گروه نرم افزاری آسمان






تقاضای کشورهای غیرکمونیستی خارج از کشورهای عضو سازمان...






4 تقاضای کشورهای غیرکمونیستی خارج از کشورهای عضو سازمان همکاری و عمران اقتصادی برای

نفت اوپک

در مرحله بعدی تجزیه و تحلیل، ما به برآورد تقاضای کشورهای درحال توسعه غیراوپک و چند

کشور صنعتی خارج از حوزه سازمان همکاری و عمران اقتصادی برای نفت اوپک پرداختیم. برای

ساده تر شدن تحلیل و متمرکز شدن آن بر سیاستهای موازنه ای در کشورهای پیشرفته، تصمیم گرفتیم

محتمل ترین برآورد را در مورد تقاضای این کشورها در مورد نفت اوپک به دست آوریم. به علت عدم

کفایت اطلاعات موجود، بقیه کشورهای غیراوپک و غیرکمونیستی را نمی توان با کشورهای پیشرفته در

یک ترازو قرار داد. در عوض، رابطه تاریخی بین فعالیت اقتصادی را که به وسیله تولید ناخالص داخلی

اندازه گیری می شود و مصرف نفتی یازده کشور مصرف کننده بزرگ درحال توسعه و بقیه کشورهای در

حال توسعه غیراوپک و چهار کشور پیشرفته را مورد بررسی قرار داده ایم.

تقاضای خالص وارداتی نفتی کشورهای درحال توسعه غیراوپک

از نظر ما کشورهای درحال توسعه غیراوپک به طور گروهی در سال 1985 کمتر از امروز به نفت

وارداتی نیاز خواهند داشت که در سال مزبور تقاضای وارداتی آنها برابر 3/2 میلیون بشکه در روز خواهد

بود، در حالی که در سال 1977 این تقاضا معادل 3 میلیون بشکه در روز بوده است. با این وصف این تولید

سریعا رشد یابنده نفت مکزیک است که وابستگی وارداتی بسیاری از کشورهای درحال توسعه غیراوپک

را مخفی نگاه می دارد. صادرات نفتی مکزیک از 000/250 بشکه در روز در سال گذشته به 7/2 میلیون

بشکه در سال 1985 افزایش خواهد یافت. (به جدول 9 نگاه کنید)

به نظر ما در طول سالهای 85-1978 مصرف نفت در کشورهای در حال توسعه غیراوپک افزایش

خواهد یافت. در بسیاری از این کشورها سهم صنعت در بازده ملی رو به افزایش است، و کاهش استفاده از

نفت را مشکل می سازد. به طور کلی، برآورد ما نشان می دهد که تقاضای نفتی کشورهای درحال توسعه

غیراوپک از 2/7 میلیون بشکه در روز در سال گذشته به بیش از 11میلیون بشکه در سال 1985 بالغ

خواهد گردید. این برآوردهای مربوط به تقاضا، فرض را بر آن قرار داده است که این کشورها به طور

گروهی در سالهای 851977 به رشد تولید ناخالص داخلی معادل 5/4 درصد در سال دست خواهند

یافت. این میزان رشد اقتصادی تقریبا برابر چهارپنجم میزان رشد تاریخی است. گرچه در میان کشورهای

در حال توسعه تفاوتهایی نیز در این زمینه به وجود خواهد آمد، ولی این میزان با نرخ نسبتا کند رشد در

کشورهای پیشرفته همراهی خواهد داشت.

تولید نفت داخلی کشورهای در حال توسعه غیراوپک از 2/4 میلیون بشکه در روز در سال 1977 به

3/6 میلیون بشکه در روز در سال 1980 و 9 میلیون بشکه در روز در سال 1985 افزایش خواهد یافت.

ص: 506

(به تصویر 9 نگاه کنید) بخش اعظم این افزایش در کشورهای مکزیک و مصر و بخش کمتر آن از

کشورهای هند، برزیل و برونئی و مالزی تأمین خواهد گردید. تولید نفت و گاز طبیعی مایع در مکزیک از

بیش از یک میلیون بشکه در روز در سال گذشته به 3/2 میلیون بشکه در سال 1980 و 9/3 میلیون بشکه

در روز در سال 1985 بالغ خواهد گردید. بازده نفتی مصر احتمالاً به 000/700 بشکه در روز در سال

1980 و یک میلیون بشکه در روز در سال 84-1983 بالغ خواهد گردید.

کشف ذخایر نفتی وسیع در ایالات چیاپاز و تاباسکو در جنوب شرقی مکزیک در سال 1972

دورنمای وخیم عرضه نفت را دگرگون ساخت. پمکس، کمپانی دولتی نفتی یک برنامه ضربتی را برای

گسترش دادن ذخائر؛ نفتی جدید ترتیب داد و مکزیک دوباره عنوان قبلی خود یعنی بشکه صادرکننده

خالص نفت خام را در سپتامبر 1974 به دست آورد. در اواخر سال 1977 تولید نفت مکزیک به بیش از

یک میلیون بشکه در روز بالغ گردید.

* برآوردهای اخیر مربوط به ذخایر نفتی واقع در خشکی حوزه رفورما در جنوب شرقی نشان

می دهد که بین 20 تا 60 میلیارد بشکه نفت در این منابع وجود دارد. در این بخش 20 حوزه نفتی کشف

شده و حداقل 65 حوزه دیگر آن کشف نشده باقی مانده است. شش حوزه نفتی با حداقل 130 حلقه چاه

فعال روزانه معادل 000/750 بشکه نفت تولید می نماید. در خارج از خشکی، کمپانی پمکس در منطقه

«چاک» به چهارحوزه نفتی دیگر دست یافته است، که در 75 کیلومتری شمال کویداد دل کارمن قرار دارد

که حدود 60 حوزه یا بیشتر آن هنوز بکر باقی مانده است.

قدرت نفتی مصر خیلی بیشتر از اکثر کشورهای در حال توسعه غیراوپک می باشد. کمپانیهای

بین المللی نفتی به توان ذخایر مصر امید بسیار دارند، که این امید آنها بیشتر در منطقه کانال سوئز متمرکز

است که در آن به چهار اکتشاف مهم و چشمگیر دست یافته شده است. به نظر ما تولید نفت مصر به آرامی

گسترش خواهد یافت، چون به لحاظ ادعاهای اسرائیل، امتیازات مربوط به اکتشافات نفت در کانال سوئز

توأم با تردید باقی خواهد ماند. با توجه به عدم اطمینان در مورد وضعیت سیاسی، بازده نفتی مصر تا سال

1983 یا 1984 و در مقایسه با پیش بینی قاهره در مورد تولید 1 میلیون بشکه در روز در سال 1980 به

سطح یک میلیون بشکه در روز نخواهد رسید.

دیگر کشورهای پیشرفته

دورنمای تولیدی دیگر کشورهای پیشرفته از قبیل استرالیا، اسرائیل، نیوزیلند و آفریقای جنوبی

چندان امیدوار کننده نمی باشد. در استرالیا که مهمترین تولیدکننده نفت این گروه به شمار می آید، انتظار

می رود که در 85-1978 تولید به سطح 000/500 بشکه در روز کاهش یابد. به طور کلی، واردات نفتی

این گروه از 000/700 بشکه در سال 1977 به روزانه 3/1 میلیون بشکه در سال 1985 افزایش خواهد

یافت.


کشورهای کمونیست در بازار نفت

5 کشورهای کمونیست در بازار نفت

ما پیش بینی می کنیم که تولید نفت شوروی در سالهای 85-1981 کاهش خواهد یافت و به سطحی

می رسد که تنها خواهد توانست نیازهای داخلی را برآورده سازد و مازادی برای صدور به خارج باقی

ص: 507

نخواهد گذاشت. ما انتظار داریم به این لحاظ که اروپای شرقی، کوبا، ویتنام، کره شمالی و مغولستان مناطق

مواجه با کمبود هستند، روند تغییرات شوروی سبب خواهد شد که موضع کشورهای کمونیستی به عنوان

صادرکننده خالص نفتی به وارد کننده خالص نفتی تغییر یابد. اینکه آنها تا سال 1985 چه مقدار نفت وارد

خواهند کرد نامعلوم است. پیش بینی های ما نه تنها تحت تأثیر نامشخص بودن اطلاعات مربوط به تولید و

مصرف قرار دارد، بلکه از این واقعیت نیز متأثر می شود که واردات حتی ناچیز نفتی باتوجه به

استانداردهای جهانی موجب مصرف سنگین درآمدهای محدود ارز خارجی کسب شده، توسط

کشورهای کمونیستی می گردد. با درنظر گرفتن شرایط احتمالی عرضه و تقاضای نفتی و با فرض اینکه

قیمتهای نفت ثابت بمانند. می توان گفت که مضیقه های مالی مرتبط با تراز پرداختهای کشورهای

کمونیستی، واردات خالص نفتی آنان را در سال 1985 به 5/2 میلیون بشکه در روز محدود خواهد کرد.

(به تصویر 10 نگاه کنید). علاوه بر این، حتی اگر کشورهای کمونیستی از وارد کردن نفت اجتناب ورزند،

تأثیر این اقدام آنها بر عرضه نفت جهانی، هجوم فشار وارده بر تقاضا را تنها یک سال به تعویق خواهد

افکند.

مشکل نفتی شوروی

گرچه شوروی موضع خود را به عنوان مهمترین تولید کننده نفتی روزانه 9/10 میلیون بشکه در سال

1977 حفظ کرده است، لیکن میزان رشد بازده نفتی به طرز قابل توجهی کندتر شده است. در تولید نفت

شوروی در سال 1977 تنها 000/500 بشکه در روز افزایش وجود داشت. این مقدار از سال 1972

کوچکترین افزایش واقعی بود و در مقایسه با دوران بعد از جنگ کمترین میزان رشد تولید به شمار می رود.

میزان بازده تمام مناطق نفتی شوروی در حال حاضر رو به کاهش است بجز غرب سیبری که اکنون به

لحاظ اینکه حوزه نفتی غول آسای ساموتلر به اوج تولید خود رسیده است، بازده تولید به نظر می رسد که

دچار مشکلات بیشتری شود. (به تصویر 11 نگاه کنید).

حوزه نفتی ساموتلر به تنهائی بیشترین سهم را در رشد تولید نفت شوروی در پنج تا شش سال گذشته

داشته است. گسترش و بهره برداری از حوزه های دیگر غرب سیبری از برنامه خیلی عقب است. در

سالهای 80-1976 حداقل از شش تا هشت حوزه جدید می بایست بهره برداری تجاری آغاز گردد، تا

کاهش تولید ساموتلر جبران گردد. ولی در سال 1976 و 1977 سالانه فقط پنج حوزه نفتی کشف گردید

که علت آن نیز عدم توانایی برآورد نیازهای مربوط به حفاری و کارهای زیربنایی بوده است.

مهمتر از همه اینکه، بازده حوزه ساموتلر احتمالاً در سال 1980 رو به کاهش خواهد گذارد و در

سالهای 85-1982 کاهش آن عمده خواهد بود، در حالی که کاهشی که هم اکنون در مناطق دیگر در

جریان است در اثر تخلیه ذخایر سریعا افزایش می یابد. در نتیجه ما معتقدیم که بازده نفتی شوروی در سال

1980 به اوج خود خواهد رسید و در اوایل سالهای 1980 سیر نزولی سریعتری پیدا خواهد کرد. بنابراین

برآورد ما پیش بینی می کنیم بازده نفتی این کشور در سال 1985 معادل 10 میلیون بشکه در روز خواهد

بود. البته اعتقاد داریم این مقدار بالاترین دامنه امکان تولید است و در صورتی که اکتشافات موفقیت آمیز

باشند و حفاریها به خوبی انجام گیرد و شوروی بتواند تجهیزات و تکنولوژی مورد نیاز خود را وارد نماید،

بدان نائل می شود. اگر نتیجه این اقدامات چندان مثبت نباشد، میزان بازده حداقل 8 میلیون بشکه در روز

ص: 508

خواهد بود.

در کوتاه مدت حداکثر تولید سوختهای جایگزین از قبیل زغال سنگ و گاز طبیعی کاهش بازده نفت را

به طور نسبی خواهد توانست جبران نماید. صنعت گاز طبیعی شوروی از مرحله رشد چشمگیر گذشته و

وارد یک مرحله کاهش رشد گشته است. تولید زغال سنگ شوروی نیز بسیار کم و برای تأمین نیاز

برنامه های کافی نمی باشد.

گرچه ذخایر گازخیز بسیار بزرگ و تولید سالانه سالهای 1976 و 1977 بیش از حد موردنیاز بود،

ولی در آینده این میزان توأم با نقصان خواهد گشت.

* پتانسیل مهم رشد هم اکنون بیش از هر زمان از وقتی که صنعت گاز شوروی رشد سریع خود را از

اواسط دهه 1960 آغاز کرد، بیشتر بر یک منطقه منفرد متمرکز شده است. درحال حاضر مهمترین منطقه

گاز خیزتویمان اوبلاست شمالی در غرب سیبری می باشد. مشکلات فیزیکی و قیمت تمام شده مربوط به

گسترش ذخایر در قلمروهای غیرقابل سکونت و احداث هزاران کیلومتر خط لوله جهت انتقال گاز برای

استفاده داخلی و صادرات، مشکلات جدیدی را به وجود آورده است. زیربنای نه چندان خوب و شرایط

سخت قطبی، حفاری، تولید و احداث خطوط لوله را توأم با کندی خواهد کرد و مانع از آن خواهد شد که

شوروی ها بتوانند از این ذخایر عظیم بهره برداری نمایند.

* تولید ذخایر مهم دیگر کشور در اوکراین، قفقاز شمالی، و ازبکستان در سال 1976 به اوج خود

رسید و برای اولین بار در سال 1977 کاهش یافت و حتی برنامه ریزی شده که در چند سال آینده نیز سیر

نزولی بیشتری را طی نماید.

شوروی دارای ذخایر عظیم زغال سنگ است، لیکن بسیاری از این ذخایر که در بخش اروپایی

شوروی قرار دارند نیز مانند منابع نفت و گاز درحال رسیدن به انتها بوده و بهره برداری از آنها بسیار مشکل

و گران قیمت می باشد. بخش اعظم ذخایر جدید نیز در شرق مراکز صنعتی و بخش اروپایی کشور قرار

دارند و بسیاری دیگر از ذخایر قابل دسترس شرق نیز از نظر کیفیت نامرغوب هستند. در دو دهه گذشته

میزان افزایش سالانه زغال سنگ دو درصد بوده است و 3 درصد افزایش سالانه سالهای 80-1976

هنوز تأمین نشده است. کمبود واگنهای راه آهن جهت حمل و نقل زغال سنگ، استفاده نادرست از نیروی

کار و کاهشهای اضافه شده بر ظرفیت بهره برداری از معادن جدید از جمله موانع مهم به شمار می آیند. با

افتتاح معادن جدید در سیبری، مسئله حمل و نقل یک مشکل غامض رو به افزایش خواهد شد.

کاهش رشد مصرف انرژی در شوروی بدون تأثیر شدید بر اقتصاد بسیار مشکل خواهد بود.(1) نحوه

مصرف انرژی شوروی با الگوی مصرف آن در کشورهای صنعتی غرب بسیار متفاوت است و مشکلی

است که صرفه جویی در انرژی را بسیار دشوارتر می سازد. صنایع شدیدا پرمصرف انرژی آهن و فولاد

حدود 13 درصد مصرف انرژی شوروی را به خود اختصاص داده اند. در حالی که این صنایع در آمریکا

تنها 3 درصد مصرف انرژی را شامل می شوند. در کشورهای غربی حمل و نقل و مسکن بخش اعظم

مصرف انرژی را به خود اختصاص داده اند، و دورنمای صرفه جویی در این نقاط بسیار امیدوارکننده است.

در شوروی بسیاری از تکنیکهای مربوط به صرفه جویی انرژی در صنایع و منازل که اکنون در غرب مورد

بحث قرار گرفته، در شوروی به خدمت گرفته شده اند. درشوروی حرارت بسیاری از مناطق شهری و نیز

1- به ضمیمه ”ه“ جهت مشاهده بحث مفصل پیرامون عرضه و مصرف انرژی در شوروی رجوع شود.
ص: 509

صنعتی از طریق سیستمهای مولد مشترک تأمین می گردد. در حالی که در غرب تعداد این سیستمها بسیار

کم است (که اکثر آنها در آلمان غربی و سوئد واقع شده اند). ولی شوروی هزاران سیستم اینگونه ای را در

خود مستقر کرده است. بخش اعظم حمل و نقل بار در شوروی توسط خطوط راه آهن انجام می گردد، در

حالی که در آمریکا و اروپای غربی به جای آن از کامیون استفاده می شود. در رابطه با اتومبیلهای سواری،

شوروی برای هر 40 تا 50 نفر از ساکنین خود یک اتومبیل دارد، در حالی که در آمریکا و کانادا هر دو نفر

بیش از یک ماشین سواری و در اروپای غربی هر چهار تا پنج نفر یک اتومبیل سواری دارند.

به خاطر ساختار مصرف، صرفه جویی یا باید از طریق ارتقای تکنولوژی صنعتی و یا تغییر تولید از

صنایع سنگین به صنایع و خدمات سبک تأمین گردد. ولی هیچ کدام از این کارها آسان نیست. ارتقای

تکنولوژی زمان و هزینه بسیار لازم دارد. تغییر روش از صنایع سنگین مانند آهن و فولاد نیز با نظریات

گروههای حاکم ذی نفع شوروی مغایرت دارد.

تولید واقعی ناخالص ملی در شوروی رو به کاهش است و انتظار می رود در سالهای 1980 نیز توأم با

کاهش بیشتر باشد. ما پیش بینی می کنیم که افزایش تولید واقعی ناخالص ملی در سالهای 80-1976

معادل 4 درصد در سال و در سالهای 85-1981 معادل 3 تا 5/3 درصد در سال باشد.(1)

مصرف انرژی شوروی دارای رشدی سریعتر از تولید ناخالص ملی در سالهای اخیر و سالهای 1960

می باشد. با درنظر گرفتن محدودیت موجود در زمینه صرفه جویی انرژی مجموع تقاضا برای انرژی

احتمالاً با نرخی مشابه به نرخ رشد، تولید ناخالص ملی در سالهای 85-1981 افزایش خواهد یافت.(2)

کاهش قریب الوقوع در تولید نفت همراه با رشد تولید ناخالص ملی سبب خواهد شد که شوروی نتواند

در سالهای 85-1981 به قدر کفایت نیازهای داخلی، نفت تولید نماید و در همان حال موضع خود را به

عنوان صادرکننده عمده حفظ نماید. ما انتظار داریم که نرخ رشد برای تولید انرژی، حدود نیمی از تقاضا

باشد. بنابراین شوروی باید از مقدار صادرات انرژی خود به مقدار قابل ملاحظه ای بکاهد. در سال 1976

میزان صادرات انرژی این کشور معادل 3/3 میلیون بشکه نفت در روز بود، ولی تا سال 1985 تداوم

حداقل 1 میلیون بشکه نفت در روز نیز، کاری بس دشوار خواهد بود. ما فکر می کنیم که تا سال 1985

بخش اعظم انرژی صادراتی این کشور را گاز طبیعی تشکیل دهد. در آن زمان، بین تولید و مصرف نفت

شوروی به سختی توازن برقرار خواهد گشت، بنابراین صدور مستمر نفت شوروی به دیگر کشورهای

کمونیستی به وسیله واردات حاصله از غرب تأمین خواهد شد.

فقر انرژی اروپای شرقی

به دلیل قلت منابع انرژی داخلی، حدود 80 درصد انرژی مصرفی اروپای شرقی از طریق واردات

تأمین می شود. از 2 میلیون بشکه نفتی که روزانه در سال 1976 مصرف شد، حدود 6/1 میلیون بشکه آن

1- در دهه آتی شوروی با مشکل اقتصادی حادی روبرو خواهد شد. گذشته از مسئله انرژی ٬ به خاطر کاهش شدید در میزان رشد نیروی کار ٬ نرخهای رو به کاهش بازدهی سرمایه ٬ و کشاورزی فاقد کارایی و غیرقابل اعتماد ٬ و محدودیت در توانایی کسب ارز معتبر جهت واردات تکنولوژی موردنیاز و خریدهای وسیع و متناوب گندم ٬ انتظار بر پایین آمدن نرخ رشد می رود. بحث مفصل مربوط به دورنماها و مشکلات اقتصادی شوروی در نشریه 10436 ٬77 ژوئیه 1977 آورده شده است.
2- به ضمیمه ”ه“ رجوع گردد.
ص: 510

را واردات نفتی تشکیل می داد که 85 درصد آن از طریق شوروی تأمین می گردید. تقریبا تمام نفت تولیدی

اروپای شرقی از رومانی که تقریبا خودکفاست به دست می آید و مقداری از آن نیز در یوگسلاوی تولید

می گردد که این کشور نیز می تواند 30 درصد نیاز خود را تأمین کرده و بقیه آن را در ازای ارز معتبر

خریداری می نماید. بلغارستان، چکسلواکی، مجارستان، لهستان و آلمان شرقی تقریبا به طو رکامل به

واردات متکی هستند که درحال حاضر تقریباً و منحصرا با پرداخت ارز معتبر از اتحادشوروی تأمین

می نمایند.

رشد اقتصادی اروپای شرقی با کندی روبرو شده است. یعنی در سال 1976 و 1977 معادل 5/3

درصد بوده است در حالی که در سالهای 75-1971 میزان رشد برابر با 5/4 درصد بوده و ما فکر می کنیم

که این کندی رشد همچنان ادامه خواهد داشت و در سالهای 85-1981 معادل 5/3 تا 4 درصد در سال

خواهد بود. رشد تقاضای انرژی نیز دچار سیرنزولی شده است. علیرغم افزایش واردات گاز، تأکید بر

تولید زغال سنگ و آغاز یک برنامه جاه طلبانه در زمینه انرژی هسته ای واردات فزاینده نفتی باید بتواند

بخش اعظم تقاضای انرژی را بر آورده نماید. به نظر ما میانگین سالانه رشد واردات نفتی نیز بشدت

کاهش خواهد یافت و از 12 درصد در سالهای 76-1971 به 5 درصد در سالهای 85-1977 تقلیل

خواهد یافت. به طور کلی اروپای شرقی نیاز مبرمی به واردات نفتی روزافزون خواهد داشت.

احتمالاً رومانی و یوگسلاوی خواهند توانست در ازای نفت مورد نیاز خود ارز معتبر بپردازند. نیاز

رومانی به نفت وارداتی در سال 1985 نباید بیش از 000/100 بشکه در روز باشد. یوگسلاوی نیز در

حال حاضر روزانه 000/180 بشکه نفت وارد می کند که احتمالاً نیمی از آن از طریق شوروی و در ازاء

ارز معتبر به دست می آید. ولی تا سال 1985 یوگسلاوی روزانه به 000/250 بشکه نفت وارداتی نیاز

خواهد داشت که تقریبا باید در ازای همه آن ارز معتبر بپردازد.

کاهش احتمالی تولید نفت شوروی مشکلات زیادی برای اروپای شرقی به وجود خواهد آورد، و

احتمالاً این کشورها نیز مجبور خواهند شد در تحمل بار سنگین کمبود نفتی شوروی شریک باشند.

بهترین وضع این است که پس از سال 1980 به احتمال زیاد در میزان صدور نفت شوروی به اروپای شرقی

افزایشی پدید نخواهد آمد و بدترین وضع این است که این صادرات ممکن است، متوقف گردد. اگر

بلغارستان، چکسلواکی، آلمان شرقی و مجارستان تا سال 1985 مجبور شوند نفت خود را از طریق غرب

تأمین نمایند، با قیمتهایی که نفت در سال 1977 خواهد داشت باید معادل 13 میلیارد دلار بپردازند و این

رقم برابر کل ارز معتبری است که جمعا در سال گذشته به دست آورده بودند. ولی واضح است هیچ راهی

وجود ندارد که آنها بتوانند چنین مخارجی را متحمل شوند. تحت چنین شرایطی احتمالاً شوروی به

صادرات نفتی خود در سطحی پایین تر به اروپای شرقی ادامه خواهد اد و متعاقبا در ازای ارز معتبر از

طرف آنها مقداری از نفت اوپک را نیز خریداری خواهد نمود.

دیگر کشورهای کمونیستی

در حال حاضر دیگر کشورهای کمونیستی بجز چین، نفت مورد نیاز خود را از شوروی وارد می کنند.

آنها منابع انرژی جایگزین معدودی دارند و احتمالاً میزان واردات نفتی آنها افزایش خواهد یافت. کوبا

بخش اعظم صادرات نفتی 000/330 بشکه در روز شوروی را در سال 1977 به خود اختصاص داده

ص: 511

است و مسکو برای تأمین نیاز انرژی آتی هاوانا اولویت خاصی قائل شده است. کوبا در سال 1976 روزانه

معادل 000/180 بشکه نفت مصرف نمود و در سال 1985 احتمالاً معادل 000/250 بشکه در روز و یا

بیشتر استفاده خواهد کرد. در سال 1976 هزینه کل واردات نفتی کوبا حدود 900 میلیون دلار یا بیش از

کل ارز معتبر اکتسابی توسط این کشور گردید. در رابطه با کره شمالی، ویتنام، و مغولستان باید گفت که در

حال حاضر مجموع واردات روزانه آنها فقط حدود 000/50 بشکه نفت می باشد و احتمال دارد که فقط به

میزان کمی افزایش یابد. چین می تواند احتمالاً در آینده برای آنها منبع جایگزین انرژی به شمار آید.

تداوم صادرات چین

در دهه آتی احتمالاً چین نخواهد توانست در زمره عرضه کنندگان اصلی نفت به بازار جهانی درآید.

بازده 8/1 میلیون بشکه در روز سال 1977، چین را در زمره تولیدکنندگان نفتی مهم جهان قرار داده که با

اندونزی و ابوظبی قابل قیاس می باشد. لیکن تقاضای داخلی به سرعت رو به افزایش است و درحال

حاضر این کشور 90 درصد تولیدات نفتی خود را خود مصرف می نماید.

رشد تولید نفت خام از 20 درصد و یا بیشتر در اوائل سالهای 1970 به 8 درصد در سال 1977 کاهش

پیدا کرده است. این کاهش نیز ظاهرا به دلیل ناآرامیهای سیاسی و سرعت پیدا کردن مشکلات فنی در بالا

بردن بازده حوزه های نفتی بزرگ به وجود آمده است. مهمترین حوزه های تولیدی اکنون ده سال و یا بیشتر

از عمر خود را سپری ساخته اند و بخشهای کم عمق آنها درحال تخلیه کامل است. با این وصف چهار حوزه

کم عمق جدید دیگر نیز وجود دارد که چینیها خواهند توانست با تواناییهای کنونی حفاری خود

بهره برداری از آنها را آغاز نمایند. و در همین حال پکن درحال وارد کردن تکنولوژی حفاری عمیق از

آمریکاست. این کشور بهره برداری از خلیج پوهای را آغاز کرده و با استفاده از مته های وارده از سنگاپور،

ژاپن و نروژ به حفاریها اکتشافی مبادرت ورزیده است.

در اوائل سالهای 1980 احتمالاً چین خواهد توانست بیش از نیاز اقتصادی داخلی نفت تولید نماید. و

در سال 1982 میزان صدور نفت برابر با 000/500 تا 000/600 بشکه در روز خواهد گردید. ژاپن نیز

احتمالاً بخش اعظم این صادرات را جذب خواهد نمود، چون براساس یک قرارداد تجاری درازمدت بین

چین و ژاپن نفت و زغال سنگ چین با تکنولوژی ژاپن معاوضه خواهد گردید. برای افزایش صادرات نفت

به سطحی فراتر از سال 1982، چین نیازمند شانس قابل ملاحظه ای برای یافتن ذخایر بزرگ که به آسانی

قابل بهره برداری هستند، می باشد و یا اینکه باید در میزان مصرف داخلی نفت، اقتصاد مبنی بر صرفه جویی

را تقویت نماید.

موازنه تجارت نفتی کمونیستی

بسته به اینکه تولید نفت شوروی در چه زمانی شروع به کاهش یافتن خواهد کرد و با درنظر گرفتن

میزان رشد اقتصادی کشورهای کمونیستی مختلف، و رشد ارز معتبر اکتسابی آنان، واردات خالص نفتی

آنها در سال 1985 معادل 5/2 میلیون بشکه در روز خواهد بود. (به جدول 10 نگاه کنید) این رقم در

برگیرنده 500000 بشکه در روز صادرات قابل پیش بینی چین، واردات 7/2 میلیون بشکه در روز

اروپای شرقی، موقعیت تعادلی برای شوروی، واردات خالص 000/300 بشکه در روز برای دیگر

ص: 512

کشورهای کمونیستی به خصوص کوبا می باشد.

روشی که شوروی مشخصاً در تخصیص واردات و صادرات نفتی خود اعمال می نماید، البته جای

تعمق و بررسی دارد. مسکو در حال حاضر حدود 5 میلیارد دلار از طریق صادرات نفتی خود، عمدتا به

اروپای غربی ارز معتبر به دست می آورد.

جدول 10

البته ممکن است شوروی بخشی از این صادرات را ادامه دهد و مقداری نفت نیز از اوپک خریداری

نماید تا نیاز خود را برآورده سازد و به همین ترتیب به صدور نفت خود به اروپای شرقی ادامه خواهد داد و

مقدار موردنیاز برای جبران را نیز از اوپک وارد خواهد کرد. ولی چون هیچ یک از کشورهای اوپک

حاضر نیستند که در ازاء چیز دیگری به جز ارز معتبر نفت خود را به فروش برسانند، بنابراین تأثیر آن برتر

از پرداختهای ارزی شوروی، حداقل مشابه توقف صدور نفت شوروی خواهد بود. تا زمانی که شوروی

نفت را در ازاء ارز معتبر وارد نماید تا بتواند به صادرات نفتی خود به اروپای شرقی و یا کوبا در ازاء ارز

غیرمعتبر ادامه دهد، تراز پرداختهای ارزی آن وضع وخیمتری پیدا خواهد کرد.

در صورتی که قیمت نفت معادل قیمت زمان حال آن باقی می ماند، کشورهای کمونیستی احتمالاً قادر

می بودند تا وجوه لازم برای واردات نفتی خود را به میزانی که پیش بینی شده بود، تأمین نمایند. در سال

1977 مجموع واردات در مقابل ارز و دریافتیهای ارزی شوروی، اروپای شرقی و کوبا به طور گروهی

تقریبا موازنه داشت، و در هر طرف تراز معادل 33 میلیارد دلار می گردید. میزان ارز معتبری که این

کشورها در نتیجه صدور نفت در سال(1) 1977 به دست آوردند معادل 5 میلیارد دلار بود. واردات نفتی

مورد نیاز آنها در سال 1985 برابر با 5/2 میلیون بشکه در روز خواهد بود که اگر قیمتهای نفت در سال

1977 ثابت بماند بالغ بر 12 میلیارد دلار خواهد گردید. بنابراین 17 میلیارد دلار ارز لازم، نیمی از ارز

معتبر دریافتی آنان را تشکیل خواهد داد. بنابراین منطقی است اگر فرض کنیم که ارز معتبر دریافتی

حاصله از صادرات غیرنفتی، طلا، و اعتبارات خالص تا پایان سال 1985 باید حداقل به سطح 10 میلیارد

دلار برسد. درنتیجه گرچه لازم خواهد شد که در واردات غیرنفتی کاهش پدید آید، ولی به نظر می رسد که

تمام واردات واجد ارجحیت آنها به این ترتیب برآورده شود.

این پیش بینی فرض را بر آن قرار داده است که تولید نفت شوروی در سال 1985 معادل 10 میلیون

بشکه در روز و یا حد بالای دامنه ای که ما احتمال آن را می دهیم، خواهد بود. ولی اگر تولید نفت درحد

پایین دامنه مورد پیش بینی ما یعنی 8 میلیون بشکه در روز باشد، فکر نمی کنیم که بتوانند کمبود مربوط را

با وارد کردن نفت اضافی مورد نیاز در ازاء ارز معتبر جبران نمایند. واردات به میزان مورد لزوم بر تراز

پرداختهای تلفیقی شوروی و اروپای شرقی تأثیر غیرقابل تحملی خواهد گذاشت. به همین دلیل ما

معتقدیم که پیدایش هرگونه کمبود در تولید نفت شوروی از طریق رشد اقتصادی کندتر در اقتصاد شوروی

1- بشکه در روز می باشد و به استثنای صادرات پیش بینی5 به استثنای پیش بینی نفتی که به صورت پایاپای وارد می گردد و معادل شده چین.
ص: 513

و اروپای شرقی جذب خواهد گشت و در بازار جهانی منعکس نخواهد گردید.(1) گرچه حجم واردات نفتی

کمونیستی مشخص و معلوم نیست، لیکن شک نداریم که شوروی و اروپای شرقی با مشکل عظیمی در

زمینه انرژی و اتخاذ سیاستهای دردناک روبرو می شوند.


تقاضای جهانی برای نفت اوپک تا پایان سال 1985

6 تقاضای جهانی برای نفت اوپک تا پایان سال 1985

براساس پیش بینی های متعددی که در بالا شرح آن رفت، ما فکر می کنیم که تقاضای جهان برای نفت

اوپک به 6/41 تا 45 میلیون بشکه در روز خواهد رسید، البته در صورتی که عرضه نفت جهت تأمین این

تقاضاها کافی باشد. (به جدول 11 نگاه کنید) سطح تقاضای پایین تر همراه با 7/3 درصد رشد سالانه در

کشورهای عضو سازمان همکاری و عمران اقتصادی در سالهای 85-1978 خواهد بود. ولی سطح بالای

دامنه تقاضا منعکس کننده 2/4 درصد رشد سالانه کشورهای پیشرفته می باشد. در هر دو سناریو فرض

بر این قرار داده شده که تقاضای اوپک برای نفت خودش بین سالهای 1977 و 1985 دوبرابر و معادل 4

میلیون بشکه در روز خواهد گردید.

موازنه عرضه و تقاضا نفتی: تأثیرات

گرچه دامنه عدم اطمینان که عرضه و تقاضای انرژی را دربر می گیرد وسیع است، لیکن واضح است که

عرضه نفت در کشورهای مهم اوپک و غیراوپک در نیمه اول سالهای 1980 مازاد چندانی برای برآوردن

تقاضای بیشتر و احتمالی باقی نخواهد گذاشت مگر اینکه شرایط بسیار مناسب باشد. این موضوع الزاما به

معنی آن نیست که قیمتهای نفت بسیار افزایش خواهد یافت، حتی اگر خطر این تحول زیاد باشد. اگر رشد

اقتصادی آنقدر پایین باشد که بتواند مانع افزایش مهم در قیمتها بشود، احتمالاً به جای آن میزان بیکاری

در کشورهای پیشرفته بالا خواهد رفت.

با نزدیک شدن به سال 1985 احتمال کمبود نفت نیز زیاد می شود. (به تصویر 12 نگاه کنید) بجز در

مواردی که نرخهای رشد اقتصادی خیلی بالا هستند احتمال برابری عرضه با تقاضا تا سال 1982 نسبتا

پایین است. اگر رشد اقتصادی سازمان همکاری و عمران اقتصادی آنقدر بالا باشد که میزان بیکاری را

تخفیف دهد (یعنی سالانه بیش از 2/4 درصد باشد) براساس تمام فرضیات، عرضه می تواند بر بازار نفت

در سال 1982 فشارهایی وارد سازد.

تصویر 12 و جدول 11

در سالهای 1983 و 1984 تعهد عربستان سعودی مبنی بر رسانیدن سطح تولید به 5/12 میلیون بشکه در

روز و تحولات امیدوار کننده همزمان در دیگر کشورهای اوپک توأم با رشد اقتصادی کمتر از 5/3 درصد

می تواند از بین برنده مشکلات بازار نفت باشد. تا سال 1985 کلیه تلفیقات در سناریوهای پایه ما در مورد

عرضه و تقاضا دیگر قابل دفاع نیستند. پیش بینی ما در مورد واردات خالص نفتی کشورهای کمونیستی

1- یلیون بشکه در روز که در گزارش آوریل 1977 ارائه شده بود براساس رشد اقتصادی سریعتر شوروی به دست / 3 میلیون تا 5 / 1 ارقام 5 آمده بود و میزان صرفه جویی و مشکلات تراز پرداختها را در نظر نگرفته بود.
ص: 514

آنقدر بحرانی نیست که بتواند به نتیجه گیری همه جانبه در مورد کمبود در بازار نفتی بینجامد. ولی اگر

کشورهای کمونیستی بتوانند از وارد کردن نفت خودداری نمایند، فشار تقاضای پیش بینی شده بر

تولیدات نفت در مورد هریک از ترکیبات عرضه اوپک و تقاضای سازمان همکاری و عمران اقتصادی

مدت یک سال به تعویق خواهد افتاد.

برای به آزمایش گذاشتن حساسیت این نتایج نسبت به تحولات مربوط به عرضه انرژی غیرنفتی و

صرفه جویی، ما سناریوهای پایه ای تقاضای انرژی سازمان همکاری و عمران اقتصادی را در سال 1985

معادل 5/2 درصد، 5 درصد و 10 درصد کاهش دادیم (که در سالهای 85-1978 به صورت خطی

افزایش یابند).(1)

اولین کاهش سبب می شود که در میزان تقاضای آمریکا در مورد وارد کردن نفت به مقدار 2 میلیون

بشکه در روز کاهش پیدا شود که این امر را وزارت انرژی نیز به دنبال قانون و مقررات پیشنهادی آمریکا یا

به خاطر برنامه هایی با تأثیر مساوی در تمامی دیگر نقاط سازمان همکاری و عمران اقتصادی محتمل

می داند. کاهش دوم هر دو نتیجه را به دست می دهد. سومین کاهش خطاهای بزرگتری را در پیش بینی

تقاضای انرژی و نفت پدید می آورد. با درنظر گرفتن 10 درصد کاهش شدید، می توان گفت که از میزان

تقاضای نفتی سازمان در سال 1985 روزانه 10 تا 7/10 میلیون بشکه کم می شود و تقاضای جهان برای

نفت اوپک را فقط به میزان 6/31 تا 3/34 میلیون بشکه در روز براساس فرضیات مربوط به تولید

ناخالص کاهش می دهد.

اگر کاهش 5/2 درصد درنظر گرفته شود، دوران پرخطر مشکل نفتی تا سال 85-1983 مدت یک

سال به تأخیر خواهد افتاد. در واقع، براساس این فرضیه صرفه جویی جایگزینی یعنی ترکیب رشد

اقتصادی کمتر و عرضه بیشتر اوپک، بروز کمبودهای بازار نفت به سال 1986 موکول می گردد. ولی

درصد کاهش تأخیر بیشتری را ایجاد می نماید، حتی اگر فشارهای تقاضا برای نفت تا سال 1985 به

حدود یک میلیون بشکه نفت در روز از تولیدات نفتی تحت کلیه ترکیبات سناریوهای ما بجز ترکیب تولید

بالای اوپک و رشد پایین سازمان همکاری و عمران اقتصادی، نزدیک شود، 10 درصد کاهش نیز سبب

می شود که جهان تا سال 1985 با مشکل نفتی روبرو نشده، مگر آنکه تولید نفت اوپک در سطح پایین و

میزان رشد در سطح بالای دامنه پشنهادی ما باشد.

چند عامل می تواند خطر مشکل نفتی را در نیمه اول سالهای 1980 از میان بردارد، که عبارتند از:

* در سالهای 85-1978 میانگین رشد تولید ناخالص ملی کشورهای عضو سازمان همکاری و

عمران اقتصادی باید کمتر از 7/3 درصد در سال باشد، یا؛

1- خطاهای مستقل در پیش بینی عرضه و تقاضای انرژی بدون اینکه بر احتمال کمبود عرضه نفت اوپک تأثیر بگذارند از بین می روند. برای ارزیابی از بین رفتن این خطاها ٬ ما احتمال کمبود نفت اوپک در سال 1985 را با درنظر گرفتن پنج شرط محاسبه کردیم. یعنی: (الف) شکاف بین عرضه و تقاضای اوپک به 11 متغیر مختلف بستگی دارد که عبارتند از تقاضای انرژی ٬ تولید نفت و منابع انرژی غیر نفتی سازمان همکاری و عمران اقتصادی ٬ عرصه و تقاضای نفتی دیگر کشورهای پیشرفته ٬ کشورهای روبه رشد غیراوپک٬ کشورهای کمونیست و کشورهای اوپک٬ (ب) بهترین حدس در مورد هریک از 11 متغیر در رابطه با برآورد حد وسط ٬ (ج) هر برآورد تابع نوعی خطا است ٬ (د) حد خطای هر برآورد یک متغیر تصادفی در توزیع نرمال با میانه صفر و انحراف معیاری معادل 10 % برآورد می باشد ٬ و (ه) حدود 11 خطا مستقل هستند. حتی با درنظر گرفتن چنین وسعتی برای خطای برآوردها ٬ احتمال بروز کمبود نفت اوپک در سال 1985 به میزان 74 درصد وجود دارد.
ص: 515

* کویت و ابوظبی باید محدودیتهای تولیدی فعلی را از بین ببرند، عربستان سعودی نیز باید

محدودیت عملیاتی را از میان بردارد و اقدام به سرمایه گذاریهای جدید سنگینی بنماید، ایران در برنامه

تزریق کار موفق شود و عراق نیز بیشترین مقدار مورد پیش بینی ما را تولید نماید، یا؛

* کشورهای مصرف کننده نفت بایستی انگیزه های جدیدی برای ساخت تجهیزات صرفه جویی کننده

انرژی، ساخت ماشین آلاتی که انرژی را به صورت مفیدتری مصرف نمایند، بازگشت سریعتر سرمایه

کارخانجات اتومبیل سازی و افزایش در استفاده از انرژی غیرنفتی، ابداع نمایند. این صرفه جوییها بایستی

سبب شود که در رابطه مصرف انرژی و تولید ناخالص ملی کاهش معادل 5/1 درصد در سال، و به همان

سرعتی که در سالهای 76-1974 پدید آمد، بوجود آید.

* و یا رشد اقتصادی کندتر و صرفه جویی انرژی خیلی بیشتر از آن چیزی باشد که اکثر پیش بینی

کنندگان اظهار می دارند و سیاستهای نفتی اوپک نیز گسترش بیشتری پیدا کنند.

ضدفشارها

فشارهای سیاسی و اجتماعی موجود ر کشورهای مصرف کننده در خیلی از موارد در جهت عکس

تحولاتی است که کمبودهای بازار نفت را کاهش می دهند. مثلاً در حالی که سه سال پس از آخرین بحران

اقتصادی میزان بیکاری 16 میلیون نفر است، به دولتهای عضو سازمان همکاری و عمران اقتصادی فشار

وارد می شود، تا میزان رشد اقتصادی را بالا ببرند. مجموعه ای از انتخابات ملی که برای سالهای 1980 و

1981 در نظر گرفته شده اند تمایل به افزایش قیمتها تا سطح مطلوب را تقویت می نمایند. گرچه میزان

تحمل عموم در رابطه با بیکاری چندان مشخص نیست، ولی بدون شک معلوم نیست که بسیاری از

رأی دهندگان واقعیت مشاغل کمتر در کوتاه مدت را بپذیرند، تا از کاهش روند اقتصاد متکی به نفت در

اواسط سالهای 1980 دور بمانند.

در همین حال، عرضه اضافی نفت در نتیجه جریانهای جدید نفت آلاسکا و دریای شمال در زمانی که

میزان تقاضا پایین است و صنعت زغال سنگ نیز به خاطر کاهش تقاضای جهانی فولاد بیش از این

نمی تواند تولید نماید، سبب شده است که مردم و حتی در بعضی موارد دولتها فرارسیدن مشکل نفتی را باور

ننمایند. همین مسائل سبب می گردد که در مورد انرژی سیاست های بهتری اتخاذ نگردد و سبک زندگی

نیز تغییری نیابد. و در بسیاری از کشورها نحوه سرمایه گذاری با سرعت کند و با به تعویق انداختن عرضه

روشها و ماشین آلات تولیدی با صرفه تر از نظر مصرف انرژی برخلاف منافع حاصله از صرفه جویی

اساسی عمل می نماید.

تأثیر افزایش احتمالی قیمت

در صورتی که سیاستهای دولتی در کشورهای پیشرفته سبب شود که در موقع کندی رشد عرضه نفت،

تقاضا بالا برود، قیمت نفت و تدریجا دیگر اشکال انرژی بشدت بالا خواهد رفت. در کوتاه مدت بار

سنگین تطابق با قیمتهای بالاتر بر رشد اقتصادی تأثیر گذاشته و فشار خواهد آورد. افزایش واقعی

قیمتهای انرژی به چند طریق زیر، رشد تولید ناخالص ملی را کاهش و میزان بیکاری را افزایش خواهد

داد.

ص: 516

* افزایش قیمت انرژی سبب می شود که درآمد از عرضه نفت اوپک و تقاضا برای آن مصرف کنندگان

به تولیدکنندگان انرژی انتقال یابد که آنها نیز احتمالاً منابع مالی در دسترس خود را فورا مصرف نخواهند

کرد. کاهش حاصله در درآمد هر کشور نیز امری بحرانی به حساب می آید، چون کشورها در رشد دادن

اقتصاد خود به واردات دیگران متکی هستند.

* افزایش قیمتهای نفت یکی از ضرایب تولیدی (نفت) را محدود کرده، نیروی تولیدی اقتصاد جهانی

را کاهش می بخشد. بنابراین حتی اگر دولتها تلاش کنند تا تأثیرات کاهش تقاضا به خاطر قیمتهای بالاتر

نفت را خنثی نمایند، تولید ناخالص ملی، همچنان کمتر و تورم بیشتر از آنی خواهد شد که در صورت رشد

سریعتر تولیدات نفتی به وقوع می پیوست.

* بعضی از دولتها از سیاستهای تحدیدی اقتصادی پیروی می کنند به این منظور که در کسری

پرداختهای خارجی و تورم حاصله از افزایش قیمت انرژی تقلیل ایجاد نمایند. گرچه تصمیم گیرندگان

آگاهند که این گونه اقدامات به دنبال افزایش قیمتها در سالهای 74-1973 سیر نزولی فعالیتهای

اقتصادی را وخیم تر کرد، ولی عکس العمل امروز آنها نیز چندان متفاوت نخواهد بود، چون بسیاری از

کشورهای صنعتی اکنون بدهیهای خارجی عظیمی را دارا می باشند. به هرحال، در بازاری که کمبود نفت

بسیار شدید است، تلاش برای از بین بردن تأثیر افزایش قیمت بر تولید ناخالص ملی، راه را برای افزایش

بعدی قیمتها هموار می سازد.

به دنبال افزایش قیمت نفت در سالهای 74-1973 جهان پیشرفته از عمیق ترین بحران پس از جنگ

لطمه دید. کاهش رشد با تورم دو رقمی و وخیم تر شدن موضع تجاری بین المللی کشورهای صنعتی همراه

بود. بین سالهای 1973 و 1975، رشد تولید ناخالص ملی سازمان همکاری و عمران اقتصادی 8 درصد

کاهش یافت. ولی قیمت کالاهای مصرفی 30 درصد افزایش یافت. گرچه چهاربرابر شدن قیمت نفت به

دنبال تحریم نفتی تنها عامل مؤثر نبود، ولی تأثیر متعاقب آن بر نحوه عملکرد منفی اقتصادی بسیار زیاد

بود. طبق محاسبات ما در حال حاضر هر 10 درصد افزایش در قیمت نفت خام معادل نیم درصد از نرخ

رشد اقتصادی سازمان همکاری و عمران اقتصادی می کاهد و کمی بیش از آن (5/0درصد) به نرخ تورم

می افزاید. افرایش قمیتها به این میزان در زمان حال با 60 درصد افزایش قیمت نفت اوپک در زمان تحریم

نفتی برابر است، چون در حال حاضر نفت در فعالیتهای اقتصادی و علی الخصوص در ساختار قیمت تمام

شده مصنوعات کارخانجات نقش مهمتری را بر عهده دارد.

تصمیمات اوپک پیرامون قیمت گذاری

همان طور که قبلاً گفتیم، تجزیه و تحلیل اساسی ما فرض را بر آن قرار داده است:

* در سالهای 85-1977 قیمت واقعی و نهائی انرژی در کشورهای اروپای غربی، ژاپن و کانادا ثابت

خواهد ماند.

* در سالهای 85-1977 قیمتهای واقعی و نهائی انرژی در آمریکا سالانه 5/2 درصد افزایش

خواهد یافت.

* قیمت واقعی صادرات نفتی اوپک در سالهای 85-1979 ثابت خواهد ماند.

در پیش بینی های ما قیمتهای واقعی و نهائی انرژی و تولید ناخالص ملی واقعی، تعیین کننده تقاضا

ص: 517

برای نفت اوپک می باشند. قیمت واقعی نفت اوپک نیز به نوبه خود قیمتهای واقعی و نهائی انرژی را

مشخص می نماید. قیمتهای واقعی نفت از سال 1976 به بعد کاهش یافته اند، ولی اطلاعات ناچیز موجود

حاکی از آن است که قیمتهای نهائی انرژی در کشورهای مصرف کننده در نتیجه افزایش مالیات

محصولات انرژی و قیمت انرژی غیرنفتی ثابت مانده و یا افزایش می یابد. بنابراین فرضیات ما در مورد

قیمتهای واقعی ثابت و نهائی برای انرژی در کشورهای صنعتی در خلال مدتیکه قیمت واقعی نفت اوپک

کاهش می یابد، منطقی به نظر می رسد. درنتیجه، افزایش رسمی قیمت نفت اوپک اگر آنقدر باشد که بتواند

قدرت خرید هر بشکه نفت صادر شده را به سطح سال 1976 اعاده نماید، قیمت نهائی انرژی در

کشورهای مصرف کننده را نیز افزایش خواهد داد، مگر آنکه این کشورها میزان مالیاتها را پایین آورده و یا

اقدامات جبران کننده دیگری انجام دهند.

در داخل اوپک فشارهای زیادی برای افزایش دادن قیمت واقعی نفت به وجود آمده است. مازاد

حساب جاری تلفیقی کوچک (برای تمام اعضاء) در حال کاهش می باشد. (به جدول 12 نگاه کنید)

اعضای اوپک دریافته اند که علت کاهش قیمتهای نفت در سالهای 78-1976 (الف) افزایش ناچیز یا

عدم افزایش در قیمتهای رسمی نفت، (ب) افزایش قیمتهای صادراتی از طرف تولیدکنندگان اوپک، (ج) و

کاهش اخیر ارزش دلار بوده است. در سال 1978 ما حدس می زنیم که در میانگین قیمت واقعی نفت

نسبت به قیمتهای سال 1976 معادل 8 درصد کاهش پدید خواهد آمد. در همان حال، تعدادی از

کشورهای اوپک مانند نیجریه، اکوادور، الجزائر و ونزوئلا به درآمد بیشتری نیاز دارند تا بتوانند نیاز

وارداتی خود را در مورد برنامه های عمرانی جاه طلبانه برآورده سازند.

جدول 12

بنابراین اوپک می تواند با وجود کسادی بازار نفت، قیمت نفت خود را بالا ببرد، و این کارتل نفتی

خواهد توانست با کاهش مشترک اعضاء در تولید به صورت سهمیه ای از قیمتهای افزایش یافته حمایت

نماید و در عین حال به میزان درآمدهای خود بیفزاید. اگر اوپک تصمیم بگیرد که با نرخی بیشتر از نرخ

تورم جهانی قیمتهای نفت خود را افزایش دهد، افزایش در قیمتهای واقعی نفت موجب خواهد شد که

صرفه جویی شدیدتری در پیش گرفته شود. اگر دولتها نتوانند مانع از تأثیر هزینه های فزاینده انرژی بر

تولید ناخالص ملی شوند، افزایش قیمت واقعی نفت اوپک با کاهش دادن رشد اقتصاد جهانی موجب

پایین آمدن تقاضای نفتی خواهد گردید. کاهش تقاضا نیز مدت پیدایش بحران شدید در بازار نفتی را به

تعویق خواهد انداخت و فشار نفت بر رشد اقتصادی هرگز خود را به صورت آشکار نشان نخواهد داد.

البته یک خسارت در چند سال آینده احتمالاً بیکاری فزاینده خواهد بود تا مورد دیگری.

پیش بینی پیدایش کمبود نفت نیز می تواند در چند سال آینده منجر به پیش بینی افزایشهایی در قیمت

واقعی اوپک گردد. اگر اوپک یک بازار وخیم و مواجه با کمبود را پیش روی ببیند، ممکن است تصمیم

بگیرد که قبلاً قیمتها را بالا ببرد تا تأثیر آنها بر اقتصاد جهان تدریجی باشد. یک سری افزایش قیمت واقعی

معتدل پی درپی و پیش بینی شده، تأثیر تدریجی ولیکن متراکم ضدتورمی بر اقتصاد جهان خواهد گذاشت.

به ترتیب دیگری، اگر آگاهی جهان در مورد مسائل محتمل الوقوع گسترش یابد فشارهای ناشی از احتکار

ص: 518

نیز به خودی خود در چند سال آینده ممکن است باعث بالا بردن قیمتها شوند. در صورتی که تا اوائل

سالهای 1980 قیمت واقعی نفت اوپک ثابت بماند، با شروع پیشی گرفتن تقاضا بر تولید و عرضه نفت،

یک ترقی سریع و ناگهانی در قیمتهای نفت می تواند به وجود آید.


نتیجه گیری پایانی

نتیجه گیری پایانی

فشار نفتی به هر صورتی که اعمال گردد، اکثر کشورها در انتقال به جوامع غیرمتکی به نفت دچار

مشکلات فراوانی خواهند شد. در کوتاه مدت برنامه های زمانی برای پروژه های عمرانی، میزان سرمایه، و

حتی فرامین دادگاهها و سبک زندگی بر نحوه و وسعت تصمیم گیریها محدودیتهایی ایجاد می کنند.

سیاستهایی که قادرند تقاضای نفتی را کاهش دهند احتمالاً با سیاستهایی که هدف آنها ایجاد کار بیشتر و

کاهش تورم است و نیز با نگرانیهای مربوط به حفاظت محیط زیست در تضاد می باشند. چون برقراری

تعادل در عناصر مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بسیار سخت و شدید است. تصمیماتی که

سیاستمداران در خلال چند سال آتی مجبور به اتخاذ آن می باشند ابعاد جدیدی از خطرات را دربر

خواهند داشت.

بسیاری از افراد دفتر تحقیقات اقتصادی در تهیه این رساله ما را یاری داده اند. از نقطه نظرها و سؤالات

استقبال می شود و لطفا آنها را برای شعبه انرژی بین المللی شماره 5804-351 بفرستید.


ضمیمه الف: متدولوژی

ضمیمه الف

متدولوژی (روشها، قوانین، فرضیات و نظامات حاکم بر این تحقیق علمی م)

اطلاعات پایه مربوط به انرژی سازمان همکاری و عمران اقتصادی

در تدوین سری تقاضاهای انرژی آمریکا، ژاپن، اروپای غربی و کانادا، ما در جایی که امکان داشته از

منابع اصلی اطلاعات استفاده کرده ایم. در اکثر موارد اطلاعات اولیه به صورت واحدهای اصلی انرژی

گزارش شده است (واحد مربوطه) که ما آنها را به یک واحد یکسان یعنی معادل نفتی یک میلیون بشکه در

روز تبدیل کردیم. (به جدول الف 1 نگاه کنید) این تبدیل واحد به میلیون بشکه در روز سبب می گردد که

تقاضای نفتی که مهمترین عنصر تقاضای انرژی آمریکا محسوب می گردد، بدون توسل به تبدیل، محاسبه

شود.

اطلاعات ما در مورد تقاضای انرژی با اطلاعات مشابه جمع آوری شده توسط دیگر تحقیق کنندگان

تفاوت دارد. این اختلافات به ترتیب کاهش میزان اهمیت به شرح زیر می باشند:

* سرّی تقاضاهای ما به جای مجموع اطلاعات در مورد استفاده نهائی از انرژی توسط هریک از

بخشهای مصرف کننده انرژی، مجموعه ای از کل اطلاعات تولید و مبادله مربوط به هر سوخت به طور

منفرد می باشد.

* در برآورد مصرف نفت، انبارهای ذخیره نفت واحدهای دریایی را نیز درنظر گرفته ایم.

* برآورد ما در مورد مصرف نفت آمریکا شامل محصولات حاصله از جریان تولید (با پالایش) نفت

نمی گردد.

ص: 519

* برای اندازه گیری برق تولیدی توسط منابع ژئوحرارتی، هسته ای و هیدرو از یک واحد میانگین

حرارتی استفاده کرده ایم (که معادل میلیون بشکه نفت در روز می باشد).

* در مورد گاز طبیعی کانادا از اطلاعاتی استفاده کرده ایم که با تعریف آمریکا در مورد گاز تولیدی

قابل فروش در بازار منافات نداشته باشد.

(جدول الف 1)

* جهت جلوگیری از تجدیدنظر در اطلاعات تشریح نشده و یا ناقص موجود در یک سری اطلاعات

منتشره مربوط به تقاضا برای انرژی در زمانهای مختلف، به منابع اطلاعاتی اولیه تکیه کرده ایم.

* ما از اطلاعات انرژی ژاپن براساس سال تقویمی به جای سال مالی استفاده کرده ایم.

* به جای تولید خالص برق تولید ناخالص آن را گزارش نموده ایم.

* از ضرایب تبدیلی متفاوت برای سوختها و کشورهای مختلف استفاده کرده ایم تا تقاضای انرژی را

به معادل نفتی آن یعنی میلیون بشکه در روز تبدیل نماییم.

برای برآورد قیمتهای نسبی انرژی آمریکا، ژاپن، اروپای غربی و کانادا، برای هریک از چهار منطقه

یک سری قیمتهای مصرف کننده نهائی انرژی به وجود آوردیم و پس از آن این قیمتها را با استفاده از

عوامل جلوگیری از رشد تولید ناخالص ملی به دلار با نرخ تسعیر ثابت تبدیل کرده ایم. سری قیمتهای

مصرف کننده نهائی میانگینهای محاسبه شده قیمت انواع مهم انرژی از قبیل سوختهای جامد، نفت

تولیدی، گاز طبیعی، و برق به شمار می آیند. این میانگین ها سهمی از مصرف کلی انرژی می باشند.

قیمتهای مهمترین انواع انرژی، میانگین قیمتهایی است که توسط مصرف کنندگان انرژی پرداخت می گردد.

(به جدول الف 2 نگاه کنید)

مطالعات دیگر در مورد تقاضای انرژی در کوتاه مدت و درازمدت به برآورد بالاتری از کشش قیمتها

نسبت به تحقیقات ما دست یافته اند. تحلیل ما پیرامون علتهای احتمالی این تفاوتها و اختلافات نشان

می دهد که منبع مهم تولید اختلاف، انتخاب زمان تاریخی خاص به عنوان پایه برآوردها می باشد. اکثر

برآوردهای دیگر در مورد زمانهای قبل و تا سال 1973 انجام گرفته، در حالی که ما در ارائه برآوردهای

خود از اطلاعات مربوط به سالهای 76-1974 استفاده کرده ایم. دوره زمانی انتخابی تفاوت زیادی را در

زمینه نتایج حاصله پدید می آورد. به طور مثال برآوردهای ما در مورد کشش قیمت برای تقاضای انرژی

کوتاه مدت و درازمدت آمریکا با استفاده از اطلاعات مربوط به سالهای 76-1961 به ترتیب عبارت

است از 075/0- ، 020/0- با استفاده از معادلات مشابه، برآوردهای مربوط به سالهای 73-1961

کشش قیمت کوتاه مدت و دراز مدت معادل 095/0- و 268/0- را نشان می دهد، ولی برآورد مربوط به

سالهای 72-1961 کشش قیمت کوتاه مدت و درازمدت 334/0- و 11/0 را به دست می دهد.

جدول الف 2

ص: 520

پیش بینی های مربوط به تقاضای انرژی سازمان همکاری و عمران اقتصادی

برای پیش بینی تقاضای انرژی سالانه این سازمان تا پایان سال 1985 چهار مرحله را در مدنظر قرار

داده ایم:

* در مورد تولید ناخالص ملی واقعی و قیمتهای انرژی، سناریوهای آتی را درنظر گرفته ایم. در این

رابطه از دو سناریوی قابل جایگزینی برای تولید ناخالص ملی استفاده کرده ایم. اطلاعات تاریخی مربوط

به رشد تولید ناخالص ملی در جدول الف 3، و سناریوهای مربوط به آینده در جداول الف 4 و الف 5

نشان داده شده است. در رابطه با قیمتهای نسبی انرژی، ما فرض را بر آن قرار داده ایم که پس از سال

1977، در قیمتهایی انرژی آمریکا سالانه 5/2 درصد افزایش به وجود خواهد آمد. قیمتهای واقعی انرژی

در نقاط دیگر ثابت فرض شده است. سناریوهای مربوط به تولید ناخالص ملی و قیمتهای انرژی

پیش بینی نمی باشند، بلکه برای برآورد زمانی که عوامل بازار سبب بالا رفتن قیمت نفت اوپک می شود به

کار خواهند رفت.

* در مورد آمریکا، ژاپن، اروپای غربی و کانادا نیز معادلاتی در زمینه تقاضای انرژی آنها تهیه

کرده ایم. در ذیل به شرح مفصل این معادلات پرداخته خواهد شد. در استفاده از معادلات جهت پیش بینی

تقاضای انرژی، ما تأثیر روندهای مفروض قیمتهای انرژی و فعالیت کلی اقتصادی را نیز در نظر گرفته ایم؛

لیکن تأثیر لایحه سیاست انرژی و صرفه جویی آمریکا و دیگر سیاستهای انرژی ملی را که کاملاً بر تغییر

قیمت انرژی متکی نیستند، حذف کرده ایم.

* برای دخالت دادن تأثیر آتی لایحه سیاست انرژی و صرفه جویی آمریکا و دیگر تأثیرات غیرمرتبط

با قیمت بر تقاضای انرژی، ما پیش بینی های حاصله از معادلات تقاضا را کاهش دادیم. درصد کاهش

به طور مستقیم از صفر در سال 1977 به 5 درصد در سال 1985 افزایش می یابد. این برآورد کاهش یافته

پایه پیش بینی سیا در مورد تقاضای انرژی سازمان همکاری و عمران اقتصادی می باشد.

جدول الف 3، الف 4 و الف 5

* با جرح و تعدیل پیش بینی های مربوط به تقاضا در رابطه با لایحه سیاست انرژی و صرفه جویی

آمریکا و دیگر اقدامات توأم با صرفه جویی که با قیمت در ارتباط نمی باشند، در هریک از پیش بینی های

سالانه، جایی برای تقاضای نفتی لازم جهت تأمین برنامه های دولت در مورد ذخایر اضطراری باز

کرده ایم.

این اضافات و پیش بینی ها در مورد تقاضای نهایی انرژی در جدول الف 6 نشان داده شده است)

معادلات ما در مورد تقاضای انرژی بر دو فرضیه استوار است:

* در صورتی که در هریک از چهار منطقه ای که ما تقاضای انرژی آن را برآورد می نماییم، قیمتهای

انرژی ثابت بماند، بنابراین درصد تغییر در تولید ناخالص ملی منطقه تقریبا متناسب با تغییری است که در

تقاضای انرژی آن منطقه پدید می آید. این ضریب تناسب، که اغلب آن را حساسیت تقاضای انرژی باتوجه

به تولید ناخالص ملی می خوانند در رابطه با هر منطقه متفاوت است.

* درصد ناچیز تغییر در قیمتهای انرژی در یک سال در هر منطقه نشانگر درصد کاهش تقاضای

ص: 521

انرژی همان سال آن منطقه است. ضریب متناسب سال اول به عنوان کشش قیمت کوتاه مدت تقاضای

انرژی آن منطقه به حساب می آید. علاوه بر این، افزایش قیمت انرژی هر سال موجب می گردد که تقاضای

انرژی در سالهای بعدی کاهش یابد. تأثیر کلی افزایش قیمت بر تقاضا به وسیله کشش قیمت در درازمدت

اندازه گیری می شود.

از نظر ریاضی ما فرض می کنیم که تقاضای کلی انرژی هر منطقه در هر سال که ED(t) است، با تولید

ناخالص ملی واقعی هر منطقه یعنی GNP(t) و قیمت های انرژی در گذشته و حال یعنی P(t)، P(t-1)،

P(t-2)،... بستگی دارد. و نیز تقاضای انرژی ED(t) بر چند پارامتر تقریبی یعنی عامل ثابت AO، تقاضای

انرژی/ نوسان تولید ناخالص ملی A1 و کشش ها یعنی BO، B1، B2 و... بستگی داشته، و با تغییرهای

قیمت یعنی P(t)، P(t-1)، P(t-2) تطابق می نماید. کشش قیمتها فرضاً در طول این مدت یک سیر نزولی

هندسی را در پیش می گیرد. خصوصا اینکه، ما از حرف Lبرای نشان دادن ارزش صفر تا یک و از حرف B

برای نشان دادن پارامتر منفی برآورد استفاده کرده ایم، یعنی BOنتیجه حاصل ضرب B در L به توان صفر

است، و B1=B.(L1(، B2=B.(L2(، والخ.

بنابراین لگاریتم طبیعی تقاضای انرژی (InED(t)) را می توان به صورت زیر نوشت:

1nED(t) = 1nAO + Al.LnGNP(t) + BL1nP(t) + BL11InP(t-1) + BL21nP(t-2) + ....

بنابراین

(L)1nED (t-1) = (L) 1nAO = (L) (A1LnGNP(t-1)) + BL1nP(t-1) + BL21nP(t-2) +

BL31nP(t-3) +...

جدول الف 6

با درنظر گرفتن اختلاف بین این دو معادله و ترتیب عنوانی آنها، می توانیم شکل کلی معادلات تقاضای

انرژی خود را به دست آوریم:

1nED(t) = (1-L)InAO + A1LnGNP(t) -(L) (A1LnGNP (t-1) + B1nP(t) + (L)1nED(t-1).

برآوردهای ما در مورد پارامترهای معادله تقاضا در جدول الف 7 نشان داده شده است.

اگر از این برآوردها برای پیش بینی تقاضای انرژی در گذشته استفاده می کردیم، پیش بینی ها صحیح

می بودند و برای هریک از چهار منطقه سازمان همکاری و عمران اقتصادی 4+ درصد و برای کل

کشورهای این سازمان معادل 3+ درصد می بود. (به جدول الف 8 تا الف 12 نگاه کنید).

پیش بینی های جایگزین تقاضای انرژی سازمان همکاری و عمران اقتصادی

تغییرات جزئی در پارامترهای معادله تقاضا می تواند موجب بروز اختلافات بزرگ در پیش بینی

تقاضای انرژی بشود. معادله تقاضای انرژی آمریکا مثال خوبی در این مورد است. برآورد ما در مورد

نوسان انرژی و تولید ناخالص ملی آمریکا معادل 1/1 می باشد. حال اگر به جای آن تنها از رقم 0/1

استفاده کنیم و کشش قیمت در کوتاه مدت و دراز مدت را نیز تا حدودی افزایش دهیم (یعنی نقش تولید

ناخالص ملی را کم اهمیت و نقش قیمت را در تعیین تقاضا پراهمیت بدانیم) منتج به یک معادله تجدیدنظر

ص: 522

شده تقاضا با اندکی کارایی بهبود یافته در آزمایشات تاریخی یعنی طی یک دوران 15 ساله (76-1962)

می شود. ولی این بهبود به سالهای 1960 یعنی زمانی که قیمت انرژی دائما رو به کاهش بود و بافت

اقتصادی و تکنولوژی کمترین تشابه را هم با بافت امروزی نداشت، می گردد. در سالهای 76-1974 یعنی

زمانی که تأثیرات افزایش فاحش قیمت نفت در سالهای 74-1973 و افزایشهای تدریجی بعدی تجربه

می باشد، و افزایشهای تدریجی بعدی تجربه می شد، معادله مورد تجدید نظر واقع شده در پیش بینی

تقاضای انرژی از آن معادله ای که ما انتخاب کرده ایم دقت کمتری دارد. علاوه بر این، معادله مزبور

براساس سه سال تجربه به نظر می رسد که انحرافی دائمی به سمت پایین داشته باشد (منحنی)، در حالی که

معادله منتخب ما نتایج واقعی را نشان می دهد. (به جدول الف 13 نگاه کنید).

پیش بینی های مربوط به کشورهای غیرکمونیستی، خارج از سازمان همکاری و عمران اقتصادی

ما رابطه تاریخی بین فعالیت اقتصادی را با استفاده از تولید ناخالص داخلی و مصرف نفت اندازه گیری

شده برای ده کشور روبه رشد مصرف کننده نفت برآورد کرده ایم که عبارتند از: استرالیا، اسرائیل، نیوزیلند،

افریقای جنوبی و دیگر کشورهای رو به رشد غیراوپک به طور گروهی. (به جدول الف 14 نگاه کنید).

نوسانات نفت بر تولید ناخالص داخلی در هریک از گروهها در سالهای 73-1960 محاسبه شده است

مصرف نفت از سال 1977 براساس نوسانات تاریخی و فرضیات در مورد سطوح و رشد آتی تولید

ناخالص ملی پیش بینی شده است. در اکثر موارد، نرخهای رشد تقریبا برابر با چهار پنجم تاریخی آن

می باشد. در مورد مکزیک از برآوردهای کمپانی پمکس در مورد مصرف نفت استفاده کرده ایم.


ضمیمه ج: جزوه «بازار نفت تا پایان سال 1985» در مقایسه با جزوه...

ضمیمه ج

جزوه «بازار نفت تا پایان سال 1985» در مقایسه با جزوه «اوضاع انرژی بین المللی: نگرشی

بر سال 1985»

این ارزیابی اساسا به یک نتیجه گیری مشابه با آخرین گزارش منتشر شده ما درباره این موضوع دست

می یابد. (10240 اوضاع انرژی بین المللی: نگرشی بر سال 1985، طبقه بندی نشده، آوریل1977).

معذلک بین این دو گزارش چند تفاوت وجود دارد. یکی از مهمترین این تفاوتها این است که ارزیابی

کنونی، با عربستان سعودی به عنوان یک تولیدکننده اضافی که کمبودها را تأمین نماید برخورد نمی کند.

در مطالعه آوریل 1977، سطح تولید اوپک جهت تأمین تقاضای نفتی غیرکمونیستی بروشی مشابه

آنچه که در ارزیابی کنونی مورد استفاده قرار گرفت پیش بینی شد. در آنجا فرض بر این قرار داده شده بود

که همه کشورهای اوپک به استثناء عربستان سعودی با ظرفیتی تولید خواهند کرد که تقاضا برای نفت را

برآورده سازند و از عربستان سعودی خواسته شد، تا نفت باقیمانده را تولید نماید تا در بازار نفتی تعادل

پدید آورد. این میزان نفت که بین 19 تا 23 میلیون بشکه در روز در مطالعه آوریل 1977 برآورد شده بود،

نوعی پیش بینی در مورد تولید نبود، و مطالعات پیشین نیز حاکی از آن بود که تولید در چنین سطوحی

شدیدا غیرمحتمل می باشد.

تفاوت دوم بین این دو گزارش این است که در معادلات پایه تقاضای انرژی ارزیابی کنونی به طور

ساده یک شرط قیمت نیز درنظر گرفته شده است. لیکن در گزارش قبلی، تمام صرفه جوییهایی که انگیزه

ص: 523

آنها قیمت بود براساس قضاوت برآورد شده بود. جزئیات تطبیقی در این خصوص که چگونه به

پیش بینی های مربوط به تقاضای انرژی سازمان همکاری و عمران اقتصادی دست یافته شده را می توان

در ضمیمه الف و صفحات 4 و 5 گزارش آوریل 1977 رؤیت نمود.

نکته آخر اینکه، البته تفاوتهای بسیاری بین پیش بینی های مربوط به ارزش ضرایب متعدد عرضه و

تقاضای نفتی وجود دارد. لیکن اکثر این تفاوتها بسیار جزئی و در بعضی از موارد قابل اغماض می باشند.

(به جدول نگاه کنید).

مهمترین تجدیدنظرهای ما در این پیش بینی از زمان گزارش آوریل 1977 عبارتند از:

* کاهش میزان تقاضای انرژی سازمان همکاری و عمران اقتصادی به خاطر پایین آمدن انتظارات در

مورد رشد تولید ناخالص ملی واقعی در سالهای 85-1978

* کاهش عرضه زغال سنگ سازمان همکاری و عمران اقتصادی در نتیجه دورنمای مأیوس کننده

صنعت زغال سنگ آمریکا

* کاهش رشد واردات خالص نفتی کشورهای کمونیستی

* کاهش پیش بینی های مربوط به ظرفیت تولیدی اوپک و عربستان سعودی


ضمیمه د: تقاضای جهان برای نفت اوپک پیش بینی ها و فرضیات تطبیقی

ضمیمه د

تقاضای جهان برای نفت اوپک پیش بینی ها و فرضیات تطبیقی

ما پیش بینی های خود را در رابطه با تقاضا برای نفت اوپک با پیش بینی های دیگر محققین مورد

مقایسه قرار داده ایم. این مقایسه ها (به جدول د الف نگاه کنید) نشانگر تغییر قابل ملاحظه ای در تقاضا

برای نفت اوپک در سال 1985 می باشد و دامنه آن را از 3/38 میلیون بشکه در روز پیش بینی شده توسط

کمپانی نفتی D تا 3/46 میلیون بشکه در روز یعنی بالاترین پیش بینی توسط آژانس بین المللی انرژی

ادامه می یابد. پیش بینی های ما در مورد تقاضا برای نفت اوپک در سناریوهای رشد سازمان همکاری و

عمران اقتصادی نیز در همین حدود واقع می شوند. بخش اعظم تغییرات موجود در مورد پیش بینی تقاضا

ناشی از اختلافات موجود در فرضیات مبنائی است. معذالک مهمترین عامل مشکل کننده مقایسه این

است که واحدهای اندازه گیری مختلف تقاضای انرژی توسط گروههای پیش بینی کننده مختلف مورد

استفاده قرار گرفته است. ما پیش بینی های تقاضای انرژی را تنها زمانی در واحدهای فیزیکی مورد

مقایسه قرار داده ایم که مشکلات مربوط به تعریف، اندازه گیری و تبدیل در حداقل باشند که مثال مربوط به

این مورد، تقاضای وارداتی نفت و تقاضای جهان برای نفتاوپک می باشد. در صورتی که این مشکلات

مهم باشند، مانند اندازه گیری و تعیین کل تقاضای انرژی، ما درصد افزایشهای مورد استفاده در پیش بینی

تقاضا را نشان داده ایم.

تغییر پیش بینی های مربوط به تقاضا برای نفت اوپک را می توان به شرح زیر تحلیل نمود: (الف)

فرضیات مربوط به رشد اقتصادی، (ب) فرضیات مربوط به صرفه جویی، (ج) فرضیات مربوط به عرضه

غیرنفتی، و (د) برآورد مبادله نفتی خالص کشورهای کمونیستی.

ص: 524

رشد اقتصادی و صرفه جویی

اکثر پیش بینی کنندگان نرخهای رشد اقتصادی سازمان همکاری و عمران اقتصادی موجود در دو

سناریوی ما و سازمان بین المللی انرژی و سازمان اطلاعات انرژی را نزدیک به، یا در بالاترین حد

برگزیده اند. اختلافات موجود در مورد صرفه جویی سازمان همکاری و عمران اقتصادی ناچیز است، در

حالی که پیش بینی ما در مورد صرفه جویی امیدوارکننده می باشد. برخلاف آنچه که از جانب دیگر

پیش بینی کنندگان ارائه شده ما میزان صرفه جویی آمریکا را خیلی کم درنظر گرفته ایم. در هر حال

فرضیات ما در مورد حاصل صرفه جویی مستمر در دیگر نقاط سازمان همکاری و عمران اقتصادی پیش

از اینکه با فرضیات دیگران در مورد این نقاط که میزان صرفه جویی را کم و یا خیلی ناچیز در نظر

گرفته ایم، انحراف داشته باشد، در تضاد شدید با یکدیگر واقع می شوند.

تقاضای واردات نفتی سازمان همکاری و عمران اقتصادی

دیگر پیش بینی های مربوط به تقاضای واردات نفتی سازمان همکاری و عمران اقتصادی نیز در دامنه

پیش بینی های ما واقع می گردند. لیکن با دو سناریوی رشد بیشتر رابطه نزدیکتری دارند. این مسئله نه تنها

نشانگر تشابه در پیش بینی های مربوط به تقاضای انرژی می باشد، بلکه تشابه پیش بینی های مربوط به

تولید انرژی سازمان همکاری و عمران اقتصادی را نیز می رساند و اختلاف مربوط به منابع انرژی خاص

حالت متعادل کننده دارند. پیش بینی حداکثر ما در مورد تقاضای وارداتی آمریکا نه تنها نشان می دهد که

میزان صرفه جویی در آمریکا کم برآورد شده بلکه میزان تولید زغال سنگ آمریکا نیز در مقایسه با دیگر

پیش بینی کنندگان کمتر برآورد شده است.

مبادلات نفتی کمونیستی

فرضیات مختلف مربوط به تجارت خالص نفتی کشورهای کمونیستی یکی از منابع قابل ذکر

تغییردهنده پیش بینی تقاضای جهان برای نفت اوپک می باشد. ما و سازمان بین المللی انرژی برآورد

کرده ایم که در سال 1985 واردات خالص منطقه کمونیستی از نظر نفت معادل 5/2 میلیون بشکه خواهد

بود. سازمان بین المللی انرژی نیز نیاز وارداتی این کشورها را پیش بینی کرده است، لیکن به میزان کمتری

ولی پیش بینی های شرکت های نفتی حاکی از آن است که در تجارت نفتی کشورهای کمونیستی موازنه

وجود خواهد داشت و با صادرات خالص آنها نیز ادامه خواهد یافت.

تأثیرات این اختلافات

با درنظر گرفتن تشابه پیش بینی های متعدد در مورد تقاضا برای نفت اوپک، اختلافات موجود در

نتیجه گیریهای مطالعات مختلف در مورد توازن آتی عرضه و تقاضا حول پیش بینی های مربوط به

دورنمای عرضه و نفت اوپک دور می زند. در این مورد اتفاق نظر چندانی وجود ندارد. پیش بینی های

سازمان بین المللی انرژی مشابه پیش بینی های ما (37 میلیون تا 39 میلیون بشکه در روز تا سال 1985)

می باشد. پیش بینیهای شرکتهای نفتی از تولید اوپک عموما در حدود بالاتری هستند (44 تا 48 میلیون

بشکه در روز در سال 1985) این اختلافات احتمالاً ناشی از ماهیت سؤلاتی است که مطرح می شود

ص: 525

(یعنی آنچه که از نظر فنی ممکن است و از سیاستهای دولت میزبان چه نتایجی حاصل خواهد آمد)، و

ناشی از جوابهای مختلف به آن مسئله نیست. اختلافات مربوط به نقش کشورهای کمونیستی در رابطه با

نتیجه تجزیه و تحلیل های مختلف چندان مهم نیست، چون تأثیر یک جواب یا جواب دیگر بر مسئله

کمونیستها تنها قادر است مسئله کمبود را یک سال و اندی به تعویق اندازد.


ضمیمه ه: عرضه و مصرف انرژی در شوروی

ضمیمه ه

عرضه و مصرف انرژی در شوروی

مصرف انرژی

با استفاده از میزان رشد تولید ناخالص ملی فرضی 4 درصد در سالهای 80-1976 و 3 تا 5/3 درصد

در سالهای 85-1981 میزان مصرف انرژی شوروی را برای سال 1980 و 1985 پیش بینی کرده ایم. در

شوروی عموماً مصرف انرژی با سرعتی بیش از تولید ناخالص ملی افزایش یافته است و علت آن نیز

تأکیدی است که بر گسترش صنایع سنگین متکی به انرژی می شود. این افزایش در نسبت مصرف انرژی و

تولید ناخالص ملی واقعی علیرغم تغییر سریع شوروی از استفاده زغال سنگ به نفت و گاز ناشی شده است

چون نحوه سوخت آنها در مقایسه با زغال سنگ مؤثرتر می باشد. و علیرغم سرمایه گذاری همه جانبه در

ایجاد سیستمهای ارتقایی در جهت برقی شدن راه آهن که سبب بالا رفتن کارایی انرژی شده است، این

مصرف همچنان بالا رفته است. در مقایسه با اقتصادهای غربی، که تأکید صنایع بر انرژی از سال 1973

کاهش یافته است، در شوروی مصرف انرژی پس از سال 1973 با سرعتی بیش از سرعت رشد تولید

ناخالص ملی افزایش یافته است.

صرفه جویی انرژی در شوروی

به خصوص از سال 1975 که میزان صادرات انرژی شوروی برای کمک به بهبود د تراز مبادلات ارزی

این کشور افزایش یافت، شوروی به طور فزاینده ای نیازمند بالا بردن میزان کارآیی انرژی گشته است. در

دو سال گذشته اقداماتی چند در زمینه محدود کردن اختصاص سهمیه سوخت انجام گرفته و در موجودی

منابع سوخت نیز کاهش پدید آمده است و موقعیتهایی به وجود آمده که از اواسط سال 1976 کمبود

سوخت بعضی از مناطق گزارش شده است. اطلاعات اولیه 1977 نشانگر کاهش سریع مصرف انرژی به

3/3 درصد (رشد تولید ناخالص ملی نیز 3/3 درصد بوده است.) می باشد. شورویها در سال 1977

اقدامات شدیدی در زمینه صرفه جویی انجام داده اند و ما معتقدیم که آنها توانسته اند در زمینه کارایی

انرژی به موفقیتهایی مقطعی نائل آیند که در آینده امکان تکرار آن وجود ندارد.

در واقع مقداری از این صرفه جویی در زمینه سوخت از طریق کاهش اختصاص سهمیه سوخت

احتمالاً توانسته است، زمان ظهور مشکل را مدتی به تعویق اندازد. تاکنون در سال 1978 اقداماتی در این

زمینه انجام شده است که شامل دوبرابر کردن قیمت بنزین (که اصولاً یک اقدام سمبولیک می باشد) و آغاز

یک برنامه برای بهبود بخشیدن به راندمان طراحی موتور می باشد.

تا زمانی که اولویتهای صنعتی بر روی صنایع سنگین پرمصرف (انرژی) باشد، بهبودیهای آینده در

زمینه راندمان سوخت ناچیز خواهد بود. متخصصین انرژی شوروی از قبیل ان.وی.مالنیکف (یکی از

ص: 526

اعضای آکادمی علوم) و ام. آ. فیلنسکی در سال 1976 پیش بینی کرده اند که تا پایان سالهای 1980

مصرف انرژی شوروی سالانه 5/4 درصد تولید ناخالص ملی خواهد بود. در ماه دسامبر سال 1977، در

کنفرانس انرژی آمریکا و شوروی، به مقامات آمریکایی گفته شد که در برنامه های پنجساله 80-1976 و

85-1981 مصرف انرژی سالانه 4 تا 6 درصد افزایش خواهد یافت.

ما مصرف انرژی ی تی (؟؟) شوروی را براساس روابط گذشته (تاریخی) انرژی و تولید ناخالص ملی

پیش بینی کرده ایم و تا سال 1985 میزان صرفه جویی انرژی که تماما به صورت نفت باشد را 5/2 درصد

در نظر گرفته ایم. البته امکان صرفه جویی بیشتر وجود دارد. ولی برای دست یافتن به این امکان باید

اولویتهای صنعتی نیز تغییر یابد. لیکن در برنامه سال 1978 و نیز برنامه پنجساله 80-1976 اینگونه تغییر

اولویت مشاهده نشده است. در نتیجه ما پیش بینی می کنیم که رشد مصرف انرژی در سالهای 80-1976

کمی بیشتر از تولید ناخالص ملی (1/4 درصد نرخ میانگین سالانه) و در سالهای 85-1981 کمتر از

تولید ناخالص ملی (یعنی 2/3 درصد برای انرژی در مقایسه با 3 تا 5/3 درصد برای تولید ناخالص ملی

خواهد بود. نتیجه این است که در نیاز داخلی شوروی به انرژی از 2/21 میلیون بشکه در روز (معادل

نفتی) در سال 1976 به 7/24 میلیون بشکه در روز (معادل نفتی) در سال 1980 و 9/28 میلیون بشکه در

روز در سال 1985 افزایش پیدا شود.

پیش بینی های ما در مورد موازنه انرژی شوروی در رابطه با سالهای 1980 و 1985 در جدول ه 2

نشان داده شده است).

مانند تمام ترازهای پیش بینی شده دیگر، اینها نیز باید حکم شاخص را داشته باشند. روندها مشخص

است و ما کاملاً مطمئن هستیم که بازده نفتی شوروی تا سال 1985 به سطح 8 تا 10 میلیون بشکه کاهش

خواهد یافت. لیکن، نتیجه دقیق بسیاری از متغیرها از قبیل رشد اقتصادی، اولویت اقتصادی، برنامه های

صرفه جویی، و تولید منابع انرژی جایگزین، پیش بینی های مربوط به مبادله خالص نفتی را به شدت

نامطئمن می گرداند. آنچه ما پیش بینی کرده ایم، نتیجه قطعی موازنه انرژی شوروی براساس مفروضات

رشد تولید ناخالص ملی و بالاترین میزان بازده نفتی شوروی در بالاترین حد دامنه نتایج احتمالی

می باشد. با کاهش بازده نفت، رشد اقتصادی نیز قطعا ضربه خواهد خورد و منجر به کاهش در مصرف

انرژی خواهد شد.

این پیش بینی با پیش بینی های ارائه شده در مشکلات و دورنمای اقتصادی شوروی از دو نظر متفاوت

دارد. پیش بینی های مربوط به تقاضای انرژی و رشد اقتصادی مشابه هستند، لیکن میزان بازده انرژی

جایگزین به خصوص زغال سنگ بسیار کم است و در آنها از حداکثر پیش بینی میزان تولید نفت بجای حد

وسط در سال 1985 استفاده شده است.

پایین آوردن پیش بینی زغال سنگ اصولاً بر نحوه عملکرد نادرست صنعت زغال سنگ شوروی در

نیمه اول برنامه پنجساله 80 1976 استوار است. دورنما و مشکلات شوروی فرض را بر آن قرار داده بود

که شوروی خواهد توانست به هدف موردنظر خود در برنامه 1980 یعنی تولید زغال سنگ خام معادل

5/9 میلیون تن دست یابد، که میزان این تولید در سال 1975 معادل 701 میلیون تن بوده است. در فصل

اول سال 1978 میزان بازده 725 میلیون تن در سال بوده است و به همین دلیل ما پیش بینی می کنیم که

شوروی نخواهد توانست به هدف موردنظر سال 1980 دست یابد و میزان تولید 40 میلیون تن کمتر

ص: 527

خواهد بود و طبق پیش بینی های ما میزان تولید تا سال 1985 معادل 100 میلیون تن کمتر خواهد شد.

این منفی گرایی در مورد تولید زغال سنگ شوروی ناشی از بیانات وزیر زغال سنگ شوروی است که

در چند ماه گذشته پیش بینی خود را در مورد تولید این منبع انرژی به طرز عمده ای پایین آورده است. در

سال 76-1975 وی به کرات گفته بود که میزان تولید تا سال 1990 به سطح یک میلیارد تن در سال

خواهد رسید. ولی در ماههای گذشته وی گفته است که «تا پایان قرن» به هدف 1 میلیارد تنی تولید

دسترسی پیدا خواهد شد.



کتاب پنجاه و نهم

فعالیتهای اقتصادی نظامی کشورهای کمونیستی

ص: 528

ص: 529

فعالیتهای

اقتصادی نظامی

کشورهای کمونیستی

توضیحات

ص: 530

ص: 531

توضیحات

سازمان سیا در نظر داشته گزارشاتی راجع به وضعیت کمکهای اقتصادی تکنیکی و نظامی کشورهای

کمونیست و به ویژه شوروی به کشورهای در حال توسعه غیرکمونیست و جهان سوم تهیه نماید. بر این

اساس نکات مورد نظر سیا به صورت سئوالهایی تدوین و در میان سفارتخانه های آمریکا در سراسر جهان

توزیع می گردید. بعد از جمع آوری سئوالات که توسط بخشهای مختلف سفارتخانه ها جواب داده شده

بود، جوابها تنظیم و به صورت گزارشات سه ماهه منتشر می گردید. در پایان هرسال چهار گزارش منتشره

در آن سال جمع بندی و به صورت گزارش واحدی تخت عنوان «فعالیتهای کمکی کمونیستی در

کشورهای غیرکمونیست روبه رو شد در سال...» درمی آمد.

مجموعه حاضر گزارش سالانه مربوط به سال 1978 (1375 ه.ش.) می باشد که پس از جمع بندی

چهار گزارش سه ماهه مربوطه تهیه گردیده است. در ضمن در این مجموعه فقط مقدمه یکی از این جزوات

سه ماهه (فصل سوم سال 1978) در مورد چین به واسطه اهمیت موضوع ترجمه گردیده، ولی اصل سند

به طور کامل چاپ شده است. این مجموعه به تفصیل و با ذکر آمار و ارقام و زمینه های ارتباط سعی دارد که

بخشی از سیاست خارجی و ارتباطات برون مرزی دنیای کمونیست و جهان سوم رانشان دهد و هر چند

که نمایشگر عملکرد کشور رقیب و سردمدار دنیای استکبار و سرمایه داری آمریکاست، به واسطه

تحقیقاتی بودن این رساله و تنظیم آن بدون در نظر گرفتن بهره برداریهای تبلیغاتی، به اعتقاد ما می تواند

راهنمای خوبی جهت اهل نظر و اندیشمندان جهان سوم باشد.

انگیزه و مواضع آمریکا

از سوی ملتهای تحت سلطه، همسانی و اشتراک اهداف دو ابرقدرت در به غارت بردن سرمایه های

مالی و انسانی کشورهای جهان، اصل پذیرفته شده ای است که براساس آن می توان پی به اهداف تمام

اصطلاح کمکهای اقتصادی نظامی این شیاطین برد زیرا مردم را نه توجیه های ایدئولوژیک فریب می دهد

و نه دغلبازیهای سیاسی که آنچه آنها در طی قرون متمادی و به ویژه در قرن اخیر از سردمداران استکبار

دیده اند تجاوز و فریب بوده و نه رفاه و عمران. اشتراک خصلتها یعنی «نفع طلبی» و «قدرت طلبی» دو

ابرقدرت ایجاب می کند که هر کدام جهان را عرصه و جولانگاه خاص خویش بدانند و بر سرخوان نعمت

دنیا تنها بنشینند و در ثروت حاصله از غارت شریکی نداشته باشند. جنگ دو ابرقدرت در اصل رقابت

ص: 532

است و تظاهر این امر که استکبار اساسا رقیب بردار نیست.

جدای از روشها و سیاستهای دول استکباری در برابر کشورهای جهان و سیاست مقابله در برابر

همدیگر نکته ای که در این مجموعه در مرحله اول نظر خواننده را جلب می کند گستردگی و کمیت

اطلاعات جمع آوری شده از سوی آمریکاییهاست و میزان فعالیت و توان فوق العاده آنها را در کسب

اطلاعات از کشور رقیب می رساند. در اینجا بررسی توان آمریکاییها مد نظر نیست بلکه غرض نگرش به

اختصاص بودجه های کلانی است که برای این امر اختصاص می یابد و نیروی انسانی زیادی که جهت از

میدان به در بردن رقیب با سرمایه حاصل از غارت کشورهای روبه رشد و جهان سوم به کار گرفته می شود.

کنترل حرکات و سیاستهای روسها در جهان در ضمن این امکان را به آمریکا می دهد که در مقابله با

حوادث و واکنشهای احتمالی در جهان سوم که از سوی روسها تحریک می شود ابتکار عمل را در دست

داشته باشد و با عکس العمل مناسب بتواند گوی سبقت را از رقیب برباید.

شوروی

سیاستهای خارجی:

سیاست خارجی شوروی را می توان در مجموع به دو دوره تقسیم کرد که هرکدام فرازهای خاص خود

را دارد. در دوره اول که از اکتبر 1917 تا پایان جنگهای داخلی و آغاز سیاست نوین اقتصادی بدرازا

کشید، تحریکات خارجی بدون اینکه نظم و روند متعلق به یک جامعه سیاسی تثبیت شده را یافته باشد، از

الهامات و تعالیم مارکسیستی بهره بیشتری داشت.

از دوره دوم که حکومت مرکزی بلشویکها می رفت تا ماندگاری خود را پس از نبردهای سختی با

روسهای سفید و دیگر مخالفین بلشویسم با طراحی سیاستهای پایدارتر داخلی و خارجی تثبیت کند (سال

1921)، تاکنون سیاست خارجی روسیه شوروی آمیخته ای از برخوردهای ایدئولوژیکی و آنچه که

«منافع ملی» خوانده می شود، بوده است. ارجحیت یکی بر دیگری قاعدتا با روشن شدن موضوع و شرایط

زمانی اعمال سیاست مذکور مشخص می شود.

بی تردید مهمترین فراز در سیات خارجی شوروی پس از مرگ لنین، به جنگ جهانی دوم برمی گردد.

طی این جنگ ارتش سرخ که یکی از پیروزمندان جنگ بود، موفق شد که با همکاری کمونیستهای داخلی

تعدادی از کشورهای اروپایی، سلطه کمونیسم را به بیرون از مرزهای شوروی بکشاند.

افزایش کشورهای اردوگاه شرق از یک سو و زمینه رقابت و قدرت طلبی موجود تحت عنوان «منافع

ملی» از سوی دیگر، با پذیرش این مسئله از سوی روسها همراه شد که می توان با کشورهای جهان سوم و یا

به تعبیر دیگر روبه رشد تحت عنوان حکومتهای «بورژوا - دمکراتیک» همکاریهای گسترده داشت. این

امر مقارن با زمانی است که روسیه شوروی ناامید از انتظار وقوع جدال میان دنیای سرمایه داری و افتادن

کشورهای سرمایه دار به دامان کمونیسم علیرغم تحلیلهای از پیش بافته مارکسیستی، سعی کرد از پوسته

دفاعی و انزوای تحمیل شده از سوی دنیای سرمایه داری و برخی از شرایط داخلی، بیرون بیاید و به

آزمایش قدرت خود با حضور در دیگر کشورها دست یازد. همان گونه که ذکر شد هر چند این تحول امر

جدیدی در سیاستهای خارجی کمونیستها نبود، تداوم سیاست بلشویکها در جهت تأمین «منافع ملی» در

دنیای بیرون از جرگه آنها بود، ولی در واقع شرایط مناسب و مساعد برای این مهم با جنگ جهانی دوم

ص: 533

به طور بی سابقه ای فراهم گشت.

پذیرش رسمی سیاست همزیستی مسالمت آمیز از سوی حکومت خروشچف که باز ریشه های واقعی

آن را در زمان لنین باید جستجو کرد، این فرصت را برای شوروی فراهم کرد که با توجیهی ایدئولوژیکی و

با فراغت بال همکاریهای گسترده ای را با نزدیک به تمامی کشورهای دنیا طراحی نماید. در توجیه این

سیاست این گونه استدلال می شد که دخالت مؤثر شوروی به شکل همکاریهای فنی - اقتصادی و فنی -

نظامی، در تغییر ساختار کشورهای غیر کمونیست به کار خواهد آمد. به ظاهر تغییر ساختار حتی به شکل

بطئی آن گامی به سوی پیش راندن جهان به سمت سوسیالیسم و کمونیسم تلقی می شد و در حقیقت «منافع

ملی» شوروی در پرتو حضور در کشورهای در حال توسعه تأمین می گردید.

مشخصه های کمکهای شوروی

شوروی در حال حاضر در صحنه های بین المللی همانند یک کشور مقتدر و در رقابتی تنگاتنگ با

آمریکا قرار دارد و خصلت مشترک ابرقدرتی و استکباری، توسعه گسترده ای به «منافع ملی» که در اصل

تعریف پذیر نمی باشد، می دهد. کمک و مشارکت شوروی عمدتا پروژه هایی است که به کار بخش

خصوصی می آید و تأکید بیشتر بر این پروژه ها بهره برداری تبلیغاتی جهت انسانی نشان دادن این اعمال در

پی دارد. بعضا سرمایه گذاریهای هنگفتی در پاره ای از ممالک انجام داده است که افزون بر منافع و

امتیازات سیاسی، اقتصادی و تبلیغاتی نوعی رقابت «فنی و مالی» عظیم را نسبت به رقبای غربی در بر

داشته است.

بر طبق اسناد موجود، در سال 1978 شوروی معادل 7/3 میلیارد دلار جهت کمکهای اقتصادی

خویش اختصاص داده است که برای اولین بار از نظر معادل سرمایه گذاری نسبت به آمریکا کمترین فاصله

را می یابد (کمکهای اقتصادی آمریکا در این سال معادل 5-4 میلیارد دلار بوده است). بخش قابل توجهی

از این کمکها به کشورهایی که آشکارا جهت گیری غربی داشته اند سرازیر شده است. توجیهات و

فریبه کاریهای ایدئولوژیک بدون کوچکترین گوشه چشمی به اصول بنیادین مارکسیسم لنینیسم

زمینه های مناسبی را برای همکاری گسترده با کشورهایی نظیر ترکیه، مراکش و ایران (قبل از انقلاب)

فراهم ساخته بود. روابط با ایران و ترکیه را شاید بتوان به دلایل «همجواری» به سیاستهای «حسن

همجواری» که جایگاه اولیه آن در متون مارکسیسم - لنینیسم چندان مشخص نیست، ارجاع داد، ولی

سرمایه گذاری در مراکش (معادن فسفات) را نمی توان جز به تشدید حس «نفع طلبی» روسها به چیز

دیگری تعبیر کرد.

مواضع و موقعیت کشورهای رو به رشد

مراکش در میان کشورهای در حال توسعه مهمترین پروژه شوروی را به خود اختصاص داده بود و

شرکت در معادن فسفات با یک قرارداد دو میلیارد دلاری و به مدت 30 سال «قرارداد قرن» را برای

روسها به ارمغان آورده بود. زمانی رهبران کرملین در توصیف تلخی و شوروی روابط احتمالی خود با

برخی از کشورهای عربی نفتی خلیج فارس، می گفتند که «حاضرند چند کیلو نمک بخورند، ولی چنین

روابطی نداشته باشند»، ولی امروز با گذشتن چیزی بیش از یک دهه، شاهد تلاش و علاقه روز افزون این

ص: 534

کشور به داشتن روابط سیاسی و اقتصادی با کشورهای مراکش، عربستان، کویت و... می باشیم. این

مواضع به وضوح تفسیر نزدیکی دو اردوگاه شرق و غرب است و همسانی اهداف و ماهیت ساختاری

یکسانشان را می رساند.

تغییر سریع دولتهای چند کشور در حال توسعه در نیمه اول سال 1978 زمینه را برای دیپلماسی نظامی

و اقتصادی شوروی در جهان سوم فراهم می سازد. در افغانستان یک کودتا دولت وابسته به شوروی را به

قدرت می رساند و شوروی به این بهانه که رژیم بی تجربه جدید را در تحکیم قدرت خودیاری دهد،

حضور نظامی و اقتصادی خود را افزایش می دهد. از همین اوان در شبه جزیره عربی، مارکسیستهای

طرفدار مسکو، پس از کودتای ماه ژوئن، کنترل یمن جنوبی را به دست می گیرند و راه را برای افزایش

حمایتهای روسها بازتر می کنند.

علیرغم چند معامله بزرگ تسلیحاتی - اقتصادی با کشورهای فوق و چند کشور در حال توسعه

دیگر، قراردادهای نظامی کمونیستی منعقده با کشورهای روبه رشد در طی سالهای 1975 تا 1978 به

پایین ترین سطح خود نزول می کند. برای این کاهش دلایل متعددی ارائه می شود که بیشتر آنها را باید به

عنوان باختهای کشور شوروی و اقمارش در برابر رقبای غربیشان قلمداد کرد. از جمله این دلایل می توان

نیاز کشورهای خریدار برای جذب سلاحهای خریداری شده در سالهای 77-1976، از دست رفتن

مشتریها و تنزل نفوذ تسلیحاتی شوروی را نام برد. سه عامل عمده از سوی آمریکا به عنوان عوامل از

دست رفتن مشتری و تنزل نفوذ تسلیحاتی شوروی قلمداد می شود. عامل اول به روسها و مشکلات

مربوطه برمی گردد از قبیل فقدان آمادگی شوروی برای واگذاری تخفیفهای قابل توجه به خاطر مسائل

اقتصادی، عدم امکان ارائه قطعات و تجهیزات یدکی، کیفیت پایین تسلیحات و لوازم ارسالی. عامل دوم

برتریها تکنولوژیکی، بازاریابی و خدمات جذابتر غرب را مطرح می کند که با نفوذ به درون پایگاههای

سنتی روسها (عراق، هند و سوریه) بازار را از دست روسها گرفته اند. سومین عامل به کشورهای خریدار

برمی گردد که به واسطه تحولات سیاسی جهانی و موضع گیریهای خویش قصد داشته اند که منابع

تسلیحاتی خود را متنوع گردانند. در نهایت آنچه از این دلایل برمی آید چیزی جز تفوق و برتری

کشورهای غربی به ویژه آمریکا، فرانسه و انگلستان را در یک رقابت بلند مدت با روسها برمبنای

خصلتهای مشترک «نفع طلبی» و «قدرت طلبی» نمی رساند.

سال 1978 عظیم ترین حرکتهای رو به غرب هواداران سنتی روسها شروع می شود. به طور مثال عراق

که زمانی تصور می شد موفق خواهد شد که جای مصر ناصری را در میان اعراب بگیرد و حتی مقامات

روسی فتوای «مترقی تر» بودن آنها را صادر کرده بودند، مبادلات گسترده تجاری، تسلیحاتی با غرب به

ویژه فرانسه برقرار کرد. سوریه نیز به واسطه اتکای به کمکهای کشورهای ثروتمند عربی وابسته به غرب و

تمایل این کشورها به خریدهای تسلیحاتی از غرب طبیعتا گرایشاتی را برای متنوع ساختن سیستم

سلاحهای نظامی خود بروز داد. هند نیز بر مبنای تمایل مذکور یعنی ایجاد تنوع در سیستمهای نظامی -

صنعتی وضعیتی مشابه سوریه پیدا کرد.

در آفریقا گذشته از لیبی و الجزایر که جزء تأمین کنندگان عمده ارزهای ناشی از مبادلات و

همکاریهای تجارتی، تسلیحاتی برای روسها و دیگر کشورهای کمونیست هستند. کشورهایی مانند

آنگولا و اتیوپی در شاخ آفریقا را باید مد نظر قرار داد. این کشورها به واسطه حکومتهای مارکسیست و

ص: 535

وابستگی این حکومتها به کمکهای نظامی - مستشاری و اقتصادی شوروی همچنین جنگها و درگیریها و

کشمکشهای داخلی و خارجی آنها، منبع جذب عمده سلاحهای روسی و کمکهای آنها هستند. وضعیت

آنها در آفریقا و چگونگی حضور شوروی و دیگر کشورهای کمونیست در آنجا تقریبا مشابه وضعیت

افغانستان در آسیا می باشد.

دیگر کشورهای کمونیست

همان گونه که آمریکا با همکاری همپیمانان غربی خود و به شکلی منسجم و هماهنگ پایگاههای

نفوذی خویش را در کشورهای در حال توسعه مستحکم می کند شوروی نیز با همکاری کشورهای بلوک

شرق و کوبا زمینه نفوذ خویش را فراهم می آورد. تحریکات و شیوه اعمال روشهای روسها همسان رقیب

خود حاکی از یک نوع تقسیم اولیه اقدامات و فعالیتهاست. برای مثال کوبا در مرحله اول مستشاران نظامی

خود را به کشورهای آشفته و موردنظر گسیل می دارد و در صورت لزوم در بعضی از پروژه های ساختمانی

برای کسب ارز شرکت می جوید. آلمان شرقی و چکسلواکی با توجه به بافت صنعتی خود، اقلام ماشینی و

نیازمندیهای تکنولوژیکی را در همکاریها و قراردادهای خویش می گنجانند و... هر یک از کشورهای

بلوک شرق جهت تأمین منافع و نیازهای ارزی خویش نیز رأسا اقدام و با همکاریهای اقتصادی، نظامی و

ارائه خدمات در تحقق این اهداف سهم به سزایی را ایفا می نمایند.

در میان کشورهای کمونیست چین جایگاه ویژه ای دارد. چین که تا دوران استالین برای روسیه حق

پیشگامی و اولویت قائل بود، از زمان خروشچف با طرح این مسئله که «همزیستی مسالمت آمیز» یک

انحراف بزرگ از اصول مارکسیسم - لنینیسم است، خطی متمایز از روسها برای خود در پیش گرفت.

امروز پس از گذشت نزدیک به سی سال آنچه را که چین برای شوروی گناهی نابخشودنی می دانست،

برای خود یک «سیاست اصولی» می پندارد. به هر حال چین در میان کشورهای در حال توسعه سعی دارد

که رهبری و هدایت را از آن خود کند. ارتباط با فقیرترین کشورها و تلاش برای رقابت با شوروی و یا

پرکردن جای خالی این کشور (به طور مثال در سودان و سومالی)، حرکات گسترده ای را در نزد چینیها

موجب شده است. انگیزه چین برای به رسمیت شناخته شدن در جامعه بین المللی در سالهای 1970 با

ارائه کمکهای بی سابقه همراه بود و با جدایی برنامه های اقتصادی از محتوای ایدئولوژیک، به عنوان یکی

از اسباب و وسائل اصلی سیاست خارجی در مبارزه برای ابقاء رهبریت کشورهای در حال توسعه به کار

گرفته شده است. در سال 1974 به خاطر مسائل و درگیریهای قدرت میان تندروها و میانه روها، کمکهای

اقتصادی پکن سیر نزولی در پیش گرفت. به هر حال با حاکمیت میانه روها (هواکوفنگ) سیاستهای

خارجی مائو در قبال کشورهای فقیر ادامه پیدا کرد و با اعلام علنی آمادگی برای کمک به کشورهایی که

سیاستهایی مغایر با سیاستهای شوروی اتخاذ نمایند، به تحکیم موقعیت خویش در میان کشورهای در

حال توسعه پرداخت.

نکته جالب توجه در قسمت مربوط به چین اعتراف ضمنی آمریکا به ماهیت کمکهای نظامی و

اقتصادی ابرقدرتها به کشورهای در حال توسعه است. در قسمتی از سند آمده است که «چین در میان ملل

فقیر به عنوان یک کشور ارائه دهنده کمکهای اقتصادی از شهرت و اعتبار خاصی برخوردار است. شرایط

متعادل برنامه های کمکی که به طور مؤثری پیشرفتهای اقتصادی و اجتماعی را بالا می برد سبب شده است

ص: 536

که چین برخلاف برنامه های غربی و کمونیستی برای در نظر نگرفتن نیازهای بشری مورد انتقاد واقع

نگردد. حتی اگر میزان و مقدار آنها ناچیز باشد، برنامه های کمک چین سبب بالا رفتن رفاه و میزان تولید

بوده و نقصانهای اساسی و ریشه ای زیر بنایی و کشاورزی را مورد حمله قرار می داده است. فنون و

تکنولوژی چینیها همیشه با شرایط فقیرترین کشورهای در حال توسعه تطابق داشته است. کمکهای چین

همیشه در جهت گسترش برنامه های زیربنایی، صنایع مادر و کشاورزی به کار گرفته شده اند. نکات مورد

توجه در تحلیل آمریکاییها نسبت به کمکهای چین و تأکید بر روی جنبه های انسانی این کمکها و تطابق با

شرایط فقیرترین کشورهای جهان همان ویژگیهایی است که در کمکهای خویش نشانه ای از آن نمی بینند.

آنچه تحت عنوان «کمک» در فرهنگ این مستکبرین از آن یاد می شود، مجموعه ای از امتیازات را برای

آنها به ارمغان می آورد. فروش کالاهای تجارتی و بنجل و بالتبع رونق اقتصاد و تجارت کشور به اصطلاح

کمک دهنده، فروش کالاهای تسلیحاتی و در نتیجه کسب امتیازات نظامی و نفوذ در ساختار نظامی

کشورهای مربوطه و توسعه صنایع تسسلیحات، تبدیل کشورهای خریدار به پایگاههای نظامی جهت

دستیابی به مقاصد مورد نظر، ترویج فرهنگ مادیگرایی همراه با صدور کالاهای مصرفی و کمکهای

اقتصادی، در اختیار گرفتن رأی کشورهای پذیرای کمک در مجامع بین المللی توسط کشورهای

کمک دهنده و... از این جمله است. نهایتا آنچه عاید کشورهای پذیرنده کمک می شود، یک وابستگی تمام

عیار در تمامی زمینه های اقتصادی، نظامی و سیاسی و مزید بر آن کسب یک هویت بیگانه با ماهیت

انسانی و فرهنگی خویش و منطبق بر اهداف کشورهای مستکبر است.

«دانشجویان مسلمان پیرو خط امام»

بهار 1365


رساله تحقیقی فعالیتهای کمکی کمونیستی در کشورهای غیر کمونیست رو به رو شد در سال 1978

ص: 537

مرکز ملی اطلاعات خارجیسری - غیر قابل رؤیت برای بیگانگان

فعالیتهای کمکی کمونیستی در کشورهای غیر کمونیست در حال توسعه در سال 1978

یک رساله تحقیقی

هشدار منابع و طرق اطلاعاتی به کار گرفته شده است.

اطلاعات مربوط به امنیت کشور

افشای بدون مجوز، جرائم جنائی در بردارد

اختصارات مربوط به کنترل انتشار این سند

NOFORN(NF)غیر قابل رؤیت برای بیگانگان

NOCONTRACT(NC)غیر قابل رویت برای پیمانکاران یا مشاوران

PROPIN(PP)هشدار - اطلاعات اختصاصی به کار گرفته شده است.

NFIBONLY(NO)فقط ادارات هیئت خبرگیری خارجی کشور

ORCON(OC)انتشارات واحد اطلاعات تحت نظر تهیه کننده کنترل می شود.

REL....ارائه به... مورد تصویب قرار گرفته

FGIاطلاعات دولت بیگانه

نسخه میکروفیش این سند از طریق (7177-351) CR/BSD قابل دسترسی است؛ نسخه های چاپی

از (5203-351) PPG-RBDتهیه گردد. دریافت منظم گزارشهای مرکز سنجش خارجی کشور به

صورت اشتقاقی طبقه بندی به موجب 015319 صورت می گیرد.

6 سال بعد از این روز مورد تجدید نظر قرار گیرد. مأخوذ از منابع مختلف.

فعالیتهای کمکی کمونیستی در کشورهای غیر کمونیست در حال توسعه در سال 1978

یک رساله تحقیقی

اطلاعات رسیده تا 15 مارس 1979 در تهیه

این گزارش مورد استفاده قرار گرفته است.

این رساله توسط کارول فوگارتی از دفتر تحقیقات اقتصادی تهیه شده است. سئوالات و نقطه نظرهای

خود را به خانم فوگارتی از طریق تلفن 5291-351 ارائه نمائید.

فعالیتهای کمکی کمونیستی در کشورهای غیر کمونیست روبه رو شد در سال 1978

نگرش کلی

فعالیتهای کمکی اقتصادی و نظامی کمونیستی به جهان سوم در سالهای 78-1977 در طول یک ربع

قرن از تاریخ این برنامه شاهد نوسانات وسیعی بوده است. کمکهای نظامی که در سال 1977 به سطح 7/5

میلیارد دلار رسیده بود، در سال 1978 به سطح 3/2 میلیارد دلار نزول کرد، ولی در سال 1978 کمک

اقتصادی معادل 4/5 میلیارد دلار از تمام رکوردهای پیشین فراتر رفته است. (به تصویر یک مراجعه

نمایید). معذلک به علت تعهدهای پیشین ارائه محموله های نظامی و اقتصادی در سال 1978 همچنان به

قوت خود باقی بود. شوروی همچنان در تمام جنبه های برنامه کمک کمونیستی از قبیل انتخاب

ص: 538

دریافت کننده و تدارک منابع مورد نیاز تسلط و نقش برتر خود را حفظ کرده بود (طبقه بندی نشده).

تصویر 1. کشورهای کمونیستی:

قراردادهای اقتصادی و نظامی با کشورهای رو به رشد

تعهدهای سالانه کشورهای کمونیستی در روند خود سیر نزولی و صعودی داشت و علت آن نیز: (الف)

تغییرات سریع اوضاع سیاسی کشورهای دریافت کننده کمک که بر روحیه کمک دهنده و دریافت دارنده

کمک تأثیر می گذارد و در رابطه با کمکهای نظامی منجر به شرایط بسیار حیاتی پیرامون عملیات

اضطراری و عرضه دوباره می گردد؛ (ب) مدت زمان درازی چه جهت اجرای کمکهای اقتصادی و جذب

تجهیزات نظامی در فهرست موجودیهای کشورهای در حال توسعه لازم است؛ (ج) مذاکرات دراز مدت

مورد نیاز جهت تکمیل قراردادهای اقتصادی و نظامی و فقدان هماهنگی سالانه بعدی در اضافه این

قراردادها و (د) فشارهای اقتصادی و سیاسی درونی کشورهای کمونیستی که بر میزان و نحوه توزیع

تعهدات و تحویل کمکها تأثیر می بخشد.(خیلی محرمانه).

گرچه افتهای پیشین فروشهای تسلیحاتی شوروی موقتی به حساب می آمد، ولی کاهشهای کنونی

ممکن است ناشی از عوامل سیاسی و اقتصادی بوده و تأثیر عظیم و دراز مدتی داشته باشد. اگر این مطلب

مصداق داشته باشد، در آینده شوروی از نظر نفوذ سیاسی و نظامی خود در بعضی از کشورها و از نظر

توانایی خود در تحصیل ارز معتبر دچار مشکلاتی خواهد شد. افت ناگهانی فروشهای شوروی به مشتریان

مهم خود در خاورمیانه موجب 65 درصد کاهش فروش در سال 1978 گردید.

ایران، عراق و سوریه که جمع خریدهای سالانه آنها تقریبا معادل 5/1 میلیارد دلار در سالهای

ص: 539

77-1973 بود، در سال 1978 نتوانستند قرارداد جدیدی را منعقد سازند، فروشهای این کشور به

الجزیره، هند و لیبی نیز خیلی کمتر از قبل بود. خریدهای تسلیحاتی عظیم اتیوپی و افغانستان نیز که جمعا

بالغ بر یک میلیارد دلار شده بود نتوانست خسارات وارده را جبران نماید. (سرّی)

سیر نزولی فروش تسلیحاتی شوروی در سال 1978 و عدم موفقیت آنها در بالا بردن این میزان

فروش در شش ماهه اول سال 1979 به (الف) دسترسی روزافزون مشتریان مهم سلاحهای شوروی به

منابع مالی سازمان کشورهای صادرکننده نفت که از طریق آنها می توانند بسیاری از نیاز خود را از غرب

تأمین نماید (این مشتریان اغلب ترجیح می دهند تجهیزات غربی خریداری نمایند چون قابلیت اعتماد

امکان تعمیر و تأمین قطعات یدکی آنها بسیار است). (ب) گرایش روزافزون مشتریان تسلیحاتی مهم

شوروی به تغییر منابع خریدهای خود، آن چنان که هند، عراق و سوریه نیز در همین اواخر سفارشات

تسلیحاتی چشمگیری را به غرب داده اند و (ج) از دست رفتن بعضی از مشتریان بنا به دلایل سیاسی که

مصر و ایران از آن جمله می باشند، بستگی دارد. بنابراین در طول دو سال پس از اواسط سال 1977،

کشورهای در حال توسعه جهت تأمین حدود 4 میلیارد دلار سلاحهای خود به سازندگان غربی روی

آورده اند، در حالی که همین مقدار قبلاً می توانست نصیب شوروی بشود. (سرّی)

در سال 1978 نیز برای دومین سال فروشهای نظامی شوروی به اتیوپی 40 درصد فروش کلی نظامی

این کشور را تشکیل می داد. 40 درصد دیگر نصیب افغانستان، هند و الجزیره گردید و یازده درصد

باقیمانده نیز نصیب یمن جنوبی و لیبی گردید.(سرّی).

با احتساب درخواست خریدهای عظیم اتیوپی از مسکو، میزان تحویل تسلیحات نظامی شوروی به

8/3 میلیارد دلار در سال 1978 رسید. این فروشها که بخش اعظم کسری تجارت شوروی با کشورهای

در حال توسعه را جبران می کرد، تقریبا معادل 10 درصد از ارز معتبر اکتسابی شوروی به حساب می آمد.

اولین فروشها به کشورهای در حال توسعه شامل جتهای جنگنده میگ - 25 به الجزایر و لیبی، هواپیمای

باری 76 - IL، و هلیکوپترهای می - 24 به الجزایر، عراق و سوریه بود. (سرّی).

در سال 1978 تعداد پرسنل نظامی کمونیستی در کشورهای در حال توسعه 60 درصد افزایش و به

سطح 52000 نفر رسید که بخش اعظم آن ناشی از اضافه شدن 16000 نفر کوبایی به پرسنل موجود در

کشورهای آفریقایی مادون صحرا می باشد. (طبقه بندی نشده)

برخلاف برنامه نظامی، دو اعتبار عظیم شوروی که شامل 2 میلیارد دلار به مراکش و 3/1 میلیارد

دلار به ترکیه است، تعهدات اقتصادی شوروی در سال 1978 را به سطح بی سابقه 7/3 میلیارد دلار

رسانید. کمک اقتصادی ارائه شده از طرف کشورهای اروپای شرقی به سطح 5/1 میلیارد دلار رسید که

آلمان شرقی رتبه اول را به دست آورده است. چینیها نیز الگوی کمک اقتصادی اخیر خود را دنبال کردند و

کمتر از 200 میلیون دلار کمک ارائه نمودند و بیشتر بر روی پروژه های کارگری متمرکز شدند که در این

زمینه رکورد بیسابقه ای را به دست آورده اند. (سرّی)

ملاحظات سودجویانه در برنامه های کمک اقتصادی شوروی و اروپای شرقی در سال 1978 بسیاربه

چشم می خورد. فاحشترین نمونه آن اعتبارهای صادره از طرف شوروی جهت گسترش معادن فسفات

مراکش است تا شوروی بتواند در ازای این اعتبار به مدت 30 سال، سالانه 10 میلیون تن فسفات از این

کشور دریافت دارد و این در زمانی است که بهره برداری از معادن خود شوروی بسیار گرانتر و پر دردسرتر

ص: 540

است. کمک 3/1 میلیارد دلاری شوروی به ترکیه نیز به منظور گسترش کارخانه های فولاد و آلومینیوم و

احداث نیروگاهها و یک پالایشگاه جدید ارائه شده است. هر دو اعتبار عظیم مزبور براساس «چهار

چوب» مورد توافق (غیر اجباری و مجاز به دریافت قروض اضافی مورد نیاز) اعطا شده که نمونه کمکهای

چند سال گذشته شوروی به کشورهای در حال توسعه می باشد. قرارداد مربوط به گسترش فسفات نیز

نشانگر حرکت اخیر شوروی در تکمیل تولیدات داخلی از قبیل بوکسیت، آلومینیوم، نفت، گاز، سنگ آهن

و قلع می باشد. (سرّی)

برای اروپای شرقی و تا حدود کمتر از آن برای شوروی خدمات غیرنظامی فنی در سالهای 1980

نخواهد توانست منبع خوبی در تحصیل ارز معتبر به حساب آید. در سال 1978 تقریبا حدود 108000

تکنیسین کمونیست در جهان سوم به سر می بردند در حالی که تعداد آنها در سال 1970 حدود 24000 نفر

بود، 40 درصد این تکنیسینها متعلق به کشورهای اروپای شرقی است. تکنیسینهای کمونیست در مناطق

نفت خیز متمرکز شده بودند و تعدادی از آنها نیز براساس پیمانهای تجاری به عنوان مدیر، پزشک و

کارگران ساختمانی به کار مشغول گردیده بودند. در سال 1978 این تکنیسینها 500 میلیون دلار نصیب

اروپای شرقی و تقریبا 150 میلیون دلار نصیب شوروی کردند. (طبقه بندی نشده)

فهرست مطالب

نگرش کلی

مقدمه

برنامه کمکهای نظامی: کاهش فروش، افزایش محموله ها

ارزش سلاحهای کمونیستی

الگوها در سال 1978

عواید بازرگانی برنامه

خدمات فنی نظامی در سطح جدید

برنامه کمکهای اقتصادی: در نقطه اوج

شوروی: رکورد سال در ارائه کمکها

اروپای شرقی: به دنبال سودهای بازرگانی

برنامه کمکها: منابع حاصله برای شوروی

خدمات فنی: وسیله جذب ارز

آموزش فنی: تلاشی روزافزون

دانشجویان آکادمیک: سرمایه گذاری کم خرج

ضمیمه

بخشهای کشوری

آفریقای شمالی

آفریقای مادون صحرا

آسیای شرقی

ص: 541

آمریکای لاتین

اروپا

خاورمیانه

آسیای جنوبی

جداول

1 معاملات نظامی کمونیستی با کشورهای در حال توسعه در سال 1978

2- شوروی: فروش و تحویل سلاح به کشورهای در حال توسعه به قیمت صادراتی شوروی و هزینه

تولید آمریکا

3 پرسنل نظامی کمونیستی در کشورهای در حال توسعه در سال 1978

4- پرسنل نظامی کشورهای در حال توسعه که در کشورهای کمونیستی در سال 1978 مشغول

آموزش هستند.

5- کمک اقتصادی کمونیستی به کشورهای در حال توسعه در سال 1978

6- تکنیسینهای اقتصادی کمونیستی در کشورهای در حال توسعه در سال 1978

7- دانشجویان آکادمیک کشورهای در حال توسعه که در کشورهای کمونیستی از دسامبر 1978

مشغول آموزش می باشند.

تصاویر

1 کشورهای کمونیستی: قراردادهای نظامی و اقتصادی با کشورهای در حال توسعه.

2 قراردادهای نظامی کمونیستی و تحویل آنها به کشورهای در حال توسعه.

3 شوروی: سهم ارز معتبر در کل فروش نظامی به کشورهای در حال توسعه.

4 قراردادهای اقتصادی کمونیستی و تحویل آنها به کشورهای در حال توسعه.

5 شوروی: کمک به صنایع فلزی و معدنی کشورهای در حال توسعه به صورت بخشی از کمک کلی

6 آفریقا: قراردادهای کمونیستی با کشورهای در حال توسعه، سال 1978

7 آسیای شرقی: قراردادهای کمونیستی با کشورهای در حال توسعه، سال 1978

8 آمریکا لاتین: قراردادهای کمونیستی با کشورهای در حال توسعه، سال 1978

9 خاورمیانه: قراردادهای کمونیستی با کشورهای در حال توسعه، سال 1978

10 آسیای جنوبی: قراردادهای کمونیستی با کشورهای در حال توسعه، سال 1978


مقدمه

مقدمه

این بررسی مربوط به کمکهای کمونیستی به کشورهای در حال توسعه در سال 1978 و دنباله

مطالعات آغاز شده در سال 1956 است. بررسی این موضوع تا سال 1974 در زنجیره گزارشهای 14-

تحت عنوان فعالیتهای تجاری و کمکی کشورهای کمونیستی در کشورهای در حال توسعه جهان آزاد در

نتیجه تلاش کمیته فرعی اطلاعاتی اقتصادی - تجاری و کمکی، دفتر اطلاعاتی آمریکا بررسی گردیده

است. این کمیته فرعی در تاریخ اول اکتبر 1974 منحل گردید، در حال حاضر گزارش سالانه توسط دفتر

تحقیقات اقتصادی مرکز ملی ارزیابی خارجی سازمان سیا تهیه می گردد. (خیلی محرمانه)

ص: 542

این گزارش علاوه بر ارائه اطلاعات مفصل درباره رویدادهای 1978، تفسیرهای تحلیلی را مرور

نموده و اطلاعات گزارشهای پیشین سالانه را نیز مورد تجدید نظر قرار می دهد. ارزش قراردادها و

محموله های نظامی کمونیستی نیز با قیمت تجاری شوروی سنجیده شده. که همان قیمتی است که طبق

برآورد ما کشورهای کمونیستی برای کشورهای در حال توسعه در نظر گرفته اند. اطلاعات آماری مربوط

به کمکهای نظامی و اقتصادی کشورهای کمونیستی در سال 1978 در یک جلد جداگانه کمک مرجع بنام

10160-79 ER با عنوان کمک کمونیستی به کشورهای در حال توسعه، تاریخ 1978 - مارس 1979 و

طبقه بندی سرّی و غیر قابل رؤیت برای بیگانگان منتشر گردیده بود. این کتابچه حاوی اطلاعات تجاری

بین کشورهای کمونیستی و در حال توسعه نمی باشد. این گونه اطلاعات به محض آماده شدن به عنوان

مکمل گزارشهای مربوط به فعالیتهای تجاری و کمکی کمونیستی در کشورهای در حال توسعه انتشار

خواهد یافت. (خیلی محرمانه)

عنوان کشورهای کمونیستی، شوروی، جمهوری خلق چین، و کشورهای اروپای شرقی یعنی

بلغارستان، چکسلواکی، آلمان شرقی، مجارستان، لهستان، و رومانی را در برمی گیرد. آنچه در این نشریه

ضمیمه شده عبارت است از اطلاعات مربوط به کوبا، کره شمالی، و کمکهای یوگسلاوی و تعداد پرسنل این

کشور که در کشورهای در حال توسعه به سرمی بردند. (طبقه بندی شده).

عنوان کشورهای در حال توسعه جهان غیرکمونیستی کشورهای زیر را شامل می شود: (1) تمام

کشورهای آفریقایی به استثنای جمهوری آفریقای جنوبی؛ (2) تمام کشورهای آسیای شرقی به استثنای

هنگ کنگ و ژاپن؛ (3) مالت، پرتغال، و اسپانیا در اروپا؛ (4) تمام کشورهای آمریکای لاتین به استثنای

کوبا؛ (5) تمام کشورهای خاورمیانه و آسیای جنوبی به استثنای اسرائیل در خاورمیانه؛ کامبوج، لائوس

و ویتنام که در سال 1975 در زمره کشورهای کمونیستی در آمدند و بنابه دلایل تاریخی در چند سال قبل

شرح آنها رفته است. (طبقه بندی نشده)

کلمه Extention در صورتی به کار برده می شود که قرار باشد کالا و یا خدماتی به صورت بلاعوض و یا

پرداخت آتی ارائه شود. این گونه کمکها پس از امضای قراردادها ارائه شده و یک بیانیه رسمی را در

برمی گیرد. منظور از کلمه Drawing تحویل کالا و یا استفاده از خدمات است. (طبقه بندی نشده)

کلمه «ناچیز» با اشاره به ارزشهای کمتر از 500000 دلار است و کلمه «هیچ» به معنی آن است که

قراردادی منعقد گردیده، لیکن ارزش مالی آن معلوم نمی باشد. سه نقطه (...) یا به معنی آن است که معلوم

نیست قراردادی منعقد شده باشد و یا از کشور مربوطه پرسنلی در کشور ثانی مشغول به کار نمی باشد.

(طبقه بندی نشده).

محتوای این گزارش با هماهنگی دفتر اطلاعات و تحقیقات وزارت امور خارجه، آژانس اطلاعاتی

دفاعی، و آژانس رویدادهای بین المللی تهیه شده است. (طبقه بندی نشده).

ص: 543

فعالیتهای کمکی کمونیستی در کشورهای در حال توسعه غیر کمونیستی

در سال 1978 (طبقه بندی نشده)


برنامه کمکهای نظامی:کاهش فروش، افزایش محموله ها

برنامه کمکهای نظامی:

کاهش فروش، افزایش محموله ها

قراردادهای نظامی شوروی از سطح حداکثر آن یعنی 2/5 (این رقم با توجه به شکل 2 و مطالب قبلی

باید 7/5 میلیارد دلار باشد - مترجم) میلیارد دلار در سال 1977 و میانگین سالانه 3 میلیارد دلار در

سالهای 76-1973، در سال 1978 به سطح 8/1 میلیارد دلار تقلیل پیدا کرد. در همان حال، میزان

محموله های ارائه شده از 5/3 میلیارد دلار در سال 1977 به سطح 8/3 میلیارد دلار افزایش یافت و

مهمترین صادرات مسکو به جهان سوم را تشکیل داد. مهمترین میزان صادرات شامل ارائه محموله های

یک میلیارد دلاری به اتیوپی است که بالاترین میزان تحویل سلاحهای روسی به یک کشور در حال توسعه

در زمان صلح را نشان می دهد. (سرّی)

به علت کاهش قراردادهای جدید شوروی و قراردادهای تقریبا بی سابقه چین (91 میلیون دلار) و

فروشهای اروپای شرقی (463 میلیون دلار)، شوروی نتوانست در کمکهای تسلیحاتی کمونیستی به

کشورهای کمونیستی اروپای شرقی در حالی که 32 تجهیزات بفروش رفته آنها (از قبیل کامیون، مهمات و

پشتیبانی) به مشتریان اصلی شوروی مانند الجزایر، عراق، لیبی و سوریه تعلق می گرفت، برنامه های

شوروی را تکمیل می کرد.

تصویر 2: قراردادهای نظامی کمونیستی و ارسال تجهیزات به

کشورهای رو به رشد

علاوه بر این شوروی مقام خود را به عنوان دومین فروشنده تسلیحات جهانی از دست داد و انگلیس و

فرانسه بعد از آمریکا مقامهای بعدی را به دست آوردند. (سرّی)

ص: 544

جدول 1

معاملات نظامی کمونیستی با کشورهای در حال توسعه در سال 1978 میلیون دلار آمریکا

قراردادها

شوروی اروپای شرقی چین

مراسلا ت

شوروی اروپای شرقی چین

جمع

افغانستان

الجزایر

آنگولا

مصر

اتیوپی

هند

ایران

عراق

لیبی

یمن جنوبی

سوریه

سایر کشورها

1767

275

236

26

13

750

215

000

1

81

75

9

86

463

18

100

48

9

10

000

50

33

54

2

111

28

91

000

000

000

52

000

000

000

000

000

000

000

39

30825

45

385

85

5

1000

215

هیچ

610

785

135

310

250

325

000

50

30

5

15

000

قابل اغماض

45

100

قابل اغماض

35

45

55

000

000

000

10

000

000

000

000

000

000

000

45

مهمترین و قاطع ترین فعالیتهای این گونه ای مسکو، مانند سال 1977 در شاخ آفریقا صورت گرفت.

اتیوپی که هنوز در مراحل ابتدایی تکامل تجهیزاتی خود به سر می برد، بیش از 40 درصد فروشهای

شوروی را به خود اختصاص داده و آن در حالی است که آدیس آبابا دومین اسکادران جنگنده های

پیشرفته میگ 23، صدها دستگاه تانک، نفر برهای زرهی، توپخانه سنگین، و تناژ عظیمی از مهمات و

تجهیزات پشتیبانی لازم خود را از شوروی خریداری می نماید. قرار داد منعقده جدید 750 میلیون دلاری

با اتیوپی ارزش کلی برنامه سه ساله نظامیشوروی در اتیوپی را به 2 میلیارد دلار، یعنی شش برابر ارزش

کمکهای ارائه شده به کشور همجوار آن سومالی در طول روابط 16 ساله مسکو با این کشور می رساند.

حدود 1300 تکنیسین روسی و 16500 تکنیسین کوبائی وظایف آموزشی و تعمیر و نگهداری را در

اتیوپی انجام می دهند، تا جذب تسلیحات یک میلیارد دلاری در اتیوپی به سهولت انجام گیرد و آدیس

آبابا نیز حدود هزار نفر از پرسنل نظامی خود را به شوروی فرستاده است تا آموزشهای لازم را دریافت

دارند. (S NF) 40 درصد دیگر از فروشهای شوروی در سال 1978 به افغانستان، الجزایر و هند تعلق گرفت، در

حالی که این کشورها قبلاً بیش از 20 درصد فروشهای شوروی را به خود اختصاص نمی دادند.

قراردادهای مربوط به افغانستان سبب شد که 275 میلیون دلار هواپیماهایی پیچیده در اختیار رژیم

نوپای مارکسیستی این کشور قرار گیرد و شرایط اعتبار نیز مانند دیگر قراردادهای شوروی با کابل سهل و

آسان بوده است. قرارداد 235 میلیون دلاری این کشور با الجزایر و قرارداد 215 میلیون دلاری آن با

هندوستان نیز ارائه تجهیزات لازم به این دو کشور در چند سال گذشته را تکمیل نمود. قراردادهای

شوروی و هند سبب خواهد شد که هند بتواند اجازه مونتاژ و تولید جنگنده پیشرفته میگ 21 را به دست

آورد. در جهان سوم الجزایر دومین کشوری است که قرارداد مربوط به اکتساب میگ 25 را منعقد ساخته و

ص: 545

تاکنون چند فروند از آنها را دریافت داشته است. علاوه بر این الجزایر همراه با عراق چند فروند هلیکوپتر

می- 24 را دریافت داشت که ارسال این هلیکوپترهای رزمی به جهان سوم برای اولین بار صورت گرفته

است. دیگر هواپیماهایی که برای اولین بار به جهان سوم ارسال گردید عبارت است از تحویل هواپیماهای

باری 76 - IL به عراق (S NF).

در میان 11 کشور باقیمانده ای که در سال 1978 معادل 290 میلیون دلار تسلیحات شوروی را

خریداری کرده اند، لیبی 80 میلیون دلار سلاح و یمن جنوبی نیز تقریبا معادل همین مقدار دریافت نمودند

که نشانگر حرکت تازه مسکو در حمایت از دولتهای مارکسیست رادیکال نوپا می باشد. ارائه تسهیلات

هوایی و دریایی توسط عدن در ازای دریافت جنگنده های میگ 21 و تانکهای تی - 62، مقداری از

خسارات وارده به شوروی را در نتیجه از دست دادن سومالی جبران خواهد کرد. یک قرارداد 55 میلیون

دلاری با ماداگاسکار جهت دریافت جنگنده های شکاری میگ - 21 و کمکهای آموزشی و فنی مهمترین

قرارداد بزرگی است که این کشور کوچک با یک عرضه کننده تسلیحات خارجی منعقد ساخته است.

(NFS)


ارزش سلاحهای کمونیستی

ارزش سلاحهای کمونیستی

در تمام این رساله ارزش تسلیحات و محموله های فروخته شده با در نظر گرفتن قیمت صادراتی

شوروی یعنی روبل (تبدیل آن به دلار با در نظر گرفتن قیمت تبدیل ارز) که این کشور برای کشورهای در

حال توسعه تعیین کرده، مشخص می شود. این قیمتها در تمام انتشارات تجاری و کمکی استفاده خواهد

شد چون (الف) در مقایسه سالانه فروش نظامی کمونیستی، (ب) مقایسه صدور تسلیحات در رابطه با کل

صادرات کمونیستی 7 و (ج) براورد میزان قروض کشورهای در حال توسعه به کشورهای کمونیستی و

نشان دادن تأثیر آن بر موازنه پرداختهای کشورهای در حال توسعه، مفید واقع می شود. ارزشهایی که

جهت محاسبه قیمتهای صادرات به کار می رود از فهرست قیمتهای شوروی (که از منابع مختلف به دست

آمده) و دائما به خاطر تغییر ارزش دلاری روبل در معاملات تجاری خارجی جرح و تعدیل می گردد، به

دست می آید. تحقیقات در حال انجام بر براوردهای آتی هزینه پشتیبانیهای نظامی (به خصوص اردنانس

و تعمیر و نگهداری پشتیبانی شامل: قطعات یدکی، کالاها، تجهیزات و ابزار مربوط به تعمیر سیستمهای

تسلیحاتی در کشورهای خریدار، پیاده کردن و تعمیر در کشور فروشنده) تأثیر خواهد گذاشت. تغییرات

این براوردها می تواند در ارقام براورد شده مربوط به فروشهای کمونیستی سالانه 20-15 درصد افزایش

پدید آورد. (خیلی محرمانه)

گرچه قیمتهای صادراتی کمونیستی مناسب منظور این رساله در براورد فروشها و محموله های ارسالی

به کشورهای در حال توسعه است، ولی مقیاس خوبی برای مقایسه معاملات تسلیحات بین کمونیستها و

کشورهای روبرو شد؛ معاملات انجام شده با آمریکا و یا دیگر صادرکنندگان غربی نمی باشد، چون قیمت

آنها در رابطه با قیمتهای غربی تجهیزات مشابه تفاوت بسیار دارد. به منظور انجام این گونه مقایسات، ما

بادر نظر گرفتن امکان خرید تجهیزات مشابه از آمریکا، هزینه های لازم را براورد می کنیم. این سیستم

هزینه یابی ارزش دلاری فروشها و محموله های کمونیستی را (براساس قیمتهای صادراتی) همان طور که

در جدول زیر در مورد شوروی نشان داده شده معادل یک چهارم افزایش می دهد. (طبقه بندی نشده).

ص: 546

با استفاده از هزینه تولید آمریکا، سهم شوروی در بازار فروش تسلیحات به کشورهای در حال توسعه

در سال 1978 معادل 10 درصد گردید، که در سال 1977 معادل 25 درصد و در سالهای 76-1974

معادل 20 درصد بود. ولی ارسال محموله های شوروی 30 درصد تسلیحات ارسالی در جهان را در سال

گذشته تشکیل می داد، که از سال 1975 تقریبا در همین سطح باقیمانده است. (سرّی).


الگوها در سال 1978

الگوها در سال 1978

ما معمولاً به نوسانات سالانه فروشهای تسلیحاتی شوروی اهمیت بسیاری نمی دهیم، اغلب پس از

فروشهای سالانه سنگین کاهشی پدید می آید و علت نیز این است که کشورهای در حال توسعه

قراردادهای پیشین خود را کم می کنند و برای جذب تسلیحات مدرن در سیستم خود به وقت و زمان نیاز

پیدا می کنند. کاهش شدید فروشها در سال 1978 و عدم توانایی این فروشها در رسیدن به سطح پیشین در

شش ماهه اول سال 1979 ممکن است دارای اهمیت بیشتری باشد، چون (الف) مسکو تعدادی از

مشتریان بزرگ خود را از دست داده؛ و (ب) مشتریان مهم شوروی در همین رابطه با غرب قراردادهایی

امضاء کرده اند. (سرّی)

جدول 2

شوروی: فروش و ارسال تسلیحات به کشورهای در حال توسعه با احتساب

قیمت صادراتی شوروی و هزینه تولید در آمریکا میلیون دلار کنونی آمریکا

فروش ٬ به ارز مراسلات ٬ به ارزش

قیمت صادراتی شوروی هزینه تولید در آمریکا قیمت صادراتی شوروی هزینه تولید در آمریکا

1974

1975

1976

1977

1978

4227

2036

3374

5216

1767

4695

2672

4232

6167

2299

2310

1845

2576

3515

3827

2567

2422

3229

4157

4982

این جدول فاقد طبقه بندی است

به نظر ما پرو، مصر یا ایران در چند سال آتی تقاضاهای عمده ای نخواهند داشت. پرو که یک قرارداد

655 میلیون دلاری در زمینه تسلیحات با شوروی منعقد ساخته بود. به علت ناراضی بودن از روش تعمیر

و نگهداری روسی، در آینده نزدیک چیزی به قراردادهای خود نخواهد افزود؛ مصر نیز در همین رابطه

اجتناب را پیشه خود ساخته و ایران که با یک قرارداد 4/1 میلیارد دلاری در طول یک دهه خواستار

دریافت تجهیزات نیروی زمینی شده بود، در رابطه با فروشهای اضافی عکس العمل چندانی نشان نداده

است.(S NF) .

کاهش اخیر فروشها احتمالاً نشانگر این واقعیت است که تعدادی از مشتریان بزرگ به بازارهای دیگر

تسلیحاتی روی آورده اند که این می تواند بر سطح آتی فروشهای شوروی تأثیر بگذارد. گرچه هنوز زمان

ارزیابی تأثیرات درازمدت تغییر بازار این خریداران تسلیحات در کشورهای در حال توسعه نرسیده ولی

ص: 547

گرایش آنها به غرب برای شوروی در دو سال گذشته کاهش فروشی معادل 4 میلیارد دلار را به همراه

داشته است. کشورهای غربی که اشتیاق زیادی به جذب بازار فرار مسکو نشان داده اند، در رابطه با فروش

هواپیماها که نیمی از فروش تسلیحاتی شوروی در سالهای 78-1974 را تشکیل می داد، فعالیت بسیار به

خرج داده اند. پیشرفتهای فنی غربی (به خصوص در رابطه با جتهای جنگنده، هلیکوپتر و الکترونیک)،

تمایل آنها به فروش تکنولوژی پیشرفته به کشورهای در حال توسعه، و برتری آنها در ارائه خدمات و

قطعات یدکی به خصوص در زمانی که مشتریان احتمالی دسترسی زیادی به دلارهای نفتی دارند، سبب

بالا رفتن میزان رقابت عرضه کنندگان غربی شده است. امتیاز شوروی در رابطه با قیمتها و شرایط فروش

از بین رفته است. از زمان افزایش قیمت نفت در سالهای 1973 و 1974، شوروی دیگر در رابطه با قیمت

تسلیحات مدرن خود تخفیف عمده ای قائل نمی شود و در بعضی موارد قیمت تسلیحات روسی معادل

قیمت آنها در بازار جهانی شده است. (سرّی).

عراق مهمترین نمونه مشتریان شوروی است که سعی کرده است منبع تأمین سلاح و وابستگی خود به

تسلیحات شوروی را تغییر دهد. هند نیز در سال 1978 اولین خرید بزرگ خود را در غرب انجام داد، و

سوریه نیز با شدت کمتری در همان طریق گام برداشته است. عدم توانایی عراق در انعقاد قراردادهای

جدید تسلیحاتی با شوروی در سالهای 78-1977 تا حدودی ناشی از تشنجات سیاسی وی با مسکو و

نیاز بغداد به زمان بیشتر جهت جذب تسلیحات 5/1 میلیارد دلاری سال 1976 می باشد از طرف دیگر

بغداد معادل 2 میلیارد دلار سلاح (که بخش اعظم آن را هواپیماهای فرانسوی تشکیل می داد) از غرب

خریداری نمود که در گذشته این رقم نیز نصیب شوروی می شد. قراردادهای دیگری (به ارزش 3-5/1

میلیارد دلار) جهت دریافت هواپیماها و تجهیزات دریایی با فرانسه منعقد خواهد شد که بازار فروش

شوروی در عراق را با فرسایش بیشتری روبه رو خواهد کرد. حداقل وضعی که پیش خواهد آمد این است

که تجهیزات غربی جایگزین خرید 5 میلیارد دلاری عراق از کشورهای کمونیستی خواهد شد. ما انتظار

داریم که عراق تجهیزات روسی بیشتری را دریافت دارد و تسلیحات مدرن روسی دیگری را به تسلیحات

کمونیستی خریداری شده خود در دو دهه گذشته بیفزاید، خصوصا اینکه عراق میل دارد تحویل سلاحها به

سرعت صورت پذیرد. این سرعت ارسال که از مشخصات بارز سیاست تسلیحاتی شوروی است، بار

دیگر با دریافت یک محموله 600 میلیون دلاری توسط عراق در سال 1978 منعکس شده است. براساس

قراردادهای پیشین حدود 200 میلیون دلار سلاح دیگر باید به این کشور تحویل داده شود. (سرّی).

موضع مالی اخیرا تقویت شده هند و گرایشات وسیعتر سیاسیش سبب شد که وابستگی 17 ساله این

کشور به تسلیحات شوروی قطع شود. به همین دلیل، دهلی نو در سال 1978 جنگنده های جاگوار

انگلیسی - فرانسوی را به ارزش 7/1 میلیارد دلار به جای میگ 23 و سوخو 20 روسی انتخاب کرد. این

معامله که مهمترین خرید تسلیحاتی هند در غرب به شمار می آید، ممکن است چند سفارش مربوط به

تجهیزات نیروی دریایی را نیز به دنبال داشته باشد، چون در حال حاضر هندیها پیرامون این موضوع در

چند کشور غربی مذاکره را آغاز کرده اند. ارائه این سفارشات وسیع به غرب و افزایش اتکاء هند به صنعت

تسلیحاتی خود سبب خواهد شد که فروشهای شوروی به هند کاهش یابد، گرچه حداقل انتظار ما این

است که هند به خرید تجهیزات اصلی مورد نیاز خود از شوروی ادامه دهد. علاوه بر این هند در رابطه با

صنعت تسلیحاتی خود به طرحها و عناصر بحرانی شوروی وابستگی بسیار خواهد داشت ارسال سریع

ص: 548

تجهیزات شوروی انگیزه ای برای تداوم خریدها خواهد بود، ولی تأخیر در فروش میگ 23 بدین جهت که

هند تا تحویل جنگنده های جاگوار سرگرم بماند. شرایطی چون باز پرداخت به روپیه نیز انگیزه دیگری در

این رابطه خواهد بود. (سرّی).

عدم موفقیت مسکو و سوریه در انعقاد یک قرارداد جدید در سال 1978 علیرغم کاهش یافتن

قراردادهای مهم یک امر سیاسی به شمار می رود؛ معذالک، بهره برداری مسکو از تسلیحات به عنوان یک

اسلحه سیاسی علیه سوریه سبب روی آوردن دمشق به دیگر منابع تسلیحاتی شده است. به دنبال کمک

اقتصادی و کمک نظامی مستقیم 6 میلیارد دلاری اوپک به سوریه نیز این امکان به وجود آمده است. در

سال 1978، سوریه برای اولین بار چند خرید مهم در غرب انجام داد (که شامل 300 میلیون دلار جهت

دریافت سیستمهای موشکی میلان فرانسوی و موشکهای ضد تانک حرارتی بود). توافق سیاسی اخیر این

کشور با عراق و ایجاد یک فرماندهی نظامی متمرکز احتمالاً توانایی مالی سوریه را جهت خرید از عرضه

کنندگان غیر کمونیستی بالا خواهد برد و فروشهای شوروی به سوریه (که با 5/4 میلیارد دلار بزرگترین

مشتری آن به شمار می رفت) محدود خواهد شد. (سرّی).

اگر عراق، سوریه، و هند در این رابطه هم سطح شوند، به استثناء لیبی هیچ یک از دیگر مشتریان مسکو

نخواهد توانست این کاهش تقاضای کشورهای در حال توسعه را در رابطه با تسلیحات شوروی جبران

نماید. لیبی که همراه با خریدهای بزرگ خود از عرضه کنندگان غربی، در پنج سال گذشته 3 میلیارد دلار

سلاح از شوروی خریداری کرده، به مسکو سفارشاتی را داده که به نظر ما ادامه خواهد داشت. مشتریان

قدیمی شوروی نیز در روابط با تجهیزات مهم به شوروی وابسته خواهند بود. در میان اینها تنها الجزایر یک

مشتری مهم به شمار می رود، که تا کنون خواستار دریافت 2 میلیارد دلار تجهیزات شده است؛ افغانستان

نیز در طول 25 سال گذشته با کمتر از یک میلیارد دلار در رده بعدی قرار می گیرد و یمن جنوبی نیز سهمی

معادل کمتر از نیم میلیون دلار دارد. مناطق جدید (به خصوص آفریقای مادون صحرا) به علت

محدودیتهای مالی و ظرفیت جذب در رابطه با فروشهای شوروی اهمیت چندانی ندارند. (خیلی

محرمانه).


عواید بازرگانی حاصله از این برنامه ها

عواید بازرگانی حاصله از این برنامه ها

با وجود اینکه ابتکارات اخیر شوروی مؤید تصمیم مسکو در استفاده از فروشهای نظامی به عنوان

دستاویزی برای حضور در خاور میانه و منطقه اقیانوس هند است، مسکو به منافع اقتصادی حاصله از

معاملات تسلیحاتی نیز واقف است؛ به طور مثال این کشور دائما بر روی دولتهای عربی متنفذ کار کرده و

در قابل سلاحهای خود از آنها ارز معتبر دریافت می دارد. این صادرات بخش عظیمی از کسری بودجه

سالانه تجارت غیر نظامی شوروی با کشورهای در حال توسعه را از بین برده و توانایی مسکو را در

به دست آوردن ارز معتبر افزایش می دهد. تقریبا تمام قراردادهایی که براساس تبادل سلاح در قبال کالا

منعقد می شد اکنون جای خود را به سلاح در ازای دریافت ارز معتبر داده است، چون مشتریان صاحب

نفت شوروی در ازای سلاحهای خریداری شده توسط خودشان و نیز کشورهای فقیرتر قادر به پرداخت

ارز خارجی شده اند. عربستان سعودی و کویت پرداخت هزینه مالی خریدهای تسلیحاتی چند کشور

عربی از جمله سوریه را تقبل کرده اند. تنها افغانستان، هند و چند خریدار کوچک در آفریقا و آسیا امتیاز

ص: 549

باز پرداخت به صورت ارز و یا کالای محلی را حفظ نموده اند. طبق برآورد ما در سالهای 77-1974

فروش تسلیحاتی شوروی در ازای ارز معتبر 12 میلیارد دلار (یعنی سه چهارم کل فروش) بوده است؛ در

سال 1978، این میزان معادل 1 میلیارد دلار یا 60 درصد کل فروش نیز نشده است. به تصویر 3 نگاه کنید)

(سرّی).

تصویر 3. شوروی فروشهایی که در ازای ارز معتبر

به صورت سهمی از فروش کلی نظامی به کشورهای در حال توسعه انجام می شود




خدمات فنی نظامی در سطح جدید

خدمات فنی نظامی در سطح جدید

در سال 1978 برای دومین سال متوالی تعداد پرسنل نظامی کمونیستی در کشورهای در حال توسعه

بیش از 50 درصد افزایش یافت. تقریبا سه چهارم 52000 مدرس، مستشار، تکنیسین و نظامی را

کوباییهای مشغول به کار در آفریقای مادون صحرا تشکیل می دادند که بسیاری از آنها در رزم نیز شرکت

می جستند (به جدول 3 نگاه کنید). (طبقه بندی نشده).

اعزام 15500 کوبایی به اتیوپی در اوائل سال 1978 به منظور مقابله با نیروهای سومالی در اوگادن،

شامل کل افزایش حضور نظامی کمونیستی در طول سال می باشد. بسیاری از این نظامیان از آنگولا به

اتیوپی آورده شده بودند، حضور کوبا در آنگولا نیز با ورود 19000 کوبایی جایگزین به این کشور تأمین

شد. نیروی کوبا در موزامبیک نیز (به 800 نفر) بالغ گردیده، چون در ماه اکتبر چند صد نفر از نظامیان

کوبایی مستقر در اتیوپی و آنگولا جهت تقویت بنیه دفاعی موزابیک در برابر حملات مرزی مخرب

رودزیا به این کشور وارد شدند. در این اثناء، گینه از تعداد کوباییها در کشور خود کاست، و تانزانیا علیرغم

دریافت مقادیر زیادی تجهیزات روسی تا پایان سال حضور کوباییها را کاملاً از بین برد. (سری)

ورود شدید تسلیحات پیشرفته شوروی به کشورهای در حال توسعه آموزش پرسنل محلی را

دررابطه با تعمیر و نگهداری و استفاده از تجهیزات، بدوش شوروی گذاشته است. در پایان سال 1978

تقریبا حدود 1900 نفر از پرسنل کشورهای در حال توسعه در شوروی دوره های آموزشی تخصصی را

می گذراندند (که نیمی از آنها اهل اتیوپی بوده اند) (به جدول 4 نگاه کنید). در همین حال، حدود 1800

ص: 550

روسی و 1300 پرسنل اروپای شرقی (20 درصد بیش از تعداد سال 1977) در کشورهای در حال توسعه

به سر می برند. در مقایسه با سالهای اخیر یعنی زمانی که بخش عظیمی از این نیروهای شوروی و اروپای

شرقی در آفریقای سیاه به سر می بردند، بخش اعظم افزایش در رابطه با آفریقای شمالی و خاورمیانه و در

رابطه با ارسال اولیه جنگنده های میگ - 25 و هلیکوپترهای می - 24 به الجزایر و لیبی و ارسال توپ ضد

هوایی خود کششی 4-23 ZSU به یمن جنوبی صورت گرفته بود.(سرّی)

جدول 3

پرسنل نظامی کمونیستی در کشورهای در حال توسعه در سال 1978

تعداد افراد

جمعشورویاروپای شرقیکوباچیندیگر کشورها

جمع5193510770130038650680535

شمال آفریقا3045231045021500070

آفریقای مادون صحرا42085330051537275590405

آمریکای لاتین16015000010000000

خاورمیانه57054160335115000060

جنوب آسیا94085000000090000

این جدول فاقد طبقه بندی است

جدول 4

تعداد پرسنل نظامی کشورهای در حال توسعه که در کشورهای کمونیستی در سال 1978

به طی دوره های آموزشی مشغولند

تعداد افراد

جمعشورویاروپای شرقیچین

جمع2820192584550

شمال آفریقا45540000

آفریقای مادون صحرا1620144015525

آمریکای لاتین100100000000

خاورمیانه1030380650000

جنوب آسیا25هیچهیچ25

کاهش موجود در ارتباط با آفریقای مادون صحرا از (الف) اخراج 1500 مستشار کمونیستی از

سومالی در ماه نوامبر سال 1977؛ (ب) کاهش کمتر در گینه که سبب لغو قرارداد 60 مستشار روسی گردید

و (ج) کاهشهای بیشتر در تانزانیا که حضور شوروی را به تدریج کم می کرد، ناشی شده است لیکن تعداد

این افراد در آنگولا و اتیوپی تقریبا بیشتر از دو برابر شده است؛ پرسنل اروپای شرقی در رابطه با امور

امنیتی و اطلاعاتی فعالیت بسیار داشته اند.(سری).


برنامه کمک اقتصادی: در نقطه اوج

برنامه کمک اقتصادی: در نقطه اوج

کشورهای کمونیستی در سال 1978 تقریبا 4/5 میلیارد دلار به صورت کمک اقتصادی در اختیار

جهان سوم قرار دادند که به این ترتیب کل کمکهای این گونه ای کشورهای کمونیستی از سال 1954 به این

ص: 551

سو بالغ بر 31 میلیارد دلار شده است، میزان تعهدات شوروی و اروپای شرقی در قبال این برنامه ها در اوج

خود بود در حالی که کمکهای 185 میلیون دلاری چین به 16 کشور در حال توسعه در مقایسه با سال

1977 تغییر نکرده بود. (طبقه بندی نشده).

کمکهای بیسابقه 7/3 میلیارد دلاری مسکو در سال 1978 برای اولین بار برنامه سالانه آن را برابر با

کمکهای سالانه آمریکا (5 4 میلیارد دلار) نمود. برخلاف کمکهای آمریکایی که توأم با کمکهای عظیم

غذایی و سرمایه مورد نیاز جهت عمران زیربنایی است، کمکهای شوروی به طور کامل مربوط به

پروژه های صنعتی بخش عمومی می شد. سیاستمداران شوروی نسبت به فشارهای اعمال شده از طرف

اقتصاددانان جوانتر جهت اتخاذ یک روش جدید و پیچیده تر در رابطه با برنامه های عمرانی بی اعتنایی

نشان داده اند. این روش که از طرف بعضی از اعضای جامعه کمک بین المللی حمایت می شود، خواستار

کمک به عمران روستایی جهت برآوردن نیازهای اصلی انسانی است. شوروی به تقاضاهای کشورهای

در حال توسعه در رابطه با کمکهای امتیازی بی اعتنایی نشان داده و هنوز نشانه ای دال بر نرمتر شدن

شرایط کمکهای کمونیستی به دست نیامده است. گرچه کمکهای شوروی به مراکش از شرایط بهتری

برخوردار بود، یعنی مدت بازپرداخت 15 سال و سه سال پاداش با نرخ بهره 5/3 درصد در نظر گرفته شده

بود، لیکن بخش اعظم قراردادهای ترکیه دارای مدت باز پرداخت 10 ساله و نرخ بهره 5/4 درصد بوده

است. قراردادهای اروپای شرقی نیز به همین ترتیب و مدت باز پرداخت آنها بین 8 تا 15 سال با نرخ بهره

5/2 تا 6 درصد بوده است که احتمالاً اکثر طرفهای قرارداد از مدت بازپرداخت 10 ساله و نرخ بهره 5/4

درصد که شاخص معمول کمکهای اروپای شرقی است استفاده می کنند.(خیلی محرمانه).

کمک 5/1 میلیارد دلاری اروپای شرقی در سال 1978 نسبت به کمکهای سالهای قبل چون 1977

بیش از نیم میلیون دلار افزایش یافته بود و آلمان شرقی با اعتباری معادل 965 میلیون دلار نقش عمده ای

را در این گروه ایفا کرده است. (SNF).

تصویر 4:

قراردادهای اقتصادی کمونیستی و ارسال آنها به کشورهای در حال توسعه


شوروی: رکورد سال در ارائه کمکها

ص: 552

شوروی: رکورد سال در ارائه کمکها

کمک اقتصادی 7/3 میلیارد دلاری شوروی در سال 1978 نسبت به سال 1975 معادل 90 درصد

افزایش داشت و کل کمکهای 24 ساله شوروی را به سطح 17 میلیارد دلار رساند (به جدول 5 نگاه کنید).

(طبقه بندی نشده).

اعتبارهای عظیم داده شده به دو کشور دارای تمایلات غربی یعنی ترکیه و مراکش ( که 90 درصد

کمک اقتصادی شوروی در سال 1978 را به خود اختصاص داده اند)، سبب بالا رفتن میزان کمکهای

شوروی که در ده سال قبل از سال 1977 در سطح کمتری قرار داشت گردید.

اعتبارهای داده شده به ترکیه و مراکش براساس چهارچوب توافقهای انجام شده صادر گردیده اند:

قرارداد مربوط به مراکش در سال 1978 منعقد گردید، لیکن کمکهای مربوط به ترکیه در ادامه قرارداد

سال 1975 به این کشور اعطا شده است. اصولاً این قراردادها نقاط همکاریهای اقتصادی و فنی را

مشخص کرده، ولی مقدار کمک مختص هر برنامه را تعیین نمی کند، پس از کامل شدن مطالعات تک تک

پروژه ها، قراردادهای جدیدی امضاء می شود که شرایط مالی نیز از جنبه اعتبارهای بازرگانی تاتوافقهای

امتیازاتی تغییر می نماید. در چند سال گذشته شوروی بارها این گونه قراردادهای فاقد محدودیت زمانی

که در آنها اختصاص کمک مدتهای مدید ادامه می یابد را امضاء کرده است. (خیلی محرمانه)

جدول 5

کمک اقتصادی کمونیستی به کشورهای در حال توسعه در سال 1978میلیون دلار آمریکا

جمع شوروی اروپای شرقی

(کل بلغارستان ٬ چکسلواکی ٬ آلمان شرقی ٬ مجارستان ٬ لهستان ٬ رومانی

چین

جمع

آفریقا

شمال آفریقا

مراکش

تونس

آفریقای مادون صحرا

آنگولا

اتیوپی

غنا

سومالی

سودان

تانزانیا

اوگاندا

سایر کشورها

شرق آسیا

برمه

فیلیپین

تایلند

آمریکای لاتین

برزیل

جامائیکا

سایر کشورها

خاورمیانه

یمن شمالی

یمن جنوبی

سوریه

ترکیه

جنوب آسیا

پاکستان

سریلانکا

5394

2708

2130

2109

21

578

77

306

42

18

25

30

49

31

170

140

30

هیچ

261

200

30

31

1867

60

101

350

1355

288

250

138

3707

2011

2000

2000

...

11

1

قابل اغماض

...

...

...

...

...

10

...

...

...

...

15

...

...

15

1399

38

90

...

1270

283

225

58

1502

627

110

89

21

517

76

306

42

...

24

30

22

17

170

140

30

...

244

200

28

16

441

...

6

350

85

20

...

20

56

21

...

...

...

21

...

21

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

35

...

...

...

35

...

...

...

245

105

25

25

...

80

هیچ

45

...

...

24

...

...

11

140

140

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

963

307

21

...

21

286

قابل اغماض

206

42

...

قابل اغماض

12

22

4

30

...

30

...

206

200

...

6

400

...

هیچ

350

50

20

...

20

53

19

...

...

...

19

...

9

...

...

...

10

...

...

...

...

...

...

28

...

28

...

6

...

6

...

...

...

...

...

23

23

14

14

...

91

قابل اغماض

...

...

...

8

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

162

152

50

50

...

102

75

26

...

...

...

...

...

1

...

...

...

...

10

...

...

10

...

...

...

...

...

...

...

...

184

71

20

20

...

51

...

...

...

18

قابل اغماض

...

26

7

هیچ

...

...

هیچ

2

...

2

...

27

22

5

...

...

85

25

60

این جدول سری و غیرقابل رؤیت برای بیگانگان است.

ص: 553

کمک 3/1 میلیارد دلاری این کشور به ترکیه جهت توسعه کارخانه های روسی آلومینیم و آهن و

احداث نیروگاه و یک پالایشگاه جدید، میزان کمکهای شوروی به این کشور را دو برابر کرده، که در پاسخ

به بحران مالی آنکارا این کار انجام شده است.(1)

برنامه ماهیگیری شوروی در کشورهای در حال توسعه در گسترش حوزه عملیات ماهیگیری

شوروی بسیار موفق آمیز بوده است. در ازای کمک 260 میلیون دلاری به 40 صنعت ماهیگیری جهان

سوم، شوروی امتیاز استفاده از تسهیلات خشکی و ماهیگیری را به دست آورده است و سبب شده است که

ناوگانهای ماهیگیری آن کشور به صورت مدرن ترین و عظیم ترین ناوگانهای موجود در دریاهای آزاد در

آید. به طور مثال، میزان صید شوروی در سال 1976 (3/1میلیون تن) از آبهای غرب آفریقا با صید تمام

کشورهای آفریقای غربی به تنهایی برابری می کرد. در همان سال شوروی 470000 تن ماهی به ارزش

130 میلیون دلار به خارج صادر نمود. (طبقه بندی نشده).

علیرغم خودکفایی بسیار مسکو در رابطه با کبالت، عدم ثبات زئیر (که یکی از تولیدکنندگان مهم

کبالت بشمار می آید) سبب شده که چند خرید دراز مدت با تولیدکنندگان آفریقایی کبالت منعقد گردد.

مسکو به نیوبیوم آهن دار و منگنز جهت استفاده در صنعت فولاد و نیز محصولات آهن و فولاد علاقه نشان

داده است. طرحهای شوروی در رابطه با گسترش استخراج سنگ آهن به خاطر کیفیت آن دچار وقفه شده

است. در رابطه با تأمین نیازهای داخلی و کمبودهای پیش آمده، مسکو به اروپای شرقی اطلاع داده که

نمی تواند نیازهای روزافزون آنها را به سنگ آهن براورده سازد. با وجود اینکه شوروی مهمترین

صادرکننده سنگ آهن است، ولی در هند به مبادله نفت و سنگ آهن پرداخته و براساس یک قرارداد

منعقده قرار شده است که سالانه 27000 تن آهن خام و فولاد از کارخانه ذوب آهن ساخت شوروی در

کراچی پاکستان دریافت دارد. علاوه بر این مسکو مجتمع 3 میلیون تنی ذوب آهنی که قرار است در هند

بسازد فولاد وارد خواهد کرد و از دیگر کارخانه های ساخت شوروی در هند نیز وارداتی خواهد داشت. با

کاهش رشد ظرفیت فولاد شوروی که با افزایش هزینه عملیاتی و گسترش همراه است شوروی دیگر

دارای امتیاز صادرکننده خالص فولاد نمی باشد. بین سالهای 1970 و 1976، مسکو میزان واردات فولاد

نورد شده خود را دو برابر کرد. نیاز این کشور به فولادهای دارای مقاومت بسیار افزایش می یابد، چون در

رابطه با پروژه های عظیم سیبری مورد نیاز می باشند. (خیلی محرمانه).

به طور کلی، پیشنهاد شوروی در رابطه با سرمایه گذاری در برنامه های عمرانی پرخرج عمومی با

استقبال گرم کشورهای جهان سوم که مایل به پیشرفت هستند روبه رو بوده است. کشورهای در حال

توسعه نیز در ازای این برنامه ها منابعی را دراز مدت به شوروی اختصاص داده اند تا بدین ترتیب انگیزه

لازم برای پیشرفت پروژه ها را فراهم آورده باشند. (طبقه بندی نشده).


خدمات فنی: وسیله جذب ارز

خدمات فنی: وسیله جذب ارز

برنامه خدمات فنی کمونیستی که یکی از شاخه های سودبخش برنامه کمکی است با ارسال 108000

تکنیسین کمونیستی به کشورهای در حال توسعه که 2000 نفر بیش از تعداد آنها در سال 1977 است، در

سال 1978 به سیر صعودی خود همچنان ادامه داده است. (به جدول 6 نگاه کنید).

1- دو صفحه (صفحات 9 و 10 ) از صفحات جزوه انگلیسی در اصل سند موجود نبود.
ص: 554

این خدمات هم از طریق برنامه های کمکی و هم از طریق قراردادهای بازرگانی در اختیار 77 کشور

قرار داده شده است، بخش عمده افزایش مربوط به پرسنل اروپای شرقی (9000 نفر) بوده که در چهار

سال گذشته نیز سهم عمده ای در ارائه کمکهای فنی کمونیستی داشته است؛ حضور کوبا به دو برابر و بیش

از 12500 نفر رسید؛ و شوروی نیز به تعداد تکنیسینهای خود در این نقاط 5000 نفر دیگر اضافه کرد؛

چین که مشغول احداث مهمترین پروژه های راهسازی روآندا و سودان بوده است، برای اولین بار در هفت

سال گذشته تعداد پرسنل موجود خود در آفریقای مادون صحرا به کمتر از 20000 نفر کاهش داد. این

مسئله 10 درصد کاهش کلی برنامه های چین را در بر می گیرد. (طبقه بندی نشده).

تمرکز پرسنل شوروی و اروپای شرقی در کشورهای نفت خیز با حضور 32500 پرسنل اروپای

شرقی و 14000 پرسنل شوروی در الجزایر، لیبی، ایران، عراق و کویت بیش از پیش چشمگیرتر شده

است. تقریبا نیمی از پرسنل اروپای شرقی (22000 نفر) مستقر در خارج در لیبی به سر می برند و الجزایر

و سوریه نیز در رابطه با دریافت این خدمات مقامهای بعدی را دارا بوده اند، در بعضی از موارد هزینه مالی

مربوط به این خدمات از طریق برنامه های کمکی تأمین می گردد؛ در موارد دیگر به خصوص در مورد

خدمات غیر پروژه ای، شوروی در ازای آنها ارز معتبر دریافت می دارد. شوروی در سال 1978 از این

طریق احتمالاً معادل 150 میلیون دلار به دست آورده است. تعداد زیادی از تکنیسینهای اروپای شرقی

براساس قراردادهای بازرگانی، در ازای پرداخت ارز معتبر استخدام شده اند که در سال 1978 معادل

500 میلیون دلار نصیب اروپای شرقی نمودند. به طور مثال، خدمات بلغارستان به لیبی معادل 115

میلیون دلار برآورد شده بود که از کل صادرات بلغارستان به لیبی که معادل 10 میلیون دلار در سال 1977

بوده فراتر رفت. طبق گزارش مجارستان این کشور نیز از طریق برنامه خدمات خود به جهان سوم سالانه

50 میلیون دلار به دست می آورد.(سرّی).

جدول 6

تکنیسینهای اقتصادی کمونیستی در کشورهای در حال توسعه در سال (1)1978

تعداد افراد

جمع-شوروی-اروپای شرقی-چین-کوبا-کره شمالی

جمع107995-27620-45035-22005-12525-810

شمال آفریقا38030-6680-29485-715-450-700

آفریقای مادون صحرا37320-4895-2745-18615-109709-5

شرق آسیا220-35-50-135-000-000

اروپا155-00-30-125-000-000

آمریکای لاتین1050-350-350-160-190-000

خاورمیانه25895-11885-12005-1075-915-15

جنوب آسیا5325-3775-370-1180-000-000

1- حداقل برآورد مربوط به یک ماه یا بیشتر ٬ ارقام فاقد اعشارند تا به عدد 5 نزدیکتر باشند. این جدول سرّی و غیرقابل رؤیت برای بیگانگان است.
ص: 555

میزان حقوقهای بالا و رو به افزایش در سه سال گذشته خدمات فنی را توأم با سودهای سرشار نموده

است. حرفه ایهای چکسلواکی و لهستان بیشترین حقوق (ماهانه 2500 دلار) را دریافت داشته ولی

پرسنل بلغارستان ماهانه فقط حدود 800 تا 1000 دلار دریافت می کنند. حقوق و دستمزد هر پرسنل

روسی در رابطه با هر یک از کشورهای در حال توسعه فرق می کند. علیرغم امتیازاتی که شوروی در رابطه

با پرداخت دستمزد پرسنل خود قائل می شود، چند کشور آفریقایی از خطر تحمیل تکنیسینهای شوروی

بر روی اقتصادی خود شکوه نموده اند. گرچه ما شواهدی دال بر افراطی بودن میزان حقوق پرسنل روسی

نداریم، ولی چاد و گینه در یک مشاجره مربوط به هزینه ها از تجدید قراردادهای بعضی از تکنیسینهای

روسی امتناع ورزیده اند. (سرّی)

کشورهای خاورمیانه بیشترین تعداد تکنیسینهای روسی (11885 نفر) را به کار گرفته اند تعداد

افرادکه شامل 45 درصد پرسنل موجود این کشور در کشورهای در حال توسعه می باشد. نیروی حاضر

شوروی در آفریقا به مقدار ناچیزی کمتر از آن بوده است؛ 70 درصد این گونه پرسنل مستقر در آفریقا

بجای اشتغال در پروژه ها به انجام خدمات حرفه ای مشغول بوده اند، در حالی که تعداد این گونه افراد در

خاورمیانه بیش از 15 - 10 درصد نبوده است. معنی آن این است که آفریقا تقریبا 85 درصد از 1600

پزشک و 4500 معلم روسی مستقر در کشورهای در حال توسعه را در سال 1978 جذب کرده و تقریبا

نیمی از 2100 زمین شناس روسی مستقر در جهان سوم را در نقاط مختلف به کار گرفته است. از طرف

دیگر مشتریان خاورمیانه ای و آسیای جنوبی شوروی سه چهارم 18200 پرسنل مشغول به کار در

پروژه های عمرانی همچنین 225 پزشک، 750 معلم و 1200 زمین شناس را پذیرفته اند. تمام 350

پرسنل روسی مستقر در آمریکای لاتین در رابطه با پروژه های عمرانی مشغول به کار می باشند. (خیلی

محرمانه)

کوبا نیز به حمایت خود از ابتکارات شوروی در جهان سوم ادامه داد و تلاشهای فنی خود را در

بازارهای ارز معتبر گسترش و در همان حال حضور خود در جنوب آفریقا را در سال 1978 نیز افزایش

داد. به طور مثال، الجزایر، لیبی و عراق در طول همین سال حدود 900 پزشک کوبایی را جهت کار

پذیرفتند. خدمات ارائه شده به مناطق جدید، همراه با مضاعف شدن پرسنل مستقر در آفریقای مادون

صحرا حضور اقتصادی کوبا را به 12500 نفر رسانید. از این تعداد حداقل 3000 نفر پزشک و 2000 نفر

آنان معلم بودند که بنابر گفته مقامات کوبایی در سال 1978 معادل 50 میلیون دلار ارز نصیب این کشور

نمودند. بقیه این پرسنل را کارگران ساختمان مشغول به کار در پروژه های زیر بنایی تشکیل می داده اند.

(خیلی محرمانه).

تعداد بیشتری از پرسنل جدید کوبایی در نتیجه تغییر گرایش آنگولا در استفاده از نیروهای غیر نظامی

به جای نیروهای نظامی و با گسترش کارهای ساختمانی موزانبیک براساس قراردادهای منعقد در سال

مزبور به آنگولا و موزامبیک روانه شدند. تعداد این پرسنل در سال 1979 افزایش و در پایان سال به سطح

بیش از 10000 نفر بالغ خواهد گردید. علیرغم شکوه های هر دو کشور در مورد کیفیت و بعضا درمورد

درستی و امانتداری کادر کوبائی، افزایش تعداد آنها ادامه می یابد. افزایش اخیر دستمزدها (که این

دستمزدهای ماهانه بین 250 تا 850 دلار است و دستمزد پزشکان در الجزایر حدود 3000 دلار در ماه

گزارش شده است)، ظاهرا به این معنی است که استخدام کوباییها به عنوان یک اقدام اقتصادی جذابیت

ص: 556

خود را از دست خواهد داد. بنا به گزارشهای رسیده، کوبا در سالهای اولیه این برنامه بسیاری از خدمات را

به طور مجانی ارائه می کرد و کشورهای دریافت کننده فقط هزینه های محلی و پرداخت یک هزینه مختصر

(30 تا 50 دلار در ماه) را به عهده می گرفتند. (سرّی)

کوبا علیرغم کمبود منابع نیروی انسانی داخلی، به قراردادهای ساختمانی در عراق و لیبی تن داده و

امیدوار است که در سال 1979 از این طریق 150 میلیون دلار از کشورهای تولیدکننده نفت به دست

آورد. (طبقه بندی نشده).

چین در سال 1978 براساس این قرارداد منعقد با کویت جهت احداث 4000 واحد مسکونی، اولین

خدمات بازرگانی خود را ارائه نمود. در صورتی که این قرارداد کویتی موافق چشمداشت چین در تأمین

ارز معتبر باشد، پکن سعی خواهد کرد با ارائه شرایط رقابت آمیز این گونه خدمات خود را در سطح جهان

گسترش دهد. در همین حال، پکن بسیاری از خدمات خود را در ازای حقوقهای ناچیز 30 تا 100 دلار

در ماه به اضافه مخارج محل هر تکنیسین براساس قراردادهای کمکی دریافت نموده است. در سال

1979 به دنبال پروژه بندری موریتانی و جاده سازی ماداگاسکار تعداد تکنیسینهای چینی به سطح چند

هزار نفر خواهد رسید.(NF S).


آموزش فنی: تلاشی روزافزون

آموزش فنی: تلاشی روزافزون

کشورهای کمونیسیت در بخشی از برنامه خدمات فنی به آموزش افراد محلی کشورها مبادرت

ورزیده اند تا مدیریت پروژه های عمرانی را به دست آنها بسپارند. با بیشتر شدن کارایی و کمتر شدن هزینه

آموزش درون کشوری، مسکو به تدریج از تعداد پرسنلی که جهت آموزش به شوروی گسیل می شدند

کاسته است. تنها حدود 3300 دانشجوی فنی از مهمترین مشترکان کمونیستی کشورهای عربی و آسیای

جنوبی در سال 1978 به کشورهای کمونیستی روانه شدند و جمع کل آموزش یافتگان از ابتدای برنامه به

48000 نفر رسید. در همین حال، شوروی به یک برنامه آموزش در حین کار مبادرت ورزید که 550000

تبعه مختلف و 60000 نفر افغانستانی را در بر می گیرد. (طبقه بندی نشده).

کوبا نیز برنامه آموزشی وسیع خود را با پذیرش 1500 کودک دبستانی از اتیوپی و 1200 کودک

دبستانی از موزامبیک در محل جدیدی در جزیره پاینز که ظرفیت پذیرش 20000 دانشجو را خواهد

داشت، آغاز کرده است. (طبقه بندی نشده).



دانشجویان آکادمیک: یک سرمایه گذاری کم خرج

دانشجویان آکادمیک: یک سرمایه گذاری کم خرج

مسکو در دو دهه گذشته احتمالاً معادل 1 میلیارد دلار در مورد آموزش دانشجویی جهان سوم در

شوروی مصرف کرده است و به منظور حمایت و آموزش هر یک از دانشجویان کشورهای در حال رشد

سالانه 3000 تا 5000 دلار خرج می کند. کمک هزینه های اروپای شرقی در هر سال برای یک

دانشجوی آکادمیک معادل 6000 دلار و برای رشته های مهندسی 4500 دلار می باشد. (سرّی).

در سال 1978 تعداد ملیتهای کشورهای در حال توسعه در شوروی و اروپای شرقی به بیش ازروسی

(11885 نفر) را به کار گرفته اند45000 نفر رسید، چون 8700 دانشجوی جدید جهت انجام تحصیل به

این کشورها وارد شده اند (به جدول 7 نگاه کنید). 26500 دانشجوی جهان سوم تقریبا نیمی از کرسیهای

ص: 557

مربوط به دانشجویان خارجی را اشغال کرده اند و براساس برنامه شوروی جهت افزایش ثبت نام

دانشجویان کشورهای در حال توسعه در سال 1980، این تعداد به میزان یک سوم افزایش خواهد یافت.

دانشجویان آفریقایی که در شوروی و اروپای شرقی اکثریت را تشکیل می دهند، بالغ بر 23500 نفر یعنی

معادل نیمی از دانشجویان کشورهای در حال توسعه در نهادهای کمونیستی می باشند. (خیلی محرمانه).

جدول 7

تعداد دانشجویان کشورهای رو ب رشد که تا دسامبر 1978 در کشورهای

کمونیستی مشغول گذراندن دوره های آموزشی بوده اند.تعداد افراد

جمع-شوروی-اروپای شرقی-چین

جمع-45265-26445-18560-260

شمال آفریقا-3575-2035-1520-20

آفریقای مادون صحرا19975-11600-8235-140

شرق آسیا35-25-10-000

اروپا20-10-5-5

آمریکای لاتین4650-2760-1890-000

خاورمیانه12155-6615-5525-15

جنوب آسیا4855-3400-1375-80

این جدول سرّی و غیر قابل رویت برای بیگانگان است.

ص: 558

تصویر 6: آفریقا

قراردادهای کمونیستی با کشورهای رو به رشد 1978


ضمیمه: کشورهای منتخب

ضمیمه

کشورهای منتخب


آفریقای شمالی

آفریقای شمالی

کلی

انتقال سلاحها و قراردادهای جدید کمک اقتصادی کمونیستی با کشورهای آفریقای شمالی در سال

1978 به اوج خود رسید و این منطقه برای اولین بار در زمره مشتریان کمکهای اقتصادی و نظامی

کمونیستی درآمد. این برنامه عبارتند از: (الف) عظیمترین قرارداد مسکو با یکی از کشورهای در حال

توسعه (مراکش، (ب) نقطه اوج کمکهای فنی نظامی و اقتصادی، و (ج) قراردادهای مربوط به ارسال

جنگنده های پیشرفته میگ 25 به الجزایر و لیبی، که اولین هواپیماهای پیشرفته می باشند که در اختیار

کشورهای در حال توسعه قرار گرفته اند. تشنجهای جدید ناشی از قرارداد کمپ دیوید و عدم موفقیت در

دستیابی به یک راه حل در صحرای غربی سبب گردید که الجزایر و لیبی نیز متقاضی دریافت سلاحهای

مدرن شدند. (خیلی محرمانه).

علیرغم کاهش ارزش قراردادهای جدید در سال 1978، تحویل سلاح به آفریقای شمالی افزایش

ص: 559

یافت، و تعداد مشاورین فنی کمونیستی تقریبا دو برابر گردید. بخش اعظم افزایش در لیبی که چهارمین

مشتری بزرگ سلاحهای شوروی است و بعد از اتیوپی از نظر حضور فنی شوروی دومین کشور است،

صورت گرفته است. علاقه مسکو به گسترش روابط تجاری با آفریقای شمالی نشانگر قرارداد 2 میلیارد

دلاری فسفات با مراکش است. (طبقه بندی نشده).

الجزایر

قرارداد 235 میلیون دلاری این کشور با شوروی جهت دریافت پیشرفته ترین جت جنگنده مسکو

یعنی میگ 25 شاخص روابط الجزیره با جهان کمونیستی در سال 1978 است. رهبریت جدید الجزایر که

پس از رئیس جمهور فقید بومدین قدرت را به دست گرفت مواضع پیشین رادیکال خود را در رابطه با امور

آفریقای شمالی و خاورمیانه تأیید نمود و با صدور اجازه استفاده از بندر مرز الکبیر Mersel-Kebir توسط

کشتیها و اسکادران شوروی در مدیترانه گامی دیگر به شوروی نزدیکتر گردید. میزان سلاحهای تحویلی

نشانگر توافق بی چون و چرای مسکو با الجزایر در مورد اختلافات این کشور با مراکش و موریتانی بر سر

صحرای غربی است. میزان این تسلیحات تحویلی در سال 1978 به 390 میلیون دلار رسیده و شامل

اولین فروندهای میگ 25، هلیکوپترهای می-24، نفربرهای زرهی، توپهای خودکششی، موشکهای

زمین به هوا، و ناوچه های رزمی اوزا-2 می باشد. (S NF NC).

انتقال جتهای جنگنده میگ 21 و میگ 23، هلیکوپتر، سیستم های دفاع هوایی، تجهیزات نیروی

زمینی، و اسکورتهای نیروی دریایی ادامه یافت و 400 نظامی دیگر شوروی در سال 1978 به الجزایر

روانه شدند که تعداد کل آنها در این کشور به 1000 نفر رسیده است. علی رغم افزایش یافتن پرسنل

مستشاری، ناظران غربی در مورد توانایی الجزایر در استفاده مؤثر از این سلاحها تردید داشته و پیش بینی

می کنند که این کشور در زمینه این گونه خدمات یک وابستگی درازمدت به شوروی پیدا خواهد کرد.

(S NF NC).

الجزایر با بلغارستان نیز یک قرارداد 100میلیون دلاری جهت خرید مهمات امضاء کرد، که از جمله

مهمترین قراردادهای نظامی صوفیه با یک کشور جهان سوم به شمار می آید.(S NF NC).

توجه روزافزون الجزایر به آموزش و تکنولوژی غربی و قبول وامهای عمرانی غربی مقداری از نفوذ

مسکو را در امور اقتصادی این کشور کاهش داده است. با این وصف شوروی هنوز هم فعالانه برنامه های

خود را دنبال می کند. این کشور بر اساس اعتبار 290 میلیون دلاری صادره در سال 1977 مطالعات خود

را جهت احداث یک مجتمع آلومینیم و یک مجتمع معدنی و فلزشناسی و احتمالا ایجاد یک کارخانه

ذوب آهن دیگر آغاز کرده است، در حالی که شوروی میل ندارد در حال حاضر اقدام به احداث کارخانه

ذوب آهن جدیدی بنماید. شوروی همچنین توافق کرده است که 22500 خانه مسکونی در الجزیره،

اوران واسکیدا ساخته و در سال 1981 یک کارخانه تولید خانه های پیش ساخته نیز احداث نماید. در

مورد گفتگوهای به عمل آمده بر اساس چهارچوبه قرارداد ژانویه 1976 که قرار بود یک مجتمع

ماشین آلات سنگین برقی، یک سد و یک پروژه آبیاری، یک پالایشگاه احداث وانجام شود، اقدامات

جدیدی تاکنون صورت نگرفته است.(طبقه بندی نشده).

در همین حال، کار مربوط به نصب دومین کوره محترقه در کارخانه ذوب آهن عنابه (Annaba) که

ص: 560

قریب به 45 در صید برنامه کمک 715 میلیون دلاری شوروی در الجزایر را تشکیل می دهد، ادامه دارد.

کمک عمرانی 525 میلیون دلاری اروپای شرقی نیز همانند کمکهای شوروی دارای اهمیت بوده و گفته

می شود که در بسیاری موارد الجزایر تکنولوژی اروپای شرقی را به تکنولوژی شوروی ترجیح می دهد.

کشورهای اروپای شرقی نیز وارد کارهایی مانند ساختن منازل مسکونی شده اند، که الجزایر در این باره

یک برنامه ضربتی را در مد نظر قرار داده است. به طور مثال مجارستان توافق کرده است که محل سکونت

یک کارخانه ساختمان سازی عمومی را که 500 خانه در عنابه خواهد ساخت طرح ریزی نماید و لهستان

و الجزایر با تشکیل کنسرسیومی براساس برنامه های دولت الجزایر سالانه 100000 واحد مسکونی

ایجاد خواهند کرد. در این رابطه ورشو مصالح ساختمانی، تجهیزات، و خدمات مهندسی لازم را در اختیار

الجزایر قرار خواهد داد. مهمترین پروژه های دیگر لهستان عبارتند از یک کارخانه تولید اسید سولفویک و

یک کارخانه 500000 تنی سیمان، بنا به گزارشها شرکتهای لهستانی در مورد قرارداد 750 میلیون دلاری

کشتی سازی مرز الکبیر مشغول به کار بوده و هم اکنون این کشور یک کارخانه کشتی سازی ما در ایجاد

کرده که دو سال قبل وارد مرحله تولید شده است. چکسلواکی و آلمان شرقی بر روی کارخانه های

فولادسازی و بلغارستان در ساختن سد و پروژه های آبیاری مشغول به کار بوده اند (طبقه بندی نشده).

تعداد پرسنل اقتصادی کمونیستی در الجزایر به 11750 نفر رسید که 6000 نفر آنها روسی و مهمترین

نیروی پرسنلی شوروی در جهان سوم به شمار می آیند. حدود 5500 پرسنل اروپای شرقی در الجزایر و

در سمتهای اداری به صورت معلم و پزشک مشغول به کار بودند. کوباییها نیز برای اولین بار به دیگر

تکنیسینهای کمونیستی پیوسته و 50 پرسنل پزشکی کوبایی براساس قرارداد منعقده در اواسط سال وارد

این کشور گردیدند. حدود 300 نفر پرسنل چینی در بخش کشاورزی کار می کردند. با آموزش دیدن

50000 الجزایری در کارخانه های ساخت کمونیستی، کشورهای کمونیستی نقش مؤثری در آموزش

نیروی کار فاقد مهارت الجزایر ایفا کرده و شکاف موجود در خدمات فنی را که در نتیجه خروج فرانسه در

سالهای 1960 به وجود آمده بود پرکردند (طبقه بندی نشده).

لیبی

اختلاف پیشین میان لیبی و شوروی از بین رفته است چون واقعیتهای سیاسی - اقتصادی همکاریهای

بیشتری را ایجاب می کند. این رابطه تاکنون به (الف) قراردادهای تسلیحاتی 6/3 میلیارد دلاری منعقده با

کشورهای کمونیستی، که گسترده ترین نیروی آتش را در خارج از پیمان ورشو در اختیار تریپولی نهاده، و

(ب) خدمات فنی اروپای شرقی در اجزاء قراردادهای تجاری، که لیبی برای مناقصه های اروپای شرقی

ارجحیت بیشتری قائل است، بستگی دارد. (S NF NC)

خرید تسلیحات کمونیستی توسط لیبی در ازای ارز معتبر دارای یک شاخص مهم یعنی افزایش

پیچیدگی تسلیحاتی و قیمتهای گزاف است. گرچه فروش شوروی در سال 1981 به سطح 81 میلیون دلار

(قیمت حداقل 5 فروند هواپیمای باری 76 - IL) تنزل نمود، ولی نقل و انتقالات واقعی برابر با 800

میلیون دلار بود. تجهیزات جدیدی که در رژه روز ملی ماه سپتامبر به نمایش گذاشته شد عبارت بود از

جتهای جنگنده میگ25، سیستمهای موشکی دفاع هوایی سام - 9، موشکهای فراگ - 7 و جت آموزشی

ال - 39 ساخت چکسلواکی. دیگر تجهیزات تحویل داده شده در سال 1978 شامل دو زیر دریایی اف -

ص: 561

کلاس روسی، یک وسیله زمین نشین لهستانی به نام پکنکنی ال اس تی، و انواع موشک، هواپیما، و

تجهیزات نیروی زمینی، بود. تریپولی با کره شمالی، لهستان، رومانی و یوگسلاوی نیز قراردادهایی با

ارزش کلی 169 میلیون دلار منعقد ساخته است. (S NF NC) تعداد پرسنل فنی شوروی در سال 1978 به

سطح 1300 نفر رسید که اکثر آنها در گروه مستشاری نظامی شوروی در زمینه های آموزشی، تاکتیکی و

کارهای تعمیر و نگهداری به کار مشغول بوده اند (S NF NC)

تعداد پرسنل فنی شوروی در سال 1978 به سطح 1300 نفر رسید که اکثر آنها در گروه مستشاری

نظامی شوروی در زمینه های آموزشی تاکتیکی و کارهای تعمیر و نگهداری به کار مشغول بوده اند.

(S NF NC)

تعداد پرسنل اروپای شرقی که در زمینه قراردادهای عمرانی لیبی به کار مشغول بودند در سال 1978

معادل 22000 نفر گردید. این رقم دربرگیرنده نیمی از پرسنل اروپای شرقی مستقر در خارج و 10 درصد

نیروی کار لیبی بود. البته این رقم افزایش بیشتری خواهد یافت چون آژانسهای لیبی مجبورند پاسخگوی

دستورات قذافی در اعطای قراردادهای عمرانی به کشورهای کمونیستی باشند.

در سال 1978، دولتهای اروپای شرقی قراردادهای زیر را با لیبی منعقد ساختند:

* یک قرارداد بلغاری 80 میلیون دلاری جهت نصب تسهیلات در شش بیمارستان و نیز یک قرارداد

هفت ساله دیگر جهت برقراری همکاری فنی بیشتر در زمینه کشاورزی، حمل و نقل، پروژه های صنعتی و

دو برابر شدن حضور فنی که در سال 1978 به سطح 10000 نفر رسیده است.

* یک معاهده 10 ساله با آلمان شرقی پیرامون همکاریهای سیاسی، اقتصادی و علمی که شرایط آنها

مشخص نشده است.

* انعقاد یک پروتکل فنی با لهستان جهت ایجاد 440 مزرعه در لیبی، علاوه بر 130 مزرعه ای که

لهستانیها تا به حال ایجاد کرده اند و جهت افزایش مشارکت لهستان در برنامه ریزی، طراحی و اجرای

طرحهای شهرسازی. (طبقه بندی نشده)

قراردادهای میلیارد دلاری مطروحه در توافق اقتصادی لیبی و شوروی در سال 1976، قرار است

موارد زیر را در برگیرد؛ (الف) احداث یک نیروگاه هسته ای 300 مگاواتی؛ (ب) یک برنامه عمرانی برای

صنعت گاز تا سال 2000؛ (ج) استخراج نفت و اورانیوم؛ (د) احداث یک رآکتور تحقیقاتی 400 میلیون

دلاری در تجورا (Tajura) (ه) احداث یک خط لوله گازی 650 کیلومتری و (و) یک کارخانه آهن و فولاد

5 میلیون تنی. (طبقه بندی نشده).

هم اکنون شوروی کار مربوط به رآکتور را آغاز کرده و قرارداد مربوط به احداث خط لوله گازی نیز

منعقد شده است. تکنیسینهای شوروی تحقیقات مربوط به استخراج اورانیوم را آغاز کرده اند و قرار بود که

قبل از پایان سال حدود 100 تکنیسین روسی در رابطه با انجام اکتشافات نفتی وارد این کشور شوند.

(S NF NC).

در سال 1978، چین در مورد برقراری روابط دیپلماتیک با لیبی به توافق رسید. این امر به دنبال اولین

قرارداد همکاری اقتصادی و فنی پدید آمد. کوبا نیز براساس یک قرارداد منعقده توافق کرد که 300 نفر

پزشک به لیبی ارسال دارد که لیبی در ازای آن با احتساب هزینه های حمل و نقل سالانه یک میلیون دلار

ارز معتبر پرداخت خواهد کرد. دو طرف مزبور پیرامون احداث یک کارخانه قند 200000 تنی توسط

ص: 562

کوبا در لیبی مذاکره کردند که قرار است پس از احداث، کوبا شکر خام را در اختیار این کارخانه بگذارد.

(S NF NC).

ذخائر نفتی لیبی همیشه مورد توجه کمونیستها بوده است. به استثناء دوره دو ساله اواسط سالهای

1970 که لیبی یکی از مهمترین صادرکنندگان نفت به اروپای شرقی به شمار می آمد، اختلاف موجود بر

سر قیمتها مانع از انعقاد یک قرارداد بزرگ و جدید می شد، ولی در سال 1978 بلغارستان توافق کرد که در

ازای دریافت نفت خدمات ارائه کند و بنا به گزارشها چکسلواکی نیز توافق کرد که در ازای کالاهای

صنعتی سالانه 20 میلیون بشکه نفت از لیبی خریداری نماید، بنا به گزارشها و براساس یکی از

قراردادهای امضاء شده در سال 1976، لیبی در سال 1978 معادل 60 میلیون بشکه نفت خام را یک ساله

به قیمت هر بشکه بین 8 تا 10 دلار به شوروی فروخت. دیگر منابع گزارش داده اند که شوروی در سال

1977 خرید 20000 بشکه نفت در روز را به جای پرداخت ارزش تجهیزات نظامی تقبل کرده و در سال

1978 نیز در ازای ارز معتبر روزانه 4000 بشکه نفت از این کشور خریداری خواهد کرد. نفت لیبی در

پالایشگاههای کارائیب، احتمالاً برای کوبا تصفیه می گردد.(S NF NC).

موریتانی

جمهوری خلق چین به عنوان مهمترین کمک دهنده موریتانی، توانست روابط خود را با دولت جدید

موریتانی که پس از کودتای ژوئیه 1978 به قدرت رسید بهبود بخشد. موقعیت شوروی در این کشور نیز

احتمالاً به خاطر مسئله صحرای غربی و فعالیتهای ماهیگیری شوروی ضعیف شده است. رومانی که

تنهاکشور اروپای شرقی دارای منافع در موریتانی اگر کمک 500 میلیون دلاری غربی و کمکهای عمده

فرانسوی را که کمکهای 85 میلیون دلاری چین را کوچک جلوه گر می سازد در نظر نگیریم، باید بگوئیم

که چین محبوب ترین کمک دهنده موریتانی است. چینی ها نیروگاه نوآکچوت را احداث و با سر و صدای

زیاد در ماه نوامبر افتتاح کردند که می تواند 25 درصد نیاز شهری را برطرف کرده و مانع قطع برق چون

گذشته بشود. کار چین در این کشور با احداث بندر نوآکچوت در آبهای عمیق موریتانی به ارزش 55

میلیون دلار آغاز و با چند پروژه کشاورزی و طبی ادامه یافته است. (طبقه بندی نشده).

اقدامات کمکی شوروی همیشه با برخوردی مؤدبانه مواجه بوده، لیکن در مورد آنها اقداماتی آنچنانی

به عمل نمی آمده است. دولت جدید تمام قراردادهای ماهیگیری از قبیل قرارداد شوروی را لغو کرد. چون

کشورهای خارجی در آبهای موریتانی به ماهیگیری بیش از حد مشغول بوده اند. پروژه های کمکی

عمرانی مسکو شامل ارائه کشتیهای ماهیگیری و کارخانه شیلات و انجام تحقیقات زمین شناسی و معدنی

و جستجو برای منابع طبیعی از قبیل نفت و اورانیوم می باشد. مسکو امیدوار است که بار دیگر امتیازات

سودآور صنعت ماهیگیری موریتانی را به دست آورد.(S NF NC).

موریتانی نگران این است که شوروی از مرکز تحقیقاتی اقیانوس شناسی NOUADHIBOUجهت

خرابه کاری علیه این کشور استفاده کند. براساس قراردادی که قبلاً با دولت پیشین منعقد شده بود،

شوروی می بایست نیروی انسانی لازم برای این مرکز را جهت انجام تحقیقات و مطالعات فراهم سازد. در

حال حاضر موریتانی برای راه اندازی این پروژه به کشورهای دیگر روی آورده است.(S NF NC).

قرارداد 2 میلیارد دلاری 30 ساله شوروی در رابطه با گسترش منابع فسفات مثقاله (Meskala) در جنوب

ص: 563

مراکش که توسط شاه حسن دوم پادشاه مراکش تحت عنوان «قرارداد قرن» منعقد شده بود، مهمترین

قرارداد مسکو در رابطه با یک پروژه خاص در جهان سوم بوده و اولین قرارداد شوروی در زمینه وارد

کردن فسفات می باشد. یک قرارداد 20 میلیون دلاری اولیه جهت مطالعه امکانات و طراحی جنبه های

مختلف پروژه اختصاص یافته که احداث راه آهن، شبکه جاده ای و تسهیلات بندری و انبارسازی و

عملیات استخراج معادن را شامل می گردد. بیش از 100 پرسنل روسی جهت انجام مطالعات مربوطه به

محل پروژه وارد شده اند. ناظران غربی به نحو خوش بینانه ای اظهار داشته اند که بیش از 20 درصد

تجهیزات مورد نیاز باید در بازارهای ارز معتبر خریداری گردد و مسکو نیز سعی خواهد کرد وامهای قابل

تبدیل به ارز معتبر را در اختیار این کشور قرار دهد.(سرّی).

بخش اعظم بازده 10 میلیون تنی مثقاله به شوروی صادر خواهد شد، تا وام 2 میلیارد دلاری

تأسیساتی پرداخت شده و علاوه بر این مقداری از آن نیز در ازای کالاهای روسی صادر خواهد شد. این

معامله تجاری، شوروی و مراکش را در فهرست تجاری این کشور با کشورهای آفریقایی در مقام اول قرار

خواهد داد. تجارت تقریبا متعادل کنونی شوروی و مراکش که تنها به وسیله قرارداد پایاپای نفت و

مرکبات پشتیبانی می گردد، شوروی را به عنوان اصلی ترین منبع نفتی رباط درآورده است. (طبقه بندی

نشده).

شوروی و مراکش در ماه آوریل یک شرکت ماهیگیری مشترک افتتاح کردند که شوروی در ازای یک

سهم 49 درصدی فنون و اکثر تجهیزات لازم را فراهم آورد. تنها معامله نظامی بزرگ مراکش با شوروی

یک قرارداد 25 میلیون دلاری در سال 1974 مربوط به دفاع هوایی و نیروی زمینی بود که هرگز به طور

کامل به مرحله اجرا در نیامده است (سرّی).

اعتبار 90 میلیون دلاری مراکش از چکسلواکی، لهستان و رومانی به منظور گسترش فروش تجیهزات

این کشورهای اروپای شرقی صادر گردیده بود تا از طریق آن بر کسری تجاری ناشی از ادامه خریدهای

عظیم فسفات فائق آیند. فقط وام 14 میلیون دلاری لهستان به یک پروژه خاص یعنی گسترش ظرفیت

کارخانه فسفات در صافی (Safi) به 500000 تن اختصاص یافته است.

گسترش این کارخانه، که چهارمین کارخانه اینگونه ای ساخته شده توسط لهستان در مراکش است،

سطح بازده اسید سولفوریک این کارخانه های لهستانی را به 2 میلیون تن در سال افزایش خواهد داد. کار

احداث این کارخانه در سال 1982 به پایان خواهد رسید و لهستان در ازای آن فسفات دریافت خواهد

نمود. در سال 1978، مجارستان کار نصب جرثقیلهای بندری در آقادیر (Agadir) را به پایان رساند. این

کار به دنبال نصب همین اسباب و آلات در بندر کنیترا آغازگشته بود. مراکش از خدمات فنی اروپای

شرقی در این کشور راضی است و تعداد پرسنل اروپای شرقی در مراکش در سطح 1500 نفر ثابت باقی

مانده است. (طبقه بندی نشده).

تونس

تونس قراردادهای اقتصادی و نظامی جدیدی با کشورهای کمونیستی در سال 1978 امضاء کرد. که

وابستگی تونس را به غرب و به خصوص آمریکا دستخوش تغییر ننمود. قرارداد 12 میلیون دلاری نظامی

چین در رابطه با ارائه تفنگهای اتوماتیک، مسلسل دستی، نارنجک، و اقلام سررشته داری به قرارداد 9

ص: 564

میلیون دلاری پیشین چین در مورد اعطای دو قایق گشتی نوع شانگهای - 2 و تجهیزات نیروی زمینی

اضافه شد. (S NF NC).

در همین حال، چین و شوروی به کمکهای خود در پروژه های عمرانی آبی که هزینه های مربوطه از

طریق اعتبارهای پیشین، تأمین می گردد ادامه داده اند. در اواسط سال، متخصصین شوروی طرحهای

مهندسی 55 میلیون دلاری اعتبار سال 1976 احداث یک سد در رودخانه جومین را براساس اعتبار 55

میلیون دلاری سال 1976 به پایان رسانیدند و چین نیز تکنیسینهای خود را به این کشور فرستاد تا احداث

کانال مجردا - کاپ بن (Medjerda - Cap Bon) را براساس یکی از قراردادهای 90 میلیون دلاری چین

آغاز نمایند. (طبقه بندی نشده).

کشورهای اروپای شرقی بسیار فعالتر بودند و کمکهای جدیدی در سال 1978 ارائه نمودند که شامل

525 تکنیسین که اکثر آنها معلم و پزشک بودند، می گردد. تلاشهای جدید آنها عبارت است از (الف)

اعتبار 20 میلیون دلاری آلمان شرقی جهت احداث راه آهن؛ (ب) یک قرارداد 22 میلیون دلاری

مجارستانی در رابطه با ورود قطارهای دیزلی که هزینه مالی آن از اعتبار 35 میلیون دلاری صادره در

سال 1977 تأمین خواهد گشت.(S NF NC).


آفریقای مادون صحرا

آفریقای مادون صحرا

کلی

برنامه تسلیحاتی شوروی در آفریقا در سال 1978 توجه جهانی را به خود جلب نموده بود، و مسکو با

قراردادهای جدید تسلیحاتی 845 میلیون دلاری مقام خود را به عنوان مهمترین تأمین کننده سلاح

آفریقای مادون صحرا مستحکم نمود. در نتیجه بذل حمایت از دولتهای جدید مارکسیستی در آفریقا که

در آنگولا در سال 1975 و بعدها در موزامبیک و اتیوپی آغاز گردید، آفریقای مادون صحرا نیمی از

سلاحهای فروخته شده توسط شوروی به جهان سوم و یک چهارم فروش سال 1977 را به خود

اختصاص داد. در حالی که قبل از سال 1975 میزان آن کمتر از 5 درصد بود.(خیلی محرمانه).

قرارداد جدید 750 میلیون دلاری سال 1978 با اتیوپی میزان قراردادهای نظامی کلی مسکو با این

هم پیمان جدید را به سطحی بیش از 2 میلیارد دلار بالا برد. تحویل سلاحهای 1 میلیارد دلاری به اتیوپی

تنها مشابه تحویل سلاح به سوریه پس از جنگ 1973 بوده است. این تسلیحات مدرن اتیوپی را در برابر

تجزیه طلبان اریتره برای مدت طولانی مجهز خواهد کرد. ادامه تحویل سلاح به آنگولا (85 میلیون دلار)

و موزامبیک (50 میلیون دلار) به منظور تقویت این دولتهای مارکسیستی صورت گرفته است. دیگر

کشورهای خط مقدم از قبیل تانزانیا و زامبیا سلاحهایی جهت تحویل به نیروهای شورشی و حفاظت از

مرزهای خود به دست آورده اند. در همین حال، تعداد تکنیسینهای کمونیسیتی در آفریقای سیاه در سال

1978 به خاطر ورود 15000 کوبایی دیگر به اتیوپی 60 درصد افزایش یافت. این پرسنل در مبارزات

اریتره و اوگادن نحوه استفاده از تسلیحات مدرن و هدایت لجستیک و مخابرات نظامی را آموزش

می دادند. 700 کوبائی دیگر در سال 1978 به موزامبیک فرستاده شدند و تعداد کل آنها در این کشور به

800 نفر رسید. (سرّی)

تسلیحات روسی که به وسیله لیبی به شورشیان فرولینات تحویل داده می شد، سقوط دولت مالوم در

ص: 565

چاد را به دنبال داشت و حمله شورشیان کاتانگا تحت حمایت کمونیستی به زئیر (شبا 2) سبب شد که

آفریقا کوبا و شوروی را مسئول مداخله در این قاره بداند. (سرّی)

در همین حال بعضی از مشتریان قدیمی اقداماتی در جهت کاهش حضور شوروی انجام دادند. به طور

مثال، گینه در اواخر سال 1978 اکثر مستشاران روسی و کوبایی را اخراج کرده و تهدید نمود که اجازه

استفاده شوروی از بندر کوناکری را لغو خواهد کرد. این موضوع به دنبال لغو حقوق شوروی در استفاده از

حوزه هوایی کوناکری جهت پروازهای شناسایی دور برد پدیدار شد. از دست رفتن تسهیلات گینه و

سومالی در سال 1977 سبب شد که شوروی از دولت اتیوپی بخواهد که در ازای کمکهای نظامی بیشتر

استفاده از تأسیسات بندری جنوب آساب (Assab) را منحصرا به شوروی بدهد. (S NF).

برنامه اقتصادی مسکو در آفریقای مادون صحرا در سال 1978 علیرغم درخواستهای مداوم افزایش

کمکهای چندان چشمگیر نبوده است. کمکهای جدید تنها معادل 10 میلیون دلار (به هفت کشور) بوده

است. شوروی با استفاده از اعتبارهای باقیمانده از قرارداد 1959 کمک جدیدی به اتیوپی ننموده و پروژه

جدیدی را نیز مورد گفتگو قرار نداد. گزارشهایی درباره کمک جدید 3-2 میلیارد دلاری داده شده به

اتیوپی براساس توافق اقتصادی و فنی سپتامبر رسیده که مورد تأیید ما نیست.(S NF).

از طرف دیگر، کشورهای اروپای شرقی با قراردادهای 515 میلیون دلاری جدید، به کمکهای کلی

خود به این کشورها 50 درصد افزودند. اتیوپی در رابطه با برنامه های عمرانی زیربنایی از کشورهای

اروپای شرقی 300 میلیون دلار کمک دریافت نمود. علاوه براین کشورهای اروپای شرقی 75 میلیون

دلار به آنگولا، 45 میلیون دلار به غنا و مقادیر کمتری به چند کشور دیگر آفریقایی کمک کرده اند.(S

NF).

چین که در اوائل سالهای 1970 یکی از محبوب ترین کمک دهندگان کشورهای آفریقایی شده بود، به

خاطر تمرکز پکن بر طرحهای عمرانی خود، در سال 1978 تنها 50 میلیون دلار کمک اقتصادی جدید به

این کشورها داد. پکن در برنامه های در حال انجام خود سرعتی به وجود آورد و 85 درصد 22000

تکنیسین خود در کشورهای در حال توسعه در آفریقای مادون صحرا را در مورد پروژه های عمرانی

کشاورزی، شاهراهها، و پروژه های راه آهن به کار گرفت. (طبقه بندی نشده)

در مباحث ذیل، ابتدا کشورهای آفریقایی دریافت کننده مهمترین کمکهای کمونیستی به ترتیب الفبا

مطرح شده و سپس کشورهای دارای اهمیت کمتر نیز به ترتیب حروف الفبا مطرح گردیده اند. (طبقه بندی

نشده).

آنگولا

علیرغم تلاشهای عمده کمونیستی در ارائه تجهیزات و نیروی انسانی به بنیه دفاعی نهضت آزادی

بخش خلق آنگولا، چریکهای ضد دولتی در سال 1978 تلفات سنگینی به نیروهای دولتی وارد کردند،

آنگولاییها از عدم توانایی کمونیستها در کنترل شورش و اعاده نظم اقتصادی اظهار نارضایتی نموده اند. با

وجود اینکه لوآندا (پایتخت آنگولا - م) درصدد فرصت برای برقراری روابط اقتصادی و فنی مجدد با

غرب بود. ملل اروپای شرقی سعی می کردند روابط اقتصادی صمیمانه تری را برقرار سازند. (طبقه بندی

نشده).

ص: 566

قراردادهای جدید تسلیحاتی کمونیستی در سال 1978 کاهش یافت، چون آنگولا به زمان بیشتری

جهت جذب تجهیزات دریافتی کمونیستی به ارزش 480 میلیون دلار داشته است. دو سوم کمکهای 75

میلیون دلاری سال 1978 از طرف کشورهای اروپای شرقی در رابطه با تجهیزات غیر مرگبار از قبیل

کامیون از آلمان شرقی و لهستان، یونیفورم از رومانی و تجهیزات مخابراتی از مجارستان ارائه شده بود.

ارسال هواپیماهای باری 40- YAK و 26- AN به ارزش 26 میلیون دلار تنها تجهیزات نظامی فروخته

شده به آنگولا توسط مسکو به حساب می آید. ارسال تسلیحات 115 میلیون دلاری در سال 1978

هواپیماهای باری و رزمی، تجهیزات نیروی دریایی روسی، و هلیکوپترها و کامیونهای اروپای شرقی را

در بر می گرفت. (سرّی).

تعداد مستشاران نظامی شوروی در آنگولا دو برابر تعداد آنها در زمان جنگ و معادل 1000 نفر در

سال 1978 بود. افسران شوروی هنوز هم موقعیتهای مهمی را در فرماندهی نظامی و ساخت کنترل آنگولا

در اشغال دارند. تعداد مستشاران آلمان شرقی که در حال حاضر بیش از 300 نفر است عملیات امنیتی و

اطلاعاتی آنگولا را بهبود بخشیده اند. حضور نظامی کوبا نیز در این کشور با 20000 کوبایی حفظ شده

است. (سرّی).

کشورهای کمونیست اروپای شرقی و کوبا حضور اقتصادی خود در آنگولا را در سال 1978 از طریق

برنامه های خدمات فنی افزایش دادند، در حالی که افزایش این فعالیتها در طول سال منجر به عقد قرارداد

نسبتا بزرگ نگردید. رومانی تنها توانست یک قرارداد خاص (75 میلیون دلار جهت پروژه های عمرانی)

منعقد سازد و دیگر قراردادها در مراحل مذاکراتی باقیمانده است. حدود 10000 تکنیسین کمونیستی

درپاسخ به نیاز شدید دولت آنگولا برای اشغال 100000 موقعیت شغلی بدون سرپرست در نتیجه

استقلال این کشور از سلطه پرتغال، به کار مشغول شده اند. (خیلی محرمانه).

با وخیمتر شدن اوضاع اقتصادی میزان شکایات علیه کمونیستها در سال 1978 فزونی گرفت. گر چه

آنگولاییها پرسنل شوروی و کوبا را به مدیریت نادرست در تجارت خارجی و سرقت کالاها (ماننده قهوه)

متهم می کنند، ما شواهدی در دست نداریم که این مسئله در همه سطوح اتفاق افتاده باشد. علاوه بر این

نمی دانیم که کمونیستها شرایط سختی را برای ارائه خدمات فنی تعیین کرده باشند. پرسنل شوروی و

اروپای شرقی ماهانه 1200 دلار و کوباییها 800 دلار دریافت می کنند که حداقل نیمی از آن به صورت

ارز معتبر پرداخت می گردد. براساس قراردادهای منعقده در دسامبر 1978 حضور کوبا در این کشور

گسترش بیشتری خواهد یافت.(S NF).

کشورهای اروپای شرقی با ارائه اعتبارات تجاری جهت خرید تجهیزات روابط بازرگانی خود با

آنگولا را گسترش دادند. آلمان شرقی در رابطه با کارخانه ها و ماشین آلات کامل یک اعتبار پنج تا هفت

ساله صادر کرد و بلغارستان، چکسلواکی و لهستان نیز در ازای فروش وسائط نقلیه شرایط مشابهی را قائل

شده اند.(S NF).

قراردادهای دیگر عبارتند از: (الف) پروتکل بلغارستان جهت کمک به کشاورزی و مدرنیزه سازی

شهری، (ب) تعهد کوبا برای آموزش دادن 2500 تکنیسین آنگولائی در کوبا، (ج) تحویل شش کشتی

ماهیگیری روسی به صورت هدیه؛ و (د) تعهد شوروی مبنی بر احداث یک مزرعه غله 400 هکتاری به

صورت هدیه (طبقه بندی نشده).

ص: 567

برنامه اقتصادی بی اهمیت شوروی در آنگولا مشابه تلاشهای توأم با بی تفاوتی شوروی در دیگر

کشورهای آفریقایی است که در آن نشانه ای از علاقه به عمران صنایع حیاتی بخش عمومی وجود ندارد.

تنها در رابطه با صنعت ماهیگیری آنگولا، که به کشتیهای روسی اجازه صید در آبهای آنگولا را می دهد، و

ارائه تجهیزات مدارس آموزشی، کمک هایی داده شده است. (طبقه بندی نشده)

اتیوپی

یک سال و اندی بعد تغییر جهت حمایت شوروی از سومالی به اتیوپی، هنوز هم مهمترین عامل موجود

در روابط شوروی و اتیوپی برنامه کمک نظامی مسکو و افزایش وابستگی اتیوپی به کشورهای کمونیستی

از نظر حمایت فنی است. برخلاف شایعات مربوط به انعقاد قراردادهای عظیم اقتصادی، آدیس آبابا کمک

اقتصادی جدیدی از شوروی دریافت نکرده، گرچه اروپای شرقی 300 میلیون دلار کمک جدید به این

کشور پیشنهاد نموده است. برنامه اقتصادی مسکو هنوز هم از اعتبار 100 میلیون دلاری صادره در سال

1959 ناشی می گردد.(S NF NC).

تأمین تسلیحاتی سه ساله مسکو برای اتیوپی سه برابر میزان سلاحهایی است که شوروی در طول 13

سال در اختیار سومالی کشور همجوار اتیوپی قرارداده بود. تا پایان سال 1978، اتیوپی 2 میلیارد دلار

کمک نظامی از شوروی و 66 میلیون دلار از اروپای شرقی دریافت کرده بود. در ازای این کمک، اتیوپی

یک قرارداد دو جانبه دوستی بیست ساله با مسکو در ماه نوامبر امضاء کرد و به شوروی حق انحصاری

استفاده از بنادری را که قرار است در شمال آساب بسازد اعطا نمود.(S NF NC).

تقریبا تمام کمکهای نظامی شوروی قبل و در طول حملات موفقیت آمیز اتیوپی در بیرون راندن

نیروهای سومالی از اوگادن و در اوائل سال مزبور ارائه گردید. با وجود اینکه ما در برآوردهایمان

قراردادهای جدید تسلیحاتی شوروی از آوریل 1978 را وارد ننموده ایم، ولی فکر می کنیم که در نیمه دوم

سال قراردادهای جدیدی امضاء شده است، تا اتیوپی بتواند از تجهیزات غربی چشم پوشیده و به

تسلیحات و تاکتیکهای روسی دست یابد. قراردادهای قبلی رژیم منگیستو را از سقوط حتمی نجات داد،

لیکن میزان حمایت فنی و لجستیکی آنقدر کافی نبود که بتواند یک نیروی مبارز تجهیز شده توسط

شوروی را برای مدتی دراز روی پای خود نگهدارد. حتی در غیاب قراردادهای موجود بین شوروی و

اتیوپی پس از آوریل سال 1979 نیز سیاست شوروی در قبال اتیوپی تغییر نکرد. الگوی تداوم تأمین

سلاح بدون شک مشابه کارهایی است که در رابطه با بعضی از مشتریان خاورمیانه ای مسکو انجام شده،

یعنی تجهیزات بیشتری روانه شده، آموزش فنی بیشتری ارائه شده و تسلیحات مدرن تری به زرادخانه

اتیوپی اضافه شده و خواهد شد.(S NF).

ارسال سلاح چه از طریق دریا و چه از راه هوا که در چهار ماهه اول سال 1978 به اتیوپی انجام گرفت،

کل یک میلیارد دلار سلاح ارسالی در این سال را در بر می گیرد. اتیوپی اولین کشور آفریقایی مادون

صحرا بود که در سال گذشته جنگنده میگ 23 را دریافت می کرد و علاوه بر این سلاحها و تجهیزات زیر را

نیز دریافت نمود که عبارتند از: (الف) پایگاههای موشکی هدایت شونده دفاع هوایی سام - 2 و سام- 3

که به سرعت در اطراف آساب و آدیس آبابا مستقر گردید، (ب) 20 فروند هلیکوپتر می - 24؛ (ج) یک

دوجین هواپیمای باری 12- AN (به صورت وام) و (د) هزاران وسیله حمل و نقل روسی جهت حمایت

ص: 568

عظیم لجستیکی در یک جنگ دو جبهه ای. تحویل تسلیحات سنگین زمینی متناسب تیپهای مکانیزه

کوبایی نیز به صورت همه جانبه انجام گرفت. این تجهیزات عبارت بودند از 250 دستگاه تانک متوسط،

بیش از 500 دستگاه نفربر زرهی، 360 دستگاه توپ کالیبر بزرگ و چند دوجین دیگر از سلاحهای ضد

هوایی کنترل شونده توسط راداری به نام 4/23-(ZSU S).(NF).

تحویل جتهای جنگنده، تجهیزات نیروی دریایی و تسلیحات سنگین مکانیزه زمینی دیگری نیز

براساس یک قرارداد 800 میلیون دلاری به این کشور صورت خواهد گرفت. بیشتر سلاحهای روسی

ارائه شده به اتیوپی 50 درصد کمتر از قیمت معمول به این کشور داده می شود، ولی بررسی مقدماتی حاکی

از آن است که قیمت بعضی از اقلام خیلی بیشتر از قیمت فروش آنها به دیگر مشتریان شوروی در

کشورهای در حال توسعه در سالهای اخیر است. گرچه در ازای بعضی از تجهیزات باید پول نقد پرداخت

شود. ولی بخش اعظم پرداختها به صورت ارز معتبر و در اقساط 10 ساله پرداخت خواهد شد (که لیبی نیز

پرداخت مقادیری از آن را تقبل کرده است).(S NF).

علاوه بر ارسال سلاح، شورویها قراردادهایی برای توسعه و مدرنیزه کردن تسهیلات نظامی اتیوپی و

تسریع آموزش نیروهای مسلح این کشور منعقد ساخته اند. در اوائل سال 1978، حدود 16500 پرسنل

کوبایی و 1600 پرسنل روسی به آموزش اتیوپیاییها در کاربرد سلاحهای مدرن و هدایت لجستیکی و

مخابراتی نظامی در اوگادن و اریتره مشغول بودند، علاوه بر این، 900 نفر افسر و افراد مشمول به شوروی

روانه شدند تا دوره های تعلیم عملیات و تعمیر و نگهداری هواپیماها، سیستمهای دفاع هوایی، ناوهای

دریایی، و تجهیزات پشتیبانی مربوطه را فرا گیرند. افسران اتیوپیائی در مدارس فرماندهی شوروی نیز در

حال طی دوره های آموزشی هستند.(S NF).

در همین حال، تکنیسینهای روسی تعدادی از فرودگاههای قدیمی را به پایگاههای دارای سیستم

دفاعی خوب جتهای جنگنده تبدیل نموده و تعدادی از آنها نیز در گسترش و توسعه تسهیلات بندری

آساب و ساختمان پایگاههای آموزشی نظامی در خولت (Kholette) نظارت می کردند. ساختمان یک

مرکز دریایی در آساب جهت استفاده انحصاری شوروی در آینده نزدیک آغاز خواهد شد. گرچه این

مرکز در رابطه با عملیات ناوگان شوروی ضرورت چندانی ندارد، ولی حضور و حیثیت شوروی را در

مناطق استراتژیک تنگه دریای سرخ افزایش خواهد داد و میزان کارایی عملیات دریایی شوروی را نیز

بالا خواهد برد. کشتیهای یدک کش شوروی یک اسکله شناور را (که ابتدا در آبهای سومالی و پس از آن

در آبهای یمن جنوبی مستقر شده بود) به آبهای اتیوپی وارد نمودند.(S NF).

شایعات مبتنی بر اینکه قرارداد کمک فنی و اقتصادی منعقده در سپتامبر 1978 حدود 3-2 میلیارد

دلار اعتبار را در برمی گرفته، خالی از اعتبار است. این توافق نیز از نظر محتوای اصلی مشابه قراردادهای

دیگری است که در چند سال گذشته توسط مسکو منعقد گردیده است. قرارداد اقتصادی سپتامبر تنها

خواستار تشکیل یک کمیسیون مشترک جهت نظارت بر فعالیتهای اقتصادی موجود شوروی و بررسی

امکانات گسترش در مناطق جدید شده است. میزان کمک هر پروژه مطالعه شده جداگانه خواهد بود. 80

میلیون دلار باقیمانده از اعتبار 100 میلیونی سال 1959 نیز قبل از آنکه شوروی قراردادهای جدید

سنگین تری را منعقد سازد استفاده خواهد شد. در همین حال مسکو درباره پروژه های کمکی جدید

پیشنهاداتی ننموده و از پاسخ به درخواست اتیوپی جهت تأسیس یک کارخانه ذوب آهن و پروژه های

ص: 569

صنایع سنگین دیگر نیز اجتناب ورزیده است.

در مقابل آن شوروی به اتیوپی توصیه کرده است که فعالیتهای خود را در امور کشاورزی متمرکز نماید.

کمکهای شوروی هم اکنون براساس پروتکل ماه مه 1977 به اتیوپی اجازه استفاده از اعتبار سال 1959 را

می دهد که 15 میلیون دلار جهت ورود کالا، مقدار دیگری از آن جهت گسترش پالایشگاه روسی در

آساب تا 75 درصد و نصب خط لوله و مخازن نفتی در مناطق مجاور به کار خواهد رفت. تعهدات جدید

به منظور پروژه های آبیاری و کشاورزی که در دره آواش مورد بررسی است، حداقل به 300 میلیون دلار

اعتبار نیاز خواهد داشت.(S NF NC).

کشورهای اروپای شرقی به تقاضای اتیوپی برای دریافت کمک پاسخ دادند: (الف) آلمان شرقی 200

میلیون دلار به منظور توسعه بندر آساب، احداث یک خط لوله نفتی و احتمالاً یک راه آهن در اختیار این

کشور قرار داد: (ب) چکسلواکی 45 میلیون دلار کمک به این کشور داد؛ و (ج) بلغارستان، مجارستان و

رومانی نیز در مجموع 55 میلیون دلار در اختیار اتیوپی قرار داده اند.(S NF NC)

چین که قبلاً یکی از فعالترین کمک دهندگان اتیوپی به شمار می رفت. به خاطر حملات اتیوپی که به

تحریک شوروی، علیه سیاستهای چین در جهان سوم صورت می گرفت فعالیتهای خود در این کشور را

رها نمود.(S NF NC).

افزایش توجه کمونیستها به اتیوپی در سال 1978 سبب دو برابر شدن پرسنل اقتصادی اروپای

کمونیستی در این کشور شد. از 1400 تکنیسین، 400 نفر آنها را معلمین و پرسنل اداری روسی، 300 نفر

را پرسنل آلمان شرقی و 500 کوبایی در بخش خدمات پزشکی تشکیل می دادند. (طبقه بندی نشده).

علاوه بر این اتیوپی در سال 1978 حدود 700 دانشجوی سال اول خود را به مراکز آموزشی

آکادمیک شوروی فرستاد که جمع دانشجویان اتیوپی در دانشگاههای شوروی را به 1500 تن رساند.

کوبا نیز با ارائه 1260 بورس تحصیلی جدید به دانش آموزان مدارس ابتدایی و متوسطه اتیوپی جهت

تحصیل در جزایر پانیز (PINES) برنامه شوروی را تکمیل نمود.(طبقه بندی نشده).

گینه

روزهای پرجنجال روابط شوروی و گینه احتمالاً سپری شده است. چون رئیس جمهور توره سعی دارد به

نهضت غیر متعهدها بپیوندد و کمک بیشتری از غرب دریافت دارد. این وضع سیاسی جدید در سال 1978

بر برنامه های اقتصادی و نظامی تأثیر بسیار گذاشت:

0 امتیاز سوخت گیری هواپیماهای 95 - TUشوروی و حق پرواز این کشور لغو گردید.

0 دسترسی شوروی به اسکله کوناکری محدود گشت.

0 پیشنهاد شوروی به منظور احداث یک اسکله شناور رد شد.

0 تعدادی از پرسنل نظامی و اقتصادی شوروی اخراج گردیدند. (S NF).

ظاهرا شوروی از اخراج 60 تن از مستشاران نظامی خود از این کشور در ماه نوامبر شگفت زده شده

بود. 100 تن از پرسنل کوبایی که شبه نظامیان گینه را آموزش داده و میگهای آنها را تعمیر کرده بودند نیز

اخراج گشتند. در اوائل سال، کوناکری یک قرارداد 10 میلیون دلاری نظامی با شوروی امضاء کرده بود که

ص: 570

مهمترین بخش آن دربرگیرنده قرارداد ماه ژوئن جهت تحویل یک ناو اسکورت و دو قایق گشتی دست

دوم از نوع شرشن بود (که گینه قبل از آن این نوع قایقها را دریافت ننموده بود). با وجود اینکه مسکو چند

فروند جت میگ - 17 به این کشور ارسال داشته و توافق کرده است که یک اردوگاه نظامی 6 میلیون

دلاری برای گردانهای تانک این کشور بسازد، ولی روابط آتی گینه و شوروی مشکوک به نظر می رسد و در

حال حاضر کوناکری به فروشندگان تسلیحاتی دیگر روی آورده است.(S NF NC).

با اظهار نارضایتی کوناکری از 15 سال کمک غیر مؤثر شوروی و عدم توانایی مسکو در ارائه کمکهای

جدید در ازا برنامه های رو به اتمام برنامه های اقتصادی نیز رو به وخامت نهاده بود. تعدادی تکنیسین 10

درصد کاهش و به 450 نفر رسید که نشان دهنده امتناع گینه از تجدید قراردادهای 55 معلم در

دانشگاهها، دبیرستانها و مدارس فنی گینه در سال تحصیلی 79-1978 بود و علت آن نیز عدم تسلط این

معلمین به زبان فرانسه و فنون تدریس قدیمی شمرده شده است. چند تن از آنان نیز متهم به فعالیتهای

سیاسی و عملیات بازار سیاه شده بودند.(S NF NC)

روابط اروپای شرقی که هیچ گاه مستحکم نبوده است، پس از اتخاذ سیاست ارز معتبر توسط گینه به

عنوان تنها رسید بازپرداخت، متشنج تر گشت. تنها رومانی پیشنهاد کرد که حاضر است در سال 1978 در

رابطه با یک پالایشگاه نفت در کوناکری و استخراج بوکسیت کمک عمرانی بدهد که منابع مالی آن نیز از

طریق چند کشور ناشناس اوپک پرداخت خواهد شد. چین که تاریخی طولانی در ارائه کمک به گینه دارد.

ارائه کمک جدیدی را اعلام نکرده است. در حالی که از 83 میلیون دلار کمک داده شده به این کشور در

گذشته مابه التفاوت چندانی (حدود 3 میلیون دلار) باقی نمانده است.(S NF NC)

مالی

کمک نظامی مهمترین عامل در روابط بین مالی و شوروی بوده است. گرچه با ماکو (پایتخت مالی - م)

تمایل به کاهش وابستگی به تسلیحات شوروی نشان داده است. اعلام وزیر دفاع مالی در اکتبر سال

1978 که یکی از مهمترین حامیان تسلیحات نظامی شوروی به حساب می آمد، بر روابط بین دو کشور

تأثیر منفی به جای خواهد گذاشت. (سرّی).

مالی هنوز هم فرودگاههای خود را (که اکثرا توسط شوروی ساخته شده است) در اختیار شوروی

می گذارد، تا این کشور بتواند به عملیات خود در جنوب آفریقا ادامه دهد و در عوض تجهیزات نظامی

دریافت می کند. در رژه سنتی روز استقلال در ماه سپتامبر، مالی 38 دستگاه موشک جدید سام،

هواپیماهای میگ، تانک، و نفربرهای زرهی تحویلی به این کشور براساس قرارداد سال 1977 را به

نمایش گذاشت. (سرّی).

با وجود اینکه تجهیزات مدرن مالی همسایگان آن را ترسانیده است، ولی ارسال 800 میلیون دلار

تسلیحات نظامی در سالهای 78-1974 توسط شوروی میزان کارایی رزمی مالی را بالا نبرده است.

بخش اعظم این تجهیزات در نقاط دور از مرز انبار شده و برای شناسایی و دفاع مناسب نمی باشند. فقدان

منبع مالی مورد نیاز جهت خرید قطعات یدکی بسیاری از هواپیماها را فاقد آمادگی پرواز کرده و

هواپیماهای دیگر را نیز غیر قابل تحریک خواهد کرد.(سرّی).

مالی ها نسبت به کافی نبودن کمک اقتصادی شوروی اظهار نارضایتی کرده اند. تلاش مسکو نیز به

ص: 571

گسترش معدن طلای کالانا و ارسال پزشک و معلم به این کشور معطوف شده که بسیاری از آنها در مقایسه

با پرسنل چینی و فرانسوی فاقد کارایی لازم به حساب می آیند. (طبقه بندی نشده).

چین که تمام تعهدات 100 میلیون دلاری خود را در رابطه با کشاورزی و پروژه های صنعتی برق مالی

انجام داده، طرحهای جدیدی را جهت اجرای برنامه های خود در دهه آتی پی ریزی می کند. (طبقه بندی

نشده).

موزامبیک

وابستگی موزامبیک به کشورهای کمونیستی که از زمان ارائه حمایت نظامی قبل از دستیابی به

استقلال از سلطه پرتقالیها آغاز شده بود. با اتکای روزافزون این کشور به تسلیحات کمونیستی در

برپاداشتن تأسیسات نظامی خود افزایش بیشتری یافته است. کمک اقتصادی کشورهای کمونیستی که در

بخش خدمات فنی متمرکز بوده چندان رضایتبخش نبوده است. (طبقه بندی نشده).

ارسال سلاح از شوروی و کشورهای اروپای شرقی به موزامبیک در سال 1978 معادل 84 میلیون

دلار بود، لیکن قراردادهای جدید تنها 11 میلیون دلار ارزش دارد. شوروی اولین موشک اندازهای زمین

به هوای سام - 3 و تجهیزات مربوط به دفاع مرزی را در اختیار این کشور قرار داد. زرادخانه کمونیستی

100 میلیون دلاری موزامبیک که از سال 1975 تشکیل گردید، موزامبیک را قادر به برقراری امنیت در

مرزهای خود نساخته است. نیروهای رودزیایی هرگاه بخواهند به حمله علیه اردوگاههای چریکی در

موزامبیک دست می زنند. اگر سیستمهای موشکی سام-3 وارد عمل شود جای توپ های ضد هوایی و

موشکهای دستی سام - 7 را خواهد گرفت و در حفاظت فرودگاههای موزامبیک در برابر حملات رودزیا

بهبودی پدید خواهد آورد. به علت عدم آشنایی موزامبیکیها، تکنیسینهای روسی تا مدتها موشکهای

سام- 3 را به کار خواهند برد. تعداد تکنیسینهای روسی در موزامبیک در سال 1978 معادل 230 نفر بود.

ماپوتو (پایتخت موزامبیک - م) از شوروی و اروپای شرقی هلیکوپتر، تانک، توپخانه، و انواع سلاحهای

سبک دریافت کرده است. (S NF NC).

کوباییها در برنامه های آموزش و تعمیر و نگهداری شوروی در موزامبیک نقش بسیار مؤثری

داشته اند. با ورود 400 نظامی کوبایی از آنگولا و اتیوپی به موزامبیکحضور کوبا در این کشور در ماه

اکتبر به شدت افزایش گسیل شده اند، به سلاحهای ضدهوایی مجهز هستند. حدود 400 کوبایی دیگر در

موزامبیک نقش مستشار و تکنیسین را ایفا می کردند. (سرّی).

کشورهای کمونیستی از سال 1975 بیش از 160 میلیون دلار اعتبار اقتصادی به این کشور داده اند،

لیکن هنوز هم این برنامه بر کمک فنی به جای تحویل تجهیزات و مواد متمرکز است، تقریبا 1300

تکنیسین اقتصادی کمونیستی، که اکثر آنها ارز معتبر دریافت می دارند، در سال 1978 به موزامبیک وارد

گردیدند. میانگین بازپرداخت حدود 10 میلیون دلار در سال بوده است. چین با حدود 60 میلیون دلار

اعتبار، یکی از مهمترین کمک دهندگان موزامبیک بوده است، لیکن براساس قرارداد اعتباری سال 1975

پروژه ای پیشنهاد نشده است. (خیلی محرمانه).

بعضی از فعالیتهای کمونیستی سبب نقصان در کشاورزی درخشان این کشور شده است. بلغارستان و

شوروی با هم در سال جاری به کار بر روی پروژه عمرانی حوضچه لیمپوپو پرداخته اند. بلغارستان در نظر

ص: 572

دارد احداث سدهای ماسینگر و ماپایی را به پایان رسانیده و یک نیروگاه 40 مگاواتی بر روی سد

ماسینگر و در حوضچه لیمپوپو بسازد. براساس قرارداد سال 1977 بلغارستان شاهراه بین ماپوتو -

کابودلگادو را احداث خواهد کرد. مسکو نیز به تحقیقات زمین شناسی و تجهیزات مدارس فنی ادامه داد.

آلمان شرقی نیز مطالعات خود را بر روی پروژه هایی از قبیل عمران کشاورزی، اکتشاف معادن،

ماهیگیری، ایجاد خطوط نیروی فشار قوی، احداث یک کارخانه نساجی، و کارخانه مونتاژ کامیون که

قرار است بر اساس قرارداد سال 1977 در پیش گرفته شود، آغاز کرده است. مجارستان نیز احتمالا

براساس همین قرارداد سال 1977 حدود 50 دستگاه اتوبوس به ماپوتو تحویل داده است. (طبقه بندی

نشده).

نیجریه

روابط نیجریه با دولتهای اروپای شرقی به دنبال قرارداد منعقده جدید همکاری در سال 1978 گرمتر

شد، در حالی که پس از واقعه شبا - 2 روابط این کشور با شوروی و کوبا سردتر شده است.(طبقه بندی

نشده).

روابط نظامی شوروی با نیجریه که ناشی از حمایت مسکو در طول شورش بیافرائیها در سال 1967

بوده است، در سالهای اخیر به خاطر نگرانی لاگوس (پایتخت نیجریه - م) در مورد سیاستهای شوروی در

آفریقا رو به سردی نهاده است. از زمان فروش 75 میلیون دلاری هواپیماهای شوروی که بزرگترین خرید

نیجریه به حساب می آمد، شوروی تنها توانسته است موشکهای سام - 7 و قطعات یدکی مورد نیاز

نیروهای مسلح نیجریه را به این کشور بفروشد. با وجود اینکه پایگاههای نظامی نیجریه غرب زده است،

ولی این کشور همچنان به تسلیحات نظامی کمونیستی علاقه نشان می دهد. گفتگوهای این کشور با

لهستان و یوگسلاوی سبب شد که این کشورها پیشنهاد ارسال تانک بنمایند که قبلا از آمریکا دریافت

می گردید. (S NF).

علیرغم کاهش حضور نظامی شوروی، حضور غیر نظامی آن به 1100 نفر رسید که اکثر آنها را

تکنیسینهای مشغول به کار در پروژه 137 میلیون دلاری خط لوله نفتی تشکیل می دهند. قرار بود این خط

لوله 800 کیلومتری تا پایان سال 1978 احداث گردد، لیکن بنا به گزارشها شوروی حدود 8 تا 10 ماه

تأخیر داشته و توانسته است که تنها بخش اول این خط لوله را در سال 1978 تحویل دهد. (S) (NF).

طرحها و برنامه های مربوط به احداث کارخانه ذوب آهن آجائوکوتا، که مهمترین پروژه شوروی در

نیجریه است، در ماه نوامبر به پایان رسید. دو طرف مزبور در مورد هزینه احداث به توافق نرسیده اند، چون

شوروی 900 میلیون دلار را در نظر دارد، ولی نیجریه گفته است که حاضر نیست بیش از 600 میلیون دلار

بپردازد. (سرّی).

کشورهای اروپای شرق برخلاف شوروی با امضاء چند قرارداد حیثیت خود را در نیجریه افزایش

داده اند:

بلغارستان یک قرارداد همکاری اقتصادی را امضاء کرد که براساس آن یک کمیسیون مشترک جهت

مطالعه و بررسی پروژه های کشاورزی، تهیه مواد غذایی و مسکن تشکیل گردید.

براساس یک قرارداد منعقده در ماه سپتامبر چکسلواکی توافق کرد که معلم و دیگر متخصصین را در

ص: 573

اختیار این کشور قرار دهد.

مجارستان طول عمر اعتبار 26 میلیون دلاری سال 1974 خود را در رابطه با تجهیزات بیمارستانی

که در مورد 25 درصد آن قراردادهایی امضاء شده، افزایش داد.

لهستان 300 متخصص به نیجریه خواهد فرستاد و سالانه 300 دانشجوی نیجریه ای را در

دانشگاهها و آموزشگاههای فنی خود براساس یک قرارداد دو ساله منعقده در ماه مارس، خواهد

پذیرفت.

لهستان و رومانی قراردادهایی برای معامله پایاپای کالاها و خدمات خود در ازای نفت نیجریه

امضاء کردند که نیجریه دیگر تمایل چندانی به اجراء آن نشان نداده است. (طبقه بندی نشده).

ورشو در مورد همکاری در رابطه با کشتی سازی، عمران بنادر، معادن و کشاورزی با نیجریه یعنی

بزرگترین مشتری خود در آفریقای مادون صحرا مذاکره نمود و یک کمیسیون مشترک جهت بررسی

امکانات پروژه ها تشکیل گردید. رومانی بر برنامه ایجاد یک خط کشتیرانی و ماهیگیری مشترک متمرکز

شده و مشارکت در چند پروژه از قبیل (الف) یک پالایشگاه نفت، (ب) کارخانه های پتروشیمی، (ج)

پروژه های کشاورزی، (د) کارخانه سیمان سازی، و (ه) برق رسانی به روستاها را پیشنهاد نمود. مهمترین

کار رومانی تا به حال احداث یک کارخانه چوب 35 میلیون دلاری بود، ولی لهستان در رابطه با معادن

زغال سنگ مشغول به کار بوده است. (خیلی محرمانه).

سومالی

یک سال پس از لغو پیمان دوستی شوروی و سومالی، تلاش رئیس جمهور زیاد (زیاد باره - م) جهت

دستیابی به منابع تسلیحاتی دیگر به جایی نرسید. تعدادی از عرضه کنندگان غربی اظهار داشتند که به

محض عادی شدن اوضاع اوگادن، تجهیزات لازم را به سومالی خواهند فروخت. در همین حال، کمکهای

کوچکی از طرف (الف) عربستان سعودی، که معادل 15 میلیون دلار سلاح سبک و مهمات از فروشندگان

تجاری مجارستان و لهستان در سال گذشته برای سومالی خریداری نمود؛ و (ب)مصر، قطعات یدکی مورد

نیاز را از انبارهای روسی خود برای دفاع هوایی و تجهیز نیروی زمینی سومالی ارسال داشت. صورت

گرفت. سعودیها و دیگر شیخ نشینهای خاورمیانه هزینه مورد نیاز برای این اقلام خریداری شده را ارائه

کرده و بنادر و فرودگاههای خود را به صورت کانال انتقال سلاح به سومالی در اختیار این کشور

قراردادند، با این وصف نیروی هوایی سومالی به علت کمبود قطعات یدکی قادر به پرواز نمی باشد. (خیلی

محرمانه).

در آوریل 1978، رئیس جمهور زیاد به پکن سفر کرد تا شخصا درخواست دریافت کمک اضطراری

اقتصادی و نظامی بنماید. چینیها پیشنهاد کمک آموزشی و فنی دادند و تنها پس از سفر رئیس جمهور زیاد

مقادیری تجهیزات نظامی به موگادیشو ارسال داشتند. تجهیزات ارسالی شامل چند نوع وسیله نقلیه

نظامی ناشناس، توپخانه، توپهای ضد هوایی، سلاحهای سبک مقادیر قابل توجهی مهمات و قطعات یدکی

مورد نیاز نفربرهای زرهی روسی بود. احتمالاً هنگام سفر دو هیئت عالیرتبه چینی به سومالی در ماه های

ژوئیه و نوامبر نیز قراردادهای دیگری جهت ارسال کمکهای دیگر نظامی چین منعقد شده است. (سرّی).

چین به حضور 3000 نفری خود ادامه داده است، گرچه نمی تواند جای خالی 1000 تکنیسین روسی

ص: 574

و اروپای شرقی اخراجی را بگیرد، لیکن با ارائه یک کمک 18 میلیون دلاری توافق کرده است که

پروژه های ناتمام شوروی را به پایان برساند. همچنین براساس یک قرارداد 109 میلیون دلاری سال

1971 توافق کرده است که یک شاهراه 20 میلیون دلاری بین بوراما و جیبوتی احداث نماید. این شاهراه

به یکی از جاده هایی که توسط اعراب بین هارگی سا (Hargaisa) و بوراما ساخته شده متصل خواهد شد.

کارگران جاده سازی نیز از پروژه جاده بلت اوئن - بورائو که در ماه اوت تکمیل گردیده بود به این نقطه

منتقل گشته اند. رومانی که تنها کشور اروپای شرقی فعال در این کشور است، طی امضای یک پروتکل

توافق کرده است که در رابطه با کشاورزی، جنگلداری، و ماهیگیری با سومالی همکاری نماید. 100

میلیون دلار کمک جدیدی که از طرف اعراب به سومالی داده شده برابر است با 60 درصد کمکی که

شوروی از نظر اقتصادی در طول 15 سال به این کشور داده است.(S NF NC).

کار شوروی بر روی پروژه های 60 میلیون دلاری نه تنها متوقف گشت، بلکه سومالی 370 دانشجوی

این کشور را از دانشگاههای شوروی فراخواند و ادعا کرد که شوروی هزینه زندگی آنها را قطع کرده

است.(S NF).

تانزانیا

قراردادهای تسلیحاتی 275 میلیون دلاری مهمترین عامل در روابط شوروی و تانزانیا به حساب

می آید. علیرغم سوءظن دارالسلام نسبت به انگیزه های شوروی، مسکو تنها منبع تأمین کننده سلاحهای

مورد نیاز تانزانیا در مقابله با اوگاندا و حمایت از موزامبیک در برابر حملات رودزیا بوده است. (خیلی

محرمانه).

گرچه در سال 1978 قرارداد نظامی جدید امضاء نشده، ولی بر اساس توافق 1977 قراردادهایی در

رابطه با (الف) دریافت 20 سیستم موشک ضد هوایی برد متوسط سام - 6، که مسکو تنها به این کشور در

آفریقای مادون صحرا داده است؛ (ب) 18 دستگاه موشک انداز 21- BM (ج) موشکهای زمین به هوای

سام - 7: (د) توپخانه؛ و (ه) تجهیزات مخابراتی، منعقد گردیده است.(S NF NC).

تانزانیا مقداری سلاح سبک وقایق نفربر از چند کشور اروپای شرقی خریداری نمود و پکن نیز 4

میلیون دلار سلاح سبک و تجهیزات دیگر به این کشور داده است. چین علاوه بر این توافق کرده است که

یک کارخانه مخصوص ساختن این سلاحها را در تانزانیا احداث نماید.(S NF NC).

شوروی که هرگز در عمران تانزانیا فعالیت چندانی نداشت، براساس اعتبار سال 1977 قراردادهایی

جهت احداث چند مزرعه دولتی در روویومو (Ruvumu) و مورگورو امضاء کرد و در زمینه احداث یک سد

و یک نیروگاه نیز به کندی در حال انجام کار است. با سیر نزولی برنامه اقتصادی 15 ساله شوروی، چین

هنوز هم با استفاده از شهرت خود در ایجاد راه آهن تان - زام به کار مشغول است. علیرغم سردی روابط

ناشی از حمایت چین از رژیم غیر مردمی مویوتو در طول حمله شبا حدود یک هزار نفر از تکنیسینهای

چینی در زمینه پروژه های کشاورزی و معادن به کار مشغول بودند. در ماه سپتامبر پروتکلی در رابطه با

توافق 75 میلیون دلاری سال 1974 چین امضاء شد تا یک معدن 300000 تنی زغال سنگ و نیروگاه

مربوط به آن توسعه یافته و یک ساختمان محل تجمع حزبی نیز بنا گردد. با این وصف، چین از احداث یک

خط آهن بین آروشا و موسوما امتناع ورزیده است. (S) (NF).

ص: 575

در بخش اقتصادی کشورهای اروپای شرقی فعالتر شده بودند و با ارائه 30 میلیون دلار اعتبار در سال

1978 کل تعهدات خود را به 50 میلیون دلار رسانیدند. اعتبار مشترک آلمان شرقی و لهستان در پروژه

نساجی ام بیا (Mbeya) 20 میلیون دلار بود، ولی مجارستان فقط 10 میلیون دلار جهت خرید تجهیزات و

ماشین آلات در اختیار این کشور قرار داده است. کوبا که حدود پنج سال است که به حضور خود در تانزانیا

ادامه می دهد. با امضاء پروتکلی در سال 1974 توافق کرد که در زمینه ماهیگیری، کشاورزی و بهداشت

عمومی تانزانیا را یاری دهد. در سال 1978 بیش از 200 کوبایی در پروژه های تانزانیا کار می کردند که

معادل یک پنجم بیش از تعداد کارمندان شوروی و اروپای شرقی می باشد.(S NF NC).

زئیر

افزایش تضاد شبا (که به نظر زئیر به تحریک شوروی، آلمان شرقی و کوبائیها رخ داده بود) در روابط

بین کینشازا و قدرتهای کمونیستی در سال 1978 تأثیر بخشید. (طبقه بندی نشده).

چین که سعی داشت از عدم اعتماد زئیر به مسکو و اروپای شرقی بهره برداری کند، تنها کشور

کمونیستی حامی دولت رئیس جمهور موبوتو در برابر جدایی طلبان کاتانگا بود. در طول این حمله معادل

6 میلیون دلار سلاح سبک و دیگر کمکها به زئیر داده شد که دو قایق توپدار شانگهای و 20 دستگاه تانک

متوسط را دربر می گرفت. چین علاوه بر این توافق کرد که 18 توپخانه، مهمات، کامیون و قطعات یدکی

مورد نیاز قایقهای گشتی چینی به زئیر بدهد و پرسنل زئیر را در چین در مورد توپخانه، عملیات قایقهای

گشتی، و فنون ضد شورشی آموزش دهد.(S NF).

چین در بخش اقتصادی براساس یک اعتبار 100 میلیون دلاری کار مربوط به احداث یک کارخانه

قند و تصفیه خانه آن را سرعت بخشید و در مورد ساختمان مجتمعهای ورزشی نیز مذاکراتی انجام داده

است، دیگر فعالیتهای کمونیستی محدود به شرکتهای تجاری مشترک بوده است. ولی رومانی در ماه اوت

یک قرارداد اقتصادی امضاء کرد که بر اساس آن باید پاسخگوی تقاضای کمک زئیر در رابطه با

پروژه های کشاورزی، ماهیگیری، جنگلداری، معادن و داروسازی، به ارزش 150 میلیون دلار در برنامه

پنج ساله بعدی آن کشور باشد (85-1981).(S NF NC).

زامبیا

رئیس جمهور کوآندا هنوز هم در رابطه با تسلیحات شوروی در جنوب آفریقا مظنون است، ولی در

غیاب حمایت غرب، او مجبور شده است پیشنهاد مسکو را برای بالا بردن بنیه دفاعی زامبیا در برابر

حملات رودزیاییها مورد بررسی قرار دهد. با وجود اینکه زامبیا کمکهای چین را به کمکهای شوروی

ترجیح می دهد، پکن نمی تواند در کوتاه مدت انواع مختلف سلاحهای مدرن را در اختیار این کشور قرار

دهد. زامبیا براساس یک قرارداد منعقده در سال 1977 تنها توانست 12 فروند اف-6 (یا میگ 19) از

چین تحویل بگیرد. بنا به گزارشهای رسیده شوروی در اوائل نوامبر به عنوان قسمتی از قرارداد 200

میلیون دلاری جهت بازسازی نیروهای دفاعی زامبیا مشابه و طبق مدل نیروهای شوروی، ارائه جتهای

جنگنده میگ، موشکهای ضدهوایی و تانک را به این کشور پیشنهاد کرده است. زامبیا حتی با وجود

اعتبارات صادره نیز نخواهد توانست قیمت این تجهیزات را بازپرداخت نماید و رئیس جمهور کوآندا نیز تا

ص: 576

کنون از پذیرش تعداد زیادی از پرسنل شوروی امتناع ورزیده است تا این وضع پیش نیاید. ولی در نهایت

زامبیا مجبور به پذیرش بعضی از تجهیزات روسی جهت بهبود وضع دفاعی زامبیا در برابر حملات مرزی

رودزیا خواهد شد. (S NF NC)

در همین حال، مسکو حدود 2 میلیون دلار سلاح شامل توپخانه و نفربرهای زرهی را براساس

قراردادهای گذشته به زامبیا تحویل داد. در حال حاضر حدود 100 نفر کوبایی در زامبیا با شورشیان

زیمابوه و با نامیبیایی همکاری می کنند. انتقال تعداد زیادی از کوباییها از آنگولا به زامیبیا برای آموزش

دادن زاپو هنوز تأیید نشده و در شرایط کنونی رئیس جمهور کوآندا نیز این مسئله را تأیید نمی کند.(S NF).

بنا به درخواست مقامات راه آهن تان-زام در سال 1978 پرسنل چین به زامبیا بازگردانده شدند،

چون پرسنل محلی نتوانسته بودند با موفقیت به کار خود ادامه دهند. این راه آهن (که بزرگترین پروژه چین

در جهان سوم به حساب می آید) رسما در سال 1976 به تانزانیا و زامبیا سپرده شده بود، لیکن قرار بود که

1000 تکنیسین چینی به مدت دو سال در این راه آهن به کار مشغول باشند، اما با پایان یافتن دورهای

آموزشی پرسنل، افراد چینی به کشور خود بازگشتند. در سال 1978 و براساس یک اعتبار 51 میلیون

دلاری چین در رابطه با کشاورزی و معادن کمکهایی به زامبیا داد. (طبقه بندی نشده).

مسکو طبق اعتبار 6 میلیون دلاری خود، اکثر تجهیزات سفارش شده را به این کشور تحویل داد و

کشورهای اروپای شرقی نیز در عمران زامبیا فعالتر شده اند. رومانی نیز براساس یک اعتبار 50 میلیون

دلاری صادره در سال 1972 برنامه های خود را جهت احداث یک سردخانه، کارخانه مونتاژ تراکتور،

کارخانه نساجی، کارخانه سرامیک، و یا کارخانه کفش سازی اعلام کرده است. چکسلواکی در رابطه با

عمران صنعتی 12 میلیون دلار وام به زامبیا داده است. (طبقه بندی نشده).

دیگر کشورهای آفریقای مادون صحرا

بنین. رژیم تندرو رئیس جمهوری کرکو در بنین تلاش نمود که شهرت مارکسیست را استحکام

بخشیده، در سال 1978 قدرت نظامی بنین را تقویت نموده، و از حق استفاده از بنادر و فرودگاههای خود

که از اواسط سالهای 1970 به مسکو داده شده بود، جهت گسترش یافتن فعالیتهای شوروی در غرب

آفریقا بهره برداری نماید. گرچه شوروی ممکن است با تقاضای بنین مبنی بر جایگزین ساختن ناوهای

اژدرافکن به جای ناوهای نامرغوب روسی ساخت کره شمالی موافقت نماید، ولی قرارداد تسلیحاتی

جدیدی منعقد نشده است. شوروی یک هواپیمای باری 26- ANو 2- ANبه ارزش 3 میلیون دلار به

بنین ارسال داشته است.(S NF).

چین هنوز هم یکی از فعالترین کمک دهندگان اقتصادی بنین به شمار می آید و حدود 225 چینی بر

روی پروژه های کشاورزی و یک استادیوم مشغول به کار بوده اند، گرچه قراردادهای اقتصادی جدیدی

در ماه ژوئن با آلمان شرقی و در ماه سپتامبر با بلغارستان، چکسلواکی، مجارستان و لهستان امضاء گردید،

لیکن این قراردادها پروژه خاصی را به همراه نداشته است. شوروی توافق کرد که تجهیزات مربوط به یک

مزرعه نمونه را براساس توافق 1974 به این کشور بدهد، رومانی نیز پیرامون کمک به کشاورزی، صنعت

برق، معادن و نفت با این کشور مذاکره کرده است.(طبقه بندی نشده).

بوتسوانا. روابط کمکی دو ساله بوتسوانا با چین، که تا سال 1978 بر اعطای تجهیزات کوچک نظامی

برای نیروهای دفاعی بوتسوانا استوار بود، با دریافت مقدار زیادی سلاح محکمتر شد، چون پکن

براساس قرارداد 1976 معادل 6/16 میلیارد دلار اعتبار به این کشور اختصاص داد. در پایان سال،

ص: 577

بوتسوانا به پیشنهاد ارسال پزشکان چینی توجه نشان داد، لیکن انتظار نمی رود که به پیشنهاد ارسال

معلمین شوروی به بوتسوانا علاقه ای نشان دهد. (طبقه بندی نشده).

بوروندی. علیرغم چند پیشنهاد جدید کمونیستی جهت گسترش معادن بوروندی، الگوی کمک

کمونیستی به بوروندی در سال 1978 تغییری نکرده است. چین، مهمترین کمونیست کمک دهنده به

بوروندی، کار تکنیسینهای خود را بر روی پروژه مجتمع نساجی و نیروگاه آبی ادامه داده است، لیکن

عملیات مربوط به احداث جاده بین بوجومبورا - روتو (Rutovo) به علت اختلافات مربوط به خدمات

فنی معوق مانده است. (خیلی محرمانه)

رومانی در ماه نوامبر پروتکلی در زمینه پروژه های اضافی کشاورزی، صنعتی، گسترش معادن و

نیروگاهها امضاء کرد که مکمل عملیات مشترک موجود بود: (الف) یک عملیات معدنی، که عملیات آن در

ماه سپتامبر آغاز شد، (ب) یک شرکت کشاورزی که در زمینی به مساحت 10000 هکتار در سال 1978

غلات و پنبه کشت نمود. (طبقه بندی نشده).

در همین حال، به علت اختلافات موجود در مورد نحوه پرداخت جهت پی جویی روی، سرب،

تنگستن، مس، مولیبدن، و قلع، یک تیم روسی جای تیم رومانی را خواهد گرفت. در پایان سال، بوروندی

یکی از پیشنهادات کوبا را مورد بررسی قرار داده است که احتمالاً براساس قرارداد همکاری اقتصادی

سال 1976 و در رابطه با گسترش منابع نیکل که بنا به اظهارات سازمان ملل بسیار وسیع است، مطرح شده

بود. (C NF).

کامرون. کامرون به استفاده از 100 میلیون دلار اعتبار ارائه شده توسط چین در رابطه با خطوط انتقال

نیروی سد لاگدو برای پروژه برق رسانی روستایی ادامه داده است.(طبقه بندی نشده).

کیپ ورد. به خاطر تصمیم رئیس جمهور پریرا (Pereira) جهت ایجاد تأسیسات نظامی کیپ ورد با

تجهیزات و آموزشهای روسی جدا از ارتش گینه بیسائو. حضور مسکو در کیپ ورد در سال 1978

افزایش چشمگیری یافت. در سال 1978 کیپ ورد حدود 2 میلیون دلار تجهیزات نظامی از مسکو

خریداری نمود و براساس توافق سال 1976 حدود نیمی از این مبلغ را به صورت (کامیون، سلاحهای

سبک، و مهمات) از مسکو دریافت نمود. مسئله با اهمیت دیگر این است که در ماه مارس شوروی اولین

گروه مستشاران نظامی خود را برای آموزش و تعمیر و نگهداری هواپیماها به این جزیره ارسال نمود. در

ماه سپتامبر تعداد مستشاران این کشور به 50 نفر رسید و حدود 250 نفر از پرسنل کیپ ورد جهت گذراندن

دوره های آموزشی رهسپار شوروی شدند. حدود 15 پرسنل کوبایی و اروپای شرقی نیز در کیپ ورد

مشغول به کار بوده اند. شوروی که امیدوار بود امتیاز استفاده از بنادر و ماهیگیری را در این جزیره به دست

آورد. توافق کرد که نیازهای نفتی کیپ ورد را (که سالانه 5/2 میلیون دلار است)، به دنبال صدور یک

اعتبار 16 ساله در رابطه با محصولات نفتی در ماه سپتامبر، برآورده سازد. با این وصف کیپ ورد به دلیل

عدم توانایی در تعمیر و نگهداری، پیشنهاد مسکو را در رابطه با احداث یک نیروگاه برق 530 کیلوواتی در

میندلو نپذیرفت. کیپ ورد اولین کمک پیشنهادی ارائه شده از طرف چین را در رابطه با احداث یک

ص: 578

ساختمان به عنوان محل اجتماع دولت که بسیار مورد نیاز این کشور بود و کار آن در مارس 1979 آغاز

خواهد شد، پذیرفته است. پکن در نظر دارد احتمالاً براساس یک قرارداد منعقده در سال 1977،

500000 دلار وام کشاورزی به این کشور بدهد.(S NF).

امپراطوری آفریقای مرکزی. روابط بین مسکو و امپراطوری آفریقای مرکزی به دنبال حمله شبا و

سوءظن رئیس جمهور بوکاسا در مورد نقش کشورهای کمونیستی در این حملات، تیره تر شده است.

برنامه 8 میلیون دلاری نظامی نیز پس از آن که رئیس جمهور بوکاسا در سال 1977 یک تیم هلیکوپتر

روسی را به علت اختلافات پرداخت حقوق اخراج کرد. با تأخیر و تعویق روبه رو شده است. مهمترین منبع

کمکهای اقتصادی و فنی امپراطوری آفریقای مرکزی فرانسه به حساب می آید و شوروی و چین نیز

برنامه های خود را بر خدمات فنی متمرکز ساخته اند. در سال 1978 حدود 225 پرسنل روسی و 80

پرسنل چینی در امپراطوری آفریقای مرکزی به کار مشغول بودند.(S NF)

چاد. روابط شوروی و چاد در سال 1978 به علت استفاده از سلاحهای روسی ارسالی لیبی توسط

مسلمانان شورشی در حمله به چاد شمالی و عدم ارسالی قطعات یدکی و مهمات توسط شوروی برای

نیروهای دولتی روبه وخامت نهاد. قرارداد جدید تسلیحاتی بین چاد و شوروی منعقد نگردید، ولی چاد

براساس قرارداد سال 1976 مقادیر ناچیزی سلاح از این کشور دریافت نمود. در همین حال بیست نفر

پرسنل نظامی روسی موجود در چاد در اوائل سال 1978 به پنج نفر در ماه اکتبر تقلیل یافت. چاد به غرب

و به خصوص فرانسه که در عملیات ضدچریکی نقش بسیار فعال داشته، متکی شده است.(سرّی).

در سال گذشته هنگامی که مسکو هزینه پرسنل خود را بالا برد. چاد اظهار ناراحتی نمود، و علاوه بر

این هنگامی که چاد از پرداخت هزینه های محلی 50 پزشک و معلم روسی امتناع ورزید، در ارائه برنامه

کمک فنی ناچیز شوروی در این کشور اصطکاکمایی پدید آمد؛ در پایان سال حدود 30 نفر تکنیسین

غیرنظامی روسی به خرج شوروی در چاد مشغول به کار بودند. چین، مورد توجه ترین کمک دهنده چاد،

360000 دلار کالاهای پزشکی را مجانا به این کشور داد و قول داد که برنامه احداث کارخانه برنج پاک

کنی، احداث یک بیمارستان 150 تختخوابی و حفر چاههای آب را مورد بررسی قرار دهد، کار مربوط به

احداث یک استادیوم و یک سد که پروژه های مربوط به قرارداد سال 1973 می باشد در سال 1979 آغاز

خواهد گردید. (خیلی محرمانه).

کوموروس.کوموروس پیشنهاد کمک شوروی را در ازای استفاده از فرودگاه هاهایا (Hahaya) در

جزیره گراند کومور و استفاده از یک لنگرگاه در دماغه آنجوان را رد کرد. (خیلی محرمانه).

کنگو. چینیها بر روی پروژه های مهم خود یعنی سد بوئنرا و برق رسانی روستایی و شوروی در رابطه با

اکتشافات زمین شناسی به کار مشغول هستند. کوبا در اواخر سال 1978 اولین دامداری نمونه را در کنگو

ایجاد کرد و در نظر دارد 14 دامداری دیگر بسازد. فعالیتها بر بهبود یافتن وضع نژاد دامهای محلی استوار

است و کوبا هم اکنون چند نوع دام گوشتی و شیرده را به این پروژه هدیه کرده است. در اجلاس کمیسیون

مشترک اقتصادی اوائل سال 1978، رومانی یک قرارداد همکاری اقتصادی جامع امضاء نمود. کنگو از

فعالیتهای کشاورزی رومانی به علت بازده ناچیز محصول ناراضی بوده است. این کشور همچنین در مورد

پیشرفت ناچیز ساختمان کارخانه الیاف ترکیبی که رومانی برای آن 20 میلیون دلار تجهیزات وارد کرده

اظهار نارضایتی نموده است. (خیلی محرمانه).

ص: 579

جیبوتی. شوروی و جیبوتی در 3 آوریل 1978 در سطح سفارت روابط دیپلماتیک برقرار کردند.

(طبقه بندی نشده).

گینه استوایی. در سال 1978، گینه استوایی براساس قرارداد 9 میلیون دلاری خود یک فروند

هواپیمای باری 40 - YAK از روسیه تحویل گرفت. با کاهش تجهیزات ارسالی شوروی، تعداد پرسنل

مستشار کوبایی در حمایت از برنامه های شوروی (از 260 نفر در سال 1977) به 40 نفر در سال 1978

تقلیل پیدا کرد. از طرف دیگر مستشاران اقتصادی کمونیستی هنوز در این کشور به کار مشغول هستند.

حدود 500 نفر پرسنل روسی در رابطه با برنامه ماهیگیری وسیع مسکو در خارج از بندر لوبا مشغول

فعالیت بوده اند. حدود 100 نفر از پرسنل آموزشی، پزشکی و ساختمانی کوبایی نیز در گینه به سر

می بردند. چین تنها کشور کمونیستی که کمکهای بزرگی به این کشور کرده است (با 24 میلیون دلار کمک)

2000 نفر از پرسنل خود را در رابطه با پروژه های زیربنایی در این کشور به کار گماشته است.

(S NF NC).

غنا. کودتای بدون خونریزی که یک دولت دارای گرایشات غربی را در ماه ژوئیه در غنا بر سر کار

آورد، بر برنامه های اقتصادی کمونیستی تأثیر نگذاشت، لیکن معاملات نظامی کمونیستی ظاهرا کنار

گذاشته شده است. مهمترین، قرارداد کمونیستی آکرا در سال 1978 یک اعتبار 42 میلیون دلاری با آلمان

شرقی در رابطه با دریافت ماشین آلات و تجهیزات بود که مهمترین قرارداد این کشور با اروپای شرقی به

شمار می رود. بلغارستان در رابطه با کشاورزی، ماهیگیری و صنعت برق اعتبارهایی خواهد داد و

مجارستان نیز قراردادهایی جهت وارد کردن جرثقیلهای بندری با این کشور منعقد ساخته است. چین که

هنوز هم یکی از کشورهای کمونیست فعال در غنا به حساب می آید، به کار خود بر روی پروژه آبیاری 13

میلیون دلاری عفیفه (Afife)ادامه داده و تکنیسینهای چینی نیز به غنا آمده اند تا پیرامون احداث یک

کارخانه شیشه سازی، مزرعه نیشکر و پالایشگاه، احتمالاً با استفاده از اعتبار 22 میلیون دلاری قرار داد

سال 1964 به مطالعه و بررسی بپردازند. پکن، پیرامون احداث یک آسیای برنج کوبی، کارخانه تولید

سرامیک پیشنهاد کمک داده است و احداث یک کارخانه نخ ریسی را برای یک شرکت خصوصی غنا نیز به

پایان رسانده است، گذشته از ادامه کار در مورد کارخانه تولید پانلهای بتنی، روسها برنامه های خود را

توسعه ندادند، چون غنا از پرداخت ارز مستقیم در قبال خدمات فنی شوروی برای بازسازی پروژه های

زمان نکرومه امتناع ورزیده است.(S NF NC).

غنا برای اولین بار در سال 1978 پس از سرنگونی نکرومه، اولین هیئت نمایندگی کوبایی را به این

کشور پذیرفت. در این ملاقات پیرامون تجارت نیشکر و چوب مذاکراتی انجام گرفت و کوبا ارسال

متخصصین خود را برای بالا بردن ظرفیت تولیدی کارخانه های شکر ساخت لهستان و چکسلواکی مورد

بررسی قرار خواهد داد. (طبقه بندی نشده).

گابن. با وجود روابط غیرخصمانه گابن با دیگر کشورهای کمونیستی، رهبریت متمایل به غرب این

کشور از برقراری روابط خود با شوروی و کوبا به خاطر فعالیتهایشان علیه ثبات آفریقا سرباز زده است.

چین با یک قرارداد 25 میلیون دلاری تنها کشور کمونیستی است که توانسته حضور کمکی خود در گابن

را حفظ نماید. بنا به گزارشهای رسیده این کشور پیرامون مشارکت چین در احداث خط آهن گابن مذاکره

کرده است. ولی تا به حال در مورد اعتبار 290 میلیون دلاری رومانی جهت احداث بخشی از راه آهن

ص: 580

سرتاسری گابن اقدامی به عمل نیاورده است. رومانی قبول کرده است که اعتبار صادره اش در مدت بیست

سال با کالاهایی از قبیل مواد نفتی، سنگ آهن و دیگر فلزات بازپرداخت شود. (خیلی محرمانه).

گینه بیسائو. افزایش کمک اقتصادی غربی نفوذ کشورهای کمونیستی و به خصوص شوروی را در

گینه بیسائو کاهش داده، ولی روابط نظامی همچنان به قوت خود باقی مانده است. (طبقه بندی نشده).

گینه بیسائو در سال 1978 حدود 2 میلیون دلار تجهیزات نظامی از شوروی دریافت کرد، که 3

هلیکوپتر میگ - 4 را نیز در برمی گیرد. تنها قرارداد اقتصادی منعقده با شوروی در رابطه با یک قرارداد

ماهیگیری بود که موجبات نارضایتی این کشور را فراهم نمود. بنابه گفته رئیس جمهور این کشور، مسکو

نه تنها ماهی کافی به بازارهای محلی این کشور وارد نکرد، بلکه ماهیگیران محلی را نیز آموزش نداد و

حتی به بیسائو اجازه نداد که منافع حاصله از سرمایه گذاری خود را به دست بیاورد. (سرّی).

در سال 1978 آموزشهای آکادمیک کمونیستی مهمترین برنامه آنها به شمار می رفت. از 235

دانشجویی که به بیسائو بازگشته اند به استثناء 30 نفر از آنها بقیه در کشورهای کمونیستی آموزش دیده اند

و دوسوم دانشجویان مشغول به تحصیل این کشور در خارج از نهادهای کمونیستی بسر می برند. (خیلی

محرمانه).

کنیا. مرگ جوموکنیاتا رهبر دیرین کنیا در ماه اوت در روحیه توأم با تردید کنیا در رابطه با کشورهای

کمونیستی تغییری پدید نیاورد. با وجود اینکه کنیا رسما از اختلافات اتیوپی در مورد اوگادن حمایت

می کند و علت آن نیز ادعای مشابه سومالی در مورد قلمرو کنیاست، ولی نایروبی درگیری و مداخله

شوروی در ایتوپی را محکوم کرده است. کنیا به پیشنهاد کمک 7/6 میلیون دلاری مسکو جهت بازسازی

بیمارستان ماثار (Mathare) و یا گسترش بیمارستان ساخت شوروی در نایروبی پاسخ مثبت نداده است.

در سال 1978 کنیا سرانجام پیشنهاد کمک گسترش فلوریت در دره کریورا که از طرف شوروی مطرح

شده بود را رد کرد. نایروبی پیشنهاد چین را در مورد احداث یک استادیوم و پروژه تولید برنج مورد

بررسی قرار داده است. (خیلی محرمانه).

لسوتو. لسوتو در پایان سال 1978 و به دنبال بازدید یک هیئت نمایندگی کوبا در اواسط سال مزبور

آماده به رسمیت شناختن کوبا شده بود. (طبقه بندی نشده).

لیبریا. چین مهمترین عامل خیر در ابتکار لیبریا برای بهبود روابط خود با کشورهای کمونیستی و بالا

بردن اعتبار عدم تعهد لیبریا بوده است. حدود 200 پرسنل چینی در لیبریا بر روی پروژه قبلی قند ملی

چین در این کشور مشغول به کار هستند. در طول سفر رئیس جمهور تولبرت به چین در ماه ژوئن، چین

توافق کرد که 23 میلیون دلار اعتبار برای سه ایستگاه رادیو، محصولات کشاورزی و احداث یک

استادیوم در اختیار این کشور قرار دهد. چین همچنین توافق کرده است که در کارخانه قندی که پکن در

سال 1977 از تایوان تحویل گرفت، یک کارخانه الکل سازی احداث نماید. برخلاف دیگر قراردادهای

چین، لیبریا هزینه های محلی را تأمین خواهد کرد و چین نیز طرحها، تجهیزات و بعضی از مصالح

ساختمانی را به این کشور خواهد داد. (خیلی محرمانه).

ماداگاسکار. شرقی گرایی در سال 1978 با امضاء یک قرارداد نظامی 55 میلیون دلاری با روسیه

مشخص گردید که بزرگترین قرارداد این کشور با یک کشور عرضه کننده تجهیزات نظامی به حساب

می آید، و طی همین قرارداد 12 جت میگ - 21، آموزش، و کمک فنی درون کشوری را دریافت خواهد

ص: 581

کرد. آنتاناناریو در سال 1977 قرارداد مشابهی را در ازای دسترسی یک جانبه شوروی به بندر

دیگوسوآرز (Diego Suarez) امضاء کرد. لیکن این قرارداد به علت ترس از افزایش حضور شوروی لغو

گردید. در سال 1978 کره شمالی (تنها تأمین کننده دیگر کمونیستی) به ماداگاسکار و برای پایگاه

دیگوسوآرز چهار میگ - 17 قرض داد و حدود یک میلیون دلار تجهیزات از قبیل 18 دستگاه توپ

ضدهوایی به این کشور تحویل داد. (S NF).

علاوه بر این مسکو 6 میلیون دلار کمک اقتصادی جدید در اختیار این کشور قرارداد که نیمی از آن

مربوط به ارسال هواپیمای باری 40 - YAK و 200 دستگاه تراکتور بوده و در اواخر سال مزبور به این

کشور تحویل گردید. تکنیسینهای شوروی براساس اعتبار صادره در سال 1974 پیرامون احداث یک

کارخانه سیمان سازی، تولید آرد و ایستگاه پخش رادیویی مطالعات و بررسیهای خود را آغاز کرده اند.

(طبقه بندی نشده).

چین که هنوز هم مهمترین کمک دهنده ماداگاسکار به حساب می آید، در مورد پروژه های بزرگ

فعالیت خود را کمتر کرد تا عدم تأیید خود را از برقراری نزدیک روابط این کشور با شوروی نشان داده

باشد. معذلک، چین به ارسال تجهیزات برای بازسازی جاده تاماتاوه - مورامانگا که مهمترین پروژه این

کشور براساس اعتبار 55 میلیون دلاری سال 1975 می باشد، ادامه داده است. یک تیم پزشکی چینی نیز

در اواسط سال برای کار در مرکز پزشکی ساخته شده توسط چین وارد واتوماندری گردید. (طبقه بندی

نشده).

رومانی پیرامون پروژه هایی مذاکرات خود را آغاز کرد که اگر به منصه اجرا درآید، این کشور را در

زمره مهمترین کمک دهندگان ماداگاسکار در خواهد آورد. این مذاکرات در برگیرنده گسترش پالایشگاه

نفت تاماتاوه جهت ایجاد تنوع در بازده، بهره برداری از منبع سنگ آهن سوآلالا (Soalala)، ایجاد یک

مجتمع کشاورزی 5000 تا 10000 هکتاری، یک کارخانه مونتاژ وسیله نقلیه، یک کارخانه ذوب آهن در

مورامانگا، بهبود وضع جاده ها و ایجاد نیروگاههای حرارتی می باشد.(S NF).

موریس. شوروی علیرغم آثار و علائم بهبود روابط، در سال 1978 نتوانست روابط بهتری با موریس

برقرار سازد. قراردادهای شوروی با شرکت خصوصی موریس جهت تعمیر کشتیهای ماهیگیری شوروی

(در ازای ارز معتبر) دارای کارایی عملیاتی نبود؛ موریس در سال گذشته قراردادهای ماهیگیری خود با

شوروی را ملغی اعلام کرد چون شوروی ماهی کافی به بازارهای محلی عرضه نکرده و نیازهای آموزشی

را نیز تأمین نساخته بود. موریس شوروی را متهم به غارت و چپاول در سواحل صیهاد و مالها (Sayhade -

Malha) که طبق ادعای موریس از آبهای این کشور بشمار می آید متهم کرده است. لیکن کشتیهای موریس

به معاملات تجاری خود با کشتیهای تجاری روسی ادامه داده اند. (خیلی محرمانه).

چین به علت سه برابر شدن هزینه های برآورده شده، کار مربوط به احداث یک فرودگاه براساس

توافق سال 1977 را آغاز نکرده است. از زمانی که پیشنهاد 30 میلیون دلاری چین مطرح شده بود، تورم

هزینه های برآورد شده را به 70 تا 100 میلیون دلار افزایش داده که امکان ساخت این فرودگاه را با هزینه

اولیه پیشنهادی غیر ممکن می سازد.(خیلی محرمانه).

روآندا. روآندا و چین در ژوئن سال 1978 یک قرارداد اقتصادی و فنی جدید امضاء نموده و خواستار

انجام مطالعات و بررسیهای پیرامون احداث یک بیمارستان، یک استادیوم ورزشی، یک کارخانه

ص: 582

آردسازی، یک کارخانه تولیدکننده سرامیک شدند. این پروژه ها به منابع مالی بیشتری نیاز خواهد داشت،

چون از 22 میلیون دلار اعتبار سال 1972 تقریبا چیزی باقی نمانده است. چین در ماه ژوئیه یک

نمایشگاه تجاری و اقتصادی در گیگالی برپا کرد که اولین نمایشگاه خارجی برگزار شده در روآندا به

حساب می آید. (طبقه بندی نشده)

سی شلز. چین و شوروی جهت نفوذ در سی شلز که به خاطر قرار گرفتن در ساحل شرقی آفریقا دارای

موقعیت استراتژیک است، به رقابت پرداخته اند. در سال 1978، سی شلز اولین محموله های تسلیحاتی

کمونیستی را به دست آورد: (الف) 000/200 دلار سلاح سبک، مهمات، وسیله نقلیه، و وسایل مخابراتی

از چین؛ و (ب) 2 میلیون دلار تجهیزات روسی از قبیل 6 دستگاه نفربر زرهی 2- BRDM، 3 فروند قایق

گشتی نیروی دریایی، و تعدادی موشک انداز قابل حمل آرپی جی - 7. با وجود اینکه مستشاران نظامی

کمونیستی هنوز به این جزیره وارد نشده اند، ولی وجود آنها جهت آموزش عملیاتی و تعمیر و نگهداری

تجهیزات مدرن تر ضروری خواهد بود.(S NF).

سنگال. علیرغم مخالفت رئیس جمهور سینگهور (Singhor) با فعالیتهای شوروی در آفریقا، روابط

چین و اروپای شرقی با سنگال در سال 1978 گرم و صمیمانه بود. سنگال علیه حضور نظامی شوروی و

کوبا در آفریقا مبارزاتی را آغاز نمود، لیکن اعطای 120000 دلار گندم را از طرف چین در زمان

خشکسالی بی وقفه قبول کرد. این کشور با لهستان نیز براساس قرارداد سال 1976 پروتکلی را در ارتباط

با تولید مواد شیمیایی (به خصوص کود فسفاته)، تهیه مواد غذایی، انرژی و صنعت برق امضاء نمود. ورشو

با یک شرکت محلی جهت افزایش تجارت در رابطه با تجهیزات صنعت شیمیایی و مواد خام با سنگال

شریک شده است. در ماه اکتبر بلغارستان نیز توافق کرد که در رابطه با کشاورزی، معادن و تحقیقات

زمین شناسی به این کشور کمک نماید، و رومانی نیز پروتکلی را در ارتباط با همکاری در زمینه

کشاورزی، نیروی برق، صنایع و معادن امضاء نمود. (طبقه بندی نشده).

سیرالئون. چین هنوز هم مهمترین کمک دهنده کمونیست به سیرالئون بوده و قرارداد اعتباری 40

میلیون دلاری این کشور موجب احداث یک استادیوم، دوپل و 13 ایستگاه کشاورزی گردیده است.

شرکت ملی تجاری، یعنی تنها واردکننده کالاهای چینی، اخیرا گسترش یافته و کالاهای مردمی ارزان

قیمت بیشتری از چین خریدار خواهد کرد. تنها پروژه بزرگ چین در سیئرالئون یک شرکت ماهیگیری

مشترک است و مسکو بار دیگر به فری تاون فشار وارد آورده است تا یک قرارداد ماهیگیری ده ساله

شامل احداث یک اسکله و تأسیسات ساحلی را امضاء نماید. (طبقه بندی نشده).

سائوتومه و پرنسیپ. کمک کمونیستی به سائوتومه و پرنسیب (که بیشتر از طرف چین ارائه می گردد)

خیلی بیشتر از کمک منابع دیگر بوده، و نفوذ کمونیستها در آنجا نیز بسیار زیاد است. در سال 1978، چین

6/17 میلیون دلار کمک عمرانی به این کشور داد تا قرارداد دسامبر 1975 در رابطه با کشت برنج،

گسترش نیروگاههای آبی، و کمکهای پزشکی به مرحله اجرا درآید. برنامه کمک فنی کوبا نیز 140

پزشک، معلم و کارگر ساختمانی از طرف مسکو به سائوتومه ارسال داشته است. براساس همین برنامه

کوبا احداث دو ساختمان آپارتمانی را در سال 1978 به پایان رسانید. (طبقه بندی نشده).

سودان. روابط شوروی و سودان که به دنبال اخراج مستشاران نظامی روسی از این کشور در سال

1977 تیره شده بود، حتی پس از برقراری روابط دیپلماتیک نیز دچار بهبود نشده است. نفوذ شوروی در

ص: 583

سودان ناشی از یک برنامه نظامی 87 میلیون دلاری بود؛ در حال حاضر سودان ظاهرا از دیگر کشورهای

کمونیستی قطعات یدکی مورد نیاز خود را خود خریداری می نماید. لهستان در سال 1978 ارائه معادل

یک میلیون دلار هلیکوپترهای طرح روسی و نیروگاههای مخصوص تانک تی - 55 را به سودان پیشنهاد

کرد؛ لیکن معلوم نیست که سودان این پیشنهاد را پذیرفته باشد. نمیری هنوز هم از همکاری شوروی در

اتیوپی و کمک نظامی لیبی به مخالفین سودان ابراز تنفر و انزجار می کند.(S NF)

کمکهای جدید کمونیستی در سال 1978 عمدتا از طرف چکسلواکی براساس یک اعتبار 24 میلیون

دلاری جدید در رابطه با مسکن و دیگر تجهیزات مطرح گردید. چین و آلمان شرقی مقدار کمی کمک به

این کشور ارائه کردند و لهستان توافق کرد که براساس اعتبار صادره در سال 1977 معادل 12 میلیون دلار

تجهیزات برقی به این کشور داده و براساس یک قرارداد تجاری یک تعمیرگاه کشتی 3 میلیون دلاری در

خارطوم بنا نماید. (خیلی محرمانه).

علیرغم اعتبار 160 میلیون دلاری اخیر اروپای شرقی، چین هنوز هم یکی از مؤثرترین

کمک دهندگان سودان است. تکنیسینهای چین دومین مرحله احداث کارخانه نساجی هاساهیسا

(Hasahaisa) را در ماه ژوئن به پایان رسانیده و تدارکات مربوط به ساختن یک کارخانه پارچه بافی

مربوط به کارخانه نساجی را آغاز کرده اند. پروژه های گسترش ماهیگیری چینی در دریاچه ان - نوبا (An

- Nubah) که براساس یک قرارداد 40 میلیون دلاری انجام می شود، در حال اتمام است. کمکهای ارائه

شده در این زمینه شامل 40 قایق ماهیگیری و دو سردخانه می باشد. (طبقه بندی نشده).

توگو. علیرغم ترس از اقدامات خرابه کارانه شوروی در آفریقا، توگو دانشجویان خود را به شوروی

می فرستد، و در ماه ژوئن نیز یک قرارداد اقتصادی امضاء نمود که به پروژه های عمرانی شوروی در توگو

منجر خواهد گشت. کشورهای اروپای شرقی نیز بیش از گذشته فعالیت داشتند؛ مجارستان در رابطه با

تجهیزات معادن فسفات یک قرارداد 10 میلیون دلاری امضاء کرد و لهستان نیز در نظر داشت با مشارکت

چند کشور غربی یک کارخانه تولید کود فسفاته به ارزش 300-250 میلیون دلار در توگو بنا نهد. چین

نیز با استفاده از قرارداد 45 میلیون دلاری سال 1972 احداث سد و مجتمع آبیاری 6 میلیون دلاری

رودخانه سیو را آغاز کرد.

این پروژه به محض اتمام در سال 1980 خواهد توانست 660 هکتار شالیزار را آبیاری نماید. پروژه

مشابه کره شمالی بر روی رودخانه مونز نیز به علت کمبود آب در فصول خشک با موفقیت روبه رو

نمی باشد. (طبقه بندی نشده)

اوگاندا. علیرغم کمبود خلبانان واجد شرایط، اوگاندا در سال 1978 پنج فروند میگ - 21 و سه

فروند میگ 17- به ارزش 14 میلیون دلار و براساس قرارداد سال 1977 از شوروی تحویل گرفت.

مسکو همچنین از طریق هوا در اوائل سال جاری مقادیری تجهیزات فنی به کامپالا ارسال کرد. در حالی

که تقاضای امین را در رابطه با دریافت سلاح و خلبانان میگ- 21 در مبارزه علیه تانزانیا نپذیرفته بود. در

بخش اقتصادی نیز قرارداد مسکو در رابطه با اکتشافات معدنی خیلی کمتر از قرارداد 35 میلیون دلاری

چین جهت احداث یک کارخانه نساجی بود. ارزش قرارداد، هزینه نصب را در بر نمی گیرد و شرایط نیز

برخلاف دیگر اعتبارات چین بسیار سخت است، یعنی 25 درصد آن اول باید پرداخت شود و بقیه آن در

طول 9 سال و با نرخ بهره 5 درصد بازپرداخت گردد.(S NF NC).

ص: 584

ولتای علیا. یک اعتبار 48 میلیون دلاری چین که در سال 1973 صادر گشت، مهمترین کمک

کمونیستی به ولتای علیا به حساب می آید. چین در سال 1978 دومین پروژه برنج خود در بانفورا را به این

کشور تحویل، و حدود 200000 دلار کمک در مبارزه علیه خشکسالی در اختیار این کشور قرارداد.

شوروی که هیچ گاه کمک آنچنانی به ولتای علیا نمی کرد، مقداری دارو و شش دستگاه کامیون 5 تنی به

ولتای علیا داد تا مواد لازم را در سال 1978 به قربانیان خشکسالی برساند. (طبقه بندی نشده).

ص: 585

تصویر 7: آسیای شرقی

قراردادهای کشورهای کمونیستی با کشورهای رو به رشد 1978


آسیای شرقی

آسیای شرقی

کلی

آسیای شرقی که از دیرباز یک منطقه دارای اهمیت تجاری برای بزرگترین کمک دهندگان کمونیستی

بود، در سال 1978 معادل 170 میلیون دلار کمک اقتصادی از طرف کشورهای اروپای شرقی دریافت

کرد که تمام آن نیز به برمه و فلیپین تعلق گرفت که این بخشی از تلاش اروپای شرقی در جهت فرسایش

سلطه غرب و ژاپن در بازارهای آسیایی به شمار می رود.(طبقه بندی نشده)

برمه. مهمترین اعتباری که رانگون از یک کشور کمونیستی دریافت نمود، یک اعتبار 140 میلیون

دلاری 16 ساله با نرخ بهره 5/2 درصد از طرف چکسلواکی برای توسعه کارخانه تراکتورسازی مالون که

توسط چکسلواکی ساخته شده بود و نیز احداث کارخانه پمپهای دیزلی و تایر می باشد. معذلک، روابط

چین و برمه به علت مرز مشترک بین این دو کشور از اهمیت بیشتری برخوردار است. با وجود اینکه چین

کمک جدیدی ارائه نکرده است، ولی توافق کرد که یک استادیوم 10 میلیون دلاری براساس قرارداد 57

ص: 586

میلیون دلاری سال 1971 در این کشور بسازد. (طبقه بندی نشده).

فیجی . یک تیم چینی بررسی یک کمک 20 میلیون دلاری را که شامل کمک در زمینه تولید کارهای

دستی، نیروی برق آبی، کشت برنج و بهبود وضع روستاها می شود آغاز نموده است.(خیلی محرمانه)

اندونزی. علیرغم سرد شدن روابط سیاسی، 10 مهندس و زمین شناس روسی به اندونزی فرستاده

شده بودند تا براساس قرارداد 3/2 میلیون دلاری مارس 1978 پیرامون احداث یک نیروگاه 100 میلیون

دلاری در آمریکا (Mrica) و جاده مرکزی به مطالعه و بررسی بپردازند. مسکو تأمین هزینه مورد نیاز

نیروگاه 800 مگاواتی را به عهده گرفته و احداث یک نیروگاه دیگر نیز مورد بررسی است.(سرّی).

اندونزی پیشنهاد 50 میلیون دلار اعتبار رومانی را برای گسترش صنعت نفت که باز پرداخت آن

می بایست بصورت طلا و با نرخ بهره 6درصد و در مدت 10 سال انجام شود را نپذیرفت. جاکارتا (پایتخت

اندونزی - م) پیشنهاد 100 میلیون دلاری مجارستان را در رابطه با احداث ریخته گری، مرکز شکل

بخشی فلزات (Forging) و قالبسازی مربوط به مجتمع موتور ماشین را نپذیرفت، لیکن نسبت به پیشنهاد

لهستان در رابطه با ارائه تکنولوژی زغال سنگ، پتروشیمی، و ماهیگیری اظهار علاقه نمود. (S NF NC).

با وجود تلاش جاکارتا در گسترش روابط خود با اروپای شرقی، اندونزی از برقراری روابط تجاری

مستقیم با چین امتناع ورزید، چون پکن از تبعیدشدگان کمونیست این کشور حمایت می کند و اندونزی

نگران آن است که مبادا پکن بخواهد از این طریق وارد جامعه چینی اندونزی بشود. احتمالاً اندونزی به

خرید برنج چینی که سالانه معادل 150 میلیون دلار است از طریق واسطه های آسیایی خود ادامه خواهد

داد. (خیلی محرمانه).

یوگسلاوی تنها کشور کمونیستی است که کمک نظامی در اختیار اندونزی قرار می دهد. جاکارتا در

سال 1978 یک ناو جنگی آموزشی و مهمات از بلگراد خریداری نمود و در مورد احداث یک کارخانه

اسلحه سازی به کمک یوگسلاوی اظهار علاقه نمود. (سرّی).

مالزی. مالزی علیرغم چند اختلاف برطرف نشده روابط خود را با چین بهبود بخشید. خرید

محصولات کشاورزی مالزی توسط چین تعادل بیشتری را در روابط تجاری بین دو کشور ایجاد کرد، ولی

در روابط بین مالزی و اروپای شرقی به علت وابستگی شدید آنها به مواد خام مالزی عدم موازنه بسیاری

قابل رؤیت است. (طبقه بندی نشده)

در طول سال مزبور کوالالمپور (پایتخت مالزی - م) تصمیم دو ساله خود را علیه سرمایه گذاری

شوروی در زمینه سد تمبلینگ Tembing علنا اعلام نمود. گرچه مطبوعات دلیل آن را تنها عوامل محیطی

ذکر کرده اند، ولی دولت از حضور یک نیروی عظیم روسی در مناطق دور افتاده اظهار نگرانی کرده است.

(طبقه بندی نشده).

پاپوآ گینه جدید. چین با امضاء یک قرارداد سه ساله متعهد شد که سالانه 20000 تن مس کنستانتره

به ارزش 22 میلیون دلار از پاپوآ گینه جدید خریداری نماید که دو برابر خرید سالانه چین در سالهای

771975 می باشد. (خیلی محرمانه).

فیلیپین. علاقه فلیپین به افزایش تنوع بخشیدن به روابط تجاری خود با کشورهای کمونیستی به دنبال

کاهش قیمت شکر که موجب کسری موازنه 100 میلیون دلاری در تجارت بین شوروی و مانیل گردید،

بشدت ضعیف شده است. درخشانترین نقطه در این روابط تجاری قرارداد پنج ساله بین فیلیپین و چین

ص: 587

است که در آن چین نفت خود را به این کشور خواهد فروخت. در ازای 44 میلیون بشکه نفت خام شنگلی

(به ارزش 500 میلیون دلار با قیمتهای سال 1978) چین شکر، مس، کنستانتره و محصولات شیمیایی و

کشاورزی از این کشور دریافت خواهد کرد.(خیلی محرمانه).

آلمان شرقی نیز برای سال 1979 پروتکلی را امضاء کرد تا در ازای دریافت 20 میلیون دلار کالای

فیلیپینی، 26 میلیون دلار مواد شیمیایی، کود و کالاهای مصرفی به فیلیپین بفروشد. برای تأمین هزینه

مالی مورد نیاز واردات فیلیپین، آلمان شرقی 30 میلیون دلار اعتبار به این کشور داد. مانیل توافق کرد که

یک شرکت ماهیگیری مشترک با لهستان به وجود آورد که بتواند کشتیهای ماهیگیری لهستان را برای

مدتی طولانی اجاره نماید. در مورد مراحل دیگر و نیز ایجاد مراکز پشتیبانی لازم مذاکراتی به عمل آمده

است. این امر به دنبال بیش از چهار سال مذاکره فیلیپین و شوروی جهت تشکیل یک عملیات مشترک

ماهیگیری مشابه صورت گرفته است.

(طبقه بندی نشده).

سنگاپور. در سال 1978 در روابط تجاری بین سنگاپور، شوروی و اروپای شرقی تغییری پدید نیامد.

سنگاپور تقاضای لهستان برای استفاده از لنگرگاههای سنگاپور جهت تعمیرات و نیز ایجاد یک کارخانه

مشترک را مورد بررسی قرار داده است. ناوهای نیروی دریایی شوروی برای اولین بار در میان کشتیهای

دیگر شوروی و براساس یک قرارداد 17 میلیون دلاری تعمیر کشتی در کشتی سازی دولتی کپل

(Keppel) دیده شد. از اواسط سالهای 1960 کشتیهای غیر نظامی در سنگاپور تعمیر می گردید، چون

براساس یکی از قوانین این کشور نیمی از محموله این کشتیها می بایست در سنگاپور به فروش رسد.

قرارداد 46 میلیون دلاری چین برای دو دکل نفتی روابط چین با کشتی سازیهای محلی را گسترش داد.

پکن مقداری از نفت خام شنگلی (Shengli) را به یکی از شرکتهای هنگ کنگ فروخت تا در

پالایشگاههای سنگاپور تصفیه گردد و این شرکت امیدوار است بتواند یک شرکت جدید برای تصفیه نفت

خام چین در پالایشگاه سنگاپور به وجود آورد.(S NF).

تایلند. قراردادهای جدید تجاری و همکاری اقتصادی بین چین و تایلند در سال 1978 و پیمان

مبادله وابسته های نظامی بین دو کشور احتمالاً روابط دو کشور را بهبود خواهد بخشید که به دنبال

قراردادهای تجاری این گونه ای پس از به رسمیت شناختن دیپلماتیک در سال 1975 دچار رکود شده

بود. در نتیجه قرارداد منعقده در ماه دسامبر، تایلند گندم و دیگر محصولات کشاورزی را در ازای

000/240 تن نفت دیزل و 000/600 تن نفت خام به چین صادر خواهد کرد و پکن نیز تکنیسینهای خود

را برای مطالعه فنون صنعتی و کشاورزی تایلندی به این کشور روانه خواهد کرد. به دنبال تصمیم دولت

جدید تایلند در گسترش روابط تجاری با کشورهای کمونیستی، بانکوک با چکسلواکی، مجارستان و

رومانی نیز قراردادهای تجاری منعقد ساخت. (خیلی محرمانه).

ص: 588

تصویر 8: آسیای شرقی

قراردادهای کشورهای کمونیستی با کشورهای رو به رشد 1978


آمریکای لاتین

آمریکای لاتین

کلی

ورود کالاهای کشاورزی و معدنی به کشورهای کمونیست اروپایی از آمریکای لاتین سبب شده است

که موازنه تجاری بین این دو منطقه به مدت یک دهه نامتعادل بماند. پس از تورم قیمتها در سال 1973

وضع وخیم تر و کسری سالانه بیش از یک میلیارد دلار گردید. کشورهای کمونیستی نیز تلاش کردند

ماشین آلات و تجهیزات خود را فروخته و ضمنا تهدید نمودند که اگر طرفین مهم آمریکای لاتین گامی

مثبت در برقراری تعادل برندارند، آنها به ناچار به بازارهای دیگری روی خواهند آورد. آنها خواستار

افزایش خریدهای اعتباری مهم شدند و صدور اعتبار در قبال مواد خام و مواد غذایی از کشورهای متنفذ

دیگر از قبیل آرژانتین و برزیل را پذیرا شدند. (طبقه بندی نشده).

آلمان شرقی در سال 1978 مهمترین سرمایه گذاری را در رابطه با صدور کالا به آمریکای لاتین انجام

داد. 200 میلیون دلار اعتبار تجهیزاتی به برزیل داده شد، به این امید که این مقدار کمک به 2 میلیارد دلار

کمک کمونیستی مورد استفاده واقع نشده در آمریکای لاتین، اضافه نگردد. کشورهای آمریکای لاتین

ترجیح می دهند که تجهیزات مورد نیاز خود را از غرب خریداری نمایند و کلاً تجهیزات کمونیستی را

نادیده گرفته اند. (طبقه بندی نشده).

ص: 589

گرچه قراردادها مدت چند سال را دربرمی گیرد، ولی ظاهرا مسکو در زمینه تجهیزات نیرو از وضع

بهتری برخوردار است. در سال 1978 شوروی پیرامون قراردادهای چند میلیارد دلاری پروژه های نیرو

در آرژانتین و برزیل به مذاکره پرداخت، لیکن تنها کمک جدید آن به یک کشور آمریکای لاتین اعطای دو

توربین به ارزش 15 میلیون دلار به نیروگاه آبی سالتو گراند بود که توسط آرژانتین و اوروگوئه ساخته

می شود. مسکو تلاش نمود با ارسال نفت به برزیل در تجارت خود با این کشور تعادلی به وجود آورد و به

مشتریان ونزوئلا در اروپای شرقی نفت ارسال نمود تا براساس یک قرارداد چهار جانبه ونزوئلا نیز مقدار

نفت مورد نیاز کوبا را تأمین نماید. چین با اولین نفت ارسالی به نیمکره غربی، از نفت به عنوان عامل

برقراری تعادل تجاری با برزیل بهره برداری نمود. پکن با چند کشور کوچکتر منطقه نیز پیشنهاد ارسال

نفت را مطرح نموده است.(S NF).

کوبا با ارائه کمک به باربادوس، دومینیکا، جمهوری دومینیکن، گویان (Guyana)، جامائیکا، و پاناما

فعالانه وارد بازار گردید و سعی کرد از طریق شرکتهای خصوصی تحت کنترل کوبا در جزایر کارائیب

مقدمات نفوذ بیشتری را فراهم آورد. (خیلی محرمانه).

آرژانتین. شوروی در سال 1978 فروشهای خود به آرژانتین را تجدید نمود، تا کسری موازنه تجاری

نیم میلیارد دلاری خود را کاهش دهد. مسکو که بار دیگر با تمرکز بر صنایع نیرو سعی دارد از وخامت

روابط بین آمریکا و آرژانتین بر سر مسائل حقوق بشر بهره برداری نماید، تلاش می کند قراردادهایی در

مورد پروژه آبی یا سیرتا و توربین های پارانا مدیو منعقد سازد. مسکو قرارداد طرح پروژه پارانا مدیو را که

یک پروژه نیرورسانی و آبیاری 5/2 میلیارد دلاری است به دست آورد و در ماه اکتبر قراردادی را در

مورد دو ژنراتور 310 مگاواتی نیروگاه حرارتی بوئنوس آیرس امضاء نمود. اعطای 2 توربین به

تأسیسات سالتوگراند به منظور شیرین جلوه گر شدن کمک 80 میلیون دلاری شوروی به پروژه مشترک

آرژانتین و اوروگوئه انجام شده بود. در همین حال شوروی بر اساس یک قرارداد 120 میلیون دلاری

مربوط به سه نیروگاه، نصب توربین در نیروگاه لوجان دوکویو را به پایان رسانید.(S NF NC).

کشورهای اروپای شرقی نیز مانند شوروی نتوانسته اند کسری تجاری خود و آرژانتین را کاهش دهند

و تلاشهای مربوط به استفاده از 250 میلیون دلار اعتبار دست نخورده توسط آرژانتین نیز عقیم مانده

است. به جای آن آرژانتین 30 میلیون دلار اعتبار به لهستان داد تا این کشور به وارد کردن کالاهای

کشاورزی از آرژانتین بپردازد.

برزیل. برزیل بزرگترین کمک کمونیستی خود یعنی 200 میلیون دلار اعتبار از آلمان شرقی در سال

1978 پذیرفت، ولی در همان حال از تلاش شوروی در جهت گسترش روابط بین دو کشور اجتناب

ورزید. این کمک همگام با قرارداد تجاری سه ساله بین برزیل وآلمان شرقی ارائه شده، قرار است در این

رابطه موازنه ای پدید آورد که اکثر شرکای کمونیستی برزیل با آن دست به گریبان هستند. برزیل نیز در

همین حال به کشورهای اروپای شرقی در رابطه با ورود کالاهای کشاورزی خود اعتبارهایی داده است.

(سرّی).

گرچه ارتقاء فروش شوروی محدود نیست، لیکن دولت نظامی نسبت به فعالیتهایی که باعث شود

حضور شوروی در سال 1978 در برزیل بیش از 25 نفر تکنیسینهای این کشور باشد معترض است. دولت

در رابطه با اعتبار 500 میلیون دلاری شوروی جهت پروژه نیروی پورتو پریماورا که باعث حضور 250

ص: 590

تکنیسین روسی در برزیل می شد شدیدا مخالفت کرده است. علیرغم پیشنهاد مسکو برای تأمین 40

درصد هزینه مورد نیاز 3/1 میلیارد دلاری با شرایط باز پرداخت 8 تا 10 ساله با نرخ بهره 5/4 درصد،

برزیل به دنبال سرمایه گذاریهای غربی است. برزیل پیشنهاد مشابه شوروی را در مورد پروژه نیروی آبی

اتیاپو رد کرد و در همان حال شوروی به خاطر تأخیر در نصب اولین توربین پروژه آبی سوبرادینهو

براساس اعتبار سال 1975 مورد ملامت قرار گرفت.(S NF NC).

در همان حال، فروش 000/30 بشکه نفت خام شوروی با قیمت هر بشکه 13 دلار به گرمی پذیرفته

شد. قبلاً نیز پیشنهادات این گونه ای سبب پایین آمدن کسری تجاری از 400 میلیون دلار در سال 1978

به 110 میلیون دلار در سال 1977 شده بود. (S NF NC).

مجارستان نیز که با همین گونه مشکلات تجاری دست به گریبان است. پیشنهاد کرد که حاضر است

برای جبران کسری تجاری 180 میلیون دلاری خود در سال 1977 در برزیل کارخانه های داروسازی و

آلومینیم سازی احداث نماید. بوداپست امیدوار است که قرارداد سه ساله 300 میلیون دلاری در سال

1978 در رابطه با وارد کردن مصنوعات و مواد خام برزیل در ازای تجهیزات مجارستانی بتواند تجارت

بین دو کشور را متعادل تر سازد. لهستان نیز سعی کرده است با یک قرارداد سه ساله 500 میلیون دلاری که

تجارت پایاپای سالانه زغال سنگ و سنگ آهن را در بر می گیرد کسری تجاری 100 میلیون دلاری خود

را جبران نماید. (طبقه بندی نشده).

چین که کسری تجاری سالهای 77-1974 آن تقریبا معادل 250 میلیون دلار است و علت آن نیز

معاملات این جمهوری با شرکتهای خصوصی برزیل بوده است، پس از برقراری روابط با برزیل با انعقاد

یک قرارداد بین دولتین سعی کرده است این کسری را جبران نماید. این قرارداد که ارز معتبر را به عنوان

یکی از شرایط خود گنجانیده است به دنبال قرارداد مبادله یک میلیون تن سنگ آهن در ازای 5/2 میلیون

تن نفت خام چین به مدت دو سال از سال 1979 پدید آمد و مقادیر بیشتری را نیز در سه سال آتی در

برخواهد گرفت. این اولین فروش نفتی چین در نیمکره غربی به حساب می آید. (طبقه بندی نشده).

پرو. گرچه برنامه نظامی 655 میلیون دلاری شوروی بر روابط بین شوروی و پرو در سال 1978 تأثیر

منفی داشت، لیکن توافق مسکو بر برنامه ریزی دوباره فروش نظامی لیما سبب ادامه این همکاریها شده

است، ولی در حال حاضر در رابطه با تجهیزات نظامی سفارشات جدیدی ارائه نشده است. لیما با

کشورهای عضو پیمان ورشو به عنوان عامل برهم زننده تعادل نفوذ غرب و سمبل عدم تعهد خود روابطی

برقرار ساخته است. (سرّی).

از زمان آغاز خریدهای تسلیحاتی پرو از شوروی در سال 1973، سال 1978 اولین سالی است که

پرو با شوروی معامله تسلیحاتی انجام نداده است. علت آن نیز فشار صندوق بین المللی پول جهت محدود

شدن خریدهای تسلیحاتی لیما و نارضایتی پرو در رابطه با مقدار و کیفیت حمایت شوروی، آموزش و

اقدامات مربوط به تعمیر و نگهداری بوده است. معذالک مسکو تمام تجهیزات مهم درخواستی پرو را به

این کشور ارسال داشته که نتیجه آن ارائه 77 میلیون دلار تجهیزات در سال 1978 که 20 درصد

محموله های سال 1977 را تشکیل می دهد، بوده است. (سرّی).

ارسال هواپیما دو سوم تجهیزات ارسالی 1978 مسکو را شامل می شد که عبارتند از دو فروند

هواپیمای آموزشی 22- SU، 12 فروند هواپیمای باری 26- AN و سه هلیکوپتر 6-MI، دو دستگاه

ص: 591

وسیله نقلیه شناسائی آبی 2- BRDM نیز برای اولین بار به پرو تعلق گرفت. گزارشات مربوط به این ارتش

این کشور تانکهای متوسط تی - 62 را نیز تحویل گرفته است، مورد تأیید واقع نشده است.(S NF).

پرو با کمک 150 پرسنل نظامی شوروی به استقرار سیستمهای موشکی زمین به هوا، سام - 3 که به

سیستمهای موشکی سام - 6 و سام - 7 اضافه شده بود و توپ ضدهوایی 4 - 23 -ZSU و 22- SU و

6-MI پرداخت. این تجهیزات و چند فروند جنگنده میراژ فرانسوی پرو را بر دشمنان هم مرز خود تفوق

خواهد بخشید.(S NF).

مسکو در بهار سال 1980 توافق کرد که در مورد برنامه ریزی دوباره پرداخت قروض نظامی لیما که در

سالهای 80-1978 آغاز خواهد شد تجدید نظر نماید. مسکو پذیرفت که 98 میلیون دلاری را که موعد

پرداخت آن سالهای 89-1978 است و 51 میلیون دلاری را که باید در سال 1980 پرداخت شود تا سال

1985 به تعویق بیندازد. ولی لیما در ازای این مبالغ سالانه 8 میلیون دلار خواهد پرداخت. (طبقه بندی

نشده).

روابط اقتصادی پرو با کشورهای کمونیستی پس از بحران اقتصادی 1976 یعنی زمانی که بر رژیم این

کشور بنا به اصرار جامعه بانکی بین المللی یک برنامه انزواطلبی تحمیل گردید، بهبود چندانی نیافته است.

گرچه کشورهای کمونیستی خرید 15 درصد صادرات پرو را به خود اختصاص داده بودند، ولی بیش از

285 میلیون دلار کمک ارائه شده کمک جدیدی به این کشور نکردند و بسیاری از پروژه های عمرانی

اوائل سالهای 1970 نیز وارد مرحله فعالیت نشده اند. (خیلی محرمانه).

گرچه شوروی مطالعات اولیه پروژه نیروی آب و آبیاری اولموس را که یک پروژه یک میلیارد دلاری

است و تکمیل آن 10 تا 15 سال به طول خواهد انجامید به پایان رسانیده است. ولی در رابطه با آغاز

ساختمان پروژه اقداماتی به عمل نیاورده است. (طبقه بندی نشده).

دیگر کشورهای کمونیستی نیر در جبهه کمک اقتصادی سال آرامی را پشت سر گذارده اند.

چکسلواکی 10 میلیون دلار اعتبار به نیروگاه ایکویتوس اختصاص داد و مجارستان نیز براساس یک

قرارداد 2/1 میلیون دلاری تجهیزات آموزشی در اختیار این کشور قرار داد، رومانی که سالانه 450000

تن سنگ آهن از پرو خریداری می کند پیشنهاد کرد که در رابطه با مس، نقره، سرب، روی و دیگر مواد

معدنی روابط خود را گسترش بخشد. در سال 1978، بخارست یک قرارداد 6 میلیون دلاری در رابطه با

تجهیزات راه آهن منعقد ساخت و اعلام کرد که حاضر است یک کارخانه 100000 تنی کربنات سدیم و

تجهیزات ضروری صنایع فولاد را به این کشور بفروشد. بررسی های رومانی بر روی پروژه معدن مس

آنتامینا که در سال 1978 به پایان رسید. در پایان سال منجر به انعقاد قرارداد دیگری نشد. (طبقه بندی

نشده).

دیگر کشورهای آمریکا لاتین

بولیوی. بزرگترین کارخانه تبخیر قلع جهان که توسط شوروی در پوتوسی احداث می گردد، عامل

اصلی روابط اقتصادی بولیوی و کشورهای کمونیست بوده است. برنامه های مربوط به کمک شوروی

پیرامون احداث یک کارخانه دیگر در مارچامارکا رو به پیشرفت است. مسکو همچنین خرید قلع خود را

که سالانه 40 میلیون دلار است افزایش خواهد داد و پس از آمریکا و انگلیس سومین مشتری بزرگ قلع

ص: 592

بولیوی خواهد شد. قرار است شوروی و آلمان غربی در مورد ساختن یک کارخانه ذوب سرب و نقره در

بولیوی با استفاده از تکنولوژی شوروی به توافق برسند. یک قرارداد تجهیزاتی 10 میلیون دلاری

براساس توافق سال 1976 کل معاملات انجام شده براساس این توافق را به 70 میلیون دلار رسانید.

(طبقه بندی نشده).

لهستان احداث یک کارخانه شیشه سازی 5 میلیون دلاری را بر اساس اعتبار صادره به پایان رسانید،

و چکسلواکی پیشنهاد کرد که یک کارخانه مونتاژ موتور سیکلت و یک کارخانه ذوب 10 میلیون تنی

فولاد و قراضه فلزات در این کشور احداث نماید. (طبقه بندی نشده).

کارائیب. باهاماس و آنتیل هلند. این گروه از جزایر از طریق یک واسطه سوئیسی از چین تقاضای

خرید نفت خام کردند که به دنبال تجارب حاصله از اولین محموله نفت بفروش رسیده زمینه برای انعقاد

قراردادهای طویل المدت فراهم خواهد گردید.(S NF).

باربادوس. به دنبال پیشنهاد کمک کوبا درزمینه تولید شکر، لبنیات، دامداری و ماهیگیری، احتمالاً

باربادوس به کوبا اجاره افتتاح یک دفتر بازرگانی در بریج تاون را خواهد داد. چین نیز در طول سفر یک

هیئت چهار نفره به این کشور پیشنهاد پروژه های کمکی داد. (خیلی محرمانه).

دومینیکا. این کشور پیشنهاد کمک کوبا را در رابطه با احداث یک کارخانه سیمان سازی، چاپخانه،

مراکز پزشکی، ارائه بورس تحصیلی و آموزش پرسنل در زمینه ماهیگیری و کشاورزی نپذیرفت.

(S NF NC).

جمهوری دومینیکن. کوبا به این کشور پیشنهاد کرده است که حاضر است در تبدیل تفاله نیشکر به

غذای دام کمک کند که خود جمهوری دومینیکن نیز در نظر دارد در صنعت شکر خود این تنوع را پدید

آورد. (طبقه بندی نشده).

هائیتی. هائیتی در ازای برقراری روابط دیپلماتیک از چین کمک اقتصادی دریافت کرده است.

لهستان در میان کشورهای کمونیستی، در پرینس پورت حضور دارد.(S NF NC)

جامائیکا. کار بر روی پروژه 5/8 میلیون دلاری کارخانه نساجی الیاف پلی استر چینی در اولدهاربور

جامائیکا در حال انجام است. دو سال قبل جامائیکا به علت وضع مادی نامساعد خود پیشنهاد 150

میلیون دلار اعتبار مجارستان را در رابطه با تأسیس یک کارخانه آلومینیم 600000 تنی نپذیرفت. ولی

پذیرفت که 28 میلیون دلار به اعتبار تجاری سال 1977 اضافه شود که نیمی از آن به پروژه های عمرانی

اختصاص یافته است و بقیه آن نیز به کالاهای مصرفی، تجهیزات پزشکی، داروسازی و نساجی اختصاص

داده شده است. شرایط بازپرداخت 8 ساله بوده و نرخ بهره 7 تا 8 درصد را دربر می گیرد. یک تیم

مجارستانی در اواسط سال به جامائیکا وارد شد تا پیرامون سرمایه گذاری های مشترک در رابطه با

کارخانه دوچرخه سازی، کارخانه تهیه محصولات کشاورزی، پرورش ماهی و کشت سبزیجات بررسی

نماید. کوبا برای ساختن 6 مدرسه 14 میلیون دلار به این کشور کمک خواهد کرد. علاوه بر 40 پزشک،

600 کوبائی دیگر نیز بر روی این پروژه کار خواهند کرد و در رابطه با پروژه های تأمین آب و کارخانه تهیه

قطعات پیش ساخته در جامائیکا، هاوانا پرسنل فنی مورد لزوم را ارسال خواهد داشت. در اواخر سال

1978، جامائیکا پیشنهاد خرید 200000 تن آلومینیوم توسط شوروی را رد کرد، چون قیمت پیشنهادی

مسکو بسیار نازل بوده است. (خیلی محرمانه).

ص: 593

آمریکای مرکزی

کاستاریکا. این کشور بخش استفاده نشده اعتبار پروژه اتوبوس شوروی را لغو نمود و طرح رومانی را

در مورد استخراج بوکسیت براساس توافق 1977 نپذیرفت. با این وصف رومانی و کاستاریکا پروتکلی را

در زمینه همکاری اکتشافات معدنی و مبادلات بازرگانی امضاء کرده اند؛ چکسلواکی ارائه، تجهیزات

نیروگاه، ابزار آلات ماشین، کارخانه نساجی و مصالح ساختمانی را مطرح کرده؛ ولی کوبا نتوانست در

سال 1978 با این کشور قرار داد تجاری منعقد سازد و به جای آن یک یادداشت تجاری امضاء کرد.

(طبقه بندی نشده).

گواتمالا. خرید 200000 عدل پنبه توسط چین در سال 1978 که یک سوم پنبه صادراتی گواتمالا را

تشکیل می دهد. چین را به صورت بزرگترین خریدار پنبه از این کشور در آورده. چین مقدار مشابهی پنبه

برای سال 1979 خریداری کرده است و مقامات گواتمالا احتمالاً به چین اجازه خواهند داد که یک دفتر

بازرگانی در این کشور افتتاح نماید. (طبقه بندی نشده).

هندوراس. با اولین قرارداد تجاری خود با کوبا در طول 17 سال گذشته، هندوراس 2000 تن سیمان

از این کشور خریداری کرد، چون کوبا بهترین قیمت و بهترین شرایط تحویل را ارائه کرده بود.(طبقه بندی

نشده).

نیکاراگوئه. چین 150000 عدل پنبه که معادل یک سوم کل محصول پنبه نیکاراگوئه است از این

کشور خریداری کرد.(خیلی محرمانه).

پاناما. یک کمیسیون اقتصادی پانامایی در چکسلواکی، آلمان شرقی، لهستان و شوروی قراردادهای

تجاری منعقد نمود و کشورهای مزبور پیشنهاد ارائه کمکهای عمرانی را مطرح کردند. کشورهای

کمونیستی متقاضی خرید 10 میلیون دلار موز در سال شدند؛ چکسلواکی یک قرارداد همکاری فنی

منعقد ساخت؛ و شوروی متعهد گردید که یک نیروگاه آبی 300 مگاواتی به ارزش 800 میلیون دلار در

بوکاس دل تورو بسازد که طرح آن قبلاً توسط تکنیسینهای روسی در سال 1977 مطالعه و بررسی شده

بود.

کشورهای اروپای شرقی 100 بورس تحصیلی برای سال 79-1978 در اختیار دانشجویان این

کشور گذاشتند و لهستان یک قرارداد فرهنگی پنجساله مبادله دانشجو امضاء کرد و در مورد ساختن یک

کارخانه کشتی سازی در بند ماهیگیری جدیدی که در واکامونت در دست ساختمان است اظهار علاقه

نمود. یک هیئت کوبایی در پاناما پیرامون گسترش همکاریهای کشاورزی مذاکراتی به عمل آورد. (خیلی

محرمانه)

شیلی. مذاکرات مجدد شیلی در رابطه با قروض دوران آلنده به اکثر کشورهای کمونیستی در سال

1977 منجر به افزایش تجارت این کشور با تمام کشورهای کمونیستی در سال 1978 گردید. بدین

ترتیب، شیلی از زمان کودتای 1973 اولین قرارداد خود را با شوروی در زمینه فروش مقادیر کمی

مولبیدن منعقد ساخت، چکسلواکی، لهستان و رومانی جهت خرید مقادیر کمی از محصولات شیلی

قراردادهایی امضاء کردند و بانک بین المللی همکاری اقتصادی نیز بازپرداخت 50 میلیون دلار از قروض

شش ساله شیلی را به عهده گرفت و بدین ترتیب این کشور 20 میلیون دلار به شوروی و 5 میلیون دلار به

بلغارستان بدهکار است که پیرامون آنها نیز مذاکراتی انجام خواهد گرفت. روابط کمونیستی پیشین شیلی

ص: 594

قبلاً محدود به روابط آن کشور با چین و رومانی بود.(خیلی محرمانه).

در طول سال مزبور سانتیاگو (پایتخت شیلی - م) به دنبال برقراری روابط بیشتر با چین که تنها کشور

ادامه دهنده برنامه کمکهای خود پس از کودتاست، برآمد و در نظر داشت از چین تجهیزات نظامی دریافت

دارد. در اواخر سال 1978، چین با امضاء یک قرارداد خواستار خرید 000/90 تن مس به ارزش سالانه

46 میلیون دلار در طول سه سال آتی گشت. وزیر خارجه شیلی در سال 1978 به پکن سفر کرد تا پیرامون

مبادله نفت چین با مس، نیترات و سنگ آهن شیلی به مذاکره بپردازد. (S. NFNC)

کلمبیا. علیرغم بیانیه عمومی دولت جدید مبنی بر گسترش روابط این کشور با کمونیستها در نزدیکی

روابط کلمبیا با این کشورها در سال 1978 تغییری پدید نیامده است. طرحهای احداث پروژه

هیدروالکتریک او را (Urra) بر روی رودخانه آلتوسینو که بزرگترین پروژه نیروی ساخت شوروی در

آمریکای لاتین می باشد، به پایان رسید و براساس اعتبار 200 میلیون دلاری سال 1975 ساخته خواهد

شد. (خیلی محرمانه).

بوگوتا. (بنابه توصیه رومانی) به شورای کمک دو جانبه اقتصادی نخواهد پیوست، لیکن همیشه سعی

داشته است روابط دو جانبه را گسترش بخشد. کلمبیا اعلام کرد که در نظر دارد در مورد احداث یک

کارخانه کنسرو سبزیجات یک قرارداد مشترک با بلغارستان و در مورد احداث یک کارخانه ماشین آلات

کشاورزی یک قرارداد با لهستان منعقد سازد و فروش قهوه به کشورهای اروپای شرقی را در ازای

دریافت ماشین آلات جاده سازی و تجهیزات نیروگاهی افزایش دهد. تجارت 150 میلیون دلار در سال

کلمبیا با کشورهای کمونیستی (که معمولاً به نفع کلمبیا است) به صورت تهاتری و ارز معتبر انجام می گیرد.

(خیلی محرمانه).

کوبا و چین نیز روابط خود را با دولت جدید بهبود بخشیده اند، قرارداد یک میلیون دلاری منعقده در

اواسط سال 1978 اجازه می دهد که کشتیهای کوبایی در کارتاجنا تعمیر شوند و قراردادهای جدید

تجاری، فرهنگی و نساجی نیز در دست مطالعه است. قرار است چین و کلمبیا در اواسط سال 1979 روابط

دیپلماتیک برقرار سازند.

اکوادور. دولت نظامی اکوادور از برقراری روابط با شوروی دوری می جوید، لیکن روابط خود با کوبا

و اروپای شرقی را گسترش می دهد. حضور شوروی محدود به دو نفر تکنیسین روسی است که در سال

1978 جهت آموزش فنون ماهیگیری به پرسنل اکوادور وارد این کشور شده اند. در همین حال رومانی

اولین قرارداد پنجساله و باز پرداخت تجاری خود را با اکوادور منعقد ساخت و یک قرارداد همکاری فنی

و اقتصادی دیگر نیز جای قرار دارد 1973 را خواهد گرفت. لهستان یک محموله 12 میلیون دلاری را به

شرکت کشتی رانی دولتی تحویل داد و امیدوار است بتواند براساس قرارداد ماهیگیری قابل اجراء از سال

1979 تعدادی قایق ماهی گیری به این کشور بفروشد. در همین حال کوبا و اکوادور یک قرارداد تجارت

مستقیم در ازای دلار کانادا منعقد ساختند، تا از طریق آن 20000 تن سیمان کوبایی با قهوه اکوادور مبادله

گردد. (خیلی محرمانه)

گویان. گرچه گویان تنها حدود 70 میلیون دلار کمک اقتصادی از کشورهای کمونیستی دریافت

کرده، ولی گرایش سیاسی آن به جهان کمونیستی نشانگر کاهش در روابط فیمابین نیست. در سال 1978،

آلمان شرقی (الف) 5/6 میلیون دلار اعتبار کوتاه مدت به 30 میلیون دلار تعهدات پیشین خود افزود. (ب)

ص: 595

توافق کرد که کار مربوط به کارخانه روغن نباتی را سرعت بخشد و (ج) به ارسال تکنیسینهای خود جهت

بررسی پروژه بوکسیت تمایل نشان داد. پروتکلی که به دنبال توافق 1977 با شوروی امضاء گردید به

گویان اجازه داد که از طریق یک اعتبار 10 ساله و با نرخ بهره 5/4 درصد تجهیزات و ماشین آلات مورد

نیاز خود را از شوروی خریداری نماید. علاوه بر این گویان و شوروی مشترکا به ماهیگیری ماهیگیری

خواهند پرداخت و شوروی نیز یک طرح 10ساله برای صنعت گویان خواهد ریخت. گرچه شوروی در

رابطه با پروژه هیدروالکتریک رودخانه مارارونی علیا کمکی ارائه نکرده، ولی یک تیم روسی مطالعات

مربوط به احداث یک کارخانه آلومینیم سازی 000/600 تنی و نیروگاه وابسته آن را آغاز کرده اند.

مسکو ظاهرا قبول کرده است که پس از تکمیل این کارخانه نیمی از بازده آن را خریداری نماید.

پروژه های چینی دچار مشکلاتی شده اند چون پیمانکاران محلی کار مربوط به پروژه 36 میلیون دلاری

را کندتر کرده اند مجارستان براساس قرارداد تجاری 1977 خود توافق کرد که 10 میلیون دلار اعتبار یک

ساله خود را کالای مصرفی و اعتبارهای 5 تا 7 ساله خود را کالاهای سرمایه ای به گویان بفروشد و گویان

نیز سعی کرد برنج، شکر، دام و بوکسیت به این کشور بفروشد. در میان کشورهای کمونیست کوچکتر، کوبا

تعهد کرد که یک مرکز پزشکی در دانشگاه کوبان ایجاد کند و در زمینه صنعت شکر و تسهیلات خبرپراکنی

رادیوئی نیز کمک فنی ارائه کند و کره شمالی نیز شش پروتکل کشاورزی، تولید فیبر و سرامیک،

ماهیگیری مشترک و کمک در بازسازی صنعت کشتی سازی چوبی گویان امضاء کرد. گویان مقادیر کمی

کمک نظامی از کوبا، کره شمالی، و آلمان شرقی دریافت نمود.(S NF NC)

مکزیک. مکزیک سفر رئیس جمهور لویز پورتیلو به مسکو در ماه آوریل 1978 را که در آن شوروی

پروتکل دوم معاهده تلاتلولکو (Tlatelolco) جهت ایجاد یک منطقه عاری از تسلیحات هسته ای در

آمریکای لاتین) را امضاء کرد، یک گام بزرگ در سیاست خارجی تلقی کرده است. با این وصف مکزیک

دارای گرایشات بازرگانی غربی است و با وجود اینکه شوروی در سال گذشته به مکزیک فشار آورد (تا

براساس قرارداد اعتباری نامحدود سال 1976) ماشین آلات و تجهیزات از شوروی خریداری نماید، ولی

قراردادی در این رابطه امضاء نگردید. قرارداد چهارجانبه نفتی بین این کشور، اسپانیا، کوبا و شوروی نیز

امضاء نشد چون شوروی این قرارداد را با ونزوئلا منعقد ساخته بود، ولی در پایان سال مکزیک خواستار

خرید هواپیمای باری 40- YAK برای استفاده در مناطق دور افتاده و ماشین آلات حفاری نفتی روسی

گردید. کشورهای اروپایی شرقی در روابط خود پیشرفت چشمگیری داشتند:

* بلغارستان در رابطه با طرح، ساختمان، و مدیریت یک مجتمع کشاورزی در مکزیک براساس یک

برنامه دو ساله قراردادهایی امضاء کرده است.

* در مورد احداث یک نیروگاه حرارتی در بندر لوبوس با چکسلواکی به توافقهایی دست یافته شد.

* مجارستان در مورد ایجاد یک شرکت مکزیکی مجارستانی برای تولید ماشین آلات سبک و کارهای

صنعتی به مذاکره پرداخت.

* رومانی توافق کرد که از طریق افزایش صادرات مواد شیمیایی و ماشین آلات به مکزیک و با همکاری

در بخش صنعت نفت، همکاری اقتصادی خود را افزایش دهد.(S NF NC).

سورینام. علیرغم فقدان اشتیاق سورینام، چین اولین نمایشگاه تجاری کمونیستی را در پاراماریبو در

پاییز 1978 برگزار کرد. در مورد پیشنهادات کمک شوروی به سورینام جهت احداث یک نیروگاه آبی در

ص: 596

سال 1977 گزارش جدیدی نرسیده است.(S NF).

اوروگوئه. این کشور در اعطای دو توربین 15 میلیون دلاری شوروی به پروژه هیدروالکتریک

سالتوگراند اوروگوئه و آرژانتین سهیم است. اولین توربین در ماه مارس 1979 آغاز به کار خواهد کرد؛

تمام 14 توربین این پروژه در دسامبر سال 1981 به طور جمعی به کار خواهند افتاد. این توربینها از 81

میلیون دلار اعتبار صادره توسط شوروی در رابطه با این پروژه 3/1 میلیارد دلاری ناشی می شود. از

دیگر عملیات کمونیستی در سال 1978 بازدید معاون وزیر بازرگانی مجارستان از مونته ویدئو در اواخر

سال جاری بود که طی آن پیشنهاد کرد که به اعتبار تجاری مجارستان در اوروگوئه 10 میلیون دلار افزوده

گردد.(S NF NC).

ونزوئلا. پس از دو سال مذاکره. براساس یک قرارداد چهار جانبه ونزوئلا ارسال نفت به کوبا را آغاز نمود.

این قرارداد ارسال روزانه 10000بشکه نفت خام ونزوئلا به کوبا را در ازای ارسال همین مقدار نفت توسط

شوروی به اسپانیا شامل می گردد. طبق این قرارداد یک ساله اسپانیا به ونزوئلا در ازای نفت شوروی ارز

معتبر خواهد داد و کوبا نیز در ازای دریافت نفت ونزوئلا هزینه لازم را به شوروی خواهد پرداخت. (خیلی

محرمانه).


اروپا

اروپا

مالت. مالت در سال 1978 روابط خود را با چین و اروپای شرقی گسترش داد، لیکن به علت ورود غیر

مجاز ناوهای شوروی به آبهای مالت در گراند هاربور روابط این کشور با شوروی رو به وخامت نهاده

است. مالت از عدم تمایل مسکو به گسترش کمکهای و روابط بازرگانی نیز ناراضی است. به دنبال سفر

کنگ پیائو معاون وزیر چینی، چین کار مربوط به موج شکن بندر Marsaxlokk و تأسیسات ساحلی را که

یکی از پروژه های بزرگ چین در جهان سوم بوده و براساس اعتبار 45 میلیون دلاری ساخته می گردد

آغاز کرد. لهستان نیز در پروژه مزبور با اعطای امتیاز 37000 دلاری مشاورتی سازمان ملل شرکت دارد.

عملیات مشترک این کشور با چکسلواکی در مورد تکمیل کارخانه سازنده لوازم میکروسکوپی و

تجهیزات هیدرولیک ادامه یافته است. چکسلواکی و مالت پیرامون احداث یک کارخانه ریخته گری فولاد

و یک کارخانه کفش سازی مذاکره کرده اند (طبقه بندی نشده).

پرتغال. پرتغال به کوبا اجازه داد که از تأسیسات تعمیر کشتی این کشور در ازای تحویل شکر به

پرتغال استفاده نماید.(طبقه بندی نشده).

ص: 597

تصویر 9: خاورمیانه

قراردادهای کمونیستی با کشورهای رو به رشد 1978


خاورمیانه

خاورمیانه

کلی

علیرغم علاقه دیرین مسکو به برقراری حضوری نیرومند در خاورمیانه، شورویهای در سال 1978

اقدامات چندان مثبتی برای تحکیم روابط خود با ملل اصلی منطقه به عمل نیاوردند. کمکهای نظامی، یعنی

مهمترین وسیله نفوذ شوروی در جهان سوم، به کشورهای خاورمیانه ای در 13 سال گذشته به کمتر از

100 میلیون دلار رسید و تنها ترکیه توانست کمکهای اقتصادی زیادی به دست آورد. تقریبا تمام کمکهای

نظامی جدید به یمن جنوبی اختصاص داده شد، چون مسکو با ارسال جتهای جنگنده، تانک، و موشک به

حمایت از رژیم مارکسیستی جدیدی که در ژوئن 1978 به قدرت رسیده بود پرداخت؛ روسها کمک فنی

خود را به 150 نفر پرسنل رسانید و حدود 1000 پرسنل کوبایی از اتیوپی به این کشور اعزام گردیدند تا در

تحکیم قدرت رژیم جدید عدن آن را یاری دهند. 500 نفر کوبایی دیگر غیر نظامی اعزامی به یمن جنوبی

و 400 پزشک کوبایی اعزامی به عراق اولین گروه پرسنل غیر نظامی کوبایی هستند که مستقیما در

خاورمیانه مستقر شده اند. بنا به گزارشهای متعدد رسیده، شوروی چند پایگاه هوایی و دریایی در یمن

جنوبی خواهد ساخت تا نیازهای خود را تأمین نماید.(سرّی).

ص: 598

سلاحهای ارسالی به این منطقه در سال 1978، که معادل سطح ارسالی یک میلیارد دلاری آن در

سالهای 77-1975 بود، جبران کمبود تعهدات جدید را نموده است. ارسال تسلیحات به عراق و سوریه

یعنی بزرگترین مشتریان سلاحهای روسی، بسیار زیاد بود؛ البته این کشورها از سفارشات سالهای

77-1976 خود که در سال 1978 تکرار نشده بود استفاده می کردند. عدم امضاء قراردادهای جدید

ناشی از چند عامل است که عبارتند از: (الف) نیاز عراق و سوریه به زمان بیشتر جهت جذب سلاحهای

مدرن در نیروهای عملیاتی خود، (ب) دلایل استراتژیکی - سیاسی، شامل تأمل شوروی قبل از ارسال

مقادیر زیادی سلاح جدید تا مسکو بتواند تأثیر ترک خصومت بین عراق و سوریه و تأثیر آن را بر توانایی

نظامی سوریه ارزیابی نماید؛ و (ج) راهیابی اخیر اروپای غربی (به خصوص فرانسه) در بازارهای

تسلیحاتی عراق و سوریه، علاوه بر این ثروت بی انتهای نفتی ملل خاورمیانه موقعیت شوروی را به عنوان

عرضه کننده اصلی سلاح به منطقه به مخاطره می افکند، چون خریداران خواهند توانست نیازهای خود را

از طریق غرب تأمین نمایند. (سرّی).

کاهش معاملات تسلیحاتی جدید در مورد کمکهای اقتصادی صادق نیست. عراق مقادیر بسیاری

تجهیزات براساس قدرت میلیارد دلاری و قرار دادهای عمران نفتی خود با شوروی به دست آورد.

عراقیها در سال 1978 نیز قرار دادهای جدیدی با شوروی در رابطه با برنامه های عمرانی به خصوص

عمران مدنی و عمران منابع آبی امضاء کرده اند. در سوریه ساختمان 10 ساله نیروگاه روسی 800 مگاواتی

فرات در سال 1978 به پایان رسید و گرچه قرارداد جدیدی امضاء نشد، لیکن آلمان شرقی در رابطه با

برنامه های صنعتی بیشترین مقدار اعتبار (350 میلیون دلار) را به سوریه داد.(S NF NC).

سقوط شاه در ماه دسامبر به یک سال تردید در روابط بین ایران و شوروی خاتمه داد. تکنیسینهای

اقتصادی مسکو در تمام طول سال به کار بر روی پروژه های روسی مشغول بودند، در حالی که (الف) با

انبار شدن کالاها در ناحیه مرزی فعالیتها کاهش یافته بود؛ و (ب) خط لوله ای که گاز ایران را به مرز

شوروی می رساند بسته شده بود. طرح اکثر کارخانه ها دست نخورده باقیمانده و قرار داد سه جانبه خط

لوله 1975 نیز نتیجه ای به بار نیاورد.. از طریق قراردادهای 600 میلیون دلاری سلاح جدیدی به ایران

تحویل داده نشد. خریداران کمونیست در نتیجه قطع صادرات ایران، در بازار نفت دچار کمبود شدند و

رومانی بیشترین ضربه را خورد. بخارست به دیگر فروشندگان روی آورد، در حالی که واردات آن از ایران

یک سوم واردات نفتی آن را تشکیل می داد.(سرّی).

به دولتهای میانه روی عربی فشار وارد شد تا روابط خود با کشورهای کمونیستی را عادی سازند، به

دنبال آن ابوظبی و عمان با چین روابط دیپلماتیک برقرار کردند، و سعودیها نیز با مسکو اولین مذاکرات

خود را انجام دادند. از طرف دیگر کویت از پذیرش تکنیسینهای روسی جهت تجهیزات دفاع هوایی

خریداری شده از روسیه (در سال 1977) امتناع ورزید. (سرّی).

مصر. با تیره شدن روابط مصر با شوروی و اروپای شرقی در سال 1978 قاهره با پذیرفتن مقادیر

زیادی کمک نظامی روابط خود با چین را مستحکم نمود. در همین حال بالا رفتن میزان ارز خارجی

دریافتی در قبال نفت پولهای ارسالی توسط کارگران کمکهای اعراب و همکاری نزدیک سیاسی با

آمریکا، گرایش دوباره روابط اقتصادی مصر را به سوی غرب سهولت و سرعت بخشید. (سرّی).

از میزان اهمیت سلاحهای شوروی در زرادخانه های مصر کاسته شد. تنها در سال گذشته چند میلیون

ص: 599

دلار قطعات یدکی و وسیله نقلیه از طرف شوروی برای مصر ارسال گردید. در همین حین، مصر تحت

حمایت سرمایه های عربی، با فروشندگان اصلی غربی قراردادهایی به ارزش 4 میلیارد دلار جهت

دریافت سلاحهای مدرن منعقد ساخت که سهم آمریکا در این میان یک میلیارد دلار بود. این سفارشات

عبارت بوده اند از: (الف) 525 میلیون دلار برای دریافت جنگنده های اف - 5 از آمریکا (ب) 100 میلیون

دلار جیپ، کامیون، و تریلی از شرکتهای آمریکایی (ج) 20 فروند هواپیمای سی - 130 از آمریکا؛ (د)

120 فروند جنگنده آلفا جت از فرانسه، (ه) موشکهای ضد تانک سوئینگ فایر Swingfireو هلیکوپتر

لینکس (Lynx) از انگلیس؛ (و) 6 فروند قایق موشکی نوع رمضان Ramadanبه ارزش 300 میلیون دلار

از انگلیس؛ (ز) 150 میلیون دلار تجهیزات پشتیبانی زمینی از آلمان غربی؛ (ح) 50 میلیون دلار تجهیزات

الکترونیکی از ایتالیا.(سرّی)

کشورهای عربی توافق کرده بودند که هزینه مربوط به تمام این سفارشات را تأمین نمایند. لیکن امضاء

پیمان صلح بین مصر و اسرائیل در ماه مارس 1979 مشارکت آنها و موقعیت این قراردادها را توأم با تردید

کرده است. قاهره نیز در همان حال که به انتظار دریافت تجهیزات جدید و در دوره انتقالی به سر می برد،

سعی دارد با استفاده از دیگر تسلیحات کمونیستی، ارتش مجهز به سلاحهای روسی خود را نیز دارای

آمادگی عملیاتی بنماید. چین که بعضا قطعات یدکی به این کشور ارسال می داشت. برای اولین بار

هواپیمای جنگنده اف - 6 (میگ 19 روسی) را در اختیار مصر قرارداد. در پایان سال شش فروند از این

هواپیماها به مصر تحویل داده شده بود. قرارداد مربوط به دریافت 50 تا 100 فروند از این هواپیماها یکی

از دو قراردادی را تشکیل می دهد که در سال 1978 بین چین و این کشور امضاء شده است. قرارداد دیگر

شامل کمک فنی و مالی برای احداث یک کارخانه سازنده قطعات یدکی در مصر است. گرچه ما در مورد

شرایط بازپرداخت اطلاعی در دست نداریم، ولی چین معمولاً کمک نظامی خود را به صورت اعطایی در

اختیار کشورهای قرار می دهد.(S NF NC).

رومانی نیز یکی از منابع مهم قطعات یدکی برای مصر بوده است. در سال 1978 براساس دو قرارداد

جداگانه رومانی توافق کرد که 5000 تفنگ تهاجمی AKMبه مصر بدهد.(S NF NC).

برنامه کمکی و تجاری بسیار اندک تنها چیز باقیمانده از روابط درخشان شوروی و مصر درگذشته

است که 1/1 میلیارد دلار کمک اقتصادی در بخش عمومی و 4 میلیارد دلار تجهیزات نظامی را شامل

می گشت. کمک 6 میلیارد دلاری اعراب (به صورت نقد) که از زمان جنگ 1973 خاورمیانه به مصر

انتقال یافت، مصر را در تصمیم گیری پیرامون سرنوشت اقتصادی خود انعطاف پذیر ساخته و سبب شده

است که این کشور به غرب روی آورد. علیرغم شایعات سال مزبور پیرامون اینکه سادات می خواهد

روسها را از پروژه های عمرانی اخراج کند (به خصوص از پروژه های نفتی و برق رسانی روستایی)، در

پایان سال 750 تکنیسین روسی در مصر و به خصوص در کارخانه ذوب آهن حلوان، و کارخانه

آلومینیم سازی حمادی به کار مشغول بودند (در ماه مه، یک هیئت مصری قرار دادی را برای توسعه

کارخانه مواد نسوز حلوان منعقد ساخت).(S NF)

در میان کشورهای اروپای شرقی رومانی با حمایت از ابتکار صلح قاهره بهترین روابط را با مصر

برقرار کرده است. تکنیسینهای رومانی نصب نیروگاه حرارتی در مجتمع فسفات حمراوین (Hamrawein)

را به پایان رسانیده و در اوایل سال مزبور بخارست یک سوم 90 میلیون دلار اعتبار باقیمانده از قرارداد

ص: 600

1971 را به پروژه های برق رسانی در مصر اختصاص داد. آلمان شرقی که در سال 1977 معادل 95

میلیون دلار اعتبار به مصر داده بود در سال 1978 روابط تجاریش با مصر 10 درصد کاهش و به 80

میلیون دلار رسید و در همین حال مصر به خاطر یک مسئله کم اهمیت روابط خود را با بلغارستان قطع

کرد. (طبقه بندی نشده).

در پایان سال مطبوعات مصری اعلام داشتند که عدم صدور پنبه خام به شوروی و چکسلواکی در

سال 1979 نیز به قوت خود باقی خواهد بود؛ دیگر خریدهای شوروی نیز در سطح پیشین ادامه یافت. در

سال 1978، تجارت بین مصر و شوروی نسبت به سال 1977 معادل 215 میلیون دلار کمتر شده بود، که

علت آن نیز 135 میلیون دلار کاهش در واردات شوروی بود. در همین حال مصر توانست از طریق

تجارت پایاپای خود با شوروی 150 میلیون دلار صرفه جویی نماید. گرچه مسکو با تحریم زغال سنگ،

چوب و دیگر کالاهای استراتژیک به مصر پاسخ نداد، ولی تهدید کرد که اگر مصر بخواهد بنا به امر به

1977 سادات تنها با 20 میلیون دلار سرویس قروض اقتصادی، موازنه تجاری ایجاد کند، مسکو نیز

ارسال زغال کک شوو دیگر مواد استراتژیک را به مصر قطع خواهد کرد.(خیلی محرمانه).

چین که سعی داشت از سیاست ضد روسی سادات بهره برداری کند، پیشنهاد کمک به صنایع نساجی و

معدنی مصر را مطرح کرد و متعهد شد که یک مرکز کنفرانس در قاهره بسازد. (طبقه بندی نشده).

ایران. علیرغم کاهش در کمکها و ارسال محموله های بازرگانی به ایران در اواخر سال 1978، مسکو

به کار خود در مورد قراردادهای عمرانی ادامه داد و سعی کرد حضور فنی شدیدی را در این کشور حفظ

کند. ظاهرا شوروی امیدوار است که به دنبال ارزیابی مجدد تهران از اولویتهای عمرانی و روابط خود با

پیمانکاران خارجی، روابط 15 ساله شوروی و ایران حیاتی شود. (طبقه بندی نشده).

با وجود قطع برنامه کار در نتیجه انباشته شدن کالاها در مرز ایران حدود 4000 تکنیسین روسی به کار

بر روی پروژه های مهم شوروی در ایران ادامه داده اند. به این تکنیسینها اجازه داده شده است که کوره های

ذوب و کوره های کک سازی در کارخانه اصفهان را در حد آمادگی عملیاتی نگاه دارند، چون حتی یک

تعطیلی موقت نیز بر این کارخانه فولادسازی ضربه زده و شروع مجدد آن دو سال و یا بیشتر طول خواهد

کشید. کار پروژه های دیگر روسی عبارتند از: (الف) یک سد ثانویه بر روی رود ارس، که در هر سوی رود

48600 هکتار زمین را آبیاری خواهد کرد و به نیروی برق هر کشور 100 مگاوات خواهد افزود؛ (ب)

احداث یک نیروگاه حرارتی 1200 مگاواتی در اهواز؛ و (ج) کارخانه ابزارآلات ماشین سازی اراک که

ظریف سالانه آن از 30000 تن به 50000 تن افزایش خواهد یافت. (سری).

به دنبال چندین ماه عملیات منقطع، خط لوله ایگات - که گاز ایران را به مرز شوروی می رساند بسته

شد. میزان صادرات شوروی به 635 میلیون دلار رسید، ولی میزان واردات آن به علت تعطیل کار این خط

لوله شدیدا کاهش یافت. در مورد وضع ارسال سلاحهای روسی به ایران در سال 1978 اطلاعی در دست

نیست، امکان فروشهای بیشتر در آینده نزدیک نیز چندان زیاد نیست.(خیلی محرمانه)

نابسامانیهای ایران، حضور شوروی در این کشور را توأم با عدم قطعیت کرده است. مسکو ظاهرا

معتقد است که ایران به فروش گاز به شوروی ادامه خواهد داد و قراردادهای موجود نیز به قوت خود پا

برجا خواهند بود. که یکی از این قراردادها توافق 3 میلیارد دلاری سال 1975 برای عمران و آبادانی دو

طرف مرز ایران و شوروی می باشد. در پایان سال 1978، بیش از یک میلیارد دلار قراردادهای تجاری

ص: 601

منتظر اجرا بود و دیگر پروژه ها نیز تنها به صورت طرح باقیمانده بود، این قراردادها و طرحها عبارتند از:

(الف) کارخانه های صنعتی در اصفهان و کرمان به ارزش یک میلیارد دلار طبق توافق سال 1976؛ (ب)

یک نیروگاه 450 میلیون دلاری در اصفهان؛ (ج) یک بخش 250 میلیون دلاری از خط لوله ایگات - 2؛

(د) یک رابط راه آهن با شوروی طبق توافق سال 1976؛ (ه) یک کارخانه آلومینیوم سازی 500 میلیون

دلاری که هنوز هم تحت بررسی می باشد؛ و (و) سه برابر کردن ظرفیت کارخانه ذوب آهن اصفهان. (خیلی

محرمانه).

اطلاعات مقدماتی حاکی از آن است که ایران برنامه ساختمان یک خط لوله براساس توافق سه جانبه

20 ساله در سال 1975 با شوروی و فروش گاز به اروپای شرقی را کنار گذاشته است. براساس این

توافقنامه مسکو می بایست بخشی از خط لوله 1500 کیلومتری (ایگات - 2) را بسازد تا سالانه 475

میلیارد فوت مکعب گاز را به مرز شوروی در آستارا برساند. شوروی در ازای دریافت این گاز، می بایست

390 میلیارد فوت مکعب گاز خود را به اطریش، آلمان غربی و فرانسه بدهد که ایران نیز در ازای آن ارز

معتبر دریافت کند. مسکو نیز 85 میلیارد فوت مکعب گاز را به عنوان هزینه احداث خط لوله دریافت

می کرد. سالانه 130 میلیارد فوت مکعب دیگر از گاز ایران نیزبه چکسلواکی ارسال می گردید. گرچه

کشورهای ثالث کار را بر روی بخشی از خط لوله آغاز کرده اند، ولی ما در مورد وضع این خط لوله و میزان

مشارکت شوروی در آن اطلاعی نداریم. (طبقه بندی نشده).

رابطه بین ایران و شوروی که در نتیجه مرز مشترک تکامل یافته از طریق منافع اقتصادی دو جانبه نیز

مستحکم شده است. توافق سال 1966 شوروی برای احداث یک خط لوله گاز طبیعی از حوزه های جنوب

غربی ایران تا آستارا در مرز شوروی، مبادلات بازرگانی این دو کشور را تا سال 1978 به یک رابطه

میلیارد دلاری تبدیل کرد و سبب شد که تهران بتواند محصول بی مصرف پیشین خود را (یعنی گازی که

آتش زده می شد) سالانه منبع 200 میلیون دلار درآمد ارزی بسازد. جریان سالانه 350 میلیارد فوت

مکعب گاز ایران به شوروی از سال 1970 توانسته است منبع بسیار عظیمی برای پرداخت قروض 4/1

میلیارد دلاری تهران، بابت کمکهای نظامی و اقتصادی شوروی باشد. (طبقه بندی نشده).

انتقال گاز ارزان قیمت ایران به مناطق ماوراء قفقاز شوروی را از احداث یک خط لوله طویل از

حوزه های خود به این منطقه معاف ساخت. ارسال این گاز از ایران به شوروی سبب شده است که مقداری

از گاز شوروی به همپیمانان آن در اروپای شرقی و دیگر مشتریان دارای ارز معتبر صادر گردد. (طبقه

بندی نشده).

شوروی و ایران از روابط تجاری خود که مرهون برنامه کمک شوروی است نفع بسیار برده اند. فروش

تجهیزات مسکو به ایران پس از سال 1973 و به دنبال راه یافتن به بازار خریدهای ایران به اوج خود رسید

و در سال 1977 ایران به صورت بزرگترین بازار کالاهای روسی در جهان سوم درآمده بود. علاوه بر

فروشهای 575 میلیون دلاری شوروی در آن سال مسکو از طریق خدمات فنی در پروژه های ایران نیز 50

میلیون دلار به دست آورد. گرچه سهم شوروی از کل تجارت ایران (شامل صدور نفت) کمتر از 5 درصد

بود، ولی ورود ماشین آلات از شوروی به ایران سهم عمده ای در عمران این کشور داشت. (طبقه بندی

نشده).

در اروپای شرقی، ناآرامیهای ایران مهمترین تأثیر را بر رومانی گذاشت، چون بخارست روابط

ص: 602

گسترده تجاری و فنی با تهران برقرار کرده بود و از نظر واردات نفتی نیز دو سوم واردات خود را به آن

کشور متکی بود.در پایان سال رومانی به دیگر عرضه کنندگان نفت روی آورده بود تا 600000 بشکه

نفتی را که قبلاً از ایران خریداری می کرد جبران نماید. در اوائل سال 1978، مجارستان و لهستان توافق

کردند که با همکاری شوروی نیروگاه حرارتی 400 میلیون دلاری اصفهان را بسازند و ایران نیز توافق کرد

تا تجارت نفتی خود با اروپای شرقی را گسترش دهد. تهران (الف) با امضاء یک قرارداد متعهد شده بود که

تا سال 1980 میزان تجارت خود با رومانی را به یک میلیارد دلار برساند، و (ب) براساس امضاء یک

پروتکل 215 میلیون دلاری متعهد شده بود که 35 درصد نفت مجارستان را تأمین نماید.(خیلی

محرمانه).

عراق. اذیت و آزار کمونیستهای عراق توسط بغداد، آشتی عراق و سوریه، سوءظن بغداد در مورد

مقاصد شوروی و کوبا در شبه جزیره عربی، و حمایت شدید عراق از شورشیان اریتره در اتیوپی، دست به

دست هم داد و بحران روابط شوروی و عراق را در سال 1978 پدید آورد. با این وصف، شوروی به عنوان

منبع اصلی تسلیحات، تجهیزات پشتیبانی و کمک فنی عراق در سال 1978 به تلاشهای خود ادامه داد.

(خیلی محرمانه).

ظاهرا این دو کشور در سال 1978 قرارداد جدیدی را امضاء نکرده اند. ولی شایعاتی پراکنده شده

است که یک هیئت عالیرتبه نظامی عراق در ماه نوامبر با مسکو معاملات تسلیحاتی انجام داده است.

(S NF NC)

بغداد بیشتر سلاحهای مدرن و به خصوص هواپیماهای مورد نیاز خود را از غرب خریداری می کند.

در سالهای 78-1977 این خریدها (که اغلب از فرانسه انجام شده) به 2 میلیارد دلار یعنی 2 برابر کل

سفارشات تسلیحاتی آن به غرب در بیست ساله گذشته رسیده است. تجهیزات غربی نه تنها تجهیزات

روسی را کامل می کند، بلکه فرصت راه یابی دیگر تولیدکنندگان سلاح را به این بازار انحصاری شوروی و

اروپای شرقی ایجاد می نماید. کشورهای کمونیستی در دو دهه گذشته حدود 5 میلیارد دلار سفارشات

تسلیحاتی از طرف عراق دریافت کرده بودند، که نیمی از آن در سالهای 78-1974 ارسال شده بود.

تحویل سلاح توسط شوروی در سال 1978 تقریبا به اوج خود یعنی 610 میلیون دلار رسید. عراق که به

علت غنای آن از نظر ارز معتبر یکی از مشتریان ارجح به شمار می رفت، پیشرفته ترین تجهیزات را قبل از

هر مشتری دیگر شوروی دریافت می کرد. هواپیما 60 درصد تجهیزات ارسالی توسط شوروی را تشکیل

می داد که شامل آخرین مدل هواپیمای شوروی می گردید. شش فروند جت باری دور برد 76 - IL(که

اولین هواپیماهای صادراتی شوروی از این نوع است)، بر اساس قرارداد 1977 در نیمه دوم سال 1978 به

عراق تحویل داده شد. عراق پس از الجزایر دومین کشور خارج از پیمان ورشو بود که هلیکوپترهای

رزمی 24 - MIرا دریافت می کرد.

10 فروند هلیکوپتر 24 - MI و 60 فروند هلیکوپتر 8 - MI بزرگترین یگان هلیکوپتر رزمی در جهان

عرب را نصیب عراق کرده است. علاوه بر این، بغداد 30 فروند جت جنگنده سوخو (احتمالاً از نوع سوخو

22/20، جت جنگنده بمب افکن) و 8 فروند میگ - 21 نیز از شوروی دریافت کرده است.(S NF NC).

عراق نیز مانند لیبی و سوریه در زمره تنها کشورهای در حال توسعه درآمد که توانست موشک زمین به

هوای سام - 9 را که سلاحی مؤثرتر از سام - 7 در برابر جنگنده های پیشرفته است، دریافت دارد. تعداد

ص: 603

زیادی تانک، نفربرهای زرهی، توپ و قطعات توپخانه به عراق ارسال گردید تا برنامه توسعه نیروهای

زرهی و توپخانه نیروی زمینی به مرحله اجرا درآید. (سرّی).

معاملات تسلیحاتی این کشور با اروپای شرقی در سال 1978 عبارت بودند از (الف) یک قرارداد 25

میلیون دلاری با مجارستان برای دریافت تجهیزات نامعلوم؛ (ب) حدود 8میلیون دلار کامیون از آلمان

شرقی؛ (ج) مقادیر کمی اقلام سررشته دارای از چکسلواکی ارسالیه های اروپای شرقی سومین ناو نیرو بر

لهستانی را نصیب عراق نمود، و 150 توپ ضدهوایی 57 میلی متری اس-60 و مقادیر زیادی سلاحهای

سبک مجارستانی را که رویهم رفته 50میلیون دلار ارزش داشتند نصیب این کشور کرد.(S NF).

مستشاران نظامی شوروی در عراق با افزایش کمی به 1100 نفر رسید تا ورود تجهیزات دفاع هوایی و

هواپیماهای پیچیده به این کشور به سهولت انجام شود. حدود 550 نفر پرسنل شوروی در ارتش عراق به

کار مشغول بودند که 500 تن از آنان در نیروی هوایی و 50 تن از آنان در نیروی دریایی به سر می بردند.

علاوه براین، حدود 150 کوبایی و 100 پرسنل نظامی اروپای شرقی به عنوان مستشار و تکنیسین مورد

استفاده واقع شدند. حدود 100 تن از پرسنل نظامی عراق برای طی دوره های آموزشی به شوروی و 150

تن از آنان به اروپای شرقی روانه شدند که تعداد آنها معادل تعداد روانه شده در سال 1977 بوده است.

(سرّی).

با وجود اینکه عواید نفتی 11 میلیارد دلاری عراق به بغداد اجازه می دهد که به انتخاب خود از

تخصص خارجی بهره برداری کند، ولی عراق باز هم به کشورهای عضو شورای کمک دو جانبه اقتصادی

در رابطه با کارهای عمرانی، به خصوص عمران منابع آب و نیرو متکی است. علاوه بر ملاحظات ژئو

سیاسی، کمونیستها رابطه نفتی و اکتساب ارز معتبر را با اشتیاق تمام دنبال می کنند. تقریبا تمام نفت

ارسالی عراق به شوروی، چه به صورت بازپرداخت قروض گذشته و چه به صورت پایاپای در ازای ارز

معتبر بار دیگر به فروش می رسد. (طبقه بندی نشده)

ص: 604

در سال 1978، مسکو با انعقاد یک قرارداد 140 میلیون دلاری تعهد کرد که برنامه تزریق آب به حوزه

نفتی رومیله (Rumaylah) را دنبال کند تا مشکلات مربوط به کاهش فشار که ظرفیت تولیدی این حوزه را

پایین آورده است، از میان برداشته شود و توافق کرده است که یک کارخانه نمک و آب زدایی نفتی نیز

براساس اعتبار سال 1976 احداث نماید. کمک شوروی به صنعت نفت ملی عراق، دومین و مهمترین

هدف کمکهای شوروی به عراق، با آغاز تولید در حوزه Luhais که توسط روسیه توسعه یافته بود و در

جنوب عراق واقع شده (به میزان 50000 بشکه در روز) افزایش بیشتری یافته است. تمام بازده این حوزه

که براساس یک قرارداد 22 میلیون دلاری شوروی توسعه یافته است، به خارج صادر می گردد. در پایان

سال 1978 یعنی با قطع صدور نفت ایران کمونیستها به عرضه نفتی دراز مدت علاقه بیشتری نشان دادند.

(طبقه بندی نشده).

در سال 1978، سازمانهای شوروی فعالانه در مورد چند قرارداد تجاری پرمنفعت شامل: (الف) یک

نیروگاه آبی 600 مگاواتی بر روی رود بزرگ زاب(Zab) (ب) یک نیروگاه حرارتی 350 میلیون دلاری

در بجیل (Bajil)؛ (ج) یک پروژه انتقال نیرو، به مناقصه پرداختند. مسکو تعهد کرده است که حدود 2

میلیارد دلار کمک به پروژه های نیرو و آبیاری عراق براساس قراردادهای تجاری و کمکی که نیمی از آنها

در سال 1976 امضاء شده بود، برساند.(S NF).

در سال 1978 حدود 6500 نفر از پرسنل روسی و اروپای شرقی بر روی پروژه های عمرانی عراق

کار می کردند و برای اولین بار عراق 400 پزشک کوبایی را براساس پروتکل امضاء شده در اواسط سال به

کار گرفت. به دنبال اعطای قراردادهای جاده سازی و مسکن اعطایی به هاوانا در سال 1978 تعداد

بیشتری از کوباییها به عراق خواهند آمد، و علاوه بر این بغداد از کوبا 300 پرسنل پزشکی دیگر نیز

خواسته است. (سرّی)

یمن شمالی. رابطه بین یمن شمالی و شوروی در سال 1978 به علت حمایت شوروی از یمن جنوبی که

به خرابه کاری و تروریسم در یمن شمالی پرداخته بود روبه وخامت نهاد. در همان حال برنامه های گسترده

مدرن سازی ارتش، با حمایت مالی عربستان سعودی و حمایت تجهیزاتی آمریکا و فرانسه سبب سوق

دادن یمن شمالی به سوی غرب گردید. (خیلی محرمانه). معذلک، نقش سنتی مستشاری نظامی شوروی

(تا سطح واحدها) موقعیتی را برای آن فراهم آورده است که حضور آن را دائمی می سازد. در سال 1978

مسکو، تانک، هواپیمای باری، میگ - 17 و قایقهای گشتی Zhuk به این کشور تحویل داد. لهستان 50

دستگاه تانک تی - 54 به این کشور داد که هر 50 دستگاه آن توسط رئیس جمهور قشمی فقید سفارش

شده بود.(S NF). در بخش اقتصادی شوروی توافق کرد که با ارائه 38 میلیون دلار اعتبار جدید ظرفیت

کارخانه سیمان سازی 100000 تنی بجیل (Bajil) ساخته شده توسط روسیه را تا سه برابر بالا ببرد. این

قرارداد جدید کل کمکهای اختصاص یافته روسی را به 140 میلیون دلار رسانید. (طبقه بندی نشده).

در اواخر سال 1978 چین قراردادی برای ساختن یک سالن کنفرانس در صنعا امضاء کرد. ولی بنا به

یک گزارش، چین به علت مشکلات تولیدی از پروژه کارخانه نساجی که توسط خودشان در صنعا ساخته

شده و از بزرگترین کارخانه های صنعتی یمن می باشد اخراج خواهد شد. (خیلی محرمانه).

یمن جنوبی. سیاستهای رادیکال یمن جنوبی و اعطای اجازه استفاده از تأسیسات هوایی و دریایی

یمن جنوبی به شوروی این کشور را یک وسیله بسیار مفید برای دیپلماسی تسلیحاتی شوروی ساخته

است. شوروی در سال 1978 مهمترین منبع عرضه تجهیزات نظامی عدن به شمار می رفت. طبق گزارش،

شوروی توافق کرده بود که پایگاههای دریایی و هوایی چندی در یمن بسازد تا احتمالاً نیازهای خود را

برآورده سازد. یک قرارداد جدید 75 میلیون دلاری و دو اسکادران میگ - 21، تانک تی - 62 و

موشکهای زمین به زمین را نصیب عدن خواهد کرد. مهمترین اقلام موجود در محموله 135 میلیون دلاری

شوروی در سال 1978 عبارت بودند از اولین ناو مین یاب عدن، اولین هواپیمای جنگنده بمب افکن

سوخو - 22/20 و اولین توپ ضد هوایی 4/23 - ZSU بخشی از تجهیزات جدید، در قبال کمک یمن

جنوبی به اتیوپی در اوگادن و ارزیابی مسکو از حفاظت منافع شوروی توسط یمن جنوبی در شاخ آفریقا و

شبه جزیره عربی به این کشور هدیه داده شده است. (S NF).

مسکو در حمایت از فعالیتهای خود در یمن جنوبی به دیگر کشورهای کمونیستی نیز متکی بود.

بلغارستان و مجارستان قراردادهای تسلیحاتی و مهماتی کوچکی با جمهوری دموکراتیک خلق یمن

منعقد ساختند و حدود 1000 نفر از پرسنل کوبایی و آلمان شرقی حضور 500 نفری شوروی را تکمیل

نمودند. این کادر به تحکیم قدرت دولت جدید کمک کرده و آموزشهای سیاسی و اطلاعاتی ارائه کردند.

(سرّی).

گزارش مربوط به نجات اقتصاد یمن جنوبی توسط کمونیستها به دنبال تحریم اعراب خالی از اغراق

ص: 605

نیست. علیرغم درخواست عدن برای دریافت کمک از دولتهای کمونیستی به جای کمکهای از دست رفته

اعراب، از کشورهای اروپای شرقی تنها مجارستان و آلمان شرقی کمکهایی ارائه کرده اند، به این ترتیب که

مجارستان 9/5 میلیون دلار کمک کشاورزی و آلمان شرقی نیز وامهایی در رابطه با کالاهایی مصرفی و

گسترش ماهیگیری در اختیار این کشور قرار داده اند. فقط یک کمک 85 میلیون دلاری برای برنامه

پنجساله دوم عدن و 5 میلیون دلار کمک غذایی و کمکهای دیگر در سال 1978 از طرف شوروی ارائه

گردید. در حالی که قبلاً شوروی در سال 1976 اعلام کرده بود که میزان کمکهای خود به یمن جنوبی را در

سالهای 80-1976 به چهار برابر گذشته خواهد رسانید. مقداری از کمک اعلام شده نیز ممکن است از

طریق هزینه های تأمین شده توسط شوروی در برابر کسری تجاری عدن ارائه شود که این کسری به دنبال

افزایشی صادرات شوروی به یمن جنوبی در سالهای 77 1976 بدون افزایش قابل قیاس واردات پدید

آمده بود. مسکو همچنین توافق کرده است که مدت بازپرداخت قروض عدن را مورد تجدید نظر قرارداده

(که اکنون در مدت 12 سال با 5/2 درصد نرخ بهره پرداخت خواهد شد) و در مورد نرخ بهره نیز ملاحظاتی

صورت بگیرد.(سرّی).

چین در تلاش برای برقراری حضور خود در عدن در سال 1978 توافق کرد که علاوه بر ارائه 5 میلیون

دلار کمک نقدی فعالیتهای جاده سازی خود را بیش از آنچه که بین Shihrو Sayhut ادامه داشت افزایش

دهد. چین ساختمان پنج سردخانه در Mukalla را براساس کمکهای ماهیگیری خود به یمن جنوبی آغاز

کرده است. پرسنل چین در یمن جنوبی از محبوبیت خاصی برخوردار هستند، چون آنها سخت فعالیت

می کنند و از سیاستهای داخلی نیز اجتناب می ورزند.(S NF)

سوریه. علیرغم وخامت روابط سیاسی شوروی و سوریه در سال 1978 و پیدایش منابع مالی جدید

جهت تأمین تجهیزات نظامی از منابع غیر کمونیستی، سوریه مایل نیست رابطه تسلیحاتی خود با شوروی

را قطع نماید. معذالک دمشق نسبت به فعالیتهای شوروی و کوبا اعتراض نمود و سلاحهای روسی در

اختیار انقلابیون اریتره قرار داد.(S NF).

عوامل سیاسی نقش چندان مهمی در عدم تمایل شوروی به انعقاد قراردادهای جدید نظامی با سوریه

در سال 1978 نداشت. سیاست تسلیحاتی شوروی در سوریه انعکاس ارزیابی نیازها و ظرفیت جذب

تسلیحاتی در نیروهای مسلح دمشق از طرف شوروی می باشد، مطالعات اخیر شوروی در سوریه نشانگر

تأخیر در قراردادهای جدید است تا محموله های عظیم اخیر در ارتش سوریه به خوبی جذب شود

تقاضای تسلیحاتی سوریه در سال 1978 شامل یک قرارداد 9 میلیون دلاری خدمات و تجهیزات

پشتیبانی روسی گردید. تجهیزات ارسالی شوروی بالغ بر 310 میلیون دلار یعنی کمتر از میزان آنها در دو

سال گذشته بود. حدود 275 میلیون دلار تجهیزات دیگر براساس قرارداد نظامی 6/4 میلیارد دلاری

دمشق بعدا به این کشور ارسال خواهد شد که احتمالاً تانکهای تی - 72 و جنگنده های میگ 25 را نیز

دربرخواهد گرفت. (S NF).

گرچه ارسال هواپیماها در سال 1978 ( به ارزش تقریبی 100 میلیون دلار) توام با کاهش بود، ولی

این هواپیماها شامل دو اسکادران آخرین مدل میگ - 21 بود. حداقل 14 آتشبار از موشکهای جدید

زمین به هوا (سام - 2، سام - 3، و سام - 6) یعنی 4 آتشبار بیش از سال 1977 در این کشور مستقر گردید،

سوریه برای اولین بار دو فروند قایق گشتی دارای موشکهای هدایت شونده اوزا - 2 را دریافت نمود.

ص: 606

ارسال تجهیزات زمینی نیز کمتر از سال 1977 بود و شش تانک تی- 62، 54 دستگاه نفربر زرهی پی ام

پی 54، 33 دستگاه APCS و 14 توپ ضد هوایی 4/23 - ZSU را در بر می گرفت. سوریه اخیرا به تغییر

منابع تأمین سلاح خود علاقه نشان داده است.(S NF NC).

در سال 1978 قراردادهای تسلیحاتی اروپای شرقی به سطح 111 میلیون دلار رسید که نیمی از آن از

طریق آلمان شرقی تأمین شده است، و 50 میلیون دلار اعتبار بزرگترین کمکی است که این کشور به یکی

از کشورهای رو به رشد جهان کرده است. چکسلواکی با یک قرارداد 43 میلیون دلاری در رابطه با 35

فروند ال - 39 و 40 فروند جت آموزشی یو - میگ - 15 و تجهیزات رادیویی در ردیف بعدی قرار گرفت.

قرارداد آلمان شرقی تجهیزات ویژه الکترونیک، اجزاء تعمیراتی جنگنده میگ - 21 و کمک به نیروهای

امنیت داخلی سوریه را شامل می گردد. مجارستان نیز توافق توافق کرد که حدود 10 میلیون دلار

تجهیزات مخابراتی به این کشور بدهد. کشورهای اروپای شرقی معادل 40 میلیون دلار تجهیزات نظامی

ساخت چکسلواکی به این کشور ارسال کردند. چکسلواکی 160 تانک تغییر یافته تی - 55، 10 موشک

انداز فراگ - 2 مستقر بر کامیونهای تاترا، چهار هواپیمای آموزشی ال - 29 و 2 فروند هواپیمای

آموزشی یو - میگ - 15 به این کشور تحویل داد.(S NF).

مسکو 200 تکنیسین دیگر به 2200 مستشار نظامی خود در سوریه در سال 1977 افزود که احتمالاً

این افزایش میزان کارایی پرسنلی آن را به دنبال نارضایتی سوریه از کیفیت آموزشی شوروی بالا برده

است. حدود 180 نفر از پرسنل اروپای شرقی نیز در سوریه مشغول به کار بوده اند:

* 60 نفر از پرسنل آلمان شرقی در رابطه با تعمیر و نگهداری هواپیماها و تعداد کمی از آنها در رابطه با

امنیت داخلی کار می کردند.

* 60 نفر از پرسنل چکسلواکی در رابطه با پیاده کردن تانکهای تی- 550 و آموزشهای مخابراتی به

کار گرفته شده بودند.

* 50 نفر از پرسنل آموزش مهندسی و فنی در آکادمی فنی نظامی Aleppoمشغول به کار بودند.

* 10 نفر از پرسنل بلغاری نیز هلیکوپترها را تعمیر می کردند. علاوه بر این کره شمالی نیز با یک

نیروی 30 نفره در تولید مهمات به این کشور یاری می داد. (S NF NC).

سوریه 500 تن از پرسنل نیروی هوایی خود را در سال 1978 جهت گذراندن دوره های آموزشی

پرواز ال - 39 و تعمیر و نگهداری به چکسلواکی اعزام کرد. در سال 1978 تنها 100 تن از پرسنل سوری

به شوروی جهت طی دوره های آموزشی رفتند، چون سوریه در چند سال گذشته بر آن بود که تعداد افراد

اعزامی خود به شوروی را که در سال 1973 معادل 700 نفر بود دائما کاهش دهد.(S NF NC)

مهمترین رویداد در روابط اقتصادی شوروی در سال 1978 پایان کار احداث سد و نیروگاه 800

مگاواتی 10 ساله فرات بود و این رویداد آن قدر مهم بود که ریاست کمیته دولتی روابط اقتصادی خارجی

شوروی برای شرکت در این جشن به سوریه سفر نمود. این پروژه نیم میلیارد دلاری که شوروی 185

میلیون دلار آن را تأمین کرده بود، بازده برق سوریه را دو برابر کرد و میزان زمینهای قابل کشت سوریه را

سالانه 700000 هکتار افزایش خواهد داد.(S NF NC).

گرچه شوروی کمک جدیدی به سوریه نداد، ولی با امضاء یک پروتکل متعهد همکاری در زمینه

صنعت نفت گردید و حدود 100 کیلومتر از راه آهن دمشق - حمص (Homs) را به پایان رسانید، که قرار

ص: 607

است در سال 1978 به طور کامل وارد مرحله عملیاتی گردد. درباره پروژه های عظیم درخواستی سوریه

براساس توافقنامه 300 میلیون دلاری سال 1976 ( یک نیروگاه هسته ای، یک کارخانه ذوب آهن و

آبیاری وسیع) هنوز اقدامی به عمل نیامده است.(طبقه بندی نشده)

آلمان شرقی در سال 1978 معادل 350 میلیون دلار اعتبار جهت خرید تجهیزات به سوریه داد

که بزرگترین کمک آلمان شرقی به یکی از کشورهای جهان سوم به حساب می آید. این کمک جدید

احتمالاً در مورد دو کارخانه سیمان سازی (130 میلیون دلار)، یک نیروگاه 30 میلیون دلاری، یک

کارخانه نساجی، و یک کارخانه تولید لامپ های برقی مصرف خواهد شد. (خیلی محرمانه).

برنامه 400 میلیون دلاری رومانی که در دهه گذشته آغاز گردید این کشور را به صورت فعالترین

کمک دهنده سوریه در آورده است. بزرگترین پروژه رومانی در جهان سوم یعنی پالایشگاه نفت بانیاس به

ظرفیت 120000 بشکه در روز به ارزش 400 میلیون دلار در پایان سال وارد عملیات آزمایشی گردید

که پس از براورد نیازهای سوریه در رابطه با گاز، نفت سوختی، و دیگر محصولات، برای صادرات نیز

مازادی تولید خواهد کرد. نیمی از کمکهای رومانی صرف این پروژه شده است.؛ یک چهارم دیگر صرف

اجرای یک پروژه فسفات در حمص گردید که در سال 1979 ساختمان آن به پایان خواهد رسید. رومانی

در سال 1978 در مورد یک کارخانه ذوب آهن اقدام به مناقصه کرد و طی یک قرارداد 50 میلیون دلاری

تجاری گسترش پروژه صنعت گاز سوریه را به عهده گرفت. (سرّی).

کشورهای کمونیستی از تلاش سوریه در گسترش پایگاه صنعتی بخش عمومی که 85 درصد

سرمایه گذاریهای درون کشوری را تشکیل می دهد، سود سرشاری می برند. در این خصوص اروپای

شرقی با شرایط باز پرداخت سخاوتمندانه به رقابت پرداخته است. کشورهای کمونیستی از طریق این

قراردادهای عمرانی سهم عظیمی از بازار ماشین آلات و تجهیزات سوریه را به خود اختصاص داده اند در

سال 1977 آنها 20 درصد از کل واردات سوریه را تأمین می کردند و احتمالاً در سال 1978 نیز همین

مقدار واردات را تأمین می کنند. (طبقه بندی نشده).

ترکیه. سفر نخست وزیر اجویت در اواسط سال به مسکو و صحه گذاردن وی بر «سند سیاسی» که

شوروی چندین سال در تلاش برای آن بود مرحله جدیدی را در روابط ترکیه و کشورهای کمونیستی

گشود. این کشورها با عمیق تر شدن بحران اقتصادی ترکیه کمکهای اقتصادی عظیمی به این کشور پیشنهاد

کردند و شوروی براساس قرارداد 10 ساله 1975 معادل 2/1 میلیارد دلار کمک به ترکیه داده است،

شوروی در رابطه با کارخانه ذوب آهن اسکندرون و کارخانه آلومینیم سازی Seydesehir و چند نیروگاه

شدیدا مورد نیاز ترکیه کمکهای خود را ارائه کرده است.

همان گونه که در ذیل گفته خواهد شد، در پایان سال پروژه هایی که به 4 میلیارد دلار اعتبار شوروی

نیاز دارد مورد بحث قرار گرفته بود. (خیلی محرمانه).

گرچه شوروی ظاهرا آماده است تا اعتبارهای لازم برای کارخانه اورهانلی (Orhaneli) با شرایط

بازپرداخت 10 ساله و نرخ بهره 5/4 درصد تأمین کند، ولی مقامات ترکیه امید دارند که شوروی حداقل

450 میلیون دلار دیگر نیز به پروژه های مطرح شده در فهرست برنامه 85-1981 اختصاص دهد.

(S NF).

علیرغم اصرار ترکیه به انجام معاملات پایاپای نفت و گندم برای جبران کمبود نیرو تا پایان سال

ص: 608

1978، شوروی در این رابطه قراردادی را منعقد نساخته است. طبق این درخواست قرار بود که شوروی

حدود 60000 بشکه نفت روزانه خود را از سال 1979 (حدود بیست درصد نیاز ترکیه) در ازای گندم و

تنگستن به ترکیه بفروشد. موازنه تجاری نیز از طریق ارز معتبر برقرار می شد. این قرار داد نفتی سطح

تجارت سالانه 400میلیون دلاری را که بر اساس قرارداد امضاء شده در ماه سپتامبر تعیین شده بود دو

برابر می کرد. به منظور کاهش بحران انرژی ترکیه، بلغارستان و شوروی سالانه 1200 کیلووات ساعت

برق به ترکیه می فروشند، که نیروی برق فروخته شده از طرف شوروی از طریق خط انتقال نیروی این

کشور به مرز ترکیه تأمین می گردد. (طبقه بندی نشده).

کشورهای اروپای شرقی در سال 1978 در رابطه با کالا حمایت بی نظیری از ترکیه به عمل آوردند:

*بلغارستان 35 میلیون دلار مواد خام صنعتی به این کشور داد و پیشنهاد کرد که یک سد آبیاری بر

روی رود تونکا بسازد.

*آلمان شرقی قول داد که 50 میلیون دلار اعتبار دراز مدت جهت ورود کالاهای آلمانی به ترکیه

بدهد.

*رومانی توافق کرد که در طول سه سال آتی 240 میلیون دلار کالا به ترکیه صادر کند، که ارزش آن

نیز از یک تا هفت سال و با نرخ بهره 7 درصد قابل پرداخت باشد. (طبقه بندی نشده)

بخارست همچنین توافق کرد که (الف) کار ساختمان پالایشگاه نفتی آناتولی را سرعت بخشد، (ب)

کار مربوط به احداث یک خط لوله 400 کیلو متری مربوط به همین پالایشگاه را هرچه زودتر آغاز کند،

(ج) یک کارخانه فسفات احداث نماید، و (د) در رابطه با اکتشاف و تولید مواد معدنی و نفت این کشور را

یاری دهد. هزینه مالی مربوط به پالایشگاه و تجهیزات اکتشاف نفتی از طریق اعتبار 200 میلیون دلاری

سال 1976 تامین می گردد، لیکن در مورد هزینه دیگر پروژه ها چیزی گفته نشده است. (طبقه بندی نشده).

ظرفیت سالانهاعتبار تقریبی مورد نیاز

(میلیون دلار آمریکا)

نیروگاه حرارتی اورهانلی200 مگاوات154

نیروگاه حرارتی کان600 مگاوات430

توسعه کارخانه آلومینیم سید سهیر93

توسعه کارخانه ذوب آهن اسکندرون6 میلیون تن2000

معدن لیگنیت5/1 میلیون تن333

سد و نیروگاه کاوساک -کاتاران590 مگاوات400

ریخته گری30000 تن40

کارخانه آجر نسوز 90000تن33

نیروگاه هسته ای 890 تنهیچ

صنعت تجهیزات برق87

خانه های پیش ساخته13

ساختن تجهیزات صنایع سنگین133

این جدول سرّی و غیر قابل رؤیت برای بیگانگان است.

ص: 609

دیگر کشورهای خاورمیانه

قبرس. قبرس پروتکلی را جهت وارد کردن ماشین آلات و تجهیزات چکسلواکی امضاء کرده است، که

اولین معامله این کشور براساس اعتبار 5 میلیون دلاری سال 1976 به حساب می آید. (طبقه بندی نشده)

یونان. چین و شوروی روابط خود با یونان را گسترش داده اند. مسکو توافق کرده است که امکان (الف)

تأمین هزینه مالی مربوط به احداث یک کارخانه آلومینیم سازی در یونان را که بازده آن به شوروی صادر

خواهد شد؛ (ب) استفاده از کشتی سازیهای یونان جهت تعمیر و ساخت ناوهای روسی؛ (ج) ارائه کمک

فنی در مورد یک کارخانه نیروی هسته ای و (د) فروش برق و گاز طبیعی به یونان را مورد بررسی و مطالعه

قرار دهد. علیرغم نارضایتی یونان از نصب یک نیروگاه 200 مگاواتی در اوائل سال، این کشور یک

قرارداد دیگر جهت احداث یک نیروگاه 300 مگاواتی که با سوخت نفت کار خواهد کرد با شوروی امضاء

کرده است. یونان و لهستان توافق کردند که به سرمایه گذاری مشترک در رابطه با بهره برداری بوکسیت

یونان و احداث یک کارخانه نخ ریسی در سالونیکا مبادرت ورزند. براساس قراردادی که در اوائل سال

1978 بین یونان و پکن جهت مبادله پایاپای نفت با محصولات یونان منعقد شده بود، اولین محموله

تنباکوی یونان تجارت این کشور با چین را افتتاح نمود. (خیلی محرمانه).

اردن. اردن در سال گذشته روابط اقتصادی خود با کشورهای کمونیستی را افزایش داد. قرارداد دراز

مدت تجارت و همکاری اقتصادی منعقده در ماه ژوئن فعالیتهای اقتصادی، نظامی کشورهای کمونیستی

پراگ در احداث نیروگاه ها، کارخانه های سیمان سازی، تولید سرامیک و کارخانه های چرمسازی در

اردن خواهد شد. لهستان در اواخر ماه سپتامبر یک قرارداد همکار پزشکی با اردن امضاء کرد تا از طریق

آن علاوه بر کمک فنی به اردن پرسنل این کشور را نیز از نظر پزشکی آموزش دهد، رومانی با یک قرارداد

170 میلیون دلاری مربوط به گسترش پالایشگاه Zarqa که در اثر مشکلات موجود با پیمانکاران،

ساختمان آن به پایان نرسیده بیشترین منافع را در این کشور به دست آورده است. چین اولین قرارداد

تجاری خود را با اردن امضاء کرد و امان در مورد گسترش فسفات در یک منطقه جدید در ازای سنگ

فسفات به شوروی امتیازاتی داده است. (S NF NC).

کویت. کشورهای کمونیستی بی سر و صدا به تلاشهای خود برای راهیابی به بازارهای کویت ادامه

داده اند و شوروی نیز با استفاده از تنها قرارداد تسلیحاتی بزرگ کویت با کمونیستها که یک قرارداد 51

میلیون دلاری با شوروی جهت دریافت تجهیزات دفاع هوایی است، سلاحهای مورد نیاز را به این کشور

ارسال داشته است. براساس همین قرارداد کویت در سال 1978 موشکهای فراگ - 7، موشک اندازهای

فراگ، و موشکهای سالم - 7 را از شوروی دریافت نمود. یک هیئت نظامی کویتی در ماه نوامبر به مسکو

رفت تا پیرامون مشکلات آموزشی و تعمیر و نگهداری موشکها گفتگو نماید و علاوه بر این اعلام کرده

است که این کشور به مسکو اجازه نخواهد داد که مستشاران نظامی دیگری به این کشور ارسال نماید. چین

پیشنهاد کرده است که 4500 کارگر خود را به کویت بفرستد تا پیرامون یک پروژه مسکن 4000 واحدی

ارزان قیمت و احداث یک استادیوم که براساس قرارداد بازرگانی در کویت احداث خواهد شد، کار خود را

آغاز نمایند. این اولین تلاش عمرانی بازرگانی چین در جهان سوم است که در قبال دریافت هزینه پروژه،

انجام خواهد شد. رومانی نیز امید مشارکت کویت را در پروژه پتروشیمی Navodari در دریای سیاه از

دست داده و در جستجوی جلب سرمایه های لیبی در این زمینه است. براساس توافق اولیه کویت

ص: 610

می بایست علاوه بر تأمین 49 درصد سرمایه لازم روزانه 160000 بشکه نفت خام به رومانی بفروشد.

آلمان شرقی از وضع بهتری برخوردار است چون شرکت سرمایه گذاری بین المللی کویت اولین وام

سندیکای تمام عربی آلمان شرقی را در رابطه با ورود غله و علیق از غرب با نرخ روز فراهم کرده است.

این نهاد کویتی سال گذشته حدود 50 میلیون دلار وام مشابه را در رابطه با لهستان فراهم آورد. (سرّی).

عمان. عمان و چین در ماه مارس 1978 روابط دپیلماتیک خود را در سطح سفارت آغاز کردند.

(طبقه بندی نشده).

عربستان سعودی. در سال 1978، چین، رومانی، و شوروی به برقراری روابط دپیلماتیک با عربستان

سعودی اظهار تمایل نمودند. (طبقه بندی نشده).

امارات متحده عربی. در میان امارات متحده عربی، در سیاستهای ضد کمونیستی ابوظبی تغییری

حاصل نشد، گرچه آلمان شرقی اجازه یافت که اولین دفتر تجاری خود را مانند رومانی در دوبی افتتاح

نماید. آلمان شرقی توافق کرده است که پزشکان لازم برای بیمارستانهای ابوظبی را روانه این امارت

نماید. شارجه در اوائل سال 1978 میزبان اولین نمایشگاه تجاری اروپای شرقی از طرف چکسلواکی

بود. چکسلواکی امیدوار است بتواند یک نمایندگی تجاری دائمی در امارات شمالی دارای گرایشهای

بازرگانی افتتاح نماید. (خیلی محرمانه).

ص: 611

تصویر 10: آسیای جنوبی

قراردادهای کشورهای کمونیستی با کشورهای رو به رشد 1978