کند، متین دفتری به عنوان نمونه خانواده فرمانفرماییان و مقاطعه کاران ثروتمند را ارائه نمود). شخص این

احساس را به دست می آورد که متین دفتری از این واقعیت که وی «خارج» و در عین حال حال این

اشخاص دیگر «داخلند» عصبانی است؛ وی یادآور شد که وی و همسرش دیگر به میهمانیهای «دستگاه»

دعوت نمی شوند.

متین دفتری 15

فرم اطلاعات بیوگرافیک محرمانه

مکان: تهرانزمان: 3 ژوئیه 1968 12 تیر 1347

نام: هدایت اللّه متین دفتری موقعیت فعلی: وکیل

ملیت: ایرانی

اطلاعات و اظهارات

تولد: هدایت اللّه متین دفتری متولد 1312 فرزند سناتور احمد متین دفتری (وکیل بین المللی و

نخست وزیر اسبق) و نوه دکتر محمد مصدق نخست وزیر سابق می باشد.

تحصیلات: پس از تحصیل متوسط در تهران وی به بریتانیا رفت و در دانشگاه کمبریج به درس مشغول

شد و در 1335 لیسانس خود را در اقتصاد و حقوق دریافت نمود.

مشاغل: در بازگشت به ایران در وزارت علوم استخدام شد و به هیئت علمی دانشگاه تهران پیوست. در

1337 وی مدیر اطلاعات و روابط عمومی وزارت دادگستری شد. در 1339 دوستداران آمریکایی

خاورمیانه به وی یک بورس همکاری افتخاری با کنگره داد که امکان یک اقامت 9 ماهه در واشنگتن دی.

سی. و تحقیق در مرکز حکومتی آمریکا را برای وی فراهم آورد تا بتواند فعالیتهای کنگره را نظاره کند. در

بازگشتش، وی یک وکیل فعال و متخصص در امور تابعیت شد.

متین دفتری با پدر بزرگ خود ارتباط نزدیک داشت و مدتها با جنبش جبهه ملی در ایران اختلاط

داشته است. در سال 1341 به عنوان عضو کمیته انتشارات جبهه ملی به خدمت مشغول شد. در سالهای

قبل از درگذشت مصدق در 1346، وی حکم کانال ارتباطی بین نخست وزیر سابق تبعیدی به ده، و اعضای

جبهه ملی را داشت. وی تماس نزدیک با آنهایی که فکرشان از جبهه ملی است مخصوصاً اگر از

دانشجویان و دیگر عناصر جوان باشند دارد. متین دفتری آمریکا را خوب می شناسد و اصول آن را

تحسین می کند، اما مانند بسیاری از ایرانیان مرتبط با آمریکا، وی اغلب مواقعی که در حضور دیگر

ایرانیان باشد، خود را تحت فشار برای اتخاذ یک موضع انتقادی احساس می کند.

اظهارنظر: متین دفتری حدوداً 5 فوت و 6 اینچ طول قامت دارد، عینک می زند، موهای قهوه ای تیره و

سبیل دارد. وی سیگار می کشد، در صرف مشروب میانه رو است و در کتابخوانی حریص است. در 22

ص: 17

بهمن 1337 با مریم واضح نوری (یک مصاحب جذاب و سرزنده که در بریتانیا تحصیل کرده است و در

نظرات سیاسی همسرش شریک است) ازدواج کرده و دو فرزند دارند.

متین دفتری یکی از تندترین منتقدان شاه می باشد. وی با دیگر مخالفین، مخصوصاً داریوش فروهر

رهبر حزب ملت ایران ارتباط فعال دارد و بین دانشجویان ناراضی دانشگاه تهران چهره معروفی است.

متین دفتری هنوز به این امید دل بسته است که یک تحول اساسی در صحنه سیاست داخلی ایران روی

دهد، و او برای ایفای نقش برجسته ای در هر نیرویی که پدید آید، فرا خوانده شود. وی آنهایی را که به

نظرش عقاید سیاسی خود را قربانی یک زندگی راحت در حوزه دستگاه کرده اند، با همه وجود خوار

می شمارد. موقعیت خانوادگی و روابطشان، در عین اینکه برای حفاظت وی از آماج اذیتهای گاه به گاه

دولت (و یک کتک خوری در آوریل 1968 فروردین 1347) کافی نیست، معهذا برای اینکه وی را نسبتاً

سالم نگه دارد تکافو می کند.

متین دفتری 16

تاریخ: 11 مه 1971 24 اردیبهشت 1350سری

به: پرونده های بیوگرافی از: چارلز دبلیو. مک کسکیل کارمند سیاسی

موضوع: گزارش شرح حال درباره هدایت اللّه متین دفتری

متین دفتری توجه شدید خود را به سیاست ادامه می دهد، و از قرار معلوم روابط عالی خود را با عناصر

مختلف جناح مخالف ایرانی حفظ می کند. آنچه بیش از همه چیز مرا درباره متین دفتری و همسر

دوست داشتنی، جذاب و بسیار زیرکش ناراحت می کند این است که آنها میل دارند هر چیز را منحصراً از

پشت عینک سیاه یا سفید بنگرند. مخالفت می کنند به خاطر مخالفت: هر کاری که شاه انجام می دهد خوب

نیست، در حالی که هر کاری جبهه ملی با مصدق انجام دادند خوب است. همسر وی یک تمایلی دارد، که با

مختصرترین تحریک، درباره اوضاع سیاسی جاری بیش از شوهر خود آتشین می شود.

من احساس می کنم که متین دفتری و همسرش می خواهند رابطه خود را با کارمندان سفارت حفظ

کنند. ما تابه حال دوبار برای شام به منزل آنها رفته ایم. به نظر می رسد که آنها در مجامع دیپلماتیک رفت و

آمد نسبتاً وسیعی دارند. نزدیکترین دوستانشان ظاهراً از تیپ لیبرالهای جوان یا از ترکهای جوان می باشند

(ایسکیت از سفارت ترکیه، وستون از انگلیس، راویندا ناتان از هندوستان و یاکی از ژاپن).

در حالی که متین دفتری بدون شک روابط خوبی در محفل مخالفین دارد، من مصمم به این گمانم که نه

او و نه همسرش برای خاطر مستمعین خود حقایق را تحریف نخواهند کرد. اگر چه فقط یک گمان ساده

است ولی احساس می کنم که او اکنون کمی آزادانه تر فعالیت می کند. شاید آن طور مثل سابق تحت مراقبت

دقیق نیست. خانم و آقای متین دفتری دو فرزند، یک پسر و یک دختر حدود 10 و 8 یا 11 و 9 ساله دارند.

خانم متین دفتری یک نوزاد سومی هم دو سال پیش داشت اما آن نوزاد دچار یک نوع بیماری تنفسی شد و

کمی پس از تولد درگذشت.

گروه 3 در فواصل 12 ساله تنزل طبقه،

به طور اتوماتیک از طبقه بندی خارج نمی شود.

ص: 18

متین دفتری 17

محرمانه

تاریخ: 28 اکتبر 1971 6 آبان 1350

موضوع: حقوق متهمین در قوانین ایران

شرکت کنندگان: دکتر هدایت اللّه متین دفتری، وکیل، تهران آقای جان ال. واشبرن، دبیر دوم، سفارت

آمریکا

زمان و مکان: اقامتگاه آقای چارلز دبلیر مک کسکیل، دبیر اول، سفارت آمریکا، 6 آبان 50.

دکتر متین دفتری یک وکیل برجسته با سابقه (وکالت) جنایی فعال، در تهران است. از لحاظ علاقه

خودم و به لحاظ دستگیریهای اخیر شهروندان آمریکایی در ایران، زمانی که فرصت مناسبی در صحبتمان

پیش آمد، من از او خواستم مختصراً حقوق ظاهری یک شخص متهم را در قوانین ایران توصیف کند.

وی گفت شخصی که توسط پلیس عادی دستگیر می شود، باید ظرف 24 ساعت از دستگیر شدن، نزد

رئیس دادگاه بخش (قوانین ایران لفظ فرانسوی juge dinstruction را استعمال می کنند ) اتهامش مشخص

گردد. در یک اصلاح چشمگیر در سیستم حقوق کشوری به آن ترتیبی که هنوز در اکثر نقاط اروپا وجود

دارد، در قوانین ایران به شخص دستگیر شده این حق اعطاء می شود، که بلافاصله پس از مشخص شدن

اتهامش، با یک وکیل مشورت کند و از خدمات وکالت برخوردار گردد. این از آن جهت اهمیت دارد که

دوره اول بازجویی که در ادامه جریان انجام می شود می تواند تا 60 روز طول بکشد، قبل آن آنکه

دادخواستش برای پایان آن تسلیم شود. بازجویی توسط پلیس اجرا می گردد و رئیس دادگاه بخش به آن

نظارت دارد. اگرچه بین پلیس و کانون وکلا دعوای سختی بر سر این مسئله وجود دارد که آیا حق استفاده

از مشورت قضائی شامل حضور وکیل مشاور در بازجوییها می شود یا نه، دکتر متین دفتری گفت که به

اعتقاد او این حق آخری در واقع از حق کلی استفاده از مشورت، متکی است و وکلای جنایی با نفوذ موفق

به حضور در بازجوییهای موکلین خود می شوند.

در پایان شصت روز اول بازجویی، وکیل متهم از دادگاه مرحله اول که صلاحیت قضاوت دعوا را دارد،

خواستار تجدید نظر می شود. این دادگاه از رئیس دادگاه بخش تقاضای پرونده دعوا و یک تذکاریه می کند

و سپس تصمیم می گیرد رد که متهم آزاد یا محاکمه شود یا بازجویی شصت روز دیگر ادامه یابد وکیل

ممکن است درخواست کند تا به مدت بازجویی اضافه شود، مخصوصاً در مرحله دوم و تمدید بعدی.

دکتر متین دفتری همچنین یادآور شد که ساواک و ارتش هم مقرراتی در باب حقوق اشخاصی که

تحت صلاحیت آنها دستگیر شده اند، نوشته اند. جایی که مقررات آنها درباره هر موضوع مربوط به متهم

چیزی نداشته باشد، آیین جنایی عادی به کار گرفته می شود.

اظهارنظر: دکتر متین دفتری گفت که هر وکیل ذی صلاحیت تهران که انگلیسی بلد باشد و در دعواهای

جنایی تجربه داشته باشد می تواند با ارجاعاتی، یک خلاصه انگلیسی از حقوق موکلین در قوانین ایران

تهیه کند. تا آنجایی که اطلاع دارد بخش کنسولی اینک چنین خلاصه ای ندارد، به نظر من سفارت باید تهیه

یکی را در نظر داشته باشد.

ص: 19

متین دفتری 18

محرمانه

فهرست رابطین

آرچی. م. بولستر

تاریخ: 25 ژوئیه 1976 3 مرداد 1355

اسامی و طرحهای بیوگرافی زیر به ترتیب کاربرد آنها برای رجوع آسانتر منظم شده است. در اینجا

مدیون بودن خود را به فهرست ارتباطی گرد آمده در سال 1348 به کوشش لاری سیماکیس، اقرار

می کنیم. من اطلاعات مشترکی درباره بعضی از رابطین مشترکمان، که طی سالهای پس از مأموریت 45

1342 تهران خود داشته ایم، از آن فهرست استخراج کرده ام.

جبهه ملی ها

دکتر هدایت اللّه متین دفتری نوه مصدق، قهرمان جبهه ملی، می باشد. در حال حاضر وی از راه وکالت

امرار معاش می کند. سابقه مخالفت او معروف است. اما در حال حاضر عموماً نادیده گرفته می شود. از

طرف دیگر، به نظر می رسد وی به حفظ ارتباط با سفارت بی میل باشد. همان گونه که تلاشهای من برای

استمرار ملاقات اتفاقیمان در یک مهمانی سفارت هند بی نتیجه بوده اند. (وی برای ملاقات ابراز اشتیاق

نمود، اما هر بار که من تماس گرفتم به دلایلی، در آن ساعاتی که پیشنهاد کردم امکان ملاقات نبوده است.)

متین دفتری به سهم خود از بازجوییها و شکنجه ها، که قسمتی از توجیه وی برای دیدگاههای ضد رژیم

خود می باشد، نصیب برده است. اما مانند خیلی از ایرانیان، قادر بوده که به راحتی به تطابق با دستگاه

قدرت موجود برسد. اگرچه مریم همسر وی در بسیاری از دیدهای ضد رژیم شوهرش شریک است،

ولی با مرور سالها از لحاظ اجتماعی بیشتر پذیرا شده است و اینک متناوباً در ستون انجمنها مورد رجوع

قرار می گیرد.تلفن منزل: 311648

متین دفتری 19

محرمانه

یادداشت مذاکره

شرکت کنندگان: هدایت اللّه متین دفتری، وکیل ناراضی برجسته (نوه مصدق نخست وزیر سابق)

جرج بی. لامبراکیس، مشاور سیاسی سفارت آمریکا تهران.

موضوع: دید جناح ناراضی از اوضاع فعلی

تاریخ: 12 دسامبر 1977 21 آذر 1356

به دنبال یک ملاقات اتفاقی در یک فعالیت دیپلماتیک، متین دفتری موافقت کرد که برای صرف نهار

بیاید و نظرات خود را با من در میان بگذارد. وی در 21 آذر به آن عمل کرد و اگرچه قرارمان از طریق تلفن

او تنظیم شد، که تصور می کنیم کنترل می شود، ولی هیچ حساسیت عصبی به خصوصی نشان نداد و تا آنجا

که من توانستم دریابم تحت تعقیب مخفیانه قرار نگرفته و تهدید هم نشده بود. طی سه ساعت وی نظرات

خود را در مورد چند موضوع به شرحی که در زیر آمده، ابراز کرد.

ص: 20

مجمع مخالفین در جاده کرج

متین دفتری درباره گردهمایی حدود یک هزار تن از مردم در روز تعطیل عید قربان اول آذر (رجوع

کنید به گزارش تهران 10428) شرح داد. صاحب یک ملک، در تقاطع دو جاده از تهران به کرج، حدود

نیمه راه کرج، دعوت نامه ها را فرستاده بود. جریان نیمه عمومی بود و تنها کسی که صحبت می کرد، همان

طور که معمول روزهای مذهبی است، یک آیت اللّه بود. متین دفتری اقرار نمود که آیت اللّه، محتمل جای

خود را به دیگر سخنرانان می داد که به صورت غیر رسمی اوضاع سیاسی فعلی را از دید خود تشریح و

چاره خود را ارائه بکنند. به تدریج که متین دفتری در صحبت گرم شد این را هم آشکار کرد که جمعی از

طیف گوناگونی از اعضای قدیمی جبهه ملی، پیروان جدید (بعضی با همسران یا فرزندان خود) و دیگر

کسانی که به حضور شاخص رهبران جبهه ملی و دیگر مخالفان جلب شده بودند، تشکیل شده بود.

هنگامی که آیت اللّه آغاز به سخنرانی کرد، خیل بزرگی از مردان (وی تعداد آنها را بیش از 500 ذکر کرد) به

باغ ریختند و صفهایی تشکیل دادند. آنها شیشه ها و درها را خرد کردند و به خانه حمله ور شدند. لوازم

منزل را به طرف آنها که در خانه اجتماع کرده بودند، پرتاب کردند و با چماق، زنجیر و سلاحهای مشابه ای

که داشتند بدون تمایز، دست به کار زدن آنها شدند. بعضی که عقب بودند به سختی کتک خوردند. اما

متین دفتری همراه با یک قاضی مسن تر به نام «بنی صدر» (تلفظش این چنین بود) و یک مرد دیگر به نام

«تابینی» توانستند به خیابان راه بیابند. کسی سعی نکرد آنها را متوقف کند، اما آنها مجبور بودند از صفهای

منظم حمایت کنندگان چماقدار که آنها را می زدند عبور کنند. در طول جاده برنامه مشابهی انجام شد تا

اینکه آنها به جاده اصلی رسیدند و مشاهده کردند که ژاندارمهای مسلح به مسلسل راه آنها را بسته بودند.

آنها صف خود را باز کردند تا متین دفتری و همراهانش رد بشوند. اما کمی پس از آن، پس از طی مسافتی

در جاده اصلی، آنها با یک مرد بسیار بدزبان مواجه شدند که پرسید از کجا آمده اند و سپس به خاک و گل

کشانده شدند و کتک خوردند. قاضی مسن و متشخص اعتراض کرد که ما هیچ کار غیرقانونی انجام

نداده ایم. آن مرد سپس دستور داد که همراهان خود به گروهی که متین دفتری در رأسشان به سختی کتک

خورده بود، حمله بردند. او گفت که به محل ستون فقرات وی ضربه وارد شد و برای 10 ثانیه بدنش کرخت

شد. وی همچنین از ناحیه سر هم مضروب شد و چند ثانیه بر روی زمین بی هوش افتاد. قاضی بیشتر

مجروح شده و هنوز مانند دیگر همراهانشان، در بیمارستان است.

بالاخره یک نفر که در جمع حضور داشت و اوضاع آنها را دیده بود، آنها را بلند کرده و با خود رسانده

بود. متین دفتری اتومبیل خود را نیاورده بود و آن را شانسی تلقی می کرد، زیرا قبل از حمله به خانه تمام

اتومبیلهای پارک شده در بیرون به طور منظم خرد شده بودند. متین دفتری تردیدی نداشت که مهاجمین

سازمان یافته، برای کتک زدن، بدون ایجاد جراحتهای کشنده تربیت شده بودند. وی مردی را می شناخت

که توانسته بود به سلامت در رفته و در اتومبیل خود پناه گیرد. اگر چه این احتمالاً بدان دلیل بود که وی پسر

10 ساله خود را همراه داشت.

واقعه لاهیجان

لاهیجان شهری است در کناره خزر که در آن دانشکده کوچکی وجود دارد. دانشجویان از منوچهر

هزارخانی، دکتر مشهور دعوت کرده بودند تا درباره اثرات تشعشع که رشته اش می باشد سخنرانی کند. آن

ص: 21

طور که متین دفتری قضیه را شنیده بود (زیرا وی در آن واقعه حضور نداشت) بعضی خواستند با تمسخر

سخنرانی را به هم بزنند. اما بقیه دانشجویان حاضر، اجازه ندادند که آن اتفاق بیفتد. موقعی که هزارخانی و

مرد دیگری که با او آمده بود (رجوع کنید به گزارش تهران 11098) دانشکده را در معیت چند نفر دیگر

ترک کردند، با یک گروه حدود 40 نفر مسلح به چماق، زنجیر و غیره مواجه شدند (مشابه وضع واقعه کرج)

و در پی آن کتک خوردند. متین دفتری اقرار کرده بود که هزارخانی ناراضی مشهوری است که عریضه ها و

نامه های گوناگونی را که در تهران جریان دارد، امضاء کرده بود.

واقعه ای بر ضد آمریکا با دخالت کشتی گیران

متین دفتری روز قبل به وکیلی برخورده بود که در انتظار دفاع از چند جوان که به جهت واقعه ضد

آمریکایی مذکور، در تلکس 10815، تهران دستگیر شده بودند، بود. بنا به شرح قضیه از قول وکیل، تعداد

افراد گروه از 70 نفر که در مطبوعات گزارش شده بود، کمتر بود. آنها ورزشکارانی بدون جهت گیری

سیاسی بودند که می گفتند در آن روز دو یا سه آشوبگر ناشناس به جمعشان پیوسته بودند. آشوبگران با

صحبت خود جملات ضد آمریکایی سردادند و آمریکاییها را به جهت تحمیل این همه اسلحه به دولت

ایران مقصر دانستند. ورزشکاران به پاره کردن پرچم آمریکا و غیره برانگیخته شدند ولی بعد، از آنچه

انجام داده بودند متأسف بودند. به عقیده متین دفتری این واقعه را ساواک برای مقاصد خود ترتیب داده

بود.

فروهر و میانه روها

متین دفتری به سرعت به سؤالات در مورد فروهر، که وی را به عنوان همکار و دوست خود

می شناخت، جواب داد. او فروهر را مرد بسیار محترم، خوش بنیه و با حرارت توصیف کرد که نظرات خود

را درباره نیاز به آزادی بیشتر، مستقیماً و با صراحت ابراز می دارد، اما اساساً یک میانه رو است. او در موارد

متعددی که به زندان رفته است، با رفتار خود احترام زندانبانان را بر انگیخته است و آنهایی را که به سبب

تروریسم و نظرات افراطی زندانی شده اند بشدت سرزنش کرده است. تا آنجا که متین دفتری می داند، وی

احتمالاً به این جهت که اسرار مهمی که اظهار می کنند نداشته و شاید هم به جهت رفتار مؤدبانه اش، شکنجه

نشده است. متین دفتری از موارد جدید شکنجه اظهار بی اطلاعی کرد، اما نمی توانست مطمئن باشد، زیرا

وی در این موضوع متخصص نبود. گروه جدید فروهر متشکل است از آزادیخواهان قدیمی حزب ایران،

که تعدادشان از همه بیشتر است و حزب ملت ایران خود فروهر و اتحاد سوسیالیست. این حزب نیست

بلکه مجمع فعالیت، شبیه به جبهه ملی قدیمی، می باشد. از رهبران حزب ایران، حسیبی، بختیار و قاسمی

می باشند. شایان رهبر سوسیالیستهاست. متین دفتری خود را وابسته به هیچ حزبی نمی داند، اما مقام خود

را جایی بین حزب ایران و سوسیالیست، البته نه آنقدر راست به اندازه فروهر، معین کرد.

جناح ناراضی مذهبی

متین دفتری مانند دفعه اولی که ملاقاتش کردیم از اصلاح طلب اخیر اسلامی، شریعتی، تمجید کرد. وی

را روشنفکرترین رهبر مذهبی ایام اخیر دانست که سعی دارد در نهایت، اسلام را از روحانیت آن آزاد

ص: 22

سازد.(1) شریعتی هم از طرف ملاهای جناح راست و هم جناح چپ طرفدار خمینی مورد حمله قرار

می گیرد. متین دفتری، که در موضوع تخصص ندارد، حرکتهای سیاسی جناح مذهبی را عاری از

یکپارچگی دانست، که همان طور که حکومت فعلی می خواهد می باشد. وی اشاره کرد که حکومت با

اصلاحاتش فقط با گروهی از محافظه کاران مذهبی از سر منازعه درآمده و از آن زمان هم همواره سبیل

آنها را چرب داشته است. وی علاوه بر آن بعضی از وقایع منتشره را به «عوامل تحریک کننده» ساواک

نسبت داد. یکی از سخنرانان مشهور بازرگان است که اخیراً در یک مسجد در جاده قدیم شمیران برخاست

و به نیایش پرداخت که در ظاهر خطابه ای بر یکتایی خدا بود. وی در اظهار اینکه بر روی زمین خدایی

وجود ندارد، خیلی کنایه به کار برد، اما اشاره سیاسی آن دریافت شد. مدت کوتاهی پس از آن، مسجد

بسته شد. به هر صورت، در تابستان گذشته و در همان منطقه، بازرگان اجازه یافته بود برای حدود سه شب

بحث کند. گروه او از لحاظ بلندگو مرتب بودند و بدین ترتیب آنها توانستند جمعیتی گرد آورند که گاهی بنا

به تخمین متین دفتری به 000،20 می رسید. وی با رفتن به میان آنها مشاهده نمود که جمعیت جوان و

نسبتاً مرفه بودند. آنها در چند خیابان جمع آمده و باعث قطع آمد و شد، شده بودند.

بازرگان خود یک دندانپزشک و روانپزشک است، نه عضوی از ساخت اسلامی.

متهم برای روش قانونی محاکمه زندانیان ضد امنیتی

اظهارات متین دفتری در این موضوع در گزارش تهران الف 189 (بدون نام بردن از او) گزارش شده

است.

محاکمه احتمالی جدید برای زندانیان قدیمی

متین دفتری به طور محرمانه ای گفت که از وی خواسته شده بود تا به عنوان وکیل مدافع گروهی از

زندانیان ضد امنیتی که تا چند هفته دیگر محاکمه می شوند، در دادگاه شرکت کند. حدود 10 سال است که

این افراد در زندان می باشند. آنها محاکمه شده و به 7 سال زندان محکوم شدند، ولی هنگامی که

محکومیتشان پایان یافت دوباره دستگیر شدند و دوباره محاکمه خواهند شد. او مطمئن نبود که این

پیشنهاد را بپذیرد، ولی آن را مورد بررسی قرار داده است.

وضع فعلی دادگستری

در صحبت کوتاهی در زمینه عریضه قضات، متین دفتری اشاره کرد که لوایح قضائی اخیر اوضاع را

برای مردم مشکلتر کرده. قضات توسط دولت تهدید شده بودند و به آنها دستور داده شده بود که چه رأیی

صادر کنند. به عنوان نمونه بازپرس تهران، قاضی خاقان دزلی، را می توان نام برد که دانشجویان دستگیر

شده را در مقابل او بردند. او مرد خوبی است، ولی به او دیکته می شود که چه بکند و این وضع خیلی از

قضات دیگر در سیستم قضائی فعلی ایران است.

1- این تنها نظر شخصی متین دفتری است. مترجم.
ص: 23

دیدگاه کلی

متین دفتری اوضاع فعلی را این طور تحلیل نمود که اگر دولت به سرکوب شدید مخالفان و دانشجویان

ادامه دهد میانه روها ناچاراً عقب می نشینند و کاری نخواهند کرد و این میدان را برای

تندروها و تروریستها باز می گذارد. وقتی پرسیده شد که آیا میانه روها در زمینه تغییراتی که می خواهند

انجام شود و برای شاه و دیگر مقامات زیاد غیر ممکن نباشد، به توافق رسیده اند، متین دفتری گفت که اکثر

آنها با پارلمانی که در آن بتوانند آزادانه صحبت کنند راضی خواهند شد. او معتقد بود که دولت از چند

طریق می تواند این مسئله را انجام دهد. یک راه اصلاح سیستم انتخابات است. تا انتخابات واقعی برای

تعیین نمایندگان مجلس وجود داشته باشد. راه دیگر این است که شاه به نخست وزیر و دولت قدرت

بیشتری بدهد، تا بتواند با مشکلات به طور مؤثر برخورد کنند. او این طور وانمود می کرد که میانه روها به

کم فکر کردن عادت کرده اند و به اصلاحات جزئی راضی خواهند شد، تا نقشی در صحنه سیاست داشته

باشند.

متین دفتری 20

یادداشت مکالمه محرمانه

موضوع: محاکمه اخیر دانشجویان و دیگر مخالفین

شرکت کنندگان: هدایت اللّه متین دفتری، وکیل ناراضی برجسته جرج. بی. لامبراکیس، مشاور سیاسی

سفارت آمریکا تهران

زمان و مکان: 11 آوریل 1978 22 فروردین 57، رستوران سلار

این دومین جلسه صرف نهار و مذاکره با متین دفتری بود. اولین جلسه مذاکره در 12 دسامبر1977

(20 ذر 56) بود. وی مهماندار ما در رستوران منتخب خود بود و از نشستن بر سر میز مشخصی نزدیک

جمع سه نفر ایرانی که گاه به صحبت ما توجه مختصری هم نشان می دادند، کاملاً خوشحال بود. این بار هم

نشانه آشکاری از کنترل شدن مذاکره ما توسط مقامات مشاهده نشد. (محفوظ بماند) محاکمه دانشجویان

تظاهرکننده متین دفتری به تازگی کار خود را به عنوان وکیل مدافع یکی از 16 دانشجویی که در ارتباط با

ناآرامیهای دسامبر گذشته (آذر) نزدیک دانشگاه تهران در دادگاه مدنی محاکمه می شدند، تمام کرده بود.

وقتی من اشاره داشتم که مطبوعات گزارش تعداد 43 وکیل مدافع برای 16 متهم داده اند. وی گفت این

قضیه نمودار مهمی محسوب می گردید که در آن جریاناتی وسیعتر از صرف آینده متهمین منظور بود. در

واقع وی خیلی دلتنگ شده بود، چون که 11 تن از متهمین (که موکل خودش نیز بین آنها بود) در برهم زدن

آرامش مجرم شناخته شده و به پنج ماه زندان محکوم شده بودند و تنها 5 تن و شامل (سه دختر) تبرئه

شدند. او گفت ارائه دادخواست توسط دادیاری انجام شد که خوب یا فعال نبود. دادخواست شواهدی دال

بر تخریب مالی و جانی و یا دیگر رفتار قانونی، از جانب متهمین نشان نداد. حتی پلیسهایی که جراحتهای

سطحی نصیبشان شده بود در موقع ادای شهادت گفتند که نمی دانند آن جراحتها چگونه وارد شده و

بنابراین نمی توانستند علیه هر یک از متهمین شهادت بدهند. اکثریت تظاهر کنندگان از یک گروه بودند که

به آرامی با حمل پلاکاردهای حاوی خواستهای خود و دادن شعارهایی از قبیل بازگشت آیت اللّه خمینی،

راهپیمایی می کردند. بنا به قول متین دفتری این نه برهم زدن آرامش است و نه عمل خلاف قانون. زیرا در

ص: 24

ایران هر کس حق دارد، مادام که عمل غیر قانونی انجام نداده است، هر چیزی را بخواهد و برای آن عریضه

بنویسد. مصادر امور مجبور نیستند که آن را برآورده کنند. در این قضیه گروه مزبور، به محض شنیدن

آژیرهای پلیس متفرق و فراری شد. آن گاه پلیس به تعقیب آنها پرداخت، محاصره شان کرد، اکثر آنان را که

دانشجو نبودند آزاد کرد و دانشجویان را به زندان انداخت. یک نفری هم بود که از خارج از شهر آمده بود و

ادعا می کرد که صرفاً یک تماشاچی بوده است. یک موردی هم از نقطه دیگر شهر، دستگیر شده بود و

همزمان با آنها برای محاکمه فرستاده شده بود. در عین اینکه بازداشت 100 روزه آنها از مجازاتشان

کاسته می شود، آنها باید 50 روز دیگر را نیز بگذرانند و امتحانات را از دست خواهند داد و بدین ترتیب

باید سال دیگر درسها را از سرگیرند و احتمالاً باید به مقامات دانشگاه عریضه بنویسند تا اجازه بازگشت

به تحصیل یابند. وی به من گفت همه آنها از دانشگاه تهران نبودند. تمامی دانشجویان می گفتند در موقع

بازداشت به سختی کتک زده شده اند. اگر چه وی اعتراف نمود که بعد از گذشت چند ماه از بازداشت، فقط

تعداد کمی می توانند با ارائه کبودیهای خود آن را اثبات کنند. متین دفتری با ابراز نظر معمول خود که چنین

رفتاری با دانشجویان فقط آنها را تحریک می کند که افراطی و مخالف سرسخت رژیم بشوند، به این

موضوع خاتمه داد.

سیستم حقوقی ایران

در جواب به چند سؤال کنجکاوانه، متین دفتری نظریات خود را درباره وقایع اخیر و مراحل قانونی

اینجا ارائه نموده او گفت که خیلی از قضات، مانند فردی که حکم محکومیت موکلین دانشجوی او را صادر

نمود. در هراس می باشند. این کار (ایجاد هراس) تحت فشار زیاد و بدون به جا گذاشتن هرگونه شواهدی

صورت می پذیرفت. وقتی که دوتای آنها، سال گذشته، عریضه ای به دولت نوشتند (همان طور که در همان

زمان توسط سفارت گزارش شد) تعلیق خدمت شدند و هرگز برگردانده نشدند. آنها برای عبرت دیگران به

موقع خود، اخراج خواهند شد. اخیراً دو وکیل شرکت نفت شخصاً توسط هوشنگ انصاری خوانده شدند و

وی آنها را به دلیل امضای یک اعلامیه انتقادی از دولت، مورد بازخواست قرار داد. هنگامی که آنها از

امضای سندی که آنها را محکوم می شمرد (با اقرار به فعالیت ضد دولت اما اظهار ندامت از آن) امتناع

ورزیدند، وی خواستار استعفای آنها شد. اگرچه یکی از آنها (شخصی به نام آقای اکمدی(1) ) قصد ترک

خدمت داشت، استعفای وی که قبلاً پذیرفته نشده بود، ناگهان مورد قبول قرار گرفت، نفر دیگر شخصی به

نام (رامج پور (2)) با اینکه سابق 6 سال خدمت در شرکت نفت را داشت، اخراج گردید.

در جواب به سؤال من، وی گفت از محاکمه ناراضیان در دادگاه نظامی خبری ندارد. زیرا در آنجا

نمایندگی متهم را یک مشاور غیر نظامی، یا لااقل هر مشاور برجسته ای، بر عهده دارد که وی مطمئن بود از

آن مطلع خواهد شد. او امکان این را رد نکرد که افسران بازنشسته ارتش، که اکنون وکلای کشوری شده

بودند، نمایندگی یک متهم را داشته باشند. با اشاره من به یک مورد حقوقی که وی دفعه گذشته اظهار داشته

بود که ممکن است بر عهده گیرد و درباره زندانی ای بود که در پایان دوران محکومیت خود آزاد شده، اما

برای محاکمه دوباره مطرح می شد، متین دفتری گفت نام او توسط پدر یک زندانی تسلیم شده بود اما

1- احتمالاً احمدی مترجم.
2- احتمالاً رامش پور مترجم.
ص: 25

مقامات نظامی از پذیرش او امتناع کردند. متین دفتری علاقه حادی نداشت که از فردی در دادگاه نظامی

دفاع کند، زیرا آن طور که در مقررات نوشته شده، خیلی آسان است که خود وی، در جریان عمل، به رفتار

ضدکشوری متهم گردد و شاید به آنجا منتهی گردد که خود وی به عنوان متهم دریک محاکمه دیگر بنشیند.

معهذا، وی فکر می کرد که این افتضاح است که یک زندانی پس از طی دوران محکومیت خود آزاد نگردد،

در عین حال که دولت مدعی اتخاذ مشی اعطای آزادی می باشد، مردی که وی می خواست وکالتش را به

عهده بگیرد، فردی بود به نام «شانه چی» که پدرش یک تاجر نسبتاً سرشناس بازاری است. شانه چی سه

سال محکومیت خود را دو سال پیش تمام کرد. ولی از آن زمان هنوز در زندان است و بنابه قبول پدرش

اخیراً محاکمه شده و به پنج سال دیگر زندان محکوم شده است. متین دفتری گفت نمی داند در پس

فعالیتهای ضدکشوری چه اتهامی بوده است و پرونده آن مرد را مطالعه نکرده است. (اظهارنظر:مشکل

بتوان باور نمود که پدر زندانی چیزی درباره اتهام به او نگفته باشد،اگرچه این واقعیت هم هست که ما از

مواردی اطلاع یافته ایم که خود زندانی هم اغلب نسبت به نوع اتهامات به خود، در ابهام نگاه داشته

می شود.)

بمب گذاری های اخیر

متین دفتری پرسید که آیا از بمب گذاری های اخیر چیزی شنیده بودم. من از بمب گذاری در منزل سه

تن از رهبران جناح مخالف اظهار اطلاع کردم. وی گفت که همان شب نیز یک مورد چهارمی هم بوده

است. آن در منزل محمود مانیان بود که یک تاجر سرشناس بازار و از سهامداران و اعضای هیئت مدیره

«حسینی الشتر» (منظور حسینیه ارشاد است مترجم) می باشد. حسینیه مؤسسه و مکانی است در

نزدیکی مسجدی که در جاده قدیم شمیران قرار دارد، که علی شریعتی در آنجا سخنرانی می کرد و دولت

آن را تعطیل کرد. خود مؤسسه با زیرکی به عنوان شرکت تجاری و نه مؤسسه غیرانتفاعی برپا شده بود تا

بدین نحو نیازی به ثبت نام توسط مصادر امور، برای مالکیت یا انجام دیگر فعالیتهای اساسی، نباشد. (این

برعکس اقدام اتخاذ شده توسط جامعه نویسندگان ایران که 8 سال قبل تشکیل شد، بود آنها به طور رسمی

درخواست ثبت نام کرده بودند، اما درخواست نامه هرگز مورد تصویب پلیس قرار نگرفت).

جدا از جزوه هایی که در محل آن چهار بمب گذاری گذاشته شده بود و امضاء به اصطلاح گروه «انتقام»

بر خود دارد، این اشخاص طی چند روز گذشته پیامهای تلفنی دریافت کرده اند، که تهدید به تلافی به

مثلهای دیگر کرده اند و آنها را «جاسوسان آمریکاییها» خوانده اند. وی به اختصار درباره موضع آمریکا

شوخی کرد و اشاره کرد که این مسئله پیچیده و ناگوار شده بود. خود آنها که هدف سوءقصد قرار گرفته

بودند، مجیدی را مقصر می دانستند. وی اخیراً تشکیل « دسته های مرتب» حزب رستاخیز را اعلام کرده

بود.

اعتراض مطبوعات و داستان جاسوسی اخیر

متین دفتری پرسید که آیا خبر داشتم (من نداشتم) که حدود 100 روزنامه نگار نامه ای به آموزگار در

اعتراض به سانسور امضا کرده اند و گفته اند از اینکه مجبورند همچنان دروغ چاپ کنند، سرافکنده اند. یک

نمونه (که متین دفتری در نزدیکیهای پایان مذاکره ارائه نمود) «قضیه جاسوسی» اخیر است. او گفت که

ص: 26

خانواده تیمسار درخشانی را به خوبی می شناخت. درخشانی بر اثر حمله قلبی در بیمارستان ملکه مادر،

بی سروصدا درگذشت. ده روز بعد، خانواده وی از دیدن این مقالات که وی در جریانات دستگیر شدن به

اتهام جاسوسی دچار حمله قلبی شده، و به یک بیمارستان نظامی که در آنجا در گذشت برده شده بود،

حیرت زده شدند. او را متهم کرده بودند که از شورویها حقوق ماهیانه ای برابر 2000 تومان دریافت

می کرد. خود این مسخره بود. دختر وی به تنهایی بیش از 000،20 تومان در ماه درآمد دارد. متین دفتری

شوهر آن دختر را به خوبی می شناسد. این هم مسخره بود که گفته بود تیمسار، عامل شوروی بود. در زمان

فرماندهی وی در تبریز در سال 1946 (1325) شورویها او را زیر فشار قرار دادند و وی که ملاحظه کرد

مقاومت بی فایده است، برای نجات جان افراد تسلیم شد. سرهنگی که فرماندهی نیروها را در رضائیه به

عهده داشت، جان چند نفر را از دست داد و آن گاه تسلیم شد. این اشتباه قضاوت تیمسار بود و وی به سبب

آن محاکمه و زندانی شد. به هر حال، دو سال بعد وی آزاد شد. انسان به سختی می تواند باور کند که با یک

جاسوس چنین رفتاری شود.

تظاهرات تبریز و اوضاع مذهبی

متین دفتری پرسید آیا از «مقاله شاگرد مدرسه ای» که آموزگار دو روز قبل ایراد کرد، خوشم آمد؟ وی

گفت آموزگار چنان با این سخنرانیهای کامل دور می گردد که گویی منتظر است که استادی نمره بدهد، اما

آنها نمی رسند. وی گفت جمعیت زیادی که برای شنیدن حرفهای او آمده بودند، تبریزی نبودند. آنها عمدتاً

در خانه مانده بودند. در عوض مردمی جمعیت را تشکیل می دادند که از دهات آورده شده بودند. این

اشخاص مثل برق، سواری تا شهر را قبول می کنند. همچنین وقتی به ژاندارمها مأموریت داده شود،

می توانند خیلی آدم باخود بیاورند. وی به عنوان نمونه مورد اخیری را مطرح کرده که ولیان، استاندار

مشهد، به مقداری ملا برای حضور در مراسم احتیاج داشت، ژاندارمها را مأمور کرد. یکی از ملاها گفت که

ژاندارمها به سادگی به وی گفتند که سوار اتوبوس شود، وی با ترس و لرز اطاعت کرد. آن گاه، با کمال

تعجب وی، خودش و دیگر ملاها به یک شام خوب مهمان شده و به مراسم برده شدند. بعد از اینکه مراسم

تمام شد آنها مرخص شدند. متین دفتری اشاره کرد که این رفتار در ایران غریب نیست. وی اخیراً، در رابطه

با شکایتهای کشاورزانی که بر سر زمین مورد کلاهبرداری قرار گرفته بودند، به دهات رفته بود. قضیه از

قرار معلوم به این نحو بوده که صاحبان یک انجمن پرورش اسب برای بازدید از کشاورزان، که صاحب

املاک محوطه جدید پرورش (که انتظار می رفت ارزش زمین را بالا برد) بودند، عازم شدند و به سادگی

زمین را خواستار شده بودند. تنها سندی که ارائه کرده بودند نامه مختصری بود که در علامت بالای آن

کلمه «سلطنتی» بود. این نامه به سادگی می گفت که افسر صاحب یونیفورم ارتش (که صاحبان املاک را در

بازدیدهایشان همراهی می کرد) خواستار حضور صاحب ملک در اداره ثبت اسناد معینی و در تاریخ

معینی به منظور واگذاری این ملک به انجمن است. کشاورزان بیش از آن ترسیده بودند که بتوانند مراجعه

کنند و رسماً ملک خود را واگذار کردند، متین دفتری گفت که اینک برای انجام اقدامی درباره آن خیلی دیر

شده است.

در صحبت درباره خمینی، متین دفتری گفت که در تبریز، تبعیت از آیت اللّه شریعتمداری خیلی قویتر

است (در آنجا مردم درباره مذهب خود بسیار اهمیت قائل می شوند ) و امروزه اگر خمینی اینقدر سیاسی

ص: 27

نشده بود، در زمینه های خالصاً مذهبی، جلوه اش از او بیشتر بود. در واقع یکی از شایعه هایی که در رابطه با

برنامه گردهمایی مردمی آموزگار، در تبریز در 9 آوریل (20 فروردین)، پخش شده بود این بود که آموزگار

آیت اللّه شریعتمداری را با خود خواهد آورد تا در حضور عامه، به جهت کشته های تبریز، عذرخواهی کند.

یک شایعه دیگر، در همان زمان، حکایت می کرد که آموزگار این را انجام خواهد داد تا تبریزیها را فریب

دهد و آنها را به میتینگ خود بکشاند. به هر صورت متین دفتری شریعتمداری را متجددتر و روشن تر از

خمینی توصیف کرد. معهذا، پیروان شریعتمداری، مانند طرفداران علی شریعتی که اصلاح طلب است،

جرأت ایستادن در مقابل احکام خمینی را ندارند، خصوصاً اینکه هر دو از جانب دستگاه حکومت مورد

حمله قرار گرفته اند.

شرایط زندان و بازدیدهای صلیب سرخ بین المللی

متین دفتری از اعتصاب غذایی که در حال حاضر در زندان قصر برقرار است، صحبت به میان آورد. به

عقیده او زندانیان فقط آب و مقداری شکر استفاده می کنند. با این حال آنها فقط برای شرایط بهتر اعتصاب

کرده اند. می توان با هزینه 30 ریال در روزی که دولت اختصاص داده است، کیفیت غذایی را که آنها

دریافت می کنند، تصور کرد. آنها همچنین شکایت می کنند که روزنامه هایی که بدستشان می رسد، بریده

بریده شده اند تا مخصوصاً هیچ خبری در آن نباشد. از طرف دیگر وی شنیده است که شرایط در زندان

اوین در تهران که توسط ساواک اداره می شود کاملاً قابل قبول است. وی اشاره نمود که زندان اوین توسط

هیئت صلیب سرخ بین المللی مورد بازدید قرار گرفته بود. به هر حال، وی کلاً آن بازدیدها را رد کرد زیرا به

هر صورت آنها دریافتهای خود را علنی نمی کند.

اظهارنظر: من، مانند قبل، متین دفتری را سخنگوی گیرایی برای جناح ناراضی یافتم. وی پر حرارت و

صریح بود و در مواقعی صدایش تقریباً مانند صدای داخل دادگاه می شد. هیچ عارضه ای از محاکمه ای که

در آن بود و یا هرگونه «دردسر» مبهمی، که شنیده بودم که احتمالاً این اواخر داشته است، نشان نداد. در

واقع وی این طور نمود که گویی از جو فعلی اینجا تقویت یافته است و به صراحت تمام، برای من، از دولت

انتقاد کرد. در این مورد وی در ملاقات اول به طور چشمگیری مرددتر بود. واضح است که اطلاعات وی

در بسیاری از موارد تکمیل نیست، اما هم صحبت دلپذیری است و آشکار است که در بین ناراضیان

میانه رو صاحب تشخیص می باشد.

متین دفتری 21

صورت مذاکرهمحرمانه

موضوع: ملاقات با حقوقدان مخالف

شرکت کنندگان: هدایت اللّه متین دفتری، حقوقدان مشهور مخالف رژیم جورج بی.لامبراکیس، مشار

سیاسی، سفارت آمریکا تهران

محل و زمان: رستوران سلار، 20 ژوئن 1978 30 خرداد 57

متین دفتری را برای نهار ملاقات کردم. او شکسته تر از معمول به نظر می رسید. ما به طور تصادفی با

پزشکپور، نماینده مجلس، که اخیراً اظهار داشته است که تصمیم دارد خارج از محدوده حزب رستاخیز،

ص: 28

حزب قدیمی خود پان ایران (پان ایرانیست) را احیا کند، ملاقات کردیم. متین دفتری نیز این امر را به او

تبریک گفت. متین دفتری اذعان داشت که این مسئله بر مردم واجب است تا قدمهایی، همان گونه که

پزشکپور برداشت، بردارند و میزان تحمل دولت را بعد از اعلام افزایش آزادیها، ارزیابی کنند. اگر

گروههای مخالف چنین کاری نکنند دولت خواهد گفت که ما امکان آزادی را برای مردم فراهم کردیم، ولی

مردم از این فرصت استفاده نکردند.

در این رابطه، متین دفتری گفت که به زودی ثبت رسمی انجمن حقوقدانان آزاد ایرانی را آغاز خواهد

کرد. او همچنین در توضیح این مسئله، اضافه کرد، در حال حاضر که کانون نویسندگان ایران دوباره رسماً

اقدام به ثبت رسمی کرده است. دستورات وزارت دادگستری اواخر سال 1355 حاکی از این است که

هیچ گونه فرم درخواستی را تا زمانی که حامل اجازه پلیس نباشد، نپذیریم. قبلاً برنامه از این قرار بود که

قبل از اجازه پلیس، فرم درخواستی پذیرفته می شد. بنابر روش جدید، هیچ راهی برای اثبات اینکه

درخواستی به منظور بنیانگذاری سازمانی شده باشد، وجود ندارد. در مرکز فرماندهی پلیس، علاقمندان

ثبت، اجازه ندارند وارد عمل شوند. همچنین هیچ گونه رسیدی که مبین دریافت فرم درخواستی باشد،

امضاء نخواهد شد. در هر حال، حقوقدانان آزاد درخواست رسمی خواهند نمود و اگر پذیرفته نشد،

شکایت خواهند کرد. این مطلب ما را به بحث پیرامون انتخابات اخیر کانون وکلا واداشت، که در آن گروه

متین دفتری پیروز شدند (رجوع شود به تهران 5944) و او خود بیشترین رأی را آورد. او تصدیق کرد که با

قواعد کانون، برای او امکان ندارد که به عنوان رئیس انجام وظیفه کند، زیرا او هنوز 50 سال نداشت (متولد

1312) و 20 سال سابقه خدمت قانونی ندارد. او به صحیح بودن انتخابات اشاره کرد، که با این روش هفت

ناظر و اعضای شمارش آراء، می بایست پشت هر رأی دریافتی را امضاء می کردند. بدین ترتیب یک رأی

اشتباه نیاز به امضاء هفت تن را داشت. همچنین اضافه کرد که حضور لاهیجی به عنوان یکی از ناظرین بود

و این به آن دلیل بود که لاهیجی خود یکی از کاندیداها نبود. از او سؤال کردم آیا او از تغییرات روشهای

قانونی که متعاقب ملاقات (ICJS Butler)بیل باتلر، و ملاقات او با شاه صورت گرفت، اطلاع دارد.

متین دفتری گفت: همان گونه که از مصاحبه شاه، با روزنامه نگاران محلی برمی آید (گزارش تهران 4584)

جو تغییر کرده است. متین دفتری به مصاحبه شاه خوشبینانه می نگرد. به دنبال این مصاحبه اطلاعیه ای از

وزارت دادگستری منتشر شد که طبق آن تمام وکلای مورد اعتماد کانون وکلا، اجازه خواهند داشت بدون

اجازه نامه در دادگاههای نظامی مشغول کار شوند، و در اولین بازپرسی در جلو رئیس بازپرس حاضر

باشند.

سؤال کردم که آیا تغییراتی در مورد اطمینان از حضور فرد زندانی نزد رئیس بازپرسی، طی 24 ساعت

بعد از دستگیری، حاصل شده است. متین دفتری به این سؤالها پاسخ جامعی داد. او گفت هم اکنون قانون

در کتابها وجود دارد، ولی همین قانون توسط ساواک و با همکاری مستقیم دادگاههای نظامی عملاً زیر پا

گذاشته شده است. از هنگامی که در مورد تاریخ دستگیری، از ساواک گزارشی خواسته نمی شود، هیچ

راهی برای زندانی در مورد اثبات اینکه، او بیشتر از 24 ساعت قبل از ساعت حضور نزد رئیس بازپرس

دستگیر شده است، وجود ندارد. یکی دیگر از حیله های ویژه رئیس بازپرس، نگاه کردن صرف به پرونده

متهم و صدور دستور زندانی نگهداشتن اوست. سپس این دستور از سوی رئیس بازپرسی به زندانی نشان

داده می شود. بسیاری از زندانیها به جای امتناع از امضای دستور، آن را امضاء می کنند و سپس اعتراض

ص: 29

خود را می نویسند. این خود دلیل بر این است که آنها رئیس بازپرس را در طول 24 ساعت بازداشت

دیده اند.

متین دفتری گفت: تمام اینها فقط در صورتی قابل اصلاح است که دستگاههای دولتی قانون را اجرا

کنند.

پرسیدم آیا شما و همکارانتان می توانید تعداد زندانیان سیاسی در زندانهای ایران را تخمین بزنید. او

گفت بر طبق برآوردی که به تازگی به کمک خانواده های زندانیان انجام گرفته، تعداد آنان در تهران در

حدود 3800 زندانی است. هنوز برآوردی در مورد تعداد زندانیان سایر شهرها انجام نشده است، با این

حال تصور می رود که تعداد زیادی زندانی در شهرهای تبریز، مشهد و اصفهان وجود داشته باشند.

همچنین تعداد پراکنده ای زندانی نیز در زندانهای اطراف ایران وجود دارد. دانشجویانی که در ماههای

اخیر توسط دادگاههای شهری محاکمه شده اند، جزو این لیست نیستند. با وجود اینکه او فکر می کند که

تعداد زندانیان چند برابر تعداد 2000 نفر، که شاه و دولت در مصاحبه هایشان مدعی آن هستند، می باشد.

در جواب سؤال دیگری، او گفت: گروهی که این تعداد را برآورد نموده است، گروهی است به نام «کمیته

دفاع از حقوق زندانیان سیاسی در ایران»، که در ماه اسفند همین سال تشکیل شده است. این گروه شامل

500 نفر از افراد برجسته است که متین دفتری نیز یکی از آنهاست و برجسته ترین رهبر آن دکتر اصغر سید

جوادی است. من قبلاً شنیده بودم که سید جوادی یکی از بزرگترین رهبران مخالف رژیم است.

متین دفتری می گوید که او یک مقاله نویس موضوعات سیاسی و اجتماعی است و قبلاً نیز عضو «حزب

زحمتکشان» در جبهه ملی بود و پس از مدتی آن را برای پیوستن به «حزب نیروی سوم» ترک کرده. او

چهل سالگی خود را می گذارند.

در رابطه با مشکلات جاری، متین دفتری نظر خود را در مورد واقعه اخیر خوابگاه امیر آباد، که برای

دانشجویان دانشگاه تهران اتفاق افتاد، بیان داشت. او متذکر شد، که در گذشته، اینجا اردوگاه ارتش آمریکا

بود و حال، دولت آن را خوابگاه دانشجویان کرده است. او گفت که حدود 1000 دانشجوی دانشگاه تهران

قصد داشتند به دفتر سرپرستی بروند و اعتراض رسمی خود را در مورد بازپرسی مداوم نیروهای انتظامی

از اطاقهایشان، به خصوص خوابگاه دختران ارائه دهند. گارد به آنها حمله کرده و آنان را پراکنده ساخت.

آن شب، حوالی نیمه شب، نیروی ویژه انتظامی به خوابگاهها یورش برده، دانشجویان را مورد حمله قرار

داده و همه اموال آنان را تاراج نمودند. تعدادی سعی کردند که با لباسهای خوابشان فرار کنند. خیلیها

صدمه دیدند و به بیمارستان منتقل شدند. هفت نفر از آنان مفقود گشته اند. این یکی از نمونه های اخیر

وحشیگری پلیس بود (که ما خبر آن را از منابع دیگر نیز شنیده ایم).

خود متین دفتری مشغول رسیدگی به پرونده دادخواست (دعوی) یک خانم استاد در دانشکده علوم

اجتماعی است که همراه با بسیاری دانشجویان و استادان دیگر علیه رئیس دانشگاه تهران ادعای

کلاهبرداری کرده است. این عمل غیر قانونی در مورد دادن نمره رد به حدود 700 دانشجو، بدون اطلاع

استادانشان است. آن دادخواستها نشان می دهد که فقط استاد صلاحیت نمره دادن به شاگرد را در یک

موضوع ویژه دارد.

نظریه: متین دفتری به وضوح در خط حمله قرار دارد و نسبت به سوگندهای خود نسبت به دفعه پیش

که او را ملاقات کردم، بیشتر احساس مسئولیت می کرد. من این طور استنباط می کنم که او برای ملاقات با

ص: 30

روزنامه نگاران متعدد خارجی حضور داشته است و آنان عقیده دارند که او یک عضو مهم در میان مخالفین

است (شاید از آن هنگامی که او ترتیب ملاقات چند تن از آنان را با بیل باتلر از دادگاه بین المللی داده

است).

متین دفتری 22

شماره سند: 6130

تاریخ: 9 اکتبر 1978 17 مهر 1357.

از: وزارت امور خارجه واشنگتن دی سی.

به: سفارت آمریکا در تهران دارای حق تقدم 7119

طبقه بندی: محرمانه

موضوع: نظرات یکی از مخالفین، متین دفتری

مرجع: تهران 9254

1 مأمور وزارتخانه یک مکالمه تلفنی 45 دقیقه ای با متین دفتری که قادر نبود از واشنگتن دیدار کند،

داشت. رئوس اظهارات وی در زیر می آید:

مشکل اساسی دولت ایران این است که با مردم «صداقت» ندارد. از اعطای آزادی صحبت می کند،

اما لوایحی درباره انتخابات، مطبوعات، تجمعات، دانشگاهها به مجلس می برد که کاملاً محدود کننده اند،

یا در بعضی موارد از سیاستهای فعلی هم بدترند. برای مثال، استادان دانشگاهها سالها برای مدیریت

مستقل در حال مبارزه بوده اند. تحت قانون پیشنهاد شده، آزادیهایی که بعضی دانشگاهها در حال حاضر از

آن بهره مندند با تشکیل شورایی که حتی یک شخص عوام هم می تواند بفهمد که دولت آن را کنترل خواهد

کرد، می توانند لغو شوند.

در حقیقت دولت سعی می کرد با وضع قوانین جدید، یک سری مقررات خشن را به اجرا بگذارد تا

هنگامی که حکومت نظامی نهایتاً لغو می شود، کنترل شدید خود را حفظ کند.

موقعی که پرسیده شد دولت ایران برای ایجاد مصالحه عمومی چه باید بکند، متین دفتری چند نکته

زیر را گفت:

عفو عمومی زندانیان سیاسی که بنا به تخمین او از 000،10 نفر کمتر نیستند. وی ادامه داد مجرمان

واقعی البته باید محبوس باشند، حتی آنهای که بر علیه دولت به خشونت متوسل شده بودند، باید آزاد

گردند. خشونت در شرایطی شبیه به جنگ بین دولت ایران و مردم، قابل اغماض بود.

مجموعه فعالیتهای پرمایه و خیلی دامنه دارتر علیه فساد.

عدالت اجتماعی، کم کردن فاصله ثروتمندان و فقیران، و مبارزه با گروههای شبیه مافیایی که

تشکیل شده بودند.

تنبیه مقاماتی که مرتکب جرایم ضد مردمی، یعنی کشتن بی ضابطه تظاهر کنندگان یا اشخاص

پناهنده به منازل روحانیون در قم و اصفهان، شده اند. (وی شکنجه سه جوان را در خودروی پلیس در

مشهد طی روز و مقابل شاهدان بی شماری که شکایت جامعه وکلا به مقامات محلی را تأیید کردند، توضیح

داد. شکایت در شهریور تسلیم شد، اما هیچ جوابی از دولت نیامده بود. متعاقباً سرهنگ پلیسی که آن

ص: 31

اعمال سبعانه را انجام داده بود چند روز پیش در مشهد کشته شد.)

متین دفتری این نظریه را که ممکن است تظاهراتی که درست قبل از حکومت نظامی واقع شدند

توسط قدرتهای خارجی سازمان یافته باشد را کاملاً رد کرد وی گفت: مردم از راه تجربه یادگرفته بودند که

چگونه خود را اداره کنند و یادآور شد در سال 1331 پلیس از هم پاشیده شده بود و مردم تهران 3 روز


آمدوشد را هدایت و نظم را حفظ کرده بودند. آیا جداً کسی فکر می کند که عوامل خارجی می توانند

ایرانیان را در این مرحله از شورش خود علیه دولت ایران کنترل یا هدایت کنند؟

پرسیده شد آیا در واقع مطبوعات ایران نسبت به سالهای اخیر آزادی خیلی بیشتری نیافته بودند.

متین دفتری گفت سانسور دولت اینک پیشرفته تر است. این مطلب درست است که مطبوعات از جبهه ملی

گزارشهایی به چاپ می رساندند، اما فقط آن دسته گزارشهایی که دولت ایران می خواست به نظر مردم

برسد. مطبوعات گاهگاهی نوشته هایی از جبهه ملی را با شش ماه تأخیر و در زمینه ای دیگر چاپ

می کنند، اما اجازه نمی دهند جبهه ملی آنچه را که جناح مخالف می خواهد به طبع رساند. در رادیو و

تلویزیون به جبهه ملی فرصت برنامه داده نمی شود. واضح است که اگر جناح مخالف به وسایل ارتباط

جمعی به اندازه دولت دسترسی نداشته باشد، انتخابات آزادی نمی تواند صورت گیرد.

کارمند وزارتخانه به عنوان نمونه آزادی بیان بیشتر، انتقاد سناتور جلالی نائینی از ساواک را ذکر

می نمود. متین دفتری جواب داد نائینی دقیقاً به این جهت از مجمع کانون وکلا بیرون انداخته شد که وی به

دقت راهنماییهای دولت را دنبال می نمود. اینک به وی یاد داده بودند که به ساواک حمله کند تا بر وجهه

خود بیافزاید، تا اینکه دولت ایران کاندیداهای قابل قبول برای شرکت در انتخابات داشته باشد. رژیم

مشغول ساختن «مهره ها و یا شخصیتها و بازیگرانی» برای انتخابات بود که خود مدیر صحنه شان خواهد

بود.

از اوضاع دادگاهها پرسیده شد. وی گفت دفاع از متهمان سیاسی هنوز برای وکلا «نه آزاد شده و نه

آسان است.» قضات برای جلوگیری از خدمات قوانین ویژه وضع می کردند و مشتریان وکالت مورد

ارعاب قرار می گرفتند، تا از تقاضای خود منصرف گردند.

سؤال شد آیا خریدهای اسلحه دولت ایران در نظر مخالفین متضمن معنای خاصی بود؟ وی گفت

این مورد به طور جدی موضوع بحث جزء به جزء قرار نگرفته بود. قاعده ایجاب می کرد که هزینه های

عمده دولت باید به صورتی موافق با قانون اساسی در مجلس مورد بحث و تصمیم واقع گردند. اطلاعات از

مردمی که البته می خواستند ایران را قوی ببینند، دور نگاه داشته می شد. لذا، از آنجایی که مشورتی انجام

نمی گرفت، بسیاری از مردم فکر می کردند که دولت با خریدهای گران در حال اتلاف ثروت ایران بود.

بهترین تخمین از تعداد کسانی که در روز 8 سپتامبر (17 شهریور) به دست سربازان حکومت نظامی

در گوشه و کنار تهران به قتل رسیده بودند، رقم (3000) بود. وی ادعای آزادی 333 زندانی سیاسی را

مورد چون و چرا قرار داد و گفت از هیچ یک از آنها خبری دریافت نشده بود.

2 سفارت اجازه دارد در صورت تمایل اظهار نظر کند.

ونس

ص: 32

متین دفتری 23

هدایت اللّه متین دفتری، رهبر جبهه ملی

مورد خطاب به عنوان: آقای متین دفتری

17 آذر 1357

هدایت اللّه متین دفتری، یک وکیل برجسته، مدت مدیدی در فعالیتهای مخالفت آمیز شرکت داشته

است. اگر چه او یکی از رهبران رده بالای جبهه ملی نیست، لیکن به ایشان نزدیک است. در گذشته، ناظران

مختلفی تصدیق کرده اند که اگر چنانچه تغییر مهمی در صحنه سیاسی ایران روی دهد، وی می تواند نقش

مهمی را در جبهه ملی ایفا کند. (جبهه ملی یک چتر سازمانی است که اعضای آن را اغلب یقه سفیدها و

قشر متوسط حرفه ای تشکیل می دهند. اعضای جبهه ملی عموماً در دعوت از شاه برای تبعیت از قانون

اساسی 1906 متحد می باشند، اما در سایر مسائل اختلافات وسیعی دارند.) (سری)

متین دفتری نوه نخست وزیر فقید (321330) محمد مصدق که بنیانگذار جبهه ملی بود، می باشد. در

خلال سالهای 1340، هنگامی که مصدق در خانه اش زندانی بود، متین دفتری با سمت یک رابط بین او و

عناصر جبهه ملی عمل می کرد. او در حالی که سخنگویی چیره دست برای مخالفان بوده، از اعضای

رهبری کانون وکلای ایران و همچنین انجمن حقوقدانان ایران نیز می باشد. او یکی از عمده فعالین مدافع

کمیته دفاع از زندانیان سیاسی در ایران از زمان پیدایش آن در اواخر سال 1356 بوده است. متین دفتری

سالها تحت نظر ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور) و در مواقعی نیز تحت فشار شدید دولت بوده

است. او آشنایی کامل با ایالات متحده دارد (او در سال 1339 تحت عنوان دستیار افتخاری کنگره از

طرف انجمن دوستداران آمریکایی خاورمیانه به اینجا آمد) و او کراراً با مقامات رسمی سفارت آمریکا

مشورت می کند. او به وضوح برای این کشور احترام قائل است، اما گاه گاه از آن به خاطر «عدم رعایت

ایده الهایش» در این کشور، انتقاد کرده است.(سری)

متین دفتری، تحصیلکرده کمبریج، دارای یک مدرک لیسانس در اقتصاد و قانون می باشد. قبل از

اشتغال به وکالت در سال 1340 او یکی از اساتید هیئت علمی دانشگاه تهران بود؛ در سال 1337 او

همچنین تحت عنوان مدیر اطلاعات و روابط عمومی وزارت دادگستری اشتغال داشت. او 47 سال سن

دارد. (استفاده اداری محدود)(1) 17 آذر 1357

متین دفتری 24

شماره سند: 00236محرمانه

تاریخ: 5 ژانویه 1979 15/10/1357

از: سفارت آمریکا تهرانبه: وزارت امور خارجه واشنگتن، دی.سی. فوری 2716

گزارشگر: اسکودرو

موضوع: اظهارات هدایت متین دفتری درباره حکومت بختیار و موقعیت آمریکا در ایران

1 در 15 دی متین دفتری کارمند سفارت را برای مذاکره درباره اوضاع سیاسی ایران پذیرفت.

متین دفتری احساس می کند که بختیار با پذیرفتن تشکیل دولتی که با شاه همراه باشد، بشدت به وجهه و

1- این سند از اسناد بیوگرافیک تهیه شده به وسیله سیا است. مترجم.
ص: 33

مقبولیت خود ضربه زده و با این فرض که وی خود را فروخته، محبوبیتش سقوط کرده است. متین دفتری

فکر می کند که باید خوشبین باشد که 20 درصد برای دولت بختیار امکان موفقیت قائل گردد.

2 جواب حاضر متین دفتری این بود که مسئله بر سر بختیار نیست، بلکه شاه است با سالها اختناق،

فساد، دروغ و توسعه قلابی وی، مردم دیگر از مرز تحمل انسانی گذشته اند و پادشاه باید زود ایران را ترک

کند، وگرنه وحشیگری که در مشهد و قزوین روی داد در شهرهای دیگر نیز تکرار خواهد شد. شاه بیش از

یک حاکم تنفرانگیز ساده محسوب می شود. او به عنوان مظهر ناهماهنگی و کشمکشی که ایران را چون

طاعون گرفته. شناخته شده است، در حال حاضر تنها مظهر وحدت امام خمینی می باشد. در حالی که به

حضرت آیت اللّه (دام ظله) باید بیشتر به عنوان راهنمای اجتماعی مذهبی نگریست تا رهبر بالقوه سیاسی،

در حال حاضر در ایران هیچ دولتی که مهر تأیید او را همراه نداشته باشد، موفق نمی شود.

3 دولتی که نهایتاً در ایران توفیق می یابد آن خواهد بود که اعمال خود را بر این عقیده استوار کند که

مردم ایران شایسته هستند و نظرات آنها را به حساب بیاورد. ایالات متحده با حمایت مصرانه، که در رابطه

با شرایط فعلی قابل فهم نیست، از رژیمی که از مردم متنفر است، وجهه خوب خود را از بین برد. بسیاری از

مردم ایران (احتمالاً شامل خود متین دفتری ) فروش مقادیر عظیم تجهیزات غیر ضروری نظامی با

قیمتهای چند برابر به ایران را و حضور هزاران تکنسین، برای کار کردن با این تجهیزات که در ناز و نعمت

نگه داشته می شوند و حقوقهای گزاف می گیرد رند، را برقراری دوباره و تغییر شکل داده شده امتیازات و

حقوق کاپیتولاسیون، که مشخصه سه چهار دهه آخر سلسله قاجار بود و از عوامل انقلاب مشروطه بوده،

محسوب می کنند. انقلاب فعلی ایران به لغو تمام قراردادهایی که با شرکتهای آمریکایی با شرکتهای

خارجی دیگر منعقد گشته و غیر عادلانه و استثمارگرانه به نظر می رسیدند، منتهی خواهد شد و خیلی از

قراردادهایی که بر اساس تساوی حقوق طرفین منعقد شده اند اگر شرکتی آمریکایی در آنها دخیل باشد به

خطر خواهد افتاد. اینکه خرید سلاحها و بستن قراردادها به درخواست دولت ایران بوده است، چندان

اهمیتی ندارد، زیرا که رژیم شاه در تبانی با ایالات متحده و علیه منافع حقیقی مردم ایران فرض می شود.

اگر آمریکا قصد دارد که روابط مطلوبی با ایران جدید داشته باشد، باید پی برد که چنین روابطی باید بر

اساس تساوی استوار باشد.

4 اظهار نظر: اظهارات متین دفتری چندان مطالب جدید یا متفاوت از آنچه که کارمند سفارت از

تعداد دیگری از ایرانیان شنیده است، نداشت. به هر حال وی به عنوان فرزند یکی از نخست وزیران سابق و

دخترزاده مصدق، مقام محترمی را در ردیف جناح مخالف اشغال می کند، اگر چه وی فعالیت سیاسی

عمده ای ندارد. مردم از تمام بخشهای جامعه ایرانی مداوماً با وی در قصر قاجاریش برای درخواست

کمک، مشاوره یا صحبت ساده تماس می گیرند. بنابراین نظرات متین دفتری حاوی عصاره طیف خیلی

وسیعی در ایران می باشد و می تواند بیش از بسیاری ایرانیان معترض دیگر که پایگاه سنتی او را ندارند، به

عنوان نماینده محسوب گردد. (پایان نظریه).

سولیوان

ص: 34

متین دفتری 25

شماره سند: 9635

تاریخ: 30 اوت 1979 8 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا در تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی سی. 3542

طبقه بندی: محرمانه تهران 9635

موضوع: دستور دستگیری هدایت اللّه متین دفتری

1 تمام متن محرمانه

2 به دنبال خشونتی که در تظاهرات اعلام شده توسط جبهه دمکراتیک ملی برای حمایت از آزادی

مطبوعات در 12 اوت (21 مرداد) پدید آمد، آیت اللّه احمد آذری قمی، دادستان تهران اخطاریه دستگیری

متین دفتری رهبر جبهه دمکراتیک را در رابطه با «شکایتهای مردم مجروح شده در ناآرامیها» صادر کرد.

در 15 اوت (24 مرداد)، قاضی آتشین مزاج دادگاه انقلاب اسلامی، خلخالی، به یک جمعیت در قم گفت که

او فکر می کند متین دفتری به سبب «آغاز هرج و مرج» باید اعدام شود.

3 در جواب، رهبریت جبهه دموکراتیک ملی در 16 اوت (25 مرداد) اعلامیه ای صادر کرد که در آن

تأکید می شد، متین دفتری هیچ گونه مسئولیت شخصی در برابر راهپیمایی نداشته و در هر صورت خشونت

از جانب جبهه دمکراتیک که راهپیمایانش مورد حمله قلدرهای دست راستی قرار گرفتند، ناشی نمی شد.

4 در عین حالی که در آغاز تردیدهایی وجود داشت که آیا قمی، دادستان اسلامی، حکم دستگیری

خود را جدی تلقی می کند یا نه، منابع سفارت تصدیق می کنند که هم دادستان اسلامی و هم مقامات قم

مصمم به محاکمه و دستگیری متین دفتری می باشند. منابع همچنین می گویند که در عین حالی که بعضی به

طور رسمی در دولت موقت هستند که مایلند متین دفتری را تحت حمایت قرار دهند، ولی از انجام چنین

کاری عاجزند.

5 روز 22 اوت (21 مرداد)، نزیه رئیس شرکت ملی نفت ایران در قم با خمینی ملاقات نمود و طی آن

نامه ای از جامعه وکلا که نزیه، ظاهراً از طرف متین دفتری، بر آن ریاست می کند، تسلیم خمینی نمود. به

هرحال، به نظر می رسد تقاضای نزیه چندان توفیقی نیافته است.

6 بنا به گفته منابع سفارت، متین دفتری اینک در خفا به سر می برد و خانواده وی از جواب دادن تلفنها

و از دادن اطلاعات حتی به دوستان، اجتناب می ورزند. با اینکه بعضی حدس می زنند که ممکن است وی

تاکنون کشور را ترک کرده باشد، اکثر منابع احساس می کنند که او هنوز در ناحیه تهران باقی است.

7 اظهارنظر: ما تصور می کنیم که متین دفتری می تواند اگر بخواهد از یکی از طرقی که به خوبی تثبیت

شده ایران را ترک کند، اما ممکن است بخواهد به امید کاهش یافتن خشم، نسبت به نقش وی در مخالفت با

تعطیل مطبوعات، باقی بماند.

تامست


نهضت رادیکال

ص: 35

نهضت رادیکال 1

یادداشت مکالمه خیلی محرمانه

شرکت کنندگان: مهندس رحمت اللّه مقدم از میاندوآب خلیل فلسفی، نماینده سابق مجلس از گرگان

فرناندو روندم دبیر سوم

محل: اقامتگاه مهندس مقدم تاریخ 11 ژانویه 1964 برابر 21 دی 1342

پس از اینکه آقای مقدم را به مدت 9 ماه ندیده بودم او را به نهار دعوت کردم. آقای مقدم اکنون با

وزارت کشاورزی سروکار دارد. او قبلاً سرهنگ ارتش ایران بود و بعداً در دوره بیستم به عنوان نماینده

میاندوآب وارد مجلس شد. در آنجا من خلیل فلسفی را که زمانی نماینده مجلس از گرگان بود و اکنون با

وزارت دادگستری سروکار دارد، ملاقات کردم. هر دو انگلیسی صحبت می کنند.

در جریان گفت گو اظهار نظرهای زیر درباره موضوعات مختلف به میان آمد.

1 محکومیت بازرگان. هر دو معتقد بودند که این موضوع وحشتناکی بود: «ضربه ای به آزادی در

ایران».

2 اصلاحات ارضی. مقدم معتقد بود که همه اینها وقتی شروع شد که شاه از اصلاحات مورد انتظار

کندی در ارتباط با اتحاد برای ترقی مطلع شد. مقدم گفت در آن زمان شاه تصمیم گرفت به عنوان اصلاحگر

بزرگ و رهبر روشنفکران جلوه کند. پس از دیدار با کندی شاه اصلاحات خود را با سرعتی چنان زیاد که

«حتی دانشجویان نمی توانستند پایه پای آن حرکت کنند» به راه انداخت.

معذالک علیرغم کف زدنهای آمریکا هنگامی که شاه پی برد که ایرانیها خودشان باید این اصلاحات را

انجام دهند دچار سرخوردگی شد. این سرخوردگی هنگامی که شاه پی برد که ممکن است تاج و تخت را از

بین ببرد، بیشتر هم شد.

هم فلسفی و هم مقدم، معتقد بودند که ایالات متحده «محرک» این اصلاحات ارضی بوده است.

هیچ کدام از آنها نمی توانستند تصور کنند که چرا، اگر ایالات متحده به عنوان محرک پشت سر

اصلاحات ارضی قرار گرفته، این اصلاحات اکنون متوقف شده است. من در مقابل استدلال کردم که

اصلاحات ارضی تا آنجا که من میدانم تمام نشده است. ولی آنها ظاهراً معتقد بودند که کنار رفتن

ارسنجانی اصلاحات ارضی را به پایان رسانده است.

3 طرحهای آبیاری. مقدم به عنوان شاهدی مبنی بر اینکه دولت پشتیبان اصلاحات ارضی نیست، این

واقعیت را پیش کشید که برای سدهای بزرگ پول فراهم نمی شود و همچنین برای طرحهای آبیاری که از

آنها کشاورزان می توانند استفاده کنند، پولی فراهم نمی شود. (گمان می کنم مقدم در اداره آبیاری وزارت

کشاورزی کار می کند.)

4 قانون اساسی. دکتر فلسفی گفت: آقای روندم اگر شما قانون اساسی ما را بخوانید خواهید دانست

که چرا ما از حکومت خود ناراضی هستیم.

5 انتخابات. اگر انتخابات قبلی آزاد بود هر دوی آنها انتخاب می شدند ولی مردم اجازه ندارند که

نامزدهای خود را انتخاب کنند.

6 کمک نظامی آمریکا. هر دو درباره این موضوع دل چرکین بودند. آنها معتقد بودند که اگر ایالات

متحده پول سربازان شاه را نمی داد، دیکتاتوری هم وجود نمی داشت. آنها گفتند هر چه باشد اگر پول ارتش

ص: 36

را شما نمی پرداختید، به طرف مردم ما شلیک نمی کرد (در اغتشاشات ماه ژوئن 15 خرداد)

7 سرنگونی مصدق. من کوشیدم توضیح دهم که ایران متفق ماست و اینکه ما حکومت ایران را

انتخاب نکرده ایم، ولی آنها و به طور اخص فلسفی به سرعت پاسخ دادند که ما (یعنی ایالات متحده) پس

از آنکه مصدق را سرنگون کردیم دوباره شاه را به جای خود نشاندیم. آنها گفتند که خود آقای آیزنهاور در

یک مصاحبه اعتراف کرده است که ایالات متحده مصدق را سرنگون کرد.

من تکذیب کردم که حکومت ما حکومتهای دیگران را سرنگون می کند و گفتم که چنین کاری ما را

بسیار نیرومند و قدرتمند جلوه گر می سازد ولی تا آنجایی که دانش من اجازه می دهد ما چنین قدرت

مطلقی نداریم.

8 فسق و فجور. مقدم درباره افتتاح یک «باشگاه کلید» در دربند صحبت کرد و گفت که این بسیار

ضداخلاقی است. ملک حسین و شاه در گشایش این باشگاه حضور داشتند. فلسفی در این باره چیزی

نشنیده بود و بسیار علاقه نشان داد.

9 مهندس مقدم و دکتر فلسفی ظاهراً معتقدند که رژیم «ضد قانون اساسی»، فاسد و برخوردار از

پشتیبانی دلارهای آمریکایی، پس از موقعیت جزئی در زمان رفراندوم بار دیگر همان رژیم سابق و

قدیمی است.

من نکوشیدم با این «نمایندگان» حقیقی طبقه متوسط وارد جر و بحث شوم بجز آنکه اعتقاد خود را

درباره آنچه که سیاست آمریکاست بگویم و آن عبارت است از اینکه سیاست آمریکا پشتیبانی از

اصلاحات و تمامیت ارضی و عدم مداخله و غیره است. ولی همه اینها به این منتهی شد که «شما از شاه

پشتیبانی می کنید، ما نمی کنیم. شما اشتباهاً فکر می کنید که حق با شماست ولی ما به طور ساده می خواهیم

به شما بگوییم که حق با شما نیست.»

نهضت رادیکال 2

گروه کارشناسان ایران در تهران اجتماع می کنند. گروه کارشناسان آب و نیرو و کشاورزی ایران

دومین اجتماع ماهیانه خود را تشکیل داده است. مهندس رحمت اللّه مقدم طی سخنانی در این اجتماع،

تاریخچه مختصری از تشکیل این گروه را که ابتدا توسط عده ای از کارشناسان کشاورزی بود شرح داد.

مهندس محمد علی رجالی در این جلسه درباره منابع آبی ایران و نتایج به دست آمده از سوی کمیته

مطالعات آبی سخنانی ایراد کرد. (برای متن این سخنرانی خواهشمند است به بولتن بازرگانی ایران مراجعه

کنید اکو)

یادداشت مکالمه خیلی محرمانه

محل: رستوران ساندیزتاریخ: 28 آوریل 1965 برابر 8 اردیبهشت 1344

شرکت کنندگان: رحمت اللّه مقدم و آرچی ام بولستر

سوء قصد

مقدم ضمن تجزیه و تحلیل اثراتی که یک سوءقصد موفقیت آمیز علیه جان شاه ممکن بود داشته باشد،

چنین تئوری بافی کرد که ناآرامیهای وسیعی صورت نمی گرفت و ارتش و نیروهای امنیتی بلافاصله

ص: 37

کنترل امور را در دست می گرفتند. ولی او معتقد بود که این دوران اولیه آرامش به زودی با مبارزه برای

احراز قدرت در پشت پرده ها بر هم می خورد، اگر شاه در مرحله معینی داوطلبانه تصمیم بگیرد که به جای

حکومت سلطنت کند، مقدم معتقد بود که چنین اقدامی منتهی به هرج و مرج خواهد شد.

حیثیت و اعتبار ایالات متحده

مقدم معتقد است که حیثیت و اعتبار ایالات متحده از سال 1953 (1332) به بعد در سطح پایینی قرار

گرفته و تحت تأثیر مطالبی از قبیل لایحه وضع حقوقی (احتمالاً اشاره به قانون کاپیتولاسیون می باشد م)

و تجهیزات نظامی و پشتیبانیهای دیگری از این قبیل که به شاه داده شده است، قرار نگرفته است. مقدم این

خط پیش پا افتاده را به نحو جدیدی بیان کرد. او ایران را در سال 1953 به یک مرد غریق تشبیه کرد و گفت

که نجات دهنده (یعنی ایالات متحده) در بیرون راندن قربانی احتمالی و برای نجات او، به نحو کاملاً

شایسته ای عمل کرده است. معذالک مقدم گفت سپس نجات دهنده قربانی احتمالی را دوباره و دوباره

ضربه زد و مقصود او این بود که ایالات متحده امیدهای ایرانیان را برای دولتهای بهتر و مسئولتر با اتخاذ

سیاست پشتیبانی از شاه تا حد اعلاء، حتی تا مرحله پشتیبانی از دولتهای فاسد او،از میان برد. هنگامی که

از او پرسیده شد که به عقیده او ایالات متحده چه کار باید بکند، مقدم پذیرفت که ما (مقصود آمریکا م)

مأموریت دشواری داریم که عبارت است از ادامه مناسبات با یک رژیم و کوشش برای اصلاح آن. در عین

حال، مقدم گفت بیشتر ایرانیانی که با آنها در تماس است ایالات متحده را به خاطر پیش برد برنامه هایی از

قبیل اصلاحات ارضی ارج می نهند و اکنون به خاطر عدم پیشرفت مداوم این اصلاحات ما را سرزنش

می کنند.

مصدق

مقدم خاطرنشان ساخت که او از طریق وسایلی که در اختیار دارد با مصدق در تماس است و پیشنهاد

کرده است که مصدق همچنان از نفوذ عظیم خود در مردم ایران به منظور تغییر دادن آب و هوای سیاسی در

ایران استفاده کند. او گفت مصدق به نامه او پاسخ داده و خواستار پیشنهادهای مشخص شده است. مصدق

گفت او در نظر دارد به زودی پاسخ داده و پیشنهاد کند که اقداماتی از قبیل صدور اعلامیه یا نشر اوراق از

سوی مصدق صورت گیرد. هنگامی که از او پرسیده شد که با توجه به احتیاطهای امنیتی دولت چگونه

ممکن است چنین اقدامی صورت گیرد، مقدم گفت بهتر خواهد بود که مثلاً بعضی از اوراق پس از پخش

توقیف شود، زیرا چنین کاری محبوبیت این اوراق و نشر آن را خواهد افزود.

زندگی ملایم

سمت رسمی مقدم به عنوان مشاور سازمان آبیاری وابسته به وزارت آب و برق می باشد. او توضیح داد

که داشتن سمت مشاور به معنی آن است که می تواند در خانه مانده و حقوق منظم خود را دریافت کند. او

خاطرنشان ساخت که تا یک روز قبل از انجام این مکالمه سمتی برای او در وزارت در دسترس بوده است،

ولی اکنون آن نمای ظاهری بر طرف شده است. مقدم گفت سالی یک یا دوبار از او خواسته می شود، که

مسافرتهایی به منظور بازرسی از طرحها در نقاط مختلف ایران انجام دهد و جدیدترین مسافرت مشابه او

ص: 38

به مهاباد بوده است.

استفاده اداری محدود

یادداشت مکالمه

شرکت کنندگان: آقای رحمت اللّه مقدم از وزارت آب و برق آرچی بولستر دبیر دوم

محل: اقامتگاه افسر گزارش دهنده

تاریخ: 17 اکتبر 1964 برابر 25 مهر 1343

کنوانسیون وین

هنگامی که مسئله کنوانسیون وین و اجرای آن در مورد پرسنل نظامی آمریکایی در ایران پیش کشیده

شد مقدم داوطلبانه گفت که پس از رأی قریب به اتفاق به نفع لایحه دولت در مجلس سنا، شاه طبق شایعات

جاری به جعفر شریف امامی رئیس مجلس سنا گفته بود که این رأی تقریباً یکجانبه بوده است. مقدم گفت

که او از منابع دیگر کسب اطلاع کرده بود که مخالفت با این لایحه در مجلس از صحه شاه برخوردار بود و

اینکه شریف امامی در آن دست داشت و اینکه شاه از هلاکو رامبد، نماینده حزب مردم خواسته بود که

رهبری مخالفان را در مجلس به دست گیرد. مقدم اظهار نظرهای دیگری درباره این لایحه نکرد.

سپاه ترویج و سایر سپاهها

مقدم در جریان بحثی در وزارتخانه ای که او در آن کار می کند اظهار داشت که وزارت آب و برق جزء

گروه وزارتخانه هایی که مأموریت سازمان دادن سپاه ترویج را عهده دار شده بودند (از قبیل

وزارتخانه های کشاورزی، اقتصاد، عمران و مسکن و کشور گزارش الف 161) در نظر گرفته نشده است.

او اظهار نظر کرد که این یک اشتباه بوده است، زیرا عمران در ایران بایستی شامل تصریحاتی در مورد آب و

آبیاری و حفر چاه که تحت نظر وزارتخانه او است باشد. او فراتر رفته و گفت که به عقیده او اشاعه

سپاههای مختلف یک نوع اداره سطحی طرحهای عمرانی است. زیرا سپاهها به منزله اسباب بازی شاه

هستند که توجه اعلیحضرت را از کارهای عمرانی اساسی تر به دور می دارند.

ص: 39

خیلی محرمانه

11 می 1964 برابر 21 اردیبهشت 1343

به آقای مارتین هرتز

از فرناندو روندم

ملاقات ادعایی بین علی امینی و اللهیار صالح

طبق اظهار مهندس رحمت مقدم (نماینده سابق مجلس از میاندوآب و در حال حاضر یک کارمند

جزء در وزارت آب و برق) وی ترتیب ملاقاتی را بین اللهیار صالح و علی امینی که قرار است در منزل او

صورت بگیرد داده است. این ملاقات قرار بوده است اندکی قبل از عزیمت امینی صورت بگیرد ولی انجام

نشده است. مقدم که مدعی است امینی را به طور مرتب می بیند وارد جزئیات نشد.

خیلی محرمانه

یادداشت

22 آوریل 1963 برابر 2 اردیبهشت 1342

از فرناندو روندم قسمت اداری

به چارلز راسیاس قسمت سیاسی

موضوع رحمت مقدم

من اولین بار با مقدم در واشنگتن در اواسط سال 1340 ملاقات کردم. پس از اینکه به ایران آمدم آقای

مقدم مرا به رستورانی دعوت کرد و ما از خرداد سال 1341 به بعد چندین بار با یکدیگر در ضیافتها

ملاقات کرده ایم.

آقای مقدم هر چند ظاهراً دارای رفتار ملایم و دوستانه است به نظر می آید که شدیداً با رژیم کنونی

مخالف است. در جریان روزهای اولیه شورش یمن هنگامی که امام (امام یمن در آن موقع م) مرده تصور

می شد، آقای مقدم به من گفت چرا همین اتفاق نمی تواند در ایران روی دهد.

او ظاهراً تماس نزدیکی با بعضی از دانشجویان دانشگاه تهران دارد. او یک بار به گروه خود گفته بود که آنها

باید در کلاس مکالماتی من در مرکز دانشجویی انجمن ایران و آمریکا حضور داشته باشند. آنها در پاسخ

گفته بودند که صرفاً به این دلیل که این کلاس به سرپرستی انجمن ایران و آمریکاست نمی توانند در آن

حضور داشته باشند.

پس از رفراندوم مقدم اعتراف کرد که مخالفان شاه اکنون باید در انتظار بمانند و ببینند چه اتفاقی

خواهد افتاد. او از پذیرفتن اینکه شاه یک پیروزی بزرگی به دست آورده است خودداری کرد،ولی در

ضمن پذیرفت که قسمت اعظم سروصدای مخالفان (درباره اصلاحات ارضی و حقوق زنان و غیره) بر

طرف شده است. مقدم ظاهراً با آمریکا دوست است. من هرگز ندیده ام که او تمایلات کمونیستی داشته

باشد. او درباره حوادث جاری زیاد کتاب خوانده است و دوست دارد به ویژه در مورد شورشها و قیامها در

سایر کشورها صحبت کند. به انگلیسی خوب صحبت می کند. او این تأثیر را ایجاد می کند که یک مرد

صمیمی شرافتمند و عمیقاً مخالف با حکومت کنونی ایران است. او هرگز شکل دیگری از حکومت را برای

ایران برای من ذکر نکرده است.

نهضت رادیکال 3

خیلی محرمانه

تاریخ: 28 می1966 برابر 7 خرداد 1345

لازی سیماکیس از قسمت سیاسی

یادداشت مکالمه

در جریان مکالمه ای در رستوران هلستز بین آقای رحمت اللّه مقدم و آقای محمود طلوعی از

خواندنیها، آقای مقدم خاطرنشان ساخت که هنگامی که در ایالات متحده بود. آقای امیرانی از مجله

خواندنیها توانسته بود مقاله های نسبتاً طولانی و جالبی برای این مجله بنویسد. آقای طلوعی در پاسخ

گفت که این مقالات مفصلتر بوده و او ناگزیر بود بعضی از قسمتهای تحریک آمیز آن را که در متن اصلی

ص: 40

وجود داشت حذف کند. آقای طلوعی بدون اینکه وارد جزئیات شود گفت: آنچه آقای امیرانی در متن

اصلی نوشته بود ممکن بود در بعضی محافل چندان مورد استقبال قرار نگیرد.

اظهارنظر: آقای مقدم و آقای طلوعی ظاهراً مناسبات دوستانه با یکدیگر دارند. آقای مقدم به من

گفت که او گهگاهی برای خواندنیها مقالاتی می نویسد که آنها را برای انتشار به آقای طلوعی می دهد.

گروه 4

در فواصل سه ساله به طبقه پایین تر تنزل داده می شود.

پس از 12 سال از طبقه بندی خارج می شود.

نهضت رادیکال 4

خیلی محرمانه

یادداشت مکالمه

تاریخ: 11 ژوئن 1966 برابر 21 خرداد 1345

موضوع: اوضاع سیاسی ایران

شرکت کنندگان: آقای رحمت اللّه مقدم از سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد لاری سیماکیس، دبیر

دوم

محل: اقامتگاه آقای مقدم

در جریان یک گپ در یک شب آقای مقدم نظریات خود را درباره اوضاع سیاسی جاری در ایران

عنوان کرد و خاطرنشان ساخت که کنترلهای سیاسی امروزه شدیدتر از هر زمانی در گذشته نزدیک بوده

است. او گفت ایرانیان بیش از پیش حتی در میان خودشان نسبت به بحث سیاسی بی میلی نشان می دهند،

مبادا خشم مقامات برانگیخته شود و باعث شود که آنها عواقب ناخوشایندی را به خاطر گستاخی که

شایسته اتباع شاه نیست، تحمل کنند. در حالی که مخالفت با حکومت و به ویژه در میان اندیشمندان در

تهران و آنهایی که در گذشته فعالیت سیاسی داشتند، وجود دارد. مقدم این اشخاص را چنین توصیف کرد

که پراکنده و فاقد رهبر هستند. طبق اظهار مقدم آنهایی که با سیاستهای حکومت مخالف هستند بین

خودشان درباره اینکه چگونه احساسات خود را نمایان سازند، در تفرقه به سر می برند و شاید آنچه که

بیشتر اهمیت دارد این باشد که آنها به علت ناتوانی خود برای جلب پشتیبانی در جو سیاسی کنونی

سرخورده شده اند.

آقای مقدم گفت در گذشته حکومتهای ایران از سوی منتقدان داخلی درباره مسائلی که می توان آنها را

در سه مقوله تقسیم کرد مورد انتقاد قرار می گرفتند و این سه مقوله عبارت است از:

1 سیاست خارجی

2 نفت

3 سیاست داخلی

او خاطرنشان ساخت که در حال حاضر سیاست دولت در دو مقوله اول یعنی سیاست خارجی و نفت

از سوی آنهایی که مخالف رژیم هستند از لحاظ انتقاد آسیب پذیر نیست. ولی سیاستهای داخلی زمینه های

پرباری برای حمله می باشند و به نظر می رسد که باعث ناخشنودی قابل ملاحظه ای در کشور شده اند. در

این مرحله از سخنان او اظهار شگفتی کردم و خاطرنشان ساختم که شاه یک برنامه انقلابی اصلاحات

ص: 41

داخلی به راه انداخته است. من گفتم که در بعضی محافل عقیده بر آن است که شاه ردای ملی گرایان ایران را

از آنها گرفته است. مقدم در پاسخ گفت که ابتدا برنامه های شاه احساساتی از امید در میان مردم تزریق کرد

و لیکن شور و شوق اولیه که به وسیله برنامه اصلاحاتی ایجاد شده بود، اکنون در نتیجه مشکلات

فزاینده ای که در اجرای اصلاحات مختلف به وجود آمده است رو به کاهش رفته. مقدم خاطرنشان ساخت

که در حالی که وی مدعی نیست که همه چیز را در این باره می داند، نظر او این است که در ایران و به ویژه در

تهران علیرغم رونق اقتصادی جاری در پایتخت نارضایتی وجود دارد و تهرانیها درباره طریقه ای که پولی

که اکنون تحصیل می شود و به جیبهای اشخاص طرف توجه شاه سرازیر می شود و در مناطق روستایی

کشاورزان نسبت به برنامه های اصلاحی که با دشواریهایی مواجه شده است «دلسرد» می شوند. آقای

مقدم با تأکید گفت که شاه ردای ملی گرایان را بر خود نگرفته است و خاطرنشان ساخت که هنوز هم عقیده

توده های وسیعی از مردم بر این است که آمریکاییها از شاه پشتیبانی می کنند. طبق اظهار مقدم شاه از

پشتیبانی سیاسی در کشور، غیر از ارتش و نیروهای امنیتی و آنهایی که در اطراف او از مؤسسات مختلفی

که به نام رشد اقتصادی به راه افتاده سود مادی می برند، برخوردار نیست. آقای مقدم خاطرنشان ساخت

که اگر گلوله یک قاتل به هدف اصابت کند، آنهایی که اکنون از شاه پشتیبانی می کنند به سرعت از یک رهبر

جدیدی که هر عقیده سیاسی می خواهد داشته باشد، پیروی خواهند کرد؛ زیرا آنهایی که در حال حاضر از

شاه پشتیبانی می کنند تعهد واقعی نسبت به هیچ چیزی جز تأمین رفاه خود ندارند.

در این رابطه وی افزود که در حالی که مصدق پیرتر از آن است که نقش مثبتی در سیاست ایران ایفا کند،

نام او هنوز هم یک جاذبه سحرآمیز در ایران دارد. مقدم گفت که او گاه گاهی با مصدق مکاتبه می کند و در

گذشته قسمتهائی از نامه های او را در مقالات خود برای انتشار در روزنامه های مختلف گنجانده است.

مقدم اظهار نظر کرد که اگر شاه از صحنه ناپدید شود هر کس هرگونه ادعائی که برای رهبری داشته باشد

باید از صحه مصدق برای به دست آوردن پشتیبانی نسبی عمومی برخوردار شود. معذالک مقدم احساس

می کند که در حال حاضر هیچ کس که واجد شرایط کافی برای رهبری و شهامت برای به مبارزه طلبیدن

رژیم کنونی باشد، وجود ندارد. هر چند به عقیده او این حکومت در زمینه سیاست داخلی در مقابل

حملات آسیب پذیر است.

نهضت رادیکال 5

خیلی محرمانه

یادداشت مکالمه

تاریخ: اول اوت 1966 برابر 10 مرداد 1345

موضوع: خرید احتمالی اسلحه شوروی از سوی شاه

محل: اقامتگاه سیماکیس

شرکت کنندگان: رحمت اللّه مقدم از سازمان خواروبار کشاورزی ملل متحد لاری سیماکیس، دبیر دوم

در جریان یک گپ در یک شب آقای مقدم در مورد خرید اسلحه شوروی از سوی شاه به شرح زیر

اظهار نظر کرد.

آقای مقدم گفت که او اخیراً با دکتر عبده (سفیر ایران در هند) و امینی نخست وزیر سابق درباره

ص: 42

سیاستهای شاه صحبت کرده و اظهار نگرانی این دو را خاطرنشان ساخته است. طبق اظهار مقدم دکتر

عبده در جریان یک شرفیابی نزد شاه او را بر این عقیده یافت که می داند چه می کند و مایل نیست روابط

ایران و شوروی را مورد بحث قرار دهد.

دکتر عبده که طبق اظهار مقدم احساس کرده است که شاه از حدود معینی پا فراتر گذاشته است، از قرار

معلوم از این شرفیابی با این عقیده محکم خارج شد که شاه در آن وضع روحی نیست که با کسی مشورت

کند. مقدم گفت که در گفتگو با امینی، نخست وزیر اسبق معتقد بود که شاه تصمیم خود را برای خرید اسلحه

شوروی گرفته است. مقدم خرد شاه را در مورد این اقدام، به ویژه با توجه به نقشه های تاریخی روسها

درباره ایران، در معرض سؤال قرار داد. ولی اظهار داشت که هنگامی که او نخستین بار درباره خرید

احتمالی اسلحه از شوروی چیزی شنید، آن را به عنوان یک بلوف از سوی شاه برای به دست آوردن

امتیازات بیشتر از ایالات متحده تعبیر کرد. او این احساس را داشت که بسیاری از ایرانیان نیز همین عقیده

را دارند. معذالک هنگامی که قریب الوقوع بودن چنین معامله ای علنی شد مقدم احساس کرد که شاه خود

را با چیزی که تا همین اواخر شاید او به عنوان یک بلوف تلقی می کرد «مات» کرده است.

آقای مقدم اعتراف کرد که او شخصاً درباره این موضوع دو عقیده دارد: از یک سو به عنوان یک ملی گرای

ایرانی او درباره تهدید احتمالی به تمامیت ملی ایران در نتیجه حضور نظامی شوروی نگران است. از سوی

دیگر او و دوستان نزدیکش (که با اسم مشخص نشدند ولی تصور می شود حدود 10 تا 12 روشنفکر

هستند که دارای تمایلات نیرومند جبهه ملی می باشند و مقدم با آنها به طور منظم ملاقات می کند)

امیدوارند که شاه سرانجام از حدود مشروع خود تجاوز کرده و اینکه نیروهایی وارد میدان خواهند شد که

او را (مقصود شاه را) از تخت سرنگون خواهند کرد و ایران را آزاد خواهند ساخت. طبق اظهار مقدم

ایرانیان اکنون کنار گود ایستاده و در انتظار عکس العمل ایالات متحده هستند. در صورتی که شاه از

شوروی اسلحه خریداری کند، در بعضی محافل پیش بینی هایی می شود که ایالات متحده، یک ایالات

متحده ناخشنود کاری خواهد کرد که روزهای بقای شاه را بتوان به شمارش درآورد.

من پاسخ دادم که هر چه زودتر ایرانیان از این رؤیاها خلاصی بیابند، همان قدر بهتر خواهد بود. من

تأکید کردم که ایالات متحده مدت طولانی برای ایجاد یک ایران مستقل کار کرده است و بنابر این کاملاً

آماده است تصمیمات مستقل حکومت ایران راحتی هنگامی که به قضاوت حکومت ایالات متحده چنین

تصمیماتی بر خلاف مصلحت است، بپذیرد. مقدم که از پاسخ به من اندکی یکه خورده بود، سرخوردگی

خود را ابراز داشت و گفت که سخنان من او را درباره آینده ایران «بدبین» کرده است، زیرا او احساس

می کند که شورویها از فرصت استفاده کرده و به شاه اسلحه خواهند فروخت و بدین وسیله بر نفوذ خود در

ایران خواهند افزود. من از مقدم پرسیدم که آیا خرید اسلحه شوروی به وسیله شاه ممکن نیست از سوی

ایرانیان مورد استقبال قرار گیرد، زیرا چنین اقدامی را می توان به عنوان یک شاهد ملموسی از یک پادشاه

مستقل که یک کشور مستقل را رهبری می کند تلقی کرد. مقدم در پاسخ گفت که بیشتر مردم در ایران

همچنان «دست آمریکا را» در پشت شاه خواهند دید و چنین تعبیر خواهند کرد که این اقدام (مقصود خرید

اسلحه از شوروی) هنگامی که عملی شود اقدامی خواهد بود که از سوی واشنگتن برای بالا بردن حیثیت

شاه به عنوان یک رهبر مستقل مورد توافق قرار گرفته است. مقدم در حالی که از یک لیوان براندی مزمزه

می کرد وارد بحث گرمی درباره چهره شاه در ایران شد و دوباره به «روزهای خوب قدیم» دوران مصدق

ص: 43

بازگشت، هنگامی که ایران «حقیقتاً مستقل» بود. او توجه مرا به این موضوع جلب کرد، که نباید اصطلاح

سیاستهای مستقل شاه را با سیاست مستقل مصدق که در واقع رهبر ملی پذیرفته شده ایران بود و از

پشتیبانی فعال مردم ایران برخوردار بود، اشتباه کرد. او خاطرنشان ساخت که مانورهای سیاست

خارجی، شاه کوششهای بی ثمری از جانب او برای جلب پشتیبانی عوام الناس است. او اظهار عقیده کرد

که تاکنون شاه تأثیر ناچیزی بر روی ایرانیان داشته است.

مقدم به من گفت که او در نظر دارد مقاله لوموند را درباره ایران که طی آن سیاستهای اقتصادی و

خارجی شاه مورد بحث قرار گرفته، برای مصدق بفرستد. وی خاطرنشان ساخت که او و دوستانش

علاقمندند نظریات مصدق را درباره سیاستهای شاه به ویژه درباره خرید اسلحه از شوروی بدانند. و گفت

آنچه در این باره کسب اطلاع کند، به من خواهد گفت.

اظهارنظر: اشارات آقای مقدم به عقیده من نمونه ای از طرز فکر آن عده از محافل ایرانی است که هنوز

هم به خاطره جبهه ملی چسبیده اند و برای الهام گرفتن چشم به مصدق دوخته اند.

نهضت رادیکال 6

خیلی محرمانه

یادداشت مکالمه

موضوع: از امینی نخست وزیر اسبق خواسته شده تا یک گروه بندی سیاسی تشکیل دهد

شرکت کنندگان: آقای رحمت اللّه مقدم از سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحدلاری سیماکیس، دبیر

دوم سفارت

تاریخ: 12 اکتبر 1966 برابر 20 مهر 1345

محل: اقامتگاه سیماکیس

در جریان یک بحث عمومی درباره اوضاع داخلی سیاسی ایران آقای مقدم گفت که او با امینی

نخست وزیر اسبق روز قبل صحبت کرده و از او خواسته است که درباره امکان سازمان دادن یک

گروه بندی سیاسی که ممکن است اجازه یابد در انتخابات عمومی سال 1346 شرکت کند، تحقیق کند.

آقای مقدم گفت که تنها او نبوده است که امینی را برای فعالیت در این زمینه ترغیب کرده است و خاطرنشان

ساخت که دوستان دیگر و همکاران نخست وزیر اسبق از جمله چند نفر از پیروان حسین ملکی، رهبر

حزب سوسیالیست، پیشنهاد کرده اند، که یک گروه بندی سیاسی جدید تحت رهبری امینی تشکیل شود.

آقای مقدم (که خود نسبت به جبهه ملی تمایلاتی دارد) توضیح داد که اشخاص مختلفی که در گذشته

از لحاظ سیاسی فعال بوده اند، اکنون می کوشند دور امینی گرد آیند، زیرا آنها استقلال فکری و حیثیت و

اعتبار او را محترم می شمارند. مقدم همچنین خاطرنشان ساخت که آنهایی که دور امینی هستند امیدوارند

که به امینی اجازه داده خواهد شد، فعالیت سیاسی داشته باشد، زیرا آنها معتقدند که شاه به امینی اعتماد

خواهد داشت که وی حاکمیت او را به مبارزه نطلبد یا بگذارد کنترل امور از دستش خارج شود. مقدم

همچنین خاطرنشان ساخت که هیچ کس در اطراف امینی در نظر ندارد قبل از رضایت شاه دست به فعالیت

سیاسی بزند. من از مقدم درباره روش امینی نسبت به اصرار دوستان خود پرسیدم. مقدم در پاسخ گفت که

امینی در گفتگو با اشخاص مختلف اظهار علاقه کرده است، ولی مشروط بر اینکه شاه فعالیت سیاسی او را

ص: 44

بپسندد.

اظهارنظر: هر چند مقدم گفت که دیگران به امینی اصرار می کنند که اقدام کند، هیچ بعید نیست که خود

امینی تصمیم گرفته باشد که این شایعه جریان پیدا کند تا او نقشی را که شاه در انتخابات آینده برایش

مناسب بداند، ایفا کند. معذالک بعید به نظر می رسد که شاه با نقش امینی به عنوان رهبر حزب موافقت کند و

خوش بینی ابراز شده در این زمینه از سوی اطرافیان امینی تنها یک آرزو است. معذالک جالب است که

خاطرنشان شود که آنهایی که نسبت به رژیم کنونی چندان نظر مساعدی ندارند ظاهراً آماده و حتی

مشتاقند که به نحوی با شاه سازش کنند. هر چند هرگونه ترتیبی که داده شود در بهترین وضعش باعث

خواهد شد حداقل فعالیت سیاسی در چهارچوب یک سیستم تحت کنترل شدید اجازه داده شود.

نهضت رادیکال 7


خیلی محرمانه

یادداشت برای بایگانی

شرکت کنندگان: رحمت اللّه مقدم، لاری سیماکیس

محل: نهارخوری انجمن ایران و آمریکا

تاریخ: 18 فوریه 1967 برابر 29 بهمن 1345

موضوع: با مسئولیت خودت وارد معرکه شو

آقای مقدم از سمت خودش در سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد (که تحت نظر وزارت آب و

برق کار می کرد) اخراج شده است. او مدعی است که نقش او در سازمان دادن یک گروه بندی حرفه ای از

مهندسان ایران بیش از یک سال قبل و یک حادثه که انعکاسهای سیاسی داشته و در تابستان گذشته در

ارتباط با این گروه بندی روی داده است، باعث اخراج او گردیده است.

تا تابستان گذشته گروه مهندسان که گفته می شود حدود 50 نفر را در برمی گیرد به طور متوسط ماهی

یک بار با آگاهی کامل مقامات اجتماع می کردند. در یک جلسه در اواخر بهار 1345 تصمیم گرفته شد که

نامه ای به شاه نوشته شده و از او تقاضا شود تا از مهندسان ایرانی در اجرای اصلاحات کشاورزی استفاده

بیشتری به عمل آید. این نامه ظاهراً در بعضی محافل به عنوان انتقادی از «انقلاب سفید» تعبیر شد، زیرا به

هنگامی که اعضای گروه در هتل ونک برای جلسه بعدی در تاریخ خرداد 1345 اجتماع کرده بودند،

مقامات امنیتی روی آورده و به هر یک از شرکت کنندگان گفتند که به منزل بروند. نامه ای در اعتراض به

این اقدام مقامات امنیتی بعداً از سوی مهندسان به دبیرخانه (دفتر مخصوص) شاه فرستاده شد و تقاضا شد

که به گروه اجازه فعالیت مجدد داده شود.

طبق اظهار مقدم تا تاریخ 4 دی 1345 اتفاقی نیفتاد، تا اینکه یادداشتی به امضای روحانی وزیر آب و

برق به او تسلیم شد که در آن گفته شده بود که خدمات او دیگر مورد نیاز نیست. مقدم مدعی است که از

خبرچینیهای داخل وزارتخانه و همچنین در جاهای دیگر کسب اطلاع کرده است که اخراج او نتیجه

مستقیم فعالیت او در گروه مهندسان بوده است.

آنچه موجب طنز است این است که، در حالی که تصور می شود اخراج مقدم به علت اشتغال در

فعالیتهایی بوده که برای یک کارمند دولت مناسب تشخیص داده نشده است، مهندسان در هفته دوم دیماه

ص: 45

1345 نامه ای از دبیرخانه شاه دریافت کردند که به موجب آن به گروه اجازه داده می شود اجتماعات

مرتب خود را برای بحث درباره مسائل حرفه ای از سر گیرند.

اظهارنظر: آنهایی که اعضای گروه مهندسان بودند تجربیات تابستان گذشته خود را به این زودی

فراموش نخواهد کرد و همچنین درس عبرت مقدم از سوی آن مهندسان در این گروه که از حکومت پول

می گیرند، نادیده گرفته نخواهد شد.

نهضت رادیکال 8

خیلی محرمانه

یادداشت مکالمه

شرک کنندگان: رحمت اللّه مقدم، مهندس (متمایل نسبت به جبهه ملی ولی عضو فعال هیچ گروهی نیست)

لاری سیماکیس، دبیر دوم سفارت

تاریخ: 26 فوریه 1968 برابر 7 اسفند 1346

محل: اقامتگاه مقدم

موضوع: علی امینی نخست وزیر اسبق

طبق اظهار مقدم، امینی 10 روز قبل شنیده بود که ساواک گزارشی درباره اینکه وی سرگرم فعالیت

سیاسی است به شاه تسلیم کرده است. امینی چند روز قبل درباره این گزارش به مقدم و دیگران اطلاع داده

و اظهار نظر کرده است که یک حادثه شومی بایستی در پیش باشد. امینی همچنین گفت که او از دوستی

شنیده است که علم به مردم می گوید که امینی قصد دارد بار دیگر به عنوان نخست وزیر وارد صحنه شود.

امینی این را نیز به عنوان نشانه ای از اینکه توطئه ای علیه او در جریان است، تعبیر کرد.

مقدم که از هفته گذشته با امینی در تماس نبوده است، معتقد است که زمینه برای اقدام قانونی جاری برای

امینی در شرف چیده شدن است. مقدم از یک دوست شنیده است که صدر وزیر دادگستری نمی خواهد

طرف این دعوا علیه امینی واقع شود و اینکه صدر ترجیح داده است برای اجتناب از همدستی در این

موضوع کشور را ترک کند، و اینکه یگانه در وزارت دادگستری مأمور شده است این کار کثیف را انجام

دهد.

مقدم آن گاه شروع به یافتن حدسیات درباره آنچه که ممکن است انگیزه این اقدام باشد نمود. او معتقد

است که اکنون برای شاه و آنهایی که نزدیک به تاج و تخت هستند روشن و روشنتر می شود که هویدا کشور

را دچار دردسرهای اقتصادی عمیقی می کند و این امر باعث جریان شایعاتی شده است که طرحهای تغییر

نخست وزیر در جریان است. نام امینی به عنوان یک جانشین احتمالی در محافل برده می شود و ایرانیان

طغیان غضب اخیر هویدا را علیه «آنهایی که آلت دست بیگانگان هستند» به عنوان حمله ای علیه امینی

تلقی کرده اند. اقدام علیه امینی از نظر مقدم دلالت بر آن می کند که شاه متقاعد شده است که از قد و قامت

امینی باید کاسته شود. مقدم معتقد نیست که از فعل و انفعالات درباری نتیجه ای به دست آید و معتقد است

که آنهایی که به عنوان انگیزه این فعل و انفعالات کار می کنند، اگر افکار عمومی دستخوش این تأثیر قرار

گیرد که امینی به نحوی از انحاء در سوء اداره مقصر شناخته شده است به هدف خود خواهند رسید. طبق

عرف، امینی حق آن را خواهد داشت که از طریق مطبوعات اتهامات نسبت داده شده به خود را رفع کند.

ص: 46

معذالک مقدم شک دارد از اینکه حکومت اجازه دهد که مطبوعات نظریات امینی را منعکس کنند.

اظهارنظر: مقدم از پیروان امینی است، بنابراین حدسیات او را باید با احتیاط تلقی کرد.

نهضت رادیکال 9

یادداشت مکالمه خیلی محرمانه

شرکت کنندگان: رحمت اللّه مقدم، مهندس (متمایل نسبت به جبهه ملی ولی عضو فعال هیچ گروهی نیست)

لاری سیماکیس، دبیر دوم

تاریخ: 28 فوریه 1968 برابر 9 اسفند 1346

محل: اقامتگاه مقدم

موضوع: علی امینی

امینی روز 8 اسفند به مقدم گفت که شاه قبل از عزیمت به اروپا به هویدا دستور داده است تا علیه امینی

وارد عمل شود. طبق اظهار مقدم، امینی از این موضوع از طریق شخصی که با هویدا در رابطه است، خبردار

شده است.

مقدم امینی را به عنوان تنها رهبر سیاسی در ایران که می تواند برای شاه گرفتاری فراهم کند توصیف

کرد. احساس امینی درباره اینکه اقتصاد ایران دستخوش دشواری است و عقیده او درباره اینکه شاه در

جهت مناسبات اقتصادی با بلوک (شرق م) بسیار فراتر رفته است و اختلاف او با روش شاه نسبت به

جهان عرب در محافل سیاسی با نفوذ به خوبی شناخته شده است. مخالفت امینی با سیاستهای شاه او را به

صورت یک نامزد پر جاذبه برای گروههای مختلف سیاسی که در جستجوی یک رهبر هستند در می آورد.

مقدم معتقد است که شاه زمان را برای اینکه امینی را سر جای خودش بنشاند و به این ترتیب هرگونه تهدید

احتمالی او را به شکل جاری ثبات سیاست از میان بردارد مناسب تشخیص داده است.

مقدم علاوه بر این شنیده است که هنگامی که انصاری سفیر ایران در ایالات متحده در تهران بود به شاه

گزارش داده است که کنسرسیوم از حکومت ایران با ترکیب کنونی آن چندان دل خوشی ندارد. مقدم حدس

می زند که شاه معتقد است که امینی «سوگلی» کنسرسیوم است و اینکه بنابراین شاه تصمیم دارد امینی را به

جای خودش بنشاند.

نهضت رادیکال 10

سری در دسترسی خارجیان قرار نگیرد

شرکت کنندگان: رحمت اللّه مقدم، مهندس کشاورزی لاری سیماکیس دبیر دوم سفارت

محل: رستوران چت نیک

تاریخ: 6 ژوئن 1968 برابر 16 خرداد1347

موضوع: دیدار «کارلانیر» از خلیل ملکی

خلیل ملکی (رهبر حزب سوسیالیست ایران که فعالیتهایش تحت نظر ساواک قرار گرفته) به مقدم گفت

که کارلانیر تلفنی از او تقاضای وعده ملاقات کرده است. ترتیب ملاقاتی داده شده ولی اندکی قبل از اینکه

ملاقات صورت بگیرد، ملکی پیام تلفنی از دکتر محمد باهری (معاون وزارت دربار) دریافت کرد. پس از

ص: 47

اینکه به ملکی گفت که حکومت از ملاقات او با کارلانیر اطلاع دارد به او توصیه کرد که مراقب حرفهایی که

به مهمان خود زده است، اگر می داند چه چیزی برای او خوب است، باشد. ملکی به مقدم گفت که او این «

توصیه » را در جریان صحبت با کارلانیر رعایت کرده است.


نهضت رادیکال 11

خیلی محرمانه

شرکت کنندگان: رحمت اللّه مقدم لاری سیماکیس، دبیر دوم سفارت

یادداشت مکالمه شرکت کنندگان: 7 اکتبر1968 برابر مهر

محل:اقامتگاه مقدم

موضوع: الکسیس دتوکویل در ایران به خاک می افتد.

مقدم که زبان فرانسه اش بسیار روان است چندین سال بر روی ترجمه جلد اول کتاب دتوکویل به نام «

دمکراسی در آمریکا» به زبان فارسی کارکرده است. کار ترجمه تحت سرپرستی انتشارات فرانکلین و زیر

نظر بنیاد پهلوی انجام شده است. هنگامی که ترجمه تکمیل شد، مقدم کار خود را برای تصحیح و تصویب

به کارمندان فرانکلین سپرد. سناتور محمد سعیدی که یک عضو پروپا قرص این مؤسسه است و نیز تسلط

کامل به زبان فرانسه دارد، مسئول تأمین این موضوع بود که ترجمه فارسی اثر کلاسیک دتوکویل

حساسیتهای سیاسی جاری ایران را نرنجاند.

سناتور سعیدی طبق اظهار مقدم در کارش بسیار جامع بود و زحمت زیادی کشید برای آنکه

عبارتهایی را که حتی از فاصله دور، از نهاد سلطنت انتقاد می کرد تغییر دهد یا حذف کند. به دلیلی که

توضیح داده نشده است، سعیدی عنوان کتاب را بر روی جلد به زبان فارسی به «دموکراسی در دنیای

جدید» تغییر داده هر چند عنوان دقیقتر اجازه داده شد که در رأس صفحات داخلی باقی بماند. عبارت

«سلطنت مطلقه» در متن به «حکومت خودکامه» تغییر یافت و بدین ترتیب معنی دتوکویل در بعضی

قطعات تحریف شد.

مقدم این تغییرات را با کمال لطف پذیرفت و یک ماه قبل با خوشوقتی چند نسخه از اولین ترجمه

منتشر شده اثر دتوکویل را دریافت کرد. اندکی پس از انتشار و توزیع این کتاب مقامات تصمیم معکوس

گرفتند و با عجله مانع توزیع بیشتر این کتاب شدند. آنها همچنین نسخه هایی را که قبلاً توزیع شده بود در

صورت دسترسی به آنها جمع آوری کردند. مقدم نمی داند چرا این کار صورت گرفت، ولی او حدس

می زند که یک نفر که با شاه تماسی نزدیک داشته و حتی پس از تغییراتی که سعیدی در آن داده، درباره متن

به دشواریهایی برخورد کرده است و این اقدام لازم تشخیص داده شده است.

در ضمن مقدم مدعی است که محافل روشنفکری در ایران آگاهند که ترجمه موجود است و مبالغی

بیش از 450 ریال قیمت کتاب برای به دست آوردن نسخه هایی که از کوششهای جمع آوری مقامات جان

سالم به در برده می پردازند. مقدم شخصاً یک نسخه از این کتاب را به دوست خود امینی نخست وزیر اسبق

داده بود و امینی درباره این ماجرا گفت که این یکی از دلایل آشکار رفتار ناهنجار رژیم شاه است.

اظهارنظر: کمتر احتمال داده می شود که منع ترجمه این کتاب مدت طولانی دوام داشته باشد. به ویژه از

این لحاظ که شایع شده است که این ترجمه وجود دارد و از آنجایی که برای چاپ چند هزار نسخه از آن

ص: 48

پول کلانی پرداخت شده است. از سوی دیگر ترجمه کنونی ممکن است به حق قبل از انتشار دستخوش

تغییرات بیشتری به شود.

مقدم احساس می کند که تغییراتی که تاکنون از طرف سعیدی داده شده معنای واقعی نویسنده را

تحریف کرده است. آیا ما جرأت داریم امیدوار باشیم، که مقامات کتاب را برای باطل کردن ستمی که

سعیدی سانسورچی در مورد آن مرتکب شده است، پس بگیرند.

نهضت رادیکال 12

خیلی محرمانه

یادداشت مکالمه

شرکت کنندگان: رحمت اللّه مقدم، مهندس کشاورزی لاری سیماکیس، دبیر دوم سفارت

تاریخ: 14 دسامبر 1968 برابر 23 آذر 1347

محل: اقامتگاه مقدم

دستگیریها

مقدم خبر دستگیری 14 جوان ایرانی را شنیده است. او گفت که دستگیریها حدود یک سال قبل

صورت گرفته و یکی از دستگیرشدگان به نام بیژن جزنی برادر کوچکتر رحمت اللّه جزنی است. مقدم،

رحمت اللّه جزنی را به عنوان یک دست چپی افراطی (اگر نه یک عضو فعال حزب توده) توصیف کرد که به

دلایلی در معرض لطف رژیم قرار گرفته و در دستگاه کمیته انقلاب که سال گذشته پس از کنگره اداری

برای نظارت بر اصلاحات اداری تشکیل شد بود، عضویت دارد. رحمت اللّه جزنی همچنین شوهر خواهر

صفی اصفیا، معاون نخست وزیر است. بیژن جزنی در جهت گیریهای برادر ارشد خود سهیم است. طبق

اظهار مقدم، جزنی و 13 نفر دیگر به اتهام داشتن ادبیات چین کمونیست و برقراری تماس با «عناصر»

چین کمونیست دستگیر شده اند. مقدم همچنین شنیده است که 30 نفر از اعضای سپاه دانش، یک هفته قبل

همچنین به خاطر داشتن ادبیات چین کمونیست و تماس با «عناصر» چین کمونیست دستگیر شده اند.

ایران و عربستان سعودی

مقدم گفت که گذرنامه هایی که در حال حاضر برای ایرانیان که قصد سفر به خارج دارند صادر می شود،

حاوی یک محدودیت درباره سفر به لبنان و عربستان سعودی است. به یک دوست بازرگان او گفته شده

است که او نمی تواند به عربستان سعودی سفر کند. مقدم احساس می کند که محدودیت سفر به لبنان با

مسئله ژنرال بختیار بین ایران و لبنان ارتباط دارد. ولی درباره محدودیت سفر به عربستان سعودی که از

قرار معلوم پس از دیدار شاه از این کشور صورت گرفت، او دچار سرگشتگی شده است.

ص: 49

نهضت رادیکال 13

یادداشت مکالمه خیلی محرمانه

شرکت کنندگان: رحمت اللّه مقدم، مهندس کشاورزی لاری سیماکیس، دبیر دوم سفارت

محل: انجمن ایران و آمریکاتاریخ: 15 فوریه 1969 برابر 6 اسفند 1347

موضوع: سانسور و امینی نخست وزیر اسبق

مقدم که از خوانندگان پرولع نشریه سیاست خارجی است گفت که وی مقاله «نیرو و نیروی متقابل» که

در شماره اکتبر 1968 این مجله درج شده بود را بسیار جالب تشخیص داده است. او تصمیم گرفته که این

مقاله را به زبان فارسی ترجمه کرده و آن را به روزنامه آیندگان برای انتشار تسلیم کند. مقاله مورد بحث در

آیندگان منتشر شد. ولی قبلاً سانسور چیان ایران قسمتی از مقاله را که از اتحاد شوروی انتقاد می کرد،

حذف کرده بودند. پرویز رائین خبرنگار خبرگزاری آسوشیتدپرس برادری دارد که در مورد نهضت

فراماسونری در ایران تفحص می کند و کتابی در آن باره نوشته است. این کتاب از فراماسونری انتقاد کرده

و از قرار معلوم مطالب زننده ای درباره چندین شخصیت ایرانی زنده و فوت شده دارد. این کتاب ظاهراً از

سانسور گذشته و برای توزیع چاپ شد است. معذالک در آخرین لحظات مقامات تصمیم گرفتند که از

توزیع آن جلوگیری کنند (از قرار معلوم در نتیجه فشار شخصیتهای برجسته که با فراماسونری ارتباط

داشتند) و طبق اظهار مقدم یک نماینده علم، وزیر دربار به رائین اطمینان داده است که به زودی توزیع این

کتاب اجازه داده خواهد شد.

امینی نخست وزیر اسبق

مقدم گفت او امینی را در بامداد امروز دیده است و اینکه نخست وزیر اسبق خاطرنشان ساخته است که

اقتصاد ایران می رود، که گرفتار مخمصه عمیقی شود. این چشم انداز بدبینانه مبتنی بر بررسی بودجه از

سوی امینی و برآوردهای درآمد ایران است. امینی همچنین پیش بینی کرده است که شاه در آینده نزدیک و

شاید پس از نوروز هویدا را مرخص خواهد کرد.

اظهارنظر: امینی درباره امور اقتصاد همیشه یک کاساندرا بوده است (کاساندرا: غیب گوی شوم

مترجم) پیشگوییهای امینی هنوز باید حقیقت خود را به ثبوت برساند.سیماکیس

نهضت رادیکال 14

استفاده محدود اداری یادداشت مکالمه

موضوع: تروریسم، مهدوی وزیر بازرگانی، فساد نیروی هوایی و اوضاع کشاورزی

شرکت کنندگان: رحمت اللّه مقدم مشاور وزارت آب و برق و عضو سابق جبهه ملی

آرچی. ام. بولستر مأمور سیاسی سفارت آمریکا در تهران

محل و تاریخ: رستوران تیفانی، 26 ژانویه 1976 برابر 6 بهمن 1354

تبصره: مقدم یک عضو جبهه ملی تجدید سازمان نشده است و همیشه در عملیات حکومت بدترین

جنبه را می بیند. بنابراین اظهار نظرهای منفی او درباره کارمندان حکومت ایران و سیاستهای این حکومت

باید با توجه به این جنبه مورد بررسی قرار گیرد.

ص: 50

تروریسم

طبق اظهار مقدم مردم درباره جرم نُه نفر تروریست اعدام شده در تاریخ 24 ژانویه مشکوک هستند.

بسیاری معتقدند که حکومت ایران ممکن است قتل سرهنگ شافر و سرهنگ ترنر را برای توجیه اظهارات

علنی شاه درباره اینکه زندانی سیاسی در ایران وجود ندارد، و تنها تروریستها وجود دارند و برای توجیه

سرکوبی شدید مخالفان ترتیب داده شده باشد. داستان به این ترتیب تمام می شود، که حکومت ایران این 9

متهم را بایستی می کشت تا همه ردها را از بین ببرد. این واقعیت که محاکمات سری بوده به عقیده او

نشان دهنده بی میلی حکومت در آن است که حقیقت اوضاع برای مردم روشن شود.

مقدم گفت گزارشهای روزنامه ها درباره قتل تروریستها در ساری، آمل و گرگان تا اندازه ای فاقد دقت

است. یک دختر که در آمل دستگیر شد سرنخی درباره مخفیگاهی در گرگان به پلیس داد. بنابراین پلیس

خانه مظنون را محاصره کرد و هنگامی که صدای شلیک از داخل خانه شنیده شد آن را مورد حمله قرار

داد. هنگامی که خانه با حمله تصرف شد در داخل آن تنها یک نوار ضبط صوت پیدا شد که به طور مداوم

صدای شلیک تفنگ پخش می کرد. تروریستها فرار کرده و همچنان در آزادی به سر می برند. مقدم گفت که

این داستان از یک دوست که در گرگان زندگی می کرد به دست آمده است و اصرار داشت که حقیقت دارد.

مهدوی، وزیر بازرگانی

یکی از دوستان مقدم گفت عقیده عمومی بر این است که مهدوی بالاخره به عنوان نخست وزیر

جانشین هویدا خواهد شد. به شیوه مخصوص ایرانیها گفته شده است که مهدوی به علت پشتیبانی آمریکا

از کیفیت تکنوکراسی او سمت کنونی خود را به دست آورده است. ادامه پشتیبانی آمریکا، سمت

نخست وزیری را برای او تأمین خواهد کرد. به موجب شایعاتی مهدوی به اتهام کسری 300 میلیون ریال

که در دفاتر بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران که مهدوی، قبل از اینکه در سال 1974 به وزارت برسد

ریاست آن را داشت، در معرض بازجویی قرار گرفته است.

فساد نیروی هوایی

مقدم گفت او شنیده است که حدود سی افسر نیروی هوایی به خاطر فعالیتهای مفسده آمیز در بازداشت

به سر می برند. این تحقیقات ممکن است همچنین ژنرال خاتمی مرحوم را نیز دربر بگیرد و بدین ترتیب

شایعات مبنی بر اینکه مرگ او در سانحه کایت برای اجتناب از دردسرهای حکومت ایران پس از آشکار

شدن حقایق بوده است، تقویت می شود.

عقب ماندگی در تولیدات کشاورزی

مقدم در حالی که به یکی از موضوعات تکراری مکالمه خود اشاره می کرد اظهار نظر کرد، تولید

کشاورزی ایران همچنان عقب تر از حد نصابی است که باید دارا می شد. او به تازگی از اهواز در تاریخ 27

ژانویه بازگشته است. در اهواز او کسب اطلاع کرده است که یکی از بزرگترین مؤسسات کشاورزی و

بازرگانی در این منطقه زمین خود را می فروشد. او گفت در اهواز همه می دانند که جمشید مدحت، مدیر

عامل، می کوشد تمام مالکیت زمینی شرکت ایران کالیفرنیا را به احتمال در قطعات هزار هکتاری که

ص: 51

می تواند توسط افراد یا خانواده ها کشت و پرورش یابد بفروشد. به نظر مقدم این شکست و کوتاهی نشان

می دهد که کشاورزی به مقیاس بزرگ در ایران نیازمند مساعدت از سوی دولت است اگر قرار باشد

سودآور باشد. مقدم اخیراً نسخه ای از گزارش جامع درباره کشاورزی ایران را که از سوی شرکت خدماتی

کشاورزی و تکنیکی بوکرز در انگلستان تهیه شده، دریافت کرده است. در این گزارش توصیه شده است که

یک « نقشه جامع» برای کشاورزی ایران تهیه شود؛ هر چند مقدم این نقشه را به تفصیل مطالعه نکرده است.

وی معتقد است این گزارش مشاوران کلی تر از آن است که ارزش عملی داشته باشد. مقدم اخیراً مقاله ای

در مجله خواندنیها درج کرده است و در آن بعضی از نقاط ضعف سیاست کشاورزی حکومت ایران را

تشریح کرده است. او اظهار نظر کرد که امیرانی سردبیر این مجله ناگزیر بوده است، برای انتشار این مقاله

صحه حکومت ایران را دریافت کند. این نشان می دهد که حکومت درباره وضع نابسامانی کشاورزی ایران

تا چه اندازه حساسیت دارد.

نهضت رادیکال 15

محرمانه

صورت مکالمه

شرکت کنندگان: رحمت اللّه مقدم مراغه ای جرج بی. لامبراکیس

تاریخ و مکان: 14 اکتبر 1978 (22 مهر 1357)، آپارتمان مقدم

موضوع: وضع داخلی

روز تعطیلی امام رضا، برای دیدار از مقدم به ملاقاتش رفتم تا پس از خلاصی او از زندان با او صحبتی

بکنم. (او جزو رهبران مخالفی بود که به فاصله کوتاهی بعد از حکومت نظامی دستگیر شد.) وضعش خوب

و پریدگی رنگ نداشت. او گفت که هر چند 11 روز اول انفرادی بوده و آفتاب نخورده، ولی با او بدرفتاری

نشده است. بعد به سلول دیگر، که اغلب ملا بودند و مرتب آنها را وارد و خارج می ساختند، منتقل شده بود.

در بین آنها امام مفتح، از مسجد جاده قدیم شمیران بود، که هنوز در زندان است. پرسیدم که من از زیادتر

ماندنش نسبت به دیگر رهبران سیاسی، که اکثراً همان روز توقیف و آزاد شدند، گیج شده بودم. جواب داد

که از هم اسمش ژنرال مقدم (رئیس ساواک غیر خویشاوند) همین سؤال را کرده و او با شوخی گفت: بعد

از استقرار حکومت نظامی، آنها می خواهند گروههای مخالف با هم ارتباط نداشته باشند. پرسیدم اگر دلیل

موجهی است، آیا شما از بقیه رهبران، در برقراری ارتباط بین گروهها، مؤثرتر بوده اید؟ او خندید و گفت

بله.

مقدم گفت که توسط بازپرسان ساواک بازجویی شد و هنگامی که در مورد اهداف گروهش از او سؤال

شده بود، گفته بود که در چهارچوب قانون اساسی است. جزوات مختلف حزبی و تماس با دیگران در

حدود مجاز فعالیتهای قانونی بود. او همکاران خود را مخفی نکرد، چون چیزی نبود که خارج از حوزه

قانون اساسی باشد، (نظریه: موضع روشن مقدم که در طول سال گذشته در مورد آن تردید داشت که دستش

را رو نکند تا «هزاران گل» با عکس العمل فوری شاه چیده شود) مقدم در روز دعوت از تجمع هیئت

تحریریه کیهان، داوطلبانه آنجا بود و در خط مشی حزب خودش گفتگو کرد و از پذیرفتن خویش،

خوشحال به نظر می رسید.

ص: 52

وقتی از وضع مخالفین در حال حاضر پرسیدم، مقدم گفت سرگیجه گرفته اند و نمی دانند چه کار کنند.

او کاملاً صریح اضافه کرد که (به نظر من این طور بود، حداقل در بعضی موارد) مخالفین به دنبال دو پیام

حمایت کارتر از شاه نگران شده اند. سپس در مورد نظریه اصلیش، در مورد اینکه مسئولیت برگرداندن شاه

به ایران در سال 1953 (1332) به عهده آمریکا است و به قدرت رساندن او با کمک ارتش و پلیس،

صحبت کرد. او گفت که این کار تعادل بین شاه و مردم را به هم زده و آمریکا بایستی از ایران دست بردارد،

در حالی که پیامهای کارتر نشان دهنده حضور مجدد آمریکا در کنار شاه است.

در این فرصت گفتم که، آمریکا به خاطر رهبری ایران توسط شاه، او را حمایت می کند، زیرا دولت ایران

متحد مهمی برای ماست، که ثبات و استمرار پیشرفت آن، هدف ماست. ضمناً ما حمایت خود را از افزایش

آزادیها در اینجا بیان کردیم تا تدریجاً و نه به طور انقلابی به ثبات برسیم. انتخابات آزاد تابستان آینده

هدف خوبی برای شروع است. سپس از او در مورد نقش آینده شاه پرسیدم.

مقدم جواب داد، قبول دارد که وجود شاه لازم است، هم برای کنترل ارتش و هم آشوبهایی که منجر به

سقوط ناگهانی قدرت می شود. گفتم پس با من موافقی؟ جواب مستقیمی نداد و اشاره کرد که شاه محبوبیت

نداشته و سرگردان شده و آمریکاییها را فریب داده است. رؤسای جمهور آمریکا می آیند و می روند و شاه

می داند چگونه از آنها استفاده کند، برای مثال، کندی تمایلات شدیدی برای افزایش آزادیهای سیاسی

داخلی نشان داده بود و تصور می کرد که شاه آن را به کار می بندد. سپس جانسون و نیکسون که بر عکس

عمل کرده هر چیز که شاه خواست به او دادند.

او فرصتی را که در طی آن توسط مأمور سرویس مخفی آمریکا دعوت شده بود تا در صورت تمایل با

نیکسون، در هنگام دیدار او از انجمن ایران و آمریکا، ملاقات کند، و او پذیرفته بود، یادآوری کرد.

نیکسون هرگز از انجمن ایران و آمریکا دیدن نکرد و او نامه ای از مأمور سرویس مخفی آمریکا داشت که

توضیح می داد هیچکس در سفارت در برنامه فعالیتهای نیکسون که منحصراً ملاقات خصوصی در حضور

شاه بود، دخالتی نداشت. هنگامی که رئیس جمهور کارتر آمد، امیدها را افزایش داد، ولی پیام اخیر او

مقدم و دوستانش را گیج کرد. دوباره خط مشی خودمان را به مقدم تذکر دادم و پیشنهاد کردم که او برای

بهره وری از انتخاب آزاد موعود، با دوستانش سازماندهی کند و افزودم که غیر واقعی است، اگر تصور کنیم

شاه و حامیان او به سادگی قدرت را به مخالفین تسلیم کنند، آنها باید خواسته شان را بروز دهند. به یادش

آوردم که خودش گفته بود که چند ماه پیش در مورد هماهنگی در برنامه مشترکی بین گروهش با اشکال

مواجه شده بودند.

اگر مخالفین اهداف شخصی دارند و سازمانی که شاه با ایشان مذاکره نماید تا سریعاً در وضع سیاست

داخلی شرکت داده شوند، تا زمانی که رهبران منفرد پیشرفت کندی دارند، توقع جدی گرفتن آنها از سوی

شاه هر کس دیگری درست نیست. ظاهراً مقدم روی موافق نشان می داد.

مقدم به این مطلب اشاره کرد که شاه طبق شواهد با نصب شریف امامی، «یک مرد فاسد» به جای

انتصاب فرد مناسب دیگری، قصد آزادیخواهانه ندارد. او دلیل مرا مبنی بر اینکه شاه در تدارک ولایتعهدی

است رد کرد و گفت آنقدر خودخواه و مغرور است که به فکر پسرش نمی باشد. مقدم اشاره به کشتار میدان

ژاله کرده و گفت که «وضع بدتر از پیش» شده است. قبلاً شکنجه می کردند و حالا می کشند. هنگامی که در

مورد هراس او مبنی بر برنامه های دولت که یک سال پیش در گفتگوهایمان مطرح بود یادآوری کردم، بر

ص: 53

این استدلال پافشاری نکرد.

پس از مباحثات دیگری قرار ملاقات بعدی در فرصت دیگری با همکاران دیگرش گذاشته شد. (مثل

مهندس بازرگان که به قول مقدم اخیراً از مشهد بازگشته بود.)

اظهارنظر: مقدم با توجه خود در مورد اعلامیه کارتر کاملاً مرا درک می کرد، ولی من معتقدم که او

تمامی نگرانی مخالفان محدوده قانون اساسی، در مورد اینکه آیا سیاستهای ایالات متحده در طول چند

ماه تغییر کرده یا نه، را منعکس می کند.

لامبراکیس

نهضت رادیکال 16

محرمانه (1)

13 دسامبر 78 (22 آذر 1357)

رحمت اللّه مقدم مراغه ای

رهبر نهضت رادیکال ایران (از سال 1975)

مورد خطاب با عنوان: آقای مقدم

رحمت اللّه مقدم مراغه ای، یک مهندس آبیاری و طراح، به تأسیس نهضت رادیکال ایران کمک کرد و

آن را تاکنون رهبری کرده است. او با سابقه بیش از دو دهه فعالیت سیاسی در مخالفت با شاه، از سپتامبر

1978، به خاطر فعالیتهای مخالف رژیم در زندان بوده است. مقدم خود را به عنوان فردی میانه رو دسته

بندی می کند، اصرار می ورزد که او همواره برای آزادی در محدوده قانون اساسی ایران تلاش کرده است.

او فلسفه سیاسی خود را چیزی بین سوسیالیستها و میانه روها در فرانسه تشریح می کند. به علاوه، او در

نظر دارد که لغت رادیکال در نام سازمانش،از حزب سوسیالیست رادیکال میانه رو در فرانسه الهام گرفته

شده بود. و او از هرگونه تلاشی در ارتباط دادن سازمانش و مرامهای افراطی منزجر است. (محرمانه).

مقامات رسمی آمریکا که مقدم با آنها ملاقات کرده است او را فردی متعادل، طرفدار آمریکا و

روشنفکر تلقی می کنند که صمیمی است و بی پرده و صریح صحبت می کند. آنها هم چنین متذکر می شوند

که مقدم در اواسط سال 1978، به خاطر مواضع میانه روانه اش، در ملاقاتهایش با سایر رهبران گروههای

مخالف، که در حال تلاش برای تنظیم یک برنامه مخالفت متشکل بودند، مشکلاتی داشت. مقدم همواره با

مقامات رسمی آمریکایی روابط دوستانه داشته است و مایل به ادامه مباحثات اصولی است. او

نخست وزیر سابق محمد مصدق (321330) را تحسین می کرد. لیکن از اعضای جبهه ملی، اتحاد

موقتی که از مصدق در زمان قدرتش علیه شاه حمایت می کرد، نبوده است. او به مقامات آمریکایی گفته

است که تصویر آمریکا در ایران به خاطر حمایتش از شاه و عدم درک اهمیت تاریخی مصدق صدمه دیده

است. (محرمانه)

مقدم، متولد تهران و فارغ التحصیل دانشکده نظام ایران می باشد. او طراحی و جغرافی را در بین

سالهای 1328 تا 1332 در فرانسه تحصیل کرده و از کالج ارتش فرانسه و دانشگاه پاریس فارغ التحصیل

شد. او به ایران بازگشت و تا سال 1334 به عنوان یک افسر در ارتش خدمت کرد.

او برای مدت کوتاهی از سال 1334 یکی از اعضای حزب منحله مردم (مخالفین وفادار) بود. در سال

ص: 54

1340 او به عنوان نماینده آذربایجان در مجلس (مجلس شورای ملی) به خدمت اشتغال داشت. او

همچنین دارای چندین مقام مربوط به آبیاری در وزارت کشاورزی بوده است. (طبقه بندی نشده)

مقدم، حدوداً 58 ساله است و مقالاتی در مورد کشاورزی و استفاده از زمین منتشر کرده است. در سال

1962 او به عنوان یک رهبر صاحب امتیاز خارجی دو ماه در ایالات متحده به سر برد که در حین این مدت

مشغول مطالعه و مشاهده روند سیاسی آمریکا و کشاورزی بوده است. او به زبانهای فرانسه و انگلیسی

صحبت می کند.13 دسامبر 1978 22 آذر 1357



کانون وکلا

ص: 55

کانون وکلا 1

تاریخ: 13 دسامبر 1978 22/9/1375سری (1)

حسن نزیه رئیس کانون وکلا (تقریباً از تاریخ ژوئیه 1978)

مورد خطاب با عنوان: آقای نزیه

حسن نزیه، یک وکیل و سیاستمدار قدیمی که قول داده است، کانون وکلا را هر چه بیشتر از گذشته

فعال کند. مدتی کوتاه پس از تصدی سمت، او سازمان را (کانون وکلا) به شرکت در تقاضای تجدید

محاکمه برای زندانیان سیاسی در دادگاههای حقوقی که قبلاً در دادگاههای نظامی محکوم شده بودند،

کشاند. او قصد خود را مبنی بر ایجاد اصلاحات سازمانی از این قبیل با برپایی جلسات بیشتر نشر

گزارشات ماهیانه به وکلای کشور، تعقیب قانونی وکلای فاسد و حمله به قوانین خشک اداری باز دارنده،

نشان داد. نزیه فردی جاه طلب و چیزی شبیه به یک فرصت طلب سیاسی است. طبق گزارش رسیده در

سال 1345، او باور داشته که می تواند پشتیبانی حزب توده (کمونیست) را برای امیال سیاسی خود به کار

گیرد. (سری)

در سالهای 1330 نزیه یک ملی گرای با حرارت، یکی از مؤسسین نهضت آزادی ایران بود که جبهه ای

است راست گرا، مذهبی ملی که در مواقع مختلفی با جبهه ملی، ائتلافی که محمد مصدق نخست وزیر را

(321330) در نبرد با شاه حمایت می کرد، همکاری داشته. بعد از جدا شدن نهضت آزادی از جبهه ملی

در اردیبهشت سال 1340، نزیه به عنوان رهبر اکثریت حزبی ظهور کرد که تمایل به اتخاذ روشهای ملایم و

مصالحه آمیز در به دست آوردن قدرت داشت و همچنین مخالف روش قهرآمیز در بر کنار کردن شاه بود.

در طی آن دوره او و گروهش خواستار عدم قبول کمکهای نظامی خارجی، بر سر کار آمدن یک دولت بی

طرف (اما غیر کمونیست) و کنترل معقولی بر شرکت ملی نفت ایران و کنسرسیوم، که یک گروه متشکل از

17 شرکت نفتی می باشد که با شرکت ملی نفت ایران مشارکت می کنند، شد. بعد از اینکه نهضت آزادی

ایران، مجدداً در مهر سال 1340 به جبهه ملی پیوست، او در شورای مرکزی و کمیته اجرایی مرکزی اشتغال

داشت و همچنین سرپرستی قسمت تبلیغاتی سیاسی و انتشارات گروه را بر عهده داشت. (سری)

در حال حاضر اطلاعات کلی در مورد زندگی شخصی و شغلی نزیه در دست می باشد. هم اکنون در

اوایل 50 سالگیش، او ظاهراً یکی از چهره های سرشناس در میان جوانان ملی گرای اواخر سالهای 1930

و اوایل سالهای 1340 می باشد. در سال 1339 او برای شرکت بیمه های اجتماعی کارگران کار می کرد و

در ماه تیر سال 1340 او برای مدت کوتاهی به علت فعالیتهای ضد دولتی زندانی شد. در سال 1341 نزیه

یکی از اعضای شورای انجمن آذربایجانیهای مقیم تهران بوده است. (محرمانه)13 دسامبر 1978

کانون وکلا 2

تاریخ: 17 ژوئیه 1979 26/4/1358شماره سند: 4442

از: وزارت امور خارجه واشنگتن، دی.سیبه: سفارت آمریکا تهران، فوری 3502

موضوع: علاقه ایران برای خرید فرآورده های تصفیه شده سری

1 تمامی متن سرّی است

2 برای اینکه شما در ملاقات با مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران، نزیه، زمینه ای داشته باشید، باید از

ص: 56

مطالب ذیل آگاه باشید. در 4 ژوئیه، عظیمی، به نمایندگی نزیه، از شرکت آمرادا هس (Amerada -

Hess)تقاضا کرده است که 3 میلیون بشکه نفت چراغ و گازوئیل (سوخت حرارتی) برای فروش

اختصاص دهد. عظیمی توضیح داد که بمب گذاری در لوله نفت خام به دنبال بمب گذاری مشابه در لوله

تولید، منجر به کاهش شدید در پالایشگاه آبادان، تا میزان 100000 بشکه در روز شده است. این کاهش

از عدم توانایی ذخیره کردن فرآورده های نفتی آبادان توجیه شده است. با احتمال عدم راه افتادن عملیات

پالایشگاه اصفهان، مقامات ایرانی واهمه دارند که زمستان را بدون نفت کافی به سر برند. دو میلیون بشکه

اثر بلند مدت نخواهد داشت.

3 شرکت هس با تصویب دولت آمریکا موافقت نموده که دو میلیون بشکه تقریباً به طور مساوی نفت

و گازوئیل عرضه کند. و شرکت هس به ما اطمینان داده است که در ذخیره داخلی آمریکا کاهشی وجود

نخواهد داشت و به هنگام لزوم عرضه خارجی محدود نخواهد شد. مقامات ایرانی با دو تانکر سی هزار

تنی قرارداد بسته اند که به زودی بارگیری خواهند نمود.

4 نزیه از طریق هس از تصویب دولت آمریکا مطلع شده بود و به نظر رسید که از سرعت عمل دولت

ایالات متحده بسیار قدردان می باشد. به نظر می آید که نیاز اضطراری برای فرآورده های نفتی با ورود دو

محموله کوچک از کویت به ایران (شاید همان 2 تانکری که در بند سوم به آنها اشاره شد) اندکی تخفیف

یافته باشد و لذا شرکت هس در نظر دارد که محمولات خود را برای یک دوره دو ماهه، که انتظار می رود

پالایشگاه آبادان تعطیل باشد، ارسال دارد.

کانون وکلا 3

شماره سند: 7514محرمانه

تاریخ: 19 ژوئیه 1979 28/4/1358

از: سفارت آمریکا تهرانبه: وزارت امور خارجه واشنگتن، دی سی.

موضوع: ملاقات کاردار سفارت با رئیس شرکت نفت، نزیه

1 تمام متن محرمانه است.

2 خلاصه: در تاریخ 17 ژوئیه (26 تیرماه) کارشناس نفتی و کاردار با حسن نزیه، رئیس شرکت ملی

نفت ایران ملاقات کردند و در مورد این مسائل گفتگو کرده اند: 1) شعار تازه آشنا (حداقل برای ما)، درک و

قبول انقلاب و حمایت مداوم ما از تمامیت ارضی یک ایران مستقل و قوی، (2) جو سیاسی و نقش سیاسی

نزیه و اعتقادات او، 3) نفت و مسائل جاری خوزستان نزیه نشان می داد که روحیه دوستانه ای نسبت به

آمریکا دارد او فردی است مخالف شرع (غیر مذهبی مترجم) که مایل است با بعضی از مفاهیم جمهوری

اسلامی مبارزه کند (و همین طور مردمی که سرسختانه طرفدار چنین حکومتی هستند) او با وجود

تشخیص مشکلات خوزستان، سعی دارد اهمیت آنها را به حداقل خود برساند. پاراگراف آخر شامل

بیوگرافی حسن نزیه است.( پایان خلاصه).

3 در جواب اظهارات کاردار سفارت در مورد اینکه دولت آمریکا انقلاب ایران را قبول کرده و

امیدوار است یک رابطه دو طرفه گسترده ای برقرار شود، نزیه به طور مفصل در مورد منافع دو طرفه هر دو

کشور، علاقه برای «باقی ماندن» به صورت دوستان خوب و غیره، صحبت کرد. مخصوصاً نزیه ابتکار

ص: 57

پرزیدنت کارتر را در مورد حقوق بشر ستایش کرد و گفت تأکید شدید رئیس جمهور بر حقوق بشر بود که

«موقعیت شاه را یأس آور کرد» وی با یک کنایه جالب به روسیه، گفت که اگر بین ما (ایران و آمریکا)

اختلافی باشد، ما (ایرانیان) باید به خاطر بیاوریم که «آمریکا با ماست» و دولت آمریکا ما را در حل

مشکلاتی که توسط اجانب ایجاد می شود، کمک خواهد کرد.

4 نزیه مسئله به خصوصی در مورد اوضاع سیاسی اظهارات نداشت. او گفت امکان دارد کاندید

مجلس مؤسسان شود. او گفت زمان برای مراحل انتخاب و کارگزاری یک دولت جدید خیلی کوتاه بوده و

او تصمیم داشت، خواهان طولانی تر شدن مدت شود. نزیه، که ریاست کانون وکلا را نیز دارد، گفت کنگره

در جلسه 16 ژوئیه (25 تیرماه) تصمیم گرفته از دولت و خمینی تقاضا کند، مهلت را بیشتر کند.

5 کاردار خلاصه ای از سیاست انرژی جدید و اهداف آن را که توسط پرزیدنت اعلام شده، همراه با

یک نسخه از این سیاست اعلام شده به نزیه داد. نزیه از جهت کلی بودن ابتکارات رئیس جمهور استقبال

نمود. او ظاهراً علاقه ای بیش از صحبت راجع به مسائل کلی انرژی بین المللی نداشت. در رابطه با تقاضای

کاردار در مورد تأمین جریان کافی نفت برای بازارهای بین المللی تا در نتیجه آن تحول داخلی آمریکا،

برای رهایی از وابستگی به نفت وارداتی را ممکن سازد، نزیه گفت که این دولت است که به جای شرکت

نفت سطح تولیدات نفت و صادرات آن را تعیین می کند. اما سطح صادرات برای سال 1358 حدود 4

میلیون بشکه در روز می باشد. او اظهار داشت که این سطح تولید امکان دارد برای سال 1359 تغییر کند.

6 در رابطه با وضع خوزستان و تأثیر موقعیت فعلی و آینده سیاسی آن بر جریان نفت، نزیه

نمی خواست یا نمی توانست (احتمالاً نمی خواست) وارد جزئیات شود. او اشاره کرد که مشکلات وجود

دارند، اما گفت که فقط چند نفر مسئول بودند و دولت و پاسداران باید قادر باشند مسئله را حل کنند. نزیه

این مسئله که ناراضی های اعراب و خرابکاریها در این مناطق اثری در صادرات و تولید نفت خام گذاشته

باشد را تکذیب کرد. (گزارش جداگانه)

7 نزیه در سال 1323 در رشته حقوق از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شده و برای مدتی به عنوان

وکیل در ایران کار کرده است. سپس تحصیلات خودش را در سوئیس ادامه داد. بین سالهای 1329 تا

1332 در زمان نخست وزیری مصدق او به عنوان مشاور قانونی برای سازمان نوخاسته امنیت اجتماعی

کار کرد. در زمان مصدق، نزیه در سرپرستی سیستمهای دادگاههای نظامی فعال بود. او یکی از مؤسسان

نهضت مقاومت ملی در سال 1332 بود و از سال 1342 عضو فعال جبهه ملی بود. با مراجعه به بیوگرافی که

توسط شرکت نفت پخش شده (که مطالب بالا نیز از آن اخذ شده)، او چند بار دستگیر و زندانی شده است.

در سال 1356 نزیه برای تشکیل جمعیتی برای دفاع از حقوق بشر و همچنین جامعه حقوقدانان ایران

کمک کرد. در طول ملاقات با کاردار در تاریخ 17 ژوئیه (26 تیر)، نزیه خیلی دوستانه و مهمان نوازانه

برخورد کرد. او مایل بود به زبان فرانسه صحبت شود چون او گفت که انگلیسی صحبت نمی کند. او نشان

می داد که خیلی کم انگلیسی می فهمد (رضا عظیمی سرپرست امور بین الملل شرکت ملی می داد ترجمه

می کرد). نزیه خیلی ملایم و شمرده صحبت می کند.

نزیه، گذشته از اینکه رئیس شرکت ملی نفت ایران است، به طور وضوح بیشتر به حقوق و سیاست

علاقمند است. او احتمالاً اداره مسائل روزمره شرکت نفت را به کارمندان با تجربه خود محوّل

می کند.لینگن

ص: 58

کانون وکلا 4

استفاده محدود اداری

شماره سند: 10404

تاریخ: 6 سپتامبر 1979 15 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران

به: وزارت خارجه، واشنگتن، دی سی.

گزارشگر: اندی

موضوع: نزیه تلاش می کند.

1 طبق اطلاعاتی که ما داریم به دنبال پا درمیانی و درخواست نخست وزیر (بازرگان) از خمینی، نزیه

دوباره بر سر میز خود برگشته و به مردم اطمینان داده که استعفا نخواهد کرد و بازرگان را در گرفتاریها رها

نخواهد ساخت. بازگشت او به سرکارش و تقاضایش از کارمندان برای بازگشت به کار، به این خاطر بود

که از یک اعتصاب به وسیله هوادارانش در میان کارکنان شرکت نفت جلوگیری کند.

2 نزیه اتهاماتی را که به او نسبت داده اند، به خصوص آنهایی را که از طرف شهاب الدین اشراقی، داماد

خمینی بود، رد کرد. دیگر انجمنهای اسلامی در داخل شرکت نفت، او را به تمام کردن ذخیره مواد سوختی

و پایدار کردن وابستگی به آمریکا به وسیله خرید نفت چراغ از آمریکا، محکوم کرده اند. اشراقی قبول

کرده است که یک مناظره تلویزیونی با نزیه انجام دهد، ولی تاریخ این مناظره هنوز مشخص نشده است.

لینگن

کانون وکلا 5

استفاده محدود اداری

شماره سند: 0375

تاریخ: 25 سپتامبر 1979 3/7/1358

از: سفارت آمریکا تهران

به: وزارت امور خارجه، واشنگتن، دی سی.

گزارشگر: اندی

موضوع: حملات به مدیران ارشد ادامه دارد.

1 بنا به نقل از مطبوعات، نخست وزیر بازرگان، «رادیکالها، چپگراها، کارشکنها و ایرادگیرها» را

متهم به توطئه در فلج ساختن صنعت نفت به وسیله فراری دادن کلیه متخصصان و مدیران، من جلمه مدیر

عامل، حسن نزیه، نموده است. بنا به گزارش، بازرگان خطاب به عده کثیری از کارکنان شرکت نفت در

آبادان گفت که امام خمینی در این ناراحتی نخست وزیر سهیم است و اعتماد خود را در مورد بازرگان و

نزیه تکرار کرد.

2 اما اظهار نظر داماد خمینی، شیخ شهاب اشراقی دایر بر تکذیب بیان بازرگان مبنی بر حمایت

خمینی از نزیه، بر پیچیدگی مطلب افزوده است. تلویزیون ایران تکذیبی درباره اینکه امام چنین حمایتی به

عمل آورده باشد را پخش کرد. این مسائل نزیه را وادار کرده است که در یک اظهار نظر عمومی بیان دارد

ص: 59

که وی قربانی یک «توطئه» شده است، که طی آن وی را نزد خمینی حامی نخست وزیر سابق، بختیار

معرفی کرده اند. پس از آن کارمندان اداری شرکت نفت، بنا به گزارش، به حمایت از رئیس خود دست به

اعتصاب زده اند، و در همان حال کارگران مناطق نفتی اعلامیه ای را امضاء کرده اند که طی آن گفته اند که

آنها کسی را خارج از شرکت ملی نفت ایران بدون مشورت قبلی به جای نزیه نمی پذیرند.

3 نزیه دشمنانش را متهم نمود که به خمینی گفته اند که او در نظر دارد از کشور فرار کرده و به بختیار

بپیوندد. به همین بهانه نام او در لیست اشخاص ممنوع الخروج منظور شده بود. در ضمن، نزیه گفت در عین

حال که استعفا نمی دهد، در منزل می ماند تا موضوع روشن شود.

4 نزیه به طور علنی پیشنهادات مربوط به تصفیه در صنعت نفت را مورد انتقاد قرار داد و گفته است که

چنین تصفیه ای این صنعت را از مدیران لایق و متخصصان محروم می گرداند. نزیه همچنین از مداخلات

روحانیون در عملیات شرکت نفت در هر مرحله شکایت کرده است.

5 اظهارنظر: این به اصطلاح «توطئه» ممکن است نتیجه ناآرامیهای کارگری مجدد گزارش شده در

صنایع نفت باشد. صرف نظر از مسئله تقاضا برای دستمزد بیشتر، انگیزه و مخصوصاً رهبری روشن

نیست.

لینگن

کانون وکلا 6

محرمانه

شماره سند: 0548

تاریخ: اکتبر 1979 9/7/58

از: سفارت آمریکا، تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن، دی سی. فوری 4019

موضوع: برکناری حسن نزیه از ریاست شرکت ملی نفت ایران

1 (تمام متن محرمانه).

2 مطبوعات ایران در روزهای پایانی این هفته حجم بیشتری را به مسئله احضار حسن نزیه رئیس

شرکت ملی نفت، به دادگاه انقلاب اختصاص داده و تحلیلهای بیشتر را در مورد اتهامات حسن نزیه ارائه

داده بودند. نزیه هنوز از کار برکنار نشده، و همچنین هنوز به طور مشخص متهم شناخته نشده است: بلکه

او را فقط احضار کرده اند تا به اتهاماتی که اشخاص روحانی به او نسبت داده اند، در مورد اینکه او «با اسلام

و ملت مخالف است» پاسخ دهد.

3 همچنین به او دستور داده شده بود که صبح یکشنبه در دادگاه حاضر به شود، که او این کار را هنوز

نکرده است، و به خانه اش نیز باز نگشته است. منابع شرکت نفت به ما گفتند که او مستقیماً، توسط تلفن، با

دادگاه تماس گرفته و خواسته است که بعد از اینکه سرو صداها خوابید، ترتیب یک احضاریه را بدهند.

(نزیه خودش وکیل و رئیس کانون وکلا است) هر چند خبر گزاری فرانسه گفت، همسر نزیه گفته که او با

دفتر نخست وزیر بازرگان تماس گرفته است، تأییدی روی این نیست.

4 به نظر می رسد که کارگران شرکت ملی نفت ایران از حملات وارده به نزیه گیج شده اند هیچ نشانه ای

به عنوان تظاهرات و یا اعتصاب به پشتیبانی از نزیه دیده نشده و گزارشات رسیده حاکی از آن است که

تولیدات در خوزستان عادی است.

5 نظریه: ممکن است خمینی از کسانی که معتقدند نزیه در حمایت از افرادی در شرکت ملی نفت ایران

که با رژیم قبل همکاری می کردند، زیاده روی کرده، حمایت کند. انتصاب علی اکبر معین فر در روز شنبه،

ص: 60

به عنوان رئیس جدید شرکت ملی نفت ایران، به نظر می رسد قدرت نزیه را کم کرده است. اینکه این مسئله

اجازه بدهد که نزیه رئیس شرکت نفت باشد یا نه، هنوز مشخص نیست. ما تصمیم داریم با مقامات صنعت

نفت و دولت تماس بگیریم و نظریات آنها را جویا شویم، و تحولات بعدی را گزارش خواهیم کرد.

لینگن

کانون وکلا 7

محرمانه

شماره سند: 0659

تاریخ: 4 اکتبر 1979 12/7/58

از: سفارت آمریکا تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن. دی سی. فوری 4095

موضوع: نزیه از ریاست شرکت ملی نفت ایران اخراج می شود

1 (محرمانه) موضوع رئیس سابق شرکت ملی نفت ایران، حسن نزیه، هنوز هم تیترها را به خود

اختصاص داده است. اگرچه او به عنوان مدیر عامل شرکت باقی مانده است، اما در مجامع عمومی از 28

سپتامبر (6مهر) تابه حال ظاهر نشده است، خیلی شایع است که او از کشور فرار کرده است. به ما گفته شده

است که او به طور یقین، علیرغم شایعات فوق، هنوز در تهران است و با خانواده اش تماس دارد. گزارش

شده که علیرغم کم شدن تهدید خانواده او توسط گروههای انقلابی، هنوز هم خانه او و تلفن او تحت کنترل

است.

2 (محرمانه) وزیر جدید نفت علی اکبر معین فر و نخست وزیر مهندس بازرگان، مجبور شدند که روز

دوشنبه مردم را آگاه کند، که بحرانهای سیاسی ایران بر تولید و صدور نفت خام اثری نخواهد گذاشت. این

موضوع را کنسول اقتصادی رضا عظیمی حسینی امروز تأکید کرد. او رئیس بخش خدمات بین المللی

شرکت ملی نفت ایران است، و اضافه کرده است که تنها یک فرد، معین فر، صلاحیت صحبت کردن برای

شرکت نفت را دارد. از طرفی ضعف یا نقص اساسی در سطوح بالای شرکت دیده می شود. عظیمی حدس

زد که تا هفته آینده معین فر و ما می توانیم «یک ایده روشن که چه کسی در مقامهای بالاتر خواهد بود»

داشته باشیم. این نظریه آخری مربوط به وعده معین فر، که در مطبوعات ذکر شده مبنی بر پاکسازی کامل

در شئون شرکت ملی نفت ایران، است. زمان این کار هنوز مشخص نشده است.

3 (محرمانه) در نامه ای به نخست وزیر بازرگان، مرتضی اقدامی، منشی انجمن اسلامی صنعت نفت

گفته است که «کارگران صنعت نفت نمی توانند با نزیه کار کنند چون او هیچ اعتقادی به اسلام، انقلاب

اسلامی یا به رهبری انقلاب ندارد». نامه این اتهام را بر مبنای اعمالی مانند اعتراض او به سیاستهای

اساسی از جمله ملی شدن بانکها که به وسیله خمینی به عنوان اعمال انقلابی یاد شده، ذکر می کند.

ص: 61

4 (محرمانه) در نوشته ای به تهران تایمز، نزیه همه ادعاهای علیه خود را رد کرده است.

بنابر آن مقاله او خواسته است که دادگاه انقلاب که به زعم او در معرض دخالتهای خارجی است به یک

محکمه بی غرض تبدیل شود. نزیه اظهار علاقه کرده است که با یک کمیته ای متشکل از یک رهبر مذهبی

ارشد (ترجیح می دهد با آیت اللّه شریعتمداری)، نخست وزیر، وزیر دادگستری، رئیس دیوان عالی کشور، و

رئیس، شورای انقلاب و آیت اللّه علی قدوسی که تحقیقات را به عهده می گیرد رند همکاری کند و همه زیر

نظر آیت اللّه خمینی باشد.

5 (طبقه بندی نشده) جوابیه نزیه به 14 مورد اتهام، امروز در روزنامه محلی بامداد چاپ شده و

امروز با یک تلگرام غیر رسمی فرستاده شد.

6 (محرمانه) یک منبع عالی مقام در شرکت ملی نفت به کنسول اقتصادی ما گفته است که علیرغم

نتیجه دادگاه نزیه باید به سه دلیل برود.

الف) او از دخالتهای روحانیت در اداره حکومت بسیار انتقاد می کرد

ب) او نسبت به اظهارات سیاسی کارگران پیمانی در انتقاد از خودش بی توجه بود و اعتراض مبنی بر

اینکه انقلاب هنوز اجازه استثمار از آنها را می دهد، جدی تلقی نکرده بود.

ج) او در خیلی از جنبه ها مدیر ضعیفی بود و کوشش می کرد هر کسی را راضی کند، بدون اینکه در انتها

مشکل واقعی حل شود.

لینگن

کانون وکلا 8

محرمانه

شماره سند: 0712

تاریخ: 7 اکتبر 1979 15/7/1358

از: سفارت آمریکا در تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن. دی سی. فوری

گزارشگر: آگروسمن

موضوع: قضیه حسن نزیه

1 یک منبع رده بالا در شرکت ملی نفت ایران، به مشاور اقتصادی اظهار داشت که تصمیم تازه ای

اتخاذ شده است که تا فیصله یافتن قضیه نزیه، مدیر عامل جدیدی تعیین نشود. در این ضمن مدیران شرکت

نفت به طور مستقیم با وزیر جدید نفت علی اکبر معین فر در تماس می باشند، هر چند که او دفتری در

شرکت ملی نفت ایران ندارد. به ما اطلاع داده شد که دکتر محمد علی نابغ در حال حاضر به عنوان سایه

مدیر عامل کار می کند.

2 در همین حال کارشناس نفتی سفارت از منابع صنعتی کسب اطلاع نموده است که هیئت مدیره

شرکت ملی نفت ایران نامه ای به آیت اللّه خمینی نوشته و در آن اظهار «حمایت صددرصد» از نزیه نموده و

تأکید کرده اند که تصمیمات شرکت به وسیله آنها انجام می شده و فقط توسط نزیه نبوده است. گفته می شود

که نزیه هنوز در اختفا و روزانه با خانواده و همکاران سابقش در ارتباط است.لینگن


حزب زحمتکشان

ص: 62

حزب زحمتکشان 1

اطلاعات بیوگرافیک محرمانه

محل مأموریت: ایران

تاریخ تهیه: 20 نوامبر 1950 29/8/1329

نام خانوادگی: بقایی

نام: مظفر

ملیت: ایرانی

عنوان علمی: دکتر در فلسفه.

تاریخ و مکان تولد: 1287، کرمان

موقعیت: وکیل شانزدهمین دوره مجلس

تاریخ انتخاب: اسفند 1328.

وابستگیهای حزبی: جبهه ملی.

زندگی حرفه ای قبلی: به پایین مراجعه شود.

زبانهای مورد تکلم: فارسی، فرانسه، اندکی عربی

موضع نسبت به ایالات متحده آمریکا و خدمت برای آن: دکتر بقایی از ملاحظه هرگونه قدرت

خارجی در امور داخلی ایران ناخرسند است و در حال حاضر به تندی از ایالات متحده انتقاد می کند.

جزئیات خانوادگی: فرزند میرزا شهاب کرمانی، میهن پرست معروف ایرانی که در جنگهای مشروطیت

1285 ایران کشته شد جدا شده از همسر.

تحصیلات: تحصیلات ابتدایی در کرمان، تحصیلات متوسطه در تهران، دانشگاه سوربن پاریس،

درجه دکترا در تعلیم و تربیت.

زندگی حرفه ای: 1315 استادیار فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران.

1318 تا 1320 دو سال خدمت نظام به عنوان افسر احتیاط.

1326 تا 1328 نماینده مجلس از کرمان، عضو کمیته بودجه و کمیته آموزش و پرورش.

آذر 1328 به اتهام توطئه علیه ارتش شاهنشاهی دستگیر و زندانی شد.

اسفند 1328 تجدید محاکمه در دادگاه مدنی و آزادی از زندان.

اسفند 1328 انتخاب شده برای دوره شانزدهم مجلس، عضو کمیته آموزش و پرورش، و عضو کمیته

نفت و عضو جبهه ملی.

ملاحظات

نام دکتر بقایی ابتدا در جریان دوره اول مجلس پانزدهم بر زبانها افتاد. در آن زمان او به خاطر مخالفت

با قرارداد تکمیلی نفت گلشائیان و حملاتش علیه ارتش به خاطر مداخله در انتخابات عمومی محبوبیت

وسیعی کسب کرد.

شکایت اخیر تقریباً تمام ذهنیات او را فرا گرفت و در فروردین 1328 او به نطقهای خرابه کارانه در

مجلس به مدت 9 روز پرداخت و علی رزم آرا را که آن زمان رئیس ستاد بود، به دخالت غیر قانونی در امور

ص: 63

غیر نظامی متهم کرد. او یک نامه سرگشاده به شاه درباره این موضوع فرستاد و روزنامه خود، «شاهد» را با

حملات مشابه پر کرد. این مبارزه تمام عیار برای او محبوبیت عظیمی کسب کرد. ولی بالمآل در آذر 1328

منجر به دستگیری او شد. او به وسیله یک دادگاه نظامی محاکمه و به جرم بی اساس توطئه علیه ارتش

شاهنشاهی به یک سال زندان محکوم شد. موج انفجار عمومی بقدری بالا گرفت که وی به وسیله یک

دادگاه مدنی محاکمه و تبرئه شد و بار دیگر در اسفند 1328 به نمایندگی مجلس انتخاب شد. وی اکنون

یکی از پر سرو صداترین نمایندگان مجلس است.

دکتر بقایی پنهان نمی کند که او هنوز هم دست از سر رزم آرا برنخواهد داشت و او را به ویژه به ارتکاب پنج

فقره تخلف متهم می کند:

1 نادیده گرفتن قانون اساسی

2 اتهام همدستی در قتل محمد مسعود سردبیر فقید روزنامه مرد امروز

3 بازی با هر قدرت خارجی که از موضع او حمایت می کند، هر چند هم این موضع مخالف منافع

کشورش

4 توقیف مطبوعات و تخلفات گوناگون علیه آزادیهای مدنی

5 پیشبرد جریان بازگشت به سوی دیکتاتوری

در جریان محاکمه اخیر محمد جعفری، (مقصود محمد حسن جعفری ترور کننده احمد دهقان است.

مترجم) قاتل فرضی دهقان، دکتر بقایی به دفاع از جعفری پرداخت و گویا نه به آن علت که او معتقد به بی

گناهی جعفری بود، بلکه بدان علت که این محاکمه فرصتی بود که رژیم رزم آرا را به باد حمله بگیرد.برای

همین مقصود تاکتیک او در مجلس کنونی به نحو برجسته ای « آبستراکسیوی»است است (مقصود از

آوبستراکسیونیستی، ایجاد موانع و مشکلات در جلسات پارلمان به منظور جلوگیری از تصویب قوانین و

غیره است مترجم) و سرمقاله های او در روزنامه شاهد با استفاده از هر بهانه ای حکومت را به مبارزه

می طلبد. (روزنامه شاهد که از خط مستقیم جبهه ملی پیروی می کند، اخیراً به علت حملات مداوم علیه

دربار و حکومت توقیف شده بود، ولی به زودی تحت نام آهنگ شرق دوباره منتشر شد.)

شکی نیست که دکتر بقایی شدیداً جاه طلب است و بیشتر ناظران آمریکایی احساس می کنند او از

هرگونه فرصتی برای پیشبرد مقاصد خود جهت ایجاد یک زندگی سیاسی استفاده خواهد کرد.

فرصت طلبی بر صمیمیت او می چربد و او احتمالاً جبهه ملی را به عنوان وسیله مناسبی برای اینکه خود را

به قدرت برساند، به کار می برد. هر چند در جریان محاکمه محمد حسن جعفری او کمونیسم را یک آیین

شیطانی توصیف کرد که «تعالیم آن ریشه همه مظالم و مفاسد است» ولی خود او متهم به داشتن دیدگاههای

چپ افراطی است و به هر صورت می توان انتظار داشت که او به هر سازی برقصد. فرصت طلبی حتی در

زندگی شخصی او، بر او فائق می شود: او علناً اعلام داشته است که همسر خود را بدان علت طلاق داده

است که سیاستمداران به عنوان اشخاص مجرد بهتر می توانند فعالیت کنند.

هر چند در ثبات طرز فکر دکتر بقایی چندان اعتمادی وجود ندارد، او معمولاً یک مرد باهوش و مطلع

و مغز متفکر نهضت جبهه ملی به شمار می رود. از لحاظ قدرت نفوذ و محبوبیت، او در درجه بعد از دکتر

مصدق در گروه جبهه ملی قرار دارد.

بقایی یک مرد نسبتاً درشت هیکل و خوشایند و از لحاظ اجتماعی چرب زبان و دارای قدرت نطاقه

ص: 64

آتشین در تریبون مجلس است که در مخالفتها او گاهی به سر حد جنون می رسد. کمتر شواهدی برای رد

شهرت او به عنوان یک مرد درستکار موجود است، با توجه به اینکه فرصت طلبی در همه اقدامات او یک

عامل تعیین کننده است، صمیمیت او باید مورد تردید باشد.

حزب زحمتکشان 2

محرمانه

شماره سند: 529

تاریخ: 18 اکتبر 1951 26/7/1330

سفارت آمریکا تهران

حزب کارگران ایران

اخیراً وابسته کار (کارگری) سفارت، آقای سی.سی. فینچ، در مورد حزب کارگران ایران و مشکلات

مرتبط با آن با آقای مظفر بقایی مؤسس حزب گفتگو نمود. آقای فینچ در ژوئیه دوبار با او در آبادان

ملاقات کرده بود. گفتگوها در آن زمان خصوصاً مرتبط با بحران نفت بود، آخرین گفتگو به لحاظ اهمیت

آن در این پیام خلاصه گردیده است. دکتر عیسی سپهبدی، یک همکار نزدیک بقایی در امور حزب

کارگران ایران در این ملاقات شرکت نمود. او، آقای فینچ را حداقل به اندازه دکتر بقایی از لحاظ دانش

خصوصی او از تاریخ گذشته، عملیات فعلی و آینده پیش بینی شده حزب تحت تأثیر قرار داد.

در طول مدت مصاحبه، دکتر بقایی دلایل خودش برای رفتن به آبادان در تابستان گذشته، هدفهای

سیاسی خویش، عضویت و متدهایی که بدان وسیله حزب تأمین مالی می شود را با آقای فینچ مورد گفتگو

قرار داد. دکتر بقایی همچنین منبع و قدرت عددی حمایت خودش را تشریح کرد و در جزئیات در مورد

رهبران به خصوص اتحادیه های صنفی غیر کمونیست ایرانی توضیحاتی داد.

دکتر بقایی اظهار داشت که او هم اکنون شعباتی از حزب خودش را در اهوازاهواز / 4، قم، کرج، تهران، شوشتر،

دزفول و رامهرمز تأسیس کرده است. او در نظر دارد که شعباتی در اصفهان، زنجان و ساوه تأسیس شود.

دکتر بقایی موضوع مسافرتش به آبادان را که به طوری که گفته می شود به منظور تأسیس شعبه ای از

حزب کارگران در آن شهر می باشد، به طور نسبتاً تدافعی مطرح نمود. همان طور که وزارتخانه آگاه است او

در آن تلاش شکست خورد و در حقیقت گفته می شود که اتومبیل او در سفری که به مناطق نفتی نمود.

سنگباران شد. او اکنون اظهار می دارد که سفر او به آبادان برای تأسیس شعبه ای از حزب نبود و فقط یک

سفر خصوصی رایج بود در موقع ورودش به آبادان بدون هیچ گونه ترغیب یا دستوراتی از جانب

نخست وزیر به آنجا رفت. او اظهار داشت که امید دارد در آینده شعبه ای از حزبش را در آبادان تأسیس

نماید ولی قبلاً طرحی در مورد آن ندارد، دکتر بقایی حزبش را این طور تشریح نمود: «سوسیالیست در

گرایش تا جایی که سیاست سوسیالیستی با سیاست های دولت ایران در تناقض نیست». او مخصوصاً

اشاره نمود که سیاست های حزبش به سیاستهای جبهه ملی مرتبط هستند و اینکه حزب با هدف ها و

سیاست های حزب توده مخالف است. او مدعی عضویتی در حدود 000/10 نفر برای حزب کارگران در

تهران شد و عضویت را بر حسب آن دسته طرفدارانی که به عنوان اعضای حزب ثبت نام کرده اند تعریف

کرد، فقط آنهایی را که وجه اشتراک ماهانه 5 ریال یا بیشتر را می پردازند، به حساب می آورد. او همچنین

ص: 65

ادعا نمود که در حدود یک میلیون طرفدار حزب او در ایران وجود دارند اما نخواست بگوید که اگر بخشی

از آنها را بخواهد در تهران به کار گیرد تعدادشان چقدر خواهد بود. او تخمین زد که هسته مرکزی

طرفداران علاقمند او به 300 نفر می رسند دکتر بقایی تخمین زد که در حدود 1000 نفر از 000/10 نفر

عضو تهران، کارگرانی هستند که به اتحادیه های صنفی وابسته هستند. او اظهار داشت که نمی داند چند

عضو اتحادیه های صنفی در تمام کشور از حزب او حمایت می کنند؛ اگر چه او قبول داشت که عضویت و

علاقه اعضای اتحادیه صنفی محدودترین است. او معتقد است که شرکت محدود در نتیجه رهبری ضعیف

و نامطمئن اتحادیه های صنفی نیست.

نظرات او در مورد رهبران ویژه به شرح زیر است:

آقایان، خسرو هدایت، فدراسیون اتحادیه های صنفی کارگران ایران، عزیز قزلباش، کنگره اتحادیه

صنفی ایران و محمد مشاور، تماماً به عنوان «رهبران متزلزل» توصیف شدند. او معتقد است که آقای

سیروس مجد (که اکنون با همتای خودش از یک اتحادیه صنفی از سیاست های جبهه ملی حمایت می کند،

لاس می زند) شخصیت مؤثرتری دارد ولی آقای مجد با این عنوان «لایق هیچ اعتباری در فعالیت های

اتحادیه صنفی نیست» توصیف شد. آقای امیر کاران (در آغاز در فدراسیون مرکزی اتحادیه های صنفی

کارگران و دهقانان ایران بود) و اکنون یک کارمند در کنگره اتحادیه صنفی ایران است دکتر بقایی فکر

می کند که او علیرغم اعتراضات خودش یک رهبر (حزب) توده است. آقای بقایی فکر می کرد که محتمل

نخواهد بود که آقای کاران بتواند همکاری واقعی کارگران را به دست آورد، چون که طبق اطلاعات

دریافت شده توسط حزب کارگران ایران، آقای کاران به وسیله کارگران رد شده است. دکتر بقایی در مورد

رهبر برجسته دیگر اتحادیه صنفی در اصفهان آقای شمس صدری فکر می کند، که فاقد اعتماد کارگران

است.

دکتر بقایی اظهار داشت که فقط 4 رهبر اتحادیه صنفی ایران وجود دارند که حتی اعتماد کارگران را

محدود نموده اند. آنها آقای قزلباش که علیرغم نقطه ضعف های شخصی، دکتر بقائی در مورد او فکر

می کند که کمی اعتماد کارگران را دارد، عباس میرزایی، قبلاً در اتحادیه کارگران تنباکو بود، آقای قدسی و

یک نفر در یزد که قبلاً برای وابسته کارگری شناخته نشده بود، به اسم استادان، می باشند.

حزب زحمتکشان 3

یادداشت

از: سی.سی فینچ

به: آقای روی ام ملبورن آقای جون اچ. استیوتسن

تاریخ: 10 دسامبر 1951 19/9/1330

موضوع: گفتگوی سی.سی. فینچ با دکتر سپهبدی

روز 10 دسامبر من با دکتر سپهبدی گفتگویی داشتم. او از مأمورین حزب کارگران ایران و از دوستان

نزدیک دکتر بقایی است. سپهبدی و بقایی هر دو از اعضای مدرس دانشگاه تهران در مدت چند سال

بوده اند. آنها دارای روابط شخصی نزدیکی با یکدیگر هستند. بنابراین من معتقدم که می توان به طور یقین

ص: 66

تصور کرد که سپهبدی درباره حزب کارگران ایران به عنوان یک فرد مجاز صحبت می کند.

دکتر سپهبدی گفتگو را با اعلام این مطلب که حزب کارگران ایران از چهار کاندیدای تحت سرپرستی

خود پشتیبانی می کند، آغاز کرد. این چهار نفر عبارتند از: آقای یاسری (حوزه اهواز)، دکتر گوشه گیر

(حوزه دزفول)، دکتر بقایی (تهران) و دکتر سپهبدی (تهران).

دکتر سپهبدی چندین بار این مطلب را تکرار کرد که جبهه ملی به خودی خود یک حزب نیست، بلکه

می توان گفت نماینده «منافع وسیع همه طبقات مردم» است. سپهبدی و بقایی هر دو در یک کوشش

ظاهری برای پشتیبانی عملی سیاسی از جبهه ملی در تشکیل یک کمیته ویژه با عضویت بین 10 تا 12 نفر

برای «نظر مشورتی دادن» به دکتر مصدق و پشتیبانی از او مؤثر بوده اند.چهار گروه عمده که در این کمیته

نماینده دارند به ترتیبی که سپهبدی آنها را ذکر کرده است عبارتند از:

1 پیروان کاشانی 2 حزب کارگران ایران

3 حزب ایران 4 اصناف بازار

در میان آنهایی که در این جلسات شرکت می کنند آقایان: حسینی، اللهیار صالح، نریمان، مشاور، مکی

و کاشانی هستند. این گروه دارای مأمورین منظم نیست و روند پارلمانی و مکان و زمان معینی برای

تشکیل جلسه ندارد.

دکتر مصدق در جلسات این گروه شرکت نمی کند برای آنکه، طبق اظهار سپهبدی او رئیس حکومت

است و نمی تواند در سیاست درگیر شود. هنگامی که ملا کاشانی در جلسات شرکت می کند او همیشه، با

آراء علنی شرکت کنندگان در جلسه، به ریاست آن جلسه ویژه انتخاب می شود و این به علت موقعیت

برجسته او در امور ایران است.

بعداً در جریان گفتگو سپهبدی به نحو غیر مستقیم به کمیته اشاره کرد و خاطرنشان ساخت که هدف

بعدی این کمیته بر پا کردن یک «گروه از روشنفکران علاقمند به اصلاحات اجتماعی و اداری» است.

من همچنین با سپهبدی درباره نقشی که حزب کارگران ایران، در تظاهرات و آشوب 6 دسامبر (16

آذر) داشت، بحث کردم. او گفت که برای من حتماً لازم است که به این مطلب پی ببرم که مبارزه بین حزب

کارگران ایران و حزب توده یک مبارزه ایدئولوژیک است، و مبارزه ای نیست که به نحو رضایت بخشی از

طریق اعمال زور فیزیکی حل شود. دکتر سپهبدی همچنین مدعی شد که برنامه سیاسی حزب کارگران

ایران بر اساس سوسیالیسم علمی استوار است، ولی او همچنین اعلام داشت که نیازهای اجتماعی در ایران

به قدری زیاد و ضروری است که اقدامات «پویاتری» برای ایران لازم است. تا انگلستان. در واقع، هرچند

او این کنایه ها را به کار برد، در عین حال روشن ساخت که فلسفه ادعایی سوسیالیستی حزب کارگران

ایران اساسا چپگراتر از فابیانها و بیشتر شبیه فلسفه سوسیالیستی سندیکالیست های فرانسه و انگلیس در

نیمه دوم قرن نوزدهم است.

پس از بحث و مجادله مفصلی درباره دشواریهای روشنفکران در ایران امروز، دکتر سپهبدی ناگهان به

مناسبت آشوب و تظاهرات 16 آذر گفت که حزب کارگران ایران البته نباید به عنوان یک حزب مسئول

اقدامات افرادی از اعضای این حزب باشد و اگر هر عضوی در جریان تظاهرات دست به خشونت زده

است قابل تأسف است، و آنهایی که مقصر هستند باید به مجازات برسند. او همچنین اعلام داشت که هر

چند مسابقه بین حزب کارگران ایران و کمونیستها ایدئولوژیکی است نه فیزیکی. در عین حال (بعداً)

ص: 67

ممکن است لازم باشد که همه نیروهای دموکراتیک در ایران، کمونیستها را به طور فیزیکی مجازات کنند

تا آنها را وادار به درک معتبر بودن ایدئولوژی، اهمیت، و قدرت مخالفانشان نمایند.

دکتر سپهبدی در تمامی جریان مصاحبه کاملاً آرام و با اعتماد به نفس و دارای زبان چرب و نرم بود. او

با پاسخهای آماده خود تسلسل خط سؤالاتی را که ممکن بود از او بشود، پیش بینی می کرد. او از من

خواست وقت ملاقات دیگری برای بحث درباره فعالیتهای جاری حزب کارگران ایران به او بدهم. من به

طور آزمایشی ترتیبی دادم که در منزل خودش روز 23 آذر با او ملاقات کنم، مگر اینکه سفارت ایران

ایرادی در این باره داشته باشد.

سی.سی.فینچ

حزب زحمتکشان 4

محدود

یادداشت گفتگو

از: آقای سی.سی. فینچ

به: آقای ار.ان.ملبورن

موضوع: خلاصه گفتگو بین آقای سپهبدی و سی.سی. فینچ، وابسته کارگری

تاریخ: 15 دسامبر 1951 24/9/1330

آقای سپهبدی به درخواست خودش برای بحث در اطراف جزئیات بیشتری درباره حزب

زحمتکشان ایران به دفتر وابسته کارگری مراجعه کرد. در پاسخ به سؤالی از سوی وابسته کارگری آقای

سپهبدی مدعی شد که حزب کارگران به هیچ وجه مطلقاً مسئولیتی به مناسبت تظاهرات و اغتشاشات

متعاقب آن در تاریخ 16 آذر ندارد. او اعلام داشت که اغتشاش کننده مسئول بایستی آنهایی باشند که

خارج از حزب کارگران قرار گفته اند و برای در هم و برهم کردن نظم عمومی و بی اعتبار کردن حزب مدعی

عضویت در حزب کارگران شده اند. سپهبدی بدون هرگونه ابهامی اعلام داشت که تحریک کنندگان مدعی

وابستگی به حزب، این کار را بدون هرگونه مجوز و تشویق مرتکب شده اند.

آقای سپهبدی اعلام داشت که حزب، که قبلاً او آن را به عنوان یک حزب دارای نظریات سوسیالیستی

یاد کرد، قصد دارد خود را به عنوان یک نیروی سوم بین سیاستهای اتحاد شوروی و سیاستهای ایالات

متحده آمریکا قرار دهد. به طوری که حزب زحمتکشان هیچ کدام از مفاهیم این دو نیرو را در بر نگیرد. در

نتیجه سپهبدی مدعی شده است که دکتر بقایی، رهبر حزب کارگران، ضروری تشخیص داده است که به

طور آشکار و علنی علیه ایالات متحده آمریکا اظهار نظر کند. آقای سپهبدی معتقد است که اگر دکتر بقایی

طور دیگری رفتار می کرد توده های مردم داستانهای درج شده در مطبوعات را، که گفته می شود تحت

الهام کمونیستها است، باور می کردند که سفارت ایالات متحده آمریکا در تهران کمک مالی به این حزب

کرده و آن را تحت تشویق معنوی قرار می دهد.

آقای سپهبدی معتقد است که به نفع روابط حسنه بین ایران و آمریکاست که آمریکا هدف حمله قرار

گیرد، تا بدین ترتیب هرگونه امکان اینکه ایرانیان باور بکنند که ایالات متحده آمریکا پشتیبان حزب

کارگران است، رد شود. آقای سپهبدی در مورد کوششهای وابسته کارگری، جهت القای این مطلب که

ص: 68

آنچه عقاید حزب را تشکیل می دهد فلسفه سوسیالیستی است، بسیار سخت گیر بود. او فقدان معلومات

ابتدایی را درباره تاریخ نهضتهای سوسیالیستی و همچنین تقریباً عدم آشنایی کامل خود را با تحویل

سوسیالیسم بین المللی آشکار ساخت. آقای سپهبدی مدعی شد که رهبران حزب کارگران ایران معتقد

نیستند که دلبستگی این حزب به ایده آلهای سوسیالیستی با هدفهای حکومت مصدق غیر قابل انطباق

است.

آقای سپهبدی این مطالب را که ملا کاشانی برای حزب کارگران از محل پولهای آستانه پول فراهم

می کند، تکذیب کرد و مدعی شد که نسبت به اختیار ملاکاشانی در سخاوت بیش از اندازه غلو شده است.

درآمد حزب کارگران از عطایای شخصی از اعضا و هواخواهان آن به دست می آید و این پولها از نفری 5

ریال در ماه تا صدها ریال در ماه نوسان دارد (آقای سپهبدی اعلام داشت که بعضیها هزاران ریال

می پردازند). طبق اظهار آقای سپهبدی حزب کارگران در بدهی فرو رفته، ولی اعلام داشت که این

سرنوشت معمولی احزاب سیاسی ایران است و اینکه احزاب سیاسی در ایران یا در جاهای دیگر برای

کسب سود تشکیل نشده اند.

او اذعان داشت که حزب کارگران از حکومت آمریکا رسماً یا به طور غیر رسمی پولی دریافت نکرده و

نمی کند و انتظار ندارد دریافت کند. او مدعی شد که کمونیستها مسئول این گونه داستانهای تبلیغاتی

هستند. او اعلام داشت که به هیچ کارگری برای شرکت در تظاهرات مختلفی که حزب کارگران از آنها

پشتیبانی کرده است، پول داده نمی شود.

آقای سپهبدی مدعی است که اکنون چهار شعبه فعال حزب وجود دارد: 1 تهران، با عضویت حدود

4000 نفر که از آنها یک هزار نفر دارای شور و هیجان بوده (و بیشتر آنها دانشجو هستند)، 2 اهواز، با

عضویت حدود 1000 نفر که از آنها 200 نفرشان پشتیبانهای پر و پا قرص هستند، 3 دزفول، با عضویت

حدود یکهزار نفر که از آنها 100 نفرشان پشتیبانهای پر حرارت هستند، 4 اصفهان، که تعداد اعضای آن

مشخص نشده است، زیرا شعبه حزب در آنجا تازه تشکیل شده، ولی آقای سپهبدی معتقد است که لااقل

پانصد عضو در آن وجود دارد که نیمی از آنها پر شور و حرارت هستند.

آقای سپهبدی بار دیگر اذعان کرد که در هسته داخلی حزب، کارگری وجود ندارد. او علاقمند است به

اینکه کارگران از لحاظ تعداد از آن پشتیبانی کنند (و در نتیجه فشار). سیاست حزب عبارت است از

تشویق پشتیبانی از کارگران و آقای سپهبدی معتقد است، که کارگران باید مشتاق درک مقاصد حزب

کارگران باشند که هدف آنها حمایت از آنهاست و اینکه این حمایت از طریق رهبری آنها امکان پذیر است.

آقای سپهبدی درباره رهبری سودمند که ممکن است از منابع غیر از افراد دانشگاهی فراهم شود ابراز

شک و تردید کرد.

آقای سپهبدی این مرحله از گفتگو را با اظهار تأسف به خسارات وارده به دفاتر روزنامه و چاپخانه در

تاریخ 16 آذر پایان داد. او معتقد است که سردبیران «بعضی» از روزنامه ها در ارتکاب اعمال شرورانه ضد

ناسیونالیستی در پشتیبانی از کمونیستها مقصرند و اینکه سایر سردبیران روزنامه ها نیز در مخالفت با

حکومت مصدق به همان اندازه تقصیر کارند.

سی.سی. فینچ

ص: 69

حزب زحمتکشان 5

تاریخ: 19 دسامبر 1951 28/9/1330یادداشت گفتگو

از: آقای سی.سی. فینچ

به: آقای ار.ام. ملبورن

موضوع: انتخابات

آقای سپهبدی مسئله حزب کارگران ایران را با وابسته کارگری مورد بحث قرار داد و بعداً آقای

ملبورن به آنها پیوست. مراتب زیر خلاصه قسمت دوم گفتگو است.

آقای سپهبدی معتقد است که انتخابات به زودی آغاز خواهد شد و اینکه یک انتخابات «تند و سریع»

ظرف سه یا چهار ماه انجام خواهد شد. او گفت که به عقیده او رأی گیری به انتخابات مجلس از شمال

شرقی آغاز خواهد شد و به دنبال آن شمال غربی و منطقه شمال مرکزی و منطقه مرکزی ایران و قس علیهذا

به ترتیبی که فهرست بندی شده است، ادامه خواهد یافت. اگر به دلایل سیاسی ضروری باشد زمان

انتخابات در هر نقطه معینی را می توان به طور ناگهانی تغییر داد و انتخابات در جنوب صرف نظر از برنامه

آزمایشی قبلاً تعیین شده، انجام خواهد گرفت. آقای سپهبدی تلویحاً گفت که انتخابات در جنوب ایران در

صورتی که حکومت نتواند دستمزد کارگران پالایشگاه و مناطق تولیدی نفت را بپردازد، زودتر انجام

خواهد شد. در چنین صورتی انتخابات قبل از اینکه معلوم به شود که حکومت پرداخت دستمزدها را به

تأخیر می اندازد و یا از زیر بار بدهی های مقرر طفره می رود، انجام خواهد گرفت.

آقای سپهبدی معتقد است که مجلس جدید قبل از اینکه انتخابات تماماً انجام گرفته باشد تشکیل

خواهد شد. او گفت که اولین قدم در راه تشکیل مجلس، حضور لااقل 95 نماینده است. آقای سپهبدی

گفت که او معتقد است که هیچ کمونیستی به مجلس باز نخواهد گشت و هیچکس جرأت نخواهد داشت در

مقابل مخالفان شاه و مصدق و پلیس و «سایر نیروهای مقاومت کننده» بایستند. او همچنین گفت که پیام

مصدق برای اینکه مجلس دویست نماینده داشته باشد، نقشه ای است برای دراز مدت و در حال حاضر

هدف دولت این نیست.

سی.سی. فینچ

حزب زحمتکشان 6

محرمانه

15 سپتامبر 1952 28/6/1331

اطلاعات تکمیلی بیوگرافیک

دکتر مظفر بقایی

در تکمیل CBD سفارت، مورخه 20 نوامبر 1950

زندگی حرفه ای

فوریه 1950 (29/8/1329) تا فوریه 1952 (بهمن ماه 1330) نماینده دوره شانزدهم مجلس از

تهران.

اکتبر 1951 (مهر 1330)، عضویت هیئت نمایندگی ایران در شورای امنیت.

ص: 70

27 آوریل 1952 (7/2/1331)، نماینده دوره هفدهم مجلس شورا از تهران.

26 اوت 1925 (4/6/1331)، در بیمارستان بستری شد.

ملاحظات:

بقایی هم از تهران و هم از کرمان با آرای بسیار برای مجلس انتخاب گردید. او عملاً دارای دو کرسی

در مجلس بود تا اینکه نمایندگان رأی دادند که باید فقط کرسی نمایندگی تهران را بپذیرد. او جزو

نمایندگان جبهه ملی بود که اعتبارنامه های آنها از سوی جواد عامری و می رسید مهدی میراشرافی رد شد،

ولی پس از بحثهای مفصل او از طرف مجلس پذیرفته شد.

بقایی که یک عضو فعال جبهه ملی است در عین حال بیشتر کوششهای خود را از آوریل سال 1951

در اطراف حزب شخصی خود، که حزب کارگران است و از جبهه ملی منشعب شده متمرکز کرده است. این

گروه بی دوام، که از طرف بقایی سازماندهی شده یقیناً در مقاصد و آرزوهایش یک گروه سیاسی است و

آنچه نابجاست این است که (بر خلاف اسمش) در میان خود کارگران یا سازمانهای کارگران ایران، هیچ

پیروی ندارد.

هدف اصلی آن ظاهراً پیشبرد جاه طلبیهای سیاسی خود بقایی است که اخیراً این حزب را تجدید

سازمان داد تا عناصری را که می خواستند رهبری آن را به دست بگیرند، از میدان به در برد. کوششهای او

برای برقراری حزب در خوزستان منجر به تصادم جدی با حسین مکی شد، که نسبت به تخطی های بقایی

در سرزمین خود ابراز انزجار می کرد. مکی از دکتر مصدق خواست تا بقایی را از مناطق نفت خیز دور کند.

در سراسر مدت انتخابات حزب کارگران با پیروان شخصی مکی در زمینه های مختلف برخوردهایی

داشت و این اصطکاک داخلی در داخل جبهه ملی، تمامی ساخت این جبهه را تهدید به تضعیف می کرد.

بقایی در حال حاضر در بیمارستان بستری است و وضع او وخیم است. به طوری که خود او گزارش

داده است، مبتلا به پاراتیفوئید و مرض قند است. بعضیها می گویند که دچار حمله قلبی شده بود.

یک گزارش تأیید نشده که ممکن است آن را باور کرد این است که او در نتیجه مصرف بیش از حد

کوکائین بسیار ضعیف شده است. این اعتیاد که او پس از کشیدن طولانی تریاک مبتلا به آن شده بود، او را

نه تنها به طور جدی بیمار ساخته بود بلکه وضع مالی شخصی او را فلج کرده بود. ام.آر.پریش

حزب زحمتکشان 7

محرمانه

اطلاعات امنیتی

سفارت آمریکا تهران

27 اکتبر 1952 5/8/1331

ص: 71

گفتگو با یک رهبر برجسته جبهه ملی

وابسته کارگری اخیراً با دکتر مظفر بقایی رهبر حزب کارگران ایران و عضو برجسته جبهه ملی ملاقات

کرد. مصاحبه با دکتر بقایی در منزل خودش، در یک کوچه فاقد روشنایی، در یک محیط فوق العاده سری

صورت گرفت. این پنجمین گفتگوی وابسته کارگری با دکتر بقایی بوده است. دکتر بقایی خسته به نظر

می رسید و رنگ پریدگی او به خوبی منعکس کننده بیماری جدی اخیر او بوده است. نتیجه گیری مشترک

گفتگو، تا آنجایی که مربوط به مأمور گزارش دهنده است، فقدان کامل یک نقشه، در اوضاع اقتصادی رو به

وخامت ایران تا این تاریخ بوده است. گفتگو مطالب زیر را دنبال کرد:

1 تجزیه حزب کارگران ایران بر اساس مسائلی که مدتهاست مدفون شده، ولی بسیار زود از طرف

بقایی شناخته شده صورت گرفته است. آغاز آن در سال 1948 بود یعنی هنگامی که بقایی معتقد بود اگر

بتواند سوسیالیستهای ضد کمونیست به رهبری ملکی (مقصود خلیل ملکی است) و عناصر مذهبی فاقد

رهبری را با خود در یک سیاست میانه رو متحد کند، قادر خواهد بود یک حزب نیرومند کارگری، بر

اساس اعتقادات سوسیالیستی تشکیل دهد. او طرفداران ملکی را مردانی کارا و سخت کوش تشخیص

داده بود، ولی در عین حال معتقد بود که آنها سوسیالیستهای خوبی نیستند و جاه طلبتر از آن هستند تا از

طریق و مجرای دسته بندی خود بر حزب تسلط پیدا کنند. دکتر مظفر بقایی معتقد بود که آقای ملکی از

تغییر حکومت از رژیم سلطنتی به رژیم جمهوری حمایت می کند. هنگامی که دکتر بقایی عازم سفر به اروپا

و ایالات متحده آمریکا شد (همین اواخر)، هنگامی که او بیمار بود، او قدرت حزب را در دست آنها باقی

گذاشت. پس از بازگشت به شرکت فعالانه به امور حزبی او متوجه این نکته شد که هر چند آنها به اصول

سوسیالیستی تملق می گویند، در واقع آشوبگران کمونیستی هستند و به مصدق وفادار نیستند. بنابراین

بقایی این مسئله را مصراً پیش کشید و گفت اگر حزب از این عناصر پاکسازی نشود، او استعفا خواهد داد.

از او پرسیده شد که اگر فرقه طرفدار ملکی از حزب اخراج شود، او باز خواهد گشت؟ او موافقت کرد و

(چون شاهد بی اعتبار شدن ملکی شده بود) چاره ای جز اینکه به قول خود وفا کند و به عنوان رهبر حزب

شرکت فعالانه را از سربگیرد، نداشت. در جریان این قسمت از گفتگو بقایی لحن وارسته ای بخود گرفت و

در این مرحله گفتگو صحبت او گرمتر شد.

2 حکومت معتقد است که به محض اینکه انگلیسیها بروند فعالیتهای جاسوسی و کوششهای حکومت

انگلیس برای کنترل ایران کاهش خواهد یافت، ولی به دشواری ممکن است از بین برود. بقایی ناکامی

حکومت در جمع آوری مالیات بر درآمد و مالیات گمرکی را به مأمورین طرفدار انگلیس در حکومت

ایران نسبت داد. او ترکیبی از این اشخاص و تقاضای قبل از مورد مصدق برای اصلاحات روستایی را از

اساس خودداری ملاکان بزرگ از پرداخت مالیاتهایی که بر آنها تحمیل شده است، قلمداد کرد.

3 او مدعی صمیمانه این اعتقاد بود که حکومت آمریکا آلت دست انگلیسیها در ایران (و تمامی

خاورمیانه) شده است. او تنها راه نجات ایران را این می داند که یا آمریکا تانکرهایی (نفتکشهایی) (علیرغم

اقدامات قانونی که انگلیسیها می توانند به عمل بیاورند) بفرستد یا کمکهای نقدی بنماید. او ارزیابی مرا

درباره بیکاری در تهران به میزان 40000 تا 50000 بلافاصله رد کرده (تعداد بیکاران را به نصف آن

کاهش داد). معذالک او گفت که حزب توده روز به روز، و به ویژه در میان عده زیادی از بیکاران رشد

می کند.

4 او گفت که هر چند درست است که حزب او بر اساس اندیشه بالا بردن سطح زندگی فقیران بنا شده

است ولی تهیه یک چنین برنامه ای بدون اقدام مقدماتی خلاصی کشور از انگلیسیها میسر نخواهد بود. او

مدعی موافقت با حکومت در این باره بود که حکومت باید یک اقتصاد بدون نفت تهیه کند، ولی در عین

حال اظهار داشت که حکومت (و خود او) هیچ گونه نقشه ای برای حرکت تدریجی در جهت اینکه از تجمع

کارگران بیکار در خوزستان جلوگیری شود، ندارد.

ص: 72

او گفت که قبلاً به حکومت پیشنهاد کرده بود که حکومت کارگران غیر ماهر را برای ساختمان کانالهای

آبیاری در جنوب و جاده ها در شمال به کار گمارند، ولی حکومت با چنین نقشه ای چندان موافق نبود.

5 او معتقد است که جدایی او از ملکی به مدت نامحدود ادامه خواهد یافت و ملکی به تدریج نسبتاً

روشنفکرانی را که اکنون از آنها برخوردار است، از دست خواهد داد و اینکه هیچ کارگری از ملکی

پشتیبانی نکرده و نخواهد کرد. او ملکی را به عنوان سمبل یک عنصر کمونیست تیتوئیست در حال زوال

تصور کرد.

6 او مدعی است که با عزیمت انگلیسیها، آمریکا فرصت خواهد داشت تا یک سیاست مستقل و

روشن بینانه نفتی برای ایران تهیه کند. او این موضوع را از لحاظ تأسیسات توزیع و پخش و به بازار رسانی

نفت توصیف کرد. او گفت که اگر آمریکا در این امر موفق نشود، شایسته آن خواهد بود که نه تنها از طرف

مردم و جراید دست چپی مورد حمله قرار گیرد، بلکه از سوی میهن پرستان ایرانی نیز که پی خواهند برد که

اعلامیه تهران معنایی ندارد، در معرض حمله قرار خواهد گرفت.

7 او ظاهراً بخشی از امیدواری خود را به انتخابات آینده آمریکا دوخته است و معتقد است که یک

رئیس جمهوری از حزب جمهوریخواه در آمریکا لااقل مستقل از انگلیسیها اقدام خواهد کرد (اگر مخالف

آشکار با آن نباشد). در این مورد او حزب دمکرات آمریکا و احزاب محافظه کار انگلیس را در مناسبات

بین المللی خود به یکدیگر پیوند داد. او اظهار عقیده کرد که برنامه اصل 4 کار نسبتاً خوبی انجام می دهد،

ولی ایران نه تنها نیاز به هیئتهای نظامی ندارد، بلکه این امر برای بیطرفی ایران خطرناک است. او اظهار

عقیده کرد و آنهم به نحوی که یک شخص درگیر اظهار نظر می کند که ایران به سختی می تواند بر روی دفاع

نظامی از سوی ایالات متحده آمریکا یعنی کشوری که عاطل و باطل در کنار گود ایستاده است حساب

کند، و بدین ترتیب اجازه خواهد داد که محاصره از سوی انگلستان ادامه یابد، در حالی که اتباع ایرانی از

گرسنگی می میرند.

8 تنها اظهار نظر او درباره گزارشهای مربوط به رخنه عناصر حزب توده در حزب (کارگران ایران) و

حکومت، این بود که در حال حاضر، خطر بزرگتری وجود دارد و آن هم نگهداری عناصر هواخواه

انگلیس در مواضع قدرت است.

9 در پاسخ به سؤال مربوط به نیاز به رفع شرایط اسف انگیز کارگران، دکتر بقایی گفت که قانون کنونی

کارگران موارد کافی برای اجرای تصریحات آن را ندارد. او این امر را به زد بندها و نفوذ شرکت نفت ایران و

انگلیس، با حکومت ایران درست پس از جنگ جهانی (یعنی هنگامی که قانون کار به تصویب رسید)

نسبت داد. او گفت که دلیل دعاوی او در اسنادی که از اداره اطلاعات شرکت نفت ایران و انگلیس به وسیله

حزب کارگران به دست آمده به ثبوت رسیده است. دکتر بقایی گفت که مسئولیت اولیه نمایندگان مجلس

این خواهد بود که قانون کارگری جدید قابل اجرایی به تصویب برسانند. او شخصاً معتقد است که تنها امید

برای اجرای مؤثر قانون در این است که حکومت نه تنها دستمزد کارگران، بلکه همچنین تولید و پخش

فرآورده های کارخانجات را کنترل کند.

خلاصه، بقایی درباره قدرت حزب خود و آمادگی شعبه حزب تحت رهبری ملکی به اینکه به تدریج

محو شود، نظر اغراق آمیزی دارد. او مایل نیست بپذیرد که حزب توده به مراتب سازمان سیاسی مهمتری

از حزب شده است. او نقشه ای برای تأمین کسری مالی حکومت ندارد، او نقشه ای برای کاهش تمرکز

ص: 73

کارگران تابع شرکت ملی نفت ایران ندارد، او همچنین نقشه ای برای غذا دادن یا مسکن دادن به بیکاران

ندارد و همچنین نقشه ای برای رویارویی با بحران اقتصادی که زمستان آن را به ارمغان خواهد آورد

ندارد.او به این امید در انتظار انتخابات آمریکا است که جمهوری خواهان انتخاب شوند، و اینکه

جمهوریخواهان یا به معنای حل مسئله نفت خواهد بود، یا میل آمریکا را برای تعهد جبران کسری

بودجه ای که ممکن است پیدا شود، افزایش خواهد داد.

از جانب سفیر روی ام. ملبورن، دبیر اول سفارت

حزب زحمتکشان 8

محرمانه

اطلاعات تکمیلی بیوگرافیک

تهران 3 فوریه 1953 14/11/1331

دکتر مظفر بقایی

در تکمیل سند مورخه 20 نوامبر 1950 و سند تکمیلی 15 نوامبر 1952 اواخر آبان، 1331

زندگی حرفه ای

4 اکتبر 1952 (12/7/1331) از بیمارستان مرخص شد.

ملاحظات: بقایی که گفته می شد که تقریباً الکلی است و به طور وسیعی شایع شده بود مواد مخدر

استعمال کرده است، ظاهراً بعد از اینکه از بیمارستان مرخص شد وضعش بهتر شده است.

هنگامی که که در تاریخ 12 اکتبر بقایی استعفای خود را از حزب زحمتکشان ایران اعلام کرد،

اختلاف نظرهای دیرین بر سر سیاست داخلی و سازمان حزب بین دو فراکسیون (دو فرقه) در داخل حزب

زحمتکشان (کارگران) ظاهر شد. مخالفین موضع بقایی به وسیله خلیل ملکی رهبر سابق حزب توده

رهبری می شوند. طبق اظهار منابع طرفدار ملکی، جدایی واقعی در نتیجه قصد بقایی در شرکت در «توطئه

زاهدی» برای سرنگون کردن مصدق به منظور پیشبرد موضع سیاسی او روی داد. گفته می شود بقایی قصد

داشت در زمانی در آینده نخست وزیر شود و احساس می کرد که برای رسیدن به این هدف باید حزبی تحت

رهبری داشته باشد. هواداران بقایی معتقد بودند که ملکی می کوشد به قصد وارد کردن تغییرات اجتماعی

به طرق انقلابی در حزب بر اندازی کند، در حالی که خود بقایی متمایل به وارد کردن تغییرات اعتدالی با

پایه های قانونی است. نتیجه این شد که فرقه طرفدار بقایی که کنترل روزنامه شاهد، ارگان حزب را در

دست داشت، رسماً ملکی و گروه پیرو او را اخراج کرد و روز 15 اکتبر بقایی را به سمت رهبری بازگرداند.

بقایی از ارتداد ملکی از نظریه سازمانی سخت آسیب دید، ولی در عین حال از پشتیبانی قوی افرادی از

طبقه کارگر به عنوان یک چهره سیاسی با حیثیت و اعتبار قابل ملاحظه در مجلس برخوردار است. بقایی

طی سر مقاله ای در شاهد، از اندیشه قطع رابطه انگلستان پشتیبانی کرد، ولی در عین حال اصرار داشت که

«مزدوران» انگلیس از سازمانهای دولتی تصفیه شوند. در عین حال او اخطار کرد که موضع لیبرالی دولت

نسبت به حزب توده باید خاتمه داده شود. هر چند وی در اقداماتی که منجر به انحلال مجلس سنا شد

همکاری داشت معذالک بقایی به عنوان یک مخالف برجسته تدابیر عمده دولتی، به نحو فزاینده ای شهرت

پیدا کرد. بقایی از سوی مخالفینش به لاس زدن سیاسی با کاشانی برای مقاصد سیاسی خود متهم شده

ص: 74

است. او به ترتیب با قانون امنیت عمومی، قانون مطبوعات و قانون انتخابات، و همین اواخر با تمدید

اختیارات تام مصدق مخالفت کرده و تا آن مرحله رسید که در تاریخ 20 ژانویه (بهمن ماه) تهدید به استعفا

در جبهه ملی کرد. جالب است خاطرنشان شود که بقایی تا این تاریخ وفاداری خود را به نهضت ملی تأیید

کرده است، در حالی که ظاهراً با حکومت به عنوان اینکه دارای نقش مدافع مجلس و فراگردهای

دمکراتیک است مخالفت کرده است.

حزب زحمتکشان 9

صورت مذاکرات

محرمانه

تاریخ: 15 دسامبر 1954 24/9/1333

موضوعات: 1 شورای سلطنت 2 تجدیدنظر در قانون اساسی 3 مخالفین در مجلس 4 بقایی و

انتخابات در کرمان 5 احتمالات در احزاب سیاسی 6 تمایل به عدم تمرکز

شرکت کنندگان: سردار فخر حکمت، رئیس مجلس، دکترعباسقلی حکمت، پسرش، کورش شهباز، مشاور

سیاسی، ویلیام کارم، کنسول سفارت در امور سیاسی

سردارفخر حکمت که به وسیله پسرش همراهی می شد و فرانسه او از پدرش بهتر است و انگلیسی نیز

صحبت می کند، در 11 دسامبر (20 آذر) برای صرف چای آمدند. وقتی من از طریق شهباز تقاضای

ملاقات نمودم، حکمت اشاره کرد که او دعوت چندین ماه پیش مرا پاسخ می گوید.

شورای سلطنت

در جواب به چندین سؤال در مورد شورای سلطنت سردار فخر حکمت توضیح داد که تنها فرمان

همایونی فرمانی بوده است که اعضای را منصوب نموده است. شورا دارای این قدرت شده است که قوانینی

که از مجلس می گذرد را اعلام دارد و در نتیجه آنها را مؤثر سازد، ولی این قوانین در عین حال به منظور

توشیح ملوکانه برای شاهزاده غلامرضا به عنوان بزرگترین برادر شاه بر جلسات شورا ریاست می کند.

تجدیدنظر در قانون اساسی

حکمت چیزی را که قبلاً در روزنامه ها ظاهر شده بود تأیید نمود، یعنی اینکه مجلس و سنا تصمیم

گرفته اند که هر نوع جلسه کنگره دو مجلس برای تجدید نظر در قانون اساسی را تا بازگشت اعلیحضرت به

تعویق بیندازد. این با خواسته های ابراز شده شاه مطابقت دارد.

برای تجدید نظر قانون اساسی، حکمت تشریح نمود که موضع او در مورد پیشنهادهای مشخص برای

تجدید نظر در قانون اساسی به ترتیب زیر خواهد بود.

الف: شماره وکلا باید از 136 به 200 که قبلاً به وسیله قانون اساسی مجاز دانسته شده بود افزایش

یابد. حکمت این را به این وسیله توجیه نمود که نسبت اصلی شهروندان به نمایندگان به خاطر افزایش در

جمعیت ایران به هم خورده است و متذکر شد که 000/300 نفر جمعیت بلوچستان اکنون فقط یک نماینده

دارند و پارلمان در کشورهای همسایه بزرگتر از آن است که در ایران می باشد. او هم اکنون روی طرحهایی

ص: 75

برای یک مجلس جدید با تالاری بزرگتر که 200 نماینده را در خودش جای دهد و ترتیبات بهبود یافته

برای مطبوعات و هیئتهای دیپلماتیک هم در تالار و هم در بقیه ساختمان فراهم نماید کار می کند.

ب: او توافق داشت که دوره نمایندگی باید 4 سال باشد نه دو سال. ولی او فکر نمی کرد که دوره

نمایندگان فعلی تمدید به شود. در این مورد نظر او برخلاف بیشتر نمایندگان بود.

ج: او با پیشنهادات کاهش حد نصاب لازم موافق بود. او فکر می کرد که به جای دو سوم، یک سوم

نمایندگان حاضر در تهران، برای برگزاری یک جلسه بحث، کافی خواهد بود و اینکه به جای سه چهارم

حضار، حضور یک اکثریت آشکار از آنهایی که در تهران حاضر هستند برای رأی گیری کافی است.

د: او با هر قدرت و تو سلطنتی مخالف بود؛ حتی با حق تعلیقی که شاه اکنون در مورد لوایح مالی در

خواست نموده. به عنوان مثال اینکه شاه می تواند درخواست مرور دیگری بر آنچه اکثریت دو سوم را برای

تصویب لازم دارد، بکند. حکمت فکر می کند که قدرت شاه برای انحلال مجلس تحت ماده 48 به او هر

اختیاری که لازم داشته باشد می دهد ولی او انتظار داشت که اعلیحضرت روی گرفتن حق تعلیق پافشاری

نماید.

ه: او با دادن قدرت به سنا در موضوعات پولی یا تحقیق در مورد حسابهای ملی مخالف بود. موقعی که

چند سناتور آمده بودند که این موضوع را با او مطرح نمایند، وی به آنها متذکر شده بود که خیلی از

نمایندگان از طریقی که سنا رفتار می کند عصبانی هستند، و اینکه 14 مجلس یا بیشتر بدون سنا پیش رفته

است و اگر نمایندگان در کنگره برای مسدود نمودن رأی دادند، سناتورها ممکن است بفهمند که

مؤسساتشان کاملاً از میان رفته؛ این حرف سناتورها را بر جایشان نشاند. (رئیس مجلس آشکارا از این

جدل خوشحال بود و شنوندگان که از سناتورها ناراضی بودند با او قهقهه ای را سر دادند.)

مخالفین در مجلس

حکمت ما را مطمئن ساخت که خواست شاه برای یک مجلس آرام در زمان غیبت او برآورده خواهد

شد. او اضافه کرد که پس از بازگشت شاه مخالفین ممکن است کاری انجام دهند. وقتی من از او در فرانسه

پرسیدم که این مخالفین چه اندازه هستند، 5، 10، 20، او پاسخ داد که 12 تا 14 نماینده را در بر می گیرد رد.

چند لحظه بعد که شهباز از حکمت پرسید آیا تخمین خود او در مورد 18 تا 19 نماینده مخالف، صحیح

نبوده است. رئیس مجلس با تصدیق پاسخ داد.

بقایی و انتخابات در کرمان

من از حکمت پرسیدم که اگر بقایی برای مجلس انتخاب شود نتایج چه خواهد بود. آیا واقعاً می تواند

دردسر ایجاد کند. او به این طریق پاسخ داد که اولاً بقایی انتخاب نخواهد شد و ثانیاً چیز بدی خواهد بود.

همان طور که پسر حکمت عبارت را به فرانسه ترجمه می کرد، او (بقایی) از آن نوع آدمهایی بود که همیشه

با حیله های مزورانه باعث انقطاع کارها می شد.

احتمالات در احزاب سیاسی

حکمت با پیشقدمی خودش موضوع امکان ایجاد حزب سیاسی یا احزاب سیاسی در ایران را پیش

ص: 76

کشید. او گفت که برای مدتها با شاه در مورد احتیاج به یک حزب سیاسی صحبت می کرده است. به نظر

رسیده که شاه با فکر او موافقت کرده، ولی البته موضوع تا بازگشت شاه به تعویق افتاده بود. او امیدوار بود

که اعلیحضرت را قانع کند.

در حالی که تلاش می کردم که از رساندن این مفهوم که ایران به سادگی از ترکیه تقلید می کند اجتناب

ورزم، پرسیدم که آیا منظور حکمت این است که نوعی از حزب ناسیونال که حمایت و پشتیبانی رئیس

کشور را دارا باشد، مورد نظر است و یا منظور او این بود که ایران فوراً ممکن است چندین حزب داشته

باشد و در حقیقت مکانی و لزومی برای انتقادات از دولت وجود دارد و هیچ زیانی در سازماندهی آنها به

عنوان مخالف وجود ندارد.

اظهارنظر: این آشکار سازی یک طرح برای بنا نهادن یک حزب، ممکن است این را تشریح نماید که

چرا ارنست پرون هر زمانی که موضوع احتیاج به کمی «جنبش» ملی برای الهام بخشیدن به جوانان ایرانی

را مطرح می نمود، همیشه بر این اصرار داشت که منظور او ایجاد یک حزب سیاسی نبوده است. من قبلاً

آگاه نبودم که کسی در حال حاضر برای ایجاد یک حزب فشاری آورده است.

تمایل به عدم تمرکز

موضوع دومی را که حکمت بدون هیچ سؤالی از طرف من مطرح نمود، تمرکز پیش از حد در ایران بود.

او احساس می کرد که مردم در شهرهای استانها و دهکده ها دولت را یک موجودیت دور از دسترس و

چیزی که به خاطر دور افتادگی زیادش قادر به، به حساب آوردن تمایلات عامه نیست، می دانند.

هدف او این بود که شوراهای شهری و استانی برای مشاوره با استانداران و زیر دستان آنها معرفی

شوند.

وقتی من، از او درباره قدرتی که این شوراها باید داشته باشند سؤال کردم، او روشن ساخت که آنها باید

کاملاً مشورتی باشند و مجلس باید تمام قدرت اعمال نظر را داشته باشد.

حزب زحمتکشان 10

محرمانه

تاریخ: 22 اوت 1955 31/5/1334

شایعات درباره آینده دکتر مظفر بقایی

در حدود دو هفته بعد از عزیمت ژنرال زاهدی و شایعاتی در تهران منتشر شد مبنی بر اینکه دکتر مظفر

بقایی رئیس حزب زحمتکشان و در ابتدا همکار نزدیک و بعداً دشمن شدید مصدق، به زودی از اقامت

اجباری در زاهدان که به وسیله زاهدی آنجا فرستاده شده بود، آزاد شده و به یک سمت جدیدی که دارای

اختیار و قدرت است، یا به عنوان وزیر کابینه، یا به عنوان نخست وزیر منصوب خواهد شد. از آن زمان این

شایعات یا شایعات مشابه آن نقل محافل تهران شده است. در حالی که این گزارشها را نمی توان به یک منبع

نسبت داد و ردیابی کرد، در عین حال این شایعات قدرت حیاتی حیرت انگیزی از خود نشان داده است.

این شایعات در آخرین هفته ماه ژوئیه به اوج خود رسید، ولی از آن زمان به بعد تاکنون در حال فروکش

کردن است، ولی ممکن است بار دیگر اوج بگیرد. به طوری که گزارش شده است، بقایی وقت خود را در

ص: 77

زاهدان به نوشتن کتابی با سلسله مقالاتی اختصاص می داد و تنها تفریح او هر هفته رفتن به ایستگاه راه

آهن و مشاهده ورود قطار از پاکستان بوده است. بیش از دو ماه قبل نامه ای از بقایی در میتینگ سالیانه

حزب زحمتکشان قرائت شد. این نامه شدیداً چپگرایانه و ضد غربی بود. هر چند محتوای عقیدتی نداشت

احتیاجی به گفتن نیست که به هیچ وجه حمله ای علیه شاه یا نهاد سلطنت در بر نداشت. در این میتینگ

اتفاقاً عکسهایی از بقایی و آیت اللّه کاشانی در کنار یکدیگر به نمایش گذاشته شد.

آخرین شایعه تأییدنشده حاکی است که علی زهری یکی از وردستهای سیاسی بقایی با او در زاهدان

گفتگو می کند و نامه ممهوری از شاه برای بقایی آورده است. همچنین گزارش شده است که بقایی اخیراً دو

یخچال برقی از دربار دریافت کرده است و اینکه هر هواپیمای بازرگانی که از تهران به زاهدان پرواز

می کند گوشت یخ زده و سایر تنقلات از دربار برای سردخانه شخصی بقایی می آورد. براساس یک شایعه

که همین اواخر منتشر شده، بقایی ممکن است شهر زاهدان را به زودی ترک کرده و در یکی از املاک علم

وزیر کشور که در شرق ایران واقع است اقامت گزیند. (شایعات اخیر درباره بازگشت بقایی با شایعه

دیگری مبنی بر اینکه چپین، سفیر ما، با چهره های ملی گرا و دست چپی روابط دوستانه ای دارد همزمان

پخش شده است.)

شایعات دیگری حاکی از این است که نشریه های زیرزمینی از سوی حزب زحمتکشان، شدیداً حزب

توده و نهضت مقاومت ملی را مورد حمله قرار داده ولی از شاه تمجید می کنند و در عمل از سوی نیروهای

امنیتی تشویق می شوند. بعضی از نشریات نیروی سوم گویا با همین لحن نوشته شده و چنین گزارشی به

این اعتقاد عمومی جور درمی آید که جناح راست نیروی سوم با دربار تماس دارد.

شایعات درباره بازگشت قریب الوقوع بقایی همچنین در میان کارگران بیسواد و در عین حال در سالن

مجلس شنیده می شود. شمس الدین قنات آبادی، وکیل مجلس کار را تا آنجا پیش برد که به یک

روزنامه نگار گفت که مجلس هرگز در تحت هیچ شرایطی بقایی را به عنوان کابینه یا نخست وزیر نخواهد

پذیرفت. قنات آبادی همچنین به یک دوست شخصی چند دقیقه بعد اظهار داشت که اگر بقایی در

ساختمان مجلس ظاهر شود، با دستهای خودش او را خفه خواهد کرد.

ناظران سیاسی مطلع، تصور می کنند که اعم از اینکه این شایعات صحت داشته باشد یا خیر، این

شایعات مبتنی بر فرضیه ای است که شاه در شوق خود برای برطرف کردن فساد و به وجود آوردن

اصلاحاتی اجتماعی و اقتصادی، به طور جدی در این فکر است که از بقایی به عنوان تنها شخص با انرژی

و بی امان و دارای شوق انقلابی، که می تواند برای خرد کردن محافظه کاران و طرفداران زاهدی و فراهم

آوردن اصلاحات فوری در شرایط زندگی مردم و در عین حال به عنوان شخصی که قابل قبول و

روشنفکران و اقلیت آگاه سیاسی طبقات پائینتر است، استمداد کند. همچنین تصور می شود که در حالی که

بقایی را ممکن است هر لحظه که مطلوب باشد وارد کابینه کرد، او در صورتی نخست وزیر خواهد شد که

مجلس منحل شود.

تا زمانی که این شایعات تأیید نشده است، آنها را باید به عنوان شایعات به احتمال غیر صحیح تلقی

کرد. علاوه بر این احتمال می رود که شاه به طور جدی در فکر انجام معامله ای با بقایی یا با گروههای دیگر

ملی گرا به عنوان وسیله ای برای تسریع اقدام درباره برنامه اصلاحی خود باشد. حتی اگر شاه احساس کند

که محافظه کاران در کابینه و در دستگاه دولتی و مجلس شورای ملی برنامه اصلاحاتی او را به طور تعمدی

ص: 78

جلوگیری می کنند.

شاه ظاهراً آنقدر مأیوس یا دور از واقعیت نیست که فکر کند از یک چنین مانوری در سیاست می تواند

جان سالم به در برد و درک نکند که اگر عوامفریبی از قماش بقایی را بر روی صحنه سیاسی ایران با

پشتیبانی شاهانه رها کند، چه انباری از بلایا بر روی مردم خواهد ریخت.

در صورتی که فرض شود که شایعات صحت ندارد، ادامه پخش آنها این مسئله را پیش می آورد که چه

کسی این شایعات را آغاز کرد و چه کسی آنها را در حال جریان نگه می دارد. سه فقره امکان، درباره منبع

این شایعات در زیر به ترتیب احتمال آنها تشریح می شود:

شاه و احتمالاً وزیر کشور، در حالی که در پی آن نیستند که امکان به حکومت رساندن یک چنین مرد

خطرناک و جاه طلبی را در نظر بگیرند، ممکن است این شایعات را آغاز و تقویت کرده باشند، تا پارلمان را

با حکومت هماهنگ کنند. عملاً تهدید بازگشت احتمالی بقائی، عنصری در متمایل کردن اکثریت

محافظه کار پارلمان به این اعتقاد است، که آنها نباید حکومت علا را سرنگون کنند. مبادا شاه در نتیجه

خشم خود و به وسیله آوردن چپ گرایان ناسیونالسیت قوی و انحلال مجلس یک بازرسی به مراتب

بدتری را بر منافع متعادل کشور تحمیل کند.

هواداران دکتر بقایی از جمله دستیاران سیاسی او در حزب زحمتکشان دلیل کافی دارند که چنین

شایعاتی را پخش کنند، زیرا این شایعات به حیثیت گروه آنها می افزاید. معذالک دشوار است درک شود که

چگونه چنین هیئت کوچک و بدون نفوذ از سیاستمداران می تواند این شایعات را تا چنین مدت درازی در

جریان نگه دارد. اگر آنها در واقع چنین کرده اند، منابع مالی آنها بایستی بیشتر از آنهایی باشد که تاکنون

شناخته شده بود.

همچنین ممکن است که اشخاص مختلف در نظاره بر صحنه سیاسی منطقی تصور کرده باشند که شاه

متفقین جدیدی را برای برنامه اصلاحی خود جستجو کرده باشد و اینکه آن گاه این اشخاص شایعات را

درباره بقایی پخش کرده اند، تا این تأثیر را ایجاد کنند که آنها خودشان درباره تحولات آینده سیاسی آگاه

بوده اند. این امکان وجود دارد که گروههای محافظه کار افراطی در داخل پارلمان و خارج از آن شدیداً از

آن سوءظن دارند، که شایعات را اندکی پس از روی کار آمدن حکومت علا پخش کرده است؛ تا

محافظه کاران میانه روتر را از کوشش برای رسیدن به یک سازشی با شاه بترساند. معذالک ادامه این

شایعات در جریان دو ماه اخیر اثر دلسرد کننده ای در روحیه بسیاری از محافظه کاران از جمله نمایندگان

مجلس داشته است که احساس می کنند که سازش با حکومت علا بهتر از آن است تا در معرض الطاف

بقایی قرار بگیرند و اینکه شیطانی را که آدم می شناسد، کم خطرتر از موجودی است که در بیرون زوزه

می کشد. بنابراین احتمالی به نظر می رسد که اگر محافظه کاران افراطی هواخواه زاهدی، این شایعات را

آغاز کرده اند، پس از چند هفته اول حدود و ثغور این شایعات از کنترل آنها خارج شده است.

از جانب سفیر ویلیام کرون، پسر رایزن سفارت در امور سیاسی

ص: 79

حزب زحمتکشان 11

سری غیر قابل رؤیت برای خارجیان

اکتبر 1959 (آذر 1337) وزارت خارجه

مظفر بقایی کرمانی

دکتر مظفر بقایی کرمانی (معمولاً دکتر بقایی خطاب می شود) رهبر حزب کارگران و یک بار دومین

شخصیت مهم در جبهه ملی، یک سابقه سیاسی به عنوان مخالف برای خود دست و پا کرده است، بدون

توجه به شکل سیاسی دولت بر سر کار، به طور دائمی یک منبع عمده مخالف بالقوه یا بالفعل در بقایی پیدا

می شود. درنتیجه در گذشته کوششهایی به عمل آمده است که او را به وسیله خریدن وفاداری رسمیش

وزارت و سفارت ساکت نمایند، که او امتناع ورزیده است. بقایی جاه طلب هدفش را بر روی کمتر از

نخست وزیری تنظیم نکرده است اخیراً گزارش شده بود که او به دو نفر از متخصصین حزب کارگران خود

وظیفه تهیه یک برنامه عمل و «کابینه در خفا» را، آماده برای استفاده در صورتی که سرانجام زمام قدرت به

دست او افتد، محول نموده است. اگر چه او فرصت طلب و زیرک است، شاهدی بر احتمال وقوع چنین

چیزی وجود ندارد.

محاسبات خوش بینانه بقایی از این اعتقاد ناشی می شود که با بدتر شدن وضعیت سیاسی، شاه (محمد

رضا شاه پهلوی) به وی به عنوان میانه روترین نماینده نیروهای اصلاح طلب، ملی گرا در ایران روی خواهد

آورد. در این فرضیه شاه تاج و تخت خود را حفظ خواهد نمود، اگر چه اختیارات او محدود و مشخص

خواهد شد. به هر حال از اواخر 1959 چنان احتمالی، با در نظر گرفتن این حقیقت که حزب کارگران

ادعای هیچ گونه نمایندگی پارلمانی نمی توانست داشته باشد، مورد سؤال به نظر رسید. آن (حزب

مترجم) غیر از روش تغییر مسیر (تغییر موضع) که به وسیله رهبر آن در پاسخ به دستورات فرصت طلبانه

اتخاذ شده که به تنهایی شامل پیروان شخصی بقایی و فاقد ساخت بنیانی (یک پایگاه توده ای) و هرگونه

جهت سیاسی می باشد. حزب کارگران ملی گرا، ضد کمونیست و به طور مبهمی در اهدافش سوسیالیست

می باشد و عمدتاً کارگران کارخانه و کاسبهای بازار را جذب می کند؛ هر چند موقعیتهایی در جذب عناصر

ناراضی تمام طبقات و قسمتهای مشخصی از ارتش و پلیس به دست آورده است. مدرکی در دست نیست

که حزب به طور موفق آن ملی گراهایی که در میان طبقات تحصیلکرده هستند و به نخست وزیر سابق،

محمد مصدق به عنوان سمبل مخالفتشان با رژیم می نگرند را جذب کرده باشد. اگر چه آن (حزب

کارگران) آزادی عملی را که دو حزب رسمی ایران از آن برخوردارند، ندارد. لیکن حزب بقایی در

محدوده های دقیقاً مشخص شده از طرف دولت تحمل می شود. حزب کارگران به طور ناموفقی از طرف

حزب رسمی مخالف؛ حزب مردم، دعوت به همکاری شد.

بقایی در سال 1297 در کرمان متولد شد تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در ایران به پایان رسانید و

درجه ای در فلسفه و آموزش و پرورش کودک از سوربن در پاریس دریافت نمود.

او حرفه اش را به عنوان استادیار فلسفه و آموزش و پرورش کودک در دانشگاه تهران از سال 1315

شروع کرد و این مقام را تا 1323 حفظ نمود. در سال 1336 او به عنوان نماینده مجلس پانزدهم از کرمان

انتخاب شد، متعاقباً در دوره های شانزدهم و هفدهم مجلس هم انتخاب شد. بقایی در مجلس با موافقتنامه

تکمیلی نفت با شرکت نفت ایران و انگلیس مخالفت کرد و یکی از نمایندگانی بود که تحت رهبری مصدق

ص: 80

برای طرح ملی کردن نفت فشار آورد. او به ارتش به طور آزاد برای مداخله در سیاست حمله نمود و یکی

از دشمنان رک و بی پرده رئیس ستاد، ژنرال علی رزم آرا بود. در 1338 مبارزه تمام عیار بقایی بر علیه

دولت از طریق روزنامه اش (شاهد) برای او یک طرفداری سرتاسری عمومی کسب کرد، ولی منجر به

دستگیری وی و محکومیت یک سال زندان به وسیله یک دادگاه نظامی شد. در اثر فشار عمومی در عرض

یک ماه وی آزاد شد و موضوع، بیشتر پی گیری نشد.

زمانی که مصدق در فروردین 1330 نخست وزیر شد، مظفر بقایی طلایه دار جنبش ملی گرایی بود و از

لحاظ اهمیت در جبهه ملی در درجه دوم پس از مصدق مورد توجه قرار می گرفت. در اردیبهشت 1330،

بقایی و خلیل ملکی رهبر اسبق حزب توده تحت کنترل کمونیستها، برای تشکیل حزب کارگران به هم

پیوستند، حرکتی که موقعیت بقایی را با به خدمت گرفتن کادرهای مارکسیست ملکی برای آرمان سیاسی

خودش بالا برد. به هرحال این اتحاد زودگذر بود و یک تفرقه بین دو فرقه در مهر 1331 همکاریش با

ملکی را پایان داد. بقایی خیلی زود پس از جدایی به حالت طبیعی مخالف خوانیش بازگشت و یکی از

تندترین مخالفان مصدق شد. این گسیختگی به قیمت (از دست دادن مترجم) بیشتر پیروان او در مردم

تمام شد. روزنامه بقائی، شاهد، یک روزنامه مخالف برجسته شد که بشدت از سَر و سرِّ مصدق با حزب

توده انتقاد می کرد و بقایی آن را یک حزب خارجی می دانست و در نتیجه مضر برای منافع یک ملی گرای

حقیقی. بقایی ترسان از آسیب بیگانه، خصوصاً ضد انگلیسی بود و مصدق را متهم نمود که به اندازه کافی

در محدود نمودن انگلیس در ایران به پیش نرفته است.

با سقوط رژیم مصدق در مرداد 1332، مخالفت پر سر و صدای بقایی متوجه دولت پیروز فضل اللّه

زاهدی شد که او آن را متهم به فساد و خیانت در برقراری مجدد روابط دیپلماتیک یا بریتانیا در اواخر

1332 نمود. ژنرال زاهدی که در رسیدن به یک موافقت با بقایی شکست خورد، بر علیه وی عمل نمود و

روزنامه شاهد را تعطیل کرد و تلاشهای وی برای انتخاب به نمایندگی در مجلس هیجدهم را خنثی نمود.

بقایی در سال 1954 به خاطر مبارزه در کرمان دوبار در منزل تحت نظر قرار گرفت، که مرتبه دوم برای

یک دوره یکساله بود. در آذر 1334 از اقامت اجباری خلاص شد و هدایت فعال حزب مخالفت و

خودداری از انتقاد از شاه در درخواستهایش برای اصلاحات، در اردیبهشت 1336، حق برگزاری اولین

گردهمایی سیاسی غیر رسمی را، از زمان کودتایی که جبهه ملی مصدق را سرنگون کرد، به دست آورد. او

به برگزاری گردهمایی ها، ترغیب ناراضیها برای راهپیمایی در حزبش (تنها حزب سوسیالیست در ایران)،

طرفداری از استقرار اتحادیه های صنفی و حمله به پیمان بغداد و امپریالیسم انگلیس ادامه داده است.

دولت که مواظب است اجازه ندهد، عملیات او از کنترل خارج گردد، یک کنترل دقیق روی حزب کارگران

برقرار نموده است. بقایی هنوز به خاطر تعدادی اتهامات مرتبط با فعالیتهای گذشته اش مواجه با محاکمه

می باشد، دولت اسلحه ای مؤثر در دست دارد که او را خاموش کند.

مظفر بقایی باهوش و زیرک، ولی بی ثبات در فلسفه سیاسی خود و یک هوچی (عوام فریب) بی پروا،

محسوب می شود. اگر چه موضع او در رابطه با ایالات متحده مطلب قابل ذکری نیست، اعتقاد بر این است

که وی کمتر از بریتانیا و شوروی نسبت به این کشور (آمریکا) خصمانه است. بقایی از نظر اجتماعی خوش

مشرب و معتدل و یک سخنران آتشین می باشد، که مخالفتهای تند او گاهی او را در جنگ پارلمانی درگیر

نموده است. بقایی یک مرد بزرگ توصیف شده است. درگذشته او بیماریهای خطرناکی از اثرات الکل و

ص: 81

مواد مخدر تحمل نموده است. او فارسی، فرانسه و کمی عربی صحبت می کند. دکتر بقایی از زنش جدا

شده.

حزب زحمتکشان 12

سری غیرقابل رؤیت برای خارجیان

تحت کنترل مداوم

گزارش اطلاعاتی حوزه مأموریت

کشور: ایران

موضوع: امکان نامزدی بقایی در انتخابات آینده

تاریخ اطلاعات: قبل از 15 اکتبر 1959 تا این تاریخ

محل و تاریخ: تهران، ایران (اواخر اکتبر 1959)

شماره گزارش: 4544 تاریخ گزارش: 5 آوریل 1960 16/1/1339

منبع: یک مأمور اطلاعاتی ایران که دسترسی به گزارشهای امور مربوط به امنیت داخلی را دارد.

ارزیابی مفاد و مضمون: (احتمالاً صحیح) (3)

1 طبق اظهار علی فراهانی، عضو برجسته حزب زحمتکشان ایران که متصدی امور مالی این حزب،

تا قبل از 11 مهر 1338 بوده است، دکتر مظفر بقایی از طریق میانجیگری شاهدخت شمس به حضور شاه

شرفیاب شده است.

2 دکتر بقایی تقاضا کرده است که او به عنوان رهبر حزب، و علی (زهری) به عنوان چهره برجسته در

این حزب، در مبارزات انتخاباتی آینده شرکت کنند. شاه با انتخاب بقایی به نمایندگی مجلس موافقت کرد،

ولی از اجازه دادن به علی زهری برای درگیر شدن در فعالیتهای سیاسی خودداری کرد. (احتمالاً و امکاناً

صحیح) (3 و 2)

3 دکتر بقایی به رهبران حزبش دستوراتی صادر کرد و آماده برای شرکت در مبارزات انتخابات به

کمک و مساعدت مالی بازرگانان کرمان شد.

4 همچنین طبق اظهار فراهانی قبل از 15 مهر 1338، دکتر قاسمی از حزب ملیون و دکتر بقایی

تصمیم گرفتند ائتلافی در بهمن 1338 تشکیل دهند. آن گاه، دکتر بقایی قرار بود در مبارزات آینده به

عنوان نامزد هر دو حزب از کرمان شرکت کند.

1) نظریه حوزه مأموریت: منبع این گزارش در ماه اردیبهشت 1338 گزارش داده بود که علی زهری

نماینده سابق، ناشر روزنامه شاهد ارگان حزب زحمتکشان و از دوستان بسیار نزدیک دکتر بقایی است.

2) نظریه حوزه مأموریت: روز 15 مهر 1338 منبع این گزارش، گزارش داد که طبق اظهار فراهانی،

دکتر بقایی هنوز هم کوششهایی برای به دست آوردن توافق شاه جهت نامزدی خود به عمل می آورد. این

امر البته با بند 2 مذکور در فوق تضاد دارد.

نظریه حوزه مأموریت: روز 18 اسفند 1338 یک مأمور امنیتی ایران که با گروههای دست راستی

تماس دارد، گزارش داد که مطمئن است که شاه به طور جدی در نظر دارد از دکتر بقایی تقاضا کند که

نخست وزیر شود، زیرا دولت اقبال درباره مسائل مربوط به اصلاحات ارضی همچنان شکست

ص: 82

می خورد.(1)

حزب زحمتکشان 13

محرمانه

شماره سند: 182

تاریخ: 4 ژانویه 1962 14/11/1341

از: سفارت آمریکا تهران

به: وزیر امور خارجه واشنگتن دی.سی.

موضوع: تبرئه دکتر مظفر بقایی

محکومیت دکتر بقائی، رهبر «پاسداران آزادی»، که اتهام وی تحریک پلیس به شورش بود، در تاریخ

7 دی توسط یک دادگاه استیناف نظامی رد شد. دکتر بقائی، به دنبال یک رشته فعالیتهای انتخاباتی ضد

دولتی، در شهریور 1339 دستگیر و در خرداد 1340 به دو سال زندان محکوم شد.

دکتر بقایی در جریان استیناف خواستن خود، روابطش را با جبهه ملی و قطع پیوندش را با مصدق

بررسی نمود. دفاع وی از فعالیتهایش (در دادگاه) حمله ای بسیار تند بر علیه جبهه ملی در برداشت.

استیناف خواهی دکتر بقایی و به دنبال آن آزادی وی علایق به خصوصی را در اینجا به وجود آورده و

گمانهایی را در مورد طرحهای آینده وی برانگیخته است. گمانهای اخیر در بعضی قسمتها شامل این اعتقاد

هم می شود که بقایی از طریقی، به عنوان حربه ای برای مقابله با مخالفین به خصوص جبهه ملی، توسط

دولت مورد استفاده قرار خواهد گرفت. خود بقایی در مطبوعات قویاً این مطالب را تکذیب کرده است. با

هر نقش سیاسی ایران با ظهور مجدد سیاستمداری زیرک و هوچی همچون دکتر بقایی تأثیراتی بپذیرد.

راک ول

1- توضیح: برای آشنایی خوانندگان با علایم موجود در این سند و اسناد مشابه ترجمه مطالب صفحه اول فرم چاپی سند اصلی ارایه میشود: گزارش اطلاعاتی حوزه ماموریت. نسبتاً قابل اطمینان. C . معمولاًقابل اطمینان B . کاملاً قابل اطمینان A : سنجش منبع F .( غیر قال اطمینان (به منابعی که صداقت یا وفاداریشان ٬ علیرغم کارایی مورد تردید است ٬ اطلاق می شود E. معمولاً غیر قابل اطمینان D قابلیت اطمینان را نمی توان تشخیص داد (به منابعی که آزمایش یا به حد کافی آزمایش نشده اند ٬ اطلاق می گردد). ارزیابی محتوی: 1 توسط منابع مستقل و قابل اطمینان دیگران تأیید شده است. 2 احتمالاً صادق است. 3 امکاناً صادق است. 4 مورد تردید. 5 احتمالاً کاذب است. 6 نمی توان تشخیص داد. 7 سندیت بر اساس سند اصلی.
ص: 83

حزب زحمتکشان 14

شماره سند: 5367 محرمانه

تاریخ: 16 ژانویه 1962 26/11/1341

کشور: ایران

موضوع: فعالیتها و نظرات مظفر بقایی از زمان آزاد شدنش از زندان

تاریخ اطلاعات: اواخر 1340 دی 1340

مکان و زمان: تهران ایران آذر 1340 دی 1340

منبع: پاراگراف: 1: معاون سیاسی مظفر بقایی منبع (F)

2: مأمور اطلاعاتی ایران (C) با دسترسی به گزارشهای مربوط به موضوعات

امنیتی داخلی.

ارزیابی مفاد (گزارش): 3

1 مظفر بقایی رهبر پاسداران آزادی و حزب زحمتکشان از زمان آزادیش از زندان در اواسط دی

گفته است که او به علی امینی نخست وزیر حمله نخواهد نمود و به دنبال برکناری او نخواهد بود تا وقتی که

امینی قبول نماید، او به عنوان نخست وزیر نمی تواند به کار ادامه دهد و اینکه وی شکست خورده است.

بقایی احساس می کند که از لحاظ سیاسی امکان پذیر است که به امینی زمان بیشتری داده شود، برای اینکه

ببینیم آیا او موفق می شود. بقایی ادعا کرد اجازه نخواهد داد(1) امینی در پست نخست وزیری باقی مانده، تا

به سادگی خود را از بین ببرد. همچنین اجازه نخواهد داد که ایمان مردم به دولتها که کمی از آن را دولت

امینی ایجاد کرده از بین برود. بقایی این حقیقت را تشخیص داد که امینی با اختلافات فاحشی رو به رو

می باشد؛ ارتش نیروهای دست راستی از قبیل اسداللّه رشیدیان، سید جعفر بهبهانی و مالکان و کسانی که به

وسیله مبارزه علیه فساد صدمه دیده یا در خطر افتاده اند، همه بر علیه امینی هستند، بقایی مشتاق پیوستن

به رشیدیان، بهبهانی، سردار فخر حکمت یا دیگر مخالفان امینی نبود. در اولین گردهمایی بقایی در 15 دی

1340 هیچ کدام از سخنرانان به طور جدی به امینی حمله نکردند. مردم کرمان از بقایی، وکیل مدافع و

سردبیر کیهان دعوت کردند که از کرمان دیدن کنند و بقایی در نظر داشت که در حدود 25 دی به آنجا

مسافرت نماید.

2 بر طبق گزارشاتی که در سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) تهیه شده، اعضای پاسداران

آزادی و حزب زحمتکشان در طول مهر و آبان و آذر 1340 به ملاقات با همدیگر ادامه دادند، منجمله

واحدهایی از دانشجویان دانشگاه، کارمندان دولت و واحدهای زندانیان آزاد شده به قید التزام. آنهایی که

حاضر بودند، مسائل بین المللی از قبیل بحران الجزایر، کنگو، بیست و دومین کنگره حزب کمونیست اتحاد

شوروی و آزمایشات اتمی را مورد بحث قرار دادند. در زمینه مسائل داخلی گروهها از آموزش و پرورش

در ایران، تأخیر در انتخابات و دولت امینی انتقاد کردند. (3)

در میان کسانی که در جلسات مختلف شرکت کردند، این اشخاص بودند:

حسین مکی (4) رضا محمدی (عضو واحد کارگری)

سید حسن وحیدی حیدر کارگر (عضو واحد کارگری)

1- برای شناخت حروف و اعداد موجود در سند به پاورقی سند شماره ٬12 حزب زحمتکشان ٬ مراجعه فرمایید.
ص: 84

حسین حامی- اکبر احمدی (عضو واحد کارگری)

جعفر جهان- سید حسن حسنی (عضو واحد کارگری)

ناظرزاده- کرمانی(1) (FNU)غلام علی بگ (عضو واحد کارگری)

ناصر قندی- رزقی، نانوا، (عضو واحد کارگری)

علی آبادی (استاد) (FNU)-فراهانی (FNU) (5)

مهندس عقیلی (5) (FNU)-میردامادی (FNU) 5)

محمدرضا قوانینی- تواده (FNU) (5)

سید جواد طباطبائی-محمد مروی

(رهبر بعضی واحدهای- زندانیان التزامی )

غلام علی معصومی،- معلم سید جلال حسینی

رهبر واحدهای دانشجویی

ولیزاده، کارمند رادیو ایران (FNU)-قناد. (FNU) (5)

مطوف، دانشجوی دانشگاه (FNU)-علی اصغر خبره زاده

سیاوش رضایی،- دانشجوی دانشگاه جهانگیر اشرفی

عباس لاجوردی- دانشجوی دانشگاه جواد جعفری

دباگین (FNU)- دانشجوی دانشگاه

شکری دانشجوی دانشگاه تربیت معلم (5)

نوزاد

شهریاری (5)

بزرگ نژاد (5)

یوسف زاده (5)

ولی اللّه قدیمی (5)

ناصر کاظمی (5)

نورزاد (5)

محمدعلی اکبری (5)

سعیدیان (5)

مختار یحیی زاده (5)

اظهارنظر حوزه مأموریت

1 طبق گفته یک تاجر ایرانی (B) که حضور داشت، حدود پنج هزار نفر در گردهمایی بقایی حاضر

شدند و چند نفر بر پلیس در خیابان مستقر شدند. سخنرانان غلامحسین رحیمیان، حسین مکی و بقایی

بودند. رحیمیان متذکر شد که وقتی امینی در مجلس بود چیزی به طرفداری از مردم نگفت، ولی اکنون به

عنوان نخست وزیر دفعتاً می خواهد که همه چیز برای مردم انجام دهد که رحیمیان باورنکردنی خواند

1- نام اول معلوم نیست.
ص: 85

چون که امینی از یکی از خانواده های ثروتمند قدیمی است. رحیمیان گفت که امینی اختلاف ما بین

خودش و آنهایی که در گردهمایی حاضر بودند را می فهمد و او می داند که محدود نمودن فساد دوستان و

خانواده او را تحت تأثیر قرار خواهد داد. امینی از برگزاری انتخابات هراسان است به خاطر اینکه

اشخاص حزب انتخاب خواهند شد و این برای او و دوستانش خطرناک خواهد بود.

مکی به اختصار سخن گفت؛ بقایی را معرفی نمود و قول به ادامه مبارزه برای آزادی داد.

بقایی گفت آنها باید امینی را مورد انتخابات راهنمایی کنند. امینی نباید اشتباهاتی را که پشتیبان او

جعفر شریف امامی و منوچهر اقبال مرتکب شدند، بکند. این حقیقت که شریف امامی و اقبال رفته اند و

بقایی میتینگ برگزار می کند، ثابت می کند که آنها مهم نیستند و بقایی و حامیانش مهم هستند. امینی با

شکست در برگزاری انتخابات، قانون را مورد بی توجهی، قرار داده است، ولی بقایی قسم خورد که برای

انتخابات مبارزه کند. بقایی چند لحظه ای در مورد کار خوبی که امینی برای محدود نمودن فساد انجام

می دهد، صحبت کرد.

2 طبق گفته رهبران جبهه ملی، اطلاعاتی از چندین نفر به جبهه ملی رسیده که شاه می خواست بقایی

تبرئه شود و بعد به او اطلاعاتی دهد که با آن به جبهه ملی حمله کند. طبق شایعاتی در چند محفل نظامی،

بقایی با قول برای حمله به جبهه آزادی ملی، آزاد شد.

3 سازمان پاسداران آزادی چند تراکت توزیع کرده بود. منجمله یادبودی برای دانشجویان کشته شده

در 1332 در دانشگاه به تاریخ 16 آذر 1340 که به وسیله دانشجویان وابسته به پاسداران آزادی امضاء

شده بود.

4 نُه نفر در این ستون از طرف ساواک اعضای شورای عالی پاسداران آزادی خطاب می شوند.

5 بر اساس حضور در گردهمایی، بقایی در حدود دو سال پیش، هویت احتمالی برخی اشخاص در

اینجا آمده است: مهندس نظام الدین عقیلی، عبداللّه شکری، حمزه بزرگ نژاد، محمدعلی یوسفی زاده، علی

فراهانی، علی اصغر قناد.

6 این گزارش با سفارت هماهنگ شد.

حزب زحمتکشان 15

تاریخ: 7 ژوئن 1962 17/3/1341محرمانه

آقای فرانک کرافورد قسمت سیاسی

آقای داگلاس مارشال قسمت کنسولی

گفتگو با دکتر بقایی در 3 ژوئن 1962

سابقه:

همان طور که می دانید حدوداً یک هفته پیش من، منصور رفیع زاده، یک دانشجوی ایرانی، را که به

ایالات متحده باز می گردد تا درسش را در فوق لیسانس اقتصاد تمام کند، ملاقات کردم. رفیع زاده معاون

رئیس گروه ملی دانشجویان ایرانی در ایالات متحده که سازمان دانشجویان حامی دکتر مظفر بقایی است،

می باشد. او همچنین یک روزنامه ماهیانه (که به زودی هر دو هفته یک بار منتشر می شود ) که از نظرات و

ص: 86

سیاستهای دکتر بقایی حمایت می کند و بین 4000 دانشجوی ایرانی در ایالات متحده و کشورهای

اروپای غربی توزیع می شود منتشر می کند.

از آنجایی که او یک شخص جالب و مطبوع است و چون او خواهر زن من و شوهرش را در ایالات

متحده می شناسد، من او را به خانه ام دعوت کردم که همسر مرا ملاقات کند و پیش از بازگشتن به ایالات

متحده مشروبی (با ما) صرف نماید. او بعداً به من تلفن زد که بگوید که چون او می خواهد به منزل یک دکتر

که از دوستانش می باشد برود، قادر به آمدن نخواهد بود و از من و همسرم دعوت کرد که با او همراهی

کنیم. من موافقت کردم و یکشنبه شب (3 ژوئن 62) ما او را در سفارت در حدود ساعت 9 بعد از ظهر

ملاقات کردیم و ماشینم را در آنجا گذاشتم و به وسیله تاکسی به خانه دوست او رهسپار شدیم. پس از

ورود به آنجا من حیرت زده شدم وقتی که دیدم دوست او خود دکتر بقایی بود، من گمان می کنم او وقتی مرا

دعوت کرد این را به من گفته بود، ولی من متوجه نشدم که به خانه چه کسی می روم. ما حدود 3 ساعت در

خانه بقایی به خوردن و نوشیدن و صحبت کردن گذراندیم. علاوه بر صحبتهای متفرقه زیاد، مطالب زیادی

مطرح شد ولی اکنون قسمت شما باشد:

امینی: دکتر و گروه او امینی را صادق ولی نه توانا و نه در موقعیتی که بتواند نیازهای ایران را برآورده

کند، می بینند. در هر صورت حزب بقایی به طور باز بر علیه امینی مبارزه نمی کند. حتی روزنامه گروه

دانشجویان ملی در ایالات متحده در حال حاضر نه به امینی و نه به سیاستهای او حمله نمی کنند.

اصلاحات ارضی: برنامه اصلاحات ارضی فعلی محکوم به شکست است. شرایط به طور وسیعی از

منطقه به منطقه فرق می کنند. بعضی مالکان سالیانه 10 تا 15 درصد روی داراییهایشان دریافت می دارند و

دیگران خوشحال هستند که 2 یا 3 درصد دریافت دارند. بایستی که برنامه قابل انعطافی برای تعدیل در

شرایط متنوع در قسمتهای مختلف کشور وجود داشته باشد. به هر صورت اصلاحات ارضی لازم است و

باید انجام شود.

آشوبهای دانشگاهی: آشوبهای اخیر که منجر به بسته شدن دانشگاه تهران شد، نتایج تحریکات ژنرال

بختیار بود. ژنرال بختیار به وسیله «آن سرهنگ در دفتر وابسته نظامی سفارت آمریکا» (آن سرهنگی که

اسم روسی دارد) در این فعالیتها ترغیب و همیاری شده بود. بعد از کمی فکر کردن او یاتسویچ را به عنوان

اسم سرهنگ معرفی کرد. من سؤال کردم که چگونه است که سفارت که به طور وسیعی معروف به

طرفداری از دولت امینی است، تحمل نماید که یکی از افسرانش از بختیار در یک تلاش برای ضعیف کردن

یا سرنگون کردن دولت امینی حمایت نماید. جواب بقایی مبهم و سربسته بود و کم و بیش این نتیجه را

می گرفت که وزارت خارجه (آمریکا) و ارتش همیشه روی سیاست یا اقدام موافقت نداشته اند، من آگاهی

به فعالیتهای یاتسویچ را انکار کردم و تصور غلط بقایی در مورد موقعیت او (یاتسویچ) در سفارت آمریکا

را رد کردم.

شاه: به نظر می رسد که شاه به عنوان یک شیطان(دیو) لازم نگریسته می شود. من چنین تصور کردم که

اگر بقایی در قدرت باشد به شاه اجازه خواهد داد که سلطنت کند نه حکومت. او (شاه مترجم) به عنوان

یک رئیس پوشالی برای توده های ایرانی که خودشان را به او معرفی می نماید، سودمند دانسته می شود.

طبق گفته بقایی شاه زمانی که امینی را منصوب نمود، طرفدار او بود. به هر صورت بعدها او واقعاً

می خواست که از شر امینی خلاص شود و او را با کسی دیگر طرفدار او بود. به هر صورت بعدها او واقعاً

ص: 87

می خواست که از شر امینی خلاص شود و او را با کسی دیگر تعویض نماید. به دلایل تشریح نشده (تشریح

نشده برای من) این کار نمی تواند انجام شود و شاه اکنون با قدرت در پشت امینی است. این قسمت مرا

مغشوش نمود و درخواست توضیح نمودم و مثل قبل مغشوش باقی ماندم.

انتخابات: هیچ انتظار نمی رود.

حزب بقایی: (حزب) بشدت از اصلاحات در ایران طرفداری می کند. ظاهراً این شامل همه چیز

می شود. خصوصاً اصلاحات ارضی و مالیاتی و پاکسازی دولت. بقایی احساس می کند که با مالیات بندی

و جمع آوری صحیح، ایران می تواند به طور وسیعی مبلغ کمک خارجی مورد نیاز و زمانی که برای آن لازم

است را کاهش دهد. حزب او هیچ معامله ای با روسها نمی خواهد (صورت دهد) و از نفوذ یا سلطه روسها

در ایران می ترسد. همچنین او می خواهد تا آنجایی که ممکن است کار کمتری با انگلیسیها انجام گیرد. به

نظر می رسد که او بشدت طرفدار، آمریکا است و اگر که دولتی تشکیل داد انتظار حمایت و همکاری

ایالات متحده را دارد. به طور ضمنی توسط یک وکیل ایرانی به من گفته شده که بقایی وقتی با

آمریکاییهاست به طرفداری از آمریکا صحبت می کند، وقتی با روسها است به طرفداری از روسیه صحبت

می کند و وقتی با انگلیسیهاست به طرفداری از انگلیس صحبت می کند؛ و به همین ترتیب. حزب او بشدت

ضد جبهه ملی است و مصدق را یک تهدید برای ایران می داند. بقایی عکسی از یک دانشجو که در

تظاهرات ضد مصدق چندین سال پیش کشته شد، روی دیوار خانه اش دارد.

مطالب بالا آشکارا حاصل و خلاصه 3 ساعت گفتگو نیست، ولی اگر نظرات بقایی در هر موردی که

اشاره نشده سودمند باشد، ممکن است قادر باشیم که به خاطر بیاوریم که آیا به موضوع اشاره شد و چه

چیزی گفته شد. فارسی من کافی نیست و دکتر فقط فارسی و فرانسه صحبت می کند، بنابراین مکالمه

توسط رفیع زاده به عنوان مترجم انجام شد.

در راه بازگشت به سفارت به وسیله تاکسی، رفیع زاده اظهار داشت که دکتر اشاره کرده است که ما با

تاکسی بیاییم چون که خانه او تمام مدت تحت مراقبت است و اگر ماشین من در خارج (خانه) دیده شود،

ممکن است شایعاتی در مورد یک کودتای محتمل الوقوع انتشار پیدا کند.

در مقدمه میهمانی من برای بقایی توضیح دادم که خیلی کم در مورد کشور او، مردمش، آداب و

رسومش و سیاستهایش می دانم و در محل کارم در قسمت کنسولی به نظرات سفارت یا سیاستها در مورد

هر مسئله ای آگاه نیستم و فقط می توانم مشاهدات خصوصی خودم را ابراز دارم.

حزب زحمتکشان 16

یادداشت سری / غیر قابل رؤیت برای خارجیان / فقط استفاده داخلی

شماره سند: 64/599 پ

تاریخ: 14 دسامبر 196423 آذر 1343

از: CAS (منبع کنترل شده آمریکایی)به: رئیس بخش سیاسی

موضوع: جزوه ای که توسط بقایی علیه وضع موافقت نامه نیروها نوشته شده

مطالب زیر برای اطلاع شما و هرگونه مصرفی که از آن در چارچوب محدودیتهای امنیتی تعیین شده

می خواهد به عمل آورید. هرگونه ارزشی از جانب شما از این اطلاعات باید دارای کنترل غیر قابل رؤیت

ص: 88

برای بیگانگان "NOFORN"باشد. ولی لزوماً احتیاجی نیست که CAS به عنوان منبع ذکر شود.

1 به پیوست یک نسخه و خلاصه ترجمه جزوه ای تحت عنوان «آیا آن است یا آن نیست» که در آن

وضع حقوقی موافقتنامه مربوط به نیروها مورد حمله قرار گرفته و به وسیله دکتر مظفر بقائی رئیس حزب

زحمتکشان نوشته شده است ارسال می شود. هر چند این جزوه در تاریخ 23 اکتبر 1964 نوشته شده

معذالک دو هفته قبل پخش شده است.

2 بر اساس گزارش یک خبرگزاری رسمی ایرانی در تاریخ 25 آبان دکتر بقایی در تاریخ 19 آبان

گفت که اظهارات او قرار است در جریان هفته آینده چاپ شود و برای اینکه توجه مقامات امنیتی منحرف

شود، در یک شهر چاپ شده و در شهری دیگر پخش خواهد شد. آن طور که گفته می شود دکتر بقایی گفت

که هر چند انتشار اظهارات او علت دستگیری او خواهد بود، ولی این موضوع چندان اهمیتی ندارد.

(اظهار نظر: همچنین رجوع شود به 64/534 پ مورخ 13 آبان از یک منبع دیگر.)

در آن زمان ساواک قصد داشت که دریابد که اظهارات (بقایی) کجا چاپ خواهد شد و از انتشار آن

جلوگیری شود.

3 هنگامی که مطلب پیوست از این یادداشت جدا شود، آن را باید به عنوان یک مطلب برای استفاده

محدود تلقی کرد.

حزب زحمتکشان 17

دولت ایالات متحده آمریکاسری غیر قابل رؤیت برای بیگانگان فقط مصرف داخلی

یادداشت.

تاریخ: 3 نوامبر 1964 12/8/1343

شماره سند 64/534 پ

از: منبع کنترل شده آمریکایی (CAS)

به: رئیس بخش سیاسی

موضوع: نقشه های دکتر بقایی درباره انتشار رساله ای که به وضع موافقتنامه نیروها

حمله می کند

مراتب زیر برای اطلاع شما است و استفاده ای که بخواهید از آن در چارچوب محدودیتهای امنیتی

تعیین شده، بنمایید. هرگونه گزارش این اطلاعات از جانب شما باید دارای کنترل NOFORN(غیر قابل

رؤیت بیگانگان) باشد. ولی لزومی ندارد CAS را به عنوان منبع ذکر کنید. منبع یک مقام ایرانی است (B)که

دارای رابطهای خوبی در دستگاههای امنیتی است، از بقایی.(1)

1 دکتر مظفر بقایی روز 11 آبان 1343 گفت که آیت اللّه خمینی یک نطق مهمی در قم در روز 4 آبان

وضع موافقتنامه نیروها و همچنین موافقتنامه دویست میلیون دلاری خرید اسلحه را که اخیراً از تصویب

مجلس گذشته، مورد حمله قرار داده است.

2 بقایی گفت که خود او سرگرم تهیه رساله ای است که به امضای خودش خواهد بود و طی آن او

حکومت را به خاطر پشتیبانی و تصویب وضع موافقتنامه نیروها با ایالات متحده آمریکا مورد حمله قرار

1- احتمالاً منظور این است که رابطین منبع در سازمانهای امنیتی مسئول مراقبت از فعالیتهای بقایی بوده اند.
ص: 89

خواهد داد. بقایی همچنین گفت که خطی که او در مقابل آمریکاییها از آن دفاع خواهد کرد این خواهد بود

که آمریکاییها به طور غیر معقولانه ای اجازه می دهند که این قانون به وجهه آنها و شهرت آنها در ایران لطمه

بزند. بقایی همچنین گفت که او حاضر است، به خاطر انتشار این رساله به زندان بیفتد ولی احساس می کند

که برای او لازم است که ابتکاری در این زمینه به عمل آورد، زیرا او انتظار دارد که دیگرانی که مخالف این

موافقتنامه هستند، نیز آن را مورد حمله قرار دهند.

3 بقایی این عقیده را ابراز کرد از آنجایی که برای او غیر قابل تصور است که سخنگویان مخالف لایحه

این قانون جرأت کنند بدون موافقت قبلی شاه اظهار نظر کنند. شاه بایستی به طور تاکتیکی حملاتی را که

در طی مباحثات اخیر مجلس علیه موافقتنامه صورت می گیرد، تأیید کرده باشد.

گروه 1

مستثنی از خروج از طبقه بندی و تنزل طبقه به طور اتوماتیک

حزب زحمتکشان 18

13 ژانویه 1966 23/10/44

سری / انتشار خارجی ممنوع مظفر بقایی کرمانی

ایران

رئیس، حزب زحمتکشان و پاسداران آزادی

مظفر بقایی از سال 1328 مخالفی سرسخت بوده است. او شدیداً ملی گرا است و در او رنگی از

سوسیالیسم به چشم می خورد. قلباً با کمونیست ضدیت داشته و شدیداً ضد انگلیس است، ولی نسبت به

آمریکا احساسات خصمانه ای ندارد. بر اساس آنچه گفته شد، سیاست او همان سیاست باری به هر جهت

بوده و بستگی به شرایط زمانی دارد. بقایی زمانی از حامیان نخست وزیر سابق مصدق به شمار می رفت و

در یک زمانی دومین چهره محبوب ایران بود. ولی از آن پس سرمایه سیاسیش به میزان قابل توجهی رو به

کاهش نهاد. در حال حاضر پیروان کمی دارد، که در پشت دو سازمان سیاسیش حزب زحمتکشان و

پاسداران آزادی قرار دارند، هر دوی آنها (سازمان) بدون پایگاه مردمی عمده و با روحیه فرد پرستی

می باشند.

دولت فعالیتهای بقایی را خیلی محدود کرده است و حزب توده (کمونیست) و جبهه ملی مصدق نیز با

او به مخالفت دست زده اند. نیروی او در تندگوییش بود که نتیجه عوامفریبی ماهرانه اوست. او در عزمش

برای احراز نخست وزیری احتمالاً حاضر است چند چیز جزئی را فدا کند، ولی او در طول زندگی برای

خودش چند دشمن سیاسی به وجود آورده است که شانس او را برای رسیدن به این هدف تقلیل می دهد.

یک منبع اظهار کرده است که شاه حاضر است به بقایی به عنوان مهاری برای دولت، آزادی عمل محدودی

بدهد.

بقایی در سال 1287 در کرمان متولد شد. شهاب کرمانی، پدرش یک میهن پرست مشروطه خواه

مشهور بود. مظفر تحصیلات ابتدایی را در ایران گذراند و از دانشگاه سوربن در سال 1314 درجه دکترا در

رشته فلسفه و فن تعلیم و تربیت گرفت. پس از بازگشت به ایران، به هیئت علمی دانشگاه تهران پیوست و

اکثر مواقع سخنرانیهایی بر اساس اخلاقیات ایراد می کرد. در سال 201318 خدمت سربازی را به

صورت یک افسر احتیاط به پایان رسانید. بنا به گزارش، بقایی در سال 1321، به حزب توده پیوست، ولی

ص: 90

چندی نگذشت که از آن جدا گشت. در سال 1326 به عنوان نماینده مردم کرمان به مجلس راه یافت. اولین

بار در سال 1328 به دلیل حمله اش به کمپانی نفتی ایران و انگلیس و ارتش محبوبیتی بین مردم کسب کرد.

در آبان 1328 او را به اتهام درج مطالب انتقادآمیز درباره ارتش در روزنامه اش به نام شاهد، توقیف

کردند. یک دادگاه نظامی او را به یک سال حبس محکوم نمود، ولی دادگاه مدنی او را تبرئه نمود. بقایی در

مجلس به جبهه ملی مصدق پیوست و در ماه اردیبهشت 1330 حزب زحمتکشان را به عنوان یک پاسخ از

سوی جناح راست به محبوبیت حزب توده تأسیس نمود، بقایی حزب زحمتکشان را این گونه تعریف

می کند: این حزب تا آنجا سوسیالیست است که سوسیالیسم لطمه ای به سیاستهای حکومت وارد نیاورد.

در آن زمان او دومین شخصیت محبوب بعد از مصدق در جبهه ملی به شمار می آمد و به همراه مصدق در

مهر 1330 به سازمان ملل رفت تا جوابگوی شکوائیه بریتانیا علیه ایران در شورای امنیت درباره ملی

کردن کمپانی نفت ایران و انگلیس باشد. در اوائل 1330 در حزب زحمتکشان بین بقایی و دسته ای

افراطی تر به رهبری خلیل ملکی جدایی به وقوع پیوست. در مهر 1952 بعد از بازگشت بقایی از

بیمارستان و به دست گرفتن رهبری حزب، رفع کدورت و خصومت غیر ممکن گردید. ملکی و یارانش

سازمان خاص خود را تشکیل دادند. در همان حال بقایی بر سر نقش حزب توده در سیاست ایران با

مصدق مخالفت کرد. او در روزنامه اش شاهد و در مجلس به انتقاد از خط مشی مصدق پرداخت. در

فروردین 1322 بقایی متهم به دست داشتن در قتل رئیس پلیس مصدق ژنرال محمد افشار طوس گردید.

مصدق در تلاش بود تا مصونیت پارلمانی بقایی را از بین ببرد و او را به محاکمه بکشد، ولی در مرداد

1332، رژیم مصدق سرنگون گردید. بقایی این بار متوجه نیروهای طرفدار شاه به رهبری نخست وزیر

جدید فضل اللّه زاهدی گردید. اما پس از اینکه معلوم گردید که که زاهدی درصدد ماندن در پست خود برای

مدت نامعلوم می باشد، بقایی جاه طلب بنای مخالفت را گذاشت. در دی 1332، بی گناهی او را در ماجرای

افشار طوس اعلام کردند، ولی روزنامه اش را به دلیل حمله به دولت توقیف نمودند. با انحلال مجلس در

دی 1332 حرفه پارلمانی بقایی نیز پایان گرفت.

تلاش او برای راه یافتن دوباره به مجلس در 1333 و تلاشهای دولت برای جلوگیری از این عمل

باعث شد که انتخابات در کرمان چندین ماه به تعویق افتد. در تیر 1333 بقایی یک ماه به زندان رفت و در

آذر همان سال دستگیر و برای یک سال به زاهدان تبعید گردید. در آذر 1334 آزاد گردید و دوباره در

خلال بازپرسی در مورد قتل سال 1330 نخست وزیر پیشین، علی رزم آرا، یکی از مخالفین بقایی در دوره

301328 و کسی که بقایی بعد از مرگش جشن گرفته بود، دستگیر گردید. بقایی تبرئه شد و در آذر 1335

آزاد گردید. پس از آن چند سالی دست از فعالیت کشید، ولی در سال 1339 خود را دوباره کاندید ورود به

مجلس نمود. او بنای انتقاد از حیله های انتخاباتی آن سال را گذاشت و پاسداران آزادی را تأسیس کرد که

خواستار انتخابات منصفانه بودند. در آذر 1339 او را به جرم ایجاد اغتشاش دستگیر و در تهران تحت

نظر قرار دادند. در اسفند 1339 وقتی که سعی داشت برای مبارزات انتخاباتی به کرمان بازگردد، دستگیر

و زندانی گردید، ولی دوباره به حکم دادگاه مدنی تبرئه شد. از آن پس فعالیت او خیلی محدود گردید این

بار به حکم دادگاه نظامی به دو سال محکوم گردید و در انتخابات 1342 بار دیگر به او دستور داده شد که

در تهران بماند. حزب او که قادر به فعالیت در ایران نبود در اروپا و آمریکا شعبه هایی تأسیس نمود. در

حال حاضر روزنامه شاهد در آمریکا چاپ می شود. بقایی مردی تنومند و ناطقی آتشین است. زمانی که به

ص: 91

نرمی سخن می گوید او را مردی روشنفکر و مطلع قلمداد می کنی. او از همسرش جدا شده است، چون

معتقد است که سیاستمدار در تجرد بهتر می تواند عمل کند. در سال 1331 سخت مریض شد، او خود را

مبتلا به شبه حصبه و مرض قند می دانست، اما بعضی از منابع آگاه معتقد بودند که او از اعتیاد به کوکائین و

مشروبات الکلی رنج می برد. بقایی فرانسه را علاوه بر فارسی خیلی خوب دانسته و تا حدی عربی

می داند.(1)

حزب زحمتکشان 19

28 سپتامبر 1971 6/7/1350استفاده اداری محدود

مأمور سیاسی آقای فورد

مأمور سیاسی دونالد. آر. توسن

رایزن سیاسی محلی، منوچهر سعیدی، مراتب زیر را گزارش داده است که به عقیده من ممکن است

مورد علاقه شما باشد.

1 دکتر بقایی کرمانی که مدتها در میان هواخواهان سوسیالیست و دانشجویان دانشگاه محبوبیت

داشت، اخیراً اجازه گرفته است تا یک حزب سیاسی تشکیل دهد (اسم این حزب معلوم نشده است). او از

هم اکنون برای حزب در نزدیکی مجلس در میدان بهارستان، یک محوطه ساختمانی اجاره کرده است.

2 سعیدی حدس می زند که فعالیتهای کرمانی ممکن است باعث دردسر برای دولت باشد، زیرا او

اندکی کننده احساسات اشخاص بیسواد و همچنین عوامفریب است و در میان سوسیالیستهای سالخورده

و دانشجویان پیروان قابل ملاحظه دارد.

من صحت این داستان را تضمین نمی کنم ولی فکر کردم شما ممکن است بخواهید، اگر ارزش آن را

داشته باشد مطلب را دنبال کنید.

یادآوری: طبق اظهار سعیدی، دکتر بقایی کرمانی از یک خانواده قدیمی و سرشناس برخاسته ولی

وضع مادی مرتبی ندارد و از قرار معلوم معتاد به تریاک هم هست.

رونوشت: سیاسی / بیوگرافی

مأمور سیاسی: توسن

حزب زحمتکشان 20

جهت الصاق به پرونده های سیاسی سری

از: CAS، سپتامبر 1971تاریخ: 30 سپتامبر 1971 8/7/50

موضوع: دکتر مظفر بقایی (بقایی، بقایی کرمانی)

پرونده های CAS که اکثراً شامل گزارشاتی از سال 1329 سفارت و بخش سیاسی است بر این

دلالت می کند که دکتر مظفر بقایی که در سال 1289 در کرمان به دنیا آمد، در طی سالهای 1329 و قبل از

آن و تا اواخر سالهای 1339 به عنوان رهبر حزب زحمتکشان فعال بود.

او به طور متناوب تا سال 1341 به دلیل تحریک مردم زندانی شد. او به دنبال سرنگونی مصدق به دلیل

1- این سند از اسناد بیوگرافیک تهیه شده به وسیله سیا است.
ص: 92

مخالفتش با دولت زاهدی (مورد حمایت آمریکا و «فاسد») سرشناس شد و در یک زمان یا گاهی دیگر

ضد شاه، ضد آمریکا، ضد کمونیست بوده است. او به اینکه نسبت به اکثر سیاسیون ایران باهوشتر است و

اصلاح طلب می باشد، مشهور است.

گفته اند که او به طور پنهانی (با ترتیب زمانی) توسط روسیه، انگلستان، شاه و ساواک کشف و مورد

حمایت قرار می گرفت. در مرداد 1350، CASمتوجه شد که دکتر بقایی به توسط ساواک اجازه یافته است

(احتمالاً تشویق شده است) که حزب زحمتکشان را فعال کند. به دکتر بقایی گفته شد که برای ستاد مرکزی

حزب دفتری اجاره کند.

این امکان به طور عمده وجود دارد که دکتر بقایی در سال 1350، حزبش را در حالتی که برای ساواک

قابل قبول باشد به عنوان وسیله ای برای انحراف انرژیهای سیاسی چپ به کانالهای مسئول، به کار اندازد.

سوابق:

1315: استادیار دانشگاه تهران (فرم بیوگرافی سفارت 1329)

201318: دو سال خدمت نظام به عنوان افسر احتیاط

281326: نماینده مجلس پانزدهم

مهر 1328: سردبیر «شاهد» که بیانی شبیه به روزنامه حزب توده دارد. بقایی به داشتن تماسهای سری

با سفارت شوروی مورد سوءظن می باشد.

آذر 1328: به اتهام توطئه چینی علیه ارتش ایران دستگیر شد.

اسفند 1338: در دادگاه مدنی دوباره محاکمه شد، از زندان آزاد شد، برای مجلس شانزدهم انتخاب

شد.

فروردین 1951: گزارش شده که از مشاوران نزدیک مصدق است. فراکسیون وی در مجلس متشکل

از بازرگانان خرده پای بازار و صنعتگران می باشد. آن (فراکسیون) نماینده جناح راست حزب ملی

زحمتکشان ایران است که در بهمن 1330 منشعب شد، از مصدق حمایت می کند، تصفیه حزب

زحمتکشان را از عناصر کمونیست خواهان است، بر پیوستگی به اسلام تأکید دارد.

مرداد 1331: بقایی باهوشترین و همچنین فرصت طلب ترین و خطرناکترین عضو مجلس در نظر

گرفته می شود.

مهر 1332: گفته می شود بقایی رهبر جناح راست مخالف دولت زاهدی می باشد. بدون دلیل گفته

می شود که از انگلستان پول می گیرد.

آذر 1332: بقایی استاد زیبایی شناسی دانشگاه تهران است. او در بافت دستگیر شد و در خلال

انتخابات برای مجلس هیجدهم و به صورت منزوی نگهداری شد. او هنوز «شاهد» را که به دولت زاهدی

حمله می کند، انتشار می دهد.

دی 1332: سرهنگ دوم مقدم (احتمالاً مردی که در سال 1350 رئیس دایره سوم ساواک شد) در بین

افسران جزء ارتش به نفع بقایی مبارزه کرد. در کرمان بر این گمانند که انگلستان از طریق سید ضیاء

طباطبائی از بقایی حمایت می کند.

اسفند 1332: بقائی به کمیته حزب زحمتکشان (طراحان) گفت که در نظر دارد با نوشته به زاهدی

بگوید که او به وسیله آسیب رساندن به پسر زاهدی، اردشیر، از آزار و شکنجه های او نسبت به خودش

ص: 93

انتقام خواهد گرفت.

1911 خرداد 1333: به وسیله نخست وزیر زاهدی دستگیر و سپس آزاد شد.

مرداد 1333 تبعید به اراک

دی 1333: به دلیل تحریک مردم دستگیر شد. به صورت تبعید به زاهدان فرستاده شد. (به نظر

می رسد مانند بازی مونوپولی است.)

مرداد 1334: هنوز به صورت تبعید در زاهدان است، ولی شایعات حکایت می کند که، الف) شاه

نامه ای سربسته ای برای او فرستاده است، ب) بقایی ممکن است زاهدان را به منظور اینکه به جای اسداللّه

علم وزیر کشور، فعالیت کند، ترک کند. چنین احساس می شود که شاه ممکن است بقایی را به عنوان یک

نخست وزیر اصلاح طلب لازم داشته باشد.

آذر 1334: بازگشت به تهران

دی 1334: به اینکه قسمتی از نقشه موفق سوء قصد به نخست وزیر ژنرال رزم آرا بوده، متهم شد.

تیر 1335: دوباره در سیاست فعال می شود. به گفته یک منبع قابل اعتماد، او تظاهر می کند که طرفدار

آمریکاست.

مرداد 1339: سخنرانی عمومی ایراد کرد.

شهریور 1339: به دلیل انتشار رساله ملی گرایانه در دانشگاه سرزنش شد.

بهمن 1339: به او پیشنهاد شد که حزب زحمتکشان را به جبهه ملی متصل کند.

اسفند 1339: بقایی به وسیله لژ فراماسونری حمایت می شود، بنابراین در این مورد که حمایت

انگلستان را به دنبال دارد مورد سوءظن است، دوباره زندانی می شود.

شهریور 1340: از زندان آزاد می شود.

شهریور 1340: استاد ادبیات دانشگاه تهران است. در لیست ساواک از سیاسیون ایران به عنوان رهبر

«پاسداران آزادی» و حزب زحمتکشان می باشد.

دی 1347: استاد رشته آمار دانشگاه تهران است. هنوز پیروانی دارد، به خصوص در کرمان، وضع

سلامتی خوبی دارد.

مرداد 1350: به او اجازه دوباره فعال کردن حزب زحمتکشان داده شده است. در حال حاضر برای

ستاد مرکزی حزب به دنبال دفتری می گردد.

حزب زحمتکشان 21

تاریخ: 19 مارس 1975 28/12/1353محرمانه

از: مأمور سیاسی، آقای اسکودرو به: مأمور سیاسی، آقای میلز از طریق آقای بولستر

موضوع: اطلاعاتی درباره زندگینامه مظفر بقایی

با توجه به نامه سرگشاده اخیر مظفر بقایی خطاب به شاه، در انتقاد از تأسیس حزب رستاخیز ایران به

عنوان یک اقدام غیرقانونی و غیر معمول، من فکر کردم که شاید اطلاعاتی درباره زندگینامه مظفر بقایی

برای شما به درد بخور باشد. بقایی یک مخالف گوی مادرزاد است. در زندگی سیاسی ایران از اواسط

سالهای 1320 فعال بوده است. او از نقطه نظرهای مختلف چپ گرایانه پیروی کرده است، ولی همیشه

ص: 94

مقدار زیادی از فرصت طلبی شخصی خود را داخل آنها کرده است. او مدت کوتاهی عضو حزب توده بود،

بعداً به جبهه ملی پیوست و پس از اینکه در سال 1330 حزب زحمتکشان را تأسیس کرد به صورت دومین

شخصیت در جبهه ملی در آمد. او در 1331 میانه اش با مصدق به هم خورد و بالنتیجه مقدار زیادی از

پشتیبانی حزب زحمتکشان را در این جریان از دست داد. بعداً او ابتدا از ژنرال زاهدی پشتیبانی کرد و

سپس با او مخالفت کرد. از آن زمان به بعد او با هر نخست وزیری مخالف بوده است. در نتیجه مخالفتهای

دائمیش او از داشتن دوستانی در میان دستگاه حاکمه (مقصود گردانندگان چرخهای امور، اعم از مجلس و

دولت و حامیان آنها مترجم) کمتر برخوردار است و دشمنان نیرومند زیادی دارد. این دشمنان او را بارها

یا زندانی کرده اند و یا تبعید، ولی او همواره به نحوی از انحاء خود را از مهلکه به در برده است. مثلاً او متهم

به همدستی در قتل ژنرال رزم آرا و همچنین ژنرال افشارطوس رئیس شهربانی مصدق و همچنین چند

فقره جنایات کم اهمیت تر شده، ولی معمولاً در رسیدگیهای بعدی تبرئه شده است. به همان میزان که قدرت

شاه رشد پیدا کرد، موقعیت برجسته بقایی رو به کاهش رفت و با روی کار آمدن حزب ایران نوین او تقریباً

از نظرها ناپدید شد.علیرغم یک دوران حرفه ای متلاطم، او در سیاست دولت کمتر نفوذ داشته است به

استثناء زمانی که او رهبر نهضتی بود که موفق شد انتخابات عمومی قلابی سال 1339 را لغو کند. موقعیت

او به نحو پیگیری ناسیونالیستی و شدیداً ضد انگلیسی بوده است و شاید با آغاز موافقتنامه سال 1339

راجع به وضع نیروها (مقصود کاپیتولاسیون است مترجم) گرایش ضد آمریکایی نیز پیدا کرد.

بقایی هر چند جاه طلب و فرصت طلب است ولی در اموری که مربوط به پول باشد شرافتمند شناخته

شده است و به طور ساده در جنوب تهران زندگی می کند و به همین خاطر نیز مورد احترام است. او از

تاکتیک نامه سرگشاده لااقل دوبار در گذشته استفاده کرده است. یک بار در سال 1328 برای انتقاد از

کنترلهایی که به وسیله ژنرال رزم آرا رئیس ستاد وضع شده بود و بار دیگر در سال 1332 هنگامی که او

نامه سرگشاده ای به نیکسون که آن زمان معاون رئیس جمهوری بود در روزنامه خود، شاهد نوشت. او

اظهارنظر کرده بود که اگر احیاناً روزی نخست وزیر به شود (این زمانی بود که نخست وزیران در ایران از

اهمیت و اعتبار برخوردار بودند) او به شاه اجازه خواهد داد که سلطنت کند، ولی اختیارات شاهنشاهی او

را محدود خواهد کرد. از سوی دیگر شاه ظاهراً به او بیش از سایر سیاستمداران دست چپی روی خوش

نشان داده بود و حتی در سال 1350 به بقایی از طرف ساواک اجازه داده شد تا حزب زحمتکشان را

دوباره سازمان دهد. تصور می شود که این اقدام برای جلب پشتیبانی از بقایی در مقابل گروههای دست

چپی بود که کمتر نرمش داشتند. با همه این احوال از تأسیس حزب زحمتکشان یا خود بقایی تا زمانی که

این نامه سرگشاده را به شاه نوشت، خبری نشد.

حزب زحمتکشان 22

تهران 16 ژانویه 1978

جناب آقای ویلیام سولیوان

سفیر کبیر ایالات متحد آمریکا در ایران

با اظهار امتنان وصول نامه مورخه 4 ژانویه 1978 را به استحضار می رساند و مخصوصاً از این که

بیانیه مورخه هیجدهم آذر 1356 هیئت اجراییه حزب زحمتکشان ملت ایران را به دقت مطالعه فرموده اید

ص: 95

سپاسگزارم.

مراتب جناب عالی در بیان این مطلب که اساس سیاست دولت حضرت جیمی کارتر مبنی بر عدم

مداخله در امور داخلی کشور ماست امیدوار کننده به نظر می رسد زیرا اطمینان داریم چنانچه قدرتهای

خارجی در امور داخلی کشور و به ضرر ملت اقدام نکنند ملت ایران توفیق خواهد داشت حکومت قانون و

دمکراسی را در این کشور آن چنان که منطبق با آمال تمام آزادی خواهان جهان است مستقر نماید.

از پیشنهاد جناب عالی به منظور تبادل نظر در مورد تأمین حقوق اولیه بشر خوشوقتم و در گذشته نیز

به مناسبت سمت و مسؤولیتهای ملّی ملاقاتهایی با مقامات عالی رتبه و سفرای ممالک متحده آمریکا

داشته ام. معتقدم که وجود چنین تماسهایی برای حسن تفاهم و بهبود روابط بین دو ملت مفید خواهد بود.

با تقدیم احترام

دکتر مظفر بقایی کرمانی

رئیس حزب زحمتکشان ملت ایران


حزب زحمتکشان 23

خیلی محرمانه

یادداشت بیوگرافیک

دکتر مظفر بقایی کرمانی در حدود سالهای 991297 در استان کرمان به دنیا آمده است در لیست

سیاستمداران پرونده های CIA (سیا) ثبت شده است.

بقایی کرمانی است. در سال 1341 رهبر حزب زحمتکشان ایران بود. پس از آن او مؤسس و رئیس

حزب ملی کارگران ایران، یک گروه کوچک و بسیار قدیمی که از اواسط تا اواخر 1339 به اطراف و

حواشی گروههای جبهه ملی نزدیک می شده بود.

بقایی کرمانی یک عضو سابق مجلس است که در خلال دوران مصدق بسیار منتقد شاه بود. او در اواخر

نوامبر نامه ای به نخست وزیر نوشت که در آن از دولت به خاطر نقش آن در حادثه جاده کرج جائی که

مردان جوان بدون یونیفورم به اجتماع یک گروه سیاسی از مخالفین حمله کرده و بیش از صد نفر را

مجروح کردند، انتقاد کرد. دکتر بقایی کرمانی برای کارمند سیاسی سفارت، استمپل، به عنوان «نمونه ای از

سانچوپانزای مجموعه جبهه ملی ایران» توصیف شده است.

اگر چه او در گذشته فعال و ظاهراً مورد احترام بود، ولی اینک از او خصوصاً از جانب بسیاری از افراد فعال

کنونی در حرکت مخالفین به خوبی یاد نمی شود.

کارمند سیاسی جی.دی.استمپل

خیلی محرمانه


کتاب بیست و چهارم

احزاب سیاسی در ایران (5)

ص: 96

ص: 97

احزاب سیاسی

در ایران (5)


نهضت آزادی

ص: 98

ص: 99

نهضت آزادی 1محرمانه

در کشورهای خارجی پخش نشود24 اکتبر 19632/8/1342

محاکمات نهضت آزادی ایران رئیس بخش سیاسی

3 اوت 1963 6260 مأخذ 22 اوت 1963 6282 مأخذ 9 سپتامبر 1963 6295 مأخذ

مطالب زیر برای اطلاع شما و موارد مصرفی است که می خواهید در چارچوب محدودیتهای امنیتی

تعیین شده از آن به عمل آورید. در هرگونه گزارشی از این مطالب از طرف شما منبع که CASاست، لازم

نیست ذکر شود.

1 حکومت خواهد کوشید تا متهمان نهضت آزادی ایران را در محاکمات، به 10 تا 15 سال زندان

محکوم کند. به طوری که گفته می شود این تصمیم طبق میل شاه است. (این از یک مأمور اطلاعاتی ایران

(C)که به گزارشهای مربوط به امور امنیتی داخلی دسترسی دارد به دست آمده است، ما این اطلاعات را

مؤثق تلقی می کنیم. تاریخ این اطلاعات 30 مهر 1342 است.)

2 نهضت آزادی ایران در تهران میل دارد علیه محاکمات رهبران این نهضت تظاهراتی راه بیندازد،

ولی آنها درباره عاقلانه بودن این تظاهرات نظر حتمی ندارند، زیرا چنین اقدامی ممکن است منجر به آن

شود که متهمین به احکام شدیدتری محکوم شوند. بدین ترتیب نهضت آزادی ایران با هماهنگی

دانشجویان جبهه ملی در خارج، تظاهراتی علیه این محاکمات به راه خواهد انداخت تا توجه جهانیان را

نسبت به این محاکمات جلب کند. (این اطلاعات از یک منبع موّثق از یک عضو شورای مرکزی نهضت

آزادی ایران به دست آمده است. تاریخ اطلاعات اول آبان 1342 است.)

3 الف: نهضت آزادی ایران از اینکه جبهه ملی در ایران دستهای خود را از محاکمات نهضت آزادی

ایران شسته است نگران است. رهبران نهضت آزادی ایران که محاکمه می شوند از آنهایی که در خارج به

سر می برند سؤال کرده اند که آیا باید دفاع آنها شدید باشد کاری که باید انجام بدهد تصمیم نگرفته است.

ب: جعفر شریف امامی از شاه خواسته است تا مهدی بازرگان را عفو کند. شریف امامی به عنوان رئیس

کانون مهندسان، که بازرگان از اعضای آن است، این تقاضا را از شاه کرده است. شاه به شریف امامی گفته

است که پرونده مربوط به بازرگان بسیار جدی است. شریف امامی گفت،«ولی مراحم و الطاف اعلیحضرت

بزرگتر است.» شاه گفت که در حال حاضر شدیدا گرفتار دیدارکنندگان خارجی است، ولی به این موضوع

توجه خواهد کرد. شاه به بازرگان پیام فرستاده است که او باید نزد شاه آمده و از او تقاضای عفو کند.

بازرگان رد کرده است زیرا این کار، او و نهضت آزادی ایران را نزد مردم بی اعتبار خواهد کرد. جعفر شریف

امامی به خاطر پا در میانی خود نزد مخالفین، اندک وجهه ای کسب کرده است. ژنرال حسین زمانی، رئیس

دادگاه نظامی در محاکمات نهضت آزادی ایران از بازرگان معذرت خواسته و گفته است که نسبت به او

احساس همدردی می کند، ولی او باید وظیفه خود را انجام دهد. مادر بازرگان تقریبا سه هفته قبل فوت

کرد و صدها تسلیت در جراید محلی منتشر شد.

ج: حاج آقا رضا زنجانی، آخوندی که با نهضت آزادی ایران و شاید فداییان اسلام ارتباط دارد، از

نزدیک تحت مراقبت قرار گرفته. در جریان این محاکمات مراقبت از او و از خیابانهای اطراف خانه او

بسیار شدید است.

و: (اطلاعات گنجانده شده در بند 3، از منبع عموما موّثقی از یکی از بانیان نهضت آزادی ایران به دست