گروه نرم افزاری آسمان






یقین






اشاره
ذکر بیان و تعیین ائمه دین بعد از حضرت سید المرسلین و احتجاج رب العالمین بذکر مکان آن اعیان بر کافه مخلوقین از روي حق
و یقین از ابی بصیر که از اعیان اصحاب حضرت امام الناطق الامین جعفر بن محمد الصادق رضوان اللَّه علیهم اجمعین مروي و
منقولست که آن امام الهمام علیه التحیۀ و السّلام فرمود که پدر بزرگوارم روزي بجابر بن عبد اللَّه الانصاري گفت که مرا با تو کار
ضرور است هر وقت و زمان که ترا شغلی گران نباشد مرا اعلام و اعلان نماي تا در خلوت ترا از حقیقت و کیفیت آن مسألت نمایم.
جابر بعد از عرض فدویت و نیکو بندگی منتهی راي بیضا ضیاي آن مهر سپهر ولایت و امامت گردانید که در هر زمان و اوقات که
شما بسعادت و اقبال توجه در آن باب نمائی داعی در شرف بندگی حاضر و اداي عبودیت و خدمت را مترصد و ناظرم قضا را در
صفحه 120 از 175
همان ایام آن امام الانام روزي با جابر مجلس و خلوت گزید و مرا نیز بخدمت عالی سامی خود طلبید. چون بخدمت آن ولی بیچون
شرف حضور موفور السرور دریافتیم از همان وقت آن حضرت روي بجابر انصاري رضی اللَّه عنه آورده فرمود که اي جابر مرا از
حقیقت لوح که ایزد قادر بجهت سید البشر ارسال داشته و تو آن را در دست مادر من حضرت فاطمۀ الزهرا علیها سلام اللَّه تعالی
دیدي آنچه والده ساجده ماجدهام ترا خبر داده که در آن لوح فرستاده ایزد سبوح مکتوب و مرقوم است ما را اعلام نمائی. جابر
گفت پدر و مادرم فداي تو باد یقین که حقایق رقم آن لوح بر ضمیر منیر مهر تنویر حضرت البشیر و النذیر و بر ضمایر فیض ذخائر
ائمۀ الابرار که اولیاي ایزد سبوحند در کمال ظهور و وضوح است لیکن چون حکم جهان مطاع لازم الاتباع در حق این بنده ایزد
غفار اصدار یافته داعی با کمال سعی و اهتمام بر آن قیام و اقدام نمایم. اي خلاصه ایام و اي مقتداي خاص و عام بشهادت میآرم
خداي هجده هزار ص: 254 عالم را که من روزي در ایام حیات سید عالم بجهت تهنیت ولادت ابا عبد اللَّه الحسین
علیه السّلام عالیمعدلت شما بخدمت حضرت فاطمۀ الزهرا علیها سلام اللَّه تعالی مسارعت و مبادرت نمودم چون بحوالی مجلس
تهنیت قرین بضعه سید المرسلین علیه السّلام مشرف گشتم و عرض بندگی و تهنیت بجاي آوردم در آن حال در دست آن مطیعه
ایزد سبوح لوحی دیدم در غایت سیري و بنهایت مشابه برنگ زمردي چنانچه گمان من شد که مگر تخته سنگی از زمردست. در
آن لوح کتابت بسفیدي مرقوم و مسطور بود مانند نور آفتاب که شعاع آن باعث تزلزل و نور نظر و اضطراب بصر بود. من بعد از
رؤیت و مشاهده آن گفتم اي بضعه سید المرسلین پدر و مادرم فداي تو باد این چه لوح است آن حضرت در جواب من گفت اي
جابر این لوح را ایزد تعالی به پدر بزرگوار من حضرت نبی المختار بهدیه فرستاد و چون بحکم قادر بیچون اسم مبارك پدر من
رسول اللَّه تعالی و نام شوهر من ولی اللَّه و اسم سبطی من الحسن و الحسین و اسماي باقی اوصیاي حضرت رسول اللَّه از اولاد من
درین لوح بحکم ایزد سبوح مرقوم و مستور است. پدر بزرگوار مرا باعطاي این لوح سرافراز گردانید تا من بمطالعه و تلاوت اسماي
اولیاي ایزد تعالی و اوصیاي رسول ملک العلی بوسیله این عطیه کبري مبتهج و شادمان گردم. یا ابن رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله
و سلم چون والده ماجده شما شوق مرا در باب مطالعه آن لوح بفراست دریافت و اخلاص بندگی و مودت و یگانگی مرا نسبت
بخاندان سید المرسلین میشناخت پیش از آنکه اظهار مطلب و مرام خود بخدمت آن بضعه خلاصۀ المرسلین علیهما الصلاة و
السّلام نمایم گفت اي جابر اگر ترا شوق بمطالعه این لوح در خاطر باشد بستان این لوح را و بخوان و مکتوب مرغوب صدق اسلوب
آن را بخاطرآور بلکه معانی صدق فحاوي آن مرقومه را مکنون ضمیر هدایت پذیر خود گردانی. ص: 255 من فی
الفور آن لوح را از دست مبارك آن بضعه رسول ایزد تعالی و تبارك گرفته بعد از تقبیل و تلثیم آن را بر سینه و تارك خود
گذاشتم و بوسیله این احسان از آن در برج مکرمت و عرفان امتنان فراوان بجان داشتم. چون آن را من اوله الی آخره مطالعه کردم و
بر حقایق آنچه در آن مشیت و عیان بود بعد از تلاوت مرا معرفت تمام بانصرام رسید هر چه در آن لوح مرقوم و مشیت بود
برخصت آن اختر برج طهارت و عصمت نسخه کردم چنانچه یکحرف آن را نگذاشتم و آن لوح را بخدمت آن ام ائمۀ المعصومین
صلوات اللَّه علیهم اجمعین گذاشتم. الحال نسخه آن در پیش این بنده شما جابر حاضر است پدر عالیمقدارم گفت اي جابر ترا در
فکر و خاطره هست که آن نسخه را بمن عرض نموده پیش من حاضر گردانی جابر گفت بلی یا ابن رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله
اگر حکم نمائی فی الفور حاضر گردانم و بدان خدمت بجان منت دارم. در آن حال ولی ملک متعال با جابر از روي استعجال
متوجه خانه آن پیرو رسول حضرت ذو الجلال شدند من نیز رفیق طریق آن امام الصدیق بودم تا داخل حویلی منزل آن بنده خداي
عز و جل شدیم در همان ساعت بنده رب العزت بخانه خود درون رفته بغیر مکث و درنگ صحیفه در چنگ گرفته براي پدرم
بیرون آورد و بآن حضرت عرض نمود. چون چشم آن امام الامین رضوان اللَّه علیه و علیهم اجمعین بر مکتوب آن لوح افتاد و لوح
ضمیر فیض مآثرش به حقایق آن منکشف و مستنیر بود پیش از آنکه در حضور ما مطالعه آن نماید گفت اي جابر تو نظر بر آن
کتابت خود نماي و بمحل دیگر توجه منماي تا من آنچه در آن مرقوم و مستور است بر تو خوانم. جابر با کمال توجه خاطر در آن
صفحه 121 از 175
نسخه نظر میکرد و پدر عالی تبارم از حفظ تلاوت و قرائت همگی و تمامی کلمات آن نمود. بخداي غنی معبود که خلاف در
تقدم یکحرف و تاخر زیاده و نقصان آن ننمود ص: 256 جابر گفت یا ابن رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله و سلم
خداي تبارك و تعالی را بشهادت میآرم که بنوعی که شما باقبال و سعادت درین وقت از حفظ تلاوت فرمودید بهمین نسق و
ترتیب کلمات من غیر نقصان و زیادات در لوح ایزد سبوح دیدم بلکه از والده ماجده شما نیز شنیدم و ترتیب کلمات مکتوب لوح
باین تنظیم و وضوح بود.
بیان مکتوب لوح که اسامی سامی ائمه دین (ع) بترتیب در آن مکتوب و عیان است
بیان مکتوب لوح که اسامی سامی ائمه دین (ع) بترتیب در آن مکتوب و عیان است بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ این کتاب از خداي
عزیز علیم بسوي نبی کریم و نور و سفر عظیم و دلیل و حجاب او یعنی رسول واجب التعظیم که حضرت روح الامین از قبل رب
العالمین بسید المرسلین نزول نمود. اي محمد عالم باسماي من شو و شکر نعمتهاي من نماي باید که منکر آلاي من نشوي بدرستی
و تحقیق که نیست خداي الا من که حضرت مهیمنم و شکننده پشت جباران و خوار و ذلیلکننده ظالمان و دیان دین مردمان و
احسان و جزا دهنده خلقان در روز بعث و میزان بدست من ثابت و عیانست. نیست خدائی بجز ذات یکتاي بیهمتاي من مترجی
غیر فضل من و خایف بغیر عدل خود را معذب گردانم بعذابی که هیچ احدي از خلقان را بمثل آن عذاب بیپایان معذب نگردانیده
باشم پس رجا و عبادت من نمائید در شدائد امور بمن که رب غفورم توکل فرمائید زیرا که در هیچ حال من که ذو الجلالم از
کیفیت اوضاع و احوال شما غافل نبودم و پیوسته هدایت و ارشاد شما بارسال رسل و انبیا و ائمه و اوصیاي نمودم بواسطه آنکه من
بعد از ارسال رسل و انبیا و انقضاي ایام نبوت و رسالت جمیع آنها اوصیا بجهت هر یک از آنها معین و مقرر فرمودم. لیکن اي
محمد ترا بر جمیع انبیا و رسل اعلم و افضل گردانیدم فلهذا وصی ترا افضل از اوصیاي انبیا و رسل سابقین گردانیدم و ترا مکرم
بشبلی و معظم بسبطی تو ص: 257 حسن و حسین بعد از ذات ستوده صفات تو نمودم. حسن را معدن علم خود بعد
از انقضاي مدت ولایت و امامت پدر او امیر المؤمنین علیه السّلام گردانیدم و حسین را بعد از او خازن علم و معرفت و اکرام و
احترام و بدرجه عالیه شهادت و ختم احوال او در آخرت بعزت و سعادت نمودم او افضل از جمیع شهدا و ارفع و اعظم از همه سعدا
است حجت بالغه من در نزد او و کلمه تامه من در پیش آن مهر سپهر ولایت و امامت است خلایق بوسیله اطاعت اوامر و نواهی
عترت او مثیب و از جهت تمرد فرمان ذریت او از جنت بینصیباند. اول عترت او سید العابدین علی بن الحسین است بعد از و ولد
ارجمند او شبیه جد خود نبی المحمود محمد باقر علم من و معدن حکم منست و زود باشد که جمیع مرتابین که شک و ریب در
باب ولایت جعفر صادق الامین نمایند بوسیله همین در سعیر و سجین مکین گردند کسی که رد حق از آن ولی ایزد مطلق نماید
چنانست که رد حق از من نموده باشد. این کلام صدق التیام قول منست که هر آینه من مقام و مثوي جعفر را بغایت مکرم و محترم
گردانم و او را در میان اشیاع و انصار و اولیاي ابرار اخیار بوسیله اعطا و احسان و مزید درجه شفاعت و رتبه عزت و کرامت مبتهج و
شادمان گردانم. و بعد از تقضی ایام ولایت و امامت او برگزیدم ولد ارجمند و مولود سعادتمند او موسی بن جعفر را و در زمان آن
ولی ایزد منان فتنه از مخبط کورباطن نسبت بآن صفی حضرت مهیمن بین و ظاهر گردد لیکن آن امام المؤتمن هرگز از حکم و
رضاي من منقطع نگردد زیرا که او حجت منست و حجج من مخفی و اولیاي من شقی نشوند. هر که منکر یکی از آن اولیاي اعیان
گردد آن شقی نادان منکر نعمت من و دور از عنایت و مرحمت منست و مغیر آیه از کتاب من کاذب و مفتري بر من است چاه ویل
در جهیم و عذاب وبیل الیم براي منکران مقرر و مستقیم است و بعد از تقضی بنده و حبیب فرخنده و ولی پسندیده من موسی بن
جعفر ولی هشتم من امام الوري ابو الحسن علی ص: 258 ابن موسی است. مکذب هشتم از ائمۀ الهدي مکذب
جمیع اولیاست نام آن امام الوري علی الرضا ولی و ناصر منست و او را عقرب مستکبر مقتول گرداند و آن ولی ربانی در مدینهاي
صفحه 122 از 175
که بنده صالح مخترع و بانی آنست در جنب شریرترین مخلوق من مدفون گردد و این سخن قول صدق منست که هر آینه من آن
ولی معبود را بمولود قرت العین و خلیفه او محمد بن علی که وارث علم و معدن معرفت و علم و موضع سر و حجت من بر سایر
مخلوقات منست مبروز و مشهور گردانم. جنت را مثوي و موطن آن ولی ذو المنن نمایم و شفاعت آن برگزیده ایزد داور را در حق
هفتاد نفر از اهل بیت ایشان که تمامی و یکسر مستوجب نار سقر باشند قبول فرمایم و ختم ولایت آن صاحب سعادت و اقبال بابن او
جامع معرفت و کمال و مرشد خلایق بحرام و حلال علی بن محمد ولی و ناصر من گردانم و او شاهد همه بندگان و امین وصی من
بر تمامی ایشان و ولی زمان است. و از نسل آن برگزیده عز و جل متولد گردانم کسی را که خواننده بطریق حق من و خازن علم
من ابن علی الزکی الحسن باشد و بعد از او رتبه ولایت و امامت را کامل و تمام نمایم بابن آن سلاله سید المرسلین که امام و رحمۀ
للعالمین و با آن ولی ملک تعالی کمال موسی علیه السّلام و بهاي عیسی علیه السّلام و صبر ایوب بلکه همگی صفات مستحسنه انبیا
و نعوت کامله اصفیا با آن خاتم الاوصیا است. اولیاي من در ایام غیبت آن برگزیده رب جلیل بغایت خوار و ذلیلاند چه اعداي دین
بعد از قتل آن مؤمنین رؤس ایشان را بهدیه براي ابناي زمان بارمغان فرستند چنانچه رؤس اهل کفر ترك و دیلم را از سایر بلاد عالم
جماعه مسلمین بعد از قتل و جهاد بواسطه مؤمنین بهدیه فرستند آن متمردین نیز بعد از نهب و غارت اموال مؤمنین این طایفه را
بجور و کین بقتل آرند بلکه اجسام اهل اسلام را محروق گردانند. اولیاي دین ایزد منان پیوسته خایف و ترسان و متالم و هراسان
باشند و زمین ص: 259 از دماي اهل دین بوسیله ظلم ظالمین رنگین گردد و همیشه اولیاي سبحان بامر و نهی راغب
و هراسان باشد و نساء اهل ایمان بواسطه تعدي و تفریط اهل طغیان و قتل ازواج ایشان اظهار حزن فراوان و افشاء ویل و اندوه
بیپایان نمایند. حقا که این طایفه سلیم العاقبۀ اولیاي مناند و بوسیله دعا و نفس اقدس ایشان و بیمن قدوم میمنت لزوم آن اعیان
دفع فتنه هر کورباطن نادان و رفع فساد و عناد اهل تمرد و طغیان است و بسبب ایشان کشف زلزال و منع ضار و اغلال از تمامی افراد
حضرت ملک علام اختتام کلمات .«1» « أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَۀٌ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ » مؤمنین و ارشاد رجال است
صدق سمات لوح را باین آیه وافر هدایه نمود تفسیر و معنی آیه و اللَّه اعلم آنست که این جماعت اولیاي مناند بر ایشان باد
صلوات و رحمت پروردگار ایشان و درود و تحیت بیپایان و این طایفه مهتدیان و راه یافتگان بحق و اسلام و بشرایع ایمان و
احکاماند. و نیز در باب اولیاء ائمه رب الارباب علی بن حمزه که از ثقات روات جعفر بن محمد الصادق علیه صلوات الملک الخالق
است از آن حضرت نقل نماید و آن حضرت از پدر خود و پدر آن حضرت از آباي عظام کرام علیهم التحیۀ و السّلام نقل نمایند که
روزي حضرت نبی المحمود صلی اللَّه علیه و آله در حضور اصحاب کرام و مستسعدین مجلس عالیمقام خود فرمود که جبرئیل امین
از نزد رب العزت بمن چنین حدیث نمود که حق سبحانه و تعالی میفرماید. کسی که بداند که در آسمان و زمین خداي تعالی بغیر
ذات یکتاي بیهمتاي من نیست و بداند که بنده و رسول پسندیده من محمد و علی بن ابی طالب خلیفه من و ائمه معصومین از اولاد
او حجج منند من آن بنده را بیشک از روي عطوفت و مرحمت مقیم جنت و پایدار آن مکان استراحت گردانم و او را بشرار نار
، آزار نفرمایم و بعفو خود مغفور گردانم و حواري جنت را برو مباح سازم و کرامت و عطوفت و احسان و مرحمت الاحتجاج، ج 1
ص: 260 خود را برو واجب گردانم و نعمت خود را برو تمام نموده او را در سلک خواص محبان خود منخرط سازم. اگر مرا ندا
کند او را به لبیک جواب دهم و چون مرا دعا کند اجابت نمایم و اگر سؤال چیزي نماید عطا فرمایم و اگر او ساکت شود من ابتدا
به سخن و کلام نمایم اگر مسیء بود مرحوم گردانم و چون از من بگریزد او را بخوانم اگر بعد از تمرد فرمان توبه و انابت نماید
توبه او را قبول فرمایم و چون دست بر در امید و رحمت من زند من باب رحمت برو مفتوح گردانم و در جمیع احیان و احوال
مراقب حال او باشم و در هیچ حال از کیفیت اوضاع و احوال او غافل نباشم. اما کسی که شهادت بالوهیت و یگانگی من ندهد یا
آنکه گواهی بر ربوبیت من دهد و اقرار بر عبودیت من نماید لیک شهادت بر رسالت محمد (ص) ندهد یا اقرار و شهادت بر
الوهیت من و رسالت محمد نماید اما گواهی بر ولایت و امامت علی ابن ابی طالب ندهد یا شهادت بر جمیع آنچه ذکر شد نماید
صفحه 123 از 175
لیکن گواهی بر ولایت ائمه معصومین (ع) از اولاد او که حجج مناند و اولیاي حضرت مهیمنند ندهد آن کس معین منکر نعمت
من و مصغر عظمت و کبریائی من و مکفر آیات منست. اگر قصد من نماید او را از خود دور و از مرحمت و عنایت مهجور گردانم
و اگر سؤال چیزي نماید عطا ننمایم و اگر ندا کند استماع آن نکنم و او را بجواب معزز و کامیاب نگردانم اگر امید و رجاي من
نماید محروم گردانم و هرگز او را پیش خویش نخوانم این جزاي عمل ناپسند آن طاغی از من بغایت جدیر و مستحسن است و من
چون حضرت سید الانام کلام ایزد علام را باین مقام .«1» « وَ ما رَبُّکَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ » ظالم بر بندگان در هیچ وقت و زمان نبودم
رسانید جابر بن عبد اللَّه الانصاري بر پاي خواست و گفت یا رسول اللَّه التماس و استدعا از مشکات ضمیر فیض مآثر آنکه از زبان
معجز نشان بیان و عیان نمائید که ائمه معصومین از اولاد ص: 261 امیر المؤمنین علی چه کسانند و هر یک از آن
مقتداي خاص و عام را چه نام است. حضرت رسول علیه الصلاة و السّلام فرمود که ائمه از اولاد علی (ع) حسن و حسین سیدي
شباب اهل الجنه فی الجنهاند و بعد از ایشان سید العابدین علی ابن الحسین و در زمان خود ولی رب العالمین و امام تمام مخلوقین
است و بعد ازو محمد باقر امام الوري و ولی ایزد تعالی. اي جابر زود باشد که تو بخدمت محمد الباقر مشرف گردي چون ادراك
صحبت آن ولی بیچون نمائی او را از من سلام برسان و بعد ازو ولی ایزد خالق جعفر بن محمد الصادق است و بعد از انقضاي ایام
ولایت آن امام الامه فرزند سعادتمند او موسی کاظم امام اهل عالم است و بعد ازو ولی ایزد تعالی علی بن موسی الرضا امام کافه
برایا است و بعد ازو تقی؟؟؟ محمد بن علی امام الوري و ولی خداي تعالی است و چون مدت او منقضی گردد بجاي او بر مسند
امامت نشیند پسر او امام علی النقی و بعد از تقضی مدت ولایت نقی فرزند کامل او ولی مهیمن الزکی العسکري الحسن بر سریر
امامت نشیند و بعد از آنکه ایام ولایت و زمان امامت او منقضی شود ولد ارجمند و خلف سعادتمند او محمد بن الحسن امام بحق و
مهدي امت من است و آن ولی ایزد اکبر مملو و پر؟؟؟ گرداند تمامی زمین را یکسر بعدل و قسط وقتی که زمین بوسیله غیبت آن
خلاصه عترت بسبب ظلم ظالمین مملو از جور و کین شده باشد. اي جابر این جماعت خلفا و اوصیاي من و اولاد و عترت منند هر
که اطاعت ایشان نماید چنانست که اطاعت و فرمان برداري من نموده باشد و متمرد از حکم اطاعت آن امامان باغی عاصی از امر و
فرمان من است هر که منکر آن اولیاي هادین یا منکر یکی از ائمه معصومین (ع) گردد منکر منست و منکر من منکر حکم حضرت
ذو المنن. و ظاهر است که منکر ایزد قادر بیشک کافر است و براي اهل کفر درك السقر مقرر است و حضرت رب العالمین بسبب
وجود وافر الجود ائمه معصومین رضوان اللَّه علیهم اجمعین امساك سموات و محافظت آن از وقوع بر زمین نماید و نگذارد که
ص: 262 سبعه سموات بسبع ارضین فرود آید و بوسیله ذوات آن وکلاي دین حضرت ارحم الراحمین محافظت و
صیانت اهل زمین از امتداد و ابتلاع نماید. یعنی ائمه دین نگذارند که زمین سکنه خود را فرو برد بلکه وسیله مراقبت خلقان و سبب
صیانت ایشان از جمیع آفات و عاهات زمان و حوادث دوران ذات ستوده صفات فایض البرکات آن اعیان است و ایشان نگذارند که
آسمان بزمین فرود آید و زمین سکان خود را بلع نماید. خلاصه معنی کلام سید الانام آنکه همگی سبعه سموات و ارضین سبع
طبقات در تحت امر و حکم ائمۀ البریاتاند و از فرموده آن زمره اهل عدل و انصاف تمرد و انحراف و تعدي و اعتساف نورزند و
منقاد و مطیع امر و حکم آن اولیاي بصیر سمیعاند
[فضائل حضرت امیر المؤمنین (ع)]
[فضائل حضرت امیر المؤمنین (ع)] و نیز از مهر سپهر هدایت و بدر منیر شبستان ارشاد و ولایت امام الامۀ و ولی رب العزت جعفر
الصادق الامین بن محمد بن علی بن الحسین مروي و منقولست که روزي حضرت رسالتمآب در محل و مآب که اکثر اعیان
اصحاب حاضر بودند خطاب مستطاب بحضرت ولایتمآب امیر المؤمنین علی علیه سلام الملک الوهاب فرمود که: یا علی دوست
نمیدارد ترا الا مؤمن طیب الولادة یعنی محب تو شخصی است که از مادر و پدر بعقد و نکاح متولد گردد نه از زنا و سفاح چه اولاد
صفحه 124 از 175
الزنا ترا بموالات نگیرند چنان که فرمود که یا علی ترا ببغض و عداوت نگیرد مگر کسی که خبیث الولاده بود. یعنی هر که بغض تو
ظاهر گرداند البته از اولاد الزناست و فرمود که یا علی بموالات نگیرد ترا الا مؤمن و معادات و دشمنی تو اختیار نکند الا کافر چون
رسول ملک علام کلام معجز نظام باین مقام اختتام گردانید از مستسعدان آن محفل جنت نشان بنده خاص ایزد معبود و مطیع با
اخلاص نبی المحمود عبد اللَّه بن مسعود بر پاي خواست و بعد از اداي عبودیت و عرض فدویت گفت: ص: 263 یا
رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله و سلم ما در ایام حیات ذات حمیده صفات شما بوسیله تبیین بغض و عداوت امیر المؤمنین علی علیه
السّلام خبث ولادت و کافر را دانستیم لیک بعد از وفات حضرت رسول اللَّه هر گاه شخصی اظهار اسلام بلسان نماید و اخفاء
سریرت و مکنون عقیدت خود فرماید کفر آن بیملت و خبث ولادت او بچه وجه و علامت ظاهر و بین و بچه نوع لایح و روشن
گردد. فی الفور رسول رب غفور در حضور اصحاب بابن مسعود خطاب نمود که یا ابن مسعود این علی بن ابی طالب (ع) امام و
پیشواي شما و خلیفه من بر کافه برایا است در هر باب رجوع بآن حضرت ولایتمآب نمائید و چون ایام ولایت آن ولی بیچون
منقضی گردد ابناي من حسن و حسین امامان شما و ولی ایزد تعالیاند و خلیفه من بر شما و بر سایر خلق ایزد تبارك و تعالی همین
پسران مناند و چون مدت حسین بگذرد نه نفر اولاد حسین هر یک بعد از دیگري امامان و مقتدایان و خلفاي مناند بر شما و
نهمین ایشان قایم در میان امت من خواهد بود. و چون ولی مهیمن بیچون ظهور نماید و بیرون آید زمین را مملو گرداند بقسط و
عدل بعد از آنکه بجهت غیبت آن امام الامه بسبب ظلم و تفرط ظالمان مملو از جور و ستم شده باشد. یا ابن مسعود دوست نمیدارد
این طایفه سلیم العاقبه را مگر کسی که طیب الولادة بود و از اولاد الزنا نبود، و ببغض ایشان مقر و بعداوت آن اعیان مشتهر نگردد
مگر شخصی که خبیث الولادة و از اولاد الزنا بود و بموالات نگیرد آن اولیاي ایزد منان را جز مؤمن نیکو سیر، و معادات و دشمنی
ایشان اختیار ننماید مگر کافر ابتر. آنکه منکر ولایت یکی از ائمه (ع) گردد چنانست که منکر نبوت من گردد و منکر من منکر
حضرت ذو المنن است و جاحد یکی از آن اولیاي ایزد سبحان جاحد من است و جاحد من جاحد واهب مهیمن است و نیز طاعت
آن اولیاي رب العزیز طاعت منست و طاعت من موجب تحصیل رضا و طاعت قادر ذو المنن است و معصیت ص:
264 ایشان معصیت من و معصیت من معصیت حضرت عزتست. یا ابن مسعود زنهار آنچه من بیان و اظهار در باب ولایت ائمۀ
الابرار بجهۀ شما و سایر اخیار بلکه بواسطه تمامی خلایق واحد غفار نمودم شک و ریبی بخاطر برسانی که البته کافر گردي و از
رحمت عزیز قادر محروم و ابتر شوي بعزت و جلال حضرت ذو الجلال پروردگار من قسم است که آنچه من در باب ولایت و
امامت آن اولیاي واحد وهاب بجهت شما و سایر اصحاب بیان کردم تکلف در آن ننمودم و نطق به هوا و هوس بغیر وحی و حکم
ایزد مقدس نزدم هر چه در شأن علی و ائمه عالیشان واضح و عیان نمودم یقین و صدق است. پس آنگاه حضرت حبیب اللَّه دست
بسوي آسمان برداشت و این دعا در حق اولیاي ملک تعالی و اوصیاي نبی الوري فرمود که بار خدایا بدوستی گیر و به محبت و
مودت پذیر خلفاي من و ائمه امت مرا و دشمن گیر دشمن ایشان را و نصرت و معاونت نماي بر نصیر و معین ائمه معصومین (ع) و
ذلیل و خوار و مخذول و بیاعتبار گردان کسی را که در فکر ذلت و خواري و خفت و سوگواري آن ائمۀ الابرار بود و هرگز زمین
را از هدات دین و از قایم ائمه معصومین رضوان اللَّه علیهم اجمعین که حجت تو ظاهر و مشهور یا خایف مغمور است خالی
مگردان و پیوسته آن اولیاي دین را معزز گردان تا دلایل و حجج تو باطل و آیات بینات تو ساقط و عاطل نگردد. چون نبی
المحمود کلام صدق التیام باین مقام اختتام نمود فرمود که یا ابن مسعود من در همین محل و مسکن جمع کردم و بیان نمودم
همگی آنچه فعل آن بر تو واجب و عمل آن بر تو لازم بلکه از فروض متحتم است زیرا که دین تو بوسیله آن عمل تمام و مکمل و
موجب تحصیل رضاي خداي عز و جل است و ترك یکی از آنها باعث فساد و هلاکت شما در روز بعث و جزاست و آنکه
متمسک بآن مامور و متشبث به آن مرام مذکور گردد نجات از درکات یافته درجات رفیعه در جنات یابد آنگاه رسول اللَّه فرمود
که وَ السَّلامُ عَلی مَنِ اتَّبَعَ الْهُدي و کلام معجز نما بهمین جا اختتام نمود. ص: 265 مصنف کتاب شیخ ابو علی
صفحه 125 از 175
الطبرسی رحمه اللَّه میگوید که درین معنی در باب ائمۀ الابرار روایت بغایت بسیار و متواتر بیشمار است و از کثرت اخبار هیچ
احدي را قدرت احصاء و شمار نیست لیکن من چندي از آن احادیث و اخبار صدق آثار بجهت جلاء ابصار ابرار و از جهت شفاي
صدور محبان اخیار و هدایت و ارشاد جماعت منصف نیکو کردار بیان و اظهار کردم.
ذکر بیان