گروه نرم افزاری آسمان






(و هم در باب احتجاج حضرت پیغمبر) (علیه سلام الملک الاکبر)
[سخنان عبد الله بن صوریا یهودي]






[سخنان عبد الله بن صوریا یهودي] از حضرت ابی محمد الحسن العسکري علیه السّلام مروي است که جابر بن عبد اللَّه الانصاري
روایت کند که عبد اللَّه بن صوریا غلام یهود بود، یهودي که یک چشم داشت لیکن بزعم یهودان اعلم همه ایشان به کتاب قادر
سبحان و به علوم انبیا و پیغمبران بود، روزي به خدمت حضرت سید البریه آمد از آن برگزیده ایزد مختار مسائل بسیار از روي تعنت
و استکبار سؤال نمود. رسول حضرت پروردگار بنوعی او را از جمیع سؤالات اسکات و مجاب گردانید که اصلا آن غلام در جواب
هیچ یک از آن سؤال راه انکار نیافت، بناء علی هذا گفت: یا محمد کیست که اخبار از خداي تعالی بشما میرساند؟ حضرت نبی
الوري علیه التحیۀ و الثنا فرمود که جبرئیل علیه السّلام. ابن صوریا گفت: اگر سواي جبرئیل از ملایک کرام مثل میکائیل علیه السّلام
یا غیر او پیغام مهیمن علام بشما میآورد هر آینه من بتو ایمان میآوردم لیکن چون جبرئیل دشمن طایفه بنی اسرائیل است از میان
فرشتگان ما اطاعت قول او نمیکنیم و استماع سخنان او نمینمائیم. حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله و سلم فرمود که براي چه شما
جبرئیل علیه ص: 141 السّلام را دشمن فرا گرفتید، زیرا که او امین الوحی ملک تعالی و رسول مجتبی از طرف
صفحه 72 از 175
خالق البرایا بهمه رسل و انبیاست یقین رسولی که ارحم الراحمین مرسل و مبعوث به أنبیاي مرسلین گرداند البته آن رسول صادق و
امین خواهد بود. ابن صوریا گفت که عداوت او بر طایفه ما ظاهر و هویداست بجهت آنکه همیشه جبرئیل بلا و شدت و زحمت و
بلیت بر بنی اسرائیل میآورد و دانیال اکبر را از قتل بخت النصر منع و دفع نمود تا آنکه امر آن متمرد کافر در غایت رفعت و نهایت
قوت و شوکت گرفت و اکثر بنی اسرائیل را هلاك گردانید، بلاد و امصار و مساکن و مواطن ابرار و اشرار همه را تخریب نمود
بلکه با خاك برابر کرد همگی و تمامی یأس و شدت و مصائب و بلیت از هیچ احدي سواي جبرئیل باین امت نرسید، به خلاف
حضرت میکائیل علیه السّلام که پیوسته برگزیده آن رب جمیل باخبار شفقت و مرحمت از حضرت باري عز اسمه ما را معزز و
سرفراز مینمود و طوایف بنی اسرائیل را از قدوم بهجت لزوم حضرت میکائیل مسرت تمام و بشاشت لا کلام میرسید.
[پاسخ پیغمبر به گفتههاي ابن صوریا]
اشاره
[پاسخ پیغمبر به گفتههاي ابن صوریا] در آن هنگام سید الانام فرمود: و یحک تو جاهل و غافل از امر خداي اکبري هر گاه جبرئیل
بموجب حکم و امر رب جلیل چیزي از عذاب اله بشما آورده باشد او را چه تقصیر و گناه بود، آیا شما ملک الموت را که حضرت
عز و جل بقبض ارواح خلایق موکل گردانید دشمن خود میدانید؟ اي عبد اللَّه در گاه و بیگاه نیز آباء و امهات بواسطه معالجات
امراض اولاد و دفع بعضی اذیات ادویه کریهه در حلق آنها میریزند؛ نه آن محض بواسطه اصلاح حال اولاد و اطفال بلکه بجهت
صحت بدن و تدبیر احوال ایشان است و چون اولاد در هنگام تناول اشیاء کریهه متأذي و متألم میگردند پس بر اولاد لازم و واجب
شود که پدر و مادر خود را دشمن خود فرا گیرند، اما حال نه بدین نهج و منوال است چون شما از حقیقت امر و حکم عز و جل غیر
مطلع و جاهل و از ارادت ذاهل و غافلید لهذا جرأت بگفتن امثال ص: 142 این کلام کفر التیام مینمائید لیکن چون
من بر حقایق ارادت حضرت بیچون مطلعم گواهی میدهم که جبرئیل و میکائیل دو ملک کرام ملک علامند بلکه دو عامل و
کامل و دو مطیع حکم و فرمان ایزد سبحانند، اظهار عداوت یکی از این دو امین رب العالمین مستلزم اظهار دشمنی و کین دیگري
از این دو امین بیقین است. و اگر کسی را زعم چنان باشد که او را جایز است که بر دوستی و محبت یکی از ایشان ثابت قدم و بر
بغض و عداوت دیگري از آن دو اعیان راسخ دم بود بیشبهه و گمان آن کس کافر و کاذب و نادان است. ابو محمد الحسن
العسکري علیه السّلام میفرماید که چنانچه محمد و علی دو برادرند جبرئیل و میکائیل نیز دو اخوانند و بنوعی دوستدار محمد و
علی علیهما السّلام از اولیاي ایزد تعالی و مقربان درگاه حضرت اللَّهاند و آنکه ببغض و عداوت یکی از این دو برگزیده ارحم
الراحمین باشد کافر بیدین و مسکن او اسفل السافلین است، و ایضا کسی که بمودت و دوستی آن دو ملک ایزد تعالی و تبارك
بود معزز و مکرم و احد عالم است و مبغض و منکر هر یک از آن فرشتگان ملعون و ساکن نیران است. و اگر کسی یکی از نبی
صلی اللَّه علیه و آله یا ولی یعنی امیر المؤمنین علی علیه السّلام یا از آن دو فرشتگان را دوست داشته باشد و اظهار عداوت دیگري
از نبی و ولی یا یکی از آن دو ملک ظاهر و هویدا گرداند البته آن کس دروغگوي، ناکس است و نبی و ولی و آن دو ملک
واجب تعالی از آن محب ناقص بري و بیزارند، و نیز حضرت مهیمن غفار و جمیع ملائک اخیار و سایر خلایق ابرار نیز از آن
شخص بیتمیز بري و بیزارند.
[« قل من کان عدوا لجبرئیل » [سبب نزول آیه
حضرت ابو محمد الحسن بن علی العسکري علیه السّلام میفرماید که سبب نزول آیه [« قل من کان عدوا لجبرئیل » [سبب نزول آیه
صفحه 73 از 175
و غیرها آنست که یهودان چون دشمن قادر سبحان بودند سخنان بد در حق جبرئیل «1» الآیه « قُلْ مَنْ کانَ عَدُ  وا لِجِبْرِیلَ » وافی هدایه
و میکائیل آن دو فرشتگان بیان ص: 143 میکردند. و ایضا جمعی از ناصبان که دشمنان مهیمن منان بودند و
چیزهاي بد و سخنان بد در حق واجب الوجود و جبرئیل و میکائیل و سایر ملائکه کریم معبود میگفتند و اظهار عداوت مینمودند. و
وجه دشمنی نواصب آن بود که چون حضرت رسول بیچون در هر مجمع و مآب در حق ولی ملک الوهاب امیر المؤمنین علی علیه
السّلام فضائل و کمالات که حضرت واهب العطیات بآن امام البریات مخصوص و مرجوع کرده و شرف و کرامتی که بنام او ایزد
علام مفوض و مرفوع نموده مسموع صواحب کرام و مستسعدین محفل دار السّلام خود میگردانید و پیوسته در هنگام بیان کلام
فضایل و شرف آن شرف دودمان ابی طالب امام المشارق و المغارب امیر المؤمنین علی علیه السّلام الواهب از زبان معجز نشان
چنین بیان مینمود که جبرئیل علیه السّلام از حضرت ملک علام چنین و چنان در حق امیر مؤمنان علی علیه السّلام اخبار و اعلام و
بواسطه اعلام و اطلاع جمیع انام نمود. و هم در بعضی از محافل جنت مقابل خود میفرمود که جبرئیل علیه السّلام در یمین امیر
المؤمنین و میکائیل علیه السّلام در طرف یسار آن ولی غفار گاه مقیم و گاه سیارند و جبرئیل و میکائیل بواسطه سکناي طرف یمین
آن بزرگوار بسیار بسیار افتخار مینماید و میگوید که جانب راست آن امام الابرار بسیار بهتر از جانب یسار است چنان که ندماي
بعضی از ملوك عظیم الشأن اهل زمان که در طرف ایمن آن پادشاه باشند بر ندماي جانب یسار آن ملک روزگار افتخار مینمایند،
بلکه هر یک از این دو ملک جلیل فخر و مباهات کنند بر اسرافیل که در پس پشت آن ولی رب جمیل در خدمت مرجوعه خود
ساعی و مشتغل است و بر ملک الموت که در برابر آن امام علیه السّلام بخدمت قیام و اقدام دارد افتخار مینمایند و میگویند که
طرف راست و چپ امام العجم و العرب علی بن ابی طالب علیه السّلام که محل سکنی و خدمت ما دو نفر است بسیار بسیار بهتر از
مکان قدام و خلف امام است که مأواي شماست چنانچه جمعی که مستسعدین حاشیه خدمت پادشاه زمان باشند بیقین آنها را فخر و
مباهات است بر طوایف دیگر که در پیش و پس ملک حاضر باشند. ص: 144 و نیز حضرت رسول عزیز صلی اللَّه
علیه و آله و سلم در بعضی از احادیث میفرمود که اعز و اشرف ملایک واحد تعالی و تبارك آن فرشته است که محبت و مودت او
نسبت بحضرت علی بن ابی طالب علیه السّلام بر دوستی و مودت سایر ملایک نسبت بآن حضرت غالب آید و هر کرا محبت علی
بیشتر آن ملک در رتبه و کرامت در نزد حضرت عزت بیشتر است. و نیز حضرت رسول مهیمن عزیز فرمود که قسمی که در میان
ملایک آسمان مشهور و عیان است آن در باب مرتبه رفعت و شأن امیر المؤمنین علی ولی ایزد منان است، و آن قسم بدین نهج و
بیان است که در هنگام سوگند بآن خداي که شرف و کرامت علی بن ابی طالب را بعد از محمد مصطفی و؟؟؟ همه ما سوي اللَّه
زیادت گردانید. و هم رسول صلی اللَّه علیه و آله و سلم در وقت دیگر فرمود که ملائک سماوات و حجب همگی مشتاق رؤیت و
لقاي علی بن ابی طالب علیه الصلاة و السّلاماند چنانچه مادر مهربان که ده فرزند از او تولد یافته و نه نفر از اولاد او در وفات باشند
فرزند دهمین یکی از عنایت رب العالمین باقی مانده باشد چه نوع اشتیاق بآن یک فرزند دارد، لقاي خورشید سیماي آن امام الوري
بر آن ملایکه بسیار بیشتر از اشتیاق آن والده مهربان بآن فرزند مهربان شفیق است. بر متفطن عارف و محب زیرك معارف واضح و
عیان و لایح و درخشان است که اصدار امثال این کلام صدق التیام از حضرت سید الانام اظهار شرف رتبت عالی منقبت حضرت
امام البریه علی بن ابی طالب است، و این محتوي و مبنی بر آنست که اگر من نسبت بآن ولی ذو المنن عزت و مودت یا اکرام و
محبت مینمایم مأمور بلکه معذورم، زیرا که آن ولی ملک تعالی و وصی حضرت سید البرایاست و عزت و حال و شرف و کمال آن
حضرت بر ملایک واهب متعال در غایت وضوح از روي برهان و استدلال است و چون ملایک کرام حضرت ایزد علام مطلع بر
، مراتب علم و کمال و عارف بر حقیقت معرفت و افضال او شدند و دانستند که حضرت علی بنده خاص الخاص الاحتجاج، ج 1
ص: 145 و مطیع با اخلاص حضرت خالق العام و الخاص است لهذا مودت و دوستی او را شیوه مرضیه و طریقه محسنه دانسته بر آن
ثابت قدم و راسخ دمند. چون جماعت نواصب ظلمت قوالب از نبی المشارق و المغارب این همه شرف و مناقب در باب علی بن ابی
صفحه 74 از 175
طالب علیه السّلام استماع نمودند با یک دیگر گفتند که ما را من بعد تاب شنیدن کلام محمد نیست؛ تا چند ایشان در مجلس و
محفل گوید که خداي عز و جل با جبرئیل و میکائیل و ملائکه همگی و تمامی تعظیم و تفخیم شأن علی علیه السّلام مینماید که
خداي تعالی خاص است بعلی نه بسایر مخلوقین و محبت و مودت که حضرت عزت با علی دارد بهیچ احدي از بندگان خود ندارد،
ما بیزاریم از چنین پروردگار و از ملائکه او مثل جبرئیل و میکائیل که ایشان همه براي علی باشند و علی را بعد از محمد بر جمیع
خلایق تفضیل دهند؛ ما از جمیع آنها بري و بیزاریم بلکه از پیغمبران سابق که ایشان نیز بعد از محمد تفضیل علی بر سایر طوایف
امم دهند از آنها نیز بري و بیزاریم و اصلا ما را چنین مذهب و دین پسندیده و دلنشین نیست. اما یهودان که دشمن اله منان بودند
چون رسول آخر الزمان از مکه معظمه بمدینه طیبه مهاجرت نمود جمعی کثیر از آن طایفه با عبد اللَّه بن صوریا که اعلم ایشان بوده.
چنانچه سابقا حقیقت احوال او مذکور شد اتفاق نموده جمعی دیگر بخدمت سید البشر آمدند. ابن صوریا گفت: یا محمد از کیفیت
خواب خود ما را مطلع و کامیاب گردان که بچه عنوان است زیرا که پیغمبر ما حضرت موسی علیه التحیۀ و الثنا امت خود را از
کیفیت خواب پیغمبر آخر الزمان که ایزد سبحان بخلقان مرسل و مبعوث خواهد گردانید اعلام و بیان نمود. حضرت نبی المحمود
فرمود که چشم من بخواب الفت و آرام گیرد لیکن دل من بحکم ذي المنن بیدار است. ابن صوریا گفت: راست گفتی یا محمد.
مرا خبر ده فرزندي که متولد میگردد از مرد است یا از زن؟ ص: 146 حضرت پیغمبر آخر الزمان علیه سلام اللَّه
الدیان فرمود که پی و رگ و استخوان از مردان است و گوشت و خون و موي از نسوان. ابن صوریا گفت صدقت یا محمد، راست
گفتی. باز از حضرت سید الوري پرسید که چرا فرزند گاه بعم خویش کمال مشابهت و مماثلت دارد چنانچه اصلا هیچ چیز او را
تشبیه بحال خال نیست و گاه مشابه و مماثل بخال است بنوعی که بهیچ وجه من الوجوه او را مشابهت و مماثلتی بعم نباشد. حضرت
سید النبیین فرمود که چنین است اي عبد اللَّه، هر گاه بحکم اله و مشیت او آب منی مرد زیادتی کند بر بالاي منی زن ممکن گردد
فرزند مشابهت تمام بپدر و اعمام پیدا کند و اگر آب منی زن بحکم حضرت مهیمن در بالاي آب منی مرد زیادتی نموده ممکن
گردد آن فرزند بیشبهه عقل و فکر مشابهت و مماثلت بمادر و اقوام او یکسر بهم رساند. ابن صوریا گفت: یا محمد راست گفتی،
مرا خبر ده از حال رجال که بحکم ذو الجلال از آنها فرزند بهم رسد و از حال مردانی که آنها را فرزند بهم نرسد. حضرت نبی ایزد
معبود فرمود که هر گاه آب منی سرخ و تیره رنگ بود آن نطفه از روي عقل و فرهنگ مغره و بیآهنگ است و از آن فرزند تولد
ننماید، و چون منی صاف بود بحکم اله واحد از آن فرزند تولد نماید. عبد اللَّه گفت: یا محمد راست گفتی، بعد از آن ابن صوریا
نازل شد، حضرت رسول مشکور در « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَ دٌ » گفت: یا محمد مرا خبر ده از پروردگار که بچه نوع است. فی الفور سوره
ساعت این سوره را بر ابن صوریا خواند. گفت: یا محمد راست گفتی، اما یک خصلت باقی ماند از تو استفسار مینمایم اگر مرا
بجواب آن سرفراز فرمائی بشما ایمان آرم و تابع امر و حکم حق تعالی گردم، یا محمد کدام ملک از ملائکه کرام از حضرت ملک
علام بتو پیغام و آداب شرع ص: 147 و احکام میآورد؟ حضرت سید الانام فرمود که جبرئیل علیه السّلام که امین
الوحی ایزد تعالی بسایر رسل و انبیا بود از مهیمن علام جمیع آیات کلام از آداب شرایع و احکام و قصص انبیا علیهم السّلام بما
میرساند. ابن صوریا گفت: این جبرئیل از میان ملایک دشمن با طایفه بنی اسرائیل است پیوسته بواسطه قتل و شدت و تحیر و بلیت
ما از ایزد تعالی میآید، رسول مهربان ما حضرت میکائیل است که همیشه بجهت سرور و رجا و فرح ما از ملک تعالی میآید، اگر
میکائیل بشما میآمد ما ایمان میآوردیم زیرا که آن فرشته مقرب و دایم از حضرت واهب مستدعی دوام ملک ما و استواري آنها
ساعی و جاهد بود و جبرئیل در پی تخریب ملک و هلاکت ما بود و بر هر عاقل ظاهر و بین است که اطاعت دشمن و استماع کلام
او سزاوار و مستحسن نیست. بر سامعان کلام درر نظام ائمۀ الانام و واقفان نکات و لطایف سخنان صدق التیام واضح و هویدا و لایح
و پیداست که حقایق مضامین صدق آئین همین کلام سابقا سمت تحریر یافت چون جامع کتاب ابو علی الطبرسی چنین نقل نمود
که امام الوفی الزکی ابو محمد الحسن بن علی العسکري کرة ثانیه کلام حقیقت التیام خود را بدین نهج و مرام بیان و انجام نمودند
صفحه 75 از 175
لهذا این مترجم اقتداء به و اقتفاءا علی اثره نیز مرة بعد اخري کلام ایشان را بیان نمود یقین حمل بر تکرار کلام نخواهند فرمود.
[گفتار سلمان فارسی با ابن صوریا]
اشاره
[گفتار سلمان فارسی با ابن صوریا] چون ابن صوریا در باب عداوت امین الوحی حق سبحانه و تعالی کلام لا یعنی باینجا رسانیده
در محفل جنت نشان آن نبی عالیشان از خواص آن حضرت سلمان رضی اللَّه عنه حاضر بود روي بجانب عبد اللَّه بن صوریا آورده
گفت: عداوت جبرئیل نسبت بطایفه بنی اسرائیل چون ظاهر و عیان شما یهودان گردید؟ ابن صوریا گفت: بلی یا سلمان جبرئیل
مرتبه بسیار دشمنی خود را نسبت بما ظاهر و آشکار گردانید و بیشترین عداوت و اشد و اصعب آن آنچنان بود که حضرت
ص: 148 ایزد معبود دو سه مرتبه آیات بینات بر پیغمبران بنی اسرائیل ارسال و انزال نمود و اعلام ایشان گردانید که
بیت المقدس بدست کسی که نام او بخت النصر باشد خراب و ویران گردد و او اکثر بنی اسرائیل را مقتول و سبایا و ذراري آنها را
در سلک اساري منخرط گرداند. و چون طوایف بنی اسرائیل واقف و مطلع گشتند که بسعی و اهتمام آن متمرد مهجور از رحمت
یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ » رب غفور این همه شداید غیر محصور بر بنی اسرائیل بر منصه ظهور ظاهر گردد و بمضمون صدق مشحون
این معنی بر همگنان روشن و عیان است بلکه از روي تجربه ظاهر و درخشان اهل علم و عرفان گردید که حضرت واحد اکبر « یُثْبِتُ
هر روز در احداث شغل و امر دیگر است.
[تخریب بیت المقدس و داستان حضرت دانیال]
[تخریب بیت المقدس و داستان حضرت دانیال] و چون خبر و حکایت تخریب بیت المقدس در میان بنی اسرائیل اشتهار تمام یافت
اعیان پیشین این طایفه در فکر عاقبت این کار و دفع آن متمرد وخیم العاقبه نابکار شدند مردي را از اقویاي بنی اسرائیل بلکه از
افاضل انبیاي ملک جلیل و نام آن صاحب کرامت و اقبال حضرت دانیال بود بواسطه طلب بخت النصر معین و مقرر کردند تا در
ولایات و امصار تردد بسیار نماید و بعد از وجدان و ملاقات آن رئیس ظالمان او را مقتول ساخته داخل دوزخ تابان و آتش نیران
گرداند. و نیز بجهت تحصیل این امانی و آمال و مزید قوت و قدرت و شوکت آن نبی ایزد متعال اموال و اثقال بشتران حمل نموده
با جمعی از مردم قوي هیکل با اقبال بمصحوب آن نبی حضرت ذو الجلال روانه گردانیدند که در هر محل و مکان که محتاج بر
انفاق باشد مصروف سازد تا جان آن کافر را بانصرام رساند. چون دانیال از مقر و مقام با احترام خود بطلب بخت النصر تیره
سرانجام برآمد بعد از قطع منازل و طی مراحل داخل بابل که الیوم بدار السّلام بغداد شهرت دارد گردید و بخت النصر را در صغر
سن که در غایت ضعف و مسکنت و نهایت ذلت و فاقت بود یافت. چون او را هیچ نوع قوت و قدرت نبود حضرت دانیال او را
گرفته محبوس ص: 149 فرمود و خواست که او را مقتول گرداند و بنی اسرائیل و سایر بندگان ایزد جلیل را از شر و
ضرر آن طاغی کافر برهاند، همان ساعت جبرئیل رسید و آن ملعون حضرت بیچون را از دست دانیال بعنف کشیده و او را بجهت
قتل و غارت و نهب و حقارت بنی اسرائیل و باقی خلقان آزاد و مطلق العنان گردانید و با دانیال گفت که اگر پروردگار شما بخت
النصر را باهلاك بنی اسرائیل و ذراري و سبایا امر نماید بیقین تو بر او مسلط نتوانی شد و اگر اراده و مشیت حضرت عزت بر وقوع
آن امر و حرکت متعلق نگشته پس شما بچه وثیقه گناه او را مقتول و تباه میگردانید. چون صاحب ما کلام جبرئیل علیه السّلام من
اوله الی آخره همه را استماع نموده دست از آن کافر بداشت و بند از پاي او برداشت، و بعد از مراجعت آن نبی با اقبال از آن سفر
پر محنت و اشغال حقایق احوال آن ضال بر جماعت بنی اسرائیل بدین منوال بیان نمود. بعد از آن روز بروز کار و مهم آن متمرد و
صفحه 76 از 175
کافر در تزاید بوده قويتر میشد تا آنکه صاحب شوکت و جاه و عسکر و سپاه و حشم و پادشاه گردید و با طایفه بنی اسرائیل شروع
در نزاع و جدال و جنگ و قتال نمود، بالاخره کار او بجائی رسید که بنی اسرائیل را تاب مقاومت و قدرت مخاصمت با آن کافر
وخیم العاقبت نماند. چون این طایفه را در کمال ضعف و ناتوانی دید دست تعدي و تسلط بنهب و غارت اموال و سبی ذراري و قتل
رجال گشاد و انواع ایذا و مشقت و اصناف آلام و بلیت بر بنی اسرائیل روا داشت و دقیقه از دقایق ظلم و ستم نسبت بحال این مردم
فرو نگذاشت، لهذا ما جبرئیل را که بانی و باعث این حرکت ناپسند بود و برأي او دانیال عمل نمود تا این بلا و آزار طوایف بنی
اسرائیل و احبار را دچار شد ما او را دشمن خود میدانیم و میکائیل علیه السّلام که محب جمیع بنی اسرائیل است او نیز دشمن
جبرئیل است. سلمان گفت: یا ابن صوریا عقلی که واهب العطایا بتو ارزانی داشته تو آن را بکار نداشتی و هرگز سالک مسالک حق
و ناهج مناهج صدق نگشتی گمراه و دور از ص: 150 مرحمت اله گشتی و طریق غیر مستقیم برداشتی و خاك
مذلت جهل و نادانی بر وجوه صحیفه خود انباشتی، اوایل طایفه خود را ملاحظه نمودید که از روي خفت تدبیر و عقل و کمی
فراست و کثرت جهل چگونه اجتماع کردند و شخصی را بواسطه محاربه و مقاتله بخت النصر مقر؟؟؟ و معین نمودند و اصلا در آن
باب فکر و تأمل از روي ثواب کردند که هر گاه حضرت قادر اله در اکثر کتب منزله آسمانی بر السنه رسل و انبیاي ایزد تعالی
اخبار بپادشاهی بخت النصر و اهلاك بنی اسرائیل و تخریب بیت المقدس و تعدي و تفریط آن متمرد حکم ایزد اقدس نموده باشد
خلاف حکم و مشیت حضرت واهب عزت نزد خرد و عقل و تدبر و فراست آن جماعت و جایز و غیر رخصت چگونه باشد. گوئیا
آنها اراده تکذیب اخبار انبیاي ابرار حضرت واهب غفار نمودند، زیرا که بنی اسرائیل آن حضرت را در آن کار مهم مکذب و متهم
گردانیدهاند و یا آنکه بنی اسرائیل بعد از تصدیق انبیاي عالیشان و رسل معجز نشان حضرت مهیمن سبحان اراده غلبگی بر آن اعیان
داشتند و خواستند که حکم قضا و قدر واهب قادر را متغیر و مبدل گردانند. بیقیل و قال مشابه و امثال آن جماعت و طایفه که شغل
و کار و عمل کردار آنها را موجه معقول و مرضی و مستحسن خدا و رسول دانستند همگی یکسر باغی و کافرند بخداي عز و جل و
منکر اخبار انبیا و رسلاند و هر گاه بر شما بنی اسرائیل باخبار موسی و هارون رسولان حضرت بیچون و بخبر سایر انبیا بر شما
واضح و هویدا شده باشد که اخبار آن اعیان ظاهر و لایح و واقع و سانح خواهد شد. پس بر شما چگونه جایز و روا باشد که اعتقاد
کنید بر آنکه جبرئیل امین الوحی رب جلیل دشمن طایفه بنی اسرائیل باشد و حال آنکه آن امین وحی لا یزال منع دانیال از مغالبه و
جدال با خداي متعال نموده و او را از تکذیب خبر انبیاي واحد فعال زجر و منع باستعجال فرموده باشد. ص: 151
ابن صوریا گفت: پیش از این خداي عز و جل این خبر را از لسان انبیا و رسل بسمع هر فاضل کامل و عامی جاهل طوایف بنی
هر چه خواهد محو نماید و آنچه اراده « یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ » اسرائیل رسانید لیکن حضرت ذو المنن مضمون صدق مشحون
نماید اثبات فرماید، یحتمل در وقت دیگر خالق اکبر اراده امر دیگر کرده باشد. سلمان در جواب ابن صوریا گفت: پس شما بنی
اسرائیل را اصلا وثوق و اعتبار در توراة منزله ایزد مختار از اخبار زمان ماضی بلکه حال و استقبال باقی و برقرار نماند، زیرا که شما
باشید پس متصور است که موسی و هارون بر منصب نبوت و رتبه رسالت « یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ » هر گاه خود قائل بکلام
یَمْحُوا » معزول بلکه بیمنزلت باشند و دعواي ایشان در آن باب باطل و از درجه اعتبار ساقط و عاطل باشد، زیرا که بنا بر قول شما
میتواند بود که بعد از آنکه موسی علیه السّلام مع هارون مدت متمادي تبلیغ احکام و شرایع دین و اسلام و « اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ
آداب بسایر انام نموده باشند معزول و مبذول نموده باشند. و نیز امید است که آن دو پیغمبر جلیل القدر هر چه شما را بآن عالم و
باخبر کرده باشند که چنان است نه آنچنان باشد و آنچه بشما گفته باشند که فلان مقدمه در سابق زمان چنان بود آن نیز خلاف
قول ایشان باشد. و نیز میتوان بود که آنچه آن دو پیغمبر ایزد اکبر در باب ثواب طاعت و عبادت بامید خبر داده باشند آن را حضرت
ایزد محو گرداند و ثواب آن را به عقاب مبدل سازد. و نیز آنچه شما را در باب عقاب توعد نموده باشند آن را عزیز وهاب محو
نماید بلکه بثواب مبدل گرداند زیرا که ایزد واحد محو گرداند آنچه خواهد و اثبات کند هر چه اراده فرماید. بعد از آن سلمان
صفحه 77 از 175
« یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ » گفت: یا ابن صور یا جمیع شما از حقایق معنی کلام صدق ص: 152 التیام ملک علام
غافل و جاهلید فلهذا همگی و تمامی شما بحضرت واجب تعالی کافر شده اخبار صدق آثار رسل غفار را در باب غیب بدروغ
برداشتید و از دین حضرت رب العالمین خود را منسلخ گردانیده در سلک اخوان الشیاطین منخرط گشتید و بوسیله آن ابد الابدین
در دوزخ تابان با سکنه آن مکان توأم و همنشین خواهید بود. آنگاه سلمان گفت: من گواهی میدهم که هر که دشمن حضرت
جبرئیل علیه السّلام است آن کس بیقیل و قال عدو حضرت میکائیل است و این هر دو فرشته نیکو سرشته دشمنند آن را که دشمن
یکی از ایشان باشد هر چند اظهار محبت و وداد دیگري کند و هر دو دوستند آن کسی را که دوست هر یک ایشان باشد. بعد از
قُلْ مَنْ کانَ » آن مهیمن سبحان بتصدیق قول سلمان این آیه مبارکه قرآن بحضرت رسول آخر الزمان ارسال و انزال گردانید که
تفسیر این آیه جلالت پایه آنست که .«1» « عَدُ  وا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلی قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ وَ هُديً وَ بُشْري لِلْمُؤْمِنِینَ
بگو یا محمد پسندیده واحد احد هرگز عداوت جبرئیل بواسطه مظاهرت او بر اولیاي رب جلیل بر اعادي مهیمن نماید و یا در نزول
آن امین الوحی ایزد منان در باب بتو و بیان کمالات و فضائل بیپایان حضرت علی بن ابی طالب و باقی امامان اظهار دشمنی او
کند، گوي از غصه خبر مسرت اثر آن ملک ایزد اکبر همیشه در اندوه و حزن باش و دل خود را که محل بغض و عداوت مقربان
درگاه حضرت عزت گردانیدي بناخن غم و الم میخراش و بمیر و در سقر مقام و مسکن گیر که بدرستی و تحقیق که جبرئیل آیات
با برکات قرآن را بر دل مبارك تو بفرمان و حکم ایزد تعالی و تبارك فرود میآرد در حالتی که قرآن واجب الاذعان مصدق سایر
کتب قادر سبحان برسولان پیشینیان و هادي گمراهان و بشارت دهنده مؤمنان بنبوت نبی الانس و الجان و ولایت و امامت امیر
المؤمنین و جمیع امامان علیهم سلام الملک ص: 153 المنان است بآن که همه آن اعیان اولیاي ایزد سبحان و
اوصیاي آبا و اجداد ایشانند از روي حق و صدق و اخبار و اعلان واجب مطلق. و این بشارت مؤمنان وقتی است که بر موالات و
دوستی حضرت پیغمبر آخر الزمان و امیر المؤمنین علی علیه سلام الملک المنان و بر ولاي سعادت انتهاي آل آن دو بزرگوار
پسندیدگان پروردگار باشد. بعد از آن حضرت رسول معبود فرمود که یا سلمان ملک منان تصدیق قول تو در باب یهودان نمود و
جبرئیل امین از نزد رب العالمین پیغام و کلام باین نهج و مرام رسانید که یا محمد سلمان و مقداد بندگان خاص رب العباد و
برادران نیکو نهاد هر دو صاف طینت و پاك اعتقادند و در محبت تو و برادرت علی بن ابی طالب وصی و صفی تو و این دو مؤمن
نیک اعتقاد در میان اصحاب شما و علی علیه السّلام مثل و مانند جبرئیل و میکائیل علیهما السّلاماند در میان ملایک ایزد اعلام، و
این سلمان و مقداد هر دو دشمن آن کسند که او دشمن یکی از این دو کس باشد و بغض و عداوت ایشان را ظاهر گرداند و هر دو
دوست دارند کسی را که آن کس هر دو را دوست داشته باشد بشرطی که بر محبت تو و ولایت علی علیه السّلام باشد، و این دو
مؤمن دشمنند کسی را که محمد و علی و اولیاي آن دو برگزیده ایزد تعالی را دشمن باشد. یا محمد اگر بنوعی که ملایک
سماوات و حجاب و املاك عرش و کرسی ایزد تعالی سلمان و مقداد را بواسطه دوست داشتن نبی و ولی علیهما السّلام و بجهت
دوستی با دوستان ایشان دوست دارند بهمان طریق اگر سکنه زمین رعایت مراتب و داد و موالات ایشان با محبت و مودت اولیاي
آن اعیان نمایند و با اعداي ایشان و دشمنان اولیاي آن بزرگان رعایت طرف معادات را مرعی داشته در آن مقدمه اتفاق با اهل
سماوات مینمودند حضرت واجب تعالی هیچ احدي از اهل دنیا را معذب بعذاب عقبی البته نمیگردانید. ص: 154
[لزوم ولایت و محبت حضرت امیر مؤمنان علیه السلام]
[لزوم ولایت و محبت حضرت امیر مؤمنان علیه السلام] و در باب ولا و محبت علی علیه السّلام حدیث منقول از حضرت سید الوري
لو » و ائمۀ الهدي بسیار است و در آن باب تأکید بیشمار، چنانچه در بعضی احادیث معتبره بنظر این مترجم احقر رسید، و هو هذا
یعنی اگر تمامی مردم از طوایف بنی آدم بعد از ایمان .« اجتمع الناس علی حب علی بن ابی طالب علیه السّلام لما خلق اللَّه النار
صفحه 78 از 175
بحضرت قادر عالم و اقرار بر نبوت نبی الخاتم صلی اللَّه علیه و آله بر محبت و مودت الامام الاکرم الاعظم امیر المؤمنین و اولاد او
علیهم الصلاة و السّلام اجتماع مینمودند و بعد از پیغمبر صلی اللَّه علیه و آله آن حضرت را بلا فصل وصی رسول مختار و ولی ایزد
غفار دانسته اقرار بر بواقی ائمۀ الابرار بر تطابق قول نبی الاخیار و توافق وصایاي هر یک از آن ائمۀ الاطهار میفرمودند بیشائبه گفتار
خداي غفار ایجاد و خلقت نار بواسطه تعذیب خلایق بوسیله محبت و مودت ولی الخالق نمینمود، پس ایجاد نار محض بواسطه
حب علی حسنۀ لا » امتحان مؤمنان و محبان ابرار از سایر طوایف و انواع اشرار است. و نیز در حدیث دیگر مروي و مستطر است که
یعنی مودت و محبت علی بن ابی طالب بشرایط معتبره منقوله از حضرت نبی .« یضر معها سیئۀ و بغض علی سیئۀ لا تنفع معها حسنۀ
الواهب که آن اقرار بولایت و امامت آن اشرف اولاد ابی طالب و اقرار و اعتقاد بر ولایت ائمه اولاد آن سرور غالب است،
حسنهایست در غایت رفعت و ثوابیست در نهایت عظمت که با ادراك دریافت شرف سعادت آن محبت جمیع انواع سیئت و
معصیت که از محب آن ولی رب العزت مصدر گردد اصلا و قطعا هیچ گونه ضرر و مشقّت او در روز آخرت نگردد و چون مغلاق
ابواب درکات نیران و مفاتیح بساتین جنان بدست آن امام الانس و الجان و شفاعت جمیع محبان باذن رحیم الرحمن برأي عالی امیر
المؤمنین علیه السّلام الملک المنان مرتبط است هر که را خواهد از محبان خود داخل جنان ص: 155 گرداند و
بغض و عداوت آن صاحب سعادت و کرامت سیئهایست در نهایت شدت معصیت در غایت غلظت که راعی و حامی آن اگر جمیع
ساعات لیل و نهار اوقات خود را در عبادت حضرت پروردگار و در تحصیل ثواب بسیار و حسنات بیشمار صرف نماید تمامی آن
حسنات و اعمال مرضیه و همگی آن افعال مستحسنه دفع و رفع آن یک سیئه ننماید و جمیع آن حسنه در پله میزان سیئه بغض آن
امام در کمال سبکی و خفت آید. از این حدیث حضرت نبی القرشی ظاهر و بین و واضح و روشن گردید که طاعت و عبادت هیچ
احدي از امت بیاقرار امامت علی و محبت و ولایت اولاد علی مرتبت او مقبول حضرت اله و مرضی و مستحسن آن درگاه نیست
چنانچه عارفی فرماید. (بیت) دشمنان علی را نماز نیست درست اگر چه سینه اشتر کنند پیشانی و چون احادیث در باب مودت و
محبت و ولایت و امامت حضرت امام الامه علی علیه السّلام و باقی الائمه بغایت بسیار است، لهذا مترجم را بهمین بیان و دو حدیث
اختصار است.
(در ذکر