گروه نرم افزاری آسمان






منوچهر گنجی






منوچهر گنجی

گنجی وزیر آموزش و پرورش رژیم شاه و از اطرافیان همسر شاه معدوم در ملاقات خود با

مسئول امور ایران در وزارت خارجه آمریکا ادعا می کند مدتی پس از پیروزی انقلاب در تهران نزد

وابستگانش بوده و کسی برای دستگیری او مراجعه نکرده است. وی بعدا از طریق مرز ترکیه از کشور

می گریزد. وزارت خارجه آمریکا در خرداد ماه 58 از طریق یکی از دوستانش مطلع می شود که گنجی

در آمریکا در حال اختفا به سر می برد و این خبر را با عنوان میانه روها علیه انقلاب اسلامی به سفارت

آمریکا در تهران منعکس می نماید. گنجی در ملاقات فوق در تیرماه از آمریکاییها می خواهد که در

امور ایران دخالت نمایند. در پاسخ مقام آمریکایی که آمریکا چه باید بکند گنجی می گوید: «باید دنبال

کسی بگردیم و حمایتش کنیم که بتواند بعد از این که خمینی که ناگزیر در شش ماه یا یک سال آینده

قدرت را از دست می دهد، منافع ما را حفظ کند.» گنجی در مقابل پاسخ این مقام آمریکایی که هیچ

یک از گروههایی که آنها شناسایی کرده اند از تشکیلات و حمایت و هدف و واقعی برخوردار نیستند،

ص: 406

به شریعتمداری و فرد دیگری اشاره می کند.

از ادامه تماسهای گنجی با مقامات آمریکایی اطلاعی در دست نیست، لیکن فعالیتهای علنی

سیاسی بعدی این فرد در آمریکا حکایت از استمرار حمایت آمریکا از این حرکت و جریان وابسته

می باشد.

سند شماره (1)

خیلی محرمانه

منوچهر گنجی وزیر آموزش و پرورش

منوچهر گنجی 45 ساله در نوا مبر 1976 به سمت وزیر آموزش و پروش منصوب شد. وی پس از

اتمام تحصیلات دبیرستانی در تهران، در رشته علوم سیاسی دانشگاه کنتاکی درجات فوق لیسانس و

دکترا و از دانشگاه کمبریج دیپلم حقوق بین المللی و دکترای فلسفه از دانشگاه ژنو دریافت کرد. وی تا

هنگام مراجعت خود به ایران در سال 1966 در ژنو مانده و در قسمت دبیرخانه سازمان ملل کار

می کرد.

وی سپس به دانشکده حقوق دانشگاه تهران پیوست و اولین دبیر کل مرکز مطالعات بین المللی شد.

وی در سال 1967 به سمت جانشین شاهزاده اشرف در کمیته دولتی ایران در کمیسیون حقوق بشر

سازمان ملل منصوب شد. وی در سمت خود به عنوان مخبر مخصوص کمیته، نوشتار مفصلی در

مورد نظر گاههای حقوق بشر در زمینه آپارتاید تهیه کرد. این گزارش که نسبت به رودزیا، آفریقای

جنوبی و پرتغال شدیدا انتقادآمیز بود، جنجال عظیمی در ایران بپا کرد و سبب شد که دولت پرتغال از

سفر وی به سرزمینهای آفریقایی تحت استعمار پرتغال جلوگیری به عمل آورد. وی در سال 1969

رئیس دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد، در آن سال نیز وی از طرف کمیسیون حقوق بشر سازمان

ملل به انجام یک مطالعه در مورد نتایج اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل که در سال 1968

انتشار یافته بود، مأمور شد. وی در سال 1974 به سمت مشاور نخست وزیر در امور دانشجویان

خارج کشور منصوب شد ولی سمت خود را در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل و همچنین کرسی

استادی خود را در حقوق بین المللی حفظ کرد. عقیده بر این است که وی علیرغم ورود به کابینه

همچنان به خدمت در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل ادامه خواهد داد.

گنجی به مناطق زیادی مسافرت کرده است که شامل یک سفر به چین در سال 1973 می شود و به

زبانهای انگلیسی و فرانسه صحبت می کند. ثریا همسر او (که از اقوام نزدیک خانواده فرمانفرمائیان

می باشد) در امور مربوط به زنان فعال می باشد. گنجی علاوه بر گزارشات خود در سازمان ملل

مقالات متعدد و یک کتاب درسی در زمینه حقوق بین الملل منتشر کرده است.

کارمندان سفارت در طول سابقه خدمتی او تماسهای وسیعی با وی داشته اند. وی که مرد کوتاهی

است به عنوان، روشنفکر، جاه طلب، عاقله مرد، سخت کوش و طالب قدرت بنابه دلایل شخصی و

فلسفی توصیف شده است. گنجی در عین حال که نسبت به آمریکاییان رفتاری صمیمانه دارد، ولی

شدیدا از مواضع ایران دفاع می کند و در مسائل بین المللی و با توجه به مشکلات کشورهای کمتر

توسعه یافته، موضع مستقلی را اتخاذ می کند. وی در ابتدا با حمایتهای اشرف و این اواخر با حمایتهای

ص: 407

ملکه ترقی کرده است. وی یکی از اعضای هیئت تحقیق و بررسی تکنوکراتهای روشنفکر فرح می باشد

و در کنفرانسهای بین المللی اخیر در مورد مسائل ایران یکی از مشاوران فرح بود.

آوریل 1977

خیلی محرمانه

سند شماره (2)

تاریخ: 6 ژوئن 9 16 خرداد 58طبقه بندی سری

از: وزارت امورخارجه در واشنگتن دی سی به: سفارت آمریکا در تهران فوری

شماره : 5143(سری)

موضوع: میانه روها بر علیه انقلاب اسلامی

یکی از دوستان منوچهر گنجی در واشنگتن تأیید کرد که وی هم اکنون در ایالات متحده بوده و در

اختفا به سر می برد.

ونس

سری

سند شماره (3)

تاریخ: 28 ژوئن 1979 7 تیر1358سری

یادداشت مکالماتی

شرکت کنندگان: آقای منوچهر گنجی، وزیر سابق آموزش و پرورش آقای هنری پرشت، مدیر قسمت

مربوط به امور ایران

موضوع: اوضاع در ایران

آقای گنجی، همان طور که آقای یوست میزبان قبلیش در مؤسسه آسپن قبلاً زمینه آن را فراهم

کرده بود به ملاقات من آمد. گنجی از فوریه گذشته در تهران بوده و اخیرا از طریق مرز ترکیه گریخته

است او در تهران نزد وابستگانش بوده، ولی هیچ کس برای دستگیری او مراجعه نکرده بود.

تجارب وی در منطقه مرزی مانند تجارب ناشی از اقامتش در تهران او را متقاعد کرده که ایران به

طرف خطرات جدی پیش می رود. او گزارشهایی حاکی از قاچاق اسلحه به کشور، در دهکده های

منطقه کردنشین که از آنها بازید کرده بود، دریافت کرده است. مهماندارش در یکی از دهکده ها کسی

بود که علنا از حزب توده حمایت کرده و گنجی را نماینده آلمان شرقی معرف کرده بود. گنجی فکر

می کرد که عربها و کردها و چپیها دارند قدرت را به دست می گیرند و حرکت چپیها بخصوص در

نیروهای مسلح بارزتر است. در چنین اوضاعی و از دید جغرافیایی و سیاسی، آمریکا باید کاری انجام

دهد. پرسیده شد چه بایستی بکنیم. او گفت که باید دنبال کسی بگردیم و حمایتش کنیم که بتواند

منافع ما را بعد از اینکه خمینی ناگزیر، در 6 ماه یا یک سال آینده، قدرت را از دست داد، حفظ کند.

وقتی گفتم که هیچ یک از گروههایی را که ما توانسته ایم شناسایی کنیم از تشکیلات و حمایت و هدف

واقعی برخوردار نیستند، گنجی گفت چنین کسانی وجود دارند. او از افرادی نظیر شریعتمداری و

ص: 408

تیمسار فربد رئیس ستاد ارتش نام برد و گفت که به آمریکا علاقه دارند و به طور جدی ضد کمونیست

هستند. اگر آمریکا حامیانش را در ایران از دست بدهد، پیروزی از آن عناصر چپی (که همیشه در

ارتش به صورت پنهانی با قدرت بوده اند) و یا پاسداران انقلاب اسلامی که حامیان خمینی به وجودش

آورده اند خواهد بود. گنجی دولت با زرگان را بسیار صادق، ولی به شدت ضعیف توصیف کرد. بیشتر

کسانی که بازرگان را تحسین می کنند معتقدند که بازرگان می بایست در ماه مارس استعفا می داد. گنجی

هیچ ایده ای در مورد اینکه چه کسی بعد از او باید روی کار آید، نداشت، معهذا او فکر می کرد که یزدی

فرد با نفوذی است. اما پیشنهاد کرد که ما نباید دکتر چمران را از نظر دور داشته باشیم، چون او فردی

است ایرانی که در لبنان در تبعید به سر برده و در حال حاضر از دیگر رهبران ایرانی خیلی باهوشتر و

سخنورتر است.

گنجی حمایت ایرانیها از شاه را ناچیز می داند، اما فکر می کند که در صورت بروز عکس العمل،

ولیعهد 20 تا 30 درصد شانس بازگشت خواهد داشت. گنجی گفت که او با گروه کارمندان دولتی و

دیگر حرفه ایهایی که در زمان وزارتش به عنوان مشاوران خصوصی برای ملکه ایجاد کرده بود، در

تماس است. اینها اشخاص لیبرالی هستند که خواهان روی کار آمدن دولتی با صداقت در ایران بوده و

از درون نظام حکومتی با شاه مخالفت می ورزیده اند. تعدادی از آنها در دولت موقت پستهایی دارند.

آنها به کلی از اعمال نفوذ روحانیون تندرو در امور ایران ناراحت هستند. افراد این محفل، اشتباهات

زیادی را که در دولت شاه وجود داشت به او گزارش کرده بودند. او این گزارشها را به ملکه داده بود

ولی ملکه به دلیل خودبینی شاه و احساس ناامنیش قادر به ایجاد تغییر رویه ای در اعمال شاه نبود. به

عبارت دیگر شاه حاضر نبود بر علیه افرادی که برای او اهمیت داشته، ولی فاسد نیز بودند اقدامی به

عمل آورد.

تابستان گذشته ملکه به گنجی گفته بود که آمریکاییها می خواهند که پهلویها ایران را ترک کنند.

گنجی عقیده داشت که در ژانویه گذشته ما به شاه دستور داده بودیم که ایران را ترک کند و به او گفته

بودیم که به نفع اوست که از کشور خارج شود. من این موضوع را به شدت تکذیب کردم. اما او گفت

که این موضوع حقیقت دارد و احتمالاً پیغام توسط ژنرال هایزر آورده شده بود. گنجی گفت که در

اواخر نوامبر گذشته به شاه در مورد فساد بیش از حد خانواده سلطنتی مطالبی ایراد کرده و گفته بودم

که لازم است در این باره کاری انجام شود. شاه گفته بود که این موضوع را به آجودان او تیمسار

فردوست بگویم، ولی این موضوع خود به خود فراموش شد. این عملی بوده که همیشه در سیستم

انجام می گرفته، همه از اقدام بر علیه خطاکاران، بخصوص اگر این خطاکاران از اعضای خاندان

سلطنتی بودند، می ترسیدند. آمریکاییها مسئولیت بخصوصی در این مورد داشتند. چرا که آنها شاه را

روی کار آورده و نگهداشته بودند و اجبارا بایستی توجه می داشتند که شاه یک دولت با لیاقت را

رهبری می کند.

من از گنجی پرسیدم که آیا عاقلانه است که شاه به این کشور بیاید. او گفت فکر می کنیم که این

کار اشتباه است. او پرسید آیا امکانش هست که ولیعهد به اینجا (آمریکا م) بیاید. من گفتم فکر

می کنم که اگر او بخواهد به دانشگاه برود، بتوان ترتیب این کار را داد. اما گمان می کنم که این کار برای

شخص جوانی چون او که مشتاق گذراندن یک زندگی عادی است، مشکل باشد. چون در رابطه با او

ص: 409

مشکلات امنیتی و حقوقی بسیاری به وجود خواهد آمد و تصور می کنم که این موضوع در هر جای

دیگری هم صدق کند، اما چون از رفتار ولیعهد آگاهی دارم، فکر می کنم که محافظت شدید از او در

آمریکا برایش غیر قابل تحمل باشد. امکان دارد این کار از جهات سیاسی در ماههای آینده عملی

باشد. به نظر من شاه نیز می تواند بعدها به ایران بیاید و این کار خالی از اشکال خواهد بود، ولی باید

مدتی بگذرد تا ما بتوانیم موضع خود را در ایران بازسازی کرده و شاه نیز خونسردی خود را به دست

آورد. در مورد امید ولیعهد به ایفای یک نقش سیاسی اظهارات تردید کرده و گفتم نمی دانم که یا اقامت

وی در آمریکا کمکی به این امر خواهد کرد یا نه. گنجی با ابراز موافقت گفت، ایرانیها به شخصی که

دوران سختی را گذرانده احترام می گذارند. ولیعهد هم اگر در تبعید به سر برد از چنین وضعی برخوردار

خواهد شد.

گنجی اظهار داشت که می گویند شاه پول زیادی از ایران خارج کرده است. وی گفت بعید نیست که

او این پولها را توسط دولت ایران خارج کرده باشد که اگر چنین باشد او یک دزد تمام عیار است.

گنجی خودش بعد از انقلاب در ایران مانده بود. تا اینکه اسمش را از فهرست کسانی که پول از کشور

خارج کرده اند پاک کند.

او این کار را توسط دادستان کشور انجام داده بود. معهذا به خاطر اینکه با رژیم فاسد سابق در

ارتباط بوده تحت تعقیب است. گنجی گفت فقط 6000 دلار در بانک دارد و دنبال یک شغل تدریس

در آمریکا می گردد. امکان دارد که او کتابی درباره رژیم شاه بنویسد که نشانگر تمام خطاهای او باشد.

در بحث و گفتگویی که 2 ساعت به طول انجامید گنجی مرتبا تکرار می کرد که آمریکا بایستی در

ایران فعال شود وگرنه ایران را با قصور و غفلت از دست می دهد. او در بحث خود راجع به این موضوع

مانند دیگران استدلال می کند و مانند بسیاری از افراد دیگر چاره و درمان مشخصی برای مسئله ای که

در حال حاضر موجود است ارائه نمی کند.

هنری پرشت سری


فریدون افشار پالیزبان

فریدون افشار پالیزبان

در سند باقیمانده نیز از تماس مستقیم مأمورین آمریکایی با افرادی که از آنها صراحتا به عنوان

«توطئه گر» یاد می شود حکایت می کند. فریدون افشار یک استاد تحصیلکرده آمریکا که یک دوره نیز

در مجلس شاه نماینده! بوده است، متعاقب تماسهای تلفنی بالاخره در ملاقات با مشاور سیاسی

سفارت در مرداد 58 سخن از نیاز وی به حمایت آمریکا در راه اندازی یک تشکیلات نظامی در

آذربایجان با هدف سرنگونی نظام انقلابی جدید می راند. جواب افشار نیز کم و بیش با توجه به

برآوردی که از میزان موفقیت او داشته اند مشابه سایرین است. اما در قیاس با دیگران ظاهرا افشار بر

نظامیان فراری و جوانان ناقص العقل و اشراف عالیمقام و... ترجیح داده اند و حساب بیشتری روی او

باز کرده بودند. سند دوم حاصل گفتگو با جهانشاه پالیزبان برادر پالیزبان فراری است که مقامات

آمریکایی را در جریان خروج غیر قانونیش از کشور می گذرد. جهانشاه پالیزبان در عین حال مقداری

از برادرش که در آن زمان در مورد فعالیتهای ضد انقلابی او تبلیغات زیادی وجود داشت صحبت

می کند.

ص: 410

سند شماره (1)

14 اوت 1979 23 مرداد 58خیلی محرمانه تهران 9064

از: سفارت آمریکا در تهرانبه: وزارت امور خارجه در واشنگتن دی. سی.

موضوع: درخواست کمک برای تشکیل نیروهای نامنظم نظامی بر علیه جنبش اسلامی

1 (خیلی محرمانه تمام متن)

2 خلاصه: در 8 اوت فریدون افشار در گفتگو با مشاور سیاسی سفارت آمریکا خواستار کمک

برای تشکیل یک نیروی نظامی در منطقه آذربایجان شد که بتواند برای دفع قدرت جنبش اسلامی مفید

واقع شود. مشاور سیاسی تقاضای او را رد کرد و خاطرنشان ساخت که سیاست آمریکا مبنی بر عدم

دخالت در امور داخلی ایران می باشد. افشار گفت که انتظار چنین جوابی را داشته است، ولی با این

وصف در راه عملی ساختن نقشه خود گام برخواهد داشت. پایان خلاصه.

3 در 8 اوت فریدون افشار دوباره با کاردار تماس گرفت و درخواست ملاقات کرد. کاردار فکر

می کرد که شخص مزبور «فرید» است که شریک حقوقی رمزی کلارک، وکیل «لواین»، چند هفته پیش

گفته بود که به خاطر اوضاع یهودیان در ایران با او تماس خواهد گرفت. به هر حال برای اطمینان

بیشتر کاردار به مشاور سیاسی سفارت گفت که با افشار تماس گرفته تا منظور او را دریابد. بعدا معلوم

شد که افشار مسائلی غیر از مسائل یهودیان ایران دارد. افشار به مشاور سیاسی سفارت گفت که از

مدارس میسیونری ارومیه و تبریز فارغ التحصیل شده و در چندین دانشگاه آمریکا (از جمله آیداهو،

اکلاهما، شیکاگو ییل و جان هاپکینز) تحصیل کرده و دکترای زمین شناسی خود را گرفته است. او

همچنین یک دوره کوتاه مدت را در فاصله بین دوره تکمیلی لیسانس و مراجعت به آمریکا در

دانشگاه نظامی ایران گذرانده است. زمانی که نفت در ایران ملی شد، افشار به خاطر کمک به پیدا کردن

مناطق نفت خیز خارج از حوزه امتیاز بریتیش پترولیم از مؤسسه اسمیتونیان به ایران دعوت شده بود.

او اولین چاه نفت حوزه قم را وارد مرحله تولید کرده بود و بعدا به دانشگاه تهران رفت و در سال

1956 به عنوان نماینده مجلس از ارومیه (که در آن زمان رضاییه بود) انتخاب شد. به هر حال او در

سال 1961 به خاطر سرخوردگی از مسائل سیاسی کاندید نمایندگی مجلس نشد و مجددا مشغول

تدریس در دانشگاه تهران گردید.

4 افشار گفت افرادی نظیر او در حالی که هرگز با بودن شاه موافق نبوده اند، از بی نظمی ملاها در

ایران نیز مطلقا خسته شده اند. و واضح است که آنها قادر نیستند یک اقتصاد مدرن را پیاده کنند او گفت

که به تازگی از ارومیه برگشته و در آنجا شاهد وقایعی مبنی بر درگیری بین کردها و مقامات محلی در

سرو بوده است. او اظهار داشت که منطقه مرزی ترکیه و عراق در کنترل کامل کردها می باشد. آنها

بیش از 6 پاسگاه ژاندارمری را بدون مقاومت تصرف کرده اند. و پاسدارانی را که از ارومیه برای

بازپس گرفتن این پاسگاهها فرستاده شده بودند به خاک و خون کشیده اند. پاسداران بی انضباط و

بدون آموزش بوده و حتی برای کردهای فاقد تشکیلات آنچنانی نیز رقیبی به حساب نمی آیند و

ارتش نیز در ارومیه از جنگیدن خودداری می کند.

5 افشار گفت که چنین وضعی برای آنچه که او تصمیم گرفته انجام دهد ایده آل است. او گفت که

استخدام نیرویی در حدود 20000 الی 30000 نفر در آذربایجان ساده است و می توانیم آنها را در

ص: 411

منطقه مرز ترکیه جایی که در تصاحب هیچ کس نیست آموزش دهیم و بعدا شمال غربی ایران را به

تصرف درآوریم. او گفت ایران حدود 18 میلیون ترک دارد که از این 18 میلیون حدود 16 میلیون

ترک آذری هستند که این تعداد از آذربایجان گرفته تا قلب تهران پراکنده می باشند و در حدود 2

میلیون ترکمن و قشقایی نیز در شمال شرقی و جنوب وجود دارند. بیش از 9 تا 10 میلیون فارس

خالص وجود ندارد که تنها در قسمت مرکزی ایران متمرکز گشته و به وسیله ترکهای مسلح و کردها و

عربها و بلوچها محاصره شده اند. علما فقط در بین فارسها قدرت دارند. اگر ترکهای شمال غربی و

تهران را محاصره کنند، دیگر اقلیتهای غیر قارس نیز به آنها در خلع ید کردن مذهبیها در بقیه کشور

یاری خواهد کرد.

6 افشار صراحتا گفت که برای پیشبرد نقشه اش احتیاج به کمک دارد. حداقل برای شروع این

کار احتیاج به پول دارد. کمک تسلیحاتی و آموزش نیز مفید خواهد بود. اغلب ترکها چشمان آبی و

موهای بور دارند و بنابراین طبق گفته او اگر تعدادی مشاور خارج در تهیه نقشه ها دخالت کنند

مشخص نخواهد شد. بعید به نظر می رسد که با فقدان کنترل دولت مرکزی در مرز آذربایجان با ترکیه،

کسی متوجه اعمال آنان بشود. او امیدوار بود که آمریکا منافع پشتیبانی از شخصی مانند او را درک

کرده باشد. او گفت که من در مدارس شما فارغ التحصیل شده ام و من می دانم که شما به چه چیزهایی

معتقد هستید و من هم به آنها معتقدم. خطر واقعی این نیست که چپیها بعد از مدتی مذهبیها را بیرون

کنند و قدرت را به دست بگیرند، چون مارکسیسم در بین مردم پایگاهی ندارد. بلکه این است که بعد

از ادامه بحرانها در ایران، شوروی وقت را غنیمت شمرده و دخالت کند و این چیزی است که خطرهای

جدی برای منافع آمریکا در این قسمت دنیا دارد نه آنکه تعدادی ایرانی و چپگرا در اداره

نخست وزیری بنشینند.

7 مشاور سیاسی سفارت به افشار گفت که آمریکا نمی تواند از نقشه او پشتیبانی کند و این

برخلاف سیاست آمریکا مبنی بر عدم دخالت در امور داخلی ایران می باشد. او گفت که بعد از نتیجه

ویتنام و واترگیت مردم آمریکا ماجراجوییهای خارجی را تحمل نمی کنند. افشار گفت که انتظار چنین

جوابی را داشته، اما فکر می کند که حداقل کوشش را برای نشان دادن ارزش نقشه اش انجام داده است.

او به هر حال این کار را دنبال خواهد کرد.

8 نظریه: افشار یکی از مهمترین توطئه گرانی می باشد که تا به حال مشاور سیاسی سفارت

ملاقات کرده است. افشار یکی از متخصصین دانشمند می باشد و مردی است که در زندگیش با

واقع بینی با مشکلات برخورد کرده.

برای مثال از نظر او فقدان و نظم و منطق جمهوری اسلامی اهانتی است بر ارزشهای شخصی

احساسات وی. به نظر نمی رسد که او فردی باشد که تصمیم داشته باشد برای براندازی فوری و سریع

حکومت، ناگهان و بدون تعمق قبلی ارتشی را تشکیل دهد. به نظر می رسد که او به دقت ضعف دشمن

را محاسبه کرده، ولی اینکه آیا او می تواند چنین نیرویی را تشکیل دهد یا نه نامعلوم است، اما اگر

چنین نیرویی بخواهد متشکل شود فقط، شخصی مثل افشار، احتمالاً این کار را بهتر انجام خواهد داد

تا یکی از ارتشیان عالیرتبه ایرانی که اراده شان در فوریه گذشته خرد شده و یا اشراف عالیمقام و

مادیگرا که از پاریس و لوس آنجلس توطئه می کند و یا جوانان ناقص العقل که در خیابانهای دورافتاده

ص: 412

تهران با اتومبیلهای ب ام و می گردند و برای آنها توطئه چینی یک نوع بازی به حساب می آید.

لینگن

خیلی محرمانه

سند شماره (2)

تاریخ: 26 اوت 79 4 شهریور 58خیلی محرمانه

دولت ایالات متحده آمریکا

گزارشگر مایکل. جی. مترینکو سیاسی

یادآوری

موضوع: موقعیت فعلی خانواده پالیزبان

من عصر روز 12 اوت (21 مرداد) و در حدود 2 ساعت در روز 23 اوت (اول شهریور) را به

گفتگو با جهانشاه پالیزبان برادر ژنرال عزت اللّه پالیزبان پرداختم. تبلیغی که پیرامون فعالیتهای ضد

انقلابی منتسب به ژنرال می شود اثرات بدی در آسایش اعضای خانواده که هنوز در ایران به سر

می برند داشته است و جهانشاه پالیزبان موقعیت اقوام مختلف پالیزبان را به شرح زیر توضیح داد:

پدر و مادر ژنرال پالیزبان در 21 اوت (30 مرداد) پاسداران کمیته به خانه پدر و مادر ژنرال در

کرمانشاه حمله بردند. پدر او که 95 ساله است و در شرایط مزاجی بدی است دستگیر شده است. بر

طبق روایاتی که جهانشاه از دیگران در کرمانشاه شنیده پدرش بر روی پاسداران کمیته، در حالی که

آنها تلاش می کردند به زور وارد خانه شوند، آتش گشود. جهانشاه در صحت روایت تردید چندانی

ندارد، چون پدرش فردی است که در مقابل این گونه دستگیریها حتما مقاومت می کند. مادر ژنرال و

همچنین خواهر بزرگترش که با پدر و مادرش زندگی می کردند ناپدید شده اند و خانه نیز اکنون در

دست کمیته است جهانشاه اظهار داشت که از تاریخ 23 اوت (اول شهریور) اطلاعی ندارد که خواهر و

مادرش کجا هستند، ولی گمان می برد که آنها در امان باشند.

خواهر ژنرال پالیزبان یک خواهرش فرماندار سابق مشهد بود که با ژنرال امانی رئیس پلیس

مشهد ازدواج کرده بود. ژنرال امانی بعد از انقلاب اعدام شد و خواهر پالیزبان هم اکنون در اختفا به سر

می برد. طبق گفته جهانشاه ترتیبی داده شده که این خواهر مخفیانه ایران را ترک کند و او یا به انگلستان

خواهد رفت (که در آنجا خانه ای دارد) و یا به آلمان غربی جایی که یک عمه (خاله) پیر دارد که

می تواند با او زندگی کند. پسر یکی از خواهرها دانشجوی نیروی دریایی بود، ولی پس از انقلاب

استعفا کرد. در انجام این کار دریادار مدنی (فرمانده نیروی دریایی و استاندار فعلی خوزستان) او را

یاری داده بود و ظاهرا دوست خانوادگی است. این پسر و دیگر فرزندان ژنرال امانی در آینده نزدیکی

ایران را ترک خواهند کرد.

جهانشاه پالیزبان همسر و فرزندان جهانشاه کمی بعد از انقلاب ایران را ترک کرده و اکنون در

آمریکا به سر می برند. زمینهای وسیع مزروعی او در منطقه همدان هفته پیش ضبط شد و مباشر او که

یک فامیل دور اوست و در حدود 30 سال دارد در همدان زندانی شده است. مدت کوتاهی پس از

انقلاب فوریه (بهمن) املاک وی در همدان به وسیله عده ای اشغال شده، ولی جهانشاه توانسته بود که

ص: 413

زمینها را از طریق تماسهایش با کمیته محلی دوباره به دست بیاورد، چون در آن زمان مورد سوءظن

نبود. محصولات املاک بدون دردسر درو شد و خرمنها جمع آوری شد و به دفتر کشاورزی کرمانشاه

فروخته شد. اخیرا رئیس دفتر کرمانشاه از پرداخت هرگونه وجهی به جهانشاه امتناع ورزیده و اظهار

می دارد که او هیچ پولی به پالیزبان پرداخت نخواهد کرد. جهانشاه در تلاش بود که این موضوع را

پی گیری کند که ناگهان موقعیت خودش نامشخص شد. روزنامه کرمانشاه در هفته دوم اوت نام او را

منتشر کرد و درخواست نمود که هر کس از او شکایتی دارد آن را به دفتر دادستان انقلاب کرمانشاه

ارائه کند. قبل از آن موقع تنها دردسری که جهانشاه با کمیته داشت 2 جلسه بازجویی کوتاه در تهران

بود. او بازجویی را مؤدبانه و حتی دوستانه توصیف کرد. بازپرسها علاقه مند به دانستن محل اختفای

برادرش بودند.

جهانشاه پالیزبان ممنوع الخروج از ایران نبوده و در نظر داشت که در 25 اوت (3 شهریور) عازم

آمریکا شود. در 22 اوت به وسیله یک دوست که در نزدیکی اقامتگاه او در تهران زندگی می کند به او

تلفن شد و گفته شد که به آپارتمانش برنگردد، زیرا پاسداران انقلاب در همان لحظه برای پیدا کردن او

وارد آپارتمان شده اند. وقتی من جهانشاه را در 23 اوت دیدم ظاهرا در مخفیگاه بود. پاسپورت او هم

اکنون در فرودگاه است تا قبل از پروازش آن را بگیرد، ولی جهانشاه معتقد بود که اگر او بخواهد از

طریق فرودگاه مهر آباد خارج شود بازداشت و دستگیر خواهد شد. او در تلاش بود که در مورد نحوه

عمل تصمیم بگیرد و راههای چاره او اینها بود: 1 از طریق مرز کردستان از ایران فرار کند.

2 تلاش کند که از بلیط هواپیمایش استفاده کند و در مورد دستگیری ریسک کند و یا 3

خودش را به دفتر دادستان انقلاب در تهران معرفی کند، البته پس از اینکه از یکی آیت اللّه بخواهد تا

برایش پادرمیانی کند.

ژنرال پالیزبان، همسر و فرزندان بر طبق گفته جهانشاه همسر ژنرال در امان است، ولی از اظهار

جزئیات مربوط به محل اختفای او طفره رفت. او گفت «عملاً وی (همسر پالیزبان) در خارج از ایران

است.» داماد ژنرال پس از انقلاب توسط پاسداران کمیته دستگیر شد و به مدت سه هفته در ضمن

اینکه راجع به محل ژنرال مؤاخذه می شد، در زندان نگهداشته شد یک پسرش (انوشیروان) در کالیفرنیا

به مدرسه می رود. پسر دیگر که دانشجوی مدرسه کشاورزی کرمانشاه بوده پس از انقلاب دستگیر

می شود، ولی ظاهرا در امان است. جهانشاه در ابتدا اظهار داشت که نمی داند برادرش کجاست، ولی

بعدا اشاره کرد که او ممکن است هنوز در منطقه کردستان ایران باشد. او گفت در زمان جنگ جهانی

دوم برادرش موفق شده بود که به خاطر شناختش از منطقه کردستان به مدت 6 ماه نیروهای دشمن را

از سر باز کند و در آن زمان مقامات هرگز موفق به یافتنش نشدند. از آن به بعد او این شانس را داشته

است که تماسهای وسیعی با مردم منطقه داشته و تجربه خیلی ارزشمندی نیز در مورد عملیات

اطلاعاتی ارتش ایران دارد. بنابراین پیدا کردن او کاری است تقریبا غیر ممکن.

مترینکو

خیلی محرمانه



کتاب شصت و نهم

کشورهای رو به رشد، امکانات نفتی، سیاستها و محدودیتها

ص: 414

ص: 415

کشورهای رو به رشد

امکانات نفتی

سیاستها و محدودیتها

مقدمه

ص: 416

ص: 417

مقدمه

اهمیت انرژی و نفت، به عنوان ارزانترین و رایج ترین نوع انرژی در جهان امروز بر کسی پوشیده

نیست. با توجه به این مسئله، تغییر در قیمتها و همچنین تغییرات مربوط به ذخایر و ظرفیتهای تولید و

میزان مصرف و پالایش کشورهای تولیدکننده، از جمله حساسترین موضوعات از نقطه نظر کشورهای

مصرف کننده مواد نفتی می باشد.

اهمیت نفت و شاخصهای مربوط به آن در اقتصاد جهان و هر کشور به تنهایی، کشورهای

مصرف کننده نفت را وادار کرده است تا در پی برنامه ریزیهای بلندمدت و تدوین استراتژی استفاده و

نگهداری از مواد نفتی برآیند، به گونه ای که از آثار بحرانهایی که به برخی از آنها در دهه های اخیر

اشاره می شود، در امان بمانند :

بحران تحریم نفتی اعراب در سال 1963 در پی جنگ اعراب و رژیم صهیونیستی.

نابسامانیهای اقتصادی عمدتا ناشی از افزایش ناگهانی قیمت نفت در دهه 1970.

بحران اقتصادی ناشی از پیروزی انقلاب اسلامی و توقف صدور نفت خام از ایران.

این برنامه ریزی به مصرف کنندگان اصلی نفت در جهان که همانا دولتهای استکباری هستند این

امکان را داد تا نه تنها از تأثیر این بحرانها بر خود بکاهند بلکه در یک حرکت تهاجمی، از حربه خرید

نفت به عنوان یک سلاح سیاسی کارا در سیاستهای خود بهره برداری نمایند.

مصداق بارز این مدعا سیاست نفتی کشورهای غربی در دهه اخیر می باشد. در اوایل دهه 1980 و

در پی پیروزی انقلاب اسلامی و تحمیل جنگ بر جمهوری اسلامی ایران، صدور نفت تا حد زیادی

دچار وقفه و سبب افزایش ناگهانی قیمتها گردید. این امر غرب را دچار وقفه و سبب افزایش ناگهانی

قیمتها گردید. این امر غرب را دچار مشکلات اقتصادی فراوانی نمود، ولی در پایان همین دهه، در پی

همکاری مزورانه عربستان سعودی و دیگر شیوخ مرتجع با آمریکا و به دنبال اجرای سیاستهای

صرفه جویی در مصرف انرژی، وضع به صورتی تغییر کرد که این بار غرب خرید نفت را به عنوان یک

سلاح سیاسی مورد استفاده قرار داد و بدین ترتیب توانست بحرانهای اقتصادی شدیدی را بر

کشورهای تولید کننده نفت منجمله ایران تحمیل نماید.

داشتن اطلاعات صحیح و دقیق از ذخایر و ظرفیتهای تولیدی فعلی و همچنین اطلاع از تواناییهای

بالقوه کشورهای تولید کننده نفت در این زمینه از ضروری ترین ابزار برای تدوین این گونه استراتژیها و

اجرای آنها می باشد و با توجه به ضرورت این اطلاعات است که اهمیت کار سازمانهای جاسوسی

ص: 418

غرب و عوامل اطلاعاتی آنها در کشورهای نفت خیز روشن می شود.

کتاب حاضر ماحصل فعالیتهای جاسوسی سازمان سیا در کشورهای مختلف غیر اوپک در زمینه

ذخایر نفتی و امکانات اکتشاف و استخراج نفت در این کشورها می باشد و بیانگر این نکته است که

شیطان بزرگ در غارت منابع انرژی به کشورهای عضو اوپک بسنده نکرده و به دنبال بهره برداری از

منابع نفتی کشورهای غیراوپک نیز می باشد. درک اهمیت فوق العاده این گونه اطلاعات هنگامی میسر

است که شرایط سیاسی و اوضاع جهان در زمان تدوین این گزارش مد نظر قرار گیرد.

بدیهی است که عوامل و مجاری جمع آوری اطلاعات در این جهت نقش به سزایی دارند و آنان به

تحلیلگران امکان می دهند که به صراحت و قاطعیت نسبت به اوضاع نفتی یک کشور در آینده اظهار

نظر نمایند.

عمده ترین عواملی که می توانند به چنین اطلاعاتی دسترس داشته باشند برنامه ریزان و مشاوران

رده بالای صنایع نفتی کشورها و شرکتهای پیمانکاری خارجی هستند که عوامل مستقیم اجرایی این

برنامه ها و در اکثر موارد مشاوران اصلی رده های بالای تصمیم گیری می باشند. لذا با مروری گذرا به

مجموعه اطلاعات گردآوری شده در این سند به خوبی به میزان عمق فاجعه و نفوذ ویرانگر عوامل

سیا در جای جای جهان می توان پی برد.

انتشار این سند که حاوی ماحصل سالها تلاش سیا می باشد می تواند به عنوان یک مرجع اطلاعات

علمی اقتصادی در مورد منابع نفتی در کشورهای جهان تا زمان تهیه گزارش نیز محسوب گردد و

مورد استفاده علاقه مندان قرار گیرد.

امیدواریم انتشار این قبیل اسناد هشداری جدی برای مجاهدان و مبارزان راه حق و آزادی در

کشورهای تحت سلطه و نوعی درس آموزی از انقلاب اسلامی ایران که راه حضور و نفوذ عوامل

بیگانه را با قدرت سد نموده باشد.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

تابستان 69

ص: 419

کشورهای رو به رشد، امکانات نفتی، سیاستها و محدودیتها

آژانس اطلاعاتی مرکزی (سیا)

مرکز ملی ارزیابی خارجی

نوامبر 1977

اطلاعات امنیت ملی

افشای غیرمجاز مستوجب مجازاتهای جنایی می باشد

اختصارات مربوط به کنترل توزیع

غیرقابل رؤیت برای ملیتهای بیگانه

غیرقابل رؤیت برای پیمانکاران یا مشاوران پیمانکار

هشدار شامل اطلاعات اختصاصی می باشد

فقط برای ادارات NFLB

اقتباس و انتشار اطلاعات توسط منشاء آن کنترل می شود.

ارائه این اطلاعات به .... مجاز می باشد.

طبقه بندی طبق ماده 15319.

از برنامه خروج کلی از طبقه بندی طبق 11652 E.O مستثنی می باشد.

در تاریخ زیر به صورت خودکار بدون طبقه بندی می شود.

غیرقابل تعیین

ص: 420

فهرست مندرجات

نگرش کلی

آمریکای لاتین

مکزیک

آرژانتین

ونزوئلا

پرو

اکوادور

برزیل

بولیوی

کلمبیا

شیلی

گواتمالا و بلیز

پاراگوئه و اوروگوئه

جنوب و شرق آسیا

اندونزی

هندوستان

مالزی

برونئی

برمه

پاکستان

بنگلادش

تایوان

تایلند

فیلیپین

کره جنوبی

ویتنام

خاورمیانه غیر اوپک، آفریقای شمالی و منطقه مدیترانه

مصر

عثمان

تونس

سوریه

ترکیه

یونان

ص: 421

اردن

صحرای جنوب آفریقا

نیجریه

آنگولا

گابن

کنگو

زئیر

کامرون، چاد و ساحل عاج


توجه: در نتیجه یک تجدید سازمان که از 11 اکتبر 1977 به جریان خواهد افتاد، نشریات اطلاعاتی

که سابقا توسط ریاست اطلاعات و دفاتر اطلاعات ملی چاپ می شد اینک توسط مرکز ملی

ارزیابیهای خارجی طبع می گردد.


نگرش کلی

نگرش کلی

امکان کمبود نفت که در اوایل تا اواسط سالهای 1980 شروع خواهد شد، علاقه به بررسی

تواناییهای نفتی کشورهای کمتر رشد یافته را افرایش داده است. اساساً این تواناییها به عوامل زمین

شناسی بستگی دارد که پایه ذخایر هر کشور را مشخص می کند. ولی شناخت و گسترش پایه ذخیره به

چند عامل بستگی دارد از قبیل سیاستهای دولت در قبال کمپانیهای نفتی خارجی، محدودیتهای فنی

کمپانیهای نفتی دولتی، ضرورتهای مالی و در بعضی موارد اختلافات ارضی که دسترسی به مناطق نوید

بخش را غیر ممکن می سازند. با در نظر گرفتن این عوامل، گزارش حاضر تواناییهای نفتی 40 کشور

رو به رشد و آن دسته از اعضای اوپک را که در خارج از خاورمیانه و آفریقای شمالی بسر می برند

مورد ارزیابی قرار می دهد.


پایه ذخایر

پایه ذخایر

در اکثر کشورهای کمتر توسعه یافته، پایه ذخایر نفتی آنقدر ناچیز است که نمی تواند سطح تولید را

پشتیبانی نماید و مشخص شده است که ذخایر وسیع نیز تنها در معدودی از کشورها وجود دارد. در

نیمکره غربی، مکزیک با داشتن 25 میلیارد بشکه نفت ذخایر قطعی و احتمالی تاکنون در رتبه اول

قرار دارد و کشور بعدی ونزوئلا با 14 میلیارد بشکه نفت است. در صحرای جنوب آفریقا(1) نیجریه باداشتن 19 میلیارد بشکه نفت رتبه اول را دارد. در میان کشورهای دیگر منطقه، تنها آنگولا و گابن

ذخایر معادل یک میلیارد بشکه نفت دارند. از عمده ترین کشورهای نفتی خاورمیانه ای غیر اوپک

عمان دارای 6 میلیارد بشکه و مصر دارای 4 میلیارد بشکه نفت می باشند. هیچ یک از کشورهای دیگر

منطقه دارای این حدود نفت نیست. در آسیای شرقی و جنوبی، اندونزی 14 میلیارد بشکه نفت دارد و

1- Sub - Saharan Africa.
ص: 422

برونئی(1) ، مالزی و هند هر یک دارای 2 میلیارد بشکه نفت هستند.

با اقدامات اکتشافی می توان پایه ذخایر کشورهایی را که در حال حاضر ذخایر نسبتا وسیعی دارند

گسترش داد. لیکن دستیابی به منابعی با وسعت منابع خاورمیانه تنها در مکزیک و احتمالاً در فلات

قاره آرژانتین امکان پذیر است. دیگر مناطق دارای تواناییهای خوب لیکن عمدتا کوچک عبارتند از:

شرق پرو، اکوادور، مصر، هند و کشورهای تولید کننده دیگری که با دریای جنوبی چین(2) هم مرزهستند. در بعضی از کشورها، به خصوص ونزوئلا، نیجریه و اندونزی باید کارهای اکتشافی تفضیلی

صورت گیرد تا پایه ذخایر فعلی حفظ شده و کاهش نیابد.

دورنمای زمین شناسی در سایر مناطق کشورهای رو به رشد چندان روشن نیست. دستیابی به

مناطق دارای شرایط زمین شناسی مناسب برای کشف نفت مستلزم اقدامات اکتشافی بسیاری می باشد.

اصولاً مناطق کشف نشده که دارای توانایی بالقوه باشد شامل حوضچه بلوچستان پاکستان، خلیج

بنگال(3) ، و جزائر آدامان(4) می باشد. ساحل آفریقای شرقی، خصوصا در مجاورت سومالی، نیز تا حدزیادی دست نخورده باقی مانده است. تلاش بسیاری نیز باید صورت گیرد تا امکانات خارج از

خشکی مناطق آمازون، برزیل، آفریقای غربی بین ساحل عاج(5) و آنگولا و آبهای دریای جنوبی چین

شناخته شود.


مشارکت خارجی

مشارکت خارجی

سیاستهای دولتی در قبال کمپانی های بین المللی نفتی سبب شده است که گسترش حتی امکانات

شناخته شده نیز متوقف گردد. شرایط سخت غیرمنصفانه، تغییرات یکجانبه قراردادها و ملی کردن ها

غالباً از ویژگیهای روابط گذشته بین کشورها و کمپانی های نفتی در جهان سوم بوده اند.

تقریبا در تمام کشورهای رو به رشد کمپانیهای دولتی روی کار آمده اند. این کمپانیها بخودی خود

در گسترش و اکتشاف نفت وقفه ایجاد نمی کنند. در واقع، بعضی از کمپانیهای دولتی که کمپانی نفتی

مصری نمونه بارز آن است با شرکتهای خارجی روابط خوبی برقرار کرده اند. دیگر کمپانیها دولتی

چیزی بیش از یک وزارتخانه که با کمال وفاداری روحیه و طرز تفکر دولت متبوع خود را نشان

می دهند، نیستند. اما بعضی از آنها نیز به صورت سنگرهای ملی گرایی درآمده و ترجیح می دهند نفت

در قعر زمین باقی بماند ولی آن را به کمک بیگانگان تولید ننمایند. تعداد انگشت شماری از کمپانیهای

نفتی دولتی نیز هستند که مهارتهای فنی و مدیریتی لازم را جهت اکتشاف در مناطق خارج از خشکی

و اعماق زمین که نفت جدید در آنها وجود دارد، کسب کرده اند. بهترین کمپانی نفتی دولتی کمپانی

پمکس(6) مکزیک است که قادر است نفت را در مناطق بسیار سخت کشف و تولید نماید. با این وصف

1- Brunei.
2- South China Sea.
3- Bay Of Bengal.
4- Adaman Ilands.
5- Ivory Coast.
6- Pemex.
ص: 423

سرعت و کارآیی گسترش آن محدود است تا جایی که پمکس نیز نمی تواند به «تک روی» خود ادامه

دهد. دیگر کمپانی دولتی آرژانتین، برزیل، هند و مصر نیز نمی توانند بدون کمک خارجی نفت موجود

در مناطق سخت را یافته و تولید نمایند. علیرغم این محدودیتها، بسیاری از کمپانیهای نفتی دولتی

بهترین مناطق را در اختیار خود گرفته و در عین حال برای عملیات پرخطر، شرایط بسیار سختی را در

مورد مشارکت خارجی تعیین کرده اند.

دستورالعمل اجرایی معتدل نمی تواند منافع کمپانیها را تأمین نماید مگر آنکه چشم انداز

زمین شناسی نشانگر ذخایر نفتی وسیع باشد. به طور مثال، کمپانیهای بزرگ نفتی مقدار کمی از منابع

خود را به اکتشاف در کشورهای جنوب صحرا که دارای امکانات نفتی محدود هستند اختصاص

داده اند. در چند کشوری که مصرف نفت داخلی کمتر از 000/10 بشکه در روز است از قبیل ساحل

عاج، چاد، زئیر و کنگو حتی کشف و گسترش ذخایر کوچک نیز نمی تواند این نیاز مصرفی را تأمین

نماید زیرا لزوم پالایشگاههای منطقه ای جهت پالایش مقادیر کم نفت خام از جمله عوامل محدود

کننده به شمار می آیند. بهرحال، کمپانیهای نفتی علاقه به اکتشاف را از دست داده اند چون ذخایر مهم

احتمالی آنقدر ناچیز هستند که نمی توانند تولید در سطح بالا را تأمین نمایند.


سرمایه گذاری و تجهیزات

سرمایه گذاری و تجهیزات

کشورهای دارای تواناییهای نفتی قطعی در تأمین سرمایه مورد نیاز خود دچار مشکلات چندانی

نمی شوند. در اوایل سال جاری به دنبال محدودیتهای تحمیلی صندوق بین المللی پول(1) در موردوامهای خارجی، مکزیک در این زمینه دچار مشکلاتی گردیده بود لیکن این محدودیتها را می توان به

کمک قروض مربوط به نفت از بین برد. چند تولیدکننده کوچک از قبیل پاکستان نیز در رابطه با تأمین

سرمایه لازم جهت خرید تجهیزات اکتشافی از غرب دچار مشکلاتی شده اند. هند نیز ممکن است

دچار همین گونه محدودیت بشود اما در این موارد مسئله اصلی عدم تمایل دولت به صدور اجازه کار

برای کمپانیهای نفتی خارجی در این مناطق است. کشورهای آفریقای غربی از قبیل ساحل عاج، چاد،

کامرون، و کنگو نیز در صورت خروج کمپانیهای خارجی نخواهند توانست بدون مواجه با مشکلات

مالی و تکنیکی به اکتشاف ادامه دهند.

در حال حاضر دسترسی به ماشین آلات حفاری و سایر تجهیزات عامل محدودکننده اصلی به

شمار نمی رود. تنگناهای موقتی زمانی بروز خواهند کرد که لازم باشد در چند منطقه از جهان

برنامه های اکتشافی گسترده ای به طور همزمان اجرا شود. البته این تنگناها احتمالاً در طول یک یا دو

سال برطرف شود. عامل محدود کننده اصلی کمبود پرسنل مجرب در تمام سطوح است. این

محدودیت علی رغم قابلیت تحرک بسیار زیاد کارگران و تکنسین های نفتی در سطح جهان که در

کمک به بهره برداری بسیار مؤثر از چنین نیرویی عامل مهمی است، باز هم تا دهه آینده ادامه خواهد

داشت.


مسائل ارضی

1- International Monetary Fund (IMF).
ص: 424

مسائل ارضی

اختلافات ارضی، اکتشافات چند منطقه نویدبخش را با وقفه روبرو ساخته است. به طور مثال،

ادعاهای ارضی مناقشه ساز، عملیات خارج از خشکی دریای جنوبی چین و کره جنوبی را متوقف

ساخته است. اختلافات مرزی بین تونس و لیبی نیز کار مناطق نفتی خارج از خشکی و دارای توانایی

زیاد را مختل کرده است. ادعاهای متضاد یونان و ترکیه نیز مانع از ادامه عملیات کمپانیهای نفتی در

خارج از خشکی شده است. ادعاهای آرژانتین و انگلیس در مورد جزائر فالکلند نیز در صورت وجود

منابع نفتی در آنجا مشکلاتی پدید خواهد آورد. در خلیج سوئز(1) نیز مزاحمتهای اسرائیل عملیاتکمپانیهای نفتی را در مورد گسترش ذخایر شناخته شده بزرگ دچار وقفه نموده است.


دورنمای تولید

دورنمای تولید

با در نظر گرفتن روند گسترش و اکتشافات کنونی گمان می رود که تولید نفت کشورهای رو به

رشد غیر اوپک به صورت گروهی در سال 1980 به سطح 6 میلیون بشکه در روز و در سال 1985 به

سطح 8 تا 9 میلیون بشکه در روز برسد. این پیش بینی ها بر مبنای تلاشهای گسترده ای استوار است که

در حال حاضر در جریان بوده و عمدتا نشانگر میزان احتمالی تولید در مکزیک، مصر و هند می باشد.

کشورهای کمتر رشد یافته منتخب: توانایی نفتی

کشورهای کمتر رشد یافته منتخب: توانایی نفتی

کشور دورنمای افزایش ذخایر جو عملیاتی توضیحات

آمریکای لاتین

آرژانتین خوب تا عالی خوب تا متوسط مناقشه مرزی با انگلیس

بلیز متوسط تا بد متوسط تا خوب مناقشه مرزی با گواتمالا

بولیوی خوب تا متوسط خوب افزایش مستمر مقادیر کم به ذخایر احتمالی

برزیل خوب تا متوسط متوسط تا خوب شرایط عملیاتی روبه بهبود است

شیلی متوسط خوب تا متوسط کشفیات کوچک بیشتر احتمال دارد

کلمبیا متوسط متوسط تا خوب بهترین دورنماها در مورد گاز در سواحل شمالی است

اکوادور متوسط تا خوب متوسط تا خوب اکتشافات بیشتری در مناطق شرقی لازم است

گواتمالا متوسط تا خوب متوسط یک برنده واقعی نیست اما افزایش اندکی در ذخایر امکان دارد

مکزیک عالی خوب دورنمای خوبی در مورد کشف منابعی در حد خاورمیانه

پاراگوئه متوسط خوب زمین مناسب اما نتایج اکتشافی ضعیف

پرو خوب تا متوسط متوسط تا خوب در خارج از خشکی و منطقه ترانس آندین اکتشافات بیشتری لازم

است.

اروگوئه ضعیف خوب تا متوسط دورنمای تیره ای در مورد رفع نواقص اکتشافی دارد

ونزوئلا متوسط تا خوب توسط تا خوب اکثراً کشف شده اما دورنمای خوبی وجود دارد

سایرین ضعیف خوب تا متوسط احتمال وجود نفت در خارج از ترینیداد و آمریکای مرکزی ضعیف

می باشد

1- Gulf Of Suez.
ص: 425

آسیا و حوزه اقیانوس آرام

بنگلادش ضعیف خوب تا متوسط دورنمای ذخایر گاز امیدوار کننده است. مناقشات مرزی وجود دارد

برونئی خوب تا متوسط عالی در مورد کشفیات بیشتر خارج از خشکی دورنمای خوبی وجود دارد

برمه متوسط تا خوب متوسط احتمال افزایش مقدار کمی بر ذخایر داخلی وجود دارد تواناییهایی هم

در خارج از خشکی وجود دارد

هند خوب خوب تا متوسط یک ”بمبئی خوب“ بدون مسئله نمی باشد

اندونزی خوب خوب سرعت اکتشاف همچنان بالاست

مالزی خوب تا متوسط متوسط در چندین منطقه اکتشافات بیشتری مورد نیاز است

پاکستان متوسط خوب تا متوسط حوزه های اصلی کشف نشده اند

فیلیپین متوسط تا خوب خوب توانایی در خارج از خشکی و مناقشات مرزی وجود دارد

کره جنوبی متوسط متوسط تا خوب مناقشات مرزی وجود دارد.

تایوان ضعیف تا متوسط خوب تا متوسط دورنمای ذخایر گاز خوب است. مناقشات مرزی وجود دارد

تایلند ضعیف خوب دورنمای ذخایر گاز خوب است

ویتنام متوسط تا خوب متوسط تا ضعیف توانایی اکتشافات غیراقتصادی وجود دارد

سایر مناطق ضعیف خوب تا ضعیف

کشورهای خاورمیانه ای غیر اوپک٬ آفریقای شمالی و حوزه مدیترانه

مصر خوب تا عالی خوب مناقشه با اسرائیل اکتشاف را کاهش می دهد

یونان متوسط تا ضعیف متوسط مناقشه مرزی با ترکیه

اردن ضعیف خوب تا عالی ساحل غربی ممکن است تا حدی توانایی داشته باشد

عمان خوب تا متوسط خوب کشف حوزه های کوچکتر و پرهزینه تر احتمال دارد

سوریه متوسط متوسط بهترین دورنماها در مورد خارج از خشکی است

تونس خوب تا متوسط خوب تا متوسط مناقشه مرزی با لیبی

سایر کشورها ضعیف خوب تا متوسط اسرائیل و لبنان دارای تواناییهای اندکی هستند

آفریقای مادون صحرا

آنگولا خوب تا متوسط ضعیف تا متوسط تا هنگام تثبیت اوضاع سیاسی هیچ افزایشی در اکتشافات محتمل

نمی باشد

کامرون خوب خوب تا متوسط افزایش ذخایر فعلی تقریباً مسلم است

چاد خوب خوب تا متوسط برای انتقال نفت به خارج خط لوله گرانی مورد نیاز است

کنگو متوسط تا ضعیف خوب تا متوسط هر نوع افزایشی به ذخایر احتمالاً کم خواهد بود

گابن متوسط تا ضعیف خوب تا متوسط هر نوع افزایشی به ذخایر احتمالاً کم خواهد بود

ساحل عاج متوسط تا خوب خوب تا متوسط هزینه های غیراقتصادی ممکن است منجر به کشفیات بزرگتر گردید

نیجریه خوب متوسط تا خوب ممکن است حوزه های کوچک بسیاری کشف گردد

زئیر متوسط تا ضعیف خوب تا متوسط هر نوع افزایشی در مقدار ذخایر احتمالاً کم خواهد بود

سایر کشورها ضعیف خوب تا ضعیف سواحل آفریقای شرقی از سودان تا سومالی و ناحیه خلیج گینه در غرب

نیجریه تواناییهایی دارد.

آمریکای لاتین

ص: 426

آمریکای لاتین

نیمکره غربی نوید بخش ترین منطقه جهت یافتن منابع نفتی جدید و عظیم در میان کشورهای کمتر

رشد یافته غیر اوپک است. حوزه های رفورمای(1) مکزیک، در صورت اکتشاف کامل، به احتمال قریببه یقین معادل منابع نفتی خاور میانه نفت خواهد داشت. در این منطقه کار به سرعت پیش می رود، و

در صورت از بین رفتن محدودیت های مالی و سیاسی پیشرفت بیشتری نیز حاصل خواهد شد.

حوضچه های رسوبی بین آرژانتین و جزایر فالکلند(2) که تاکنون حفاری نشده اند ظاهرا دارایتواناییهای عظیمی می باشند و شرایط عملیاتی سخت، قطعی نبودن اجزای سیاستهای نفتی آرژانتین و

اختلاف انگلیس و آرژانتین در مورد مالکیت جزایر فالکلند منابع ادامه عملیات اکتشافی در این منطقه

می شوند. دورنمای پیدایش ذخایر دیگر در سایر مناطق آمریکای لاتین که اکثرشان نسبتا ناچیز

می باشند، تقریبا خیلی دورتر از اورنیوکو(3) و آمازون، در ترانس اندین(4) ، پرو، اکوادور، بولیوی و فلاتقاره برزیل امکان پذیر است. عدم موفقیت در گذشته، و در بعضی موارد، سیاستهای ناسیونالیستی

دولتها عملیات اکتشافی را در حال حاضر محدود نموده است.


مکزیک

مکزیک

مکزیک در میان کشورهای کمتر رشد یافته غیر اوپک نوید بخش ترین منطقه از نظر افزایش قابل

ملاحظه بازده نفتی به شمار می آید. رئیس جمهور لوپز پورتیلو(5) و مشاورین اصلی وی متقاعد شده اندکه افزایش صادرات گاز طبیعی و نفت ضروری است و در مورد شرکت نفتی دولتی این کشور یعنی

پمکس(6) یک برنامه سرمایه گذاری جاه طلبانه را تصویب نموده اند. پایه ذخایر فعلی نفتی این کشور بهتنهایی عظیم است و در صورت انجام اکتشافات جدید مقدار آن افزایش شدیدی خواهد یافت. پمکس

نیز این توانایی را سریعا گسترش می دهد. در صورت از بین رفتن محدودیتهای مالی و در صورت

تلاش همه جانبه لوپز پورتیلو گسترش این تواناییها با سرعت بیشتری انجام خواهد شد.

چشم انداز زمین شناسی

مکزیک در سال 1973 ذخایر نفتی عظیم رفورما(7) در ایالات جنوب شرقی و تاباسکو(8) و چیاپاز(9) را کشف نمود. هم اکنون مقامات مکزیک معتقدند که این حوزه های نفتی واقع در خشکی با اکتشافات

1- Mexico's Reforma Fields.
2- Falkland Islands.
3- Orinoco.
4- Trans - Andean.
5- Lopez Portilo.
6- Pemex.
7- Reforma.
8- Tabasco.
9- Chiapas.
ص: 427

خارج از خشکی اخیر چاک(1)در 160 کیلومتری شمالی این حوزه مرتبط بوده و آن چنان منطقهتولیدی عظیمی را به وجود می آورند که می تواند با بزرگترین حوزه های نفتی عربستان سعودی از نظر

وسعت به رقابت بپردازد. با استفاده از تعاریف صنعتی، برآورد می کنیم که ذخایر قطعی و احتمالی واقع

در خشکی حوزه رفورما معادل 25 میلیارد بشکه باشد. در صورت اثبات این ارقام از طریق حفاری

می توان احتمال داد که ذخایر بالقوه نفتی این کشور چندین که ذخایر بالقوه نفتی این کشور چندین بار

بیشتر از آنچه هست باشد. نفت حوزه رفورما کیفیت بالا و از نظر مقدار گوگرد متوسط (6/1 درصد

وزنی) و دارای گراویته 28 تا 30 درجه API می باشد. علاوه بر این حوزه رفورما دارای مقدار زیادی

گاز طبیعی همراه است که به طور میانگین در برابر هر بشکه نفت 1300 فوت مکعب گاز طبیعی

بدست می دهد.

از نظر تاریخی، فعالیتهای اکتشافی در منطقه دشتهای ساحلی خلیج مکزیک(2) متمرکز بوده است.قبل از سال 1900 در ایالات تامائولیپاس(3) و راکروز (4)نفت در اعماق کم کشف گردیده بود. حوزهبسیار بزرگ «گلویس لیس»(5) مکزیک که در سال 1910 کشف گردید و حوزه های غنی پوزاریکا(6) کهدر سال 1930 کشف شدند در زمره مهمترین اکتشافات نفتی زمان خود به حساب می آیند. پمکس در

سالهای اخیر به فعالیتهای اکتشافی خود در مناطق دیگر افزوده است و مقامات معتقدند که تاکنون فقط

10 درصد از مناطق نفت خیز کشف شده است. اخیرا ذخایر گازی بزرگی در شمال مکزیک بین

نیوولاریدو(7) و مونکوا(8) کشف شده و در مناطق جدید ایالت وراکروز چاههای نفتی بسیارنویدبخشی حفر گردیده است. منطقه خارج از خشکی باجا کالیفرنیا(9) نیز دارای تواناییهای عمدههیدرو کربنی می باشد.

پمکس دانش فنی و پرسنل آموزش دیده لازم را برای انجام تمام مراحل عملیاتی صنعت نفت در

اختیار دارد. مهندسین این شرکت در رابطه با حفر چاه در ذخایر کربناته دارای تخصص لازم می باشند.

مکزیک در حال به ثبت رسانیدن اختراعات خود، به خصوص در زمینه پالایش بوده و در حال حاضر

کمک های فنی در اختیار دیگر کشورها قرار می دهد. شرکتهای امریکایی هنوز هم اکثر تجهیزات و

تکنولوژی مورد استفاده پمکس را تأمین می کنند، اما پرسنل پمکس تمام وظایف را به صورت

رقابت آمیزی انجام می دهند.

جورج دیاز سرانو(10) از زمان انتصابش به عنوان مدیر کل پمکس از طرف لوپز پورتیلو توانسته است

1- Chac.
2- Gulf of Mexico.
3- Tamaulipas.
4- Veracruz.
5- Golden Lane Fields.
6- Poza Rica Feilds.
7- Nuevo - Laredo.
8- Monclova.
9- Baja - California.
10- Jorge Diaz Serrano.
ص: 428

کارآیی و شایستگی کمپانی را بالا ببرد.

در حال حاضر چنین به نظر می رسد که مکزیک قادر خواهد بود سرمایه لازم جهت اجرای برنامه

توسعه پمکس را تأمین نماید. برنامه شش ساله جدید خواستار آن است که سرمایه گذاری سالانه دو

برابر میانگین سرمایه گذاری دو سال گذشته و معادل 5/2 میلیارد دلار در سال بشود. احداث یک خط

لوله گازرسانی از حوزه رفورما به امریکا نیز به 5/1 میلیارد دلار سرمایه دیگر نیاز خواهد داشت.

افزایش سریع مخارج نفتی پمکس میزان قروض خارجی این شرکت را از 25/1 میلیارد دلار در سال

گذشته به سطح 4/2 میلیارد دلار رسانیده است. گرچه نرخ اعتبارات تجاری هنوز هم خوب است،

ولی اعتبارات محدودتر خواهد شد. پمکس تخمین می زند که لازم است نیمی از سرمایه مورد نیاز

خود را از طریق منابع خارجی تأمین نماید.

طرح توسعه 1/15 میلیارد دلاری پمکس (1982 1977) به خوبی با تواناییهای فنی این کمپانی

مطابقت دارد. این کمپانی در نظر دارد تا سال 1982 تولید روزانه خود را به 2/2 میلیون بشکه نفت و

6/3 میلیارد فوت مکعب گاز برساند. این طرح توسعه یک میلیارد دلار به اکتشافات مقدماتی، 4

میلیارد دلار به حفاری، 2/3 میلیارد دلار به تولید، 9/6 میلیارد باقیمانده را به پالایش، تولید مواد

پتروشیمیایی، بازاریابی و حمل نقل اختصاص داده است. برنامه حفاری مستلزم حفر 2100 چاه

توسعه ای و 1300 فقره عملیات حفاری مخاطره آمیز، منجمله 477 چاه توسعه ای در تاباسکو و

چیاپاز و 24 حلقه چاه اکتشافی و 120 حلقه چاه توسعه ای در فلات قاره کامپه چی(1) می باشد. طرحتولید نیز شامل تشدید بهره برداری از حوزه های فعلی تولیدی، بازیابی ثانویه و توسعه حوزه های

خارج از خشکی می باشد.

دورنما

در صورت اتخاذ یک طرح توسعه فعالتر و در صورت موجود بودن سرمایه خارجی کافی،

مکزیک حتی خواهد توانست بیش از برنامه تعیین شده کار انجام دهد. به این ترتیب در سال 1980

تولید روزانه معادل 2/2 میلیون بشکه و در سال 1982 بیش از 5/3 میلیون بشکه نفت خواهد گردید.

تحقق چنین امری اجازه می دهد که در سال 1980، 2/1 و در سال 1982، 2/2 میلیون بشکه نفت در

روز صادر شود. نحوه تولید هرچه باشد، حوزه رفورما باز هم سهم عظیمی را در تولید به عهده خواهد

داشت. میزان موفقیت حفاری ها در این مناطق فوق العاده بوده و تنها 15 درصد از چاهها خشک و یا

غیر تجاری بوده است. مکزیک علاوه بر طرح توسعه در جهت اجرای یک برنامه 5/1 میلیارد دلاری

جهت احداث خط لوله گازی 48 اینچی اقدام خواهد نمود. این خط لوله گاز را در طول یک فاصله

1200 کیلومتری از حوزه رفورما به مرز امریکا منتقل می نماید. این خطر لوله قرار است از طریق

کاکتوس(2)و چیاپاز به سواحل رینوزا(3) برسد. احداث این خط لوله از هنگام شروع تا تکمیل دو تا سه

سال طول خواهد کشید. ظرفیت واقعی خط لوله روزانه معادل 7/2 میلیارد فوت مکعب خواهد بود، با

1- Campeche.
2- Cactus.
3- Reynosa.
ص: 429

این حال مکزیک هر روز فقط 1 میلیارد فوت مکعب گاز منتقل خواهد کرد، ولی تا سال 1982 میزان

انتقال به 2 میلیارد فوت مکعب در روز خواهد رسید. مصرف کنندگان داخلی 7/0 میلیارد فوت

مکعب باقیمانده را مورد استفاده قرار خواهند داد.

با وجودی که به نظر می رسد لوپز پورتیلو به همکاری در زمینه انرژی علاقه داشته باشد، ولی

صریحاً اظهار داشته است که چنین همکاریهایی باید حساسیت مکزیکی ها را نیز در نظر گرفته و

نمی تواند تسلط کامل مکزیک در توسعه منابع خود را تحت کنترل قرار دهد. به علت تعصب

مکزیکی ها در رابطه با کمپانیهای نفتی خارجی قراردادهای مشارکت در تولید را نمی توان به هیچ وجه

مطرح نمود حتی اگر سبب شود که گسترش نهایی ذخایر بکندی صورت پذیرد.


آرژانتین

آرژانتین

موقعیت آرژانتین برای گسترش ذخایرش تا چند برابر 5/2 میلیارد بشکه ای کنونی بسیار عالی

است. فلات قاره این کشور که معادل 6/2 میلیون کیلومتر مربع می باشد تقریبا معادل چهار برابر

وسعت ساحل امریکا در اقیانوس آرام بوده و یکی از نوید بخش ترین مناطق بکر جهان است. با وجود

اینکه اکتشاف با زحمت شروع شده، ولی نتایج حاصله از مطالعات زمین شناسی منطقه وجود ذخایر

عظیمی را نشان می دهد. ذخایر واقع در خشکی نیز احتمالاً بیش از ذخایر شناخته شده می باشد.

چشم انداز زمین شناسی

فلات قاره آرژانتین ممکن است ذخایر عظیمی از نفت را در بر گرفته باشد. بر اساس تحقیقات

زمین شناسی سال 1974 ایالات متحده و بر اساس یافته های مقدماتی، این ناحیه می تواند حدود 200

میلیارد بشکه نفت یا 80 برابر ذخایر قطعی نیمکره غربی را در بر داشته باشد. دولت از دو کمپانی

امریکایی یعنی مؤسسه خدمات ژئوفیزیک و کمپانی ژئوفیزیک غربی دعوت کرده است تا در این

منطقه تحقیقات زمین شناسی و لرزه نگاری به عمل آورند. ولی نتایج نهایی تا مدتها معلوم نخواهند

شد.

از هشت حوضچه رسوبی، دو حوضچه یعنی سان ژورگه(1) و اوسترال (2)(ماژلان) دنباله مناطق تولیدی مهم واقع در خشکی می باشند. حوضچه مالویناس(3) نیز که در مجاورت حوضچه اوسترال قراردارد از نظر متخصصین بسیار نویدبخش به حساب می آید لیکن عملیات اکتشافی با زحمت بسیار

صورت می گیرد زیرا این حوضچه بین ناحیه تحت حاکمیت آرژانتین و حوزه جزائر فالکلند که توسط

انگلیس اداره می شود ولی مورد ادعای آرژانتین می باشد قرار دارد و مورد اختلاف می باشد. در

تحقیقات انگلیس احتمالاً بنا به دلایل سیاسی تواناییهای نفتی این منطقه ناچیز به حساب آمده است.

دیگر مناطق احتمالی لیکن دارای میزان نویدبخشی کمتر در مجاور فالکلند یعنی بردوودبنک(4)، فلات

1- San Jorge.
2- Austral (Magellan).
3- Malvinas Basin.
4- Burdwood Bank.
ص: 430

فالکلند(1) و حوضچه سان ژورگه نیز به سرنوشت مشابه دچار شده است.

در دیگر مناطق خشکی اکتشافات با سهولت بیشتری انجام می شود و در حوضچه کلرادو(2) خارجاز باهیابیانکا(3) عملیات هم اکنون آغاز شده است. کمپانی نفتی دولتی به نام «یاسی مینتوسپترولیوفروس فیسکالس» در اوایل سال جاری با استفاده از ماشین آلات حفاری خریداری شده ازفرانسه عملیات حفاری در این منطقه را آغاز کرده است. اولین چاه که عملیات آن به پایان رسید

بی حاصل بود، لیکن دومین چاه ظاهرا به سنگ حامل نفت برخورد کرده است و طرح چاه سوم نیز در

دست اقدام است.

در سرتاسر آرژانتین اکتشاف مناطق ساحلی با سرعت بیشتری در حال انجام است. تمام ایالتهای

نیمه جنوبی کشور و ایالات جوجوی وسالتا(4) در شمال غربی هم اکنون مشغول تولید نفت هستند.مندوزا در بخش غربی مرکز آرژانتین مهمترین ایالت نفتی بوده و پس از آن چوبوت ، سانتاکروز وریونگرو(5) در جنوب قرار گرفته اند. اکثر حوزه ها کوچک هستند. در سال 1975 حوزه نفتی جدید وبزرگی در ایلات مندوزا(6) کشف گردید و علاوه بر این در سال جاری چند حوزه جدید نیز در ایالات

سالتا، نیوکن(7) ، مندوزا، سانتاکروز(8) و چوبوت(9) کشف و گزارش گردیده است.

میزان ذخایر قطعی در چند سال گذشته تقریبا ثابت مانده است، به طوری که می تواند به مدت 17

سال تولید 400000 بشکه در روز سال 1976 را تأمین نماید ولی بسیار کمتر از آن حدی است که

دولت را در رسیدن به هدف خودکفایی نفتی تا اواسط سالهای 1980 رهنمون شود. بازده کنونی

می تواند 85 تا 90 درصد نیازها را تأمین نماید.

تواناییها و محدودیتها

اقتصاددانان دولتی برآورده کرده اند که برنامه توسعه نفتی آرژانتین در ده سال آتی به 15 تا 20

میلیارد دلار سرمایه نیاز دارد و چون خود دولت قادر نیست تمام این سرمایه را تأمین نماید علی رغم

سیاستهای ناسیونالیستی دولت های پیشین، مشارکت خصوصی و به ویژه خارجی را به صورت جزء

لاینفک این برنامه درآورده است. قانون جدید سرمایه گذاری خارجی جونتا(10) (شورای سیاسیدولتی) با کاهش تشریفات خسته کننده اداری و اطمینان به اینکه منافع و سرمایه قابل اعاده می باشد،

1- Falkland Plateau.
2- Colorado Basin.
3- Bahia Blanca.
4- Satla and Jujuy.
5- Rio Negro.
6- Mendoza.
7- Neuquen.
8- Santa Cruz.
9- Chubut
10- Junta.
ص: 431

سرمایه گذاران خارجی را به سرمایه داری راغب نموده است. با این وصف اکثر کمپانی های خارجی

منتظرند ببینند که آیا شرایط سیاسی و اقتصادی توام با ثبات خواهد ماند یا خیر. علاوه بر سرمایه

خارجی، آرژانتین به تکنولوژی خارجی، به ویژه به منظور حفاریهای خارج از خشکی نیاز دارد.

دولت امیدوار است بتواند کمپانی های داخلی و خارجی را وادار به عقد قراردادهای مخاطره آمیز

بنماید به این صورت که کمپانیها تکنولوژی و هزینه اکتشافی را فراهم نمایند و در عوض در منافع هر

منبع کشف شده سهمی شوند. با وجود اینکه بعضی از کمپانی های خارجی قراردادهای اکتشافی را

امضاء کرده اند، ولی سیاستهای در حال نوسان دولت های پیشین، آنها را از سرمایه گذاریهای سنگین

باز می دارد تا مطمئن شوند که دولت کنونی آنقدر بر اریکه قدرت خواهد ماند که بتواند سیاستهای

خود را به اجرا درآورد. با وجود اینکه چند منطقه نویدبخش خارج از خشکی در مجاورت بخش

اصلی آرژانتین قرار دارد ولی ظاهرا مهمترین مناطق در خارج خشکی و در آبهای طوفانی بین منطقه

اصلی و جزایر فالکلند واقع شده است. به خاطر شرایط جوی بسیار سخت این مناطق، عملیات

اکتشافی این منطقه نیز مانند دریای جنوب چین به سختی و دشواری انجام می گیرد. در صورت

پیدایش نفت، توسعه و حمل و نقل نفت نیز مشکل خواهد بود. ظاهرا انگلیس نیز میل ندارد عملیات

اکتشافی نفتی در فالکلند صورت گیرد و احتمالاً علت آن نیز این است که اگر نفتی در آنجا کشف شود

آرژانتین در ادعای خود نسبت به تصاحب این جزائر پافشاری خواهد کرد.

دورنما

دورنماها خوب هستند به طوری که آرژانتین به احتمال بسیار خواهد توانست منابع نفتی

بسیاربزرگی را کشف نماید. چون در بسیاری از مناطق داخل خشکی و خارج خشکی شرایط

زمین شناسی بسیار مناسب است. خودکفایی نفتی تا اواسط سالهای 1980 یک هدف معقول است،

لیکن در مورد زمان بندی آن هیچ تضمینی وجود ندارد. خطیرترین عامل کمک خارجی است، که آن

هم به نوبه خود به ثبات سیاسی بستگی دارد. کمپانیهای نفتی خارجی باید متقاعد شوند که سیاست

کنونی مناسب با فعالیتهای آنها پایدار خواهند بود و همان گونه که اغلب در گذشته رخ داده با یک

یادداشت کوتاه دگرگون نخواهد شد.


ونزوئلا

ونزوئلا

دورنمای دستیابی ونزوئلا به منابع بزرگ و جدید نفتی مبهم است. با 14 میلیارد بشکه ذخایر

قطعی و احتمالی، پیش بینی می شود که تولید نفت در طی سالهای 1980 به رکود کشیده شده

کاراکاس(1) به عنوان پنجمین تولید کننده بزرگ نفت مقام خود را از دست بدهد. علاوه بر این، به علتفرسایش حوزه های کنونی، بازده نفتی این کشور نیز در اواسط سالهای 1980 بشدت کاهش خواهد

یافت. با وجود اینکه در خارج از خشکی و در فلات قاره این کشور مناطق بکر دارای توانایی نفتی

وجود دارد، ولی کاراکاس در نتیجه سیاستهای ملی گرایانه خود رغبت کمپانی های نفتی بزرگ را در

1- Caracas.
ص: 432

این زمینه از بین برده است. ذخایر نفت سنگین عظیمی در اورینوکو تاربلت(1) وجود دارد، لیکن باتکنولوژی موجود و با صرف هزینه های بسیار تنها می توان بخش کوچکی از این ذخایر را بازیابی

نمود.

چشم انداز زمین شناسی

در سال 1914 یعنی سه سال پس از آغاز اکتشافات، ونزوئلا به اولین کشف تجاری نفتی خود

دست یافت. از آن زمان تاکنون، تولید تنها در داخل و اطراف دریاچه مارکائیبو(2) ، خصوصا در حوزه ساحلی بولیوار(3) ، یعنی چهارمین حوزه بزرگ دنیا متمرکز بوده است. این حوزه در سال 1917 کشفگردید و هنوز هم مهمترین منبع تولیدی ونزوئلاست و روزانه 5/1 میلیون بشکه نفت از آنجا استخراج

می گردد. دیگر مناطق تولیدی عبارتند از حوضچه ماتورین(4) در شرق ونزوئلا که از ایالت گواریکاتو(5) در سواحل اقیانوس آرام شروع شده، و حوزه باریناس(6) در جنوب و حوزه فالکون(7) در شمال اینکشور ادامه دارد.

در سالهای اخیر عملیات اکتشافی ناچیزی صورت گرفته است و ذخایر قطعی و احتمالی 4/17

میلیارد بشکه ای سال 1960 را تا 1976 به سطح 14 میلیارد بشکه تقلیل داده است. قبل از ملی شدن

نفت در سال 1976، سیاستهای ملی گرایانه روزافزون سبب گردید که اقدامات اکتشافی شرکتهای نفتی

خارجی در مناطق مورد امتیاز یا قراردادی شان در جنوب دریاچه ماراکائیبو دچار محدودیت بسیار

شود. مؤسسه نفتی ونزوئلا(8) که یک شرکت نفتی دولتی است، مسئول اکتشاف در مناطق دیگر شد،لیکن به علت فقدان سرمایه و تخصص کافی نتوانست عملیات اکتشافی مهمی را انجام دهد.

از زمان ملی شدن صنعت نفت، اکتشافات نیز کندتر شده است. در سال 1976 پترولئوس دو

ونزوئلا(9) که کمپانی ملی نفتی جدید این کشور است اقدام به حفر 39 حلقه چاه اکتشافی درحوضچه های ماراکائیبو و فالکون نمود. در سه حوزه جدید با شرایط نامساعد چاههایی حفر گردید

که دو حوزه آن بی حاصل و در یکی از حوزه ها در حوضچه فالکون که تا اعماق 1500 متری حفاری

شده بود، روزانه 1126 بشکه نفت با 22 درجه APIتولید شد. دیگر حفاریها نیز به همین ترتیب، و

نتیجه آن 21 حلقه چاه نفت مولد و 15 حلقه چاه بی حاصل بود. قرار است در سال جاری 57 حلقه

چاه اکتشافی حفر گردد. به دنبال افزایش سرمایه گذاری از 8/0 میلیارد دلار در سال 1977 به سالانه

6/1 میلیارد در طول سالهای 80 1978 پترولئوس در نظر دارد اقدامات اکتشافی خود را گسترش

1- Orinoco Tar belt.
2- Lake Maracaibo.
3- Bolivar Coastal Field.
4- Maturin Basin.
5- Guarico
6- Barinas.
7- Falcon.
8- Venezuelan Petroleum.
9- Petroleos de Venezuela.
ص: 433

دهد. طبق برنامه های ونزوئلا قرار است تا سال 1980 معادل 5/1 میلیارد بشکه به ذخایر کنونی

افزوده شود.

به خصوص در ماوراء دلتای رودخانه اورینوکو؛ در طول فلات قاره کارائیب(1) به خصوص درخلیج تریسته(2)، خلیج کورو،(3) و در صورت حل اختلافات مرزی با کلمبیا در خلیج ونزوئلا، ذخایرطویل المدت احتمالی آن در اورینوکوتاربلت واقع شده است. طبق اظهارات دولت، نتایج اولیه برنامه

مختصر لرزه نگاری و حفاری نشان می دهد که نفت موجود در این منطقه دارای 8 تا 10 درجه API

می باشد و ذخایر موجود بالغ بر 3 تریلیون بشکه خواهد بود. که با استفاده از تکنولوژی موجود فقط

10 درصد آن قابل بازیابی می باشد. لازمه افزایش میزان بازیابی فائق آمدن بر مشکلات موجود در

استخراج نفت سنگین و کاهش مقدار عناصر فلزی و گوگرد آن است.

تواناییها و محدودیتها

مهمترین عوامل محدودکننده افزایش تولید ونزوئلا عبارتند از: محدودیت ذخایر ملی این کشور،

روحیه توأم با صرفه جویی حاکم بر سیاست نفتی، توانایی محدود صنعت نفت ملی شده در اجرای

برنامه های اکتشافی بزرگ و عدم تمایل دولت به گسترش نقش شرکتهای خارجی ورای قراردادهای

کمک فنی و بازاریابی کنونی. علاوه بر این، اختلافات مرزی موجود بین این کشور و کلمبیا در مورد

خطوط مرزی خلیج ونزوئلا نیز از انجام اکتشاف در این منطقه نویدبخش ممانعت به عمل می آورد.

کشف نفت در فلات قاره مجاور با ترینیداد(4) یا آنتیل(5) ، هلند(6) و توباگو(7) که دارای مرز مشخصی نیستمی تواند منجر به منازعات مرزی و کند شدن توسعه فعالیتها گردد.

محدودیت توانایی فنی کاراکاس نیز در انجام برنامه های اکتشافی مهم، توسعه تکنولوژی پیچیده

مورد نیاز جهت بهره برداری از نفت سنگین اورینوکو تاربلت در حفظ ظرفیت تولیدی موانعی ایجاد

کرده است. لازمه آغاز برنامه های مهم و جدی افزایش مشارکت شرکتهای نفتی خارجی است. ولی

نگرانی های موجود در رابطه با حفظ استقلال سیاسی و اقتصادی و تشنج های سیاسی ناشی از

انتخابات ریاست جمهوری سبب خواهد شد که کاراکاس نتواند قبل از سال 1979 نقش بیگانگان را

در این امر توسعه دهد.

هزینه های عملیات بزرگ اکتشافی و گسترشی که برای رسانیدن ذخایر کاراکاس به سطح تعیین

شده 5/15 میلیارد بشکه در سال 1980 لازم است احتمالاً بیش از هزینه های تعیین شده خواهد بود.

برنامه ریزان ونزوئلا در تعیین برآورد هزینه مربوط به برنامه های خود ظاهرا از ارقام و آمار سال

1974 در مورد کشف و گسترش نفت در آمریکای لاتین استفاده کرده اند. در طرح سه میلیارد دلاری

1- Caribbean Continental Shelf.
2- Triste.
3- Coro.
4- Trinidad.
5- Antilles.
6- Netherlands.
7- Tobago.
ص: 434

اکتشاف و گسترش ذخایر، مخارج اضافی حفاری در مناطق خارج از خشکی و چاههای عمیق داخل

خشکی در نظر گرفته نشده است. حتی با وجود درآمد عظیم نفتی کنونی، ونزوئلا حتماً به

سرمایه گذاریهای خارجی جهت اجرای برنامه های عظیم خود احتیاج خواهد داشت.

دورنما

محدودیتهای سیاسی و نیروی انسانی احتمالاً مانع از آن خواهد شد که ونزوئلا بتواند به یک

برنامه اکتشافی عظیم در چند سال آتی مبادرت ورزد و تولید نیز احتمالاً تا پایان سال 1980 در سطح

کنونی 3/2 میلیون بشکه در روز باقی خواهد ماند. در درازمدت و به دنبال کاهش تولید حوزه های

تهی شده، کاراکاس ممکن است به افزایش مشارکت بیگانگان تمایل نشان دهد. با یک فعالیت

اکتشافی بزرگ و کشف نفت در مناطق نویدبخش خارج از خشکی، کاهش ذخایر نفتی ونزوئلا ممکن

است برای مدتی توقف گردد.


پرو

پرو

میزان پایین بازیافت به دنبال افزایش اکتشاف در چند سال اخیر سبب شده است که پرو دیگر

انتظار نداشته باشد که بتواند از نظر تولید و صدور نفت همپای اوپک عمل نماید. علیرغم کاهش شدید

فعالیتهای اکتشافی سالهای 1974 و 1975 در حوضچه آمازون(1) ، اکتشافات جدید مقدار ناچیزی بهمیزان صادرات نفتی اضافه کرد. مازاد رو به افزایش تولیدات حوضچه آمازون از طریق یک خط لوله

پر خرج جدید به نام ترانس آندین(2) به ساحل منتقل خواهد شد (به نقشه صفحه 8 مراجعه کنید).(3)بدین وسیله تولید نفت حوزه های قدیمتر داخل و خارج خشکی در شمال غربی پرو از 77000 بشکه

در روز در سال 1976 به سطح 200000 بشکه در روز در سال 1980 افزایش خواهد یافت. حتی با

دست یافتن به حوزه های نفتی خارج از خشکی در مناطق کشف نشده حوضچه آمازون، پرو قادر

خواهد بود مقدار ناچیزی بر نفت صادراتی خود در سال های 1980 بیفزاید.

چشم انداز زمین شناسی

تا اوایل سال 1960، فعالیت نفتی پرو در نزدیکی تالارا(4) در ساحل شمال غربی متمرکز بود.حوزه های نفتی داخل خشکی اطراف تالارا از جمله کهنسال ترین حوزه های نفتی نیمکره غربی بوده و

بهره برداری تجاری از آنها به مدت 100 سال ادامه داشته است. این حوزه ها تحت تصرف و عملیات

کمپانی آمریکایی پترولیوم اینترنشنال(5) بود و در سال 1968 اعاده و به کمپانی نفتی جدیدالتأسیس

1- Amazon Basin.
2- Trans - Andean.
3- شماره 7 موجود است. CD -3 منظور صفحه 8 اسناد انگلیسی است که در
4- Talara
5- U. s. International Petroleum Company.
ص: 435

دولتی به نام پترو پرو(1) اقدامات اکتشافی خود را در محدوده خارج از خشکی تالارا آغاز نمود و درحال حاضر روزانه بیش از 30000 بشکه نفت تولید می نماید. در ماه مه 1977 بلکو اعلام کرد که به

یک کشف نوید بخش در شمال منطقه عملیاتی پیشین دست یافته که می تواند 2000 بشکه نفت با 36

APIروزانه و گوگرد ناچیز تولید نماید. در اواخر سال جاری چاه های اکتشافی دیگر درجه در همین

منطقه حفر خواهد گردید.

تلاش های اکتشافی سال های 1970 در داخل خشکی و در حوضچه وسیع بالای آمازون در

شمال شرقی پرو متمرکز بوده است. این منطقه نیز به علت نزدیکی آن با منابع عظیم مکشوفه در

اکوادور بسیار نویدبخش به نظر می آمد. در ماه نوامبر 1971 پترو پرو با حفر اولین چاه به نفت دست

یافت. دوازده حلقه چاه حفر شده بعدی نیز به نفت رسید که میانگین افزونی درجه API آنها 20 و

میزان تولید هر یک 3000 بشکه در روز بود. به دنبال حفاری های موفقیت آمیز پترو پرو، کمپانی نفتی

اکسیدنتال(2) نیز در اکتبر 1972 تعداد 10 حلقه چاه تجاری در جنگل های مجاور اکوادور حفر نمود.نفت کشف شده اکسیدنتال دارای درجه API 30 و مقدار گوگرد کمتر، و توان تولیدی 3400 بشکه در

روز بود. این موفقیت های زودرس سبب شد که تا سال 1974 تعداد 18 کمپانی یا گروه به این جنگل

هجوم آورده و در منطقه ای به وسعت 260000 کیلومتر مربع به عملیات اکتشافی مشغول شدند.

معذالک نفت مکشوفه توسط یونیون اویل ، آموکو ، فیلیپس و هیسپان اویل سنگین و غیرتجاری بود. عدم موفقیت در دستیابی به ذخایر تجاری بیشتر، سبب خروج تمام پیمانکاران به استثناء

اکسیدنتال از جنگل گردید.

تکمیل خط لوله نفتی ترانس آندین که اخیرا صورت گرفت احتمال کشف و توسعه مناطقی از

جنگل آمازون را که هنوز دست نخورده است بالا می برد. این خط لوله 670 میلیون دلاری که

می تواند نفت را از حوضچه آمازون به بندر بیووار در اقیانوس آرام منتقل کند، در ماه مه سال

1977 عملیات خود را آغاز کرده است. تکمیل خط لوله 130 میلیون دلاری اکسیدنتال که از سطح

کنونی 40000 بشکه در روز به سطح تقریبی 100000 بشکه در روز برسد. بازده ذخایر قطعی کنونی

نیز تا سال 1980 به حد اعلای خود یعنی 130000 بشکه در روز خواهد رسید.

تواناییها و محدودیت ها

با وجود بالا رفتن مهارت های فنی و مدیریتی پترو پرو از سال 1968، تواناییهای این کمپانی فقط

به حفاری در مناطق داخلی خشکی محدود می باشد. علاوه بر این کمپانی دولتی دچار کمبود سرمایه

جاری و ظرفیت محدود قروض خدماتی شده است. تأمین 800 میلیون دلار هزینه لازم جهت احداث

1- Belco Petroleum.
2- Occidental Petroleum Company.
ص: 436

سیستم خط لوله ترانس آندین که در روزهای اولیه رونق هجوم به جنگل انجام شد پترو پرو را در

محدوده مدیریتی وامها قرار داده و سرمایه ای جهت اکتشافات نفتی باقی نگذاشت.

قبل از عدم پذیرش قراردادهای جدید توسط پرو در سال 1973 به منظور تسریع در اکتشاف

مناطق وسیع جنگل که از سال 1971 شروع شده پترو پرو با کمپانی های نفتی بین المللی در مورد 18

قرارداد مشارکت در تولید وارد مذاکره شد به طوری که هر کدام از این قراردادها در مناطقی به وسعت

10000 کیلومتر مربع در حوضچه پاستازا مارانون به مرحله اجرا گذاشته شود. این قراردادهاشرایط عملیاتی بسیار سختی را تعیین کرده و قرار بود که 50 تا 56 درصد نفت مکشوفه از آن پترو

پرو باشد. این قراردادها یک امتیاز کشف و بهره برداری 35 ساله را اعطا می کرد، و علاوه بر تعیین

برنامه های حفاری بسیار شدید، کمپانی ها را ملزم می کرد که پس از هفت سال نیمی از مناطق مکشوفه

را به پترو پرو واگذار نماید. اکثر پیمانکارانی که در دو سال آخر پرو را ترک گفته بودند، نتوانستند

برنامه حفاری خود را به پایان برسانند و ترجیح دادند که یک تا دو میلیون خسارت را پرداخته و

هزینه های مربوط به چاه های بی حاصل دیگر را متحمل نشوند.

دورنما

موقعیتهای جذب اکتشافات جدید از طریق شرکتهای خارجی به دلیل تجارت تلخ حاصله از

حوضچه آمازون دچار سرانجام نامطلوب گردیدند.

با وجود این که لیما اعلام کرده است که حاضر است قراردادهای جدیدی در رابطه با جنگل وفلات قاره مورد مذاکره قرار دهد، ولی تا به حال هیچ یک از شرکتهای خارجی پیشنهادی ارائه

نکرده اند. دولت پرو نیز در پاسخ به پیشنهادات دلسرد کننده پیشنهادات خود را با شرایط جالب و

انعطاف پذیر چرب و نرم تر کرده است. پرو حتی با تجدید مشارکت شرکت های نفتی خارجی نیز

نمی تواند در آینده نزدیکی از صورت یک صادر کننده کوچک نفتی خارج شود. تا سال 1980 کل

نفت تولیدی به انضمام بازده حاصله از مناطق آمازون و تالارا، نزدیک به 200000 بشکه در روز

بشود که از این مقدار 30000 بشکه در روز قابل صدور خواهد بود.


اکوادور

اکوادور

در صورتی که اقدامات اکتشافی کافی صورت گیرد، اکوادور خواهد توانست معادل 1 تا 5/1

میلیارد بشکه به ذخایر قطعی و احتمالی 7/1 میلیارد بشکه ای خود بیفزاید. با این وصف اگر دولت

قادر به جذب مشارکت وسیع خارجی نباشد تحقیق و تجسس به کندی به پیش خواهد رفت.

چشم انداز زمین شناسی

تولید نفت اکوادور در شبه جزیره غربی سانتاالنا(1) از سال 1911 آغاز گردید. عملیات اکتشافی در

1- Santa Elena Penisula.
ص: 437

اورینته(1) از سال 1937 آغاز گردید، لیکن تنها پس از اکتشاف منبع لاگوآگریو(2) توسط کنسرسیوم تکساکوگلف(3) چندین حوزه کوچکتر و تجاری در نقاط دیگر ایالت ناپوی کشف شد، ولی روابط

ضعیف بین دولت و کمپانی از گسترش آن ممانعت به عمل آورده است. ایالت ناپوی تقریبا تمام ذخایر

نفتی شناخته شده اکوادور را در بر گرفته و نفت آن دارای گوگرد کم و APIآن بین 29 تا 31 درجه

می باشد.

اندیشه وجود ذخایر نفتی وسیع در ایالت پاستازای اورینته(4) که از بین رفته است. حوضچه آمازون،که تکساکوگلف در آن به کشفیاتی دست یافته تا جنوب ایالت پاستازا گسترده بود و تا پرو ادامه

می یابد. پس از کشفیات اولیه تکساگوگلف، شرکت های بین المللی هجوم آوردند تا امتیاز کل این ایالت

را از آن خود سازند. با این وصف، حفاری های اکتشافی سالهای 1971 و 1972 منجر به کشف نفت

نشد، و مداخله دولت نیز سبب شد که بسیاری از کمپانی های امتیازات خود را رها سازند.

توسعه و اکتشاف بیشتر خواهد توانست یک تا 5/1 میلیارد بشکه به ذخایر نفتی اکوادور(5) بیفزاید. با

وجود اینکه بخش اعظم ذخایر جدید احتمالاً در مجاورت مناطق تولیدی کنونی کشف خواهد شد، در

نقاط دور افتاده شرق ایالت ناپو یعنی محل انجام عملیات اکتشافی شرکت نفت دولتی اکوادور نیز

احتمال پیدایش منابع تجاری وجود دارد. شرکت نفت دولتی اکوادور اخیرا در دو حوزه یعنی شیری پونو(6) و تیواکونو(7) به نفت دست یافت لیکن هزینه حمل و نقل این نفت سنگین که درجه API آن 19 تا20 است غیر تجاری است. کمپانی آرژانتین نیز در پاستازای شمال موفقیت هایی کسب کرده است.

اولین چاه اکتشافی این شرکت یعنی کوراری 1 I(8)با میزان 1000 بشکه در روز و API 25 تا 30درجه آزمایش شد و این کمپانی در نظر دارد در سال جاری دو حلقه چاه اکتشافی دیگر حفر نماید.

افزایش سرمایه گذاری نیز به اکوادور اجازه خواهد داد که از 11 تریلیارد فوت مکعب ذخایر قطعی

و احتمالی گاز طبیعی خود بهره برداری نماید. در مورد احداث یک کارخانه بازیابی گاز در ناپو

کارهای مقدماتی آغاز شده است. ذخایر خلیج گایاکیل(9) به علت اختلافات بین دولت و کمپانی نورثوست انرژی(10) مورد بهره برداری قرار نگرفته است.

تواناییها و محدودیت ها

شرکت نفت دولتی اکوادور یعنی تنها شرکت نفتی داخلی این کشور تخصص فنی و سرمایه لازم

1- Oriente.
2- Lago Agrio.
3- منظور صفحه 8 اسناد انگلیسی است که درCD -3شماره 7 موجود است.
4- Oriente's Pastaza Province
5- Ecuadorean State Petroleum Corporation (CEPE).
6- Shiripuno.
7- Tivacuno.
8- Curarag X - 1.
9- Gulf of Guayaquil.
10- Northwest Energy.
ص: 438

جهت انجام اکتشاف و توسعه را در اختیار ندارد. این شرکت در طول پنج سال موجودیت خود تنها

توانسته است پنج حلقه چاه حفر نماید. شرایط ارضی سخت جنگل های شرق اکوادور و کمبود

تجهیزات نیز بر فقدان تجربه شرکت نفت دولتی اکوادور اضافه شده است. علیرغم ازدیاد قیمت نفت،

سوبسید قیمت نفت داخلی و رکورد فروش های بین المللی، سرمایه های شرکت نفت دولتی اکوادور

محدود کرده است. در رابطه با درآمد عملیاتی، این شکرت به سودهای عایده متکی است، و عوارض

و مالیاتهای نفتی حاصله از کمپانی های خارجی برای اهداف دیگر به مصرف می رسد.

بعضی از سازمانهای دولتی به اهمیت جلب شرکت های خارجی پی برده اند. سیاست های نفتی

شدیدا ناسیونالیستی اکوادور سبب خروج شرکت های خارجی و عقب نشینی کمپانی گلف(1) در اواخرسال گذشته گردید. هزینه بالای عملیات اکتشاف از سال 1972 تاکنون بر طرز تفکر مدیر کل بخش

هیدروکربن وزارت منابع طبیعی یعنی رقیب شرکت نفت دولتی اکوادور تأثیر گذاشت. با بهره برداری از

نارضایتی همه جانبه ناشی از عدم توانایی و فساد در شرکت نفت دولتی اکوادور، مدیر کل بخش

هیدروکربن خواستار ایجاد انگیزه های جدید برای بیگانگان شد. به هنگام گفتگوی اخیر در مورد

برنامه کاری سالهای 1977 و 1978 کمپانی تکساکو از روحیه مثبت کیتو(2) متعجب گردید.

دورنما

توسعه ذخایر جدید اکوادور احتمالاً کاری بیش از ممانعت از کاهش تولید تا اوایل سالهای 1980

انجام نخواهد داد. اگرچه در طرز برخورد دولت با کمپانی های خارجی باید بهبودی پدید آید، ولی

سوابق گذشته کیتو (پایتخت اکوادور م) و تواناییهای محدود زمین شناسی اکوادور نخواهد توانست

هجوم سرمایه های عظیم خارجی را ترغیب نماید.



برزیل

برزیل

تواناییهای نفتی برزیل علیرغم اکتشافات انجام شده از سالهای 1930 تا کنون هنوز هم تا حد

زیادی ناشناخته باقی مانده است. در حال حاضر به نظر می رسد نویدبخش ترین مناطق در خارج از

خشکی واقع شده باشند. پتروبراس(3) ، شرکت نفت دولتی این کشور، از سال 1973 اقدامات اکتشافیخارج از خشکی خود را افزایش داده و در نتیجه آن در حوزه کامپوس(4) در خارج از سواحل ریودوژانیرو(5) و در دهانه آمازون به کشفیات مهم دست یافته است. پتروبراس علیرغم این موفقیت هااستعداد فنی و مالی لازم جهت افزایش سریع فعالیتهای اکتشافی و تولیدی را در اختیار ندارد. دولت

نیز به کمپانی های خارجی جهت تسریع در تجسس نفت چشم دوخته، لیکن تاکنون نسبت به ارائه

شرایطی که به نحو مؤثری جذب کننده باشد بی میل بوده است.

1- Gulf.
2- Quito.
3- Petrobras.
4- Campos Basin.
5- Rio de Janeiro.
ص: 439

چشم انداز زمین شناسی

بخش اعظم نفت برزیل از حوزه های ساحلی شمال شرق تولید می شود. کاهش دائمی تولید نفت

حوزه های داخل خشکی تأثیر افزایش آرام بازده نفتی حوزه های خارج از خشکی را از بین برده و

سبب رکود تولید کلی نفت برزیل از سال 1963 در سطح تقریبی 175000 بشکه در روز گردیده

است. تحقیقات موفقیت آمیز لرزه نگاری و کشف حوضچه عظیم کامپوس که 90 درصد ذخایر قطعی و

احتمالی 668 میلیون بشکه ای برزیل را در بر می گیرد، سبب شده است که پتروبراس عملیات اکتشافی

خود را در فلات قاره خود بر وسعت 850000 کیلومتر مربع متمرکز سازد. برنامه نفتی جاه طلبانه

دولت مستلزم صرف 730 میلیون دلار در زمینه توسعه و اکتشاف می باشد که دو برابر مخارج سال

1976 است. قرار است در طول سه سال آینده سالانه تعداد 168 چاه اکتشافی جدید عمدتا در خارج

از خشکی حفر گردد، لیکن در سال 1973 تنها 30 حلقه از این چاه ها حفر گردید.

به استثناء منابع عمیق کامپوس، پتروبراس فعالیتهای اکتشافی خارج از خشکی خود را در آبهای

کم عمق متمرکز می کند. در سال 1976، پتروبراس در دهانه رود آمازون منابع گاز و نفت کشف نمود

که به عقیده زمین شناسان از جمله نویدبخش ترین مناطق برزیل به حساب می آید. میزان جریان گاز

چهار حلقه چاه آزمایشی بسیار وافر و روزانه معادل 15 تا 25 میلیون فوت مکعب بود. در سرگیپه(1) ،آلاگوس(2) و ریوگرند و نورته(3) در شمال شرق نیز منابع کوچک نفتی کشف گردید.

در سال گذشته، پتروبراس چند قرارداد ریسک آمیز با چهار کمپانی نفتی بین المللی یعنی، اکسون(4) ،بریتیش پترولیوم (5)، ئی ال اف(6) و شرکت ملی نفت ایتالیا و کمپانی شل(7) منعقد ساخت تا در لایه های

عمیق حوزه های خارج از خشکی به اکتشافات سخت تری بپردازند. پتروبراس در رابطه 25 بلوک

خارج از خشکی (در حالی که در دور اول تنها 10 بلوک را پیشنهاد کرده بود) واقع در دهانه رود

آمازون و سانتوز(8) و حوضچه پلوتاس(9) در جنوب به مناقصه گذاشت. این بلوک ها نیز بر اساس سوابقلرزه نگاری که نشان دهنده تواناییهای نفتی بود به مناقصه گذاشته شد ولی تا کنون نفت دارای ارزش

تجاری از این نقاط بدست نیامده است. مذاکرات مربوط به قراردادها تا پایان سال جاری آغاز خواهد

شد.

تواناییها و محدودیت ها

با وجود اینکه پتروبراس یکی از با صلاحیت ترین کمپانی های نفتی دولتی در جهان است، ولی از

1- Sergipe.
2- Alagoas.
3- Rio Grande de Norte.
4- Exxon.
5- British Petroleum.
6- ELF/AGIP.
7- Shell.
8- Santos.
9- Pelotus.
ص: 440

جمله ناسیونالیست ترین و بوروکرات ترین شرکت های دولتی برزیل به شمار می رود. مقامات

پتروبراس علیرغم کمبودهای فنی و منابع مالی، در برابر مداخله بیگانگان در صنعت نفت مقاومت

کرده و می کنند. عدم تمایل این کمپانی به درخواست کمک از بیگانگان در مورد حل مشکلات توسعه

کامپوس نشانگر جدیت مسئله است. پتروبراس فاقد تخصص لازم جهت استخراج نفت از مخازن

آهکی عمیق که بهترین ذخایر کامپوس به شمار می آیند، می باشد. در نتیجه اکثر چاه های کامپوس در

مناطق کم عمق و در مناطق دارای کیفیت نامرغوب حفر شده است.

با وجود اینها صورتحساب سرسام آور نفت وارداتی و توانایی محدود پتروبراس در انجام

اکتشافات خارج از خشکی در سال 1975 دولت را وادار به دعوت از پیشنهاد بیگانگان در مورد

مناطقش اجاره ای نمود، ولی برزیل در جذب کمپانی های خارجی دچار مشکلات شده است.

تنها بلوک های کوچک را به مناقصه گذارده و بهترین مناطق را برای خود حفظ کرده بود. بعضی از

کمپانیهای نیز معتقدند که پتروبراس اطلاعات حیاتی حاصل از زمین شناس را در مجموعه های

لزره نگاری که به آنها فروخته قرار نداده است. علاوه بر این، برزیل بر قراردادهایی تاکید دارد که منافع

کمپانی ها را محدود سازد. به این ترتیب که: (الف) هر گونه گاز مکشوفه از آن برزیل باشد، (ب) منافع

کمپانی های نفتی محدود به نرخ تعیین شده در مناقصه خودشان باشند، (ج) عملیات اکتشافی باید در

مدت کوتاهی به پایان برسد.

محدودیت های مالی برزیل را وادار خواهد کرد تا در تلاشهای خود به منظور گسترش صنایع نفت

به کمپانی های خارجی متکی باشد. گسترش منابع خارج از خشکی خصوصا پر خرج خواهد بود و

طبق برآورد پتروبراس 4 میلیارد ریال سرمایه لازم دارد تا حوزه کامپوس مورد بهره برداری کامل قرار

گیرد. به دلیل نیاز به تکنولوژی بسیط زیربنایی و پیچیده، توسعه منابع دهانه رود آمازون و ماوراء آن

پرخرج می باشد.

ژیزل(1) رئیس جمهور برزیل پس از شناخت این نقائص به پتروبراس دستور داد که از ایجاد موانعبر سر راه مشارکت خارجی ها دست برداشته و مناطق نویدبخش تر از نظر زمین شناسی را به مناقصه

بگذارد. در نتیجه پتروبراس، در آخرین دور قراردادهای مناطق بیشتری را در معرض اکتشاف

گذاشت، و اظهار داشت که در مورد تولید گاز نیز حاضر است به مذاکره بپردازد و علاوه بر این نرخ

اطلاعات لرزه نگاری رانیز پایین آورده است.

برزیل همچنین محدودیت های مربوط به ورود تجهیزات نفتی که مشابه آن در داخل ساخته

می شود را و اظهار داشت که گسترش سریع منابع نفت داخلی از اهمیت و اولویت برخوردار است. با

این وجود تغییرات در رهبریت پتروبراس در سال جاری احتمالاً تأثیر سریعی بر این کمپانی نخواهد

داشت.

دورنما

آینده برزیل به عنوان یکی از تولیدکنندگان نفت تا حد زیادی به اکتشافات خارج از خشکی

بستگی دارد که هنوز در مراحل اولیه به سر می برد. با این وصف، حتی اگر مشخص شود که بعضی از

1- Geisel.
ص: 441

مناطق بسیار مولد هستند احتمال کمی وجود دارد که برزیل بتواند آنها را به موقع توسعه دهد تا بتواند

به هدف خودکفایی نفتی خود تا سال 1986 دست یابد.

اظهارات علنی پیشین مقامات برزیلی مبتنی بر اینکه تا سال 1980 تولید نفت این کشور به سطح

700000 بشکه در روز خواهد رسید، بسیار خوش بینانه است. بازده حوضچه کامپوس تا اوایل

سالهای 1980 احتمالاً تولید نفت برزیل را بیش از دو برابر کرده و به سطح 400000 درصد نیاز

خواهد رساند ولی این اضافه تولید تنها خواهد توانست 30 درصد نیاز نفتی برزیل را تأمین نماید.

دسترسی برزیل به سطوح بالاتر تولیدی تا حدود زیادی بستگی به توانایی این کشور در جلب

کمپانی های خارجی دارد.


بولیوی

بولیوی

با در نظر گرفتن اکتشافات اخیر و ساختارهای زمین شناسی متعدد قابل اکتشاف این کشور،

بولیوی به احتمال قریب به یقین خواهد توانست سطح ذخایر نفتی کنونی خود را از 230 میلیون به

270 میلیون بشکه برساند. حتی اگر اکتشافات دیگری نیز صورت نگیرد، در چند سال آینده تولید این

کشور باید دو برابر و به سطح 70000 بشکه در روز برسد زیرا ذخایر مکشوفه گسترش داده شده اند.

دورنمای زمین شناسی

بولیوی در ابتدا در سالهای 1920 در مناطق جنوبی و جنوب شرقی کشور به نفت دست یافت،

ولی تا اوایل سالهای 1960 به اقدامات توسعه ای و اکتشافی وسیع مبادرت نکرد. فعالیتهای اکتشافی

سبب شد که سطح ذخایر نفتی کنونی از 230 میلیون به 270 میلیون بشکه برسد، که اکثر این ذخایر

نیز در بخش مرکزی و جنوب شرقی کشور واقع شده است (به نقشه صفحه 16 نگاه کنید).(1) منابع

وسیع گازی نیز در این کشور کشف گردید و اکثر گاز آن به آرژانتین صادر می گردد. آخرین یافته های

تجاری شامل حوزه 15 میلیون بشکه ای کامبیتی(2) در بخش جنوبی و حوزه 9 میلیون بشکه ای اسپه جوس(3) در بخش مرکزی است که هر دوی آنها توسط کمپانی نفتی دولتی بولیوی(4) کشف شده است.حوزه تیتا(5) متعلق به کمپانی اکسیدنتال در حوضچه کاراندیتی(6) واقع شده است ذخایری معادل 60 تا100 میلیون بشکه نفت را شامل می شود. اکتشافات انجام شده در شمال غربی، جنوب و منطقه

آلتیپلانو(7) موفقیت چندانی به همراه نداشته است.

1- منظور صفحه 18 اسناد انگلیسی است که درCD شماره 7 موجود است.
2- Cambeiti Field.
3- Espejos.
4- Bolivian state oil Company (YPFB).
5- Tita.
6- Carandaity.
7- Altiplano.
ص: 442

تواناییها و محدودیتها

در سال 1972 پس از آنکه دولت بولیوی دریافت که تکنولوژی، نیروی انسانی و منابع مالی

خارجی جزء لاینفک توسعه بیشتر است، انحصار اکتشاف نفت دولتی بولیوی را از میان برداشت.

قوانین جدید، امتیازات یک میلیون هکتاری و 40 تا 50 درصدی نفت مکشوفه جدید را در اختیار

کمپانی های خارجی قرار می دهد، مشروط بر اینکه تمام هزینه اکتشاف و تولید توسط کمپانی ها تأمین

گردد. در اواسط سال 1977 لاپاز(1)(پایتخت بولیوی م) خاطرنشان ساخت که در نظر دارد هم بهمنظور تسریع فعالیتهای اکتشافی و هم برای تشدید توسعه مناطق تولید کننده که بازده آنها کاهش یافته

است، انگیزه های بهتری را در اختیار کمپانی های خارجی قرار می دهد.

چند کمپانی بین المللی پس از سرمایه گذاریهای اصلی اولیه، به فعالیتهای خود در بولیوی خاتمه

دادند. از 18 منطقه ای که بر اساس قراردادهای مشارکت در تولید با کمپانی نفتی دولتی بولیوی در

اختیار کمپانی های خارجی قرار داده بود، 12 فقره اعاده و سه فقره دیگر در حال ارزیابی است. تنها

کمپانی های اکسیدنتال، تسورو(2) و فیلیپس هنوز به فعالیتهای خود ادامه می دهند، و فیلیپس نیز که درمنطقه کوچابامبا(3) به حفاری مشغول است، هنوز به نفت دست نیافته است. علیرغم قوانین جالب

سرمایه گذاری در این کشور، عدم موفقیت اکتشافات در بسیاری از مناطق واگذار شده به شرکتهای

خارجی سبب از بین رفتن علاقه آنها به فعالیت در این مناطق شده است.

دورنما

اگرچه هنوز مقدار نفت برای اکتشاف در بولیوی باقی می ماند ولی انتظار نمی رود میزان ذخایر آن

آنقدر بالا رود که این کشور به صورت یک تولید کننده مهم درآید. کاهش علاقه شرکتهای خارجی،

علیرغم جو سرمایه گذاری آزاد منشانه موانعی در راه اقدامات اکتشافی ایجاد کرده است. با این وصف،

تولید باید تا اواسط سال 1980 به سطح 70000 بشکه در روز برسد، چون حوزه های مکشوفه قبلاً

توسعه یافته اند.


کلمبیا

کلمبیا

سرانجام بوگوتا(4) (پایتخت کلمبیا م) نیز سیاست های را اتخاذ کرده است تا به وسیله آنها روندنزولی ذخایر قطعی نفت خود را معکوس نماید. ولی محدودیت تواناییهای زمین شناسی فرصت ایجاد

تغییرات مهم را بسیار کم می کند. با درنظر گرفتن میزان اکتشافات مورد انتظار ظرف پنج سال آتی،

احتمال نمی رود که اکتشافات جدید بتواند افزایش قابل توجهی در ذخایر فعلی 825 میلیون بشکه ای

این کشور پدید آورد. در این شرایط بهترین کاری که کلمبیا می تواند نسبت به انجام آن امیدوار این

است که سطح بازده کنونی روزانه 146000 بشکه ای خود را حفظ نماید.

1- La Paz.
2- Tesoro.
3- Cochabamba.
4- Bogota
ص: 443

چشم انداز زمین شناسی

بخش اعظم ذخایر قطعی کلمبیا در حوضچه ماگدالنای میانه(1) بوده و از سالهای 1920 تا کنونمورد بهره برداری شدید قرار گرفته است (به نقشه صفحه 8 نگاه کنید).(2) حدود یک چهارم تولید کنونی

از حوزه پوتومایو یعنی مهمترین حوزه کلمبیا در حال حاضر که توسط کنسرسیوم تکساکو گلف در

اواسط سالهای 1960 کشف شد، تأمین می گردد. عملیات اکتشافی نیز در حوضچه ماگدالنا، پوتومایو(3) و مناطق غربی شبه جزیره گواجیرا(4) که ذخایر عظیم گازی (3 میلیارد فوت مکعبی) را در بر می گیردمتمرکز است. کلمبیا بر سر ذخایر غنی خارج از خشکی خلیج ونزوئلا با این کشور اختلاف دارد و به

همین دلیل تا پس از حل و فصل مشاجرات ارضی با ونزوئلا نمی توان در این منطقه اقدامات اکتشافی

لازم را انجام داد.

گذشته از منطقه خلیج ونزوئلا، تواناییهای زمین شناسی کلمبیا چندان نویدبخش نیست. معذالک،

اکتشافات انجام شده اخیر در مجاورت شبه جزیره گواجیرا سبب کشف ذخایر عظیم گاز طبیعی گردید

به طوری که ذخایر قطعی در این منطقه می تواند تولید 400 میلیون فوت مکعب در روز

(معادل70000 بشکه نفت در روز) را تأمین نماید. ارزیابی بیشتر حوزه های گازخیز گواجیرا می تواند

منجر به دو برابر شدن ذخایر شناخته شده گردد. بوگوتا در نظر دارد منابع گازی جنوب شرقی و

ساحل شمال کلمبیا را نیز گسترش دهد. کل ذخایر قطعی گاز این کشور از 8/2 تریلیون فوت مکعب

در سال 1971 به سطح 5 تریلیون فوت مکعب رسیده است. با یک مقایسه می توان گفت که ذخایر

نفتی قطعی از سال 1971 تاکنون معادل 850 میلیون بشکه کاهش یافته است.

توانایی ها و محدودیتها

اکوپترول(5) ، شرکت نفتی دولتی کلمبیا منابع مالی و تخصص فنی لازم جهت اقدامات اکتشافی عمدهو گسترش امکانات محدود گاز و نفت کشور را در اختیار ندارد. ولی تا همین اواخر سیاستهای دولت،

از طریق کنترل شدید قیمت سوخت داخلی برای شرکتهای خارجی، در زمینه اکتشاف و گسترش

مشوقی به حساب نمی آمد. در نتیجه تعداد چاههای حفر شده ریسک آمیز از سال 1970 تاکنون بیش

از 18 حلقه چاه در سال نبود و اکثر آنها تحت نظر اکوپترول حفر گردیده بود.

بوگوتا در سال 1977 تصمیم گرفت سیاست قیمت گذاری داخلی خود را اصلاح نماید تا بتواند

کاهش ذخایر قطعی شده را کندتر نماید. قیمت سوخت تولیدی از نقاط مکشوفه جدید به سطح

بین المللی ارتقاء داده شد و استفاده از قراردادهای مشارکت در تولید نیز مجاز شناخته شد. با این

وصف شرایط قراردادها از آزادی چندانی برخوردار نیست تا بتواند با در نظر گرفتن هزینه سنگین و

مشکلات اکتشافی در سرزمینهای ناهموار کلمبیا، شرکتهای خارجی را به این کار تشویق نماید. بر

1- Middle Magdalena Basin.
2- منظور صفحه 19 اسناد انگلیسی است که درCD -شماره 7 موجود است.
3- Putumayo.
4- Guajira Peninsula.
5- Ecopetrol.
ص: 444

اساس قراردادهای حاضر، شرکتهای خارجی 40 درصد تولید حوزه های جدید را تصاحب کرده و در

صورت دستیابی به نقاط قابل بهره برداری تجاری 50 درصد از هزینه های حفاری به آنها بازگردانده

می شود.

دورنما

با وجود اینکه در نتیجه تغییر سیاستهای دولت در میزان عملیات اکتشافی افزایشی پدید آمده، ولی

برای جلوگیری از سقوط ذخایر قطعی و تولید کنونی تلاش نسبتا قابل توجهی باید در این زمینه

مبذول گردد. با در نظر گرفتن امکانات محدود زمین شناسی نفتی، تلاش اکتشافی احتمالاً شامل حفر

سالانه 20 تا 30 حلقه چاه ریسک آمیز خواهد بود که از میانگین چاههای حفر شده در سالهای 76

1970 بیشتر است ولی از برنامه مورد نظر دولت در رابطه با حفر سالانه 80 حلقه چاه خیلی کمتر

است.


شیلی

شیلی

احتمال نمی رود شیلی در دهه آتی به منابع نفت و گاز قابل ملاحظه ای دست پیدا کند. عملیات

اکتشافی تنگه ماژلان(1) نیز احتمال نمی رود کاری بیش از دو برابر کردن ذخایر 180 میلیون بشکه اینفت و 5/2 تریلیون فوت مکعبی گاز انجام دهد. با در نظر گرفتن عدم تمایل سانتیاگو(2) به باز گذاشتندست کمپانی های خارجی، اکتشافات گسترده در مناطق بکر نمی تواند در آینده نزدیک نوید چندانی

به همراه داشته باشد.

چشم انداز زمین شناسی

اکتشافات هماهنگ بین سالهای 1945 تا 1964 سبب کشف حوزه های کنونی تولیدی شیلی در

منطقه مجاور با تنگه ماژلان گردید (به نقشه صفحه 6 نگاه کنید).(3) ادامه تلاشها در این منطقه از سال

1964 تاکنون نتوانست منجر به کشف ذخایر چشمگیری گردد، در نتیجه میزان ذخایر به 180 میلیون

بشکه کاهش یافت و در عین حال تولید نیز تا سطح 26000 بشکه در وز پایین آمد. حفاریهای

محدود نقاط دیگر نیز توام با موفقیت نبود. اخیرا نیز شش حلقه چاه بی حاصل در بخش کم عمق

ساحل آبهای والدیویا(4) حفر گردید.

در خود تنگه نیز احتمالاً حدود 200 میلیون بشکه نفت دیگر و 5/1 تا 2 تریلیون فوت مکعب گاز

دیگر وجود دارد. هوای طوفانی این منطقه سبب توقف عملیات اکتشافی تا سپتامبر سال 1976 گردید،

تا اینکه شرکت نفت دولتی این کشور یک سکوی متناسب برای تمام شرایط جوی را از امریکا اجاره

کرد. از ماه سپتامبر تاکنون این شرکت 15 تا 20 حلقه چاه ریسک آمیز حفر نموده که نتایج حاصله

1- Straits of Magellan.
2- Santiago.
3- منظور صفحه 20 اسناد انگلیسی است که در CD شماره 7 موجود است.
4- Valdivia.
ص: 445

امیدوارکننده می باشد. امکان پیدایش ذخایر دید نفتی در خارج از این منطقه بسیار کم است، لیکن در

طول فلات قاره شیلی و به خصوص در مناطق جنوبی والپاریاسو(1) مطالعات لرزه نگاری در حال انجاماست.

تواناییها و محدودیتها

با وجود صلاحیت شرکت نفت دولتی شیلی(2) ، این شرکت از تکنولوژی پیشرفته جهت بهره برداری کامل تنگه و سرمایه و نیروی انسانی لازم جهت انجام اکتشافات گسترده در فلات قاره برخوردار

نیست. با درک این مطلب، شرکت نفت دولتی شیلی با مؤسسه سانتافه(3) قراردادی امضاء کرد تا براساس آن چند سکوی حفاری خارج از خشکی دیگر در سال 1976 تحویل گیرد. سانتیاگو در یک

حرکت دیگر به منظور بالا بردن فعالیت بخش نفتی خود، به اخراج 50 ساله شرکتهای خارجی در

رابطه با اکتشاف و تولید نفتی پایان داد. با این وصف شرایط قراردادهای شیلی آن چنان دشوار است

که نمی تواند موجب ترغیب شرکتهای خارجی گردد. به طور مثال، براساس همین قراردادها شرکتهای

بین المللی همچنان حق ندارند در مناطق نسبتا نویدبخش تنگه به کار مشغول شوند. کاهش مستمر

تولید نفت خام سبب شد که سانتیاگو در جنبه های مالی قراردادهای پیشنهادی، جرح و تعدیلی پدید

آورد، لیکن تاکنون فقط کمپانی آرکو(4) به فعالیت در شیلی رغبت نشان داده است.

دورنما

به نظر ما تقاضای شیلی در زمینه نفت وارداتی حداقل تا 5 سال آینده کاهش اندکی خواهد داشت.

با وجود اینکه ذخایر گازخیز واقعا دست نخورده باقی مانده اند، ولی پیشرفت کارخانه پیشنهادی گاز

طبیعی مایع مدتی به تعویق افتاده است و تکمیل آن تا قبل از اوایل سالهای 1980 محتمل نمی باشد.

تولید از ذخایر جدید نفت خام تنگه ماژلان نیز احتمالاً خواهد توانست بازده کنونی را تا سال 1990

دو برابر و به سطح 50000 بشکه در روز برساند.


گواتمالا و بلیز

گواتمالا و بلیز

پس از 25 سال اقدامات اکتشافی فاقد موفقیت، گواتمالا در سال 1973 منابع نفتی تجاری خود را

در مجاورت مرز مکزیک کشف نمود. با وجود غیر قطعی بودن میزان منابع، تجزیه و تحلیل مقدماتی

حاکی از وجود ذخایری با حداقل 27 میلیون بشکه نفت است که البته در مقایسه با استانداردهای

جهانی بسیار کوچک است ولی مهمترین منابع نفتی در امریکای مرکزی به حساب می آیند. به علت

دورافتادگی ذخایر و عدم جذابیت سیاستهای نفتی گواتمالا پیشرفت چندانی صورت نگرفته است.

علیرغم افزایش فعالیتهای اکتشافی که به دنبال کشفیات و تحقیقات مثبت لرزه نگاری گواتمالا صورت

1- Valparaiso.
2- Chile.
3- Santa Fe.
4- Arco.
ص: 446

گرفته، بلیز هنوز نتوانسته است به ذخایر نفتی تجاری دست یابد.

چشم انداز زمین شناسی

کشف اخیر در گواتمالا در حوزه روبل سانتو(1) در منطقه پتن(2) واقع شده است. (به نقشه صفحه 2نگاه کنید).(3) این منابع در حوزه کرتانوس کوبان(4)قرار گرفته و مجاور و مشابه با ساختار

زمین شناسی حوزه رفورما در جنوب شرقی مکزیک می باشد. آزمایشهای مفصل لرزه نگاری و

زمین شناسی 37 ساختار را نشان داده که 10 ساختار آن دارای اهمیت بسیاری می باشد. نفت مکشوفه

دارای APIبین 23 تا 32 درجه و مقدار گوگرد آن زیاد و 3 تا 4 درصد می باشد. علیرغم عمق متوسط

2300 متری و ساختار باز تشکیلات زمین شناسی، عملیات حفاری پرخرج و مشکل بوده است و

علت اصلی آن نیز وجود مقادیر بسیاری زیادی از سولفید هیدروژن و دی اکسید گوگرد می باشد.

کنسرسیوم متشکل از بیسیک ریسوسز اینترنشنال(5) و شناندو اویل(6) احداث حداقل چهار حلقه چاهمولد نفت را در حوزه روبل سانتو به پایان رسانیده که میزان بازدهی آزمایشی هر یک بین 1000 تا

3000 بشکه در روز متغیر بوده است. با این وجود تولید کل حوزه محدود به 3000 بشکه در روز

بوده و علت آن نیز مشکلات موجود در زمینه حمل و نقل است. احداث یک خط لوله 12 اینچی 190

کیلومتری از حوزه روبل سانتو به پالایشگاه و بندر پوئرتوباریوس(7) قرار است در اواسط سال 1978به پایان برسد. این خط لوله 33 میلیون دلار که توسط یک شرکت فرانسوی به نام آنترپوزاسا(8) احداثمی شود تولید را به سطح 15000 بشکه در روز خواهد رسانید.

گواتمالا همچنین در مناطق خارج از خشکی خلیج هندوراس به عملیات اکتشافی مبادرت

می ورزد. سنترام زامورا(9) تنها کمپانی نفتی دیگری که در گواتمالا فعالیت می کند تا اعماق 1800 متریحفاری نمود لیکن نتایج مثبتی بدست نیاورد. ظاهرا در تلاشی برای دسترسی به تشکیلات

زمین شناسی چاه دیگری در اعماق 3050 تا 3350 متری حفر گردید لیکن این امر نیز نتیجه ای ببار

نیاورد.

به دنبال کشفیات گواتمالا در سالهای اخیر، بلیز تحقیقات نفتی خود را از بخش شمالی به جنوب

کشور تغییر داد. در ماه اوت سال 1976، اکسون بخش اعظم سهم اشتراک در 9 منطقه اکتشافی عمدتا

در خارج از خشکی شمال بلیز را خریداری کرد و موافقت نمود تا اواسط سال 1977 اقدامات

اکتشافی گسترده ای به عمل آورد. اکسون پس از آن یک چاه اکتشافی تا اعماق 4000 متری خلیج

1- Rubelsanto.
2- Peten.
3- منظور صفحه 21 اسناد انگلیسی است که درCD شماره 7 موجود است.
4- Cretaceous Coban.
5- Basic Resources international.
6- Shenandoah oil.
7- Puerto Barrios.
8- Entrepose Sa.
9- Centram - Zamora.
ص: 447

هندوراس حفر نمود لیکن ظاهرا به نفت دست نیافت. در اواسط سال 1977، اکسون به حفر یک چاه

اکتشافی دیگر خارج از خشکی تا عمق 3660 متری مبادرت ورزید.

تواناییها و محدودیت ها

در اوایل سال 1976 گواتمالا یک قانون نفتی را تصویب کرد که بر اساس آن انعقاد قراردادهای

خدماتی با کمپانیهای نفتی خارجی مجاز شناخته شد. این مقررات خواستار تقسیم درآمدهای حاصل

از تولید به نسبت 51 به 49 درصد به نفع دولت است و مبلغ یک میلیون دلار پاداش انعقاد برای هر

امتیاز درنظر می گیرد. دولت ممکن است سهم خود را یا به صورت تولید و یا به صورت نقدی دریافت

نماید، لیکن در هر دو صورت سهم دولت شامل اعتبار مالیاتی پیمانکار می باشد. کشور به 28 بخش

تجسسی 200000 هکتاری تقسیم شده است که در مورد هر یک از آنها یک برنامه اکتشافی پنج ساله

و شرایط تولید بیست ساله در نظر گرفته شده است.

قانون جدید گواتمالا مشوق چندانی برای جلب کمپانیهای عظیم نفتی خارجی که سرمایه، تجربه و

تکنولوژی لازم جهت موفقیت برنامه نفتی کشور را در اختیار دارند به حساب نمی آید. چند کمپانی به

دلیل قانون مذکور و پیچیدگی های مذاکرات دولتی درخواست خود در رابطه با انجام عملیات اکتشافی

را پس گرفته اند. این وضع سبب شده است که تنها دو کمپانی در گواتمالا به فعالیت مشغول باشند که

فقط یکی از آنها یعنی سنترام زامورا ظاهرا نسبت به انجام اکتشافات گسترده تعهد محدودی دارد.

به علت بهبودی دورنمای دست یافتن به نفت که به دنبال اکتشافات گواتمالا به وجود آمده، بلیز با

احتیاط بیشتری حرکت می کند. دولت قوانین نفتی را مورد بررسی قرار داده تا سهم بیشتری از

اکتشافات جدید را نصیب خود سازد و سعی دارد یک واحد تحقیقاتی برای مشاوره در مورد

موضوعات ثبتی به وجود بیاورد. به دلیل اینکه بلیز فاقد منابع تخصصی و مالی لازم است، جهت

اجرای برنامه های اکتشافی خود بایستی به کمپانی های نفتی خارجی متکی باشد. با این وصف با توجه

به این حقیقت که منابع بالقوه مهم در منطقه مورد اختلاف بین بلیز و گواتمالا واقع شده است اکثر

کمپانیها به فعالیت در این منطقه رغبت چندانی نشان نداده اند.

دورنما

گواتمالا اخیرا به صورت اولین کشور تولید کننده نفت امریکای مرکزی درآمده است. اکتشافات

در حوزه روبل سانتو(1) و پایان احداث خط لوله احتمالاً تولید در سال 1978 را تا سطح 15000بشکه در روز بالا خواهد برد. علی رغم دورنمای نویدبخش زمین شناسی، سرعت گسترش و اکتشاف

بیشتر بستگی به توانایی دولت در جلب مشارکت کمپانیهای خارجی دارد. در مورد بلیز، مناقشات

ارضی با گواتمالا و فقدان موفقیت همچنان مانع از ادامه اکتشافات بیشتر خواهد شد. اگر اختلافات

مرزی را بتوان حل کرد، بلیز با توجه به آگاهی در مورد ساختار زمین شناسی آن به احتمال زیاد

فرصت دستیابی بیشتری به منابع قابل بهره برداری تجاری را خواهد داشت. با این وصف، میزان نفت

حاصله احتمالاً کم خواهد بود.


پاراگوئه

1- Todos Los Santos.
ص: 448

پاراگوئه و اوروگوئه

پاراگوئه علیرغم سالها جستجو به منابع نفت دارای قابلیت تجاری دست نیافته است. فعالیتهای

اکتشافی در منطقه چاکو(1) در بخش غربی رودخانه پاراگوئه(2) که دارای بافتهای زمین شناسی مناسباست متمرکز می باشد. از پنج حوضچه رسوبی این منطقه دو حوضچه به نام کاراندیتی(3) و پی ریتی(4) بهحوضچه های مورد بهره برداری بولیوی و آرژانتین که قبلاً مورد بهره برداری قرار گرفته اند می رسند (به

نقشه صفحه 16 نگاه کنید.)(5) عملیات اکتشافی گرانچاکو(6) که عمدتا در حوضچه کاراندیتی و در

سالهای 1940 آغاز شده، تاکنون بدون موفقیت ادامه داشته است.

پاراگوئه فعالانه کمپانیهای نفتی خارجی را به اکتشاف در این کشور دعوت می کند. قوانین نفتی آن

نیز مانند برخورد آن با سرمایه های خارجی سخاوتمندانه است. گرچه زیربنای (صنعت نفت م) آن

عمدتا عقب مانده است، ولی با توجه به شرایط ارضی مناسب آن کمبودهای این (صنعت م) نمی تواند

مانع توسعه باشد. جو سرمایه گذاری آزادانه، فقدان محدودیتهای فیزیکی، و وجود نفت در بولیوی و

آرژانتین سبب جلب همکاری کمپانیها در پاراگوئه شده است. سه گروه با نامهای تکساکو پاراگوئه(7) ،چاکواکسپلوراسیون(8) و اسوآمین اویل(9) در نظر دارند در سال جاری پنج یا شش حلقه چاه حفر نمایند.


اوروگوئه

اوروگوئه

اوروگوئه هیچ تولید نفتی ندارد و دورنمای زمین شناسی آن از نظر توسعه پایه ذخایر نفتی ضعیف

است. با وجود اینکه مطالعات لرزه نگاری احتمال وجود منابع نفتی دارای قابلیت تجاری را در

حوضچه سالادو(10) در دهانه رود پلاته(11) (بین آرژانتین و اوروگوئه) نشان می دهد، لیکن دو حلقه چاهحفر شده توسط کمپانی شوران(12) در سال گذشته به نفت نرسید. (به نقشه صفحه 6 نگاه کنید).(13) اکتشافنیز بستگی به حفر چاههای قراردادی توسط کمپانیهای خارجی دارد، زیرا شرکت نفت دولتی،

تکنولوژی و سرمایه کافی را در اختیار ندارد. عدم علاقه از جانب کمپانیهای بزرگ نفتی، اوروگوئه را

در رابطه با برنامه های کوچک داخل خشکی به شرکتهای امریکای لاتین متکی ساخته است، زیرا

نسبت به حفاری در خارج از خشکی به تکنولوژی پیچیده ای نیاز ندارد.


جنوب شرق آسیا

1- Chaco.
2- Paraguay River.
3- Caran daity.
4- Pirity.
5- منظور صفحه 23 اسناد انگلیسی است که درCD شماره 7 موجود است.
6- Gran chaco.
7- Texaco paraguay
8- Chaco Exploration.
9- Esso - Aminoil.
10- Salado
11- River plate.
12- Chevron.
13- منظور صفحه 23 اسناد انگلیسی است که درCD -شماره 7 موجود است.
ص: 449

جنوب شرق آسیا

مناسب ترین دورنما در مورد افزایش تولید نفت آسیایی در فلات قاره هند، مناطق داخل و خارج

از خشکی برمه، و تشکیلات زمین شناسی متعددی که اندونزی، مالزی و برونئی در حال حاضر از آنها

نفت خام استخراج می نمایند، متمرکز می باشد. مطالعات زمین شناسی که تا به حال انجام شده حاکی از

آن است که بجای نفت، گاز طبیعی مهمترین بخش توسعه انرژی هیدروکربن پاکستان، بنگلادش و

تایلند را تشکیل خواهد داد. عملیات اکتشافی در فلات قاره کره جنوبی تا ویتنام تقریبا آغاز شده، و

دورنمای وجود گاز و نفت هنوز مشخص نشده است. اکثر دولتهای منطقه نسبت به کمپانیهای خارجی

به نحو معقولی دوستانه می باشند. هزینه های زیاد و اختلافات ارضی متعدد مهمترین موانع در راه

عملیات اکتشافی به شمار می آیند.


اندونزی

اندونزی

اندونزی که دارای ذخایر قطعی و احتمالی 14 میلیارد بشکه می باشد، باید بتواند حداقل تا اواسط

سال 1980 تولید نفت خود را بالا ببرد. تولید رو به نزول حوزه های قدیمی تر سوماترا(1) در حال تثبیت می باشد و مقدار بازده حتی ممکن است به مدت چند سال افزایش داشته باشد. بازده حوزه های خارج

از خشکی، در نقاطی که چشم انداز زمین شناسی آن نویدبخش است، بایستی سیر صعودی را در پیش

گیرد. علیرغم کاهش اخیر اکتشافات در مناطق خارج از خشکی جدیدتر، حفاریهای گسترشی ادامه

یافته و رشد اساسی چندان از بین نرفته است. دولت در سال گذشته بعضی از شرایط سختی را که از

طریق قراردادها بر کمپانی های خارجی تحمیل می شد تغییر داد و موجبات تجدید حیات اکتشافات را

پدید آورد.

چشم انداز زمین شناسی

اندونزی از سالهای 1890 تاکنون یک کشور تولید کننده نفت به حساب می آمد، لیکن تا سال

1967 کمپانیهای نفتی خارجی اکتشافات گسترده خود را در این کشور آغاز نکرده بودند. پرتامینا(2) ،شرکت نفت دولتی، مسئولیت تمام جنبه های گسترش، پالایش، و بازاریابی نفتی را به عهده دارد.

کمپانیهای خارجی به عنوان طرف قرارداد پرتامینا محدود به انجام عملیات اولیه، از قبیل اکتشاف و

تولید نفت خام و یا گاز می باشند و سهم معینی از بازده را دریافت می کنند تا سرمایه گذاری و منافع

خود را تأمین نمایند. بیش از 30 کمپانی فعالانه در حدود 50 منطقه داخل و خارج از خشکی به کار

مشغول هستند. حوزه های نفتی اندونزی در سرتاسر جزائر آن پراکنده است، و مهمترین مناطق تولیدی

در سوماترا، جاوه(3) ، کالیمانتان شرقی(4) و ایریان غربی(5) واقع شده است. گرچه بیش از نیمی از تولید

1- Sumatra.
2- Pertamina.
3- Java
4- East Kalimantan.
5- West Irian.
ص: 450

کنونی از حوزه های داخل خشکی قدیمی تر تأمین می گردد، ولی افزایش تولید در آینده از طریق

حوزه های مکشوفه جدید خارج از خشکی بدست خواهد آمد. حوزه های نفتی دیوری(1) و میناس(2) درسوماترای مرکزی بزرگترین منابع نفتی است که تاکنون کشف شده اند. این حوزه ها و حوزه های مجاور

که از اوایل سالهای 1940 تاکنون توسط کمپانی کالتکس(3) توسعه یافته اند، سال گذشته 56 درصد کل

تولید نفت خام اندونزی را تأمین کرده اند (5/1 میلیون بشکه در روز). مناطق تولیدی کالتکس دارای

تفاوت ژئوگرمایی بالایی بوده و ذخایر شنی آن بر روی لایه ای از سنگ های گرانیت قرار گرفته که

امکان حفاری عمیق را غیرممکن می سازد.

تولید کالتکس علیرغم مشکلات مربوط به فشار ذخایر در دو حوزه اصلی، بزودی دچار کاهش

بسیار سریع نخواهد شد. ارزیابی های معتبر نشان می دهد که ذخایر قطعی و احتمالی این حوزه ها بین

6 تا 8 میلیارد بشکه می باشد. برنامه اکتشافی فعال این کمپانی در مناطق مجاور سوماترا شامل تداوم

دستیابی به منابع نفتی نسبتا کوچک می باشد. در حدود 20 کشف جدید در سالهای 1975 و 1976

صورت گرفته است که اکثر آنها هنوز به مناطق فعلی دارای تجهیزات جمع آوری مرتبط نشده اند.

حفاریهای گسترشی کالتکس تقریبا یک سوم عملیات این گونه ای اندونزی را در هر سال شامل

می گردد. انتظار می رود تولید کالتکس در آینده نزدیکی با در نظر گرفتن پیشرفت تلاشهای بازیابی

ثانی و ثالث، به طور معتدل افزایش یابد و زمانی در سالهای 1980 سیر نزولی ثابتی را در پیش گیرد.

پرتامینا و استانواک(4) ، در منطقه سوماترا بر روی منابع کوچک بسیاری که در حال اضمحلالهستند کار می کنند. با این وجود توسعه و اکتشافات بیشتر ادامه دارد و علائم اندکی حاکی از آن است

که این روند تغییر خواهد کرد. عملیات پرتامینا در جاوه و کالیمانتان شرقی دارای دورنمای توسعه

بیشتری است لیکن به علت فقدان مدیریت تهاجمی و جسارت آمیز پیشرفت چندانی حاصل نشده

است. تسورو(5) یک کمپانی ثالث بر اساس یک قرارداد ویژه با پرتامینا مشغول توسعه و تولید از دوحوزه قدیمی اندونزی است. تسورو هنوز هم از حوزه های سانگا سانگا و تاراکان در حدود

130000 بشکه نفت در روز تولید می کند، در حالی که هر یک از آنها به ترتیب به مدت 84 و 71

سال مورد بهره برداری قرار داشته اند.

با آغاز خرید و اعطای مناطق اجاره ای در سال 1967، قراردادهای آشتراک در تولید بخش اعظم

رشد صنعت نفت اندونزی را پدید آورده اند. اکثر این مناطق اجاره ای در خارج از خشکی و یا مناطق

دور افتاده جنگل واقع شده که پرتامینا تا به حال به علت فقدان تکنولوژی و سرمایه لازم از آنها

اجتناب ورزیده است. بازده نفت خام توسط پیمانکاران در سال 1971 که معادل 12000 بشکه در

روز بود تا سال 1973 با افزایش تولید کالتکس به سطح 210000 بشکه در روز رسید، و در سال

گذشته نیز تا سطح 540000 بشکه در روز بالا رفت. در واقع تمام افزایش تولیدات نفتی اندونزی در

1- Duri.
2- Minas.
3- Caltex.
4- Stanvac.
5- Tesoro.
ص: 451

آینده از طریق پیمانکاران سهیم در تولید تأمین می گردد.

تا به حال یافته های نویدبخش در خارج از ساحل شمالی جاوه (حوزه آردوژونای آرکو(1) ، وحوزه سیتای ناتوماس(2) ) در داخل و خارج از سال کالیمانتان شرقی (حوزه آتاکامی یونیون ژاپکس(3) ،

حوزه های هاندیل و بکاپای توتال(4) اندونزی) و منطقه ایریان جایا(5) (حوزه های والیوو کاسیمپترومرترند(6) ) واقع شده است. مناطق تولیدی این بخش ها در بافتهای میوسن(7) بوده و عمیق تر ازحوزه های تولیدی قدیمتر می باشد و بین 1520 تا 3050 متر در نوسان است. حفاریهای خارج از

خشکی معمولاً در اعماق 45 تا 90 متری صورت می گیرد. علاوه بر نفت، کشفیات گاز طبیعی در نوع

خود در آسیای جنوب شرقی بزرگترین می باشد.

به دلیل اندازه های عمدتا کوچک منابع اندونزی، سرمایه گذاریهای سنگین مستمر در زمینه حفاری

ضرورت دارد. منابعی که در سالهای اخیر کشف شده بین 50 تا 200 میلیون بشکه نفت را در بر

می گیرند. معذالک میزان اکتشافات بسیار چشمگیر است. در چهار سال گذشته نسبت متوسط میزان

اکتشافات به حفاری اکتشافی نفت 22 درصد بوده است.در این رابطه اگر بخواهیم گاز و نفت را با هم

درنظر بگیریم این متوسط به 31 درصد نیز می رسد. حفاریهای گسترشی برای نفت نسبت موفقیت را به

80 درصد رسانیده است. برنامه کلی حفاری در این چهار سال به طور متوسط سالانه بیش از 200

چاه تولیدی جدید را وارد زنجیره تولید نموده است. با در نظر گرفتن این سوابق و این واقعیت که کمتر

از بیست درصد بافت نفتی کشور مورد اکتشاف قرار گرفته، اگر سطح مناسب سرمایه گذاری حفظ شود

افزایش مستمر تولید نفت امری قطعی خواهد بود.

تواناییها و محدودیت ها

بدون سرمایه گذاریهای سنگین خارجی گسترش نفتی اندونزی امکان پذیر نخواهد بود. عملیات

پرتامینا با وجود اینکه مشتمل بر تمام محدوده فعالیتهای نفتی می باشد ضعیف ترین بخش آن در رابطه

با اکتشاف و گسترش است. «اندونزیایی کردن »(8) عملیات نفتی خارجی تنها در سطح کارهای عادیاز قبیل تأمین کارگرهای رده پایین ماشین آلات حفاری و یا نظاره بر تسهیلات ذخیره سازی انجام

شده است. امید دولت در مورد نقش مسلط پرتامینا در افزایش منابع نفتی مدتها قبل از بین رفته است.

در حقیقت، پرتامینا اخیرا چند منطقه نویدبخش خود را در اختیار کمپانیهای خارجی و یا

سرمایه گذاران مشترک قرار داده است.

تا سال گذشته روابط بین دولت و کمپانیهای خارجی از هماهنگی نسبی برخوردار بود. بحران

1- Arco's Ardjuna.
2- Natomas' cinta.
3- Union - japex,s Attaka,
4- Total indonesie,s Handil and Bekapai.
5- Irian jaya.
6- Petromer Trend,s Walio and kasim Fields.
7- Miocene
8- Indonesianization.
ص: 452

مالی سال 1975 پرتامینا، به دنبال تعویض کلی پاسدار دیرین و جانشین به اصطلاح «تکنوکرات» به

سطوح بالاتر سلسله مراتب دولتی وضع را تغییر داد. دولت تحت رهبریت جدید در اواسط سال

1976 در مورد منافع کمپانی نفتی خارجی و نرخ بازیابی هزینه ها تجدیدنظر عمده ای را انجام داد.

کمپانیها نیز این امر را تخلف از قرارداد دانسته و برنامه های اکتشافی خود را به سرعت متوقف

ساختند. در میان پیشگویی های مربوط به سقوط صنعت نفت اندونزی، در اوایل سال 1977 دولت

اعتراف کرد که در تجدیدنظر قراردادها پا را بیش از گلیم خود دراز کرده بود و به منظور تسریع

اکتشافات انگیزه های بهتری را به کمپانیها پیشنهاد نمود. به دنبال شرایط جدید چند کمپانی کار

اکتشافی خود را آغاز کرده، و دیگران نیز احتمالاً به آنها خواهند پیوست.

دورنما

دورنمای افزایش تولید نفت خام اندونزی خوب است. زمین شناسی مناسب، میزان موفقیت زیاد در

اکتشافات و وسعت مناطقی که مستلزم اقدامات اکتشافی می باشند تنها به سرمایه گذاری نیازمند است.

سیاستهای مصلحت آمیز دولتی نیز زمینه این کار را فراهم خواهد آورد. کمبودهای تکنولوژیک و نیز

مالی، دولت را وادار به سازگاری با منافع کمپانیهای خارجی خواهد کرد تا حدی که برای حفظ رشد

تولید نفت لازم است.

کمپانیها در توسعه، فعالیتهای خود بیش از گذشته احتیاط به خرج خواهند داد، لیکن اگر دورنمای

بازگشت سرمایه خوشایند باشد به سرمایه گذاریهای جسارت آمیز خود تا حد قابل توجهی ادامه

می دهند. عملیات بازیابی مجدد کالتکس این نوید را می دهد که حداقل مانع از کاهش تولیدات

حوزه های سوماترا بشود. با در نظر گرفتن رابطه و همبستگی میان اکتشاف در سالهای اخیر و افزایش

سالانه چاههای مولد، افزایش معتدل در فعالیتهای اکتشافی بایستی افزایش تولید سالانه را به مقدار

100000 بشکه در روز تضمین نماید. بر همین اساس، تولید نفت خام اندونزی تا سال 985 به 2

میلیون بشکه در روز خواهد رسید. در حالی که سطح تولید حاضر روزانه 7/1 میلیون بشکه است.


هندوستان

هندوستان

هند از نظر توسعه نفتی دارای آتیه خوبی است و در بهره برداری از تواناییهای نفتی خود به

پیشرفتهای مهمی نایل آمده است. سطح تولید تا سال 1983 دو برابر خواهد شد و فرصتهای خوبی

وجود دارد تا تلاشهای اکتشافی فعلی به توسعه ذخایر قطعی و احتمالی تا 3/2 میلیارد بشکه منتهی

گردد. در پنج سال آینده دهلی نو(1) در نظر دارد حدود یک میلیارد دلار در مورد حوزه های نفتی بزرگو جدید خود در بمبئی علیا(2) و مناطق خارج از خشکی باسین(3) مصرف نماید. علاوه بر این، دولت ازبرنامه افزایش اکتشافات نفت و گاز توسط قرارداد با کمپانیهای خارجی حمایت می کند. علیرغم این

دورنمای نویدبخش، در حالی که مصرف داخلی سالانه 5 تا 6 درصد افزایش می یابد، انتظار می رود

1- New Delhi.
2- Bombay High.
3- Bassein.
ص: 453

واردات نفتی تا اوایل سالهای 1980 معادل سطح فعلی 300000 بشکه در روز باقی بماند.

چشم انداز زمین شناسی

تلاش هند برای توسعه تولید نفت در دریای عرب(1) در غرب بمبئی متمرکز شده است. با وجوداینکه تحقیقات سال 1966 برای اولین بار تواناییهای نفتی این منطقه را مشخص کرد لیکن به مدت 8

سال اکتشافی در آنجا صورت نگرفت زیرا نفت حاصله بر اساس قیمتهای قبل از سال 1974 غیر

تجاری بود. از سال 1974 یعنی زمان پایان احداث اولین چاه، توسعه در آن مناطق سرعت بیشتری

یافته است.

انتظار می رود سطح تولید 32000 بشکه در روز بمبئی علیا در سال جاری به 80000 بشکه در

روز افزایش یابد. مرحله بعدی گسترش شامل احداث دو خط لوله موازی گاز و نفت خام به طول

215 کیلومتر تا ترمینالهای داخل خشکی نزدیک بمبئی می باشد. چهار سکو، 16 حلقه چاه مولد،

تسهیلات ترمینالی داخل خشکی و کارخانه پالایش گاز نیز ساخته خواهد شد. قرار است تا اوایل

سال 1980 میزان تولید به روزانه 200000 بشکه نفت و 105 تا 140 میلیون فوت مکعب گاز برسد.

در سال 1976، دو حوزه اصلی تر در باسین حدود 60 کیلومتری شرق بمبئی علیا و در مسیر خط

مستقیم لوله به بمبئی کشف گردید، احتمال نمی رود تا قبل از سال 1979 تولید از حوزه باسین آغاز

شود. در خارج از حوزه های بمبئی علیا و باسین و بر اساس قراردادهای اشتراک در تولید، سه منطقه

خارج از خشکی در دست اکتشاف است. دو شرکت امریکایی (ریدینگ بیتس(2) و ناتوماس(3) ) هر یکدو حلقه چاه بی حاصل در منطقه خود یعنی در حوضچه خلیج کوچ(4) و بنگال اوریسا(5) حفر کرده اند.کمپانی نفتی آسامرای

(6) کانادا نیز در حال حاضر در حوضچه کواوری(7) مشغول حفاری است.

دهلی نو به استثناء نواحی کواوری، بمبئی علیا و باسین از پیشرفت در دیگر مناطق خارج از

خشکی ناراضی به نظر می رسد. ریدینگ بیتس و ناتوماس مناطق کوچ و اوریسا را ترک گرفته اند.

دهلی نو در نظر دارد از طریق عقد قرارداد با کمپانیهای خارجی دیگر حوزه امتیازی آنها را توسعه

بخشد، مشروط بر آنکه مناطق و نفت تولیدی از آن هند باشد. با این وجود دولت جاناتا این سیاست

را که ظاهرا در رژیم گاندی اهمیت تلقی می شد، با جدیت دنبال نمی کند. هند دارای شش حوزه اصلی

تولیدی در داخل خشکی می باشد، که دو حوزه مهم ترین آن عبارتند از آنکلشوار(8) در گجرات(9) و

1- Arabian Sea.
2- Beading S Bates.
3- Natomas.
4- Gulf of Kutoh.
5- Bengal/orissa.
6- Asamera.
7- Cauvery.
8- Ankleshwar.
9- Gujarat.
ص: 454

ناهورکاتیا(1) در ایالت آسام(2) . حوزه دوم، حوزه عملکرد شرکت ایندیااویل لیمیتد(3) یعنی شرکت نفتی

مشترک دولت هند و شرکت نفت برمه می باشد. حوزه های گجرات نیز توسط کمیسیون نفت و گاز

طبیعی که یک شرکت دولتی بوده و بر اکتشافات نفتی هند نظارت دارد مورد بهره برداری قرار می گیرد.

دهلی نو تقریبا تمام صنایع پایانی نفت خود را ملی کرده و حدس زده می شود که شامل شرکت ایندیا

اویل لیمیتد نیز بشود.

برنامه های گسترش هند مستلزم حفاریهای عمیق در مناطقی است که در آنها حفاریهای قبلی توام

با موفقیت نبوده و یا نفت حاصله در آن زمان دارای کمیت غیر اقتصادی بوده است. قرار است یک

برنامه بازیابی ثانویه وسیع نیز در پیش گرفته شود. اگر دهلی نو بخواهد این برنامه را اجرا نماید

احتمالاً به تکنولوژی خارجی نیاز خواهد داشت. با توجه به اینکه در حال حاضر تولید در اکثر این

حوزه های قدیمی تر رو به کاهش است. این برنامه ها بر تولید کل داخل خشکی تأثیر چندانی نخواهد

داشت. ذخایر قطعی و احتمالی 3/2 میلیارد بشکه ای هند که 4/1 میلیارد آن در خشکی قرار دارد در

نتیجه اکتشافات بیشتر احتمالاً افزایش خواهد یافت.

تواناییها و محدودیت ها

با وجود اینکه سیاست نفتی هند از دیر زمان بر اتکاء خود تاکید داشته ولی از زمان افزایش

قیمتهای نفتی در سالهای 1973 و 1974 در این طرز تفکر تغییری پدید آمده است. دهلی نو آماده

است تا با کمپانیهای نفتی خارجی قراردادهای اشتراک در تولید منعقد سازد و از مستشاران خارجی

در گسترش حوزه های خارج از خشکی استفاده نماید. معذالک دولت هنوز هم به اتکاء خود به

کمیسیون نفت و گاز طبیعت ادامه می دهد و حتی اگر به قیمت کند شدن ذخایر نفتی تمام شود، تحرک

عمده ای برای تسریع فعالیت شرکتهای نفتی خصوصی خارجی و داخلی صورت نخواهد گرفت.

تأمین منابع مالی مربوط به گسترش منطقه بمبئی علیا ظاهرا مسئله مهمی نیست. هزینه این برنامه

تا پایان سال 1983 معادل یک میلیارد دلار برآورده شده است. بانک جهانی 150 میلیون دلار را

تأمین می نماید و بانکهای تجارت خارجی 50 میلیون دلار، کمک های دو جانبه 50 میلیون تا 100

میلیون دلار، و انتظار می رود از طریق منابع داخلی یعنی شرکت ایندیا اویل لیمیتد و کمیسیون نفت و

گاز طبیعی نیز 170 میلیون دلار به همین منظور اختصاص داده شود. بقیه سرمایه لازم را دولت تأمین

خواهد نمود. با تمرکز سرمایه گذاری و تخصصهای فنی در بمبئی علیا دیگر تلاشهای گسترشی داخل و

خارج از خشکی احتمالاً تا اوایل سالهای 1980 به تعویق خواهد افتاد.

دورنما

هند درصدد ایجاد افزایش عمده ای در تولید نفت است. با در نظر گرفتن برنامه های گسترش

جاری، در شش سال آینده تولید بایستی دو برابر شده و به سطح 460000 بشکه در روز که از طرف

1- Nahorkatiya.
2- Assam.
3- India Oil Limited (OIL).
ص: 455

دهلی نو تعیین شده برسد. حتی با چنین افزایش تولید مورد انتظاری ما حدس می زنیم که با توجه به

رشد مورد انتظار در مصرف داخلی، صادرات نفت که در حال حاضر 300000 بشکه در روز است در

همین سطح باقی بماند. با در نظر گرفتن تلاشهای وسیع اکتشافی که هم اکنون در جریان است می توان

گفت که توانایی افزایش بیشتر ذخایر گاز و نفت بالا به نظر می رسند لیکن به علت اشتغال هند در

بمبئی علیا و عقب افتادگی زمانی بین یافته های جدید نفتی و تولید تجاری، این منابع اضافی تا اواخر

سالهای 1980 گسترش نخواهد یافت. تعویض فعلی دولت گاندی با روی کار آمدن حزب جاناتا نیز

نخواهد توانست در طرز برخورد دولت هند با فعالیتهای کمپانیهای نفتی خارجی تغییرات عمده ای

پدید آورد.


مالزی

مالزی

مالزی دارای این توانایی می باشد که یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت و گاز در منطقه به

حساب آید. با این وجود رشد تولید تا آن حدی که انتظار می رفت سریع نبوده است. برنامه های

اکتشافی و گسترش کمپانیهای نفتی بزرگ در سالهای 1975 و 1976 در نتیجه اجرای قوانین مبهم

دولتی در سالهای 1974 و 1975 سریعا متوقف شد. گرچه سیاستها واضح تر می شوند، ولی ما

پیش بینی می کنیم که کمپانیهای نفتی خارجی قبل از مبادرت به سرمایه گذاریهای سنگین در مالزی با

احتیاط حرکت نمایند.

چشم انداز زمین شناسی

با استثناء حوزه بسیار گسترده داخل خشکی به نام حوزه میری(1) در ساراواک(2) که هم اکنون خشکشده است، فعالیتهای اکتشافی و یافته های مهم محدود به مناطق خارج از خشکی بوده است. فلات

قاره گسترده در شبه جزیره مالزی و شمال ساراواک و صباح(3) در بورنئو(4) چندین حوزه رسوبی مهم راکه حاوی چند ساختار حاوی نفت است در بر می گیرد. منطقه خارج از خشکی ساراواک در مجاورت

در مجاورت حوزه های مهم خارج از برونئی به نحو گسترده ای در اواخر سالهای 1960 توسط کمپانی

شل مورد اکتشاف قرار گرفت. تا سال 1972 پنج حوزه جمعاً 90000 بشکه در روز تولید می کردند

(از اعماق 2140 تا 3330 متری). این حوزه ها تمام نفت تولیدی کشور را تا پایان سال 1975 تأمین

می کردند.

در طی سالهای 74 1972 اکتشافات در سایر مناطق امتیازی، به خصوص در خارج از ساحل

غربی شبه جزیره و ساحل شمال غربی صباح با سرعت بیشتری انجام می گرفت. شل و اکسون در

منطقه خود واقع در آبهای خارج از منطقه صباح، کونوکو(5) و اکسون در آبهای 160 کیلومتری غرب

1- Miri.
2- Sarawak.
3- Sabah.
4- Borneo.
5- Conoco.
ص: 456

مالزی به منابع دارای قابلیت بهره برداری تجاری دست یافتند و چاههای مورد آزمایش در عمق

2740 متری روزانه بین 2500 تا 6000 بشکه نفت تولید می نمودند. حوزه های مکشوفه در خارج از

صباح عبارتند از: حوزه سمارنگ(1) متعلق به کمپانی شل که هم اکنون روزانه 65000 بشکه تولیدمی نماید، وست ارب(2) و سوث فیوریوس(3) که ظرفیت تولیدی هر دو بین 20000 تا 25000 بشکه درروز می باشد. از سال 1975 تاکنون تعدادی از این کمپانی ها از مناطق امتیازی خود در تنگه های

مالاکا چشم پوشی کرده اند. افتتاح حوزه های جدید در صباح تولید مالزی در طول سال 1976 را به

155000 بشکه در روز رسانید و انتظار می رود تولید سال جاری نیز معادل 180000 بشکه در روز

باشد.(4)

توسعه اکتشاف، سطح ذخایر قطعی و احتمالی را به حد تقریبی 5/2 میلیارد بشکه رسانیده، که با

بهره برداری صحیح می تواند سطح تولید 500000 بشکه در روز را تأمین نماید. از سال 1975

حوزه های دیگری کشف نشده، لیکن تجدید حیات فعالیتهای اکتشافی همراه با گسترش حوزه ها

احتمالاً منجر به پیدایش ذخایر بیشتر می شود. انتظار می رود تکمیل برنامه های گسترشی حاضر تولید

را تا پایان سال آتی به 225000 بشکه در روز برساند.

گاز طبیعی نیز به مقدار قابل ملاحظه ای کشف شده است. حوزه لوکونیا(5) متعلق به شل در خارج ازسواحل مرکزی ساراواک قرار است سالانه 6 میلیون تن گاز در اختیار کارخانه گاز مایع واقع در بین

تولو(6) قرار دهد. حوزه های گازی دیگری نیز توسط کونوکو و اکسون در غرب مالزی کشف شد، ولیتاکنون طرح بهره برداری آنها تهیه نشده است. ذخایر گازی مالزی ظاهرا حدود 15 تریلیون فوت

مکعب است و دومین حوزه گازی بزرگ پس از اندونزی در آسیای جنوب شرقی به حساب می آید.

تواناییها و محدودیت ها

تلاش دولت به منظور کنترل بیشتر منابع نفتی در سال 1974 منجر به پیدایش یک شرکت ملی

نفت به نام پتروناس(7) گردید که هدف آن هماهنگ کردن بهره برداری از گاز و نفت و انعقاد قراردادهایجدید مشارکت در تولید با کمپانیهای نفتی خارجی است. پتروناس که هنوز یک شرکت کوچک و

دارای تخصص فنی بسیار محدود است تاکنون مذاکرات مربوط به انعقاد قراردادهای جدید دراز مدت

با کمپانیهای خارجی را به عهده داشته است. گرچه پتروناس بازاریابی مستقیم سهم خود را از تولید

نفت خام به عهده گرفته ولی گمان نمی رود که بتواند به انجام عملیات اکتشافی و توسعه ای مبادرت

ورزد بلکه سعی خواهد کرد بر فعالیتهای کمپانیهای خارجی در زمینه فرآیندهای ابتدایی پالایش

1- Semarang.
2- West Erb.
3- South Furious.
4- مالزی در سال 1976 به صورت یک صادر کننده صرف درآمد. حدود 80 درصد تولید به خارج صادر می گردد و نیازهای داخلی نیز با وارد کردن نفت خام سنگین از خاور میانه تأمین می گردد.
5- Luconia.
6- Bin Tulu.
7- Petronas
ص: 457

نظارت کرده و به تدریج سهام متناسب را در زمینه فرآیندهای پایانی پالایش گاز و نفت خریداری

نماید.

در اوایل سال 1975 به دنبال وضع عجولانه قوانین توسط قوه مقننه مالزی که تقریبا کنترل کامل

فعالیتهای نفتی در زمینه فرآیندهای ابتدایی را به دولت محول نمود، شک و تردید سرمایه گذاران

بشدت افزایش یافت. قانون جدید سبب شد که بسیاری از کمپانیهای نفتی خارجی عملیات اکتشافی را

متوقف و اکثر اقدامات توسعه ای را به صورت معلق درآورند. علاوه بر این، مذاکرات مربوط به

قراردادهای اشتراک در تولید با شل و اکسون که حدود بیش از یکسال ادامه داشت نهایتا تا پایان سال

گذشته به نتیجه نرسیده بود. کونوکو که با پتروناس در حال مذاکره می باشد، تا به حال تنها کمپانی

خارجی دیگری است که خواستار کسب امتیاز در تولید است.

گرچه جو شک و تردید تا حدودی از میان رفته ولی گویا مالزی به چند دلیل از میزان نسبتا کند

رشد توسعه نفت راضی به نظر می رسد:

این کشور نیاز زیادی به گسترش صادرات نفتی به عنوان منبع درآمد ارز خارجی ندارد. برنامه

سوم مالزی (19801976) با وجود وابستگی بسیار به سرمایه گذاری بخش خصوصی، در نظر ندارد

تولید نفت را بیش از سطح کنونی بالا ببرد. صدور کالاهای اولیه دیگر به مالزی این توانایی را داده

است تا در رابطه با پرداختهای بین المللی وضع خوبی داشته باشد.

حامیان نظریه صرفه جویی در دولت و مردم اظهار می دارند که اگر سطح تولید پایین نگه داشته

نشود منابع نفتی در دهه آتی به پایان خواهد رسید.

عدم اعتماد زیاد کمپانی های خارجی به دولت و قوانین گذشته به همراه سوء نیت های پیش آمده

در نتیجه مذاکرات طولانی در مورد تجدید قراردادها مانع از تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری شده

است.

کمپانیهای نفتی کوچکتر در رابطه با سوابق قراردادهای اشتراک در تولید اکسون و شل ناراضی

هستند.

عقیده بر این است که میزان زیاد خطر و هزینه عظیم پروژه های توسعه نفت مالزی برای کمپانیهای

نفتی بزرگ منافع بیشتری در بر دارد.

دورنما

انتظار می رود گسترش منابع نفتی مالزی در طی چند سال آینده به طور تدریجی ادامه داشته باشد.

شرایط زمین شناسی معمولاً مناسب و مناطق بکر و وسیع می تواند سرمایه و تکنولوژی خارجی لازم

را جذب نماید. دولت هنوز هم متعهد است که در تجارت نفت نقش قدرتمندی را برای بخش

خصوصی حفظ کند و انتظار نمی رود قوانین جدید که محدود کننده عملیات کمپانیهای نفتی خارجی

هستند، مانند قوانین سال 1975 در آینده نزدیکی مورد تجدید نظر قرار گیرد. تحت این شرایط ما

انتظار داریم که تا سال 1980 تا 1981 سطح تولید نفت مالزی شاید به 250000 تا 300000 بشکه

در روز افزایش یابد.


برونئی

ص: 458

برونئی

سلطان نشین کوچک برونئی که تحت الحمایه انگلیس است دارای ذخایر قطعی و احتمالی 2

میلیارد بشکه نفت و 11 تریلیون فوت مکعب گاز طبیعی می باشد. بسیاری از این منابع از اواخر

سالهای 1920 تاکنون در معرض توسعه قرار گرفته اند. کشف منابع نفتی خارج از خشکی در سالهای

1960 سبب افزایش تولید نفت به سطح 200000 بشکه در روز در سال 1972 گردید و از آن زمان

این سطح تولید همچنان برقرار بوده است. اخیرا بر توسعه و گسترش حوزه های موجود تاکید شده

است، گرچه احتمال دستیابی به منابع بیشتری در خارج از خشکی نیز زیاد است.

چشم انداز زمین شناسی

برونئی در کنار تعدادی حوضچه رسوبی دارای ساختمانهای حامل نفت واقع شده است. حوزه های

سریا(1) که اول بار به وسیله رویال داچ شل(2) در داخل خشکی گسترش یافت از سال 1928 تاکنون بهصورت یکنواخت در حال تولید بوده است. برای این حوزه که در خارج از خشکی نیز امتداد می یابد

یک برنامه بازیابی ثانویه (تزریق آب) در نظر گرفته شده که با سطح تولید کنونی می تواند 30 تا 40

سال دیگر عمر کند. علاوه بر این شل در خارج از خشکی اکتشافات دیگری نیز انجام داده است.

سرعت اکتشاف در دو سال گذشته کندتر شد. از 82 حلقه چاه حفاری شده توسط شل در سالهای

1975 و 1976 تنها 21 حلقه اکتشافی بود. در حال حاضر شش دستگاه حفاری خارج از خشکی

مشغول حفاری جهت ارزیابی و توسعه سریع است. آخرین کشف کمپانی شل کشف حوزه اوزپری(3) درسال 1976 بود که ارزش تجاری این حوزه تاکنون مشخص نشده است. سان و آشلند(4) تنها کمپانیهایخارجی دیگری هستند که در برونئی امتیازاتی دارند. حفاریهای محدود آنها موفقیت آمیز نبوده است.

براساس عملیات توسعه ای انجام شده بر روی حوزه ها تا به امروز ذخایر قطعی برونئی حدود 2

میلیارد بشکه برآورده شده است. در صورت انجام اکتشافات جدید در خارج و داخل خشکی این

ذخایر احتمالاً تا حدی افزایش خواهند یافت. لیکن یافته ها در مقایسه با استانداردهای جهانی بزرگ

نخواهند بود. ذخایر گاز طبیعی معادل 8 تا 10 تریلیون فوت مکعب برآورده شده است. در حال

حاضر گاز حاصل از حوزه آمپا(5) در جنوب غربی به مقدار روزانه 700 میلیون فوت مکعب گاز به

کارخانه گاز مایع لوموت(6) می رساند.

تواناییها و محدودیت ها

برونئی که دارای شرکت ملی نفت نیست مدتهاست که از رابطه خوب و سودمند خود با بانی اصلی

1- Seria.
2- Royal Dutch Shell.
3- Osprey.
4- Sun Ashland.
5- Ampa.
6- Lumut.
ص: 459

اقتصاد آن یعنی کمپانی برونئی شل پترولیوم(1) بهره می برد. عوارض نفتی، مالیات بر درآمد کمپانی ودرآمد حاصل از سهام دولت، 90 درصد کل عواید دولت برونئی را تشکیل می دهد که در سال 1976

معادل 4000 دلار برای هر نفر از افراد کشور برونئی شده بود. در سالهای اخیر دولت سهم خود را در

رابطه با کمپانی برونئی شل پترولیوم بالا برده و به سطح 50 درصد رسانیده و علاوه بر این 10 درصد

سهم گاز طبیعی حاصله را نیز برای خود حفظ کرده است.

با توجه به اینکه منابع مالی این کشور بیش از آن است که بتواند جذب اقتصاد آن گردد، به نظر

نمی رسد برونئی در نظر داشته باشد در رابطه فعلی خود با شل تغییرات تندی پدید آورد. به همین

ترتیب هیچ محرکی وجود ندارد که دولت را برای افزایش بیشتر سطح تولید فعلی تحت فشار قرار

دهد.

در واقع برونئی تنها به خاطر نفت می تواند به زندگی خود ادامه دهد، و احتمال ندارد که اقداماتی

منجر به قطع عملیات کمپانیهای خارجی در این کشور صورت پذیرد.

دورنما

وجود منابع نفتی قابل توجه قطعی محرکی برای شل به وجود خواهد آورد که به اکتشافات خود

ادامه دهد.

اما تمایل شل بجای افزایش تولید سعی در حفظ آن خواهد بود. همزمان با توسعه کاملتر

حوزه های فعلی انتظار می رود تولید تا سال 1980 یا همین حدود به طور یکنواختی به سطح

250000 بشکه در روز افزایش یابد.


برمه

برمه

سالهاست که برمه مقادیر کمی نفت تولید می کند، و چشم انداز زمین شناسی نیز نشانگر تغییر در این

روند نمی باشد.

دورنمای خارج از خشکی نیز معلوم نیست زیرا متصدیان نفتی خارجی فقط در همین اواخر

عملیات اکتشافی خود در این مناطق را آغاز کرده اند.

دولت برمه احتمالاً از درگیر شدن کمپانیهای نفتی خارجی در توسعه مناطق داخل خشکی

جلوگیری خواهد کرد، ولی احتمال می رود افزایش تدریجی فعالیتهای اکتشافی کمپانیهای خارجی را

در خارج از خشکی مجاز نماید.

چشم انداز زمین شناسی

نفت از سالهای 1880 تاکنون در نیمه جنوبی حوضچه سانترال(2) به صورت تجاری تولید شدهاست.

1- Brunei shell Peloleum (BSP).
2- Central Basin.
ص: 460

پنج حوزه تولیدی با نامهای چاوک(1) ، مان(2) ، ینانگ یانگ(3) ، میانونگ(4) و پروم(5) کل تولید برمه را کهمعادل 29000 بشکه در روز است و تقریبا تمام ذخایر قطعی 70 میلیون بشکه ای این کشور را تشکیل

می دهند. مطالعات مربوط به مناطق نویدبخش نفتی از قبیل نوار ساحلی آراکان(6) در ساحل غربی برمههنوز به پایان نرسیده است. معذالک دولت برمه و بعضی از کمپانیهای نفتی خارجی معتقدند که منابع

نفت و گاز نسبتا بزرگی در خارج از خشکی وجود دارد. در سال 1974 دولت با اسواکسپلوراسیون(7) (برمه)، مارتابان سیتی سرویس(8) ، توتال(9) ، یک کنسرسیوم اروپایی مرکب از سی.اف.پی(10) (فرانسوی)،دومنیکس(11) (آلمان غربی) و اجی آی پی(12) (ایتالیا)، و مؤسسه گسترش نفتی آراکان(13) ، یک کنسرسیوماز شرکتهای کنسرسیوم از شرکتهای ژاپنی در رابطه با مناطق خارج از خشکی قراردادهایی را امضاء

نمود. تمام این چهار قرارداد در سال جاری به پایان خواهند رسید. براساس این قراردادها اکسون

هشت حلقه چاه در خلیج مارتابان(14) حفر نمود در حالی که دیگر کمپانی ها در نوار ساحلی آراکانمستقر شده بودند. در هیچیک از مناطق حفاری شده نفت بدست نیامد، لیکن مقدار گاز دارای قابلیت

بهره برداری تجاری کشف گردید. اکسون، سیتگو(15) و توتال به دنبال نتایج ناچیزی که تاکنون داشته اندبه عملیات خود خاتمه داده و این کشور را ترک نمودند.

تواناییها و محدودیت ها

شرکت نفت دولتی میانما(16) مسئولیت تمام تولید و اکتشافات نفتی برمه را به عهده دارد و به عنوانعامل دولت در رابطه با قراردادهای اکتشافی کمپانی های نفتی خارجی عمل می کند. فعالیت های

اکتشافی و گسترش داخل خشکی تنها توسط میانما انجام می شود، که آن نیز به نوبه خود از آلمان،

انگلیس و کنسرسیومی به ریاست بانک چیس مانهاتان(17) وامهایی جهت خرید تجهیزات حفاری و

1- Chauk.
2- Mann.
3- yanangyaung.
4- Myanaung.
5- Prome.
6- Arakan Coastal Belt.
7- Esso Exploration.
8- Martaban Cities Service.
9- TOTAL.
10- C F P (France).
11- Deminex.
12- A G I P.
13- Arkan Oil Development Corporation (A O D C).
14- Gulf of Martaban.
15- Citgo.
16- Myanma oil Company (MOC).
17- Chase Manhattan Bank.
ص: 461

ماشین آلات مخصوص ساختن خط لوله دریافت کرده است. میانما توانایی اکتشاف در خارج از

خشکی را ندارد و در سال 1974 دولت برمه برخلاف سیاست همیشگی خود یعنی اجتناب از جهان

خارج، با چهار کمپانی خارجی در رابطه با عملیات اکتشافی خارج از خشکی قراردادهای اشتراک در

تولید مشابه اندونزی را منعقد می کند.

دولت نه وین(1) از سال 1962 نسبت به نفوذ تمام بیگانگان در برمه سوءظن داشت، و با شورشهای

قبیله ای و کمونیستی شرق برمه خود را سرگرم ساخته، و سیاست های سوسیالیستی را بکار می برد که

باعث اختناق رشد اقتصادی گردیده بود، مهمترین تغییر در سیاست انزوا طلبی در رابطه با تجارت نفت

صورت گرفته بود که در آن وام های خارجی میانما در رابطه اکتشافات داخل خشکی مجهز می کرد و

به شرکت های نفتی خارجی اجازه داده شد که به فعالیت های اکتشافی در خارج از خشکی بپردازد. با

این وجود از مشارکت شرکتهای نفتی خارجی در توسعه حوزه های داخل خشکی ممانعت به عمل

آمد.

یکی دیگر از عوامل محدود کننده بالقوه در مورد شرکت های نفتی خارجی در برمه تبدیل میانما از

وزارت معادن به وزارت صنایع دوم است. بر اثر این تغییر از میزان نفوذ تکنسین هایی که کارمندان

میانما را تشکیل می دهند در برابر بوروکراتهایی که وزارتخانه را اداره می کنند کاسته خواهد شد. تحت

این شرایط به نظر می رسد که نمایندگان شرکت های نفتی خارجی دیگر نخواهند توانست به آسانی به

پرسنل میانما دست یابند، و به عقیده برخی از ناظران این وضع مذاکرات مربوط به عقد قراردادهای

آینده را کند خواهد نمود.

دورنما

برمه در رابطه با گسترش بیشتر تواناییهای اندک خود در داخل خشکی دورنمای مساعدی دارد. تا

زمانی که حفاریهای اکتشافی دیگری صورت نپذیرد نمی توان در مورد تواناییهای خارج از خشکی

این کشور اظهارنظر نمود. احتمالاً دولت به جستجوی منابع وام های خارجی به منظور توسعه صنعت

نقت ادامه خواهد داد. در همان حال که برمه در برابر افزایش مشارکت بیگانگان در فعالیت های داخل

خشکی مقاومت خواهد کرد، ولی ظاهرا به نحو محتاطانه ای به شرکت های نفتی خارجی برای کار در

خارج از خشکی اجازه داده خواهد شد.


پاکستان

پاکستان

بر اساس اکتشافاتی که تا کنون صورت گرفته، تواناییهای نفتی پاکستان چندان امیدوار کننده به نظر

نمی رسد. ذخایر قطعی نفت فقط معادل 75 میلیون بشکه بوده، و میانگین تولید نیز 10000 بشکه در

روز است. که بسیار کمتر از نیاز داخلی می باشد. منابع گسترده گاز کشف شده و اکتشافات ضربتی

بیشتر می تواند موجب پیدایش ذخایر گازی و نفتی بیشتر به خصوص در حوضچه بلوچستان(2)گردد.گرچه مشکلات سیاسی کنونی اجازه اکتشاف و گسترش را نمی دهد، ولی ما معتقدیم که جو عملیاتی

1- Ne Win.
2- Baluchistan.
ص: 462

برای شرکت های نفتی خارجی عامل مهمی در توانایی پاکستان به عنوان یک صادرکننده نفت

نمی باشد.

چشم انداز زمین شناسی

تمام تولید نفت فعلی پاکستان از شش حوزه واقع در بخش شمالی حوضچه ایندوس(1) تأمینمی گردد. و در نقاط دیگر آن نیز اکتشافاتی در حال انجام است. (به نقشه صفحه 30 مراجعه کنید).(2) به

طور مثال در سال 1976 دولت پاکستان در مورد منابع نفت واقع در مرکز حوضچه ایندوس تبلیغات

زیادی راه انداخت. با وجود اینکه فقط مطالعات مقدماتی انجام گرفته است، شرکت دولتی توسعه گاز و

نفت با کمال خوش بینی یافته ها را شامل 200 میلیون بشکه نفت و 4 تا 5 ترلیون فوت مکعب گاز

تخمین می زند. با این وجود منابع خصوصی صنعت نفت معتقدند که این ذخایر حاوی گاز تقطیر شده

بوده و دارای نفت توام با گاز نمی باشد.

سلسله جبال مکران(3) در حوضچه بلوچستان که در غرب منطقه فعالیتهای نفتی حوضچه ایندوس واقع شده به تازگی مورد اکتشاف قرار گرفته است. با وجود اینکه مطالعات زمین شناسی در این منطقه

پایان نیافته، علائمی حاکی از وجود نفت در بعضی از بافتهای به خصوص مکران بدست آمده است.

کمپانی ماراتون یونیون(4) که تنها کمپانی خارجی در حال کار در منطقه است، در داخل و خارج ازخشکی به حفاری مبادرت ورزیده است.

آموکو(5) با کسب امتیازاتی در منطقه ای به وسعت کلی 77700 کیلومتر مربع که عمدتا در ناحیه فلات پوتوار(6) واقع شده بزرگترین فعالیتهای اکتشافی را انجام می دهد. تگزاس گلف در سند(7) یعنیبخش جنوبی حوضچه ایندوس دارای دو منطقه امتیازی می باشد. مطالعات لرزه نگاری انجام شده

توسط این کمپانی دو تشکیلات زمین شناسی نویدبخش و عمیق نفتی را نشان داده، و حفاری نیز در

چند ماه آینده انجام خواهد شد. تگزاس گلف یک چاه اکتشافی دیگر نیز در سومین منطقه مورد امتیاز

خود یعنی منطقه کارک(8) در مرز شمال غربی این ایالت در اواخر سال جاری حفر خواهد کرد. خلاصهاینکه این فعالیتها کم بوده و نشان می دهد که نسبت به وجود منابع عظیم نفت در پاکستان اعتماد

چندانی نمی شود. پاکستان در طول 15 سال گذشته در کشف و توسعه گاز طبیعی بیش از نفت موفقیت

داشته است. آمار تولید گاز توسط دولت اعلام نمی شود لیکن در سال 1976 حدود 190 میلیارد فوت

مکعب گاز تولید شده بود. ذخایر گاز معادل 21 تریلیون فوت مکعب برآورد شده که حوزه سوئی(9) در

1- Indus.
2- منظور صفحه 41 اسناد انگلیسی است که درCD شماره 7 موجود است.
3- Makran Ranges.
4- Marathon - union.
5- Amoco
6- Potwar Plateau.
7- Sind.
8- Karak.
9- Sui.
ص: 463

شرق بلوچستان (8 تریلیون فوت مکعب) و حوزه ماری(1) از آن جمله است. دیگر ذخایر به صورتپراکنده در حوزه پوتوار و سند واقع شده است. بسیاری از حوزه های گازی سند، اگرچه به طور کامل

آزمایش نشده اند، ولی مشخص شده که گاز نامرغوبتری را دارا می باشند.

تواناییها و محدودیت ها

شرکت دولتی توسعه گاز و نفت(2) هم به عنوان طرف مذاکره با شرکتهای خارجی پیرامون قراردادهای اکتشافی و هم به صورت یک کمپانی اکتشافی و گسترشی عمل می کند. دولت پاکستان

برای یافتن نفت و گاز کمپانیهای خارجی را به گرمی فرا می خواند و خواستار یک سرمایه گذاری

مشترک بین یک کمپانی نفتی بین المللی، یکی از مؤسسات مالی خارجی و شرکت دولتی توسعه گاز و

نفت می باشد. عکس العمل دولت نیز از تواناییهای محدود شرکت دولتی توسعه گاز و نفت در انجام

اکتشافات و گسترش به طور مستقل و اتکاء شدید آن به منابع خارجی در رابطه با تجهیزات،

تکنولوژی و آموزش ناشی می گردد. گرچه دولت در دو سال گذشته به حمایت مالی خود از شرکت

دولتی توسعه گاز و نفت به مقدار زیادی افزوده است، ولی این میزان سرمایه هنوز هم محدود است.

شرکت دولتی توسعه گاز و نفت هنوز هم قادر نیست به اهداف حفاری و گسترشی که در برنامه سالانه

دولتی تعیین شده دست پیدا کند. ناآرامی سیاسی در پاکستان به همراه برکناری نخست وزیر بوتو به

عنوان رئیس دولت توسط ارتش نیز از عوامل دیگر محدودکننده اکتشاف و تولید است. با وجود اینکه

دولت نظامی جدید اکثر سیاستهای رژیم بوتو را ادامه می دهد، شرکتهای نفتی خارجی نسبت به دائمی

بودن آن مردد بوده و نمی توان انتظار داشت که زمان برقراری ثبات سیاسی ابتکار جدیدی به عمل

آید. حتی قبل از سقوط دولت بوتو نیز شرکتهای نفتی خارجی نسبت به آینده عملیات در پاکستان

اظهار نگرانی می نمودند. دولت در سال 1976 تغییرات جدیدی را در بافت اداری مربوط اکتشاف و

گسترش نفت اعلام نمود. قرار بود یک سازمان جدید به نام کمیسیون نفتی پاکستان(3) به وجود آید ووظایف نفتی وزارت سوخت، نیرو و منابع طبیعی را به عهده گرفته شرکت دولتی توسعه گاز و نفت را

نیز جذب نماید. در شرایط کنونی، این وزارتخانه به عنوان عامل اعطای امتیازات و تنظیم کننده امور

انجام وظیفه می نماید. کمپانیهای نفتی احساس می کنند که با آنها و شرکت دولتی توسعه گاز و نفت

منصفانه رفتار شده است. فرامین جدید به علت تغییر دولت هرگز به مرحله اجرا در نیامد. معذالک

کمپانیها فکر می کنند که اگر کمیسیون نفتی پاکستان به وجود آید در اعطای حقوق امتیازی و در کاربرد

قوانین اکتشافی و گسترشی از رفتار بهتری برخوردار خواهند بود.

دورنما

در حال حاضر، تواناییهای نفتی پاکستان را بینهایت محدود می دانیم، گرچه اکتشافات بیشتر

به خصوص در حوزه مکران می تواند منجر به افزایش قابل توجه ذخایر نفتی گردد. دورنمای افزایش

1- Mari.
2- O G D C.
3- Pakistan Petroleum Commission (PPC).
ص: 464

ذخایر گاز طبیعی که در حال حاضر نیز چشمگیر می باشد خیلی بهتر است. اکثر احزابی که در

ناآرامیهای کنونی پاکستان رقیب هستند دریافته اند که نقش کمپانیهای نفتی خارجی در اکتشاف و

گسترش می تواند از وابستگی آنها به نفت وارداتی بکاهد. احتمالاً دولت جدیدی که روی کار می آید

انگیزه هایی برای نگهداشتن کمپانیهای خارجی در پاکستان فراهم خواهد کرد.


بنگلادش

بنگلادش

با وجود اینکه بنگلادش تا به حال به نفت دست نیافته، ولی دارای ذخایر گاز طبیعی عمده ای است

که بعضی از آنها از سال 1960 تاکنون مورد بهره برداری قرار گرفته اند. حفاری مناطق نویدبخش

داخل و خارج از خشکی علیرغم اختلافات مرزی این کشور با هند و برمه که موجب پیچیدگی بعضی

از عملیات شده ادامه دارد. شرکتهای نفتی خارجی از سال 1974 در مناطق خارج از خشکی مشغول

بکار بوده و اخیرا به آنها اجازه فعالیت در داخل خشکی نیز داده شده ولی در عین حال مناطقی که

دارای بهترین تواناییها می باشد برای دولت حفظ شده است.

چشم انداز زمین شناسی

دورنمای گاز و نفت بنگلادش در حوضچه آسام(1) در نیمه شمالی کشور در نوار ساحلی آراکان(2) در جنوب که تا درون خاک برمه امتداد می یابد، متمرکز می باشد. (به نقشه صفحه 30 نگاه کنید.)(3)

دورنمای گاز در این کشور بسیار امیدوارکننده است. برآوردهای اخیر توانایی ذخایر گازی را بین 18

تا 25 تریلیون فوت مکعب نشان می دهد که ظاهرا بخش اعظم آن شامل حدس خوش بینانه ای در

مورد تواناییهای مربوط به حوزه های خارج از خشکی می باشد.

برداشت گاز از چهار حوزه تولیدی کشور در سال 1976 تقریبا معادل 30 میلیارد فوت مکعب

بود. سه حوزه از چهار حوزه مذکور در شمال شرقی بنگلادش واقع شده اند. قرار است در حوزه

بخرآباد(4) در شمال شرقی نیز حفاریهایی برای ارزیابی صورت گیرد. ولی اطلاعات اخیر حاکی ازآنست که گسلهای ژئولوژیکی این حوزه را به سه بخش تقسیم کرده و بخش عمده گاز تنها در قسمت

مرکزی آن قرار گرفته است. محتوای گاز متان حوزه بخرآباد نیز مانند گاز حاصله از حوزه های

قدیمی تر بیش از 94 درصد است. در حجله مولادی(5) و بگمگانی(6) نیز گاز پیدا شده، و با وجودکوچک بودن این حوزه ها حفاریهای دیگری نیز صورت خواهد گرفت.

در اواخر سال 1976 کمپانی نفتی یونیون در 80 کیلومتری خارج از خشکی خلیج بنگال به گاز

دست یافت. این کمپانی هنوز در مورد بهره برداری و یا انجام اکتشافات بیشتر تصمیم نگرفته است. در

1- Assam.
2- Arakan coastal Belt.
3- منظور صفحه 43 اسناد انگلیسی است که درCD - شماره 7 موجود است.
4- Bakhrabad.
5- Hijla - Muladi.
6- Begumgani.
ص: 465

خارج از خشکی منبع دیگری که دارای ارزش تجاری باشد، بدست نیامده است.

تواناییها و محدودیت ها

شرکت گاز و نفت بنگلادش (پترو بنگالا(1) ) که یک آژانس دولتی است، در زمینه اکتشاف و توسعهفعالیت داشته و فعالیت خارجیها را تنظیم می کند. کمک عملیاتی این شرکت یعنی

کمپانی تایلاساندهینی(2) با کمک فنی خارجی در مناطق داخل خشکی به اکتشاف می پردازد. اینشرکت با استفاده از تجهیزات و همچنین کمک فنی شوروی که دولت آن را رضایتبخش نمی داند در

دو سال گذشته در داخل خشکی شش حلقه چاه حفر نموده است. یک شرکت آمریکایی اخیرا در

مورد یکی از چاهها آزمایش تولید را انجام داد. آلمان غربی و احتمالاً نروژ نیز کمک فنی در اختیار

این کشور قرار می دهند.

تایلا ساندهینی در ماه مه گذشته به مذاکره پیرامون خرید ماشین آلات حفاری پرداخت. ظاهرا

تجهیزات آمریکایی را به تجهیزات رومانی و روسی ترجیح می دهد، لیکن در مورد تأمین هزینه مورد

نیاز دچار مشکلاتی شده است. دولت برای اکتشاف در خارج از خشکی با شش کمپانی خارجی

قراردادهای اشتراک در تولید منعقد ساخته است و هزینه لازم نیز از طریق 30 درصد بازده اولیه تأمین

خواهد شد. در ژوئیه 1976 دولت در رابطه با مناطق داخل خشکی امتیازاتی را ارائه نمود که شامل

اکثر نقاط کشور می شد و از سرمایه گذاریهای مشترک دعوت نمود تا در مناطق عملیاتی مربوط به

پترو بنگالا بجز در مناطق دارای حوزه های شناخته شده و یا مورد اکتشاف بکار مشغول شوند.

قراردادهای مربوط به خارج از خشکی که با دو کمپانی خارجی منعقد شده شامل مناطقی است

که مورد ادعای هند و برمه می باشند. مسئله اختلافات مرزی حل نشده این کشور با هند سبب شد که

یک کمپانی آمریکایی نتواند در زمینه سرمایه گذاری برای خود شریکی بیابد و احتمالاً علت تصمیم به

ترک منطقه نیز همین بوده است. به علت ادعاهای برمه منطقه مورد امتیاز ژاپن نیز کاهش یافته است.

ارزیابی حوزه بخرآباد نیز با تأخیر روبرو شده است زیرا کمپانی مسئول آمریکایی نتوانسته

سرمایه لازم را فراهم آورد.

دورنما

تواناییهای مربوط به گاز و نفت بنگلادش در حال حاضر نسبت به آنچه که دو سال گذشته می نمود

کمتر نویدبخش است، با این وجود مشخص است که این کشور حاوی منابع گازی مهمی می باشد.

طرحهایی در دست است تا تولید حوزه های فعلی گاز افزایش یابد. دورنمای آینده نزدیک بستگی به

ارزیابیهای بیشتر حوزه بخرآباد و یافته های خارج از خشکی دارد. بنگلادش از نظر فنی و نه از نظر

مالی نمی تواند بدون نوعی حمایت خارجی کار را به تنهایی آغاز کند، لیکن روابط این کشور با

کمپانیهای خارجی و مستشاران بین المللی آنقدر خوب بوده که می توان گفت اکتشاف و گسترش ادامه

خواهد یافت.


تایوان

1- Petro Bangala.
2- Taila Sandhini.
ص: 466

تایوان

تایوان از نظر منابع انرژی بسیار فقیر است. علاقه بسیار به یافتن و گسترش منابع گاز و نفت

داخلی دارد. شرکت دولتی نفت چاینیز با کمک شرکتهای آمریکایی به عملیات اکتشافی نفتی در فلات

قاره تایوان دست زده است. گرچه شرکت نفت چاینیز(1) در نظر دارد در آینده نزدیکی اکتشافات خارجو داخل خشکی خود را افزایش دهد لیکن دورنمای دستیابی به منابع مهم نفتی ضعیف می باشد مگر

آنکه فعالیت در مناطق نویدبخش تر از قبیل دریای شرق چین انجام گیرد. شرکتهای خارجی نیز به

علت زدوخوردهای ناشی از اختلافات ارضی آن کشور با چین، ژاپن و کره جنوبی حاضر نیستند به

آن مناطق وارد شوند.

چشم انداز زمین شناسی

وابستگی به منابع خارجی مهمترین علت افزایش فعالیتهای اکتشافی و گسترش تایوان بوده است.

تایوان در حال حاضر دارای 84 حلقه چاه مولد در داخل خشکی است که تقریبا تمام آنها حاوی گاز

می باشند. تولید گاز داخلی در حال حاضر نیاز تمام جزیره را تأمین می کند. ولی تولید نفت داخلی تنها

2 درصد از نیاز فعلی را که روزانه 200000 بشکه می باشد برآورده می سازد.

تایپه(2) از مساعدتهای خارجیان در فعالیت های اکتشافی خود بشدت استقبال کرده است. به عنوانیک کار تشویقی شرکت دولتی نفت چاینیز نیمی از سرمایه لازم برای حفاریهای داخل خشکی را

فراهم می آورد و منافع حاصله از این سرمایه گذاری مشترک را نیز به نسبت 50 درصد بین خود و

شریک خارجی تقسیم می کند. چند کمپانی امریکایی از قبیل گلف، آموکو و کونوکو که در برنامه های

مشترک اکتشافی شرکت کرده بودند اخیرا به علت ناخوشایند بودن نتایج حاصله امتیازات خود را

پس دادند.

برنامه اکتشافی سال گذشته شرکت نفت چاینیز مستلزم حفر 20 حلقه چاه بوده است. از 14 حلقه

چاهی که قرار بود در داخل خشکی حفر شود، 9 حلقه حفر گردید که شش حلقه خشک و یک حلقه

دیگر در دست حفاری است. توجه شرکت نفت چاینیز بتدریج به سمت حفاریهای خارج از خشکی

متمایل می گردد. در سال 1976 دولت 500 میلیون دلار برای برنامه حفاریهای دراز مدت خارج از

خشکی اختصاص داد. در سال جاری هفت حلقه چاه در خارج از خشکی حفر خواهد شد و یکی از

آنها که تا به حال حفر گردیده جریان گاز رضایت بخش داشته است. حفاریهای خارج از خشکی در

منطقه پیشین آموکو و در ساحل شمال جزیره متمرکز خواهد بود.

تواناییها و محدودیت ها

اختلافات ارضی این کشور با چین و تا حدود کمتری با ژاپن و کره جنوبی سبب شده است که

شرکتهای نفتی خارجی نتوانند اقدامات گسترده تر اکتشافی در خارج از خشکی به عمل آورند. آنها

عمدتا از این می ترسند که مبادا فعالیت های حفاری در مناطق مورد اختلاف موجب رویارویی با پکن

1- Chinese Petroleum corpoation (CPC).
2- Taipei.
ص: 467

شود. تایپه اخیرا سعی کرد در 160 کیلومتری شمال تایوان یعنی ناحیه بین سرزمین اصلی چین و

جزیره به حفاری بپردازد اما شکست خورد. علی رغم تضمین ارائه شده توسط تایپه مبنی بر اینکه

ارزش ماشین آلات خسارت دیده و یا از بین رفته را به طور کامل خواهد پرداخت. هیچیک از

شرکتهای خارجی حاضر بکار در این منطقه نشده اند. اختلافات این کشور با ژاپن و کره جنوبی شامل

مناطق دیگر خارج از خشکی نیز می باشد.


تایلند

تایلند

9 سال اکتشاف در تایلند نتوانسته است منجر به پیدایش منابع نفت تجاری شود، گرچه در مناطق

خارج از خشکی خلیج تایلند (به نقشه صفحه 38 نگاه کنید)،(1) ذخایر مهم گاز طبیعی و فشرده پیدا

شده است. مذاکراتی در حال انجام است تا با استفاده از منابع مالی بانک جهانی و تکنولوژی کمپانی

نفتی خارجی ذخایر گازی گسترش داده شوند. گرچه اکتشافاتی که تاکنون انجام شده امید کمی برای

دستیابی به منابع نفتی به وجود می آورد، ولی احتمال پیدایش ذخایر دیگر گاز بسیار زیاد است.

چشم انداز زمین شناسی

از زمانی که تایلند در سال 1968 قلمرو خود را به روی اکتشافات خارجی گشود، توانست

تعدادی از شرکتهای بزرگ نفتی را به خود جلب نماید. حفاریهای داخل خشکی از همان اوان

نویدبخش نبود، و مناطق داخل خشکی اجاره داده شده توسط گلف و یونیون نیز پس از حفر یک چاه

در هر کدام، به کشور مزبور بازگردانده شد. در دریای آندامان در ساحل غربی شبه جزیره تایلند،اکسون و یونیون 10 حلقه چاه در اعماق بین 1370 تا 3960 متری و در داخل آب در اعماق 490 تا

900 متری حفر نمودند که نتیجه مثبتی ببار نیاورد. این نتایج منفی سبب شده است که این کمپانی ها بر

آن شوند تا به جستجوی نفتی خود در دریای آندامان(2) پایان دهند. اکتشافات در خلیج تایلند وسیع تر و

به همان اندازه پرثمرتر بوده است. از 50 حلقه چاهی که تاکنون حفر شده، هشت حلقه در اعماق

1220 تا 3660 متری و در آبهای به عمق 45 تا 75 متر به گاز طبیعی و مقطره رسیده اند. حدس زده

می شود که یافته های یونیون شامل یک تریلیون فوت مکعب گاز و نیز مقدار زیادی گاز مقطر است.

تقریبا در همان شرایط زمین شناسی، کمپانی تگزاس پاسیفیک(3) در سال گذشته دو حلقه چاه بزرگ

حفر نمود که هر دو بیش از 2 تریلیون فوت مکعب گاز در خود دارند. اکتشافات تگزاس پاسیفیک

سبب شده است که در رابطه با پیدایش منابع گاز دیگر خوش بینی زیادی پیدا شود.

تواناییها و محدودیت ها

تایلند به منظور گسترش منابع هیدروکربن خود به تخصص خارجی نیازمند است. روابط این

کشور با کمپانیها نیز تاکنون خوب بوده است که علت اصلی آن نیز عدم پیدایش منابع نفت دارای

1- منظور صفحه 46 اسناد انگلیسی است که درCD -1 شماره 7 موجود است.
2- Andaman Sea.
3- Texas - Pasific.
ص: 468

ارزش تجاری می باشد. به هنگام مذاکره در مورد اجاره مناطق نفتی در سال 1968 قرار شد تایلند

5/12 درصد عوارض و 50 درصد مالیات بر منافع تمام نفت خام تولیدی را بدست آورد. ولی پس از

کاهش هزینه کمپانی، دولت احتمالاً کمتر از 50 درصد از عایدات کلی نفت خام را کسب می نماید. با

در نظر گرفتن اینکه شرایط قراردادها در مالزی و اندونزی سخت تر شده، احتمال دارد دولت در

صورت دستیابی به اکتشافات عظیم نفتی به کمپانی ها فشار بیاورد تا سهم بیشتری از منافع را دریافت

دارد.

در قراردادهای ابتدایی در مورد کشف گاز پیش بینی هایی نشده بود. بنابر این دولت از سال 1976

با یونیون وارد مذاکرات گسترده ای شده است تا بتواند برای هر چاه گاز قیمتی تعیین کند به نحوی که

یونیون نیز مایل به سرمایه گذاری در گسترش حوزه های گازی بشود. برنامه هایی در نظر گرفته تا بر

اساس آن یک خط لوله زیر آبی 600 کیلومتر از حوزه یونیون تا شمال بانکوک احداث گردد. جهت

اتصال اکتشافات تگزاس پاسیفیک به جنوب نیز احداث یک خط لوله 180 کیلومتری دیگر مورد لزوم

است. هزینه کلی خط لوله بین 500 تا 600 میلیون دلار برآورد شده است. قرار است هزینه قسمت

اعظم این پروژه ها از طرف بانک جهانی تأمین شود و اخذ مقداری وام تجاری نیز محتمل می باشد. این

پروژه قرار است تا سال 1981 پایان یابد.

دورنما

با درنظر گرفتن وسعت تلاشهای اکتشافی گذشته و مشخصات زمین شناسی ظاهرا تایلند توانایی

لازم را برای تبدیل شدن به یک صادرکننده نفت ندارد. لیکن با ادامه اکتشافات دستیابی به گاز و

مقطره بیشتری معقول به نظر می رسد. تایلندی ها مایلند پروژه خط لوله گازی را هرچه زودتر آغاز

کنند تا بتوانند از میزان واردات نفتی خود که سالانه 800 میلیون دلار می شود، بکاهند. ذخایر گاز و

مقطره فعلی برای تأمین حدود 25 درصد نیاز این کشور به واردات نفتی کافی می باشد. احتمالاً در

آینده نزدیک قراردادهایی با کمپانیهای خارجی منعقد خواهد گردید.


فیلیپین

فیلیپین

فیلیپین ظاهرا پس از انجام یک سری حفاری های ناموفق توانسته است به منابع نفتی دارای کمیت

تجاری دست یابد. در گذشته علی رغم شرایط زمین شناسی ظاهرا مناسب برنامه های حفاری

کمپانیهای نفتی خارجی و داخلی با کندی بسیار پیش می رفت. یافته های اخیر و شرایط آزاد منشانه

دولت سبب شد که میزان اکتشافات که هنوز نیز کند است شتاب بیشتری بگیرد. دورنمای به وجود

آوردن ذخایری که برای تأمین تولیدات قابل توجهی تا قبل از سالهای 1980 کافی باشد چندان

درخشان نیست.

چشم انداز زمین شناسی

از دیرباز چنین به نظر می رسید که بافتهای زمین شناسی فیلیپین دارای ذخایر نفتی است. این

مجمع الجزایر پهناور و از نظر مشخصات زمین شناسی شباهت بسیاری با کشورهای همسایه یعنی

ص: 469

اندونزی و ایالت بورنئوی(1) در شمال مالزی دارد. تعداد زیاد حوضچه های رسوبی مربوط به دورانسوم زمین شناسی در داخل خشکی و نیز در غرب فلات قاره کشور احتمالاً شامل تعداد زیادی ذخایر

نفتی نه چندان بزرگ است.

گرچه اکتشاف از اوایل قرن آغاز شده بود، ولی فقط در طی سالهای 1950 و 1960 بود که

تحقیقات لرزه نگاری به عمل آمد و چند چاه اکتشافی در حوضچه شمالی دره لوزون کاگایان(2) حفرگردید. در اوایل سالهای 1970 به اکتشاف در مناطق خارج از خشکی علاقه زیادی پیدا شد و

تقریبا40 کمپانی که بسیاری از آنها محلی بودند منطقه ای به وسعت 129500 کیلومتر مربع را بر

اساس قراردادهای امتیازی اجاره کردند. معذالک میزان حفاری ناچیز باقی ماند و در سال 1974 و

1975 تعداد 16 حلقه چاه حفر گردید که هیچیک موفقیت آمیز نبود.

در سال 1976 سیتی سرویس(3) به همراه هاسکی(4) از کانادا و چند کمپانی فیلیپینی به اولیناکتشاف مهم در این کشور (نیدو I(5)) در 45 کیلومتری ساحل شمال غرب پالاوان(6) دست یافتند. در

عمق 2890 متری کابلهای داخل چاه نشان می داد که چاه به ذخایر دارای طبقات آهکی متخلخل

رسیده است. ظاهرا یک حفاری آزمایشی نشان داد که چاه می تواند روزانه 7200 بشکه نفت تولید

نماید. در اواخر همان سال یک چاه دیگر نیز در شمال منطقه حفر شد که نتیجه امیدوارکننده ای نداشت

و تنها آثار کمی از هیدروکربن در آن مشاهده می شد. یک چاه ثالث که در ژوئیه 1977 در جنوب

نیدو I ، حفر شد دارای بهترین شدت جریان نفت در آن زمان بود که در تشکیلات کربناته با

شکستگی زیاد واقع شده است. گرچه ارزش تجاری این منطقه هنوز تعیین نشده، لیکن تأیید این

مطلب که در حاشیه پالاوان نفت وجود دارد، می تواند موجب تداوم اکتشافات در این منطقه گردد.

اکتشافات سال گذشته نیز در ریدبنک(7) واقع در لبه شرقی جزایر اسپراتلی(8) در دریای جنوبی چینمتمرکز بود. ویتنام، چین، تایوان و فیلیپین مدتها دعوی حاکمیت بر این منطقه را داشتند. مانیل برای

ثبوت ادعای خود به یک گروه سوئدی (سالن(9) ) اجازه حفاری داد که بعدها آموکو سهام آنرا خریدارینمود. علیرغم اظهارات وزارت امور خارجه (امریکا م) مبنی بر اینکه شرکتهای آمریکایی در منطقه

مورد اختلاف امنیت نخواهند داشت، یک شرکت آمریکایی در اوایل سال 1974 حفر یک حلقه چاه

را در این منطقه به پایان رساند. این چاه (سامپاگیتا I(10)) نفت تقطیر شده و گاز طبیعی بدست داد. درسال 1977 آمکو به منظور پایان بردن شرایط مندرج در قرارداد خود دو حلقه چاه دیگر در این منطقه

1- Borneo States.
2- Luzon Gagayan valley.
3- Cities Service.
4- Husky.
5- Nido I.
6- Palawan.
7- Read Bank.
8- Spratly Island.
9- Salen.
10- Sampaguita I.
ص: 470

حفر نمود. هر دو چاه تا اعماق 3660 متری حفر گردید لیکن نتیجه ای ببار نیامد.

تواناییها و محدودیت ها

دولت فیلیپین در سال 1973 شرکت ملی نفت فیلیپین(1) را ایجاد کرد تا سرعت گسترش نفتبیشتر شود. از آن زمان این شرکت به سرعت رشد کرد و به صورت گسترده ای وارد کارهای پالایشی،

توزیع و تاحدودی اکتشاف (محدود به دره کاگایان) گردید. کمپانیهای نفتی خارجی که بر اساس

شرایط قراردادهای خدماتی با دفتر توسعه انرژی کار می کنند تعهد می دهند برنامه کاری خاصی را در

زمان خاصی به پایان برسانند. اگر نفتی کشف شود، یک قرارداد اشتراک در تولید به مرحله اجرا در

می آید. به منظور تسریع اکتشافات، رئیس جمهور مارکوس در سال 1975 اعلام کرد که یا تمام

صاحبان امتیاز نفت به صورت قراردادهای خدماتی درآیند و یا امتیازات خود را به دولت واگذار

نمایند. این وضع سبب شد که کمپانیهای محلی بسیاری که بدون سرمایه و دارای تهور کمتری بودند به

دنبال سرمایه و تکنولوژی کمپانیهای خارجی برآیند. رژیم مارکوس صریحاً اعلام کرده است که برای

توسعه صنایع ابتدایی پالایش نفت به سرمایه گذاری خارجی نیازمند است. حتی با ورود اخیر دولت به

مراحل پایانی پالایش نفت، فیلیپین باز هم شرایط جالبی برای شرکتهای نفتی خارجی فراهم خواهد

آورد.

دورنما

مشخصات زمین شناسی و نزدیکی به مناطق مولد نفت نشانگر توانایی بالای دستیابی به ذخایر

نفت دارای قابلیت تجاری در فیلیپین است. سیاستهای کنونی دولت به همراه یافته های اخیر در حاشیه

پالاوان احتمالاً میزان اکتشافات را بیش از سالهای گذشته بالا خواهد برد.


کره جنوبی

کره جنوبی

تلاشهای کره جنوبی جهت دستیابی به ذخایر نفت داخلی به دنبال نتایج منفی حفاریهای داخل

خشکی و اختلافات موجود در رابطه با مناطق بکر خارج از خشکی عقیم مانده است. تصویب اخیر

معاهده اکتشافاتی مشترک توسط ژاپن سبب آغاز اکتشافات خواهد شد، لیکن مشکلات موجود این

کشور با چین هنوز لاینحل باقیمانده است.

چشم انداز زمین شناسی

کره جنوبی هرگز مقادیر نفت خام دارای ارزش تجاری را پیدا نکرده است. اگرچه در اواخر 1975

یک منبع کوچک در نزدیکی پوهانگ(2) در ساحل شمال شرقی کشف شد لیکن اکتشافات بعدی نشانداد که مقدار آن برای بهره برداری تجاری کافی نیست. در سال 1968 مطالعات زمین شناسی سازمان

ملل نشان داد که تواناییهای نفتی قابل ملاحظه ای در فلات قاره آسیا وجود دارد که از جنوب

1- P N O C.
2- Pohang.
ص: 471

کره جنوبی تا ساحل چین و خلیج تونکین(1) گسترش دارد. امتیازاتی به چند کمپانی امریکایی داده شد،لیکن به علت اختلافات ارضی این کشور با ژاپن و چین اکتشافات متوقف ماند. در سال 1972 و

1973 چهار حلقه چاه اکتشافی در دریای زرد حفر گردید و پس از آن آمریکا کمپانیها را متقاعد

ساخت که عملیات خود را در این منطقه مورد اختلاف را پایان بخشند. تمام این چاهها بی حاصل بود

لیکن آثاری از گاز طبیعی را نشان می داد.

تواناییها و محدودیت ها

به دلیل اینکه بخش اعظم تواناییهای نفتی کره جنوبی در مناطق خارج از خشکی واقع شده،

مهمترین امانت موجود بر سر راه اکتشاف همان اختلاف بین این کشورها می باشد. در دریای زرد،

قلمرو مورد ادعای کره جنوبی بر معیار تساوی مسافت استوار بوده لذا تا حد وسط بین چین و این

کشور ادامه می یابد. چین از طرف دیگر، از معیار 100 واحد عمق پیمایی دریایی حمایت می کند تا

بتواند بخش بزرگتری از فلات قاره را بدست بیاورد. کره ایها پیشنهاد مذاکره در مورد اختلاف را

داده اند، لیکن چینی ها امتناع ورزیده و ادعای کره ایها را بی اساس می خوانند. در جنوب کره در دریای

شرق چین مهمترین مسئله مورد اختلاف این کشور با ژاپن بوده، ولی چین نیز با دعوی هر دو کشور

مخالف است. در سال 1974 یک معاهده در مورد ناحیه اکتشاف بین کره و ژاپن امضاء شد. ژاپنی ها

تأیید این مطلب را تا ماه ژوئن سال جاری به تأخیر انداختند که در نتیجه آن هیچ گونه حفاری صورت

نگرفته است. یک کنسرسیوم نفتی امریکایی که صاحب امتیاز در این منطقه است، احتمالاً در سال آتی

حفاریهای اکتشافی را شروع می نماید. در نفت مکشوفه این منطقه ژاپن نیز سهم برابر خواهد داشت.

کره ایها از لحاظ انجام اکتشافهای داخلی قابلیتهایی را بدست آورده اند. یک شرکت خصوصی کره ای

که تنها متخصصین کره ای را استخدام می کرد به کارهای اکتشافی اولیه پرداخت که منجر به کشف منبع

پوهانگ گردید. ولی شرکت مزبور قبل از کشف این منطقه ورشکست شد و دولت پروژه را در اختیار

گرفت. گرچه سیا(2) کره کنترل عملیات را بدست گرفت، ولی این سازمان نیز پروژه را به حال خود رهاکرده است. اکتشافات خارج از خشکی فقط به وسیله کمپانیهای نفتی بین المللی و از طریق امتیازات

اعطایی دولت کره انجام گرفته است. لیکن کره ایها اعلام کرده اند که اگر عملیات اکتشافی این منطقه تا

پس از تصویب سرمایه گذاری مشترک توسط ژاپن متوقف بماند، آنها تلاش خواهند کرد قابلیتهای

خود را در خارج از خشکی نیز توسعه دهند. این کار نیز از طریق عقد قرارداد برای تجهیزات و

تخصص خارجی انجام می گیرد. هزینه و میزان خطرات قابل ملاحظه است و سرمایه لازم نیز در

بودجه برنامه پنج ساله کنونی (81 1976) مشخص نشده است.

دورنما

نتایج ناچیز اکتشافات اخیر دورنمای دستیابی به نفت در داخل و اطراف کره جنوبی را ضعیف کرده

است. با این وصف، هنوز مناطق زیادی دست نخورده باقیمانده است. ملاحظات دیپلماتیک عمده ترین

1- Tonkin Gulf.
2- CIA
ص: 472

موانع انجام این اکتشافات می باشد. گرچه تصویب معاهده در مورد فلات قاره بین ژاپن و کره یک گام

بزرگ است، ولی مخالفت شدید چین می تواند مانع اکتشاف گردد. در صورت کشف، فقدان روابط بین

کره جنوبی و چین می تواند مشکلات دیپلماتیک بزرگی پدید آورد.


ویتنام

ویتنام

دورنمای نویدبخش تولید نفت در ویتنام، که در ماههای آخر جنگ ظاهر شده بود، هنوز هم به

صورت یک دورنما باقی مانده است. هنگامی که ویتنام شمالی در آوریل 1975 قدرت را بدست

گرفت، کمپانیهای امریکایی مجبور شدند از اکتشافات نویدبخش خود در ویتنام جنونی دست بردارند.

در چند ماه گذشته دولت ویتنام و شرکت ملی نفت آن یعنی پترو ویتنام(1) با شرکتهای فرانسوی،

ایتالیایی و آلمانی قراردادهای اکتشاف مقدماتی منعقد ساختند. جزئیات مشخص نشده و اکتشافات

بعدی نیز انجام نشده است. ویتنام بدون مشارکت غرب فرصت کمی خواهد داشت تا بتواند تواناییهای

نفتی خود را گسترش دهد.

چشم انداز زمین شناسی

اکتشاف نفت در ویتنام هنوز در مراحل ابتدایی بسر می برد. وجود هیدروکربن ها در فلات قاره

ویتنام جنوبی مسلم است لیکن قبل از انجام اکتشاف نمی توان میزان وسعت ذخایر را مشخص کرد. با

این وصف بعضی از مقامات نفتی خارجی معتقدند که احتمالاً چند منبع دارای 100 میلیون بشکه نفت

یا بیشتر در آنجا وجود دارد. این امر می تواند سطح تولید را سرانجام به 270000 بشکه در روز

برساند.

از برنامه اکتشاف تنها هشت ماه نگذشته بود که ویتنام شمالی در آوریل 1975 بر جنوب غلبه

نمود. دولت پیشین ویتنام جنوبی در سال 1973 هشت امتیاز در رابطه با اکتشاف نفت در فلات قاره

خود به چهار کمپانی و یا کنسرسیوم اعطا کرده بود. کنسرسیوم موبیل کایو(2) در مارس 1975 دراولین چاه 3000 متری خود که در 180 کیلومتری سایگون واقع شده به نفت رسید. نتیجه آزمایش

نشان داد که چاه مزبور می تواند روزانه 2400 بشکه نفت به سنگینی 35 درجه API و مقدار گاز تولید

نماید.

خوشبینانه ترین مناطق ویتنام در فلات قاره بخش جنوبی کشور واقع گشته است. در داخل خشکی

نیز احتمالاً بافتهای زمینی حاوی نفت در دلتای رود مکونگ(3) وجود دارد لیکن در این منطقه تحقیقاتجامعی به عمل نیامده است. در شمال، شوروی، رومانی و آلمان شرقی حداقل از سال 1967 در

اکتشافات داخلی خشکی منطقه دلتای رود سرخ(4) مشغول بوده اند. شواهدی در مورد کشف نفت دراین منطقه وجود ندارد.

1- Petro Vietnam.
2- Mobil - Kaiyo.
3- Mekong River Delta.
4- Red River Delta.
ص: 473

تواناییها و محدودیت ها

ویتنامی ها در گسترش بخش نفتی خود را احتیاط بسیار عمل می کنند. این عملکرد محافظه کارانه

آنها نیز ناشی از عدم آگاهی و تجربه در رابطه با تمام جنبه های صنعت نفت و نگرانی ایدئولوژیک

درباره میزان قابل تحمل فعالیت خارجی غیر کمونیستها در ویتنام است. مقامات ویتنام شمالی نیز

هنگام غلبه بر جنوب هیچ اطلاعی درباره این صنعت نداشتند. چند مقام عالیرتبه ویتنام جنوبی نیز که

با صنعت نفت تا حدودی آشنا بودند هنگام به قدرت رسیدن کمونیستها کشور را ترک کردند. علاوه بر

این، کمپانیهای نفتی نیز ظاهرا تمام اطلاعات لرزه نگاری و فنی را با خود بردند. این فقدان آگاهی نیز

سبب شده است که مذاکره در مورد قراردادهای پیچیده که دارای تغییرات و ترکیبات نامحدودی از

قبیل میزان منافع، کم نویسی هزینه ها، تقسیم تولید، مالیاتها، و جبران خسارت کارمندی می شود،

مشکل تر شود.

خنده دار اینست که ویتنامیها باید در تمام جنبه های اکتشاف گسترش کمپانیهای نفتی غربی وابسته

باشند. خود ویتنام نیز نه تکنولوژی و نه سرمایه لازم جهت انجام اکتشافات را در اختیار ندارد و

هم پیمانان کمونیست آن نیز به همین ترتیب. فقط چین، شوروی و رومانی دارای تجاربی در خارج از

خشکی هستند، لیکن تجهیزات نادر آنها نیز در گسترش نفت داخلی مشغول بکار است. بهرحال

ویتنامی ها می خواهند با استفاده از تکنولوژی پیشرفته غرب نفت را به سرعت و با کارایی استخراج

نمایند. در این رابطه آنها شرکتهای آمریکایی را به شرکتهای اروپایی ترجیح می دهند. زیرا تکنولوژی

سرمایه و تجارب منطقه ای آنها برتر می باشد.

دورنما

هنوز بسیار زود است که بگوییم آیا ویتنام به صورت یک تولیدکننده نفتی درخواهد آمد یا خیر.

زمین شناسی فلات قاره نشانگر وجود هیدروکربن بوده و حفاریهای مقدماتی نیز مقداری نوید به

همراه داشته است. معذالک چهار حلقه چاه ملی که تاکنون حفاری شده آن شور و حرارتی که کمپانیها

را در سالهای 1973 و 1974 به ویتنام جذب نمود از خود نشان نداد. اکنون از توقف اکتشافات و

انعقاد قراردادها بیش از دو سال می گذرد. ویتنامیها بشدت با کمپانیهای نفتی خارجی چک و چانه

خواهند زد، ولی اکثر آنها نسبت به پذیرش شرایطی که در مقایسه با شرایط مالزی و اندونزی

نامناسب تر است بی میل می باشند. ماهیت اتخاذ توافق عمومی در روند تصمیم گیری هانوی و روند کار

اندیشمندانه بوروکراسی این کشور سبب می شود که گسترش نفت در این منطقه تحقق نیابد. ملاحظه

شرایط کنونی امکانات دستیابی به نفت تولید تا سال 1980 قابل اغماض به شمار می آید.


خاورمیانه غیر اوپک، آفریقای شمالی و منطقه مدیترانه

خاورمیانه غیر اوپک، آفریقای شمالی و منطقه مدیترانه

امکان دستیابی به ذخایر جدید و مهم در این منطقه بسیار ناچیز است. تنها در مصر و احتمالاً عمان

امکان دستیابی به یافته های جدید و بزرگ وجود دارد. با وجود اینکه اکتشاف در بعضی از مناطق

مصر به سرعت به پیش می رود، ولی یکی از نویدبخش ترین مناطق یعنی خلیج سوئز در نتیجه روابط

موجود با اسرائیل مورد اکتشاف قرار نگرفته است. هزینه سنگین، شرایط سخت، و سیاست نفتی

ص: 474

ناپایدار دولت نیز دست بدست هم داده و سبب کاهش علاقه کمپانیها به عمان شده است. عملیات

اکتشافی یک منطقه نسبتا نویدبخش که تونس و لیبی هر دو بر سر تصاحب آن اختلاف دارند به دلیل

مناقشات این دو کشور متوقف شده است. در نقاط دیگر، دورنمای ضعیف زمین شناسی، عدم ثبات

سیاسی و در مورد ترکیه و یونان نیز اختلافات ارضی علاقه کمپانیها را محدود کرده اند.


مصر

مصر

تواناییهای نفتی مصر پیش از تواناییهای دیگر کشورهای کمتر توسعه یافته غیر اوپک است.

کمپانیهای نفتی بین المللی به تواناییهای زمین شناسی مصر، به خصوص در رابطه با خلیج سوئز، که

چهار اکتشاف بزرگ در آن صورت گرفته، امید بسیار دارند. سابقه روابط حسنه قاهره با کمپانیهای

نفتی خارجی و سیاستهای معتدل رژیم سادات نیز آنها را به این منطقه جلب کرده است. از سال

1973، کمپانیهای خارجی با عقد بیش از 30 فقره قرارداد عملیاتی متعهد به سرمایه گذاریهایی به

ارزش 800 میلیون دلار شده اند. در حال حاضر، تشنج میان اعراب و اسرائیل تنها عامل بازدارنده

افزایش اکتشافات است.

چشم انداز زمین شناسی

صنعت نفت مصر تا حد زیادی در منطقه خلیج سوئز متمرکز است. از 70 سال قبل یعنی از زمان

آغاز اکتشافات نفتی توسط انگلیس، تمام کشفیات مهم در این منطقه واقع شده است. از 500000

بشکه نفت روزانه ای که مصر در نظر دارد تا پایان سال 1977 تولید نماید، روزانه بیش از 400000

بشکه آن از حوزه های خارج از خشکی خلیج سوئز بدست خواهد آمد. سه حوزه کوچک مولد دیگر

نیز در صحرای غربی اسکندریه به فاصله 50 تا 100 کیلومتری مدیترانه قرار گرفته است. منطقه اسکندریه(1) حاوی تنها حوزه های گازی مصر می باشد.

بخش اعظم 4 میلیارد بشکه ذخایر نفت تثبیت شده و احتمالی مصر در منطقه خلیج سوئز واقع

شده است. بعضی از زمین شناسان معتقدند که فقط نیمی از نفت موجود در این منطقه کشف شده، و

بیش از یک دو جین از لایحه ها برای انجام حفاری باقی مانده است. اکتشافات بعدی احتمالاً نشان

خواهد داد که بافت زمینی خلیج در امتداد شمال و تا دلتای رود نیل(2) و حاشیه مدیترانه ادامه دارد. درصحرای غربی به دنبال اکتشاف نفت و پیدایش حوزه های بزرگ نفتی لیبی در اوایل سالهای 1960،

تنها حوزه های بسیار پراکنده، کوچک و غیرتجاری واقع شده است. با قیمتهای کنونی تنها می توان چند

حوضچه موجود را مورد بهره برداری قرار داد.

یکی از نقاطی که از توانایی نفتی آن به خوبی و به درستی مشخص نشده، منطقه مجاور مرز لیبی

در زیر خط جغرافیایی 30 می باشد. این منطقه زمانی در انحصار شرکت نفت دولتی مصر قرار داشت و

با کمک فنی روسیه مورد اکتشاف قرار گرفت. مصریها شوروی را متهم کردند که از تجهیزات و فنون

کهنه لرزه نگاری در اکتشافات خود استفاده کرده اند، و به همین دلیل چند سال قبل تکنسین های روسی

1- Alexandria.
2- Nile Delta.
ص: 475

را از این منطقه اخراج نموده و قراردادهای امتیازاتی را در مورد این منطقه ارائه دادند. تحقیق پیچیده تر

ممکن است پرده از طبقات حاوی نفتی بردارد که شورویها آنرا نادیده گرفته اند.

تواناییها و محدودیت ها

بخش اعظم نفت مصر به طور مشترک و توسط شرکت نفت مصر و کمپانیهای نفتی غربی(1) استخراج می گردد. معمولاً اینگونه اشتراک پس از دستیابی شرکاء خارجی به نفت در مناطقی که از

قبل امتیاز آنرا گرفته بود به وجود می آید. مهمترین شریک مصر آموکومی باشد که در همه حوزه ها

بجز حوزه مهم خارج از خشکی در خلیج سوئز به تلید مشترک ادامه می دهد. فیلیپس دو حوزه

کوچک را که شدیدا کاهش می یابد در صحرای غربی مورد بهره برداری قرار می دهد، و چند شرکت

دیگر از قبیل انی(2) و موبیل در عملیات حوزه های داخل و خارج از خشکی شبه جزیره سینا(3) مشارکت جسته اند. دمینکس(4) که یک شرکت آلمان غربی است، و کونوکو(5) اخیرا به اکتشافات نسبتاقابل ملاحظه ای در خلیج سوئز نایل آمده اند.

شرکت نفت مصر را شاید بتوان با لیاقت ترین شرکت دولتی مصر دانست. این شرکت به تنهایی

گرداننده شش پالایشگاه است که روزانه 200000 بشکه نفت را پالایش می کند، و همین شرکت

توانسته بود پالایشگاههای آسیب دیده سوئز در نتیجه جنگ را بازسازی کرده و یک کارخانه جدید

را بدون کمک خارجی تأسیس نماید. این شرکت چند حوزه کوچک را نیز بدون کمک خارجی اداره

می کند و احتمالاً می تواند در صورت ضرورت اکثر عملیات حوزه های نفتی مصر را بدست گیرد. با

این وصف، به دلیل اینکه شرکت نفت مصر دارای استعداد اکتشافی مستقل نیست، به محض خروج و یا

اخراج شرکاء غربی با کاهش تولید نفت مواجه خواهد گردید.

شرکت نفت دولتی مصر با برخورداری از مهارتهای فنی و اداری پرسنل رده های بالا، به خصوص

هلال(6) ، وزیر نفت بر خلاف دیگر شرکتهای دولتی با محدودیتهای سازمانی و مالی دست به گریباننبوده است. روابط این شرکت با شرکاء خارجی اش نیز حسنه است. تنها تغییری که در دهه گذشته در

این روابط پدید آمد انتقال به اشتراک در تولید از مشارکت به نسبت 50 است که در سالهای 1960

تعیین شده بود. البته سالها به طور دوستانه بر روی این مسئله مذاکره گردید. گرچه این قراردادها

سرانجام منجر به افزایش سهم نفت تولیدی مصر خواهد گردید، ولی کمپانی شریک نیز تا زمانی که

سرمایه اولیه اش را بازیابی نکرده می تواند سهم خود را آزادانه دریافت دارد.

1- EPA.
2- ENI.
3- Sinai Peninsula.
4- Deminex.
5- Conoco.
6- Hilal.
ص: 476

دورنما

علیرغم این مزایای زاید صنعت نفت مصر با مشکلات جدی روبرو خواهد بود. مهمترین مشکل

آسیب پذیری منطقه سوئز است. جایی که حوزه های نفتی آن عامل مهمی در تضاد بین اعراب و

اسرائیل می باشد. قرارداد دوم سینا به هیچ وجه نتوانسته است این موانع را از میان بردارد. اسرائیلیها

هنوز هم مدعی حق بهره برداری از نیمه شرقی خلیج سوئز هستند که مهمترین مناطق دارای

مشخصات لرزه نگاری را دارا می باشد. حفاریهای شرکاء امریکایی مصر به وسیله گارد ساحلی

اسرائیل متوقف گردیده است. تا زمانی که یک راه حل دائمی به وجود آید، همواره این تهدید وجود

دارد که کانال مسدود، خلیج سوئز تحریم و کارخانه ها تخریب، یا حوزه ها اشغال گردد.

ممانعت اسرائیل از عملیات نفتی در سوئز سبب شده است که شرکتهای امریکایی تولید آتی این

منطقه را کم برآورد نمایند. اگر تمام خلیج سوئز مورد بهره برداری آزادانه قرار بگیرد بازده نفتی مصر تا

سال 1980 به طور قریب به یقین معادل یک میلیون بشکه در روز خواهد شد که حدود 700000

بشکه در روز آن به خارج صادر می گردد اگر این ممانعت ها ادامه یابد، تولیدات جدید احتمالاً از تولید

رو به کاهش در حوزه های کهنسال تر کمی بیشتر خواهد شد، و بازده سال 1980 را به 650000

بشکه در روز محدودخواهد کرد. عوامل سیاسی درون مصر احتمالاً نقش چندان مؤثری را ایفا

نخواهند کرد. امکان دارد دولت سادات به دلایل بسیاری شدیدا متزلزل شده و یا حتی سرنگون گردد.

معذالک، حتی در صورت وقوع کودتا، تغییر ناگهانی روابط مصر با کمپانیهای نفتی خارجی که از دیر

زمان وجود داشته است مورد مخالفت شدید مقامات شرکت نفت مصر قرار خواهد گرفت.


عمان

عمان

سلطان نشین عمان یکی از مهمترین تولیدکنندگان نفت خام بعد از اکوادور و گابن در گروه اوپک

است. تولید نفت در سال گذشته معادل 370000 بشکه در روز بود که غالباً از حوزه های شمالی

کشور استخراج می گردد. تولید این حوزه ها در سال 1976 به اوج خود رسید و انتظار می رود بازده

آن در چند سال آینده بشدت پایین آید مگر آنکه نفت بیشتری کشف و گسترش یابد. بهترین دورنما

برای کشف نفت در جنوب ظفار(1) قرار دارد که می تواند افزایش عمده ای در ذخایر تثبیت شده واحتمالی 6 میلیارد بشکه ای کنونی پدید آورد. دولت عمان نیز معتقد است که در خارج از خشکی در

تنگه هرمز نیز نفت بسیاری وجود دارد.

چشم انداز زمین شناسی

نفت خام تولیدی عمان تقریبا به طور کامل از حوزه های بخش شمال مرکزی کشوری تأمین

می گردد. اولین نفت قابل بهره برداری در یبال(2) در سال 1962 کشف شد، و به دنبال آن در ناتیه(3) و

1- Dhofar.
2- Yibal.
3- Natib.
ص: 477

فاهود(1) نیز در سال 1964 نفت بدست آمد. در سال 1970 حوزه نفتی الهویزه(2) و در سال 1975 سه

حوزه جدید دیگر به نامهای قبا(3) در شمال، قارن اعلم(4) ، و سیح نحیداح(5) به مرحله تولید وارد گردید.تمام این حوزه ها به حد کمال رسیده و جریان نفت سیر نزولی در پیش گرفته است. علیرغم ورود

پروژه های بازیابی ثانویه از قبیل تزریق آب انتظار می رود تا سال 1980 بازده این حوزه ها به سطح

250000 بشکه در روز کاهش یابد.

مهمترین امید عمان برای کشف نفت در جنوب در منطقه ظفار است. لیکن تولید نفت این منطقه به

علت یکنواخت نبودن طبقات نفت خیز بسیار پرخرج است. علاوه بر این، نفت خامی که تاکنون از

ظفار استخراج می شود نیز مانند نفت خام مناطق شمالی سنگین و حاوی گوگرد بسیار است که موجب

اضافه شدن هزینه های استخراج می گردد. همچنین باید خط لوله پرهزینه در اراضی سنگلاخ احداث

گردد تا نفت به نزدیکی دریا رسانده شود که البته در آنجا نیز یک بندر و تسهیلات بارگیری باید ایجاد

شود. گرچه هنوز یک حوزه دارای قابلیت تجاری پیدا نشده است، ولی دولت این کشور معتقد است که

ذخایر ظفار بسیار وسیع می باشد. کمپانیهای نفتی خارجی نیز کمتر خوش بین می باشند و قبل از

سرمایه گذاری در منطقه ظفار به علت ریسک موجود و هزینه بسیار خواستار قید شرایط ویژه ای در

قراردادها شده اند.

علاوه بر فعالیت مزبور، در خارج از خشکی نیز فعالیتهای اکتشافی در حال انجام بوده و دولت نیز

این امر را ترغیب و تشویق می نماید. در سال 1973 کمپانی الف اراپ(6) حق اکتشاف در منطقه 7000کیلومتر مربعی بین تنگه هرمز و شبه جزیره موساندام(7) را بدست آوردند و تا به حال یک حفاریموفقیت آمیز انجام داده و مدعی هستند که این چاه می تواند روزانه 100000 بشکه به بازده نفتی

عمان بیفزاید. هم اکنون در بخش ایرانی تنگه هرمز نفت مرغوب دارای کمیت تجاری کشف شده است.

تواناییها و محدودیت ها

دولت عمان تجربه کافی جهت هدایت مؤثر سیاستهای نفتی خود را ندارد. وزیر نفت در امور نفتی

تجربه چندانی نداشته، و دولت نیز در اخذ تصمیم به مشاورین خارجی اتکاء بسیار دارد. در نتیجه در

اعطای امتیازها نوعی آشفتی به وجود آمده و درون دولت درباره مسائل نفتی هماهنگی اندکی وجود

دارد. به استثناء منطقه مورد اکتشاف ظفار، دولت به شریک خود یعنی کمپانی شل اجازه می دهد که در

مورد سازمان گسترش نفتی عمان، یعنی بزرگترین صاحب امتیاز و تولیدکننده نفتی عمان تصمیم

بگیرد. سلطان نشین عمان 60 درصد سهام سازمان گسترش نفتی عمان را در اختیار دارد. در حالی که

1- Fahud
2- Al - Huwaisah.
3- Ghaba.
4- Qarn Alam.
5- Saih Nihaydah.
6- ELF - Erap.
7- Musandam.
ص: 478

شل، کمپانی نفتی فرانسه(1) و پارتکس(2) هر یک به ترتیب 34 ، 4 و 2 درصد سهام را بخود اختصاص

داده اند.

دولت عمان سعی دارد اکتشافات مستقل را بااستفاده از قراردادهای اشتراک در تولید افزایش دهد.

با صاحبان امتیاز کمپانیهای الف و کوئنتانا(3) قراردادهای موفقی منعقد گردیده، که بر اساس آنهاکمپانیها هزینه های خود را بازیابی کردند 80 درصد منافع نفتی نصیب دولت و 20 درصد آن به

کمپانیها تعلق خواهد گرفت.

دورنما

ملاحظات مالی مهمترین نقش را در تعیین سرعت مراحل اکتشاف نفتی عمان به عهده دارد. دولت

اظهار داشته است که با وجود کمبودهای مالی خود رد حال حاضر، مایل است سرمایه لازم جهت

اکتشاف و گسترش حوزه های ظفار را فراهم آورد. بدون مشارکت کمپانیها، عمان احتمالاً بر روی

کمکهای عربستان سعودی حساب می کند تا سرمایه برنامه ظفار را تأمین نماید. عربستان سعودی

اخیرا میزان کمکهای تعهدی خود به عمان را تقریبا تا 300 میلیون افزایش داد ولی میل ندارد کمک

بیشتری به این کشور بدهد تا اکتشاف و گسترش نفت ظفار واقعیت یابد. بهرحال دورنمای کشف منابع

نفتی قابل دسترس در داخل خشکی عمان بعید به نظر می رسد. اکتشافات جدید نیز ماننده یافته های

چند سال اخیر است یعنی حوزه ها کوچک و هزینه تولید بسیار زیاد است. حوزه های خارج از

خشکی حتی اگر بزرگ نیز باشند گسترش آنها بسیار پرخرج و به زمان طولانی نیاز دارد، و تا قبل از

اوایل سالهای 1980 مقدار چندانی به بازده نفتی عمان نخواهد افزود.


تونس

تونس

تونس که از اوایل سالهای 1960 یک تولید کننده کوچک نفتی بوده، از نظر توسعه بازده مناطق

سنتی تولید نفت دارای دورنمای محدودی است. در عین حال اکتشاف و بهره برداری یکی از مناطق

نویدبخش خارج از خشکی نیز که حاوی 5 میلیارد بشکه نفت است در اثر اختلاف ارضی با لیبی

متوقف گردیده است.

دولت به دلیل نداشتن تخصص لازم مساعدتهای خارجی را برای توسعه منابع نفتی خود فعالانه

تشویق می نماید.

چشم انداز زمین شناسی

تقریبا تمام تولید 100000 بشکه در روز تونس از دو حوزه داخلی خشکی ال بروما(4) در جنوب

1- Francaise des petroles (CFP).
2- Partex.
3- Quintana.
4- EL Borma.
ص: 479

غربی تونس که در اوایل سالهای 1960 کشف شده، و حوزه اشتارت(1) در خلیج گابن(2) که در سال

1974 کشف گردیده تأمین می گردد. دو حوزه کوچکتر داخل خشکی با نامهای سیدی الاعتیام(3) والدولاب(4) در حال حاضر مقدار کم اهمیتی نفت تولید می نمایند. به طور کلی تمام چاههای موجود درپنج تا 10 سال دیگر احتمالاً قدرت تولید خود را از دست خواهند داد. به طور مثال، در حوزه ال بروما

در سالهای اخیر کاهش شدیدی داشته و از سال 1973 تاکنون معادل 50 درصد کم شده است.

دورنمای دستیابی به مقدار بیشتری نفت در داخل خشکی چندان روشن نیست. شرکتهای غربی،

عمدتا فرانسوی و ایتالیایی قبلاً مطالعات همه جانبه ای را در مورد منابع کنونی به عمل آورده اند لیکن

نتایج حاصله امیدوارکننده نبوده است. در نتیجه جستجوی نفتی کاملاً متوجه مناطق خارج از خشکی

شد. علاوه بر حفر چاههای متعدد در خارج از حوزه اشتارت، عملیات در قسمت شمالی تر خلیج

حمامت(5) شروع شده، که بنا به گزارش رسیده یک کمپانی فرانسوی در آنجا به اکتشافاتی نایل شدهاست. کمپانیهای آمریکایی که در آبهای مجاور مشغول بکار هستند دریافتن نفتی که از لحاظ تجاری

قابل استخراج باشد موفقیتی بدست نیاورده اند، لیکن باز هم به جستجوی خود ادامه می دهند. مقامات

کمپانی معتقدند که در صورت دسترسی به منابع این منطقه خواهند توانست معادل 20000 بشکه در

روز نفت تولید نماید.

فلات قاره هم مرز با لیبی بیشترین توانایی را داشته و حاوی 5 میلیارد بشکه ذخایر قابل بازیابی

است. با این وصف تونس با تریپولی بر سر تصاحب منطقه ای که در 100 کیلومتری شمال شهرک

ساحلی لیبی به نام زواره(6) قرار دارد اختلاف دارد. زمانی که سایپم(7) یکی از شرکتهای فرعی کمپانی انو(8) ایتالیا که برای لیبیایی ها کار می کند حفاری در آبهای مورد اختلاف را آغاز کرد میزان تشنج بیندو کشور شدت یافت. در ژانویه 1976 یک میدان نفتی که تریپولی آنرا یک منبع مهم نفتی اعلام کرد

در آن منطقه کشف شد.

تواناییها و محدودیت ها

اختلاف ارضی مهمترین عامل بازدارنده شناخت و گسترش قسمتی از تواناییهای نفتی فلات قاره

می باشد. لیبی معتقد است که خط مرزی آبی این کشور در ساحل یک مسیر شمال غربی را طی کرده و

عملیات حفاری سایپم را در آبهای لیبی قرار می دهد. تریپولی اظهار داشته که حاضر است اطلاعات

مربوط به این منطقه را در اختیار تونس قرار دهد و بنا به گزارش رسیده میل دارد به طور مشترک به

اکتشاف و گسترش منطقه بپردازد تا مسئله حل شود. تونس نیز به نوبه خود مدعی است که خط مرزی

1- Ashtart.
2- Gulf of Gabes.
3- Sidi el Iteyam.
4- Ad Dulab.
5- Hammamat
6- zuwarah.
7- saipem.
8- ENO.
ص: 480

مسیر طبیعی شمال شرقی را در امتداد کمان مرزی تونس و لیبی در ساحل مدیترانه طی می کند و

بنابراین میدان کشف شده نیز از آن تونس می باشد.

گذشته از اختلافات ارضی این کشور با لیبی، چند عامل سیاسی نیز عملیات کمپانی نفتی در تونس

را محدود می کند. دولت از قدیم الایام به نحو فعالانه ای همکاری با کمپانیهای نفتی خارجی را تشویق

می کرده است. این دولت بر اساس فوریت قراردادهایی با کمپانیها منعقد می سازد و مایل است جهت

جلب همکاری کمپانیها هر کاری انجام دهد. مثلاً، سرمایه گذاری ضمانت می شود، استهلاک سریع

هزینه های حفاری را مجاز می کند، و به کمپانیها اجازه داده می شود که سهم نسبتا عظیمی از نفت

مکشوفه را بخود اختصاص دهند.

دورنما

تونس هرگز یک تولید کننده بزرگ نفتی نخواهد شد. در پنج سال و اندی آینده نفت خارج از

خشکی تونس احتمالاً معادل 100000 بشکه در روز به نفت صادراتی این کشور خواهد افزود. لیکن

جهت افزایش تولید بیش از سطح مذکور، اختلافات مرزی این کشور با لیبی بایستی به نحو مطلوبی از

بین برود و حفاریهایی انجام گیرد تا تواناییهای نفتی منطقه شناخته شود.


سوریه

سوریه

سوریه نخواهد توانست بدون افزایش قابل توجهی در زیربنای خود سطح بازده نفت خام را در

حال حاضر 200000 بشکه در روز است حفظ نماید. رژیم اسد پس از پی بردن به این واقعیت به

تخصص خارجی متوسل شده تا تواناییهای نفتی کشور گسترش یابد. ولی تأخیرات اداری و بی ثباتی

سیاسی روزافزون همچنان مانع از مشارکت و سرمایه گذاری های غرب شده و عملیات نفتی سوریه را

در اختیار شرکتهای روسی و اروپای شرقی قرار داده است.

چشم انداز زمین شناسی

در حال حاضر ذخایر تثبیت شده و احتمالی معادل 2 میلیارد بشکه برآورده شده است. اکثر ذخایر

در پنج حوزه در شمال شرقی سوریه قرار دارد که چهار حوزه آن (یعنی کاراچوک(1) ، سویدیه(2) ،رومیلان(3) و حوبیسه(4) ) فعالانه مورد بهره برداری بوده و یک حوزه دیگر (یعنی حمزه(5) ) نیز مورداکتشاف قرار دارد. سویدیه در سال 1968 وارد مرحله تولیدی گردید و هم اکنون کمی بیش از نیمی از

تولید سوریه را تأمین می نماید. گذشته از حمزه که ظاهرا یک حوزه نسبتا کوچک است، به نظر

می رسد که ذخایر اکثر حوزه های تولیدی قبلاً شناسایی شده اند.

1- karatchuk.
2- suweidiyah.
3- Rumeilan.
4- Jubaisseh.
5- Hamza
ص: 481

دولت اسد 25000 کیلومتر مربع از زمینهای دارای نفت را در اختیار شرکت دولتی نفت سوریه

قرار داده و 50000 کیلومتر دیگر را جهت اکتشاف در اختیار شرکتهای خارجی داده است. تیمهای

فرانسوی، رومانی، یوگسلاوی، روسی و مجارستانی در حال حاضر به تحقیقات زمین شناسی و

حفاریهای اکتشافی در چند حوزه داخل خشکی در شمال شرقی سوریه مشغولند. با این وجود تنها

اکتشاف نفتی اخیر توسط شرکت نفت سوریه و در مارس 1976 در نزدیکی حباری(1) در سوریهمرکزی صورت گرفت آن اشتیاق اولیه به سرعت از بین رفت و گمان نمی رود که ذخایر قابل بازیابی

دیگری به منابع نفتی سوریه اضافه شده باشد.

مهمترین مناطق نویدبخش در مناطق خارج از خشکی مدیترانه واقع شده اند. با این وجود

تلاشهای بسیار محدود اکتشافی در آن منطقه امیدوارکننده بوده است. تریپکو(2) که یک شرکتآمریکایی است در سال 1975 در رابطه با یک منطقه 4500 کیلومتر مربعی در ساحل مدیترانه یک

قرارداد اکتشافی با سوریه منعقد ساخت، لیکن پس از یکسال جستجو این منطقه را ترک گفت.

تواناییها و محدودیت ها

ایدئولوژی خشک بعثی سوریه و بی ثباتی مزمن سیاسی مهمترین موانع کشف تواناییهای محدود

نفت در این کشور به شمار می آیند. شرکتهای غربی در اوایل سالهای 1960 اخراج گردیدند و

فعالیتهای پس از آن به عهده شرکتهای روسی و اروپای شرقی واگذار شده که آنها نیز تخصص مورد

نیاز برای کار در خارج از خشکی را دارا نمی باشند. با وجود اینکه اسد اکنون به کار با کمپانیهای

غربی متمایل شده، ولی در جلب نوع سرمایه گذاری غربی در صنعت نفت که مورد نیاز سوریه است

هنوز موانعی وجود دارد. مثلاً شرکتهای آمریکایی و اروپای غربی مایلند قبل از انجام

سرمایه گذاریهای اصلی محیط عملیاتی خوبی داشته باشند و از جمله اینکه کنترلهای دولت کمتر گردد.

خطر بی ثباتی سیاسی سوریه نیز علاقه کمپانیها را به کار در این کشور کاهش داده است. می توان

انتظار داشت که در طی چند سال آینده پیشرفتهای کمی در صنعت نفت سوریه به وجود آید. به طور

مثال، نارضایتی سوریه از تکنولوژی و فنون اکتشافی اروپای شرقی سبب شده است که دمشق اصرار

ورزد که حتی این شرکتها نیز از تجهیزات غربی به خصوص آمریکایی استفاده کنند. شرکت نفت سوریه

نیز تجهیزات لرزه نگاری امریکایی را خریداری کرده و طی یک برنامه آموزشی گسترده بسیاری از

پرسنل خود را به آمریکا می فرستد تا آموزش دیده و بتوانند توانایی های نفتی کشور را با دقت و نظم

بیشتر بالا ببرند.

دورنما

آینده تولید نفت در سوریه بدون مشارکت غرب چندان نویدبخش نمی باشد، در همین حال دولت

اعلام کرده است که سال بعد تولید نفت خود را ده درصد کاهش خواهد داد زیرا میزان فرسایش ذخایر

در مقایسه با بازده مناطق تولیدی افزایش شدیدی یافته است. اگر ذخایر جدید بزودی شناسایی و

1- Habari.
2- Tripoc.
ص: 482

اکتشاف نشود کاهش بیشتر در تولید ضروری خواهد بود، و احتمالاً میزان تولید روزانه سوریه را تا

سال 1980 به سطح 150000 بشکه یا کمتر پایین خواهد آورد.


ترکیه

ترکیه

بازده نفت خام ترکیه، که 15 تا 20 درصد نیاز نفتی داخلی را تأمین می کند از سال 1973 تاکنون

معادل 27 درصد کاهش داشته و اکنون معادل 51000 بشکه در روز است. آنکارا امیدوار است که

بتواند این میزان کاهش را از بین ببرد ولی احتمالاً قادر به این کار نخواهد بود. قوانین سخت دولتی

علاقه کمپانیهای خارجی را به اکتشاف از بین برده و در عین حال محدودیتهای فنی و مالی نیز

عملیات شرکت دولتی نفت را محدود کرده است.

چشم انداز زمین شناسی

بیشتر منابع نفت ترکیه که از نظر تجاری قابل بهره برداری باشد در جنوب شرقی در نزدیکی

باتمان(1) و دیار بکر(2) واقع شده است. تمام تولید نیز از منابع داخل خشکی تأمین می گردد. گرچه هنوزهم در نزدیکیهای این مناطق قدیمی مناطق کوچک جدید کشف می شوند لیکن میادین آنتالیا(3) درمدیترانه و دریاچه توز(4) در بخش مرکزی ترکیه نویدبخش ترین مناطق جهت انجام اکتشافات به شمارمی آیند. اکتشافات داخل خشکی در شمال دریای مرمره و امتداد ساحل دریای سیاه تنها منجر بهکشف منابع غیر تجاری شده است. کمپانیهای خارجی معتقدند که کل ذخایر داخل خشکی این کشور

حاوی 100 تا 200 میلیون بشکه نفت می باشد.

مناطق خارج از خشکی ظاهرا توانایی بیشتری دارد، لیکن بدون انجام عملیات اکتشافی بیشتر

نمی توان مقدار آنها را تعیین کرد. بعضی از منابع شناخته شده دریای سیاه که با روشهای کنونی قابل

بهره برداری نیستند 5 تا 10 سال دیگر با استفاده از فنون جدید قابل بهره برداری خواهند شد. گرچه

نتیجه حاصل از تحقیقات انجام شده بر بخشهایی از دریای مرمره(5) واژه(6) منفی بوده، ولی این تحقیقاتهنوز پایان نیافته است. احتمال اکتشاف بخش اعظم دریای اژه نیز باید به بعد از حل اختلافات ارضی

بین ترکیه و یونان موکول گردد.

تواناییها و محدودیت ها

صنعت ملی نفت ترکیه در تمام جنبه های نفتی از اکتشاف گرفته تا بازاریابی شرکت دارد. این

صنعت تحت سلطه شرکت دولتی نفت ترکیه که 40 درصد بازده کلی نفت خام را تولید می کند،

می باشد. چنین برمی آید که کارآیی این شرکت در حمل و نقل و پالایش نفت با نیازهای ترکیه مناسب

1- Batman.
2- Diyarbakir.
3- Antalya.
4- Lake Tuz.
5- Marmara.
6- Aegean Sea.
ص: 483

است، لیکن به پای شرکتهای غربی موجود در ترکیه نمی رسد. کمبود بودجه، پرسنل، و تجهیزات کهنه،

عملکرد آن را در رابطه با اکتشاف و تولید دچار وقفه نموده است. تقریبا تمام یافته های تجاری در این

کشور توسط شرکتهای خارجی کشف شده اند. شرکت دولتی نفت ترکیه که در رابطه با اجاره مناطق

جدید دارای اولویت است، اغلب مورد انتقاد قرار می گیرد زیرا بیش از حد معقولی که بتواند توسعه

دهد اجاره می کند و مناطق جدید بسیاری را خارج از خط تولید نگه می دارد، این شرکت توانایی

انجام حفاریهای خارج از خشکی را ندارد.

بنا به گزارشهای رسیده، شرکت دولتی نفت ترکیه یکسال است که دچار کمبود مالی بوده و در

نتیجه مجبور شده است سرمایه گذاری در زمینه توسعه را به تعویق بیندازد. توسعه نفت در نوشته ها از

اولویت بالایی برخوردار است، ولی این شرکت شاید قربانی منازعات بین الوزراء در مورد نحوه

مصرف هزینه ها شده باشد. بهرحال، ترکیه هم اکنون با کمبود ارز خارجی دست به گریبان است، و

بدون شک مجبور خواهد شد اقدامات صرفه جویانه ای را در پیش گیرد تا بتواند از صندوق بین المللی

پول و دیگر وام دهندگان کمک دریافت دارد. آنکارا شاید در رابطه با کالاهای سرمایه ای وارداتی

تصمیم به قطع بودجه شرکت دولتی نفت ترکیه بگیرد. این بودجه در سال گذشته شامل 79 میلیون دلار

جهت کالاهای مربوط به اکتشاف و تولید بوده است.

یکی دیگر از موانع موجود بر سر راه افزایش تولید نفت اختلاف این کشور با یونان در مورد فلات

قاره دریای اژه است. مناقشه از سال 1973 آغاز شد یعنی زمانی که دولت ترکیه به شرکت دولتی نفت

ترکیه اجازه داد در منطقه غربی جزائر یونانی لسوس(1) و خیوسو(2)به اکتشاف بپردازد. یونان مدعیاست که جزائرش (بیش از 3000 جزیره) دارای حق فلات قاره ای مختص بخود هستند، در حالی که

ترکیه مدعی است که فلات قاره باید توسط یک خط مرز مرکزی، بجز در مورد 354 جزیره دارای

ساکنین یونانی، تقسیم گردد. با در نظر گرفتن عدم تعجیل آنکارا در اکتشاف منطق فاقد اختلاف

می تواند گفت که حتی حل نهایی این مسئله تا چندین سال نخواهد توانست سبب افزایش تولید نفت

ترکیه گردد.

سیاستهای مالیاتی دولت نیز یک عامل بازدارنده مهم دیگری در برابر فعالیت شرکتهای نفتی

خارجی و داخلی در ترکیه به شمار می آید. آنکارا پس از افزایش قیمتهای نفت اوپک در سال 1973

برای هر بشکه 7 دلار مالیات تعیین کرد تا از میزان منافع بادآورده شرکتها بکاهد. علاوه بر این، این

دولت در رابطه با مخارج تمام پروژه ها در ترکیه 25 درصد مالیات دریافت می کند. مالیات بر منافع

باد آورده، که از مالیاتهایی که از قبل وجود داشت بیشتر است مانع بازیابی هزینه های اکتشاف و

گسترش چاههای جدید شده و در سه سال گذشته فعالیت های اکتشافی شرکت های خارجی را کاهش

داده است. کمپانی ها نیز این امر را دلیل اصلی کاهش تولید می دانند.

دورنما

تا زمانی که سیاست های قیمت گذاری و مالیاتی دولت تغییر ننماید تولید نفت ترکیه نیز احتمالاً به

1- Lesvos.
2- Khios
ص: 484

سیر نزولی خود ادامه خواهد داد. حوزه های موجود در شرف خالی شدن هستند و در سه سال گذشته

میزان اکتشاف نیز بشدت کاهش یافته است. حتی با وجود محرکهای دولتی، تولید نفت تا چند سال

دیگر نیز نخواهد توانست به سطح 70000 بشکه در روز سال 1973 برسد. گرچه دولت درباره میزان

ذخایر خود ارقام نجومی بکار می برد، ولی متخصصین صنعت نفت میزان ذخایر را کم برآورد کرده اند.

با میزان مصرف کنونی ذخایر داخل خشکی این کشور که 200 میلیون بشکه است بیش از یکسال

دوام نخواهد یافت. ذخایر خارج از خشکی ممکن است به مقدار قابل توجهی بیشتر باشد، ولی تا

مدتهای مدیدی نمی توان تواناییهای آنرا ارزیابی نمود.


یونان

یونان

یونان در حال حاضر کل نیاز نفتی خود را که 170000 بشکه در روز است وارد می کند، و انتظار

دارد که در سال 1979 فقط 25000 بشکه در روز نفت خام تولید نماید. گرچه امید دولت در یافتن

ذخایر بزرگ تحقق نیافته، ولی آتن در نظر دارد به عملیات اکتشافی خود ادامه دهد. جهت نیل به این

هدف، پارلمان این کشور اخیرا قانونی را جهت تسریع صدور جواز امتیاز به تصویب رساند تا شرایط

عملیاتی شرکت های نفتی خارجی نیز مشخص شود. ظاهرا شرایط قانون جدید با در نظر گرفتن

تواناییهای نفتی محدود و اختلافات ارضی این کشور با ترکیه در مورد بعضی از مناطق نوید بخش

سخت تر از آن است که سبب ماندن شرکت های خارجی گردد.

چشم انداز زمین شناسی

یونان که برنامه اکتشاف نفتی بسیار وسیع را به اجرا گذاشته، لیکن یافته های موجود امیدوار کننده

نبوده است. موفقیت آمیزترین اقدام کشف حوزه پرینوس(1) در سال 1975 در نزدیکی جزیره تاسوس(2) در شمال دریای اژه بوده است. این حوزه دارای منابعی است که ذخایر آن بین 63 تا 400 میلیون

بشکه تخمین زده می شود. قرار است که در سال 1979 این حوزه با حداکثر ظرفیت تولیدی یعنی

25000 بشکه در روز کار خود را آغاز نماید. بنا به گزارشها نفت پرینوس سنگین و نامرغوب بوده و

به علت وجود مواد خورنده در آن استخراج به سختی صورت می گیرد. تنها حوزه دیگری که تاکنون

کشف شده و دارای قابلیت تجاری می باشد حدوداً حاوی 2 میلیون بشکه بوده و نزدیکی پرینوس در

جنوب حوزه کاوالا(3) قرار دارد.

عملیات اکتشافی در دیگر نقاط شمال دریای اژه سبب دستیابی به چاههای بی حاصل و یا فاقد

ارزش تجاری شده است. حفاری داخل خشکی نیز مأیوس کننده بوده است. آژانس پروم پترول

رومانی(4) در دلتای رود نستوس(5) در شمال یونان به حفاری ادامه می دهد لیکن فقط به ذخایر غیر

1- Prinos.
2- Thasos.
3- Kavala.
4- Romanian Prompetrol Agency.
5- Nestos.
ص: 485

تجاری دست یافته است. در سال 1974 نیز دو چاه اکتشافی سایر مناطق در شمال یونان به حال خود

رها گردید.

یونانیها در نظر دارند به اکتشاف در داخل خشکی و دریای اژه ادامه دهند و در حال حاضر مشغول

حفاری در حوزه مارونیاس(1) در نزدیکی پرینوس هستند. مطالعات مقدماتی حاکی از آن است که اینحوزه ممکن است معادل 200 میلیون بشکه نفت داشته باشد. دولت در سال جاری بودجه ای نیز

جهت انجام مطالعات زمین شناسی در دریای ایونی(2) اختصاص داده، جایی که مقامات یونانی عقیدهدارند که دورنمای دراز مدت آن بهتر از دورنمای دریای اژه است.

تواناییها و محدودیت ها

یونان در رابطه با اکتشاف و گسترش نفت کاملاً به شرکت های خارجی وابسته است. دولت اخیرا

در جهت تسریع اکتشاف و حذف اختلافات بالقوه با شرکت های نفتی خارجی قانون جدیدی را برای

نظارت بر عملیات آنها تصویب کرده است. یکی از بندهای اصلی این قانون به وزارت صنایع و انرژی

اجازه می دهد که بدون نیاز به تصویب هر کدام از قراردادها در پارلمان با شرکت های خارجی صاحب

امتیاز قراردادهایی منعقد سازد.

نمایندگان صنعت معتقدند که این بند تراکم فعلی درخواست 55 امتیاز را که 36 مورد آن متعلق به

آمریکا می باشد از بین خواهد برد. مفاد دیگر این قانون آنقدر مشکل به نظر می رسد که نمی تواند سبب

جلب شرکتهای خارجی گردد. مثلاً در بخش مربوط به مالیاتها، آتن پس از ارزیابی هزینه های

گسترش، 65 درصد درآمد خالص خود را بخود اختصاص می دهد. در صورتی که سطح تولید فراتر از

200000 بشکه در روز باشد سهم دولت از میزان مازاد به 80 درصد افزایش خواهد یافت.

گذشته از مشکل جلب مشارکت خارجی، یونان به علت اختلاف مرزی با ترکیه برنامه های

اکتشافی خود در مورد مناطقی از دریای اژه را به تعویق انداخته است. یونان معتقد است که جزائر

کشورش موجب امتداد یافتن فلات قاره آن می شوند، ولی ترکیه معتقد است که فلات باید در رابطه با

خاک ترکیه و یونان محاسبه شود. این مسئله به دادگاه قضایی بین المللی ارجاع گردیده و آنهم به نوبه

خود تصمیم گیری را به بعد از روشن شدن نتیجه سومین کنفرانس سازمان ملل درباره قانون دریاها

موکول کرده است. یونانیها از سال 1973 در نقاط مورد اختلاف به عملیات اکتشافی مبادرت

نورزیده اند، و حوزه پرینوس نیز کاملاً در خارج از منطقه قرار گرفته است.

دورنما

گرچه دورنمای تولید نفت برخلاف آن چیزی که مطالعات اولیه نشان می داد امیدوار کننده نیست،

ولی دولت همچنان به جستجوی نفت اولویت خاصی می دهد و امیدوار است به این ترتیب بتواند از

میزان واردات نفتی یک میلیارد دلاری خود بکاهد. تولید نفت خام تا سال 1980 در بهترین شرایط

نخواهد توانست بیش از ده درصد نیاز نفتی یونان را تأمین نماید. برای اینکه این دورنماها به مقدار

1- Maronias.
2- Ionian Sea.
ص: 486

قابل ملاحظه ای بهتر شوند، یونان مجبور است در مورد اکتشاف مناطق خارج از خشکی منافع

بیشتری را برای کمپانیهای نفتی بزرگ فراهم آورد. لیکن برای جلب همکاری کمپانیهای واجد شرایط،

آتن باید فرآیند تصویب تقاضانامه آنها را تسریع کرده و ممکن است مجبور شود انگیزه های مالی

بیشتری فراهم نماید.


اردن

اردن

اردن هیچ نفت خامی تولید نمی کند و علیرغم ازدیاد عملیات اکتشافی در سالهای اخیر نفت دارای

ارزش تجاری در این کشور پیدا نشده است. امان بینهایت مایل است کمپانیهای نفتی خارجی را برای

جستجوی نفت جذب نماید و عامه اردنیها معتقدند که در اردن نفت وجود دارد. چند کمپانی آمریکایی

به جستجوی نفت در اردن و به خصوص در نوار شرقی این کشور تمایل نشان داده اند. ولی تا زمانی که

تحقیقات گسترده زمین شناسی انجام نشده، تواناییهای نفتی اردن بسیار ناچیز به حساب می آید.

مهمترین مناطق دلگرم کننده در ساحل غربی(1) واقع شده که هم اکنون تحت کنترل اسرائیل می باشد.

چشم انداز زمین شناسی

در اردن مطالعات منظم و جامع زمین شناسی هرگز صورت نگرفته، ولی با استفاده از روشهایی که

امروزه کهنه و غیر مرسوم به حساب می آید، چند مطالعه جزئی به عمل آمده است. علیرغم فقدان

اطلاعات، چند کمپانی نفتی خارجی جهت انجام برنامه های اکتشافی کوچک اظهار تمایل کرده اند.

مثلاً بر اساس مفاد قرارداد سال 1975 مؤسسه فیلون اکسپلوراسیون(2) موظف است حداقل 15 حلقه چاه در منطقه ای به مساحت 8400 کیلومتر مربع که شامل قسمتهایی از دره اردن می شود حفر نماید.

این کمپانی در نظر دارد اولین چاه خود را در اواخر سال جاری حفر نماید. سی. اف. پی و سانیو(3) کهیک شرکت ژاپنی است، اظهار داشته که حاضر است قسمتی از امتیاز فیلون را خریداری نماید.

ناتوماس وسان اویل(4) نیز به انجام برنامه های اکتشافی در اردن علاقه نشان داده اند.

تواناییها و محدودیتها

سیستم سرمایه گذاری باثبات و آزاد امام مشکلی برای شرکتهای خارجی علاقمند به اکتشاف در

اردن پدید نمی آورد. ولی تاریخچه طولانی نتایج منفی اکتشافی، آنها را از این کار باز می دارد. به طور

کلی دولت فعالیتهای نفتی خود را به صدور اجازه نامه و اعطای امتیاز به کمپانیها محدود کرده است.

تنها استثناء چند عملیات مشترک توسط شرکت منابع ملی اردن با همکاری مؤسسه مطالعات

ژئوفیزیک آمریکا که به تحقیقات ژئوفیزیک در اردن پرداخته می باشد. علیرغم این فعالیتها، توانایی

شرکت منابع ملی اردن محدود بوده و وابستگی آن به عقد قراردادهای خارجی در اکثر زمینه های

1- West Bank.
2- Filon Explaration.
3- CFP Sanyo.
4- Natomas Sun oil.
ص: 487

مورد نیاز هنوز هم ادامه دارد


صحرای جنوب آفریقا

صحرای جنوب آفریقا(1)

دورنمای دستیابی به حوزه های جدید و وسیع نفت در صحرای جنوب آفریقا تقریبا صفر است.

ظاهرا بیشترین توانایی در نیجریه و در بخش دست نخورده خارج از دهانه رود نیجر واقع شده است.

سیاستهای دولتی و هزینه سنگین حفاری نیز انجام عملیات اکتشافی در این منطقه را مشکل می سازد.

در ساحل غربی آفریقا بین ساحل عاج و آنگولا نیز مقدار زیادی نفت کشف نشده باقی مانده است.

مطالعات زمین شناسی نشان می دهد که اکثر منابع موجود در این منطقه کوچک و از نظر تولید بسیار

پرخرج می باشد. به علت وجود این عوامل، و علیرغم جو کار عموما مناسب در بیشتر این کشورهای

کمپانیهای نفتی علاقه چندانی بکار در این مناطق ندارند. امکان دستیابی به نفت در نقاط دیگر

صحرای جنوب آفریقا خیلی کم است. در بخش مرکزی، ظاهرا تنها چاد است که مقادیری نفت دارای

ارزش تجاری را در بر می گیرد.


نیجریه

نیجریه

نیجریه در مدتی کمتر از یک دهه از کشور متکی به کشاورزی به صورت هفتمین تولید کننده

بزرگ نفت در جهان و دومین صادر کننده مهم نفت به ایالات متحده درآمده است. طبق برآورد ذخایر

فعلی این کشور حاوی 19 میلیارد بشکه نفت بوده (به استثناء گاز طبیعی مایع) و بعضی از مناطق

نویدبخش وارد مرحله اکتشاف نشده است. سیاستهای قیمت گذاری و مالیاتی دولت اکتشاف و

گسترش بیشتر را که برای افزایش ظرفیت حیاتی است از بین برده لذا تولید کاهش یافته است.

چشم انداز زمین شناسی

نفتی که تاکنون در نیجریه کشف گردیده دارای مرغوبیت بسیار است، لیکن در حوزه های پراکنده

کوچک، و با عمق متوسط عموما در مناطق دارای استحکام کم و گسله های شنی نامناسب واقع شده

است. میانگین تولید روزانه هر چاه تقریبا 2500 بشکه است. با در نظر گرفتن این خصوصیات، حتی

حفظ سطح تولید کنونی نیجریه نیز به سرمایه گذاری ثابت در اکتشاف و گسترش نیازمند است. ظرفیت

تولیدی هم اکنون از 5/2 میلیون بشکه در روز به علت فقدان عملیات جاری تعمیر و نگهداری توسط

کمپانیها و پایین آمدن معمول ظرفیت ذخایر به سطح 3/2 میلیون بشکه در روز کاهش یافته است. با

وجود اینکه کشف منابع جدید نفت ادامه دارد و توانایی وسیع دلتای رود نیجر هنوز شناخته نشده،

میزان اکتشاف بسیار پایین آمده است. مثلاً در اواسط سال 1977 تنها 16 ماشین آلات حفاری در

نیجریه بکار گرفته شده بود. در حالی که دو سال قبل تعداد آنها به 30 دستگاه می رسید.

با 125 حوزه در حال عمل، بازده نفتی نیجریه در ژوئن 1977 معادل 2/2 میلیون بشکه در روز

بود. مهمترین و قدیمی ترین تولیدکننده در نیجریه که بیش از نیمی از نفت این کشور را تأمین می نماید

کمپانی شل بریتیش پترولیوم می باشد، که اتحادیه ای از رویال داچ شل و بریتیش پترولیوم است. این

1- Sub - Saharan Africa.
ص: 488

کمپانی اقدامات خود را در سال 1938 آغاز و در سال 1956 به اولین اکتشاف دارای ارزش تجاری

دست یافت. تمام نفت تولیدی 3/1 میلیون بشکه در روز شل و بریتیش پترولیوم از داخل خشکی

تأمین می گردد. گلف اویل اویل، دومین تولیدکننده بزرگ نفتی نیز روزانه 274000 بشکه نفت از

منابع داخل خشکی عبارتند از شرکت نفت ایتالیا و فیلیپس معادل 253000، ئی الی اف 83000،

آشلند اویل 9000، و پان اوشن(1) که 10000 بشکه در روز تولید می کنند. تولیدکنندگان حوزه هایخارج از خشکی عبارتند از تکساکو شوران که 55000 بشکه در روز و موبیل که 234000 بشکه در

ورز نفت تولید می نمایند.

تواناییها و محدودیت ها

گرچه دولت نیجریه در گروه اوپک به عنوان یک عضو میانه روتر شناخته شده است، ولی در طی

چند سال گذشته روابطش با کمپانیها رو به وخامت نهاده است. لاگوس(2) سهم خود را در کمپانیهایتولید کننده به 55 درصد افزایش داده، سقف تولید را 20 درصد کاهش داده، و عوارض و مالیاتها را

نیز بالا برده است. این اقدامات کم شدن منافع خالص کمپانیها از 50/1 دلار در سال 1974 به 30

سنت در هر بشکه شده است. این کمپانیها به دلیل کم بودن سودهای عایده از میزان عملیات اکتشافی

و گسترش خود کاسته اند.

نیجریه باید در تولید نفت خود افزایش عمده ای پدید آورد تا بتواند درآمد کافی جهت تأمین

مخارج عمران اقتصادی و اجتماعی خود را فراهم آورد. به دلیل اینکه لاگوس قادر نیست بدون کمک

کمپانیها صنعت نفت خود را گسترش دهد مؤسسه ملی نفت نیجریه که اخیرا تأسیس شده رهبران

دولت را متقاعد کرده است تا با ارائه برنامه های تحریک کننده جدید اکتشافات را حمایت نمایند. ولی

این کمپانیها هنوز منتظر تصریح بعضی از مفاد این برنامه هستند. حتی اگر شرایط دلخواه باشند کمپانیها

ممکن است وارد عمل شوند چون ترس از آن دارند که لاگوس نهایتا تمامی صنعت نفت را ملی سازد.

دورنما

گرچه شرایط زمین شناسی تولید نفت نیجریه را پرخرج می نمایاند، ولی بازده نفتی این کشور

به خصوص در ارتباط با دلتای رود نیجر که دست نخورده باقیمانده می تواند توسعه و افزایش یابد.

سرعت گسترش به اعاده روابط حسنه بین دولت و کمپانیها بستگی بسیار دارد، که دولت نیز ممکن

است به آن تن ندهد. مثلاً به نظر می رسد مؤسسه نفتی نیجریه سعی دارد متخصصین بومی نفت خود را

متمرکز ساخته و مشارکت دولت را در تمام جنبه های اکتشاف، تولید و توزیع افزایش دهد. با وجود

اینکه سطح پایین صلاحیت مؤسسه نفتی نیجریه مانع از کنترل کامل صنعت در آینده نزدیک خواهد

شد، ولی ترس از اینکه احتمالاً دولت در این جهت حرکت می کند بر تصمیمات مربوط به

سرمایه گذاری توسط کمپانیها تأثیر خواهد گذاشت. دولت می تواند با انعقاد قراردادهای خدمات فنی با

دیگر شرکت ها زمان ملی شدن این صنعت را نزدیک تر سازد.


آنگولا

1- Pan Ocean.
2- Lagos.
ص: 489

آنگولا

آنگولا که در نوامبر 1975به استقلال رسید، به عنوان یک صادرکننده نفت دارای تواناییهای قابل

ملاحظه ای است. ذخایر قطعی نفت این کشور که بیش از 3/1 میلیارد بشکه می باشد در صورت

مبادرت به انجام یک برنامه اکتشافی وسیع احتمالاً گسترش بیشتری خواهد یافت. ولی وضع امنیتی

بی ثبات و گرایش مارکسیستی دولت امکان اجرای این برنامه را در آینده نزدیک بعید می نمایاند.

معذالک دولت با گلف یعنی تنها کمپانی نفتی موجود در آنگولا به توافق رسیده و بدون شک امیدوار

است با کمک آن اکتشافات و گسترش بیشتری به وجود آورده و با عواید حاصله به اقتصاد بیمار خود

سرو سامانی بدهد.

چشم انداز زمین شناسی

حومه کوچک منطقه کابیندا(1) در آنگولا در خارج از خشکی با تولیدی معادل 130000 بشکهنفت در روز مسئول تأمین، تمام بازده نفتی کشور می باشد. از حوزه های کوچک خارج از کابیندا

روزانه تنها 15000 بشکه نفت بدست می آید، که این حوزه ها نیز در گوشه شمال غربی آنگولا واقع

شده توسط تکساکو مورد بهره برداری قرار می گیرند. (به نقشه صفحه 74 نگاه کنید)(2) تولید نفت حوزه

پترو آنگول(3) در شمال شرقی لوآندا(4) (پایتخت آنگولا م) که بین 15000 تا 30000 داخل خشکیرا در سال 1954 آغاز نمود، لیکن بعدها به نقاط مناسبتری در خارج از خشکی انتقال یافت جایی که

در سال 1968 تولید خود را آغاز کرد. تولید این مناطق پس از اینکه در طول دسامبر 1975 تا آوریل

1976 به دلیل جنگهای داخلی متوقف مانده بود، به سطح تولید دوران ماقبل جنگ بازگشته است. در

خارج از خشکی پنج حوزه تولید وجود دارد، ولی به علت شرایط سیاسی در این منطقه اکتشافات

دیگری صورت نگرفته است. بازده حوزه های تولیدی احتمالاً افزایش چشمگیری نخواهد یافت مگر

آنکه شرایط سیاسی به گردانندگان چنان اطمینانی بدهد که جهت فائق آمدن بر مشکلات فنی موجود

سرمایه گذاریهای بیشتری را انجام دهند.

تواناییها و محدودیت ها

در حال حاضر فقدان امنیت و عدم اعتماد کمپانیها به دولت مارکسیست آنگولا تنها عامل

محدودکننده اکتشافات بیشتر به شمار می آید. با وجود اینکه حفظ و یا افزایش بازده نفتی بدون تردید

از اولویت بسیاری برخوردار است، ولی کنترل شدید دولت در کشور و وابستگی شدید آن به کوبا و

شوروی سبب شده است که کمپانیها نسبت به سرمایه گذاریهای بیشتر بی میل باشند.

1- Cabinda District.
2- منظور صفحه 77 اسناد انگلیسی است که درCDشماره 7 موجود است.
3- Petroangol.
4- Luanda.
ص: 490

سونانگول(1) ، کمپانی نفتی دولتی به منظور استحکام کنترل خود بر منابع نفت کشور خواستار سهیم

شدن در 55 درصد از تولید حوزه کابیندای گلف شده و گلف نیز چاره ای بجز قبول آن ندارد. با وجود

اینکه لوآندا از مشاورتهای نیجریه و الجزیره بهره می برد و نهایتا ممکن است از شوروی نیز کمک فنی

دریافت نماید ولی به کمک مستمر فنی و مدیریتی غرب در تولید و پالایش نفت خام نیازمند خواهد

ماند. به طور مثال دولت از تکنسین های پرتغالی خواسته است که جهت کمک در اداره پالایشگاه به

لوآندا بازگردند.


گابن

گابن

گابن یعنی پنجمین تولیدکننده بزرگ آفریقا دارای ذخایر تثبیت شده 700 میلیون بشکه ای نفت

است. با وجود اینکه امید دستیابی به منابع بزرگ نفتی جدید در گابن کم است، ولی افزایش قیمتهای

نفت سبب می شود که منابع کوچک نیز از نظر بهره برداری دارای ارزش تجاری گردند. دولت که به

مشکلات موجود در رابطه با کشف و تولید نفت در کشورش واقف است. با ایجاد انگیزه کافی سعی

کرده است منافع کمپانیهای خارجی در حال عمل در کشورش را تأمین نماید.

چشم انداز زمین شناسی

حوضچه نفتی گابن در طول ساحل غربی آفریقا به صورت یک نوار به طول 650 کیلومتر و

عرض 240 کیلومتر گسترش یافته است. (به نقشه صفحه 74 نگاه کنید)(2) تقریبا 80 درصد حوزه های

گابن در خارج از خشکی واقع و نسبتا کوچک هستند و بخش اعظم نفت مکشوفه از طبقاتی است که

حاوی 7 تا 147 میلیون بشکه نفت می باشند. تنها چند حوزه بزرگ کشف شده است که مهمترین آنها

گروندین(3) می باشد. نفت خام گابن از نوع نسبتا سنگین با پارافین متوسط بوده و مقدار گوگرد آن نیزکم است.

اکتشاف نفت در گابن از سال 1928 آغاز گردید، لیکن تولید آن تنها از سال 1956 انجام شد. ای

ال اف گابن که بزرگترین و مهمترین کمپانی در حال کار در گابن است روزانه 194000 بشکه از کل

بازده 220000 بشکه ای این کشور را تولید می نماید. کمپانی شل گابن، گلف و 10 شرکت خارجی

دیگر نیز در بقیه تولید سهیم هستند. تعدادی از این شرکتها عملیات اکتشافی خود را داخل و خارج از

خشکی ادامه می دهند.

طبیعت و موقعیت منابع نفتی گابن بازیابی آنها را مشکل و پرخرج می نماید. این منطقه مورد

مطالعات وسیع قرار گرفته، و در حالی که امکان دستیابی به منابع مهم وجود ندارد، لیکن اکتشافات

کوچک می تواند تا چند سال دیگر سطح تولید را معادل سطح کنونی آن حفظ نماید.

1- Sonangol.
2- منظور صفحه 78 اسناد انگلیسی است که درCD شماره 7 موجود است.
3- Grondin.
ص: 491

تواناییها و محدودیت ها

از سال 1973 که گابن به عضویت اوپک پذیرفته شد مشارکت و هدایت دولت در کمپانیهای نفتی

بیشتر شده است. در آن زمان دولت 25 درصد عملیات موجود را در تصرف خود داشت و می توانست

60 درصد تولید را یکجا بفروش برساند. شرایط قانونی مربوط به گنجاندن پرسنل بومی در مناسب

مدیریتی کمپانیها نیز ایجاد گردید. گابن خواسته است که 10 درصد منافع کمپانیهای نفتی در بخش

صنایع غیر نفتی کشور سرمایه گذاری شود. علیرغم این قوانین جدید، روابط بین دولت و کمپانیها

حسنه باقی مانده است.


کنگو

کنگو

کنگو که یک تولیدکننده و صادر کننده کوچک است دارای ذخایر قطعی معادل 300 میلیون بشکه

می باشد. تولید کنونی تقریبا به طور کلی شامل نفت نامرغوب از ذخایر دارای فشار کم خارج از

خشکی می شود، ولی کمپانیها امید دارند که در این کشور به منابع نفتی بهتر مشابه با کشورهای

همجواری چون آنگولا دست یابند. علیرغم مقام این کشور به عنوان اولین «جمهوری خلقی» در

آفریقا، روابط کنگو به امید ترتیب فعالیتهای اکتشافی با کمپانیهای نفتی خارجی خوب باقی مانده

است.

چشم انداز زمین شناسی

3800 بشکه نفتی که روزانه در کنگو تولید می شود تقریبا به طور کامل از 50 حلقه چاه تولیدی

در حوزه امرود مارین(1) که در سال 1969 کشف گردید، تأمین می گردد (به نقشه صفحه 74 نگاه کنید)(2) 1

ینت ایندین(3)، 1پوینت ایندین که منطقه اصلی تولید نفت در کنگو است به صورت عمده ای خالی شده است.

بازده حوزه امرود نیز به علت خالی شده ذخایر کاهش یافته و سیر نزولی بیشتری را در پیش خواهد

گرفت. لیکن به محض وارد شدن حوزه جدید لوآنگو(4) به خط تولید، تولید ملی در اواخر سال جاریافزایش خواهد یافت. انتظار می رود لوآنگو که در سال 1972 کشف و در 40 کیلومتری خارج از

خشکی واقع شده روزانه 36000 بشکه نفت تولید نماید.

گسترش حوزه های امرود و لوآنگو به علت قرار گرفتن در عمق زیاد، فشار کم ذخایر، و غلظت

بسیار نفت بسیار پرخرج و دشوار بوده است. شرکتهای فرانسوی و ایتالیایی که هم اکنون صاحب امتیاز

در کنگو می باشند در حال حاضر در نظر ندارند اکتشافات مشابهی را انجام دهند. ولی این کمپانیها

معتقدند که کنگو ممکن است در خارج از خشکی حوزه های نفتی مشابه کابیندا و گابن که بازده و

فشار هر چاه برای بهره برداری مناسب است داشته باشد و به همین دلیل در نظر دارند با اکتشافات

خود ادامه دهند.

1- Emeraud Marine.
2- منظور صفحه 79 اسناد انگلیسی است که درCD -2شماره 7 موجود است.
3- Point Indienne.
4- Loango.
ص: 492

تواناییها و محدودیت ها

دولت در برازاویل نقش آن چنان فعالی در مسائل نفتی ندارد و فقط در بیست درصد امتیاز دو

کمپانی خارجی مشغول بکار در کشور یعنی ئی الی اف فرانسه و اگیپ ایتالیا سهیم است. براساس

قراردادهای موجود، اگر سطح تولید به 400000 بشکه در روز برسد سهم دولت به 30 درصد خواهد

رسید. به منظور حفظ علاقه مندی کمپانیها دولت کنگو موافقت کرده است که در نحوه وضع مالیات

تجدید مذاکره نماید. تحت قراردادهای موجود برازاویل در ازاء هر بشکه نفت تولیدی 5 دلار دریافت

کرده و در ازاء هر بشکه 40 سنت سود خالص عاید کمپانیها می سازد. با وجود توانایی محدود

زمین شناسی کشور، افزایش قابل توجه سود کمپانیها نیز نمی تواند محرکی برای آنها به حساب آید.


زئیر

زئیر

زئیر در دسامبر سال 1975 یعنی زمانی که دو حوزه کوچک خارج از خشکی آن تولید تجاری

خود را آغاز نمود به صف تولیدکنندگان نفتی آفریقایی پیوست. گرچه امکان کشف منابع کوچک نفتی

بیشتری در خارج از خشکی وجود دارد، لیکن نمی توان احتمال داد که نفت استخراج شده آنقدر باشد

که بتواند در سطح بازده کنونی کشور که متوسط آن 25000 بشکه در روز است افزایشی پدید آورد.

گرچه دولت در رابطه با کمپانیهای نفتی خارجی از سیاست درهای باز استفاده کرده، لیکن فقدان

لایه های زمین شناسی نویدبخش و تا حدود کمتری عدم ثبات سیاسی در زئیر علاقه کمپانیها به کار

در آنجا را کاهش داده است.

چشم انداز زمین شناسی

جستجوی نفت در زئیر در سال 1958 یعنی دو سال قبل از استقلال آن آغاز شده بود. در سال

1963 گروه سورپزا(1) (فینای(2) بلژیک با 50 درصد، آموکو و شل هر کدام با 25 درصد) در داخلخشکی و در مجاورت مرز کابیندا به لایه هایی از نفت دست یافتند (به نقشه صفحه 74 نگاه کنید)(3). به

دنبال آن چند میدان نفتی کشف شد لیکن تمام آنها فاقد ارزش تجاری اعلام گردیدند. در تابستان

امسال یک برنامه اکتشافی معتدل و استوار بر کارهای مقدماتی و لرزه نگاریهای پیشین به وسیله گروه

سورپزا به مرحله اجرا درآمد.

یک گروه به سرکردگی مؤسسه نفتی گلف (که کمپانی نفتی تیکوک(4) ژاپن صاحب 22 درصد منافع

و سوسیته بلژیک(5) یعنی سوسیته دولیتورال(6) زئیر صاحب 17 درصد منافع) در دسامبر سال 1970 به

1- Sorpeza.
2- Fina.
3- منظور صفحه 80 اسناد انگلیسی است که در CD شماره 7 موجود است.
4- Teikouk.
5- Belgium,s Societe.
6- Littoral Zairois Soliza.
ص: 493

حفاری در مناطق خارج از خشکی پرداخته و با حفر اولین چاه به نفت رسیدند. دو حوزه یعنی جی

سی اوومیبال که تقریبا 200 میلیون بشکه نفت خام دارند بخش اعظم تولید نفت کوچک زئیر را تأمین

می نمایند. حوزه جی سی او در 16 کیلومتری ساحل و در عمق 18 متری آب قرار داشته، و حوزه

میبال نیز در 5 کیلومتری ساحل و عمق 5 متری آب قرار دارد.

تواناییها و محدودیت ها

دولت اتخاذ تصمیمات فنی و مدیریتی را به عهده کمپانیهای نفتی گذاشته است. وضعیت این

کمپانیها در نتیجه برنامه های ملی شدن کارخانه ها، خرده فروشیها و کشاورزی دستخوش تغییر و

تحول نشده است. عوارض حاصل از نفت مهمترین عایدات دولت را تشکیل داده، و این دولت اخیرا

سعی کرده مالیات تولید نفت خام را افزایش دهد. پس از اعتراض کمپانیها، توافق شد که پرداختهای

مربوط به دولت تسریع شده و 5/12 درصد حق امتیاز به دولت داده شود. این مسئله سبب خواهد شد

که کمبود نقدینگی دولت تا حدودی جبران شده و در عین حال محرک کافی جهت ادامه اکتشافات به

وجود آید.


کامرون

کامرون، چاد و ساحل عاج(1)

کامرون

کامرون که مناطق خارج از خشکی آن بین مناطق تولیدی نیجریه و گابن واقع شده، در سال

1978 به صورت ششمین کشور تولیدکننده نفت در صحرای جنوب آفریقا درخواهد آمد. انتظار

می رود مشارکت ئی ال اف از فرانسه و کمپانی شل امریکا (49 درصد) تولید نفت را در اوایل سال

1978 به 15000 بشکه در روز برساند. این حوزه در معبر ریودل یک(2) با وسعت 1100 کیلومتر مربعدر خارج از خشکی قرار دارد (به نقشه صفحه 74 نگاه کنید). برنامه های گسترش برای انجام

اکتشافات دیگر در این منطقه و حفاریهای اولیه در معبر لوکل(3) با وسعت 730 کیلومتر مربع در حالانجام است. علاوه بر این کمپانی اوشنیک اکسپلوراسیون نیز حفاریهای خارج از خشکی خود را آغاز

خواهد کرد و ممکن است اکتشافات داخل خشکی را نیز در سال 1978 گسترش دهد. چند کمپانی

دیگر نیز از کامرون امتیازاتی را دریافت کرده اند، لیکن چشم انداز زمین شناسی در مورد احتمال

دسترسی به منابع کوچک چندان روشن نمی باشد.


چاد

چاد

تنها تلاش اکتشافی ناچیزی در چاد صورت گرفته است. این برنامه نتایجی نیز به همراه داشته که

حاصل آن دستیابی به ذخایر 500 میلیون بشکه ای نفت در این کشور است، که می تواند تولید روزانه

10000 بشکه را تأمین کند. برای اینکه چاد بتواند در زمره صادرکنندگان نفت درآید باید حداقل

1- اسناد این سه کشور در متن انگلیسی کتاب موجود نیست.
2- Rio del Ray.
3- Lokele.
ص: 494

300000 بشکه نفت تولید نماید تا بتواند یک خط لوله یک میلیارد دلاری به طول 1290 کیلومتر به

دوآلای(1) کامرون بکشد. مقامات کمپانیهای نفتی در مورد این که نفت نهایتا به صورت تجاری تولیدخواهد شد خوش بین هستند لیکن این تولید مبنای محدودی خواهد داشت.


ساحل عاج

ساحل عاج

کمپانی های نفتی فعال در ساحل عاج به دو منبع نفتی نویدبخش لیکن فاقد ارزش تجاری دست

یافته اند. اولین اکتشافات که توسط اسوا کسپلوراسیون انجام گرفت فقط 30 تا 40 میلیون بشکه نفت

را در بر می گیرد. گرچه کمپانی معتقد است این حوزه کوچکتر از آن است که توسعه یابد، ولی شرکت

ملی نفت ساحل یعنی پتروسی(2) معتقد است که می توان از آن به منظور تأمین نیاز داخلی استفاده نمود.

دومین اکتشاف نیز که بسیار کوچک توصیف شده توسط کنسرسیومی متشکل از فیلیپس هیسپان

اویل، گتی و شرکت نفت ایتالیا بدست آمد.


کتاب هفتاد

مستشاری نظامی آمریکا در ایران (1)

1- Douala.
2- Petroci.
ص: 495

ص: 496

مستشاری نظامی

آمریکا در ایران (1)


مقدمه

ص: 497

مقدمه

قشون ایران زیر سلطه آمریکاست، ما این قشون را نفی خواهیم کرد و به او نقش و وظیفه واقعی را

که دفاع از کشور است، باز خواهیم داد.

حضرت امام خمینی (س) 4/8/57

الان وضع نظامی ما، وضع ارتش ما، یک وضع ارتش انگلی است. ارتشی که تحت نظام آمریکا و

به نفع آمریکا دارد اداره می شود. چهل و پنج هزار، پنجاه هزار، بعضی می گویند شصت هزار از

مستشاران آمریکا، مفتخوران آمریکا ریخته اند به جان ما و در مملکت ما هستند. آنهمه پایگاه برای

خودشان درست کرده اند. اشغال نظامی است مملکت ما، اشغال آمریکایی است مملکت ما.

حضرت امام خمینی (س) 13/8/57

حضور مستشاران آمریکایی در ایران به دنبال سیاستهای ضد اسلامی و ضد ملی رژیم ایران است،

و علاوه بر هزینه هنگفت آن که بر ملت سنگینی می کند، آنان را چنان تسلطی بر ارتش و مقدرات

کشور داده است که شرف و حیثیت صاحب منصبان و درجه داران ارتش را به دست آنان لکه دار و

نابود کرده است. ما در این گونه موارد بر اساس یک سیاست مستقل و آزاد، بدون دخالت قدرتها عمل

خواهیم کرد.

حضرت امام خمینی (س) 24/8/57

یکی از چیزهایی که در یک مملکتی اصلاً باید مستقل باشد، دنباله غیر نباشد، دست غیر در آن

نباشد، عبارت از ارتش است. استقلال ارتش این است که ارتش در تحت نظام خود مملکت باشد و

اجانب و کسانی که خارج از مملکت هستند در او دخالت نداشته باشند، پیوند به آنها نباشد. مستقل

مقابل این است که پیوند به جای دیگر داشته باشد، تحت نفوذ یک قدرت دیگری باشد. (الان) ارتش

مستقل است؟ تحت نفوذ نیست؟ یا ارتش ما را الان به قولی چهل و پنج هزار مستشار آمریکایی در

ایران دارند اداره می کنند.

حضرت امام خمینی (س) 29/8/57

حضور مستشاران نظامی خارجی در ارتش ایران به اوائل سلطنت قاجاریه برمی گردد. در زمان

سلطنت فتحعلیشاه قاجار به هنگام بروز جنگ میان ایران و روس، فتحعلیشاه که از سیاستهای

بین المللی هیچ چیز نمی دانست، دست یاری به سوی ناپلئون دراز کرد. ناپلئون که در آن هنگام درگیر

ص: 498

جنگ با تزار روس بود، هیئتی از کارشناسان نظامی خود را به سرپرستی ژنرال «گاردان» به ایران

اعزام کرد. این هیئت از بدو ورود اقدام به تشکیل و آموزش ارتش ایران نمود. ولی با امضای قرارداد

صلح میان ناپلئون و تزار روس و با اولتیماتوم انگلیس فعالیتهای مستشاران نظامی فرانسه خاتمه

پذیرفت. بعد از آن مستشاران انگلیسی امر آموزش لشکریان ایرانی را بر عهده گرفتند و تا مدتی به این

کار مشغول بودند ولی در این راه از برداشتن گامهای ابتدائی بیشتر نرفتند.

به هنگام سلطنت ناصرالدین شاه، زمانی که او از طریق خاک روسیه عازم اروپا بود، قزاقان روس

رژه باشکوهی در مقابل او انجام دادند. ناصرالدین شاه که از این رژه بسیار خوشش آمده بود،

درخواست کرد که گروه مشابهی در ایران توسط کارشناسان روسی ایجاد شود. این اقدام ابلهانه که

صرفا بر اساس یک هوس انجام شد، باعث گردید دسته ای از نظامیان در ایران بوجود آید که بعدها در

سرنوشت ایران تأثیر بسیار جدی بر جا گذاشت.

قزاقان ایرانی که بوسیله افسران روسی کنترل و اداره می شدند در مقاطع حساس تاریخ ایران نقش

تعیین کننده ای ایفاء کردند. آنها در مقابل انقلاب مشروطیت مقاومت کردند و با گلوله باران نمودن

مجلس و سرکوب مجاهدین مشروطه، استبداد صغیر را بوجود آوردند.

بعد از انقلاب اکتبر در شوروی، کنترل قزاقان ایرانی به دست افسران انگلیسی افتاد و آنها با

تحریک رضاخان، یکی از افسران قزاق، کودتای سیاه 1299 را به راه انداختند که سرنوشت ملت

ایران را برای بیش از نیم قرن به سوی وابستگی و غرب زدگی رقم زد.

در 28 مرداد 1332 نیز یکی دیگر از افسران قدیمی قزاق و افسران ارتش جدید ایران بنام

«فضل اللّه زاهدی » کودتائی را به راه انداخت که برای 25 سال حاکمیت نامشروع و تجاوزکارانه

آمریکا را بر ایران در پی داشت.

جنگ جهانی دوم

در شهریور 1320، کشور ایران از شمال و جنوب مورد حمله ارتشهای انگلیس و شوروی قرار

گرفت و اشغال گردید. در آن تاریخ آمریکا هنوز وارد جنگ نشده بود ولی پس از این که هیتلر در

آذرماه 1320 به آمریکا اعلان جنگ داد، نیروهای آمریکایی رسما به متفقین پیوستند.

خاک ایران به عنوان پلی برای ارسال تجهیزات و تسلیحات به شوروی انتخاب گردید. کم کای

متفقین با استفاده از راه آهن و جاده های ایران به نیروهای شوروی که درگیر جنگ سختی با ارتش

هیتلری بودند، ارسال می شد. به علت اشغال ایران توسط متفقین، امور کشور از هم پاشیده شده بود و

عملاً کنترل راه آهن و جاده های ایران در قسمت جنوب در اختیار انگلیسیها و در شمال در اختیار

ارتش سرخ بود. اما به علت کمبود نیرو، انگلیسیها قادر نبودند که به خوبی راه آهن ایران را مورد

بهره برداری قرار دهند.

ورود نیروهای آمریکایی به ایران

اندکی پس از اشغال ایران توسط نیروهای انگلیسی و ارتش سرخ، دولت استعمارگر انگلیس بدون

موافقت ایران، از دولت آمریکا درخواست کرد تا برای ارسال مواد و مهمات جنگی به شوروی از

ص: 499

طریق ایران، بیاری انگلستان بشتابد. در مقابل «روزولت» رئیس جمهور آمریکا به انگلستان پیشنهاد

کرد تا مسئولیت حمل مواد و مهمات در ایران به طورکلی به آمریکاییها واگذار شود و آنها عهده دار

کلیه امور حمل و نقل مواد و مهمات به شوروی، در ایران گردند. «چرچیل» نخست وزیر انگلستان از

این پیشنهاد استقبال کرده و آن را پذیرفت.

اولین دسته از نیروهای نظامی آمریکایی تحت عنوان «میسیون نظامی ایران» در دسامبر 1942

(آذر 1321) وارد ایران شدند. نظامیان این گروهها اغلب از دسته مهندسی ارتش آمریکا بودند و تا

پایان سال 1942 عملیات حمل مواد و اداره راه آهن ایران را در منطقه جنوب بطورکلی از انگلیسیها

تحویل گرفتند و این در حالی بود که به هیچ وجه دولت ایران و حتی شاه که با موافقت متفقین بر

سرکار آمده بود. در جریان امر قرار نگرفتند.

میسیون نظامی ایران بعدا عنوان «فرماندهی خدمات خلیج فارس» به خود گرفت و در اوائل سال

1943 عنوان «فرماندهی خلیج فارس » یافت که وظیفه آن همان اداره عملیات راه آهن و حمل مواد و

مهمات از خلیج فارس به تهران بود. تعداد سربازان آمریکایی که برای ارسال مواد و مهمات به

شوروی، به ایران آمده بودند بسیار زیاد بود و روزبه روز هم بر تعداد آنان افزوده می شد بطوریکه در

ژانویه 1943 (دیماه 1321) تعداد آنها به 30000 نفر بالغ گردید و در این زمینه هیچ موافقتنامه یا

قراردادی بین دولتین ایران و آمریکا به امضاء نرسیده و اصولاً مذاکره ای هم به عمل نیامده بود.

همکاری آمریکا و انگلستان در ایران

پیشنهاد استخدام مستشاران خارجی برای دولت ایران (در زمان جنگ جهانی دوم) اولین بار

توسط «سر ریدر بولارد» وزیر مختار انگلستان در تهران عنوان شد. بولارد به ابتکار خود در ژانویه

1942 (دیماه 1320) به نخست وزیر ایران پیشنهاد کرد تا نسبت به استخدام مستشاران خارجی اقدام

نماید. در پنجم فوریه 1942(16 بهمن 1320) بولارد به وزارت خارجه انگلستان اطلاع داد که

پیشنهاد او به نخست وزیر ایران برای استخدام مستشاران خارجی پذیرفته شده است.

«والاس موری» عضو عالیرتبه وزارت خارجه آمریکا در این باره گفته بود که این قضیه برای

آمریکا چه از نظر سیاست کوتاه مدت آن کشور و چه از لحاظ سیاست آینده و بلند مدت آمریکا

اهمیت ویژه ای دارد.

زمانی که «قوام السلطنه» بر کرسی ریاست وزراء جای گرفت (1321) همکاری و نزدیکی با

آمریکا را یکی از اصول اساسی سیاست خود قرار داد و او نیز بسیار مایل بود تا مستشاران آمریکایی

را برای ایران استخدام نماید. آمریکا از نظر سیاسیون وقت ایران همان «نیروی سومی» بود که

می توانست در مقابل انگلستان و شوروی، ایران را حمایت کند. آنها چنین می پنداشتند که آمریکا از

نظر جغرافیایی بسیار دور از ایران است و طبیعتا نمی تواند دارای مطامع ارضی در ایران باشد. مهمتر از

همه این که دولتمردان وابسته و فراماسونر ایران درصدد بودند که با درخواست مستشار از آمریکا از

منافع برنامه « وام و اجاره» آمریکا نیز برخوردار شوند. از سوی دیگر آمریکاییها تا آن زمان چهره

خوبی از خود به جهانیان نشان داده بودند.

تفاهم آمریکا و انگلستان در باب ایران تا حدودی سبب روشنتر شدن سیاست آمریکا نسبت به

ص: 500

ایران گردید. بعد از کنفرانس تهران در 1943 نیز آمریکا بر آن شد تا سیاست جامعی نسبت به ایران در

پیش گرفته و به تحکیم موقعیت سیاسی اقتصادی ایران مبادرت نماید زیرا از نظر دولت آمریکا

اهمیت استراتژیک ایران «بی اندازه مهم» بود اما اعمال چنین سیاست جامعی مستلزم کنترل کامل بر

امور اقتصادی، سیاسی و نظامی بود تا از راه آن بتوان تحولات لازم و دگرگونیهای مورد نظر خود را

در اوضاع سیاسی اقتصادی ایران به عمل آورد و از آنجایی که چنین نوعی از کنترل امور یک کشور

تنها درباره مستعمرات و یا کشورهای نیمه مستعمره اعمال می گردید و سیاست خارجی سنتی آمریکا

تا آن زمان، مانع اعمال چنین کنترلها و سیاستی بود لذا در عمل دولت آمریکا را با مشکلاتی روبرو

ساخت. دولت آمریکا برای پیشبرد سیاست خود درصدد برآمد تا بطور غیرمستقیم این کنترلها را به

دست آورد و این اهداف نامشروع از طریق اعزام مستشاران آمریکایی به منظور کنترل نیروهای نظامی

و انتظامی و همچنین اقتصاد ایران، تأمین شد.

میسیون نظامی آمریکا

دولت آمریکا در تاریخ 10 مارس 1942 (19 اسفند 1320) ایران را واجد شرایط لازم برای

دریافت کمکهای برنامه «وام و اجاره» دانسته و اعلام داشت که ایران می تواند از کمکهای آمریکا از

طریق برنامه وام و اجاره استفاده نماید. زمانی که اعلامیه رسمی دولت آمریکا در این باره منتشر شد،

دولتمردان وابسته ایران نیز در پاسخ این اعلامیه، از آمریکا خواستند تا مستشاران نظامی برای

تشکیلات ژاندارمری و ارتش ایران در اختیار دولت ایران قرار دهد. وزیر مختار ایران در واشنگتن

طی یادداشت مورخ 20 مارس 1942 (29 اسفند 1320) به وزارت امور خارجه آمریکا اطلاع داد که

دولت ایران مایل است تا مستشاران نظامی آمریکایی را برای وزارت جنگ ایران استخدام نماید.

وزارت خارجه آمریکا درخواست دولت ایران را با اشتیاق کامل مورد بررسی و توجه قرار داد و آن را

فرصتی برای توسعه نفوذ خود در ایران قلمداد کرد. درخواست ایران از آمریکا و قبول آن جنبه

احساسی و نوع دوستی نداشت بلکه دولت آمریکا درصدد برآمد تا از این راه منافع نامشروع خود را

در ایران تأمین نماید.

کمکهای دولت آمریکا به ایران بیش از آنچه که دولت ایران خواسته بود، صورت گرفت. دولت

آمریکا دو میسیون نظامی را برای کمک به تجدید سازمان و نوسازی تشکیلات نظامی روانه ایران

نمود. اولین هیئت برای ارتش به سرپرستی ژنرال «گریلی» که بعدا جای خود را به ژنرال «رایدلی» داد

و هیئت دون به سرپرستی سرهنگ «شوارتسکف» که برای تشکیلات ژاندارمری ایران، تعیین شده بود.

این دو در تاریخی 2/10/1942 (11 آبان1321) به تهران اعزام شدند تا سازماندهی مجدد ارتش و

ژاندارمری به به عهده گرفته و رهبری نمایند.

شوارتسکف، رئیس سابق نیوجرسی و کارمند اف. بی. آی، در مقام رئیس ژاندارمری آغاز به کار

کرد. پس از چند ماه فعالیت شوارتسکف در ایران که طی آن موفقیت را سنجیده و توصیه هایی غیر

رسمی در زمینه های فعالیتش نمود، مذاکرات رسمی بین ایران و آمریکا در مورد وضع قانونی هیئت

آغاز شد.

قرارداد مربوط به هیئت نظامی آمریکا که مأمور بازسازی ارتش ایران بود و اختصارا به

ص: 501

«جنمیش» معروف شد در تاریخ 3 نوامبر 1943 (12 آبان 1321) امضاء گردید. قرارداد مربوط به

هیئت نظامی آمریکا در ژاندارمری ایران که اختصارا به «جنمیش» معروف شد در تاریخ 27 نوامبر

1943 (5 آذر 1321 امضاء شد. در قرارداد اول رئیس هیئت نظامی در ارتش ایران می توانست نسبت

به انتخاب، اخراج، انتقال و تحقیق در ورد افسران ارتش ایران پیشنهادهای خود را به وزارت جنگ

ایران، تسلیم کند. قرارداد دوم حتی گستاخانه تر از اولی بود زیرا رئیس هیئت در ژاندارمری قادر بود

رأسا در موارد فوق الذکر عمل کند.

اعزام دو هیئت نظامی آمریکایی در ایران به حضور آمریکاییها در ایران ابعاد تازهای بخشید. یکی

از دلایل موافقت دولت آمریکا با اعزام مستشاران نظامی به ایران و قبول فوری درخواست ایران آن

بود که به اعتقاد مقامات وزارت خارجه آمریکا، اعزام مستشاران آمریکایی به ایران، دولت آمریکا را

قادر می ساخت تا ارتش ایران را تحت کنترل داشته و هر نوع جنبشی را که ممکن بود احتمالاً در

ارتش به وجود آید، مانع شود. ثانیا از ارتش و نیروهای انتظامی برای تأمین نظم و امنیت داخلی به

منظور تسهیل در ارسال مهمات به شوروی و همچنین جلوگیری از توسعه نفوذ نازیها و کمونیستها در

ایران، بهره برداری نماید.

دولت ایران همچنین از آمریکا درخواست مستشارانی برای بازسازی نیروی پلیس (شهربانی) را

نمود. دولت آمریکا یک غیر نظامی را بنام «تیمرمن» به ایران گسیل داشت. مدت قرارداد تمیرمن دو

سال از تاریخ ورود به ایران بود. وظیفه این کارشناس پلیس، تجدید تشکیلات اداری و سازمانی

پلیس ایران، تأسیس دانشکده پلیس، سازمان دادن اداره زندانهای کشور و تجدید نظر در قوانین و

مقررات نیروی پلیس کشور بود. در فاصله بین سالهای 1942 تا 1944، تیمرمن در ایران مشغول

بکار بود. ولی مرگ ناگهانی او در 20 می 1944 (30 اردیبهشت 1323) به مأموریت وی خاتمه داد و

بعد از وی هم فرد دیگری به جای او برگزیده نشد.

چند سال بعد گروه دیگری از مستشاران نظامی آمریکا به این دو هیئت پیوست. این گروه بنام

«گروه مشاورین کمک نظامی آمریکا به ایران » و یا اختصارا «مگ» نام گذاری شد. این گروه از طریق

امضای قرارداد «کمک دفاعی متقابل » در سال 1950 (1329) بوجود آمد. این گروه در کنار

مستشاران آرمیش به فعالیت در ارتش ایران پرداخت. وظیفه مستشاران آرمیش «کمک به آموزش

نیروهای مسلح یک دولت خارجی » بود یعنی فعالیت به عنوان مشاور و مربی، اما وظیفه مستشاران

در مگ «بوجود آوردن شرایط لازم برای حفظ و استفاده صحیح از تجهیزاتی بود که طبق برنامه

کمکهای نظامی به کشورهای مورد نظر و متقاضی تحویل می شد ». از طرف دیگر مستشاران مگ

می بایست «کمکهای آموزشی » نیز ارائه می دادند. این دو هیئت از نظر اداری همکاری داشته و پرسنل

هر سه نیرو زمینی، دریائی و هوائی در آن به کار گرفته می شدند.

افراد مگ مسئول سفارش، دریافت و تحویل کمکهای نظامی به مقامات ایرانی و نیز هماهنگی و

تقسیم خدمات ارائه شده بودند. آنها مراقب بودند تا تجهیزات و تسلیحات مستقیما و تنها به منظوری

که تحویل داده شده بود، مصرف شود. در زمینه های مربوط به آموزش ارتش ایران، فعالیت مگ و

آرمیش درهم ادغام شد. این فعالیت شامل طرح و ارزیابی برنامه های سازماندهی و تجدید سازمان

نیروهای مسلح ایران، تجدید نظر در برنامه های آموزش دانشکده های نظامی ایران، برنامه ریزی

ص: 502

آموزشی و تمرینهای مربوط به استفاده و نگهداری واسیل و مواد تحویلی برای سربازان ایرانی بود و

همچنین شامیل تهیه گزارش از کارایی و سودمندی کمکهای نظامی که به ایران می شد، می گردید. مگ

هر ساله گزارشهایی بنام «گزارش کشوری » تهیه می کرد و اغلب نیز با گزارشهای ویژه ای، آن گزارشها

را تکمیل می کرد. در این گزارشها درباره توانائی ارتش ایران و نیز درباره تأثیرات کمک نظامی

اظهارنظر و ارزیابی صورت می گرفت.

نقش مستشاران در آموزش

آمریکا مایل بود تا سیستم نظامی ایران را طبق مدل آمریکایی سازماندهی کند. برای این منظور از

دو راه عمل شد. اول، تطبیق سیستم آموزش دانشگاه نظام و دانشکده افسری با سیستم آمریکایی و

دوم، اعزام افسران و درجه داران ایرانی به آمریکا برای طی دوره های آموزشی و همچنین خو گرفتن با

فرهنگ فاسد آمریکایی. در هر دو مورد مستشاران نقش عمده ای داشتند. وظیفه اول بطورکلی بر عهده

آنان گذارده شد و در وظیفه دوم نیز نقش تعیین کننده ای در انتخاب افراد برای اعزام به آمریکا داشتند

و پس از بازگشت افسران آموزش دیده ایرانی در آمریکا، وظیفه تعیین پست و مقام افسران بر عهده

مستشاران آمریکایی بود.

در تاریخ 1/5/1948 (11 اردیبهشت 1327) اولین گروه از افسران و درجه داران نیروی هوائی

ایران به قصد کسب آموزشهای ویژه، راهی آمریکا شدند. تا سال 1974 (1353) 11000 نفر از

افسران و پرسنل نظامی ایران در آمریکا آموزش دیدند. این تعداد، غیر از افسرانی بود که از طریق

پلیس ایران برای آموزش به آمریکا اعزام شده بودند. علاوه بر این آمریکا در مورد آموزش افسران

ایرانی توسط ارتش اسرائیل، قراردادهایی با دولت اسرائیل در این زمینه منعقد کرده بود. پس از

مراجعت، آرمیش مگ تماسهای نزدیک با افسران تعلیم دیده را حفظ می کرد. از جمله موفقیتهای این

استراتژی جریان سقوط مصدق بود که در آن کودتا، افسران ایرانی آموزش دیده در آمریکا، نقش

عمده ای را ایفاء کردند.

احیای کاپیتولاسیون

هر چه که وابستگی رژیم شاه به آمریکا بیشتر می شد، خواسته های نامشروع آمریکا نیز فزونی

می گرفت. در سال 1340 آمریکا درخواست اعطای مصونیت سیاسی به مستشاران نظامی و اعضای

خانواده هایشان را نمود تا در صورت ارتکاب هرگونه جرمی از طرف آنها، دادگاههای ایران نتوانند

آنان را محاکمه کنند. در واقع بار دیگر یک ابر قدرت درخواست برقراری «کاپیتولاسیون» را برای

اتباع خویش می نمود. رژیم پهلوی که یکی از دستاوردهای بزرگ رضاخان را الغای کاپیتولاسیون

می دانست، بر سر یک دو راهی قرار گرفته بود. از یک طرف نمی توانست به درخواست نامشروع

آمریکا جواب منفی دهد و از طرف دیگر می دانست که با تجارب تلخی که از کاپیتولاسیون در تاریخ

ایران وجود دارد، برقراری مجدد آن نه تنها لکه ننگی بر پیشانی رژیم پهلوی خواهد بود بلکه عواقب

خطرناکی نیز در پی خواهد داشت. اما سرانجام مجبور شد که به خواسته ناحق ارباب خویش تن در

دهد و در اینجا بود که بار دیگر امام خمینی (س) شجاعانه به صحنه آمد و با ایراد یک سخنرانی

ص: 503

آتشین و افشاگرانه، این خیانت رژیم پهلوی را برملا ساخت. رژیم که خود را در خطر می دید، تنها راه

چاره را در تبعید امام به ترکیه دید. اما گذشت زمان ثابت کرد که این راه چاره نیز به حال رژیم وابسته

پهلوی مفید واقع نشد.

تعداد مستشاران

از سال 1942 تا 1971 تعداد مستشاران نظامی آمریکا در ایران به تدریج افزایش یافت ولی این

افزایش رقم چشمگیری را نشان نمی داد. در سال 1969 نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا، دکترین

خود را مبنی بر مسلح کردن کشورهای تحت الحمایه آمریکا برای توانائی دفاع از خود، اعلام کرد. این

دکترین مستلزم فروش هر چه بیشتر سلاح به این دسته از کشورهای از جمله ایران بود. از طرف دیگر

دولت انگلستان نیز اعلام کرد که نیروهای خود را از شرق کانال سوئز و خلیج فارس خارج خواهد

کرد. با خروج انگلستان از منطقه، شاه می خواست که نقش ژاندارمی منطقه را به عهده گیرد. با افزایش

قیمت نفت، شاه توانست خریدهای نظامی بسیار هنگفتی از آمریکا انجام دهد. با ورود سلاحهای

جدید در مقیاسی وسیع، سیل مستشاران نظامی آمریکا برای آموزش نحوه استفاده از این تسلیحات،

به سوی ایران سرازیر شد و به یکباره تعداد آنها افزایش بسیار چشمگیری پیدا کرد.

برای سیستمهای پیچیده تسلیحاتی که به ایران تحویل داده می شد، صرفا نحوه استفاده از آنها

توسط مستشاران نظامی تعلیم داده می شد و صد البته معلومات فنی در اختیار ایرانیان قرار نمی گرفت.

بعضی از سیستمها هم، مثلاً سیستمهای کنترل الکترونیکی، به هیچ وجه در اختیار ایرانیان گذاشته

نمی شد بلکه مستقیما توسط مستشاران بکار گرفته می شد. در نتیجه افراد ارتش ایران آگاهی لازم را

کسب نکرده و در این زمینه رشد نمی یافتند. از سوی دیگر، مستشاران از این طریق تسلط خود را بر

ارتش ایران حفظ می کردند و از نظر اقتصادی، تعداد کثیری از اتباع آمریکایی در ایران اشتغال یافته و

از طریق دولت ایران تأمین می شدند.

طبق تحقیقات سنای آمریکا، تعداد مستشاران آمریکا در ایران از 16 هزار نفر در سال 1972

(1351) به 24 هزار نفر در سال 1976 (1355) افزایش یافته بود. در گزارش سنا آمده بود که تعداد

آمریکاییها در ایران می بایست بواسطه خریدهای کلان اسلحه از آمریکا، تا سال 1980 به 60 هزار

نفر بالغ گردد که این به معنای رشدی معادل 10 هزار نفر در سال بود.

هزینه پرسنل نظامی ارتش ایران در سال 1356 بالغ بر 140 میلیارد ریال (نزدیک به 2 میلیارد

دلار) بود، در حالی که هزینه مستشاران آمریکایی مقیم ایران در همان سال بالغ بر 170 میلیارد ریال

برآورد شده است. طبق قراردادهای نظامی میان دو کشور، تمام مخارج به عهده ایران بود.

دخالت مستشاران در تحولات سیاسی ایران

این مستشاران علیرغم این که نقش مشورتی در ارتش ایران داشتند ولی در مقاطع حساس تاریخ

ایران با دخالت غیر قانونی در تحولات سیاسی، مسیر حوادث را تغییر داده و یا ارتش را به مقاومت

در مقابل خواسته های ملت مسلمان ایران تحریک کرده اند. نمونه های بارز دخالت این مستشاران در

سیاست داخلی ایران را می توان در کودتای 28 مرداد، احیای کاپیتولاسیون و سرانجام مقاومت در

ص: 504

مقابل انقلاب اسلامی در سال 1357 دید.

بهنگام اوج گیری انقلاب اسلامی در سال 1357، به اعتراف ژنرال «هایزر» در کتابش بنام

«مأموریت در تهران»، مستشاران نظامی آمریکا نقش فعالی در تحریک ارتش برای مقابله با حرکت

مردم داشتند. آنها مستقیما در جنگ روانی علیه انقلاب اسلامی مشارکت داشتند و حتی آخرین برنامه

آنها، هدایت کودتا در بهمن ماه 1357 بود که بر عهده رئیس مستشاران، ژنرال «گاست» بود ولی با

عنایت خداوند متعال و رهبری پیامبرگونه امام خمینی (س) همه این توطئه ها شکست خورد و در

یوم اللّه 22 بهمن انقلاب اسلامی به پیروزی رسید.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دولت موقت سعی کرد که بار دیگر مستشاران نظامی آمریکا را در

ایران بپذیرد و آنها را در امور نظامی ایران فعال سازد ولی با برخورد قاطع امام امت، پرونده سیاه و پر

از خیانت و جنایت مستشاران نظامی آمریکا در ایران بسته شد.(1)

در میان اسناد به دست آمده در لانه جاسوسی آمریکا، مجموعه ای از اسناد پیرامون «مستشاری

نظامی آمریکا در ایران » یافت شد. این مجموعه که حاوی اسناد زیادی در این مورد می باشد.

تاریخچه حضور مستشاری نظامی آمریکا در ایران را از ابتداء تا روز تسخیر لانه جاسوسی در 13

آبان 1358 در بر می گیرد. (البته این اسناد، تمامی اسناد مربوط به مستشاری نظامی آمریکا در ایران را

از ابتدا، تا روز تسخیر لانه جاسوسی در 13 آبان 1358 در بر می گیرد. (البته این اسناد، تمامی اسناد

مربوط به مستشاری نیست و مقداری از آنها بعد از پیروزی انقلاب اسلامی توسط آمریکاییها از ایران

خارج شده است). این مجموعه، چندین جلد کتاب را در بر خواهد گرفت. جلد اول این کتاب که هم

اکنون در اختیار علاقمندان می باشد، حاوی اسناد مستشاری از ابتدای ورود تا سال 1343 می باشد.

جلد اول شامل سه فصل است. هر فصل برهه خاصی از این مقطع را در برمی گیرد که در ابتدای هر

فصل توضیح داده خواهد شد.

امید است که این مجموعه بتواند گوشه هایی از دخالتهای غیر قانونی آمریکا در ارتش و سیاستهای

داخلی ایران را برای خوانندگان آشکار سازد.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

پائیز 69