گروه نرم افزاری آسمان






کتاب شصت و سه





دخالتهای آمریکا در ایران

ص: 2

دخالتهای آمریکا

در ایران (12)

ص: 3

«... انقلابی که در ایران واقع شده اکثر مردم نمی دانند چه

شده است، نمی دانند مقابله کی با کی بوده است، اطلاع

ندارند که این انقلاب بی نظیر است. یک جمعیت سی و چند

میلیونی، دست خالی، بدون ابزار جنگ و بدون اینکه

نظامیگری داشته باشند، اینها برای خاطر توجهشان به

اسلام، توجهشان به دیانت، آنها حرکت کردند و نهضت

کردند و چه کردند. تمام قدرتها، تقریباً تمام قدرتهای بزرگ

و کوچک همه مخالف بودند، شوروی مخالف بود،

انگلستان مخالف بود، در رأس آنها آمریکا مخالف بود،

دول غربی همه مخالف بودند، بعضی اظهار موافقت

می کردند، آنها برای اینکه کم کم دیده بودند که دارد جلو

می رود، والا مخالف ایران بودند. ملت ایران بود با همه

رژیمها، مقابله ایران بود با تمام قدرتها.

یک همچو انقلابی که همه قدرتهایی که چشم طمعشان را به

این مملکت دوختند، دستشان از منافع زیادی که از این

مملکت می بردند بریده شده است، بازار از دستشان گرفته

شده است. نفت از دستشان گرفته شده است منابع زیر

زمینی و رو زمینی ازشان گرفته شده است....»

امام خمینی 11/8/58


معرفی کتاب

دوازدهمین جلد از مجموعه اسناد «دخالتهای آمریکا در ایران» یعنی کتاب حاضر حاوی 28 سند

است که در فاصله زمانی اوت 1978/ مرداد 1357 تا اکتبر 1979 / آبان 1358 تهیه گردیده است.

اسناد تا شماره 11 چون اکثراً مقارن با اوج جریانات انقلاب بوده بیشتر به تجزیه و تحلیل جریانات

مذکور و عناصر دخیل در آن قضایا پرداخته است. موضوعات اسناد، از شماره 11 به بعد مربوط به

دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی می باشد که مطالب آن در سه محور عمده قابل تقسیم بندی است:

«انقلاب»، «مسائل فیمابین ایران و آمریکا» و «روندهای اقتصادی ایران بعد از انقلاب».

ص: 4

اولین سند یک ارزیابی اطلاعاتی در مورد ایران است که تحت عنوان «بروز مجدد اغتشاشات

داخلی» در 16 اوت 1978 / 25 مرداد 1357 تهیه گردیده است و به بررسی ریشه های نارضایتی که

به صورت تظاهرات مردمی در سالهای 56 و 57 تجلی کرده بود، پرداخته است. تظاهراتی که از 30

تیر 57 با بهانه قرار دادن فوت کافی صورت گرفت و تداوم آنها، محرک نگارنده برای ارائه تحلیل بوده

و پس از ذکر حوادث، ریشه های آن را «در مخالفت دیرین محافظه کاران مذهبی که با شاه به خاطر

دنیاگرایی و نوگرایی جامعه ایران مخالفت می ورزند» دیده و هدف قرار گرفتن بانکها، سینماها، وسایط

نقلیه و تجارتخانه ها توسط تظاهرکنندگان را نیز ناشی از افکار محافظه کارانه و گرایشهای مذهبی

قلمداد کرده است. روند حوادث از تظاهرات اصفهان و شیراز که به مناسبت چهلم شهدای تبریز برگزار

شده بود تا برقراری حکومت نظامی در اصفهان و سه شهر تابعه آن و حوادث بعدی از مطالب مورد

بحث در سند است.

سیاست اعطای آزادیهای سیاسی و تأکید بر این سیاست توسط شاه به عنوان یکی از عوامل بروز

اغتشاشات مطرح و سیاستهای رژیم که همگام با اعطای آزادیهای سیاسی و گسترش تظاهرات اعمال

می گردید (از قبیل تهیه مقدمات انتخابات آزاد مجلس و گسترش باب مذاکره با جامعه میانه رو مذهبی)

مورد بررسی قرار گرفته است. از جمله مطالب مندرجه می توان به مطالبی در مورد نقش امام خمینی و

پیروان ایشان در تظاهرات، حمایت گروههای مختلف مانند چپگرایان (به ویژه تودهایها)، لیبرالها و

ملی گرایان از انقلاب و رهبری آن؛ انگیزه های این گروهها در حمایت از انقلاب؛ افزایش فعالیتهای ضد

آمریکایی و غیره اشاره کرد. در قسمتی از سند چنین آمده: «خمینی از دیرباز علیه حضور آمریکا در

ایران سخن رانده و مدعی است که آمریکا حامی اصلی شاه است و ثروت ایران را به غارت می برد.»

ادامه سند به بررسی وضعیت آمریکاییان در ایران و انگیزه های نهفته در موضعگیریهای ضد آمریکایی

جناحهای مخالف ایران می پردازد. قرار گرفتن شاه بر سر دو راهی بواسطه مواجهه با سردرگمی در

اتخاذ و تداوم سیاست اعطای آزادیها و یا در پیش گرفتن سیاست سرکوب و اختناق و دیدگاههای

مخالفین رژیم و نظامیان در این موارد، مطالب انتهایی سند را تشکیل می دهد.

سند شماره 2، متن مکالمات بین معاون وابسته نظامی سفارت فرانسه، سفیر یونان و دبیر دوم

سفارت آمریکا در تهران در مورد اوضاع داخلی ایران می باشد. نظرات وابسته نظامی سفارت فرانسه

در باب مبارزات مذهبی ایران با شاه، نقش اسلام به عنوان عامل نشانگر شکوه های مردمی،

شریعتمداری و میانه روی در جریان انقلاب جالب توجه است: «.. او (وابسته نظامی فرانسه) پیش بینی

می کند که اگر شاه در دو هفته آتی اقدامات گسترده ای را در پیش نگیرد، تا پایان اکتبر مجبور به ترک

ایران خواهد شد. طبق پیش بینی وی حدود یک میلیون نفر مسلمان از بازار در جنوب تهران مانند

موجی به تظاهرات خواهند پرداخت که ارتش و پلیس نیز قادر به متوقف کردن آنان نخواهند بود....»

بقیه سند در تشریح نظریات افراد مذکور در باب موضوعات داخلی ایران است.

امنیت و رفاه جامعه آمریکایی مقیم ایران و تأمین آن، یکی از وظایف اساسی هیأت دیپلماتیک و

سفارت تهران بوده است. برای توجیه این جامعه و ارائه برنامه ای جهت تأمین امنیت و رفاه آنان، سفیر

در اجتماعی خطاب به نمایندگان تجاری مهم آمریکا در ایران سخنانی در باب رویدادهای جاری آن

دوران، واقعیتهای سیاسی و وضعیت آمریکاییان ایراد می کند که خلاصه ای از آن در سند شماره 4

ص: 5

درج شده است. تحت عنوان «نگرشی بر رویدادهای جاری»، سفیر به مرور زنجیره ای از رویدادهای

مهم سیاسی ایران در خلال ده ماه تا آبان 1357 پرداخته است. وی تمایل شاه را به واگذاری سلطنت

به پسرش و نیاز به روند اشتراک تصمیم گیری در امورات مملکت و مغایرت آن با آنچه در دوران

سلطنت خودش رواج پیدا کرده بود، و بالنتیجه تغییرات سیاسی و باز شدن فضای سیاسی ایران از

عوامل گسترش تظاهرات و ابراز نارضایتی از سوی مردم ایران قلمداد کرده است، به ویژه که این

تحولات سیاسی در کشوری به وقوع پیوسته است که تا آن زمان این روش را تجربه نکرده بود. سپس

سفیر به بررسی حوادث و نقش امام در آنها پرداخته و روند جریاناتی که به حادثه 17 شهریور میدان

شهدا منجر گردید و سیاستهای دولت و گروههای مخالف رژیم را مورد بررسی قرار داده است. نقش

میانه روها و امیدهایی که به آنان بسته شده بود و اعزام آنها به پاریس جهت مذاکرات با امام، دولت

آشتی ملی و دولت نظامی از مسایل مطروحه بعدی در سند است. سفیر وضعیت آن زمان تولید نفت،

اعتصابات، سیاستهای دولت ازهاری، بازگشایی مدارس و تاکتیک مخالفین رژیم را تحلیل کرده و در

پایان سخنان طرحهای اضطراری و شیوه های مرتبط با امنیت و رفاه جامعه آمریکایی را به اطلاع آنان

رسانده است.

حساسیت آمریکاییان به فرارسیدن ماه رمضان و شدت یافتن میزان تظاهرات در این ماه در

تعدادی از اسناد مشهود است که به عنوان نمونه مشخصه آن می توان از سند شماره 5 نام برد. این سند

توسط سیا تهیه شده و در پایان متن ترجمه انگلیسی پیام حضرت امام به مناسبت فرارسیدن ماه

مبارک رمضان آورده شده است (ترجمه ای از انگلیسی به فارسی نیز در متن فارسی صورت گرفته

است).

سند شماره 7 به این صورت شروع می شود: «درست مثل همه ما، اسرائیلیها با حالت بهت زده و

هراسناک سیر فروریختگی ایران به اعماق را نظاره کرده اند. آنها معتقدند رژیم ثابت قدم، وفادار،

دوست و طرفدار غرب شاه به صورت اصلاح ناپذیری از هم پاشیده شده و در انتظار جانشین

پیش بینی شده اش می باشد.» در دنباله متن اثراتی که ناآرامیها و سقوط شاه بر رژیم صهیونیستی

خواهد داشت مورد بررسی قرار گرفته است که از آن جمله تقویت بنیادگرایی اسلامی نوظهور در

خاورمیانه، فروش نفت به اسرائیل و امنیت 80 هزار یهودی ایرانی می باشد. از دید صهیونیستها

تحولات ایران تأثیرات محسوسی در برخواهد داشت که این تأثیرات نه فقط بر روی روابط دوجانبه

ایران و اسرائیل تأثیر خواهند گذارد، بلکه بر ثبات منطقه ای که در پی ریزی جریان صلح خاورمیانه در

سالهای آتی عامل مهمی می باشد نیز مؤثر واقع می شوند. بر طبق آنچه در سند آمده «برای اسرائیل

یک رابطه نزدیک با ایران از کیفیتی عالی و بنیادی و همچنین از اهمیتی سمبلیک برخوردار بوده است.

همکاری نظامی و اطلاعاتی پر اهمیتی در خلال سالیان دراز بین دو کشور ایجاد شده بود. شرکتهای

اسرائیلی در پروژه های عمرانی و ساختمانی ایران شرکت داشتند و با احتساب صادرات، سالیانه 300

میلیون دلار به دست می آوردند.» از نظر سمبلیک اسرائیلیها به روابط نزدیکشان با ایران مسلمان به

عنوان نشانه ای دال بر اینکه کشور یهودی در خاورمیانه از نظر همه مطرود محسوب نمی شود،

می نگریستند. نکته جالب توجه در این سند این امر است که در پی جریانات ایران، اسرائیلیها نسبت به

ارزش تعهدات آمریکا مشکوک شده و به ایران به عنوان مثالی در این خصوص که اسرائیل در تحلیل

ص: 6

نهایی نمی تواند متکی به واشنگتن باشد، اشاره می نمودند.

در 16 دی 1357 و پس از روی کار آمدن دولت غیر نظامی بختیار وضعیت و مشکلاتی که این

دولت با آن روبرو خواهد شد در سند شماره 8 تحلیل شده است و بیان گردیده که: «... این مشکلات

قادر است خوش شانس ترین و مجربترین سیاستمداران را به ورطه شکست بکشاند. چه آنکه به نظر

نمی رسد چنین دولتی دارای چنان سیاستمدار خوش شانس و مجربی باشد.» تحلیلگر بعداً اشاره کرده

که: «... از آنجا که ایران کنونی با مشکلاتی رو به روست که دولتهای پیشین را سرنگون ساخته و

ناآرامیها و اعتصابات 6 ماه گذشته نیز به آنها افزوده شده، بعید است که وی بتواند کابینه ای را که از

نظر عملکرد، کارایی داشته باشد روی کار آورد و احتمالاً اولین قربانی دوران بعد از شاه خود او

خواهد بود.» در ادامه سند مشکلاتی که دولت بختیار با آنها رو به رو بوده است مطرح می گردد که

عناوین مطالب مطروحه عبارت است از: مورد قبول شاه واقع شدن، پذیرفته شدن توسط مجلس، در

رابطه با دو مورد اول مورد قبول مردم قرار گرفتن، مبارزه با فساد، وجود انتقامجویی علیه عناصر

آلوده رژیم در بین مردم و از همه مهمتر مسئله اقتصاد (شامل اعتصابات، اعتصابات شرکت نفت،

افزایش دستمزدها وعده های داده شده، تورم، خروج سرمایه و سرمایه دارها، انتقال ارز و.....).

در بخش دیگری از سند به بررسی سناریویی پرداخته که احتمال داده می شده که موفقیتی

محدود برای بختیار به همراه داشته باشد. این سناریو منعکس کننده نظریات فعالین جبهه ملی در

اصفهان بوده است و «فرض بر این بوده که با رسیدن مخالفت امام خمینی و جبهه ملی با بختیار به اوج

خود، شاه ایران را ترک گوید که خود سبب فروکش کردن جنبشها و تظاهرات در نتیجه شادی ناشی از

این موفقیت خواهد شد و به این ترتیب تمام کارگران به سر کارهایشان باز خواهند گشت و....» در

پایان سند احتمال سقوط دولت بختیار و رژیمهای جانشین وی و برخورد هر کدام از رژیمهای

جانشین احتمالی با آمریکا مورد بحث قرار گرفته است.

متن بیانات ساندرز معاون وزیر امور خارجه آمریکا که قرار بوده است در برابر کمیته روابط

خارجی مجلس نمایندگان آمریکا ایراد شود، محتوای سند شماره 9 را تشکیل می دهد. به طور

خلاصه ساندرز در این بیانات سعی داشته به چهار سؤال زیر پاسخ دهد: 1 منافع و نقش آمریکا در

ایران چه بوده است؟ 2 وضع کنونی چیست و چگونه پدید آمد؟ 3 آمریکا در قبال این وضع چه

موضعی را اتخاذ کرده است؟ 4 در پیش رو چه داریم؟ این بیانات هر چند جنبه رسمی و نسبتاً حالت

عمومی داشته ولی در عین حال حاوی مطالب جالب توجهی است. در جواب سؤل اول منافع آمریکا

را این گونه برشمرده است: «به خاطر اهمیت از نظر امنیت منطقه خلیج، آینده خاورمیانه و تولید نفت،

ما به ایرانی آزاد، با ثبات و مستقل شدیداً علاقه مند هستیم» و در توضیح نقش آمریکا چنین آمده

است: «.... به دو طریق به ایران کمک کرده ایم تا بنیه اقتصادی خود را تقویت کند. 1 ما در روند

نوسازی ایران اولاً از طریق کمکهای عمرانی و ثانیاً از طریق شرکتهای خصوصی آمریکایی مشارکت

داشته ایم. 2 شرکتهای آمریکایی و غربی در زمینه تولید و بازاریابی نفت ایران شرکت داشته و..... ما

به درخواست ایران مبنی بر کمک به نوسازی نیروهای مسلح آن، که در دفاع ایران نقش مهمی را ایفا

کرده و می کند پاسخ داده ایم.» این نقش در ادامه این قسمت در ابعاد دیپلماسی بین المللی، تأمین انرژی

جهانی و امنیت خلیج فارس نیز بررسی گردیده است.

ص: 7

در مورد سؤال دوم یعنی «چگونگی پیدایش وضع حاضر» عوامل چندی را تحت عناوین نوسازی،

انقلاب سفید، اعتماد و رشد (55 1342). مشکلات و فشارها (57 1355) مورد بحث قرار داده

است پیشرفتهای اقتصادی ناشی از انقلاب سفید و فقدان پیشرفتهای مشابه در نظام سیاسی، مشکلات

ناشی از تمرکز قدرت سیاسی، فقدان کارایی و سیاست در سطوح بالا، بی احترامی به احساسات

مذهبی، عدم موازنه بین درآمدها، قربانی شدن برنامه های عمرانی در راه کسب تجهیزات نظامی و.....

به عنوان مهمترین عوامل نارضایتی و ایجاد آشوب مورد تحلیل قرار گرفته است. اوضاع اقتصادی

ایران در دوران طرح مسئله (اعتصابات، تظاهرات، توقف عملکرد سیستم بانکی، و....) و ارزیابی علل

آشوب مطرح و مشکلات آمریکا و مسائلی که در پیش رو داشته ارائه گردیده است.

در اواسط صحبتهایش، ساندرز به طرح سؤال جدیدی پرداخته است و این که آیا بی ثباتی ایران

همراه با رویدادهای افغانستان، یمن شمالی و جنوبی و شاخ آفریقا بخشهایی از یک الگوی بی ثباتی

که جهت گیری سیاسی منطقه استراتژیک خاورمیانه را تغییر خواهد داد، نیست؟ ساندرز در چهار

پاراگراف به بررسی و تحلیل این سوأل پرداخته و مواضع نسبتاً رسمی وزارت خارجه آمریکا در پاسخ

به سؤال فوق را همراه با ذکر سیاستهای رسمی آمریکا در قبال وقایع ایران ارائه داده است.

اسناد مربوط به دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی

الف انقلاب

سند شماره 12 با عنوان «چه اشتباهی در ایران رخ داد؟» توسط یکی از دیپلماتهای سابق آمریکا

که در سفارت تهران طی دو دوره خدمت کرده، تهیه شده است. وی مشاهدات و تحلیل خود را راجع

به ایران قبل از انقلاب و آنچه که باعث بروز انقلاب گردید، در سند تشریح کرده است. در بخشی از

سند آمده: «واضح است که سیاست ایرانی ما که برای مدت 30 سال در خدمت به ما مؤر واقع شده

بود، اکنون به صورت عاملی بی ربط و ناهنجار درآمده و در مواردی بسیار حتی قبل از سقوط شاه نیز

خطراتی را علیه منافع ما به وجود آورده بود بنابراین بجاست دیگر سؤال شود ایران چه اشتباهی رخ

داده و چرا ما با وجود این همه منافع در ایران، وقوع آن را پیش بینی نکرده بودیم.» در پی این مطلب

وقایع و عواملی را که منجر به سقوط دیکتاتوری شاه گردید، بررسی می کند. وی در تحلیلش به دو

واقعه که در سقوط شاه نقش مهمی داشته اند اشاره می کند: «واقعه یا عامل اول و مهمتر تصمیم سال

1974 / 1353 شاه مبنی بر استفاده از درآمد افزایش یافته نفتی ایران در تسریع حرکت برنامه های

عمران ملی بود و در نتیجه رشد تورم و توزیع ناعادلانه درآمدها و....» و «رویداد دوم ظهور سیاست

حقوق بشر کارتر بود.» سیاستهای شاه و دیدگاههای وی با این بیان که «شاه نیز مایل بود جو سیاسی

خاصی پدیدار گردد تا امکان انتقال قدرت به فرزندش پیدا شود و شاید نسبت به سیاست حقوق بشر

کارتر عکس العمل نشان داد، اقداماتی انجام داد تا حیات سیاسی ایران آزادتر گردد»، مطلب بعدی

مندرج در سند است. نقش رهبری امام خمینی، مذهب و مرجعیت در ایران به عنوان عامل مؤر در

سرنگونی شاه و اشاره ای مختصر به وقایع تاریخی در این باب از مسایل مطروحه دیگر است.

تحلیلگر سپس به بررسی شیوه های متخذه در قبال ایران و پیگیری سیاستهای گزارشگری سفارت

آمریکا در تهران در مواجهه با حوادث سیاسی رژیم شاه می پردازد.

ص: 8

مشاور اصلی فرماندهی کل قوا در نیروی دریایی ایران در زمان شاه، وقایع مربوط به دوران

انقلاب و مجموعه حوادثی که به انقلاب منجر شدند را به صورت وقایع نگار در سند شماره 13 به

رشته تحریر درآورده است. این متن فاقد تحلیل است و به جز بخش کوچکی در انتهای سند، صرفاً

حالت گزارش وقایع را دارد.

ب مسایل فیمابین ایران و آمریکا

سیزده سند از این مجموعه مربوطه است به مسائلی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بین ایران (به

ویژه دولت موقت) و آمریکا مطرح گردیده است. فهرست مندرجات اسناد مرتبط با این موضوع ذیلاً

آمده است.

سند شماره 14 ملاقات فقیه، کاردار ایران با مقام وزارت خارجه آمریکا در واشنگتن، موضوع

سند مزبور است که این موضوعات مورد گفتگو واقع شده است: صدور ویزا برای خانواده سلطنتی؛

تأکید مقام وزارت خارجه آمریکا بر ایجاد رابطه ای نزدیک و مولد با ایران ابراز نارضایتی مقامات

آمریکا از بیانات ضد آمریکایی حضرت امام وضعیت امنیتی محوطه سفارت روادیدهای دانشجویی،

مهاجرتی و غیره.

سند شماره 15 شرح ملاقات بین کاردار (لینگن) و جانشین وابسته اقتصادی سفارت با دکتر

علی محمد ایزدی وزیر کشاورزی دولت موقت می باشد.

مسایل مطروحه در سند عبارت است از: صحبتهای ایزدی در باب روابط خارجی و اتکای به

آمریکا برای تأمین کمکهای فنی و علمی، سیاست تبلیغاتی و مطبوعاتی آمریکا نظرات اقتصادی و

کشاورزی وزیر تقاضای ایزدی از سازندگان تجهیزات کشاورزی آمریکایی برخورد وزیر با

آمریکاییها و بیوگرافی وی.

سند شماره 16 نامه دکتر یزدی (وزیر خارجه) به سایروس ونس (وزیرخارجه آمریکا) است

شامل این مطالب: تشکر از انتصاب کاتلر به عنوان سفیر در ایران اعتراض رسمی دولت ایران به

قطعنامه سنای آمریکا علیه ایران.

سند شماره 19 شرح ملاقاتی است بین جانشین وابسته اقتصادی سفارت با دکتر رضا سلیمی

معاون سرپرست سازمان سرمایه گذاریها و کمکهای اقتصادی و فنی ایران که در طی آن در مورد

موضوعات ذیل گفتگو شده است: مساعدتهای خارجی ایران (به افغانستان، مصر، سنگال، هند و

صندوق اوپک)؛ سرمایه گذاری خارجی؛ درآمدهای حاصله از قراردادهای سازمان سرمایه گذاریها؛

پرداخت و دریافت قروض توسط ایران.

در اسناد 20 تا 25 به ترتیب این مسائل مطرح گردیده است: تشکر کریستوفر معاون وزیر خارجه

آمریکا از بیانیه تلویزیونی امیرانتظام و مسکوت گذاشتن اعلام زمان انتصاب سفیر کاتلر؛ طرح

سؤلاتی درباره ارتباطات سیاسی در داخل رهبری انقلاب؛ گزارش موادی از پیش نویس قانون

اساسی برای وزارت خارجه آمریکا و اظهار نظر در مورد آنها؛ ملاقات یکی از مأمورین وزارت

خارجه آمریکا با رئیس بانک ملی (جلیل شرکاء) در مورد امکان فعال سازی مجدد اتاق بازرگانی و

مسئله مدیریت بعد از انقلاب؛ نطق تلویزیونی بازرگان و طرح وجود سیستمهای موازی حکومتی در

ص: 9

ایران و راه حل پیشنهادی دولت موقت برای ایجاد هماهنگی بین دولت با کمیته های انقلاب و

دادگاههای انقلاب؛ تظاهرات ضدآمریکایی در ایران و به حمایت از امام.

سند شماره 26 شرکت دکتر یزدی وزیر امور خارجه وقت، در مجمع عمومی سازمان ملل متحد

در نیویورک و اجلاس غیرمتعهدها در هاوانا فرصتی برای آمریکاییها فراهم آورده بود که به تحلیل

مواضع دکتر یزدی و دولت موقت بپردازند. اهداف سیاسی دکتر یزدی، هدف وی در روابط با آمریکا،

بررسی افکار یزدی، تدارک نظامی و موضع علنی آمریکا در قبال انقلاب از جمله مسائل مندرج در

این سند است.

ج روندهای اقتصادی ایران

انقلاب اسلامی ایران که به دنبال تظاهرات و اعتصابات چندی به ثمر رسید، همراه با عملکرد

دولتهای نظامی و ائتلاف ملی و غیره، یک اقتصاد بیمارگونه و بحرانی عظیم را به ارث گذاشت. تأثیر

این بحران در خدمات اصلی زیربنایی، و سطح فعالیت اقتصادی مولد، صنایع، صنایع غذایی و دارویی،

نیروی انسانی و سیاستهای دولت موقت در برخورد با این مسائل، در سند شماره 18 به صورت

تحلیلی جامع ارائه گردیده است.

ماهیت اقتصاد بیمارگونه و عوامل سیاسی متعدد که تأثیری تعیین کننده بر امور اقتصادی داشته، به

تفصیل مورد بحث قرار گرفته و در مقایسه با عوامل مثبتی چون ذخایر ارزی بسیار، بدهیهای بسیار

ناچیز و پایگاه نفتی پردرآمد، آینده اقتصادی ایران و روند آن پیش بینی گردیده است. از جمله مسائل

مندرج در این سند می توان به بررسی سیاستهای اقتصادی انقلاب اسلامی در قبال مسائل ملی،

تجاری، بانکی و مربوط به قیمت و تورم اشاره کرده که به تفصیل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته

است.

سند دیگر در زمینه امور اقتصادی ایران بعد از انقلاب سند شماره 27 با عنوان «بهبود اقتصادی

اکنون کجا هستیم می باشد که در آبان 1358 تهیه شده است. فهرست عناوین مهم طرح شده در سند

عبارت است از: «عدم موفقیت در انتقال سرمایه های نقدی و غیر نقدی بانکها به بخش صنعتی، عدم

اطمینان و امنیت اقتصادی، عدم وجود سرمایه و سرمایه گذار؛ خروج سرمایه، بی لیاقتی دولت در همه

زمینه ها؛ عدم تأمین شخصی؛ شخصیت اقتصادی بازاریها؛ عدم صلاحیت مدیران و انتصاب مدیران

بی تجربه.

در پایان انتظار داریم که انتشار این اسناد، جزئیات بیشتری از سوابق رژیم فاسد شاه، ارتباط آن با

آمریکا و سیاستهای استعمارگرانه شیطان بزرگ را روشن نماید. مطالب آنها چراغی باشد فرا راه

آیندگان تا از دام و حیلتهای آن برهند و تذکاری بر ما تا قدردان خونهای پاک شهیدانی باشیم که با

خون خویش، نهال استقلال و آزادی را بارور کردند و رهایی از قید بیگانگان و سلطه گران را به ارمغان

آوردند.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

بهار 1366


ایران بروز مجدد ناآرامیهای داخلی

ص: 10

سند شماره (1)

خیلی محرمانهغیر قابل رؤت برای بیگانگان16 اوت 1978 25 مرداد 1357

ارزیابی اطلاعاتی ایران: بروز مجدد اغتشاشات داخلیتهیه شده توسط: سرگرد دان آدامیک،

ایالات متحده آمریکااین نشریه وزارت دفاع توسط آژانس اطلاعاتی دفاعی، معاونت تولید تهیه

شده است.

ناآرامیهای اخیر شامل فعالیتهای ضد آمریکایی بوده است

27 ژوئیه - شیراز - شیشه تمام پنجره های ساختمان انجمن ایران و آمریکا توسط

تظاهرکنندگان شکسته شد.

1 اوت - اصفهان - پرتاب سه راهی به داخل محوطه کنسولگری آمریکا.

6 اوت - شیراز - جمعیت سعی می کنند به زور داخل انجمن ایران و آمریکا

شوند و شیشه تمام پنجره ها را خرد می کنند.

8 اوت - شیراز - جمعیتی که از طرف مسجد به سوی انجمن ایران و آمریکا

حرکت کرده توسط پلیس متفرق می گردد.

اوایل اوت - اصفهان - چند آمریکایی گزارش داده اند که تهدید شده اند.

خیلی محرمانه، غیر قابل رؤت برای بیگانگان.

ایران: بروز مجدد ناآرامیهای داخلی (طبقه بندی نشده)


خلاصه

خلاصه

(C / NOFORN)(1) از 21 ژوئیه ایران شاهد موجی از فعالیت ناراضیان بوده که قبلاً نیز در پنج ماهه

اول همین سال کشور با آن دست به گریبان بود. عناصر مذهبی مخالف شاه سبب بروز درگیریهایی با

دولت شده اند که منجر به کشته شدن 12 الی 20 نفره، زخمی شدن چند نفر دیگر و دستگیری چند صد

نفر شده است. دیگر مخالفین شاه عبارتند از افراد لبیرال تر، دانشجویان و احتمالاً گروههای تروریستی

که به صورت حاشیه ای عمل می کنند. گرچه این گروهها ممکن است برای آینده ایران طرحی قطعی

نداشته باشند، ولی همه آنها در مخالفت خویش با شاه، متحد می باشند.

(C / NOFORN) ناآرامیهای اخیر حاکی از افزایش فعالیتهای ضدآمریکایی است. در رقابتی که

برای پیشی گرفتن بر یکدیگر بین آنها پدید آمده، گروههای مختلف ناراضی احتمالاً به تشدید

سخنرانیهای ضدآمریکایی خواهند پرداخت و بیگانه ترسی نهفته در شخصیت ایرانی را آشکار خواهند

کرد. این امر می تواند موجب بروز مشکلاتی برای جامعه عظیم آمریکاییان مقیم ایران به خصوص

آنهایی که ممکن است در شهرهای محافظه کارتر درگیر این رویدادها شوند، گردد.

(C / NOFORN) مرگ و میرهای اخیر احتمالاً سبب پیدایش دوره های جدیدی از تظاهرات

مذهبی که در اوایل سال جاری تجربه شد، خواهد گردید. ماه اسلامی رمضان که نزدیک است و

روزهای ویژه عزاداری در اواخر ماه اوت احتمال بروز تظاهرات بیشتر را افزایش می دهد. احتمالاً

1- خیلی محرمانه / غیر قابل رؤیت برای بیگانگ (cinoforn )
ص: 11

دولت خواهد توانست از پس اوضاع برآید ولی شاه هنوز هم با معمایی لاینحل رو به رو است که:

چگونه می توان همگام با حفظ نظم و آرامش به اعطای آزادیها در جامعه ایران پرداخت و از سرکوب

شدید ناراضیان دست برداشت.

سابقه

(C / NOFORN) بروز ناآرامیهای داخلی ایران در چند هفته گذشته از بسیاری جهات با

اغتشاشات بین ماههای ژانویه و مه شباهت دارد. ریشه های آن در مخالفت دیرین محافظه کاران

مذهبی که با شاه به خاطر دنیاگرایی و نوگرایی جامعه ایران مخالفت می ورزند، نهفته است. اهداف

تظاهرکنندگان نیز همان است، یعنی بانکها، سینماها، وسائط نقلیه و تجارتخانه های معمولی. دیگر

مخالفینی که در حین عدم مشارکت از آنها حمایت می کنند عبارتند از افراد دارای بینش لیبرالی مانند

دانشجویان، پیروان جبهه ملی که اکنون غیر قانونی اعلام شده و احتمالاً گروههای تروریستی. گرچه

این ناآرامیها با تظاهرات قبلی شباهتهایی دارند ولی خصوصیات جدید و تازه ای نیز به خود گرفته اند.


پیدایش ناآرامیها

بحث

پیدایش ناآرامیها

(C / NOFORN) اغتشاشات اخیر در روز 21 ژوئیه که یک روز تعطیل مذهبی است و برای

مسلمانان شیعه ایران حایز اهمیت می باشد، آغاز گردید. به جای برگزاری مراسم معمول، پیروان

آیت اللّه خمینی خواستار تشکیل گردهماییهای سیاسی شدند. مجالس بزرگداشت آیت اللّه کافی، که یک

رهبر مذهبی قابل احترام در شهر مشهد بود، برگزار و پس از آن روز به بعد بین تظاهرکنندگان و

نیروهای امنیتی دولتی درگیریهایی به وقوع پیوست. از شهرهای دیگر نیز بروز چند واقعه گزارش شده

که ظاهراً محرک همه آنها افراطیون مذهبی بوده اند.

(C / NOFORN) طی هفته بعد مجالس عزاداری برای کافی و برای کسانی که طی هفته قبل کشته

شده بودند، نیز منجر به بروز اغتشاشات بیشتر شد. شایعه کشته شدن کافی بدست مقامات امنیتی

دولت، پیروان وی را بیش از پیش تحریک نمود. طبق گزارش مطبوعات تحت کنترل دولت حدود

300 نفر دستگیر، حدود شش نفر کشته و 26 نفر طی این دو هفته خشونت بار مجروح شده اند. این

رویدادها با بمب گذاری کنسولگری آمریکا در اصفهان خاتمه یافت. گر چه در اثر این واقعه کسی

مجروح نشد و تنها خساراتی جزیی به ساختمان کنسولگری وارد آمد، ولی این اولین باری است که در

چند ماه گذشته یک اقدام آشکار ضد آمریکایی صورت می گیرد.

(C / NOFORN) دوره بین 5 تا 10 اوت تا حدی آرامتر بود، گرچه مرکز الهیات قم و شهرهای

شیراز و اصفهان شاهد بروز خشونت نیز بودند. افراطیون مذهبی در هر موقعیتی سعی کرده اند موضوع

ادامه بزرگداشت کافی، روز قانون اساسی ایران و آغاز ماه رمضان را وارد دیگر مسائل بنمایند.

دستگیری یک رهبر برجسته مذهبی در اصفهان توسط ساواک یعنی سازمان اطلاعات و امنیت ایران

نیز در بروز تظاهرات ضد دولت نقش داشته است.

(C / NOFORN) در تاریخ 11 اوت، دولت ایران در دومین شهر بزرگ کشور یعنی اصفهان

ص: 12

حکومت نظامی اعلام کرد. تلاش پلیس برای متفرق کردن تظاهرات مذهبی منجر به بروز اغتشاش

گردید، به همین علت از نیروهای نظامی برای بر قراری نظم و آرامش کمک گرفته شد. مقررات منع

عبور و مرور به اجرا درآمده و اجتماع سه نفر یا بیش از آن ممنوع شده است. حکومت نظامی برای

مدت یک ماه ادامه خواهد یافت و بنابه گزارشهای رسیده و طبق ضرورت شهرهای دیگر را نیز در بر

خواهد گرفت. گزارشات مطبوعاتی تأیید نشده حاکی از آن است که حکومت نظامی احتمالاً در سه

شهر کوچک دیگر نزدیک اصفهان برقرار شده است. تحمیل سریع حکومت نظامی در مرکز صنعتی و

توریستی نشانگر جدیت و وخامت وضع و تمایل دولت به رویارویی با افراطیون با نیروی لازم جهت

اعاده نظم می باشد. در اصفهان و دیگر شهرها از تاریخ 11 اوت شمار کشته و زخمی شدگان افزایش

یافته، اما آمار و ارقام موثق هنوز موجود نیست.


اعطای آزادیهای سیاسی یک عامل

اعطای آزادیهای سیاسی یک عامل

(C / NOFORN) با فروکش کردن تظاهرات و ناآرامیهای ضدشاهی در ماه مه و اعلام سرکوب

مخالفان توسط دولت، اکثر رهبران مذهبی ظاهراً خواستار آرامتر شدن اوضاع بودند. شواهد موجود

نشانگر وجود مذاکره بین شاه و جامعه مذهبی بود. در همان حال، رهبر ایران بار دیگر بر سیاست

اعطای آزادیهای سیاسی خویش تأکید نمود و تهیه مقدمات انتخابات پارلمانی سال آتی مهمترین

موضوع خبری را تشکیل می داد. فضای باز سیاسی سبب بروز بحثها و تبادل نظرها و کاهش عمومی

وضعیت متشنج گردید.

(C / NOFORN) آرامش نسبی ظاهراً به مذاق مخالفین افراطی تر سلطان، خوش نیامده است.

پیروان ضد شاه خمینی تبعید شده نیز ظاهرا عامل بسیاری از خشونتها بوده و حداقل می توان گفت که

توانسته اند از مراسم بزرگداشت برگزار شده توسط اکثریت مذهبی بهره برداری لازم را به عمل آورند.

بنابه گزارشهای واصله، حزب توده یا حزب کمونیست غیر قانونی ایران تلویحاً به حمایت از گروههای

مذهبی طرفدار خمینی پرداخته است. ملی گرایان دیرین دارای عقاید چپگرایانه به حمایت از فعالیتهای

ضد دولتی برخواسته اند. گرچه این گروهها برای آینده ایران نقشه هماهنگی ندارند و معلوم نیست که

آیا اصولاً نقشه ای داشته باشند، ولی در مخالفت خویش علیه شاه و شکل کنونی دولت، با یکدیگر

متحد می باشند.

(C / NOFORN) شیوع اخیر ناآرامیها حکایت از افزایش فعالیتهای ضد آمریکایی در میان

مخالفین دولت دارد. آن دسته از ملی گرایانی که از دیرباز با شاه مخالفت ورزیده اند مدعی هستند که

شاه بازیچه دست آمریکا و اجرا کننده فرامین واشنگتن است. آنها با اشاره به سیاست اعطای

آزادیهای سیاسی و بهبود وضع حقوق بشر در ایران می گویند همین ها خود نشانه پیروی شاه از

دستورات آمریکاست. شواهد اخیر نیز گویای آن است که مخالفین شاه به این نتیجه رسیده اند که

آمریکا در مورد بهبود وضع سیاسی ایران، فشار لازم را به وی وارد نمی آورد.

(C / NOFORN) طبق گزارشات موجود، عناصر مذهبی نیز به خصوص در اصفهان از موضوع

ضدیت با آمریکاییها بهره برداری می کنند. خمینی از دیرباز علیه حضور آمریکا در ایران سخن رانده، و

مدعی است که آمریکا حامی اصلی شاه است و ثروت ایران را به غارت می برد، در حالی که

ص: 13

آمریکاییان مقیم این کشور از امتیازات خاصی بهره مند می شوند. ایرانیها معمولاً خارجیها را مسئول

بروز مشکلات خویش می دانند و در اینجا آمریکاییها به صورت یک هدف بسیار خوب درآمده اند.

برای برتری جستن بر دیگر مخالفین رقیب، رهبران مذهبی احتمالاً در مخالفت خویش با دولت موضع

تندتری اتخاذ خواهند کرد. این موضعگیری می تواند در سخنرانیهای روزافزون ضدآمریکایی منعکس

گردد، و باعث شود که بیگانه ترسی نهفته در جمعیت ایران به تدریج آشکار شود که خود می تواند بروز

مشکلاتی را برای جامعه عظیم آمریکایی 37000 تا 40000 نفری مقیم ایران به وجود بیاورد.

(C / NOFORN) لحن ضدآمریکایی هنوز علناً ظاهر نشده و ممکن است به جناح مخالف

افراطی تر محدود باشد. با این حال، شمار اقدامات ضدآمریکایی در هفته گذشته غیر عادی است،

چون در طول پنج ماه ناآرامی اوایل سال جاری احساسات ضدآمریکایی چندانی بروز ننموده بود.

علاوه بر این، شمار عظیم آمریکاییان مقیم این کشور به خصوص در شهرهای محافظه کارتری چون

اصفهان و شیراز احتمالاً سبب گرفتار شدن آنها در این رویدادها خواهد شد. بخش اعظم محل آمد و

شد آمریکاییها در اصفهان مانند رستورانها و مغازه ها در منطقه نسبتاً کوچکی از شهر قرار گرفته است.

بنابراین میزان تمرکز آمریکاییها شدیدتر و احتمال بروز وقایع بیشتر می شود.


دورنما

خیلی محرمانه

رهبر مذهبی تبعید شده که هنوز هم در ایران صاحب نفوذ است.

آیت اللّه روح اللّه خمینی

سن: 76 سال

از شاه و برنامه اصلاحی اش انتقاد کرده است

با حضور امریکائیها در ایران مخالفت ورزیده است

در سال 1964 به عراق تبعید گردید.

خیلی محرمانه / غیرقابل رؤیت برای بیگانگان

دورنما

(C / NOFORN) معمای دیرین شاه هنوز به قوت خود باقی است که عبارت است از نحوه اعطای

ص: 14

آزادیها در جامعه ایرانی و حفظ نظم و آرامش بدون مبادرت ورزیدن به سرکوب شدید ناراضیان.

مخالفین وی به او فشار وارد می آورند تا بیش از پیش لیبرال شوند و در همان حال نیروهای امنیتی

نیز در برابر محدودیتهایی که بر آنها تحمیل شده تاب تحمل را از دست می دهند. اکثریت مردم این

کشور نیز بدون شک از ایجاد وقفه در زندگی عادی ناراحت شده و خواستار برقراری نظم و قانون

خواهند شد. در کوتاه مدت شاه نیز احتمالاً همان تاکتیکهای خویش را دنبال خواهد کرد و تلاش

خواهد نمود تا با مخالفین مذهبی وارد مذاکره شود. معذالک، و در صورت ضرورت، از اقدامات قاطع

نیروهای امنیتی برای سرکوب خشونتهای جدید استفاده خواهد شد. حکومت نظامی در اصفهان مثال

دیگری از عزم راسخ شاه در حفظ نظم و قانون می باشد.

(C / NOFORN) احتمال بروز ناآرامیهای بیشتر زیاد است. در گذشته مجلس بزرگداشت کسانی

که در تظاهرات کشته می شدند چهل روز بعد برگزار می شد، که خود منجر به بروز خشونت های دیگر

می گردید. بدین ترتیب می توان گفت که در 22 ژوئیه دور جدیدی از اغتشاشات مذهبی پایه ریزی شده

است. در همان حال ماه رمضان ماه روزه و نماز نزدیک است و احتمالاً میزان تشنج و بحران را

افزایش خواهد بخشید. روزهای 24 و 26 اوت که در آن ایام ایرانیها در سوگ وفات (حضرت) علی

علیه السلام رهبر مذهبی بسیار والا مقام خویش می نشینند نیز دورانی بسیار خطرناک خواهد بود.

بازگشایی مدارس در ماه آینده هم احتمالاً جمعیت دانش آموزان و دانشجویان را به اغتشاشگران

خواهد افزود. (C / NOFORN) ماههای آتی به احتمالی ماههایی آبستن حوادث برای ایران می باشند.

ثبات حکومت شاه را هیچ عاملی تهدید نمی کند، ولی بین دولت و جناح مخالف زور آزماییهای

بسیاری در جریان است.


اوضاع داخلی

سند شماره (2)

طبقه بندی: سرییادداشت مکالماتشرکت کنندگان: آلن دوبیوپوی، معاون

وابسته نظامی سفارت فرانسه، سفیر پانایوتیس اکونومو، سفارت یونان، جورج ب. لامبراکیس،

سفارت آمریکا در تهرانزمان و مکان: 15 سپتامبر 1978 24 شهریور

1357،محل اقامت لامبراکیس

موضوع: اوضاع داخلی

دوبیوپوی تنها عضو محفل دیپلماتیک است که جدیت مبارزه مذهبی با دولت و شاه را که ما شاهد

آن هستیم قبلاً پیش بینی کرده بود. او با همه گفتگو می کرده است و تحت الشعاع خشمی قرار گرفته که

در محافل مذهبی شکل گرفته و از سوابق تاریخی اسلام به عنوان یک عامل نشانگر شکوه های

مردمی با خبر است. از نظر تاریخی، هم پیمانان ملاها بیش از تعداد هم پیمانان آنها در سال 1342

می باشند.

دوبیوپوی گفت ما نباید اجازه دهیم که میانه روی موقت شریعتمداری ما را از روند واقعی غافل

سازد. شریعتمداری تندروها را تحت کنترل ندارد و بالاخره تسلیم آنها خواهد شد. او که یک «فرد

مذهبی» است نمی تواند یک سیاستمدار باشد و اقدامات وی نیز با اقدامات یک سیاستمدار تفاوت

دارد. در پاسخ به دعوت من به اینکه باز هم پیش بینی کند، دوبیوپوی گفت که اگر شاه در دو هفته آتی

ص: 15

اقدامات گسترده ای را در پیش نگیرد، او پیش بینی می کند که شاه تا پایان اکتبر مجبور به ترک ایران

شود.

طبق پیش بینی وی حدود یک میلیون نفر مسلمان از بازار در جنوب تهران مانند موجی به

تظاهرات خواهند پرداخت که ارتش و پلیس نیز قادر به متوقف کردن آنان نخواهند بود. وی گفت

زمانی خواهد رسید که تیمسار اویسی به همراه سخنگوی مجلس یعنی ریاضی و احتمالاً سفیر آمریکا

در تظاهرات(!) از شاه خواهند خواست که بر هواپیما سوار شده و کشور را ترک گوید.

به نظر دوبیوپوی تنها راه اجتناب از این کار، این است که شاه در قبال مردمش نقش مستقیم تری را

ایفا کند. او با محاکمه کردن زیر دستان خود نمی تواند خود را از مسئولیتهای حکومتی در دو دهه

گذشته تبرئه کند. مردم دیگر وعده های وی را باور نخواهند کرد مگر آن که این وعده مستقیماً و از

طریق تلویزیون به مردم داده شود. مردم از او می خواهند که خانواده اش و تمام وزارت دربار را به دور

افکند. جناح مخالف ظاهراً سازش نخواهد کرد مگر آنکه یک سلطنت مشروطه بر کشور حکمفرما

شده و حکومت را به سیاستمداران بسپارد.

سفیر یونان نیز گفت که با نظرات دوبیوپوی موافق است. وی گفت آمریکاییها باید قبول کنند که

شاه اکنون تنها شده است، و هیچ کس از وی حمایت نخواهد کرد. دوبیوپوی و سفیر مزبور اعتراف

کردند که شاه تأثیر خوبی برای ایران داشته است و در صورت امکان باید حفظ شود «اگر شما

آمریکاییها هنوز هم در او نفوذ دارید، سعی کنید اقدامات لازم را تا فرصت باقی است انجام دهد».

در تشریح بیشتر نظریات خود، دوبیوپوی گفت که او شخصاً تظاهرکنندگان را در تهران دنبال کرده

و از دیگران نیز خواسته است که این کار را انجام دهند. در تاریخ 13 شهریور حدود 200 100 هزار

نفر به تظاهرات پرداخته بودند چون رهبران میانه رو مذهبی نیز به افراطیون پیوسته بودند. در تاریخ

17 و 18 شهریور ماه تظاهرکنندگان به طور یکپارچه از افراطیون تشکیل شده بودند. رقم

تظاهرکنندگان در تاریخ 17 شهریور به 50000 نفر می رسید. این نقطه اوج نمایش قدرت افراطیون

بود. بنابراین خطیرترین مسئله برای شاه جلوگیری از پیوستن رهبران میانه رو به افراطیون در آینده

نزدیک است.

راستی، دوبیوپوی در سازمان اطلاعاتی فرانسه کار می کند.


اقدامات خنثی کننده یک سازمان طرفدار

سند شماره (3)

طبقه بندی : خیلی محرمانهتاریخ : 5 نوامبر 1978 14 آبان 1357

از : سفارت آمریکا در تهرانبه : وزارت خارجه در واشنگتن دی. سی.

موضوع : اقدامات خنثی کننده یک سازمان طرفدار

1 بنابه گفته یک منبع دارای رابطهای خوب (که صحت خبر تائید نشده است) شاه دو کمیته پنج

نفری در اختیار دارد که هریک از آنها در کشور در زمینه تجهیز حمایت برای او نقش مهمی ایفا

می کند. یکی از آنها تظاهراتی را به طرفداری از شاه برپا می کند. سرپرستی این کمیته را دوست و

خدمتکار خوب شاه، یعنی ژنرال فردوست عهده دار است. اعضای دیگر آن عبارتند از ارسلان افشار،

رئیس تشریفات دربار؛ ژنرال اویسی، رئیس حکومت نظامی تهران؛ آهنچیان، تاجر مشهد و ژنرال

ص: 16

خسروانی.

2 کار کمیته دیگر با مطبوعات و تبلیغات مرتبط است. اعضاء این کمیته عبارتند از امین اشرفی،

سردبیر روزنامه «آتش» و ژاندارم (م M.P) قدیمی (از دوران 1953)؛ قنات آبادی، نخست وزیر

پیشین (از دوران 1953)؛ متین، عضو سابق وزارت دربار (در زمان علم)؛ متقی، و بازرگان معروف به

بیوک صابر. این کمیته در نظر دارد یک روزنامه جدید حامی شاه را بزودی منتشر سازد. علاوه بر این

مقالاتی را در نشریات دیگر به چاپ می رساند که یکی از آنها اخیراً در مجله «خواندنیها» ظاهر شد و

در پشت جلد آن شاه را به صورت مرد جوانی نشان می داد که دختر بچه ای او را در آغوش کشیده

بود. (در سالهای 1940!)

3 علی نقی انصاری، سفیر اسبق ایران در ایتالیا و رئیس دفتر شاهدخت شمس نیز فرد پولداری

است.

4 این تلاشها جدای از اقدامات «تحریک آمیز» ساواک است که بنابه گفته یک منبع دیگر، عامل

بسیاری از خرابکاریها و برخوردها در کرمان، راور، کرمانشاه، همدان، گرگان، رضائیه، آمل، بانه،

مراغه، سنندج و غیره بوده است. طبق گفته های همین منبع به مشاور سیاسی، شخص پرویز ثابتی

(زمانی که هنوز یکی از مقامات ساواک به شمار می رفت) در مورد دو رویداد اول گفته بود که عازم

کردستان است؛ از ادای این مطلب چیزی نگذشته بود که به طرفداری از شاه در آنجا تظاهرات و

حملاتی آغاز گردید.

5 اظهار نظر؛ قبل از این در مورد اقدامات خنثی کننده توسط زاهدی (تهران 10699) سخن به

میان آورده بودیم. بعید نیست که عامل پیدایش این دو کمیته نیز زاهدی بوده باشد. از آنجا که نمی توان

باور کرد که شاه از فعالیتهای ساواک بی اطلاع است، ولی باید گفت که ملاقات شاه با زاهدی و

پاسخگویی شاه به وی در حضور سفرای آمریکا و انگلیس به این علت صحنه سازی شده بود تا آنها

باور کنند که شاه در وقایعی که به طرفداری از وی رخ داده بی گناه است.

تعدادی از ناظران ایرانی که با منابع خوبی در تماس هستند معتقدند که این امر نشانگر بی اطلاعی

شاه از وجهه کنونی مردمی خویش است و قادر نیست وضع خطرناک مربوط به خود و سلطنت را

لمس کرده و اقدامات لازم را در مورد آنها به عمل آورد. بنابه گزارشات واصله خوش بینیهای زاهدی

نیز در این زمینه مؤر واقع نخواهد شد.سولیوان


خلاصه ای از ملاقات سفیر با گروه منتخبی از نمایندگان جامعه تجاری آمریکا

سند شماره (4)

تاریخ : 21 نوامبر 1978 30 آبان 57

از : SCIATT ورنون ئی. آدلربه : مشاور اقتصادی آقای جان میلز

موضوع : خلاصه ای از ملاقات سفیر با گروه منتخبی از نمایندگان جامعه تجاری آمریکا

جان، فکر کردم بهتر است لحن و محتوای بیانات سفیر سولیوان خطاب به جامعه تجاری در تاریخ

15 نوامبر، برای سفارت و دفتر امور ایران جنبه سندیت پیدا کند. به همین جهت این یادداشت

مکالمات را جهت تأیید شما ارسال می نمایم.

وابسته SCI: ورنون آدلر

محرمانه

ص: 17

یادداشت مکالماتتاریخ و مکان : 15 نوامبر 1978؛ رستوران کاروانسرا

شرکت کنندگان : سفیر سولیوان، 4ویلیام اچ. سولیوان اعضای اصلی سفارت امریکا نمایندگان جامعه تجاری

آمریکا(حدود 150 نفر)

موضوع : خلاصه ای از بیانات سفیر سولیوان خطاب به نمایندگان تجاری مهم آمریکا در ایران

سفیر بیانات خویش خطاب به جامعه تجاری را با تشریح دو علت این گردهمایی در این جلسه

توجیهی آغاز کرد و گفت: اولاً، زمان آن فرا رسیده که وضعیت حاضر را مورد ارزیابی قرار دهیم و

ثانیاً، موعد آن است که در مورد وضعیت موجود برای جامعه تجاری در ایران صریحاً به تبادل نظر

بپردازیم. تا به حال وی میل نداشت که اعضای این جامعه را در یک مکان گرد هم آورد چون ساختار

وضعیت به نحوی استقرار نیافته بود که ما را قادر به بررسی زیرکانه جهات و راه حلها سازد. ولی

اکنون به نظر می رسد که امور از اثبات بیشتری برخوردار شده اند. گروه گرد آمده در اینجا تقریباً

گروهی است منتخب که می تواند نماینده بخش اعظم آمریکاییهای مشغول به کار در ایران باشد.

محتوای این ملاقات بایگانی نمی شود و در اختیار مطبوعات نیز قرار نخواهد گرفت تا سفیر بتواند

مطالب خود را با صراحت بیان دارد و مطبوعات نیز از آن بهره برداری ننمایند.


نگرشی بر رویدادهای جاری

نگرشی بر رویدادهای جاری:

سفیر ابتدا به مرور زنجیره ای از رویدادهای مهم سیاسی ده ماهه اخیر ایران پرداخت و این کار را با

یادآور شدن تغییرات قابل پیش بینی در فوریه، یعنی زمانی که رژیم در کمال آگاهی اعلیحضرت

دریافته بود که جامعه ایران پیچیده تر از آن است که تمام تصمیمات آن بتواند توسط یک نفر اتخاذ

شود، آغاز کرد. شاه به این نتیجه رسیده بود که روند اشتراک تصمیم گیری باید به وجود آمده و به

فرزندش که به دودمانی مغایر با دودمان موجود در 37 سال گذشته نیازمند است، منتقل شود. شاه

پذیرفته بود که پدید آوردن این تغییر سیاسی دشوار است و رهانیدن جامعه از فشارهای دیرین ثبات

سطحی کشور را دگرگون ساخته و ممکن است آن را به مرحله انفجار بکشاند. ایران قبلاً این نوع

روش خلاصی از فشار را تجربه نکرده بود، چون در تمام طول مدت حکومت شاه یک نیروی پلیسی

مسلط بر تمام جوانب جامعه وجود داشت. سفیر به دنبال کردن رویدادها از تبریز جایی که جوانان

کوچ کرده به شهرها دریافته بودند که تحت کنترل رفتاری متفاوت با رفتار سنتی روستایی قرار

گرفته اند، پرداخت.

حمله ای که توسط مقامات مجاز شمرده شد، در بسیاری از شهرها تکرار شد و به دانشگاهها

سرایت کرد. خمینی نقش فعال خود را بار دیگر در عراق آغاز و از جو جدید توأم با صراحت بیان

بهره برداری نمود. جناح مخالف خود را در میان پیروان خمینی پنهان و مخفی نمود.


واقعیتهای سیاسی

واقعیتهای سیاسی:

با پایان یافتن ماه رمضان، میانه روها دریافتند که بیش از این قادر به ادامه یک نقش میانه واقعی و

مستقلی نیستند. در تمام طول تابستان، سیاستمداران پس از آنکه دیدند که برخلاف خمینی قادر

ص: 18

نیستند پیروانی را گرد خود جمع کنند، به سمت خمینی گرایش پیدا کردند، علیرغم این واقعیت که شاه

خواهان برقراری یک جمهوری اسلامی یعنی یک حکومت قانونی، با کمیته ای مرکب از پنج ملا بود تا

قوانین پیشنهادی را مورد بررسی قرار داده و عدم تناقض آن با مجموعه قوانین اسلامی را مشخص

کنند (جمله نامفهوم و فاقد استنتاج است م). پس از راهپیمایی صلح آمیز هفتم سپتامبر، حکومت

نظامی و واقعه میدان ژاله در هشتم سپتامبر به وقوع پیوست و نظامیان رودرروی تظاهرکنندگان قرار

گرفتند. در ماه سپتامبر، دولت بر آن شد تا با جذب میانه روها بین آنان و خمینی جدایی و تفرقه پدید

آورد. بنابراین این آزادیهایی اعطا شد، یعنی در تلویزیون جلسات مناظره پدیدار گشت، حقوق و

مزایای کارمندان دولتی افزایش یافت و بر اساس قانون اساسی اقدامات آشتی جویانه دیگری معمول

شد تا نشانگر حمایت از موضع میانه روها باشد. تقریباً در اواخر ماه اکتبر، سیاستمداران به پاریس

رفتند تا با خمینی وارد مذاکره شوند ولی او همچنان در موضع خود سرسخت و پا برجا بود.

شاه به این نتیجه رسیده بود که کابینه شریف امامی نمی تواند مانع از گسترش امواج ضد شاهی

شود. در اواسط اکتبر شاه دریافت که تنها دو راه برای او باقیمانده است: یعنی یا یک دولت ائتلافی

تشکیل دهد و یا یک حکومت نظامی را روی کار آورد. او هرگز در رابطه با ائتلاف پاسخ مثبتی

دریافت ننمود. در تاریخ 4 نوامبر، سنجابی پس از عزیمت به پاریس، اعلام نمود که کاملاً از خمینی

حمایت می کند؛ این امر برای شاه قابل قبول نبود چون موضع خمینی با برکناری شاه و دودمان پهلوی،

و ایجاد یک «حکومت اسلامی» که هنوز مشخصات آن اعلام نشده بود آغاز و به همانجا خاتمه

می یافت. در تاریخ 4 نوامبر، در دانشگاه درگیریهایی به وقوع پیوست و افرادی کشته شدند. در تاریخ

5 نوامبر، نظامیان غیبتی غریب داشته و در تظاهرات شورش وار به هیچ وجه دخالت نکردند ولی از

چند مکان حراست به عمل آوردند. البته در همان زمان کابینه شریف امامی استعفا داد و استفاده از راه

نظامی را پیشنهاد کرد که همان روز عصر، ژنرال ازهاری به عنوان رئیس حکومت نظامی منصوب

گردید.



وضعیت کنونی ما

وضعیت کنونی ما:

اکنون به نقطه ای رسیده ایم که اراده و قدرت ما به مرحله آزمایش در می آید. هیچ کس از میزان

قدرت جناح مخالف مطلع نیست. ارتش با ظرافت و پیچیدگی کار خود را آغاز کرده و قوای خود را نه

تنها بر اعاده قانون و نظم بلکه بر رابطه بسیار نزدیک بین «بازگشت به کار»، به خصوص در زمینه

تولید نفت، متمرکز ساخته است. نخست وزیر ازهاری اعلام کرد که افراد (خاطی م) از کار برکنار، از

مسکن سازمانی محروم و حتی تحت پیگیرد قانونی قرار خواهند گرفت. تولید نفت وضع بهتری پیدا

کرده، گرچه نوسان داشته است. اعتصاب پالایشگاه آبادان یافته است. (در حال حاضر سطح عادی

تولید 2/6 میلیون بشکه در روز است.) سطح تولید در هفته جاری حدود 3 میلیون در روز یا کمی

بیش از آن است. مردم هر روز بیش از گذشته به کارهای خود باز می گردند ولی اعتصاب به طور

کامل از بین نرفته است. اعتصاب ایران ایر پایان یافته است. اعتصابات پراکنده هنوز در وزارتخانه ها

در جریان است. (به طور مثال، کارمندان گمرک در وزارت دارایی در اعتصاب به سر می برند.) بنابراین

شاهد روند بازگشت به کار و افزایش تولید هستیم. درخواست خمینی مبنی بر برگزاری اعتصاب

ص: 19

عمومی طی هفته گذشته در شیراز، اصفهان و بازارهای تبریز برخلاف تهران مؤر واقع شد.

رژیم نیز تا هیجدهم ماه دست از آزمایش وضعیت مدارس برداشته و گشایش مدارس ابتدایی را

مجاز شمرده است. خواهیم دید که آیا قبل از گشایش مجدد دبیرستانها و (احتمالاً) دانشگاهها،

معلمین و شاگردان مدارس ابتدایی کار خود را آغاز خواهند کرد یا نه.

خمینی تصور می کند که برگزاری اعتصاب عمومی می تواند کشور را به زانو درآورد و خود اوست

که حق دارد مردم را به مسلح شدن ترغیب کند. به نظر ما شورش مسلحانه موفق نخواهد بود و توان

مردم در مسلح شدن نیز محدود است. گمان نمی کنیم که خمینی بتواند دستور جهاد یا جنگ مقدس را

صادر کند، چون این کار می تواند تنها علیه کفار صورت پذیرد و دولت نیز بر این موضع است که

مجموعه رفتار اسلامی را حفظ کند. بنابراین موضوع حاضر نمی تواند از طریق انتخابات آن گونه که

در آمریکا معمول است حل و فصل شود. بلکه، امواج گاهی به این سو و گاه به سویی دیگر به حرکت

در می آیند. در صورتی که وضع غیر نظامی عادی بر کشور حاکم باشد، نظاره کنندگان یا «اکثریت

صامت» می توانند ظاهر شده و از شاه حمایت کنند، در غیر این صورت اگر بازگشت به کار با قهر و کم

کاری و اجبار مردم همراه باشد، این موج به سرعت طومار زندگی شاه را در هم خواهد پیچید. دولت

مایل به کاهش نفوذ خمینی و حرکت در جهت ایفای یک نقش دموکراتیک بر طبق اصول سلطنت

مشروطه است. آغاز مجدد اعتصابات در این زمان، می تواند دارای تغییر جهت بوده و به نفع طرف

مقابل نیز به حرکت در آید. این امر سبب خواهد شد که دولت راه حل دموکراتیک را مد نظر قرار ندهد

ولی ما احساس می کنیم که در حال حاضر دولت اهرمهای قدرت را در اختیار دارد و این نشانه خوبی

است.


امنیت و رفاه جامعه آمریکایی

امنیت و رفاه جامعه آمریکایی:

سفیر سپس به بحث پیرامون امنیت جامعه آمریکایی و اقدامات اضطراری که به عمل خواهد آمد،

پرداخت که جزئیات آن توسط آقای ناس به دفعات با گروه کوچکی از نمایندگان 4 یا 5 شرکت طی

هفته های جاری درمیان گذاشته خواهد شد. سفیر اعتراف کرد که طرحهای اضطراری بسته به میزان و

شدت و ضعف وضعیت اضطراری تغییر خواهد کرد؛ ولی، به شرح بعضی از عوامل به ترتیب ذیل

پرداخت: ما برای تأمین امنیت فیزیکی خویش به نیروی نظامی ایران متکی خواهیم بود. آنها نیز به

نوبه خود جهت حفظ تمامیت دفاعی خود به ما وابسته می باشند. پیمانکاران دفاعی آمریکا برای ابقای

تمامیت نظامی ایران عاملی حیاتی به شمار می آیند.

برای برنامه های اضطراری معیارهایی مورد استفاده قرار خواهد گرفت چون در صورت بروز هر

گونه وضعیت اضطراری هرچه تعداد افراد دخیل در اقدامات مقدماتی کمتر باشد، اجرای طرح با

سهولت بیشتر انجام خواهد گرفت. بنابراین با بروز و تکامل وضعیتهای اضطراری تصمیمات مربوطه

نیز به طور پیوسته «مقیاس بندی» خواهد شد.


مسائل مختلف

مسائل مختلف:

محروم ماندن از حدود یک میلیارد دلار درآمد و روند کم کاری و اعتصابات که بخش اعظم امور

ص: 20

تجاری کشور را فلج کرده است بسیار پر خرج و پرهزینه بوده و بار بودجه بسیار عظیمی را بر دوش

دولت ایران تحمیل می کند. پرداختهای دولتی با کندی صورت می گیرد، و طبیعی است که از این بابت

خساراتی نیز متوجه جامعه آمریکایی گردد. تعداد حدود 40 هزار آمریکایی در ماههای آتی به حداقل

کاهش خواهد یافت. آخرین نکته مورد نظر سفیر این بود که او از نحوه پاسخگویی جامعه آمریکایی

در برابر فشارها و شایعاتی که تاکنون رایج بوده احساس فخر و مباهات می کند. سپس از افراد حاضر

در ملاقات سؤلاتی دریافت شد. مطالب مطروحه در این مورد به شرح زیر می باشد:

الف: نخست وزیر ازهاری قانون تشکیل دادگاههای ویژه را عنوان کرده است. این قانون بزودی

برای مجازات و اثبات اتهامات افراد برجسته وضع خواهد گردید. ازهاری نسبت به این بازی شکار و

شکارچی حساس شده و قصد دارد به سرعت اقدامی مؤثر به عمل آورده و راه را بر شکار ببندد و قبل

از پیدایش مجدد رویدادهای ناخوشایند به حیات آن خاتمه بخشد.

ب: ذخایر ارزی ایران هنوز هم 11 میلیارد دلار است، ولی آنها امکان قرض گرفتن بین المللی را

به حالت تعلیق درآورده اند ولی به خاطر مسئله کاهش ارزش پول داخلی که مشکل مهمی است

مجبورند این کار را مجدداً از سر بگیرند.

ج: طی برنامه ای بیسیم هایی را توزیع خواهیم کرد تا در صورت قطع رابطه تلفنی که اکنون به آن

متکی هستیم، بتوانیم رابطه خود را با جامعه آمریکایی حفظ کنیم. (در اینجا سفیر بر جنبه آسیب

پذیری ارتباطات آمریکایی به خاطر اتکای کامل خود بر سیستم تلفنی ایران تأکید کرد.)

د: تا مدتها در انتظار انتشار روزنامه های انگلیسی زبان نباشید و برای کسب اطلاعات دقیق به

اخبار انگلیسی توجه ننمایید.

ه: گمان نمی کنیم که وضع وخیمتر از وضع حاضر بشود، لیکن در صورت بروز وضعیت اضطراری،

احتمالاً شاهد بعضی از نشانه های تشنج از جمله خرابکاری، اقدامات تروریستی پراکنده و غیره

خواهیم بود. سفیر به طور مؤد گفت ما وقوع این گونه حوادث را پیشگویی یا پیش بینی نمی کنیم ولی

می گوییم که امکان آن نیز همیشه وجود دارد.

و: نقاط تجمع خاصی برای جامعه آمریکایی در نظر گرفته خواهد شد. این مسئله بسیار حساس

است، بنابراین اطلاعات مربوط به آن نیز خیلی محرمانه خواهد ماند. با استفاده از معیارها، اطلاعات

را توزیع کرده و موضوع عزیمت را نیز به همین ترتیب عنوان خواهیم نمود. سفیر تأکید کرد که ایران

نباید شاهد آن باشد که جامعه آمریکایی او را تنها می گذارند، بلکه باید بداند که «هیچ اشکالی ندارد»

که این افراد برای گذراندن دوران کریسمس به آمریکا رفته و یا برای مدتی صندلیهای خالی

هواپیماهای پان آمریکن را که اخیراً پروازهای خود را از سرگرفته اند، اشغال نمایند.

ز: در مورد ثبات ریال، سفیر گفت، قیمت آن بیش از حد لزوم است و در صورتی که به آن اجازه

نوسان آزاد داده شود، این میزان افزایش خواهد یافت. (مطبوعات ایران خواستار یک دلار به ازاء هر

60 ریال بجای یک دلار برای 70 ریال هستند چون ایران در نتیجه کاهش ارزش دلار که ارز

مخصوص خرید نفتی است مقدار قابل توجهی از درآمد خود را از دست داده است.)

ح: در داخل نیروهای مسلح شاهد فقدان وفاداری نبوده ایم، با این حال، افسران ارشد در مورد

وضع سربازان خود ابراز نگرانی کرده اند چون این دسته نیز از میان همان گروههای برخاسته اند که

ص: 21

تظاهر کنندگان عضو آنان می باشند.

ط: از تاریخ 16 نوامبر آقای ناس هر بار با 4 یا 5 شرکت تماس خواهد گرفت و از آنها خواهد

خواست که آمار خاصی چون تعداد کارمندان، آدرس ها، شماره تلفن ها، تعداد وابستگان، اطلاعاتی در

مورد وسائط نقلیه و غیره را همراه خود به سفارت بیاورند. وی گفت به همین منظور یک مرکز

اطلاعاتی در تمام طول هفت روز هفته مشغول کار خواهد شد تا به تلفنها و سؤلات از ساعت 30/7

صبح تا ساعت 8 شب پاسخ بگوید.


دستورات آیت اللّه خمینی برای انجام تظاهرات ضد حکومتی در ماه محرم

سند شماره (5)

طبقه بندی گزارش: سری هشدار شامل منابع و شیوه های اطلاعاتی است غیر قابل رؤت برای

بیگانگان غیر قابل رؤیت برای پیمانکاران یا مشاوران پیمانکار پخش و اقتباس خبر تحت نظر

تهیه کننده کشور: ایران

موضوع: دستورات آیت اللّه خمینی برای انجام تظاهرات ضد حکومتی

در ماه محرم (اواخر نوامبر 1978 اوایل آذر 1357)

منبع: معتمد یک عضو بلند پایه و قدیمی تشکیلاتی برجسته در جنبش مخالفین میانه روی ایران که

تماسهای مستمر و صمیمانه با رهبری این تشکیلات دارد. گزارشهای پیشین وی مستمراً تأیید شده اند.

1 در تاریخ 25 و 26 نوامبر آیت اللّه خمینی دستوراتی برای حامیان و «برادران دینی» وی مبنی

بر انجام تظاهرات علیه مقامات دولت ایران در خلال ماه محرم به تهران رسید. خمینی از حامیان خود

خواسته است که محدودیتهای دولت نظامی بر تظاهرات، اجتماعات و راه پیمائیها را نادیده بگیرند.

خمینی قصد دارد تظاهرات ضد شاه را در ماه محرم به برخوردی خشونت بار با نظامیان و نیروهای

امنیتی مبدل کند، چون که وی معتقد است این امر به سقوط قطعی شاه و سلطنت منجر خواهد شد.

2 (اظهارنظر منبع: رهبران جبهه ملی در بحث بر سر دستورالعملهای خمینی برای تظاهرات

خشونت آمیز ضد شاه به این نتیجه دست یافته اند که براساس باور خمینی ارتش از دستورات متابعت

نموده و بر روی مردم آتش خواهد گشود ولی با افزایش تعداد کشته شدگان و ادامه تظاهرات در

سلسله مراتب ارتش نیز انقلابی رخ داده و سقوط شاه محقق خواهد گردید.)

3 اعلامیه های خمینی در دعوت برای خشونت در محرم در تهران و دیگر شهرها انتشار می یابد.

از تظاهرکنندگان خواسته شده تا پارچه های سفید بر تن کرده و تمایل خود را به کشته شدن به دست

ارتش نشان دهند. در مساجد و دیگر مکانها جلساتی تشکیل می شود تا تاریخ و محل برگزاری

تظاهرات وسیع تعیین گردد.

4 (اظهارنظر منبع: در حال حاضر هیچ کس نمی تواند با اطمینان بگوید که اکثریت ایرانیان به

دستور خمینی با مایه گذاشتن از جان در تظاهرات راهپیمایی شرکت جسته و با ارتش به مقابله

برخواهند خواست. ولی، به نظر می رسد که تظاهرات همه گیر علیه شاه در ماه محرم احتمالاً انجام

خواهد گردید. احساسات ضدشاهی بین دانشجویان، بازاریان و دیگر عناصر «قابل تحریک» بسیار

شدید بوده و اینها حتماً دستورات خمینی را اجرا خواهند نمود.)

5 (اظهار نظر حوزه مأموریت: آنچه در ذیل می آید خلاصه ترجمه «اطلاعیه خمینی به مردم

ص: 22

ایران به مناسبت فرارسیدن محرم» است و پیامی می باشد که در بالا به آن اشاره شد. پیش بینی می شود

که ماه محرم توأم با قهرمانی، فداکاری، و شجاعت باشد ماه محرم ماهی است که خون بر شمشیر

پیروز می شود، ماه قدرت حق است. ماهی است که ظالمین به پای میز محاکمه کشیده شده و دولت

شیطان مغلوب می گردد. این ماه در جهان شهرت خواهد یافت. ماهی که در آن نیرومند به وسیله کلمه

حق در هم شکسته می شود. ماهی که در آن امام مسلمانان راه به قدرت رسیدن علیه ظالمان را نشان

خواهد داد. ماهی که مبارزان آزادی و وطن پرستان با مشت گره کرده بر تانکها و مسلسلها پیروز

خواهند شد. امام مسلمین به ما آموخته است که مستکبرین را براندازیم. زمانی که اسلام در خطر است

باید متحد شده قیام کنید. دولت در دست افراد غیر مسلمان قرار گرفته تا به حفظ منافع حاکم شیطان

صفت و انگل هایشان بپردازند و کشور را به نابودی بکشانند، مردم باید تمام نیرویشان را برای نابودی

شاه به کار برند.

دولت نظامی نامشروع و پست است و باید از پرداخت مالیات به این رژیم ظالم امتناع ورزید؛ باید

که به تظاهرکنندگان کمک کرده از کارمندان شرکت نفت بخواهید که دست به اعتصاب بزنند. آیا

کارمندان نفت نمی دانند که سلاحهای خریداری شده از فروش نفت بروی برادران، همسران، مادران و

کودکانشان آتش می گشاید؟ آیا آنها می دانند که شاه مقادیر معتنابهی نفت به اسرائیل می دهد تا علیه

مسلمانان به کار رود؟ آیا دولت قادر هست که کارمندان نفت را مجبور به ادامه این خیانت بنماید؟

افراد مطلع می دانند که صورتی از اسامی مقامات دولتی مجرم در دست تهیه است. مقامات دولتی

می دانند که اگر به حمایت از شاه علیه اسلام بپردازند در آینده ای نزدیک مجازات خواهند شد.

در ماه محرم زمانی که شمشیر به دست سربازان اسلام بیفتد، روحانیون رهبری شیعه را بدست

گرفته درخت ظلم و خیانت (دولت) را از ریشه بر خواهند انداخت. تا از حکومت شیطان رهایی پیدا

کنیم.

پیروزی عظیم اسلامی و آزادی و عدالت بر جنایت و خیانت به وقوع خواهد پیوست و حکومت

اسلامی تشکیل خواهد شد و موج خون در عاشورا برپا خواهد شد تا نشانه روز انتقام از جنایت و

استکبار باشد.

سخنوران وظایف مقدس و جنایات رژیم را به احترام حضرت علی گوشزد خواهند کرد.

اعلامیه هایی به روستاها فرستاده خواهد شد تا جنایات شاه را افشاء کند. به آنها باید گفته شود که

حکومت اسلامی طرفدار آنها و ضد سرمایه دار و زمینداران است. بنابه توصیه آمریکاییها شاه

کشاورزی را از بین برده است. او کشور را به نفع سرمایه داری تضعیف کرده است. حکومت جدید از

حقوق شما دفاع خواهد کرد.

جوانان مذهبی مدارس و دانشگاهها، روزنامه نگاران، کشاورزان، کارگران، بازاریان و قبایل همه

برای رسیدن به اهداف اسلامی متحد شوید تا حکومت و رژیم مستکبر شاه را برانداخته و جمهوری

اسلامی را بر اساس اصول پیشرفته اسلام بر قرار سازید.

جلسات عزاداری باید آزاد و بدون اجازه شهرداری و سازمانهای امنیتی برگزار گردد. باید بدون

اجازه این اجتماعات را برپا کنید.

این روزها برای ایران روزهای حساسی است و شما مردم ایران را تاریخ به خاطر کارهایی که

ص: 23

انجام می دهید به یاد خواهد سپرد. برای شما تکلیف است که دولت را براندازید. از ملت بر علیه

دشمنان اسلام دفاع کنید. خیانت پیشگان می خواهند از شاه حمایت کنند ولی سخت در اشتباه هستند.

شاه باید برود و این انگلها نمی توانند او را نجات بدهند.

از تمام مردم بزرگ ایران، می خواهم که از نیروی اسلام علیه شاه و یاران ظالمش در ماه محرم

استفاده کنند. بیایید برای رسیدن به اهداف مقدس، به خاطر ملت متحد شویم. به مادران و پدرانی که

فرزندانشان در این راه شهید شده اند، تبریک می گویم.

انقلاب اسلامی عظیمی در ایران و دیگر کشورهای مسلمان به وقوع خواهد پیوست. آنها نمونه و

سرمشق دیگر جوانان کشورهای اسلامی خواهند بود.امیدواریم که شما پرچم جمهوری اسلامی را در

همه جا به اهتزاز درآورید.

این مسئولیت من از طرف خداست.»(1)

با درود آیت اللّه روح اللّه خمینی

6 محل دستیابی: ایران، تهران (29 نوامبر 1978). گزارش از حوزه ماموریت به شماره 15194

NIT

7 پخش از حوزه مأموریت: سفارت آمریکا در تهران (برای سفیر، وزیر مختار، مشاور سیاسی،

وابسته دفاعی و افسر امنیت منطقه ای)، این گزارش به پاریس، دهلی نو، کابل، اسلام آباد، کراچی،

مسقط آتن، ابوظبی، کویت، جده، عمان، تل آویو، قاهره، منامه، آنکارا استانبول، (مخصوص سفیر،

وزیر مختار، و مشاور سیاسی) ارسال شود. این گزارش با عنوان انحصاری برای رکن دوم، رئیس

ستاد ارتش آمریکا در اروپا، رئیس ستاد نیروی هوایی آمریکا در اروپا، رئیس ستاد نیروی زمینی

آمریکا در اروپا، رئیس ستاد نیروی دریایی آمریکا در اروپا، فرماندهی نیروی خاورمیانه، فرماندهی

ناوگان هفتم، ریاست ستاد فرماندهی نیروی خاورمیانه، فرماندهی ناوگان هفتم، ریاست ستاد

فرماندهی استراتژیک هوایی، رئیس ستاد نیروی اقیانوس آرام، COMIPAC مشاور سیاسی و نماینده

نظامی ملی ایالات متحده (مخاطب: ژنرال هیگ) ارسال شود.

طبقه بندی گزارش: سری هشدار شامل منابع و شیوه های حساس اطلاعاتی است غیر قابل

رؤت برای بیگانگان غیر قابل رؤیت برای پیمانکاران یا مشاوران پیمانکار پخش و اقتباس خبر

تحت نظر تهیه کننده می باشد.


منافع اقتصادی فرانسه در ایران

1- بیانیه فوق ترجمه ای از متن انگلیسی تهیه شده توسط سفارت می باشد. اصل بیانیه حضرت امام در محرم در صحیفه 1357 /9 /1نور ٬ جلد سوم موجود می باشد
ص: 24

سند شماره (6)

یادداشت مکالماتطبقه بندی: محرمانه

شرکت کنندگان: Serqe Deqallaix دبیر اول، سفارت فرانسه کلایدی. تیلور، دبیر اول سفارت آمریکا

زمان و مکان: 3 دسامبر 1978 12 آذر 1357، رستوران میرابل

موضوع: منافع اقتصادی فرانسه در ایران


فرانسویهای مقیم ایران

فرانسویهای مقیم ایران

طبق برآورد آقای Deqallaix حدود 4500 فرانسوی در ایران اقامت دارند. وی گفت مقامات

مدرسه فرانسوی LYCEE در تاریخ 12 آذر ماه تصمیم گرفته اند که مدرسه را دو هفته قبل از آغاز

تعطیلات کریسمس تعطیل نمایند، طبق پیش بینی وی در طول تعطیلات گروه زیادی به فرانسه

مهاجرت خواهند کرد. وی گفت قبل از تعطیل LYCEEمیزان ثبت نام از 450 نفر به 375 نفر کاهش

یافته بود.



تأثیرات موجود بر تجارت فرانسه در ایران

تأثیرات موجود بر تجارت فرانسه در ایران

آقای Deqallaix گفت طبق اطلاع وی تا به حال به علت مشکلات موجود در این جا تنها یکی از

شرکتهای فرانسوی که شرکت بزرگی نیست کار خود را متوقف کرده است. وی گفت شنیده است که در

بازپرداخت مربوط به شرکتهای فرانسوی کاهش بیشتری پدید آمده است. وی گفت بانک صادرات

فرانسه یعنی کوفاس در مورد طلب خود از بانک عمران که بیش از 100 میلیون دلار است دچار

نگرانی شده است. وی گفت این قروض شامل سرمایه گذاریهای مشترکی است که با شرکت بنیاد

پهلوی و بانک عمران صورت گرفته است. وی گفت پروژه متروی تهران هنوز لغو نشده ولی ممکن

است مدت زیادی به طول انجامد.


راه آهن

راه آهن

فرانسویها هنوز در مورد برقی کردن راه آهن با ایران قراردادی منعقد نساخته اند لیکن قرارداد

مربوط به طراحی کلی و کمک فنی آنها با راه آهن دولتی ایران هنوز به قوت خود باقی است و ادامه

دارد.


هسته ای

هسته ای

وی گفت اعتصاب در ایستگاههای راکتورهای هسته ای حدود دو هفته طول کشید و مناقشه

موجود به خاطر مشخص شدن وضع پرداخت حقوق کارگران در حین اعتصاب بوده است. ارتش

اعلام کرده بود که حقوق کارگران باید پرداخت شود ولی سازمان انرژی اتمی ایران آن را نپذیرفته

است؛ بالاخره در این مورد توافق حاصل شد و کارگران نیمی از حقوق خود را دریافت داشتند.


آیت اللّه خمینی

آیت اللّه خمینی

Deqallaixگفت در مورد وضع خمینی پس از خاتمه روادید سه ماهه او در فرانسه نبایستی نگرانی

ص: 25

وجود داشته باشد. وی گفت او می تواند تا یک سال دیگر بماند و دولت متبوع وی خمینی را از جمله

2500 ایرانی دیگر مقیم فرانسه به حساب می آورد. وی گفت خمینی می تواند تا یک سال دیگر نیز در

فرانسه باقی بماند.


بیوگرافی

بیوگرافی

آقای Deqallaix که با چند مسأله سیاسی و همچنین اقتصاد کلان (که این با کار دفتر بازرگانی که

در محل دیگری واقع است و منحصراً با مسائل تجاری سروکار دارد، اختلاف دارد) درگیر است.

حدود دو سال و نیم است که در تهران به سر می برد. وی در پایان شهریور اینجا را ترک خواهد گفت؛

همسرش در حال حاضر اینجا را ترک گفته است. در پاریس وی سمت معاونت دوسدوی سفیر سابق

فرانسه را که مسئولیت امور اجناس می باشد عهده دار خواهد شد.


اسرائیل و تحولات ایران

سند شماره (7)

طبقه بندی: خیلی محرمانهتاریخ : 4 ژانویه 1979 14 دی 1357

از: سفارت آمریکا،تل آویوبه : وزارت خارجه، واشنگتن

موضوع : اسرائیل و تحولات ایران

1 خلاصه: اسرائیلیها با حالت بهت زده و هراسناکی سیر فرو ریختگی ایران به اعماق را نظاره

کرده اند. انتظار می رود که انقراض رژیم شاه تعصب گرایی اسلامی نوظهور را در خاورمیانه تقویت

نماید که به طور مؤثر بر فروش نفت به اسرائیل تأثیر می گذارد، هشتاد هزار یهودی ایرانی را در

معرض خطر قرار می دهد و سپس ثبات منطقه ای را که در پی ریزی جریان صلح خاورمیانه در سالهای

آتی عامل مهمی می باشد مورد تهدید قرار خواهد داد. فقط تعداد معدودی از افراد تردید دارند که دولت

بعدی تهران رابطه اسرائیل با ایران را قطع نماید. چیزی که به تیرگی منبعث از این نگرانیها می افزاید

عکس العملهای استراتژیک بیشمار ضد غربی است که یک ایران رادیکال از خود نشان خواهد داد.

باور عمومی اسرائیلها، بر این قرار دارد که ایالات متحده می توانست با شدت و انرژی بیشتر و بطریقی

مؤثرتر از جانب شاه وارد عمل شود و برخی نیز به ایران به عنوان مثالی (برای اسرائیل م) اشاره

می کنند که در تحلیل نهایی و به این وصف اسرائیل نمی تواند متکی به واشنگتن باشد. علاوه بر این

اسرائیلیها وحشت دارند که کشورهای صنعتی و خصوصاً ایالات متحده حتی از این هم بیشتر به

عربستان سعودی متکی شوند و در نتیجه تمایل کمتری به اعمال فشار بر سعودیها جهت حمایت از

پیمان کمپ دیوید و راه حلی معتدل برای تضاد اعراب و اسرائیل از خود نشان دهند. نگرانیها و

اضطرابهایی که منبعث از تحولات ایران می باشند تغییر مشهودی در مواضع دولت اسرائیل در رابطه با

معاهده با مصر ایجاد ننموده است، در اینجا نسبت به تأثیری که یک ایران رادیکال می تواند بر

خاورمیانه به طور عام و اسرائیل به طور خاص داشته باشد، نگرانی زیادی وجود دارد ولی تأییدی بر

این که سیاستهای دولت ایران بتواند نفوذ قابل ملاحظه ای بر سرنوشت میانه روی در منطقه داشته باشد،

وجود ندارد.

2 درست مثل همه ما، اسرائیلیها با حالت بهت زده و هراسناک سیر فروریختگی ایران به اعماق را

ص: 26

نظاره کرده اند. آنها معتقدند رژیم ثابت قدم، وفادار، دوست و طرفدار غرب شاه به صورت اصلاح

ناپذیری از هم پاشیده شده و در انتظار جانشین پیش بینی شده اش می باشد. در برخی افراد این شبهه

وجود دارد که دولت بعدی تهران به رهبری هرکه باشد، به اکثر و اگر نه تمام جنبه های رابطه نزدیک و

از روی دقت ایجاد شده بین ایران و اسرائیل پایان می بخشد. از نظر برخی تحلیلگران اسرائیلی فقط

یک کودتای نظامی به اسرائیل توانائی می دهد تا حداقل مقداری از روابط خود را با ایران نجات دهد.

با نگرشی به درون چهارچوب منطقه ای، در اینجا انتظار می رود که توفیق مخالفین اسلامی شاه به

نیروهای نوظهور متعصب اسلامی در خاورمیانه قدرت ببخشد که به نوبه خود به عدم ثبات منطقه ای

کمک خواهد کرد و راه رخنه افزایش یافته روسها در منطقه را می گشاید. بنابراین به تعبیر اسرائیلیها

تحولات ایران تأثیرات محسوسی دربر خواهد داشت که این تأثیرات نه فقط بر روی روابط دوجانبه

ایران و اسرائیل تأثیر خواهند گذارد بلکه بر ثبات منطقه ای که در پی ریزی جریان صلح خاورمیانه در

سالهای آتی عامل مهمی می باشد

نیز مؤثر واقع می شوند.

3 برای اسرائیل یک رابطه نزدیک با ایران از کیفیتی عالی و بنیادی و همچنین اهمیتی سمبلیک

برخوردار می باشد. همکاری نظامی و اطلاعاتی پر اهمیتی در خلال سالیان دراز بین دو کشور ایجاد

شد. شرکتهای اسرائیلی در پروژه های عمرانی و ساختمانی ایران شرکت داشته اند که با احتساب

صادرات، سالیانه 300 میلیون دلار به دست آورده اند. از نظر سمبلیک، اسرائیلی ها به رابطه نزدیکشان

با ایران مسلمان به عنوان نشانه ای دال بر اینکه کشور یهودی در خاورمیانه از نظر همه مطرود

محسوب نمی شود، نگریسته اند. هرچند ایران روابط دیپلماتیک با اسرائیل برقرار ننمود ولی دفاتر رابط

به عنوان هیئتهای نمایندگی دیپلماتیک در همه امور عمل کردند، منتها به صورت بی نام. علاوه بر این

به زندگی امنی که 000/80 یهودی ایرانی از آن برخوردار بودند قدر و منزلت بخشیده است و این

تعداد بالاترین رقم یهودیانی است که هنوز در یک کشور مسلمان زندگی می کنند.

4 بدین جهت اسرائیلی ها با بیم و هراس فزاینده ای علائم واضحی را در خصوص مورد تهدید

واقع شدن روابط دوجانبه شان با ایران مشاهده می نمایند. آنها به اظهارات بختیار نخست وزیر معرفی

شده در این خصوص که اسرائیل در آینده از ایران نفت خام دریافت نخواهد کرد اشاره می کنند.

هرچند این تحول که انتظار می رفت مسئله مبرمی را برای اسرائیل ایجاد می نماید ولی دولت اسرائیل

مشتاق پناه آوردن به تعهد سال 1975 ایالات متحده در شبه جزیره سینا در خصوص تأمین اسرائیل

با نفت ایالات متحده تا زمانی که راههای چاره دیگر به خوبی مورد بررسی قرار گیرند، نمی باشد. نه

تنها پیش بینی اتکای بیشتر به واشنگتن در اینجا شبهات و تردیدهایی را ایجاد می نماید، بلکه خرید

نفت ایالات متحده خیلی گران تمام خواهد شد و بنابراین اگر امکان آن وجود داشته باشد بایستی از

آن اجتناب ورزیده شود.

5 چیزی که به تیرگی منبعث از این نگرانی ها می افزاید، عکس العملهای استراتژیک بی شمار

ضدغربی است که یک ایران رادیکال از خود نشان خواهد داد. نه تنها یک تولید کننده مهم نفتی با یک

تلاطم از جبهه غرب خارج می شود بلکه موضع ایالات متحده در قسمت شمالی هرچه بیشتر در

معرض از هم پاشیدگی قرار می گیرد و احتمالاً به نفوذ شوروی افزوده می شود. علاوه بر این چون که

ص: 27

به نظر نمی رسد مخالفین مسلمان شاه قادر به استقرار یک رژیم جانشین با ثبات باشند، اسرائیلیها

معتقدند ایران برای یک دوران طولانی در آشوب به سر خواهد برد. دولت بعدی ممکن است یک

دولت تندرو نباشد، ولی قوی هم نخواهد بود. علی رغم به رسمیت شناختن نیروهای انقلابی در حال

فعالیت در ایران از طرف اسرائیلیها، آنان معتقدند که ایالات متحده می توانست با انرژی و شدت بیشتر

و به طرز مؤثرتری به یکی از متحدان همیشگی و ثابت قدم آنان یاری دهد. آن اسرائیلیهایی که نسبت

به ارزش تعهدات ایالات متحده مشکوک می باشند، به صورت بی تجانسی به ایران به عنوان مثالی

(برای اسرائیل م) در این خصوص که اسرائیل در تحلیل نهایی نمی تواند متکی به واشنگتن باشد،

اشاره می نمایند.

6 با نگرشی وسیعتر اسرائیلیها از این وحشت دارند که تا زمانی که در تولید نفت ایران به میزان

زیادی کاهش وجود دارد، کشورهای صنعتی حتی ممکن است از این هم بیشتر به عربستان سعودی

متکی شوند. در اینجا به ایالات متحده این طور نگریسته می شود که برای اعمال فشار به عربستان

جهت حمایت از پیمان کمپ دیوید و راه حلی معتدل برای تضادهای اعراب و اسرائیل تمایل کمتری

خواهد داشت. علاوه بر این در این حال که سعودیها کنترل را از همیشه بیشتر در اختیار دارند، سادات

نیز جای کمتری برای مانور در مذاکرات صلح از زمان حاضر خواهد داشت.

7 اسرائیلیها با در نظر گرفتن این مطلب یکبار دیگر بر جدل همیشگی خود در این خصوص که

عربستان سعودی برای آمریکا یک حامی غیر قابل اتکاء می باشد، اصرار می ورزند. دید اسرائیلیها از

عربستان سعودی به این صورت است که آن را ذاتاً درست مثل رژیم شاه در مقابل موجی از

تعصب گرایی اسلامی ضربه پذیر می دانند. اعتقاد بر این است که سیر سریع نوسازی و تغییر و تحول در

عربستان سعودی زمینه ای آماده برای نفوذ فزاینده عناصر مذهبی افراطی در خاندان سلطنتی و سنتی

برای ظهور یک قذافی، قذافی سعودی فراهم می آورد.

8 نگرانیها و اضطرابهایی که بواسطه تحولات ایران ایجاد شده اند هنوز تغییر مشهودی در مواضع

دولت اسرائیل در رابطه با معاهده با مصر ایجاد ننموده اند و ماهم فکر نمی کنیم که ایجاد نمایند. مسائل

باقیمانده در عهدنامه محدود هستند و هیچ نشانه ای وجود ندارد که وقایع ایران بتوانند در آنها رسوخ

نمایند. فی الواقع، می توان به طور منطقی به این نتیجه رسید که انقراض یکی از رژیمهای میانه رو در

منطقه، اسرائیلیها را به فکر عاقبت خود با مصر در وحله اول و متعاقباً با عربستان سعودی انداخته و

بنابراین با حداکثر سرعت ممکنه به سمت پایان بخشیدن به کار معاهده حرکت می نمایند. ولی

متأسفانه آن آینده نگری استراتژیک در اینجا تقریباً به طور کامل وجود ندارد. برخی افراد از جمله

دایان وزیر امورخارجه رژیم سادات را بالقوه و به همان اندازه در مقابل همان نیروهایی که به نظر

می رسد تقریباً شاه را ساقط کرده باشند، ضربه پذیر می داند. آنها نسبت به واگذاری منطقه استراتژیک و

چاههای نفت در مقابل یک پیمان صلح با رژیم بالقوه ضربه پذیر مصر فقط محتاط تر شده اند. چیزی که

ما به طور کلی در اینجا شاهد آن هستیم یک اضطراب عمیق در مورد تأثیری می باشد که یک ایران

رادیکال می تواند بر خاورمیانه به طور اعم و اسرائیل به طور اخص داشته باشد، ولی تأییدی بر اینکه

سیاستهای دولت ایران بتواند نفوذ قابل ملاحظه ای بر سرنوشت میانه روی در منطقه داشته باشد وجود

ندارد.


پیش بینی دورنمای تیره برای ایران

ص: 28

سند شماره (8)

از : کنسولگری آمریکا در اصفهانبه : وزارت خارجه آمریکا

طبقه بندی : خیلی محرمانهتاریخ : 6 ژانویه 1979 16 دی 1357

موضوع : پیش بینی دورنمای تیره برای ایران

خلاصه: یک دولت غیر نظامی اداره امور را در ایران به دست خواهد گرفت و با مشکلاتی روبرو

خواهد شد که قادر است خوش شانس ترین و محبوبترین سیاستمداران را به ورطه شکست بکشاند؛

حال آن که به نظر نمی رسد چنین دولتی دارای چنان سیاستمداران خوش شانس و مجربی باشد.

امیدوار کننده ترین دورنمایی که می توان برای آن متصور شد این است که دولت بتواند به صورتی

متزلزل و آماده جنگ در مصدر امور باقی بماند تا منجر به برگزاری انتخابات اوایل تابستان گردد.

عدم موفقیت و شکست آن محتملتر است که خود منجر به تجدید و تشدید بحران خواهد شد. به

هرحال، برای فردفرد آمریکاییان، آینده خالی از خطر نخواهد بود. (پایان خلاصه)


نقطه نظرات اصفهانیها در مورد دولت بختیار

نقطه نظرات اصفهانیها در مورد دولت بختیار

با پخش شایعات مبنی بر روی کار آمدن دولت بختیار، درصدد برآمدم تا از نقطه نظرات اصفهانیها

در مورد امکان موفقیت وی مطلع شوم. اکثر پاسخ دهندگان اظهار داشتند که اگر بختیار بتواند حمایت

خمینی را نسبت به خود جلب کند و (مهمتر از همه) موجبات خروج شاه را فراهم سازد و افراد

ذیصلاح و عاری از انتقاد را به عنوان اعضای کابینه گردآورد، آنها با او مخالفت نخواهند کرد و او از

شانس موفقیت نیز برخوردار خواهد شد. در میان تمام کسانی که من با آنها صحبت کردم هیچ کس

نبود که از شنیدن نام وی هیجان زده شود ولی هیچ کس از او ناراضی و ناراحت نیز نبود. آنها می گفتند

که احتمالاً وی بیش از هر یک از دیگر افراد موجود در جناح مخالف که در گذشته از آنها ذکری به

میان آمده مورد قبول ارتش واقع خواهد شد و احتمالاً جبهه ملی نیز وی را قبول خواهد کرد. آنهایی

که تحصیلکرده تر بودند می گفتند که صلاحیت و عدم مشارکت در صحنه عمومی کشور طی بیست

سال گذشته یا اندی (که هر دو لازم و ملزوم خالی از انتقاد بودن است) به احتمال بسیار ترکیب درستی

نخواهد بود و دیگر اینکه بختیار چاره ای ندارد جز اینکه بین صلاحیت و حمایت یکی را برگزیند. از

آنجا که ایران کنونی با مشکلاتی روبروست که دولتهای پیشین را سرنگون ساخته و ناآرامیها و

اعتصابات شش ماه گذشته نیز به آنها افزوده شده. بعید است که وی بتواند کابینه ای را که از نظر

عملکرد کارایی داشته باشد روی کار آورد و احتمالاً اولین قربانی دوران بعد از شاه خود او خواهد

بود. ممکن است در نتیجه مانورهای آخرین لحظات بتوان فرد دیگری را جانشین بختیار نمود. ولی،

هر دولت غیر نظامی که در این زمان روی کار آید با همان محدودیتها و مشکلات بختیار روبرو

خواهد بود؛ بنابراین آنچه در ذیل گفته می شود مشکلاتی است که در خدمت نخست وزیر جدید

خواهد بود و نام وی در این موضوع تغییری ایجاد نمی کند.


مشکلاتی که دولت با آنها روبروست

مشکلاتی که دولت با آنها روبروست

دولت جدید باید در ابتدای امر با ظرافت و زرنگی خاصی تعادل خود را حفظ کند. در ابتدا باید

ص: 29

ثابت کند که مورد قبول شاه است وگرنه منصوب نخواهد شد، ولی اگر میزان تأیید آن توسط شاه بیش

از حد لازم باشد، مخالفین آن را نخواهند پذیرفت. این دولت باید مورد تأیید پارلمان که تقریباً نماینده

مردم است نیز قرار گیرد. لیکن از آنجا که خود پارلمان نیز حاوی اعضایی است که در نظر ناراضیان

مقبول نمی افتند، (و آن را تشکیلاتی می دانند که آلت دست شاه می باشد) باید بتواند از پارلمان فاصله

بگیرد. این دولت باید مورد قبول کارگران اعتصابی واقع شود، تا آنها نیز به سر کارهای خویش باز

گردند، ولی باید از وعده های دولت قبلی در مورد افزایش دستمزدها فاصله بگیرد تا بتواند با تورم

برخورد کند.

اولین مسئله ای که دولت با آن روبرو خواهد شد عبارت است از: خروج شاه؛ ضرورت مورد قبول

واقع شدن و سازمان مقاومت مرکب از گروههای مخالف در حال رقابت با یکدیگر. احتمالاً شاه زمان

عزیمت خویش را به تعویق خواهد انداخت تا از ثبات حکومت جدید اطمینان حاصل کند. اما اگر در

تعیین موعد مقرر برای این کار مهارت لازم را به خرج ندهد، تأخیر وی سبب می شود که دولت بختیار

نیز در انظار مردم مانند یکی دیگر از دولتهای دست نشانده شاه به شمار آید و در نهایت مورد قبول

مردم واقع نشود.

ولی پس از پذیرفته شدن، این دولت باید با عامل انتقامجویی سروکار پیدا کند. در اصفهان

لیستهای حاوی بیش از 100 اسم تهیه شده که می بایست به «مرگ» محکوم شوند و شمار کثیر دیگری

نیز هست که برای آنها «کیفر» (نامشخص) و یا حبس در نظر گرفته شده است. این لیستها که به وسیله

جناح مخالف محلی تهیه شده، ظاهراً حامل اسامی آن دسته از پرسنل ساواک که دستور قتل ناراضیان

را صادر کرده و یا عامل کشتار آنها بوده اند و علاوه بر این در برگیرنده اسامی افرادی از بخش

خصوصی و دولتی است که سودجو و فاسد تلقی شده اند. اسامی موجود در این گونه لیستها به نسبت

تهیه کنندگان آنها تغییر می کند و می گویند بسیاری از اسامی تنها به منظور تسویه حسابهای قدیمی و

شخصی در آنها گنجانده شده است. ظاهراً در تمام شهرها و شهرکهای ایران این گونه فهرستها تهیه شده

است. در اصفهان تعدادی از کسانی که نامشان در زمره محکومین به مرگ آمده بود، به قتل رسیده اند.

دولت جدید باید در جهت ارضای این حس انتقامجویی و در عین حال حضور عدالت و دادگستری

گام بردارد. علاوه بر این، تعداد اسامی مقامات ارتشی و امنیتی در این گونه لیستها آن قدر زیاد است که

ارتش در برابر هیچ چیز مگر یک فداکاری رسمی تاب مقاومت نخواهد داشت. ولی اگر گروههای

مردمی با اقدامات دولت راضی نشوند ممکن است خود وارد معرکه شوند و ساواک و ارتش نیز به

دفاع از خود اقدام کند که به احتمال بسیار درگیری خونین به وقوع خواهد پیوست. به مفهوم وسیعتر،

دولت باید راهی برای برقراری نظم بیابد، در حالی که با دسته هایی از جوانان سرسخت روبرو خواهد

شد که به خشونتهای دسته جمعی عادت داشته و از آن لذّت می برند و در عین حال به فعالیتهای خود

نیز ادامه می دهند. به هر حال باید یک موازنه ظریف برقرار شود زیرا اگر چیزی شبیه حکومت نظامی

یا استبدادی حاکم شود کلّ جمعیت بار دیگر قیام خواهد نمود.

مسئله مهمتر، اقتصاد خواهد بود. دولت باید کارگران را به سرکارهایشان بازگرداند و در عین حال

از آنها و نیز از کل کشور بخواهد که فداکاری کرده و به کمبودها و احتمالاً قیمتهای بالا تن در دهند. به

کارگران وعده افزایش دستمزدهایی داده شده که خارج از استطاعت کشور است و هزینه بازگرداندن

ص: 30

اقتصاد کشور به وضعیت عادی نیز سرسام آور و نجومی می باشد. کارگرانی که زمانی به خاطر افزایش

دستمزدهایشان به میزان بین 50 الی 125 درصد دست از کار کشیده بودند آیا اکنون با دریافت

دستمزدهای قدیمی حاضر به از سرگرفتن کار خود می باشند؟ کاپیتالیستها و سرمایه داران و کسانی که

سرمایه هایی را تحت کنترل خویش دارند که طی شش ماه گذشته از کشور خارج شده، اقدامات دولت

را به دقّت زیر نظر خواهند گرفت. اگر آنها دریابند که سیاستهای دولت طوری طراحی شده که منجر به

خشنودی کارگران و پیدایش طورّم و عقب افتادگی اقتصادی می شود، از به خطر انداختن سرمایه های

خویش امتناع خواهند ورزید. میزان بی کاری در حال حاضر زیاد است و افزایش نیز خواهد یافت.

مگر آنکه تجار و بازرگانان حاضر شوند در اقتصاد کشور مشارکت نمایند. جامعه تجاری کشور از

نظر جریان نقدینگی در وضعیّت بحرانی است. آن دسته از کارخانجاتی که به کار خود ادامه داده اند.

نیز تمام اعتبارات بانکی موجود در اختیار خویش را مصرف کرده و اکنون اقدام به استفاده از ذخایر

(به خصوص سوخت) کرده و ذخایر عظیمی از کالاهای فروخته نشده را در اختیار داشته ولی پولی

ندارند. بازاریها نیز که برای مدتی حدود دو ماه کارشان را تعطیل کرده بودند از نظر پولی وضع خوبی

ندارند و مشتریانی نیز که قیمتهای منفعت باری را می پردازند ولی از نظر دریافت دستمزد وضع

مشخصی ندارند، کم پول هستند. بالاخره از نقطه ای باید به مقدار عظیمی پول نقد یا اعتبار برای به راه

افتادن چرخهای اقتصاد، به این کشور تزریق شود و این کار باید برای یک مدت زمان طولانی انجام

شود، زیرا در این جا معاملات معمولاً بر اساس صورت حسابهای قابل پرداخت در مدت 120 روز

صورت می گیرد. اگر جلو فرار سرمایه گرفته نشود تا بتوان آنرا در جامعه به کار برد، تولید پول جدید،

تورّمی عظیم را پدیدار ساخته و عامل پیدایش یک بحران جدید اقتصادی و سیاسی خواهد شد.


سناریو برای موفقیّت (محدود)

سناریو برای موفقیّت (محدود)

به نظر نمی رسد که چنین دولت بی تجربه ای بتواند بر مشکلات فوق الذکر فایق آید. ولی یک

سناریو وجود دارد که می تواند مؤقیّت محدود آن را به همراه داشته باشد: این سناریو منعکس کننده

نظریات فعالین جبهه ملی در اصفهان است. در این سناریو فرض بر این است که با رسیدن مخالفت

خمینی / جبهه ملی با بختیار به اوج خود، شاه ایران را ترک می گوید که خود سبب فروکش کردن

جنبشها و تظاهرات در نتیجه شادی ناشی از این مؤقیّت می گردد. به این ترتیب تمام کارگران به

سرکارهایشان برمی گردند چون از این قضیه خوشحالند و از دستمزدها هیچ سخنی به میان نمی آورند.

خمینی نیز میزان نفوذ خویش را از دست می دهد، چون او خواستار برگزاری تظاهرات می شود در

حالی که مردم، دیگر خسته شده اند. دولت چند محاکمه مهمّ ظاهری را ترتیب خواهد داد و به نحوی

فهرستهای متعددی حاوی اسامی کسانی که باید از آنها انتقام گرفته شود مورد «تأیید» قرار می دهد؛

بدون اینکه در مورد آنها اقدامی به عمل آورد و سعی می کند که توجه مردم را به محاکمات مهم

معطوف دارد و شعار «تعقیب بی وقفه» تمام تبهکاران را نیز سر دهد در همان حال زمانی که دولت

دریافت که اشخاصی مهم از ایران گریخته اند اقدام به ضبط و توقیف اموال آنها در ایران خواهد نمود. از

آنجا که تنبیه زیر دستان پس از فرار کلّه گنده ها منصفانه نیست، دولت چند نفر را به صورت نمایشی

دستگیر می کند. از آن پس نیز هر کارگری در اعتراض به عدم افزایش دستمزدها اقدام به برگزاری

ص: 31

اعتصاب یا تظاهرات نماید، مانند شاه، به عنوان فردی سودجو مورد انتقاد قرار خواهد گرفت و در

نهایت با دهان بسته به کار خویش بازگردانده خواهد شد. کابینه دائماً تغییر خواهد یافت و نمایندگانی

از جبهه ملی و دیگر جناحهای غربی مخالف را جذب و آنها را رودرروی یکدیگر قرار خواهد داد و

وزرا را به اتهام ناتوانی در برخورد با مسائل اخراج خواهد کرد و بدین ترتیب تقصیر را متوجه دیگری

ساخته و فرصت بیشتری را برای خود پدید می آورد. توجّه زیادی به انتخابات آتی خواهد شد و چند

کمیته مرکب از چهره های مخالف منصوب و تأخیرهای جزئی نیز ایجاد خواهد شد تا مردم در حالت

اضطراب و انتظار باقی بمانند. خود دولت نیز در مبارزات انتخاباتی نقش عمده ای را ایفا خواهد نمود

و مشکلات کشور را بسیار جدی عنوان خواهد کرد. و از نامزدهای انتخاباتی خواهد خواست که به

مسایل بپردازند و شخصیتها را مورد خطاب قرار ندهند. بدین ترتیب جناح مخالف مجبور است دائماً

مراقب انتخابات باشد و بنابراین نخواهد توانست علیه بختیار جبهه متحدی را تشکیل دهد. اقتصاد به

چرخش در خواهد آمد در حالی که دولت دائماً خواستار فداکاری بیشتر خواهد شد تا ایران متعلق به

ایرانیان شود. بالاخره و شاید مهمتر از همه، دولت توجّه خود را به یک دشمن جدید معطوف خواهد

ساخت که این دشمن شاید خارجی و به احتمال زیاد آمریکا باشد. آنها متهم خواهند شد که به عنوان

آخرین حربه خویش در حمایت از شاه پروژه های لازم الاجرا را به طرز خائنانه ای به حال خود رها

کرده و در همان حال سعی کرده اند در حال ماندن و یا ترک کشور از اقتصاد استوار بر تقاضا و سود

کشور سوءاستفاده کنند. از جمله اقدامات تأدیبی نمایشی که در مورد خارجیهایی که بدون وجود کار

و یا اجازه اقامت و یا برخلاف سایر مقررات و قوانین ایران هنوز به کار خود ادامه می دهند می توان از

اخراج آنها نام برد که با جار و جنجال نیز توأم باشد. در این سناریو جایی دیگری برای مانور باقی

نمی ماند، امّا اگر تمام عناصر لازم در مکانهای بایسته خویش قرار گیرند، دولت بختیار خواهد توانست

تا زمان برگزاری انتخابات و شاید بعد از آن روی کار باقی بماند که اینها همه به میزان تفرقه میان

جناح مخالف بستگی دارد.


تأثیر آنچه که گفته شد بر آمریکا و آمریکاییان

تأثیر آنچه که گفته شد بر آمریکا و آمریکاییان

اگر دولت بختیار سقوط کند، محتمل ترین نتیجه آن روی کار آمدن رژیمی استبدادی یا به وسیله

یک کودتای نظامی یا جناح راست رادیکال که (خمینی را به قدرت برساند) یا حرکت جناح چپ (که

به نظر نمی رسد با آمریکا برخوردی دوستانه داشته باشد) خواهد بود. یک کودتای نظامی در عین

حال که ممکن است موفقیت آمیز باشد و با آمریکا برخوردی دوستانه داشته باشد، مدت زیادی دوام

نخواهد آورد، زیرا مردم نحوه مبارزه با ارتش را آموخته اند یعنی به جای اعمال خشونت مستقیم به

نافرمانی و اعمال فشار اقتصادی می پردازند و شواهد موجود حاکی از آن نیست که ارتش توانسته

است پاسخ صحیح مربوط به این گونه رفتارها را بیابد. موفقیت آن نیز بستگی به پیروی از یکی از دو

جناح راست یا چپ رادیکال دارد. دولت خمینی، در صورت روی کار آمدن اصولاً ضد آمریکایی و

خارجی خواهد بود و پس از مدت کوتاهی به خاطر عدم شایستگی و صلاحیت و کارایی خویش از

بین خواهد رفت. دولت جناح چپ تندرو نیز در صورت روی کار آمدن مانند آنچه که در افغانستان

است، احتمالاً در روابط خویش با آمریکا رویه درستی را در پیش خواهد گرفت. لیکن مجبور خواهد

ص: 32

شد شدیدا به حمایت شوروی متکی بشود و به سرعت گرفتار منازعات داخلی با جناح راست مذهبی

گردد که این وضعیت نیز با وضع موجود در افغانستان شباهت بسیار دارد. هریک از نتایج فوق سبب از

هم پاشیدن بنیه اقتصادی ایران، فزونی گرفتن گروه بندیها و درگیریها و در نهایت از دست رفتن ایران به

عنوان یکی از همپیمانان آمریکا خواهد شد.

از طرف دیگر موفقیت بختیار ممکن است حداقل در کوتاه مدت برای آمریکاییهای مقیم ایران و یا

حداقل اصفهان آبستن خطرات جدی باشد. احساسات ضد آمریکایی و ضد خارجی توأم با خشونت

رو به فزونی، در این جا به قوت خود باقی است. اگر دولتی که در تهران امور را به دست می گیرد

انتقامجویی علیه ساواکیها و شخصیتهای امنیتی را محدود کرده و یک موضع ضد آمریکایی اتخاذ کند،

میزان رویدادهای خشونت آمیز علیه آمریکاییان افزایش یافته و اگر خشونتها در سطوح بالای کنونی

ادامه یابد نتایج آنها وارد آمدن جراحات جدی و یا مرگ خواهد بود. چنین به نظر می رسد که آنچه که

به نفع آمریکاست به ضرر فرد فرد آمریکاییان مقیم اینجا است و ایجاب می کند که حضور آمریکاییان

حداقل برای مدت چند ماه کاهش قابل ملاحظه ای پیدا کند.مک گافی


بیانیه ساندرز معاون وزیر امور خارجه

سند شماره (9)

طبقه بندی : خیلی محرمانهتاریخ : 17 ژانویه 1979 27 دی 1357

از : وزارت امور خارجه در واشنگتن دی. سی.به : سفارت آمریکا در امان فوری

موضوع : بیانیه ساندرز معاون وزیر امورخارجه

آنچه در ذیل می آید متن بیاناتی است که ساندرز معاون وزیر امورخارجه در روز چهارشنبه در

ساعت 10 صبح در برابر کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان ایراد خواهد کرد. لطفاً توجه داشته

باشید که تا قبل از انتشار این مطالب در برابر کمیته متن بیانیه نباید در اختیار عموم قرار گیرد.



وضع حاضر در ایران و تأثیرات آن

آغاز متن

وضع حاضر در ایران و تأثیرات آن


مقدمه

مقدمه:

در این جلسه فرصتی پدید آمده تا به اتفاق یکدیگر مروری داشته باشیم بر وضع کنونی ایران و

بعضی از تأثیرات آن بر آینده سیاست آمریکا در قبال ایران و خاورمیانه

پیشنهاد می کنم که در مقدمه مطلب سؤلات زیر، مورد بحث و تبادل نظر واقع شوند:

منافع و نقش آمریکا در ایران چه بوده است؟

وضع کنونی چیست و چگونه پدید آمد؟

تأثیر این رویدادها در ایران بر اوضاع منطقه و جهان چگونه است؟

آمریکا در قبال این وضع چه موضعی را اتخاذ کرده است؟

در پیش رو چه داریم؟

به طور خلاصه در مورد نکات ذیل صحبت خواهم کرد:

آمریکا مانند تمام دولتهای سابق این کشور از زمان جنگ جهانی دوم نسبت به ایرانی آزاد، با

ص: 33

ثبات و مستقل، خود را متعهد می داند. استقلال ایران برای حراست از آزادی ملل دیگر در خاورمیانه

حیاتی است. پنجاه درصد نفت، مصرفی جهان آزاد از طریق تنگه هرمز در قسمت جنوبی ایران عبور

می کند.

ایران مانند کشورهای دیگری که به سرعت پیشرفت کرده اند طی دو دهه گذشته دستخوش

تغییراتی سریع و بنیادین شده است که عبارتند از عمران اقتصادی، تغییرات اجتماعی گسترده و تقاضا

برای مشارکت بیشتر مردم در اتخاذ تصمیماتی که بر حیات و آینده ایران تأثیر بسیار دارد. در مسیر

این نوگرایی بسیار سریع، پیشرفت اقتصادی فراتر از گسترش نهادهای سیاسی بوده است. بعضی از

ایرانیها معتقدند که نقش سنتی آنها و اعتقادات مذهبی شان بواسطه این پیشرفتها و نیز رواج فرهنگی

بیگانه مورد تهدید و در معرض خطر واقع شده است. در حال حاضر بسیاری خواستار مشارکت بیشتر

در زمینه قدرت سیاسی و نیز منافع اقتصادی می باشند. این هسته اصلی مشکل کنونی ایران است.

در طول سه دهه گذشته سیاست ما بر همکاری با ایران و دیگر کشورهایی که دستخوش همین

تغییرات شده اند، بوده است تا راه حلهای سازنده ای برای مشکلات آنها یافته شود، ثباتی نوین

صحنه های تغییر را پشت سر بگذارد و در نهایت موجبات حراست و حفاظت از استقلال آنها پدید آید.

نظر اکثر ما این است که هیچ نیروی خارجی حق ندارد مسیر پیشرفت ایران را دیکته کرده، از بی ثباتی

آن برای نیل به اهداف خود سود جسته و یا درصدد کنترل این منطقه باشد. هر کشوری حق دارد

آزادانه و به دور از مداخله خارجی آینده خود را تعیین کند.

تمام منطقه آسیای غربی دستخوش رشد و تغییر شده است. تغییر، مولد فرصتها و نیز بی ثباتی و

بحران است. ولی باید دید که چگونه می توان تغییر را منجر به پیدایش ثبات و قدرت نمود. موضع ما

در این منطقه توأم با قدرت است. اکثر کشورهای منطقه از اهداف ما برای این منطقه یعنی امنیت و

استقلال ملی هر کشور و ایجاد فرصتی برای اینکه بتوانند با شیوه های خود سطح زندگی ملتشان را

بهبود بخشند، پیروی می کند. از آنجایی که ما نیز درصدد تحقق همین اهداف بوده و سلطه طلب نیستیم،

معتقدیم برای اینکه ملل منطقه بتوانند آینده خود را ترسیم کنند در آینده نیز مانند گذشته به کمک

آمریکا نیاز خواهد بود. با حکومتهای موجود در منطقه و نقاط دیگر جهان که منافعشان بواسطه

اوضاعی مشابه تحت تأثیر واقع شده در تماسی نزدیک هستیم.


منافع و نقش آمریکا

منافع و نقش آمریکا:

منافع آمریکا در ایران در طول عمر نسل گذشته به قوت خود پا برجا مانده است.

به خاطر اهمیت ایران از نظر امنیت منطقه خلیج، آینده خاورمیانه و تولید نفت، ما به ایرانی آزاد، با

ثبات و مستقل شدیداً علاقه مند هستیم. ما از زبان جنگ جهانی دوم مصرانه و فعالانه در پی تحقق این

هدف بوده ایم.

با همکاری در محدوده تعیین شده توسط دولت ایران در زمینه علائق مشترک، به دو طریق به

ایران کمک کرده ایم تا بنیه اقتصادی خود را تقویت کند:

(1) ما در روند نوسازی ایران اولاً از طریق کمکهای عمرانی و ثانیاً از طریق همکاری شرکتهای

خصوصی آمریکایی مشارکت داشته ایم.

ص: 34

(2) شرکتهای آمریکایی و غربی در زمینه تولید و بازاریابی نفت ایران شرکت داشته و به این وسیله

درآمدهایی را تأمین کرده اند که محرک اصلی عمران اقتصادی ایران بوده است.

همان گونه که در مورد دولتهای دارای قدرت تمرکز یافته و نیز کشورهایی که در آنها منافع

اقتصادی و استراتژیک در گرو بسیاری مسائل دیگر است، صادق می باشد، توان ما در حفظ تماس با

تمام عناصر جامعه و مطبوعات جهت پدید آوردن تغییرات مؤر و سازنده بسیار محدود بوده است.

زمانی که شاهد فشارهای اجتماعی و سیاسی در جامعه بودیم توجه مقامات را نسبت به آنها جلب

می کردیم، ولی سرعت پیشرفتها و رویدادها توسط دولت و شرایط حاکمه بر ایران تعیین شده بود.

علاوه بر این ما به درخواست ایران مبنی بر کمک به نوسازی نیروهای مسلح آن که در دفاع ایران

نقش مهمی را ایفا کرده و می کند پاسخ داده ایم. پس از خروج بریتانیا از خلیج فارس در سال 1971،

ما کشورهای منطقه را در زمینه تقویت بنیه امنیتی آنها دعوت به همکاری کرده ایم. برای جبران خلأ

ناشی از کناره گیری انگلستان نیز رابطه کمک امنیتی مختصر خود را پدید آوردیم. نیروهای مسلح

ایران علاوه بر یاری رسانیدن به عمان در دفاع از خود علیه شورشیان در حراست از غرب به منظور

دسترسی داشتن به عرضه کنندگان نفتی مثمر ثمر بوده اند.

علاوه بر این ما ایران را به همکاری در زمینه پیشرفت اقتصادی و ثبات جهان نیز ترغیب نموده ایم.

ایران تا همین اواخر نه تنها با تولید نفت جهت تأمین انرژی مورد نیاز جهان بلکه با ارائه کمکهای

عمده خود به کشورهای دیگر، سرمایه گذاری در کشورهای پیشرفته و در حال پیشرفت و ایفای

نقشی مهم در صحنه اقتصادی جهان، کمکهای شایان توجهی کرده است.

در دیپلماسی بین المللی، ایران مساعدتهای بسیار ثمر بخشی داشته است: حراست از صلح در

ویتنام و خاورمیانه، حمایت از راه حلهای توأم با میانه روی در برابر مسائل آفریقا و نقاط دیگر، و

تلاش برای حل اختلافات دیرین با همسایگان خود از آن مقوله اند.

در نتیجه منافع دیگرمان در ایران، به رویدادها و ثبات داخلی ایران نیز در آینده نیز مانند گذشته به

حقوق ایرانیها در تعیین سرنوشت آتی خود احترام بگذاریم.


چگونگی پدیدار شدن وضع حاضر

چگونگی پدیدار شدن وضع حاضر:

برای پی بردن به ماهیت وضع کنونی باید چگونگی پدیدار شدن آن را مورد بررسی قرار دهیم.


نوسازی

نوسازی

پس از جنگ جهانی دوم ایران بسیاری از فشارها و بحرانهای داخلی ناشی از نوسازی را که

موجب بی ثباتی کشورهای دیگر بوده اند تجربه کرده است. بعضی از این بحرانها آشنا هستند؛ مانند

رشد سریع جمعیت، گرایش مردم از روستانشینی به شهرنشینی، کثرت دانشجویان و کارگران بیکار یا

کم کار و مسائل متعدد دیگری که در کشوری با ملیتهای گوناگون و در حرکت به سوی عمران و

پیشرفت در چند جبهه به طور قرینه وجود دارد.

در ایران نکته حائز اهمیت از جدایی و بیگانگی رو به افزایش بین رهبران و سود برندگان از روند

نوسازی با دیگرانی است که موضع اجتماعی آنها و نیز اعتقادات عمیقاً مذهبیشان توسط این روند

ص: 35

تهدید می گردد.



انقلاب سفید

انقلاب سفید:

63 1962. در دهه 1960 رهبران ایران از افزایش نارضایتیها مطلع گشته و دریافتند که باید

اصلاحات گسترده تری را در بعدی وسیعتر پدید آورند تا در نظامی غیر استبدادی از نظر سیاسی

پاسخگوی نیاز همگان باشد. به منظور کانالیزه کردن این فشارها در جهت به وجود آوردن تغییرات

سازنده به جای دیگر تغییرات انقلابی، دولت ایران یک برنامه اصلاحی و عمرانی انقلابی را آغاز کرده

که از بالا به صورت پیش نویس تحمیل شده بود. این انقلاب سفید، نوسازی اقتصادی و اجتماعی را

مورد توجه قرار داده و شاه نیز مهمترین عامل در این روند اصلاحی به شمار می آمد.

برنامه اصلاحی متأثر از درآمدهای رو به افزایش در سالهای 1960 سریعاً منجر به تغیرات دور از

تصور گردید و زندگی بسیاری از شهروندان را بهبود و وضع بسیاری دیگر را به وخامت کشانید. به

طور مثال تقسیم مجدد اراضی قدرت زمینداران بزرگ و نیز روحانیون را تضعیف نمود، چون منبع

درآمد مستقل آنان را از بین می برد و وابستگی آنها را به اعانات خصوصی افزایش می داد. بعد

جاه طلبی برنامه عمرانی نخبگان جدیدی را پدیدار کرد و آنان را مأمور برنامه ریزی و اجرای برنامه ها

ساخت، لیکن این برنامه ها طرح ریزی و اجرا می شد بدون این که آرای عمومی در نظر گرفته شود. در

همان حال که علائق تجار بازاری و دیگر عناصر سنت گرا نادیده گرفته می شد، گسترش بخش

خصوصی موجب پیدایش طبقه جدیدی از سرمایه گذاران گردید. فرصتهای موجود در زمینه آموزش و

پرورش افزایش یافت، لیکن محدودیتهای جاری موجب محدود شدن مشارکت تحصیلکردگان جدید

در روند سیاسی می شد و میزان آموزش دیدگان بیش از کسانی بود که در پستهای جالب توجه به

استخدام در می آمدند.


اعتماد و رشد: 76 1963

اعتماد و رشد: 76 1963

پیشرفتهای اقتصادی ناشی از انقلاب سفید فقدان پیشرفتهای مشابه در نظام سیاسی را تحت الشعاع

قرار داده بود. در سال 1976، اکثر ناظران صحنه ایران بر این عقیده بودند که نحوه برخورد ایران با

روند مدرن سازی پیشرفتهای عمده ای را به دنبال داشته است.

در نتیجه برنامه اصلاحی، ایران در حال تبدیل به یک قدرت مدرن اقتصادی بود و آینده آن

درخشان به نظر می آمد. چنین به نظر می رسید که درآمدهای سریعاً رو به افزایش نفتی کامیابی

اقتصادی کشور را تضمین کرده است. تا سال 1976 پیشرفتها قابل توجه بود، ولی پیشرفتهای

اقتصادی و سیاسی با سرعتهای بسیار متفاوت راههای جداگانه ای را در پیش گرفته بودند.



مشکلات و فشارها: 1978 1976

مشکلات و فشارها: 1978 1976

پیشرفت جدید سبب مخفی ماندن مشکلات ناشی از تمرکز قدرت سیاسی در راس هرم دولت و

فقدان کارایی و سیاست در سطوح بالا، بی احترامی به احساسات مذهبی مردم، عدم موازنه بین

درآمدها و هزینه ها، کمبود برنامه ریزی، اجرای پروژه های جاه طلبانه، بیکاری روز افزون در شهرها با

ص: 36

فروکش کردن کارهای ساختمانی، فرصتهای شغلی غیر ممکن برای دانشجویانی که هر ساله

فارغ التحصیل می شدند، توزیع غیر عادلانه منافع حاصله از برنامه های عمرانی، قربانی شدن

برنامه های غیرنظامی در راه کسب تجهیزات نظامی و افزایش تورم که دائماً فراتر از افزایش حقوق و

دستمزدها بود و نمی توانست چشمداشتهای موجود در رابطه با افزایش سطح زندگی را برآورده سازد،

از جمله اشتهای موجود در رابطه با افزایش سطح زندگی را برآورده سازد، از جمله مهمترین عوامل

نارضایتیها به شمار می آمدند. این شکوه ها و فقدان نهادهای سیاسی جهت تأثیر بخشیدن بر سیاستهای

دولت، رهبران جناح مخالف میانه رو را بر آن داشت تا با عناصر برجسته روحانیت مسلمان همگام

شوند.

در پاسخ به انتقادات و شور و حرارتهای سیاسی در سالهای 1976 و 1977، دولت تلاشی را

برای ریشه کن ساختن فساد در بخشهای خصوصی و عمومی آغاز کرد، برای از بین بردن اسراف و

افزایش کارایی خود را مجدداً سازماندهی نمود و به یک حزب رسمی سیاسی اجازه مشارکت بیشتر

داد مشروط بر آنکه تجاوزی به حقوق سلطنتی نکند. اقداماتی نیز در جهت بهبود وضع حقوق بشر، از

بین بردن شکنجه و افراط کاریهای تأدیبی در زندانها و عفو زندانیان سیاسی به جای ایجاد نهادهای

سیاسی جدید، انجام گرفت. در نهایت اقدامات دولتی سبب ترغیب «انتقادات سازنده» در جهت

افزایش مشارکت مردم در مسائل دولتی و نیز سبب کاهش رشد اقتصادی سریع که موجب انحرافهای

جدی در جامعه شده بود، گردید. ولی این تغییرات نتوانست نیاز روزافزون ایرانیان را به نظامی باز از

نظر سیاسی ارضا کند.

در پایان سال 1977، ناظران خارجی و ایرانی مشاهده کردند که این حرکتها اولین نتایج سیاست

رسمی دولت مبنی بر ایجاد فضای باز سیاسی ایران که از سال 1976 آغاز شده بود، می باشد. ولی این

حرکتها به هیچ وجه در برگیرنده حرکتی اساسی بسوی تغییرات بنیادین سیاسی نبود.

در اوایل 1978 اغتشاشات گسترده آغاز و دانشجویان ایرانی مقیم خارج نیز نسبت به آن ابراز

همدردی کردند. در ابراز مخالفت با دولت چهره های مذهبی رهبریت را به دست گرفتند. شاه علناً

اظهار داشت که قصد دارد روند گسترش فضای باز سیاسی را دنبال کرده و در نهایت انتخابات آزادی

را برگزار کند. ولی در اواخر اوت معلوم شد که دولت عمق نارضایتیها را دست کم گرفته است. در آن

زمان دولتی جدید روی کار آمد که آزادی فعالیت احزاب سیاسی مشروع را وعده داد چند روز بعد

مجبور به اعلام حکومت نظامی در تهران و بازده شهر دیگر در پاسخ به تظاهرات عمومی گردید. در

اواخر اکتبر، اعتصابات و بی نظمی ها گسترش عجیبی یافته بود. تولید نفت به طرز فاحش کاهش یافته

بود و فعالیت بخشهای مختلف دولت متوقف گردید. با افزایش شورشها در اوایل نوامبر بحران بحد

نهایی رسیده و یک حکومت نظامی روی کار آمد.


امروز

امروز

به عقیده ما وضع کنونی ایران شامل عناصر زیر است: اعتصابات و تظاهرات گسترده اقتصاد ایران

را تقریباً به طور کامل متوقف ساخته است. بسیاری از مردم شهرهای بزرگ کار نمی کنند و از کمبود

کالاهای اساسی رنج می برند. عملکرد سیستم بانکی متوقف شده و تولید نفت نمی تواند نیاز داخلی را

ص: 37

تأمین کند رهبران فعال مذهبی و بسیاری از اعضای سیاسی مخالف خواستار خروج شاه از ایران و یا

کناره گیری وی از سلطنت شده اند. شاه نیز ایران را به بهانه گذراندن تعطیلات ترک کرده است. از

شورای نیابت سلطنت خواسته شده تا به وظایف خود در غیاب شاه عمل کند. دولت نخست وزیر

بختیار با وظیفه دشوار برقراری نظم در کشور و آشتی دادن عناصر سیاسی مخالف با یکدیگر، روبرو

گردیده است.

خلاصه اینکه، ایران یک و نیم دهه رشد سریع و تغییر اجتماعی را پشت سر گذاشته در حالی که

نهادهای سیاسی آن از این رشد و تکامل برخوردار نبوده اند. مردمی که بیش از همه تحت تأثیر این

تغییرات واقع شده اند اکنون خواستار مشارکت بیشتر در تعیین سرنوشت ایران شده اند، اما هنوز

نتوانسته اند به طور منظم عقاید خود را در مورد مسیر آتی ایران و نحوه تعیین سرنوشت آن ابراز دارند.


چرا انفجار؟

چرا انفجار؟

در وهله اول توضیح این سؤال بسیار ساده است ولی این طور نیست. بعضی از تحلیلگران دولتی و

غیر دولتی طی سالهای متمادی خاطرنشان ساخته اند که در سیستمهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی

ایران نقطه ضعفهایی وجود دارد. در اواسط سال 1976، با آغاز عکس العمل رهبریت ایران در برابر

نارضایتیهای روز افزون، تحلیلگران موجود در واشنگتن اعلام کردند که مشارکت سیاسی همگام با

رشد اقتصادی سریع ایران نبوده و دولت باید زمینه را برای تقسیم بیشتر قدرت فراهم آورد.

از سال 1976 چند رویداد سبب عمیقتر شدن میزان نارضایتیها و تسریع غیر قابل انتظار بحران

گردیده است. موفقیت روند نوگرایی اقتصادی یکی از محرکهای اصلی این موضوع بوده است. رشد

اقتصادی توأم با افزایش بیکاری و تورم سبب بالا رفتن میزان نارضایتیها و بیکارانی گردید که دیگر

در اقتصاد فعال موجود سهمی نداشتند. در همان حال که دولت ایران گامهایی را در جهت آزادسازی

بیان انتقادی و بهبود عملکرد خود در زمینه حقوق بشر برمی داشت، شکوه های اساسی به قوت خود

باقی بود. در همین رابطه، تظاهرات وسیع ضد دولتی در اعتراض به برنامه های شاه در اوایل 1978

برگزار شد و آغازی بود بر فعل و انفعالاتی که از آن زمان به بعد شاخص اصلی صحنه ایران بوده

است.


مسائلی که در پیش رو داریم

مسائلی که در پیش رو داریم:

مهمترین مسأله برای دولت ایران پایان بخشیدن به خونریزیها و اعاده نظم در کشور است تا با

برگزاری انتخابات عمومی بتوان در مورد حکومت آتی ایران و اولویتهای داخلی و خارجی آن

تصمیم گیری نمود. مهمترین کار شورای نیابت سلطنت و دولت غیر نظامی جدید جلب حمایت مردم

است تا خشونت پایان پذیرد و فعالیتهای عادی اقتصادی از سرگرفته شود، علاوه برپایان بخشیدن به

رنجهایی که مردم در ماههای اخیر تجربه کرده اند، باید محیطی برای مباحثات منطقی بر اساس یافتن

یک راه حل سیاسی برای مشکلات ایران در دراز مدت پدید آید.

در کشوری با معضلات ایران نمی توان راه حلهای سریع را تجویز نمود. در کشوری که خشونت

بسیار را تجربه کرده است، نمی توان انتظار پدید آمدن پاسخهای خالی از رنج و دردسر را داشت. صلح

ص: 38

داخلی باید برقرار شود و احتمالاً زمان بسیاری باید بگذرد تا مردم ایران بتوانند در مورد آینده سیاسی

خود تصمیم گیریهای لازم را بنمایند. نکته مهم این است که این روند باید به طور منظم دنبال شود. ما

نمی توانیم بگوییم که ایران چه راهی را انتخاب خواهد کرد ولی ایرانیها خود باید این تصمیم مهم را

اتخاذ کنند.


تأثیرات منطقه ای

تأثیرات منطقه ای:

مهمترین سؤلی که به کرات در مورد تأثیرات بحران کنونی ایران مطرح می شود این است که آیا ما

بی ثباتی ایران همراه با رویدادهای اخیر افغانستان، یمن شمالی و جنوبی و شاخ آفریقا را بخشهایی از

یک الگوی بی ثباتی که جهت گیری سیاسی منطقه استراتژیک خاورمیانه را تغییر خواهد داد،

نمی بینیم؟

در اینجا باید چهار نکته مهم را روشن ساخت:

اولاً، ما می دانیم که در منطقه آسیای غربی و شمال شرقی آفریقا تغییراتی بنیادین از جمله نوگرایی

اقتصادی، تغییرات اجتماعی، تجدید حیات دینی، ناسیونالیزم و درخواست روزافزون مردمی برای

مشارکت بیشتر در روند سیاسی در حال وقوع است. ولی این تغییرات توسط نیروهای داخل همین

کشورها پدید آمده است. ما باید بین آنها وجوه تمایزی قائل شده و از ساده گرایی پرهیز نماییم.

رویدادهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی پدیده های پیچیده ای هستند و ما هنوز نتوانسته ایم از آنها

سردربیاوریم. سیاست آتی ما مانند سیاست سی سال گذشته مان همکاری با کشورهای دستخوش این

گونه تغییرات است تا بتوانند به راه حلهای سازنده تری دست پیدا کرده و با ثبات نوینی این دوران توأم

با تغییرات را پشت سر بگذارند. تا زمانی که این ملتها به معنی واقعی کلمه مستقل نشوند و بدون ترس

به دنبال کردن سیاستهای خود بپردازند، آمریکا نخواهد توانست جهانی را که مد نظر دارد، ایجاد

نماید.

ثانیاً، بی ثباتی در کشوری که در یک منطقه استراتژیک قرار دارد عامل مهمی در سیاستهای جهانی

محسوب می گردد. ما با همپیمانان و دوستان خود در خاورمیانه و نقاط دیگر جهان در تماس نزدیک

بوده و از نگرانی آنها مبنی بر این که مبادا مشکلات ایران خطرات موجود علیه استقلال آنها را افزایش

دهد، مطلع هستیم. ما به همکاری خود با آنها در جهت کاهش این خطر ادامه خواهیم داد. ما به آنها

اطمینان خواهیم داد که ثبات، امنیت و استقلال ملی هریک از ملل منطقه را تضمین خواهیم کرد. به نظر

ما این هدف مشترک اساس همکاریهای صمیمانه تر آتی را پی ریزی خواهد نمود.

ثالثاً، موضع دراز مدت ما در این منطقه استراتژیک تا زمانی که کشورهای منطقه بتوانند اهداف

عمرانی خود را به دور از هرگونه مداخله خارجی دنبال کنند، نیرومند باقی خواهد ماند. احترام ما به

اصول دموکراسی و آزادیهای انسانی، درخواست آنها برای دستیابی به قدرت اقتصادی و تکنولوژیک

غرب و تلاش ما در جهت پیاده کردن اصول دموکراسی مورد توجه شدید ملل و کشورهای منطقه واقع

شده است. آنها می دانند که ما آماده ایم تا از تلاشهای آنان در جهت تقویت توان دفاعیشان حمایت

کنیم بدون آنکه از آنها چیزی را بخواهیم که خود مایل نباشند به ما بدهند.

رابعاً، تغییراتی که ما در این منطقه از آسیای غربی و شمال شرقی آفریقا شاهد آنها هستیم حاوی

ص: 39

اهدافی در جهت پیشرفت و نیز بحران است. بعضی از نقاط این منطقه از جمله ملل بسیار غنی و سریعاً

رو به رشد جهان می باشند و بعضی دیگر از جمله فقیرترین و سنتی ترین جوامع می باشند. مبارزه ای که

ما و دوستانمان با آن روبرو هستیم در نحوه استفاده از فرصتها برای کانالیزه کردن تغییرات در جهت

پدید آمدن نتایج سازنده است نه نشان دادن عکس العمل صرف نسبت به آن به عنوان یک عامل مهم

بی ثباتی و تضاد.

البته با گفتن این مطلب خطراتی را که علیه منافع آمریکا وجود دارد نیز کاهش نداده ایم، ولی باید

منافع مردم منطقه را نیز در نظر گرفت.


سیاست آمریکا

سیاست آمریکا:

سیاست آمریکا در قبال ایران همیشه بر سه اصل،با توجه به رویدادهای چند ماه اخیر این کشور

استوار بوده است:

1 ما به کرات تصریح کرده ایم که تصمیمات مربوط به آینده ایران و رابطه بین مردم و دولت ایران

باید در ایران و توسط ایرانیها اتخاذ شود. ما مایل نیستیم در زمینه این تصمیم گیریها نقشی داشته باشیم

و از نظر ما اعمال نفوذ خارجی نادرست است.

2 دولت آمریکا در چهار چوب نهادهای ایران و با مقامات این کشور بر اساس مفاد قانون

اساسی ایران همکاری کرده است. در قانون اساسی موادی برای تغییر اصول آن وجود دارد و ما از

تصمیمات دولت ایران هر زمان و هر جا که بتوانیم مفید واقع شویم حمایت می کنیم.

3 ما از استقلال ایران حمایت کرده ایم. موضع گیری ما چنین بود که هیچ نیروی خارجی حق

بهره برداری از بی ثباتی ایران و یا کشورهای دیگر را به نفع خود ندارد، هدف نهایی آمریکا در رابطه با

ایران این است که این کشور باید به دور از هر گونه مداخله خارجی بتواند آینده خود را مشخص کند.

این اصول دائماً همزمان با آشوبهای سال گذشته ایران به کار گرفته شده و شاخصهای اصلی

سیاستهای آتی ما خواهند بود.


در متن این اصول ما این اهداف مهم را دنبال کرده ایم

در متن این اصول ما این اهداف مهم را دنبال کرده ایم:

اولاً، امیدواریم که شاهد پایان خونریزیها باشیم تا مردم ایران بتوانند زندگی عادی خود را از

سرگیرند، چون تنها در این شرایط است که با برگزاری مباحث منطقی می توان راه حلهای سیاسی را

برای مشکلات ایران یافت و ثبات را بر این کشور حکمفرما نمود. ما از تمام طرفین خواهیم خواست

که با راههای مسالمت آمیز به اهداف سیاسی خود دست یابند.

ثانیاً، ما خواهان حفظ روابط خود با ایرانی مستقل، با ثبات و امن هستیم. ما معتقدیم که منافع

ایران و آمریکا به یکدیگر وابسته اند بنابراین خواستار حکمفرما شدن جوی توأم با احترام متقابل و

همکاری مثبت می باشیم. ما معتقدیم که این امر به نفع ایران، آمریکا و جهان آزاد خواهد بود.

ثالثاً، ما خواهان ایرانی با ثبات و کامیاب هستیم تا بتواند نقش خود را در منطقه و جامعه

بین المللی ایفا کند. ما آماده کمک فنی به ایران در سطوح دولتی و دیپلماتیک هستیم تا بنیه تولیدی

خود را بازیافته و حس اعتماد بین المللی را که طی دهه گذشته نسبت به خود جلب کرده بود بار دیگر

ص: 40

به دست آورد. آغاز مجدد صادرات نفتی ایران به نفع اقتصاد ایران و اقتصاد جهان آزاد است.

ما معتقدیم که این اهداف نه تنها به حفظ منافع کشور خودمان بلکه به حراست از منافع مردم ایران

نیز خواهد انجامید. به نظر ما همین اهداف زمینه عملی همکاریهای آتی را فراهم می آورد.


در پیش رو چه داریم؟

در پیش رو چه داریم؟

ایران در چنگال یک بحران عظیم اجتماعی گرفتار آمده است و به نظر ما این روند به سادگی حل

نخواهد شد و برای ما نیز قابل توجیه نیست که تنها سیر وقایع را پیش بینی کنیم. مردم آمریکا و ایران

در مورد چهار معیار اساسی توافق دارند.

اولاً، ما هر دو از موروثات مذهبی قدرتمندی برخورداریم.

مردم هر دو کشور به نحوه ای از زندگی معتقد هستند که از اصول اخلاقی نشأت گرفته باشد. ما

معتقدیم که این اصول باید راهنمای دولتی واقعاً عادل باشد.

ثانیاً، ما معتقدیم که مردم حق اظهار نظر سیاسی از طریق نهادهای تشکیل شده توسط خود را

دارند. ما هر دو معتقدیم که ایرانیها باید در مورد حکومت آتی خود تصمیم بگیرند همان طور که در

آمریکا این کار توسط مردم آمریکا انجام می شود.

ثالثاً، هر دوی ما به استفاده از سلامت ملی خود در جهت بهبود وضع زندگی مردممان معتقدیم. به

همین دلیل آمریکا آماده است در زمینه عمران کشور به ایران کمک کند.

نهایتاً اینکه، آمریکاییها و ایرانیها خواستار پدید آمدن ایرانی واقعاً مستقل می باشند. ما به هیچ وجه

خواهان دیکته کردن سیاستهای دولت ایران نیستیم.

بر اساس همین اشتراک نظر و منافع، ما تلاش خواهیم کرد تا رابطه نزدیک بین ایران و آمریکا را

حفظ نماییم.

در نگاهی به آینده، آمریکا با رهبران ایران در جهت تقویت حکومتی غیر نظامی و جلب حمایت

مردمی از اعاده نظم و قانون و ایجاد یک بنیاد سیاسی سالم برای تداوم پیشرفت و استقلال ایران

همکاری خواهد نمود.ونس


سفر فرانسوا پونست، وزیر خارجه فرانسه به کپنهاک

سند شماره (10)

طبقه بندی : خیلی محرمانهتاریخ : 29 ژانویه 1979 9 بهمن 1357

از : سفارت آمریکا در کپنهاک به : وزارت امور خارجه در واشنگتن دی. سی.

موضوع : سفر فرانسوا پونست، وزیر خارجه فرانسه به کپنهاک

1 تمام متن خیلی محرمانه است.

2 خلاصه: دفتر وزارت امور خارجه در تاریخ 6 بهمن ماه در مورد سفر پونست به کپنهاک در

تاریخ 3 بهمن گزارشی به ما ارائه کرد. موضوعات مورد بحث عبارت بوده اند از نظام پولی اروپا و

رابطه آن با موازنه مقادیر پولی، مناقشه بودجه ای پارلمان و شورای جامعه کشورهای اروپایی، خلع

سلاح، ایران و تأثیر آن بر حل مسائل خاورمیانه، و هندوچین. (پایان خلاصه)

3 فرانسوا پونست، وزیر خارجه، عصر روز 3 بهمن ماه از راه رسید و در ساعت 10 همان شب

ص: 41

آنجا را ترک گفت. این سفر یکی از چند سفری است که پس از انتصاب به سمت جدید انجام داده

است. در کپنهاک وی با وزیر خارجه دانمارک یعنی هنینگ کریستوفرسن و چند تن از دیگر مقامات

ملاقات کرد و پس از آن در ضیافت شامی که از طرف کریستوفرسن تهیه دیده شده بود حضور یافت.

4 در ملاقات قبل از شام سه موضوع مورد بحث قرار گرفت. نظام پولی اروپا، رابطه توازن مقادیر

پولی و آغاز کار نظام پولی اروپا و مناقشه بین شورا و پارلمان جامعه کشورهای اروپایی بر سر

بودجه. بنابه گفته مقام وزارت خارجه دانمارکیها در مورد این مسائل با میهمان خود برخوردی

«عادلانه» داشتند.

5 ضیافت بحث و شام بیشتر یک «ضیافت شام» بود. وزیر خارجه فرانسه در مورد کنفرانس

پیشنهادی دولت خود در زمینه خلع سلاح اروپا؛ اوضاع ایران و تأثیر آن بر حل تضاد موجود در

خاورمیانه و اوضاع آسیای جنوب شرقی گفتگو کرد.

الف. فرانسوا پونست در مورد کنفرانس خلع سلاح اروپا گفت باید بر اصول موجود در پیشنهاد

تأکید خاصی نشده یعنی هر کشور به تنهایی امنیت خود را تضمین نماید. وی در مقام تأیید گفت ابتدا

باید به مسئله نیروهای قراردادی و پس از آن به اهمیت شرایط رضایتبخش تأیید پرداخت. وی گفت

فرانسه حاضر است در رابطه با پیشرفت کنفرانس صبر و حوصله بسیاری به خرج دهد. (وی در مورد

15 10 سال تلاش شوروی در رابطه با کنفرانس از این نوع سخن گفت)

ب فرانسوا پونست در مورد آینده ایران با «بدبینی» سخن گفت و اظهار داشت که این کشور

دچار «آشوب و بی ثباتی» خواهد شد. وی گفت نگرانی او این است که اروپا در نتیجه این وضع در

اواخر سال جاری دشواریهای مربوط به کاهش عرضه نفتی را تجربه خواهد کرد.

ج بنابه اعتقاد وزیر خارجه فرانسه، رویدادهای ایران احساس ناامنی اسرائیل و مصر را افزایش

می دهد. اسرائیل که گذشته از دیگر مسائل نگران وضع آتی نفت است، در انعقاد قرارداد دوجانبه با

مصر انعطاف پذیری کمتری نشان خواهد داد و مایل به استرداد قلمرو تحت اشغال خود نخواهد بود.

گسترش نا امنی حل مسائل خاورمیانه را از طریق کمپ دیوید دشوارتر خواهد نمود. به گفته فرانسوا

پونست این شرایط در صورت انعقاد قرارداد بین مصر و اسرائیل موضع اروپا را پیچیده تر خواهد کرد.

وی افزود در چهار ماه گذشته جامعه کشورهای اروپایی از انعقاد این قرارداد استقبال می کرد، لیکن در

حال حاضر پاسخ جامعه کشورهای اروپایی ابهام آمیز است. (مقام سفارت خواستار توضیح بیشتر در

این مورد شد. اما مقام وزارت خارجه گفت که در ضیافت شام بیش از این چیزی اظهار نشده است).

د مقام وزارت امورخارجه گفت موضع وزیر امورخارجه فرانسه در مورد هندوچین با موضع

آمریکا و دانمارک مطابقت دارد. یعنی حضور ویتنامیها در کامبوج غیر قابل قبول است؛ در مورد

تحریم کمکها صحبت شد، ولی در عین حال گفته شد باید راهها باز باشد چون ممکن است ویتنامیها به

اشتباهات خود اعتراف کنند. و ویتنامیها باید بدانند که غرب هنوز هم از «طرفین بالقوه»

می باشد.مانشل


بحثهای اقتصادی حامیان آیت اللّه خمینی

ص: 42

سند شماره (11)

79 02173 / 315 TDFIRDBتاریخ : 5 فوریه 1979 16 بهمن 1357

طبقه بندی گزارش : سری هشدار، شامل منابع و شیوه های اطلاعاتی است غیرقابل رؤت برای

بیگانگان غیر قابل رؤت برای پیمانکاران یا پیمانکاران مشاور

کشور : ایران

موضوع : بحثهای اقتصادی حامیان آیت اللّه خمینی (تاریخ اطلاعات: اوایل فوریه 1979)

منبع: یک.... و نویسنده مقالات بازرگانی که به مخالفین مذهبی در تهران دسترسی دارد. او قبلاً نیز

در مورد امور اقتصادی گزارش داده است ولی میزان دسترسی وی به جامعه مذهبی مشخص نیست.

1 مشاورین آیت اللّه روح اللّه خمینی اکنون به این سؤل پرداخته اند که پس از به دست گرفتن

قدرت چگونه با مشکلات اقتصادی عظیم کشور دست و پنجه نرم خواهند کرد و درصدد فرمول بندی

اصول مهم برای هدایت برنامه های اقتصادیشان برآمده اند. عموماً، آنها از کلی گویی در مورد اصل

ملی سازی واحدهای تولیدی و تأکید بر تولیدات کشاورزی پا را فراتر ننهاده اند. اصولاً این مشاورین و

نیز شخص خمینی سعی دارند در ابتدای امر با ماهیت اقتصاد ایران برخورد کنند. در حقیقت حاضرند

اقتصادی نه چندان پیچیده را بپذیرند تا در آن صورت بتوانند حضور خارجی را در ایران و نیز سلطه

بیگانگان بر اقتصاد کشور را کاهش دهند. علاوه بر این در مورد نیاز کشور به صادرات نفت به میزان

قبل از دوران اعتصاب اظهار تردید کرده اند. آنها که نگران قدرت جذب اقتصاد کشور هستند معتقدند

که کاهش تولید اقتصاد را تحت کنترل آنها در آورده و در نهایت سبب کنترل مسیر حرکت آن خواهد

شد.

2 در زمینه های خاص، خمینی و مشاورانش در نظر دارند اقدامات زیر را دنبال کنند:

الف: کشاورزی خمینی بر این باور است که برنامه اصلاحات ارضی شاه سبب نابودی بسیاری از

اراضی زراعی ایران در نتیجه تقسیم آنها شده است چون این تقسیمات از نظر اقتصادی مقرون به صرفه

نبوده و دهقانان را از آزادی چندانی برخوردار نمی کرده است. دولت الهام گرفته از خمینی بر

کشاورزی تأکید خواهد کرد ولی برنامه های این دولت برای انجام چنین کاری هنوز طرح ریزی نشده

است.

ب: کارگری در مورد برخورد با مسئله کارگری و نیز افزایش مزایا و خدمات اجتماعی برای

کارگران نیز هیچ برنامه خاصی فرمول بندی نشده است.

ج: صنعت خمینی و مشاورانش شدیداً در فکر ملی سازی تمام واحدهای تولیدی مهم اقتصاد

ایران می باشند. صنایع بهائیها و به خصوص شرکت مهم «ارج» از این جمله بوده و مورد توجه خاص

قرار دارد. ولی برنامه ای خاص که از طریق آن ملی سازی تحقق خواهد یافت و یا از طریق آن بخش

تولیدی اقتصاد به حرکت در خواهد آمد، تدوین نشده است.

د: بانکداری بر طبق اصول اسلامی، بانکها دیگر بر اساس معیارهای پذیرفته شده غربی عمل

نخواهند کرد و ملی خواهند شد. بانکها باز هم پول قرض خواهند داد ولی بهره ای به آن تعلق نخواهد

گرفت، بلکه منافع حاصله از سرمایه گذاریها قابل توزیع است و ضرر و زیان حاصل از آن قابل جذب.

سیاستهای مربوط به پس انداز و دیگر معاملات بانکی نیز در مرحله فرمول بندی است.

ص: 43

3 (اظهار نظر منبع: طرز فکر اقتصادی خمینی و مشاورانش نادر است و پس از تفحص بیشتر از

جمله در مورد نحوه اجرای برنامه ملی سازی، این مشاورین می گویند که جزئیات بعداً به اطلاع خواهد

رسید. بخش اعظم این طرز فکر ناشی از ساده اندیشی است و در حین اتخاذ تصمیم در مورد اقتصاد و

مولد بودن آن تغییر خواهد کرد.)

4 بدست آمده در: ایران، تهران (4 فوریه 1979). شماره از حوزه فعالیت 10438 NIT

5 انتشار از حوزه فعالیت: سفارت و مشاور اقتصادی در تهران. ارسال شده به پاریس، کویت،

جده، ابوظبی، امان، قاهره، تل آویو، منامه، مسقط، دهلی نو، کابل، اسلام آباد، کراچی (فقط برای

مقامات ارشد).

طبقه بندی گزارش سری : هشدار، شامل منابع و شیوه های اطلاعاتی است غیر قابل رؤت برای

بیگانگان غیر قابل رؤت برای مشاورین یا مشاورین پیمانکار پخش و اقتباس خبر تحت نظر

تهیه کننده. تا تاریخ 5 فوریه 1999 در بایگانی ضبط شود. طبقه بندی توسط مأمور گزارشگر ثبت شده

است. تمام اجزای گزارش حاوی طبقه بندی و قیود کل سند می باشند.


چه اشتباهی در ایران رخ داد؟

سند شماره (12)

استانلی(1) تی. اسکودروخیلی محرمانه

چه اشتباهی در ایران رخ داد؟

در تمام مدت بعد از جنگ و به خصوص از سال 1953 به این طرف، آمریکا با شاه ایران و

رژیمش رابطه ای بسیار نزدیک برقرار نمود. ما در سرنگونی نخست وزیر چپگرا و ناسیونالیست یعنی

مصدق و بازگرداندن شاه از تبعید مختصرش در اروپا نقش بسیار مؤری را ایفا نمودیم. ما چند میلیارد

دلار در زمینه پروژه های کمک دو جانبه مصرف کردیم که بسیاری از آنها به خوبی قابل درک بود و

مورد تمجید قرار گرفت. بر اساس منافع مشترک امنیتی و نیز قدرت خرید ایران، ما به ایران کمک

کردیم تا به صورت قدرت بی چون و چرا در خلیج فارس درآید. ما در آن کشور دارای هزاران

مستشار و تکنیسین نظامی و غیر نظامی بودیم. از حاکمی نیرومند و مستبد حمایت می کردیم که در

نتیجه بصیرت خویش به ضرورت عمران ملی پی برده بود و ظاهراً آن قدر شجاع بود که هدایت ایران

را در مسیر اصلاحات اقتصادی و اجتماعی ملی به دست گرفت تا ایران بتواند به قرن بیستم وارد شود.

این فهرست بسیار عریض و طویل است ولی به طور خلاصه می توان گفت که ما در انجام این کارها

موفق بودیم.

لیکن پس از بازگشت به تهران در نوامبر 1978، پس از 3 سال و نیم دوری از این شهر، متوجه

شدم که شاه آخرین روزهای عمر حکومت خود را پشت سر می گذارد. مقامات آمریکایی با وسایط

نقلیه زرهی و همراه گاردهای مسلح سفر می کردند، تا از آنها نه در برابر گروههای منزوی تروریستی

بلکه در برابر دسته های عظیمی از افراد ایرانی معمولی حراست به عمل آید. سفارت و دیگر تأسیسات

آمریکا و دولت ایران نیز به وسیله کامیونهای مملو از سربازان ایرانی مسلح به سلاحهای خودکار در

1- استانلی اسکودرو دوبار در ایران خدمت کرده است؛ آخرین دوره آن به صورت موقت و بین ماههای نوامبر ژانویه بود. در حال حاضر وی خدمت می کند. UNP / در دفتر امور ای
ص: 44

برابر این گونه خطرات حراست می شد. با این وصف سفارت و کنسولگری ما در تبریز مورد حمله قرار

گرفت و محوطه سفارت به تصرف مهاجمین در آمد. بعدها خود سفارت نیز برای مدت کوتاهی به

تصرف مهاجمین درآمد. احساسات ضدآمریکایی خشونت بار در تمام بخشهای جامعه ایران حس

می شد و بسیاری از قدرتهایی که ما سیاستهای خویش را بر آنها بنا نهاده بودیم اکنون به صورت

خطری متوجه خود ما شده بود، این وضع پس از عزیمت شاه در اواسط ژانویه بسیار وخیمتر گردید.

خطر تجدید و تشدید هرج و مرج، جنبه ای واقعی تر به خود گرفت.

واضح است که سیاست ایرانی ما که برای مدت 30 سال در خدمت به ما مؤر واقع شده بود، اکنون

به صورت عاملی بی ربط و ناهنجار در آمده و در مواردی بسیار حتی قبل از سقوط شاه نیز خطراتی

را علیه منافع ما بوجود آورده بود. بنابراین بجاست اگر سوأل شود که در ایران چه اشتباهی رخ داده و

چرا ما با وجود این همه منافع در ایران وقوع آن را پیش بینی نکرده بودیم.

شرح کامل وقایع و نیروهایی که منجر به سقوط دیکتاتوری شاه گردید تا مدتها موضوع بحثهای

علمی خواهد بود، به هر حال، در این نوشتار امکان این کار نیست. ولی می توان گفت که این وضع به

طور مسلم نتیجه مستقیم یک انقلاب اصیل داخلی بود، نه نا آرامی و آشوب هدایت شده از خارج.

آنچه که به طور بسیار ساده لوحانه ای گفته شده این است که نظام حکومتی شاه به وجود یک دست

قدرتمند در رأس حکومت با حمایت یک مکانیزم حکومتی خشن و توان مالی لازم برای کاهش

نارضایتیها از طریق اجرای برنامه های عمرانی، سوبسید مستقیم و همکاری کسانی که ممکن بود در

غیر این صورت به مخالفت با رژیم برخیزند، بستگی داشت. سالها سرکوب، فساد، عدم مدیریت،

چاپلوسی و تملق، وعده های توخالی، و عدم سیاست و کارایی کلی هر دو ستون رژیم را تضعیف و

باعث شد که بسیاری از ایرانیها که به هر حال نسبت به حکومت خویش بدبین و بی اعتماد هستند،

نسبت به موفقیتهای چشمگیر و باارزش حکومت سلطنتی واقعیات را نادیده بگیرند. نوآوری سریع و

فرصتهای آموزشی رو به رونق نیز صحنه را برای سقوط پهلوی فراهم نمود.

به نظر من، دو واقعه در مرحله نهایی سقوط نقش بسیار بسزایی داشته اند. واقعه یا عامل اول و

مهمتر تصمیم سال 1974 شاه مبنی بر استفاده از درآمد افزایش یافته نفتی ایران در تسریع حرکت

برنامه های عمرانی ملی بود که با پذیرفته شدن این خطر همراه بود که ممکن است تولید آن قدر

افزایش نیابد که موجب افزایش تقاضا و از بین رفتن تورم گردد. در زمان آغاز این تصمیم ایران دارای

یک تورم دو رقمی بود، کشور فاقد زیربنای فیزیکی، نیروی انسانی مجرب و مدیریت متخصص

ضروری جهت جذب برنامه هایی معادل 50 درصد برنامه های جاه طلبانه بود. این نقائص در نتیجه

تلاش و سرسپردگی شاه به تجهیز غیر ضروری و بیش از حد ارتش، بیشتر جلوه گر شد. در نتیجه، در

تمام موارد برنامه های عمرانی ناموفق ماند ولی تورم رو به افزایش گذاشت. سطح تورم در حال حاضر

بیش از 50 درصد است. با وخیمتر شدن وضع اقتصادی شکاف موجود در توزیع درآمدها آشکارتر

گردید. نارضایتی مردم افزایش یافت و توان رژیم در استفاده از منابع مالی به عنوان وسیله ای برای

حفظ بقای خود رو به ضعف نهاد.

رویداد دوم ظهور سیاست حقوق بشر دولت کارتر بود. بسیاری از ایرانیها سرسختانه معتقدند که

سیاستهای کشورشان از اواخر قرن نوزدهم، بوسیله یک دست خارجی هدایت می شود، که اولین آنها

ص: 45

روسها یا انگلیسیها بوده و از سال 1953 به بعد آمریکاییها بوده اند. بعضی از مخالفین، سیاست حقوق

بشر را گامی در جهت دوری از شاه و ضعف بعدی تاج و تخت تلقی می کنند. چون در نتیجه آن، آنها

تشویق و فعالتر گردیده بودند. در همان حال شاه نیز که مایل بود جو سیاسی خاصی پدیدار گردد تا

امکان انتقال قدرت به فرزندش پیدا شود و شاید عکس العمل در قبال سیاست حقوق بشر نشان داد،

اقداماتی انجام داد تا حیات سیاسی ایران آزادتر گردد.

به طور کلی می توان گفت که ایرانیها نسبت به قدرت حکومت نظر خاصی دارند، یعنی آن را مانعی

در راه موفقیتهای فردی تصور می کنند و به همین دلیل سعی می کنند در هر حال آن را نادیده بگیرند.

پس از این نادیده گرفتن و تخلفها، قدرت حکومتی قابل تحقیر می باشد؛ ولی حکومتی که در آن

تخلف جایز نباشد از نظر آنها واجد احترام همراه بابی میلی است.

حکومت مطلقه شاه حد و حدود ابراز مخالفتها را معین کرده بود. ولی حرکتهای وی مبنی بر ایجاد

فضای باز سیاسی و بیانیه های ما در زمینه حقوق بشر این ابعاد را تغییر داده و ابعاد جدیدی را

جایگزین آن ساخته بود مردم ایران که نمی خواستند باور کنند رژیم اگر ضعیف نباشد میزان کنترل خود

را کاهش نخواهد داد. در تمام جهات به اعمال فشار پرداخته و تلاش کردند با این کار محدوده های

جدید رفتار سیاسی فردی را مشخص کنند تا به امروز آنها نتوانسته اند این مرزها را شناسایی کنند؛

چون شاه نمی توانست یا نمی خواست دست به اقدامات خنثی بزند که در گذشته موقعیت وی را

مستحکم ساخته بودند و دولت جدید نیز هنوز نتوانسته است ابراز قدرت لازم تخصص در مدیریت و

انسجام ملی را که باید برای نیل به موفقیت در اختیار داشته باشد بدست گیرد.

در زمانی مناسب، رهبر تبعیدی اسلامی آیت اللّه روح اللّه خمینی، مخالفت خود را از سرگرفت و به

صورت نشانه و عامل خشونت و خشم مردم در آمد. همانطور که در زمینه هر حرکت انقلابی ملی

موفقیت آمیز در ایران معاصر صادق است، این نهاد اسلامی نیز محیطی مورد احترام را برای ائتلاف

عناصر مخالف پدید آورد و برای به حرکت در آوردن نهضت از توان ارزشمند خود در بسیج شمار

عظیمی از مردم استفاده کرد.

همین ائتلاف انقلابی مستقیماً یا به طور غیر مستقیم باعث مرگ یک شاه، اخراج یک شاه دیگر، و

تبعید موقت شاه سومی در طول 83 سال گذشته شده است. اکنون نیز باعث انقراض حکومت آخرین

شاه احتمالی این کشور گردیده است. از میان تمام شاهانی که از زمان تأسیس سلسله قاجاریه در سال

1796 در ایران حکومت کرده اند، تنها یک شاه با انتقال آرام و بدون دردسر قدرت به تاج و تخت

دست یافته است. با در نظر گرفتن این شواهد تاریخی باید گفت که خطری که محمدرضا پهلوی را از

سوی انقلاب ایران تهدید می کرد نباید باعث شگفتی شود. ولی همه شگفت زده شده اند.

ساده تر بگویم، ما برای سقوط رژیم پهلوی آماده نبودیم چون نمی خواستیم واقعیت را بپذیریم.

گفتن این مطلب که پس از سال 1953 شاه به صورت بازیچه آمریکا در آمده بود مبالغه آمیز است ولی

این مبالغه چندان شدید نیست. به هر حال با گذشت سالها او بیشتر نسبت به خودش اعتماد پیدا کرد و

برخورد ما یا او نیز به صورت یک طرف مساوی در آمد ولی با رشد این رابطه سالمتر، خطای اساسی

در سیاست آمریکا بیشتر جلوه گر شد، که همانا همسو خواندن منافع آمریکا در ایران و منافع رژیم

پهلوی بود. در حدود سال 1968 یعنی زمانی که در خاطر من مانده، می بینم که سیاست پنهانی وزارت

ص: 46

خارجه، سفارت (و احتمالاً دولت، گرچه یک مقام تازه کار چون من نمی تواند در این مورد با قاطعیت

اعلام نظر کند.) بر ارسال گزارشهایی خطیر در انتقاد از شاه استوار بود. در طول خدمت خود در تهران

در سالهای 75 1971 نیز شاهد پیگیری همین سیاست بودم. پس از مطرح کردن این سؤل به طور

کلی، به من گفته شد که اطلاعات خطیر می تواند به خارج رخنه کرده و توسط دشمنان شاه در

واشنگتن مورد استفاده نادرست قرار گیرد. در مورد یک موضوع خاص وقتی که به من دستور داده شد

که در مورد ازدواج موقت شاه با یک زن ایرانی گزارشی ارسال ننمایم، به من اطمینان داده شد که این

موضوع در نامه های رسمی و غیر رسمی به طور کامل مطرح شده است. ولی به نظر من نمی توان به

این ترتیب جامعه اطلاعاتی را در جریان یک رویداد مهم قرار داد.

از طریق تحمیل این سیاست اصولاً غیر صادقانه در طول دهه گذشته وزارت خارجه خود را از

اطلاعاتی محروم نمود که می توانست آمریکا را بهتر از پیش آماده پذیرش رویدادهای اخیرا ایران

سازد.

محدود شدن تماسهای بین سفارت و کسانی که تماس آنها با ما از نظر شاه مانعی نداشت نیز این

خطا را شدت بیشتر بخشید. تماس با رهبران جناح مخالف و تشکیلات اسلامی ممنوع شده بود. به

جای آن سفارت می بایست تنها با همان محفلی از رابطها تماس بگیرد که طی 25 سال گذشته آنان را

در اختیار داشته است. به طور کلی این افراد حامی شاه بودند. ثروت، قدرت نفوذ و تا حدودی رفاه

جسمانیشان به ادامه الطاف سلطنتی بستگی داشت. لیکن در نگرش به ایران از دید آنها ما نیز این

کشور را مانند یک سلطان می دیدیم. بنابراین شگفت آور نیست که ببینیم اکثر گزارشهای ارسالی در

حمایت از شاه و برنامه هایش بوده اند.

حتی در صورتی که می خواستیم نظریات تمام عناصر جامعه ایران را گزارش کنیم، فقدان مقاماتی

که در زمینه کاربرد زبان فارسی شایستگی داشته باشند، کار ما را با موانع خاصی روبرو می ساخت.

حفظ تماس با سران اسلامی و بازاری، بدون وارد بودن به زبان فارسی غیر ممکن است و همین

مسئله در مورد بسیاری از اساتید و دانشجویان دانشگاهی نیز صادق است. یک مسافر در سفر خود به

استانها اگر نتواند به زبان مردم صحبت کند، در هاله ای از جهالت خواهد ماند.

روسها قبل از ارسال هریک از مأمورین خود به ایران قبلاً آنها را به مدت پنج سال در زمینه

مطالعات شرقی آموزش می دهند، تا به محض ورود بتواند به زبان فارسی تکلم کرده و حتی بنویسند.

امکان در پیش گرفتن برنامه ای مشابه برنامه های روسی عملی نیست، ولی مقامات ما خوشبختند که

می توانند حداقل مدت 10 ماه در زمینه زبان فارسی آموزش ببینند. لیکن قبل از ورود به محیط تهران

که زبان انگلیسی در آن کاملاً رایج است، باید آموخته های خود در آمریکا را طی یک دوره شش

ماهه در یکی از دانشگاههای ایرانی خارج از تهران مانند دانشگاه فردوسی مشهد که برنامه فارسی

بسیار خوبی دارد تقویت نمایند. گذراندن این دوره سخت برای تمام مقامات متخصص زبان آسان

نیست ولی باید از مقامات سیاسی خواسته شود که این دوره را حتماً بگذراند.

با بررسی وقایع گذشته واضح است که ما به جاهل و غافل ماندن خود در مورد بسیاری از

جنبه های شرایط ایران از طریق وارد شدن از آسانترین راه ممکن کمک کرده ایم. ما راهی نداشتیم مگر

آنکه با حاکم مطلق ایران که در هر حال تمام امکانات را در اختیار ما قرار می داد، برخورد داشته

ص: 47

باشیم. بنابراین چرا بیشتر خود را به دردسر بیندازیم؟ به هر حال، در جهان امروز هر سیاستی که بیش

از 25 سال قابلیت کاربرد داشته باشد سیاست خوبی است.

موضوعی که باعث شرمساری ما شده اینست که ما درصدد یافتن راه حل نبوده ایم بلکه از یک

بازنده حمایت کرده ایم. در صورتی که می توانستیم حوزه تماسهای خود را گسترش داده و در همان

حال مانع از آسیب پذیر شدن روابط خود و شاه نیز بشویم. هنگامی که ما او را از تصمیمات خود در

زمینه تماس با مخالفین مطلع ساختیم، او با مسئله با تردید و سوء ظن برخورد نمود.

حتی اتخاذ یک سیاست گزارشگری که کمتر در آن ابهام و تردید باشد نیز نمی توانست ما را در

نجات شاه یاری دهد. آن چه بر او رفت، دیر یا زود و شاید در مورد این این شاه نه بلکه در مورد

فرزندش رخ می داد ولی زمانی که ما از پیدایش انقلاب با خبر شدیم، متوقف ساختن آن غیر ممکن

شده بود. اما در صورتی که دولت ما آماده اقدام بر اساس اطلاعات متناقض با سیاست موجود بود با

تماسهای وسیعتر و گزارشات دقیقتر و حتی به قیمت به خطر افتادن روابط صمیمانه دولت آمریکا و

دولت ایران، ما می توانستیم بسیاری از وقایع را پیش بینی کرده و میزان خسارات وارده به موقعیت

خویش در ایران را به حداقل کاهش دهیم. امروزه، تا آنجا که به دولت کنونی و مردم ایران مربوط

است. این وضع و موفقیت به خطر افتاده و با دشواری بسیار و زحمات طاقت فرسا شاید بتوان آن را

احیا نمود.

ما در دوران بعد از جنگ چین و در ویتنام مرتکب همین خطا شدیم و هرگاه که منافع خویش و

دولت مورد حمایت خود را تمیز ندهیم باز هم همین طور خواهد شد. ولی بالاخره باید بیاموزیم که

هدف از گزارشات سیاسی ارائه اطلاعات و تجزیه و تحلیلهای آگاهانه برای کمک به اتخاذ

تصمیم گیریهای لازم در زمینه خط مشی های آتی است، نه پیگیری و حمایت از سیاستهای موجود.

بالاخره باید اعتراف نمود که هیچ سیاستی خالی از خطا نیست.

طبقه بندی شده توسط گالن فوکس مطابق برنامه خروج از طبقه بندی بخشنامه اجرایی شماره

12065 است. در تاریخ 1 ژوئن 1985 از طبقه بندی خارج خواهد شد.


تأیید متن سخنرانی

سند شماره (13)

تاریخ : 25 آوریل 1979 5 اردیبهشت 1358

از : دریادار اف. سی. کالینز، نیروی دریایی آمریکا

به : رئیس اطلاعات، اداره نیروی دریایی، واشنگتن دی. سی. 20350

پیوست : (1) چهارچوب لازم برای سخنرانی در مورد انقلاب ایران

موضوع : تأیید متن سخنرانی؛ درخواست برای:

1 از ماه مه 1978 تا فوریه 1979 اینجانب به عنوان مشاور اصلی فرمانده کل قوا در نیروی

دریایی شاهنشاهی ایران خدمت می کردم و در عین حال سرپرست بخش نیروی دریایی هیئت

مستشاری نظامی آمریکا در ایران نیز بودم. لازم است بگویم که این دوره بسیار پر ماجرا و جالب بود،

چون فرصتی بسیار شگفت انگیز فراهم نمود تا جهش ایران از یک نیروی دریایی مربوط به جنگ

جهانی دوم به تکنولوژی قرن بیستم و ناوشکنهای کورش طبقه 993 و نیز انقلابی بسیار خشونت بار

ص: 48

که توانست یک دودمان 50 ساله حکومت استبدادی را سرنگون سازد، مشاهده نمایم.

2 با پیش بینی این که شنیدن این داستان دست اول برای بعضیها جالب توجه خواهد بود، مطالبی

را تحت عنوان «آناتومی انقلاب» به رشته تحریر در آورده ام تا زیر بنا یا مبنای نکات مطروحه توسط

اینجانب باشد. این نوشتار جنبه واقعیت نگاری دارد و تنها در دو صفحه آخر به ذکر نظریات شخصی و

علت وقوع آن پرداخته ام.

مطالب دارای عناوین مربوطه و مناسب نیز خواهد بود. کمکهای بصری اینجانب در تأیید مطالب

عبارتند از گرافها و اسلایدهای 35 میلیمتری استخراج شده از روزنامه های کیهان و تهران ژورنال

یعنی دو روزنامه انگلیسی زبان تهران که در دوره مورد نظر منتشر می شد.

3 مایلم شما نیز استفاده از این مطالب را در سخنرانیهای آینده در مورد موضوع انقلاب در ایران

مورد تأیید قرار دهید. برای مدت کوتاهی از منطقه واشنگتن خارج خواهم شد و پس از آن از طریق

وست کوست (کالیفرنیا م) عازم مأموریت می شوم، بنابراین در صورت تمایل می توانید بین تاریخ

28 آوریل تا 7 مه از طریق فرمانده نیروهای زمینی اقیانوس آرام در سان دیاگو با من تماس حاصل

نمایید. پس از این تاریخ جهت خدمت خود را به عملیات 40 معرفی خواهم کرد.

4 با تشکراف. سی. کالینز

رونوشت برای: رئیس هیئت مستشاری نظامی آمریکا

در ایران


آناتومی انقلاب

آناتومی انقلاب

پیشگفتار

اختتام 2507 سال امپراطوری ایرانی در تاریخ 11 فوریه، همه را از جمله آیت اللّه روح اللّه خمینی

و نخست وزیر بختیار در شگفتی فرو برد. چه واقعه ای رخ داد؟ این واقعه چگونه رخ داد؟ آنچه در

ذیل می آید نظریات من در این مورد است.


آغاز

آغاز

* ژانویه 1963 زمانی بود که شاه از طریق «انقلاب سفید» یا «انقلاب شاه و مردم» زمینهای

سلطنتی و موقوفی را بین دهقانان و روستاییان تقسیم نمود. می گویند 60 درصد این زمینها متعلق به

روحانیون بوده است. برای پی بردن به ژرفای نفوذ روحانیت کافی است بدانید که در این کشور 35

میلیون نفری حدود 80000 مسجد، 180000 ملا و بیش از 1200 آیت اللّه وجود دارد. یکی از

ناراضیانی که علناً بر سر موضوع تقسیم اراضی با شاه به مخالفت خشونت بار برخواست، روح اللّه

خمینی بود که در شهر مقدس قم در 90 مایلی جنوب تهران مشغول تدریس بود. به خاطر همین

مخالفت تبعید شد و تا تاریخ 6 اکتبر 1978 یعنی زمان عزیمت به پاریس، در شهر مقدس نجف به سر

می برد. نقل مکان وی به پاریس در نتیجه اعمال فشارهای مقامات عراق صورت گرفت چون

می خواستند که روابط بهبود یافته شان با ایران به قوت خود باقی بماند.

* تجلیات خارجی انقلاب در ایران به تاریخ 8 ژانویه 1978 برمی گردد که در آن دانشجویان در

ص: 4

قم و اصفهان دست به شورش زدند. در اصفهان و دیگر شهرهای اطراف حکومت نظامی برقرار گردید.

* در ژوئیه 1978 آرامش نسبی در تهران برقرار بود، ولی گاهی نیز تظاهراتی برگزار و اماکن

عمومی (بانکها، مشروب فروشیها و ماشینها) تخریب می شد. شاه و خانواده اش بخش اعظم تابستان را

در دریای خزر می گذراندند. شایعه مربوطه به سوء قصد به جان شاه توسط یک افسر جوان ارتش

(ستوان خاتمی، فرزند ژنرال خاتمی متوفی) تکذیب شد و عکسهای شاه و شهبانو در روزنامه ها منتشر

گردید.

* بمب گذاری اوت 1978 در رستوران خانسالار تهران و پس از شورشهای اصفهان در تاریخ 11

اوت به وقوع پیوست و بالاخره در آن تاریخ 17 اوت فاجعه سینما رکس آبادان رخ داد که در آن

377 نفر کشته شدند و این سرآغازی بود بر دورانی توأم با شورشهای فعال و مداوم.

* آیت اللّه شریعتمداری، چهره مذهبی برجسته کشور، علناً خواستار انجام اصلاحات گردید و

آیت اللّه طالقانی که پیشگام زندانیان سیاسی بود توسط شاه از زندان آزاد گردید، ولی او نیز به

شریعتمداری پیوست. در این زمان دولت سعی کرد با خمینی در عراق وارد مذاکره شود ولی موفق

نشد.

* 27 اوت 1978. یکی از نشانه های بارز پیدایش مشکلات، استعفای نخست وزیر آموزگار

است در حالی که بیش از یک سال عهده دار این سمت نبود.

* 28 اوت 1978. شریف امامی، 4جعفر شریف امامی که در سالهای 61 1960 نخست وزیر بود، وارد این

پست شد. همه گمان می کردند که او فردی محافظه کار است که می تواند با روحانیون، جبهه ملی و

غیره ارتباط برقرار سازد؛ متأسفانه امامی تحرک و قاطعیت چندانی ندارد و تظاهرات و خرابکاریها

ادامه یافته است.

* ساعت 6 صبح هشتم سپتامبر. حکومت نظامی در تهران (مقررات منبع عبور و مرور از ساعت 9

شب تا 5 بامداد) و 9 شهر دیگر ایران برقرار شد. نکته مهم اینکه هیچ یک از شهرهای تحت کنترل

نیروی دریایی تابع حکومت نظامی نبودند. ژنرال اویسی فرمانده نیروی زمینی رئیس حکومت نظامی

تهران گردید. صبح روز 8 سپتامبر، جمعیت زیادی در میدان ژاله گرد آمدند تا از میزان جدیت حکومت

در زمینه منع مقررات عبور و مرور مطلع شوند. به ناچار، نظامیان بر روی مردم آتش گشوده و حدود

300 نفر را کشته و حدود 1000 نفر دیگر را زخمی کردند. (آمار دولتی حاکی از کشته شدن 70 نفر و

زخمی شدن 280 نفر بود).

* 17 سپتامبر 1978. زلزله در شهر طبس واقع در شمال شرقی ایران منجر به کشته شدن حدود

25000 نفر شد و غمی دیگر بر ناراحتیهای شاه افزوده شد.

* 6 اکتبر 1978. خمینی، نجف عراق را به مقصد پاریس ترک می گوید و مبارزه تبلیغاتی وسیعی

را علیه دودمان «پهلوی» و دولت آغاز می کند.

* اوایل اکتبر. شاهد تظاهرات کارگران پستخانه و بیمارستانی و غیره بود. در تاریخ 11 اکتبر

اعتصاب 4 روزه روزنامه ها در اعتراض به سانسور مطبوعات شروع شد.

* 26 اکتبر روز تولد شاه. مراسمی خالی از جنجال؛ بار عام در کاخ گلستان در پائین شهر تهران

با بازرگانان، فرهنگیان، روحانیون و مقامات ارشد نظامی. وضع مزاجی شاه خوب است، مردم تحت

ص: 50

تأثیر واقع شده اند شاه در اتومبیلی بدون حضور افراد امنیتی در میان صفوف حضار در کاخ رانندگی

کرد.

* اواخر اکتبر. ساواک پلیس امنیتی و اطلاعاتی ایران به باد انتقاد گرفته شد. ژنرال نصیری رئیس

پیشین ساواک متهم به قتل گردید.

* اول نوامبر. آغاز اعتصاب کارگران نفتی.

* 4 نوامبر. از کریم سنجابی رهبر جبهه ملی دعوت شد تا از پاریس یعنی محل مذاکره اش با

خمینی،به ایران بازگشته و دولتی را تشکیل دهد؛ خمینی فرصت ایجاد یک راه حل مسالمت آمیز را از

بین برد.

* 5 نوامبر. حمله به بانکها، سینماها و مشروب فروشیها به اوج بی نظمی و آشوب رسید. تا به حال

300 بانک تخریب شده، ساختمان 11 طبقه بانک ملی ایران با خاک یکسان شد. مقر 7 طبقه بانک

ملی دستخوش حریق گشته، تعداد بیشماری از سینماها و مشروب فروشیها به آتش کشیده شدند.

دولت شریف امامی استعفا می دهد.

* 6 نوامبر. شاه، ژنرال غلامرضا ازهاری را به عنوان نخست وزیر برگزید. او نیز به نوبه خود

خواستار برقراری نظم و آرامش گردید و به وجود فساد در دولت اعتراف نمود. سخنرانی وی مورد

قبول همگان قرار گرفت و تنها برخی معتقدند که او نیز مرتکب اشتباهات شخصی خواهد شد؛ قانون

اساسی می گوید که شاه نمی تواند خطاکار باشد ولی دولت چرا.

رؤای قوای سه گانه به وزارتخانه ها منصوب گردیدند؛ ربیعی وزیر مسکن، اویسی وزیر کار،

حبیب اللهی آموزش و پرورش/ صنایع / فرهنگ / آموزش عالی، قره باغی وزیر کشور و غیره.

یک هفته بعد استعفا داد چون بر اساس قانون اساسی نمی تواند دارای دو پست مهم دولتی باشد.

* محرم. (10 1 دسامبر). عزاداری برای امام حسین، سومین امام؛ فرزند علی، جانشین محمد)؛

آغاز تظاهرات وسیع سرپیچی از قوانین حکومت نظامی سردادن شعارهای اللّه اکبر از روی بامها نیز

مانند تحقیر حکومت نظامی به صورت امری عادی در آمده است.

* 8 7 دسامبر. تخلیه وابستگان آغاز شد تا خطر ناشی از شورشهای 10 9 دسامبر کاهش

یابد.

* تاسوعا (9 دسامبر). رژه توسط ازهاری مجاز شناخته شد. 34 میلیون تا یک میلیون نفر تا

شهیاد پیاده روی کردند.

* عاشورا (10 دسامبر). تاسوعا تکرار می گردد. میزان جمعیت همان است.

* دسامبر. قطع برق شبانه، کمبود بنزین، نفت و گازوئیل. صفوف 48 ساعته بنزین، صفوف نفت

حداقل 10 8 ساعت. کمبود گازوئیل خانه ها و حمامها را سرد نموده است.

* 30 دسامبر. به ژنرال ازهاری یک سکته قلبی خفیف دست داده و خواستار کناره گیری از پست

نخست وزیری شده است.

* 3 ژانویه 1979. از صدیقی برای تشکیل حکومت دعوت شد ولی نتوانست کابینه ای را تشکیل

دهد. ژنرال اویسی، فرمانده نیروی زمینی و رئیس حکومت نظامی تهران از کشور خارج و عازم

آمریکا گردید. بدعاقبتی بود. شاپور بختیار موافقت کرده است که به سه شرط حکومتی را تشکیل دهد

ص: 51

که عبارتند از: شاه کشور را ترک نماید؛ به او آزادی عمل داده شود؛ و ارتش نیز تحت کنترل وی

درآید. شاه نیز موافقت می کند.

* 7 ژانویه 1979. بختیار کابینه خود را تقدیم می دارد که همه ضد شاه هستند. این کابینه اکنون

باید مورد تصویب مجلس و سنا واقع گردد. مقررات منع عبور و مرور از ساعت 11 شب تا 5 صبح

است. صحبت از کودتاست.

* 15 ژانویه 1979. کابینه بختیار مورد تأیید قرار می گیرد.


چرخش ناگهانی قضایا

چرخش ناگهانی قضایا

* 16 ژانویه 1979. شاه ایران را برای استراحت ترک می کند و شورای نیابت سلطنت را عهده دار

امور می گرداند. تهرانی رئیس شورا می شود. هیجان زیادی وجود دارد. شاه یک روز را در بندرعباس

به سر برد.

* 17 ژانویه 1979. یک روز را نیز در بوشهر به سر برد. روحیه ضعیف است ولی کاملاً درهم

شکسته است.

* 21 ژانویه 1979. کمونیستها تظاهرات عظیمی را در پائین شهر تهران برگزار کرده و با مقداری

مخالفت روبرو می شوند.

* 23 ژانویه 1979. خمینی تهدید می کند که به تهران باز خواهد گشت؛ فرودگاه مهرآباد به مدت

5 روز بسته می شود.

* 25 ژانویه 1979. طرفداران قانون اساسی در حمایت از بختیار راهپیمایی موفقیت آمیزی تا

میدان بهارستان مقابل مجلس به راه می اندازند. 500000 300000

* 27 ژانویه 1979. بختیار می گوید که آماده است با خمینی در پاریس ملاقات نماید؛ خمینی

می گوید: «استعفا در دست پیش بیا».

1 فوریه 1979. خمینی پس از 15 سال به ایران باز می گردد. 750000 تا 1 میلیون با بیان «آقا

آمد» به استقبال وی می شتابند.

6 فوریه 1979. خمینی، مهدی بازرگان 70 ساله را به عنوان نخست وزیر حکومت انقلابی

منصوب می نماید. بختیار می گوید که دولت انقلابی لطیفه ای بیش نیست.

8 فوریه 1979. هفت تن از وزرای کابینه بختیار به سمت بازرگان می روند. قره باغی در مدرسه

افسری می گوید «وظیفه ارتش دفاع از کشور است نه وارد شدن در سیاست».

9 فوریه 1979. در کلیسای جامعه مسیحیان تهران یک سخنرانی تحت عنوان «نمی توان از هیچ

چیز سر درآورد» ایراد می شود. در دوشان تپه، همافران دست به شورش می زنند. از گارد سلطنتی

خواسته می شود تا آن را سرکوب کنند.

10 فوریه 1979. شایع شده که ارتش به نبرد با نیروی هوایی پرداخته است. تیراندازی و آتش

سوزی در جنوب قرارگاه نیروی دریایی.

مقررات منبع عبور و مرور از ساعت 30/16 آغاز می شود، با سرکوب ناآرامیها در دوشان تپه، بخش

نیروی دریایی وارد عمل می شود؛ هیئت مستشاری نظامی آمریکا تصمیم به اقامت در قرارگاه

ص: 52

نیروهای سه گانه می گیرد. کلانتریها به ترتیب و به طور منظم به تسخیر در می آید.


پایان دوران یک دودمان

پایان دوران یک دودمان

11 فوریه 1979. از همه خواسته شده تا از منازل خود خارج نشوند. تیراندازیهای پراکنده.

قره باغی حرکات ارتش را با عبارت «سیاست را برای سیاستمداران بگذارید» خنثی می کند. گارد

سلطنتی به پادگان بازمی گردد. مردم دچار جنون می شوند. شایع شده که آب شهر زهرآلود گشته است.

ژنرال بدره ای، جعفریان و بیگلری هرسه امروز کشته شدند.

12 فوریه 1979. اسلحه خانه گارد سلطنتی به تصرف در می آید. هزاران قبضه سلاح، و میلیونها

فشنگ اکنون در اختیار انقلابیون قرار گرفته است. رادیو اعلام می کند برای خنثی کردن انقلاب

آمریکاییها نیز به گارد سلطنتی پیوسته اند. افراد گارد سلطنتی یا به انقلابیون پیوسته و یا از خدمت فرار

می کنند. تیراندازیها افزایش یافته است. در ساعت 30/4 دقیقه صبح گاست و گروه وی توسط ابراهیم

یزدی نجات یافته و به سفارت رسانده می شوند.

13 فوریه 1979. دریا سالار حبیب اللهی از طریق رادیو از اعضای نیروی دریایی می خواهد که به

کارهای خود بازگردند.

14 فوریه 1979. در ساعت 20/11 گاست تلفن کرد که به سفارت حمله شده است. من به

دریاسالار حبیب اللهی تلفن کرده و خواستار کمک شدم. از ایستگاه پلیس خمینی نیز تقاضای کمک

کردم. در ساعت 45/1 گاست تلفناً می گوید که سفارت اشغال شده و ما تسلیم گشته ایم. نیروهای

یزدی و خمینی از راه رسیده و از چریکها می خواهند که زندانیان را تسلیم کنند و بعد آنان را برای

بازجویی به قرارگاههای خمینی می برند. چریکها ادعا می کنند که مارکسیست و فدایی هستند. مدعی

هستند که در جستجوی اعضاء و سوابق مربوط به ساواک در سفارت می باشند. تمام پرسنل نظامی

سفارت همان روز بعد از ظهر به سفارت باز گشتند. باب پرایور وارد می شود و من از او دعوت می کنم

که در اینجا بماند. در مورد ترک کلیسا در تاریخ 11 فوریه سخن می گوید.

15 فوریه 1979. افراد مسلح دم دروازه اجتماع می کنند. باغبان می گوید که شخص مهمی در

اینجا به سر نمی برد.

16 فوریه 1979. با پرایور همراه می شوم تا مراسم را در اتاق سعدی هتل هیلتون برگزار کند. شبه

نظامیان خمینی درب ورودی را تحت کنترل دارند. در ساعت 30/12 هنگام تهیه نهار عبدل می گوید

که کمیته اینجا آمده و حضور من الزامی است. از 25 نفر کمیته ای هشت نفر وارد محوطه می شوند. از

من سؤال می کنند که چرا هنوز اینجا هستم، از من می خواهند که اینجا را ترک نمایم چون امنیت ندارد.

آنها نمی توانند حراست از ما را عهده دار شوند و با ما رفتاری مؤبانه دارند.

17 فوریه 1979. نیروی دریایی ایران کار خود را آغاز می کند. کمیته به بازجویی افسران ارشد

می پردازد. ناخدا سلطان نماینده ارشد نیروی دریایی است و یک ملا عهده دار امور است. برادران

پورزند وضع خوبی ندارند. کیهان اولین تصاویر مربوط به «عدالت اسلامی» را منتشر می سازد.

دادگاههای انقلابی ژنرال نصیری (ساواک)، ناجی (رئیس حکومت نظامی اصفهان)، رحیمی (رئیس

حکومت نظامی تهران) و خسروداد (فرمانده هوانیروز) را محکوم و تیرباران می کنند. تصاویر خونین.

ص: 53

تصاویر چهار افسر دیگر با دستهایی از پشت بسته شده. آنها نیز به همان سرنوشت دچار می شوند.

عرفات رهبر ساف در شهر است.

18 فوریه 1979. لباسها را به خدمتگذاران می دهم و اسباب و اثاثیه خود را بسته به هیلتون نقل

مکان می کنم و به محض ورود ما اعلام می شود که هتل بمب گذاری شده است.

19 فوریه 1979. در فرودگاه مهرآباد شدیداً تفتیش شده و پاسپورتم هفت بار مورد بررسی قرار

گرفت. پرواز شماره 1502 به سوی آزادی پرواز می کند.


علل اصلی سقوط دودمان پهلوی

علل اصلی سقوط دودمان پهلوی

«تنفر خمینی از شاهنشاه»

«فساد در دولت»

«عدم موفقیت شاه در مراقبت از اوضاع»

«حکومت استبدادی شاهنشاه»

«فقدان اطلاعات باارزش و به موقع توسط آژانسهای اطلاعاتی آمریکا و ایران»

«خروج شاه از صحنه عمومی در ماه سپتامبر»

«حمایت فرانسه از خمینی»

«اخبار به زبان فارسی از شبکه بی بی سی»

«عدم موفقیت در اجرای قوانین حکومت نظامی»

«عدم موفقیت در مبارزه علیه خمینی و مخالفین»

«عدم موفقیت در سرکوب مؤر اعتصابات»

«عدم وجود ارتش با دل و جرأت»

«حدسیات نادرست در مورد توان جذب منابع پرسنلی ایران»

«سیاستهای حقوق بشر»

«عدم برداشت صحیح غربیها از فرهنگ خاورمیانه ای»


سؤالات مهم بدون پاسخ

سؤالات مهم بدون پاسخ

«چرا شاه از رهبریت فعال کناره گیری کرد؟»

«چرا ژنرال قره باغی ارتش را خنثی نمود؟»

«چرا دولت سعی نکرد یا اعتبار خود را نزد مردم بالا ببرد یا حیثیت خمینی را لکه دار کند؟»

«چرا ارتش صنایع اعتصابی از جمله پالایشگاهها و گمرکات را به تصرف خود در نیاورد؟»



ملاقات با کاردار ایران

ص: 54

سند شماره (14)

طبقه بندی: خیلی محرمانهتاریخ: 27 آوریل 79 7 اردیبهشت 1358

از : وزارت خارجه واشنگتن به : سفارت آمریکا تهران فوری شماره: 6924

موضوع : ملاقات با کاردار ایران

1 تمام متن خیلی محرمانه است.

2 فقیه، کاردار ایران در 27 آوریل به تقاضای خودش در بخش ایران امور خاور نزدیک،

حضور به هم رسانید. مقصود اولیه فقیه از این ملاقات دو جنبه داشت:

الف حمایت دولت موقت ایران از درخواست نصر (ناصر) افشار در مورد آزادی (انتشار)

اطلاعات را متذکر شد و همچنین اظهار داشت روحانی و دیگران از وی خواسته اند تا بر حمایت دولت

موقت از انتشار اسناد مربوط به خاندان پهلوی تأکید ورزد.

ب بر پیام اخیر که بوسیله یادداشتی ارسال شده بود و در آن اظهار شده بود چنانچه ایالات

متحده برای خاندان پهلوی ویزا صادر نماید، دولت موقت ایران آن را یک اقدام خصمانه تلقی خواهد

نمود. تأکید ورزید. مقام وزارت خارجه در پاسخ به فقیه خاطرنشان ساخت که وی باید مراقب باشد

که در امور داخلی دولت ایالات متحده دخالت ننماید. دعوای حقوقی ناصر افشار هنوز در دادگاهها

مطرح می باشد و با در خواست وی برای آزادی (انتشار) اطلاعات بنا به صحت یا عدم صحت نفس

دعوا و مطابق با قوانین و مقررات ایالات متحده برخورد خواهد شد. ما کاملاً از احساس قوی دولت

ایران و ایرانیان نسبت به شاه آگاه بوده ایم. گزارش مطبوعات به طور واضح به مسئله غامضی که این

امر برای دولت ایالات متحده ایجاد نموده، اشاره کرده بود. ایران بایستی آگاه باشد که ایالات متحده

در مورد پذیرش خارجیانی که در دردسر افتاده اند. بدون اینکه به سوابق آنان توجه نماید دارای یک

خط مشی سنتی می باشد. ما امیدوار بودیم که روابط با ایران به تدریج تقویت گردد تا بتواند بر پایه و

اساسی محکمتر از مسئله صدور ویزا قرار گیرد. در حال حاضر مسئله آمدن خانواده پهلوی به ایالات

متحده مطرح نشده چون که به نظر می رسد آنها رو به سوی مقصد دیگری نهاده باشند. مقام وزارت

خارجه گفت که چندین ماه پیش در تهران برای خانواده پهلوی ویزا صادر شد.

3 مقام وزارت خارجه در رابطه با بررسی روابط ایران و آمریکا نکاتی که وزیر (خارجه آمریکا)

به آنها اشاره کرده بود را مورد تأکید قرار داد و اظهار داشت که ما مایل به ایجاد رابطه ای نزدیک و

مولد با ایران هستیم ولی قصد نداریم که برای سرعت بخشیدن به آن به ایران فشار بیاوریم. وی اظهار

داشت که ما مشتاقانه از هر گونه پیشنهادی که دولت ایران در تقویت ثبات سیاسی و اقتصادی آن مد

نظر دارد، استقبال می کنیم. ما علی الخصوص خواستار آن می باشیم که هر گونه سوءظنی یا شکی که

ایران ممکن است نسبت به اقدامات آمریکا داشته باشد، در سر میز مذاکره مطرح شود.

4 مقام وزارت خارجه این طور به سخنان خود ادامه داد که ما از اظهارات اخیر خمینی مبنی بر

این که ایالات متحده به نحوی علیه ثبات ایران فعالیت می نماید، ناراحت شده ایم. البته این موضوع

مطمئناً حقیقت ندارد چون که ما قویاً از استحکام بیشتر دولت بازرگان حمایت کرده ایم. ما امیدوار

بوده ایم که آن افرادی که مشاور آیت اللّه می باشند با صراحت و صداقت در مورد موضع ایالات متحده

از ابتدای انقلاب با وی گفتگو کنند. چنانچه آنان سوءظن و تردیدهایی به دل دارند که می خواهند برای

ص: 55

آیت اللّه مطرح نمایند، ما امیدواریم که در ابتدا آن را برای ما مطرح نمایند.

5 مقام وزارت خارجه این طور ادامه داد که یکی از مسائل غامضی که از بازگشت به شرایط

عادی جلوگیری می کند، وضعیت امنیتی محوطه سفارتخانه ما است. تا زمانی که ما حفاظت از آن را

بهبود نبخشیده ایم، قادر نخواهیم بود که بر یک اساس عادی و به آن نحو که مطابق میل ماست شروع

به صدور ویزا بنماییم.

6 مقام وزارت خارجه با اشاره به موضوع ویزا، خاطرنشان ساخت که برخی از کنسولگریهای

ایران عرف جاری در صدور ویزا را رعایت نکرده و برای مثال برخی از ویزاها برای مدت 10 روز و

یک بار ورود معتبر می باشد. برخی از کارمندان کنسولی ما نیاز به ارائه معرفی نامه ای از دولت ایالات

متحده دارند. همانطور که کاردار مطلع است، قانون ما بر لزوم مقابله به مثل در صدور ویزا تأکید دارد.

ما مایل نیستیم که این کار را به یک امر عادی تبدیل نماییم، لیکن اگر وضعیت اصلاح نشود مجبور به

انجام آن می باشیم، فقیه گفت که وی سریعاً به این امر رسیدگی می کند و اظهار داشت که برخی از

اعضای کمیته از عرف جاری عدول می نمایند. او برای تصحیح این وضعیت با دکتر یزدی تماس

خواهد گرفت. ما از او درخواست کردیم که پیش از آنکه از سفارت آمریکا در تهران درخواست نماییم

موضوع را با مقامات دولت موقت ایران در میان بگذارد، وی گزارشی از یافته های خود در مورد این

امر به ما بدهد.

7 سرانجام مقام سفارت موضوع رضا امینی را مطرح ساخت و اظهار داشت که وی شخصاً

نمی تواند قبول کند که رضا امینی در توطئه علیه دولت جدید دخالت داشته است. هیچ گونه اتهامی در

مورد وی اعلام نشده است و اثر عملی ادامه حبس امینی زیانی برای تلاشهای ما در جهت تقویت

روابط ایران و آمریکا می باشد. فقیه این موضوع را یادداشت کرد و اشاره نمود که وی با تهران تماس

خواهد گرفت.ونس


ملاقات کاردار با دکتر محمد ایزدی ، وزیر کشاورزی

سند شماره (15)

طبقه بندی : خیلی محرمانهتاریخ : 4 مه 1979 14 اردیبهشت 1358

از: سفارت آمریکا در تهرانبه: وزارت خارجه آمریکا در واشنگتن دی. سی. فوری

موضوع : ملاقات کاردار با دکتر محمد ایزدی ، وزیر کشاورزی

1 (تمام متن خیلی محرمانه است)

2 خلاصه: در تاریخ 2 مه کاردار طی ملاقاتی با ایزدی وزیر کشاورزی همان پیام سیاسی قبلی

را به وی داد و ایزدی در پاسخ با لحنی مؤدبانه لیکن در کمال خونسردی گفت مایل است که مشکلات

موجود در زمینه سیاست خارجی آمریکا از بین رفته و براساس روابط تاریخی در زمینه آموزشی،

فنی و کالا، رابطه دوجانبه کشاورزی برقرار گردد. در مورد سیاستهای جدید و یا خاص کشاورزی

مطلبی آشکار نشد ولی وزیر از سازندگان تجهیزات کشاورزی آمریکایی دعوت کرد که پیشنهادات

خود را در زمینه قراردادهای تولید دراز مدت به وزارتخانه تابع وی تسلیم نمایند. (پایان خلاصه)

3 کاردار همراه با جانشین مشاور اقتصادی در تاریخ 2 مه با دکتر محمد ایزدی ، وزیر کشاورزی

و عمران روستایی ملاقات نمود. آقای مقصودپور از دفتر روابط بین المللی نیز در این ملاقات حضور

ص: 56

داشت. کاردار به تشریح سیاستهای اصلی آمریکا در قبال ایران، تمامیت ارضی ایران و بنیه اقتصادی و

عدم مداخله آمریکا پرداخت و اظهار امیدواری کرد که بتوانیم در این جو جدید بر اساس تفاهم

متقابل، وابستگیهای تاریخی و مبادرت به انجام بازرگانی سودآور برای طرفین با یکدیگر همکاری

کنیم. در اینجا کاردار به ذکر چند برنامه دوجانبه فنی، به خصوص در رابطه با وزارت کشاورزی

پرداخت و با اعتراف به ناپختگی این ملاحظات، از وزیر کشاورزی ایران دعوت کرد تا در حین

طراحی برنامه های کشاورزی خود جنبه خصوصی و عمومی موجود در آمریکا در رابطه با این مسئله

را نیز مد نظر داشته باشد.

4 دکتر ایزدی ، در پاسخ، به نادرست بودن استراتژی اقتصادی رژیم گذشته که بر پروژه های

«نمایشی» بیشتر تأکید داشت و اهداف غیرواقعگرایانه ای را دنبال می کرد اشاره نمود. وی گفت ایران

باید به کشاورزی سنتی خود با تأکید بر تمام فنون مناسب باز گردد: «ما از تمام دوستانمان کمک

دریافت خواهیم کرد.» در رابطه با روابط خارجی در زمینه کشاورزی وی گفت که آمریکا منبع شماره

یک و منطقی کمکهای فنی و علمی ماست چون برتری نهادهای آمریکایی و آب و هوای آن نقش

مهمی را در آموزش ایرانیها داشته است. وی گفت ادامه یا قطع این روابط به سیاست آمریکا در زمینه

ترغیب این روابط بستگی دارد.

5 در زمینه مسائل سیاسی، دکتر ایزدی به اختلاف بین آمریکاییها (محبت آمیز و مثمر ثمر و

غیره) و سیاست آمریکا پرداخت. وی گفت سیاست آمریکا بر گزارشات عمال آن و رسانه های جمعی

آمریکایی استوار بوده که اغلب تحت کنترل همان انحصاری است که فیلمهای آمریکایی می باشند. اگر

آمریکا درمی یابد که مورد تنفر واقع شده، به خاطر این است که خارجیها نسبت به نادرست جلوه گر

شدن خود در رسانه های ما عکس العمل نشان می دهند. وی گفت اگر طبق نظر کاردار، آمریکا بخواهد

در این روابط بهبودی پدید آورد باید وضع رسانه های جمعی آمریکایی را تغییر دهد. وی گفت دولت

کنونی ایران با نظری باز به مسائل نگریسته و خواستار برخوردی صادقانه است. از آنجا که همه ما

فرزندان آدم و حوا هستیم، باید بر اساس تفاهم و احترام متقابل با یکدیگر همکاری کنیم. این ملاقات

30 دقیقه ای در حالی پایان یافت که دکتر ایزدی به انتقاد از مطبوعات آمریکا پرداخت و گفت که در

نتیجه چند سال تحصیل در آمریکا دریافته است که رسانه های آمریکا تحت کنترل چند انحصارطلب

می باشند. دولت آمریکا باید با وضع قانونی، این مسئله را حل کند؛ ولی بعداً اظهار داشت که البته او

طرفدار آزادی مطبوعات است.

6 کاردار با نظریات وزیر کشاورزی و انتقادات صادقانه وی از رسانه های آمریکا گفت که شاه

نیز از مطبوعات آمریکا انتقاد می کرد ولی می گفت که چنین مطبوعاتی نمی تواند چندان بد نیز باشد.

7 در تلاش برای متمرکز ساختن بحث در زمینه مسائل کشاورزی کاردار از وزیر کشاورزی

خواست که در مورد سیاست و برنامه های کشاورزی سخن بگوید. بار دیگر با در نظر گرفتن اینکه

دولت وی جدیداً روی کار آمده است، از وی خواست که برنامه های دولت را در زمینه عمران

روستایی (راهسازی و برق رسانی)، سیاستهای بنیادین کشاورزی (تعاونیها،) شرکتهای صنایع

کشاورزی) و سیاستهای قیمت گذاری کالاها تشریح نماید. دکتر ایزدی گفت در این زمینه و به

خصوص در زمینه ساختار کشاورزی تصمیمات چندانی گرفته نشده است. وی گفت شخصاً خواستار

ص: 57

سرمایه گذاریهای خصوصی با مداخله دولت در زمینه تعیین مسیرهای صحیح و تأمین وسایلی که

توسط بخش خصوصی مکن نیست مانند سدهای آبیاری و راهسازی است. قیمت رسمی گندم

افزایش یافته و قیمت غله، چغندر و برنج تحت بررسی است. هنگامی که مقام سفارت از موفقیتهای

تعاونی ملی روستایی آمریکا در کشورهای دیگر سخن به میان آورد؛ نیز گفت که این شرکت تعاونی

مایل است در این زمینه به ایران نیز کمک کند. دکتر ایزدی گفت برنامه برق رسانی روستایی مهم است

ولی باید پس از توزیع و انبارسازی تولیدات کنونی کشاورزی صورت پذیرد. (جزئیات اطلاعات مورد

درخواست در تلگرام عطف، پس از ملاقات ما دریافت گردید، ولی بیشتر متناسب با تلاش وابسته

کشاورزی است، که پس از تعطیل دفتر کار این وابسته در اواسط فوریه متوقف ماند.)

8 وزیر ایزدی از سازندگان تجهیزات کشاورزی آمریکا خواست که پیشنهادات خود را به این

وزارتخانه تسلیم کنند؛ البته اگر مایل به مشارکت در تولیدات درازمدت در ایران هستند. وی گفت این

وزارتخانه همگام با تأکید جدید ایران بر کشاورزی سه شرکت را جهت تولید و فروش به ایران دعوت

خواهد نمود. البته توان آنها در تولید قطعات یدکی و ارائه خدمات نیز مدنظر واقع خواهد شد.

شرکتهای علاقه مند باید کاتالوگهای تولیدات خود را با ذکر قیمتها ارائه نمایند. مقام سفارت پرسید این

سیاست بر آینده دیگر شرکتهای خارجی مقیم اینجا (از جمله شرکت تراکتورسازی رومانی با مسی

فرگوسن تبریز و شرکت جان دیر و اینترناسیونال هاروستر اراک) تأثیر خواهد داشت؟ و وزیر

کشاورزی گفت این تسهیلات را می توان تغییر داد. (تذکر: کارمندان بخش بازرگانی و کشاورزی ما

مسئله را تعقیب می کنند و گزارشات بعدی را ارسال می دارند.)

9 مدت 25 دقیقه منتظر ملاقات ماندیم و به مقصودپور از وزارت کشاورزی و تعاون روستایی

توضیح دادیم که وزارت کشاورزی ایران، پیش پرداخت 21700 دلار به آموزش بینندگان رشته

جنگلداری را به وزارت کشاورزی آمریکا بدهکار است. وی گفت که از هیچ کمکی در زمینه حل این

مسئله فروگذار نخواهد کرد و کارمندان محلی اداره کشاورزی خارجی ما با وی تماس خواهند گرفت.

مقصودپور که بیست و پنج سال در خدمت این وزارتخانه بود، گفت این وزارتخانه شروع به کار

خواهد کرد. تشکیلات اداری آن از نه معاون به چهار معاون کاهش یافته که یکی از آنها از چهره های

گذشته است.

10 بیوگرافی: دکتر محمد ایزدی ، 53 ساله، فردی است لاغر اندام، با کله ای تاس و صورتی

ریش دار. او زبان انگلیسی را خیلی خوب به کار می برد و به دقت صحبت می کند و ظاهری مورد

اعتماد دارد. او در دانشگاه پنسیلوانیا درس خوانده و در زمینه علوم کشاورزی از دانشگاه اورگون

مدرک دکترا دریافت کرده است. در این اواخر نیز در دانشگاه پهلوی شیراز به عنوان استاد علوم

کشاورزی کار می کرد. وی خود کشاورز است و ظاهراً سیب زمینی، کلم و برنج می کارد. رفتار وی با

میهمانانش توأم با خونسردی و بی تفاوتی بود. پذیرش گرمی از ما به عمل نیاورد. (حتی در حین

گفتگو، بدون عذرخواهی به انجام یک مکالمه طویل المدت تلفنی پرداخت). به نظر می رسید او خود را

آماده کرده باشد تا به محض شروع سخن حملاتش را به سیاست خارجی آمریکا آغاز نماید. نظریات

صادقانه و تحقیقاً تغییرناپذیر وی در مورد مطبوعات آمریکا که رواج آن حتی بین ایرانیانی با این

تحصیلات عالی در آمریکا نیز عجیب نیست، توأم با تعقیب کورکورانه وی در مورد تبلیغات و اکاذیبی

ص: 58

بود که (توسط) خمینی و «جوخه حقیقت گوی» وی به خورد مردم ایران داده می شود. ایزدی نیز مانند

دیگر وزیران کابینه بازرگان برای مقام خود شایستگی دارد. گرایشات او به بخش خصوصی شرایط

خوبی برای یک برخورد اصلی با حرفه ای فراهم می آورد که فعلاً اعتمادی نسبت به آن در

سرمایه گذاران وجود ندارد.

در صورت وجود امکانات پرسنلی این ملاقات باید پیگیری شود. اعتراف صریح ایزدی نسبت به

تمایل طبیعی ایران به سمت آمریکا در زمینه کشاورزی نیز باید به دقت توسط بخش خصوصی ما

مورد بررسی قرار گیرد تا اگر نتواند مانع از بین رفتن خصومت وی نسبت به موضع آمریکا بشود،

حداقل سوءظن و تردیدهای وی را از بین ببرد.


نامه وزیرخارجه ایران (یزدی) به وزیر خارجه امریکا(ونس )

سند شماره (16)

بسمه تعالی

جناب آقای وزیر امور خارجهتاریخ : 30/2/1358

دریافت نامه مورخ سیزدهم مه 1979 آن جناب موجب خوشوقتی گردید.

از تبریکات و آرزوهایی که به مناسبت انتخاب اینجانب به سمت وزیر امور خارجه دولت موقت

جمهوری اسلامی ایران ابراز فرموده اید سپاسگزارم و مایلم متقابلاً به شما اطمینان بدهم که جمهوری

اسلامی نیز در مسائل و مصالح مشترک دو کشور آماده همکاری می باشد.

از خبری که در مورد انتصاب آقای کاتلر به سمت سفیر ایالات متحده آمریکا در تهران بمن

داده اید متشکرم و امیدوارم به محض مساعد شدن فضای روابط دیپلماتیک دو کشور، ایشان بتوانند به

ایران آمده وظایف خود را شروع کنند.

من از عقیده شما مبنی بر لزوم تبادل نظر کامل و صادقانه، خواه به طور مستقیم و خواه به وسیله

نمایندگان دو کشور، استقبال می کنم و در چهارچوب این فکر مایلم مطلب زیر را با شما در میان

بگذارم و توجه خاصتان را نسبت به آن جلب نمایم.

ص: 59

جناب آقای وزیر امور خارجه

شما در نامه خودتان نوشته اید که دولت متبوعتان قصد ندارد به هیچ گونه در امور داخلی ایران

مداخله نماید. من از این تصریح متشکرم. اما ناگزیرم بگویم که به نظر دولت موقت جمهوری اسلامی

ایران، قطعنامه مورخ 17 مه 1979 سنای کشور شما در مورد مجازات جنایتکاران رژیم سابق به هیچ

وجه از اصل فوق پیروی نمی کند و از مصادیق بارز مداخله در امور داخلی کشور ما می باشد و ناگزیر

دولت ایران نسبت به این رویه و قطعنامه سنای آمریکا شدیداً اعتراض می نماید.

برای ملت ایران مایه تعجب است که چگونه سنای آمریکا، هنگامی که رژیم گذشته جوانان ما را

بی پروا به خاک خون می غلتاند ساکت می ماند و احساس نمی کرد که حقوق بشر در ایران نقض شده

است. اما اکنون که انقلاب پیروز شده و جنایتکاران، بدون در نظر گرفتن وابستگیهای مذهبی آنان، به

سزای اعمالشان می رسند فریاد نقض حقوق بشر را در کشور ایران بلند کرده و از کسانی که برای بیش

از نیم قرن شرم آورترین جنایات را مرتکب شده اند، پشتیبانی می نماید.

جناب آقای وزیر امور خارجه

یقین دارم که جنابعالی به خوبی وقوف دارید که یکی از هدفهای اصلی و مستمر انقلاب مردم ایران،

پایان دادن به هرگونه دخالت بیگانگان در امور داخلی کشورشان است. در چنین شرایطی باید با

نگرانی اظهار کنم که اقدام سنای کشور شما نه تنها به ایجاد تفاهم مشترک و مبنایی برای همکاری

ثمربخش که شما در نامه خودتان بدان اشاره کرده اید کمک نمی کند بلکه دولت ایران را مجبور

می سازد که زیر فشار شدید افکار عمومی ملت در روابط خود با دولت آمریکا در جهت محدود

نمودن آن تجدید نظر نماید.

به شما اطمینان می دهم که دولت متبوع من نیز مایل است با ایالات متحده آمریکا روابط نزدیک

دوستی و همکاری را بر اساس حفظ استقلال مملکت و منافع ملی و احترام متقابل برقرار نماید ولی

این روابط همان طوری که جنابعالی نیز متذکر شده اید باید بر مبنای جدیدی پایه گذاری شود. این مبنا،

به نظر دولت من، توجه و احترام به احساسات و خواسته های مردم ایران و قبول واقعیات ملهم از

انقلاب قهرمانانه آنان می باشد.

به شما اطمینان می دهم که چنانچه روابط جدید دو کشور ما بر اساس مبانی فوق بنا شود زمینه

برای همکاریهایی که جنابعالی در نامه خودتان بدان اشاره فرموده اید مساعد خواهد شد.

متقابلاً آرزومندم در آینده فرصتی پیش آید که شما را ملاقات کنم.

با احترام ابراهیم یزدی

جناب آقای سایروس

ونس وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا


تظاهرات ضدآمریکایی موعود

سند شماره (17)

از : وزارت خارجه در واشنگتن دی. سی.تاریخ : 24 می 1979 3 خرداد 1358

به : سفارت آمریکا در تهران فوریطبقه بندی : خیلی محرمانه

موضوع : تظاهرات ضدآمریکایی موعود

1 تمام متن خیلی محرمانه است.

2 ما از اقدامات سفارت برای بالا بردن امنیت سفارت و نیز طرح متفرق ساختن پرسنل سفارت

در روز تظاهرات تا حد امکان، تقدیر می نماییم. به هر حال ما تا این تاریخ از پاسخ دولت موقت ایران

به درخواست شما مبنی بر افزایش اقدامات امنیتی رضایت نداریم. بنابراین لطفاً برای خاطرنشان

ساختن نکات ذیل سریعاً با نخست وزیر بازرگان و یا وزیر خارجه یزدی ملاقات نمایید:

الف. همان طور که دولت ایران واقف است دولت ایالات متحده نهایت سعی خود را در جهت بهبود

روابط و عادی ساختن آن با ایران مبذول داشته و تلاش نموده که بروز عکس العملهای عاطفی یا توأم

با سوء تفاهم را محدود سازد. ما توانایی کنترل اظهارات مطبوعات آمریکا و یا کنگره این کشور را

نداریم.

ب. ما سعی نموده ایم که تصویری واقعی از وقایع ایران ترسیم نموده و منافع و نگرانیهای مشترک

دو کشور را برای کلیه طرفهای آمریکایی ذیربط توضیح دهیم.

ص: 60

ج. ما از پدیده فزاینده ضدآمریکایی گرایی، که به نظر می رسد عمدتاً از سوء تفاهم مردم نسبت به

رفتار دولت ایالات متحده نشأت می گیرد، مضطربیم. ما محدودیتهایی را که دولت موقت ایران با آن

روبروست درک کرده و تلاشهای این دولت را که تاکنون در جهت خنثی کردن جو کاملاً متشنج فعلی

انجام گرفته مورد تقدیر قرار می دهیم.

د. ما بشدت نگران این مطلب هستیم که مبادا تظاهرات، امنیت پرسنل سفارت در تهران را مورد

تهدید قرار دهد. ما مایلیم که دولت ایران اقدامات حفاظتی بیشتری را در این شرایط توأم با تشنج

احساسات به عمل آورد. در عین حال ما سریعاً درخواست می کنیم که مقداری از افراد امنیتی مؤر و

منظم در جهت تأمین امنیت سفارت آمریکا و پرسنل آن به کار گمارده شوند.

ه. ما همچنین خواستار اجرای، اقداماتی در جهت جلوگیری از برگزاری تظاهرات مورد نظر که ممکن

است در اثر تهدید محل سفارت به خشونت بینجامد هستید.

3 در همین حال ما همین نکات را در یک نشست اضطراری در این جا با سفارت ایران در میان

خواهید گذاشت. کریستوفر


روندهای اقتصادی ایران

سند شماره (18)

ژوئن 1979 خرداد 1358گزارشی از سفارت آمریکا در تهران

روندهای اقتصادی ایران


خلاصه

خلاصه

در اواسط سال 1979 اقتصاد ایران در نتیجه یک تشنج انقلابی که به صورت جمهوری اسلامی در

فوریه گذشته ظاهر گردید، فلج شد. علیرغم وجود برخی فریبکاریها جهت عادی نشان دادن اوضاع،

مانند خدمات اصلی زیر بنایی، سطح فعالیت اقتصادی مولد معادل نیمی از فعالیتهای انجام شده در

سال گذشته نیز نمی باشد. این وضع بر کشاورزی تأثیری نداشته و در بخش صنایع، صنایع غذایی و

دارویی به صورت تقریباً عادی و طبیعی به عملیات خود ادامه می دهند. با وجود این که هیچ گونه آمار

و ارقام رسمی و یا حتی برآوردی منتشر نشده، ولی گمان بر این است که تولید ناخالص ملی واقعی در

سال 1357 که در تاریخ 20 مارس پایان می گیرد 20 درصد کاهش یافته است. به بهبود وضع

اقتصادی به عنوان یک چشم انداز میان مدت نگریسته می شود که عوامل سیاسی نقشی تعیین کننده تر از

عوامل اقتصادی، در به وجود آوردنش داشته اند. رهبران انقلابی ایران وارث اقتصادی بیمار گونه

می باشند، ولی عوامل مثبتی چون ذخایر ارزی بسیار، بدهیهای ناچیز پایگاه نفتی پردرآمد و امکانات

درازمدتی که می تواند توجیه کننده آرمانهای نسبتاً جاه طلبانه اجتماعی و اقتصادی باشند، را نیز در

اختیار دارند. تأثیر انقلاب بر منافع بازرگانی خارجی در ایران نیز منفی و عمده بوده است. وضع اکثر

قراردادهای منعقده در قبل از انقلاب هنوز نامعلوم است و از بازرگانان خواسته شده که قبل از سفر به

ایران و یا محاسبه در مورد امواج فعلاً آرام انقلابی آن، آخرین اطلاعات لازم را تهیه کنند.


وضع آشفته رونداقتصادی جاری

ص: 61

وضع و روندهای اقتصادی جاری

وضع آشفته اقتصادی

اقتصاد بعد از انقلاب ایران تا آخر ماه ژوئن آشفته بوده است. تداوم ماهیت انقلاب که موجب

سرنگونی حکومت سلطنتی در 11 فوریه گردید، مؤرترین عامل در این آشفتگی اقتصادی است. ایران

تحت یک حکومت موقت است و در انتظار اتخاذ تصمیم در زمینه یک قانون اساسی جدید و انتخاب

یک حکومت دائمی است. موقتی بودن دولت و چشمداشتهای بسیار منفی، بیمارگونگی اقتصاد را نیز

تداوم می بخشد. دولت و مقامات انقلابی در ماه فوریه اقتصادی را به ارث بردند که از عدم توازنهای

ناشی از اعتصابات و امتیازات اعطایی به کارگران زیان دیده بود. صنعت گذشته از بخشهایی که مانند

صنایع غذایی و دارویی اعتصاب زده نیستند، در وضعی بسیار بد به سر می برد. بخش صنعت

ساختمانی کاملاً تعطیل و متوقف گردیده است. بازرگانی دستخوش کندی مصرف، تحریمهای گمرکی،

و سیستم بانکی تقریباً ورشکسته، شده است. بخش نفتی قادر به تأمین نیاز داخلی نبوده است. این

وضع آشفته، ظاهراً بر کشاورزی چندان تأثیری نگذاشته است. ولی، برخلاف بسیاری از انقلابیون

موجود، رهبران ایران یک ذخیره ارزی خارجی بسیار خوب، میزان بدهی ناچیز و قدرت اکتساب

درآمدهای ارزی از طریق بخش نفتی را نیز به ارث برده اند.

از زمان تغییر حکومت عوامل غیر اقتصادی نقش بسزایی داشته اند. مانند بسیاری از انقلابها، «روند

پاکسازی» از اولویت برخوردار بوده و نتایج اقتصادی حاصل از این کار نیز تابع نیل به اهداف انقلابی

گردیده است. ولی این مرحله از «گذشته نگری» انقلاب گویا هنوز به حد تکامل نرسیده است

قراردادها، حرکتهای مالی و ثروتهای شخصی تحت بررسی قرار گرفته و افراد مقصر توسط عدالت

انقلابی ریشه کن گردیده اند. این عمل نیز نتوانسته است به رشد عوامل مورد نیاز برای بازیابی

اقتصادی، از قبیل ایجاد ساختار قدرت، تصمیم گیری مؤثر نظم و ترتیب کارگری و چشمداشت مؤثر و

مثبت کمک کند. بر عکس، اکثر اعضای رهبریت ارشد و برجسته دولتی و تجاری کشور برکنار،

زندانی، اعدام و یا به دلخواه تبعید شده و یا به آنها دستور داده شده که از کشور خارج شوند، و با ادامه

از دست رفتن مدیران میان رتبه، حرفه ایها و تکنیسینها از طریق مهاجرت، اقتصاد ایران دچار کمبود

رهبریت و تخصص و فرسایشهای ناشی از این روند و نتایج حاصل از آن شده است. مقامات عمومی

و تجاری، تصمیمی نمی گیرند و افراد زیر دست آنها نیز که از نتایج نامشخص این روند انقلابی

هراسناک هستند، مانع از اجرای برنامه ها می شوند.

بسیاری از جنبه های اقتصاد ایران بعد از انقلاب به طرز عجیبی عادی است. ساختار زیربنایی آب،

برق، مخابرات، پست و عرضه نفت به قوت خود باقی بوده و با تأمین نیازهای اولیه چنین می نماید که

وضع در بقیه نقاط نیز عادی است. کارمندان دفاتر و بانکها در محل کار خود حاضر می شوند و اکثر

مغازه ها بازند، اما میزان عملکرد اقتصادی پایین تر از سطح معمول است و این امر در وضعیت انقلاب

قابل درک است، ولی با وجود مشکلات عادی و روزمره قابل تمجید نیست. در ماه ژوئن، یکی از

مقامات برجسته ایران گفت که صنایع کشور با 40 درصد ظرفیت کار خود را دنبال می کنند؛ ولی

منظور او احتمالاً 40 درصد ظرفیت معمول بوده است. همین شخص، کمبود اعتبار و فقدان اطمینان را

موانع اصلی در راه رسیدن به بازیافت اقتصادی خوانده است.

ص: 62

از سپتامبر 1978 یعنی آغاز بحران انقلابی آمار اقتصادی چندانی ارائه نشده است. گزارش سالانه

بانک مرکزی، که در برگیرنده آمار اقتصادی سال مربوطه است، تا قبل از ماه سپتامبر منتشر نخواهد

شد؛ یعنی سه ماه از موعد انتشار آن خواهد گذشت. بهترین برآورد ما در مورد عملکرد اقتصادی سال

1357 که در تاریخ 20 مارس 1979 پایان می یابد، تولید ناخالص ملی را معادل 70 میلیارد دلار

برآورد کرده که در مقایسه با 17 درصد افزایش در سال 1356 حدود 8 درصد کاهش داشته است. در

این سطح تولید ناخالص ملی، می توان گفت که درآمد سرانه 1988 دلار یعنی 20 درصد کمتر بوده

است. طبق برآورد ما در صورت ثابت ماندن قیمتها از سال 1353، تولید ناخالص ملی 20 درصد

کاهش و معادل 44 میلیارد دلار بوده است، که با 8/2 درصد رشد سال 1356 قابل مقایسه است.

کاهش تولید ناخالص ملی نتیجه مستقیم بحران سیاسی بود که کشور را تا لبه پرتگاه فلج اقتصادی

سوق داد. تولید نفت که در طول پاییز نامنظم بود، در 26 دسامبر به سطح تقریباً ثابتی رسید و صادرات

تا 5 مارس به تعویق افتاد و برای تمام سال معادل 8/14 میلیارد دلار بود. ارزش افزوده در گروه

بخشهای صنعتی 20 درصد پایین آمد در حالی که مهمترین خسران متوجه صنایع ساختمانی شده بود.

هزینه های دولت نیز در ماه فوریه معادل درآمد آن بود.

اکثر ناظران معتقدند که تا چند سال دیگر بازیافت اقتصادی تحقق پیدا نخواهد کرد، چون ضربات

ناشی از امواج انقلاب بسیار سهمگین بوده است. بخش نفتی که اکنون برای اقتصاد ضروری تر است،

روزانه 4 میلیون بشکه تولید دارد یعنی 40 درصد کمتر از سطح تولید آن در یک سال قبل، لیکن اگر

همین سطح تولید ادامه پیدا کند میزان تولید در سال 1358 تقریباً معادل تولید در سال قبل خواهد شد.

در سال 1978 تولید نفت 9/1 میلیارد بشکه ای حدود 3/8 درصد کاهش یافت. ولی میزان درآمدها

حداقل 40 درصد افزایش می یابد، که در حال حاضر به میزان 24 میلیارد دلار در سال رسیده است.

صنعت در صورت بهبود و آغاز کارهای ساختمانی با 20 درصد ظرفیت عادی سبب کاهش فشار بر

تولید ناخالص ملی خواهد شد. ارقام مربوط به تولیدات کشاورزی احتمالاً منفی خواهد بود چون

گذشته از وضع یکسان یا بهتر گندم (4/5 میلیون تن متر یک)، سویا و لبنیات، گوشت، برنج و تولید

محصولات دیگر کاهش یافته است. سیاستهای مالی، طبق گزارشات واصله، روند رو به رشدی را در

پیش گرفته اند، اما پس از اخذ تصمیم در مورد بودجه سال 1358 و پرداخت تعهدات، تأثیرات

اقتصادی آن در سال جاری حس نخواهد شد. تجارت غیر نفتی خارجی کمتر از سطوح قبلی است،

در حالی که سطح واردات بیش از 9 میلیارد دلار نبوده است. پروژه های مهم یا لغو شده و یا از کار

افتاده و در انتظار تأیید و تصویب مجدد و به جریان افتادن می باشند. بیکاری همچنان مهمترین مسئله

اقتصادی و سیاسی کشور است و رهبران دولت در مورد «دیکتاتوری کارگری» ناله سرداده اند. ضرایب

تورمی تشدید شده و در نتیجه بازیابی اقتصادی لجام گسیخته خواهد شد که خود اجتناب ناپذیر است.

سرمایه گذاری خصوصی، که واقعاً در سال 1356 کاهش یافت، در حال حاضر وجود خارجی ندارد و

با وجود ملی سازیها و وجود عدم اطمینانها، دیگر در بخش خصوصی صورت نخواهد گرفت. خلاصه

اینکه، عملکرد اقتصادی ایران در کوتاه مدت تابع محیط یا جو سیاسی آن است. تداوم جو عدم

اطمینان مانع از بهبود وضع موجود می گردد، چون اعاده ثبات و نیل به سطح معقول فعالیت اقتصادی

نیازمند ابتکارات عمده دولتی می باشد. خوشبختانه، اگر تولید نفت در حدود 4 میلیون بشکه در روز

ص: 63

حفظ شود که بدون وجود تکنیسینهای خارجی در کوتاه مدت امکان پذیر است، ایران با مشکلات مالی

جدی روبرو نخواهد شد.

سیاستهای اقتصادی هنوز هم در وضعی آشفته به سر می برند. همه سیاستهای مربوط به گذشته

مظنون واقع شده است. اسلام شیعه ظاهراً در بخش عظیمی از مسائل اقتصادی انعطاف پذیر است و

گذشته از شعار تکراری حقوق مالکیت خصوصی و تساوی حقوق،تصمیم گیریهای مربوط به خط مشی

اقتصادی در ایران بیشتر با موضع جهان سومی و نیاز اجتماعی و اقتصادی آن مربوط است. اختلاط

نهایی بخشهای خصوصی و دولتی در اقتصاد ممکن است با مداخله کنونی دولت در امور اقتصادی

تفاوت داشته باشد چون این مداخله به خاطر وضع آشفته بعد از انقلاب قابل توجیه است. در زمینه

خط مشی ها چند تغییر مشاهده شده است که یکی از آنها ملی شدن بانکها در تاریخ 7 ژوئن و دیگر

ملی شدن شرکتهای مهم در تاریخ 25 ژوئن می باشد ولی در حال حاضر ملی سازی بخش صنایع و

کشاورزی را در بر نخواهد گرفت. مالیات قابل پرداخت افزایش یافته ولی میزان حقوقهای دولتی

کاهش یافته است. سیاستهای بازرگانی نیز حامی کاهش کنترل قیمتها، وابستگی به نیروهای بازار و

توجه بیشتر به اولویتهای بخشهای روستایی و کشاورزی می باشد. پروژه های «تجملی» و سیستمهای

پیشرفته نظامی از بین رفته است.

همان طور که قبلاً نیز گفته بودیم ایران از دورنمایی بهتر از دورنمای معمولی دراز مدت برخوردار

است. با ذخایر نفتی حدود 60 میلیارد بشکه، دومین ذخایر بزرگ گاز و بخش معادن نه چندان کم

اهمیت و قدرت تحصیل ارز خارجی آن این کشور می تواند به اجرای برنامه های عمرانی نسبتاً

جاه طلبانه در دراز مدت مبادرت ورزد. واقعیتی که انقلاب آن را نادیده می گیرد این است که ایران از

کشوری با برنامه های جاه طلبانه که هزینه های آن از طریق نفت تأمین می شد، به کشوری با زیربنای

بهتر، سطح سواد بالاتر و مهارتهای بیشتر نیروی انسانی و مصرف سرانه قادر به حمایت از صنایع

داخلی، تبدیل شد. انقلابها به ندرت صاحب کارایی و سیاست بوده اند و انقلاب ایران نیز از نظر انسانی

و فیزیکی بهای گزافی را پرداخته است. مسایلی که با آنها باید مقابله شود عبارتند از اداره امور ملتی با

سه درصد میزان رشد، میزان بیسوادی بسیار عظیم، توزیع ناعادلانه درآمدها و جناح بندیهای

اجتماعی. این کشور امروزه باید ساختارهای سیاسی و حتی اجتماعی جدید و یک هویت خودی پیدا

نماید تا با توسل به آنها بتواند به رفاه فردی و اجتماعی و آرمانهای اقتصادی خود دست پیدا کند.


رویدادهای مالی

رویدادهای مالی:

عملکرد مالی ایران از اواخر سال 1978 جنبه غیرعادی یافته است. بازپرداخت دیون مربوط به

پروژه های سرمایه ای به طور کلی متوقف گردید. بازپرداختهای مربوط به سال 1357 باز هم معوق

مانده است. افزایش هزینه های جاری همچنان کنترل می شود و میزان آن کمی از هزینه های حقوق

تجاوز می نماید. قروض و سرمایه گذاریهای خارجی حدود یک سال است که مورد توجه واقع نشده و

واقع نخواهد شد. جمع آوری مالیاتها در پائیز گذشته متوقف گردید و پرداخت بدهیها به دولت نیز تا

21 ژوئیه به تعویق افتاد. خرید سهام قرضه نیز در ماه اکتبر متوقف شد و گمان نمی رود که بتواند در

کوتاه مدت به عنوان یک منبع درآمد دولتی حائز اهمیت باشد. محدودیت در مخارج با کاهش کسری

ص: 64

بودجه سال 1357 دولت به میزان حداقل یعنی زیر 3 میلیارد دلار، برطرف می گردد. قروض خارجی

دولت در همه جا موضوع بحث است، اما پرداخت به موقع این قروض به شرکتهای خارجی مشکل

است.

بودجه موقت فصل اول سال 1358 تمام شده و بودجه دائمی هنوز مورد تصویب واقع نشده است.

این بودجه گویا 2240 میلیارد ریال (8/31 میلیارد دلار) است که 800 میلیارد ریال (3/11 میلیارد

دلار) آن هزینه است و بقیه آن برای فعالیتهای جاری و مختلف می باشد. این ارقام به طرز عمده ای

کمتر از ارقام مربوط به سال 1357 است، لیکن تقریباً معادل هزینه های دو سال گذشته می باشد.

کمکهای مالی دولت نیز تا حدودی کاهش یافته تا افزایش حقوقهای پائیز گذشته نیز از بین برود.

گرایشهای عمده بودجه ای متوجه کشاورزی، عمران روستایی و مسکن است. در مورد ادامه پروژه های

بزرگ هنوز تصمیم گیری نشده، اما اختصاص کلی بودجه ظاهراً با در نظر گرفتن کندی موجود بین

تصمیم گیری و باز پرداختها کافی می باشد. مسئله مهم ظرفیت سیاسی اختصاص بودجه و توان آن در

بازپرداخت قروض است. منحنی مواجهه رهبریت جدید با شرایط، به لحاظ بوجود آمدن ضعف در

نیروی انسانی درجه دوم که یا مهاجرت کرده اند و یا به خاطر تب انقلابی کنار گذاشته شده اند، خط

سیر واقعی طویل تری را در پیش گرفته و باید در هنگام به حساب آوردن چشمداشت ها مورد ملاحظه

قرار گیرد. موضوع دیگر توان یا اراده موجود در از بین بردن بدهیهای سال 1357 است. کسری بودجه

پیش بینی شده 5 میلیارد دلاری باید از طریق درآمدهای بیشتر نفتی و نیز خرید شخصی سهام دولتی

(نه نهادی) حذف شود. دریافتیهای ایران از سرمایه گذاریهای غیر پولی خارجی 7 میلیارد دلاری، باید

حدود 1 میلیارد دلار باشد. میزان خالص درآمدهای ناشی از برنامه عفو مالیاتی و نتایج حاصله از

افزایش بی حد و حساب معافیت مالیات بر درآمد شخصی به سهولت قابل محاسبه نیست؛ اما

درآمدهای غیر نفتی باز هم سهم عمده ای را در زمینه درآمدهای حاصله از منابع ایفا خواهد کرد.


تحولات پولی و مربوط به قیمت

تحولات پولی و مربوط به قیمت:

در هنگام تهیه این نوشتار سیستم بانکی ایران عملکردی منطقی داشت. سلامت بانکها تا قبل از

ملی سازی 7 ژوئن دستخوش بحران بود چون حدود 15 بانک با سرمایه گذاریهای داخلی و شش

بانک سپرده حساب دیگر با سرمایه گذاریهای خارجی تشکیل شده بود. پس از انقلاب بانکها کار خود

را به صورت معمول آغاز کردند ولی خدمات آنها عاری از خطا نبود؛ بازار ارز خارجی نیز از

آشفتگی خاصی برخوردار بود، چون مقررات بانک مرکزی در تاریخ 5 مه کاملاً تغییر و پس از آن نیز

دائماً مورد تجدید نظر واقع می گردید. مدیریت بانکها نیز مانند مدیریت دیگر نقاط اقتصادی کشور با

تغییر دو سوم مدیران آنها در هم شکسته شد. عادیترین قراردادها نیز زیر نظر کمیته های انقلابی منعقد

می گردید. در تاریخ 21 ژوئن یعنی زمانی که جریمه ها و بهره های دیر کرد قروض می بایست پرداخت

می شد، پرداخت این قروض بازرگانی به تعویق انداخته شد. به دنبال ملی شدن بانکها، مدیریت

بانکهای خصوصی و نیز بانکهایی که با سرمایه گذاریهای مختلط تشکیل شده بودند نیز تغییر یافت. در

حال حاضر چنین پیش بینی می شود که با قرار گرفتن دولت در موضع طرف دعواهای سیستم بانکی،

مشکل بانکهای ضعیف و نیز عدم تمایل اکثر بانکها به تأمین اعتبار حل خواهد شد. بازپرداخت

ص: 65

بدهیهای داخلی و بخش خصوصی به بانکها نیز به احتمال زیاد به تعویق خواهد افتاد؛ در طرف دیگر،

اکثر بانکها در زمانی به سر می برند که باید قروض داخلی و خارجی خود را پرداخت و یا دریافت

کنند. بانکهای آمریکایی که سرمایه گذاری آنها در ایران معادل 3 میلیارد دلار تا سال 1979 بوده است

میزان تأمین اعتبار و دیگر فعالیتهای مالی خود را کاهش داده اند. آنها نیز مانند دیگر بانکهای خارجی

و ایرانی بانکها هنوز حل نشده، اما دولت موقت از اصل جبران سهام حمایت کرده است.

آمار پول رسمی از اکتبر 1978 منتشر نشده، اما ظاهراً رکود پولی از تاریخ 21 سپتامبر تا 19

فوریه پنج درصد افزایش یافته چون میزان انتشار اسکناس 103 درصد افزایش داشته ولی میزان

پس اندازها و سپرده های ثابت 20 درصد کاهش داشته است. بنابراین این کاهش سرعت گردش پول

فعالیت چاپ اسکناس های درشت که ضامن ادامه فعالیت بانکها در دوران توأم با خارج ساختن

مقادیر زیاد از حسابها می باشد را متوقف نموده است. اسکناسهای در گردش تا تاریخ 20 مارس

معادل 912 میلیارد ریال بود در حالی که این میزان در تاریخ 22 سپتامبر 450 میلیارد ریال برآورد

شده است. بانک مرکزی هنوز ذخایر پول خود را که در اکتبر گذشته کاهش یافته بود تقویت نکرده و

خرید سهام دولتی توسط بانکها نیز اجباری نیست. بانکهای دارای نقدینگی نیز برای دریافت اعتبار

دولتی جهت بهبود اقتصادی در برنامه منظور شده اند، که در ماه مه این اعتبارها در زمینه صنعت،

کشاورزی، مسکن و شرکتهای مختلف دولتی ارائه گردید. میزان بهره و یا «کارمزد» معادل شش درصد

یا کمتر از آن می باشد چه بانک مرکزی توجه خود را به بهبود اوضاع بانکها متمرکز کرده و هنوز

بودجه پولی را به کار نگرفته است. ولی در نظر دارد برای سال 1358 اسکناسها را از دور خارج نماید

که به منظور بازگرداندن اسکناسهای خارج شده از کشور خواهد بود. در مورد حسابهای خارجی،

ایران ظاهراً در کوتاه مدت با مسئله حادی روبرو نخواهد بود. موازنه مقدماتی یازده ماهه مربوط به

پرداختها حاکی از آن است که موازنه حساب ارزی خارجی متعادل است و قدری مازاد نیز دارد. ارز

خارجی رسمی در اواسط ژوئن، پس از سه ماه فقدان کامل درآمدهای نفتی، کمی بیش از 10 میلیارد

دلار بوده است. با فرض بر اینکه پرداختهای سال 1358 معادل 13 میلیارد دلار یعنی 40 درصد کمتر

باشد و صادرات نفتی (خام و فرآورده) معادل 4/3 میلیون بشکه در روز، می توان گفت که مازاد

جاری ایران معادل 10 میلیارد دلار و ذخایر پایان سال آینده نیز 20 میلیارد دلار خواهد بود. چنین

امکاناتی ممکن است ایران را ترغیب نماید تا درصدد بازپرداخت وامهای خارجی با بهره و کارمزد

بالا برآید و در نتیجه تا هنگام حصول به امر برآوردن نیازهای اقتصادی از یک موقعیت نسبتاً خوب

برخوردار شده و در آن صورت بتواند میزان درآمدها را کاهش داده و یا هزینه ها را بالا ببرد. در مورد

نحوه مبادله ارز مباحثات بسیاری در جریان و شامل کاهش ارزش پول و یا افزایش ارزش آن است.

بانک مرکزی دارای دو نرخ فروش ارز است؛ بخشی از ارز مورد نیاز دولتی به نرخ60/70 ریال و

بخشی دیگر به نرخ 79 ریال به فروش می رسد. درآمدهای ارزی غیر نفتی از نرخ مقبولتر50/77

ریال برخوردار است.


تحولات تجاری

تحولات تجاری:

سطح تجارت ایران در سال 1978 کاهش عمده داشت و در سال 1979 نیز ظاهراً 40 درصد

ص: 66

کاهش خواهد یافت. آخرین ارقام تجاری ایران در دسامبر 1978 منتشر گردید. ارقام و آمار مقدماتی

مربوط به هفت ماه اول سال 1357 (که در 22 اکتبر پایان خواهد یافت) حکایت از واردات غیر

نظامی معادل 8157 میلیون دلار و یا میزان سالانه 14 میلیارد دلار دارد. به علت اعتصابات گمرکی و

دیگر بخشها، شک داریم که میزان این واردات از 11 تا 12 میلیارد دلار در سال 1357 بالاتر باشد،

در حالی که کل پرداختی کالا حدود 5/14 تا 15 میلیارد دلار در مقایسه با 18 میلیارد دلار 1356

می باشد. صادرات غیر نفتی و غیر گازی نیز احتمالاً در سال 1357 بیش از 350 میلیون دلار نخواهد

بود. دریافتهای حاصله از صادرات نفتی نیز در سال 1358 حدود 21 میلیارد دلار خواهد بود.

مشروط بر آنکه سطح تولید معادل 4 میلیون بشکه در روز باشد. صادرات غیر نفتی و غیر گازی که

شدیداً به رکود موجود در زمینه معادن و صنایع بستگی دارد، نیز 50 درصد کاهش خواهد یافت.

مقررات مربوط به واردات در سال 1358 نیز به تنها منعکس سازنده ممنوعیتهای اسلامی است بلکه

نشانگر حاکمیت فلسفه خودکفایی یا استقلال اقتصادی است. به طور مثال، وارد کردن وسائط نقلیه

کاملاً ممنوع اعلام شده است.

اوضاع حاکم بر بنادر، پس از انقلاب، بخاطر اعتصابات طویل المدت آشفته بوده است. علیرغم

درگیریهای موجود در زمینه های مدیریت و سیاسی، عملیات به کندی از سرگرفته شد و کالاهای

بارگیری شده به مقصد ایران که در زمان برگزاری اعتصابها تحویل داده شده بود تخلیه گردید.

مشکلات نژادی و سیاسی وقت در خرمشهر سبب تعطیل کامل آن بندر در ماه مه گردید. خوشبختانه

تمام واردات غذایی ایران که تمام فعالیتهای جاری در زمینه واردات را شامل می گردد، از طریق بنادر

آرام دیگر تخلیه و وارد کشور می شد. در مناطق گمرکی که دارای انبارهای عظیم بوده و یا نبوده اند

واردات یا به حال خود رها می شوند و یا اصولاً مشکل عمده ای را ایجاد کرده اند. فقدان سرمایه قابل

گردش نیز یکی از موانع مهم در راه حل این گونه مسایل است. شرایط مالی برای انجام فعالیتهای

تجاری جدیداً وضع شده است. اکثر صادر کنندگان به ایران خواستار اعتبارنامه هستند ولی اکثر

بانکهای ایرانی نیز قبلاً خواستار دریافت سپرده ای معادل 100 درصد بهای صادرات شده اند. ولی

هنوز به طور قطع نمی توان گفت که این مانع عظیم در نتیجه ملی شدن بانکها از میان خواهد رفت.

صادر کنندگان ایرانی قبلاً باید قراردادی را امضاء کنند که بر اساس آن درآمدهای ارزی خارجی خود

را به نظام بانکی به فروش برسانند.


مسئله تورم

مسئله تورم:

چنین به نظر می رسد که ایران باید برای بازیابی اقتصادی خود هزینه سنگینی را به صورت افزایش

تورم بپردازد. در سال 1978 بخاطر کاهش رشد اقتصادی و سیاستهایی که بر قیمت زمین تأثیر

می گذاشت نرخ رشد تورم کاهش یافت. شاخص قیمتهای عمده فروشی و خرده فروشی در سال

1357 به 4/9 تا 7/9 درصد رسید که نسبت به رشد دورقمی نرخهای گذشته کاهش عمده ای

محسوب می شد. متأسفانه به خاطر تغییر الگوی هزینه های ناشی از فلج و نامطمئنیهای اقتصادی این

شاخصها نمی توانست در سال 1357 به طور کامل مورد کاربرد جامع واقع گردد. بنابراین، از نظر ما

نرخ تورم در سال 1357 برابر با 15 و 11 درصد و قدرت تورم شکنی تولید ناخالص ملی نیز 12

ص: 67

درصد خواهد بود. بررسی اخیر حرکتها و تغییرات قیمتهای جاری حاکی از آن است که نرخ تورم

سالانه قیمتهای موارد مصرفی حدود 15 تا 17 درصد بوده است. قیمت زمین و املاک و اجاره ها نیز

کاهش یافته است. قیمت لوازم منزل تا حدودی کاهش یافته ولی قیمت پوشاک و هزینه حمل و نقل

بالا رفته است. هزینه مواد غذایی به استثنای آن دسته از مواد دارای سوبسید دولتی نیز سبب بالا رفتن

فهرست قیمتهای مواد مصرفی می گردد. میوه، گوشت و سبزیجات دچار کمبود شده و قیمت بعضی از

این اجناس دو تا سه برابر قیمت آن در سال قبل است. به طور کلی می توان گفت که قیمت مواد غذایی

در شش تا نه ماه گذشته 30 درصد افزایش یافته است. کمبود لوازم یدکی ماشین آلات، پلاستیک و

مواد شیمیایی صنعتی نیز محسوس شده است. سیاست دولت در زمینه قیمتها نیز هنوز مشخص نشده

است. ظاهرا سوبسیدهای مواد غذایی کلاً ادامه پیدا خواهند نمود. افزایش دستمزدهای پاییز گذشته،

کمبودها و افزایش تقاضا بخاطر عوامل سیاسی، سبب کاهش کارایی تولیدی، افزایش هزینه های

دولتی و کاهش بیکاری و در نتیجه افزایش تورم معادل 30 درصد در آینده نزدیک خواهد شد.

اصولاً، حرکت معتدل قیمتها در آینده نزدیک، نتیجه مستقیم فعالیت اقتصادی و کاهش تقاضا خواهد

بود؛ افزایش نرخ تورم نیز بهای بازیابی اقتصادی در کوتاه مدت و یا رکود اقتصادی در دراز مدت

می باشد.


اوضاع کارگری

اوضاع کارگری:

شاید بتوان گفت که بیکاری مهمتری مسئله اقتصادی و سیاسی ایران است. عظمت این مسئله در

نتیجه سیاست کار داوطلبانه یا غیر داوطلبانه علیرغم نیاز تحت الشعاع قرار گرفته است. گزارشات

واصله حکایت از آن دارد که اکثرا از برنامه وام بیکاری دولت که معادل 10 میلیارد ریال در ماه است

برخوردار نمی باشند. معذالک، بسیاری هنوز نمی دانند که میزان پس اندازهای شخصی و کمکهای

اجتماعی برای چند میلیون فرد بیکار یا دستخوش کم کاری چه زمانی پایان خواهد یافت. همین

مسائل در زمینه ساختمانی و حمل و نقل توأم با کندی رشد صنعت و خدمات بخش خصوصی سبب

تشدید امر گردیده است. در نهایت این اقتصاد جامعه است که باید خسارات وارده در نتیجه کم کاریها

را جبران نماید. یک نمونه بارز کارخانه ای است که تعداد کارمندان آن در مقایسه با یک سال قبل

فرقی نکرده است، اما سطح تولید آن حدود 20 تا 30 درصد ظرفیت معمولی است و دستمزدهای

گزافی را نیز می پردازد. در بخش بازرگانی، کارفرمایان حقوق کارمندان خود را از محل سرمایه یا

جیب پرداخت می کنند و منتظرند تا وضع کار تغییر پیدا کند. بوروکراسی دولتی نیز مانند بخش

خصوصی درگیر مسائل سیاسی و تشکیلاتی است. نکته خنده آور این است که جنبش جدید و تازه به

دوران رسیده کارگری ایران، که از اعتصابات سیاسی پاییز گذشته قدرت خود را به نمایش گذاشته بود،

با اقتصادی بحرانی روبرو شده و از طرف دیگر رهبریت انقلابی ایران نیز از آن می خواهد که بخاطر

انقلاب از رفاه مادی خود چشم پوشی کند. در واقع، دولت دلسرد ایران نیز اخیراً یک نیروی ویژه برای

تنظیم مقررات کارگری و جلوگیری از مداخله کارگران در عملیات کار را تشکیل داده است. برنامه

مالی دولت نیز گویا شامل تولید کار در مناطق روستایی به این امید است که مهاجرت روستاییان به

شهرها کاهش یابد.


محیط

ص: 68

محیط

جو سیاسی و اقتصادی ایران هنوز هم جوی انقلابی است. مردم منتظر پیدایش رویدادهای خاصی

هستند که در تصور آنها امنیت و انگیزه کاری و نیز خطرات عادی اقتصادی دارای اهمیت می باشند.

عفو زندانیان سیاسی و کسانی که مظنون بوده اند از نظر بسیاری برای از بین بردن جو ترس و

نااطمینانی صورت گرفته است. به همین ترتیب، تصویب قانون اساسی و انتخاب دولت دائمی مورد

قبول عامه مردم و نیز گامی الزامی در جهت کاهش بیماریهای سیاسی و چمشداشت های منفی بوده

است. استقرار یک سیستم قضایی و امنیتی عادلانه نیز مورد نظر می باشد. توزیع قدرت در میان

ساختار دولتی و انقلابی هنوز هم به قوت خود باقی است. غربیها، و نیز ایرانیهایی که در غرب آموزش

دیده اند، اغلب تأثیر قضاوتهای انقلاب در مورد نفوذ و حضور غرب را احساس می کنند. در عین حال

که خطرات جانی کاهش یافته، جو موجود می تواند خصومت بار نیز باشد.


نتایج برای آمریکا

نتایج برای آمریکا

تأثیر اقتصادی عدم فعالیت ایران و انقلاب آن بر عرضه کنندگان خارجی کالاها و خدمات آن

چشمگیر بوده و تا مدتها حس خواهد شد. در اواخر سال 1978 صادرات خارجی به ایران بطرز

فاحشی کاهش یافت و سفارشات فعلی عبارتند از مواد غذایی، دارویی، محصولات کاغذی و لوازم

یدکی. صادرات غیر نظامی آمریکا که در سال 1978 بین 1 تا 7/3 میلیارد دلار افزایش یافته بود در

فصل اول سال 1979 معادل 72 درصد کاهش یافت و برابر 245 میلیون دلار گردید. توان صادراتی

آمریکا در زمینه کالاهای کشاورزی خوب است و تحویل این گونه مواد به صورت عادی از سرگرفته

شده است. البته امکانات سرمایه گذاری نامشخص هستند و شرکتهایی که در ایران سرمایه گذاری

مشترک نموده اند در بسیاری از موارد منتظر مشخص شدن وضعیت آینده خود می باشد. در بعضی از

موارد از جمله صنایع غذایی و دارویی آینده همچنان درخشان است.

بسیاری از قراردادهای دولت ایران با شرکتهای خارجی لغو گردیده، معدودی تهدید و بسیاری

دیگر نیز به حال تعلیق درآمده اند. ارزش قراردادهای غیرنظامی لغو شده حدود 38 میلیارد دلار

می باشد. ارزش قراردادهای نظامی ایران و آمریکا نیز حدود 15 میلیارد دلار بدون احتساب بسیاری

از قراردادها در زمینه خدمات مربوطه است. در حالی که هنوز منبع تأمین این فروشها تغییر نکرده ولی

می توان گفت که افزایش بیکاری از جمله تأثیرات این انقلاب بر اقتصاد آمریکا خواهد بود. از جمله

قراردادهای غیرنظامی کاملاً فسخ شده می توان از کارخانه ای در آبادان، قرارداد کالینگاز در مورد گاز

طبیعی مایع، دو نیروگاه هسته ای فرانسوی 900 مگاواتی، پروژه برقی کردن راه آهن تهران خرمشهر

بندر خمینی (بندر شاهپور) و پروژه نوسازی مرکز تهران به نام شاهستان را می توان نام برد پروژه هایی

که امکان ادامه آن به دست خارجیها و یا پیمانکاران داخلی بعید است عبارتند از پروژه ساختمان

فرودگاه بین المللی تهران، شاهراه قم، بندر امام خمینی و برقی کردن راه آهن تهران تبریز. در مورد

خطوط لوله گاز ایگات 2 و دو نیروگاه 1200 مگاواتی آلمانی (که دو سوم ساختمان آنها تکمیل

شده)، کارخانه ذوب آهن ایتالیایی در بندرعباس، و قطار زیرزمینی تهران هنوز تصمیماتی گرفته نشده

است. پروژه هایی که ادامه خواهند یافت عبارتند از مجتمع پتروشیمی ایران و ژاپن، مجتمع مس

ص: 69

سرچشمه، بازیابی و تزریق مجدد گاز در خوزستان و پروژه مخابرات راه دور. از بازرگانان و تجار

خواسته شده که برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد پروژه ها و نیز وضع کلی اقتصادی ایران با وزارت

بازرگانی و وزارت امور خارجه آمریکا تماس حاصل نمایند.

اکثر شرکتهای خارجی دارای قراردادها و یا سرمایه گذاری مشترک عظیم در ایران، پس از انقلاب

با همکاران ایرانی خود تماس برقرار ساخته اند. بسیاری از آنها معتقد بودند که اگر از این کشور خارج

نشده بودند، کما اینکه بعضیها حضور خود را در ایران متوقف نکرده بودند، می توانستند به آژانس

ذیربط ایرانی نشان دهند که به فعالیتهای گذشته خود توجهی ندارند. نتیجه تجدید قراردادها بسیار

متفاوت بود، لیکن به طور کلی بازرگانان خارجی حتی در صورت لاینحل ماندن بسیاری از قضایا

سفرهای خود به ایران را قابل توجیه می بینند. یک بازرگان خارجی در بسیاری از موارد متوجه شده

است که دولت ایران قادر نیست در مورد یک مسئله خاص تصمیم گیری کند. آژانسهای دولتی در

مواردی که مذاکرات می بایست تجدید گردد، تلاش کرده اند تا موجبات جرح و تعدیلهای نزولی در

قراردادها را فراهم آورده، هزینه های واحدهای فعال را کاهش و حضور کارگران خارجی را تقلیل

دهند و در نتیجه هزینه های توقف کار و آغاز مجدد کارفرمای خارجی، در نتیجه انقلاب را پرداخت

ننمایند. بدین ترتیب حتی زمانی که به یک قرارداد اجازه آغاز کار داده می شود، شرکت خارجی مایل

به شروع کار تا زمانی که مسائل و پرداخت های گذشته حل نشده اند نیست و در نتیجه این امر با

سیاستهای دولتی مشکلی مواجه می گردد. سکنه عظیم خارجی ایران اکنون به چند هزار نفر کارگر

خارجی تقلیل یافته است. جمعیت آمریکایی 45500 نفری مقیم ایران نیز به استثنای تبعه دارای دو

ملیت به چند صد نفر کاهش یافته است. سیاست جدید و بسیار محدود کننده اجازه کار خارجیها نیز

درصدد افزایش استخدام ایرانیهاست، اما آغاز مجدد قراردادهای قدیمی و یا جدید را مشکل می سازد.

سفارت نیز از طریق درخواستهای مستقیم و یا از طریق آژانسهای موجود در واشنگتن

رهنمودهای لازم را در زمینه سفر به ایران ارائه می کند. در همان حال که بسیاری از تجار آمریکایی یا

کار خود را ادامه داده و یا بدون هیچگونه مزاحمتی کار خود را موقتاً و یا به طور همیشگی متوقف

کرده و به آمریکا باز گشته اند، ولی در بسیاری از موارد نیز تجار آمریکایی زندانی شده، از خروج آنها

از ایران ممانعت به عمل آمده و یا مورد اذیت و آزار کارمندان واقع شده اند. گروه مستشاری امنیتی

سفارت نیز در اواخر ماه ژوئن اعتراف کرده است که قادر نیست از جان و مال آمریکاییها در ایران

حراست به عمل آورد. سفرهای تجاری با اهداف و مقاصد خاص می تواند مجاز شمرده شود، لیکن از

بقیه افراد خواسته شده که قبل از سفر به ایران حرکت خود را مورد ارزیابی قرار داده و در ایران نیز

دائماً با سفارت در تماس باشند.


کمک خارجی، سرمایه گذاری، درآمدها و قروض ایران

سند شماره (19)

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 20 ژوئن 1979 30 خرداد 1358

به: وزارت خارجه در واشنگتن دی. سی. با اولویت 2135طبقه بندی : خیلی محرمانه

موضوع: کمک خارجی، سرمایه گذاری، درآمدها و قروض ایران

وزارت خارجه متن حاضر را در اختیار بانک صادرات و واردات آمریکا قرار دهد. سفارت

ص: 70

آمریکا در پاریس نیز این متن را در اختیار سازمان توسعه و همکاریهای اقتصادی قرار دهد.

1 تمام متن خیلی محرمانه است.

2 جانشین مشاور اقتصادی سفارت در تاریخ 12 ژوئن از دکتر رضا سلیمی معاون سرپرست

سازمان سرمایه گذاریها و کمکهای اقتصادی و فنی ایران (واقع در وزارت اقتصاد و دارایی و تابع همین

وزارتخانه) اطلاعات مختصری را در مورد وضعیت و خط مشی دولت موقت ایران در زمینه

سرمایه گذاری، کمک خارجی، درآمدها و قروض خارجی به دست آورد. فهرستی از وامهای خارجی

اعطایی ایران، اعتبارها و سرمایه گذاریهایی که توسط این سازمان صورت گرفته و قبلاً توسط رژیم

گذشته مخفی نگاهداشته می شد، در مطبوعات مورخ 29 مارس تهران منتشر گردید و گویا تعدادی از

کارمندان سازمان سرمایه گذاریها و کمکهای اقتصادی و فنی ایران این اطلاعات را در اختیار مطبوعات

قرار داده بودند. یکی از مقامات ارشد این سازمان می گوید این گزارشات حاوی اطلاعاتی نادرست نیز

بوده است. به ما قول داده شد که اطلاعات درست و مفصل در اختیارمان قرار خواهد گرفت. در همین

حال، ارقام مجموع فهرست منتشره دامنه عمل را به صورت کلی نشان می دهد: وامهای بلاعوض

126050169 دلار؛ اعتبار 7960523445 دلار و سرمایه گذاری 854 میلیون دلار.

3 مساعدت خارجی: بودجه مساعدتهای خارجی سال 1358 که در تاریخ 21 مارس آغاز

گردید، بنا به گفته دکتر سلیمی هنوز فرمول بندی نشده است. از زمان انقلاب در 12 فوریه تنها به

صندوق اوپک کمک شده است. وی گفت امیدوار است که به تعهدات عمل شود. اظهارات وی در مورد

برنامه های ویژه کشور وی گرچه پراکنده است ولی به شرح زیر می باشد:

افغانستان از زمان انقلاب هیچ گونه کمکی به این کشور نشده است.

اظهار نظر: با وجود اصطکاک حاکم بر روابط جاری، نمی توان از ایران انتظار سخاوت داشت.

مصر علیرغم اعلام این مطلب توسط دولت موقت در ماه مارس مبنی بر تعلیق کمکها، سلیمی بر

برنامه های تعلیقی سرمایه گذاری مشترک با شرکتها به نحوی اشاره کرد که گویای فعال بودن این

برنامه ها باشد.

سنگال برنامه هایی که قبلاً «امکان ناپذیر» عنوان شده بود کاملاً از نظر افتاده اند.

هند پرداختهای مالی مربوط به پروژه آهن کودره موخ که احداث آن به پایان رسیده معوق مانده

است، چون در مورد نحوه عملکرد آن اختلاف نظر وجود دارد.

صندوق اوپک دکتر سلیمی گفت ایران اخیراً به درخواست مالی اوپک پاسخ مثبت نداده و اعلام

داشته است که سهمیه تولید نفتی ایران در مقایسه با دیگر اعضای سازمان نمایشگر تولید واقعی نفت

آن نیست. در اینجا عضو مورد اشاره عربستان سعودی است. سلیمی گفت ایران باید 420 میلیون دلار

در اختیار این صندوق قرار دهد (که 120 میلیون دلار آن در اختیار سازمان گسترش مواد غذایی و

عمرانی قرار می گیرد) در حالی که عربستان سعودی که مهمترین تولید کننده سازمان است تنها 415

میلیون دلار به این صندوق می پردازد. وی گفت پرداختهای ایران به این صندوق فراتر از 200 میلیون

دلار بوده است.

4 سرمایه گذاری خارجی: دکتر سلیمی گفت خط مشی دولت انقلابی ایران در زمینه

سرمایه گذاری خارجی هنوز تحت بررسی است، ولی در حال حاضر قرار بر ممانعت از سرمایه گذاریها

ص: 71

در خارج از کشور است. وی انتقاداتی را که از سرمایه گذاریهای خارجی رژیم گذشته به عمل می آمد

بجا می داند. گزارشات چند روزه اخیر مطبوعات در مورد حضور وزیر صنایع و معادن در جلسه

هیأت مدیره صنایع کروپ آلمان نشانگر غرور ایرانیها از مشارکت در چنین صنایعی می باشد.

5 درآمدهای حاصله از قراردادهای سازمان سرمایه گذاریها و کمکهای اقتصادی و فنی ایران:

دکتر اشرفی، سلف دکتر سلیمی، گفت دریافتیهای ایران از طریق این سرمایه گذاریهای خارجی در سال

جاری ایرانی حدود 2/1 میلیارد دلار خواهد بود. هنگامی که مقام سفارت این مسئله را یادآور شد،

دکتر سلیمی گفت این رقم بسیار زیاد است ولی اذعان نمود که چون در سمت حاضر تازه وارد است

نمی تواند اطلاعات دقیقی در این مورد داشته باشد. دو پرداخت عمده یکی به مبلغ 400 میلیون دلار از

هیئت آب لندن و نیز پرداخت سریع وجهی معادل 300 میلیون از بانک فرانسه، رقمی معادل 700

میلیون دلار را تشکیل می دهد؛ به همین دلیل می توان با احتساب نرخ بهره و غیره گفت که میزان این

درآمدها بیش از یک میلیارد دلار است. کشورهایی که نتوانسته اند از کمک ایران برخوردار شوند

عبارتند از مصر، سودان و پاکستان. بدهی مصر مدتها قبل مجدداً برنامه ریزی شد، ولی در مورد

بدهیهای سودان و پاکستان و یا برنامه ریزیهای مجدد آن اطلاعاتی در دست نداریم. آمار و ارقام

مربوط به درآمدهای دولت از این طریق هنوز موجود نمی باشد.

6 پرداخت و دریافت قروض توسط ایران: این سازمان مسئول دنبال کردن قروض عمومی ایران

(چه مستقیم و چه به صورت تضمینی) می باشد و نیز باید قروض خارجی تمام سازمانهای دولتی را

تصویب کند. پس از انقلاب که توأم با فلج شدن بانکها و اعتصابات در بخش دولتی بود این سازمان

تحت فشار قرار گرفته بود تا علت تأخیر در پرداخت اقساط را توضیح دهد و علاوه بر این قول تأمین

مبالغ مورد نیاز را بدهد. در بعضی از موارد قسمت اخیر، این سازمان به عنوان ضامن پرداختها را به

تعویق انداخت تا اقدامات معقولی در زمینه وادار ساختن طرف متعهد به پرداخت به عمل می آید. دکتر

سلیمی گفت بخش دولتی از اطلاعات جدیدی در زمینه قروض خارجی خود برخوردار است. موارد

مستثنی از این قاعده عبارتند از: بانک اعتبارات صنعتی که قروضش توسط وزارت اقتصاد و دارایی

تضمین نمی شوند؛ و کمپانی تراکتورسازی ایران که آن هم تضمین شده نیست. دکتر سلیمی از جرایم

ناشی از دیرکرد پرداخت اقساط اظهار نگرانی کرد و سؤل نمود که با در نظر گرفتن مشکلات جاری

در تهران آیا دولت آمریکا نمی تواند این جرایم را نادیده بگیرد. وی گفت این سازمان قبلاً چندین برابر

جریمه های دیرکرد را پرداخته ولی در حال حاضر وزارت اقتصاد و دارایی به علت وجود وضعیت

اضطراری از پرداخت آنها امتناع می ورزد. مقام سفارت گفت علت نگرانیها را می داند ولی دولت موقت

سعی دارد مسئله را بیش از این پیچیده کند. سازمانهای دولتی دعوتهای اضطراری شرکتهای خارجی

را در رابطه با کارهای ناتمام مانده در طول انقلاب نمی پذیرند.

در اینجا مقام سفارت از حوزه و وسعت جرایم سؤل کرد و گفت آیا همه آنها توسط دولت آمریکا

اعمال شده است؟ وی گفت حدود یک میلیون دلار است و تقریباً بخش اعظم آن از آنِ آمریکاست.

مقام سفارت گفت دولت آمریکا قادر نیست در زمینه پس گرفتن قروض بیش از این انعطاف نشان

دهد. در اینجا سلیمی گفت در صورتی که آمریکا بیش از این اصرار کند وی از شورای اقتصادی

خواهد خواست که مبالغ لازم را در اختیار وی قرار دهند.ناس


بیانیه امیرانتظام

ص: 72

سند شماره (20)

از: وزارت خارجه در واشنگتن دی. سی.تاریخ : 24 ژوئن 1979 3 تیر 1358

به: سفارت آمریکا در تهران فوری 3162طبقه بندی : خیلی محرمانه

موضوع: بیانیه امیرانتظام

1 تمام متن خیلی محرمانه

2 در صورت ملاقات با یزدی یا امیرانتظام، لطفا مراتب سپاسگزاری ما را از بیانیه تلویزیونی

انتظام در مورد روابط ایران و آمریکا به اطلاع ایشان برسانید. امیدواریم شعارها کاهش یافته و در

زمینه رفع مشکلات موجود در روابط دوجانبه بتوانیم پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته باشیم.

3 در صورت مطرح شدن موضوع انتصاب سفیر لطفا مانع از اعلام زمان این کار بشوید. همان

طور که می دانید، عدم پذیرش سفیر کاتلر توسط ایران بسیاری را در اینجا عصبانی کرده و باید مدتی

دیگر بگذرد تا سنای آمریکا بتواند انتصاب فرد دیگری را بپذیرد.کریستوفر


ارتباط سیاسی در داخل رهبری انقلاب

سند شماره (21)

از: وزارت خارجه خارجه در واشنگتن دی. سی.تاریخ : 29 ژوئن 79 8 تیر 58

به: سفارت آمریکا در تهران طبقه بندی : سری

موضوع : موضوعات برای گزارش

آنچه در زیر می آید متن مرجع ب تقاضا شده در تلگرام مرجع الف مورخ 28 ژوئن است. چون

شما تقاضا کرده بودید و چون فرصتها در هفته های آینده گسترش می یابند در اینجا مواردی را که بر

اساس آنها توانستیم اطلاعات اضافی و مستمر را به کار بریم ذکر می کنیم.

1 ارتباطات سیاسی در داخل رهبری انقلاب

الف شخصیتهای مقتدر، با داشتن یا بدون داشتن موقعیت رسمی که باید آنها را به عنوان رهبران

آینده در نظر بگیریم، بیوگرافی آنها مورد احتیاج است.

ب قدرت و اتحاد سیاسی امیر انتظام و صباغیان چگونه است؟ ما در مورد هر دوی آنها

اطلاعات نسبتاً کمی داریم.

ج موقعیت یزدی در تشکیلات پس از انتصابش در وزارت امور خارجه چگونه است؟ آیا او

قدرت از دست داده یا بدست آورده است؟ عکس العمل پرسنل وزارت امورخارجه نسبت به او چگونه

بوده و آیا اثرات قابل پیشگویی در سیاست به چشم می خورد؟

2 نفوذ عمومی بازرگان چگونه است؟ در نظر گروههای مهم مختلف چطور است؟ رقیبی دارد؟

3 ما در مورد طالقانی، اطرافیانش و ارتباطاتش با دیگران در نهادهای مذهبی و غیر مذهبی

اطلاعات ثابتی نداریم.

4 به تماسهای سیستماتیک برای تجسم روندهای مختلف منجمله تعیین زمینه های اقتصادی و

سیاسی خاص جهت بررسی و گزارشهای دوره ای نیاز داریم. چندین طبقه بندی را در تلگرافهای قبلی

توضیح داده ایم.

5 آمریکا در نظرها چگونه است؟ چه عمل یا عکس العلهایی از اواسط فوریه به نفع یا ضرر ما

ص: 73

بوده است؟ چگونه می توانستیم بهتر عمل کنیم؟

6 گزارشات از مکالمات نظامی خیلی مفیدند. گاهگاهی خلاصه کردن تشکل روندهای مختلف

برای هریک از نیروهای (مسلح) مثمر ثمر خواهد بود. اطلاعات در مورد پلیس و ژاندارمری نیز مفید

است.

7 از گزارشات ارزشمند اقتصادی بینهایت قدردانی می کنیم. ما توانستیم (به عنوان قسمتی از

شماره 4 بالا) از گزارشات منظم در زمینه قیمت کالاها، بازار، کمبودها، استخدام و نارضایتیها استفاده

کنیم. بیکاران، زندگی را چگونه اداره می کنند؟

8 فعالیتها، قدرت و طرحهای لیبرال دموکراتها (متین دفتری) جبهه ملی (سنجابی)، چریکهای

چپی (فدائیان) گروههای مختلف مجاهدین، عناصر طرفدار شاه چگونه است؟

9 وضع استانها چگونه است؟ خصوصاً از نظر برداشت محصول و دسترسی به مواد غذایی؟

10 کوشش اجتماعی برای قطع فروش و ارسال کمکها و تجهیزات نظامی در چه حد است؟

11 از احساس و درک سفارتهای مهم چه مقدار می توانید جمع آوری نمایید؟ شوروی چه قصدی

دارد؟

12 وضعیت دانشگاهها، رادیو تلویزیون و دیگر وسایل ارتباط جمعی چگونه است؟

13 وضعیت برنامه های طرح ریزی شده برای قانون اساسی و انتخابات چگونه است؟

14 دولت موقت / خمینی در جهت عفو عمومی برای ارتش، پلیس و دیگران چه انجام داده اند؟

15 و ضمناً فراموش نکن ترتیب پارتی چهارم ژوئیه را بدهی.کریستوفر


قانون اساسی ایران

سند شماره (22)

از : هیأت مستشاری نظامی آمریکا در ایرانبه : وزارت امورخارجه در واشنگتن دی. سی.

طبقه بندی : خیلی محرمانه غیر قابل رؤت برای بیگانگانتاریخ : 3 ژوئیه 1979 12 تیر 1358

موضوع : قانون اساسی ایران

1 (طبقه بندی نشده) روزنامه تهران تایمز، اخیراً در چند گزارش خود، ترجمه «پیش نویس قانون

اساسی ایران» را منتشر ساخته است. این گزارشها علاوه بر این حکایت از آن دارند که وزیر کشور،

یداللّه سحابی، نیز این ترجمه ها را به عنوان «عمدتاً» صحیح تأیید کرده است. این پیش نویس حاوی

151 ماده در برگیرنده تمام جوانب حکومتی جمهوری جدید اسلامی است که البته باید منتظر تصویب

باشد. این گزارش حاوی بخشهایی از موارد قانون اساسی است که به صورت مستقیم و غیر مستقیم

می تواند بر نیروهای مسلح ایران و سیاستهای دفاعی آن تأثیر بگذارد.

الف. ماده 6 سانسور مطبوعات تنها در زمان جنگ اعمال خواهد شد.

ب. ماده 76 رئیس جمهور باید ایرانی الاصل و شهروند ایران باشد.

ج. ماده 82 رئیس جمهور طبق سوگندی که یاد می کند باید با استفاده از تمام اختیارات خود در

حراست از تمامیت ارضی کشور کوشا باشد.

د. ماده 93 رئیس جمهور فرمانده کل نیروهای نظامی کشور است. رئیس ستاد نیروهای مسلح

ایران نیز طبق پیشنهاد کابینه انتخاب و باید مورد تصویب رئیس جمهور قرار گیرد.

ص: 74

ه ماده 94 توشیح معاهده های ایران با کشورهای دیگر و نیز معاهده های بین المللی از

مسئولیت های رئیس جمهور است، البته پس از آنکه این معاهده ها و پیمانها مورد تصویب پارلمان

کشور قرار گیرد.

و. ماده 95 اعلام جنگ، آتش بس و انعقاد صلح نیز پس از تصویب پارلمان در اختیار رئیس

جمهور است. در صورت بروز اوضاع اضطراری، پس از مشورت با کابینه وزراء رئیس جمهور

می تواند وضع اضطراری اعلام نماید.

ز. ماده 103 اداره امور کشوری و مسئولیت تمام سازمانهای نظامی و غیر نظامی بعهده شورای

وزیران است.

ح. ماده 121 نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران مسئول حراست از استقلال و تمامیت

ارضی کشور می باشند.

ط. ماده 122 هیچ سرباز یا افسر خارجی حق خدمت در نیروهای مسلح ایران را ندارد. حضور

نیروهای مسلح خارجی در کشور و یا عبور آنها از کشور تنها زمانی مجاز است که به نفع کشور باشد

و توسط 34 کل اعضای پارلمان تصویب شود.

ی. ماده 123 بودجه سالانه ارتش باید مورد تصویب پارلمان قرار گیرد. هزینه خرید تسلیحات

و علل خرید آنها باید در بودجه نظامی تصریح گردد.

ک. ماده 123 ایجاد هرگونه پایگاه خارجی در ایران حتی برای استفاده های صلح آمیز کاملاً

ممنوع است.

ل. ماده 138 تخلفات و سرپیچی از وظایف خاص و مسئولیتهای نظامی در دادگاههای نظامی

بررسی می گردد. بررسی جرائم عمومی مرتکب شده توسط پلیس نظامی نیز بعهده دادگاههای عدلیه

عمومی است.

م. ماده 142 به منظور حراست از قانون اساسی و حصول اطمینان از تطابق دیگر قوانین با آن،

شورایی مرکب از عناصر زیر خواهد شد:

1. پنج رهبر مذهبی مطلع به مقتضیات عصر حاضر. پارلمان این پنج نفر را از میان رهبران

سرشناس مذهبی انتخاب خواهد کرد.

2. شش فرد خبره در امور قضایی: که سه تن از آنان اساتید حقوق قضایی در دانشکده های

حقوق کشور و سه تن دیگر از قضات دیوان عالی کشور بوده و توسط پارلمان انتخاب می شوند.

2 (خیلی محرمانه/ غیر قابل رؤت برای بیگانگان) اظهار نظر: در صورت تصویب قانون اساسی

فوق، رئیس جمهور به عنوان فرمانده کل قوای مسلح عمل خواهد کرد (ماده 93). ظاهراً رئیس ستاد

همردیف یا همتای سرپرست رؤای ستاد مشترک ما خواهد بود. اگر قرار باشد که رئیس جمهور،

رئیس مذهب اسلامی ایران (یعنی دین رسمی تشیع جعفری) باشد، مثلاً اگر خمینی رئیس جمهور شود،

در برابر ارتش از قدرت قابل ملاحظه ای برخوردار خواهد بود. این وضعیت کاملاً جمع گرا حتماً

بوجود خواهد آمد چون رهبر (آیت اللّه، رئیس یا سرپرست) پنج رهبر مذهبی حافظ قانون اساسی

(ماده 142) نیز به احتمال قوی خمینی خواهد بود. در صورتی که یک فرد عادی به عنوان رئیس

جمهور برگزیده شود، رهبریت مذهبی به صورت عاملی بسیار مهم در تصمیم گیریها عمل خواهد نمود.

ص: 75

از نظر استراتژیک، ممنوعیت ایجاد پایگاههای خارجی در خاک ایران حتی برای استفاده های

صلح آمیز (ماده 124) در صورت تصویب (و گمان می کنیم که تا زمان تکیه زدن خمینی بر قدرت

اجرا خواهد شد) مانع از برقراری مجدد عملیات نظامی دوران قبل از انقلاب ایران توسط آمریکا به

استثنای عملکردهای مربوط به هیأت مستشاری نظامی خواهد شد. اجرای موادی که در این پیام

نیامده است، تأثیری بر وضع نیروهای مسلح نخواهد داشت. در اینجا تکرار می کنیم که این قانون

اساسی در مرحله پیش نویس قرار دارد و این نکته ای است که سحابی نیز در گفتگوهای خود با

مقامات سفارت در تهران آن را متذکر شده بود. جناحهای مختلف مردم نیز تا بحال در چند مورد

نسبت به آن اعتراضاتی نشان داده اند.گاست


روابط تجاری ایران و آمریکا

سند شماره (23)

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ : 22 ژوئیه 1979 31 تیر 1358

به: وزارت امور خارجه در واشنگتن دی. سی. با اولویتطبقه بندی : خیلی محرمانه

موضوع: روابط تجاری ایران و آمریکا

1 (تمام متن خیلی محرمانه است)

2 مقام وزارت خارجه با رئیس بانک ملی، جلیل شرکا در تاریخ 22 ژوئیه ملاقات کرده و در

تبادل نظر در مورد روابط تجاری ایران و آمریکا از مطالب و نکات مطروحه در تلگرام مرجع استفاده

نمود. در این سفر می خواستیم از نظریات وی در مورد امکان فعال سازی مجدد اتاق بازرگانی و یا

شورای بازرگانی مطلع شویم، چون شرکاء زمانی سرپرست ایرانی کمیته اقتصاد و دارایی کمیسیون

مشترک ایران و آمریکا بود.

3 مقام وزارت خارجه با اظهاراتی مختصر در مورد روحیه تجاری آمریکا براساس گفتگوهای

انجام شده با بعضی از شرکتها از زمان پیدایش انقلاب، بحث را آغاز نمود. موضوع اصلی این بود که

هنوز حفظ روابط تجاری با ایران مورد توجه است ولی در مورد رویدادها ووقایع ایران نیز نوعی

غفلت و عدم اطمینان قابل ملاحظه، محسوس است. شرکتهای آمریکایی می توانند با شرایط «بد» وفق

پیدا کنند، اما در مبارزه با عدم اطمینان مشکلات بسیار داشته اند. گرچه بعضی از شرکتها چون جنرال

موتورز و دوپونت در سفرهای خود نتایج مثبتی را تجربه کرده اند، ولی شرکتهای دیگری چون

جی.تی.ئی. با مشکلات بسیار جدی مواجه می باشند. (اظهار نظر: شرکا نیز مانند ما نمی داند که چرا با

شرکت جی.تی.ئی. چنین رفتاری شده است. پایان اظهار نظر.) ما امیدوار بودیم که بتوانیم از طریق

کانالهای غیر رسمی وضع ارتباطی را بهبود بخشیده و میزان مناقشات و اختلافات تجاری را به حداقل

کاهش دهیم.

4 شرکاء گفت که «آشکارا نگران» وضعیت موجود است. انقلاب همه چیز را 180 درجه تغییر

داده است. در وزارتخانه ها دیگر کسی نیست که با این مسائل آشنا باشد. وی در ادامه گفت «تنها یک

نفر مانده است». شرکتها نیز در زمینه مدیریت خود در سطوح ارشد همین تغییرات را تجربه کرده اند.

شرکا گفت به همین دلیل است که اقتصاد در وضعی خطرناک به سر می برد و بسیاری از شرکتهای

خارجی نیز مشکلات مربوط به برقراری مجدد روابط را تجربه می کنند.

ص: 76

5 شرکاء گفت که اخیراً بنابه درخواست نخست وزیر بازرگان، به نیویورک و لندن سفرکرده بود.

هدف از این کار تشریح سیاست ملی سازی بانکها و نگرانیهای مربوط به بخشی از بانکهای خارجی

بود. دو هفته قبل او اجلاسی از عالیرتبه ترین بانکها در نیویورک تشکیل داده و از طرف دولت ایران در

مورد سرمایه هایشان به آنها اطمینان داده بود. شرکا گفت که ایرانیها در این زمینه سوابق مثبتی دارند و

به ذکر مواردی که در زمان کار در وزارت دارایی با آنها مواجه شده بود پرداخت که یکی از آنها

رعایت حقوق سهامداران می باشد.

6 در رابطه با احیای مجدد شورای بازرگانی، شرکا گفت که این نظریه بسیار خوب است. ولی

مشکل موجود این است که طرف ایرانی باید فرصت بازسازی خود را داشته باشد و بخاطر مهاجرت

وسیع بازرگانان بزرگ ایرانی، زمان مورد نیاز برای طرف ایرانی طولانی تر خواهد شد. شرکا صریحاً

معتقد است که بهتر است این پیشنهاد تا روی کار آمدن دولت جدید مسکوت بماند. مقام وزارت

خارجه در پاسخ گفت البته در مورد زمان بندی از نظر ایرانیها مطلع خواهیم شد، ولی باید مکانیزم

مشورتی غیر رسمی خاصی نیز وجود داشته باشد. شرکاء احساس می کند در این زمان بهتر است که

شرکتهای آمریکایی به صورت جداگانه به دنبال تأمین منافع خود باشند. در رابطه با کمیسیون

مشترک، شرکا گفت در دولت موقت سخنی به میان نیامده است. بنا به اعتقاد این کمیسیون وسیله ای

است بسیار مفید و پیشنهاد کرد که این موضوع را حتماً با وزیر دارایی و دیگران در میان بگذاریم.

7 امکان ورود یک هیئت کوچک نمایندگان شرکتهای مهم آمریکایی به تهران نیز مورد بحث

قرار گرفت. بار دیگر وی گفت که زمان برای این کار مناسب نیست. بهتر است تا زمان انتشار مقررات

ملی سازی صنعتی منتظر بمانیم. با این حال شرکاء گفت که قبل از دنبال کردن این نظریه بهتر است آن

را با دیگران نیز در میان بگذاریم.

(اظهار نظر: با فرا رسیدن ماه رمضان در آخر هفته جاری، باید گفت که سفر مزبور باید در پاییز

صورت پذیرد. پایان اظهار نظر.) بانک ملی (که او توسط شاه در فوریه 1978 به عنوان رئیس آن

منصوب شد) از وضعیت ممتازی برخوردار است. وی گفت علت این امر نیز وجود رابطهای نیرومند

خانوادگی وی در بازار است. همین خصیصه او را مورد قبول «طرف مقابل» ساخته است. از بیانات

شرکا چنین بر می آید که او و مغز کوچکش در این بانک در زمینه سیاست اقتصادی به صورت پلی

بین دولت بازرگان و دیگر شخصیتهای انقلابی عمل می کنند.لینگن


دولت موقت ایران (بار دیگر) برای کنترل جنبش انقلابی تلاش می کند

سند شماره (24)

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ : 23 ژوئیه 1979 1 مرداد 1358

به: وزارت امورخارجه در واشنگتن دی. سی. فوری طبقه بندی : خیلی محرمانه

موضوع: دولت موقت ایران (بار دیگر) برای کنترل جنبش انقلابی تلاش می کند

1 (تمام متن خیلی محرمانه است)

2 خلاصه: در یک نطق تلویزیونی خطاب به ملت در تاریخ 20 ژوئیه نخست وزیر بازرگان علل

وجودی سیستمهای موازی حکومتی ایران را مورد بررسی قرارداد و آخرین پاسخ دولت موقت را

برای حل این مشکل ارائه نمود. به نظر ما، دولت موقت در این زمینه نقش چندان مؤثری نخواهد

ص: 77

داشت. راه حل پیشنهادی برای آینده قابل پیش بینی این است که کمیته های انقلاب، دادگاههای انقلاب،

و گروههای مختلف مسلح شبه نظامی مستقل از دولت موقت و رهبریت جنبش انقلابی عمل نمایند.

پایان خلاصه.

3 بازرگان در تاریخ 20 ژوئیه (تلگرام عطف) خطاب به ملت اظهار داشت که در طول تاریخ سه

نوع انقلاب نظامی، حزبی و ملی وجود داشته است. کودتای 1921 به سرکردگی رضاخان (که بعداً

شاه شد) نمونه ای از انقلاب نوع اول، انقلاب 1917 روسیه نمونه ای از نوع دوم، و البته، انقلاب 1979

ایران نمونه ای از نوع سوم است که «در تاریخ جهان بسیار کم نظیر است». وی گفت، نتیجه مشارکت

توده های مردم در انقلاب ایران، پدید آمدن عدم تمرکز قدرت در تمام افراد و سازمانهای اعمال کننده

آن، بوده است.

4 بازرگان گفت این وضع نمی تواند بیش از این ادامه داشته باشد، زیرا به کرات دیده شده که

آنهایی که در تلاشند تا اعمال قدرت کنند، آگاهانه یا ناآگاهانه در نیل به اهداف تناقض ایجاد کرده اند.

دولت موقت ایران، شورای انقلاب و خمینی جلسه ای برای حل این مسئله تشکیل داده اند و به سه راه

حل دست یافته اند:

یکی این که کمیته های انقلاب و همه عناصر غیر رسمی ساختار حکومتی منحل شوند، یا دولت

مستقیماً در برابر شورای انقلاب مسئول واقع شود همان طوری که «کمیته های امام تحت نظارت آن

هستند» و یا اینکه اعضای دولت و شورای انقلاب در یکدیگر ادغام شوند. آخرین راه شایسته ترین

شناخته شد و بازرگان اعلام نمود که پنج تن از اعضای شورای انقلاب در سه وزارتخانه مختلف دولت

موقت ایران به سمت معاونین وزرا منصوب خواهند شد. این وزارتخانه ها عبارتند: از وزارت دفاع

ملی، امور اقتصاد و دارایی و علوم و آموزش عالی.

5 این راه حل نیز نخواهد توانست در حل مشکلات و معضلات ناشی از دوگانگی اختیارات

حکومتی مؤثر واقع شود. قابل تصور نیست که سه ملا و یک غیر نظامی در پست معاونت وزیر

(تئوریسین اقتصادی ابوالحسن بنی صدر نیز از قبول این سمت در وزارت اقتصاد و دارایی سرباز زد که

ظاهراً باعث خوشحالی وزیر اقتصاد، علی اردلان، گردیده است) در حل مشکل اصلی دولت یعنی

اعمال قدرت بر کمیته ها و دادگاههای انقلابی و نیروهای شبه نظامی مؤثر واقع شوند، چون تمام این

عناصر نه تنها مستقل از دولت موقت بلکه مستقل از همه کس و همه چیز عمل کرده اند، و دلیلی ندارد

که بگوییم آنها از استقلال عمل خود دست برخواهند داشت.لینگن


ایران: تظاهرات در حمایت از خمینی

سند شماره (25)

از: آژانس اطلاعات دفاعی در واشنگتن دی. سی.تاریخ : 16 اوت 1979 25 مرداد 1358

به: آژانس اطلاعات دفاعی (بخش اطلاعات جاری CURINTL)

گزارش اطلاعاتی دفاعی آژانس اطلاعات دفاعی

طبقه بندی : خیلی محرمانه / غیر قابل رؤت برای بیگانگان

ایران: تظاهرات در حمایت از خمینی

1 (طبقه بندی نشده) پس از سه روز خشونت، در تاریخ 15 اوت تهران به خاطر بزرگداشت

ص: 78

وفات امام علی، یک رهبر فرقه شیعه، تقریباً به حالت تمام تعطیل درآمده بود. در همان حال،

مطبوعات گزارش دادند که دهها هزار نفر در قم در حمایت از خمینی به راهپیمایی پرداخته اند.

2 (طبقه بندی نشده) بنا به گزارشات واصله راهپیمایان یک قطعنامه 5 ماده ای صادر کردند که در

آن خاطرنشان شده که «ملت ایران تحت رهبریهای خمینی هرگونه توطئه، خیانت، نفوذ، تشنج و یا

نابسامانی را در نقطه خفه خواهند کرد، و علیرغم تمام توطئه های بین المللی راه خود را ادامه خواهد

داد». این قطعنامه همچنین از دادگاههای انقلاب خواستار اعدام «رهبران اصلی صهیونیستها و کسانی

که با آنها رابطه دارند» شده است.

3 (خیلی محرمانه / غیر قابل رؤت برای بیگانگان) این قطعنامه بار دیگر نشانگر احساس

شدید ضد بیگانه رایج در ایران است. ظاهراً مردم نمی توانند مسئولیت پیدایش شرایط یا اقدامات

نادرست را به گردن بگیرند. در عوض، آنها وضع اقتصادی وخیم، آشوبهای نژادی، و تظاهرات ضد

خمینی را عناصری از توطئه های خارجی می دانند که بنابر اعتقاد آنها توسط آمریکا و اسرائیل طراحی

شده است.

4 (خیلی محرمانه / غیر قابل رؤت برای بیگانگان) برگزاری این تظاهرات در حمایت شدید از

خمینی پس از تصویب اعمال کنترل شدید بر مطبوعات پدیدار گشت. علیرغم اقدامات خود مختارانه

و سرکوبگرانه وی، این موضوع بار دیگر بر این واقعیت دلالت دارد که او از حمایت شدید طبقه پایین

اجتماع برخوردار می باشد. نیروهای اسلامی کنترل امور را در دست دارند و هیچ گروه سیاسی دیگری

برای مبارزه با آنها عرض اندام نکرده است.

5 (خیلی محرمانه/ غیر قابل رؤت برای بیگانگان) با این وصف، بنیادگرایان اسلامی ناتوانی

خود را در متحد ساختن جامعه ایران با اقوام، ملل و گروههای اجتماعی، مذهبی و سیاسی مختلف که

شامل عناصر مهمی از نوگرایان و مادیگرایان است نشان داده اند. در طول شش ماهی که به قدرت

رسیده اند، گروهها را یکی پس از دیگری با خود بیگانه کرده اند. این رویه و روش نمی تواند تا مدت

نامعلومی ادامه پیدا کند. ولی تا زمانی که حمایت مالی توده های مردم فرسایش نیافته، خمینی کنترل

امور را در دست خواهد داشت و قدرت خود را تحکیم خواهد بخشید.

تهیه شده توسط: دی. آدامز، نیروی دریایی آمریکا، DN - 2E (خروج از طبقه بندی 15 اوت

1985)


یزدی در نیویورک، اکنون کجاست؟

سند شماره (26)

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ : 12 اکتبر 1979 20 مهر 1358

به: وزارت امورخارجه در واشنگتن دی. سی. فوری 4217طبقه بندی : خیلی محرمانه

موضوع: یزدی در نیویورک، اکنون کجاست؟

1 تمام متن خیلی محرمانه است

2 خلاصه: عملکرد یزدی در نیویورک جنبه فرسایشی داشت و طی آن یادآور شد که ما باید به

طریقی عمل نماییم که نشان دهد انقلاب را واقعاً پذیرفته ایم. بخشی از این عملکرد جنبه شعارهای

انقلابی دارد ولی بخش اعظم آن از اصالتی خاص برخوردار و نشانگر تلاش محفلی خاص در درون

ص: 79

دولت موقت ایران برای تحکیم مواضع قدرت خود می باشد. تا آنجا که در توانمان هست اقدام در چند

زمینه را توصیه می کنیم و ما باید تلاش خود را صرف تقویت خط مشی خود در این جو بنماییم. (پایان

خلاصه)

3 سفارت از دریافت تلگرام مرجع که حاوی تجزیه و تحلیلی ارزشمند از عملکرد دکتر یزدی در

نیویورک می باشد بسیار سپاسگزار است و باید گفت که یزدی به عنوان عضو گروهی که در داخل

دولت موقت به خمینی بسیار نزدیک است به احتمال قوی در انقلاب ایران بعد از انقلاب نقش مهمی را

ایفا خواهد کرد. (دیگر افراد موجود در این گروه عبارتند از وزیر دفاع جدید چمران، قطب زاده در

رادیو و تلویزیون ملی ایران، سخنگوی دولت موقت، طباطبائی و وزیر کشور صباغیان.)

4 ما نیز با تجزیه و تحلیل وزارتخانه در مورد یزدی در این خصوص که او می خواهد برای

رسیدن به اهداف روانی و سیاسی خود انقلابیون اسلامی را به عنوان نسل جدیدی از انسان بنمایاند که

می خواهند در صحنه جهانی حق اظهار نظر داشته باشند، موافقیم. یزدی در هاوانا و در نیویورک چنین

فرصتی را به دست آورده بود و مصمم بود که از آن حداکثر بهره برداری را بنماید.

5 نکته مهم دیگر این است که هدف وی در رابطه با آمریکا این بود که چه به طور علنی و چه

خصوصی به ما بفهماند که باید اقدامات بسیاری را انجام دهیم که نشان دهد ما انقلاب را پذیرفته ایم، و

به ما هشدار بدهد که تا زمانی که این کار صورت نگرفته نمی توان در جهت ایجاد روابط بهتر پیشرفتی

پدید آورد. پس از بازگشت از نیویورک (تلگرام جداگانه) نیز وی همین نکات را به طور مفصل در یک

کنفرانس مطبوعاتی مطرح نمود. یزدی می گوید یخ حاکم بر روابط بین دو کشور هنوز شکسته نشده

است.

6 این اظهارات تا حدودی جنبه افراطی دارد چون دولت آمریکا با اقدامات خود نشان داده است

که ما واقعاً این انقلاب را پذیرفته ایم. ولی به چند دلیل می توان گفت که این امر چندان شگفت آور نیز

نیست و لازم نیست که ما هم این دلایل را بپذیریم ولی باید در تلاش خود برای کنار آمدن با این رژیم

سرسخت حتماً همان دلایل را مد نظر داشته باشیم.

7 همان گونه که در تلگرام مرجع خاطرنشان شده، یزدی یک سیاستمدار انقلابی جاه طلب است.

همین دیدگاه است که به خصوص در اولین بازگشتش به آمریکا پس از هیجده سال اقامت در تگزاس

و دیگر نقاط (قسمتی از گذشته او که اکنون تحمل آن را دشوار می بیند)، او را وادار به سخن گفتن و

نمایش کردار یک انقلابی می نماید. در نتیجه برای وی مهم بود که در بازگشت به کشورش از وجهه

یک انقلابی واقعی برخوردار شود تا همه بدانند که او آماده مقاومت در برابر آمریکاست و تحت تأثیر

«بردگی فکری» که بنابه گفته خودش در هاوانا» مشخصترین اثر انگشت امپریالیسم در جهان است... و

به عنوان یک وسیله مؤر لیکن کم بها سلطه امپریالیستی را در جهان تداوم می بخشد» قرار نگرفته

است.

8 اما در مقاومت سرسختانه وی در برابر آمریکا مفاهیم بیشتری نهفته است که در مذاکرات او با

وزیرخارجه آمریکا و نیز در محتوای سخنرانیهای عمومی اش آشکار است. یزدی از نظر سیاسی

جاه طلب ولی یک انقلابی معتقد نیز هست. به همین دلیل نمی توان او را فردی صرفا قلمداد کرد. روش

برخورد وی حکایت از مطالبی دارد که بنیاد تمام تجهیزات و دستگاههای انقلابی اینجاست؛ که خود

ص: 80

جنبه تاکتیکی کوتاه مدت آن است: ولی او از مطالبی بنیادی تر و دراز مدت تر نیز سخن می راند.

9 در کوتاه مدت، یزدی و دیگر نزدیکان وی در اندرون دولت موقت تلاش می کنند تا قدرت

سیاسی خود را که از نظر خودشان در معرض خطر واقعی و یا خیالی قرار گرفته مستحکم سازند. به

همین دلیل است که نسبت به بروز مشکلات در کردستان و خوزستان عکس العملهای تندی نشان داده

می شود عکس العملی که شاخص آن رگباری از تبلیغات داخلی است تا نشان داده شود که آمریکا در

پشت صحنه است و در واقع این عراق است که با همکاری عمال آمریکایی و تحت تأثیر آنها در بروز

این گونه حوادث دست دارد. رابطه این تبلیغات با شرایط بحرانی این دو استان هر چه باشد، می توان

گفت که این تبلیغات طوری طراحی شده تا کنترل روحانیون و انقلابیون بر نیروهای امنیتی و

دستگاههای در حال تکامل دولتی را تقویت کند تا پس از تکمیل قانون اساسی بتوان هریک را در

محل خاص خود استقرار بخشید. تلاش آنها در جهت تحکیم قدرت نیز از نظر بسیاری از شاهدان

تأکیدی است بر ضرورت «محوسازی» آثار به جای مانده از رژیم منسوخ و مخالفین سیاسی شان از

ساختار دولتی. به همین دلیل به نقل از سخنان یزدی در نیویورک گفته اند که مرحله پاکسازی وزارت

خارجه هنوز به پایان نرسیده است. چمران نیز از پاکسازی مورد نظر خود در نیروهای مسلح سخن

می گوید. مسائلی که در نتیجه وجود نزیه در شرکت ملی نفت ایران پدیدار گشته نیز سخن از ضرورت

پیگیری روند پاکسازی را به دنبال داشته که به قولی نزیه آن را نادیده گرفته و کنار گذاشته است.

خمینی نیز می گوید تنها راه بقای انقلاب، انجام پاکسازیهای لازم در کل بافت اجتماعی و اقتصادی

کشور است.

10 آنچه به همین موضوع مرتبط است ولی از ماهیتی دراز مدت تر برخوردار است، ابراز نگرانی

در مورد یک خطر دیگر بزرگتر است که انقلاب، اهداف و مقاصد آن را تهدید می کند. ماحصل این

نگرانی محسوس شدن ضرورت حذف سلطه فرهنگی اجانب و به خصوص غرب است که بنا به قولی

از رژیم گذشته بر جای مانده و از نظر انقلابیون تأثیر اسلام را در تحرک بخشیدن به جامعه و ایجاد

انگیزه برای حل بافت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران فرسایش می دهد. واقعیت این است که آنها

این خطر را در تمام نقاط جهان اسلام حس می کنند، که به صورت نوعی جبر ایدئولوژیک ممزوج

شده با سخنان مبنی بر الحاق سرزمینهای اسلامی به یکدیگر که از ایده آلیسم پنهان شیعیان منشأ

می گیرد و باعث تیره شدن روابط بین جمهوری اسلامی ایران و اکثر همسایگان مسلمان آن می شود.

11 یزدی در بخش اعظم سخنرانی افشاگرانه خود در هاوانا به همین مضمونی که در ذهن

انقلابیون ایرانی جای دارد اشاره نمود. بنابه گفته او «معیاربندی ارزشها، اهداف و آرمانها در میان

نخبگان حاکم بر جهان، بعد جدید سلطه فرهنگی را به ماهیت رو به تکامل امپریالیسم در جهان

معاصر افزوده است.» یزدی خواستار «زدودن و کناره گیری از همپیمانی فرهنگی با ابرقدرتها و تلاشی

منظم در جهت رهانیدن خود از اسارت فکری سلطه فرهنگی شده است.»

12 برای ما کار کردن با رهبریتی که مانند او عمل می کند دشوار است؛ چون علیرغم اینکه به ما

نیازمند است سعی می کند زیاده از حد به ما نزدیک نشود تا انقلاب حفظ شود. زمان و شرایط اجباری

ناشی از یک تحرک و پویایی نهفته در مادیگرایی و نوگرایی اقتصاد ایران و ساختار اجتماعی شهری

آن این وضع را در نهایت تغییر خواهد داد. ولی در نتیجه بعضی از مشکلات سیاسی که در کوتاه مدت

ص: 81

اجتناب ناپذیر است، حرکت کندتر خواهد شد. ما باید حداکثر صبر و حوصله و حساسیت خود را در

پیگیری منافع خود در جوی انباشته از سوء ظن که توسط یزدی در نیویورک منعکس گردیده، به کار

گیریم.

13 پس از ادای این مطالب، از این پس به اظهار نظر در سه مورد خاص می پردازیم: اول، تدارک

نظامی؛ دوم، موضع علنی ما در قبال انقلاب؛ و سوم، حرکت سمبلیک ملاقات با خمینی و انتصاب

سفیر.

14 یزدی در نیویورک از روشن ساختن این موضوع باز نماند که عملکرد ما در زمینه تدارکات

نظامی همچنان محکی است برای مواضع ما در مقابل انقلاب. مسیر بسیار صعب العبوری در پیش

است، آن هم نه به خاطر اینکه برقراری رابطه با چمران به عنوان سرپرست جدید نهاد دفاعی موضوع

بحث باشد، بلکه به خاطر اینکه ترس از گسترش نفوذ آمریکا در جامعه ایران از طریق نظامی وجود

دارد. (طبق گفته یزدی در هاوانا بیش از 1200 پرسنل نظامی ایرانی در آمریکا دوره دیده اند، که این

رقم از نظر ما محافظه کارانه ارائه شده است.) علاوه بر این یزدی و دیگران معتقدند که ایران از طریق

صندوق اعتباری خود فریب خورده است.

15 بنابراین ما با مسئله ارضای سیاستمدارانی چون یزدی، چمران و نیز افراد حرفه ای نظامی

روبرو هستیم که دریافته اند که از پشتیبانی لجستیکی و فنی آمریکایی مورد نیاز خود محروم خواهند

ماند. با این وصف، از نظر ما موضعگیری کنونی ما در قبال تدارک نظامی اصولاً صحیح است که همان

موضعگیری صریح و روشن در قبال پرداخت صورتحسابهاست و به صورتی بسیار صریح قوانین و

مقررات خودمان را در آمادگیمان به پاسخگویی به سؤلات دولت موقت در زمینه جزئیات مالی و

ارائه لوازم یدکی پس از برقراری نظم در حکومت موقت ایران، ارائه می دهیم، به آن گوشزد می کند.

ولی، به نظر ما باید در خط مشی های خود به صورت منفرد و منفک و به خصوص در مورد ارائه

مقرراتی که به تجهیزات طبقه بندی شده و حساس تأثیر می گذارد نیز تن به خطر و ریسک بدهیم. در

نتیجه باید در پاسخ به درخواست دولت موقت در مورد هواپیماهای اف 4 بسرعت موضع گیری

مثبتی را از خود نشان دهیم. هرگونه به تأخیر و یا ممانعت از ارسال این جنگنده ها این سوءظن را بر

می انگیزد که مبادا آمریکا خیال تنبیه و تأدیب دولت موقت را از نظر مالی و سیاسی دارد؛ تصویب

مورد مربوط به این تعداد کوچک از هواپیماها که هزینه آنها نیز اضافه بر صورتحسابهای نیروی

هوایی پرداخت شود در حراست از منافع ما در ایران (در صورتی که نیاز به مشورت با کنگره باشد)

قابل دفاع و توجیه است.

16 ثانیاً، همان طور که این سفارت قبلاً پیشنهاد کرده بود، ما معتقدیم که باید راهی یافته و علناً

اعلام کنیم که وجود دگرگونی در ایران را پذیرفته ایم. برای این کار دو علت وجود دارد یکی اینکه

سوءظنهای دولت موقت نسبت به مقاصد ما کاهش پیدا می کند و دیگر اینکه با این کار به مردم

خودمان منافع درازمدتمان در ایران را یادآور می شویم (چون مطبوعات آمریکا در این زمینه نقشی

تصنعی و سطحی داشته اند). البته معنی این مطلب این نیست که برای ما حمایت و تأیید علنی خمینی و

یا تشویق و حمایت از چمران و یزدی و تمام بیانات و کردار آنها و یا تمجید از سیاست دولت موقت

در کردستان ضروری و حیاتی است. آنچه که باید بگوییم آن هم به طریقی که تا به حال نگفته ایم این

ص: 82

است که ما در ایران دارای منافع دراز مدتی هستیم که هنوز هم به قوت خود باقی است و به نظر ما

باید در ایران اسلامی نیز پیگیری شود.

17 ما مخصوصاً از وزارت خارجه می خواهیم که علناً و بطریقی اعلام نماید که ما مایلیم که

ایران اهداف انقلابی خود را طوری تحقق بخشد که مورد حمایت تمام اقشار ملت آن باشد و آمریکا

قصد ندارد مقاصد خود و یا رژیم خاصی، چه سلطنتی و چه غیر از آن را بر ایران تحمیل کند و القای

تمامیت و استقلال ایران به نفع ما و مورد توجه ماست؛ و منافع آمریکا در دسترسی داشتن به نفت

ایران مترادف است با منافع ایران در ادامه و تأمین مالی عمران صنعتی و کشاورزی آتی ایران. ما باید

فرصتهایی پیدا کرده و تأکید ایران انقلابی بر اسلام و کمک معنوی آن به جامعه را با در نظر گرفتن

طریقی که آمریکاییان نیز برای جنبه های معنوی تلاش انسانی اهمیت قائل می شوند، به عنوان عنصری

مورد احترام و قابل درک برای آمریکاییها مورد استقبال قرار دهیم.

18 نظریات چند ماه قبل معاون وزیرخارجه، یعنی ساندرز در مورد خاورمیانه بخش اعظم این

مطالب را در بر دارد و چیزهایی است که باید مکرراً به سمع ایرانیها رسانیده شود.

19 ثالثا، و مختصرا، یک موضوع بسیار با اهمیت دیگر دیدار با خمینی و انتصاب یک سفیر در

ایران است. اکنون برای انجام این کارها شاید دیر شده باشد؛ ولی موضوع اصلی راهی را پیش پا

می گذارد که از نظر یزدی و اکثر ایرانیها می تواند به روشن شدن طرز برخورد ما در قبال انقلاب

بینجامد. اگر قرار باشد انتصاب سفیر جدید باز هم به تأخیر افتد، توصیه می کنیم که زمینه برای ملاقات

با خمینی در سطح کاردار فراهم آید. اما در رابطه با انتصاب سفیر، اکنون زمان مناسبتر از همیشه است

و نباید در این مورد بیش از این تأخیر روا داشت.لینگن


بهبود اقتصادی اکنون کجا هستیم؟

سند شماره (27)

از : سفارت آمریکا در تهرانتاریخ : 23 اکتبر 1979 1 آبان 1358

به : وزارت امور خارجه در واشنگتن دی. سی. با اولویتطبقه بندی : خیلی محرمانه

موضوع : بهبود اقتصادی اکنون کجا هستیم؟

1 (تمام متن خیلی محرمانه)

2 مقدمه و خلاصه: در حالی که عایدات نفتی ایران 2 میلیارد دلار در ماه می باشد، در حدود

4/2 میلیون نفر (یا 20 درصد) نیروی کار ایران بیکار هستند. بسیاری از کارخانه های در حالت رکود

به سر می برند. متوسط تولید 50 درصد ظرفیت تخمین زده می شود. با گذشت 8 ماه از انقلاب و در

حالی که اولین مرحله ابتدایی که همانا تخفیف هرج و مرج ها و سر و سامان دادن به امور می باشد

انجام پذیرفته است، بسیاری از ایرانیان شروع به پرسیدن این سؤل کرده اند که چرا بهبود اوضاع به

طرز سریعتری انجام نمی گیرد.

3 این تلگرام به بررسی یک مشکل اساسی می پردازد و آن عدم موفقیت در انتقال سرمایه های

نقدی و غیر نقدی بانکها به بخش ناتوان صنعتی که بشدت محتاج سرمایه یا اعتبار هستند می باشد.

کمبود اعتبار، تصمیمات اعلام شده دولت را بی اثر می سازد و به بی ثباتی و عدم اطمینان که خود از

عوامل دخیل در این مشکل هستند کمک می نماید. دلایل دیگری که ذیلاً مورد بحث قرار می گیرند

ص: 83

عبارتند از: عدم وجود سرمایه و سرمایه گذار، خروج سرمایه، بی لیاقتی دولت در همه زمینه ها، عدم

تأمین شخصی، عدم موفقیت در اجرای برنامه اعتبار ضروری و عدم توانایی کسانی که قصد گرفتن وام

دارند در بازپرداخت وامشان. آینده این رژیم بستگی به موفقیت دولت در حل چنین مشکلاتی و

اجرای برنامه های اطمینان بخش در ماههای آتی دارد. (پایان مقدمه و خلاصه)

4 عدم اطمینان، عدم سرمایه گذاری، ترجیح سرمایه نقدی بر غیر نقدی و خروج سرمایه نقدی و

غیر نقدی از دو طریق می تواند مولد شود. از طریق سرمایه گذاری در کارخانه های موجود یا جدید و

از طریق اعطای وام جهت سرمایه کاری. در حال حاضر سرمایه گذاری انجام نمی گیرد و این تا

حدودی ناشی از فرار طبقه تاجر به خارج از کشور می باشد. صادق سمیعی، معاون مدیر کل بانک

ایران عرب که خودش از همان تبار می باشد می گوید در حال حاضر بیش از 15 نفر ایرانی که ثروت

شخصی لازم را دارا باشند باقی نمانده اند و آنها هم در شرایط فعلی کاری نمی توانند بکنند.

5 اقشار بازاری (بازرگانان محافظه کار)، دلال هستند و نه سرمایه گذاران اهل ریسک. بنابه گفته

ابطحی، مدیر بخش خارجی بانک ملی (بزرگترین بانک تجاری)، بازاریها افراد بسیار ثروتمندی

هستند اما با توجه به عدم اطمینانهای مشابهی، آنها ترجیح می دهند که ثروتشان را در بانکها انباشته

کنند و یا حتی بهتر از این، آن را صادر نمایند. گرانتر از حد واقع پرداختن برای واردات (overvoicing)

وسیله معمول برای توضیح اینکه چرا ارزش (و به عبارتی ارزش دلاری) اعتبارات اسنادی در دو ماه

گذشته با چنین شدتی افزایش یافته اند را فراهم می آورد. این امر ضرورتاً به معنای افزایش واردات یا

افزایش فعالیت اقتصادی نمی باشد. ابطحی می گوید من مکرراً از مردم سؤل می کنم چرا آنها با این

واقعیت که ما در وضعیت بسیار بدی هستیم روبرو نمی شوند؟

6 ابطحی ادامه داد، بازاریها (و دیگران) متناوباً در حال تبدیل ثروتشان به کالاهایی هستند که

احتمالاً بازارهای خوبی در خارج پیدا می کنند. علاوه بر کالاهای معمول مانند طلا یا فرشهای شرقی،

زعفران نیز در حال حاضر خواهان بسیار پیدا کرده است. بر عکس طبقه کارخانه داران که نزدیکی

نامطبوعی با رژیم گذشته داشتند، بسیاری از بازاریها از نظر ایدئولوژیکی به رژیم فعلی تر حریف

هستند.به طور کلی آنها پول خوبی در می آورند و شاهد این امر، خرده فروشیهای قابل توجه در

بازارها و بالا رفتن رقم پس انداز بانکی آنها می باشند. بنابراین دلیل عدم اطمینان از جانب ایشان،

نباید به سادگی رد شود.

7 قسمتی از این عدم اطمینان ناشی از سیاستها یا بی سیاستهایی است که از دولت سرچشمه

می گیرند. به جای خط مشی های ثابت و استوار بازرگانان با تئوریهای مبهمی از قبیل بهره صفر درصد،

(مرجع ب)، بدون ایجاد انگیزه هایی که آنها بتوانند بدان پاسخ گویند و برنامه های خودشان را بر آنان

استوار سازند، مواجه می شوند. ابطحی تنها با لحن نیمه شوخی اظهار داشت که صحبت از بهره صفر

درصد ممکن است تهدید دروغین برای انتقال مازاد سرمایه های نقدی و غیر نقدی از حسابهای جاری

مشمول بهره به بازار سهام یا به شکلهای مستقیم تری (از سرمایه گذاری بوده باشد. او با لحن غمناکی

گفت، اما این امر به هیچ وجه تحقق نیافت.

8 عامل دیگری که موجب تشویش خاطر بازاریان را فراهم می کند قیمت است. چقدر باید برای

این یا آن کالای وارداتی بپردازند؟ چقدر باید بابت این کالاها از مصرف کنندگان پول دریافت کنند؟

ص: 84

گرچه این امر یک آیین مذهبی سنتی در اسلام سنتی است اما برخورد ساده انگارانه اسلام با این

مسئله و اضطرابی که انزجار ایشان نسبت به سودگرایی ایجاد می کند، مانع دیگری بر سر راه

سرمایه گذاری یا وام دهی می باشد.

9 عامل دیگری که ممکن است تضییع اطمینان را فراهم سازد عدم صلاحیت مدیرانی است که

برای به راه انداختن صنایع ملی شده انتخاب شده اند. از قرار معلوم حتی کارگران نیز در این مورد

گله مند هستند. بانکداران از مدیرانی صحبت می کنند که مجبورند تازه با اختلاف بین ستون بدهکار

ترازنامه و بستانکار آن آشنا شوند. عدم اطمینان از این که کسانی مالکان و کنترل کنندگان شرکتها

هستند بر بی میلی بانکداران برای اعطای وام به شرکتهای فاقد مدیریت با تجربه می افزاید. در مواردی

که همه سهام یک شرکت مصادره شده ولیکن دولت یا یک بنیاد خیریه، مدیران معینی را جهت هیأت

مدیره منتصب می کند، حوزه های مسئولیت افراد و مسئولیت نهایی مالی نامشخص باقی می ماند.

10 انعکاس انتصاب مدیران بی تجربه در خروج افراد با تجربه از کشور مشاهده می شود. با این

حال هنوز تعدادی از افراد مزبور در کشور مانده اند و در این سیستم کار می کنند. اما توانایی آنها برای

پر کردن شکاف تجربه موجود و تأثیرشان در ایجاد تحرک اقتصادی به خاطر ناملایمات روحی ناشی

از مشاغل آنان کاسته شده است. ابطحی پرسید آیا شما می توانید درک کنید که دوره تصدی من

بستگی به این دارد که آیا من نماز می خوانم یا نه؟ سایر کسانی هم که مانند ابطحی نمی خواهند

منافق گونه عمل کنند، چیزهای مشابهی را گفته اند. همه تا اندازه ای آسیب پذیر هستند، این درسی است

که به طور مؤثری از اخراج نزیه رئیس شرکت نفت گرفته شده است. لذا تمایل رو به رشدی وجود

دارد که از تصمیماتی که احتمالاً جلب توجه کرده یا تهاجمی را علیه خودشان بر می انگیزاند اجتناب

ورزند. این امر حتی به تمایل آنها برای اضافه کاری لطمه می زند. (مخصوصاً بعد از کاهش عمده اخیر

در حقوق کارکنان شرکت نفت و بانکها.)

11 مسئله دیگر، ترس از این می باشد که نه این رژیم، بلکه جانشین آن، مدیران را بخاطر اجرای

دستورات رژیم فعلی مورد موأخذه قرار دهد؛ آنچه که بر سر بسیاری از کسانی که دستورات شاه را

اجرا کردند آمد. عدم ثبات آشکار رژیم و احتمال محسوس وجود ضدانقلاب همه دست به دست هم

داده تا از تحرک و ابتکار جلوگیری کنند. البته از جنبه مثبت قضیه باید گفت که مثال عاقبت کسانی که

بخاطر حمایت از دوستان نزدیک شاه قوانین را زیر پا گذاشتند باعث تقویت بانکداران برای مقاومت

در مقابل دخالتهای خام (بیجای) روحانیت و کمیته ها که خواستار به اجرا درآمدن پروژه های نفتی

هر چند غیر اقتصادی خود می باشند شده است. عقیلی، مدیرعامل بانک ایران و خاورمیانه می گوید

هیچ کس نمی خواهد همان گونه که آنها عده ای (از عمال رژیم سابق) را اعدام کردند، مرا نیز تیرباران

نمایند.

12 اما به هر حال در مجموع، اثر این فشارها مخصوصاً بر بانکداران، که در حال حاضر

کارمندان دولت به شمار می آیند، این بوده است که از هر نوع ابتکار و ابداع، جسارت و انعطاف از

سوی آنها ممانعت به عمل آورد. کیفیات و مشخصات ذکر شده مخصوصاً از این جهت مورد نیازند که

در حال حاضر بسیاری از صنایع ایران که قادر به پرداخت دیون خود نمی باشند با بیهودگی تقاضای

اعتبار می نمایند.

ص: 85

13 برای درک اهمیت اعتبار برای صنایع ایران، باید به یاد آورد که عمده این صنایع در واقع

مونتاژ قطعات خارجی می باشد و یا حداقل به شدت به مواد خام وارداتی وابسته است. صاحبان

صنایع به سختی قادر به حفظ اعتباراتشان هستند. همان طور که ساقطلیان (SAGHETELIANE)

مدیر عامل بانک تجارت خارجی ایران اظهار داشت، آنها قبل از این که به بانکداران ایرانی خودشان

توجهی داشته باشند متوجه تأمین کنندگان مواد اولیه شان می باشند. در مقابل، بسیاری از آنها از

امتیازات خرید با اعتبار نامحدود برخوردار هستند. سایرین نیز اعتبارات اسنادی با مهلت 180 روز یا

بیشتر را در اختیار دارند. اعتبارات اسنادی ضمن آنکه آنها را مجاز ساخته که قبل از اینکه مجبور به

پرداخت قیمت کالاهای وارداتی به صادر کنندگان این مواد باشند، یک ماه برای حمل کالاهای

وارداتی، یک ماه برای عمل آوری این مواد و یک ماه برای دادن فرصت به خریدار محصولات تولید

شده برای پرداخت، و نیز از یک مدت 3 ماهه اضافه جهت بازپرداخت برخوردار باشند. شناوری

مدت زمان پرداخت از عوامل مهم در سودبری آنها می باشد.

14 با شروع انقلاب، صادر کنندگان خارجی شروع به تأکید برای اعتبارات اسنادی تأیید شده

کردند، که در واقع به معنای پرداخت نقدی بود. شرکتها نیز به نوبه خود از مشتریانشان خواستار

پرداخت نقدی گشتند. شناوری مدت پرداخت از بین رفته، و در بسیاری از موارد در حالی که باید

همچنان 20 درصد اضافه حقوق کلیه کارمندان حفظ شود، تولید و درآمدها کاهش یافته اند.

مشتریان پرداختهای خود را معلق کرده اند. بدین ترتیب بسیاری از صنایع کاملاً در قرض فرورفته

بر اثر این مشکلات از پرداخت قروض خود عاجز شده بودند و در ضمن وثیقه های (ملکی) ایشان نیز

فاقد اعتبار گشته بود و تلاش می کردند که حتی برای پرداخت حقوق کارکنانشان وام بگیرند و البته

اغلب هم تلاششان به جایی نمی رسید.

15 فریاد برای اعتبار اضطراری که برای اولین بار 5 ماه قبل به گوش رسید توسط کمیته

بازرگانی کمیته انقلاب در قم پاسخ داده شد. اتحادیه ای متشکل از بازاریان راستگرا با اعتبار

اضطراری 80 میلیارد ریالی مشهور خود، امیدهای بزرگی را به همراه آورد. بانک مرکزی ایران قصد

داشت که این 80 میلیارد را با بهره 6 درصد و با صرفنظر نمودن از الزامات جانبی (وثیقه) بین ده نوبت

از طریق 10 شعبه (که اخیراً یازده تا شده اند) از بانکهای قویتر تجاری تقسیم نماید. پنجاه درصد

نیازمندیهای متقاضیان از این طریق تأمین می شد و این درحالی بود که وجوه مورد نیاز از محل ذخایر

خود بانکها تأمین می گشت. به این ترتیب با 6/1 میلیارد ریالی که انتظار می رفت از هریک از بانکهای

انتخاب شده در نوبت اول پرداخت نمایند، مجموعاً 160 میلیارد ریال به اقتصاد کشور تزریق می شد.

این اعتبارات می توانست برای پرداخت حقوق کارکنان یا جهت خرید مواد خام مورد مصرف قرار

گیرند.

16 به جز یک استثنای احتمالی بقیه رابطهای بانکهای ما روی این نکته توافق دارند که این طرح

یک شکست کامل بوده است. بانک صنایع یعنی تنها بانک برگزیده شده ای که ارقام خودش را به ما

می دهد خاطرنشان ساخت که از 6/1 میلیارد ریال آن تنها 309 میلیون یا به عبارتی 20 درصد هدف

نهایی تأمین شده است. همه اذعان دارند که بن بست عمده در این مسیر بوروکراسی پیچیده یأس آوری

بود که متقاضیان با آن مواجه بودند. ساقطلیان از بانک تجارت خارجی ایران می گوید، کمیته وام

ص: 86

وزارت صنایع و معادن از یکی از متقاضیان که درخواست وام برای خرید مواد خام کرده بود، تنها

درخواست نمود که اسامی کلیه کارکنانش به این کمیته داده شود. او سهواً در نوع اعتبار درخواستی

اشتباه کرده بود. (این سؤال باقی می ماند که آیا برای پرداخت وام اضطراری جهت پرداخت حقوق

کارکنان همه آن اسامی لازم می باشند یا خیر.) بوروکراسی ایران در این وزارتخانه خود را به مانند

نمایندگان روحانی، با درخواست جزئیات زیادی و نامربوط سرگرم می سازد و ماهها می گذرد بدون

اینکه عملی از سوی وزارتخانه مزبور یا بانک مرکزی صورت بگیرد.

17 به نظر می رسد در میان بانکداران تنها ساقطلیان گرفتار این مشکلات نبود. هنگامی که بانک

مرکزی در حل مسئله سستی به خرج می داد او کل مبلغ لازم را از صندوق خود بانک تجارت

خارجی ایران تأمین و بعداً حسابها را تصحیح می کرد. ساقطلیان گفت به فرض این که نرخ کاهش

ذخیره سایر بانکها پایین باشد باز هم صنایع عمده ایران به طور سنتی بانک او را طرف معاملات خود

قرار می دهند. به عبارت دیگر او به اندک کسانی که واقعاً احتیاج به اعتبار ضروری نداشتند وام داد.

همانطور که در بالا ذکر شد اجماع بر این واقع شده بود که آنهایی که به این اعتبارات نیاز داشتند آنها

را دریافت نمی کردند.

18 بنابراین مسئله ای که بی پاسخ مانده، ارزش اعتباری صاحبان صنایع بخش خصوصی

می باشد. ابطحی گفت بانک ملی هر آنچه که در توان داشته باشد برای اعطای اعتبارات انجام داده

است. ولی موقعی که یک شرکت به طور محسوسی ناتوان از پرداخت دیون خود می باشد و مجبور

است که حتی برای پرداخت حقوق کارکنانش وام بگیرد باید دور آن را خط کشید. ابطحی به وضوح

گفت که او نیز مانند عقیلی میل ندارد که روزی در سینه دیوار قرار بگیرد.

19 نتایج: بانکهای تجارتی با توجه به عدم صلاحیت وزارتخانه مسئول و عدم وجود قوانین

جنبی، در مقابل این اولویت ملی که از آنها خواسته شده تا پولهای خودشان را در عملیات کمک به

افراد مقروضی که از بازپرداخت وام خود عاجزند، سرمایه گذاری کنند پاسخ شایسته ای نمی دهند.

نتایج این امر به طرق متعددی احساس می شوند.

20 برای مثال، صنعت کامیون سازی به طور جدی با کمبود قطعات یدکی مواجه است. یکی از

بزرگترین وارد کنندگان قطعات یدکی تنها می تواند 65 درصد از سفارشات این صنعت را برآورده

سازد. ذخایر اضافی در انبارهای گمرک موجود می باشد اما هنوز پول آنها پرداخت نشده است.

شرکت (وارد کننده این قطعات) در عسرت می باشد و هیچ بانکی حاضر به اعطای وام به این شرکت

جهت پرداخت بهای کالاهای وارداتی و ترخیص آنها از گمرک نمی باشد. در همین حال، وزرای کابینه

نیز به تولید کنندگان و وارد کنندگان فشار می آورند تا کاری برای حل این مشکل بکنند.

21 این شاید حالت افراطی قضیه باشد. صنایع متعلق به دولت حداقل بنابه گفته مدیر عامل

افغانی و طرفدار دولت بانک صادرات ایران، قادر هستند که اعتبار کافی برای واردات و یا جهت تداوم

تولید را کسب کنند. تعداد زیادی از این مشکلات میراث زمان شاه می باشند. به ما گفته می شود که

ماشین آلات کشاورزی وضع بهتری دارند.

22 معهذا بر طبق تحلیل ذکر شده، جای نگرانی وجود دارد. هرچه که از زمان پیروزی انقلاب

می گذرد مردم از آنچه که دولت در حال حاضر انجام می دهد توقع بیشتری دارند. ماههای آتی بهتر به

ص: 87

ما نشان خواهند داد که آیا منحنی ثبات و اطمینان سیر صعودی خواهد داشت یا تنزل خواهد

نمود.لینگن


صنعت بعد از انقلاب ایران مرسدس بنز

سند شماره (28)

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ : 24 اکتبر 1979 2 آبان 1358

به: وزارت خارجه در واشنگتن دی. سی.طبقه بندی : خیلی محرمانه

موضوع : صنعت بعد از انقلاب ایران مرسدس بنز.

1 (تمام خیلی محرمانه است.)

2 خلاصه: در سفر اخیر خود به تبریز، مقام سفارت از کارخانه سرمایه گذاری مشترک موتور

دیزل مرسدس بنز بازدید به عمل آورد. به خاطر مأموریت قبلی مقام سفارت (74 1972) در تبریز،

این مقام آشنایی کاملی به کارخانه، مدیرعامل سابق آن و مدیر عامل فعلی آن یعنی، کریس آقابیگیان

که یک فرد ارمنی است، پیدا کرده بود. با در نظر گرفتن معیارهای صنعتی بعد از انقلاب ایران سطح

تولید کنونی که معادل 50 درصد ظرفیت تولید گذشته است می تواند نوعی موفقیت به حساب آید.

داستان مربوط به نحوه مبارزه کارخانه با بحران موجود حکایتی است جالب در مورد انقلاب ایران و

اینکه چگونه یک مدیر با استعداد ارمنی می تواند بین تضاد منافع موجود در بخشهای دولتی،

سهامداران خصوصی، بانکها، کمیته های انقلابی، ملاها و کارگران ایجاد مسالمت نماید. (پایان خلاصه)

3 شرکت دیزل سازی در سال 1970 به صورت سرمایه گذاری مشترک مرسدس بنز تأسیس شد

تا بتواند موتورهای دیزلی کامیون و اتوبوس را بسازد. بانک عمران ایران، شرکت خاور ایران ناسیونال

در این سرمایه گذاری خصوصی تقریباً دارای سهامهای مشترکی می باشند. شرکتهای خاور و ایران

ناسیونال در تهران به ساخت موتورهای دیزلی کامیونهای متوسط و اتوبوس مشغولند. شرکت سازنده

موتورهای دیزلی نیز سرنوشتی موفقیت آمیز داشته است، تا سال 1977 سطح تولید افزایش یافته و

معادل 18000 موتور دیزل در سال بود (که تقریباً) به طور مساوی بین شرکت خاور و ایران ناسیونال

تقسیم می شد) و برنامه گسترشی کارخانه می توانست سطح تولید را بیش از این افزایش دهد. سطح

تولید در سال جاری (از مارس تا سپتامبر) کاهش و به 750 موتور در ماه یا9000 موتور در سال

تقلیل یافته است.

4 شرکت دیزل سازی در بازار جاذب ایرانی گاهی وضعی بسیار خوب و گاه تأسف بار داشته

است. از اوان انقلاب شرکت خاور با مشکلاتی جدی در زمینه اعتبار و تولید روبرو بوده است. در عین

حال که مهمترین سهامدار آن (یعنی خانواده سوده ور) (soudevar) در ایران مانده اند، دولت مدیریت و

هیئت مدیره جدیدی را در این کارخانه منصوب نموده است. شرکت خاور حتی قبل از انقلاب نیز

مشکلاتی داشت و چون کامیونها به صورت اعتباری به فروش می رفت این کارخانه می بایست تلاش

بسیاری به خرج دهد تا بتواند سرمایه گردش کار خود را تأمین نماید. با ظهور انقلاب تعطیل

پروژه های بزرگ ساختمانی، امتناع یا عدم توان مشتریان آن در پرداخت دیون خود، توأم با کمبود

اعتبار و بی تجربگی مدیریت جدید، کارخانه را به ورطه ورشکستگی کشاند. دستمزد کارگران افزایش

یافته ولی سطح تولید واقعاً ناچیز است. از طرف دیگر شرکت ایران ناسیونال در ایران قبل از انقلاب به

ص: 88

صورت یک ماشین سکه زنی برای صاحبان خود، یعنی خیامیها عمل می کرد. تقاضا برای اتومبیلهای

پیکان ساخت این کارخانه آن قدر زیاد بود که مشتریان آن 6 ماه قبل از تحویل اتومبیل پول پرداخت

می کردند و بازار مینی بوسهای تولیدی آن نیز رو به گسترش بود. خیامیها از ایران فرار کرده اند، ولی

دولت موقت نیز نتوانسته است کارخانه ایران ناسیونال را ویران سازد. سرمایه در گردش این کارخانه

در اوایل انقلاب بیش از یک میلیارد تومان (135 میلیون دلار) بود. همین امر سبب شد که کارخانه

بتواند بحرانهای ناشی از افزایش دستمزد کارگران را پشت سر بگذارد و افزایش تقاضا برای

مینی بوسهای آن نیز بازار تولیدات کارخانه موتور دیزل سازی ایران را گرمتر ساخته است.

5 طبق استانداردهای تبریز و حتی ایران، کارخانه دیزل سازی ایران یک شرکت سودآوری برای

سهامدارنش بوده است. دریافتی سالانه بیش از 600 میلیون تومان (حدود 100 میلیون دلار) و

واردات قطعات شرکت دیلمر بنز نیز معادل 100 میلیون مارک در سال بوده است، با این حال سود

شرکت در سال 1977 معادل 80 میلیون تومان (یا بیش از 10 میلیون دلار) بود و برای 1300 نفر از

تبریزیها تأمین کار می نمود. ظرفیت تولیدی کنونی کارخانه 50 درصد است، ولی حقوق افزایش یافته

نیروی کار خود را می پردازد (چون قابل کاهش نیست) و ماهانه 5 میلیون تومان ضرر می دهد (حدود

800000 دلار). علت اصلی ضررها نیز استفاده از کاهش ذخایر ارزی و استفاده از اعتبارهای بانکی

است. قبل از انقلاب، شرکت دیلمربنز آلمان قطعات لازم برای این کارخانه را با 50 درصد پیش

پرداخت و پرداخت مازاد آن با اقساط 9، 12 و 15 ماهه می فروخت. پس از انقلاب این نسبت به 20

درصد و 80 درصد تغییر کرد و پس از آنکه شرکت بیمه هرمز صادرات این شرکت را بیمه ننمود،

شرکت دیزل سازی ایران نیز مجبور شد با استفاده از اعتبارنامه، خریدهای خود را انجام دهد.

6 انقلاب روابط بین مدیریت و نیروی کار کارخانه دیزل سازی را در کوتاه مدت دستخوش

تغییرات فاحش ساخته است. آقابیگیان در اوایل سال 1974 به صورت معاون مدیر عامل کارخانه

درآمد. آقا بیگیان که از ارمنیهای بومی تبریز است 13 سال در آلمان اقامت داشته، لیکن در سال

1970 به عنوان مهندس به ایران بازگشته و در نتیجه تلاش و کوشش خود در این کارخانه به سمت

مدیر عامل درآمده بود. هیئت مدیره پس از انقلاب آقا بیگیان را به عنوان مدیر عامل برگزید و کمیته

انقلاب کارخانه نیز در جلسه ای پرجنجال با شرکت 1300 کارگر کارخانه او را در همین پست ایفاء

نمود. کمیته اولیه کارخانه مرکب از 29 نفر (چند کمونیست) بود، اما پس از آن کارگران، یک کمیته 5

نفره مرکب از کارگران بسیار مذهبی کارخانه را برگزیدند. آقا بیگیان معتقد است که کارگرانی که

می خواهند مشکلات خود را مستقیماً با وی در میان بگذارند باید حتماً از این کمیته بگذرند. در عین

حال که این امر نشانه اعتماد و اطمینان است ولی میزان تقاضا برای اوقات کار او افزایش می یابد.

7 حتی قبل از انقلاب نیز آقا بیگیان به صورتی بسیار جدی نسبت به ناراحتیها و کمبودهای

کارگران عکس العمل نشان داده بود. برخلاف میل کارمندان وی به کارگران اجازه داد که از کلوپ،

استخر و میدان تنیس شرکت استفاده کنند. وی کار احداث محل مسکونی 250000 دلاری خود در

تبریز را متوقف ساخت و به سکونت در خانه ای کوچکتر در تبریز ادامه داد. وی خاطرنشان ساخت که

برای کارگران مذهبی محل برگزاری نماز وجود نداشت و به همین دلیل کار احداث یک مسجد

کوچک را در کارخانه آغاز نمود. او از راننده استفاده نمی کند. اتومبیل مرسدس بنز جدید خود را

ص: 89

فروخته و یک مرسدس دیگر را که پنج سال از عمر آن می گذرد استفاده می کند. در نتیجه همین

اقدامات بین او و کارگران رابطه بهتری ایجاد شده. ولی نکته مهم دیگر این که نتیجه این کارها باعث

بهبود روابط بین آقابیگیان و نهاد جدید انقلابی شهر شده است. تأییدات کمیته مذهبی کارخانه از

اقدامات وی سبب بازدیدها و توصیه های مکرر آیت اللّه اصلی شهر شده است. وامهای مورد

درخواست وی از بانکهای محافظه کار تبریز نیز همیشه مورد حمایت کمیته مرکزی انقلاب، استاندار و

آیت اللّه های سرشناس شهر تبریز بوده است.

8 آقابیگیان می داند که در ایران انقلابی موفقیت جنبه موقتی دارد. کارگرانی که او را انتخاب

کرده اند احتمالاً ممکن است به خاطر هیچ و پوچ علیه وی بسیج شوند. هیئت مدیره او نیز که اکثراً از

طرف دولت منصوب شده اند نیز احتمال مورد نظر را قویتر می سازد. ولی او با آنها درگیر شده و از

تغییر یادداشتهای جلسات هیئت مدیره از زبان انگلیسی به فارسی ممانعت به عمل آورده است و با

انقلاب مورد نظر آنها (یعنی شعار بدون کار) مبارزه کرده است. تجزیه و تحلیل انگیزه ها بسیار دشوار

است. ولی آقابیگیان که تاکنون سه بار در حال دادن استعفا بوده است، معتقد است که این کارخانه

بدون وجود او شکست خواهد خورد و چون هیئت مدیره و کمیته کارگران استعفای او را نپذیرفته اند،


این معنی قوت بیشتری می گیرد. آقابیگیان مدیری است مایل به دست و پنجه نرم کردن با مشکلات،

ولی اگر مشکلات بسیار عظیم باشد راه فرار برای او باز است؛ کارخانه بنز آلمان همیشه حاضر به

پذیرش او در آلمان می باشد و بستگان ارمنی وی در لس آنجلس نیز حاضرند با وی در کسب و کار

خود شریک شوند. آقابیگیان یکی از چند مدیر امروزی است که ایران نمی تواند او را از دست بدهد،

چون بسیاری از آنها تا بحال از کشور گریخته اند. اکثر آنهایی که مانده اند نیز مانند آقابیگیان

سرخورده اند و همانند او در بسیاری از نقاط دیگر جهان فرصت پیشرفت بیشتر دارند.

لینگن



کتاب شصت و چهارم

سیاست جهانی آمریکا از ادعا تا واقعیت

ص: 90

ص: 91

سیاست جهانی آمریکا

از ادعا تا واقعیت


مقدمه

ص: 92

ص: 93

مقدمه

مطالعه سند حاضر ما را به این حقیقت رهنمود می کند که چگونه دست اندرکاران سیاست خارجی

آمریکا اهداف توسعه طلبانه و امپریالیستی خود را، در پشت کلمات مقدسی مانند صلح طلبی، حقوق

بشر، کمکهای اقتصادی و غیره پنهان می کنند. آنها در مخفی نمودن اهداف واقعی خود، تا آنجا پیش

رفته اند که در اسناد طبقه بندی شده و برای مأموران دیپلماسی تحت امر خود نیز آن را به صورت

حقایقی بدیهی و اصولی انسان دوستانه مطرح نموده اند به گونه ای که امر بر خودشان نیز مشتبه شده و

هیچ قبحی در نظریات خویش نمی بینند. البته بدیهی است که الزاما تمامی دیپلماتهای آمریکایی در

جریان دانسته ها و ماهیت طرحهای طراحان مرکز نبوده و شاید اشاره به این واقعیتها اثراتی منفی در

عملکرد و تبلیغات این افراد داشته باشد.

از روزی که غرب با استفاده از شعارهای انسان دوستانه برای به انقیاد درآوردن کشورهای جهان

سوم قیام نمود، عده ای از روشنفکران! این جهان! نیز آن را باور نموده و در پی آن روان شدند و اکنون

ایالات متحده، خود نیز بر این باور شده است که رسالتی جاویدان در رهایی بشر! و کسب حقوق! آن

دارد. رسالت روشنفکر واقعی جهان سوم، خصوصا کشورهای اسلامی آن است که تفاوت عظیم

موجود بین این ادعا و واقعیت امر را برای جهانیان مخصوصا ملل اسلامی روشن نماید.

امید است با عنایت به این مقدمه و اسناد موجود در کتاب، قدمی در روشن نمودن این امر خطیر

برداشته شود.


سابقه سیاست خارجی آمریکا

سابقه سیاست خارجی آمریکا

پس از استقلال آمریکا، طی جنگهای 1783 1775 و بالا رفتن میزان قدرت ایالات متحده و در

کنار آن افول قدرت استعماری اسپانیا در آمریکای لاتین و استقلال مستعمرات اسپانیا، ایالات متحده

با اعلان دکترین مونرو (1823) قدم به عرصه سیاست جهانی گذاشت. این دکترین که توسط جیمس

مونرو رئیس جمهوری وقت آمریکا اعلام شد، شامل سه ماده می گردید:

(الف) عدم دخالت مستعمراتی اروپا در امور آمریکا (شمالی و جنوبی)

(ب) عدم دخالت دول متحده در مستعمرات اروپا در آمریکای لاتین

(ج) عدم دخالت آمریکا در امور داخلی کشورهای اروپایی(1)

پس از اشغال اراضی وسیعی از مکزیک (1838) و نیز پایان جنگهای داخلی آمریکا (1861

ص: 94

1865) و در نتیجه تکمیل وحدت ایالتهای مختلف آمریکای شمالی، سیاست خارجی ایالات متحده

تحرک بیشتری یافت و حرکت خود را در جهت دستیابی به اهداف امپریالیستی و استعماری آغاز کرد

که از اولین موارد آن می توان به جنگ با اسپانیا در سال 1898 اشاره کرد. این جنگ بر اثر بحران

داخلی کوبا در رابطه با استعمار اسپانیا به وجود آمده بود. نتیجه این جنگ واگذاری پورتریکو به

آمریکا و خارج شدن اسپانیا از کوبا و فیلیپین و اشغال این دو سرزمین توسط ایالات متحده بود. که

پایگاههای نظامی آمریکا در این دو کشور نیز از همان زمان برقرار گردید.(2)

در شروع جنگ جهانی اول، آمریکا موضع بیطرفانه ای اتخاذ کرد، ولی پس از مدت کمی با کمک به

فرانسه و انگلیس و در نهایت با دخالت نظامی بر علیه آلمان، بیطرفی را کنار گذاشت. علت اصلی

کمک به دو کشور مزبور و نیز دخالت در جنگ، عمدتا ناشی از منافع اقتصادی آمریکا بود، زیرا در

صورت ادامه سیاست بیطرفانه، کشورهای مزبور پولی برای خرید اجناس آمریکایی نداشتند و لذا

صادرات آمریکا دچار رکود می شد، در نتیجه ضرورت اعطای اعتبارهای چند میلیاردی به دو کشور

مذکور احساس شد. همچنین شرکت مستقیم در جنگ هم ناشی از ملاحظات اقتصادی بود، زیرا

احتمال شکست فرانسه و انگلیس، خصوصا پس از خروج روسیه از میدان جنگ وجود داشت که در

این حالت کلیه اعتبارات پرداخت شده به متفقین که بالغ بر ده میلیارد دلار می شد، از دست می رفت.(3)

پس از پایان جنگ اول تغییرات مهمی در جهان حادث شد. روسیه بر اثر جنگ داخلی و انقلاب

بلشویکی و نیز جدا شدن قسمت عمده ای از سرزمین آن، از صحنه سیاست جهانی خارج گردید.

امپراطوری اطریش هنگری و امپراطوری عثمانی نیز منحل شدند. آلمان نیز مغلوب شده بود و در

اروپا تنها دو قدرت استعماری انگلیس و فرانسه پابر جای ماندند. البته به علت خرابیهای ناشی از

جنگ و صرف بودجه هنگفت نظامی از قدرت آنها نسبت به قبل از جنگ کاسته شده بود. در عوض

ایالات متحده تنها کشوری بود که از جنگ قدرتمندتر نسبت به گذشته خارج گردید.

آمریکا که قبل از جنگ به اروپا بدهکار بود، پس از جنگ جزو طلبکاران از اروپا درآمد. طی

جنگ افزایش صادرات این کشور بر وارداتش به 5/9 میلیارد دلار رسید.(4)

در این میان رئیس جمهوری آمریکا با شعارهای ضد استعمار قدیم و نیز اصل «آزادی ملل در

تعیین سرنوشت خود» برای برقراری صلح وارد میدان سیاست جهانی گردید.

البته این اصول با ترجمه آمریکایی آن مطرح گردید و به عقیده آقای رئیس جمهور مانعی نداشت

که دولتی صنعتی با استفاده از زور و حتی بوسیله اشغال نظامی، در کشورهای تازه استقلال یافته را بر

روی تجارت خود باز کند.(5) ویلسون علاقه مند بود، پس از جنگ نقش مهمی را در سیاست جهانی بر

عهده گیرد. وی تقریبا محور اصلی کنفرانس صلح ورسای بود و اصول 14 گانه پیشنهادی او مورد

قبول کنفرانس واقع گردید، لیکن سیاست خارجی وی در داخل ایالات متحده با عکس العمل منفی و

در نهایت با شکست مواجه شد. بدین صورت که عهدنامه ورسای در مجلس سنا رأی نیاورد و با ماده

10 آن که مربوط به دخالت نظامی در تضمین تمامیت ارضی و استقلال کلیه دولتهاست و نیز ماده

دیگری که مربوط به دخالت جامعه ملل در مسایل بین المللی می گردید، مخالفت شد. آنها معتقد بودند

که جامعه ملل حق دخالت در مسائل مربوط به دکترین مونرو، رژیم گمرکات و مقررات مهاجرت

موجود در ایالات متحده را ندارد. در پایان، رأی دهندگان آمریکایی طی یک رفراندوم، با الحاق به

ص: 95

جامعه ملل مخالفت نهایی خود را اعلام کردند.(6)

یکی از علل مهم این تصمیم گیری ترس مردم و سنای آمریکا، از دخالت در امور اروپا بود، که این

امر را مخالف منافع خود می دانستند. خصوصا که فرانسه و انگلیس هم بدان حد تضعیف نشده بودند

که بدون چون و چرا انقیاد ایالات متحده را بپذیرند.

جنگ جهانی دوم سیستم بین المللی را به طور اساسی متحول نمود، پس از جنگ قدرتهای

اروپایی به شدت تضعیف شده بودند و در مقابل شوروی به عنوان یک کشور بزرگ و فاتح ظاهر شده

بود که تعدادی از کشورهای اروپای مرکزی نیز جزو اقمار آن به حساب می آمد و امکان سقوط دیگر

دول اروپایی به دامن شوروی وجود داشت. از طرف دیگر نفوذ فرانسه و انگلیس برای حفظ منافع

استعماری در کشورهای جهان سوم تا حد زیادی از بین رفته بود. در نتیجه اروپا خود را در قبول

رهبری آمریکا مجبور می دید. زیرا قدرت نظامی و اقتصادی آمریکا به بالاترین حد قابل قبول تصور

در آن زمان رسیده بود. چنین شرایطی، توسعه طلبی را با زننده ترین شکلش وسوسه نموده و دیگر

کسی به فکر اتخاذ سیاستی انزواگرایانه مانند آنچه که پس از جنگ جهانی اول اتفاق افتاد نبود. علائم

این توسعه طلبی قبل از ورود آمریکا به جنگ نیز بروز نموده بود.

هنری لوس در 1941 در برابر ادعاهای هیتلر درباره ضرورت توسعه ارضی احتجاج نموده و

می گوید: «حکومتهای استبدادی ممکن است نیازمند فضای حیاتی بسیار وسیعی باشند، لیکن «آزادی»

به فضای حیاتی بسیار وسیعی نسبت به حکومتهای استبدادی نیازمند است.»(7)

پس از جنگ جهانی دوم قدرت دریایی آمریکا نسبت به زمان شروع جنگ 5 برابر شده و 15

هزار هواپیمای جنگی خود را به هواپیمای مسافربری تبدیل می کند. تولیدات کشاورزی و ذغال و نفت

افزایش یافته و تولید سنگ آهن چهار برابر و تولیدات صنعتی 100% افزایش می یابد. آمریکا در این

زمان نصف انرژی تولیدی دنیا را مصرف می کند و 23 استعداد تولید صنایع تبدیلی جهان را در کنار

مازاد تجاری 40 میلیارد دلار و 50% ذخایر طلای جهان را به خود اختصاص داده و بزرگترین قدرت

جهانی محسوب می گردد، در مقابل شوروی نیز هر چند 10% جمعیت خود را از دست داده و بیش از

30 هزار مؤسسه صنعتی و ده هزار مجتمع کشاورزی و 65 هزار کیلومتر راه آهن آن طی جنگ نابود

شد، ولی پس از جنگ تولید ذغالش نسبت به شروع آن 50% افزایش یافت و تولید برق آن دو برابر

گردید و تنها کشوری که طی جنگ توسعه ارضی پیدا می کند و سرزمینهای بالتیک، روسیه سفید،

بسارابی، بوکووین شمالی و قسمتی از خاک فنلاند را به خود ضمیمه می کند و همچنین بر کشورهای

لهستان، رومانی، مجارستان، بلغارستان، چکسلواکی، اطریش، یوگسلاوی و نصف آلمان نظارت

می نماید و از نظر نیروی نظامی و تجهیزات قوی ترین کشور اروپایی محسوب می گردد.(8)

سیستم جهانی پس از جنگ دوم به صورت دو قطبی در می آید و اثرات آن در کلیه نقاط و در

اغلب مسائل جهان منعکس می شود. ایالات متحده پس از جنگ چند نوع سیاست را به طور همزمان

اختیار می کند:

(الف) تقویت اروپا و استفاده از آن برای مقابله با شوروی، که این امر از لحاظ اقتصادی در قالب

طرح مارشال و از نظر نظامی در چهارچوب ناتو تحقق یافت.

(ب) کمکهای نظامی و اقتصادی به کشورهایی که در خطر هجوم روسها و یا عواملشان قرار دارند

ص: 96

که این موضوع نیز ضمن طرح ترومن و با کمک فوری به یونان و ترکیه برای مقابله با کمونیستهای

محلی شروع گردید.

در کلیه مناطقی که اعمال این سیاست با عقد قراردادها و یا کمکهای نظامی میسر بود، این سیاست

دنبال گردید. از جمله می توان از پیمانهای O.A.S (در آمریکای لاتین) و آنزوس (استرالیا و زلاندنو) و

سیتو و سنتو نام برد. البته در مواردی هم با عقدی پیمانهای دو جانبه این روابط استحکام بیشتری

می یافت، انعقاد قرارداد با فیلیپین، کره، تایوان و ژاپن از این نمونه هستند. غیر از پیمان ناتو که بین

آمریکا و اروپا توازنی نسبی برای انعقاد یک قرارداد نظامی وجود داشت، بقیه این پیمانها بین دو طرف

نابرابر منعقد می شد و همین نابرابری طرفین بود که این پیمانها را به صورت یک سری قراردادهای

استعماری در می آورد. مثلاً در پیمان O.A.Sکه مشترکا برای دفع تجاوز نسبت به هر کشوری و

بوسیله 23 آراء اقدام می کنند، بین تجاوز داخلی و خارجی تفاوت قائل نگشته اند و لذا کانادا که در

پیمان ناتو حضور دارد، دارد در این پیمان حضور ندارد.!(9)

طی این مدت مقابله با نفوذ کمونیسم از طریق کمک به کشورهای تحت خطر انجام نمی شد، بلکه

این مقابله با حضور آمریکا بجای حضور احتمالی و یا خیالی شوروی در آن کشورها، انجام می گردید

و این نحوه عملکرد فضای واقعی سیستم دو قطبی طی این مدت می باشد.

تا قبل از شروع دوران تشنج زدایی بین شرق و غرب، آمریکا با یکه تازی در عرصه نظامی،

درصدد مقابله با کمونیسم بود. دخالتهای نظامی در کره (1950) و گواتمالا (1954)، لبنان (1958) و

سپس در کوبا و ویتنام مبین اعمال اینگونه سیاستها بود.

پس از شکست انگلیس و فرانسه در خاورمیانه (1956) و به وجود آمدن قضایای مربوط به

کانال سوئز، سیاست فوق مجددا از طرف آیزنهاور مورد تائید قرار گرفت که به طرح آیزنهاور مشهور

گردید. این طرح شامل نکاتی می گردی که بر اثر آن، از هر دولتی که مورد تجاوز یکی از دولتهای تابع

نفوذ کمونیسم قرار می گرفت، حمایت شده و به دولتهای منطقه که با آمریکا پیمان می بستند، کمک

اقتصادی لازم برای تقویت قوه نظامی آنها صورت می گرفت.(10) اصول و اهداف و کمکهای اقتصادی

آمریکا در دوران پس از جنگ در بخش جداگانه ای مطرح خواهد شد.

به دنبال به وجود آمدن توازن وحشت و ضرورت همزیستی مسالمت آمیز و نیز قدرت یافتن اروپا

و در کنار آن رشد کمی و کیفی کشورهای جهان سوم از غلظت دو قطبی بودن جهان کاسته شد و به

همین علت با شروع دوران نیکسون در سیاست خارجی آمریکا تغییرات و تحولاتی به وجود آمد.

ضرورت این تحولات را هنری کیسینجر یا طراح سیاست خارجی نیکسون بدین صورت مطرح

می نماید:

«در دو دهه پس از جنگ جهانی دوم، برداشت آمریکا از روابط بین المللی برای حل مسایلی که

در این دو دهه مطرح شدند برداشتی مناسب بود. ما به هر جا که رو می کردیم، با جابجایی عمیقی

روبه رو می شدیم که ترسیم آن بدون کمک ما امکان پذیر نبود.... اوضاع بین المللی در اواخر دهه

1960 به مراتب پیچیده تر شده است. ایالات متحده دیگر در موقعیتی نیست که به تنهایی برنامه هایی

را در سطح جهان اجراء کند. ناگزیر این کشور باید اجرای چنین برنامه هایی را تشویق کرده و همکاری

و مشارکت دیگر کشورها را برای پیروزی آنها جلب کند. به عبارت دیگر، آمریکا امروز در وضعی

ص: 97

نیست که بتواند راه حلهایی را که خود ترجیح می دهد به دیگران تحمیل کند.»

....«بهترین و غرور انگیزترین بیان مقاصد جهانی ما هنگامی متجلی شده است که با همکاری

دیگران و به صورت دسته جمعی عمل کرده ایم... پس برای آنکه بتوانیم نقش مستمر و موثر در جهان

ایفا کنیم، باید اتحادها و ائتلاف هایی به وجود آوریم که دارای اهدافی مشترک باشند.

پیمانهای منطقه ای که از طرف آمریکا حمایت می شوند، باید مسئولیتهای مهمی را در مورد مسائل

مربوط به منطقه خود به عهده بگیرند و آمریکا باید بیشتر به برقراری نظم و امنیت در سطح جهانی

پرداخته و به چهارچوب کلی نظم بین المللی توجه کند، نه حل و فصل هر مسئله و بحران ناحیه ای».

تحلیلهای این دوران که از نتایج جنگ ویتنام متأثر است، به این صورت در نوشته های کیسینجر

منعکس می شود:

«... یکی از میراثهای جنگ ویتنام آن خواهد بود که آمریکا دیگر به آسانی حاضر به درگیر شدن

در منازعات منطقه ای نشود»(11).

از آنجا که قدرتها منطقی جز زور ندارند و فقط با همین منطق هم مجبور به عقب نشینی می شوند،

لذا تا روزی که دخالت مستقیم نظامی موفق بود، همه از آن دفاع می کردند، ولی از روزی که

شکستهای فاحش در ویتنام تحقق یافت. استدلال آنها هم به احتراز از دخالت مستقیم راه یافت.

برای اجرای این سیاست، ایجاد ژاندارمهای منطقه ای و تقویت بنیه نظامی آنها در اولویت سیاست

خارجی آمریکا قرار گرفت و دخالتهای منطقه ای نیز بر عهده همین ژاندارمها گذاشته شد، از جمله

می توان تقویت رژیم شاه و حمایت از دخالت وی در قضایای ظفار و شاخ آفریقا را از نمونه های بارز

این سیاست دانست.

دوران کارتر را باید به مثابه یک دوره برزخ از سیاست نیکسون تا هجوم ریگان دانست. که طی

آن آمریکا سعی کرد، کم کم سلاحهای جدیدتری همچون حقوق بشر را به محک تجربه بگذارد. لیکن

عدم کارایی آن به سرعت روشن شد، زیرا که حقوق بشر کارتر، نه از بابت اعتقادش به آن، که از باب

ناچاری بود و سلاحهای گذشته در شرایط آن روز کاربرد مؤثری نداشتند. و اجرای شیوه های

جدیدتری در سیاست خارجی ضرورت داشت. و چون روشهای جدید مواجه با شکست شد، ریگان

با سیاستی تهاجمی تر و فاشیستی تر نسبت به کارتر و حتی اسلاف جمهوری خواهش قدم به کاخ

سفید گذاشت، تا خاطرات شیرین گذشته آمریکا را زنده نماید. ولی قبل از آن ضربات زیادی به منافع

آمریکا وارد آمد، خصوصا پیروزی انقلاب اسلامی، تسخیر لانه جاسوسی و انقلاب نیکاراگوئه را

می توان از نمونه های بارز آن دانست که جبران آن برای ریگان مشکل، بلکه محال می نمود.

اکنون ریگان آمده است تا عظمت از دست رفته آمریکا را بازگرداند، ولی اشکال قضیه در این

است که دسترسی به این هدف غیر ممکن و یا حداقل با استفاده از وسایل و روشهای گذشته محال

است و اگر در سال 1958 با چند هزار سرباز توانست لبنان را به نحو دلخواه آرام نموده و حاکمیت

متزلزل کامل شمعون را ثبات بخشد، امروز نه تنها با کمک دوستان فرانسوی، انگلیسی، ایتالیائی و حتی

اسرائیلی خود، نمی تواند به چنین هدفی دست یابد، بلکه با تلفات فراوان مجبور به عقب نشینی

می گردد و اگر روزی در کره و ویتنام دخالت نظامی می کرد، امروزه حداکثر می تواند به جزیره ای بسیار

کوچک چند هزار نفری در آمریکای مرکزی چون گرانادا حمله ور شود.


اصول حاکم بر سیاست خارجی آمریکا

ص: 98

اصول حاکم بر سیاست خارجی آمریکا

«سیاست خارجی به ندرت منطبق با خصوصیات و ویژگیهایی است که سیستم دمکراسی داراست.

بالعکس، سیاست خارجی خواستار اعمال تقریبا تمامی آن چیزهایی است که در دمکراسی ناپسند

است»(12).

از سخنان پرفسور تاکویل فرانسوی

در خصوص سیاست خارجی آمریکا

منظور ما از اصول حاکم بر سیاست خارجی آمریکا، کلی ترین خطوط این سیاست است که روح

حاکم بر تصمیم گیریها می باشد.

مهمترین اصل در سیاست خارجی هر کشور حفظ و گسترش منافع ملی آن کشور است و طبیعی

است که این اصل در مورد آمریکا نیز صدق می کند، ولی نکته مهم در تعریف حدود و ثغور دو کلمه

«منافع ملی» می باشد، در خصوص منافع ملی آمریکا، نکته قابل توجه، خالی بودن بعد «ارزشی» آن

است.

بدین معنی که تعدادی از کشورها خارج از چهارچوب مادی به بعضی از اصول انسانی و اخلاقی

نیز که بعد ارزشی دارد، اعتقاد دارند و ملاحظه آن را جزو اصول سیاست خارجی خود می دانند و یا

حداقل در حفظ منافع مادی خویش از اتخاذ سیاستهای غیر اخلاقی پرهیز می کنند و در تعریف و

حفظ منافع ملی خویش بعضی اصول اخلاقی و ارزشی را دخیل می نماید.

در سیاست خارجی آمریکا، خصوصا پس از جنگ دوم، به همه چیز از دریچه منافع ملی و با

عینک قدرت و زور نظاره شده است، و از آنجا که آمریکا روند فعلی جهان را مخالف موقعیت قبلی

خود تصور می کند، لذا برای حفظ آن موقعیت از ملاکها و ارزشهای انسانی در سیاستهای خود چشم

پوشی نموده است.

این که باید گذشته را فراموش کرد و فقط خاطرات شیرین آن را به یاد آورد، حقیقتی است که

رؤسای جمهور آمریکا پس از آیزنهاور آن را به نحوی درک نمودند و تا حد امکان عملاً به آن گردن

نهادند. تنها ریگان است که می خواهد گذشته را برگرداند و طبیعی است که او هم بیشتر شعار می دهد و

در عمل از گذشته خبری نیست.

در چنین سیاستی اگر مواردی ارزشی همچون حقوق بشر مشاهده شود، نه از اعتقاد قلبی، که از

مصلحت ملی است. و هنگامی که کارگر نیفتد به هما ن سرعتی که می آید، به همان سرعت هم محو

می شود.

برای روشن تر شدن موضع نکاتی که به طور خلاصه جمع بندی کتاب «سیاست امنیت ملی آمریکا

در دهه هشتاد» می باشد، ذکر می شود.

مولفین این کتاب عمدتا از مشاوران ریگان بوده و 13 فصل آن به وسیله افراد مختلفی تحریر شده

است که نویسندگان نسبت به نقاط زیر تلویحا و یا تصریحا اشتراک نظر دارند.

(الف) آمریکا در بعضی مناطق حقوق و منافع حیاتی دارد (و در مناطق دیگر منافع درجه دوم دارا

می باشد) و لازم است که عملاً برای دفاع از آنها اقدام نمود، زیرا در غیر این صورت دیگر آن منافع را

نمی توان حیاتی تعریف نمود.

ص: 99

(ب) لازم است که آمریکا هیچ کدام از هم پیمانهای خود را رها نکند، همچنان که لازم است در

همکاری با دولتهای دارای اهمیت اقتصادی یا استراتژیک امثال آفریقای جنوبی و برزیل(1) در خود

تردیدی راه ندهد.

(ج) با وجود اختلاف وجهه نظر نویسندگان در خصوص چگونگی و یا امکان دخالت آمریکا برای

حمایت از منافع خارجی، همه آنها در حق ایالات متحده به دخالت در همه کشورهای جهان به طور

اصولی توافق دارند. (ولو به طور ضمنی) (13)

کلیه سیاستهای خارجی آمریکا در زمینه های مختلف متأثر از خطوط فوق است و اکنون عناوینی

که در اسناد آمده اند را در حد ممکن مورد ملاحظه و ارزیابی قرار می دهیم. توجه به نکات طرح شده

در این اسناد برای روشن شدن ماهیت امپریالیسیتی آمریکا کافی است.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

پاییز 1366