گروه نرم افزاری آسمان






دیو بازارها






«دیو بازارها»

از زمان کودتا داود در جستجوی این بوده که محبوبیت خود و تحقیرش را از خانواده سلطنتی با

پافشاری بر اینکه به او آقا داود بگویند و نه رئیس جمهور، به نمایش بگذارد. طبیعتا نرم و غیر رسمی

صحبت می کند، معمولاً ظاهری آرام دارد، ولی بعضی مواقع یک حالت وحشیانه از خود نشان می دهد.

گفته می شود که او با دوستان باوفا است، ولی گفته شده که نسبت به دشمنانش تند و حتی بیرحم است. به

عنوان نخست وزیر او با لباس مبدل مغازه ها را مورد بررسی قرار می داد، با این عقیده که از صداقت

فروشندگان مطمئن شود. به این دلیل او لقب «دیو بازارها» را به دست آورده بود. مطابق شایعات بازار،

یک نانوا را به خاطر قیمت اضافه که بر روی نان کشیده بود به وسیله زنده پختن او در اجاق (تنور) خودش

تنبیه کرد. بر طبق شایعات یک تنبیه عمومی تر (او این است که) گوش فروشندگان بی دقت را به دیوار

میخکوب می کرده است.

رئیس جمهور یک مشروب خور خوب و یک سیگارکش قهار است. در مدت بازنشستگی او کمی

علاقه به کشاورزی نشان داد. او خیلی روان ترکی، فارسی، پشتو و فرانسه صحبت می کند. او مقداری

انگلیسی می داند، اگر چه ترجیح می دهد از آن استفاده نکند.

ص: 502

خانواده

در 1934 داود با زینب جان، خواهر ظاهر شاه ازدواج کرد. آنها حداقل 3 پسر و 4 دختر دارند. یکی از

دخترها بین سالهای 62 1961 مقیم واشنگتن بوده است. یکی از پسران در مسکو درس می خواند، داود

یک یا دو بار در سال او را ملاقات می کند.13 اوت 1973


افغانستان در سال 1977

سند شماره (2)

از: سفارت آمریکا کابل تاریخ: 30 ژانویه 78

به: وزیر امور خارجه واشنگتن طبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره سند 0820 کابل

موضوع: افغانستان در سال 1977

1 خلاصه: در سال 1977 استقلال و امنیت افغانستان بدون تغییر ماند و به این ترتیب مورد رضایت

هدفهای اصلی ما در مورد افغانستان قرار گرفت. رئیس جمهور داود کمک زیادی به بهبود ثبات منطقه ای

کرد و بدین ترتیب به تحقق یکی دیگر از هدفهای اصلی آمریکا جامه عمل پوشاند و از اینکه اوضاع درهم

و برهم پاکستان مورد بهره برداری قرار گیرد اجتناب کرد. داود به سیاست نزدیکی بین خود و بوتو، نخست

وزیر سابق پاکستان که از سال 1976 آغاز شده بود ادامه داد و هم چنین قادر شد تا با ایران به حل

اختلافات در مورد آبهای رود هیرمند (هلمند) به توافق متقابل برسد.

2 حوادث مهم روابط دوجانبه آمریکا و افغانستان از این قرار بودند:

الف: برقراری یک کمیسیون مشترک برای مبارزه با مواد مخدر.

ب: پشتیبانی افغانستان از موضع سازمان ملل متحد در مورد مسائل مربوط به جزیره گوام و

پورتوریکو.

ج: دعوت کارتر از داود برای دیدار رسمی از آمریکا. (پایان خلاصه)

3 مناسبات با آمریکا: روابط بین آمریکا و افغانستان در سال 1977 بسیار عالی بود. حکومت

افغانستان تعهد خود را نسبت به آمریکا برای برقراری یک کمیسیون مشترک به منظور کنترل مواد مخدر و

قاچاق مواد مخدر انجام داد. بر خلاف 1976 هنگامی که حکومت افغانستان تعهد خود را درباره عدم

مخالفت با آمریکا در مورد مسئله گوام و پورتوریکو پس گرفت، این بار حکومت افغانستان در سال 1977

در مورد مسئله گوام و پورتوریکو به آمریکا کمک کرد.

داود دعوت کارتر را برای دیدار از آمریکا در تابستان 1978 پذیرفت. تأمین مالی آموزش افسران افغانی

در آمریکا دو برابر شد تا بدین ترتیب سلطه شوروی در زمینه پشتیبانی خارجی نیروهای مسلح افغانستان

خنثی شود.

4 حکومت افغانستان در کوشش برای هماهنگ کردن برنامه های خود، با رهنمودهای کمکی کنگره

آمریکا، به منظور استفاده از این کمکها کوشید. نگرانی افغانستان بر سر آنچه که به نظر آنها کاهش تعهد

آمریکا در کمکهای عمرانی بود منطقه بود، ابراز شد. رهبران افغانستان اغلب به مقامات آمریکایی مقیم

افغانستان و سایر مقاماتی که از این کشور دیدن می کردند گفتند که افغانستان خواستار کمکهای

محسوس تر آمریکا و پیشنهاد متقابل آمریکا درباره حضور در این کشور برای مقابله با حضور شورویها

ص: 503

در آن است.

5 مقامات افغانی دو تماس سطح عالی با رهبران آمریکا در سال 1978 داشتند. هنگامی که

عبدالوحید کریم سفیر افغانستان استوارنامه های خود را در روز 23 ژوئیه به رئیس جمهوری آمریکا

تسلیم کرد، کارتر به او گفت: «ایالات متحده آمریکا تشکیل قانون اساسی شما را از نزدیک از مد نظر

گذرانده است و ما به ویژه از تسهیلات مربوط به حقوق بشر آن آگاه هستیم... ما همچنین از کوششهای

داود برای بهبود رفاه اقتصادی مردم افغان بسیار آگاه هستیم و مایلیم که در این کوشش کمکی کرده

باشیم.» رئیس جمهوری همچنین حکومت افغانستان را درباره برقراری یک کمیسیون مشترک درباره

مسئله مواد مخدر در افغانستان که دو روز قبل صورت گرفته بود مورد تمجید قرار داد و علاقه شدید

شخصی خود را در کنترل مواد مخدر بیان کرد.

6 سپس روز اول اکتبر اندکی قبل از اجلاسیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد، وحید عبداللّه، وزیر

امور خارجه افغانستان با سایروس ونس، وزیر امور خارجه و اترتون، معاون او ملاقات کرد. به وحید

عبداللّه گفته شد که حکومت آمریکا مسئله تولید تریاک را در افغانستان به عنوان یک مسئله فوری و فوتی

تلقی می کند. (این نظر به وسیله سناتور ویلیام اسکات از ایالت ویرجینیا در جریان دیدار سناتور از کابل

نیز منعکس شد. سناتور ویرجینیا به داود گفته بود که کمک آینده آمریکا مشروط به فعالیت حکومت

افغانستان در کنترل مواد مخدر خواهد بود.» وحید عبداللّه به طرف آمریکایی اطمینان داد که داود شخصا

در پشت سر کوششهای حکومت افغانستان در کنترل کشت تریاک قرار گرفته است.

7 در همین ملاقات عبداللّه اظهار داشت که حکومت افغانستان خواستار روابط نزدیکتر با حکومت

جدید آمریکا و همچنین یک حضور «مشهود» آمریکا در افغانستان می باشد. وزیر امور خارجه آمریکا

پاسخ داد که آمریکا از استقلال و تمامیت ارضی افغانستان پشتیبانی می کند و به برنامه های کمکی خود

ادامه خواهد داد. ونس، همچنین ضمن اظهار نظر بیشتر خود گفت که رؤسای جمهوری دو کشور باید

همدیگر را بهتر بشناسند و در رابطه با این مسئله دعوت نامه رئیس جمهوری آمریکا را برای دیدار رسمی

از ایالات متحده آمریکا در تابستان 1978 تسلیم وزیر امور خارجه افغانستان کرد. بعد رئیس جمهوری

افغانستان این دعوت را پذیرفت.

8 مناسبات با اتحاد جماهیر شوروی: مهمترین مناسبات دوجانبه افغانستان همچنان پیوند حساس

و در عین حال سودآور این کشور با همسایه شمالی آن بوده است.شورویها ظاهرا از هر گونه مداخله ای در

امور داخلی افغانستان اجتناب کرده اند و موضع خود را به عنوان کمک کننده اصلی به افغانستان (بیش از

یک میلیارد دلار در ربع قرن اخیر، با مقایسه با کمتر از نیم میلیارد دلار از جانب ایالات متحده آمریکا

بوده است) حفظ کردند.

هر چند که در سال 1977 هیچ گونه کمک اضافی به افغانستان از سوی شورویها تعهد نشد، طرفین

مذاکراتی در ماه آوریل درباره مصرف هفتصد میلیون دلار اعتبار شوروی که تاکنون به افغانستان تعهد

شده است انجام دادند. تحویل تجهیزات شوروی به افغانستان در سال 1977 شامل سلاحهای جدید مهم،

مانند موشکهای... و زمین به هوا بوده است.

9 از 12 تا 13 آوریل، داود از اتحاد جماهیر شوروی دیدن کرد که هر دو طرف، این دیدار را یک

دیدار عادی توصیف کردند که در ضمن، جزء مهم ترین انگیزه های داود برای دریافت دعوت نامه ای از

ص: 504

آمریکا بوده است تا آنچه را که حکومت افغانستان به عنوان یک موازنه سیاسی بین دو ابر قدرت تلقی

می کند حفظ شود). داود در جریان دیدار از مسکو یک قرار داد جدید 12 ساله برای گسترش مناسبات

اقتصادی و بازرگانی دو کشور افغانستان و شوروی امضاء کرد.

10 مناسبات با چین: افغانیها برای فراهم کردن نوع دیگری از موازنه نسبت به سفر داود به اتحاد

شوروی، روز نهم آوریل از هیئت نمایندگی از جمهوری خلق چین تحت ریاست چای شوفان، معاون

وزارت بازرگانی خارجی این کشور پذیرایی کردند؛ ولی این دیدار نتیجه چنان برجسته ای نداشت.

11 هرچند داود در نطقی در اجتماع......... در اوایل سال اظهار امیدواری برای مناسبات رو به

توسعه دائمی با چین کرده بود، ولی در این جهت هیچ اقدام برجسته ای در سال 1977، صورت نگرفت. راه

نفوذ چین در افغانستان (که شامل بعضی طرحهای جزئی عمرانی است) کاملاً محقرانه است ولی این

طرحها نیز کافی است که نشان دهنده بی طرفی افغانستان بین مسکو و پکن باشد.

12 مناسبات با پاکستان: نزدیکی قابل ملاحظه بین داود و بوتو نخست وزیر سابق پاکستان که سال

قبل آغاز شده بود در سراسر دوره تحولات سال 1977 در پاکستان ادامه یافت. بوتو در جریان دیدارش از

کابل در ماه ژوئن (یعنی اندکی قبل از سقوطش)، با یک استقبال تشریفاتی ولی نسبتا خویشتن دار و سرد

در افغانستان رو به رو شد و در آن زمان حکومت افغانستان پیشنهاد کرده بود که مذاکرات تفصیلی درباره

پشتونستان (که از سوی افغانستان به عنوان تنها نقطه مورد اختلاف بین دو کشور توصیف شده است به بعد

از انتخابات پاکستان که در آن زمان مورد انتظار بود) موکول شود.

تفاهمهای مشابهی بعدا با ضیاءالحق، فرماندار نظامی کل پاکستان، در جریان دیدار او از کابل در تاریخ

11 10 اکتبر حاصل شد. ضیاءالحق به افغانها اطمینان داد که همه عناصر جامعه پاکستان اکنون موافق با

تشنج زدایی با افغانستان هستند، که این امر مورد توجه و رضایت افغانها قرار گرفت. افغانها نیز به نوبه خود

با دقت هر چه بیشتر از هر گونه مداخله ای در امور داخلی پاکستان اجتناب کردند؛ هر چند هنگامی که ولی

خان اخیرا از زندان آزاد شد و اجازه یافت که در فهرست سیاسیون قرار گیرد، آنها ابراز خشنودی زیادی

در این باره کردند.

13 شورویها از لحاظ ظاهر نسبت به نزدیکی افغانستان و پاکستان تاکنون هیچ گونه عکس العملی از

خود نشان نداده اند. از سوی دیگر، مقامات آمریکایی، در هر دو کشور رضایت واشنگتن را درباره این

تحول که یکی از مهمترین هدفهای منطقه ای آمریکاست. ابراز داشتند.

14 مناسبات با ایران: داود همچنین مناسبات بهتری با پسر عموی فرهنگی افغانستان، ایران،از

طریق حل مسئله مورد اختلاف بین دو کشور مربوط به تقسیم آبهای رودخانه هیرمند لااقل برای زمان

حاضر به ارمغان آورد. حکومت افغانستان پس از اینکه محمد نعیم، برادر و فرستاده ویژه داود را به تهران

فرستاد تا راه را هموار کند، اسناد مربوط به تصویب قرارداد آبهای هیرمند را که در سال 1973 امضاء شده

بود و بعد از سقوط حکومت سلطنتی که آن را مورد مذاکره قرار داده بود در حالت بلاتکلیفی به سر می برد

به تصویب رساند. نعیم همچنین تفاهم ایران را در مورد طرح کنترل سیلابها و آبیاری رود هیرمند که تا آن

زمان مورد اختلاف بود به دست آورد. افغانستان مایل بود که این طرح را در هیرمند سفلی به مورد اجرا

بگذارد. ( این طرح در مرحله تهیه است.)

15 از لحاظ جنبه منفی، معذالک، افغانها همچنان نسبت به وعده های گذشته ایران در مورد کمک به

ص: 505

افغانستان که افغانها به طور موجه آن را یک نوع ارتداد از جانب ایران تلقی می کردند نسبت به ایران

احساسات خوبی نداشتند. به علاوه در اواخر سال،هر دو دولت به نحو شدید، ولی در عین حال بدون

سروصدا می کوشیدند تا اختلافی را بر سر یک قطعه کوچکی از مرز بین دو کشور در نزدیکی اسلام قلعه در

جاده مشهد به هرات حل کنند. دستگاه رهبری افغانستان که از اظهار نگرانیهای شاه درباره نفوذ شوروی

در افغانستان و فقدان یک نقشه امن برای جانشینی داود سخت تحریک شده بودند، متقابلاً در هر فرصت

مناسب نگرانی خود را بر سر مسئله جانشینی در ایران عنوان می کردند.

16 روابط با سایر کشورها: در فصل پاییز، حکومت افغانستان از یک عده مقامات خارجی، در

فواصل زمانی بسیار کوتاهی پذیرایی کرد و دیدار این مقامات نتیجه چندانی به بار نیاورد: با پلگرین

توراس معاون وزارت امور خارجه کوبا (2319 سپتامبر)، پال لوشونچی رئیس جمهوری مجارستان

(18 15 اکتبر)، طه محی الدین معروف نایب رئیس جمهوری عراق (2522 اکتبر)، مانگالین دوگر

سورن وزیر امور خارجه مغولستان (3026 اکتبر). وحید عبداللّه وزیر امور خارجه افغانستان پس از

بازگشت از مجمع عمومی ملل متحد و سیاحت در ایالت کالیفرنیا از کشورهای عراق و ایران و چند کشور

ساحلی خلیج فارس دیدن کرد و در این کشورها کوشید تا مساعدت مالی کشورهای هم مذهب و ثروتمند

خود را نسبت به افغانستان جلب کند. بیشتر این جنب و جوش دیدارهای دیپلماتیک به منظور تقویت

استوارنامه های افغانستان به عنوان یک کشور فعال غیر متعهد بود، در عین حال افغانستان به نحو

جاه طلبانه ای خود را برای میزبانی در ماه مه از کمیته فرهنگی گروه کشورهای غیر متعهد آماده می کرد.

حکومت افغانستان فعالیت خود را در پشتیبانی از نهضت کشورهای غیر متعهد در چندین زمینه، از قبیل

کنفرانس دریاها و گفت و شنود اقتصادی شمال و جنوب افزایش داده است. افغانستان همچنین شدیدا

علاقه مند است تا وضع کشورهایی که به دریا راه ندارند از لحاظ عمرانی بهبود یابد و در سراسر سال

1977 هر فرصتی را برای پیشبرد این آرمان مورد بهره برداری قرار داده است.

17 هر چند مطبوعات افغانستان، که تحت کنترل دولت است، گزارش داده اند که فعالیت مربوط به

مذاکرات صلح در خاورمیانه به نحو کامل و متعادل در جریان است، حکومت افغانستان با احتیاط کامل

سیاست دیرین خود را درباره اجتناب از هر گونه درگیری همچنان دنبال کرد و در این زمینه دقت خاصی،

از زمانی که سادات با چند کشور عربی قطع رابطه کرده به کار برده است. افغانیها خود را مسلمان غیر

متعلق به نژاد سامی تلقی می کنند که از موضع گیری خاصی بجز طرفداری لفظی از آرمان عرب هیچ نفع

دیگری ندارد.

18 نظریه: منافع ایالات متحده آمریکا در پیشبرد و حفظ ثبات منطقه ای در طول سال از طریق بهبود

ناشی از احساس مسؤلیت مناسبات افغانستان با پاکستان و ایران، تحقق یافت. طرز عمل و رفتار او (داود

مترجم) در مورد مناسبات دشوار و پیچیده کشور با اتحاد جماهیر شوروی بسیار ماهرانه و از روی

توانایی صورت گرفت. از چندین لحاظ، اوضاع ژئوپلتیک افغانستان تا اندازه ای شباهت به اوضاع فنلاند

دارد و داود این مبارزه طلبی را اگر بهتر از ککونن (رئیس جمهور فنلاند مترجم) انجام ندهد، با او برابر

است. 19 برای پشتیبانی از کوششهای افغانستان در راه حفظ استقلال این کشور از فشارهای شوروی به

وسیعترین درجه ممکن که هدف اصلی سیاست آمریکا در این کشور است، ما به نشان دادن علاقه دوستانه

و محسوس خود از طریق یک حضور مشهود آمریکا در این کشور ادامه می دهیم. دیدار رسمی داود از

ص: 506

ایالات متحده آمریکا از اقلام کلیدی برنامه سیاسی ایالات متحده آمریکا نسبت به افغانستان در سال

1978 به شمار می رود. الیوت

سند شماره (3)خیلی محرمانه

بعضی از مهمترین شخصیتهای دولت افغانستان پس از تره کی و امین:

شاه ولی: معاون نخست وزیر، وزیر امور خارجه و عضو شورای مرکزی حزب کمونیست. او عموما به

عنوان مرد شماره سه هیئت حاکمه افغانستان شناخته می شود. اختلاف آشکاری با امین یا تره کی ندارد.

یک پزشک تحصیلکرده در افغانستان است که احتمالاً دوره هایی در چکسلواکی دیده است. او همچنین

وزیر بهداری و وزیر برنامه ریزی نیز بوده است.

محمد اسلام وطنجار، وزیر کشور: او تانکهایی را که در آخرین کودتا به کاخ حمله کردند رهبری

می کرد و همچنین در کودتای قبلی در سال 1973 رانندگی تانک فرماندهی را به عهده داشت. پس از

کودتا معاون نخست وزیر شد ولی به زودی مقامش تنزل پیدا کرد و وزیر کشور شد. (جایی که نفوذ کمی

حتی در خود وزارت کشور داشت.) بعدا به مدت کوتاهی فرمانده ارتش بود و موقعی که دولت به یک

سرباز محبوب احتیاج داشت وزیر دفاع شد و در آخرین تغییرات کابینه دوباره وزیر کشور شد.

وی به عنوان یک شخص با عرضه و جاه طلب و یک راننده تانک، شخص انعطاف پذیر که زیاد هم

باهوش نیست، شناخته شده است. هیچ کس در شجاعت و میل به ریسکهای شخصی که در وی وجود

دارد، شک ندارد. هیچ نشانه ای مبنی بر عدم وفاداری به تره کی و یا امین از خودش نشان نداده است ولی به

احتمال زیاد کسی خواهد بود که بر علیه دولت کودتا خواهد کرد (این موضوع مورد تأیید تره کی و امین نیز

هست). او کمتر طرفدار روسیه است و عقایدش کمتر از غیر نظامیها در دولت عملی است.

سرتیپ شرجان مزدوریار، وزیر امور مرزها: این وزارتخانه مهم نیست و ممکن است که کار وی تمام

شود. او اخیرا از وزارت کشور به این پست انتقال یافت. او قبلاً در آن واحد فرمانده یکی از تیپهای مسلح

نزدیک کابل، فرمانده پادگان کابل و فرمانده سپاه ارتش در کابل بود. او با وطنجار خیلی صمیمی است و به

احتمال زیاد با وی در کودتا شرکت خواهد کرد.

عبدالکریم میثاق، وزیر اقتصاد و عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست: خودش درس خوانده و در یک

خانواده فقیر بزرگ شده و زمانی از وی به عنوان مرد شماره چهار در دولت اسم برده می شد ولی احتمالاً

مقامش تنزل پیدا کرده است. اطلاعی مبنی بر اختلاف وی با رهبران حزب نداریم.

دکتر محمد اقبال، معاون اول وزارت دفاع: او مسؤل این است که ارتش را وفادار کند و در حقیقت وی

وزارتخانه را اداره می کند. (البته این موضوع ممکن است از یک ماه پیش که امین خودش مسؤل وزارتخانه

شده است فرق کرده باشد.) او مرد مورد اعتماد امین است و در حلقه دولت، عامل بسیار مهمی محسوب

می شود.


موقعیت سیاسی و نظامی در افغانستان

سند شماره (4)

موقعیت سیاسی و نظامی در افغانستان

جنگها و قیامهای قبیله ای: محلی در استانهای شرقی که پس از به قدرت رسیدن کودتاچیان طرفدار

ص: 507

روس در اواخر آوریل 1978 به وجود آمده بودند، تبدیل به طغیان در سراسر کشور شده است.(سری)

الف: در مواجهه با دشمنی و خصومت، اکثر جمعیت افغانستان که از نظر سنتی مستقل می باشند، رژیم

تره کی و نخست وزیرش امین خیلی بعید است که بتواند دومین سال خود را به پایان برساند. (سری)

ب: رژیم تره کی و امین تا زمانی می تواند پایدار بماند که حزب حاکم، ارتش و سازمان امنیت به آنها

وفادار باشند که فشار زیادی بر آنها از سوی نیروهای متخاصم وارد می شود.

1 رژیمی که به احتمال زیاد جانشین این رژیم خواهد شد، رژیمی به رهبری و یا حداقل به پشتیبانی

افسران چپی ارتش خواهد بود (وطنجار و یا مزدوریار).

2 کودتاچیان که در هر صورت روابط نزدیکی با شوروی خواهند داشت، در به دست گرفتن قدرت از

شوروی اجازه خواهند گرفت.

3 شوروی خواهان به قدرت رسیدن رژیمی است که پایه های وسیعتر و مستحکمتری داشته باشد تا

طغیان و قیام قبیله ها فروکش کند.

4 پس از آنکه حزب دمکراتیک خلق افغانستان قدرت را در آوریل 1978 به دست گرفت. تره کی و

امین رهبران رژیم بوده اند.

الف: اگر چه تره کی 62 ساله در وضع جسمانی خوبی به سر نمی برد، ولی نشانه های موجود حاکی از

آن است که نقش وی نسبت به روزهای اول انقلاب کاهش پیدا کرده است.

ب: امین تصمیم گیرنده بالفعل در امور روزمره دولت می باشد. این موضوع که وی قدرت اصلی رژیم

است در تاریخ 31 مارس که وی از سمت معاونت نخست وزیر به پست نخست وزیری ارتقاء پیدا کرد

تأیید شد. لازم به توضیح است که پس از انقلاب، تره کی خودش نخست وزیر هم بود.

ج: خط دهنده و تصمیم گیرنده اصلی رژیم، شورای مرکزی هفت نفره حزب حاکم می باشد.

1 تره کی، امین، معاون نخست وزیر، شاه ولی، رهبران شورای مرکزی می باشند.

د: ظاهرا رهبران سطح بالای حزب در مقابل مشکلات داخلی با هم متحد می باشند.

1 البته اصطکاکهایی وجود دارد ولی رهبران تشخیص می دهند که موقعی که موجودیت خودشان به

وسیله قیامها و طغیانها در خطر است، باید اختلافات را کنار بگذارند.

2 موجودیت رژیم محاصره شده تره کی با افزایش و توسعه طغیانها به خطر افتاده است و این

موجودیت شدیدا وابسته به پشتیبانی فنی، اقتصادی، نظامی و سیاسی شوروی می باشد (در حال حاضر

بین 1500 تا 2000 مستشار روسی در افغانستان می باشند).

الف: وابستگی کامل افغانستان به شوروی، رل بیشتری به شوروی در تصمیم گیریهای روزمره دولت

افغانستان داده است.

1 هنوز تره کی و امین ترسیم کننده خطوط اصلی سیاست می باشند.

ب: رژیم هنوز با یک موقعیت امنیتی مواجه نیست که اقتضا کند تا از شوروی درخواست مداخله

مستقیم نماید.

1 هر چند می توان تصور کرد که در 12 ماه آینده احتمالاً از نیروهای شوروی تقاضای مداخله شود.

ج: روسها اقداماتی برای حفاظت منافع خود در افغانستان خواهند کرد ولی احتمالاً مداخله نظامی

نخواهند کرد؛ اگر چه ممکن است واحدهای کوچکی برای حفاظت پرسنل خودشان به افغانستان

ص: 508

بفرستند.

1 روسها به خاطر آنکه ممکن است برای نجات دادن یک رژیم بی اعتبار، نیروهایشان را برای مدت

نامحدودی در شوروی درگیر کنند، دست به این اقدام نخواهند زد.

2 رهبران روسیه باید عواقب و بهای مداخله مستقیم را، مخصوصا نسبت به ایران، پاکستان، هند و

سیاست بین المللی بسنجند.

3 با این حال اگر جنگهای نزدیک مرز شوروی شدت بگیرد، شوروی هواپیما، هلیکوپتر (MI-24)

خلبان و مستشاران را به کمک رژیم کابل خواهد فرستاد.

4 دولت در مقابل قیامهای قبیله ای که در حال گسترش هستند و قدرت نظامی را فرسایش می دهند،

تاکنون پیشرفتی نداشته است.

الف: اگر کاهش روحیه ارتش ادامه پیدا کند، در قدرت دولت برای نگهداشتن شهرهای مهم مثل کابل

اثر خواهد گذاشت.

ب: سربازان مجروح و سربازانی که به یاغیان پناهنده می شوند، رژیم را دچار کمبود نیرو در سراسر

کشور کرده است.

ج: با وجود کمکها و پشتیبانیهای شوروی، افغانها دچار مشکلاتی در نگهداری وسایل و تدارکات

جبهه شده اند.

1 طغیان قبایل تقریبا در نیمی از کشور گسترده است. آنها در چند نقطه، محلهای دولتی را گرفته اند و

چند جاده را هم برای چند ساعت در اختیار داشته اند ولی نتوانسته اند شهر مهمی را بگیرند.

الف: آنها فاقد رهبری مرکزی و همکاری استراتژیک هستند که آنها را متحد و تبدیل به یک نیروی

پیوسته کند.

ب: آنها هنوز قادرند فشارهایی بر رژیم برای مدتی وارد کنند.

1 آنها یک سنت و سابقه طولانی در جنگهای چریکی دارند و می توانند نیروی زیادی را بسیج کنند.

2 احتیاج آنها به سلاحهای ساده، آنها را مقدور ساخته است تا با سلاحهایی که از دولت به غنیمت

می گیرند، خودشان را مسلح کرده و زندگی کنند.


اطلاعات بیوگرافی درباره کابینه افغانستان

سند شماره (5)

از: سفارت آمریکا در کابل تاریخ: 3 می 78

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.طبقه بندی: سری

رونوشت به: سفارت آمریکا در تهران

شماره سند: کابل 3511

موضوع: اطلاعات بیوگرافی درباره کابینه افغانستان

1 آنچه در ذیل می آید اطلاعات بیوگرافی درباره اعضای کابینه افغانستان است که در ماه می اعلام

شده و فعلاً در دسترس سفارت است.

نورمحمد تره کی: نخست وزیر و رئیس شورای انقلاب (گزارش بیوگرافیک کابل 3372)

ببرک کارمل: نایب رئیس شورای انقلاب و معاون نخست وزیر. کارمل (غالبا فقط به عنوان ببرک شناخته

ص: 509

شده) در حدود سال 1929 در نزدیکی کابل متولد شد. او پسر یک ژنرال احتمالاً فامیل دور داود است.

وی هنگامی که در کابل بود یک دانشجوی آشوبگر بود و 5 سال (از سال 1952 تا 1956) را در زندان

گذراند. بعد از آزادیش از زندان دوره حقوق خود را به پایان رساند و با میر اکبر خیبر، رهبر کمونیست که

قتلش در 17 آوریل، اولین نشانه آشکار از ناآرامی بود که اتفاق افتاد، (گزارش کابل 3142) دوست شد.

تقریبا در سال 60 او دوست نزدیک (عاشق) آناهیتا راتبزاده شد، که اکنون وزیر امور اجتماعی است. و در

سال 1965 او برای پارلمان انتخاب شد. در 1965 به عنوان یک عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست در

کنگره آن برگزیده شد. در 1967، او در مخالفت با گروه تره کی (خلق) برای تشکیل حزب پرچم به خیبر

پیوست. به خاطر تماسهای نزدیک با ولی خان و حزب عوام ملی در پاکستان، او به عنوان یک حامی قوی

مسئله پشتونستان شناخته شده بود.

در سال 1973 او «بزرگترین تظاهرات در تاریخ افغانستان» را برای اعتراض به موافقتنامه آبهای

هیرمند با ایران، رهبری کرد. ببرک یکی از هفت رهبر کمونیستها بود که توسط حکومت داود در 25 آوریل

دستگیر شد. (کابل 3227)

حفیظ اللّه امین: معاون نخست وزیر و وزیر امور خارجه. امین در سال 1928 در پغمان متولد شد. در

اوایل سال 1959 او به عنوان یک چپی آشوبگر شناخته شد. امین در رشته آموزش و پرورش متوسطه در

سال 1958 از کلمبیا لیسانس گرفت و برای دو سال تحصیل اضافی (در سالهای 65 1963) به کلمبیا

بازگشت. هزینه هر دو اقامت موقتی او توسط بورس کمکی ایالات متحده تأمین شد.

امین با تره کی در اواسط سالهای 60 همکاری نمود و در دسته بندیهای بسیار سخت بین خلق و پرچم

در سال 1967 توسط پرچمیها متهم شد که عامل سیا است. به عنوان عضو مجلس عوام، امین گاهگاهی

صریحا علیه فعالیتهای ایالات متحده در افغانستان صحبت می کرد. امین هم در میان آن کمونیستهایی بود

که توسط حکومت داود در 25 آوریل دستگیر شد.

ناخدا محمد اسلام: معاون نخست وزیر و وزیر مخابرات. (گزارش کابل 3350 را ببینید)

سرهنگ عبدالقادر: وزیر دفاع. ( گزارش وزارت خارجه 110074 و دفتر وابسته دفاعی، کابل 78

0038 800 6 84 را ببینید.)

نور احمد (پنجوایی): وزیر امور داخلی. احمد یانور، یا پنجوایی، پسر یک ملاک ثروتمند در منطقه

قندهار است. به نظر می رسد که او یک فارغ التحصیل دانشگاهی باشد. انگلیسی صحبت می کند و قبل از

انتخابش برای پارلمان در سال 1965 یک کارمند جزء در وزارت امور خارجه بود. در سال 1968 او با

ببرک کارمل و حزب پرچم همکاری کرد. در پارلمان، او یک خط کمونیستی تندی را انتخاب کرد، اما

اطلاعات بیوگرافی ما به طور مبهم بیان می کند که او ممکن است رام شدنی تر و بی تعصب تر از دیگر

کمونیستها باشد.

سلطان علی کشتمن: وزیر طرح و برنامه، کشتمن در سال 1953 در کابل متولد شد. گزارش شده که او

در سال 1966 عضو کمیته مرکزی حزب دمکراتیک خلق (شکل پیشین حزب خلق) بوده است. در سال

1965 او برای به دست آوردن یک کرسی در مجلس عوام تلاش کرد ولی در انتخابات شکست خورد. در

سال 1967 او پست مدیر کلی را در بخش اقتصادی وزارت صنایع و معادن تصرف کرد. خواهران او از

اولین حامیان آناهیتا راتبزاده، وزیر امور اجتماعی، فعلی بوده اند.

ص: 510

عبدالکریم میثاق: وزیر دارایی. (هیچ اطلاعات بیوگرافی وجود ندارد)

دکتر صالح محمد زاراری: وزیر کشاورزی. دکتر زاراری فارغ التحصیل دانشکده پزشکی دانشگاه

کابل بود: جایی که او در تمام هفت سال شاگرد اول کلاسش بود. او در انتخابات 1959 کاندیدای پارلمان

از قندهار شد. ظاهرا او گاهگاهی در حین فعالیت سیاسی دستگیر شده بود. در آن موقع او یک عضو

«کمیته مرکزی گروه ببرک» بود. یک گزارش دیگر دلالت می کند بر اینکه دکتر زاراری یک بار در اواخر

سال 1969 به دلیل اینکه حزب خلق در مقابل دستگیری او به دولت اعتراض نکرده بود، از حزب استعفا

کرد. او در آن موقع پیشنهاد کرد که توسط حزب می بایست از حفیظ اللّه امین (عضو سابق کمیته مرکزی

خلق) خواسته شود که در اعتراض علیه دستگیری او (دکتر زاراری) از پارلمان کناره گیری کند. حزب

استعفای او را به نحو کم اهمیتی در منطقه گزارش کرد. او بعدا دوباره سمت خود را در حزب خلق به دست

آورد. زاراری شوهر خواهر مدیر روابط فرهنگی و خارجی دانشگاه کابل، پیرمحمد زاراری، است.

عبدالحکیم شهرابی: وزیر دادگستری و وکیل عمومی. شهرابی در سال 1962 یک دانشجوی دو ساله

در بخش روزنامه نگاری دانشکده مراسلات بود. در آن موقع به او پیشنهاد شد که خبرنگار نیروهای

امنیتی افغان شود. یک منبع گفت که او در همان موقع در حزب کمونیست فعال بود و انتظار داشت که بدان

وسیله روزی رهبر مهمی شود. در سال 1963 شهرابی به عنوان یک کمونیست خیلی فعال آماده شده بود

که برای به وجود آوردن و تحریک کردن اختلافات بین ازبکها و پشتونها در سرپل، نزدیک مزار شریف،

مشغول فعالیت شود. در آن موقع او در بخش دایره المعارف افغان در وزارت آموزش و پرورش کار

می کرد. منبع دیگری گزارش داد که در همین موقع او به طور منظم در تمام میتینگهای حزب کمونیست

شرکت می کرد و برای انتشار تبلیغات حزب و «عقاید ضد اسلامی» وارد فعالیت شد. شهرابی یکی از

کمونیستهایی بود که توسط دولت داود در 25 آوریل دستگیر شد.

دکتر شاه ولی (آله کوزای ALEKOZAI): وزیر بهداشت عمومی. نام اخیر، آله کوزای، او را به عنوان

یک پشتون از منطقه قندهار تثبیت می کند. (شاه) ولی از مدرسه پزشکی دانشگاه کابل فارغ التحصیل شد و

دستیار یک پروفسور در مدرسه پزشکی جلال آباد بود. او ممکن است مقداری تعلیمات در چکسلواکی

دیده باشد. در زمان کودتا او معاون مدیر بیمارستان زنان دانشگاه کابل بود. (شاه) ولی یکی از هفت

کمونیستی بود که در 25 آوریل توسط حکومت داود دستگیر شد.

غلام دستگیر پنجشیری: وزیر آموزش و پرورش. پنجشیری قبلاً مدیر سانسور رادیو افغانستان

(651963) و مدیر جوایز ادبی وزارت اطلاعات و فرهنگ (1968) بود. او در سال 1969 در موقع

انتخابات پارلمانی برای برکناری «پادشاه» زندانی شد و در سال 1972 آزاد شد. قبل از دستگیرش او با

خیبر و ببرک کارمل همکاری می کرد. اما ظاهرا هنگامی که در زندان بود از حزب پرچم، که در آن یک

عضو کمیته مرکزی بود، استعفا داد. در 1970 پنجشیری و پسر عمویش یک گروه جداگانه تشکیل دادند و

آن را دموکراتیک خلق کارگری افغانستان نامیدند. او یکی از هفت نفری بود که در 25 آوریل دستگیر شد.

محمد حسن بارق شافعی: وزیر اطلاعات و فرهنگ «شاعر بزرگ افغان» شافعی، سردبیر نشریه جدید

«خلق» در 1966 و مدیر فتوگرامتری در مؤسسه نقشه کشی وزارت صنایع و معادن از سال 1960 تا

1967 بود. او همچنین مجله «پشتون جاق» را چاپ کرد و در سال 1965 مدیر «پیام امروز» بود. در سال

1968 در وزارت اطلاعات و فرهنگ در یک پست نامعلوم کار کرد. در خلال همان سال او سکرتر کمیته

ص: 511

مرکزی پرچم شد و بعد از اینکه تره کی از آن جدا شد او در حزب پرچم باقی ماند. در 1966 در یک

گفتگوی بین تره کی و شافعی. مأمورین سفارت گزارش دادند که تره کی خیلی مشتاق شافعی بود و قبل از

پاسخ به پرسشهای مشکل با او مشورت می کرد. اگر چه زبان شافعی فرضا محدود به فارسی و پشتو است،

ولی مأمورین بر این عقیده اند که او می توانست بیشتر مکالمه هایش را به انگلیسی انجام دهد.

سلیمان لایق: وزیر رادیو و تلویزیون. (گزارش کابل 3392 را ببینید.)

اسماعیل دانش: وزیر صنایع و معادن. دانش 37 ساله است و فارغ التحصیل از مدرسه حبیبیا و

دانشکده مهندسی دانشگاه کابل می باشد. سه سال و نیم را در ایالات متحده گذراند از اوایل سالهای

1960 تا اوایل سالهای 1970 او درجه BS و MS را در معدن از دانشگاه ویرجینیای غربی ایالات متحده

به دست آورد. دانش، سه سال اضافی در مسکو گذارند، جایی که او یک لیسانس دیگر گرفت. دانش به

عنوان مدیر مرکزی معادن ذغال سنگ ایشپوشتا، و مدیر مرکزی گزارشات علمی در وزارت صنایع و

معادن خدمت کرده است و اخیرا او رئیس بخش فیزیک در مؤسسه پلی تکنیک بود. بر طبق گفته برادرش

که یک کارمند محلی خدمات خارجی سفارت است، دوستان نزدیک نور محمد تره کی، حفیظ اللّه امین و

سلطان علی کشتمن هستند، که به کابینه معرفی شدند. دانش یک عضو (حزب) خلق است.

سرهنگ محمد رایی: وزیر امور عام المنفعه. (Publik Work) (اطلاعات بیوگرافی وجود ندارد.)

محمد منصور هاشیمی (هاشمی مترجم): وزیر آب و برق. محمد منصور هاشیمی پسر محمد

هاشمی، متولد خاش، جورم، در سال 1934 است. او قبلاً معلم علوم در کالج تربیت معلم بود. از سال

1960 تا 1965، او در دانشگاه آمریکایی بیروت بود. در ماه مه 1963، او درخواست کرد برای تحصیل

یک برنامه هیجده ماهه به ایالات متحده برود. در اوت 1963 برای مسافرت به دانشگاه کلمبیا ویزا

گرفت. اطلاعات ما نشان می دهد که او به طور هفتگی در خانه یک مأمور دادگستری وزارتخانه برای

میتینگ هسته مرکزی حزب کمونیست ملاقات داشت. این ملاقاتها از نوامبر 1966 شروع شد.

پروفسور محمود سوما: وزیر علوم عالی. سوما یک پروفسور در دانشکده علوم است. او یا موافق و یا

عضو حزب خلق است. تماسش را با اعضای شناخته شده حزب حفظ کرده است.

دکتر آناهیتا راتبزاده: وزیر امور اجتماعی. در حدود سال 1929 در کابل متولد شد. او در سالهای 53

1951 در مدرسه نرسها در شیکاگو و مدرسه پزشکی در دانشگاه کابل حضور داشت. در حدود سال

1960 عاشق ببرک کارمل شد و وقتی برای پارلمان در سال 1967 انتخاب شد، با کارمل و نور احمد

همکاری می کرد. «نور» به عنوان یکی از اعضای «اتحاد سه گانه کمونیستها در پارلمان» بود. گزارش شده

که در سال 1973 آناهیتا در کمیته مرکزی حزب پرچم بوده است.

عبدالقدوس گورباندی: وزیر بازرگانی. در سال 1974 گورباندی یک عضو کمیته مرکزی پرچم بود و

دوست نزدیک ببرک کارمل. ما در حال حاضر اطلاعات دیگری نداریم.

نظام الدین تهذیب: وزیر امور قبایل. تهذیب تقریبا متولد سال 1935 در کوندوز است. در اوایل

سالهای 1960 تهذیب در کالج حبیبیا و در دبیرستان دولتی ابن سینا درس می داد. او فارغ التحصیل از

دانشکده اسلامی دانشگاه کابل است. بعدا او برای رادیو کابل کار کرد و سپس در وزارت آموزش و

پرورش در بخش دایره المعارف شغلی به دست آورد و عضو یکی از واحدهای یکی از شعبات حزب

کمونیست بود. گزارش شده که او در سال 1966 به طور منظم هر هفته در میتینگهای خانه نور محمد

ص: 512

تره کی شرکت می کرد. در آن زمان او مشغول تعلیمات حزبی بود. در 1970 او به مؤسسه معلمان برگشت و

یک دوست خوب برای رای اسماتی (RAI SMATI)، بارق شافعی (BAREQ SHAFEI)، ببرک کارمل و

سلیمان لایق شناخته شد و یک رتبه پایین حزبی را به دست آورد.

الیوت


اولین مذاکره با رئیس جمهور جدید افغانستان

سند شماره (6)

از: سفارت آمریکا در کابلتاریخ: 6 می 1978

به: وزیر امور خارجه واشنگتن دی. سی.

طبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره سند: 3619 کابل

موضوع: اولین مذاکره با رئیس جمهور جدید افغانستان

1 نور محمد تره کی، رئیس شورای جدید انقلابی افغانستان، که دوست دارد او را آقای رئیس جمهور

خطاب کنیم، مرا در دفتر خودش واقع در ساختمان قدیم نخست وزیری در ساعت 5 بعد از ظهر روز 6 می

پذیرفت. در مدخل ساختمان رئیس و نایب رئیس تشریفات به استقبال من آمده بودند. این دو نفر در رژیم

سابق رئیس و معاون تشریفات بودند. معاون رئیس محمد زایی، وقتی که من از او درباره خانواده اش

پرسیدم شروع کرد به زار زار گریستن. با همین حالت روحی مرا به دفتر رئیس جدید راهنمایی کرد. تدابیر

امنیتی به حداقل رسیده بود و فقط یک خودرو زرهی در محوطه ساختمان نخست وزیری دیده می شد.

2 تره کی از من با فشردن صمیمی دست و یک لبخند دوستانه، که عکاسان از آن عکس برداشتند،

استقبال کرد. ما آن گاه در گوشه دفتر او نشستیم و شروع کردیم به گرمی سخن گفتن در حالی که عکاسان

مشغول عکسبرداری بودند. هنگامی که من گفتم متأسفم از اینکه در جریان چهار سال و نیمی که در

افغانستان بودم او را ندیده بودم و حتی ظرف 9 روز گذشته متأسف تر شدم، او به نحو کاملی خندید. تره کی

به زبان انگلیسی عالی ولی در عین حال زنگ زده مکالمه می کند.

3 تره کی مذاکرات خود را با شرح موفقیت خود، در حالی که احساس مباهات می کرد و از آن لذت

می برد، شروع کرد و تأکید کرد که این یک انقلاب بوده است نه کودتا. او گفت روز پنجشنبه 27 آوریل

ساعت نه بامداد تانکها به سوی کابل حرکت کردند ولی بیش از دو ساعت طول کشید که به مرکز کابل

رسیدند. حدود عصر، رژیم داود در نبرد شکست خورد، هر چند بیهوده می کوشیدند شب هنگام نیروهای

امدادی از ستاد سپاه مرکزی و از کرچا بفرستند. او گفت، با روشن شدن روز نیروی هوایی توانست کار را

یکسره کند. در ضمن، در داخل کاخ از داود خواسته شد که تسلیم نشد، به طرف مهاجمین شلیک کرد،

همسر و خانواده او هم این کار را کردند و بنابراین کشته شدند. تره کی گفت، مقصود این بود که داود را به

عنوان یک اسیر بگیریم. تره کی افزود اگر داود زنده دستگیر می شد به احتمال قوی محاکمه صحرایی شده

و تیرباران می شد. تره کی دیروز از بیمارستان دیدن کرده و به سربازی که با تپانچه سفید داود مجروح شده

بود تبریک گفت.

4 تره کی آن گاه گفت که تعجب می کند که چرا من نخستین سفیری نبودم که از او دیدن کنم. برای اینکه

آنچه را که او می کوشند در افغانستان برقرار کند «حکومت مردم است، به وسیله مردم و از برای مردم».

ص: 513

برای آنکه اندکی اظهارات خود را اصلاح کند، گفت که این سؤال را از سفیر پاکستان نیز کرده است زیرا

پاکستان و افغانستان وجوه مشترک فرهنگی و قومی بسیاری با یکدیگر دارند.

5 آن گاه توضیح دادم که در چنین مواردی ما شناسایی رسمی اعلام نمی کنیم، بلکه همان طوری که

من انجام داده ام، خاطر نشان می سازیم که ما می خواهیم مناسبات عادی دیپلماتیک خود را ادامه دهیم.

من در واقع گفتم، ما امیدواریم مناسبات کاری نزدیکی با حکومت جدید افغانستان داشته باشیم. من

افزودم، همان طوری که در یادداشت ما اظهار شده است، من امیدوارم حکومت او به زودی از فرصت

استفاده کرده و معتبر بودن معاهدات و موافقت نامه ها را تأیید کند. تره کی درباره این پیشنهاد اظهارنظری

نکرد.

6 در چندین مورد در جریان این مبادله تعارفات مقدماتی، تره کی به زمانی که او در ایالات متحده

آمریکا گذرانده بود و دوستی او با آمریکاییها، و علاقه او به کیفیت آمریکایی، صراحت و رک بودن، اشاره

کرد. ما با هم توافق کردیم که افغانیها و آمریکاییها وجوه مشترکی با همدیگر دارند.

7 من آن گاه اظهار داشتم که می خواهم با او صریح باشم. من گفتم که، همان طوری که او می داند،

ایالات متحده آمریکا هرگز در جستجوی امتیاز استراتژیکی یا سیاسی از افغانستان نبوده است. او قبول

کرد. من گفتم که یکی از نکات اصلی سیاست ما این است که به افغانستان کمک کنیم تا استقلال، تمامیت

ارضی و هویتهای خود را حفظ کند. او با شوق و ذوق سر خود را تکان داد. من گفتم از زمانی

که انگلیسیها هند را ترک کردند، نظر ما این بوده است که تنها کشوری که می توانست استقلال افغانستان را

تهدید کند اتحاد شوروی است. و او را متوجه کردم که سیاست ما در گذشته این بوده است که بلوکهایی علیه

گسترش طلبی شوروی بسازیم، ولی اینک برداشت ما از این مسئله به مرور زمان بیش از پیش بغرنج تر

شده است.

من گفتم که با توجه به موقع جغرافیایی و نیازهای اقتصادی افغانستان ما به خوبی درک می کنیم که چرا

افغانستان مایل خواهد بود با شوروی مناسبات نزدیک داشته باشد. ولی اظهار داشتم، که اگر سیاستهای

داخلی و خارجی افغانستان از سیاستهای داخلی اتحاد شوروی غیر قابل تمیز نباشد ما ناراحت خواهیم

شد زیرا چنین وضعی هویت ملی افغانستان را محو خواهد کرد و به تشنجهایی در این قسمت از جهان

منجر خواهد شد که بالنتیجه صلح مورد تهدید قرار خواهد گرفت. من گفتم که در چنین چهارچوبی است

که سیاست غیر متعهد افغانستان را ارزیابی می کنیم.

8 در پاسخ، تره کی تأیید کرد که افغانستان یک کشور مستقل و حاکم بر سرنوشت خود است و

می خواهد چنین بماند. او گفت خوشوقت است از اینکه ایالات متحده آمریکا نظر با نرمش تری درباره

جهان دارد و اعتراف کرده است که، مثلاً در مورد ویتنام مرتکب اشتباه شده است. او اشاره به این مطلب

کرد که در خلال دوران سناتور مک کارتی در واشنگتن بوده است و خاطر نشان ساخت که نیکسون که در

آن زمان معاون رئیس جمهور بود، از آمدن به یک ضیافتی در سفارت افغانستان خودداری کرد به این دلیل

که افغانستان بسیار نزدیک به اتحاد شوروی بوده است. او اظهار خوشوقتی کرد از اینکه در حال حاضر

ایالات متحده آمریکا چنین برداشتی نسبت به کشور او ندارد.

9 آن گاه گفتم که در ارزیابی سیاستهای یک حکومت، در کشوری رو به رشد مانند افغانستان، ایالات

متحده قبل از همه متوجه آن می شود که این حکومت برای بالا بردن سطح زندگی مردم خود و تأمین حفظ

ص: 514

حقوق بشر از لحاظ های اقتصادی،اجتماعی، سیاسی و حقوقی چه کار می کند. در این مرحله تره کی

دستخوش شور و شعف شد و به تفصیل درباره اینکه چگونه حکومت او می خواهد به مردم افغانستان

کمک کند سخن راند. او گفت که او و همکارانش بر خلاف اسلافش، در واقع درباره مردم فقیر این کشور

غمخواری می کنند و علاقه ندارند پول در بانکهای سوئیس پس انداز کنند. او گفت در قضاوت نسبت به

سیاستهای حکومت او، باید از مردم افغانستان بپرسیم که آیا آنها موافق هستند یا خیر. او گفت در گذشته،

خارجیان از اریستوکراتها و اشراف، که البته علاقه ای در کمک به فقیران نداشتند می پرسیدند، برای اینکه

چنین سیاستی رفاه آنان را تهدید می کرد. درباره حقوق بشر، تره کی گفت این یک مسئله پیچیده ای است و

هر ملتی خودش باید درباره حقوق بشری که بیشتر برای اوضاع و فرهنگ آن مردم مناسب است قضاوت

کند. او به صراحت و روشنی گفت مایل نیست که ما قضاوتهایی درباره ارزشهایی بکنیم که معادل مداخله

در امور داخلی افغانستان باشد. من به او اطمینان دادم که ایالات متحده آمریکا میل ندارد سیستم

حکومتی خود را در جای دیگر برقرار کند، ولی در عین حال درباره حقوق بشر، آمریکاییها با همه اوضاع

و احوال توجه زیادی دارند.

10 تره کی آن گاه گفت حکومت او روش سایر کشورها را از لحاظ آمادگی آنها برای کمک به

افغانستان مورد قضاوت قرار خواهد داد. او گفت که برنامه های عمران اقتصادی حکومت او هنوز تنظیم

نشده است، ولی او از ایالات متحده آمریکا تقاضای مساعدت خواهد کرد، همان طوری که از اتحاد

شوروی و سایر کشورها چنین تقاضایی خواهد کرد. او گفت شعار اصلی (مقصود او از شعار همان سیاست

است و نه شعار) حکومت او، فراهم کردن نان، لباس و مسکن برای توده هاست. من به برنامه های کمک

خودمان در سالهای اخیر و تأکید این برنامه ها بر بهداشت، آموزش و پرورش و کشاورزی برای

روستانشینان فقیر اشاره کردم. او گفت به من خواهد گفت، همچنان که به سفیر شوروی گفته است، که

برنامه های کمکی ما شکست خورده است و اینکه این شکست در نتیجه فقدان تعهد رژیم سابق بوده است.

من گفتم که موافقم که برنامه کمک ما به هدفهای خود نرسیده است. او از من پرسید چرا؟ من در پاسخ گفتم

که او کشور خود را بهتر از من می شناسد و می توانم تنها بگویم، که حکومت قبلی قادر به اجرای آن نوع

برنامه ای که ما می خواستیم اجرا بشود نبوده است. او ظاهرا از این مطلب من اظهار شادمانی کرد.

11 تره کی آن گاه گفت که می خواهد یقین داشته باشد که وقتی او موضوع «نان» را پیش کشید

مقصودش چه بوده است. او گفت می خواهد برای هزارها افغانی که کشور را ترک کرده اند تا در بی نامی در

خارجه کار پیدا کنند، کار فراهم کند. این به معنای ساختن صنایع زیر بنا خواهد بود و او اظهار امیدواری

کرد که ما در این امر به او کمک خواهیم کرد. من گفتم که به محض اینکه وزیر مربوطه در حکومت او حاضر

به بحث درباره چنین مسائلی باشد، رئیس هیئت برنامه کمک آمریکا و من خوشوقت خواهیم بود که

چنین مسائلی را مورد بحث قرار دهیم.

12 آن گاه گفتم که یک مسئله مهم دیگر از نظر ایالات متحده آمریکا ثبات این منطقه از جهان است.

من گفتم که از پیشرفتی که در سالهای اخیر در همکاری عمرانی منطقه حاصل شده است خوشحال

شده ایم. تره کی گفت که این البته، مسئله ای خواهد بود که حکومت او مطالعه که خواهد کرد. او همچنین

گفت که هنگامی که بحث درباره همکاری منطقه ای می شود، این بدان معنی نیست که همکاری با هند،

پاکستان و ایران صورت گیرد بلکه همچنین با اتحاد شوروی.

ص: 515

13 مذاکرات با بیان مطالب خوشایند همان طوری که آغاز شده بود پایان یافت. او گفت که امیدوار

است اتحاد شوروی درباره او قضاوت بدی نداشته باشد، اگر او مسجدهای بیشتری بسازد. با همین لحن،

او اظهار امیدواری کرد، که ما قضاوت بدی نسبت به او نخواهیم داشت اگر خود او به مسجد نرود. در پایان

او گفت تمام آن چیزهایی که به من گفته است به سفیر شوروی نیز اظهار داشته است.

14 نظریه: تره کی یک مرد لاغر، با موی سفید است، که مسن تر از شصت و یک سالی که دارد به نظر

می رسد. دارای جذابیت و قدرت تلقینی است که می توان آن را به افغانیها ارتباط داد. او همچنین در نتیجه

موفقیت خود سرسخت و پر از شوق و هیجان است. هنگامی که درباره نکته ای از خود به ویژه شوق و ذوق

نشان می دهد، چشمهای او یک نوع حالت سبعی مختص به ملت افغان می گیرد. مذاکرات ما بسیار

صمیمانه بود. همچنین به نظر من یک گفت و شنود واقعی بود.

الیوت


آینده برنامه کمک ایالات متحده آمریکا در افغانستان

سند شماره (7)

از: سفارت آمریکا در کابلتاریخ: 10 می 1978

به: وزیر امور خارجه واشنگتن دی. سی.

طبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره سند: 3805 کابل

موضوع: آینده برنامه کمک ایالات متحده آمریکا در افغانستان

1 خلاصه: به نظر ما، دستورهایی که در تلگراف مرجع درباره کمکهای ما درباره افغانستان داده شده

بسیار محدود و یک استراتژی فاقد نرمشی برای دنبال کردن منافع ما در اینجا بوده است. اگر اجازه بدهیم

که بر روی این برنامه ها «گرد و خاک بنشیند» قبل از اینکه گفتگویی درباره مسائل کمکی داشته باشیم این

امر ممکن است راهها و شقوق مختلف آینده را با رژیم جدید ببندد؛ اما توصیه می کنیم که مقاصد و

نقشه های حکومت تره کی هر چه زودتر مورد آزمایش قرار گیرد.

2 ما هنوز قادر نشده ایم تشخیص بدهیم که آیا حکومت جدید افغانستان در واقع می تواند به عنوان

یک «رژیم کمونیستی» در چهار چوب بخش 620 (F)از «قانون کمکهای خارجی» قرار بگیرد یا خیر.

حکومت تره کی به کرات این برچسب را رد کرده است و به همین جهت حتی کلمه سوسیالیستی را در

هیچ کدام از اعلامیه های رسمی خود یا مذاکرات خود با ایالات متحده آمریکا به کار نبرده است. اکثر

رهبران رژیم جدید را می توان در واقع دارای یک زمینه «حزب کمونیست» توصیف کرد (هر چند اسم

«کمونیست» هرگز از طرف احزاب چپگرای افغانستان به کار نرفته است).

دستگاه رهبری جدید به طور انکارناپذیری از طریق خشونت و خونریزی به حکومت رسیدند، ولی

آنها مدعی هستند که این خشونت برای سرنگون ساختن «دیکتاتوری مستبدانه» داود لازم بود. ما

معتقدیم که مقاصد و سیاستهای حقیقی حکومت جدید ممکن است تا مدتی قابل مشاهده نباشد.

3 حکومت جدید مطلقا به طور علنی روشن کرده است که می خواهد از هر منبعی که باشد کمک

بگیرد، منجمله از آمریکا؛ و این موضوع هم، برای من کاملاً روشن شده است و در چهارچوب کشورهای

غیر متعهد، این امر به منزله قضاوت درباره «دوستانه بودن» کشورهای خارجی با توجه به آمادگی آنها

ص: 516

برای فراهم کردن کمکهای اقتصادی خواهد بود. با توجه به این اوضاع و احوال، ما معتقد نیستیم که بر کنار

بودن از گود یا روش منفی در پیش گرفتن امتیاز سیاسی با خود همراه داشته باشد، زیرا چنین موضعی

رژیم جدید افغانستان را به وضعی دچار خواهد کرد که تماما متکی به اتحاد شوروی و هم صف با آن باشد،

مانند وضعی که کوبا نسبت به شوروی دارد. اگر بخواهیم مدت زیادی در انتظار بمانیم، این خطر وجود

دارد که باعث شویم حکومت تره کی به این نتیجه برسد که از انتخاب کردن راههای اقتصادی غیر از اتکای

کامل به مسکو و دست نشاندگان راه دیگری ندارد. ببرک، نائب رئیس حکومت افغانستان چنین ادعایی را

امروز به من عنوان کرد. اگر همان طوری که امکان دارد، افغانستان از دریافت مساعدت از عربستان

سعودی، کویت یا ایران محروم شود احساس فقدان راه دیگر، ممکن است در هفته های آینده در اینجا

بیشتر شود.

4 سایر کمک دهنده های غربی که ما با آنها مشورت کرده ایم، از جمله کاناداییها (رجوع شود به کابل

3716)، انگلیسیها و آلمان غربی، قصد دارند به برنامه های مساعدت جاری خودشان در این کشور ادامه

دهند. آلمانیها به ما گفته اند که قصد دارند زمینه ها را آزمایش کنند و اعلام آمادگی کرده اند که طرحهای

خود را ادامه می دهند و آن گاه محیط را در چهار چوب شرایط عملیاتی آزمایش کنند. اگر متوجه مخالفت

یا سوء اداره از سوی افغانیها شدند، قصد دارند خود را عقب بکشند. اگر از سویی دیگر، آلمانیها متوجه

شوند که رژیم جدید افغانستان قابلیت پذیرائی دارد، آنها حاضرند درباره برنامه های جدید مذاکره کنند.

ظاهرا در قوانین آلمان منع کمک به کشورهای کمونیستی وجود ندارد. تنها روش سیاسی که حکومت بن

در مورد هر یک از اوضاع به کار می برد شرط است. مثلاً، آلمان به رژیمهای «سوسیالیستی» در آفریقا که

می توان آنها را دقیقا «کمونیست» نامید کمک می کند. در چنین مواردی آلمان هیچ گونه ارتباط معناداری

با مسکو نمی بیند. در مورد رژیم جدید افغانستان، سفارت آلمان هنوز تصور نمی کند که حکومت تره کی را

باید دقیقا «کمونیست» یا وابسته به مسکو از طریق «توطئه بین المللی کمونیستی» توصیف کرد. علاوه بر

این سازمان ملل متحد و بانک جهانی قصد دارند به عملیات خود در این کشور ادامه دهند.

5 ما معتقدیم که کاری نظیر آلمانیها می توانیم در اینجا انجام دهیم. اتخاذ روشی که به نحو صریح از

تقبل تعهدات جدید کمکی خودداری کند و به طور تلویحی هر گونه بحث معناداری را با حکومت جدید به

حالت بلاتکلیفی در آورد، به احتمال قوی از سوی رژیم جدید به عنوان یک نشانه منفی تلقی خواهد شد.

6 ما دو طرح داریم که متوقف کردن آنها در ارتباط با تعهدات جدید، عملاً پیشرفت را در اجرای آنها

سد خواهد کرد. بدون تعهدات جدید در مورد طرح هیرمند، ما قادر نخواهیم بود مرحله دوم ساختمان

زه کشی را تأمین مالی کنیم. در دوران بلافاصله قبل از انقلاب، به دولت قبلی طی نامه ای اعلام داشته بودیم

که شرایط قبلی تحقق یافته است، و اینکه ما حاضریم موافقتنامه ای را درباره اصلاح طرح، امضا کنیم که به

موجب آن ما متعهد می شویم 2/3 میلیون دلار برای زه کشی اختصاص دهیم. اوضاع مشابهی نیز در مورد

طرح مربوط به غله وجود دارد. اگر حکومت جدید تصمیم بگیرد پیشنهاد قرار داد MIAC را بپذیرد ما قادر

نخواهیم بود تا زمانی که پولهای اضافی تعهد نشود هیئتی را به منطقه عملیات بفرستیم، در ماه جاری

تعهدی به مبلغ 86/1 میلیون دلار برای تأمین مالی این طرح به مدت یک سال در نظر بوده است.

7 بحثها با حکومت قبلی درباره سایر طرحها به مرحله ای رسیده بود که در صورت خودداری

حکومت جدید از پیشرفت در این زمینه شتاب حرکت ما به نحو محسوسی صدمه می دید، به طوری که ما

ص: 517

نتوانیم این شتاب را دوباره به دست بیاوریم و این یک علامت سیاسی منفی خواهد بود.

اسناد طرح، برای آموزش پشتیبانی از عمران و برای نیروی انسانی فنی مورد لزوم در طی ماه ژوئن جهت

شرکت کنندگان در این طرح از سوی آمریکا، لازم خواهد بود. اصلاحیه جدید طرح خدمات بهداشتی در

زمان انقلاب نزدیک به تکمیل بود. وزیر جدید بهداری علاقه خود را به بحث درباره پیشبرد این طرح

(3543 کابل) اعلام داشته است. وزارت آموزش عالی همچنین به از سر گرفته شدن گفت و شنود مربوط

به کمک، علاقه مندی نشان داده است. (3732 کابل)

8 هر چند ما در حال حاضر توصیه نمی کنیم اقداماتی در مورد امضای قرارداد صورت گیرد معذالک،

معتقدیم که برای سفیر و مدیر و برنامه های کمک بسیار سودمند خواهد بود که در جریان دیدار از وزیران

برنامه ریزی و سایر وزیران مربوط بتواند تفکرات و مقاصد آنها را درباره نقشه های عمرانی مورد

ارزشیابی قرار دهند؛ به ویژه در زمینه های دارای اولویت. ما همچنین مایلیم اطمینان داشته باشیم که

حکومت جدید تعهدات خود را طبق قراردادهای موجود طرح درک کرده و آنها را می پذیرد. یک چنین

کسب نظرهایی ما را عمیقا از قبل متعهد نخواهد کرد که به آنها کمک کنیم، بلکه بدان معنی خواهد بود که

اگر ما یک پاسخ قابل قبول از حکومت جدید به دست بیاوریم، حاضر خواهیم بود به سرعت درباره آن

چند طرحی که آماده هستند و ما می توانیم درباره آنها به توافق برسیم پیش برویم. ما همچنین تأکید

خواهیم کرد که آمریکا متعهد است به فقیران جهان کمک کند، ولی توانایی ما برای چنین کاری در

افغانستان به اندازه زیادی، بستگی به اقدامات حکومت جدید در زمینه حقوق بشر و همچنین تعهد آنها

نسبت به رشد اقتصادی و اجتماعی خواهد داشت. در این مورد باید ما خاطرنشان سازیم که حکومت

جدید به کرات تعهد خود را برای فراهم کردن «غذا، لباس و مسکن» تأکید کرده است و حکومتهای قبل را

به خاطر سهل انگاری در کمک به فقیران شدیدا مورد حمله قرار داده است. امین، وزیر امور خارجه

همچنین به من گفت که حکومت او مایل به داشتن مناسبات مسالمت آمیز با همه ملل است تا به آن امکان

دهد مشکلات داخلی خود را با آنها در میان بگذارد. بدین ترتیب ممکن است چنین باشد که این حکومت

پویاتر و کاراتر از رژیم داود در بالا بردن وضع اکثریت فقیر باشد. البته در این باره زمان ثابت خواهد کرد.

9 به طور خلاصه، ما معتقدیم که اقدامات آزمایشی به منظور کسب نظر در جهت خطوط فوق در این

زمان لازم است تا بتوان تا اندازه ممکن راه کمک ما در اینجا در صورتی که واقعا مایل باشیم در صحنه

مساعدت به افغانستان باقی بمانیم، حفظ شود. ما معتقدیم چنین موضعی راههای مختلف سیاسی ما را

برای ما باز خواهد گذاشت. ما باید درباره مقاصد حکومت جدید به طور غیر مستقیم کسب نظر کنیم و

آمادگی خود را برای حرکت به پیش در مورد طرحهای جاری کمکی نشان دهیم تا حکومت جدید

مسؤلیتهای خود را طبق موافقتهای طرح تأیید کند و ما همچنین باید آمادگی خود را به ادامه گفت و شنود

درباره موافقتنامه طرح خدمات اساسی بهداشتی و طرحهای IMD و DST نشان دهیم. اگر در وزارت امور

خارجه و اداره کمکهای خارجی با هیچ گونه مخالفتی رو به رو نشود، این برنامه ماهیگیری در جریان

دیدارهای من و مدیر کمکهای خارجی آمریکا از وزیران مربوط در برنامه های کمکهای اقتصادی آغاز

خواهد شد.

10 و اما درباره آینده، ما شدیدا امیدواریم که هدفهای ما در افغانستان می تواند به وسیله یک برنامه

کمکی که از سوی رژیم جدید به عنوان یک برنامه معنادار و کمک دهنده باشد پشتیبانی شود. ما باید قادر

ص: 518

باشیم تا هر چه زودتر در این بازی تشخیص دهیم که آیا چنین کاری ممکن خواهد بود یا خیر.

11 تقاضای دستور هر چه زودتر. من سرگرم دیدارهای خود از وزیران جدید هستم؛ همچنان که همه

سفیران دیگر این کار را می کنند و اگر من از دیدار وزیر عمران اجتناب کنم این موضوع قابل یادداشت

خواهد بود.الیوت


ارزیابی ایران از تحولات افغانستان و روابط ایالات متحده و افغانستان

سند شماره (8)

از: سفارت آمریکا تهرانخیلی محرمانه

به: وزارت خارجه واشنگتن، دی. سی.تاریخ: 25 سپتامبر 1978

موضوع: ارزیابی ایران از تحولات افغانستان و روابط ایالات متحده و افغانستان

1 گیرندگان تلگرام آگاه هستند که شاه عملاً از ابتدای امر این نظر شخصی را داشته که دولت جدید

افغانستان از هر نظر، خدمتگزار روسهاست. او این نظریه را در پشت سیاست رسمی «صبر کن و ببین» که

به دولت جدید افغانستان امکان هر گونه تردیدی را می دهد پنهان نموده است. روابط رسمی مثل گذشته

ولی محتاطانه ادامه پیدا کرده اند، از جمله ادامه پرداختها روی تعهدات موجود اقتصادی (تهران 7818 و

یادداشت به وزارتخانه و کابل در 23 اوت).

2 شاه در عین حال به روشنی برای سفیر توضیح داد که وی حاصلی از مدارا کردن با رژیم جدید

افغانستان نمی بیند، ولی مطابق تمایلات آمریکا در مورد این موضوع عمل خواهد کرد.بنابراین چنانچه

قرار است سیاست ایالات متحده دستخوش تغییری شود بایستی که از پیش مطلع گردد.(برای مثال، متمم

سنا به لایحه قانونی همکاری خارجی). او سپس انتظار دارد که سیاست مخفی تبدیل به سیاست علنی

بشود. شاه فرض خواهد نمود که پاکستانیها چنین تغییری را به عنوان مقدمه ای برای حمایت زیادتر

ایالات متحده ایران از آنان، مورد استقبال قرار دهند. این موضوع ممکن است او را دچار تأمل کند ولی

احتمالاً وی در نهایت به تصمیم گیری در مورد انتخاب یک سیاست موازی با سیاست ما خواهد پرداخت.


فرمان جدید از افغانستان، ترتیبات ازدواج را آزاد می سازد

سند شماره 9

از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 23 اکتبر 1978

به: وزارت خارجه واشنگتن طبقه بندی: محرمانه

موضوع: فرمان جدید از افغانستان، ترتیبات ازدواج را آزاد می سازد

1 متن فرمان شماره هفت شورای انقلاب جمهوری دموکراتیک افغانستان درباره ازدواج که در 17

اکتبر انتشار یافت در زیر آمده است:

شروع متن

فرمان شماره 7

مهریه و مخارج ازدواج

این فرمان برای اجرای ماده 12 خطوط اصلی وظایف انقلابی جمهوری دموکراتیک افغانستان و به

منظور تضمین حقوق برابر زنان و مردان در محدوده حقوق مدنی و برای از میان برداشتن روابط پدر شاهی

ص: 519

فئودالی بین شوهر و زن و نیز برای انجام روابط خانوادگی صمیمانه بیشتر صادر شده است.

ماده یک

هیچ فردی نباید دختری را در مقابل پول یا متاع به عقد یا نامزدی در آورد.

هیچ کس نباید به نام سهم ازدواج، داماد را در هنگام ازدواج مجبور به پرداخت پول یا دادن متاع بنماید.

ماده 2

هیچ کس نباید به نام عیدی، نوروزی، براتی یا دیگر جشنها، داماد یا ولی او را مجبور به تهیه لباس، یا

هدایا برای دختر یا خانواده اش بنماید.

ماده 3

دختر یا ولی او نباید به اسم مهریه پول نقد یا متاع بیش از 10 درهمی که در شرعیات مشخص شده که

براساس نرخ بانکی جاری نقره از 300 AFSتجاوز نمی نماید دریافت کند. (تذکر: 300 AFS با نرخ

تبدیل ارز روز 23 اکتبر 1987 از 10 دلار کمتر می باشد.)

ماده 4

ازدواج یا نامزدی بایستی با رضایت کامل طرفین صورت گیرد؛ بنابراین:

1 هیچ کس نبایستی ازدواج را تحمیل کند.

2 هیچ کس نباید از ازدواج آزاد یک بیوه جلوگیری کند و یا او را به خاطر رابطه یا روابط کوته نظرانه

مجبور به ازدواج نماید.

3 هیچ کس نباید به بهانه نامزدی، مخارج تحمیلی نامزدی یا به وسیله استفاده از زور از ازدواج قانونی

شخصی دیگر جلوگیری به عمل آورد.

ماده 5

نامزدی یا ازدواج زنان کمتر از 16 سال و مردان کمتر از 18 سال مجاز نیست.

ماده 6

1 کسانی که از مقررات این فرمان سرپیچی نمایند محکوم به زندان از 6 ماه تا سه سال خواهند شد.

2 پول یا کالاهایی که بر خلاف مقررات این فرمان دریافت شده ضبط خواهد شد.

ماده 7

این فرمان پس از انتشار در روزنامه رسمی اجرا خواهد شد.

2 نظریه: دولت در نظر دارد از طریق فرمان جدید، ازدواجهای اجباری کودکان و بیوه ها را محدود

نماید و هزینه های سنتی ازدواج که اغلب خانواده های درگیر را به مقدار زیادی مقروض می کند کاهش

ص: 520

دهد. در حالی که احتمال دارد جهیزیه و مهریه در بین عروس و دامادها و پدر و مادرهایشان رواج داشته

باشد، ولی این سنتها عمیقا در جامعه افغان ریشه دارد و در پشت آنها مجوز رسمی مذهبی و تاریخی وجود

دارد. به این لحاظ هر گونه تلاش جدی از طرف دولت برای اجرا نمودن این فرمان، خصوصا در مناطق

روستایی پیرو سنن قدیم، احتمالاً در ابتدا با مقاومت قابل توجهی رو به رو خواهد شد.

شاه ظاهرا در اواخر دهه 1950 ممانعتهای مشابهی را به عمل آورد. چنانچه خانواده ای، دختر

مشخصی را به عنوان عروس برای پسرشان می پسندیدند، آنها مجبور بودند تا به طور مخفیانه با مخارج

سنتی موافقت نمایند. خانواده ای که پول می پرداخت بعد از آن به طور قابل درکی از به دشمنی کشیدن

رابطه غیرقانونی (جعلی) جدید با خانواده دختر به وسیله معرفی کردن آنان به دستگاه عدالت شاه اکراه

داشت. قانون انجام نشد و منسوخ گردید.

3 بایستی ذکر گردد که مهریه به طور سنتی مبلغی پول مورد توافق قرار گرفته است که در زمان ازدواج

به نام عروس می شود ولی تحت کنترل شوهر باقی می ماند مگر اینکه او (شوهر) از همسرش جدا شود که

در آن موقع پول به زن برمی گردد. در حقیقت مهریه یک نوع نفقه از پیش مورد توافق گرفته می باشد.از میان

برداشتن این وسیله تأمین (و وسیله جلوگیری از طلاق) بدون تأمین مدنی که به جای آن قرار گیرد عملاً

زنان را از آن به بعد در مقابل شوهرانشان در وضعیت پر مخاطره تر اقتصادی و اجتماعی قرار می دهد.

4 برخی از شوخ طبعان کابلی گفته اند که اکنون آنها می توانند سهمیه اسلامی کاملشان از 4 همسر را به

دست آورند. البته آنها به طور خوش بینانه ای هزینه های سنگین مسؤل بودن برای 4 زن را که به طور سنتی

از آن برخوردار هستند و تقاضای رفتار مساوی را دارند، از نظر دور می دارند.


ارزیابی تحولات افغانستان و روابط افغانستان با آمریکا

سند شماره (10) سری

از: وزارت امور خارجه در واشنگتنتاریخ: یک دسامبر 1978

به: سفارت آمریکا در کابل

موضوع: ارزیابی تحولات افغانستان و روابط افغانستان با آمریکا

1 ما با خطوط عمده ارزیابی شما درباره گرایش کلی تحولات در افغانستان، چشم انداز نامعلوم

بازگشت به سوی روابط نزدیک آمریکا و افغانستان موافقیم. معذالک هنوز درباره شکل اوضاع در آینده

نزدیک معلومات دقیقی نداریم. حتی تصور می کنیم که رژیم کنونی همچنان بر اوضاع مسلط است و

معتقدیم که ما باید بر این مبنا اقدام کنیم که روابط سازنده آمریکا و افغانستان هنوز امکان پذیر است. ما

نمی دانیم که چه هنگامی اوضاع روشنتر خواهد شد و آیا چنین خواهد شد یا خیر و اینکه جمهوری

دمکراتیک افغانستان یک پیرو فرمانبردار تحت تسلط اتحاد جماهیر شوروی خواهد بود، یا اینکه یک

رژیم رادیکال چپگرا در لبه نهضت کشورهای غیر متعهد ولی با ماهیت ویژه افغانی و درجه ای از استقلال

تأسیس خواهد شد یا خیر. ناگوارترین تحولات از نظر منافع آمریکا این خواهد بود که سربازان جنگی

شوروی وارد افغانستان شوند و این امر اوضاع تمامی منطقه را به طور جدی برهم خواهد زد.

2 ما مانند شما منافع منطقه ای خود را در درجه اول در بررسی یک برداشت ویژه نسبت به جمهوری

دمکراتیک افغانستان می بینم و یک افغانستانی که قومیت گرا باشد و مورد پشتیبانی شوروی باشد، از نظر

ما تهدید بسیار جدی برای صلح و ثبات این منطقه است و ما معتقدیم که این یک ترس واقعی، به ویژه در

ص: 521

پاکستان و همچنین در ایران است.

3 ارزیابیهای همسایگان افغانستان مشابه ارزیابی خودمان است هر چند پاکستان و ایران به طور

جدی معتقدند که افغانستان به نحو «برگشت ناپذیری» از دست آنها رفته و متمایل به شوروی شده است.

پاکستان ظاهرا می خواهد که ما در ارزیابی آنها از این تهدید سهیم باشیم، شاید بدین منظور که تعهد

بزرگتری نسبت به امنیت پاکستان به دست آورند. در هیچ زمانی پاکستانیها سیاست حفظ حضور ایالات

متحده را در افغانستان مورد سؤال قرار نداده اند. هندیها ظاهرا درباره اینکه بتوانند با جمهوری

دموکراتیک افغانستان سر و کار داشته باشند حرارت بیشتری نشان می دهند. معذالک آنها درباره نفوذ

فزاینده شورویها در کابل نگرانی عمیقی دارند و هنگام قضاوت درباره واکنشهای احتمالی منطقه ای

نسبت به هر گونه تغییر نسبت به افغانستان، باید این نظرها را به حساب آوریم.

4 کشورهای این منطقه در واقع از سیاستهایی مشابه سیاست ما پیروی می کنند. ایران به کمک خود

که قبلاً متعهد شده، ادامه می دهد؛ هر چند از انعقاد موافقتنامه های جدید خودداری می کند. هند ظاهرا

پیشنهاد کرده است که برنامه های کمکی خود را بالا ببرد و به نظر ما نقش بسیار خوبی در کوشش به

تشویق نوعی استقلال و عدم تعهد از سوی رژیم جدید ایفا می کند. پاکستان به نحو فعالانه ای از یک

سیاست مناسبات دوستانه با جمهوری دمکراتیک افغانستان پیروی می کند از قبیل تسریع کالاهای

ترانزیتی افغانستان و دیدار ضیاءالحق در ماه سپتامبر از افغانستان و کم اهمیت کردن موضوع آوارگان

افغانی و لفاظیهای خویشتن دارانه. پاکستان ظاهرا چنین سیاستی را به نفع خود تلقی می کند.

5 یکی از راهها این است که ما فعالیتهای خود را در افغانستان مرحله به مرحله کاهش دهیم. ولی ما

معتقدیم که چنین کاری برای همسایگان افغانستان چندان خوشایند نخواهد بود و با سیاستهای آنها

مطابقت نخواهد کرد. جمهوری دمکراتیک افغانستان از ما نخواسته است که جُل و پلاس خود را جمع

کرده برویم، بلکه بالعکس سیاست حفظ منافع و حضور ما را پذیرفته است.

پایان دادن به کوششهای ما در افغانستان احتمالاً به عنوان انصراف از مسؤولیت ما تلقی خواهد شد و

بدین ترتیب شورویها متوجه خواهند شد که یکی از نخستین هدفهای آنها در افغانستان یعنی کاهش بیشتر

نفوذ آمریکا و غرب در این کشور و در تمامی منطقه تحقق یافته است (گزارش مسکو 23479). به نفع ما

نخواهد بود که یک چنین چک سفیدی را در اختیار مسکو بگذاریم.

6 بنابراین ما معتقدیم که برداشت کلی که در تلگرام شماره 211102 توصیه شده است به عنوان یک

چهارچوبی برای سیاست ایالات متحده معتبر می نماید. ما نباید درباره کمک خود به افغانستان پافشاری

کنیم بلکه باید در پی فرصتهایی باشیم که تماسهای خود را با جمهوری دموکراتیک افغانستان حفظ کنیم و

بکوشیم تا هدفهایی برای برنامه های مساعدت که متقابلاً قابل قبول باشد برقرار کنیم و طرحهایی را تهیه

کنیم که اعتبارنامه کمک ما و سیاست حقوق بشر و علائق آنها را مسلم کند. ما کاملاً معتقدیم که خود

افغانیها ظاهرا در جهت کاهش حضور ما فعالیت می کنند. این امر شامل برنامه محدودتر سپاه صلح و پایان

دادن به آموزش نظامی افغانیها در ایالات متحده در حال حاضر و محدودتر کردن دفتر وابسته دفاعی

آمریکا در کابل و برنامه مبادلات فرهنگی محدودتر و مقاومت در برابر طرحهای کمک پیشنهادی

آمریکا، در برگیرنده مقدار هنگفتی مساعدات فنی است می باشد. ما به نوبه خود همچنین باید نگرانیهای

بشر دوستانه خود را متعادل تر کنیم و به مردم یکی از فقیرترین کشورهای جهان با نگرانی خود درباره

ص: 522

عملکرد رژیم جدید از لحاظ حقوق بشر که جای بسی سؤال دارد، کمک کنیم. باید درباره این نگرانیها

ضمن بحث با رهبران افغانستان توضیح داد.

7 ما اوضاع را در افغانستان یک نوع اوضاع متحول تلقی می کنیم و معتقدیم که توجه مداوم ما

ضروری است و همچنین گفت و شنود با سایر کشورهای منطقه باید ادامه یابد. ما به سفارتخانه های خود

در تهران و اسلام آباد و دهلی نو توصیه می کنیم تا به مبادله نظریات با بیشتر دولتها درباره مقابله با صحنه

افغانستان ادامه دهند و در ضمن در نظر داشته باشند که نفوذ ما در کابل شدیدا محدود است و از

کشورهای همجوار افغانستان انتظار داریم که ابتکار در تهیه یک شبکه از مناسبات همکاری را به دست

بگیرند و این امر به صلح و ثبات در منطقه کمک خواهد کرد.

ونس


ملاقات مدیر کمکهای آمریکا با نمایندگان کشورهای کمک دهنده به افغانستان

سند شماره (11)

از: سفارت آمریکا در کابل تاریخ: 18 مارس 1979

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.

طبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره: 2052

موضوع ملاقات مدیر کمکهای آمریکا با نمایندگان سایر کشورهای کمک دهنده به افغانستان

تمامی متن محرمانه

1 خلاصه: در جریان ده روز گذشته، مدیر کمکهای آمریکا در کابل با نمایندگان سایر کشورهایی که

به افغانستان بر اساس قراردادهای دو جانبه کمک می کنند، ملاقات کرد تا تصمیم اخیر رئیس جمهوری را

درباره کاهش کمک آمریکا به افغانستان توضیح دهد و نظریات آنها را درباره موضع کمکی آینده ایالات

متحده آمریکا جویا شود. این نمایندگان از سفارتخانه های انگلیس، آلمان، کانادا و هند بودند. همگی آنها

معتقد بودند که با توجه به اوضاع و احوالی که به دنبال مرگ «دابس»، سفیر آمریکا، پیش آمده است تصمیم

آمریکا در مورد کاهش برنامه های کمکی خود در افغانستان، اجتناب ناپذیر بوده است. بیشتر آنها

همچنین معتقد بودند که جمهوری دمکراتیک افغانستان به تدریج به نحو فزاینده ای از اتحاد شوروی

سرخوردگی پیدا خواهد کرد. همه آنها صلاح در آن دانستند که ایالات متحده آمریکا همچنان به حضور

کمکی خود در افغانستان ادامه دهد.(پایان خلاصه)

2 ملاقات با «هانس پطر دیسدرن»، رایزن سفارت جمهوری فدرال آلمان:

وزیر مختار آلمان درباره اهمیت کاهش کمک آمریکا به افغانستان کنجکاوی فوق العاده ای نشان داد و

صریحا می خواست بداند که آیا ایالات متحده قصد دارد به مساعدت به افغانستان پایان دهد یا خیر. پس

از آنکه مدیر کمک آمریکا درباره پیامدهای تصمیم رئیس جمهوری به کاهش کمک و نه پایان دادن آن به

افغانستان توضیح داد. «دیسدرن» گفت که در اوضاع و احوال کنونی او موافق است که این تصمیم، هر چند

که تأسف آور است، ضروری بوده است. او گفت کشورهای اروپای غربی معتقدند که هنوز فرصت معقولی

وجود دارد که یک افغانستان مستقل به وجود آید و بنابراین می توان نتیجه گرفت که غرب برنامه های

کمکی خود را ادامه داده و راه دیگری در پیش پای افغانستان قرار دهد. او گفت که وجود یک یا دو کشور

ص: 523

غربی، بدون ایالات متحده آمریکا، راه دیگری را فراهم نخواهد کرد و بنابراین اصرار داشت که حضور

کمکی ایالات متحده ادامه یابد.

«دیس درن» همچنین گفت که معتقد است که جمهوری دمکراتیک افغانستان به نحو فزاینده ای از

کشورهای سوسیالیستی سرخوردگی پیدا خواهد کرد.

او نمونه اخیر مربوط به یک قرار داد پانزده میلیون مارک آلمانی با آلمان شرقی را ذکر کرد. هنگامی که

قرار داد مقدماتی در ماه اوت گذشته به امضاء رسید، درباره اخوت سوسیالیستی و کمکهای خارجی،

تبلیغات فراوانی شد. ولی هنگامی که قرارداد نهایی در ماه فوریه گذشته تهیه شد چنین معلوم گردید که این

قرارداد یک قرارداد اساسا بازرگانی است که برای مدت هشت سال و با نرخ بهره هفت درصد امضاء شده

است. علاوه بر این مظنه بسیاری از تجهیزات بسیار بالا بوده است. آقای «دیسدرن» گفت افغانیها از این

قرارداد به حیرت آمده و فوق العاده خشمگین شدند. او گفت که با یک مأمور جمهوری دمکراتیک آلمان

که با این معامله ارتباط داشته گفتگو کرده بود و این مأمور از عکس العمل افغانیها غافلگیر شده بود و در

نهایت بلاغت و لفاظی گفت: آیا آنها انتظار دارند که ما به آنها هدیه بدهیم؟ (اظهارنظر: یک مأمور عمران

سازمان ملل متحد به ما گفته است که مشاور آلمان شرقی اخیرا نقشه افغانستان را درباره جایگزین کردن

همه کارمندان تربیتی آلمان غربی با کارمندان مشابهی از آلمان شرقی به یأس مبدل کرده است. پاسخ او

این بوده است که: «خیر شما این کار را نخواهید کرد.)

3 ملاقات با «ک. ر. کروک» سفیر انگلیس: این ملاقات به تقاضای مایکل هاول، دبیر اول و رئیس

دفترخانه، که خود او نیز در ملاقات حضور داشت صورت گرفت. هر دو آنها با جزئیات اعلامیه مطبوعاتی

کاخ سفید درباره کاهش کمک آمریکا به افغانستان آشنا بودند. پس از پرسشهای تفصیلی درباره

پیامدهای کاهش کمک آمریکا جهت طرحهای معین، کروک سفیر انگلیس پرسید که آیا تأیید اعلامیه

کاخ سفید درباره کاهش کمکهای آمریکا نتیجه ادامه تجدید نظر در روابط آمریکا و افغانستان ناشی از

تغییر در سیاست آمریکا در مورد افغانستان است یا خیر؟ و آیا ایالات متحده راه دیگری را برای افغانستان

در مقابل اتکاء به بلوک شوروی فراهم کرده است یا خیر؟

مدیر کمکهای آمریکا پاسخ داد که در حالی که سیاست کمکی آمریکا همچنان در معرض بررسی قرار

دارد، تصمیم به ادامه طرحهای کمکی ما یک مرحله از تعطیل کردن برنامه های کمکی ما را تشکیل می دهد

و اجازه می دهد که حضور کمکی ما ادامه یابد. کروک، سفیر انگلیس پرسید که آیا ایالات متحده میل دارد

سایر کشوهای غربی سیاستهای کمکی خود را نسبت به افغانستان تغییر دهند یا خیر. مدیر کمکهای

آمریکا گفت او در این باره هیچ گونه اطلاعی ندارد. «کروک»، سفیر انگلیس گفت او شخصا معتقد است که

تصمیم ایالات متحده برای کاهش کمکها در قبال نحوه مفتضحانه ای که جمهوری دمکراتیک افغانستان

حادثه ربودن «دابس» سفیر آمریکا را مورد رسیدگی قرار داده است، تنها راه ممکن بوده است ولی

معذالک او معتقد است که ضرورت یک چنین کاهش محسوس در کمک آمریکا به افغانستان تأسف آور

است. او گفت که معتقد است تغییراتی در سیاست جمهوری دمکراتیک افغانستان به وجود می آید زیرا

افغانیها به تدریج از پیوندهای نزدیک خود با بلوک شوروی سرخورده می شوند. کمکهای خارجی، تنها

نوع مناسبات دو جانبه مهم در افغانستان به شمار می آید. او اظهار امیدواری کرد که ایالات متحده حضور

کمکی خود را حفظ خواهد نمود. او معتقد بود که برقراری مجدد یک برنامه کمکی آمریکا پس از اختتام

ص: 524

برنامه، بسیار دشوار خواهد بود و از سوی دیگر حفظ یک حضور کمکی به جمهوری دمکراتیک

افغانستان امکان خواهد داد به تدریج مناسبات خود را با غرب، در صورت تمایل، توسعه دهد و او گفت به

همین دلیل او معتقد است که حفظ یک راه اختیاری دیگر هم مطلوب است و هم مهم او گفت تصمیم

سیاسی آمریکا برای کاهش شدید مساعدتهای آمریکا در کمک به افغانستان چنانچه به منظور کشاندن

افغانستان به اتکای بیشتر به اتحاد جماهیر شوروی باشد، شکستی برای ما خواهد بود.

کروک، سفیر انگلیس گفت او معتقد نیست که جمهوری دمکراتیک افغانستان نسبت به تصمیم آمریکا

در مورد کاهش کمکها واکنش خصمانه ای نشان دهد. او گفت که معتقد است که رهبران جمهوری

دمکراتیک افغانستان در وضع ناهنجاری قرار دارند و بنابراین کمتر احتمال می رود با نشان دادن

عکس العملهای مستقیم به تصمیم آمریکا بر مشکلات خود بیفزایند.

4 ملاقات با «یندال» دبیر اول (عمرانی) سفارت کانادا در اسلام آباد: یندال در جریان دیدار عادی

طبق برنامه خود از کابل و اسلام آباد، با مدیر کمک آمریکا ملاقات کرد او می خواست بداند پیامدهای

تصمیم اخیر آمریکا درباره کاهش کمک به افغانستان چیست. او گفت سفارت کانادا تصمیم آمریکا به

کاهش کمک را به عنوان یک واکنش معقول در قبال اوضاع و احوال مربوط به مرگ «دابس» سفیر آمریکا

در افغانستان تلقی می کند. ولی عقیده قبلی کانادا درباره اینکه حضور کمکی آمریکا در افغانستان یک امر

مطلوبی است تغییر نکرده است.او گفت سیاست کمکی دولت کانادا نسبت به افغانستان اکنون یک سال

است که تحت بررسی است ولی هنوز یک تصمیم روشن سیاسی درباره جهت گیریهای برنامه های کمکی

گرفته نشده است.

5 ملاقات با «اس. ک. سینگ» سفیر هند: پس از اینکه مدیر کمک آمریکا درباره پیامدهای تصمیم

رئیس جمهوری درباره برنامه های کمک آمریکا به سفیر هند توضیحاتی داد، سفیر هند گفت که او این

سیاست را درک می کند و با تصمیم سیاسی ایالات متحده همدردی دارد. او گفت معتقد است که اعلامیه

ایالات متحده در تأیید این مطلب که کاهش کمکها نتیجه «ادامه ارزیابی» است و کمتر جلوه دادن ارتباط

آن با شرایط مربوط به مرگ سفیر آمریکا قابل تأسف است. او همچنین گفت که درک نمی کند چرا ایالات

متحده درباره پایان دادن به برنامه IMETاعلامیه داده است زیرا به خوبی دانسته شد که جمهوری

دمکراتیک افغانستان خود این برنامه را رد کرده است.

سینگ با نهایت حسن اخلاق، ایالات متحده آمریکا را به خاطر ناشکیبایی که گاهی اتفاق افتاده است

مورد سرزنش قرار داد و گفت به عقیده او این ناشکیبایی نتیجه اوضاع و احوال کنونی بوده است.

او گفت: عده زیادی در حزب خلق از سیاستهای کنونی دستگاه رهبری خود ناراضی هستند و نگران

تغییراتی در آن می باشند. سفیر هند گفت احساسات ضد غربی مگر در سطوح بسیار بالای دولت به ویژه

در میان دو یا سه نفر که در رأس قرار گرفته اند مشاهده نمی شود.

هنگامی که درباره دکتر «شاه ولی» پرسیده شده او گفت که هنوز یقین ندارد شاه ولی در چه موضعی

قرار گرفته، ولی به خوبی می داند که شاه ولی به روشنی تمام، تحت تأثیر نظام شوروی قرار گرفته است. او

گفت معذالک سرخوردگی از بلوک شوروی به نحو فزاینده چشمگیری در داخل دولت مشاهده می شود.

او اظهار عقیده کرد که شورویها به نوبه خود ممکن است لقمه بزرگتری از آنکه بتوانند ببلعند به دهان

گرفته اند. او شک داشت از اینکه شورویها بخواهند ایالات متحده به کلی ایالات متحده به کلی از

ص: 525

افغانستان خارج شود.

و اما درباره احتمال واکنش جمهوری دمکراتیک افغانستان نسبت به کاهش کمک آمریکا، سینگ

گفت او هنوز هیچ گونه نشانه ای در این باره دریافت نکرده است. او گفت اصولاً شک دارد از اینکه چنین

واکنش فوری صورت گیرد.

او گفت که به دست آوردن وعده ملاقات با مقامات جمهوری دمکراتیک افغانستان به تدریج سخت تر

و سخت تر می شود. او گفت جمهوری دمکراتیک افغانستان یقینا انتظار یک نوع واکنش از سوی ایالات

متحده در برابر قتل سفیر آمریکا داشت. او معتقد است که اوضاع کنونی داخل افغانستان بسیار حساستر از

آن است که جمهوری دمکراتیک افغانستان نسبت به کاهش کمک آمریکا عکس العملی نشان دهد، حتی

اگر چنین تمایلی هم داشته باشد. او گفت که اگر عکس العملی در پیش باشد این عکس العمل بسیار نامعقول

خواهد بود. درباره موضع کمکی ایالات متحده در آینده، سینگ گفت او شدیدا طرفدار ادامه حضور

کمکی آمریکاست. او گفت که معتقد نیست که حضور کمکی آمریکا رژیم افغانستان را از قابلیت احترام

بیشتری برخوردار می کند. سینگ در حالی که گفت نمی خواهد درباره علائق و منافع ایالات متحده در

منطقه خلیج (مقصود خلیج فارس است) و نیازهای آن قضاوت کند، او معتقد است که با حفظ حضور

کمکی در این منطقه علائق ایالات متحده به یک منطقه با ثبات پیش برده می شود. او گفت که معتقد نیست

که سطح کمک آمریکا در افغانستان باید بالا باشد و در واقع او معتقد است که کمک ایالات متحده در این

کشور در آینده بسیار نزدیکی باید محقرانه باشد و از هر گونه ابتکاری برای توسعه این کمکها به جمهوری

دمکراتیک افغانستان خودداری شود. او توصیه کرد که ایالات متحده باید چنان حضوری در افغانستان

داشته باشد که چندان چشمگیر نباشد ولی این حضور باید حتما موجود باشد. او نتیجه گیری کرد که در

سال آینده یا در آن حدود هر چیزی ممکن است در این کشور رخ دهد و این دوران هر چند دوران

دشواری خواهد بود معذالک دوران جالبی نیز خواهد بود.آمستونر


اوضاع در افغانستان

سند شماره (12)

طبقه بندی: خیلی محرمانه

تاریخ: 25 مارس 79

گزارشگر: جی. بی. لامبراکیس

شماره سند: 003213

موضوع: اوضاع در افغانستان

1 تمام متن خیلی محرمانه است

2 سلطان محمود غازی، عضو خاندان سلطنتی افغانستان، رئیس سابق سازمان هواپیمایی کشوری و

توریسم، و برادر سفیر سابق افغانستان در ایران،... روز 25 مارس در ارتباط با مسئله ویزا با رایزن سیاسی

دیدن کرد. او گفت اطلاعات وسیعی درباره اوضاع در افغانستان ندارد، ولی با اشخاصی که تا سه روز قبل

از افغانستان به اینجا آمده اند صحبت کرده است.

3 او گفت قیام، توسعه یافته و حداقل هشت ایالت را در بر گرفته است. حکومت افغانستان اعتمادی به

قسمت بزرگ ارتش خود، به ویژه سربازان وظیفه ندارد و مواردی از بمباران شدن واحدهای نظامی توسط

ص: 526

نیروی هوایی صورت گرفته زیرا این واحدها غیر قابل اعتماد تشخیص داده شده بودند. در کابل امنیت در

شب به وسیله بسیاری از غیر نظامیان و سایر کمونیستها به جای نظامیان تأمین می شود. در واقع نظامیان تا

اندازه زیادی از شهر خارج نگهداشته می شوند.

4 طبق اظهار محمود غازی اگر حکومت افغانستان تنها می ماند، بیش از یک هفته دوام نمی آورد، ولی

محمود غازی یقین دارد که شورویها از حکومت افغانستان پشتیبانی می کنند و این حکومت را با سربازانی

از نژاد تاجیک، ازبک، و ترکمن که آن طرف مرز قرار گرفته اند تقویت می کند. این امر چیزی است که یک

بیگانه هرگز نمی تواند ثابت کند؛ با توجه به اینکه حکومت افغانستان می تواند هر چه زودتر

شناسنامه هایی برای آنها فراهم کند.

5 متأسفانه نه حکومت آمریکا نه حکومت پاکستان و نه حکومت ایران ظاهرا علاقه مند به مساعدت

به این قیام نیستند. ایرانیان احتمالاً ممکن است مساعدت مالی فراهم کنند ولی آنها نظامی ندارند و

سلاحهای آنها تقریبا به طور کامل سبک آمریکایی و غربی است. از سوی دیگر، سلاحهای چینی در دست

پاکستانیها شاید در افغانستان سودمند باشد.

6 مراتب فوق ممکن است با گزارشهای صادره از کابل و منابع دیگر تطبیق کند. خود محمود غازی

پیشنهاد دریافت یک گذرنامه ایرانی را در صورت تغییر ملیت، رد کرد و امید بازگشت به افغانستان را

هنگامی که اوضاع روزی تغییر کند و در صورتی که تغییر کند از دست نداده است.

سولیوان


کاهش کمک به افغانستان از سوی کمیته مجلس نمایندگان

سند شماره (13)

طبقه بندی: خیلی محرمانه

از: وزیر امور خارجه در واشنگتنتاریخ: 28 مارس 79

به: سفارت آمریکا در کابل

شماره: 7670

موضوع: کاهش کمک به افغانستان از سوی کمیته مجلس نمایندگان

1 در بیست و هشت مارس، کمیته امور خارجه مجلس نمایندگان اصلاحیه زیر را به لایحه کمکهای

خارجی که از سوی «دروینسکی» پیشنهاد شده بود تصویب کرد:

2 هیچ کدام از وجوه مجاز که در نتیجه اصلاحیه هایی که تحت این عنوان به عمل آمده نباید برای

کمک به افغانستان اختصاص داده شود مگر اینکه رئیس جمهور تصمیم بگیرد و به کنگره گزارش دهد که

کمک به افغانستان به سود منافع ملی ایالات متحده آمریکا است.

3 اثرات این اصلاحیه عبارت است از حذف وجوهات جهت برنامه های عنوان یک (کمکهای

اقتصادی آمریکا) برای سال مالی.

ونس


روابط آمریکا و افغانستان

ص: 527

سند شماره (14)

طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 11 آوریل 1979

شرکت کنندگان: واسیلی گوروی دبیر اول سفارت شوروی

رونالد دی لورتون مأمور سفارت در افغانستان

وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.

یادداشت مکالمه

موضوع: افغانستان و روابط آمریکا و افغانستان

«گوروی» گفت که او نتوانسته است تحولات در روابط آمریکا و افغانستان را از زمانی که او آخرین با

«لورتون» ملاقات کرده است درک کند و اظهار نظر کرد که در دیدار اخیر او (در هشتم فوریه) مناسبات

بین آمریکا و افغانستان «آرام» به نظر می رسید ولی از زمانی که حادثه وحشتناکی که منجر به مرگ سفیر

آمریکا در کابل شده بود یک نوع تغییر ناگهانی در این مناسبات روی داده است. او به عنوان نمونه تصمیم

آمریکا را در کاهش دادن کمکهای اقتصادی به افغانستان و پیشنهادهای کنگره را برای اقدامات دیگر از

قبیل خارج کردن سپاه صلح ذکر کرد. گوروی توضیح داد که این تحولات غیر قابل درک است زیر ایالات

متحده همیشه کوشیده است تا موضع خود را در نقاط مختلف جهان حفظ کند.

لورتون موافقت کرد که دشواریهایی در مناسبات آمریکا و افغانستان به وجود آمده و توضیح داد که هر

چند مناسبات، قبل از 14 فوریه عادی بوده است معذالک ما تعدادی مسئله در پیش داریم که از جمله

ناتوانی ما به توافق با افغانیها درباره مسائل مختلف با بردهای بین المللی است و فقدان علاقه از سوی

جمهوری دمکراتیک افغانستان در مورد بسیاری از برنامه هایی است که ما همچنان عرضه می کنیم. آنچه

که ما را به مناسبت رسیدگی به ماجرای ربودن «دابس» سفیر آمریکا، ناراحت می کند فقدان کامل

همکاری جمهوری دمکراتیک افغانستان و حتی مشورت آنها با ما در رسیدگی به این ماجرا است. لورتون

گفت همه این عوامل جزئی از تصمیم ما را برای کاهش سطح مساعدت اقتصادی آمریکا تشکیل می دهد.

گوروی آنچه را که وی به عنوان نظر ایالات متحده تلقی می کند و دائر بر آن است که شورویها قادر

بودند رفتار افغانیها را در آن زمان کنترل کنند مورد پرسش قرار داد. او گفت افغانستان یک کشور دارای

حق حاکمیت است و این امر را انکار کرد که اتحاد جماهیر شوروی قادر است به افغانها «دستور دهد» که

کاری را انجام بدهند. لورتون در اعتراض به این مطلب گفت که مسئله صدور دستور نیست، بلکه نظر ما

این است که شورویهایی که به افغانها توصیه می کنند، بایستی قادر باشند که افغانیها را به خویشتن داری

وادار کنند. در واقع شورویها در بعضی از جنبه های عملیات ضد تروریستی طبق گزارش شهود عینی نقش

عملیاتی داشته اند. لورتون خاطر نشان ساخت که با وجود این، نظر خود را به اعضای ذینفع کنگره و

دیگران بیان داشته ایم که حکومت افغانستان است که باید مسؤولیت نتایج اقدامات خود را به عهده بگیرد.

گوروی اظهار نظر کرد که با توجه به تصمیمات شدید آمریکا دشوار است بتوان دید که مناسبات

آمریکا و افغانستان پیشرفت کند. لورتون گفت که آمریکا تمایلی به تیره کردن روابط خود با افغانستان

ندارد، ولی خاطرنشان ساخت که یکی از دشواریهای اصلی در داشتن مناسبات کاری در آینده، ادامه

اتهامات ناشی از مسکو درباره مداخلات بیگانه در امور افغانستان است. لورتون خاطر نشان ساخت که

اظهار رسمی از سوی آمریکا در این مورد در تأیید بر آنکه آمریکا در امور داخلی افغانستان دخالتی نکرده

ص: 528

و قصدی برای دخالت ندارد، منتشر شده است. لورتون در پایان نتیجه گیری کرد که تا زمانی که این نوع

اتهامات و جوی که از آن ناشی می شود ادامه یابد، بهبود مناسبات آمریکا و افغانستان دشوار خواهد بود.

لورتون از گوروی خواست که تحولات افغانستان و مشکلات عمده حکومت تره کی را ارزیابی کند.

گوروی اظهار عقیده کرد که جمهوری دمکراتیک افغانستان با مشکلاتی که همه انقلابها با آن مواجه

هستند رو به رو است زیرا طبقات قدیم و جدید برای کنترل اوضاع با یکدیگر رقابت می کنند.

گوروی خاطر نشان ساخت که یک سنت نیرومند مذهبی در افغانستان وجود دارد و گفت که این خود

یک منبع مخالفت با رژیم است که می خواهد کلیسا را از دولت جدا کند و مذهب را از سیاست دور کند. او

همچنین سنتهای خود مختاری بعضی از گروههای قبیله ای را گوشزد کرد و گفت که عده ای از ناراضیان از

مرز افغانستان گذشته و وارد پاکستان شده اند و به فعالیتهای ضد جمهوری دمکراتیک افغانستان

می پردازند. گوروی ادامه داد که جمهوری دمکراتیک افغانستان از مقدار زیادی پشتیبانی برای برنامه های

اصلاحاتی خود (از قبیل اصلاحات ارضی) که به سود توده های مردم افغانستان است برخوردار است. به

عقیده گوروی نظامیان کلید پیشرفت یک انقلاب در کشورهای رو به رشد هستند.

لورتون پرسید که آیا رژیم واقعا «از سوی توده ها» پشتیبانی می شود یا خیر و اظهار داشت که بخشهای

بزرگی از جمعیت عمومی به نظر می آید که مخالفت خود را با رژیم در شورش هرات و ترک افغانستان به

مقصد پاکستان بیان داشته اند. لورتون گفته که اینها نشانه هایی کمتر از پشتیبانی عمومی توده ها برای رژیم

هستند و واکنش تدابیر شدیدی را که رژیم علیه مخالفان در پیش گرفته اند تشکیل می دهند. گوروی پاسخ

داد که هر اقدامی باعث اقدام متقابل می شود و درباره نیاز انقلاب به دفاع خود از لنین نقل قول کرد که او

یادآوری کرد که تعداد بزرگی از روستاییان روسیه با انقلاب روسیه مخالفت می کردند زیرا آنها فاقد

تحصیل و بیسواد بودند و نمی دانستند منافع واقعی آنها در کجاست. به عقیده او وظیفه رهبران حکومت

افغانستان پرورش توده ها درباره منافع حقیقی آنها است و این فرآیند را یک امر بسیار دشوار توصیف

کرد.

لورتون در پایان گفت که در واقع برای مردم افغانستان اوضاع و احوال بسیار دشواری در پیش است

زیرا جمهوری دمکراتیک افغانستان به نظر می رسد نابودی نهادهای قدیمی را به نفع ساختهای جدید، بر

کوشش به کار کردن با این نهادها یا از طریق این نهادها ترجیح می دهد.


«دروغ بزرگ» به صورت ابزار استاندارد خلقیها در می آید

سند شماره (15)

از: سفارت آمریکا در کابل تاریخ: 8 می 1979

به: وزیر امور خارجه در واشنگتنطبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره 3557

موضوع: «دروغ بزرگ» به صورت ابزار استاندارد خلقیها در می آید

1 (تمامی متن محرمانه)

2 خلاصه: نتیجه نطقهای فراوان و کنفرانسهای مطبوعاتی که در جریان روزهای اخیر از سوی نور

محمد تره کی رئیس جمهوری و حفیظ اللّه امین، نخست وزیر به مناسبت سالگرد انقلاب ترتیب داده شده

بود، چین و چروکهای سیاسی جدیدی را به وجود آورده است و از جمله اشاره بر آن شده است که

ص: 529

اصطکاک بین دو رهبر ممکن است واقعیت داشته باشد. تکذیبهای صریحی درباره اینکه در جلال آباد

شورشی رخ داده و یا اینکه رژیم زندانیان سیاسی خود را شکنجه می دهد، نشان دهنده آن است که «دروغ

بزرگ» ممکن است تاکتیک ترجیحی رژیم در سروکار داشتن با مسائل ناگوار بوده باشد. مداخله ادعائی

از سوی ایران و پاکستان و «امپریالیسم» بهانه اصلی حکومت برای ادامه مخالفت در داخل کشور است در

حالی که کنایه های نیمه سرپوشیده ای به کشورهای «برادر» (به ویژه چکسلواکی) که ممکن است به

رهبران پرچمیست تبعید شده پناهندگی دهد به عمل آمده است.(پایان خلاصه.)

3 مناسبات تره کی و امین: علیرغم توصیف پرافاضه تره کی از سوی امین به عنوان «شکوهمندترین

شخصیت در تاریخ افغانستان» (که اشخاص برجسته ای از قبیل داریوش و اسکندر کبیر و چنگیز خان و

تیمور لنگ و احمدشاه درانی و بانو میلر و فلاشمن را کنار می گذارد) اشاراتی همچنان ظاهر می شود که

اختلافات بین این دو رهبر ممکن است وجود داشته باشد. نور محمد تره کی در جریان یک کنفرانس

مطبوعاتی در پاسخ به تقبیح و محکوم کردن پرستش فرد، درباره خود او از سوی امین، تره کی از روی

تواضع گفت که مردم افغان «احساس محبت و احترام نسبت به من دارند» به طوری که آنها اصرار دارند

همه جا عکس او را نصب کنند. تره کی افزود که حکومت دستوراتی درباره پایان دادن به این عمل صادر

کرده است ولی رژیم برای ممانعت از بیان احساسات مردم متوسل به زور نخواهد شد. (اظهار نظر: تعداد

زیادی از عکسهای تره کی اخیرا ناپدید شده است.) در همین کنفرانس مطبوعاتی تره کی این اطلاع را به

نحو قاطعی تکذیب کرد که امین گفته است یا حتی اطلاع داده است که بعضی از دشمنان ناشناخته

می کوشند رئیس جمهوری افغانستان را «تحت نفوذ خود» درآورند. (مرجع 8) تره کی از روی گستاخی

اصرار داشت که امین «به هیچ وجه چنین چیزی نگفته است» و اینکه او یقین دارد که گفته او حقیقت دارد

زیرا او «همه مصاحبه های امین را که در یک سال گذشته انجام گرفته خوانده است».

4 حقوق بشر: امین ضمن رد گزارشهای مفصل که به وسیله شهود عینی و قربانیان تأیید شده است،

مبنی بر اینکه رژیم بسیاری از زندانیان در بازداشت خود را از لحاظ جسمی در معرض بد رفتاری قرار

می دهد (و از جمله شب هنگام زندانیان سیاسی بدون محاکمه اعدام می شوند، بعضی از قسمتهای بدن

زندانیان در معرض شوک الکتریکی قرار می گیرد) مدعی شد که «ما به وقار انسانی لطمه ای نزدیم حتی

هنگامی که با اشخاصی سروکار داشته ایم که علیه خلق ما و کشور ما توطئه می چیدند». امین اضافه کرد:

«ما علیه هیچ کس وسائلی را که با احترام به وقار انسانی تضاد دارد به کار نبرده ایم». تره کی اصرار ورزید

که تنها بین 1000 تا 1100 زندانی سیاسی در بازداشت به سر می برند. ( اظهارنظر: ما تصور می کنیم که

رقم زندانیان سیاسی عملاً بیش از 10 هزار نفر است)

5 امنیت داخلی: گناه مشکلات امنیت داخلی همچنان به «عوامل نفوذی بیگانه» و به ویژه سربازان

ملبس به لباسهای افغانی «از پاکستان و ایران نسبت داده شده است. تره کی به طور غیر مستقیم پذیرفت که

در شمال غربی افغانستان زد و خوردهایی در جریان است او اصرار داشت که خشونت در اطراف میمنه

(یک منطقه ترکمن نشین در نزدیکی مرز شوروی) کار «رخنه گران ایرانی» بوده است که به دنبال عصیان

در هرات فرار کرده بودند. تره کی هم چنین اعلام داشت که «مداخله» از سوی ایران و پاکستان رژیم را

ناگزیر ساخته است که مقررات منع عبور و مرور شبانه را در کابل بیش از یک سال پس از انقلاب همچنان

حفظ کند. تره کی درباره واقعیات مربوط به چند نقطه اشاره کرده و این موضوع را تکذیب کرد که اخیرا در

ص: 530

جلال آباد حوادثی اتفاق حوادثی اتفاق افتاده تا چه رسد به اینکه ارتش دست به عصیان زده است. تره کی

با اصرار گفت که هیچ کس (و به ویژه شیعیان) به علت اعتقادات مذهبی خود دستگیر نشده اند.

6 هدفهای انقلاب: تره کی پذیرفت که ساختن یک جامعه سوسیالیستی، یک وظیفه دراز مدت است

ولی او مدعی شد که «شالوده» یک جامعه سوسیالیستی ظرف «6 تا 10 سال آینده» ریخته خواهد شد. و

اما درباره ماهیت رژیم، تره کی خاطر نشان ساخت که «دمکراسی بدین معنی است که تدابیری برای سود

اکثریت اتخاذ شود» و افزود که ما می توانیم جمهوری دمکراتیک افغانستان را یک دیکتاتوری دمکراتیک

افغانستان بنامیم، زیرا جمهوری دمکراتیک افغانستان به نفع 98% از مردم است.

7 مناسبات با ایران و پاکستان: طبق اظهار رهبران افغانستان «قدرتهای ارتجاعی منطقه» (مقصود

ایران و پاکستان) با پشتیبانی «امپریالیست» (مقصود آمریکا و انگلیس) به انجام «تجاوز مسلحانه» علیه

افغانستان ادامه می دهند که به «شهادت تعداد زیادی از مردم» منجر شده است که از جمله زنان و کودکان و

اشخاص مسن در میان آنان بوده اند. تره کی مدعی شد که از هشتم آوریل 1979 به بعد «سربازان پاکستان

یازده بار به خاک افغانستان تجاوز کرده اند».

تره کی با اصرار گفت که همه تجاوزهای بعدی از سوی نیروهای مسلح افغانستان «با پشتیبانی دوستان

بین المللی افغانستان» دفع خواهند شد. تره کی افزود «ما ضیاءالحق را دشمن خود نمی دانیم ولی ممکن

است دیر یا زود او از اعزام رخنه گران به این کشور خودداری کند».

8 مناسبات با کشورهای سوسیالیستی: تره کی اصرار داشت که تنها بین 1000 و 1100 مستشار

روسی در افغانستان وجود دارد که از این عده حدود 300 نفر در دستگاههای نظامی افغانستان خدمت

می کنند. (اظهار نظر: ما معتقدیم که تقریبا 1000 مستشار نظامی روسی در اینجا وجود دارد و تعداد

مستشاران غیرنظامی حدود 2500 نفر است.) او پیشنهاد کرد خبرنگاران خارجی این رقم را با اوضاع در

ایران و پاکستان و سایر کشورها مقایسه کنند که در آنجا بین 60 تا 70 هزار آمریکایی و سایر مستشاران

حضور دارند. درباره کمکهای نظامی از جانب اتحاد جماهیر شوروی، تره کی مدعی شد که «آنچه که ما

نیاز داریم و می توانیم آنها را به کار بریم دریافت می کنم». در جبهه سیاستی تره کی اصرار داشت که

«مناسبات برادرانه» بین افغانستان و چکسلواکی دلالت بر آن می کند که چکسلواکی «هرگز به ببرک

کارمل سفیر سابق و همکاران پرچمیست او یا سایر دشمنان انقلاب پناه نخواهد داد».

9 مناسبات حزب با نهضت بین المللی: طبق اظهار تره کی حزب دمکراتیک خلق افغانستان

«همبستگی تاریخی با سه نهضت عمده ضد امپریالیستی» داشته است. این سه نهضت عبارتند از: «جبهه

جهانی صلح و ترقی» و «نهضت بین المللی طبقه کارگر» و «نهضتهای آزادیبخش ملی و اجتماعی در

سراسر جهان.»

10 نتیجه گیری: به غیر از این فرمول بندیهای جدید، وفور لفاظیها در سطح عالی در اطراف نخستین

سالگرد انقلاب، مطالب، قدیمی بوده است. تکذیب علنی وقوع حوادث (از قبیل شورش جلال آباد و

شکنجه زندانیان و غیره) از سوی دستگاه رهبری ظاهرا همان تاکتیک «دروغ بزرگ» است که از طرف

آنها در پیش گرفته شده و بدین ترتیب از حیثیت و اعتبار داخلی رژیم کاسته شده است. در این ارتباط

تکذیب ناشیانه تره کی درباره اینکه امین گفته است که بعضی اشخاص می کوشند رهبر بزرگ را تحت تأثیر

قرار دهند با اشاره به اینکه امین جزئی از دستگاه رسمی در مطبوعات تحت کنترل دولت است بسیار

ص: 531

جالب توجه است. اشاره های تره کی خطاب به پراگ (چکسلواکی) نیز ممکن است به عنوان حمله به سایر

کشورهای «برادر» (مثلاً یوگسلاوی و حتی اتحاد جماهیر شوروی) باشد که ممکن است اکنون یا در

مرحله دیگری به رهبران پرچمیست پناه دهند. در این ارتباط چنین به نظر می رسد که به هر اندازه که رژیم

خلقی در تحکیم امنیت داخلی خود ناتوان باشد به همان اندازه رهبران خلقی ممکن است از این نگرانی

داشته باشند که «دوستان بین المللی» آنها در جستجوی یک دستگاه رهبری چپگرای دیگری برای

پشتیبانی باشد.آمستونز


نقش فعلی روسیه در افغانستان

سند شماره (16)

از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 9 می

به: وزارت امور خارجه واشنگتن طبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: نقش فعلی روسیه در افغانستان

1 خلاصه: درگیری شوروی در افغانستان در هفته های اخیر به صورت بارزی افزایش یافته است،

ولی هنوز به حدود مبالغه شده ای که اغلب در مطبوعات جهان گزارش شده نرسیده است. اگر چه این

امکان وجود دارد که نیروهای رزمی شوروی در درگیری داخلی افغانستان مداخله نمایند. ولی نظر ما این

است که اتحاد جماهیر شوروی احتمالاً تلاش خواهد نمود تا از افتادن در چیزی که می تواند تله ای از نوع

ویتنام باشد اجتناب ورزند.

2 با در نظر داشتن این حقیقت که عناصر انتخاب شده این گزارش توسط وزارتخانه در پاسخگویی به

تجسسهای کنگره و جامعه مورد استفاده قرار خواهد گرفت (تلکس مرجع)، سفارت اطلاعات زیر را در

مورد درگیری فعلی شوروی در افغانستان ارائه می کند که افشای آن به عملیات ما در اینجا به طور جدی

زیان وارد نمی کند و یا منابع ما را مورد مخاطره قرار نخواهد داد.

3 علیرغم بدتر شدن وضعیت امنیتی در سراسر کشور حضور شوروی در افغانستان از نظر کمی، در

ماههای اخیر افزایش قابل توجهی پیدا ننموده است. تعداد مستشاران نظامی روسی در حدود کمی بالاتر

از 1000 نفر باقی مانده است. (و احتمالاً هنوز در حدود 2500 نفر مستشار غیر نظامی روسی در آن

کشور به سر می برند.)

ما بر این اعتقاد داریم که تعداد زیادی از وابسته های روسی به شوروی تخلیه شده اند، هر چند سفارت

شوروی این را تکذیب می کند.

4 از نظر کیفی چنین به نظر می آید که نفوذ مستشاران روسی در هفته های اخیر و خصوصا پس از

دیدار ژنرال روسی «ا. ا. پیشیف» رئیس اداره سیاسی نیروهای مسلح در آوریل، مشخص تر شده باشد. اگر

چه دلیل اعلام شده برای سفر «پیشیف» بالا بردن سطح آموزش سیاسی نیروهای افغانستان بوده، ولی وی

به همراه یک گروه بزرگ از کارمندان رسمی شوروی به افغانستان آمد و گمان بر این می رود که جنبه های

مختلف پشتیبانی نظامی از ارتش و نیروی هوایی افغانستان را مورد بررسی قرار داده باشد.

ما همچنین از اداره و هدایت افزایش یافته وزارتخانه های مختلف کشوری توسط روسها مطلع

می باشیم.

5 بهترین لوازم از نظر کیفی که شوروی تاکنون برای افغانستان تهیه دیده است عبارتند از هواپیماهای

ص: 532

جنگنده میگ 21 و سوخو 7 و هلیکوپترهای توپدار 24 MI و تانکهای 62 Tعلیرغم شایعات

خلاف و مکرر، افغانیها هنوز به هواپیمای میگ 32 مجهز نشده اند.

6 سفارت شایعات گسترده ای که خلبانان روسی در برخی مأموریتهای عملیاتی هواپیماهای

افغانستان بر علیه هدفهای چریکی شرکت دارند را مورد ارزیابی قرار داده است. ما هیچ دلیل محکمی

برای رد این امکان در دست نداریم و تا زمانی که چنان هواپیمایی با خلبان روسی آن دچار حادثه نشود

مشکل خواهد بود که این شایعات را اثبات کنیم. از آنجایی که برخی از تجهیزات جدید از قبیل

هلیکوپترهای توپدار 24 MIاز تجهیزات جنگی قدیمی تر افغانستان پیچیده تر هستند، گمان بر این

می رود که پرسنل روسی در فعالیت آموزشی سنگینی شرکت دارند و چندین گزارش وجود دارد که

هلیکوپترهای 24 MI در عملیات علیه شورشیان مورد استفاده قرار گرفته اند. از آنجایی که این یک

سیستم پیچیده تسلیحاتی است ما اطمینان نداریم که زمان کافی برای آموزش افغانیها جهت پرواز با این

هلیکوپترها به تنهایی وجود داشته است. بنابراین کاملاً امکان پذیر است که روسها در پرواز آن

هلیکوپترهایی که در عملیات مورد استفاده قرار گرفته است کمک کرده باشند و در عین حال خلبانان

افغانی را تعلیم داده باشند.

7 چون مستشاران نظامی روسی در نیروی زمینی افغانستان در تمام سطوح تا گردان و همچنین در

چندین واحد تخصصی کوچک حضور دارند، غیر عادی خواهد بود اگر هر چند وقت یک بار در عملیات

نظامی دستگیر نشوند.

8 مهمترین سؤال این است که آیا می توانیم انتظار داشته باشیم که نیروهای روسی را در درگیری

افغانستان ببینیم ؟

ما فقط می توانیم ناظر باشیم که از چنان احتمالی جلوگیری به عمل نیاید. ماده 4 معاهده جدید دوستی

افغانستان شوروی منعقد در 5 دسامبر 1978 شرط می کند که طرفین 00011 با یکدیگر مشاوره

می نمایند و بر اساس توافق، اقداماتی به عمل می آورند که امنیت، استقلال و تمامیت ارضی دو کشور را

تضمین نماید.» ماده به این ترتیب خاتمه می پذیرد:» به منظور انسجام بخشیدن به توانایی دفاعی طرفین

قرارداد، آنها بایستی که به توسعه همکاری در زمینه نظامی بر اساس موافقتنامه های مناسبی که بین آنها

منعقد شده ادامه دهند.»

9 خیلی از ناظران دیپلماتیک اظهار نظر کرده اند که عبارت پردازی دقیق ماده 4 به نظر می رسد که

اتحاد شوروی را قادر می سازد که با یک تیر دو نشان بزند. به نظر می رسد که این ماده به نیروهای روسی

اجازه می دهد در زمان صلح به افغانستان وارد شوند، ولی همچنین حاوی زبان گریز می باشد که به روسها

اجازه می دهد درخواست کمک رژیم خلقی را نادیده بگیرند. شایع است که افسران ارشد روسی به خلقیها

اطمینان شفاهی داده اند که اتحاد جماهیر شوروی هر چه که لازم باشد برای حفاظت از انقلاب انجام

خواهند داد. در حالی که خلقیها در گفتگو با دیپلماتها و مطبوعات خارجی (کابل 3538) اظهار داشته اند

که مطمئن می باشند که اتحاد شوروی به آنها در رویارویی با مداخلات روشن نیست آیا واقعا آنها چنین

اطمینانی را دارا می باشند. رهبری تره کی امین بدون شک آگاه است که راههای دیگری نیز برای رژیم

آنها به صورت ناآشکار وجود دارد (از جمله رهبران تبعیدی حزب پرچم).

10 هر چند این سفارتخانه به تخصص سفارت مسکو در تجزیه و تحلیل روسیه در مورد وضعیت

ص: 533

افغانستان احترام می گذارد (که کرملین بایستی به آن هم به عنوان یک فرصت و هم آشفتگی بنگرد)، این

مورد در کابل موضوع خیلی از تفکرات می باشد. بعضی استدلال می کنند که شوروی مایل است تا از یک

رکود اقتصادی در باتلاق جنگی داخلی از نوع ویتنام اجتناب ورزد، در حالی که دیگران معتقدند که ما

بایستی در آستانه وضعیت نظیر 1968 چکسلواکی باشیم. اتحاد شوروی ممکن است به خاطر اینکه

انقلاب افغانستان در خطر است «حرکتی» صورت دهد. در این رابطه اتهامات مکرر شوروی در مورد

مداخله ایالات متحده، چین، پاکستان و دیگر کشورها می تواند به عنوان زمینه ای قانونی و تبلیغاتی برای

چنان حرکتی به کار گرفته شود. علاوه بر این شکایتهای مکرر خلقیها که سربازان پاکستانی و ایرانی در

لباس افغانی در افغانستان فعالیت می نمایند، می توانند بخشی از این تدارکات سیاسی باشد.

11 چرا اتحاد شوروی باید تصمیم به مداخله بگیرد؟ افغانستان بر خلاف آنگولا، اتیوپی یا یمن با

خود شوروی هم مرز است. در حقیقت این کشور آشوب زده در مجاورت چندین جمهوری مسلمان

آسیایی مرکزی شوروی که حساس می باشد قرار دارد. مسکو به صورت قابل درکی در مورد امکان یک

رشته به هم پیوسته از کشورهای اسلامی محافظه کار که در طول و یا نزدیک مرزهای جنوبی آن از

پاکستان، ایران قرار می گیرد، نگران است (و اگر که اتحاد اخوان رژیم خلقی را سرنگون کند، این جریان

می تواند رخ دهد). اتحاد شوروی همچنین سرمایه گذاریهای سیاسی، اقتصادی، استراتژیک، نظامی و

پرستیژ کافی در افغانستان خلقی دارد. محتمل نیست که مسکو بدون برخی تلاشها جهت حفظ آنها بگذارد

که از دست بروند.

به عبارت دیگر تقریبا هر رژیم افغانی که بر رژیم خلقی پیشی بگیرد، احتمالاً احساس خواهد کرد که

بایستی با حقیقت جغرافیایی سیاسی همسایه بزرگ شمالی کشور به توافق برسد. (همان گونه که در

مورد دولتهای افغانستان در 60 سال گذشته متغیر بوده است.)


تقاضای اطلاعات در مورد افغانستان و جمهوری دمکراتیک خلق یمن

سند شماره (17)

از: وزیر امور خارجه واشنگتن دی. سی.تاریخ: 11 می 79

به: سفارت آمریکا در تهرانطبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: تقاضای اطلاعات در مورد افغانستان و جمهوری دمکراتیک خلق یمن

1 تمام مطالب خیلی محرمانه است.

2 سفارت بایستی تا به حال تلگرافهایی درباره نقش شوروی در افغانستان دریافت کرده باشد و قبلاً

مجاز بوده است که بیشتر این اطلاعات را با دولت موقت ایران در میان بگذارد. به علاوه شما می توانی از

IMRجدید زیر به شماره 94905 وزارت خارجه (که برای سفیر سولیوان در اواخر مارس تهیه شده)

استفاده کنید که حاوی اطلاعات وسیعی است که از منابع آزاد دریافت شده است.

3 افغانستان: تفسیر شوروی از افغانستان در دو سه هفته گذشته کاهش یافته است. در حالی که

مطبوعات شوروی به اشاره ضمنی به اینکه ایالات متحده و پاکستان در پشت افغانستان هستند، ادامه

می دهند که ضمنا تکرار و درجه اعتبار این اشارت ضمنی کاهش پیدا کرده است. به هر حال مسکو هنوز با

شدت به چین حمله می کند. برای مقابله با احساسات ضد شوروی در دنیای مسلمین که به واسطه حمایت

مسکو از کابل صورت پذیرفته، سعی بر این شده که وجهه اقلیتهای مسلمان در شوروی تقویت شود. دوبار

ص: 534

در ماه گذشته رادیو شوروی پیامهایی را از مفتی تاشکند که سیاست شوروی در مورد آزادی مذهب و

وضعیت اسلام در شوروی را ستوده است پخش کرد. در عین حال شوروی مواظب بوده تا روی روابط دو

کشور تأکید گردد و جهت گیری مارکسیستی حزب دمکراتیک خلق افغانستان را بی اهمیت جلوه دهد.

4 پوشش رسانه های گروهی شوروی از اولین سالگرد انقلاب افغانستان در 27 آوریل بدون عیب

بود. برژنف و کاسیگین تبریکاتشان را ارسال داشتند در حالی که تفسیر آنها روی پیشرفتی که در 12 ماه

اخیر حاصل شده بود، تأکید می کرد اما اضافه می کرد که هنوز راه طولانی در پیش است. علیرغم تعهدات

پشتیبانی مکرر روسها، روسها دقت داشتند که بر وضعیت عدم تعهد جمهوری دموکراتیک افغانستان تأکید

کنند.

مسکو هنوز حزب دمکراتیک خلق افغانستان را به عنوان یک حزب کمونیست نشناخته و احتمال هم

نمی رود که تا زمانی که وضعیت افغانستان و کنترل جمهوری دموکراتیک افغانستان بر کشور احاطه پیدا

نماید چنین کاری را انجام دهد. در واقع نشانه ای وجود دارد که شوروی از روابط نزدیک با رژیم تره کی

متأسف است ولی تعهد آنها برای تبادل آن همچنان پابرجاست. در هر صورت شوروی به حزب

دمکراتیک خلق افغانستان به عنوان حزب پیش قراول و به انقلاب افغانستان به عنوان روح پرولتاریای

بین المللی اشاره می کند. ساسلو عضو اداره سیاسی، اخیرا اظهار داشت که افغانستان مثل اتیوپی و

موزامبیک در جهت سوسیالیست شدن قرار دارد. این جهت گیری همراه با پیشرفت است ولی راه درازی،

در پیش دارد تا بتواند شروع به ساختن سوسیالیسم واقعی کند.

5 علیرغم کوششهای کابل مبنی بر متوقف ساختن فعالیت شورشیان، به نظر می رسد که جنگ در

افغانستان شدت و گستردگی شدیدی یافته است. کنترل دولت بر نواحی استانهای کنارها، ننگاهار و پکتیا

کم به نظر می رسد و جنگ در آن مناطق سنگین بوده است. آشوبهایی در حومه کابل اتفاق افتاده است. در

خلال جشن سالانه هیچ ناراحتی جدی مخصوص (عمدتا به خاطر هماهنگی تدارکات امنیتی شوروی)

وجود نداشته ولی اخبار ترور مقامات عالیرتبه افغان و مستشاران روسی پا بر جا باقی می ماند. طبق اخبار

واصله تا به حال عده ای از روسها در یک شورش آشکار نظامی در جلال آباد کشته شده اند.

6 مسکو در پاسخ به نیازهای کابل، ظاهرا به کمکهای نظامیش افزوده است. بیشتر این کمکها قبلاً در

قراردادها وجود داشته ولی تاریخ ارسال آنها تمدید شده است. طبق گزارشهای معتبر مطبوعات، در حال

حاضر بیشتر از 3000 مستشار روسی در افغانستان به سر می برند که 1000 نفر از آنها پرسنل نظامی

هستند، اتحاد جماهیر شوروی اخیرا حدود دوجین هلیکوپتر 24 MIجنگی ارسال داشته و از آنجایی

که هیچ خلبان افغانی نیست که روی این هلیکوپترها تعلیم دیده باشد، خلبانان روسی ممکن است تا زمانی

که خلبانان افغانی تعلیمات ببینند با این هلیکوپترها به عملیات بپردازند. در اوایل آوریل ژنرال پیشیف،

رئیس هیئت مدیره سیاسی ارتش و نیروی دریایی، در رأس یک هیئت به کابل آمد تا احتمالاً وفاداری

ارتش و تعلیمات آن را مورد بحث قرار دهد و همچنین احتمالاً وضعیت را برای مسکو بررسی کند و

شانسهای رژیم تره کی برای ادامه بقاء را مورد ارزیابی قرار دهد.

7 جمهوری دمکراتیک خلق یمن: اسماعیل، مرد شماره یک جمهوری دمکراتیک خلق یمن ضمن

دیدارش از اتیوپی در اوایل مه علنا از اتحاد جماهیر شوروی و کوبا برای کمکهایشان در جنگ این کشور

با (یمن جنوبی) تشکر کرد و جمهوری دموکراتیک خلق یمن را در زمره پیشقراولان انقلاب کبیر اکتبر

ص: 535

قلمداد کرد. مسکو در سراسر درگیری در عدن مستقر بود. در حالی که در خلال جنگ هیچ افزایش مهمی

در ارسال اسلحه صورت نگرفته بود، مجموعه های ارسالی شوروی به جمهوری دمکراتیک خلق یمن از

تابستان گذشته زیاد بوده و احتمالاً جمهوری دمکراتیک یمن آنچه احتیاج داشته دریافت داشته است.

8 همچنین به نظر می رسد که مسکو از یک صلح میانه طرفداری می نمود و به طور علنی از تلاشهای

اعراب برای خاتمه دادن به درگیری ستایش نمود. قبل از اینکه جنگ روی دهد اتحاد شوروی در تلاش

بود تا روابطش را با عربستان و یمن (YAR)بهبود بخشد. امکان دارد که عراق به سهم خود در تلاش برای

جلوگیری از رشد نفوذ شوروی در شبه جزیره عربستان وسیله ای بوده باشد.

9 در خلال هفته آخر ماه آوریل، کمیته همبستگی آفریقا آسیای شوروی مهماندار یک هیئت

نمایندگی از جبهه خلق برای آزادی عمان بود. از ژانویه به این طرف مطبوعات شوروی چندین مقاله

انتقادی در مورد عمان و دولت سلطان (عمان) انتشار داده اند که بر این در اشاره دارد که برخورد ایران و

انقلابیون ظفار (حالا که دیگر ایران جهت حمایت از دولت عمان نیرو در اختیار آنها نمی گذارد) ممکن

است تجدید شود. مسکو به طور اخص از امتناع در حمایت از تحریمهای بغداد و قطع ارتباطات با مصر در

جریان صلح خاورمیانه مکدر شد. 10 ما به پاراگراف 5 تلکس مرجع به طور جداگانه پاسخ خواهیم داد.


نماینده گیلانی پیشرفت در متحد کردن گروههای مختلف افغانی را گزارش می دهد

سند شماره (18)

از: سفارت آمریکا در اسلام آباد

به: وزیر امور خارجه واشنگتن دی. سی.طبقه بندی: سری

شماره سند: 5531

موضوع: نماینده گیلانی پیشرفت در متحد کردن گروههای مختلف افغانی را گزارش می دهد

1 تمام متن خیلی محرمانه

2 خلاصه: همایون آصفی، وکیل افغانی از پاریس که روز 23 آوریل همراه با سید احمد گیلانی به

سفارت مراجعه کرد، از مأمور سفارت در تاریخ 13 ماه مه همراه با گزارش از پیشرفت حاصله در ایجاد

وحدت در میان گروههای مستقر در پیشاور دیدن کرد. آصفی همچنین درباره موقعیتها در زد و خورد بین

نیروهای مخالف و سربازان، جمهوری دمکراتیک افغانستان اطلاع داد. وی قسمتهایی از یک هواپیمای

میگ 21 را که به گفته او به وسیله نیروهای مخالف در اواخر ماه آوریل به دست آمده است نزد ما باقی

گذاشت.

3 آصفی، که پس از دیدار قبلی خود از سفارت در سراسر پاکستان سفر می کند تا وحدت نهضتهای

مخالف را تحقق بخشد، گفت «اتحاد پر معنای» سه گروه (جبهه آزادی بخش ملی افغانستان، گروه گیلانی،

و گروه میان گل جان) اکنون 90 درصد محقق است و باید تا روز 18 می اعلان شود. موافقتنامه حاصله به

وسیله رهبران این سه سازمان در پیشاور امضاء خواهد شد و به مطبوعات (در سراسر جهان) اعلان

خواهد شد. این اتحاد شامل هماهنگی فرماندهی در عملیات صحرایی و همکاری در سطوح بالا در

پیشاور خواهد بود.

4 آصفی همچنین ترتیبی داده است تا بازرگانان افغانی خارج از کشور یک ایستگاه رادیویی را که از

اروپا خریداری شده و تحت رهبری کمیته متحد گروه در وزیرستان نصب خواهد شد، سرپرستی کنند.

ص: 536

آصفی از قرار معلوم به پسر عموی خود، شهنواز که در وزارت امور خارجه پاکستان کار می کند، درباره

مقاصد خود اطلاع داده و تقاضای اجازه کرده است که تجهیزات رادیو وارد شود. آصفی تصویب وزارت

امور خارجه را گزارش نداده است، بلکه گفته است: «شهنواز به من نگفت که فعالیت را در این زمینه متوقف

کنم.»

5 آصفی گفت گروههای قبیله ای افغانستان اخیرا در پشتیبانی از فعالیتهای شورشیان فعالتر شده اند

و وزیرهای فعالانه از تاریخ 11 می به زد و خوردها پیوسته و منگالها، تاجیکها، ازبکها و افریدیها همه از

لحاظ اصولی موافقت کرده اند که به این جنگها بپیوندند ولی فاقد تشکل برای هماهنگ کردن کوششهای

خلقهای خود می باشند. عامل دیگری که باعث تردید این گروههای قومی و قبیله ای شده است نبودن

رهبری است که دارای موقعیت ملی باشد که آنها خود را به او نسبت دهند. آصفی گویا نامه ای دارد که به

وسیله همه این گروهها امضاء شده و به عنوان ظاهرشاه است. در این نامه از ظاهر شاه خواسته شده است به

افغانستان بازگردد یا اینکه عبدالولی، کانونی به عنوان نقطه تلاقی برای فعالیتهای مخالفان قرار گیرد. طبق

اظهار آصفی، در نامه مورد بحث به پادشاه افغانستان، توضیح داده شده است که، مقصود گروهها استقرار

مجدد سلطنت نیست و شخص سلطان تنها به عنوان یک شخص تشریفاتی مورد استفاده قرار می گیرد نه به

عنوان پادشاه حکمروا.

6 آصفی گفت او از شهنواز مدیر کل وزارت خارجه پاکستان درباره اینکه ظاهرشاه یا عبدالولی

اجازه یابد پایگاهی در پاکستان برقرار کند سؤال کرده است. شهنواز در پاسخ گفته است: «شاید کمی بعد،

ولی نه اکنون.» شهنواز گویا به آصفی گفته است که شورویها اقداماتی نزد وزارت امور خارجه به عمل

آورده و با دادن اجازه به خاندان سلطنتی افغانستان به سکنی گزیدن در اینجا از طرف حکومت پاکستان

مخالفت کرده اند.

7 هنگامی که درباره پشتیبانی خارجی از گروههای مخالف سؤال شد آصفی گفت جمهوری خلق

چین، امارات متحده عربی و عربستان سعودی همه قول مساعدت داده اند ولی هنوز کاری عملی در این

مورد انجام نداده اند، به محض اینکه اعلامیه اتحاد گروهها صادر شد، آصفی قصد دارد به امارات متحده

عربی و عربستان سعودی، برای پیگیری تحقق وعده های آنان سفر کند. او آن گاه قصد دارد از طریق، رم

برای تسلیم دعوت نامه ها به ظاهرشاه و عبدالولی به پاریس بازگردد این امکان وجود دارد که او قادر

باشد توقفی نیز در ایران داشته باشد، زیرا جامعه هزاره در پاکستان اظهار آمادگی کرده است تا تماس او را

با آیت اللّه خمینی برقرار کرده و او بتواند از این محفل نیز استفاده کند.

8 آصفی می گوید گروههای واقع در پیشاور تمایل دارند از اینکه شک کنند شورویها، برای نجات

حکومت خلقیها در افغانستان این کشور را تحت هر عنوانی که شده، اشغال می کنند. او می گوید نخستین

اقدام بعد از وحدت بخشیدن به گروههای اصلی، تماس با شورویها در یک سرزمین بیطرف و برقراری

مناسبات براساس واقعیات اوضاع خواهد بود، یعنی اینکه هیچ رژیمی در کابل نمی تواند بدون مناسبات

حسنه با اتحاد شوروی وجود داشته باشد. آصفی مدعی است، که این مقاصد در حال حاضر قابل ذکر

نخواهد بود، زیرا در چنین صورتی مذهبیون افراطی دچار سوءتفاهم شده و وحدت غیر ممکن خواهد

بود.

9 آصفی ظاهرا برای منعکس کردن نظریات سید احمد گیلانی و سایر رهبران در منطقه پیشاور، به

ص: 537

مأمور سفارت هشدار داد که ضیاء ناصری، شهروند آمریکایی (AMCIT) شاید یک مأمور دوجانبه باشد.

آصفی مدعی است که ضیاء ناصری سال گذشته با حفیظ اللّه امین در سازمان ملل متحد ملاقات کرده و

اندکی پس از آن از کابل دیدن کرده است. او پس از آن که مجددی، رهبر «جبهه ملی آزادی بخش

افغانستان» او را نزد خود رد کرده بود در پیشاور ظاهر شده و خود را به گیلانی ربط داده است. آصفی گفت

گیلانی اکنون از دوستی با ضیاء ناصری تأسف می خورد و می خواهد بفهماند که بین او و این آمریکایی

مناسباتی وجود ندارد.

10 آصفی گزارش داده است که نیروهای مخالف سه هواپیمای میگ متعلق به جمهوری دمکراتیک

افغانستان را سرنگون کرده اند. اولی در «وزا» در منطقه «زدران» در ایالت «پکتیا» در تاریخ 25 آوریل

دومی در دهکده پچاراگان در پکتیا و آخری در روز نهم ماه می در نزدیکی خوست در پکتیا. او مشخص

نکرد که این هواپیماها چگونه سرنگون شده اند ولی چند قطعه از بقایای هواپیما را، شامل پنج پلاک

هواپیما که از میگ اولی جدا شده، همچنین عکسهایی از هواپیما را نزد مأمور سفارت به امانت سپرد.

رونوشت از طریق POUCHED به مصرف کنندگان ذیعلاقه توسط اداره کنستایل INR/RNA/SDA



سابقه تحصیلاتی وزیران و معاونان وزیر حکومت افغانستان

سند شماره (19)

از: سفارت آمریکا در کابل

تاریخ: 14 می 1979

به: وزارت امور خارجه

موضوع: سابقه تحصیلاتی وزیران و معاونان وزیر حکومت افغانستان

به پیوست فهرستی از سابقه تحصیلاتی و آموزشهای وزیران و معاونان وزیر در حکومت جمهوری

دمکراتیک افغانستان تقدیم می شود. با مقایسه اطلاعاتی که درباره این مقامات با توجه به اطلاعاتی که

درباره افرادی در جمهوری دمکراتیک افغانستان در حکومت اولیه ای که پس از انقلاب 27 آوریل 1978

سر کار آمدند، آشکار است که لااقل از لحاظ تحصیلات این گروه آبرومندتر از گروه پیشین است. چهل و

دو نفر از مأمورین درجه یک در حکومت کنونی تحصیلات قبل از دانشگاهی یا آموزش حرفه ای را

گذرانده اند که 29 نفر آنها در افغانستان و 13 نفر آنها در خارج بوده و 17 نفر آنها از تحصیلات دانشگاهی

یا پیشرفته بهره مند شده اند. در عوض در حکومت اول جمهوری دمکراتیک افغانستان تنها 29 بوروکرات

در سطح وزیر و معاونت وزیر دارای آموزش قبل از دانشگاهی بوده اند و 12 نفر آنها آموزش پیشرفته

داشته اند. معذالک همان طوری که در مورد گروه اول می توان گفت عده کمتری از مقامات کنونی

آموزشهایی داشته اند که با مسؤلیتهای کنونی آنها وفق داشته باشد. همچنین این نکته جالب است که یازده

وزیر و معاون وزیر در ایالات متحده تحصیل کرده اند. در حالی که فقط شش نفر آنها تحصیلاتشان در

اتحاد شوروی بوده است. هیچ کدام از این مقامات تا اندازه ای که ما اطلاع داریم در کشورهای دیگر

کمونیستی تحصیل نکرده اند.

پیوست.

ص: 538

1 سابقه تحصیلاتی وزیران و معاونان وزیران کابینه

2 تاریخچه تحصیلات افراد اطلاعات در مورد چند نفر از مقامات به دست نیامده و در مورد دیگران

نیز ناقص است و این به علت تغییراتی است که در مورد پرسنل، به طور مداوم، صورت می گیرد. معذالک،

بالاخره شکافها را در معلومات خود درباره این بوروکراتهای بلند مرتبه پر خواهیم کرد.

ضمیمه شماره 1

سابقه تحصیلاتی وزیران و معاونان وزیران کابینه افغانستان

الف: درجه فارغ التحصیل قبل از دانشگاهی و آموزش حرفه ای مثلاً نظامی.

تذکر این نمودار منعکس کننده سابقه تحصیلاتی 33 نفر است. در حال حاضر اطلاعاتی درباره

تاریخچه تحصیلات 8 نفر دیگر نداریم. 2 پست وزارتی فعلاً خالی است.

تاریخچه تحصیلات رئیس شورای انقلاب

نور محمد تره کی، آموزش تا پایان کلاس چهارم (دبیرستان م) مدرسه شبانه.

لورایی نخست وزیر و وزیر امور خارجه حفیظ اللّه امین، لیسانس علوم دانشگاه کابل در رشته ریاضیات و

فیزیک در سال 1953، فوق لیسانس از دانشکده تربیت معلم دانشگاه کلمبیا 1958 دو سال اضافی در

دانشکده تربیت معلم کلمبیا بین سالهای 1963 تا 1965.

1 وزارت امور خارجه شاه محمد دوست معاون اول وزیر امور خارجه، مسؤل امور سیاسی

فارغ التحصیل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل.

دکتر اسداللّه امین معاون دوم وزیر امور خارجه مسؤل امور سیاسی

عبدالهادی مکمل معاون وزیر امور خارجه در امور اداری فارغ التحصیل دانشکده حقوق و علوم

سیاسی دانشگاه کابل.

وزارت کشاورزی و اصلاحات ارضی.

صالح محمد زیری وزیر، فارغ التحصیل دانشکده پزشکی دانشگاه کابل.

فاضل رحیم رحیم معاون وزیر، مسؤل اصلاحات ارضی آموزش آمار در هند. همچنین مطالعه آمار در

دانشگاه ایالت آیوا در 57 1956 و 64 1961 و 1970 لیسانس علوم در رشته آمار کشاورزی و

پژوهشهای دامی دانشگاه ایالت آیوا در سال 1964، همه این مطالعات به سرپرستی مؤسسه عمران

بین المللی.

عبدالاحد سرسام مسؤل امور کشاورزی. آموزش دانشگاهی با تأمین مالی در مؤسسه عمران

بین المللی در ایالات متحده وزارت ارتباطات. محمد گلاب زوی وزیر، فارغ التحصیل آکادمی نظامی

افغانستان آموزش خلبانی رزمی در اتحاد شوروی. خلیل اللّه کوهستانی، معاون وزیر لیسانس علوم از

دانشگاه کابل در رشته ریاضیات و شیمی سال 1974.

وزارت بازرگانی، عبدالقدوس گوربندی فارغ التحصیل مؤسسه تکنولوژی افغانستان و یک دوره پانزده

ماهه در کنترل هوایی اداره هواپیمائی کشوری آمریکا محمد حکیم مالیار معاون وزیر خبرگزاری

دانشکده اقتصاد دانشگاه کابل.

ص: 539

وزارت دفاع، سرهنگ دوم محمد اسلام وطنجار فارغ التحصیل آکادمی نظامی افغانستان در سال

1958.

سرهنگ دوم محمد یعقوب معاون وزیر (رئیس ستاد).

وزارت آموزش و پرورش، دکتر عبدالرشید جلیلی وزیر، فارغ التحصیل دانشکده

کشاورزیدانشگاه کابل سال 1963، فوق لیسانس در میکروبیولوژی کشاورزی از دانشگاه وایومینگ.

دکترا از اتحاد شوروی.

دکتر غلام محمد سهیبی، معاون اول وزیر از تحصیلات وی اطلاعاتی در دست نیست.

فضل حق، معاون دوم وزیر از تحصیلات وی اطلاعی در دست نیست.

وزارت دارایی، عبدالکریم میثاق وزیر، تحصیلات مرتبی نداشته است.

خیرمحمد سلطانی، معاون وزیر، فارغ التحصیل دانشگاه کابل 2 ماه تحصیل در دانشگاه پیترزبورگ

سال 1975.

وزارت امور مرزی، صاحب جان شهرایی، وزیر اطلاعاتی از تحصیلات وی در دست نیست.

معاون وزیر.... شاغل ندارد.

وزارت آموزش عالی، پروفسور محمود سوما، وزیر لیسانس دانشگاه آمریکایی بیروت رشته علوم

1960 فوق لیسانس و دیپلم ابتدایی دانشکده تربیت معلم کلمبیا 1964.

پیر محمد زرای معاون وزیر، لیسانس مهندسی از دانشگاه لندن

وزارت اطلاعات و فرهنگ، خیال محمد کاتاوازی، وزیر فارغ التحصیل دانشکده روزنامه نگاری

دانشگاه کابل 1968.

علی گل پیوند، معاون وزیر اطلاعات و فرهنگ فارغ التحصیل دانشکده آموزش و پرورش دانشگاه

کابل، مطالعات فوق لیسانس در رشته آموزش و پرورش در دانشکده تربیت معلم کابل.

پست معاون وزیر برای رادیو و تلویزیون شاغل ندارد.

وزارت کشور، شرجان مزدوریار، وزیر فارغ التحصیل آکادمی نظامی افغانستان.

فقیر محمد فقیر، معاون وزیر اطلاعاتی از تحصیلات وی در دست نیست.

وزارت دادگستری، عبدالحکیم شهرایی جوزجانی وزیر، فارغ التحصیل حقوق اسلامی از دانشگاه

کابل 1960، مطالعات روزنامه نگاری در دانشگاه کابل 1962 مطالعات بیشتر در اتحاد جماهیر

شوروی 1963.

محمد اکرم عبقری معاون وزیر مسؤل امور اداری، اطلاعاتی از تحصیلات وی در دست نیست.

محمد عنبر وحیدی معاون وزیر، مسؤل امور قضایی، فارغ التحصیل دانشکده حقوق و علوم سیاسی

دانشکده کابل 1953، مطالعات بیشتر در رشته تحقیقات جنائی و حقوق تطبیقی در دانشگاههای

آمریکایی و جرج واشنگتن 58 1957 (با بورس مؤسسه عمران بین المللی آمریکا).

وزارت معادن و صنایع، محمد اسماعیل دانش وزیر، در دانشکده کشاورزی و مهندسی کابل در سالهای

60 1958 تحصیل کرده و درجه لیسانس در رشته معدن شناسی از دانشگاه ویرجینیای غربی، در 1964

درجه فوق لیسانس در رشته معدن شناسی از دانشگاه ویرجینیای غربی و درجه فوق لیسانس در رشته

فیزیک از دانشگاه لنین در اتحاد شوروی در سال 1971.

ص: 540

غلام محمد رحیمی، معاون نخست وزیر، مسؤل صنایع اطلاعی در دست نیست.

مهندس عبدالکافی رسولی، معاون وزیر، مسؤل معادن اطلاعی در دست نیست.

وزارت برنامه ریزی، مهندس محمد صدیق عالمیار وزیر، فارغ التحصیل مؤسسه تکنولوژی

افغانستان همچنین در پلی تکنیک افغانستان تحصیل کرده است. آموزش بیشتر در اتحاد شوروی در

رشته مهندسی زمین شناسی.

فاتح محمد تارین معاون وزیر، در اتحاد شوروی تحت سرپرستی سازمان ملل متحد آموزش دیده

است. همچنین 18 ماه در فرانسه در رشته مدیریت صنعتی تحصیل کرده است.

عبدالغفور ملک زاده معاون وزیر در آمار، اطلاعی در دست نیست.

وزارت بهداشتی عمومی، دکترشاه ولی وزیر (معاون نخست وزیر). فارغ التحصیل دانشکده پزشکی

دانشگاه کابل.

پست معاون وزیر شاغل ندارد، وزارت ترابری، محمد حسن بارق شافعی وزیر. هیچ گونه تحصیلات

دانشگاهی یا پیشرفته ندارد.

نور محمد دلیلی، معاون وزیر 2 سال برنامه آموزشی در ایالات متحده، نزد اداره هواپیمایی کشوری.

وزارت کارهای عمومی، دستگیر پنج شیری لیسانس دانشکده ادبیات دانشگاه کابل.

مهندس صالح محمد پیروز، معاون وزیر اطلاعی در دست نیست.

وزارت آب و برق، منصور هاشمی وزیر ابتدا در دانشکده تربیت معلم کابل تحصیل کرده و سپس در

دانشکده آمریکایی بیروت از سال 60 1955، لیسانس دانشگاه کابل در رشته فیزیک 1960، فوق

لیسانس از دانشگاه آریزونا 1965.

مهندس محمد جمعه برک زوی، معاون وزیر 2 سال در دانشگاه آمریکایی بیروت


شورشی غیر وابسته افغانی به سفارت تلفن می کند

سند شماره (20)

سری

ایران تهران16 مه 1979

عالیجناب

در ملاقات اخیرمان نخست وزیر در مورد دریافت اطلاعاتی که ممکن است از طریق دیگر برای شما

قابل حصول نباشد اظهار علاقه نمود.

به پیوست مطالبی است در مورد افغانستان که قسمت اول در حقیقت گزارش وضعیت از زمان کودتای

آوریل 1978 تا به حال می باشد، ارسال می دارم. قسمت دوم از میان آخرین اطلاعات ما تهیه و تنظیم شده

است. لطفا مرا مطلع گردانید که آیا اطلاعاتی با این ماهیت مورد علاقه شماست و یا به من توصیه کنید چه

زمینه های به خصوصی مورد نظر شما و همکارانتان می باشد.

منتظر تبادلات آتی با شما هستم.

اراتمند شما چارلز ناس

مسؤل مطالب

جناب آقای امیرانتظام، معاون نخست وزیر

دفتر نخست وزیری، تهران

ص: 541

سند شماره (21)

از: سفارت آمریکا تهران تاریخ: 20 می 79

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.

طبقه بندی: سری تهران 05208

رونوشت به: سفارت آمریکا در کابل و.....

شماره سند: تهران 5208

موضوع: شورشی غیر وابسته افغانی به سفارت تلفن می کند

1 (تمام متن سری، این یک پیام گزارشی است.)

2 خلاصه: ضیا ناصری شهروند آمریکایی افغانی، که برای کسب کمکهای مالی جهت نهضت چریکی

افغانستان و دیدار با آیت اللّه خمینی، آیت اللّه خلخالی، و وزیر امور خارجه، یزدی در ایران است، ضعفهای

عمده نهضت را اعم از رهبری، مالی و سازماندهی برای کارمند سیاسی سفارت توصیف کرد، اما گفت که

نهضت تا نوامبر دولت خلقی را بر خواهد انداخت تا جمهوری دمکراتیک اسلامی را بنا نهد. (پایان

خلاصه)

3 ناصری که خود را به عنوان یکی از دوستان ریک شرمن در اسلام آباد معرفی می کرد، در 17 می به

قسمت سیاسی تلفن کرد. ما در خلال صرف قهوه ملاقات کردیم و راجع به دوستانمان و فعالیتهای جاری

او صحبت کردیم. ناصری خود را به عنوان «یک میهن پرست آزاد» که برای رهبران مختلف در پاکستان

کار می کند ولی با هیچ یک همراهی ندارد؛ اگر چه نزدیکترین همکاریها را با پیر سید احمد گیلانی دارد،

توصیف کرد.

او گفت که هم اکنون از نیویورک، جایی که با محمد علی بوکسور ملاقات کرد، و از فرانکفورت، جایی

که با حدود سیصد نفر از تجار تبعیدی افغانی ملاقات کرد، می آید. (او گفت علی او را رد کرد، ولی

افغانیهای فرانکفورت 50000 مارک بیعانه دادند.) هدف اصلی او افزایش میزان اعانات است و او از

طرف «شورای انقلابی و اسلامی افغانستان» اعتبارنامه ای همراه داشت.او با معرفی نامه ای برای آیت اللّه

خلخالی، رئیس دادگاههای اسلامی (و او گفت، داماد آیت اللّه خمینی) در ایران است.او گفت، خلخالی بعد

از ظهر آن روز او را به قم می برد، جایی که او برای روز بعد قرار ملاقاتی با خمینی داشت.اگر خمینی

موافقت کند، او دوباره با خلخالی و یزدی، وزیر امور خارجه برای بحث در مورد جزئیات کمک مالی برای

نهضت و برپایی کمپهای نظامی پناهندگان در مرز ایران و افغان، ملاقات خواهد کرد.

4 ناصری نهضت را بسیار فعال اما «کاملاً بی سرمایه» توصیف کرد. او می گوید در عین حالی که او

برای یافتن پول تلاش می کند، رهبران خود را در رابطه با حمایت مورد انتظار از جانب کشورهای

عربستان سعودی، مناطق خلیج، و چین فریب می دهند. او می گوید که گیلانی در ژانویه به عربستان

سعودی رفت و به عنوان مهمان شاهزاده فهد دو هفته آنجا ماند، ولی هیچ چیزی دریافت نکرد. در ماه

مارس او ناصری، از ابوظبی دیدار کرد، ولی غیر از آرزوهای خوب چیزی دستگیرش نشد. او با خمینی

هم در ماه مارس قرار ملاقاتی داشت، اما از او خواسته شد تا وقتی که انقلاب ایران امور خود را سر و

سامان دهد، آن را به تعویق اندازد. در همین زمان، او از افغانیها در آمریکا مقدار قابل توجهی وثیقه به

دست آورده بود، ولی تمام آنها برای مواد غذایی صرف شده و برای اسلحه و مهمات چیزی باقی نمانده

ص: 542

است او رهبری افغانها را در پاکستان به عنوان غیر متجانس توصیف کرد که از «اخوان المسلمین تا

مارکسیستهای اسلامی» را در برمی گیرد و در عین حالی که برای کسب برتری تقلا می کنند با ترشرویی با

یکدیگر همکاری می نمایند و مایل نیستند به هیچ کسی خارج از جمع خود، منجمله خود او اعتماد کنند.

او در حالی که می گفت، آنها مردان را در مأموریتهای خودکشی بدون استراتژی عمومی، که متحمل تلفات

سنگینی می شود (700 زخمی در یک اردو) و برای آنها هیچ تسهیلات پزشکی وجود ندارد و از

بهره برداری از موفقیت آن شکست می خورند، تلف می کنند، تخصص جنگی آنها را بی بها جلوه داد.

همگی آنها بر لزوم جمهوری دمکراتیک اسلامی موافقند، ولی بر تعریف آن موافقت ندارند. اگر چه

اکثر جنگها (در 23 تا از 28 استان) به طور ناگهانی و بدون رهبری از پاکستان اتفاق می افتد و او معتقد

است که با همه شکستهایش، و با کمبود مواد غذایی مورد انتظار در افغانستان در ماه اکتبر، یک قیام

عمومی و شورش از جانب سربازان بیدار وجود خواهد داشت و دولت تره کی تا ماه نوامبر به پایان خواهد

رسید. او می گوید تنها چیزی که می تواند در آن برنامه زمانی دخالت کند، مداخله واحدهای نظامی روسی

است که مخالفان را با پایان مشابهی ساکت می کند، اما یک جنگ طولانی لازم دارد. بهترین حدس او این

است که روسیه در حال حاضر از این موقعیت استفاده نخواهد کرد. او قول داد که پس از اینکه با دولتمردان

ایران ملاقات کرد، تلفن کند و نتایج درخواستهایش را بدهد.

5 برای اسلام آباد: ناصری در نظر دارد که برای سه هفته در اسلام آباد باشد و امیدوار است که به

ریک شرمن سر بزند.

6 تهران تحت پوشش جداگانه ای، اعلامیه ای را که ناصری پخش می کند به همراه تقاضای او برای

اینکه نهضت انقلابی را توضیح دهد، برای وزارت، کابل، و اسلام آباد می فرستد.

7 اظهارنظر: انتقاد شخصی ناصری از گیلانی و سایر رهبران، به علاوه نظر او در مورد حسادت و

کمبود اعتماد در خارج از محدوده داخلی، ممکن است نظراتی را که به وسیله آصفی، معاون گیلانی، عنوان

می شود، توضیح دهد (تلگرام مأخذ). با وجود این، اگر او در کسب وثیقه موفق شود، گیلانی و سایرین

ممکن است اهمیت او را برای خود مورد تجدید نظر قرار دهند. پایان نظریهناس


واکنش محدود ایرانیان در قبال در خواست شورشیان افغانی

سند شماره (22)

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 21 می 79

به: سفارت آمریکا در اسلام آبادطبقه بندی: سری

رونوشت به: وزیر امور خارجه واشنگتن و سفارت آمریکا در کابل

شماره سند: 5246

موضوع: واکنش محدود ایرانیان در قبال در خواست شورشیان افغانی

1 تمام متن سری است.

2 خلاصه: ناصری، مسؤل جمع آوری پول برای افغانها درباره کمک ایرانیان گزارش داد، صحبت از

کمکهای «انساندوستانه». گزارش درباره 30 الی 35 هزار نفر پناهنده افغانی در ایران. (پایان خلاصه)

3 ضیاء ناصری شهروند آمریکایی افغانی در تاریخ 21 ماه می تلفن کرد تا نتایج مذاکراتش را با

مقامات ایرانی گزارش دهد. او اظهار می کند که سفری به قم داشته و با آیت اللّه خمینی ملاقات کرده است.

ص: 543

او گفت که گفتگوهای آیت اللّه دوستانه بود اما آنقدر هم رضایت بخش نبود. او از آیت اللّه کمک نظامی

خواسته بود و آیت اللّه در عوض با او از کمک «انساندوستانه» صحبت کرده بود. او دوباره با آیت اللّه

خلخالی صحبت کرده بود و او گفته بود که این ملاقات «می تواند یک شروع» باشد. او با یزدی وزیر امور

خارجه ملاقات نکرد ولی در عوض با آقای تقوی رئیس قسمت امور مربوط به افغانستان در وزارت امور

خارجه، ملاقات کرد و ملاقات دیگری تقریبا به فاصله ده روز دیگر با او انجام داد.

4 دیروز، در یک مصاحبه مطبوعاتی، آیت اللّه روحانی، یک شخصیت مذهبی مهم و نزدیک به آیت اللّه

خمینی اظهار داشت که: «مردم افغانستان باید علیه دولت خود همانند ملت ایران قیام کنند.»

او از دولت ایران تقاضای مداخله نظامی در افغانستان و مساعدت به برادران مسلمان را کرد. این گونه

اظهارات بوسیله یک مقام غیر رسمی، شخصیت درجه دوم اهمیت کمی دارد مگر اینکه خمینی یادولت آن

را تأیید کنند.

5 ناصری اظهار داشت که دولت موقت ایران به او کمک کرده تا با پناهندگان افغانی تماس بگیرد. او

به مشهد، جایی که افغانیها یک دفتر دارند، رفت و سپس تا کمپهای پناهندگان اسکورت شده بود. او اظهار

می دارد که در آنجا 30 الی 35 هزار افغانی در منطقه ای به طول بیست مایل در طول مرز از شهر تایباد در

جنوب مشهد زندگی می کنند. بیشتر آنها کشاورز هستند و با رمه هایشان آمده اند و به خاطر کمبود علوفه

بسیاری از آنها مجبور به بازگشتن به افغانستان شده اند. از این تعداد یک صد افسر نظامی افغانی از نیروی

زمینی، نیروی هوایی و توپخانه هستند. این نظامیان سعی دارند با تمرین دادن افراد یک گروه چریکی

تشکیل دهند (بیشتر پناهندگان مرد شخصا صاحب تفنگ می باشند و ناصری می گوید که آنها تعدادی از

عملیات را داخل افغانستان رهبری می کنند.) ناصری امیدوار است که ایرانیان خود سرپرستی پناهندگان

افغانی را به جای این افسران افغانی در دست بگیرند و آنها را تمرین و آموزش بیشتری بدهند.

6 ناصری قصد دارد فردا به پاکستان سفر کند و بعد از تقریبا یک هفته به ایران بازگردد.ناس


موضوع افغانستان: پیش بینیهایی در مورد دخالت روسیه

سند شماره (23)

از: سفارت آمریکا مسکوتاریخ: 24 می 1979 سری

به: وزارت خارجه واشنگتنطبقه بندی: سری

موضوع افغانستان: پیش بینیهایی در مورد دخالت روسیه

1 (محرمانه) خلاصه: ما فکر نمی کنیم که اتحاد شوروی تحت شرایط فعلی تمایلاتش در افغانستان را

بی انتها بیند. به نظر ما قیاس سازی با دخالت سال 1968 شوروی در چکسلواکی اشتباه است. ما فکر

می کنیم که روسها به افزایش پشتیبانی نظامی و تدارکاتی خود از رژیم طرفدار شوروی در کابل ادامه

می دهند. ممکن است تعدادی از پرسنل روسی در عملیات نظامی دولت افغانستان شرکت پیدا کنند. در هر

صورت تحت شرایط قابل پیش بینی، مسکو از به دوش کشیدن قسمت اعظم بار مبارزه ضد شورش در

افغانستان اجتناب خواهد ورزید. (پایان خلاصه)

2 (محرمانه) ما با نظریات اصلی تحلیل کابل (مرجع الف) و به خصوص با این نتیجه گیری که روسها

احتمالاً تلاش خواهد کرد تا از سقوط به داخل چیزی که می تواند یک تله از نوع ویتنام بشود اجتناب

ورزند، موافقیم. در حقیقت ما در پایین آوردن ارزش تشبیه چکسلواکی حتی جلوتر می رویم. همان

ص: 544

طوری که در مرجع ب اشاره شد، به نظر ما تحت شرایط قابل پیش بینی روسها نسبت به اعزام واحدهای

رزمی در سطح بالا جهت نجات رژیم خلقی از سرنگونی (که در مورد چکسلواکی تعداد 14 لشکر روسی

به اضافه 4 لشکر از دیگر کشورهای پیمان ورشو شرکت داشتند) توجهی جدی مبذول نخواهند نمود.

3 (سری) نتیجه گیری ما براساس چندین قضیه اثبات شده می باشد.

الف: از نظر استراتژیکی، افغانستان در یک طبقه بندی کاملاً مجزا از چکسلواکی قرار دارد.

چکسلواکی به صورت پلی بر روی و یا در نزدیکی راههای تاریخی هجوم به روسیه قرار گرفته است.

چکسلواکی عضوی از «جامعه مشترک المنافع سوسیالیستی اروپای شرقی» و «سیستم سوسیالیستی

جهانی» و نیز پیمان ورشو می باشد و تغییرات در سیستم داخلی آن می تواند به طور نسبی مستقیما روی

سیستم داخلی اتحاد شوروی اثر بگذارد.

ب: از نقطه نظر مسکو و خصوصا در ماههای آینده، هجوم شوروی به افغانستان احتمالاً می تواند به

زیان منافع استراتژیک جهانی منجر شود. در زمانی که مسکو به طور فزاینده ای با تهدید چینیها در شرق

درگیر است. این هجوم ضربه ای خطرناک به دتانت (DETANT) با غرب وارد می کند. چنین حرکتی

مطمئنا مذاکرات سالت را به سرنوشت بدی دچار می سازد. این کار برای اتهامات چینیها و دیگران در

مورد اهداف توسعه طلبانه و برتری جویانه روسها در دنیا سودی عالی در برخواهد داشت (مثل مورد

چکسلواکی در دراز مدت). این کار روابط با دنیای پراهمیت اسلام را تند و تیره می کند.

ج: در 1968 روسها به طور صحیح حساب کرده بودند که چکها نخواهند جنگید. این در مورد

افغانستان اتفاق نخواهد افتاد. از این بالاتر، هدف روسها در چکسلواکی به سادگی با اشغال و آرام کردن

مراکز شهری حاصل گردید. کار مسکو در افغانستان که قسمت اعظم جمعیت (و مقاومت) در مناطق

روستایی قرار دارد مشکل تر خواهد بود. حتی امکان دارد که شورش در افغانستان به خاطر درگیری

مستقیم سربازان روسی نیروی بیشتری بگیرد و بقای رژیم تره کی امین به طور فزاینده ای به درگیری

مستمر جنگی آن سربازان وابسته بماند.

د: فقط بر اساس آمادگی نظامی برای چنین اقدامی، روسها وضعیت افغانستان را به طریقی پیچیده تر از

آن در خواهند یافت که در جولای و اوت 1968 رو به رو شدند. تدارک برای هجوم به چکسلواکی تحت

پوشش مانورهای وسیع رزمی و تدارکاتی در محدوده پیمان ورشو صورت گرفت. در نتیجه کار اصلی

اکتشاف، تدارکات و روشهای کنترل و فرماندهی انجام گرفته بود و از همه مهمتر بسیج مورد لزوم و

استقرار نیروها از طریق مانورهای نسبتا عادی انجام شد. متقاعد شدن نسبت به یک صحنه مؤثر و قابل

مقایسه در مورد افغانستان مشکل است. تمرکز نیروهای لازم برای عملیاتی به سبک چکسلواکی احتمالاً

بسیج و به خدمت گرفتن وسیع و مجدد نیروها در مناطق مرتبط به هم را ایجاب می نماید؛ هر چند این

مشکلات با به خدمت گرفتن لشکرهای هوا برد تا حدی مرتفع خواهد شد. با در نظر گرفتن تمام دو بخش

نظامی شوروی که با افغانستان مرز عادی دارند و با قائل شدن استثناء، روسها دارای یازده لشکر می باشند

که فقط 3 لشکر را می توان بدون بسیج آماده برای رزم دانست. هیچ کدام از سه لشکر برای مأموریتی در

افغانستان به صورت دلخواه قرار نگرفته اند و آنها هنوز نیاز دارند که مرز چین را که مهمترین موضوع مورد

توجه حداقل یکی از بخشهای نظامی است مورد ملاحظه قرار دهند.

4 (محرمانه) البته برای ما امکان نخواهد داشت و نیز احمقانه است که کاملاً امکان هجوم شوروی به

ص: 545

افغانستان در پاسخ به درخواست از جانب یک رژیم خلقی محاصره شده را رد کنیم. در عین حالی که ما

معتقدیم بی رغبتیها بر حسب محاسبات مسکو در مورد بهترین منافعش در این زمان به نظر می آید که

شدیدا بر انگیزه هایش می چربد، عواملی که توسط کابل اقامه شده (در پاراگراف 11 مرجع الف) هنوز

دارای قدرت می باشند. اگر وضعیت سیاسی نظامی در افغانستان به بدتر شدن ادامه دهد، رهبری

شوروی ممکن است اغوا شده و امکان مداخله به مقیاسی کوچکتر برای حفاظت از سرمایه گذاری های

کلی خود را مورد توجه قرار دهد. به این دلیل به نفع ماست که گاهگاهی یادآوریهایی به روسها در مورد

دیدگاه جدی که ما در مقابل چنین اقداماتی اتخاذ می کنیم، بنماییم. یادآوریهای غرب و دولتهای جهان

سوم بی رغبتیهایی را نسبت به مداخله مستقیم در آنها (روسها) به وجود می آورد.

5 (محرمانه) غیر از مداخله نظامی مستقیم و در سطحی وسیع از جانب شوروی ماهیت و حدود

همکاری نظامی شوروی با افغانستان چیست؟ قابلیت جذب ارتش افغانستان ممکن است تنها محدودیت

در این مورد که روسها تا چه حد متمایلند که به جلو بروند، باشد. ما معتقدیم تعداد مشاورین روسی

می تواند به طور تصاعدی افزایش یابد و برخی از آنها می توانند در عملیات نظامی درگیر شوند. برای مثال

برخی پشتیبانیهای توپخانه روسی به شکل هلیکوپترهای توپدار و یا حمایت تاکتیکی هوایی برای

عملیات زمینی یا خدمت گیری پرسنل روسی جهت اداره کردن تجهیزات نظامی پیچیده می تواند فراهم

شود. به هر صورت این می تواند در زمینه به دوش گیری بار سنگین رزم توسط سربازان افغانی و نه روسی

در وضعیتی که قابلیتهای جمهوری افغانستان برای ادامه بقا و توسعه کنترلش و (نه مداخله مستقیم مسکو)

تعیین کننده های اصلی سرنوشت انقلاب افغانستان خواهند بود، قرار می گیرد.

6 (محرمانه) سرانجام، با عطف به پاراگراف 11 مرجع الف، ما آن نگرانی از بابت جمعیت مسلمان

جمهوریهای آسیای مرکزی روسیه را مورد توجه قرار نمی دهیم که به خودی خود انگیزه ای باشند برای

رهبری روسیه که یک روش مداخله جویانه در افغانستان را اتخاذ نمایند. تمام اطلاعاتی که ما راجع به

منطقه جمع آوری کرده ایم اشاره دارند که مسکو موقعیت را به خوبی تحت کنترل خود دارد. سفرهای

مکرر مأموران سفارت در ماههای اخیر به آسیای مرکزی روسیه معدودی علامت نارضایتی را آشکار

ساخته اند. جمهوریهای آسیای مرکزی پیشرفتهای اقتصادی و اجتماعی مهمی را تحت حکومت شوروی

به دست آورده اند و از یک سطح زندگی بالاتری نسبت به مناطق همجوار در افغانستان و ایران

برخوردارند و اگر با این وجود در ماههای آینده نارضایتی بالا بگیرد، می توان روی روسها حساب کرد که

سریعا و به طور مؤثری آن را شکست دهند.


انتصاب دیپلمات روسی به عنوان «مشاور دیپلماتیک» در جمهوری دمکراتیک افغانستان

سند شماره (24)

از: سفارت، مسکوتاریخ: 24 می 79

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.طبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: انتصاب دیپلمات روسی به عنوان «مشاور دیپلماتیک» در جمهوری دمکراتیک افغانستان

1 تمام متن خیلی محرمانه

2 در ملاقات چهار جانبه روز 22 می، سفیر انگلیس گزارش داد که واسیلی استفانویچ سافرونچک،

معاون سابق نماینده دائمی شوروی در سازمان ملل و مأمور فعلی بخش دوم اروپایی وزارت خارجه به

ص: 546

عنوان مشاور دیپلماتیک دولت افغانستان به کابل اعزام خواهد شد. ما گمان می کنیم که عملاً این انتصاب

او را مشاور شخصی ح. امین خواهد کرد.

3 یک دیپلمات پاکستانی روز 24 می به ما گفت که یک دیپلمات چینی به او تذکر داده که سافرونچک

احتمالاً به عنوان سفیر به کابل خواهد رفت. منبع پاکستانی گفت، گرچه ظاهرا سافرونچک قبلاً هیچ گونه

مأموریتی در امور افغان و حتی آسیا ندارد، بایگانی سفارت نشان می دهد که او در یک سفر اداری کوتاه

پیش از کودتای 78 یا در جریان آن در کابل بوده است. منبع پاکستانی افزود که به اعتقاد ما سافرونچک

ارتباطی با ک.گ.ب. دارد.

4 گزارش خلاصه زندگی وی در سفارت او را یک متخصص در امور انگلیس معرفی می کند. او قبل از

انتقال به سازمان ملل به عنوان نماینده دائمی شوروی به مدت سه سال به عنوان سفیر شوروی در غنا

خدمت کرده است (6871). او ظاهرا یک بار عضوی از هیئت نمایندگی شوروی در کمیسیون اقتصادی

آسیا بوده است و به میزان وسیعی در سراسر خاوردور و خاورمیانه مسافرت کرده است.

5 سفارت از هر گونه اطلاعات بیوگرافی بیشتری که وزارتخانه قادر به فراهم کردن است قدردانی

می کند.


لایحه اصلاحی مجلس سنا درباره کمک به افغانستان

سند شماره (25)

از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 2ژوئن 1979

به: وزیر امور خارجه واشنگتن دی سیطبقه بندی: استفاده محدود اداری

شماره: 4236

موضوع: لایحه اصلاحی مجلس سنا درباره کمک به افغانستان

1 تمام متن برای استفاده اداری محدود

2 خلاصه: در حالی که این سفارت نسبت به احساساتی که باعث شد که ماده اصلاحیه پیشنهادی پل

استون درباره قانون مساعدت عمرانی بین المللی سال 1979 تصویب شود بسیار مشتاق است؛ برای ما

هنوز معلوم نیست که آیا این اصلاحیه به منافع کلی ایالات متحده در این منطقه خدمت خواهد کرد یا نه.

(پایان خلاصه)

3 ما در تمایل کنگره و وزارت امور خارجه برای کسب اطلاع از تمامی حقیقت درباره حوادثی که

منجر به ربودن و قتل فجیع سفیر دابز شد، سهیم هستیم و ما جمهوری دمکراتیک افغانستان را تحت فشار

قرار داده ایم تا در این باره از تمایل ما استقبال کند. معذالک ما بسیار غیر محتمل می دانیم که این رژیم به

خاطر سروکار داشتن با این حادثه از ما پوزش بطلبد تا چه رسد به اینکه مسؤولیت قتل سفیر را به عهده

بگیرد.

4 سودمند بودن ماده اصلاحیه درباره این خواست که جمهوری دمکراتیک افغانستان همه کارمندان

حکومت ایالات متحده در افغانستان را تحت حمایت قرار دهد تا اندازه زیادی به این بستگی دارد که

مقصود از «کافی» چیست. جمهوری دمکراتیک افغانستان برای تأسیسات حکومت ایالات متحده در

کابل و همچنین برای کاردار و همچنین همان طور که تقاضا شده است برای کارهای رسمی محافظانی

گماشته است. جمهوری دمکراتیک افغانستان همچنین یک محافظ برای اتوبوسهای مدرسه آمریکایی

ص: 547

تعیین کرده است. معذالک ما معتقدیم که اگر ما تقاضای محافظانی برای همه کارمندان حکومت ایالات

متحده بنماییم، انجام وظایف رسمی ما دچار اختلال خواهد شد. معذالک هیچ راهی برای تضمین اینکه

یک حمله تروریستی علیه پرسنل حکومت ایالات متحده که به خوبی طرح ریزی شده باشد موفقیت

نداشته باشد، وجود ندارد. صرف نظر از اینکه چند نفر محافظ از سوی جمهوری دمکراتیک افغانستان

برای حمایت از چنین اشخاصی تعیین شده باشد.

5 مسئله اینکه آیا «اوضاع و احوال تغییر یافته محسوسی در افغانستان» از نوعی که در ماده اصلاحیه

بخش ب پیش بینی شده است به وجود خواهد آمد احتمالاً بستگی به عواملی خواهد داشت که در قلمرو

فاجعه قتل دابز نیست. معذالک لازم به تذکر است که یکی از چهره های کلیدی در این حادثه به نام سید

داود تارون از سمت رئیس پلیس که وی آن را عهده دار بود برکنار شده است. ما یقین نداریم که آیا انتقال

تارون یک نوع تنزل رتبه است یا ارتقاء رتبه و یا اینکه آیا همه این امور مربوط به رسیدگی به ماجرای

ربودن سفیر است یا خیر.

6 ما درباره نظریات شخص دابز درباره افغانستان توجه خاصی مبذول می داریم. او قبول داشت که

ایالات متحده منافع ناچیزی در افغانستان دارد و بنابراین احساس می کرد که حکومت ایالات متحده در

مورد افغانستان باید در درجه اول از لحاظ ثبات منطقه ای توجه کند. او شدیدا معتقد بود که افغانستان

نباید یک عامل بی ثباتی باشد و اینکه ما باید با کشورهای دیگر و از جمله کشورهای آزاد این منطقه در

جستجو برای کمک به افغانستان در انتخاب یک راه دیگری برای حضور کشور دیگری غیر از اتحاد

شوروی همکاری کنیم.

7 جمهوری دمکراتیک افغانستان در جریان 13 ماه فرمانروایی خود به نحو فزاینده ای به مسکو

نزدیک شده است و سه کشور دیگر همسایه خود، یعنی پاکستان، ایران و چین را به مداخله در امور داخلی

(به ویژه نارضایتیهای رشد یابنده ضد رژیم و جنگهای چریکی) متهم کرده است. ما در حال حاضر هیچ

نشانه ای در دست نداریم که دلالت بر آن کند که جمهوری دمکراتیک افغانستان سیاستهای خود را از خط

مشی رادیکال و متمایل به شوروی که از آن پیروی می کند، تغییر خواهد داد. همچنین هیچ گونه نشانه ای

در دست نیست که فعالیت های ضد رژیم کاهش یابد.

8 با این وجود، ما این امر را به نفع حکومت ایالات متحده و ثبات منطقه ای تلقی می کنیم که رئیس

جمهوری اختیار ادامه پرداختهای کمکی برای لااقل خط لوله را داشته باشد. هر چند رهبران رژیم کنونی

افغانستان اغلب طوری رفتار می کنند که برخلاف تمایلات و منافع ایالات متحده است، ولی ما می دانیم که

در خارج از چهارچوب رژیم و گاهی در داخل آن افغانیهایی وجود دارند که به ادامه حضور کمکی ایالات

متحده در افغانستان، هر چند که محدود باشد، ارج می گذارند. طرحهای محقرانه کمکی ما برای رفع

نیازهای اساسی انسانی به کار رفته و نشان دهنده آن است که ایالات متحده همچنان به نگرانیها و

غمخواریهای بشر دوستانه خود درباره افغانستان فقیر شده و مردم آن، علیرغم موضع گاه به گاه، خصمانه

رژیم ادامه می دهد. ما باید همچنین در نظر داشته باشیم که تا اندازه ای که برای ما معلوم است هیچ کدام از

کشورهای این منطقه پیشنهاد نکرده اند که حکومت ایالات متحده همه کمکهای خود را به افغانستان قطع

کند. بالعکس، این کشورها ظاهرا احساس می کنند که به نفع آنهاست که حکومت ایالات متحده لااقل یک

حضور کمکی محقرانه در اینجا داشته باشد. حفظ یک چنین حضوری به حکومت ایالات متحده امکان

ص: 548

خواهد داد که به هر گونه تحول مساعدی درباره صحنه سیاسی داخلی افغانستان عکس العمل سریعتری

نشان دهد.

9 درباره خط لوله بایستی در نظر داشت که ما پانزده (15) نفر افغانی داریم که در ایالات متحده

آمریکا و 23 نفر دیگر در دانشگاه آمریکایی بیروت در چهار چوب برنامه کمکهای مالی تحصیل می کنند

و اگر ما ناگزیر شویم هزینه مربوط به خط لوله را قطع کنیم این دانشجویان ممکن است مجبور شوند به

تحصیلات خود پایان دهند، در حالی که این امر خطای آنها نبوده است. به عقیده ما این امر به نفع حکومت

ایالات متحده نخواهد بود.

10 نتیجه گیری: ما امیدواریم که وزارت امور خارجه آمریکا کنگره آمریکا را متقاعد کند تا به

رئیس جمهوری فراتر از اصلاحیه «پل استون» اختیارات دهد تا درباره منافع کلی ایالات متحده جهت

ادامه سطح محقرانه ای از کمک به افغانستان مبارزه کند و تصمیم بگیرد. همان طوری که ما بین دو ماده

اصلاحی «پل استون» و «دروینسکی» ماده اصلاحی دومی را ترجیح می دهیم.آمستوتز


ملاقات با دیپلمات روسی: قسمت اول

سند شماره (26)

از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 25 ژوئن 1979

به: وزارت خارجه واشنگتنطبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: ملاقات با دیپلمات روسی قسمت اول از سه قسمت

مشاهداتی بر صحنه سیاسی داخلی افغانستان

1 (تمام متن محرمانه است)

2 خلاصه: مقام بلند پایه سفارت شوروی فاش می سازد که روسها جمهوری دموکراتیک افغانستان

را ترغیب می نموده اند تا برای وسیع کردن پایگاه دولت، یک جبهه ملی ایجاد نماید، ولی تاکنون موفقیتی به

بار نیامده است. دیپلمات، طغیان را گیج کننده توصیف کرد.

3 واسیلی استفانویچ سافرونچک، وزیر مختار جدید شوروی در 24 ژوئن یک ملاقات رسمی به

طول یک ساعت با من داشت. بدون شک او جالبترین دیپلمات روسی بود که من تا آن موقع، ملاقات کرده

بودم. من صراحت او را مجذوب کننده یافتم. خصوصا برای چیزی که وی مجبور بود در مورد صحنه

سیاسی داخلی افغانستان و سیاست روسیه افغانستان (تلکس جداگانه، قسمت دوم) بگوید.

4 از گفته هایش، که بعضی در لفافه بودند و برخی دیگر اصلاً سربسته نبودند، آشکار بود که سفارت

شوروی موقعیت شوروی افغانستان را خیلی مشکل یافته است. برخی از نظریه های جالبتر

سافرونچک را در زیر ارائه می کنیم:

5 پایگاه محدود جمهوری دمکراتیک افغانستان. موقعی که من متذکر شدم گزارشاتی انتشار پیدا

کرده که رهبریت جمهوری دمکراتیک افغانستان برای گسترده تر کردن پایگاهش مذاکراتی با نخست

وزیران سابق، اعتمادی و یوسف، جهت پیوستن آنها به دولت انجام می دهد، سافرونچک سرش را تکان

داد.

او به طور محرمانه گفت: «چیزی که حقیقت دارد این است که ما رهبری جمهوری دمکراتیک

افغانستان را ترغیب نموده ایم تا به وسیله وارد کردن افراد جدید به دولت پایگاهش را گسترده تر گرداند،

ص: 549

ولی موضوعی که حقیقت ندارد این است که ما مذاکراتی با یوسف یا اعتمادی انجام می دهیم». او در ادامه

گفت: «ایجاد یک جبهه ملی، مثل کشورهای دیگر که ایجاد کرده اند، برای آنها معقول خواهد بود.» با این

حال سافرونچک شکوه کرد که «آنها (جمهوری دمکراتیک افغانستان) نه هیچ گونه مخالفتی را مجاز

خواهند شمرد و نه مایلند که در قدرت با دیگران شریک شوند. ایده آنها راجع به وسعت بخشیدن به پایگاه

سیاسی منحصرا برای سازماندهی سازمانهای زنان،کارگران، جوانان و دانشجویان است، اما همه جزئی از

یک حزب سیاسی هستند. این پایگاه سیاسی را گسترده تر نمی نماید.» او گفت: «آنها (جمهوری

دمکراتیک افغانستان) در مورد هر گونه پیشنهاد اشتراک در قدرت حساس هستند. آنها افراد لجوجی

هستند».

6 در مورد مشکلاتی که رو در روی جمهوری دمکراتیک افغانستان قرار دارند، او گفت: «که یک

ضعف برجسته (و او مکررا به این مورد رجوع کرد) عدم حضور واقعی روشنفکران در دولت می باشد.» او

گفت: «این عدم حضور را به صورتهای زیادی می توان مشاهده نمود.» روزنامه ها بسیار بد هستند و

زندگی فرهنگی تهی است. «سافرونچک گفت که برای دولت مهم است که روشنفکران بیشتری را به خود

جلب نماید».

7 شورش: سافرونچک گفت سفارتخانه وی مسئله شورش را «خیلی گیج کننده» می بیند. آنها

نمی توانند یک رهبر قیام منفرد که بر جبهه مخالفین سلطه داشته باشد، همان طوری که خمینی و

هوشی مینه در کشورهایشان داشتند، شناسایی نمایند. سفارتخانه وی معتقد است که دولتهای ایران و

پاکستان شورشیان را ترغیب می نمایند. ایرانیها به وسیله بیانیه های رسمی و برنامه های رادیویی و

پاکستانیها به وسیله تدارک تسلیحات به طور مخفیانه و حمایت مادی. او مذهب (اسلام، یک مذهب

بسیار بد است) را به عنوان تنها و مهمترین دلیل منفرد برای یاغیگری مورد نکوهش قرار داد. او گفت توده

مردم گمان می کنند «کمونیستها علیه اسلام هستند»، و او فکر می کرد که این موضوع وظیفه جمهوری

دمکراتیک افغانستان را خیلی مشکل می کند.

8 در جایی از صحبت وقتی من به او گفتم دولت ایالات متحده به شورشیان کمک نمی کند و ما چندین

بار این را به جمهوری دمکراتیک افغانستان گفته ایم و من متعاقبا از عناوین منعکسه در مطبوعات

جمهوری دمکراتیک افغانستان که به طور مکرر در هفته گذشته آمده و به طور ضمنی می رساند که

تسلیحات ضبط شده که نشان داده شده است از ایالات متحده آمریکا (و چین) سرچشمه گرفته، ناراحت

شدم. او مجبور شد که این را بگوید: «در مذاکرات مکررم با وزرا و معاونین عالیرتبه جمهوری دمکراتیک

افغانستان حتی یک بار نشنیده ام که ایالات متحده به همکاری در شورش متهم شده باشد.» موقعی که

متذکر شدم که بیشتر تسلیحات نظامی خارجی در پاکستان ساخت ایالات متحده یا چین می باشد و

بنابراین قابل فهم است که شورشیان در طول مرزهای پاکستان چنین اسلحه هایی داشته باشند، او گفت که

رهبریت جمهوری دمکراتیک افغانستان این را می داند. در مورد روابط افغانستان ایالات متحده

سافرونچک گفت که شکایت اصلی جمهوری دمکراتیک افغانستان در رابطه با ایالات متحده در مورد

دادن اسلحه نیست بلکه درباره مطبوعات خیلی انتقادی شماست.

9 زمان تخلیه زنان و بچه ها هنوز نرسیده است. من به سافرونچک گفتم که یکی از نگرانیهای عمده

من این است که وابسته های آمریکایی چه موقع باید تخلیه شوند. من گفتم وقایعی نظیر شورش 23 ژوئن

ص: 550

در کابل سفارتخانه ما را وادار کرد تا این سؤال را مطرح کنیم. سافرونچک پاسخ داد در عین حالی که خود

وی مجبور نیست تا در این نوع سؤالات نگران باشد (این مسؤولیت سفیر و دیگر وزیر مختارها می باشد)

ولی می تواند نگرانی مرا درک کند. او گفت: «کسی چه می داند هفته آینده یا ماه آینده چه به دنبال دارد؟» او

گفت کاری که سفارتخانه وی انجام داده این بوده است که تمام زنان و کودکان روسهایی که در خارج از

کابل کار می کنند را به شوروی فرستاده است. در مورد آنهایی که در کابل هستند او گفت که تمام

وابسته های WXJEهنوز در اینجا هستند.

او گفت، وقتی که مثل دیروز دردسری وجود دارد، ما آنها را به لحاظ امنیتی به داخل محوطه سفارت

می آوریم. او فکر می کرد جمهوری دمکراتیک افغانستان، کنترل کابل را در دست دارد و فکر نمی کرد

وضعیت امنیتی در شهر مستلزم یک تخلیه باشد.

10 اطلاعات بیوگرافی: نسبت به یک دیپلمات روسی، سافرونچک به طور فوق العاده ای صریح

است. او متمایل به دادن پاسخ به سؤالات است و وی، هم به عنوان یک فرد باهوش و هم کسی که می شود

منطقی با او صحبت کرد مرا تحت تأثیر قرار داد. وی خود را در سلسله مراتب سازمانی سفارت شوروی از

نظر حرفه ای دارای رتبه سفیر توصیف کرد ولی از لحاظ تشریفاتی در اینجا فقط به عنوان فرد شماره 3

می باشد.این به خاطر دیگر وزیر مختاران نظیر یوری ک. الکسیف است که پس از سفیر پوزانف قرار دارد.

(سافرونچک گفت مسؤلیتهای وی در رابطه با «مسائل خارجی» است. در حالی که الکسیف مسؤل

«مسائل داخلی» می باشد. منظور او از این موضوع روشن نبود ولی بعدا وی دایره فعالیت الکسیف را

اداری خواند.


ملاقات بادیپلمات روسی: قسمت دوم

سند شماره (27)

از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 25 ژوئن 1979

به: وزارت خارجه واشنگتن

طبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: ملاقات بادیپلمات روسی: قسمت دوم از 3 قسمت روابط روسیه افغانستان

1 (تمام متن محرمانه است)

2 خلاصه: جالب توجه ترین نظریاتی که سافرونچک در طول ملاقاتمان ابراز نمود مربوط به روابط

روسیه افغانستان بودند که به طور ویژه انکار وی در مورد آوردن سربازان روسی برای نجات جمهوری

دمکراتیک افغانستان بود. سافرونچک از لنین نقل قول کرد که «هر انقلابی بایستی از خود دفاع کند.»

(پایان خلاصه)

3 در طول بحث ما راجع به شورش و یاغیگری، من به او گفتم که در میان هیئتهای دیپلماتیک این

اندیشه وجود دارد که دولت وی (شوروی) اگر لازم باشد برای حمایت از جمهوری دمکراتیک افغانستان

سرباز خواهد آورد. سافرونچک چنین قصدی را تکذیب کرد. او به سخنرانی 11 ژوئن برژنف در مسکو

اشاره کرد که برژنف در آن گفت «ما دوستانمان را در دردسر رها نخواهیم کرد (مردم افغانستان)».

ولی با این گفته توضیح داد که «برژنف قصد نداشت که مداخله نظامی را هم مورد شمول قرار دهد.»

سافرونچک چندین بار تکرار کرد که لنین گفته است «هر انقلابی بایستی از خودش دفاع کند.»

ص: 551

4 او با دنبال کردن مطالبش گفت که اگر روسها سرباز اعزام کنند، این کار عکس العملهای بدی از نظر

بین المللی خواهد داشت. او توضیح داد: «این کار به مذاکرات سالت و موقعیت اتحاد شوروی در دنیا لطمه

خواهد زد.» او سپس اضافه نمود: «جدا از ملاحظات بین المللی این عمل از لحاظ امور داخلی افغانستان

سیاست کاملاً بدی خواهد بود.»

من گفتم که سربازان روسی در این کشور ناهموار و کوهستانی موقعیت بدی خواهند داشت. او سرش

را به علامت توافق کامل تکان داد.

5 او در تشریح سیاست شوروی گفت: «مثل کشور شما، هدف اصلی ما در اینجا بالا بردن ثبات

منطقه ای است.» (او بایستی که برخی از بیانیه های مربوط به سیاست ما را مطالعه کرده باشد.» او گفت:

«چیزی که ما می خواهیم ببینیم یک افغانستان موفق و صلحجو است.»

6 او ادامه داد چیزی که کشور بیش از هر چیز دیگر احتیاج دارد محدود نمودن بیسوادی است. اگر

هر فردی بتواند با سواد شود و از یک آموزش ابتدایی برخوردار گردد، بهترین چیزی است که می تواند

واقع شود. سپس او شکوه نمود: «در عوض افغانیها همچنان از ما تقاضای سلاح بیشتر و بیشتری را

می نماید. (نه برای کمک بیشتر در آموزش و پرورش.)

7 من در پاسخ تأیید کردم که سیاست بلند مدت آمریکا در مورد افغانستان بر این بوده است که ثبات

را در منطقه بالا ببرد. ما میل داریم که افغانستان را با تمام همسایه هایش در صلح ببینیم و نه فقط با اتحاد

شوروی بلکه همچنین با ایران پاکستان و چین. ما نیز برای دهه ها یک علاقه بشر دوستانه در اینجا

داشته ایم، که حدودا سالی 20 میلیون دلار در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور سرمایه گذاری کرده ایم.

ما گمان می بردیم تا حدی که افغانها بتوانند سطح زندگی خودشان را از نظر اجتماعی و اقتصادی بالا

ببرند، ثبات را ترقی خواهد.

8 من همچنین به سافرونچک گفتم که به عنوان یک موضوع فرعی در سیاست ما برای تلاش در

جهت ثبات، امیدوار بودیم که افغانستان یک منطقه برخورد بین دو کشور ما نخواهد شد.

سافرونچک در پاسخ به این موضوع گفت: «من کاملاً با شما موافقم». در ادامه من به او هشدار دادم که اگر

روسها به افغانستان سرباز بیاورند، این کار به میزان زیادی به روابط شوروی و آمریکا لطمه خواهد زد. او

سرش را به علامت توافق تکان داد.

9 نظریه: من نظرات سافرونچک را مهم می دانم. احساس می کنم هر کسی می تواند استدلال کند که

تکذیب وی در مورد هر گونه قصد شوروی برای مداخله فیزیکی تنها جوابی است که یک دیپلمات روسی

مجاز به ارائه در مقابل سؤال من می باشد و دیگر اینکه نقل قوی وی از لنین در مقابل اقدامات شوروی در

اروپای شرقی ریاکارانه بود. با این حال فکر می کنم وی واقعا به چیزی که به من می گفت معتقد بود. یعنی

مداخله فیزیکی شوروی بیشتر برای منافعش زیان آور خواهد بود تا سودمند و بنابراین اتفاق نخواهد

افتاد.


ملاقات با دیپلمات روسی: قسمت سوم

ص: 552

سند شماره (28)

از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 25 ژوئن 1979

به: وزارت خارجه واشنگتن

طبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: ملاقات با دیپلمات روسی قسمت سوم از سه قسمت حقوق بشر

1 (تمام متن محرمانه است)

2 خلاصه: من وضعیت اسفناک مربوط به دستگیریها و اعدامهای زندانیان سیاسی را با سافرونچک

مورد بررسی قرار دادم و سفارتخانه وی را ترغیب به کمک نمودم. (پایان خلاصه)

3 موضوع حقوق بشر در طول بحث ما راجع به شورش و یاغی گری به میان کشیده شد. وقتی

سافرونچک مذهب را به عنوان دلیل برجسته احساسات مخالفت گرایانه ذکر کرد، من به او گفتم با اینکه

موافقت دارم که مذهب مهمترین عامل منفرد می باشد، اما فکر می کنم حداقل یک دلیل عمده دیگر (یعنی،

حقوق بشر) وجود دارد که چرا جمهوری دمکراتیک افغانستان به مقدار زیادی حمایت عامه را از دست

داده است.

4 من گفتم که اطلاع پیدا کردیم زندان پل چرخی زمانی بین 000/12 تا 000/15 زندانی داشته

است. وقتی او پاسخ داد که آن زندان به اندازه کافی بزرگ نیست که آن تعداد زندانی را در خود جای دهد،

من گفتم: درست است، ولی توضیحی که به ما داده شده این بود که زندانیان به طور نوبتی برای خوابیدن

روی زمین دراز می کشیدند.» من ادامه دادم که نه تنها در آنجا هزاران نفر نگاهداشته می شد بلکه خیلیها

شبانه اعدام شدند. من گفتم که ما دلایلی داریم که حداقل 3000 زندانی از سپتامبر گذشته کشته شده اند.

هنوز یک هفته نشده است ولی ما از دستگیرهای سیاسی بیشتری اطلاع پیدا نکرده ایم و من گمان می کنم

که خانواده ای معدودی در کابل پیدا شوند که قوم و خویشی و یا دوستی را که از کارش پاکسازی شده و یا

زندانی یا اعدام شده باشد نداشته باشند. به عنوان یک انسان من به او گفتم که من این جنبه از سابقه

جمهوری دمکراتیک افغانستان را تنفرانگیز یافتم و ایکاش می توانستم در مورد آن کار بیشتری انجام

دهم.

5 سافرونچک پاسخ داد که این موضوع تازه ای است و وی چیز زیادی درباره این چیزها نمی داند،

ولی وی می دانست که جمهوری دمکراتیک افغانستان در مورد هر گونه مداخله در امور داخلیش خیلی

حساس است. او به طور ضمنی فهماند که سفارت شوروی در این مورد کار کمی می تواند انجام دهد ولی

قول داد که درباره این موضوع تحقیق نماید.

6 نظریه: من هیچ گونه خیال باطلی در خود به وجود نمی آورم که روش من به فواید خوبی منجر

خواهد شد. روسها به ندرت سابقه شایان توجهی در اعمال یا طرفداری از حقوق بشر داشته اند. هر چند

فکر می کنم که ارزیابی کردن روسها در این مورد که ما راجع به شرایط اسفناک پل چرخی مطلعیم و در

مورد آن نگران هستیم، مفید باشد.


روابط افغانستان و آمریکا رفتاری که سرهم بندی شده

ص: 553

سند شماره (29)

از: سفارت آمریکا در کابلتاریخ: 28 ژوئن 1979

به: وزیر امور خارجه در واشنگتن طبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره: 4981

موضوع: روابط افغانستان و آمریکا رفتاری که سرهم بندی شده

1 (تمامی متن محرمانه)

2 من فکر می کنم که وزارت امور خارجه باید از حادثه ای که طی آن جمهوری دمکراتیک افغانستان

کوشیده بود تا یک رفتار دوستانه نسبت به آمریکا نشان دهد ولی از حد گذراند، مطلع باشد.

3 ساعت 30/6 دقیقه بعد از ظهر دیروز زنگ در خانه من به صدا در آمد من رفتم دم در و با حیرت

بی اندازه ای متوجه شدم که سوما وزیر آموزش عالی و جلیلی وزیر آموزش و پرورش در آنجا هستند.

پشت سر آنها یک محافظ تفنگ به دست ایستاده بود. من از دیدن آنها اظهار شادمانی کردم و از آنها

پرسیدم که چه کار از دست من برمی آید. آنها به یکدیگر نگاه کردند و گفتند برای شرکت در مراسم روز

ملی ما آمده اند. من از آنها تشکر کردم و در ضمن خاطرنشان ساختم که روز ملی ما تا هفته آینده، 4 ژوئیه

نخواهد آمد و دچار این وسوسه شدم که بیفزایم که آنها به مکان عوضی آمده اند (دعوتنامه حاکی از آن بود

که مراسم در محل اقامت سفیر انجام می گیرد). آنها در وضع نامناسبی قرار گرفتند و پس از اینکه با

یکدیگر به گفتگو پرداختند گفتند که از یک نفر خطایی سر زده است.

تاریخ 4 ژوئیه ما با تاریخ 4 سرطان که در تقویم افغانستان همان روز بود اشتباه شده بود. آنها از این

اشتباه معذرت خواستند و من همراه آنها تا دم اتومبیل رفتم و ما چندین بار به یکدیگر دست دادیم و اظهار

پوزش و دوستی کردیم. آنها گفتند که امیدوارند هفته دیگر بار دیگر مرا ببینند.

4 اظهار نظر: من همه این مطلب را گزارش می دهم نه به خاطر اینکه کار کارمندان جمهوری

دمکراتیک افغانستان را نشان دهم (خدا به داد کارمند بیچاره ای برسد که مسؤل این اشتباه بوده است)

بلکه برای 2 دلیل دیگر که یکی از آنها این است که جمهوری دمکراتیک افغانستان در اینکه چند وزیر و

کدام وزیران در مراسم روز ملی شرکت می کنند اهمیت می دهد، اینکه آنها 2 وزیر ارشد از جمله یک عضو

دفتر سیاسی (سوما) را در زمانی که روابط ما متشنج است به مراسم ملی ما می فرستند تنها ممکن است این

معنا را داشته باشد که آنها می خواهند یک رفتار حاکی از آشتی نسبت به ما داشته باشند و اینکه آیا

جمهوری دمکراتیک افغانستان هفته آینده پس از آنکه: (الف) آنها توسط یادداشت دیپلماتیک خبردار

شوند که من برای مشورت به واشنگتن احضار شده ام که در هفته همان 4 ژوئیه خواهد بود و (ب) اینکه ما

هفته آینده علیه تصاویر قلابی سلاحهای آمریکایی در جراید تحت کنترل دولت اعتراض می کنیم، باز هم

دو وزیر به مراسم 4 ژوئیه خواهند فرستاد قابل بحث است.

5 اهمیت دیگر این حادثه آن است که درباره طرز سروکار داشتن با روابط افغانستان و آمریکا آنها

چگونه رفتار می کنند و ظرف مدتی حدود دو هفته جمهوری دمکراتیک افغانستان (به نظر خودشان) دو

رفتار حاکی از دوستی انجام داده اند: (الف) به یک خانواده آمریکایی و افغانی به نام اریکاکنین سیلی

اجازه داده اند برای رفتن به آمریکا گذرنامه به دست آورند (ب) دو وزیر کابینه را برای شرکت در مراسم

روز ملی ما فرستاده اند. آنها ممکن است احساس کرده باشند که آمریکا به اندازه کافی ساده است تا معتقد

ص: 554

باشد این رفتارهای اساسا غیر مهم برای ما اهمیت دارد.

من این مطلب را می گویم برای آنکه این دو رفتار در مقابل سه رفتار مهم تر دیگر و هم زمان با آن به نظر

من انجام گرفته است که عبارت است از: اقدام عمدی درباره نشان دادن «اسلحه های آمریکایی» در

مطبوعات جمهوری دمکراتیک افغانستان که به هیچ وجه اسلحه ساخته آمریکایی نبوده است با این تلویح

که آمریکا اسلحه به شورشیان می دهد؛ وتو کردن نمایش فیلم پنجاه هزار دلاری دره رود هیرمند که از

سوی آژانس بین المللی ارتباطات تأمین مالی شده است آن هم پس از آنکه دولت آمریکا با این نمایش

موافقت کرده بود؛ وتو کردن چندین بورس کمک ایالات متحده درست در زمانی که آموزش دیده ها قرار

بود عازم آمریکا شوند.

6 نتیجه ای را که می توان گرفت این است که حکومت از یک سیاست دو گانه به موازات یکدیگر

پیروی می کند در مواردی که حائز اهمیت است از قبیل نشان دادن چهره ای از ایالات متحده به مردم

افغانستان یا اجازه دادن به مردم آن به اینکه از ایالات متحده دیدن کنند. حکومت افغانستان مصمم است

یک چهره نامساعدی مجسم کند و مانع آن شود که مردم این کشور با چشمان خود ببینند که کشور ما چه

شکلی است. در مواردی که اهمیت چندان نداشته باشد و به منظور تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی در

داخل کشور از قبیل دادن اجازه به یک خانواده دارای ملیت دوگانه به خروج از افغانستان یا فرستادن 2

وزیر به ضیافت روز ملی ما حکومت افغانستان روش استقبال را در پیش گرفته است. معلوم نیست که آیا

حکومت افغانستان واقعا تصور می کند که ما تا این اندازه کند ذهن هستیم که اقدامات مهمتر آنها را نادیده

گرفته و بر روی اقدامات بی اهمیت آن وزنه بیشتری قائل شویم؟


قسمت اول: فعالیتهای اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان

سند شماره (30) سری

قسمت اول: فعالیتهای اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان

الف: در حالی که هیچ مدرکی موجود نیست که شوروی در پشت سر کودتایی باشد که در 27 آوریل

گذشته به رژیم تره کی قدرت داد، آنها (شوروی) از این تغییر استقبال کرده و به سرعت کارهایی انجام

دادند تا کودتا را به سود خود برگردانند.

در اوایل خرداد 57 شوروی تعداد مستشاران نظامیش را از 350 به 650 افزایش داد؛ عملاً در تمام

وزارتخانه های افغانستان پرسنل روسی مستقر نمود مقامهای اصلی در دستگاههای امنیتی و دفاعی

افغانستان را به کنترل خود در آورد و متجاوز از 30 قرار داد اقتصادی را که در زمان داوود مورد مذاکره

قرار گرفته بودند، امضاء کرد.

ب: از آن زمان حضور شوروی در افغانستان به رشدش ادامه داده است:

اینکه یک موافقت نامه جدید تسلیحاتی به امضاء رسید؛ موافقتنامه های اقتصادی اضافی، منجمله یک

موافقتنامه چند میلیون دلاری در زمان دیدار تره کی از مسکو در دسامبر گذشته، منعقد شد.

شمار مستشاران نظامی شوروی به حداقل 1000 نفر افزایش یافت تعداد مستشاران اقتصادی

شوروی به بیشتر از 2000 نفر رسید. مستشاران نظامی شوروی در جنگ علیه شورشیان قبایل افغان با

واحدهای ارتش افغانستان همکاری کرده و احتمالاً تا به حال تلفاتی را نیز متحمل شده اند.

پ: به هر حال شاید مهمترین تحول سال 1978 امضای موافقتنامه دوستی شوروی افغانستان در

ص: 555

دسامبر می باشد که: بر چیزی که برژنف شخصیت کیفی جدید روابط افغانستان شوروی خوانده است

تأکید کرد، نقش شوروی در افغانستان را مشروعیت بخشید و اساسا قانونی برای کمک به جمهوری

افغانستان جهت ادامه حیات آن به شوروی داد.

وسایل تقویت موقعیت کابل (رژیم حاکم) و دلسرد کردن مخالفین داخلی و خارجی را (هرچند تاکنون

بدون موفقیت بوده) در اختیار آن قرار می دهد.

ت: بر خلاف دیگر معاهده های دوستی که اتحاد شوروی با کشورهای جهان سوم منعقد کرده است

ماده مربوط به مشاوره دفاعی در پیمان با افغانستان نا محدود است که: به شوروی این اجازه را می دهد که

حضور نیروهایش را در افغانستان توجیه کند، اما لزوما آنها را ملزم به دفاع از کابل نمی کند.

ث: اتحاد جماهیر شوروی در مورد ناآرامیهای قبیله ای در افغانستان سکوت اختیار کرده تا اینکه

پراودا در 19 مارس، قطعه ای معتبر که نوشته الکساندرف بود منتشر کرد. پاکستان، مصر و چین را در

پشتیبانی از شورشیان متهم کرد. از شورشیان به نام «مسلمانان مرتجع، محافظه کار» نام برد.

ج: از آن موقع تا به حال روسیه، پاکستانیها، ایرانیها، آمریکا و انگلیس را بیشتر مقصر دانسته و اظهار

داشتند که امکان دارد عربستان سعودی نیز مداخله داشته باشد.

آنها همچنین: جنبه های انقلابی رژیم تره کی را ستوده اند.

ادعا کرده اند که دولت، طغیان مردم را فرونشانده است.

تأکید کرده اند که شورشیان عمدتا فئودالهای ناراضی بوده اند که با اصلاحات ارضی تره کی مخالفند.

اظهار داشتند که شورش تحریک شده به وسیله مذهب توسط مسلمانان دروغین هدایت می شود.

چ: روسها به صورتی واقعی تر: کمک نظامی خود را به افغانستان افزایش دادند و امکان دارد که هواپیما

و وسایل زرهی بیشتر تدارک دیده باشند. احتمالاً در عملیات نظامی مستقیما همکاری نموده و همچنین

اگر که واحدهای ارتش افغان را حمایت رزمی نکرده باشد پشتیبانی تدارکاتی فراهم کرده است و نسبت به

مداخله ارجی چه صورت علنی و چه غیر علنی اخطار کرده است.

ح: به تازگی شوروی: تأکید بر تبلیغات نظامیش را از پاکستان و ایران دور کرده است تأکیداتش را بر

نقش آمریکا و دسیسه های سیا متمرکز نموده است. با این حال کاملاً روشن کرده اند که نمی خواهند ایرانیها

و پاکستانیها در امور افغانستان دخالت کنند.

1 به طورکلی، احتمالاً قصد بر این است که توجه را از وقایع افغانستان و نقش روسیه در آن منحرف

کرده و در صورت امکان وضعیتی را به وجود آورند که دخالت وسیعتر شوروی را توجیه نمایند.


قسمت دوم نقش فعلی شوروی در افغانستان

قسمت دوم نقش فعلی شوروی در افغانستان

علیرغم بدتر شدن وضعیت امنیتی در سراسر کشور حضور شوروی در افغانستان از نظر کمّی در

ماههای اخیر افزایش قابل توجهی پیدا نکرده است. تعداد مستشاران نظامی روسی در حدود کمی بالای

1000 نفر باقی مانده است. احتمالاً هنوز در حدود 2500 نفر مستشار غیر نظامی از شوروی در آن کشور

به سر می برند. ما معتقدیم تعداد زیادی از وابسته های روسی به شوروی برده شده اند، هر چند سفارت

شوروی این را تکذیب می کند.

از نظر کیفی به نظر می آید که نفوذ مستشاران روسی در هفته های اخیر و خصوصا پس از دیدار ژنرال

ص: 556

روسی «ا.ا. پیشیف»، رئیس اداره سیاسی نیروهای مسلح در اوایل آوریل، مشخص تر شده باشد. اگر چه

دلیل اعلان شده برای سفر پیشیف بالا بردن آموزش سیاسی نیروهای افغانستان بود، ولی او به همراه یک

گروه بزرگ از کارمندان رسمی روسی به افغانستان آمد که گمان می رود جنبه های مختلف پشتیبانی نظامی

از ارتش و نیروی هوایی افغانستان را مورد بررسی قرار داده باشند. ما همچنین از هدایت افزایش یافته

وزارتخانه های مختلف شوروی توسط روسها اطلاع داریم.

بهترین لوازم از نظر کیفی که شوروی تاکنون برای افغانستان تهیه دیده است عبارتند از: هواپیماهای

جنگنده میگ 21 و سوخو 7 هلی کوپتر MI-24 که نوع قدیمی دارای تیربار است و تانکهای تی 62.

علیرغم شایعات خلاف و مکرر افغانیها هنوز به هواپیمای میگ 23 مجهز نشده اند.

ما از شایعات منتشر شده مطلع شدیم که خلبانان روسی با هواپیماهای افغانی در بعضی مأموریتهای

عملیاتی بر علیه چریکها شرکت دارند. ما مدرک مستندی برای رد این احتمال در دست نداریم. به خاطر

اینکه برخی از تجهیزات جدید از قبیل هلیکوپترهای توپدار MI-24 از وسایل قدیمی تر افغانستان

پیچیده تر است گمان می رود پرسنل روسی در فعالیت آموزشی سنگین شرکت داشته باشند. چندین

گزارش وجود دارد که هلیکوپترهای MI-24در عملیات بر ضد شورشیان به کار گرفته شده است. از

آنجایی که سیستم این هلیکوپتر پیچیده است ما مطمئن نیستیم که زمان کافی برای آموزش افغانیها برای

اینکه بتوانند به تنهایی با آنها پرواز کنند وجود داشته است. بنابراین کاملاً امکان پذیر است که روسها در

پرواز آن هلیکوپترهایی که در عملیات مورد استفاده قرار گرفت کمک کرده باشند و در عین حال خلبانان

افغانی را نیز تعلیم داده باشند.

چون مستشاران نظامی روسی در نیروی زمینی افغانستان در تمام سطوح تا گردان و همچنین در

چندین واحد تخصصی کوچک حضور دارند، غیرعادی خواهد بود اگر که هر چند وقت یک بار در

عملیات نظامی دستگیر نشوند.

مهمترین سؤال این است که: آیا می توانیم انتظار داشته باشیم که ببینیم سربازان روسی به درگیری

افغانستان وارد می شوند؟ ما فقط می توانیم ناظر باشیم که از آن احتمال جلوگیری به عمل نمی آید. ماده 4

از معاهده دوستانه افغانستان شوروی منعقده در 5 دسامبر 1978 مقرر می کند که دو طرف دو حالت و

قسمت را در نظر می گیرد. با یکدیگر مشورت خواهند نمود و بر اساس توافق اقدامات مناسبی که امنیت،

استقلال و تمامیت ارضی دو کشور را تضمین می نماید به عمل خواهند آورد. این ماده بدین صورت پایان

می گیرد که «به منظور استحکام بخشیدن به قدرت دفاعی طرفین قرارداد، آنها بایستی به توسعه همکاری

در زمینه نظامی بر اساس توافقهای مناسبی که بین آنها برقرار شده است ادامه دهند.


دیپلماتهای کمونیست در کابل به احتمال ایجاد یک جبهه ملی در رژیم خلقی...

سند شماره (31)

طبقه بندی: خیلی

از: سفارت آمریکا در کابلتاریخ: 5 ژوئیه 79به: هیئت نمایندگی آمریکایی ناتو فوری

موضوع دیپلماتهای کمونیست در کابل به احتمال ایجاد یک جبهه ملی در رژیم خلقی اشاره می کنند

1 تمام مطلب خیلی محرمانه است.

2 در تلگراف مرجع محرمانه، مأمور آمستوتز، گزارش داد که وزیر مشاور شوروی واسیلی. اس.

ص: 557

سافرونچک به او در تاریخ 24 ژوئیه گفت که روسها در جستجوی راه حلی نظیر تشکیل یک جبهه ملی در

کابل هستند.

3 احتمالاً، در دستورالعملهای شورویها، سفیر آلمان شرقی، هرمن شوسیائو درباره برقراری یک

تماس جبهه ملی با دیگر دیپلماتهای در کابل صحبت می کند. ما اطلاع داریم که او با سفیر پاکستان در

تاریخ بیست و هفتم ژوئن در این مورد صحبت کرده و همچنین با سفیر فرانسه در سوم ژوئیه نیز صحبت

کرده است. در خلال این نشستها، شوسیائو درباره شایستگی رهبری خلقی سؤالاتی کرد. در مهمانی روز

استقلال آمریکا در تاریخ چهارم ژوئیه، شوسیائو پرسید که آیا می تواند مرا (آمستوتز) در تاریخ هشتم یا

نهم ژوئیه ملاقات کند. من از او انتظار دارم با من در این زمینه کار کند.

4 ما تلگرافهای مرجع را تکرار می کنیم.فلستیسن


سفیر جدید افغان در ایران یک عضو عالیرتبه دیگر پرچم است

سند شماره (32)

از: سفارت آمریکا در کابلتاریخ: 2 ژوئیه 79

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی.سی.

طبقه بندی: خیلی محرمانه کابل 5308

رونوشت به: سفارت آمریکا تهران

شماره سند: 5308

موضوع: سفیر جدید افغان در ایران یک عضو عالیرتبه دیگر پرچم است

1 مطالب کمی برای افزودن به اطلاعات بیوگرافی دکتر نجیب کم سن و سال: که سابقا اسم سید

نجیب اللّه را به کار می برد، و در اعلامیه رسمی انتصاب وی به سفارت تهران وجود داشت، داریم (تلگرام

مرجع). از قرار معلوم فقط یک سال است که خارج از مدرسه پزشکی می باشد و به دنبال انقلاب 27

آوریل، چند هفته ای معاون وزیر کشور بود. در تقسیم بعدی پستها (که به طور وضوح ادامه دارد)، نجیب،

عضو سابق جناح پرچم از حزب دمکراتیک خلق افغانستان، «معاون مخصوص» نورمحمد تره کی، رئیس

شورای انقلاب شد؛ انتصابی که هرگز بر ملا نشد.

2 انتصاب نجیب در تهران، بدون چون و چرا، بخشی از تصفیه جاری عناصر طرفدار پرچم در سطوح

بالای رهبری سیاسی رژیم جدید می باشد. از شش سفیر افغانی که پذیرش آنها به طور قطع خواسته شده

است، هیچ یک به عنوان خلقی شناخته نشدند، در حالی که پرچمی بودن پنج نفر از آنها تأیید شده است.

آینده ببرک معاون نخست وزیر (رهبر سابق پرچم) در بالای لیست شایعات کابل جای دارد. در حال

حاضر تعبیر مطلوب این است که او از قبول پستی در خارج خودداری کرده است و در کابل خواهد ماند تا

چه پیش آید. در این رابطه، ما نیز هیچ نشانی از اینکه این رویداد فرعی به خصوص منجر به اقدامات

امنیتی تشدید شده در پایتخت شده باشد، مشاهده نمی کنیم، اما اینکه رژیم در درخواست خود از کشور

میزبان برای موافقت با پذیرش این سفرا احساس فوریت می کند، می تواند حاکی از این باشد که تره کی و

همکارانش ترجیح می دهند که رقبایشان بدون معطلی از افغانستان خارج شوند. یک دیپلمات ایرانی به ما

گفت، سه روز پس از اینکه اسم نجیب تسلیم دولت ایران شد، سفیر داودی (سفیر ایران در کابل مترجم)

به وزارت امور خارجه احضار شد و پرسیده شد که تأخیر به چه علت است؟ ظاهرا دولت ایران به ناچار

پذیرفت و در طی دو روز پذیرش را اعطا کرد.آمستوتز


رژیم افغانستان در روز استقلال آمریکا نمایش حسن نیت می دهد

ص: 558

سند شماره (33)

از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 5 ژوئیه 1979

به: وزارت خارجه واشنگتن طبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: رژیم افغانستان در روز استقلال آمریکا نمایش حسن نیت می دهد

1 (محرمانه) نمایندگان دولت افغانستان در مهمانی روز 4 ژوئیه ما، بر خلاف آنچه که در ضیافتهای

اخیر دیگر سفارتخانه های کشورهای آزاد دنیا در کابل دیده شد، بلند مرتبه بودند. کسانی که در ضیافت

ما حضور داشتند عبارت بودند از:

پروفسور محمود سوما وزیر آموزش عالی و عضو اداره سیاسی حزب دمکراتیک افغانستان، دکتر

عبدالرشید جلیلی، وزیر آموزش آموزش و پرورش و یک خلقی مهم دیگر و مهندس محمد اسماعیل

دانش وزیر صنایع و معدن که تقریبا در پایین هرم کابینه قرار دارد. در مقایسه، بلند مرتبه ترین خلقی که در

ضیافت امسال تولد ملکه انگلیس حضور داشت، دوست معاون وزیر خارجه بود. (نظریه: خلقیها از دست

بی بی سی عصبانی هستند.) در هر صورت با مقایسه با سال پیش ما چند درجه ای پایین آمده ایم. در آن

موقع حفیظ اللّه، امین وزیر خارجه در ضیافت ما شرکت کرد.

2 در 4 ژوئیه روزنامه کابل تایمز که به وسیله دولت کنترل می شود عکس پرزیدنت کارتر را در صفحه

اول چاپ کرد و گزارش نمود که تره کی یک تلگرام تبریک برای او فرستاده است. این یک عمل عادی

دولت افغانستان برای تمام روزهای ملی کشورهایی که با کابل روابط دیپلماتیک دارند می باشد.

3 همان روزنامه یک مقاله دوستانه درباره ایالات متحده چاپ کرد که آن نیز یک عمل مرسوم در

روزهای ملی می باشد. متن مقاله خوشحال کننده بود و اشاره می کرد که مردم آمریکا در نتیجه تلاشها و

مبارزات سخت از استقلالشان حفاظت کردند.

کابل تایمز به «پیشرفتها و دستاوردهای آمریکا» که برای مردم دنیا آشکار است استناد کرد. روزنامه

اشاره کرد که مردم افغانستان و آمریکا حداقل در یک موضوع مهم اشتراک دارند و آن کوشش و تلاششان

بر علیه استعمار در ابتدای دست اندازی استعمارگران می باشد. هم جمهوری دمکراتیک افغانستان و هم

ایالات متحده استعمار را برای اولین مرتبه در منطقه ها و قاره هایشان رد کردند.

4 کابل تایمز با اشاره به اینکه افغانستان و ایالات متحده برای سالها روابط عادی داشته اند، ارزش

همکاریهای اقتصادی و فرهنگی آنان منجمله تجربیات تحصیلی تعداد زیادی از افغانها را به عنوان دلیل

اقامه کرد. روزنامه اشاره کرد که رژیم خلقی این روابط دوجانبه را در حالت عادی نگاه می دارد.

5 ما متوجه یک سکوت در تبلیغات ضد آمریکایی از زمان یادداشت اعتراض 30 ژوئن به دوست،

معاون وزیر امور خارجه درباره عکسهای تسلیحات ضبط شده آمریکایی دروغین در مطبوعات

افغانستان شده ایم.


هشدار شوروی در خصوص مداخله ایالات متحده در افغانستان

ص: 559

سند شماره (34)طبقه بندی: سری

از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 5 ژوئیه 1979

به: وزارت خارجه واشگنتن

موضوع: یادداشت اعتراض به سفیر شوروی در کابل در مورد اظهارات

رسانه های گروهی شوروی در خصوص مداخله ایالات متحده در افغانستان

1 تمام متن سری است

2 همان طور که در پاراگراف 4 تلکس مرجع دستور داده شده بود،من در ساعت 3 بعد از ظهر روز 5

ژوئیه، یعنی زودترین موقع ممکن که قرار ملاقات امکان پذیر بود با الکساندر ام. پوزانف، سفیر شوروی در

کابل ملاقات کردم و نقطه نظرهای وزارت خارجه را با او در میان گذاشتم.

3 پوزانف پس از گوش دادن به نقطه نظرهای وزارت خارجه گفت رسانه های گروهی شوروی فقط

آنچه را که مطبوعات دنیا راجع به مداخله خارجی در امور داخلی افغانستان می گفته اند تکرار کرده است.

پوزانف اظهار داشت که او از صحبت های پرزیدنت تره کی و حفیظ اللّه امین این برداشت را کسب کرده است

که رهبران خلقی سندی مبنی بر مداخله خارجی در امور افغانستان به دست آورده اند. من پاسخ دادم که ما

اغلب به خلقیها برای نشان دادن سندی که آنها فکر می کنند درگیری دولت ایالات متحده را نشان می دهد

اعتراض کرده ایم. من اضافه کردم تاکنون هیچ گونه سندی ارائه نشده است. پوزانف گفت که افغانستان

خواهان روابط خوب با ایالات متحده است. به عنوان شاهدی بر این مدعا او موضوع شرکت مقامات

سطح بالای رژیم خلقی در ضیافت 4 ژوئیه ما را اقامه کرد. او علاوه بر این گفت با وجود این سند روشن که

پاکستان در امور افغانستان مداخله می کرده است، رژیم خلقی مسؤلانه یک گفتگوی نوید بخش را با

اسلام آباد شروع کرد. پوزانف نتیجه گیری کرد که اتحاد شوروی از چنین پیشقدمیهای صلح جویانه که از

صلح و ثبات در این منطقه حفاظت می کند استقبال می نماید. من پاسخ دادم که ما در این اهداف اشتراک

داریم و با بازگشت به تم اصلی یادداشت اعتراضیه تأکید کردم که تبلیغات غیرمسؤلانه از قبیل مورد 27

ژوئن روزنامه تاس، فقط وضعیت را ملتهب تر می کند و به دست آوردن آن اهداف را به تأخیر می اندازد.


عبدالحکیم طبیبی به عنوان وزیر مختارافغانستان در سازمان ملل منصوب شد

سند شماره (35)

از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 9 ژوئیه 1979

به: وزارت امور خارجه واشنگتنطبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: دکتر عبدالحکیم طبیبی به عنوان وزیر مختار هیئت نمایندگی

افغانستان در سازمان ملل منصوب شد

1 تمام متن محرمانه است

2 خلاصه: در 3 ژوئیه جمهوری دمکراتیک افغانستان سفارت را از انتصاب دکتر عبدالحکیم طبیبی

به نمایندگی دائمیش در سازمان ملل با رتبه وزیر مختار مطلع نمود.

این انتصاب یکی از بهترین انتخابات جمهوری دمکراتیک افغانستان است ولی ما متوجه شدیم که طبیبی

در نظر دارد زمانی که بتواند از افغانستان خارج شود پناهنده شود.(پایان خلاصه)

3 در 3 ژوئیه وزارت امور خارجه جمهوری دمکراتیک افغانستان سفارت را از انتصاب دکتر

ص: 560

عبدالحکیم طبیبی در هیئت نمایندگی دائمیش در سازمان ملل با رتبه وزیر مختار مطلع ساخت و ویزای

لازم را برای ایالات متحده درخواست نمود. برنامه ریزی شده بود که طبیبی در 4 ژوئیه از کابل عزیمت

نماید ولی زمان ورود به نیویورک اعلام نشده بود. در 3 ژوئیه سفیر کبیر فرانسه (لطفا محافظت شود) به

کاردار گفت که وی بی سروصدا برای طبیبی و خانواده اش ویزای فرانسه صادر کرده است. او فکر می کند

طبیبی که یک مقام برجسته و ارشد افغانی است معتقد شده که زمان برای پناهنده شده فرا رسیده است.

طبیبی فقط موافقت کرد که به منظور خروج مجدد از افغانستان با خانواده اش در نیویورک ظاهر شود.

طبیبی، که یک دیپلمات ارشد است، از اینکه مأمور جزء منصوب شده از طرف یک رژیم خلقی باشد

منزجر بود. در هر صورت انگیزه اصلی او برای پناهنده شدن تنفر از رژیم خلقی است.

4 اطلاعات بیوگرافی: دکتر طبیبی که در 24 ژوئیه 1924 در کابل متولد شد، در 1964 از دانشکده

حقوق دانشگاه کابل فارغ التحصیل شد و در همان سال به وزارت امور خارجه افغانستان پیوست. از 53

1948 او به عنوان یک وابسته در سفارت افغانستان در واشنگتن خدمت نمود. موقعی که آنجا بود یک

فوق لیسانس (1952) از دانشگاه جورج واشنگتن و یک دکترا در حقوق با درجه ممتاز از دانشگاه

آمریکن (1954) دریافت نمود. او سپس در هیئت نمایندگی دائمی افغانستان در سازمان ملل منصوب شد

(611956) و به طور متوالی به عنوان دبیر اول، کنسول و وزیرمختار خدمت نمود. طبیبی در 1961 به

عنوان سفیر در یوگسلاوی منصوب شد. در 1965 او به وزارت دادگستری و دادستانی کل منصوب شد و تا

زمان استعفایش در 1966 در کابینه باقی ماند. در 1968 او به سفارت ژاپن منصوب شد. از 1970 تا

1973 او به عنوان نماینده سیاسی افغانستان در هند خدمت نمود. در ماه می سال 1973 او به عنوان

نماینده دائمی افغانستان در سازمان ملل منصوب شد که تا کودتای اکتبر 1972 که داودشاه ظاهر را از

سلطنت خلع کرد در این مقام باقی ماند. طبیبی در 1975 به عنوان رئیس کمیسیون بین المللی حقوق

انتخاب شد. (او از 1962 عضوی از این هیئت بوده است). در ماه می 1976 طبیبی پیشنهاد انتخاب مجدد

به ریاست کمیسیون بین المللی حقوق را از دست داد، ولی در 1977 متعاقبا برای ادامه دوره خاتمه نیافته

یک عضو دیگر برگزیده شد. طبیبی انگلیسی را خوب و کمی فرانسه صحبت می کند. او در طول دوره

خدمتش با مقامات آمریکایی، به طور ویژه ای خوب بوده است. دکتر طبیبی امیدوار است که در خروج از

افغانستان با همسرش نجیبه و دو پسرش عبداللّه و نجیب اللّه و دخترش، دنیا، همراه باشد.

5 نظریه: انتخاب این دیپلمات قادر و باتجربه به جای دکتر بسم اللّه ناهک که از نظر دیپلماتیک بدون

تجربه است، یکی از انتصابات زیرکانه دیپلماتیکی است که تاکنون به وسیله رژیم خلقی انجام گرفته است.

متأسفانه به خاطر سرویس خارجی تهی شده افغانستان، به نظر می آید که یک فرد خوب دیگر از دور

خارج می شود.


دانشگاه کابل آشوب در محوطه دانشگاه

ص: 561

سند شماره (36)

از: سفارت آمریکا کابلبه: وزارت امورخارجه در واشنگتن

طبقه بندی: خیلی محرمانه

تاریخ: 10 ژوئیه 79

موضوع: دانشگاه کابل آشوب در محوطه دانشگاه

1 تمام متن محرمانه

2 خلاصه دستگیری استادان و پذیرفتن دانشجویان در دانشگاه کابل تشنجاتی را در آنجا فراهم

کرده است. در محوطه دانشگاه اعمال خشونت گزارش داده شده است. نفوذ شوروی در دانشگاه افزایش

یافته است و به طوری که که معلوم شده شورویها با انحطاط کیفیت آموزشی به موازات توسعه سریع تعداد

دانشجویان از سوی رژیم به ویژه از سوی مؤمنین به حزب خلق ارتباط داده شده اند.(پایان خلاصه)

3 چند عامل نزدیک به هم باعث شده است که تشنجاتی در دانشگاه آشکار شود. جمهوری

دمکراتیک افغانستان بر تعداد دانشجویان، به ویژه مؤمنین به حزب خلق افزوده است. ولی کارمندان و

تأسیسات مادی دانشگاه با این افزایش هماهنگ نیستند. به اظهار بعضی از استادان در ماههای مارس و

آوریل چهار هزار نفر بر تعداد دانشجویان افزوده شده است و این رقم به معادل 53% افزایش نسبت به هفت

هزار و پانصد دانشجویی است که سال گذشته ثبت نام کرده اند. محمد سوما، وزیر آموزش عالی طی

گفتگویی در جریان یک ضیافت در تاریخ 5 ژوئیه گفت که در حال حاضر حدود ده هزار دانشجو در

دانشگاه حضور دارند. که این رقم از زمان کودتای آوریل سال 1978، 33% افزایش را نشان می دهد. (او

به یک مأمور دیگر سفارت گفته بود که یازده هزار و پانصد دانشجو ثبت نام کرده اند.)

سوما اعتراف کرد که این توسعه سریع در چهار زمینه مشکلاتی به وجود آورده است که عبارتند از

کمبود تعداد کلاسها و کمبود خوابگاهها و کمبود مدرسان و همچنین تنزل در کیفیت آمادگی دانشجویان

تازه وارد به دانشگاهها. او اظهار خوش بینی کرد که عملیات ساختمانی و تحولات «طبق برنامه 5 ساله»

این «مشکلات دردآلود» را رفع خواهد کرد. در این حال او چنین برآورد کرد که ظرف 5 سال آینده تعداد

دانشجویان از حدود 20 هزار نفر کنونی دو برابر افزایش خواهد یافت و نیز «مشکلات کوشش به مقابله با

توسعه دانشگاهها تا مدت زیادی گریبانگیر ما خواهد بود.» (سیستم آموزش عالی افغانستان شامل

دانشگاه کابل و دانشگاه قندهار و پلی تکنیک از قرار معلوم آکادمیهای تربیت معلم که اکنون جزئی از

وزارت آموزش و پرورش است، به زودی به صورت جزئی از وزارت آموزش عالی در خواهد آمد.) سوما

گفت که یکی از هدفهایی که از اولویت برخوردار است، برقراری مجموعه های وابسته دانشگاهی در

سراسر کشور است. او گفت که 2 مجموعه از این نوع در مزار شریف و قندهار در چهار چوب برنامه 5 ساله

تکمیل خواهد شد.

4 افزایش جوانان خلقی (که آنها را «آدمهای خودکار» نامگذاری کرده اند) در دانشگاه کابل

اصطکاکهای سیاسی در میان دانشجویان، که سابقا دژ مستحکم احساسات پرچمیستی بوده است، را

برانگیخته است. در ماههای بعد از کودتا عده ای از پشتیبانان پرچم چه در میان استادان و چه در میان

دانشجویان وفاداری خود را از حزب پرچم و حزب خلق تغییر داده اند. همین شش ماه قبل یک ناظر

اظهارنظر کرد که اعتقادات سیاسی دست چپی در دانشگاه با نسبت 60 به 40 به نفع خلقیها نسبت به

ص: 562

پرچمیها می باشد. وی گفت که این تناسب اکنون بشدت تغییر کرده است و خلقیها بار دیگر نسبت به

پرچمهای در اقلیت قرار گرفته اند.

5 نفوذ و حضور شوروی در دانشگاه افزایش یافته است و شورویها را با انحطاط کیفیت آموزشی در

دانشگاه ارتباط می دهند. یک رئیس دانشگاه روسوفیل (دوستدار روس) زبانهای انگلیسی آلمانی و

فرانسه را به عنوان زبان تدریس حذف کرد و در نتیجه چندین دانشکده، به ویژه دانشکده های مهندسی و

علوم فلج شد. تدریس در حال حاضر به زبان روسی انجام می گیرد (هر چند این وضع نیز ممکن است بار

دیگر تغییر کند زیرا متکلمین به زمان پشتو به تدریج بانفوذتر می شوند) در حالی که کتابهای درسی هنوز به

زبان انگلیسی است. و هر یک از آنها نسبت به دیگری نامربوط است. این موضوع را یک دانشجوی سال

چهارم مهندسی به من گفت.در ضمن مطالعه زبان روسی بشدت تقویت شده است. موافقتنامه هایی که

اخیرا بین جمهوری دمکراتیک افغانستان و شورویها امضاء شده، شامل رشته های زبان و ادبیات روسی

در سراسر دانشگاه و وارد کردن مطالبی به آن زبان است در عین حال مبادله دانشجویان و استادان با

کشورهای غربی رو به کاهش است و چنین مبادله ای با کشورهای سوسیالیستی به ویژه اتحاد شوروی

افزایش سریع می یابد.

6 رژیم تصفیه استادان غیر قابل اعتماد از لحاظ سیاسی را آغاز کرده است.به عنوان نمونه دکتر م.

حیدر، رئیس سابق دانشکده حقوق و علوم سیاسی (که از فرانسه درجه دکترا دارد)، دکتر غفور عارفی از

دانشکده حقوق و علوم سیاسی (دارای درجه دکترا از دانشگاه ایندیانا)، پروفسور علی آقا بلخی از

دانشکده اقتصاد، پروفسور حبیب و رحمان هلاح از دانشکده ادبیات (دارای درجه فوق لیسانس از

دانشگاه میشیگان)، پروفسور قائم هاشمی از دانشکده ادبیات، دکتر عبدالرزاق فلول از دانشکده ادبیات

(درجه دکترا از دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا). در ضمن یک دکتر از دانشکده پزشکی (و شوهر یک کارمند

آژانس بین المللی ارتباطات آمریکا) از دفتر خود بیرون کشیده شده و به وزارت کشور برده شده است و از

قرار معلوم از آنجا به بعد ناپدید شده است. پس از یک هفته انتظار وحشتناک به یک تحقیق بی سر و صدا

از سوی خانواده او چنین پاسخ شدیدی داده شد: «صبور باشید.» پس از پنج هفته خانواده او بار دیگر

پرس جو کردند به آنها گفته شد: «چرا شما این قدر بی صبر هستید؟» خویشاوندان نتوانستند اطلاع یابند

که این دکتر در کجا بازداشت شده یا چرا بازداشت شده و اینکه آیا او هنوز زنده است یا خیر.

7 دانشجویان دستگیر می شوند و به نظام برده می شوند. به ما گفته شده است که دو هزار دانشجو

دستگیر شده و یا «داوطلبانه» برای انجام وظیفه در نیروهای مسلح برده شده اند. بعضی از این سربازهای

تازه وارد واقعا ثبت نام می کنند و انگیزه آنها وعده عضویت در حزب است. معذالک بسیاری از دیگران

برای اجتناب از فشار دست و پا می زنند. بیم و هراس آنها موجبات تشنجات زیادی را فراهم می کنند.

8 خشونت جسته و گریخته و مرگبار در محوطه دانشگاه، قسمتی از این تشنج را نشان می دهد. در

روز 23 ژوئن یعنی روزی که زد و خوردهای مختصری در جاده میوند درگرفت، از قرار معلوم بمبی در

اتومبیل یک عضو حزب خلق (در جلو دانشکده مهندسی منفجر شد که در نتیجه یک دانشجو کشته و دو

دانشجوی دیگر شدیدا مجروح شدند. در حدود همان وقت بمب دیگری در نقطه دیگری از محوطه

دانشگاه منفجر شد بدون آنکه آسیبی به بار آورد. علاوه بر این منابع می گویند که اخیرا دو دانشجوی زن

وابسته به حزب خلق در یکی از آزمایشگاههای محوطه دانشگاه به قتل رسیده و جسدهای آنها مثله شده

ص: 563

است. دو دانشجوی دختر نیز از قرار معلوم اخیرا دستگیر شده و به زندان پل چرخی انتقال داده شده و از

قرار معلوم سربازان، آنها را مورد تجاوز قرار داده اند. این دختران بعدا آزاد شده اند و اکنون در بیمارستان

بستری هستند.

9 اظهار نظر: دانشگاه در حالت فعل و انفعال به سر می برد. ولی در حال عصیان، هنوز نشانه هایی از

اینکه رژیم نتواند این تشنجات را مهار کند یا نارضایتی زاینده را سرکوب کند وجود ندارد. ما نیز

نمی توانیم احتمال اینکه این ناآرامی و خشونتهای جسته و گریخته در دانشگاه ممکن است به یک مشکل

جدی برای دولت تبدیل شود کنار بگذاریم. ما همچنان مراقب اوضاع و تحولات دانشگاه خواهیم بود.

فلاتین


وضع کنونی افغانستان از لحاظ عصیان

سند شماره (37)

از: سفارت آمریکا در کابلتاریخ: 10 ژوئیه 79

به: وزیر امور خارجه در واشنگتن

طبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: وضع کنونی افغانستان از لحاظ عصیان

1 یادداشت مقدماتی. (استفاده محدود اداری) به قضاوت این سفارت محتویات این گزارش می تواند

برای استفاده اعضای کنگره و اعضای برگزیده رسانه ها یا نمایندگان حکومتهای دوست در اختیار آنها

گذارده شود. طبقه بندی کلی این گزارش خیلی محرمانه تعیین شده است، معذالک اگر مقامات واشنگتن

ترجیح بدهند که بعضی از مطالب آن در این مرحله افشاء نشود، همه نتیجه گیریهایی که در این گزارش ابراز

شده می تواند به عنوان نتیجه گیریهای حساس تلقی شود.( پایان یادداشت مقدماتی).

2 خلاصه: (استفاده محدود اداری) در حالی که تابستان داغ پرگرد و غبار بر افغانستان مستولی

می شود، رژیم خلقی جمهوری دمکراتیک افغانستان همچنان با گسترش کند ولی مداوم فعالیت شورشیان

در سراسر قسمت اعظم کشور مواجه است. هر چند خلقیها با کمال کارایی و قدرت تصمیم و سرعت و

بی رحمی با مبارزه طلبیهای شورشیان مقابله کرده اند معذالک رژیم افغانستان هنوز نشان نداده است که

قادر است از لحاظ نظامی یا سیاسی با حالت عصیان عمومی که در حال گسترش است و داراییهای

حکومت را به فرسایش می برد مقابله کند. گروههای مختلف شورشیان هنوز فاقد سازمان یافتگی کافی

داخلی و هماهنگی استراتژیک با یکدیگر و رهبریت مرکزی و پشتیبانی معنادار خارجی و تهیه یک محور

دیگر ایدئولوژیک و سیاسی که در اطراف آن بتوانند گرد هم آیند، می باشند. شورشیان مانند خود خلقیها،

دستخوش فرسایش از لحاظ افراد و مصالح هستند. از سوی دیگر قبایل شورشی افغان می توانند از سنت

دیرینه فعالیت چریکی استفاده کنند و نیازهای ساده لجستیکی آنها باعث می شود که آنها بتوانند از زمین و

آنچه که از تاراج کاروانهای دولتی به دست می آورند ارتزاق کنند. هر چند آینده بسیار نزدیک چشم انداز

شومی برای خلقیها دارد، معذالک کادر حزبی سرسخت و سازمان یافته خلقیها صفوف وفاداران به خلق را

به عنوان اشخاصی محکم و ایثارگر نگه نگه می دارد و عناصر کلیدی نیروهای مسلح (مثلاً سپاه زرهی و

واحدهای برگزیده کماندویی و نیروی هوایی) همچنان از رژیم حمایت می کنند. هر چند اوضاع از

نقطه نظر چپگرایان بسیار جدی است معذالک آن قدرها بد نیست که باعث شود خلقیها برای مداخله

ص: 564

مستقیم شوروی استمداد کنند. هنوز زودتر از آن است که رهبری مصمم و سرسخت تره کی و امین را از

میدان به در رفته تصور کنیم. (استفاده محدود رسمی).

3 اوضاع نظامی: فعالیت چریکی همچنان در سراسر اغلب ایالات افغانستان در گسترش است،

همچنان که یک ماه پیش بود (تلگراف مرجع). رژیم خلقی در حال حاضر کمتر از نیمی از کشور را در

کنترل خود دارد و بیشتر آن نیز تنها در ساعات روز است. (همان طوری که یک رئیس قبیله اخیرا گفته بود

«عصیان افغانستان مانند یک معاشقه مطبوع است و بیشتر عملیات شب هنگام انجام می گیرد.» نیروهای

دولتی برای حفظ نقاط اصلی و پرجمعیت به کار می روند و بیشتر جاده های اصلی و ارتباطات و بهترین

نواحی کشاورزی و بعضی از پاسگاههای دور افتاده کلیدی که به حیثیت و اعتبار دولت وابستگی دارند؛

مانند اسد آباد، حکومت نشین ایالت کنار (که به نام چیغه سرای نیز معروف است) که در آنجا سربازان

جنگزده خلقی ماهها با منظره پرچمهای پر اهتزاز سبز اسلامی در تپه های مجاور مواجه هستند.

4 (استفاده اداری محدود) هر چند خلقیها مدعی هستند که جاده منطقه جلال آباد به اسدآباد را در

کنترل خود دارند، به ندرت اتفاق می افتد که یک اتومبیل دست به این سفر خطرناک بزند بدون آن که لااقل

یک گلوله به آن اصابت و آن را سوراخ بکند. یک خودروی ویژه متعلق به طرح سازمان ملل متحد اخیرا از

اسدآباد برداشته شد و هنگامی که از جاده بیرون آورده می شد به شکل یک پنیر سوئیسی در آمده بود که

بیش از یکصد گلوله به آن اصابت کرده و با گلوله مشبک شده بود. این جاده به خصوص نشان دهنده انتهای

دیگر میزان «کنترل دولتی است.» بیشتر جاده های اصلی معمولاً در کنترل دولت است، معذالک اگر

شورشیان با موفقیت قسمتی از یک شاهراه کلیدی را ببندند نیروهای دولتی معمولاً ظرف سه یا چهار

ساعت از آن نقاط دور می شوند. چند جاده از قبیل جاده هایی که از کوههای پکتیا که پر از شورشیان است

عبور می کند و به پاسگاه دولتی خست منتهی می شود. تنها به ندرت باز است. بنابراین خلقیها برای

پشتیبانی از نیروهای خود در چنین مناطقی به پشتیبانی هوایی متوسل می شوند.

5 (استفاده اداری محدود) در حالی که در بعضی از ایالات زد و خوردها در حال حاضر بشدت کمی

ادامه دارد، در ایالات شرقی شرقی بدخشان و کنار ننگرهار و پکتیا و پکتیکا، اخیرا زد و خوردهای

شدیدی در جریان بوده است. نیروهای خلقی یک شهر و مقداری اسلحه و مهمات و وسائط نقلیه و آذوقه و

آنچه که برای دستگاه رهبری کابل بیش از همه ناراحت کننده است، تعدادی سرباز نیز از دست دادند. هر

روز سربازان خلقی در جریان عملیات کشته و یا مجروح می شوند و یا مفقود می شوند و ارتباط آنها با

مرکز قطع می شود و اغلب نیز آنها جبهه خود را تغییر داده و به شورشیان می پیوندند. اخیرا واحدهایی به

تعداد یک گروهان از کنترل خلقی خارج شده اند. در یک یا دو مورد حتی گردانها ناپدید شده اند. این امر

رژیم را دچار کمبود نفرات در فرماندهیهای اصلی در سراسر افغانستان نموده است. تصفیه های سیاسی،

کادر افسران را ناتوان کرده است و در نتیجه کادرهای غیرنظامی یا افسران جزء جوان وفادار به رژیم در

رأس واحدهای بزرگ نظامی قرار گرفته اند و این امر با مساعدت نزدیک و فعال مستشاران نظامی

شوروی صورت گرفته است. این مستشاران همان طوری که قبل از انقلاب خلقیها متداول بود معمولاً

اونیفورمهای افغانی به تن می کنند.

6 (استفاده محدود اداری) کفگیر رژیم ظاهرا برای به دست آوردن رزمندگان به ته دیگ رسیده است

و به راههایی از قبیل متقاعد کردن دانشجویان جوان دانشگاه و دانش آموزان جوان دبیرستانها به داوطلب

ص: 565

شدن در نیروهای مسلح و تحت تأثیر قرار دادن جمعیت بالغ دهکده ها برای ورود در صفوف چریکها و

انتخاب کارگران موقتی که برای کار در گوشه های خیابانها می ایستند و فرستادن آنها به جبهه یا یادآوری

کردن آنهایی که خدمت نظام خود را انجام داده اند به انجام وظایف نظامی،متوسل می شود. این کمبود

فزاینده نیروی انسانی نظامی منعکس کننده کاهش مداوم کادرهای غیر نظامی در وزارتخانه های کابل

است، در حالی که دستگاه رهبری حزب خلق به پاکسازیهای بی پایان سیاسی خود همچنان ادامه می دهد.

این کمبود منابع انسانی یکی از موانع حزب خلق برای عملیات است ولی دستگاه رهبری ظاهرا بالاترین

اولویت خود را به وفاداری به رژیم تلقی می کند. (معذالک ما اخیرا گزارشی را شنیده ایم که هنوز تأیید

نشده است و حاکی از آن است که روز هشتم ژوئیه 70 نفر از زندان پل چرخی آزاد شده اند از میان آنهایی

که آزاد شده اند از قرار معلوم چند نفر افسران سابق ارتش بوده اند که بعضی از آنها به داشتن تمایلات

پرچمیستی مظنون بوده اند).

7 (استفاده محدود اداری) مشکلات جدید امنیتی برای خلقیها از جمله تحولاتی که جدیدا اتفاق

افتاده و قابل توجه است و علامات اولیه ای است که حالت عصیان ممکن است به کابل نیز سرایت کرده

باشد. روز 23 ژوئن در نقاط مختلف کابل نخستین تیراندازیهای هماهنگ نشده یا بد هماهنگ شده روی

داد. مهمترین زد و خورد از سوی گروه شیعه هزاره که از قرار معلوم یک اقلیت مذهبی و قومی در این

جامعه اکثرا پشتو و سنی است روی داد. معذالک شورشیان از قرار معلوم نتواسته اند قصدی را که داشته اند

عملی سازند و رژیم نظم را مجددا برقرار کرد ولی این برقراری نظم با خونریزی توأم بود. از آن زمان به بعد

سطح عملیات خشونت آمیز در کابل اندکی افزایش یافته است. از زمان انقلاب سال 1978 صدای

شلیکهای پراکنده شنیده می شود ولی بعضی از این تیراندازیها دوام بیشتر داشته است. علاوه بر این

شورشیان برای نابود کردن خودروهای نظامی گاه به گاه در امتداد جاده کابل به ترخام کمین می کنند و

گاهی هم ارتباطات در امتداد این جاده قطع می شود. خلقیها تاکنون با این اسباب زحمتها با کارآیی تمام و

به سرعت مقابله کرده اند. دستگاه رهبری خلق در کابل همچنان با ظاهری آرام به این مفهوم که بر اوضاع

مسلط است به مردم نشان می دهد. به جز چند حادثه ای که در بالا ذکر شد و این واقعیت که شهر مانند یک

اردوگاه مسلح است، کابل از یک آرامش قابل ملاحظه برخوردار بوده و دارای ظاهری آسوده و صلح آمیز

است. معذالک در زیر این آرامش یک نوع تشنج قابل مشاهده ای وجود دارد.

8 شورشیان تاکنون چه نتایجی به دست آورده اند؟ هر چند شورشیان گاه به گاه دستخوش فرسایش

سنگینی شده و بدون پشتیبانی معنادار خارجی مبارزه می کنند، معذالک اغلب توانسته اند بینی رژیم خلق

را خون آلود کنند و دعاوی مکرر دستگاه رهبری خلق را مبنی بر اینکه آنها «از پشتیبانی پرشور 98% از

جمعیت افغانستان برخوردارند» به صورت حرفهای تو خالی در آوردند. همچنین این واقعیت که فعالیت

شورشیان امور اقتصادی کشور را در هم ریخته و برنامه های عمرانی اقتصادی ناشی از خارج را متوقف

کرده است بدین ترتیب خلقیها را از پرداختهای بسیار مورد لزوم خارجی محروم کرده است، دارای اهمیت

فزاینده اقتصادی است.

9 آیا خلقیها دوام خواهند آورد یا اینکه ناگزیر خواهند بود روسها را به کشور خود فراخوانند؟ از

اوایل ماه ژوئیه گذشته رژیم خلقی هر چند جنگ زده است چنین به نظر می آید که می تواند با منابع نظامی و

پلیسی خود، بقای خود را حفظ کند. با توجه به اینکه کمکهای شوروی از لحاظ کادر و پشتیبانی

ص: 566

مستشاران به نحو سخاوتمندانه ای هم چنان ادامه دارد، خلقیها بدون شک به این نکته پی برده اند که

دعوت از سربازان رزمنده از کشوری که در اینجا به عنوان یک همسایه گسترش طلب معرفی شده است،

آنها را در نظر بیشتر افغانیها (از جمله بیشتر آنهایی که حاضر بوده اند به نیروی نوآور خلقیها فرصت بدهند

تا این کشور را از غرقاب قرنها کندی فئودالی رهایی دهد) بی اعتبار خواهد ساخت. بنابراین خلقیها به

وضوح این خط مشی را به عنوان یک اقدام برای روز مبادا تلقی می کنند و آن روز مبادا هنوز فرا نرسیده

است.

فلاتین


مقاصد شوروی در افغانستان و پاکستان

سند شماره (38)

از: دفتر وابسته دفاعی ایالات متحده کابلتاریخ: 11 جولای 1979

به: سازمان اطلاعاتی دفاع واشنگتن

طبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: مقاصد شوروی در افغانستان و پاکستان

1 خلاصه بر طبق گفته دو دیپلمات کشور ثالث، روسیه شوروی سه هدف در افغانستان دارد. این

هدفها حفاظت سرمایه گذاریهایشان در جهت حمایت از انقلاب، برقراری یک رژیم سوسیالیست و توسعه

دامنه نفوذشان می باشد. اگر چنین به نظر روسها برسد که رژیم فعلی تره کی در افغانستان موفق نخواهد

بود، آنها برای تعویض این رژیم با رژیمی که در نظر توده مردم افغان قابل قبول تر باشد و به منظور حفظ

آبرو و به دست آوردن این سه هدف، تردید به خودشان راه نخواهند داد. این رژیم جدید ظاهرا

ناسیونالیست تر خواهد بود و احتمالاً از میان نیروهای مسلح بیرون کشیده می شود. روسها برای مطمئن

شدن از موفقیت انقلاب از آوردن نیروهای نظامی به افغانستان ابایی نخواهند داشت. تحولی که (به نظر

منابع) عکس العمل جدی دولت آمریکا را تسریع نخواهد کرد.

2 منبع الف با پیشقدمی خودش با یک تلفن (اداری) به مأمور گزارش نمود. در طول یک ملاقات

نسبتا طولانی 5/2 ساعته منبع و مأمور گزارش گفتگویی داشتند که چندین موضوع را در بر می گرفت و

موضوع اصلی آن گفتگو نظرات منبع در مورد مقاصد شوروی در افغانستان بود. در جواب سؤال مأمور

گزارش منبع اظهار داشت که به نظر او روسیه شوروی سه هدف در افغانستان دارد. اولین آنها حفاظت

سرمایه گذاریهای انبوه تسلیحاتی تجهیزاتی و پولی است که آنها برای رژیم تره کی مهیا نموده اند که انقلاب

را با موفقیت به نتیجه برساند. دومی، مطمئن شدن از اینکه یک رژیم سوسیالیست در افغانستان باقی

می ماند، و آخرین، مطمئن شدن از اینکه ریسک آنها در افغانستان و گسترش دامنه نفوذشان کاهش داده

نشود و بلکه وسعت بیشتری پیدا کند. منبع به گفته هایش این طور ادامه داد که به نظر او رژیم فعلی به خاطر

مشکلات فزاینده اش با شورشیان مسلمان که شدیدا با یک دولت سوسیالیست مخالفند و به خاطر عدم

محبوبیت در میان توده مسلمان پر حرارت افغانستان مسلمان پر حرارت افغانستان، مدت زیادی دوام

نمی آورد. بنا به گفته ای، روسها نیز شروع به درک این موضوع کرده اند. آنها به منظور مطمئن شدن از

موفقیت انقلاب و به دست آوردن هدفهایشان از تعویض دولت فعلی با دولتی که بیشتر مورد قبول اکثریت

مردم مسلمان باشد و همچنین طرفدار مسکو باشد (ولی با جلوه کمتر)، تردید به خودشان راه نخواهند داد.

ص: 567

مأمور گزارش، از منبع نظراتش را در مورد این که چه کسی رژیم جدید را تشکیل خواهد داد بیرون کشید.

منبع اظهار داشت که عمدتا ترکیبی از افسران ناسیونالیست نظامی که هواخواه آرمان شوروی هستند،

خواهد بود. او به اظهاراتش این طور ادامه داد که او چندین افسر را می شناسد که در این قالب جای

می گیرند ولی جزئیات بیشتری را تشریح نکرد. منبع اظهار داشت که روسها از هدف نهاییشان برای

دستیابی به آبهای گرم بنادر پاکستان در دریای عرب دست برنخواهند داشت. منظور از این کار این خواهد

بود که روسها مجهز به پایگاهی شوند که بتوانند قدرت دریاییشان را برای کنترل خطوط ارتباطات دریایی

که بر روی آن نیازمندیهای سوختی دنیای آزاد در حرکت است، طرح ریزی نمایند. مطابق گفته منبع این

دسترسی از طریق همکاری عوامل دوست در استان بلوچستان پاکستان حاصل خواهد شد. حتی امروز

هر دو عوامل مخفی و غیر مخفی در بلوچستان وجود دارند که با هزینه روسها از خودمختاری استان دفاع

می کنند. به موقع خودش و با شرایط لازم سیاسی بلوچستان می تواند یک ماهیت جداگانه سیاسی داشته

باشد و بعد روسها قادر خواهند بود که به هدف دیرینه (تقرب به دریای عرب) دست پیدا کنند. به نظر منبع

ضروری است که دولت ایالات متحده کمک اقتصادی لازم را برای یاری پاکستان در توسعه سریع

بلوچستان به منظور تلاش در جهت کند ساختن ابتکارات (پیشقدمی) روسیه در منطقه مهیا کند. منبع به

صورت اضافی درخواست مهمی در زمینه همکاری نظامی دولت آمریکا به منظور تجهیز پاکستان به

نیروهای قابل اطمینان داشت. در جواب سؤال مأمور گزارش که چگونه این کمک نظامی (اگر مهیا شد) به

وسیله هند ارزیابی خواهد شد، منبع اظهار داشت که مضحک خواهد بود که هر ملتی منجمله هند معتقد

باشد که پاکستان مقاصد خصمانه ای بر علیه داشته باشد.

پاکستان یک کشور کوچک با منابع محدود است و هیچ قصدی برای برداشتن قدم خصمانه ای بر علیه

یک قدرت بزرگ مثل هند ندارد.

پاکستان تمایل دارد در این مورد که از قابلیتهای نظامیش هرگز بر علیه هند به استثنای دفاع از

حاکمیتش استفاده نخواهد کرد، هر نوع ضمانت لازم را بدهد.

منبع گفت که من متقاعد شده ام که روسها برای مطمئن شدن از موفقیت انقلاب سوسیالیستی در

افغانستان و به دست آوردن هدفهایشان در این منطقه از وارد کردن نیروهای نظامیشان به افغانستان (اگر

لازم باشد) ابایی ندارند.

در جواب سؤال مأمور گزارش چگونه این تحول به وسیله ملل دنیا و به ویژه دولت آمریکا با توجه به

موافقتنامه اخیر سالت 2 ارزیابی خواهد شد. (منبع) جواب داد که این موضوع توجه زیادی را به خود

معطوف نمی کند، به طوری که در نظر پاکستان و خیلی دیگر از ملل دوست این طور آمده است که دولت

ایالات متحده، پاکستان و این منطقه را به عنوان غیر اساسی بودن از نقطه نظر منافع ملی و استراتژیک شما

حذف نموده است.

3 در طول یک مأموریت وابستگی (دفاعی) که مأمور گزارش در همان روز حضور داشت، منبع ب در

جواب سؤال مأمور گزارش درباره نظرات او در مورد مقاصد شوروی، عمدتا همان نظریات را به وسیله

منبع الف اظهار شده بود داد. یک نکته که هر دو منبع بر آن تأکید داشتند فقدان آشکار ابراز علاقه به وسیله

دولت ایالات متحده در تحولات آشکار این منطقه بود. هر دو منبع بر این نکته که دولت آمریکا باید

اقدامات مقتضی را برای متوقف نمودن توسعه طلبی شوروی در این منطقه بنماید تأکید داشتند.

ص: 568

نظریه ها: بر اساس مطلب این طور به نظر مأمور گزارش رسید که هر دو منبع خط حزبی دولتهایشان را

بیان می کردند. به همان اندازه که در این اولین ملاقات که مأمور گزارش اطلاعاتی از هر دو منبع کسب

می کند یک ارزیابی اف 6 تعیین شد.


حیرت سفیر کبیر آلمان از تناقضات رژیم خلقی

سند شماره (39)

از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 11 ژوئیه 1979

به: وزارت خارجه واشنگتن

طبقه بندی خیلی محرمانه

موضوع: حیرت سفیر کبیر آلمان از تناقضات رژیم خلقی

1 تمام متن محرمانه است

2 همان طور که در تلکس مرجع پیش بینی شده بود دکتر هرمن شوسیائو، سفیر کبیر جمهوری

دمکراتیک آلمان در کابل در 9 ژوئیه با من ملاقات نمود تا درباره وضعیت فعلی در افغانستان گفتگو کند.

شوسیائو به همان صورت که روش همیشگی او است، سعی کرد که دوستانه و صریح به نظر آید.

3 شوسیائو از این که چگونه به نظر می رسد که افغانها در روابطشان با دیگر کشورها بد عمل کرده اند و

فرصتهای آشکار برای ارائه یک چهره دیپلماتیک بدون اشکال را از دست داده اند اظهار حیرت کرد. او با

استفاده از رابطه دو جانبه کابل اسلام آباد به عنوان یک نمونه، اظهار تعجب نمود که چرا افغانستان در

آخرین لحظه به طور آشکار علائم خود را تغییر داد و با عضویت پاکستان در جنبش غیر متعهدها در

کنفرانس وزرای غیر متعهد در کلمبو مخالفت کرد. شوسیائو یادآوری نمود که به نظر می رسید افغانها به

طور روشن قبل از آن کنفرانس به پاکستانیها قول داده بودند که از پیشنهاد پاکستان برای عضویت در

کنفرانس وزرای غیر متعهد حمایت خواهند کرد. شوسیائو فاش ساخت که حتی روسها این طرز عمل را

مورد تشویق قرار داده بودند. شوسیائو گفت که او و دیگر ناظران از اینکه افغانها موضعی شدید و ضد

پاکستانی در کلمبو اتخاذ نمودند تعجب زده شدند.

افغانها در عوض اظهار داشتند، هر چند افغانستان مشکلات دو جانبه زیادی با پاکستان دارد ولی این

مشکلات می توانند به طرق دیگر حل شوند، در نتیجه افغانستان جلو ورود پاکستان به جبهه غیرمتعهدها

را نمی گیرد. او به ویژه موضع افغانستان را احمقانه خواند چون که آنها نمی توانند رأی کافی برای سد کردن

عضویت پاکستان بیاورند.

4 شوسیائو همچنین از اینکه مقامات پلیس افغانستان درست زمانی که وزارت خارجه افغانستان

برای سفر دوست، معاون وزیر خارجه به اسلام آباد آماده می شد، یک عضو هیئت پاکستانی را بازداشت

می کنند، حیرت زده بود. شوسیائو هیچ شکی باقی نگذاشت که وی بر این اعتقاد است که فرد پاکستانی به

زور توسط پلیس امنیتی افغانستان دستگیر شده بود و آن طوری که افغانیها اظهار می کنند به طور

داوطلبانه به طرف افغانیها نرفته بود. شوسیائو در ضمن در مورد موضوع سفر دوست، اظهار تعجب نمود

که چرا خلقیها احساس کرده بودند که مجبورند اعلامیه رسمی بعدی پاکستانیها در این خصوص که آقای

شاهی. در بازگشت سفر دوست، دیداری با حفیظ اللّه امین خواهد داشت را رد کنند.

جدا از حساسیتهای تشریفاتی که وجود دارد، شوسیائو فکر می کند که امین قادر خواهد بود آقا شاهی را با

ص: 569

گرمی بپذیرد و او را به یک مقام پایین تر، مثل جلیلی وزیر آموزش و پرورش برای گفتگوهای واقعی

بسپارد.

5 وقتی من از شوسیائو پرسیدم که چرا وی فکر می کند رژیم خلقی اغلب به نظر می رسد که با اهداف

متناقض عمل می کند، شوسیائو پاسخ داد این یک راز است. او گفت هر چند ممکن است یک وزارتخانه با

روشی مغایر روش وزارتخانه دیگر عمل کند ولی بایستی یک دستورالعمل کلی از بالا وجود داشته باشد.

شوسیائو به عنوان نمونه به سخنرانی ضد پاکستانی هیئت نمایندگی افغانستان در کلمبو پرداخت که

می بایستی از پیش به وسیله کسی نه کمتر از امین، نخست تأیید می شد.

6 با پرداختن به وضعیت شورش شوسیائو آن را وخیم می دانست. او گفت وابستگان یکی از مأموران

او، زمانی که وی از مرخصی به کابل باز می گردد در برلین پشت سر گذاشته می شوند، چون که او فکر

می کند وضعیت امنیتی در افغانستان خطرناک است. شوسیائو فاش ساخت که چکها تعدادی مشاور فنی

به منطقه هرات می فرستند، اما بدون همسران و فرزندانشان.

7 شوسیائو گفت که او آشفتگی همکاری اقتصادی در این کشور را به ویژه ناامید کننده می بیند. او

اغلب به افغانها گفته است که آنها احمق هستند که وسیعترین مشارکت ممکن به وسیله تمام ملل شرق و

غرب، را در توسعه شان تقویت نمی کنند. شوسیائو در این ارتباط اظهار داشت که او به تندروهای خلقی

گفته بود وقتی که آنان تلاش می کنند تا نمایندگان امپریالیستی را از کابل اخراج کنند، آنها از جنبش مدرن

سوسیالیستی فاصله دارند. او اظهار داشت که به آنان گفته بود که چگونه برای تمام ملل لازم است که برای

صلح و پیشرفت اقتصادی با یکدیگر همکاری نمایند.

8 شوسیائو در مورد برنامه های آلمان شرقی برای افغانستان خیلی خشن بود. شوسیائو که مدتی

طولانی در مورد قدرت جذب افغانستان نسبت به کمکهای خارجی بدبین بوده است گفت که به

راهنمایی او جمهوری دمکراتیک آلمان مبلغ اولیه نسبتا کمی به صورت کمک اعتباری برای آزمایش

موفقیت احتمالی برنامه ریزی آلمان شرقی در این منطقه به رژیم خلقی پیشنهاد کرده است. در هر صورت

شوسیائو با گفتگوهای اولیه تکنیکی با مقامات افغانی دلسرد شده بود. آنها از آلمان شرقی خواسته بودند

تا نوعی از تأسیسات صنعت مادر را در افغانستان برپا کنند و تقاضا داشتند که آلمان شرقی تمام پروژه را

تقبل کند. شوسیائو گفت که وی افغانها را به پای یک نقشه دنیا برد و متذکر شد که آلمان شرقی چقدر از

افغانستان دور است و این سؤال را مطرح کرد که اگر آنها جدا چنین چیزی را پیشنهاد می کنند، بایستی که


به عنوان نمونه آجرهای آلمان شرقی برای چنین پروژه ای از لهستان و اتحاد شوروی بگذرند. او

نتیجه گیری کرد که تاکنون در متقاعد نمودن افغانها به عملی بودن در مورد چنین پیشنهاداتی ناموفق بوده

است.

9 نظریه: نظراتی که در 9 ژوئیه از طرف شوسیائو ابراز شد با طرز برخورد انتقادی که وی از زمان

ورودش به اینجا یعنی یازده ماه پیش در گفتگوهای خصوصی با دیگر دیپلماتها نسبت به رژیم خلقی نشان

داده است، موافق می باشد. شوسیائو موضوع مذاکرات تقبل شده از طرف شوروی برای تشکیل یک جبهه

ملی جهت جایگزینی با رژیم خلقی را متذکر نشد.


تبلیغات زیرزمینی افغانستان خواهان برکناری امین، نخست وزیر می باشد

ص: 570

سند شماره (40)

از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 16 ژوئیه 1979

به: وزارت خارجه واشنگتنطبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: تبلیغات زیرزمینی افغانستان خواهان

برکناری امین، نخست وزیر می باشد

1 تمام متن محرمانه است

2 خلاصه: سیل اخیر اعلامیه های زیرزمینی که خواهان برکناری امین، نخست وزیر و همقطاران او

(ولی نه پرزیدنت تره کی) می باشد و تشکیل یک جبهه متحد از تمام انقلابیون واقعی می تواند قسمتی از یک

تلاش (که بر سر زبانهاست) برای تعدیل ترکیب رهبری این رژیم به منظور درهم ریختن ترکیب آشوب

فزاینده داخلی باشد. زمینه اعلامیه ها از پرچم که جناح رقیب حزب است می باشد و بنابراین با پایه های

چپ افراطی و ضد غربی واقعی، آرامش کمی به آنهایی که ممکن است برای یک تعدیل واقعی در

سیاستهای دولت خلقی امید داشته باشند می بخشند.

3 شبنامه های زیرزمینی چندین روز پیش شروع به انتشار در سطح کابل نمود. توزیع شبنامه ها

مخفیانه بوده است ولی به صورت نسبتا آشکاری (نسخه هایی پیدا شد که در کف خیابان افتاده بود و یکی

در روز روشن به دیوار (خانه) یک دیپلمات آویزان بود) اشاره می کند که بعضی بخشهای دولت به طرف

دیگر می چرخند. ماهیت فشار این اعلامیه ها متشابه است و شامل نکات برجسته زیرین می باشد:

حفیظ اللّه امین، نخست وزیر و «باند جانیان فاشیست» او هدف اصلی می باشند در حالی که هنوز

انتقادی از پرزیدنت تره کی نشده است.

هدفهای دیگر اینها هستند: «امپریالیسم ایالات متحده» (که دست نابکار او به مفهوم صحیح پشت

تمام وقایع در منطقه است)، اخوان المسلمین، دولت نظامی پاکستان، دولت ایران، و نیروهای ارتجاعی.

هدفهای انقلابیون باید همانهایی باشد که به وسیله میراکبر خیبر (روشنفکر پرچمی که قتل او در 17

آوریل 1978 یک سری وقایع را شعله ور ساخت که منجر به انقلاب خلقی شد) اظهار شد و ایدئولوژی

کارگران، با حمایت روسیه شوروی و دیگر کشورهای سوسیالیست، باید به عنوان چراغ راهنما مورد

استفاده قرار گیرد.

اعمال رژیم سردسته جنایتکاران حرفه ای (امین) شامل دستگیری و شکنجه بدون تبعیض زنان و

دختران، بالا بردن منافع امپریالیسم آمریکا، شکنجه های حیوانی انقلابیون واقعی، غارت خانه های مردم

بیگناه که تماما جنبه های حکومت آدولف هیلتر می باشد.

پیشرفت انقلاب و دفاع از تمامیت ارضی و استقلال وطن غیر ممکن است مگر با حذف فوری امین

و دستیارانش.

مرگ بر امین و پارتیزانهای فاشیست او، مرگ بر سیا، مرگ بر اخوانیها (اخوان المسلمین)، مرگ بر

مائوئیستها و پیش به سوی اتحاد و وحدت نیروهای ناسیونالیست و دموکراتیک.

4 نظریه: نوشته آشکارا نحوه نویسندگی پرچمیها را منعکس می کند به طوری که بیشتر سخنان تند

متوجه رهبری خلقی می شود (ولو منهای تره کی)، این جنبه به خصوص می تواند قسمتی از یک تلاش در

شرف وقوع که بر سر زبانهاست باشد، که بعضی اعضای رهبری فعلی را به منظور به هم ریختن ترکیب

ص: 571

آشوب داخلی جابه جا کند، چون که یک حمله عمومی پرچمیها به خلقیها احتمالاً زخم زبانهایی برای

تره کی در بر خواهد داشت. در این رابطه درخواست برای پیروی از موعظه های خیبر (کسی که قبل از

مرگش به طوری که گزارش شده طرفدار اتحاد خلق پرچم در سال 1977 بود) و این ادعا که «انقلابیون

واقعی» در داخل حزب خلق هستند، می توانند نمایانگر یک درخواست از تمام چپیها (پرچمیها و

خلقیهایی که از آنها رفع توهم شده) برای تشکیل یک جبهه متحد برای برکناری امین و همکارانش باشد.

به هر حال با سرعت باید اضافه کنیم که انتقادات تلخ بی شمار ضد غربی بر این نتیجه گیری تأکید دارد که

سیاستهای اساسی یک رژیم چپی افغانستان (حتی بدون امین) احتمالاً تا درجه زیادی تعدیل نخواهد شد.

5 سرانجام پیدایش تنهای این اعلامیه ها در چنان حجمی (فی الواقع هر هیئت دیپلماتیک یک نسخه

یا بیشتر را دارا می باشد) و روش پخش آنها نشان می دهد که به دلایلی پلیس و مقامات امنیتی قادر

نبوده اند که نشر تبلیغات برای برکناری مرد قوی کشور را سرکوب کنند. باید دید که چه مدتی این وضعیت

ادامه پیدا می کند، ولی امین به قضاوت ما از آن نوع سیاستمدارانی نیست که به آرامی چادرش را جمع کند

و به دیگران اجازه بدهد که انقلابش را از اوتحویل بگیرند.

6 دیگر تبلیغات ضد امین که در اینجا شنیده نشده امین را به عنوان یک جاسوس سیا مجسم می کند

که مأموریتش این بوده که اعتبار روسیه شوروی در افغانستان را نابود کند.


وادار کردن افغانستان به یافتن راه حل سیاسی برای جنگ داخلی

سند شماره (41)

به: وزیر امور خارجه در واشنگتنبه تاریخ: 18 ژوئیه 79

خیلی محرمانه

موضوع: کوشش شوروی در وادار کردن جمهوری دمکراتیک

افغانستان به یافتن راه حل سیاسی درباره کشمکشهای داخلی

1 تمامی متن محرمانه

2 خلاصه: برخی از تحولات اخیر در افغانستان القاء کننده این مطلب است که انتظار می رود اتحاد

شوروی مبارزه ای را برای «کمک» به دستگاه رهبری جمهوری دمکراتیک افغانستان که دست خوش

منازعات داخلی است برای یافتن یک راه حل سیاسی به جای راه حل صرفا نظامی به راه بیندازد و بدین

وسیله با رشد مخالفت در داخل و خارج مقابله کند. اقداماتی که تاکنون به عمل آمده در حالی که مجالی

برای تنفس به رژیم افغانستان و اتحاد شوروی داده است، احتمالاً برای تضمین آینده انقلاب کافی نباشد و

از قرار معلوم تغییرات حساستری لازم خواهد بود. معذالک راههای اختیاری که در این جهت وجود دارد

معدود است و اگر مسکو بخواهد از نجات جمهوری دمکراتیک افغانستان به وسیله مداخله نظامی مستقیم

اجتناب کند و خلقیها را بر سر کار نگهدارد عزیمت «داوطلبانه» یک یا دو عضو درجه یک دستگاه رهبری

جمهوری دمکراتیک افغانستان اجباری خواهد بود. ما هنوز اطمینان نداریم که «توصیه» اتحاد شوروی از

سوی دستگاه رهبری افغانستان مورد توجه قرار خواهد گرفت یا خیر و این امر تا اندازه زیادی وابسته به

دیپلماسی شخصی واسیلی سافرونچک سفیر شوروی خواهد بود. واسیلی سافرونچک، دیپلمات ارشد

شوروی اخیرا به منظور رفع بحران افغانستان به این کشور آمده است و ممکن است برای یافتن یک راه

خروج مطمئن از اوضاع درهم برهم کنونی مسئولیت کاملی به عهده داشته باشد. البته راههای متعدد و

ص: 572

مجهولات همچنان باقی است، ولی اطمینانهای مداوم شوروی به «مردم» افغانستان و وقایع اخیر درباره

افزایش مداخله شوروی در زمینه های نظامی در این کشور، دلالت بر آن می کند که «ضمانت» انقلاب

ممکن است عامل تلقینی برای خلقیها در ازای قربانیهایی باشد که برای دگرگون کردن جریان حوادث

جاری لازم است. (پایان خلاصه)

3 جستجو برای یافتن راه حل سیاسی مشکلات داخلی افغانستان در جریان می باشد. ظرف چند

هفته گذشته تحولاتی روی داده است که دلالت بر آن می کند که حکومت افغانستان شاید به اصرار اتحاد

شوروی در جستجوی وسائل سیاسی، به جای راههای صرفا نظامی، برای مقابله با مخالفان داخلی خود

است. رژیم با کمال جسارت هر چند نه چندان با مهارت، برنامه اصلاحات ارضی خود را با موفقیت پایان

یافته اعلام داشته است (مرجع الف) و بدین ترتیب از ایجاد مخالف بیشتر در جهت خطوطی که از زمان

آغاز این اصلاحات ظاهر شده بود اجتناب کرده است. همچنین براساس اشاره هایی که حفیظ اللّه امین

نخست وزیر افغانستان به عمل آورده است مبارزه جمهوری دمکراتیک افغانستان برای با سواد کردن

مردم که باعث خصومت در این جامعه فوق العاده محافظه کار که بیشتر افغانیها مایل نیستند زنان آنها حتی

تا سطوح ابتدایی تحصیل کنند یا در «معرفی معلمان مرد واقع بشوند، به زودی به عنوان یک «موفقیت»

اعلام خواهد شد. طبق اعلامیه 11 ژوئیه جمهوری دمکراتیک افغانستان در اجرای چندین فقره «امتیاز به

بخش خصوصی اقتصاد از جمله کوششهای دیگری است که برای آرام کردن مخالفان از ترس سیاستهای

آینده اقتصادی این رژیم به عمل آمده است. بدین ترتیب به حکومت افغانستان ظاهرا از تعدادی از

اصلاحات جاه طلبانه و فرسایش دهنده خود صرف نظر کرده است و این لزوما نه به دلیل اینکه این

اصلاحات غلط بوده یا ضروری نبوده است بلکه بدان دلیل که این اصلاحات در نتیجه شوق خارج از حد

آغاز شده و با مقاومتهای جدی رو به رو شده است.

4 گزارشهای «مذاکرات» در میان رژیم و شورویها و چندین نفر از رهبران حکومتهای سابق همچنین

نشان دهنده پوششی جهت برقراری نوعی «جبهه ملی» (مرجع ب) است. اظهار نظرهای دیپلماتهای آگاه

اروپای شرقی و شوروی در اینجا این فرضیه را قابل باور می سازد. (مرجع ج) بدین مناسبت گزارشهای

مربوط به آزادی پرچمیستها از زندان (مرجع د) و چاپ و توزیع وسیع نامه های «زیرزمینی» آنها، بعدا در

حمله به کسانی از جمله امین و سایر رژیم، این اعتقاد را تقویت می کند که بعضی از نیروها برای فراهم

کردن نوعی دستگاه رهبری و حزب که پایگاه وسیعتری از حزب دمکراتیک افغانستان دارد، کار می کنند.

5 در جبهه سیاست خارجه نیز نشانه هایی هویدا شده است که یک برنامه عمرانی برای اجتناب یا

عقب کشی از رویارویی در پیش است. دیدار شاه محمد دوست معاون وزیر امور خارجه در اوایل ماه ژوئیه

از اسلام آباد مهمترین تحول در جهت این خط مشی است زیرا اخیرا اعتدال خفیفی در مبارزه تبلیغات ضد

پاکستانی افغانستان مشاهده شده است. علاوه بر این ما اخیرا نشانه های بسیار کوچکی از صلح طلبی

مقامات مشاهده کرده ایم که عبارتند از حضور نسبتا در سطح عالی مقامات افغانستان در ضیافت چهارم

ژوئیه ما و نخستین ملاقات بین امین و یک مدرس وابسته به اداره ارتباطات بین المللی آمریکا به ابتکار

افغانستان.

این ملاقات ممکن است نشان دهنده آن باشد که جمهوری دمکراتیک افغانستان مایل است که سطح

مناسبات دوجانبه ما که در ماههای اخیر به پایین ترین مرحله رسیده بود، بالاتر رود.

ص: 573

6 دیپلمات عالی مقام شوروی ممکن است نقش راسپوتین مانند را در این تحولات ایفا کرده باشد.

همه این نشانه ها از اوائل ماه ژوئن گذشته با ورود واسیلی سافرونچک سفیر سابق شوروی در غنا و

نماینده دائمی سابق شوروی در سازمان ملل متحد و یک دیپلمات ارشد برخوردار از ارتباطات پابرجای

سیاسی که ظاهرا صلاحیت حد اعلا را در خدمت به عنوان مرد شماره 3 در سفارت شوروی در کابل دارد

ظاهر شده است (درجه تشریفاتی واسیلی سافرونچک را هیچ کس باور نمی کند). از قبل از اینکه

سافرونچک به افغانستان بیاید داستانهایی در کابل و در مسکو جریان داشت مبنی بر اینکه وی به عنوان

نوعی «مشاور»برای عالیترین سطوح افغانستان خدمت خواهد کرد و این داستانها با حوادث بعدی تأیید

می شد. با توجه به تجربیات سافرونچک به عقیده ما می توان چنین نتیجه گرفت که او با دستوراتی برای

کوشش در پیدا کردن یک راه حل سیاسی به جای راه حل صرفا نظامی این کشور دستخوش منازعات، به

کابل آمده است و شاید مهمترین وظیفه او آن باشد که مانع آن شود که جمهوری دمکراتیک افغانستان

تقاضای کمک نظامی مستقیم از شوروی برای حفظ خود کند. بدین مناسبت بیشتر ناظران معتقدند که

سافرونچک در سفارت شوروی در کابل وظیفه عادی ندارد. هر چند سوءظنها درباره مأموریت

سافرونچک حدسیاتی بیش نیست معذالک ما معتقدیم که انتصاب ناگهانی او برای خدمت در سفارت

شوروی در کابل و اوضاع و احوال ویژه ای که درباره این تصمیم وجود داشت و وضع او از زمانی که وارد

کابل شد و تحولات سیاسی که در بالا ذکر شد، به روشنی نشان می دهد که مسکو جمهوری دمکراتیک

افغانستان را وادار می کند (اگر نگوییم تحت فشار قرار می دهد) تا برای معکوس کردن جریان حوادث

اقداماتی به عمل آورد و اصالت انقلاب را حفظ کند.

7 شرایط محلی که ممکن است انگیزه فشار شوروی به جمهوری دمکراتیک افغانستان برای یافتن

یک راه حل سیاسی باشد از این قرار است: ناتوانی ظاهری رژیم افغانستان (یا عدم تمایل آن) به اقدام به

ابتکار خود که باعث تثبیت و خامت اوضاع امنیتی و سیاسی در خارج از شهرها بشود یا پایگاه پشتیبانی

از حکومت را توسعه دهد. این عوامل احتمالاً بزرگترین انگیزه برای هر گونه تصمیم شوروی به واداشتن یا

متقاعد کردن یا تحت فشار قرار دادن دستگاه رهبری افغانستان برای جستجوی راه حل سیاسی درباره

مشکلات خود خود خواهد بود. همچنین مسکو ممکن است بحق خواسته باشد تمایل جمهوری

دمکراتیک افغانستان را به تشدید تشنجات با همسایگان خود (به ویژه پاکستان) منحرف کند و این

گرایشی است که ممکن است افغانستان را بر آن دارد تا برای مقابله با «تجاوز» (تلگرام مرجع ف) از

شوروی استمداد کند. علاوه بر این سردی روابط افغانستان و ایالات متحده و کاهش شدید برنامه

مساعدتهای اقتصادی آمریکا (به ویژه از زمانی که کمیته ویژه مجلس سنا و مجلس نمایندگان آمریکا در

تاریخ 13 ژوئیه به کاهش برنامه کمک رأی داد) همچنین از نظر کرملین به عنوان اقدامی علیه منافع

وسیعتر شوروی تلقی خواهد شد زیرا مسکو یا کشورهای تابع آن ناگزیر خواهند بود جبران این کندی

کمکها را در صورت خارج شدن کمک دهندگان دنیای آزاد بنمایند و همچنین اتکاء بیشتر جمهوری

دمکراتیک افغانستان به شورویها احتمالاً ناآرامیهای داخلی را تشدید خواهند کرد، به جای آنکه اوضاع

را بهبود بخشد. در آخرین تحلیل این نگرانی که احتمال فریاد وانفسای افغانستان بیشتر شود و براساس

شرایط موافقتنامه دو جانبه سال 1978 در لحظه ای که مسکو منافع وسیعتری دارد، به طوری که مایل

نیست این منافع در نتیجه تصمیم به مداخله به خطر افتد، از جمله آخرین انگیزه هایی است که باعث اعزام

ص: 574

سافرونچک به مأموریت خود در کابل است.

8 راه حل سیاسی به احتمال مستلزم «امتیازهای بیشتر» از آنچه تاکنون رو آمده خواهد بود: براساس

آنچه که ما از انگیزه های قیام کنندگان استنباط کرده ایم، ما معتقدیم که رهبران جمهوری دمکراتیک

افغانستان بایستی برای آنکه بتوانند روند اوضاع را در خارج از شهرها تغییر دهند باید چشم انداز

جالبتری برای مردم فراهم کنند.

برنامه های مختلف اصلاحاتی یقینا به میزان زیادی به رشد خصومت داخلی نسبت به رژیم کمک کرده

است ولی انگیزه اصلی بیشتر دهقانان افغانی که اسلحه به دست گرفتند درک آنها از این است که خلقیها

ضد خدا و کمونیست و عروسکهای خیمه شب بازی شورویها هستند. برای رفع کردن این گونه اعتقادات که

در میان افغانیها ریشه دوانده است مهارت فوق العاده و امتیازات قابل توجه، مافوق آنچه که رژیم تاکنون به

مردم داده است لازم خواهد بود. اینکه آیا شورویها و رهبران جمهوری دمکراتیک افغانستان بتوانند

اقدامات لازم بعدی خود را با توافق یکدیگر انجام دهند یا خیر در آینده معلوم خواهد شد ولی هیچ گونه

شکی نیست که آنها وظیفه بسیار سنگینی به عهده دارند.

9 راههای اختیاری که در دسترس باشد چندان زیاد نیست. اگر در واقع رشد مخالفت در نتیجه

اقدامات سرکوبگرانه حکومت افغانستان تاکنون مهار نشده است راههای بیشتری برای ایجاد یک رژیم

دیگر که بتواند امکان برگرداندن جریان را داشته باشد و در عین حال اصالت انقلاب را تهدید نکند چندان

زیاد نخواهد بود.

10 محتمل ترین و شاید ضروریترین امری که ممکن است اتفاق بیفتد این است که تغییراتی در

عالیترین سطح رهبری جمهوری دمکراتیک روی دهد که در بر گیرنده بر کنار شدن امین یا تره کی یا هر دو

باشد. براساس نشانه هایی (از قبیل وفور پخش تراکتهای مخفی که در بیشتر آنها به امین حمله شده است)

و بر اساس «احساس» کلی در میان عملاً همه اشخاص افغانی که با ما تماس دارند، می توان گفت که تره کی

به عنوان یک رئیس بدن شخصیت تلقی می شود که نباید جدی گرفته شود و شر اصلی همانا امین است که

از جمله مسؤل سیاستهای ستمگرانه دستگیری و شکنجه و اعدام شناخته شده و همچنین نیروی محرک

در برنامه های زجر دهنده اصلاحی و همچنین مرد پر حرارت افغانستان در جانبداری از اتحاد جماهیر

شوروی به شمار می رود. بنابراین هر گونه کوشش صمیمی برای اینکه نیروهای پراکنده در افغانستان از

طریق یک تغییر دستگاه رهبری گرد هم جمع شوند به احتمال باید برکناری یا حتی بهتر از این بگوییم

مرگ امین را در بر داشته باشد. (در این سرزمین قصاص، یکی از رهبران خلقی باید بهای سنتی را برای

مرگ هزارها نفر بپردازد.) ما می توانیم سناریویی را پیش بینی کنیم که در آن تره کی به عنوان «رهبری

بزرگ» ولی فاقد توانایی سیاسی باقی بماند. در این موقع «پرستش فردی» نسبت به تره کی که مدام در

حال افزایش است (که برگزاری جشن شصت و دومین سال تولد او اخیرا با زرق و برق فراوان در تاریخ 14

ژوئیه انجام گرفت و مظهر چنین پرستش فردی است) بر آن دلالت می کند که برکناری تره کی برای انقلاب

بسیار دردآور خواهد بود و تنها به عنوان آخرین علاج می تواند صورت بگیرد. در ضمن باید گفت که

تره کی هنوز هم در میان عناصر غیر خلقی جامعه افغانستان و به ویژه در میان صفوف اشخاص

تحصیلکرده مورد احترام است.

11 البته مهمترین مسئله این است که آیا شورویها وزنه به اندازه کافی دارند که «توصیه» آنها تره کی یا

ص: 575

امین را متقاعد کند که خود را به خاطر انقلاب قربانی کنند. همه چیز به این امر بستگی خواهد داشت که این

توصیه در چه لفافه ای عرضه می شود. شاید مؤثرترین برداشت در این جهت این فرضیه خواهد بود که

وضع امور برای این حکومت به مرحله ای رسیده است که صرف موجودی انقلاب ایجاب می کند که بعضی

از اعضای دستگاه رهبری جمهوری دمکراتیک افغانستان شرافتمندانه و داوطلبانه کنار بروند. در عین

حال مسکو آینده انقلاب را از طریق تعهد به پشتیبانی بیشتر نظامی و اقتصادی «تضمین» خواهد کرد

اظهارات اخیر از سوی برگزیدگان شوروی که در آن وعده پشتیبانی از «مردم» افغانستان داده شده است و

ورود دهها خلبان هلیکوپتر شوروی به افغانستان نشان می دهد که مسکو احتمالاً رهبران جمهوری

دمکراتیک افغانستان را درباره پشتیبانی مداوم از سوی شوروی علیرغم مبارزه همزمان جهت یک راه

حل سیاسی اطمینان می دهد.

12 محاسبه های غلط شوروی یا رفتار ناجور آن یا تصمیم باند تره کی و امین درباره آن که آنها راه

دیگری جز ادامه همان راهی که در پیش گرفتند ندارند، ممکن است به احتمال قوی هر گونه جستجو را

برای یک راه حل غیر نظامی در مقابل عصیانگری منع کند. ما شک داریم از اینکه شورویها میل داشته

باشند یا بتوانند برکناری هر کدام از رهبران جمهوری دمکراتیک افغانستان را پیش ببرند؛ هر چند مسکو

ممکن است احتمالاً از هر عنصری که تمایل به حل و فصل این کشمکش دارد «پشتیبانی» کند تا کار به

استمداد مستقیم نظامی شوروی نکشد. این امر ممکن است شامل یک کودتا از سوی نظامیان افغانستان

باشد.

13 عصیانگری تره کی با امین با شکست مبارزه شوروی که ممکن است روی دهد، به احتمال علامتی

«از همان نوع» از جانب جمهوری دمکراتیک افغانستان باشد. یعنی موضعی که به کشمکشها و خونریزی و

بی ثباتی بیشتر منجر شود. این آستانه خشونت البته متضمن عواقب جدی امنیتی برای خارجیانی که در

این کشور اقامت دارند خواهد بود.

14 نتیجه گیریها: ما ممکن است در میان کوششهای شورویها قرار گرفته باشیم که می خواهند سیاست

افغانستان را در جهتهایی که ممکن است رشد مخالفان داخلی را متوقف سازند و خصومت عناصر داخلی

و بیگانه را نسبت به این رژیم کاهش دهند تا در آخرین تحلیل مسکو ناگزیر نباشد با استمداد کمک نظامی

مستقیم از سوی افغانستان مواجه شود. در این حال اظهارات برگزیدگان شوروی و نشانه هایی درباره

مداخله های فزاینده نظامی شوروی نشان دهنده سیاستی به موازات این کوششها از سوی شوروی برای

تأمین آینده انقلاب هر چند شاید بدون ترکیب کنونی رهبران افغانستان است.

15 شاید سافرونچک مرد پشت صحنه رهبری کننده این درام ویژه است ولی مشکلات و دامهایی که

در مقابل او و رهبران جمهوری دمکراتیک افغانستان قرار گرفته بسیار عظیم است و مجهولات معادله

همچنان بیشمار است.

آمستوتز


مشارکت دادن عبدالصمد حامد وزیر سابق رژیم سلطنتی را در گفتگوها

ص: 576

سند شماره (42)

از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 18 ژوئیه 1979

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

طبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: روسها به طور مکرر عبدالصمد حامد وزیر سابق رژیم

سلطنتی را در گفتگوهای جبهه ملی شرکت داده اند

1 تمام متن محرمانه است.

2 بر طبق گفته یک مقام سفارت پاکستان روسها اخیرا در مذاکرات جبهه ملی شان عبدالصمد حامد را

که یک بار به عنوان وزیر برنامه ریزی و قائم مقام نخست وزیر در زمان ظاهرشاه خدمت می کرد شرکت

داده اند.

3 حامد که به وسیله بعضی افغانها به عنوان یک پرچمی غیر کمونیست توصیف شده است، به طوری

که گزارش شده به وسیله خلقیها در 4 ژانویه امسال دستگیر شده است.آمستوتز


شورویها به دنبال جانشین حفیظ اللّه امین

سند شماره (43)

از: سفارت آمریکا در کابلتاریخ: 18 ژوئیه 1979

به: وزیر امور خارجه در واشنگتن طبقه بندی: سری

شماره: 5459

موضوع: سفیر جمهوری دمکراتیک آلمان گزارش می دهد که شورویها امیدوارند

یک حکومت با پایگاه وسیعتری را جانشین حفیظ اللّه امین نخست وزیر بنماید.

1 (تمامی متن سری)

2 خلاصه: من همین تازگی یک ملاقات فوق العاده با دکتر هرمن شوسیائو سفیر جمهوری دمکراتیک

آلمان انجام داده ام. این ملاقات به علت آنچه که او درباره مقاصد شوروی در اینجا افشاء کرد و از جمله

احتمال یک اقدام پشتیبانی شوروی برای از میدان به در بردن حفیظ اللّه امین، یک ملاقات فوق العاده بود.

ظرف سه هفته گذشته ما نشانه هایی درباره احتمال یک کودتای داخلی به کمک شوروی، هم از سفیر

جمهوری دموکراتیک آلمان (کابل شماره 5246) و قبلاً از واسیلی استفانویچ سافرونچک (کابل4888)

مشاور وزیر شوروی دریافت داشته ایم این بار سفیر جمهوری دمکراتیک آلمان بسیار فراتر رفته و

نارضایی شوروی را از جمهوری دمکراتیک افغانستان و دو راهی که شوروی در مقابل آن قرار گرفته و

نمی داند چه کار کند و احتمال یک کودتای داخلی حزبی برای کنار گذاشتن امین ابراز داشت. او اشاره کرد

که این امر ممکن است در ماه اوت صورت بگیرد. (پایان خلاصه)

3 روز هفده ژوئیه من از آقای شوسیائو دیدن کردم. او قبلاً در تاریخ 9 ژوئیه از فلاتین کاردار دیدن

کرده بود و علاوه بر اینکه می خواستم دیدار تشریفاتی او را باز پس دهم. وی از بهانه باز پس دادن دیدار

تشریفاتی استقبال کرد. ما مدت یک ساعت با یکدیگر صحبت کردیم. در میان سفرای کشورهای

کمونیستی طرفدار مسکو شوسیائو سفیر جمهوری دمکراتیک آلمان شاید از همه زیرکتر و باهوشتر باشد

و بدون شک شخصی است که بیش از دیگران می توان به او نزدیک شد. در میان دیپلماتهای کمونیست

ص: 577

طرفدار مسکو تنها اوست که به طور منظم از دیپلماتهای غربی و جهان سوم دیدن می کند و دوست دارد

درباره افغانستان به بحثهای سیاسی صمیمانه بپردازد. او خود را یکی از مهمترین منابع اطلاعات درباره

تحولات در جامعه دیپلماتیک کمونیستی و اخیرا درباره طرز فکر شوروی نشان داده است.

4 عدم رضایت شوروی از جمهوری دمکراتیک افغانستان: دیروز ما گزارشی (تلگراف مرجع) در

تجزیه و تحلیل فشارهایی که ظاهرا برای یک دگرگونی داخلی در دستگاه رهبری جمهوری دمکراتیک

افغانستان اعمال می شود فرستادیم. آنچه شوسیائو در ملاقاتی که با هم داشتیم به من گفت همه اینها و از

جمله وجود مذاکرات پشت پرده از سوی سافرونچک، مشاور وزیر شوروی با رهبران حزب دمکراتیک

خلق افغانستان و دیگران، درباره یک دگرگونی داخلی را تأیید می کرد. شوسیائو به کرات گفت که روسها

بر سر وخامت اوضاع در افغانستان عمیقا نگران می باشند. او گفت: «آنها می دانند که رژیم کمتر از

پشتیبانی عموم برخوردار است و کنترل کشور را از دست می دهد.» او در ضمن گفتن این موضوع به من

همچنین گفت: «ما مصمم هستیم انقلاب را نجات دهیم.»

5 شوسیائو به وضوح تقصیر آشوبهای جمهوری دمکراتیک افغانستان را به گردن حفیظ اللّه امین

نخست وزیر و وزیر امور خارجه انداخت. او امین را به عنوان «مردی نیرومند» در افغانستان توصیف کرد

او گفت: «امین شخصا تمامی حکومت را اداره می کند و ارتش و وزارت کشور را در کنترل خود دارد و همه

تصمیمات مهم را او می گیرد.» او گفت امین از لحاظ طرز اجرای برنامه های اقتصادی و اصلاحاتی دولت

مرتکب خطاهایی شده و به ویژه از طرز اقدام «خشن» علیه اشخاصی که بر اساس ظن او ممکن بود با او

مخالفت کنند. اشتباه کرده است.

6 شوسیائو تره کی را به عنوان یک مرد بی اثر قلمداد کرد. او تره کی را به عنوان یک مربی مهربان و

فیلسوف و نویسنده پیر که دارای حسن نیت است و از تمجیدهایی که از او در مطبوعات می شود (و به ویژه

عکسهایی که از او چاپ می شود) بسیار خوشش می آید معرفی کرد. شوسیائو گفت: «ظن ما این است که او

اطلاعی درباره آنچه که در کشور می گذرد ندارد.»

7 مانورهای شوروی: شوسیائو تأیید کرد که سافرونچک مشاور وزیر شوروی از سوی مسکو

مأموریت گرفته است تا یک «دگرگونی ریشه ای» در حکومت ایجاد کند و شوسیائو گفت این مأموریت

بدان منظور به سافرونچک داده شده است که برای سفیر شوروی چندان خوب نیست که دیده شود سرگرم

این مذاکرات حساس است. شوسیائو آن گاه ادامه داد: «اگر این مذاکرات با شکست مواجه شود و یا

سافرونچک به عنوان یک عنصر نامطلوب از افغانستان اخراج شود این امر کمتر جلب توجه خواهد کرد و

برای اتحاد شوروی کمتر اسباب زحمت خواهد شد تا اینکه پوزانف سفیر شوروی اخراج شود.»

8 اما اینکه چه چیزی ممکن است اتفاق بیفتد شوسیائو به روشنی گفت که یک کودتای نظامی داخل

حزب از طریق برکنار کردن امین و شاید دیگران چیزی است که روسها قصد آن را دارند. شوسیائو گفت که

اکنون تفرقه های عمیقی در داخل حزب دمکراتیک خلق افغانستان وجود دارد و بسیاری از اعضای

برجسته آن از جریان کنونی حوادث و رهبری امین ناراضی اند و گفت آنچه که ضرورت دارد یک نخست

وزیر جدید است که «مرد نیرومندی» است و با «سیاستهای کنونی» هیچ گونه ارتباطی ندارد.

9 وقتی که من نام وطنجار وزیر دفاع یک کاندیدای احتمالی را ذکر کردم شوسیائو چنان رفتار کرد

که گویی من او را در افشای راز مهمی غافلگیر کرده ام. پس از مکث کوتاهی او گفت «وطنجار» یک

ص: 578

سیاستمدار نیست ولی البته نظامیان کلید هرگونه تغییر خواهند بود. آن گاه او ادامه داد که وطنجار از آغاز

وقوع انقلاب هرگز نطقی ایراد نکرده است که در مطبوعات چاپ شده باشد و اینکه نظریات دقیق سیاسی

او برای افکار عمومی روشن نیست و گویی تلویحا چنین می خواست بگوید که وطنجار «پرونده اش پاک

است.» معذالک شوسیائو چنین اشاره کرد که در حالی که وطنجار ممکن است نقشی در کودتای متقابل

داشته باشد احتمال نمی رود که نخست وزیر شود «زیرا تجربه کافی ندارد.»

10 شوسیائو چندین بار گفت: «ما اکنون شاهد فصل آخر این حکومت هستیم.» او از قرار معلوم

اصطلاح «فصل آخر» را لااقل سه بار برای من به کار برده و اما اینکه این تغییر چه زمانی اتفاق خواهد افتاد

شوسیائو اشاره کرد که این تغییر ممکن است هر لحظه اتفاق بیفتد ولی به احتمال قوی زمان وقوع آن ماه

اوت خواهد بود. او گفت همسر خود را به زودی برای یک «استراحت سه یا چهار هفته» به برلین شرقی

می فرستد و آن گاه او به من گفت که خود او نمی تواند در تابستان جاری کابل را ترک کند زیرا ماه اوت

بسیار داغ خواهد بود و مقصود من هوا نیست.» قبلاً در جریان مکالمه او گفته بود که اوضاع در داخل

حکومت بسیار بی ثبات است و امنیت کابل هر لحظه ممکن است به وخامت بگراید و در واقع با چنان

سرعتی که «تخلیه افراد خانواده غیر ممکن خواهد بود.»

11 منافع شوروی: شوسیائو گفت که هیچ گونه «تغییر ریشه ای» در داخل حزب در اینجا نمی تواند

بدون پشتیبانی شوروی صورت گیرد و اینکه منافع شوروی بایستی از سوی هر حکومت افغانستان به

حساب آورده شود. او گفت: «هر چه باشد مرزهای افغانستان با اتحاد شوروی مشترک است و همان

طوری که شما به هر چه در کانادا و مکزیک اتفاق بیفتد علاقه مندید، اتحاد شوروی نیز منافعی در

افغانستان دارد. او گفت بدین ترتیب در یک راه حل سیاسی باید سه عامل را به حساب بیاوریم: «نجات

آبروی شوروی، نجات آبروی حزب افغانستان، حزب دمکراتیک خلق افغانستان و نجات آبروی

مسلمانان.»

به مناسبت آبروی شوروی شوسیائو گفت روسها باید مناسبات و حیثیت خود را با «سایر احزاب در

سراسر جهان» به حساب بیاورند. او گفت اگر دیده شود که شورویها حزب افغانستان را به حال خود

می گذارند این امر یک اثر ناهنجاری بر روی احزاب در کشورهای دیگر که با مسکو مناسبات دوستانه

دارند خواهند داشت. این اظهارنظر با اظهارنظر قبلی او (در پاراگراف چهار) مبنی بر اینکه «ما باید انقلاب

را نجات دهیم» جور در می آید.

12 مسئله مداخله نظامی شوروی در افغانستان: در نزدیکیهای پایان مذاکره شوسیائو داوطلبانه این

مسئله را به میان گذاشت. او گفت می داند که در میان جامعه دیپلماتیک درباره اینکه شورویها در آخرین

تحلیل، مداخله نظامی در افغانستان را در نظر خواهند داشت حدسهایی زده می شود شوسیائو گفت: «اگر

شورویها چنان کاری بکنند این امر یک مسئله را حل خواهد کرد ولی مسئله دیگری را به وجود خواهد

آورد.»

او ادامه داد که مداخله شوروی ممکن است حکومت کنونی را کنار بگذارد و بدین ترتیب یک مسئله را

حل کند. معذالک این امر مسئله دیگری را ایجاد خواهد کرد و آن اینکه «تمامی ملت افغانستان علیه

شورویها قیام خواهد کرد همان طوری که در قرن نوزدهم افغانیها علیه مهاجمان انگلیسی قیام کردند. او

گفت بنابراین برای روسها مداخله نظامی معنایی نخواهد داشت.

ص: 579

13 پرچمیها: شوسیائو ضمن بحث درباره پرچمیها اظهارنظر کرد که خود تره کی قابل قبول جناح

پرچمیها بود در حالی که این امر در مورد حفیظ اللّه امین صدق نمی کند. ببرک کارمل رهبر تبعید شده

پرچمیها و «امین» رقیب یکدیگرند شوسیائو گفت برای امین و ببرک کارمل غیر ممکن است که هر دو در

یک حکومت باشند. شوسیائو ضمن تفکر درباره دو جناح حزب در زمان انقلاب این نظر ما را تأیید کرد که

پرچمیها از پیروان وسیعتری از خلقیها در میان حزب و در میان هواخواهان حزب برخوردارند ولی خلقیها

در دستگاه نظامی کشور نیرومندترند. شوسیائو گفت که نیروی خلقی در میان نظامیان و در جریان

پاکسازی پرچمیها نقش قطعی داشت من از او پرسیدم که آیا او اطلاع دارد که بسیاری از پرچمیها اخیرا از

زندان پل چرخی آزاد شده اند همان طوری که ما در این باره اطلاع داریم او سر خود را تکان داد؛ ولی

همچنین گفت که در چنین مقطعی از زمان این بحران که افغانستان با آن مواجه است بر سرکار آوردن

پرچمیها در حکومت کافی نیست. او گفت: «لازم است پایگاه حکومت به فراتر از پرچمیها توسعه یابد» و

علاوه بر این دو کار دیگر نیز باید صورت گیرد یکی آزاد کردن زندانیان متعدد سیاسی («حتی اعضای

حزب نیز زندانی شده اند») و دیگر اینکه حکومت جدید باید «با کشورهای مسلمان دوست باشد.

14 قطعات: شوسیائو خاطرنشان ساخت که جمهوری دمکراتیک افغانستان «کنترل بسیاری از

ایالات را از دست داده است.» هنگامی که از او خواستم تا نمونه هایی ذکر کند، او گفت هرات (هر چند ما

می دانیم که شهر هرات در تحت کنترل جمهوری دمکراتیک افغانستان است) و ایالات واقع در مرکز کشور

(منطقه هزاره جات).

15 او معتقد بود که نفوذ ایران در افغانستان برای حکومت خطرناکتر از نفوذ پاکستان است. هنگامی

که از او پرسیدم، چرا؟ او گفت به دلیل نفوذ مذهبی ایران بر جمعیت شیعه که عنصر مسلط در ایالات هم مرز

با ایران و ایالاتی که قسمت اعظم منطقه کوهستانی مرکز را تشکیل می دهند، می باشد.

16 آن گاه در اظهاری که با اشارات فوق تضاد داشت،او گفت که پشتوها از لحاظ سیاسی مهمترین

عنصر قومی کشور را تشکیل می دهند. بنابراین از آنجایی که پشتوها «از لحاظ نظامی با رژیم مخالفت

می کنند» این نیز مشکل سیاسی جدی دیگری برای حکومت افغانستان است.

17 اظهارنظر: در نتیجه این مکالمه و مکالمات دیگری که قبلاً ذکر شد ما معتقدیم که اکنون کاملاً

آشکار است که شورویها از حفیظ اللّه امین ناراضی اند و می کوشند تا یک «دگرگونی ناگهانی» را طرح ریزی

کنند. ما همچنین وسوسه آن را داریم که معتقد باشیم که مکالمات سافرونچک با من در تاریخ 24 ژوئن و

دو فقره مکالمه شوسیائو در تاریخ 9 و 17 ژوئیه،به منظور دادن علامتی از سوی روسها به ما بوده است.

این علامت ظاهرا آن است که آنها از رژیم امین خرسند نیستند و می کوشند تا ترتیب تغییراتی را بدهند و

(به طوری که در اینجا حدس می زنیم) امیدوارند که این امر در ما اثر منفی نداشته باشد. می توان همچنین

این نتیجه را گرفت که با توجه به اینکه جمهوری دمکراتیک افغانستان کنترل خود را در کشور از دست

می دهد، شورویها امیدوارند که یک تغییری به وجود آورند و پایگاه حکومت را توسعه دهند و امین را

احتمالاً سپر بلای خود سازند و بدین ترتیب از اینکه سرمایه گذاری خود را در این حزب و حکومت

مارکسیستی از دست بدهند، اجتناب کنند و همچنین از اینکه ضربه ای به حیثیت و اعتبار بین المللی

شوروی ممکن است وارد شود پرهیز کنند.

آمستوتز


توضیحات سفیر آلمان درباره تلاشهای شوروی برای اصلاح رژیم افغان

ص: 580

سند شماره (44)

از: سفارت آمریکا کابلسری

به: وزارت خارجه واشنگتنتاریخ: 19 ژوئیه 1979

موضوع: توضیحات بیشتر توسط سفیر کبیر آلمان درباره تلاشهای شوروی برای اصلاح رژیم افغان

1 تمام متن سری است.

2 خلاصه: شوسیائو سفیر کبیر آلمان برخی از وزرای غیر پشتوی کابینه را به عنوان حامی طرحهای

شوروی برای اصلاح رژیم افغان معرفی کرده است. شوسیائو فکر می کند که حصول یک راه حل سیاسی

برای آشفتگی فعلی در افغانستان ممکن است خیلی دیر باشد.(پایان خلاصه)

3 در خلال گفتگویی با وزیر مختار در یک مهمانی در 18 ژوئیه؛ دکتر هرمن شوسیائو سفیر کبیر

جمهوری دمکراتیک آلمان تا حدودی درباره مطالبی که در 17 ژوئیه برای آمستوتز کاردار در رابطه با

تلاشهای فعلی شوروی برای تجدید بنیان رژیم افغان (تلکس مرجع) مطرح کرده بود به تفصیل توضیح

داد. شوسیائو دقت زیادی به کار برد تا نظراتش را فقط برای مأمور آمریکایی نقل کند و موضوع صحبت را

زمانی که سفرای انگلیس و ژاپن به ما پیوستند عوض کرد.

4 زمانی که از او سؤال شد آیا فکر می کند که حفیظ اللّه امین نخست وزیر از هدف اصلی طرح شوروی

و آنچه که می گذرد آگاه است یا خیر، شوسیائو تصدیق کرد که امین نسبت به تحولات خیلی هوشیار است

ولی احتمالاً از آنچه که در طول هفته گذشته روی داده است و درست از زمانی که تلاش شوروی به یک

دوره فعالتر رسید، آگاه نیست. وقتی سؤال شد آیا امین سرنوشتش را به آرامی قبول خواهد نمود و یا

خواهد جنگید، شوسیائو پاسخ داد که او نمی داند.

5 شوسیائو وزرای زیر را به عنوان اعضای صف مخالفان امین معرفی کرد، با اشاره به اهمیت این

حقیقت که تماما غیر پشتو هستند: عبدالکریم میثاق وزیر دارایی (یک هزاره)، عبدالحکیم شهرایی

جوزجانی وزیر دادگستری (یک ازبک)، دستگیر پنجشیری وزیر کارهای عامه (یک تاجیک)، و بارق

شافعی وزیر اطلاعات و فرهنگ (یک تاجیک)، (او به دیگر وزرای غیر پشتو مثل عبدالقدوس قرباندی

وزیر بازرگانی (تاجیک) و محمد اسماعیل دانش وزیر صنایع و معادن (قزلباش) اشاره نکرد). شوسیائو به

طور ضمنی گفت که قسمت مهمی از مشکل سیاسی فعلی تمایلات افراطی پشتوگرایانه رهبریت فعلی

خلقیها می باشد.

6 هنگامی که وزیر مختار گفت اکنون برای تلاش جهت رسیدن به یک راه حل سیاسی برای آشفتگی

خلقیها کمی دیر به نظر می آید، شوسیائو موافقتش را موقرانه و با تکان دادن سر اعلام نمود شوسیائو

همچنین توافق داشت که ساختن یک پایگاه وسیعتر ملی و سیاسی مشکل به نظر می آید چون که به نظر

می رسد خلقیها تقریبا تمام عناصر جامعه افغانستان را مسخ (از خود بیگانه) کرده باشند.

7 شوسیائو اعتراض سخت به بی کفایتی رهبریت خلقیها که به وضیعت فعلی منتهی شد به

صحبتهایش ادامه داد. او به عنوان نمونه برنامه اصلاحات ارضی بحث انگیز خلقیها که مسؤل بیشتر

مخالفتها در این کشور بوده است را عنوان نمود. شوسیائو یادآوری نمود که او سال پیش به خلقیها تذکر

داده بود که در مورد برنامه های پیچیده ای از این قبیل به طور آهسته عمل نمایند و به آنها آگاهی داده بود

که جمهوری دمکراتیک آلمان (پیشرفته ترین کشور در گروه کشورهای سوسیالیست) برنامه اصلاحات

ص: 581

ارضی خود را به طور مرحله ای و در یک دوره 15 ساله انجام داده است. شوسیائو با اوقات تلخی اضافه

نمود که خلقیهای بیش از اندازه پرحرارت توصیه او را رد کرده اند و این عقیده خود را اظهار نمودند که

مردم افغانستان از برنامه شتاب داده شده آنان حمایت خواهد کرد. شوسیائو گفت، پس از شش ماه آشکار

شد که اصلاحات ارضی یک فاجعه بود. او یادآوری نمود که چه تعداد از دهقانان بدون زمین و کم زمین

خواسته بودند تا به خاطر تردیدها و بیمهای مذهبی یا ترس از مجازاتهای آتی به وسیله مالکان محروم

شده از قبول زمین خودداری نمایند. خلقیها آنان را مجبور به قبول زمین نمودند و تهدیدشان کردند که در

صورت امتناع، زندانی خواهند شد. طبق گفته شوسیائو چندین نفر از این دهقانان بعدا خودکشی نمودند.

8 نظریه: به نظر می آید که روسها از طریق شوسیائو در تلاش باشند که اطمینان حاصل نمایند ما مطلع

نگاه داشته شده ایم، به هر دلیلی که در فکرشان هست. (یک نکته جالب این است که شوسیائو پس از جلسه

17 جولای یک دسته گل بزرگ برای آمستوتز کاردار آورد.)

9 این سفارتخانه هنوز مشکوک است که روسها قادر باشند پایگاه سیاسی رژیم افغان را به اندازه

کافی برای ساکت کردن شورش گسترش یافته در افغانستان وسیعتر نمایند. ما به طور مکرر شایعاتی

می شنویم که روسها هنوز در تلاشند تا رژیم جدیدی در حول یوسف نخست وزیر سلطنت طلب پیشینی که

احتمالاً به عنوان یک شخصیت دست نشانده خواهد بود، بنا کنند. احتمال آن وجود ندارد که تعداد زیاد

افغانیهایی که اکنون تحریک به دشمنی دیرین شده اند چهره های قدیمی را در ظاهر جدید قبول نمایند. هر

گونه جایگزینی پرچمیها به جای خلقیها یک شکست خواهد بود، پرچمیها نیز از طرف افغانها،

خدانشناسهای طرفدار مسکو دانسته می شوند.


گزارشاتی راجع به «جبهه متحد» که در اینجا تأیید نشده است

سند شماره (45)

از: سفارت در کابلتاریخ: 19 ژوئیه 79

به: وزارت خارجه واشنگتن دی. سی. فوریطبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره سند: 5463

موضوع: (محرمانه) گزارشاتی راجع به «جبهه متحد» که در

اینجا تأیید نشده است

1 (تمام متن خیلی محرمانه است.)

2 خلاصه: گر چه می توان پیشنهادهایی را که در اینجا برای سازمان دادن به حزب ارائه می شود در

مصاحبه های رهبران مشاهده کرد ولی هنوز اصطلاح «جبهه متحد» آشکارا به کار نرفته است. با دلایلی

معتقدیم که خبرگزاری رادیو مسکو قصد دارد که اعلامیه تشکل دفتر سیاسی را که در ماه ژوئیه انتشار

یافته است همراه با دیگر مطالب به عنوان یک سازماندهی ملی برای دفاع از انقلاب مطرح کند. شکل و

مسؤلیتهای این طرح برای ما شناخته شده نیست، اما حتی اگر این طرح همان شامل سازماندهی کم توسط

رادیو مسکو عنوان شد باشد، به اعتقاد ما از شکل یک «جبهه متحد» خالص و اصیل خارج خواهد بود.

علیرغم گزارشات این موضوع می تواند به شکلی بخشی از تلاشهای وسیعتر شوروی در راه تغییر رهبری

جمهوری دمکراتیک افغانستان باشد.( پایان خلاصه)

3 گزارش رادیو مسکو درباره اعلامیه دفتر سیاسی افغانستان که اخیرا انتشار یافته است و مبنی بر

ص: 582

تشکیل نوعی جبهه متحد که در بر گیرنده «نیروهای سیاسی، مترقی و میهنی» برای دفاع از انقلاب

می باشد (مرجع) تا حدی گمراه کننده است، زیرا اشاره به این دارد که یک «جبهه متحد» می تواند با شرکت

فعال عناصری تشکیل شود که لزوما بخشی و یا گروهی از هیئت مؤسس طبیعی رژیم را تشکیل نمی دهند.

تمام گروههایی که اخیرا توسط سرویس اطلاعات و اخبار خارجی نام برده شده اند، مثلاً خود حزب،

حزب جوان، سازمانهای زنان اتحادیه روزنامه نگاران، تمام اینها گروههایی هستند که در راه حفظ رژیم

فعالیت می کنند و ورود آنها در هر سازمانی به منظور دفاع از انقلاب نمی تواند نشان دهنده جدایی آنها و

کناره گیریشان باشد و به طور حتم خود آنها هم نمی خواهند جبهه متحد مجزائی به وجود آورند.

4 تا آنجا که ما اطلاع داریم، اصطلاح خاص «جبهه متحد» تاکنون در هیچ یک از اعلامیه های رسمی

در افغانستان به کار نرفته، هر چند رژیم خلقی پیوسته می کوشد تا تمام اقشار جامعه را ترغیب به

همبستگی در مقابل دشمنان مردم نمایند. گزارش در مورد اعلامیه اخیر دفتر سیاسی در تاریخ اول ژوئیه

در روزنامه ها و مطبوعات تحت کنترل دولت افغانستان این مطلب را فاش ساخته است که دفتر سیاسی

روز قبل تصمیم به انجام این امور گرفته است: گسترش فعالیتهای سیاسی در بین توده، تقویت سازمان

جوانان مردم افغانستان، ارسال تیمهای مشورتی به وزارتخانه های دولت، تأسیس سازمانی ملی برای

دفاع از انقلاب تهیه پرسشنامه ها و تقاضانامه ها برای اعضای آزمایشی حزب و تقویت نقش سازمانهای

مقدماتی حزب برای پذیرش اعضای جدید.

5 ما اطلاعات بیشتری راجع به فرم و مسؤلیتهای این «سازمان ملی دفاع از انقلاب» نداریم ولی این

را می دانیم که از زمان صدور اعلامیه اول ژوئیه، شورای عالی دفاع از کشور حداقل یک بار، جلسه

داشته اند. (به عقیده ما، این سازمان عهده دار وضع استراتژیهای سیاسی و نظامی به منظور مقابله با

مخالفین و شورشیان می باشد.) به این ترتیب این سازمان جدید احتمالاً وظایف نظامی و یا امنیتی نخواهد

داشت بلکه باید به عنوان یک سازمان تبلیغاتی سیاسی که کارش تظاهر و جلب حمایت عمومی دروغی که

رژیم از آن برخوردار است، باشد. در این رابطه، کمیته های دفاع از انقلاب در سراسر کشور و در سطوح

ملی تشکیل خواهد شد و این سازمان جدید مسؤلیتهای مشابهی در سطح ملی خواهد داشت.

6 در تاریخ 18 ژوئیه، ما گزارشات سرویس اطلاعات و اخبار خارجی را همراه با متونی راجع به

گزارشات رادیو مسکو دریافت کردیم که به نظر می آید فراتر از اعلامیه اول ژوئیه دفتر سیاسی باشد.

ظاهرا خبرگزاری شوروی، به هر دلیلی، سعی داشت که (غیر صحیح) «سازمان ملی» را «جبهه متحد ملی»

ترجمه کند. بنابراین استفاده از این کلمات شناخته شده و رایج، سبب شد که دولت جمهوری دمکراتیک

افغانستان رسما اعلام کند که اقداماتی در دست انجام دارد تا این طرح را که هنوز قطعی نشده بود توسعه

دهد.

7 هر چند ما اطلاعات دقیقی درباره آنچه تاکنون آمده است نداریم ولی گزارشات رادیو مسکو

نشان دهنده تلاش احزابی است که این تصور را پیش می آورد که جمهوری دمکراتیک افغانستان تصمیم به

گسترش اصول و پایه های سیاسی خود دارد و همچنین این تصور پیش می آید که شوروی سعی در تغییر و

اصلاح رهبری حکومت افغانستان دارد. در حال حاضر به نظر می رسد که چنین تلاشی در حال انجام

است (کابل 5433 (?7) 5459) و از قرار معلوم، هدف ازدیاد گروهها و احزاب سیاسی است که موقعیت

حکومت را تحکیم می کنند. این مسئله برای ما روشن است که گزارشات این رادیو به شکلی در رابطه با

ص: 583

بازیهای بزرگتری است که هم اکنون در جریان است، گذشته از این توجه رادیو مسکو به تلاشهای دولت

افغانستان در خصوص سامان دادن به اوضاع حزب، کم و بیش غیر عادی به نظر می رسد.

آمستوتز


تفسیر پراودا در مورد سازمان ملی افغانستان برای دفاع از انقلاب

سند شماره (46)

از: سفارت آمریکا آنکاراتاریخ: 20 ژوئیه 1979

به: وزارت خارجه واشنگتن

طبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: تفسیر پراودا در مورد سازمان ملی افغانستان

برای دفاع از انقلاب

1 ستون سرمقاله روزنامه پراودا در 18 ژوئیه ایجاد یک سازمان ملی دفاع از انقلاب توسط اداره

سیاسی حزب دمکراتیک خلق افغانستان که قرار است صرف نظر از وابستگیهای حزبی، مذهبی، ملی و

اجتماعی در برگیرنده تمام نیروهای مترقی و میهن پرست باشد را مورد بحث قرارداد. طبق گفته پراودا

اعضای این سازمان حزب دموکراتیک خلق افغانستان، اتحادیه های صنفی، کمیته های دهقانان، سازمان

ملی جوانان، سازمان ملی زنان، شورای علما و دیگران خواهند بود. پراودا می گوید:

نیاز بدان هست که سازمان با نیروهای ضد انقلابی مبارزه کند که دقیقا بدین خاطر فعال می شوند که

معیارهای اصلاحی دولت تحولی در شرایط تمام سطوح طبقه کارگر و کشاورز به وجود آورده است. هیچ

ذکری از جبهه متحد ملی نشده است.

2 (محرمانه) نظریه: مقاله پراودا روشن می سازد که اتحاد شوروی سازمان جدید را تأیید می کند و به

گزارشات مبنی بر اینکه اتحاد شوروی جمهوری دمکراتیک افغانستان را ترغیب نمود تا پایگاه حمایتی

خود را وسیعتر گرداند و در جستجوی یک راه حل سیاسی برای مشکلاتش باشد، اعتبار می دهد.


تره کی و امین: از آنچه در پشت پرده برای ساقط کردن این رژیم می گذرد خبر دارند

سند شماره (47)

از: سفارت آمریکا در کابلتاریخ 22 ژوئیه 79

به: وزیر خارجه واشنگتن دی سی

طبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره سند: 5493

موضوع: تره کی و امین در حضور عموم اشاره کردند که آنها

از آنچه در پشت پرده برای ساقط کردن این رژیم می گذرد خبر دارند

1 تمام متن محرمانه

2 خلاصه: در بیانات عمومی که در روزهای تعطیلات افغانستان بیان شد، تره کی و امین به این

موضوع اشاره کردند که آنها از نقشه هایی که پشت پرده برای تغییر رهبری رژیم می گذرد آگاهی دارند، اما

آنها قصد ندارند اجازه دهند که به انقلاب خیانت شود. به خصوص، امین از نقشی که ممکن است شوروی

در این مذاکرات داشته باشد اظهار دلشکستگی کرد، و به طور کلی، تأثیر کلی و علنی این جریان این است

ص: 584

که هیچ کدام از رهبران حاضر نخواهند شد بدون مقاومت طرح و سناریوهای دیگران را بپذیرند.(پایان

خلاصه)

3 نخست وزیر حفیظ اللّه امین، در مصاحبه ای که به تاریخ 18 ژوئیه انتشار یافت، به طور تلویحی گفت

که از تلاشهایی که در جهت تغییر ترکیب رهبری صورت می گیرد مطلع است. امین با اشاره به فلسفه

گسترش دولت، ادعا کرد که آن طبقاتی که با انقلاب 1978 سقوط کرده اند هیچ حقی برای شرکت در

مبارزات سیاسی ندارند و گفت که دو باره بر پاداشتن یک سیستم فئودالی و یا یک رژیم دست نشانده

امیریالیزم برای انقلاب مفید نخواهد بود و خیانتی نسبت به مردم است.

4 امین در تشریح روابط دولت افغانستان با اتحاد جماهیر شوروی همچنین اظهار داشت: «ما نسبت

به هر کشوری که دست دوستی به طرف ما دراز کند وفادار خواهیم بود و همچنین به هر کشوری که با ما

پیمان دوستی امضا کند احترام خواهیم گذاشت. نخستین شرط دوستی ما با کشورها این است که آنها به

سرزمین ما احترام بگذارند و برای حاکمیت ملی، استقلال و آزادی کشور عزیز ما ارج قائل شوند.» او

همچنین اضافه کرد که: «ما تاکنون با هیچ کشوری پیمان دوستی نبسته ایم و این کار هم نخواهیم کرد تا

زمانی که آن کشور برای خاک ما، حاکمیت ملی ما، و استقلال ما ارزش قائل شود، و به راستی با ما در

نگهداری خاکمان، استقلالمان، سرزمینمان، و حاکمیت ملی مان همکاری کند.» امین اضافه کرد: «به همین

دلایل است که دوستی ما با شوروی تا مرحله برادری پیش رفته است.»

5 امین در فرصت دیگری روی این نکته پافشاری کرد که: «تقاضای ما این است که اگر شخصی همان

عقیده ما و همان احساسات ما را دارد، باید بگذارد که ما در مقابل دشمنان کشورمان مبارزه کنیم و

کشورمان را بسازیم.»

6 پرزیدنت تره کی، طی مصاحبه ای در تاریخ 19 ژوئیه تفسیر کوتاهی در مورد خطوط مربوط انجام

داد و روی این نکته تأکید کرد که: «حزب ما و همچنین دولت طرحهای دیگری برای رفاه و آسایش مردم

در دست اجرا دارند» و آنکه «قطع این تلاشها به منزله مرگ انقلاب ماست. ما این مرگ را نخواهیم پذیرفت

و به پیش خواهیم رفت.»

7 نظریه: بنابر متن اخباری که گزارش می شود، اقدامات پشت پرده شوروی بر این مبناست که اساس

رژیم افغانستان را به شکلی توسعه دهد، که بتواند سیستم امنیتی خاصی در برابر رشد مخالفین ایجاد کند.

این اشارات مختصر که در خبرها توسط سران کشور انجام می شود مشخص کننده این مسئله است که

موضع آنها هیچ گونه همراهی با متوقف ساختن طرحهای رفاهی آینده رژیم ندارد و حاضر نخواهند شد به

فشار شوروی تسلیم گردند. از این نظر، لحن اظهارات امین درباره روسها، حالتی از خیانت را می رساند در

حالی که در همان موقع به نقش قاطع روسها در مورد مسائل آینده رژیم اعتراف داشت.

8 این نخستین نشانه هایی است که دلالت بر آگاهی امین تره کی از مذاکرات سری دارد و نشان

می دهد که آنها بدون اداره تسلیم آنچه که سناریو برایشان تعیین کرده است نشده اند. مقاومت فعال تره کی و

امین (یا هر دو) و حامیانشان می تواند، نه تنها عواقب جدی سیاسی بلکه عواقب بالقوه امنیتی نیز داشته

باشد.

آمستوتز


گله های حکومت افغانستان درباره خارج شدن افراد خانواده های آمریکایی

ص: 585

سند شماره (48)

از سفارت آمریکا در کابلتاریخ: 25 ژوئیه 1979

به: وزارت امور خارجه در واشنگتن

طبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: گله های حکومت افغانستان درباره خارج شدن

افراد خانواده های آمریکایی از این کشور

1 (تمامی متن محرمانه)

2 خلاصه: روز 24 ژوئیه حکومت جمهوری دمکراتیک افغانستان رنجش رسمی خود را بر سر

تصمیم ایالات متحده به خارج کردن افراد خانواده های شهروندان آمریکایی و پرسنلی که کمتر نیاز به

آنهاست از افغانستان ابراز داشته است و همچنین درباره ایجاد سروصدای مربوط به این خبر گله کرده

است. جمهوری دمکراتیک افغانستان اقدام ایالات متحده را به عنوان یک اقدام «بر خلاف روح و میل

جمهوری دمکراتیک افغانستان در حفظ مناسبات دوستانه عادی با ایالات متحده» توصیف کرده است.

(پایان خلاصه)

3 روز 24 ژوئیه من طی اخطار یک ساعته ای از سوی شاه محمد دوست معاون وزارت امور خارجه

و مسؤل امور سیاسی به وزارت امورخارجه احضار شدم. فلاتین، وزیر مختار همراه من بود.

4 شاه محمد دوست مذاکرات را بدین ترتیب آغاز کرد که با تلخی به اطلاع من رساند که علیرغم

اطمینانهایی که من روز قبل داده بودم مبنی بر اینکه حکومت ایالات متحده در نظر ندارد تخلیه اعضای

خانواده ها و پرسنل غیر لازم را از افغانستان علنی کند (مرجع) هم صدای آمریکا و بی بی سی تنها چند

ساعت بعد این خیر را نقل کرده اند. شاه محمد دوست گفت که او قبلاً هم نگران بود که چنین چیزی اتفاق

خواهد افتاد ولی معذالک اطمینانهایی را که من داده بودم بلافاصله پس از مکالمات دیروز به حفیظ اللّه

امین، نخست وزیر ابلاغ کرده بود.

5 شاه محمد دوست بدون اینکه مطالب دیگری را که من روز 23 ژوئیه اطمینان داده بودم مبنی بر

اینکه حکومت ایالات متحده در نظر ندارد با تصمیم خود درباره تخلیه اشخاص غیر لازم افغانستان را در

وضع ناهنجاری قرار دهد به ویژه اظهار تأسف کرد از اینکه صدای آمریکا داستان تخلیه افراد غیر لازم را

با این نسبت ارتباط داد که رژیم افغانستان قادر نیست نظم را در کشور حفظ کند. او گفت: «شما و من هر دو

می توانیم ببینیم که در کابل مسئله ای وجود ندارد و سایر سفارتخانه ها چنین تقاضایی نکرده اند.» من

توضیح دادم؛ هر چند شاه محمد دوست درباره حوادثی که در راهها اتفاق افتاده و من آن را ذکر کردم

اظهار نظری نکرد. ولی او با این مطلب که من بسته شدن فرودگاه کابل را در تاریخ 9 می ذکر کردم با من به

نزاع پرداخت و استدلال کرد که فرودگاه فقط چند ساعت بسته شده است.

6 دوست همچنین گله کرد از اینکه صدای آمریکا در خبر خود نسبتهایی درباره نقض حقوق بشر

عنوان کرده است «از قبیل اعدام 3000 زندانی سیاسی.» او این گونه اظهارات را غیرمنصفانه توصیف کرد

زیرا تنها کاری که حکومت او می تواند انجام دهد این است که پس از اینکه این گونه خبرها در سراسر

جهان پخش شده است تکذیب کند.

7 در پاسخ من به دوست اطلاع دادم که قصد حکومت ایالات متحده این بوده است که مسئله تخلیه

ص: 586

اشخاص غیر لازم علنی نشود ولی سخنگوی مطبوعاتی وزارت ما آماده بود که در صورتی که در کنفرانس

مطبوعاتی روزانه مطرح شود به آن پاسخ دهد. من توضیح دادم که در واقع چنین ترتیبی در جریان گزارش

مطبوعاتی او در تاریخ 23 ژوئیه (تلگرام مرجع الف و ب) در میان گذاشته شده بود و بنابراین او ناگزیر بود

پاسخ دهد. اما درباره مسائل دیگر از قبیل امنیت و حقوق بشر، صدای آمریکا ظاهرا به دلایل

روزنامه نگاری تصمیم گرفته بود که این مطالب را به داستان اضافه کند. من به دوست گفتم که حکومت

ایالات متحده اوضاع مربوط به حقوق مدنی را در افغانستان بانگرانی فوق العاده تلقی می کند و لی به او

یادآوری کردم که حکومت ایالات متحده مسؤل محتویات برنامه صدای آمریکا نیست. دوست با چهره ای

عادی خاطرنشان ساخت که سفارت انگلیس نیز در اینجا درباره برنامه های بی بی سی همین استدلال را

عنوان می کند.

8 دوست ضمن صحبت درباره برنامه جدید صدای آمریکا به فارسی برای این منطقه به ما گفت که

علیرغم این واقعیت که ساعت پخش صدای آمریکا یعنی ساعت 23 برای بیشتر شنوندگان افغانی بسیار

دیر است، حکومت افغانستان همه برنامه را ضبط کرده و محتویات آن را تجزیه و تحلیل می کند. دوست

همچنین گفت که صدای آمریکا اخیرا مطالبی به زبان دری (فارسی افغانی) به برنامه خود اضافه کرده

است که به عبارت دیگر همان زبان فارسی است. (فارسی ایرانی)

9 من به دوست اطمینان دادم که درباره وضع ناهنجاری که از سوی حکومت او ایجاد شده است

متأسفم ولی امیدوارم که او اکنون درک کرده باشد که اوضاع چگونه به این صورت در آمده است. من تکرار

کردم که درباره مسئله تخلیه، ما تنها طوری رفتار کردیم که لازم تشخیص داده بودیم و گفتم که هیئت

نمایندگی سیاسی آمریکا در اینجا از زمان انقلاب به بعد به نحو قابل ملاحظه ای محدود شده است. دوست

خاطر نشان ساخت «بدون برنامه کمک وجود پرسنل کمک ضروری نیست.»

10 دوست به خاطر توضیحاتی که من دادم از من تشکر کرد. او به من گفت که حکومت او امیدوار

است که در وضع «عادی» روابط ما بهتر خواهد شد «او افزود: «این روح اقدامات اخیر ماست و این تمایل

ما است.» او اظهارنظرهای مورخ 23 ژوئیه خود را درباره اینکه ایمنی آمریکاییها مربوط به خودمان است

تکرار کرد ولی از سوی دیگر اظهار شگفتی کرد از اینکه ما چرا باید درباره عزیمت آنها این همه سر و صدا

راه بیندازیم. من پاسخ دادم که سرپوش گذاشتن روی عزیمت یکصد نفر کار سیار دشواری است دوست

آن گاه اظهار تعجب کرد از اینکه چرا سخنگوی وزارت امور خارجه (آمریکا) نمی توانست تا پایان یافتن

این عملیات «حساس» دست نگهدارد او با حزن و اندوه خاطرنشان ساخت: «این تازه اول کار است و من

اکنون در انتظار کارهای دیگر هستم.» (تبصره: من قبلاً به دوست اطلاع داده بودم که من درباره تصمیم

خودمان به سفارت خانه های «دوست» دوست سیاسی گزارش می دهم.)

11 من به دوست بار دیگر اطمینان دادم که حکومت ایالات متحده خواستار روابط دوستانه عادی با

جمهوری دمکراتیک افغانستان است و همچنین بار دیگر این مطلب را تکذیب کردم که ما سرگرم

کوششهای براندازی ضد خلقی هستیم. در چنین چهارچوبی من اثرات زیان آور «کنایه های» غیرمستقیم

و گاهی مستقیم رسانه های محلی را درباره اینکه سرگرم چنین عملیاتی هستیم ذکر کردم و به ویژه شرح

عکس قلابی درباره اینکه سلاحهای آمریکایی به دست آمده است به او دادم. (تبصره: این امر برای دوست

یک افتخار است که از زمان اقدام ما نزد او در ماه ژوئن درباره عکسهای قلابی درج شده در روزنامه ها

ص: 587

مبنی بر اینکه «سلاحهای آمریکایی» از قرار معلوم از چریکهای ضد جمهوری دمکراتیک افغانستان به

دست آمده است. ما دیگر شاهد تکرار چنین دروغهایی در مطبوعات نبوده ایم.)

12 این ملاقات با یک وضع دوستانه تر و آسوده خاطرتر از آنکه در آغاز وجود داشت، پایان یافت.

هنگام عزیمت ما دوست یک یادداشت به من تسلیم کرد این یادداشت پس از اینکه در سفارت ترجمه شد

از لحاظ لحن شدید بدتر از آنچه او شفاها اظهار داشته بود به نظر می آید. متن این یادداشت چنین است:

وزارت امور خارجه 24 ژوئیه 1979

به: سفارت ایالات متحده آمریکا. کابل

یادداشت

با ارتباط به مذاکرات معاون اول وزیر امور خارجه جمهوری دمکراتیک افغانستان با جی. پورسی

آمستوتز کاردار سفارت ایالات متحده در کابل در تاریخ 23 ژوئیه 1979 و یادداشت مربوط به (شخص

اخیر) نگرانی مقامات ایالات متحده درباره شهروندان آنها در کابل و محلهای کار آنها در نقاط دیگر

(افغانستان) و تخلیه بعضی از آنها از کابل دلیل قابل قبولی ندارد.

اوضاع در کابل و در سایر محلهای کار آنها آرام است و امنیت برقرار شده است. تدابیر لازم امنیتی برای

حمایت از هیئتهای نمایندگی خارجی و اتباع آنها مدتی قبل اتخاذ شده است.

هیچ کدام از هیئتهای نمایندگی سیاسی دیگر هنوز چنین نگرانی نشان نداده اند و سفارت آمریکا در

این مورد اولین هیئتی است که پیش دستی کرده است.این تدابیر از سوی سفارت ایالات متحده نگرانیهای

منفی و تبلیغات بیجا خواهد کرد که به هدفهای دشمنان انقلاب و مردم افغانستان کمک خواهد کرد.

این نقشه می توانست به یک صورت آرام بدون اینکه علنی شود عملی شود ولی قبل از عزیمت

تخلیه شوندگان منابع تبلیغات چی از هم اکنون گامهایی برای تبلیغات درباره عزیمت آنها برداشته اند. این

اقدام سفارت شما ممکن است چنین تلقی شود که برخلاف روح و تمایل جمهوری دمکراتیک افغانستان

جهت مناسبات دوستانه عادی با ایالات متحده است. (پایان متن)

13 اظهار نظر: جمهوری دمکراتیک افغانستان به وضوح کامل از تصمیم ما درباره تخلیه پرسنل غیر

لازم سفارت آمریکا منزجر است و آن را به عنوان یک اقدام خصمانه سیاسی تلقی می کند. معذالک ما فعلاً

انتظار نداریم که یک اقدام تلافی جویانه ویژه ای صورت گیرد.

14 با توجه به حساس بودن و آسیب پذیر بودن عملیات تخلیه ما سفارت امیدوار است که سخنگویان

حکومت ایالات متحده درباره طرز انجام این تصمیم مواظب باشند. ما با نهایت تأسف متوجه شده ایم که

گزارش اخیر روزنامه واشنگتن پست درباره افغانستان به نقل قول از منابع رسمی آمریکا که متضمن

اظهاراتی از سوی سفارت آمریکا در کابل بود(190634) تقریبا همزمان با تصمیم تخلیه ما منتشر شد.

این همزمان بودن روابط ما را با جمهوری دمکراتیک افغانستان پیچیده تر کرده است زیرا آنها ظاهرا این

دو پدیده را با یکدیگر مربوط می دانند.

آمستوتز


انگیزه های تصمیم شوروی برای تبلیغات در مورد تلاشهایی صلح آمیز

ص: 588

سند شماره (49)

از: سفارت آمریکا کابلسری

به: وزارت خارجه واشنگتنتاریخ:25 ژوئیه 1979

موضوع: انگیزه های احتمالی در پشت تصمیم شوروی برای تبلیغات

در مورد تلاشهایی جهت مذاکره برای حل کشمکشها داخلی جمهوری دمکراتیک افغانستان

1 تمام متن محرمانه است.

2 خلاصه: تصمیم شوروی برای مطلع ساختن ایالات متحده و تعدادی از هیئتهای نمایندگی دیگر در

اینجا، مستقیما به وسیله واسیلی سافرونچک، وزیر مختار شوروی و غیر مستقیم به وسیله هرمان

شوسیائو، سفیر جمهوری دمکراتیک آلمان، احتمالاً در ابتدا از یک تمایل به متحد کردن منافع مهم

شوروی در افغانستان ناشی شده بود و در عین حال به طور همزمان بر تلاشهای مسکو جهت پیدا کردن

یک راه حل سیاسی برای مشکلات فزاینده داخلی این رژیم انقلابی تأکید می نماید. مسکو احتمالاً فکر

می کند که با انجام این کار به هرگونه سیاستی که در آینده ممکن است دنبال کند مشروعیت بخشیده است و

همچنین موردی برای به انحراف کشیدن هرگونه انتقاد خارجی ایجاد کرده است که از هر گونه اقدامی که

روسها ممکن است به تدریج در مورد آن تصمیم بگیرند ناشی می شود.

3 بیشتر ناظران در اینجا فکر می کنند که یک تلاش در آخرین لحظه برای ترتیب دادن یک راه حل

سیاسی جهت کشاکش مداوم محکوم به شکست است، چون که پایین ترین درجه آن که عزیمت عامل

اصلی یعنی حفیظ اللّه امین نخست وزیر باشد، ممکن است غیر قبل حصول باشد. با این وجود تلاشهای

سافرونچک که هنوز ممکن است در جریان باشند حداقل زمینه را برای ادعای آتی شوروی در اینکه

مسکو آنچه در توانش بود برای مذاکره در مورد یک راه حل صلح آمیز در مورد کشمکش داخلی

افغانستان انجام داده قرار می دهد، و قدمهای بعدی که برداشته شوند توسط نیازهای یک قدرت بزرگ

برای حفاظت از چیزی که آن را منافع مشروع مهم خود می داند توجیه می شوند.

4 ما پیش بینی می کنیم که هیئت نمایندگی سافرونچک با موفقیت چشمگیر رو به رو شود و در نتیجه

آن نقش بالا گرفته شوروی که اکنون ممکن است در اینجا در زمینه نظامی به چشم بخورد، احتمالاً به جنبه

برجسته قسمت پایانی این تلاشها منجر می شود.

5 انگیزه اولیه برای تصمیم روسها جهت مطلع ساختن ما و چند سفارتخانه دیگر در اینجا (ما آگاه

شده ایم که با اطریشیها، بنگلادشیها، فرانسویها، هندیها و پاکستانیها نیز تماس گرفته شده است)، مستقیما

به وسیله واسیلی سافرونچک و غیرمستقیم توسط شوسیائو سفیر کبیر جمهوری دمکراتیک آلمان از

مذاکرات مسکو با افغانها جهت به وجود آوردن یک پایگاه سیاسی وسیعتر برای این رژیم و شاید جرح و

تعدیلی ظاهری در ترکیب رهبریت جمهوری دمکراتیک افغانستان، احتمالاً تمایلی به مشروعیت دادن به

هرگونه اقدامات و سیاستهای آتی که روسها ممکن است در جهت افغانستان دنبال نمایند بوده است. با

تأکید بر نگرانیهای قابل توجیه مسکو در مورد تحولات در کشوری که با جمهوریهای مهم رو به افزایش

آسیای مرکزی همسایه است و با تأکید بر نیاز مسکو به حمایت از یک حزب ائتلافی (شاید دیگر احزاب

ائتلافی دنیا سؤالاتی درباره عمق تعهد شوروی مطرح نمایند و به جنبش سوسیالیستی بپیوندند) روسها

این قضیه را مطرح می نمایند که منافع آنان در افغانستان شاید خیلی حیاتی نباشند ولی مهم هستند و اینکه

ص: 589

آنان حق یک قدرت بزرگ را دارند که هرگونه اقدامی برای حفاظت از این منافع لازم باشد انجام دهند.

(مسائلی که شاید حداقل تاکنون از طرف سافرونچک و شوسیائو گفته نشده باشند، تمایلات کمتر

نوعدوستانه مسکو به حفاظت از سرمایه گذاری قابل ملاحظه منابع در این کشور و یک خواست قابل درک

برای اجتناب ورزیدن از نتایج خجالت آور بعدی در صحنه بین المللی می باشند که سقوط جمهوری

دمکراتیک افغانستان در بر خواهد داشت.) در عین حال روسها با تبلیغات وسیع از تلاشهای گزارش شده

خود برای یافتن یک راه حل سیاسی برای کشاکش داخلی در اینجا، شاید زمینه را نیز برای این ادعا آماده

می کنند که مسکو واقعا طالب یک راه حل صلح آمیز در مورد مشکلات مداوم می باشد و تلاش قابل

ملاحظه ای به خرج می دهد (و ریسکهای سیاسی مهمی نیز می کند) تا از بدتر شدن بیشتر وضعیت

جمهوری دمکراتیک افغانستان جلوگیری به عمل آورد.

6 در صورتی که تلاشهای سافرونچک برای رسیدن به یک راه حل سیاسی منجر به شکست شوند،

این تماس نسبتا آشکار شوروی با ما و نمایندگان همسایه های منطقه ای افغانستان می تواند به خوبی بر

هرگونه مخالفتی با حضور افزایش یافته شوروی در این کشور پیشی بگیرد. در زمینه ایالات متحده

شوروی ما احتمال می دهیم که کم اهمیت ترین نگرانیهای شوروی تمایل به اجتناب ورزیدن از ایجاد جرقه

یک عکس العمل منفی در ایالات متحده در زمان مذاکرات سالت 2 باشند.

7 ما شکی نداریم که مسکو واقعا مایل است وسیله ای سیاسی بیابد که آمیزه یک رژیم در امان

مارکسیست و در جریان عمل را در کابل تضمین نماید. در هر حال زمان برای چنین تلاشی کم است و

می تواند چنین باشد که سافرونچک به یک مأموریت غیر ممکن اعزام شده که کاری کمی بیش از یک

تلاش آخرین لحظه برای متقاعد کردن خلقیها برای انجام کاری به منظور آرام کردن کشورشان انجام

می دهد. بیشتر ناظریان، ظاهرا منجمله روسها، معتقد هستند که حداقل کار لازم برای خنثی کردن

مخالفین به طور مؤثر، عزیمت حفیظ اللّه امین نخست وزیر می باشد؛ احتمالی که همین ناظران حصول آن را

خیلی مشکل می دانند. بنابراین در غیاب مرگ امین (داوطلبانه یا به صورت دیگر) هدف سافرونچک

احتمالاً غیر قابل حصول می باشد.

8 روسها احتمالاً از بیهودگی واقعی کار سافرونچک آگاه بودند (با این فرض که مسکو به بازگشت به

دوران استالینی و محدود نمودن امین به وسیله خودشان میلی ندارد) ولی به دلایلی که در بالا اقامه شد

بایستی قبل از برداشتن هر قدم دیگری به وسیله روسها جهت مستحکم نمودن رژیم جمهوری دمکراتیک

افغانستان به میزان قابل توجهی روی تلاشهای مذاکراتی او تبلیغات می شد. روسها ممکن است احساس

نموده باشند که اگر امکان داشت امین ترغیب به قبول «تبعید محترمانه بشود، شاید در یک خانه ییلاقی

خارج از تاشکند، خیلی بهتر می شد؛ در غیر این صورت مسکو به هر ترتیب برای تضمین بقای انقلاب

افغانستان با هر گونه حمایتی که لازم باشد به جلو خواهد رفت. در نتیجه هر گونه حمایت افزون شده ای

(از طریق زمینه ای که هم اکنون با ما و همسایگان منطقه ای افغانستان مهیا شده است) در صحنه بین المللی

مورد قبول خواهد بود، چون که به حفاظت از منافع مهم و مشروع روسیه کمک خواهد کرد، مسؤلیتی که

نمی توان انتظار داشت هیچ دولتی در مسکو از زیر بار آن شانه خالی کند.

9 البته می توان استدلال نمود که روسها چنانچه کمکهایشان از طرف امین رد شود می توانند تصمیم

بگیرند که از همکاری بیشتر خودداری نمایند و جمهوری دمکراتیک افغانستان را در مقابل خطر

ص: 590

شورشیان قرار دهند. ما جدا مشکوک هستیم که چنین احتمالی امکان پذیر باشد؛ نه فقط به این خاطر که

اتحاد شوروی واقعا منافعش در افغانستان در خطر است، بلکه همچنین به این خاطر که اطلاعات جدید

در اینجا به یک درگیری حرفه ای در انجام واقعی عملیات فزاینده نظامی ضد شورشی شوروی اشاره

دارد؛ تحولی که به رهاسازی قریب الوقوع جمهوری دمکراتیک افغانستان اشاره نمی کند.

10 موقعیت فعلی مأموریت صلح سافرونچک نامعلوم است. خود سافرونچک در چند روز گذشته به

خاطر دل درد مریض بوده است ولی گفتن اینکه آیا این جریان اشاره ای به یک دوره انبارگردانی (جمع

آوری آرای موافق) دارد یا نه غیر ممکن است. شوسیائو به توجیه سفارتخانه های خارجی درباره

مأموریت سافرونچک ادامه می دهد. براساس اشاراتی در سخنرانیهای عمومی و درخواستهای شوسیائو

از طریق مراجعه بطور دوره ای ما عملاً مطمئن هستیم که اطلاعات درباره فعالیتهای سافرونچک مدتها

پیش به گوش امین رسیده است و ما نمی توانیم امکان اینکه سافرونچک موضع عزیمت امین را قبلاً با

خواست وزیر مطرح کرده است رد کنیم، با این وجود نظارت مستمر تره کی امین و فعالیت مداوم

شوسیائو اشاره بر این دارد که کار سافرونچک هنوز دوره اش را طی نکرده است و هنوز ممکن است

تحولات بیشتری روی دهد. این حقیقت که سافرونچک و شوسیائو هنوز به وسیله امین مورد حمله قرار

نگرفته اند اشاره بر این دارد که فشار شوروی ممکن است سخت یا حتی خصمانه نباشد ولی مذاکرات

حقیقتا تلاشهای واقعی برای پیدا کردن پاسخهای مناسب هستند.


11 بنابراین صحنه پایانی این نمایش را احتمالاً بایستی دید. به هر تقدیر ما پیش بینی می کنیم که در

نتیجه عدم رضایت امین، نقش بالا گرفته شوروی احتمالاً پدیدار شود و مسکو به این نتیجه می رسد که

موارد انتخاب آنان شدیدا محدود است و حتی یک رژیم کنترل شده توسط امین از رژیمی که به وسیله

ملاهای عصبانی اداره می شود ارجح تر است.


اعتراض به سفیر شوروی کابل درباره تخلیه وابسته های آمریکایی

سند شماره (50)

از: سفارت آمریکا کابل

به: وزارت خارجه واشنگتن تاریخ: 26 ژوئیه 1979

سری

موضوع: اعتراض به سفیر شوروی کابل درباره تخلیه وابسته های آمریکایی

1 تمام متن سری است.

2 خلاصه: در خلال ملاقات کاردار با سفیر شوروی در رابطه با تخلیه آمریکاییها از کابل، سفیر

پوزانف حساسیت مقامات افغانی در رابطه با تبلیغات دولت ایالات متحده در مورد این عملیات را

خاطرنشان ساخت. پوزانف همچنین در مورد تلاشهای افغانیها برای کوچکتر کردن سفارت آمریکا در

کابل توضیح داد.(پایان خلاصه)

3 کاردار در روز چهارشنبه 25 ژوئیه 1979 با الکساندر ام پوزانف سفیر شوروی در کابل و رئیس

هیئت دیپلماتیک ملاقات کرد. کاردار توسط وزیر مختار همراهی می شد.

4 کاردار توضیح داد که وی به دستور وزارت خارجه با پوزانف ملاقات می کند. او گفت که قبلاً اعتراض

مشابهی از طرف سفارت ما در مسکو به وزارت امور خارجه شوروی صورت گرفته است. (تلکس مرجع

ص: 591

الف) کاردار نکات گفتگو را که در تلکس مرجع ب به آنها اشاره شده بود تکرار که در نسخه ای غیر رسمی

نزد سفیر شوروی باقی گذاشت.

5 پوزانف از کاردار به خاطر صحبتهایش تشکر کرد ولی اظهار داشت که وی نمی تواند نگرانی ما

درباره خطر احتمالی برای شهروندانمان را در اینجا درک کند. وقتی که کاردار پاسخ داد: بر اساس

اطلاعاتی که در دست سفارت آمریکا است وضعیت شورش در اطراف شهرهای افغانستان بدتر شده

است، پوزانف صحبت او را قطع کرد که بگوید: منظور او این نبود. او در شگفت بود که چرا سفارت آمریکا

نگران این است که امکان دارد در خلال عملیات تخلیه خطری متوجه شهروندانش شود.

6 کاردار پاسخ داد که ما امیدواریم جمهوری دمکراتیک افغانستان راه ما را سد نکند. کاردار توضیح

داد که وی با دوست معاون وزیر خارجه در 23 ژوئیه از روی ادب ملاقات کرده بود تا درباره تصمیم تخلیه

ایالات متحده توضیح دهد.او به پوزانف گفت که وی دو موضوع را برای دوست روشن ساخته بود:

الف: تصمیم بر تخلیه به خاطر مسائل سیاسی نبوده بلکه منحصرا احتیاطی بوده است و منعکس کننده

نگرانی ایالات متحده در مورد امنیت وابسته های آمریکایی می باشد.

ب: دولت ایالات متحده در رابطه با این اقدام به دنبال تبلیغات نیست ولی اگر مورد سؤال قرار گرفت

مجبور است که با صداقت ولی با روشنی محتاطانه پاسخ بگوید.

7 کاردار با تشریح جزئیات برای پوزانف به توضیح در این مورد که چگونه اطلاعات در کنفرانس

مطبوعاتی 23 ژوئیه در وزارت خارجه انتشار پیدا کرد پرداخت. او به پوزانف گفت که دوست در 24 ژوئیه

او را فراخواند تا درباره این تبلیغات به او شکایت کند و این نکته را متذکر شد که کاردار روز قبل از آن به

وی اطمینان داده بود که ایالات متحده در این کار پیشقدم نخواهد شد. کاردار گفت که دوست در این

ملاقات بر دو نکته تأکید کرد:

الف: اینکه در کابل یا جای دیگر در کشور هیچ گونه مشکل امنیتی وجود ندارد، و ب این حقیقت که

آمریکاییها از افغانستان خارج می شوند برای دنیا یک برداشت کاذب به وجود می آورد.

8 پوزانف سپس موضوع صحبت را عوض کرد و اشاره کرد که در 24 ژوئیه خبر از رادیوی افغانستان

پخش شد که اظهار می داشت جمهوری دمکراتیک افغانستان پیشنهاد کاهش در تعداد کارمندان سفارت

ایالات متحده را کرده است. کاردار گفت که، هر چند دوست در خلال اولین گفتگو در 23 ژوئیه اشارت

مبهمی به تقلیل احتمالی تعداد کارمندان سفارتخانه های مختلف در کابل نموده بود؛ اما وی اشاره نکرد که

این یادداشت دیپلماتیک در گفتگوی 24 ژوئیه ارائه خواهد شد.

9 کاردار گفت که متن یادداشت دولت افغانستان بر این اشاره داشت که یک یادداشت عمومی

(بخشنامه ای) است و در نتیجه آمریکاییها نمی دانند که آیا دیگر سفارتخانه ها از قبیل سفارت شوروی نیز

نسخه هایی از این یادداشت را دریافت داشته اند یا خیر. پوزانف پاسخ داد که وی فقط آن یادداشت هایی را

دیده است که تا ظهر روز 24 ژوئیه به سفارتخانه وی وارد شده اند و وی هنوز چنین یادداشتی را ندیده

است.

10 کاردار اشاره کرد که طرز برخورد رسانه های گروهی افغانستان در تعاقب آن یادداشت به طور

ضمنی می رسانند که این موضوع فقط به هیئت نمایندگی آمریکا مربوط می شود. او نسبت به اقدام

جمهوری دمکراتیک افغانستان ابراز تأسف کرد و گفت به نظر می رسد جمهوری دمکراتیک افغانستان

ص: 592

نسبت به تصمیم تخلیه بیش از حد عکس العمل نشان می دهد. کاردار متذکر شد که مأموران این سفارتخانه

اغلب به مقامات افغانی و روسی گفته اند که ایالات متحده هیچ کمکی به طرف شورشی نمی کند ولی ما

پیوسته کنایه هایی در رسانه های افغانستان درباره درگیری منتسب به آمریکا می بینیم.

11 کاردار گفت که مهمترین نگرانی وی در این روزها لحظه غم انگیز دیگری در تاریخ اخیر

افغانستان بوده است. او یادآوری کرد که دو سال پیش افغانستان روابط دوستانه خوبی با تقریبا تمام

کشورهای دنیا داشت. اکنون، پانزده ماه پس از انقلاب خلقی، افغانستان هنوز با اتحاد شوروی روابط

خوبی دارد ولی با سه همسایه اش یعنی چین، پاکستان و ایران روابط بدی دارد. علاوه بر این رژیم خلقی به

خاطر آن موضوع روابطش را با ایالات متحده بدتر می کند. وی گفت روابط افغانستان با بقیه کشورهای

غربی به نظر نمی آید که خیلی خوب باشد. کاردار به پوزانف گفت نمی داند اینها به کجا مینجامد. او در

شگفت است که آیا حفیظ اللّه امین نخست وزیر به گونه ای در تلاش است تا آمریکا را به مخالفت بکشاند.

کاردار به طور حتم عکس العملهای امین را آن قدر معقولانه یا قابل فهم ندید. کاردار توضیح داد که با

پوزانف صریح است چون که وی را یک همکار می داند و نیز او را در مقامش به عنوان رئیس هیئت

دیپلماتیک مورد خطاب قرار می دهد. او تأکید کرد نظراتی که وی در مورد مسائلی غیر از وضعیت تخلیه

ابراز می کند از خود او هستند و به دستور وزارت خارجه ارائه نشده اند.

12 در این هنگام پوزانف به طور جالبی تصمیم گرفت که به موضوع تعداد پرسنل سفارت آمریکا در

کابل بپردازد. او گفت که تعداد کارمندان ایالات متحده به نظر می رسد که از زمان انقلاب افزایش یافته

است. کاردار پاسخ داد که این موضوع صحت ندارد او اظهار داشت که در واقع تعداد کارمندان سفارت

آمریکا اکنون از آنچه که در 20 سال گذشته بوده است کمتر می باشد. او اظهار داشت که افغانیها ممکن

است برداشت غلط افزایش تعداد را به این خاطر داشته اند که اخیرا سفارت تقریبا تمام کارمندان اداری و

اعضای هیئت نمایندگی را به منظور حصول مصونیت دیپلماتیک برای آنان در لیست دیپلماتیک قرار داده

است، که در غیر این صورت دولت افغانستان برخلاف مسؤلیتهایش تحت «پیمان وین در مورد روابط

دیپلماتیک» آن را (مصونیت) رد می کرد.

13 پوزانف پاسخ داد که وی کمترین علاقه تعداد کارمندان سفارت آمریکا ندارد. او توضیح داد هر

چند تعداد کارمندان خودش از زمان انقلاب به میزان قابل توجهی افزایش یافته تا نیازهای مشورتی

تدارکاتی را برآورده کند ولی هیچ گونه افزایش در تعداد کارمندان فنی و تدارکاتی سفارت شوروی وجود

نداشته است. پوزانف توضیح داد برای مثال، سفارتخانه وی فعلاً به عنوان مشاور در کمک به ساختمان

یک مجموعه آپارتمانی در محوطه سفارت شوروی به مهندسین روسی که در شهرداری کابل به کار

گمارده شده اند در وقت آزادشان متکی می باشد. او به عنوان مثالی دیگر اظهار داشت هر چند افزایش در

تعداد کودکان روسی در کابل وجود داشته است ولی مدرسه روسها هنوز با تنها یک ناظم و 2 یا 3 معلمی که

به طور رسمی از مسکو اعزام شده اند سر می کند و برای بقیه کادر آموزشی خود به همسران پرسنل روسی

که در محل استخدام شده اند وابسته است. پوزانف گفت که وزرای امور خارجه و دارایی شوروی آنقدر

خسیس بودند که حدود یک تن نامه نوشته شد تا چیزی اضافه برای کارهای اداری از آنان گرفته شود، در

نتیجه وی به ندرت تلاش می کند.

14 با برگشت به مسئله تخلیه، پوزانف دولت ایالات متحده را برای قول دادن در این مورد که هیچ

ص: 593

گونه تبلیغاتی وجود نخواهد داشت سرزنش کرد و اشاره کرد که تبلیغات درست در روز بعد واقع شد.

کاردار پاسخ داد که وی قبلاً توضیح داده بود که این جریان چگونه روی داده است.

15 پوزانف سپس به مورد بحث قرار دادن نظرات کاردار در مورد روابط بدتر شده افغانستان با

پاکستان، ایران و چین پرداخت. او اشاره کرد که هر سه کشور سیاستهای مداخله و تجاوز علیه افغانستان

را که از کشورهایشان حمایت می شود دنبال می کنند. او متذکر شد علیرغم این تحریکات افغانستان برای

بهبود روابطش با همسایه هایش قدمهای وسیعی برمی دارد. پوزانف سفر اخیر دوست به اسلام آباد را به

عنوان دلیل اقامه کرد و گفت که افغانیها و پاکستانیها هنوز به نظر می رسد که برای سفر مشاور امور خارجه

پاکستان به افغانستان آماده می شوند.

16 پوزانف با اشاره به ایران یادآوری کرد که پرزیدنت تره کی و امین نخست وزیر اخیرا اظهار داشته

بودند که آماده اند دوستی خود را با ایران علیرغم سیاستهای مداخله جویانه ایران وسعت ببخشند.

17 پوزانف سپس به روابط افغانستان آمریکا پرداخت و متذکر شد که علیرغم مخالفت آشکار از

طرف آمریکاییها از قبیل تصمیم به قطع کمک، افغانها در تلاش بوده اند تا این رابطه را بهبود بخشند او

متذکر شد که 3 وزیر افغانی در جشن روز استقلال آمریکا شرکت کردند و گفت که این کار به معنای تمایل

قوی افغانستان برای نشان دادن علاقه اش برای روابط خوب با آمریکا است. کاردار پاسخ داد که ما از

شرکت 3 وزیر در جشن قدردانی کرده ایم ولی دولت ایالات متحده به دنبال علائم واقعی و مهمتری است

که افغانستان واقعا دارای نیت روابط دوستانه با ایالات متحده می باشد.

18 کاردار به عنوان نمونه ای از زمینه هایی که دولت افغانستان به هیچ صورتی در آن همکاری نکرده

است به تحقیقات ناامیدانه در مورد مرگ سفیر دابز اشاره کرد کاردار با اشاره به اینکه چندین جنبه مرموز

در این واقعه وجود دارد که نیاز بدان دارد تا روشن شوند، از اینکه دولت افغانستان حتی زحمت این را به

خود نداد تا به چهار یادداشت دیپلماتیک ما در مورد این موضوع پاسخ بگوید، اظهار تأسف کرد. او

توضیح داد که در میان مشکلات اولیه این تحقیقات برخی سؤالات مهم در مورد اسلحه هایی که به کار برده

شده وجود دارد. سفارت آمریکا درخواست نموده بود تا اسلحه ها را ببیند ولی از این کار امتناع شد.

سفارت متعاقبا درخواست آزمایش گلوله هایی که از اسلحه ها شلیک شده بود را کرد ولی آن درخواست

نیز رد شد. یک گزارش به اصطلاح رسمی درباره واقعه چهار اسلحه را لیست کرده بود که توسط مقامات

افغانی در صحنه یافت شده بود. هیچ کدام از آنها نمی توانست گلوله های کالیبر 22 که سفیر دابز را کشته

بودند شلیک کند. کاردار به پوزانف گفت که ما از جمهوری دمکراتیک افغانستان درخواست توضیحی در

مورد این اختلاف را نموده ایم ولی هرگز جوابی دریافت نکرده ایم.

19 سفیر پوزانف هیچ توضیحی درباره قضیه دابز ندارد ولی گفت که از هر دو طرف علائمی بایستی

نشان داده شود. او یک بار دیگر در این رابطه از تبلیغات دولت ایالات متحده درباره تخلیه شکایت کرد و

گفت که رفتار آتی افغانستان نسبت به ایالات متحده شایستگی یک چنین عکس العملی را ندارد. کاردار

پاسخ داد که این موضوعی است که ایالات متحده بایستی در مورد آن تصمیم بگیرد. پوزانف تصدیق کرد

که این موضوع واقعا به دولت ایالات متحده مربوط می شود. او به هر صورت به صحبت ادامه داد و اضافه

کرد که هر چند وی قصد ندارد که ما را راهنمایی کند ولی برداشت او این است که در کار دیپلماتیک بایستی

روشی دو جانبه در جهت روابط خوب وجود داشته باشد. پوزانف جریان سالت 2 را در این رابطه به

ص: 594

عنوان دلیل اقامه کرد. او گفت که گزارشی از سخنرانی اخیر ونس در مورد سالت 2 در مطبوعات شوروی

دیده است و آن را زیرکانه و متقاعدکننده یافته است.

20 سرانجام با برگشت به اساس اصلی خود اعتراض، پوزانف گفت با رجوع به درخواست شما از ما

درباره امنیت مسئله تخلیه، این کار به طور اشتباهی انجام شده است. او ابراز اطمینان نمود که افغانها برای

کمک همه گونه تلاشی را به عمل خواهند آورد. کاردار ابراز امیدواری کرد که در مسئله تخلیه

همکاری و تفاهم افغانستان وجود داشته باشد.

21 با رجوع به نظرات پوزانف درباره مداخله ایران و پاکستان در امور افغانستان، کاردار گفت که

چنین تجاوز نسبت داده شده ای هنوز ثابت نشده است. او اشاره کرد که اگر جمهوری دمکراتیک

افغانستان مشکلی دارد این مشکل از طرف مردم خودش می باشد. پوزانف اظهار داشت که سندی قطعی از

مداخله خارجی وجود دارد و گفت اگر فقط مشکلی از طرف مردم افغانستان وجود داشت، چرا جمهوری

دمکراتیک افغانستان بایستی بگوید که مداخله ای وجود داشته است. پوزانف به صحبت ادامه داد و گفت

که مداخله پاکستان علی الخصوص به طور غیر قابل تکذیبی مشهود است. او گفت در هر صورت آن

ملاقاتهای سطح بالا بین افغانستان و پاکستان ایده خوبی است و توضیح داد «به آنها اجازه بدهید تا تصمیم

بگیرند.» پوزانف همچنین اظهار امیدواری کرد که افغانیها و ایرانیها بتوانند مسائلشان را حل کنند و گفت

که این کار کمک خواهد کرد تا صلح را در این منطقه از دنیا برقرار کنند.

22 پوزانف در پایان جزئیات چندی از برنامه همکاری شوروی در افغانستان را متذکر شد. او اظهار

داشت که اتحاد شوروی اکنون 5/1 میلیارد دلار به صورت اعتبار به برنامه پنج ساله افغانستان اختصاص

داده است. او علاوه بر این تصدیق کرد که حدودا1500 دانشجوی افغانی در اتحاد شوروی آموزش

می بینند.

23 نظریه: من این موضوع را که پوزانف برخلاف همکارش در مسکو بی جهت اعتراض مرا در

خصوص مداخله شوروی در یک موضوع دوجانبه بین ایالات متحده و افغانستان رد نکرد، باارزش یافتم.

در حقیقت به نظر می آید که پوزانف به طور قابل توجهی در موضوعاتی که معمولاً ارتباطی به سفارت

شوروی ندارد ذیعلاقه است، مثل تبلیغات ما درباره عملیات تخلیه و تعداد پرسنل سفارتخانه ما. او در همه

احوال تلاش نمی کند تا نقش خود را به عنوان فرماندار روسیه در اینجا پنهان سازد.

24 من همچنین این را نیز جالب توجه یافتم که پوزانف نخواست که با من بر سر اینکه تصمیم من مبنی

بر اینکه تخلیه اشتباه است بحث کند.

25 سرانجام، مایل هستم اشاره کنم که در پشت کاناپه ای که من روی آن نشسته بودم یک بلندگوی 9

اینچی به طور برجسته ای قرار داشت که من آن را در ملاقاتهای قبلیم هرگز ندیده بودم. من فقط می توانم

این طور فکر کنم که آیا این بلندگو نوع ناجوری از یک میکروفن نیست؟


امین نقش مستقیم تری در سرکوبی شورشیان به عهده گرفته است

ص: 595

سند شماره (51)

از: سفارت آمریکا در کابل تاریخ: 28 ژوئیه 79

به: وزارت خارجه واشنگتن دی. سی. فوریطبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره سند: 5683

موضوع: (محرمانه) امین نقش مستقیم تری در سرکوبی شورشیان به عهده گرفته است

خلاصه:

1 (کاملاً محرمانه) نخست وزیر، حفیظ اللّه امین نقش مستقیم تری در سرکوب شورشیان داخلی برای

حفظ رژیم به عهده گرفته است. او مسؤولیت کنترل مستقیم امور را در وزارت دفاع هم به عهده دارد.

موقعیت مستحکم او نشان می دهد که او در صحنه حضور خواهد داشت. گر چه جایی که باید این توسعه

ویژه در تناسب با بازیهای سیاسی آشکاری که اینجا در جریان است باشد هنوز مبهم است.

2 (محرمانه) رادیو افغانستان، در اخبار عصر روز 27 ژوئیه، حکمی را که طی آن پرزیدنت نور محمد

تره کی تأکید بر تحکیم نقش نخست وزیر حفیظ اللّه امین در مبارزه با شورشیان محلی داشت قرائت کرد. بر

طبق این اعلامیه هجوم ممتد نظامیان ایران و پاکستان در مقابل افغانستان این مسئله را ایجاب می کند که

تره کی شخصا رهبری دفاع کشور را به عهده گیرد و بر نیروهای نظامی احاطه و نظارت داشته باشد. گر چه

تره کی، امین را دارد که مورد اعتماد اوست و امین گذشته از تمام وظایفش و همچنین اجرای دستورات

تره کی، موظف است که به تدریج پیشرفتهای قابل ملاحظه ای در تلاش برای سرکوبی شورشیان را به او

گزارش دهد. به علاوه، امین وظیفه دارد که امور مربوط به وزارت دفاع را تحت نظارت و راهنمایی تره کی

انجام دهد.

3 (خیلی محرمانه) تفسیر: جایی که باید این توسعه خاص بازیهای سیاسی آشکاری که در اینجا در

جریان است در آن تناسب داشته باشد هنوز روشن نیست. هرچند آنچه که به نظر حتمی می رسد این است

که از قدرت و شاید هم از پرستیژ سیاسی وزیر دفاع «محمد اسلام وطنجار» کاسته شده است.

بسیاری از صاحب نظران عقیده دارند که وطنجار می تواند در تأسیس یک رژیم کاملاً اساسی نقش مهمی

داشته باشد. زیرا او بسیار ملی گراتر از گروه تره کی امین به نظر می آید و سرنوشت راههایی در مقابل او

خواهد گذاشت که ممکن است به جهات مختلف توسعه های سیاسی بینجامد.

4 (خیلی محرمانه) حداقل این اعلامیه اشاره به این نکته دارد که امین رل مستقیم تری در مبارزه

جمهوری دمکراتیک افغانستان برعلیه نیروهای شورشی دارد. موقعیت امین نشان می دهد که او در صحنه

خواهد بود و راه را برای ایجاد نوعی رژیم بر مبنای «جبهه ملی» هموار خواهد کرد. تردیدی که نسبت به

وفاداری ارتش وجود دارد می توانسته فورا این حرکت را ایجاد کند. از زمانی که رهبری جمهوری

دمکراتیک افغانستان احساس کرده است که امین بیش از «وطنجار» که یک سرباز حرفه ای است، قادر

است که شور انقلابی را به نیروهای نظامی القاء کند و از بیزاری و خستگی آنها بکاهد. در زمان انقلاب

1978 امین با بسیاری از افسران ارتش روابط شخصی داشت و بسیاری از آنها توسط امین به حزب آورده

شده اند و اکنون پس از گذشت یک سال از تصفیه ها، با وجود شورشها و بی ثباتی، وضع موجود آن رابطه ها

مشخص نیست.

آمستوتز


حمایت لیبی از انقلابیون افغانستان

ص: 596

سند شماره (52)

از: سفارت آمریکا در تریپولی تاریخ: 29 ژوئیه 79

به: وزارت امور خارجه واشنگتن، دی. سی.

طبقه بندی: سری

شماره سند: 1185

موضوع: (سری) حمایت لیبی از انقلابیون افغانستان

1 (تمام متن سری است)

2 مقام وزارت امور خارجه به ما (به طور محرمانه «اطلاع داد که جماهیریه انقلابیون افغانستان را

پشتیبانی می کند. در جواب این سؤال که آیا این پشتیبانی شامل آموزش افراد ضد تره کی نیز می باشد، منبع

جواب داد که از نظر مالی لیبی «ربع میلیون» دلار کمک نموده است، ولی از نحوه تسهیلات در رابطه با

شورشیان اطلاعی ندارد.

3 این مقام اطلاع داد که مقامات سیاسی لیبی در کابل با مشاهده بالا رفتن پرچم سرخ و ظهور

تمایلات مارکسیستی رژیم جدید «در شگفتی» فرو رفتند. وی معتقد است که کمک لیبی به شورشیان

موضوعی حساس در رابطه میان شوروی و تریپولی است. این حساسیت را می توان در توجه لیبی به

افغانستان در وسایل ارتباط جمعی مشاهده نمود.

4 نظریه: درست در زمانی که لیبی حمایت خود را از ساندنیستها و رژیم جدید نیکاراگوئه اعلام

می دارد، حمایت آنها از شورشیان افغانی نیز دلیلی بر اثبات فعالیت های انقلابی جماهیریه می باشد. حتی

نمایندگان شوروی نیز از حمایت لیبی در قبال گروههای آزادیخواه ملی آگاه هستند.

کوینلان


اطلاعات اضافی در مورد سازمان ملی دفاع از انقلاب

سند شماره (53)

از: سفارت آمریکا کابلتاریخ 29 ژوئیه 1979

به: وزارت خارجه واشنگتن

طبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: اطلاعات اضافی در مورد سازمان ملی دفاع از انقلاب

1 (محرمانه) خلاصه: اطلاعات تازه در مورد سازمان ملی برای دفاع از انقلاب اشاره بر این دارد که

این سازمان جدید مکلف به ایجاد هواداری از رژیم در میان توده ها خواهد بود، ولی ما پیش بینی می کنیم

که انطباق قابل ملاحظه ای در میان این سازمانهای مختلف وجود داشته باشد. به نظر نمی آید که سازمان

جدید هیچ گونه شکلی از یک «جبهه ملی» را به وجود آورد. (پایان خلاصه)

2 مقاله ای در آخرین شماره روزنامه خلق، ارگان هفتگی حزب دمکراتیک خلق افغانستان،

اطلاعات بیشتری در مورد سازمان ملی جدیدالتأسیس دفاع از انقلاب در دسترس قرار می دهد (تلکس

مرجع). طبق گزارش، سازمان در میان دیگر سازمانها برای مبارزه علیه عکس العملهای داخلی و خارجی

برای استقرار جامعه ای بدون استثمار بشر به وسیله بشر و برای به وجود آوردن اتحاد در میان نیروهای

مترقی اجتماع مناسب تشخیص داده شده بود. به علاوه سازمان فعالیتهای سازمانهای دیگر از قبیل

ص: 597

PDPAبا اتحادیه های کارگران و کشاورزان، کمیته های محلی برای دفاع از انقلاب، سازمانهای زنان و

جوانان حزب و اتحادیه های روزنامه نگاران و واردات صادرات را به صورت نمایانی متحد خواهد کرد.

3 یک کنگره سازمانی (اطلاعات درباره حدود و تاریخ پیشنهادی اولین جلسه این کنگره هنوز ذکر

نشده است) شورای مرکزی حدود 35 تا45 عضو را انتخاب خواهد نمود. از میان این نمایندگان 9 تا11

نفر به عضویت کمیته اجرایی انتخاب خواهند شد که رئیس آن به پیشنهاد PDPAانتخاب خواهد شد.

سازمان در برگیرنده سازمانهای دیگر، واحدهایی در سطوح محله، بخش، شهر و استان در تمام کشور

تأسیس خواهد کرد که از همتاهای کشوری و حزبی خود مستقل خواهند بود ولی با آنان به طور هماهنگ

همکاری خواهند کرد.

4 یک گروه کار مأمور شده تا طرحهایی برای اولین کنگره و عضویت آن تهیه نماید و این طرحها را در

ظرف 20 روز به اداره سیاسی PDPA تسلیم نماید (زمانی که این کار شروع شد فاش نشده است).

سرپرستی این گروه با عبدالکریم شهرایی جوزجانی (وزیر دادگستری و دادستان کل) است و دارای

اعضای زیر می باشد: محمد صادق عالمیار (وزیر برنامه ریز)، خیال محمد کاتاوازی (وزیر اطلاعات و

فرهنگ)، اسداللّه امین (معاون دوم وزیر خارجه برای امور سیاسی)، و صالح محمد پیروز (معاون وزیر

فعالیتهای عامه).

5 (محرمانه) نظریه: گر چه وظایف ویژه سازمان خیلی مبهم باقی می ماند اما، ظاهرا سازمان مسؤل

توسعه حمایت مردم از برنامه های کلی رژیم خصوصا جنگ علیه شورشیان می باشد. در هر حال سازمان

به طور آشکار مسؤل انجام فعالیتهای ضد شورشی رژیم نخواهد بود، چون که به نظر می رسد این

مسؤولیت به عهده شورای عالی دفاع از سرزمین باقی بماند. ما انتظار داریم که اصطکاک زیادی در بین

سازمانهای کشوری، حزبی و سازمان ملی دفاع از انقلاب وجود داشته باشد ولی ظاهرا رژیم با این وجود

مجبور بود که سازمانی دیگر برای کار ویژه زندگی بخشیدن به چیزی که ممکن است به نمایش دلگرمی در

میان حامیان رژیم خصوصا در خارج از پایتخت ارزیابی شود، دایر نماید.

در عین حالی که این گزارش به خصوص آن نیروهایی که از رژیم حمایت می کنند را به اتحاد دعوت

می کند ولی به نظر ما این کار دعوتی برای هیچ گونه «جبهه متحد» که احتمالاً عواملی که حامیان طبیعی

جمهوری دمکراتیک افغانستان شناخته نمی شوند را در بر بگیرد، نیست.


به نظر نمی رسد که ترمیم کابینه مخالفت رو به افزایش را خنثی کند

سند شماره (54)

از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 30 ژوئیه 1979

به: وزارت خارجه واشنگتن

طبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: به نظر نمی رسد که ترمیم کابینه مخالفت رو به افزایش را خنثی کند

1 خلاصه: احتمالاً مهمترین موضوع در رابطه با انتصابات جدید کابینه انصراف حفیظ اللّه امین از مقام

وزارت امور خارجه و نقش مسلم آتی او به عنوان سرپرست وزارت دفاع می باشد. دیگر وزرا چهره های

قدیمی هستند و چنانچه این تغییرات به منظور ارائه چهره ای جدید و با اهمیت از این رژیم تحت فشار قرار

گرفته طرح ریزی شده باشند، به خودی خود برای آرام کردن مخالفت رو به افزایش داخلی ناکافی هستند.

ص: 598

(پایان خلاصه)

2 انتصابات شورای وزیران که در 28 ژوئیه اعلام شد عبارتند از: دکتر شاه ولی (معاون سابق نخست

وزیر بهزیستی عمومی) به عنوان معاون نخست وزیر و وزیر امور خارجه: دکتر صالح محمد زیری (وزیر

سابق کشاورزی و اصلاحات ارضی) به عنوان وزیر بهزیستی عمومی: دکتر عبدالرشید جلیلی (وزیر سابق

آموزش و پرورش) به عنوان وزیر کشاورزی و اصلاحات ارضی: سرگرد محمد اسلام وطنجار (وزیر

سابق دفاع) به عنوان وزیر کشور، شرجان مزدوریار (وزیر سابق دفاع) به عنوان وزیر امور خارجه،

صاحب جان صحرایی (وزیر سابق امور خارجه) به عنوان وزیر مشاور، و محمد سالم مسعودی (سفیر در

بلغارستان و به مدت خیلی کوتاهی فرانسه) به عنوان وزیر آموزش و پرورش.

3 نظریه: اعلامیه روز گذشته جمهوری دمکراتیک افغانستان که پرزیدنت نور محمد تره کی شخصا

کنترل نیروهای نظامی افغانستان را به دست می گیرد ولی مسؤولیت انجام مبارزه ضد شوروی رژیم و

اختیار امور روزانه وزارت دفاع را به حفیظ اللّه امین تفویض می کند، آشکارا اشاره بر این داشت که

رهبریت فعلی مبارزه بر علیه مخالفین داخلی را به عنوان وظیفه اصلی و اولیه خود تشخیص داده است.

اعطای مقام وزارت خارجه به شاه ولی هیچ گونه فرسایشی را در قدرت سیاسی امین نشان نمی دهد و نیاز

به تقبل هر گونه سفر خارجی از طرف امین در این موقع حساس را را رفع می کند. بر عکس نقش

بااهمیت تر شده امین در مبارزه با تجاوز خارجی که با انتصاب شاه ولی افزایش یافته است اشاره بر این

دارد که امین در حال حاضر حتی زمان بیشتری برای اختصاص به مسائل داخلی دارد.

4 هر چند به طور رسمی اعلام نشده بود که امین عنوان وزیر دفاع را به خود خواهد گرفت لیکن جا به

جایی وطنجار به وزارت کشور تردیدی باقی نمی گذارد که امین حداقل به عنوان سرپرست وزارت دفاع

فعالیت خواهد کرد. در این رابطه برخی از ناظران در اینجا معتقدند که انتقال یک افسر نظامی حرفه ای مثل

وطنجار به منظور پیشگیری از هرگونه حرکت ارتش افغانستان برای ضبط قدرت سیاسی و به امید

خنثی سازی جریان داخلی می باشد. (در این رابطه وطنجار در هر دو کودتای 1973 و 1978 یک نقش

مهم ایفا کرد.) در هر صورت دیگران فکر می کنند بدتر شدن وضعیت امنیتی در این جا نمایانگر سندی

مشهود از عدم توانایی وطنجار در به دست آوردن نتایج مثبت می باشد.

و بر اساس این استدلال چنانچه رژیم می خواست شانسی واقعی برای تغییر اوضاع به نفع خودش داشته

باشد، امین مجبور بود که قدم به میان گذارد.

5 اگر این تغییرات به خصوص کابینه برای ادامه چهره ای جدید یا پایگاهی وسیعتر از رژیم

طرح ریزی شده بودند که در نتیجه مخالفت را به طریقی ساکت نمایند، اینها به خودی خود، به طور

اسفناکی ناکافی هستند، و احتمالاً اثر کمی روی جریان وقایع داخلی، خواهند داشت. اعضای فعلی دولت

از زمان انقلاب یعنی پانزده ماه پیش در صحنه بوده اند و ما پیش بینی می کنیم هیچ کس از این روش

«چهره های قدیمی در پستهای جدید» راحتی پیدا نمی کند. البته باید دید که آیا شرکت مستقیم امین در

دولت پیشرفت مهمی در محدود کردن شورش ایجاد خواهد کرد یا خیر. ولی حداقل مسؤلیتهای جدید وی


به نظر می رسد که او را در ارتباط نزدیکتر با نیروهای نظامی قرار دهد که پایه محکمی را برای سر پا

نگاه داشتن جمهوری دمکراتیک افغانستان تشکیل می دهند.


ضیا ناصری با پروژه های جدید بازمی گردد

ص: 599

سند شماره (55)

از: سفارت آمریکا در اسلام آبادتاریخ: 1 اوت 1979

به: وزیر خارجه واشنگتن دی. سی.طبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره سند: 8629

موضوع: ضیا ناصری با پروژه های جدید بازمی گردد

1 تمام متن محرمانه

2 ضیا ناصری افغانی آمریکایی با مأمور سفارت در اول اوت در زمانی که در بازگشت از آمریکا به

اسلام آباد وارد شد، با تلفن تماس گرفت. او گفت که چند هفته اخیر را در نیویورک و واشنگتن گذرانده

است اما قادر نبوده است به اندازه لازم با اعضای کنگره به خاطر مسافرت تابستانی اعضای کنگره

تماسهای مفیدی بگیرد.

3 ضیا توضیح داد که بازگشت او به پیشاور برای آغاز یک پروژه جدید است که او آن را درمانگاه

پشتو آمریکایی برای آوارگان افغانی می نامد. او می گوید، درمانگاه در آغاز در شهر پیشاور پایه گذاری

خواهد شد اما احتمالاً به نواحی نزدیک به جبهه افغانستان پاکستان حرکت خواهد کرد.

4 ضیا مدعی است که تعهد پشتیبانی شخصیتها و شرکتهای آمریکایی را برای تأمین منابع پزشکی،

مواد و پرسنل برای راه انداختن درمانگاه در اختیار دارد. او وانت فولکس واگن خودش را با کشتی از

نیویورک حمل کرده تا به عنوان آمبولانس برای طرح به کار گیرد. او در نظر دارد که اطبای بومی پاکستانی

را استخدام کند تا درمانگاه را اداره کنند. تا هنگامی که او بتواند حمایت بیشتر به دست آورده و دکترهای

آمریکایی را به کار گیرد.

5 با وجود شروع کار یک درمانگاه بیماران سرپایی، ضیا تصور می کند که کار پیشرفت کرده به یک

بیمارستان منظم می رسد. او در مورد جوار دولت پاکستان برای این طرح اطلاعی نداشت.

6 نظریه: ضیا ناصری به مأمور سفارت گفت درمانگاه هدف اصلی او در این دیدار خواهد بود و او تنها

به پیشرفتهای میان گروههای مخالف افغانی که با آنها تماس قبلی داشته است، گوش کرده و نگاه خواهد

کرد. او پیشرفت کار درمانگاه را هنگامی که تا چند هفته دیگر به اسلام آباد بازگردد، به مأمور سفارتخانه

گزارش خواهد داد.

7 در حالی که ما نوع دوستی ضیا را تحسین می کنیم (که ما احساس می کنیم صمیمانه است)، ما انتظار

داریم که او به موانعی که دولت پاکستان در سر راهش می نهد برخورد خواهد کرد. هم به علت مشکلات

اداری و هم حساسیتهایی که نسبت به اعمال گذشته ضیا وجود دارد. هیومل


حمایت لیبی از شورشیان افغانستان

سند شماره (56)


به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.تاریخ: 1 اوت 79

شماره سند: 5820طبقه بندی: سری

موضوع: (سری) حمایت لیبی از شورشیان افغانستان

1 تمام متن سری

2 حمایت لیبی از شورشیان افغان (تلگرام عطف) در رابطه با عکس العملی است که سفیر محلی لیبی

ص: 600

در رابطه با رژیم خلقی از آغاز انقلاب 28 27 آوریل، 1978 اتخاذ کرده است. درست پس از این واقعه،

رژیم خلقی طی یک حرکت تلاش نمود تا ماهیت مارکسیست لنینیستی خود را با عباراتی چون «ما حامی

اسلام هستیم» در ظاهر تغییر دهد. پس از استماع این عبارت، الهادی عمرالحریک سفیر لیبی به سفیر

آمریکا گفت: «تفاوت فاحشی بین این سخن که شخص به اسلام احترام می گذارد و این گفته که وی

مسلمان است وجود دارد.

3 دیپلماتهای لیبی نسبت به تغییر و تحولات افغانستان بسیار مطلع و واقعگرا هستند. آمستوتز


ارزیابی ابتدائی از شورش در بالاحصار

سند شماره (57)

از: سفارت آمریکا در کابل تاریخ: 6 اوت 79

به: وزارت امور خارجه خارجه واشنگتن دی. سی فوری طبقه بندی: سری

شماره سند: 5967

موضوع: ارزیابی ابتدائی از شورش در بالاحصار

1 (تمام متن سری است)

2 خلاصه: به دنبال نبرد روز قبل بین شورشیان افغان و نیروهای وفادار به رژیم خلقی کابل در 6 اوت

آرامش خود را دوباره به دست آورد. پس از برقراری نظم، نیروهای طرفدار رژیم خلقی اعلام کردند که

شورش از طرف «عوامل پاکستانی و ارتجاع ایرانی» انجام شده بود. این موضوع یکی از مبارزات شدیدی

را که رژیم خلقی با آن درگیر بود نشان داده، ثابت می کند که قدرت به دست گرفتن اوضاع را نیز دارد. با

این وصف، این واقعه مشکلات دیگری را برای رژیم خلقی و یاران روسیش فراهم آورده است. (پایان

خلاصه)

3 با فرا رسیدن سپیده دم در کابل در 6 اوت، شهر کاملاً آرام بود و تحت کنترل شدید رژیم خلقی قرار

داشت. به جز چند خیابان که دائما بسته بود، آمد و شد در خیابانهایی که روز قبل به وسیله شنی تانکها

تخریب شده بود مجاز اعلام گردیده بود.

4 بسیاری از نبردهای 5 اوت به نظر می رسید در بالاحصار، صحنه مبارزات متعدد تاریخی، در

نزدیکی کابل متمرکز بوده است. اصولاً، این برخورد بین نیروهای شورشی و نیروهای مسلح و نیروهای

مسلح وفادار به رژیم خلقی صورت گرفت. علت آغاز این درگیری هنوز مبهم است. بعضی از منابع مطلع

گزارش داده اند که عناصر شورشی حمله را آغاز کردند، ولی با عدم ورود نیروهای پشتیبان نتوانستند

پیشرفتی بنماید.

با وجود اینکه نیروهای شورشی در درون بالاحصار می جنگیدند، ولی پرچم سرخ دایما در بالای

بالاحصار در اهتراز بود این نشان دهنده این امر است که آنها نتوانسته اند کنترل کامل این مرکز نظامی را به

دست گیرند. شورش 5 اوت نیز، همچون قیام هزاره شیعه در 23 ژوئیه نتوانست نیروهای حمایت کننده ای

را در شهر جلب کند، گر چه در تمام طول شب تیراندازیهای پراکنده در کابل به گوش می رسید.

5 به علت اینکه منطقه هنوز در اشغال نیروهای خلقی است نمی توان آمار و ارقام دقیقی از تلفات و

خسارات به دست آورد، ولی صدای شلیک توپخانه و تانک و تیراندازی از طریق هلیکوپترها به طرف

بالاحصار حدود دو ساعت به طول انجامید که خود نمونه کشتار بیرحمانه رژیم خلقی است. یکی از منابع

ص: 601

افغانی که توانسته بود به منطقه نبرد نزدیک شود اطلاع داد که تعداد بسیاری از شورشیان به قتل رسیده اند.

از شماره تلفات بی اطلاع هستیم، ولی متوجه شدیم که رژیم به روی افرادی که در حال فرار از دروازه شهر

به طرف تپه های مشرف بر بالاحصار بودند آتش گشوده است. هلیکوپترهای جنگی نیز در اطراف جاده

لوگر کابل مشغول تیراندازی و پرواز بودند، که احتمالاً متوجه شورشیان فراری بود.

6 امروز کابل حالتی خشمگین و نفرت بار به خود گرفته است. یکی از افغانها به مقام سفارت اظهار

داشت: «اگر آنها تنها این هواپیماها را نداشتند، ما مسلمانها از آنها (شورشیان مترجم) حمایت

می کردیم. این اظهارنظر خود نشان دهنده مشت کوبنده رژیم خلقی علیه شورشیان است و در دل کسانی

که خواهان پیوستن به شورشیان هستند، هراسی عظیم ایجاد می کند.

7 اظهارنظر: یکی از نقاط ضعف اصلی رژیم خلقی در مبارزه بالاحصار در 5 اوت آشکار گشت:

کاهش اعتماد روزافزون، نسبت به سربازان عادی همچنین این حقیقت که رهبری خلقی دارای قدرتی

مخوف برای سرکوبی است که عبارت است از حمایت نیروهای اصلی کشور چون واحدهای کماندو،

بریگادهای مسلح، و نیروی هوایی. همچون انقلاب 28 27 آوریل 1978، نیروهای سوار زرهی این بار

نیز ثابت کردند که یکی از عوامل مهم در کنترل کابل به شمار می روند. هلیکوپترهای جنگی نیز همین نقش

را بازی می کند، البته با میزان کمتری. همانند درگیری یا قیام 23 ژوئن، این بار هم رژیم خلقی دست به یک

سری تبلیغات زد، به این ترتیب که توسط هلیکوپتر اعلامیه هایی را در اطراف شهر می پراکندند، و یا از

طریق بلندگو آنها را قرائت می کردند، و یا از طریق رادیو و تلویزیون آنها را به صورت تبلیغات تجارتی

پخش می کردند.

8 مبارزه بالاحصار بسیار مشکلتر از مبارزه با قیام هزاره شیعه بود. در این درگیری دائما باید مراقب

وسایل و تجهیزات نظامی موجود در بالاحصار می بودند که این نگرانی را می توانستیم در چهره ناظران

خارجی و برگزیدگان افغان مشاهده نماییم. پس از قیام هرات در ماه مارس و شورش جلال آباد در

آوریل، دائما گزارشهایی درباره فرار و پیوستن نیروهای نظامی به شورشیان می رسد که بعضی از این

نیروها بسیار مهم نیز بوده اند. با وجود اینکه نیروهای نظامی کابل هنوز نسبت به رژیم وفادار مانده اند.

اما فرار نیروی نیروهای انسانی ممکن است برای رژیم و ناظران روسی مشکلات فراوان به بار آورد.

شوروی تا به حال کمکهای مادی، تجهیزات نظامی و مستشار در اختیار رژیم قرار داده است. تعداد

مستشاران به حدود 2000 نفر رسیده که بسیاری از آنها مستقیما فرماندهی واحدها را به عهده گرفته اند.


به همین دلیل می توان گفت که ماهیت درگیری شوروی در افغانستان همانند درگیری آمریکا در ویتنام

است (برای مثل: به دست گرفتن کنترل تدریجی پایگاه هوایی باگرام توسط شوروی.)

9 در صورت ادامه وخامت نیروی انسانی، رژیم خلقی احتمالاً از شوروی تقاضای نیروهای رزمنده

را خواهد نمود. که در نتیجه آن شوروی ممکن است نیروهای خود را به کابل، جلال آباد و 36 منطقه دیگر

برای «حراست نظامیان شوروی» گسیل دارد. (تبصره: محله میکرویان کابل که محل سکونت روسهاست

در طول مبارزه پنجم اوت بوسیله نیروهای نظامی به شدت حراست می شد.) پایان اظهارنظر.

10 گزارش امنیتی: به هیچ یک از مقامات آمریکایی در پنجم اوت آسیبی وارد نشد نمایندگی آمریکا

همچنان به فعالیت عادی خود ادامه می دهد.

آمستوتز

کتاب سی ام

افغانستان (2)

ص: 602

ص: 603

افغانستان (2)

ماجرای ملاقات با وزیر خارجه جدید افغانستان دکتر شاه ولی

ص: 604

ص: 605

سند شماره (1)

از: سفارت آمریکا در کابلتاریخ: 7 اوت 79

به: وزارت خارجه واشنگتن دی سی فوری

طبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره سند: 6016

موضوع: ماجرای ملاقات من با وزیر خارجه جدید

افغانستان دکتر شاه ولی

1 (تمام متن خیلی محرمانه است.)

2 خلاصه. پریروز من یک ملاقات دوستانه با دکتر شاه ولی، معاون نخست وزیر و وزیر خارجه جدید

داشتم. من نامه تبریک وزیر خارجه ونس را به او دادم و در پاسخ شاه ولی از من خواست که به جای او

تشکر کنم. او همچنین از من خواست تا وزارت را از این مسئله که افغانستان خواهان ایجاد روابط

دوستانه ای با آمریکاست آگاه سازم و همچنین این مسئله که افغانستان خود را تهدیدی برای آمریکا به

حساب نمی آورد، او اطمینان داشت که دولت آمریکا مانعی در راه اصلاحات اجتماعی و اقتصادی

جمهوری دموکراتیک افغانستان نخواهد بود. او در باره تحریفات و رفتار غیردوستانه صدای آمریکا و

همچنین مطبوعات آمریکایی در رابطه با مسئله افغانستان گله هایی کرد، اما زیاد در این باره صحبت

نکرد. در اثنای مذاکره، ماجرای مرگ «سفیر دابز» به میان آمد و من او را به طور خلاصه به این نحو در

جریان گذاشتم که دولت او در تلاش برای یافتن بعضی از اسرار این ماجرا همکاری نکرده است.

در جریان بررسی تقاضای دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان مبنی بر این که ما باید، ابعاد

مأموریتمان را کم کنیم، من چنین گفتم که حالا زمان مطرح کردن این موضوع نیست و او هم موضوع را

مطرح نکرد. وزیر خارجه امروز به قصد یک دیدار چهار روزه از بلغارستان اینجا را ترک خواهد گفت.

پایان خلاصه.

3 ملاقات من با وزیر خارجه یک روز پس از شورش بی نتیجه ارتش در روز پنجم اوت انجام گرفت.

عصبی بودن رژیم از وضع امنیتی وزارت کاملاً مشهود بود.

در جلوی در ورودی دو مسلسل سنگین که روی پایه سوار بودند از میان پنجره های شیشه ای به بیرون

نشانه رفته بودند و سربازهای اونیفورم پوش هم در اطراف آن ایستاده بودند. در اطاق جلوی وزیر

خارجه، من به سربازی برخوردم که با یک اسلحه آ کی 47 روی یک صندلی نشسته بود و به من نشانه

رفته بود. وقتی که من به دفتر کار وزیر راهنمایی شدم، سرباز اسلحه اش را برداشت و پشت سر من به طرف

درآمد. کابل این روزها اینچنین است.

4 به نظر می رسید دکتر شاه ولی از دریافت پیام ونس، وزیر خارجه خوشحال است. او پیام را به

دقت خواند و از این که وزیر خارجه آن را فرستاده بود خوشحال به نظر می رسید. من فکر می کنم که این

ژست و عکس العمل به جا بود گرچه مطمئن نیستم که شاه ولی درباره صلح کوچکترین اختلافی با ما

نداشته باشد. احتمالاً مهم ترین مسئله برای شاه ولی این بود که ارسال این پیام برای وزیر خارجه ایجاد

درد سرکرده است.

5 همان گونه که در خلاصه گفتم، شاه ولی از من خواست که تقاضای دولتش را برای ایجاد روابط

ص: 606

نزدیک با آمریکا منعکس کنم. با این فرض که حزب او مورد ستم واقع شده و درباره اش بد قضاوت شده

است او دلیل آورد که دولتش هیچ گاه عملی برخلاف منافع ایالات متحده انجام نداده است و به ندرت در

موقعیتی قرار گرفته است که بتواند برای آمریکا تهدیدی به حساب آید. او مطمئن بود که مردم آمریکا

نمی توانند نسبت به اصلاحات اقتصادی و اجتماعی که رژیم برای ریشه کن کردن فئودالیزم انجام می دهد

اعتراضی بکنند. من به او گفتم که این پیامش را خواهم رساند.

6 ما حدود 50 دقیقه صحبت کردیم. من قصد داشتم که خیلی زودتر از آنجا بروم، اما هر بار که خیال

رفتن داشتم او سؤال جدیدی را پیش می کشید. در این موقعیت حساس و بحرانی در روابط ما، من تصور

کردم که این خیلی مهم است که علاقه مند و حساس جلوه کنم و سعی کنم تا به میزانی روابط شخصیم را با

این مرد گسترش دهم.

7 شاه ولی خجالتی و در برخورد با اشخاص بیگانه کمروست، اما مانند ملاقات قبلی مان، آوریل

گذشته، او به مرور زمان گرم و صمیمی می شود. او به نرمی و تقریبا نجوا مانند حرف می زند. هرگز زیاد

صحبت نمی کند و غالبا در جواب دادن طفره می رود. او انگلیسی را به خوبی صحبت می کند. در آغاز

ملاقاتمان، ما با هم عکس انداختیم، خواهیم دید که آیا این عکسها در مطبوعات محلی چاپ خواهد شد

یا خیر.

او کسی را نداشت که در حال صحبت سخنانش را یادداشت کند.

8 پس از بیان این نکته که دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان خواهان ایجاد روابط دوستانه با

آمریکا می باشد، شاه ولی مختصرا درباره دو موضوع گله کرد. اخبار صدای آمریکا و انتقادات مطبوعات

آمریکا. او روی این مسئله زیاد تکیه نکرد و من هم برای اینکه مناظره جدیدی شروع نکنیم چیزی نگفتم.

9 در طول صحبت، جریان مرگ سفیر «دابز» به میان آمد. من به طور مختصر او را از ناخشنودی

خودمان در رابطه با عدم همکاری جمهوری دموکراتیک افغانستان در تحقیق این جریان آگاه کردم. به او

گفتم که از آغاز آن ماجرای غم انگیز در 14 فوریه، دولت او هیچ گونه علاقه به همکاری نشان نداده است.

وزارتخانه او تاکنون به سه یادداشتی که اخیرا تقاضای اطلاعات خاصی را در مورد مرگ «دابز» داشته

است، هیچ گونه جوابی نداده است. من به شاه ولی گفتم که دلیل این اقدام کنگره مبنی بر رد دادن کمکهای

اقتصادی به کشور او نقشی است که دولت وی در این ماجرا داشته است. جواب شاه ولی از روی بغض و

کینه نبود. او گفت این مسئله که آمریکا کمکها را متوقف کند یا نه موضوعی است که مربوط به خود آمریکا

می شود. در حالی که دولت آمریکا با تمام منابع و امکاناتش هنوز نتوانسته اسرار ترور پرزیدنت کندی را

فاش کند، چرا باید انتظار داشته باشیم که دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان در برخورد با مرگ سفیر

«دابز» بهتر از آمریکا عمل کند.

10 من همچنین به شاه ولی گفتم که در زمینه تقاضای آنها برای ایجاد روابط دوستانه با آمریکا، قبلاً

هیچ اقدامی در مخالفت با جمهوری دموکراتیک افغانستان انجام نداده ایم، گرچه قبلاً از طریق اظهاراتی

که در رادیو و مطبوعات کنترل شده دولت جمهوری دمکراتیک افغانستان شنیده بودیم، این مسئله برای ما

روشن بود که بعضی از اعضای دولت معتقدند که عملی در جهت مخالفت با آنها انجام داده ایم و بدون شک

کوشش داشتند که این موضوع را به مردم افغانستان هم القاء کنند. من گفتم که این عمل نمی تواند. کمکی به

بهبود روابط میان آمریکا و افغانستان کند. من از شاه ولی خواستم که اگر دلیلی مبنی بر دخالت آمریکا دارد

ص: 607

آن را ابراز کند. شاه ولی در این مورد چیزی نگفت.

11 تفسیر. من قصد دارم که از ابراز تمایل شاه ولی در مورد بهبود روابط به عنوان وسیله ای برای حل

بعضی از مشکلات فوریمان استفاده کنم. گمان می برم که تا چند روز دیگر باید درباره پاسپورت افراد گارد

دریایی مان به ملاقات معاون وزیر امور خارجه بروم. او تاکنون از بازگرداندن آنها به آمریکا امتناع ورزیده

است. این مسئله در ارتباط با تقاضای جمهوری دموکراتیک افغانستان مبنی بر محدود کردن ابعاد

مأموریت ماست. من به «راست» خواهم گفت که اگر تقاضای شاه ولی مبنی بر ایجاد روابط دوستانه بین

دولتهای آمریکا و افغانستان خالصانه بوده باشد، من امیدوارم که این صحبت با استرداد فوری پاسپورتها و

با تقاضای ویزای ورود و خروج ثابت شود.

12 من نمی دانم که نفوذ شاه ولی در وزارت خارجه در مورد این مسئله تا چه حد است. حفیظ اللّه امین

هنوز یکی از قدرتمندترین مردان دولت است و بنابر اطلاعات ما او نقش مهمی در وزارت خارجه به عهده

دارد. من درباره نظریات دکتر شاه ولی راجع به آمریکا هم زیاد مطمئن نیستم، با وجودی که او سعی داشت

نسبت به من رفتار دوستانه ای داشته باشد. او ادعا می کرد که یکی از تحسین کنندگان آمریکاست، اما به

تصور من او فقط ادعا می کرد. در زمان وزارت بهداشت عمومی و همچنین طرحهای اجرائی، او همیشه به

شکل مانعی در برخورد با هیئت نمایندگی کمکی آمریکا به چشم می خورد. به طور کلی، ما او را یکی از

اعضای مصمم و ساز ناپذیر دفتر سیاسی تشخیص داده ایم و به نظر ما به هیچ وجه دوست آمریکا نیست.

13 من ملاقاتی با سفیر بریتانیا کروک داشتم. او چند روز قبل با شاه ولی دیدار کرده بود و به من

گفت که آنها ملاقات غیردوستانه ای داشته اند (به خصوص در مورد بی.بی.سی.)آمستوتز


بحث مشاوران سیاسی راجع به افغانستان (سری)

سند شماره (2)

از: هیئت نظامی آمریکا در ناتوتاریخ: 8 اوت 79

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی سی

طبقه بندی: سری

رونوشت: سفارت آمریکا تهران

شماره سند: 5615

موضوع: بحث مشاوران سیاسی راجع به افغانستان (سری)

1 (سری تمام متن)

2 در جلسه 7 اوت کمیته سیاسی، انگلستان، آلمان فدرال، کانادا و ترکیه قطعنامه ای در مورد اوضاع

افغانستان ارائه دادند. متن قطعنامه در پاراگراف 6 نقل شده است. نماینده انگلیس که پیشنهاد کرده بود که

موضوع افغانستان در جلسه بحث شود از قطعنامه قدردانی نمود و توصیه کرد که به علت تغییر و تحول

اوضاع در افغانستان، مدیران سیاسی در جلسه آینده هم راجع به افغانستان صحبت کنند. نسبت به این

مطلب هم توافق شد.

3 نماینده ایالت متحده علاقه واشنگتن را نسبت به یک ارزیابی توافق شده در قبال مداخله شوروی

در افغانستان، ابراز نمود (قطعنامه نوشته شده درباره این موضوع به طور مفصل بحث می کند.) و گفت که

باید راجع به این موضوع به طور مداوم در جلسات بحث شود. نماینده کانادا، در جواب توضیحات نماینده

ص: 608

در مورد تخلیه موقت وابسته های آمریکا و کارکنان غیرضروری از کابل، گفت که کاناداییها هم در

مورد جریان تخلیه «علاقه مند» هستند. او ادامه داد و نظرات اتاوا (پایتخت کانادا) را در مورد اینکه نهضت

شورشیان تا هنگامی که یک رهبری ضد تَرَکی به وجود آید، که تا به حال چنین نبوده است، غیرمؤثر و

جزئی باقی خواهد ماند. نماینده کانادا خواهان نظرات و اطلاعات احتمالی سایرین راجع به این، شد.

4 ایتالیاییها تقاضا کردند که کودتای پنج اوت موضوع بحث در جلسه بعدی مدیران سیاسی باشد.

نماینده آلمان فدرال گفت که مقامات آلمانی مطمئن نیستند که آیا تغییرات اخیر کابینه دولت به علت میل به

افزایش کارایی بوده است، یا به دلیل ترس از احتمال توطئه داخلی شوروی.

5 کارهایی که باید انجام شود: جلسه بعدی مشاوران سیاسی در 21 اوت خواهد بود. ما از نظریه

NLTOOBواشنگتن تشکر می کنیم. نظرات واشنگتن راجع به این قطعنامه و سایر نظرات گوناگون به طور

شفاها گفته شد.

6 شروع متن مقاله های مربوطه:

شروع متن مقاله نماینده کانادا:

اوضاع در افغانستان

مخالفان داخلی

1 حرکت قبیله ای مخالفان در افغانستان به آرامی ولی مداوما در حال افزایش است. اگر چه دولت

همچنان تسلط خود را بر مراکز عمده شهری و شبکه جاده های اصلی، حفظ می کند، ولی قدرت و کنترل

خود را در مناطق خارج از شهر و روستائی از دست داده است.

2 اگر چه مخالفتهای مسلحانه در حال افزایش است، اما هنوز از یکدیگر مجزا می باشند و نشانه های

مشهودی هم برای تبدیل به یک نیروی منسجم وجود ندارد. هنوز ظرفیت لازم برای همکاری کافی در

مسائل نظامی به منظور بیرون راندن رژیم ترکی مهیا نشده است. علیرغم عنصر عدم وفاداری در نیروهای

مسلح و مشکل اسلحه و کمبود لوازم یدکی، به نظر می رسد دولت قادر است خود را در مراکز شهری که

برای وجودش حیاتی است، باقی نگهدارد.

روابط افغانستان، پاکستان

3 پاکستان به پذیرش و کمک به پناهندگان افغانی حمایت شده ادامه می دهد، در عین حال که حداکثر

تلاشش را برای محدود کردن فعالیتهای سیاسی نظامی پناهندگان انجام می دهد. تلاش پاکستان در

منطقه ممکن است ثمراتی داشته باشد. در اینکه نمایندگان شوروی و تاس در طی دو هفته اخیر در مورد

پاکستان و روابط پاکستان شوروی تعارفات شفاهی اظهار می کنند، ما می گوئیم «ممکن است» چنین

فعالیتهایی به وسیله چیزهایی غیر از وقایعی در افغانستان، مثلاً تعدی کردن به مواضع نسبتا مورد علاقه

چین در پاکستان، به وجود آمده باشد.

4 کاهش اخیر اتهامات شوروی و افغانستان در مورد اینکه پاکستان از طریق حمایت فعال از

آشوبگران پناهنده از نیروهای شورشی حمایت می کند، ممکن است به کاهش درگیری مرزی کمک کند،

معهذا تعداد تقریبی 125000 پناهنده در اردوگاهها و همچنین هزاران پناهنده دیگر افغانی که به جای

ص: 609

خویشاوندان مرزنشینشان زندگی می کنند، تحمیلی است بر استطاعت مالی و تحمل پاکستان. مشغله

فکری پاکستان از حضور و نفوذ شوروی در افغانستان غیرقابل پیش بینی است و عاملی بالقوه جهت

ایجاد عدم ثبات در منطقه می باشد. وجود عناصر معقول در سیاست خارجی پاکستان که شامل بعد

«اسلامی» نیز می شود در این مسئله نقش دارند (منظور از مسئله بی ثباتی در منطقه است مترجم).

نقش شوروی

5 به نظر می رسد که تا آنجایی که به موضع شوروی مربوط می شود، تغییر اندکی در طی دو ماه اخیر

صورت گرفته است. در حالی که شایعات مبرمی وجود دارد که حاکی از آمادگی شوروی برای برکناری

رهبری ترکی به نفع گروهی که قابل قبول تر برای توده های افغان باشند، می باشد. هیچ دلیل منطقی در

حمایت این مدعا وجود ندارد. در حقیقت هدف اصلی شوروی بایستی این باشد که افغانستان را به طور

نزدیکی تحت سلطه شوروی نگهدارد و هیچ تغییر قدرتی در افغانستان نباید قادر به مداخله در سطح

جدید روابط افغان شوروی باشد. بنابراین، در حال حاضر به نظر می رسد که روسها به طور قطعی تصمیم

گرفته اند که به حمایت از رژیم فعلی حتی تا مرحله نزدیک دخالت مستقیم ادامه دهند، در حالی که برای

یافتن رهبری جدیدی نیز تلاش می کنند که، در عین حالی که به آنها اجازه حضور فعال بدهد، دولت

مطبوع تری را نیز به مردم افغان ارائه کند.

نتیجه

6 دعوت ملاهای افغان برای جهاد علیه رژیم ترکی امین به ظهور یک رهبر در بین گروههای

چریکی منتهی نشده است. شواهدی هم مبنی بر ایجاد یک چنین رهبری نیز در دست نداریم و تا آن

هنگامی که مخالفین سازمان داده نشده باقی بمانند به نظر می رسد که مبارزه محدودتر از آن باشد که به

درازا بکشد. پایان متن