گروه نرم افزاری آسمان






مذاکره پیرامون اوضاع افغانستان طی بازدید یک هیئت نمایندگی نظامی چین از پاکستان






سند شماره (8)

(تاریخ خبر: 7 آبان 1979 28 مهر 1358)

طبقه بندی گزارش: سری هشدار شامل منابع و روشهای اطلاعاتی است غیرقابل رویت برای

بیگانگان غیر قابل رویت برای پیمانکاران با مشاوران پیمانکار

کشور: افغانستان پاکستان چین.

موضوع: مذاکره پیرامون اوضاع افغانستان طی بازدید یک هیئت نمایندگی نظامی چین از پاکستان

منبع: یک افسر (بین سرگرد تا سرهنگ تمام م ) پاکستانی که گزارشهای او در گذشته عموما مورد

تأیید قرار گرفته اند.

1 در 5 آبان 1358 مدیر عملیات ارتش سرتیپ میان محمد افضل در خلال صحبت با یک فرد معتمد

خود گفت که طی دیدار 10 روزه «هیئت نمایندگی نظامی حسن تفاهم» (از 28 مهر تا 7 آبان) که ژانگ

کایقان معاون ستاد مشترک ارتش آزادیبخش خلق آن را سرپرستی می نمود، اوضاع افغانستان به تفضیل

موضوع مذاکره قرار گرفت. در این مذاکرات افسران ارشد ارتش پاکستان با حضور ژنرال ضیاءالحق به

اجمال شرحی پیرامون شورش جاری علیه رژیم افغانستان که شورشیان مسلمان در افغانستان برپا

کرده اند، ارائه نمودند.

2 در مرحله ای از مذاکرات معاون ستاد مشترک ژانگ کایقان اظهار داشت که اگر شورشیان مسلمان

به حد کافی از حمایت خارجی برخوردار نشوند، رژیم حفیظ اللّه امین رئیس جمهور افغانستان قادر

خواهد بود موقعیت خود را محکم کند و این موجب بیشتر شدن ناآرامی و نفوذ شوروی در رژیم خواهد

شد. این بیان ژنرال ضیاء را بر آن داشت که بپرسد اگر آنها (چینی ها) از اوضاع افغانستان نگران هستند،

چرا از شورشیان مسلمان حمایت نمی کنند. ژانگ کایقان جواب داد که در عین احساس همدردی با راهی

که این شورش بر آن بود، چینیها نمی توانند به شورشیان کمک کنند، زیرا که در صورت آشکارشدن این

موضوع، انعکاسات جهانی وخیمی را ایجاد خواهد کرد و بر مذاکراتی که در حال حاضر در مسکو بین

چین و شوروی جریان دارد، تأثیر خواهد گذاشت. برای حفاظت از موضع چین، ژانگ کایقان درخواستی

را که قبل از آن سفیر چین در اسلام آباد تسلیم کرده بود تکرار نمود. مضمون درخواست این بود که هیچ

یک از تسلیحات و مهمات چینی موجود در تدارکات ارتش پاکستان نباید برای شورشیان مسلمان

افغانستان ارسال شود (توضیح حوزه فعالیت: به 79 3151578 TDFIRD Bمورخ 19 شهریور

1358 رجوع کنید که در آن دستور ژنرال ضیا گزارش شده است که چیزی از اسلحه، مهمات یا دیگر

ص: 701

تأمینات چینی الاصل نباید برای شورشیان افغانستان که دولت پاکستان به طور مخفیانه آنها را تامین

می کند ارسال شود.

3 محل کسب اطلاعات: پاکستان، اسلام آباد (8 آبان 1358) شماره گزارش حوزه فعالیت 2117

NPR.

4 انتشار از حوزه فعالیت: سفارت و وابسته دفاعی اسلام آباد ارسال شده به کابل، کراچی، دهلی نو،

جده، لندن، فرماندهی مشترک استراتژیک هوایی فرماندهی مشترک، فرماندهی (منطقه) اقیانوس آرام،

(منحصرا برای فرماندهی مشترک، فرماندهی اقیانوس آرام فرماندهی ناوگان اقیانوس آرام فرماندهی

ناوگان هفتم و مشاور سیاسی، فقط).

طبقه بندی گزارش: سری هشدار شامل منابع و روشهای اطلاعاتی است غیرقابل رویت برای

بیگانگان غیرقابل رویت برای پیمانکاران یا مشاوران پیمانکار بخش و اقتباس اطلاعات تحت نظر

تهیه کننده است. تا تاریخ 9 آبان 1378 در بایگانی ضبط شود... تمام اجزای گزارش طبقه بندی و قیود کل

سند را دارا می باشد.

عزیمت هیئت نمایندگی نظامی شوروی از افغانستان

سند شماره (9)

طبقه بندی گزارش: سری، هشدار شامل منابع و روشهای اطلاعاتی است غیرقابل رویت برای

بیگانگان غیرقابل رؤیت برای پیمانکاران یا مشاوران پیمانکار.

کشور: افغانستان

منبع: یک افسر میان رتبه ارتش افغانستان که گزارشهای او در گذشته عموما مورد تأیید قرار گرفته اند.

موضوع: عزیمت هیئت نمایندگی نظامی شوروی از افغانستان (تاریخ خبر: 22

اکتبر 7930 مهر 58)

1 در 30 مهر، هیئت ارشد نمایندگی نظامی که سرپرستی آن بر عهده ژنرال ایوان جی. پاولووسکی

است و از اواخر مرداد 1358 در افغانستان بوده کابل را با پرواز ویژه از فرودگاه نظامی فرودگاه بین المللی

کابل ترک کرد.

2 علاوه بر ژنرالهای روسی این هیئت که قبلاً در فهرست از ایشان نام برده شد (لطفا رجوع کنید به

گزارش 79 453/17 315 TDFRD B 12 مهر 1358)، سرتیپ اکیمشیف نیز عضو این هیئت بود.

در 29 مهر افسران ارشد ارتش جمهوری دمکراتیک افغانستان برای هیئت یک ضیافت شام خداحافظی

در کاخ چهلستون به پا کردند. میزبان این ضیافت سرهنگ یاکوب رئیس ستاد بود.

3 حمل کسب اطلاعات: افغانستان، کابل (11 آبان 1358) شماره گزارش حوزه فعالیت 4134

NHK

4 انتشار از حوزه فعالیت: سفارت و وابسته دفاعی کابل ارسال شده به لندن، اسلام آباد، دهلی نو،

کراچی، تهران، جده، فرماندهیهای نظامی.

طبقه بندی گزارش: سری هشدار شامل منابع و روشهای اطلاعاتی است غیرقابل رؤیت برای

بیگانگان غیرقابل رویت برای پیمانکاران یا پیمانکاران مشاور پخش و اقتباس اطلاعات تحت نظر

تهیه کننده است. تا تاریخ 12 آبان 1378 در بایگانی ضبط شود. تمامی اجزای گزارش طبقه بندی و قیود

ص: 702

کل سند را دارا می باشند.

سند شماره (10)

طبقه بندی گزارش: سری هشدار شامل منابع و شیوه های اطلاعاتی است غیرقابل رویت برای

بیگانگان غیرقابل رویت برای پیمانکاران یا مشاوران پیمانکار

کشور: افغانستان / پاکستان

موضوع: 1 نگرانی ناراضیان افغانی پیرامون حمله بزرگ جمهوری دمکراتیک افغانستان در استان

پکتیا. 2 پذیرفتن دولت پاکستان به اینکه به طور محدود تدارکات مهمات شورشیان افغانی را تامین

کند.

(تاریخ اطلاعات: 29 مهر 9 آبان 1358، 3121 اکتبر 1979)

منبع: یک مقام پیشین میان رتبه دولت افغانستان که در دهه آخر خرداد 1357 به پاکستان گریخت. او

روابط نزدیکی با رهبری جبهه آزادی ملی افغانستان و سایر گروههای تبعیدی در پاکستان دارد. او یک

منبع جدید و امتحان نشده است. او خبرهای خود را از سران تبعیدی افغانی در پاکستان اخذ کرد.

1 خیرهایی که به سران تبعیدی افغانی در پاکستان رسیده اند حاکی از آن است که در حدود 29 مهر

1358 نیروهای مسلح جمهوری دمکراتیک افغانستان تحت کنترل مستشاران نظامی شوروی حمله

بزرگی را در استان پکتیا شروع کردند. شورشیان قبیله ای افغان که در آغاز تهاجم نیروهای جمهوری ... به

پاکستان گریخته بودند گزارش دادند که دولت افغانستان حدود 300 تانک و زره پوش را با پشتیبانی

هواپیمای میگ 21 و هیلکوپترهای توپدار 24 MIبه نواحی قبیله نشین...، منگل و جاجی اعزام داشته

بود و... حرم (شرقی 2269، شمالی 4133) و همچنین نواحی وسیعی در اطراف علی... جاجی (شرقی

4369، شمالی 5733) و چمکانی (شرقی 4969، شمالی 4833) که در چند ماه گذشته در دست

قبایل شورشی بوده باز پس گرفته بود.

2 تعداد کثیری از شورشیان قبایل منگل و جاجی همراه خانواده های خود از مرز پاکستان به نواحی

پاراچینار (شرقی 6070، شمالی 5433) و میرام شاه (شرقی 0470، شمالی 0133) گریخته اند.

شورشیانی که فراری شده اند خانواده های خود را در محل امنی در پاکستان خواهند گذاشت و به

نواحی قبایل خود بازخواهند گشت تا شورش خود را علیه نیروهای دولتی ادامه دهند. سبقت اللّه مجددی

رهبر جبهه آزادی ملی افغانستان اخیرا همراه با مقداری تدارکات درمانی، پتو و غذا برای شورشیان قبایل

و خانواده هایشان عازم پاراچینار شد. پیش از آن حدود 500 شورشی قبیله ای جهت درمان جراحاتی که

در نبرد با نیروهای دولتی افغانستان در استان پکتیا برداشته بودند به پیشاور آمده بودند.

3 قبایل شورشی که لطمه اصلی حمله جمهوری دمکراتیک افغانستان به آنها رسید، پیروان سید حامد

(احمد م) گیلانی رهبر محاذ ملی انقلابی افغانستان بودند که در حال حاضر در عربستان سعودی به دنبال

حمایت عربستان سعودی از مبارزه شورشیان به سر می برد.

گیلانی که از آغاز تهاجم جمهوری دمکراتیک افغانستان در تماس تلفنی با مشاوران خود در پاکستان

بوده، بیش از همه نگران اوضاع است و در نظر دارد جهت از سرگیری فرماندهی نیروهای خود در

پاکستان پس از تعطیلات عید (1210 آبان) به پاکستان بازگردد. در عین حال وی از مشاوران خود

ص: 703

خواسته بود با مقامات دولت پاکستان تماس گرفته و خواستار پشتیبانی مادی برای قبایل شورشی شوند.

4 در... و 6 آبان یکی از مشاوران گیلانی با تنویر احمدخان مدیرکل اداره افغانستان، ایران و ترکیه

وزارت خارجه پاکستان و رضا پیراچا کفیل وزیر خارجه ملاقات کرد تا آنها را در مورد اوضاع پکتیا

توجیه کرده و خواستار پشتیبانی دولت پاکستان از قبایل شورشی شود. تنویر و پیراجا گفتند خود از دامنه

تهاجم جمهوری دمکراتیک افغانستان در پکتیا آگاه بودند و منابع اطلاعاتی پاکستان در کابل گزارش

کرده بودند که شورویها به حفیظ اللّه امین رئیس جمهور افغانستان توصیه نموده بودند که نیروهای خود را

تحت راهنمایی مستشاران شوروی متمرکز کند تا شورش در استان پکتیا را سرکوب کنند. دولت پاکستان

تا اندازه ای بر اساس گزارشهایی که از منابع خود در قبایل شورشی که بسیاری از شورویها را در پکتیا

ملبس به یونیفورمهای نظامی افغانستان دیده بودند شاهد داشت که شورویها عمیقا در تهاجم پکتیا دست

دارند.

5 پیراچا به رهبر ناراضی افغانی توصیه کرد به پیشاور برگردد و در آنجا او باید با یک سرگرد نیروی

زمینی پاکستان که به ناراضیان افغانی تسلیحات برای قبایل شورشی در پکتیا می دهد، تماس بگیرد.

در 8 آبان یک مشاور دیگر گیلانی با آن سرگرد نیروی زمینی پاکستان در پیشاور تماس گرفت و همان

طور که قول داده شده بود، مقدار نامعلومی تسلیحات دریافت نمود. سرگرد پاکستانی اذعان نمود که از

طرف مقامات بالاتر در اسلام آباد به وی اجازه داده شده بود که این کمک محدود را فراهم کند و مقدار

بیشتری (تصریح نشد) کمک در آتیه داده خواهد شد.

6 توضیح حوزه فعالیت: برای کسب جزئیات بیشتر درباره تهاجم عمده نیروهای مسلح افغانی در

استان پکتیا تحت راهنمایی مستشاران نظامی شوروی به گزارش 7018968/315 TDFIRD B

مورخ 7 آبان 1358 نیز رجوع کنید که از یک مقام امنیتی پاکستان گرفته شده است.

7 محل کسب اطلاعات: پاکستان، اسلام آباد (9 آبان 1358) شماره گزارش حوزه فعالیت 218

NPR -.

8 حوزه انتشار: سفارتخانه و وابسته دفاعی اسلام آباد، ارسال شد به کابل، کراچی، دهلی نو،

جده،لندن، تهران، ریاست ستاد فرماندهی استراتژیک هوایی، ریاست ستاد فرماندهی اقیانوس آرام

(منحصرا برای ریاست ستاد فرماندهی اقیانوس آرام،...، ریاست ستاد ناوگان اقیانوس آرام، فرماندهی

ناوگان هفتم فقط برای مشاور سیاسی).

ص: 704

سند شماره (11)

طبقه بندی گزارش سری هشدار شامل منابع و شیوه های اطلاعاتی است غیر قابل رؤیت برای

بیگانگان غیر قابل رویت برای پیمانکاران یا مشاوران پیمانکار پخش و اقتباس اطلاعات تحت نظر

تهیه کننده.

کشور: افغانستان

منبع: یک کارمند دولتی متوسط افغان که منبعی جدید و آزمایش نشده است. او پاراگرافهای یک تا

چهار را از یک مقام نظامی افغان و پاراگرافهای پنج و شش را از نتیجه مشاهدات شخصی در اختیار ما

گذارده است.

موضوع: افزایش حضور نظامی روسیه در کابل (تاریخ خبر: سپتامبر و اکتبر

1979 مهر و آبان 1358)

1 در پایگاه نظامی پل چرخی (پل چرخی م) قسمت آموزش رانندگان تانک تعداد آموزش

دهندگان روسی از 18 نفر در اواخر اوت 1979 به تعدادی حدود 20 30 نفر در اواخر اکتبر افزایش یافته

است. (اظهار نظر منبع وی دسترسی آزاد به دیگر مکانهای پل چرخی ندارد لیکن اظهار می دارد که بنا بر

گفتگوهایش با دیگر مقامات افغانی وی معتقد است که تعداد مقامات روسی منصوب به دیگر مکانهای

نظامی به طور فاحشی افزایش یافته است).

2 در پایگاه پل چرخی در حال حاضر حدود 200 تانک حاضر به کار موجود است. این تانکها از

داخل پناهگاههای پادگان جایی که قبلاً به دستور مشاورین روسی انبار شده بودند بیرون آورده شده اند و

چون قبلاً به مقامات روسی اطلاع داده شده بود که اگر به این پناهگاهها حمله شود تانکها به شدت آسیب

خواهند دید. تعداد تانکها در این محل هنوز به مقدار زیاد افزایش نیافته است.

3 در حال حاضر 500 داوطلب سرباز افغانی تحت تعلیم تانک در پل چرخی هستند. از نظر سنی بین

24 20 هستند و اکثر آنها از اقوام خلقیهای متعهد به شمار می آیند (اظهار نظر منبع فرعی: سطح کارآیی

کنونی آنها به نظر نمی رسد که استفاده از تانکهای پل چرخی را ممکن سازد).

4 اظهارنظر منبع: منبع فرعی با قاطعیت بیان می دارد «که روسها اختیارات را در سربازخانه های پل

چرخی به دست گرفته اند و قدرت تصمیم گیری اینک در اختیار روسهاست». منبع فرعی از این واقعیت که

اکنون دیگر روسها قدرت نظامی افغانستان را اداره می کنند ناراحت است. روحیه او و دیگرانی که در وضع

او هستند در وضع بسیار بدی است.

5 تعداد بیشماری از روسهای جوان وارد افغانستان شده و در مجتمع مسکونی میکرایون جای

گرفته اند. در تاریخهای 28، 29 و 30، اکتبر بین ساعتهای 16 تا 17 یک شمارش تقریبی از روسهای جوان

که به تفریح و بازی والیبال در زمینهای ورزشی بلوک 5 مشغول بودند انجام شد. حدود 30 سرباز شمارش

یافت (توضیح منبع: قبل از اوت 1979 تنها یک زمین والیبال وجود داشت). روسهایی که بعضیهاشان

لباس افغانی به تن کرده بودند حدود 21 یا 22 ساله به نظر می رسیدند. همه آنها موهایشان به سبک

«نظامی» بسیار کوتاه اصلاح شده بود. این تازه واردهای روسی را به سادگی می توان از مشاورین نظامی

روسی تمیز داد. مشاورین نظامی روسی معمولاً مسن تر بوده، لباس شخصی به تن دارند و موهایشان بلند

است و معمولاً همسر و کودکانشان نیز همراهشان است (توضیح منبع: به نظر می رسد که تعداد مشاورین

ص: 705

نظامی ساکن در مجتمع مسکونی افزایش یافته باشد). در 29 و 30 اکتبر سه دستگاه اتوبوس افغانی

روسی الاصل دیده شد که کودکان روسی را به مدرسه می برد.

اتوبوسها مملو از این کودکان بودند. هر سه اتوبوس حدود 100 کودک را به همراه داشتند. (توضیحی

منبع: روسها قصد پنهان نمودن حضور فزاینده خود در این مجتمع مسکونی را ندارند. این طور به نظر

می رسد که آنها می خواهند بگویند «ما در اینجا خواهیم ماند به ما عادت کنید».

6 وقتی که شخصی وارد مجتمع میکرایون از طریق آب پس از عبور از پل روی رودخانه کابل می شود

پس از گردش به چپ از دو ساختمان نظامی عبور خواهد کرد. اولی به وسیله افغانها حفاظت می شود؛ در

صورتی که ساختمان دوم که یک مرکز مخابراتی است به وسیله افغانهای تحت فرمان یک جوان روسی

حفاظت می گردد. این جوان روسی که مو طلایی است یونیفورم افغانی بهتر دوخته شده ای را می پوشد و در

حالی که کلاشینکف بر دوش دارد شبها سربازان خود را مورد بازدید قرار می دهد. او را در ساعات

مختلف شب در آنجا می توان دید.

7 محل کسب اطلاعات: کابل، افغانستان (30 اکتبر 1979) شماره گزارش 4132 NHK

8 انتشار از حوزه فعالیت: سفارتخانه و وابسته نظامی در کابل ارسال شده به لندن، اسلام آباد، دهلی

نو، کراچی، تهران، جده، فرماندهیهای نظامی....

طبقه بندی گزارش سری هشدار شامل منابع و روشهای اطلاعاتی است غیر قابل رویت برای

بیگانگان غیر قابل رویت برای پیمانکاران یا مشاوران پیمانکار پخش و اقتباس اطلاعات تحت نظر

تهیه کننده است. تا تاریخ 8 آبان 1378 در بایگانی ضبط شود تمام اجزای گزارش طبقه بندی و قیود کل

سند را دارد.

سند شماره (12)

طبقه بندی گزارش: سری هشدار شامل منابع و روشهای اطلاعاتی است غیر قابل رویت برای

بیگانگان غیرقابل رویت برای پیمانکاران یا مشاوران پیمانکار.

کشور: افغانستان / شوروی (تاریخ اطلاعات: اکتبر 1979 مهر و آبان 58)

موضوع: یک افسر... رتبه ارتش افغانستان که گزارشهایش عموما مورد تأیید

قرار گرفته اند. او این خبر را از افسران ارشد.... وزارت دفاع کسب کرد.

1 ......اکتبر، افسران خلقی طرفدار ترکی ........ دستگیر شدند.

2 .......اسداللّه...... پیام، عضو شورای ........... رئیس مخابرات رادیویی ...... و دو جانشین او شد.

سرهنگ گل حسن زرمتی ....... بازرس ......... گل حسن زرمتی از نزدیکان......محمد اسلام وطنجار بود.

هر دوی آنها ...... و پشتون هستند.

سرگرد خدایدوست اندار، رئیس ....... در وزارت دفاع. سرگرد گل بهار، رئیس پرسنلی......... معاون

ریاست تشکیلات یک سروان عالیرتبه. (توضیح حوزه فعالیت: منبع نمی توانست نامش را به خاطر آورد).

(توضیح منبع: بازداشتهای دیگری نیز صورت گرفته اند)

3 (توضیح حوزه فعالیت: گزارش 4130NHK را که گزارش قدیمیتری را بازداشت طرفداران ترکی

در ارتش می باشد، ملاحظه کنید).

ص: 706

سند شماره (13)

طبقه بندی گزارش: سری هشدار شامل منابع و روشهای اطلاعاتی است غیر قابل رویت برای

بیگانگان غیرقابل رویت برای پیمانکاران یا مشاوران پیمانکار.

کشور: افغانستان منبع: یک افسر افغانی میان رتبه که اخبار او عمدتا مورد تأیید قرار گرفته است. او

این اخبار را از یک افسر اطلاعاتی افغانی به دست آورده است.

موضوع: 1 تلاش احتمالی برای ترور پرزیدنت حفیظ اللّه امین.

2 کمین برای اتوبوسها در خارج از کابل. (تاریخ اطلاعات: اواخر اکتبر 1979 اوایل آبان 58)

1 در اواخر اکتبر یک افسر مورد اعتماد خلقی که به عنوان محافظ در مقابل مجلس خلق که دفتر

حفیظ اللّه امین در آن قرار دارد انجام وظیفه می کرد، در حالی که سعی داشت اسلحه کلتی را به داخل

منطقه ای از کاخ که بردن اسلحه به آن جا ممنوع است و تنها محافظین شخصی امین می توانند اسلحه داشته

باشند، ببرد دستگیر شد. تحقیقات از افسر خلقی نشانگر این مطلب است که او در تلاش برای پنهان نمودن

اسلحه در منطقه ممنوعه قبل از استفاده آن جهت ترور امین بوده است (توضیح منبع فرعی: قبل از اینکه

امین قدرت را از ترکی بگیرد، افسران خلقی مورد اعتمادی چون افسر دستگیر شده اجازه داشتند که در

حضور امین ترکی اسلحه حمل نمایند. از تاریخی که امین به ریاست جمهوری رسید تمام افسران از حمل

سلاح در محل کاخ جایی که امین زندگی و کار می کند محروم شده اند. ملاقات کنندگان افغانی که به کاخ

می آیند حداقل دو مرتبه تفتیش بدنی شده و همین طور به وسیله وسائل فلز یاب بازرسی می شوند. یک

وسیله فلزیاب جای اسلحه را که افسر خلقی در بدنش مخفی نموده بود شناسایی کرد).

2 در حدود 9 آبان، دو «ماشین» (توضیح منبع: ممکن است که اتوبوس بوده باشند)، در پشت دو منبع

ذخیره بنزین در گذرگاه جاده سالانگ که اولین محله خارج کابل می باشد، متوقف گردید. «ماشینها» به

وسیله شورشیانی که لباس نظامیان افغانی را پوشیده بودند وادار به توقف گردیده بودند. وقتی که راننده

یکی از «ماشینها» می خواست اسلحه خود را بردارد تیری به میان چشمانش شلیک شد. شورشیان

اتوبوس را غارت نموده و به تپه های اطراف فرار کردند.

3 محل کسب اطلاعات: افغانستان، کابل (11 آبان 58 2 نوامبر 79 شماره گزارش 4138NHK).

4 انتشار از حوزه فعالیت: سفارتخانه و وابسته نظامی در کابل. ارسال شده به لندن، اسلام آباد، دهلی

نو، کراچی، تهران... طبقه بندی گزارش: سری هشدار شامل منابع و روشهای اطلاعاتی است غیرقابل

رؤیت برای بیگانگان غیرقابل رویت برای پیمانکاران با مشاوران پیمانکار پخش و اقتباس اطلاعات

تحت نظر تهیه کننده است. تا تاریخ 12 آبان 1378 در بایگانی ضبط شود. تمام اجرای گزارش طبقه بندی

و قیود کل سند را دارا می باشد.

ص: 707

سند شماره (14)

طبقه بندی گزارش: سری هشدار اطلاعاتی غیرقابل دسترسی برای بیگانگان غیرقابل دسترسی

برای پیمانکاران با مشاوران پیمانکار کشور: افغانستان / روسیه

موضوع: پروازهای مهمات رسانی به منطقه کابل.

(تاریخ اطلاعات: اکتبر 1979)

منبع: یک افسر میان رتبه نیروی هوایی افغانستان که گزارشات پیشین او مورد تأیید قرار گرفته است.

وی این اطلاعات را در حین انجام وظیفه به دست آورده است.

1 در طول دو هفته آخر اکتبر 1979 حدود 10 پرواز 12 (CUB) AN حامل مهمات از روسیه به

خواجه رواش و پایگاه هوایی بگرام کابل وارد شد. این محموله ها دو برابر محموله مهماتی است که در دو

هفته اول اکتبر وارد شده بود.

2 (اظهار نظر منبع گزارش کننده: مهماتی که از روسیه می رسد به وسیله هواپیماهای باربری به

خلبانی خدمه روسی به مناطق درگیری برده می شود).

3 محل کسب اطلاعات: افغانستان، کابل (9 آبان 1358) شماره گزارش حوزه فعالیت:

4133NHK، همچنین فرستاده شد به لندن، اسلام آباد، دهلی نو، کراچی، تهران، جده، فرماندهی

نیروهای آمریکا در اروپا...

طبقه بندی گزارش سری اخطار شامل منابع و روشهای اطلاعاتی است غیرقابل رویت برای

ص: 708

بیگانگان غیرقابل رویت برای پیمانکاران یا مشاوران پیمانکار پخش و اقتباس اطلاعات تحت نظر

تهیه کننده است. تا تاریخ 10 آبان 1378 در بایگانی ضبط شود. تمام اجزای گزارش طبقه بندی و قیود کل

سند را دارد.

سند شماره (15)

کشور: افغانستان / روسیه سری

هشدار: شامل منابع و شیوه های اطلاعاتی است غیرقابل رویت برای بیگانگان غیرقابل رویت برای

پیمانکاران یا مشاوران پیمانکار

منبع: یک افسر میان رتبه نظامی افغان که گزارشات پیشین او مورد تأیید قرار گرفته است وی این

اطلاعات را از طریق یک افسر اطلاعاتی ارتش افغانستان به دست آورده است.

(تاریخ اطلاعات: آذر و آبان 58 اکتبر 1979).

موضوع: به کنترل درآمدن پایگاه هوایی شینداد توسط روسیه

1 از اواسط اکتبر روسها کنترل پایگاه شینداد در استان فراه را به دست گرفته اند (اظهار نظر منبع:

شورویها درباره پایگاه هوایی شینداد همان نظارتی را اعمال کردند که بر پایگاه هوایی بگرام اعمال

داشته اند) و مقامات افغانی در آنجا فقط به صورت «نمایشی» هستند و تمام تصمیمات در این پایگاه ها

توسط روسها اتخاذ می گردد.

2 محل کسب اطلاعات: افغانستان، کابل (11 آبان 1358) شماره گزارش 4136NHK.

3 طبقه بندی گزارش: سری اخطار شامل منابع و روشهای اطلاعاتی است غیرقابل رویت برای

بیگانگان غیرقابل رویت برای پیمانکاران یا مشاوران پیمانکار پخش و اقتباس اطلاعات تحت نظر

تهیه کننده است. تا تاریخ 10 آبان 1378 در بایگانی ضبط شود. تمام اجزای گزارش طبقه بندی و قیود

کل سند را دارا می باشد.

سند شماره (16)

از: رئیس 516886سری 28 شهریور 58 اعضا

به: با حق تقدم به تهران، رونوشت برای کابل

هشدار: شامل منابع و شیوه های اطلاعاتی است

عطف به: تهران 54242 (به کابل فرستاده نشد/ احتیاج نیست)

1 برای کابل، تلگرام مرجع درخواست می کند که تهران به....اوضاع افغانستان افزوده شود.

درخواست می شود کابل هماهنگی کند.

2 در ادامه اقداماتی که اتخاذ شده تا یک ارتباط اطلاعاتی با دولت بازرگان برقرار شود، ما... که

کاردار لینگن اطلاعات دست چینی را که شفاها تکرار می شود، شفاها درباره افغانستان به یزدی یا

بازرگان بدهد. این مطالب از طرف ستاد به قرارگاه مخابره خواهد شد تا به لینگن بدهند. اولین اطلاعات

ذیلاً ارائه می شود. لینگن باید این را توضیح دهد که اطلاعات به عنوان جزئی از فعالیتی داده می شود که از

جلسه توجیه اطلاعاتی 30 مرداد شروع شد. او همچنین باید از بازرگان یا یزدی بخواهد دولت ایران هر

گونه تأییدی نسبت به این اطلاعات داشته باشد یا بتواند به دست آورد. بدهد. به این ترتیب ما می خواهیم

گفتگوی (تکرار می شود گفتگو) اطلاعاتی را تشویق کنیم. شما می توانید به لینگن اطمینان دهید که وزارت

خارجه در جریان این درخواست است و موافقت دارد.

3 «در 26 مرداد، یک هیئت نظامی عالیرتبه روس تحت ریاست یک ژنرال چهار ستاره وارد کابل

شد. این ژنرال توسط 12 ژنرال و 6 سرهنگ دیگر همراهی می شد. پیش بینی می شد که این هیئت به مدت

25 روز در آنجا بماند تا اوضاع شورش را مطالعه کند. موقعیت مستشاری شوروی برای ارتش افغانستان

در چند ماه گذشته تقویت شده است.به علاوه در اواسط شهریور ما خبرهای تأیید نشده ای به دست

آوردیم مبنی بر اینکه سربازان شوروی به صورت لشکر وارد کابل شده بودند تا احتمالاً از شهروندان و

تأسیسات شوروی حفاظت کنند. به هر حال ما خبرهای فایل اطمینانی داریم که تقریبا 400 سرباز

شوروی در....بگرام نزدیک کابل مستقر شده اند.

4 مخاطبین به تلگرام شماره 241747 وزارت خارجه مورخه 23 شهریور توجه خواهند کرد که

مربوط به برقراری گفتگو راجع به افغانستان با دولت ایران می باشد. ممکن است که این پیام به دنبال تأیید

ما از پیشنهاد مطروحه در پاراگراف... به وزارت خارجه با تحریک ما ارسال شده باشد، اما به هر صورت

جهت و...... آن به قصد تکمیل قضیه بوده است. مثلاً.........اوضاع افغانستان به طور کلی با یزدی با

بازرگان، لینگن باید خبر پاراگراف سه را رد کند و خواستار تأیید ایرانیها شود.

5 بدون پرونده، تا تاریخ 28 شهریور 78 در بایگانی ضبط شود. تماما سری. سری.



کتاب سی و یکم

کردستان (1)

ص: 709

کردستان (1)

ص: 710

ص: 711

«غائله کردستان به دست مشتی از خدا بی خبر مزدور که از اسلحه اجنبی برخوردار و از پشت مرزها

الهام می گرفت به قیام دلاورانه قوای انتظامی و پاسداران انقلاب در هم پیچیده و سرکردگان مفسد و

وابسته به اجانب در گریزگاهها پنهان و جوانان فریب خورده ما را به جای گذاشتند. «امام خمینی»

پس از آنکه ملت مسلمان ایران توفیق پیروزی برایش حاصل شد، باب رحمت برای همه باز گردید،

همه واقعا آزاد شدند قلمها، گروهها، فعالیتها، مرزها، ... ولی عده ای خیانتکار و فاسد که هنوز بنده نفس

پرستی خویش بودند به اخلالگری و فتنه سازی برخاستند. از این مهلت آزادی از بند رژیمهای مستکبر،

سوءاستفاده کردند و در کردستان و سایر نقاط کشور علیه انقلاب توطئه کردند و فاجعه ها به وجود

آوردند.

اینها مثل یهود بنی قریضه بودند که در زمان رسول اکرم (ص) با آنکه نبی رحمت بود، فرمود تمام آنها

را گردن زدند. عده ای که به مقابله علیه جمهوری اسلامی پرداختند، نشان دادند که از مشاهده نور رحمت

عاجز و مستوجب غضب الهی می باشند و دیدند آنچه ملت غیور ایران به اذن خدا و به امر خدا با آنها کرد.

این مجموعه از اسناد جاسوسخانه آمریکا پیوندهایی را که مفسدین کردستان با امپریالیسم جهانی و

در رأس آن آمریکای جنایتکار و صهیونیسم و ایادی آنها داشته اند، نشان می دهد. این مجموعه مشتمل بر

دو کتاب است. کتاب اول حاوی یک جزوه پژوهشی از سازمان سیا تحت عنوان «نظری کلی بر مسئله

کردها» است. مابقی کتاب اول اسناد بخش سیاسی جاسوسخانه در رابطه با اوضاع کردستان می باشد و

اسناد قبل و بعد از انقلاب را در بر می گیرد. کتاب دوم تماما اسناد عملیاتی سازمان سیا می باشد و قسمت

اعظم آن از اسناد رشته رشته شده به دست آمده است. در این کتاب گوشه ای از جزئیات و شیوه های

جمع آوری اطلاعات سازمان سیا نشان داده شده است. این گونه اسناد و گزارشهای عملیاتی در فواصل

معین مورد بازبینی تحلیلگران سازمان سیا قرار می گرفته و منتهی به تهیه جزوات پژوهشی از آن نوع که در

کتاب اول موجود است، می شده است.

امروزه دیگر آشکار شده است که مطالعات و پژوهشهای دقیق ابرقدرتها درباره روحیات و سوابق

اقوام و مذاهب و نژادها و منابع مادی و معنوی کشورها همگی در جهت تحقق نیات شیطانی ایشان که

شناخت راههای نفوذ در آنها برای تأمین منافع و مطامع پایان ناپذیر خود می باشد، بوده است. کارشناسان

و اهل فن ایشان می آمدند و در کنار نقشه برداری از معادن و ذخایر ممالک در روحیات مردم و دستجات

مختلف کاوش می کردند، تا بدانند برای حفظ منافع با هر جماعتی چگونه باید برخورد کرد. برای

دسترسی به نفت یا دسترسی به آبهای گرم فلان منطقه آیا باید ندای دفاع از حقوق این قوم و آن فرقه

ص: 712

مذهبی سر داد یا بهتر است از دولت مرکزی حمایت کرد و موجبات سرکوب آن قوم و فرقه را فراهم کرد.

عملکرد انگلستان، استعمارگر پیر، در رابطه با کردهای عراق مبّین این نوع رفتار و طرز نگرش

سودجویانه است که تحلیلگران سیا نقل کرده اند: «اگر چه سیاست خارجی بریتانیا مخالف تمایلات

تجزیه طلبانه کردها نبود و لیکن کشف نفت در جنوب ایران و امکان پیدایش نفت در شمال عراق عملاً بر

علیه حمایت بریتانیا از کردستان مستقل عمل کرد. کشف نفت در سال 1927 در منطقه کرکوک که امتیاز

آن به آمریکاییها و اروپاییها داده شد، عملاً تمایلات غربیها را برای حمایت از جنبش استقلال طلب کرد،

متوقف کرد.»

در عراق حمایت شوروی از قضیه کردها در طی سالها در رابطه معکوس با موفقیت آن در جلب نظر

حکومت مرکزی در بغداد فراز و نشیب داشته است.» روسیه همواره در صدد استفاده از کردها و طرح

مسئله خودمختاری در جهت منافع خود بوده و در این میان شاید انگیزه های ایدئولوژیک هم هیچ گاه

مطرح نبوده است. جمهوری دمکراتیک مهاباد در زمان حضور نظامی روسیه در خاک ایران استقرار یافت

و با خروج قوای آن کشور، این جمهوری نیز سقوط کرد. غرض کلی از حمایتهای ظاهری این بوده که در

صورت ضعف رژیمهایی که با کردها در خاک خود سر و کار دارند، روسها نیز از داشتن یک پایگاه در

منطقه محروم نباشد. میزان حمایت روسها رابطه معکوس داشته با روابطشان با دولتهای مرتبط به مسئله

کردها. چنانکه در مورد ایران (نقل از سند). «پیش از سقوط شاه، شواهد اندکی از ارتباط شوروی با

جنبش چند سال اخیر کردها در داخل ایران به چشم می خورد.»

پس از سقوط شاه: «شورویها از طریق رادیوی مخفی خود در باکو به نام صدای ملی ایران، حمایت

خود از خواستهای کردها برای خودمختاری در چهارچوب کشور ایران را اعلام داشته اند ... شورویها بین

خواستهای «حقه» گروههای اقلیت برای خودمختاری محلی و آنچه که آنها تمایلات تجزیه طلبانه مورد

حمایت امپریالیسم می نامند تمایز آشکار قائل می شوند. «این تمایز در حالی بوده که هیچ یک از طرفداران

صریح امپریالیسم آمریکا نیز ادعای تجزیه طلبی نداشته اند و با مساعدت حزب دمکرات و گروهکهای

چپ نما و حمایت رژیم بعث عراق فقط برای سرنگونی جمهوری اسلامی می جنگیدند.

شیطان بزرگ برای برخورداری کامل از خوان یغمایی که نوکرش محمدرضا در ایران فراهم کرده بود،

سیاست سرکوب کردهایی که خواهان رهایی از سلطه اهریمنی شاه بودند را به وی تجویز می کرد. جزوه

سیا می نویسد: «از اواخر 1940 تا اوایل 1978 رژیم شاه قادر به آرام نگهداشتن نسبی کردها بود.این

منظور از طرق زیر عملی گردید: حضور نظامی گسترده در منطقه کردنشین، مسلح کردن کردهای وفادار به

حکومت، تبعید رهبران ایلی مظنون به فعالیتهای ضد حکومتی و توسعه امکانات اقتصادی و آموزشی در

منطقه.» طرح اصلاحات ارضی که از طرف مستشاران آمریکایی دیکته شده بود، علاوه بر نابودی

کشاورزی و وابسته کردن مملکت ناظر به این جهت نیز بود: «اصلاحات ارضی که در جهت تضعیف اقتدار

رهبران قبایل قرار دارد بیش از هر ناحیه ایران در شمال غرب آن تأثیر و سرعت اجرا داشته است. هر چند

که بعضی از رهبران قبایل که تصور می شده به دولت وفادارند اجازه یافته اند که املاک وسیعی را حفظ

نمایند. «همچنین رژیم آمریکایی شاه برای آنکه با فراغ بال به سیاستهای توسعه طلبانه خود در خلیج

فارس بپردازد و سیاستهای رژیم صهیونیستی برای تضعیف جبهه اعراب را که در آن زمان به ظاهر

رویاروی صهیونیستها بودند را پیش ببرد، از خواست به اصطلاح خودمختاری کردهای عراق حمایت

ص: 713

می کند. با این وصف، پس از مدتی رژیم شاه و در واقع آمریکا با رژیم عراق به مصالحه می رسد و آنگاه این

دو مشترکا به سرکوب به اصطلاح خودمختاری می پردازند. آنچه به صراحت می توان گفت این است که

کردها وجه المصالحه مقاصد و نیات ابرقدرتها و رژیمهای حاکم مربوطه شان برای دستیابی به منافع و

مقاصدشان بودند.

پس از انقلاب اسلامی رژیم عراق همین سیاست را به کار می گیرد و با پشتیبانی از مدعیان

خودمختاری در کردستان ایران سعی می کند از جمهوری اسلامی امتیاز بگیرد، لذا خانها و فئودالهایی را که

شاه تقویت کرده بود و سایر بازماندگان رژیم منحوس شاهنشاهی را تحریک کرده تا زیر لوای

خودمختاری برای سرنگونی جمهوری اسلامی فعالیت کنند.

علیرغم درخواستهای مکرر این مفسدین از شیطان بزرگ برای اعلام حمایت از آنان، آمریکا پاسخ به

این درخواستها را موکول به دریافت اطلاعات دقیقتر از کردستان می کرده است. به این منظور سازمان سیا

فعالیت گسترده ای را با استفاده از جاسوسان خود پی می گیرد.در طی مدت چند ماه درگیریهای پس از

پیروزی انقلاب اسلامی در کردستان تا زمان اشغال جاسوسخانه آمریکا، سیا حداقل چهار جاسوس خود

را روانه کردستان کرده که دو تن از این جاسوسها خبرنگار بوده اند. از این دو خبرنگار یکی برای ارگان

حزب کمونیست فرانسه قلمزنی می کرده و دیگری عامل دسترسی به محافل چپ بوده است.

جنجالی که پیرامون به اصطلاح مسئله اعدامهای سریع و انقلابی در کردستان در مطبوعات و

شبکه های خبرگزاری غربی و شرقی ایجاد شده بدون شک نتیجه فعالیتهای این نوع خبرنگاران نوکر

امپریالیسم بوده است.

سازمانهای در خدمت امپریالیسم چون سازمان ملل نیز طبق معمول به یاوه گویی پرداختند و در جرگه

طرفداران خودمختار و اقلیتها در آمدند. کمیسیون فرعی سازمان ملل تلگرامی به این مضمون به ایران

می فرستد: «کمیسیون فرعی جلوگیری از تبعیضات و دفاع از حقوق اقلیتهای سازمان ملل در تلاشش

جهت حفاظت از حقوق انسانی تمام افراد اعلام می دارد، که با دریافت گزارشهای اعدامهای سریع

کردهای بیشماری در ایران عمیقا احساس تکان و تأثر نمود و قطع فوری این اعمال غیر انسانی را

درخواست می کند.«یقینا پس از مطالعه اسناد و شناختن ماهیت معدومین بهتر می توان فهمید که این

کمیسیون بابت چه چیزی «احساس تکان و تأثر» و تزلزل در موجودیت خود نموده است. مثل همیشه

شرق و غرب دست در دست هم نهاده و یکدیگر را از مواضع ظاهرا متفاوت تقویت می کنند. نمونه ای از

تبلیغات رادیوی روسی صدای ملی ایران در یکی از اسناد منعکس است (این متن را سازمان خبری

رادیوهای بیگانه ضبط کرده که یکی از شعبات سازمان سیا می باشد نقل از سند): «زیر شعار دروغین

دفاع از اسلام، عوامل امپریالیسم و صهیونیسم سعی دارند به نیروهای حقیقی انقلاب و تقاضاهای مشروع

و منصفانه مردم کرد برای به دست آوردن خودمختاری اداری و فرهنگی در محدوده تمامیت ارضی و

وحدت ملی ایران ضربه وارد آورند. مرگ زنان، بچه ها و پیران بی دفاع در کردستان پیش درآمدی هم

برای نابودی آزادی در کشور می باشد». منظور روسها از «نیروهای حقیقی انقلاب «و «تقاضاهای

مشروع و منصفانه» را از متن اسناد به خوبی می توان دریافت که این نیروها چه کسانی بوده اند و تقاضاها و

پیامهای خود را به چه رژیمهایی تقدیم می داشته اند.

بنا بر اسنادی که به دست آمده، سازمان سیا طرحهایی داشته مبنی بر اینکه اخبار حاکی از حمایتهای

ص: 714

شوروی از کردها و سایر اقلیتهای ایران را در جلسات سری تبادل اطلاعاتی که با بعضی از سران دولت

موقت داشته، مطرح نموده و بزرگنمایی کند. این اقدام سازمان سیا برای متوهم ساختن مقامات مذکور

نسبت به عوامل آمریکایی فعال در کردستان و ماهیت دخالتهای رژیم عراق بوده تا آنان درنیابند که این

دخالتهای عراق ناشی از سیر وابستگی از شرق به غرب این رژیم در سالهای اخیر بوده است و در پی آن،

این افراد دلباخته به غرب از ترس مترسکی که آمریکا علم کرده بود هر چه بیشتر از گذشته به طرف او

سوق پیدا کنند و منافع پیشین او در ایران را اعاده نمایند.

در یکی از این جلسات معاون نخست وزیر وقت (امیر انتظام) از مأمور سیا با صراحت راه حل مسئله

کردستان را طلب می کند، طرح مسئله آنقدر بی شرمانه است که حتی مأمور سیا آن را نمی تواند باور کند

(سند مربوطه در کتاب افشاگری شماره 10 بخش اسناد سیا، سند شماره 10 انتشار یافته است). از آنجایی

که اصل سیاست آمریکا بر ثبات منطقه و جلوگیری از گسترش اجتناب ناپذیر انقلاب اسلامی مبتنی بوده،

راه حل پیشنهادی سیا، تشکیل کنفرانس با عراق و ترکیه بوده تا با رد و بدل نمودن امتیازات و عقد توافقات

بین دولتهای درگیر با مسئله، نگرانی آمریکا از بابت مواردی مثل موارد زیر رفع شود:

تهدید بالقوه نسبت به ذخایر نفتی ایران از جانب سرایت فکر خودمختاری به خوزستان.

تقویت فکر خودمختاری در بین کردهای کشورهای هم جهت یا دوست با آمریکا مثل عراق و ترکیه.

تقویت موقعیت روسیه در ایران. در سال 58 و قبل از آن آمریکا این دیدگاه را داشته که ایران به مثابه

سدی در برابر خواست دیرینه روسیه برای راهیابی به منطقه خلیج فارس می باشد و با این حساب تجزیه

ایران یک قدم روسیه را به مقصود نزدیک می کند.

اینها بخشی از عواقبی بوده که آمریکا در صورت پیروزی جنبش خودمختاری پیش بینی می کرده

است. اما چنین پیروزی را متحمل نمی دانسته و در اولین صفحات جزوه سیا به علل عدم موفقیت این

جنبش در گذشته و آینده بر می خوریم که همانا علت عمده ای است که مأمورین سیا تقاضاهای مکرر

عوامل خود را که خواهان خودمختاری بودند، معلق می گذاردند و وعده حمایت مستقیم نمی دادند چرا که

صرفا حرکتهای آشوبگرانه در کردستان را کافی نمی دانستند. آمریکا با مشاهده کمکهای خارجی که

عمدتا از طرف عراق تأمین می شد غائله کردستان را در دراز مدت در جهت مقاصد شوم خود می دید.

وابسته دفاعی آمریکا در ایران پیشنهادهایی در این رابطه می دهد: «کردها ممکن است از قدرت کافی

برای تضمین خودمختاری بیشتر برای خود در غرب ایران برخوردار باشند،اما در حال حاضر فکر

می کنیم که آنها قادر به بسط قدرت و نفوذ خود در جهت براندازی دولت نیستند. اگر کردها، آذربایجانیها،

اعراب و سایر گروههای قومی تلاشهای خود را هماهنگ و از یکدیگر حمایت کنند به عقیده ما آنها امکان

موفقیت دارند. اگر پالیزبان در دو ماه آینده بتواند ارتش را در کردستان خنثی کند (این یک امکان است) و

توده به خاطر اضمحلال بیشتر اقتصاد، خمینی را رها کند، آن گاه پالیزبان (نه لزوما کردها) ممکن است به

عنوان یک رهبر جدید مورد قبول واقع شود. وابسته دفاعی همچنان معتقد است که مسئله کردها به خودی

خود نمی تواند تخته پرشی برای سرنگونی رژیم فعلی خمینی باشد.»

چنان که ملاحظه خواهد شد، یکی از ایادی رژیم بعث که جاسوس سیا نیز بود (سردار جاف) قصد

داشته عینا همین نقشه حمله همزمان در چند استان را به اجرا در آورد. با در نظر گرفتن اینکه غائله

کردستان علیرغم اینکه نمی تواند به خواستهای خود برسد، ولی با وجود استمرار کمکهای خارجی یکباره

ص: 715

نیز از بین نخواهد رفت، سودی که آمریکا برای خود در این جریانات منظور می داشته:

الف: جمهوری اسلامی در صدد مقابله با این جریان برمی آید و مدت مدیدی امکانات تواناییهای

انقلاب صرف این امر می شود و از به کار رفتن آن در زمینه های سازنده جلوگیری می شود و این خود یک

امتیاز به نفع ضد انقلاب است.

ب: جمهوری اسلامی ناچار از مذاکره با رژیم بعث شده و در ازای قطع تحریکات عراق، نگرانی

آمریکا از بابت گسترش انقلاب اسلامی در منطقه یا آنچه صدام تحریک شیعیان عراق می خواند، رفع

می شود.

ج: در صورت درگیر شدن ارتش در مقابله با جریان بافت و سیستم وابسته به آمریکای ارتش به خاطر

در اولویت قرار گرفتن درگیری دست نخورده باقی می ماند و همچنین احتیاج به لوازم یدکی این وابستگی

را تشدید می کند و در نتیجه کانال نفوذی آمریکا باز می ماند.

از طرف دیگر مقصدی که تمام جریانهای فعال در کردستان بر آن اتفاق نظر داشتند، مخالفت با رهبری

روحانیت و خط مشی آن در قبال غائله کردستان بود. امام و به دنبال ایشان علمای دین از همان ابتدا

ماهیت آن جریانها و دست اندرکاران آن را شناخته بودند و دولت موقت را که با ساده انگاری و مسامحه

عمل می کرد و مایل به مذاکره و بازیهای سیاسی در قبال جنایتکاران بود (ناگفته نماند که آرام کردن غائله

کردستان از طریق دولت موقت با روش سازش و مذاکره تحت رهنمودهای آمریکا موجب تقویت و

استحکام دولت موقت از نظر سیاسی می شد و تقویت دولت موقت و استحکام آن یکی از برنامه ها و

ایده های آمریکای جنایتکار بود.) تحت فشار قرار می دادند تا رفتار قاطعانه تری از خود نشان دهد. پس

از انقلاب برای حاکمیت یافتن لیبرالها و خروج سر رشته از دست امام و پیروان ایشان، مأموران سیا در

ایران فعالیتهای گسترده و همزمانی را شروع می کنند تا یک ائتلاف از لیبرالهای سیاسی غیر مذهبی، به

اصطلاح روحانیون میانه رو و سران وابسته ارتش در صورتی که ارتش به عنوان یک عامل کار آمد مطرح

شود، ایجاد کنند.

تماس با گروهکهای سیاسی مختلف ادامه می یابد تا در موقع لزوم از این راه حل میانه حمایت کنند.

اسنادی که تاکنون در رابطه با افرادی مثل بنی صدر، امیرانتظام، شریعتمداری،.....افشا شده اند، همگی

جوانبی از این طرح بوده اند. آمریکا می دانست که راه حلهای نظامی مثل شورش در کردستان نه تنها کافی

نیستند، بلکه حمایت از آنها موجب می شود فاسدهایی که در درون و بیرون دولت موقت نزد آمریکا

جلوه گری می کردند و امیدهای آمریکا در طرح خود بودند مجبور به فاصله گرفتن شوند. بنابراین تا

زمانی که ناآرامیهای کردستان «در جهت نیمه اول شعار دموکراسی در ایران، خودمختاری در کردستان»

بود و منجر به خودمختاری در کردستان نمی شد (و آمریکا می دانست که خودمختاری در کردستان،

بدلایلی که آورده، نمی تواند متحقق شود و اصلاً خودمختاری همواره یک بهانه بوده است.) این غائله به

طرح آمریکایی روی کار آمدن دولت میانه رو و استقرار نهادهای دمکراتیک کمک می کند و قابل استفاده

است. آشکار است که در صورت موفقیت این طرح شوم، ناآرامیها نیز فرو می نشست و جریانهای فعال در

کردستان می توانستند با دولت مورد نظر آمریکا به مذاکره نشسته و به خواستهای خود برسند، در آن

صورت اگر باز کسانی به ادعاهای گزاف دایر بر خود مختاری اصرار می ورزیدند با سرکوب مواجه

می شدند و در ضمن ضرورت ابقای بافت تصفیه نشده ارتش را توجیه می نمودند. در این مرحله نیز با

ص: 716

هدایتهای مقام ولایت فقیه امام خمینی و بیداری امت بود که این طرح آمریکایی نقش بر آب شد.

عراق

جلوه ماهیت آمریکایی رژیم بعث عراق پس از قرارداد مارس 1975 الجزیره با رژیم شاه شتاب

بیشتری می گیرد و روابط عراق با حکومتهای غرب و حکومتهای دست نشانده آمریکا روز به روز تحکیم

می یابد، معهذا قراردادهای تسلیحاتی و بازرگانی سودآور با روسیه همچنان برقرار می ماند، چنانکه در

دوران حکومت محمدرضای خائن شاهد امضای قراردادهای مشابه با بلوک شرق بوده ایم. در جزوه

تحلیلی سیا آمده: «از زمان قرارداد الجزیره در مارس 1975، که عملاً به جنگ کردها در عراق خاتمه داد،

روابط شوروی و عراق به تدریج بدتر شده اند، هر چند که ارتباط تسلیحاتی که برای هر دو طرف سودمند

است برقرار مانده است، شورویها از بهبود روابط عراق با ایران و عربستان سعودی و همچنین روی آوردن

عراق به غرب برای تسلیحات و تکنولوژی غیر نظامی ناراحت بوده اند. به علاوه آنها با بی توجهی نسبت به

حزب کمونیست عراق و سرکوب آن توسط بعثیها شکست خورده اند.»

به خاطر داشته باشیم که این تحلیلها، تعیین کننده موضعگیری آمریکا در صحنه جهانی و منطقه

هستند. پر واضح است که آمریکا حداقل در منطقه خاورمیانه و خصوصا پس از سقوط شاه ژاندارم

سرسپرده خود در منطقه، رژیمی را که روزبروز بیشتر به طرف کشورهای غربی کشیده می شود و در جهت

منافع آنها سیر می کند، به حال خود رها نکرده و با تمام قوای سیاسی، تبلیغاتی، اقتصادی و نظامی در

حمایت و تقویت آن سرمایه گذاری می نماید.

دولتهای مختلف عراق از مدتها قبل با کردهای آن کشور درگیری داشته اند و به دنبال قطع کمکهای

خارجی به آنان و مصالحه رژیم بعثی با شاه، در سالهای اخیر دولت عراق توانسته بر اوضاع منطقه

کردنشین خود به طور نسبی مسلط شود. پس از انقلاب اسلامی به انتقام ضربه ای که شیطان بزرگ از

سقوط نوکر خود در ایران متحمل شده بود، رژیم بعث عراق اقدامات گسترده ای را در جهت تقویت و

حمایت از شورش خودمختاری در کردستان به عمل می آورد. به علاوه رژیم بعثی تصور می کرد که بدین

وسیله می تواند از تشنجات داخلی ناشی از سالها حکومت جابرانه و اعدامها و بازداشتهای وسیع مخالفین

خود بکاهد، و توجه کردهای عراق را به سمت ایران منحرف کند و تا حدی حضور نظامی در مناطق

کردنشین را تقلیل دهد. دولت عراق این قوای مستقر در مناطق کردنشین را برای طرحهای جاه طلبانه

صدام و طمعی که به منطقه خوزستان داشت و همچنین برای آرایش نیرو در مرز سوریه بسیار مورد لزوم

می دید. جدای از اینها غرض اصلی این بود که با مشغول کردن جمهوری اسلامی به دفع این شورش از

صدور انقلاب اسلامی به عراق جلوگیری کند. به این منظور دولت بعثی با اقدامات مختلفی همچون

سرمایه گذاریهای کلان اقتصادی در مناطق کردنشین، اسکان مجدد کردهای تبعیدی از جنوب به شمال،

... سعی می کرد آنها را به سوی خود جلب نماید، تا در درگیریهایی که می خواست با جمهوری اسلامی

داشته باشد از قوای شبه نظامی بخشی از کردها نیز برخوردار گردد.

به هر حال این سیاستهای مسالمت جویانه فقط شامل کردهایی می شد که حاضر بودند به نیات دولت

مرکزی تن دهند و بقیه همچنان در تبعید در جنوب عراق یا ایران نگاه داشته می شدند، یا با بمبارانهای

هوایی مورد هجوم واقع می شدند. سیا در این مورد می نویسد: «در مارس 1979 (اسفند 1357) تعداد

ص: 717

نامشخصی کرد که در 1975 به ایران گریخته بودند مجاز به بازگشت شدند... ظاهرا خانواده های

جنگجویان پیشمرگه مفقودالاثر یا مظنون به اخلال، در تبعید اجباری در جنوب عراق و یا در ایران باقی

ماندند.»

به دنبال سقوط شاه و رفع تضییقاتی که برای کردهای مخالف رژیم عراق وجود داشت، دولت عراق

نگران موقعیت خود و احیای فعالیتهای کردهای مخالف رژیم می شود و در نتیجه برای از بین بردن

راههای تدارکاتی آنان روستاهای ایران را بمباران می کند. در جزوه سیا چنین آمده: «عراق به دنبال

گزارشهایی در مورد ناآرامیهای کردها در ایران و ترکیه در بهار 1979، به طور فزاینده ای در مورد احتمال

فعالیتهای مخالفین نگران شد. ایران و عراق طی نوامبر 1978، عملیات مشترک نظامی را که به منظور

ایجاد آرامش در طول مرزها صورت می گرفت، رهبری می کردند. نگرانی بغداد در مورد فراهم بودن

گسترده نیروها در منطقه، فقدان کنترل مرزی از جانب ایران و «پیگیری فعال» احیای کردها منجر به این

شد که عراق با عبور از مرز هوایی ایران در ژوئن روستاهای ایران را بمباران کند.» تاریخ این بمباران ژوئن

1979 برابر خرداد 1358 یعنی فقط پنج ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی است که رژیم بعث عراق

تجاوزات نظامی خود را به ایران شروع می کند.

همین رژیم خونخوار که روستاهای بی دفاع کردها را بمباران می کند از طرف دیگر طرفدار حقوق کردها

در ایران می شود و خودمختاری کردستان ایران را شعار خود قرار می دهد، همان گونه که سایر جنایتکاران

چون ژنرالهای خونخوار رژیم شاه، حزب فاسد دمکرات و گروهکهای آمریکایی چنین کرده و می کنند.

در اسناد موجود اشاره به دخالتهای رژیم بعث در غائله کردستان به کرات به روشنی مشاهده می شود.

دولت بعثی صهیونیستی از اوائل پیروزی انقلاب اسلامی امکانات وسیع نظامی، مالی، تبلیغاتی در اختیار

ضد انقلابیون منطقه می گذارد. اهم جریانهایی که در کردستان تحت لوای خودمختاری فعالیت می کردند را

می توان به سه دسته سلطنت طلبها (شامل خانها، ساواکیها و ارتشیهای رژیم شاه، دارودسته بختیار)،

حزب دمکرات و گروهکهای چپ نما تقسیم کرد. در کنار اینها می توان از دسته های اکراد خود فروخته

عراقی مثل طالبانیها و قبایل متفرقه نام برد.

در یکی از اسناد تبادل اطلاعاتی موساد و سیا، موساد اطلاع می دهد که: «هر هفته دولت عراق از

طریق قبایل کرد سورژیل (سورچی) که حکم «سواره نظام» دولت عراق را دارند کمکهای نظامی و غیره

برای کردهای ایران ارسال می کند......فعالیت افراد جلال طالبانی در نواحی شمالی اکنون کاملاً متوقف

شده، چون تمام مردان مسلح همراه کردهای ایران مشغول فعالیت علیه رژیم خمینی می باشند.»

یکی از جاسوسان سیا در گزارشی که درباره گروههای فعال در کردستان تهیه کرده ضمن نام بردن چند

گروه اصلی از چند گروه متفرقه عراقی به این ترتیب نام می برد: «گروههای کوچک متعدد کردی وجود

دارند که مسلحانه مقاومت می کنند و از میان آنها دو گروه برجسته هستند یکی گروهی تحت رهبری

رسول مولمان از جنبش سوسیالیست خلق کرد عراق و دیگری گروه محمود عثمان که آن نیز از عراق

است.»

یکی از اسناد با طبقه بندی به کلی سری (TOP ESCRET) حاوی متن پیام وابسته دفاعی عراق در

لندن به وزارت دفاع رژیم بعث در بغداد می باشد.(1) در این پیام گزارش شده که به دنبال مذاکرات وابسته

1- همینجا ناگفته نماند که این پیام بین سفارت عراق در لندن و بغداد رد و بدل شده و حاصل استراق سمع می باشد.آمریکا با عوامل بی شماری که در ارگانهای رژیم بعث دارد توانسته به دفترچه رمز مخابرات دست یابد و این سند تنها یکی از هزاران پیامی است که از این طریق به دست آورده و اکنون نیز با روشهای آشکارتری به دست می آورد. این نمونه هر چند که در مقایسه با انواع مداخلات آمریکا در امور سایر کشورها جزئی می نماید اما مدرک انکارناپذیر از این حقیقت است ٬ که آمریکا بیش از همه به پوچی آنچه عرف سیاسی و دیپلماتیک جهانی نام گرفته اعتقاد دارد و قوانین و محافل دیپلماتیک بین الدول را به پشیزی نمی انگارد و دفاع از اینها فقط برای تخدیر افکار جهانیان و انحراف اذهان از توجه به غارتگریها وتبهکاریهای او می باشد.البته شیطان بزرگ در این امر تنها نیست و تمامی غرب را باخود دارد. چنانکه یکی از اسناد نشان می دهد وابسته دفاعی یک کشور غربی مخفیانه برای جمع آوری اطلاعات به منطقه کردستان می رود و این در حالی بوده که به موجب مقررات ٬ خروج این گونه افراد از محدوده شهر ممنوع بوده است. فعالیتهای جعل اسناد سازمان سیا نیز تا کنون بحد کافی افشا شده و در این مجموعه نمونه دیگری از آن ملاحظه خواهد شد. خوشبختانه ملتها هر روز بیش از پیش پوچی و موهوم بودن این به اصطلاح قوانین را در می یابند. اشغال جاسوسخانه آمریکا در ایران که تحت عنوان دروغین سفارتخانه فعالیت داشت ٬ گواه بارزی از این واقعیت است.
ص: 718

دفاعی عراق در لندن و فردی به نام برزان (احتمالاً برزان حسین برادر صدام) با بختیار و مذاکره بختیار با

سردار جاف مقرر گردیده که بختیار در معیت سی افسر فراری ارتش شاه عازم عراق گردد.

بختیار جاسوس کهنه کار سیا (طبق یکی از اسناد به دست آمده وی از اوائل سالهای 1340برای

سازمان سیا جاسوسی می کرده است) مدتی پیش از ملاقات با برزان در لندن، فعالیت خود را در جهت

مبارزه با جمهوری اسلامی به نام دفاع از خودمختاری شروع می کند. علاوه بر تماس با رژیم عراق او با

شاه معدوم نیز ارتباط داشته است. در یکی از اسناد چنین آمده: «نخست وزیر پیشین ایران شاپور بختیار با

اعضای با نفوذ چند گروه کرد در پاریس و با چند گروه تبعیدی در اروپای غربی و آمریکا مذاکراتی انجام

داده است. بختیار به این گروهها اکیدا اعلام کرده است که اگر به قدرت برسد به کردها خودمختاری خواهد

داد.....بختیار همچنین خاطرنشان ساخته است که او از نظر سیاسی از حمایت کافی برخوردار است و به

زودی کمکهای مادی کافی کسب خواهد کرد تا دست به اقدامات سیاسی و نظامی علیه رژیم خمینی بزند.

وی علاوه بر این اظهار داشت که در تماس غیر مستقیم با شاه سابق بوده......بنا به تقاضای کردها بختیار

همچنین موافقت کرده است که افسران پیشین ساواک یا ارتش را به کمک مبارزان کرد اعزام دارد.»

یک جاسوس دیگر گزارش می دهد که: «در روز جمعه 27 مهر 1358 تیمسار منوچهر هاشمی، رئیس

پیشین ضد اطلاعات سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) که اینک منحله است، تیمسار عزت

افشائی رئیس پیشین ساواک استان آذربایجان غربی و سایر مأموران سابق ساواک با تیمسار محسن

مبصر رئیس سابق پلیس کشوری ایران در لندن ملاقات داشتند.....تیمسار مبصر به آن گروه کوچک گفت

که رهبر جافها که یک قبیله بزرگ کرد می باشند، اخیرا دیداری از لندن داشته و با تیمسار (مبصر) ملاقات

نموده است. این رهبر کرد یک ارتش کوچک 1500 نفره دارد که مجهز به مسلسل و تفنگهایی می باشند که

در مرز ایران و عراق استقرار دارند...تیمسار مبصر در فکر اعزام سرهنگ شاملو است که چترباز و فرمانده

سابق یک گروه ضد تروریست در نیروهای زمینی بوده است، تا یکی از مربیان (این ارتش) باشد.»

در یک سند دیگر مأمور سیا پس از مذاکره با جاف به واشنگتن گزارش می دهد: «جاف خبردار شده

که شاه و اویسی افسر سابق ایرانی می خواهند وی را ببینند اما تاکنون از هیچ یک ندایی نشنیده است.

او انتظار دارد که در پی دیدارش از پاریس و آلمان در بازگشتش به بغداد با پرزیدنت صدام ملاقات

کند. «صدام شخصا» فعالیتهای ضد انقلابی این همه مزدوران امپریالیسم را هماهنگ می کرده است. او و

رژیم بعث مسئول تمام جنایتهایی هستند که توسط این جنایتکاران برای خشنودی آمریکا در کردستان

صورت گرفته است و بالاخره صدام با مشاهده سرکوب غائله کردستان و استحکام هر چه بیشتر پایه های

ص: 719

جمهوری اسلامی جانب مخفیکاری را رها کرده و عنان اختیار از کف داده و با اتکاء به حمایتهای

امپریالیسم و ایادیش به تجاوزات و ملاقاتهای خود صورت علنی داد و یک جنگ تمام عیار را بر

جمهوری اسلامی تحمیل نمود.

جنبش خودمختاری

جزوه پژوهشی سیا سابقه جمهوری دمکرات مهاباد را که تشکیل مجدد آن همواره از مقاصد حزب

دمکرات و مدعیان خودمختاری کردها بوده به اجمال بیان می کند. این جمهوری در زمان اشغال منطقه

غرب کشور توسط روسها ایجاد شد و با خروج قوای آنها سقوط کرد. رئیس جمهوری دمکرات قاضی

محمد بود که از قیام سال 1941 کمیته رهبری را در اختیار داشت و بر منطقه حکمرانی می کرد. عده ای از

خانواده قاضی نیز در این امر او را یاری می کردند. با سقوط جمهوری، قاضی محمد و جمعی دیگر از

رهبران کرد مثل محمد حسین سیف قاضی وزیر جنگ جمهوری اعدام شدند و ملامصطفی بارزانی که

فرمانده قوای نظامی جمهوری بود به عراق و سپس به شوروی فرار کرد و مدت 11 سال در آنجا بود.

قاضی محمد هم مدتی را در شوروی گذرانده بود.درباره هویت ناسیونالیستهای کرد آن دوران در جزوه

مذکور این طور نوشته شده: «در طی چندین دهه اخیر سطح علمی کردها در بین طبقه مرفه کردها پیشرفته

است. تقریبا همین گروه مرفه شهرنشین بودند که قیام ناسیونالیستی که منجر به جمهوری مهاباد شد را برپا

کردند و از آن به بعد نقش مهمی در نهضتهای ناسیونالیستی کردی ایفا کردند.» نباید تصور کرد که ظهور

یک حزب و جمهوری دمکرات وابسته به اجانب ارتباطی با مردم مسلمان مستضعف کرد داشته، بلکه اینها

گروههای مرفه شهرنشین بودند که با مطالعه قدری علوم جدیده و ترقیات دنیای متمدن برای حفظ منافع

خود به فکر ایجاد احزاب سیاسی و نهادهای به اصطلاح دمکراتیک می افتند و این طور به دامن بیگانگان

می غلطند. فرهنگ و بنیاد تفکرات این روشنفکران استعمارزده نشانه های کفرآمیختگی اساس این

جنبش به اصطلاح خودمختاری است. همان فکر و ایده اولی که اساس این جنبش شد و حزب دمکرات بر

اساس آن قوام گرفت، در آخرین اعمال و اقدامات حزب دمکرات و جنبش خودمختاری متجلی می گردد

و منتهی می شود به مقابله با جمهوری اسلامی و همدستی با امپریالیسم و ایادی آن و ارسال پیامهای تضرع

به قدرتهای غربی.

تعدادی از رهبران جنبش خودمختاری

خانواده قاضی را باید طلایه دار جنبش نوین خودمختاری دانست، لذا پیش از پرداختن به حزب

دمکرات کردستان شایسته است که وضعیت کنونی اینان بیان شود.

به طوری که یکی از اسناد نشان می دهد فردی به نام سنت مارتین که یک کانادایی و رئیس یک شرکت

آمریکایی بوده از طریق یک واسطه به سیا اطلاع می دهد: «در خرداد 1358 او و همسرش برای چند هفته

به کردستان سفر کردند و با چند رهبر مهم کرد، منجمله رحیم سیف قاضی ملاقات کردند. سیف قاضی به

همراه دیگر اعضای فامیل قاضی به سنت مارتین گفتند که خواستار کمک او هستند تا به قدرتهای غربی

پیام دهند که نهضتشان محتاج کمک غرب است و آنها در تلاش جهت تضمین آن کمکها مایلند راهی برای

ارتباط با غرب باز کنند. به گفته سنت مارتین این گروه که شامل محمود و صدر قاضی هم می شد، مدعی

ص: 720

طرفداری از شیخ عزالدین حسینی بودند. «توضیح آنکه رحیم سیف قاضی از اعضای قدیمی حزب

دمکرات بوده و نزدیک به سی سال در شوروی اقامت داشته است. او طی اقامتش در خارج مدتی ناشر

روزنامه ارگان حزب دمکرات در اروپا بود. در ادامه تلگرام مذکور، مرکز سیا به قرارگاه تهران اطلاع

می دهد که «همان گونه قرارگاه اطلاع دارد، هیچ یک از موارد جدید نیستند، زیرا (علی قاضی) در

فروردین 1358 مشغول ابلاغ همین پیام بوده، اما این امکان هم وجود دارد که با استفاده جستن از یک

خارجی مقیم تهران که ممکن است رابطهای نسبتا خوبی در جنبش کردهای ایران داشته باشد، راه نفوذی

بدرون آن جنبش خودمختاری فراهم کرد.» معلوم نیست که این «چند رهبر مهم کرد» فعالیت پیام رسانی

از طرف جنبش خودمختاری را حقیقتا از چه موقعی شروع کرده اند و همراه با چه کسانی و به چه کسانی تا

به حال پیام داده اند.

علی قاضی که در بالا به او اشاره شد از مدتها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی مشغول جاسوسی برای

سازمان سیا بوده است. او از اعضای سفارت شاهنشاهی در آلمان غربی و فرزند قاضی محمد بنیانگذار

حزب دمکرات کردستان بوده است. جاسوس مذکور پس از عیاشیهای فراوان و از دست دادن شغل

دیپلماتیک خود به فکر احقاق حقوق خلق کرد می افتد. به طوری که اظهار داشته او شورایی به نام

«شورای خودمختاری کردها» در کنار دهها شورا و انجمن و سازمانی که در رابطه با «خلق کرد» فعال شده

بودند تأسیس می کند. در یکی از اسناد مأمور سیا درباره او گزارش می کند که: «تاکنون دو نفر از اعضای

خانواده خود را در جنگ.... خلخالی از دست داده.... از رویدادهای کردستان و مواجهه با عدم اقدام دولت

آمریکا.... افسرده بود....(قاضی) معتقد به خودمختاری به جای استقلال برای کردهاست و می گوید که

حاضر خواهد بود برای کمک به رسیدن به آن (خودمختاری) تقریبا هر کاری بکند. او شروع کرده با اینکه

بیشتر به فکر تقلید از پدرش باشد.» وی برای تکمیل اطلاعات خود راجع به کردها یک کتاب و یک جزوه

را که درباره کردها و خودمختاری و جمهوری مهاباد نوشته شده اند از مأمور سیا تقاضا می کند. ذهن

قاضی آنچنان مشغول به این مسئله بوده که مأمور سیا گزارش می دهد: «او هیچ تقاضای پولی ننمود و

نزدیک بود فراموش کند که پولهای داده شده را جمع کند».... به طور کلی این ملاقات خیلی خوب با

صمیمیت حقیقی و بغل گرفتن یکدیگر در انتهای آن و اشتیاق ظاهری بر ادامه معامله برگزار شد.

البته سیا خیلی متأسف بوده از اینکه نمی شود از قاضی یک ملا مصطفی بارزانی ثانی برای کردها

بتراشد. مأمور مربوطه با حسرت می نویسد که: «به نظر می رسد که کرد دیگری با سابقه خانوادگی و تجربه

بین المللی که بتواند.... قوی برای کردها باشد، وجود نداشته باشد. شاید خود (قاضی) نیز نتواند، اما

رویدادهای ماههای اخیر در ایران و کردستان تأثیر عمیقی بر او داشته اند، شاید به حدی که به او اجازه

دهند در همه چیز یکباره تجدید نظر کند. (مأمور مربوطه) با لحن خشک به او (قاضی) گفت که هیچ کس به

او کمک نخواهد کرد، مگر آنکه خود به چیزی برسد و سوابقش به عنوان یک ناسیونالیست کرد، بسیار

ضعیف است. او باید خود را فردی بسازد که دیگران یعنی هم کردها و هم خارجیها به او روی آورند، به

جای اینکه او برای کمک از آنها گدایی کند. (قاضی) این را خیلی جدی گرفت و عاقبت گفت که باید خیلی

سخت کار کند و کار کند تا به آنچه می خواهد برسد.»

ص: 721

حزب دمکرات عراق

ملا مصطفی بارزانی پس از 11 سال اقامت در شوروی به عراق می رود و رهبری حزب دمکرات عراق

را تحت کنترل خود در می آورد. «این حزب در 1946 در ایران از باقیمانده سازمانهای سیاسی قبل از

جنگ به وجود آمد و در سازماندهی و ساختمان آن نفوذ قابل توجهی از کمونیسم مشهود بود (کمیته

مرکزی و دفتر سیاسی). علی رغم قیمومیت شوروی بر این حزب، کنترل حزب بیشتر به دست کسانی بوده

است که استقلال کردها بیشتر بر ایشان مطرح بوده تا یک انقلاب اجتماعی «(نقل از جزوه سیا).»

(رژیم جابرانه رضاخان که به اقتضای نوع حاکمیتش خواهان یک کنترل سرتاسری بر مملکت بود، به

ناچار در برابر بافت قبیله ای و قومی اکراد قرار می گرفت و به بیان دیگر طرح ملی گرایی رضاخان در برابر

قوم گرایی سران قومی اکراد قرار می گرفت و منافع آنان را مورد تهدید قرار می داد. از انگیزه های تشکیل

حزب دمکرات گذشته از مسئله نژادپرستی، منسجم کردن فعالیتها و مقاومتهای کسانی بود که به نحوی در

مقابل طرح ملی گرایی رضاخان لطمه می دیدند. این افراد به خاطر سوء نیت و واهی بودن ادعاهایشان

برای مقابله با این طرح تحت عنوان استقلال طلبی و خودمختاری خواهی، پذیرای استیلا و قیمومیت

عناصر خارجی گردیدند و قضیه تا تشکیل جمهوری دمکرات مهاباد به کمک روسها به پیش رفت. این

روش و طرز فکر نمی تواند به تشکیلاتی منجر شود که خواهان انقلاب اجتماعی است.)

بارزانی چند سال بعد اعضای جناح طرفدار کمونیستها را از حزب بیرون می کند و جهت گیری حزب

را به سمت راست سوق می دهد، (نقل از جزوه سیا): به هر صورت حزب اساسا به صورت سازمانی درون

شهری با بیشترین جاذبه اش در بین تحصیل کرده های کردهای بریده از قبیله باقی ماند». برای رسیدن به

خودمختاری، حزب دمکرات تحت ریاست بارزانی با اسرائیل و آمریکا نیز همکاری می کند: «بارزانی در

بعضی زمینه ها به خاطر شکست در جنگ داخلی و افشای کمکهای آمریکا، اسرائیل و سازمان اطلاعات

و امنیت ایران بدنام شده است. در یک سند دیگر نیز به همکاری با اسرائیل اشاره شده است. تاریخ سند 19

دسامبر 1970 می باشد» به خاطر درگیری بلند مدت اسرائیل در مسئله کردستان و حمایت از بارزانی، ما

علاقه مند به ارزیابی آقای عزری (سفیر اسرائیل در دربار شاهنشاهی) از اوضاع کنونی و نظر وی در مورد

اینکه چه مدت این وقایع به طول خواهد انجامید، هستیم».

یکی دیگر از سران جنبش خودمختاری در کردستان عراق جلال طالبانی بوده است. (نقل از جزوه

سیا): «جلال ایسام الدین (حسام الدین) طالبانی از سالهای 1960 رقیب سرسخت بارزانی برای به دست

آوردن رهبری کردهای عراق بوده است. اگرچه زمانی عضو حزب دمکرات کردستان و نماینده

ملامصطفی در مذاکرات با دولت عراق بود، ولیکن طالبانی ادعا می کند که از سال 1974 که متوجه ارتباط

ملامصطفی با آمریکا و اسرائیل شد با وی قطع رابطه کرد... در اوت 1970 با بارزانی آشتی کرد و سازمان

خود به نام حزب انقلابی کردستان را با حزب دمکرات کردستان ادغام کرد.

طالبانی سال بعد، به عنوان نماینده بارزانی در خاورمیانه و اروپا مسافرت کرد. «آشتی طالبانی با بارزانیها

در فاصله 1970 تا 1974 یعنی زمانی صورت گرفت که میزان کمکهای مالی و تسلیحاتی سیا به بارزانیها

سیر صعودی خود را می پیمود. اسرائیل نیز قبل از 1970 مدت مدیدی درگیر حمایت از بارزانیها بوده

است. طالبانی که در سال 1970 با بارزانی آشتی کرد و در سال 1971 نماینده او شد معلوم نیست که

چگونه ادعا کرده ابتدا در سال 1974 متوجه ارتباطات بارزانی با آمریکا و اسرائیل شده و کناره گیری

ص: 722

نموده است. سیا درباره او نظر داده: «اختلاف بین طالبانی 46 ساله و بارزانی بیشتر تاکتیکی است تا

ایدئولوژیکی» و به بیانی صریح تر اختلاف بر سر قدرت رهبری است نه بر سر میزان وابستگی و چگونگی

آن.

طالبانی همتا و رقیب بارزانی با سوابقی که از او ذکر شد عاقبت کارش به همکاری با رژیم معلوم الحال

بعث عراق و پادویی برای آن می کشد. مأمور سیا براساس اطلاعاتی که سردار جاف گزارش داده گزارش

می دهد: «هنگامی که جاف بغداد را ترک کرد، طالبانی در بغداد به دنبال کمک بود.» یک جاسوس دیگر

سیا نیز اطلاع می دهد: «تسلیحات بیشتری برای کردهای ایرانی از عراق می آید. تأمین کننده اصلی این

تسلیحات دولت عراق است که آنها را از طریق تشکیلات جلال طالبانی ارسال می کند.»

فساد و سنت شوم همکاری با سیا، موساد و ساواک در بسیاری از رده های حزب دمکرات شایع بوده و

منحصر به سران درجه اول آن نمی شود. به عنوان مثال فرزند یک فئودال که عضو حزب بوده نزد مأمور سیا

آمده و سوابق درخشان خود را بازگو می کند (نقل از سند): «او عضو قبیله باردینگی (جمعیت 40000 نفر)

و فرزند شیخ رئوف النقیب تاجر و زمیندار 67 ساله مشهور در سلیمانیه است (تلفن وی 23514

می باشد). پدرش صاحب یک کشتزار، یک ویلای گرانقیمت و تعدادی مغازه در سلیمانیه است. او ادعا

می کند که عضو حزب دمکرات کردستان (عراق) است. از 1337 تا 1347 عضو کمیته مرکزی حزب

دمکرات بود. پیش از آن دبیر سازمان دانشجویی کردها در اروپا بود.

... از سال 1352 تا 1353 برای مدت شش ماه (او) مشاور کشاورزی مصطفی بارزانی رهبر فقید

شورش کردها بود.... در سالهای 1343، 1346 و بار دیگر در پاییز 1357 با سفارت اسرائیل در

بادگوسبرگ تماس گرفت و مذاکراتی با مقامات اسرائیلی آنجا داشت... در سال 1347 او همچنین با

سازمان اطلاعات ایران، ساواک در بادگوسبرگ رابطه برقرار کرد. همکاری او با ساواک تا سال 1354

ادامه داشت... (او) تأکید کرد که خود داوطلب تهیه اطلاعات برای اسرائیلیها و ایرانیها بوده و هیچ گاه در...

جز برای هزینه ها، دستمزد مالی قبول نکرده است.... همچنین با تماس با مقامات آمریکایی در تأسیسات

مختلف آمریکا در خارج درخواست کمک کرده است... در سال 1347 و 1353 او با کنسول آمریکا در

تهران تماس گرفت... در شهریور 1357 دیداری از سفارت آمریکا در آنکارا داشت و در آنجا شفاها

گزارشی درباره اوضاع کردستان تقدیم کرد. در ابتدای سند نیز سوابق تحصیلات عالیه خود در اروپا شرح

داده و اشاره داشته که همسر فرنگیش با سازمان مخفی رومانی مدتی تماس داشته و علیرغم انکارهای

فعالیت همسرش، او تصور می کند که این تماسها ادامه دارند. او در ضمن اذعان داشته که قاسملو رئیس

حزب دمکرات ایران را رقیب سیاسی خود به حساب می آورد.

در روزهای اوج گیری مبارزات مردم مسلمان ایران، نماینده حزب دمکرات نزد مأمور سفارت آمریکا

می آید و از وقایع انقلاب اظهار ملامت می کند: «علی سلیمان نماینده حزب دمکرات کردستان در تاریخ

14 بهمن به دیدار مأمور سیاسی آمد تا وضع کردها را که چند روز پیشتر درباره اش با سرکنسول حرف زده

شده بود مورد بررسی قرار دهد. علی سلیمان تأیید نمود که کردها از خشونتها و نابسامانیهای اخیر که

ایران را فراگرفته است، رنج می برند».

ارتباط حزب دمکرات عراق با آمریکا همچنان پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز برجای می ماند.

مأمور سفارت آمریکا در تهران گزارش می دهد که: «در تاریخ 3 ماه می (14 اردیبهشت) به دعوت محمد

ص: 723

دسکی نماینده حزب دمکرات کردستان با او نهار خوردم. هدف ظاهری دسکی حفظ ارتباط بامأموران

اداره بود».

جنبش خودمختاری در ایران

در ایران خصوصا پس از پیروزی انقلاب اسلامی تبهکاران بسیاری هویت کردی را وسیله قراردادند

تا جاه طلبیهای سیاسی خود را ارضاء کنند. حزب دمکرات و سران فاسد آن در رأس آنها قرار داشتند و

اکثرا از کمکهای رژیم بعث عراق برخوردار بودند.

از جمله این افراد یک فئودال زاده به نام قاسملو بود که (نقل از سند): «با نیروی تمام بر ادعای خود

اصرار داشته که وی برجسته ترین سخنگوی غیرمذهبی کردهاست... او در خانواده ثروتمندترین زمین دار

در ارومیه (رضاییه سابق) در کردستان ایران متولد شد. پس از یک سالی که به عنوان دانشجوی اقتصاد در

پاریس به سر برد به پراگ رفت و از آنجا تا سال 1953 که به ایران بازگشت ادامه تحصیل داد. تا آن موقع

قاسملو یک عضو کمیته اصلی حزب دمکرات کردستان و مأمور رابط حزب توده ایران بود». مابقی زندگی

او نیز تا پیش از انقلاب اسلامی حاکی از رفت وآمدهای متعدد به چکسلواکی، شوروی، عراق و فرانسه

می باشد. علیرغم اینکه او ارتباط با رژیم عراق را شدیدا تکذیب می کند، اسناد بسیاری وجود این رابطه را

آشکار می کنند. یکی از جاسوسان سیا در حدود مهر 58 گزارش داده: «قاسملو بیشتر اوقات خود را در

عراق می گذارند و به ندرت به ایران می آید». موساد اسرائیل نیز از قول جاسوس خود که نزدیک به محافل

دولتی عراق است به سیا گزارش می دهد: «مذاکرات بین دولت عراق و دبیر کل حزب دمکرات کردستان

ایران عبدالرحمن قاسملو با موفقیت انجام شد. قاسملو با افراد طالبانی همکاری نمود.»

یکی از جاسوسان که سیا به او مأموریت داده بود تا به، منطقه کردستان برود، از قرار معلوم با قاسملو

روابطی داشته و تا آنجا که اسناد به دست آمده نشان می دهند قرار بوده نامه ای را از همسر فرنگی قاسملو

گرفته و تحویل او دهد. (نقل از سند): «(جاسوس مذکور) مطابق برنامه اش باید در 18 شهریور 58 عازم

پاریس شود تا النا قاسملو را ببیند و نامه ای بگیرد و آن را به شوهرش برساند.» از مفاد این نامه و روابط بین

قاسملو و این جاسوس فعلاً اطلاعی در دست نیست. ولی بنابر قرینه اینکه جاسوس مذکور نیز از اعضای

حزب دمکرات بوده می توان حدس زد که این رابطه دارای مبنای تشکیلاتی بوده است.

پست سخنگوی مذهبی جنبش خودمختاری نیز خالی نمانده و یکی از عناصر ساواک منحله به نام

عزالدین حسینی بر داشتن آن اصرار می ورزیده است. سیا درباره او نوشته: «در سال 1964 به حزب

دمکرات پیوست، ولیکن وی اکنون ادعا می کند که در جهت حفظ اهداف خود از حزب استعفا کرده است.

او می گوید که فعالیتهایش براساس ناسیونالیسم کردی، سوسیالیسم منطقی و اخلاقیات می باشد، که بدون

اینها مردم هیچ اجتماعی نمی توانند زندگی صحیحی داشته باشند.»

وی با آنکه ناسیونالیست کرد، سوسیالیست منطقی و یک اخلاقی دمکرات بوده و بهره ای از اسلام

نبرده است، در کمال گستاخی لباس شامخ روحانیت اسلام را مزورانه بر تن کرده تا به ساحت مقدس آن، به

خیال خود خدشه وارد کند. این واقعیت هم که حسینی با سران رژیم شاه و ساواک همکاری می کرده با

همکاری که پس از انقلاب اسلامی با عراق مأمن ساواکیها و سران رژیم طاغوت داشته، تأیید می شود.

جاسوس اعزامی سیا به کردستان گزارش می دهد که:«حسینی نیز در عراق مخفی است. اما مکررا به

ص: 724

کردستان ایران می آید».

یکی از شیوه های کسب اطلاعات سیا راجع به کردستان استفاده از مأموران و جاسوسان پیشین

ساواک بوده است. اینها مأمورانی بودند که در تقویت خانها که خود را به رژیم فروخته بودند و زندگی را بر

مردم ستم کشیده کردستان تنگ کرده بودند از هیچ جنایتی ابا ننموده بودند.

یکی دیگر از اعضای حزب دمکرات که با ساواک منحله علیه مردم کرد همکاری می کرده، فردی به نام

رفعت مامدی بوده است. او پس از انقلاب رو به سوی ارباب بزرگ آمریکا می آورد و جاسوس سازمان

سیا می شود. وی در اجرای وظایف محوله با خرج و امکانات سازمان سیا به کردستان می رود و

گزارشهایی از مشاهدات خود تهیه می کند. پدر این جاسوس، صنار مامدی از اعضای قدیمی حزب

دمکرات و عضو کمیته مرکزی آن و در عین حال از اشرار و راهزنان سابقه دار منطقه غرب ایران می باشد.

روسها با این جاسوس روابطی داشته اند و تصور می کردند که مامدی را به نفع خود خریده اند. مأمور سیا از

قول مامدی نقل می کند که: «شورویها پیشنهاد کردند که (مامدی) از حزب دمکرات استعفا نماید و خود را

کاملاً وقف فعالیتهای... (احتمالاً اتحاد کردهای انقلابی ترکیه مترجم) نماید.» این در حالی بوده که

مامدی به تعهدات خود در قبال ساواک و حزب دمکرات پایبند بوده و خبرهای قلابی که ساواک تهیه

می کرده، تحویل روسها می داده است.

رشته دوستی بین اعضای حزب دمکرات و آمریکا بسیار طولانی است و اسناد معدود این مجموعه

تنها گوشه ای از آن را نشان می دهد. یک کارت بایگانی اطلاعاتی سیا حاکی از دوستی بین یک جاسوس

خبرنگار آمریکایی با امجد متوسلی از اعضای کادر حزب دمکرات می باشد. در همان جا مطلبی هم دال

بر ملاقات رئیس یک انجمن کردی به نام صادق وزیری با خسرو قشقایی معدوم، عامل قدیمی سیا در

ایران، وجود دارد.

به روابط حزب دمکرات با رژیم عراق نیز به دفعات اشاره شده، چنان که یک جاسوس گزارش

می دهد: «حزب دمکرات کردستان نیز مقداری کمک از عراق دریافت می دارد، اگرچه اکثر تسلیحات آنها

از مقامات ایرانی به تاراج برده شده است. حتی قاسملو رهبر فعلی حزب دمکرات چند بار از بغداد دیدن

کرده است».

روابط حزب دمکرات با سلطنت طلبها

در سند مربوط به اجلاس سران ساواک در لندن چنین آمده است: «به دلیل احتیاجی که اخیرا به

وحدت کردها پیش آمده، این رهبر کرد (جاف) ناچار شد به حزب دمکرات کردستان بپیوندد. با این

وجود او درخواست کرده که رهبر جنبش کردها شود و حزب دمکرات به او بپیوندد.»

در سند دیگر: (بختیار) در نظر دارد که در اواخر آبان و اوایل آذر نماینده ای به ایران بفرستد تا در مورد

ارتباط سیاسی و نظامی با حزب دمکرات کردستان مذاکره نماید»

بنا بر چند گزارش حزب دمکرات ابتدا به کشورهای غربی برای دستیابی به خواسته های خود پناه

می برد، ولی پس از ناامیدی از این بابت رو به سوی ابرقدرت شرق می آورد. این حزب همان راهی را رفت

که سلف آن در رابطه با شوروی، آمریکا، اسرائیل، رژیم شاه و رژیم عراق رفت و برای رسیدن به

خودمختاری، خود و پیروان خود را به هر ذلت و جنایتی کشاند. در یک گزارش چنین آمده:«حزب

ص: 725

دمکرات دیگر از کشورهای غربی انتظار کمک ندارد، این حزب امیدهایش به اتحاد شوروی است.

شورویها با نمایندگان کردها در آلمان غربی تماس گرفته بودند،» البته طبیعی است که پس از اشغال

جاسوسخانه و سقوط دولت موقت مجددا رشته های پیوند با غرب از نو برقرار شده است.

در کنار فعالیت عوامل آمریکایی سلطنت طلب و حزب دمکرات گروهکهای چپ نما به حمایت از

خودمختاری پرداختند و در این راه چه بسیار جنایتهای فجیعی که مرتکب شده اند.

یکی دیگر از جاسوسهای اعزامی سیا به کردستان گزارش می دهد: تشکیلات کارگران فعال در میان

حزب دمکرات کردستان به کمیته زحمتکشان کردستان موسوم است و شامل تمامی کردهایی است که

سهم فعالی در حمایت از چریکهای جنگجو، پیشمرگان دارند. این سازمان غیررسمی است و حاضر است

به هر کردی که بخواهد بجنگد، بدون تحقیق در مورد صلاحیتش کمک کند، فقط با این شرط که اصل

نسبش کرد باشد. (توضیح منبع: در خلال شهریور ماه 58 اعضای این سازمان در شهر مرزی بانه به هر

فردی که داوطلب جنگ با نیروهای دولتی بود، آزادانه اسلحه می دادند.) برای این گروهکهای جنایتکار

هیچ ملاکی جز جنگ با جمهوری اسلامی مطرح نبود و مسئله خود مختاری یک بهانه دروغین بود. این

گزارش را جاسوسی به نام همایون روشنی مقدم تهیه کرده است. او پس از اتمام آموزشهای سیا در آمریکا

و مراجعت به ایران چنان که به مأمور سیا اظهار داشته از طرف آشنایانش در سازمان چریکهای فدایی

خلق دعوت شده بود تا (نقل از سند): «در رفتن به کردستان با جمع آنها باشد تا ببیند که چگونه فداییان از

حزب دمکرات پشتیبانی می کنند». این جاسوس نیز از قرار معلوم داوطلب جنگ با جمهوری اسلامی

شده بود و در نتیجه سلاح عراقی را به دستش داده بودند تا بجنگد. مأمور سیا در گزارش به رؤسای خود

در آمریکا می نویسد: «در تاریخ 18 شهریور (جاسوس مذکور) در نزدیکی پاوه به وسیله یک پاسدار

مجروح شد. گلوله به پهلویش اصابت کرده و از کنار دنده هایش خارج شده است». او در گزارش از

مشاهدات خود شرح می دهد که گروهکها که داعیه دفاع از خلق کرد داشتند چگونه در مواجهه با مردم

مسلمان زحمتکش کرد دورویی می کردند و پایگاهی در بین مردم نداشتند. (نقل از سند): «در شهرهای

بزرگی مانند مهاباد و سنندج که فداییان دوش به دوش پیشمرگان حزب دمکرات کردستان جنگیده اند، از

فداییان استقبال می شود. در صورتی که فداییان مارکسیست در دهکده های کوچکتر و روستاها که

مردمشان مسلمانان مخلص و عمیقا ضدکمونیست هستند، تمایلات خودشان را نگه می دارند».

همان گونه که قبلاً گفته شد خاستگاه و پایگاه اجتماعی جنبش خودمختاری گروههای مرفه و

شهرنشین بوده و هیچ ارتباطی با مردم مسلمان مستضعف کرد نداشته و ندارند.

قرار بوده که این جاسوسان در صورت امکان از عوامل نفوذی سیا در سازمانهای مهم دولتی باشد. با

این منظور او منافقانه سعی داشته در کسوت یک مسلمان، با رفتن نزد امام و آیت اللّه طالقانی اعتباری برای

آینده خود کسب کند. چنان که در سند آمده: «(جاسوس مذکور) هوادار مجاهدین است». این گروهکها

علیرغم ادعاهای گزاف چپ روانه در جمهوری اسلامی چنان در جهت منافع امپریالیسم عمل کردند که

بختیار نیز تشخیص می دهد لازم است با آنها ائتلاف کند. (نقل از سند): «بختیار می داند که اگر بخواهد

نفوذ گذشته خود را در ایران بازیابد و آن را حفظ کند، علاوه بر کسب توافق با کردها باید با کمونیستهای

ایران نیز رابطه برقرار کند.

در فتنه کردستان مانند همه جا چپ و راست با صورتهای مختلف و باطن واحد به نوکری امپریالیسم

ص: 726

جهانی پرداختند. چند فقره از اسناد حاکی از کمکهای پراکنده بعضی از کشورهای بلوک شرق به

شورشیان کرده است. (نقل از سند): «کردهای ایران از آلمان شرقی، رومانی و کوبا نیز کمک دریافت

می کنند. به هرحال این کمک شامل مواد دارویی، غذا و البسه است و اغلب از طریق عراق به کردها

می رسد.»

یکی دیگر از جاسوسان از قول یک فرد ثالث اطلاع می دهد که: «کشوری سوسیالیستی که هویتش

پوشیده ماند تحت این پوشش که اسلحه توسط کردهای هوادار در اروپا فرستاده می شود می خواهد برای

کردها اسلحه بفرستد.» جاسوس مذکور نیز مسئله را با مأمور سیا مطرح می کند تا سیا متخصص فنی خود

را برای بررسی امر و کمک به این کشور سوسیالیست اعزام دارد. از طرف دیگر خودش نیز با یک شرکت

هوایی تماس می گیرد و نماینده آن شرکت علاقه خود را به طرح ارسال اسلحه از طریق چتر نجات اظهار

می دارد.

برای حسن ختام کلامی از امام خمینی، رهبر حکیم این امت را در رابطه با جریانهای چپ نقل می کنیم:

«ما هر یک از کارهای اینها را وقتی بنشینیم حساب بکنیم، اینها به نفع آمریکا بیشترش تمام می شود. پس

بنابراین شما به اسم کمونیست، به اسم مارکسیست و به اسم توده برای آمریکا کار می کنید.»

به امید رهایی تمام مستضعفین از چنگال مستکبرین و به امید پیروزی مردم مسلمان کردستان در

مواجهه با تمامی دسایس شرق و غرب.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام.


نظری کلی بر مسئله کردها

ص: 727

سند شماره (1)

سرّی

غیرقابل رؤیت برای خارجیان

مرکز تحقیقات ملیتهای خارجی

غیرقابل رؤیت برای پیمانکاران و مشاوران

نظری کلی بر مسئله کردها

یک متن تحقیقی

تحقیقات در مورد این گزارش در تاریخ 9 تیرماه 1358 کامل شده است. تحلیلهای اداره تحلیلهای

سیاسی و اداره تحقیقات جغرافیایی و نقشه برداری نیز در این متن سهیم می باشد. از نظریات و پیشنهادات

شما استقبال می شود و به اداره تحلیلهای سیاسی جنوب شرقی آسیایی نزدیک ارسال خواهد شد.

(طبقه بندی نشده)

این متن با دفتر مرکزی اطلاعات (سیا) هماهنگ شده است. (طبقه بندی نشده)

سری

1033079

اوت 1979

(مرداد 1358)

یادداشت تذکاریه

منابع و روشهای اطلاعاتی بکار گرفته شده

اطلاعات مربوط به امنیت کشور و افشای بدون مجوز، جرایم جنایی دربر دارد.

اختصارات مربوط به کنترل انتشار این سند

NOFORN (NF)NOCONTRACT (NC)PROPIN (PP)NFIBONLY (NO)ORCON (OC)REL ...FGIغیرقابل رؤیت (افشا) برای خارجیانغیرقابل رؤیت برای پیمانکار یا پیمانکاران و مشاوراناخطار اطلاعات اختصاصی به کار گرفته شدهفقط ادارات هیئت خبرگیری خارجی کشورانتشار و اخذ اطلاعات تحت نظر تهیه کننده کنترل می شود.ارائه به... مورد تصویب قرار گرفتهاطلاعات دولت بیگانه

نسخه میکروفیش این سند از طریق (7177351) OCR/BSD قابل دسترسی است. نسخه های

چاپی از (5203351) PPG/RDBتهیه گردد.

دریافت منظم گزارشهای مرکز سنجش خارجی کشور به صورت طبقه بندی اشتقاقی به موجب 498933

صورت می گیرد.


20 سال بعد از این روز مورد تجدید نظر قرار گیرد. مأخوذ از منابع مختلف.

میکروفیش یا چاپ شده را هم می توان از طریق PPG/RDB ترتیب داد.

ص: 728

تمام مطالب این صفحه بدون طبقه بندی است.

نظری بر مسئله کردها

نکات اصلی بحث

سقوط شاه ایران و ناپایداری رژیم خمینی توجه محافل بین المللی را روی کردها متمرکز کرده است.

کردها یک اقلیت خاص با زبان و فرهنگ خود، چندین هزار سال است که در یک منطقه کوهستانی که از

نظر تاریخی کردستان نامیده می شود و شامل قسمتی از جنوب شرقی ترکیه، شمال غربی ایران و شمال

عراق و قسمتهای کوچکی از سوریه و شوروی می شود، زندگی می کنند (طبقه بندی نشده)

اگر چه کردها از نظر جمعیت در منطقه خاورمیانه در درجه چهارم قرار دارند (بعد از عربها، ترکها و

ایرانیها)، اما به دلایل زیر هنوز به یک استقلال منطقه ای نرسیده اند:

بافت قبیله ای، مختلف بودن در مذهب و لهجه و موانع ملی از هر نوع اتحاد واقعی کردها جلوگیری

کرده است، در نتیجه گروههای ناسیونالیست کرد به مستقل عمل کردن نسبت به یکدیگر گرایش پیدا

کرده اند. (طبقه بندی نشده)

گروههای رقیب در ترکیه و ایران و عراق تقریبا همیشه قادر بوده اند که برای عقیم گذاشتن گرایشات

خودمختاری و جدایی طلبانه متحد شوند. (طبقه بندی نشده)

احتمال اینکه کردها در آینده قادر به کسب استقلال باشند ضعیف است زیرا:

اگرچه کردهای ایران کنترل منطقه وسیعی از کردستان را عملاً در اختیار دارند، ولیکن دولت انقلاب

اجازه نخواهد داد که کنترلش در زمینه هدایت سیاست خارجی، دفاعی، اقتصادی از دست برود. رهبران

کرد فهمیده اند که با تجدید بنای ارتش، دولت اگر لازم باشد، با استفاده از زور و قدرت کنترل خود را بر

منطقه حفظ خواهد کرد. علاوه بر آن، اکثر کردهای ایرانی ترجیح می دهند که با دولت مستقیما وارد جنگ

نشوند و صحبت از تجزیه طلبی را کنار گذارند.

دولت ترکیه استقلال سیاسی بیشتری به کردهای کشور خود نخواهد داد. اگرچه آنکارا احتمالاً

آزادی بیشتری در زمینه فرهنگی به آنها می دهد.

دولت عراق به استفاده ترکیبی از نیروی نظامی و رهبری اقتصادی به منظور کاهش رشد فعالیتهای

مخالف در بین کردها ادامه می دهد.

جامعه کردها در سوریه بیشتر از اقلیتهای کرد در کشورهای مجاور، جذب اجتماع محلی شده و

فعالیت ضد دولتی به وسیله کردهای سوریه غیرمحتمل به نظر می رسد. (سری)

اگر چه یک برخورد همه جانبه بین کردها و دولت انقلابی ایران در آینده نزدیک بعید به نظر می رسید،

ولیکن کوشش دولت برای توسعه کنترل خود در منطقه منجر به درگیریهای جدی در اواخر ژوئیه (اوایل

مرداد) شد. فعالیتهای چریکی، به خصوص به وسیله کردها در ایران و عراق احتمالاً ادامه پیدا خواهد کرد.

در درازمدت امکان درگیری جدی تر بین کردها و دولتهای کشورهای مربوطه احتمالاً به دو عامل بستگی

دارد: «اینکه اتفاقات آینده، اول کنترل دولت را آنقدر ضعیف کند که کردها بتوانند پافشاری برای

خودمختاری بیشتر نماید، دوم اینکه تا چه حد جامعه کردها قادر به دریافت کمک خارجی مثل کمکی که

ایران به کردهای عراقی قبل از مارس 1957 کرد، باشند. (خیلی محرمانه) روسها بدون شک می خواهند با

ص: 729

استفاده از نارضایتی کردها، حکومتهای همسایه را که طرفدار روسیه نیستند، تحت فشار قرار دهد. آنها به

خاطر تمایلشان در پرهیز از خراب کردن روابطشان با این کشورها از فراهم آوردن حمایتهای مستقیم و

در سطح بالا از چنین اقلیتهایی، منع شده اند. در عین حال روسها ممکن است با چشم پوشی از انتقال

تجهیزات روسی به افراد ثالث، به طور غیرمستقیم کردها را حمایت کنند. چون اکثر رهبران کردهای

مخالف روابط خوبی با احزاب کمونیست طرفدار روسیه دارند، این امر نسبتا آسان به نظر می رسد. بدین

وسیله آنها امیدوارند که ناآرامی فزاینده را در ایران تقویت کرده و مشکلاتی برای دولت بعث عراق که

سریعا به سوی ضد شدن روسی پیش می رود، به وجود آوردند. این گونه اعمال به روسها کمک خواهد کرد

تا قدرت آنها را در به وجود آوردن مخالفت بین اقلیتهای روسیه تضعیف نماید.

برداشتهای اصلی

سوابق

سابقه قومی

جمعیت

زبان

دین

بافت اجتماعی

موقعیت اجتماعی و اقتصادی

ظهور ناسیونالیسم کردی

مسئله کردها و سیاست دولت

ایران

مواضع و سیاستهای دولت

مواضع کردها، گروهها و رهبران

همکاری با کردهای همسایه

عراق

مواضع و سیاستهای دولت

سازمانها و رهبران کرد

ترکیه

مواضع و سیاستهای دولت

پایداری کردهای تجزیه طلب

سوریه

شوروی

مواضع و سیاستها در قبال کردها در کشورهای همسایه

مواضع در قبال کردها در شوروی

نتیجه

ضمیمه

ص: 730

بیوگرافیهای انتخاب شده

نظری کلی بر مسئله کردها

سابقه:

از زمانهای قدیم کردها در مناطقی کوهستانی از جنوب شرقی ترکیه و در امتداد شمال عراق تا شمال

غربی ایران و در قسمتهایی از مناطق دست نخورده در شمال سوریه و جنوب شوروی زندگی می کنند.

جمع مساحت منطقه کردنشین برابر 000/287 کیلومتر مربع است. کردها هرگز قادر نبوده اند که یک

هویت رسمی سیاسی پیدا کنند. اگرچه سالها تلاشهای ناموفقی در این زمینه داشته اند. معهذا از نظر

تاریخی این منطقه کردستان نامیده شده است. گروههای کوچکی هم از کردها به مناطق بهتری از نظر

اقتصادی مهاجرت کرده اند، یا به وسیله دولتهای کشورهای مربوطه به نقاط دیگر انتقال داده شده اند.

(طبقه بندی نشده)


ریشه نژادی

ریشه نژادی

عقیده عمومی بر آن است که کردها ریشه های قبایل هندی اروپایی هستند که احتمالاً حدود 000/4

سال پیش در منطقه کردستان سکنی گزیده اند. کردها طبق گفته بعضی تاریخدانان خودشان را اشتباها از

ریشه قبایل نینوا که در 612 سال قبل از میلاد زندگی می کرده اند و 62 سال بعد به وسیله فارسها شکست

خورده اند، می دانند. از نظر جسمی کردها در مناطق مختلف به علت قرنها اختلاط با سایر اقوام فرق

می کنند. آنها کلاً به عنوان یک نژاد جدا و مشخص شناخته می شوند. (طبقه بندی نشده)

جمعیت کردها

جمعیت کردها

اکثر تخمینها درباره جمعیت کردها بین 56/9 تا 4/12 میلیون می باشند. 4 تا 6 میلیون در ترکیه، 10

درصد جمعیت کشور 8/2 تا 5/3 میلیون نفر در ایران، 10 درصد جمعیت کشور 5/2 میلیون نفر در

عراق، 20 درصد جمعیت کشور000/250 تا 000/300 نفر در سوریه، 5 درصد جمعیت کشور

000/100 در شوروی. منابع کردی جمعیت کردها را حدود 16 میلیون نفر تخمین می زنند که زیاد به نظر

می رسد و احتمالاً برای توجیه خواسته های خودشان می باشد. (طبقه بندی نشده)

اگر چه اکثر کردهای ترکیه در مناطق کوهستانی در شمال شرقی کشور سکنی دارند، ولی تعدادی هم

در منطقه مرکزی آناتولی پیدا می شوند. علاوه بر این چند صد هزار از کردهای ترکیه در جستجوی شغل به

آنکارا و استانبول مهاجرت کرده اند. (طبقه بندی نشده)

کردها در ایران عمدتا در مناطق کوهستانی شمال غربی کشور حضور دارند، ولی در حدود

000/300 نفر کرد هم در مناطق کوهستانی در شمال شرقی مشهد و در امتداد خط مرزی با شوروی

سکنی دارند. کردها همچنین در جنوب غربی خرم آباد، نزدیک شیراز و نزدیک بیرجند در شرق استان

خراسان و در جنوب زاهدان در استان سیستان و بلوچستان زندگی می کنند. همچنین تعدادی از کردها در

تهران و سایر شهرهای بزرگ ایران زندگی می کنند. اگرچه هیچ ارقامی در این مورد در دسترس نیست.

(طبقه بندی نشده)

ص: 731

اکثر کردهای عراقی در مناطق کوهستانی شمال آن زندگی می کنند، اگرچه تعدادی هم در امتداد رود

تیگریس در شمال موصل، در امتداد رود تیگریس در جنوب شرقی بغداد و در بغداد پیدا می شوند.

شهرهای متعدد بزرگی در شمال عراق وجود دارد و شهر سلیمانیه عمدتا کردنشین است. یک طرح

موافقتنامه دولت عراق با کردها که بعد از 1975 وضع شد، اسکان کردها را در منطقه جنوب بغداد اجباری

کرد، اگرچه تاکنون اکثر آنها اجازه بازگشت به شمال را دریافت کرده اند. (خیلی محرمانه)

اکثر کردهای سوریه در قسمت شمالی کشور در امتداد مرز ترکیه و در ناحیه شمال شرقی «جزیره» بین

ترکیه و عراق قرار دارند. تقریبا 000/30 کرد سوری در دمشق زندگی می کنند. (خیلی محرمانه)

اکثر کردهای اتحاد جماهیر شوروی در جمهوری ارمنستان، گرجستان و آذربایجان زندگی می کنند.

در سال 1944 براساس یک پیش بینی در مورد حمله شوروی به ترکیه، تعداد زیادی از اقلیت کردها در

ناحیه مرزی گرجستان و ترکیه و همچنین تعدادی از مسلمانان گرجستان و تعدادی از ارامنه که در امتداد

مرز ترکیه زندگی می کردند، به نواحی مرکزی آسیایی روسیه منتقل شدند. (خیلی محرمانه)


زبان

زبان

زبان کردی مهمترین عامل موروثی فرهنگی کردها می باشد. تقاضای کردها مبنی بر رسمی کردن زبان

کردی در مناطق کردنشین همیشه باعث برخورد با دولتهای مختلف می شده است. در ترکیه مثل ایران قبل

از انقلاب آموزش زبان کردی در مدارس ممنوع شد.برخلاف ترکها، ایرانیها اجازه چاپ کتابهای کردی و

برنامه رادیویی به زبان کردی را داده اند. بعد از سقوط شاه کردها در ایران زبان کردی را زبان رسمی در

شهرهایی از قبیل سنندج، مهاباد و کرمانشاه اعلام کردند و طبق گزارشات زبان کردی نیز در مدارس

تدریس می شوند. اخیر نشانه هایی است که در عراق دولت بعثی مشغول بررسی دادن آزادیهایی در مورد

زبان به کردهاست و اجازه توسعه رادیو و تلویزیون به زبان کردی را در آینده خواهد داد. اما حدودا تا 2

سال پیش دولت تلاش خود را برای کاهش آموزش زبان کردی در مدارس مناطق کردی و مطالعات

کردی در دانشگاهها افزایش می داد. کردهای مقیم شوروی مجاز به استفاده از زبان کردی در مدارس،

برنامه های رادیویی و روزنامه ها می باشند. (خیلی محرمانه)

زبان کردی متعلق به شاخه ایرانی زبانهای هندی اروپایی است و به زبانهای فارسی، بلوچی و پشتو

بستگی دارد. به وسیله یک محقق به عنوان یک «زبان ویژه، خواهر زبان فارسی، و شاید هم کهنه تر از آن

دو» تعریف شده است. زبان کردی به دو لهجه تقسیم می شود. کورمانجی، که در نواحی شمال غربی

کردستان صحبت می شود و کردی که در نواحی جنوب شرقی صحبت می شود. زبان زازا، که در قسمت

مرکزی ترکیه، کردها به آن صحبت می کنند، بعضی وقتها به عنوان لهجه سوم نامیده می شود. اگر چه ممکن

است یک زبان جداگانه باشد. در عراق کردها با لهجه سورانی صحبت می کنند که خیلی شبیه لهجه کردی

می باشد. اختلاف لهجه ممکن است نقشی را که یک زبان به عنوان عامل اتحاد می تواند داشته باشد، از بین

ببرد. در بعضی از نقاط کردستان زبان کردی چنان تحت تأثیر زبانهای مناطق مجاور قرار گرفته که

فرهنگ لغت آنها بیشتر شبیه ترکی، عربی یا فارسی است. (طبقه بندی نشده)

مشهورترین فرم نوشتن کردی ادبیات منتشره به کردی (یا سورانی) است که بر پایه لهجه سلیمانیه

استوار است و یک متن شناخته شده عربی به کار می برد. نوشته های هم به لهجه کورمانجی منتشر شده

ص: 732

است که به وسیله الفبای رومی (لاتین) نوشته شده است. کردهای اتحاد شوروی عمدتا از متون سیریلیک

و رومی استفاده می کنند. (طبقه بندی نشده)

دین

دین

اگرچه اکثر کردها سنی شافعی هستند، ولیکن دین هم یکی از عوامل جدایی کردها بوده است. بسیاری

از کردها درویش مسلک هستند و در گرایش صوفیگری نیز قبایل مختلف طرق متفاوتی در پیش

گرفته اند. در بسیاری از قبیله ها، رهبران مذهبی دارای رهبری منطقه ای نیز هستند و در نتیجه تفاوتها

قبیله ای افزون گشته است. در ایران و عراق در مناطقی که بعضی از کردها شیعه هستند، اختلافات مذهبی

ترکیبات بیشتری داشته است. تقریبا همه کردهای کرمانشاه و ایلام شیعه هستند. کردهای شمال، کردهای

جنوب را که شیعه هستند کرد حساب نمی کنند و از آنها به عنوان فار (ایرانی) یاد می کنند. کردهای

شوروی از فرقه های سنی و شیعه و یزیدی هستند. گروههای کوچکی از کردهای مسیحی یا یهودی

هستند که وضع فعلی آنها زیاد مشخص نیست. (خیلی محرمانه)

بافت اجتماعی

بافت اجتماعی

قبیله ای زندگی کردن نیز باعث عدم اتحاد بین کردها شده است. در طی قرنها قبیله بوده است که

بیشترین بیعت را به دست آورده است. حتی کردها هویت و وابستگی قبیله ای خود را برای سالها حفظ

کرده اند. این چنین وفاداری به قبیله و انزوای کوهستانی کردها باعث برخورد قبیله ها و شک و ظن

دوطرفه بین قبایل کرد شده است، که تا به امروز ادامه دارد. مثلاً در قیام کردهای عراق در اوائل 1960

برخی قبیله های کرد بر علیه دولت عراق و برخی دیگر بر علیه کردها جنگیدند و حتی برخی گاهی بر علیه

و زمانی بر له دولت بودند. برخی از قبایل به وسیله این عمل که یکی از شعباتش بی طرف بماند و یا به نفع

یکی از دو طرف وارد عمل شود، موقعیت خود را مستحکم کردند. (خیلی محرمانه)

به طورکلی همیشه کردها از اینکه تحت کنترل دولتمردان دولت مرکزی قرار بگیرند، خودداری

کرده اند؛ و در عوض برای راهنمایی و حمایت به رهبران قبیله ای خود مراجعه کرده اند، آنها رهبران

قبیله ای خود را آقاس خطاب می کنند و همیشه از آنها پیروی می کرده اند. آقاس اکثر وقت خود را به

مذاکره یا تخاصم با دولتها و یا سایر قبایل و یا تجارت بین قبایل یا اداره امور مشترک بین قبایل در مواقع

وجود اتحادهای قبیله ای و همچنین حل دعواهای درون قبیله ای، می گذراندند. قبایل در ازای رهبری

آقاس ها که بسیاری از آنان ملاکان ثروتمند بودند با سهیم کردن ایشان در محصول به دست آمده از زمین

قبیله یا از طریق اعانات مستقیم به صورت هدایا، آنها را یاری می نمودند.

در بعضی موارد که قبیله نسبت به زمین مورد استفاده خود جز حقوق سنتی چرا در آن حق دیگری

نداشته، آقاس ها قادر بودند که تملک حقوقی زمینهای قبیله را به دست آورده و بدین وسیله از درآمدهای

خود حفاظت و مالکیتهای بزرگی را در ضمن این کار کسب کرده اند. (طبقه بندی نشده)

اطلاعات راجع به قبایل مختلف کرد در خارج از عراق کم و یا خیلی قدیمی هستند. در عراق مهمترین

قبایل کرد عراق عبارتند از: بارزانی، طالبانی و جاف. از نظر تاریخی قبیله بارزانی جنگجوتر و مستقل تر

از سایر قبایل است. کردهای بارزانی بیشتر در شمال عراق و در اطراف دهکده بارزان نزدیک مرز ترکیه

ص: 733

مستقر هستند و بیشتر به کشاورزی مشغولند. آنها مدتها با سایر قبایل و کوچ نشینان که به چراگاههای آنها

آمده اند، جنگیده اند و دولت نیز در جنگ با بارزانیها از اینگونه کوچ نشینان و قبایل کمک گرفته است.

ملامصطفی بارزانی از اواخر سالهای 1930 تا زمان مرگش در اواخر 1979 رهبر بدون چون و چرای

بارزانیها بوده است. (خیلی محرمانه)

بعضی از اعضای قبیله طالبانی در دهکده های شمال غربی خانقین ساکن هستند، در حالی که اکثریت

قبیله در منطقه ای در اطراف کرکوک زندگی می کنند. یک دسته از طالبانیها که مانند بارزانیها ساکن هستند

و به کشاورزی مشغولند از طرفداران جلال طالبانی تشکیل شده اند که مدت مدیدی بر سر مسئله رهبری

نهضت کردها با ملامصطفی بارزانی به نزاع پرداخته است. سایر دسته های قبیله طالبانی توسط

شخصیتهای مختلف رهبری می شوند. (خیلی محرمانه)

گفته می شود که قبیله جاف بزرگترین قبیله کردهاست. جافها در مناطق دیالا، کرکوک و سلیمانیه در

عراق زندگی می کنند. جافها تا اواخر 1960 که توسط دولت ایران جلوگیری شد، در هنگام تابستان برای

چرای تابستانی به ایران مهاجرت می کردند. از اواخر سالهای 1960 جافها به قبیله ساکنی تبدیل شدند.

در 1970 قبیله جاف در مقابله بین حکومت وقت و بارزانی خنثی محسوب می شد. (خیلی محرمانه)

امروزه اگرچه کردها در منطقه های خود ساکن شده اند، ولیکن هنوز غرور قبیله ای. مهم محسوب

می شود. نقاط اختلاف بین آنها بر سر مناطق چراگاهی و طرفین ازدواج است. شواهدی در دست است که

پیوندهای بین قبیله ای در حال ضعیف شدن است. یک خانواده حاکم ممکن است به صورت سنتی کنترل

بعضی از دهکده ها را در اختیار داشته باشد، ولی دیگر نظم اجتماعی معمول کنترل کامل را اجازه نمی دهد.

از نقطه نظر اقتصادی هویتهای قبیله ای در مناطق شهرنشین کمتر اهمیت دارد. اگرچه تعلقات به یک قبیله

خاص ممکن است هنوز بعضی از مزیتها را به دنبال داشته باشد، اما خیلی از کردهایی که بهتر تحصیل

کرده اند با عوامل بالاتر از نسبهای کردی شناخته می شوند تا وابستگیهای ویژه قبیله ای. کردهای چپی،

رهبران قبیله ای ثروتمند و افراد مذهبی و تجار کرد را متهم کرده اند که مقدمات سرکوب کردهای فقیر را

فراهم کرده اند. (طبقه بندی نشده)

در ایران اصلاحات ارضی شاه طبقه فئودالهای مهم را از بین برده و نفوذ رهبران قبایل و خانها را به

مقدار زیادی کم کرده است. کردهای سایر کشورها نیز حمایت سنتی مالی خود را از رهبرانشان قطع

کرده اند. در حالی که کردهای جوانی مانند آنهایی که در اطراف و اکناف کردستان سنتی زندگی می کنند و

هنوز هویت قومی خود را حفظ کرده اند، خیلیها از قبایل سنتی قدیمی جدا شده اند. اثر این تغییرات به

همراه سیاست دولتهای مختلف در جهت انقیاد کردها تحت سلطه یک قدرت مرکزی، قدرت سیاسی

رهبران سنتی کردها را کم و در بعضی موارد نابود کرده است. (خیلی محرمانه)


موقعیت اقتصادی و اجتماعی

موقعیت اقتصادی و اجتماعی

سالها آشوب و مقاومت در مقابل سلطه مرکزی و سهل انگاری دولتهای مختلف و مناطق کوهستانی

مانع گسترش بهداشت عملی نوین و تعلیمات جدید در بین کردها شده است. طریقه سنتی زندگی بدوی که

به وسیله اکثر کردها اتخاذ شده، موقعیت کمتری جهت تحولات اقتصادی ایجاد کرده است. اما در سالهای

اخیر بعضی از دولتها اگر نه به هیچ دلیل دیگر، برای دلایل امنیتی به لزوم تحولات اقتصادی در منطقه

ص: 734

کردنشین پی برده اند. طبق قانون اصلاحات ارضی سال 1970 سرزمینهای بزرگ کردها برای تحویل به

دهقانهایی که روی آنها کار می کردند، خرد شد. از زمان پایان آشوب کردها در عراق در سال 1975 دولت

بعضی از کردها را از مناطق کوهستانی دور افتاده به دهکده هایی که براساس نمونه هایی مدرن ساخته شده

و از امکانات برق و آب و بهداشت برخوردار است، منتقل کرده است. در شوروی زندگی در مجموعه های

دهکده ای امنیت بیشتری برای کردها نسبت به موقعیت بدوی قبلیشان به همراه داشته است، ولی این به

قیمت روش زندگی سنتی آنها تمام شده است. (خیلی محرمانه)

اگر چه هنوز بعضی از قبایل بدوی مهاجر کرد وجود دارند، ولی اکثر کردها در حال حاضر کشاورز

شده اند. علیرغم استفاده از متدهای سنتی کشاورزی و لوازم قدیمی و مشکلات زمین، گفته می شود که

کشاورزی کردها نسبتا تولیدی بوده است. در جاهایی که شرایط اجازه دهد، تنباکو مهمترین محصول

است. (طبقه بندی نشده)

در خاورمیانه سطح بی سوادی در بین کردهای میانسال بسیار بالاتر از حد معمول است. معهذا در طی

چندین دهه اخیر سطح علمی کردها در بین طبقه مرفه کردها پیشرفته است. تقریبا همین گروه مرفه

شهرنشین بودند که قیام ناسیونالیستی که منجر به جمهوری مهاباد شد را برپا کردند و از آن به بعد نقش

مهمی در نهضتهای ملی کردی ایفا کردند. فارغ التحصیلهای دانشگاهی در خاورمیانه، اروپای غربی، و

آمریکای شمالی و تحصیلکرده های کرد، مایل به ترک مناطق کردنشین و رفتن به مناطق شهری و حتی

خارج از کشور برای پیدا کردن کار می باشند. در شوروی برخی از کردهای تحصیلکرده شهرنشین در

روزنامه نگاری تدریس می کنند و در بعضی مواقع در دولت محلی سهیم هستند. (طبقه بندی نشده)



ظهور ناسیونالیسم کردی

ظهور ناسیونالیسم کردی

تاریخ اولیه کردها مطالب اندکی در مورد اتحاد کردها یا هم پیوستگی ملی ثبت کرده است. اگرچه در

بعضی مناطق امارات ناپایدار کردی ایجاد شده است. قبایل منفردی که بین امپراطوریهای رقیب ترکیه و

ایران واقع بودند خود را در صف یکی از طرفین قرار می دادند و اغلب با یکدیگر می جنگیدند. در اوائل

قرن هفدهم بالاخره ناآرامیهای بین ترکیه و ایران به ثبات انجامید و سه چهارم کردها تحت کنترل عثمانیه

در ترکیه و بقیه تحت کنترل سلسله صفوی در ایران قرار گرفتند؛ اما تلاشهای چندی که در جهت نفوذ در

کردستان و یا سرکوب آنجا صورت می گرفت، موفق نبود. علیرغم یک سری طغیان در اوائل قرن نوزدهم،

هیچ علامتی دال بر اینکه قبایل کرد تشکیل ملتی را بدهند، دیده نشد. اولین مظهر ملی گرایی سیاسی

کردهای شورشی بود که در سالهای 1880 به رهبری عبیداللّه سمینانی صورت گرفت که غرض آن اتحاد

مردم کرد امپراطوریهای ترکیه و ایران در قالب یک کشور بود. اما زمانی که هر دو امپراطوری به قصد

حذف این تهدید مشترک با یکدیگر همکاری نمودند. این شورش به شکست انجامید. (طبقه بندی نشده)

درست در سالهای قبل از جنگ جهانی اول، روشنفکران کرد انجمن سری ناسیونالیست کرد را بنا

نهادند، ولی ناسیونالیسم مدرن کردها تا پایان جنگ شکل نگرفت. قول استقلال داخلی که به دنبال

شکست ترکیه داده شد، امید اهالی غیر ترک عثمانیه، از جمله کردها، را در مورد اینکه آنها قادر خواهند

بود سرزمینشان را کنترل کنند، افزایش داد.طبق قرارداد متارکه اوت 1920 که بین ترکیه و قدرتهای وقت

صورت گرفت، وجود جامعه مجزای کردها شناسایی شد و حق استقلال موقتی کردستان که امروز قسمتی

ص: 735

از جنوب شرقی ترکیه را تشکیل می دهد به رسمیت شناخته شد. (طبقه بندی نشده)

به هر حال قرارداد متارکه هرگز مورد تصویب قرار نگرفت و در ژوئیه سال 1923 معاهده توازن که اقلیت

کردها را نادیده می گرفت، جایگزین آن شد. «کردستان جنوبی» استان موصل عثمانی که در زمان خاتمه

جنگ تحت کنترل انگلستان بود قسمتی از استان جدیدالتأسیس عراق شد که تحت قیمومیت انگلستان

قرار گرفت. باقیمانده کردستان تحت کنترل ترکیه و عراق قرار گرفت و قسمتهایی هم در سوریه و شوروی

قرار گرفت. (طبقه بندی نشده)

کردهای ایران در طول جنگ، اوقات بهتری را گذراندند. دولت رضاخان که بعدا شاه پهلوی شد، با

سرکوب قبیله به قبیله به وسیله اسلحه و یا دوز و کلک یک ملیت متحد جدیدی را بنا نهاد. او رهبران با

نفوذ کرد را مجبور به اقامت در تهران یا جاهای دیگر کرد. آشوبهای سالهای 1920، 1926 و 1930 به

رهبری آقا اسماعیل، معروف به سیمیتقو، از قبیله شیکاک، سرکوب شد. از طرف دولت ایران تلاشهایی

صورت گرفت تا زبان فارسی در بین کردها رایج شود و لباسهای مدرن غربی بجای لباسهای سنتی کردها

مورد استفاده قرار گیرد. یک شورش در سال 1931 به رهبری شیخ تافر از قبیله حمدان با شدت سرکوب

شد و سپس دولت با مقداری واقعیت اعلام کرد که هیچ مسئله ای در مورد کردها ندارد. (طبقه بندی نشده)

در عراق شورش شیخ محمود در سلیمانیه در سال 1919 به وسیله انگلستان سرکوب شد. شورش

دیگری در سال 1923 توسط شیخ محمود که خود را شاه کردستان جنوبی خواند، یک بار دیگر سرکوب

شد، ولی این شورش حق آموزش زبان کردی در مدارس را به دنبال داشت. حقی که در معاهده ملیتهای

تحت قیمومیت انگلستان در سال 1925 ذکر شد. اگرچه سیاست خارجی بریتانیا مخالف تمایلات

تجزیه طلبانه کردها نبود ولیکن کشف نفت در جنوب ایران و امکان پیدایش نفت در شمال عراق عملاً بر

علیه حمایت بریتانیا از کردستان مستقل عمل کرد. کشف نفت در سال 1927 در منطقه کرکوک که امتیاز

آن به آمریکا و اروپاییها داده شد، عملاً تمایلات غربیها را برای حمایت از جنبش استقلال طلب کرد

متوقف کرد. (طبقه بندی نشده)

عراق که در سال 1930 استقلال یافت، در سال 1932 به منظور کسب عضویت در جامعه ملل، قانون

حفاظت از جامعه کردها را وضع کرد. اما در همان سال، تلاشهای دولت جهت تحکیم کنترل خود بر مناطق

شمالی، شورشی را که به رهبری ملامصطفی بارزانی هدایت می شد، سرکوب کرد. حملات هوایی به وسیله

انگلستان که حضور نظامی خود را بعد از استقلال عراق حفظ کرده بود، ملامصطفی و حامیانش را مجبور

کرد که به ترکیه عقب نشینی کنند. بارزانیها دوباره در سال 1943 قیام کردند و تا هنگامی که ملامصطفی در

سال 1945 به ایران گریخت، مطیع نشدند. (طبقه بندی نشده)

اشغال ایران در سال 1941 توسط روسیه و انگلستان، برای کردها این فرصت را پیش آورد که تنها

ایالت کردستان مستقل را در سالهای اخیر تشکیل دهند. در مدتی بیش از چهار سال و در مناطق اشغالی

روسها که کردستان هم شامل آن می شد، آذربایجانیها و کردها که هر دو در طی دوره اشغال علیه دولت

مرکزی قیام کرده بودند، به طور مؤثری خود را اداره کردند. در دسامبر 1945، هر دو گروه (ناسیونالیسم)

ملی گرا اعلام جمهوریهای مستقل کردند: جمهوری دمکراتیک آذربایجان (ایران) و جمهوری دمکراتیک

مهاباد. رئیس جمهور کردستان «قاضی محمد» بود که از قیام 1941 رهبری کمیته را در اختیار داشت و بر

منطقه حکمرانی می کرد. تنها حضور واحدهای نظامی روسی بود که مانع برقراری مجدد کنترل ایرانیها بر

ص: 736

منطقه می شد و هنگامی که روسها در می 1946 با اکراه و طبق معاهده ای که شامل ایران هم می شد از

منطقه عقب نشینی کردند، هر دو جمهوری سقوط کرد. قاضی محمد و عده ای دیگر از رهبران کرد اعدام

شدند و ملامصطفی بارزانی که فرمانده قوای نظامی جمهوری بود به عراق و سپس به شوروی فرار کرد و

مدت 11 سال در آنجا بود.(طبقه بندی نشده)

دهه ای که به دنبال سقوط جمهوری مهاباد بود، نسبتا آرام بود، زیرا دولتهای ایران و ترکیه در جهت

خلع سلاح و مقهور ساختن کردهای خود عمل کردند. این دوره آرامش، یک قیام دیگری در سال 1960

در ترکیه را به دنبال داشت، هنگامی که ترکها از عدم ثبات سیاسی که به دنبال سرنگونی دولت به وسیله

نیروهای مسلح ترکیه تشدید شد، استفاده کرده و علیه سیاستهای سرکوبگرانه دولت به طور مسلحانه

تظاهرات کردند؛ اما ارتش برای سرکوب شورش اعزام شد. (طبقه بندی نشده)

در عراق امتناع دولت از پذیرفتن تقاضاهای اکراد، منجر به یک درگیری شد که مدت 14 سال و به

همراه آتش بس های گاه به گاه طول کشید. در مدت کوتاهی بعد از به قدرت رسیدن عبدالکریم قاسم در

سال 1958، مراجعت ملامصطفی از اتحاد شوروی به عراق منجر به یک جنگ ناگهانی بین بارزانیها و

سایر قبایل کرد شد. اگرچه ملامصطفی تسلط خود را بر اکثر مردم کرد گسترش داد، اما قاسم، از ترس

اینکه بارزانیها بیش از حد قدرتمند شوند، شروع به کمک به دشمنان سنتی ملامصطفی کرد. خصومتها در

سپتامبر 1961، هنگامی شروع شد که دولت در رابطه با حمله ای به نیروهای مسلح از طرف یک قبیله

وابسته با بارزانیها، پناهگاههای سنتی بارزانیها را بمباران کرد. (طبقه بندی نشده)

مراجعت ملامصطفی به عراق، شروع یک اقدام موفقیت آمیز در جهت کنترل حزب دمکرات کردستان

بود که یک سازمان سیاسی مهم در جنبش کرد محسوب می شود. این حزب در 1946 در ایران از باقیمانده

سازمانهای سیاسی قبل از جنگ به وجود آمد و در سازماندهی و ساختمان آن نفوذ قابل توجهی از

کمونیسم مشهود بود (کمیته مرکزی و پولیت بورو). علیرغم قیمومیت شوروی بر این حزب، کنترل حزب

بیشتر به دست کسانی بوده است که استقلال کردها بیشتر برایشان مطرح بوده تا یک انقلاب اجتماعی.

(طبقه بندی نشده)

در سال 1959 ملامصطفی اعضای جناح طرفدار کمونیستها را از حزب بیرون کرد و جهت گیری

حزب را به سمت راست سوق داد. بهر صورت حزب اساسا به صورت سازمانی درون شهری با بیشترین

جاذبه اش در بین تحصیلکرده های بریده از قبیله، باقی ماند. در سال 1964 اغلب رهبران نظامی حزب،

شامل جلال طالبانی و ابراهیم احمد، معاون حزب، در جهت برکناری بارزانی از رأس حزب تلاش کردند،

اما توسط حامیان قبیله ای بارزانیها مجبور به فرار شدند. از قرار معلوم سالها بعد، دولت عراق در تلاشی

جهت تضعیف بارزانیها به جناح طالبانی کمک مالی کرد. (طبقه بندی نشده)

در طی سالهای 1961 تا 1970 دولت (عراق مترجم) چندین تهاجم را علیه کردها بنا نهاد (آغاز

کرد)، اما به دلیل عمده که ایران مایل بود به کردها کمک کند و اجازه بدهد که سرزمینش برای حمایت و

تجهیز آنها مورد استفاده قرار گیرد، موفق به سرکوب نیروهای تحت رهبری بارزانی نشد. شاه علیرغم

تجربه ایران در مقابل اقلیت کرد خودش، حمایت از کردهای عراق را به عنوان وسیله ای برای مهار یک

همسایه سوسیالیست طرفدار شوروی تلقی کرد. هم کردها و هم ارتش عراق که بارها تا حدود 80 درصد

نیروهای خود را علیه شورش به کار برده اند، خسارات زیادی متحمل شدند. بازوی نظامی حزب

ص: 737

دمکرات کردستان، پیشمرگه ها، نیروهای اصلی رزمنده کردها را تشکیل می دهند. (طبقه بندی نشده)

در سال 1970 با توجه به این که درگیریهای شمال موجب سقوط دولتهای مختلف شده بود، دولت

بعث عراق تحت ریاست صدام حسین موافقتنامه صلحی با ملامصطفی امضا کرد که به موجب آن امتیازاتی

به بارزانیها و حزب دمکرات کردستان داده شد. این امتیازات از امتیازات قبلی بهتر بوده و آنها را همچون

عربهای عراق آزاد و متساوی الحقوق کرد.

برنامه های فرهنگی و اقتصادی برای رفاه کردها پیاده شد. از همه مهمتر قول خودمختاری در مناطق

کردنشین به کردها داده شد. یک سرشماری رسمی صورت گرفت تا مناطق کردنشین مشخص شود.

(طبقه بندی نشده)

در خلال چهار سالی که قرار بود این موافقتنامه اجرا شود، طرفین نتوانستند در اجرای آن به توافق

برسند. این موافقتنامه سپس با ایجاد اختلاف بر سر ایالت نفت خیز کرکوک نقض شد و کردهای عراق را

متهم کردند که می خواهد طوایف عرب را در مناطق کردنشین سکونت داده و با اعطای حقوق فرهنگی و به

سایر اقلیتهای منطقه، آن منطقه را از سلطه کردها خارج نماید. کوششهایی که برای قتل بارزانی و پسرانش

صورت گرفت، این مطلب را که دولت در نظر ندارد به قرارداد احترام بگذارد، تأیید کرد. (طبقه بندی نشده)

کردها یک قانون خودمختاری را که به صورت یکجانبه به وسیله دولت در مارس 1974 به تصویب

رسید که در حقیقت کنترل دولت مرکزی را بر تمامی منطقه کردنشین باز می گرداند، به این عنوان که این

قانون از پیمان 1970 تخطی می کند، رد کردند. در همان ماه جنگ بین کردها و دولت عراق شروع شد و

مدت یک سال طول کشید. اما در اواخر سال 1974، هنگامی که واحدهای نظامی ایران در حوادث مرزی

با واحدهای نظامی عراق به طور فزاینده ای درگیر شدند، نظر شاه در مورد منافعی که ادامه حیات از

کردهای عراق به دنبال دارد، به طور وضوح عوض شد. در اینکه رهبران ایران واقعا مایل بودند که کردها

به یک پیروزی تمام عیار برسند، تردید وجود دارد. هدف اصلی او این بود که عراقیها را آنقدر مشغول

نگهدارد، تا اینکه آنها نتوانند در خط مشی او در خلیج فارس مداخله کنند. ظاهرا متوجه شد که پیروزی

کردها خطر بیشتری برای یکپارچگی و امنیت ایران در بر دارد تا پیروزی دولت عراق. (طبقه بندی نشده)

در نتیجه، ایران و عراق در مارس 1975، در طی معاهده الجزیره بر سر تعیین سرحدات و مرزهای آبی

و برقراری امنیت و اعتماد دوجانبه در طول مرزهای مشترکشان به منظور پایان دادن به تمامی

خرابکاریهایی که از جانب طرفین صورت می گرفت، توافق کردند. در موافقتنامه های دنباله قرارداد

الجزیره، عراق چندین امتیاز، چه سیاسی و چه ارضی به ایران داد. عراق مدت مدیدی اعراب و بلوچها را

به مقاومت در مقابل شاه تشویق کرده بود و ادعا می کرد که استان خوزستان ایران از سرزمینهای اعراب

است. دولت بعثی تمامی ادعاهای خود را در مورد خوزستان پس گرفت و با این مورد که مرز آبی خط

وسط شط العرب باشد، موافقت نمود. همچنان به اینکه ترتیبات مرزبندی در امتداد مرزهای خشکی با

ایران باشد، رضایت داد. ایران در عوض کمک به کردها را متوقف کرد. عراق در مقابل این امتیازها

توانست بر سر خاتمه دادن شورشهای کردی و تهدید دخالتهای خارجی به توافق برسد. (طبقه بندی نشده)

از پایان جنگ در مارس 1975، هوشیاری نظامی عراق و برنامه های جذبی اقتصادی آن در مقابل

اقلیت کرد، سطح فعالیتهای ضد دولتی را دریک حداقل حفظ کرده است. اگرچه وقایع و تلاشهایی جهت

سوءقصد به کردهایی که با دولت همکاری می کنند، صورت گرفته است بین 90000 تا 000/250 کرد،

ص: 738

بعد از سقوط جبهه کردها به ایران گریختند، ولی تا پایان سال 1975، اکثر پناهندگان از فرصت عفو عمومی

استفاده کرده و به عراق بازگشتند. اگرچه بارزانی عراق را ترک کرد و در آمریکا تا هنگام مرگش در مارس

1979 در تبعید به سر برد، پسرانش ادریس و مسعود تلاش کرده اند که رهبری حزب دمکرات کردستان را

به دست گیرند. (SNF).

کوشش ناسیونالیستهای کرد در ایران برای استفاده از سقوط شاه در اوائل سال 1979 منجر به

درگیریهایی با قوای دولتی شد و برخی از نواحی کردستان ایران همچنان تحت نفوذ کامل کردها باقی ماند.

در همین زمان، احیای فعالیتهای مخالف کردها در ایران موجب افزایش احساسات و فعالیتهای کردها در

ترکیه شده است.

در اواسط 1979 بالا گرفتن فعالیت ناراضیان در ایالتهای کردنشین عراق به چشم می خورد که در

ضمن آنها برخوردهای کوچکی به طور متناوب بین گشتیهای ارتش عراق و چریکهای کرد روی می داد،

اما در جنگ بین دو طرف افزایش چشمگیری پدیدار نگشته است. (SNF)


مسئله کردها و سیاست دولت ایران

مسئله کردها و سیاست دولت

مناطقی که به اسم کردستان نامیده می شود، سرزمینهایی را در پنج کشور ایران، ترکیه، عراق، سوریه و

روسیه شوروی در برمی گیرد. بررسی سیاست این دولتها در قبال کردها و اقلیتهای کرد در این کشورها در

زیر می آید. (طبقه بندی نشده)

ایران

از اواخر سال 1940 تا اوائل 1978 رژیم شاه قادر به آرام نگهداشتن نسبی کردها بود. این منظور از

طرق زیر عملی گردید: حضور نظامی گسترده در منطقه کردنشین، مسلح کردن کردهای وفادار به

حکومت، تبعید رهبران ایلی مظنون به فعالیت ضد حکومتی و توسعه امکانات اقتصادی و آموزشی در

منطقه.

کردهایی که در مقابل هواداری از حقوق کردها به حمایت از ناسیونالیسم ایرانی پرداختند در زمره

برجسته ترین طرفداران مصدق، نخست وزیر ایران در اوائل سالهای 1950 بودند. در زمان شاه عده رو به

تزایدی از کردها نظر خود را تغییر داده و آینده خود را مرتبط با آینده ایران دانستند. (طبقه بندی نشده)

بیش از 40 قبیله و کنفدراسیون کردی که در ایران وجود دارند سنتی قوی و مستمر در اختلاف و جنگ

با یکدیگر داشته اند و رهبری واحدی که اکثریت قبایل وی را قبول داشته باشند، یافت نمی شود.

اصلاحات ارضی که در جهت تضعیف اقتدار رهبران قبایل قرار دارد بیش از هر ناحیه ایران در شمال غرب

آن تأثیر و سرعت اجرا داشته است؛ هر چند که بعضی از رهبران قبایل که تصور می شده به دولت وفادارند،

اجازه یافته اند که املاک وسیعی را حفظ نمایند. به علاوه نقل مکان بسیاری از کردها جوانتر و صاحب عزم

بیشتر و تحصیلات بهتر به شهرها شماره رهبران آینده را کاسته و رفاه تعداد هرچه افزونتری از خانواده ها

را در ارتباط با پیشرفت ایران قرار داده است. (طبقه بندی نشده)

بخش بزرگی از انگیزه فعالیتهای کردی ضدرژیم شاه در سال قبل از سقوط او در ایران احتمالاً همان

احساساتی بود که مخالفین دولت در سرتاسر کشور را تحریک نمود. اگرچه ناراحتی از اعمال ضد کردی

ص: 739

رژیم ممکن است، آن احساسات را تقویت کرده باشد. بسیاری از کردها، منجمله بعضی که با شورش

کردها علیه دولت عراق زیاد موافق نبودند، از توافق شاه با بغداد در سال 1975 که به موجب آن کمک به

کردهای عراقی خاتمه می یافت، به نحوی احساس کردند که به خود واگذاشته شده اند. با «عملیات

سرکوبی» ارتش که متعاقبا در امتداد مرز ایران و عراق علیه کردها انجام گرفت این خشم فزونی یافت.

کردها که شدیدا خواهان خودمختاری بیشتر و دارای گروههای ثابت چریکی بودند، توانستند سریعتر از

بقیه گروههای قومی از کنترل رو به ضعف مرکز استفاده جویند. (SNF)


مواضع و سیاستهای دولت

مواضع و سیاستهای دولت

در فوریه 1979 وقتی که مهندس بازرگان زمام امور را به دست گرفت، دریافت که اتحادیه وسیعی از

رهبران مذهبی، سیاسی و قبیله ای کردها که به خوبی مسلح بوده و به وسیله نیروهای چریکی و فراریان

ارتش پشتیبانی می شوند، کنترل مناطق وسیعی از ناحیه شمال غربی کشور را در دست گرفته اند. در همان

حال که رهبران دسته های کرد، نمایندگان دولت و رهبران محلی طرفدار خمینی برای کسب موقعیت

جولان می دادند تشنجات به سرعت پا گرفت و چند رویداد خشونت بار اتفاق افتاد. (طبقه بندی نشده)

مقامات دولتی و مذهبی از یک شهروند سرشناس سنندج به نام احمد مفتی زاده حمایت کردند، و در

ماه آوریل او را تنها رهبر مذهبی و سیاسی کردها خواندند. آنها همچنین ظاهرا انتظار داشتند که رهبران

مذهبی و سیاسی کرد شیعه بتوانند در مناطق خود قدرت را به دست گیرند. اما چنان که گزارش شد چند تن

از محترمین شیعه پس از درگیریهایی با کردهای سنی ناراضی از منطقه فرار کردند.(SNF NC OC)

دولت، که از شورش آشکار کردها، که مسلح به سلاحهای غنیمت گرفته شده از ارتش بودند

می ترسید، هیئتهایی را برای تشویق کردها به مصالحه تعیین کرد. وعده های دولت جمهوری اسلامی به

اینکه این منطقه در حد معتنابهی خودمختاری خواهد داشت، اگرچه در آرام کردن اوضاع سهیم بود،

ولیکن فشار آنقدر بالا بود که منجر به درگیریهای شدیدی در سنندج و نقده شد. رویدادهای نسبتا جزئی

ماه مارس موجب یک جنگ پنج روزه پرخونریزی بین سربازان دولتی و قوای نامنظم کردها در شهر

سنندج و برخوردهایی در نقده آذربایجان غربی بین کردها و طرفداران خمینی در اواخر آوریل شدند. در

اواسط 1979، طرفداران خمینی و قوای امنیتی هنوز در حال درگیری با رهبران کرد برای کنترل

حکومتهای محلی و جمعیت منطقه بودند.

به خصوص حزب دمکرات کردستان به نظر می رسید که با جدیت سعی دارد که نفوذ و تعداد اعضای

خود را گاهی اوقات با اعمال زور گسترش دهد تا در حد ممکن برتری خود را در منطقه کردنشین

تثبیت نماید. (SNF)

سیاست دولت بازرگان در مقابل کردها، حاکی از توانایی محدود تهران در اعمال قدرت خود می باشد.

دولت با پیشنهادهایی که برای مذاکره دارد و تأکیداتش بر اینکه قانون اساسی و قوانین جدید موجبات

خودمختاری نسبی را فراهم می کنند، ظاهرا خواستار مهلت است. مقامات رسمی بارها اعلام کرده اند که

تعلیم و تربیت به زبان کردی و حفظ سنتهای محلی آزاد خواهد بود و حتی زبان کردی در رادیو و تلویزیون

و مطبوعات می توانند مورد استفاده قرار گیرد. از طرفی به موجب پیش نویس قانون اساسی که در در 15

ژوئن منتشر شده شوراهای محلی حکومت «هر ده، شهر، منطقه یا استان» را در دست دارند. (SNF)

ص: 740

رهبران سیاسی و دینی بیم آن دارند که جنبش خودمختاری کردها، اقلیتهای دیگر ایران را نیز به

خواستن چنان حقوقی تحریک کند؛ امری که می تواند موجب تجزیه کشور شود. در نتیجه آنها سعی

نموده اند که با ممانعت از گسترش حزب دمکرات به مناطق دارای جمعیت از گسترش حزب دمکرات به

مناطق دارای جمعیت مخلوط و سعی بر به رسمیت نشناختن موقعیت سیاسی رهبری آن به طور کامل و

ظاهرا مسلح کردن ساکنان بی طرف یا ضد حزب دمکرات مناطق کردنشین، رشد را محدود سازند.

(SNF)



مواضع کردها، گروهها و رهبران

مواضع کردها، گروهها و رهبران

بسیاری از رهبران کرد نسبت به وعده و وعیدهای دولت بدبین هستند و می دانند که دولت مرکزی

سرانجام مجبور به توسل به زور برای حفظ سلطه خود خواهد بود. سخنگویان کردها گفته اند که کردها

خواهان استقلال نیستند و ترجیح می دهند که از طرق صلح آمیز به مقاصد خود برسند، اما می گویند که در

صورت لزوم کردها برای حقوق خود جنگ نیز می کنند. خواستهای کردها که در یک راهپیمایی در 2

مارس اعلام شده، چنین است:

کنترل منطقه ای که به وسیله عوامل تاریخی، اقتصادی و جغرافیایی تعیین شده و تصمیم درباره آن با

یک رفراندم اتخاذ می گردد. این منطقه شامل استان کردستان و قسمتهای بزرگی از استانهای مجاور

می شود.

یک پارلمان کردی در منطقه که با آرای مردم انتخاب می شود و ضبط و ربط محلی تمام واحدهای

دولتی، انتظامی و نظامی.

استفاده از زبان کردی در مدارس و به عنوان زبان رسمی منطقه خودمختار.

تضمین آزادی بیان، مطبوعات، مسافرت، کار و همبستگی.(SNF NC OC)

به نظر رسید که عزالدین حسینی رهبر کردهای سنی در یک مصاحبه قبل از ملاقاتش با خمینی در اواسط

می خواسته های اکراد را تا سطح تقاضای کنترل فعالیتهای فرهنگی و امور اقتصادی محلی و استفاده

رسمی از زبان کردی و آزادی برای انتخاب خط سیاسی خود، کاهش داد. او به خصوص از تقاضای کنترل

ارتش در منطقه دست برداشت، نکته ای که دولت نمی توانست با آن موافقت کند. مشخص نیست که آیا

گزارش مطبوعات از این نظریات دقیق است و یا اینکه سایر رهبران کرد موافقت خواهند کرد یا نه، ولی به

نظر می رسد که همه موافقت کرده اند که امور خارجه، دفاع ملی، بازرگانی و طرحهای عمده اقتصادی که

عبارت از اعطای امتیازاتی برای تحولات کردستان باشد بایستی تحت کنترل دولت مرکزی باشد. (SNF

NC OC)

اخیرا رهبران متعدد و گروههای سیاسی از جانب کردها صحبت کرده اند. حزب دمکرات در حمایت

از خواسته های اکراد خیلی فعال بوده است، ولی گستردگی ریشه های سازمانی و یا حامیان آن مشخص

نیست. حزب دمکرات ایران با حزب دمکرات کردستان در عراق ارتباط کمی دارد. حزب دمکرات ایران

با حزب کردستان عراق سازمان سیاسی اصلی در شورش کردها بود که به وسیله ملامصطفی بارزانی

رهبری می شد.

حزب دمکرات کردستان ایران در زمان شاه غیرقانونی بود، اما بین دانشجویان در آمریکا و اروپا

ص: 741

طرفداری داشت. فقط از زمان سقوط شاه بوده است که این حزب یک سازمان سیاسی فعال شده است.

(SNF NC OC) اغلب رهبران حزب به نظر می رسد چپی هایی باشند که در روزهای آخر رژیم سلطنتی از

تبعید برگشتند. دبیرکل حزب «عبدالرحمن قاسملو» که مدت 25 سال خارج از ایران زندگی کرده است،

مهمتر از بقیه بوده است. او ادعا می کند که حزب دمکرات کردستان نماینده وجهه مشترک احساسات

کردها می باشد و گفته است که مذاکرات با دولت به منظور کسب ضمانت خودمختاری در قانون اساسی

اسلامی جدید لازم بوده است، از قرار معلوم قاسملو مورد انتقاد قرار گرفته است، زیرا به نظر می رسد که در

موارد بسیار زیادی وفاداری خود را تغییر داده است و مایل است با دولت و رهبران مذهبی، که خیلی از

کردها معتقدند آنها مایلند خواسته های کردها را بی جواب بگذارند، مذاکره کند.

قاسملو چندین سال در چکسلواکی زندگی کرده است و پیوندهای نزدیکی با حزب ایرانی کمونیست توده

داشته است. (SNF NC OC)

به نظر می رسد که شیخ عزالدین حسینی، روحانی اصلی سنی در مهاباد، پایتخت جمهوری کوتاه مدت

کردستان، محبوبترین و بانفوذترین چهره مذهبی کردها می باشد. او چندین تلاش به منظور مذاکره با

رهبران سیاسی و مذهبی اصلی دولت انقلاب را رهبری کرده است؛ اگر چه به طور عمیقی نسبت به خمینی

و اهدافش سوءظن دارد.

در اواسط می1979، حسینی و سایر روحانیون کرد با خمینی ملاقات کردند. حسینی او را (خمینی)

نسبت به خودمختاری کردها «بی علاقه» توصیف کرد. آنها با طالقانی، که قبلاً در همان سال با مذاکره،

مصالحه ای بین کردهای مخالف و نیروهای طرفدار خمینی ترتیب داده بود، ملاقات کردند. (خیلی

محرمانه)

در اواسط سال 1979، رهبران کردها و حامیانشان عملاً با متن قانون اساسی جدید و روشی که مورد

تصویب قرار گرفت، مخالفت کردند. کردها، مانند سایر اقلیتها، معتقدند که مواد مقرره در قانون اساسی در

مورد خودمختاری منطقه ای و احترام به مسلمانان سنی خیلی ضعیف هستند. حسینی گفته است که مواد

مقرره در قانون اساسی در مورد اقلیتها «تصورات کلی قدیمی با اسامی جدید» هستند و این استثناء که

اسلام شیعی دین کشور است، محققا تحریکی برای برخوردهای فرقه ای می باشد. احمد مفتی زاده، رهبر

کرد مطرح شده از جانب دولت، نیز از متن تهیه شده قانون اساسی انتقاد کرده است و تقاضای لغو اشاره

قانون به اسلام شیعه به عنوان دین کشور را کرده است. مفتی زاده و حسینی مشترکا متنی را امضاء کرده اند

که خواستار یک جمهوری اسلامی بدون اشاره به شیعه می باشند و خواستار حضور نمایندگان اقلیتها در

شورایی که متن تمام مواد قانون اساسی را مرور می کنند، شدند. (خیلی محرمانه)


همکاری با کردهای همسایه

همکاری با کردهای همسایه

مخالفین کرد عراقی و ایرانی سابقه طولانی در همکاری دارند. قاسملو دبیرکل حزب دمکرات

کردستان با حزب کمونیست عراق، که اعضای کرد بسیاری دارد، روابط نزدیکی داشته است. (خیلی

محرمانه) دو گروه چریکی رقیب در عراق، یکی تحت رهبری جلال طالبانی و دیگری تحت رهبری

پسران ملامصطفی بارزانی فقید، در بین بعضی از کردهای ایران پیروانی دارند. گزارش شده است که

قاسملو دبیر کل حزب دمکرات کردستان، درصدد میانجیگری بین این دو گروه رقیب بوده است و تلاش

ص: 742

کرده است که آنها را، با حزب دموکرات کردستان هم پیمان کند. هم چنین شواهدی در دست است که

حکومت جدید در تهران تلاش کرده است روابط خود را با برادران بارزانی توسعه دهد. حدودا در همین

زمان گفته شد که قاسملو سعی می کند با نیروهای بارزانی برای ائتلاف مذاکره کند، ولی ظاهرا موفق نشد.

به نظر می رسد که نیروهای بارزانی نسبت به حمایت از جاه طلبیهای سیاسی قاسملو و یا حزب دمکرات

کردستان بی علاقه هستند. تعدادی از گزارشها حکایت دارند از اینکه ممکن است طالبانی با حزب

دمکرات همکاری داشته باشد. اما استعمال بی تکلف لفظ پیشمرگه توسط ایرانیان اغلب تشخیص اینکه،

آیا گروههای چریکی مطرح شده طرفداران طالبانی یا سایر کردهای مسلح هستند، را مشکل می کند.

آنچه قطعی است، این است که طالبانی و رهبران حزب دمکرات کردستان در حال بررسی فعالیتهای

مشترک هستند. (SNF NC OC)

شایعات گسترده، که مورد قبول دولت ایران است، اظهار می دارد که یک دسته چریکی دیگر شامل

بعضی از جافها که از طرف سپهبد عزیزاللّه پالیزبان، کردی که مدت مدیدی رئیس قسمت اطلاعات ارتش

زمان شاه بود، رهبری می شود، علیه دولت محلی و نمایندگان خمینی در غرب و شمال غربی فعال بوده

است.

به هرحال، بسیاری از اقداماتی که به این گروه نسبت داده می شود ممکن است کار راهزنها باشد.

(SNF)

منابع مختلف ادعا کرده اند که هر یک از این سه گروه چریکی و حزب دمکرات کردستان هسته های

سازمان یافته ای مرکب از چند صد تا چندین هزار نفر در داخل ایران دارند. این ادعاها را نمی توان تأیید

کرد ولیکن بسیاری از گروههای کرد دارای عناصر مجهز بزرگ، ولی نامنظم هستند که از خودمختاری در

مقابل نیروهای حکومتی دفاع می کنند. (SNF)

اسلحه هایی که به وسیله مأموران امنیتی ایران، عراق و ترکیه از کردها به دست آمده است، نشان دهنده

تبادلات روزافزون مهمات ارتشی بین کردها در امتداد سه مرز می باشد. کردهای مخالف دریافته اند که

اگر بتوانند مناطق امنی را به وجود بیاورند قوی خواهند بود و مرزهای ایران در حال حاضر مانند قلمرو

مشخصی به منظور فعالیت در عراق و ترکیه و همچنین ایران در خدمت چنین دسته هایی قرارداد. (SNF)


عراق

عراق

روابط بین کردهای عراق و دولت مرکزی تحت کنترل اعراب در بغداد در طی سالها زد و خورد و به

وسیله احساس عمیق عدم اطمینانی که نسبت به کردها در طراحان بعثی اتحادیه اعراب وجود دارد، شکل

گرفته است. کردها این گروه را برای آمالشان زیان آور می دانند. اگرچه کردها از ضعف گاه به گاه دولتمردان

مرکزی و قول کمکهای خارجی به منظور اجرای چندین شورش علیه دولت استفاده برده اند، اما در اکثر

مواقع آنها در پی استقلال از عراق نبوده اند، بلکه برای حقوق متساوی با اعراب و خودمختاری داخلی در

چارچوب یک عراق واحد جنگیده اند.

هنگامی که امید اکراد برای خودمختاری و تساوی به دنبال انقلاب 1958 به وسیله قاسم به ناامیدی

کشید، آنها شورش 14 ساله متناوبی را شروع کردند. شکست در خاتمه دادن برخوردها باعث سرنگونی

سه دولت عراق در سالهای 1960 گردید. (طبقه بندی نشده)

ص: 743

در سال 1970 هنگامی که دولت بعثی صدام حسین قراردادی را با ملامصطفی بارزانی امضا کرد که

حقوق ملی مردم کرد را به رسمیت می شناخت و به آنها حق خودمختاری قانونی اعطا می کرد، احتمال

برآورده شدن خواسته های کردها از همه وقت بیشتر شد. زبان کردی در مناطق خودمختاری کردی زبان

رسمی می شد و مؤسسات آموزشی کردی، شامل یک دانشگاه در سلیمانیه، دایر می گردید. کردهای در

مناصب نظامی، پلیسی و دانشگاهی به نسبت جمعیتشان در کل جامعه منصوب می شدند. حزب دمکرات

کردستان به طور رسمی به رسمیت شناخته می شد و دولت بعثی قول انتصاب یک معاون رئیس جمهور کرد

را می داد. بارزانی مجاز به حفظ مهمات سنگین خود شد، در حالی که دولت قول داد که حقوق واحدهای

پیشمرگه را که در شورش جنگیده بودند، بپردازد و آنها به عنوان نیروی مرزی عمل کنند. (خیلی محرمانه)

دولت بعثی که فقط دو سال بر سر قدرت بود در عوض امنیت و ثبات داخلی، امتیازات بزرگی در جهت

آمال کردها به آنها داده بود. بارزانی کنترل سرزمینی بیشتر از آنچه که تاکنون داشت، به دست آورد. یک

روزنامه کردی و ایستگاه رادیویی کردی شروع به کار کردند و پیشمرگه ها دست نخورده و مسلح باقی

ماندند. به هر حال طی چهار سال بعد ضمن آنکه بعثیها کنترل خود را بر دولت تثبیت کردند و کردها

تقاضای خود برای زمین و درآمدهای نفتی را بالا می بردند، روابط بین دولت مرکزی و ملامصطفی به

وخامت گرایید. (خیلی محرمانه)

احتمالاً تجدید جنگ در مارس 1974 اجتناب ناپذیر بود، دولت مایل به اعطای امتیازات سیاسی و

اقتصادی به کردها نبود، چون امتیازات بقیه مردم عراق را نادیده می گرفتند. آنچه که از اهمیت ویژه ای

برخوردار بود، امتناع دولت در انجام یک سرشماری در کرکوک به منظور بررسی ساخت قومی شهر بود.

طرح خودمختاری که در مارس 1974 توسط دولت بعثی پیش کشیده شد به سه استانی که کردها در آنجا

اکثریت داشتند یک خودمختاری اسمی به کردها می داد. اما در واقعیت فقط نمایشی از خودمختاری به

کردها داده شد. اعضای شورای اجرایی و مقننه که به وسیله قانون خود مختاری تشکیل می شد، به وسیله

دولت انتخاب می شدند. کردهای طرفدار دولت که به عنوان اعضای کابینه و معاون رئیس جمهور منصوب

شده اند مراقب بودند که در مورد گستردگی اختیاراتشان تجربه اندوزی نکنند. در مارس 1975 شورش

14 ساله کردهای عراق علیه دولت به طور مؤثر به وسیله قرارداد الجزیره بین ایران و عراق خاتمه یافت.

این قرارداد توانایی کردها را در مقاومت در برابر تلاشهای دولت جهت آرام کردن منطقه کردنشین از بین

می برد. (خیلی محرمانه)


مواضع و سیاستهای دولت

مواضع و سیاستهای دولت

دولت بعثی مصمم است که دیگر به کردها اجازه بازیابی ظرفیت انجام عمل مستقیم را ندهد. تا حدود

اواسط 1979، دولت یک حضور نظامی ویژه ای را در شمال حفظ کرد، در حالیکه در همان زمان مقدار

زیادی از اختصاصات خود را مصروف پیشرفتهای اقتصادی و سیاسی منطقه می کرد. (خیلی محرمانه)

بعثیها پنج قسمت از ارتش یازده قسمتی خود و 000/50 پلیس، نگهبان مرزی و پرسنل احتیاط را در

استانهای شمالی نگهداری می کنند. ارتش حضور مشهود خود را به همراه اردوگاههای نظامی و پستهای

خارجی بر فراز تپه ها و سربازان خود را درون شهرها حفظ می کند. یک نوار مرزی 20 کیلومتری امنیتی

در امتداد مرزهای ایران و ترکیه به وجود آمده که رژیم روستاهای داخل آن را نابود کرده و به اجبار اکثر

ص: 744

اهالی روستاها را در مناطقی دور از نواحی مرزی و خارج از سرزمینهای سخت کوهستانی، حضور نظامی

عراق هوشیارانه تر است و به نظر می رسد که زندگی روستایی معمولی باشد.

(SNF)

عراق به دنبال گزارشهایی در مورد ناآرامیهای کردها در ایران و ترکیه در بهار 1979، به طور

فزاینده ای در مورد احتمال احیای فعالیتهای مخالفین نگران شد. ایران و عراق در طی نوامبر 1978،

عملیات مشترک نظامی را که به منظور ایجاد آرامش در طول مرزها صورت می گرفت، رهبری می کردند.

نگرانی بغداد در مورد فراهم بودن گسترده نیروها در منطقه، فقدان کنترل مرزی از جانب ایران و «پیگیری»

احیای کردها منجر به این شد که عراق با عبور از مرز هوایی ایران در ژوئن روستاهای ایران را بمباران کند.

(SNF)

دولت تهدیداتش در مورد استفاده از نیروی نظامی و سایر روشهای سرکوبگرانه را با پیشنهاد عفو

عمومی و قول اصلاحات اقتصادی و ارضی سخاوتمندانه، تعدیل کرد. در دسامبر 1977، در عملی که به

وضوح در رابطه با کردها بود، دولت برای تمام تبعیدیهای سیاسی که در خارج زندگی می کنند، اعلام عفو

عمومی کرد. در مارس 1979، تعداد نامشخصی کرد که در 1975 به ایران گریخته بودند، مجاز به بازگشت

شدند. اکثر کردهایی که بعد از پایان جنگ داخلی در جنوب اسکان داده شده بودند، مجاز شدند که به

شمال برگردند، ولی نه به دهکده های سنتی خودشان. در عوض آنها «تشویق» به اسکان به صورت

گروههای کوچک و در ساختمانهای ویژه ای که در تمام شمال پراکنده است، شدند. ظاهرا خانواده های

جنگجویان پیشمرگه مفقودالاثر یا مظنون به اخلال، در تبعید اجباری در جنوب عراق و یا در ایران باقی

ماندند. (خیلی محرمانه)

دولت همچنین مشغول یک سرمایه گذاری عظیم در شمال است. دولت به دنبال مسافرت صدام حسین

به سلیمانیه و اربیل در اواخر مارس اعلام کرد که 30 درصد بودجه عمرانی 1979 یا بیش از 3 میلیارد

دلار در برنامه های سه استان کردنشین صرف خواهد شد. بیشترین بخش این پول، به درصد، برای توسعه

حمل و نقل و ارتباطات، که مورد لزوم عملیات نظامی و همچنین مورد استفاده شهروندان قرار می گیرد،

اختصاص داده خواهد شد. آموزش و پرورش کمترین مقدار را به خود اختصاص داده است، فقط پنج

درصد. بغداد همچنین به امید وابسته کردن منافع اقتصادی کردها به صنعت توریسم و ثبات، صنعت

توریسم را در منطقه گسترش داده است، و تسهیلات گرانقیمت آمد و شد را فراهم نموده است. (خیلی

محرمانه)

بغداد در طی سالهای گذشته تلاش کرده است که با نمایندگان گروههای طالبانی و بارزانی به منظور

مذاکره برای رفع اختلاف تماس بگیرد. اما شرایط کردها برای دولت غیرقابل قبول می باشند. اینها معمولاً

شامل تقاضای خودمختاری در مناطق وسیع ترکه شامل کرکوک و مناطق نفتی آن می شود، عقب نشینی

نیروهای دولت از مناطق خودمختار و تعهد امنیت گروهها به وسیله پیشمرگه ها و انفصال تمامی اعضای

فعلی شورای اجرائی و مقننه که به توسط دولت منصوب شده اند و جایگزینی آنها توسط نمایندگان انتخابی

می باشد. (SNF)

سال گذشته ملی گرایان بر اثر تصمیم دولت مبنی بر اینکه آموزش 40 درصد تمامی مواد درسی در

مدارس کردستان، به استثنا آموزش زبان، بایستی به عربی باشد، نگران شدند. اگرچه بغداد دلیل می آورد

ص: 745

که هدف این اصلاح، توسعه موازنه برنامه های فرهنگی بود، ولی ملی گرایان کرد این حرکت را تلاش

دیگری جهت عربی کردن سرزمینهای کردی به وسیله بغداد می دیدند. (SNF)

اگر چه مقداری افزایش فعالیتهای چریکی در اوائل 1979 مشهود بود و زد و خوردهای کوچک در

اواسط سال 1979 بین گشتیهای ارتش عراق و چریکهای کرد تقریبا هر روز رخ می داد. فعالیت عناصر

مخالف و ناراضی به مقیاس فوران کننده ای مشهود نبود، معذالک ادامه فعالیت چریکی ترس حکومت را از

مداخله بیگانه تشدید کرده است.

چریکهای کرد علیه واحدهای منزوی شده ارتش دست به فعالیتهای جنگ و گریز می زنند، ولی

زدوخورد بین فرقه های مختلف کرد و دشواری در حفظ جاده های آذوقه رسانی و فشار شدید نظامی

حکومت، توانایی آنها را برای وارد آوردن ضربه کاری به نیروهای دولتی تضعیف کرده است. آزادی عملی

که کردها در ایران به دست آورده اند و دسترسی آنها به ذخایر بزرگی از اسلحه که از پادگانهای ایران به

دست آمده است، در آینده برای بغداد مشکلاتی به وجود خواهد آورد. (سری)


سازمانها و رهبران کرد

سازمانها و رهبران کرد

در اواسط 1979 نهضت ملی گرایان کردها در عراق در بی نظمی بود: رهبرانش در تبعید، دسته هایش

به صورت بدی متفرق و تشکیلاتش عملاً وجود نداشت. تلاشهای رهبران رقیب جهت وصله پینه کردن

اختلافاتشان و تشکیل یک جبهه متحد علیه دولت عراق شکست خورده است. در عوض، کردهای وفادار

به جلال طالبانی و گروههای وفادار به خانواده های بارزانی، به منظور تصفیه، به متهم ساختن یکدیگر در

عقد موافقتنامه های سری با بغداد یا تهران ادامه می دهند. (سری)

وقایع ایران و مرگ ملامصطفی بارزانی ظاهرا در بهبود روابط بین دسته های مختلف کردها اثر اندکی

داشته است. بارزانی در بعضی از زمینه ها به خاطر شکست در جنگ داخلی و افشای کمکهای آمریکا،

اسرائیل و سازمان اطلاعات و امنیت ایران بدنام شده است. او که از سال 1975 به صورت تبعید در ایالات

متحده بوده، تنها تماسهای اندکی با جنگجویان پیشمرگه خود و حزب دمکرات کردستان داشته است.

بارزانی قبل از مرگ خود در 1979، ظاهرا دریافته بود که کردها راههای زیادی در مقابل خود ندارند و

در نتیجه انتظارات خود را کم کرده بود. (سری)

چندین مدعی بر سر جانشینی بارزانی با هم رقابت می کنند. پسرانش، ادریس و مسعود ادعای رهبری

آنچه که از حزب دمکرات کردستان باقی مانده و جامعه تبعیدیهای کرد در ایران و اروپا را دارند. مسعود

پسر جوانتر ملامصطفی، عضو رهبری موقت حزب دمکرات کردستان است و یک بار طبق گزارش مایل به

مذاکره با دولت عراق بود. به نظر می رسد مسعود، فرمانده نظامی گروههای بارزانی است و متناوبا به ایران،

سوریه و عراق مسافرت می کند. در حالی که ادریس به مثابه یک طرف مذاکره سیاسی در تهران عمل

می کند. هر دوی بارزانیها به وابستگی سنتی قبیله ای به عنوان اساس حمایتشان تکیه می کنند. (سری)

دومین مدعی برای رهبری کردهای عراقی، جلال طالبانی است که روزی عضو حزب دمکرات

کردستان و مدت مدیدی دشمن ملامصطفی بود. طالبانی تا وقتی که گفتگوهای رفع اختلاف بین سوریه و

عراق شروع شد، در دمشق بود و سالها برای تاخت و تازهایش در عراق از سوریه و لیبی طبق اظهاراتی از

شوروی کمک دریافت می کرده است.

ص: 746

اختلاف بین طالبانی 46 ساله و بارزانی بیشتر تاکتیکی است تا ایدئولوژیکی. طالبانی در مقایسه با

بارزانی ها که دارای خصوصیات عربی هستند، تمایلات چپی دارد؛ اگر چه این عبارات در بین کردها زیاد

پر معنی نیستند. طالبانی که طرفدار تروریسم است، روابط خود را با جرج حبش، رهبر جبهه رهایی بخش

فلسطین، حفظ می کند و احتمالاً مسئول ربودن کارکنان فرانسوی و لهستانی در اواخر 1977 و ترور

مقامات کرد طرفدار بغداد در 1977 می باشد. همچنین ممکن است که پیروان طالبانی در اوائل ژوئن

1979، تلاش کرده اند تا وزیر کشور و عضو شورای رهبری انقلاب، عزت ابراهیم الدوری، را در سلیمانیه

ترور کنند. (SNF)

بارزانی و طالبانی کوششهای متعددی کرده اند تا نیروهای خود را علیه عراق، دشمن مشترک، متحد

کنند، ولیکن همه این کوششها منجر به شکست شده است. در مارس 1977 مسعود بارزانی و طالبانی

موافقتنامه ای برای اتحاد نیروهای خود امضاء کردند. این قرارداد که به وسیله سوریه به جریان افتاده و

بارزانیها از روی بی میلی به آن تن در داده اند، هرگز به مورد اجرا گذاشته نشد. بارزانیها به طور اخص در

مورد تمایل طالبانی به ترورهای شهری اعتراض کردند. شش ماه بعد دوباره دو گروه با هم به زد و خورد

پرداختند. (سری)

مدعی سوم برای رهبری کردهای عراق محمد محمود عبدالرحمن است که در چند ماه قبل ظاهر

شده است و به نظر می رسد، در بین رهبران کردهای مخالف جلب اعتماد می کند. عبدالرحمن مشهور به

سامی یکی از اعضای حزب کمونیست عراق در سالهای 1950 بود، اما در سالهای 1960 یکی از رهبران

با نفوذ حزب دمکرات کردستان شد. او ظاهرا مورد اعتماد ملامصطفی قرار گرفت و در مذاکرات با دولت

عراق و طالبانی نمایندگی او را داشت. عبدالرحمن یکی از پنج کرد طرفدار بارزانی بود که به دنبال متارکه

جنگ در سال 1970، در کابینه عراق منصوب شد و به عنوان وزیر مسائل شمال تا شروع دوباره جنگ در

1974، خدمت کرد.

او به عنوان رئیس فرماندهی موقت گروه کوچکی که متشکل از وفاداران سابق حزب دمکرات بود،

توصیف می شد. (خیلی محرمانه)

تا اواسط 1979، اطلاعات اندکی در مورد مقدار نیروهای کردهای مخالف در دسترس است. طالبانی

شاید بین 2000 تا 3000 طرفدار مسلح داشته باشد، در حالی که ادعای بارزانی ها که 10000 طرفدار

مسلح دارند به نظر مبالغه آمیز می رسد. عبدالرحمن شاید بیش از 500 تا طرفدار نداشته باشد. اگر چه به

نظر می رسد بارزانی ها قدرتمندتر هستند؛ ولیکن طالبانی در اوایل 1979، در ایران و عراق به طور

فزاینده ای فعال بوده است.همه این گروهها ادعا می کنند که اگر اسلحه کافی در اختیار داشته باشند، هزاران

جنگجوی بیشتر می توانند داشته باشند.


ترکیه

ترکیه

در اوائل روزهای جمهوری ترکیه، دولت با سرکوب بیرحمانه تمام فعالیتهای ضد دولتی، و کوشش

(هر چند ناموفق) در جهت از بین بردن تمام مظاهر فرهنگ و ملیت گرایی کردها به اعتراضات کردها علیه

برنامه مدرنیزه کردن مرکزیت دادن آتاتورک پاسخ داد. اما با ظهور دمکراسی چندحزبی در اواخر سالهای

1940 دولت سیاسی در جهت جذب اقلیت کرد اتخاذ کرد. از آن هنگام رهبران کردها، به ویژه زمینداران

ص: 747

ثروتمند و رهبران مذهبی در زمره نخبگان حاکم درآمده اند. فریت ملین، یک نخست وزیر موقت در اوائل

1970؛ حکمت نشین معاون نخست وزیر، یکی از مشاوران نزدیک اجویت، و کامران اینان که تا این اواخر

مرد شماره دو در حزب عدالت مخالف رژیم بود، کرد هستند. تا اواسط 1979 در حدود 35 نماینده کرد که

توسط سرافتین السی، وزیر امور اماکن عام المنفعه که وابستگی به گروهی ندارد رهبری می شدند، در هیئت

مقننه حضور داشتند. این گروه عموما از نخست وزیر بولنت اجویت حمایت می کنند. (سری)

احیای احساسات جدایی طلبانه کردها در ایران و ناآرامیهای مرزی کردها در عراق به باقی ماندن این

ترس در بین رهبران ترکیه، که کردهای ترکیه هم ممکن است از این تقاضا پیروی کنند، کمک کرده است.

حتی ناآرامیهای کردی محدود در هنگامی که کشور یا اقتصاد رو به رکود و بحران امنیتی داخلی به ستوه

آمده، ممکن است مانعی بر سر راه دولت بولنت اجویت و نهادهای دمکراتیک ترکیه به وجود آورد. (سری)


مواضع و سیاستهای دولت

مواضع و سیاستهای دولت

نگرانی آنکارا در مورد مسئله کردها به وسیله تحولات متعددی مشخص شده اند:

واحدهای ژاندارمری و نیروهای منظم در شرق و جنوب شرقی تقویت شده اند.

نخست وزیر اجویت به طور خصوصی راجع به نگرانی رو به رشد در مورد ناآرامیهای کردی و

احتمال درگیر بودن خارجیها صحبت کرد.

رئیس ستاد مشترک کنعان اورت و ستین، معاون نخست وزیر، در آوریل به منظور صحبت راجع به

مسئله کردها از عراق دیدار کردند. عراقیها که بشدت از ناآرامیهای کردها به ستوه آمده اند، پیشنهاد کردند

که اگر آنکارا از پناه گرفتن دسته های مسلح کرد در قسمت ترکی مرز ممانعت کند، عراق طبق شرایط سهلی

به ترکیه نفت بفروشد. (SNF NC OC)

اگرچه این نگرانی با ازدیاد ارتباط و قاچاق اسلحه بین کردهای ترکیه و کردهای کشورهای مجاور

شدت گرفته، ولی اصل این نگرانی عمدتا از یک سابقه کشمکش با اقلیت کرد، که اغلب تمامیت کشور را

مورد تهدید قرار داده، نشأت می گیرد. از آن لحاظ، ترسهای ترکیه در مقایسه با خطر واقعی که از جانب

کردها تصور می رود، نامتناسب است. (SNF NC OC)

تلاشهای آنکارا برای حصول اطمینان از وفاداری کردهای منفرد، با هیچ کوشش عمرانی قابل قیاسی

در منطقه کردنشین همراه نبوده است. اگرچه آمار در این زمینه اندک است، ولی یک نشریه ترکیه ادعا دارد

که انسانهای شرقی تنها از 10 درصد سرمایه گذاری صنعتی و دو درصد کل سرمایه گذاریهای تجاری

برخوردار بوده اند. خدمات عمومی از قبیل بیمارستانها و تسهیلات آموزش به طور پراکنده در شهرهای

بزرگتر واقعند. حد بیکاری بالاتر از متوسط 20 درصد برای کشور است. عدم آشنایی با زبان ترکی در بین

کردها در مرز 80 درصد است و تسهیلات رفاهی چون آب لوله کشی، برق و جاده های قابل عبور در بیش

از نیمی از روستاها وجود ندارد. اگرچه این چشم پوشی را می توان عمدتا به خاطر طبیعت دور افتاده و

مهمان نواز منطقه کردستان توجیه کرد، ولی به خصومت مستمر بین کردها و ترکها نیز مرتبط است. ترکهای

تحصیل از زندگی و کار در مناطق روستایی «منزوی» اکراه دارند. ارتش آشکارترین سمبل دولت ترکیه،

بارها از طرف کردها به عنوان یک نیروی اشغالگر «مستعمره چی» قلمداد شده است.

(سری) تحریم بحث علنی و رسمی مسئله حساس کردها در چند سال اخیر از میان رفته است.

ص: 748

مطبوعات، که شاید با وقایع ایران تحریک شده اند در شناسایی اینکه کردها وجود دارند و در مورد بحث

راجع به شرایط زندگیشان مردد هستند. در آوریل گذشته در اوج نگرانی عمومی راجع به جدایی طلبی

کردها، شش وزیر موضع بی سابقه ای اتخاذ کردند و سرافتین السی، وزیر امور اماکن عام المنفعه را متهم به

گرایشات کمونیستی و انباشتن وزارتخانه از کردها کردند. السی هنگامی که در یک مصاحبه پرهیجان با

یک مخبر به طور وضوح خود را کرد خواند یک مشاجره عمومی به وجود آورد. السی در جواب به نماینده

مطبوعات ابراز کرد که شناسایی وجود کردها در ترکیه معادل تشویق جدایی طلبی نیست. (خیلی

محرمانه)


پایداری کردهای جدایی طلب

پایداری کردهای جدایی طلب

احساس کردها در مورد هویت جداگانه به وسیله تلاش دولت جهت جذب یا سرکوب آنها به طور

قابل توجهی کاهش نیافته است. زبان کردی رشد کرده است و نشریات مخفیانه ادبی کردها در منطقه

کردنشین به طور مخفیانه قابل دسترسی است. رهبران کرد با ترس از اینکه عمران و مدرنیزه کردن، بافت

اجتماعی بسیار سنتی و بنابراین موقعیت خودشان را از زیر می پوساند. اغلب تلاشهای آنکارا را جهت

بسط کمک در مناطق کردنشین رد کرده اند. افراد سرشناس کرد از قرار معلوم اغلب آرای پیروان خود را

در مقابل قول عدم مداخله در امور محلی به سیاستمداران وا می گذارد. به هر حال شهرنشین کردن ادامه

دارد و به نحوی و تا حدودی اقتدار رهبران سنتی را ضعیف کرده است. در حال حاضر احساس

ملیت گرایی کردی درمیان جوانان کرد شهرنشین سیاستگرا، که بیشترشان تحصیلکرده هستند بسیار قوی

به نظر می رسد. (سری)

در چند سال گذشته، چندین «انجمن فرهنگی» آشکار و گروههای آزادیبخش مخفی به منظور ترویج

تفکر خودمختاری و استقلال کردها تشکیل شده اند. ظهور این گروهها کاملاً با رشد گروههای دانشجویی

تندرو و چپگرا که در اواخر سالهای 1960 ظاهر شدند همراه می باشد. این تندروها اغلب در برنامه های

خود تقاضای خودمختاری بیشتر برای کردها را می گنجاند و تا هنگامی که کردها شروع به تشکیل

انجمنهای خود نمودند، در این سازمانها حضور کردها چشمگیر بود.

ماهیرکایان که پس از قتلش در 1972 به دست نیروهای دولتی برجسته ترین شهید چپ ترکیه شد،

یک کرد بود. از آنجایی که سازمانهای علنا کردی هنوز غیرقانونی هستند، گروههای آشکار تندرو نامهای

غیرقومی مانند انجمن فرهنگی انقلابی دمکراتیک و انجمن انقلابی رهایی مردم به خود می بندند. آنها بر

این نکته پافشاری دارند که عمدتا به ترقی اجتماعی و شناسایی حقوق فرهنگی کردها که مدتها توسط

ترکیه نادیده انگاشته شده، علاقه مند هستند. از طرف دیگر گروههای مخفی ترکیبی از توجیهات چپی و

ناسیونالیستی را به کار می گیرند و خواهان خودمختاری یا استقلال می باشند. دو گروه مخفی مهمتر از بقیه

کاوه (نام یک قهرمان افسانه ای ایرانی کردی) و کوک (رهایی ملت کرد) هستند. گروههای آشکار و نهانی

بدون شک تا حدی رابطه عملی متقابل دارند و شواهدی موجود است دال بر اینکه احتمالاً آنها هنوز با

بعضی گروههای چپ افراطی ترکیه همکاری دارند. (سری)

به هرحال نیروهای کوشا در جهت ناسیونالیسم کردی به همان دسته بندی که همتایان ترک آنها را

ضعیف کرده مبتلایند. انجمنهای فرهنگی تعداد اعضایشان اندک است و اگرچه در گروههای غیرقانونی

ص: 749

کردهای جوان شهرنشین حاکمیت دارند، به نظر نمی رسد که حتی در شهرهای بزرگ شرقی نیز محبوبیت

داشته باشند. این امر احتمالاً نتیجه یک فاصله نسل با نسل و فرهنگی بین کردهای جوان تحصیلکرده و

اکثریت محافظه کارتر و پایبند رسوم است که توسط برگزیدگانی که انتخاب و جذب (سیستم) شده اند،

رهبری می شوند. به علاوه گروههای طرفدار عمل خودشان مدتها دعوا داشته اند بر سر اینکه آیا از دیگر

گروههای تندروی ترکیه جدا مانده و به دنبال استقلال باشند یا با پرولتاریای ترکیه در «نبردش علیه

سرمایه داری» همکاری کرده تا در عاقبت امر به خودمختاری کردها در چهارچوب کشور ترکیه نائل

آیند. (سری)

اگرچه در مورد روابط بین کردهای ترکیه با کردهای خارج ترکیه اطلاعات قلیلی در دست است.

کردهای ترکیه برای تشکیل مساعی سیاسی با همسایگان کردشان در ایران و عراق تمایل کمی نشان

داده اند. به نظر می رسد که وابستگیهای قبیله ای از پیوندهای قومی بیشتر اهمیت داشته باشند. برای مثال

دسته های نزاع گر طالبانی و بارزانی در عراق طی منازعات خود در مناطق مرزی ترکیه مورد پشتیبانی

بعضی کردهای ترکیه و مخالفت بعضی دیگر قرار گرفته اند. اختلاف زبانی ممکن است جزئی از توجیه این

عدم همکاری باشد. اگرچه تقریبا نیمی از تمامی کردها به لهجه کورمانجی تکلم می کنند. در ترکیه فقط

کردهای استان حکاری به این لهجه صحبت می کنند. (سری)


سوریه

سوریه

روابط بین دولت سوریه و اقلیت کرد نشانی از خصومت و کشمکش که خصیصه روابط بین کردها و

دولتها عراق و ایران بوده، نداشته است. از زمان اعطای استقلال سوریه به دست فرانسه در سال 1964

فعالیت ضد دولتی که در آن کردها شرکت داشته باشند، کم به چشم خورده است. معهذا مصادر قدرت در

سوریه ترس آن را داشته اند که ناآرامی در میان کردهای مناطق دیگر بتوانند به سوریه گسترش یابد. مثلاً

به هنگام ناآرامیهای عمده کردها در عراق، سوریه از نزدیک مراقب کردهای خود بوده است. به علاوه هر

از چندگاهی در اقدامات دولت علیه کمونیستها، رهبران ناسیونالیست کردها نیز دستگیر شده اند.

حساسیت دولت نسبت به دخالت کردها در فعالیتهای کمونیستی روی هم رفته بی پایه نیست، زیرا

پایه گذار و رهبر حزب کمونیست سوریه که حزبی طرفدار شوروی و قانونی است، خالد بکتاش، یک کرد

بوده و حزب کمونیست مدتهاست که از اقلیت کرد استخدامهایی در سطح وسیع داشته است. (طبقه بندی

نشده)

در سالهای اخیر اقلیت کرد نسبتا فعالانه در سیاست سوریه شرکت داشته است. بعضی از برجسته ترین

رهبران سوریه منجمله دو تن از رؤسای جمهور گذشته، حسین الزعیم و عبیدالشیشکلی کرد بوده اند.

تحت حکومت پرزیدنت اسد که خود یکی از اعضای اقلیت علوی است وضع اکثر گروههای اقلیت در

سوریه عموما خیلی خوب بوده است. (طبقه بندی نشده)

اکثر کردهای سوریه به حاکمیت مرکزی اعتماد ندارند و وابستگیشان به قبیله خود احتمالاً از تعهد آنها

به کشور سوریه یا یک ملت کرد قویتر است. به هرحال، اقامت نسبتا بی اضطراب آنها در سوریه و جذب

تدریجیشان، عدم اعتماد به مصادر امر در سوریه را کاهش داده است. به علاوه دمشق برای تضعیف تسلط

کردها بر شمال شرق کشور، اقامت اعراب در منطقه را تشویق نموده است. معهذا در دو سال گذشته کردها

ص: 750

به طور چشمگیری از عراق به جانب شمال سوریه روانه گشته اند. آنها کمتر از کردهایی که مدتها مقیم

سوریه بوده اند، جذب شده اند. (CNF)

ما نشانه ای از وجود فعالیت متشکل کردها در راه جدایی از سوریه در دست نداریم. چندین سال است

که حزب دمکرات کردستان در سوریه قدغن گشته است. یک منبع در اوائل 1979، گزارش داده که روانه

شدن کردها از عراق تشنجات بین عرب و کرد در شمالشرق را شدت می بخشد. اما علامتی از اینکه مسئله

جدی شده باشد، موجود نیست. هیچ حزب یا رهبری برجسته کرد در محل فعالیت ندارد تا پشتیبان

ناسیونالیسم کردی در سوریه باشد. (CNF)

پیش از برقراری روابط حسنه بین سوریه و عراق در اکتبر 1978، سوریه به کردهای ناراضی در عراق

به رهبری جلال طالبانی کمک می رساند. طالبانی تسلیحات می گرفت و پیروانش در پایگاههای واقع در

شمال شرق سوریه تعلیم می یافتند. پس از خاتمه مدت منشور اقدام ملی مشترک بین سوریه و عراق در

اواخر 1978 کمک سوریه به طالبانی قطع شد و او از آن کشور اخراج گردید. اگرچه سوریها در صورتی که

بخواهند تجدید روابط کنند، احتمالاً هنوز می توانند با طالبانی تماس بگیرند، ولی شاهدی دال بر اینکه

آنها در حال حاضر به کردهای ناراضی در عراق یا ترکیه یا ایران کمک می رسانند، به چشم نمی خورد.

همچنین مدرکی در تأیید اینکه آن گروه از کردهای سوری که مستقل از دولت عمل می کنند به هم نژادان

خود کمک می رسانند، موجود نیست. (محرمانه )


شوروی

شوروی


مواضع و سیاستها در قبال کردهای کشورهای مجاور

مواضع و سیاستها در قبال کردهای کشورهای مجاور:

امکان وجود دخالت شوروی در اقلیتهای کرد ایران، ترکیه و عراق موضوع نگرانی جدی دولتهای آن

کشور بوده است. شورویها قطعا علاقه خواهند داشت که از کردهای کشورهای همسایه در جهت پیشبرد

مقاصد خود در منطقه استفاده کنند، به طور دقیقتر، یعنی بر رژیمهایی که مواضع ضد شوروی اتخاذ

کرده اند، فشار وارد آوردند.

به هرحال تمایلات شوروی به حمایت از اقلیتهای کرد در کشورهای دیگر با خواست شوروی به اینکه

این کشور را بیش از حد در تنگنا قرار نداده و بدین ترتیب احتمال ایراد لطمه جدی به روابط دوجانبه را به

وجود نیاورند مقید می گردند. با این وجود گردآوری و رساندن کمک غیرمستقیم برای کردها از طریق

افراد ثالث (اعم از کشور، سازمان یا اشخاص مترجم) یک انتخاب وسوسه کننده و بسیار عملی برای

شورویهاست. (سری)

در ایران شورویها، به دنبال پیشبرد روابط خود با رژیم متکی به خمینی هستند تا منابع ذخیره اقتصادی

خود در آنجا را حفظ کرده تداوم سیاستهای ضدآمریکایی دولت را تشویق نموده و از سرکوب عناصر چپ

درون کشور، خصوصا آنهایی که متمایل به شوروی هستند، جلوگیری کند. در عین حال آنها مایلند که

وسایل ظهور رژیمی که بیشتر طرفدار شوروی باشد را فراهم آورند. به عنوان جزئی از یک کوشش

بلندمدت برای فرسایش نهانی دولت و پیشبرد نظریات چپ،آنها تلاشهای حزب توده را برای ایجاد یک

جبهه متحد تمام احزاب چپ و رخنه در نیروهای خمینی مورد حمایت قرار داده اند. در این رابطه شایسته

تذکر است که قاسملو دبیرکل حزب دمکرات کردستان پیوندهای دیرینه با حزب توده دارد. در زمان

ص: 751

مصدق او یکی از فعالان توده بود و در ضمن تبعید خود همچنان در امور حزب فعال ماند. (SNF NC OC)

از آنجایی که شورویها امیدوارند در صورتی که رژیم فعلی قادر به ضبط و ربط اوضاع نباشد یک

دولت متمایلتر به شوروی سرآورد، آنها در جلوگیری از ایجاد ثبات در کشور توسط دولت سود می برند،

به این دلیل فعالیتهای خرابکارانه اقلیتهای ایران منجمله کردها در جهت منافع شوروی است (SNF NC

OC)

پیش از سقوط شاه، شواهد اندکی از ارتباط شوروی با جنبش چند سال اخیر کردها در داخل ایران به

چشم می خورد. احتمالاً این نمایانگر فرض شوروی بود که کنترل دولت بر کردها عملاً کامل بوده و

کوشش برای دخالت شاه را به دشمنی برخواهد انگیخت. با خیزشی که در ماه اخیر در فعالیت کردهای

ایران رخ داده و با درهم شکستن کنترل ایران بر حرکاتی که در سرحدات واقع می شوند، شورویها احتمالاً

به ایفای عمل فعالانه تری وسوسه شده اند. (طبقه بندی نشده)

شورویها از طریق رادیویی مخفی خود در باکو به نام صدای ملی ایران حمایت خود از خواستهای

کردها برای خودمختاری در چهارچوب کشور ایران را اعلام داشته اند.(1)

به گفته یک منبع شورویها همچنین وسایل تماس بین حزب توده حزب کمونیست عراق، دسته اکراد

طالبانی را فراهم نموده اند. این منبع اظهار داشت که حزب توده حمایت خود را از طالبانی در یک جنگی

چریکی علیه دولت مرکزی اعلام کرده بود، او گفت اگر چه پیشنهادهای همکاری تاکنون مورد قبول

طالبانی قرار نگرفته بودند، رهبران حزب توده این خوش بینی را داشتند که طالبانی در عین حالی که

کمونیست نیست، ممکن است در عاقبت به ایجاب شرایط عملی، کمک را بپذیرد. (SNF NC OC)

شاهد قانع کننده ای بر کمک مادی بلاواسطه شوروی به جنبش کردها در ایران وجود ندارد؛ اگرچه

اتهامات تأیید نشده ای مبنی بر ارائه یا تهیه چنین کمکی ایراد شده است. با در نظر گرفتن دشواری در به

دست آوردن چنین شاهدی در مناطق دورافتاده مرزی مرتبط با این قضیه، فقدان تأییدیه برای این اتهام به

معنی این نیست که شورویها به جنبش مذکور کمک مادی نمی رسانند. به هر حال شورویها احتمالاً نسبت

به درگیر شدن در هر اقدام حمایتی به مقیاس وسیع اکراه دارند. در عین حال آنها احتمالاً به گردآوری و

رساندن تسلیحات روسی به کردها از طریق افراد ثالث توجهی نخواهند کرد. چنین سیاستی آنها را قادر

می سازد که هم دخالت خود را تکذیب کنند و هم به طور غیرمستقیم فعالیتهای مخل ثبات در ایران را حفظ

کنند. (SNF)

در عراق، حمایت شوروی از قضیه کردها در طی سالها در رابطه معکوس با موفقیت آن در جلب نظر

حکومت مرکزی در بغداد، فراز و نشیب داشته است. در اوائل سالهای 1960، مسکو قویا از خودمختاری

کردها در عراق حمایت کرد و در اوائل سالهای 1970، شورویها سعی کردند بین کردها و رژیم بعثی که با

آنها در حال ایجاد روابط نزدیک بودند، وساطت نمایند. با به هم خوردن مذاکرات بین کردها و رژیم بعثی

در سال 1974 و از سرگرفتن جنگ، شورویها به طور کامل از بغداد حمایت کردند. این تصمیم زمانی اتخاذ

شد که شوروی کل موقعیت خود در خاورمیانه را رو به ضعف دید: مصر به جانب ایالات متحده روی

1- شورویها بین خواسته های حقه ”گروههای اقلیت برای خودمختاری محلی“ و آنچه که آنها تمایلات ”تجزیه طلبانه مورد حمایت امپریالیسم“ می نامند ٬ تمایز آشکار قائل می شوند. این منعکس کننده ادعاهای خود به اعطای چنین خودمختاری به بسیاری از اقلیتهایشان و همچنین تمایلشان به میدان ندادن به این گروهها برای اعلام خواسته های تجزیه طلبانه است. (خیلی محرمانه)
ص: 752

آورده بود و کشورهای دیگر عرب (منجمله عراق) جهت اقتصادشان هرچه بیشتر به طرف غرب

می گرایید. شورویها که آشکارا نگران از دست دادن دوستی عراق و مشتاق فروش تسلیحات در ازای پول

نقد بودند، از قرار معلوم در انتخاب چاره چندان زحمتی نداشتند. (طبقه بندی نشده)

از زمان قرارداد الجزیره در مارس 1975، که عملاً به جنگ کردها در عراق خاتمه داد، روابط شوروی

و عراق به تدریج بدتر شده اند. هرچند ارتباط تسلیحاتی که برای هر دو طرف سودمند است، برقرار مانده

است. شورویها از بهبود روابط عراق با ایران و عربستان سعودی و همچنین روی آوردن عراق به غرب

برای تسلیحات و تکنولوژی غیرنظامی ناراحت بوده اند. به علاوه، آنها با بی توجهی نسبت به حزب

کمونیست عراق و سرکوب آن توسط بعثی ها شکست خورده اند. طبق گزارشات، نارضایتی رو به تزاید

شورویها، زمانی که طالبانی در اواسط 1978، خواستار کمک شد آنها را در موضع مساعد قرار داد. (SNF

NC OC)

به گفته یک منبع طالبانی در اواسط 1978، به جانب شورویها روی آورد، چون سوریها که تا آن موقع

از او پشتیبانی می کردند کمک خود را قطع نمودند تا روابط خود را با عراق بهبود بخشند. منبع گزارش داد

که هم شورویها و هم سوریها متعاقبا به طالبانی کمک رساندند و تشویق نمودند که به دنبال آشتی با

گروههای دیگر کرد در شمال غرب عراق باشند. چندین گزارش دیگر حاکی از آنند که شورویها با

اقدامات طالبانی در 1978 همدلی داشتند و حزب کمونیست عراق را تشویق کردند که با عناصر کرد

مصمم به سرنگون کردن رژیم بعث ارتباط برقرار کند. به هر حال، هیچ شاهدی در تأیید اینکه شورویها

واقعا چنین کمک را رساندند وجود ندارد. (SNF NC OC)

در عین حالی که گزارشهای مبنی بر حمایت شورویها از طالبانی ممکن است بی پایه باشند، رهبران

عراقی ظاهرا آنها را باور کردند. صدام حسین در یک گفتگو در ژوئن 1979 ابراز نگرانی کرد که گروه

طالبانی تحت کنترل شوروی است،که سعی دارد از یک کشور همسایه (سوریه) در جهت ایجاد مشکل

استفاده جوید. این نظر با گفته اش در اواخر 1977 بدین مضمون که شورویها در آن زمان در ارتباط با

کردها دانسته نمی شوند، تناقض داشت. این نحوه درک عراقیها بدون شک به ضدیت رو به تزاید عراق با

شوروی و سرکوب حزب کمونیست عراق کمک کرده است. (SNF NC OC)

از اواسط 1978، گزارشی از ارتباط شوروی با عناصر کرد عراق به دست نیامده است. این ممکن است

به خاطر معطوف شدن توجه به فعالیتهای کردی در ایران باشد، جایی که فرصتهای جدید وجود دارد.

همچنین ممکن است که این امر حساسیت شوروی را، نسبت به لطمات وارده بر روابطش با عراق و تمایل

آن به جلوگیری از ایجاد تشنجات بیشتر یا تحریک به سرکوب کمونیستهای عراق منعکس کند. (سری)

در ترکیه، تمایل شوروی به حفظ روابط حسنه با آنکارا از دخالت مستقیم آن در جنبش کردها

جلوگیری می کند. اوائل امسال یک هوادار مشی کردهای شیعه در جستجویی که برای جلب حمایت

داشت، مورد قبول سفارتخانه های شوروی و بلغارستان در آنکارا واقع نشد. یک کارمند سفارت شوروی

به او توضیح داد که کشورش از به خطر انداختن مقاصد مقدم خود برای توسعه تجارت با ترکیه و متحد

ساختن چپ ترکیه در یک خط طرفدار مسکو واهمه دارد. (خیلی محرمانه)

معهذا مقامات دولتی ترکیه تأکید دارند که شورویها تسلیحات، تعلیمات نظامی و کمک مالی در اختیار

کردهای مخالف می گذارند. آنها ادعا می کنند که در شرق ترکیه انبارهای مخفی مملو از سلاحهای ساخت

ص: 753

شوروی کشف شده اند و در مرزهای سوریه، ایران و شوروی قاچاق اسلحه جریان دارد. عبور از مرز

شوروی به ترکیه بدون باقی گذاردن اثر می تواند نسبتا به سادگی صورت پذیرد. در اوائل 1979، دستگاه

اطلاعاتی ترکیه گزارش داد که یک رهبر قبیله کرد، تعلیمات شورشگری را در شوروی فراگرفته و قرار بود

که از طریق ایران به جنوب شرقی ترکیه رخنه داده شود. (SNF)

در غیاب مدرک قابل اطمینان، ما نمی توانیم تأیید کنیم که مسکو کمک مستقیم در اختیار کردهای

ترکیه می گذارد. با این وجود، مسکو بدون شک می خواهد از راندن هرگونه گروه سیاسی که در آینده

ممکن است با آن ناچار به معامله شود، اجتناب ورزد. یک وابسته نظامی شوروی در آنکارا اخیرا به

همتای آمریکاییش اظهار داشت که مقاصد کردها در جهت کسب«تساوی و خودمختاری محلی» بود به

جای اینکه بخواهند که خود یک کشور باشند و شوروی حمایت «معنوی» خود از جنبش کردها آشکار

خواهد کرد. (CNF)


سیاست در قبال کردهای اتحاد شوروی

سیاست در قبال کردهای اتحاد شوروی

تعداد قلیل کردها در شوروی که در 1979 برابر 100000 نفر یا کمتر از 5 درصد کل جمعیت کردهای

تخمین زده شده بهانه ای به دست شوروی می دهد تا مدعی ذی نفع بودن در مسئله کردها باشد. اکثر کردها

شوروی به صورت جماعات پراکنده در قفقازیه جنوبی زندگی می کنند و بسیاری خصوصا شهرنشینان

آنها به تدریج در فرهنگهای غالب منطقه جذب می شوند. (طبقه بندی نشده)

اکثریت غالب کردهای شوروی، کردی را به عنوان زبان مادری خود تکلم می کنند، اما آشنایی با

روسی و زبانهای دیگر منطقه در حال شیوع است. مثلاً در آذربایجان نسل قدیمی تر به کردی حرف

می زنند. اما افراد جوانتر هرچه بیشتر فقط آذربایجانی یا روسی صحبت می کنند. خالص ترین جوامع کرد

در ارمنستان واقعند و در آنجا کردها طریقه سنتی زندگی خود را حفظ کرده اند و رسوم فرهنگی کرد به

قوت خود باقی هستند. (طبقه بندی نشده)

در مقایسه کردهای شوروی از تأسیسات فرهنگی فراوانی برخوردارند که این نمایانگر اهمیتی است

که رژیم شوروی برای کردهای خود به عنوان یک ذخیره بالقوه سیاست خارجی قائل است. در مدارس

روستاهای کردنشین، زبان کردی تدریس می شود. «ریاتازا» روزنامه ای کردی است که در ایروان، مرکز

ارمنستان انتشار می یابد و در رادیو برنامه هایی به زبان کردی پخش می شود. مرکز مطالعات کردی در

ایروان که تنها مرکز از این نوع در شوروی است، رشته هایی در زبان و فرهنگ کردی عرضه می کند و به

زبان کردی مجلات و آثار شعرا و نویسندگان کرد که بعضی از آنها در جماعات کرد خارج از شوروی

شهرت دارند، انتشار می دهد. یکی از مقاصد اصلی این مرکز تقویت ادعای شوروی است بر اینکه کردها

در اتحاد شوروی از چنان تسهیلات فرهنگی برخوردارند که در دسترس بقیه آنها در خاورمیانه نیست.

(خیلی محرمانه)

رژیم آنجا چندان دلیلی نمی یابد که بترسد سیاست پرورش شعور قومی کردهای خارج موجب

احساسات دردسرآفرین پان کردی در کشور شود. تعداد کردها در اتحاد شوروی اندک است و رژیم

می تواند بر اکثریت شهری تر و باسوادتر ارمنی در عمل به عنوان یک قوه بازدارنده حساب کند. احتمال

داده نمی شود که ارمنی ها، قتل عام ترکیه را که در آن کردها وظیفه ای ایفا کردند از یاد ببرند، مسکو به

ص: 754

مناسبتهایی ناچار شده که ارمنی ها را از تبعیض قائل شدن علیه اقلیت کرد برحذر دارد (طبقه بندی نشده)


نتیجه گیری

نتیجه گیری

سقوط رژیم شاه و فرض امکان کنترل اکثر مناطق کردنشین ایران به توسط کردها، تمایلات آنها را

برای خودمختاری بیشتر نه فقط در بین کردهای ایران بلکه در بین کردهای کشورهای همسایه، عراق و

ترکیه، برآورده است. حداقل تا یک حدی روابط بین کردها و دولت کشورهایی که در آن زندگی می کنند، به

وسیله جهت وقایع ایران مشخص می شود. اگر حکومت مرکزی تهران بتواند با مذاکره و مصالحه سلطه

خود را بر نواحی تحت کنترل کردها مجددا برقرار کند، پیش بینی صلح مستمر بین اقلیت کردها و سایر

دول منطقه زیاد خواهد بود. از طرف دیگر اگر دولت ناگزیر به استفاده از زور شود، درگیری حاصله از

مرزهای کشوری خواهد گذشت و کردهای کشورهای همسایه را درگیر خواهد کرد. (خیلی محرمانه)

رابطه بین کردهای ایران و دولت تهران تا حدود زیادی بستگی به برداشت و تفسیر هرکدام از رابطه بین

حکومت مرکزی و حقوق اقلیتها در قانون اساسی که فعلاً در دست تهیه است دارد. دولت و رهبران مذهبی

نمی خواهند به اقلیتها آنقدر امتیاز بدهند که یکپارچگی مملکت را به خطر بیندازند و از طرف دیگر آنها

مایلند به سازشی برسند که آنها را ساکت نگهدارد. کردها به خاطر سهمشان، نمی خواهند که منافع

ثروتهای نفتی ایران را از دست بدهند. در عین حال مایل نیستند که خودمختاری واقعی را که بنا نهاده اند از

دست بدهند و رهبران خاصی خواهان آزادی برای رقابت با سایر رقبایشان بر سر نفوذ سیاسی در

کردستان می باشند. (خیلی محرمانه)

اگرچه تلاشی به وسیله دولت در جهت بسط کنترلش در منطقه کردنشین منجر به برخوردهای جدی

در اواخر ژوئیه شد، ولی به نظر نمی رسد که در آینده نزدیک جنگی تمام عیار بین کردها و دولت انقلابی در

ایران محتمل باشد. امید اندکی وجود دارد که دولت به این زودیها قادر به بازسازی ارتش یا توسعه

نیروهای منظم خود تا سطح لازم برای اعمال مجدد سلطه در مناطق کردی باشد. رهبران کرد، به خاطر

سهمشان که به نظر نمی رسد که آماده یک تلاش کامل جهت پاکسازی باقیمانده نیروهای دولت مرکزی در

منطقه باشند. علاوه بر این محتمل نیست که جمعیت محلی، علیرغم نژادپرستی قویشان، از یک جنگ

مسلحانه طولانی در شهرها و روستاهایشان حمایت کنند. (خیلی محرمانه)

اگر آنها کردها صلاح بدانند، حتی اگر به وسیله عدم اتحادشان ممانعت شوند، می توانند فعالیتهای

مداوم مخالف خود را انجام دهند و تبادلات برون مرزی ایران را با اروپا و شوروی دچار وقفه کنند. اگر

اکثر قبایل کرد مایل به همکاری باشند، مبارزه طلبی کردها در مورد کنترل مرکزی جدی تر خواهد شد. به

نظر می رسد که رقابتهای دینی، قبیله ای، شخصی در بین کردها، به خاطر انقلاب و خودمختاری محلی که

در حال حاضر از آن برخوردارند فقط کمی تسکین یافته باشد. این اختلافات احتمالاً دوباره ظاهر خواهد

شد و حتی احتمالاً هنگامی که رهبران مختلف سعی در بهره برداری از روابط جدیدشان با دولت مرکزی

بکنند، تشدید خواهد شد. به هر حال جدی ترین خسارتی که کردها با آن مواجه هستند کمبود حمایتهای

اساسی مستمر، چه پنهان و چه آشکار، از جانب دولت همسایه می باشد. حمایتی مانند آنچه که شاه قبل از

1975 برای کردهای عراقی فراهم می آورد. محتمل نیست که عراق و ترکیه و یا شوروی چنین نقشی

بازی کنند. شوروی فقط هنگامی که به این نتیجه برسد که بهترین منافعش در تلاش برای سرنگون کردن

ص: 755

رژیم خمینی و جایگزینی آن با یک دولت چپی حفظ خواهد شد، چنین حمایتی را فراهم خواهد کرد.

(SNF)

تا هنگامی که وضعیت بی ثبات فعلی وجود داشته باشد، دولت مرکزی و رهبران کرد ایران به دقت

فعالیتها یکدیگر را زیر نظر دارند. در عین حال انتظار می رود که رهبران گروههای مختلف کرد فعالانه

درصدد کسب نفوذ بیشتر بین پیروان و طرفداران خود باشند. حوادث نسبتا جزئی با محاسبات نادرست

می توانند منجر به درگیریهای مسلحانه شوند. که بعضی از آنها جدی خواهند بود: درگیری بین کردها و

نیروهای دولت مرکزی، بین کردهای مخالف و کردهای طرفدار خمینی و بین حامیان رهبران رقیب

قبایل. (خیلی محرمانه)

در ترکیه دولت، سبعانه در مقابل هر تلاشی از جانب کردها جهت کسب خودمختاری سیاسی بیشتر،

مقاومت خواهد نمود. اگرچه ممکن است به طور ناگزیر آزادی بیشتری برای بیان میراث فرهنگیشان به

کردها اعطا کند. کردها می دانند که دولت، ارتش و نیروهای امنیتی زیادی در استانها مستقر کرده است و

قادر است آنها را به سرعت تقویت کند. به هر حال مهمترین مانع برای درک خواسته کردهای ترکیه در

مورد خودمختاری بیشتر، فقدان رهبری منفردی است که توانایی متحد کردن گروههای مجزای کردها را

داشته باشد. در حالی که رهبران کرد فعال در سیاست ترکیه اغلب نظریات سیاسی مخالف خود را

نگهداشته اند، خیلی از رهبران کرد مهم یا جذب و یا ترسانده شده اند. (سری)

معهذا تا هنگامی که آنکارا در تحلیل بردن کردهای ترکیه در جامعه ترکها شکست بخورد، آنها مظنون

به تجزیه طلبی و پان کردیسم باقی خواهند ماند. اگر کردهای ایران خودمختاری بیشتری را از رژیم جدید

ایران برای خود تضمین کنند و اگر دولت آنکارا در مقابله با مشکلات بسیار شدید اقتصادی و سیاسی

موفق نشود، کردهای ترکیه ممکن است تشویق شوند که با (حکومت مرکزی) آنکارا از در مبارزه درآیند.

(سری)

توانایی کردهای عراق برای مقابله مؤثر با ارتش عراق وابسته به اقتدار سیاسی داخلی دولت بغداد و

حمایت جاری از کردها از جانب ایران یا سایر کشورها می باشد. تا نیمه سال 1979، بغداد به اندازه کافی

در مقابل مشکلات در ایران یا مشکلات بالقوه با شیعه ها در جنوب نگران نشده است که مراقبت و یا

واحدهای نظامی خود در شمال را تغییر دهد. احتمال نمی رود که دولت چیزی بیشتر از خودمختاری

فرعی که قبلاً در مناطق خود مختار سه استان کردنشین اعطا کرده، را مجاز بداند. (سری)

عراق دارای یک بافت سیاسی و اقتصادی بسیار متمرکز که در آن فضایی برای عدم تمرکز که

ناسیونالیستهای کرد مطرح کرده اند نیست.در مهمترین شرایط، ممکن است که به کردها اجازه داده شود از

طریق مکانیسمهای موجود، شوراهای اجرائی و مقننه، نقش وسیعتری را ایفا کنند. به هرحال اکثر کردها

احتمالاً خودمختاری سیاسی پیشنهادی دولت را که به نحو محدودی تعریف شده است.قابل قبول تلقی

خواهند کرد. آن اکثریت احتمالا برای مسئله جذب (جذب کردها در سیستم عراق مترجم)

راه حل نظامی را نمی پسندند و مطمئن هم نیستند که جانشین دولت بعثی، اوضاع کردهای عراق را

بهبود بخشند. (سری)

شانس کمتری وجود دارد که دولت سوریه در آینده خود مختاری بیشتری به کردها اعطا کند، از طرف

کردها هم فشار اندکی برای انجام چنین کاری وجود دارد و دولت به دلیل ترس از اینکه دیگران، مثلاً

ص: 756

دروزیها، تقاضای مشابه ای بکنند، از فراهم آوردن هر گونه خود مختاری برای اقلیتها خودداری خواهند

کرد. (خیلی محرمانه)

ترکیه و عراق به دلیل نیاز به وارد نیامدن لطمه ای به روابطشان با ایران، احتمالا به ممانعت از اتحاد

شوروی برای کمک مستقیم به کردهای کشورشان ادامه خواهند داد. اما مسکو احتمالات تماسهای خود

را با گروههای منتخب کردها حفظ خواهد کرد و ممکن است که به طور غیر مستقیم و از طریق واسطه از

آنها حمایت کند. در ایران، حمایت محتاطانه از کردها به تشویق ناپایداری مستمر کمک می کند که ممکن

است عملاً یک رژیم چپ گرایی که بیشتر طرفدار شوروی باشد بر سر کار آورد. در عراق هم، چنین

اقداماتی به تحت فشار قرار دادن رژیمی که به طور فزاینده مستقل و ضد شوروی می شود، کمک

می کند.(سری)

اگر چه شوروی نمی خواهد روابط خود را با ایران، ترکیه و عراق به خاطر کمک به کردها به هم بزند.

ولیکن ممکن است از طریق گروههای ثالثی این کار را انجام دهد. در ایران حمایت از کردها ممکن است

منجر به حکومتی چپی و طرفدار شوروی بشود. در عراق نیز چنین است. دادن امکانات فراوان فرهنگی

به کردهای روسی و حمایت از خواستهای بر حق کردها این مسئله را در ذهن حکومتهای منطقه حفظ

خواهد کرد که روسها امکانات و ظرفیت ایجاد اختلاف بین اقلیتهای آنها را دارند. (سری)


ضمیمه

ضمیمه


بیوگرافی های انتخابی

بیوگرافی های انتخابی


کامران اینان (ترکیه)

کامران اینان (ترکیه)

تلاشهای طولانی سناتور کامران اینان برای مبارزه با سلیمان دمیرل بر سر رهبری حزب عدالت، در

ژوئن 1979، هنگامی که او تصمیم خود را دال بر ترک سیاست به منظور سفیر ویژه شدن در وزارت امور

خارجه اعلام کرد، خاتمه یافت. او در سال 1973، انجمنهای دیپلماتیک را برای نمایندگی استان

زادگاهش، بیتلیس، ترک کرد. او در طی 1975 تا 1977 به عنوان رئیس کمیته روابط خارجی سنا خدمت

کرد، او همیشه یک محافظه کار مستقل و صادقی در حزب عدالت بوده است. تصمیم او برای استعفا از

حزب به دنبال رد کردن تلاشهای او برای برکناری دمیرل از جانب کنوانسیون حزب بود. احتمالاً درک

اینکه سابقه کردی و همسر سوئیسیش اشکال سیاسی جدی است، تصمیم او را برای استعفا برانگیخت.

(خیلی محرمانه)


حکمت ستین (ترکیه)

حکمت ستین (ترکیه)

سابقه سیاسی حکمت ستین، معاون نخست وزیر به درخشانی دوست قدیمیش بولنت اجویت

نخست وزیر، بوده است.

ستین در سال 1937،در قسمت شرقی دیاربکر به دنیا آمد و در جوانی به آنکارا رفت و یک لیسانس

اقتصاد از دانشگاه آنکارا گرفت.سپس به آمریکا رفت و فوق لیسانس اقتصاد را از ویلیام کالج در سال

1965 دریافت کرد. از سال 1971 تا 1977 به عنوان رئیس بخش برنامه ریزی اقتصادی دفتر

برنامه ریزی کشور کار کرد. ستین که در 1977 به وسیله اجویت به دنیای سیاست راه یافت. به سرعت

ص: 757

یکی از نزدیکترین مشاوران نخست وزیر شد. او مسئول روابط اقتصادی با کشورهای سوسیالیستی و

هماهنگی سیاستهای دولت در قبرس می باشد. ستین که متواضع و نجیب است و در عین حال بشدت خود

را وقف مردم کرده، مهارتی در دقت و توجه زیاد در مدارا با بوروکراسی پر زحمت ترکیه دارد. شخصیت

آسان گیر او دوستان زیاد و دشمنان اندکی برای او داشته است. (خیلی محرمانه)



خانواده بارزانی (عراق)

خانواده بارزانی (عراق)

خانواده بارزانی از سال 1930در عراق در جنبش ناسیونالیستی کرد فعال بوده است. در این سال

ملامصطفی نخستین حرکت علیه بغداد را پایه ریزی کرد.به مدت 40 سال وی تنها شخصیت مهم کرد

محسوب می شد. علیرغم شکست او در جنگ داخلی و سالهای طولانی تبعید، به هنگام مرگ هنوز سمبل

استقلال کرد محسوب می شد فرزندان و رقیبان وی هیچ کدام به نظر نمی رسد که همچون او قدرت داشته

باشند تا از قبایل مختلف کرد یک نیروی واحد و مؤثر و قابل اتکا بسازند. (خیلی محرمانه)

اگر چه بارزانی رهبر حزب دمکرات کردستان بود،ولیکن حمایتهای خود را بیشتر مدیون وفاداران

سنتی قبیله بود که اغلب به جنگهای قبیله ای کشانده می شوند. اختلافات ناگوار بین قبایل و داخل حزب

دمکرات کردستان که معمولاً بر سر تاکتیکهایی است که برای مقابله موفق با بغداد دنبال می شود همیشه

خطر انشعاب نهضت کردها و نابودی اساس قدرت بارزانی را به دنبال داشته است.

سالها بعد انتقاداتی از روش رهبری فئودالی او شد، ولی او همیشه قادر به دفاع از قدرتش در مقابل

مبارزه طلبیهای داخلی بود. اگر چه در پیگیریهای نظامی و اهداف سیاسیش متهم به بیرحمی می شد، ولی

شخصا به عنوان فرد فساد ناپذیری شناخته شده بود. (خیلی محرمانه)

در مورد پسران و جانشینانش اطلاعات کمی در دست است. دو پسرش مسعود و ادریس عضو

حزب دمکرات کردستان هستند و فعالانه تلاش می کنند تا نهضت کردها را در عراق زنده نگهدارند.

عبیداللّه پسر سوم از آوریل 1974، تابه حال در دولت عراق وزیر کشور بوده است. او که توسط بعثیها

مجازا زندانی شد، از طرف پدرش قانون شکن معرفی شد تا زنده یا مرده دستگیر شوند. به نظر می رسد که

ادریس و مسعود که هر دو در اوایل 30 سالگی هستند، اهداف مشابهی چون پدرشان دارند، خودمختاری

با محتوای در چارچوب عراق. آنها عملیات چریکی را علیه واحدهای نظامی دولت که در شمال مستقر

هستند، سازمان داده اند. ولی احتمالاً اگر امتیازات کافی برای خود مختاری داخلی داده شود، آنها پذیرای

یک راه حل سیاسی با بغداد خواهند بود، به نظر می رسد که آنها مانند پدرشان نسبت به نوسانات کمک از

جانب ایران و بر علیه بغداد محتاط هستند. (خیلی محرمانه)


جلال ایسام الدین طالبانی (عراق)

جلال ایسام الدین طالبانی (عراق)

جلال ایسام الدین طالبانی از سالهای 1960 رقیب سرسخت خانواده بارزانی برای به دست آوردن

رهبری کردهای عراق بوده است. اگرچه زمانی عضو حزب دمکرات کردستان و نماینده ملامصطفی در

مذاکرات با دولت عراق بود ولیکن طالبانی ادعا می کند که از سال 1974 که متوجه ارتباط ملامصطفی با

آمریکا و اسرائیل شد با وی قطع رابطه کرد. وی نه تنها فرمانده نظامی پرتجربه ای است بلکه شهرت خوبی

در روشنفکری و مهارت تبلیغاتی دارد. (خیلی محرمانه)

طالبانی در سال 1933 در کویسنجاک عراق متولد شد. وی پسر یک رهبر مذهبی است. در اواخر

سالهای 1950 پس از یک جنب و جوش مختصر در حزب کمونیست عراق به حزب دمکرات کردستان

پیوست.

ص: 758

طالبانی هنگامی که در اوایل سالهای 1960 جنگ بین کردها و بغداد شروع شد به عنوان یک فرمانده

نظامی و یک طرف مذاکره سیاسی برای ملامصطفی خدمت کرد. اما اختلاف با بارزانی بر سر اقتضای

توافق و قابل قبول بودن شرایط مذاکره با بغداد و منجر به یک سری جداییها بین این دو شد. بارزانی ابتدا او

را در سال 1964 از حزب دمکرات کردستان اخراج کرد و سپس در سال 1967 او را به طور غیابی

محکوم به مرگ نمود. در همین زمان طالبانی در بغداد تحت حفاظت دولت زندگی می کرد. برخوردهای

بین دستجات وفادار به این دو رهبر مخالف پرطول اواخر سالهای 1960 دوباره شروع شد. (خیلی

محرمانه)

خصومت بین بارزانی و طالبانی توسط بغداد از طریق سیاست حمایت از یک گروه کرد بر علیه

دیگران، تشدید می شد. دولت بعث تا مارس 1970 که با بارزانیها به توافق رسید، با کمکهای مالی به

طالبانی به او پاداش می داد. طالبانی که با از دست دادن حامی خود با سرنوشتی نامشخص به عنوان یک

تبعیدی مواجه شده بود. در اوت 1970 با بارزانی آشتی کرد و سازمان خود را به نام حزب انقلابی

کردستان با حزب دمکرات کردستان ادغام کرد. طالبانی سال بعد به عنوان نماینده بارزانی در خاورمیانه و

اروپا مسافرت کرد. طالبانی به دنبال جداییش از بارزانی در سال 1974، به سوریه تبعید شد. جایی که در

سال 1975 اتحاد ملی را پایه ریزی کرد. (خیلی محرمانه)


عبدالرحمن قاسملو (ایران)

عبدالرحمن قاسملو (ایران)

قاسملو که 49 سال دارد و در خانواده ثروتمند زمینداری در ارومیه (رضاییه سابق) در کردستان ایران

متولد شد. پس از یک سالی که به عنوان دانشجوی اقتصاد در پاریس به سر برد به پراگ رفت و از آنجا تا

سال 1953 که به ایران برگشت. ادامه تحصیل داد. تا آن موقع قاسملو یک عضو کمیته اصلی حزب

دمکرات کردستان و مأمور روابط حزب توده ایران (کمونیست) بود. (SNF NC OC)

دو سال بعد به دلیل فعالیتهای چپی خود مجبور به فرار از ایران شد و به پراگ بازگشت و سخنران دانشگاه

شد و به فعالیتهای خود در حمایت از حزب توده و حزب دمکرات کردستان ادامه داد. جزئیات زندگی

قاسملو در دو دهه بعد محدود می باشد. به نظر می رسد که تا هنگامی که از قرار معلوم از شوروی به دلیل

هجومش به چکسلواکی منزجر شد، بین عراق و پراگ در رفت و آمد بود. ممکن است که اوقاتش را در

فرانسه گذرانده باشد، جایی که او پس از خاتمه شورش کردهای عراق به دلیل معاهده 1975 ایران و عراق

در آن زندگی می کرده است. قاسملو تا سال 1978 به تدریس تمدن و زبان کردی در پاریس مشغول بود.

(SNF NC OC)

او در پاییز 1978 تماسهایی را با آیت اللّه خمینی در پاریس برقرار کرد و در دسامبر به منظور رهبری

احیای حزب دمکرات کردستان به ایران مراجعت نمود. او در حال حاضر به عنوان اولین در میان برابرها

ریاست را به عهده دارد بدون اینک، قدرت اجرائی از خود بر روی این سازمان عاری از انسجام و

نامتجانس که در عین حال به سرعت رو به رشد است، داشته باشد. او با نیروی تمام بر ادعای خود اصرار

ص: 759

داشته که وی برجسته ترین سخنگوی غیرمذهبی کردهاست. ولی قدرت اشخاص طرفدار او نامعلوم

است. (SNF NC OC)


شیخ عزالدین حسینی (ایران)

شیخ عزالدین حسینی (ایران)

عزالدین حسینی شاید تنها و مشهورترین شخصیت کرد ایرانی باشد. او که 57 سال دارد از یک

خانواده روحانی است و گفته می شود که مرد با مطالعه و با فرهنگی است. براساس گزارشات او زندگی

زاهدانه ای دارد و یک خانواده بزرگی را با حقوق خود به عنوان استاد عربی در مدرسه علوم قرآنی مهاباد

اداره می کند. (طبقه بندی نشده)

حسینی با تمایلاتی در مورد احیای سنن کردی در سال 1942 شروع به صحبت علنی در مورد مسائل

سیاسی نمود. در سال 1953، پس از سقوط نخست وزیری مصدق، حسینی به وسیله مقامات امنیتی

مجبور به ترک دهکده ای شد که در آن تدریس می کرد. وی نخست به رهبری جامعه مذهبی مهاباد در

اوائل سالهای 1960 درآمد و با خطابه های خود دیری نپایید که بر ملی گرایان کرد پیشی گرفت. در سال

1964 به حزب دمکرات کردستان پیوست و لیکن وی اکنون ادعا می کند که جهت حفظ اهداف خود از

حزب استعفا کرده است. به هر حال عزالدین حسینی تأکید می کند که او آرزوی رهبری سیاسی و

حکمفرمایی بین کردها را ندارد. او می گوید که فعالیتهایش بر اساس «ناسیونالیسم کردی، سوسیالیسم

منطقی و اخلاقیات می باشد که بدون اینها مردم هیچ اجتماعی نمی توانند زندگی صحیحی داشته باشند.»

(SNF NCOC)

منابعی که عکسها از آنجا اخذ شده است:

صفحه 15: فرانز فورست

صفحه 16: بغداد الثوره

صفحه 17: سیگما

صفحه 29: دیپلماسی روزنامه ترکی

صفحه 30: آخیر ساها کایرو (UPI)

صفحه 33: عکسهای دنیای پهناور


در دیدار با آقای مئیر عزری رئیس هیئت اعزامی اسرائیلی

سند شماره (2)

خیلی محرمانه

تاریخ 19: دسامبر 1970 17 مهر 1349

سفیر سیاسی دونالد آر. توساینت

دیدار شما با آقای مئیر عزری، رئیس هیئت اعزامی اسرائیلی در 21 دسامبر

آقای مئیر عزری، رئیس هیئت اعزامی در ساعت یازده صبح بیست و یکم دسامبر با شما تماس

خواهد گرفت. یک اطلاعات بیوگرافیک فشرده ضمیمه می باشد. از طریق کارکنان آقای عزری مطلع

شده ایم که تماس وی اساسا از روی حسن نیت و در رابطه با تعطیلات می باشد اما در صورتی که فرصتی

دست داد، سعی کنید در مورد نکات زیر تحقیقاتی به عمل آورید.

ص: 760

1 ارزیابی اسرائیل از گرم شدن ظاهری روابط ایران و اعراب. برای مثال، از سرگرفتن روابط ایران با

امارت متحده عربی، شایعات از سرگیری روابط ایران و لبنان و گرمی ناچیز روابط ایران و سوریه.

2 ارزیابی اسرائیل از اوضاع کردستان دلایلی وجود دارد که بین بارزانی و بغداد اوضاع در حال

وخیم تر شدن تدریجی است و ظاهرا هیچ یک از طرفین حاضر نیستند که آغازگر جنگ باشند. به خاطر

درگیری بلندمدت اسرائیل در مسئله کردستان و حمایت از بارزانی، ما علاقه مند ارزیابی آقای عزری از

اوضاع کنونی و نظر وی در مورد اینکه چه مدت این وقایع به طول خواهد انجامید، می باشیم.

3 قوای عراقی در اردن. ما اخیرا از کاردار ایران در بغداد شنیده ایم که قوای عراقی در اردن به خاطر

تدابیر تاکتیکی به نزدیکیهای مرز اردن عقب کشیده شده اند. آیا اسرائیلیها هیچ نوع اطلاعاتی در این مورد

دارند؟

ضمیمه: تصویری بیوگرافیک از عزری


پناهندگان کرد

سند شماره (3)

از: وزارت امور خارجه در واشنگتنتاریخ: 25 مارس 755 فروردین 54

به: سفارت آمریکا در تهران

طبقه بندی: سری

موضوع: پناهندگان کرد

1 مقاله هوگلند و سایر گزارشهای مطبوعاتی در اینجا درباره مشکلاتی که کردها در خروج از عراق

تا تاریخ 12 فروردین با آن مواجه هستند و تقاضای بارزانی از طریق هوگلند درباره مداخله ایالات

متحده برای تمدید ضرب الاجل 12 فروردین کنجکاوی قابل ملاحظه مطبوعات را درباره وضع

فلاکت بار کردها برانگیخته است. ارزیابی شما درباره اینکه آیا حکومت ایران حاضر خواهد بود با عراقیها

درباره پیشنهاد بارزانی مبنی بر تمدید و ضرب الاجل بستن مرزها تا تاریخ 11 اردیبهشت با عراقیها اقدام

لازم را به عمل آورد، قابل تقدیر خواهد بود.

2 بر اساس احتمالات پیش بینی شده ما با قید فوریت مجراهای امکان پذیر را برای کمک

بشردوستانه به کردها در صورتی که چنین چیزی ضروری باشد، بررسی می کنیم.

کیسینجر

سند شماره (4)

سری

از: وزارت امور خارجه واشنگتنتاریخ: 25 مارس 755 فروردین 54

به: سفارت آمریکا در تهران

وزارت امور خارجه

موضوع: پناهندگان کرد

1 سفارت درباره یک مورد تماس کردها با یک مقام عالیرتبه حکومت ایران جهت تقاضای تمدید

ضرب الاجل 12 فروردین درباره نقل و انتقالات در مرز ایران و عراق اطلاع پیدا کرده است. این تقاضا رد

ص: 761

شده و تقاضای جدیدی شده که هنوز درباره آن پاسخی به دست نیامده است. رئیس دفتر حزب دمکرات

کردستان در تهران به روزنامه نگاران گفت که او به یک مقام حکومت ایران که نام او برده نشده است، درباره

همین موضوع مراجعه کرده و نتیجه همچنان بی ثمر بوده است. هانسن بکر مدیر کمیته صلیب سرخ

بین المللی در تهران نیز از طریق جمعیت شیر و خورشید سرخ اقدام مشابهی به عمل آورد، اما هنوز پاسخی

دریافت نکرده است.

2 مقامات دولت ایران همچنان درباره مسدود شدن کامل مرز در تاریخ 12 فروردین صحبت

می کنند. استاندار کرمانشاهان به نویمان کنسول آمریکا در تبریز در تاریخ 4 فروردین گفت که مرز در

مرز 12 فروردین به نحو شدیدی بسته خواهد شد و راجع به تقاضای تمدید این مهلت حرفی نزد. او گفت

انتظار می رود بارزانی در اواسط فروردین از مرز گذشته و وارد ایران شود. (عین نقل قول) استاندار گفت به

60 هزار کرد در استان او گفته می شود ایران نمی تواند به مدت نامحدود از آنها پشتیبانی کند و آنها باید

بالمآل در داخل ایران پخش شوند و کار و کاسبی پیدا کرده و اسکان داده شوند.

3 سرانجام گزارشهایی دریافت کرده ایم که ترکیه ممکن است با تقاضای باز کردن مرزهای خود

جهت عبور ترانزیتی کردها غیرمسلح به ایران موافقت کند. شاید سفارت آمریکا در آنکارا این مسئله را

روشن سازد.

4 مراتب ذکر شده و اطلاعاتی که از طریق مجراهای دیگر به واشنگتن رسیده حاکی از آن است که

حکومت ایران اکنون کمتر تمایل دارد یا اصلاً تمایل ندارد به تقاضای بارزانی برای تمدید ضرب الاجل با

بغداد تماس بگیرد. تا اندازه ای که ما اطلاع داریم مسئولیت تمدید این ضرب الاجل در درجه اول به عهده

حکومت عراق است، زیرا تاریخ مسدود شدن مرز بستگی به انقضای مهلت بخشودگی کردها از سوی

عراق دارد. وزارت امور خارجه و بغداد بهتر از ما می توانند قضاوت کنند که آیا تقاضای مستقیم حکومت

آمریکا از عراق عملی نامطلوب است و یا خیر. اگر وزارت امور خارجه مایل است موضوع با ایران درمیان

گذارده شود قضاوت این است که تنها وسیله مؤثر پیامی از سوی رئیس جمهوری برای شاه خواهد بود.

5 معتقدیم که هم سادات و هم بومدین نقش مهمی در این ماجرا داشته و موجب تشویق ایران و عراق

به توافق شده اند. آنها در بهترین موقعیتی برای تحت نفوذ قرار دادن صدام حسین برای موافقت با تمدید

ضرب الاجل قرار گرفته اند، و وزارت امور خارجه ممکن است در نظر داشته باشد این مسئله را پیگیری

کند. هلمز


کردهای عراقی در ایران

سند شماره (5)

خیلی محرمانه

از سفارت آمریکا در تهرانتاریخ 10 آوریل 1975 21 فروردین 1354

به: وزارت امور خارجه در واشنگتن

موضوع: کردهای عراقی در ایران

1 به دنبال ملاقات نویمان کنسول آمریکا در تبریز با نماینده بارزانی (تلگراف مرجع) نویمان روز 19

فروردین در نقده آذربایجان غربی با ادریس پسر بارزانی ملاقات کرد. این ملاقات به تقاضای ادریس

بود. ادریس استدلالهای مشابهی عنوان کرد و گفت حضور کمیته بین المللی صلیب سرخ در اردوگاههای

ص: 762

پناهندگان باعث خواهد شد که ایرانیان کردها را برای بازگشت به عراق تحت فشار قرار ندهند. او از این

نیز فراتر رفته خواستار تضمینهایی از جانب آمریکا در رابطه با ایران (به دنبال نفوذ یا فشار آمریکا) شد

مبنی بر اینکه بازگشت اجباری در کار نباشد. نویمان در پاسخ گفت که یک چنین مداخله ای از جانب

آمریکا چندان امکان پذیر نیست. ادریس چندین بار اظهار داشت که کردها می ترسند پخش شدن در

داخل ایران معادل با نابودی وضع قومی آنها باشد و اظهار نظر کرد که وظیفه بشر دوستانه آمریکا این است

که مانع اتفاق چنین وضعی بشود.

ادریس اظهار نظر کرد که در نتیجه پایان یافتن مقاومت مؤثر کردها حیثیت و اعتبار پدر او در میان

کردها رو به کاهش رفته است. او از این هراسناک بود که بدون رهبری خانواده بارزانی کردها در وضع

متزلزلی باشند، و ممکن است که علیه هر کسی که به عقیده آنها مسئول مشکلات آنها است، قیام کنند.

ادریس پرسید که آیا آمریکا برای آوارگان کردبرنامه ای تهیه کرده است یا خیر که به او گفته شد خیر. او

گفت که ژنرال بارزانی روزهای 18 و 19 فروردین در تهران بوده است.

شاه به مایکل کیتس (فاش نشود) خبرنگار یونایتدپرس در خاورمیانه طی مصاحبه ای در تاریخ 20

فروردین گفت که کمک ایران به کردها قطع شده است زیرا آنها درگیر مبارزه بیهوده ای هستند. او اخیرا

بارزانی را ندیده است، ولی شاه گفت که بارزانی اکنون در نزدیکی تهران زندگی می کند و آزاد است هر

کاری که می خواهد بکند و هر جا که می خواهد برود. شاه انتظار ندارد که بارزانی ایران را ترک کند و او

گفت بارزانی کجا برود و چه کار بکند؟ شاه ضمن مقایسه آوارگان فلسطین یا کردها گفت که کردها

نمی توانند به مدت نامحدودی در اردوگاهها بمانند. زیرا این امر تنبلی و نفرت را در میان آنها پرورش

خواهد داد. کیتس گفت که شاه همچنین افزود که از آنجایی که کردها با ایرانیها از یک نژاد و یک زبان

هستند (عینا نقل قول) به آسانی می توانند در جامعه ایران جذب شوند. هلمز


اوضاع و تقاضای کردهای عراقی در ایران

سند شماره (6)

خیلی محرمانه

از کنسولگری آمریکا در خرمشهرتاریخ: 10 آوریل 1975 21 فروردین 1354

به: وزارت امور خارجه در واشنگتن

موضوع: اوضاع و تقاضای کردهای عراقی در ایران

خلاصه: نماینده ژنرال بارزانی روز 16 فروردین با من ملاقات کرد تا تقاضا کند حکومت آمریکا از

نفوذ خود نسبت به کمیته بین المللی صلیب سرخ استفاده کرده و کمک صلیب سرخ بین المللی و حضور

صلیب سرخ را در اردوگاههای پناهندگان به دست بیاورد. این تقاضا ناشی از این ترس است که ایران در

نظر دارد تدابیر شدیدی برای وارد کردن پناهندگان به بازگشت به عراق اتخاذ کند. در جریان مذاکره

نماینده بارزانی چنین گفت:

1 ژنرال بارزانی و دستگاه رهبری حزب دمکرات کردستان از قصد خود برای ادامه مبارزه

مسلحانه به کلی منصرف شده اند.

2 کردها از تغییر سیاست ایران شدیدا آزرده خاطر شده اند.

3 دستگاه رهبری حزب دمکرات کردستان درباره ایمنی خود در صورت بازگشت خود به عراق

ص: 763

هراسناک است و آنها همچنین از این نگرانند که توده های بزرگ کشاورزان کرد در صورت بازگشت

بزور در خارج از کردستان عراق اسکان داده شوند.

4 آنها سیاست ایران را چنین تلقی می کنند که در جهت پخش کردهای تحصیلکرده در سراسر

ایران و اعمال فشار فزاینده نسبت به پناهندگان تحصیل نکرده برای بازگشت به عراق گرایش پیدا

می کند. ابراز عکس العمل از سوی وزارت امور خارجه مورد تقدیر خواهد بود. (پایان خلاصه)

1 دکتر اسفندیار (فاش نشود)، جراح کردی که از قبل با من آشنا بود روز 16 فروردین در تبریز نزد

من آمد و گفت نماینده ژنرال بارزانی است، که اکنون در شهر نقده به سر می برد. دکتر اسفندیار گزارشهای

قبلی درباره اینکه همه زد و خوردها متوقف شده را تأیید کرد. او گفت که بیش از 5000 نفر از پیشمرگ ها

خود را به عراقیها تسلیم کرده اند و بسیاری دیگر از مرز گذشته وارد ایران شده اند. در حالی که بعضی از

افراد ممکن است سلاحهای خود را پنهان کرده و امید به جنگ داشته باشند، حزب دمکرات کردستان

نقشه ای برای ادامه جنگ ندارد و سلاحها نگهداری نمی شود. همه سلاحهای سنگین کردها در منطقه

مرزی در حاجی عمران بدور انداخته شد و هم اکنون یک گروه مختلط نظامی عراقی و الجزایری که از

پیرانشهر ایران و به کمک ایرانیان از طریق جاده همیلتون وارد عراق شده این، سلاحها را جمع آوری کرده

است.

2 کردها این احساس را دارند که ایران یک سیاست فشار تدریجی را برای اغوای پناهندگان به

بازگشت به عراق یا در مورد صاحبان حرفه و تکنسینها به ترک مناطق مرزی و اشتغال در داخل ایران

شروع کرده است. آنها می گویند که اداره بیشتر اردوگاههای پناهندگان به وسیله ارتش ایران از نشانه های

این فشار است و از نشانه های دیگر کاهش توزیع غذا و آب در بعضی اردوگاهها قطع آن برای یک یا دو

روز و دستور به افراد قبیله هروکی که در خارج از اردوگاهها زندگی می کردند. به فروش فوری دامها خود

و انتقال به اردوگاههای پناهندگان و همچنین مقامات ایران بیشتر آوارگان را تشویق به بازگشت می کنند، و

در عین حال به حرفه ایهای آنها وعده های کار و حقوقهای خوب و در صورت ترک اردوگاهها و کار در

جای دیگر می نماید.

اظهار نظر: در حالی که هیچ کدام از این موارد ثابت نمی کند که تدابیر خشن تری برای متقاعد کردن

کردها در پیش است، کردها از هم اکنون نگران هستند.

3 طبق اظهار نظر دکتر اسفندیار، بارزانی و رهبران حزب دمکرات کردستان دو دلیل اصلی دارند

برای اینکه بخواهند کردها را در اردوگاهها در یک جا نگهدارند، یک دلیل ترس واقعی از آن چیزی است

که ممکن است در عراق در صورت بازگشت آنها اتفاق بیافتد. داستانهایی از اعدام آنهایی که بازگشته اند و

از منع بازگشت کشاورزان بر روی زمینهای خود به نحووسیعی در جریان است. در حالی که مرز بسته است

و دسترسی به اردوگاههای بسیار محدود است، اطلاعات موثق بسیار کمی از طرف مرز عراق در دست

است و این امر احساس ترس و بلاتکلیفی آنها را شدت می دهد. دلیل دوم این است که کردها معتقدند (یا

اینکه می کوشند معتقدند باشند) که ماه عسل روابط حسنه ایران و عراق بسیار کوتاه مدت خواهد بود و

ایران بالمآل خواهد خواست بار دیگر از کردها بهره برداری کنند در حالی که چشم اندازی از تشدید جنگ

در نظر آنها وجود ندارد معتقدند که یک چنین اوضاعی نقل سیاسی آنها را در سر و کار داشتن با بغداد

سنگین تر خواهد کرد.

ص: 764

4 با توجه به عوامل فوق ژنرال بارزانی تقاضا کرده است که حکومت آمریکا از نفوذ خود در مورد

کمیته بین المللی صلیب سرخ برای حفظ کمکهایی به مقیاس کوچک به پناهندگان و بنابراین دسترسی به

اردوگاهها استفاده کند. بدون چنین نفوذی کردها از آن بیم دارند که از دنیای خارج منزوی شوند، و

ایرانیان نسبت به آنها بدرفتاری کنند. کردها شنیده اند که ایران به کمیته بین المللی صلیب سرخ گفته است

که دیگر کاری برای آنها در ایران وجود ندارد و نمایندگان صلیب سرخ باید به منزل خود بازگردند.

5 من گفتم همان طوری که دکتر اسفندیار می داند حکومت آمریکا در این جنگ دخالتی نداشته است

را و میل ندارد خود را از لحاظ سیاسی اکنون که صلح در شرف بازگشت به این منطقه است آلوده کند و در

عین حال ما نسبت به مسائل بشردوستانه حساسیت داریم و من قول دادم این تقاضا را به وزارت امور

خارجه اطلاع دهم.

6 اظهارنظر: از دیدگاه بسیار محدود تبریز چنین به نظر می آید که ادامه مداخله کمیته بین المللی

صلیب سرخ سودمند باشد؛ حتی اگر هم به دلایلی که کردها عنوان کرده اند، نباشد. اگر ترس کردها از

بدرفتاری و اعمال فشار به بازگشت به عراق عملی شود، احتمالاً حملاتی در مطبوعات علیه ایران و متهم

کردن آن به بدرفتاری نسبت به مردمی رانده شده صورت خواهد گرفت، و آمریکا ممکن است به

بی توجهی نسبت به چنین شرایطی متهم شود. حضور ضعیف کمیته بین المللی صلیب سرخ می تواند از

لحاظ بین المللی شواهد قابل قبولی درباره شرایط اردوگاهها که تاکنون به اندازه کافی خوب بوده فراهم

کند. به علاوه اگر بغداد نسبت به بازگشت کنندگان تدابیر بسیار خشن و سرکوبگرانه اعمال نکند، آن گاه

گزارشهای کمیته بین المللی صلیب سرخ درباره شرایط کنونی در عراق ممکن است عده زیادی از

پناهندگان را به بازگشت به عراق در آینده نه چندان دوری تشویق کند.

این امر از شدت اوضاع هیجان آور پناهندگان کرد به نحو قابل ملاحظه ای خواهد کاست و همچنین

تقاضاهایی که برای پذیرفتن عده زیادی از پناهندگان از سوی ایالات متحده به عمل می آید، کاسته

خواهد شد. اگر وزارت امور خارجه در این عقیده سهیم است که حضور ضعیف کمیته بین المللی صلیب

سرخ سودمند است، شاید در دو طرف مرز شیوه متناسبی برای اینکه عراق نظر خود را تغییر دهد، آن

خواهد بود که از مصریها و الجزایریها تقاضا شود عراق را متقاعد کنند که (پذیرفتن) یک هیئت نمایندگی

صرفا ناظر از سوی کمیته بین المللی صلیب سرخ نشان دهنده توجه کافی به اصول بشر دوستی خواهد بود

و در ضمن دعاوی عراق نیز مبنی بر اینکه آنها دست به یک جنگ قوم کشانه نزده اند را به ثبوت خواهد

رساند.

7 اظهارنظر سفارت: اعلامیه رسمی کمیته بین المللی صلیب سرخ درباره پایان یافتن کمکهای آن به

کردها (تلگرام ژنو 2398) به وضوح این امکان را به وجود می آورد که کمیته بین المللی صلیب سرخ را

می توان متقاعد کرد تا کمکهای بشر دوستانه بیشتری انجام دهد. سفارت موافقت دارد که مصریها یا

الجزایریها ممکن است در متقاعد کردن عراق به موافقت با برنامه های محدود کمیته بین المللی صلیب

سرخ مفید باشند، همان طور که سفارت قبلاً توصیه کرده بود سادات و بومدین می توانند در به دست

آوردن تمدید ضرب الاجل نقل و انتقالات پناهندگان در دو طرف مرز ایران و عراق سودمند باشند (تلگرام

تهران 2750)

نویمان


گزارش پرداخت مالی عراق به ایران

ص: 765

سند شماره (7)

از: سفارت آمریکا در لندنتاریخ: 24 آوریل 19754 اردیبهشت 1354

طبقه بندی: سری توزیع مجدد

شماره سند: لندن 6227

موضوع: گزارش پرداخت مالی عراق به ایران

1 در جریان مذاکرات هفته گذشته بین ایالات متحده و انگلیس در لندن درباره خلیج (فارس)

انگلیسیها به یک گزارش اطلاعاتی اشاره کردند که به موجب آن در کنفرانس الجزایر توافق حاصل شده

است، عراق به ایران 300 میلیون دلار بپردازد و این توافق در توجیه هزینه اسکان آوارگان کرد در ایران

حاصل شده است. ما به هرگونه اطلاعات مربوطه که مخاطبان ما ممکن است به دست آورند علاقه مند

هستیم.

2 برای وزارت امور خارجه: صورتجلسه مذاکرات به وسیله پیک ویژه روز 3 اردیبهشت به معاون

وزارت امور خارجه مسئول امور خاور نزدیک فرستاده شده است، تا به وسیله او تصویب شده و به نحو

شایسته ای توزیع شود.ریچاردسون


اطرافیان بارزانی

سند شماره (8)

از: وزارت امور خارجه، واشنگتن، دی سیتاریخ: 13 نوامبر 77 22 آبان 56

به: سفارت آمریکا تهرانطبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره سند: 12946

موضوع: اطرافیان بارزانی

1 یکی از اطرافیان بارزانی به ما اطلاع داده است که بارزانی می خواهد جهت انجام کار عادی و

روزمره یک نفر را به ایالات متحده بیاورد. آنها مصطفی احمد را انتخاب کرده اند و به ما گفته اند که ساواک

موافقت کرده که به او پاسپورت و اجازه خروج نیز داده شود.

2 از آنجا که ضامن وی در ایالات متحده (بارزانی) سابقه مهاجرت ندارد و احمد تماس قبلی با

بارزانی داشته است، به نظر می رسد که بتواند یک ویزای توریستی موقتی تهیه کند.

3 اگر احمد تقاضای ویزا بکند، سفارت باید قبل از صدور آن را با ساواک مطرح کند. لطفا موقعی که

ویزا صادر شد، ما را در جریان بگذارید.ونس


عکس العمل منطقه در قبال فعالیت کردها خواسته ها و راهنماییها

سند شماره (9)

تاریخ: 23 اوت 19781 شهریور 57طبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره سند: 20492

موضوع: عکس العمل منطقه در قبال فعالیت کردها (بدون طبقه بندی) خواسته ها و راهنماییها

الف: (خیلی محرمانه) خواسته ها:

1 (خیلی محرمانه) تخلیه، استقرار و مجدد و انهدام کامل روستاهای قدیمی کرد در عراق، چه اثری بر

رفتار کردها نسبت به دولتهای ایران و عراق دارد؟

ص: 766

2 (خیلی محرمانه) برنامه های حاوی و آینده ایران جهت اقداماتی علیه کردها، با در نظر گرفتن

تشریک مساعی با عراق چیست؟ واکنش قاطبه کردهای ایران نسبت به همکاری ایران با عراق علیه

کردهای عراق چیست؟

3 (خیلی محرمانه) ارزیابی ایران نسبت به توانایی عراق در کنترل فعالیت اکراد چیست؟

4 (خیلی محرمانه) آیا احتمال می رود ایران از بعضی گروههای کرد، مخفیانه حمایت نماید؟ ایران از

کدام جناح کردها در حال حاضر پشتیبانی می کند. با چه روش و کدام طریق؟

5 (خیلی محرمانه) وابستگی کردها به حزب کمونیست عراق تا چه حد بر ثبات رژیم کنونی عراق اثر

می گذارد؟

6 (خیلی محرمانه) آیا کردها در نظر واحدهای نظامی و شبه نظامی عراق مورد اطمینان هستند؟ به

کدام واحد گماشته شده اند و چه نوع مأموریتهایی به آنها محول می شود؟ چه محدودیتهایی در ارتش

عراق نسبت به کردهایی که به سربازی می روند، اعمال می شود؟

7 (خیلی محرمانه) دولتهای ایران و ترکیه چه اقداماتی جهت کنترل کردهایشان انجام داده اند؟

8 (خیلی محرمانه) چه تهدیدی فعالیتهای کردها در این منطقه برای امنیت شمال غربی ایران دارد؟

دولت ایران چه اقداماتی برای رفع هرگونه فعالیت خصمانه کردها در کردستان ایران انجام داده است؟

9 (خیلی محرمانه) کردها چه کمکهای خارجی دریافت می دارند؟

10 (خیلی محرمانه) فعالیت کردها تا چه حد بر روابط ایران و عراق تأثیر می گذارد؟

ب: (خیلی محرمانه) راهنماییها.

1 (خیلی محرمانه) گزارشهای اخیر حاکی از همکاری گسترده ایران و عراق در کنترل فعالیت کردها

است. انتظار می رود یک چنین همکاری، به ویژه در رابطه با افزایش حمایت کمونیستها از عناصر

مشخص کرد. کماکان ادامه یابد.

2 (خیلی محرمانه) این اطلاعات نباید در اختیار دولتهای خارجی قرار گیرد. استفاده از این

اطلاعات تابع بند 16، ب.، قسمت چهار، جلد دوم، 285 DIAM، است.

3 (طبقه بندی نشده) یک نسخه از پاسخ سؤالات را به آدرس 20301. D.C و واشنگتن و D3-3C1

(سازمان اطلاعاتی دفاع) بفرستید.

4 (طبقه بندی نشده) شماره کنترل طراح این سؤالات 8743 DB-3C1 است.


سیاست دولت ایران در کنترل کردن کردها

سند شماره (10)

گزارش اطلاعاتی وزارت دفاع

خیلی محرمانه

1 کشور: ایران عراق

2 شماره گزارش: 78 0498 846 6

3 ...

4 موضوع: سیاست دولت ایران در کنترل کردن کردها

5 تاریخ اطلاعات: خرداد 56 تا 5 تیر 57

ص: 767

6 تاریخ گزارش: 16 اکتبر 7824 مهر 57

7 تاریخ و محل اکتساب: 9 اکتبر 78، تهران، ایران

................................

14 منبع: سفارت آمریکا، تهران

16 خلاصه: (خیلی محرمانه غیر قابل رؤیت برای بیگانگان) این گزارش مروری بر سیاست اتخاذ

شده ایران جهت کنترل جمعیت کردهایش و فعالیتهای کردهای پناهنده را ارائه می دهد.

22 جزئیات: (خیلی محرمانه غیر قابل رؤیت برای بیگانگان)

از سال 1975 که تلاش چریکهای کرد در عراق با شکست مواجه شد، حدود 150 هزار پناهنده کرد وارد

ایران شدند. از شانس خوش دولت ایران اکثریت عظیمی از این تعداد یا در کشورهای دیگر (از جمله

ایالات متحده آمریکا) ساکن شده اند و یا اینکه با کمال میل جذب بازار کار ایران شده اند. حدود 65%

کردهای پناهنده عراقی (30000 نفر) که در ایران هستند، شغلهای دائمی به دست آورده اند و بقیه کارهای

نیمه وقت دارند و یا اینکه هنوز جابه جا نشده اند، سیاست دولت ایران نسبت به پناهندگان این بوده است

که با کمیته های مشترک کرد و دولت ایران همکاری نماید تا مسائل را مورد رسیدگی قرار داده و کردها را

در جایی که امکان به دست آوردن کار برای آنها وجود دارد مستقر کنند. امکان اشتغال به کار در غالب

شهرهای ایران وجود دارد. پناهندگان مجاز به اقامت در استانهای مجاور مرز عراق نیستند.

منبع گزارش کرد که ادریس بارزانی، رهبر ناراضی کرد که در ایران اقامت دارد، گفت یک مقام ناشناس

دولت ایران (در اکتبر 1977) به او گفته است که تماس با هموطنانش در عراق را متوقف کند و ارسال

نیروی تقویتی را متوقف سازد. بارزانی منکر انجام این فعالیتها شد. از قرار معلوم همین مقام دولت ایران

گفته است که کردهایی که قوانین و مقررات مرزی را نقض کنند به مقامات عراقی تحویل داده خواهند شد.

منبع گزارش داد که ناظران کرد معتقدند که اجرای آن سیاست موجب سهولت کارها خواهد شد. دولت

ایران کرارا با هرگونه اعمال زور جهت بازگشت اکراد به عراق مخالفت کرده است.

گزارشهای اخیر غالب منابع خبری حاکی از همکاری بسیار نزدیک مرزی ایران و عراق است. ایران بیش

از پیش فعالیت پناهندگان کرد را در قلمرو خود کنترل می کند. منبع هم چنین گزارش می کند که به نظر

می رسد محدودیت ایرانیان در مورد رهبران کرد عراق برابر موضوع عراق در قبال فعالیتهای آیت اللّه

خمینی رهبر ناراضی شیعیان مسلمان ایران است.

منبع گزارش می کند که با در نظر گرفتن سیاست ایران نسبت به قاطبه کردهای خود، رهبران قبایل کرد

در منطقه تبریز، به دنبال تلاش دولت ایران برای جذب مردم کرد. با زوال اجتناب ناپذیر قدرتشان مواجه

هستند. اصلاحات ارضی در این منطقه بر قاطبه کردها تأثیر داشته است. یکی از آثار منفی آن کاهش

قدرت قبیله ای بوده است. بنابراین مشکل است که فشار مؤثری بر نهادهای دولت ایران در مورد مسائلی

از قبیل جاده سازی، آبیاری و سیاست کشاورزی داشته باشند. رهبران کرد به دولت ایران اعتماد ندارند،

زیرا احساس می کنند دولت تعمدا سعی در از بین بردن فرهنگ صحرانشینی کردها دارد. کارگران

زمینداران کردها جذب شهرها می شوند. بعضی از زمینداران خودشان نیز نیمی از سال را در شهرها سپری

می کنند. رهبران کرد احساس می کنند که این «سیاست» دولت ایران موفقیت آمیز خواهد بود.

نظریات تهیه کننده: (خیلی محرمانه غیر قابل رؤیت برای بیگانگان) سیاست دولت ایران نسبت به

ص: 768

کردها نوعی جذب کردن آنهاست. این امر شامل کاهش قدرت قبیله ای از طریق اغوا کردن آنها به وسیله

کشش اقتصادی در شهرها می باشد. در ضمن به نظر می رسد سیاست آن نسبت به پناهندگان عراقی بر

همین اساس است. علاوه بر این، ارتباطی که منبع بین سیاست ایران در قبال کردها با سیاست عراق در

مورد آیت اللّه خمینی قائل می شود، بستگی به تحول آتی، ناشی از سفر اخیر خمینی به فرانسه که او را

خارج از حیطه کنترل عراق قرار می دهد، دارد.


پناهندگان کرد در ایران

سند شماره (11)

از: سفارت آمریکا، تهرانتاریخ: 1 فوریه 7912 بهمن 57

به: وزارت امور خارجه، واشنگتن، دی.سی دارای حق تقدم

شماره سند: 1649طبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: (محرمانه) پناهندگان کرد در ایران

1 (تمام متن خیلی محرمانه)

2 خلاصه: بدون شک وضعیت کردها در ایران به خاطر بی نظمیهای کنونی به نحوی منفی تأثیر

پذیرفته است. اخیرا نماینده کردها یک نسخه از نامه ای را که برای کمیسیون عالی پناهندگان سازمان ملل

فرستاده بود و در آن خواهان تلاش بیشتر برای پناهندگان کرد شده بود، به ما داد. علیرغم نکته فوق، به

نظر نمی رسد که کردها بیشتر، و نه احتمالاً کمتر، از سایر اقلیتها مانند بهائیان و یهودیان، مورد ستم قرار

گرفته باشند. با توجه به ورود اخیر آیت اللّه خمینی، ما فکر می کنیم این ممکن است برای نماینده کمیسیون

عالی پناهندگان سازمان ملل مفید باشد که برای مشاهده نه فقط مشکل کردها، بلکه مشکلات بالقوه

پناهندگان در میان سایر گروهها، به تهران بیاید. (پایان خلاصه)

3 کردها، به همراه سایرین، قطعا به خاطر ناآرامیهای اخیر ایران، به گونه ای منفی تأثیر پذیرفته اند.

کردها هم در راهپیماییهای موافق و مخالف دولت در غرب ایران شرکت کرده اند و به همراه دیگران متحمل

رنجها و خشونتهایی شده اند. نماینده کردها، علی سلیمان، اخیرا با سرکنسول ملاقات کرد و یک نسخه از

نامه ای را که گروه بارزانی، به منظور تقاضای حمایت بیشتر برای پناهندگان کرد در ایران و عراق برای

کمیسیون عالی پناهندگان سازمان ملل ارسال داشته بود، ارائه داد.

4 نکته مهم این است که کردها به همراه سایرین رنج کشیده اند و احتمالاً به سختی بعضی از اقلیتهای

دیگر، خصوصا بهائیها و یهودیها، خسارت ندیده اند. در حالی که هیچ تمایلی جهت کاهش مشکلات

پناهندگان کرد در کشور گرفتار آشفتگیهای سیاسی وجود ندارد، منطقی به نظر می رسد که بگوییم که

کردها احتمالاً به آن اندازه ای که سایرین در خطر هستند، به مخاطره نیفتاده اند. آنها همچنین مشکلات

حزب دموکرات کردستان را، که برای چهار سال درباره مشکلات پناهندگان کار کرده و بدون شک به دور

از تهاجمات نظامی است. برای کمک به خود دارند و آنها در آمریکا و یا جاهای دیگر بیشتر برای کردها

کار می کنند. ناآرامی سیاسی در ایران یک فرصت طبیعی برای از سرگیری تلاش کردها به منظور تحت

فشار قرار دادن (دولت) می باشد.

5 به هرحال، همان طور که در بالا ذکر شد، ما معتقدیم که برای کمیسیون عالی پناهندگان سازمان

ملل به طور بالقوه مفید خواهد بود که فردی را برای چنین موقعیتی بفرستند. ورود امروز آیت اللّه

ص: 769

خمینی بسیار احتمال دارد طلیعه دورانی باشد که طی آن وجود اقلیتها از جمله کردها و خارجیها کمتر

مورد تحمل قرار خواهند گرفت. حضور نماینده کمیسیون عالی پناهندگان سازمان ملل می تواند تذکاری

برای ایرانیان در مورد توجه جهانی به مسئله اقلیتها (از جمله پناهندگان کرد) باشد، و برای کاستن از

زیاده رویها فشار ملایمی را بر سیستم سیاسی وارد آورد. در حال حاضر، آمریکا در وضعی نیست که

بتواند برای پناهندگان کرد کاری انجام دهد و ما صراحتا، گمان می کنیم که احتمالاً سرمایه سیاسی محدود

ما می تواند به نحو بهتر به نفع سایر گروهها بکار رود. چنین محدودیتهایی (اجبار و فشارهایی مترجم) در

مورد بازدیدکننده کمیسیون عالی پناهندگان سازمان ملل، که می تواند ارزیابی کاملی از وسعت مشکلات

بالقوه ارائه دهد، صدق نمی کند. البته، ما خوشحال خواهیم شد که با یک چنین بازدیدکننده ای همکاری

نماییم.

6 سفارت قصد دارد با علی سلیمان مجددا تماس بگیرد و اطلاعات اضافی را بعدا تهیه خواهد کرد.

سولیوان



پناهندگان کرد، امکان کمک سازمانهای جهانی

سند شماره (12)خیلی محرمانه

از: وزیر امور خارجه واشنگتن دی.سیتاریخ: 13 بهمن 1357 2 فوریه 79

به: هیئت نمایندگی آمریکا در ژنو

موضوع: پناهندگان کرد، امکان کمک سازمانهای جهانی

1 از هیئت نمایندگی (در ژنو)درخواست می شود که با کمیته بین الملل صلیب سرخ و هیئت عالی

برای نظارت پناهندگان سازمان ملل در مورد اینکه آنها چه طرحهایی برای کردهای عراق و بقیه اقلیتها که

با اوضاع جاری ایران مورد تهدید قرار گرفته اند دارند، مذاکره نمایند.

2 ما دریافته ایم که کمیته بین المللی صلیب سرخ یک دفتر در تهران دارد. آیا نمایندگان آنها در تهران

می توانند به کردهای عراقی و همچنین بقیه اقلیتهایی که قصد ترک ایران را دارند کمک بکنند؟

3 آیا هیئت عالی برای نظارت پناهندگان سازمان ملل نماینده ای در ایران دارد، یا اینکه آیا آنها

می توانند یک نماینده برای ارزیابی شرایط جاری در رابطه با تأثیر آن بر کردهای عراقی و بقیه اقلیتها

اعزام نمایند؟

4 این مطلب باید فهمیده شود که مفاد این نامه هیچ گونه اقدامی را در حال حاضر پیشنهاد نمی کند. با

این وجود، ما از دریافت هر گونه اطلاعاتی درباره طرحهای این دو سازمان که در دست اجرا یا قصد

اجرای آن را دارند، سپاسگزاری می کنیم. ونس


وضع کردها

سند شماره (13)خیلی محرمانه

از:سفارت آمریکا در تهران تاریخ: 17 بهمن 1357 6 فوریه 79

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی. دارای حق تقدم

موضوع: وضع کردها(محرمانه)

1 (تمام متن خیلی محرمانه)

2 خلاصه: علی سلیمان نماینده حزب دموکرات کردستان بر مطالب (مندرج در تلگرام مرجع

ص: 770

الف) مبنی بر اینکه کردها همراه با کسانی دیگر از خشونتهای اخیر در ایران صدمه می بینند،تأکید کرد. رنج

کشیدن کردها از خشونتهای اخیر ایران بوده است. او همچنین تلاش برای ترور مسعود بارزانی در وین را

که 15 روز قبل رخ داد، تشریح نمود و فشار زیادی را برای پاسخ مثبت آمریکا در مورد برنامه جدیدی

برای پناهندگان کرد وارد آورد. علی سلیمانی گفت: گروه طالبانی در حال قویتر شدن می باشد و از طرف

گروه بارزانی درخواست همیشگیش را برای کمک آمریکا اعلام نمود. درخواست اقدام: جواب به سؤال

سلیمان در مورد وجود برنامه ای برای پناهندگان کرد که واشنگتن درصدد انجام آن باشد (پاراگراف 6 که

در ذیل آمده است). همچنین پاسخ به پیشنهاد ما مبنی بر اینکه هیئت عالی برای نظارت سازمان ملل و

حضور فعال تر کمیته جهانی صلیب سرخ در اینجا ممکن است مفید باشد.

3 علی سلیمان نماینده حزب دموکرات کردستان در تاریخ 14 بهمن به دیدار مأمور سیاسی آمد تا

وضع کردها را که چند روز پیش تر درباره اش با سرکنسول حرف زده شده بود مورد بررسی قرار دهد.

علی سلیمان تأیید نمود که کردها از خشونتها و نابسامانیهای اخیر که ایران را فرا گرفته است رنج

می برند. زیرا به خاطر پایین آمدن تولید سوخت و بسته شدن کارخانجات، کارگران کرد همراه با بقیه

کارگران بیکار گشته اند. هیچ گونه تبعیض مستقیمی در این مورد اعمال نشده است. ولی بسیاری از کردها

که «آخرین استخدام شده ها» بودند. «اولین اخراجیها» می باشند.

کمکهای پرداختی دولت ایران به کردها تقریبا در اول محرم قطع شد (برابر با 2 دسامبر 1978) و در

نتیجه این سردرگمی مقدار زیادی از پناهندگان کرد بدون جیره مانده اند. حزب دمکرات کردستان سعی

نمود تا کاری انجام دهد، ولی حزب نمی تواند از پس هر کاری بر بیاید.

4 در پاسخ به این سؤال که آیا کردها بیشتر از گروههای دیگر مورد تبعیض قرار گرفته اند؟ علی

سلیمان گفت که آنها، مانند بقیه خارجیها، با بروز احساسات ضد اجنبی ایرانیان مواجه شده بودند. این

مسئله بیشتر بستگی به اوضاع محلی و مقامات محلی داشت. خیلیها شکیبا و کمک کننده بودند ولی

بعضیها این طور نبودند.

5 بعد علی سلیمان به تلاش برای ترور مسعود بارزانی، پسر ژنرال بارزانی که در حدود 2 هفته قبل در

وین رخ داد اشاره نمود. مسعود و دوستان دیگرش در اتومبیل سوار بودند که مردانی در یک وسیله نقلیه

دیگر با اسلحه آنها را مورد حمله قرار دادند. مسعود جان سالم به در برد و دو نفر از دوستان همراهش

زخمی شدند. وقتی آنها بهبود یافتند پلیس اتریش دومین تلاش برای ترور آنها را در فرودگاهی که مسعود

و دوستانش در حال ترک آنجا بودند، خنثی نمود.

علی سلیمان گفت که منابع حزب دمکرات کردستان عقیده دارند که هر دو مرتبه تلاش برای ترور آنها کار

سازمان اطلاعات عراق بوده باشد.

6 با ذکر مشکلات بالا علی سلیمان گفت:

که او چیز بیشتری در مورد احتمال پیشنهاد برنامه جدیدی برای پناهندگان کرد به وسیله آمریکا

نشنیده است و نمی داند که آیا قرار است که یک برنامه جدید برای آنها تهیه شود یا نه؟ مأمور سیاسی این

طور جواب داد که او چیزی نمی داند، ولی در مورد این موضوع از واشنگتن جویا می شود.

(وزارتخانه HA:

خواهش می کنم که خودتان را مخاطب این سؤال قرار دهید... ممنون خواهم شد که اگر گزارش در مورد

ص: 771

برنامه پناهندگی کردها را ارائه دهید.) علی سلیمان گفت که خیلی از کردها آرزوی رفتن به آمریکا را

دارند، حتی آن اشخاصی که قبلاً اسکان داده شده اند. مأمور سیاسی همدردی خودش را در مورد وضع

آنها اعلام کرد و گفت که بقیه اقلیتها هم مشکلات اینچنینی دارند. علی سلیمان گفت که او آرزو می کند که

فشار کردها در آمریکا مانند فشار سایر گروهها مؤثر واقع گردد. مأمور سیاسی به صورت خشک پاسخ

داد این مسئله چیزی نیست که باعث احساس حقارت باشد.

7 علی سلیمان اظهارات معمولی خودش را درباره قویتر شدن گروه طالبانی در مقابل ضعیفتر شدن

گروه بارزانی تکرار کرد و گفت در مرز ترکیه و عراق الان افراد نسبتا فراوانی از گروههای طرفدار بارزانی

حضور دارند، در حالی که طرفداران طالبانی به مرز ایران و عراق نقل مکان کرده بودند، یعنی جایی که

منابع حزب دمکرات کردستان تأکید دارند که او در حال گرفتن کمک از گروههای توده ای ایرانی است.

(توضیح: اولین باری است که ما این مطلب را شنیده ایم، ولی آماده دریافت نظریات دیگران می باشیم. در

حمله ای که دو هفته پیش از طرف کردها به یک پاسگاه ژاندارمری صورت گرفت و عاملانش مشخص

نبود، نیروهای طالبانی متهم به اجرای آن شدند. ولی این حادثه هرگز توضیح داده نشده است.)

8 برای وزارتخانه: تلگرام مرجع ج حاکی از این مطلب می باشد که احتمالاً اندازه بی سازمانی و به هم

ریختگی در ایران را تمام ادارات وزارتخانه درک نکرده اند. متأسفیم که قبلاً در مورد این موضوع گزارش

مشخص تری نداده ایم. اگرچه برنامه های توسعه سازمان ملل که کارهای هیئت عالی برای نظارت

پناهندگان سازمان ملل را انجام می دهد، تقریبا تعطیل شده و بیشتر کارمندانش را هم به خارج از کشور

فرستاده است. دفتر هیئت برنامه های توسعه خودش تلفنهایش را جواب نمی دهد و هیچ نماینده ای در

اینجا ندارد. ما هیچ گونه تماسی با نماینده کمیته بین المللی صلیب سرخ در شلوغیهای سه چهار ماهه اخیر

نگرفته ایم، ولی از شنیدن این خبر در (تلگرام مرجع ج) خوشحالیم که آنها هنوز حضور دارند. آنها هنوز به

دنبال ما نیامده اند (ژنو می تواند کاری در این باره انجام بدهد، اگر این کار بنظرشان مفید باشد). در طول

دوماهه اخیر اکثریت آنها که در اینجا باقی مانده اند، نشسته و چمباتمه زده اند و تمام توجه خود را صرف

این کردند که کپل خودشان را سالم نگهدارند، به جای آنکه حدود اختیارات خود را توسعه دهند. با وضعی

که در اکثر وزارتخانه ها وجود دارد و در آنجا دسته های رقیب باعث توقف تماسها و کار «معمول» شده اند،

شرایط سختتر شده است.

6 شاید مفیدترین چیزی را که در حال حاضر وزارتخانه می تواند انجام بدهد این باشد که تشویق کند،

در دفاتر مرکزی کمیته جهانی صلیب سرخ و هیئت عالی نظارت برای پناهندگان سازمان ملل قدری فکر

شود و همچنین موجبات عزیمت نماینده ای از هیئت عالی نظارت (تلگرام مرجع الف) که بتواند تا هفته

آینده یا دو هفته آینده به اینجا بیاید (البته اگر شرایط اینجا اجازه چنین کاری را بدهد)، فراهم کند. هرگونه

کارهای زمینه ای برای رفتار سخاوتمندانه تر آمریکا در رابطه با پناهندگان همه اقلیتها و بیگانگان که

ممکن است در حال خروج از ایران در طول چند ماه آینده باشند، باید از همین الآن شروع شود.

سولیوان


فعالیت ویژه کردها

ص: 772

سند شماره (14)

از: سفارت آمریکا، تهران تاریخ: 6 مارس 79 15 اسفند 57

به: وزارت امور خارجه، واشنگتن، دی. سی. فوری

طبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره سند: 2727

موضوع: فعالیت ویژه کردها

1 تمام متن خیلی محرمانه

2 خلاصه: سقوط دولت بختیار و ضعف جاری در تهران به احیاء احساسات هویت طلبی در میان

کردهای ایران منجر شده است. در حال حاضر، رهبری کردها محتاطانه پیش می رود و روی این مسئله

پافشاری می کنند که تقاضای آنها فقط خود مختاری در میان ملت ایران است. با این حال، رهبری کردها

مشخص کرده است که در مورد اهداف خود جدی است، و اگر ضروری باشد، کردهای ایران جهت تحقق

آن خواهند جنگید. در یک نمایش بزرگ قدرت در 2 مارس، 000/200 نفر در مهاباد راهپیمایی کردند.

دولت از یک سیاست تردیدآمیزی پیروی کرده است که هم عدم توانایی فعلیش جهت اعمال حاکمیت در

کردستان، و هم ترسش را از اینکه ممکن است جنبش نتایج غیر قابل کنترلی داشته باشد، منعکس می کند

(پایان خلاصه)

3 سقوط دولت بختیار بلافاصله از طریق یک احیای احساسات هویت طلبی در ناحیه بزرگی در

امتداد مرز ایران و عراق به وسیله 5/3 میلیون سکنه اقلیت نیرومند کردهای ایران، دنبال گردید. گزارشاتی

از آشوب در ناحیه، دولت مهدی بازرگان و آیت اللّه خمینی را وادار کرد، که هیئتی را به ریاست داریوش

فروهر، وزیر کار و امور اجتماعی و دکتر محمد مکری به کردستان بفرستند تا به نمایندگی از طرف آنها

منابع آشوب را شناسایی کرده و در حد امکان آن را در نطفه خفه کنند. به هر حال مشکل هر دو طرف،

دولت موقت و خمینی، این است که کردها به زیرکی و هوشیاری دیده اند که اضمحلال ارتش و سستی

سازمانهای مجری قانون به این معنی است که در حال حاضر تهران به ندرت می تواند به تقاضای

خودمختاری کردها رسیدگی کرده، و یا به طور بالفعل از انجام بعضی جنبه های برنامه آن ها جلوگیری

کند.

4 اما علیرغم قدرت نسبی موقعیت جاریشان، به نظر می رسد رهبران کردها مایلند محتاطانه عمل

کنند. گروه اصلی، شامل حزب دموکرات کردستان و پیروان شیخ عزالدین حسینی، امام جمعه مهاباد، این

خط را اتخاذ کرده اند که کردها فقط خودمختاری تحت لوای دولت ایران را می خواهند. 10 اسفند

عبدالرحمن قاسملو، دبیر کل حزب دمکرات کردستان ادعا نمود که صحبت از یک جنبش جدایی طلب به

وسیله عناصری شروع شده که می خواهند از اوضاع آشفته جاری ایران استفاده کنند، و با بعضی

کشورهای بیگانه که نام برده نشدند، تماس دارند. قاسملو گفت که حزب دمکرات کردستان معتقد است که

روابط خارجی، دفاع ملی، امور مالی و برنامه ریزیهای دراز مدت اقتصادی بایستی مستقیما در اختیار

دولت مرکزی باشد. وی افزود که با وجود این، امور ایالتی بایستی به ایالتها واگذار شود، و مشخصا ذکر

گردیده که سیاستهای مربوط به مدیریت محلی، فرهنگ و آموزش در این مقوله می باشند.

5 حسینی خطی شبیه به این اتخاذ کرده و در 13 اسفند گفت که معتقد است که اگر به کردها آن نوع

ص: 773

خودمختاری را که می خواستند داده شود، استقلال ایران تقویت می گردد، چون «دشمنان ملت

نمی توانستند تحت نام خلق کرد توطئه چینی کنند». با وجود این حسینی چندین بار شک خود را اظهار

داشته نسبت به اینکه دولت مرکزی سیاست لازم را برای حل مسئله از خود نشان دهد. در 13 اسفند

حسینی ترس خود را از اینکه ممکن است اطرافیان خمینی نگذارند او از آنچه که در کردستان می گذرد به

طور کامل آگاه شود، بیان نمود. او گفت که مطمئن بود که آیت اللّه آماده خواهد بود تا حقوق کردها را به

رسمیت بشناسد، ولی در ادامه اخطار کرد که اگر دولت بازرگان یا هر دولت دیگری که به جای آن بیاید به

خواسته های خلق کرد اعتنا نکند، دچار مشکلاتی خواهد گشت. او قول داد که پیروانش کوشش خواهند

کرد که از راههای صلح آمیز به اهداف خود برسند. اما امکان جنگ مسلحانه را هم رد نکرد. به عنوان

محرک برای اینکه دولت روش مسالمت آمیزی در پیش بگیرد، حزب دمکرات کردستان، نیز این امکان را

مطرح کرده است که تن در ندادن به توافق سیاسی از جانب تهران صرفا منجر به این خواهد شد که رهبری

جنبش کردها به دست رادیکالهای جوان سپرده شود.

6 در راهپیمایی بزرگ 11 اسفند مهاباد حزب دمکرات کردستان قطعنامه ای صادر کرد که یک

جمع بندی از موقعیت کردها بود. قطعنامه نکات زیر را در برداشت: مرزهای کردستان بایستی توسط خلق

کرد و با توجه به شرایط تاریخی، اقتصادی و جغرافیایی تعیین شود. اظهار نظر: کلمه آخری بدین معنی

است که کردها مدعی ناحیه ای خیلی بزرگتر از خود استان کردستان هستند. سرزمینهای کردنشین شامل

آن استان، کرمانشاهان، ایلام و بخش جنوبی آذربایجان غربی، ناحیه ای به وسعت 140000 کیلومتر مربع

و جمعیتی حدود 3 میلیون نفر: می باشد. (پایان اظهار نظر)

بایستی یک پارلمان کردی، از طریق انتخابات عمومی، به وجود آید که بالاترین قدرت قانونی در استان

داشته باشد. تمام ادارات دولتی در ناحیه بایستی به طور محلی اداره شوند. بایستی یک ارتش خلقی

وجود داشته باشد، اما پلیس و ژاندارمری بایستی منسوخ شده و یک گارد ملی جانشین آن گردد. عوامل

اجرائی قانون در کردستان بایستی تحت کنترل محلی باشند. زبان کردی بایستی زبان رسمی ادارات

دولتی استان و مدارس متوسطه باشد. زبان فارسی می تواند به عنوان زبان رسمی دوم باقی بماند.

آزادی بیان و آزادی مطبوعات، حقوق اتحادیه و سازمان اتحادیه های صنفی بایستی تضمین شوند، و

خلق کرد بایستی آزادانه قادر به مسافرت و انتخاب شغل خود باشند.

تقریب 000/200 نفر برای راهپیمایی بیرون آمدند، که برای تأکید برای تحقق خواسته هایشان، خیلیها به

طور وضوح مسلح بودند.

7 دولت موقت بر سر یک دو راهی نامطلوب قرار گرفته: در یک طرف، سخنگویان متعددی، به منظور

آرام کردن کردهایی که (سخنگویان) می دانند تا وقتی که فلج تقریبی موجود در مرکز حکمفرماست، قابل

مهار نیستند، بیانات آشتی جویانه صادر می کنند. از طرف دیگر، همین سخنگویان همچنین درباره

یکپارچه بودن کشور ایران با لحن خشن صحبت کرده اند، صحبتی که رهبری کرد را نسبت به اشتیاق دولت

در مورد پذیرش تمام خواسته هایشان می کند، اما صحبتی است که دولت به طور واضح امیدوار است که از

رشد تمایلات هویت طلبانه در بین سایر اقلیتها، و همچنین خود کردها، جلوگیری کند.

اعدام سالار جاف، یک عضو کرد مجلس سابق در 14 اسفند که ظاهرا به دلیل کوششهای او در

پشتیبانی شاه بوده، استعداد آن را دارد که در کردستان به عنوان عملی تلقی شود که انگیزه شوم تری داشته

ص: 774

است. نتیجه پایانی ممکن است که رادیکال شدن روز افزون جنبش کردها و در نهایت مواجهه خشونت بار

با دولت مرکزی باشد.سولیوان



قیام کردها در سنندج

سند شماره (15)

از: سفارت آمریکا، تهرانتاریخ: 20 مارس 7929 اسفند 57

به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی.سی.فوری

طبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره سند: 003136

موضوع: قیام کردها در سنندج

1 (تمام متن خیلی محرمانه)

2 خلاصه: در 27 اسفند، کردهای مسلح در سنندج ساختمانهای دولتی را به تسخیر خود در آوردند.

آتش بس 27 اسفند کوتاه مدت بود. (پایان خلاصه)

3 در بعد از ظهر 27 اسفند درگیریهای شدید در سنندج در مرکز استان کردستان به وقوع پیوست.

هنوز مشخص نیست چه چیز آن را تسریع کرد. رادیو دولتی ایران، صدای انقلاب ایران، گزارش کرد که

تعدادی دیگر از اشخاص مسلح ناشناخته به پادگان شهر رفتند و درخواست مهمات کردند، ولی با ممانعت

امام جمعه سنندج رو به رو شدند. بعد از آن مغازه های شهر بسته شده و ساکنین در خارج استانداری جمع

شدند. در آن هنگام، بنا به گفته صدای انقلاب ایران عناصر ضد انقلاب شروع به تیراندازی به سوی

جمعیت کردند و تعدادی چند کشته و زخمی شدند. مطبوعات که شاید کمتر به وسیله خودسانسوری که

در سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران اجرا می شود منع می شوند، حوادث را با اندکی تفاوت گزارش

می دهند. کیهان اینترنشنال در 29 اسفند می گوید که گروه مسلح از کردهایی تشکیل شده بود که به وسیله

روحانی مسئول کمیته انقلاب مستقر در پادگان سنندج درخواست مهماتشان رد شده بود. تیر اندازی

زمانی آغاز شد که یک گروه که شامل کردهایی بودند که درخواست مهمات کرده بودند، برای اعتراض به

اعمال آن روحانی به طرف استانداری حرکت کردند. به گفته صدای انقلاب ایران بعدا تعدادی عناصر

فرصت طلب و ضدانقلاب رادیو تلویزیون محلی ملی ایران را به تصرف خود درآوردند و به اسم فرمانده

ارتش که نمایندگان آیت اللّه خمینی و طرفداران دولت بازرگان هستند، شروع به گزارش ادعاهای دروغ

کردند. مطبوعات می گویند وقتی که تیر اندازی شروع شد، کردها فرمانده پادگان سنندج همچنین

تسهیلات رادیو تلویزیون ملی ایران و تأسیسات ارتشی و تعدادی پلیس و ژاندارم را به اسارت و تصرف

خود درآورده و بعد پادگان را به تسخیر خود در آوردند.

4 در هر صورت، درگیری شاید با کشته شدن تعدادی و مجروح شدن تعداد بیشتری تا بعدازظهر 27

اسفند ادامه یافت. (انتظام سخنگوی دولت موقت به مطبوعات گفت که نمایندگان کرد به او گفتند که 82 نفر

کشته و بیش از 200 نفر مجروح شدند. انتظام معتقد بود که منشأ این اتفاق سوءتفاهم درباره حمل و نقل

گندم دولت موقت ایران بوده.) در اواسط روز 28 اسفند خمینی یک درخواست برای قطع درگیری مخابره

کرد. پیام خمینی مدعی شد که شروع خشونت به وسیله گروهی از مردم بود که نمی خواهند بین مسلمانان

صلح باشد. او گفت که جنبش هیچ ستیزی با برادران اهل تسنن ندارد و همه اعضای یک ملت هستند و به

ص: 775

یک قرآن اعتقاد دارند. هر کس که به ارتش، پلیس و ژاندارمها که به عقیده او پاسداران منافع و استقلال

مردم مسلمان هستند حمله کند، از مردم مسلمان نیست، بلکه عامل اجنبی است.

5 اواخر روز 28 اسفند صدای انقلاب ایران اعلام کرد که آتش بس به وقوع پیوسته است، اما ظاهرا

بلافاصله شکسته شد و این گمان به وسیله تکرار پخش اطلاعیه خمینی و پخش تقاضاهای دیگری از

طرف رهبران مذهبی کرد سقز مبنی بر متوقف کردن تیراندازی، در اوائل 29 اسفند، تقویت می شود. تا

آنجایی که ما می توانیم تشخیص دهیم درگیری تا ساعت 13 به وقت محلی روز 29 اسفند ادامه داشت. ما

به خاطر اکراهمان در نزدیک شدن به رابطین کردمان در این زمان، به دلیل اینکه مبادا این گمان را به وجود

آوریم که به طریقی در رابطه با قیام در سنندج کاری انجام دادیم، در به دست آوردن اطلاعات با کمبود

مواجه شده ایم.

6 در حالی که به نظر می رسد که این اتفاق یک اتفاق آنی بوده است و یک اتفاقی که تعداد زیادی از

رهبران کرد احتمالاً نمی خواستند که در این زمان روی دهد. این نشانگر دو عاملی است که همچنان دولت

موقت را به ستوه می آورد. اولی این است که حاکمیتش در مناطق دور دستی مانند کردستان بسیار ضعیف

است. اخیرا شخصی که تا از منطقه برگشته بود به ما گفت که در حال حاضر به سبب کوتاهیهای (غفلت)

موجود کردها در عمل از خودمختاری قابل توجهی برخوردار هستند. ثانیا به نظر می رسد که سنی های

ایران کمتر شیفته این انقلاب اصولاً شیعی در ایران هستند. دولت موقت علاوه بر مشکلات جاری با کردها

که اکثریت قاطع آنها سنی هستند، همچنین با مخالفت قابل توجه از جانب دیگر مناطق سنی نشین نیز رو

به رو شده است. آخرین واقعه (به غیر از یکی در سنندج) هنگامی که نیروهای ضدانقلابی (تقریبا اغلب از

سنی های محلی) در 26 اسفند، پست ژاندارمری را در جزیره نزدیک بندرعباس تسخیر کردند، اتفاق

افتاد.

سولیوان


شورش کردها در سنندج

سند شماره (16)

از: سفارت آمریکا، تهرانتاریخ: 21 مارس 79 1 فروردین 58 به: وزارت امور خارجه، واشنگتن،

دی. سی. فوری

طبقه بندی: خیلی محرمانهشماره سند: 3155

موضوع: شورش کردها در سنندج

1 تمام متن خیلی محرمانه

2 صدای دولتی انقلاب ایران در اخبار امروز صبح خود خبری از آتش بس جدید در سنندج پخش

نکرد و این امر موجب شد که ما نتیجه بگیریم، احتمالاً جنگ در آنجا ادامه دارد. تکرار پخش درخواست

آیت اللّه طالقانی مبنی بر اینکه کردها سلاح بر زمین بگذارند، اول در غروب روز 29 اسفند و دوباره امروز

صبح، همچنین دلیلی بر تأیید این نکته است. آیت اللّه طالقانی کردها را هموطن ایرانی خوانده و هم مذهب

خوانده و اظهار داشته است که تقاضای قانونی آنها برآورده خواهد شد و آیت اللّه خمینی آماده شده است

که نماینده شخصی خود را به کردستان بفرستد، تا به شکایات رسیدگی نماید.

3 ما شک داریم که اعزام نماینده شخصی از جانب خمینی تأثیر زیادی داشته باشد. خمینی، بازرگان

ص: 776

و دولت موقت نمایندگان شخصی خود را به کردستان و همچنین سایر نقاطی که تمرکز اقلیتهای قومی در

آنجا زیاد است گسیل داشته اند. استقبال متفاوتی از این نمایندگان به عمل آمده، گاهی اوقات استقبال

بسیار سرد و بعضی مواقع خصمانه بوده است.

4 ما گزارشهای بیشتر و بیشتری درباره ناآرامی در میان اقلیتهای قومی در ایران، از جمله ترکهای

آذربایجان (در تلگرام جداگانه فرستاده شده) می شنویم. ما گمان می کنیم این پدیده که بر شدت ماجرا

خواهد افزود؛ در واقع مشکل بسیار جدی را برای دولت موقت مطرح خواهد نمود.

سولیوان


شورش کردها در سنندج

سند شماره (17)

به: وزارت امور خارجه، واشنگتن، دی. سی. فوریتاریخ: 22 مارس 79 2فروردین 58

از: سفارت آمریکا، تهران

طبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره سند: 3170

موضوع: شورش کردها در سنندج

1 تمام متن خیلی محرمانه

2 علیرغم ادامه جنگ در سنندج، در تاریخ 1 فروردین دو هیئت عالیرتبه عازم سنندج شدند. یک

گروه شامل آیت اللّه طالقانی و دو تن از نزدیکترین معتمدان خمینی است و از قرار معلوم اواخر شب گذشته

با گروهی از رهبران کردها به سرپرستی احمد مفتی زاده ملاقات کردند. صبح روز 2 فروردین رادیو دولتی

انقلاب ایران اعلام کرد که گروه طالقانی و مفتی زاده امروز نیز به مذاکرات خود ادامه خواهند داد. هیئت

دوم به سرپرستی جوادی وزیر کشور و مدنی وزیر دفاع بود. روز 2 فروردین در ساعت 8 به وقت محلی،

ظاهرا شورشیان کرد بیشتر نقاط شهر را اشغال کردند، هر چند پادگان هنوز در دست ارتش است و از قرار

معلوم از ارومیه (سابقا رضاییه) و تهران به وسیله هلیکوپتر نیروی تقویتی به آنجا ارسال می شود. در

بیانیه ای که رادیو انقلاب ایران در 1 فروردین پخش کرد مدعی شد که هیچ نیرویی در خارج پادگان وجود

ندارد، لیکن بی.بی.سی در تاریخ 2 فروردین گزارش کرد که تانکهایی در خیابانهای شهر دیده می شود.

3 ما تردید داریم صلحی که طالقانی و مفتی زاده در مورد آن توافق کنند، آثار پاینده ای داشته باشد.

در هفته های اخیر مفتی زاده در میان رهبران میانه رو ُکرد شخصیت برجسته ای بود؛ لیکن ما گمان می کنیم

که جنگ در سنندج ظرف چند روز گذشته موضع میانه روها را در بین خلق کرد به شدت ضعیف کرده

است. خبرگزاری فرانسه گزارش کرده است که رهبری در سنندج به دست نیروهای رادیکالتر، احتمالاً

شامل عناصر فداییان افتاده است. این جنگ دولت موقت را با سخت ترین مبارزه طلبیهایی که تاکنون با آن

مواجه شده روبرو ساخته است. اگر پادگان سنندج مجبور به تسلیم یا تخلیه شود، ضعف ارتش تأیید

خواهد شد و در نتیجه دیگر گروه های ناراضی احتمالی تشویق خواهند شد که در مورد خواسته های خود

پافشاری کنند.

سولیوان


قیام کردها در سنندج

ص: 777

سند شماره (18)

از: سفارت آمریکا، تهرانتاریخ: 24 مارس 79 4 فروردین 58

به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی. فوری

شماره سند: 3194طبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: قیام کردها در سنندج

1 (خیلی محرمانه) به نظر می رسد که دولت موقت توانسته با میانجیگری آیت اللّه طالقانی فرصت

بیشتری برای حل مشکلات کردستان به دست بیاورد. آتش بس 2 فروردین هنوز در آغاز روز 4 فروردین

ادامه دارد. گرچه تشنج به میزان بالا باقی مانده است. طالقانی و سایر همراهانش در روز3 فروردین که در

میدان مرکزی شهر سنندج جمعیت بزرگی را مخاطب قرار داده بودند، از سوی عده ای از حاضرین مورد

سؤال قرار گرفتند. خبرگزاری فرانسه گزارش می دهد که کردهای مسلح هنوز به مقدار زیادی در شهر

دیده می شوند.

2 (خیلی محرمانه) طالقانی قرار بود که در اواخر روز 3 فروردین به تهران باز گردد که در آنجا

تقاضاهای اکراد را به دولت موقت تسلیم خواهد نمود. طالقانی قبل از خروج از سنندج در حالی که برای

خواستهای کردها ابراز همدردی می کرد، گوشزد کرد که برای حل مشکلاتی که در درخواست

خودمختاری مطرح شده، زمان لازم است. این متاعی است که دولت موقت احتمالاً مقدار زیادی از آن

ندارد. موضع دولت این است که فقط رهبران نسبتا میانه رو کرد مانند احمد مفتی زاده از سنندج و شیخ

عزالدین حسینی از مهاباد را به رسمیت بشناسد، در صورتی که به نظر می رسد آنهایی که خواستار

راه حلهای رادیکال تر هستند به طور فزاینده ای در حال رشد می باشند. اگر دولت موقت در جهت رسمیت

دادن به خودمختاری قابل ملاحظه ای که اکنون عملاً در کردستان وجود دارد حرکت نکند که می تواند

احتمالاً با این کار میانه روهای کرد را راضی بنماید به احتمال زیاد به زودی با خواستهایی به مراتب

تندروانه تر از خواستهای کنونی مواجه خواهد شد.

3 (طبقه بندی نشده) در این میان، در حرکتی که فقط به صورت کلی مربوط به کردستان می شود

کابینه، تصمیم خود را مبنی بر سفر نخست وزیر بازرگان، معاونش امیر انتظام و وزیر دفاع، مدنی که امروز

4 فروردین به مقصد خوزستان و سپس در 5 فروردین به مقصد تبریز حرکت خواهد نمود، اعلام کرد. هر

دو ناحیه صحنه اعتراضات قوی بوده اند و این سفر به منزله بررسی در مورد مسائل مردم تبلیغ شده است.

سولیوان


نظرات کردها درباره عراق و ایران

سند شماره (19)


از: دیوید ریوتر تاریخ: 9 می 1979 19 اردیبهشت 58

وزارت کشوریادداشت برای بایگانیخیلی محرمانه

از طریق: مری آن کیسی

موضوع: نظرات کردها درباره عراق و ایران

در تاریخ 3 ماه می، به دعوت محمد دسکی نماینده حزب دمکرات کردستان، با او نهار خوردم.

هدف ظاهری دسکی حفظ ارتباط با مأموران وزارتخانه بود. حین صرف نهار وی نکات ذیل را متذکر

ص: 778

شد:

روابط عراق و ایران:

عراق با استفاده از جلال طالبانی قصد دارد کردهای ایران را تحریک نماید. هدف عراق این است که

ثابت نماید، اگر ایران با عراق همکاری ننماید بغداد می تواند وضع را مشکل کند.

هدف عمده عراق این است که مطمئن شود دولت جدید در تهران، قرارداد الجزیره را معتبر می شمارد.

با توجه به محدودیتی که طی اقامتش در عراق داشته است، خمینی گرایش خاصی نسبت به حکومت

بغداد ندارد.

روابط نزدیک بغداد و شاه یک خاطره تازه است. کمی قبل از سقوط شاه خواهر وی یک زیارت پر

تبلیغات از اماکن متبرکه شیعیان به عمل آورد.

کردهای عراق در ایران:

کردهای عراقی در ایران گمان می کنند که حکومت جدید تهران برخلاف شاه به آنان اجازه خواهد داد

که در مناطق کرد نشین سنتی ایران اقامت نمایند.

به هر حال، تعداد کمی از کردهای عراقی در واقع به مناطق کردنشین بازگشته اند.

کردها و دولت محلی در ایران:

در یکی از استانهای ایران که کردها در آن اکثریت دارند، رهبری کردها یک شورای محلی سنتی را

تشکیل داد.

شورا بر اساس ابتکار محلی بر پا شد، بدون آنکه دستوری از کمیته های تهران گرفته باشد.

رهبری کردها با حزب دمکرات کردستان ارتباط داشته است.

در دیگر استانهای ایران که اقلیت کرد بسیاری دارد، ترکمنها زودتر از همه کمیته های محلی تشکیل

داند.

شخص، عدم تمرکز عمده ای را در ایران احساس می کند. ارتباط مناطق مرزی با مرکز سست است.

نظر عراق در مورد مسئله کردها:

عراقیها نگران اقلیتهای کرد خود هستند.

اخیرا عراق، ترکیه را تحت فشار قرار داده است تا کردهای آنکارا را تحت کنترل شدید قرار دهد.

جنبش کرد بارزانی:

پسران ژنرال بارزانی فقید در حزب دمکرات کردستان فعال باقی مانده اند.

ادریس به امور سیاسی رسیدگی می کند.

مسعود به امور نظامی رسیدگی می کند.

یک نیروی وفادار به طالبانی که از جانب دولت بغداد حمایت می شدند اخیرا به وفاداران بارزانی در

ص: 779

نزدیکی تقاطع مرزهای ترکیه ایران عراق حمله کردند. دوستان کرد ما در ترکیه ورق را برگردانده و

واحد طالبانی را به خاک و خون کشیدند.

یادداشت: مری آن گمان می کنم که سخنان دسکی اساسا موافق با گزارشهای بغداد (بغداد 1006) و

اخبار ترکیه (آنکارا 2868، وزارت امور خارجه 113267) باشد.


کردها و مسکو

سند شماره (20)

خیلی محرمانه

24 اردیبهشت 58

شماره گزارش 1179

کردها و مسکو

خلاصه

(طبقه بندی نشده) ناآرامیهای اخیر ایران بار دیگر توجه محافل بین المللی را بر کردها متمرکز کرده و

سؤالاتی را در مورد حمایت شوروی از آرمان آنها برانگیخته است. از لحاظ تاریخی، هر گونه تحولی در

جو سیاسی هر یک از پنج کشور سوریه، عراق، ایران و اتحاد شوروی که اقلیت کرد زیادی دارند، منجر به

دگرگونیهایی در تمرکز فعالیتهای عمومی اکراد می شود و علیرغم تقسیمات قبیله ای و ایدئولوژیکی،

تحولات در یک کشور بر کردها در سایر نقاط تأثیر می گذارد.

(خیلی محرمانه) سقوط شاه موازنه سیاسی و نظامی در ایران و خلیج را تغییر داد و امید یک

خودمختاری ملی وسیعتر را در میان کردهای ایران به وجود آورد. اکنون کشورهای همسایه در مورد

امکان سرایت ناآرامی ایران به خّطه آنان نگران هستند. در عین حال نسبت به سیاست شوروی در قبال

کردها تردید دارند.

(خیلی محرمانه) در حالی که شورویها در گذشته گاه به گاه به کردها کمک کرده اند، هیچ دلیلی برای

اثبات این کار در حال حاضر وجود ندارد. در واقع، مسکو نهایت سعی خود را به عمل می آورد که از دور

ناآرامیهای کنونی اکراد دور بماند. به هر حال از اوائل دهه 1970، روابط شوروی با تمام دولتهای

کشورهای درگیر مداوما بر نیازها و منافع کردها اولویت داشته است.

شرح نقشه صفحه بعد:

مناطق کردنشین با خطوط مورب نشان داده شده است.

(طبقه بندی نشده) تاریخچه

ناآرامیهای اخیر ایران بار دیگر توجه محافل بین المللی را بر کردها متمرکز کرده و سؤالاتی را در مورد

حمایت شوروی از جنبش تجزیه طلبانه آنها مطرح ساخته است. تقریبا1510میلیون کرد در مناطق

کوهستانی که شامل مرزهای ترکیه، عراق، ایران، سوریه و اتحاد شوروی است، ساکن هستند. بیشترین

تعداد یعنی 5 میلیون نفر در ترکیه کمترین تعداد یعنی 000/100 هزار نفر در ارمنستان شوروی زندگی

می کنند. بسیاری از این قبیله نشینان تندخوی مستقل در دهکده های کوچک که بر روی تپه های پر خاک

و خاشاک در کردستان سنتی واقع است، گرد آمده اند. لیکن تعداد روبه رشدی از آنها به ویژه در

ص: 780

عراق و ترکیه مجذوب و فور نسبی در زندگی شهری شده اند و به نیروی کار شهری ملحق گشته اند. در

عراق بسیاری از کردها در دهکده هایی که دولت ایجاد کرده ساکن شده اند، جایی که نیروهای امنیتی و

ارتش می توانند فعالیتهای آنها را که از قدیم شامل حمل اسلحه، قاچاق و راهزنی بوده است به نحو بهتری

کنترل کنند.

از لحاظ تاریخی، هر تحولی در جو سیاسی هر یک از کشورهایی که اقلیت کرد قابل توجهی دارند،

منجر به جابجایی کانون فعالیتهای کردهای آن کشور می شود. علیرغم تقسیمات گوناگون قبیله ای و

ایدئولوژیکی در میان خود اکراد، تحولات در یک کشور و کردهایی که در کشورهای مجاور زندگی

می کنند، تأثیر می گذارد. در سالهای 1920 و 1930 کردهای ترکیه به قیامهای عظیمی علیه گرایشهای

مادیگرایانه و تمرکزدهنده آتاتورک دست زدند و خواهان حق خود مختاری و ایالتی کردن کردستان که

در قرارداد «سورز» در سال 1920 به آنان وعده داده شده بود، گردیدند. از آن زمان تاکنون عراق تا حد

زیادی نقطه مرکزی بوده است. در سالهای 1930 و 1940 قبیله با نفوذ بارزانی علیه دولت عراق شورش

کرد. حکومت بغداد به کمک انگلیسیها شورش را سرکوب کرد. در سال 1943 ملا مصطفی بارزانی فقید به

ایران گریخت، جایی که کردها در سال 1945 «جمهوری خلق کرد» را در استان کردستان اعلام کردند. با

سقوط جمهوری در سال 1946 بارزانی به شوروی رفت و در آنجاپناهنده شد.

کردهای عراق تا سال 1958 بالنسبه خاموش ماندند تا آنکه سقوط رژیم سلطنتی عراق بار دیگر

رؤیاهای خود مختاری را در آنها زنده کرد. دولت جدید که توسط ژنرال «عبدالکریم قاسم» رهبری و

توسط روسها حمایت شد، کردهای بارزانی را مورد عفو قرار داد و اجازه داد که ملا مصطفی به کشور باز

گردد. معهذا، این آشتی دیری نپایید و در سال 1961 بارزانی بار دیگر طرفدارانش را به کوهستانها برد.

کردهای عراق تحت فرماندهی بارزانی نسبتا در انزوا قرار گرفته بودند، تنها کمک محدودی از ایران

دریافت می داشتند. علاوه بر اینکه در بین خود اکراد تفرقه ایجاد شده بود، بارزانی فرماندهی قبایل

کوهستانهای شمال را عهده دار بود و حزب شهرنشین تر دمکرات کردستان به فرماندهی «جلال طالبانی»

مناطق جنوبی تر را، معهذا، خود دولت قاسم با مشکلات داخلی احاطه شده بود و قادر نبود توجه کاملی

نسبت به اقلیتها داشته باشد.

عدم توانایی قاسم در سروکار داشتن با کردها یکی از علل سقوط وی در سال 1963 بود. دولت بعث

جدید قول خود مختاری بیشتری را به کردها داد و اشاره کرد که آن دولت احتمال دارد که بخواهد

تقاضاهای کردهای را مبنی بر اینکه در قانون اساسی جدید، معاونت ریاست جمهوری و جانشینی

فرماندهی نیروهای مسلح و یک سوم اعضای کابینه را به کردها اختصاص دهد، را بپذیرد. لیکن وقتی

دولت بغداد سخنی از نوعی اتحاد با سوریه و یا مصر راند، کردها بر تقاضاهایشان پافشاری کردند، زیرا بیم

آن داشتند که مبادا در کام اکثریت عرب فرو روند. در اواسط سال 1963 نیروهای عراقی به پناهگاههای

کردها حمله کردند. نزاع و اختلاف داخلی بار دیگر بارزانی و پیروانش را نجات داد، و در پاییز 1963

دولت بعثی سقوط کرد و یک دولت ائتلافی به رهبری برادران عارف روی کار آمد.

برادران عارف هم سعی کردند که با کردها مصالحه نمایند، لیکن احساسات پان عربی این امر را غیر

ممکن ساخت پس از 18 ماه آتش بس دولت مرکزی به کردها حمله کرد. طی این مدت، بارزانی حزب

دمکرات کردستان را پاکسازی کرد و بسیاری از مخالفانش را وادار ساخت که رهبری او را بپذیرند. در

ص: 781

عین حال او باب مذاکره را با کمونیستها و بعثیها که حالا از صحنه قدرت به دور و مایل به همکاری با

کردها بودند، باز کرد. احتمالاً پاکسازی حزب دمکرات کردستان تلاش نظامی کردها را تضعیف کرد، به

هر حال در طول تابستان و زمستان 1965 دولت مرکزی کردها را مجددا تا پناهگاههای کوهستانی شان

عقب راند. معهذا، در بهار 1966 تهاجم به پایان رسید و هر دو طرف در مورد آتش بس توافق کردند. سپس

دولت عارف پیشنهاد امتیاز جدیدی را به بارزانی داد که بلافاصله مورد قبول واقع شد. آتش بس 2 سال به

طول انجامید.

در سال 1968 دولت عارف سقوط کرد و بار دیگر بعثیها به قدرت رسیدند. آنها با توسل به جلال

طالبانی تلاش کردند که میان کردها نفاق ایجاد کنند، و هنگامی که اقدام آنها با شکست مواجه شد، یک

تهاجم جدید را آغاز کردند، که به سبب اختلافات داخلی و کمک ایرانیان به کردها عقیم ماند. در سال

1970 دولت مرکزی طرح 15 ماده ای خودمختاری قبایل را در مناطق شمال عراق ارائه کرد و قرار شد

ظرف 4 سال به مرحله اجرا درآید.

معهذا در بین سالهای 75 1970 بعثیها بر آن شدند که نفوذ خود را در حومه کشور تحکیم بخشند و

باب مذاکره با ایرانیها را گشودند. هنگامی که زمان اجرای طرح 15 ماده ای فرا رسید، دولت بغداد از تعهد

خود سر باز زد.

بنابراین بار دیگر کردها دست به اسلحه زدند، لیکن این آخرین بار بود. در سال 1975، ایران و عراق

به توافق رسیدند. شاه مرزهای کشور خود را بست و حمایت از کردها را متوقف ساخت و در نتیجه تأمین

اسلحه و مخفیگاه برای کردها از بین رفت. با آنچه که انجام شد، عراقیها توانستند به راحتی مناطق

کردنشین را تحت کنترل درآورند. در اوائل سال 1979 بارزانی که مدت 30 سال هسته مرکزی تجمع

کردها بود در حال تبعید در واشنگتن درگذشت.

(خیلی محرمانه) فرصتهای جدید

سقوط شاه از اریکه قدرت، توازن سیاسی و نظامی را در ایران و خلیج از اساس تغییر داد. و با این امر

امید خود مختاری ملی بیشتر، اگر نه استقلال، را در میان کردهای ایران بارور ساخت.

با بالا گرفتن بحران آنها به طور فزاینده ای در تقاضاهایشان برای خودمختاری فعال و صریح شدند.

انبارهای قابل توجه اسلحه و مهمات به دستشان افتاد و در واقع نیروهای امنیتی و ارتشی در مناطق

کردنشین از فعالیت بازماندند. در ماه مارس و آوریل در زد و خورد با حکومت مرکزی کردها نشان دادند

که دولت ایران هنوز آنقدر ضعیف است که قادر به اعمال قدرت واقعی بر کردهای ایران نیست و احتمالاً

مجبور خواهد بود که امتیازاتی را درنظر بگیرد.

معهذا، تاکنون کردها مدعی بودند که تنها طالب خود مختاری فرهنگی و مشارکت در امور روزانه

خودشان هستند و استقلال نمی خواهند. لیکن در عین حال ممکن است با انبار کردن اسلحه و مهمات

بپردازند تا در صورتی که مقامات سیاسی به تقاضاهایشان پاسخ مثبت ندهند، یک جنگ چریکی گسترده

را آغاز نمایند. معهذا، به علت نداشتن رهبر برجسته از فعالیت باز ماندند.

به سبب رویدادهای ایران دولتهای ترکیه و عراق نگران احیاء فعالیت کردها در کشورهایشان

هستند. بعضی از ترکها ادعا می کنند که کردهای ترکیه از جانب شوروی حمایت و مسلح می شوند و

ص: 782

تلاش می کنند به منظور بر پایی یک کردستان مستقل به رفقایشان در ایران بپیوندند.

معهذا، کردهای ترکیه، جز در چند مورد ماجراجویی فردی نسبت به جنبش بارزانی در عراق، حتی در

خلال دوره های خودمختاری وسیعترش، واکنش نشان ندادند. خط مشی رسمی عراق این است که مسئله

کردها کهنه شده، زیرا با سیاست دولت بغداد مبنی بر استقرار و اعطای امتیازات اقتصادی به کردها از

بحران اوضاع کاسته شده است. سفارت آمریکا(دفتر حفاظت منافع آمریکا در بغداد) معتقد است که

عراقیها صرفا مشکلات را به امید از بین رفتن آن نادیده می گیرند.

اخیرا، دولت بغداد سربازان بیشتری را به مناطق کردنشین اعزام داشته تا مرز با ایران را بسته و بر

جریان امور نظارت دقیق داشته باشد.

از نظرگاه شوروی

(طبقه بندی نشده) روابط شوروی با کردها هر چند سطحی، لیکن نسبتا قدیمی است. احتمالاً مسکو

برای اولین بار در اوائل سالهای 1920 روابط خود با کردها را شروع کرد معهذا نتیجه زیادی عایدش نشد.

زیرا در آن زمان اتحاد شوروی بیشتر به حفظ روابط صحیح با ترکیه و ایران و مقابله با نفوذ آمریکا در این

منطقه علاقه مند بود. در جریان جنگ دوم جهانی، شورویها بخشی از ایران را اشغال کردند تا فعالیت

آلمانها را در آنجا متوقف سازند، راههای کمک رسانی را باز نگهدارند و بار دیگر با انگلیسیها برابری

کنند. در دسامبر 1945 شورویها حمایت خود را جهت ایجاد یک جمهوری مستقل خلق کرد اعلام داشتند

و از عقب نشینی نیروهای خود از ایران طبق قولی که «در کنفرانس تهران» در سال 1943 داده بودند، سر

باز زدند. لیکن در مواجهه با اعتراض بریتانیا و ایالات متحده، مسکو عقب نشست و جمهوری کرد سقوط

کرد.

(طبقه بندی نشده) با سقوط رژیم سلطنتی در عراق در سال 1958، مسکو برای بازگشت بارزانی

پافشاری کرد؛ شاید به این امید که احتمالاً وی پس از گذراندن سالیان طولانی تبعید در اتحاد شوروی یک

سرمایه باارزشی در عراق باشد. در ابتدا، بارزانی احتمالاً به توصیه شوروی به نوعی اتحاد با

کمونیستهای عراق دست زد. معهذا، در اواسط سال 1959، این اتحاد از بین رفت و بارزانی نهضت کردی

خود را از تمام کسانی که آلوده مسلک کمونیستی بودند، پاک سازی کرد.

هنگامی که دولت قاسم در عراق در سال 1961 سرکوبی اکراد را آغاز کرد، شورویها اقدامی در جهت

کمک انجام ندادند، هر چند احتمالاً مسکو از دولت قاسم و جهتی که انقلاب عراق در پیش گرفته بود

دلسرد گشته بود، لیکن روابط آن کشور با بغداد از اهمیت بیشتری نسبت به برقراری هر گونه رابطه با کردها

برخوردار بود.

(طبقه بندی نشده) با سقوط دولت قاسم تلاش مسکو برای دور ماندن از صحنه به طور فزاینده ای

مشکل شد. رژیم بعثی جدید شدیدا ضد کمونیست بود. هنگامی که در سال 1963 جنگ میان کردها و

نیروی دولت مرکزی آغاز شد، اتحاد شوروی علنا جانب اکراد را گرفت. براساس پافشاری کردها

مغولستان برون مرزی مسئله کردها را در دستورالعمل سازمان ملل گنجاند و در تاریخ 6 می 1963،

«پراودا» از مبارزه کردها برای خود مختاری پشتیبانی و از سرکوبی عراق شکایت کرد. بعدها، در ماه

ژوئن، نشریه «ستاره سرخ» دولت بغداد را متهم کرد که به قتل عام کردها پرداخته است. لیکن حمایت

ص: 783

روسها عمدتا لفظی باقی ماند هر چند شوروی در آن مدت ارسال مقادیر زیادی اسلحه به بغداد را متوقف

کرد.

(طبقه بندی نشده) موضع شورویها بار دیگر با سقوط بعثی ها در نوامبر 1963 تغییر کرد.حمایت

تبلیغاتی برای آرمان کردها تا حدی کاهش یافت. علاوه بر این، مسکو شروع به تأمین اسلحه به مقدار

نسبتا زیاد برای رژیم عارف کرد. سراسر دوران حکومت 5 ساله عارف، مسکو روز به روز به بغداد

نزدیکتر شد و متقابلاً توجه کمتری نسبت به کردها معطوف داشت.

(طبقه بندی نشده) هنگامی که بعثی ها در سال 1968 مجددا به قدرت رسیدند، روابط جاری مسکو با

بغداد به ویژه با تشکیل دولت جبهه متحد، که شامل کمونیستهای عراق بود، رو به بهبود نهاد. مسئله کردها

اجازه نیافت که روابط بین دو کشور را به مخاطره اندازد. هر چند «پرسودا» در شماره 3 اکتبر 1968، از

مبارزه کردها برای «خود مختاری بزرگتر» به عنوان عملی «درست» دفاع کرد و در بهار سال بعد تأکید

کرد هر سلاحی که به عراق داده می شود نباید علیه کردها به کار رود. لیکن با امضای پیمان دوستی میان

شوروی و عراق در سال 1972، حمایت روسها از کردها پایان گرفت. بارزانی بیش از پیش به شاه متکی

شد و در سال 1975، مسکو کمترین کمکی به کردهای عراق نمی کرد.

(خیلی محرمانه) تا آنجا که به اتحاد شوروی مربوط می شد تا زمان سقوط شاه، کل مسئله کردها جدی

به نظر نمی رسید. بنابر این بسیاری از رهبران اکراد از جمله «جلال طالبانی» که در گذشته تماسهایی با

شوروی داشت به ایران بازگشت. علاوه بر آن در، حزب توده، یعنی حزب کمونیست ایران که از جانب

شوروی به رسمیت شناخته شده، تعداد زیادی کرد هست و یکی از مراکز قدرتش کردستان ایران است.

(خیلی محرمانه) علیرغم ادعاهای مطبوعات ترکیه در مورد اینکه شورویها از طریق هوا به کردهای

ایران اسلحه تحویل می دهند، هیچ گونه شواهدی در دست نیست که ثابت نماید روسها در حال حاضر به

کردها کمک می کنند. رسانه های شوروی به ویژه فرستنده های مخفی رادیویی یعنی «صدای ملی ایران» و

«رادیو بیزیم» که برای کشور ترکیه برنامه پخش می کند نسبت به آرمانهای اکراد همدردی نشان می دهد

لیکن مسکو خود را از تجزیه طلبی کردها محتاطانه دور نگهداشته است. این کشور تأکید می کند که با هر

اقدامی جهت تجزیه ایران مخالف است. به عنوان مثال در تاریخ 24 فروردین صدای ملی ایران تأکید کرد

که جمهوری جدید اسلامی حقوق کلیه اقلیتها را تضمین خواهد کرد. روز بعد روزنامه «پراودا» پیام

مشابهی درج کرده و هرگونه ارتباط شوروی را با ناآرامی ملی در ایران تکذیب کرد. شوروی در گزارش

خود در مورد آشوب در کردستان کلاً مدعی شد که این امر در نتیجه عدم آگاهی اقلیتها از سیاستهای

حکومت جدید و مداخله سازمان «سیا» به وجود آمده است.

چشم اندازها

(طبقه بندی نشده) اگر تاریخ چیزی به کردها آموخته باشد، آن درس این است که دیگران منافع آنان را

وجه المصالحه قرار می دهند و هرچند ممکن است که شوروی گاهی از خودمختاری وسیعتر کردها

حمایت کند، لیکن این کشور رابطه خود با ایران، عراق، ترکیه و یا سوریه را در مقابل کمک به کردها به

مخاطره نخواهد افکند.

(خیلی محرمانه) اگر دولت تهران در اعمال کنترل در مناطق دور افتاده ایران شکست بخورد و یا اینکه

کشور به دامن یک جنگ داخلی و یا هرج و مرج سقوط کند، احتمالاً شورویها مایل به ارابه نوعی کمک

مخفیانه خواهند بود. معهذا این کار را صرفا به خاطر افزایش نفوذشان در ایران به عنوان یک کل، نه به

عنوان ایجاد یک کردستان مستقل انجام خواهند داد. همان طور که در روزهای قبل از سقوط شاه ظاهرا

مسکو تشخیص می دهد سرمایه اصلیش، حزب توده، بسیار کوچک و ضعیفتر از آن است که بتواند به

خودی خود یک نیروی عمده به شمار رود و اتحاد تاکتیکی با بعضی از گروههای ملی گرا از جمله کردها

ممکن است، معقول به نظر آید.

(خیلی محرمانه) معهذا در حال حاضر به نظر نمی رسد شوروی آمادگی طرح تعهدات واقعی را داشته

باشد؛ بیشتر بدین خاطر که هنوز مطمئن نیست انقلاب ایران در چه جهتی پیش می رود. آنها نمی خواهند

که دولت کنونی را در انزوا قرار دهند و یا آینده حزب توده را با عمل نابهنگام تباه کنند. بنابراین مسکو

احتمالاً کماکان به حمایتش از ایده خودمختاری بزرگتر کردها در ایران ادامه خواهد داد، اما بیش از

حمایت لفظی از آن پیش نخواهد رفت.

(خیلی محرمانه) اگر ترکیه وارد یک دوره بی ثباتی اقتصادی و سیاسی شود، احتمال دارد مسکو به

مسئله بهره گیری از کردها در این کشور کشانده شود، لیکن این عمل را با احتیاط فوق العاده ای انجام

خواهد داد. انتظار می رود که دولت آنکارا حتی از کوچکترین اشاره شورویها در مورد دخالت در این

ص: 784

کشور به شدت آزرده شود. از قرار معلوم «اجویت» نخست وزیر ترکیه در سفر سال گذشته خود به مسکو

برنامه های کردی رادیو بیزیم را با «کاسیگین» نخست وزیر شوروی مطرح ساخته است. از سوی دیگر

ظرف چند سال گذشته مسکو نهایت تلاش خود را به کار بسته تا از سوءظن ترکیه در مورد طرحهای

شوروی بکاهد.

(خیلی محرمانه) از اوائل سال 1970 روابط شوروی با عراق پیوسته بر منافع کردها اولویت داشته

است. با توجه به پیمان مصر و اسرائیل و ظهور بغداد به عنوان رئیس «جبهه پایداری» احتمالاً این خط

مشی سیاسی ادامه خواهد داشت. معهذا اگر بحران موجود در روابط عراق و شوروی رو به افزایش نهد و

دولت بعثی کماکان به مبارزه ضد کمونیستی خود ادامه دهد، و آن را شدت بخشد، مسکو می تواند مجددا

موضوع کردها را به منزله یک اقدام متقابل مورد بررسی قرار دهد. لیکن احتمال نمی رود که چنین کند. به

ویژه از این نظر که کردها با از دست دادن بارزانی رهبر بلامنازع، نقطه تمرکزی ندارند و همچنین بدین

دلیل که به نظر می رسد برنامه مسالمت جویانه عراق کاملاً با موفقیت انجام گرفته است.

(طبقه بندی نشده) علت احتیاط بیش از حد شوروی در رابطه با کردهای خارج از کشور، در آگاهی

رو به ازدیاد مسکو از مسئله بالقوه اقلیتهای خود در آسیای مرکزی مستتر است. در حالی که 000/100

کرد روسی خودشان چنین تهدیدی برای این کشور به شمار نمی روند، لیکن می توانند نمونه ای نامطلوب

برای مسلمانان شوروی باشند.

تهیه شده به وسیله دبلیو. لیمبرگ

تصحیح شده بوسیله آر. اچ. بار از


گزارش حضور واحدهای نظامی ضد رژیم در شمال غربی ایران

ص: 785

سند شماره (21)

از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 17 می 79 27 اردیبهشت 58

به: وزارت امور خارجه، واشنگتن، دی.سی. فوری

طبقه بندی: خیلی محرمانهشماره سند: 1529

موضوع: گزارش حضور واحدهای نظامی ضد رژیم در شمال غربی ایران

1 (تمام متن خیلی محرمانه، تلگراف گزارشی)

2 خلاصه: ما هیچ گونه اطلاعات دقیقی در مورد واحد نظامی سازمان یافته ای در شمال غربی ایران

نداریم، اما خبرهای پی در پی تأکید بر مقداری فعالیتهای نظامی مخالف در آنجا دارد. (پایان خلاصه)

3 ما هیچ خبری در مورد عملیات نظامی در شمال غربی ایران روشنتر از آنچه که در تلگرام مرجع

ذکر شده بود، نشنیده ایم، اما در حدود سه هفته قبل، از زمان شروع جنگ در نقده، داستانهایی بوده است که

بعضی از انواع نیروهای مسلح در آن منطقه و مناطق دیگر عمل می کنند. اکثر این موارد بر این دلالت دارند

که گروه نظامیان سابق طرفدار سلطنت که به وسیله سپهبد سابق عزیزاللّه پالیزبان رهبری می شوند، فعال

هستند. بعضی اقوال حاکی از آن است که فرمانده سابق نیروی زمینی سرتیپ اویسی، در این گروه درگیر

است.

4 یکی از منابع موثق راستگرای ما از برنامه سازماندهی واحدهای نظامی به این طریق صحبت کرده

است. اما هیچ جزئیاتی ارائه نداده است در حالی که به نظر می رسد بعضی فعالیتهای مخالفین در مناطق

مرزی وجود دارد، اما این هم امکان دارد که داستانهای واحدهای نظامی سازمان یافته بخشی از

کوششهای سلطنت طلبان برای حفظ جو متشنج ایران باشد. هرگونه جوانب اطلاعاتی دقیقتری از این

موضوع به اطلاع خواهد رسید و از مطلع نگهداشتن ما از هرگونه تحول اضافی قدردانی می کنیم.

5 بدون اشاره به منابعمان، ما هیچ گونه اعتراضی به اینکه آنکارا اطلاعات بالا را به ترکها بدهد،

نداریم.


نظریات یک ایرانی در مورد خواستهای کردها در ایران

سند شماره (22)

از: اداره وابسته دفاعی ایالات متحده، تهرانتاریخ گزارش: 6 اوت 7915/5/58

به: دفتر اطلاعات وزارت دفاع، واشنگتن، دی.سی. فوری

رونوشت به: وزارت امور خارجه، واشنگتن، دی.سی.

تاریخ اطلاعات: 5 مرداد 58طبقه بندی: سری غیر قابل رؤیت برای بیگانگان

شماره سند: 8738 تهران

موضوع: نظریات یک ایرانی در مورد خواستهای کردها در ایران

تهیه کنندگان گزارش: سرهنگ شیفر، نیروی هوایی آمریکا، وابسته نظامی

16 خلاصه: (سری غیر قابل رؤیت برای بیگانگان) یک ایرانی کردی الاصل اظهار می دارد که

اهداف کنونی کردها محدود به یک خودمختاری برای ایرانیان کرد نمی شود، بلکه هدف آنها سرنگونی

دولت کنونی و برپایی دولتی مسئولتر و مردمی تر که شامل روحانیت قم نباشد، است. هیچ منبع دیگری این

را که کردها چیزی غیر از خودمختاری بیشتر می خواهند، تأیید نکرده است. به عقیده وابسته نظامی هیچ

ص: 786

گروهی از ایرانیان در حال حاضر قادر به سرنگونی رژیم استقرار یافته خمینی نیست.

17 تا 21 حذف شده است

22 جزئیات:

الف: (سری، غیر قابل رؤیت برای بیگانگان) سابقه:

یک تاجر ایرانی کردی الاصل به وابسته نظامی گفته است که درگیری کنونی کردها در غرب ایران مسئله

ساده ای مبنی بر به دست آوردن خودمختاری برای کردها و همچنین مزایای بیشتر از دولت موقت ایران

نیست. بلکه، او گفت هدف آنها سرنگونی رژیم کنونی ایران به سرکردگی خمینی می باشد. او گفت که ژنرال

پالیزبان رهبر جنبش کردهاست و او فقط 000/500 پیرو در تهران دارد. او اضافه کرد که درگیریهای

کردستان و آذربایجان غربی فقط یک شروع است و در عرض دو ماه ضد انقلاب از تهران آغاز خواهد شد.

او گفت که خانواده اش را در ظرف چند روز به خارج از ایران می فرستد و خود برای جنگیدن خواهد ماند

و کاملاً آماده است که جان خود را فدا کند تا ایران را از شر دولت تحت کنترل آیت اللّه نجات بخشد.

ب: (سری، غیر قابل رؤیت برای بیگانگان) پایگاه توده ای خمینی: او گفت که نه تنها ایرانیان طبقه

متوسط از دست خمینی و ملاهای احمقش به تنگ آمده اند، بلکه خیلی از افراد طبقه بی بضاعت هم کاملاً

از اوضاع کنونی ایران مأیوس شده اند. او گفت که خمینی پایگاه توده ایش را از دست داده است و طرفداران

او کمتر از 30% می باشند. او اضافه کرد که گذشته از اینها خمینی هیچ گاه حمایتی را که راهپیماییهای مردم

در قبل از انقلاب نمایانگر آن بودند، نداشته است. زیرا اغلب مردم برای انجام راهپیماییها پول گرفته

بودند.

ج: (سری، غیر قابل رؤیت برای بیگانگان) قدرت کردها: هنگامی که وابسته نظامی از او پرسید که آیا

پالیزبان قدرت نظامی مقابله با ارتش را دارد یا نه، به خصوص با وارد شدن تانکها و نفربرهای زرهی او

جواب داد ارتش با حرکت دادن تانکها از محوطه امن پادگانهایشان، آنها را در اختیار کردها قرار داده

است. او خاطرنشان ساخت که تانکها می توانند توسط کردها خنثی شوند. اما او هیچ گونه اطلاعات

داوطلبانه ای مبنی بر چگونگی اسلحه هایی که ممکن است استفاده شوند نمی داد.

د: (سری، غیر قابل رؤیت برای بیگانگان) دولت آینده: وقتی از او نوع دولت آینده ای که برای ایران

پیش بینی می کند پرسیده شد. او پاسخ گفت: «چیزی بجز دیکتاتوری» و «یک دولتی که نماینده مردم

باشد.» او گفت که یک دولت سوسیالیست با یک رهبری قدرتمند مورد نیاز است، و اضافه کرد که بختیار

(نخست وزیر اسبق) مورد نظر بسیاری از ایرانیان می باشد.

توضیحات تهیه کننده:

الف: (سری، غیرقابل رؤیت برای بیگانگان) وابسته نظامی منبع را برای چندین ماه می شناسد و او را به

دفعات در گردهماییهای اجتماعی دیده است. منبع خود مدیریت کار خود را به عهده دارد و گفته است که

هرگز ایران را ترک نخواهد کرد. او نفرت بیش از حدی نسبت به خمینی و «پیروانش» دارد. این اولین باری

است که او در مورد پالیزبان و کردها سخن گفته است. اغلب صحبتهای قبلی، فقط شامل این می شد که

اوضاع ایران چقدر بد است و خمینی چه رهبر ناشایستی است.

ب: (سری غیر قابل رؤیت برای بیگانگان) وابسته نظامی معتقد است که منبع در مورد پیروان پالیزبان

و اینکه او رهبر کردها می باشد، اغراق کرده است. هیچ فردی را در حال حاضر نمی توان به تنهایی رهبر

ص: 787

کردها قلمداد کرد. همچنین ما هیچ مدرک دیگری دال بر اینکه هدف غایی کردها برانداختن دولت موقت

ایران تحت رهبری خمینی باشد، نداریم. کوششهای کردها تاکنون نمایانگر این است که آنها مایلند برای به

دست آوردن خودمختاری بیشتر بجنگند، و ضمنا خواستار سهم بیشتری از مزایایی که دولت ایران

می تواند فراهم کند می باشند.

ج: (سری غیرقابل رؤیت برای بیگانگان) اگرچه تعداد زیادی از ایرانیان آگاه و ناراضی (اغلب از

طبقه متوسط و بالا) وجود دارند. لیکن این دفتر (دفتر وابسته دفاعی) پیش بینی یک انقلاب دوم از میان

رفتن دولت موقت ایران را در آینده نزدیک (دو یا سه ماه آینده) نمی کند. در حال حاضر هیچ گروهی از

ایرانیان به تنهایی به اندازه کافی متشکل، مسلح و دوره دیده نیست که قادر به براندازی رژیم استقرار یافته

خمینی باشد.

د: (سری غیر قابل رؤیت برای بیگانگان) به هر صورت این امکان وجود دارد که اگر، چنانچه نفرات

کافی از طبقه بی بضاعت تر و محافظه کار مذهبی ایران به اندازه کافی از خمینی و عدم توانایی او در

برآوردن انتظارات رو به تزاید آنها که در انقلاب اول پرورده شده است، مأیوس و ناراحت بشوند و اگر این

گروه در یک سازمان قدرتمند که، در مقابل حکومت مشوش و رو به سقوط خمینی وضع دیگری را ارائه

دهد، آنگاه ما شاهد یک انقلاب پس زننده و یا حداقل، بر سر کار آمدن یک حکومت جدید «غیرخمینی»

خواهیم بود. اگر چنانچه اقتصاد سست و لرزان بماند و توده ها یک رهبری جدید بخواهند، امکان بر سر

کار آمدن چپی ها و در نتیجه یک رژیم سوسیالیست وجود دارد. کردها ممکن است از قدرت کافی برای

تضمین خودمختاری بیشتر برای خود در غرب ایران برخوردار باشند، اما ما در حال حاضر فکر می کنیم

که آنها قادر به بسط قدرت و نفوذ خود در جهت براندازی دولت نیستند. اگر کردها، آذربایجانیها، اعراب و

سایر گروههای قومی تلاشهای خود را هماهنگ کنند ( اغتشاش همزمان) و در جهت مشترک سرنگونی

دولت کنونی با یکدیگر همکاری و از یکدیگر حمایت کنند به عقیده ما آنها امکان موفقیت دارند، اما در

حال حاضر به نظر نمی رسد که تمام این گروهها دست به تلاش برای این کار بزنند یا حتی تمایل برای

پیوستن تلاشهایشان به یکدیگر داشته باشند. یک شرط بایستی در نظریات ما گنجانده شود. اگر پالیزبان

در دو ماه آینده بتواند ارتش را در کردستان خنثی کند (این یک امکان است) و توده ها به خاطر اضمحلال

بیشتر اقتصاد، خمینی را رها کنند، آن گاه پالیزبان (نه لزوما کردها) ممکن است به عنوان یک رهبر جدید

مورد قبول واقع شود. به طور خلاصه، ما پیش بینی می کنیم که خمینی برای چند ماه آینده ماندنی باشد.

پالیزبان و کردها امکان به دست آوردن خودمختاری و نفوذ بیشتر در دولت مرکزی را دارا می باشند، اما

قدرت آنها برای سرنگونی آیت اللّه و انقلابیونش کافی نبوده، و احتمالاً نخواهد بود.


ویزای غیر مهاجرتی

سند شماره (23)

از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ، 17 مرداد 58 8 اوت 79

به: دفتر حفظ منافع آمریکا در بغدادخیلی محرمانه

موضوع: ویزای غیر مهاجرتی

1 صدور ویزای 2B برای سارشل جاف در تاریخ 17 بهمن 1358 تأیید می شود. خانواده اش که در

معاملات کشاورزی فعالیت دارند به نحو خوب و مطلوبی مورد شناسایی وابسته دفتر کشاورزی سفارت

ص: 788

در تهران می باشند.

2 بنابر گفته وابسته کشاورزی، خانواده اش از عراق به ایران آمدند، و با خوش رویی مواجه شدند و

وضعشان خوب شد. دارایی آنها با رشد انقلاب ایران رو به کاهش گذاشت و تمام اعضای خانواده شان یا

ایران را ترک نمودند یا مخفی شدند. ما از تشریح منافع ویژه فعلی که دولت عراق در مورد این فرد دارد

ناتوانیم. هیچ گونه شکی وجود ندارد که او تا قبل از عزیمتش از ایران یک دانشجوی پزشکی بود.

لینگن



جنگ در کردستان ادامه دارد

سند شماره (24)

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 26 اوت 794 شهریور 58

به: وزارت امور خارجه، واشنگتن، دی.سی.

طبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره سند: 9448

موضوع: جنگ در کردستان ادامه دارد

1 (تمام متن خیلی محرمانه).

2 به نظر می رسد که سیاست خشن دولت موقت ایران نسبت به کردها سبب حملات جدی فزاینده ای

از طرف کردها شده است. در خلال دو روز گذشته، شورشیان کرد ظاهرا در چند نقطه کردستان و

آذربایجان غربی به نیروهای دولتی حمله کردند و شهر سقز را که بین راه سنندج و مرکز فرماندهی فعلی

موقت حزب دمکرات کردستان در مهاباد قرار دارد تصرف نموده و ظاهرا حداقل دو روز در اشغال داشتند

رهبر حزب دمکرات کردستان قاسملو و رهبر مذهبی کرد حسینی ظاهرا هنوز یا در شهر مهاباد و یا در

نزدیکی آن هستند، در حالی که معلوم نیست که آیا حزب دمکرات کردستان شهر مهاباد را در کنترل دارد،

شورشیان کرد ایستگاه رادیو تلویزیون مهاباد را اشغال کرده و آماده می شوند تا از آن استفاده کنند.

3 براساس گزارشهای آژانس خبری فرانسه حزب دمکرات کردستان سعی دارد برای آتش بس در

منطقه مذاکره کند، اما سفارت معتقد نیست که هیچ یک از دو طرف در حال حاضر آماده باشند با هم کنار

بیایند. در حال حاضر اگر چه دولت موقت به ارسال نیروهای کمکی به منطقه ادامه می دهد، ولی به نظر

می رسد کردها بر مواضع خود پافشاری می کنند.

4 براساس گزارشهای رسیده به سفارت، بحران در مناطق ترکستان و هم بلوچستان افزایش می یابد

و مردم آنجا به دقت مراقب اوضاع در کردستان هستند.

5 سفارت حدس می زند که ترور مدیر روزنامه دولتی کیهان در 4 شهریور اگرچه بی ارتباط به

کردستان به نظر می رسد، ولی به تشدید تشنجات و تیرگیها در تهران و قم کمک خواهد کرد و دولت موقت

را در «پیروزی» بر علیه کردها مصمم تر می سازد.

تامست


موقعیت در غرب ایران

ص: 789

سند شماره (25)

از: اداره وابسته دفاعی ایالات متحده، تهرانتاریخ: 26 اوت 79 4 شهریور 58

به: دفتر اطلاعات وزارت دفاع، واشنگتن، دی.سی. دارای اولویت

رونوشت: وزارت امور خارجه، واشنگتن، دی. سی.

منبع: وابسته نظامی بیگانه

طبقه بندی: سری، غیر قابل رؤیت برای بیگانگان، شامل منابع و شیوه های اطلاعاتی است.

شماره سند: 9747

موضوع: موقعیت در غرب ایران

تهیه کننده: سرهنگ شیفر، نیروی هوایی ایالات متحده، وابسته نظامی

16 خلاصه: (سری غیر قابل رؤیت برای بیگانگان هشدار اطلاعاتی) وابسته نظامی محلی دیدار

پنج روزه ای (16 تا 21 اوت) از آذربایجان غربی و کردستان داشت. مذاکراتی با رهبر مذهبی کرد،

عزالدین حسینی و رئیس کمیته ارومیه حسنی صورت گرفت. تقریبا تمام غرب ایران از ارومیه (رضاییه) تا

سنندج توسط کردها کنترل می شد و بیشتر نواحی نسبتا آرام بود.

22 جزئیات:

الف: (SNF/WNINTEL) یک وابسته نظامی غربی بدون کمک اوراق دیپلماتیک خود، برای دیداری

از غرب ایران به جمع کوچکی از روزنامه نگاران و مفسرین پیوست. سفر از تهران در روز 16 اوت شروع

شد و از قزوین (5000 شرقی، 3616 شمالی)، زنجان (4829 شرقی، 3640 شمالی)، بیجار (شرقی

5928، 3244 شمالی)، سقز (شرقی 4616، 3614 شمالی)، مهاباد (5243 شرقی، 3540 شمالی) و

ارومیه (4504 شرقی، 3733 شمالی) عبور کردند، سپس دیداری از سنندج (4700 شرقی، 3519

شمالی) داشته و بعد از طریق بیجار، زنجان و قزوین به تهران برگشتند.

ب:(SNF/WNINTEI) عموما موقعیت و شرایط درتمام نواحی آرام بود. در تمام طول سفر جنگ یا

برخورد جدی دیده نشد. سنندج در محاصره نبود و تمام پادگانهای ژاندارمری که بین سنندج و ارومیه

توسط گروه دیده شدند، بجز یکی از آنها توسط کردها کنترل می شدند. توسط کردها به گروه گفته شد و

مخصوصا از طریق مشاهدات خودشان تأیید شد که اکثر واحدهای لشکر 28 پیاده و لشکر 64 زرهی

ارتش ایران در این مدت پادگانهایشان را ترک نکردند. هیچ تانکی در منطقه ارومیه دیده نشد و چند 48ام

در پیرانشهر دیده شد.

ج: (SNF/WNINTEL) به نظر منبع زد و خوردهای جزئی پراکنده ای در منطقه بود، اما افزایش

عمده ای در نیروهای کرد برای طرحهای تهاجمی مشاهده نشد. او گفت که کردها در حالت دفاعی بودند،

و بیشتر اخبار درباره جنگ کردها خیلی بزرگ شده بود و بعضی جعلی بودند. هنگام رانندگی بین بیجار و

زنجان از رادیو شنیدند که جنگ عمده ای بین کردها و پاسداران در نزدیکی زنجان درگرفته. آنها به طرف

آن منطقه رفته اند ولی جنگی ندیدند. تنها 6 یا 7 پاسدار دیده شدند که در 8 کیلومتری خارج زنجان در

جاده مشغول بازرسی بودند.

5 (SNF/WNINTEL) کردهای عراقی (طبق گفته مترجم که در کردستان زندگی کرده بود) در

بسیاری از دهکده های ایران دیده شدند. منبع گفت عموما هر کس می تواند کردهای عراقی و ایرانی را از

ص: 790

نوع اسلحه ای که حمل می کند تشخیص بدهد. کردهای عراقی کلاشینکف و کردهای ایرانی ژ3 داشتند.

منبع اضافه کرد که برای کردهای عراقی غیر عادی نیست که برای دیدار از خویشاوندان و جستجوی غذا

وارد ایران شوند، اما دلیل اصلی آنها برای عبور از مرز و ورود به ایران، در این زمان، بدست آوردن اسلحه

و مهمات است.

ه: (SNF/WNINTEL) تماسهایی که با کردهای عراقی گرفته شد نشان داد که عبور از مرز با گروههای

کوچک مشکل نیست. کردها از یک باریکه 20 کیلومتری به نام منطقه مرگ که به طول 1000 کیلومتر در

داخل خاک عراق در امتداد مرزهای آن با سوریه، ترکیه و ایران واقع بود، صحبت کردند. برجها و

استحکامات کوچکی در فواصل متوالی در نوار مرزی جا داشتند و توسط یک تا سه گارد عراقی محافظت

می شدند.

نفوذ در داخل و عبور از منطقه حتی د ر روز روشن اگر که گروهها کوچک و زرنگ و هشیار باشند

مشکل نیست. کیفر عبور از منطقه در صورت دستگیری برای کسانی که قادر به خواندن هستند مرگ و

آنها که نمی توانند بخوانند 20 سال زندان است. به آنها گفته شده بود، کردهای عراقی، هنوز سعی در کاشتن

مواد غذائی در منطقه می کنند زیرا منطقه خیلی حاصلخیز است گرچه قیمت عبور از مرز می توانست

مرگ باشد، آب لازم برای رشد کاشتنیها حمل می شد.

و: (SNF/WNINTEL)کردهای ایرانی درباره یک رهبر کرد عراقی به نام دکتر محمد عثمان سورانی

که رهبر حزب سوسیالیست متحد کردستان است، با گروه صحبت کردند. آنها گفتند آن حزب اتحادی از

احزاب دیگر کردستان بود و یکی از اهداف آنها کمک کردن به کردهای ایرانی بود اطلاعات دیگری داده

نشده.

ز: (SNF/WNTNTEL) منبع گفت که آنها صحبتی با رئیس کمیته ارومیه، آقای حسنی داشتند. او قد

بلند، چهارشانه و اهل آذربایجان غربی بود که در مورد قابلیت خود در کنترل کردها بی نهایت خوشبین

بود. منبع اظهار داشت که او (حسنی)، آیت اللّه خلخالی را به یادش آورد. از آن جهت حسنی یک

خودپرست سنگ دل بود. منبع احساس کرد که کارایی او به شهر ارومیه محدود می شود، زیرا کنترل

روستاها و بیرون شهرها تقریبا غیر ممکن بود.

ح: (SNF/WNINTEL) منبع اظهار داشت که او صحبتی با رهبر مذهبی کردها عزالدین حسینی داشته

است. حسینی گفت که کردها نمی خواهند با ارتش ایران بجنگند، خواست آنها فقط خودمختاری است. او

اضافه کرد که کردها نمی خواهند صدمه ای به پاسداران و مجاهدین بزنند، اما می خواهند که اسلحه و

مهمات آنها را برداشته و رهایشان سازند. منبع اظهار داشت که او دیده بود اتوبوسی از پاسداران که توسط

کردها متوقف شد (به بهانه یک تصادف ساختگی) و تمام اسلحه ها از پاسداران گرفته شد بدون اینکه تیری

شلیک شود. کردها به راننده اتوبوس گفتند که برگردد و پاسداران را به تهران برساند. حسینی گفت که

کردها هیچ ایرانی را سر نبریده اند و اگر چنین چیزی اتفاق افتاده، خود پاسداران برای استفاده تبلیغاتی،

همکاران خود را سر بریده اند.

ط: (SNF/WNINTEL) وابسته دفاعی از منبع سؤال کرد که آیا کردهایی که با او ملاقات کرده بودند

درباره وضعیت ژنرال پالیزبان صحبت کردند یا خبری داشتند، منبع جواب داد اطلاع کمی درباره پالیزبان

در دست بود، بجز اینکه او به حزب دموکرات نپیوسته است. هیچ اطلاعات دیگری توسط کردها، درباره

ص: 791

پالیزبان داده نشد.

نظریه تهیه کننده:

الف: (SNF/WNINTEL) منبع (شدیدا محفوظ شود) یک وابسته نظامی مجرب در ایران است. وابسته

دفاعی و منبع حداقل هفته ای دوبار با هم ملاقات می کنند تا درباره مسائل ایران بحث کنند. اطلاعات او

در گذشته بسیار دقیق بوده است.

ب: (SNF/WNINTEL) در تحت هیچ شرایطی نباید گزارش بعدی نشان بدهد که یک وابسته نظامی

در ایران، سفری به غرب ایران داشته است. تمام وابسته های نظامی از سفر به خارج تهران با وسایل نقلیه

زمینی منع شده اند و تمام مسافرتهای هوایی ابتدا باید توسط پروتکل رکن 2 و دفتر رابط خارجی تأیید

شود. بدیهی است که هر اطلاعی در مورد این مسافرت در رابطه با وابسته نظامی خارجی به معنی

تحقیقات و رسیدگی و احتمالاً اخراج است.

ج: (SNF/WNINTEL) به عقیده وابسته دفاعی، براساس این مسافرت تحقیقات پنج روزه عینی به

غرب ایران و اطلاعات اضافی از منابع دیگر، موقعیت کردستان و آذربایجان غربی توسط روزنامه های

فارسی خیلی اغراق آمیز و خارج از اندازه بزرگ شده بود. این طور به نظر می رسد که سعی می شود توسط

شخصی یا گروهی در دولت، حتی احتمالاً خمینی، عمدا وضعیت کردستان را بزرگتر و بدتر نشان دهند. به

دلیل اینکه جو عمومی را و یا حداقل دلایل کافی و درستی برای پذیرش تصمیمات عمده و مؤثرتر و

اعلامیه های خمینی، مهیا کنند. جرقه ای ممکن است احتیاج باشد که پشتیبانی بیشتری برای خمینی

جمع آوری شود. و برخوردها در کردستان می توانست بهانه ای کافی برای آتش افروزی باشد. وابسته

دفاعی همچنان معتقد است که مسئله کردها به خودی خود نمی تواند تخته پرشی برای سرنگونی رژیم

فعلی خمینی باشد. از نظر نظامی کردها می توانند جنگجویان غیر نظامی خیلی مؤثری باشند، اما آنها

نمی توانند ارتش و پاسداران را در خارج از امنیت کوههای خود شکست دهند. از طرف دیگر در این موقع

ارتش حتی با کمک پاسداران نمی تواند به طور مؤثری طرح ریزی و هماهنگی کند و کوشش نظامی به

خرج دهد، تا کردها را به طور مؤثر کنترل کند. پاسداران دیسیپلین و آموزشی ندارند و ارتش میلی به

جنگ ندارد.


ناآرامی در سنندج

سند شماره (26)

از: سفارت آمریکا، تهرانتاریخ: 27 اوت 795 شهریور 58

به: وزارت امور خارجه، واشنگتن. دی.سیطبقه بندی: خیلی محرمانه

گزارشگر: تامست

شماره سند: 9504 تهران

موضوع: ناآرامی در سنندج

1 (تمام متن خیلی محرمانه)

2 دوستان ایرانی مأمور سیاسی سفارت که با حاج شیخ الاسلام کردستانی رهبر مذهبی سنندج، مقیم

در تهران، دیدن کرده بودند تا به مناسبت عید فطر (2 شهریور) تبریک بگویند، به مأمور گزارشگر گفتند که

تمام آنهایی که در منزل شیخ حضور داشتند از ناآرامی موجود در کردستان خیلی ناراحت بودند جو آنجا

ص: 792

بیشتر ناراحت کننده بود تا سرورانگیز، در طول ملاقاتشان تلفنی از سنندج به شیخ اطلاع داده شد که بعد

از نماز عید فطر جنگ خیابانی بین طرفداران مفتی زاده حامی خمینی و پارتیزانهای حزب دموکرات

کردستان به وقوع پیوست.

3 در خلال ملاقات، دوستان مأمور سیاسی سفارت توسط پسر شیخ به کنار کشیده شدند (که آشکارا

می خواست اطلاعاتش به مأمور گزارش، داده شود) و او به آنها گفت که اوضاع کردستان توسط سنی های

ایرانی در قوچان، ترکمن صحرا، بلوچستان و محلی های سواحل خلیج فارس از نزدیک تعقیب و دنبال

می شود. حاج شیخ الاسلام به طور سنتی رابطه خیلی نزدیکی با سایر جوامع سنی داشته است.

4 اظهارنظر: سنندج هرگز سنگری برای ناسیونالیسم کردی نبوده است. بلکه، همیشه یکی از

فارسی زده ترین شهرهای کردستان و مرکز نفوذ تهران در استان بوده است. به عنوان مثال، سنندج هرگز در

نهضت 481945 جمهوری کردستان شرکت نداشت و در آن موقع به دول مرکزی وفادار ماند. از این

مطالب و گزارشهای دیگر اکنون به نظر می رسد که جمعیت نسبت به وفاداریشان تقسیم شده اند و اینکه

نیروی انقلاب هنوز مجبور است اقتدارش را در آن مناطق اعمال کند. اما وجود مشکلاتی در سنندج،

جایی که احساس خود مختاری کردها نسبتا ضعیف است، بر این دلالت می کند که دولت مرکزی ممکن

است در مراکز سنتی احساسات ملی کردی مانند مهاباد و بانه، با مشکلات به مراتب بدتری روبرو شود.

5 یادداشت بیوگرافی: حاج شیخ الاسلام کردستانی از زمان انقلاب به خاطر وابستگیش به سلطنت،

از انقلاب ناراضی بوده است. برادرش، مهدی شیخ الاسلام، وکیل سابق مجلس و معاون وزیر دادگستری،

اخیرا از زندان آزاد شد و هنوز با پرداخت جریمه زیادی دست به گریبان است.

فرزند شیخ، به نام اسعد که استاد الهیات در دانشگاه تهران است، سال تحصیلی 19731972 را در

رشته مذاهب جهانی دانشگاه هاروارد گذراند.این خانواده طرفدار شاه هستند؛ نه به دلیل وابستگی

فلسفی به رژیم شاهنشاهی، بلکه به دلیل خشنودی و مساعدتی که از طرف شاه، در قبال مؤسسات مذهب

شیعه، به اقلیت سنتی می شده است.تامست


نگرانی ترکیه در مورد سیاست آمریکا در رابطه با کردهای ایران 792

سند شماره (27)

از: وزارت خارجه واشنگتن دی سی تاریخ: 28 اوت 796 شهریور 58

به: سفارت آمریکا آنکارا با حق تقدمخیلی محرمانه

شماره سند: وزارتخانه 226730

موضوع: نگرانی ترکیه در مورد سیاست آمریکا در رابطه با کردهای ایران

ملاقات سفیر ترکیه با معاون وزیر نیوسام(خیلی محرمانه)

1 (تمام متن خیلی محرمانه)

2 در 7 شهریور الکداگ، سفیر ترکیه به دیدار نیوسام معاون وزیر رفت تا در پی دستورالعملی که از

آنکارا برایش صادر شده بود. در رابطه با موضع آمریکا و سیاست آن در مقابل اوضاع کردها در ایران

مذاکره کند. الکداگ در اولین دقایق مذاکره اش گفت دولت ترکیه از بنگاههای تغذیه خبری گزارشهای

گیج کننده ای از اظهارات سخنگوی مطبوعاتی وزارت خارجه و پاسخهایش به سؤالات در 2 شهریور

دریافت نموده بود. این مسئله باعث شده بود تا آنکارا از او تقاضا نماید با مقامات عالیرتبه دولت در جهت

ص: 793

روشن شدن موضع و نظرگاههای آمریکا تماس حاصل کند. خصوصا الکداگ خواستار «نظرگاهها و

مواضع» آمریکا در رابطه با مناسبات آمریکا با ایران و وضع کردها در ایران شد.

3 معاون وزیر جواب داد که روابط ایران و آمریکا پس از یک دوران که با مشکلات طبیعی بعد از

انقلاب روبرو بوده ایم در حال بهتر شدن می باشد. یادآور می شویم که ما مسائل زیادی مانند ادعاهای

بازرگانی و قراردادهای نظامی با یکدیگر داریم، اما معاون وزیر گفت که اوضاع در حال بهتر شدن

می باشد.

4 معاون وزیر گفت که اوضاع کردستان یک مسئله داخلی برای ایران می باشد. ما این موضع را روشن

نمودیم که ما به تمامیت ارضی و استقلال ایران احترام می گذاریم. ما اوضاع کردستان را یک مشکل داخلی

که در مقابل دولت ایران است می دانیم، آقا رستون درباره مسئله «دادرسی سریع» اظهار نظر نموده که در

منطقه کردنشین اتفاق افتاده بود. اظهارنظر او در همان خط موضع ثابت ما که با اعدام های بدون محاکمه

منصفانه مخالفیم بود.

5 الکداگ یادآور شد که در گزارشهایی که دولت ترکیه دریافت کرده بود. اظهارات دولت آمریکا در

2 شهریور این طور به نظر می رسید که بر لزوم تقویت عمل و نفوذ رای دولت بازرگان و لزوم ثبات در منطقه

تأکید داشت. معهذا در آن اظهارات هیچگونه مطلبی در مورد موضع آمریکا در رابطه با تمامیت ارضی

ایران مشاهده نشد. معاون وزیر جواب داد که همان طور که او قبلاً گفته است ما از تمامیت ارضی ایران

طرفداری می نماییم. او به سفیر الکداگ یک نسخه از یک بیانیه عمومی اخیر کاردار آمریکا لینگن را که

آشکارا به این نکته اشاره می کند (در تلگرام جداگانه هست). به او داد. او تأکید نمود که مطالب گفته شده به

وسیله رستون در رابطه با سؤالهای طرح شده باید بررسی بشود. سؤال در رابطه با اعدامها و فروش وسایل

نظامی بود و در رابطه با تمامیت ارضی نبود.

6 الکداگ پرسید که نظر آمریکا در مورد اوضاع فعلی سراسر ایران چگونه می باشد. معاون وزیر

پاسخ داد که ما نه تنها از مشکلات کردستان، بلکه از مشکلات تمام اقلیتها نگرانیم. تا آنجا که ما درک

کرده ایم دولت در جهت اعمال قدرت در آن زمینه ها تا حدودی پیشرفت نموده است و نیروهای مسلح که

به وسیله انقلاب کوفته شده بودند در حال بهبود عملکرد خود می باشند.

7 الکداگ پرسید که آیا اطلاعاتی وجود دارد که در یاغیان کردستان ایران کمونیستها نفوذ کرده

باشند؟ معاون وزیر جواب داد که ما اطلاعات دقیقی در این مورد نداریم. اطلاعاتی در دست است که

سلاحهای روسی فراوانی مورد استفاده قرار می گیرند. البته آن سلاحها می توانند از هر جای دیگر آورده

شده باشند. معاون وزیر یادآور شد که اظهارات ناراحت کننده ای از منطقه با کو شوروی همچنان در حال

پخش شدن می باشد.

8 در موقعی که الکداگ در حال ترک کردن بود معاون وزیر از او سؤال نمود که آیا دولت ترکیه هیچ

گونه تأثیرهای جانبی از اوضاع کردستان ایران مشاهده نموده است. الکداگ پاسخ داد که اگر قرار است

یک منطقه کردستان خود مختار در ایران به وجود بیاید، خیلی زود فشارها برای ایجاد یک دولت کرد

متمرکز خواهد شد. اقلیتهای کرد کشورهای همسایه تحت تأثیر این تغییر قرار خواهند گرفت و بقیه

گروههای قومی ایران ممکن است تقاضاهای شبیه به این بنمایند.

9 توضیح: آشکار بود که نگرانی عمده دولت ترکیه این بود که در بیانیه 2 شهریور دولت آمریکا از

ص: 794

تمامیت ارضی ایران هیچ گونه سخنی به میان آورده نشده بود. همان موقعی که معاون وزیر اعلام نمود که

آمریکا از تمامیت ارضی ایران طرفداری خواهد نمود. الکداگ راضی به نظر رسید و هر چه زودتر مذاکره

را پایان داد.ونس


وضعیت کردها

سند شماره (28)

از:سفارت آمریکا، تهران تاریخ: 30 اوت 798 شهریور 58

به: وزارت امور خارجه واشنگتن، دی. سی. فوری طبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره سند: 9656

موضوع: وضعیت کردها

1 تمام متن خیلی محرمانه

2 از آنجایی که نیروهای مسلح ایران از پیشروی به سوی پناهگاههای اکراد خودداری کردند و

تلاشهای گوناگونی جهت دستیابی به یک توافق از طریق مذاکره صورت گرفته است، امروز در کردستان

ظاهرا آرامش نسبی ادامه یافت. سفارت در این مورد که راه حل پایداری پیدا خواهد شد خوشبین نیست.

(پایان خلاصه)

3 هر چند حفظ شهرکهای مهم (مهاباد، بانه، سردشت) توسط شورشیان کرد ادامه دارد و نیروهای

مسلح ایران در جاده های منتهی به این مناطق مستقر می باشند، از حمله به سمت جلو خودداری می کنند به

نظر می رسد وضعیت نظامی مناطق کردنشین موقتا تثبیت شده است.

در تاریخ 6 شهریور گزارشهائی پیرامون حملات جزئی اکراد به نیروهای دولتی به گوش می رسد.

شدیدترین حمله به یک قرارگاه نظامی در «جلدیان» (4508 شرقی، 3652 شمالی) نزدیک مرز عراق

صورت گرفته است.

4 هر چند خمینی، همان طور که از بیانات و تفاسیر مطبوعاتیش بر می آید، مایل به معامله با رهبران

حزب دموکرات کردستان نیست، لیکن به نظر می رسد تلاشهای چندی برای رسیدن به یک صلح از طریق

مذاکره در دست اقدام است. خمینی شخصا تمام مقامات دون پایه کرد را که مایل به تسلیم هستند مورد

عفو قرار داده است. چندین روز است که یک هیئت پنج نفره متشکل از اعضای شورای انقلاب مهاباد در

تهران به سر برده و با طیف وسیعی از رهبران دولت موقت ایران از جمله صباغیان وزیر مشاور و خامنه ای

معاون وزارت دفاع ملاقات می کند. امروز صبح روزنامه تهران تایمز نوشت که صباغیان و هیئت به این

توافق رسیده اند که اجازه داده شود ارتش با آرامش وارد شهر مهاباد گردد لیکن هنوز معلوم نیست که

گروههای کرد چه اختیاراتی دارند. در واقع براساس یکی از گزارشهای خبرگزاری فرانسه شورشیان

مهاباد مخالف ورود ارتش به شهر هستند. در عین حال، شریعتمداری خواهان حل مسالمت آمیز این

مسئله شده و جبهه ملی اعلام کرده است که حاضر است هیئتی را به کردستان اعزام دارد. حجت الاسلام

شیخ حسین کرمانی نماینده خود خمینی در تاریخ 6 شهریور به منطقه کردستان رفت تا ببیند چه می تواند

بکند، و روزنامه ها حتی شایعه اینکه آیت اللّه خلخالی از شیخ حسینی خواسته است که با وی به قم بیاید و با

خمینی ملاقات نماید را درج کرده اند.

5 عدم فعالیت نیروهای مسلح و تمام اقدامات فوق الذکر حاکی از آن است که دولت در پی برقراری

ص: 795

صلح از طریق مذاکره است. چنین صلحی احتمالاً براساس اعطای عفو نسبت به رهبران حزب دموکرات

کردستان و قولی مبنی بر عقب نشینی پاسداران منفور از منطقه خواهد بود. اگر چنین توافقی از جانب

مقامات سطح پایین مملکتی به عمل آید اصلاً معلوم نیست که خمینی هم مایل به قبول آن باشد.

6 در عین حال، ظاهرا دولت در صدد است تا مستمسکی بیاید و ناآرامی کردها را به وسیله آن

محکوم نماید و به نظر می رسید که به داستان قدیمی و محبوب اسرائیلیها پرداخته است.

مطبوعات تهران گزارشهای مبهمی در مورد دستگیری چهار اسرائیلی در جنگ درج کرده اند. (طبق

نوشته مطبوعات) بازرگان نخست وزیر به سفیر اتریش گفته است که او گمان می کند اسرائیلیها که از

حمایت سرمایه داران اروپایی و آمریکایی برخوردارند، به نحوی در این جنگ دخالت دارند. همچنین

دولت موقت ایران ظاهرا نگران نفوذ جناح چپ (فداییان خلق) و «یا کمونیستها»، در این حوادث هستند.

طبق نوشته مطبوعات، بعضی از اعضای فداییان خلق به نفع کردها می جنگند و طرفداران آیت اللّه طالقانی

نگرانی خود را در مورد درگیری جناح چپ در کردستان را به یکی از مأمورین سفارت گوشزد کرده اند.

7 به نظر می رسد طی این بحران دولت موقت ایران با دولتهای عراق و ترکیه با احتیاط کامل برخورد

می کند. نیروهای مسلح ایران دو افسر عراقی را که متهم به دخالت در جنگ هستند، دستگیر کرده اند.

لیکن به نظر نمی رسد که دولت موقت ایران قصد داشته باشد مسئله ای از آن بسازد. بر اساس نوشته

مطبوعات، سفیر عراق در تاریخ 4 شهریور با خمینی در قم ملاقات کرد، و قول داد که عراق اجازه نخواهد

داد شورشیان کرد وارد این کشور شوند. در مطبوعات ایران گزارشی در مورد کمک ترکیه به شورشیان کرد

درج نشده است. به نظر می رسد مرزهای ایران با ترکیه و عراق در مناطق کردنشین از طرف ایران کاملاً باز

است و سفارت داستانهایی برای چندین ماه می شنیده که از جانب مرکز ترکیه به طور قاچاق اسلحه وارد

ایران می شود. طبق اظهارات یکی از مأموران سفارت که در تاریخ 5 و 6 شهریور از تبریز بازدید کرده

است، نمایندگان کنسولگری ترکیه در منطقه به او گفته اند که این کشور فعالیت اکراد را با دقت کامل زیر نظر

دارد.تامست


دانشجویان کرد در برلین غربی

سند شمار (29)

از: نمایندگی آمریکا در برلینتاریخ: 9 شهریور 58 31 اوت 79

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی. دارای حق تقدم

طبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: دانشجویان کرد در برلین غربی

1 (تمام متن خیلی محرمانه)

2 انجمن دانشجویان کرد در اروپا تظاهراتی را در تاریخ 11 شهریور در برلین غربی(بخش

انگلستان) اعلام کرده است.

3 درباره انجمن دانشجویان کرد در اروپا با حدود 150 عضو در جمهوری فدرال آلمان گزارش شده

که یک سازمان مارکسیست لنینیست طرفدار شوروی می باشد و 40 عضو در برلین غربی دارد. مشخص

شده است زردشت حاجو، دبیر اول آن که در برلین غربی اقامت دارد، اغلب اوقات در رابطه با کارهای

انجمن دانشجویان کرد در اروپا به جمهوری فدرال آلمان سفر می کند. انجمن در طول گردهمایی فروردین

ص: 796

ماه به وضوح اذعان داشت که شعبه از حزب دمکرات کردستان می باشد. حزب دمکرات کردستان یک

سازمان سیاسی می باشد که ادعای مبارزها برای خودمختاری کردها در ایران، سوریه و ترکیه دارد.

4 انجمن دانشجویی کردها به رهبری جلال طالبانی، که دفترش در آمستردام می باشد، بنا به گزارشها

حدود 250 دانشجوی عضو دارد که شامل 20 الی 30 نفر در برلین غربی می شود. انجمن دانشجویی

کردها یک گروه دیگر سیاسی انقلابی مارکسیست لنینیست می باشد که موضع سختی بر علیه رژیم شاه

گرفت، با این امید که دولت جدید خود مختاری کاملی به کردستان خواهد داد.

5 در طول جلسه 21 تیر کمیته ایرانی هماهنگی که در دانشگاه فنی برلین به وسیله CISNU، که عضو

مهم (چپ افراطی) می باشد برگزار شد رژیم جدید مورد انتقاد قرار گرفت. آنها در سخنانشان اعلام

داشتند که به جای اینکه ایران به دست ملت اداره شود، در حال حاضر به دست مقامات دولتی اداره

می شود و سرکوب وسیع گروههای اقلیت را که برای احقاق حقوق سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شان

مبارزه می کردند محکوم نمودند. به علاوه آنها از اینکه ممکن است ارتش و ساواک به عنوان ابزار سرکوب

مردم دوباره به کار گرفته شود ترس خود را اظهار نمودند. در این جلسه حدود 900 نفر شرکت داشتند که

شامل اعضای ISV,CISNU، اعضای فهرست جایگزین برای دمکراسی و حفاظت محیطی (که شامل

اعضای حزب دمکرات کردستان و ... بودند)، جمعیت دانشجویان معترض، و انجمن دانشجویان کرد

می شدند.

6 از قرائن چنین بر می آید که CISNU، اخیرا موضعی علیه رژیم کنونی ایران اتخاذ نموده، از خواست

کردها در خارج از کشور پشتیبانی نموده و گردهماییها و تظاهراتی به طرفداری از کردهای منظور تشکیل

می دهد. طرفداری CISNU از انجمن دانشجویی کردها و انجمن دانشجویان کرد در اروپا در برلین

نشانه ای تلقی می شود از اینکه شبیه به این نوع ائتلافهای سیاسی می تواند به سهولت در ایران به وجود آید

و بر علیه رژیم مذهبی متشرع خمینی هدف گیری نشود. تظاهرات مشترک CISNUو کردها که در پایان

هفته گذشته در فرانکفورت و بن صورت گرفت مثالهای خوبی از این همکاری می باشند.

7 هیچ گونه نشانه ای که حاکی از این باشد که انجمن دانشجویی کردها یا انجمن دانشجویان کرد در

اروپا خیال اجرای اعمال حاد بر علیه متفقین در برلین غربی داشته باشند، وجود ندارد.نلسون


موقعیت کردها

سند شماره (30)

از: سفارت آمریکا، تهرانتاریخ: 2 سپتامبر 7911 شهریور 58

به: وزارت امور خارجه، واشنگتن، دی.سیطبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره سند: 9713

موضوع: موقعیت کردها

1 (تمام متن خیلی محرمانه)

2 دولت موقت ایران همچنان از اجرای یک حمله مستقیم به شهرهای تسخیر شده کردنشین

خودداری می ورزد. اما گزارش ما حاکی از ادامه حملات پراکنده کردهای شورشی به نیروهای دولتی

می باشد. در تاریخ 10 شهریور، صباغیان، وزیر کشور در تلویزیون ملی اخطار کرد که ارتش آماده وارد

شدن به شهر مهاباد است و خمینی همچنان خواهان انهدام حزب دموکرات کردستان و آن سران می باشد.

ص: 797

بر طبق گزارش روزنامه فارسی زبان کیهان، خمینی تهدید کرده است که اگر مشکل کردستان به این زودی

حل نشود، شخصا به کردستان خواهد رفت.

3 شکاف کاملاً آشکار بین اولیاء امور ایران بر سر چگونگی سرو کار داشتن با مشکل کردستان وجود

دارد. آیت اللّه شریعتمداری پشتیبانی عموم را از هرگونه تلاش برای حصول به یک توافق از طریق مذاکره

اعلام کرده است و نخست وزیر بازرگان و سران نیروهای مسلح نیز این حالت را ترجیح می دهند. سفارت

همچنان مدارک محکمی دال بر بی میلی ارتش برای هجوم به شهرهای تسخیر شده کردها، دریافت

می کند. از طرف دیگر طالقانی، اگر چه مذاکرات را رد نمی کند، ولی خواهان مشی قاطع تری شده است.

4 اگر به زودی نوعی راه حل به دست نیاید، سفارت شک دارد که میانه روها قادر باشند در مقابل

دستورات تند خمینی برای اقدام کردن، مقاومت کنند. به نظر می آید که رهبران ایران به طور فزاینده ای

مشکل کردها را به دلیل نفوذ کمونیست می دانند و اتهاماتی که از جانب خمینی و طالقانی در آخر هفته در

مورد مشارکت کمونیستها در شورش کردها ایراد شد، نگرانی فزاینده ای را منعکس می کند. اگر چه به نظر

می رسد که خیلیها در دولت فهمیده اند که مشکلات جاری در نواحی کردنشین، تماما به عهده کردها

نیست، اما اکثر رهبران ایران منجمله بازرگان، احتمالاً استفاده از زور را، هنگامی که بفهمند تنها راه حل

مقابله برای حفظ تمامیت ارضی ایران است، تأیید خواهند کرد.

5 تنها مسئله امیدوارکننده، نظریات صباغیان در مصاحبه تلویزیونیش است که شهرهای اشغال شده

شورشیان با کمبود مواد غذایی و سوخت روبرو هستند. اگر این موضوع صادق باشد همیشه امکان دارد که

دولت موقت ایران قادر باشد، شورشیان کرد را به تخلیه شهرها مجبور سازد. اگر چه این شورش را حل

نمی کند، حداقل از کشتاری که براثر اجبار ارتش در حمله رودررو به شهرکها، به طور غیر قابل اجتناب

پیش خواهد آمد، جلوگیری می کند.تامست



کمونیستها و شورش کردها

سند شماره (31)

از: سفارت آمریکا تهران تاریخ: 4 سپتامبر 7913 شهریور 58

به: وزارت امور خارجه واشنگتن، دی. سی.طبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره سند: 9764

موضوع: کمونیستها و شورش کردها

1 (تمام متن خیلی محرمانه)

2 همان طور که در طول هفته گذشته به وسیله گزارشات سفارت خاطرنشان شد، رهبران ایران توجه

روزافزونی نسبت به نفوذ کمونیستها در شورش کردها نشان داده اند. در 9 شهریور طی یک سخنرانی

آیت اللّه طالقانی تا آنجا پیش رفت که «همسایه شمالیمان» (یعنی شوروی) را به کمک به شورشیان متهم

نمود.

3 سفارت هیچ مدرکی دال بر کمک مستقیم شوروی به شورشیان کرد ندارد. اما همان طور که در

تلگراف 9646 تهران، یاد آور شدیم، تبلیغات رادیویی شوروی در ایران در خلال دو هفته گذشته حمایت

از کردها (اما نه حزب دمکرات کردستان) و تمایل فزاینده برای انتقاد از موضع سخت دولت موقت ایران

در قبال شورشیان کرد را نشان داده است. با این وجود حزب توده، خط خیلی ظریفی را دنبال می کند. آنها

ص: 798

خواستار آن شده اند که بر اساس یک آتش بس فوری از سوی هر دو طرف، مخاصمات از راه مذاکره پایان

بگیرد، محاکمات انقلابی خاتمه یابد و مذاکراتی برای حل صلح آمیز مسائل کردها صورت پذیرد.

4 سفارت قطعا مدارکی در دست دارد که نشان می دهد فداییان خلق، که از جناح چپ هستند، در

شورش کردها فعال بوده اند، اما ما نمی دانیم چند نفر از آنها حضور دارند، آیا حضور آنها از تهران به

صورت مرکزی کنترل می شوند، یا آنکه ممکن است آن گروه از اعضای فداییان خلق که در جنگ درگیر

هستند واقعا کرد باشند. گزارش شده است که حداقل یکی از اعضای فداییان خلق در رابطه با جنگ، به

وسیله دولت موقت ایران در سنندج اعدام شده است. روزنامه اطلاعات 7 شهریور مقاله ای منتشر کرد، که

حماد شیبانی، یکی از اعضای برجسته سازمان مارکسیستی چریکهای فدایی خلق اخیرا به اتهام ارسال

دارو به کردستان بازداشت شده است.

5 اخیرا پسر طالقانی به کارمند سفارت گفت که یک دانشجوی پزشکی که بعد از جنگ پاوه اعدام

شد برای دوره کوتاهی در گروه امداد طالقانی کار کرده بود، ولی آنها به دلیل اینکه متقاعد شدند که او

کمونیست است و در عوض انجام هر کار مفیدی برای گروه امداد طالقانی فقط به اشاعه نوشتجات

کمونیستی علاقه مند است، به کارگیری او را متوقف کردند. گروه طالقانی متقاعد شده اند که «کمونیستها»

در شورش فعلی کردها فعال هستند. سفارت نمی داند که آیا کمونیستهای مذکور از مارکسیستهای بدون

سازمان (خارج از گروه) فداییان خلق یا حزب توده هستند یا نه.

6 علاوه بر این، وزیر ارشاد ملی، ناصر میناچی، در طول ملاقاتش با کاردار در 13 شهریور به عنوان

نمونه ای در مورد اینکه احزاب جناح چپ از آزادی که بلافاصله بعد از انقلاب به آنها داده شده سوء

استفاده کرده اند، درگیری کمونیستها را در کردستان خاطرنشان کرد. میناچی گفت که دولت موقت ایران

مایل بوده که آزادی بیان و اظهار عقیده را به کمونیستها بدهد، ولی آنها با دعوت به شورش مسلحانه علیه

جمهوری اسلامی در کردستان و سایر مناطق، از آن (آزادی) سوءاستفاده کرده اند.

7 گزارش 12 شهریور سرویس آگاهی از رادیوهای بیگانه از رادیوی محلی مسکو که الآن دریافت

شد، نامه ای را از حزب توده نقل می کند که در آن علاوه بر مسائل دیگر، این موضوع را که دو نفر از اعضای

حزب توده، (ناشناس) که در کرمانشاه اعدام شده بودند، رابطه ای با گروههای افراطی و وقایع کردستان

دارند، تکذیب می نمود.تامست


موضع گیری تبریز نسبت به ناآرامیهای کردها

سند شماره (32)

از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 4 سپتامبر 7913 شهریور 58

به: وزارت امور خارجه واشنگتن، دی. سی.طبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره سند: 9769

موضوع: موضع گیری تبریز نسبت به ناآرامیهای کردها

1 (تمام متن خیلی محرمانه)

2 خلاصه: علیرغم اختلافات اساسی قومی و قدری دشمنی دیرینه، نظرات ترکهای آذربایجان

پیرامون آشوب کردها تا حد زیادی مبین همدردی با اهداف کردهاست. از قرار معلوم شورشیان کرد با

همسایگان ترک خود با احتیاط کامل رفتار می کنند و آگاهی توده ها از این امر بر رفتار و روش ترکهای

ص: 799

ایران نسبت به اکراد تأثیر می گذارد. (پایان خلاصه)

3 طی دو هفته گذشته، «مأمور سیاسی» با تعدادی از ترکهای تبریز و تهران در مورد آشوب کردستان

صحبت کرده است. موضع اصلی مردم تبریز که نسبت به جنگ کردستان بیان شد، یک نوع همدردی آنان

نسبت به تقاضاهای اکراد و محکومیت حملات دولت موقت و قم به رهبران حزب دموکرات می باشد.

4 در بازدید 6 شهریور از تبریز، «مأمور سیاسی» شاهد مراسم تشییع جنازه دو تن از داوطلبین

پاسداران انقلاب تبریز که در جنگ با اکراد کشته شده بودند، بود. مراسم فقط با تعداد کمی بیش از یکصد

نفر تشکیل شده بود و علیرغم اینکه مراسم در مسیر خیابان اصلی تبریز انجام می گرفت، توجه عابران را

جلب نمی کرد هنگامی که تشیع کنندگان می گذشتند عابران به طور عادی به راهشان ادامه می دادند و

راه بندان خیابانها با بوق زدنهای ممتد رانندگان به خشم آمده، همراه بود. مراسم تشییع جنازه موجب شد

راننده تاکسی که «مأمور سیاسی» در آن بود در مورد هرج و مرج سیاسی ناشی از انقلاب به کنایه سخنی

بگوید و صحبت را به طور مفصل در مورد بیکاری در تبریز به حماقت عمده اعزام داوطلب از تبریز جهت

جنگیدن علیه کردها، ادامه داد. «مأمور سیاسی» بعدا در حین صحبت با یک تاجر محلی، به یکی از

مواردی که موجب مرگ پاسداران می شود، برخورد کرد. آن تاجر اظهار داشت که دو هلیکوپتر حامل

داوطلبان از تبریز عازم منطقه سفر شده بودند و داوطلبان به محض پیاده شدن از هلیکوپتر به اسارت

درآمدند. گفته می شود که اسیرکنندگان کرد از داوطلبان پرسیدند که آیا آنها طرفدار شریعتمداری هستند

یا خمینی. آنهایی که خود را پیرو شریعتمداری معرفی کردند، آزاد شدند و به آنها گفته شد که دیگر در امور

کردها دخالت ننمایند. آنهایی که خود را طرفدار خمینی معرفی کردند کشته شدند. در رویداد دیگری که

توسط مطبوعات گزارش شده، آمده است که تعدادی از داوطلبان تبریز توسط شورشیان کرد خلع سلاح

شده و اجازه یافته اند که به آرامی به خانه های خود بازگردند. چند منبع تبریزی به «مأمور سیاسی» گفته اند

که کردها با پاسداران انقلاب ترک بهتر از آنچه که سزاوار آنهاست، رفتار می کردند و این سیاست بدان

جهت اتخاذ شده بود که روابط ترکها و کردها را تا حد ممکن دوستانه نگهدارد.

5 آیت اللّه شریعتمداری، رهبر مذهبی تبریز اظهار نظرهای عمومی کرده است، که می توان آنها را

جانبداری محتاطانه ای از اکراد دانست. در یک مصاحبه مطبوعاتی در تاریخ 7 شهریور شریعتمداری

مدعی شد که هدف از جنگ در کردستان تضمین حقوق کرد می باشد. چنین حقوقی را می توان بدون دست

زدن به جنگ و خشونت حمایت و تضمین کرد. شریعتمداری بر خلاف خمینی، «به شیخ عزالدین» رهبر

مذهبی و سیاسی اکراد حمله نکرده است. شاید در نقش حسینی و خودش به عنوان رهبر یک اقلیت قومی

تشابهات بالقوه ای می بیند.

تامست


روابط ترکها با کردهای ایران

ص: 800

سند شماره (33)

از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 6 سپتامبر 7915 شهریور 58

به: وزارت امور خارجه واشنگتن، دی. سی.

طبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره سند: 9858

موضوع: روابط ترکها با کردهای ایران

1 (تمام متن خیلی محرمانه)

2 مترینکو کارمند سیاسی و کارمند وزارتخانه گرومن به رسم ادب به دیدار سرکنسول جدید ترکیه

رفتند. در طی جریان گفتگو، سرکنسول جدید ترکیه اظهار داشت که مقامات رسمی ترکیه (مخصوصا در

کنسولگری ترکیه در ارومیه، رضاییه سابق) با رهبران کرد ایران تماس منظمی دارند. (او نگفت که آیا ترکیه

کمکهای مادی به کردها می دهد یا نه.)

3 تقریبا پنج روز بعد از این گفتگو مقامات ترکیه،شاید در پاسخ اعتراض ایرانیان مبنی بر اینکه یک

کشور مسلمان که نام برده نشد از کردها حمایت می کند، یک بیانیه علنی رسمی صادر کردند، که با تأکید

اظهار می داشت ترکیه در امور داخلی ایران دخالت نمی ورزد و در جریان زد و خوردهای جاری نه از

دولت حمایت می کند نه از کردها. اما نظرات کنسول ترکیه بر این دلالت دارد که ترکها قصد دارند از طریق

بازنگهداشتن کانالهای ارتباطی با هر دو طرف، سیاست بی طرفی خود را به طور برابر اجرا کنند.

4 کنسول همچنین گزارش داد که پست مرزی ژاندارمی ایران در سرو (جایی که اخیرا صحنه زد و

خورد بین کردها و نیروهای امنیتی دولتی بود) تخلیه شده است. مردم آزادانه از مرز عبور می کنند (کنسول

در 4 شهریور هم همین کار را کرده بود) و ستاد مرکزی ژاندارمری در دست یک چوپان کرد تنها است

تامست


سی و دومین جلسه، کمیسیون فرعی سازمان ملل بر سر مسئله تبعیض

سند شماره (34)

از: هیئت نمایندگی آمریکا در ژنو تاریخ: 7 سپتامبر 1979، 16 شهریور 58

به: وزارت امور خارجه واشنگتن، دی. سی.

طبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: سی و دومین جلسه، کمیسیون فرعی سازمان ملل بر سر مسئله تبعیض، تلگراف به دولت ایران

1 در جلسه پایانی به تاریخ 16 شهریور، کمیسیونی که از متخصصان 26 کشور تشکیل و هر یک فردا

کاری را عهده دار شده تصمیم گرفت متن تلگرام زیر را تصویب کرده تا برای ملت ایران فرستاده شود.

2 متن تلگرام چنین است:

آغاز متن

کمیسیون جلوگیری از تبعیضات و دفاع از حقوق اقلیتهای سازمان ملل در تلاشش جهت حفاظت از

حقوق انسانی تمام افراد اعلام می دارد که با دریافت گزارشهای اعدامهای سریع کردهای بیشماری در

ایران عمیقا احساس تکان و تأثر نمود و قطع فوری این اعمال غیر انسانی را در خواست

می کند. پایان متن.پالمر


گزارش جدیدی درباره کردها

ص: 801

سند شماره (35)

از: وزارت امور خارجه واشنگتن، دی. سی.تاریخ: 8 سپتامبر 7917 شهریور 58

به: دفتر حفاظت منافع آمریکا در بغداد 2055.

طبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره سند: 6469

موضوع: گزارش جدیدی درباره کردها

1 (تمام متن خیلی محرمانه)

2 از دریافت ارزیابی حاوی تلگراف مرجع الف راجع به شرایط امنیتی جاری در کردستان عراق

متشکریم. ما با دقت کامل ناآرامیهای همسایه آن کردستان ایران را دنبال می کنیم و مایلیم از هر مدرکی که

نشان دهد که رویدادهای ایران تأثیر معکوسی بر «وضع کردهای عراق» دارد اطلاع یابیم.

3 هم چنین مایلیم نظریات شما را پیرامون گزارشهایی در مورد تبانی ادعا شده بین کردهای عراق و

ایران در آخرین درگیریهایی که با نیروهای دولت ایران داشتند، بدانیم.

4 افزایش تعداد پناهندگان کرد عراقی در کردستان ایران این سؤال را پیش می آورد که در صورت

وقوع یک حرکت گسترده رو به غرب، خواه در نتیجه تلاشهایی جهت احتراز از جنگ کنونی منطقه مهاباد

و خواه درنتیجه تلاشهایی جهت بی ثبات کردن اوضاع در شمال عراق، ممکن است که این پناهندگان

تهدید بالقوه ای علیه امنیت کردستان عراق باشند یا نه.

5 هر اطلاعی که شما می توانید درباره این موضوع کلی در اختیار ما قرار دهید، در ارائه یک تصویر

واضع از وضعیت به ما مفید خواهد بود.

ونس