گروه نرم افزاری آسمان






نشریه بورس یوسف رحمتی





سند شماره 280

استفاده محدود اداری30 ژوئیه 1979 8 مرداد 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 8066به: سازمان ارتباطات بین المللی، واشنگتن دی. سی

موضوع: نشریه بورس یوسف رحمتی

خلاصه: وابسته مطبوعاتی، یوسف رحمتی سردبیر و ناشر روزنامه های مالی بورس تماس گرفت، حتی سیاست آمریکا در ایران و منطقه را مورد انتقاد قرار داد و گفت این سیاست به هیچ وجه پاسخگوی آرمانهای ملی نمی باشد، طبق پیش بینی وی رابطه جدید و متعادلی بین ایران و آمریکا برقرار خواهد شد و توصیه کرد آمریکا هر چه زودتر سفیری به ایران ارسال نماید.

1- روز یکشنبه 7 مردادماه با دکتر یوسف رحمتی ناشر و سردبیر تنها روزنامه مالی ایران یعنی بورس ملاقات کردم. رحمتی که از دیرباز روزنامه نگار بوده است این حرفه را 19 سال پیش آغاز نمود. در حال حاضر 12 گزارشگر در تهران و پایتخت و چهل حروفچین، چاپچی و یک مدیر در استخدام خود دارد. رحمتی گفت که تیراژ نشریه اش دوازده هزار است و معمولاً در اختیار بانکها و دفاتر دولتی قرار داده می شود.

2- رحمتی گفت نشریه اش سعی داشته در گزارش مسایل سیاسی و اقتصادی نقش بی طرفانه ای داشته باشد و به همین علت یکی از معدود روزنامه هایی بود که طی اعتصاب مطبوعاتی شصت روزه پائیز 1357 به کار خود ادامه داد. وی خود را فردی ناسیونالیست، معتقد به رهبریت آیت الله خمینی توصیف کرد و در مورد نتایج ملی شدن بانکها و صنایع ابراز بدبینی کرد. وی معتقد است که آیت الله خمینی نوعی غرور ملی را پدید می آورد و به سرمقاله

1- م. احتمالاً منظور نویسنده، ترکیبی از « اسلام غربی » به معنی .Islam و Wesاست.
ص: 601

مورخ 1 مرداد خود تحت عنوان «امنیت تنگه هرمز به آمریکا ربطی ندارد» اشاره کرد که انگیزه ای برای این سفر من بود، و آن را بیانیه ای شدید علیه آنچه که او آن را خطر نظامی آمریکا علیه منافع بلاتردید کشورهای خاورمیانه می داند عنوان کرد. من به بیانیه وزیر دفاع براون در آمریکا اشاره کرده و گفتم که وی اظهار داشته است که آمریکا در منطقه دخالت نخواهد کرد و فقط به درخواستهای احتمالی کمک پاسخ خواهد داد. وی در پاسخ گفت آمریکا باید از «آرمانهای ملل منطقه و نه صرفاً از آرمانهای دولت ها» مطمئن گردد، چون همین امر یعنی اطمینان از آرمانهای دولت خطایی بود که آمریکا در رابطه خود با ایران در زمان شاه مرتکب شده بود.

3- رحمتی تبلیغات ضدآمریکایی رسانه ها را توطئه ای برای بالا بردن تیراژ بعضی ها می داند، لیکن اگر سوابق آمریکا در نظر گرفته شود این امر طبیعی به نظر خواهد رسید. وی توصیه کرد که ما بردباری بیشتری نشان داده و هرچه زودتر سفیری به ایران ارسال داریم تا انعطاف پذیری مان نشان داده شود و گفت که یک رابطه جدید استوار بر تساوی بین آمریکا و ایران ایجاد خواهد شد.

4- من به رحمتی گفتم که بایگانی بیسیم ما به زودی کار خود را آغاز خواهد کرد و نیازهای وی برآورده خواهد شد. وی گفت او از این پیشنهاد متشکر بوده و امیدوار است که به زودی شاهد تحقق آنها باشد. روزن


ملاقات با مقام مطبوعاتی سفارت ایران

سند شماره 281

استفاده محدود اداری30 ژوئیه 1979 8 مرداد 1358

از: بخش امور خاور نزدیک ایران، برادهانسونبه: بایگانی

موضوع: ملاقات با مقام مطبوعاتی سفارت ایران

کارآموز تابستانی (براد هانسون) با ساسان اردلان که یکی از مقامات سفارت ایران است و در بخش مطبوعات و روابط عمومی مسئولیت انتشار هفته نامه انگلیسی زبان ندای ایران (ایران وُیس) را به عهده دارد به بهانه تحقیق و نگارش رساله ای در مورد علی شریعتی ملاقات کرد. آقای شفیق، وابسته مطبوعاتی نیز گهگاه در این گفتگو شرکت می جست. ملاقات چند دقیقه ای به تأخیر افتاد تا آقای اردلان که یک جوان ریشوست که اخیراً از دانشگاه نیویورک در (رشته مهندسی الکترونیک) فارغ التحصیل شده بتواند، نماز بخواند. چند سالی است که آقای اردلان به ایران بازنگشته است. گفتگوی دو ساعته که در آن به مسایل متنوع و نیز شریعتی پرداخته شد و بخشی از آن نیز به زبان فارسی صورت گرفت توأم با خوش برخوردی و لطیفه پرانی بود.

مسایل مربوط به مطبوعات دائماً تکرار می شد. هر دو مقام سفارت ایران معتقد بودند که مطبوعات ایران از زمان مصدق بیشترین مقدار آزادی را به دست آورده اند، و در این رابطه از پیدایش 150روزنامه از زمان پیروزی انقلاب سخن گفتند که تمام عقاید سیاسی از قبیل راست،

ص: 602

چپ، اسلامی، مادی و نژادی را با محتوای سنگین ایدئولوژیکی دربر می گیرند. گفتگو به اخراج دو گزارشگر آمریکایی یعنی یوسف ابراهیم (نیویورک تایمز) و دیوید لمب (لس آنجلس تایمز) کشیده شد. هر دو مقام مذکور اعتراف کردند که گذشته از دلایل ارائه شده توسط دولت ایران در تهران، علت اصلی اخراج آنها احتمالاً گزارش مغرضانه بوده است. کارآموز تابستانی گفت اینگونه اخراجها مطبوعات غربی را نسبت به ایران بیشتر عصبانی خواهد کرد. اردلان اعتراف کرد که اخراج های مذکور وجهه ایران را در خارج آسیب پذیر خواهد ساخت؛ لیکن این مسایل از نظر «مردم» ایران «فاقد اهمیت» است و تنها مشکلاتی است که سفارتهای ایران باید در برخورد با مطبوعات خارجی به حل و فصل آنها بپردازند. اردلان افزود که نداشتن گزارش بهتر از ارسال گزارشات مغرضانه به غرب است. به دنبال پرس و جو در مورد غرض ورزیهای گزارشگر آمریکایی، اردلان نمونه های بسیاری را با استفاده از نقل قول گوشزد کرد که نشانگر «عدم همدردی با انقلاب»، کم اهمیت جلوه دادن رویدادها و منابع خبری دست دوم و درجه دو می باشد. وی معتقد است که گفته های خمینی علی الخصوص به صورت مقطعی مطرح می گردند، و به عنوان نمونه سخنان وی را در رابطه با «تحریم موسیقی» و «قانون پیشنهادی مطبوعات» یادآور شد. خمینی به طور مستقیم و با قدرت سخن می گوید. توده های مردمی هوادارش به سادگی سخنان وی را درک می نمایند، لیکن سخنان وی را نباید مقطعی گرفت چون همیشه نکاتی را مطرح می سازد که تشریح و توضیح عنوانهای مطلب است. در رابطه با اتهام مربوط به «فقدان هواداری»، اردلان از گزارشات هفته های اخیر یاد کرد که در آنها دولت کنونی و نه رژیم شاه را مسئول تمام دشواریهای اقتصادی کشور دانسته اند (که کلاً همین طور است). «هر دانش آموز دبیرستانی ایران نیز می توانست وضع اقتصادی ایران را پس از انقلاب پیش بینی کند.» مشکلات اقتصادی ناشی از رژیم گذشته است که بیش از حد به وابستگی به خارجیها و تکنولوژی خارجی در بخش صنعتی، کنترل کارخانه های ملت توسط چند خانواده بسیار ثروتمند، (و فاسد)، غفلت از کشاورزی، و بروز اعتصابات طولانی و مکرر و قطع درآمد نفتی و غیره می پرداخت. طبیعتاً پس از انقلاب با خروج خارجیها و پس از «پاکسازی» و یا فرار بسیاری از مدیران و یا صنعتگران (که اکثر این «دزدها» به «سرزمین دزدها» یعنی آمریکا آمده اند) اوضاع اقتصادی سیر نزولی در پیش خواهد گرفت، و کارگران ستم کشیده بالاخره باید بتوانند نقش خود را در کار و زندگی خود ایفا نمایند. به نظر اردلان رویدادهای مهمی چون تظاهرات روز وحدت در تهران و یا برگزاری نماز جمعه توسط طالقانی در دانشگاه تهران (به پیشنهاد خمینی) در اوایل ماه رمضان دائماً توسط مطبوعات آمریکایی درست تفسیر نمی شد و یا کم اهمیت جلوه داده می شد. یا تعداد شرکت کنندگان کم نشان داده می شد که به نظر اردلان حدود یک میلیون نفر در دانشگاه تهران و محوطه های اطراف گرد آمده بودند و فرش نماز خود را همراه داشتند که مهمترین و بزرگترین تجمع تاریخی بود. و یا مقایسه های دروغینی در هنگام بازگشت خمینی به ایران در رابطه با توده

ص: 603

مردم انجام می گرفت تا نشان داده شود که حمایت از وی کاهش یافته است. بالاخره اردلان گفت که یکی از علل «گزارشهای مغرضانه» ارسال گزارشگران موقت و غیرفارسی زبان است که اکثراً با فرهنگ ایرانی آشنا نبوده و به نوبه خود متکی بر منابع محدود افراد خارجی مقیم و یا ایرانیهای آشنا با زبان انگلیسی محدود به منطقه تهران می باشند. گذشته از آن در رابطه با مطبوعات، پیرامون مقررات مطبوعاتی پیشنهادی گفتگو شد. اردلان گفت که این قانون در حال حاضر در حد پیش نویس است (و گویا متن نهایی انعطاف پذیری بیشتری خواهد داشت)، و با همکاری گزارشگران و ناشران تهیه شده، تا شکاف موجود در نتیجه قوانین نامربوط پر شود. انتقاد از وزراء دولت باید ادامه داشته باشد، ولی نباید حاوی جعلیات مغرضانه چون عکس جعلی که نشان می دهد یزدی دست شاه را می بوسد، باشد. انتقاد از مراجع تقلید (راهنمایان عالیرتبه مذهبی که خمینی در میان آنها بی رقیب است) مانند درج مقاله ای کوتاه مبنی بر حمله به شریعتمداری و به خیابان کشیدن بیش از نیمی از آذربایجانیها در دفاع از او قابل قبول نیست چون این گونه امور نشانگر بی احترامی و حمله به «مردمی» است که این افراد را به عنوان راهنمایان معنوی خود برگزیده اند. به هر حال، اردلان گفت که قبل از انتخابات مجلس شورای ملی (پارلمان) قانون مطبوعاتی باید از ماهیت مشروطی برخوردار باشد تا بتوانند قوانین پیشین را رد یا جرح و تعدیل نماید. مطالب دیگری که علاوه بر مطبوعات مورد بحث قرار گرفتند عبارت بودند از کمیته ها و گرایشات ضدآمریکایی موجود در ایران. به نظر اردلان «همه به لزوم وجود کمیته ها واقف و معترفند» تا پس از انقلاب نظم و قانون برقرار گردد، و جامعه را از بدترین نتایج رژیم منسوخ گذشته پاک سازد و راهی را برای مشارکت مردم در امور محلی باز نماید. ولی بعضی از کمیته ها در رابطه با بعضی رویدادها از حدود کنترل خارج شده اند. اردلان گفت که بین دولت ایران و کمیته ها و میان خود کمیته ها در مورد اختیارات تضادی در گرفته است، لیکن وی معتقد است که به محض روی کار آمدن یک دولت مشروع- دولت منتخب- کمیته ها به تدریج از بین خواهند رفت. وی گفت اعضای «زرنگ» کمیته ها، در شوراهای محلی در سطح روستاها، شهرها و بخشها به کار مشغول خواهند شد و یا «به جهنم خواهند رفت» هنگام مطرح شدن گرایشات ضدآمریکایی به ایران و امکان سفر آمریکاییها در ایران، اردلان گفت این گرایشات شدیداً کاهش یافته است و به هر صورت منظور افراد آمریکایی نبوده اند بلکه ضدیت متوجه و علیه دولت آمریکاست. پس از بازگشت خمینی به ایران، گروگانگیری 7000 آمریکایی موجود در ایران کار ساده ای بود. اما این کار صورت نگرفت. اکنون اردلان معتقد است که آمریکاییهای روشنفکر می توانند به ایران سفر کرده و تغییرات بعد از انقلاب را مشاهده نمایند. اردلان افزود که بازدیدکنندگان غیردولتی آمریکا نباید از دوستان ایرانی خود به خاطر اینگونه ارتباطها ترسی به دل راه دهند. ایرانیها به طور کلی به آمریکاییها صرفاً به عنوان فرد احترام می گذارند. در رابطه با عملیات سفارت در واشنگتن، با کارآموز تابستانی مطرح شد که حدود دویست نفر در اینجا به کار مشغولند که از این تعداد حدود ده تا دوازده زن

ص: 604

روسری دار و بدون روسری در انتشار نشریه انگلیسی زبان ندای ایران (ایران وُیس) و فارسی زبان شاهد کار می کنند. سفارت قادر نیست مرتباً از وزارت خارجه روزنامه های ایرانی را به دست بیاورد، که نشانگر از هم پاشیدگی سازمانی دولت ایران است، و به جای آن به دوستانی متکی است که مستقیماً مطالبی را برای این سفارت ارسال می دارند. آخرین موضوع مورد بحث ارسال یک سفیر آمریکایی به تهران بود. هر دو مقام سفارت می خواستند بدانند که آمریکا در مورد انتصاب سفیر کاتلر تا چه حد پافشاری خواهد کرد. کارآموز تابستانی شخصاً پاسخ داد که این کار احتمالاً تا قبل از انتخاب یک دولت جدید در ایران صورت نخواهد گرفت و ممکن است فرد دیگری برای این کار نامزد شود. گفتگو با تبادل هدایایی چون هفته نامه های پیشین سفارت، و کتاب شریعتی که به توسط حامد الگار ترجمه شده، پایان گرفت و سفارت ایران از مقامات وزارت خارجه خواست که با شرکت در سخنرانیها و رؤیت فیلم های سفارت اطلاعات خود را به طور «دست اول» کسب نمایند. اردلان افزود که کارآموز تابستانی باید سخنرانی های مجدداً چاپ شده خمینی، قانون مطبوعاتی پیشنهادی، و قانون اساسی را به طور کامل و به زبان فارسی مطالعه نماید تا متوجه شود که چگونه مطبوعات آمریکایی آنها را نادرست منتشر ساخته اند.


مطالب بیشتر درباره شکار مأموران ساواک از سوی ایران

سند شماره 282

محرمانه30 ژوئیه 1979 8 مرداد 1358

از: سفارت آمریکا، بن 13355به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

مرجع: الف) بن 12990 ب) فرانکفورت 6561 ج) هامبورگ 1401 د) برلین 1607 ه ( دوسلدورف 1688.

موضوع: مطالب بیشتر درباره شکار مأموران ساواک از سوی ایران

1- (محرمانه) وزارت خارجه چیزی درباره دخالت دولت ایران در مبارزه اخیر علیه مأموران ادعایی ساواک سابق کشف نکرده است. به گفته مسئول میز ایران در وزارت خارجه (آلمان) کاردار ایران اطمینان داده است که همه تلاشها را برای تشویق ایرانیان به کار برده است که دولت ایران مرجع صالحی برای برخورد با چنین مسایلی است. کاردار به وزارت خارجه گفت که پاسپورتهای جدید برای ایرانیانی که پاسپورتهایشان توسط مأموران مصادره شده، صادر شده است.

2- (بدون طبقه بندی) کلاوس بولینگ سخنگوی دولت پس [از] جلسه بحث دولت پیرامون مبارزه علیه ساواک اعلام کرد آن دسته از ایرانیانی که می خواهند عدالت را به دست خود اجرا نمایند، باید هر چه زودتر اخراج شوند. به طوری که گفته می شد روز 26 ژوئیه مطبوعات گزارش دادند که 17 ایرانی در سراسر کشور به دلیل نقض قانون دستگیر شده اند.

استوسل


گزارش سیاسی هفتگی

ص: 605

سند شماره 283

محرمانه1 اوت 1979 10 مرداد 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 8192به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: گزارش سیاسی هفتگی

1- (محرمانه تمام متن)

2- خلاصه- با نزدیک شدن انتخابات سوم اوت برای مجلس خبرگان، چندین حزب انصراف خود را از شرکت در آن اعلام کرده اند، اما اکثریت بیش از یکصد حزب کاندیداهای خود را وارد میدان کرده اند. وعده داده شده که شیوه رأی گیری حساب شده باشد. در چند ناحیه در منطقه کردنشین غرب ایران، ناآرامی ادامه دارد. دولت موقت ایران این پدیده را جدی گرفته است. اما تاکنون هیچ وسیله ای برای مقابله با آن پیدا نکرده است. پایان خلاصه.

3- در 25 ژوئیه، جبهه دموکراتیک ملی متین دفتری اعلام کرد که در انتخابات سوم اوت مجلس خبرگان شرکت نخواهد کرد. جبهه دموکراتیک ملی گفت به منظور اعتراض به عدم توجه رژیم به حقوق ابتدایی بشر، این تصمیم را اتخاذ کرده است. سازمان سیاسی خلق عرب، حزب دمکرات، حزب پان ایرانیست و حزب آزادی هم اعلام کرده اند که در انتخابات شرکت نخواهند کرد.

با این وجود بیش از یکصد حزب و سازمان سیاسی دیگر منجمله حزب توده، کارگران سوسیالیست و فداییان خلق از جناح چپ و حزب جمهوری اسلامی از جناح راست، کاندیداهای خود را نامزد کرده اند. تا زمان خاتمه ثبت نام کاندیداها در 28 ژوئیه، اسامی بیش از یکهزار نفر برای اشغال 73 کرسی نمایندگی اعلام خواهد شد.

4- مکانیسم های رأ ی گیری قرار است حساب شده باشد. کاغذ رأی گیری از رأی دهندگان می خواهد که نام نمایندگان موردنظر خود را (در تهران تا ده نفر)، بنویسند. بیش از نیمی از افراد 16 سال به بالا بی سواد هستند. شنیده ایم که افرادی در حوزه های رأی گیری جهت کمک به بی سوادان در نوشتن اسامی منتخبین شان حاضر خواهند بود. احتمال دستکاری (در آراء) فکر را به تأمل وامی دارد.

5- استانهای مرکزی کردنشین ایران، همچنان در ناآرامی شدید به سر می برند، و برخوردهای متعددی در طی هفته گذشته گزارش شده است. استاندار کردستان در 22 ژوئیه گفت شهر مریوان در دست شورشیان مسلحی است که مایل به مذاکره با هیچکس به جز یک هیأت نمایندگی اعزامی از تهران نیست. او گزارش داد دو سوم سکنه شهر را ترک کرده اند. ادارات تعطیل و ارتباطات تلفنی قطع شده است. یک هیأت نمایندگی به سرپرستی حجت الاسلام لاهوتی در 24 ژوئیه به مریوان فرستاده شد که دست خالی بازگشت. سرپرست هیأت مدعی شد که اکراد شرایط غیرقابل پذیرشی را مطرح کرده اند. ظاهراً جنگ تازه ای بین پاسداران انقلاب و اکراد مسلح در 27 ژوئیه در مریوان درگرفت که در آن طبق گزارش

ص: 606

مطبوعات یک نفر کشته و دو نفر به شدت زخمی شدند. ظاهراً افراد پاسدار انقلاب کنترل شاهراه منتهی به شهر را در دست دارند و در گزارشاتی ادعا شده که آنها وسایل نقلیه حامل مواد غذایی را متوقف و از رسیدن مواد غذایی به سکنه شهر که در خارج از شهر چادر زده اند، جلوگیری می کنند.

6- در 25 ژوئیه، سنندج شاهد تظاهراتی توسط «هزاران نفر» در اعتراض به حوادث مریوان، «تجاوز به مریوان» توسط پاسداران انقلاب، و تبلیغات رادیو و تلویزیون بر علیه اکراد بود. در همین حین گروهی که به ادعای خود هزاران نفر هستند، متشکل از سکنه سنندج، مهاباد، سقز و بانه برای نشان دادن حمایت خود از سکنه مریوان به سمت آن شهر در حال راهپیمایی هستند. دیگر گزارشهای مطبوعاتی حاکی است که واحدهای تقویتی زرهی ارتش، اعزامی از قهرمانشهر (کرمانشاه سابق) در حوالی سنندج توسط سکنه کردنشین شهر کامیاران متوقف شده است. مردم با محاصره تانکها، آنها را مجبور به توقف نمودند. شیخ عز الدین حسینی یکی از رهبران مذهبی- انقلابی مهاباد، در 28 ژوئیه از بازرگان نخست وزیر درخواست کرد که شخصاً در امور کردستان دخالت کند. حسینی مدعی شد که اگر نیروهای دولت در سنندج یا دیگر شهرهای کردنشین مستقر شوند، احتمال برخوردهای خونین وجود خواهد داشت.

7- جمشید حق گو استاندار آذربایجان غربی مدعی شد «سماجت زمین داران در دفاع از ادعاهای فئودالیشان، عامل اصلی آشوب در این استان است». در 22 ژوئیه نیروهای نظامی ایران یک عملیات بزرگ پاکسازی را علیه اکراد محاصره کننده پاسگاه ژاندارمری سرو واقع در مرز ایران- ترکیه، آغاز کردند. لشکر 64 مستقر در منطقه بیانیه ای منتشر و به مردم اخطار کرد که سلاحهایشان را به زمین بگذارند.

همچنین نیروهای کمکی از زنجان و قزوین جهت تقویت لشکر 64 اعزام شده اند. وقتی که در 24 ژوئیه دسته ای از ژاندارمها و 6 پاسگاه ژاندارمری به دست اکراد شورشی افتاد، آشوبهای بیشتری پدید آمد. نشانه هایی در دست است که این ژاندارمها و ارتشیها امکان ندارد که عملاً با شورشیان بجنگند. حق گو در تلاشی برای توضیح علت خلع سلاح بدون درگیری پاسگاههای ژاندارمری گفت «ظاهراً آنها غافلگیر شده اند». او افزود ارتش به پاسگاههای آشوب زده اعزام شده اما هدف از این کار سرکوب اکراد، و یا شروع یک درگیری جدید نبوده بلکه صرفاً جهت بررسی شرایطی که منجر به ناآرامی شده، می باشد.

8- ناآرامی بیشتر در آذربایجان غربی: ارتباط خط آهن ایران به ترکیه با دستگیری 50 الی 60 نفر از کارگران راه آهن توسط مردان مسلح در «قطار» نزدیک ایستگاه مرزی رازی، قطع شده است.

به نظر می آید که حقگو استاندار نه علت دستگیری (اسارت) کارگران را می داند و نه اطلاعی از هویت گروه مسلح فوق دارد.


گزارش وضعیت کنونی ایران

ص: 607

سند شماره 284

محرمانه 3 اوت 1979 12 مرداد 1358

از: سازمان اطلاعات دفاعی 1116به: مرکز اطلاعات جاری سازمان اطلاعات دفاعی

موضوع: گزارش وضعیت کنونی ایران

1- (محرمانه) اعلامیه 2 اوت دولت مبنی بر حصول توافق بین کُردها و نمایندگان دولت ظاهراً حقیقت نداشته است. همان روز منابع کُرد حصول هر نوع توافقی را شدیداً رد کردند. بر اساس آخرین گزارش ها، نیروهای ارتش و پاسداران انقلاب هنوز در پادگان های خارج از شهر مریوان مستقر هستند.

2- (محرمانه) در رویدادی دیگر، دو حزب بزرگ اعلام کرده اند که انتخابات مجلس خبرگان را که قرار است روز 3 اوت برای انتخاب 75 نماینده جهت بررسی پیش نویس قانون اساسی برگزار شود، تحریم خواهند کرد. بر اساس گزارش ها، حزب جمهوری خلق مسلمان به رهبری آیت الله شریعتمداری و حزب جبهه ملی به رهبری وزیر سابق امور خارجه، سنجابی، دلایل خود را برای تحریم انتخابات «نبود شرایط لازم برای برگزاری انتخابات آزاد» و عدم توفیق دولت در «فائق آمدن بر فضای استبدادی حاکم بر جامعه» ذکر کرده اند. ترک زبانان آذربایجانی و بسیاری از میانه روها عمدتاً از شریعتمداری حمایت می کنند. در طول مبارزه انتخاباتی 6 روزه در ایران، گزارش های زیادی از اینکه طرفداران خمینی پوسترهای متعلق به احزاب فوق و احزاب چپگرا را پاره کرده و هواداران آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده اند، مخابره شده است.

3- (محرمانه): حزب جبهه ملی صحت نتیجه انتخابات را نیز زیر سئوال برده است. دولت فهرست رسمی نامزدها را منتشر نساخته است، و رأی دهندگان- از جمله بخشی از 70 درصد جمعیتی که بی سواد هستند- باید نام نامزدهای مورد علاقه خود را به ترتیب شماره مأخذ در برگه های سفید رأی گیری بنویسند.

4- (محرمانه): با کنار کشیدن 56 نامزد حزب جمهوری خلق مسلمان و 36 نامزد حزب جبهه ملی، فقط نامزدهای حزب جمهوری اسلامی طرفدار خمینی و تعدادی از نامزدهای گروههای چپی در این انتخابات حضور خواهند داشت. حتی پیش از اعلام تحریم انتخابات نیز طبق برآوردها 80 درصد نامزدها ملا (روحانیان مسلمان) بودند و خمینی نیز مکرراً از مردم خواسته است تا به آنها رأی بدهند.

غیبت گروههای اصلی اپوزیسیون و حمایت گسترده از خمینی به این معناست که روحانیان به پیروزی قاطع دست خواهند یافت. همین مسئله موجب نگرانی شدید برخی سازمان های غیرمذهبی شده است. بسیاری از این سازمان ها نقشی فعال در مبارزات انقلابی برای برکناری شاه داشتند ولی حالا با بیشتر سیاست های خمینی مخالفند.

5- (محرمانه): این وضعیت خبر خوشی برای اقلیت های قومی متعدد ایران نیز که در پی

ص: 608

کسب خودمختاری هستند، نیست. پیش نویس کنونی قانون اساسی هیچیک از خواست های آنها را به رسمیت نمی شناسد و چنانچه روحانیان اکثریت را در مجلس خبرگان به دست بگیرند، نباید انتظار تغییرات چندانی را در قانون اساسی داشت. پس از اتمام مهلت یک ماهه بررسی پیش نویس قانون اساسی، قانون مزبور به رفراندوم سراسری گذاشته خواهد شد. چنانچه قانون اساسی به تصویب برسد، که انتظار هم همین است، خمینی تمامی اصول و سیاست هایی را که تا بحال به طور غیر رسمی در کشور مستقر ساخته است، مشروعیت خواهد بخشید.


اخراج خدمه فیلمبرداری شبکه ان. بی. سی

سند شماره 285

استفاده محدود اداری7 اوت 1979 16 مرداد 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 8821به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: اخراج خدمه فیلمبرداری شبکه ان. بی. سی

1- وزارت ارشاد ملی به یک گروه چهار نفره خدمه فیلمبرداری شبکه ان. بی. سی دستور داد که کشور را «بنا به خواست خود» در عرض چهل و هشت ساعت ترک کنند. این گروه مرکب از جیم کامپتون خبرنگار آمریکایی و سه تکنسین انگلیسی در روز شنبه 13 مرداد با پاسپورتهای معتبر وارد ایران شده بودند. آنها بدون کسب اجازه از وزارتخانه به قم رفته بودند، لیکن با کمیته های انقلاب تماس گرفته و کمیته ها نیز پاسداران انقلابی را به عنوان راهنما در اختیار آنها گذاشته بودند. فیلم تهیه شده در قم توقیف شده است.

2- هنگام تقاضای اعتبارنامه در روز یکشنبه، علی بهزادنیا سرپرست روابط مطبوعات خارجی به آنها گفت که آنها اجازه ندارند در هیچ جای کشور به فیلمبرداری بپردازند، به آنها دستور داده شده که تهران را ترک نمایند و با رزرو بلیط هواپیما به زودی کشور را ترک نمایند.

بهزادنیا اعتراف کرد که علت اصلی این اخراج پوشش مغرضانه آخرین نشریه «نیوزویک» در رابطه با انقلاب بوده است.

وی علاوه بر این از سفر خدمه به قم عصبانی بود. بهزادنیا افزود که شورای انقلاب تشکیل جلسه داده و تصمیم گرفته است که تا دو ماه به خبرنگاران خارجی اعتبارنامه ندهد، و پس از آن بنا به دعوت دولت ایران خبرنگاران خواهند توانست به ایران سفر نمایند. ولی نماینده بی.بی.سی می گوید بهزادنیا حاضر نیست سیاست جدید در مورد خبرنگاران خارجی را به عنوان یک سیاست قطعی تأیید نماید.

3- گرچه خدمه نمایندگان خود را نزد اسدی معاون نخست وزیر فرستاده اند، لیکن همه معتقدند که دفتر نخست وزیر مداخله نخواهد کرد. خدمه ان. بی. سی قرار است روز پنجشنبه توسط هواپیمایی لوفت هانزا کشور را ترک نمایند.

گریوز


گزارش سیاسی هفتگی

ص: 609

سند شماره 286

محرمانه8 اوت 1979 17 مرداد 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 8954به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی.سی.

موضوع: گزارش سیاسی هفتگی

1- (محرمانه تمام متن)

2- خلاصه: استان خوزستان آرام است، ولی شهر مریوان همچنان ناآرام. نقض توافق دولت موقت با کُردهای شورشی برای واگذاری امور امنیتی مریوان به کُردها، و وارد شدن ارتش به صحنه. دولت موقت اعلام کرد یک آژانس اطلاعاتی جدید (ساواما) جایگزین ساواک خواهد شد ولی مشابه آن نخواهد بود زیرا بخش «شکنجه» ندارد. با توجه به تمایل ذاتی ایرانی ها به استفاده از روش های فیزیکی برای بازجویی به احتمال بسیار زیاد ساواما نیز فرزند خلف ساواک از آب در خواهد آمد. اعتصاب و تظاهرات در چندین شهر کشور، و نیروهای کمیته و پاسداران انقلاب هنوز شدیداً در سرکوب این امور مشارکت دارند. نیروهای پلیس و ارتش هنوز توان خود را بازنیافته اند. احتمالاً نیروهای شبه نظامی کمیته و پاسداران انقلاب تا آینده قابل پیش بینی فعالیت خواهند داشت. پایان خلاصه.

3- خوزستان و مناطق کُردنشین کردستان و آذربایجان غربی آرام تر از روزهای قبل بودند، و یا حداقل در هفته برگزاری انتخابات اخبار کمتری از آنها در روزنامه ها منعکس شده است. یکی از علت های آرامی خوزستان احتمالاً نتیجه دستگیری های اخیر بوده است. در روز 31 ژوئیه 13 خرابکار به اتهام دست داشتن در آتش سوزی ای که یک پاسگاه ژاندارمری را در مرز ایران و عراق ویران کرد، در خرمشهر دستگیر شدند. دولت هنوز تلاش دارد سلاح های غیرقانونی موجود در این مناطق را جمع آوری کند و یک بار دیگر از مردم خواسته است تا سلاح های غیرقانونی خود را به پاسگاه های ژاندارمری محل تحویل دهند.

4- دولت در تلاش برای حل بحران مریوان در هفته جاری نیز به مذاکره با کُردها ادامه داد، و دکتر مصطفی چمران که اخیراً نامش در گزارش های مطبوعاتی مکرراً به چشم می خورد، به عنوان معاون نخست وزیر، و همچنین سرتیپ ایزدی از مناطق بحران زده بازدید کرده و در مذاکرات شرکت کرده اند. نتیجه این مذاکرات امضای یک موافقت نامه در روز 1 اوت بود. طبق این موافقت نامه، پاسداران انقلاب که به مریوان اعزام شده بودند به تدریج به مقرهایشان باز خواهند گشت و یک شورای محلی مسئولیت برقراری نظم و امنیت را در شهر بر عهده خواهد گرفت. به رغم این توافق، گزارش ها حاکی از درگیری پاسداران انقلاب و ساکنین محلی در نزدیکی مریوان در روز 3 اوت بود. شورای موقت انقلاب در مریوان دولت موقت را به علت محاصره شهر با آتشبارهای توپخانه و استقرار یک دولت نظامی در مریوان به نقض توافق متهم ساخت. حصول توافقی پایدار بین مریوان و دولت موقت هنوز بعید به نظر می رسد و ادامه درگیری ها بین ساکنین کُرد محلی با نیروهای امنیتی مورد حمایت تهران و قم بسیار محتمل

ص: 610

است.

5- بر اساس گزارش روزنامه ها یک آژانس اطلاعاتی تازه تأسیس فعالیت خود را در زمینه جمع آوری اطلاعات در داخل و خارج از کشور آغاز کرده است. نام رسمی این آژانس «سازمان اطلاعات و امنیت ملی ایران» یا ساواما است. این سازمان جدید التأسیس تحت نظر دفتر نخست وزیری و با مدیریت مصطفی چمران فعالیت خواهد کرد. صادق طباطبایی، سخنگوی دولت، می گوید که هدف از تشکیل این آژانس صرفاً تحقیقات و جمع آوری اطلاعات است و سازمان فوق هرگز پا جای پای ساواک نخواهد گذاشت. ولی تشکیل این سازمان لااقل در جوک هایی که بین مردم رواج دارد پیش بینی شده بود. ماههاست که مردم می گویند سازمانی به نام ساواخ یعنی «سازمان اطلاعات و امنیت خمینی» جای ساواک را گرفته است. هر چند سخنگوی دولت موقت مدعی است که ساواما بخش «شکنجه» ندارد، ولی بعید است که این سازمان بتواند پاکی و معصومیت خود را برای مدتی طولانی حفظ کند. مقامات امنیتی ایران سابقه ای طولانی در به حرف آوردن متهمان با توسل به روش های فیزیکی دارند، و بلافاصله بعد از انقلاب معلوم شد که ضرب و شتم در نظام امنیتی جدید به همان اندازه ی نظام امنیتی قدیم رایج است. هیچ نشانه ای از تغییر این تمایل ذاتی ایرانی ها به استفاده از روش های فیزیکی دیده نمی شود، و با توجه به نوع شخصیت هایی که در واحدهای امنیتی جدید مشغول به کار هستند، بسیار بعید است که از ضرب و شتم زندانیان یا متهمان استفاده نشود.

6- هر چند در طول هفته گذشته درگیری های عمده ای در ایران رخ نداد، ولی برخی شهرها همچنان شاهد برپایی راهپیمایی ها، اعتصاب ها و حوادث امنیتی بودند. در قهرمانشهر (کرمانشاه سابق) سه کتابفروشی اخیراً به آتش کشیده شد. در مهران (در استان ایلام) یک نارنجک در دفتر فرماندار منفجر شد. در گناوه (نزدیک بوشهر) کارمندان گمرک در اعتراض به عدم امنیت شخصی و بی توجهی مردم به قوانین و مقررات گمرکی دست به اعتصابی یک روزه زدند. اعتصاب کارکنان بخش مخابرات هواپیمایی ملی وارد دومین هفته خود شد، که موجب بروز اختلال و تأخیر در برخی پروازهای داخلی و بین المللی شده است. «هزاران نفر از مردم» در زنجان گردهم آمدند و خواستار آزادی اشخاصی شدند که به دستور دادستان دادگاههای انقلاب به زندان افتاده اند. آنها همچنین خواستار استعفای دادستان انقلاب، انحلال دادگاه انقلاب و تشکیل یک دادگاه جدید شدند. علاوه بر این، دیپلمه های بیکار نیز در اهواز در مقابل استانداری تجمع کردند و خواستار کار شدند.

7- به طور کلی در رویدادهایی که موجب بر هم زدن نظم عمومی و یا بروز حوداث امنیتی می شود این پاسداران انقلاب هستند که مداخله می کنند. یک سرهنگ پلیس در تهران به کارمند سیاسی گفته است که اگر فقط به سبب کافی نبودن نیروهای پلیس در تهران برای رفع مشکلات روزمره هم که باشد پاسداران انقلاب تا آینده ای نزدیک نقشی بسیار مهم در انجام وظایف روزمره کلانتری ها ایفا خواهند کرد. در روزهای اول پیروزی انقلاب 6800 پلیس

ص: 611

دون پایه به درخواست خود به شهرستان انتقال یافتند و نیروی پلیسی نیست که جای آنها را پُر کند. منبع مزبور مدعی است که به همین دلیل کمیته ها و پاسداران انقلاب که هم اکنون وظیفه کلانتری ها را انجام می دهند برای مدتی در حوزه استحفاظی کلانتری ها فعال خواهند بود.

یک افسر ارتش که در تهران مأموریت یافته است اظهار داشت که نه او و نه سربازان تحت امرش به سوی تظاهرکنندگانی که نظم عمومی را بر هم زده اند تیراندازی نخواهند کرد مگر در مواردی که صرفاً به منظور دفاع از خود مجبور به این کار باشند، و با اظهارات خود حرفهای افسر پلیس را تأیید کرد. تنها گروهی که می تواند و یا مایل به تیراندازی به سوی مردم است همان پاسداران انقلاب و مأموران کمیته هستند که قبلاً سنگدلی خود را در قسمت های مختلف کشور به اثبات رسانده اند. با توجه به اینکه نیروهای پلیس و ارتش هنوز روحیه خود را بازنیافته اند و اعضایشان هنوز به دلیل تلاش برای حفظ نظم در روزهای قبل از انقلاب دارند مجازات می شوند، دولت موقت احتمالاً مجبور است تا مدتی برای حفظ نظم به نیروهای شبه نظامی پاسداران انقلاب متکی باشد. لینگن


ممنوعیت انتشار روزنامه فارسی زبان آیندگان

سند شماره 287

استفاده محدود اداری9 اوت 1979 18 مرداد 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 8910

به: سازمان ارتباطات بین المللی، واشنگتن دی. سی فوری

رونوشت: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: ممنوعیت انتشار روزنامه فارسی زبان آیندگان

خلاصه گزارش: بسته شدن روزنامه آیندگان، که باعث شده است که چندین نشریه دیگر نیز از امکانات چاپ محروم شوند، یکی از مصادیقی است که نشان می دهد دولت - شورای انقلاب از [آزادی] مطبوعات، چه مطبوعات داخلی و چه مطبوعات خارجی، بسیار نگران هستند و این نگرانی به حدی است که انتظار می رود که اقدامات سخت گیرانه و تندی در دستور کار قرار گیرد.

1- به گزارش مطبوعات محلی، صبح روز 7 اوت، نیروهای مسلح انقلابی به دفتر روزنامه فارسی زبان آیندگان هجوم آورده و پس از دستگیری 10 الی 12 نفر از کارمندان و اعضای هیأت تحریریه، دفتر روزنامه را پلمپ کردند. نیروهای انقلابی حکمی در دست داشتند که به موجب آن دادستان عمومی به آنها اجازه داده بود که کارمندان چاپخانه را از دفتر روزنامه به بیرون هدایت کرده و دفتر روزنامه را پلمپ نمایند. روزنامه بامداد در نسخه صبحگاهی خود گزارش داده است که کارگران چاپخانه از محوطه ساختمان خارج نشده و اقدام به تحصن در داخل چاپخانه نموده اند. تمامی خطوط تلفن ساختمان روزنامه قطع شده و تمامی دربهای ساختمان پلمپ شدند. در غروب همان روز، کارمندان روزنامه آیندگان اطلاعیه ای صادر کرده

ص: 612

و در آن خواستار آزادی سریع و بی قید و شرط بازداشت شدگان و رفع فوری ممنوعیت انتشار از روزنامه شدند. منبع ما در روزنامه آیندگان گزارش داده اند که کارمندان این روزنامه روز گذشته با چند وکیل ملاقات کرده و تلاش کرده اند که با کمک آنها میزان مشروعیت حقوقی حکم دادستان را به چالش بکشند. مهدی ممکن، معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد ملی خاطرنشان کرده است که وزارت ارشاد ملی هیچ نقشی در بسته شدن روزنامه آیندگان نداشته است.

2- روزنامه ها دلایل زیادی برای تصمیم دادستان [مبنی بر بستن روزنامه آیندگان] مطرح کرده اند. اولین دلیل این اقدام از اسنادی نشأت گرفته که اخیراً به دست آمده است. اطلاعات به دست آمده از این اسناد حاکی از موارد ذیل است: روزنامه آیندگان سابقاً ارتباطات نزدیکی با ساواک داشته است و در یک مقطع یعنی در زمان مدیریت داریوش همایون، مبلغی معادل 5/7 میلیون ریال از شاه دریافت کرده است؛ این روزنامه با حمایت و همکاری اسرائیل تأسیس شد و در نتیجه، متقابلاً در مواضع خود از اسرائیل در مقابل اعراب حمایت می کرد؛ هیأت تحریریه و برخی کارمندان روزنامه با سازمان سیا همکاری داشته اند. دومین دلیل تعطیلی این روزنامه، عملکرد اخیر آن بوده است؛ این روزنامه متهم است که قبل و پس از پیروزی انقلاب اسلامی مرتکب موارد ذیل شده است: مقابله با منافع جامعه اسلامی و عموم مردم، انتشار اخبار و تحلیلهای نادرست و هدایت شده، ترویج مکاتب منحرف در جمهوری اسلامی، همکاری با گروههای اپوزیسیون، شکایتهای قضایی صورت گرفته بر علیه این روزنامه، عدم توجه و رعایت آیین نامه جدید تعیین شده برای مطبوعات، شکایت ارتش از این روزنامه دایر بر این که روزنامه آیندگان اقدام به انتشار اطلاعات سری دولتی نموده و در جهتی مغایر با منافع ملی حرکت کرده است.

3- بسته شدن چاپخانه گسترده متعلق به روزنامه آیندگان، منجر به تعطیلی روزنامه هایی شده است که از امکانات چاپخانه این روزنامه استفاده می کنند؛ از جمله، کیهان آزاد- روزنامه ای با طول عمر تنها دو روز که توسط هیأت تحریریه سابق کیهان منتشر شد، ندای آزادی- روزنامه ای چپگرا با طول عمر سه هفته که اخیراً به اتهام توهین به خمینی و آزادی محکوم به تعطیلی شد و ارگان [مطبوعاتی] جبهه دموکراتیک ملی به رهبری متین دفتری. البته کیهان آزاد موفق شد که یک کارگاه چاپخانه جایگزین برای خود مهیا کرده و گزارشی یک صفحه ای منتشر کرد و در این گزارش خاطرنشان کرد که اقدام صورت گرفته [بسته شدن روزنامه آیندگان] در حقیقت دسیسه ای است که ساختار قدرت برای مقابله با مطبوعات آزاد برگزیده است؛ این گزارش اقدامات دولت در خصوص مطبوعات را این گونه برشمرده است: نفوذ در روزنامه اطلاعات و استفاده از این روزنامه به عنوان ابزار تبلیغاتی به نفع خود، کنترل روزنامه کیهان از طریق نماینده خود یعنی بازاری [به نام] مهدیان و اکنون نیز حمله به روزنامه آیندگان که نماد یک روزنامه مستقل و آزاد است و علاوه بر این، امکانات چاپخانه خود را در

ص: 613

اختیار دیگر مطبوعات نیز قرار می دهد. کیهان آزاد گزارش داد که برای یافتن یک چاپخانه مناسب تلاشهای زیادی صورت داده است اما صرفاً با یک انحصار دولتی بر منابع چاپخانه ای مواجه شده است و تنها مرجعی که در این زمینه به یاریش آمده، روزنامه آیندگان بوده است. در گزارش کیهان آزاد آمده است که یکی از دلایل بسته شدن روزنامه آیندگان این است که جرأت چاپ روزنامه کیهان آزاد را داشته است؛ چرا که کارکنان این روزنامه متهم به دشمنی با رژیم هستند. افزون بر این، امروز مطبوعات محلی گزارش دادند که فعالیت دو نشریه دیگر نیز به حالت تعلیق درآمده است؛ این دو نشریه عبارتند از: هفته نامه آهنگر که یک هفته نامه هجوآمیز است و روزنامه پیغام امروز که منتقد سیاستهای دولت موقت انقلاب اسلامی است. دفتر دادستان عمومی اعلام کرده است که هفته نامه آهنگر فاقد مجوز لازم برای انتشار است و تاکنون بدون مجوز منتشر می شده است و به همین دلیل مجبور به تعطیلی شده است. هیأت تحریریه روزنامه پیغام امروز بیانیه ای صادر کرده و دلیل تعلیق داوطلبانه این روزنامه را تهدیدهای صورت گرفته بر علیه کارکنان روزنامه عنوان کرده است.

4- واکنشهای اولیه احزاب و گروههای سیاسی، البته به استثناء حزب جمهوری اسلامی، حاکی از مخالفت شدید با بسته شدن این روزنامه ها است. دکتر علیزاده، دبیر کل حزب جمهوری خلق مسلمان که گرایش زیادی به آیت الله شریعتمداری دارد، اظهار داشت که حزب متبوع وی اقدام دادستان را محکوم می نماید و قانون جدید مطبوعات را قانونی «پوچ و تهی» می داند. حزب سوسیالیست کارگران نیز «حمله به روزنامه آیندگان را به عنوان مصداق تجاوز به آزادی مطبوعات تلقی کرده» و تصریح کرده است که این اقدام بلافاصله پس از تصویب قانون مطبوعات صورت گرفته است. جبهه دموکراتیک ملی نیز، که یکی از قربانیان غیرمستقیم بسته شدن روزنامه آیندگان محسوب می گردد، اعلام کرده است که « ممنوعیت انتشار روزنامه آیندگان گواهی برای وجود توطئه ای با هدف تجاوز به حقوق و آزادی های مردم.»

5- نظریه: ممنوعیت روزنامه آیندگان گواه مبرهن و آشکاری است از تلاش برای کسب کنترل و سیطره بر مطبوعات داخلی و خارجی. قدر مسلم تلاقی و هم زمانی این موضوع [بسته شدن روزنامه آیندگان] با اعمال فشارهای زیاد از ناحیه وزارت ارشاد ملی بر خبرنگاران و گزارشگران خارجی، تصادفی نیست؛ نمونه بارز فشارها و محدودیتهای اعمال شده بر مطبوعات و خبرنگاران را می توان در مواردی همچون اخراج گروه فیلمبرداری خبرگزاری ان. بی. سی از ایران، بسته شدن روزنامه آیندگان و برخورد با روزنامه مستقل و خود مختار کیهان به نظاره نشست؛ مشخصاً هدف اصلی اتخاذ این رویکردها، هماهنگی، همنوایی و انطباق کامل مطبوعات با شاخصه ها و معیارهای انقلابی است. آیین نامه و قانون مطبوعات، که اواخر هفته گذشته به تصویب شورای انقلاب رسید، با استفاده از عبارات و مفاهیمی مبهم و کلی، اختیارات ویژه ای برای دولت انقلابی در اعمال محدودیت بر مطبوعات قائل شده است؛ به عنوان مثال در این آیین نامه آمده است که هرگونه ترویج و حمایت از دیدگاههای رژیم سابق،

ص: 614

جرم محسوب شده و مستحق برخورد خواهد بود؛ بر اساس این آیین نامه به دولت اجازه داده شده است که اسناد و یادداشتهای خبرنگاران، حتی خبرنگاران خارجی، را مورد واکاوی و ارزیابی قرار دهد و بخشهای مغایر با مبانی انقلاب و یا اسلام را حذف نماید. گریوز


پروژه ویژه

سند شماره 288

سری9 اوت 1979 18 مرداد 1358

از: سفارت آمریکا، تهران به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: پروژه ویژه

1- (سری تمام متن)

2- قسمت زیر خلاصه ای از اطلاعات مهم دریافت شده در مورد ماشاءالله کاشانی می باشد.

الف- کاشانی ظاهراً دو نفر از کارکنان خارجی کنسولگری یعنی آقای قدسی و یک زن ناشناس که بعد از مراحل روشنگری معلوم شد خانم شهناز بوده را وادار به همکاری با خود نموده است.

ب- کاشانی ظاهراً در مورد فعالیتهای ویزای آمریکا، درگیر مسایل جنسی شده است.

ج- کاشانی در تماس مستقیم با دفتر وزیر امور خارجه (یزدی) می باشد. این تماس ظاهراً در رابطه با گرفتن ویزا برای دوستان. یزدی بوده ولی به این مسئله محدود نمی شود.

د- کاشانی دو جواز دارد که به حضورش در سفارت رسمیت می بخشد. یکی از دادستان کل انقلاب مهدی هادوی و دوم از مرکز سپاه پاسداران.

کاشانی در تماس مستقیم با هادوی بوده و حداقل یک معامله درباره دفتر دادستانی کل انقلاب در لاهیجان شمال دارد (بیشتر از این مشخص نیست.)

ه- کاشانی و برادرش حسن جهت گرفتن حقوق در ازاء خدمات ارائه شده به سفارت به نزاع پرداختند.

(برای اطلاع شما) حسن سفارت را ترک نموده و حداقل یکی از افراد گروه کاشانی را با خود همراه نموده است. حسن فعالتر از بقیه اعضای گروه کاشانی می باشد، بدین جهت پیروانی در میان اعضای جوانتر پیدا کرده است. این مسئله بدین جهت اهمیت دارد که ممکن است حسن را وسوسه کند که دوباره تحت شرایط نامساعد برگردد.

(آخرین خبر: حسن به محوطه سفارت بازگشته و مشخص نشده که آیا وی جهت ملاقات آمده و یا جهت پیوستن به گروه کاشانی.)

3- تبادل به موقع اطلاعات مشکل شده و این به دلیل حجم زیاد مطالب است. در روزهای اخیر ما روی خط بیرون متمرکز شده ایم (منظور خط تلفن است. مترجم). در جهت دستیابی به اطلاعات بیشتر در مورد قضیه کنسولی تأکید بیشتری روی خطوط داخلی سفارت (مکالمه های قبل در مورد ویزاها روی این خط بودند.) می باشد. در هر حال دفتر قضیه کنسول

ص: 615

را دنبال خواهد کرد.

4- مأمور سیا گزارش جداگانه ای در مورد مسایلی که اهمیت اطلاعاتی دارد داده است. عملیات تا به حال با ارزش بوده و ادامه خواهد داشت. لینگن


اخراج خبرنگاران ان. بی. سی و روابط ایران و آمریکا

سند شماره 289

محرمانه9 اوت 1979 18 مرداد 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 8953 به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی فوری

موضوع: اخراج خبرنگاران ان. بی. سی و روابط ایران و آمریکا

1- (محرمانه تمام متن).

2- خلاصه گزارش: در تاریخ 9 اوت کنسول سیاسی با بایندر، رئیس اداره سیاسی چهارم وزارت امور خارجه ایران، دیدار کرد. وی در این ملاقات مراتب نگرانی ایالات متحده آمریکا در خصوص نحوه برخورد دولت موقت با خبرنگاران آمریکایی را ابراز کرد و خاطرنشان کرد که این گونه رفتارهای دولت موقت برعلیه اتباع ایالات متحده آمریکا، تأثیرات و عواقب ناخوشایندی به دنبال خواهد داشت. وی تصریح کرده است که فرآیند عادی سازی روابط دوجانبه، یک فرآیند متقابل است و بر این اساس قدر مسلم، اظهارنظر یکی از مقامات دولت موقت مبنی بر جاسوس بودن خبرنگاران آمریکایی مستقر در تهران، این فرایند را مخدوش خواهد کرد. پایان خلاصه گزارش.

3- کنسول تأکید کرد که نحوه برخورد دولت موقت با خبرنگاران آمریکایی از دو منظر نگرانی ما را برانگیخته است: اول این که «ما از وارد آمدن هرگونه خدشه بر مقوله گردش آزاد اطلاعات، چه از ناحیه ایران و چه از ناحیه هر کشور دیگر، نگران هستیم. به علاوه، ما این تلاشها را در راستای جلوگیری از گردش آزاد اطلاعات مغایر با سیاستهای اعلان شده دولت موقت تلقی می نماییم و بر این باوریم که دولت موقت [در اجرای این سیاست اعلام شده خود] در آستانه شکست قرار دارد. با این اوصاف، ما قادر به درک این حقیقت نیستیم که دولت موقت از اخراج خبرنگاران آمریکایی چه هدفی را دنبال می نماید. دوم این که به نظر ما و مردم آمریکا، روش اخراج و خبرنگاران آمریکایی از ایران روشی کاملاً یک جانبه گرایانه و خودسرانه است. چرا که همواره دلایل متناقضی برای اخراج این خبرنگاران ارائه شده است و این خود گواه یک جانبه گرایی و خودسری است و در نتیجه تصویری به وجود آمده در اذهان مردم آمریکا نسبت به دولت موقت را به شدت مخدوش کرده و روابط دو جانبه را شدیداً تحت الشعاع خود قرار داده است.»

4- بایندر پاسخ داد که « شما آمریکاییها همواره تلاش می کنید که ارزشهای خود را بر دیگران تحمیل کنید. ایران حق دارد به هر روشی که مایل است خبرنگاران خارجی را کنترل کند. زمانی که خبرنگاران به ایران می آیند باید به قوانین ما گردن نهند.» وی افزود که

ص: 616

رسانه های آمریکایی همواره رفتاری بسیار غیرمنصفانه با ایران داشته اند و بنابراین، واکنش دولت موقت نیز مطابق با همین عملکرد غیرمنصفانه و غیر دوستانه این رسانه ها بوده است. بایندر در خصوص وجهه و تصویر دولت موقت در اذهان مردم آمریکا نیز اظهار داشت که دولت آمریکا ابتدا خود بایست برای ترمیم وجهه نامطلوب خود در بین مردم ایران چاره ای بیندیشد. چرا که تلقی عمومی نسبت به عملکرد دولت آمریکا نقشی کلیدی در روابط دو جانبه خواهد داشت. وی افزود که دولت آمریکا بایست تلاش بسیار زیادی به خرج دهد تا تصویر ترسیم شده از خود [در بین عموم مردم ایران] را به نحوی ترمیم نماید که امکان برقراری روابط دوجانبه برای دولت موقت فراهم آید.

5- نماینده سفارت در ادامه تصریح کرد که ایالات متحده به هیچ وجه انتظار ندارد که خبرنگاران متبوعش از اجرای قوانین و مقررات معاف گردند اما مشکل اینجاست که نه اعضای سفارت و نه خبرنگاران موفق نشده اند که مقررات مورد نظر ایران را شناسایی کنند. وی به تلاشها و پیگیریهای روزن وابسته مطبوعاتی سفارت، از دکتر علی بهزادنیا، از مقامات ارشد وزارت ارشاد ملی، متعاقب اخراج یوسف ابراهیم اشاره کرد و تأکید کرد که تنها پاسخی که روزن به دست آورده این بوده است که «شما این مقررات را به دست نخواهید آورد.» نماینده سفارت در ادامه اظهار داشت که «ما به رغم عدم موافقت با دلایل دولت موقت در خصوص اعمال سیاستهای محدود کننده، این سیاستها را پذیرفته ایم اما نمی توانیم این نکته را درک کنیم که خبرنگاران خارجی چگونه می توانند به قوانین و مقرراتی گردن نهند که آن را نمی شناسند.»

6- نماینده سفارت در ادامه مفاد گفتگوهای کاردار با یزدی، وزیر امور خارجه، جریان اولین ملاقات را متذکر شد؛ از جمله این که «فرآیند عادی سازی روابط، یک فرآیند دو سویه است. و این که ما این موضوع را درک می کنیم که همان طور که دولت موقت قادر به کنترل مطالب و مقالات آتشین مطبوعات و رسانه های محلی نیست، در حالی که این مطالب آتشین نقشی به سزا در تخریب چهره ایالات متحده آمریکا دارند، در طرف مقابل دولت ایالات متحده آمریکا نیز قادر به کنترل مطالب و نوشته های نشریه ای همچون نیوزویک نمی باشد. اما اعتقاد ما بر این است که هر دو دولت بایست در عملکرد و گفتار خود موجبات تعدیل شرایط را فراهم آورند.» وی در ادامه از اظهارات ساندرز، معاون وزیر امور خارجه آمریکا، در کمیته سیاست خارجی سنا در امور اروپا و خاورمیانه به عنوان گواه و مصداقی برای تلاش آمریکا در راستای درک هر چه بیشتر انقلاب ایران در بین مقامات ایالات متحده آمریکا یاد کرد (شایان ذکر است که نماینده سفارت هفته گذشته متن این اظهارات را در اختیار بایندر قرار داده بود.).

7- نماینده سفارت تأکید کرد که «بر اساس این مؤلفه ها، ما عملکرد آقای بهزادنیا نسبت به خبرنگاران خارجی را مصداق یک جانبه گرایی و خودسری تلقی کردیم.» از سویی دیگر، موضع گیری دکتر ممکن، معاون وزیر ارشاد ملی، مبنی بر این که «تمامی خبرنگاران به صورت عام و خبرنگاران ایالات متحده به صورت خاص جاسوس هستند» نه تنها باعث تعدیل چهره

ص: 617

ایالات متحده در داخل ایران نشد، بلکه نقش و تأثیری به سزا در تخریب هرچه بیشتر این چهره داشت. نماینده سفارت تصریح کرد که قطعاً این اظهارنظر هیچ اساس و مبنای منطقی ندارد و از سویی دیگر به شدت با ابراز تمایلهای دولت موقت دال بر برقراری روابط دوجانبه مبتنی بر دوستی با دولت ایالات متحده آمریکا، در تناقض و تضاد است.

8- (شایان ذکر است که نماینده سفارت نسخه ای از ترجمه غیررسمی اظهارات ممکن که در رادیو تهران گزارش شد، را در اختیار بایندر قرار داد.) بایندر در واکنش به این مواضع تأکید کرد که دولت ایالات متحده آمریکا در راستای تعدیل شرایط حاکم بر روابط دو جانبه، «قدمهایی» برداشته است. وی تصریح کرد که اظهارات و عملکرد ممکن و بهزادنیا هم سو و همنوا با سیاستهای رسمی دولت موقت نبوده است. وی پیشنهاد داد که سفارت یادداشتی برای وزارت امور خارجه ارسال نموده و در آن درخواست نماید که نسخه ای از قوانین و مقررات مربوط به خبرنگاران خارجی تهیه و در اختیار سفارت قرار گیرد. وی تأکید کرد که وزارت امور خارجه تلاش خواهد کرد که این مقررات را تهیه و در اختیار سفارت قرار دهد. ضمناً وی پیشنهاد داد که سفارت یادداشت دیگری نیز در تکذیب اظهارات ممکن، دال بر اتهام جاسوسی به خبرنگاران بیگانه، تهیه و به وزارت خارجه ارسال نماید. کنسول پاسخ داد که بدون شک یادداشت اول را به سرعت تهیه و ارسال خواهند کرد اما در خصوص یادداشت دوم نیاز است که با اعضای نمایندگی بحث و رایزنی صورت پذیرد. نماینده سفارت این گفتگو را با ذکر این نکته به پایان رساند که «ما ترجیح می دهیم اظهارات و مواضع مقامات دولت موقت را تکذیب ننماییم. و به جای آن امیدواریم که مقامات دولت موقت اهمیت برقراری روابط دو جانبه نزدیک را دریابند.» بایندر نیز خاطرنشان کرد که عمیقاً با این موضوع موافق است. لینگن


راهنمایی های مطبوعاتی مندرج در سرمقاله روزنامه «نیویورک تایمز»

سند شماره 290

محرمانه11 اوت 1979 20 مرداد 1358

از: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی 209096

به: کلیه نمایندگیهای سیاسی و کنسولی با حق تقدم

موضوع: راهنمایی های مطبوعاتی مندرج در سرمقاله روزنامه «نیویورک تایمز»

1- سیاست دولت آمریکا در ارتباط با کشتیرانی و هوانوردی (پرواز هواپیماها) برای مقابله با دعاوی مربوط به تعدی به قلمرو دریایی به کلیه نمایندگیهای سیاسی و کنسولی آمریکا در تلگراف مذکور ارسال شد.

2- در تاریخ دهم اوت، روزنامه نیویورک تایمز در صفحه اول خود گزارشی داشت مبنی بر اینکه دولت آمریکا به نیروی دریایی و نیروی هوایی خود دستور داده است که عمداً هواپیماها و کشتی هایی را به بعضی مناطق بفرستند تا با ادعاهای قلمرو دریایی که از نظر

ص: 618

ایالات متحده آمریکا رسمیت ندارد مقابله کنند. مقاله مزبور به گزارش شورای امنیت ملی آمریکا (تلگرام فوق) اشاره کرده و اظهار می دارد که طرحی جهت انجام این تصمیم توسط ستاد مشترک تنظیم و به تصویب و تأیید آقای برژینسکی رسیده است. این روزنامه اضافه می کند که دستورالعملهای بیشتری راجع به «آرژانتین»، «برمه»، «لیبی»، «فیلیپین» و «اوروگوئه» تنظیم گردیده است.

3- این راهنما در زیر مطرح شده و در صورتی که سئوال شود می تواند مورد استفاده سفارتخانه ها قرار گیرد.

سئوال: امروز صبح، دهم «اوت» روزنامه نیویورک تایمز گزارش داشت مبنی بر اینکه آمریکا به نیروی دریایی و هوایی خود دستور داده است که عمداً کشتی ها و هواپیماهایی را به مناطق مورد اختلاف بفرستند تا با ادعاهای ارضی «در قلمرو دریایی» که ایالات متحده آمریکا آنها را به رسمیت نمی شناسد مقابله نماید. به نظر شما این گزارشات تا چه حد صحت دارد؟

جواب: در اوایل سال گذشته، دولت آمریکا به تجدیدنظر در ادعاهای بین المللی قلمرو دریایی و اثرات احتمالی آنها بر منافع آمریکا به ویژه حفظ و برقراری آزادی کشتیرانی و هوانوردی مبادرت ورزید.

همان طور که می دانید ایالات متحده آمریکا تنها سه مایل قلمرو دریایی را به رسمیت می شناسد که از ساحل شروع شده و در آن محدوده هر کشور می تواند از حق عبور بی ضرر (مشروع) استفاده کند.

در ورای این محدوده ما معتقدیم که تمام کشورها حق دارند آزادانه در آبهای آزاد (بین المللی) کشتیرانی و هوانوردی کنند. در تجدیدنظر به این نتیجه رسیدیم که منافع آمریکا و منافع بین المللی در صورت حفظ سیاست سنتی ما (سیاست موجود) به بهترین نحو تأمین خواهد شد. همچنین تشخیص داده شد که بسط و توسعه ادعاهای قلمرو دریایی که مدعی کنترل کشتیرانی و هوانوردی در ورای سه مایل می باشد می تواند منافع آمریکا را به خطر اندازد. پیرو نتایج این گزارش به وزارت امور خارجه و دفاع دستور داده شد که مطمئن شود که اقدامات آمریکا در آبهای آزاد کاملاً با سیاست سنتی ما (سیاست موجود) مطابقت دارد.

س: آیا به نیروی دریایی و هوایی دستور داده شده است که جهت مقابله با ادعاهای ارضی (در مورد قلمرو دریایی) کشتی ها و هواپیماهایی را به بعضی از مناطق بفرستند؟

ج: به وزارت دفاع دستور داده شده که مطمئن شود که در عملیات عادی و معمولی آنها به شیوه ای عمل نکنند که تعبیر به نوعی سکوت توأم با رضایت درباره ادعاهایی که ما به رسمیت نشناخته ایم گردد. در هر صورت به آنها دستور داده نشده است که به شیوه تجاوزکارانه با چنین ادعاهایی مقابله کنند.

س: آیا حقیقت دارد که ایالات متحده آمریکا موافقت کرده است که یک محدوده 12 مایلی قلمرو دریایی را در کنفرانس قانون دریاها به رسمیت بشناسد؟

ص: 619

ج: ایالات متحده آمریکا اظهار داشته است که می تواند محدوده 12 مایلی قلمرو دریایی را به عنوان جزئی از توافق کلی و جامع در کنفرانس قانون دریاها بپذیرد. در هر حال به رسمیت شناختن چنین محدوده ای از طرف ما، موکول به این است که کشورهای دیگر نیز مقررات مندرج در متن فعلی حقوق دریاها در مورد کشتیرانی و هوانوردی آزاد به ویژه حق عبور آزاد از تنگه ها را بپذیرند.

س: چه مدتی است که دولت آمریکا به چنین سیاستی روی آورده است؟

ج: ما در ماه مارس امسال از مطالعات و بررسی های فوق بدین نتیجه رسیدیم.

س: چه تعداد از کشورها طرفدار نظریات ایالات متحده آمریکا در مورد کشتیرانی و هوانوردی آزاد هستند؟

ج: وزارت امور خارجه در فواصل معین، لیستی از ادعاهای قلمرو دریایی که برای عموم قابل حصول از مؤسسه جغرافیایی است جمع آوری می کند. در حال حاضر 22 کشور ادعای سه مایل قلمرو آبی دارند. ادعاهای دیگر (قلمرو دریایی) نیز در لیست قرار دارد که می تواند در دسترس قرار گیرند.

4- در جلسه مطبوعاتی بعد از ظهر دهم اوت، سخنگوی وزارت امور خارجه، سئوالات متعددی را راجع به مقاله نیویورک تایمز مطرح کرده است. در این جلسه از راهنمایی های مندرج در روزنامه نیویورک تایمز استفاده شد. به هرحال تعدادی از سئوالات بر این اساس طرح شدند که سعی داشتند معلوم کنند که آیا دستورالعملهای شورای امنیت ملی (آمریکا) تغییری در سیاست (خط مشی) ایجاد کرده است؟ سخنگوی مزبور در پاسخ اظهارات جواب داد که نتایج این مطالعه و بررسی صرفاً سیاست سنتی (سیاست موجود) ایالات متحده را در مورد کشتیرانی و هوانوردی (آزاد) مجدداً مطرح کرده است.

5- برای «بوینوس آیرس»، مانیل، رانگون، تریپولی، مونته ویدئو: وزارت امور خارجه الزاماً معتقد است که سفارت آمریکا نباید راجع به مقاله نیویورک تایمز با نمایندگان دولت میزبان تماس بگیرد، چون طرح این مسایل ممکن است باعث سئوالات زیادی در اذهان آنها شود. چنانچه دولت میزبان در این مورد جویا شد سفارت آمریکا می تواند توضیح بدهد که موضع دولت آمریکا راجع به این سئوالات روشن است. سفارت مایل است به دولت میزبان اطمینان دهد که دولت آمریکا قصد آفریدن حوادث دنباله دار و گسترده (تجاوزکارانه) را ندارد، اگرچه به اعمال حقوق خود اقدام خواهد کرد. هیأت نمایندگی آمریکا در کنفرانس حقوق دریاها مستقر در نیویورک با نمایندگان کشورهای میزبان در این کنفرانس تماس گرفته تا مجدداً به آنها در مورد این نقطه نظرها اطمینان دهد.

6- برای کشورهای عضو ناتو: خط مشی (سیاست) دولت ایالات متحده آمریکا مندرج در تلگرام فوق به طور کامل با مقامات ناتو مورد بحث قرار گرفته است و آنها باید کاملاً با موضع آمریکا در این خصوص آشنا باشند. همچنین در هر بخشی مأموران سفارت می توانند

ص: 620

خاطرنشان کنند که پاسخ دولت آمریکا به سئوالات مطبوعات در این جهت برنامه ریزی شده است که تصور این مسئله را که این تلگرام دلالت بر تغییر سیاست آمریکا دارد و یا اینکه دولت آمریکا قصد دارد عمداً با اعمال حق کشتیرانی و هوانوردی خود حادثه آفرینی کند، باطل نماید. کوپر


انتقال گروههای نامنظم از محوطه سفارت

سند شماره 291

محرمانه12 اوت 1979 21 مرداد 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 8973به: وزارت امور خارجه، واشنگتن فوری

موضوع: انتقال گروههای نامنظم از محوطه سفارت

1- (محرمانه تمام متن)

2- حدود ساعت 6:35 روز 12 اوت یک گروه مسلح نامنظم 35 تا 50 نفره به سفارت وارد شده و در محوطه به دنبال ماشاءالله کاشانی و افرادش می گشتند که از فوریه گذشته، رهبر نیروی امنیتی موجود در سفارت بود. زمین را به صورتی سنتی و منظم که نشانه یک نوع آموزش نظامی بود جستجو کردند. دو نفرشان در مدخل محل آشپزخانه به محل اقامت توسط یک پیشخدمت راه داده شدند که پس از اطمینان از عدم حضور ایرانیان آنجا را ترک کردند. همچنین دو نفر دیگر از پنجره آشپزخانه اقامتگاه را زیرنظر داشتند و از سر تا پا خانه را گشتند. به کاردار، ناویها، خدمتکاران هشدار دادند که ساکت بنشینند ولی به غیر از سرکوفت زدن باعث آزاری نشدند.

3- وقتی تمام افراد ماشاءالله جمع شدند، در محل موتوری نزدیک در اصلی ورودی آورده شدند. ماشاءالله از این حقیقت که به طور جنبی خلع نفر و سلاح گردیده نترسیده بود. مذاکرات حفاظت شده ای به عمل آمد و گاهی به نظر می آمد که ماشاءالله امکان گذران روز را دارد. به هر صورت حدود ساعت 5/9 ماشاءالله و افرادش به اتوبوسی از سه دستگاه موجود رانده شده و برده شدند. پس و پیش کشیدنهای قابل ملاحظه ای وجود داشت، نشانه رفتن، فحش کاری و تیراندازی (اکثراً هوایی) قبل از پایان کار پیش آمده بود. یکی از افراد ماشاءالله خونریزی داشت که معلوم نبود تیر خورده و یا از مسئله دیگری ناشی شده بود (قبلاً دیده شد که سعی در مخفی کردن چاقویی در کفش خود داشت).

4- به کاردار روز 7 اوت از طرف رئیس مقاولات، شکوهیان توصیه شده بود که کار جابجایی گروه ماشاءالله به زودی انجام خواهد شد. وی هیچ نشانه ای از نحوه اجرای کار نداد ولی اهمیت کنار ماندن آمریکاییان را تا حد امکان به صورت آشکار تأکید نمود. حتی در صورت نیاز به کاربرد نیروی سلاح.

5- هنوز روشن نیست که نیروی جدید از چه گروهی است. هر چند گفته می شود پاسداران هستند. رئیس اداره مقاولات به ما گفت که کلیه عملیات با نظارت نخست وزیر، وزیر

ص: 621

خارجه و همکاری کمیته مرکزی انقلاب در تهران اجرا می گردد. یزدی وزیر خارجه امروز صبح نیز در تماسی به کاردار مطلب را مختصراً اطلاع داد. چند عضو منفرد این گروه جزو افراد کمیته مجاور شمال محوطه سفارت شناخته شدند. بر اساس گفته یکی از نگهبانان پیمانی سفارت، گروه نامه ای به امضای یزدی داشتند که نشان می داد برای انتقال ماشاءالله و جابایی 15 روز مهلت بوده که با پرسنل نظامی منظم رأساً تعویض شوند.

6- پس از انتقال ماشاءالله و افراد او از محوطه، رهبر نیروهای نامنظم که تأثیر در انتقال وی داشت، بیان داشت که آرزوی همکاری کامل با مسئولین امنیتی سفارت در زمینه تهیه حفاظت لازم دارد. او گفت که افرادش آماده اند تا به تنهایی در محوطه بمانند و در اطراف و حتی ساختمانها گشت بدهند. مسئول امنیتی سفارت و رهبر نیروهای جدید موافقت کردند که 20 نفر را برای محافظت از درهای اصلی و گشت در اطراف محوطه تعیین کنند. بحث های آنها بسیار دوستانه بود.

7- اواسط صبح، گزارش شد که برادر ماشاءالله، حسن و تعدادی از نیروهای نظامی اش، که هنگام انتقال ماشاءالله و افرادش به بازداشتگاه حضور نداشت، در نزدیکی در محوطه خیابان روزولت دیده شده است. متعاقب آن، دسته ای از افراد مسلح نیروهای امنیتی جدید، مأموریت یافتند تا او را دستگیر کنند. مدت کوتاهی پس از آن، خود ماشاءالله دوباره، مقابل در موتورپول آمد تا تجهیزات و خودروهایی را که متعلق به افرادش بود، بازپس گیرد. نیروهایی که وی را چند ساعت پیش منتقل کرده بودند، به او اجازه دادند تا تنها بخشی از تجهیزات مورد تقاضایش را بازپس گیرد، اما اجازه ندادند تا خودروهایش را ببرد. او هنگام ترک محوطه، تهدید کرد که 2 نفر از افسران امنیتی آمریکایی سفارت را معرفی خواهد کرد.

8- تا ساعت 15 همه این موارد به پایان رسیده بود. لینگن


ماشاءالله کاشانی

سند شماره 292

محرمانه14 اوت 1979 23 مرداد 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 9061به: وزارت امور خارجه آمریکا، واشنگتن دی. سی

موضوع: ماشاءالله کاشانی

1- (محرمانه) تهران تایمز در روز سه شنبه 23 مرداد مقاله زیر را در صفحه اول نوشته است:

خلاصه: روز یکشنبه پاسداران انقلاب یک کمیته مزاحم را از سفارت آمریکا بیرون کردند و خود جای آنها را گرفتند. افراد این کمیته مسلمانان مسلح بودند. پاسداران دیروز را در آنجا گذراندند. یک منبع سفارت آمریکا گفت، من تصور می کنم که پاسداران به طور موقت در داخل سفارت خواهند بود. پاسداران تعدادی از افراد مسلح کمیته را خلع سلاح و به منظور بازجویی بازداشت کرده و به ستادشان بردند. این عمل به دستور وزارت امور خارجه انجام

ص: 622

گرفت. سخنگوی کمیته مرکزی تهران دیروز گفت که حاج ماشاءالله رهبر این افراد در معرض اتهام رشوه گیری از خریداران اتومبیل های دست دوم آمریکاییان است.

2- (محرمانه) شروع نظریه: پاسداران انقلاب که کاشانی را بیرون کردند، در محوطه سفارت مانده اند. آنها برای ما مزاحمتی ایجاد نکرده اند و در حقیقت حضور آنها تا روشن شدن سرنوشت و اهداف کاشانی خوشایند است. کاردار می خواهد توضیحات بیشتری در مورد نکات ذکر شده در پاراگراف سوم تلکس قبلی (در ملاقات با دکتر یزدی درباره موضوعات نامربوط) بداند.

3- (محرمانه) هنوز روشن نیست که با چه شدتی اتهامات واقعی بر علیه کاشانی دنبال می شود. حتی اگر با شدت پیگیری شود، مطمئن نیستیم که شاکیان کاشانی برای شهادت قدم پیش بگذارند.

(برای اطلاع شما): گروههای ذینفع زیادی قبل و بعد از اخراج کاشانی با سفارت تماس می گرفتند و مدارکی دال بر خلافکاری های او ارائه می دادند. ما همواره اینها را رد کرده ایم. اگر کاشانی محاکمه شده و مجرم شناخته شود، او به دروغ به خاطر فعالیتهای ضدانقلابی اعدام خواهد شد. به هرحال بعید است که سفارت از عاقبت کاشانی اطلاعی داشته باشد.

4- (محرمانه) در 21 مردادماه وقتی که کاردار موضوع را با یزدی در میان گذاشت، یزدی گفت که ماشاءالله بازداشت شده است و توضیح بیشتری نداد، درباره افرادش او گفت که آنها متلاشی شدند، برخی به سر کارهایشان بازگشتند و برخی به سپاه پاسداران منتقل شدند.

درباره موضوع نیروی امنیتی موجود در سفارت کاردار گفت که ما قبلاً افرادی را در داخل محوطه و برخی دیگر را به صورت گشتی در بیرون داشتیم.

یزدی اشاره کرد که موقعیت و مدت توقف آنها در سفارت بستگی به آمریکا دارد اما بهتر است که آنها به مدت طولانی در محوطه نمانند. لینگن


ناآرامی در تهران

سند شماره 293

محرمانه15 اوت 1979 24 مرداد 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 9079به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: ناآرامی در تهران

1- (محرمانه تمام متن)

2- تلگرام مذکور، انصافاً یک گزارش دقیقی از درگیریهای بین گروههای سیاسی غیرمذهبی و حزب الله (که معنی تحت اللفظی آن، طرفداران حزب خدا، است) وفادار به آیت الله خمینی در روزهای دوازدهم و سیزدهم اوت می باشد که توسط یک روزنامه نگار پرتجربه در این امور، بیان شده است. گزارش «آلووی» تا حدودی رنگ و بوی گرایش شخصی وی به غیرمذهبی ها و مخالفت با تعصب اسلامی دارد، اما تشریح اختلافات رو به رشد سیاسی و

ص: 623

اجتماعی که او آنها را به عنوان زمینه این درگیریها می داند، بسیار واقعی هستند.

3- البته باید گفت که ما، مایل نیستیم اتفاقات این هفته را علامت نزدیک شدن مبارزه حتمی و نهایی در ایران تلقی کنیم. به نظر ما جریان رودررویی بین چپگرایان غیرمذهبی و افراطیون اسلامی به احتمال زیاد فروکش خواهد کرد. (در حقیقت، دیروز و امروز، چهاردهم و پانزدهم اوت سطح وخامت اوضاع به طور قابل ملاحظه ای پایین بود. و شهر به طور کلی به خاطر مرگ امام علی تعطیل بود) از انقلاب فوریه تاکنون، این نمونه، معرف بحران سیاسی دیگری بوده است، ولی ما نباید انتظار داشته باشیم که این یکی چیز متفاوتی باشد.

4- اما میراث تلخی به صورت زخم چرکین باقی خواهد ماند. تا ارگانهای سیاسی را از درون بپوساند. به نظرما، این مفهوم واقعی روند سیاسی ایران است. و این نیروهای اسلامی هستند که به طور مسلط باقی خواهند ماند. هیچ گروه سیاسی دیگری که توانایی رقابت موفقیت آمیز با آنها را داشته باشد پدیدار نشده است. اما بنیادگرایان اسلامی از اینکه با جامعه چند قطبی ایران که اجزاء غیرمذهبی و مدرنیزه عظیمی را دربر می گیرد، کنار بیایند، ناتوانی عجیبی از خود نشان داده اند. آنان در طول شش ماه حکومتشان گروهها را یکی پس از دیگری حذف نموده اند.

این روند نمی تواند به طور نامحدودی ادامه یابد. ممکن است این روند به جنگ داخلی، آنگونه که آلووی حدس زده است، نرسد، اما انتظار این را هم نمی توان داشت که نیروهای اسلامی قادر باشند تا آخر بدون عکس العمل شدیدتر از آنچه که تا امروز شاهد آن بوده اند، بر مخالفانشان حکومت نمایند. لینگن


گزارش وضعیت ایران برای ژنرال گست

سند شماره 294

سری16 اوت 1979 25 مرداد 1358

از: مستشاری نظامی، تهران 9093

به: مرکز فرماندهی نیروهای مستقر در اروپا، واشنگتن دی. سی.

موضوع: گزارش وضعیت ایران برای ژنرال گست

1- (بدون طبقه بندی): عطف به پیغامی که در آن تحولات اوضاع ایران درخواست شده بود، تحولات مهم به قرار زیر می باشند:

الف- (محرمانه): معاملات مربوط به هواپیماهای اف-14 همچنان بدون تغییر است. ما در انتظار وزارت امور خارجه هستیم تا زمان و مکان گفتگوها را اعلام نماید. مقامات سفارت مجدداً در ملاقات با وزارت امور خارجه و وزیر دفاع ملی در چهاردهم اوت تأکید کردند که این اقدام از جانب دولت موقت ایران صورت گرفته است. آقای شرر در زمینه امنیت شخصی خودش در سفر به اصفهان با سرهنگ غنی پور صحبت کرده است. سرهنگ غنی پور با همافران و افسران اصفهان در این زمینه تماس گرفته و آنها اطمینان داده اند که هیچ مشکلی به وجود

ص: 624

نخواهد آمد. جالب اینکه اخبار اخیر مبنی بر این است که ایرانیان منجمله تیمسار رحیمی و برخی از روحانیون نسبت به این فروش انتقاد کرده اند.

ب- (محرمانه) تأمین لوازم یدکی: اطلاعات مبنی بر آزاد کردن قطعات یدکی معلق متعلق به ایران و اقداماتی که جهت سفارشات جدید (بودجه 5/5 میلیون دلار سرمایه نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی) صورت گرفته، کتباً به وزارت دفاع ملی و بخشهای خدمات مربوطه تقدیم شده است. این موضوع مفصلاً در ملاقات 14 اوت نیز مورد بحث و گفتگو قرار گرفت. در ملاقات مزبور تصمیم گرفته شد که یک حساب سپرده انتقالی مشروط در ایالات متحده افتتاح شود تا شرکت بهرینگ و دیگران بتوانند دادگاهی را که قرار است تشکیل شود متقاعد کنند. دولت ایران (به محض اینکه قراردادها با آریا و احتمالاً شرکت دیگر مورد گفتگو و مذاکره قرار گیرد) دستورات لازم را جهت بارگیری، فراهم خواهد کرد (بدون ارزیابی). آنها از شرکت بهرینگ استفاده نخواهند کرد. در مورد سفارشات قطعات یدکی تیمسار صفری می گوید که چک آماده است ولی آنها (منجمله یزدی) این چک را وجه الضمانه می گذارند تا چنانچه مبلغ فوق از وجوه امانی پرداخت نگردید، نقد شود. ما وقت زیادی در این زمینه صرف کرده ایم ولی ظاهراً موفقیت کمی حاصل شده است. ما موافقت کردیم که تقاضا کنیم تا این شرط از روی چک برداشته شود ولی انتظار پاسخ مثبت نداشتیم. در حال حاضر نمی دانیم چه توقع و انتظاری از آنها داشته باشیم.

ج- (محرمانه) فروشگاه مواد غذایی محل آمریکاییان (گلف استریت): در 11 اوت کاردار با نخست وزیر و وزیر امور خارجه ملاقات نمود و مسایل مهم مختصراً به آنها تذکر داده شد. هیچ پاسخ مثبتی دریافت نشد.

در ملاقات با وزیر امور خارجه در 14 اوت موضوع مجدداً مطرح شد. یزدی گفت «من در مورد این مشکل سخت تلاش می کنم، ما ابتدائاً می بایستی از شر ماشاءالله خلاص می شدیم» (اشاره به نقش یزدی در برداشتن نیروی محافظ موردنظر و علاقه ما). هم اکنون ما در حال نوشتن نامه ای به وزارت امور خارجه هستیم تا یک بار دیگر بگوییم که چه بکنیم. در رابطه با فروشگاه ارتش، شعبه کمکهای امنیتی وزارت دفاع اجازه داد مبلغ 4/2 میلیون دلار از وجوه امانی جهت محتویات فروشگاه به اداره کمک به نظامیان، پرداخت شود. در انتظار رهنمود شما برای انتقال این اطلاعات به دولت موقت ایران می باشیم. زیرا تا آنجا که من می دانم هیچ اطلاع قبلی به آنها داده نشده است.

د- (بدون طبقه بندی) در مورد ACCOM : وضعیت تغییر نکرده است، (بخشی از نامه ای که به وزارت امور خارجه ارسال شده و در بالا مورد اشاره قرار گرفته است.)

ه- (سری) پروژه های آی بکس: در تاریخ سیزدهم اوت صورت حسابها را به سرهنگ اسکندرزاده دادیم (مهندسی زرهی) وی صورتحسابها را قبول کرد ولی رسیدی در قبال آنها نداد. من نقش گروههای اعزامی مستشاری نظامی را در کمک به برقراری تماس بین (منهدسی

ص: 625

زرهی) و پیمانکاران، توضیح دادم و پیشنهاد کردم که در طرح ایجاد یک گروه فعال جهت برنامه بازسازی شده، به وی کمک کنم.

سرهنگ اسکندرزاده کاملاً حالت دفاعی به خود گرفت تا اینکه متوجه شد که من نه نماینده پیمانکاران هستم و نه مایلم در مذاکرات قانونی قرارداد مهندسی رزمی شرکت و دخالت نمایم. وی سپس از پیشنهاد من بسیار استقبال کرد و در مورد دعوت از گروه متخصصان ما به ایران جهت گفتگو در مورد احتیاجات ایران از خود علاقه نشان داد. در پاسخ به سئوال وی در مورد مخارج سفر چنین گروهی من گفتم که کاملاً مطمئن هستم که نامه ای در مورد این پیشنهاد و پذیرش آماده شود و دولت ایران مخارج این سفر را تقبل خواهد کرد. پاسخ من در رابطه با درخواست مشابهی در مورد یک تیم تنظیم سیستم موشک تاو بود. نامه پذیرش آن آماده شده است. پیشنهاد می کنم از دولت آمریکا در مورد تقبل پرداخت مخارج چنین دیداری سئوال کنید؟ توجه: رسته مهندسی رزمی در مورد این پیشنهاد اظهار علاقه نموده ولی درخواست کمک ننموده است.

و- (سری) سیستم موشک تاو: فرم شماره 1513 وزارت دفاع در تاریخ چهاردهم اوت به دولت موقت ایران داده شد. نامه پذیرش به 69628 دلار سپرده نیاز دارد. این تیم حدود سی روز پس از امضاء فرم 1513 در ایران خواهد بود. هوانیروز ایران هنوز دستگاه تنظیم کننده ای در ایران تولید و اختراع نکرده است اما گفته که تنها بخشی که مورد نیاز است و هنوز به کار نیفتاده ایستگاه آزمایش عملیات خودکار می باشد. یکی از این ایستگاهها در اصفهان و دیگری در شیراز مستقر است. یک سرگرد هوانیروز گفت مبالغی که برای این دستگاه پرداخت شده بررسی شد. بر اساس قرارداد، فروش خارجی SAM-P2-FMS با نصب، تنظیم و آموزش کارکرد آن به پرسنل ارتش ایران بوده ولی این قرارداد به نحو کامل انجام نشده است. این سرگرد اظهار داشت که آنها جهت تکمیل نصب آن مبلغ اضافی نخواهند پرداخت. پیامی به مرکز ارسال شده است تا وضع تیم آموزش در محل تافت را برای وی توضیح داده و حداقل لوازم مربوط به عملیات مورد نیاز گروه متخصص در پایگاه را درخواست نماید. در این پیام همچنین آمده بود ما امیدواریم که مرحله آموزش را به خاطر مسایل امنیتی ایران در مهرآباد انجام دهیم.

ز- (بدون طبقه بندی) در مورد ترمینال فرماندهی حمل و نقل هوایی: بحث و جدلها و اذیت و آزار معمولی منجر به بسته شدن ترمینال تا ماه اوت گردید. در عین حال معصومی و کارکنان گمرک احتمالاً به تحریک ستوان پاسه (نماینده نیروی هوایی) در یک تماس تلفنی با نیروی زمینی سئوال نمودند که آنها تأیید نمایند که وسایل متعلق به دولت ایران نیستند. متعاقب این جریان ستوان پاسه تصمیم می گیرد که به پیامهای دریافتی ما که تعلق بقیه محموله را به دولت آمریکا، مورد تأکید قرار می دهد، اهمیتی ندهد.

من با تیمسار فراور ملاقات کرده و از وی درخواست کمک نمودم و همین درخواست را

ص: 626

از سرهنگ کامکار کرده ام. تا امروز هیچ چیزی از نیروی زمینی نشنیده ایم و ناچار شده ایم مادام که روی این مشکل کار می کنیم پرواز هواپیمای سی-141 را که قرار بود روز پنجم صورت گیرد، بیست و چهار ساعت به تأخیر بیندازیم.

ح- (بدون طبقه بندی) درباره کارکنان: ما سیزده کارمند داریم. آخرین گروه کمکی در دوازدهم اوت با یک هواپیمای سی-141 از اینجا رفتند. جایگزینی سرهنگ نیروی زمینی آمریکا از جانب شما قرار است در سی و یکم ماه اوت 79 گزارش شود. جایگزینی ستوان فرمانده آنجلمان نیز در گزارش سیزدهم نوامبر معرفی شده است.

ط- (سری) SCS: سرهنگ زرین کلک به ما دستور داده که در تاریخ بیستم اوت 4 موشک 15-SW را ببریم. اموال شخصی هنوز بلاتکلیف است. گرچه نامه ای ارسال کرده ایم که اسامی کارکنان را که در طی حمله به پاسگاه فرماندهی حضور داشتند، در آن نوشته شده است.

ی- (بدون طبقه بندی) بازنگری مختصر در قرارداد فروش تسلیحات نظامی به ایران: ستوان فرمانده آنجلمان، گروهبان راگان و من در جلسه کوتاهی در 24-22 اوت شرکت خواهیم کرد و به دنبال آن در تاریخ 28-27 اوت جهت گفتگوهای مختصر به مرکز هماهنگی یگانهای پشتیبانی خواهیم رفت. سپس دو روز به مرخصی رفته و در دوم سپتامبر یا بعد از آن به تهران برمی گردیم. پیامی به مدیریت کمکهای امنیتی فرستاده ایم و درخواستمان را جهت نماینده این بخش به ایران بیان داشته ایم. هیچگونه پاسخی دریافت نداشته ایم که وقتی می آیید آمادگی داشته باشیم. درخواست فرماندهی لجستیکی نیروی هوایی جهت شرکت سرهنگ دوم رینکر در جلسه مذاکرات مختصر نیروی هوایی را امروز دریافت داشتم. من موافقت نموده و مرخصی وی را که امروز تمام می شد تا 26 ماه اوت تمدید کردم.

ک- (محرمانه) در مورد ستاد نیروی هوایی: هیچ پیشرفت تازه ای تا امروز حاصل نشده ما به فشار خود به سرهنگ جذبی و دیگران در ستاد نیروی هوایی ایران ادامه داده ولی نتیجه ای نگرفته ایم. تیمسار صفری اکنون بازگشته و بنابراین با او نیز دوباره صحبت خواهیم کرد.

ل- (محرمانه) تذکر دیپلماتیک راجع به کمکهای نظامی:

[1] من در سیزدهم ماه اوت با سرهنگ کامکار، تیمسار صفری و آقای بهرامی ملاقات کردم و پاسخ برخی از سئوالات را گرفتم. منظور از تجدید شرایط قرارداد در مورد هواپیماهای سی-130 و اف-14 ایجاد تغییراتی به منظور مدرنیزه کردن هواپیما و منظور از آموزش، طرز کار با موشکهای زمینی، هوایی هاک-1 می باشد. ما در جلسه چهاردهم اوت در مورد جزئیات صحبت نکردیم. ما پاسخ اکثر مسایل را کتباً در آن یادداشت به سرهنگ کامکار دادیم.

(2) کلاً ما خیلی تلاش می کنیم ولی طبق معمول نتایج زیادی کسب نخواهیم کرد. تیمسار صفری، سرهنگ کامکار، آقای بهرامی و بایندر نیز در ملاقات چهاردهم اوت با وزیر امور خارجه و وزیر دفاع کشور حضور داشتند و یک کاردار و من از طرف خودمان شرکت کردیم.

فکر می کنم ملاقات با یزدی به نفع ما بوده (و در دیدار با بهرامی ضرر کردیم) وقتی

ص: 627

اطلاعاتی را که در مورد صورت حسابها برای دولت ایران فراهم کرده ایم به یزدی نشان دادم. یزدی دقیقاً نگفت که «شما در نهایت آدمهای چندان بدی هم نیستید» ولی اضافه کرد که او می بایست در مورد ارتباطات ما بیشتر مطلع باشد.

سعی خواهم کرد قبل از عزیمت شما فتوکپی گزارش این دیدار را برای شما بفرستم. در غیر این صورت پیشنهاد می کنم که وقتی رسیدید فتوکپی امور امنیت بین الملل- شعبه کمکهای امنیتی وزارت دفاع را مطالعه فرمایید. سفر بخیر. دیویس

3- کاردار اضافه می کند: در جلسه چهاردهم اوت در مورد این موضوع بسیار سری، ران، کار بسیار جالبی انجام داد.

4- جای شما خالی است. به خصوص در دادگاهها. لینگن


تهدید به بمب گذاری سفارت آمریکا در تهران

سند شماره 295

محرمانه18 اوت 1979 27 مرداد 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 9152به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع گزارش: تهدید به بمب گذاری سفارت آمریکا در تهران

1- (محرمانه تمام متن)

2- در حدود ساعت یک بعد از ظهر روز هجدهم اوت 1979، افسر امنیتی اطلاع حاصل کرد که فردی ناشناس، که خود را وابسته به گروه فرقان معرفی می کرد، به کلانتری منطقه 7 تلفن کرده و اظهار داشته است که بمبی در مقابل یکی از دربهای ورودی سفارت کار گذاشته شده و ظرف 10 دقیقه منفجر خواهد شد.

کلانتری دو مأمور به سفارت اعزام کرد که به اتفاق مأمورین امنیتی سفارت قسمت بیرونی و داخلی دیوار محوطه سفارت را جستجو کردند ولی چیزی پیدا نشد.

3- (جهت اطلاع شما): گروه فرقان گروهی اسلامی است که مخالف نقش روحانیت در حکومت است. این گروه خط مشی تروریستی را ترجیحاً به عنوان ابزاری جهت بیان امیال سیاسی خود به کار گرفته و از چهاردهم فوریه تاکنون مسئولیت ترور چند نفر از شخصیتهای مذهبی را برعهده داشته است. در مورد اینکه آیا افراد آمریکایی و تأسیسات وابسته به ایالات متحده آمریکا هدف اقدامات آنها قرار گیرد، اطلاعی در دست نیست. لینگن


رویداد امنیتی 18 اوت 1979

سند شماره 296

محرمانه18 اوت 1979 27 مرداد 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 9153به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی فوری

موضوع: رویداد امنیتی 18 اوت 1979

1- (محرمانه تمام متن)

ص: 628

2- در تاریخ 26 مرداد در حدود ساعت 22:55 دقیقه ساختمان جدید کنسولگری (که در دست احداث است) و در محوطه قرار دارد مورد اصابت یک موشک (آر. پی. جی) قرار گرفت. حدود پنج دقیقه بعد یک انفجار ثانوی سفارت را به لرزه درآورد. در تاریخ 27 مرداد معلوم شد که انفجار دوم ناشی از انفجار یک نارنجک دستی بوده که در خارج از ساختمان کوچک پشت سفارت یعنی کنار ساختمان ماهواره کار گذاشته شده بود. افسر امنیتی منطقه ای بخشهای عمده پروانه آر. پی. جی را پیدا کرده است، و آن را به عنوان مهمات آر. پی. جی 7 شناسایی نمود. سوزن و ترکشهای نارنجک دستی نیز در اطراف ساختمان ماهواره یافته شد. انفجار نارنجک به این دلیل اهمیت دارد که در داخل محوطه سفارت رخ داده است که نشان می دهد که مهاجمین به داخل سفارت نفوذ کرده اند تا بتوانند نارنجک را کار بگذارند. این نارنجک کار گذاشته شده و از راه دور پرتاب نشده است چون سوزن آن در نزدیکی محل انفجار یافته شده است. آر. پی. جی نیز ظاهراً از «کوچه آمریکایی» و از خارج محوطه شلیک شده است.

3- تنها آسیب وارده به سفارت عبارت است از پنجره های شکسته و ترکش های فرورفته در دیوارها. طبق برآورد افسر امنیتی منطقه ای حدود 1000 تا 2000 دلار خسارت به این ساختمان وارد آمده است که البته خسارات وارده به پنجره مخصوص اطلاعات محاسبه نشده است.

موج انفجار نیز پنجره ها و چراغهای خانه های پیش ساخته را خرد کرده است. در انفجار ثانوی پنجره های ساختمان ماهواره شکست لیکن به ظرفیت ارتباطی خسارتی وارد نساخته است. هیچیک از افراد نیز مجروح نشده اند.

4- سفارت قبلاً در جریان این حمله واقع نشده بود. در زمان بروز انفجار دو نفر از پاسدارها علاوه بر دو نفر گارد سفارت در محوطه مشغول انجام وظایف بودند. پس از تلفن کاردار به وزارت خارجه 20 تا 30 نفر دیگر از پاسداران به نگهبانان موجود افزوده شدند. افسر امنیتی منطقه ای با هماهنگی پاسداران به پاکسازی محوطه پرداختند و پرسنل داخل محوطه را به اتاقهای امن داخل سفارت بردند. گاردهای ثابت و متحرک نیز ایجاد گردید. در حدد ساعت 3:30 صبح نیروهای پاسداران آنجا را ترک گفته و فقط هشت نفر را برای نگهبانی از محوطه باقی گذاشتند که تا ساعت 6 صبح در آنجا بمانند که آنها هم پس از ساعت 6 محوطه را ترک گفتند. اکنون که ساعت 16 است دو نفر دیگر از پاسداران در دروازه موتورپل به نگهبانی مشغولند.

5- کمی پس از ورود پاسداران به سفارت تلفن دفتر قبلی ماشاءالله کاشانی به صدا درآمد که یکی از پاسداران گوشی را برداشت شماره این تلفن در کتابچه عمومی تلفن به عنوان شماره تلفن سفارت وارد نشده ولی از آن طرف خط یک نفر می گفت که بهتر است پاسداران در عرض نیم ساعت محوطه را ترک نمایند چون سفارت نابود خواهد شد. تا آنجا که می دانیم

ص: 629

فقط کاشانی و وابستگانش این شماره تلفن را در اختیار داشتند.

احتمالاً این حمله نیز با اخراج کاشانی در اوایل هفته جاری ارتباط داشته است.

6- طی ملاقات کاردار با رئیس پروتکل وزارت خارجه، کاردار اطمینان یافت که وزارت خارجه نیروی پاسداران را به سفارت بازخواهد گرداند تا وضع امنیتی سفارت بهبود یابد. افسر امنیتی منطقه ای در این مورد هماهنگی لازم را پس از ورود نیروی تقویتی به وجود خواهد آورد. لینگن


امنیت سفارت

سند شماره 297

استفاده محدود اداری20 اوت 1979 29 مرداد 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 9215به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی فوری

موضوع: امنیت سفارت

1- یزدی وزیر خارجه ایران امروز صبح با کاردار در مورد اوضاع امنیتی سفارت صحبت کرد. وی در مورد پرتاب نارنجک در تاریخ 26 مرداد سئوال کرد و گفت امیدوار است که این کار باعث توقف فعالیتهای کنسولی جدید ما نشود.

کاردار گفت که ممکن است یک تأخیر چند روزه پیش آید ولی امیدواریم که برنامه بازگشایی این بخش در اواخر ماه جاری اجرا شود. در پاسخ به سئوال یزدی در مورد میزان خسارات وارده، کاردار گفت که این خسارات بیشتر جنبه روانی داشته اند تا مادی.

2- یزدی گفت که امروز صبح از وزارتخانه اش خواسته بود که بین پلیس و ما ارتباط برقرار سازد، تا نیروی امنیتی عادی سفارت را افزایش دهد. یزدی افزود بهتر است اعضای پاسداران (کمیته ششم) نیز همراه با پلیس در امنیت بخش کنسولی حضور داشته باشند، تا امنیت آنجا بیشتر شود. کاردار به خاطر اقدامات دولت موقت ایران سپاسگزاری کرد.

3- sy از طریق پیامی جداگانه خصوصیات مقررات امنیتی پیشنهادی توسط پلیس را گزارش خواهد کرد.

4- علاوه بر این، یزدی گفت که در پاییز جاری در مجمع عمومی سازمان ملل متحد شرکت خواهد کرد ولی قبل از رفتن به نیویورک از اجلاس هاوانا به تهران بازخواهد گشت.

لینگن


امنیت سفارت

سند شماره 298

محرمانه21 اوت 1979 30 مرداد 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 9270به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی، فوری

موضوع: امنیت سفارت

1- (محرمانه تمام متن)

ص: 630

2- نیروی محافظ مجاهدین در حال حاضر دارای 2 پست نگهبانی 24 ساعته در هفت روز هفته در اطراف سفارت، و یک واحد نگهبانی 12 ساعته در هفت روز هفته در اطراف اقامتگاه هستند. از اوایل شهریور ماه در محل کنسولگری جدید نیز یک پست نگهبانی ده ساعته در پنج روز هفته ایجاد خواهد شد. افسر امنیتی منطقه ای معتقد است که پیشنهاد مطروحه توسط سرویس امنیتی منطقه ای در مورد ایجاد یک نیروی عکس العمل سه نفره بسیار مناسب است. لزوم این پیشنهاد به خاطر دو رویداد هفته گذشته (مراجع ب و ج) که طی آن گارد مجاهدین و رابطه آنها با سفارت قطع شده بود، بیشتر مشهود می گردد. با وجود منابع موجود ما همیشه این نیروی سه نفره را در اختیار داشته ایم. نسبت نیروی موجود 12 به یک است در حالیکه یکی از اعضای مجاهدین قرار است به نقطه ای دیگر منتقل گردد. نسبت نیروی مجاز 16 به یک است. اعضای گارد مجاهدین در دو هفته گذشته به حالت آماده باش بوده و مرخصی نرفته اند. واحدهای سفارت و اقامتگاه در موارد متعدد با کاربرد بقیه نیروهای آماده تقویت شده اند. این یگان ساعات طولانی را به کار مشغول بوده و استراحت نداشته است. عملکرد آنها در رویدادهای 22 و 27 مرداد نیز حائز اهمیت بوده است. ولی ساعات کار طولانی و استراحت ناچیز بر روحیه آنها تأثیر منفی خواهد داشت.

3- در تاریخ 29 مرداد افسر امنیتی منطقه ای با سرهنگ رضا نبی پور رئیس پلیس تهران ملاقات کرد تا نیازهای امنیتی سفارت را با وی مورد بحث قرار دهد. نبی پور در مقام تشریح گفت که بنا به دستور وزارت خارجه به ملاقات با افسر امنیتی منطقه ای پرداخته تا پس از مشخص شدن نیازهای امنیتی، نیروی انسانی لازم را فراهم آورد. نبی پور توافق کرد تا در موارد زیر همکاری نماید:

- امنیت محوطه سفارت:

تعدادی مرکب از ده نفر پلیس یونیفورم دار امنیت اطراف محوطه سفارت (خارج از محوطه) را تأمین خواهند کرد. نبی پور و افسر امنیتی منطقه ای اطراف سفارت را بازدید کرده و در مورد پستهای ثابت و گشتی توافق نمودند. از تاریخ 4 تیرماه امنیت 24 ساعته اطراف سفارت در هفت روز هفته تأمین خواهد گردید.

- حراست از داخل محوطه سفارت:

سه شیفت مرکب از چهار پلیس فاقد یونیفورم بطور 24 ساعته در داخل سفارت ایجاد خواهد شد تا بصورت اسکورت اتومبیلها عمل نمایند. سفارت نیز دفتری برای این افراد فراهم خواهد کرد و نیز بی سیمهای ارتباطی لازم با قرارگاههایشان را نیز تهیه خواهد نمود. گذشته از این، افسر امنیتی منطقه ای آموزش لازم را به این افراد خواهد داد. تأمین هزینه پوشاک و غذای این افراد نیز بعهده سفارت می باشد. این افراد کار خود را در30 مرداد آغاز نمودند.

- کنترل جمعیت در خارج از کنسولگری جدید: پلیس نیروی لازم را جهت کنترل مردم در خارج از کنسولگری جدید تأمین خواهد نمود. تعداد افراد پلیس بستگی به میزان جمعیت

ص: 631

خواهد داشت.

4- نیرو گارد پیمانی سفارت مرکب از 50 نفر است. این افراد در محل دروازه های سفارت، کنسولگری، محل ورود ارباب رجوع، و نیز ساختمان اصلی سفارت 24 ساعته انجام وظیفه خواهند نمود. مهم ترین وظیفه نیروی گارد کنترل معابر ورودی عمومی است که اکنون با خرج ماشاءالله از سفارت به نحو احسن انجام می گیرد. افسر امنیتی منطقه ای در نظر دارد که با استفاده از سیستم دیده بانی و ارتباط رادیویی گشت شبانه در داخل محوطه سفارت را نیز برقرار سازد. تعداد نیروی گارد افزایش خواهد یافت تا این نیاز نیز برآورده شود.

5- حضور پلیس ملی نوعی پیشرفت در این رابطه است، مهم تر از همه اینکه نشانگر آن است که دولت ایران مایل است به وظایف خود در این زمینه عمل نماید. ولی باید گفته شود که پلیس ملی فاقد هرگونه قدرتی است. در مورد توانایی و یا تمایل آنها نسبت به دفع هرگونه حمله مسلحانه و یا حمله جمعی قانون شکن تردید داریم. منظور این است که ما باید به منابع خودمان (گاردهای محلی، گارد امنیتی مجاهدین و امنیت فیزیکی) خود متکی باشیم تا در صورت بروز هرگونه حمله بتوانیم موقتاً به دفاع بپردازیم تا نیروی لازم برای دفع آن برسد. باید پروژه های فنی امنیتی را (که در مراحل مختلف تکامل است) هر چه زودتر تکمیل نمود. گروه نیروی گارد مجاهدین بایدتقویت گردد. طرحهای اضطراری باید تکمیل شوند. ما به پیشرفتهایی نایل آمده ایم لیکن این پیشرفت به کندی صورت می گیرد. لینگن


اقدامات خمینی علیه مطبوعات

سند شماره 299

استفاده محدود اداری21 اوت 1979 30 مرداد 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 9285به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: اقدامات خمینی علیه مطبوعات

1- روزن وابسته مطبوعاتی، فتح الله والا مدیرعامل مجله سیاسی هفتگی تهران مصور را ملاقات کرد، که یکی از 22 نشریه ای است که بنا به دستور آیت الله قمی، دادستان انقلابی تهران بسته شده است. روزن قرار بود قبلاً با فتح الله والا، ناشر مجله ملاقات کند، ولی به وی گفته شده بود که فتح الله والا ناشر و مسعود بهنود سردبیر هر دو از ترس دستگیری در اختفا بسر می برند. فتح الله والا گفت که علت بسته شدن مجله اش بند دوم قانون جدید مطبوعات است که در آن ذکر شده که افراد وابسته به رژیم سابق حق انتشار نخواهند داشت. والا یادآور شد که برادرش در مجلس سابق از طرف مردم خلخال آذربایجان به نمایندگی انتخاب شده بود، ولی با این وصف او و چند نفر دیگر در سال 1353 و در زمان رژیم سابق امتیاز انتشارشان را از دست داده بودند. والا افزود که وی تصمیم به اعتراض گرفته است چون قانون جدید مطبوعات توسط یک هیأت مجریه یعنی شورای انقلابی تصویب شده نه توسط یک هیأت قانونگذار، و بر طبق همین قانون، هر نشریه قبل از تعطیل کامل حق دارد به مدت سه ماه از

ص: 631

دولت در این رابطه پژوهش بخواهد.

2- والا مطمئن است که عامل اصلی موج سانسور مطبوعات قطب زاده است و او را فردی حقیر صفت خواند که «حاضر است دست خمینی را بوسیده و هر اقدام مورد درخواست وی را انجام دهد.» والا گفت کارمندان تهران مصور تلاش می کنند که قطب زاده را گیر بیاندازند و چند ماه پیش عکسی را یافتند که او را با شاه نشان می دهد. در یکی از شماره های اخیر نیز در مورد قطب زاده و ارتباط وی با چاقوکشهای جنوب تهران افشاگری شد که در آن سرپرست رادیو تلویزیون ملی ایران با کاربرد آنها مخالفین را مرعوب می نماید. والا احساس می کند که رابطه مستقیم قطب زاده و گزارشات مکرر وی در مورد مطبوعات به آیت الله خمینی سبب شده است که وی اخیراً به مطبوعاتی که از خط حزب الله پیروی نمی کنند حمله ور گردد.

3- گفتگو به خاطر یک مکالمه تلفنی پایان یافت که طی آن یکی از توزیع کنندگان والا به وی گفت که کمیته های محل هشتاد هزار نسخه از آخرین شماره روزنامه را ضبط کرده اند. والا افزود، «ظاهراً کارمندان باید به کار زیرزمینی بپردازند» و اظهار داشت که ای کاش در روزهای پرشور انقلاب کورکورانه از خمینی حمایت نکرده بود.

4- نظریه: والا سعی خواهد کرد با رفتن به دفتر نخست وزیر و وزارت ارشاد ملی خواستار تعویض جواز انتشار تحت نام دیگری شود، لیکن با وجود گزارشگریهای محققانه و نکته سنج روزنامه و نیز حساسیت شدید رژیم این طرح عملی نخواهد شد.ممکن است والا در مورد نفوذ مستقیم قطب زاده اغراق کرده باشد، ولی جالب توجه این است که آخرین امریه های خمینی در مورد مطبوعات دارای لحنی مشابه با لحن مورد استفاده سرپرست رادیو و تلویزیون ملی ایران در دو هفته گذشته می باشد. به هر حال رژیم سعی دارد با کنترل مطبوعات هرگونه مخالفت موجود را وادار به فروکش بنماید. گریوز


اعدامها ادامه دارد

سند شماره 300

محرمانه

شماره گزارش: 79 0283 684621 اوت 1979 30 مرداد 1358

از: دفتر وابسته دفاعی آمریکا، تهرانبه: سازمان اطلاعات دفاعی، واشنگتن دی. سی

موضوع: اعدامها ادامه دارد

16- خلاصه: (بدون طبقه بندی) این گزارش اطلاعاتی را درباره اعدام دو سرتیپ و یک ستوان ارتش و یک پلیس شهربانی ارائه می دهد.

17- از 17 تا 21 حذف شده است.

22- جزییات (بدون طبقه بندی): در 20 اوت تیمسار سرتیپ شهربانی عبدالله واثقی و تیمسار سرتیپ ارتش عباس شفاعت به جرم تیراندازی به تظاهرکنندگان ضدشاه در 8 سپتامبر (جمعه 17 شهریور) در میدان ژاله در تهران اعدام شدند.

ص: 633

طبق گزارش تهران تایمز تظاهرات میدان ژاله در نتیجه تیراندازیهای صدها نفر از نیروهای نظامی و پلیس به یکی از خونین ترین تظاهرات مبدل گردید. از دیگر کسانی که به جرم حادثه میدان ژاله اعدام شدند، می توان از ستوان دوم ارتش ابوالفضل و گروهبان شهربانی پروردی لشگری نام برد.

نظریات تهیه کننده: (محرمانه) بدون شک اعدامها ادامه خواهد داشت، زیرا «قاضی عسگر» (آیت الله خلخالی، حاکم شرع دادگاههای انقلاب) برای محاکمه یاغیانی که در نتیجه بازپس گیری شهر پاوه از اکراد دستگیر شده اند، به شمال (پاوه) می رود.


ماشاءالله کاشانی

سند شماره 301

محرمانه21 اوت 1979 30 مرداد 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 9287به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: ماشاءالله کاشانی

1- (محرمانه تمام متن)

2- در تاریخ 2/8/79 افسر امنیتی منطقه ای با ماشاءالله کاشانی (بنا به درخواست خودش) در سفارت ملاقات کرد. این ملاقات ظاهراً به خاطر گرفتن پاسپورتهای سه نفری بود که وی قبلاً پاسپورتشان را به افسر امنیتی منطقه ای داده بود. ولی در هنگام مذاکره به افسر امنیتی منطقه ای گفت: که منظور واقعی اش از این ملاقات، این است که بگوید مایل است برای سفارت کار کند. او گفت که از انقلاب راضی نیست و تمایل دارد که کارهای ویژه ای برای سفارت انجام دهد. افسر امنیتی منطقه ای به کاشانی گفت که سفارت به آن نوع «عملیات ویژه» که او اشاره می کند، کاری ندارد. کاشانی از پیشنهاد خود منصرف نشد، او گفت که حاضر است اطلاعات باارزشی را برای سفارت فراهم کند. و نیز تکرار کرد که آماده است هر کاری که ما احتیاج داشته باشیم را انجام دهد.

3- افسر امنیتی منطقه ای از کاشانی خواست که وضعیت خودش را توضیح دهد زیرا ما شنیده ایم که او بازداشت شده و باید محاکمه شود. کاشانی توضیح داد که او حالا برای دادستانی کار می کند. (دادستانی محل سابق پادگان ارتش است که در اختیار سپاه است و حالا به عنوان زندان استفاده می شود، و اخیراً بخش ضداطلاعات آن مسئولیت بازداشت کمونیستها را به عهده گرفته است.) او اضافه کرد که درگیری زیادی با دادگاه انقلاب در مورد مسئله سعادتی و «ادعای» فروش ویزای آمریکا به دیگران دارد. کاشانی بیشتر از آنچه نشان می داد، نگران بود.

4- مأمور امنیتی منطقه ای از کاشانی درباره حمله ای که در تاریخ 17/8 با راکت و نارنجک به سفارت صورت گرفت پرسید. او قسم خورد که دخالتی در این کار نداشته و اضافه کرد که چرا باید به سفارت حمله کرده باشیم، شما که برای انجام این کارها به من حقوق نمی دادید. او

ص: 634

توضیح داد که گروه 17 شهریور (به تلکس تهران 9175 مراجعه کنید) مسئولیت این حمله را به عهده گرفته است. او مدرکی دال بر اثبات ادعایش ارائه نداد.

5- مأمور امنیتی از کاشانی پرسید که چرا او دو مأمور امنیتی را تهدید به مرگ کرده است. او اقرارکرد که در آن لحظه خیلی عصبانی بوده ولی هیچوقت فکر چنین کاری را هم نخواهد کرد. مأمور امنیتی به کاشانی خاطرنشان ساخت که این کار عاقلانه نخواهد بود.

6- مأمور امنیتی برای کاشانی روشن کرد که اخراج او از سفارت به دستور وزارت امور خارجه ایران بوده و خاطرنشان کرد که چندین بار به او تذکر داده شده و به وزارت خارجه نیز در مورد اعمال افرادش شکایت شده است. او فقط سر تکان داد و گفت که افرادش خیلی بی شعورند.

7- در پایان ملاقات کاشانی گفت که می خواهد برای آمریکا ویزا بگیرد. این تقاضا رد شد.

8- نظریه: وضع کاشانی مبهم است. کمی بعد از اخراجش از سفارت، یزدی (وزیر خارجه) به کاردار گفت که کاشانی بازداشت است. در شب یکشنبه گذشته (8:20) از وزارت خارجه به کاردار تلفن شد. تلفن کننده امیر شکوهیان (رئیس امور معاهدات وزارت خارجه) بود که همین الآن از ملاقات کاشانی با مقامات سفارت مطلع شده بود. شکوهیان در حالیکه به ملاقات مأمور امنیتی با کاشانی خیلی حساسیت نشان می داد، گفت که کاشانی مخفی و تحت تعقیب دولت موقت ایران است. شکوهیان از کاردار تقاضا کرد که به محض مراجعه مجدد کاشانی به سفارت به او اطلاع دهند تا نیروهای امنیتی را برای دستگیری او اعزام کند. کاردار در این باره تعهدی ندارد. لینگن

* توضیح: بعد از اخراج او و بعد از اظهار ناراحتی های آمریکاییان از او به دولت، به سراغ آمریکاییان آمده و اظهار داشته حاضر است عملیات ویژه انجام دهد (مهم).


نامه کاردار (لینگن) به ویلیام کلارک

سند شماره 302

23 اوت 1979 1 شهریور 1358

سفارت آمریکا در تهران ایران

[موضوع: نامه کاردار (لینگن) به ویلیام کلارک]

آقای کلارک عزیز:

بدین وسیله دریافت یادداشت مورخه 19 اوت شما، که بامداد روز عزیمت از تهران در سفارت گذاشتید تأیید می شود. ما خواهیم کوشید هر اندازه که ممکن باشد در مورد مسئله روادیدی که شما فرستاده اید کمک کنیم.

من می خواهم همچنین از شما به خاطر صحبت با دکتر یزدی درباره شرایط امنیتی ما در اینجا در محوطه (سفارت) تشکر کنم. من گمان می کنم که تا اندازه زیادی به علت این مکالمه بود که بامداد روز بعد دکتر یزدی به من تلفن کرد و درباره امنیت اینجا پرسشهایی کرد و بار

ص: 635

دیگر تأیید کرد که او به وزارت امور خارجه دستور داده است با پلیس تهران تماس گرفته، زمینه یک گروه متحدالشکل پلیس را برای انجام مأموریتهای امنیتی بر اساس 24 ساعت فراهم کند. به ما گفته شده است که، این نوع وسائل توسعه یافته امنیتی را از پایان هفته خواهیم داشت. شما خودتان می توانید درک کنید که این امر برای روحیه جامعه ما چه اهمیت و معنایی دارد. من از مذاکره با شما و دون لوکا بسیار لذت بردم. من ظرف هفته آینده و قسمت بیشتر هفته بعد از آن در وزارت امور خارجه خواهم بود. اگر شما در واشنگتن هستید من از صحبت با شما بار دیگر استقبال خواهم کرد. یا اینکه من خواهم کوشید به شما تلفن بزنم.

ارادتمند ال. بروس لینگن


توصیه های مربوط به سفر وابستگان و افتتاح کنسولگری

سند شماره 303

محرمانه23 اوت 1979 1 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 9360به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: توصیه های مربوط به سفر وابستگان و افتتاح کنسولگری

1- (محرمانه تمام متن)

2- توصیه های خود را در مورد سفر وابستگان به ایران و زمان گشایش کنسولگری با در نظر گرفتن وضع امنیتی موجود در سفارت مرور کرده ایم.

3- همانگونه که در گزارش جداگانه خود مطرح کرده ایم به ما اطلاع داده شده از روز شنبه 3 شهریور یک گروه ده نفره پلیس امنیت شبانه روزی سفارت را تأمین خواهند کرد. تا روز شنبه شبها تعدادی از پاسداران به حراست از سفارت خواهند پرداخت و وزیر خارجه نیز گفته است که به نظر او این گروه می تواند به جای پلیس در اولین روزهای گشایش کنسولگری ازدحام جمعیت را کنترل نماید.

4- در همین حال از زمان انفجار نارنجک در تاریخ 26 مرداد حادثه دیگری در سفارت رخ نداده است.

5- حال که نیروی قبلی تحت سرپرستی ماشاءالله کاشانی از سفارت اخراج و پلیس به جای آن وارد سفارت شده می بینیم که دولت ایران نیز برای تأمین امنیت ما تلاش می کند. این موضوع و نیز بهبود وضع امنیتی در داخل شهر، سبب تأیید دوباره توصیه های مربوط به سفر وابستگان از طرف من می شود؛ یعنی وابستگان بالغ و کودکان کمتر از شش سال می توانند داوطلبانه به تهران سفر نمایند.

هنوز معتقدیم که کودکان دبستانی نباید به تهران بیایند البته به خاطر تجاربی که در اولین ترم داشته ایم.

6- در رابطه با گشایش کنسولگری، به خاطر خسارات وارده در نتیجه انفجار نارنجک و نیز تعطیل کار ساختمانی در زمان اخراج نیروهای ماشاءالله قدری تعویق و تأخیر حاصل شده

ص: 636

است.

طبق برآورد کنونی اثاثیه و تجهیزات محل جدید مستقر خواهد شد تا عملیات از روز سه شنبه 13 شهریور آغاز شود که احتمالاً تا روز 11 شهریور باید فعالیت بیشتری داشته باشیم. سرکنسول مورفیلد در مورد برنامه ویژه پیشنهادی اش در هفته اول گزارش جداگانه ارسال خواهد داشت تا نظم و ترتیب لازم طی این هفته برقرار گردد.

7- به نظر من مهم است که ما نشان دهیم که فعالیت های ویزایی غیر مسئولانه نخواهیم کرد و هر چه زودتر باید این فعالیت را آغاز نماییم. در خاتمه می گویم که شرایط مورد نیاز ما یعنی تسهیلات، تضمین امنیت و پرسنل کافی برآورده شده است تا فعالیت ما در تاریخ 13 شهریور آغاز گردد.

8- آنچه در فوق آمده توصیه های من در بین این دو جنبه مهم کار این واحد است و از وزارتخانه می خواهم که توافق خود را اعلام دارد.

در صورت وخامت اوضاع طی دو هفته آتی ما توصیه ها و پیشنهادات خود را بار دیگر مرور و بررسی خواهیم کرد. لینگن


اطلاعات عمومی نظامی

سند شماره 304

محرمانه 21 اوت 197930 مرداد 1358

از: دفتر وابسته دفاعی آمریکا، تهران 9371

به: سازمان اطلاعات دفاعی، واشنگتن دی. سی

منابع: رسانه های خبری داخلی، پرسنل دفتر وابسته دفاعی

تهیه کننده گزارش: دی.ای. ژیلت

مقام تأییدکننده گزارش: سرهنگ تی.ای.شافر، وابسته دفاعی

موضوع: اطلاعات عمومی نظامی

16- خلاصه (محرمانه): این گزارش اطلاعاتی درباره موضوعات زیر ارائه می دهد، شامل: خلع سلاح گروههای سیاسی. تشکر سرلشگر شاکر از حمایت های مردمی. نام جدید پایگاه هوایی وحدتی و تحسین و تمجید دریادار مدنی از مردم ایران.

17 از 17 تا 21 حذف شده است.

22- جزییات: (محرمانه)

الف- (بدون طبقه بندی) خلع سلاح گروههای سیاسی: دادستان کل کشور آیت الله آذری قمی در یک مصاحبه مطبوعاتی اظهار داشت که کلیه گروهها خلع سلاح خواهند شد. ارتش، پاسداران انقلاب و مأموران کمیته تنها گروههایی هستند که از این قاعده مستثنی خواهند بود. علاوه بر این، احزاب سیاسی که به طور غیرقانونی ساختمان های دولتی را اشغال کرده اند، باید این ساختمان ها را تخلیه کنند. هر کس که در مقابل قوانین جدید مقاومت نشان دهد، به زور

ص: 637

مجبور به رعایت آن خواهد شد.

نظریات مرکز تهیه گزارش (محرمانه): خلع سلاح گروهها به فعالیتی رایج در تهران مبدل شده است که البته همیشه با موفقیت همراه نبوده است.

اگرچه خلع سلاح کل شهر مستلزم عملیاتی گسترده تر از کنار گذاشتن نیروهای غیرمنظم است، ولی گروههایی که قانوناً در تهران مسلح هستند گاه مهارت زیادی در انجام این نوع عملیات از خود نشان می دهند.

ب- (بدون طبقه بندی) تشکر سرلشگر شاکر از حمایت های مردمی: سرلشگر شاکر (که به تازگی به این درجه ترفیع یافته است) از حمایت های خودجوش مردمی در مبارزه با توطئه های ضد انقلاب در استان کردستان بسیار تشکر کرد.

ج- (بدون طبقه بندی) نام جدید پایگاه هوایی وحدتی: روزنامه تهران تایمز نوشت که پایگاه هوایی وحدتی در دزفول به پایگاه هوایی مصدق تغییر نام یافته است. تغییر نام این پایگاه تأیید شده است.

د- (بدون طبقه بندی) دریادار مدنی مردم ایران را تحسین کرد: دریادار مدنی در نطق خود خطاب به پرسنل پایگاه هوایی مصدق (وحدتی) گفت که مردم ایران سربازان اسلام هستند. او با تحسین مردم به خاطر مشارکت مشتاقانه اشان در بیرون راندن کُردهای شورشی از پاوه از پرسنل نیروی هوایی خواست تا هر گونه توطئه بر ضدانقلاب را در هم بکوبند. مدنی افزود که پاسداری از انقلاب وظیفه همه ایرانی هاست و مردم و ارتش باید در کنار یکدیگر کلیه جناح های ضدانقلاب را در هم بکوبند.


گزارشات پراکنده سیاسی هفته

سند شماره 305

محرمانه23 اوت 1979 1 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 9396به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: گزارشات پراکنده سیاسی هفته

1- (محرمانه تمام متن)

2- خلاصه گزارش: گسترش ناآرامیهای داخلی. تبریز دستخوش حوادثی شوم بود. بعضی از ناظران احساس می کنند احتمال بروز خشونتهای سخت در تبریز وجود دارد. رقابت میان کمیته های مختلف، گروههای مذهبی و سیاسی، همانند وضعیت اقتصادی نابسامان و رو به اضمحلال ممکن است به زودی شهر را به نقطه انفجار برساند. تهران خود شاهد افزایش تظاهرات و اعتراضات می باشد و وجود زخمی ها و دستگیریها تقریباً به روال عادی کار روزانه درمی آید. دولت موقت ایران مبارزه علیه فداییان خلق و مجاهدین خلق را گسترش می دهد و دفاتر مختلف متعلق به این سازمانها توسط نیروهای دولتی تصرف شده اند. پایان خلاصه.

3- به نظر می رسد درگیریهای کمیته ها و آشوب داخلی تبریز رو به افزایش اند. مطبوعات

ص: 638

گزارش می دهند که در خلال یک درگیری مسلحانه میان کمیته های انقلاب اسلامی که یک ساعت به طول انجامید، در هفته پیش در مرکز آذربایجان شرقی یک پاسدار و یک عابر کشته و دو تن دیگر از مردم عادی زخمی شدند. در دوازدهم اوت، مغازه های میوه فروشی و بساطی های کنار خیابان طی تظاهراتی علیه «گرانفروشی» که از نزدیک بازار شروع و سپس به نواحی دیگر شهر گسترش یافت، غارت گردیدند. به مغازه های دیگر شهر نیز آسیب رسید. یک روزنامه نگار تبریزی به مأمور سیاسی ما گفت که نارضایتی شدید داخلی از وضعیت اقتصادی شهر که بیکاری در آن بیداد می کند، مسبب این تظاهرات بوده است. رهبران مخالفین مواد خوراکی و دیگر کالاهای غارت شده از مغازه های محلی را به جماعت تظاهرکننده به قیمتی که معترضین احساس می کردند منصفانه است، فروختند. این تظاهرات باعث گردید تا آیت الله مدنی، نماینده امام خمینی در کمیته های تبریز، بیانیه ای مبنی بر اینکه گرانفروشی امری ضدانقلابی است و متخلفین حتی ممکن است به مرگ محکوم شوند، صادر نماید. مدنی همچنین تظاهرکنندگان را به خاطر انجام کارهای ارتجاعی و ضدانقلابی شدیداً مورد انتقاد قرار داد.

4- در هجدهم اوت تظاهرکنندگان، ستاد حزب توده در تبریز را مورد حمله قرار دادند و دو تن از اعضاء این حزب توسط پاسداران دستگیر شدند. ستاد مرکزی فداییان خلق نیز در نوزدهم اوت مورد حمله واقع شده و اشغال گردید.

5- از وضعیت تبریز در روزنامه های محلی گزارش کاملی ارائه نمی شود و مطمئناً آشفتگیهای سیاسی این شهر، نقش عمده ای را در اوضاع شهر بازی می کند. رقابت کمیته ها در تبریز، با حداقل سه تشکیلات مجزا به موازات یکدیگر و مخالف هم که برای کسب قدرت تلاش می کنند، به مرحله فوق العاده حساسی رسیده است. علاوه بر تشنجات سیاسی که ناشی از وجود هزاران گروه مخالف دیگر است، جنگ قدرت میان سه تن از ملاهای رهبری کننده شهر هم چندین ماه است که ادامه دارد.

6- با دستور (امام) خمینی و تأیید آیت الله شریعتمداری یک هیأت بررسی به استانهای آذربایجان شرقی و غربی فرستاده می شود. کار این هیأت که ریاست آن را مهدوی کنی به عهده دارد، پاکسازی کمیته های محلی، دادگاههای انقلاب، زندانها و سپاه پاسداران می باشد. طبق نظر چند تن از منابع خبری شهر، تبریز هر لحظه می تواند «منفجر شود» و فقط هوشیاری و مراقبت همیشگی آیت الله شریعتمداری مانع آن می باشد. این هیأت رسیدگی احتمال بروز چنین خشونتی را منتفی خواهد کرد.

7- طی هفته های گذشته تهران دستخوش هجوم تظاهرات و راهپیمایی های خیلی زیادی بوده است. یک سری از این اعتراضات به موجب بسته شدن روزنامه آیندگان توسط دولت ایجاد شد و در درگیری بین گروههای طرفدار و مخالف روزنامه آیندگان چندین مجروح گزارش شده است. پاسداران انقلاب اسلامی بیش از 40 تن از اعضای اداری و چاپخانه

ص: 639

روزنامه آیندگان را دستگیر کرده اند. در دوازدهم اوت، جبهه دموکراتیک ملی تظاهراتی را در حمایت از آزادی مطبوعات سازمان داد و در خلال این راهپیمایی گروههایی که فقط تحت عنوان شبه نظامیان اسلامی (افراد کمیته) شناخته می شوند، با پرتاب سنگ به تظاهرکنندگان تعداد زیادی از آنها را زخمی کردند. سرانجام پاسداران انقلاب با استفاده از گاز اشک آور و تیراندازی هوایی تظاهرکنندگان را متفرق کردند. نتیجه تظاهرات صدور فرمان دستگیری هدایت الله متین دفتری که جبهه دموکراتیک ملی وی به خاطر سازمان دادن دو تظاهرات اعتراض آمیز مورد سرزنش قرار گرفته، و نیز رضا مرزبان سردبیر پیام امروز، متهم به تلاش برای ایجاد تفرقه و تحریک مردم به شورش و نیز اهانت به امام خمینی، شده است.

8- اعضاء و هواداران مجاهدین خلق در مقابل ستادشان در نزدیکی میدان ولی عصر (میدان ولیعهد سابق) در تهران دست به تحصن زدند تا به عنوان یک اقدام متقابل نسبت به حمله به ساختمان ستادشان و دو کامیون متعلق به پاسداران انقلابی مستقر در نزدیکی ساختمان، هشدار بدهند. مجاهدین می ترسند که ستاد آنها به سرنوشت ستاد فداییان خلق دچار شود که در 13 اوت توسط «مبارزین مسلمان» از چنگ آنها خارج شد. بنا به گزارش رسیده چندین گروه از تظاهرکنندگان از کنار ستادهای مجاهدین با فریادهای تهدیدآمیز علیه اشغال کنندگان ساختمان عبور کردند.

مجاهدین با استمداد از آیت الله طالقانی با دولت موقت شروع به مذاکره کردند و موضوع برای رسیدگی به وزارت دادگستری ارجاع گردید. ابتدا به مجاهدین یک هفته مهلت داده شد تا با دولت بر سر موضوع اشغال ستادهایشان در تهران به توافق برسند، اما در 22 اوت ساختمان از آنها پس گرفته شد.

در پی پس گرفتن ستادهای مجاهدین در تهران، در شهرهای اهواز و اصفهان به دفاتر مجاهدین خلق حمله شد و طی چند روز گذشته کمیته به انبار اسلحه آنها در تهران حمله کرد. حملات فوق و حمله به انبار اسلحه هماهنگ با سیاست دولت است.

به گفته آذری قمی دادستان کل انقلاب تهران کلیه گروهها و احزاب سیاسی به جز ارتش، پاسداران انقلاب و کمیته خلع سلاح خواهند شد.

9- طی هفته گذشته دانشگاه تهران صحنه زد و خوردها بود و چندین دانشجو در نتیجه درگیری میان گروههای رقیب مجروح شدند. چندین کتابفروشی در نزدیکی دانشگاه مورد حمله قرار گرفت و کتابهای آنها به خیابان ریخته و به آتش کشیده شد. حملات مشابهی به کتابفروشیها در 18 اوت در اصفهان رخ داد. در این شهر به ادعای یک منبع به بیش از 20 کتابفروشی حمله شد. اخیراً شهر کرمانشاه شاهد ماجرای مشابهی بود و سه کتابفروشی به آتش کشیده شد.

10- ایرانیها طی تظاهراتی در 17 مارس در تهران و سایر شهرها که گفته می شود میلیونها نفر در آن شرکت داشتند، حمایت خود را از آرمان فلسطین اعلام کردند. این تظاهرات

ص: 640

مسالمت آمیز به درخواست خمینی صورت گرفت. وی از این فرصت استفاده کرد و طی سخنرانی که در رادیو سراسری کشور پخش شد، به اسرائیل و آمریکا حمله کرد و آنها را دشمنان اسلام معرفی نمود. لینگن


اطلاعات عمومی نظامی

سند شماره 306

محرمانه23 اوت 1979 1 شهریور 1358

از: دفتر وابسته دفاعی آمریکا، تهران 9422

به: سازمان اطلاعات دفاعی، واشنگتن دی. سی

منابع: رسانه های خبری داخلی، پرسنل دفتر وابسته دفاعی

تهیه کننده گزارش: دی.ال. ژیلت

مقام تأییدکننده گزارش: سرهنگ تی.ای.شافر، وابسته دفاعی

موضوع: اطلاعات عمومی نظامی

16- خلاصه (محرمانه): این گزارش اطلاعاتی درباره موضوعات زیر ارائه می دهد، شامل: وقوع درگیری در سقز. خلع سلاح مردم در کرند و منطقه سنجابی. سپهبد ناصر فیروزمند از افسران سابق نیروی زمینی از توطئه پرده برداشت. ارتش آماده تعقیب شورشیان محلی است. تشکیل کارگروه سنندج.

17- از 17 تا 21 حذف شده است.

22- جزییات:

الف- (بدون طبقه بندی) وقوع درگیری در سقز: بر اساس گزارش ها، در درگیری شدید بین ارتش و نیروهای ضدانقلاب در 5 کیلومتری سقز در روز 22 اوت 15 نفر از نیروهای ضدانقلاب کشته یا مجروح شدند. سخنگوی ارتش، سرگرد امینی از یگان 28 لشگر کردستان اظهار داشت که ضد انقلاب سعی داشت با اغراق درباره تلفات انسانی روحیه ارتشیان کُرد را تضعیف کند و موجب تضعیف روحیه در کل ارتش شود.

ب- (بدون طبقه بندی) خلع سلاح مردم در کرند و منطقه سنجابی: فرماندهی نیروهای انقلاب برنامه گسترده ای را برای خلع سلاح مردم در کرند و منطقه سنجابی استان کردستان آغاز کرده است. معاون عملیات پاسداران انقلاب، ابوشریف [...]، اظهار داشت که عملیات مشابهی برای خلع سلاح مردم به زودی در قسمت های دیگر استان به مورد اجرا گذاشته خواهد شد.

ج- (بدون طبقه بندی) سپهبد ناصر فیروزمند از افسران سابق نیروی زمینی پرده از توطئه برمی دارد: بر اساس گزارش ها، سپهبد فیروزمند، معاون دوم سابق ستاد ارتش، در طول محاکمه اش اظهار داشته است که «در روزهای آخر عمر رژیم گذشته، کمیته ای به نام «کمیته بحران» تشکیل شد تا یک استراتژی نظامی بر ضد مردم تدوین کند.» او همچنین فاش ساخت

ص: 641

که کمیته مزبور، «متشکل از وزیر کشور وقت، قره باغی؛ فرمانده نیروی هوایی، سپهبد ربیعی؛ فرمانده نیروی دریایی، رحیمی؛ و یک مستشار آمریکایی هر روز برای توطئه بر ضد ملت جلسه داشتند.» او افزود که «سیاست اصلی دولت در آخرین روزهای عمرش جلوگیری از اتحاد ارتش و مردم بود.» این تلاش تا حدود زیادی موفق بود و در زمان خروج شاه سابق از کشور بسیار تشدید شد.

در طول این روزها به عقیده ما دیگر دلیلی برای حاکمیت یک حکومت سلطنتی بر کشور وجود نداشت و همان موقع بود که کمیته بحران تشکیل شد.

در آن زمان کل کشور شدیداً ناآرام بود. سپهبد فیروزمند یکی از سه مقامی است که به جرم کشتار مردم در روزهای انقلاب در زندان اوین محاکمه می شود. دو نفر دیگر یکی معاون امور هماهنگی ستاد نیروهای مسلح و استوار نیروی منحله گارد شاهنشاهی، حسین شیخ، و دیگری رئیس کلانتری شماره 9 پلیس، کریم بیرامی، است.

نظریات مرکز تهیه گزارش: گمان می کنیم مستشار آمریکایی مذکور ژنرال هایزر باشد. احتمالاً اگر جلسات محاکمه علنی باشد نام او را بیشتر خواهیم شنید.

د- (بدون طبقه بندی) آمادگی ارتش برای تعقیب شورشیان: سرهنگ سعدی نام، فرمانده هوابرد ارتش در کرمانشاه، اظهار داشت چنانچه خمینی دستور بدهد ارتش آماده است ضدانقلابیون پاوه را در خارج از مرزهای کشور نیز تعقیب کند.

او افزود «یگان های هوابرد ارتش به هنگام درگیری های اوایل هفته روزانه حداقل 30 پرواز بر فراز شهر پاوه انجام داده است.» «محدوده عملیات نیروی هوایی ارتش همه مناطق کردستان را دربرمی گیرد و نیروی هوایی ارتش آماده است هرگونه عملیاتی را در کنار برادران ایرانی و پاسداران انقلاب انجام دهد.»

ه- (بدون طبقه بندی) تشکیل کارگروه سنندج: پاسداران انقلاب به منظور دفع حملات ضدانقلابیون و حفاظت از جان شهروندان کارگروهی را در مسجد جامع سنندج تشکیل داده اند. این کارگروه پس از درگیری های اوایل هفته در پاوه تشکیل شده است. گزارش فوق روز 23 اوت در روزنامه تهران تایمز منتشر شد.


دادگاهها و اعدامها در رویارویی با مسایل کردستان

سند شماره 307

محرمانه25 اوت 1979 3 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهرانبه: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: دادگاهها و اعدامها در رویارویی با مسایل کردستان

1- سفارت در هفته گذشته، به افزایش دادگاهها و اعدامها که همه آنها مستقیماً به مسئله کردستان مربوط نمی شوند، توجه داشته است. به هر حال ما فکر می کنیم، اظهارات دولت موقت ایران مبنی بر اینکه به زودی محاکمات سیاسی بیشتری آغاز خواهد شد، قسمتی از

ص: 642

کوششی است که برای کم کردن فشار ناشی از جنگ کردستان به عمل آمده است.

2- از 18 اوت تا به امروز، سفارت تخمین می زند، که در حدود 32 نفر از شورشیان کرد در دادگاههای اسلامی که سرپرستی بعضی از آنان را آیت الله صادق خلخالی به عهده داشته است محاکمه و در پاوه و کرمانشاه اعدام شده اند. دادگاههای دیگری نیز هنوز به کار خود ادامه می دهند و ما انتظار داریم که تا پایان هفته اعدامهای بیشتری اعلام شود. (سیاست بسیار خشن دولت در مورد شورشیان کرد که تقریباً تا حد نگرفتن اسیر از سوی نیروهای دولتی می باشد، بدون شک عکس العمل شدید کردها را برمی انگیزد.

سفارت هم اکنون شایعاتی شنیده است که کردها تهدید کرده اند که به تلافی این کار، پاسداران اسیر خود را اعدام خواهند کرد.

3- از 18 اوت، سفارت 15 اعدام دیگر را در تهران و سایر نقاط کشور که مستقیماً به وضعیت کردها ارتباطی نداشته به ثبت رسانده است. اکثر این تعداد افسران جزء شهربانی، قاچاقچیان هروئین و یک زن زناکارتشکیل می داد اما این تعداد همچنین شامل 3 شورشی عرب در خوزستان، و سه افسر بلندپایه سابق ارتش و شهربانی در تهران نیز بود.

4- دادستان انقلاب همچنین اعلام کرده که دادگاههای سپهبد فیروزمند و دو تن دیگر هم اینک در تهران برگزار می شود و دادستان قصد دارد که به زودی 33 نفر از مقامات سابق دولتی، اعضای ساواک، تجار و ... را به دادگاه بکشانند. سه نفر از اسامی ذکر شده از وزیران سابق در کابینه شاپور بختیار بودند که اسامی آنان بدین شرح می باشد: عباسقلی بختیار وزیر صنایع، احمد میرفندرسکی وزیر امور خارجه و آموزگار یگانه وزیر اطلاعات. تامست


انتشار مصاحبه آژانس خبری پارس با کاردار بروس لینگن

سند شماره 308

استفاده محدود اداری25 اوت 1979 3 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 9416به: سازمان ارتباط بین المللی، واشنگتن دی. سی

مرجع: تهران 9350

موضوع: انتشار مصاحبه آژانس خبری پارس با کاردار بروس لینگن

1- در اغلب کشورها برای آژانس روابط بین الملل آمریکا انتشار مصاحبه با رئیس نمایندگی و یا مقام مسئول آمریکایی کاری چندان دشوار نیست. گفتگوی مختصر ذیل که روزن در آن شرکت داشت تا متن معقولی از مصاحبه کاردار بروس لینگن با آژانس خبری نیمه مستقل پارس را منتشر سازد نشانگر وضع روانی موجود در ایران است. از طرف دیگر، ملاحظات سودمند و مانورهای وسیعی که در مورد این مصاحبه انجام گرفت نشان می دهد که حتی در ایران امروز نیز می توان با مداومت و پایداری شنوندگانی برای نقطه نظرات آمریکا دست و پا کرد، مشروط بر آنکه از بعضی مسایل حساس اجتناب ورزیده شود.

2- پارس در اوایل تیرماه این مصاحبه را پیشنهاد کرد. اما مخبری که سرمنشأ این مطلب

ص: 643

بود با همکاران خود دست به مناقشه زد و به جایی دیگر منتقل گردید. پارس در اوایل مرداد مشکلات داخلی خود را حل کرد و سرانجام یک خبرنگار دیپلماتیک دیگر را تعیین نمود. روزن با وی و معاون مدیر تحریریه پارس ملاقات کرد تا سئوالات و مقررات مصاحبه مشخص گردد. مصاحبه در تاریخ 16 مرداد صورت گرفت و روزن طبق توافق حدود سه روز بعد نسخه ای از مصاحبه قابل انتشار را دریافت نمود. وی از اظهارنظر پارس در مورد سفیر کاتلر و حذف بخش اعظم گفته های کاردار در مورد پیمان مصر و اسرائیل؛ علاقه آمریکا به برقراری روابط فرهنگی، آموزشی و کنسولی با ایران؛ و تمایل آمریکا به همکاری در زمینه عمران اقتصادی ایران طبق اظهارات کاردار؛ ناراحت گردید. همچنین پارس بخش مربوط به دولت موقت ایران را نیز حذف کرده بود.

3- روزن همراه با بخشهای ترجمه شده از بیانات کاردار که پارس آنها را حذف کرده بود وارد هفته ها مذاکره با اعضای گوناگون سلسله مراتب پارس شد. در حین گفتگوها، مدیرکل پارس اعتراف کرد که وی در مورد انتشار این مصاحبه بسیار نگران بوده است چون پارس می توانست متهم به صمیمیت بیش از حد نسبت به آمریکا گردد. خصوصاً در رابطه با مسئله فلسطینی ها مدیرکل همچنین اظهار داشت که وی سعی دارد تا حد امکان از پارس یک آژانس خبری مستقل پدید آورد و به همین علت نمی خواست که با انتشار کامل مصاحبه آن را به خطر بیاندازد. وی سرانجام قبول کرد که نقطه نظرهای پارس در مورد سفیر کاتلر را در پرانتز قرار داده و بخش اعظم عبارات حذفی را نیز منتشر نماید. ولی توافق شد که در مورد مسئله فلسطین هیچ حرفی به میان نیاید که این امر بهتر از این است که تنها یکی در خط گمراه کننده از طرف کاردار در مورد موضع و سیاست آمریکا پخش شود.

4- مصاحبه طبق شواهد موجود در فهرست زیر، توسط مهم ترین رسانه های مطبوعاتی منتشر گردید که عبارتند از: کیهان، اطلاعات، بامداد، تهران تایمز و رادیو و تلویزیون ملی ایران. گریوز


مطالب بیشتر در مورد تعطیلی مطبوعات

سند شماره 309

استفاده محدود اداری26 اوت 1979 4 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 9440

به: سازمان ارتباطات بین المللی، واشنگتن دی. سی فوری

موضوع: مطالب بیشتر در مورد تعطیلی مطبوعات

1- روز شنبه، بامداد تنها صبح نامه مستقل غیراسلامی موجود دومین اخطار را از طرف دفتر دادستانی انقلاب اسلامی دریافت نمود. بنا به گزارشات واصله، این روزنامه یک بار عبارتی از سخنرانیهای پیشین خمینی را حذف کرده بود و اکنون بنا به گفته دادستان، به انتشار شکوائیه های همافران پرداخته است. در حالیکه امام دستور می دهد که باید در صفوف ارتش

ص: 644

نظم و ترتیب برقرار گردد. متن رسمی دفتر دادستانی با این اخطار پایان می گیرد. «اگر این وضع ادامه یابد، جهت تعطیل این مؤسسه اقدامات جدی صورت خواهد گرفت.» وابسته مطبوعاتی روزن با منصور رهبانی سردبیر بامداد تماس گرفت که افزود «آنها می خواهند کار ما را تعطیل کنند،» ولی برای ارائه توضیح بیشتر احساس آزادی چندانی نمی کرد. با این وصف اظهار داشت که وی در نظر دارد به دفتر دادستانی یک ضرب الاجل بدهد که اگر جرأت چنین کاری را دارد قدم در پیش بگذارد لیکن وی با کمی تأمل به این نتیجه رسید که بهتر است از طریق کانالهای موجود عمل نماید. وی گفت چند تن از حامیان وی در دولت موقت ایران در نظر دارند از خمینی یک پاسخ مستقیم به دست آورند مبنی براینکه آیا او یا «دیگران» می خواهند کار این روزنامه را متوقف سازند یا خیر. بنا به گفته رهبانی «اگر خمینی بخواهد کار ما را تعطیل کند بهتر است خودم این کار را انجام دهم.»

2- روزن با علیرضا نوری زاده سردبیر هفته نامه تعطیل شده سیاسی امید ایران صحبت کرد و او جزئیات حمله پاسداران به دفاتر خود در هفته گذشته را که در سرتاسر شهر تکرار شده است بازگو کرد. وی می گوید علت متوقف گردیدن کار هفته نامه اش گزارشی بوده است در مورد ارتباط نزدیک مصطفی چمران از امل با جرج حبش از جبهه خلق برای آزادی فلسطین و نیز مقالات وی در مورد بختیار که در آنها وی را یک ناسیونالیست توصیف کرده بود.

3- محمد منتظری خطاکار نیز ظاهراً با از دست دادن حمایت پدرش آیت الله منتظری سبب تعطیل و متوقف گردیدن انتشار نشریه اش به نام پیام شهید گردیده است. درست هنگامی که آیت الله منتظری علناً خود را از سیاست های «برخورد متقابل» فرزندش با آیت الله بهشتی و مقامات دولت موقت ایران جدا دانست مطبوعات فارسی گزارش دادند که کار نشریه پیام شهید نیز متوقف شده است.

4- خمینی در سخنرانی 3 شهریور خود به روشنفکران، دموکراسی و مطبوعات حمله ور شد. خمینی گفت «ما به شما آزادی دادیم و شما هرزه گی را پیشه کردید... ما به شما آزادی دادیم لیکن قلمهای شما توطئه گری و محکوم کردند و سعی کردند قلمرو ما را نابود سازند ... ما به روشنفکرها، اینگونه روشنفکرها نیازی نداریم. البته افراد بسیار خوبی در میان روشنفکرها یافت می شود... لیکن این افراد از قلمهایشان علیه ملت استفاده کرده، علیه مردم اقداماتی به عمل می آورند؛ این افراد باید سرکوب شوند.» (متن کامل در گزارش دفتر سرویس اطلاعاتی خارج مورخ 3 شهریور آمده است).

5- نظریه: ایران یکی از سیاستهای مطبوعاتی جهان سوم را که از رنگ های اسلامی برخوردار است در پیش می گیرد. به نظر ما در آینده بیش از چند روزنامه منتشر نخواهد شد، که احتمالاً عبارت خواهند بود از انتشارات مرتبط با حزب رسمی مستضعفان یا حزب جمهوری اسلامی از نظر ایدئولوژیکی یا آنهایی که تحت نفوذ یا اراده افراد مورد اعتماد خمینی هستند چون حاج مهدیان از روزنامه کیهان که بنا به گزارش امروز نزدیک بود مورد

ص: 645

ترور واقع گردد. همین امر می تواند موجب بروز جنگی بین جناح خمینی و جناح مخالف آن یعنی چپگرایان مادیگرا بشود. گریوز


حرکت های اخیر علیه مطبوعات ایرانی

سند شماره 310

محرمانه26 اوت 1979 4 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 9446به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

مرجع: تهران 9258 (کتبی)

موضوع: حرکت های اخیر علیه مطبوعات ایرانی

1- (محرمانه تمام متن)

2- خلاصه: مقامات ایرانی در مورد تعطیل و متوقف ساختن کار بسیاری از روزنامه ها و مجله های تهران و استانها گامهایی برداشته اند. دادستان انقلاب تهران و وزارت ارشاد با انتشار فهرستی اسامی روزنامه هایی را که کار آنها متوقف خواهد شد اعلام کرده است. گرچه بین فهرست های ارائه شده تفاوتهایی وجود دارد و علل ارائه شده در توجیه بستن روزنامه ها نیز متنوع است ولی اهداف اصلی همان است. دیگر نشریات نیز در دست بررسی است تا در صورت امکان کارشان متوقف گردد. اگر بسته شدن روزنامه ها تحقق یابد، انتقاد رسانه ها از مقامات کنونی به طرز مؤثری کاهش خواهد یافت. در این رابطه، دولت هیچ گونه اقدامی به عمل نمی آورد و فقط به مقامات انقلابی اجازه می دهد ابتکار عمل را در دست داشته باشند. پایان خلاصه.

3- به دنبال انتشار قانون مطبوعات در تاریخ 20 مرداد، مقامات اقداماتی علیه بخش اعظم مطبوعات ایرانی به عمل آورده اند، که از زمان بروز انقلاب در بهمن ماه این اقدامات نسبتاً عاری از هرگونه محدودیت ادامه داشته است. گرچه از هم پاشیدگی سازمانی دولت این اقدامات ضدمطبوعاتی را نیز فاقد پیوستگی کرده است، مقامات به وضوح سعی دارند انتشاراتی را که طرفدار آیت الله خمینی و هم پیمانانش نیستند تعطیل نمایند.

4- در تاریخ 29 مردادماه، دادستان دادگاه انقلاب تهران، احمد آذری قمی با انتشار بیانیه ای اعلام داشت که به بیست و شش روزنامه و مجله دستور داده شده که کار خود را متوقف سازند. عصر همان روز در مصاحبه با تلویزیون ایران آذری قمی گفت که این روزنامه ها به خاطر توطئه گری علیه انقلاب و واژگون نشان دادن حقایق و واقعیت ها تحریم و تعطیل شده اند. وی گفت دادگاههای انقلاب در حال بررسی وضع روزنامه های دیگر بوده و ممکن است نشریات دیگری نیز کارشان به تعطیل کشانده شود.

5- روز بعد روزنامه فارسی زبان اطلاعات گزارش داد که وزارت ارشاد ملی دو فهرست از 42 نشریه موجود در تهران و استانها را تهیه کرده است که باید کارشان متوقف گردد. در فهرست اول اسامی روزنامه هایی آمده که برطبق بند 2 قانون مطبوعاتی جدید که تصریح کرده

ص: 646

است مقامات و یا وابستگان رژیم پیشین اجازه انتشار ندارند، تعطیل خواهند شد. فهرست ثانی وزارتخانه اسامی روزنامه هایی را اعلام می کند که بر طبق پاورقی 1 بند 2 همان قانون، تعطیل خواهند شد... یعنی این پاورقی مربوط است به جبران مادی روزنامه هایی که در زمان سلطنت تعطیل شده بودند. چند نشریه مهم مانند تهران مصور و فردوسی نیز در این فهرست واقع شده اند. هجده روزنامه استانی نیز بنا بدلایل نامعلوم تحریم شده اند. میناچی وزیر ارشاد به گزارشگر تلویزیون گفته است از آنجا که روزنامه ها و نشریات تحریم شده از شرایط صریح قانون جدید مطبوعات سرپیچی کرده اند، امکان ندارد تصمیم وزارتخانه در مورد آنها تغییر یابد.

6- این اقدامات کمی پس از تعطیل چاپخانه آیندگان صورت گرفت. بسته شدن همین محل سبب متوقف شدن کار چند روزنامه از قبیل مجله فکاهی مردمی آهنگ شده که علت نیز محرومیت از این تأسیسات چاپی بوده است. ممکن است تعطیل این روزنامه ها اتفاقی بوده باشد، لیکن همین تصادف و اتفاق سبب خاموش شدن انتقاد صریح از سیاستها و شخصیتهای رژیم گردیده است.

7- نشریات مهمی که با این اقدامات اخیر تعطیل شده اند عبارتند از مجله فردوسی، جوانان، سپید و سیاه، امید ایران و تهران مصور. علاوه بر آهنگ که قبلاً تعطیل شده بود، مجله های فکاهی دیگری از قبیل بهلول و حاجی بابا نیز کارشان متوقف شد. اکثر این انتشارات از سیاستهای غیرمارکسیستی غیرمذهبی حمایت می کردند و شدیداً طرفدار آزادی مطبوعات به حساب می آمدند. سیاستهای نشریاتی آنها نیز به طور کلی به ترتیب ذیل بوده است:

الف) انتقاد شدید از اشخاص دولتی چون قطب زاده، یزدی و میناچی. انتقاد توأم با اعتدال از بازرگان.

ب) گزارش مفصل در مورد رویدادهای زمان دکتر مصدق و فعالیتهای جبهه ملی در اوایل دهه 30.

ج) عدم اعتماد کامل به سیاستهای آمریکا در ایران همراه با بیان این عقیده که یزدی عامل آمریکا می باشد.

د) انتقاد از نقش شوروی در افغانستان و پرورش دادن این عقیده که انقلابیون ممکن است از جمله ارتجاعیون فئودال باشند.

ه ) انتقاد از آخوندبازی، مداخله مذهبی در امور غیرمذهبی. سمبل اینگونه مداخلات نیز چماق گروههای خیابانی و تسبیح کسانی است که این گروهها را تحت کنترل دارند.

8- علیرغم اعلام تعطیل این روزنامه ها، در تاریخ 1 شهریور مجله های سپید و سیاه و جوانان در روزنامه فروشی ها توزیع می گردید. ولی همه می گویند احتمالاً این شماره ها آخرین شماره های منتشر شده این مجلات خواهند بود.

9- اگر همه این نشریات از صحنه خارج شوند، مطبوعات ایرانی که از اوان انقلاب درخشش خاصی یافته بودند، ممکن است مجبور شوند همان نقشی را که در زمان سلطنت

ص: 647

داشتند ایفا کنند یعنی تنها بیانیه های رسمی را منتشر کرده و از ارائه تفسیر و اظهارنظر پیرامون مسایل خودداری ورزند. دورنمای موجود در برابر خواننده تیزهوش ایرانی تیره و تار است. زیرا روزنامه هایی که برای وی باقیمانده به شرح ذیل هستند:

الف) کیهان و اطلاعات مهم ترین روزنامه های عصر باقیمانده از رژیم گذشته. این روزنامه ها اخیراً هیچ چیزی منتشر نکرده اند مگر اعلامیه های دولتی، بیانیه های مقامات متعدد، و مطالب یا اخبار بین المللی. آنها اخیراً از درج مطالبی چون سرمقالات و اظهارنظر نویسندگان نیز خودداری ورزیده اند.

ب) جمهوری اسلامی، ارگان حزب جمهوری اسلامی، که وسیله دکتر بهشتی رهبر حزب و وابسته نزدیک خمینی منتشر می گردد.

ج) انقلاب اسلامی که وسیله حسن بنی صدر از نزدیکان خمینی و تئوریسین اقتصاد اسلامی منتشر می شود.

د) بامداد، که از جمله میانه روترین روزنامه هاست. ولی این روزنامه نیز تا به حال دو اخطاریه از دفتر دادستان انقلاب دریافت کرده است تا یا از درج عناوین کاذب خودداری ورزد و یا تعطیل گردد.

10- در ایران انقلابی آزادی مطبوعاتی با آینده مبهمی روبرو است. گرچه آشفتگی و عدم هماهنگی موجود میان گروههای متعدد قدرتمند ممکن است سبب بروز انتشاراتی شود که از اذیت و آزار رسمی بدور بمانند، لیکن مقامات و بخصوص رهبران بسیار نزدیک به آیت الله خمینی ظاهراً تصمیم گرفته اند نارضایتی عمومی را در برابر نظرات خود خاموش سازند.

11- جالب توجه این است که مقامات انقلابی علی الخصوص دادستان تهران ابتکار عمل را علیه مطبوعات به دست گرفته است. در همین رابطه وزارت ارشاد ملی نیز از این نهاد پیروی کرده است، گرچه به سختی نشان داد که این وزارتخانه نیز پاسخگوی تمایلات امام می باشد. ارائه دلایل بیشتر ممکن است ضروری نباشد، ولی مبارزات ضدمطبوعاتی نشان می دهد که وزراء دولت نیز هنگامی که کاری از دستشان برنیاید می گویند «من هم همینطور» آنهم در زمانی که قدرتهای واقعی در میان مقامات مذهبی تصمیم خود را گرفته باشند.

تامست


سوءقصد به مدیر روزنامه

سند شماره 311

محرمانه27 اوت 1979 5 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 9502به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی.

موضوع: سوءقصد به مدیر روزنامه

1- (بدون طبقه بندی) حمله ای که در 26 اوت بر علیه مدیران روزنامه کیهان صورت گرفت باعث زخمی شدن حسین مهدیان ناشر و مرگ حاج مهدی عراقی مدیر امور مالی و

ص: 648

پسر دومش محمد[حسام] عراقی گردید. مهدیان اینک در بیمارستان به سر می برد و حال او را رضایت بخش توصیف کرده اند. به نقل از روزنامه های محلی گروه فرقان مسئولیت ترور را به عهده داشته است.

2- (بدون طبقه بندی) حسین مهدیان یکی از تجار متمول بازار می باشد که اخیراً مؤسسه کیهان را خریده بود. روزنامه کیهان تحت مالکیت او سیاست حمایت از رهبری مذهبی را کاملاً تعقیب می کند. او مؤسسه کیهان را زمانی خریداری نمود که مؤسسه با مشکلات داخلی و جناح بندیهایی در میان کارمندان خود مواجه بود و تعدادی از کارمندان آن برای ایجاد و انتشار روزنامه خودشان موسوم به «کیهان آزاد» آن مؤسسه را ترک کرده بودند. این روزنامه که بعدها به نام روزنامه آزاد معروف گردید یکی از روزنامه هایی بود که همزمان با توقیف آیندگان تعطیل شد.

3- (بدون طبقه بندی) عراقی، علیرغم عنوان ساده مدیر امور مالی، شخصیت بسیار برجسته و مهم تری بود. مرگ او باعث تعطیل شدن بازار تهران شد و دیروز 26 اوت تشییع جنازه عظیمی در قم، برگزار شد. عراقی که یکی از دوستان نزدیک خمینی بود، در گروهی فعالیت داشت که 15 سال قبل نخست وزیر، محمدعلی منصور را ترور کردند. طبق گزارشات مطبوعاتی او بیش از 15 سال به خاطر نقشی که در آن ترور به عهده داشت در زندان به سر برده است.

4- (محرمانه) نظریه: نظرات مختلفی درباره ترور عراقی ابراز می شود. آیا همانطور که شایع است او واقعاً عضوی از شورای انقلاب بود؟ بدون شک هدف از ترور او را می توان ضربه ای علیه مسئولان انقلاب تلقی کرد و یا اینکه مشاجرات اخیر در کیهان انگیزه ترور وی بوده است. به هر حال ترور وی می تواند به مرحله جدیدی در سرکوب ضدانقلاب منجر شود، یعنی دستگیریهای بیشتر و سرکوب بیشتر هرگونه انتقاد از فعالیتهای شورای انقلاب و دادگاههای انقلاب است. تامست


بهزادنیا بر مطبوعات خارجی فشار بیشتری وارد می کند

سند شماره 312

محرمانه28 اوت 1979 6 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 9514به: سازمان ارتباط بین المللی، واشنگتن دی. سی

موضوع: بهزادنیا بر مطبوعات خارجی فشار بیشتری وارد می کند

علی بهزادنیا، معاون وزیر در امور مطبوعات خارجی در وزارت ارشاد ملی نمایندگان آسوشیتدپرس و رویترز را امروز به دفتر خود فراخواند تا نارضایتی دولت خود را از نحوه پوشش این آژانس های خبری در رابطه با کردستان و به خصوص محاصره سقز ابراز دارد. فردانیز نوبت آژانس خبری فرانسه است. از آنجا که یونایتدپرس خبرنگار خود را به کردستان اعزام نکرده بود این آژانس خبری احضار نخواهد شد. بنا به گفته فیل دوپولوس سرپرست

ص: 649

دفتر آسوشیتدپرس، بهزادنیا گفته است که وی از سفارت آمریکا در واشنگتن شکوائیه ای دریافت داشته است که در آن گفته شده که خبرگزاریهای بین المللی «کردستان را شعله ور» توصیف کرده اند. بنا به گفته دوپولوس بهزادنیا افزود «من دوست ندارم شما را مورد تهدید قراردهم تا ایران را ترک گویید.» دوپولوس در پاسخ گفت «ما رویداد را مسئولانه گزارش کرده ایم.» به طور مثال، گزارشگران ما دیده بودند که هلی کوپترها سقز را گلوله باران می کردند و موضوع نیز از همین قرار بود.» در رابطه با پارس که آژانس خبری دولتی است، دوپولوس ترجمه های اخبار گزارش شده توسط آژانس های بین المللی توسط پارس را ضعیف و گمراه کننده عنوان کرد. بهزاد نیا از آسوشیتدپرس خواست که یک نسخه از این گزارشات را به دفتر وی ارسال دارد، لیکن دوپولوس پاسخ داد که «از آنجا که دفتر شما آبونه گزارشات ماست، شما به آن دسترسی دارید.» وی به بهزادنیا گفت که وضع ارتباطی بین وزارت ارشاد ملی و سرویس های خبری ضعیف است و تقاضای دریافت یک نسخه از قوانین جدید مطبوعاتی را نمود ولی هیچ گونه نسخه رسمی در اختیار آنها گذاشته نشده است.

بهزادنیا گفت «تا به حال این مقررات منتشر نشده ولی گذشته از آن، این مسئله یک سیاست داخلی است.» و پس از آن وی به دوپولوس گفت که میناچی وزیر ارشاد ملی در هفته آینده برای روزنامه نگاران خارجی سخنرانی خواهد کرد و احتمالاً نسخه ای از این قوانین و مقررات را در اختیار آنها قرار خواهد داد. گریوز


مسایل حقوق بشر

سند شماره 313

محرمانه29 اوت 1979 7 شهریور 1358

از: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی 227480به: سفارت آمریکا، تهران

موضوع: مسایل حقوق بشر

1- (محرمانه تمام متن)

2- دفتر وزارت امور خارجه آمریکا آقا زاده کاردار سفارت ایران در آمریکا را در بیست و نهم اوت احضار کرد تا مسایلی را که در زمینه حقوق بشر موجب نگرانیهایی در میان دوستان ایران در این کشور شده است با وی در میان بگذارد.

3- اولین موضوع به اعمال گروههای مسلح ناشناس مربوط می شود که اسناد و اموال کلیساهای مسیحی و بیمارستانهای وابسته به کلیسا را در تهران و اصفهان ضبط کرده اند. و در همین رابطه اطلاعاتی از کلیساها دریافت کرده ایم. به نظر ما دولت موقت بایستی اقدامات عاجلی جهت رفع این مشکلات به عمل آورد. آقازاده گفت یک نامه (احتمالاً از شورای ملی کلیساها) داشته و آن را سریعاً به تهران مخابره کرده است. او گفت که اطمینان واثق دارد که دولت موقت در امتداد سیاستهای اعلام شده اش ملزم به رعایت و حمایت از حقوق اقلیت ها می باشد. اگر اخیراً از طرف وزارت خارجه با او تماس گرفته نشده بود او به یزدی تلفن می زد.

ص: 650

اما او توجه یزدی را نسبت به نگرانی اخیر ما جلب خواهد کرد.

4- دومین مسئله حکم دستگیری متین دفتری بود. وزارت خارجه آمریکا گفت متین دفتری در آمریکا خصوصاً در میان گروههای آزادیخواه طرفدار انقلاب دوستان بسیار بانفوذی دارد. همچنین وزارت خارجه آمریکا به آقازاده گفت که متین دفتری در سالهای قبل از انقلاب چهره شناخته شده و سخنگویی با نفوذ برای مخالفان رژیم گذشته بوده است. دوستان متین دفتری از جمله رامزی کلارک در آمریکا نگران سلامتی او هستند و واکنش ایشان نسبت به رفتار دولت موقت با متین دفتری می تواند به اعتبار انقلاب ایران لطمه وارد کرده و منافع ایران را به مخاطره افکند. آقازاده گفت این موضوع پیچیده و مشکلی است و تنها افزود که خواه جاه طلبیهای وی جنبه اجتماعی داشته باشد یا فردی، به نظر می رسد که مطابق با امیال توده های مردم ایران نبوده است. آقازاده خاطرنشان کرد که اظهار علاقه ما را نسبت به تهران گزارش خواهد کرد.

5- در خاتمه مأمور وزارت خارجه توجه ها را به عکس روی جلد اعدام کرد ه ها جلب کرد و اشاره نمود که این نوع وقایع موجب بروز مشکلات جدی برای ایران در این کشور خواهد شد. موضوع روشن بود و آقازاده اظهارنظری نکرد. ونس


بختیار در پاریس

سند شماره 314

محرمانه30 اوت 1979 8 شهریور 1358

از: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی 9035به: سفارت آمریکا، تهران

موضوع: بختیار در پاریس

مأمور سفارت در فرانسه می گوید دولت موقت ایران هیچ گونه اعتراضی به دولت فرانسه در خصوص فعالیتهای بختیار در این کشور نکرده است. با توجه به سابقه اقامت خمینی در فرانسه و رویه فرانسویها در این مورد هیچ گونه اعتراضی قابل انتظار نیست. مأمور سفارت گفت ارزیابی دولت فرانسه از آینده سیاسی بختیار شبیه ماست یعنی اینکه فعالیت او محدود به طبقات متوسط و بالاست و امید کمی برای جذب هواداران زیاد وجود دارد. ونس


بازگشت کیهان اینترنشنال

سند شماره 315

استفاده محدود اداری2 سپتامبر 1979 11 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 9719

به: سازمان ارتباطات بین المللی، واشنگتن دی.سی

موضوع: بازگشت کیهان اینترنشنال

1- پس از پنج ماه غیبت، کیهان اینترنشنال انگلیسی زبان بار دیگر منتشر شده است. این نشریه چهار صفحه ای روز شنبه مورخ اول سپتامبر در خیابانها سر در آورد و بار دیگر تحت

ص: 651

کنترل و نظارت سردبیر رام نشدنی آن یعنی کاظم زرنگار به کار خود ادامه می دهد.

2- زرنگار در سرمقاله انتشار مجدد خود می گوید «این سیاست نبود که انتشار ما را متوقف ساخت و دوباره ما را بازگرداند.» بنا به گفته زرنگار مشکلات اقتصادی چون از دست رفتن درآمد تبلیغاتی، خروج خوانندگان خارجی و هزینه سرسام آور افزایش کارمند، روزنامه را فلج نمود.»

وی می افزاید، بازگشت روزنامه بدین معنی نیست که این مشکلات از بین رفته اند، بلکه بدین معنی است که با کاهش کارمند و امید به بهبود وضع اقتصادی شاید بتوانیم به کار خود ادامه دهیم.

3- زرنگار که به خوبی از محدودیت های اجرایی به خاطر وابستگی روزنامه با علما از طریق مهدیان بازاری و به خاطر تأمین هزینه های آن از طریق بنیاد مستضعفان آگاه است، در مورد صحنه مطبوعاتی چنین می نگارد: «ما به این نتیجه رسیدیم که اظهارنظر بیش از حد و گزارش عینی بسیار ناچیز بود... به گزارش و تحلیل اخبار به نحو مستقل، مورد اعتماد و خالی از تعصب و غرض ورزی نیاز شدیدی وجود دارد.»

زرنگار انقلاب اسلامی را «بر پایه تعهدات اجتماعی و عدالت اقتصادی، دموکراسی سیاسی و تضمین آزادیهای اساسی» عنوان می کند. وی با تأکید می گوید که ایران دیگر از نظر اقتصادی به خارجیها وابسته نیست لیکن یادآور می گردد که «اقتصاد و بازار پول آن را نمی توان از اقتصاد بین المللی جدا ساخت.»

4- نظریه: زرنگار یکی از افرادی است که جان سالم بدر برده و سعی دارد از این اوضاع پرتلاطم حداکثر استفاده را نصیب خود سازد. زرنگار که از وابستگان نزدیک مالک قبلی روزنامه کیهان یعنی مصباح زاده است، سعی داشته است با دریافت حقوق بازنشستگی کافی از کار در این سازمان خودداری کند.

مدیرکل مهدیان پیشنهاد زرنگار را نپذیرفته و اخیراً مانع از کار مستقلانه وی با یکی از روزنامه های انگلیسی زبان شد که چاپخانه های کیهان را اجاره کرده و حدود شصت نفر چاپچی و اعضای پیشین کیهان اینترنشنال از بخش آگهی ها نیز حقوق خود را از این روزنامه دریافت می داشتند. مهدیان نتوانست این گروه را که نیمی از آنها کارمندان اصلی کیهان اینترنشنال بودند اخراج نماید، چون می ترسید که با چاپچی های حزب اللهی نشریه فارسی کیهان در ارتباط باشند. زرنگار نیز یکی از مهره های همین کارگران به حساب می آید چون او را فردی می دانند که می تواند به طور کامل موجب استخدام آنها بشود.

علاوه بر این به زرنگار دستور داده شده که از کشور خارج نشود ولی او نمی گوید که چه کسی این دستور را به وی داده است. بنابراین وی چاره ای ندارد مگر آن که وقت خود را با بازیچه ای چون کیهان اینترنشنال بگذراند، که قادر نیست بیش از شش هزار خواننده را دربر گیرد. گریوز


گزارش وضعیت ماهانه مربوط به ماه اوت

ص: 652

سند شماره 316

محرمانه2 سپتامبر 1979 11 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهرانبه: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: گزارش وضعیت ماهانه مربوط به ماه اوت

I. تهدیدات

ارزیابی:

الف- هنوز میزان خشونت بالقوه در ایران زیاد است. موارد زیادی از بی بند و باری در نتیجه انقلاب وجود دارد و این موضوع در تمام سطوح جامعه به چشم می خورد. بیکاری شدید یک مسئله است و تضادهای عقیدتی، اجتماعی و نژادی به چشم می خورد. اگرچه گفته می شود این مسایل همیشه در ایران وجود داشته ولی عدم وجود یک قدرت مرکزی مؤثر که بتواند این مسایل را حل کند یک اشکال است.

دولت ایران به نخست وزیری بازرگان هنوز کنترل کامل اوضاع مملکت را به دست نیاورده است و مرتباً به وسیله دولت سایه به رهبری آیت الله روح الله خمینی عقب زده می شود، و این موضوع اغلب برای حل مسایلی که در اثر انقلاب ظاهر شده است، تولید اشکال و حتی گاهی حل آن را غیرممکن می سازد. اعضاء کابینه دولت به دفعات به علت مخالفت یا مداخله شوراها و کمیته های انقلابی و در نتیجه عدم توانایی در انجام وظایف محوله استعفای خود را تقدیم کرده اند.

مراکز امنیت محلی و سازمانهای قانونی (مانند پلیس و ژاندارمری) به عنوان واحدهای پابرجا وجود ندارد. ارتش که در امنیت داخلی نقشی نداشته عملاً غیرفعال است. این نیروها برای شرکت در فعالیتها که ممکن است سرکوبی دیگر ایرانی ها باشد به شدت بی میل هستند. محاکمه و اعدام (تاکنون بیش از 400 مورد) همچنان بر علیه پلیس، ژاندارمری و پرسنل ارتش که قبل از انقلاب در قسمتهای امنیتی بوده اند ادامه دارد و این یک عامل تضعیف روحیه در این دستگاهها و همچنین باعث بی میلی پرسنل برای وارد شدن به عملیات امنیتی می شود. یک نمونه جالب از این احساس ترس گفتگویی است که اخیراً بین یک کارمند سفارت و یک مقام عالی رتبه پلیس ایران اتفاق افتاد. (مربوط به RSO بوده.)

افسر پلیس می گفت او امکانات و اجازه آرام کردن هر اغتشاش بزرگ را حتی اگر لازم باشد با توسل به زور، دارد.

او می گفت که اگر این قدر احمق باشد که چنین دستوری را بدهد باز هم زیردستانش از او اطاعت نمی کنند. ثانیاً او از این جور دستورات نخواهد داد زیرا ممکن است در آینده تلافی کنند. به نظر نمی رسد که این نیروها در امنیت داخلی کشور نقشی داشته باشند مگر اینکه یک دولت مرکزی نیرومند با سابقه پاک و حمایت عمومی وجود داشته باشد.

با وجود عدم فعالیت پلیس، ژاندارمری و ارتش، خلأ تأمین امنیت خواه ناخواه به وسیله

ص: 653

پاسداران انقلاب که در کمیته های انقلاب سازمان یافته اند، پرخواهد شد. هر کسی که با آنها (پاسداران، کمیته ها) روبرو شده است با کوچک ترین دلیل یا بدون دلیل متهم و زندانی شده است. موانع در ایران ظاهراً کاهش یافته ولی ممکن است دوباره در هر زمانی پیدا شود و این گروه عدالت را به دست گرفته و قانون را اجرا می کنند. پاسداران انقلاب برای خودشان قانون دارند و طرز عمل آنها از این گفته مائو الهام می گیرد که قدرت از لوله تفنگ جریان پیدا می کند.»

گروه دیگر سپاه پاسداران می باشد که ظاهراً خلائی را که از غیرفعال بودن ارتش به وجود آمده پر می کند. سپاه پاسداران هم به عنوان پاسداران انقلاب شناخته شده اند ولی پاسدارانی که در کمیته ها هستند متفاوت هستند. مسئله مهم دیگر این است که پاسداران همچنین امنیت داخلی را به عهده گرفته و این کاری است که ارتش نمی تواند انجام دهد. و رئیس آنها حجت الاسلام رفسنجانی است.

در حال حاضر تعداد پاسداران ده تا دوازده هزار نفر است که این پاسداران از میان جوانان تعلیم نیافته انقلابی هستند که خود داوطلب این کار شده اند. آنها فقط با اسلحه سبک کار می کنند و تعلیمات خود را در پادگان لویزان (بزرگ ترین پادگان زمینی تهران) طی می کنند. آنها به سه دسته عمده تقسیم می شوند، گروه شهرهای بزرگ گروه شهرهای تا 5000 نفر جمعیت و گروه حفاظت از شخصیت های خیلی مهم. پاسداران به عنوان یک گروه جداگانه شبه نظامی در مسئله امنیت داخلی فعالیت زیادی دارند و همچنین از انقلاب حفاظت می کنند. آنها همچنین در جریان ترکمن صحرا و خرمشهر فعالیت کرده اند. آن طوری که معلوم است رفسنجانی مستقیماً به شورای انقلاب گزارش می دهد در صورتی که درجه ای ندارد هنوز معلوم نیست که چه مقدار همکاری بین پاسداران و کمیته ها مطلوب است. اینها از یکدیگر جدا هستند ولی در حال حاضر تنها نیروهای امنیت داخلی که به طور فعال کار می کنند همین ها هستند.

تظاهرات

روابط سیاسی ایران و آمریکا گرچه مقداری بهتر شده ولی هنوز در حال تغییر و تحول است. در چند هفته گذشته احساسات ضدآمریکایی فروکش کرده است (نسبت به گذشته مخصوصاً در ماه می) ولی هنوز وجود دارد.

روزی نیست که مقاله ای در روزنامه یا به وسیله تظاهرات مذهبی یا به وسیله اعضای دولت، یک مشکل و مسئله را در ایران به آمریکا نسبت ندهند. آمریکا یک وسیله خوبی شده است که مشکلات رهبری ایران را توجیه می کند. دیگر جای هیچ گونه شکی نیست که هر تصمیم آمریکا که به ضرر یا حتی بدون ضرر برای ایران باشد با تظاهراتی که گاهی به خشونت می گراید توأم خواهد بود. در این میان هنوز احساسات ضدشاهی وجود دارد. هرگونه

ص: 654

تصمیمی مبنی بر دیدار شاه یا خانواده اش از آمریکا مطمئناً با واکنش خشن و تندی همراه خواهد بود، قدرت و یا میل دولت ایران برای عکس العمل در ایران مورد تردید است.

تروریسم

تروریسم از نوع قتل، خرابکاری، آدم دزدی یکی از تهدیدات خیلی حقیقی است. به خاطر عدم وجود یک قدرت مرکزی کارهای کمی می توان انجام داد که خواسته های تمام گروهها یا گروههایی را دربر داشته باشد که برای رسیدن به آنها از طریق زور نیز عمل می کنند. دو تا از گروههای تروریست برجسته که قبل از انقلاب هم بوده اند مجاهدین و فداییان هستند که توانسته اند برای خود حقانیت کسب کنند و اکنون فعالیت سیاسی می کنند. هیچ یک از این دو گروه مسئولیت تروری را بعد از سقوط شاه به عهده نگرفته اند. فرقان (گروهی که مخالف دخالت روحانیون در دولت است) بر عکس بعد از انقلاب کاملاً فعال بوده است. فرقان مسئولیت ترورهای چند شخصیت مذهبی را به عهده گرفته است. ما هیچ اطلاعی که نشان بدهد که هیچ یک از این گروهها پرسنل آمریکایی داخل ایران را هدف قرار داده اند نداریم ولی ما می توانیم هدف جذابی باشیم.

هر کدام از این گروهها ممکن است که مایل باشد دست به عملیاتی بزند که یا در مخالفت با دیپلماتهایی که ضدایرانی تشخیص داده شده اند باشد و یا به منظور به وجود آوردن بحرانی در روابط فعلی ایران و آمریکا. جبهه رد فلسطین که می خواهد دخالت آمریکا در صلح مصر و اسرائیل را تلافی کند باید مورد توجه باشد. در عوض این تهدید و خطرات آن به وسیله نقش سازمان آزادیبخش فلسطین تعدیل می شود چه این سازمان می خواهد با دولت ایران هم پیمان شود و ممکن است نخواهد که این رابطه به خاطر قرار گرفتن دولت ایران در موضع ناهنجار که با اعمال تروریستی علیه آمریکا در رابطه است به خطر بیافتد.

ب اعمال مخصوص ترتیب یافته علیه سفارت آمریکا. در 17 اوت حدود ساعت 10:55 شب منطقه سفارت آمریکا مورد یک حمله مسلحانه قرار گرفت. دو انفجار یکی در ساختمان کنسولی و یکی در ساختمان خانه ها صورت گرفت.

این حادثه صدمات جانی نداشت و صدمات مالی آن در حدود 8000 دلار برآورد شده است. به گزارش کیهان فارسی 18 اوت سه گروه مسئولیت این حمله را به عهده گرفتند که عبارتند از:

1- حرکت مقاومت انقلاب اسلامی ایران.

2- گروه 17 شهریور

3- گروه تل زعتر

هیچ اطمینانی از اینکه کدام یک از این گروهها عامل حمله بودند نیست و می توانید به اسناد مربوطه در این مورد مراجعه کنید.

ص: 655

در صبح زود روز 12 اوت حدود 35 تا 50 نفر افراد مسلح (پاسداران) وارد سفارت شدند. قصد آنها بیرون بردن ماشاءالله کاشانی و افرادش از منطقه سفارت بود. (کمیته سفارت آمریکا). طرز کار آنها چنان بود که می توانست برای تمام افراد سفارت تولید اشکال کند (افراد غیرمسئول در تمام سفارت پخش شده بودند) ولی پس از مذاکره 5 تا 6 ساعته با این گروه غیرمنظم مشکل حل شد و بیرون رفتند. برای جزئیات به گزارش 8637 تهران رجوع شود.

II. عملیات

الف- بازدیدها:

یک شرکت، جف رونالد از 7 اوت تا 16 اوت برای بازرسی قسمت مربوط به تفنگداران دریایی از سفارت بازدید کرد.

- سرویس جاسوسی نیروی دریایی توسط فوچ از سفارت از تاریخ 14 تا 17 اوت بازدید کرد.

- در 26 اوت یک شرکت برای تعبیه یک سیستم امنیتی در ساختمان کنسولی وارد شد.

ب- اقدامات حفاظتی:

افسر امنیتی منطقه با سرپرست پروژه FBO,GSO و سرکنسول به طور مداوم کار می کند تا بتواند وسائل امنیتی در ساختمان جدید کنسولی تعبیه کنند.

ج- اقدامات مهم:

- تاریخ اول تا 12 اوت زمان لازم برای آشنایی تمام کارمندان امنیتی و وابستگانشان با ماشاءالله کاشانی و افرادش و نحوه کار با آنها بوده است.

- در 12 اوت کاشانی به وسیله یک فرد مسلح از سفارت بیرون برده شد.

- در 15 اوت S/A دان مک کارتی برای یک مأموریت کوتاه مدت سه هفته ای وارد شد.

- در 17 اوت سفارت به وسیله آر. پی. جی و نارنجک دستی مورد حمله قرار گرفت.

- در 18 اوت هالند در یک دیدار شرکت کرد.

- طرح تخریب داخلی به اسم Annex J دوباره نوشته شد و به زودی برای وزارت فرستاده می شود.

- توجیه کامل حفاظتی برای کلیه افراد تازه وارد TDY و PCS انجام می شود.

- وقت زیادی صرف مذاکره با پلیس برای حفاظت محل سفارت به طور منظم و در رابطه با نیروهای داخل سفارت صرف شد. از این پس پلیس مأمور بود با یونیفورم و برنامه منظم ظاهر شود. اداره و اجرای پارامترهای امنیتی به طور پراکنده انجام می شود.

III. طرح برای ماه آینده

- منشی موقت لیلیا جانسون از کینشازا به ایران خواهد آمد تا به ROS در برقراری مجدد

ص: 656

بایگانی و سیستم مدیریت که در نتیجه حمله 14 فوریه 1979 از بین رفته است یاری دهد.

- متخصص امنیتی چاک سوپر برای اداره کار در قسمت امنیت و تقویت آن خواهد آمد.

- ادامه مذاکره بانیروی امنیتی منظم برای حفاظت از سفارت.

- انتظار می رود که ساختمان جدید کنسولی در سپتامبر باز شود.

- در طول ماه سپتامبر مقامات مربوطه (ناظر امنیتی منطقه ای) سفارت را بازرسی می کنند.

- وابسته دفاعی، هالند پس از بازدید در 3 سپتامبر بازخواهد گشت.

- S/A مک کارتی در سوم سپتامبر به آمریکا می رود.

IV. غفلت و کوتاهی

- هیچ.

V. تفنگداران دریایی و متخصص

- در 14 اوت قسمت تفنگداران دریایی به عنوان یک واحد قابل تقدیر عمل نمود.

- در 8 اوت 4 تفنگدار دریایی وارد سفارت شدند.

- در 16 اوت 2 تفنگدار دریایی از سفارت خارج شدند.

- قسمت تفنگداران دریایی در T/04 باقی ماند.

- در 20 اوت گالوگوس به درجه سروانی ارتقاء یافت.


حمله به دفاتر لاکهید در تهران

سند شماره 317

محرمانه2 سپتامبر 1979 11 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهرانبه: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: حمله به دفاتر لاکهید در تهران

1- (محرمانه تمام متن)

2- نماینده لاکهید در تهران شروگز در تاریخ 2 سپتامبر به سفارت اطلاع داد که دفاتر قبلی او در اول سپتامبر غارت شده اند. شروگز به سفارت گفت که کارکنان تلفنهایی در طول روزهای گذشته دریافت کرده بودند که گفته شده بود این دفاتر به زودی مورد حمله قرار خواهند گرفت. از آنجایی که شروگز در نظر داشت که به دفاتر جدید اسباب کشی کند، این اسباب کشی را زودتر انجام داد و قبل از اینکه دفاتر مورد غارت و چپاول قرار گیرد از آنجا رفته بود. هیچ کس در این حادثه آسیب ندید.

3- سفارت از جزئیات حادثه و اینکه چه کسانی ممکن است این کار را کرده باشند اطلاعی ندارد. ما در حال تحقیق هستیم و به محض دریافت هرگونه اطلاعات گزارش خواهیم کرد. تامست


«سانسور» سخنرانی نخست وزیر

ص: 657

سند شماره 318

استفاده محدود اداری5 سپتامبر 1979 14 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 9816

به: سازمان ارتباطات بین المللی، واشنگتن دی. سی

موضوع: «سانسور» سخنرانی نخست وزیر

1- رادیو و تلویزیون دولتی ایران چندین بار پخش سخنرانی نخست وزیر بازرگان را به تأخیر انداخته است. پس از اعمال فشار، رادیو و تلویزیون ملی ایران توضیح داد که سخنرانی ضبط شده بنا به درخواست بازرگان پس از آنکه یکی از ناظران فنی «مشکلات» موجود در ضبط آن را گوشزد نمود، تصحیح شده است. متن تصحیح شده سخنرانی سرانجام در آخر شب روز 31 اوت (9 شهریور) پخش شد و نشان داد که بازرگان در پاسخ به انتقادهای انجام شده از دولت خود شرح داده است که دولت موقت ایران فاقد قدرت واقعی می باشد. بازرگان فاش ساخت که یک بار دیگر از خمینی خواسته است که وی را از مسئولیت نخست وزیری معاف دارد.

2- شایع شده است که مرد نیرومند رادیو و تلویزیون ایران یعنی قطب زاده مستقیماً در «تحریف» سخنرانی بازرگان دست داشته و عباراتی را که نشان دهنده نارضایتی بازرگان از خمینی و افراط گری های انقلاب است یعنی قضاوت دادگاههای انقلابی، تخلف از قوانین بین المللی قضایی در کردستان، حذف کرده است. منابع اظهار داشته اند که پنج نکته ذیل از سخنرانی بازرگان حذف گردیده است.

الف) پاسخ تند نخست وزیر به خمینی که در آن وی نخست وزیر را «لاک پشت» خوانده است؛

ب) نکته دیگری مبنی براینکه «اگر من به قدر کافی انقلابی بودم نمی گذاشتم قطب زاده تلویزیون را تحت کنترل درآورده و به من حمله ور شود»؛

ج) اظهارنظر در مورد ملاقات نخست وزیر با آیت الله شریعتمداری که طی آن آیت الله پیشنهاد کرده بود که بازرگان باید مسلمان بودن خود را ثابت کرده و از مقام خود استعفا نماید؛

د) اشاره به مقصود خمینی مبنی بر اینکه وی می خواهد رسماً کنترل دولت را به عهده گیرد؛

ه ( پاسخ شدید دیگری به اتهام مطرح شده از سوی خمینی مبنی بر پارتی بازی توسط بازرگان. گریوز


راهپیمایی آرام به مناسبت 17 شهریور

سند شماره 319

محرمانه9 سپتامبر 1979 18 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 9901به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: راهپیمایی آرام به مناسبت 17 شهریور

1- (محرمانه تمام متن)

ص: 658

2- راهپیمایی ها و سخنرانی ها به مناسبت سالگرد کشتار میدان ژاله در 17 شهریور (9 سپتامبر 1978) بدون هیچ حادثه ای و آرام برگزار شد. راهپیمایان از نقاط معین شهر به سمت میدان شهدا برای شنیدن سخنرانی حرکت کردند. به نظر می رسید راهپیمایان که دیپلماتهای مختلف شاهد آنها بودند و از تلویزیون نیز تصویرشان پخش می شد بسیار خوب سازماندهی شده بودند و اوضاع تا حدی شبیه حالت تعطیلات بود. یک شاهد عینی اظهار داشت که راهپیمایان فاقد خودجوشی تظاهرکنندگان اوایل سال بودند. در سخنرانی های راهپیمایی به طور معمول امپریالیسم و صهیونیسم محکوم می شد اما در گزارشات مطبوعات از ایالات متحده به عنوان یک هدف مشخص ذکری به میان نیامده بود. تامست


درگذشت طالقانی

سند شماره 320

محرمانه11 سپتامبر 1979 20 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 9968به: وزارت امورخارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: درگذشت طالقانی

1- (محرمانه تمام متن)

2- درگذشت آیت الله طالقانی موجب برانگیختگی عظیم اندوه عمومی در تهران و استانهای دیگر شد. دیروز جمعیت عظیمی در تهران مانع برگزاری مراسم تدفین شدند که تا ساعت 6:30 صبح امروز (11 سپتامبر) ادامه داشت. حدود یک میلیون نفر شب را در گورستان بهشت زهرا در انتظار مراسم تدفین طالقانی سپری کردند.

رادیو و تلویزیون برنامه های عادی خود را برای 3 روز متوالی قطع کرده و عزای عمومی اعلام شده است. جمعیت عزادار در سراسر مملکت شعار می دادند «مطهری: برایت مهمان رسیده» و «طالقانی: شهادتت مبارک»

3- این ابراز اندوه بیانگر محبوبیت طالقانی در میان تقریباً همه طبقات مردم ایران است. دلایل محبوبیت وی به طور خلاصه شامل موارد زیر است:

الف) او به هیچ طبقه یا ناحیه خاصی تعلق نداشت و بیشتر به مثابه یک آشتی دهنده و راهنما در مشاجرات میان طبقات اجتماعی و گروههای قومی مختلف عمل می کرد. وی در ماه مارس در حل منازعات سنندج اقدام کرده بود و مناقشات تُرک و کُرد در نقده را میانجیگری کرده است.

ب) شخصاً، او خود را رئوف و گاهی اوقات از نظر سختگیری برخلاف خمینی نشان داد. خیلی ها به خاطر دارند که چطور او علیرغم وضعیت نامساعد جسمی ساعتها در زیر آفتاب جهت اجرای مراسم نماز جمعه می ایستاد. او در سخنرانی هایش جنبه های رأفت آمیز از اسلام را حمایت می کرد که تا حدودی با نظرات تند خمینی علیه اقدامات غرب مغایرت داشت.

ج) خیلی از لیبرالها، گروههای غرب گرا و چپ های مارکسیست، به طالقانی به عنوان یک

ص: 659

حامی و پشتیبان نگاه می کردند. طالقانی به مثابه سپری در مقابل تندرویهای حاکمیت مذهبی تلقی می شد.

د) مخالفت درازمدت او با رژیم شاه که برایش چیزی به جز زندان، تبعید و شکنجه به همراه نداشت، اعتماد خیلی از افرادی را که مورد تعقیب و آزار رژیم سلطنتی قرار گرفته بودند جلب کرد. او از لحاظ شخصیتی مثل خمینی شریف بود و تحت حمایت قدرتهای خارجی قرار نداشت.

4- محبوبیت طالقانی در خلال زندگیش، بیشتر به واسطه تصدی مقام امامت جمعه تهران آشکار شد. نمازهای هفتگی اش در دانشگاه تهران (و آخرینش در بهشت زهرا در 7 سپتامبر) حدود 2 میلیون نفر را پشت سرش جهت ادای نماز جمع می کرد. انتخاب دانشگاه تهران به عنوان محل نماز جمعه عمدتاً به واسطه نقش طالقانی به مثابه میانجی بین طبقات مذهبی و روشنفکران غیرمذهبی بود. نماز جماعت پشت سر او برای مسلمانان ایران، صریح ترین راه بیان اعتمادی بود که طالقانی می توانست نشان دهد. (تحت رژیم سلطنت، برگزاری نماز جمعه بی مصرف بود زیرا هیچ کس پشت سر امامی که توسط شاه تعیین می شد نماز نمی خواند).

5- اعلام وفات طالقانی در دهم سپتامبر آشکار ساخت که او ریاست شورای انقلاب را به عهده داشته است. این اعلامیه اولین پذیرش رسمی عهده دار بودن چنین پستی از سوی طالقانی محسوب می شد.

6- طی بیانیه ای که در دهم سپتامبر توسط دفتر امام خمینی منتشر شد آیت الله حسینعلی منتظری به عنوان امام جمعه تهران معرفی گردید. در این بیانیه هیچ ذکری از جانشین طالقانی به عنوان رئیس شورای انقلاب نشده است.

جالب توجه خواهد بود که ببینیم آیا منتظری که خیلی با خمینی نزدیک است، به اندازه طالقانی برای نمازهای جمعه اش پیرو خواهد داشت و یا اینکه آیا نماز جماعت کماکان در دانشگاه تهران برپا خواهد شد یا نه؟

7- طالقانی به گروههای لیبرال و چپ رادیکال که اخیراً مورد حمله خمینی و متحدینش قرار گرفته اند نزدیک بوده است. مجاهدین خلق به او به عنوان یک رهبر و حامی نگاه می کردند. او همچنین از نزدیک با نهضت آزادی ایران وابسته به نخست وزیر بازرگان رابطه داشت. در عین حال طی هفته های قبل از مرگش طالقانی موضع سخت تری علیه کمونیستها و حزب دموکرات کردستان که آنها را متهم به داشتن حمایت شوروی می کرد، اتخاذ نمود. خطبه 24 اوت او حاوی مطالب شدیدی علیه کمونیستها و متحدینشان بود.

8- گرچه طالقانی حملات اخیر خمینی راجع به تأثیرات غربی در زندگی ایرانی را تکرار نکرد، ولی ظاهراً هرگونه اختلافی را با امام حل کرده بود. احتمالاً طالقانی احساس کرده بود که او تدریجاً به کانونی برای گروههای مخالف تبدیل می شد که هدفشان ضدیت با انقلاب اسلامی بود. این ترس به همراه اعتقاد عمیق طالقانی نسبت به ضرورت رهبری متحد منجر به

ص: 660

مسکوت گذاردن اختلافاتش با رهبری خمینی شده بود.

اگرچه بدگمانان ممکن است بگویند که طالقانی با انتصابش به عنوان امام جمعه سازش کرد، اما بیشتر محتمل است که او نگران این موضوع بود که مخالفت هایش موجب ترغیب کسانی شود که اساساً با انقلاب دشمن هستند.

9- طالقانی هیچ سازمان یا میراث سیاسی به جا نگذاشته است. وفاداری توده های مذهبی، لیبرالها و چپ ها به او شدیداً جنبه شخصی داشت. مثلاً آیت الله شریعتمداری از این اندازه جاذبه و یا هواداری شدیدی در میان گروههای مختلف برخوردار نمی باشد. ما نمی دانیم برای آن گروههایی که طالقانی را به عنوان حامی نهایی خود می دیدند چه اتفاقی خواهد افتاد اما در حال حاضر هیچ کس نیست که به عنوان تعدیل کننده و سازش دهنده جای او را بگیرد.

ممکن است زمانی این گروهها که به استثنای یک احساس عمیق نسبت به طالقانی وجه مشترک دیگری نداشته اند، بتوانند شخص دیگری پیدا کنند که طرفداری شان را بر روی او متمرکز سازند. ضمناً ما می توانیم انتظار تضعیف بیشتر جنبش غیرمذهبی را داشته باشیم که با وفات طالقانی یک حامی قدرتمند خود را از دست داده است.

در عین حال خمینی بدون تردید از فقدان یک واسطه با گروههایی که با بعضی از عقاید مذهبی افراطی وی مخالف هستند، زیان خواهد دید. لینگن


مسکو در مراسم سالگرد جمعه سیاه در ایران

سند شماره 321

12 سپتامبر 79 21 شهریور 1358

از: دفتر رسیدگی کشورهای مشترک المنافع، نیکوزیا 2342

به: دفتر رسیدگی کشورهای مشترک المنافع، واشنگتن دی. سی

موضوع: مسکو در مراسم سالگرد جمعه سیاه در ایران

(موارد برگزیده) شنوندگان عزیز، یک سال پیش در 17 شهریور (23 اوت-22 سپتامبر)، بنا به دستور شاه قاتل، سربازان به طرف مردم که در میدان ژاله اجتماع کرده بودند که اکنون به نام میدان شهدا خوانده می شود آتش گشودند و باعث جاری شدن خون شد.

در میدان ژاله هزاران نفر از مردم بی گناه به وسیله تیراندازی یا زیر چرخ های تانک از بین رفتند. این روز به عنوان جمعه سیاه نامگذاری شد. این روز به عنوان صفحه ای از تاریخ نبرد ملت ایران و هم چنین روزی که یادآور قربانی کردن جانها به خاطر آزادی بود، ثبت شد.

چند روز پیش فیلمی تحت عنوان آزادی ایرانیان در فستیوال فیلمهای مسکو به نمایش گذاشته شد. در این فیلم دورنمای حقیقی انقلاب ضبط شده بود. این فیلم حاوی مناظری از قبیل گورستان جایی که تعداد بی شماری سنگ قبرهای تازه، گل های سرخ که شبیه خون می باشند، و زنهای گریان که موهای خود را می کندند و بچه ها به خاطر آنهایی که جان خود را به خاطر استقلال مملکت پس از سالهای سال از دست داده بودند گریه می کردند.

ص: 661

گزارشها از شهرهای مختلف بود. زنان و مردانی که می گفتند مرگ بر شاه، استقلال، خارجی گورتو گم کن و مناظر دیگری که برای نسل های آینده ضبط شده بود. شاه با چشمانی وحشت زده و ترس از انتقام نشان داده شده بود. که اطراف او را مردان درباری که وفاداری خود را با بوسیدن دست او نشان می دادند، دست کسی که مسئول کشتار دهها هزار نفر از بهترین دختران و پسران ملت ایران می باشد، بعد از دیدن این فیلم، می خواستیم اطمینان بدهیم که از دست دادن این همه قربانی کاری عبث و بیهوده نبوده است. این ملت یک انقلاب جهانی و یک انقلاب ضدامپریالیستی انجام داده.

ملتی که به خاطر آزادی در گذشته تعداد بی شماری قربانی و ناقص العضو داده، شایسته بهترین سرنوشت می باشد. فیلم برای آزادی که حوادث دوران انقلاب را نشان می داد نمی شد بدون درد و هیجان به تماشایش نشست. بیشتر کسانی که فیلم را می دیدند نمی توانستند جلوی گریه خود را بگیرند و در عین حال یک احساس دوستی صمیمانه و همبستگی و احترام برای ایران و تلاشش در راه عدالت در خود می یافتند. ولی در دل کسانی که خود در جریان حوادث بوده و نقش آفرینان حماسه هایی بودند که فیلم آنها را بازگو می کرد چه می گذشت و چه احساسی بود. هنوز امپریالیستهای داخلی و ارتجاعیون دست از سنگرهای خود نکشیده اند و آنها از هیچ کوششی برای دست یافتن به راه و طریقی برای جلوگیری از ساختن ایرانی آباد و آزاد دریغ نخواهند نمود. ایجاد برخورد ملی و مذهبی بین گروههای مختلف مردم و کوشش برای دامن زدن و گسترده نمودن احساسات ضدکمونیستی و ضدروسی از روشهای آنهاست. اما مهم نیست که تا چه اندازه کوشش می کنند مهم این است که آنها قادر به برگرداندن چرخهای تاریخ نخواهند بود.

17 شهریور در ایران روز عزای ملی اعلام شده اجازه ندهید که روزی دیگر شبیه آن در تاریخ ایران پیدا شود و اجازه ندهید جمعه سیاه تکرار گردد.


انجمن ایران و آمریکا در شیراز

سند شماره 322

استفاده محدود اداری13 سپتامبر 1979 22 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 10040به: سازمان ارتباطات بین المللی، واشنگتن دی. سی

موضوع: انجمن ایران و آمریکا در شیراز

1- وابسته مطبوعاتی و مأمور منطقه ای مک گافی در روزهای 8/9 و 9/9 از شیراز بازدید به عمل آوردند تا مشکلات مربوط به انجمن ایران- آمریکا در شیراز را بررسی نمایند. مشاهدات و پیشنهادات ما ذیلاً ارائه می شود:

2- ساختمان انجمن ایران و آمریکا در شیراز هم اکنون و از ماههای قبل، توسط مجاهدین خلق تصرف شده است و هنوز در اختیار آنان است. مجاهدین خلق که یک گروه چپگرا هستند از این ساختمان به عنوان ستاد خود در شیراز استفاده می نمایند. قبل از تصرف کامل آن،

ص: 662

ساختمان چندین بار مورد تهاجم قرار گرفته بود و خسارات اساسی به طبقات اول و دوم آن وارد آمده بود. مخارج تعمیرات اولیه حدود 60000 دلار تخمین زده شده بود، ولی ما دریافته ایم که مجاهدین تعمیراتی در ساختمان به عمل آورده اند. ما ارزیابی روشنی از میزان وسائل و تجهیزات باقی مانده در ساختمان نداریم ولی مقداری از تجهیزات توسط مجاهدین به محل دیگری برده شده اند. ضبط صوت ها و مقداری از تجهیزات کلاس ها قبل از تصرف ساختمان به انبار منزل یکی از کارکنان انجمن در شیراز برده شده و در آنجا نگهداری می شوند.

3- کارمندان انجمن ایران- آمریکا (که کلیه آنها بیکار هستند) به وزیران کار و دادگستری شکایت کرده اند تا حقوق عقب مانده و حقوق بازخریدی خود را دریافت نمایند. ظن زیادی می رود که وزیر دادگستری تصمیم بگیرد (در صورتی که راه حل دیگری یا دادخواست متقابلی وجود نداشته باشد) ساختمان را برای پرداخت مطالبات کارکنان به فروش رساند. انتظار می رود که یک تا دو هفته دیگر حکم صادر شود.

4- هیأت مدیره انجمن ایران و آمریکا در حال حاضر وجود ندارد و مدیر دروس (از سوی رئیس هیأت مدیره) تقریباً با وجهه قانونی عمل می کند و مسئولیت های انجمن را، به عهده دارد. در غیاب هیأت مدیره و مدیر اجرایی قانونی، حساب بانکی انجمن غیرقابل استفاده است. این موضوع، ظاهراً نمی تواند مانعی در مقابل اختیارات وزیران در فروش ساختمان و زمین آن شود (که تقریباً کاملاً بهای آن معادل صدها هزار دلار پرداخت شده است).

5- وابسته مطبوعاتی و مأمور ما در منطقه با کارکنان و یک وکیل در شیراز به طور غیررسمی ملاقات نموده اند (که یکی از اعضای رسمی هیأت مدیره بود). آنها ابتدا مأیوس بودند، ولی خیلی سریع با این تصور که به زودی کارهای انجمن از سر گرفته خواهد شد، به هیجان آمدند و به مسئله علاقه مند گردیدند. ما خطوط کلی خط مشی برای از سر گرفتن فعالیت مجدد انجمن را که مورد قبول کارمندان بود، مشخص نمودیم. کارمندان پیشنهاد نمودند که در صورت امکان از سر گرفتن مجدد کارشان در انجمن ایران- آمریکا، دادخواست اعلام خسارت خود را پس خواهند گرفت.

6- پیشنهاد ما شامل تشکیل سریع هیأت مدیره و انتصاب یک مدیر اجرایی ایرانی (که احتمالاً همان مدیر دروس فعلی خواهد بود) می گردید. استفاده از مدیر اجرایی موجب صرفه جویی در پرداخت یک حقوق اضافی دیگر می گردد. همچنین این امتیاز را دارد که در جوّ موجود و طبیعت جامعه ایرانی، یک نماینده رسمی ایرانی از سوی انجمن، می تواند بسیار کارساز باشد. هم زمان با آن موضع یک مدیر اجرایی آمریکایی را در آینده و شرایط مناسب، حفظ خواهد نمود.

7- ما بعداً پیشنهاد کردیم که وکیل دائمی ما در تهران (و هیأت مدیره انجمن ایران و آمریکا) به شیراز پرواز نمایند تا مشکلات حقوقی را حل کنند، به آنها در بازسازی انجمن

ص: 663

کمک نمایند و مطمئن شوند که دادخواست حقوقی در مورد واگذاری مجدد ساختمان به آنها به جریان نیفتد. (قسمتی از نابسامانی کنونی به علت عدم حضور یک هیأت مدیره قانونی یا مدیر انجمن ایران و آمریکا در محل است که ساختمان به وی تحویل گردد.)

8- اگر ساختمان در مدت زمان کوتاه تحویل نشود (این مسئله جداگانه ای بین دولت و چپی ها است)، برنامه این خواهد بود که از تسهیلات استیجاری استفاده شود. از آنجایی که انجمن ایران و آمریکا دارای اعتبار است و بازار تدریس زبان انگلیسی امیدوار کننده است، لذا تصور می رود که انجمن ایران و آمریکای شیراز بتواند درآمد لازم برای شروع کار مجدد را تأمین نماید. علاوه بر این انجمن در حساب بانکی بلااستفاده خود مبالغی دارد که اگر کارکنان آن دادخواست اعلام خسارت خود را پس بگیرند، می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

9- سازمان ارتباطات بین المللی در تهران مبلغ 8500 دلار در سال 1979 به صورت اعتبار مالی برای انجمن ایران و آمریکا در شیراز در بانک دارد که هنوز برداشت نشده است. در غیاب هیأت مدیره قانونی در محل تصمیم داشتیم که آن را به انجمن ایران- آمریکا در تهران اختصاص دهیم. این مبلغ توسط انجمن تهران برای حسابهای قانونی انجمن ایران و آمریکا در شیراز حواله خواهد شد تا آنها برای مخارج اولیه، وسائل آموزشی و تجهیزات لازم از آن استفاده نمایند.

10- شیراز یک شهر بسیار مهم است، و ما معتقدیم ادامه فعالیت انجمن ایران و آمریکا در شیراز می تواند نقش مؤثری در بازسازی روابط بین ایالات متحده- ایران ایفاء نماید. انجمن بازده بسیار خوبی در مدت بیست سال خدمت خود داشته و در سالهای آخر کاملاً خودکفا بوده است.

مسایل و مشکلات جاری می تواند توسط ایرانیان حل شود، ولی حضور مستقیم ایالات متحده در پشت صحنه و کمک و مشاورت به آنها حیاتی و سرنوشت ساز است.

11- با فرض اینکه انجمن ایران و آمریکا در شیراز کارهای خود را از سر گیرد، ما می دانیم که نقش USICA در ادامه تأمین کمکهای مالی (به طور رسمی 17000 دلار در سال) برای حقوق مدیر اجرایی، لازم خواهد بود. این کار ما را به صورت همکاران قابل اطمینان معرفی می کند و موجب نفوذ ما می گردد (خارج از آن قسمت از درگیری مستقیم ما که خیلی کم خواهد بود) و به ما این اطمینان را می دهد که مدیر اجرایی همواره یک آمریکایی باقی خواهد ماند. ما همچنین آماده خواهیم بود که در مورد تأمین وسائل کمک آموزشی به آنها کمک و مشاوره بدهیم. ما برای امور مشورتی یک متخصص الکترونیک به انجمن ایران و آمریکا در تهران مأمور خواهیم نمود.

12- هیأت مدیره انجمن ایران- آمریکا اکنون کاملاً توجیه شده اند و مشتاق کمک به سازمان مشابه خود در شیراز هستند.

13- تقاضای موافقت داریم. گریوز


مشکلات بازگشایی دانشگاه ها

ص: 664

سند شماره 323

محرمانه16 سپتامبر 1979 25 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 10113به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: مشکلات بازگشایی دانشگاه ها

1- (محرمانه تمام متن)

2- خلاصه: سفارت به طور مداوم گزارشهایی دریافت کرده است که اگر دانشگاهها به راستی باز شوند از وجود مشکلاتی در صورت بازگشایی دانشگاهها حکایت می کند، هر چند که خمینی اصرار کرده است که این بازگشایی در موعد مقرر (دوم مهر-24 سپتامبر) صورت بگیرد، اما کاملاً روشن است که دانشگاههای عمده تهران از نظر مدیریت در وضع نامطلوبی قرار دارند و از نظر سیاسی با ناآرامیهایی روبرو هستند، اگر دولت موقت ایران احساس کند که توانایی کنترل دانشگاهها را ندارد، در آن صورت به اعتقاد ما بازگشایی آنها به تعویق خواهد افتاد. پایان خلاصه.

3- در طول ماه گذشته، مقامات سفارت در ضمن مأموریت خود، شایعاتی در خصوص مشکلات قابل تصوری که بعد از بازگشایی دانشگاه در اواخر سپتامبر به وجود خواهد آمد شنیده اند. این پیش بینی ها معمولاً مبهم هستند و از این احساس سرچشمه می گیرند که چون سال گذشته در همین زمان اغتشاشاتی وجود داشت (بنابراین امسال نیز) افتتاح مدارس زمینه شورش هایی را بر علیه دولت خمینی فراهم خواهد ساخت و یا میدانی برای مناقشات چپگرایان و هواداران گروههای اسلامی به وجود خواهد آورد. شایعات تا بدانجا پیش رفته بودند که در هفته گذشته کارمندان آژانس بین المللی ارتباطات از بعضی منابعشان شنیده بودند که مدارس تا سال آینده باز نخواهد شد. ظاهراً آیت الله خمینی برای تکذیب این شایعات طی یک سخنرانی برای یک مدرسه مذهبی در قم که در تاریخ هفتم یا هشتم سپتامبر ایراد کرد، خاطرنشان ساخت که «بعضی ها» سعی دارند اغتشاشاتی در دانشگاه تهران ایجاد کنند تا دانشگاه باز نشود. ولی خمینی تأکید کرد که دانشگاهها گشوده خواهد شد. دانشگاه تهران رسماً بازگشایی خود را در دوم مهرماه (24 سپتامبر) اعلام کرده است.

4- طبق اظهارات منابع سفارت، دانشگاههای ایران از نظر اداری و سیاسی در وضع بسیار بدی قرار دارند. از حدود 500000 نفری که در امتحانات ورودی دانشگاهها شرکت کرده اند، تنها برای 40000 نفر جا وجود دارد. اسامی پذیرفته شدگان دوره جدید تاکنون اعلام نشده است و بسیاری از استادان کشور را ترک گفته اند. رشته های تحصیلی مشخص نیستند و رؤسای جدید دانشگاهها با کمیته های خودسر و نافرمان مدارس خود دست به گریبان هستند و یا با گروههای رقیب سیاسی سر و کار دارند. مواردی که ذیلاً بدانها اشاره می شود نمونه هایی از مشکلات ویژه ای است که ما از آنها اطلاع پیدا کرده ایم:

5- دانشگاه تهران: دانشگاه تهران در مدت انقلاب مرکز فعالیتهای مجاهدین خلق و فداییان

ص: 665

خلق بوده و این دو گروه هنوز هم در آنجا فعال هستند. بسیاری از دانشجویان آیت الله طالقانی را رهبر شخصی خود به حساب می آورند و شاید خمینی با اتکاء به نفوذ بازدارندگی طالقانی بود که اعلام کرد دانشگاهها باز خواهند شد. با مرگ طالقانی کنترل دولت موقت ایران بر روی دانشگاه بایستی از اطمینان کمتری برخوردار شده باشد. دانشکده ها به وضوح با دسته بندی و عدم اطمینان شکل گرفته اند. بر اساس گزارشهای مطبوعات، دانشگاه تهران یک شورای پاکسازی دارد که تاکنون متوجه شده که 175 نفر از کارکنان و دانشجویان عامل ساواک بوده اند. دانشجویان با استادان خود به مقابله می پردازند و در یک مورد، حدود یک هفته پیش، رئیس دانشکده پزشکی با تحصن دانشجویانی روبرو شد که نمی خواستند در امتحانات شرکت کنند.

6- در دانشگاه شیراز (پهلوی سابق) هر بخش و دانشکده ای شورای مستقلی تشکیل داده است. دکتر هوشنگ مهریار رئیس فعلی دانشگاه، هر چند که از احترام همه گروهها برخوردار است، با این حال نمی تواند دانشگاه را به طور مؤثر اداره کند. چنین استنباط می شود که شکاف بین گروههای دانشجویی چپ و اسلامی ممکن است دانشگاه را فرا بگیرد و حتی به یک درگیری آشکار بیانجامد.

7- دانشگاه ملی: کارمند سیاسی سفارت، حدود یک هفته پیش، با یکی از استادان روشنفکر تحصیلکرده غرب در دانشگاه ملی، گفتگوی طولانی به عمل آورد. وی دانشگاه را در آستانه یک آشوب تمام عیار توصیف می کرد و گفت که رئیس دانشگاه تصمیم گرفته است که بازگشایی دانشگاه را تا یک ماه دیگر به تعویق بیندازد. استاد مذکور اخیراً به دانشگاه اطلاع داده است که نمی تواند در چنین شرایطی تدریس کند و قصد دارد با استفاده از مرخصی به آمریکا برود. طبق اظهارات وی، مدیریت جدید دانشگاه ضعیف تر از آن است که بتواند با کمیته های رقیب و دانشجویان بی انضباط مقابله کند. او می گفت که اکثر استادان کشور را ترک کرده اند و پیدا کردن جانشین برای آنها کار مشکلی است. به گفته استاد یادشده کمیته ها اغلب می خواهند که اشخاص فاقد صلاحیت به کار گمارده شوند. وی گفت دانشجویان مذهبی راستگرا قدرتمند ترین گروه دانشگاه هستند و میل دارند از توسل به اقدامات سخت و مرعوب کننده بر علیه چپگرایان استفاده کنند. گروه مذهبی عمدتاً از دانشجویان شهرستانی تشکیل یافته است که اوایل با دانشجویان لیبرال و غرب زده تهرانی همکاری نزدیکی کرده بودند. وی گفت که اکثر دانشجویانی که برای انقلاب جنگیده بودند سرخورده شده اند. آنها کم کم به این واقعیت رسیدند که با حمایت از خمینی اشتباه بدی مرتکب شده اند و به همین دلیل بسیار آشفته خاطرند. این استاد تصور می کند که در حالیکه بعضی از این دانشجویان (که اکثراً مجاهدین خلق هستند) برای رویارویی با راستگرایان مذهبی به فداییان خلق خواهند پیوست ولی اکثر آنها که هنوز مذهبی هستند در خانه خواهند ماند و وارد عمل نخواهند شد.

لینگن


سردرگمی در مدارس ایرانی

ص: 666

سند شماره 324

محرمانه 16 سپتامبر 1979 25 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 10114به: وزارت امور خارجه، واشنگتن

مرجع: تهران 10113

موضوع: سردرگمی در مدارس ایرانی

1- (محرمانه تمام متن)

2- با فرا رسیدن سال جدید تحصیلی در ایران (23 سپتامبر) سردرگمی قابل توجهی درباره سرنوشت محصلین ایرانی در این سال تحصیلی به چشم می خورد. البته بیشتر این حالت سردرگمی بی سابقه نیست. همیشه یک ماه قبل از افتتاح مدارس و شش هفته بعد از آغاز رسمی آنها تلاش برای برنامه ریزیهای جدید، جلب معلمین تازه، محصلین جدید و مقررات جدید آغاز می گردد.

3- لیکن امسال بر همه مشکلات مذکور، بحران سیاسی انقلاب و این شایعه که بعضی از دانشگاهها آغاز به کار نخواهند کرد (رجوع شود به تلگرام مرجع) نیز افزوده شده است. حتی اگر همه مدارس نیز باز شوند باز یک مشکل دیگر وجود خواهد داشت و آن سردرگمی در ایجاد یک محتوای اسلامی در این نظام تحصیلی خواهد بود که در زمان شاه شدیداً دارای محتوای غیرمذهبی بوده است. حتی شایع است که استعفای وزیر آموزش و پرورش دکتر شکوهی نیز به این علت بوده است که وی نتوانسته با این مشکلات برخورد نماید و جوابگوی فشار دائمی رهبران مذهبی برای هر چه بیشتر اسلامی کردن محتوای مدارس باشد.

4- شایعاتی نیز درباره تغییر برنامه ها و متون درسی وجود دارد. مقاله ای در یکی از مطبوعات فارسی زبان اظهار داشته است که معلمین غیرمسلمان اجازه تدریس در شیراز را نخواهند داشت. این مقاله روز بعد این تبصره را اضافه کرد که معلمین که جزو اقلیت هستند نباید ترس از دست دادن شخص خود را داشته باشند، بلکه هر کسی که (چه مسلمان و چه غیرمسلمان) اصول انقلاب اسلامی را رعایت نکند از مدرس بودنش جلوگیری به عمل خواهد آمد.

5- تناقضاتی نیز درباره مدارس مختلط، روپوش دختران و مذهب وجود دارد. تا ده سال قبل فقط یک یا دو مدرسه مختلط در تمام ایران وجود داشت و در مدارس دخترانه، روپوش دختران از جنس اورمک بود که پارچه ارزان خاکستری رنگی است که با وجود این که جذابیت خاصی نداشت، ولی تفاوت میان فقیر و ثروتمند را آشکار نمی ساخت. ده سال قبل از انقلاب رشد سریعی در ایجاد مدارس نمونه، خصوصی، و دانشگاههایی که دارای برنامه های جدید بودند و زبانهای خارجی را به طور فشرده ارائه می کردند و اختلاط در مدارس و شرایطی که حذف کننده و یا تغییر دهنده یونیفورمها بود، آغاز شد. این مدارس در تهران و شهرهای بزرگتر استانها با استقبال شدید طبقه متوسط مرفه تر که استطاعت پرداخت مبالغ را

ص: 667

داشتند و سعی می کردند کودکانشان را از تحصیلات پیچیده تری برخوردار سازند، روبرو شد.

6- بعد از انقلاب این مدارس طاغوتی شده اند (بقایای گذشته پوسیده). سال تحصیلی 79-1978 که در حال حاضر در آشفتگی ناشی از انقلاب به سر می برد دچار یک آشفتگی دیگر، که همانا عبارت است از اخراج مدیران بسیاری از این مدارس و استخدام مدیران و معلمان جدیدی که بتوانند عقاید انقلابی را در دانشجویان ایجاد کنند، شده است.

7- از طاغوتی ترین این مدارس انستیتو محصلین استثنایی (استعدادهای درخشان) بود که به سرپرستی وزیر دادگستری سابق اداره می شد. دخترانی که در حال حاضر به مدرسه می روند باید یک لباس «اسلامی» بپوشند که خیلی مسخره تر از لباسی است که در عربستان سعودی بتن می کنند: آستینهای بلند، جورابهای بلند، پوشش کامل سر و یقه های بلند. ظاهراً هیچ یک از پدر و مادرهای ناراحت سعی نکرده اند حتی برای این یونیفورمهای جدید مدلی نیز انتخاب کنند.

8- مشکل جداسازی دخترها و پسرها در مدارس مشکلات بسیاری را به وجود آورده است و به طوری که در گزارش تهران 9861 ارائه شد مدارس به جای ایجاد کلاسهای جداگانه از پذیرش دختران امتناع می ورزند. در تهران، مدرسه ایران زمین (که مدرسه ای انگلیسی زبان است) ندای جداسازی کلاسها را نادیده گرفته است. آنها ساعات تفریح را کوتاهتر کرده اند و سعی بر آن دارند تا در طول ساعات تفریح دختران از پسران جدا نگاهداشته شوند. یکی از معلمین مدرسه ایران زمین اظهار می دارد که آنها برای جداسازی کلاسها از معلم کافی برخوردار نیستند، ولی خودش نیز شک دارد که بتوانند با این عدم جداسازی مدت زیادی دوام بیاورند. مدارس یهودی شهر، به گفته یک منبع دیگر، در حال جداسازی کلاسها هستند.

9- والدین طبقه متوسطی که از نظام مدرسه ای عادی چندان مطمئن نیستند سعی دارند فرزندان خود را در مدارس بین المللی که هنوز هم کار می کنند، ثبت نام نمایند. به این مدارس اجازه ثبت نام مجدد محصلین مسلمان داده شده بود، ولی آنها اجازه داشتند که محصلین جدید خود را فقط از اقلیتهای مذهبی بپذیرند. نتیجه مضحک این شده است که بعضی از والدین مسلمان سعی کرده اند از رهبران اقلیتهای مذهبی گواهی کسب نمایند که منتج به ثبت نام فرزندانشان در مدارس بین المللی گردد. بسیاری از والدین طبقه متوسط که از آشفتگی وضع مدارس ترسیده اند، سعی دارند فرزندان خود را جهت تحصیل به خارج بفرستند و کنسولگری با تعداد بسیار کثیری از محصلین متقاضی ویزای خروج برای دوره متوسطه روبرو گشته است.

10- آنچه در مدارس اتفاق بیفتد می تواند در بقای دولت انقلابی تعیین کننده باشد. آرامش منطقی در مدارس و توسعه یک نظام اسلامی درسی با دوام نشانه این خواهد بود که رژیم در جامعه ایرانی از مقداری تعادل و ثبات برخوردار شده است. از طرف دیگر، ادامه بی نظمی و سردرگمی در مدارس باعث ایجاد نارضایتی در میان آنهایی خواهد شد که مایلند فرزندان آنها نیز مانند طبقه متوسط از آموزش درستی برخوردار شوند. لینگن


دیدار نخست وزیر ایران از بلوچستان

ص: 668

سند شماره 325

محرمانه17 سپتامبر 1979 26 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 10135به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: دیدار نخست وزیر ایران از بلوچستان

1- (محرمانه تمام متن)

2- در یازدهم سپتامبر، بازرگان نخست وزیر ایران، صباغیان وزیر کشور و فلاحی فرمانده نیروی زمینی، بازدید همه جانبه یک روزه ای را از سیستان و بلوچستان به عمل آوردند. این هیأت از شهرهای زاهدان و زابل دیدن کردند. بنا به اظهارات منابع متعدد، هدف از سفر هیأت بازرسی این بود که رهبران عالیرتبه دولت موقت مستقیماً یکی از کانونهای بالقوه مشکل زای مناطق ایلیاتی را نظاره کنند.

3- ضمن این بازدید، بازرگان به بلوچها و سیستانیها اطمینان داد که رفاه و آسایش آنها مورد توجه دولت موقت بوده و در نظر است برای رشد اقتصادی منطقه، مساعدتهای لازم صورت گیرد. بازرگان متعاقب بازگشت خود به تهران این مطلب را یادآور شد که یکی از جدی ترین مسایل در بلوچستان این بوده است که مقامات حکومت مرکزی با شرایط حاکم بر استان آشنایی ندارند.

4- بنابر گزارشات جراید، بازرگان اظهار داشته است که «برادران افغانی مقیم سیستان» بزرگ ترین مشکل آنجا هستند. وی اضافه نمود که برای آنها می بایست محل سکونت خاصی در نظر گرفته شود، تا اینکه بتوانیم از عهده مسایل اسکان و تغذیه آنها برآییم. ولی آنها نمی بایستی که در فعالیتهای سیاسی یا نظامی یا قاچاق اسلحه در طول مرز ایران شرکت کنند.

در خصوص افغانستان، بازرگان اظهار داشت «از خداوند خواستاریم که برادران مسلمان افغانی ما در تلاش برای استقلال کشورشان و استقرار عدالت و امنیت در آن توفیق یابند. ولی حکومت ایران به هیچ وجه در امور داخلی آنها دخالت نخواهد کرد. در غیر این صورت دولت ایران نمی تواند از سایرین بخواهد که از دخالت در امورشان اجتناب نمایند».

5- ضمن مسافرت مزبور، حریری استاندار آنجا عنوان نمود که در حدود 4000 تا 5000 افغانی پناهنده اجازه اقامت در ایران داده شده، ولی آنها هیچ گونه فعالیتی از خاک ایران علیه افغانستان ندارند.

نظریه: بلوچستان که دارای جمعیت کم بوده و فقر و فلاکت بر آنجا حاکم است، در حال حاضر نسبتاً آرام به نظر می رسد.

بر اساس گزارشات جراید، چنین می نماید که مقامات دولت موقت عمدتاً بیشتر درگیر قاچاق اسلحه و مواد مخدر و درگیریهای قومی هستند تا اینکه در حال حاضر وقت خود را مصروف تحرکات جدی تجزیه طلبانه نمایند.

لینگن


اوضاع تجاری رو به بهبود ایران بخش اول

ص: 669

سند شماره 326

محرمانه17 سپتامبر 1979 26 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 10136به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

مرجع: الف تهران 6560 ب وزارت امور خارجه 242149

موضوع: اوضاع تجاری رو به بهبود ایران بخش اول

1- (محرمانه تمام متن)

2- خلاصه: تلاش آنهایی که اینک قدرت را در ایران در دست دارند، برای به حرکت درآوردن اقتصاد، دوباره علائم تشویق کننده ای از موقعیت را نشان می دهد. یک آگاهی رشد یابنده در میان سیاستگذاران وجود دارد مبنی بر اینکه ایران تا مدتی نیازمند متخصصین و تکنولوژی آمریکا خواهد بود. تجار آمریکایی با منافع فعلی که در ایران دارند همچنان با پی گیری دقیق تحولات و نشان دادن واکنش سریع به احساس علاقه ایرانی ها نسبت به یک روابط جدید سود می برند. پایان خلاصه.

3- اکنون همانند گذشته، اقتصاد ایران با مشکلات زیادی مواجه است. یک نیروی کار که سیاسی شده و معمولاً فاقد مهارتهای اساسی، مدیریت بی تجربه، از هم گسیختگی سیستم بانکی است، ایجاد مشکل کرده و همینطور آنهایی را که مشغول تجارت در اینجا هستند همچنان دامنگیر مشکلات می کنند.

با این وجود ما معتقدیم وضع تجارت در ایران در هفته های اخیر به نوعی بهبود یافته است. فکر می کنیم این وضع به موازات حرکتهای اخیر برای تجدید سازمان اقتصاد و بویژه کسب تجربه و اعتماد به نفس مدیران جدید ایران بهتر خواهد شد. عامل حیاتی در ارزیابی ما این واقعیت است که آیت الله خمینی و مشاوران روحانی و غیرمذهبی وی به نظر می رسد به طور فزاینده ای در حال تحکیم اقتدار خویش در ایران هستند. این نکته نیز به همان میزان حائز اهمیت است که آنها آشکارا علاقمندند قدرت فوق را در جهت بازگرداندن ایرانیها به فعالیت سازنده به کار بگیرند.

4- حملات اخیر خمینی به چپگراها، استهزاء علنی روشنفکران و محدودیت علیه مطبوعات تا حدودی به عنوان اقدامات مردی که علناً گفته است در نظر ندارد «اشتباه کارنسکی» را در عدم استفاده از اسلحه انقلاب بر علیه متحدین دوران آسایش که می خواهند نهضت را به مسیر اهداف خودشان بکشانند، تکرار کنند.

اگر چنین تعبیری درست باشد حوادث اخیر در اینجا می تواند به عنوان تحرکاتی برای فرونشاندن انتقادات نیم بند علیه قانون اساسی و دولت در آینده نزدیک نگریسته شود. خمینی آشکارا معتقد است نمی تواند به نهادهای جدید هیچ فرصتی بهتر از یک مخالفی که تا حد امکان خلع سلاح شده و جماعتی که جهت اطاعت از قدرت به شدت موعظه می شوند، بدهد. او ظاهراً در این باره از حمایت توده ای گسترده برخوردار است (اگرچه او آشکارا تا حدودی

ص: 670

دشمن تراشی می کند و ما نمی خواهیم زمینه بالقوه برای بی ثبات کردن همه این مسایل را نادیده بگیریم).

5- در همین حال خمینی مکرر گفته است کارگران ایرانی باید بر سر کارها بازگردند، اینکه مدیران باید مدیریت کنند و اینکه وزارتخانه ها و بانکهای مربوطه باید خدمات و امور مالی لازم برای یک اقتصاد رو به رشد را تأمین نمایند. در اینجا و جاهای دیگر از عصای جادویی خبری نیست اما در هفته های اخیر ما شاهد پیشرفتهایی در بازسازی یک چارچوبی بوده ایم که در آن کسب و کار می تواند هدایت گردد. مقامات مختلفی اعتصابات، تحصن ها و برخورد با مدیریت ها را به عنوان «بازیچه دست ضد انقلابیون بودن» محکوم کرده اند. این مسئله نتایجی دربر داشته است. در یک مجتمع تحت مالکیت آمریکا دو نفر آخوند اخیراً با مدیریت تماس گرفته و اجازه خواستند با کارگران ملاقات نمایند و سپس به آنها گفتند که آنها مسئول هستند تا با مدیریت برخورد نشود. در یک مورد دیگر «پلیس ویژه» از وزارت کار بر عزل سه نفر از کارمندان که مشخصاً مشکل ایجاد می کردند نظارت کردند. حداقل در تهران نقش مستقیم کمیته ها در کسب و کار و در نهادهای دولتی به طور کلی کاهش یافته است. بانک مرکزی و بانکهای تجاری- که به منظور ایجاد یک ساختار انقلابی صحیح دوباره سازماندهی شده اند- به خاطر عدم تحرک سریع جهت جبران عقب ماندگی ها و بهبود کارآیی علناً مورد انتقاد قرار گرفته اند. افرادی که به نظر می رسد به دولت انقلابی نزدیک هستند به ما گفته اند این امر جای تعجب ندارد: تقاضای خمینی برای تحمل ریاضت را نباید به معنای رشد مخالفت دانست و در اسلام چیزی غیرقابل رقابت با یک اقتصاد دینامیک وجود ندارد.

6- ما همچنین نسبت به اهداف اقتصادی رژیم جدید امیدوار هستیم. در حالیکه ما هیچ اطمینانی نداریم این سیاستها آنچنانی که اعلام شده کارایی داشته باشد. خمینی و مشاورانش هنگامی که موارد ذیل را اعلام می دارند مسئول به نظر می رسند. آنها می گویند ایران باید:

- بر توسعه بخش خصوصی تأکید کند؛

- بر خودکفایی تأکید نماید؛

- اهمیت تولید کنندگان کوچک برای تأمین نیازمندیهای مردم را درک کند؛

- نوآوری را تشویق کند؛

- بی کاری را به حداقل برساند؛

- بر ارزش افزوده در صنعت ایران تأکید کند؛

- عدم تمرکز در فعالیتهای اقتصادی را توسعه دهد.

همچنین شواهدی در دست است که ارزش پروژه های بزرگتر در برخی شرایط کاملاً غیرقابل تقدیر نیست. همچنان که گزارش کرده ایم قراردادهای منعقده با شرکتهای آمریکایی در مورد یک پالایشگاه نفت و مجتمع تصفیه مس اخیراً در حال پیشرفت است و پروژه های بزرگ با ایتالیایی ها و ژاپنی ها به تصویب رسیده است. ارزش پروژه های بزرگ تر به عنوان راه حلی

ص: 671

برای اشتغال به کار تعداد زیادی از مردم آشکارا مورد توجه طراحانی قرار گرفته است که صنایع کوچک را (در هنگام کسری بودجه زیاد) به عنوان راهی برای افزایش درآمدهای مالیاتی می بینند.

همچنین به این موضوع توجه شده که امروزه پروژه های حفظ اشتغال در ایران حداقل مستلزم برخی ورودی های خارجی است، چنانچه قرار باشد علاوه بر ایجاد کار صرف، در سرمایه خالص ملی نیز سهیم باشند. این امر به ویژه در رابطه با اموری همچون پتروشیمی و توسعه ذخایر نفت و گاز صحت دارد.

7- این نشانه از بهبود اوضاع تجاری دلالتهای مستقیمی از لحاظ منافع آمریکا در ایران دارد. تمایل خمینی برای اتخاذ اقدامات جدی جهت حفظ کنترل مرکزی بر جمعیت ناهمگن ایران، باعث کاهش تهدید علیه تمامیت ارضی ایران از ناحیه تحرکات تجزیه طلبانه می گردد. واردات غذا، دارو و تا حدودی مواد خام صنعتی از طرف او و تلاش برای افزایش اشتغال نمایانگر درک جدی این مسئله است که درآمدهای نفتی در حد فعلی حداقل حیاتی خواهد بود و بنابراین انتظار می رود صادرات نفت ادامه یابد. تلاش در جهت تجدید علائق با تجارت خارجی (شامل آمریکایی های زیاد) برای کسب مواد مورد نیاز و تکنولوژی نشان می دهد که درآمدهای نفتی ایران احتمالاً تا حد زیادی هزینه خواهد شد تا اینکه ذخایر جاری مربوطه، سرمایه گذاری گردد. (و شانس خوبی برای ما جهت جذب آن هزینه ها به سوی آمریکا وجود دارد) به هر حال یک موازنه ای میان نیازها به نفت ایران و نیاز ایران به تکنولوژی و تجربه ما وجود دارد. ما نباید در این موضوع شک کنیم که اهرم بسیار کمی علیه خمینی در زمینه سیاست بین المللی داریم. او و مشاورانش معمولاً نسبت به انگیزه ها و روشهای ما به شدت مظنون هستند (و در اکثر حوادث به وسیله حمله به ما همواره مشکلات سیاست داخلی را آسان می سازند). ما گاهی اوقات قطعاً با انتقاد عمومی مواجه خواهیم شد و در روابط دوجانبه انتظار کمی درباره همکاری در زمینه مسایل سیاسی کلیدی در امور خاورمیانه شمالی، جنوب و نفت داریم. تجار شاغل در اینجا باید آماده تعابیر ضدآمریکایی که قطعاً استمرار خواهد داشت، باشند.

8- نظریه: به هر حال ما پیشنهاد می کنیم تجار آمریکایی به این نکات توجه کنند و از آنها غافل نشوند. ما معتقدیم تجار ایرانی می توانند با دادن پاسخ مثبت به احساس علاقه ایرانیها از منافع خود محافظت کرده و آن را توسعه بیشتری دهند، با انجام این کار آنها باید خود را آماده کنند که «توقعات کمی داشته باشند» یعنی اینکه خودشان را در رابطه با منافع رژیم در پروژه هایی عرضه کنند که باعث اطمینان به نفس و عدم تمرکز شده و اینکه باید به خاطر بسپارند که ایرانیها نسبت به نیازشان جهت اتکا به آمریکا هوشیارند علیرغم آنکه انقلاب برای کمتر وابسته کردن ایران به خارجیان نبرد کرد. آنهایی که حسن نیت و حسن تفاهم نشان دهند- و به نظر برسد مایل به کمک هستند- در آینده در صورت تداوم وضعیت تجارت به سوی یک

ص: 672

وضعیت خوب، محسوب خواهند شد.

9- متن پیشنهادی برای رهنمودهای وزارتخانه درباره تجار در بخش دوم این گزارش خواهد آمد. لینگن


بهبود جوّ تجاری در ایران؛ قسمت دوم رهنمود به تجار

سند شماره 327

بدون طبقه بندی17 سپتامبر 1979 26 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 10137به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: بهبود جوّ تجاری در ایران؛ قسمت دوم رهنمود به تجار

1- ما نکات ذیل را به عنوان راهنمای بدون طبقه بندی برای تجار آمریکایی در خصوص بازگشت به ایران جهت از سرگیری مذاکرات با ایرانی ها درباره قراردادهای برجسته پیشنهاد می کنیم.

2- در پی دوره انقلاب در اواخر 1978 و اوایل 1979 وضعیت امنیتی در تهران و اکثر شهرهای بزرگ ایران تا تابستان 1979 به نحو قابل توجهی بهبود یافته بود. به استثنای مسدود کردن گاه و بیگاه خیابانها و در مقرهای کمیته محلی، مردان حامل سلاح کمابیش از خیابانها رفته اند. وضعیت ترافیک حتی در ساعات عصر روز قبل مثلاً تا اواسط شب در برخی مناطق عادی بوده است. اوضاع امنیتی در سفارت بهبود یافته و در اواسط سپتامبر بیشتر بخشهای سفارت شامل بخش تجاری تقریباً به شکل عادی مشغول فعالیت می باشد. به هر صورت روند قانون اساسی هنوز تکمیل نشده و اوضاع هنوز حالت گذرا دارد.

3- اگرچه فقط چند تن از تجار آمریکایی تا اوایل سپتامبر برای اقامت به ایران بازگشته اند، تعدادی برای مذاکره با مشتریانشان مراجعت کرده اند. به استثنای یک یا دو مورد، این تجار از استقبالی که از آنها به عمل آمده خرسند هستند. آنها همتایان ایرانی خود را بسیار مشتاق از سرگیری تماس و مذاکره جهت شروع فعالیتهای عادی یافته اند.

4- ضرورتی به گفتن ندارد که بازگشت شرکتهای آمریکایی به ایران بدون مشکلات نخواهد بود. تجار آمریکایی نباید فراموش کنند که در ایران یک انقلاب رخ داده است. و اینکه یک مشخصه انقلاب ضدآمریکایی بدون آن بوده و رژیم گذشته را به عنوان ابزار دست آمریکا به حساب می آورد. تجار آمریکایی باید آماده زندگی کردن با چیزی باشند که بعضی اوقات لفاظی های شدید انقلابی بوده و اینکه ممکن است شامل حملات به روشی باشد که قراردادها با توجه بدان اعطا شده اند، آنها همچنین باید متوجه باشند که دولت جدید دریافته و آن را اعلام کرده است که نیازمند متخصصین فنی است که دنیای پیشرفته آن را عرضه می دارد و نمی تواند بیشتر پروژه هایی را که اخیراً به خوبی در حال پیشرفت هستند، کنار بگذارد و یا روابطی را که بیشتر شرکتهای ایرانی با صنایع آمریکا دارند، قطع کند. این امر شامل جنبه های صرفاً تجاری و نظامی روابط سابق آمریکا با ایران می شود. نیاز به قطعات یدکی وجود دارد.

ص: 673

چندین مجتمع صنعتی ایران نیازمند قطعاتی هستند تا این صنایع به فعالیت ادامه داده و مسئله اشتغال نیروی کار آنها حفظ شود و چندین پروژه اصلی در حال تکمیل شدن برای توسعه اقتصادی ایران ضروری هستند.

5- در حالیکه تجارتهای بزرگ در بیشتر موارد هدایت کننده تهیه کنندگان فصلی ورودی های اصلی محلی برای صنایع هستند- و اکنون هم بعضاً بد سازماندهی شده یا حتی فعالیت نمی کنند، هنوز مشکلات جدی در بخش بانکداری نیز وجود دارد که باید مرتفع گردد.

6- (تجار) با توجه به بعضی موارد دستگیری اسلاف خود، در شرایط فعلی بدون وجود اجماعی از ناحیه کلیه عوامل ساختار جدید قدرت بی میل به فعالیت هستند. این بی میلی به علاوه مذاکرات را در ایران که هیچ گاه وظیفه آسانی نبوده، پیچیده می کند. تجار باید صبور بوده و این عامل را درک کنند و باید متوجه باشند که آنها فقط از همتاهای ایرانی خود می توانند زیاد متوقع باشند.

7- این مسئله به ویژه در مورد برخورد با آنهایی که در پستهای مدیریتی سطح بالا نسبتاً جدید هستند، صحت دارد. بیشتر این مدیران جدید باهوش و قطعاً آدمهای مشتاقی هستند، اما بی تجربه اند. قراردادهای پیچیده و فعالیتهای تجارت بین المللی باید توضیح داده شوند و در اکثر مواقع اسناد بایستی به زبان فارسی ترجمه گردند. مذاکرات نیز بعضاً به فارسی باشد حتی اگر مقامات ایرانی مربوطه انگلیسی صحبت کنند. تجار باید مهیای آوردن مترجمین قابل اطمینان و کارآمد در هنگام ملاقات با مقامات سطح بالای ایرانی باشند.

8- سفارت فعالانه درگیر مذاکرات زیادی برای بازگرداندن تجار آمریکایی بوده است. موضع ما این است که دو طرف باید آماده مذاکرات سازنده باشند. قراردادها علیرغم آنکه اکنون توسط یک «رژیم بی اعتبار» امضاء می گردند، باید محترم شمرده شوند. وقتی یک یا دو طرف بخواهد تغییر عقیده بدهد یا در مواقعی که کاهش حجم قرارداد مطرح گردد، اقدامات بایستی در چارچوب مواد خام قرارداد انجام شود سفارت تجار را تشویق می کند هنگام ورود به تهران با مأموران بخش اقتصادی- تجاری تماس بگیرند و نباید در کمک خواستن تعلل ورزند، چرا که برخوردهای دولت با دولت به نظر مناسب تر می رسد. لینگن


ملی کردن مدارس خصوصی در ایران

سند شماره 328

محرمانه17 سپتامبر 1979 26 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 10140به: وزارت امور خارجه، واشنگتن ، فوری

مرجع: تهران 10114

موضوع: ملی کردن مدارس خصوصی در ایران

1- (محرمانه تمام متن)

2- در 16 سپتامبر دولت موقت ایران اعلام کرد که تمام مدارس خصوصی ایران ملی

ص: 674

خواهند شد. طبق گزارش رادیو تهران، ملی کردن مدارس یک برنامه آزمایشی یک ساله خواهد بود که دولت امیدوار است که موفقیت آمیز بوده و دائمی شود.

3- طی یک ملاقات تشریفاتی با بنی اسدی معاون نخست وزیر در 17 سپتامبر، کاردار بحث کوتاهی درباره ملی کردن مدارس داشت. اسدی تحصیلکرده آمریکا و داماد نخست وزیر، بازرگان و معاون نخست وزیر در امور «همکاری» می باشد. اسدی گفت او پیشنهاد ملی کردن مدارس را به دولت قبل از انقلاب نیز کرده بود، ولی کاری صورت نگرفت. دولت این بار در مورد نظریاتش خیلی جدی است. ملی کردن مدارس شامل تمام مدارس خارجی منجمله ایران زمین خواهد شد.

4- اسدی گفت مدارس تازه ملی شده توسط کمیته مدرسه مرکب از دو معلم و دوتن از والدین بچه های مدرسه و یک نماینده منصوب از جانب وزارت آموزش و پرورش، اداره خواهد شد. دولت مخارج مدرسه را خواهد پرداخت و والدین هیچ پولی به مدرسه نخواهند داد.

5- نظریه: این رژیم، همانند رژیم قبلی، احساس می کند که باید «کاری» در مورد سیستم مدارس ابتدایی و دبیرستانی انجام دهد. این دولت به طور اخص خواستار تشکیل یک سیستم تساوی در مدارس است. اعلامهای گذشته مانند این نوع که در آن دولت اعلام می کند که تحصیلات رایگان است و تمام مدارس خصوصی منحل خواهند شد، معمولاً چند هفته اوضاع نامنظمی را به دنبال دارد و تغییر سیستم از سیستم قبلی فقط به اسم است. ریشه ناتوانی دیرینه دولت برای انجام هرگونه اصلاحی در سیستم مدارس دو چیز است.

(الف) پیچیدگی مسایل در تعداد دانش آموزان، کمبود پرسنل و میزان سرمایه گذاری موردنیاز.

(ب) تمایل به مخلوط کردن بیانات و مقاصد با اعمال.

6- هر چند ممکن است ما تواناییهای دولت را دست کم گرفته باشیم، ولی شک داریم که این قدم دولت با کم ترین تفکری درباره امکان پیگیری و عملی بودن آن انجام گرفته باشد. ملی کردن مدارس بدون شک به معنای کنترل بیشتر مدارس توسط دولت می باشد، ولی چقدر این عمل در مدارس غربی مانند ایران زمین اثر خواهد گذاشت، هنوز معلوم نیست. ما جریان را در هفته های آینده از نزدیک مورد بررسی قرار خواهیم داد. لینگن


استعفای سرلشگر تقی ریاحی

سند شماره 329

محرمانه

شماره گزارش: 030679 684619 سپتامبر 1979 28 شهریور 1358

از: دفتر وابسته دفاعی آمریکا، تهران

به: سازمان اطلاعات دفاعی، واشنگتن دی. سی

[موضوع: استعفای سرلشکر تقی ریاحی]

16- خلاصه: (بدون طبقه بندی) روزنامه تهران تایمز گزارش داد که سرلشکر تقی ریاحی

ص: 675

وزیر دفاع به دلیل بیماری استعفا کرده است. سرلشکر ریاحی که به مدت دو ماه وزیر دفاع بود. سومین فردی است که بعد از انقلاب مسئولیت وزارت دفاع را به عهده گرفته است. سرتیپ عزیزالله نوری، تا تعیین وزیر جدید دفاع، موقتاً به جای وی منصوب شده است.

نظریات تهیه کننده: (محرمانه) پس از مرگ آیت الله طالقانی استعفاها به دلایل بیماری، فراگیر شده است؛ اولین استعفا مربوط به آیت الله قمی رئیس دادگاههای انقلاب اسلامی تهران می شد و دومین مورد استعفای غلامرضا شکوهی وزیر آموزش و پرورش بود و آخرین مورد سرلشکر تقی ریاحی وزیر دفاع می باشد که اخیراً استعفا داده است.


پوشش مطبوعاتی در مورد نیروهای آمریکایی و شوروی

سند شماره 330

محرمانه

شماره گزارش: 686402077920 سپتامبر 1979 29 شهریور 1358

از: دفتر وابسته دفاعی آمریکا، تهرانبه: سازمان اطلاعات دفاعی، واشنگتن دی. سی

موضوع: پوشش مطبوعاتی در مورد نیروهای آمریکایی و شوروی

16- خلاصه: (بدون طبقه بندی) الف- در 20 سپتامبر، تهران تایمز به نقل از صادق طباطبایی، سخنگوی دولت نوشت که در آینده ای نزدیک، به خاطر دخالت شوروی در افغانستان، احتمال حرکات نظامی از سوی آمریکا در منطقه خلیج فارس وجود دارد. طباطبایی گفت که او زمزمه هایی مبنی بر تربیت گروههای کماندویی آمریکایی به منظور روانه شدن به سواحل خلیج فارس و مناطق ساحلی، را شنیده است. او ادامه داد که این امکان وجود دارد که ما در آینده ای نزدیک شاهد چنین عملیاتی در بحرین و یا جزایر خلیج فارس باشیم، اما این بستگی به موافقت قابل توجه ابرقدرتها برای تقسیم دنیا در کنفرانس سالت 2 دارد.

ب- (بدون طبقه بندی) وقتی درباره اطمینان شوروی به خمینی مبنی بر اینکه اتحاد شوروی از رژیم افغانستان به عنوان دولت منتخب مردم افغانستان حمایت می کند و ادعاهایشان مبنی بر اینکه آنها در امور افغانستان مداخله نکرده اند از وی سئوال شد، طباطبایی گفت، گاهی اوقات دروغگو در حالیکه طرف صحبت خود را نمی شناسد دروغ می گوید و شنونده هم حرف او را باور نمی کند ولی زمانی دیگر که دروغگو دروغ می گوید در حالیکه شنونده را می شناسد و می داند که این شنونده حرف او را باور نمی کند، باز هم دروغ می گوید. این دروغ (ادعای عدم دخالت شوروی در افغانستان) از این نوع می باشد. او اضافه نمود که شوروی به سختی می تواند از افغانستان به عنوان یک پایگاه چشم پوشی نماید. افغانستان به مانند پلی است که شوروی را به آبهای گرم دریای عرب و اقیانوس هند نزدیک می کند.

نظریات تهیه کننده: طباطبایی در خصوص نیروهای یک جانبه چیزی بیش از «شایعات» شنیده است. (گزارش شماره 6846028879). فعلاً تعیین نوع واکنش ایرانیان در قبال احتمال حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس مشکل است.


علاقه شدید مطبوعات ایران به داستان پردازی

ص: 676

شماره 331

استفاده محدود اداری20 سپتامبر 1979 29 شهریور 1358

از: دفتر سازمان ارتباطات بین المللی آمریکا، تهران

به: سازمان ارتباطات بین المللی، واشنگتن دی. سی

موضوع: علاقه شدید مطبوعات ایران به داستان پردازی

به پیوست گزیده هایی از روزنامه کیهان بین الملل مورخ 20 سپتامبر ارسال می گردد. در این نمونه می توان به وضوح مشاهده کرد که مطبوعات ایران به چه ترتیب یک داستان را در اذهان مردم پردازش کرده و بعضاً از حد و مرز همیشگی داستان، پا فراتر نهاده و نتایجی عجیب و قریب کسب می نمایند. خوشبختانه نمونه پیوستی، در مجموع، مثال مفیدی است چرا که تصادفاً من از بنیان و اساس واقعی این داستان اطلاع دارم. (به عنوان نمونه ها و مثالهای مخرب تر می توان به مقالاتی اشاره کرد که سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده آمریکا را متهم به تأمین مالی و سازماندهی آشوبهای کردستان می کنند؛ البته من از اساس واقعی این نوع داستانها بی اطلاع هستم اما حدس می زنم که به همان ترتیبی که در ماجرای خدمات کنسولی، دروغ پردازی صورت گرفت، در ماجرای کردستان نیز دروغ پردازی در دستور کار قرار گرفته است.)

خاستگاه و منشأ داستان پردازی «کیهان بین الملل» در خصوص فرآیند ارائه روادید:

آقای مسعود بهادران، یکی از گزارشگران کیهان، با ابتکار فردی خویش در دفتر من حاضر شد و از من درخواست کرد که به برادرزاده اش در دریافت روادید [آمریکا] کمک کنم. او صحبتهای خود را با تشریح تمایلات و گرایشات روزنامه متبوع خویش در زمینه عملیات کنسولی تازه بازگشایی شده سفارت ایالات متحده آمریکا آغاز کرد و تصریح کرد که این موضوع، مورد توجه بسیاری از خوانندگان کیهان به ویژه سطح متوسط جامعه ایران است. ما به طور مختصر به بحث و بررسی مشکلات مربوط به فرایند پاسخگویی حداقلی به خیل عظیم جمعیت خواهان دریافت روادید از زمان آغاز به کار دفتر کنسولی سفارت پرداختیم. علاوه بر این، ما درباره شرایط مندرج در نشریات مربوط به آژانس ارتباطات بین المللی ایالات متحده آمریکا در خصوص روند دریافت روادید و معیارهای موردنیاز برای احراز شرایط دریافت ویزا، گفتگو کردیم. آقای بهادران به منظور جلب حمایت من، به شدت از ارتباطات عمومی دفتر کنسولی تعریف و تمجید کرد و حتی تضمین داد که شخصاً آمادگی دارد که در زمینه فعالیتها و خدمات کنسولی ما، به عموم مردم اطلاع رسانی نماید. البته من نیز تأکید کردم که مطبوعات ایران کمک شایانی به ما کرده اند و ضمناً به وی هشدار دادم که در این موضوع با دقت عمل بیشتری فعالیت کنند چرا که این مسئله ماهیتی فنی دارد و از پیچیدگی بالایی برخوردار است و ضمناً ایالات متحده آمریکا نیز قوانین و مقررات سختی در این زمینه پیش بینی کرده است. سپس آقای بهادران به تشریح دلیل اصلی حضور در دفتر من پرداخت و

ص: 677

با ابراز احساسات فراوان تأکید می کرد که مسئله برادرزاده او، یک موضوع ویژه و خاص است. با توجه به اهمیت برقراری روابط مطلوب با فعالان جرگه مطبوعات، من موافقت کردم که موضوع را با کارمندان اداره کنسولی مطرح نمایم. شایان ذکر است که این ماجرا، گواه و مدرک خوبی برای تأیید اقدام نمایندگی در طراحی یک رویه و سازوکار سازماندهی شده جهت ارائه روادید به متقاضیان می باشد. در تمامی مدت گفتگوی من با آقای بهادران، هیچ مطلبی در مورد انجام مصاحبه، چه به صورت انفرادی و چه به دیگر روشها، مطرح نگردید. از طرفی، من در تمام مدت بحث، چندین بار تأکید کردم که در مباحث کنسولی هیچ تخصصی ندارم و پیشنهاد دادم که بنابراین بهتر است به موضوع نشر و روزنامه بپردازیم. موضوع ارائه روزانه «200 فقره ویزا»، با اولویت دانشجویان، تماماً ساخته و پرداخته ذهن آقای بهادران است.

نتیجه گیری:

منافع ایالات متحده آمریکا ایجاب می کند که ما در خصوص مشکلات و نگرانی های عمده نمایندگی با مطبوعات ایران گفتگو نماییم؛ چرا که در غیر این صورت عرصه برای داستان پردازی مخرب و زیان بار مهیا خواهد شد. اما باید این آمادگی را داشته باشیم که در مواردی که نتایج داستان در مجموع مفید باشد، با دروغهای مطرح شده کنار بیاییم. از سویی دیگر باید این آمادگی را نیز داشته باشیم که اظهاراتی مخرب، به صورت آگاهانه و یا ناآگاهانه، به سخنگوی نمایندگی نسبت داده شود.

* با توجه به این که ساختمان متعلق به سازمان سیا در جریان انقلاب، مورد تفتیش و جستجوی کامل قرار گرفت، بنده هیچ اطلاعی از آخرین وضعیت کیسه محتوی پیامهای ارسالی در سال جاری ندارم. بنابراین نمی دانیم که (پس از انقلاب) این پیام را با چه شماره ای ارسال نماییم.

** ما فرمی جدیدتر از فرمهای USIS-FM در اختیار نداریم که پیام را در داخل آن تایپ کنیم.


گزارش موضوعات

سند شماره 332

محرمانه21 سپتامبر 1979 30 شهریور 1358

از: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی 248243

به: سفارت آمریکا، تهران

موضوع: گزارش موضوعات

1- (محرمانه تمام متن)

2- در این موسم دلگیر پاییزی که بین فصل تنیس و اسکی است، مأمورین سفارت ممکن است مایل باشند به سه موضوع زیر که بیشتر مورد توجه آمریکاست بپردازند.

الف- جهاد سازندگی- دیروز هنگام نهار با مقامات وزارت امور خارجه، مأموران ایرانی سفارت اظهار داشتند که چنین اقدامی به عنوان یکی از برنامه های مثبت بعد از انقلاب عملاً در

ص: 678

آمریکا ناشناخته و بیگانه است. تحقیقی در مورد این موضوع همراه با بازدید پیشرفت امور فی النفسه می تواند جالب توجه بوده و ابراز علاقه ما نسبت به منافع انقلاب ممکن است در روابط آینده ما با دولت موقت مفید واقع گردد. آیا از این دست اخبار و برنامه های «جالب» باز هم چیزی دارید؟

ب- ماروین زونیس که اخیراً از دیدار دو هفتگی خود از ایران برگشته در یک جلسه توجیهی داخلی وزارتخانه ایران را به منزله «کامبوج کوچک» توصیف نمود. او به عنوان نمونه اوضاع فلاکت بار کشاورزی را یادآور شد که در دوران انقلاب آماده تحول پویایی شده بود.

اینک شرایط آشفته نامنظم است و اگر فعالیت کشاورزی در ماه آینده رو به کندی رود و میلیونها جوان (بیکار) به سمت شهرها روی آورند مشکلات شدیدی در عدم توازن مملکت به وجود خواهد آمد. به گمان ما به روستاها در جریان انقلاب نسبتاً صدمه ای نرسیده و تولید محصولات عموماً در سطح بالایی باقی مانده است. چنانچه ارزیابی و نظر کلی خود را ارائه دهید از شما متشکریم.

ج- مدیریت: زونیس همچنین گفت در نتیجه خروج مدیران ماهر و متخصص و تکنوکراتها از ایران، این کشور با هرج و مرج اقتصادی مواجه می باشد.

معهذا از گزارشات سفارت متوجه شدیم که سرمایه گذاریهایی نظیر کارخانه جنرال موتورز که در زمان رژیم گذشته بدان توجهی نمی شد می تواند شروع به سودآوری نماید. ما خواهان ارزیابی سفارت درباره صلاحیت نیروهای مدیریت جدید هستیم. و اینکه واقعاً تا چه اندازه خروج نیروهای متخصص از کشور جدی است. ونس


آغاز سال تحصیلی در ایران

سند شماره 333

محرمانه25 سپتامبر 79 3 مهر 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 10348به: وزارت امور خارجه، واشنگتن

مرجع: الف تهران 10140؛ ب تهران 10114

موضوع: آغاز سال تحصیلی در ایران

1- (محرمانه تمام متن)

2- نخستین سال تحصیلی بعد از انقلاب با گشایش مدارس در سراسر ایران در تاریخ 23 سپتامبر آغاز شد و حدود 10 میلیون دانش آموز در روز اول به کلاسهای خود رفتند. مشکلاتی که دانش آموزان با آنها مواجه هستند با مشکلات سالهای قبل چندان فرقی ندارد. کمبود کتاب در سال جاری در نتیجه تغییرات کلی در بیشتر متون همچنان وجود دارد و راهبندانهای وسائل نقلیه در نتیجه هجوم دانش آموزان به مدارس خود، خیابانها را بند آورده است.

3- آیت الله خمینی از فرصت آغاز سال تحصیلی استفاده کرده و به نمایندگان دانشگاه علیه «شیاطین (بیگانه) که می خواهند همه چیز را که ما داریم ببرند» هشدار داد. آیت الله خمینی که

ص: 679

دانشگاهها را مرکز اعصاب کشور نامید، مدعی شد که «بیگانگان نمی خواهند که ما این مراکز دانش را داشته باشیم و حتی مدارس علوم الهی را». معذالک به نظر می رسد که نطق خمینی بیشتر ندایی باشد برای اعاده ارزشهای سنتی و اسلامی و ایرانی در سیستم آموزش و پرورش ایران تا این که فی نفسه حمله ای علیه غرب به شمار رود. آیت الله خمینی ضمن تأکید بر لزوم قطع روابط با غرب و با تکیه بر آن گفت که وابستگی فرهنگی به ابرقدرتها منجر به وابستگی در سایر زمینه های فعالیت می شود. تا زمانی که ملل مستضعف استقلال فرهنگی و فکری به دست نیاورند استقلال در هیچ زمینه دیگری نمی تواند وجود داشته باشد.

4- روز 23 سپتامبر بازرگان، نخست وزیر، به وزارت آموزش و پرورش دستور داد تا مدارس خصوصی را ملی کند. (مرجع الف) با وجود این مدارس خصوصی توسط هیأت امنایی مرکب از نمایندگان والدین و وزارت آموزش و پرورش و صاحبان این مدارس اداره خواهد شد.

5- مراسم شروع سال تحصیلی دانشگاه در روز 23 سپتامبر انجام شد ولیکن اعلام گردید که ثبت نامها تا تاریخ 29 سپتامبر انجام نخواهد شد و کلاسها قرار است که عملاً در تاریخ 7 اکتبر تشکیل شود. شاید یکی از دلایل شروع دیرتر فعالیت دانشگاه این باشد که اعلام اسامی پذیرفته شدگان داوطلب ورود به دانشگاه تأخیر شده بود. (تعداد دانشجویانی که هر سال پذیرفته می شوند بر اساس ظرفیت دانشگاهها می باشد).

امتحانات (کنکور) در ماه ژوئیه برگزار شد و 54691 نفر در آن شرکت داشتند. کمتر از 40 هزار نفر از آنهایی که در این امتحانات شرکت داشتند به دانشکده ها و دانشگاهها در سراسر ایران راه خواهند یافت. در صورتی که دولت موقت ایران طرحهای مبهمی را برای پذیرفتن حدود 200 هزار نفر از کاندیداهای سرخورده در یک برنامه بازسازی روستاها اعلام کرده است، به نظر می رسد که این تصمیم به سختی می تواند جوابگوی آن چیزی باشد که آنها بدان امید بسته بودند. بدون شک بیشتر این دانش آموزان که نمی توانند وارد دانشگاههای ایران بشوند به هزاران نفر دیگری که اکنون در بخش کنسولی سفارت آمریکا جهت دریافت روادید به این کشور انتظار می کشند، افزوده می شوند.

لینگن


تغییرات در کابینه ایران

سند شماره 334

محرمانه29 سپتامبر 1979 7 مهر 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 10468به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: تغییرات در کابینه ایران

1- (محرمانه تمام متن)

2- در 28 سپتامبر بازرگان نخست وزیر خبر تغییرات در کابینه را اعلام کرد از جمله

ص: 680

برکناری حسن نزیه مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران و جایگزینی علی اکبر معین فر رئیس سازمان برنامه و بودجه به جای او. معین فر قرار است وزیر وزارت جدیدالتأسیس نفت شود. بنا به گزارش مطبوعات وزارت نفت، شرکت ملی نفت ایران، شرکت ملی پتروشیمی ایران و شرکت ملی گاز به علاوه معاونت نفت وزارت امور اقتصاد و دارایی را تحت پوشش خواهد گرفت.

3- نزیه دچار مشکل جدی است. بدون تردید او طبق دستورات خمینی و توسط بازرگان از سمت مدیرعاملی شرکت ملی نفت ایران برکنار شده و علی قدوسی دادستان کل دستور داده تا نزیه برای پاسخ به «شکایات مختلف» علیه او به دادستانی مراجعه کند. خمینی طی اظهاراتی در شب جمعه گفت نزیه یک فرد عادی است و ارزش اظهارنظر را ندارد. اگر او مرتکب خیانتی شده باید محاکمه و مجازات شود و اگر بی گناه شناخته شود باید آزاد شود.

4- بازرگان در یک حرکت مهم دیگر مصطفی چمران معاونت نخست وزیر در امور انقلاب و رئیس ساواما، سازمان جایگزین ساواک را به سمت وزارت دفاع منصوب کرد. چمران 48 ساله یک مهندس تحصیلکرده آمریکا و یک انقلابی پرسابقه است. او به عنوان یک فرد غیرنظامی اخیراً به واسطه نقش هماهنگ کننده اش در جنگ کردستان اسم و رسمی برای خود به هم زد.

گفته می شود چمران به عنوان معاون نخست وزیر نقش اصلی را در تشکیل و عملیات نیروهای گارد انقلابی (پاسداران) داشته است.

در عین حال ما مطمئن نیستیم او چه میزان از مسئولیتهای سابق خود را در موقعیت فعلی اش انجام خواهد داد. اگر نفوذ او در پاسداران تداوم یابد کنترل کلیه نیروهای مسلح و هم نیروهای انقلابی و نیروهای منظم (یعنی پاسداران، ارتش، نیروی دریایی و هوایی و ژاندارمری) به دست او خواهد افتاد. چمران به عنوان تازه واردی به نظر می رسد که از اعتماد خمینی برخوردار است. موقعیت فعلی او بایستی او را در زمره قوی ترین رهبران ایران درآورده باشد.

5- ذیلاً لیست تغییرات در کابینه آمده است:

(الف)- علی اکبر معین فر از ریاست سازمان برنامه و بودجه به پست وزارت نفت.

(ب)- مصطفی چمران از معاونت نخست وزیر در امور انقلاب به وزارت دفاع.

(ج)- داریوش فروهر از تصدی وزارت کار به سمت وزیر مشاور منصوب شد که ظاهراً نوعی وزیر سیار و «حلال مشکلات» یا (نماینده- م) دولت در استانها می باشد.

(د)- علی سپهبدی به سرپرستی وزارت کار.

(ه )- عزت الله سحابی به وزیر مشاوری برنامه و بودجه.

(و)- حسین بنی اسدی از معاونت نخست وزیر در امور هماهنگی به وزیر مشاوری در امور اجرایی.

ص: 681

(ز)- حسن حبیبی جایگزین علی شریعتی[شریعتمداری] به عنوان وزیر علوم و آموزش عالی.

(ح)- یدالله سحابی معاونت نخست وزیر به سمت وزارت جدیدالتأسیس دستورالعملها و تحقیق (ظاهراً به منظور سازماندهی مطالعات سطح بالا و تحقیق). لینگن


مشکلات دوجانبه

سند شماره 335

محرمانه30 سپتامبر 1979 8 مهر 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 10501به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

مرجع: تهران 10466

موضوع: مشکلات دوجانبه

1- (محرمانه تمام متن)

2- اطلاعات زیر، با سئوال از انجمن ایران و آمریکا در شیراز توسط آژانس ارتباطات بین المللی به دست آمده است.

3- مذاکرات میان انجمن ایران و آمریکا و مقامات محلی شیراز به خوبی پیش می رود انجمن ایران و آمریکا به تازگی توانسته به موجودی خود در بانک که در فوریه گذشته مسدود شده بود دست یابد.

استاندار شیراز فعالانه سرگرم مذاکراتی برای خارج کردن پاسدارها از ساختمان متعلق به انجمن ایران و آمریکا است. مذاکرات بر محور سازمان ایرانی انجمن ایران و آمریکا که به طور قانونی تشکیل شده استوار بوده است.

4- مداخله دولت آمریکا در این مقطع زمانی ممکن است ادعای مربوط به نهاد اساساً ایرانی انجمن ایران و آمریکا را تحت الشعاع قرار دهد. انجمن ایران و آمریکا طی ارسال نامه ای به وزارت فرهنگ بر ادعای مالکیت و جبران خسارات تأکید ورزیده است.

5- همچنان که در تلگرام مرجع اشاره شد، سفارت به وزارت خارجه پیشنهاد می کند موضوع مزبور را با ایرانی ها در این مقطع تکرار نکرده و مطرح ننماید.

لینگن


عکس العمل نسبت به ملاقات صباغیان و کاردار

سند شماره 336

محرمانه1 اکتبر 1979 9 مهر 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 10560به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی فوری

مرجع: الف تهران 10511

موضوع: عکس العمل نسبت به ملاقات صباغیان و کاردار

1- تمام روزنامه های 9 مهرماه حاوی گزارشات مهمی در مورد ملاقات کاردار با وزیر کشور صباغیان بودند. تحت عناوینی چون «کاردار آمریکا اعدامهای اخیر را مورد انتقاد قرار

ص: 682

می دهد»، این روزنامه ها به شرح ذیل از صباغیان نقل قول کرده اند: «کاردار آمریکا گفت که آمریکا استقلال و تمامیت ملی ایران را محترم می شمارد.

وی اعدامهای اخیر را که پس از انتشار عفو عمومی امام صورت گرفته مورد انتقاد قرار داد، که مهم ترین موارد عبارت بودند از اعدام سه تن از سناتورها آن هم بنا به دلایل سنی، من پاسخ دادم که رأی دادگاههای انقلاب با واقعیت تطابق دارد. علاوه بر این، از آنجا که ما قوانین اسلامی را مترقی تر از حقوق بشر می دانیم، دلیلی ندارد که به تذکارهای حقوق بشر وقعی نهیم.»

2- روزنامه فارسی زبان جمهوری اسلامی 9 مهرماه با طباطبایی معاون نخست وزیر مصاحبه کرده و از وی خواسته است که در مورد نکات مطروحه توسط کاردار اظهارنظر نماید. طباطبایی گفت، «در حالیکه دولت ما نیز در امور مربوط به دادگاههای انقلابی مداخله نمی کند، از نظر من نکات مطروحه توسط کاردار در مورد اقدامات این دادگاهها نوعی مداخله بی ربط در امور داخلی ما به حساب می آید. دادگاههای اسلامی سازمانهای مربوط به خود را داشته و بر طبق قوانین اسلام عمل می نمایند. هیچ یک از مقامات حق مداخله در امور آنان را ندارند.»

3- همین روزنامه حاوی مقاله ای شدیداً ضدآمریکایی تحت عنوان «آنچه آمریکاییها باید بدانند» است.

4- اخبار رادیوی فارسی زبان در ساعت 2 بعد از ظهر به وقت محلی مصاحبه ای با صباغیان را پخش کرد که در آن وی در مورد این ملاقات اظهارنظر کرده است. در بیانات خود، صباغیان بر دو نکته تأکید داشت:

- (الف) ملاقات وی (صباغیان) با کاردار با توافق وزارت امور خارجه صورت گرفته بود، چون این وزارتخانه معتقد بود که وزارت کشور مناسب ترین مکان برای بحث پیرامون مسایل داخلی است.

- (ب) موضوع اعدام تنها یکی از مسایل مورد بحث بود. کاردار در مقدمه بیانات خود پیرامون اعدامها اعتراف نمود که «این مسئله به هیچ وجه مربوط به من نیست، اما...» و در تمام مطالب خود جنبه سئوال را حفظ کرده بود. (به تلگرام سفارت در مورد این گفتگو رجوع گردد.)

5- به دنبال مصاحبه صباغیان، رادیو ایران یک اظهارنظر انتقادآمیز را پخش کرد که بسیاری از مطالب مطروحه در جمهوری اسلامی را دربر داشت. رادیو ایران در تفسیر خود از وزیر کشور سئوال می کند که چرا به این هجویات گوش داده و چرا آن را برای گزارشگران بازگو می کند. رادیو ایران در ادامه از صباغیان سئوال می کند که چرا و باید اقدامات ایران را برای کاردار توجیه کند.

6- نظریه در تلگرام جداگانه ارسال خواهد گردید.

لینگن


درگیری با شورشیان در مناطق مرزی

ص: 683

سند شماره 337

از: دفتر خبرگزاری FBIS ، لندن 2330 3 اکتبر 1979 11 مهر 1358

به: مقر فرماندهی نیروی هوایی آمریکا، اروپا

سفارت آمریکا، تهران فوراً در اختیار بخش تحقیق قرار گیرد

موضوع: درگیری با شورشیان در مناطق مرزی

متن گزارش: شب گذشته مناطق مرزی «اورامانات» در ناحیه «ازگله» مورد حمله شورشیان قرار گرفت. این شورشیان با هجوم به این منطقه، با استفاده از تجهیزاتی همچون نارنجک، آر.پی.جی 7 و دیگر تسلیحات سنگین، ایستگاههای ژاندارمری «ازگله»، «بابیسی»، «شیخ صالح» و «دیدگان» را مورد حمله قرار دادند.

بر اساس گزارشات واصله، تا ساعت 11 صبح امروز، یک دانش آموز، پنج افسر بدون درجه ژاندارمری مجروح و یکی از مهاجمین کشته شده است. در همین گزارش آمده است که در جریان این درگیریها ساختمان وزارت آموزش و ساختمان وزارت بهداشت در منطقه «ازگله» متحمل آسیب و صدمه شده است. علاوه بر این گفته می شود که درگیریهایی نیز در منطقه «نوسود» و ایستگاههای ژاندارمری آن به وقوع پیوسته است لیکن جزییات این درگیری اخبار و اطلاعاتی در دست نیست. فرمانده ژاندارمری کرمانشاهان در مصاحبه ای اعلام کرده است که گزارشات واصله مؤید بروز درگیری در برخی مناطق مرزی است؛ نیروهای ژاندارمری و ارتش انقلاب اسلامی آماده پاسخ و مقابله با هرگونه تحرک و حمله شورشیان و یاغیان در تمامی نقاط مرزی کشور هستند.


اصابت گلوله آر.پی.جی. 7 به ساختمانهای شهر نقده

سند شماره 338

از: دفتر خبرگزاری FBIS ، لندن 50573 اکتبر 1979 11 مهر 1358

به: مقر فرماندهی نیروی هوایی آمریکا، اروپا

سفارت آمریکا در تهران فوراً در اختیار بخش تحقیق قرار گیرد

موضوع: اصابت گلوله آر.پی.جی. 7 به ساختمانهای شهر نقده

متن گزارش: بر اساس گزارش واحد مرکزی خبر ارومیه در ساعت 2 بامداد امروز برخی ساختمانهای شهر نقده مورد حمله نارنجک و گلوله قرار گرفتند. در نتیجه شلیک گلوله های آر.پی جی. 7 تعداد هشت دستگاه ساختمان در این شهر تخریب شد.

این گلوله ها که از فاصله نسبتاً دور شلیک شد به چند ساختمان مسکونی و مخزن ذخیره آب شهر و نیز مقر مرکزی فرماندهی ژاندارمری شهر نقده اصابت کرد و ساختمانهای مسکونی و اموال عمومی شهر را دچار تخریب نمود. این شلیکها که حدود یک ساعت به طول انجامید، جراحتی به بار نیاورد.

هالند


مجموعه اخبار سیاسی هفته

ص: 684

سند شماره 339

محرمانه4 اکتبر 1979 12 مهر 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 10697

به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی با اولویت

موضوع: مجموعه اخبار سیاسی هفته

1- (محرمانه تمام متن)

2- خلاصه: در دو هفته گذشته موجی از تظاهرات و اعتراض فزاینده توسط بیکاران ایران را فراگرفته است و ماهیت جدی این مخالفتها ممکن است دلیل اصلی تحریم تظاهرات و گردهمایی های غیرمجاز باشد. اقدامات تروریستی و خرابکارانه همچنان ادامه دارد و خوزستان و کردستان مناطق اصلی بروز این ناآرامیها هستند. شهر مشهد اخیراً شاهد «ترور بود که قربانیان هر دو از روحانیون بوده اند. به نظر می رسد که در سیستان و بلوچستان مشکلات امنیتی بین اهالی قبایل و نیروهای دولتی توسط رهبران قبایل و استاندار محل حل و فصل شده باشد. در شهرهای سرتاسر ایران تلاش می شود تا کمیته های نامنظم را تحت کنترل درآورند. پایان خلاصه.

3- صحنه سیاسی ایران در طول هفته گذشته شاهد تغییرات عمده ای در کابینه، ادامه کار مجلس خبرگان در مورد قانون اساسی جدید، انتقادات از شرکت ملی نفت ایران که از قم سرچشمه می گیرد بوده است. این انتقادات از حسن نزیه منجر به خروج وی از شرکت نفت و ناپدید شدن او شده است و بر اساس شایعات حدس زده می شود به پاریس رفته باشد.

4- بنا به اظهارات طباطبایی معاون نخست وزیر دولت تمامی تظاهرات و راهپیمایی ها، گردهمایی های غیرمجاز را ممنوع کرده و هشدار داده است که با آنهایی که بر چنین اعتراضاتی اسرار ورزند برخورد شدید خواهد شد. این ممنوعیت احتمالاً نتیجه رشد شکایتها و تظاهرات طبقه بیکار در سرتاسر کشور می باشد.

یکی از گویاترین نشانه های وخامت این شکل حجم جمعیتی بود که در نزدیکی دفاتر ایران ایر در تهران در روز 23 سپتامبر تجمع کرده بودند. آژانس خبری پارس ادعا می کند که «هزاران نفر» موجب بروز راه بندانهای بزرگی شدند و لازم بود برای پراکندن آنها از ماشینهای پلیس و هلی کوپتر استفاده گردد. این جمعیت در اطراف ساختمان ایران ایر جمع شده بودند تا برای آگهی پذیرش 20 مهماندار هواپیما که توسط ایران ایر در روزنامه ها آگهی کرده بود درخواست شغل نمایند. در بابل یکی از شهرهای ساحل دریایی خزر 300 معلم که اخیراً فارغ التحصیل شده بودند به منظور درخواست شغل در اداره آموزش و پرورش شهر تحصن کردند و حادثه مشابهی نیز در ساری از شهرهای نزدیک آن بروز نمود. در نوشهر و لنگرود 1200 نفر از دیپلمه های دبیرستانی به منظور جلب توجه به بیکاری خود تظاهرات کردند. در شهربابک در نزدیکی کرمان نیز 200 نفر به همین منظور تظاهرات کردند. در سیاهکل نیز 150

ص: 685

نفر از فارغ التحصیلهای دبیرستانی در مقابل اداره آموزش و پرورش تجمع کردند. کارمندان آن را اخراج نموده و به دلیل بیکاری خود تحصن نمودند. در 25 سپتامبر «صدها» جوان بی کار در مقابل نخست وزیری تجمع کردند تا توجه مقامات را به اوضاع وخیم فارغ التحصیلان که گروهی ادعا می کردند بالغ بر 210000 نفر هستند جلب نمایند. در 26 سپتامبر نیز گروهی دیگر بالغ بر 350 نفر در مقابل وزارت کار تظاهرات کردند. تظاهرات در مقابل نخست وزیری در طول هفته ادامه داشت و تعداد جمعیت تا 1200 نفر افزایش یافت و در نتیجه پاسداران انقلاب با تیراندازی هوایی و دستگیری 6 تظاهرکننده در اول اکتبر آنها را متفرق کردند. تظاهرکنندگان مقابل نخست وزیری عصبانی شدند و ظاهراً بعضی از تظاهرکنندگان علیه خمینی شعار می دادند.

با توجه به حداقل تعطیلات در صنایع خصوصی و توانایی جذب سیستم دانشگاهی ایران که فقط می تواند درصد کوچکی از متقاضیان تحصیلات عالی را جذب نماید و اینکه خدمت در ارتش تاکنون به صورت مطلوبی حل نشده به نظر می رسد هیچ راه حل سریعی برای حل مشکل بیکاران وجود نداشته باشد.

5- تلاشهای آرام اما یکنواخت شهرهای سرتاسر ایران که یا خواستار انحلال ساختار پیچیده کمیته ها هستند و یا خواستار ادغام آنها در شهربانی یا پاسداران انقلاب با موفقیتهای مختلفی روبرو شده است در طول ماههایی که از آغاز انقلاب تاکنون می گذرد کمیته ها بحران های بسیاری را بوجود آورده اند و کمیته های تعطیل شده عمدتاً به جنایاتی از قبیل دزدی، شکنجه و دستگیری غیرقانونی متهم بوده اند. خمینی در روز 11 سپتامبر دستور داد تا نهادهای انقلابی خودسرانه در کارهای دولتی دخالت نکنند. اخیراً نمونه هایی به چشم می خورد به خصوص در تبریز که اعضای کمیته ها به جرم اقدامات ضدانقلابی دستگیر و محاکمه شده باشند. در تهران آیت الله محمدرضا مهدوی کنی رئیس کمیته های انقلاب ایران اعلام کرد که تمام کمیته های محلی انقلاب منحل شده اند. در حال حاضر تهران برای هر کدام از مناطق 14 گانه خود یک کمیته انقلاب دارد و تعداد کمیته های فرعی حدود 1200 عدد تخمین زده می شود.

بر اساس اظهارات مهدوی کنی عضویت در کمیته های 14گانه شدیداً تحت کنترل خواهد بود و هر فردی که سوابق مسئله داری داشته باشد پاکسازی خواهد شد.

6- اقدامات تروریستی و خرابکارانه در طول اواخر سپتامبر و اوایل اکتبر در سرتاسر ایران ادامه داشته است. بر اثر انفجار یک بمب در بازار خرمشهر چندین مغازه خسارت دید ولی هیچ مصدومی گزارش نشده است. در 30 سپتامبر یک دکل مخابراتی 70 متری در جاده خرمشهر اهواز منهدم گردید و حسن اسلامی وزیر پست و تلفن و تلگرام ادعا کرد که این انفجار توسط یک بمب ساعتی صورت گرفته است. دکل بر روی یک ایستگاه رله در مجاور خود سقوط کرد و ساختمان آن را تخریب نمود. در نتیجه ارتباطات بین شهرهای اصلی استان

ص: 686

نفت خیز با سایر نقاط کشور قطع گردید. در 30 سپتامبر انفجار دیگری در نزدیکی دفتر فرمانداری خرمشهر اتفاق افتاد. هیچ مصدومی گزارش نشده است. در 3 اکتبر به هنگام انفجار یک بمب در قطار تهران خرمشهر حداقل 8 نفر کشته و 17 نفر زخمی شدند. هنوز هیچ نشانه ای از اینکه چه کسی بمب را کار گذاشته وجود ندارد. در 23 سپتامبر یک آتش سوزی در سفارت افغانستان در تهران روی داد. سخنگوی سفارت ادعا کرد که آتش سوزی توسط خرابکاران صورت گرفته است. ظاهراً خسارات وارده به کیوسک نگهبانی سفارت محدود شده است. در 24 سپتامبر به هنگام برگزاری مراسم رسمی روز ملی عربستان سعودی انفجار دیگری که شاید ناشی از یک نارنجک باشد در بیرون سفارت عربستان روی داد. دو ترور در مشهد صورت گرفت که در هر دو آنها روحانیون مورد حمله قرار گرفتند. در اواخر شب 22 سپتامبر حاج ماشاءالله همایی به ضرب گلوله از پای درآمد. یک خبرنگار گزارش داد که این روحانی از حامیان شاه بوده است. در اول اکتبر یک روحانی دیگر در شهر مورد سوء قصد قرار گفت. سیداحمد احمدی در مقابل پلکان منزل خود مورد اصابت گلوله قرار گرفت و شایعات منتشره در مشهد حاکی از آن است که این سوءقصد قسمتی از طرح از بین بردن 21 شخصیت روحانی در شهر می باشد.

7- در طول چند روز گذشته مناطق کردنشین نیز در بروز ناآرامی سهیم بوده اند. در 3 اکتبر 8 ساختمان در نقده از جمله مرکز تصفیه آب شهر، ستاد مرکزی ژاندارمری و خانه های مردم توسط حمله با نارنجک انداز صدمه دیده اند. خشونتهای پراکنده نیز در سایر شهرهای منطقه کردنشین روی داده است و از سردشت، بانه، سقز، مهاباد و ارومیه ( رضاییه) گزارشاتی مبنی بر زدوخورد واصل شده است. در اول اکتبر منزل یکی از پاسداران انقلاب در سنندج به وسیله انفجار بمب صدمه دید. در 2 اکتبر گروهی متشکل از 24 پاسدار انقلاب در سردشت مورد حمله قرار گرفتند که در نتیجه 5 نفر از پاسداران کشته، 8 نفر زخمی و بقیه دستگیر شدند.

8- منطقه بلوچستان نیز اخیراً شاهد بروز ناآرامی بوده است. در 20 سپتامبر صدها نفر از ساکنین زاهدان که توسط مردم خاش و ایرانشهر حمایت می شدند علیه موادی از قانون اساسی جدید که اعلام می کرد مذهب رسمی ایران مذهب شیعه جعفری است دست به تظاهرات زدند. اکثر مردم منطقه بلوچستان سنی هستند. شایعات تأیید نشده در مورد آرام شدن منطقه مکرراً به گوش می رسد ولی در مطبوعات ایران پوشش چندانی به آن داده نمی شود. دکتر حریری استاندار سیستان و بلوچستان اخیراً به قم رفته است تا در مورد وضعیت در استان خود گزارش نماید و ادعا می کند که منطقه تحت کنترل می باشد. در منطقه لاشار افراد بومی به دو پاسگاه ژاندارمری حمله کرده و نیروهای امنیتی آنها را خلع سلاح نموده و مشکلاتی را ایجاد کرده اند. مذاکره با رؤسای قبایل به این نتیجه رسید که مهاجمین به پاسگاه بخشیده شوند و حریری ادعا می کند این افراد بومی سلاحهای خود را تحویل خواهند داد.

لینگن


تظاهرات در سفارت آمریکا، تهران

ص: 687

سند شماره 340

بدون طبقه بندی9 اکتبر 1979 17 مهر 1358

از: سفارت آمریکا، تهرانبه: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی فوری

موضوع: تظاهرات در سفارت آمریکا، تهران

1- در ساعت هفده و بیست و هشت دقیقه روز 9 اکتبر گروهی متشکل از 350 الی 500 نفر تظاهرات کننده به طرف پایین خیابان تخت جمشید راهپیمایی کرده و حدود 5 الی 6 دقیقه در مقابل سفارت آمریکا توقف کردند و شعارهایی از جمله «مرگ بر آمریکا» و «توطئه کردستان به وسیله ایالات متحده آمریکا هدایت و رهبری می شود» سر دادند. سپس تظاهرات کنندگان به دور از هرگونه خشونت اما با سر و صدای زیاد به مسیر خود ادامه داده و از سفارت دور شدند.

2- هیچ گونه عزمی برای ورود به سفارت وجود نداشت و هیچ گونه اقدام خشونت آمیزی نیز به انجام نرسید. نیروی پلیس مسئول حفاظت از سفارت را خاطرنشان کرد که صرفاً در صورتی وارد عمل خواهد شد که تظاهرات کنندگان قصد ورود به سفارت را داشته باشند.

3- چنین به نظر می رسد که عامل تحریک تظاهرات کنندگان به انجام راهپیمایی، مقاله مبسوط منتشر شده در روزنامه «جمهوری اسلامی» امروز صبح بوده است؛ این مقاله ایالات متحده آمریکا را متهم می کرد که در وقایع کردستان و توطئه بر علیه انقلاب اسلامی مشارکت دارد. لینگن


تمدید دو ماهه مهلت ترخیص مشمولین برای ارتش

سند شماره 341

محرمانه9 اکتبر 1979 17 مهر 1358

از: دفتر وابسته دفاعی آمریکا، تهران 10795

به: سازمان اطلاعات دفاعی، واشنگتن دی. سی

موضوع: تمدید دو ماهه مهلت ترخیص مشمولین برای ارتش

16- خلاصه: (بدون طبقه بندی) تهران تایمز در 9 اکتبر طی مقاله ای گزارش داد که امام خمینی مهلت ترخیص تمامی مشمولین ارتش را برای دو ماه دیگر تمدید نمود. در این گزارش که بر حفظ انضباط در ارتش تأکید می کند به نقل از امام گفته شده که ارتش باید از اسلام پشتیبانی کند و این مدت اضافی را باید با بردباری تحمل نماید و خاطرنشان شد که خدمت در ارتش اسلام حکم عبادت را دارد. این گزارش در ادامه ذکر کرده است که هیأت هایی درباره این مشکلات با امام گفتگو کرده اند. افرادی که عضو این هیأت ها بودند عبارتند از مصطفی چمران وزیر جدید دفاع، حجت الاسلام سیدعلی خامنه ای معاون وزیر دفاع، سرتیپ محمدحسین شاکر فرمانده ستاد مشترک نیروهای مسلح ایران و سرلشکر خالقی فرمانده نیروی زمینی. در این گزارش آمده که برای مقابله با بمب گذاری توسط عناصر

ص: 688

ضدانقلاب در خوزستان اقدامات امنیتی اتخاذ شده است.

نظریات تهیه کننده (محرمانه): خمینی تلاش می کند ارتش را متحد نگهدارد. این حقیقت که وی بر حفظ نظم در ارتش تأکید دارد نشان می دهد که وی نگران ناآرامیهای داخلی در ایران می باشد. این اولین باری نیست که امام در رابطه با انضباط در ارتش صحبت کرده است.


گسترش عملیات در کردستان و خوزستان

سند شماره 342

محرمانه9 اکتبر 1979 17 مهر 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 10804به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی فوری

موضوع: گسترش عملیات در کردستان و خوزستان

1- (محرمانه تمام متن)

2- در طول هفته گذشته ناآرامی در دو استان کردستان و خوزستان گسترش یافته است. روز یکشنبه هفتم اکتبر هیأتی از مقامات بلندپایه کشوری و لشکری جهت مذاکره در مورد چگونگی برخورد با گسترش این فعالیتهای رو به رشد با خمینی گفتگو کردند. این هیأت شامل چمران وزیر دفاع، خامنه ای معاون وزیر دفاع، صباغیان وزیر کشور، شاکر فرمانده ستاد مشترک ارتش، فلاحی فرمانده نیروی زمینی، آیت الله لاهوتی فرمانده سپاه پاسداران انقلاب و ابوشریف فرمانده عملیاتی سپاه پاسداران بود. هنوز نمی دانیم که چه تصمیماتی اتخاذ شده است لیکن خود این نشست بیانگر جدیتی است که دولت موقت خشونت در هر دو استان را مدنظر قرار داده است.

3- خوزستان در طول هفته گذشته منطقه نفتی ایران به واسطه یک رشته عملیات بمب گذاری تیراندازی ناآرام بود و تا روز هفتم اکتبر حداقل 12 تن کشته و 52 نفر زخمی شده اند. هنوز در مورد اینکه چه دستهایی در پشت این جریانات قرار دارد دیدگاه روشنی نداریم. به نظر می رسد که دولت موقت تا این اواخر تصور می کرد که عملیات چریکی از کشورهای عرب سرچشمه گرفته است. ما نمی دانیم که آیا سایرین مثلاً حزب توده یا فداییان نیز احتمالاً درگیر هستند یا نه.

4- خوزستان از زمان درگیری شدید بین نیروهای ملی گرای عرب و پاسداران انقلاب در ماه می گذشته که عکس العمل شدید دولت موقت را به همراه داشت نسبتاً آرام بوده است. دریادار مدنی (فرمانده نیروی دریایی و استاندار خوزستان) آشوب را فرونشاند، مرکز فرهنگی خلق عرب را بست. شیخ طاهر شبیرخاقانی رهبر مذهبی اعراب را به عنوان گروگان به قم فرستاد و چند تن از رهبران عرب را اعدام کرد. دولت موقت تا هفته قبل کاملاً تصور می کرد که این اقدامات موفق بوده اند. فعالیتهای هفته گذشته به قرار زیر بوده اند:

- 30 سپتامبر: انفجار در دکل مخابراتی جاده اهواز خرمشهر ارتباطات تجاری بین خرمشهر، آبادان و سایر قسمتهای ایران را قطع کرد. رابطه با این مناطق در حال حاضر از

ص: 689

طریق شبکه شرکت نفت برقرار می باشد. در همین روز انفجاری در اداره فرمانداری خرمشهر به وقوع پیوست.

- 3 اکتبر: بمب گذاری در قطار تهران خرمشهر حدود 8 نفر را هلاک کرد و در یک کارخانه لوله سازی در نورد اهواز بمب گذاری شد. روزنامه فارسی زبان کیهان نیز گزارش داد که حمله به «مخازن نفتی» توسط پاسداران دفع شد ولی محل آن را ذکر نکرد.

- 4 اکتبر: هشت نفر در آبادان بر اساس اتهاماتی نظیر خرابکاری، جاسوسی و بمب گذاری در قطار اعدام شدند. (با این حال تا جایی که اطلاع داریم دولت ایران هنوز نمی داند چه کسانی در قطار بمب گذاشته بودند.)

- 5 اکتبر: بمبهایی در بازار آبادان و خرمشهر و دانشگاه اهواز منفجر شد (2 نفر کشته شدند). (2) یک خط لوله متروک مربوط به چاه بسته شده 120 اهواز بمب گذاری شده و در نتیجه نفت داخل آن به آتش کشیده شد. (این مسئله بر تولید نفت تأثیری نداشت.) (3) دو مرکز میکروویو توسط چریکها مورد حمله قرار گرفت ولی تأثیری بر مرکز واقع در جاده اهواز بهبهان و ایستگاه جاده اهواز اندیمشک نداشت.

- 6 اکتبر: (1) یک مین در جاده ای نزدیک اهواز یک اتومبیل (بلیزر) را منهدم نمود. (2) یکی از بنیانگذاران سازمان خلق عرب به نام عبدالصاحب موسوی عاصی در تهران دستگیر شد. طبق گزارشات مطبوعاتی وی با بمب گذاری در راه آهن ارتباط داشته است.

5- مشکل است بگوییم چه عامل دیگری به جز جوشش آزردگی اعراب از فشار دولت باعث تحریک این حملات بوده است. بعضی از ناظران حدس می زنند که در هفته های آتی زمانی فرا می رسد که اعراب خوزستان برای حمایت از فعالیتهای اکراد در شمال غربی ایران قیام خواهند کرد. علیرغم اینکه ممکن است اعراب فهمیده باشند دولت توسط شورشیان کرد سرگرم شده است هیچ شاهدی دال بر ارتباط اعراب و اکراد وجود ندارد و از نظر تاریخی نیز هیچ الفتی بین این دو گروه قومی وجود نداشته است. این احتمال نیز وجود دارد که دور جدید حملات در پاسخ به اعدام دو عرب در 29 سپتامبر در خرمشهر شروع شده باشد. هیچ نشانه ای حاکی از ارتباط احتمالی این حوادث با امور مربوط به نزیه نمی بینیم.

6- نظریه: این حملات در حالی که صدماتی بر شبکه ارتباطی مناطق جنوب داشته است تاکنون به طور مستقیم بر تجهیزات تولید نفت تأثیر نداشته است. سفارت تصور نمی کند که تجهیزات تولید نفت تحت تأثیر قرار گیرند مگر اینکه دور جدید حملات حمایت اعراب یا چپگرایان پالایشگاهها را به خود جلب نماید. چریکها به سهولت بعضی از تأسیسات نفتی را مورد هدف قرار می دهند (خطوط نفتی، مخازن نگهداری نفت). با این حال تجهیزات اصلی در جزیره خارک مجزا شده و به خوبی محافظت می شود، از پالایشگاه آبادان به خوبی حفاظت می شود، بسیاری از خطوط نفتی منتهی به آبادان و خارک با وجودی که در بعضی از نقاط در هوای باز قرار دارند در زیر خاک مدفون می باشند. علاوه بر این حتی در جریان اعتصابات

ص: 690

سال گذشته، در تجهیزات تولیدی خرابکاری صورت نگرفت زیرا انقلابیون هیچ تمایلی به نابود کردن منابع دارایی در خوزستان نداشتند. با این حال مجبوریم صبر کنیم تا ببینیم که آیا در مورد شورشیان نیز مصداق دارد یا خیر.

7- کردستان: مناطق کردنشین نیز همچنان در طول این هفته دچار آشوب بود و نقطه اوج آن در 8 اکتبر بود که در یک حمله به ستون 73 نفره از پاسداران انقلاب اکثر آنها کشته و یا دستگیر شدند. (در مورد وقایع از 2 اکتبر تاکنون به گزارش جداگانه مراجعه کنید). بر اساس گزارشات مطبوعات عصر چهارشنبه 3 اکتبر، شورشیان کرد به ایستگاه رادیو تلویزیون مهاباد حمله کرده و آن را به طور موقت تعطیل نمودند (دو تانک از پادگان مهاباد در این جنگ درگیر بودند)، شورشیان در 4 اکتبر به ستاد مرکزی پاسداران انقلاب در مهاباد حمله کردند و یک کامیون در نزدیکی بانه بر روی مین رفت. در عصر جمعه 5 اکتبر چریکهای کرد به پادگان مهاباد حمله کردند و ظاهراً از مسلسلهای کالیبر 50 و نارنجک انداز آر. پی. جی. 7 استفاده نمودند. حمله کنندگان به عقب رانده شدند. در نزدیکی های نوسود و کرمانشاه نیز حملات متفرقه ای صورت گرفت. بر اساس گزارشات واصله در روز شنبه 6 اکتبر جوانان تظاهرکننده در مهاباد سعی نمودند به مغازه های ترک ها حمله نمایند و شورشیان کرد در بانه به ستاد پاسداران انقلاب حمله کردند. ظاهراً در طول این زد و خوردها هیچ کسی کشته نشده است. با این حال در روز 8 اکتبر اکراد به یک ستون 73 نفره از پاسداران انقلاب که در جاده بانه سردشت عازم بانه بودند حمله کرده و 22نفر را کشته و اکثر افراد باقیمانده را به گروگان گرفتند. فقط 7 نفر فرار کردند. این تهاجم در پی حمله شورشیان به چهار پاسگاه ژاندارمری در دوآب، نوسود، شیخان و شوشمی در نزدیکی مرز عراق صورت گرفت.

8- اعدامهای دولت موقت در کردستان با اعدام چهار نفر در 6 اکتبر در کرمانشاه به جرم «لواط و قاچاق» ادامه یافت. این اعدامها آشکارا تأثیرات تشدید کننده ای دارند و خود روزنامه تهران تایمز نیز اظهار می دارد که «اعدام شبه نظامیان کرد در مهاباد احتمال کشته شدن پاسداران انقلاب به گروگان گرفته شده را افزایش می دهد.» به نظر می رسد اهداف اصلی اکراد، پاسداران انقلاب منفور که به طور روزافزونی موضع خشن تری می گیرند می باشد. در روز 6 اکتبر و تحت چنین فشاری فرمانده پاسداران انقلاب در مهاباد اعلام کرد پاسداران به دلیل انجام چنین حملاتی به هیچ وجه مسئول از دست رفتن جان و مال مردمی که در این حملات شرکت دارند نخواهد بود.

9- طبق اظهارات سپهری پور استاندار کرمانشاه، از جانب حسینی رهبر مذهبی شورشیان کرد بیانیه ای دریافت نموده مبنی بر اینکه وی هم اکنون در یک درخواست عمومی از اکراد خواسته است جنگ تمام عیار خود را علیه دولت مرکزی شروع نمایند. ظاهراً به نظر می رسد حملات اخیر اکراد هم از نظر سازماندهی و هم از نظر شدت عملیاتی توسعه قابل ملاحظه ای یافته باشد. بر اساس گزارشات مطبوعاتی بعضی از افسران سابق نیروی زمینی که کرد هستند

ص: 691

چند هفته قبل به شورشیان پیوسته اند و ممکن است در طول این حملات شاهد برنامه ریزی های آنها بوده باشیم.

10- نظریه: ما تصور می کردیم که در طول فصل زمستان در مناطق کردنشین شاهد ناآرامیهای محدودتری باشیم که یک تهدید جدی برای دولت ایران محسوب نشود.

با این حال اگر اکراد استعداد حفظ همین حد از عملیات را در کردستان داشته باشند نگرانی فزاینده ای برای دولت موقت ایران در پی خواهد داشت. به همین ترتیب فعالیتهای چریکی در جنوب. اگر چنین حملاتی متوقف نشود تهدید بالقوه جدی تری خواهد بود.

لینگن


ملاقات با پیرحسینی سردبیر روزنامه انقلاب اسلامی

سند شماره 343

استفاده محدود اداری16 اکتبر 1979 24 مهر 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 10997

به: سازمان ارتباطات بین المللی، واشنگتن دی. سی

رونوشت: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی سی 4276

موضوع: ملاقات با پیرحسینی سردبیر روزنامه انقلاب اسلامی

1- در تاریخ 16 اکتبر وابسته مطبوعاتی سفارت آمریکا با حسن پیرحسینی سردبیر اخبار محلی روزنامه انقلاب اسلامی، که نشریه ای است با گرایشات نسبی به حزب جمهوری اسلامی، ملاقات نمود. ابتدا قرار بود این دیدار با علیرضا نوبری سردبیرکل روزنامه صورت پذیرد لیکن وی در حال حاضر به دلیل انجام پاره ای امور شخصی در ایالات متحده آمریکا به سر می برد. پیرحسینی هنوز در دانشگاه استانفورد آمریکا برای کسب مدرک دکترای رشته مهندسی مکانیک ثبت نام کرده است. وی مایل است حرفه آکادمیک خود را دنبال کند اما هنوز هم به مقوله «حفظ انقلاب» معتقد است. لیکن امیدوار است که روادید بازگشت به آمریکا را نیز دریافت نماید. این ملاقات به منظور گفتگو پیرامون اعتبارنامه و مدارک یکی از گزارشگران روزنامه صورت گرفت که قصد دارد گزارشی در خصوص ایالات متحده آمریکا تهیه نماید. وابسته مطبوعاتی در جریان این ملاقات، فرصت را مغتنم شمرده و به بحث و بررسی موضوع گشایش خطوط ارتباطی با این روزنامه مهم اسلامی پرداخت.

2- به رغم تغییر مکان این ساختمان روزنامه، تدابیر امنیتی با حضور دو پاسدار ژ-3 به دست شدید به نظر می رسید. در خصوص نوع تعامل با «ارباب رجوع» نیز بایست به این نکته اشاره کرد که بیش از چند دقیقه طول نکشید که وابسته مطبوعاتی موفق شد که با پیرحسینی در دفتر کوچکش در طبقه سوم ساختمان ملاقات نماید. در اثنای این دیدار، یک گزارشگر خانم «روسری پوش» که عازم کردستان بود وارد اتاق شد و با پیرحسینی گفتگو کرد. پیرحسینی از وی خواست که اطلاعاتی در خصوص رابطه بین حزب دموکرات کردستان و

ص: 692

حزب جمهوری خلق مسلمان که تحت حمایت آیت الله شریعتمداری است کسب نماید.

3- پس از روشن شدن موضوع اعتبارنامه و مدارک گزارشگر مورد نظر، پیرحسینی خاطرنشان کرد که به رغم این که صاحب امتیاز رسمی این روزنامه بنی صدر است، اما روزنامه کلاً از طریق کمکهای مردمی اداره می گردد. وی تصریح کرد که بنی صدر صرفاً نقش یک نویسنده مقالات داخلی را برعهده دارد و از طریق یک هیأت تحریریه نسبتاً مستقل از یکدیگر تغذیه می گردد. تعداد اندکی از گزارشگران و سردبیران از روزنامه حقوق دریافت می کنند و البته این مبلغ به حدی است که صرفاً برای «امرار معاش» آنها کفایت می کند.

4- سپس وابسته مطبوعاتی موضوع ارتقاء روابط [سفارت آمریکا] با روزنامه را مطرح کرد و از پیرحسینی خواست که هرگاه که مقاله و یا موضوعی نیاز به تحقیق و تأیید داشت، حتماً با دفتر مطبوعاتی سفارت تماس حاصل نماید. پیرحسینی نیز در پاسخ، از تعمیق روابط مطبوعات و سفارت استقبال کرد و تصریح کرد که مایل است در مواقع مورد نیاز، با دفتر مطبوعات سفارت تماس برقرار نماید. سپس وابسته مطبوعاتی تصریح کرد که دولت ایالات متحده آمریکا واقعیت انقلاب اسلامی را پذیرفته است و در امور داخلی ایران دخالت نمی کند. وی افزود که مقالات منتشر شده در روزنامه ها که مکرراً ادعای بی اساس مداخله ایالات متحده آمریکا در امور داخلی ایران را مطرح می کنند، فرایند ایجاد روابط نزدیک بر پایه احترام متقابل بین دو کشور را مخدوش می کند. پیرحسینی در پاسخ اظهار داشت که نگرانیهای وابسته مطبوعاتی سفارت آمریکا را درک می کند اما مردم ایران بین سیاستهای کنونی دولت ایالات متحده آمریکا و سیاستهای پیشین این کشور تفاوتی احساس نمی کنند.

وی گفت که ما مطمئن هستیم که شوروی انقلاب اسلامی را پذیرفته است؛ «لیکن بر اساس اسناد و مدارک موجود در دفتر امام خمینی در قم، نقش ایالات متحده آمریکا در کردستان و خوزستان و حمایتهای آن کشور از زاهدی و پالیزبان، نقشی سئوال برانگیز است.» افزون بر این، احساس ما این است که دولت ایالات متحده آمریکا از بازگشت بختیار حمایت می کند و از تبلیغات مطبوعات خود بر علیه امام نیز پشتیبانی به عمل می آورد. پیرحسینی در ادامه اظهار داشت که «در آمریکا یک رادیوی فارسی زبان وجود دارد که با لحنی موهن نسبت به امام خمینی سخن پراکنی می کند؛ چرا دولت ایالات متحده آمریکا به عنوان گواه صدق نیت، اقدام به تعطیلی و بستن این رادیو نکرده است؟» وابسته مطبوعاتی در پاسخ به این موضوع تأکید کرد که «همانطور که خودتان نیز مطلع هستید، با توجه به نظام سیاسی کشور ایالات متحده آمریکا، انجام چنین اقدامی عملاً غیرممکن است.» پیرحسینی در پاسخ به سئوالی که ایالات متحده به چه ترتیب می تواند نشان دهد که انقلاب اسلامی را به رسمیت شناخته است، تأکید کرد که دولت ایالات متحده آمریکا بایست هرچه زودتر اقدام به تبادل سفیر با ایران بنماید؛ البته با توجه کامل به این نکته که سفیر منتخب بایست فردی باشد که معتقد به برقراری روابط بر اساس اصل مساوات و برابری باشد.

ص: 693

نظریه: نوع برخورد پیرحسینی گواه دیگری است از شکست نظام آموزشی ایالات متحده آمریکا در تعمیق ارزشهای مردم سالاری در نهاد پیرحسینی. مواضع وی منعکس کننده نوع بی اعتمادی مفرط رایج در بین افرادی است که با رژیم سابق مبارزه می کرده اند؛ افرادی که از رژیم سابق و دولت ایالات متحده آمریکا، یک تلقی یکسان در ذهن خود داشتند. البته نباید پیرحسینی را از دست رفته فرض کرد چرا که حداقل تبادل نظرات به نحوی کاملاً باز صورت گرفت. گریوز


تظاهرات در مقابل سفارت آمریکا

سند شماره 344

استفاده محدود اداری17 اکتبر 1979 25 مهر 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 11060به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی فوری

موضوع: تظاهرات در مقابل سفارت آمریکا

1- (بدون طبقه بندی)- در ساعت 18:36 روز 16 اکتبر گروهی از تظاهرکنندگان بالغ بر 600 تا 800 نفر به سمت پایین خیابان تخت جمشید راهپیمایی کرده و برای 8 الی 10 دقیقه در مقابل سفارت توقف کردند و شعارهای ضدآمریکایی و ضدامپریالیسم سر دادند.

2- (بدون طبقه بندی)- هیچ تلاشی برای ورود به سفارت به عمل نیامد و هیچ نشانه ای از بروز خشونت مشاهده نشد. گروههای انتظامات نظم تظاهرکنندگان را کنترل می کردند.

3- (استفاده محدود اداری) - نظریه: ما نمی دانیم چه چیزی انگیزه این تظاهرات بوده است. سفارت حدس می زند که این تظاهرات شاید به تظاهراتی که توسط گروههای مختلف مسلمان در اعتراض به نگهداری زندانیان فلسطینی سیاسی توسط اسرائیل صورت گرفته بودرابطه ای داشته باشد. معترضین تاکنون چندین راهپیمایی در نقاط دیگر تهران در روز 16 اکتبر برگزار کردند که شامل سوزاندن پرچمهای آمریکا و اسرائیل در مقابل دانشگاه تهران می شد. گزارشات مطبوعاتی در 15 اکتبر حاکی از آن است که گروههای سازمان دهنده پیشنهاد کرده بودند که گردههایی در مقابل سفارت آمریکا انجام پذیرد اما این گزارشات را تا پس از انجام تظاهرات مشاهده نکرده بودیم. لینگن


گزارش سیاسی

سند شماره 345

محرمانه17 اکتبر 1979 25 مهر 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 11067به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی فوری

موضوع: گزارش سیاسی

1- (محرمانه تمام متن)

2- خلاصه گزارش: موج ناآرامیها در ایران بالا گرفته، بعضی از درگیریهای توصیف شده را می توان به نارضایتی عمومی نسبت به دخالتها و زیاده رویهای سپاه پاسداران نسبت داد. گزارش

ص: 694

چهار مورد اقدام به آدم کشی، و قتل یک تاجر آلمان غربی در تهران. بیکاری مشکل بزرگی شده و برخلاف حکم دولت، بیکاران در چند شهر اعتراض و تظاهراتی برپا کردند. انتخابات انجمن شهر در ایران که در 12 اکتبر انجام شد، موفقیت دولت موقت را خیلی کمتر از آنچه انتظار داشت، نشان داد، و در بعضی جاها با خشونت و اتهام عمومی به تقلب توأم بود. پایان خلاصه.

3- صحنه سیاسی ایران طی دو هفته گذشته همچنان با خشونت و ناآرامیهای مستمر در مناطق کردنشین همراه بود. (در تلگرافهایی جداگانه گزارش شد.) گزارش شده که در بندرانزلی در نزدیکی دریای خزر (بندر پهلوی سابق)، سیستان و بلوچستان و ماکو، شهر مرزی ایران و ترکیه ناآرامی آغاز گردیده است. به نظر می رسد مشکلات موجود با سپاه پاسداران، موجب بروز بسیاری از این حوادث شده است.

4- هزاران تن از اهالی شهر ماکو در آذربایجان غربی طی تظاهراتی در 14 اکتبر به اعمال غیرمسئولانه سپاه پاسداران اعتراض کردند. مدارس و دکانها بسته بودند و راه مرز بازرگان که در نزدیکی ماکوست مسدود بود.

بنا به اظهار حقگو، استاندار آذربایجان غربی، ماجرای دو شب قبل که در آن سپاه پاسداران به سوی اتومبیلی که سرنشینان آن مشروب مصرف می کردند، آتش گشودند، باعث این تظاهرات شده است. ماجرای دیگر دستگیری 9 روستایی توسط سپاه پاسداران تبریز است که ظاهراً بدون اینکه به خود زحمت بدهند و استانداری را در جریان تصمیمات خود بگذارند، اقدام به آمدن به منطقه آذربایجان غربی کرده اند.

5- درگیری بندر انزلی (بندر پهلوی سابق) با زد و خورد بین مردم و سپاه پاسداران انقلاب همراه بوده است. این درگیری در روز 15 اکتبر شروع شد و تا روز بعد ادامه داشت که روی هم 10 کشته و 34 مجروح به جای گذاشت. نهایتاً از ژاندارمری و نیروی دریایی برای برقراری مجدد نظم و نجات پاسداران انقلاب که به ساختمان پلیس پناهنده شده بودند، استفاده گردید. این درگیری ظاهراً به دنبال تراکمی که بر سر حق ماهی گیری در نزدیکی بندر انزلی اتفاق افتاد که ماهیگیران محلی به ممنوعیت هایی که از جانب شیلات شمال وضع شده بود اعتراض کردند.

6- هر چند که دو بمب در 10 اکتبر در محله مسکونی در خرمشهر منفجر شد، ولی استان خوزستان در هفته گذشته نسبتاً آرام بود. هیچ گزارشی از تلفات جانی و یا خسارات مادی این انفجار نرسیده است. بمب دیگری کشف شد و قبل از انفجار خنثی گردید. بمبی در دبیرستان شریف واقفی اهواز پیدا شد که آن هم خنثی گردید.

7- در 4 اکتبر اشخاص مسلح ناشناسی تقی روحانی، مفسر رادیویی رژیم شاه را ربودند. وی را در حالی ربودند که توسط پاسداران برای گذراندن شش سال تبعید که توسط دادگاه انقلاب به وی داده بودند به فرودگاه مهرآباد تهران اسکورت می شد و بعدها تقی روحانی را

ص: 695

در حالیکه گلوله ای از ناحیه سرش خورده بود، پیدا کردند ولی مسئولین بیمارستان ادعا می کنند که او زنده خواهد ماند. آدم ربایی و شلیک گلوله به روحانی ظاهراً اعتراضی به حکم پایین دادگاه انقلاب می باشد که به وی داده بودند.

در 10 اکتبر، سپاه پاسداران و پلیس از سوءقصد به جان مصطفی کتیرایی وزیر مسکن جلوگیری به عمل آوردند. مهاجمین احتمالی فرار کردند. در همین روز حجت الاسلام محمدباقر دشتیانه، رئیس کمیته انقلاب منطقه 3 تهران، هدف یک سوءقصد قرار گرفت. جریانی که وارد یک سناریوی رایجی می شود، دو نفر موتورسوار ناشناس، دشتیانه را در حالیکه پیاده از مقر کمیته به منزلش برمی گشت، زخمی کردند. در 14 اکتبر «هالش جاشیم لیب» رئیس حسابداری آلمانی کارخانجات «میرک» در خارج منزلش در تهران مورد حمله قرار گرفت و کشته شد. قاتلین با موتور فرار کردند و جزوه ای که در نزدیکی جسد «لیب» پیدا شد نشان می دهد که گروه مسلمان افراطی فرقان مسئول این قتل می باشد.

8- علیرغم دستور دولت مبنی بر عدم اجتماعات غیرقانونی و اعتراض آمیز، در چندین شهر تظاهراتی با شرکت بیکاران ادامه یافت و بیش از چهار هزار تن از بیکاران روز 6 اکتبر در مقابل ساختمان وزارت کار در تهران دست به تظاهرات زدند و چند روز بعد در تهران صدها تن برای نشان دادن وضع بد خود یک راهپیمایی برپا داشتند. سپاه پاسداران انقلاب برای متفرق کردن راهپیمایان تیراندازی هوایی کردند. طبق گزارش یک روزنامه حدود 600 تا 700 نفر بیکار در سنندج مقابل دفتر آموزش و پرورش تظاهرات بپا کردند. هم چنین دیپلمه های بیکار در قوچان، مشهد و بابل دست به تظاهرات زدند.

طبق اظهارنظر عبدالعلی اسپهبدی، وزیر کار در حال حاضر در ایران بین یک تا یک میلیون و نیم بیکار وجود دارد. وی ادعا نمود که پس از انقلاب نسبت بیکاران رو به تقلیل گذارده و هم اکنون بین 8 تا 10 میلیون نفر شاغل هستند.

9- در 12 اکتبر انتخابات شوراهای شهرهای ایران در 140 شهر برگزار شد و تعداد رأی دهندگان بسیار کمتر از حد انتظار بود. بنا به مسایل حفاظتی در بعضی از شهرها خصوصاً در کردستان انتخابات انجام نشد. از استان سیستان و بلوچستان نیز گزارشاتی از خشونت و درگیری ناشی از برگزاری انتخابات رسیده است. در 12 اکتبر گروهی که شعار «زنده باد شاه» سر می دادند، به تعدادی از صندوقهای انتخاباتی در زاهدان حمله کرده و چند نفر را زخمی و یک پلیس را کشتند.

درگیری زاهدان ظاهراً از زمانی آغاز گردید که 9 نفر از اعضای انجمن شهر استعفا کردند و اعضای بلوچ در کمیته ناظر بر انتخابات از کارهایشان کناره گیری کردند. تشنج زمانی به اوج خود رسید که حزب معروف بلوچ «اتحادالمسلمین» انتخابات را تحریم کرد و از مردم خواست تا در آن شرکت نکنند.

به دنبال حمله به صندوقهای انتخاباتی در زاهدان انتخابات تعطیل شد. گزارشات تأیید

ص: 696

نشده مؤکد این است که درگیریهای سیستان و بلوچستان خیلی بیش از آن چیزی است که روزنامه ها گزارش می کنند. افرادی که به مناطق بلوچ نشین سفر کرده اند به مأمور سیاسی ما گفتند که قبیله نشینان آنجا شدیداً طرفدار شاه هستند. حتی «محمد جریری» استاندار آنجا پذیرفته است که جمع آوری اسلحه های مردم با شکست روبرو شده است در حالیکه ادعا می شود که «دولت کاملاً زمام امور استان را در دست دارد.» جریری لازم دید که خاطرنشان کند که اگر مردان قبیله نشین از تسلیم اسلحه های خود امتناع ورزند عفو امام خمینی برای آنها لغو خواهد شد و با آنها به عنوان یاغی مقابله خواهد شد.

10- درگیریهای انتخاباتی در منطقه دریای خزر نیز به وقوع پیوست. در رشت، مرکز استان گیلان، تمام اعضای کمیته ناظر بر انتخابات به دلیل دخالت «اشخاص غیرمسئول» در کارشان استعفا دادند. در نزدیکی لنگرود، 20 نفر از 29 کاندیدای انجمن شهر استعفا دادند، ولی به هر حال انتخابات انجام شد. در همدان و هشتپر طوالش (در نزدیکی رشت) به صندوقهای انتخاباتی حمله شد.

وزیر کشور نام 17 شهر ایران را که انتخابات، انجمن شهر در آنها باطل شده بود را برشمرد. در 16 اکتبر، حزب جمهوری اسلامی اعلامیه ای انتشار داد و مدعی گردید که در کلیه انتخابات انجمن شهر تقلب صورت گرفته است و درخواست تشکیل کمیسیونی برای پیدا کردن موارد تخلف کرد. لینگن


ملاقات با خمینی

سند شماره 346

سری

وزیر خارجه17 اکتبر 1979 25 مهر 1358

فوری، تهرانبه: شورای امنیت ملی: ز برژینسکی

موضوع: ملاقات با خمینی

1- (سری تمام متن)

2- در صورتی که در آینده نزدیک از شما برای ملاقات با خمینی دعوت به عمل آمد؛ امیدواریم که طی ملاقات هیچ گونه رویارویی و تخاصمی به وجود نیاید و راه برای تبادل نظر بیشتر هموار گردد. می توانید از ارائه مطالب از نکات ذیل استفاده به عمل آورید.

الف) مردم ایران در تلاش خویش برای تحقق جمهوری اسلامی رنجهای بسیاری را متحمل شده اند. ما در این زمینه با آنها عمیقاً اظهار همدردی کرده و برای آنها در ایجاد صور حکومتی موردنظر خواست اکثریت ایرانیان آرزوی موفقیت داریم.

ب) بین آمریکاییان و ایرانیان از دیرباز روابط صمیمانه ای برقرار بود و ما از آرمانهای ایرانیان برای دستیابی و تحقق جامعه ای عدل گستر، پر مودت حمایت می نماییم. در روابط گذشته خویش با ایران خطاهایی را مترکب شده ایم که امیدواریم در آینده جبران شود. ما

ص: 697

خواستار پای گذاشتن به عرصه جدیدی هستیم تا روابط خویش را بر اساس احترام متقابل، دوستی و مساوات مستحکم سازیم. چنین رابطه ای باید جنبه متقابل و دوجانبه داشته باشد و هر یک از طرفین در کمک به تفاهم و همکاری نقش خویش را ایفا کند.

ج) ما مایل به دخالت و یا اعمال نفوذ در امور داخلی ایران نیستیم. جامعه ایرانی باید بر طبق معیارهای ارزشی، تاریخی و اراده ملت ایران تحول پیدا کند و امیدواریم که کشورهای دیگر نیز نسبت به رویدادهای سیاسی ایران مانند ما احترام قائل شوند. ایران باید فارغ از فشارهای خارجی یا ایدئولوژیهای بیگانه باشد.

د) نخست وزیر بازرگان به عنوان فردی با تقوا، عاقل و وطن پرست از نظر ما قابل احترام است. وی نتوانسته است مشکلات عدیده کشور را به طرز مؤثری تحت کنترل درآورد و از اینکه این وضع فرصت های بیشماری را برای دشمنان ایران ایجاد کرده، نگران هستیم. ما امیدواریم که آیت الله از نخست وزیر حداکثر حمایت را بنماید تا حیات سیاسی و اقتصادی کشور بر مبنای صحیح و سالم استوار گردد.

ه ( ما خواهان رسیدن نظراتمان در زمینه حقوق بشر به سمع آیت الله هستیم. ما با محاکمات غیرعلنی و اعدامها مخالفت خویش را ابراز داشته ایم نه اینکه در مورد تقصیر و یا بیگناهی متهمین قضاوت کرده باشیم، بلکه به خاطر اینکه معتقدیم همه، بدون در نظر گرفتن اتهاماتشان، باید حق دفاع علنی از خویش را داشته باشند و بتوانند به قضات بالاتر متوسل و درخواست پژوهش بیشتر بنمایند. از اعلام عفو عمومی توسط آیت الله بسیار خشنود گشته و امیدواریم که روند آشتی جویی و بخشش آن قدر تقویت یابد که ایرانیها بتوانند به جای پرداختن به گناهان گذشته به همکاری در حل مسایل آتی کشور بپردازند.

و) علاوه بر این امیدواریم که به مطبوعات و همه سیاستمداران اجازه پرداختن آزادانه و عاری از ارعاب به تلاشهای خویش داده شود. دولت آیت الله و نخست وزیر بازرگان آن قدر محبوب و مردمی است که نباید از انتقاد دچار وحشت شود از نظر ما فعالیت مطبوعاتی آزاد و صادقانه و نظام سیاسی آزاد مهم ترین عوامل مصونیت در برابر ظلم و ستم می باشند. این نهادها با گذشت زمان پدیدار خواهند گشت و در برابر مشکلاتی که به ناچار در این راه پدید می آید باید صبر و بردباری نشان داد.

ز) در خاتمه از طرف رئیس جمهور اعلام می داریم که ما آمریکاییان می خواهیم شاهد ادامه حیات ایرانی آزاد، مستقل و قدرتمند در حراست از تمامیت ارضی خویش باشیم. در صورت تمایل، ما نیز از طرق مناسب حاضر به همکاری با ایران می باشیم. در صورت تمایل ایران می توانیم در زمینه کشاورزی و عمران اقتصادی به آن کشور یاری دهیم. در صورت وجود ظن و تردید نسبت به ما امیدواریم که آیت الله با صراحت و به طور خصوصی آن را با ما در میان بگذارد. ما می خواهیم برای از بین بردن اختلاف سلیقه و نظر خویش از هیچ تلاشی فروگذار ننماییم. برای تحقق دوستی موردنظر ما باید به صبر، صراحت و اعتماد متوسل شد.


عکس العمل مطبوعاتی

ص: 698

سند شماره 347

استفاده محدود اداری17 اکتبر 79 25 مهر 1358

از: سفارت آمریکا، تهرانبه: سازمان ارتباطات بین المللی، واشنگتن دی. سی

موضوع: عکس العمل مطبوعاتی

1- جمهوری اسلامی، ارگان حزب جمهوری اسلامی، یک بار دیگر آمریکا و اسرائیل را متهم به تشدید زد و خوردها در ایران به عنوان «طرح ضربتی» خود علیه جمهوری اسلامی کرد. در گزارش مربوط به درگیری بین افراد محلی و پاسداران انقلاب در بندر انزلی که یکی از بنادر دریای خزر است، این روزنامه در تاریخ 25 مهرماه عکسهایی از پاسداران مجروح را چاپ کرده و در زیر هر یک نوشته است: «ببینید این چپگرایان که عمال آمریکا هستند چه بر سر جوانان مسلمان ما چه آورده اند. این عکس جسد دو تن از پاسداران انقلابی ما را نشان می دهد که در کردستان سوزانیده شده اند. عمال آمریکا در همه نقاط کشور حاضرند و به شراب خواری و رقص آنهم پس از سوزانیدن فرزندان دلبندمان می پردازند، بترسید از آن روزیکه ملت مسلمان ما طغیان کند.» برگزیده ای از متن به شرح زیر است: ... طی تماسی که با بندرانزلی داشتیم گفته شد که «رویدادهای این بندر نمونه بارزی است از توطئه های سازمان سیا و دیگر سازمانهای سیاسی که قرار است به مرحله اجرا درآید. طی این طرح که در شهرهای شمالی، جنوبی و شمال غربی کشور به اجرا درآمده، آمریکا و اسرائیل عزم را جزم کرده اند تا روحیه انقلابی مردم را درهم شکسته و ایمان آنها را نسبت به پیروزی انقلاب تبدیل به یأس گردانند تا راه برای پیدایش یک دولت فاشیست دارای شعارهای کمونیستی هموار گردد.»

2- نظریه: دکترحسین موسوی سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی هیچ گاه نخواسته است نسبت به درخواست ملاقاتهای ما از آغاز پیدایش اینگونه تبلیغات خصمانه در روزنامه اش که در یک هفته قبل چاپ می شد، پاسخ مثبت دهد. پاسخ معمول ارائه شده از طرف دفتر وی این است که: «هیأت سردبیران ابتدا باید مشخص کند که وی می تواند با شما ملاقات کند یا نه و پس از آن ما شما را در جریان امر قرار خواهیم داد.» روزن


رادیو محلی شیراز

سند شماره 348

21 اکتبر 1979 29 مهر 1358

موضوع: رادیو محلی شیراز:

درخواست از مردم اردکان دایر بر ثبت سلاحهای خود

خلاصه گزارش: به دستور امام خمینی، رهبر انقلاب اسلامی ایران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهر اردکان از تمامی مردم اردکان و مناطق حومه درخواست کرده است که تا تاریخ 23 اکتبر با مراجعه به فرماندهی مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اردکان، نسبت به ثبت

ص: 699

سلاحهای خود اقدام نمایند و مجوز حمل سلاح دریافت کنند. در بیانیه ای که به همین منظور صادر شده، آمده است که بعد از تاریخ 23 اکتبر هیچ گونه مجوزی برای حمل سلاح صادر نخواهد شد و هرگونه سلاح مصادره شده و با خاطیان برابر قانون برخورد خواهد شد. فرآیند جمع آوری سلاح در روستای سیف آباد در منطقه کازرون به وسیله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ژاندارمری کازرون همچنان در حال انجام است.


ضرب الاجل تحویل سلاح تا اول نوامبر تمدید شد

سند شماره 349

ردیو محلی شیراز21 اکتبر 1979 29 مهر 1358

موضوع: ضرب الاجل تحویل سلاح تا اول نوامبر تمدید شد

متن گزارش: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهر لار از تمامی مردم این شهر و مناطق حومه درخواست کرده است که تا تاریخ 23 اکتبر با مراجعه به فرماندهی مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی لار، نسبت به ثبت سلاحهای خود اقدام نمایند و مجوز حمل سلاح دریافت کنند. برای این منظور، ضرب الاجل اول نوامبر تعیین شده است. در همین راستا تأکید شده است که بعد از این تاریخ حمل هرگونه سلاح توسط افراد فاقد مجوز حمل سلاح، جرم محسوب شده و غیر مجاز خواهد بود.


دانشگاه تهران باز می شود

سند شماره 350

محرمانه21 اکتبر 79 29 مهر 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 11145به: وزارت امور خارجه، واشنگتن، با اولویت

موضوع: دانشگاه تهران باز می شود

1- (محرمانه تمام متن)

2- دانشگاه تهران یکباره به آرامی و بدون هیچ گونه اعلامیه رسمی و بوق و کرنا زدنی باز شد و حداقل در بعضی از دانشکده ها مشغول تدریس می باشند. با وجود این که به ما گفته شده بود که دانشگاه تا 20 اکتبر بطور رسمی باز نخواهد شد. ولی متأسفانه شنیده شد که در حدود یک هفته است که کلاسهایی تشکیل می شوند. گزارش زیر توسط یکی از دستیاران جدید ایرانی سفارتخانه در قسمت سیاسی بعد از یک دیدار از محوطه دانشگاه در 16 اکتبر تهیه شده است. روز بعد وی از دانشگاه ملی دیدار کرد و علیرغم شایعه تظاهرات آنجا را آرام دید.

3- شاید برای اولین بار بعد از انقلاب، دانشگاه ترتیبی داده است که یک جو دانشجویی به خود بگیرد. فروشنده های همیشه حاضر در محوطه دانشگاه دیگر آنجا نبودند و تنها چیزی که از انقلاب باقی مانده است، نوشته های رنگی دیوار هستند که دیکتاتوری، شاه، آمریکا، صهیونیزم، امپریالیسم و کمونیسم را محکوم می کنند.

4- دانشگاه تهران این روزها با ازدحام دانشجویانی که در تالارهای با سقف بلند و

ص: 700

خیابانهایی سه بانده با درختهای بلند در رفت و آمدند، به حالت عادی برگشته است. گروههای کوچکی از دانشجویان با کتابهایشان راه می روند و به آرامی با یکدیگر صحبت می کنند و درباره جریانات اخیر بحث می نمایند، ولی صورتهایشان از حالت عصبانیت به حالت آرامش و جدیت تبدیل شده است. هر چه باشد نمره ها شوخی بردار نیست و انقلاب برای مدتی خوب است و برای ماندن در دانشگاه باید نمره گرفت.

5- موضوع فوق العاده قابل توجه این است که در این روزها تعداد بسیار بسیار کمی از افراد غیر دانشجو در محوطه دیده می شوند. قبل از شروع درسها تعداد زیادی غیردانشجو در محوطه دانشگاه حضور داشتند که می خواستند ببینند چه اتفاقی می افتد و یا فقط نوار و کتاب بخرند و یا فقط یک روز را بدون تشویش خاطر در محیطی که برای مدتی هسته فعالیتها بوده است بگذرانند. امروز اکثر اشخاصی که آن دور و بر راه می روند کتاب یا یک کیف در دست داشته و طرز راه رفتن مشخصی دارند... و در محوطه بیهوده پرسه نمی زنند و یا گردش نمی کنند در اطراف جمع شده و درباره مواد مورد علاقه شان روی پلکان بحث می کردند. دانشگاه حالت آرامی نشان می داد و برخلاف دانشگاه تهران که جوّ آن هنوز ناآرام و قابل احتیاط است، در اینجا افراد لبخند می زدند.

6- بسیاری از دانشجویان احساس می کنند در سال جاری مواد درسیشان علیرغم انقلاب چندان تغییری نکرده است. یک دانشجوی دختر جوان از دانشکده پزشکی گفت: «ما هنوز همان چیزها را می خوانیم ولی رابطه ما با استادان در جهت خوبی تغییر کرده است. آنها هم اکنون با ما صمیمانه تر رفتار می کنند.»

7- کلاسها مانند گذشته منظم نبوده و دروس مورد مطالعه مثل گذشته زیاد نیستند. مثل «دوره های تاریخ به خاطر تغییرات اخیر به نحو چشمگیری اصلاح شده... ولی به عنوان نمونه هیچ کس در مورد این تغییرات و یا این که چرا هم اکنون دروس تفاوت پیدا کرده اند، توضیح نمی دهد.

8- نمای خارجی ساختمان هنوز مملو از انواع شعارها می باشد ولی در داخل، به جای هرج و مرجی که ماهها بعد از 22 بهمن حاکم بود، نظم جایگزین شده است. تنها تانک چیفتنی که هفته ها مورد توجه بود به جای اولش برگشته است و کیسه های شن که در جلوی در اصلی گذاشته شده بودند برداشته شده است.

مطمئناً تلاشی جهت حفظ دانشگاهی صورت گرفته است.

9- دکه هایی که در تمام محوطه قرار داشتند برچیده شده بودند، البته بسیاری از آنها دوباره بازگشته اند، ولی این بار در خارج درهای دانشگاه مستقر شده اند. در اینجا آنها دوباره همه چیز را از روتختی گرفته تا غذا و فنجان و کتاب و نوار و پوستر می فروشند. دکه های غذافروشی مطابق بودجه دانشجویی برپا شده... و میزهای طولانی با لیوانهای چای و کیک در طول خیابان انقلاب چیده شده اند.

ص: 701

10- در بیرون در اصلی دانشگاه یک گروه اسلامی، چادری با یک نمایشگاه عکس که حوادث اخیر کردستان را نشان می داد، برپا نموده اند. عکسهایی که به نحو نامطلوبی از جنازه ها گرفته شده بود و شعارهایی که بسیار یک جانبه (از لحاظ سیاسی) بود به نحو ناهنجاری در قسمت جالب توجه تابلو نصب شده بود تا همه «جنایاتی که توسط ضدانقلابیون و جنایتکاران آمریکایی صورت گرفته بود» ببینند. دانشجویان و غیردانشجویان از جلوی عکسها به آرامی رد می شوند و گاهی هم آهی می کشند و خشونتی نشان نمی دهند.

11- در مقابل چادرهایی که روی آنها عکس هست یک مرکز سیار انتقال خون قرار دارد که بر روی آن اطلاعیه ای بدین مضمون چسبانیده شده:«همه نوع خون برای قربانیان درگیریهای سراسر کشور مورد نیاز است».

12- شاید تنها چیزی که به فضای دانشگاه اضافه شده این منظره استثنایی است که علفهای چمن محوطه مجدداً در حال روئیدن هستند، زیرا که در آنجا دیگر تظاهرات و گردهمایی برگزار نمی شود... تنها نمازگزاران جمعه هستند که بدون کفش و پابرهنه برای برگزاری نماز می آیند... و به همین دلیل به چمن صدمه زیادی وارد نمی کنند.

13- در مقایسه با دانشگاه بزرگ تهران، دانشگاه ملی در اثر انقلاب چندان تغییری نکرده است. شعارها متعدد نیستند و رویه و طرز لباس پوشیدن دانشجویان و اتومبیلهایی که خارج از دانشگاه پارک شده، نشان دهنده طبقه مرفه تر دانشجویان است که در دانشگاه ملی حاضر می شوند. گروههای کوچکی از دانشجویان در اطراف جمع شده و درباره مواد مورد علاقه شان روی پلکان بحث می کردند. دانشگاه حالت آرامی نشان می داد و برخلاف دانشگاه تهران که جوّ آن هنوز ناآرام و قابل احتیاط است، دراینجا افراد لبخند می زدند.

14- جالب ترین مشخصه دانشگاه ملی این است که علائم اسلامی کمتر از دانشگاه تهران جلب توجه می کنند. تعداد کمتری از پوسترهای انقلابی اسلامی و یا تصاویر آیت الله روح الله خمینی در آنجا وجود داشت. در عوض پلاکاردهای بزرگی که توسط حزب توده یا حزب کمونیست تهیه شده بود و اعمال دولت را در کردستان محکوم می نمود، همچنین «روزهای یادبود متعددی مانند قتل عام 27 مرداد 1332 را گرامی می دارند» و تصاویری از افسران نظامی حزب توده که بعد از کودتای 1332 اعدام شده بودند و همچنین پوسترهای بزرگی از مارکس و لنین در دانشکده ها وجود داشت. قفسه های کتاب بر روی میزهای طویل داخل دانشگاه چیده شده بود که بیشتر کتابهای کمونیستی و مارکسیستی را به فروش می رساندند. گرچه میزهای متعددی هم که کتابهای علی شریعتی و قرآن را به فروش گذاشته اند یا شعارهای پارچه ای ما بین درختان، افکار و ایدئولوژیهای متفاوتی را نشان می دهند. بعضی از آنها عزاداری وفات آیت الله محمود طالقانی را نشان می داد و بعضی دیگر که آرم پیروان حزب توده را داشت اعلام می کرد که «قراردادهای نظامی دوجانبه بین ایران و ایالات متحده باید لغو شود.» لینگن