گروه نرم افزاری آسمان






فصل اول: انسان و آفرینش







اشاره
ص: 15
هدف آفرینش جهان و انسان از دیدگاه قرآن چیست؟
پرسش:
هدف آفرینش جهان و انسان از دیدگاه قرآن چیست؟
پرسش اول: آیا جهان هدفی دارد و یا بیهدف است؟
پاسخ:
از آیات قرآن کریم بر میآید که جهان هدف دارد، حتی قرآن کریم در آیات 21 و 22 سورهي بقره میفرماید:
اي مردم پروردگارتان را بپرستید کسی که شما و کسانی را که قبل از شما بودند آفرید (که زمینهاي شود) تا شاید شما با تقوي »
«1» « شوید
و در ادامه میفرماید:
«2» « پروردگار شما کسی است که زمین را براي شما گسترده قرار داد و آسمان را بنا کرد »
یعنی خلقت جهان براي انسان است در حقیقت انسان گل سرسبد جهان هستی است و هدف از خلقت « جعل لکم » : می فرماید
هستی و نعمتهاي جهان و آنچه در آسمان و زمین است براي انسان بودن است، کل جهان را مسخر انسان قرار داده، ماه، زمین،
خورشید و ... همه در خدمت بشر میباشد.
ص: 16
پرسش دوم: حال این پرسش مطرح میشود که اگر کل جهان براي بشر است و هدف آفرینش آنها، این است که به انسان خدمت
صفحه 10 از 78
کنند، پس هدف انسان چیست؟ یا چرا خداوند انسان را آفرید؟
در آیات متعددي از قرآن پاسخش به صورتهاي مختلف بیان شده، از این رو براي رسیدن به پاسخ نهایی لازم است آیات مختلف
را مطرح کنیم و در پایان جمعبندي و نتیجهگیري نماییم:
معرفی میکند و میفرماید: « عبادت » 1. در سورهي ذاریات هدف خلقت را
«1» ؛« وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ »
«. جن و انسان را نیافریدیم مگر براي اینکه عبادت کنند »
پس هدف خلقت عبادت است البته به معناي وسیع آن یعنی تسلیم خدا بودن و بندگی او را انجام دادن که نماز و روزه و ...
مظاهري از آن میباشد، خدمت به خلق دانشاندوزي و هر گونه کمال جوئی و کمال خواهی و در راه خدا تلاش کردن، میتواند
به نوعی عبادت باشد.
«2» . مفسرین ذیل این آیهي شریفه از امام صادق (ع) حکایت کردهاند: که خداي بزرگ انسانها را نیافرید مگر براي معرفت
در حقیقت معرفت مقدمهاي براي عبادت است.
2. در سورهي هود میفرماید:
مردم همواره در حال اختلاف و کشمکش هستند مگر کسی را که پروردگارت رحم کند و براي همین (پذیرش رحمت) آنها را »
«3» «! آفرید
ص: 17
است. « وحدت » برخی از این آیه استفاده کردهاند که هدف خلقت
است. « رحمت » برخی دیگر از مفسرین گفتهاند: هدف خلقت
الهی است ولی آن چیزي که با سیاق آیه سازگارتر است « رحمت » جامعه نوعی « وحدت » البته منافاتی هم ندارد چون در حقیقت
است؛ یعنی خداوند میخواهد رحمتش را به مردم برساند و به تعبیر دیگر خداوند مردم را آفرید تا جلوهاي از « رحمت » همان بحث
رحمت او باشند و رحمت او را تجلی دهند.
معرفی میشود و میفرماید: « آزمایش » 3. در برخی دیگر از آیات هدف خلقت انسان
«1» «. خداوند مرگ و حیات را آفرید به خاطر اینکه ببیند شما کدام یک نیکوتر عمل میکنید »
نمیخواهیم ببینیم چه کسی بیشتر عبادت انجام میدهد، بلکه میخواهیم ببینیم چه « أکثر عملا » : نکتهي جالب اینکه نمیفرماید
منافاتی ندارد. « کثرت عمل » با « عمل بهتر » البته .« أکثر عملا » نه « أحسن عملا » کسی بهتر عمل میکند
است که کیفیت عمل افراد معلوم شود. « آزمایش » ، بنابر این آیه یکی از اهداف آفرینش انسانها
4. در آیهي ششم سورهي انشقاق هدف خلقت انسان را ملاقات پروردگار معرفی میکند و میفرماید:
اي انسان تو تلاش میکنی در راه پروردگارت، آن هم تلاش فراوانی تا اینکه » ؛« یَاأَیُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَی رَبِّکَ کَ دْحاً فَمُلَاقِیهِ »
«2» « او را ملاقات کنی
ص: 18
معرفی میکند و میفرماید: « علم » 5. در برخی دیگر از آیات قرآن هدف خلقت را
خداوند آسمانهاي هفتگانه و زمینها را همانند آنها آفرید و امر را در بین آنها جاري کرد به خاطر اینکه بدانید که خداوند بر »
«1» « همه چیز تواناست
در این آیه میفرماید: ما عالَم را آفریدیم. تا شما به قدرت خدا پی ببرید در حقیقت علم، معرفت و دانش انسان، هدف خلقت
صفحه 11 از 78
«2» . است
و آن هم علم به قدرت و علم به صفات خدا میباشد.
« خدا » 6. در برخی دیگر از آیات هدف خلقت و به تعبیر بهتر، نهایت، غایت و مقصدي که انسان به سوي آن در حرکت است را
«3» « إِنَّا لِلّهِ وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ » معرفی میکند
ما از خدائیم و به سوي خدا (حرکت میکنیم و) و باز میگردیم و در آیه دیگر میفرماید:
«4» «. آیا میپندارید که شما را بیهوده و بدون هدف آفریدیم و شما به سوي ما بازگشت داده نمیشوید و برگشت نمیکنید »
ص: 19
معرفی میکند و این هم میتواند یکی از اهداف آفرینش « بازگشت به سوي خدا » در حقیقت این آیه هدف نهائی خلقت انسان را
باشد.
جمعبندي و نتیجهگیري:
علم- رحمت- ملاقات- آزمایش- پرستش و بازگشت به سوي خدا میباشد. « هدف آفرینش انسان » : قرآن کریم میفرماید
حال باید دید کدام یک از موارد فوق اصلی است و کدام یک فرعی میباشد.
اصل باشد زیرا خود « به سوي خدا رفتن » و « ملاقات با خداوند » مفسرین در اینجا احتمالات متعددي دادهاند ولی به نظر میرسد
خداوند تبارك و تعالی به عنوان هدف عالی خلقت انسان و هدف نهائی کمال انسان، مطرح است.
« آزمایش » داده میشود؛ و در این مسیر « علم » انسان به سوي او حرکت میکند و به عنوان مقدمهاي براي این حرکت به انسان
که « کمال نهائی » بر او نازل میشود و به « رحمت الهی » پروردگار نائل آمد « پرستش » میشود؛ وقتی در آزمایشها موفق شد و به
خداوند تبارك و تعالی و ملاقات اوست خواهد رسید.
بنابراین میتوان گفت: که این اهداف در طول همدیگر هستند، به عبارت دیگر هر کدام مقدمهاي است براي تحقق دیگري، و
میتواند همراه همدیگر نیز مطرح بشود.
نائل شود. « ملاقات پروردگار » و گاهی هر کدام در مراحلی، مقدمهي یکدیگر واقع میشود تا انسان به هدف نهایی یعنی
ص: 20
پرسش:
است، خدا چه نیازي به عبادت ما دارد؟ «1» اگر هدف از آفرینش انسان عبادت
پاسخ:
خداوند تبارك و تعالی، غنی بالذات است و نیاز به چیزي بیرون از ذات خودش ندارد تا او را هدف و مقصد خودش قرار دهد، یا
به تعبیر دیگر کمالی بیرون از ذات خدا نیست تا خدا بخواهد آن کمال را بدست بیاورد.
بنابراین لازم است بین، هدف فاعل و هدف فعل فرق بگذاریم، به عنوان مثال: باغبانی که گلی یا درخت میوهاي را میکارد
میخواهد از زیبایی و میوههاي آن استفاده کند این هدف فاعل است؛ اما خود آن فعل، یعنی خود آن گل یا درختی که کاشته شده
یک غایت، هدف و کمالی دارد که باید به آن کمال برسد؛ وقتی میگوئیم هدف خدا، مقصودمان هدف فاعل نیست، زیرا
خداوند اصلًا نیازي ندارد تا هدفی داشته باشد، پس مقصود هدف و غایت فعل است؛ به عبارت دیگر
من نکردم خلق تا سودي کنم بلکه تا بر بندگان جودي کنم
ص: 21
اگر آفرینش انسان عبادت است، خدا چه نیازي به عبادت ما دارد؟
صفحه 12 از 78
پس هدف خدا، به معناي هدف فعل است نه به معناي هدف فاعل یعنی آن سود و آن کمال، به خود انسان بر میگردد، و در
حقیقت، هدف، کمال انسان است که بوسیلهي عبادت، حاصل میشود.
البته متکلمین و فلاسفه نیز پاسخی دادهاند که در اینجا فقط به آن اشاره میکنیم و آن اینکه خداوند تبارك و تعالی، علت العلل
است و فیاض محض است، لذا میخواهد جلوهاي از این فیاضیت خودش را در جهان به نمایش بگذارد و آن مخلوقاتی است که
خدا ایجاد میکند، و در حقیقت جهان، جلوهي خالق خودش است. بنابراین در اینجا بحث مفصلی مطرح است به نام عشق به
به چه معناست؟! این فیاضیت به چه معناست؟! از بحث قرآنی خارج میشود، و « عشق » مخلوق خود، و عشق به موجودات، حال این
مجال خود را میطلبد.
پرسش: در ادامهي بحث قبل این پرسش نیز مطرح میشود که اگر هدف فقط پرستش بود، خداوند که موجودات دیگري مانند
فرشتگان عبادتگر را آفریده بود، چرا دیگر انسان فتنهگر و سرکش خلق شد؟
و دیگر اینکه « هدف آفرینش فقط پرستش بوده » پاسخ: این پرسش در حقیقت براساس دو پیش فرض شکل گرفته به این ترتیب که
به عنوان مثال: فرض شده که خدا کسی است که نیاز به پرستش دیگران .« این هدف هم خارج از ذات خدا، وجود داشته باشد »
دارد حال که نیاز به پرستش دیگران دارد باید دید چه کسی بهتر پرستش میکند؟ فرشتگان یا انسانها؟!
ص: 22
در پاسخهاي قبلی پیشفرضهاي این پرسش را از اصل باطل کردیم و گفتیم: هدف آفرینش انسان تنها پرستش نبوده و از طرفی
اصلًا هدفی خارج از ذات خدا و نیاز به پرستش وجود ندارد. و بیان شد که خداوند غنی بالذات است و هیچ کمبودي ندارد که
بخواهد با پرستش جبران کند و این انسان است که براي تکاملش نیاز به بندگی و پرستش خدا دارد.
اما در مورد علت اینکه چرا خداوند موجودات مختلفی آفرید، چرا برخی را به صورت فرشته و بعضی را به صورت انسان آفریده
است؟ باید گفت: ظرفیتهاي این موجودات متفاوت است، مثلًا، ظریفت انسانها این است که میتوانند به مقام انسان کامل برسند،
میتوانند به جائی برسند که جلوهي حضرت حق بشوند، و به صورت آگاهانه و با اختیار و آزادي که دارند، میتوانند مراحل
تکامل و کمال را بپیمایند ومظهر اسماء خداوند بشوند. و عبادت آزادانه و شخص مختار، با عبادتی که فرشته انجام میدهد که
اختیار سرپیچی ندارد این دو قابل مقایسه نیست.
علت «. ضربهي شمشیر امیرالمؤمنین (ع) در روز خندق از عبادت جن و انس برتر است » : چنانچه حکایت شده پیامبر فرمودند
چیست؟! به خاطر اینکه این عبادت، عبادت آزادانه و عبادت با اختیار و آگاهانه است؛ در حالی که فرشته اگر عبادت میکند در
حقیقت، از این آزادي برخوردار نیست، زیرا قوهي شهوت و غضب ندارد، راههاي انحرافی به رویش بسته است یک راه بیشتر
ندارد، و آن عبادت خدا و اطاعت از پروردگار است. و عصمتش هم از اینجا ناشی میشود و تفاوت عصمت فرشته با عصمت
پیامبران نیز، در همین
ص: 23
جاست که پیامبر، با توجه به اینکه مثلًا قوهي شهوت و غضب دارد و میتواند راه انحرافی برود، ولی با اختیار نمیرود.
بنابراین هر چند برخی از انسانها ممکن است خونریزي کنند و همچنین آلوده به گناه شوند و افرادي مثل صدام و هیتلر در انسانها
پیدا شود، ولی آن گلهاي سرسبدي که در این اجتماع انسانی پیدا میشوند، انسانهاي کاملی مانند پیامبران و امیرالمؤمنین علی
(ع) و امثال آنها یک لحظهعبادتشان، گاهی از عبادت تمام فرشتگان برتر است.
پس چنین نیست که خدا:
صفحه 13 از 78
اولًا: نیازي به پرستش فرشتگان یا غیر فرشتگان داشته باشد تا بگوییم: حالا کدام یک بهتر پرستش میکنند، او را بیافریند.
ثانیاً: سرکشی برخی از افراد، دلیل نمیشود که ما بتوانیم آن انسانهاي کامل، و عبادتهاي آنها را با دیگران حتی با فرشتگان
مقایسه کنیم.
ص: 24
چیست؟ « الم اعهد الیکم یا بنی آدم » منظور از عهد در آیه
پرسش:
«1» « أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ » چیست؟ در آیه « الم اعهد الیکم یا بنی آدم » منظور از عهد در آیه
مقصود از عهد چه عهدي است؟
پاسخ:
قرآن کریم میفرماید:
اي فرزندان آدم! آیا با شما پیمان نبستم که شیطان را نپرستید » ؛« أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌ مُّبِینٌ »
«. (و از شیطان اطاعت نکنید) که او براي شما دشمن آشکاري است
این عهدي که قرآن کریم از آن یاد کرده است که خداوند با بنیآدم عهد کرد که از شیطان اطاعت نکند، چه عهدي است؟ و در
کجا چنین عهد و پیمانی با انسانها بسته شده است؟ مفسران قرآن در مورد این عهد سه تفسیر ارائه کردهاند:
است یعنی خداوند با عقلی که به انسان داد، یک نوع عهد غیررسمی « عقل » از طریق « ایمان الهی » 1. برخی گفتهاند: مقصود همان
با انسان بسته، که
ص: 25
انسان میتواند با عقلش درك کند توحید خوب است پیروي از شیطان بد است، و این عقل، او را از پیروي شیطان منع میکند، پس
در حقیقت همان گواهی عقل بر توحید و منع عقل از پیروي و عبادت شیطان، خود نوعی پیمان غیررسمی خدا، با بشر است.
بشر با خدا میباشد، که انسان را خدا فطرتاً طوري آفریده که خدا « ایمان فطري » 2. برخی تفسیر کردهاند که این عهد، همان
جوست و توحیدگراست و از اطاعت و پرستش غیرخدا دوري میکند. در حقیقت این عهد و پیمان نانوشته بین انسان و خدا موجود
است، که در سرشت انسان قرار گرفته که توحیدگرا باشد و از پرستش و اطاعت غیرخدا دوري کند.
است، همین که پیامبر اسلام (ص) به انسانها « پیامبران الهی و کتابهاي الهی » الهی از طریق « پیمان » 3. بعضی نیز گفتهاند: مقصود
و در قرآن به این مسئله پرداخته شد، و در کتابهاي آسمانی دیگر هم به این مطلب اشاره شده، «. از شیطان اطاعت نکنید » : گفت
این نوعی پیمان بین خدا و انسان است؛ که انسانها حق ندارند غیر از خدا را بپرستند و این در حقیقت پیمانی بین صاحب قرآن و
انسانهاست ولی نه به صورت پیمانهاي رسمی بشري، بلکه نوعی از پیمان میباشد.
پیمان » هم « پیمان عقلی » البته میتواند یک آیهي قرآن چند معنا داشته باشد، بنابراین مانعی ندارد که عهدي که در آیه آمده هم
مراد باشد. ،« پیمان از طریق پیامبران و کتابهاي آسمانی » و هم ،« فطري
ص: 26
چیست؟ « آفرینش زوجها از جنس خود انسان » مقصود از
پرسش:
صفحه 14 از 78
« ما از جنس خودتان زوجهایی براي شما آفریدیم » چیست؟ اینکه قرآن میفرماید « آفرینش زوجها از جنس خود انسان » مقصود از
آیا به این صورت است که هر زنی از خمیر مایهي شوهر خود آفریده شده و اگر او راه خلاف یا صحیحی انتخاب کرد، آن هم از
او تبعیت میکند، یا معناي آیه چیز دیگري است؟
پاسخ:
که میفرماید: « نساء » این مطلب در دو آیهي قرآن آمده یکی آیهي اول سورهي
«. شما را از یک تن آفرید و همسر او را (نیز) از جنس او آفرید » ؛« خَلَقَکُم مِن نَفْسٍ وَاحِدَهٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا »
همچنین در سورهي روم آیهي 21 میفرماید:
از آیات و نشانههاي الهی این است که از جنس خودتان، ازواج و همسرانی آفرید، تا در کنار آنها آرامش بگیرید، و به سکون »
«. برسید
نمیباشد اگر خداوند « جن » یا « فرشته » است یعنی از جنس « انسان » این آیات ناظر به این است که آفرینش همسر انسان، از جنس
براي زن، مردي آفرید یا براي مرد، زنی آفرید اینها همجنس همدیگر میباشند.
ص: 27
به عبارت دیگر این آیه ناظر به این مطلب نیست که هر زنی از جنس ،« مصداقی » است نه یک بحث « کلی » در حقیقت یک بحث
انسان را میگوید، که جنس شما و همسرانتان یکی است و « کلیٍ » شوهر خودش است، و تک تک افراد را شامل نمیشود، بلکه
همه انسانید اما نمیخواهد بگوید که هر زنی از جنس شوهر خاص خودش است و همهي صفات او را هم دارد.
و چنین نیست که اگر او راه خلاف رفت، این هم همان راه را برود. آري چنین دلالتی از آیه استفاده نمیشود.
پس اگر شخصی راه خطایی برگزید همسرش میتواند راه او را انتخاب نکند زیرا این یک عمل اختیاري است و حتی میتواند
همسر خود را نهی از منکر کند و راه خودش را از او جدا نماید. پس آیه به این معنا نیست که افراد از خمیر مایهي همسرشان
میباشند و چه بسیار زنانی که در طول تاریخ بر خلاف راه شوهرانشان رفتند.
مثال: آسیه زن فرعون که قرآن از او تمجید میکند، مؤمن شد و راه کفر و طغیان شوهرش را نپیمود و همچنین همسر برخی پیامبران
که راه باطل را در پیش گرفتند و با شوهر خود مخالفت کردند و قرآن آنها را یادآوري کرده است.
بنابراین انسان اختیار دارد، و میتواند از قبل با چنین شخصی ازدواج نکند؛
یا اینکه اگر ازدواج کرد او را نهی از منکر نماید؛
یا اگر به مراتبی رسید که هیچ راهی براي اصلاح نبود از او جدا شود.
از این رو می بینیم که اجباري در چنین مواردي وجود ندارد.
ص: 28
تعلیم قرآن قبل از آفرینش انسان آمده است؟ « الرحمن » چرا در سورهي
پرسش:
تعلیم قرآن قبل از آفرینش انسان آمده است؟ پاسخ: « الرحمن » چرا در سورهي
در آیات اول سورهي الرحمن میفرماید:
به انسان آموزش قرآن داد و انسان را آفرید به او بیان « خداوند گستردهمهر » ؛« عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنسَ انَ عَلَّمَهُ الْبَیَانَ «1» الرَّحْمنُ »
«. آموخت
صفحه 15 از 78
باید به طور طبیعی میفرمود: خدا انسان را خلق کرد بعد به او بیان را آموزش داد و بعد قرآن را به او آموخت. ولی در اینجا ترتیب
طبیعی به هم خورده؛ که در این باره مفسرین میگویند:
علت به هم خوردن ترتیب طبیعی این آیات این است که خداوند میخواسته عظمت آموزش قرآن را یادآوري کند که اینقدر مهم
است که قبل از نعمت خلقت انسان به آن اشاره شده است.
ص: 29
آري ارزش انسان به تعلیم قرآن است، و به عبارت دیگر ارزش انسان به ارتباط او با وحی بستگی دارد.
و میدانیم که قرآن هم از جهت اصل آموزش و تعلیم و تربیت مهم است، و هم از جهت محتوا، و بدیهی است که آموزش قرآن،
مقدمهي معرفت به قرآن و عمل به محتواي آن است.
« علم القرآن فخلق الانسان » ، نیامده چنانچه برخی پنداشتهاند، و نفرموده « عطف ترتیبی » یادآوري: قابل توجه است که در این آیات
تا ترتیب را برساند و تقدم و تأخري را ثابت کند؛ بلکه چینش این جملات، به خاطر اهمیت قرآن، مقدم و موخر « وخلق الانسان » یا
شده، و شاید خداوند ترتیبی خاص را اراده نکرده باشد.
ص: 30
پرسش:
چیست؟ « بیان » مقصود از « خداوند بیان را به انسان آموخت » ؛« علمه البیان » اینکه میفرماید
پاسخ:
از آن اراده میشود. ولی اینجا مقصود عام است یعنی به « سخن گفتن » یک مفهوم گستردهاي دارد که گاهی همین « بیان » واژه
آموخت. « استدلالات عقلی و منطقی » و انواع « سخن گفتن » انسان
است و البته میدانیم که سخن گفتن یکی از پیچیدهترین و مهمترین نعمتهاي « سخن گفتن » ، آري یکی از موارد آن معناي عام
الهی است که بسیاري از علوم بشر از همین طریق نقل و انتقال و رشد مییابد و همچنین خود لغات و دستگاههاي صوتی و نیز
زبانهایی که در دنیا وجود دارد، اینها همه از نشانههاي عظمتِ پروردگار است.
ص: 31
آیا انسان میتواند خلق کند؟
پرسش:
آیا انسان میتواند خلق کند؟ خداوند در قرآن میفرماید: ما انسانها را از یک مرد و زن جنس مذکر و مونث خلق کردیم، با توجه
به این آزمایشاتی که الان صورت میگیرد، که از یک جنس میتوانند فرزند را بدنیا بیاورند، این چطور با گفتهي قرآن قابل جمع
است؟
پاسخ:
بررسی میکنیم: « بعد علمی » و « بعد قرآنی » این پرسش را از
الف. از نگاه قرآن:
در بخش قرآنی مسئله، دو دیدگاه وجود دارد:
- بعضی از مفسرین برآنند که، انسان نمیتواند موجود جدیدي خلق کند، به این علت که خلق مخصوص خداست و اگر کسی
خلق کند در حقیقت یک کار خدائی کرده و در این راستا استدلال میکنند به آیهي:
صفحه 16 از 78
ص: 32
«1» ؛« یَا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن یَخْلُقُوا ذُبَاباً وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ »
اي مردم! مثلی زده شده است، به آن گوش فرا دهید: کسانی را که غیرخدا میخوانید، هرگز نمیتوانند مگسی بیافرینند، هر چند »
«. براي این کار دست به دست هم دهند
برداشت آنها از آیه این است که پس بشري که نمیتواند یک مگس را خلق کند چگونه میتواند یک انسان را بیافریند؟
« بت» اما این استدلال قابل پاسخ است بدین ترتیب که با مراجعه به قبل و بعد این آیه متوجه میشویم که این آیه در مورد توانایی
ها میباشد، زیرا در آیات قبل آمده:
«2» ؛« وَیَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَاناً وَمَا لَیْسَ لَهُم بِهِ عِلْمٌ »
آنها غیر از خداوند چیزهایی را میپرستند که هیچ گونه دلیلی بر آن نازل نکرده است، و چیزهایی را که علم و آگاهی به آن »
«. ندارند
در حقیقت در این دو آیه میفرماید: اینهایی که شما میپرستید، یعنی این بتها، ناتوان هستند و نمیتوانند چیزي را خلق کنند، و
کسی که نمیتواند چیزي را خلق کند، شایستهي پرستش نیست و نباید معبود شما قرار بگیرد.
لذا این آیه مربوط به ناتوانی بتهاست نه مربوط به انسانها.
ص: 33
- برخی نیز میگویند: در قرآن کریم آیاتی داریم که مسالهي خلقت را شامل انسانها نیز میداند. در سورهي آل عمران آیات
مربوط به حضرت عیسی (ع) میفرماید:
«1» ؛« وَرَسُولًا إِلَی بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنِّی قَدْ جِئْتُکُم بِآیَهٍ مِن رَبِّکُمْ »
و (او را به عنوان) رسول و فرستاده به سوي بنیاسرائیل (قرارداده، که به آنها میگوید:) من نشانهاي از طرف پروردگار شما، »
«. برایتان آوردهام؛ من از گل، چیزي به شکل پرنده میسازم؛ سپس در آن میدمم و به فرمان خدا، پرندهاي میگردد
مخصوص خداوند متعال نیست بلکه انسانها هم ممکن « خلق » من خلق میکنم استفاده میشود که، مسئلهي « انی اخلق » پس از تعبیر
است خلق بکنند.
پرسش: فرق بین خلق و ایجاد چیست؟
یعنی چیزي نباشد، و انسان آن را از عدم به وجود بیاورد. « ایجاد » : پاسخ
« انشاء » یا « ابداء » یعنی انسان چیزي را بر کیفیت مخصوصی درست نماید و ساماندهی کند. به عبارت دیگر ایجاد همان « خلق » ولی
آوردن است که این کار خدائی است و علت تامه میخواهد تا از نیستی به هستی بیابد. « وجود » به « عدم » است چیزي را از
اما چیزي را که وجود دارد و انسان همان را تقدیر و اندازه زنی کند و به شکل جدید درآورد مثل همین که حضرت عیسی
من این » : میفرماید
ص: 34
نیاورده « وجود » به « عدم » این در حقیقت، تقدیر و اندازه زنی است و حضرت عیسی از «. خاكها را به شکل یک پرنده در میآورم
بلکه آن را سامان داد.
است. « ایجاد » مخصوص خداوند نیست، بلکه بشر هم میتواند خلق کند. و آنچه از بشر بر نمیآید « خلق » بنابراین
ب. از نگاه علم:
شما را از یک » : بوجود بیاید، چنانچه در قرآن آمده که « نر و ماده » در پرسش آمده بود که آیا لازم است همیشه موجودي از یک
صفحه 17 از 78
انسانها معمولًا این گونه آفریده میشوند ولی آیا این یک قانون کلی است که همیشه باید موجودات اینگونه «. آفریدیم « مرد و زن »
باشد. « نر و ماده » آفریده شوند؟ خیر، زیرا هم در قرآن نمونه داریم و هم در طبیعت که لازم نیست، همیشه تولد موجودات از یک
به عنوان مثال حضرت آدم (ع) بدون پدر یا مادر خلق شده یا در قرآن آمده که حضرت عیسی (ع) بدون پدر خلق شده است. پس
لازم نیست که حتماً پدر و مادري باشند.
چه میشود؟ این که این موارد چگونه براي آن قانون استثناء شوند این بحثی است که در این مجال « زوجیت » پس این قانون عام
نمیگنجد ولی به طور مختصر باید گفت: لازم نیست که همیشه پدر و مادري (نر و ماده) باشند و بعد فرزندي از آنها بوجود آید.
به عبارت دیگر به اصطلاح این آیه در مقام اثبات شیء است و نفی ما عدا نمیکند.
ص: 35
آیا شبیه سازي جایز است؟
پرسش:
آیا شبیه سازي جایز است؟ اینکه سلولی را از حیوان یا انسانی بگیرند و یک حیوان یا انسان شبیه آن تولید کنند بدون اینکه جنس
مخالف در کار باشد آیا جایز است؟
پاسخ:
لازم است به این موضوع از سه جهت پرداخته شود:
اول: اینکه نظر اسلام در مورد اصل علم، تجربه و آزمایش در این موارد چگونه است؟ اسلام جلوي پیشرفت علم را نمیگیرد بلکه
انسان را براي دانش و پیشرفت ترغیب و تشویق میکند، و این آزمایشات علمی مفید است و براي انجام آن مانعی نیست؛ و لازم
است علم پیشرفت خودش را داشته باشد آزمایشات هم باید صورت بگیرد.
دوم: اینکه اگر چنین اتفاقی افتاد چه میشود؟ اگر چنین اتفاقی افتاد، و به صورت گستردهاي انجام گرفت، مثلًا صدها هزار انسان،
به این شکل بوجود آورند معلوم است که با مشکلاتی اخلاقی مواجه میشویم به عنوان مثال افراد یکدیگر را به خوبی نمیشناسند
چون شبیه همدیگر هستند؛ مسئلهي خویشاوندي دگرگون میشود؛ احساسات و عواطفی که باعث رشد و شکوفایی
ص: 36
استعدادها میشود در اینجا تحت الشعاع قرار میگیرد؛ و از لحاظ حقوقی نیز، براي مسائلی مثل ارث و مانند آن مشکلات زیادي
بوجود میآید.
سوم: مطالبی که گذشت بر فرضی بود که چنین اتفاقی بیفتد، ولی هنوز موردي براي ما ثابت نشده است که چنین اتفاقی در مورد
انسانها افتاده باشد. البته آزمایشها و ادعاهایی در مورد حیوانات شده که بعضی از مراکز آزمایشگاهی و بعضی متخصصین به
چنین پیشرفتهائی دست یافتهاند و چنین موجوداتی را در عالم حیوانات شبیهسازي کردهاند، ولی هنوز، هم از لحاظ علمی ثابت
نشده، و هم اینکه در عالم انسانها چنین اتفاقی افتاده باشد و آنچه رسیده در حد ادعا و خبر خبرگزاريهاست؛ و هنوز به صورت
علمی و قانونمند در مجامع علمی مطرح نشده است.
نتیجه: اگر انسان بتواند خلق جدید انجام دهد، این با آیات قرآن ناسازگار نیست.
ص: 37
فصل دوم: نفس و پرورش