گروه نرم افزاری آسمان






برنامه های مخالفین برای آینده







سند شماره (24)

طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 10 دسامبر 1978 برابر 19 آذر 57

از: وزارت امور خارجه واشنگتن

به: سفارت آمریکا تهران

موضوع: برنامه های مخالفین برای آینده

1 ما چندین سؤال درباره گفتگویی که در تلکس مرجع گزارش شد داریم.

آیا کمیته دفاع از حقوق بشر و آزادی نماینده دیگر گروهها در مذاکرات مشترک با دولت یا در

تماسها با آمریکاییها و انگلیسی ها می باشد؟ (پاراگراف تلکس مرجع)

اگر قرار باشد که شاه با شورای سلطنت موافقت نماید و سپس ایران را ترک کند آیا او مجاز خواهد

بود که ابتدا اعضای شورای سلطنت را انتخاب نماید؟ (پاراگراف 4)

آیا وی همچنین مجاز خواهد بود که کابینه جدید را انتخاب نماید؟ (پاراگراف 4)

آیا کمیته دفاع از آزادی و حقوق بشر از سفرای ایالات متحده و بریتانیا انتظار دارد که لیستهای

کابینه و شورای سلطنت را برای انتخاب توسط شاه به او عرضه کنند؟ آیا از سفرا انتظار می رود که لیست را

تأیید کرده و به شاه اصرار نمایند که آن را قبول کند؟ (پاراگراف 4).

2 از نظر سفارت چه کسی برای مذاکره راهپیمایی صلح آمیز 9 دسامبر عمدتا مسئول بود. (تلکس

مرجع به علی امینی اشاره می کند؛ دیگر گزارشات به سنجابی اشاره دارند و به زاهدی نیز نسبت داده شده

است.)

ص: 308

سند شماره (25)

طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 11 دسامبر 1978 برابر با 20 آذر 57

از: سفارت آمریکا تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: برنامه 17 ماده ای مخالفین

1 در آخر روز 10 دسامبر چندین منبع مطبوعاتی متن قطع نامه 17 ماده ای را که گفته می شود، توسط

تظاهرکنندگان در اجتماع میدان شهیاد تأیید شد، به دست آوردند. ما قادر نبوده ایم که حقایق مربوط به این

قطعنامه را که ظاهرا توسط گروههای مخالف شاه در بین مطبوعات توزیع شد، تصدیق کنیم.

گزارشاتی وجود دارد که این قطعنامه فقط در 10 دسامبر توزیع شده و در 11 دسامبر اعلام خواهد شد.

2 مطالب زیرین خلاصه قطعنامه است که توسط نمایندگان محلی مطبوعات برای سفارت تهیه شد:

1) خمینی رهبر است، 2) سرنگونی رژیم، 3) جمهوری اسلامی، 4) دفاع از حقوق بشر، 5) حذف

دولت نظامی، 6) اجرای تقاضاهای مذهبی، 7) آزادی زنان، 8) حقوق کامل کارگران، 9) پایان

سوءاستفاده از قدرت، 10) اصلاحات کشاورزی، 11) حمایت کامل از اعتصابیون، 12) ضد فقر، 13)

تیراندازی به تظاهرکنندگان خیانت است، 14) ادعاهایی که کمونیسم بین المللی در پشت جنبش است

مزخرف مطلق است، 15) اسلام بیشتر، 16) آزادی زندانیان سیاسی، 17) مبارزه ادامه خواهد یافت.

3 معلوم نیست چه کسی این قطعنامه را تهیه کرده یا چه کسی در تظاهرات آن را برعهده گرفته. برنامه

نشانه هایی از ردپای خمینی را دارد، ولی در چندین مورد از خط همیشگی خمینی معتدل تر است. بنابراین

می تواند از طرف مخالفین میانه روتر باشد که به اجازه خمینی حرکت می کنند.


شورای سلطنت

سند شماره (26)

از: وزارت امور خارجه واشنگتن تاریخ: 12 دسامبر 1978 21 آذر 57

به: سفارت آمریکا تهران

خیلی محرمانه

موضوع: شورای سلطنت

امکان دارد که در اول وقت اداری فردا به وقت واشنگتن شرحی از اساس قوانین ایران برای موضوع

شورای سلطنت به ما بدهید. ما در قانون اساسی 1906 یا قانون متمم قانون اساسی 1907 هیچ اشاره ای

به شورای سلطنت نمی بینیم. شاید ما نسخه ای که اصلاحات اخیر را منعکس سازد نداریم.

در هر حال، امکان دارد به ما بگویید قانون ایران در رابط با نایب السلطنه و شورای سلطنت چه چیزی را

معین می دارد؟


محسن پزشکپور رهبر حزب پان ایران

ص: 309

سند شماره (27)

سازمان مرکزی اطلاعات (سیا) خیلی محرمانه

تاریخ: 13 دسامبر 1978 22 آذر 57

محسن پزشکپور

رهبر حزب پان ایران (از سال 1948)

نحوه خطاب به او: آقای پزشکپور

محسن پزشکپور از افرادی بود که به بنیانگذاری حزب پان ایران در سال 1948 کمک کرد. این حزب

در دوران رونقش طی سالهای دهه 1960 و اوائل دهه 1970 یک سازمان ناسیونالیست افراطی،

ضداجنبی و طرفدار اصالت رأی حکومت بود که بسیاری از ناظران را به یاد حزب نازی می انداخت.

گروه پزشکپور عملاً از هیچ جذبه عمومی برخوردار نبود و احتمالاً هنوز هم نیست. در 1947 زمانی

که دولت حزب رستاخیز ملت ایران را تنها حزب قانونی شناخت، حزب پان ایران منحل شد.

پزشکپور به حزب رستاخیز پیوست، اما در سال 1977 به عضویت کمیته پارلمانی دفاع از حقوق بشر

درآمد و از دولت انتقاد کرد. در ژوئن 1978، او با این ادعا که حزب رستاخیز مسئول بسیاری از

«بحرانهای جامعه ایرانی» است، از حزب رستاخیز استعفا کرده و تجدید فعالیت حزب پان ایران را اعلام

نمود. او همچنان به انتقاد از دولت در مسائل مختلف ادامه می دهد. (خیلی محرمانه)

طی یک دهه که در خلال نخست وزیری محمد مصدق (531951) آغاز می شود، پزشکپور همچنان

رهبر رسمی حزب پان ایران باقی ماند، اما بیشتر اوقات فعالیتی نداشت. با بازگشت به صحنه سیاست در

سال 1961 او پس از اینکه داریوش فروهر کناره گیری کرد و گروه خود، حزب ملت ایران را تشکیل داد،

تنها رهبر حزب شد. دولت از این حزب برای حمله به رئیس جمهور وقت مصر، جمال عبدالناصر استفاده

می کرد اما در بقیه موارد آن را تحت مهار شدیدی نگاه می داشت. با موافقت شاه، به پزشکپور اجازه داده

شد تا در انتخابات سال 1976 به عنوان کاندیدا شرکت کند و برای مجلس رأی آورد. (خیلی محرمانه)

پزشکپور به علت تعصب میهن پرستی افراطیش، شهرت بدی یافته است. او مدت زیادی است که روی

«ایرانی بودن» چندین سرزمین خارج از ایران منجمله تحت الحمایه سابق انگلیس، بحرین که ایران

نسبت به آن یک ادعای تاریخی داشته اصرار ورزیده است.

در سال 1970 زمانی که شاه با تصمیم انگلستان به دادن اجازه برای یک سنجش آرای عمومی در

بحرین (که به نفع استقلال داده شد) موافقت نمود، پزشکپور برای خرده گیری از دولت طرحی را تسلیم

نمود. شاه که خشمگین شده بود جریان وجوهات به حزب پان ایران و پشتیبانی از آن را قطع کرد و آشکار

نمود که پنج نماینده این گروه دوباره انتخاب نخواهند شد. با این حال شاه بعدا آرام گرفت و پزشکپور کار

خود را در قوه مقننه ادامه داده است. (خیلی محرمانه)

پزشکپور حدودا 61 ساله است و دارای یک مدرک لیسانس قضائی از دانشگاه تهران می باشد و عضو

هیئت اجرائی جامعه وکلا است.او چند مقاله به علاوه یک کتاب به نام «ما چه می خواهیم» نوشته است،

وی به انگلیسی تکلم می کند.


شورای سلطنت

ص: 310

سند شماره (28)

طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 13 دسامبر 1978 22 آذر 57

از: سفارت آمریکا تهران به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: شورای سلطنت

1 مرجع الف و ب نظر مخالفین در مورد طرح شورای سلطنت در مفاد (مفهوم) را ارائه می دهد. این

براساس ماده 38 قانون متمم قانون اساسی که در 9 سپتامبر 1967 اصلاح شد، می باشد و در زیر به طور

کامل نقل شده.

در صورت انتقال تاج و تخت، ولیعهد شخصا وقتی که به سن 20 سالگی می رسد (براساس سال

شمسی محاسبه می شود) وظایف شاه را ایفا می نماید. اگر او به این سن نرسیده باشد، شهبانو، مادر ولیعهد

سلطنت را به دست می گیرد، مگر اینکه شخص دیگری به وسیله شاه برای آن مقام نامزد شده باشد.

نایب السلطنه بایستی شورائی مرکب از نخست وزیر، رؤسای هر دو مجلس (سنا و شورا) رئیس دیوانعالی

و 4 شخصیت دانا و مشهور دیگر کشور که به وسیله نایب السلطنه انتخاب می شوند تشکیل دهد، و

نایب السلطنه بر طبق قانون اساسی وظایف شاه در قانون اساسی را با شورا تا زمانی که ولیعهد به سن 20

سالگی می رسد به دست می گیرند. در صورت مرگ یا استعفای نایب السلطنه، شورا موقتا وظایف

نایب السطنه را انجام می دهد تا زمانی که نایب السلطنه دیگری (نه یک عضو از خانواده قاجار) از طرف

مجلسین منصوب شود. در صورت ازدواج مجدد توسط شهبانو نایب السلطنه باید از شورا استعفا دهد.

2 شورای سلطنتی آن طوری که در قانون دیده می شود، اساسا برای راهنمایی نایب السلطنه است.

نظر جبهه ملی این است که شاه شورای سلطنت را برقرار (تعیین) می نماید و بعد آن را معرفی می کند؛ نه

اینکه شهبانو وظایف نایب السلطنه را ایفا نماید. سپس استعفا می نماید و قدرتش (اختیاراتش) را به شورا

منتقل می نماید. اساس برای این شرطی است که در جمله ماقبل آخر برای شورا آمده، که به عنوان

نایب السلطنه پس از مرگ یا استعفای نایب السلطنه عمل نماید.

مطابق گفته دکتر میناچی نایب السلطنه جدید تا زمانی که پارلمان منتخب آزاد جدید وضعیت سلطنت

را مورد توجه قرار نداده است، تعیین نمی شود و بنابراین شورای سلطنت را در موضع اعمال اختیارات

سلطنتی قرار می دهد تا جدایی طبقات مردم متحقق شود. در حالی که این دقیقا طریقی نبود، که ماده 38

وقتی اصلاح شد در نظر بوده که اجرا شود. سناریوی مخالفین به نظر می رسد که شرایط قانون را داشته

باشد.


مکالمه تلفنی با سفیر ایران زاهدی 17 دسامبر

سند شماره 29

تاریخ: 17 دسامبر 1978 26 آذر 57طبقه بندی: سرّی

از: سفارت آمریکا در تهران به: وزارت امور خارجه واشنگتن

مرجع: تهران 12203

موضوع: مکالمه تلفنی با سفیر ایران زاهدی 17 دسامبر

1 اردشیر زاهدی عصر هفدهم سپتامبر بعد از صرف ناهار با شاه به من تلفن کرد و گفت وی

می خواست اقدامات انجام گرفته در مورد موضوعات مختلفی که من و او در 13 دسامبر گفتگو کرده بودیم

ص: 311

را گزارش دهد.

2 نخست راجع به سؤال بانک مرکزی، او گفت که تحقیقات نشان داده بود که این مسئله بیشتر اداری

است تا سیاسی. بنابراین تصمیم گرفته شد تا خوش کیش تعویض شده و سمیعی جایگزین او شود. این

پیشنهاد در 18 دسامبر به سمیعی داده می شود.

3 در رابطه با شرکت نفت تصمیم گرفته شده است که انتظام (عبداللّه) رئیس ظاهری شرکت نفت باشد.

زیرا او یکی از معدود افراد واجد شرایط تحت منشور شرکت ملی نفت ایران است، سپس مینا و نابغ به

عنوان دو معاون بازگردانده خواهند شد و اداره شرکت را به عهده خواهند گرفت.

4 راجع به مسئله اعتصابات گمرکی او پیشنهاد قابل توجهی نداشت. او گفت که تصمیم گرفته شده

است که تا بازگشت به تهران از اجلاسیه اوپک (خوشبختانه عصر هفدهم دسامبر است) صبر شود. از آنجا

که مخالفان 18 دسامبر را روز اعتصابات عمومی اعلام کرده اند. زاهدی امید کمی دارد که قبل از آن کاری

انجام پذیرد. برنامه او برای گرد هم آوردن گروهی از شهروندان برجسته برای ناهار که با یک ملاقات با

شاه دنبال می شود، به خاطر این مشکل که بسیاری از آنها با یکدیگر اختلاف دارند و از صرف ناهار با هم

امتناع می ورزند در هم ریخته شده است. او هنوز امیدوار است که در آینده نزدیک 10 یا 15 نفر را برای

صرف چای با شاه گرد هم جمع کند.

5 او سعی دارد یک گروه از بازاریها را (او صحبت از 2 هواپیمای دربست پر می کرد) برای فشار وارد

کردن روی خمینی که موضعش را نرم کند به پاریس بفرستد. او می گوید اینها اشخاص بااهمیتی هستند که

از آشوب اقتصادی فعلی صدمه می بینند. او امیدوار است که چند روحانی نیز با آنها باشند.

6 زاهدی خودش 18 دسامبر به اصفهان خواهد رفت تا سعی کند که طرفداران متعصب شاه را

هماهنگ کند و از برخورد بیشتر آنها جلوگیری کند. از آنجا که من در روز 18 دسامبر با شاه ملاقات دارم،

موافقت کردیم که 19 دسامبر با هم ملاقات داشته باشیم تا تبادل نظر کنیم. سولیوان


اضافات لیست شورای سلطنت

سند شماره (30)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهران تاریخ: 18 دسامبر 1978 27 آذر 57

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.

مرجع: تهران 12168

موضوع: اضافات لیست شورای سلطنت

میناچی به سفارت اطلاع داده است که در 17 دسامبر اسامی 2 نفر به لیست اعضای شورای سلطنت

آینده اضافه شده است. آنهایی که اضافه شدند: علی امینی نخست وزیر سابق که در حال مذاکره بین

مخالفین و دولت ایران بوده است و دیگری دکتر کریم سنجابی رئیس فعلی جبهه ملی می باشد. میناچی در

پاسخ به سؤالی گفت: این دو به لیست اضافه شدند تا لیست نامزدها را به 8 نفر برسانند.(1)

سولیوان


مذاکره با رهبر قشقایی

1- این متن در کتاب 26 سند لاتین نداشت.
ص: 312

سند شماره (31)

طبقه بندی: محرمانه تاریخ: 21 دسامبر 1978 برابر با 30 آذر 57

از: سفارت آمریکا در تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی. فوری

موضوع: مذاکره با رهبر قشقایی

1 در 17 دسامبر مأمور سفارت با ملک منصور خان قشقایی برادر ناصرخان ایلخان قشقایی ملاقات

نمود. این ملاقات کاملاً اتفاقی نبود بلکه به سبب مذاکراتی بود که از طرق دیگر با برادران قشقایی انجام

گرفته بود. مأمور سفارت هیچ سعی ننمود که مکالمه را به جهت سیاسی سوق دهد. به هر حال ملک

منصورخان پس از ارائه یک سخنرانی مفصل و نه کاملاً بی طرفانه درباره سابقه قشقاییها به عنوان مردمی

جنگجو، خانواده خود را علیرغم آنچه که بر آنها رفته بود، حامی شاه دانست. او گفت که «من یک فرد

عادی نیستم، من یک خان بزرگم، با این حال در یک اتاق اجاره ای زندگی می کنم، نمی توانم به سرزمین

قشقایی بازگردم و این به اصطلاح پارلمان، زمینهای مرا از اصفهان تا خلیج فارس گرفته است». او

خصوصا از نصیری رئیس پیشین ساواک که با وی یک رقابت شخصی داشت و اسداللّه علم که ملک

منصور خان فکر می کند که طبقه خود و خاطره پدرش، جناب امیر شوکت الملک را به دور انداخت، انتقاد

کرد.

2 ملک منصورخان تصور می کند که ناصرخان، برادرش که پس از معالجه ناراحتی چشمش در

مونیخ، به تازگی به ایالات متحده بازگشته ممکن است به زودی به ایران مراجعه کند، ناصرخان به

خانواده اش اطلاع داده که در دو هفته آینده منزل او را آماده سازند.

3 نظریه: تندی ملک منصور خان از روی سادگی بود، همان طور که آرزویش برای دستیابی دوباره به

آنچه که فکر می کند است، همین حال را دارد. اگر برادرانش نیز به همین نحو فکر کنند و اگر شاه حاضر

باشد از حمایت آنها از مصدق چشم پوشی کند، احتمالاً معامله ای صورت خواهد گرفت که برای شاه،

حمایت خانواده صاحب ریاست قشقایی را در قبال ارزش آن حمایت تضمین خواهد نمود.

سولیوان


گرایش انگلیس نسبت به شورای سلطنت

سند شماره (32)

طبقه بندی:خیلی محرمانه تاریخ: 22 دسامبر 1978 1 دی 57

از: سفارت آمریکا تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: گرایش انگلیس نسبت به شورای سلطنت

1 رئیس دفتر سفارت انگلیس، دیوید میرز به مأمور سفارت، استمپل گفت که اخیرا انگلیسیها طرح

میناچی برای شورای سلطنت را شنیده اند، در جواب به تقاضای میناچی برای رساندن آن به شاه، هم سفیر

انگلیس و هم میرز به میناچی گفتند که انگلیسیها هر نظریه ای را برای شاه چنانچه از طرف او سؤال شد

برای خود محفوظ خواهند نمود. میرز تأکید کرد که انگلیسیها هیچ تعهدی برای مطرح نمودن موضوع به

طور مطلوب (به طرفداری) نداده اند و آماده حمایت از ایده شورای سلطنت، هم اکنون و همچنین دخالت

ص: 313

در امور داخلی ایران به هیچ طریقی نیستند.

2 میرز این طور ادامه داد که میناچی حقیقت را در توضیح موضع آمریکا برای انگلیسیها پوشانیده

است و ادعا نموده که مأمور سفارت گفته است که طرح شورای سلطنت به طور مطلوبی به سفیر کبیر

(آمریکا) عرضه (معرفی) خواهد شد.

مأمور سفارت میرز را مطمئن ساخت که ایالات متحده برای شورای سلطنت متمایل به طرفداری

نبوده و چنان اشاره ای به میناچی نکرده است.

3 میرز این عقیده را ابراز نمود که میناچی در تلاش است که مفهومی از شورای سلطنت را که به مقدار

زیادی با نظرات آیت اللّه متناسب است به خمینی عرضه دارد و در عوض در تلاش است که فرمولی مشابه

ولی نه یکسان را (مسافرت و شورای سلطنت به عنوان یک هیئت موقت) به شاه عرضه نماید.

میناچی تاکنون در هیچ کدام از طرق موفق نبوده است. به عقیده میرز اضافات یا دوباره

تفسیرکردنهای میناچی از تلاشهای ایالات متحده و بریتانیا، به سادگی تلاشهای وکیل خوب ایرانی برای

بیرون کشیدن چیزی می باشند. میرز خیلی نگران این موضوع به نظر نمی رسید و گفت فکر بریتانیا این

است که به گوش دادن به میناچی ادامه دهد زیرا در آینده ممکن است وی، سودمند باشد.

4 مأمور سفارت قبلاً ناخوشایندی سفارت ایالات متحده در مورد طریقه ای که مواضع ایالات

متحده و انگلیس، هر دو، به طور بدی برای طرف دیگر تفسیر شده است را به میناچی ابراز نموده. احساس

ما این است که اگر قرار باشد میناچی سرانجام سودمند باشد، به میزان قابل توجهی بهتر خواهد بود اگر که

او طرح آزمایشی خود را محکمتر نگهدارد.


طرح بازگشت ناصرخان قشقایی

سند شماره (33)

طبقه بندی: خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: طرح بازگشت ناصرخان قشقایی

1 مأمور سفارت در 23 دسامبر با هوشنگ شهبازی، وابسته فامیل عمده قشقایی، برای شنیدن

مباحثه در مورد مزیت بازگشت ناصر خان ایلخان قشقایی به ایران برای شاه ملاقات نمود. شهبازی با

آمادگی قبول کرد که به موازات اسکان دادن قبایل طبیعت و خوی آنها تغییر کرده است. به هر صورت او

مدعی بود که ناصرخان نفوذی فوق العاده در میان افرادش و در میان رهبران مذهبی در استان فارس دارا

می باشد. به علاوه طبق گفته شهبازی، قشقایی جای نفوذ و اهمیت را در میان هزار فامیل ایران پر می کند و

بازگشت او به تقویت حمایت آنها برای ابقای سیستم فعلی کمک می کند. ناصرخان به ویژه به ژنرال زاهدی

نزدیک بود و به طوری که منتسب است همراه با زاهدی دستی در مرگ رئیس پلیس مصدق، ژنرال افشار

طوس داشت.

2 شهبازی، قشقایی را یک خان باهوش و زیرک ولی با ضعف منجمله پول دوستی و تمایل به

بازگشت به موقعیت احترام (تشریفات) و قدرت تقریبا شبیه به آن چیزی که او در زمینهای ایل قبل از

تبعیدش برخوردار بود، توصیف نمود. ناصرخان اصلاً از جبهه ملی طرفداری می کند؛ به این خاطر که در

ص: 314

دهه 1950، شاه بزرگترین تهدید را در مقابل برخورداری رؤسای ایلها و مالکان بزرگ از امتیازات سنتی

آنها مطرح نمود. شهبازی معتقد است که ناصرخان در حال حاضر این فکر را در نظر خواهد آورد که ابقای

شاه چیزی است که با یک دیدگاه سنتی نسبت به ساخت قدرت در ایران سازگاری و بنابراین مطلوبیت

دارد. می توان فرض نمود که وی به عنوان یک عضو قدیمی جبهه ملی مورد استقبال سران جبهه ملی فعلی

قرار خواهد گرفت، خصوصا بدلیل اینکه او میلی به تصدی مقام سیاسی نخواهد داشت.

3 آیا ناصرخان باید بازگردد؟ شهبازی معتقد است سودمند خواهد بود که وی برای چند روزی به

منظور بالا بردن اعتبارش دستگیر گردد. زمانی که آزاد شود، ناصرخان قادر نخواهد بود که مستقیما با

خمینی مخالفت کند و همچنین چنان تناقضی مطلوب نخواهد بود، چون که حداقل بعضی از مخالفین را به

زور به موضعی افراطی تر در دفاع از خمینی می کشاند. بلکه کمک ناصرخان در داخل مجالس مخالفین،

بحث به طرفداری از لزوم حفظ شاه خواهد بود. در فارس و خصوصا در شهرهایی از قبیل شیراز و جهرم

نفوذ ناصرخان می تواند به برقراری نظم کمک کند. خصوصا نظر به اینکه بویراحمدی ها و کنفدراسیون

خمسه احتمالاً از رهبری قشقایی پیروی می کنند.

4 شهبازی که اظهار می دارد او هنوز در مورد این موضوع به ناصرخان یا فامیل او دسترسی پیدا

نکرده است و سؤال کرد که آیا مأمور سفارت مایل به ملاقات برادران ناصرخان برای گفتگوهای بیشتر

می باشد. مأمور سفارت پاسخ داد که وی در موقعیتی نیست که اثر بازگشت ناصرخان یا تمایل دولت ایران

به بازگشت وی به ایران را ارزیابی نماید.

به هر صورت چون که دولت ایران او را تبعید نموده است هر بحثی یا موافقتی درباره بازگشت وی به

طور صحیح باید روی دولت ایران متمرکز شود.

ایالات متحده در هیچ موردی قدمی نامتناقض با حمایتش از شاه برنخواهد داشت و مأمور سفارت به

این دلیل مشکوک است که گفتگوی پیشنهاد شده با برادران ناصرخان واقع شود، مگر اینکه پیشنهاد مورد

علاقه دولت ایران باشد.

5 نظریه: شاه چون که در طول سالیان از روی قصد، قدرت رهبران سنتی جامعه ایران را بدون

همراهی سودمندی در میان قسمتهای دیگر جامعه کاهش داده است، در حال حاضر او خود را کاملاً متکی

بر ارتش برای حمایت داخلیش درمی یابد. تحت این شرایط ظهور حامیان قدرتمند سنتی ممکن است

جالب واقع شود.به هر صورت، دولت ایران باید صرفه های نهانی حضور ناصرخان در مقابل اثر محتمل

بازگشت وی روی سلطه شکننده رهبری مخالفین میانه رو که به گفتگو با شاه در مورد دولت ائتلافی

انتقالی نزدیک می شوند را به دقت اندازه گیری نماید. در دهه گذشته رایج بوده که نفوذ رؤسای ایلیاتی و

دیگر عناصر رهبری سنتی در ایران را پایین بیاورند. بدون نظر دادن راجع به درجه نفوذ حفظ شده به

وسیله خانواده قشقایی ایلخانی، ما ذکر می کنیم که تجدید حیات اسلامی بر این اشاره دارد که آن یک

دسترسی خیلی سهل الوصول است.


گروه پیشنهادی طرفدار شاه

ص: 315

سند شماره (34)

طبقه بندی:خیلی محرمانه تاریخ: 26 دسامبر 1978 برابر با 5 دی 57

از: سفارت آمریکا تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: گروه پیشنهادی طرفدار شاه

1 جرج ناتانسون، یک تاجر آمریکایی که در ایران ارتباطات خوبی دارد، روز سیزدهم و بیست و یکم

دسامبر به سفارت آمد تا در مورد افکاری که راجع به یک گروه مخفی برای حمایت از شاه دارد گفتگو کند.

او برای بخش بازرگانی به عنوان یک گرداننده بزرگ شناخته شده است که با دربار رابطه دارد و با آزادی

به شاهزاده اشرف و ملکه فرح مراجعه می کند. او پرت مأمور سفارت را مرتبه اول دید و دفعه دوم پرت و

لامبراکیس کنسول سیاسی را ملاقات نمود. انوشیروان باتمانقلیچ او را همراهی می کرد. او که یک عضو

خانواده مشهور باتمانقلیچ است می گوید 4 سال پیش در (SAIS) دانشگاه علوم امور بین المللی و

دیپلماسی جان هاپکینز به تحصیل اشتغال داشت.

2 ناتانسون با عبارات گسترده بازرگانی و تجارتی راجع به سازماندهی یک برنامه ضربتی از طرف

شاه برای روابط عمومی و برای کارهای خوب اقتصادی جهت خنثی کردن آشوب صحبت می کرد. هر دو

نفر با عبارات توطئه آمیز صحبت می کنند، ولی در گفتگو راجع به آنچه که در فکرشان است، اقدام سیاسی

را به وضوح دنبال می نمایند. آنها می گویند که قصد دارند از منابع خصوصی در ایالات متحده و یا جای

دیگر پول تأمین نمایند تا پروژه های رفاهی و اجتماعی خیلی نمایانی را در جنوب تهران و جاهای دیگر

شروع کنند و در مورد آنها تبلیغات به راه بیندازند.

3 ناتانسون این نکته را تذکر می دهد که وی به دنبال همکاری با حمایت ایالات متحده نیست، ولی

تماس مجدد با سفارت را حفظ می کند (او به تازگی درخواست یک ملاقات برای امروز 26 دسامبر را نمود

و پرت او را خواهد دید.) کنسول سیاسی عاقلانه فکر کرد که چندین بار به وضوح در 21 دسامبر عنوان و

تصریح نمود که هر چه گروه ناتانسون انجام می دهد در هیچ حالتی نباید به درگیری دولت ایالات متحده

تفسیر یا نمایانده شود. علاوه بر آن کنسول سیاسی به ناتانسون و باتمانقلیچ توصیه کرد که تمام

طرحهایشان را به دقت با شخصی که واقعا از طرف شاه نمایندگی دارد در میان بگذارند، چون که این کار

واقعا مربوط به ایرانیان است و آمریکاییهایی که نمایندگی دولتی ندارند نباید کاری را انجام دهند. که مغایر

با طرز فکر شخصی شاه می باشد. او اشاره کرد که آمریکاییها پیشنهادات بدون وسوسه ای راجع به

چگونگی اداره کردن مشکلات به شاه می داده اند، ولی شاه ایده های شخصی خودش را در مورد استراتژی

مناسب دارد و این امتیاز متعلق به او است. ناتانسون با هر دو این موارد توافق داشت، ولی صراحتا ما فکر

می کنیم که تصریح و تأکید قابل توصیه است. باتمانقلیچ در نظر دارد در چند روز آینده مسافرتی به ایالات

متحده داشته باشد و اگر مایل باشد با هر کسی از دولت ایالات متحده تماس بگیرد، اسم پرشت را در

وزارت خارجه دارد. (ما فکر کردیم عاقلانه است که او را در آن جهت هدایت کنیم.)

4 ناتانسون با آزادی راجع به منافع گسترده تجاری صحبت می کند (شاید در مورد آنها اغراق

می کند.) او از آمریکاییها و دیگرانی نام می برد که خیلی از آنها نوعی از کار مخفی در سابقه شان وجود

دارد. در میان آمریکاییها و دیگرانی که اشاره شد، گریگوری لیما، بروس مک نیل، بیل (خسرو) ایلرز، و

ص: 316

ایرانی، امیر دولتشاهی و حتی روزنامه نگار محلی انگلیسی جیمز آندروود، می باشند. گروهی دیگر از

اسامی وجود دارد که عمدتا افراد نظامی و از تجربه گذشته او هستند.5 نظریه: این موضوع صراحتا

چیزی مثل یک کوشش آماتوری برای تکرار وضع 1953 (1332) به نظر ما می رسد. در حالی که شاه

بدون شک می تواند از کمک و مشورت دوستانه استفاده کند، ما مشکوکیم که گروه ناتانسون واجد

شرایط ترین برای ارائه آن باشد. ما مشکوکیم که وی خیلی بتواند سازماندهی کند. ولی اگر او این کار را

بکند، تلاشهایش به نظر خواهد رسید که به برخی نظارتهای دقیق توسط سفارت حکم می کند. دیگر

سازمانها در اینجا هیچ علاقه ای به او ندارند. بنابراین اگر باتمانقلیچ با او تماس بگیرد، پیشنهاد می کنیم

پرشت تلاشهای او را به جاهایی هدایت کند که خطر احتمالی برای وجهه ایالات متحده در این مرحله از

بازی در ایران را به حداقل برساند.


(سخنان) میناچی در مورد کوششهای صدیقی برای تشکیل دولت

سند شماره (35)

طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 27 دسامبر 1978 6 دی 57

از: سفارت آمریکا تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: (سخنان) میناچی در مورد کوششهای صدیقی برای تشکیل دولت

خلاصه: میناچی تصدیق کرد که مهدی بازرگان و نهضت آزادی به طور محتاطانه ای از کوشش

صدیقی برای تشکیل دولت حمایت می کنند. کمیته دفاع از حقوق و آزادی بشر نیز از کوشش صدیقی

حمایت می کند.

میناچی فکر می کند صدیقی آماده است که کابینه را اعلام دارد، ولی می خواست که از سابقه مصدق

پیروی کند و تأیید مجلس برای دولت را پیش از گرفتن حکم از شاه دریافت دارد. میناچی در مورد این

سؤال که آیا دولت جدید قادر خواهد بود که به اعتصابات که در حال فلج کردن ایران هستند پایان دهد وبا

این ترتیب حداقل اصلاحی در وضعیت صورت خواهد گرفت، دو پهلو حرف زد. او دولت صدیقی را به

عنوان راه حلی نهایی برای مشکلات ایران نمی بیند. او تصدیق نمود که آیت اللّه خمینی مؤمنین را ترغیب

نموده که آنهایی که چماقداری می کنند و بر علیه آنها تظاهرات می کنند را بکشند. (پایان خلاصه)

1 دکتر ناصر میناچی با استمپل مأمور سفارت در 27 دسامبر در محل دفتر حسینیه ارشاد برای

بررسی وضعیت فعلی ملاقات نمود.

در جواب سؤال مأمور سفارت، میناچی گفت هم نهضت آزادی و هم کمیته دفاع از آزادی و حقوق

بشر به طور ضمنی از کوششهای صدیقی برای تشکیل یک دولت حمایت می کنند. مهندس بازرگان در 23

دسامبر با صدیقی ملاقات نمود که به او بگوید در دولت جدید خدمت نخواهد کرد، ولی او را در ادامه

جریان دلگرم خواهد نمود. میناچی گفت گروه بازرگان معتقد است که اگر دولت صدیقی موفق باشد، توافق

خمینی را دارد که باعث شکست آن نشویم. میناچی فکر می کرد که صدیقی قادر به تشکیل دولت می باشد

و هم اکنون بیشتر، اگر نه تمام، کابینه اش را انتخاب کرده است.

میناچی گفت او فقط دو انتخاب را می داند، برای وزارت دادگستری محسن پزشکپور، رهبر پان

ایرانیست مخالف در مجلس و دکتر حمید مولوی، دانشگاهی برجسته برای وزارت بازرگانی.

ص: 317

2 طبق گفته میناچی صدیقی می خواهد که از سابقه مصدق پیروی کند و تأیید پارلمان برای دولتش را

قبل از گرفتن فرمان از شاه دریافت دارد. میناچی فکر می کرد امکان داشته که موضوع در پارلمان و در

جلسه غیرعلنی امروز مورد بحث قرار گرفته باشد. (توضیح: دیگر منابع اطمینان کمتری دارند که کار

ترکیب کابینه آنقدر به جلو رفته باشد و معتقدند صدیقی تقاضای زمان بیشتری برای جمع آوری اعضای

کابینه نموده است. منابع پارلمانی می گویند جلسه امروز فقط بحث کلی در مورد وضعیت فعلی بود و جلسه

غیرعلنی دوم برای هفته آینده برپا خواهد شد.)

3 مأمور سفارت پرسید که آیا حمایت از کوشش صدیقی تا آنجا پیش می رود که به متوقف نمودن

اعتصابات که اکنون ایران را فلج می نماید، کمک کند. میناچی در مورد این سؤال دوپهلو صحبت کرد، ابتدا

گفت که اعتصابات ادامه پیدا خواهند کرد. چونکه «مردم می خواهند که شاه برود، حتی خمینی به عنوان

نخست وزیر از حمایت عامه برخوردار نخواهد بود اگر که شاه بماند.» (توضیح: میناچی به طور کلی در

مورد موضوع «شاه باید برود» تندتر از قبل بود.) به هر حال میناچی همچنین گفت که اگر دولت جدید

شروع خوبی داشت و سربازان را از خیابانها خارج می نمود کارها بهتر خواهد شد و آشوبهای کمتری

وجود خواهد داشت. به هرحال، میناچی گفت دولت صدیقی آخرین راه حل برای مشکلات ایران نیست.

شاه هنوز باید برود.

مأمور سفارت و میناچی توافق داشتند که کوشش صدیقی از آشوب بهتر خواهد بود و در پاسخ به

سؤال مستقیم میناچی، مأمور سفارت گفت فکر می کند که هیچ کدام از راه حلها که شامل شورای سلطنت و

رفتن شاه از کشور می باشد قابل قبول نخواهد بود، حتی اگر خمینی با آنها موافقت نماید. میناچی گفت فکر

می کند پس در این صورت راه حل افراطی نظامی به کار گرفته خواهد شد و باعث خونریزی های زیادی

می شود. مأمور سفارت گفت ایالات متحده نمی خواهد که ببیند چنین چیزی اتفاق می افتد و این دلیل آن

است که از دولت ائتلافی و مصالحه طرفداری نمود. میناچی اشاره نمود که تلاش صدیقی درست چنین

ایده ای است و با مأمور سفارت توافق داشت که اگر (صدیقی) موفق گردد، ممکن است وضعیت را از

برخورد دور کند و به طرف سیاست بکشاند. میناچی سپس مکثی نمود و اضافه کرد که صدیقی می تواند به

وضعیت کمک کند و پاسخ درازمدت نخواهد بود. به هر حال یک نکته از برنامه صدیقی انتخابات سریع،

انحلال پارلمان در دو ماه و انتخابات نسبتا سریعی پس از آن خواهد بود. مجلس جدید سپس می تواند با

موضوع سلطنت درگیر شود.

4 وقتی مأمور سفارت در مورد تظاهرات متعدد او را تحریک نمود، میناچی با خوشحالی گفت که

اینها تماما گروههای مذهبی بوده اند. مأمور سفارت سپس سؤال کرد که چرا سفارت آمریکا در 24

دسامبر انتخاب و مورد توجه مخصوص قرار گرفته بود؟ میناچی که از جا پریده بود در ابتدا سؤال کرد که

آیا مطمئن هستم که عوامل ساواک نبوده اند، وقتی به او گفته شد این آن را پاک نمی کند، قبول کرد که تمام

گروههای مذهبی واقعا تحت کنترل نیستند. او بی درنگ ارتباط گروههای مذهبی را با ترورهای اخیر در

اهواز تکذیب نمود و گفت اینها (ترورها) باعث دردسر کمیته دفاع از آزادی و حقوق بشر شده اند. مأمور

سفارت اشاره کرد که آنها ایالات متحده را نیز دچار دردسر کرده اند. (توضیح: میناچی معمولاً خیلی در

مورد موضوعات عملیاتی با اطلاع نیست ولی آشکار بود که او حتی خیلی بیش از قبل درباره جنبه های

آتی اعمال خشن که خارج از کنترل نهضت هستند، عصبانی بود.)

ص: 318

5 میناچی گفت خمینی در واقع حکمی صادر کرده که از مؤمنین می خواهد هرکسی را که به تظاهرات

مذهبی با چماق یا اسلحه حمله کرد بکشند (یک اشاره آشکار به تظاهرات طرفدار شاه). این (حکم)

نیروی قانون را دارد و از طرف کسی با اختیار مذهبی خمینی می آید. مأمور سفارت توضیح داد که به نظر

می رسد این کار یک عکس العمل افراطی از نقطه نظر مشکلات نهانی که می تواند ایجاد کند، می باشد.

میناچی این را قبول کرد، ولی گفت این وضعیت چیزی است که شرایط فعلی در ایران را خیلی انفجاری

کرده است (خمینی هم قدرت سیاسی و هم مذهبی برای گردانیدن (امور) بر علیه شاه را دارد). در 1953

شاه حمایت رهبران مذهبی را دارا بود. شرایط اکنون فرق می کنند.

6 گفتگو با ابراز امیدواری دوجانبه که آشوب بر سیاست مسلط نشود، پایان گرفت.



ملاقات با درخشش (مخالف)

سند شماره (36)

طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 28 دسامبر 1978 7 دی 57

از: سفارت آمریکا تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: ملاقات با درخشش (مخالف)

1 سفیر کبیر که به وسیله کنسول سیاسی همراهی می شد با رئیس اتحادیه معلمین، محمد درخشش،

در خانه یک کارمند محلی سفارت در 27 دسامبر ملاقات نمود. درخشش به وسیله دو عضو دیگر از گروه

سیاسیش که موجودیتی جداگانه ولی موازی با اتحادیه معلمین دارند، همراهی می شد: دکتر داوود رسایی،

یک وکیل که معلمی بازنشسته است و دکتر صادق رئیس زاده، رئیس بزرگترین دبیرستان تهران (که بیشتر

ساکت ماند). ملاقات که بنا به درخواست درخشش برگزار می شد به منظور طرح نمودن عقاید گروه برای

سفیر کبیر بود. (آنها ایده ها قبلاً برای کنسول سیاسی در ملاقات قبلی با رسایی و درخشش، یک هفته

قبل طرح شده بودند.)

2 گروه بدون تزلزل معتقد است که وضعیت به نقطه ای رسیده است که شاه باید کشور را ترک کند. حتی

اگر خمینی تصمیم بگیرد که شاه می تواند بماند، مردم امروز این را قبول نخواهند کرد. در هر موردی گروه

درخشش وعده های شاه را که او در مواقع مختلف در گذشته آنها را نقض نموده است باور نخواهند کرد.

3 اگر شاه برود، این به خودی خود طرفداری از خمینی را 50 درصد کاهش خواهد داد. بنابراین

خمینی خیلی ضعیف خواهد بود که جمهوری اسلامی را برقرار کند و میانه روهایی از قبیل درخشش

شانس این را خواهند داشت که دولتی که دموکراتیک، ضدکمونیست، طرفدار غرب و ضد روحانی خواهد

بود، تشکیل دهند.

4 سناریویی که آنها مجسم می کنند انتقال اختیارات شاه به یک شورای سلطنت است. آنها خیلی در

مورد عضویت شورا ایراد گیر هستند و هیچ مخالفتی با اسمهایی از قبیل انتظام، سروری، صالح و غیره

ندارند. با این وجود آنها با علی امینی مخالفند. آنها فکر می کنند شورا باید مرکب از 9 تا11 نفر باشد که 4 تا

5 نفر آنها نظامی باشند. نظامیان بایستی ژنرالهای بازنشسته باشند که فاسد نشده باشند. به طور قابل

ذکری ژنرال جم، این شورا دولت جدید را که یا به وسیله درخشش و یا شخصیت دیگری از مخالفین

هدایت می شود، منصوب می نماید.

ص: 319

یک دولت جدید از مردم خواهد خواست که برای 2 یا 3 ماه یک برنامه که به طور واضح اعلام شده و

مردم آن را دوست دارند اجرا نماید. انتخابات آزاد می تواند دنبال شود که منجر به پارلمانی که بعدا دولت

جدید را تشکیل می دهد، خواهد شد.

5 گروه امیدوار است که مشکل یک عکس العمل نظامی نسبت به این سناریو به وسیله خود شاه با آن

برخورد شود، که به طور مسئولانه ای به اعضای شورای سلطنت و فرماندهان عالیرتبه ارتش دستور دهد

که همکاری کنند، یا آن فرماندهانی را که فاسد هستند بازنشسته کند و یا با خود ببرد. انگیزه شاه امیدش به

حفظ سلسله اش به شکل بازگشت پسرش بعد از چند سال برای جایگزین شدن با شورای سلطنت خواهد

بود.

6 گروه توجه را به طور کامل به ترسش از حکومت مذهبیون به وسیله خمینی و دیگر ملاها و احتمال

اینکه خیلیها چنانچه آن یک واقعیت شد کشور را ترک خواهند کرد، معطوف نمود. گروه همچنین روی

تاریخ طولانی نبردش با کمونیستها که با مقاومتش در مقابل حزب توده در 30 سال پیش شروع شد تأکید

نمود (با روزنامه مهرگان). گروه سیاسی فعلی خودش را در حدود 3 یا 4 سال قبل تجدید شکل داد و در آن

زمان در حدود 80 نفر عضو داشت. سنجابی و حدود 12 نفر عضو دیگر جبهه ملی به مدت کوتاهی پیش از

منحل اعلام شدنش به وسیله شاه درخواست کردند که به آن بپیوندند.

بعضی اعضای گروه از قبیل نجفی و پایدار اخیرا در دولتهای شریف امامی و ازهاری وزیر شدند و

دیگر با گروه هر چند تحت شرایط خوب، همکاری ندارند.

چند ماه پیش گروه تلاش نمود که روزنامه را دوباره به وسیله چاپ اولین شماره «آذردگان» احیاء

نماید ولی درخشش دستگیر شد و شماره های بعدی اجازه داده نشد (انتشار یابد.)

7 درخشش متذکر شد که این هفتمین بار است که دستگیر شده و زمانی را در زندان گذرانده است.

درخشش که یک عضو سابق پارلمان و وزیر آموزش و پرورش در اوایل دهه 1960 بود به ما گفت که او

سابقه ای از استحکام (قدرت) و فساد ناپذیری به وجود آورده است. او از شرکت در دولتهای فاسد بعدی

امتناع ورزید. او هدایت و رهبری حدود 000/400 معلم را به واسطه 17 یا 18 سال عدم فعالیت سیاسی

حفظ نموده است. او به عنوان عضو سابق پارلمان و رئیس اتحادیه معلمان روابطی را با استانها برقرار

می نماید و جلسات زیادی در خانه اش که اغلب آنها با گروه سیاسی او مرتبط هستند تا با اتحادیه معلمان

دارد. او روشن ساخت که در میان ملاقات کنندگان وی در خانه اش رهبران جبهه ملی مثل سنجابی و

بازرگان و همچنین طرفداران خمینی مثل بهشتی و شخصی بنام دکتر باهور (باهنر) هستند.

8 در تمام گفتگو، گروه تأکید داشت که کاری باید فورا صورت گیرد چون که چندین هفته بیشتر

ممکن است برای کشور دیر باشد.

تعداد زیادی دانشجو از اروپا و آمریکا در هفته گذشته بازگشته اند و مسئول تاکتیکهای خیابانی

مؤثرتر و خشن تری که در چند روز گذشته در تهران دیده شده می باشند. آنها درسهایشان را در خارج فرا

گرفته اند و بدون شک به وسیله حزب کمونیست هماهنگ می شوند. طرفداران توده بی شمار نیستند ولی

خیلی خوب برای عرضه موضع سیاسیشان در میان گروههای مخالف تعلیم دیده و سازمان داده شده

می باشند. این به آنها قدرتی بیشتر نسبت به تعداد حقیقیشان می دهند.

9 سفیر کبیر خودش را به گوش دادن به آنها و پرسیدن سؤالاتی توضیحی و اعلام موضع ایالات

ص: 320

متحده به طرفداری از استقلال ایران، یک دولت دموکراتیک و راه حلی میانه برای مشکل فعلی (اگر چنان

راه حلی بتواند به دست آید) محدود نمود.


صدیقی سردرگم (پریشان)

سند شماره (37)

طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 28دسامبر 1978 7 دی 57

از: سفارت آمریکا تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: صدیقی سردرگم (پریشان)

خلاصه: نامطمئنی قابل توجهی در این مورد که صدیقی در تلاشهایش برای تشکیل دولت به کجا

رسیده است وجود دارد. مدارکی قوی وجود دارد که او شانس کمی در تشکیل کابینه داشته است، ولی

شایعات بر این اصرار دارند (خصوصا در محافل دیپلماتیک) که وی ممکن است به به دستگیری زمام امور

نزدیک باشد. برخی از نامزدهای کابینه مشهور او متعاقبا به طور علنی و یا خصوصی اشاره کرده اند که آنها

(در کابینه) خدمت نخواهند کرد. حتی اگر صدیقی تحت شرایط فعلی قادر به تشکیل دولت باشد در خیلی

از قسمتها سوءظن سختی وجود دارد که کابینه او بتواند کار زیادی انجام دهد. در نتیجه در هم ریختگی

کلی نظم عمومی در تهران و کمبودهای فعلی و پیش بینی شده مواد اصلی از قبیل نفت و بنزین به نظر

سفارت این طور می آید که زمان برای سیاست خیلی کوتاه است. (پایان خلاصه).

1 پاراگراف 7 مرجع الف بر این اشاره دارد که پیشقدمی های سیاسی در حال حاضر در مرکز سکون و

بی حرکتی قرار دارند. آشکارا غلامحسین صدیقی هنوز برای تشکیل یک کابینه که قدرت را از دولت

ژنرال ازهاری تحویل بگیرد، قرار است تلاش نماید. درنتیجه دولت ازهاری به طور فزاینده ای در اینجا

(در این مرحله)، حتی به وسیله اعضایش به عنوان یک دستگاه اداره کننده ناتوان دیده می شود. وزرایش

از گرفتن تصمیمهای مستقل حتی در مورد موضوعات ساده، بیزار هستند. سفارت به طور خصوصی

شایعات مختلف زیادی را تماما از منابع خوب در مورد پیشرفت صدیقی شنیده است. خوشبینانه ترین

(شایعه) می گوید او کابینه را تقریبا تشکیل داده (مرجع ب) و آماده خواهد بود که در چند روز آینده شروع

به کار نماید.

این با شایعاتی که در 27 و 28 دسامبر جریان داشت که اعلام دولت جدید در 3129 دسامبر واقع

خواهد شد، مطابقت دارد. به هر صورت منابع خوب مشابهی می گویند صدیقی حداقل شانس را برای

لیست کردن افراد واجد شرایط (آنهایی که به وسیله شرکت در دولتهای 15 سال گذشته فاسد نشده اند)

داشته است و قادر بوده که فقط 4 تا 8 نفر را ردیف کند.

2 تعدادی از نامزدهای کابینه گزارش شده وی، متعاقبا یا به صورت علنی یا خصوصی اشاره کرده اند

که آنها نسبت به دولت ائتلافی علاقه مند نیستند. محسن پزشکپور در جلسه غیرعلنی پارلمان در 27

دسامبر گفت که دولتی ناآلوده، رادیکال و جوان مورد نیاز است.

در یک مکالمه خصوصی بعدی که توسط ما بر آن اصرار شده بود، وی تصدیق کرد که وی آماده است که

خود را به عنوان کاندید نخست وزیری پیشنهاد کند و بنابراین اشاره می کند که وی در وزیر دادگستری

صدیقی شدن همان طوری که قبلاً فریاد کرده ذیعلاقه نیست. مهدی آذر که حداقل در دو لیست از آنهایی

ص: 321

که توسط صدیقی جستجو می شد بوده است به دوستانش به طور خصوصی گفته است که وی اکنون در هیچ

پستی ذیعلاقه نیست. این حقیقت که شایعات درباره آنهایی که مایل به خدمت (در کابینه) می باشند خیلی

کم است. همچنین به این باور که صدیقی با کشمکشی سخت رو به روست ارزش می بخشد. خصوصا که

سنجابی رهبر جبهه ملی به طور علنی گفت جبهه ملی در شرکت داشتن (در کابینه) علاقه مند نیست.

3 توضیح ناخوشایندی که نشانه صحنه سیاسی می باشد این باور کلی است که حتی اگر صدیقی

دولتی تشکیل دهد، قادر نخواهد بود که در غیاب شرکت سازمان داده مؤثر مخالفین کار زیادی انجام

دهد. نهضت آزادی بازرگان که بی طرفی ملایمی را حفظ می کند، حتی در فراهم نمودن پرسنل دست دوم

برای دولت صدیقی بی میل می باشد.

ناآرامیهای عمومی فزاینده در تهران و سقوط بالقوه اقتصادی کشور در دو روز گذشته به اضافه نمودار

شدن کمیابی محصولات حیاتی نفتی در چند روز آینده، اشاره دارد که وقت کمی (اگر وقتی باشد) برای

افراط در تجمل تشکیل کابینه باقی می ماند. حتی اگر صدیقی فردا قدرت را به دست بگیرد، محتمل نیست

که اعتصابیون فورا اعتصاب را متوقف نمایند (یا حتی به طور کلی). این دولت جدید را با همان اختیارات

ناخواسته ای که رو در روی دولت فعلی است درگیر می سازد. (سختگیری تند نظامی یا ترک صحنه به

آرامی و مخفیانه.)

4 بدبختانه برای آنهایی که از راه حل سیاسی برای مشکلات ایران طرفداری می کنند، ما متقاعد

نیستیم که شخصیتهای بالای سیاسی در احساس فوریتی که سفارت احساس می کند وضعیت بدان نیاز

دارد، شریک هستند. ما شایعاتی شنیده ایم که صدیقی اکنون برای به دست گرفتن قدرت بی میل است و

ترجیح می دهد که کارها وخیم تر شوند، تا دولت او شانسی بهتر برای بقای داشته باشد. هر کسی که حتی

سابقه ای کم با خیابانهای تهران یا وضعیت اقتصادی در چند روز گذشته داشته است، درک می کند که آینده

همین حالا است. درهم ریختگی بافت اقتصادی و اجتماعی در آینده ای نزدیک وقتی تولیدات تصفیه شده

نفت تمام شدند، کامل خواهد شد


گزارش موقعیت ایران

سند شماره (38)

طبقه بندی: سرّیتاریخ: 29 دسامبر 1978 8 دی 1357

از: وزارت امور خارجه واشنگتن

به: کلیه سفارتخانه ها در کشورهای اروپایی

شماره سند: 7062

موضوع: گزارش موقعیت ایران

1 تهران امروز صبح نسبت به چند روز گذشته آرامتر بوده است. تمرکز، امروز روی نقطه نظرهای

سیاسی بود که سفارت از یکی از وزرای دولت ازهاری شنید که به طور قطعی در روز 30 دسامبر استعفا

خواهد کرد. به علاوه دکتر شاهپور بختیار رهبر جبهه ملی ایران با استوارنامه ای تا اندازه ای مشکوک به

سفارت گفت که شاه به او در روز 28 دسامبر حکم اختیار برای تشکیل یک دولت جدید را داده است. او

می خواست که در تاریخ 30 دسامبر، یک مأمور سفارت را ببیند و امید به حمایت ایالات متحده دارد. به

علاوه یک منبع خبرگزاری آمریکایی از فعالیت بزرگی در قسمت زاهدی گزارش می دهد. همه طرف

ص: 322

صحبتها، در مورد شکست کوششهای صدیقی مطمئن هستند.

2 مخالفین میانه رو موافقند که شاه هنوز حداقل قدرت را دارد، تا انتقال به شورای نیابت سلطنت را

که آنها می خواهند، انجام دهد. با این مفهوم، یک شورای نیابت سلطنت قدرتهای اجرایی شاه را بعد از

اینکه شاه کشور را ترک کرد، به دست خواهد گرفت. یک نخست وزیر و کابینه تعیین خواهد کرد. مخالفین

از هرج و مرجی که از رفتن بدون برنامه شاه نتیجه می شود، وحشت دارند.

3 سرویس اخبار محلی فرانسه از پاریس گزارش می دهد که به خمینی اجازه اقامت در فرانسه بعد از

اینکه ویزای توریستی اش هفته آینده منقضی شود، داده شده است. سفارت فرانسه در واشنگتن به ما

می گوید که هیچ تصمیمی گرفته نشده است، اما انتظار یک جواب مثبتی می رود. همین طور گزارش شده که

خمینی فردا را در ایران به خاطر آخر ماه محرم عزای عمومی اعلام کرده است.

4 تولید نفت خام آشکار مانند حدود دیروز، 31900 بشکه محاسبه شده است. تمام تولید به

پالایشگاه آبادان تحویل داده خواهد شد. یک واحد تولیدی دیگر به خاطر سقوط اساسی بیشتر تولید در

30 دسامبر تعطیل خواهد شد. این برخورد پیچیده است، زیرا این واحد گاز طبیعی برای آبادان تهیه می کند

که پالایشگاه به اندازه زیادی متکی به این گاز برای مواد سوختی می باشد. دسترسی به گازوئیل در تهران

بدتر شده است.

5 مخالفین بیان کرده اند که کارگران نفت پیشنهاد کرده اند که به کار خودشان برگردند. اگر دولت

تضمین کند که همه تولید برای داخل مصرف شود و خصوصا اصلاً به اسرائیل صادر نشود. کارگران، پخش

را تحت نظر خواهند داشت.

6 مدیر عامل به کنسول ما در تبریز گفت که انتظار می رود که اعتصابیون، پالایشگاه محلی را فردا

تعطیل کنند. موجودی نفت چراغ برای گرم کردن به مدت یک هفته کافی می باشد. دیگر تولیدات اندکی

تهیه شان بهتر است. عقیده متفق القول بین همه مرتبطین با کنسول این است، که شاه باید برود.

7 یک تظاهرات آرام با شرکت چندین هزار نفر در اصفهان انجام شد. در حال تعطیلی بود و

نیروهای امنیتی فاصله شان را حفظ کردند.

8 کمپانی گرومن در شیراز تصمیم گرفته است که کارمندانش را به حداقل لازم کاهش دهد و افراد

باقیمانده را به پایگاه هوایی انتقال دهد. انتظار این هست که روی برنامه اف 14 اثر بگذارد.

9 انجمن ایران آمریکا در اهواز در آخر وقت بعدازظهر 28 دسامبر توسط جمعیتی حدود 70 نفر

مورد حمله واقع شد و خسارت قابل ملاحظه ای به آن وارد شد. نیوسام


گزارش وضعیت ایران، شماره 59، 30 دسامبر 1978

سند شماره (39)

طبقه بندی: سرّی تاریخ: 30 دسامبر 78 9 دی 57

از: وزارت امور خارجه واشنگتن

به: تمام پست های دیپلماتیک اروپایی، خاور نزدیک و آسیای جنوبی

موضوع: گزارش وضعیت ایران، شماره 59، 30 دسامبر 1978

1 چندین هزار تظاهرکننده امروز کنسولگری آمریکا در تبریز را محاصره کردند، ولی فقط بعضی از

آنها واقعا پس از خرد کردن در جلو به محوطه وارد شدند. این تظاهرکنندگان آتش سوزیهای کوچکی برپا

ص: 323

نمودند، ولی خسارتی جزئی ببار آورد. آنها به وسیله نیروهای امنیتی ایرانی که در محل کنسولگری مستقر

بودند دفع شدند و برای متوقف نمودن آنها از گاز اشک آور و تیراندازی بالای سرهایشان استفاده نمودند.

نیروی تقویتی به سرعت وارد شد و جمعیت متفرق گردید. هیچ کسی زخمی نشد و کنسول و کارمندان

ایرانی او سالم و امن هستند. کنسولگری ترکیه نیز مورد حمله واقع شد. وضعیت در تهران با تظاهراتی

پراکنده در قسمتهای مرکزی و جنوبی تهران، سوزاندن اتومبیلها، آتش سوزی به وسیله لاستیکهای کهنه و

اتومبیل و قرار دادن ورقه های ضد شاه روی شیشه جلو اتومبیلها به وسیله تظاهرکنندگان به طور طبیعی

ادامه پیدا کرد. نیروهای ارتشی ایران که از سفارت حفاظت می کنند، در جواب به شایعات درباره ممانعت

از حملات به سفارت تقویت شده اند و به طور متناوب برای مأیوس کردن جوانان تظاهرکننده تیراندازی

هوایی می نمایند. درنتیجه کمبود بنزین و نیز دستور روز عزا از طرف خمینی (به یادبود آشوبهای قم تقریبا

یک سال پیش که ناآرامی را شروع کرد) ترافیک در تهران سبک بود. صفوف طولانی در پمپ بنزین ها و

مغازه نفت فروشان وجود داشت. به عنوان یک اقدام حفاظتی (صرفه جویی) برنامه های رادیو تلویزیون

ایران کاهش داده شده اند. برنامه های رادیو ایران همچنین آغاز به آماده نمودن مردم برای یک کمبود مورد

انتظار نان در نتیجه مشکلات مرتبط با کمبود سوخت در کارخانه های (آسیاب) آرد، نانوایی ها و بخش

حمل و نقل نموده است.

2 مطابق گزارشات کنسول ما در شیراز تظاهرات بی شماری همراه با تیراندازی به وسیله نیروهای

امنیتی در شیراز به وقوع پیوست (ولی حالا دیگر این (تظاهرات) در شهرهای بزرگ ایران یک اصل

طبیعی شده است).

3 شاپور بختیار پیش یک مأمور سفارت تأیید کرد که شاه از او خواسته که یک کابینه تشکیل دهد و

اشاره کرد که انتظار دارد در 3 یا 4 ژانویه سوگند یاد کند. بختیار ادعا می کند که او مجاز خواهد بود که تمام

وزرایش را انتخاب کند، که آزادی بیان و مطبوعات فورا پس از به دست گرفتن قدرت از طرف او برقرار

شود، که حکومت نظامی به طور مرحله ای و به تدریج متوقف شود، و اینکه اعلام انتصاب او به وسیله یک

بیانیه از طرف شاه مبنی بر قبولی یک موضع قانون اساسی از طرف مقام سلطنت که بدان وسیله او فقط

سلطنت نماید نه حکومت همراه خواهد بود. مطابق گفته بختیار در موقعی پس از اینکه دولت جدید قدرت

را به دست می گیرد، شاه به یک مسافرت طولانی خواهد رفت.

آشکار نیست که بختیار تا چه درجه ای از حمایت عناصر مختلف مخالفین برخوردار است. او ادعا

می کند که حمایت آیت اللّه شریعتمداری شخصیت برجسته مذهبی ایران را به دست آورده است

او به دنبال حمایت از طرف مهدی بازرگان رهبر نهضت آزادی ایران می باشد. جبهه ملی مخالفتش با

کوششهای بختیار برای تشکیل یک دولت را اعلام کرده است. بازاریها در مورد بختیار دو دسته شده اند،

که کمی دلگرم کننده است. ترس از یک دولت نظامی خشن که به وسیله افسران افراطی رهبری شود ممکن

است به حمایت از بختیار به عنوان بهترین از یک سری از راه حلهای بد منتهی شود.

4 تولید نفت ایران امروز فقط 231000 بشکه بود که تماما به پالایشگاه آبادان حمل شد. کارمندان

OSCOدر اهواز مورد تهدیدهای بیشتری واقع شده اند و درنتیجه این (تهدیدها) وضعیت امنیتی و عدم

قدرت به کار به علت اعتصابات، بعضی کارمندان OSCO و وابستگان و همچنین بیشتر وابستگان و

کارمندان اغلب شرکتهای خدمات نفتی با یکسری پروازهای دربست شروع به ترک ایران نموده اند

ص: 324

(مقدمتا آتن). اعضای گروههای مخالف، به طوری که گزارش شده برای پیدا کردن راه حل بازگشت به کار

یک تعداد کافی از پرسنل برای تولید فقط به اندازه احتیاجات داخلی، با اعتصاب کنندگان در تماسند.

انتظام رئیس شرکت ملی نفت با این تقاضاها که نفت خام صادر نخواهد شد، موافقت نموده است. او

ظاهرا با تخلیه نظامیان از دفاتر OSCO و تأسیسات مناطق نفتی نیز موافقت کرده است.

دولت به نظر می رسد که معتقد باشد که مصالحه ای با اعتصاب کنندگان می تواند انجام گیرد.


نظر میناچی درباره کوشش بختیار برای تشکیل دولت

سند شماره (40)

طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 31 دسامبر 1978 10 دی 57

از: سفارت آمریکا تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: نظر میناچی درباره کوشش بختیار برای تشکیل دولت

خلاصه: میناچی معتقد است که بختیار در تشکیل دولت موفق خواهد بود، چون که رهبران مذهبی با

او مخالفت نخواهند نمود و بعضی با او همکاری و کمک خواهند کرد. خشم سنجابی بر علیه بختیار مایه

تأسف ولی بی ربط (بی اهمیت) خوانده شد.

بازرگان با بختیار مخالفت نخواهد نمود، ولی احتمالاً از دادن تعهد نهائی تا وقتی که از جنوب برگردد

خودداری خواهد نمود، جایی که ابتکار او برای پایان دادن به اعتصاب نفت به خوبی پیشرفت می کند.

آیت اللّه شریعتمداری درخواست از عموم برای مخالفت با خصومت بر علیه خارجیان را مورد ملاحظه

قرار می دهد. (پایان خلاصه).

1 استمپل مأمور سفارت تحولات فعلی سیاسی را با دکتر میناچی در محل دفتر او در حسینیه ارشاد

و در بعد از ظهر 31 دسامبر مورد مطالعه قرار داد. میناچی فکر می کرد که بختیار مطمئنا در تشکیل دولت

موفق خواهد شد، چون که روحانیون میانه رو از تلاشهای او به اندازه کافی طرفداری می کنند که از

مخالفت کردن با او ممانعت ورزند. حمله شدید دکتر سنجابی به بختیار در عصر روز 30 دسامبر ناموفق

بود، ولی در مقابل حمایت ضمنی رهبران مذهبی از بختیار اهمیت نخواهد داشت.

2 مطابق گفته میناچی، مهندس مهدی بازرگان رهبر نهضت آزادی ایران نیز با بختیار تا حد مخالفت

نکردن موافق خواهد بود؛ ولی احتمالاً موضع نهایی خودش را تا زمانی که از اهواز 2 یا 3 روز دیگر

بازگردد، مشخص نخواهد کرد. میناچی گفت، بازرگان نامه هایی از خمینی و شریعتمداری دریافت نمود

که شخصا او را به عنوان رئیس هیئت اعزامی به مناطق نفتی منصوب کرده اند. دیگر اعضاء کمیته 5 نفره

آیت اللّه هاشمی رفسنجانی، مهندس کتیرایی، مهندس حسینی و مهندس صباغیان هستند.

اهمیت منصوب شدن بازرگان به طور خصوصی این است که وقتی می خواهد تشکیل دولت دهد، به او


برخورداری از موافقت اجتماعی را می دهد (میناچی گفت احتمالاً دولتی که سرانجام پس از انتخابات

بهار آینده بر بختیار پیشی می گیرد). میناچی اضافه کرد که به طوری که گزارش شده اردشیر زاهدی

پیشنهاد عرضه یک کابینه که به وسیله بازرگان هدایت شود را به شاه نموده است، ولی احتمالاً این موضوع

فقط در صورتی که ابتکار بختیار به نتیجه نرسید و رهبران مذهبی کاملاً به زاهدی اعتماد نکردند، به وقوع

خواهد پیوست.

ص: 325

3 میناچی گفت کمیته برای دفاع از حقوق بشر و آزادی در ساعت 4 بعدازظهر روز 31 دسامبر جلسه

خواهد داشت و مطمئنا وزنه گروههای مختلفش را در پشت پیشقدمی بختیار (برای تشکیل دولت) خواهد

گذاشت.

میناچی پس از اینکه نتیجه این ملاقات مشخص شود، به شریعتمداری تلفن خواهد زد و او را در 3

ژانویه در قم برای تحکیم حمایت میانه روها از کابینه بختیار ملاقات خواهد نمود. در جواب به سؤال

مأمور سفارت که آیا شرایط در خیابانها آنقدر تأخیر را روا می دارد، میناچی گفت شرایط در 31 دسامبر

خیلی بهترند چون که مشخص شد که شاه آماده ترک کشور است. (توضیح: اگر چنین باشد، بهبودی خیلی

حاشیه ای بی اهمیت است) در هر حال شریعتمداری در نظر داشت که اعلامیه ای منتشر کند و از مؤمنین

مذهبی درخواست کند که به برادران و خواهران خارجی حمله نکنند و از قدمهایی که در جهت یک راه حل

سیاسی که از خونریزی جلوگیری به عمل آورد تمجید نماید. در جواب سؤال، مأمور سفارت تأیید کرد که

این شاید یک راه حل خیلی سودمند برای پایین آوردن بعضی احساسات ضد خارجی که در چند روز

اخیر رشد پیدا کرده بود باشد.

4 توضیح: میناچی هر چند به طور کلی یک فرد خوشبین است، او قادر بود چندین دلیل محکم برای

اعتقادش که بختیار موفق خواهد بود بیاورد و گرایش خودش این را روشن ساخت که او خیلی می خواهد

که بختیار دولت تشکیل بدهد و خیلی از مخالفین میانه رو دیگر متمایل بودند که به طور خوشایندی با

تلاش بختیار به خاطر کشور موافقت نمایند.

اگر مواضع شریعتمداری و بختیار به آنچه که میناچی می گوید نزدیکتر شود، به شانسهای بختیار

بهبودی خواهد بخشید.

میناچی گفت او امیدوار است که از اسامی افراد کابینه بعدا مطلع شود، ولی می دانست که نامزد وزارت

دادگستری شهاب فردوز (فردوس) یک قاضی اسبق و وکیلی برجسته و پیشرو می باشد.


تحولات سیاسی

سند شماره (41)

طبقه بندی: سرّی تاریخ: 1 ژانویه 79 برابر با 11 دی 57

از: وزارت امور خارجه واشنگتن

به: سفارت آمریکا تهران

موضوع: تحولات سیاسی

1 ما به خاطر داریم که خبرگزاری پاریس و شاهپور بختیار اظهار داشته اند که شاه در نظر دارد در یک

زمان نامشخص در آینده موقتا از کشور خارج شود. این گزارش همچنین در خبرهای مطبوعات از منابع

وزارت دربار و به وسیله زاهدی سفیر کبیر (در آمریکا) تکذیب شده است. آیا شما اطلاعات معتبر دارید؟

2 اگر این حقیقت دارد که شاه برای تسهیل کار بختیار در برقراری یک دولت جدید کشور را ترک

می کند، ما در شگفت هستیم که چرا شاه با شرط مشابه با صدیقی موافقت ننمود که ظاهرا یک کاندید

قویتر از بختیار برای نخست وزیر می باشد.

از توضیحات شما تقدیر می شود.


اظهار نظرهای جمشید هرمز رئیس سابق فدراسیون دانشجویان ایران در اطریش

ص: 326

سند شماره (42)

خیلی محرمانه تاریخ: 1 ژانویه 79 11 دی 57

از: سفارت آمریکا تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی سی. فوری

موضوع: اظهار نظرهای جمشید هرمز رئیس سابق فدراسیون دانشجویان ایران در اطریش

1 جمشید هرمز معمار تحصیل کرده اطریش رئیس فدراسیون دانشجویان ایرانی ضد شاه در دوران

دانشجویی خود در وین بوده است. او هنگامی که در میتینگی از فدراسیون جهانی دانشجویان دانشگاهها

در آلمان شرقی شرکت کرده بود، به وسیله ساواک شناسایی شد و در سال 1971 هنگامی که به ایران

بازگشت دستگیر شد. هرچند هرمز مدعی است که عضویت در فدراسیون در آن زمان غیرقانونی نبود. بنا

به اظهارات هرمز از او بازپرسی شد و تحت شکنجه قرار گرفت. (از جمله او را از یک پلکان به پایین پرتاب

کردند که سبب شد بعدا تحت عمل جراحی دیسک قرار گیرد. به مدت 14 ماه در زندان انفرادی نگهداری

می شد، بدون اینکه هیچ گونه اتهامی به او وارد شده باشد. پس از 18 ماه زندان او را به محاکمه احضار

کردند و آن هم پس از اخطار بیست دقیقه ای به او و بدون هیچ تدارک قبلی، او مقصر شناخته شده و به 19

ماه زندان محکوم شد که 18 ماه آن را گذرانده بود. در 31 دسامبر در یک نهار در خانه دکتر هرمز

میربابایی، هرمز اظهارنظرهای زیر را برای مأمور سفارت ایراد کرد.

2 او مدعی شد که نظریات او مشابه نظریات اکثریت دانشجویان ایرانی و جامعه دانشجویان است و

اعلام کرد که نتیجه ایده آل تقلاها و کشمکشها نه تنها استعفا بلکه تشکیل یک دادگاه خلق برای محاکمه

شاه به دلیل جنایاتش خواهد بود. چنین دادگاهی باید طبق نص صریح قوانین ایران بوده و به شاه اجازه

دهد که برای دفاع از خویشتن از ایران یا سایر کشورها که حاضر باشند از او دفاع کنند، وکیل بگیرد. هرمز

اطمینان داشت که نتیجه هرگونه جریان منصفانه قانونی علیه شاه، «میخکوب کردن این خون آشام به دیوار

خواهد بود». (این ترجمه آزاد مطلبی است که به دقت احساس او را منتقل می کند). معذالک هرمز احساس

می کند که نتیجه بالمال مبارزه سیاسی در ایران و شکل هر حکومت آینده ایرانی بایستی با آرای مردم،

شکل بگیرد. تنها شرط او این خواهد بود که هر حکومت ایرانی باید بیان آزاد نظریات سیاسی را اجازه

دهد.

3 هرچند او مدعی است که ضدآمریکایی نیست و اصرار دارد که مردم ایران دعوایی با مردم آمریکا

ندارند، هرمز شدیدا مخالف سیاست ایالات متحده در ایران است. او گفت ایالات متحده درس عبرتی از

پشتیبانی از دیکتاتورها در کره جنوبی، شیلی و ویتنام، نیاموخته و همان اشتباهات را در ایران مرتکب

شده است. سیاستمداران ایالات متحده دایره تماسهای خود را به آنهایی که نزدیک به شاه هستند، محدود

کرده و بنابراین ایران را از دریچه امپریالیسم نظاره کرده اند. علاوه بر این حکومت ایالات متحده، شاه را

همواره برای دادن آنچه که خواسته است آماده دیده و بنابراین ایالات متحده از جنایات متعدد و

افراط کاریهایی که شاه و خانواده او مرتکب شده اند چشم پوشی کرده است.

مردم ایران هنوز کاملاً مخالف ایالات متحده نیستند. ولی پشتیبانی مداوم علنی ایالات متحده از شاه نه

تنها مردم را نسبت به آن بیگانه می کند. بلکه برای هر حکومت آینده ایران، همکاری با دولت ایالات

متحده را دشوار خواهد ساخت. سولیوان


دیدگاه محمدحسین خان قشقایی راجع به کاندیدایی بختیار و ژنرال فریدون جم

ص: 327

سند شماره (43)

تاریخ: 2 ژانویه 1979 12 دی 1357

از: سفارت آمریکا در تهران

به: وزیر امور خارجه واشنگتن

گزارشگر: اسکودرو

شماره سند: 10063 تهران

موضوع: محمدحسین خان قشقایی راجع به کاندیدایی بختیار و ژنرال فریدون جم اظهارنظر می کند

1 اول ژانویه طی بحثی با محمدحسین خان قشقایی در آپارتمانش، ایلخان قشقایی، به کارشناس

سفارت گفت که خانواده قشقایی آماده هستند از شاهپور بختیار به عنوان نخست وزیر تحت شرایطی

حمایت کنند. دوستی بین این دو به زمان رضاشاه بازمی گردد و بین خانواده های بختیار و قشقایی

ازدواجهای زیادی طی صد و پنجاه سال گذشته انجام گرفته است. ولیکن محمدحسین خان تأکید کرد که

حمایت قشقایی از دولت بختیار، اگر که تشکیل شود، در صورتی که شاهپور دست خالی نیاید خیلی بیشتر

خواهد بود. محمدحسین خان معتقد است که اگر بختیار سوم ژانویه بدون اعلام رفتن شاه برای معالجه

پزشکی و یا به هر دلیل دیگری زمام نخست وزیری را به دست گیرد، مردم در ششم ژانویه بر علیه بختیار

تظاهرات خواهند کرد. در ضمن صحبت، محمدحسین خان یک پیغام تلفنی از گچساران دریافت کرد که

حاکی از تظاهرات 3000 بختیاری و قشقایی بود، او اشاره کرد که اگر بختیار بدون گرفتن امتیازاتی از شاه،

نخست وزیری را قبول کند، آبروی بختیاریها می رود و محبوبیت او در میان ایل کم خواهد شد.

2 طبق گفته محمدحسین خان مردم کمتر نگران نفت و بنزین خواهند بود و بیشتر متوجه اعمال

بختیار در مورد ساواک و ارتش خواهند بود. سازمان امنیت باید منحل شود و اگر به سازمان مشابهی

احتیاج هست اسم آن را باید عوض کرد. حکومت نظامی باید زودتر پایان گیرد و خیلی از ژنرالهای

بلندپایه باید برکنار شوند.

محمد حسین خان که از رهبری ارتش ایران خصوصا ژنرال اویسی خشنود نیست، به کارشناس

سفارت در مورد ژنرالهای ایرانی اخطار کرد و گفت آنها مانند فرماندهان متحدین در جنگ جهانی دوم

نیستند، بلکه مانند قدرت طلبانی در لباس نظامی هستند که رتبه های خودشان را با وفاداری به دست

آورده اند و نه با توانایی نظامی. البته یک استثناء در این مورد، فریدون جم، می باشد. محمدحسین خان او

را روز دوم ژانویه ملاقات می کند. او سقوط محبوبیتش به سه عامل بستگی داشت.

جم دستور شلیک به تظاهرات 1971 از تهران به کرج را احمقانه خوانده بود، او متوجه نبود که رئیس

ساواک وقت، نصیری با شاه، که در آن موقع در پاکستان بوده، مشورت کرده و اجازه رسمی برای شلیک

گرفته بود.

مخالفت جم بابت خرید تجهیزات نظامی جدید قبل از تعلیم کادر ایرانی برای نگهداری و محافظت از

دستگاههای موجود. مخالفتش توسط طوفانیان و دکتر ایادی به شاه گزارش شده بود.

جم در پاکستان، گفته بوده که شاه را به عنوان برادر دوست می دارد و شاه این را به عنوان سخنی

گستاخانه یافته بود.

3 محمدحسین خان، که امروز صبح با بختیار ملاقات کرده بود و می خواهد دوباره در روز دوم ژانویه

ص: 328

او را ببیند، او (بختیار) را این گونه تشریح کرد که بیش از حد ساده صحبت می کند و یک سیاستمدار موفق

نیست. مخصوصا در زمینه مذهب، بختیار ناخوشنودیش را برای خمینی آشکار می کند و محمدحسین

خان معتقد است، بهتر است بختیار سکوت کند.

4 برای محمدحسین خان هنوز روشن نیست که آیا بختیار موفق خواهد شد کابینه ای تشکیل بدهد یا

نه. تصمیم سنجابی مبنی بر اخراج او از جبهه ملی و نظر اعضاء حزب ایران بختیار، این است که او به طرف

اعمال انحصارطلبانه و غیرهماهنگی پیش می رود و این حامیانش را کم خواهد کرد.

5 هومن خان قشقایی پسر محمدحسین خان هم حضور داشت و گفت که فرق کمی، بین برنامه بختیار

و سنجابی وجود دارد و چرا شاه نباید سنجابی را انتخاب کند که از حمایت بیشتری برخوردار است،

پدرش جواب داد که اولاً بختیار مرد خمینی نیست. ثانیا اینکه بختیار با مسئله رفتن شاه با ظرافت

برخورد کرد، ولیکن سنجابی آن را فورا و قاطعانه با شاه مطرح کرد. لحظه ای که او اینکار را کرد شاه گفتگو

را پایان داد و گفت دیگر مسئله ای برای بحث نیست.

6 هومن همچنین به شایعات تکراری در مورد اینکه خارجی ها نباید اجازه داشته باشند ایران را ترک

کنند، اشاره کرد، چرا که برای تأمین احتیاجات اساسی صنایع بعد از رفتن شاه ضروری هستند. در همان

حال هومن کاملاً متوقع است که شاه بماند و یا برگردد یا اگر یک دولت غیرنظامی مفید واقع شود،

خارجیان و مخصوصا آمریکاییان مورد حمله گروههای چریکی قرار خواهند گرفت. هومن و پدرش

معتقد هستند که شاه آنقدر زرنگ هست که طرح بازگشت به ایران را به وسیله کودتا، بعد از اینکه دولت

غیرنظامی عدم کارآیی خودش را ثابت کرد، پیاده کند.

محمدحسین خان، شاه را به عنوان باهوشترین رهبر ایرانی طی دو قرن اخیر می داند، ولی معتقد است

دو مسئله به او ضربه زده اند، ناتوانی او در حفظ قاطعیت و طمع او برای پول و قدرت.

سولیوان


خسرو قشقایی

سند شماره (44)

طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 3 ژانویه 1979 13 دی 57

از: وزارت امور خارجه واشنگتن

به: سفارت آمریکا تهران

موضوع: خسرو قشقایی

1 خسرو قشقایی در 2 ژانویه با مسئول بخش ایران در اداره امور خاور نزدیک ملاقات نمود تا

نظراتش را در مورد بحران ایران ارائه دهد. قشقایی به طور مستقیم گفت تا زمانی که شاه در ایران باقی

بماند هیچ راه حلی امکان پذیر نخواهد بود. او ایالات متحده را ترغیب به تماس با نیروهای خمینی در

ایران که او آنها را به عنوان قابل ترین در کشور می داند، نمود. او اشاره کرد که برخی اختلاف عقاید بین

خود او و اعضای خانواده اش وجود دارد و اینکه پدرش به امید اینکه دستگیر خواهد شد و سمبلی از

مخالفت قشقایی با شاه خواهد شد. به ایران بازمی گردد. او هیچ اعتمادی به اینکه بختیار قادر خواهد بود

که یک دولت بادوام تشکیل دهد، نداشت و هیچ طرفداری (هواخواهی) برای تلاشهای نخست وزیر

منصوب شده ابراز نداشت.

ص: 329

2 قشقایی واشنگتن را به مقصد مونیخ جایی که او اقامت دارد، ترک نمود.

3 ما این را برای سابقه گزارش می کنیم و هیچ درکی از اهمیت آن برای سیاستهای ایران یا ایلی

نداریم.


نظرهای بازاریها درباره نامزدی بختیار و ادامه رویارویی

سند شماره: (45)

طبقه بندی: سرّی تاریخ: 3 ژانویه 79 برابر با 13 دی 57

از: سفارت آمریکا در تهران

به: وزارت امور خارجه در واشنگتن دی. سی.

موضوع: نظرهای بازاریها درباره نامزدی بختیار و ادامه رویارویی

خلاصه: یک نفر بازاری برجسته منعکس کننده نفرت عاطفی نسبت به رژیم و ظلم و ستمهای آن است

(او به این ستم ها اعتقاد دارد) به آمریکاییها اخطار می شود که به خاطر پشتیبانی از شاه ما صدمه خواهیم

دید. (پایان خلاصه).

1 مأمور سفارت روز دوم ژانویه با حاج علی اصغر کاشانی یک بازاری ذینفوذ ملاقات کرد. وی گفت

که بازاریها پس از اندکی بحث، تصمیم گرفتند از پشتیبانی از شاهپور بختیار به عنوان نخست وزیر

خودداری کنند. آنها بختیار را بسیار نزدیک به شاه می دانند آنها همچنین بختیار را فرصت طلب تر از آن

می دانند که از او پشتیبانی کنند، حتی اگر بختیار ثابت کند که موفق شده است عزیمت شاه را فراهم کند.

اگر بختیار نخست وزیر شود بازار همچنان به امید ساقط کردن بختیار و جایگزین کردن او به وسیله

شخصی که به عقیده کاشانی منتخب حقیقی مردم است، یعنی کریم سنجابی بسته خواهد ماند.

2 هنگامی که مأمور سفارت اظهار نظر کرد که ادامه مخالفت با یک حکومت غیرنظامی که می کوشد

تقاضاهای مردم را برآورده کند، منجر به ارتکاب شقاوتها از قبیل آنچه که اخیرا در مشهد انجام گرفت

خواهد شد، کاشانی در پاسخ با حرارت اظهار داشت که چنین چیزهایی هم اکنون در پایتخت انجام

می گیرد. روز سی و یک دسامبر جمعیت انبوهی، خانه یک سرهنگ ساواکی را که در خیابان بهار سکونت

داشت، مورد حمله قرار داد. سرهنگ را زنده گرفته و جمعیت او را تکه تکه کرد در حالی که همسر و

فرزندان او در میان آتشی که خانه سه طبقه او را با خاک یکسان کرد، سوزانده شدند.

کاشانی مدعی است که خود او بقایای این خانه و قسمتهایی از جسد مرد مقتول را که در تاریخ اول

ژانویه در معرض تماشای مردم قرار گرفته بود، دیده است در میان خاکسترهای زیرزمین این خانه به

اظهار کاشانی، ابزار شکنجه کشف شد.

هنگامی که مأمور سفارت وحشیگری از این نوع را از هر کدام از طرفین که باشد تأکید کرد کاشانی

خشمناکتر شد. او حادثه ای را که در قزوین اتفاق افتاده بود نقل کرد که در آن یک کودک در زیر زنجیرهای

تانک له شده بود و مادر کودک هنگامی که برای نجات او می شتافت به ضرب گلوله از پای درآمد. او هم

چنین مراسم (تشییع جنازه سه جوان ایرانی را در روز دوم ژانویه در بهشت زهرا که خود او در آن حضور

داشت تشریح کرد. این سه جوان ایرانی از قرار معلوم به طوری که گفته می شود روز سی دسامبر زیر

شکنجه در زندان اوین مرده بودند. اجساد این سه جوان بدون آنکه پوشانده شده باشند بر روی تابوتها بر

در گورستانها گردانده می شد تا جمعیت مشاهده کند که چگونه بدن آنها سوزانده شده و ناخنهای انگشتان

ص: 330

آنها کنده شده بود.

کاشانی فریاد زد این کاملاً طبیعی است که مردم نوکران رژیمی را که چنین کارهایی را انجام می دهند

مورد حمله قرار دهند. (در این مرحله کاشانی واقعا سخت برآشفته بود. یکی از این روزها مأمور سفارت

انتظار دارد که شاهد آن باشد که دهان او از خشم کف کند). (پایان اظهارنظر)

3 هنگامی که کاشانی توانست بار دیگر خود را کنترل کند. نطق مفصلی در این باره کرد که چگونه

بازاریان مسئولیت همه این جنایات را به گردن آمریکا می اندازند و آن هم به خاطر پشتیبانی درازمدت ما

از رژیم خیمه شب بازی شاه (آنچه نوشته شده همان است)، کاشانی آن گاه خاطرنشان ساخت خشم

فزاینده مردم علیه آمریکا ممکن است، منجر به حملاتی علیه افراد آمریکایی در تهران بشود. در این زمینه

کاشانی به مأمور سفارت توصیه کرد تا فوق العاده با احتیاط باشد و فعالیت خود را در خارج از محوطه

سفارت تقلیل دهد.

4 اظهار نظر سفارت: متأسفانه صدای این بازاری منعکس کننده احساسات بخشهای رو به افزایش

جمعیت ایران است. سفارت هر روز در معرض دریافت تقاضاها و توصیه در اینباره است که ما کاری

درباره شاه انجام دهیم. زیرا شاه آمریکاییان را مانند یک لنگر به پایین می کشاند. سولیوان


دیدگاه پرویز آموزگار درباره بختیار نخست وزیر، و آینده ایران

سند شماره (46)

طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 5 ژانویه 79 برابر با 15 دی 57

از: سفارت آمریکا در تهران

به: وزارت امور خارجه آمریکا واشنگتن دی. سی.

موضوع: نقطه نظرهای پرویز آموزگار مدیر دانشگاه مشهد درباره بختیار نخست وزیر، و آینده ایران

1 برطبق اظهارات پرویز آموزگار مدیر دانشگاه مشهد و عضو جامعه روشنفکران دانشگاهی که شاید

بیشتر محصلین شامل آن نیستند، مایل است به بختیار یک فرصت مناسب داده شود تا او خودش را نشان

دهد. معهذا چنانچه روی کار آمدن بختیار، با بیانیه ای از جانب شاه حاکی از مریضی او و ترک کشور برای

معالجه پزشکی و پس از آن خروج فوری شاه، همراه نباشد، جامعه دانشگاهیان مخالفت خود را تقریبا

فورا ابراز خواهد داشت.

بدیهی است بعضی از عناصر مخالف بختیار، او را برخلاف بیانیه خیلی استقبال شده او در تشریح 28

مرداد به عنوان روزی که شاه بر علیه دولت ملی کودتا کرده، محکوم نمودند. تظاهرات و پلاکاردهای

ضدبختیار در حال حاضر در مشهد به چشم می خورد و مقام رسمی سفارت هم دو نمونه از شعارهای ضد

بختیار را بر روی دیوارهای تهران دیده است.

2 داماد آموزگار، علی ضیایی و خواهرش مخدره ضیایی با این احساس بسیاری از ایرانیان هم

عقیده اند که بیشتر ناراحتیهای ایرانیان و موقعیت جاری ایران از آمریکا ناشی می شود و آمریکا را در این

مورد سرزنش می کنند. در حالی که آنها می پذیرند که آمریکا در گذشته چاره ای جز همکاری با شاه

نداشته است. اما آنها اشاره به یک سری سیاستهای اشتباه آمریکا کردند، از جمله در زمینه برنامه اصل

چهار که شامل ارائه ضعیف برنامه ها و تبادلات فرهنگی و محدودیت تماس سفارت با هواداران شاه و به

کار گماردن رئیس سابق سیا هلمز به عنوان سفیر و تغییر روابط اطلاعاتی آمریکا به سازمان ICA(آژانس

ص: 331

ارتباطات بین المللی) (که خیلی شبیه به سازمان سیا به نظر می آید) و فقدان همبستگی بین مقامات

آمریکایی و ادامه حمایت فعلی آمریکا از شاه در حالی که بسیار روشن است که بیشتر توده مردم خواستار

او نیستند.

3 اگر چه آنها موافق ترک فوری شاه می باشند اما آموزگار و دیگران تأکید می کنند که ایران به نهاد

سلطنتی نیازمند است و امکان دارد که شاه فعلی با محدود کردن خود در امور سلطنت (اگر او مایل به چنین

کاری باشد) پس از اینکه یک دولت ملی اوضاع را در دست گرفت، به ایران برگردد.

شاه در تمامی بحران فعلی، خیلی دیر و کم امتیازاتی داده است و اگر از ترک کشور با حفظ شخصیت

خودداری کند، هر نوع امکان بازگشت، و موقعیتش را در تاریخ و آینده خاندان پهلوی را به مخاطره

می اندازد و باید منتظر سقوط باشد.


کابینه ای که جدیدا معرفی شد

سند شماره (47)

طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 6 ژانویه 79 16 دی 57

از: سفارت آمریکا تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: کابینه ای که جدیدا معرفی شد

1 کابینه اساسا آن طوری که به وسیله خبرگزاریها گزارش شده صبح امروز به وسیله نخست وزیر

برگزیده، شاهپور بختیار به شاه معرفی شد. منصوبین اینها هستند:

کشور خود بختیار، شامل کنترل روی پلیس، ژاندارمری، و احتمالاً ساواک.

جنگ ژنرال فریدون جم (که در راه بازگشت از لندن می باشد).

امور خارجه احمد میرفندرسکی، که در سال 1973 به وسیله شاه از قائم مقامی وزارت خارجه به

طوری که گزارش شده به خاطر تجاوز به حدود شاه در اجازه دادن به پروازهای روسی از فراز ایران در

زمان جنگ 1973 اعراب و اسرائیل برکنار شد.

دادگستری یحیی صادق وزیری، یک وکیل و قاضی حرفه ای که کرد می باشد.

اطلاعات و جهانگردی سیروس آموزگار، قبلاً چیزی مثل یک دست چپی، نویسنده و

روزنامه نگار، با نخست وزیر قبلی جمشید آموزگار ارتباطی ندارد.

اقتصاد و دارایی رستم پیراسته، بانکدار بین المللی، نماینده سابق چیس مانهاتان بانک در اینجا

محمد مشیر یزدی قائم مقام نخست وزیر برای امور مالی و اداری، کارمند عالیرتبه وزارت کار

(منجمله قائم مقام دائمی) که مثل اینکه یک دوست قدیمی بختیار باشد.

کشاورزی منوچهر کاظمی، با تجربه در PBO، بانک ملی، فارغ التحصیل هاروارد در سال 1920، با

آمریکاییها دوستانه است ولی از رژیم انتقاد می کند.

صنایع و معادن عباسقلی بختیار، پسرعموی نخست وزیر که کارمند عالیرتبه دولت، با سابقه در

شرکت ملی نفت که در این پست اخیر به عنوان معاون این وزارتخانه خدمت کرده است، شاید نسبت به

آمریکاییها حساس باشد.

آموزش و پرورش دکتر محمدامین ریاحی، کارشناس برجسته آموزش و پرورش و روزنامه نگار.

ص: 332

کار و امور اجتماعی منوچهر آریانا، کارمند دولت در وزارت کار که به طوری که گزارش شده

پسرعموی ژنرال آریانا بازنشسته می باشد (یکی از آن ژنرال هایی که اشاره شد مورد قبول بعضی مخالفین

می باشند).

PPTLUTF علی صمیمی مقام رسمی

بهداری منوچهر رزم آرا، دکتر تحصیل کرده در آمریکا

مسکن جواد خادم، یک پیمانکار ساختمانی خیلی فعال، به طوری که گزارش شده احساساتی و

شاید ضدآمریکا.

2 هیچ کدام از منصوب شدگان قبلاً به عنوان وزیر خدمت نکرده اند. جم و میرفندرسکی هر دو سفیر

کبیر بوده اند. جدا از برخی فعالیتهای شدیداللحن ضدرژیم در یک یا دو مورد (آموزگار کاظمی) کابینه

متشکل از تکنوکرات هایی با سابقه طولانی در محدوده های کارشناسی و سوابق پاک از نظر موضوع فساد

هستند.

3 کابینه شامل هیچ کدام از مخالفین سیاسی که زمانی شایع شده بود به آن می پیوندند نیست. اینها

شامل افرادی از قبیل محمد درخشش، رئیس اتحادیه معلمین (برای فرهنگ و هنر)، مهندس احمد

مصدق، پسر مصدق (برای راه) و حتی سخنگوی مذهبی حقوق بشر ناصر میناچی (برطبق شایعات اخیر)

نمی باشند.

4 وزارتخانه هایی که بدون وزیر می مانند عبارتند از: بازرگانی، فرهنگ، برنامه ریزی و بودجه (اگر از

بین نرفته باشد)، راه، نیرو، علوم و آموزش عالی، همچنین وزرای سنتی (تشریفاتی) کشور برای چیزهایی

از قبیل امور پارلمانی و امور اجرایی. همچنین وزیری برای اوقاف وجود ندارد، مطابق گزارشاتی که ما

داشته ایم این محدوده ممکن است به رهبری مذهبی تسلیم شود.

5 اطلاعات بیوگرافی ویژه بیشتری به دست خواهیم آورد.


یکی دیگر از مخالفین میانه رو با بختیار مخالفت می کند

سند شماره (48)

طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 7 ژانویه 79 17 دی 57

از: سفارت آمریکا در تهران به: وزارت امور خارجه آمریکا واشنگتن دی سی

گزارشگر: لامبراکیس

موضوع: یکی دیگر از مخالفین میانه رو با بختیار مخالفت می کند

1 رهبر اتحادیه معلمین و مخالف سیاسی میانه رو، محمد درخشش، در یک تماس مختصر تلفنی در

روز هفتم ژانویه مخالفت کامل خود را با دولت بختیار بیان کرد. او این موضوع را که کاندیدای مقامی

(برخلاف گزارشی که سفارت در هفته گذشته از دیگر منابع کسب کرده بود) بوده است، تکذیب کرد. افراد

متعدد دیگری از گروهش تقاضای بختیار را قبول نکرده اند.

2 درخشش گفت اگر کسانی (مانند سمیعی) از احزاب مخالف جزء کاندیداها هستند، از افراد

عالیرتبه و سرشناس نیستند. او گفت این مطلب را می دانم که وزیر جدید علوم (ریاحی) یکی از اعضای

فعال ساواک می باشد. درخشش سالها قبل برای او که معلمی بیکار بود کاری تهیه کرده بود. دیگر افراد

جدید کابینه تا همین اواخر جزء مقامات رسمی و عضو حزب رستاخیز بوده اند و به کار گرفتن آنها یک

ص: 333

جوک است.

3 وقتی مأمور سیاسی درباره این فکر شاه که می خواهد به تعطیلات برود، پرسید درخشش گفت که

وی تحت تأثیر واقع نشده است شاه قبلاً هم به مسافرت و تعطیلات رفته و برگشته است این سفر آخر، سفر

دائمی که لازم است نمی باشد.

4 درخشش گفت که شاه همیشه در تصمیم گیریش عقب است روی کار آوردن دولت بختیار کاری

بود که یکسال قبل باید می کرد ولی حالا خیلی دیر است. این مملکت مریض یک علاج و دوای واقعی

می خواهد، نه داروها و قرص های گرد سفید (یعنی مسکن مترجم). او دوباره به مورد موضع گروه

خودش تأکید کرد که شاه بایستی برود تا از قدرت خمینی کاسته شود و اجازه داده شود که میانه روهای

اصلی روی پای خود بایستند. 5 درخشش در سومین اعلامیه هفتگیش دیروز به بختیار حمله

کرد.سولیوان


واسطه سیاسی مأیوسانه و تشکیل گروه سیاسی میانه روی دیگر

سند شماره (49)

طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 7 ژانویه 1979 برابر با 17 دی 57

از: سفارت آمریکا تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: واسطه سیاسی مأیوس گردیده است؛ با این حال گروه سیاسی میانه روی دیگری تشکیل شد

خلاصه: واسطه کهنه کار سیاسی به خاطر ناشایستگی مستمر دولت ایران مأیوس شده است. او

مشاهده می کند که حزب (کمونیست) توده خیلی فعال می شود. تلاشهای فعلی او در جهت تشکل یک

گروه میانه رو در پشت سر علی امینی است که وسیله ای خواهد بود برای حمایت از دولت بختیار تا زمان

انتخابات (پایان خلاصه).

1 مأمور سفارت در 4 ژانویه با هدایت اسلامی نیا واسطه سیاسی دائمی چندین ساله که مأمور سیاسی

با وی برای حدود یک سال در تماس بوده است، ملاقات نمود. او صریحا از سیر حوادث دلسرد بود. دولت

ایران به طور تعجب آوری در مقابله با بحران بی لیاقت بوده است و در نتیجه فعالیت حزب توده گسترده تر

می شود. او گفت چند تن از دوستانش از جنوب اشاره کرده اند که سازمان دهندگان قدیمی توده ای در

آشوبهای کارگری اخیر درگیر بوده اند. (نظریه: این با آنچه که ما از منابع دیگر شنیده ایم مطابقت دارد.)

2 اسلامی نیا سپس گفت وی تعدادی از دوستان که در مقامهای مختلف هستند را دور هم جمع کرده تا

گروهی را در پشت سر علی امینی تشکیل دهند (این گروه از دولت بختیار حمایت خواهد نمود، ولی

خودش را برای انتخابات آماده خواهد نمود.) او اشخاص زیر را به عنوان اعضای اولیه گروه معرفی کرد:

آقای فضایلی: رهبر سابق حزب مردم،

عبدالحسین طباطبایی: نماینده سابق مجلس از شیراز،

ناصر زهتاب فرد: رئیس اصناف (گروه نظارت بر قیمتها)،

منوچهر ساعد وزیری: نماینده سابق مجلس و در حال حاضر یک مقاله نویس روزنامه؛

آقای حکمت یزدی: یک بازرگان؛

آقای تیمور و آقای رزان از اصناف؛

ص: 334

حاج کریم حسینی یک بازاری که از آیت اللّه خمینی حمایت می نماید؛

و حسن خان بیات رئیس صنف کشاورزان.

گروه فقط منتظر علامت به پیش علی امینی است تا به صورت رسمی سازمان داده شود.

3 نظریه: گروه مشابه خیلی از گروههایی است که اکنون تشکل پیدا می نمایند و اگر آن واقعا سازمان

داده شود، سفارت بعدا گزارش خواهد داد. اغلب این گروههای میانه رو تا این تاریخ یعنی 7 ژانویه از

دولت بختیار حمایت می نمایند.


سازماندهی روحانیت برای استقرار نظم عمومی

سند شماره (50)

طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 7 ژانویه 1979 برابر با 18 دی 57

از: سفارت آمریکا در تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی سی

گزارشگر: استمپل شماره سند: 10367 تهران

موضوع: سازماندهی روحانیت برای استقرار نظم عمومی

خلاصه: دکتر ناصر میناچی در صبح روز 8 ژانویه به مأمور سیاسی گفت که عده ای از منابع او

خاطرنشان کرده اند که خروج شاه نزدیک است. در این رابطه روحانیت تهران سازمانی به وجود آورده

است تا نظم را طی این دوره انتقالی به سوی یک تشکیلات سیاسی جدید حفظ کند. اعلامیه ای داده شده

که خواستار آرامش می باشد. نگرانی در مورد رفتار ارتش هنوز وجود دارد. (پایان خلاصه).

1 دکتر ناصر میناچی به مأمور سیاسی استمپل در صبح روز 8 ژانویه اطلاع داد که رهبران روحانی در

تهران تشکیل یک گروه که ترجمه آن «سازمان روحانیت» می شود را داده اند. هدف این گروه کمک نمودن

به برقراری نظم اجتماعی در چند هفته آینده می باشد.

میناچی گفت که منابع پارلمانی او گفته اند که دولت جدید به مجلس معرفی خواهد شد و در 9 ژانویه به

تصویب خواهد رسید.

سپس به مجلس سنا می رود و در 10 ژانویه به تصویب خواهد رسید.

قویا شایع شده است که شاه بعد از این تصویب نهائی کشور را ترک خواهد کرد. روحانیون قرار است

بعد از ظهر جلسه داشته باشند تا برنامه هایی تهیه کنند که ابراز احساسات مردم در جهتی سازنده قرار گیرد

«اگر ممکن باشد.»

2 مأمور سفارت قویا از این فکر حمایت نمود و تذکر داد که در صورت خروج شاه از ایران، ارتش

خیلی تحریک پذیر خواهد بود و عملکردهای ساعات و روزهای اول آن بحرانی خواهد بود.

میناچی گفت که او بیشتر از این نمی تواند موافقت نماید و کمیته دفاع از آزادی و حقوق بشر تلاش خود

را برای سازماندهی تمام آنچه گفته شد برای رسیدن به این هدف خواهد کرد. مأمور سفارت بر امتناع از

تحریک و خشونت تأکید نمود که موجب عکس العمل ارتش می شود، مانند آنچه در قزوین و مشهد اتفاق

افتاد. میناچی گفت که او مسئله را به خوبی فهمیده است.

3 به نظر میناچی، روحانیت گروه اصلی بوده اند و سازمان روحانیت چرخهای اصلی حرکت خواهد

بود. رهبر آنها، آیت اللّه محمد بهشتی است (شناخته شده برای سفارت، یکی از رهبران اصلی جناح

ص: 335

خمینی)، روحانیون اصلی به شرح زیرند:

حجت الاسلام رفسنجانی، عبدالکریم موسوی اردبیلی و محمد مفتح. آنها امیدوار بودند که طرح 8

ژانویه آنها به اجرا گذاشته شود بعد از آن، آنها آماده تماس با آیه اللّه منتظری، که انتظار می رفت با آخرین

نکات باریک از موضع خمینی در عصر 9 ژانویه یا 10 ژانویه در تهران باشد، می شدند.

4 بیانیه آیت اللّه طالقانی که در تهران انتشار یافت در 8 ژانویه نیز توسط رهبران روحانی، همچون

مثلث قم، متشکل از آیه اللّه های ارشد امضاء شده بود. این بیانیه از مردم می خواست که آرام باشند و از

درگیری با نیروهای امنیتی خودداری کنند و خارجیها را مورد تهدید و حمله قرار ندهند. این اطلاعیه به

طور کامل در مطبوعات ایرانی 8 ژانویه و در مطبوعات خارجی 9 ژانویه به چاپ خواهد رسید.

میناچی گفت خط اساسی سازمان روحانیت و کمیته دفاع از آزادی و حقوق بشر این است که موقعی

که شاه کشور را ترک می کند مردم باید ثابت کنند که نظم و آرامش را رعایت می کنند. میناچی خودش زیاد

نگران جمعیتهای نامنظم نمی باشد ولی اذعان دارد که ممکن است افرادی در خیابانها شلوغ کرده و ایجاد

زحمت کنند و در این صورت رهبران مذهبی امیدوار هستند که با آنها همچون راهپیماییهای تاسوعا و

عاشورا (10 و 11 سپتامبر) بدون خشونت برخورد شود. نظریه: سفارت خوشبین نیست (تکرار می کند

نیست) که جمعیت را به سادگی بتواند کنترل کند، با این حال مأمور سفارت برای او در تلاشهایش آرزوی

موفقیت نمود.

5 میناچی نگرانی خودش را در مورد دخالت نظامی در شرایطی که وضع امنیتی وخیم شود ابراز کرد،

ولی گفت که کوششهای مخالفین میانه رو در جهتی است که چنین اتفاقی نیفتد، وقتی که مأمور سفارت به

داستان ژنرال جم که به عنوان وزیر جنگ استعفا داده بود اشاره کرد، میناچی برای لحظه ای ناراحت به نظر

می آمد، او اطلاعی در مورد این مسئله نداشت ولی گفت که چندین ژنرال دیگر بودند که می توانستند آن

شغل را به عهده گیرند و «نخست وزیر تمام آنها را می شناسد.

او به طور مشخصی از ژنرالها، نصراللهی، باتمانقلیچ، رضوانی، اخوی نام برد. میناچی شخصا معتقد

بود نصراللهی بهترین انتخاب برای جانشینی جم است، ولی هرکدام از افراد بالا قابل قبول بودند.

6 نظریه: این روش تشویق کننده است که میناچی و مخالفین میانه رو اهمیت زیادی به مشکلات

احتمالی گذرا می دهند.

در حالی که میناچی می گوید که شاه باید تدریجا برای همیشه برود، ولی رهبران مذهبی میانه رو

نمی خواهند که روی موضوع اکنون فشار بیاورند. رفتن شاه برای تعطیلات یا برای درمان طبی کافی

می باشد. او معتقد بود که گروه بازرگان (نهضت آزادی) نهایتا به مرور که واقعیت جریان پدیدار می شود

اوضاع را به همین صورت خواهند یافت. حتی برای لحظه ای، جدای از بازرگان (او هنوز در شیراز است

ولی شب 8 ژانویه به تهران بازمی گردد)، اگر شاه برود، قسمت عظیمی از مخالفتها ظاهرا به یک دوره

انتقالی آرام تبدیل خواهد شد. میناچی از این که چه کسی ممکن است برای شورای سلطنت منصوب

گردد، اطلاعی نداشت.

7 ما به تازگی دریافتیم که جلسه بعدی مجلس تا 11 ژانویه به تعویق خواهد افتاد و جلسه سنا هم به

13 ژانویه موکول شده است. چگونه این دیر کرد روی محاسبات و فعالیتهای مخالفین تأثیر خواهد

گذاشت. باید منتظر بمانیم، ببینیم چه می شود.سولیوان


کتاب بیست و هفتم

خط میانه (3)

ص: 336

ص: 337

خط میانه (3)

میانجی پس از دیدار با بختیار، برای ملاقات با خمینی به پاریس می رود

ص: 338

ص: 339

سند شماره (1)

طبقه بندی: خیلی محرمانهتاریخ 8 ژانویه 18 دی 1357

از: سفارت آمریکا در تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی. فوری

گزارشگر: لامبراکیس

شماره سند: 341

موضوع: میانجی پس از دیدار با بختیار، برای ملاقات با خمینی به پاریس می رود

خلاصه: میانجی پس از تبادل نظر با نخست وزیر جدید، بختیار، که نقاط ضعف آشکاری در دولتش

مشهود است، با خوش بینی در صدد است که بتواند با دلایل کافی با خمینی صحبت کند. (پایان خلاصه)

1 خسرو اقبال بنا به دلایل میهن پرستی و اعتماد به نفس کامل که قبلاً برای مدت کوتاهی سردبیر

روزنامه بوده و برای مدت مدیدی وکیل بوده و از موقعیت خوبی در فرانسه برخوردار می باشد، امروز که 8

ژانویه است، برای ملاقات با خمینی به پاریس پرواز می کند. اقبال امیدوار است که بتواند هرج ومرج هایی

که در حال توسعه است را برای خمینی تشریح کند؛ منجمله به دست گرفتن قدرت توسط کمونیست ها در

ماههای آینده. او با اصرار خمینی را وادار خواهد کرد که کمتر لجوج و سرسخت باشد و زمانی که شاه ایران

را به قصد تعطیلات ترک می کند به ایران بازگردد. پس از یکی دو سال آینده که شورای سلطنت در مصدر

کارها قرار گرفت و اقتصاد مملکت ثبات پیدا کرد، وقت کافی هست که بتوان درباره سلطنت دراز مدت در

ایران چاره ای اندیشید. او درباره بقیه برنامه های خمینی و عجله در رفراندوم بحث و جدل خواهد کرد.

2 او خمینی را نمی شناسد، فقط بر بیطرفی خود تکیه دارد تا بتواند اعتباری کسب کند. (او فکر می کند

که سنجابی و یا بازرگان به آنچه که خمینی می تواند برای آنها انجام دهد آنقدر علاقه مندند که نمی توانند با

استدلال صحیح این پیرمرد را تحت فشار قرار دهند.)

او می گوید که فکر می کند خمینی او را به تنهایی بدون حضور اطرافیان دست چپیش (منجمله یزدی)

بپذیرد.

3 اقبال دیروز بختیار را دید، بختیار به او گفت که:

الف: از همان روز تمام زندانیان (که هویدا نیز جزو آنها می باشد) اجازه ملاقات ندارند و فعالانه تحت

بازجویی می باشند. (او چیزی درباره اینکه زندانیان توسط دادگاه نظامی محرمانه بازجویی شده اند

نگفت. اما بنا به گفته یک منبع موثق این طور بوده. تهران 240)

ب: تیمسار طوفانیان استعفا داده و تقاضای ترک کشور را به دلیل بیماری کرده است. بختیار این

مسئله را رد کرده است.

ج: بختیار قبلاً به اتفاق تیمسار جم، زمانی که هر دو جوان بودند مسافرتی به وسیله قطار به فرانسه

(برای شرکت در جلسه STCYR) کرده اند و از آن تاریخ تا به حال او را ندیده است. به هر حال به خاطر

اینکه چیزهای خوبی از مردم درباره او شنیده است، او را به عنوان وزیر جنگ انتخاب کرده است. بختیار

به جم اجازه خواهد داد تا فرماندهان شهربانی و ژاندارمری و غیره را انتخاب کرده تا بتواند کنترل قانون و

اجرای دستورات را در او متمرکز کند.

بختیار علاقه مند شد، وقتی که اقبال یادآوری کرد که در یکی از سفرهای خارج از کشور (زمانی که

ص: 340

جم رئیس ستاد بود) شاه از او دعوت کرد که به جای خودش تحت عنوان رئیس ستاد کل کار کند. این یک

سابقه خوب است. جم در صبح روز 17 ژانویه وارد تهران شد و عصر همان روز به حضور شاه رسید.

بختیار به ارتش و شهربانی دستور داده تا هیچ گونه برخوردی با تظاهرات مسالمت آمیز نداشته باشند.

ولی اگر تظاهرات مسالمت آمیز نبود آنها می توانند از گاز اشک آور، ماشینهای آب پاش و تیرهای هوایی

استفاده کنند اما حق ندارند قبل از آنکه از بختیار شخصا اجازه بگیرند به طرف تظاهر کنندگان تیراندازی

کنند.

4 اقبال پیشنهاد کرد که:

الف: هیچ کدام از مخالفین شاه از او پشتیبانی نمی کنند ولی اگر او کارهای خوبی انجام دهد امکان این

هست که از طرف مردم پشتیبانی شود. بختیار گفت که اگر مردم دو ماه و نیم به او مهلت دهند کارهای مهمی

خواهد کرد. (نظریه: اقبال قبول داشت که درخواست چنین کاری در این مقطع زمانی مثل دسترسی به کره

ماه می باشد.)

ب: بختیار باید کاری کند که شاه داراییهای خود و خانواده اش را به مردم بازگرداند. بختیار جواب داد

که درباره این مسائل با شاه صحبت کرده است.

ج: اکثریت اعضای شورای سلطنت باید از وجهه خوبی در بین مردم برخوردار باشند تا بتوانند کمبود

دولت بختیار را تکمیل کنند.

اقبال به بختیار گفت که برای مثال، وزیر جدید آموزش و پرورش ساواکی بوده و در سفارت ایران در

آنکارا خدمت می کرده و مسئول دانشجویان آنجا بوده و زمانی که خمینی در سال 64 63 به آنجا تبعید

شد کار او مراقبت از او بود. بختیار گفت این مسئله را نمی دانسته و درباره این مسئله تحقیق خواهد کرد. (و

همچنین درخشش را در رابطه با آن وزیر می توان نام برد که درخشش می گوید او یکی از اعضای فعال

ساواک بوده.)

د: بختیار باید سرود ملی ایران را از سرود پیروزی قبلی رژیم پهلوی به یک سرود جنگی و ملی، شبیه

سرود ملی فرانسه تغییر دهد.

ح: بختیار باید از انسانهای خوبی برای سخنرانی، نوشتن و حضور در رادیو و تلویزیون کمک بگیرد.

(او سپهر که یک دیپلمات بوده و کیوانی که سردبیر قبلی اطلاعات بوده را پیشنهاد کرد.)

ط: بختیار باید به خاطر کم کردن فشارهایی که به او می آید با شوروی تماس برقرار کند. بختیار معتقد

است که شاه مناسبات را با شوروی بی خود خراب کرده است. می توان مناسبات را با شوروی داشت.

(نظریه: این تنها توصیه خطرناکی بود که اقبال به بختیار کرده بود.)

5 مدتی که اقبال آنجا همراه رئیس ساواک مقدم، مقامات رده بالای پلیس، و افراد دیگر بود، شاه

برای شکایت از رویه مطبوعات، به خصوص از مندرجات مخالف کیهان و اطلاعات که به تازگی تجدید

مخالفت کرده اند تلفنی با تیمسار مقدم صحبت کرد. مقدم مجبور بود اقرار کند که برنامه ای که برای توسعه

کنترل دولتی وسایل ارتباط جمعی که چند ماه قبل توسط دولت شریف امامی تهیه و تصویب شده بود هرگز

اجرا نشده است.

6 بالاخره، حضور قره باغی برای کمک به ارتش توسط ژاندارمری که تا صبح روز 16 ژانویه زیر

حملات افراد مسلح کرد در شهر بانه در کردستان بودند، الزامی بود.

ص: 341

7 نظریه: کار نخست وزیر جدید، یک مسئله ساده نیست. بنا به اظهار یکی دیگر از میانجیها، بختیار

در صبح روز 7 ژانویه با دکتر حجازی برای مدافعه و پشتیبانی از طرف رهبران مذهبی کشور تلفنی تماس

گرفت. به هر حال در حال حاضر ما سه گزارش مختلف از بدنامی و خصوصیات فردی افراد منتخب

بختیار برای کابینه، داریم. اقبال و درخشش بر اینکه وزیر آموزش و پرورش ساواکی بوده، متفق القول

هستند. خواهرزاده اقبال (که جداگانه کار می کند) در عصر روز 7 دسامبر به مشاور سیاسی سفارت گفته

که دو نفر دیگر از وزرای بختیار گذشته درخشانی ندارند، یکی از آنها عباسقلی بختیار (وزیر صنایع و

معادن) است و دیگری جواد خادم (وزیر مسکن و شهرسازی)، کسی که برای مدتی در استخدام او بوده

است. با چنین اتهاماتی که قبلاً توسط افراد دیگر بازگو شد (مثل اقبال و خواهرزاده اش) که می خواهند از

بختیار پشتیبانی کنند، دیگر حتی نمی توان تصور کرد که جناح مخالف به زودی چه نوع ضربه هایی به او

خواهند زد.

8 مطالب بالا قبل از اینکه ما از اعلام مخالفت جم در پیوستن به کابینه بختیار مطلع شویم تایپ شده

است.سولیوان


ارتشبد جم پیشنهاد قبول وزارت در دولت بختیار را رد می کند

سند شماره (2)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 8 ژانویه 79 18/ 10/57

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.

گزارشگر: لامبراکیس

موضوع: ارتشبد جم پیشنهاد قبول وزارت در دولت بختیار را رد می کند

1 اقبال میانجیگر در تماسی با مشاور سیاسی سفارت موضوع انصراف ارتشبد جم را برای قبول

کار در دولت بختیار و بازگشت او به لندن را به محض اینکه جایی در هواپیما برای رفتن پیدا کند تأیید کرد.

2 جم تا نیمه شب در حضور شاه بود و شاه نگرانی خود را از ترک کشور و اینکه امکان دارد افسران

ارتش در غیابش کارهایی انجام دهند اظهار داشت. جم مسئله کابینه بختیار را نومیدانه دانسته و گفته که

برخلاف خواستهای خمینی نمی تواند عمل کند. او به اقبال گفته است که اگر خمینی از او بخواهد که وزیر

دفاع شود قبول خواهد کرد.

3 برای این مطلب مهم اقبال سفری برای دیدن خمینی در نظر گرفته است. او امید کمی دارد که از ایده

و استراتژی خمینی چیزی به دست آورد که شاید مفید به حال جم باشد.

4 تفسیر: تلگراف قبلی گزارش می دهد که استراتژی بازرگان (نهضت آزادی) این است که چند

روزی فقط با دولت بختیار کار کند که ببینند آیا او می تواند شاه را مجبور به ترک کشور کند یا نه. اگر شاه

کشور را ترک کند، نقشه این است که خمینی با پیروزی برگردد. ما متوجه شده ایم که خمینی بیانیه های

مسالمت آمیز درباره ارتش از پاریس می فرستد. تمام این پیشنهادات حاکی از این است که او آماده مراجعه

به ایران می شود (البته اگر شاه کشور را ترک کند) تا این ترک کردن را دائمی کند. اگر شاه تا آخرین لحظه

تصمیم بگیرد که نرود درگیری ادامه خواهد داشت و اولین قدم، سرنگونی بختیار خواهد بود.

سولیوان


وضع قزوین

ص: 342

سند شماره (3)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 9 ژانویه 79 19/ 10/57

به: وزیر امور خارجه واشنگتن دی. سی. فوری

گزارشگر: اسکودرو

شماره سند: 430

موضوع: وضع قزوین

1 خلاصه: کارشناس سفارت در 8 ژانویه به همراه یکی از اعضای فعال جبهه ملی، شمس الدین صدر

به قزوین در فاصله دو ساعتی تهران رفت. کارشناس سفارت در مجلس عزاداری مسجد محل و

راهپیمایی عظیم و آرامی شرکت کرد و دیدگاه دست اولی نسبت به نتایج شلوغیهای جدی که در قزوین در

دو هفته گذشته صورت گرفته است، به دست آورد. وضع آن قدر که کارخانه شایعه سازی تهران توصیف

می کند، بد نمی باشد ولی با تأیید 186 نفر کشته و تعداد غیر مشخصی زخمی و مقدار زیادی مغازه و خانه و

یک هتل که غارت و سوخته شده اند، اوضاع به اندازه کافی بد است. تنفر عمیقی که کارشناس سفارت در

مشهد حس کرد، آنقدر در قزوین قوی نمی باشد ولی مردم هیچ حمایتی برای شاه و بختیار و یا هرکس

دیگر غیر از خمینی ابراز نمی کردند. (پایان خلاصه)

2 در سفر کارشناس سفارت در 8 ژانویه با مبارز جبهه ملی، شمس الدین صدر، برادر او دکتر احمد

صدر حاج سید جوادی (اعضای یک خانواده قدیمی و قدرتمند قزوین) و یک عضو عادی جبهه ملی دکتر

خاوری (نام اول نامعلوم) از قزوین بازدید کردند. هدف به دست آوردن اطلاعاتی در مورد شرایطی بود که

به دنبال آن خشونت شدیدی روی داده بود که تجار شایعه تهران آن را شبیه به وحشیگری در مشهد کرده

بودند. در موقع ورود، کارشناس سفارت مستقیما به دیدن مسجد 500 ساله صفوی برای شنیدن سخنان

یک سری آخوند و ملا و یک مجتهد که جمعیت چندین هزار نفری داخل مسجد و حیاط را برای

راهپیمایی روز بزرگداشت عزاداری خمینی تحریک و آماده می کردند، رفت. جالبترین سخنرانی که

کارشناس تا به حال شنیده بود آن بود که توسط احمد صدر حاج سید جوادی که یکی از ماهرترین

سخنرانان فارسی زبان هست اجرا شد. وقتی که صدر، نه با اسم و رسم، صرفا به عنوان یک خبرنگار از

تهران معرفی شد، از او با فریادهای ساواکی، ساواکی، استقبال شد ولی بعد از چند دقیقه جمعیت مال او

بود. او آنها را از طرفی به طرف دیگر می برد تا وقتی که او صحنه ای را توصیف می کرد که رئیس پلیس

نجف آباد (نزدیک اصفهان) با کلت خود به هوا شلیک کرد تا جمعیتی را که می خواستند به کسانی که در

درگیریهای محلی زخمی شده بودند خون بدهند پراکنده کند. نصف جمعیت به وضوح گریه می کردند... با

وجود وضع حساس، جمعیت دستورات مجتهدی را که شیشه شکستن و سوزاندن و سنگ پرانی و آزار

سربازان را در طی راهپیمایی منع می کرد، محترم شمردند.

3 راهپیمایی مستقیما خارج از مسجد و به داخل خیابانها در جایی که راهپیمایان دیگر به آنها ملحق

می شدند کشانده شد. کارشناس سفارت آمریکا به محل محترمانه ای راهنمایی شد، یعنی پشت ردیف

روحانیون، ملاها، پرچم ها، شعارها و عکسهای خمینی و شهدای قزوین که راهپیمایی را رهبری می کرد.

با چنین ادای احترامی و چنین تعداد زیادی از راهپیمایان احساساتی، رد کردن شرکت در راهپیمایی

ص: 343

می توانست خیلی زننده باشد و کارشناس سفارت برای چند خیابان رل تظاهرکننده ای که شعار نمی داد را

قبول کرد تا موقعیت مناسبی پیش آید و از صف خارج شود. مانند راهپیماییهای عاشورا و تاسوعا در

تهران، راهپیمایی قزوین هم بسیار منظم بود. حدود 15 هزار نفر (خبر نگار بی. بی. سی. دیوید لین که

حضور داشت حدود 50 هزار نفر تخمین می زد ولی این مسخره است) در هنگهای 500 نفری تنظیم شده

بودند و سرود می خواندند. اینها توسط افرادی که شعارها را حمل می کردند و فواصل ثابتی را از گروه

جلویی حفظ می کردند، از هم جدا می شدند. راهپیمایی همچنین حدود 300 نفر زن چادری به همراه

داشت. (تفسیر: وجود این همه زن نشانه عمق احساسات ضدشاهی در قزوین است، جایی که زنان به

ندرت خانه های خودشان را برای هر منظوری ترک می کنند.) مأموران انتظامات جوان، با دستبندهای

قرمز، نظم راهپیمایی را حفظ می کردند و مانع می شدند که جمعیت زیاد به نقاط حساس نزدیک شود؛

مانند پادگان ارتشی که توسط زنجیر مردم حفاظت می شد. راهپیمایی ظاهرا آرام بود. کارشناس سفارت

هیچ خشونتی را ندید، صدای تیر و یا شایعه زدوخوردی در رابطه با راهپیمایی نشنید.

4 راهپیمایان قبلی اینقدر خوش شانس نبودند. در 27 دسامبر حدود 500 نفر که از ایستگاه

ژاندارمری می گذشتند توسط یک ژاندارم به نام زنجانی به آنها تیراندازی شد، سه نفر کشته شدند، و 6 نفر

به دام آن ژاندارم افتادند (مشخص نیست چطور) و سه نفرشان فورا کشته شده بودند، یکی زخمی شد و

بعد مرد، یکی به پایش تیر خورد و جوانان دیگر فرار کردند و خبر را پخش کردند. در 28 دسامبر مردم به

خیابانها ریختند و 96 نفر دیگر کشته شدند.

5 در شب اول و دوم ژانویه، ملاها در یکی از بیمارستانهای محلی به خاطر خانواده های کشته

شدگانی که از دادن جسدهای کشته شدگانشان جهت تدفین جلوگیری شد، اعتصاب نشسته کردند. تا

صبح جمعیت زیادی بین 40 تا 50 هزار نفر (به گفته دکترهای بیمارستان) برای حمایت جمع شده بودند.

در ضمن ارتش با نیروی 700 نفری از زنجان تقویت شده بود. سربازان حمله کردند و جمعیت را متفرق

کردند و در خشونتهای بعدی در دوم و سوم ژانویه که طی آن ارتش به وضوح از کنترل خارج شده بود،

حداقل 83 نفر دیگر کشته شده بودند. سربازها به یک گروه از راهپیمایان که از بازار خارج می شدند

تیراندازی کردند و آن طور که گزارش کرده اند 32 نفر کشته شدند. (نظریه: کارشناس سفارت محل سوراخ

شده تیر را در دیوارها و درها مشاهده کرد که از ارتفاع زانو تا بالای سر متفاوت بود. بازار مانند هر جای

دیگری از شهر برای عزاداری تعطیل بود، لذا غیر ممکن بود که داستان این جریان را تأیید کنیم، ولی روشن

بود که تیراندازی بر علیه جمعیت، در آن محوطه بسته، تلفات زیادی خواهد داشت.)

6 ارتش، مغازه های زیادی را غارت کرد و سپس آتش زد. کارشناس سفارت از مغازه ای که

گاوصندوق آن مانند قوطی ساردین باز شده بود، دیدن کرد. بزرگترین و جدیدترین هتل قزوین، پاساژ

هتل، که 45 اطاق و 48 مغازه داشت کاملاً غارت شده بود، که این به ضرر صاحب طرفدار خمینی آن، علی

زاهدی تمام شده بود که 35 میلیون تومان (5 میلیون دلار) ضرر داشت. می گویند ارتش همچنین تانکها را

به داخل چندین داروخانه برد، داروها را غارت کرد و بعد آنها را آتش زد. چندین دکتر هم از تهران و

شهرهای دیگر برای کمک به زخمیان آمدند. دکترهای محلی دیگری اعلام کردند که زخمیها را مجانی

درمان خواهند کرد و خانه های دو نفر از این دکترها مورد حمله سربازها قرار گرفت و آتش زده شد.

کارشناس سفارت، خانه یکی از اینها، دکتر (نام اول نامعلوم) دفتری را بازدید کرد. آیت اللّه خمینی خواسته

ص: 344

است که شهرهای دیگر، غذا و کمک به قزوین بفرستند ولی گزارش می کنند که ارتش سه کامیون از این

چنین وسایلی را توقیف کرده است. گفته می شود که بیشتر از 700 اتومبیل آتش زده شده اند، گفته های

تأیید نشده زیادی هستند که ارتش خیلی از کشته ها و زخمیها را به محل حمل کرده و بعضی از اینها را در

یک گور دسته جمعی زنده زنده، در محلی خارج از قزوین به نام آب گیلکی دفن کرده است.

7 اظهار نظر: جو قزوین عصبی بود ولی به هیچ وجه قابل مقایسه با انتقام جویی شدیدی که بر مشهد

در سفر اخیر و بعد از دیدار کارشناس سفارت حاکم بود، نمی باشد. کارخانه شایعات مانند معمول وقایع

قزوین را بزرگ کرده. مثلاً با وجودی که دو کودک توسط تانکهای ارتش مجروح شده بودند، درست

نیست (با تأکید) که راهپیمایان در قزوین زیر تانکها له شده اند و یا اینکه از تانکها برای خرد کردن

خانه های مخالفین فعال استفاده شده است. تأثیر درگیریها این بوده که قزوینیهای مخالف را بیشتر متحد

کرده و در برابر هر کاری که شاه بکند می ایستند. کارشناس سفارت قادر نبود کسی را در شهر پیدا کند که

نسبت به شاه یا بختیار دید خوبی داشته باشد. نظر کلیه مردم شاید بهتر از همه توسط هتلدار قبلی، زاهدی،

توصیف می شود که می گفت: مردم از هر کسی که خمینی به عنوان نخست وزیر انتخاب کند حمایت

خواهند کرد و نه از هیچ کس دیگر. خیلی از قزوینیها به چنین غارتهایی توسط ارتش در مشهد و نجف آباد

اشاره می کنند و در روش محترمانه ایرانی اشاره می کند که آن اعمال ارتش به عنوان قسمتهایی از توطئه

عظیمتر ارتش، هماهنگ شده بود. وزارتخانه باید توجه داشته باشد در حالی که پرونده های بیمارستانها

تعداد کشته ها را تأیید می کند منابع بقیه اطلاعات بالا بیطرف نیستند. در قزوین هیچ کس بیطرف نیست

ولیکن آنقدر افراد مختلف، همین داستان را تکرار کرده اند که کارشناس سفارت تا حد زیادی از وقایع

مطمئن است. کارشناس با ارتش تماس نگرفت. داستان آنها این است که فقط 12 نفر در زدوخوردهایی که

توسط حمله مردم شهر به سربازان صورت گرفت، کشته شده اند. دکترها اصرار دارند که هیچ سربازی در

قزوین از سوم دسامبر کشته نشده است. در این موقع یکی با کارد زخمی شده بود ولی پس از عمل جراحی

خوب شد.

8 نظریه: سازماندهی و ماهیت صلح آمیز راهپیمایی خیلی شگفت انگیز بود. مخصوصا با در نظر

گرفتن وقایع اخیر، در حالی که در تهران استنباط می شود که رهبران اسلامی و دیگر رهبران مخالفین

ممکن است دیگر کنترل کامل بعضی از عناصر جمعیتها را نداشته باشند. این به روشنی در مورد قزوین

صدق نمی کند.سولیوان


نظرات بختیار در مورد فروشهای نظامی و رابطه امنیتی

سند شماره (4)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 9 ژانویه 19 دی 57

به: وزیر امور خارجه واشنگتن

موضوع: نظرات بختیار در مورد فروشهای نظامی و رابطه امنیتی

1 دو گزارشگر به طور محرمانه نظرات بختیار نخست وزیر برگزیده که به وسیله او و دفترش به آنها

داده شده است را به ما گفتند.

2 طبق گفته اولین گزارشگر، بختیار اعلام خواهد نمود که وی در نظر دارد (از نظر در دسترس بودن

ص: 345

وجوه) مطالب زیرین را بررسی نماید:

مجموع 12 میلیارد دلار خریدهای نظامی از ایالات متحده که هم اکنون در راه است.

مجموع 10 میلیارد دلار از انگلیس که اکنون در راه است.

200 هواپیما از ایالات متحده.

هواپیماهای رادار پرواز کننده و شش کشتی از آلمان غربی.

3 در همین رده ولی با ویژگی کمتر، بختیار به گزارشگر دیگر گفته است که او فروشهای نظامی

خارجی را از نظر (الف) پول موجود و (ب) احتیاجات نظامی، مورد بررسی قرار می دهد. در این جریان

بختیار گفت او به قراردادهایی که هم اکنون امضاء شده احترام خواهد گذارد مگر اینکه کاملاً با منافع ایران

مغایر باشند. او گفت که از وزیر دارایی خواسته است لیست آنچه را که ایران می تواند از عهده برآید تهیه

نماید. بختیار توضیح داد که کارگران خارجی که حقوقهای زیاد می گیرند و کاری انجام نمی دهند باید

بروند.

4 سرانجام او گفت ایران هرگز دوباره ژاندارم خلیج فارس نخواهد بود، ولی خریدهای نقدی و

انتقالی از ایالات متحده اگر که آمریکا موافقت نمود همچنان امکان پذیر خواهد بود.


بختیار نخست وزیر در مسیر موقعیت سیاسی جاری

سند شماره (5)

سری

از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 9 ژانویه 79 19 دی 57

به: وزارت امورخارجه واشنگتن

موضوع: بختیار نخست وزیر در مسیر موقعیت سیاسی جاری

خلاصه: بختیار دولتش را در 11 ژانویه به مجلس و 13 ژانویه به سنا معرفی خواهد نمود. شاه احتمالاً

تا رأی اعتماد برای ترک ایران صبر خواهد نمود. او انتظار دارد تا 30 نماینده بر علیه دولت صحبت کنند.

طبق گفته بختیار هنوز تلاشهایی به عمل می آید که ژنرال جم به دولت بپیوندد. بختیار شورای سلطنت را

در بعد از ظهر 9 ژانویه با شاه مورد بحث قرار می دهد. اصفهان شهر بعدی خواهد بود که حکومت نظامی در

آن لغو خواهد شد. (پایان خلاصه)

1 نخست وزیر، مأمور سیاسی استمپل را برای یک ملاقات کوتاه در 9 ژانویه پذیرفت و گفت که

وی دولتش را در 11 ژانویه به مجلس معرفی خواهد نمود. برای سرعت بخشیدن به جریان تأیید، نخست

وزیر دولت جدید و برنامه را در صبح 13 ژانویه به سنا معرفی خواهد نمود و سپس برای مذاکره به مجلس

باز خواهد گشت. او گفت تعدادی از نمایندگان (شاید 30 نفر) می خواهند بر علیه دولت صحبت کنند:

«اکنون تمام آنها می خواهند نشان دهند که چقدر میهن پرست هستند.» در جواب به سؤال، او رأی اعتماد

نهایی را در نزدیک پایان هفته آینده (ایرانی) 16 یا 17 ژانویه، انتظار دارد (اما از دیگر منابع فهمیده ایم که

نخست وزیر با ضربات سنگینتری از آنچه انتظارش می رفت مواجه شده است.)

2 بختیار گفت شاه احتمالاً تا رأی اعتماد برای ترک ایران صبر خواهد نمود ولی پس از آن خیلی

سریع پیش خواهد رفت. (بعضی محافل عقیده دارند که شاه ممکن است پس از اینکه دولت به هر دو

مجلس معرفی شد حرکت کند. در حال حاضر وضعیت خیلی متحرک به نظر می رسد.)

ص: 346

3 نخست وزیر گفت هنوز تلاشهایی به عمل می آید که ژنرال جم به کابینه بپیوندد و فشار (برای

پیوستن او) وارد می شود. بختیار می گوید با وجود این اگر لازم باشد او یک کاندید دیگر آماده دارد. او

ترجیح داد که از او در این زمان نام نبرد. (سفیر کبیر گفت برداشت خودش این است که جم قطعا حذف شده

است.)

4 بختیار ترکیب شورای سلطنت را در بعد از ظهر ژانویه با شاه مورد بحث قرار می دهد. بختیار گفت

علاوه بر اعضای قانونی (نخست وزیر، رؤسای دو مجلس و رئیس دیوانعالی) او نامهایی از قبیل عبداللّه

انتظام (رئیس شرکت نفت)، غلامحسین صدیقی (نخست وزیر نامزد شده قبلی)، و شاید کریم سنجابی

(رهبر جبهه ملی که قبل از اینکه از او خواسته شود از آن امتناع ورزیده است) را پیشنهاد خواهد نمود؛ مقام

چهارم برای شاه خواهد بود که منصوب نماید. حالت بختیار اشاره بر این داشت که او انتظار دارد یک

معامله بر سر ترکیب شورا صورت گیرد.

5 برقراری مجدد نظم اجتماعی، بیشتر وقت نخست وزیر را می گیرد. او گفت امروز اطمینان بیشتری

نسبت به وفاداری ارتش حس می کند و گفت حس می کند که قادر است به طور خیلی رضایتبخش با

رئیس جدید ستاد، ژنرال قره باغی کار کند. تصمیم لغو کردن حکومت نظامی شیراز به نظر می رسد که

موفق بوده باشد. اگر تمام کارها خوب پیش برود، اصفهان شهر بعدی خواهد بود که حکومت نظامی از آن

برداشته می شود؛ احتمالاً اوایل هفته آینده.

6 نخست وزیر در سلامت و روحیه عالی به نظر می رسد. رئیس دفتر کابینه او به مأمور سیاسی (با

قدری تعجب) گفت نخست وزیر روزانه تا 8 یا 9 بعدازظهر بدون نشان دادن هر گونه اثری کار می کرده

است.


ابتکار ناتانسون و دیگر پیشرفتها

سند شماره (6) خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 9 ژانویه 79 19 دی 57

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.

موضوع: ابتکار ناتانسون و دیگر پیشرفتها

1 مقام رسمی سفارت، پرت، در 28 دسامبر با جورج ناتانسون و همکارش گریگوری لیما ملاقات

کرد. لیما یک روزنامه نگار عمومی است که قبلاً برای کیهان بین المللی مقاله می نوشته. او صاحب یک

شرکت روابط عمومی است (آودوریس) و ادعا می کند که ارباب رجوع های متشخصی دارد. او نزد

کارکنان رسمی روزنامه کیهان به خاطر مقالاتش اشتهار خوبی دارد.

2 گرچه ناتانسون کار گروهش را تلاشی برای ابقای شاه معرفی کرد، اما لیما گفت که شاه نمی تواند

بماند. همچنان که بسیاری دیگر می گویند، او گفت که افراد میانه رو که از خمینی متنفر بوده و می ترسند،

جرأت نمی کنند مادامی که شاه در ایران است از خمینی جدا شوند. اگر شاه به طور غیر رسمی مملکت را

ترک کند، می توان راه حلی پیدا کرد. شاید هم سرانجام او را به مملکت برگرداند، هرچند که حتی این

سناریو نیز خالی از خطر نیست. لیما ادامه داد که با گروههای میانه رو طرفدار غرب که می خواهند افراد

مارکسیست و مارکسیست اسلامی دور از قدرت بمانند در تماس می باشد. مأمور رسمی سفارت موافقت

کرد که با او در تماس باشد.

ص: 347

3 آقای ناتانسون در دوم ژانویه به سفارت آمد و گفت حالا او نیز پی برده است که شاه نمی تواند باقی

بماند. مهمترین چیز نجات ایرانی است که طرفدار غرب باشد و افراطیون را از قدرت دور نگه دارد. او

هنوز می خواهد که یک برنامه توسعه ضربتی، ترجیحا به صورت یک شرکت غیر انتفاعی و نیز یک شرکت

انتفاعی تأسیس کند. او می گوید که برنامه ای برای ملاقات با معاون کل دربار، تیمسار فردوست ترتیب

داده و سعی دارد که زاهدی را هم ببیند.

ناتانسون درباره گروه میانه روی که با لیما در تماس هستند صحبت کرد. او جلال عبده را نام برده ولی

از دادن دیگر اسامی خودداری کرد. او اضافه کرد که گریگوری لیما به عنوان نوعی مدیر مطبوعاتی برای

بختیار نخست وزیر کاندید شده است. لیما فهرستی از سؤالات به اضافه جوابهای احتمالی آنها برای


کنفرانس 3 ژانویه بختیار حاضر کرده بود.

4 ناتانسون مشتاق است که پروژه های توسعه خود را ادامه داده و پرسید که چطور می تواند برای

تجدید فعالیت دو شرکت قبلی یکی مرکز تجارتی آمریکای لاتین (غیر انتفاعی) و دیگر شرکت ترخیص

کالای پان امریکن (انتفاعی) اجازه بگیرد. مأمور سفارت گفت که سفارت به هیچ وجه نمی خواهد حتی به

طور غیر مستقیم در این مورد دخالت کند. ناتانسون موافقت کرد (تفسیر: او همیشه موافقت می کند ولیکن

دوباره برای هماهنگی بیشتر باز می گردد) و گفت که امکان دارد مستقیما با دولت آمریکا در واشنگتن

اقدام کند. مأمور سیاسی سفارت هیچ گونه توصیه ای در مورد قانونی بودن شرکتهای سابق ناتانسون به

عمل نیاورد، ولی موافقت کرد اگر وی مایل باشد مشورتی در مورد افتتاح یک شرکت صرفا خصوصی

داشته باشد و او را در تماس با بخش اقتصادی قرار دهد. او بعد از اینکه برنامه اش را با دولت ایران ترتیب

داد با سفارت تماس خواهد گرفت.

5 نظریه: اگر چه ناتانسون قدری غیر عادی است ولی احمق نیست. او یک بلوف زن نمی باشد و اگر که

یک قرارداد مناسب از طرف ایرانیان دریافت کند بدون شک سعی خواهد کرد که با برنامه های سریع العمل

و به وسیله پروژه های توسعه ای کار را پیش ببرد. عقایدش به هیچ وجه مضحک نیست و اینک که قبول

کرده شاه رفتنی است، این فکرش به نظر منطقی تر می آید. اینکه بتواند علاقه ایرانیان را جلب کند موضوع

دیگری می باشد؛ اما او در زمینه پروژه های بزرگ توسعه در گذشته دست داشته است. در عین حالی که او

فورا بیانیه سفارت را پذیرفت که دولت آمریکا در این زمینه دخالتی نخواهد کرد ولی به روشنی نوعی

دخالت را ترجیح می دهد و سعی خواهد کرد که در صورت راه افتادن پروژه اش این دخالت را به دست

آورد.


ظهور یک گروه سیاسی میانه رو دیگر به رهبری عدنان مزارعی

سند شماره (7)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 9 ژانویه 79 19 دی 1357

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.گزارشگر: پرت

موضوع: ظهور یک گروه سیاسی میانه رو دیگر به رهبری عدنان مزارعی

1 دکتر عدنان مزارعی استاد اقتصاد دانشگاه تهران و کارمند سابق سفارت در بخش اقتصادی بنا به

تقاضای خود در دوم ژانویه با مأمور سیاسی ما پرت ملاقات کرد. مزارعی در این ملاقات خواستار

ص: 348

حمایت اخلاقی آمریکا از گروه سیاسی خود، (راما) (رسالت انسانی ملت ایران) شد. این گروه مبتنی بر

ایدئولوژی نوع دوستی است که قادر است ایران را از فشار قدرت مارکسیستها و اسلامیهای افراطی نجات

دهد.

2 مزارعی در این ملاقات مدت زیادی در مورد ایدئولوژی و گروهش صحبت کرد. او گفت مکتب او

ترکیبی از جنبه های خوب کاپیتالیسم و سوسیالیسم است. او مدتی است که در این مورد مطالبی انتشار

داده و صحبت کرده و در سال 1965 او سعی کرد حزب مشابهی تشکیل دهد به نام «رستاخیز انسانی ملت

ایران» که اینک به جای کلمه منفور «رستاخیز» کلمه رسالت را قرار داده است. مزارعی گفت که با

درخشش تماس گرفته و قرار شده که هر کدام که موفقیت کسب کردند دیگری را کمک کند. مزارعی ادعا

کرد که گروه وی 150 نفر عضو مشهور که اغلب وکیل و دانشمند هستند، دارد و در حدود هزار نفر هوادار

دارد که در تهران و شهرستانها شعبه هایی ایجاد کرده است. مزارعی درصدد تشکیل جلسات هفتگی و

انتشار روزنامه است. آرزوی او این است که روزی رهبر بزرگترین گروه سیاسی ایران شود.

3 در مورد وضع فعلی سیاسی، مزارعی دیدگاه بسیاری دیگر را که با ما در تماس هستند منعکس

کرده و می گوید: خمینی امروز در قدرت کامل می باشد و این به دلیل خشم و کینه ای است که مردم نسبت به

شاه دارند. اما اگر شاه ایران را ترک کرده بود فورا گروههایی ظاهر می شد و گروههایی مانند راما، جبهه

ملی و سایر گروهها جدا و مستقل از خمینی اعلام موجودیت می کردند؛ لکن در حال حاضر جرأت چنین

کاری را ندارند زیرا هرکسی که با خمینی مخالفت کند به نظر می رسد که از شاه حمایت می کند و

احساسات عموم بر علیه وی برانگیخته خواهد شد. بنابراین او اصرار می کرد که وادار کردن شاه به ترک

کشور حتی اگر تحت شرایطی که منجر به بازگشت مجدد او شود، در این مرحله امری اجباری است. تا

زمانی که شاه باقی بماند هیچ راه حلی وجود ندارد. مزارعی عجله ای برای انتخابات فعلاً ندارد زیرا در این

صورت پیروزی از آن بنیادگرایان مذهبی خواهد بود.

4 به مزارعی تفهیم شد که در عین حال که ما علاقه مند به مذاکره و مباحثه در مورد این موضوعات با

سیاسیون فعال هستیم نمی توانیم ( به مفهوم سابق ) از هیچ کدام آنها حمایت کنیم. البته او از ما انتظار

حمایت مالی ندارد بلکه فقط خواستار تقویت معنوی می باشد. او امیدوار است که برای تبادل اطلاعات با

ما به طور مرتب تماس داشته باشد. موافقت کردیم که دوباره با وی ملاقات کرده و در جریان تلاشهای

سیاسی او باشیم.

5 نظریه: مزارعی آدم خوش صحبت و هوشیاری است. پرونده های بیوگرافی با استخدام او در

سفارت (سال 59 58) بر خودبینی و غرور او تأکید دارند. لکن در این ملاقات او خود را خوب نشان داد.

ما هیچ نوع تأیید جدا و مستقلی از قدرت و نفوذ سیاسی او نداریم، اما هر گروه میانه رو و متمایل به غربی

که به مبارزه علیه «ملاها» برخیزد طرفی خواهد بود که البته پیشرفت آن را با علاقه دنبال خواهیم کرد.

سولیوان



گروه مخالف میانه روی دیگری با ما تماس می گیرد

ص: 349

سند شماره (8) خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 9 ژانویه 79 19 دی 1357

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.گزارشگر: لامبراکیس

موضوع: گروه مخالف میانه روی دیگری با ما تماس می گیرد

1 چهارم ژانویه آقای رحیم صفاری به درخواست خودش با مشاور سیاسی ملاقات کرد. صفاری

یک مخالف قدیمی رژیم شاه است که سنش حدود 60 سال می باشد. او کتابهای زیادی نوشته است. وی

می گوید که کتابها و جزوات بیشتری خواهد نوشت. او یکی از اعضای معتدل میانه روی مخالفین می باشد.

مشاور سیاسی او را در یک جشن مشروبخواری سفارت کشور سومی چند ماه پیش دیده بود.

2 صفاری توضیح داد که رئیس حزب اتحاد برای آزادی که بنی احمد نماینده مجلس دبیر کل آن

است، می باشد. او معتقد بود که این نتیجه اشتباه تاکتیکی بنی احمد بود که روز اول برای شرکت در دولت

شریف امامی اعلام آمادگی کرد و در نتیجه بعد تحت فشار مخالفین مجبور شد موضعش را تغییر دهد.

پیروان او که از این عدم تیزبینی او ناراحت شده اند سراغ صفاری آمدند و از او خواستند که رهبر اولشان

باشد. او خودش را به عنوان دوست مصدق معرفی کرد؛ حتی بیشتر از بعضی از رهبران جبهه ملی که حالا

از اسم مصدق برای پیشبرد اهداف خود استفاده می کنند.

3 صفاری روشن ساخت که او حمایت از دولت بختیار را رد کرده و یک کپی از جزوه انگلیسی که از

فارسی ترجمه شده بود به ما داد که برنامه ای را پیشنهاد می کند. خیلی شبیه به برنامه های گروههای دیگر

میانه رو، اولین نکته آن استعفای شاه و تأسیس شورایی از افراد تحصیل کرده و معتمد مردم است. هر دو

مجلس باید منحل شود و امکانات سریع انتخاب آزاد فراهم گردد؛ پایان حکومت نظامی، انحلال ساواک

و... صفاری گفت می خواهد با ما در تماس باشد.

4 نظریه: ما نمونه بالا را به عنوان نمونه دیگری از گروههای میانه رو و متفرق که امیدوارند فرصتی

بیابند تا آینده شان را اگر حوادث اجازه بدهد بازسازی کنند، تلقی می کنیم.

سولیوان


حرکت گروه استادان جهت بازگشایی دانشگاه

سند شماره (9) خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 10 ژانویه 79 20 دی 1357

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.

موضوع: حرکت گروه استادان جهت بازگشایی دانشگاه

خلاصه: گروه استادان سعی می کنند برای 13 ژانویه دانشگاه را باز کنند. آنها سعی دارند از دولت قول

عدم مداخله بگیرند. گروه آموزش (تعلیم و تربیت) در مورد محاکمات مربوط به فساد کاملاً تندرو است و

معتقد است که دولت بختیار اگر بخواهد پابرجا بماند باید اقدام قاطع به عمل آورد.

1 مأمور سیاسی در 6 ژانویه با استاد علی محمدی، استاد مدیریت در دانشگاه (احتمالاً فرح) در

تهران صحبت کرد. محمدی در رتبه اداری بالاتر از دکتر ناصر پاکدامن و گروه همراه او که 70 تا 100 نفر

متحصن در دانشگاه تهران هستند، می باشند. محمدی در حدود چهل و چند سال دارد (42 یا 43) محمدی

درجه دکترای خود را از دانشگاه کلمبیا دریافت کرد. مدتی با رادیو و تلویزیون ملی ایران همکاری داشت

ص: 350

و از چند سال قبل به تدریس روی آورد.

2 محمدی گفت که در 9 و 10 ژانویه ملاقاتهایی بین گروه پاکدامن، مدیران دانشگاه و مقامات دولتی

خواهد بود. منظور از ملاقات تعیین مقرراتی است برای بازگشایی دانشگاه که اگر همه چیز به خوبی پیش

برود 13 ژانویه دانشگاه باز خواهد شد. محمدی صریحا گفت که گروه دانشگاه دولت بختیار را قبول

ندارند ولی فکر می کنند که این موقعیتی است تا دانشگاهها را باز کنند و دانشجوها برگردند و بتوان توجه

آنها را به یک جهت سازنده جلب کرد. اهداف اولیه گروه همبستگی دانشگاه این است که نوعی

خودمختاری برقرار سازد تا تعیین رؤسای دانشکده ها و مقامات عالیرتبه دانشگاه را مستقلاً به عهده

گیرد.

محمدی گفت استادان دانشگاه احتمالاً اصرار و پافشاری در مورد قوانین انتخاب رئیس دانشگاه و یا

معاون او نخواهند داشت (تکرار می شود نخواهند داشت) ولی به طور قطع آنچه را که می خواهند این است

که اقتداری بیش از آنچه که دولت ایران تاکنون (به استادان) داده است، بدهد. (مطبوعات 10 ژانویه

نوشته اند که بعضی از شوراهای دانشکده ها خواسته اند که تا یک هفته دانشگاهها باز شوند.)

3 مهمترین نکته در نظر محمدی مسئله فساد است. او گفت استادان دانشگاه نیروی عمده ای هستند

که برای محاکمه عمومی «لیست پانزده نفری» چهره های سرشناس فشار وارد می آورند. نظر شخصی او

این است که امیدوار است که تعقیب قضایی حتی در چنین محاکمات عمومی دنبال شود. ولی فکر می کند

که در طی دو هفته عده ای از مردم روی تیرهای برق اعدام خواهند شد.

4 محمدی در مورد دولت بختیار گفت که گروه همبستگی در دانشگاه فکر می کنند که اگر نخست

وزیر بنابر خواسته اکثریت مردم عمل کند نتیجه بدی عاید نمی شود. گروه همبستگی در دانشگاه، دولت

بختیار را پلی به طرف انتخابات آزاد می دانند. به نظر محمدی مشکل در این است که اعضای بی هویت

کابینه آنقدر دانش اداری و بوروکراتیک ندارند که بتوانند وزارتخانه های خود را به صورتی فعال و مؤثر

درآورند. معمولاً وزرایی که می آیند، می توانند یک کادری (هیئتی) از دوستان و آشنایان خود تشکیل

دهند تا در روزهای اول از آنها حمایت کنند. بزرگترین مشکلی که بختیار و یا هر دولت دیگری با آن

روبه رو خواهد بود این است که با از میان برداشتن تمام آنهایی که در دستگاه دولت تجربه ای دارند، خود را

به سطح کارآیی بسیار پایینی نزول می دهند؛ آن هم درست زمانی که کشور احتیاج به عمل و کار دارد. او

گفت بهترین مثال این جریان، وزیر جدید آموزش و پرورش، محمد ریاحی هیچ سابقه مدیریت ندارد و

حتی در میان شاگردانش و یا استادان دانشگاهی که درس می داد، مورد احترام نیست. محمدی که ریاحی

را می شناسد، می گوید که او تا اندازه ای امین و متکبر و (خودبین) است ولی چندان کارآمد نیست (تکرار

می شود کارآمد نیست).

5 نظریه: جالب است که گروه پاکدامن، آن طور که به نظر می رسد بیشتر علاقه مندند که وضع دانشگاه

را جور کنند تا اینکه در مسائل سیاسی درگیر شوند. در حالتی متفکرانه محمدی گفت که ایران احتیاج به

گروههای بیشتری دارد که علاقه مند به فعالیت در همان تخصصهای خود باشند؛ چون اگر قرار باشد

دمکراسی مدت زیادی دوام بیاورد، چگونگی رفتار صاحب منصبان ایرانی باید تغییر یابد. سفارت با این

موضوع موافق است همان طور که با سایر نظرات او در مورد افراد ناآزموده دولت و مشکلات ناشی از آن

موافق است.سولیوان


ترس رهبران مذهبی از رفتن شاه

ص: 351

سند شماره (10) خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 10 ژانویه 79 20 دی 1357

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.

گزارشگر: لامبراکیس

موضوع: ترس رهبران مذهبی از رفتن شاه

1 سفارت گزارشاتی مبنی بر نگرانی عمیق رهبران میانه رو مذهبی از وضعی که بعد از رفتن شاه به

وجود می آید از منابع مختلف تهیه کرده است. البته دلایل ذکر شده شاید منطقی نباشند. انگیزه های عمل

مورد بحث کاملاً روشن نیستند. ظاهرا چنین وحشتی هست اما ممکن است که نفوذ این رهبران میانه رو با

حکومت نظامی و یا با پیروزی کمونیستها و سایر جناحهای چپ خنثی شود.

2 یکی از منابع مذکور از وساطت منصور اقبال، تاجر جوان تحصیل کرده آمریکا که از فرزندان

خانواده اقبال می باشد، گزارش می دهد، که در هفته های اخیر وساطتی بین دکتر حجازی سخنگوی

مذهبیهای میانه رو و ملکه انجام داده است. او در حدود یک هفته پیش به رایزن امور سیاسی گفت که

مذهبی های میانه رو خواسته های خود را در چهارچوب قانون اساسی با حفظ شاه اعلام کردند. چند روز

پیش وی در مورد تماسی که با زاهدی گرفته گفت که متأسف است از اینکه زاهدی و دربار او را دست

انداخته بودند. وی یادآور شد که درصدد بود که ملاقاتی بین زاهدی و شریعتمداری یا حجازی ترتیب

بدهد که در آخرین لحظات زاهدی آن را به تعویق انداخت. (به نظر می رسد که اقبال از برکناری زاهدی

توسط شاه خبر ندارد.)

3 اقبال بر این مسئله که، رهبران میانه رو از موقعیتی که خمینی برایشان به وجود آورده است سخت

عصبانی هستند تأکید کرده و گفت که البته راه چاره ای نمی بینند. وی گفت که به آنها فشار آورده است که

نزدیکی بیشتری با آمریکا بکنند چون در هر صورت بدون حمایت یکی از دو ابرقدرت جهان نمی شود،

امیدوار بود.

4 چند روز پیش معاون سنا، آبتین، در تماسی که با رایزن امور سیاسی سفارت گرفت، گفت که آیت اللّه

میلانی (که از نفوذ زیادی در مشهد برخوردار است و حداقل دوبار در داخل کشور تبعید بوده) از وخامت

اوضاع نگران بوده و اظهار امیدواری کرده که شاه کشور را ترک نکند. آبتین گفت که میلانی درصدد بوده

که با سفارت تماس بگیرد (و ما سعی می کنیم که این کار با شیوه ای ایرانی صورت بگیرد). همچنین آبتین

گفت که ملاهای کمونیست اطراف خانه های شریعتمداری و دو آیت اللّه دیگر قم را گرفته بودند و برای

مردم دیدن آنها خیلی مشکل شده بود.

5 نظریه: این دو گزارش با دیگر مکالمات و گزارشاتی که دریافت کرده ایم مطابقت داشت. نکته قابل

توجهی که در آنها بود این است که به نظر می رسد که رهبران میانه رو اکنون به اندازه کافی از ابراز کردن

نگرانیهای خود هراس دارند. در حین اینکه نقطه نظرهای خود را مبتنی بر ابقای شاه در چهارچوب قانون

اساسی ارائه می دهند، به عنوان تاکتیک یا به دلایل دیگر چنین وانمود می کنند که در خط خمینی هستند و

این جدایی تا حدی هر دولتی را مأیوس می کند آنها از شاه و دولت او از اینکه چندان توجهی به آنان نشده

انتقاد می کنند. البته شاید در آغاز کار آنها محق بودند ولی بعدها این انتقاد به خود آنها وارد است که

شهامت انتخاب روش جدایی را نداشتند.

ص: 352

6 البته یکی از دلایل بی میلی مخالفت رهبران مذکور با خمینی، شاید وحشت آنها از افکار عمومی

است زیرا آنها از دولت باج می گرفتند و سالها زیر سایه دولت هویدا امرار معاش کرده بودند. به عبارت

دیگر ملاهایی هستند که احتمالاً قبلاً صادقانه با خمینی کار می کردند و امروز با دولت سازش کرده و باج

می گیرند. بنابراین افشاگری به دو طریق می شود صورت گیرد. خراب کردن تمام رهبران مذهبی در اذهان

عمومی که این عامل مهمی است که در پیش بینی هایمان در مورد ایران باید مد نظر داشته باشیم. کمونیستها

و دیگر جناحهای چپ ممکن است که این سلاح را خیلی مفید یافته و در برخوردهای داخلی استفاده

نمایند که امکان پیروزی در این زمینه هست. آنها یا در صدد این خواهند بود که رهبران مذهبی را بی اعتبار

نموده و یا از آنها باج بگیرند و تهدید به سکوت کنند. با این همه تعدادی از همکاران نزدیک خمینی در

پاریس گرایشات چپی دارند و از آنجایی که این لکه ها به خمینی نمی چسبد آنها اهرمهای خود را با افشای

این مطالب در معرض مخاطره قرار نخواهند داد.

سولیوان


وزیر دفاع جدید

سند شماره (11)

سری

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 10 ژانویه 79 20 دی 1357

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.

موضوع: وزیر دفاع جدید

خلاصه: نهضت آزادی ایران اشاره کرده است که سرتیپ خلیل بخشی آذر که هم اکنون رئیس رکن 5

ارتش (طرحها) است، یک جانشین رضایتبخش برای ژنرال جم به عنوان وزیر دفاع خواهد بود. نهضت

آزادی معتقد است که بختیار تأیید پارلمان را به دست نخواهد آورد مگر اینکه ژنرال ارشدی که مورد قبول

آن باشد انتخاب شود. جنبش اسلامی در پی رفراندم در مورد سلطنت خواهد بود. نهضت آزادی

مشکلاتی با چپیها دارد. (پایان خلاصه)

1 امیرانتظام، عضو کمیته مرکزی نهضت آزادی در صبح 10 ژانویه از مأمور سیاسی استمپل

درخواست یک ملاقات فوری نمود. منظور از ملاقات این بود که تذکر دهد که نهضت آزادی موافقت

نموده که نام ژنرال خلیل بخشی آذر را برای جایگزینی با ژنرال جم به عنوان وزیر دفاع در کابینه بختیار

ارائه کند. انتظام گفت نامزدی با بختیار در صبح 10 ژانویه بحث شده و انتظار می رود که بختیار موافقت

نماید. انتظام گفت تحقیق نهضت آزادی در مورد پارلمان نشان می دهد که بختیار امیدی برای به دست

آوردن تأیید پارلمان بدون یک ژنرال ارشد مهم به عنوان وزیر دفاع ندارد. بخشی آذر مورد قبول نهضت

آزادی و جبهه ملی است که هر دو در این دم به بختیار کمک می کنند که کابینه اش را جمع و جور کند.

2 انتظام می خواست که ایالات متحده بداند بخشی آذر از نظر آن (آمریکا) کاندید خوبی است و انتظام

فکر می کرد از نظر بعضی دیگر نیز چنین است. انتظام از ایالات متحده درخواست نمود که ارتش را متقاعد

سازد که بخشی آذر را قبول نماید؛ به ویژه از این نظر که ژنرال خسرو داد در اظهارات روز 7 ژانویه خود که

در صبح 10 ژانویه در مطبوعات تهران گزارش شد گفته بود که: این غیر ممکن است که شاه کشور را ترک

نماید؛ ما بختیار یا هر عضوی از جبهه ملی که زمام دولت را به دست گیرد تأیید نمی کنیم، چون که ما شاه را

ص: 353

می خواهیم. مأمور سفارت سیاست حمایت از راه حل قانون اساسی را تکرار کرد و گفت او ابتکار انتظام را

به سفیر کبیر گزارش می کند که البته او هر تصمیم نهایی که مناسب به نظرش آید خواهد گرفت.

3 انتظام گفت لیست اسامی تأیید شده به وسیله خمینی برای شورای سلطنت (احتمالاً شورای

انقلاب) احتمالاً در 24 ساعت آینده در دسترس خواهد بود. در جواب به سؤال مأمور سیاسی درباره

جواب نهضت اسلامی به شورای سلطنتی که شاه انتخاب کرده، چیست؟ انتظام گفت نیروهای خمینی قطعا

تصمیم گرفته اند که ساکت باقی بمانند و به بختیار اجازه دهند که کار را انجام دهد. انتظام فکر می کرد که

بختیار در عرض یک ماه تقاضای یک رفراندوم در مورد سلطنت خواهد نمود که مشکل را قطعاً حل

خواهد نمود. او تقریبا به عنوان یک فکر بعدی اضافه نمود که جنبش اسلامی از کمیسیون حقوق بشر

سازمان ملل خواهد خواست که بر جریان رفراندم نظارت کند. در پاسخ به سؤال، انتظام گفت این تصمیم

برای این گرفته شده که به دنیا نشان داده شود که انتخابات آزاد است. البته طرفداران سلطنت آزاد خواهند

بود که در کنار مخالفان مبارزه کنند.

4 در یک ملاقات جداگانه، توسلی از نهضت آزادی مشکل قابل توجهی در تلاش برای تدبیر راه حلی

برای توافق موضوع نفت (همان منبع، یک هفته پیش این موضوع را تکذیب کرد ) با چپیها داشته است و نام

خمینی تنها راهی بود که بازرگان موفق گردید.به این دلیل نهضت آزادی فکر می کند خمینی شخصیت

اصلی در مطمئن ساختن ثبات هردو راه حل نهایی و انتقالی می باشد.

5 توضیح سفارت: ژنرال بخشی آذر خیلی خوب و به طور مطلوبی از نظر سفارت شناخته شده است.

او به عنوان یکی از باهوش ترین ژنرالها دانسته می شود ولی متأسفانه به خاطر این موضوع خیلی از

همکاران وی می خواهند که او را کمی بیشتر محدود نمایند. به عنوان وزیر دفاع احتمالاً او با فشارهایی در

ارتباطاتش با همکاران ارشد، خصوصا فرماندهان خدماتی رو به رو خواهد شد.


ملاقات با آیت اللّه شریعتمداری

سند شماره (12) خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهران تاریخ: 10 ژانویه 1979 برابر با 20 دی 57

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی. فوری

گزارشگر: پرت واسکودرو

موضوع: ملاقات با آیت اللّه شریعتمداری

1 آنچه در زیر می آید خلاصه ای از نکات چشمگیر ملاقات 10 ژانویه با آیت اللّه شریعتمداری در قم

می باشد. گزارش کامل در تلگرافی جداگانه فرستاده خواهد شد.

2 دو نفر از کارمندان سفارت به نام های پرت و اسکودرو، همراه با ناصر میناچی، رهبر جبهه ملی در

تاریخ 10 ژانویه در قم با حاج سید محمد کاظم شریعتمداری، مهمترین رهبر اسلامی موجود در ایران، به

طور خصوصی ملاقات کردند. کارمند سفارت بر رفتاری آرام و غیر تحریک آمیز اصرار و تأکید داشت تا

از افزایش عصبانیت از جانب ارتش، زمانی که شاه ایران را ترک می کند، جلوگیری کند.

سپس کارمند سفارت خاطرنشان ساخت که آمریکا از هر گونه نفوذی که برایش مقدور باشد استفاده

خواهد کرد تا ارتش را نیز تشویق و وادار کند که به طرزی منطقی و مسئولانه برخورد و رفتار نماید.

3 شریعتمداری فوری با بیانات کارمند سفارت در مورد تهدید و حملات ارتش موافقت کرد. او

ص: 354

نگرانی و درک عمیق خود را در این مورد که ارتش خروج شاه را نمی پذیرد نشان داد. با ذکر و توجه به

شایعاتی در این مورد که آنها با شاه توطئه چیده اند تا آشوبهایی ایجاد کرده و باعث سقوط دولت ملی شوند

و در نتیجه بازگشت شاه را به قدرت ممکن بسازند، او مکررا پیشنهاد می کرد که آمریکا هرچه را در توان

دارد به کار گیرد تا از این امر جلوگیری کند. به هر حال با ذکر این که چپها و سایر عناصر توطئه گر ممکن

است از دستوراتش اطاعت نکنند. او موافقت کرد که اعلامیه ای در روز 11 ژانویه صادر کند. با ذکر

توصیه هایی که در آن به طرفدارانش امر می کند که از هر نوع آشوب و یا هر گونه اعمال تحریک آمیز نسبت

به ارتش در طی مدت خروج و نبودن شاه خودداری نمایند. این اعلامیه و دستورات، با مُهر وی و همچنین

مُهر آیت اللّه های دیگر گلپایگانی و مرعشی صادر خواهد شد.

4 آیت اللّه در رابطه با روابط آینده مابین ایران و آمریکا خیلی مهربان و خوشبین بود. او قدردانی خود

را از کمکهای آمریکا در گذشته اظهار داشت و متذکر شد که ایران همان اندازه محتاج به فروش نفت است

که آمریکا محتاج به خریدن آن. او خاطرنشان ساخت برای محفوظ بودن در مقابل شوروی به کمک

آمریکا احتیاج دارد. انتقادات فعلی از آمریکا از این عقیده غلط که آمریکا در امور داخلی ایران دخالت

می کند سرچشمه می گیرد. این مشکل می تواند به طور کامل رفع شود و روابط خوب ایران و آمریکا بر پایه

یک احترام متقابل می تواند دوباره برقرار شود.

5 شریعتمداری اظهار داشت که او نه دولت بختیار را تأیید کرده و نه تکذیب. ابهاماتی چند در برنامه

بختیار در رابطه با معنی سوسیالیسم در عبارت «سوسیال دمکراسی» و همچنین در نظارت دولت بختیار

نسبت به عملیات حزب توده در ایران (که آیت اللّه با آن مخالفت خواهد کرد) وجود دارند. ضروری است

که این ابهامات کاملاً رفع شوند. همچنین نخست وزیر باید کاملاً و اکیدا هماهنگ با قانون اساسی عمل

کند.

6 نظریه: شریعتمداری آشکارا از دیدن شخصی از جانب دولت آمریکا خوشحال بود. موضعش کاملاً

منطقی و مساعد ( موافق برای همکاری ) بود. به هر حال، مشکوک به نظر می رسد که او مایل باشد

مواضعی خیلی بعید و پرت در مقابل موضع خمینی اتخاذ نماید و باید منتظر شد و دید در عمل موضع

مساعد و همکاری جویانه شریعتمداری تا چه اندازه در رفتار سیاستمدارانی که به طور سنت نزاع طلبند،

هنگامی که شاه ایران را ترک کرد و قدرت به دست آنها افتاد، تجلی پیدا می کند.

سولیوان


بختیار کابینه اش را معرفی می کند؛ شفقت وزیر دفاع است

سند شماره (13) خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ:11 ژانویه 1979 برابر با 21 دی 1357

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: بختیار کابینه اش را معرفی می کند؛ شفقت وزیر دفاع است

خلاصه: بختیار نخست وزیر کابینه اش را در صبح روز 10 ژانویه به مجلس معرفی نمود. جعفر شفقت

جانشین اسبق رئیس ستاد و اخیرا فرماندار آذربایجان شرقی به عنوان وزیر دفاع نامیده شد. مشکل

بختیار مشابه اشارات قبلی بود. مجلس در 14 ژانویه برای شروع بحث تشکیل جلسه خواهد داد. معرفی

به سنا در13 ژانویه صورت می گیرد. رأی احتمالاً 16 یا 17 ژانویه داده خواهد شد. (پایان خلاصه)

ص: 355

1 شاهپور بختیار کابینه اش را در صبح 11 ژانویه به پارلمان معرفی نمود و به طور خلاصه رئوس

مطالب برنامه دولتش را ارائه داد.

اعضای کابینه همانهایی بودند که در مرجع الف آمده بود. بجز جایگزینی ژنرال جم به وسیله ژنرال جعفر

شفقت برای وزارت دفاع. شفقت فرماندار آذربایجان شرقی کمی پس از آشوبهای تبریز در فوریه 1978

بوده است. (به مرجع الف برای اطلاعات بیوگرافی مراجعه کنید.)

2 جایگزینی برای جم بزرگترین سؤال در دولت بختیار بود و شفقت به طوری که گزارش شده

کاندیدای نظامیان فعال بود. اگر چه تماس با مخالفین اصلی برای نظریه دور از دسترس است ولی فهمیده

شده که دیگران کاندیداهای مرجح بوده اند. عقیده سفارت بر این است که شفقت یک تندرو در استقرار نظم

اجتماعی می باشد. بنابراین نامزدی او در بعضی قسمتها می تواند به عنوان تأیید شایعاتی تلقی شود که

بختیار تحت کنترل شاه و ارتش است. به هر صورت کنسول تبریز گزارش می کند که شفقت خیلی مورد

احترام است و در خیابانهای تبریز بدون همراهان مسلح خیلی زیاد قدم می زند. این ممکن است بدین

خاطر باشد که او یک تبریزی است که زبان محلی را صحبت می کند. ما از قضاوت در حال حاضر باید

خودداری کنیم.

3 بختیار به طور خلاصه رئوس مطالب برنامه اش که مشابه آن چیزی بود که قبلاً گزارش شده بود

ارائه داد: مفسدین به سرعتی که ممکن است محاکمه خواهند شد، و دادگاههای ویژه مورد استفاده قرار

خواهند گرفت. اگر که قوه قضائیه نتواند به سرعت اقدام کند. ساواک از بین خواهد رفت و یک واحد

اطلاعاتی خیلی کوچک در دفتر نخست وزیری برقرار خواهد شد. امنیت کشور در مقابل تهدید

خرابکاری برقرار خواهد شد، ولی روابط خوب با تمام کشورها برقرار خواهد شد. روابط بهتری با اعراب

پیگیری خواهد شد. تمام زندانیان سیاسی آزاد خواهند شد ولی نه جانیان. وزارت علوم و آموزش عالی

منحل خواهد شد و دفتر ارتباط کوچکی در دفتر نخست وزیر بر قرار خواهد شد که با رؤسای دانشگاهها

که خودمختاری واقعی خواهند داشت کار کند. رهبران مذهبی مورد احترام خواهند بود و در تمام

تصمیمات مهم با آنها مشاوره خواهد شد.

4 بختیار در بخش آخرِ تقریبا احساساتیِ سخنانش از ملت درخواست نمود که به دولتش وقتی

معقولانه برای پیشرفت بدهند. او گفت برای 25 سال از دور سیاست خارج بوده است و دستگیر شده و در

زندان بوده است و بنابراین می داند مردم چه می خواهند. او آماده است که آن را به مردم بدهد ولی کمی

زمان لازم دارد.

5 مجلس برای شروع بحث روز یکشنبه 14 ژانویه تشکیل جلسه خواهد داد؛ خیلی از نمایندگان در

نوبت قرار می گیرند و پایان هفته را در مجلس خواهند خوابید که جای خودشان را در لیست برای صحبت

کردن حفظ کنند. به هر حال ما شنیده ایم که این احساس در میان قانونگذاران رشد پیدا می کند که پس از

صحبت 10 نماینده از هر طرف تقاضای کفایت مذاکرات بنمایند. این می تواند رأی اعتماد را تا عصر 14

ژانویه موجب شود. سنا همزمان پس از معرفی کابینه در روز 13 ژانویه بحث را شروع می نماید ولی

نمی تواند تا زمانی که رأی دهد رأی بدهد. رأی موافق در سنا، مقدم از نتیجه قرار گرفته است.

6 اظهار نظر: انتخاب شفقت به این معنی است که کابینه احتمالاً تأیید می شود؛ ولی وضعیت خیابانها

احتمالاً نیروی تازه ای می گیرد مگر اینکه بختیار حداقل موافقت ضمنی جبهه ملی و نهضت آزادی را برای

ص: 356

انتصاب شفقت به دست آورده باشد. مخالفین اگر که باور کنند انتصاب شفقت برای جلوگیری از کودتا

لازم است ممکن است مایل باشند که ساکت بمانند.


پیش نویس گزارش حقوق بشر

سند شماره (14)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا تهران تاریخ: 11 ژانویه 1979 برابر با 21 دی 1357

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: پیش نویس گزارش حقوق بشر

1 با در نظر گرفتن وضعیت شدیدا بحرانی در ایران، سفارت از نویسندگان پیش نویس گزارش برای

بررسی مسائل پیچیده با روشی مؤثر قدردانی می کند. ما فقط دو تغییر در مورد زبان برای پیشنهاد داریم،

ولی تعدادی مشاهدات (رعایتها) که یا ممکن است اگر که برخی احتمالاًت به وقوع بپیوندد در گزارش

جای داده شود و یا به عنوان سابقه برای ارائه نظرات و یا گواهی دادن مورد استفاده قرار گیرد.

2 تغییرات پیشنهادی در زبان: در پاراگراف 6، آخرین جمله کلمه (سخت = STRICT) را خارج کنید.

کنترلهای حکومت نظامی در مورد فعالیت سیاسی در تئوری خیلی محکم بودند ولی در عمل کاملاً سست.

در حقیقت رژیم حکومت نظامی به خودی خود آنقدر ملایم بوده است به طوری که علیرغم اتهامات

مخالفین برخلاف این موضوع و بعضی استثناهای قابل ذکر از این قابلیت انعطاف در مشهد و قزوین در

طول دو هفته گذشته، تقریبا به اسمش خیانت می کند. در پاراگراف 7 (1)، Cدستگیری اختیاری، جمله

آخر بایستی به طوری که خوانده می شود تجدید نظر گردد:

علاوه بر این در طول اعتصاب تأسیسات نفتی که در پاییز 1978، روی داد، دولت ایران اعلام نمود که

کارگران اعتصابی که از بازگشت سرکار امتناع بورزند متهم به خرابکاری و در یک محکمه ویژه محاکمه

خواهند شد. این کار در حقیقت هرگز انجام نگرفت. اعلامیه دولت ایران به نظر می آید که جنگ روانی بوده

است و با اجرای موافقتنامه بازرگان در اوایل ژانویه 1970 تمام احزاب به توافق می رسند که هیچ

محاکمه ای تحت اعلامیه قبلی وجود نخواهد داشت.

3 البته گزارش، وارد از هم پاشیدگی اساس اجتماعی که در سه یا چهار ماه گذشته در ایران روی داده

است نمی شود و نباید هم بشود. با این حال، از هم پاشیدگی و تجزیه در اجرای عدالت و برخی موارد

اتفاقی غیر قابل اجتناب در اداره قضایی سیستمی که قبلاً زیر فشار سخت قرار داشت، اثر حل مسئله

قدرت بوده است. تا حد زیادی به خاطر تلاشهای وزیر دادگستری اخیر، نجفی، وضعیت به سختی تحت

کنترل درآمده است. وزیر دادگستری جدید بختیار، یحیی صادق وزیری که نیز یک قاضی محترم است،

مشکلاتی غیر قابل اجتناب در سازماندهی به کارش در وضعیتی نیمه انقلابی خواهد داشت اگر که به

مدت کافی در مقامش دوام بیاورد که تلاش نماید این کار را انجام دهد.

4 مطالب بالا توسط این حقیقت که مبارزه بر علیه فساد، بزرگترین موضوع منفرد سیاسی است که

کشور آن را در مقابل دارد، پیچیده می شود و اولین مشکلی خواهد بود که بختیار، نخست وزیر اظهار داشته

است که وقتی رأی اعتماد گرفت با آن که درگیر خواهد شد. حالت کشور طبق گفته بعضی وکلای مهم و

معلمین قانون (قانونی) می تواند دولت ایران را وادار به محاکمه نمایشی نمایندگان سیاسی رژیم سابق برای

ص: 357

فساد و دیگر اتهامات بنماید. تعدادی از ایرانیان که از اثر سیاست حقوق بشر ایالات متحده انتقاد

می نمودند خیلی دقیق مراقب خواهند بود که ببینند آیا دولت ایالات متحده در دفاع از حقوق طرفداران

سیستم سیاسی قبلی همان قدر قوی هست که قبلاً در دفاع از مخالفین بوده است.

5 خوشبختانه قدم های سطح پائینی که دولت ایالات متحده تاکنون در جهت مسائل حقوق بشر در

ایران برداشته است، توجه خودش را به ابراز نگرانیهای خصوصی معطوف خواهد نمود. آیا این در

بخشهایی که ممکن است در اجتناب ورزیدن یا حداقل خنثی سازی افراط کاریها سودمند باشد لازم

خواهد شد برعکس، چون که گروههای خصوصی قبلاً در حمایت از حقوق شخصیتهای مخالف صدایشان

بلند بوده است، برای ما سودمند خواهد بود اگر که آنها علاقه شان را به طی مراحل قانون ایران بدون توجه

به اینکه مدافعان چه کسانی ممکن است باشند حفظ نماید. با در نظر گرفتن حساسیت دولت و مخالفین

نسبت به این گروهها، این همچنین می تواند فشار سازنده ای را بر علیه افراط گرایی قانون به کار گیرد. در

این ارتباط می توان اشاره نمود که کمیته دفاع از حقوق و آزادی بشر اکنون موافقت نموده است که با

وزارت دادگستری در برقراری حقوق کامل قضایی برای مردم همکاری نماید.

سند شماره (15)

خیلی محرمانه

از: گریگوری پرت، مأمور سیاسی تاریخ: 11 ژانویه 1979 21 دی 57

یادداشت برای بایگانی

من در 11 ژانویه با سیاوش دهش ملاقات کردم: یک بازرگان جوان ثروتمند که از ایالات متحده برای

کمک به رژیم بازگشته است (محل اقامت اصلی او دالاس است). او می خواست که از سیاست ما در رابطه

با عزیمت شاه مطلع شود و از اینکه فهمید ما می خواهیم منتظر بمانیم و اجازه دهیم که آن (عزیمت شاه)

روی دهد ناراحت بود. او گفت ارتش بدون شاه متلاشی خواهد شد و از طرف دیگر نیروهای چپ از

خمینی به عنوان یک وسیله استتار برای به دست گرفتن قدرت استفاده خواهند کرد. او تقاضاهای افزایش

یابنده از طرف مخالفین را متذکر شد و پیش بینی نمود که پس از عزیمت شاه چپ به دولت برای آزاد

گذاشتن او در رفتن (شاه) بدون محاکمه حمله خواهد نمود. بنابراین گروه خمینی بختیار را پایین خواهد

کشید. دهش تمایل شدیدی به ضربت زدن به مخالفین مثل 1953 داشت و علیرغم مخالفت من اصرار

می ورزید که این کار هنوز نمی تواند انجام شود: فقط اشاره کنید و ما می توانیم در عرض 48 ساعت تمام

این میمونها را جمع آوری کنیم او استدلال می کرد که ارتش هنوز دست نخورده در حالی که در 1953

خیلی از هم پاشیده بود. او و دو ستانش هنوز امیدوار بودند که از رفتن شاه ممانعت به عمل آورند و یا در

هر حالتی بازگشت شاه به قدرت را حتمی کنند او به طور خاص از شاه تحسین نمی کند ولی معتقد است

کشور بدون او نمی تواند با ثبات باقی بماند. دهش نمایانگر طبقه ای است که خوشبختیش را زیر سایه

پهلوی ها به دست آورد. آنها افرادی هستند که ما انتظار داریم از شاه دفاع کنند ولی در حقیقت هیچ کاری

به جز آماده شدن برای مهاجرت انجام ندادند. بنابراین من از اینکه دهش اینجا در تلاش بود تحت تأثیر

قرار گرفتم، اگرچه گروه او دیگر در موقعیتی نیست که نظم را برقرار نماید، که دیر یا زود از جانب دیگر

نیروها خواهد آمد (برقراری نظم). نگرانی او از مخاطره به دستگیری قدرت به وسیله چپیها بی اساس

ص: 358

نیست ولی آن خطری است که به خاطر نقصان آینده نگری رژیم و خام دستی مخالفین ایران باید هم اکنون

با آن رو به رو شد.


حامیان شاه منتظر موقعیت برای تغییر موضع هستند

سند شماره (16)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 11 ژانویه 1979 21 دی 57

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: حامیان شاه منتظر موقعیت برای تغییر موضع هستند

1 مشاور سیاسی سفارت با آقای علی شاپوریان و دکتر انوشیروان افراسیابی در تاریخ 11 ژانویه

ملاقات کردند. شاپوریان چند سال قبل به عنوان مشاور مطبوعاتی سفارت در واشنگتن خدمت کرده و

بعد هم در لندن کار می کرده و چندی پیش هم معاون وزیر مطبوعاتی بوده است و تا 3 ماه قبل هم به عنوان

رابط عمومی شاهدخت اشرف فعالیت می کرده است. او در حال حاضر مدیر انتشاراتی مرز نو یک

قسمت انتشاراتی که به وسیله گروه انتشارات فرانکلین اداره می شود می باشد. افراسیابی یک پزشک

است که در تهران و انگلیس دوره دیده است و گرداننده یک زایشگاه در مرکز شهر تهران است و تا 5 سال

قبل به عنوان سرهنگ در ارتش خدمت می کرد و عضو حزب مردم علم بوده و تا برکناری هویدا برای

روزنامه رستاخیز و بعد از آن برای اطلاعات و کیهان مقاله نوشته است. این اشخاص معلوم است که

مخالف نیستند.

2 بعد از گفتگو و توضیح اینکه آمریکا موقعیت کنونی را چطور می بیند، شاپوریان گفت بیشتر ایرانیان

ساکت هستند و از شاه حمایت می کنند و از اینکه شاه بخواهد ایران را ترک کند نگران هستند. در صحبت

از حس بی مسئولیتی روزنامه ها در کشور، او گفت که موافقت تیمسار ازهاری را در چند هفته گذشته برای

انتشار یک روزنامه که «تنها واقعیات را گزارش دهد» و هر از چند گاهی حتی به دولت ازهاری هم حمله

کند جلب کرده است و دولت احتیاج به سرمایه داشته و بدین دلیل تحقق نیافته است.

3 بعد افراسیابی عقیده خود را ابراز داشت و گفت دو چیز بایستی فورا انجام پذیرد: اول اینکه شاه

باقی بماند و ریاست ارتشی را که با شدت عمل در عرض 48 ساعت کنترل اوضاع را به دست می گیرد

عهده دار شود، که این کار را می توان با نظامیان شخصی نما که کارهای مربوط به دولت را در دست

می گیرند، انجام داد. این کار کلاً با خونریزی صورت خواهد گرفت ولی ارزش انتخاب و بررسی را دارد.

4 به نظر افراسیابی راه دوم این بود که دولت آمریکا شاه را تمام شده تلقی کند و یک دولت ائتلافی

متشکل از ارتش، جبهه ملی و شخصیتهای مذهبی و بقیه اشخاص بجز کمونیستها روی کار آورد که این

دولت بتواند روی کار بوده و از تسلط کمونیستها جلوگیری کند. او احساس کرد که زمان برای این کار هم

خیلی دیر شده. دولت آمریکا بدون فوت وقت بایستی وارد عمل شود زیرا چشم پوشی از این کار به

کمونیستها شهامت و جرأت خواهد داد و راه حل مطلوب نخواهد بود.

5 مشاور سیاسی تفسیر افراسیابی را در مورد وضع بحرانی مملکت قبول کرد و گفت که تجزیه و

تحلیل افراسیابی و راه حل او خوب است ولی باید به خاطر داشت که کشور آمریکا کشوری است خارج از

ایران و در امور داخلی ایران دخالت نمی کند. ما از دولت مشروطه که توسط شاه برگزیده شده بود حمایت

ص: 359

کردیم و از مشروطه حمایت خواهیم کرد و از هر تصمیمی که شاه انتخاب و در آینده بگیرد پشتیبانی

خواهیم کرد.

6 تفسیر: این نمونه دیگری بود از تجزیه و تحلیل افراد وفادار به شاه که خود را با اوضاع روز وفق

داده اند (باد از هر طرف بوزد به همان طرف می روند). آنها عموما با این طرز تفکر ما که افرادی نظیر آنها

بایستی تشکیلات وسیعتری با طرحهای مؤثری در میان طبقه میانه رو و برای آگاهی آنها که در کشاکش

بحران سیاسی هستند و برای تحرک آنها ارائه دهند، موافقت کردند. معهذا آنها راه طولانی در پیش دارند.


اولین ملاقات با کریم سنجابی، رهبر جبهه ملی

سند شماره (17)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 14 ژانویه 1979 24 دی 57

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: اولین ملاقات با کریم سنجابی، رهبر جبهه ملی

خلاصه: سنجابی در اولین ملاقات با سفارت از اهمیت فوری عملی کمی برخوردار بود (گذشته از

احتیاج مشخص برای ممانعت مردم از تحریک ارتش پس از اینکه شاه کشور را ترک می کند)، ولی

خواهان برقراری ارتباط می باشد. او روشنفکر و دارای تصور طرفداری غرب نسبت به دولت ایالات

متحده، که تمایل برای حمایت ما را می رساند. او عدم تمایلش را به کار کردن با دولت بختیار یا وارد شدن

به هرگونه شورای سلطنتی که از طرف شاه منصوب باشد را تأیید کرد. او خودش را کاملاً با خمینی در یک

صف قرارداد و گفت وی شخصا یک رژیم سلطنتی مطابق با قانون اساسی را اگر که بتوان با خمینی راجع به

آن صحبت نمود، ترجیح خواهد داد و خطر ناشی از کمونیستهای داخلی را کم ارزش نمود. به عبارت

دیگر، او گفت وی نسبت به خطرات از جانب اتحاد شوروی هوشیار است، خصوصا در میان اقلیتهای

ایرانی و سؤال نمود که آیا دولت ایالات متحده نسبت به مردم ایران ایمان دارد. او گفت یک ملت خوشحال

ایرانی می تواند نفوذی مثبت روی کشورهای همسایه مثل افغانستان، عراق و حتی مردم مسلمان اتحاد

شوروی داشته باشد. (پایان خلاصه)

1 کریم سنجابی رهبر جبهه ملی کنسول سیاسی را در خانه یکی از بستگان در 11 ژانویه برای اولین

تماس واقعیش با سفارت آمریکا در سالیان دراز (بیش از یک دهه و نیم) پذیرفت. ملاقات به درخواست

او بود و برای اینکه بختیار نخست وزیر را ناراحت نکند به آرامی صورت پذیرفت. خانه یک عمارت

بزرگ در شمال تهران می باشد. کنسول سیاسی پس از اینکه توسط خدمتکار به داخل راهنمایی شد، وارد

یک سالن پذیرایی وسیع شد که به طور پراکنده مبلمان شده بود و بجز آتشی که در بخاری دیواری که در

انتهای سالن شعله ور بود، نور کمی داشت. سنجابی موقر مسن از یکی از دو مبل راحتی بلند شد که به

استقبال کنسول سیاسی بیاید و ملاقات به زبان فرانسه و به صورت رو در رو و صندلیهایی که به فاصله 10

یارد از یکدیگر قرار داشت و خدمتکاری که به طور گاه به گاه چای، آجیل و میوه می آورد دنبال شد. آنجا

صحنه یک فیلم خوب بود.

2 سنجابی با بررسی مختصر از آخرین گفتگویش با شاه شروع نمود که به شاه گفته بود وی انتصاب به

نخست وزیری را به شرطی که شاه کشور را ترک کند و خمینی قبولی انتصاب از طرف وی را تأیید نماید

ص: 360

می تواند بپذیرد. شاه در امتناع ورزیدن یکدنده بوده است. با این حال چند روز بعد صدیقی (سنجابی

تلاش صدیقی را نادیده گرفت، هرچند وی شخصا چند چیز خوب در مورد صدیقی گفت) پیش سنجابی

آمد (بدون مشورت قبلی) که بگوید از او خواسته شده که شب گذشته شاه را ببیند و شاه نخست وزیری را

به جبهه ملی پیشنهاد کرده است، با این قول که در این جریان کشور را ترک نماید. سنجابی این تحول را

مورد استقبال قرارداد و لی گفت شرط سوم (تأیید خمینی) هنوز بایستی گرفته شود و جبهه ملی باید برای

دیدن خمینی به پاریس برود. سنجابی که به عنوان رهبر جبهه عمل می کند سپس موضوع را با اللهیار

صالح که با این جریان موافقت نمود مطرح کرد.

3 آن روز عصر وقتی که وی بازگشت، نماینده AEP از او تقاضای عکس العمل نسبت به اعلامیه

رسمی بختیار که بختیار با تشکیل دولت جدید به تقاضای شاه موافقت نموده است را کرد. این اولین باری

بود که سنجابی در مورد آن چیزی می شنید. او با بختیار تماس گرفت و وی (بختیار) از بازپس گرفتن

حرف خود امتناع ورزید. شورای اداره کننده جبهه ملی سپس جلسه تشکیل داد و بختیار را از حزب ایران

اخراج نمود. سنجابی و به علاوه خودش، شورای هفت نفره مرکب از دکتر آذر (وزیر آموزش و پرورش

مصدق، مثل خود سنجابی)، دکتر شمس الدین امیرعلایی (وزیر دادگستری مصدق)، دکتر مبشری (قاضی

و مدیر کل وزارت دادگستری در دولت علی امینی)، داریوش فروهر ( رهبر حزب ملت ایران)، رضاشایان

(رهبر گروه سوسیالیست ایران) و ابوالفضل قاسمی (دبیر کل جدید حزب ایران)، آن را آشکار نمودند

(اخراج بختیار را).

4 سنجابی توضیح داد که وی به شاه گفته بود هرگونه به دستگیری قدرت توسط جبهه ملی باید به

طریقی صورت گیرد که مردم در خیابانها به آن به عنوان پیروزیشان بنگرند. این نوعی از شور و اشتیاق را

از آنها می گیرد که به دولت کمک می نماید تا نظم را برقرار نماید. روش به وجود آمدن دولت بختیار به

طریقی بود که در مقابل این قرار می گیرد. او گمان نمی برد که آن (دولت بختیار) بتواند خودش را مستقر

نماید. گذشته از این موافقت بدون حداقل اجازه ضمنی از طرف خمینی به معنای جدایی از جنبش مذهبی

خواهد بود (چیزی که جبهه ملی نمی توانست تحمل نماید).

5 سنجابی سپس مستقیما از دولت ایالات متحده درخواست نمود که «نسبت به مردم ایران ایمان

داشته باشید». او گفت «ما ظرافت و موقعیت جغرافیایی سیاسی خودمان را درک می کنیم». با روسها در

مرزها و قرار گرفتن ایران در بین عراق، افغانستان و غیره، ایران منطقه ای است که شدیدا مهم (او گفت:

حتی مهمتر از اروپای غربی برای ایالات متحده) و شکننده ترین می باشد. ایرانیها با صمیمیت منافع

مشترکی با ایالات متحده و دموکراسی های اروپای غربی دارند.

6 سنجابی ادامه داد: شاه بدون سابقه شریر و مستبد بوده است. خانواده سلطنتی کاملاً فاسد است.

ایرانیان مثلی دارند: «وقتی سر فاسد شود، بدن بدون معطلی آن را دنبال می کند.» شیوع این فساد

نارضایتی گسترده ای را به وجود آورده، و آن خمینی را به وجود آورده است. به هر حال ایران کشوری

است بزرگ، مهم و ثروتمند. مردمش تحصیل کرده تر از آنی هستند که بودند، (نظریه: علیرغم «دولت

شریر، فاسد») بعضی اصلاحات برای پیش رفتن در یک جهت ملی و دموکراتیک سوسیالیستی لازم

هستند. ولی اگر مردمش خوشحال باشند، قدرت ایران می تواند نفوذی پرمنعفت روی همسایه هایی از

قبیل عراق، افغانستان و حتی مردم مسلمان اتحاد شوروی داشته باشد.

ص: 361

7 در پاسخ به سؤالی، سنجابی گفت وی با کمونیستها و چپیها در داخل ایران خیلی آشنا نیست. او با

خیلی از آنها در ایالات متحده و اروپای غربی آشناست. آنها ناامیدانه تجزیه شده اند. فرقه های طرفدار

روسها، مائوئیست ها، اعضای توده، مبارزین ضد توده (که خیلی از آنها اعضای مأیوس قبلی هستند). او به

تازگی یک جزوه 40 صفحه ای را که توسط آنها نوشته شده بود و به حزب توده به عنوان برده کور

امپریالیسم شوروی حمله می کند دیده بود. سنجابی معتقد است که نفوذ کامل آنها در اینجا کم و قابل اداره

کردن است.

8 سنجابی گفت: به عبارت دیگر باید به دقت مواظب روسها بود، خصوصا در تحریک اقلیتها. خود

سنجابی یک کرد است و با وضعیت در غرب آشنایی دارد. در جنوب کردستان تجزیه طلبی وجود ندارد

تعدادی در منطقه سنجاب، مرکز و بیشتر در شمال، نزدیک رضائیه هستند. ولی آنها بدون درد سر

می توانند کنترل شوند.

9 در پاسخ به یک نظریه سنجابی توافق داشت که 2 یا 3 نفر با عقاید چپی در اطراف خمینی هستند که

وی آنها را ناسیونالیست های متخاصم نامید. قطب زاده با کمونیستهای فرانسوی تماسهایی داشته است

ولی لزوما این کار او را یک کمونیست نمی کند. دکتر یزدی مذهبی است. هر دو نسبت به جبهه ملی خیلی

خشمگین هستند، که وی نمی داند چرا. بنی صدر که شخصا خیلی جاه طلب است با جبهه ملی است. او

اشاره کرد محمد مکری «استاد تحقیق» در یک انستیتوی فرانسوی نیز چنین است. (کنسول سیاسی از

یک منبع با اطلاع مذهبی دیگر توضیح عدم اطمینان خمینی نسبت به سنجابی و جبهه ملی از زمان

مشاجره ای که مصدق با کاشانی بیش از 25 سال پیش داشت را دریافت نموده است. طبق این تئوری

خمینی هرگز مصدق را برای متحد شدن با شاه و خدمت نمودن به عنوان نخست وزیر او وقتی که وی به

اندازه کافی قدرت داشت که وی را (شاه را) سرنگون سازد، نبخشیده است. علاوه بر این، این منبع اضافه

می کند، خمینی فکر می کرد که مصدق و افراد او در اجازه دادن به حزب توده برای نزدیک شدن به آنها

بی احتیاط بوده اند که در نتیجه آن، عمل متقابل ایالات متحده را برانگیخت که شاه را حفظ نمود. با یک

چنین سابقه ای خمینی هیچ دلیلی نمی بیند که برای قدرت دادن به جبهه ملی دوباره اعتماد کند. این تشریح

متقاعد کننده ترین تشریحی است که ما برای توصیف عدم اطمینان آشکار خمینی نسبت به جبهه ملی و

سنجابی شنیده ایم.)

10 در اظهارنظر راجع به دیگر رهبران جبهه ملی، سنجابی اظهار کرد که وی برای کار کردن با

بازرگان همیشه مشتاق بوده است ولی به صورتی شرایط همیشه هم پیمان می شوند که آنها را از هم جدا

نگاهدارند. حتی در روزهای قدیم دکتر سحابی و بازرگان کمی از بقیه جبهه ملی جدا ماندند. سنجابی

گفت وی از برنامه قطعی خمینی (برای یک جمهوری اسلامی) مطلع نیست، ولی مطمئن است از قانون

اساسی به دور نیست. خمینی ممکن است به موقعش یک رژیم سلطنتی مطابق قانون اساسی را قبول نماید

ولی بایستی موافقت او را جلب نمود. به طور مثال برای جبهه ملی، سنجابی همیشه این موضع را گرفته که

این فرم نیست که مهم می باشد بلکه اساس و شالوده واقعی مهم است. او شخصا شکل جمهوریهای عراق و

یا افغانستان را دوست ندارد و یک رژیم سلطنتی با قانون اساسی مدل اروپایی غربی را ترجیح می دهد.

می توان موضعی اتخاذ نمود که ولیعهد که صغیر است معصوم می باشد. درست همان طوری که در مورد شاه

فعلی زمانی که جایگزین پدرش شد گفته می شد، اکنون شاه از پدرش بدتر شده است. (او به طور ضمنی

ص: 362

قبول نمود که این یک استدلال قوی برای رژیم سلطنتی مطابق قانون اساسی نیست، حداقل نه تحت

سلسله پهلوی).

11 سنجابی ادامه داد اگر بختیار بتواند تشنج خیابانها را پایین بیاورد، اعتصاب کنندگان را به سر کار

بازگرداند و دانشگاهها را باز کند، مخالفین می توانند به او زمانی را که وی تقاضا می نماید بدهند ولی

سنجابی فکر نمی کرد او موفق گردد. او شروع بدی داشته است و کابینه ای از افراد بی ماهیت و نه حتی

تکنوکرات های مشهور دارد. آن حتی نمی تواند به عنوان یک دولت انتقالی دوام بیاورد. در پاسخ به یک

سؤال مستقیم سنجابی گفت وی نمی تواند با دولت بختیار پس از آنچه که اتفاق افتاده کار کند. این موضوع

شخصی نیست بلکه موضوعی اصولی و اخلاقی است.

12 سنجابی با آمادگی با کنسول سیاسی موافق بود که رفتار ارتش بایستی مورد توجه قرار گیرد.

کنسول سیاسی این پیام را به او داد که ما در تلاش آرام کردن افسران هستیم، ولی رهبران مخالف نیز باید از

پیش سازماندهی کنند که روزی که شاه کشور را ترک می کند شاهد تظاهرات بی نظم که ارتش را تحریک

بنماید نباشند. سنجابی موافقت داشت ولی پیشنهاد کرد کمکی خواهد بود اگر که بعضی افسران با شاه

کشور را ترک نمایند و یا قبل از اینکه او برود توسط وی برکنار شوند. کنسول سیاسی پاسخ داد که بعضی از

آنها قبلاً کشور را ترک کرده اند. همان طوری که سنجابی می داند و وی امید داشت حضور مستمر برخی

دیگر به عنوان بهانه ای برای تحریک ارتش قاپیده نشود، خصوصا چون که بعضی افسران و سربازان ممکن

است از عزیمت شاه ناآگاه و شدیدا عصبانی باشند. سنجابی گفت آن نمی تواند اتفاق بیفتد.

13 سنجابی اضافه کرد البته ممکن است محاکمات کوچکی در مورد چند افسر در جریان تعویض

ارتش شاه به یک ارتش ملی وجود داشته باشد. کنسول سیاسی گفت وی امیدوار است که چنان محاکماتی

مرتبط به اقداماتی که توسط این افسران در جریان اجرای وظایفشان انجام شده نباشد. سنجابی مطمئنا

نمی خواست که تکرار محاکمات نورنبرگ را در ایران ببیند. سنجابی گفت وی نمی خواهد و موضوع را رها

کرد (نظریه: ولی ما مشکوک هستیم که وی عقاید خویش را اظهار نکرد.)

14 کنسول سیاسی کمی به سنجابی در مورد گرایش وی در جهت یک شورای سلطنت فشار آورد،

منجمله تمایل خود سنجابی به خدمت در آن. سنجابی در مورد هر شورایی که توسط شاه منصوب گردد

منفی بود. او گفت شاه قادر به انتصاب رهبران خوب در چنان شورایی نمی باشد. شورای سلطنت در هیچ

حالتی نمی تواند قدرت بیشتری از آنچه که مطابق قانون اساسی به شاه اجازه داده شده به کار گیرد.

بنابراین کسی که دولت را اداره می کند مهمتر است. سنجابی سپس برای یک دقیقه ایده یک کمیته ملی

برای تعیین سیاست برای یک دولت را مورد بحث قرارداد (هرچند اصرار بر چنان کمیته ای در حقیقت

تلاشی برای جایگزینی و اجرای وظایف یک دولت است). او کمیته 20 تا 30 نفره غیره رسمی که به عنوان

مشاوران دولت مصدق در روزهای قدیمی خدمت می کرد را یادآور شد. او به یاد آورد که آنها هر یک یا دو

هفته یک بار تشکیل جلسه می دادند.

15 سرانجام سنجابی این نکته را متذکر شد که مخالفین چیزی بر علیه اقلیتهای مذهبی ندارند. او

نظرات کنسول سیاسی را قبول داشت که بهاییها ممکن است ترسی در دل داشته باشند، ولی او گفت این

(ترس) فقط از جمعیتهای سطح پایین است، نه از رهبری مخالفین (نظریه: این تفاوتی ایجاد نمی کند).

یهودیها به خاطر همکاری با اسرائیل چیزی را از دست خواهند داد ولی مردم به صورتی دیگر با آنها

ص: 363

دشمنی ندارند. او به سیاست مدارا که به زمان شاه عباس بر می گردد اشاره کرد. همان طوری که او کنسول

سیاسی را با آرزوهای حسن نیت و امید به آینده ای بهتر به خارج راهنمایی می کرد گفت وی خوشبین

است.

16 نظریه: در این اولین ملاقات با سفارت، سنجابی می خواست که چیزی را که وی حسن نیّت

خودش، عقاید روشنفکرانه و گرایش طرفدار غرب را برای توجه دولت ایالات متحده ولی به طور غیر

مستقیم می داند منتقل کند. در کنار تمایل وی برای کار در جهت عدم تحریک ارتش چیزی که وی گفت از

اهمیت عملی فوری برخوردار نبود. بدون اصرار آشکار، وی امیدوار است که دولت ایالات متحده وی را و

حزبش را به عنوان بی خطر برای منافعش در ایران و در حقیقت یک متحد سیاسی معرفی نماید. به هر

صورت سنجابی از موضعی که قبلاً رسما اتخاذ نموده بود به طور قابل توجهی فراتر نرفت و در حقیقت ما

شک داریم که وی در این زمان به آن اندازه برای گفتن به ما چیزی داشته باشد. او امیدوار بود که صحنه را

برای آینده تنظیم نماید.


گزارش سیاسی امنیتی

سند شماره (18) خیلی محرمانه

به: وزارت امور خارجه واشنگتن تاریخ: 15 ژانویه 1979 25 دی 57

موضوع: گزارش سیاسی امنیتی

خلاصه: خمینی بر همکاری با ارتش در مقابل اوباشها اصرار می ورزد. اعضای شورای انقلاب

اسلامی وی اعلام شدند. گروهی مسئولیت ترور کریم را به عهده می گیرد. تظاهرات گسترده ای که متضمن

برادری با سربازان می باشد. سنا دولت بختیار را تأیید می کند. تظاهرات بیشتری در پیش است. (پایان

خلاصه)

1 تظاهرات گسترده ای دیروز به وقوع پیوست ولی عموما منظم و بدون خشونت بودند. در کرمان به

طوری که گزارش شده گروههای مردم به مشروب فروشیها و سینماها خسارت وارد آوردند، این یک

استثناء بود. کنسولگری تبریز گزارش می کند که تروریستها امروز صبح یک سرگرد پلیس (فرمانده حوزه

یک) و دو محافظ او را با آتش اسلحه های اتوماتیک هنگامی که سرگرد خانه اش را ترک می کرد ترور

کردند.

2 شبکه عدالت خلق به کسب انگیزه ادامه می دهد. آیت اللّه قمی از مردم درخواست نمود که امنیت

مشهد را به دست گیرند. کمیته استانی جبهه ملی در تبریز درخواست مشابهی نمود و حتی مطبوعات از یک

دادگاه خلقی فعال در شهر کوچک ارومیه نزدیک رضائیه گزارش می کنند. به طوری که گزارش شده

دادگاه 4 نفر مرد را به اعدام محکوم کرد. مطبوعات همچنین گزارش می کنند دو پلیس به وسیله تیراندازی

شب شنبه در بهبهان زخمی شدند.

3 سید جلال الدین تهرانی به ریاست شورای سلطنت منصوب شد. چون که شورا تحت ماده 42

تشکیل شده التزام قانونی مراجع به عضویت آن وجود ندارد. به همین خاطر است که قاضی دیوان عالی،

برای مثال، در شورا نیست.

4 کارکنان برق اعلام اعاده خاموشیهای شبانه از ساعت بیست و پانزده دقیقه تا بیست و یک و چهل و

پنج دقیقه را نمودند و اپراتورهای تلفن از این پس تلاشهایشان را برای توقف کار روزانه از ساعت 10 تا

ص: 364

30/10 و جلوگیری از تلفن های راه دور اضافه خواهند نمود.

5 آیت اللّه خمینی دیروز اعلامیه ای منتشر نمود که در مورد یک توطئه خارجی توسط منافع مقرره که

تلاش می کند مردم و ارتش را در مقابل یکدیگر قرار دهد اخطار می نماید. سربازان مزدور به سربازان و

تأسیسات دولتی برای اینکه ارتش را وادار نمایند فکر کند مردم می خواهند آنها را نابود نمایند، حمله

می کنند. «جامعه مکلف است که با اعضای نیروهای مسلح امنیتی با عطوفت برادرانه رفتار نماید» و از آنها

در مقابل حملات احتمالی اوباشها دفاع نمایند. ارتش و اعضای پلیس نیز موظفند در مقابل جامعه با

مهربانی و روش برادرانه رفتار نمایند و آگاه باشند که اگر به وسیله اوباشها مورد حمله قرار گرفتند ملت

نبایستی که سرزنش گردد بلکه توسط عوامل خارجی و ماجراجویانی که قصد دارند دردسر ایجاد کنند

تحریک به حمله شده اند. آیت اللّه دستغیب از شیراز اخطار مشابهی منتشر نمود.

6 شورای انقلاب خمینی به طوری که گزارش شده شامل دکتر ابراهیم یزدی، مهندس بازرگان،

صادق قطب زاده، فضل اللّه بنی صدر و دریادار بازنشسته احمد مدنی می گردد. گروه خمینی لیست را تأیید

ننموده است.

7 سنا امروز به دولت بختیار رأی اعتماد داد. رای 38 به 1 بود با 2 غایب. مجلس فردا بحث را از سر

خواهد گرفت.

8 آیت اللّه خوانساری از تهران نامه سرگشاده ای به بختیار که وی را به خاطر تهمتش به خمینی

نصیحت می نماید انتشار داد. او اصولاً بختیار را به خاطر اینکه می گوید خمینی توسط کمونیست ها احاطه

شده است مورد انتقاد قرار می دهد.

9 گروهی به نام موحدین مسئولیت ترور پل گریم، قائم مقام مدیرعامل اسکو (OSCO) در اهواز در

ماه گذشته را به عهده گرفت. نام (گروه) جدید است و ما تلاش خواهیم نمود که اطلاعات بیشتری در مورد

آن کسب نماییم.

10 مارتین برکوتیز کارمند آمریکایی پارسونز جوردن دیروز در کرمان درگذشت. ما تاکنون قادر

نبوده ایم که مشخص نمائیم آیا مرگ به خاطر علل طبیعی بوده یا ناجوانمردی.

11 جبهه ملی ایران امروز صبح در تبریز یک راهپیمایی برگزار نمود. خود بازاریها استفاده کمی برای

جبهه ملی دارند ولی دیگر عوامل بدون شک به آن پیوستند. تظاهرات بزرگی امروز صبح در شیراز نزدیک

کنسولگری روی داد. به هر حال تمرکز راهپیمایی جای دیگری بود و جمعیت منظم مزاحم کنسولگری

نشدند.


شریعتمداری در پی حمایت آمریکاست

سند شماره (19)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 17 ژانویه 1979 27 دی 57

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: بر طبق گزارش، شریعتمداری در پی حمایت آمریکاست

خلاصه: واسطه سیاسی گفت آیت اللّه شریعتمداری مایل است حمایت بی سر و صدای آمریکا برای

رقابت مذهبیون میانه رو با خمینی را داشته باشد. منبع به روشنی شرح داد که کمونیستها و سایر رادیکالها

ص: 365

هر روز قویتر می شوند و اظهار داشت گروه خمینی حقیقتا نمی تواند ایران را کنترل کند حتی اگر خمینی

مراجعت کند. منبع به گروه خمینی حدود 2 یا 3 هفته قبل از اینکه توسط مجموع مشکلات ایران مدرن و

مبارزین چپ مستغرق شود زمان داد. این یک نظر معمولی و عادی است، اما چیزی است که هنوز ثابت

نشده است. (پایان خلاصه)

1 هدایت اسلامی نیا صبح روز 15 ژانویه به ملاقات مأمورین سیاسی، استمپل و پرت، آمد تا درباره

اوضاع فعلی ایران صحبت کرده و پیغامی که وی گفت مستقیما از جانب آیت اللّه شریعتمداری است را

برساند. اسلامی نیا پیغام شریعتمداری را این طور بیان کرد: دولت ایران بی لیاقتی خود را در اداره نمودن

رهبران مذهبی ثابت کرده. دولت حتی نتوانست به طور موفقیت آمیز رشوه بدهد. موج کنونی تظاهرات به

هرج و مرج تبدیل شده است. علمای تهران دعوت به آرامش نمودند و از آنها اطاعت نشد. (نظریه: تا

اندازه ای درست است، اما اغلب تظاهراتی که در این هفته صورت می گیرد توسط نهضت آزادی ایران

سازمان داده شده و نسبتاً خوب نظم داده شده است. کمونیستها و رادیکالها دارای سازماندهی هستند که

واقعاً ایجاد دردسر نمایند. آنها آماده انجام چنین کاری هستند. در مقایسه با اینها ملاها خوب سازماندهی

نشده اند.

2 عمده مردم منجمله رهبران مذهبی برجسته (او همه را گفت جز خمینی) هرج و مرج نمی خواهند.

مغازه داران و سایرین تهدید شده اند که بگویند مغازه ها بسته شود ولی میل دارند باز باشند. بازگرداندن

اعتصابیون به سرکار تحت حکومت هر دولتی خیلی مشکل خواهد بود، چون که قدرت بالقوه مضمحل

شده است.

3 روحانیون میانه رو داخل کشور عموما خمینی را دوست ندارند ولی می ترسند که علناً با او مخالفت

نمایند. معهذا شریعتمداری گفته است که او علمای میانه رو را جمع کرده تا با چیزی مانند جمهوری اسلامی

خمینی مخالفت کنند. (نظریه: روحانیون داخل کشور احتمالاً ترجیح می دهند شاه به عنوان سلطان باقی

بماند، حتی اگر به مرخصی برود، آنها او را به عنوان سدی علیه بلشویسم می دانند.) مأمور سفارت متعجب

بود چه چیزی برای عکس العمل نشان دادن میانه روها در برابر خمینی باعث گرفتن این زمان طولانی شده

است. اسلامی نیا گفت آنها می ترسند و آن به این خاطر بود که میانه روها بدانند که پشتیبانی آمریکا را

دارند. مأمور سفارت پرسید این به چه معنی است؟ اسلامی نیا ابتدا گفت منظور کمک با توجه به بینشهای

خارجی در مورد هر کوشش ضد خمینی است و سپس به این موضوع پرداخت که مسأله حمایت ایالات

متحده عمدتا مقدمه ای برای علل روانی تقویت کردن روحیه آیت اللّه ها خواهد بود. مأمور سفارت اظهار

کرد که متحیر است که ببیند آمریکا چه کاری می تواند انجام دهد که بی حاصل نباشد. آنها تا این حد

اسلامی نیا را سرزنش کردند که اگر روحانیون به اندازه کافی قوی نبودند که خود بتوانند این کار را انجام

دهند، به نظر می رسد به دست آوردن پشتیبانی خارجی که اگر کشف شود فاجعه آمیز خواهد بود، بی

حاصل باشد. اسلامی نیا تصریح کرد که حمایت بایستی محتاطانه باشد.

4 در این لحظه کنسول سیاسی برای مدت کوتاهی به ما پیوست و او نکات قبلی را بررسی نمود و تذکر

داد که برای رهبران مذهبی میانه رو خیلی دیر شده است که تصمیم بگیرند شروع به انجام کاری کنند.

اسلامی نیا افسوس خورد و توافق داشت و نیز تذکر داد که دولت ایران در گردآوری حمایت مذهبیون کاملاً

ناشایسته بوده است، وقتی که رهبران مذهبی می خواستند با رژیم کار کنند دولت ایران و وزارت دربار

ص: 366

برای اقدام کردن خیلی کند بودند.

5 مأمور سفارت گفت که آنها نظرات بالا را به اطلاع سفیر می رسانند. اسلامی نیا گفت که اگر حقیقتا

دولت آمریکا می خواهد که حمایت خود را از میانه روها نشان دهد و نهایتا با آنها همکاری کند، زمانی که

کوشش خمینی درهم ریخت وقت برای شروع فرا رسیده است. علاوه بر این مانند تمام آیت اللّه ها،

شریعتمداری حمایت سایر علما را می خواهد. هر کوششی که برای به دست آوردن حمایت مذهبی

صورت می پذیرد باید تماس با دیگر ملاها و حجت الاسلام ها و غیره را نیز در بر بگیرد که بنابراین وقتی که

آیت اللّه ارشد درخواست اقداماتی را می نماید، دیگران خواهند گفت: «او صحیح می گوید!» مأمور سفارت

گفت این کار مثل تلاشی بزرگ برای یک دولت به نظر می آید نه برای یک سفارت. اسلامی نیا فقط با نظر

موافق خندید.

6 نظریه: اسلامی نیا در خلال 9 ماه گذشته توسط دولت ایران مأیوس و محزون شده است. او و

دیگران در اول سال 1978 کوشیدند تا رژیم را وادار به رفتار معقولانه با رهبران مذهبی میانه رو نمایند. او

(با غبطه) این حقیقت که به نظر می رسد خمینی این دور را برنده شده است می پذیرد ولی به ورای زمانی

می نگرد که او و دیگران حس می کنند مخالفین در میان خود به منازعه خواهند پرداخت. اسلامی نیا

احساس می کند که آمریکا باید در سکوت رهبران مذهبی میانه رو را حمایت کرده تا تحولات

ناخوشایندی که در پیش است را جلوگیری نموده و یا کاهش دهد. اسلامی نیا ارتباط خوبی با افرادی مثل

ژنرال مقدم دارد. ما مطمئن نیستیم که اسلامی نیا دقیقاً از جانب چه کسی در این مرحله کار می کند،

بنابراین برخی احتیاطها در دستور (کار) است.


سازمان دهنده مذهبی به دنبال حمایت ایالات متحده برای میانه روهاست

سند شماره (20)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 17 ژانویه 1979 27 دی 57

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: سازمان دهنده مذهبی به دنبال حمایت ایالات متحده برای میانه روهاست

خلاصه: سازمان دهنده (جناح) شریعتمداری در مورد وضعیت طرح ریزی شده برای چند روز آینده

از مأمور سیاسی تحقیق نمود. میانه روهای مذهبی متمایل هستند که برای سقوط محتمل راه حل دولت

هدایت شده به وسیله خمینی، سازماندهی کنند. او اصرار بر حمایت ایالات متحده، هرچند محتاطانه برای

این تلاش را داشت و هراسی واقعی از اینکه دست خارجی در پشت خمینی است را ابراز نمود.

1 استمپل، مأمور سیاسی با هدایت اسلامی نیا و دکتر جواد مناقبی، استاد دانشکده الهیات تهران و

یک محرم آیت اللّه شریعتمداری (رجوع شود به یادداشت مذاکرات مورخ 30 آوریل 1978) در صبح 16

ژانویه ملاقات نمود. مناقبی سرگروه متفکرین گروه شخصیتهای مذهبی است که با رهبران مذهبی میانه رو

هم عقیده اند ولی روابط خوبی با گروه خمینی برقرار نموده اند.

2 دو نفر ایرانی نظرات ایالات متحده را در مورد تعدادی سؤالات مشکل می خواستند: آیا خمینی باز

ص: 367

خواهد گشت و کی؟ آیا او به سرعت عمل خواهد نمود و سلطنت را متروک خواهد ساخت؟ مأمور سفارت

گفت ایالات متحده جوابهای قطعی برای این سؤالات ندارد ولی به نظر می رسد که خمینی یک زمانی باز

خواهد گشت و تلاشهایی وجود خواهد داشت که دولت عوض شود. این سؤال که آیا خمینی با اتکای به

آنچه که تلاش کرده انجام دهد و عکس العمل نظامی موفق خواهد بود، در این رابطه جایی وجود داشت و

مأمور سفارت اظهار عقیده نمود که فشار مذهبی میانه رو روی خمینی زیاد سریع عمل نمی کند.

3 مناقبی گفت که این نظر شریعتمداری و گروه او است که تلاش برای پشتیبانی از دولت بختیار

بی حاصل است و هرچه زودتر خمینی قدرت را به دست گیرد و مردم ببینند که بهشت در یک ماه نمی تواند

حاصل گردد هرچه سریعتر کار جدی برای تجدید بنای ایران می تواند انجام شود. مشکل بزرگ این است

که آیا حرکت خمینی در جهت جمهوری اسلامی می تواند به اندازه کافی برای پدیدار شدن تلاشهای

مخالفین کند و یا بی صدا گردد. مناقبی گفت خود خمینی یک ضد کمونیست ثابت قدم است. یزدی،

قطب زاده، بنی صدر و بعضی جوانان دیگر در اطراف او در پاریس مارکسیست های تندرو هستند که

کوشش می کنند کشور ایران را نابود کنند و آیت اللّه های میانه رو این را می دانند. جمهوری اسلامی برای سه

نفر غیر روحانی در اطراف مرد روحانی یک تظاهر است. مناقبی چندین بار به این موضوع که دست

خارجی در پشت خمینی است بازگشت. او با آمادگی اطمینانهای مأمور سفارت را قبول کرد که این دولت

ایالات متحده نیست ولی فکر می کرد که احتمالاً روسها و ممکن است که انگلیس باشد. مأمور سفارت

پاسخ داد که دولت ایالات متحده فکر می کند حمایت همه جانبه ای از طرف منابع خارجی وجود ندارد

ولی آشکار است که اتحاد شوروی از آب گل آلود ماهی می گیرد.

4 گروهی که مناقبی هدایت می کرد آماده برای اقدام برای اعتدال و کاهش در نفوذ رادیکال های چپ

در جنبش بود. تا زمانی که قطعی باشد تلاش محکوم به شکست نیست گروه خواهان حمایت ایالات

متحده و یا حداقل تضمین در مقابل مداخله خارجی بر علیه آن بود. مأمور سفارت پاسخ داد که دولت

ایالات متحده شکل خارجی را خیلی با دقت دنبال می کند و به انجام آن ادامه خواهد داد؛ سؤال مربوط به

حمایت بیشتر ایالات متحده در جای دیگر بایستی مورد توجه قرار بگیرد ولی مأمور سفارت فکر می کرد

که این با در نظر داشتن احساسات ضد خارجی جاری در ایران ممکن است سودمند نباشد. دو نفر ایرانی

موافق بودند که چنین حمایتی بایستی که بیشتر سمبلیک باشد تا واقعی. در حال حاضر اطمینان ساده که

دولت آمریکا فکر می کند فعالیت ارزشمند می باشد، سودمند خواهد بود. مأمور سفارت از پاسخ به سؤال

اجتناب ورزید ولی اشاره کرد دولت ایالات متحده از میانه روی و دولت مطابق با قانون اساسی طرفداری

می کند.

5 دو نفر سؤال کردند شش ماه آینده چه به دنبال خواهد داشت. مأمور سفارت اشاره کرده دولت

ایالات متحده همان مشکلی را با گوی بلورین (غیبگویی) دارد که هرکس دیگری دارد. مناقبی فکر

می کرد اگر رفراندم در مورد سلطنت بتواند شش ماه به تعویق بیفتد، سلطنت می تواند آن را ببرد، چنانچه

رهبران مذهبی فعال شوند. دو نفر کاملاً در انتقاد از بی عرضگی همه در دولت ایران از شاه گرفته تا وزیر

دربار، تا دیگر مقامات ارشد تند و تیز بودند. اسلامی نیا گفت وضعیت به این خاطر به شکل کنونی در آمد

که شاه خودش را گم کرد و هیچ کمکی از آنهایی که بایستی تشخیص می دادند آنها هستند که بیشتر از همه

می بازند، نگرفت.

6 نظریه: قطعاً آشکار بود که هر دو نفر تشخیص داده اند که زمان برای راه حل میانه، جهت خنثی

کردن خمینی گذشته است. نظرات خصوصا از طرف مناقبی اشاره می کند که فشارها هم اکنون شروع به

ص: 368

رخنه در جنبش مذهبی نموده اند و نیروهای شریعتمداری شروع به نگریستن به دوره بعد از شاه برحسب

بالا بردن موقعیت خودشان در مقابل آنهایی که معتقدند به اسلام ضربه وارد می کنند کرده اند. مناقبی به

طور گیرایی یک استاد باهوش است که بهترین درک از موضوعات سیاسی ایران را نسبت به دیگر

شخصیتهای مذهبی که مأمور گزارش دهنده با آنها درگیر بوده است دارا می باشد. او در اوایل 50 سالگی

خود می باشد و فارسی صحبت می کند ولی بالقوه هیچ انگلیسی صحبت نمی کند. او ادعا می کند که شبکه

حامیان مذهبی وی در وادار نمودن آیت اللّه خمینی به اعتدال در موضعش در حمله به خارجیان عامل

مهمی است. (طبق گفته دکتر این غیر اسلامی است.) سفارت تماس را حفظ خواهد نمود.


شکست یک هیئت اعزامی به نزد خمینی

سند شماره (21)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 17 ژانویه 1979 27 دی 57

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی. فوری

گزارشگر: لامبراکیس

موضوع: شکست یک هیئت اعزامی به نزد خمینی

1 خسرو اقبال که یک هفته قبل با امید تمام ایران را ترک کرد تا خمینی را در مورد نقطه نظر خودش

در مورد میانه روی در ایران قانع کند (تلگراف مرجع را ببینید) از طریق یک واسطه پیامی فرستاده که

خمینی یک «هیولای متکبر» است. ظاهرا اقبال نتوانسته یک صحبت خصوصی محرمانه که فکر کرده به

او قول داده شده با خمینی داشته باشد و به این نتیجه (شتابزده) رسیده که خمینی توسط کمونیستها احاطه

شده است.

2 اقبال با کمی تناقض اشاره به چیزی نمود که وی آن را به عنوان سرنوشت ایران می بیند: تغییری از

زندگی در زیر دیکتاتوری چکمه به زندگی در زیر دیکتاتوری نعلین. دوست ما اقبال که مردی پریشان

حواس ولی عاقل است به طوری که گزارش شده اقامت خود را در فرانسه برای آینده ای قابل پیش بینی

تمدید نموده است.


بیمهای بازاریها برای آینده

سند شماره (22) خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 17 ژانویه 1979 27 دی 57

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: بیمهای بازاریها برای آینده

1 کنسول سیاسی و مأمور سفارت پرت با چهار بازاری در 14 ژانویه در خانه اسلامی نیا واسطه

سیاسی ملاقات کردند. بازاریها که بیشتر آنها قبلاً با مأموران سفارت ملاقات کرده اند. نگرانی زیادی در

مورد آینده ایران ابراز نمودند ولی تصور کمی از اینکه چگونه می شود از آشوب ممانعت به عمل آورد

داشتند. آنها به طور مکرر از مأموران سفارت سؤال کردند چه باید بکنند و جواب ما که این مشکلات

بایستی به وسیله خود ایرانیها حل شود آنها را راضی ننمود. تماماً از انحلال ارتش و یک موج متعاقب

آشوب که آنها نمی توانستند آن را متوقف نمایند می ترسیدند. این موج شامل توده ها، بیشتر جوانان، که

ص: 369

چیزی نمی دانند ولی قدرت قطع زندگی عادی تجارتی را دارند، می شود. این افراد هم اکنون به وسیله

کمونیستها کنترل می شوند و رهبران تجاری در مقابل آنها نمی توانند مقاومت کنند. آنها از آشوب واقعی

هراس دارند و معتقدند کارها ممکن است به نحوی خراب شود که رهبران ایلیاتی، آزاد از کنترل مرکزی، به

سادگی زمینهای اجدادی بختیاری و قشقایی را به تملک خود درآورند.

2 اینها تماماً بایستی در جایی متوقف شود. در زمانی دولت باید بگوید: اکنون ما تمام تقاضاهای شما

را انجام داده ایم، به سرکارها برگردید. در هر صورت بازاریها مطمئن نبودند که این کار چگونه می تواند

انجام شود. در جایی آنها گفتند که دولت بختیار ممکن است در برقراری نظم موفق شود، اگر که بختیار به

وعده هایش وفادار بماند، خصوصا در مورد وعده تنبیه مقصرین. (بازاریها مثل اغلب دیگر افرادی که ما

ملاقات می کنیم خواهان دیدن نوسان اجساد در انتهای یک طناب قبل از آنکه به هر دولتی اعتماد کنند

می باشند.) به عبارت دیگر آنها گفتند که هر دولت جدیدی باید از نفوذ خمینی برای حل بحران استفاده کند

و اضافه نمودند که تمام آنها صد در صد در پشت خمینی هستند. ایالات متحده بایستی که با خمینی تماس

بگیرد ولی ما باید با خود او درگیر شویم؛ مشاورین او نظراتش را به طور بدی جلوه گر می نمایند. (بحثهایی

و عدم توافقهایی که آیا دستیاران خمینی کمونیست کامل هستند یا نه وجود داشت.)

3 از نظر انتظارات خود آنها برای آینده، بازاریها جدا از ترسشان چیز کمی برای گفتن داشتند. آنها

معتقد بودند که مردم یک شاه را قبول نخواهند کرد مگر اینکه شاید او مثل شاه انگلیس حکومت کند. اگر

انتخابات آزاد برگزار شود، آنها در نظر ندارند که رأی دهند. از این می ترسند که از نظر سیاسی درگیر شوند

ولی کارمندانشان رأی خواهند داد.

4 نظریه: این بازرگانان سنتی متوحش و حیران هستند. دو ماه پیش وقتی ما آنها را برای اولین بار

ملاقات نمودیم لیستی از تقاضاهای به خصوصی داشتند که اگر برآورده می شد به حل بحران منجر می شد.

اکنون آنها فقط آرامش می خواهند ولی نمی دانند چگونه آن را به دست آورند. آنها مثل خیلی از ایرانیان از

هر عقیده و نظریه سیاسی در جستجوی یک پاسخ به دولت ایالات متحده روی می آورند. وقتی که ما

گفتیم که ما در موقعیتی نیستیم که کاری به صورت مستقیم انجام دهیم، آنها به علامت توافق سر تکان

دادند ولی پس از مدت کمی به همان سؤال بازگشتند. آنها با خوشحالی از هر وعده موضوع بازگشت ثبات

حمایت می کنند همان طور که در تمام چیزها، با موافقت خمینی.


برنامه های خمینی

سند شماره (23)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 17 ژانویه 1979 27 دی 57

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی. فوری

گزارشگر: لامبراکیس

موضوع: برنامه های خمینی

1 منبع با دسترسی (به اخبار موثق)، اما بدون سابقه خیلی درخشان به مشاور سیاسی در روز 17

ژانویه گفت که دکتر حجازی از نهضت مذهبی، شریعتمداری را یک الی دو روز پیش در قم دیده است.

شریعتمداری به او گفته است:

ص: 370

الف: خمینی شنبه یا یکشنبه دیگر به ایران بر می گردد (20 یا 21 ژانویه).

ب: راهپیمایان 19 ژانویه کاخ را تصرف خواهند کرد.

ج: برنامه اولیه خمینی برای برگشتن دو روز بعد از رفتن شاه عوض شد، چون بختیار استعفا نکرده

بود. ولی شریعتمداری شک دارد که بختیار بتواند اعتصابات را پایان دهد، یا در برابر مخالفین پایداری

کند.

2 مطالب بالا برگشت خمینی را زودتر از اطلاعات به دست آمده اخیر از منابع نهضت آزادی بیان

می کند. سعی در تصرف کاخ، مقابله مستقیم با ارتش ایران را در بر خواهد داشت و این با سیاستهایی که

خمینی در عموم ذکر کرده متضاد خواهد بود. لذا، این گزارش ممکن است صرفاً عمیقترین ترسهای

شریعتمداری را منعکس کند. با در نظر گرفتن دیدگاه احساسی منبع ممکن است این گزارش بعضی از

گزارشهای شخصی او را هم در بر داشته باشد.

سولیوان


وضعیت سیاسی امنیتی ایران

سند شماره (24)

سری

از: وزارت امور خارجه واشنگتنتاریخ: 17 ژانویه 1979 27 دی 57

به: تمام پستهای دیپلماتیک اروپایی، خاور نزدیک و آسیای جنوبی

موضوع: وضعیت سیاسی امنیتی ایران

به سفارت گفته شده است که آیت اللّه شریعتمداری خواهان حمایت بدون سرو صدای ایالات متحده

برای یک رقابت مذهبی میانه روانه با خمینی می باشد. طرف گفتگو گفت علت این امر قدرت فزاینده

کمونیستها و دیگر رادیکال ها است و اظهار داشت این پیشرفت به نقطه ای رسیده است که گروه خمینی

حتی اگر خمینی مراجعت نماید واقعاً نمی تواند ایران را کنترل نماید.

ایران امروز آرام است. پس از خوشگذرانی دیروز با صداهای بلند ناهنجارش، نفس عمیق امروز

تقریبا قابل شنیدن است و تقریبا به طور قطعی به تدارکات برای راهپیمایی 19 ژانویه که خمینی اصرار

دارد بزرگترین تظاهرات تاریخ ایران باشد قابل استناد است.

حدس و شایعات در مورد برنامه های مسافرت احتمالی خمینی کاملاً گیج کننده اند. البته کمی این

معنی را تأیید می کنند که او منتظر است تا ببیند مثلاً فعالیتهای ارتش پیش از مراجعت وی به ایران

دستخوش چگونه تحولاتی می شود.

اعلامیه 16 ژانویه وی شامل نکات زیرین اضافه بر آنهایی که قبلاً گزارش شده بود می باشد:

کشاورزان از لحاظ سیاسی بایستی فعالتر شوند و صادرات (احتمالاً واردات مترجم) گندم را متوقف

سازند.

اسلام، هیچ بانک با سیستم بهره نباید تأسیس شود.

درهم ریختگی شدیدی در بوروکراسی رادیو و تلویزیون ملی ایران وجود دارد. تمام ایستگاههای

رادیو دیروز از کار ایستاد ولی امروز کار را از سر گرفت. شایعات اصرار بر این دارد که کانال بین المللی

تلویزیون به زبان انگلیسی بسته خواهد شد. دلیل ارائه شده اظهارات بختیار در مجلس است که خیلی از

ص: 371

اعتصابیون رادیو و تلویزیون ملی ایران در حقیقت عوامل ساواک هستند که اکنون برای آزادی پخش

برنامه فشار وارد می آورند. گمان می رود که حقایقی در این نکته وجود دارد.


گزارش وضعیت ایران، امنیت آمریکاییها

سند شماره (25)

سری

از: وزارت امور خارجه واشنگتنتاریخ: 18 ژانویه 1979 28 دی 57

به: تمام پستهای دیپلماتیک اروپایی، خاور نزدیک و آسیای جنوبی

تمام پستها اقدام فوری به عمل آورند (سیاسی امنیتی)

موضوع: گزارش وضعیت ایران، شماره 100، 18/1/79.

1 بختیار نخست وزیر، به طور خصوصی تأیید کرد که وزیر دادگستری او آقای بزیری (وزیری) در

17 ژانویه استعفا کرد. بزیری ادعا نمود که وزارتخانه وی فاقد صلاحیت تکنیکی و نیروی انسانی برای

محاکمه آنهایی که متهم به فساد هستند می باشد. اندیشه هایی وجود دارد که این حرکت نتیجه تهدیداتی

است که به وسیله کارمندان اعتصابی وزارت دادگستری بر علیه وزیری صورت گرفته است. وزیری قبلاً

یک بار از دفترش به بیرون پرتاب شده بود. این آشکارا یک توهین نسبت به بختیار است.

2 همچنین 15 نماینده مجلس دیروز استعفا کردند با این دلیل که آنها قادر به انجام وظایفشان تحت

شرایط فعلی نیستند. آنها شخصیتهای مخالف بودند. این حرکت هماهنگ با درخواست خمینی برای

استعفا به منظور هموار نمودن راه برای دولت جدید وی می باشد.

3 روحانیت دستورهایی برای راهپیمایی 19 ژانویه صادر نموده است و درخواست نموده که یک

واقعه اسلامی خالص باشد. شعارها یا پلاکاردهایی متناقض با اسلام نباید وجود داشته باشد. نهضت

آزادی، گروه سیاسی مرتبط با خمینی راهپیمایی را اداره خواهد کرد. چون که این یک روز عزاداری

رسمی می باشد، دولت مجبور نیست اعلامیه ای جهت درخواست حمایت منتشر کند و نظریه ای نداده

است.

4 ایران دوباره به طور اساسی ساکت است زیرا که تدارکات برای راهپیمایی عظیم فردا ادامه می یابد.

5 وزارت خارجه تأیید نموده است که سفرای ایران در بریتانیا، برزیل، ایتالیا، هند، سوریه، فرانسه و

سازمان ملل برکنار شده اند.

امنیت آمریکاییها

1 فرودگاه تهران امروز در هوای ابری به طور عادی فعالیت می کرد، به هر حال به طور نمایانی خوب

بود. هواپیمای 747 پان آمریکن 335 مسافر حمل نمود. لوفت هانزا، بریتیش ایرویز، ارفرانس، سوئیس

ار، آلیتالیا، سابنا، ک.ال. ام. و خطوط هوایی چک و فنلاند پروازهایی داشتند.

2 طبق تمام گزارشات فرودگاه 19 ژانویه بسته خواهد شد. به این خاطر پان آمریکن دو برنامه 747

در روز 20 ژانویه دارد.

ونس


نهضت آزادی ایران در پی آرام کردن وضعیت و شتاب بخشیدن به پیشرفتش می باشد

ص: 372

سند شماره (26)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا تهران تاریخ: 18 ژانویه 1979 28 دی 57

به: تمام پستهای دیپلماتیک اروپایی، خاور نزدیک و آسیای جنوبی

موضوع: نهضت آزادی ایران در پی آرام کردن وضعیت و شتاب بخشیدن به پیشرفتش می باشد

خلاصه: منبع نهضت آزادی که از طرف مهدی بازرگان صحبت می کند اصرار داشت سفارت به اعمال

نفوذش روی ارتش ایران برای شلیک و حمله نکردن به مردم ادامه دهد. بازرگان همچنین می خواهد

ایالات متحده بداند که برنامه زمان بندی تسریع شده برای حرکت نهضت آزادی به سوی (تشکیل) دولت،

اگر که دستاوردهای اساسی چپیها قرار است بر آن پیشی بجوید، لازم می باشد. نهضت آزادی حس

می کند که درگیری بین شورای پیشنهادی خمینی و دولت فعلی ایران خودش را با مشکلات جزئی دمساز

می کند و جنبش اسلامی قدرت را به دست خواهد گرفت. این موضوع اشاره بر این دارد که شایعات مربوط

به یک معامله بین بختیار و جنبش اسلامی ممکن است دارای اساسی باشد. در این اثنا مسائل مربوط به

تنظیم برنامه بازگشت خمینی به ایران و دیگر نامطمئنیها اشاره می کند که خمینی و دستیارانش به دقت

موقعیت خودشان را قبل از اینکه تصمیم بگیرند از چه راهی اقدام نمایند مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اند.

(پایان خلاصه)

1 محمد توسلی (همچنین به عنوان توکلی شناخته می شود)، مقام ارشد نهضت آزادی با استمپل،

مأمور سیاسی، طبق دستور بازرگان رئیس نهضت آزادی ملاقات نمود که دو نکته را متذکر گردد:

(الف) نهضت آزادی از ایالات متحده برای تلاشهایش در جلوگیری از ارتش برای به دست گرفتن

قدرت از طریق کودتای نظامی متشکر است و اصرار دارد که دولت ایالات متحده به این کار ادامه دهد

و (ب) اگر که حملات شدید حزب توده (کمونیست) قرار باشد که در سیستم سیاسی فعلی ایران صورت

پذیرد برای جنبش اسلامی لازم خواهد بود که برنامه زمان بندی شده اش را سرعت بخشد.

2 در مورد سؤال در تحت کنترل نگهداشتن ارتش، منبع نظر نهضت آزادی در مورد وضعیت اهواز در

دو روز گذشته را از زبان مأموران خود جنبش در محل تعریف کرد:

عصر 16 ژانویه ارتش مجسمه شاه را برای جلوگیری از بی حرمت شدن آن پایین آورد. مردم

خوشحالی کردند و در تمام شب به فریاد کردن ادامه دادند. روز بعد فرماندار نظامی خوزستان، ژنرال

جعفریان، سربازان را در مراسم صبحگاهی مورد خطاب قرارداد و آخرین نامه شاه که سربازان را به ایمن

نگاهداشتن ملت ترغیب می نمود خواند. سپس در یک سخنرانی احساساتی جعفریان سربازان را به انجام

آنچه که می توانند در دفاع از مقام شاه انجام دهند ترغیب نمود. متعاقباً مردم سربازان را مورد تمسخر قرار

دادند و بعضی افسران جزء عکس العمل نشان دادند و آنها را کتک زده و با شلیک گلوله به دنبال آنها کردند.

سپس تانکها به خیابانها فرستاده شدند، اتومبیلها را برهم زدند و روی مردم تیراندازی کردند. این کار

باعث یک درگیری سخت بین ژنرال جعفریان و شمس تبریزی فرماندار نظامی اهواز شد. در نتیجه

شخصی (که شناخته نشد ولی احتمالاً با مقامات مرتبط است) گروه چماقداران که به دنبال حمله به مردم

در خیابانها و در دانشگاه جندی شاپور رفتند را تشکیل داد. در بعد از ظهر 17 ژانویه مردم در خانه هایشان

مخفی شدند و از بیرون آمدن هراسان بودند. تخمینهای نهضت آزادی از کشته ها حدود 30 نفر و دیگرانی

ص: 373

که به طور وخیمی زخمی شده اند می باشد.

(نظریه: این با دیگر گزارشات در تناقض نیست.)

3 نهضت آزادی می گوید وقایعی مشابه ولی نه به خشونت اهواز، در دزفول، گیلان و اراک اتفاق افتاد.

نهضت آزادی دولت ایالات متحده را ترغیب نمود که به فشار بر ارتش برای حفظ خویشتن داری، ادامه

دهد. مأمور سفارت گفت ما به انجام این کار ادامه خواهیم داد. ولی قویا روی احتیاج متقارن برای اینکه

نهضت آزادی از افراط کاریها و زیاده رویهای حرارتی مردم جلوگیری به عمل آورد و صحبت مستقیم

بارهبران نظامی که ما متقاعد هستیم خواهان خونریزی نیستند، تأکید نمود. منبع موضوع را با التفات

خیلی بیشتری و بحث خیلی کمتری از گذشته قبول نمود.

4 بحث سپس به مسائل سیاسی وضعیت فعلی معطوف شد: توسلی گفت نهضت آزادی معتقد است

چپیها قویتر می شوند. سخنرانان حزب توده، خصوصا به آذین (محمد(1) اعتماد زاده) رهبری که جدیداً از

زندان آزاد شد و تقاضای جمهوری خالص نه جمهوری اسلامی را نمود، در هرجایی صحبت می کنند.

گروههای دانشگاهی نیز فعال هستند و خشونتهایی قبلاً بین دانشجویان مسلمان و رادیکال چپی در

دانشگاه تهران روی داده است.

5 وضعیت آشکارا ایجاب نمود که جنبش اسلامی برنامه زمان بندی شده اش را سرعت بخشد.

بازرگان از دولت ایالات متحده می خواهد که بداند این قضیه اصلی است و درخواست حمایت و تفاهم ما

را نمود. وقتی سؤال شد چه حمایتی درخواست شده توسلی گفت فقط درک اینکه جنبش به کجا می رود و

نفوذ بر ارتش برای جلوگیری از ترتیبات نفاق افکنانه و مغشوش کننده ارتش. مأمور سفارت گفت دولت

ایالات متحده راه حل صلح آمیز و منظم را حمایت می نماید و نهضت آزادی را به همکاری با دولت فعلی

ایران ترغیب نمود. توسلی گفت این کار در دست اقدام است.

6 برنامه زمان بندی شده طبق گفته بازرگان به ترتیب زیر است: خمینی اسامی افراد شورای انقلاب

اسلامی را در 19 یا 20 ژانویه اعلام خواهد نمود. بازرگان و رهبر جبهه ملی، کریم سنجابی، مطمئناً در

شورا خواهند بود. ولی دیگر اسامی مشخص نیست. هیچ رهبر مذهبی در شورا نخواهد بود. توسلی گفت

برنامه های فعلی که کاملاً روی آن کاری انجام نشد شامل گروه مشاور ویژه از رهبران مذهبی اصلی مثل

آیت اللّه طالقانی، منتظری و غیره می باشد. به دنبال اعلام شورای اسلامی احتمالاً استعفاهای اعضای

مجلس و وزرا که هم اکنون در 17 ژانویه شروع شده ادامه خواهد یافت. سپس انتظار می رود بختیار

نخست وزیر، پیشقدم شده و قدرت را به شورای انقلاب اسلامی که انتخابات را نسبتاً زود برنامه ریزی

می کند، منتقل نماید. (توسلی فکر می کرد حدود 2 یا 3 ماه برنامه زمان بندی کار باشد ولی هنوز هیچ

تصمیم قاطعی اتخاذ نشده بود.)

7 در پاسخ به سؤال در مورد ارتباط بین شورای خمینی و شورای سلطنت که ارتش نسبت به آن

وفادار است، توسلی گفت وی می داند تلاشهایی در جریان است که نوعی از معامله انجام پذیرد ولی

نمی دانست چه تلاشهایی (نظریه: توسلی ظاهرا از تلاشهای مراجعه شود.)

8 مسأله بازگشت خمینی هنوز کمی نامطمئن است ولی تفکر جاری خود خمینی آن طوری که برای

بازرگان ابراز شده این است که بازگشتش را تا زمانی که شورای انقلاب اسلامی ردای قدرت را تصاحب

1- محمود مترجم.
ص: 374

نماید و ارتش تحت کنترل بیشتری درآید به تعویق می اندازد. این تصمیم زیر بررسی مداوم قرار داشت.

منبع فکر می کرد که این احتمالاً به معنای بازگشت خمینی در 6 تا 10 روز از حالا می باشد. بحث با قول

منبع بر حفظ تماس عادی بیشتری در چند روز آینده پایان گرفت.

9 نظریه: توسلی با مأمور گزارش دهنده دوستانه تر از همیشه بود و به نظر می رسید که با رفتارش

می گوید که دولت ایالات متحده در ارزیابی وضعیت واقع بینانه تر از آنی که در گذشته بوده است می باشد.

او روشن ساخت که روی دستورات بازرگان که فکر می کرد مهم باشد که دولت ایالات متحده نکاتی را که

وی ارائه نموده درک کند سخن می گوید. او تا این حد در مورد مقاصد آینده نهضت آزادی خوشبین بود که

در مورد هیچ چیزی هرگز آنقدر (خوشبین) نبوده است و مایل بود که محدوده هایی را که وی کاملاً مطلع

نبود مشخص نماید. در حالی که او یا درباره تلاشهایش برای صلح دادن (وفق دادن) شورای سلطنت و

شورای خمینی چیزی نمی گفت یا اینکه او یک پنهان کار ماهر است یا اینکه چیزی نمی داند (مأمور

گزارش دهنده به اولی اعتقاد دارد)، وی متقاعد می باشد که راه حل برای انتقال (قدرت) تدبیر خواهد شد.

طریقه ملایمی که هم توسلی و هم انتظام مشکلات اداره دولت مشروع را در راه چاره چارچوب اسلامی

نادیده می گیرند اشاره بر معتبر بودن شایعات مربوط به اینکه بختیار قبلاً نوعی معامله با خمینی انجام داده

است می نماید. (به گزارش مرجع رجوع شود) حتی اگر این قضیه مطرح باشد به نظر می رسد نهضت آزادی

نقش ارتش که طبق نظرات (اطلاعات) ما به هیچ وجه آماده تسلیم شدن و قبول نمودن راه حل نهضت

آزادی بدون بحثهای سخت و درگیری نیست را نادیده می گیرد.

10 در مورد مسئله تنظیم زمان بازگشتِ خمینی، این اولین باری است که ما شنیده ایم یک شخصیت

مسئول نهضت آزادی اظهار می دارد خمینی تا زمانی که ساخت (قدرت) اسلامی در مکان صحیح خودش

یا از طریق به دستگیری قدرت و یا مصالحه قرار نگیرد بازگشت به ایران را به تعویق خواهد انداخت.

مشکل این طرح ریزی از نظر خمینی باید این باشد که وی هم اکنون از طرف گروههای داخل کشور برای

بازگشت تحت فشار است. مطبوعات محلی چندین درخواست از وی برای بازگشتن را چاپ کرده اند و به

طوری که گزارش شده علی امینی برای ترغیب او به بازگشت در پاریس است. ما گمان می کنیم حداقل

برخی از این درخواستها واقعی هستند نه فقط تعارفات مورد انتظار ایرانی.

11 مکالمات با شخصیتهای نهضت آزادی در 2 یا 3 هفته گذشته به اضافه انواع اعلامیه هایی که از

پاریس می آیند (برای مثال به مرجع ب مراجعه کنید) اشاره بر برخی نامطمئنیها در فکر خمینی و نظرات رد

و بدل شده فزاینده بین دستیاران خمینی دارد. در این مرحله به نظر ما می رسد که در حالی که مذاکرات و

بحثها در اینجا ادامه می یابد عدم تصمیم گیری و برنامه ریزی قابل توجهی در پاریس وجود دارد. با در نظر

گرفتن نامطمئنیها در اینجا و همچنین در پاریس، آشکار است که ما نه خارج از مشکلات سیاسی قرار

داریم و نه هنوز کاملاً درگیر در چیزی که می تواند جریان سیاسی اجباری، آشتی برقرار نمودن بین

اختلافات مهم باشد هستیم. تنها جنبه واقعی مثبت این موضوع این است که خمینی به هر

دلیلی از مراجعت فوری به ایران ممانعت به عمل آورده و بنابر این جایی برای بحثهای بیشتری، حداقل

برای حال حاضر، گذاشته است.


نظر مخالفین

ص: 375

سند شماره (27)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 18 ژانویه 1979 28 دی 57

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.

گزارشگر: اسکودرو، پرت

موضوع: نظر مخالفین

خلاصه: گروههای انتخابی مخالفین 3 ساعت به صدای بلند برای کارمندان سفارت صحبت نمودند، و

دولت آمریکا را به خاطر شاه و گرفتاریهای ایران سرزنش نمودند.

1 مأموران سفارت، اسکودرو و پرت، در روز 12 ژانویه با گروههای انتخابی مخالفین، تقریبا حدود

12 نفر که شامل مردان سرشناس و مشهوری از جمله حاج سید جوادی، دکترها، وکیلان، استادان

دانشگاه، یک بازاری و یک کشاورز بودند، در منزل دکتر هوایی ملاقات کردند. (حدود 3 تا 4 خانم

پوشیده (دارای روسری) برای آخر ملاقات در گوشه اتاق با هم صحبت می کردند. آنها چیزی نمی گفتند تا

اینکه یکی از آنها در حالی که خیلی عصبانی بود به جمع غوغاها و صداها پیوست. اما مردها اهمیتی به او

ندادند). کمیت این گردهمایی از صحبت صمیمانه جلوگیری نمود، اما هوایی می خواست که جمع وسیعی از

مخالفین را جمع آوری نموده تا بتواند آنها را به سفارت ببرد. علیرغم تعدد افراد حرفه ای و وجود یک فرد

بازاری، این گردهمایی یک گردهمایی جبهه ملی بود و آنها در مورد اسلام و آیت اللّه حاکم صحبت

می نمودند.

2 بجز مسأله درگیری که در مورد صحبت کردن در بین آنها وجود داشت، این گروه اوقات خوبی را

گذراندند. آنها مؤدب بودند، اما در مورد خط مشی دولت آمریکا و دست نشانده ها بیرحمانه حمله

می نمودند. مأمور سفارت پیام نیمه رسمی سفارت را مطرح کرد که اگر شاه کشور را ترک کند قوای نظامی

و ارتش تحریک پذیر خواهند شد بنابراین جمعیت ها نباید کاری کنند که آنها را خشمگین نمایند و در این

بین ما تا آنجا که بتوانیم به منظور مستحکم تر و آرامتر نمودن ارتش نفوذ و اقدام خواهیم نمود. رهبران

میانه روی مذهبی قبلاً این پیام را با تأیید خود پذیرفته اند، همچنان که چندین نفر از رهبران بازاری هم آن

را قبول کرده اند. این گروه به هر حال به تندی هرکسی می داند که تمامی مسئولیت سوختن بانکها و غیره به

عهده ساواک است. بنابراین چرا ما این پیغام را برای مخالفین می آوریم؟ علاوه بر این هرکسی می داند که

ارتش در کنترل دولت آمریکا است بنابراین سلاحها و قوای نظامی آتش نخواهند نمود مگر اینکه، به آنها

اجازه بدهیم. مأموران سفارت به مدت 2 ساعت کلنجار رفتند تا اینکه این نکات را بفهمانند که اشتباه

است. خصوصا نکته دوم را، اما کوچکترین شانسی در این مورد پیدا ننمودند. اتهامات استاندارد شده

جلوتر آورده شده بود: دولت آمریکا شاه را روی کار آورد و به ساواکیها تعلیم داد و با شاه در غارت نفت

ایران به وسیله قیمت بسیار ارزان همکاری نمود و غیره.

3 زمانی که آنها به خط مشی آمریکا حمله می نمودند، گروه مشخص نمود که مذهب (و بنابراین

خمینی) تنها عنصر برجسته و مسلط در این جنبش ملی نبوده است. در حقیقت با رفتن شاه آنها انتظار

ندارند که حتماً یکی از آیت اللّه ها نقش بزرگی داشته باشد. مأمور سفارت پرسید که اگر انتخابات آزاد یک

گروه از نمایندگان تأیید شده خمینی را روی کار آورد چه می شود؟ آنها گفتند که این طور فکر نمی کنند

ص: 376

مگر در بعضی از روستاها. یکی از مخالفین گفت که 54 مردم شهرها تحصیلکرده هستند و در نتیجه آنها به

جای آنکه کورکورانه به دنبال خمینی بروند خود انتخاب خودشان را می کنند.

4 نظریه: به طور خلاصه این عقیده جبهه ملی و دانشگاهیان بود که مردم مذهبی از دست رژیم آسوده

خواهند شد و بعد آنها (یعنی جبهه ملی) وارد معرکه شده و اوضاع را در دست می گیرند. آنها این طور فکر

می کنند که آنها تنها گروه سیاسی تعلیم دیده و منظم در شهر می باشند. درست وقتی پیش بینی آنها جامه

عمل می شود و اجتناب ناپذیر خواهد بود که ایران به طرف یک دموکراسی پارلمانتاریستی سوق پیدا کند.

این محل سؤال است.

سولیوان


گزارش وضعیت ایران

سند شماره (28)

سری

از: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.تاریخ: 20 ژانویه 1979 30 دی 57

به: تمام پست های دیپلماتیک اروپایی، خاور نزدیک و آسیای جنوبی

موضوع: گزارش وضعیت ایران

1 تمام متن سری

2 امنیتی سیاسی: آیت اللّه خمینی امروز اعلامیه ای منتشر نمود که اشاره می کند وی در چند روز

آینده به ایران مراجعت خواهد نمود. پیام خمینی به پیروانش بطوری که گزارش شده گفته است که: «با

کمک خداوند تا چند روز دیگر در میان شما خواهم بود.»

3 خمینی همچنین از اعضای پارلمان ایران خواست که از کرسیهایشان صرف نظر نمایند «تا

نمایندگان واقعی مردم بتوانند مکان مشروع خود را به دست آورند.»

4 نخست وزیر سابق، امینی، برداشت خودش را با سفارت در میان گذاشت که گروه خمینی از یک

برخورد مستقیم با بختیار اجتناب ورزیده و هرچند آنها او را «غیرقانونی» می دانند ولی تلاشهایش را

تحمل خواهند نمود. امینی بختیار را نصیحت کرده که محکم بایستد و در مقابل درخواستهای خمینی برای

انحلال مجلس و شورای سلطنت مقاومت نماید.

5 امینی که با چندین نفر از شخصیتهای مخالف ملاقات نموده است از گفتگوهایش متقاعد شده است

که خمینی نظریه های میانه را می پذیرد و از اقدام عجولانه خودداری می نماید. علاوه بر این او معتقد است

که نیروهای داخل کشور از قبیل آیت اللّه های قم، بازاریها و مردمی که بیکار هستند، شروع به دفاع از خود

نموده و تدریجاً آزادی عمل مطلق خمینی را فرسایش خواهند داد.

6 مقامات نهضت آزادی مرتبط با خمینی اظهار رضایت کلی از طبیعت بدون خشونت راهپیمایی 19

مارس در تهران نموده اند. منابع نهضت آزادی اشاره کرده اند که یک کمیته اعتصاب منصوب از طرف

خمینی، امروز با فرمانی برای بازگرداندن بخشهای اصلی به سرکار در اوایل هفته آینده، شروع به کار کرد.

7 یک منبع مخالفین امروز به سفارت گفت که کمونیستها مشغول سازماندهی تظاهرات خودشان که

در جنوب تهران در 21 ژانویه برگزار می شود هستند.

8 کنسول اصفهان گزارش می کند که درگیری شدیدی در 19 ژانویه بین گروههای مخالف و موافق

ص: 377

شاه در شهرهای نجف آباد و تیران که خارج از اصفهان هستند روی داد. ماه گذشته نجف آباد صحنه

خشونت و خرابکاری شدیدی توسط گروههای طرفدار شاه بود. حداقل 12 نفر کشته شدند (هیچ

آمریکایی کشته نشد). هیچ عمل خشونت آمیز عمده دیگری گفته نشده.

9 کنسول شیراز گزارش می کند که دستگاه رسمی دولت در آنجا با استثنائاتی چند تقریبا از انجام

وظیفه بازمانده است. رهبران مذهبی مداخله نموده که برخی خدمات اساسی را سازماندهی نمایند. در

حال حاضر انقلاب بر هر چیز دیگری پیشی می جوید. اجتماعات و سخنرانیها تقریبا جنبه های مداوم

صحنه داخلی هستند.

10 طبق گفته عضوی از همراهان شاه در آسوان، شاه آسوان را به قصد مراکش در صبح روز 23

ژانویه ترک خواهد نمود. شاه حسین از اردن نیز به طوری که گزارش شده خانواده سلطنتی را برای سفری

به عمان دعوت کرده است.

11 پراودا در 20 ژانویه مقاله ای طولانی و تند و سخت منتشر نمود که در مورد خطر یک کودتای

حمایت شده از طرف ایالات متحده و یک دیکتاتوری نظامی اخطار می کند. یک لحن ضد آمریکایی

شدید در مقاله وجود دارد که به عنوان تلاشی از طرف شوروی برای بدنام کردن هم ایالات متحده و هم

بختیار دیده شده است.

12 نفت: طبق گفته یک ناظر موثق، اکثریت کارکنان نفت اکنون آماده اند تا کارشان را بر یک اساس

عادی از سر بگیرند. به هر صورت ترس جلوی آنها را از انجام آن می گیرد. رهبران یکدنده اعتصاب،

مشخص و روشن نموده اند که علیرغم خواسته های آیت اللّه خمینی تولید کامل فقط زمانی می تواند از

سرگرفته شود که آنها بگویند و هرکسی که تلاش نماید با آنها مخالفت نماید این کار را با به مخاطره

انداختن خودش انجام خواهد داد. رهبران اعتصاب گفته شده است که تقریبا کارمندان جوانی (اداری)

هستند که مدت زیادی نیست از دانشگاه خارج شده اند.

13 امنیت آمریکاییها: دو پرواز 747 پان آمریکن امروز با مجموع 573 مسافر در تهران فعالیت

داشته اند. یک 747 برای 21 ژانویه برنامه ریزی شده است.



مخالفین مذهبی فعالیتها

سند شماره (29)

از: سفارت آمریکا در تهران تاریخ: 20 ژانویه 1979 30 دی 57

به: وزارت امور خارجه واشنگتن خیلی محرمانه

موضوع: مخالفین مذهبی فعالیتها

خلاصه مطلب: منابع نهضت آزادی از ثمرات راهپیمایی و رژه 19 ژانویه (که جداگانه گزارش شده)

اظهار رضایت کردند. هیچ گونه خشونتی دیده نشد و تنها 2 گروه چپ برای برهم زدن اوضاع کوشش

کردند. اینها توسط نیروهای انتظامی راه پیمایی، بدون درگیری متفرق شدند.کمیته کنترل اعتصابات

منتخب خمینی با حکم بازگرداندن قسمتهای مهم به کار، منجمله کارکنان دولتی صبح روز 20 ژانویه

شروع به کار نمود. نهضت آزادی گفته است که چپیها کوشش خواهند کرد که راهپیمایی جداگانه ای در

جنوب تهران در 21 ژانویه بر گزار کنند. مذاکرات بین گروههای مذهبی و بختیار در حال پیشرفت است.

هیئت نمایندگی مذهبی امکان دارد به پاریس برود و با خمینی صحبت کرده و بگوید که شورای انقلاب

ص: 378

اسلامی بایستی بر اساس بعضی از بنیادهای قانونی به کار گمارده شود. نهضت آزادی نگران است که

بختیار و شورای سلطنت تسلیم نشوند. آنهایی که این موضوع را زمینه قرار می دهند بایستی از خوش بینی

بیجا اجتناب ورزند.

1 مأمور سیاسی سفارت استمپل با مقامات نهضت آزادی، توسلی و امیرانتظام (قویا از اسم آنها

محافظت شود)، در اواخر غروب 19 ژانویه و دوباره با انتظام در ظهر 20 ژانویه صحبت کرد. هر دو آنها از

نتایج راهپیمایی خوشحال بودند. ارزیابی آنها این بود که در این مراسم راهپیمایی بیش از 5/2 میلیون نفر

شرکت کردند (دیگران منجمله مطبوعات داخلی تعداد را بین 4/1 الی 8/1 میلیون نفر ذکر کرده اند) و روز

بدون خشونتی به پایان رسید. توسلی یادآور شد 2 گروه چپی کوشش کردند که خود را در قسمتی از

راهپیمایی جا دهند اما از داخل جمعیت بدون حادثه ای توسط گروههای انتظامی راهپیمایی بیرون رانده

شده اند. تمام شعارها، اسلامی بودند. افراد نهضت آزادی قبول کردند که روحیه جمعیت کمی کسل تر از

راهپیمایی عاشورا بود، اما هردو آنها (و نیز اغلب اشخاص دیگری که ما با آنها صحبت کردیم) این را به

یأس مربوط به رفتن شاه منتسب می نمایند. حالا که شاه رفته است مردم نگران چیزهای دیگری هستند،

هوا، محصولاتشان، کمبود بنزین و غیره...

2 انتظام گفت: کمیته اعتصابات منتخب خمینی امروز کار را شروع کرد. دکتر یداللّه سحابی به عنوان

رئیس و دکتر محمد جواد باهنر یک رهبر روحانی و علی اکبر معین فر به عنوان اعضاء برگزیده شده اند. این

گروه 2 عضو اضافی دیگر انتخاب خواهند کرد. انتظام گفت سحابی در حال بررسی بود که آیا او

(امیرانتظام) بایستی در کمیته باشد یا نه، زیرا که او کارهای هماهنگ کننده بیشتری در جای دیگر انجام

می دهد. انتظام گفت به هر صورت کار کمیته را دنبال خواهد کرد. در جواب سؤال، امیر انتظام تأیید کرد که

فرمان کمیته شامل هر دو بخش عمومی و خصوصی بوده است و هدف تلاشها به حرکت در آوردن مجدد

کشور می باشد. مأمور سفارت اشاره کرد که نخست وزیر کوششهای زیادی می کند که بخش عمومی را

از 21 ژانویه به سرکار بازگرداند. اگر هدف کمیته همین بود خیلی مفید خواهد بود که کارش با سرعت

کافی پیشرفت نماید، که از ایجاد برخورد جلوگیری به عمل آید. زیرا هر دو طرف متعهد به بازگشت به

سرکار، شده اند. امیرانتظام این مطلب را دریافت و تأکید کرد که این توافق همچنین کمک خواهد کرد که از

عناصر چپیها که کوشش می کنند به حرکت کارگران لطمه بزنند، جلوگیری به عمل آید (نظریه: ما امیدواریم

که این کوشش برای توافق به سرعت کافی انجام گیرد اما این موضوع به زودی انجام خواهد گرفت).

3 توسلی گفت سازمان دهندگان حزب توده اعلامیه ای منتشر کرده و تقاضای گردهمایی بزرگ چپیها

(و احتمالاً ضد مذهبی) برای پیش از ظهر 21 ژانویه را نموده اند. محل تظاهرت میدان قزوین با یک میل

فاصله در شمال ایستگاه راه آهن تهران در خیابان ششم بهمن خواهد بود، (نظریه: بجز شرکت توده و

چپیهای رادیکال در فعالیتهای دانشگاه این اولین و بزرگترین آزمایش قدرت حزب توده است که با

شرکت جمعیت بیشتری خواهد بود. در حقیقت اگر این اولین را راهپیمایی سازمان یافته چپ، جنبه عملی

به خود بگیرد ممکن است انگیزه سودمندی برای میانه روهای نهضت آزادی باشد که کوشش خود را برای

سرعت بخشیدن در پیدا کردن یک راه حل سیاسی میانه به کار برند.)

4 در یک صحبت جداگانه دکتر میناچی (حامی آیت اللّه شریعتمداری) تأیید کرد که مذاکرات

فی مابین مخالفین و نمایندگان بختیار برای چگونگی حل اختلاف بین شورای انقلاب منتخب خمینی و

ص: 379

شورای سلطنت به پیش می رود. میناچی گفت که شورای خمینی هنوز افرادش نامگذاری نشده که قسمتی

از آن به این دلیل است که مذاکرات در مورد ارتباط طرح ریزی شده بین آن شورا و شورای سلطنت هنوز

ادامه دارد. میناچی گفت که آیت اللّه رفسنجانی و مطهری امکان دارد آنها را همراهی کنند، غرض از این

مسافرت این خواهد بود که خمینی را راضی کنند که بپذیرد که شورای سلطنت اسلامی بایستی رابطه

قانونی با رژیم کنونی داشته باشد وگرنه روحانیون میانه رو در اینجا آن را کاملاً قبول نخواهند کرد.

میناچی نخواهد گفت که چگونه امکان دارد این موضوع تحقق پیدا کند ولی فکر می کرد که شاید شورای

اسلامی بتواند انتصاباتش را از شورای سلطنت به عنوان قسمتی از جریان انتخابات بگیرد.

5 انتظام نگرانی کمی متفاوت را در مورد وضعیت سیاسی باز ابراز کرد. او گفت که خمینی در شرف

اعلان شورای انقلاب اسلامی بود، که هم اکنون نخست وزیر و کابینه را انتخاب کرده است. (او ادعا کرد که

اسامی را نمی داند و احتمالاً اسامی را می دانست.) مشکل این است که بختیار از دادن استعفا خودداری

کرده است. (مطبوعات صبح امتناع علنی بختیار را از انتقال قدرت به خمینی چاپ کرده اند: «یک

کاردینال به جای یک نخست وزیر نمی نشیند.») انتظام فکر می کند که شورای سلطنت و مجلس تا

حدودی حاضر به استعفا و کناره گیری شده اند (نظریه: ما فکر می کنیم این عمل بی موقع و زودرس

می باشد) و جدیت لازم می باشد تا اینکه بتوان بختیار را از سر راه برداشت؛ دولت آمریکا می بایست

بختیار را نصیحت به کناره گیری نماید. مأمور سیاسی سفارت متذکر شد که بختیار نخست وزیر قانونی

است و این عامل مهمی در نگهداشتن ارتش پشت سر یک دولت غیر نظامی می باشد. مأمور سیاسی نقطه

نظرهای شخص خود را با جسارت بیان کرد و گفت اگر طرحهای خمینی امیدی به تحقق دارند برخی

مطابقتها با فرمهای قانون اساسی لازم خواهد بود. انتظام که به نظر می رسد با صحبت مصالحه و سازش که

در پاراگراف قبلی ذکر شده آشنا نیست، سری به علامت توافق تکان داد و از موضوع صرف نظر نمود.

6 تجزیه و تحلیل: میزان مشخص سردرگمی و نامطمئنی از طرف هر دو میناچی و انتظام دقیقاً

اشاره بر این دارد که مخالفین هیچ ایده روشنی از اینکه چنانچه بختیار و دیگر نهادهای دولت از تسلیم

شدن امتناع ورزند وضعیت به کجا می انجامد، ندارند. میناچی که ذاتاً یک خوش بین است، سدی در مقابل

سؤال چگونگی حل مسأله شورای سلطنت در مقابل شورای انقلاب اسلامی نمی بیند. بختیار متذکر شده

است که اگر تحت فشار قرار گیرد نتیجه احتمالاً یک به دستگیری قدرت خونین توسط ارتش می باشد.

مشکل عکس العمل نظامی در مقابل پیشنهادات خمینی و فقدان هرگونه استمرار منطبق با قانون اساسی

در مورد راه حل خمینی، دخالت رهبران مذهبی میانه رو را قویتر نموده است. اگرچه شریعتمداری در

گذشته تمایلی به اختلاف داشتن به صورت علنی با خمینی نشان نداده است، ما مطلعیم که وی در 19

ژانویه مصاحبه ای با مطبوعات داشته که تا حدی از دولت بختیار حمایت می کند و اصرار دارد که شورای

انقلاب اسلامی بایستی اساسی منطبق با قانون اساسی داشته باشد. خمینی به هیچ وجه مقام برتر خود را از

دست نداده است ولی فرسایشی (در مقام او) وجود دارد و اگر گروه رهبران مذهبی داخل کشور تمایل به

ایستادن در کنار امتناع بختیار در مورد کنار رفتن خودش از صحنه داشته باشند. سپس وقایع ممکن است

خمینی را علیرغم لجاجتش وادار به حرکت در جهت مصالحه بنماید.

7 پیش بینی احتیاطی در دستور کار است. سفیر و دیگر مأموران گزارش دهنده متوجه شده اند منابع

وزارت خارجه مطبوعات را که ظاهرا تا حدی بر اساس گزارشات تلکس ما از جریاناتی که در بالا بدان

ص: 380

اشاره شده بوده اند سابقه اطلاعات قرار داده اند و به مذاکراتی که در داخل ایران بر سر موقعیت خمینی

جریان دارد تا اندازه ای آب و رنگ داده اند. میناچی یک خوش بین ثابت می باشد و خمینی همیشه لجوج

بوده است. مراحل مذاکرات ایرانیان هرگز یک مدل استدلال معتدل و روان نبوده و همیشه نسبت به

جریانات بیرونی حساس بوده است. ما فکر می کنیم برای چند روز و هفته حساس آینده، نیازی به هیچ

نظریه ای در مورد این جریان وجود ندارد. اگر دلایلی برجسته برای توجیه مطبوعات در مورد سابقه وجود


داشته باشد (و ما در اینجا نمی توانیم مجسم کنیم آنها چه خواهند بود)، ما معتقدیم صحیح تر و نیز

محتاطانه تر خواهد بود که نظریه ای مهار شده تر و کمتر خوش بینانه همراه با کلمات عالی هادینگ کارتر

(سخنگوی وزارت خارجه ) راجع به تقاضاهای مأیوس کننده ارائه گردد.


شایعات سیاسی در میان برگزیدگان جوان

سند شماره (30)

از: سفارت آمریکا در تهران تاریخ: 21 ژانویه 1979 برابر با اول بهمن 1357

به: وزارت امور خارجه واشنگتن خیلی محرمانه

موضوع: شایعات سیاسی در میان برگزیدگان جوان

1 تمام متن خیلی محرمانه

2 خلاصه: دستیار سابق در شرکت ملی نفت ایران و مدیر کل سابق وزارت بازرگانی در مورد: رابطه

بین ژنرال ناظم و ژنرال جم، «مبارزه ترور شخصیت» بر علیه ژنرال خسروداد، استعفای وزیر دادگستری،

نفوذ مارکسیستها روی وقایع، سنجابی، شرکت ظلی معاون دبیر وزارت امور خارجه در تظاهرات 19

ژانویه و مجموعه ای از دیگر موضوعات، اظهار نظر نمودند. (پایان خلاصه)

3 مطالب زیرین یادداشتهایی از گفتگوی 9 ساعته روز 20 ژانویه با بهرام چوبین، دستیار سابق دکتر

پرویز مینا در شرکت نفت می باشد. چوبین به طور کلی صادق است. ولی راست یا دروغ باشد کمربند

انتقال بدون تشخیص چیزی که می شنود، می باشد. در طول قسمتی از این زمان (9 ساعته) مصطفی

انصاری یک مدیر کل اسبق در وزارت بازرگانی به دو مأمور سفارت و چوبین پیوست.

4 ژنرال ناظم و ژنرال جم: ژنرال ناظم چند ماه پیش استعفا داد. او کمی خل و خیلی خشن است.

چوبین گفت ناظم دو استعفا نامه به شاه نوشت که اولین نامه رد شد. در جواب به نامه دوم که فحش آمیز و

تهدید کننده بود، شاه فقط موافقت نمود که ناظم را بازنشسته گرداند، ناظم و جم فامیل هستند و جم احترام

فوق العاده ای برای قضاوت ناظم قائل است. چوبین ادعا نمود این ناظم بود که جم را متقاعد نمود که مقام

وزارت جنگ را نپذیرد.

5 ژنرال خسروداد: چوبین گفت برای متوقف نمودن مبارزه هدایت شده توسط مارکسیستها برای

ترور شخصیت علیه ژنرال خسروداد که قوی و قادر است و 12 یا 16 هزار رنجر او هنوز می توانند کنترل

کشور را در 24 ساعت به دست بگیرند، باید کاری انجام گیرد.

6 خاطرات شریف امامی: شریف امامی، نخست وزیر قبلی در خاطراتش به سختی از سفیر سولیوان

انتقاد خواهد نمود. او به دوستانش می گوید که هر بار او با سفیر گفتگو کرد، سولیوان بدون توجه به اینکه

چه می گذرد وی را ترغیب نمود که معتدل تر شود. (پدر چوبین و شریف امامی از زمان مدرسه با هم

دوستان صمیمی بوده اند.)

ص: 381

7 وزیری، وزیر دادگستری: چوبین اظهار نمود که وزیری در حقیقت استعفا نموده که یک حزب

سوسیال دموکراتیک که بختیار نخست وزیر نهایتا به آن خواهد پیوست تشکیل دهد. (نظریه: مزخرف)

8 چوبین به گروهی به نام «کمیته 28» که برای حمایت از بختیار تشکیل شده، پیوسته است. هر عضو

قرار است 5 عضو جدید دیگر به گروه بیفزاید. این موضوع در جریان گفتگوها گم شد و مأمور سفارت

نفهمید که کمیته 28 چه کسانی هستند.

9 مارکسیستها: چوبین اظهار داشت که اقلیتهای منظم مارکسیت در حقیقت خیلی از اعتصابات را

کنترل می نمایند و بجز اینکه به زودی (اعتصابات) متوقف شود، به طور مؤثری جنبش مذهبی را در اختیار

خود خواهند گرفت. چوبین هم اکنون شریکی در شرکت مهندسی دلتا که یک پیمانکار است و کارهایی

(هم اکنون فعال نیست) در پالایشگاه تهران، در IGAT-II و در کارخانجات NGLدر مناطق نفتی

خوزستان دارد. یکی از کارمندان او یک مارکسیست جوان به نام سوارکی است که به توضیح دادن در مورد

اینکه چگونه گروه او جریان وقایع را هدایت می نمایند علاقه مند است. طبق گفته چوبین سوارکی می گوید

خمینی هرگز باز نمی گردد؛ ما به او اجازه نمی دهیم. چوبین پیشنهاد ارائه جزوه های مارکسیستی را نمود

که توسط سوارکی به او داده شده و سوارکی زیر حقایق اصلی را خط کشیده است و بقیه را «سخنان

ستایش آمیز برای مصرف مذهبی» می نامد. چوبین همچنین گفت شایعه ای وجود دارد که در یک حمله

مشترک چند هفته پیش، ساواک و سیا یک برنامه 30 صفحه ای برای یک به دستگیری قدرت توسط

کمونیستها در 7 مرحله که تخمین زده شده است 4 تا 5 سال طول می کشد را پیدا نمودند.

10 سنجابی: سنجابی برای مدت مدیدی اسمش در لیست حقوق شرکت ملی نفت ایران با حقوق

ماهانه 21000 تا 24000 تومان (3000 دلار ماهیانه) بوده است. حدود 10 تا 12 سال پیش سنجابی با

ساواک در معرفی چپیها در دانشگاهها همکاری نمود. چوبین اظهار داشت علاوه بر این سنجابی متولد

ایران نیست. (اطلاعات بیوگرافی ما اشاره می کند که وی در منطقه ایلیاتی سنجاب نزدیک کرمانشاه متولد

شده است.) چوبین در مورد تلاش برای ترغیب او به تشکیل دولت گفت شاه با سنجابی با این حقایق رو به

رو شد و تهدید نمود که اگر سنجابی همکاری نکند سابقه او را فاش خواهد نمود. (نظریه: البته سنجابی

امتناع ورزید.)

11 ظلی، معاون دبیر وزارت امور خارجه: مصطفی انصاری گفت که در 19 ژانویه به دنبال یک

برخورد در وزارت خارجه بین آنهایی که می خواستند «انسجام با مردم را نشان دهند» و دیگرانی که

احساس می نمودند وزارت خارجه بایستی دور از کشمکش بماند، ظلی به طوری که گفته شده گروهی را

برای پیوستن به راهپیمایان هدایت نمود.

12 به طوری که گفته شده رئیس مجلس به دنبال تعداد زیادی از دیگر نمایندگان استعفا می نماید که

دست بختیار را در اداره نمودن توسط فرمان، باز بگذارد. (نظریه: این جنبه عجیب شایعه استعفای همگانی

یک چیز برای توضیح دادن دارد: نمایندگان مستعفی احتمالاً به نظر می رسد که در حالی که با بختیار

همکاری می نمایند، از خمینی هم پیروی می کنند و ضمناً از مسئولیت فرار می کنند. چیزی که آن را به نظر

غیرمحتمل می رساند این است که پیش اغلب نظرها این کار به شانس بختیار برای به دست آوردن هر نوع

قدرت معنوی بیشتر صدمه می رساند، اگر که آن را از بین نبرد. حکومت به وسیله فرمان تحت چنین

شرایطی مورد سؤال قرار خواهد گرفت.)

ص: 382

13 مهران، وزیر سابق دارایی و اقتصاد خارج شده است و اکنون در لندن است.

14 هویدا: چوبین داستان میکروفون پشت گل میخک هویدا را که در مطبوعات دیده شده تکرار

نمود. او اضافه کرد که نوارهای گفتگوهای متهم کننده توسط هویدا با شاه و دیگران در مقر هیئت نمایندگی

ایران در سازمان ملل توسط برادر هویدا ذخیره شده و اکنون از آنجا، برای نگهداری مطمئن آنها، خارج

شده است.

سند شماره (31) خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهران تاریخ: 22 ژانویه 1979 برابر با دوم بهمن 1357

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

1 تمام متن خیلی محرمانه

2 خلاصه: ایران در انتظار خمینی است. بختیار عهد می کند که محکم بایستد. خشونت طرفدار و ضد

رژیم. چپیها آشکارا تظاهرات می کنند. آیت اللّه های میانه رو خود را از بختیار دور می کنند. در تبریز شایع

شده که به خاطر اینکه شریعتمداری عامل ساواک خوانده شده بین طرفداران شریعتمداری و خمینی

درگیری به وجود آمد. حمله به خانه بهاییان در غرب ایران. پایان خلاصه.

3 انتظار می رود که خمینی نزدیک ظهر روز جمعه وارد شود؛ هرچند منابع در مورد زمان و شرکت

هواپیمایی اختلاف دارند. (بعضی می گویند ارفرانس؛ دیگران می گویند کارکنان ایران ایر به سرکار باز

می گردند تا آیت اللّه را بازگردانند.) خمینی در این اثنا به طوری که گزارش شده مجدداً اظهار داشته که

نمایندگان مجلس باید مقامهای خود را رها کنند و همچنین شورای سلطنت. او از ارتش خواست که با

دولتی که به زودی تشکیل می گردد همکاری نمایند. ما شب گذشته از یک مصاحبه با رسانه های انگلیسی

به طور غیر مستقیم مطلع شدیم که خمینی به طوری که گفته شده است فاش ساخته که وی معامله ای با

ارتش انجام داده است.

4 بختیار، نخست وزیر، دیشب ملت را مورد خطاب قرار داد و اظهار داشت که وی استعفا نخواهد کرد

باقی خواهد ماند تا از قانون اساسی دفاع نماید. او علاوه بر این تقاضای پایان بخشیدن به تظاهرات و

اعتصابات را نمود و از مطبوعات به خاطر انتشار پیامهای مسموم انتقاد نمود. او اضافه نمود که «هیچ

توهین دیگری را نسبت به ارتش» تحمل نخواهد نمود. به هر صورت او قبول کرد که اختلافاتی در

نیروهای مسلح بین گروههای مذهبی و غیر مذهبی به وجود آمده است. بختیار ادعا نمود که قویترین

نخست وزیر ایران می باشد چون که او صادقانه حکومت می کند. او اظهار داشت اعتصاب کنندگان

دستوراتشان را از دشمنان خارجی می گیرند که روی دولت فشار بیاورند، دولت هم اکنون تمام تقاضاهای

کارگران را انجام داده است. 5 نفر از 21 نماینده مجلس که استعفا نمودند، از استعفایشان صرف نظر نمودند

تا مجلس استحکام پیدا کند. شورای امنیت ملی ایران شب گذشته تشکیل جلسه دادند ولی ما نمی دانیم چه

تصمیمی گرفته شد.

5 چپیها به صورت فزاینده ای آشکارتر گردیده اند. مارکسیستها دیروز چندین هزار نفر را برای

گردهمایی در دانشکده فنی تهران جمع آوری کردند. دانشجویان مسلمان راهپیمایان را اذیت کردند و در

حالی که ظاهرا هیچ جنگ خیابانی وجود نداشت، مقدار زیادی کشمکش و تعدادی نزاع وجود داشت.

ص: 383

مطبوعات گزارش کرده اند یک هواخواه مسلمان که با اتومبیلش به سختی و عمداً به داخل جمعیت راند، به

وسیله نیروهای امنیتی مارکسیست کتک زده شد. در این اثنا حزب توده در پاریس تأییدش را در مورد

شورای انقلاب اسلامی خمینی اعلام نمود. حزب توده خصوصا اظهارات خمینی بر علیه مداخله ایالات

متحده در ایران را مورد تأیید قرار می دهد. تمام نیروهای ضدامپریالیستی باید متحد شوند؛ بنابراین توده

یک دولت طرفدار خمینی را حمایت می کند. موضوع مارکسیست اسلامی که مدتها توسط خیلی از

مخالفین رد می شد، اکنون آشکارتر از آن است که نادیده گرفته شود.

6 در استانها آشوب به وجود آمده ولی ظاهرا بین گروههای مخالف و موافق رژیم، تا چپ در مقابل

راست. 10 نفر دیروز در برخوردهایی در شیروان و قوچان (شمال شرقی ایران) کشته شدند. تعداد

بیشتری روز شنبه در مشکین شهر نزدیک تبریز کشته شدند دولت می گوید یک نفر کشته شد ولی افراد

محلی می گویند تا 40 نفر کشته شدند. همچنین حداقل یک مرگ در هرسین نزدیک کرمانشاه وجود

داشت. دسته های چماقدار طرفدار شاه (در جاده بندر پهلوی)، آمل و دیگر شهرها حمله کرده اند.

چماقداران همچنین اتومبیلها را شب گذشته در خیابان پهلوی تهران متوقف کردند.

7 اعتصابات بدون کاسته شدن ادامه می یابد. کارگران (کارکنان) مخالف شب گذشته درست پس از

اینکه وی سخنرانیش را شروع نموده بود برق را قطع کردند، و قدرت پخش برنامه رادیو را برای رادیوهای

باطری دار کاهش دادند. کارکنان رادیو و تلویزیون ملی ایران رسما از قبول رئیس جدید شان، امیر مسعود

برزین، خودداری نموده اند. کارکنان وزارت دادگستری نیز اظهار داشته اند هیچ وزیری را که توسط

بختیار منصوب شده است قبول نخواهند نمود.

8 مبارزات داخلی مذهبی آشکار گردیده است. در پاسخ به یک گفته بختیار که سکوت آیت اللّه در

مورد دولت او نشانه رضایت است، آیت اللّه شریعتمداری، گلپایگانی، مرعشی نجفی و روحانی

اعلامیه های جداگانه ای منتشر نموده و این تصور را که آنها از نخست وزیر حمایت می نمایند رد کردند.

مطبوعات فکر می کنند این پس از اینکه خمینی شریعتمداری را به خاطر حمایت مخفیانه از بختیار مورد

حمله قرار داد واقع شد. منبع مطبوعاتی ایران که در گذشته گزارشاتی قابل اطمینان تهیه کرده است، به

مأمور سفارت گفت که خمینی به طور خصوصی شریعتمداری را متهم به طرفداری آمریکا و ابزار سیا

بودن کرد که در نتیجه آن شریعتمداری گفت چنان گفته ای را از یک کمونیست می توان انتظار داشت.

9 کنسول تبریز شایعات زیادی که طرفداران شریعتمداری بر علیه طرفداران خمینی در خیابانها

مبارزه می کنند را گزارش می کند. (تبریز خانه شریعتمداری است.) همچنین شایعاتی مبنی بر اینکه

شریعتمداری یک عامل ساواک است منتشر شده است.

10 مطبوعات پر از گزارشات تفرقه در ارتش، خصوصا گزارش یک اعتصاب غذا توسط تقریبا

4000 نفر افراد نیروی هوایی در پایگاههای شاهرخی و وحدتی، می باشد. به طوری که گزارش شده

حدود 1000 نفر در پایگاه هوایی بندرعباس شب شنبه تظاهرات آرامی برگزار کردند. به نظر می رسد پایه

و اساس برای تمام این گزارشات وجود دارد ولی ما تأییدی برای جزئیات آن نداریم.

11 کنسول تبریز شاهد مکالمات تلفنی دو سرباز با تهران (یکی وظیفه و دیگری حرفه ای) بود که آنها

در مورد وضعیتی که پس از بازگشت خمینی در روز جمعه ایجاد می شود ابراز نگرانی نمودند و توسط

خانواده هایشان در تهران آدرسهایی به آنها داده شد که اگر می خواهند فرار کنند به آنجا بروند. تبریز مثل

ص: 384

اغلب شهرها تعطیل باقی می ماند. هیچ فرماندار و شهرداری وجود ندارد و پلیس از خیابانها بیرون کشیده

شده و در زندان قدیمی تمرکز پیدا کرده اند. گروههای مذهبی و چپی دو روز پیش در دانشگاه برخوردی

داشتند.

12 ما مطلع شده ایم که حدود 10 روز قبل در شهر کوچک میاندوآب، موقعی که 80 خانه آتش زده

شد 2000 بهائی بی خانه شدند.

13 امروز شیراز بجز برای یک تظاهرات (آرام) کوچک نزدیک کنسولگری و به طرف یکی از

قصرهای شاه در آنجا آرام بود، ولی همچنین شامل فریادهای «یانکی به خانه ات برگرد» نیز بود.


اطلاعات بیوگرافیک درباره دولت جدید

سند شماره (32)

از: سفارت آمریکا در تهران تاریخ: 23 ژانویه 1979 برابر با 3 بهمن 1357

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.

طبقه بندی: سری غیر قابل رؤت برای خارجیان گزارشگر: پرت

موضوع: اطلاعات بیوگرافیک درباره دولت جدید

1 (محرمانه) جزئیات مربوط به شاهپور بختیار، نخست وزیر، در 16276 78 CRM ارائه شد.

2 (سری) احمد میرفندرسکی وزیر امور خارجه در سال 1918 در یک خانواده وزارت

خارجه ای متولد شد. او تحصیلات ابتدایی خود را در تفلیس، جایی که پدرش عنوان کنسولی

داشت،گذراند و تحصیلات متوسطه اش را در تهران انجام داد. در سال 1937 وارد دانشگاه آمریکایی در

بیروت شد و با درجه ای در حقوق از مدرسه سنت جوزف بیروت، تحصیلات دانشگاهیش را تکمیل کرد.

وی خدمت خود در وزارت خارجه را در سال 1947 آغاز کرد و مشاغلش شامل دبیر سومی در مسکو از

1949 تا 1953؛ مأموریت کوتاهی در تهران در 1953؛ دبیر دومی در لاهه از 1953 تا 1956؛ کفالت

مدیریت قسمت عهدنامه ها و امور حقوقی از 1953 تا 1957 مستشار در دهلی نو از 1957 تا 1960؛

سرکنسول در استانبول از 1960 تا 1962؛ مدیر بخش اقتصادی در 1962 بوده اند. پس از مدت کوتاهی

که مدیر اداره دوم سیاسی در 1963 بود، در مارس همان سال مدیر کل امور سیاسی شد. در ژوئن 1964

او به عنوان معاون امور سیاسی و پارلمانی انتخاب شد. سپس از ژوئیه 1965 تا سپتامبر 1971 به عنوان

سفیر در مسکو خدمت نمود و پس از آن قایم مقام وزارت امور خارجه شد. در اکتبر 1973 از خدمت

اخراج شد که ظاهرا به این سبب رخ داد که وی به هواپیمای شوروی که مأمور تأمین اعراب در حال جنگ

بود اجازه داد از فضای هوایی ایران عبور کند، علیرغم آنکه شاه حدود خشکی اعمال کرده بود و بدین

ترتیب نظر نامطبوع شاه را برای خود خرید. از آن زمان او جز شغل کوچک مشاور وزیر خارجه چیز

دیگری در دست نداشته است. در واقع او در نتیجه خشمش از اخراج شدن و همچنین مطابق گزارشها به

سبب یک اشکال اعتیاد به الکل چندین سال است که از صحنه بیرون مانده است. واضح است که

میرفندرسکی گنجینه ای از تجارب با خود دارد و همکارانش در وزارتخانه با نظر احترام به وی می نگرند.

در مسکو او فرستاده موفقی بود، دلیلش این است که زبان آنها را با تبحر صحبت می کند و از قراری که

گزارش شده در روزهای جوانیش پس از صرف مقدار زیادی ودکا به رقص و آواز روسی پرداخت. از

طرف دیگر او در مقام معاونت پارلمانی در 1964 در دفاع از لایحه اعطای مصونیت سیاسی به مستشاران

ص: 385

نظامی آمریکا فوق العاده با ضعف عمل کرد. او مردی کوچک با پوست زیتونی و فردی صمیمی و جذاب

است. بعضی مقامات دولت آمریکا او را در شرایط فشار به هیچ وجه شایسته اعتماد کامل ندانسته اند.

میرفندرسکی سه فرزند دارد. او علاوه بر آلمانی و انگلیسی، روسی و فرانسه را به خوبی تکلم می کند.

(باید متذکر شد که اطلاعاتی که وزارت امور خارجه در مورد چند فقره از مناصب گذشته اش تسلیم نموده،

شدیدا با سوابق ما درباره احوال اولیه اش مغایرت دارند. این اطلاعات چنین می گویند که ورود به خدمت

در 1942، خدمت در مقام دبیر سومی و دبیر دومی در مسکو از 1946 تا 1951، اداره گذرنامه در 1951

و دبیر دوم و دبیر اول در لاهه از 1952 تا 1956 بوده است.)

3 (بدون طبقه بندی) لطفعلی صمیمی، وزیر پست و تلگراف و تلفن: حدوداً 57 سال دارد. وی در سال

1954 در رشته مهندسی مکانیک فارغ التحصیل شد و سال بعد به اداره بی سیم پیوست. صمیمی که یکی از

بنیانگذاران حزب ایران (یکی از اجزای جبهه ملی) است، در اوت 1954 به زندان افکنده شد. در 1963

پس از هفت سال تعلیق خدمت دوباره او را بر سر کار آوردند. وی سپس به مطالعات تخصصی در مهندسی

ارتباطات در فرانسه و آلمان پرداخت. پس از آن به عنوان رئیس اداره مطالعات و مدیر خدمات پستی

وزارت پست و تلگراف و تلفن خدمت کرد. آخرین مقام او بازرس وزارت پست و تلگراف بوده است.

4 (بدون طبقه بندی) محمد مشیری یزدی، معاون مالی و اداری نخست وزیر: در سال 1921 به دنیا

آمد. او از دانشگاه تهران مدرکی در علوم سیاسی دریافت داشته است. ورودش به خدمت دولت در وزارت

حرفه و تجارت در 1940 بود و در 1946 به علت حجم کارش به وزارت کار انتقال یافت. مشاغلش از

این قرار بوده اند: مدیرکل اداره کار اصفهان؛ رئیس ادارات کار در خوزستان و تهران؛ عضو هیئت رئیسه

هیئت تعاون عمومی تهران؛ مدیر کل اداری وزارت کار؛ ناظر دولت در سازمان بیمه های اجتماعی

کارگران و قائم مقام دائمی وزیر کار. در ژوئن 1971، او رئیس هیئت مدیره شرکت وامهای پس انداز

مسکن شد. مشیری یزدی با... سازمان ملل و برنامه اصل چهار ایالات متحده کار کرده است. او به فرانسه

و انگلیسی صحبت می کند.

5 (خیلی محرمانه) منوچهر کاظمی، وزیر کشاورزی و منابع طبیعی: 64 سال دارد. او در مهندسی و

اقتصاد مدارکی در دست دارد و حداقل بخشی از کار دانشگاهیش را در هاروارد گذرانده است. او در

سازمان برنامه و بودجه خدمت کرده و به مقام معاونت آن سازمان رسیده است. او دوست آمریکاییها، ولی

منتقد رژیم شناخته می شود. وی به فرانسه و انگلیسی حرف می زند.

6 (خیلی محرمانه) عباسقلی بختیار، وزیر صنایع معادن و تجارت: پسر عموی نخست وزیر است. او

که متولد سال 1927 است، مدارکی در حقوق و ادبیات از دانشگاه تهران، مهندس شیمی از دانشگاه

گلاسکو و دکترا در شیمی از دانشگاه لندن به دست آورد. سوابق او شامل مناصبی به عنوان مدیر فنی

شرکت سرمایه شکر؛ سخنران دانشکده فنی دانشگاه تهران؛ رئیس اکتشافات گاز و پتروشیمی شرکت نفت

با مسئولیت طرح ریزی برای مجموعه پتروشیمی آبادان و ( در 1966) مدیر اجرایی شرکت مشترک

پتروشیمی آبادان بوده است. پس از آن وی با عنوان معاون صنعتی وزارت امور اقتصادی و دارایی خدمت

کرد. در اوائل 1975 این مقام را ترک و به سازمان خریدهای نظامی منتقل شد. شایعات گویای این هستند

که خروج او از وزارت امور اقتصادی و دارایی به دنبال یک کشمکش بر سر مسائل سیاسی با انصاری و

نجم آبادی بود. بختیار وضع سلامتیش متزلزل بوده و ادعا شده که یک حمله قلبی به سراغش آمده است.

ص: 386

او عینک تیره به چشم می زند و در طرف راست صورتش فلج موضعی دارد. این حالت کمی بر تکلمش

تأثیر می گذارد. او متمایل به آمریکا دانسته می شود. وی به انگلیسی صحبت می کند.

7 (خیلی محرمانه) رستم پیراسته، وزیر امور اقتصادی و دارایی: 46 سال دارد و از یک دانشگاه

آمریکایی در اقتصاد و بانکداری دکترا گرفته است. سابقه بانکی او پیوندهای نزدیکی با ایالات متحده را

در بردارد و در واقع بیشتر آن با «چیس مانهاتان بانک» نیویورک بوده است. پیراسته در چیس مانهاتان به

عنوان یک معاون عالیرتبه و عضو کارکنان ارشد طرح ریزی کار کرده و گزارشها حکایت می کند که چیس

مانهاتان نسبت به استعدادات او نظر عالی داشته است. پیراسته، چیس مانهاتان را ترک کرد تا مدیر بانک

بین المللی ایران که 35 درصد در تملک چیس مانهاتان است، شود. به نظر می رسد که ارتباط او با آمریکا

او را در برابر موج ضدیت با آمریکایی که ایران را فرا می گیرد، زخم پذیر نشان دهد. در واقع او هم اکنون نیز

از طرف کارکنان وزارت امور اقتصادی و دارایی متهم به داشتن تابعیت دوگانه از ایران و آمریکاست. در

جلسه اخیر او با مدیرکل ها (مدیرکل های مشغول به کار) به او غیر قانونی و غیر قابل پذیرش گفته شد. او

در تشکیل بانک بین المللی ایران که یک اقدام مشترک است، کارش را به خوبی انجام داد. وی که یک

ناسیونالیست است از ایرانیان خواسته است که به جای سرمایه گذاری در خارج پول خود را در کشور

نگاهدارند. او در برخورد با مسائل مادی دارای دیدگاهی گسترده است. پیراسته با ایجاد تعجب همگان از

بانک بین المللی استعفا داد. در صحبتهای خود با خبرنگاران به توصیف برنامه های دراز مدت می پردازد،

گویی که قصد دارد برای اداره آنها بر سر کار باشد. او ظاهرا بین اوضاع سیاسی و امور اقتصادی تمایز قائل

می شود؛ این کاری است که به مقداری وقت نیاز دارد.

8 (خیلی محرمانه) سیروس آموزگار، وزیر اطلاعات و جهانگردی: به سال 1934 به دنیا آمد. او با

خانواده جمشید آموزگار نسبتی ندارد. در 1954 وی از دانشگاه تهران به دریافت لیسانس حقوق نائل

آمد و در 1963 از همان دانشگاه دکترای اقتصاد گرفت. آموزگار ترکیب غریبی از یک اقتصاددان و

داستان نویس است. او به عنوان دستیار رئیس اداره مرکزی بانک اعتبارات ایران، مدیر یک شرکت نشر

کتاب و مشاور اقتصادی وزارت کار خدمت کرده است. او کتابهایی درباره قانون و اقتصاد (که طبق

گزارشها حاوی یک دیدگاه نسبتاً چپ است) انتشار داده است، به علاوه چندرمان، داستان کوتاه و

نمایشنامه.

9 (خیلی محرمانه) محمد امین ریاحی، وزیر آموزش: به سال 1923 در خوی تولد یافت. او در

1950 از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران لیسانس گرفت و سپس از آن دانشگاه به دریافت دکترای ادبیات

نایل آمد. در 1950 به تدریس دبیرستانی در قم پرداخت و سال بعد معاون اداره کل آموزش آذربایجان

شد. او تا سال 1925 (طبق کتاب هویت های اشخاص «WHO IS WHO» این تاریخ ظاهرا احتمالی

است) مدیر دانشسرای مقدماتی معلمان بود. او از 1961 در مقام مدیر کل نشریات و آمار وزارت آموزش

خدمت کرده است. ریاحی سردبیر ماهنامه آموزشی «آموزش و پرورش» بوده است. او همچنین نویسنده

و مؤلف مجله «کیهان فرهنگی» بوده است. به علاوه او در مقام مدیر کلی هیئت امنای بنیاد شاهنامه خدمت

کرده است. وی به انگلیسی و فرانسه تکلم می کند. منبع دانشگاهی مخالف، ریاحی را به عنوان نمونه میانه

روی کابینه بختیار به مأمور سفارت معرفی کرد.

10 (محرمانه) منوچهر رزم آرا، وزیر بهداری: یک پزشک و متخصص قلب است. تحصیلات خود را

ص: 387

در فرانسه تکمیل کرد و عضو جامعه کاردیولوژیستهای فرانسه است. جزئیات بیشتری در دست نیست.

11 (سری) جواد خادم، وزیر مسکن و شهرسازی: فقط 38 سال دارد. او از یک دانشگاه بریتانیا

درجه ای در مهندسی ساختمان دارد. او سوابق خود را عمدتا در بخش خصوصی دارد. او یک مقاطعه کار

فعال بوده و آخرین شغلش مدیریت گروه ساختمانی آکام بوده است. مشهور است که او فردی احساساتی

و احتمالاً ضدآمریکایی است، درباره خادم می گویند که در کار مقاطعه کاریش رشوه پذیرفته است.

12 (خیلی محرمانه) منوچهر آریانا، وزیر کار و امور اجتماعی. در تهران به سال 1922 به دنیا آمد. او

از دانشگاه تهران در اقتصاد و حقوق سیاسی فارغ التحصیل شد. وی در سال 1946 به وزارت کار پیوست

و در آنجا با مشاغل مدیرکلی کار و امور اجتماعی استان تهران و سپس خوزستان؛ معاون فنی؛ نماینده

دولت در هیئت نظارت سازمان بیمه های اجتماعی و (از اکتبر 1973) به عنوان مدیر اجرایی صندوق

تحصیل فرزندان کارگران خدمت کرده است. برطبق گزارشها، آریانا پسر عموی تیمسار بازنشسته

آریاناست؛ یکی از نظامیان قدیمی که بعضی از مخالفین به طوری که گزارش شده قابل قبولش می دانند.

13 (خیلی محرمانه) سپهبد جعفر شفقت، وزیر دفاع: در سال 1915 در تبریز تولد یافت. او در

دانشکده نظام تهران و دانشکده جنگ فرانسه تحصیل کرد و در حقوق بین الملل از دانشگاه پاریس دکترا

اخذ کرد (1953). او تعلیمات حقوقی خود را طی سوابق نظامی خود به کار گرفته است. شروع کار او در

لشکر یک پیاده آذربایجان در 1958 بود و در 1961 رئیس دیوان عالی شد. در سال 1964، او معاون

فرمانده نیروهای زمینی شاهنشاهی ایران شد. از سال 1966 تا 1971، شفقت به عنوان رئیس دادگاه

عالی اداره قضایی مشغول بود. در ژوئن 1971، او آجودان شاه شد و در آن مقام بود که تحقیقات

شورشهای فوریه 1978 تبریز را انجام داد. یک ماه بعد او استاندار آذربایجان شرقی شد. شفقت یک

فرمانده برجسته که سریعاً اقدام می کند و از زیردستانش به خوبی استفاده می جوید، شناخته می شود.

دخالت عمیق او در امور حقوقی قسمتی از وظایف فرماندهی او را به خود اختصاص داد. کنسولگری

تبریز گزارش می دهد که در تبریز او به خوبی مورد احترام بود (اینکه او از اهالی تبریز بوده و تسلطش به

زبان آنجا بدون شک وی را یاری داده است). او را می شد اغلب اوقات در حال عبور از خیابانهای شهر یا

در اتومبیل خود دید که بدون ملتزمین مسلح فراوان در انظار ظاهر می شد. به هر حال، در تهران مخالفین او

را در قبال ناآرامی شهری، دارای موضع سخت می نگرند که احتمالاً به دلیل خدمت او در دادگاههای

نظامی است؛ یک منبع مخالفین او را «جلاد» می نامد. او سه فرزند دارد و فرانسه را به خوبی و انگلیسی را

به طور متوسط تکلم می کند.سولیوان


گزارش وضعیت ایران، شمار110

سند شماره (33)

از: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.تاریخ: 23 ژانویه 1979 برابر با 3 بهمن 1357

به: تمام پستهای دیپلماتیک اروپایی، خاور نزدیک و آسیای جنوبی سری

موضوع: گزارش وضعیت ایران، شمار110

1 (تمام متن سری)

سیاسی امنیتی

گفته می شود که میانه روهای مذهبی منجمله شریعتمداری معتقدند که آنها خمینی را متقاعد نموده اند

ص: 388

که تا زمانی که با رهبریت مخالف در ایران مشورت نکرده است، او برای صدور اعلامیه های نهایی در مورد

موضوعاتی از قبیل شورای سلطنت و دولت بختیار صبر کند. رهبران میانه رو مذهبی قویا معتقدند که

قانون اساسی باید پیگیری شود، در غیر این صورت آنها یک خطر جدی کودتای نظامی را می بینند. بعضی

از میانه روها که در جهت یک مصالحه کار می کنند، به دنبال راههایی برای ادغام شورای سلطنت و شورای

اسلامی خمینی هستند. به طور اضافی، جنبش اسلامی در تلاش است که با ارتش در جهت مطمئن ساختن

آن از اینکه بازگشت خمینی صلح آمیز خواهد بود کار کند.

2 دانشجویان مسلمان دیروز به گزارشات تفرقه آمیز در محل دفاتر یکی از روزنامه های اصلی تهران

(اطلاعات) اعتراض نمودند. سخنگوی دانشجویان گفت وی به ایدئولوژی هرکسی احترام می گذارد ولی

ایسم هایی وجود دارند که صحیح نیستند انقلاب پیروزمند بایستی که به صورت صحیح در مطبوعات

منعکس شود.

3 ژنرال رحیمی فرماندار نظامی تهران برای جایگزینی با رئیس پلیس تهران برگزیده شده است.

دومی فقط دو ماه در پستش بوده است.

4 کارگران چاپخانه ها اظهار داشته اند که آنها اسناد و مدارک دولتی منجمله پاسپورت ها را چاپ

نخواهند کرد. آیت اللّه طالقانی از کارمندان بخش خارجی رادیو و تلویزیون ایران به خاطر سختی اعتصاب

روی جامعه خارجیان درخواست نموده است که به سر کارشان بازگردند.

5 کنسولگری اصفهان تهدیدات مستمر و برخی چپاولگریها را مرتبط با آمریکاییهایی که

خانه هایشان را تخلیه می کنند و یا اثاثیه می فروشند گزارش کرده است. نیروهای امنیتی به نظر می رسد که

از تظاهرات در هرجایی که اتفاق بیفتد جلوگیری می کنند. کنسولگری تبریز گزارش می کند که شهر هنوز

کاملاً بسته است، منجمله دفاتر دولتی.

6 ایزوستیا در 22 ژانویه روی مطلب رسانه های گروهی در مورد تأسیسات جاسوسی ایالات متحده

در ایران و تمایل گفته شده ایالات متحده در انتقال این تأسیسات به ترکیه به دقت کار کرده بود. نویسنده

همچنین صحبت انتقال این وسایل جاسوسی از ایران به اسرائیل را مورد اشاره قرار داده بود. این مورد

تأکید قرار گرفته بود که حضور نظامی ایالات متحده از هر نوعی، یک تهدید جدی نسبت به آرمان جنبش

آزادیبخش ملی می باشد.

اقتصادی مالی

7 رستم پیراسته، وزیر دارایی ایران اطمینانهایی داد که هر نوع عقب افتادگی جبران خواهد شد و

اقساط به تعویق افتاده نتیجه اعتصابات هستند و نه فشارهای مالی. دولت ایران دو تیم از مقامات ارشد

مالی را به خارج می فرستد که بانکداران خارجی را مطمئن سازند. اولین (تیم) انتظار می رود که اواخر این

هفته در نیویورک باشد.

8 رئیس کل بانک مرکزی ایران، خوش کیش استعفا کرد. خوش کیش به خاطر رهبری غیر مؤثرش

که اجازه داد اعتصاب بانک مرکزی به سرعت بالا بگیرد به طور وسیعی مورد انتقاد قرار گرفته بود.

پیراسته وزیر دارایی در نظر دارد که بهبودی بانک مرکزی ایران را خود سرپرستی کند.

9 بانکهای تجارتی ایران به فعالیت ادامه می دهند، اگر چه با خدمات محدود و اغلب با سهمیه هایی

ص: 389

در مورد بازگیری (پرداخت) از حسابها در طول هفته مختصر کار. نرخهای ارز خارجی غیر تجارتی بالا

رفته اند که قسمتی از آن منعکس کننده موفقیت کارمندان بانک مرکزی در متوقف ساختن فروشهای ارز

خارجی به وسیله بانک مرکزی به بانکهای تجارتی برای بازار تجارت می باشد. در 22 ژانویه واسطه های

ارز خارجی یک دلار را 91 ریال (خرید) و 94 ریال (فروش) قیمت گذاری کردند (نرخ عادی 5/70

ریال). ذخایر ارز خارجی بین 4/10 تا 6/10 میلیارد دلار تخمین زده می شود.

10 پیراسته، وزیر دارایی در اوایل این هفته با نمایندگان بانکهای اصلی ایران ملاقات نمود که

معیارهای جایگزینی را ارائه دهد و برای بازگیری سپرده ها راهنماییهایی پیشنهاد نماید. طبق گفته

پیراسته بانک مرکزی ایران احتمالاً تا 50 درصد تعهدات واریز نشده ارز خارجی بانکها را از طریق وام

خواهد پوشاند.

11 رئیس سازمان انرژی اتمی ایران به سفارت اطلاع داد که برنامه انرژی هسته ای در ایران که سابقاً

جاه طلبانه ترین طرح در جهان سوم بود بالقوه تمام شده است و کار روی پروژه های آلمانی و فرانسوی

متوقف خواهد شد و تکنسین های خارجی به کشورهایشان باز خواهند گشت. خود سازمان انرژی اتمی

ایران منحل خواهد شد.


نقطه نظرهای سنجابی درباره خمینی و دولت

سند شماره (34)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهران تاریخ: 23 ژانویه 1979 برابر با 3 بهمن 1357

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی. فوری

موضوع: نقطه نظرهای سنجابی درباره خمینی و دولت

1 (تمامی متن خیلی محرمانه)

2 خلاصه: سنجابی با نظر شورای انقلاب اسلامی مخالفت می کند اما برای تغییر دولت در تلاش

است. نهایتا بازگشت ولیعهد را پیش بینی می کند. (پایان خلاصه)

3 در دومین ملاقاتش با سفارت در 23 ژانویه، سنجابی گفت با توجه به بازگشت آیت اللّه خمینی به

ایران در جمعه آینده او در مورد وضعیت مملکت نگران می باشد. او به خمینی توصیه کرده است که هنوز به

ایران برنگردد و بگذارد ابتدا اوضاع بهتر شود. او فکر کرد که دیگران هم به همین نحو به او توصیه کرده اند.

(نظریه: آنها چنین کرده اند) در هر حال خمینی یک خصوصیت مستبدانه در نهادش دارد و تصمیم گرفته

است که بیاید سنجابی توسط بهشتی کمتر از یک هفته قبل پیامی برای خمینی فرستاد که اصرار برای به

وجود آوردن یک شورای انقلاب اسلامی اشتباه خواهد بود. تمام تغییرات باید در چهار چوب قانون

اساسی که کافی بر این امر است انجام شود. تغییر اصلی ضروری در این زمان یک دولت جدید مورد توافق

خمینی است.

4 سنجابی نزد کنسول سیاسی تأیید کرد که وی محرم اسرار افکار خمینی نیست؛ خصوصا اینکه چه

کسی و چه تعدادی در شورای انقلاب اسلامی خواهد بود. فروهر در پاریس است و در منزل خمینی در

مورد نقطه نظرهای سنجابی تأکید می ورزد و هر روز تلفنی گزارش می دهد. او گزارش داد که ظاهرا

بهشتی به خمینی اطلاع داده که سنجابی میل ندارد عضو شورای انقلاب اسلامی باشد؛ چیزی که سنجابی

ص: 390

هرگز نگفته است. او فقط با تشکیل چنین شورایی از هر جهت مخالف بوده. (نظریه: یک تشخیص عالی.)


5 کنسول سیاسی موضع دولت ایالات متحده را مطرح کرد. اگر خمینی بعد از مراجعتش، روی

نظراتش برای یک قانون اساسی دیگر تأکید نماید، ما نیز نگران بدتر شدن احتمالی اوضاع هستیم. ما از

دولت منطبق بر قانون اساسی بختیار حمایت می کنیم و اشاره می کنیم که ارتش نیز از آن حمایت می کند.

خیلی بهتر خواهد بود اگر خمینی از مبارزه اش با سیستم فعلی دست بردارد و فقط موافق با انتخابات باشد

که او احتمالاً از آن طریق می تواند اکثریت عظیمی برای آنچه که می خواهد انجام دهد به دست آورد.

علیرغم اختلافات اخیر بین دو مرد، ما امیدواریم سنجابی از بختیار که به هر حال یک دولت انتقالی منتهی

به انتخابات در چارچوب قانونی اساسی است و سنجابی طرفدار آن است، حمایت و پشتیبانی کند.

6 سنجابی به نیاز به تغییر دولت بازگشت. بختیار نظرات منسجمی ندارد. خیلی متکبر است و به

زودی خواهیم دید که او هیچ طرفداری در بین مردم ندارد، برای مثال به طوری که گزارش شده او با کمک

ساواک در حال ترتیب دادن یک تظاهرات موافق دولت برای فردا 24 ژانویه در مقابل مجلس می باشد این

احمقانه است زیرا او نمی تواند امیدوار باشد که تعداد خیلی زیادی را جمع کند و ممکن است برخوردهایی

را به وجود بیاورد. باید به او توصیه شود که این برنامه ها را لغو کند زیرا ممکن است نتیجه معکوس داشته

باشد. (نظریه: در حقیقت بختیار یک چنین میتینگی را امروز بعد از ظهر 23 ژانویه در استادیوم امجدیه که

از سفارت دور نیست شروع نموده است.)

7 در جواب سؤالی سنجابی گفت او احتیاجی نمی بیند که در دولت جدید باشد. او به طور ضمنی

موافق بود که بازرگان به احتمال زیاد برای ریاست دولت یا عضویت در آن انتخاب خواهد شد. او گفت که

درباره نظراتش اخیرا با بازرگان به طور خصوصی صحبتی نکرده و فقط با بهشتی صحبت کرده است.

(نظریه: این نشان می دهد که سنجابی حتی از همکاران سابق جبهه ملیش مانند بازرگان نیز جدا شده است

و همچنین از طرف گروه خمینی.) سنجابی در مورد وسایلی که دولت ممکن است توسط آنها تغییر کند

متحیر بود. او فکر می کرد این کار می تواند از طریق پارلمان یا شورای سلطنت صورت پذیرد. (که یکی از

اعضای آن به تازگی در پاریس استعفا داد.) او فکر می کرد که ارتش نسبت به هر تغییری که از طریق مراحل

قانون اساسی ابراز شود وفادار خواهد ماند. (نظریه: ممکن است او راست بگوید.)

8 سنجابی ادامه داد که اگر چه وی ترجیح می داده است (امام) خمینی مدت بیشتری خارج از کشور

باشد اما بازگشت (امام) خمینی خاصیت دارد و آن این است که او را مجبور خواهد کرد که در تماس با

سایر آیت اللّه های برجسته مانند شریعتمداری باشد. او نمی دانست که طرز فکر فعلی طالقانی چیست، اما

گمان قطعی داشت که شریعتمداری و سایر آیت اللّه های قم با روش (امام) خمینی موافق نیستند، گرچه آنها

می ترسند از اینکه مخالفت خود را بیان کنند. او امیدوار بود که (امام) خمینی به طریقی قانع شود که از

مقصودش برای جمهوری که منجر به خونریزی خواهد شد اعتدالی ایجاد نماید. قانون اساسی فعلی در

حقیقت برای ایران خیلی مناسب است. مردم ایران دیگر تمایلی به استفاده از خود شاه، برادران و

خواهران، خواهر زاده و برادرزاده هایش، داییها و عموهایش ندارند. در هر حال ولیعهد هنوز یک فرد خرد

سال است و سنجابی بازگشت او را به عنوان یک شاه مطابق با قانون اساسی می پندارد. او فکر می کرد

(امام) خمینی در حمله به نهاد پادشاهی خیلی زیاده روی کرده است (نظریه: این درست تکرار نکته ای بود

که در صحبت قبلی ما چند هفته پیش عنوان شد).

ص: 391

9 در صحبت کوتاهی درباره اطرافیان (امام) خمینی، سنجابی قطب زاده را به عنوان دروغگوی بزرگ

خواند. او از نفوذی که قطب زاده و یزدی روی (امام) خمینی داشتند نگران بود. (نظریه: درباره بنی صدر

عضو سوم گروه سه نفره، سنجابی قبلاً به ما گفت که او بنی صدر را دوست جبهه ملی می داند.) سنجابی

ملاقات چند ماه پیش خودش با (امام) خمینی را به یاد آورد؛ موقعی که او و (امام) خمینی موافقت نامه ای

به وجود آوردند که (امام) خمینی شخصا تأیید کرد (حتی یک کلمه اضافه کرد) و اسمی از جمهوری

اسلامی نبرد. (امام) خمینی می خواست که این را اضافه کند اما سنجابی مخالفت کرد. اما روز بعد قطب زاده

بیانیه ای به نام خمینی مبنی بر اینکه (امام) خمینی طرفدار جمهوری اسلامی بود صادر کرد که بهتانی به

بیانیه مشترک بود.

10 در جواب به یک پیشدستی از طرف کنسول سیاسی، سنجابی اظهار داشت که او مطمئن است

ضدآمریکایی بودن کم می شود و پس از اینکه یک دولت واقع بین جدید قدرت را به دست بگیرد و صحنه

را بررسی کند کمتر خواهد شد. او گفت نمی داند که تظاهر کنندگان چپ روزهای اخیر حقیقتا چه کسانی

هستند. مطمئناً بعضی کمونیست هستند از مارک های مختلف.

نظریه: سنجابی در میدان رها شده، خود را تنها احساس می کند و در جستجوی دوستانی مانند دولت

آمریکاست. نام او هنوز وزنه ای است در میان مخالفین، و او فهم و ذکاوت و تجربه اینکه نقش مهمی در

آینده ایفا کند دارا می باشد. او گفت که وی مشغول فعالیت برای وسعت بخشیدن به پایگاه حزبش خصوصا

در میان جوانان می باشد. او به این احتیاج دارد.

سولیوان


میانه روهای مذهبی قصد دارند به خمینی متکی شوند

سند شماره (35)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا تهران تاریخ: 23 ژانویه 1979 برابر با 3 بهمن 1357

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: میانه روهای مذهبی قصد دارند به خمینی متکی شوند

1 (تمام متن خیلی محرمانه)

2 خلاصه: میناچی به مأمور سیاسی گفت که جنبش اسلامی برای جلسات ملاقات اضافی با ارتش

برای تلاش در جهت صلح آمیز کردن بازگشت خمینی در 26 ژانویه فشار خواهد آورد. در این ارتباط،

میانه روهای مذهبی، منجمله شریعتمداری و آنهایی که در اطراف او هستند، معتقدند که آنها خمینی را

متقاعد کرده اند که تا زمانی که با رهبریت داخل ایران مشورت کند و قبل از صدور اعلامیه های نهایی در

مورد موضوعاتی از قبیل شورای سلطنت و دولت بختیار صبر کند. تلاش مصالحه اکنون متوجه نوعی از

مانور برای ترکیب شورای سلطنت و شورای اسلامی خمینی شده است. رهبران میانه رو مذهبی قویا

معتقدند اشکال قانون اساسی باید پیگیری شود. بیمهایی برای ایمنی خمینی وجود دارد. (پایان خلاصه)

3 دکتر ناصر میناچی محرم شریعتمداری پس از گذراندن بیشتر روز 22 ژانویه در قم با شریعتمداری

و دیگر آیت اللّه های اصلی قم در صبح 23 ژانویه با مأمور سفارت ملاقات نمود. میناچی گفت گروه کاملاً با

حامیان نهضت آزادی خمینی موافق بود که گفتگوها با ارتش باید به پیش برود. میناچی به ژنرال مقدم

ص: 392

فشار آورده بود که با این به جلو برود و دومی (مقدم) تقاضای مهلت کرده و گفته است که این توافق او با

بازرگان نبوده است. میناچی به مقدم گفته که به هر صورتی با بازرگان تماس بگیرد. تا صبح مقدم این کار را

نکرده بود در نتیجه بازرگان می خواست که با مقدم یا مستقیما با ستاد ژنرال قره باغی تماس بگیرد.

(توضیح: ما کاملاً مطمئن نیستیم که چرا مقدم در این زمان چوب لای چرخ می گذارد، ولی ما قویا هر دو

طرف را نصیحت کرده ایم که به هم بپیوندند و اگر نهضت آزادی با مقدم قابلیت انعطاف نشان می دهد و آن

را به ما اظهار کنند، ملاقات در طول 24 ساعت آینده باید صورت گیرد.) میناچی خوش بین بود که

ملاقات خیلی زود روی دهد، در زمانی خوب برای تدارک کارها برای 26 ژانویه.

4 در مورد سؤال مهمتر رفتار خمینی در وهله ورودش، میناچی به محرمانه ترین صورت به ما گفت

(بیشتر اعضای دو گروه نمی دانند) که خمینی نامه ای به شریعتمداری نوشته و نظراتش را در مورد معرفی

اعضای شورای انقلاب اسلامی خواسته است. شریعتمداری به رسم خوب آیت اللهی پاسخ داده است که

آن موضوع با آیت اللّه های اصلی در کشور باید مورد بحث قرار گیرد و خمینی موافقت نموده است. بنابراین

برای بازگشت خمینی برنامه ریزی بدین صورت است که صبح 26 ژانویه وارد می شود (میناچی زمان

تخمینی ورود را بعداً قول داد) و به بهشت زهرا (خارج از مرکز تهران) رهسپار می شود و در آنجا سخنرانی

می کند و سپس در یک مکان از پیش تعیین شده اقامت خواهد نمود که منتظر بیعت علما شود. خمینی برای

2 یا 3 روز در تهران باقی خواهد ماند، سپس در قم اقامت خواهد نمود. میناچی مطمئن بود که خمینی

راه حلهای نهایی برای مشکلات کشور ارائه نخواهد داد و نیز ارتش را به عکس العمل تحریک نخواهد

نمود. مأمور سیاسی گفت نظر ما این است که اگر او در موقع ورود دولت رقیب را معرفی نماید، ارتش

ممکن است بر علیه او حرکت کند. میناچی گفت تمام پیروان داخل کشور او، این را درک می کنند و به او

فشار می آورند که کارها را به فاجعه نکشاند.

5 گفتگوهای مصالحه بین خمینی و دولت ایران اکنون متوجه پیدا کردن وسایل ترکیب کردن شورای

سلطنت و شورای اسلامی خمینی می باشد. میناچی گفت مخالفین شایعاتی شنیده اند که بختیار نخست

وزیر در نظر دارد که در ایران قبل از اینکه خمینی وارد شود اعلام جمهوری کند و از مأمور سیاسی پرسید

که آیا این حقیقت دارد. مأمور سیاسی اظهار نظر کرد که آن حتی در شرایط فعلی سیاسی ایران، یک کمی

اغراق آمیز به نظر می رسد. میناچی توافق نمود و گفت آن یک فاجعه خواهد بود؛ رهبران مذهبی میانه رو،

خصوصا شریعتمداری، قویا معتقدند که لازم است از شکلهای قانون اساسی پیروی شود. اگر این کار انجام

نشود، میانه روها خطر جدی کودتای نظامی یا از هم باز شدن بعدی نیروهای مسلح یا جنگ داخلی را

می بینند. بنابراین آیت اللّه های داخل کشور به خمینی فشار خواهند آورد که نظرات خودش را در مورد

غیرقانونی بودن نهادها به سود کشور و اسلام تعدیل نماید. عامل اصلی مصالحه در مورد شکلی از تأیید

شورای سلطنت برای دولت ناسیونالیست بعدی خواهد بود.

6 میناچی گفت هر دو رهبران مذهبی و سیاستمداران غیر روحانی عمیقاً در مورد تهدیدات نسبت به

ایمنی خمینی وقتی که بازگردد نگران هستند. میناچی شنیده بود که سربازان طرفدار شاه وجود دارند که

قسم خورده اند خمینی را بکشند. نهضت آزادی و دیگران می دانند که گروههای کمونیستی با همان آرزو

وجود دارند. تا آنجایی که میناچی می داند حتی ممکن است قدرتهای خارجی وجود داشته باشند که

بخواهند خمینی کشته شود. او به روسها و احتمالاً اسرائیلیها که طرحهایی روی خمینی دارند اشاره کرد.

ص: 393

مأمور سیاسی نظر دیگری نداد بجز اینکه انتظار تکذیب آشکار اینکه ایالات متحده می خواهد خمینی

آسیب ببیند را داشت.

7 نظریه: اگر چه میانه روها و حتی نهضت آزادی به خمینی فشار می آورند که نباید، آنها با زیرکی به

تلاش برای کشانیدن او به داخل سیستم، بدون وجود آمدن انفجاری اساسی، پرداختند. سابقه ای که یکی

از طرفین درباره قهرمانیهای جریانات پوشیده دو ماه گذشته و از هم پاشیدن (سیستم) را که مورد انتظار

بود مطرح کرد، شاید مطالب بالا دلسرد کننده نباشد ولی به نظر می رسد که آن روی اصل جدیداً کشف شده

ایران که به بهترین نحو می تواند به آخرین مرحله آزمایش قدرت بدون برخورد توصیف شود تکیه داشته

باشد.


گفتگو با ایرانیان

سند شماره (36)

از: دفتر وابسته دفاعی ایالات متحده تهران تاریخ: 25 ژانویه 1979 برابر با 5 بهمن 1357

به: سازمان اطلاعات دفاع واشنگتن، کاخ سفید واشنگتن

سری، غیر قابل رؤیت برای خارجیان

اخطار: شامل روشهای جاسوسی

موضوع: گفتگو با ایرانیان

خلاصه: این گزارش گفتگوی بین وابسته دفاعی و دریادار سابق احمد مدنی (اکنون دکتر) را در یک

میهمانی شام در عصر 24 ژانویه 1979 در خانه دکتر حاج علیلو، صاحبخانه وابسته دفاعی، در بر

می گیرد.

جزئیات: الف) چندین هفته پیش از طرف صاحبخانه وابسته دفاعی از وی دعوت شد که آیا او میل

دارد با دریادار بازنشسته احمد مدنی گفتگو کند، (یک وزیر احتمالی کشور در دولت آینده ایران) و سفری

به قم برای صحبت با آیت اللّه شریعتمداری داشته باشد. پس از گفتگو با سفیر کبیر درباره یک ملاقات با

شریعتمداری، تصمیم گرفته شد که یک غیر نظامی در این زمان بهترین خواهد بود. وابسته دفاعی سپس به

صاحبخانه اطلاع داد که در یک تاریخی در آینده، خیلی خوب خواهد بود که به قم مسافرت نماید و

احتمالاً در بهار؛ ولی در حال حاضر او قادر به رفتن نخواهد بود. به هر حال وابسته دفاعی اظهار داشت که

یک ملاقات با دریادار مدنی خیلی خوشایند خواهد بود، چون که ما هر دو افسران نظامی هستیم و مدنی

می تواند اطلاعاتی راجع به تمایلات و افکارش درباره یک دولت جدید ایران ارائه دهد. ملاقات شب

گذشته، نتیجه این گفتگوها بود.

ب) پس از تعارفات معموله و صحبتهای کوتاه راجع به سابقه (دریادار مدنی پسر یک ملا است،

مشروبات الکلی نمی نوشد، سیگار نمی کشد و یک مسلمان دیندار است)، گفتگوها به سیاست و دولت

مورد نیاز در ایران (نظر مدنی) کشید. دریادار مدنی اظهار داشت که آیت اللّه خمینی قطعاً در جمعه 26

ژانویه به ایران وارد می شود و اضافه نمود که او دیروز با بختیار نخست وزیر صحبت کرده است و

برنامه هایی تنظیم شده است که بختیار زمام امور دولت را به بازرگان، منتخب آنها (پیروان خمینی) برای

نخست وزیری جدید بدهد.

دریادار مدنی اظهار داشت که دکتر بختیار در یک مقام بالای دولتی، احتمالاً وزیر جنگ، حفظ خواهد

ص: 394

شد. وابسته دفاعی سپس پرسید که آیا ژنرال جم برای آن مقام در نظر گرفته نشده است و مدنی پاسخ داد

که او (جم) یک ژنرال قوی و قادر به اداره ارتش می باشد. وابسته دفاعی سؤال کرد که آیا مدنی برای پست

وزارت کشور در نظر گرفته نشده است و آیا او آن مقام را قبول خواهد کرد؟ او به هر دو سؤال جواب مثبت

داد و اضافه نمود که کار زیادی باید در وزارتخانه انجام پذیرد چون که تجدید سازمان اساسی در ساواک،

ژاندارمری و پلیس ملی باید صورت گیرد. او گفت قدرت ساواک سازمان داده شده به وسیله سیا به مقدار

زیادی باید کاهش داده شود و تجدید بنا گردد. افسران فاسد هستند و شکنجه ها باید موقوف شود. وابسته

دفاعی سپس اظهار داشت که تا آنجایی که او اطلاع دارد از زمانی که ژنرال مقدم ریاست ساواک را به عهده

گرفته است شکنجه دیگر در ساواک مورد استفاده قرار نمی گیرد. مدنی گفت ممکن است این موضوع

صحیح باشد ولی در ساواک افسران صادقی نداریم و سپس اضافه نمود که تمام ژنرالها در ساواک و در

ارتش فاسد و نادرست هستند. وابسته دفاعی با تأکید پاسخ داد که او خیلی زیاد ژنرالهای مسلمان،

سخت کوش و صادق را در ارتش ملاقات نموده که رهبری عالی ارتش را می توانند فراهم آورند. مدنی

جواب داد اغلب آنها باید باز نشسته شوند چون که فاسد هستند.

ج) دریادار مدنی اظهار داشت که ارتش ایران اجبار ندارد که بزرگ باشد، فقط 000/10 نفر در نیروی

دریایی، 000/15 نفر در نیروی هوایی و 000/100 نفر در نیروهای زمینی. او گفت هیچ تهدیدی از

جانب همسایگان مسلمان نسبت به ایران وجود ندارد و روسها را حتی با نیروهای نظامی بزرگ ایران

نمی توان متوقف نمود. او سپس با حالت خطابت پرسید چرا ما تمام این سیستمهای مدرن و گرانقیمت

تسلیحاتی را احتیاج داریم؟

د) دریادار مدنی سپس اظهار داشت که ایالات متحده در حمایت از دولت فاسد شاه مرتکب اشتباه

شد. خیلی مشابه آنچه ما در کوبا انجام دادیم. او اضافه نمود که ایالات متحده باید دولت جدید ایران را

حمایت کند (یک دولت بازرگان حمایت شده به وسیله خمینی). افسر گزارش دهنده سؤال کرد که آیا

منظور او این است که ایالات متحده باید از یک جمهوری انقلابی اسلامی حمایت کند. او پاسخ داد که اینها

فقط الفاظی هستند که نشان دهنده چیزی نیستند و اینکه دولت جدید ایران یک دولت سوسیالیست بدون

سلطنت خواهد بود. افسر گزارش دهنده سؤال کرد نه حتی یک رژیم سلطنتی بدون قدرت شبیه انگلیس،

او به سرعت پاسخ داد که هیچ رژیم سلطنتی برای آن دوران به هیچ وجه در تاریخ ایران روی نداده است.

ه) افسر گزارش دهنده اظهار داشت که وی معتقد است ارتش، یک دولت خمینی را قبول نخواهد کرد و

اینکه یک کودتای نظامی احتمالاً بر هر تغییرات در دولت غیر نظامی پیشی خواهد گرفت. مدنی اظهار

داشت که آن یک خودکشی خواهد بود و اینکه او شخصا با افسران جوان که از یک کودتای نظامی حمایت

نمی کنند صحبت کرده است. او اضافه کرد که یک کودتای نظامی هدایت شده به وسیله مشاور آمریکایی

شما، ژنرال هایزر فقط مبارزه انقلابی را به تأخیر خواهد انداخت چون که مردم آماده هستند برای

آزادیشان کشته شوند. او گفت من و یک میلیون دیگر ایرانی حاضر هستیم جانهایمان را در یک انقلاب

بدهیم هر کودتای نظامی به صورت یک تلاشی آمریکایی برای حفظ کردن یک دولت غیر قانونی فاسد

دیده خواهد شد. او اضافه کرد که اگر یک کودتای نظامی روی دهد منتج به هرج و مرج و سپس به وسیله

یک دولت کمونیست دنبال خواهد شد.

و) افسر گزارش دهنده پرسید آیا خمینی بازگشتش به ایران را به تأخیر می اندازد؟ دریادار مدنی گفت

ص: 395

نه؛ چون که وقت آن حالا است، او باید بازگردد و یک دولت جدید تأسیس نماید.

نظرات وابسته دفاعی ایالات متحده.

وابسته دفاعی معتقد است که دریادار مدنی یک طرفدار غرب و به طور نسبی فردی مذهبی و با هوش

است. او یک افسر سابق نیروی دریایی است که چون نمی توانست با توسعه حجیم و پرخرج نیروی دریایی

موافقت کند و نمی توانست فسادی را که با این توسعه نیروی دریایی همراه بود تحمل کند به بازنشستگی

زودرس هدایت شد. او یک دکترا در سیاست و اقتصاد به دست آورده (گفته خویش) و اخیرا در تدریس

در دانشگاههای ایران درگیر بوده است. او بشدت اشاره کرد که مشکلات در ایران به وسیله ایالات متحده

همدستی و طرفداری و تنزل داده شده است و اینکه او این مطلب (فکر) را از زمان ثبت نام در کالج جنگ

دریایی ایالات متحده عوض نکرده است او به نظر می رسد که در صحبتش دوستانه (مخلص) باشد ولی

افسر گزارش دهنده احساس می کند او ممکن است یک فرصت طلب الهام گرفته باشد که منتظر بازگشتن

به جریان اصلی امور دولت می باشد. او مانند خیلی از ایرانیان تلاش می نماید که طرف خود را با

معاشرتهای سطح بالای خودش و آگاهی باطنی از چیزی که دارد روی می دهد و اینکه چقدر خوب مطلع

می باشد تحت تأثیر قرار دهد. دریادار مدنی عنوان می کند که وی ضد کمونیست می باشد و اینکه ایران

نمی خواهد برای همکاری و پشتیبانی به طرف شرق روی بیاورد. او عنوان داشت که از آمریکاییها و

غربیهای مورد نیاز برای بازگشت جهت کمک به ایران در بهبودی اقتصادی آن درخواست خواهد شد.

صرف نظر از قابلیتهای واقعی او، دریادار مدنی از طرف میانه روهای اسلامی و ایرانیان زیرک

(دکترها، وکلا، استادان، تجار و روحانیت) به عنوان یک افسر صادق، یک مسلمان مخلص و یک منتخب

خوب به عنوان یک رهبر دولت آینده اگر که یک دولت غیر نظامی سوسیالیست بدون خونریزی مستقر شد

دیده می شود. دریادار مدنی ممکن است به خوبی در رده بالا قرار گیرد.


برنامه هایی که برای ورود خمینی در تهران تنظیم شده

سند شماره (37)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 25 ژانویه 1979 برابر با 5 بهمن 1357

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: برنامه هایی که برای ورود خمینی در تهران تنظیم شده

1 (تمام متن خیلی محرمانه)

2 خلاصه: میناچی مأمور سفارت را در مورد برنامه هایی که به طوری که گزارش شده از طرف دولت

ایران برای ورود آیت اللّه خمینی به تهران در 26 ژانویه تأیید شده است توجیه نمود. خانواده خمینی

برنامه ریزی شده که امروز وارد شوند. میناچی معتقد نیست که خمینی هیچ کدام از قدمهای آخری را در

26 ژانویه اعلام نماید.

3 دکتر ناصر میناچی، محرم آیت اللّه شریعتمداری، مخالف میانه رو و واسطه سیاسی، به استمپل مأمور

سیاسی صبح 25 ژانویه گفت که در آخر روز 24 ژانویه بختیار نخست وزیر شخصا با بازگشت

برنامه ریزی شده آیت اللّه خمینی با هواپیمای دربست ارفرانس موافقت نمود و همچنین برنامه ابتدائی

خمینی را مورد تأیید قرارداد. برنامه شامل ورود آیت اللّه بین 30/8 تا 9 صبح می باشد. ارتش فرودگاه را

ص: 396

بسته نگاه می دارد ورود گروه رسمی استقبال کننده را با کارت ورود اجازه می دهد. گروه شامل حدود 10

یا 12 نفر (آن طوری که اکنون برنامه ریزی شده، میناچی گفت این ممکن است افزایش پیدا کند) منجمله

روحانیت برجسته تهران از قبیل آیت اللّه طالقانی، سیدمحمد بهشتی (نایب خمینی در داخل کشور)

همچنین سیاستمداران مخالف، کریم سنجابی، مهدی بازرگان، داریوش فروهر، میناچی و دیگران

می باشد.

4 مردم به داخل فرودگاه راه داده نمی شوند، ولی جمعیت فراوانی در پای بنای یاد بود شهیاد و در

طول جاده فرودگاه منتظر خمینی می مانند. پس از مراسم استقبال اولیه خمینی مستقیما رهسپار قبرستان

بهشت زهرا در جنوب تهران از طریق میدان شهیاد، خیابان آیزنهاور، بلوار پهلوی و جاده قم می شود.

آیت اللّه در بهشت زهرا سخنرانی خواهد کرد (ظاهرا همراه با دیگران) و سپس به اقامتگاهش در مدرسه

اسلامی رفاه نزدیک مجلس فعلی رهسپار خواهد شد. آیت اللّه خمینی سپس علمای کشور را در طول 2 یا

3 روز پیش از اینکه برای قم عزیمت نماید خواهد دید.

5 طبق گفته میناچی، نخست وزیر آیت اللّه را در فرودگاه ملاقات نخواهد نمود، مگر اینکه جواب

مناسبی به نامه ای که او برای خمینی در 23 ژانویه فرستاد دریافت نماید. نامه پیشنهاد می کند که وضعیت

کشور را مورد بحث قرار دهد و با پیشنهاد تشریفاتی که خودش را در دسترس خمینی بگذارد تمام

می شود. (نظریه: ما از دیگر منابع آگاه شدیم که نامه دوستانه و نزدیک بود ولی در جهت چاپلوسی بختیار

از خمینی تا جایی که میناچی مطلب را می رساند به جلو نمی رود.) نظر به وضع کنونی، نخست وزیر در

ابتدای اقامت آیت اللّه خمینی در تهران با او تماس خواهد گرفت (نظریه: میناچی گفت کی و کجا احتمالاً

بستگی دارد به چگونگی آشکار شدن وقایع.)

6 میناچی گفت خانواده خمینی قرار است که 25 ژانویه به تهران وارد شوند و در خانه تازه اجاره

شده ای در خیابان دولت در منطقه دروس شمال تهران اقامت خواهند کرد. خمینی با آنها اقامت نخواهد

کرد چون که به دلایل سیاسی او می خواهد که در جنوب تهران با مردم خودش باقی بماند. (نظریه: میناچی

هیچ ایده ای نداشت که ورود خانواده با بسته بودن فرودگاه چگونه می تواند ترتیب داده شود، ولی به نظر

نمی رسید که فکر کند این یک مشکل است.)

7 از میناچی برای یک ارزیابی اینکه آیا خمینی مستقیما با دولت بختیار پس از وارد شدن رویارویی

می کند سؤال شد. میناچی گفت آیت اللّه به وسیله حامیان داخل کشور خود تحت فشار شدید گذاشته شده

که چنین نکند و نشانه هایی وجود داشته که اعلامیه ای برای راه حلهای نهایی تا زمانی که فرصت گفتگو و

مشاوره با علمای داخل کشور را پیدا نکرده نخواهد داد. (توضیح: ما امیدواریم که به این حالت باشد. و

نفسهایمان را نگهداشته ایم. مشاوره در رسم اسلامی عادلانه است و راه خوبی خواهد بود (شاید لازم

باشد) برای مستحکم کردن حمایت رهبران مذهبی میانه رو تر. از طرف دیگر ما می توانیم فشارهای

مخالف از طرف آنهایی که در پاریس در اطراف آیت اللّه هستند را مجسم کنیم.)

8 طبق گفته میناچی ملاقات بین افسران ارشد نظامی و مقامات ارشد خمینی هنوز واقع نشده است.

ژنرال قره باغی ادعا نمود که او در 24 ژانویه خیلی مشغول است ولی میناچی به ژنرال مقدم فشار زیادی در

مورد این موضوع آورد و گفت بازرگان و یک شخصیت بالای مذهبی آماده هستند که قره باغی را در هر

کجایی ملاقات نمایند، حتی در خانه قره باغی. میناچی فکر می کرد که ملاقات به طور آزمایشی برای

ص: 397

عصر 25 ژانویه تنظیم شده است. (نظریه: چنین ملاقاتی در برقرار نمودن همکاری ارتش در برنامه

توضیح داده شده در بالا و در به مرحله نهایی رسانیدن توافق در مورد اداره کردن توده های بیرون آمده (از

خانه) در 26 ژانویه مهم خواهد بود. میناچی اشاره کرد که گفتگوها در چندین سطح بین جنبش اسلامی و

ارتش در مورد این موضوع جریان دارد، ولی ملاقات سطح بالای رو در رو از نظر رهبری جنبش اسلامی

بحرانی دانسته می شود.)

9 نظریه: مطالب بالا تقریبا خوب تر از آن به نظر می رسد که راست باشد. ولی تعدادی پیش بینی وجود

دارد. امنیت بزرگترین مسأله است. علیرغم توافق ظاهری با دولت و ارتش همیشه امکان اینکه واحدهایی

با افرادی بخواهند تلاش کنند که به خمینی آسیب برسانند وجود دارد. جنبش اسلامی شدیدا درباره

امکان وجود یک قاتل متعصب از هر بخش طیف سیاسی نگران است. همچنین امکان تلاش کمونیستها یا

دیگر مارکسیستها برای عمل نفاق افکنانه وجود دارد. علیرغم فشار روی خمینی که از حد معین در موقع

ورود به وسیله اعلام دولت رقیب، تجاوز نخواهد کرد، وی ممکن است به دلیل سرسختی یا اصل اخلاقی

چنین کند. آن طور که ما می دانیم این کار قطعاً باعث عکس العمل دولت ایران که منجر به برخورد مذهبی

نظامی خواهد شد می شود. با این حال اگر سناریوی بالا عمل کند هر دو دولت ایران و مخالفین ممکن است

دوران جراحتی اثر بازگشت خمینی به ایران را با حداقل آشوب تمام کنند. این می تواند راه را برای

فشارهای مخالفین به طرفداری از ادامه قانون اساسی برای عمل کردنشان در هفته ها و ماههای آتی باز

کند.

10 مطالب بالا قبل از رسیدن اخبار مربوط به کنفرانس مطبوعاتی در پاریس که تعویق در ورود

خمینی تا یکشنبه 28 ژانویه اعلام شد تهیه شده بود. پیام پیگیری در دست تهیه است.


نظرات مخالفین

سند شماره (38)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 25 ژانویه 1979 برابر با 5 بهمن 1357

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: نظرات مخالفین

1 پرت، مأمور سفارت در 22 ژانویه با دکتر علی خواجوی، طرفدار جبهه ملی که قبلاً ملاقات بین

مخالفین و مأمورین سفارت را ترتیب داده بود، ملاقات کرد (نام او به طور اشتباه در تلکس مرجع هجی

شده بود). جدا از همقطارانش، خواجوی در مورد دورنمای بازگشت خمینی ابراز نگرانی و رضایت توأم

نمود. او از تضمین پیروزی بر رژیم خوشحال بود ولی حالا وی نگران خطر چپ بود. بر خلاف لحن

عمومی ملاقات قبلی که نگرانی آمریکا در مورد ماورای چپ به مقدار زیادی مورد تمسخر قرار گرفت،

خواجوی گفت وی خمینی را به عنوان آخرین مانع در مقابل یک ایران کمونیست می بیند. اگر خمینی

شکست بخورد، کمونیستها که در موقعیت خوبی قرار دارند جای او را خواهند گرفت. او بنابر این از یک

ترور یا به دستگیری قدرت توسط ارتش هراسان بود.

2 مأمور سفارت گفت دولت ایالات متحده در بعضی از این ترسها سهیم است و به این دلیل است که ما

امیدواریم مخالفین بختیار را حمایت نمایند. خواجوی گفت بختیار جرأت نشان داد، ولی او نمی تواند

ص: 398

حمایت عمومی را پس از اینکه اجازه داد مجلس غیر قانونی او را تأیید نماید به دست آورد. بنابر این

خواجوی فکر می کند بختیار باید به کنار برود. او امید انتخابات آزاد سریع برای به راه انداختن یک

سوسیال دموکراسی شبیه به سوئد یا فنلاند را داشت. او همچنین در مورد نفوذ بیش از حد مذهبی نگران

بود و می گفت او و دوستانش به اسلام احترام می گذارند ولی نمی خواهند که بر زندگی آنها حاکم شود.

3 خواجوی هدف گروه سیاسی جدید دوستش حاج سید جوادی «جنبش سیاسی» را یک مبارزه

غیر مذهبی بر علیه کمونیسم تشریح کرد. او گفت اگر که شنوندگان مذهبی نیستند نمی توان از مذهب برای

مبارزه با عقاید کمونیستی استفاده نمود. گروه که باید بدان به عنوان یک جنبش در داخل جبهه ملی

نگریست تا یک حزب سیاسی جدید، بحث می نماید که منافع اجتماعی کمونیسم بدون استبدادی که تحت

حکومت کمونیستی وجود دارد قابل حصول هستند.

4 نظریه: خواجوی که مردی حساس و باهوش است، نگران و سردرگم می باشد. او و خیلی، شاید

حتی اغلب، جبهه ملی ها به طور فزاینده ای قدرت گروههای مذهبی و چپی و ضعف خودشان را حس

می کنند. او امیدوار است خمینی بتواند چپیها را دور نگهدارد ولی آشکارا ایده یک جمهوری اسلامی را

دوست ندارد. او طالب یک دموکراسی پارلمانی لیبرال می باشد. گروه او همیشه نماینده اقلیت کوچکی در

داخل جنبش ملی بوده اند و اکنون برای اولین بار او و همقطارانش شروع به تشخیص آن نموده اند.


هواداران هویدا از دور خارج می شوند

سند شماره (39)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 26 ژانویه 1979 برابر با 6 بهمن 1357

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.

موضوع: هواداران هویدا از دور خارج می شوند

1 (تمام متن خیلی محرمانه)

2 خلاصه: وزیر قبلی که از موافقین هویدا است و وفادار به شاه، برای استعفا و کناره گیری از قدرت

که وضع ناگوار کنونی ایران را به وجود آورد، سوگواری می کند و می بیند که کمونیستها در زیر ردای ملاها

پنهان شده اند. او علاقه دارد که بازگشت شاه را ببیند. او برای این نظریه خود هیچ مدرک و گواهی ندارد،

این نظریه برخلاف تمام دلایل ماست که جنگجویی فعلی مسلمانان احتمالاً بهترین سپر در دسترس در

مقابله با تندروهای کمونیست است. (پایان خلاصه)

3 در جواب درخواست ملاقات با یک «مخالف» در خانه یکی از واسطه ها، کنسول سیاسی در 20

ژانویه با وزیر سابق بهداری (از 1965 تا 73) منوچهر شاهقلی ملاقات کرد. این طور که به نظر رسید

شاهقلی نمی دانست که کنسول سیاسی با سفارت همکاری دارد و پس از اینکه در پایان جلسه این موضوع

را فهمید اظهار نگرانی و ناراحتی کرد، زیرا در وضع کنونی «نمی خواست از کسی طرفداری کند». وی پس

از قول گرفتن از کنسول سیاسی نسبت به سری بودن کامل گفتگوها با جزئیات کامل شروع به تعریف کردن

وفاداریش به شاه، و همچنین نظراتش که متعلق به هویدا بود، نمود. شاهقلی یک جراح پلاستیک بود.

4 طی یک گفتگوی بی هدف، شاهقلی قدری به اشتباه شاه در منسوخ کردن احزاب سیاسی تأکید

کرد که در نتیجه آن اشتباه، میانه روهایی که نسبت به شاه وفادار هستند راهی برای ابراز این وفاداری

ص: 399

ندارند وی به عنوان رهبر قبلی حزب ایران نوین مخصوصا از اینکه می دید ایران نوین از بین رفته و

رستاخیز به وجود آمده است متأسف بود. او گفت این کار پس از اینکه شاه متوجه شد که حزب ایران نوین

تا چه حد قوی شده است، انجام پذیرفت؛ زیرا در یک دوره ای تمام کوششهای شاه و تمام پولهای بنیاد

پهلوی که از طریق شریف امامی خرج می شد، قادر نبود رأی مردم را در رامسر از یک نماینده ایران نوین به

کاندیدای حزب مردم برگرداند. وقتی که دیدند نمی توانند این کار را بکنند، شاه به این نتیجه رسید که زمان

آن رسیده است تا سازمان دیگر را که داشت قدرت می گرفت نابود گرداند.

5 شاهقلی در مورد سازمان کمونیستی در کشور ترس بیجایی داشت. او گفت که وی به داستانی که ما

نیز از چندین منبع شنیده ایم اعتقاد دارد که حزب توده در طی مدت طولانی خودش را از طریق انتخاب

جوانان 15 16 ساله و تعلیم آنها برای طلبه شدن در مدارس مذهبی قم و جاهای دیگر سازماندهی کرده

است. این کار از چندین سال قبل شد و حالا کمونیستها همان ملاهای در گوشه و کنار کشور هستند.

خمینی و سایر مردم مذهبی تصور می کنند که از طرف این ملاها در زمینه های مذهبی حمایت می شوند و از

خطر اصلی آگاه نیستند و در ضمن خمینی با به خدمت گرفتن این ملاهای جوان و طلبه های مذهبی برای

آرمانش دست رهبریت مذهبی محافظه کار را کوتاه کرده است. شاهقلی داستان (تأیید نشده) دیگری را

که قبلاً هم شنیده بودم تکرار کرد که شریعتمداری و سایر آیت اللّه های قم عملاً زندانیان ملاهای تندرو قم

هستند که خانه هایشان در محاصره آنهاست و ملاقات کنندگان توسط آنها پاییده می شوند.

6 شاهقلی گفت که ویدا حاجبی را که یک کمونیست شناخته شده است و در فرانسه تحصیل کرده و

20 سال در خارج از کشور زندگی کرده و برای 5 سال به ایران بازگشته و 6 سال گذشته را در زندان

گذرانده است، می شناسد. او حدود سه ماه قبل از زندان آزاد شده واز آن زمان هر روز 200 تا 300 نفر را

که به منزلش مراجعه می کنند می پذیرد. حدود 3 تا 4 هفته گذشته او از صبح زود و شب دیر وقت از خانه

خارج می شود. او متواضع، خوش برخورد و باهوش است و مسلما برای آرمان کمونیستی به سختی کار

می کند. شوهر کمونیست او که اخیرا از او (ویدا حاجبی) طلاق گرفته است، از ونزوئلا به پاریس آمده و در

فکر این است که به ایران برگردد. شاهقلی با تلخی گفت که کسانی که این طور خالصانه و فعالانه کار

می کنند استحقاق برنده شدن را دارند.

7 او و شخص واسطه نمونه های دیگری از اینکه چگونه کشور به سمت چپ می رود را اظهار داشتند.

وقتی شاهقلی برای شرکت در این جلسه می آید، کسی محکم به ماشین او زده است و گفته که «ماه آینده من

این ماشین را خواهم راند.» گزارشهایی رسیده که مهاجمین به طرف جنگلهای شمال (دریای خزر) رفته و

درختهای جوان را قطع کرده و می فروشند. روحیه ها از واقعیت پرت است؛ آنها در قلب انقلابی هستند که

فقیر را غنی می کند. مثال دیگر 200 مسلح افغانی بودند که روز پیش توسط دولت دستگیر شدند. (نظریه:

ما گزارش خوبی داریم از یک منبع افغانی که «افغانیهای مسلح» در واقع افغانیهای مختلف بودند که بدون

اجازه به کار اشتغال داشتند و به وسیله پلیس جمع آوری شدند.)

8 شاهقلی گفت که در یک لیست اسامی 3 هزار نفر قرار دارد که باید از طرف دولت مورد بازجویی

قرار گیرند فقط بودن نام شما در آن لیست موجب محکومیت شماست. اینها معاونان عالیرتبه وزارتخانه ها

و مدیران مشاغل هستند؛ بدون آنها چه کسی کارهای مملکت را می گرداند؟ تز شاهقلی این بود که در سال

گذشته دولت اختیار از دست داده بود. ساواک، پلیس و ارتش هیچ دستوری نمی گرفتند و نمی دانستند که

ص: 400