گروه نرم افزاری آسمان






نماز استیجاري





س 160 : کسی براي میتی اجیر می شود تا نماز بخواند آیا گفتن اذان و اقامه لازم است؟ ج: هو العالم ;چنانچه در اجاره اذان شرط
نشود قطعاً واجب نیست و وجوب اقامه منوط است به آنکه مرجع اجیر چه فتوایی دهد، اگر اقامه را مطلقاً واجب نداند، آن هم لازم
نیست.
نماز مسافر
س 161 : به استحضار می رسانم مسافر در چهار مکان می تواند نماز را کامل بخواند، حرم سیدالشهداء(ع)، مسجد کوفه،
مسجدالحرام و مسجد پیغمبر(ص). در مکان هاي فوق به مقدار چند متر می تواند نماز را تمام خواند؟ البته بعضی ها شهرها را
ملاك می دانند، لطفاً نظر مبارك رابفرمایید. ج: هو العالم ;میزان و ملاك در مکّه و مدینه شهر است و در کوفه، مسجد ;و در
کربلا، حرم مطهر که بعد از رواق شروع می شود. س 162 : اگر کسی شغلش سفر است، مانند بارکش باري و در بین راه عمل خود
در محل زیارتگاه یا فامیل خود دو روز بماند، ضرر به دوام السفر بودن او می رساند یا خیر؟ ج: هو العالم ;مضر نیست. س 163 : آیا
سفر در ماه مبارك رمضان براي زیارت عتبات عالیات (مانند نجف اشرف، کربلا معلی و غیره) مستحب است یا خیر؟ ج: هو العالم;
بلی مستحب است و اشکال ندارد. س 164 : معلّمی در هفته شش روز براي آموزگاري در سفر است و یک روز به وطن بر می
گردد تکلیف نماز و روزه او چیست؟ ج: هو العالم ;چنانچه شش روز در یک محل می ماند و بنا است به این نحو باشد، آنجا محل
سکنی می باشد و حکم وطن را دارد. س 165 : اینجانب ساکن شهرستان اهواز بوده و خانواده نیز هم اکنون در آن جا سکونت
دارند، از ابتداي سال تحصیلی جدید به طور رسمی به عنوان طلبه به قم آمده و به تحصیل علوم دینی مشغول شده ام، در این
صورت مرقوم فرمائید: تکلیف اینجانب نسبت به نماز و روزه در سفر به اهواز چگونه می باشد؟ ایضاً در صورتی که در قم کمتر از
ده روز بمانم، نماز را چگونه اداء نمایم؟ ضمناً مدتی قبل از این که به طور رسمی طلبه شده و وارد قم شوم، چند ماهی جهت
آشنایی با حوزه علمیه و آمادگی آزمون ورودي حوزه در قم بودم و چون قصد آمدن و ماندن در قم را داشتم در سفري که در طی



صفحه 22 از 95
این مدت به اهواز داشتم نماز را شکسته خواندم، آیا این نمازها صحیح می باشد یا خیر؟ (یادآور می شوم که اهواز محل تولدم
نیست و از محل ولادت خود نیز اعراض کرده ام و به تبعیت از والدین تا به حال (حدود 15 سال) در اهواز بوده ام. ج: هو العالم;
اهواز وطن اتخاذي شما است. مادامی که از آنجا اعراض نکرده اید باید نمازها را تمام بخوانید و چنانچه بدون اعراض شکسته
خوانده اید، قضاء نمایید و قم چنانچه بنا دارید مدت معتنی به، مانند هفت هشت سال اقلا بمانید وطن عرفی شما است. در اینجا نیز
نماز را تمام بخوانید ولو کمتر از ده روز بمانید. س 166 : براي اینکه مکان تازه اي وطن انسان گردد آیا اسکان در آن مکان و نیت
کفایت می کند یا اینکه چیز دیگري هم لازم می باشد؟ به طور مثال بنده براي تحصیل می خواهم به قم بیایم، آیا همین که در آنجا
ساکن شوم و نیت وطن کنم کفایت می کند؟ در صورتی که نمی دانم چند سال در آن جا می مانم؟ ج: هو العالم ;معتبر است بنا
داشته باشید که مدت معتنی به مثلا ده سال بمانید که عرفا بگویند در آن محل مسافر نیست. س 167 : مسافرت مردان به عتبات
عالیات یا موضع تجارت بدون رضایت همسر چگونه می باشد؟ ج: هو العالم ;مسافرت مرد به عتبات و غیرعتبات بدون اجازه همسر
هیچ اشکالی ندارد. س 168 : اگر کسی کامیون داشته باشد و کارش باربري با کامیون مذکور باشد، اگر چنین شخصی براي کار
دیگري با اتوبوس مسافرت نماید، حکم نماز و روزه اش چیست؟ ج: هو العالم ;اگر با اتوبوس که می رود براي شغل دیگري است،
باید تمام بخواند و اگر براي کار شخصی مانند گردش و زیارت و امثال این ها است، باید شکسته بخواند. س 169 : دختر از خانه
پدري و شهري که زادگاهش بوده، به خانه شوهر در شهر دیگر رفته این دختر وقتی که به شهر زادگاه خویش می آید، می گوید:
من از زادگاه و وطن خود اعراض نکرده ام، آیا می تواند نماز را تمام بخواند یا باید قصر بخواند؟ ج: هو العالم ;چنانچه معنی
اعراض را می داند، در آنجا باید نماز را تمام بخواند و هنوز حکم وطن را دارد. س 170 : بعد از گرفتن وضوء یعنی شستن صورت
و دست قبل از مسح، دست ها را دوباره با هم به صورت می کشند. آب دست با آب صورت مخلوط می شود، آیا می تواند مسح
کند یا دوباره وضوء بگیرد؟ ج: هو العالم ;نمی تواند مسح نماید، باید دوباره وضوء بگیرد. س 171 : عدّه اي از اهالی هشترود مدتی
است که (از یک تا 30 سال) براي کار کردن به شهرستان بوشهر مسافرت می کنیم در آنجا هم یک منزلی را براي اسکان اجاره
کرده ایم. ولی گاهی اوقات اتفاق می افتد که ما براي کارمان به شهرستان هاي اطراف می رویم و این کار هم ممکن است از چند
ماه تا چند سال طول بکشد، حال سؤال ما این است. 1 که آیا نماز و روزه ما در آن شهرستان (مثلا خور موج) چگونه است (در
صورتی که مثلا در این مدت یک جوري پیش آمد که کمتر از 10 روز ماندیم). 2 اینکه نمی دانیم کارمان در آن شهرستان چقدر
طول می کشد یا اینکه اصلًا چقدر اجازه می دهند که در آنجا کار کنیم (مثلًا شاید بعد از مدتی دیگر اجازه کار را صاحب کار به
بنده ندهد) 3 در این موقع (یعنی زمانی که در شهرستان کار می کنم) نماز و روزه ما در خود بوشهر چگونه است در حالی که در
بوشهر همان منزلی که اجاره کرده ایم باز هم در اختیار ماست. مثلا براي چند روز به عنوان مهمان و یا گردش به بوشهر می رویم.
ج: هو العالم ;چنانچه در بوشهر مدت معتنی به مثلًا ده سال می مانید و محل زندگی را در آنجا قرار داده اید، آنجا وطن اتخاذي
می شود و تا مادامی که از آن شهر اعراض نکرده اید حکم وطن دارد و اما شهرهاي دیگري که می روید، چنانچه کمتر از ده روز
بمانید مسافر حساب می شوید. س 172 : احتراماً آیا ولیمه دادن بعد از سفر تا چه حدودي است؟ ج: هو العالم ;هیچ مقدارش واجب
نیست، ولی عمل خوبی است. احکام مسجد س 173 : مسجدي در روستاي شهرجرد در حومه شهر اراك وجود دارد که به واسطه
قدمت مخروبه گردیده و اهالی قصد ترمیم آن را دارند. چرا که حیوانات هم به واسطه مخروبه بودن مسجد به آن رفت و آمد می
کنند. از طرفی مسجد در بافت جدید روستا در معبر و خیابان کنار آن قرار گرفته که راه عمومی را مسدود کرده است، لذا مستدعی
است نسبت به تعمیر و ترمیم مسجد در جاي فعلی او و تخریب و عقب نشینی مسجد از خیابان، نظر مبارك خود را بفرمایید؟ ج: هو
العالم ;تعمیر و ترمیم مسجد بسیار کار خوبی است و تخریب آن براي تعمیر جایز است، و اما عقب نشینی چنانچه بودن به همین
حالت براي نزدیکی اهالی زحمت است و موجب اختلال می شود، مجازند در عقب نشینی به شرط آن که به آن مقدار که از



صفحه 23 از 95
مسجد در خیابان واقع می شود به مسجد اضافه گردد. ولی معلوم باشد که آن مقدار که در خیابان قرار می گیرد بعضی احکام
مسجد را دارد که در رساله هاي عملیه مذکور است، مراجعه کنید. س 174 : در برخی از مساجد صداي بلندگوها را بلند می کنند
که به حدي تا چند محله دورتر صداي سخنرانی ها و عزاداري ها شنیده می شود. در صورتی که بعضی از اهالی ساکن در محل
معترض و ناراضی هستند، آیا این کار صحیح می باشد. آیا در مورد نماز و ادعیه که صبح زود برپا می شود، صداي بلندگوها
اشکال دارد یا خیر؟ ج: هو العالم ;چنانچه واقعاً موجب ناراحتی و ضرر براي مریض ها و ضعفاء شود جایز نیست والا اشکال ندارد.
س 175 : آیا شخص جنب می تواند دست یا سر خود را داخل مسجد کندیانه؟ ج: هو العالم ;عبور در مسجد براي جنب جایز است،
مکث در مسجد و دخول بدون قصد عبور جایز نیست، مجرد دست یا سر را داخل مسجد نمودن خلاف احتیاط است.
روزه
س 176 : اگر روزه دار با مسواك و خمیر دندان مسواك کند، و بعد از آن دهان را بشوید، روزه او باطل می شود؟ ج: هو العالم;
اگر آب از حلق، پایین نرود ;روزه اش صحیح است. (ت) س 177 : اگر کسی در ماه رمضان مریض شد، آیا واجب است خود را
مداوا کند تا روزه بگیرد ولو با قرض گرفتن یا لازم نیست؟ ج: هو العالم ;خیر، واجب نیست، چون صحت و سلامتی شرط وجوب
است. س 178 : آیا می توان در سفر روزه قضاء به جا آورد؟ ج: هو العالم ;خیر نمی توان. س 179 : مساله در مورد روزه مستحبی
چگونه است؟ ج: هو العالم ;غیر از روزه در عرفات و روزه نذري هیچ روزه اي در سفر صحیح نیست. س 180 : در ماه مبارك
رمضان اگر بر اثر ملاعبه آب حرکت کند، لکن خارج نشود، آیا اگر در طول روز بول کند، روزه اشکال پیدا می کند؟ ج: هو
العالم ;روزه باطل نمی شود. س 181 : آیا روزه براي شخصی که کم خونی دارد و باعث سرگیجه او می شود واجب است یا خیر؟
چنان چه شخصی در ماه رمضان عمداً مسافتی را طی کند تا روزه نگیرد آیا حرام است یا خیر؟ ج: هو العالم ; 1 سرگیجه موقت
موجب سقوط وجوب روزه نمی شود. 2 و طی کردن مسافت براي خوردن روزه اشکال ندارد. س 182 : کشیدن فضولات از سر به
سوي حلق در هنگام روزه و در همان حال بلعیدن آن چه حکمی دارد؟ ج: هو العالم ;اشکال ندارد و مفطر نیست. س 183 : اگر
کافر قبل از زوال مسلمان شود، واجب است بقیه روز را امساك کند؟ ج: هو العالم ;صوم او صحیح نیست. مقتضاي احتیاط امساك
است تأدباً. س 184 : آیا ایمان شرط در صحت روزه می باشد یا نه؟ ج: هو العالم ;بلی شرط است ولو در حاشیه عروه نوشته ام
معلوم نیست. س 185 : اگر روزه دار اخبار دروغ از خبر پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) کرده بود آیا روزه او باطل می شود با این
که او قصد صدق اخبار از این خبر را داشته است؟ ج: هو العالم ;روزه او صحیح است. س 186 : آیا در قضاء ماه رمضان ترتیب در
روزه ها لازم است یا نه؟ ج: هو العالم ;لازم نیست، ولی تعیین لازم است. س 187 : با توجه به این که اعمال و رفتار ائمه
اطهار(علیهم السلام) براي ما حجت است و باید آن را براي خود الگو قرار دهیم. سؤال این است که کیفیت و نحوه برگزاري
مجلس جشن و عروسی حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) و حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام)ازنظر شادي و سرور چگونه بوده
است؟ ج: هو العالم ;ما ممکن نیست در جمیع امور بتوانیم مانند آنان عمل کنیم. آن چه بر ما لازم است این است که عملی را که
به عنوان واجب انجام می دادند، باید متابعت کنیم و اگر به عنوان حرام ترك می کردند باید ترك کنیم. اموري که به آنها اشاره
شد، از این قبیل امور نیست. س 188 : شخصی در شب اول شوال عده اي را در مسجد یا حسینیه دعوت کرده افطاري می دهد، آیا
فطریه آنها بر او لازم است؟ ج: هو العالم ;چنان چه نزدیک غروب آن جا باشند، واجب است والاّ واجب نیست. س 189 : در هنگام
جارو کردن و گردگیري که گرد و غبار غلیظ به چشم نمی خورد، اما پس از پایان کار هنگام انداختن اخلاط ذرات خاکی در
اخلاط دیده می شود، آیا براي روزه ایجاد مشکل نمی کند؟ ج: هو العالم ;خیر مشکلی ایجاد نمی شود. حتی غبار غلیظ هم اگر
2 سال است که مرسوم شده اذانی که از : بدون اختیار به حلق برسد، در صورت امکان بیرون بریزد والا روزه صحیح است. س 190



صفحه 24 از 95
رادیوي قم پخش می شود دو دقیقه از اذان تهران دیرتر گفته می شود،آیا باز کردن روزه و افطار کردن با همان ساعت و اذان
تهران کفایت می کند، یا باید صبر کنیم تا رادیوي اذان قم بگوید؟ ج: هو العالم ;میزان اطمینان انسان به طلوع فجر و مغرب است
البته اذان رادیو کاشف است، ولی بهتر است بیش از دو دقیقه در طرفین ملاحظه شود. س 191 : آیا موقع الله اکبر گفتن اول اذان می
توان افطار کرد یا باید صبر کرد تا اذان تمام شود؟ ج: هو العالم ;صبر کردن تا وقتی اطمینان پیدا شود لازم است. س 192 : آیا از
نظر شرع مقدس اسلام مردم می توانند فطریه ماه مبارك رمضان را به بیماران نیازمند اختصاص دهند؟ ج: هو العالم ;بلی می توانند.
س 193 : شخصی قضاي روزه ماه مبارك رمضان را می گیرد و قبل از اذان ظهر از عمد لب هایش را با زبان مرطوب می کند و
شوري لب را حس می کند. در این لحظه با یکی از دوستان مواجه می شود و چون می خواهد بی احترامی نشود آب دهان را عمداً
می بلعد. آیا روزه باطل است، لطفاً نظر مبارك را بفرمایید؟ ج: هو العالم ;چنانچه آب دهان که به لب رسیده با شوري توأم شده و
بلعیده، روزه باطل می شود و اگر می داند نبلعیده و آنچه بلعیده آب داخل دهان است یا شک دارد و یا شوري مستهلک شده در
آب دهان، روزه صحیح است. س 194 : آیا اعلام عید فطر مخصوص حاکم شرع (ولی فقیه جامع الشرایط) است یا مراجع تقلید نیز
می توانند اعلام عید فطر کنند؟ ج: هو العالم ;هر مجتهدي می تواند اعلام کند و در صورتی که یک مجتهد عادل حکم نمود براي
همه حتی مجتهدین دیگر واجب است، تبعیت کنند. س 195 : به نظر مبارك شما علامت یا علامت هاي هلال شب اول ماه قمري
چه می باشد؟ ج: هو العالم ;رؤیت هلال و شهادت دو نفر ثقه، و گذشتن سی روز تمام از ماه قبل و بعضی امور دیگر. س 196 : اگر
براي بعضی از مراجع تقلید اول شوال ثابت شود و عید فطر را اعلام نمایند ولی حاکم شرع (مجتهد جامع الشرایط) اول ماه را اعلام
نکند، وظیفه مقلد چیست؟ ج: هو العالم ;مسأله ثبوت هلال نه ربطی به مرجع دارد و نه مجتهد ;بلکه موضوع خارجی است. اماراتی
در شرع براي ثبوت آن قرار داده شده است. بلی! چنانچه مجتهد جامع الشرایط حکم کند به ثبوت ماه و این که فردا عید است، تمام
افراد حتی مجتهدین دیگر باید اطاعت کنند. س 197 : به نظر مبارك شما شبی که در آن ماه به صورت قرص کامل است (شب
چهاردهم) دلیل و ملاك شرعی براي ثابت شدن اول ماه قمري می باشد تا از این راه وضعیت یوم الشک معلوم شود؟ ج: هو العالم;
بلی روایت معتبر دلالت بر آن می کند و ما هم فتوا به آن داده ایم. س 198 : کلام فقهاء در باب کسی که مشمول حد شرب خمر
شود (و یدرأ عنه الحد ان ادِّعی انه شرب لأیجاد الرمق) اگر ادعا کند خمر را براي ایجاد رمق و نجات از ضعف بسیار نوشیده، حد
از او برداشته می شود ;آیا مفهومش جواز خمر براي مداوا است یا فقط دفع حد را می رساند؟ ج: هو العالم ;برداشتن حد متوقف
است بر این که احتمال داده شود شرب خمر به توّهم جواز آن بوده ولو در واقع حرام باشد. س 199 : اگر کسی فراموش کرد که
روزه است و غذا خورد بعد از آن قطع پیدا کرد که روزه او فاسد شده و افطار عمدي کرده آیا روزه او باطل می شود یا نه؟ ج: هو
العالم ;بلی، باطل می شود. س 200 : اگر روزه دار به خاطر تقیه ازظالم افطارکردآیاروزه اوباطل می شود؟ ج: هو العالم ;بلی، باطل
می شود. س 201 : اگر شخص روزه داري در روز حجامت کند با این که می داند موجب ضعف شدید می شود جایز است یا نه؟
در صورتی که طبیب لازم می داند که حجامت در روز باشد. ج: هو العالم ;کراهت دارد مگر در مورد تلف نفس ولی حرمت
معلوم نیست. س 202 : اگر روزه دار مضطر شد به دروغ بر خدا و رسول(صلی الله علیه وآله) در مقام تقیه از ظالم، آیا روزه باطل
است؟ ج: هو العالم ;روزه باطل نمی شود. س 203 : اگر روزه دار بعد از بلند شدن از خواب دید رطوبتی بر لباس او هست، براي
اینکه بداند منی است یا بول مقداري آلت خود فشار داد و منی درآمد و معلوم شد که جُنُب شده، آیا روزه باطل می شود؟ ج: هو
العالم ;باطل نمی شود. س 204 : اگر شخصی عمداً روزه بخورد، براي قضاي آن چه عملی را باید انجام دهد تا کفاره آن باشد؟ ج:
هو العالم ;غیر از یک روزه قضاء مخیر است بین شصت روز روزه متوالی به عنوان کفاره یا اطعام شصت مسکین (یا آزاد کردن
یک بنده)
اعتکاف



صفحه 25 از 95
اعتکاف
س 205 : اعتکاف کردن در غیر مساجد جامع رجاءاً چه حکمی دارد؟ اعتکاف در مسجدي که جامع بودنش مشکوك است به
صورت رجاء چه صورتی است؟ ج: هو العالم ;در هر دو مورد رجاءاً مانعی ندارد. در صورت دوم اگر حالت سابقه جامع بودن
باشد، استصحاب بقاي جامعیت هم جاري است. رؤیت هلال س 206 : اگر مردم شیعه افغانستان مطابق شیاع افق آنجا تشخیص اثبات
هلال ماه شوال نمایند و افطار نمایند، آیا افطار جایز است یا باید تابع ایران باشند؟ ج: هو العالم ;چنانچه در افغانستان شرعاً هلال
ثابت شده باشد، تابع ایران بودن معنی ندارد، بلکه ایران باید تابع شود. س 207 : آیا رؤیت هلال و اثبات اول ماه الزاما باید با چشم
غیر مسلح صورت بپذیرد یا اینکه رؤیت با چشم مسلح (استفاده از دوربین دو چشمی و تلسکوپ) کافی است؟ (توضیح: قدرت دید
تلسکوپها، دهها برابر قویتر از دوربین هاي دو چشمی است). ج: هو العالم ;بر حسب ظاهر ادله میزان، رسیدن ماه به محلی است که
با چشم غیر مسلح امکان دیدن آن باشد ولو در یک محل از کره زمین. س 208 : در صورتی که رؤیت با دوربین را هم قابل
7) است که می تواند در اختیار همه مردم قرار بگیرد یا × پذیرش می دانید، آیاملاك رؤیت با دوربین متعارفی (مانند دوربین 50
40 ) هم رؤیت شد، هلال ثابت می × اینکه اگر هلال با دروبین هاي دو چشمی غیر متعارف فوق العاده قوي (مانند دوربین 150
40 . س 209 : وضعیت رؤیت هلال در × شود؟ ج: هو العالم ;دیدن با دوربین قابل پذیرش نیست، فضلا از دیدن با دوربین 150
برخی از ماهها به تعبیر متخصصین (حالت بحران) است، در این حالت اگر هلال با دوربین هاي دو چشمی قوي یا تلسکوب رؤیت
نشد آیا می توان سخن مدعیان رؤیت (شهادت شهود) را پذیرفت یا خیر؟ ج: هو العالم ;اگر بینه (شهادت شهود) قائم بر رؤیت شد،
حالت بحرانی مشارالیه مانع از پذیرفتن نمی شود. س 210 : در برخی از ماه ها، متخصصین رؤیت هلال به اتفاق بر این عقیده هستند
که هلال ماه اصلا قابل رؤیت نیست و در عین حال عده اي به رؤیت هلال شهادت می دهند، نظر حضرتعالی در هنگام تعارض
شهود با نظر متخصصین چیست؟ ج: هو العالم ;چنانچه شهود مورد اتهام نباشند و شهود عادل باشند، نظر متخصصین مانع پذیرفتن
نمی شود. س 211 : در صورت عدم اقامه شهود بر رؤیت هلال به دلیل ابري بودن آسمان یا عوامل دیگر، اگر متخصصین رؤیت
هلال، نظر قطعی به قابل رؤیت بودن آن دادند، حکم مسئله چگونه می شود؟ ج: هو العالم ;چنانچه متخصصین ماهر در این فن
باشند و موثق باشند از مصادیق رجوع به اهل خبره است که بناي عقلاء بر آن است. س 212 : اگر در چند رصدخانه در مناطق
مختلف ایران هلال ماه را با تلسکوپ ببینند و در این رصد خانه ها دوربینهاي فیلم برداري تلویزیونی پشت تلسکوپ ها قرار بگیرند
و به طور مستقیم (پخش زنده) تصویر هلال را از طریق تلویزیون به مردم نشان بدهند، به گونه اي که مردم اطمینان پیدا کنند
تصاویر پخش شده واقعی است و ساختگی نیست، حکم اثبات اول ماه را در این صورت بیان بفرمایید؟ ج: هو العالم ;ثابت نمی
شود. س 213 : رؤیت پذیري هلال در آفاق با تغییر در طول و عرض جغرافیایی تغییر پیدا می کند و این خود دو حالت دارد: الف
گاهی هلال در شهري همچون مدینه منوره که نسبت به تهران در عرض جنوبی تري واقع شده، دیده می شود اما در تهران دیده
نمی شود. در این گونه موارد آیا ماه جدید براي ساکنان تهران آغاز می شود یا خیر؟ همچنین صورت عکس آن چگونه خواهد
: بود؟ ج: هو العالم ;من به وحدت افق قائلم و لذا در یک جا که ماه دیده بشود براي سایر بلاد هم به ثبوت هلال قائلم. س 214
برخی اوقات هلال در شهري مانند مشهد مقدس که نسبت به شهر دمشق در طول جغرافیایی شرقی تري واقع شده، دیده می شود
ولی در دمشق نمی شود. در چنین صورتی آیا اول ماه براي اهل دمشق ثابت می گردد یا خیر؟ همچنین حکم مسئله در فرض عکس
آن چگونه است؟ ج: هو العالم ;از جواب مساله قبل حکم این مساله و مساله لاحقه معلوم می شود. س 215 : گاهی اوقات به دلیل
وسعت جغرافیایی بعضی از کشورهاي جهان، احتمال دیده شدن هلال در برخی از مناطق این گونه کشورها وجود دارد اما در سایر
نقاط آن، هلال قابل رؤیت نیست. حکم آغاز ماه در کشورهاي اینچنینی چگونه است؟ ج: هو العالم ;در یکجا دیده شود هلال
براي بقیه جاها کافی است. س 216 : آیا تبرّع کفاره از حی جایز است یا نه؟ ج: هو العالم ;در خصوص صوم جایز نیست، ولی در



صفحه 26 از 95
غیر صوم جائز است. س 217 : اگر چند روز از ماه رمضان عمداً روزه نگرفت و تا ماه رمضان بعدي قضاء نکرد آیا کفاره جمع باید
بدهد؟ ج: هو العالم ;خیر، لازم نیست.
خمس
س 218 : در افغانستان فعلی با وجود نیاز شدید مدارس علمیه و طلاب مستحق از سهم مبارك امام (ع) می توان براي بازسازي امام
زاده، مسجد و حسینیه، مهدیه استفاده کرد یا خیر؟ ج: هو العالم ;در اولویت صرف در طلاب مستحق شکی نیست ولی مصرف در
حسینیه هم اشکال شرعی ندارد. س 219 : کسیکه حق مصالحه در مشکوکات از طرف مجتهد را دارد. گذشته مشکوك افراد را از
جهت خمس.... به دل بخواهی خود می تواند مصالحه نماید یا معیار همان میزان قدرت و عدم قدرت طرف می باشد. ج: هو
العالم ;میزان قدرت طرف است. س 220 : آیا مردم می توانند مالیاتی که به دولت پرداخت می نمایند، بابت خمس آل محمد (ص)
حساب نمایند یا نه؟ ج: هو العالم ;خیر، نمی توانند. س 221 : آیا بر هدیه خمس تعلق می گیرد؟ ج: هو العالم ;خمس به هدیه مانند
بقیه فائده ها و ارباح کسب به شرط زیادي آن بر مؤنه سال تعلق می گیرد. س 222 : آیا هبه و جهیزیه خمس دارد یا نه؟ ج: هو
العالم ;جهیزیه خیر ولی هدیه مانند فوائد دیگر است و خمس دارد. س 223 : اگر کسی اصل سرمایه اش که به صورت پول نقد
است در اختیار دیگري است فقط سودهاي حاصله به دستش برسد، براي تخمیس اصل سرمایه باید چه کاري انجام دهد؟ ج: هو
: العالم ;باید اصل سرمایه را تخمیس کند، لازم نیست از عین آن پول، خمس بدهد، از اموال دیگر هم می تواند بپردازد. س 224
اگر کسی مطابق فتواي تبعیض عمل کند، وجوهات خمس را به کدام یک از مراجع باید پرداخت نماید و فردي که توان پرداخت
خمس را ندارد و دستگردان می کند، آیا دستگردان نمودن با چک مدّت دار یا چکی که وعده آن رسیده صحیح است یا خیر؟ ج:
هو العالم ; 1 به هر کدام بدهید کافی است. 2 و دستگردان با چک مدت دار جایز نیست. س 225 : آیا جهیزیه اي که براي دختران
تهیه می گردد و کنار گذاشته می شود متعلق خمس است یا خیر؟ ج: هو العالم ;چنانچه قدرت تهیه جهیزیه در یک سال را ندارد و
باید به تدریج تهیه کند، خمس واجب نیست. س 226 : اگر مرد از مال خمس نداده، منزل بخرد، آیا تصرفات او و نماز در خانه،
باطل و حرام است یا نه، و در صورت اول زن و بچه هاي او، با رضایت و یا عدم رضایت به کار او، چه حکمی دارند؟ ج: هو
العالم ;چون معمولا خرید به عین مال غیر مخمس نیست، بلکه به ذمه است، اشکال ندارد. س 227 : با توجه به اینکه در منابع فقهی
ما در کتاب لمعه در ارتباط با مسئله خمس و حتی مصرف آن براي الفت و مهربانی بین مسلمانان و صاحبان کتاب جایز و روا
علی القاعده می فرمودند به فامیل فقیر و « رضوان الله تعالی علیه » دانسته شده است یا مرحوم آیت الله حاج سید احمد خوانساري
آشنایان ناتوان که نماز خوان باشند، بدهید. آیا جناب عالی اجازه می فرمایید از سهم مبارك امام(علیه السلام) یا سهم سادات به
بستگان، اطرافیان و ضعفاي آبرومند و متدین متشرع تقدیم نمود؟ منظور یک سوم نیست، بلکه آنچه تمییز و تشخیص می دهیم؟ ج:
هو العالم ;زکات را می توان به مؤلفۀ قلوبهم پرداخت، ولی خمس را خیر. در خمس هم نسبت به سهم سادات که نصف خمس
است به بستگان و اطرافیان مستحق در صورتی که از سادات باشند می توان پرداخت نمود و اگر از سادات نباشند، نمی شود
پرداخت کرد. اما باید مصرف سهم مبارك امام ارواحنا فداه تحت نظر مجتهد جامع الشرائط قرار داده شود. س 228 : الف) کسی
مقداري پول به کسی داده تا ازدواج کند ولی به واسطه مشکلات ازدواج نکرد قبل از سال خمسی او (مثلا 4 ماه یا کمتر) مانده می
تواند این پول را به شخص دیگري به عنوان قرض بدهد و بعد از سال خمسی (چند ماه بگذرد) قرض را برگرداند یا نه؟ ب) و
همچنین آیا خمس به آن مقدار پولی که نتوانسته با آن ازدواج کند تعلق می گیرد یا نه؟ ج: هو العالم ;به تمام اموالش خمس تعلق
- می گیرد ولو قرض بدهد. س 229 : اگرسهم مبارك امام درافغانستان مصرف شود،کجابایدمصرف نمود؟ 1- مدرسه علمیه 2
مسجد 3- حسینیه 4- امام زاده ج: هو العالم ;اول در مدرسه، بعد اگر متبرعی نباشد یا زکات کافی نباشد در مسجد بعد حسینیه. س



صفحه 27 از 95
230 : کسی که وام بدهکاري دارد وسال خمسیش رسیدهومبلغی نقداضافه از قسط وامی دارد، این خمس دارد یا خیر چنین
برسالش گذشته است؟ ج: هو العالم ;مقداري که مدیون است خمس ندارد. س 231 : چون قسط پرداخت وامی که سالی گذشته
است می خواهد به مصرف مخارجاتش برسانند آیا خمس دارد یا خیر؟ ج: هو العالم ;بلی، خمس دارد. س 232 : با توجه به عدم
پرداخت خمس در مبالغی بعد از گذشت سال خمسی در مبالغی به دلیل نیاز مصرف شخصی تصرف نموده ایم آیا جایز بوده است
و آیا فعلا تا حساب سال خمسی اجازه می فرمایید تصرف نماییم؟ ج: هو العالم ;تصرفاتتان نافذ و جایز بوده است و بعداً نیز در
تصرفات مجازید مادامی که بنا بر دادن خمس دارید. س 233 : با توجه به اینکه مبالغ حساب در بانک جهت خرید وسایل و
امکانات زندگی می باشد و با پرداخت خمس آنها ممکن است نتوانم وسایل و امکانات زندگی را تهیه نمایم، از لحاظ وظیفه
خمس حکم آن چیست؟ ج: هو العالم ;دستگردان بنمایید به تدریج بپردازید. س 234 : با توجه به تصرف در مبالغی بعد از گذشت
سال خمسی پرداخت حساب سال خمسی جدید چگونه تعیین می شود؟ (با توجه به عدم اطلاع دقیق) ج: هو العالم ;بعد از مراجعه
به بانک بدهی تان معلوم می شود. در صورتی که معلوم نشود، حداقلی که متیقن است بپردازید مازاد را دستگردان نموده، در
صورت احتیاجتان، اجازه تصرف می دهم. س 235 : سال خمسی را مدت 2 سال است تعیین نموده، ولی پرداخت نکرده ایم.
مقداري مبلغ در حساب بانکی آخر سال اول موجود بوده که خمس آن پرداخت نشده و آخر سال دوم نیز همین طور که خمس آن
نیز پرداخت نشده و مبالغی در وسط هر 2 سال به دوستان قرض داده ایم. الف) با توجه به ندانستن از مبلغ یقینی موجودي در اواخر
2 سال، خمس آن چگونه تعیین می شود؟ متاسفانه ته برگ دفترچه نیز موجود نمی باشد که از طریق آن مطلع شوم. آیا با مراجعه به
بانک و سؤال از متصدي کامپیوتري می توان از حساب آخر سال مطلع شد و این حجت شرعی است؟ ج: هو العالم ;باید رجوع به
بانک بنمایید و قول آنها هم حجت است، چون امین می باشند. س 236 : آیا با پس گرفتن بدهی ها، خمس آنها باید پرداخت
گردد؟ ج: هو العالم ;خمس همه آنها باید پرداخت شود. س 237 : اگر کسی دسترسی به مجتهد یا وکیل او ندارد، آیا می تواند
تصرف در سهم امام(ع) کند به موارد خیرات و آنچه به نظر او می رسد مانند ساختن مسجد یا حسینیه یا تعظیم شعائر اسلام و غیره
یا نه؟ ج: هو العالم ;خیر، نمی تواند. س 238 : خمس دادن براي اشخاصی که صاحب مسکن و مغازه و سرمایه لایق به شأن نیستند و
یا با قناعت جمع کرده اند و خود محتاج آن هستند، چگونه می باشد؟ ج: هو العالم ;مغازه و سرمایه مطلقا خمس آن باید داده شود،
مگر آنکه اگر خمس آن را بدهند لازمه اش معطل ماندن در زندگی باشد. س 239 : آیا در دادن سهم امام، اجازه مرجع تقلید لازم
می باشد یا خیر؟ ج: هو العالم ;در دادن سهم امام(ع) اجازه مجتهد کافی است و اجازه مرجع تقلید لازم نیست. س 240 : افراد
زیادي هستند که حساب سال نداشتند و جهت عزاداري کمک می کنند، چه حکمی دارد؟ و بافرض مسئله و مخلوط شدن پول ها
آیا استفاده از چاي و شام و نهار در مجالس براي دیگران اشکالی ندارد؟ ج: هو العالم ;ندادن وجوهات خلاف است، ولی استفاده
کردن دیگران از چاي و غیره اشکال ندارد. س 241 : اگر ملکی به زید از پدر و به پدرش از جد ارث رسیده باشد و زید نمی داند
: خمس ملک مذکور را داده اند یا نه، وقتی ملک را فروخت تکلیف زید چیست؟ ج: هو العالم ;خمس واجب نیست. س 242
شخص کارمندي جهت خرید منزل مسکنونی مورد نیاز ناچاراً به طور ماهانه مبلغی از حقوق خود را کنار می گذارد. با توجه به
نرخ تورمی حدود 20 درصد) که در جامعه وجود دارد و با فرض تعلق خمس عملا 100 هزار تومان این سال حدوداً برابر 60 هزار
تومان سال آینده می شود. لذا خواهشمند است نظر مبارك را در مورد تعلق خمس بفرمایید. و نیز اگر پس انداز وي جهت خرید
خانه مکفی نباشد و ایشان (مثلا به صورت مضاربه) این پول را به کار بیاندازد و سود آن را هم مختص خرید خانه به کار بزند،
مسئله چگونه خواهد بود؟ ج: هو العالم اگر در مقابل ;پولی که براي خانه کنار می گذارد مدیون نباشد، مادامی که خانه نخریده
خمس تعلق می گیرد و همچنین اگر به عنوان مضاربه بدهد، هم به پول و هم به سود آن خمس تعلق می گیرد. س 243 : مقداري
: وام گرفته ام که در طول چهار سال بپردازم، آیا به این پول خمس تعلق می گیرد؟ ج: هو العالم ;خیر، تعلق نمی گیرد. س 244



صفحه 28 از 95
فردي از طریق پس اندازهاي شخصی و قرض، ابتدا موتوري جهت استفاده و سپس با فروش طلاهاي همسر، به جاي موتور ماشینی
براي استفاده، خریده حال اگر ماشین را جهت پیش خرید یک واحد منزل مسکونی بفروشد (در حالی که خود در منزل اجاره اي
ساکن است) آیا آن پول به دست آمده که اکنون به صورت سرمایه است متعلق خمس است یا خیر؟ و اگر چندین بار با خرید و
فروش منازل به غیر قصد سودي به دست آورد بر این سودها چطور؟ ج: هو العالم ;معادل دیونی که به همسرش مدیون است،
خمس ندارد و در مازاد باید خمس دهد. زکات س 245 : اگر کسی زکات را کنار گذاشت و بعداً به مستحق داد. بعد آشکار شد
که خلاف بوده و آن شخص فقیر نبوده است آیا ضمان دارد؟ ج: هو العالم ;کنار گذاشتن در حکمی که سؤال نمودید تأثیر ندارد
و در مورد سؤال ضمان دارد. س 246 : آیا تصرف در مالی که متعلق زکات واقع شده و هنوز زکاتش پرداخت نشده، جایز است و
آیا به گندم که بعد از فروش تمام پول آن صرف پرداخت قرض می گردد و از زمین خود شخص هم نبوده زکات تعلق می گیرد.
ج: هو العالم ; 1 تصرف در مالی که زکات به آن تعلق گرفته جائز است قبل از اداء زکات و زکات منتقل بذمه می شود. 2 به مالی
که پولش پرداخت قرض می گردد زکات تعلق می گیرد و با پرداخت قرض منتقل بذمه می گردد. س 247 : چند نفر در کشاورزي
با هم شریک هستند، نحوه پرداخت زکات آنها در امر کشاورزي چگونه می باشد؟ آیا با به دست آوردن محصول باید زکات آن
را قبل از تقسیم بدهند یا اینکه هر کس خود باید زکات خویش را بپردازد؟ ج: هو العالم ;هر کدام موظفند که سهم خود را
بپردازند. س 248 : زکات پدر به فرزند فقیر داده می شود؟ ج: هو العالم ;فرزند فقیر واجب النفقه پدر غنی است. پدر به او نمی
تواند زکات بدهد.
حج
س 249 : آیا تحقق احرام حج فقط به تلبیه است یا با لباس احرام و تلبیه می باشد؟ ج: هو العالم ;احرام حج و عمره منعقد نمی شود
مگر به تلبیه و مادامی که تلبیه نگفته، محرمات حرام نمی شود ولو لباس احرام پوشیده باشد. س 250 : آیا خواندن نماز طواف
واجب خانه کعبه به جماعت به قصد ورود یا رجاء جایز و صحیح است؟ ج: هو العالم ;به نظر ما جماعت در نماز طواف مشروع
نیست. س 251 : شخصی اعلام داشته که جهت حج تمتع تعدادي را با مبلغی به مکّه معظمه می برد. فردي براي رضاي خدا تعدادي
از دوستان و آشنایان را براي تشرّف از این امر آگاه می سازد و آنها هم اعلام آمادگی نموده و مبلغی را به واسطه می دهند و
واسطه هم با تحقیق و شناخت و مدرك به مدعی می پردازد. بعد معلوم می شود آن فرد کلاهبرداري کرده است و واسطه هم مبلغی
را به کلاهبردار داده که به مکّه برود و مال او هم با مال دیگران از بین رفته، حال صاحبان پول از واسطه وجه خود را طلب می
کنند. آیا واسطه به این اشخاص مدیون است یا خیر؟ ج: هو العالم ;چنانچه واسطه فقط ارایه طریق نموده و خود طرف قرارداد نبوده
و ضمانت هم ننموده که به حسب ظاهر این گونه بوده است، واسطه ضامن نیست. س 252 : اگر محرم روي لباس احرام، لباس
مخیط بیندازد از گرما یا سرما محفوظ باشد کفاره دارد؟ ج: هو العالم ;در غیر صورت اضطرار جائز نیست و در صورت اضطرار
معلوم نیست کفاره واجب باشد، ولی احتیاط حسن است، چون جمعی از فقها فتوي به وجوب داده اند. س 253 : اگر زن مستطیع
باشد و بخواهد به حج برود، زوج او می گوید من با این قافله مطمئن نیستم و قافله دیگر هم نیست، آیا زن اطاعت از زوج کند یا به
حج برود یا سال دیگر برود؟ ج: هوالعالم ;اطاعت شوهر دراین موردلازم نیست. س 254 : آیا زن یا خنثی را می توان براي حج
صرورة از طرف مرد نائب قرار داد یا نه؟ ج: هو العالم ;بلی جائز است و کراهت هم ندارد. س 255 : پس از اتمام اعمال و خروج از
احرام در عمره مفرده آیا می توان مجدداً محرم شد یا خیر، مرقوم فرمایید؟ ج: هو العالم ;می تواند و مانعی ندارد. س 256 : اگر می
داند که اگر قرض کند و به حج برود می تواند بعداً اداي آن را بکند آیا حج بر او واجب است؟ ج: هو العالم ;خیر واجب نیست.
س 257 : اگر کسی به مقدار استطاعت، مالی داشت لکن جاهل یا غافل، از وجوب حج بود و بعد از تلف شدن مال متوجه شد، آیا



صفحه 29 از 95
حج بر او مستقر شده است. ج: هو العالم ;خیر واجب الحج نیست. س 258 : اگر معتقد بود مستطیع نبوده و به حج مستحبی رفت، و
قصد امتثال امر کرد و حج را انجام داد. آیا بعد از آن که کشف خلاف شد که مستطیع بوده کفایت از حج واجب می کند؟ ج: هو
العالم ;بلی کفایت می کند چون خطاء در تطبیق است یعنی قصد امتثال امر موجود نبوده - و اشتباهاً خیال کرده موجود امر
استحبابی است در حالی که وجوبی بوده است. س 259 : شخصی تاجر با احرام وارد مکه می شود ولی قصد عمره یاحج ندارد و
فقط قصد تجارت دارد بیرون آمدن او از احرام به چه وجه می باشد؟ ج: هو العالم ;دخول مکه براي غیر هیزم کش و علاف و امثال
اینها بدون احرام براي حج یا عمره مفرده جائز نیست، بنابراین باید با اتمام عمل عمره مفرده از احرام خارج شود. س 260 : اگر
کسی نایب از ده نفر بشود براي ذبح هدي در منی، ده گوسفند را می کشد ولی یادش می رود که نام یکی را ببرد، آیا کفایت از او
می کند با اینکه در نیت از اول بوده؟ ج: هو العالم ;چون اجمالا در ذهن او باقی است نیت اول کفایت می کند. س 261 : اگر علم
اجمالی بود به این که زن یا شوهر او طواف نساء را انجام نداده اند، چه باید کرد؟ ج: هو العالم ;چنانچه در جائی است که قاعده
فراغ نسبت به هر دو جاري است، هیچ کدام تکلیف خاصی ندارند و این علم اجمالی اثرش فقط نسبت به زن است که علم تفصیلی
پیدا کند که تمکین از جماع با آن مرد جایز نیست، چون یا برخودش حرام است یا شوهرش بنابراین نباید تمکین کند. س 262 : پدر
من فوت کرده و چون ایشان به سفر و زیارت حج و عتبات نرفته بودند، این حقیر که فرزند اصغر هستم در پی به جا آوردن این
مناسک می باشم و تاکنون توانسته ام به کربلا (عراق) رفته و حال عندالاستطاعت به قصد رفتن به حج عمره را با توکل به خدا
دارم. حال سؤال این است که با توجه به این که خود، این کار را می خواهم بکنم، آیا می توانم به جاي پدر این کار را کرده و
شرایط آن چیست و آیا می توان به جاي پدر و خود مشترکاً عمل کرد؟ ج: هو العالم ;نیابت از پدر شرایط خاصی ندارد نیابت از او
را، قصد کند البته در حجِ واجب نمی توان مشترك عمل نمود ولی در مستحب اشکال ندارد. س 263 : آیا کسی که عمره می رود،
می توان او را حاجی خطاب کرد؟ ج: هو العالم ;خیر، به او نمی شود حاجی گفت. س 264 : آیا حج عمره اعمال خاصی دارد و
چگونه باید بر آنها واقف شد؟ ج: هو العالم ;اعمال و طریقه انجام حج عمره در مناسک حج شرح داده شده است. س 265 : اگر
شخصی مدیون دین خود را قبل از تمام شدن مدت بدهد، و دائن مال را نگیرد، آیا حج بر او مستقر می شود یا نه؟ ج: هو العالم;
بلی چون متمکن است از این که پولش را بگیرد و مکه رود.
احکام قضا
س 266 : قضاوت قضات شیعه که از جانب حکومت کابل منصوب می شوندچگونه است؟ ج: هو العالم ;در صورتی که واجد
شرایط باشند، اشکال ندارد. س 267 : جهت تحقیقات علمی به پاسخ حضرتعالی به موارد مطروحه ذیل نیاز مبرم دارم، لذا از
حضرت عالی استدعا می شود به عقاید ابن عربی در موارد ذیل پاسخ بفرمایید. الف آیا ملاك در صدور حکم به مجازات در
جزییات اسلام علم و اقناع وجدانی قاضی است یا نه؟ بر فرض نخست اگر از بینه، اقرار، و قسامه به علم نرسد می تواند متهم را با
توجه به اصل برائت تبرئه کند یا باید مطابق مدلول آنها حکم صادر نماید. ج: هو العالم ;ملاك در صدور حکم علم قاضی نیست،
بلی، یکی از اموري که قاضی می تواند حکم کند علم او است والا بینه و اقرار مقدّم بر امور دیگر است. ب: با توجه به پیشرفت
علوم و تکنولوژي در راستاي اثبات جرم راه هاي علمی جدیدي نظیر آزمایش خون، منی، مو و... و کارشناسی در موارد فنی مثل
تشخیص جعلیت اسناد مالی... ایجاد شده است آیا ادله علمی ایجاد شده در محاکمات کیفري در جهت محکوم کردن متهم حجیت
دارد یا نه؟ ج: هو العالم ;در صورتی که علم پیدا نشود، خیر حجیت ندارد. ج: و در فرض نخست آیا ما بین جرایم مستوجب
حدود، قصاص و دیات، تعزیرات و مقررات جزایی که دولت اسلامی در راستاي انتظام جامعه به تصویب رسانده (مجازات هاي
بازدارنده) تفاوتی وجود دارد؟ ج: هو العالم ;تفاوت بین جرائم نیست. د: در فرض دوم اگر قاضی از این طریق به علم یا قناعت



صفحه 30 از 95
وجدانی برسد، می تواند مطابق آن حکم به مجازات صادر کند؟ ج: هو العالم ;جواب این مساله از جواب مساله اول معلوم می
شود. س 268 : اگر فردي به عللی محکوم به اعدام شده باشد و حکم، قطعی و لازم الاجرا شده باشد، آیا این فرد مجرم می تواند
تقاضا کند که مرا طوري از حیات باز دارید که باعث مرگ مغزي شوم تا بتوانید اعضاي بدنم را در اختیار افراد مورد نیاز قرار
دهید؟ و آیا این تقاضاي فرد مجرم جایز است، یعنی امکان پذیر است یا خیر؟ آیا رضایت شاکیان در این فقره ترتیب اثري دارد یا
خیر؟ ج: هو العالم ;با رضایت شاکیان اشکال ندارد و بدون رضایت محل اشکال است. س 269 : همانگونه که مستحضرید یکی از
ارکان سازمان ملل دیوان دادگستري لاهه است که دولت ها اختلافات خود را براي حل و فصل به آن ارجاع می دهند و به لحاظ
حقوقی و قضایی حل اختلاف می نمایند. حال سؤال این است که اولا با توجه به شرایط قضاوت و قاضی در اسلام به ویژه اسلام و
عدالت قاضی حال این عمل کشورهاي مسلمان و دولت هاي اسلامی که به حکمیت دیوان تن داده و حکم آن را اجرا نموده و
فصل الخطاب اختلافات خود را راي دیوان قرار می دهند، به لحاظ فقهی چه حکمی دارد؟ آیا صلاحیت قضایی از منظر فقه به ویژه
باتوجه به دو شرط مذکور که نوعاً قضات دیوان فاقد آن هستند پذیرفته است. به طور کلی آیا اجراي راي صادره مجاز است یا لازم
و واجب و یا اینکه حرام است؟ ج: هو العالم ;به هر مقام و شخصی که براي حل اختلاف مراجعه می شود قاضی نمی گویند به آن
معنی که در فقه شیعه شرایطی براي آن ذکر می کنند. بنابر این حکومت اسلامی چنانچه لازم می داند براي ادامه زندگی در
مملکت اسلامی و پرهیز از اذیت و آزار و اختلال نظام به حکمیت دیوان تن دهد، جایز است و باید به حکم آن در صورتی که
خلاف شرع نباشد، عمل نماید و حرام نیست. س 270 : چنانچه اکثریت قضات دیوان موصوف غیرمسلمان باشند، آیا می توان
مسلمانی را که به ارتکاب یکی از جنایات بین المللی متهم شده است، جهت محاکمه و مجازات به آن مرجع تحویل داد؟ ج: هو
العالم ;چنانچه تحویل ندادن آن مسلمان مستلزم مفسده اهمّ بشود جائز است والا جائز نیست. س 271 : در صورتی که ایران تصمیم
به قبول صلاحیت دیوان بگیرد، باید جنایات بین المللی مذکور را در قوانین داخلی خود پیش بینی و براي آنها مجازات تعیین کند.
دراین فرض آیا جنایتی مثل قتل عمد را که از مصادیق جنایت نسل کشی یا جنایت علیه بشریت تلقی شده می توان تحت عناوین
اخیر و احیاناً با مجازاتی متفاوت ازقصاص، مجازات کرد؟ ج: هو العالم ;در صورتی که بر مجازات شرعی مفسده مترتب شود، قهراً
به واسطه قواعد باب تزاحم می توان حکم به جواز نمود. س 272 : اگر بعضی از مجازاتهاي اسلامی مثل سنگسار، صلب و قطع عضو
و اعدام که در تکرار برخی جرائم مستوجب حد مقرر شده و به ندرت نیز اجرا می شوند یا تا کنون اجرا نشده اند، طبق اسناد و رویه
بین المللی مصداق شکنجه و جنایت علیه بشریت تلقی می گردد، آیا می توان تحت عنوان مصلحت یا هر عنوان دیگر، آن کیفرها
را کنار گذاشت و به جاي آنها مجازات هاي معمولی دیگر چون حبس را اجرا نمود؟ ج: هو العالم ;عملًا بلی، ولی با رسمیت دادن
وقانونی نمودن چون مستلزم هتک حرمت اسلام است، جایز نیست. س 273 : نظر فقهی و اجتهادي حضرتعالی در خصوص الحاق
ایران به اساسنامه دیوان و پذیرش صلاحیت آن من حیث المجموع چیست؟ ج: هو العالم ;چنانچه مفسده مهمی مترتب بر عدم
الحاق نشود به نظر من الحاق جایز نیست چون حکومت اسلامی است و الحاق مستلزم عدم قبول عده اي از احکام اسلام است و این
اهانت رسمی به قوانین اسلامی است. س 274 : نظر فقهی معظم له را درباره علم قاضی از نظر الحاق به اقرار یا بینه بیان فرمایید و
اگر علم قاضی طریق سومی است حکم عفو چگونه می باشد؟ ج: هو العالم ;قاضی می تواند به علم خود قضاوت کند. تفضیل این
نوشته ام . حقوق س 275 : آیا پدر حق تصرّف بدون « استفتائات قوه قضائیه و موسسه حقوقی وکلاي بین الملل » مسئله را در کتاب
هر گونه اجازه در اموال پسر را دارد؟ ج: هوالعالم ;با علم به عدم رضایت،خیرحق ندارد. س 276 : شخصی در یک اداره یا سازمان
خصوصی مشغول به کار می باشد و شرایط کاري وي به گونه اي است که حق و حقوق قانونی وي بنابر دلایل غیر قانونی به او
پرداخت نمی شود و در معرض اجحاف واقع می شود و رؤساي وي نیز آگاه هستند که در حق این شخص عملکردي ناروا دارند و
لیکن نامبرده به دلیل شرایط بد اشتغال در جامعه ناگزیر به کار کردن در آنجا می باشد. آیا اگر این شخص کارمند از برخی



صفحه 31 از 95
امکانات موجود در این مجموعه مانند لوازم التحریر و غیره به نفع شخصی خود استفاده کند مرتکب عمل حرام شده است یا خیر؟
لطفاً در صورت امکان دلیل را هم ذکر کنید. ج: هو العالم ;چنانچه در موقع استخدام مبلغی را تعیین می کنند، و در مقام اداء از آن
مبلغ کمتر می دهند و این شخص هم راهی براي گرفتن حقّش ندارد به همان مقدار از حقّش را که نمی دهند، می تواند به عنوان
تقاص بردارد والا خیر. س 277 : بر روي نوارهاي کاست و سی دي ها نوشته شده است هر گونه کپی و تکثیر شرعاً حرام است. حال
اگر فرض کنیم کپی و تکثیر حرام باشد در این مسئله 2 حالت قابل تصوّر می باشد. 1- کسی که به صورت غیر شرعی کپی و تکثیر
می کند. 2- مشتري سی دي هایی که به صورت غیر شرعی تکثیر و کپی شده است. آیا علاوه بر کسی که سی دي ها را به صورت
غیر شرعی تکثیر می کند، مشتري هم چیزي را ضامن می باشد؟ (گناهکار به حساب می آید؟) ج: هو العالم ;اوّل امر بلی، چون
تکثیر اول حرام است و مطالب آن کپی مال صاحب آن است و تکثیر کننده ضامن است، ولی بعد از دیدن اصل مطالب از مالیت
می افتد و کسی ضامن نیست. س 278 : از حضرتعالی استدعا دارد راجع به عبارات آمده در مسئله 1 و 2 احکام حق تألیف، بیشتر
توضیح بفرمایید و چگونگی مصداق احکام آمده در این مسائل درباره موضوع استفاده از سی دي هاي مادر و کپی و طبع در حد
زیاد، موارد ضروري و مبتلا به را شرح دهید. ج: هو العالم ;به نظرم واضح نوشته ام. خلاصه تکثیر نسخه با چاپ و غیره جایز نیست،
ولی مطالعه کردن و گوش دادن جائز است. س 279 : اگر کسی درسال هاي قحطی که شوهر و برادر شوهرش با هم زندگی می
کردند، از مال آن دو به فقراء نان بدهد و حالا متوجه می شود که باید از آن دو اجازه می گرفت و هر دوي آنها (شوهر و برادرش)
مرده اند، حالا تکلیف زن در مورد حلیت چیست؟ ج: هو العالم ;اگر شوهر و برادرش رضایت داشته اند، ضامن نیست و اگر
رضایت نداشته اند، زن نسبت به مال شوهروبرادرشوهرضامن است. س 280 : فیلمی در داخل کشور با هزینه هاي گزاف مثلا 500
میلیون تومان ساخته می شود و تنها امید تهیه کننده، برگشت سرمایه اش از طریق فروش فیلم در سینماها می باشد. چندي است عدّه
اي بدون اجازه تهیه کننده از فیلم کپی کرده و آن را در بین مردم پخش می کنند و باعث ضرر تهیه کننده می شوند. الف) آیا کپی
کردن، دزدي محسوب می شود؟ ب) آیا می توان این فیلم را از واسطه ها گرفت و تماشا کرد؟ ج) آیا بین فیلم هایی که ترویج
دین می کنند و فیلم هایی که حدود شرعی در آنها رعایت نمی شود، تفاوتی هست؟ ج: هو العالم ; 1) کپی کردن کاري است
معین دارد محسوب نیست. 2) استفاده از مال غیر، مادامی که تصرف در آن نباشد، و به خصوص « حد » خلاف شرع ولی دزدي که
: بعد از شیوع جایز است. 3) چون فیلمی که رعایت موازین شرعی در آن نمی شود، مالیت ندارد، بین دو فیلم تفاوت است. س 281
بر اساس قوانین اداره کار هر کارمندي داراي حقوق و مزایایی است. در صورتی که کارمند از حقوق خودش مطلع نباشد آیا بر
صاحب کار لازم است به او اطلاع دهد؟ و آیا صاحب کار حتی اگر کارمند تا پایان کارش تقاضایی نکرد مدیون خواهد بود؟ ج:
هو العالم ;بر صاحب کار لازم است حقوق کارمند را رعایت نموده و حقّ او را بپردازد ولو خود او خبر نداشته باشد. س 282 : اگر
طلبه اي با حقوق کارمندي از پول شهریه بی نیاز باشد، آیا می تواند شهریه حوزه را بگیرد؟ آیا می تواند آن را براي دادن به طلبه
هاي محتاج بگیرد؟ ج: هو العالم ;براي خودش می تواند بگیرد. بهتر آن است که بگیرد و تملک کند، بعد از طرف خودش به طلبه
هاي محتاج بدهد. س 283 : آیا رضایت زن براي حضور شوهر در عرصه فعالیت هاي دینی و فرهنگی مثل مسجد و بسیج شرط
است؟ ج: هو العالم ;خیر شرط نیست.
حدود
س 284 : در این مسئله چه می فرمایید: چنانچه شخصی که خوداقراربه ارتکاب قتل نموده، قبل از اجراي حکم قصاص از اقرار خود
عدول و انکار نماید، آیا انکار وي موجب سقوط حد و عدم اجراي حکم قصاص خواهدشدیاخیر؟ ج: هو العالم ;انکار بعد از اقرار،
تأثیر در سقوط حد نمی نماید. مگر در مورد اقرار به زناي محصنه که موجب سقوط رجم است والا در سایر موارد از قبیل قصاص،



صفحه 32 از 95
دلیل بر سقوط نیست و علما هم فتوي به عدم سقوط داده اند. س 285 : آیا شرایط عامّه تکلیف در مسائل کیفري (حدود، قصاص و
تعزیرات) نیز لازم الرعایه است یا صرف بلوغ، شرط صدور احکام کیفري است (ولو کودك به درك کافی عقلی نرسیده باشد)؟
ج: هو العالم ;در کلمات فقها متخذه از روایات است که در حدود، تکلیف معتبر است به ماله من المفهوم سعۀ و ضیقا - و نیز در
قصاص تکلیف به ماله من الشرائط معتبر است و در تعزیرات چنین نیست. بلکه در بعضی موارد روایات خاصی وارد شده است در
تعزیر صبی و غیر بالغ و فروع زیادي در مقام است. مانند آنکه اگر غیر بالغ کسی را کشت دیه بر عاقله ثابت می شود، و اگر سفیه
عملی را انجام داد که موجب حدّ است، بعضی گفته اند حد ندارد و جماعتی گفته اند حد ثابت است و در این مختصر بیان فروع
نمی گنجد. س 286 : آیا درك تکلیف از نظر عقلیوداشتن قدرتورشد(به معنی درك حسن و قبح) و علم به گناه بودن و علم به
مجازات عمل ارتکابی در مسائل جزایی را شرط براي مکلّفین می دانید یا خیر؟ در صورت امکان توضیح داده شود؟ ج: هو العالم;
غیر از شرایط عامّه تکلیف و علم در جریان حدود، شرط دیگري معتبر نیست. چون عمومات شامل همه است و مخرج و مقید
مختص به حدیث رفع و روایۀ ان الحدود تدرأ بالشبهات و ما دل علی اعتبار علم است، در بقیه موارد به عمومات رجوع می شود.
س 287 : آیا بین عقل و کمال العقل در کلام فقها فرق قایلید؟ آیا عقل همان رشد و کمال عقل داشتن رشد اشدّ است؟ ج: هو
العالم ;کمال عقل را من در روایات ندیده ام. در بعضی کلمات فقهاء در مقام بیان اشتراط تکلیف می فرمایند - یعتبر البلوغ و کمال
العقل - و در مقام دلیل، دلیل اعتبار عقل را ذکر می کنند، مانند حدیث رفع، معلوم می شود مرادشان از کمال عقل همان عقل
است. س 288 : بر فرض جواز تداوي به خمر آیا مشروط به انحصار تداوي به خمر است یا مطلقاً جایز است؟ و نیز آیا نظر طبیب
شرط است یا نظر خود بیمار؟ و نیز در مقدار خمر براي تداوي اگر به حدّي که از بیماري مفرط نجات یابد جایز و بیشتر حرام می
باشد؟ ج: هو العالم ;جواز تداوي در خصوص خوف تلف نفس است و مشروط به مجوز ;است قول طبیب حجت است و نظر خود
مریض، در صورتی که از روي میزان عقلانی باشد نیز مجوز است. س 289 : آیا مراد از تعزیر، زدن و به درد آوردن می باشد و یا
مطلق تأدیب اعم از هشدار، تهدید، توبیخ، تبعید، حد شلاق، منع موقت از کسب و کار، منع برخی از حقوق اجتماعی، مصادره
اموال و یا از بین بردن آن می باشد. ج: هو العالم ;آنچه از روایات فهمیده می شود تعزیر با زدن است، ولی چنانچه حکومت
اسلامی صلاح بداند اعمال دیگر هم جایز است.
احکام بیع
س 290 : تاجري کویتی به یکی از دوستان مقدار زیادي مال داده تا کتابهاي فراوان فقهی و اصولی وتفسیري و عقائدي شیعه را
براي کتابخانه بزرگی در کربلا خریداري کند. به هنگام خرید کتب، فروشنده مقداري نوشته جات و کیسه هاي پلاستیکی و
مقداري نخ و طناب و پوستر به خریدار می دهد. آیا خریدار می تواند این اشیا را براي خود نگه دارد و در آنها بدون اذن آن تاجر
تصرف کند و به عبارت دیگر آیا او مالک است یاتاجر؟ (با علم به اینکه اگر خریداري نمی کرد، فروشنده به او این وسائل را نمی
داد.) ج: هو العالم ;بلی مالک است، چون فروشنده به عنوان واسطه بودن به او می دهد نه به عنوان تملک آن اجناس. س 291 : به
موجب مبایعه نامه پیوست شخصی خانه اي را خریداري کرده و دو سوم ثمن را پرداخته و یک طبقه از خانه هم به تصرف خریدار
داده شده است. به موجب مبایعه نامه طرفین تعهداتی را پذیرفته و شروطی هم در قرار داد گنجانده اند از جمله اینکه می بایستی
ظرف مدت 90 روز از تاریخ امضاي قرار داد در دفتر خانه حاضر شده و انتقال رسمی سند به نام خریدار صورت گیرد. همچنین در
قرار داد مرقوم شده: خریدار می تواند به استناد این مبایعه نامه مورد معامله را قبل از تنظیم سند رسمی به دیگري واگذار کند و
اسقاط کافه خیارات نیز به عمل آمده است. همچنین هر گونه تصرف و ادعاي فروشنده در مورد معامله غاصبانه و تصرف عدوانی
محسوب شده است. حال با توجه به متن قرار داد و تعهدات و شروط مندرج در آن: 1- آیا طرفین ملزم به اجراي مفاد قرار داد و



صفحه 33 از 95
چنانچه هر یک از طرفین از قول خود برگردد روزانه مبلغ ده هزار تومان باید به » تعهدات آن می باشند؟ 2- آیا درج عباراتی مانند
که در ذیل قرار ،« چنانچه تخلیه دیرتر و زمان نقل و انتقال دیرتر انجام شد روزانه مبلغ ده هزار تومان بپردازد » و « طرف دیگر بپردازد
داد مرقوم شده موجب بطلان معامله می گردد یا خیر؟ ج: هو العالم ; 1- طرفین به مقتضاي (المؤمنون عند شروطهم) ملزم به اجراي
مفاد قرار داد می باشند. 2- درج عبارات ذکر شده چون به عنوان شرط ضمن عقد می باشد نه تنها موجب بطلان معامله نمی شود
بلکه لازم الاجرا است، بلی، چنانچه عمل به شرط نشود آن کسی که شرط به نفع او است خیار فسخ دارد و آن کسی که باید وجه
را بپردازد، خیار فسخ ندارد. س 292 : اگر بعد از بیع یکی از دو نفر از مجلس بلند شد و با فاصله کمی چاي خورد آیا صدق تفرق
از مجلس عقد می شود یا نه؟ ج: هو العالم ;با بلند شدن و چاي خوردن تفرق صدق نمی کند، بلکه تفرق یک معناي ظاهري دارد
که معلوم است. س 293 : آیا معاملات باطل مطلقاً حرام است یا اگر طرفین راضی به آن معامله باشند، صحیح می باشد؟ آیا خرید و
فروش کلیه در حال حیات و چشم بعد از فوت جایز است یا نه؟ ج: هو العالم ;همه معاملات باطله حرام نیست و در موارد عدم جواز
با رضایت معامله جایز نمی شود ولی تصرف در ثمن با رضایت مالکش جایز می شود. حکم معامله کلیه و امثال آن را در ذیل
رساله توضیح المسائل نوشته ام مراجعه شود. س 294 : اگر کسی خانه اي را به عنوان اینکه که 100 متر است خریده، بعد معلوم شده
80 متر است. آیا تفاوت قیمت در 20 متر بالنسبۀ از مجموع ثمن را می تواند بگیرد یا معامله را فسخ کند؟ ج: هو العالم ;بلی، می
تواند قیمت 20 متر را مطالبه کند، اگر نداد می تواند فسخ کند، و معامله را از اول هم به واسطه خیار تبعض صفقه می تواند فسخ
1- شخصی خانه اي را طبق نظر کارشناس خبره (از نظر قیمت) خریداري کرده و دو سوم ثمن آن را پرداخت کرده : کند. س 295
و یک طبقه آن راتصرف کرده، ولی فروشنده بعد از مدتی ادعاي غبن نموده و از گرفتن بقیه ثمن و حضور در محضر براي امضاي
دفاتر رسمی خودداري نموده است. آیا این ادعاي غبن صحیح است؟ 2 آیا درج عباراتی نظیر (چنانچه هر یک از طرفین از قول
خود برگردد، باید روزانه ده هزار تومان بپردازد) که براي الزام طرفین به حضور در محضر جهت امضاي دفاتر رسمی می باشد و به
اصل معامله ارتباطی ندارد، موجب بطلان معامله می گردد؟ ج: هو العالم ; 1) ادعاي غبن به تخیّل این که بعد از معامله ترقی قیمت
نموده، مسموع نیست و لغو است و اگر ادعاي غبن نموده که در آن وقت قیمت زیادتر بوده است، در صورتی که اسقاط خیارات
شده است باز ادعا بیهوده است، و اگر اسقاط خیار نشده است، چنانچه نمی تواند اثبات غبن نماید، حرفش بی اثر است. بلی در
( صورتی که اثبات کند غبن حین المعامله و اسقاط خیار هم نشده باشد، آن وقت خیار غبن داشته و می تواند معامله را فسخ کند. 2
و اما شرط مذکور چنانچه در حین معامله شرط شده است لازم است به آن عمل شود والا شرط ابتدایی است و لازم الوفا نیست. س
296 : مفهوم بیع در شرع مقدس چگونه بیان گردیده است؟ ج: هو العالم ;تبدیل مال به مال یا تملیک شیء به عوض. س 297 : به
مفاهیم ذیل بیع اطلاق می گردد؟ در تحقق بیع که کتابت گردیده و ذیل آن را دو نفر شاهد امضاء نموده اند، این مبایعه اثبات می
شود یا خیر؟ ج: هو العالم ;چنانچه به طریقی باشد که در مبایعه نامه ذکر شده است، بلی، مبایعه اثبات می شود. س 298 : حدود سه
ماه پیش سه دانگ از شش دانگ نمایشگاه و فروشگاه مبل را از شخصی خریداري کردم و طبق ورقه ضمیمه دو نفر ذیل آن را
امضاء نمودند و در ورقه ضمیمه، فروشنده حق فروش و استفاده از نمایشگاه و فروشگاه مربوطه را به خریدار اجاره داده، با توجه به
عرایض بالا این بیع از نظر شرعی صحیح است یا فروشنده می تواند مبایعه اي را که دو نفر شاهد ذیل آن را امضاء نموده اند باطل
اعلام نماید. ج: هو العالم ;بیع صحیح است و بایع حق اعلام بطلان را ندارد. س 299 : شرکتی نسبت به فروش محصولات مختلف
اقدام نموده است. بدین ترتیب که هر شخص می تواند به طور حضوري یا غیر حضوري مبادرت به خرید این محصولات از شرکت
و یا شعب آن بنماید. شرکت براي فروش اجناس دو پیشنهاد براي مشتریان در نظر دارد: 1 هر شخص می تواند مبلغ هر نوع جنس و
یا کالاي مورد نظر را تماماً پرداخت نماید و کالاي مذکور را از طریق پست یا حضورا دریافت نماید. 2 نفراتی که یا شرکت
قرارداد منعقد می نمایند به عنوان بازاریاب فعالیت می نمایند و به هر میزان که اجناس شرکت را به فروش برسانند و یا مشتري



صفحه 34 از 95
معرفی نمایند شرکت درصدي از سود فروش اجناس را براي بازاریاب در نظر می گیرد که این درصد می تواند نقدي و یا به
صورت کالا در اختیار بازار یاب قرار گیرد. همچنین شرکت براي مشتریان و یا بازاریاب ها حق انصراف قائل شده است.
1خریداران کالا می توانند جنس مورد نظر را به شرکت و یا شعب آن عودت دهند و شرکت پس از کسر هزینه هاي جانبی (پست
و...) الباقی مبلغ مذکور را مسترد می گرداند. 2 بازاریاب در هر مرحله می تواند از ارائه فعالیت انصراف داده و الباقی طلب خود را
کالا یا وجه نقد دریافت نماید. با توجه به مشروح طرح و اهداف آن خواهشمند است اعلام فرمایند خرید و فروش محصولات
شرکت از طریق ذکر شده و پرداخت کمسیون شرکت به نفرات بازاریاب شرعاً جایز است یا خیر؟ ج: هو العالم ;معامله مذکوره با
تمام تفصیلی که ذکر شده است صحیح است هم از حیث بایع که شرکت است و هم از حیث واجد بودن قیود معتبره در بیع نقد و
نسیه و هم از حیث شرط ضمن العقد هیچ اشکالی ندارد. س 300 : احتراماً در این مسأله چه می فرمایید چنانچه بعد از ایقاع
عقدالبیع، بایع به علت جهل به قیمت عادله حین المعامله احساس نماید که در معامله علی نحو الفاحش مغبون شده است. شرعاً
ولایت در فسخ بیع و تملک مجدد مبیع را دارد یا خیر و چنانچه فقط اسقاط غبن شده باشد، لکن غبن از مرتبه و درجه فاحش باشد،
در این صورت نیز فسخ معامله براي بایع جایز است یا خیر؟ ج: هو العالم ;در صورتی که اسقاط خیار غبن ننموده و بعد از معامله
متوجه شود که مغبون شده است، خیار فسخ دارد و اگر اسقاط نموده، ولی توجه به فاحش بودن نداشته و قید نکرده است که مرتبه
خاص از غبن را اسقاط نماید، بلکه اسقاط مطلق است، در این صورت حق فسخ معامله را ندارد. س 301 : اگر کسی براي فروش
محصولات شرکتی بازاریابی کند و پورسانت بگیرد، حکم شرع مقدس اسلام در خصوص خرید از این شرکت و گرفتن پورسانت
که به عنوان حق الزحمه است را اعلام و در زیر برگه مکتوب فرمایید. ج: هو العالم ;مورد عمل یعنی خرید از شرکت و گرفتن حق
الزحمه اگر کار دیگري نباشد مانند اینکه پورسانت را جزء ثمن قرار دهد و از مشتري بگیرند، بدون آنکه به او بگویند، جایز است
خلاصه این عمل اشکال ندارد. س 302 : مورد معامله: تمامی یک باب خانه و حیاط آن به مساحت 900 متر مربع واقع در شهر
علامرودشت که حدود اربعه جغرافیایی آن شمالا به کوچه، جنوباً به منزل غرباً به منزل ورثه مرحوم و شرقاً به کوچه منتهی می شود
و تجهیزات و منضمات آن آب و برق و چند اصله نخل می باشد. ثمن معامله کلًا مبلغ سی و پنج میلیون ریال معادل سه میلیون و
پانصد هزار تومان می باشد که مبلغ مذکور نقداً و طی چکی توسط خریدار به فروشنده پرداخت گردیده است. صیغه شرعی بیع بین
طرفین جاري شد و اسقاط کافه خیارات خصوصاً خیار غبن فاحش از طرفین به عمل آمد و این مبایعه نامه که در بردارنده بیع قطعی
شرعی واقع شده با توجه به مادتین 338 و 339 قانونی مدنی و ماده 10 همان قانون بین طرفین (فروشنده و خریدار) امضاء و مبادله
شد و این سند مشتمل بر دونسخه با اعتبار واحد می باشد که یک نسخه از آن به فروشنده و نسخه دیگر نیز به خریدار تحویل
گردیده است. ضمناً طرفین باعلم و اطلاع از کمیت و کیفیت معامله بدون اکراه و اجبار و با رضا و رغبت کامل این مبایعه نامه را
امضاء و حق هرگونه دعوي و یا اعتراض بعدي را از خود سلب و ساقط نمودند. با توجه به محتویات اجاره نامه و مبایعه نامه اي (که
تصویر آن به ترتیب در ظهر و بالاي این ورقه مشخص می باشد)، این سؤال مطرح است که: چنانچه فروشنده مضطر بوده و قیمت
مورد معامله بیش از مبلغ مندرج در مبایعه نامه مذکور باشد و خریدار نیز قصدش این باشد که در صورت اجراء شدن کلیه شروط و
ضوابط اجاره نامه از سوي فروشنده یا مستاجر، در وقت معینی مورد معامله را به همان مبلغ خریداري شده به فروشنده مسترد نماید
آیا از نظر شرعی چنین معامله اي صحیح است یا خیر؟ و آیا خریدار یا مؤجر حق مطالبه اجاره طبق قرارداد دارد یا خیر؟ ج: هو
العالم ;اضطرار سبب بطلان معامله نیست، و قصد تنها هم مادامی که انشاء یعنی معامله یا شرطی نباشد در معاملات اثر ندارد بنابراین
معامله مذکور صحیح است و مؤجر حق مطالبه اجاره را طبق قرارداد دارد. س 303 : نتیجه قرارداد تایم شر (بیع زمانی) مالک شدن
شخص بر ملکی در زمان معین و محدودي همچون ماه خرداد در هر سال است و در غیر این زمان هیچ حق مالکیتی بر عین و منافع
آن ندارد. با گسترش این نوع قراردادمسائل و پرسش هاي گوناگونی درباره آن وجود آمده است، مستدعی است پاسخ سوالات



صفحه 35 از 95
ذیل را حتی المقدور با ذکر دلایل مرقوم فرمایید. الف) با توجه به اینکه این نوع قرارداد در عرف، خریدو فروش تلقی می گردد،
آیا از جهت فقهی نیز می توان آن را در قالب عقد بیع محقق ساخت؟ ب) با عنایت به عدم تبعیت عقد صلح در احکام و شرایط از
سایر عقود آیا می توان قرارداد یاد شده را در قالب عقد صلح ابتدایی، منعقد کرد؟ ج) آیا می توان قرارداد فوق را که به نظر می
رسد فاقد منع عقلی، عرفی و شرعی است، به عنوان عقدي جدید و مستقل پذیرفت؟ د) آیا مالکان مشاع در صورت توافق بر افراز و
تقسیم ملک خود می توانند آن را بر اساس زمان تقسیم نمایند، به گونه اي که هر یک مالک ملک در بخش خاصی از زمان
همچون ماه خرداد باشد؟ ج: هو العالم ; 1) این قرارداد ولو متعارف نبوده و لذا فقهاء ادعاء انصراف احل البیع از آن می نمایند، ولی
( ما چون اینگونه انصرافات را مانع از تمسک به اطلاق نمی دانیم و لذا مانعی از صحت آن قرارداد به عنوان بیع نمی دانیم. 2
قرارداد را به عنوان صلح و با اباحه به عوض (که معامله مستقلی است) می توان تصحیح نمود. 3) و نیز به عنوان عقد مستقل می
توان تصحیح نمود و عمومات از قبیل اوفوا بالعقود نیز دال بر صحت آن است. 4)تبدیل ملک مشاع البته به عنوان تقسیم راهی
ندارد، ولی چون در ملک مشاع به نظر ما مملوك همه مال است به ملکیت ناقصه، می توان با این گونه مبادله به عنوان مصالحه یا
اباحه به عوض به آن نحو که اشاره کردند معامله نمود. س 304 : شخصی مبلغی را نزد کسی دارد و آن شخص سال ها با آن مبلغ
کار کرده است. آیا سود آن مبلغ به کدام یک تعلق دارد؟ (البته آن مبلغ به صورت قرض نبوده است و آن شخص اجازه کار کردن
با آن مبلغ را نداشته است.) ج: هو العالم ;چنانچه با عین آن پول معامله کرده باشد، صحت آن معاملات منوط است به اجازه
صاحب پول و منافع و سود آن هم مال صاحب پول است. س 305 : در صورتی که سود، متعلق به صاحب پول باشد، آیا تصرف در
آن بدون رضایت وي جایز است؟ ج: هو العالم ;در فرض عدم رضایت، جایز نیست. س 306 : آیا مضاربه در اسکناس جایز است یا
مختص به طلا و نقره می باشد. ج: هو العالم ;مضاربه در اسکناس جائز است . س 307 : در صورتی که جایز نباشد آیا آنچه را که
شخص تصرف کند، غاصبانه و حرام نیست؟ ج: هو العالم ;معنی غصب تسلط بر مال غیر بدون رضایت او است. پس حتماً غصب و
حرام است. س 308 : اگر در رابطه با این مال اعم از عبادي و غیرعبادي اعمالی را انجام داده است چه صورتی دارد؟ ج: هو العالم;
اعمال با عین این پول ها، عبادي باشد یا غیرعبادي، جایز نیست و حرام است. س 309 : خرید و فروش چک به طور مطلق چه
حکمی دارد، و همینطور کم کردن چکی که انسان بابت طلب خود از دیگري دارد آیا جایز است به کمتر به خود طلب کار یا فرد
دیگري فروختن یا کلا جایز نیست. مشروحاً بیان فرمائید. ج: هو العالم ;خود چک مالیت ندارد. اگر از کسی طلب دارد و چک
گرفته، آن چک را به کسی دیگر بفروشد قهراً دین را به کمتر می فروشد، این معامله اشکال ندارد، چک بی محل را نمی تواند
بفروشد، ولی جایز است به خود طلب کار بفروشد. س 310 : حیل شرعیه در باب ربا به نظر حضرتعالی جایز است یا خیر، و اگر
کسی نیاز به پول نقد داشته باشد آیا جائز است جنسی را با قیمت بیشتري از صاحب پول بخرد و مجدداً به قیمت نقد و ارزانتر به
صاحب پول بفروشد و به وجه نقد که نیاز دارد برسد یا جایز نمی باشد. ج: هو العالم ;چنانچه در ضمن بیع اول شرط بکند که نقداً
به کمتر بفروشد بیع باطل است و همچنین اگر نقد یا مؤجل باشد بعد از حلول اجل باطل است والا صحیح است. س 311 : معامله با
افراد کافر غیر حربی، اعم از کسانیکه در کشور اسلامی زندگی می کنند و در پناه مسلمانان هستند یا در کشور غیر اسلامی هستند
چه حکمی دارد. ج: هو العالم ;معامله با کافر اشکال ندارد. س 312 : اسکناس که جزء معدودات است و قرض دادن آن به زیادتر
ربا و حرام می باشد آیا اگر آن را به قیمت بیشتر بفروشند مثلا یک میلیون تومان را به یک میلیون و صد هزار تومان بفروشند جائز
است یا حرام . ج: هو العالم ;بنظر ما اگر نسیه به قیمت بیشتر بفروشد جایز نیست. س 313 : سپرده هاي بانکی که بانک مدعی است
در آنها معامله انجام می دهد و علی الحساب سودي به سپرده گذار می دهد یا پولی که بانک به عنوان مضاربه به افراد می دهد و
سود می گیرد، از نظر شرعی چه حکمی دارد و اگر به نظر حضرت عالی اشکال دارد، راه حلّی بیان فرمائید. ج: هو العالم;
سپردهاي بانکی و ربحی که بانک می دهد اشکال ندارد و حلال است و اما پولی که بانک می دهد، چنانچه شرایط مضاربه رعایت



صفحه 36 از 95
شود، حلال است. س 314 : در بازار متداول شده جنس را اینگونه معامله می کنند می گویند نقد مثلا صد تومان یک ماهه صدو ده
تومان و دو ماهه صد و بیست تومان و... بعد جنس را براي مشتري می فرستند و مشتري یکی از اینها را انتخاب می کند یا نقد و یا
نسیه آیا چنین معامله اي صحیح است یا خیر؟ ج: هو العالم ;چنانچه اول معامله نباشد، بلکه مقاوله و وکیل کند صاحب مال، مشتري
را که یکی معین را انتخاب کند و بعد معامله را بر آن قرار دهند، اشکال ندارد. س 315 : قریه اي کوچک است، نصف زمین هاي
زراعتی آن با نصف آب مال یک نفر است و نصف دیگرش متعلّق به چند نفر است و مالیات از طرف حکومت بین آن شخص با
دیگران نصف شده است و رجع در آن زمین حق موات و آبها چشمه ها تصرف نمائید چه حکم دارد آیا طبق زمین ها زراعتی
تصرف نمائید یا خیر لطفاً جواب مرقوم فرمائید. ج: هو العالم ;مالیات بر ملک است نه بر مالک، بنابراین باید مالکین به نسبت
مالشان بپردازند و به هر تقدیر مالیات ربطی به تصرف در چشمه ها ندارد، باید طبق زمینهاي زراعتی تصرف نمایند. س 316 : در
پیمان مشارکتی، ضمن عقد خارج لازم شرط شده، آیا یکی از طرفین پیمان مشارکت می تواند بدون جلب نظر و توافق شریک،
پیمان را لغو نماید. ج: هو العالم ;پیمان مشارکتی چنانچه شرائط شرکت عقدیه را واجد باشد خود آن عقدي است لازم و اگر واجد
شرایط نباشد چنانچه آن گونه که شرط شده است در ضمن عقد لازم خلاف مشروع نباشد نیز یک طرف نمی تواند پیمان را بهم
بزند. س 317 : اگر قیمت جنسی (مثلا فرشی) 20 هزار تومان باشد و انسان آن را از کسی به صورت نسیه با دادن پنج چک مدّت
دار 5 هزار تومانی بخرد و همان جنس را به صورت نسیه با گرفتن شش چک 5 هزار تومانی به فرد دیگري بفروشد آیا معامله اوّل
و دوّم صحیح یا باطل است ؟ ج: هو العالم ;هر دو معامله صحیح است. س 318 : آیا حق زارعانه یا اولویّت رعیّتی که اقتباسی است
کاملا عرفی که مورد شناسایی قانونگذار نیز قرار گرفته و بر مبناي آن، صاحبان چنین حقوقی در قبال واگذاري آن، مبالغی از
مالک زمین (نوعاً به هنگام انتقال ملک) اعمّ از آنکه قرار دادي وجود داشته باشد یا نه می گیرند، شرعاً و قانوناً قابل مطالبه است یا
نه؟ ج: هو العالم ;ظاهر سئوال این است که این حق مانند حق سرقفلی است، چنانچه امر عرفی عام و قانونی باشد، پس زارع که
زمین را از مالک اجاره می نماید یا با معامله دیگري زمین را به زارع می دهد یک شرط صریح یا ضمنی در عقد است که مالک
اگر بخواهد ملک را انتقال بدید باید حق زارع را بدهد- در این صورت باید مالک حق زارع را خصوص در صورت شرط صریح
بدهد. س 319 : فروختن طلاجات (انگشتر، پلاك، مدال) به مردان با در نظر گرفتن اینکه خودشان از آنها استفاده می کنند آیا
شرعا جایز است یا نه؟ ج: هو العالم ;انگشتر طلا براي مرد حرام است. فروختن آن، اگر به قیمت طلاي آن بفروشید، جایز است اگر
هیئت انگشتر هم جزء مبیع باشد، جایز نیست و معامله به آن مقدار هم باطل است، مگر آنکه هیئت آن مشترك بین انگشتر زنانه و
مردانه باشد در آن صورت از آن حیث هم اشکال ندارد و از جهات دیگر هم که جایز است. س 320 : در صنف زرگري مرسوم
شده است روي دست خانم دستمال می اندازند و النگو یا بازوبند می اندازند. سؤال این استکه اگر بدون ریبه این کار انجام شود
اشکال شرعی دارد یا نه؟ ج: هو العالم ;خیر، اشکال ندارد. س 321 : حضرتعالی چه می فرمایید در مورد کارمندان بانکها آیا کار
کردن در بانکها با عنایت به وضعیت موجود معاملات صحیح می باشد یا خیر؟ ج: هو العالم ;کارکردن کارمند چون منحصر به کار
خلاف شرع نیست، اشکال ندارد. حقوقی هم که می گیرند حلال است به شرط آنکه پول مقابل کار حرام نگیرند که ظاهراً چنین
است. س 322 : فردي براي دریافت وام از بانک به فروشنده مراجعه می کند و بدون اینکه معامله اي انجام دهند درخواست فاکتور
فروش جهت ارائه به بانک می کند، دادن چنین فاکتوري جایز است یا خیر؟ ج: هو العالم ;جایز نیست مگر با اجازه مصدر امر در
بانک. س 323 : فردي از فروشنده جنس خریده و فاکتور خود را پس از چند ماه یا حتی یک سال اخذ نکرده، اگر براي دریافت
وام، درخواست فاکتور نماید صدور آن جایز است یا خیر؟ ج: هو العالم ;دادن فاکتور به تاریخ سال قبل مانعی ندارد و به تاریخ
فعلی جایز نیست. س 324 : فردي معامله اي به مبلغ دویست هزار تومان انجام می دهد و براي دریافت وام فاکتوري به مبلغ پانصد
هزار تومان درخواست می کند. صدور چنین فاکتوري جایز می باشد یا خیر؟ ج: هو العالم ;جایز نیست. س 325 : اگر در ضمن عقد



صفحه 37 از 95
معاملات با انسان شرط شود که وضوء بگیرد یا غسل کند یا نماز بخواند، بیان نمایید آیا از نظر فقهی اولًا این شرط صحیح یا باطل
: است؟ ج: هو العالم ;صحیح است. س 326 : ثانیاً عمل نمودن به شرط فوق چه حکمی دارد؟ ج: هو العالم ;واجب است. س 327
دخول در حمام و استفاده از آب سقاء و مسافر خانه و هتل ها داخل در چه عقدي است؟ ج: هو العالم ;داخل در عقد اباحه به
عوض است که ما آن را مفصل در کتب فقهیه با ادله صحت و لزوم آن نوشته ایم. س 328 : وجوهی که در بانک ها به قصد
محفوظ ماندن، نه سود بردن گذاشته می شود. ولی هنگامی که می خواهیم دریافت کنیم، متصدیان بانک مبلغی که خودشان
: حساب نموده اند، اضافه بر اصل پول به صاحب وجوه می دهند. آیا این مبلغ حلال است یا نه؟ ج: هو العالم ;حلال است. س 329
استفاده کردن از نوشابه ها و مواد خوراکی که از خارج از کشور وارد می شود چه حکمی دارد؟ ج: هو العالم ;خوردن آنها به غیر
از گوشت جایز است. س 330 : در روستاي غریب دوست یک باب اطاق است. معمرین می گویند زمان قبل دکّۀ القضاء بوده، بعد
در زمستان مردم آنجا جمع می شدند مسئله می گفتند، مرثیه خوانی و ذکر مصیبت می کردند. فعلا مورد نیاز این قبیل مسائل
نیست. جاي خوب دیگري درست کردند، و آنجا خراب شده است آیا می شود فروخت یا نه؟ ج: هو العالم ;بلی، می شود فروخت
و پول آن را صرف امور خیریه بنمایند. س 331 : مالی که از راه قاچاق کالاي مباح در جمهوري اسلامی تحصیل شود آیا حلال
است؟ یا فقط جایز نیست؟ یا غیر آن؟ ج: هو العالم ;خلاف موازین حکومت چه اسلامی و چه غیراسلامی نبایدانجام شود والا
اختلال نظام می آید.
خیارات
س 332 : در خیار رؤیت به تخلف وصف، چه شرط بدل کند یا نکند، آیا مشتري خیار دارد یا نه؟ و آیا این خیار در غیر بیع جاري
1) آیا مغبون اختیار : است یا نه؟ ج: هو العالم ;خیار رؤیت در مورد شرط ضمن عقد ثابت است و مختص به بیع نیست. س 333
دارد بیع داراي غبن غیر فاحش را فسخ نماید؟ 2) آیا مغبون اختیار دارد بیع داراي غبن فاحش را فسخ نماید؟ 3) آیا خیار فسخ براي
مغبون از هنگام عقد ثابت است، یا آن که در وقتی که غبن را بفهمد، خیار فسخ پیدا می شود؟ ج: هو العالم ; 1) در بیع داراي غبن
غیرفاحش (مراد از غیر فاحش آن است که عقلاء آن را غبن نمی شمارند و معامله را به مثل آن فسخ نمی کنند) خیار ثابت نیست.
2) بلی، مغبون مختار است در مورد غبن فاحش معامله را فسخ کند. 3) خیار از وقت عقد ثابت است.
قرض
س 334 : به شخصی بدهکاري داریم و بعد از جست و جوي بسیار از یافتن او ناامید شده ایم. در اینجا پول طلب تأثیر به سزایی در
زندگی شخص طلبکار دارد. وظیفه ما چه خواهد بود؟ ج: هو العالم ;پول مذکور مجهول المالک است باید به مجتهد رجوع شود
چنان چه آن شخص مستحق است، مجتهد از طرف مالکش صدقه به او بدهد، مشروط به این که اگر صاحبش پیدا شد عوض آن به
او داده شود. س 335 : شخصی مبلغ صد هزار تومان به یک نفر کاسب می دهد و شرط می کند که هر ماه پنج هزارتومان بدهد، آیا
گرفتن پول مذکور جایز است؟ ج: هو العالم ;چنانچه قرض باشد حرام است، و اگر مضاربه باشد، با رعایت شرایط جایز است. س
336 : فروختن یک چک نهصد تومانی نقد، به چک هزار تومانی یک ماهه چه حکمی دارد؟ ج: هو العالم ;به نظر من حرام است و
رباي در بیع است. اگر چه اسکناس مکیل و موزون نیست ولی فروختن معدود و مطلق غیرمکیل و موزون به زیاده نقداً اشکال
ندارد، ولی به طور نسیه جایز نیست. س 337 : مبالغ دیر کردي که بانکها، موسسه هاي اعتباري و صندوق هاي قرض الحسنه براي
وام می گیرند چه صورت دارد؟ ج: هو العالم ;اشکال ندارد.



صفحه 38 از 95
ربا
س 338 : در محل ما رسم است شخصی که پول قرض می کند یا مقداري گندم می گیرد اگر سر موعد نتواند باز پرداخت کند
طلبکار آن مبلغ یا جنس را دو برابر می کند. باز سر مدت نداد به همان مقدار بالا می برد. آیا این صحیح است؟ ج: هو العالم ;خیر
صحیح نیست، چون ربا است. س 339 : لطفاً معنی فقهی ربا را مرقوم بفرمایید؟ آیا این نوع قرض الحسنه ها و وام هاي با بهره در
بانک هاي معمول، شرعی می باشد؟ ج: هو العالم ;ربا قرض دادن به شرط زیادي است، ولی سودي که بانک به سپرده ها می دهد،
ربا نیست و حلال است. س 340 : عدّه اي با هیئت به زیارت حضرت امام رضا(علیه السلام) مشرّف می شوند و گردانندگان هیئت
در اثر بی توجهی از افراد رباخوار نیز ثبت نام به عمل می آورند. تکلیف بقیه در این مورد که با آنها هم غذا و هم منزل می شوند
(پول همه مخلوط می شود) چیست؟ ج: هو العالم ;براي بقیه اشکال ندارد. رهن و اجاره س 341 : موجر و مستأجري که با هم خانه
را معامله می کنند، مثلا مبلغ دو میلیون رهن و ماهیانه مبلغ پانزده هزار تومان اجاره و طرفین قولنامه را در بنگاه امضاء می نمایند به
دلیل تعمیرات منزل و موجود نبودن پول کامل رهن فقط 200 تومان از مستأجر به موجر پرداخت می گردد. الباقی رهن و کلید منزل
بین طرفین قبض و اقباض نمی گردد و به دلیل شرط و شروط مستأجر و شرایط خاص موجر، طرفین توافق می کنند از خیر معامله
بگذرند که می گذرند. در این حالت آیا حق العملی که بنگاه معاملات دریافت نموده باید مسترد نماید یا خیر؟ البته مستمسک
بنگاه در اخذ حق الزحمه، بندي از قرار داد است که فسخ و اقامه تأثیري در میزان حق الزحمه نخواهد داشت. امید است با اظهار
نظرتان ما را راهنمایی فرمایید. ج: هو العالم ;با خصوصیاتی که نوشته اید، حق العمل بنگاه باید داده شود به همان گونه که مرسوم
است و قید می شود که هر دو طرف معامله یا یک کدام هر نحو که در قرار داد ذکر می شود. س 342 : مستاجري آپارتمانی را
براي 12 یا 18 ماه از موجر اجاره می کند و تنها موجر براي 12 ماه از او بابت اجاره بها 6 عدد چک می گیرد، پس از گذشت
حدود سه ماه موجر به مستاجر اعلام می نماید محل اجاره را خودم به علت بیماري همسر نیاز دارم و بیش تر از 12 ماه به فکر
اقامت در در مورد اجاره نباشید و مجدد موجر با تشدید بیماري همسر خود، حدود دو ماه قبل از اتمام 12 ماه به مستاجر اعلام تخلیه
در موعد 12 ماه می نماید. مستاجر اعلام می کند به بنگاه سپرده است با این صحبت براي موجر محرز می شود که مستاجر در اتمام
12 ماه مورد اجاره را تخلیه و تحویل می دهد. لیکن بعد از 12 ماه مستاجر دلایل موهوم می آورد و حاضر به تخلیه مورد اجاره نمی
باشد به نظر می رسد حرکت مستاجر غصب مال موجر می باشد و به مستاجر اعلام غصبی بودن اقامت خود و خانواده اش را در
محل مورد اجاره می نماید. خواهشمند است حکم شرع مقدس را در این مورد اعلام فرمایید. ج: هو العالم ;در مدتی که آپارتمان
اجاره شده است و مستاجر تاخیر در اداء مال الاجاره ننموده است، موجر حق ندارد مستاجر را بیرون کند و رضایت و عدم رضایت
او هیچ اثري ندارد. بلی، اگر مستاجر تاخیر در اداء مال الاجاره بنماید موجر حق فسخ دارد و در صورت فسخ رضایت او در ماندن
مستاجر در آپارتمان شرط است و با عدم رضایت، اقامت مستاجر در آن خانه غصب و حرام است و اما بعد از انقضاء مدت اجاره
چنانچه در حین اجاره مالک حق سرقفلی را به او با پول یا بدون آن واگذار کرده است، باز موجر نمی تواند مستاجر را به زور
بیرون کند، ولی چنانچه موجر سرقفلی را به مستاجر نداده است، مستاجر حق ندارد ولو یک ساعت در خانه بدون رضایت موجر
بماند و ماندنش حکم غصب دارد. س 343 : شخصی مکانی را به 250 هزار تومان اجاره می دهد ولی براي آن که اداره دارایی براي
او مالیات کمتري بنویسد او در برگه دارایی مبلغ را 150 هزار تومان ذکر می کند. حکم این عمل چه می باشد و آیا موظفیم مبلغ
اصل را اطلاع دهیم؟ ج: هو العالم ;اشکال ندارد و موظف به اطلاع دادن مبلغ نیستید.
ازدواج (نکاح)



صفحه 39 از 95
س 344 : روحانی عقد دختر را با اصرار داماد بدون احراز رضایت دختر و پدر دختر می خواند. بعد اعلام می کند عقد باطل بوده.
آیا اثبات بطلان می شود؟ یعنی این عقد باطل است یا خیر؟ در صورتی که بعد از عقد فضولی دختر امضاء کند و عاقد اعلام بطلان
نکند؟ حکم چیست؟ ج: هو العالم ;عقد صحیح است. ولی اگر عاقد بگوید عقد باطل بوده یا آن که دختر امضاء نکند و رد کند،
عقد باطل است. س 345 : دختر در طول یک سال شوهرش عنین بوده و از او جدا شده و سپس آن شوهر، زن گرفته و از او اولاددار
شده، آیا این دختر می تواند بدون طلاق شوهر کند یا باید طلاق بدهند، آنگاه شوهر نماید؟ ج: هو العالم ;خیر، نمی تواند چون
معلوم می شود عنّین به آن معنی که زن می تواند فسخ کند و احتیاج به طلاق نباشد، نبوده. البته این در صورتی است که آن زن با
دخول حامله شده باشد. س 346 : با عرض پوزش از محضر رفیع حضرتعالی همانگونه که مستحضرید شرایط اقتصادي و مالی جامعه
به نحوي است که تحمل آن براي اقشار آسیب پذیر که اکثریت جامعه ما را تشکیل می دهند دشوار می باشد و مرد خانواده براي
جوابگویی مخارج زن و فرزندان و... می بایست که با تحمل کارهاي سخت و طاقت فرسا یا اضافه کار روزانه و یا پذیرش مشاغل
دوم همچون سرایداري و نگهبانی و... بتواند بر مخارج فایق آید. حال با تحمل این مشکلات وقتی به منزل می آید و می بیند که
امور منزل و خانه داري و بچه داري و.. لنگ است و خانم خانه در جواب این کاستی ها با استناد به احادیث حضرات ائمه معصومین
سلام الله علیهم اجمعین می گوید (بنده هیچ وظیفه اي ندارم مگر اینکه به من اجرت بدهید) و یا (به کسی دیگري بگویید که این
کارها را انجام دهد مگر من کنیز شما هستم) و خانم خانه با کوچکترین حرفی زود قهر کرده و مرد خانه را از حق شرعی زوجیت
(تمکین) محروم می کند... خواهشمند است تکلیف مرد خانواده و زن خانواده را دراین خصوص روشن فرمایید و به خاتم شریف
ممهور فرمایید؟ ج: هو العالم ;چند مسأله است 1 بر مرد واجب است که مخارج زندگی زوجه را در آن مقدار واجب بدهد. اگر
زوجه بگوید من اجرت مهیا کردن می خواهم حق دارد، ولی مرد در زندگی معمولی زیادتر از واجب تهیه می کند چه خوراك چه
لباس و می تواند آن زیادتر را به حساب اجرت کار زن حساب کند. 2 در زندگی مشترك همان گونه که تا حال رسم بوده است،
غذا و خوراك خانه و تهیه مواد به عهده مرد است و زن کار خانه را انجام می دهد. خانم شما اگر روایت بلد است بگویید زندگی
فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را ملاحظه کند. 3 خروج زن از خانه بدون اجازه مرد جایز نیست. 4 عدم تمکین از عمل زناشویی
حرام است مگر آنکه مرد در نفقه کوتاهی نموده و نفقه ندهد. 5 اساسا تا حال شرط ضمن العقد کلی در حین عقد ازدواج بر این
است که در زندگی مشترك کار بیرون خانه و تهیه مواد خوراکی با مرد است و کار خانه با زن، چنانچه بخواهند خلاف این عمل
شود باید در حین عقد یا بعداً در ضمن عقد لازمی شرط کنند والا زن حق اجرت گرفتن ندارد. در خاتمه به هر دو یعنی زوج و
زوجه توصیه می کنیم در زندگی مشترك رعایت همه موازین شرعیه را بنمایید که هم در دنیا و هم در آخرت سعادتمند خواهید
بود. س 347 : اگر زن در رحم خود عیبی داشت که بچه دار نمی شود و شوهر شرط کرده بود که عیب نداشته باشد و او نگفت.
بعد از ازدواج، زوج فهمید. آیا زن مقصر است و در صورتی که مرد بخواهد زن دوم بگیرد و در آن مناطق به او نمی دهند، آیا بر
این زن واجب است زنی براي او پیدا کند تا بچه دار شود یا نه؟ ج: هو العالم ;زن مقصر است ولی واجب نیست بر او زن پیدا کند.
ولکن خود مرد می تواند عقد زن اول را فسخ کند یا طلاق دهد و زن دیگر بگیرد. س 348 : اگر زن مسلمان با مرد غیرمسلمان در
خارج از کشور ازدواج کند و اینکه این ازدواج ازلحاظ شرعی جایز نیست و زن به این امر نیز جاهل بوده و ثمره این ازدواج چند
فرزند می باشد، اولا وضعیت شرعی این فرزندان چگونه است؟ و ثانیا این زن می تواند به علت جایز نبودن این ازدواج بدون کسب
طلاق از آن مرد غیرمسلمان با یک مرد مسلمان ازدواج کند؟ ج: هو العالم ;فرزندان چون از وطی به شبهه است حرام زاده نیستند، و
از حیث اسلام و کفر چون فرزند تابع اشرف ابوین است محکوم به اسلامند تا موقعی که خودشان بتوانند تشخیص بدهند. و این زن
هم بعد از فهمیدن حکم براي جدا شدن احتیاج به طلاق ندارد و می تواند با یک مرد مسلمان ازدواج کند نهایت باید عده نگه
9 با دختر /4/ دارد و بعد از تمام شدن عده ازدواج صحیح است. س 349 : احتراماً به استحضار می رساند اینجانب... که در مورخه 70



صفحه 40 از 95
15 طلاق خلع دادم و در مدت /8/ خانمی ازدواج نمودم. که حاصل این ازدواج یک فرزند پسر دوازده ساله است و در تاریخ 79
عده، زوجه اینجانب مراجعه و گفتند: مهري را که بخشیدم، نبخشیده و رجوع کردند که من هم رجوع او را قبول کردم و به خاطر
احتیاط شرعی، خودمان هم از روي رساله صیغه عقد را خواندیم که متأسفانه همسر به خاطر مخالفت خانواده اش با ثبت رجوع
مخالفت می کرد. بعد از هفت ماه باز هم بر اثر حساسیت زوجه که خداي ناکرده گناه نباشد باز هم صیغه عقد را خواندیم و در
26 رابطه زناشویی داشتیم که هم شهود رجوع وجود دارد و هم گواه ارتباطات و رفت و آمدهاي /9/ عرض این مدت تا مورخه 82
شرعی. فرزندم بسیار عاقل با هوش است و از لحاظ شرعی بالغ می باشد و او هم شاهد همه جریانات و حتی یک بار هم ناخواسته
30 چهار روز قبل از آخرین رابطه زناشویی ما به عقد /9/ همبستر شدن ما را دیده و خانواده همسرم زن شرعی من را در تاریخ 82
شخص دیگري درآورده اند. چون پایبند مسائل شرعی نیستند و احکام مبین اسلام و قرآن را قبول ندارند و زن و شوهر را فقط با
شناسنامه قبول دارند و زن اینجانب را با تهدید به مرگ مجبور به ازدواج با شخص دیگري نمودند و او را به خلاف شرع و
گمراهی وادار کردند و او را اغفال نمودند و در زمان خواستگاري خودم و دیگران با آن مرد خدانشناس صحبت کرده و حقایق را
به او گفتیم. ولی متأسفانه او هم پایبند شرع نبوده، حتی مقدسات را مورد تمسخر قرار داده زیرا که او مردي بی نماز و شراب خوار
است و اعتقادي به دین و مذهب نداشته و هم اکنون زنم در برابر خانواده ام حقیقت را گفته است و می گوید، ولی در جاي دیگر
انکار می نماید. حال درخواست فتواي مسأله ذکر شده را دارم. ج: هو العالم ;به این گونه که نوشته اید این زن زوجه شما است
صیغه خواندن هم لازم نبود زن که رجوع به مهر کرده شما هم می توانستید بدون صیغه خواندن هم بسترشوید و عقد دومی باطل
بوده و عملش هم زنا و خلاف شرع بوده خداوند همه را هدایت کند و به شما توصیه می کنم که در موقع همبستر شدن مواظب
باشید که کسی بخصوص فرزندتان شما را نبیند. س 350 : آیا اذن شوهر براي خروج از منزل، در هر خروج باید احراز شود؟ یاهمین
که بداند راضی است، می تواند خارج شود؟ ج: هو العالم ;علم به رضایت کافی است. س 351 : چرا مادر زن انسان نمی تواند دختر
دخترش را شیر بدهد، والا بر شوهرش حرام می گردد، ولی دختر پسرش را می تواند و حرمت بر زوجش پیدا نمی کند. ج: هو
العالم ;براي اینکه از احکام رضاع یکی عدم جواز نکاح پدر مرتضع در اولاد مرضعه است. چنانچه جدّه شیر بدهد دختر دخترش
را، پدر او که شوهر دخترش است نمی تواند ازدواج با اولاد مرضعه بنماید که زنش اولاد جده مرضعه است و این علت در شیر
دادن به دختر پسر جاري نیست .
احکام