دانلود نرم افزار تاریخ ایران
1 / 3
نرم افزار مترو تایم
2 / 3
نرم افزار دانشنامه شهرهای ایران
3 / 3
نرم افزار تاریخ ایران
4 / 3
نرم افزار دانشنامه جانوران
5 / 3
نرم افزار دانشنامه نجوم و فضا
6 / 3
نرم افزار دانشنامه کشورها
7 / 3
نرم افزار دانشنامه بیماری ها
8 / 13
دانشنامه مشافل و کسب و کار ها
9 / 13
دانشنامه رشته های تحصیلی
10 / 13
دانشنامه مشاغل و کسب و کار ها
11 / 13
دانشنامه رشته های تحصیلی
12 / 13
دانش نامه مشاغل و کسب و کار ها
13 / 13
دانشنامه مشاغل و کسب و کار ها

شعر و شعرا

گروه نرم افزاری آسمان

شعر و شعرا




اشاره
هنگامیکه به آثار منظوم ادیبان پاك سرشت پیشین بر می خوریم، آنها را در سطحی مینگریم که از مرحله لفاظی و عبارت پراکنی
اوج گرفته از گشتن به گرد تملق این و آن بدور مانده اند و شعرشان را بر پایه سازندگی مکتبی انسانی و نشر معارف بشري بکار
انداخته اند و در این راه به پیروي از قرآن و حدیث پرداخته از علوم عقلی و فلسفی بحث نموده اند و پا در فنون و علوم بشري
گذاشته، از سخنان پندزا و سودمند که نشان دهنده روح انسان کامل است، دریغ ننموده اند. با اینکه شعرشان شامل مزایاي ادبی هم
بوده است و چنین ادبیاتی در دیدگاه دانشمندان و صاحبان حکمت و اندیشمندان است، که بشریت بدان احساس احتیاج می نماید
و خواسته اهل تاریخ و انسانهاي دیگر است.
ما، در این برداشت، گرانبهاترین اثر را از این اشعار میگیریمو بر مبانی مذهبی و حق جوئی شیعه، استدلال میکنیم که چگونه شاعر
اندیشمند ما، ازجان
[ [ صفحه 9
مایه میگیرد و خصلتهاي نیکوي آل محمد را نمودار می سازد، و این هنر شعر و شاعري است که حقیقت را با جلوه خاصی نشان
میدهد و در دیدگاه نسلهاي آینده، که تشنه حق جوئیند قرار میدهد.
شعر شاعر، فضائل اخلاقی و امور معنوي را با روح شنونده درآمیخته و با یک جذبه عمیق رهرو حق جو را به چشمه زلال حقیقت
صفحه 15 از 222
می رساند. فضاي وسیع انسانها را وسیعتر و فریاد دلنشینش را به دل هر انسانی میرساند و چه بسیار این آوازها که از دل شاعران
برمی خیزد، در دل شب نواي دلنشین کاروانیان میشود و نشاط دیگري بشتران میدهد و این نوا و آواز است که در دل رهروان شور
زندگیمی افکند و نوید صبحی دل افروز را به بشر میسپارد.
در مجلس امرا و بزرگان، سرایندگان شعر هنرنمائی دارند و مادران با هزار شور و شعف در کنار گاهواره، زمزمه میکنند و با
فرازهاي زیباي شعري، دل ناآرام طفل را آرامش می بخشند. در سنین کودکی شعر مبدا تلقین اوصاف پسندیده و خصلتهاي نیکو
است و شور ایمان را در رگ و پی جوانان جاي میدهد و همراه با رشد جسمی روح طفل را به آسمانهاي پاك اوج میدهد و
افقهاي دیگري به رویش می گشاید، او را با پاکان آشنا می سازد و دلش را به خاندان پیغمبر که بهترین پاکانند ربط میدهد و این
شعر است که اینهمه هنر داردو می تواند در پی یک خروش، سازمان مخالفین را درهم کوبد و خوار و ذلیلشان کند و بهترین شاهد
شمائید که میدانید شعر خوب چه شوري در دل و خروشی در سر میافکند.
(اگر با زبان عربی آشنائی داشتید) می دیدید چگونه در مقابل قصیده میمیه فرزدق، دل می باختید و با هاشمیات کمیت، انس
گرفته و قصیده عینیه حمیري شور و احساسی حماسی در دل و سرتان می افکند، آیا میشد قصیده تائیه دعبل خزاعی را بخوانید و
برجنایات و ستهمائیکه بر خاندان رسول رفته اشگ نریزید و یا قصیده میمیه امیر ابی فراس شما را دگرگون نکرده و با شاعر
دلسوخته همراه نگشته
[ [ صفحه 10
و هم آواز نشوید که:
اي شراب فروشان بی باك به خود مبالید و از خودستائی باز ایستید که هر آینه ارزندگانی هم هستند که در نبرد زندگی خون گرم
خود را نثار میکنند.
ما در خلال این کتاب با آه صوخته و رنجهاي فراوانی که این شاعران حق جو کشیده اند آشنا میشویم، لذا شاعران قرن اول هجري
را مینگریم که چگونه مدیحه و مرثیه را سر دادندو چون شمشیر برانی از پیشوایان دین حمایت کردند و شعرشان تیر خطرناکی بود
در جگردشمن و در هر مرز و بوم جز اعلام دوستی خاندان محمد کاري نداشتند.
پیشوایان دین هم مال زیادي بدین شاعران میدادند که از کار و دیگر امور مستغنی شده و به این امر مهم که زنده کردن روح
انسانی در ارواح مردم است اشتغال ورزند و مردم را با این امر حیاتی آشنا ساخته و به سویشان سوق دهند. پیشوایان حق در تشویق
این شاعران چنین میگویند:
"هر که یک خط شعر، در باره ما بگوید خداوند در بهشت خانه اي برایش می سازد " و بدین سان مردم را هم در حفظ و یاد
گرفتن این اشعار تحریص میکردند چنانکه حضرت صادق (ع) میفرماید:
فرزندان خود را با شعر عبدي آشنا سازید، یا میفرمودند: در باره ما کسی شعري نگوید مگر اینکه از جانب روح القدس تایید گردد.
کشی دانشمند بزرگ علم رجال، در کتاب رجالش ص 160 از ابوطالب قمی روایت میکند که او گوید:
چند شعري سرودم و به محضر امام باقر (ع) فرستادم و در ضمن اشعار از پدر امام باقر یادي رفته بود، از حضرت تقاضا کردم اجازه
دهند که مدح خود حضرت گویم، ولی حضرت باقر (ع) کاغذ را از جائیکه شعر نوشته بود جدا کردند و پیش
[ [ صفحه 11
صفحه 16 از 222
خود نگاه داشتند و در قسمت سفیدي بالا نوشتند: احسنت چه نیکو سرودي خداي بتو سزاي نیک دهد.
و در روایت دیگر چنین است که:
از حضرت تقاضا کردم اجازه فرمایند تا در مصیبت پدرشان نوحه سرائی کنم حضرت در جواب نوشتند: اشکالی نیست براي پدرم و
هم براي من نوحه سر کن.
موقعیت شعر و شاعران از نظر قرآن و حدیث
آنچه امامان بر حق ما در تشویق شعرا فرمودند، رفتاري است که از جد بزرگوارشان آموخته اند، زیرا رسول اکرم (ص) فوق العاده
شاعران را در مدح پاکان و ذم مخالفینتشویق میفرمود، خود حضرت شعر می خواند و از دیگران می خواست که شعر بخوانند و
شاعران را اجازه میفرمود تا شعر بسرایند و به آنانکه رسالت شعر را مراعات مینمودند ارج می نهاد و ما حضرت را می نگریم
چگونه در مقابل شعر عمویش ابی طالب بی تابی میفرمود.
آن هنگام که طلب باران نمود و خدایش باران بارید، چنین گفت: برابی طالب از خدا نیکی باد، اگر او زنده بود چشمانش از این
حادثه روشن میشد، حال کیست که شعري از او بخواند؟ عمر برخاست و عرض کرد: شاید این شعر را خواسته اید:
و ما حملت من ناقه فوق ظهرها
ابر و اوفی ذمه من محمد
هیچ شتري بر پشت خود نیکوتر و با وفاتر از محمد حمل نکرده است.
رسول اکرم (ص) فرمود: این گفته عمویم نیست از حسان بن ثابت است، سپس حضرت علی (ع) برخواست و عرض کرد شاید این
شعر را اراده فرموده اید:
و ابیض یستسقی الغمام بوجهه
ربیع الیتامی عصمه للارامل
تلوذبه الهلاك من آل هاشم
فهم عنده فی نعمه و فواضل
"سفیدروئی که به یمن روي او از ابر طلب باران میشود"
[ [ صفحه 12
"او (محمد) پناه یتیمان و بیوه زنان است "
"بنی هاشم در سختی و درماندگی به دامن پر مهر و محبت او پناهنده میشوند. "
صفحه 17 از 222
رسول خدا فرمود: آري اینست شعر ابوطالب.
در این هنگام شخصی از طائفه کنانه برخاست و در سروده خود گفت:
"پروردگارا ستایش توراست و سپاس تو گفتن بر ماست. چه، به میمنت روي محمد، به باران رسیدیم.
او با چشمانی نگران رحمت حق، خدا را خواند که باران بارد.
لحظه اي چند نگذشت، که دانه هاي در فام باران، بر سرمان ریخت "
"ابرها بهشدت باریدند و مسیل ها بجوشش آمدند و حتی مناطق بلند قبیله مضر را سیراب نمودند.پس پیغمبر، چونانکه عمویش
وصف او گوید، داراي آبروئی است که به واسطه او خداوند ابرها را به ریزش میاورد، این مطلبی است آشکار و آنهم خبري است
که می شنویم. "
پیغمبر فرمود: مرحبا اي کنانی، خداوند به هر بیت شعر خانه اي در بهشت به تو پاداش دهد.
در جنگ بدر، چون چشمان حضرت بکشته گان به خون آغشته افتاد، به ابی بکر فرمود: اگر عمویم زنده بود، می دید که چگونه
شمشیرهاي ما، مردان نامی آنان را بخون کشیده است.
عموي پیغمبر حضرت ابوطالب چنین سروده بود:
سوگند به خدا اگر من میبینم به صورت جد در آید، شمشیرهاي ما با گوشت و خون بزرگانشان آشنا خواهد شد.
و باز رسول خدا را می نگریم که از شعر عمویش عباس مسرور گشته، چه او
[ [ صفحه 13
ازحضرت درخواست نمود تا در مدحش شعري بسراید. پیغمبر فرمود، بگو دهانت خورد مباد، عباس چنین سرود:
اي پیغمبر سرشت پاکت در سایه هاي قدس الهی به ودیعت بود قبل از هر آفرینشی و به دنیا فرود آمدي، ولی هنوز به قالب بشري
در نیامده بودي و نه بصورت گوشت و خون، بلکه هسته وجودي تو از نسلها میگذشت و از اصلاب عبور میکرد، تا به صحنه وجود
آمدي و جهان هستی را روشن نمودي.
ما در پرتو روشنائیت راه صلاح و رشد عقلی خود را می سپاریم
و هنگامیکه عمرو بن سالم بر پیغمبر وارد شد و شعر خود را خواند حضرت فرمود: حقا که ما را یاري نمودي، خدا یار تو باشد. شعر
او چنین شروع میشود:
پروردگارا من با محمد، سوگند پدران خود را با پدر پیشین او خاطر نشان ساختم و اینکه ما فرزندان توئیم و به اسلام گرائیده و از
تو دست بردارنیستیم. خداوندا محمد را یاري کن و بندگانت را به یاري او فرست.
ابو لیلی نابغه جعدي را می نگریم، که بر پیغمبر وارد میشود دویست بیت شعري که در مدح حضرت سرودهبود، می خواند. پیغمبر
مسرور گشته دعایش میکند که دهانت خورد مباد.
اول شعر او اینست:
اي دوست من لحظه اي خشم را فرو خوابانده و در کناري آرام گیر، در مقابل حوادث و بازیهاي دهر میخواهید زبان به ملامت باز
کنید یا با اخلاق بزرگ منشانه در گذرید:
قسمت دیگر از شعرش که در حضور پیغمبر سرود این قطعه است:
به خدمت رسولخدا شتافتم، هنگامیکه چراغ هدایت بشر را به یک دست و به دست دیگرش قرآن بود که چون ستاره اي تابناك
صفحه 18 از 222
می درخشید. من و هر که با من
[ [ صفحه 14
بود، چنان در گرایش شدیم که طلوع و غروب ستاره سهیل را نفهمیدیم. همه سعیم اینست که پرهیزکار شوم چه، از آتش سوزان
ترسانم.
تا اینکه باین شعر رسید:
ما با گرایش به اسلام به آسمان مجد وبزرگی رسیده ایم و آرزو اینست که به جلوه گاه بالاتري بر شویم.
پیغمبر به ابو لیلی فرمود:
کدام جلوه گاه بالاتر؟ عرض کرد: بهشت.
حضرت فرمود: بلی به خواست خدا.
و سپس چنین سرود:
حلم و بردباري موقعی نتیجه میدهد و از کدورت محفوظ میماند که گاهگاهی توام با تندي باشد.
و تندي هم اگر توام با حلم نگردد که از خطرات محفوظشدارد بی فائده است.
در اینموقع رسول خدا (ص)، دوبار فرمود: نیکو سرودي، دهانت سالم باد. او را می دیدند با وجود زیادي عمر دندانهایش چون دانه
هاي تگرگ آب شدهشفاف و براق، هیچیک از دندانهایش نه شکسته و نه افتاده بود.
و باز سرور آنجناب را می بینیم هنگامیکه کعب بن زهیر لامیه خود را براي حضرت می خواند و پیغمبر بردي به او صله داد که
بعدها معاویه به بیست هزار درهم از او خرید و پیوسته خلفاآنرا در روزهاي عید می پوشیدند.
در مستدرك حاکم ج 3 ص 582 آمده که چون کعب قصیدهخود را در حضور حضرت خواند به این شعر رسید که:
[ [ صفحه 15
همانا محمد پیامبر خدا چون شمشیري است که بدان کسب روشنی میشود.
و شمشیر برنده ایست از شمشیرهاي کشیده شده در راه خدا.
پیغمبر با آستین خود به مردم فرمان سکوت داد تا قصیده کعب را بشنوند.
و روایتی دیگر میگوید: کعب مصرع آخر را " من سیوف الهند " سروده بود پیغمبر فرمود: نه " من سیوف الله. "
و باز عبدالله بن رواحه را می بینیم که بر حضرت شعرمی خواند و او مسرور میشود: برا بن عازب گوید: پیغمبر اکرم (ص) را دیدم
که خاکهاي خندق را حمل میکند و گرد و خاك روي شکم حضرت را پوشانده بود، حضرت در آن هنگام شعر عبدالله بن رواحه
را زمزمه میکرد:
خداوندا اگر تو نبودي ما به هدایت نمی رسیدیم و نه انفاقی در راهت می نمودیم و نه به سپاس تو به نماز می ایستادیم،تو خود
آرامشی بر ما فرود آر و گامهاي ما را استوار گردان.
دشمنان بر ما ستم نمودند و ما در مقابل فتنه هایشان پایمردي نمودیم.
و از روایت ابن سعد در (طبقاتش) و ابن اثیر چنین بر می آید که شعرهاي بالا مربوط به عامر ابن اکوع است:ابن اثیر درج 3 (اسد
صفحه 19 از 222
الغابه) ص 72 روایت نموده که رسول خدا هنگام رفتن به خیبر به عامر فرمود، از مرکب خود فرود آي و از اشعار خود به آهنگ
حدي بخوان.
راوي گوید که عامر از اسب فرود آمد و شعر بالا را سرود. سپس رسول خدا فرمود: خدا بر تو رحم آورد، و در (طبقات) ج 3 ص
619 چنین
[ [ صفحه 16
است که: خدایت بیامرزد.
و نیز پیغمبر کرم را از شعر حسان بن ثابت در وجد و سرور می بینیم: حسان روز غدیر خم جریان غدیر را به شعر در آورد، پیغمبر
دعا کرد که:
لا تزال یا حسان مویدا بروح القدس ما نصرتنا بلسانک.
تا آن هنگام که با سخنت ما را یاري کنی از تاییدات روح القدس بهرمند گردي.
حضرت پیغمبر (ص) منبري در مسجد براي حسان میگذارد و او بر منبر می ایستاد و فضایل پیغمبر و مکتب او را، بازگو میکرد، و
باز رسول خدا فرمود که:
"خداوند حسان را تا موقعیکه از ما دفاع میکند تایید فرماید. "
و همچنین سرور حضرت رسول را (ص) از شعر ابی کبیر هذلی مشاهده میکنیم، عایشه گوید: پیغمبر اکرم (ص) پاپوش خود را
اصلاح می نمود و من نشسته به ریسندگی مشغول بودم ناگهان چشمم به صورت مبارکش افتاد که در چهره اش عرق می درخشید
از این حالت مبهوت شدم، حضرت رسول به من نگریست و فرمود: چه شده که چنین بهت زده مینگري؟ گفتم: اي رسول خدا
دیدم در چهره شما دانه هاي عرق نورافشانی میکنند، اگر ابوکبیر هذلی تو را میدید میدانست که سروده او از هر کس به تو شایسته
تر است. فرمود: مگر ابوکبیر چهسروده؟ گفت اینست شعر:
او از آزار رحم مادر پاك و از آلودگیهاي دایه و پستانش برکنار و هیچگونه بیماري دامنگیر او نیست. و هنگامیکه به خطوط زیباي
صورتش مینگرم چون درخشش دانه هاي باران که از آسمان ریزان است میدرخشد.
پیغمبر اکرم از سخن عائشه اظهار سرور فرمود.
پیغمبر اکرم (ص) پیوسته شعرا را بسرودن و ضبط اشعارخود وادار می فرمود و
[ [ صفحه 17
به آنها راهنمائی میکرد که گفتار مخالفین و حسب و نسبو تاریخ نشو و نماي آنها را از افراط مطلع یاد گرفته و با ذکر نقاط
ضعف، به مقابله برخاسته آنان را خفیف و سرشکسته سازند، چونانکه آنها را امر میفرمود به فرا گرفتن قرآن (و تا این حد بمساله
شعر اهیت میداد) این عمل را یاري دین میدانست و جهادي مقدس، به خاطر حفظ دین حنیف اسلام.
شخصیت شاعر را باو می فهماندکه در اجتماعات چه شانی دارد و در چه جهادي است. به شعرا میفرمود: دشمنان را هجوگوئید چه
مومن با جان و مال خود باید در راه خدا مجاهده کند.
به آنکه جان محمد در قبضه قدرت اوست قسم یاد میکنم که این عمل شما چنانست که با تیرهاي آتشین قلب دشمن را بشکافید و
صفحه 20 از 222
آنها را نابود سازید.
و باز بلفظ دیگر از رسول اکرم شنیده شد که حضرت فرمود: وقتیکه به وسیله شعر با مخالفین به مخالفت برمی خیزید، مانند
مجاهدانید که تیرها را به نشان دشمن پرتاب میکنند.
و رسول خدا (ص) پیوسته شعرا را برمی انگیخت تا با تیر دلدوز شعر به پیکار با مخالفین برخیزند و وادارشان میکرد که با حماسه
هاي شجاعت انگیز ضدیت و جبهه بندي کفار را درهم کوبند، روح نیرومند دینی را در بین مسلمین دمیده و حمیتشان را در مقابل
حمیت جاهلیت تقویت مینمود چه، شعر است که آنها را به هیجان و نشاط میاورد و آنها را در راه نشو معارف و دعوت بحق
تحریک میکند و به دفاع از حریم اسلام وا میدارد.
به شاعر میفرمود: مشرکین را و آنانکه از طریق حق بدورند هجو کنید چه در این هنگام روح القدس همراه شماست و به دیگر شاعر
میفرمود: آنها را هجو کنید که
[ [ صفحه 18
جبرئیل یارو مددکار شماست.
برا بن عازب گوید: به رسول خدا (ص) خبر آوردند که ابو سفیان بن حارث ابن عبدالمطلب تو را نکوهش میکند، عبدالله بن
رواحه در مجلس حاضر بود و از حضرت رسول (ص) تقاضا کرد که بمن اجازه فرما تا در باره این گمراه شعري بسرایم، حضرت
سئوال کردند که توئی سراینده آن شعر که با جمله (ثبت الله) شروع میشود؟ عرضکرد: آري من سروده ام!
فثبت الله ما اعطاك من حسن
تثبیت موسی و نصرا مثل ما نصروا
خداوند برقرار دارد آنچه از حسن و نیکوئی به تو عطا فرموده چونانکه موسی را پا بر جا داشت و تو را یاري کند چونانکه آنها را
یاري نمود.
پیغمبر اکرم دعایش فرمود که خدا بتو هم پاداش خیر دهاد.
براء گوید: کعب برخواست و مانند عبدالله تقاضا کرد که در رد ابوسفیان شعري بسراید حضرت فرمود تو صاحب آن شعري
کهسرآغازش جمله " همت " است عرض کرد آري من سروده ام که:
همت سخینه ان تغالب ربها
فلیغلبن مغالب الغلاب
سخینه خواست بر پرورش دهنده خود غالب گردد -
ولی چون دیگران در چنگال خشم او در آمد.
حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند: خداوند پاداش تو رافراموش نمی کند.
برا گوید: حسان بپا خاست و از رسول گرامی اجازه خواست که با شمشیر زبان، گوینده را بخاك مذلت و رسوائی بنشاند و
صفحه 21 از 222
مفتضحش کند.
پیغمبر فرمود: نزد ابوبکر برو و از خصوصیات خانوادگی و اخلاقی آن گروه کسب اطلاع کن و سپس آنهارا هجو نما که جبرئیل
در انجام این وظیفه، یار تواست.
[ [ صفحه 19
شعرائیکه بوظیفه مقدسشاعري می پردازند و با شمشیر زبان پشت دشمن را می شکنند مشمول این آیه هستند:
"الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و ذکروا الله کثیرا و انتصروا من بعد ما ظلموا. "
مگر کسانیکه ایمان آوردند و عمل نیک انجام دادند و زیاد به یاد خدا بودند که اینان بعد از اینکه ظلم کشیدند یاري حق شامل
حالشان می شود.
آري اینانند که از شعرا بی بند و بار در آیه " و الشعرا یتبعهم الغاوون " استتثنا شده اند.
گویند: چون این آیه در مذمت شعرا نازل شد، عده اي به نزد رسول اکرم آمده و میگریستند کهخداوند ما را نکوهش نموده است،
پیغمبر کرم دنباله آیه را خواند که " الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات ".... و شما هستید که مصداق این قسمت از آیه هستید " و
ذکروا الله کثیرا " و زیاد یاد خدا کنند و باز شمائید که این تکه از آیه شامل حالتان می شود " و انتصروا من بعد ما ظلموا " که بعد
از آن که ظلم شدند یاري می شوند.
گویند: کعب بن مالک به خدمت حضرت رسول (ص) رسید و پرسید: نظر شما در آیاتی که در سوره شعرا در باره شاعران وارد
شده چیست؟ حضرت پیغمبر فرمودند: بحقیقت که شما با شمشیر زبان در جهادید
علاوه بر اینکه شاعران مذهبی و کسانیکه حقائق زندگی را واگو میکنند از مذمت آیات بدورند، باید گفت که: آیات نکوهش
متوجهکسانیستکه از ظلم و باطل ترویج می کنند.
شیخ صدوق در کتاب عقائدش از امام صادق (ع) روایتی نقل میکند: که مراد از آیه، نکوهش کسانی است که بدروغ داستان
سرائی دارند.
[ [ صفحه 20
علی بن ابراهیم در کتاب تفسیر خود ص 474 نقل می کند که حضرت صادق (ع) فرمود:
آیاتی که مذمت شعرا در آن شده مشمول کسانیستکه دین خدا را تغییر داده وبا اوامر الهی مخالفت می ورزند و موجب نشر عقائد
فاسد در بین مردم شده آنانرا بهپیروي راههاي باطل وا دارند.
موکد استفاده ما از آیه دنباله آیه است که میفرماید ": الم تر انهم فی کل وادیهیمون. "
آیا نمی نگري که این شاعران بهر دري می زنندو بهر جانبی میل پیدا می کنند و به هر مذهب و عقیده اي در میایند.
در تفسیر عیاشی از حضرت صادق (ع) روایتی است که حضرت فرمودند: مراد از آیه گروهی هستند کهعلم غیر صحیح آموخته و
به گمراهی افتادند و مردم را به گمراهی سوق دادند.
پس در آیات نکوهشی، ذمی در باره شاعران بحق نارسیده است و تنها مراد آیه این بوده که شاعران باطل سرا را مذمت کند، چه،
صفحه 22 از 222
شعر با امواج نامرئیی که بوجود می آورد در روحشنونده اثر میگذارد و قرآن می خواهد جلوي این اثرهاي نامطلوب شعر را بگیرد.
اسلام علاوه بر اینکه شاعران بحق را نکوهش ننموده تعریف هم نموده است: روایتی است که شیعه و سنی نقل کنند: ان من الشعر
لحکمه و ان من البیان لسحرا: پاره اي از شعرها حکمت است و برخی بیانها چون جادو موثر است.
[ [ صفحه 21
شعرهاي غیبی
تاریخ، اشعار غیبیه اي را ثبت نموده است که سرایندگان، نامعلوم و غیرمرئی بوده اند. این اشعار از گویندگانی نامرئی به اشخاصی
خطاب شده و سبب هدایتشان گردیده است، و این خود یکی از معجزات پیغمبر اکرم (ص) شمرده شده است و بهترین نشان دهنده
اهمیت شعر و شاعري است در راه استدلال بر راه حق که چگونه شعر بیش ازنثر، قلوب را تسخیر میکند.
پس سزاوار چنین است که در راه ساختن اجتماعی صالح، و دعوت مردمان براه حق و جهانی روحانی از شعر بهره برداري شود.
ما اکنون به ذکر پاره اي از این سنخ اشعار می پردازیم:
-1 آمنه دختر وهب - مادر گرامی رسول خدا (ص) هنگام ولادت پیغمبر اکرم اشعاري از گوینده غیر پیدائی شنید که:
درود خدا و هر بنده صالحی که هست بر چراغ فروزان پهندشت هستی باد.
او محمد مصطفی بهترین خلقاست، نور آراي جهانیست که هاله اي از پاکی احاطه اش نموده در افق انسانها زینت بخش و گزیده
آنها، راستگوست و نیکوکار.
او پارسائی است که پرچم هدایت بدست نیرومندش، در میانه امواج ظلمتها راه می نماید.
تا نسیم زمین بر چهره گل بوسه میزند و کبوتران نغمه عشق بگوش هم می سرایند، بر او رحمت خدا باد، و درود.
[ [ صفحه 22
2 - در شب ولادت حضرت رسول اکرم (ص)، از جانب یک بت گوینده اي نامرئی اشعاري خواند، و بتها همه فرو ریختند. ترجمه
آن شعر:
با تولد مولودي جدید همه نقاط شرق و غرب عالم از نورش روشنی یافت. بتها به خواري بر زمین ریختند و پادشاهان جهان همه
بلرزه افتادند.
آتشکده هاي فارسیان خاموش شد و پادشاهشان شب را با غم و اندوه بروز آورد.
کاهنان که احوال افلاك باز شناسند، وا مانده شدند. و از اخبار راست و دروغشان دست براشتند.
اي بزرگان قبیله قصی، از گمراهیها دست شوئید و بسویاسلام: آن صحنه باز گیتی، روي آرید.
3 - شخصی بنام ورقه گوید: در شب تولد رسول خدا، در نزد بتی که متعلق به قبیله ما بود بیدار نشسته بودم، ناگاه از درون بتی این
ندا شنیدم:
ولد النبی فذلت الاملاك
صفحه 23 از 222
و ناي الضلال و ادبر الاشراك
پیغمبر متولد شد و دیگر پادشاهان بخواري افتادند.
و همچنین گمراهی و بت پرستی و شرك از ساحت بشریت زدوده گشت.
و پس از این، بت با سر بزمین افتاد 4
4 - عوام بن جهیل همدانی کلیددار بت خانه مشهوري بنام یغوث گوید:
[ [ صفحه 23
شبی را در بتخانه گذارندم واز آن بت شنیدم که میگوید: اي پسر جهیل هنگام نابودي بتها شده، تو دیگر با بت یغوث وداع کن چه
نوري از افق زمین مکه طالع گشت و دیگر ظلمتها راه عدم بایست گرفتن.
عوام آنچه شنیده بود براي قوم خود تعریف کرد و باز گوینده اي نامرئی چنینگفت:
اي عوام آیا سخن حق را بگوش قوم خود میرسانی یا بخل ورزیده و لب فرو میبندي.
بدان، تیرگیها نابود گشتند و مردم بسوي اسلام گرائیدند.
عوام در جواب گوید:
ايکه به عوام خطاب می نمائی بدان که عوام از سخن حق باز نمی ایستد.
سنت اسلامی را بر ما بر خوان.
عوام گوید: بخدا سوگند که قبل از شنیدن این سخن، من اسلامی نمی شناختم باز دوباره پاسخ گفت:
بنام خدا و توفیق او عزم راه کن و در رفتن از سستی و بی میلی بگریز.
راهت بگروهی باشد که بهترین گروهایند، به سوي پیغمبر راستگوئی که تصدیق شده است.
عوام گوید که چون این بشنیدم، بت را بگوشه اي انداخته و خارج شدم
[ [ صفحه 24
و به گروهی تازه وارد از قبیله همدان برخوردم که برگرد حضرت رسول (ص) جمعند، بر پیغمبر وارد شده و احوال خود بگفتم،
پیغمبر مسرور شد و فرمود: این داستان را به مسلمانان بگو و سپس امر فرمود که بتها را شکنم. و بعد از آن به یمن برگشتم در
حالیکه قلبم به نور اسلام روشن شده بود و در این باره چنین سرودم:
کیست که به بدفرجامان قوم ما.
آنانکه در گوشه منازل خود غنوده اند و یا ظاهرند.
نداي ما را برساند، و خبر دهد که خداوند ما را به راه حق هدایت فرمود بعداز آنکه عده اي از ما یهودي و نصرانی شده بودند.
ما اکنون از یغوث و یعوق و سائر بتها روي برگرفته ایم و از پیران توئیم. اي بهترین خلائق.
5 - ابو نعیم در (دلائلالنبوه) ج 1 ص 34 از عباس بن مرداس سلمی روایت کند که:
روزي وارد بتخانه شده و به نزدیک بت ضمار رفتم، اطرافش را پاکیزه نموده ببوسیدمش، ناگهان صدائی بلند شد و مرا مخاطب
صفحه 24 از 222
ساخت که:
به تمام قبائل سلیم بگو: بت پرستی که بدان انس گرفته بودید، نابود گردید و اهل مسجد رستگار شدند.
ضمار که قبل از آمدن محمد و نزول قرآن مورد پرستش بود، هلاك باد.
آنکه بعد از عیسی وارث منصب نبوت است محمد بزرگ مرد قریش میباشد که ره راست پیموده و به حقیقت گرائیده است.
پس از این واقعه عباس بنمرداس با سیصد تن از قبیله خود به خدمت پیغمبر اکرم (ص) آمد، تا چشمان حضرت به صورت عباس
افتاد فرمود: تو چگونه اسلام
[ [ صفحه 25
آوردي؟ عباس داستان خود را به عرض رساند، حضرت فرمود: درست است و از اسلام آوردن او و یارانش شاد شد.
6 - ابو نعیم در (دلائل) خود ج 1 ص 33 از مردي خثعمی روایت کند: که گروهی از طائفه خثعم گرد جمع بودند.
ناگاه صدائی شنیدند که چنین می سراید:
اي مردم جسیم و تنومندیکه داوري پیش بتها برید.
شما، جز در پی تخیلات بیهوده و پوچ نیستید.
این، محمد، پیغمبر شما و بهترین آدمیان است که به هنگام داوري عادل ترین مردمست. او نور روشنگر دلهاست: اسلام را نوید
میدهد و مردم را از کارهاي ناشایستی که در شهر محترم مکه انجام میدهند باز میدارد.
و باز ابو نعیم از عمر نقل کند که از سراینده اي نامرئی شنیده شد:
اي مردم تنومند، همه از پیر و جوان که داوري پیش بتها برید و سرگردان و غافلید چون شتر مرغان احمق، آیا نور را در دیدگاه
خود نمی نگرید تا راه را دریابید و از تیرگیها در امان باشید؟ این محمد، آورنده اسلام است و زدودنده هر چه کفر و ناپاکیست.
و سفارش دهنده به نیکی و صله رحم.
و خرائطی بنا به نقل ابن کثیر در تاریخش ج 2 ص 343 همین داستان را با اختلافی در ابیات آورده که ضرورتی در تکرارش نیست
-7 ابو نعیم از یعقوب بن یزید بن طلحه تیمی از مردي نقل کند که: ما در سرزمین خشکی بودیم -
ناگاه گوینده اي نامرئی از پشت سر ما چنین سرود:
[ [ صفحه 26
ستاره اي بدرخشید و با امواج نورانی خود تیرگیها را از ساحت زندگی راند.
آن ستاره رسول خداست، هر که پیرو او گردد رستگار میشود، چه، خداوند او را برتري بخشید
-8 بیهقی و ا بن عساکر از ابن عباس نقل کنند که: شخصی خدمت رسول اکرم (ص) رسید و عرض نمود:
اي رسول خدا، در ایام جاهلیت، شترم گم شد ومن به جستجویش پرداختم بامداد روز بود که گوینده اي نامرئی چنین بانگ
برآورد:
ايکه در شب ظلمانی در خوابی بدان که خداوند در مکه پیغمبري برانگیخته که از خاندانهاشم است.
با وفا و بزرگوار و همو است که تاریکیهاي خطرناك شرك و کفر را با انوار هدایت بخش خود می زداید.
صفحه 25 از 222
آن شتر گم کرده گویدکه هر چه اطراف خود را نگریستمرا نیافتم و سپس بانگ بر آوردم و چنین سرودم:
اي سراینده ناپیدا که میان تاریکیها پنهانی
گرد غم و درد به دامنت مباد.
خدا ترا هدایت کند، به من بر گو آنپیغمبر چه میگوید؟
ناگاه این سخن شنید:
ظهر النور و بطل الزور و بعث الله محمدا بالخیور.
نور تابان ظاهر شد و ظلم و ستم و هر چه تحمیل است رخت بر بست و خدا محمد را بانچه خیر و نیکیست برانگیخت.
و سپس این اشعار را سرود: ستایش خدایراست که خلق را به عبث نیافرید.
[ [ صفحه 27
حضرت محمد را به سوي ما فرستاد که بهترین پیامبران مبعوث شده است، خدا بر او درود فرستد مادامی که کاروان هاي حج به
سوي او روانند
-9 ابو سعد در (شرف المصطفی) از جعد بن قیس مرادي نقل کند که: در زمان جاهلیت ما چهار نفر بودیم که به قصد حج به راه
افتادیم، در یکی از دره هاي یمن شنیدیم کسی چنین می سراید:
اي کاروانیکه براي استراحت منزل نموده اید. هنگامیکه به حطیم و زمزم رسیدیم، محمد پیغمبر مبعوث را از جانب ما تحیت و سلام
گوئید.
باو بگوئید که ما پیرو دین تو هستیم زیرا حضرت عیسی ما را باین امر سفارش فرموده است
-10 در (مستدرك حاکم): ج 3 ص 253 از عیش بن جبر آمده که: شب هنگام قریشیان از کوه ابو قبیس این صدا شنیدند:
فان یسلم السعدان یصبح محمد
بمکه لا یخشی خلاف مخالف
اگر آن دو که نامشان سعد است اسلام بیاورند، دیگر محمد از مخالفت هیچ مخالفی در مکه نخواهد ترسید.
قریش پنداشتند که مراد از دو سعد، سعد قبیله تمیم و سعد قبیله هذیم است ولی در دومین شب باز شنیدند که چنین خطاب میشود.
اي سعد قبیله اوس و اي سعد قبیله بزرگوار خزرج
سخن کسی که شما را به هدایت می خواند بشنوید و در مقابل، از خدا بهشت فردوس را طلب کنید، چه، پاداش کسانیکه جوینده
راه هدایتند بهشت است با همه آنچه در اوست.
چون بامداد شد ابوسفیان گفت:
[ [ صفحه 28
به خدا سوگند که مراد آن گوینده از دو سعد، سعد بن معاذ و سعد بن عباده است
صفحه 26 از 222
215 روایتی نقل کند که خلاصه اش اینست: - 11 - ابن سعد در (طبقات الکبري) ج 1 ص 219
چون رسول اکرم (ص) از مکه به مدینه هجرت فرمود، با شخصی که همراه بود گذرشان به خیمه ام معبد خزاعی افتاد، که ام معبد
در جلوي خیمه نشسته بود از آن زن قدري خرما یا گوشت خواستند که بخرند، نداشت، چه خشکسالی، قبیله او را دچار فقر نموده
بود، ام معبد گفت: به خدا سوگند که اگر چیزي میداشتیم نثار قدمت می کردیم. ناگاه چشمان حضرت به گوسفندي در گوشه
خیمه افتاد سوال فرمود:
این گوسفند چرا تنها اینجا مانده؟ ام معبد گفت ضعف و ناتوانی او را از گله بازداشت.
حضرت فرمود: شیر می دهد؟
عرض کرد: ناتوانیش آنقدر است که شیر در پستانش جمع نمی شود، حضرت گوسفند را طلبیدند و دست مبارك به پستانش
مالیده و نام خدا بر زبان جاري نمودند که: خدایا پستان این گوسفند را برکت ده بلافاصله شیر در پستان جاري شد. پیغمبر ظرفی
طلبید و شیر دوشید تا ظرف پر شد، ابتدا به آن زد داد و نوشید و سیر شد و سپس یاران خود را، هر یک نوشیدند تا سیر شدند و
بعد از همه خودنوشید و فرمود:
ساقی القوم آخرهم.
آنکه ساقی گروهی میشود باید خود آخر نوشد و دوباره ظرف را پر از شیر فرمود و پیش زن گذاشت و حرکت فرمود.
[ [ صفحه 29
چون بامداد شدمردم مکه از بین زمین و آسمان بانگی شنیدند که میگوید: خدا بهترین پاداش خود را به آن دو رفیق همراه دهد که
به خیمه ام معبد فرود آمدند.
و سپس از آنجا کوچ کردند و چه خوشبخت بود رفیق محمد که همراه رسول گرامی بود.
اي قبیله قصی بدانید که خداوند سروري را از شما دور نکرده است
از خواهر خود، ام معبد داستان ورود پیغمبر را باز پرسید و اگر هم قانع نشدید از خود گوسفند بپرسید که گواهی میدهد، پیغمبر
گوسفند را به نزدیک خود خواند و از پستان بی شیرش شیر دوشید، پیغمبر رفت ولی به این کرامت، آن گوسفند پیوسته بان زن
شیر میداد
-12 ابن اثیر در (اسد الغابه) ج 5 ص 188 از ابی ذویب هذلی شاعر نقل کند که: در شب وفات پیغمبر از گوینده نامرئی شنید:
حادثه عظیمی در سرزمین حجاز به وقوع پیوست، محمد پیامبر خدا(ص) درگذشت و در مرگ او چشمهاي ما همچون چشمه
جوشان اشگ میریزید.
تا اینجا اشعاري نقل شد که گویندگانی نامرئی در شان رسول گرامی گفته بودند و ما در مصادر اسلامی به یک چنین گویندگانی
برمی خوریم که در شان ائمه اطهار اشعاري گفته اند، از آن جمله:
-13 حافظ گنجی در (کفایه) خود ص 81 نقل کند که: چون علی (ع) در کعبهمتولد گشت، ابوطالب پدر حضرت وارد کعبه شد و
می سرود:
یا رب هذا الغسق الدجی
والقمر المنبلج المضی
صفحه 27 از 222
بین لنا من امرك الخفی
ماذا تري فی اسم ذا الصبی
ترجمه: اي پروردگار این شب تیره و تار و آن ماه روشنی بخش درخشان
[ [ صفحه 30
از صندوقچه اسرارت نام این کودك را روشن نما.
بعد از این سخن شنید که گوینده اي نامرئی گوید:
یا اهل بیت المصطفی النبی
خصصتم بالولد الزکی
ان اسمه من شامخ علی
علی اشتق من العلی
اي دودومان رسول اکرم این نوزاد پاك ویژه خانواده شماست.
نام او از جانب ساحت قدس الهی علی تعیین شده.
چه، علی نامی است که از صفت الهی جدا شده است.
حافظ گنجی بعد از نقل این حدیث گوید که: این حدیث را مسلم بن خالد - استاد شافعی - به تنهائی نقل نموده است.
14 - شبلنجی در کتاب (نورالابصار) ص 47 گوید: حضرت علی (امیر المومنین) هر روز، به زیارت قبر فاطمه میرفت. در یکی از
روزها کهبه زیارت رفته بود خود را به روي قبر انداخته و گریست و این شعر را سرود:
چه جانگداز است، هنگامیکه بر قبر حبیبم عبور میکنم و سلام میدهم و جوابی نمی شنوم.
اي قبر چه شده که جواب مرا نمی دهی
آیا بعد از من دیگر دوستی با کسان، ملامت آمیز شده؟
سپس گوینده اي که فقط صدایش شنیده میشد به وي پاسخ داد:
و آن حبیب گفت: کسی که در گرو خاك و سنگ است، چگونه میتواند جوابت گوید.
من از نزدیکان، و همسران خود، جدا ماندم و خاك زیبائیهاي مرا خورد.
و در آن هنگام که رشته هاي محبت از هم می گسلد، درود من بر شما باد
15 - ابن عساکر در ج 4 ص 341 تاریخ خود،و گنجی در (کفایه) از ام سلمه روایت کنند که: به هنگامیکه حسین (ع) کشته شد از
گوینده ناپیدایی شنیدم که
صفحه 28 از 222
[ [ صفحه 31
چنین می سرود:
اي کشندگان حسین شما را به عذابی دردناك و انتقام بشارت باد.
آسمانیان، از انبیا و هر دسته و گروه بر شما نفرین میفرستند.
و هر آینه به زبان فرزند داود (سلیمان) و موسی و عیسی لعنت شده اید.
موکب شاعران
بر این اساس که شرحش گذشت، به میمنت قرآن و حدیث عده اي از یاران پیامبر (ص) که به شعر عنایتی داشتند، از هر سو گرد
پیغمبر جمع شدند و در اوقات مختلفه، از سفر و حضر در حضور حضرت بسرودن و خواندن اشعار، همت میگماشتند و چون شیران
قوي پنجه جبهه شرك و گمراهی را از هم دریده و همسان بازهاي شکاري دلها را به صید خود می کشاندند، آنان پیوسته در
پیرامون حضرت بودند و حتی در سفرها از او جدا نمی شدند، چابک سواران جنگی بودند که با شمشیر بران شعر و تیر دلدوز نظم
دشمنان اسلام را مفتضح و رسوا میکردند و در میدان نبرد، مردانه از حریم اسلام دفاع مینمودند، از جمله این گروهند:
عباس عموي پیامبر، کعب بن مالک، عبدالله بن رواحه، حسان بن ثابت، نابغه جعدي، ضرار اسدي، ضرار قریشی، کعب بن زهیر،
قیس بن صرمه، امیه بن صلت، نعمان بن عجلان، عباس بن مرداس، طفیل غنوي، کعب بن نمط، مالک بن عوف، صرمه بن ابی
انس، قیس بن بحر، عبدالله بن حرب، بحیر بن ابی سلمی، سراقه بن مالک.
روح دینی چنان دلهاي مردم مجتمع آنروز را مسخر نموده، و با روحشان آمیخته شد که حتی زنان مسلمان را تحت تاثیر خود قرار
داد، و هنر نمائیهائی در این زمینهنمودند و پرده نشینی و حجاب آنان را از دفاع از حریم مقدس اسلام باز نداشت و با سرودن
اشعاري دلنشین از پیامبر اکرم (ص) دفاع نمودند که از جمله ایشانند:
[ [ صفحه 32
1 - ام المومنین خدیجه دختر خویلد، همسر پیامبر اکرم (ص) این بانو، اشعاري نغز و لطیف می سرود، از جمله شعري است که به
هنگام زانو به زمین زدن شترش در مقابل پیامبر، و چهره بر قدم آن حضرت مالیدن و به فضل وجود مبارك حضرتش به زبان
آمدن، سروده است:
به فضل پیامبر، شتر به زبان آمد و خبر داد: که به وجود حضرت سر زمین مکه شرافت یافت.
این محمد، بهترین بر انگیختگان خداست که بر خاك قدم نهاده و شفیع امت است.
اي کسانیکه بدو حسد می ورزید بگذارید خشم، شما را نابود سازد.
چه اوست محبوب و بهتر از او در خلائق نیست.
-2 سعدي دختر کریز خاله عثمان، اشعاري در تبلیغ از دین سروده است از جمله: اي عثمان اینست پیامبري که با دلیل واضح از
جانب خدا آمده است و قرآن بر او نازل گشته زنهار که بتها ترا گمراه نسازند و پیرو او باشی.
سپس گفت: همانا محمد رسول خداست، و جبرئیل بر او نازل میشود.
محمدمشعل هدایتی است که انوار تابناکش روشنگر انسانهاست. پیوسته از صدف پاك دهانش، درهاي خیر خواهی و مصلحت
صفحه 29 از 222
اندیشی نثار بشریت میگردد، رستگاري در دین مقدس اوست و بالاخره پیروزي نهائی برا او خواهد بود.
و بعد از این سروده، چند شعري هم درباره اسلام عثمان گفته.
-3 شیما دختر حارث بن عبد العزي خواهر رضاعی پیغمبر اکرم (ص) درباره آن حضرت چنین سروده:
خداوندا محمد را در همه حال براي ما باقی بگذار و دشمنان و کسانیکه بدو حسد می ورزند خوارشان گردان، و آن روز را که او
سرور همه جهانیان گرددو
[ [ صفحه 33
همه را به سوي حق خواند، پیش روي ما بگشاي و بدو عزتی پایدار عطا فرما.
-4 هند دختر ابان بن عباد بن المطلب، وي بنا به نقل (طبقات الکبري) ج 4ص 148 درباره نبی اکرم اشعاري سروده و در جنگ
احدهم، در جواب هند دختر عتبه که به کشته شدن حمزه به سایر شهدا مسلمین اظهار سرور میکرد و میگفت:
ما در این جنگ، انتقام جنگ بدر را گرفتیم.
چه، از کشته شدن پدر و عمو و برادر ناکامم صبرم تمام شده بود.
و اکنون که وحشی (با کشتن حمزه) سوزد درونم را شفا بخشید منهم به نذر خود وفا خواهم کرد.
و هند دختر ابان در جواب گفت:
اي دختر مردي ماجرا جو و کافر تو در بدر و جنگهاي جز آن، به سزاي خود رسیدي و در بامداد پیروزي جوانمردان اسلام وبنی
هاشم، با شمشیرهاي بر انشار به کیفر کردار خود میرسد.
حمزه شیر بیشه ماست و علی باز شکاري ما.
-5 خنشا دختر عمر و دختر زاده امر القیس، از بانو انیست که بسیار شعر سروده، و شعر شناسان جملگی متفقند که نه قبل از او و نه
بعد از او زنیبه پایه او نرسیده است. پیامبر گرامی از شعر این بانو بسیار مسرور میشد و میفرمود که از شعرش بخواند.
-6 رقیقه، دختر ابی صیفی بن هاشم بن عبدالمطلب بن هاشم. این بانو پیامبر را از اجتماع قریش خبر داد که به هنگام شب قصد
کشتنش دارند و بدین سبب رسول خدا از بستر خارج شد و علی (ع) در جاي او خوابید.
[ [ صفحه 34
این زن اشعار، زیبائی دارد، از جمله شعر او درباره استسقا عبدالمطلب است، محمد (ص) در آن زمان که به سن بلوغ بود همراه
جدش بود.
اول بیت آن اشعار چنین بود.
اول بیت آن اشعار چنین است:
به یمن شیبه (اسم حضرت عبدالمطلب) خداوند شهر ما را سیراب نمود.
در حالیکه گیاهان نمی روئید و باران نمی بارید.
7 - اروي دختر عبدالمطلب، عمه رسول خدا (ص)، زنیست که احتجاج او بر معاویه، مشهور است که در شرح حال عمر و بن عاص
خواهد آمد. وي اشعاري دارد در سوگ پیامبر که به این مطلع آغاز میشود:
صفحه 30 از 222
اي چشم تو مرا، تا هنگامی که زنده هستم با سرشکت یاري کن.
و قسمت دیگر شعر او با این بیت شروع میگردد:
اي رسول خدا تو مایه امید ما بودي و پیوستهرحمتت شامل حالمان بود و جفائی از شما ندیدیم.
و در ضمن همین ابیات چنین ادامه میدهد:
اي فاطمه پروردگار محمد بر آرامگاه او، در یثرب درود میفرستد.
اي ابوالحسن اکنون که او از جدا شده اي با خاطري دردناك تا آخر دهر بر او بگري.
(وزنان شاعر دیگر عبارتند:)
-8 عاتکه دختر عبدالمطلب.
-9 صفیه دخرت عبدالمطلب.
-10 هند دختر حارث.
-11 ام سلمه زوجه پیامبر اکرم
-12 عاتکه دختر زید و عمرو.
[ [ صفحه 35
13 - خادمه نبی اکرم ام ایمن.
عائشه همسر پیامبر گرامی شعر زیادي حفظ داشت و بنا به نقل خودش دوازده هزار بیت از لبید شاعر به خاطر داشت و پیغمبر اکرم
(ص) از اومی خواست که برایش از اشعاریکه حفظ است بخواند از آن جمله است این دو بیت:
هر گاه طلا با سنگ محک آزمایش شود، بدون شک غش آن آشکار میگردد و طلاي خالص و مغشوشاز هم جدا میشود.
علی (ع) هم در بین ما، مانند آن سنگ محک است.
مقام شعر و شعرا در نزد ائمه هدي
این دعوت روحی و یاري دین که به وسیله شعر انجام میگرفت و از تایید قرآن و حدیث هم بر خوردار بود، در زمان ائمه طاهرین
نیز چون زمان رسول خدا(ص) بر قرار بود و مردم مجتمع آنروز، از شعر شعراي اهل بیت، قلوبشان مسخر میشد وحقائق مکتب
ولایت با جانشان آمیخته میگشت.
پیوسته شعرا از نقاط دور با قصائد مذهبی و چکامه هاي دینی خود، به خدمت ائمه (ع) مشرف میشدند و مورد تفقد و اکرام ایشان
واقع میگشتند.
و شعر آنان را که چکیده فکر و اندیشه شان بود به نظر اعجاب می نگریستند و تحسین می فرمودند.
به احترام مقدمشان، محفلها تشکیل و دوستان خود را بدان محافل دعوت میکردند، و با دادن صله و جائزه هاي گرانبها، شعرا را
مورد نوازش و مرحمت قرار میدادند و نکاتی را که موجب خلل و نقص شعر آنان بود گوشزدشانمینمودند
[ [ صفحه 36
صفحه 31 از 222
لذاست که در دوره ائمه طاهرین تطوراتی در شعر و ادب پیدا شد و به کمال گرائید و در اجتماع آنروز از بیشتر علوم و فنون
اجتماعی پیشی گرفت.
اهمیت شعر به جائی رسید که به پا نمودن مجلس شعر، و صرف وقت نمودن به خاطر آن در مکتب اهل بیت و جزو طاعات شمرده
میشد و گاهی بعضی از اشعار نغز، در شریف ترین اوقات خوانده شده و بر بزرگترین اعمال عبادتی (مستحبه) مقدم میشد چنانکه
این حقیقت را به وضوح از گفتار و رفتار امام صادق (ع) نسبت به (هاشمیات) کمیت شاعر می یابیم:
کمیت در ایام تشریق (روزهائیکه نور ماه به آخرین حد زیادي میرسد) در منی بر آن حضرت وارد شد و اجازه خواست تا براي
حضرت از اشعار خود بخواند.
حضرت فرمود: این ایام بسیار شریف و با ارزش است.
کمیت عرض کرد:این اشعار درباره شما سروده شده
امام چون این جواب را بشنید فرمود تا یاران و همراهانش جمع شوند و به کمیت هم اجازه داد تا شعرش را بخواند، کمیت هم
قصیده لامیه از قصاید هاشمیاتش را خواند.
پس از تمام نمودن شعر حضرت درباره اش دعا فرموده هزار دینار و یکدست خلعت به او مرحمت نمودند و ما به زودي مفصل این
بحث مختصر را در شرح حال کمیت حمیري، و دعبلبیان خواهیم کرد.
و نظر به فوائد اجتماعی و دینی که بر اشعار بار بود، پیشوایان دین هیچگونه نظري به شخصیت شاعر نداشتند و نسبت به سایر شوون
و اعمالشان خورده نیم گرفتند هر چند که شاعري آلوده و بدمنش بود و از رفتارش ناراضی بودند ولی همینکه افکار و اشعار چنین
شعرائی را می دیدند که در راه هدایت و ترویج دین و بیان حقایق مفید است از اعمال بدشان چشم پوشی و بدیده استرحام می
نگریستند و بر ایشان طلب آمرزش می نمودند و احساسات مومنین را به اطرافشان تحریک می کردند و براي
[ [ صفحه 37
دلگرمی ایشان سخنان امید زائی میفرمودند، برخی از سخنان ائمه هدي درباره ایشان عبارتست:
بر خداوند بزرگ سخت نیست که گناهان دوستان و ستایشگران ما را، بیامرزد.
و یا:
آیا بخشودن گناهان دوستداران علی (ع) بر خدا سنگین است؟
ویا:
هیچ لغزشی براي دوستداران علی (ع) رخ نمی دهد مگر اینکه در قدمهاي- دیگر از لغزشها محفوظ می مانند. و در همین قدمهاي
ثابت است که صلاح مجتمع اسلامی محفوظ می ماند و بر همین عقیده است که ما می میریم و زنده می شویم.
و این فکر صحیحی است از پیشوایان دین، در این باره که خود دستوري است، جهت استوار ساختن پایه هايمذهب و تسخیر نمودن
قلوب مردم. و نشان میدهد که راه صحیح صرف اموال، و موارد آن چیست.
وصیت امام باقر (ع) به امام صادق (ع) مشعر به همین فکري عالی است آنجا که میفرماید: از مال من (فلان مقدار) وقف کن براي
نوحه سرایان که تا ده سال در منی موقعیکه حاجیان جمعند بر من نوحه سرائی کنند، این تعیین محل و وقت خود دلیل روشنی است
بر اینکه غرض امام اینست، که نام و خصوصیات و جهات مربوط به امام در گذشته به وسیله همین و نوحه سرایان به گوش
مسلمانانیکه در آن اجتماع شرکت جسته اند، برسد. تا نفوس را متوجه این آستان نمایند و بالنتیجه شور و علاقه اي نسبت به مذهب
صفحه 32 از 222
اهل بیت در آنها ایجاد شود.
همه ساله این مراسم تجدید شود تا مسلمانان دیگري که سالهاي بعد می آیند به حقائق مکتب اهل بیت آشنا گردند و نسبت به
امامت ائمه(ع) متمایل گردند، و به پیروي از مکتب امامان بر حق تحریک شوند و تعالیم نجات بخششان را بکار
[ [ صفحه 38
بندند. و به همین جهت سر عزاداري حضرت سید شهدا نیز روشن میشود.
و نظر به همین فوائد، که بر شعر مترتب بود شعراي اهل بیت پیوسته مورد خشم و غضب مخالفین بودند، زیرا مجلس آرائی و مدیحه
سرائی آنها بر دشمنان گران میامد و بدین جهت مدیحه سرایان ائمه هدي از کید و دسیسه هاي دشمنان همیشه در هراس بودند و
گاهی هم به مقتضاي موقعیت خود براي حفظ جانشان از خانه و زندگی آواره می شدند و در گوشه اي با رنج و مشقت بسر
میبردند و اگر بعضی از آنها، دستگیر میشدند مشمول هر گونه شکنجه بودند: زبانشان بریده میشد، تبعید می شدند زندان میرفتند،
کتک می خوردند و در آخر امر هم شربت مرگ نصیبشان می گشت.
شعر و شاعران در نزد بزرگان دین
فقها امت اسلامی و زعماي مذهب نیز از سیره ائمه معصومین (ع) پیروي کردند، و در راه خدمت به دین، و حمایت از حریم و
ناموس مذهب، و حفظ و حراست ماثر اهل بیت بپاخواستند تا در مجتمع خود نام ائمه را رواج دهند، نسبت به شعراي اهل بیت توجه
می نمودند و با دادن جایزه موجبات تشویقشان را فراهم میکردند و چنانکه به تالیف کتب فقهی، و معارف اسلامی اهمیت میدادند،
به تدوین کتب شعري و تشریح فنون ادبی می پرداختند تااصول شعر و ادب تقویت شده جاوید بماند.
شیخ عظیم الشان و بزرگوار ما، مرحوم کلینی که بیست سال عمر خود را در راه تالیف کتاب (کافی) صرف نمود، کتابی دارد
شمتمل بر اشعاري، که در وصف اهل بیت سروده شده، و عیاشی، عالم بزرگی که داراي کتب بسیاري است در فقه شیعه، کتابی
هم به نام (معاریض الشعر) دارد و مرحوم صدوق، آن جانباخته احیاي فقه و حدیث، داراي کتاب شعري است. و مرحوم
جلودي،شخصیت بارز شیعه در بصره، کتابی دارد که هر چه شعر درباره علی (ع) سروده شده در آن جمع نموده است.
استاد طایفه شیعه، در الجزیره، ابوالحسن شمشاطی مولف (مختصر فقه اهل
[ [ صفحه 39
بیت) کتابی گرانبها در فنون شعر دارد. و معلم امت اسلامی شیخ عظیم المنزلت ما، مرحوم مفید، که خدمات ارزنده او نسبت به
اسلام و مسلمین بر احدي پوشیده نیست کتابی دارد، در مسائل مربوط به شعر و شاعري.
سرور طایفه، سید جلیل القدر مرحوم سید مرتضی (علم الهدي) داراي دیوان مفصل شعري است به علاوه در فنون شعر تالیفات
نفیسی دارد و جز این عده از فقهاي ارزنده شیعه که ذکر کردیم فقها و علماي دیگر شیعه هم مشوق این راه بوده اند و علماي
بزرگ پیوسته در اعیاد مذهبی، از قبیل روزهاي وفات آنان شعرا درمجالس گرد میامدند و مرثیه سرائی میکردند و بدینوسیله مکتب
اهل بیت را احیا مینمودند و دلهاي شنوندگان را از مهر و محبت به این مجالس مورد احترام و تکریم بودند و جائزه هاي شایسته اي
به آنها اعطا میشد، تازه این اجر دنیوي ایشان بود در حالیکه اجر و پاداش اخروي آنها نزد خداوند ثابتو برقرار بود.
صفحه 33 از 222
این روش و گرایش نیکو، در بعضی از اعصار بیشتر از عصر دیگر رونق می یافت و مورد عنایت بیشتري قرار میگرفت و در مردم
نشاط واحساسات بیشتري حس میشد و نتائج گرانبهائی نصیبشان میگشت، دوران سرور بزرگ ما آیه الله بحر العلوم و استاد
گرانقدر مرحوم کاشف الغطا را می توان از دوره هاي رونق مکتب اهل بیت شمرد.
اما این زمان چطور؟ آیا چنان مجالسی بر پا میگردد که احیا مکتب آنان گردد؟
باید براي بیان حال این عصر به این شعر تمسک جست
آن محفلها تهی گشت و محفل نشینان پر شور ونشاط به سراي دیگر رهسپار شدند. و آن سان که بر محفل نشینان جور و ستم نمود
و پراکنده شان کرد
[ [ صفحه 40
خود نیز پراکنده و نابود گشت.
آري از دودمان پاك پیامبر، میتوانیم، پیشواي مجدد امت آیه الله شیرازي ساکن سامرا را نام ببریمکه امت اسلامی در زیر سایه آن
رادمرد اسلام آرمیده بودند و رشته رهبریش جهان اسلام را در بر گرفته بود.
آن مرد بزرگ در ایام (اعیاد و وفیات) پیوسته محافل و مجالس دینی تشکیل میداد و ادبا و شعرا نامی نواحی مختلفه در آن مجالس
شرکت می جستند و با انشا قصائد خود مورد عواطف ایشان قرار میگرفتند و از تشویقها و عطایاي آن بزرگوار بهره مند شده و
سپس به جایگاه خود باز میگشتند ولی افسوس که:
آنانکه در سایه شان همه زندگی خوش داشتند، رفتند.
یکی از نمونه هاي این درگاه اینکه:
شاعر روشن دل اهل بیت عصمت، سید حیدر حلی، دریکی از مراسم مذهبی قصیده شیوائی سرود و آهنگ درگاه سید شیرازي
نمود، پس از برگزاري مجلس سید قصد داشت 2. لیره عثمانی به عنوان صله، به سید حیدر بدهد، ولی بعد از اینکه قضیه را با
عموي خود حاج میرزا اسماعیل در میان گذاشت، وي صلاح ندید، که کم است: گفت": او شاعر دربار هل بیت است و این مقدار
زیبنده مقام ایشاننیست، سید حیدر از امثال دعبل و حمیري و نظایر این دو برتر میباشد، پیشوایان دینبه شاعران زمان خود کیسه هیا
پر از طلا میدادند و سزاوار است شما یکصد لیره بدستشریف خود بایشان بدهید "و بر این اساس آیه الله بزرگ و مرجع عالیقدر
شیعه به زیارت سید حیدر رفت و مبلغ صد لیره، به عنوان صله با کمال تجلیل و احترام به سیدحیدر مرحمت فرمودند و دست شاعر
اهل بیت را بوسیدند.
این داستان شگفت را جمعی که در آن دوران طلائی می زیستند از جمله فرزند گرانقدر ایشان آیه الله میرزا علی آقا نقل نموده اند
و خود فرزند هم به پیروي از روش پسندیده پدر باین نحو مجالس عنایتی خاص داشت و شعرا را به این مجالس
[ [ صفحه 41
دعوت و تشویق می نمود و به وسیله ایشان این روش در نجف اشرف معمول گردید.
و ما، نمی توانیم بیش از این در این زمینه سخن گوئیم و این مختصر اشاره هم به منزله آه سوزانی بود که از سینه دردناكبر خاست
و حسرت و اندوهی است که از دلی افسرده، بیرون ریخت، اکنون که زمان ما این سیره ترك شده و از فوائدش محرومیم و در نتیجه
صفحه 34 از 222
نه شوري در مردم ایجاد میشود ونه نشاطی در مردم مشاهده میگردد و با نیروهاي فساد و تباهی هیچ ستیزي نمیشود.
آري روزگار، داراي فراز و نشیب است. اکنون شعر و ادل، چون دوران جاهلیت به سیر قهقرائی مبتلا شده و آنچه سروده میشود
پیرامون مطالب مبتذل و اوهام و افسانه هايعشقی مسموم کننده است، دوران درخشان شعر سپري شده دیگر ما آن ارزندگانیکه
یک دنیا مفهوم را در غالب شعر به مردم میدادند نمی یابیم و نه آن فقهاي ارزنده پیداهستند، دیگر چه میشود گفت در جائیکه
اطاعتی در بین نباشد.
روش ما در این کتاب چنان است که هر جا به شعري از شعراي قرن اول بر خوردیم که مشتمل فضائل آل الله باشد ذکر میکنیم و
درو شرط را رعایت میکنیم یک اینکه آن فضائل یاد شده در قرآن وحدیث موجود باشد و دیگر اینکه از طریق اهل سنت به ما
رسیده باشد، امید چنان است که اهل بحث و تحقیق بدینوسیله به موقعیت شعراي ما پی برند که چه مقدار به قرآن وحدیث احاطه
داشته اند.
عبدالحسین امینی
و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین:
وآخرین سخن ما اینکه: ستایش مخصوص ذات خداوند، پروردگار عالمیان است.
[ [ صفحه 43
شعراء