گروه نرم افزاری آسمان






فصل پنجم: قرآن و کیهان شناسی






اشاره
ص: 122
چیست؟ Big- Bang نظر قرآن در مورد فرضیه مهبانگ
پرسش:
چیست؟ پاسخ: Big- Bang نظر قرآن در مورد فرضیه مهبانگ
اندیشهي چگونگی پیدایش جهان همیشه فکر بشر را به خود مشغول کرده است. قرآن کریم در آیات متعددي به این مسأله اشاراتی
دارد. و دانشمندان کیهانشناس نیز در این مورد نظریاتی ابراز کردهاند و حتی بعضی صاحبنظران خواستهاند با انطباق آیات قرآن با
برخی از این نظریات علمی، اعجاز علمی قرآن را اثبات کنند که این مطالب قابل نقد و بررسی است.
مفسران و صاحبنظران در این مورد به این آیات توجّه کردهاند:
صفحه 44 از 88
«. سپس آهنگ [آفرینش آسمان کرد، و آن دودي بود » «1» « ثُمَّ اسْتَوَي إِلَی السَّماءِ وَهِیَ دُخَانٌ » .1
آیا کسانی که » «2» « أَوَ لَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلَا یُؤْمِنُونَ » .2
کفر ورزیدند ندانستند که آسمانها و زمین هر دو به هم پیوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختیم، و هر چیز زندهاي را از آب
«؟ پدید آوردیم؟ آیا [باز هم ایمان نمیآورند
ص: 123
واژهشناسی:
«1» . در لغت به معنی چیزي است که به دنبال شعله و لهیب آتش بر میخیزد « دخان » .1
در لغت به معنی طرف بالا است و در قرآن در معانی و مصادیق متعددي به کار رفته است از جمله: جهت بالا (ابراهیم/ « سماء » .2
«2» ... 24 )- جوّ زمین (ق/ 9)- محل کرات بالا (فصلت/ 12 )، آسمان معنوي (سجده/ 5) و
«3» . جدا کردن دو چیز به هم متصل را گویند « فتق » چیز بهم پیوسته را گویند و « رتق » .3
نظریههاي علمی درباره پیدایش جهان:
در مورد پیدایش جهان چند دیدگاه عمده، در بین کیهانشناسان جدید وجود دارد که عبارتند از:
الف: نظریه مهبانگ (انفجار بزرگ):
این نظریه از سال 1900 م، پیشنهاد شد و هم اکنون از سوي اکثر اخترشناسان به عنوان بهترین نظریه موجود تلقی میشود. خلاصهي
این نظریه آن است که حدود 20 بیلیون سال پیش تمام ماده و انرژي موجود در جهان، در نقطهاي بسیار کوچک و فشرده متمرکز
بوده است. این نقطه کوچک و بی نهایت
ص: 124
چگال و مرکب از ماده- انرژي منفجر شد و به فاصله چند ثانیه پس از انفجار این آتشگوي، ماده- انرژي با سرعتی نزدیک به
سرعت نور در همه سو منتشر شد. پس از مدت کمی، احتمالًا چند ثانیه تا چند سال، ماده و انرژي از هم تفکیک شدند. و تمام
اجزاء گوناگون جهان امروز از دل این انفجار نخستین بیرون ریختهاند.
هواداران این نظریه ادعا میکنند تمامی کهکشانها، ستارگان و سیارات هنوز تحت تأثیر شتاب ناشی از انفجار، با سرعت زیادي از
1919 م) تأیید شد. ) « ادوین هابل » همدیگر دور میشوند و این مطلب بوسیله مشاهدات
کیهان شناس معروف معاصر پس از تشریح انفجار اوّلیه و مراحل اولیهي آن تا تشکیل گازهاي داغ و « استفن ویلیام هاولینگ »
نسبت میدهد. « ژرژگاموف » سوزان، این نظریه را به دانشمند روسی
با گذشت زمان، گازهاي ئیدروژن و هلیوم موجود در کهکشان به پارههاي ابر مانند تقسیم میشدند که تحت أثر گرانش خود در »
هم فرو مینشستند ... سپس در اثر درجه حرارت بالا، واکنشهاي هستهاي شروع شد. و ستارگانی مانند خورشید ما تشکیل شدند.
خورشید ستارهي نسل دوم یا سومی است که حدود پنج هزار میلیون سال قبل از ابر متشکله از گاز چرخانی که محتوي سوپر
«1» «... نوواهاي پیشین بوده، بوجود آمده است
ص: 125
مراحل پیدایش جهان را به هشت مرحله تقسیم میکند و مینویسد: « اریک اوبلا » دکتر
10 ثانیه) چیزي منفجر و تبدیل به گلولهي آتشین شد. - در مرحلهي اوّل (صفر تا 43
10 ثانیه) اولین سنگ بناهاي ماده مثلا کواركها و الکترونها از برخورد پرتوها با یکدیگر - 10 ثانیه تا 32 - در مرحلهي دوم ( 43
به وجود آمد.
صفحه 45 از 88
10 ثانیه) کیهان از مخلوط کواركها، لپتونها فوتونها و سایر ذرات دیگر تشکیل شد و - 10 ثانیه تا 6 - در مرحلهي سوم (از 32
خیلی سریع در حال از دست دادن حرارت بودند.
3 ثانیه) تقریباً تمام کواركها و ضد کوارکها به صورت پرتو ذرّها به انرژي تبدیل - 6 ثانیه تا 10 - در مرحلهي چهارم (از 10
میشوند.
3 ثانیه تا 100 ثانیه) الکترونها و ضد الکترونها (پوزیترونها) در برخورد با یکدیگر به أشعه تبدیل - در مرحلهي پنجم (از 10
میشوند.
در مرحلهي ششم (از 100 ثانیه تا 30 دقیقه) در درجه حرارت بسیار بالا، اوّلین هستههاي اتمهاي سبک و پایدار مثل، هیدروژن و
هلیوم ساخته میشوند.
در مرحلهي هفتم (از 30 دقیقه تا یک میلیون سال) گوي آتشین حرارت خود را از دست میدهد (به حدود 3000 درجه میرسد) و
هسته اتمها و الکترونها پیوند میخورد و آن مخلوط ذرهاي قابل دیدن میشود.
در مرحلهي هشتم (از یک میلیون سال پس از خلقت تا امروز) از ابرهاي هیدروژنی دستگاههاي راه شیري، ستارگان و سیارات به
وجود میآیند این سیر تحّول را در ایجاد ستارگان امروزه هم میتوان هنوز مشاهده کرد.
ص: 126
ابرهاي گازي که قرار است از آنها ستاره بوجود آید به سوي همدیگر کشیده شده متراکم میشوند سپس به شکل گلوله در
«1» . میآیند و اگر واکنشهاي هستهاي پدید آید یک خورشید جدید متولّد میشود
ب: نظریه حالت پایدار:
در سال 1940 این نظریه توسط (فردهویل)، اخترفیزیکدان انگلیسی پیشنهاد شد.
خلاصه این نظریه این است که جهان نه تنها از نظر فضایی یکنواخت است (اصل کیهان شناختی) بلکه در طول زمان تغییر ناپذیر نیز
هست.
این نظریه به حادثه خاصی نظیر انفجار بزرگ وابسته نیست. در نظریه حالت پایدار ستارگان و کهکشانها ممکن است تغییر کنند اما
در هر زمان تصویر کلی جهان با تصویر امروزین آن، تفاوتی ندارد.
بر طبق این نظریه حالت انبساط جهان پذیرفته میشود امّا معتقدند که به تدریج مادهي جدیدي در بین کهکشانهاي دور شونده،
ظاهر میشود این مادهي جدید به تدریج اتمهاي هیدروژن را میسازد و آنها به نوبهي خود ستارگان جدیدي را شکل میدهد.
تذّکر: خلق پیوسته ماده از فضاي خالی اشکالاتی را براي این نظریه پدید آورده است. و این نظریه بعد از کشف تفاوت سن
ستارگان، رد شد.
ص: 127
ج. جهان پلاسما:
دانشمند سوئدي میبینند. « هانس آلفون » تعداد کمی از اخترشناسان خلقت جهان را با مدل
خلاصهي این نظریه آن است که 99 % جهان قابل مشاهده (عمدتاً ستارگان) از پلاسما ساخته شده است.
پلاسما گاز یونیدهاي است که بارهاي الکتریکی آن از هم جدا شدهاند. پلاسما، گاهی حالت چهارم ماده خوانده میشود. صاحبان
این نظریه معتقد هستند که انفجار بزرگ هیچگاه رخ نداده و جهان آکنده از جریانهاي الکتریکی غول آسا و میدانهاي عظیم
مغناطیسی است. از این دیدگاه جهان ازلی است و به وسیله نیروي برقاطیس اداره میشود. بنابر این جهان آغازي معین و انجامی
قابل پیشبینی ندارد. و کهکشانها حدود 100 بیلیون سال پیش شکل گرفتهاند.
صفحه 46 از 88
د: جهان انفجارهاي کوچک (کهبانگ):
گروهی دیگر از اخترشناسان، نظریهي حالت پایدار دیگري را که با رصدهاي اخترشناسی انطباق خوبی دارد؛ پیشنهاد میکنند. بر
طبق این نظریه جهان بدون آغاز و انجام است. ماده بطور پیوسته در خلال انفجارهاي کوچک (کهبانگها) و احتمالًا با همکاري
«1» . اختروشهاي اسرار آمیز خلق میشود در این نظریه جدید جهان بتدریج انبساط مییابد و کهکشانها شکل میگیرند
ص: 128
نکات تفسیري و اسرار علمی آیات:
1. در مورد آیهي اوّل (فصلت/ 11 ) برخی از مفسران مینویسند:
جمله (هی دخان- آسمانها در آغاز به صورت دود بود.) نشان میدهد که آغاز آفرینش آسمانها از توده گازهاي گسترده و »
عظیمی بوده و این با آخرین تحقیقات علمی در مورد آغاز آفرینش کاملًا هماهنگ است. هم اکنون نیز بسیاري از ستارگان آسمان
«1» «. به صورت توده فشردهاي از گازها و دخان هستند
پیوستگی و جدایی) آسمانها و زمین که در آیه دوم (انبیاء/ 30 ) آمده، مفسّران سه احتمال را ) « فتق » و « رتق » 2. در مورد معناي
مطرح کردهاند:
الف: به هم پیوستگی آسمان و زمین، اشاره به آغاز خلقت است که طبق نظرات دانشمندان، مجموعه این جهان به صورت توده
واحد عظیمی از بخار سوزان بود که بر اثر انفجارات درونی و حرکت، تدریجاً تجزیه شد و کواکب و ستارهها از جمله منظومهي
شمسی و کرهي زمین بوجود آمد و باز هم جهان در حال گسترش است.
«2» . برخی روایات اهل بیت (ع) اشاره به همین تفسیر دارد
ب: منظور از پیوستگی، یکنواخت بودن مواد جهان است به طوري که همه در هم فرو رفته بود و به صورت ماده واحدي خودنمایی
میکرد. امّا با گذشت زمان،
ص: 129
مواد از هم جدا شدند و ترکیبات جدید پیدا کردند و انواع مختلف گیاهان و حیوانات و موجودات دیگر در آسمان و زمین ظاهر
«1» . شدند
ج: منظور از به هم پیوستگی آسمان این است که در آغاز بارانی نمیبارید و مقصود از به هم پیوستگی زمین آن است که در آن
زمان گیاهی نمیرویید امّا خدا این هر دو را گشود از آسمان باران نازل کرد و از زمین انواع گیاهان را رویاند.
«2» . روایات متعددي از اهل بیت (ع) اشاره به معناي اخیر نیز دارد
سازگار است «... آیا کسانی که کافر شدند ندیدند » ؛«... او لم یرَ الذین کفروا » تفسیر سوم (ج) با چشم قابل رؤیت است و با جمله
نیز هماهنگی دارد. « و جعلنا من الماء کل شیء حی » و با جمله ذیل آیه
میآید. و از « علم » ولی تفسیر اوّل و دوم (الف، ب) نیز با معناي وسیع این جملهها مخالف نیست زیرا گاهی رؤیت به معنی
«3» . اینجاست که برخی مفسران معتقدند مانعی ندارد آیه فوق داراي هر سه تفسیر باشد
3. استاد آیت اللّه معرفت بحث مفصلی در مورد آیهي 30 سورهي أنبیاء دارند. و معناي سوم (عدم بارش باران) را مخالف تعبیر آیه
در این زمینه حکایت شده ضعیف دانستهاند. «4» و تحقیق میدانند و روایاتی
ص: 130
و امّا معناي دوم (پیدایش انواع و اقسام موجودات از یک چیز بهم چسبیده) را از قتاده، سعید بن جبیر، عکرمه از ابن عباس، فخر
نقل میکند و آن را نظري معروف در عصر قدیم و جدید میداند. «1» رازي
صفحه 47 از 88
به معناي ایجاد و اظهار است. و این معنا را موافق کلام علی (ع) « فتق » آنگاه معناي دیگري را از ابو مسلم اصفهانی نقل میکند که
میدانند. «2» ( در نهج البلاغه (فتق الاجواء ... ثم فتق بین السموات العُلی
معرفی میکنند. که دخان همان مادهي « ثم استوي الی السماء و هی دخان » 12 سوره فصلت - و همچنین این معنا را موافق آیات 11
در آیات سورهي فصلّت را به معناي امر تکوینی و « ائتیا » اوّلیه خلقت آسمانها و زمین است و از آن، آسمان بوجود آمد. و واژه
ایجادي میدانند و از آیه استفاده میکنند که مادهي آسمانها قبل از وجودشان موجود بوده است و خدا صورتهاي آنها را ایجاد
کرد.
آنگاه متذکّر میشود که در تورات پیدایش موجودات از یک اصل واحد، اشاره شده است. که خدا جوهري را خلق کرد سپس با
«3» . نظر هیبت به آن نگاه کرد به صورت آب در آمد و سپس آسمانها و زمین را از آنها خلق کرد و آنها را از همدیگر جدا ساخت
«4» . و آنگاه از طنطاوي نقل میکند که مضمون این آیات معجزه علمی است
ص: 131
و دیگران نقل میکند و نتیجه میگیرد که هدف قرآن، بیان مطالب « لاپلاس » سپس ایشان مطالبی علمی در مورد پیدایش جهان، از
علمی نبوده اشاراتی به فتق آسمانها داشته است ولی حقیقت آن براي ما روشن نیست هر چند که نظریههاي علمی هم با آن موافق
«1» . است. امّا ما به تطبیق این نظریات با قرآن نمیپردازیم
4. برخی صاحبنظران تحت عنوان پیدایش نخستین جهان با مطرح کردن آیهي 11 سوره فصّلت، مطالبی را از دانشمندان مختلف در
مینویسند: « ادوارد لوترکپل » مورد انفجار اوّلیه نقل میکنند و سپس از قول
علم نه تنها حدوث عالم را ثابت میکند بلکه روشن میسازد که دنیا از حالت گازي در یک (لحظهي معیّنی) در نتیجهي یک »
«2» «. انفجار بزرگ بوجود آمده است و این لحظه تقریباً پنج بیلیون سال پیش بوده و هنوز هم در حال توسعه است
5. برخی از نویسندگان معاصر نیز آیات (سورهي ف ّ ص لت/ 11 و انبیاء/ 30 ) را مطرح میکنند و با توجه به هماهنگی این آیات با
اکتشافات دانشمندان آنرا دلیل معجزه بودن قرآن میدانند و میگویند:
علم هیئت ثابت کرده است که در ابتداي خلقت، کرات آسمانی به صورت گاز به هم چسبیده و متصل بودند و بعدها به مرور »
زمان بر اثر فشردگی و تراکم
ص: 132
ریاضیدان و منجّم مشهور فرانسوي، در حدود دو « لاپلاس » شدید گازها تبدیل به جسم شدند. این واقعیت علمی اوّلین بار توسط
«1» «. قرن پیش اظهار گردید و امروز نجوم جدید با دستاوردهاي جدید خود صحت فرضیه علمی لاپلاس را ثابت کرده است
زمین و خورشید از گازهاي بسیار سوزانی که در چندین میلیارد سال پیش بوده به وجود » : سپس از ژرژگاموف نقل میکند که
«2» «. آمدهاند
را مطرح « روش اساسی ایجاد جهان در نظر قرآن » با طرح آیات (سورهي ف ّ ص لت/ 11 و انبیاء/ 30 ) بحث « موریس بوکاي » 6. دکتر
میکند و میگوید قرآن وجود تودهاي گازي با بخشچههاي ریز را تأیید میکند و یک روند جدایی (فتق) مادهاي ابتدایی یگانهاي
که عناصر آن نخست به هم ملصق (رتق) بودند را تذکّر میدهد.
و سپس چگونگی تشکیل « جهان از جرم گازي با دوران کند تشکیل شد » : سپس به نظریهي تکوین عالم در دانش نو میپردازد که
4 میلیارد سال تخمین / ستارگان و زمین را توضیح میدهد. و قدمت کهکشانها را ده میلیارد سال و قدمت زمین و خورشید را 5
میزند. سپس مینویسد:
دانش به ما میآموزد چنانچه به عنوان مثال (و تنها مثال) تکوین خورشید و محصول فرعی آن یعنی زمین را در نظر گیریم، جریان »
صفحه 48 از 88
امر توسط تراکم سحابی
ص: 133
آسمانی ابتدا « دود » نخستین و تفکیک آن رخ داده است. این دقیقاً همان است که قرآن به طریق کاملًا صریح با ذکر ماجراهایی که
«1» «. یک نوع الصاق، سپس یک نوع انفکاك را بوجود آورده بیان نموده است
7. یک پرسش و پاسخ علمی:
قل ائنّکم لتکفرون بالذي خلق الارض فی » 11 خلقت زمین را در دو دوره (یوم) مطرح میکند - پرسش: در سوره فصلت آیات 9
یومین و تجعلون له انداداً ذلک رب العالمین* و جعل فیها رواسی من فوقها و بارك فیها و قدر فیها اقواتها فی اربعه أیام سواء
«.... للسائلین ثم استوي الی السماء و هی دخان
بگو: آیااین شمایید که واقعاً به آن کسی که زمین را در دو هنگام آفرید، کفر میورزید و براي او همتایانی قرارمیدهید؟ این »
است پروردگار جهانیان. و در زمین از فراز آن [لنگرآسا] کوهها نهاد و در آن خیر فراوان پدید آورد. و مواد خوراکی آن را در
چهار روز اندازهگیري کرد [که براي خواهندگان، درست و متناسب با نیازهایشان است. سپس آهنگ [آفرینش آسمان کرد و آن
«. دودي بود
و در آیه 11 (مورد بحث ما) آسمانها و مسأله دود را مطرح میسازد. اگر مقصود قرآن آن است که تمام جهان از گاز خلق شده
فصلت/ 11 ) عطف کرده که ترتیب را ) « ثم » چرا خلقت زمین را قبل از آسمانها مطرح کرده است؟ و حتی با
میرساند، در حالی که زمین جزئی از آسمانها و بصورت طبیعی باید پس از خلقت آسمانها، و در عرض آنها خلق شود.
ص: 134
31 - با توجّه به این پرسش نکتهاي علمی را مطرح کرده که در قرآن کریم، در سوره نازعات 27 « دکترموریس بوکاي » : پاسخ
مسألهي خلقت آسمانها و زمین به صورتی دیگر مطرح شده است.
ءَأَنتُمْ أَشَ دُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ بَنَاهَا رَفَعَ سَمْکَهَا فَسَوَّاهَا وَأَغْطَشَ لَیْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُ حَاهَا وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحَاهَا أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا »
« وَمَرْعَاهَا
آیا آفرینش شما دشوارتر است یا آسمانی که [او] آن را بر پا کرده است؟ سقفش را برافراشت و آن را [به اندازه معین درست کرد »
«. و شبش را تیره و روزش را آشکار گردانید و پس از آن زمین را با غلتانیدن گسترد، آبش و چراگاهش را از آن بیرون آورد
دانش، تداخل دو رویداد » : آمده است. ایشان مینویسد « بعدذلک » در این آیات آفرینش آسمانها قبل از زمین ذکر شده و با کلمه
تکوین یک ستاره (مانند خورشید) و سیارهاش یا یکی از سیاراتش (مانند زمین) را مبرهن میسازد. آیا همین اختلاط در نص قرآن
«1» «؟ (همانطور که دیده شد) ذکر نشده است
8. عبد الرزاق نوفل نیز با طرح دو آیه 30 سوره انبیاء و 11 سورهي فصلت مسألهي ابتداي خلقت را مطرح میکند، که آسمانها و
زمین ابتدا یک قطعهي واحد بود و سپس جدا شد.
و سپس نظریههاي علمی را مطرح میکند که میگویند: جهان در ابتدا از مادهاي داغ و سخت تشکیل شده بود. که مناسبترین
لغت براي آن همان
ص: 135
و این مطلب را از اخبار علمی قرآن میداند که قرنها بعد علوم جدید به «1» . است. که در قرآن به کار رفته است « دخان » کلمهي
آن پی بردند.
9. احمد محمد سلیمان نیز با طرح آیهي 30 سورهي انبیاء مینویسد:
صفحه 49 از 88
اینکه قرآن میفرماید آسمان و زمین قطعهي واحدي بود و سپس از هم جدا شد همان نظریه علمی جدید در مورد منظومهي »
شمسی است که میگوید. جهان یک قطعهاي آتشین رها شده در فضابود و سپس تحت تأثیر جاذبه شیء عظیم از اجرام سماوي
«. دیگر قرار گرفت و تکّه تکّه شد و به صورت حلزونی در آمد. و سپس این اجزاي کوچک به تدریج سیّارات را به وجود آورد
«2» . سپس این آیات را نشانهي علم غیب پیامبر اکرم (ص) میداند و از آنها به عنوان اسرار علمی قرآن یاد میکند
همان «3» .« ثم استوي الی السماء و هی دخان » 10 . سید هبه الدین شهرستانی معتقد است که مقصود از کلمه سماء و دخان در آیه
اطراف زمین میخواند. « کره بخار » جوّ زمین (اتمسفر) است که آن را با نام
است « هر چه بالاي زمین » ( را بر میشمارد. و آن را در عرف و لغت به معناي (شیء علوي « سماء » ایشان در ابتدا معانی کلمه
میداند. که شارع نیز در
استعمال الفاظ و اسامی تابع عرف بوده است و سپس میگوید در مقالات دینی لفظ سماء به یکی از سه معنا میآید:
ص: 136
اول: عین هواي عالی و فضاي خالی.
دوم: جسم عظیم کروي محیط بر زمین ما (که اکثر موارد استعمال در شرع ناظر به این معناست).
سوم: عین کرات علوي و اراضی سیاره.
بر هر موجود علوي جایز و شایع شد چرا جایز نباشد که آسمان زمین ما عبارت باشد « سماء » وقتی که اطلاق لفظ » : آنگاه میگوید
«. از کره بخاري که محیط بر هواي زمین ما است
سپس ایشان ده دسته دلیل شرعی (آیات و روایات) میآورد تا ثابت کند که مقصود از آسمان همین کرهي بخار است. دسته دوم از
دلایل ایشان همین آیه 11 سوره فصلت و روایاتی است که میفرماید آسمانها از دود آفریده شده است. و دود (دخان) را در آیه
«1» « ثُمَّ اسْتَوَي إِلَی السَّماءِ وَهِیَ دُخَانٌ »
به معناي همان بخار مصطلح میداند و در پایان نتیجه میگیرد که:
آنچه از مجموع اخبار مسطوره استفاده میکنیم مقصود از دود همان بخار است منتها چون بخار و دود هر دو از یک منشاء هستند و »
از آنجا که در عرف و در ابتداي نظر شبیه همند اسم دخان بر بخار اطلاق شده است.
[پس نتیجه همانا کلیه اخبار مزبوره ناطق است بر اینکه تمامی آسمانهاي هفتگانه که محیط بر زمینهاي هفتگانه است از بخار
«2» «. آفریده شده است
ص: 137
11 . برخی صاحبنظران معاصر نیز با طرح آیه 30 سورهي انبیاء مینویسند این آیه خبر میدهد که آسمانها چیز واحدي بود و سپس
«1» . جدا شد و این یکی از معجزات قرآن است که علم جدید آن را تأیید میکند
«2» . میداند « دخان » 11 سوره فصلت آن را دلیل بر پیدایش خلق از - و نیز با طرح آیات 9
12 سوره فصلت را دلیل اعجاز علمی قرآن میداند. زیرا خبر از دخان بودن آسمانها در - 12 . محمد کامل عبد الصمد نیز آیات 11
«3» . ابتدا داده است
13 . سلیم الجابی نیز با طرح نظریه انفجار بزرگ، پس از بررسی لغوي و تفسیري آیه 30 سوره انبیاء به این نتیجه میرسد که آیهي
به کفار بصورت عام و اروپائیان «... أو لم یرَ الذین کفروا » فوق و نظریه انفجار بزرگ با هم منطبق هستند و حتی خطاب آیه
«4» . بصورت خاص است که وحی الهی 14 قرن قبل یک نظریه جدید آنها را بیان کرده است
بررسی:
صفحه 50 از 88
در اینجا تذکر چند نکته لازم است:
1. سخنان مرحوم سید هبه الدین شهرستانی از چند جهت قابل نقد است:
را به سه معناآورده است در حالی که اشاره کردیم که این لغت در موارد و مصادیق بیشتري در قرآن « سماء » اوّل: ایشان کلمهي
استعمال شده است.
ص: 138
12 سوره فصلت - در آیهي فصلت/ 11 را به معناي جوّ زمین معنا کردهاند در حالی که از سیاق آیات 9 « سماء » دوم: ایشان کلمهي
خلق الارض فی » . آسمانها و کرات غیر زمین است چرا که در ابتداي خلقت زمین را مطرح میکند « سماء » بر میآید که مقصود از
و آنگاه در آیهي «2» « ثم استوي الی السماء و هی دخان » و سپس خلقت آسمان را در حالی که دود است مطرح میکند «1» « یومین
فقضهنَّ سبع » . که یکی از آنها آسمان دنیا بود که ستارگان را در آن قرار داد «3» بعد توضیح میدهد که هفت آسمان خلق گشت
پس مقصود از سماء (بر طبق ظاهر آیات) جوّ .« سموات فی یومین و اوحی فی کل سماء امرها و زینا السماء الدنیا بمصابیح و حفظاً
زمین نیست.
( معنا میکند که در آیهي (فصلت/ 11 « کره بخار اطراف زمین » است به معناي « دود » را که به معناي « دخان » سوم: ایشان کلمهي
هیچ قرینهاي نداریم
دست برداریم. و یک معناي مجازي (بخار) را بر آیه تحمیل کنیم و «4» ( تا از معناي لغوي (آنچه به دنبال شعله آتش بر میخیزد
صرف شباهت عرفی کفایت نمیکند.
البته ممکن است در روایات کلمهي دخان بر بخار اطلاق شده باشد (همانگونه که ایشان روایات متعددي آوردهاند) ولی اوّلًا این
نقل شده است. و ثانیاً « تفسیر قمی » روایات از لحاظ سندي جاي بحث دارد چرا که از تفاسیري همچون
ص: 139
ممکن است مراد از بخار آب و دود در این موارد همان ذرّات بنیادین تشکیل دهندهي اشیاء (مثل هیدروژن- اکسیژن و ...) باشد.
که براي تقریب به ذهن با تعابیري همچون بخار آب آورده شده است.
شروع شده است. با نظریه مشهور خلقت جهان یعنی نظریه مهبانگ تا حدود « دخان » 2. ظاهر آیات قرآن در مورد آغاز خلقت که از
زیادي همخوانی دارد و در نقاطی با هم مشترك است.
یعنی از ظاهر قرآن و علم بر میآید که جهان در ابتدا از گازهاي داغ تشکیل شده است امّا آیات قرآن در مورد عناصر دیگر نظریه
مهبانگ (مثل انفجار اولیّه) مطلب صریحی ندارد.
3. با توجه به تعدّد نظریهها در مورد آغاز خلقت و عدم اثبات قطعی آنها، در حال حاضر نمیتوان هیچکدام را به صورت قطعی به
قرآن نسبت داد.
4. اگر روزي نظریهي مهبانگ به صورت قطعی اثبات شود این مطلب اعجاز علمی قرآن را اثبات میکند. چرا که نوعی رازگویی
علمی قرآن کریم است.
امّا این مطلب به صورت کنونی آن، بیش از یک هماهنگی شگفتانگیز ظاهر قرآن و علم نیست.
ص: 140
حرکتهاي خورشید از منظر قرآن و هیئت بطلمیوسی و کپرنیکی
پرسش:
صفحه 51 از 88
نمایانگر حرکت « وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا » حرکتهاي خورشید از منظر قرآن و هیئت بطلمیوسی و کپرنیکی. آیهي مبارکه
انتقالی خورشید است، زیرا ماده جري و جریان، بسادگی قابل انطباق با حرکت وصفی و دَوَرانی نیست، و این در حالی است که
براي خورشید جز حرکت وضعی به اثبات نرسیده است.
نیز، ظاهر این آیهي کریمه با کیهانشناسی بطلیموسی مطابقت دارد که معتقد است خورشید در حال حرکت است و زمین مرکز
منظومه شمسی بوده و ثابت مانده است.
لطفاً پاسخ خودرا مستدل ومطابق با کشفیات نوین کیهانشناسی ارائه فرمایید.
پاسخ:
خورشید و حرکات آن:
و در آیات متعدّدي از خورشید و «1» . خورشید یکی از نشانههاي الهی است که خداوند در قرآن به آن قسم یاد کرده است
، حرکتهاي آن یاد کرده است آیاتی که در این مورد به آنها استناد شده عبارتند از: پرسش و پاسخهاي قرآنی ویژه جوانان، ج 6
ص: 141
و نشانهاي [دیگر] براي » «1» « وَآیَهٌ لَّهُمُ الَّیْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ » .1
آنها شب است که روز را [مانند پوست از آن بر میکنیم و بناگاه آنان در تاریکی فرو میروند و خورشید به [سوي قرارگاه ویژه
«. خود روان است. تقدیر آن عزیز دانا این است
نه خورشید را سزد که به ما رسد، و نه » «2» « لَا الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّیْلُ سَابِقُ النَّهَارِوَکُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ » .2
«. شب به روز پیشی جوید و هر کدام در سپهري شناورند
و اوست آن کسی که شب و روز و خورشید و ماه را » «3» « وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ » .3
«. پدید آورده است. هر کدام از این دو در مداري [معین شناورند
و خورشید و ماه را رام گردانید؛ هر کدام براي مدّتی معیّن به سیر خود ادامه » «4» « وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِي لِاجَلٍ مُسَمّیً » .4
«. میدهند
و خداوند خورشید و ماه را در حالی که هر دو در حال حرکت هستند به نفع شما مقهور » «5» « وَسَخَّرَ لَکُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَیْنِ » .5
«. و مسخّر گردانید
ص: 142
نکات تفسیري
1. آیات فوق براي معرفی نشانههاي حق و یادآوري به مردم است تا ایمان آورند و یا ایمان آنان تقویت گردد. و بنابراین آیات
امید که شما به لقاي » « لَعَلَّکُم بِلِقَاءِ رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ » شروع میشود و آیه 2 سوره رعد با جمله «... و آیه لهم » سورهي یس با کلمه
پایان مییابد. « پروردگارتان یقین حاصل کنید
ممکن است به چند معنا باشد: « لمستقر » در کلمه « لام » .2
«1» ( خورشید به سوي قرارگاه خود روان است ) « الی » الف: لام به معناي
«2» ( خورشید در قرارگاه خود روان است ) « فی » ب: لام به معناي
«3» ( باشد (خورشید تا قرارگاه خود روان است « تا » ج: لام براي غایت
د: لام به معناي تأکید باشد (خورشید روان است مر قرارگاه خود را)
«4» «. یعنی روان است و قرارگاه ندارد « و الشمس تجري لا مستقر لها » : 3. آیهي فوق به نحو دیگري نیز قرائت شده است
صفحه 52 از 88
خورشید به طرف » ممکن است مصدر میمی، یا اسم زمان و یا اسم مکان باشد. پس معنا آن است که « لمستقر » 4. کلمه مستقر در
قرار گرفتن خود حرکت
ص: 143
«. میکند و یا تا آنجا که قرار گیرد حرکت میکند یعنی تا سر آمدن اجل آن و یا زمان استقرار و یا محل استقرارش حرکت میکند
«1»
به جاي « لاجل مسمی » تأیید میشود. زیرا «2» « کُلٌّ یَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمّیً » با این احتمال (سر آمدن اجل یا زمان استقرار) بوسیله آیه
به کار رفته است. « لمستقرٍ لها »
«3» « وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا » مگر آنکه ادعا شود که آیهي
میخواهد در مورد خورشید به مطلب تازهاي اشاره کند که در آیات دیگر (فاطر/ 13 - رعد/ 2- زمر/ 5) اشاره نشده بود. یعنی
خورشید و ماه هر دو زمان استقرار و پایان زمانی حرکت دارند و علاوه بر آن خورشید پایان مکانی نیز دارد.
دو احتمال را مطرح میکند: « لمستقر لها » 5. ابن کثیر نیز در تفسیر خود در مورد
اوّل اینکه مقصود مستقر مکانی باشد. یعنی تحت عرش الهی که نزدیک زمین است.
«4» . دوم آنکه مقصود انتهاي سیر خورشید در قیامت است
6. فُلک در لغت به معناي کشتی و فَلک به معناي مجراي کواکب است که به خاطر شباهت آن با کشتی (در شناور بودن) فلک
«5» . نامیده شده است
ص: 144
برخی مفسران مینویسند:
کلمه فلک در لغت به معنی بر آمدن پستان دختران و شکل دورانی به خود گرفتن است سپس به قطعات مدوّر زمین و یا اشیاء »
«1» «. مدور دیگر نیز اطلاق شده و از همین رو به مسیر دورانی کواکب نیز اطلاق میشود
«2» . در اسلام به معناي مدار نجوم و مجراي کواکب است « فلک » سید هبه الدین شهرستانی با ذکر 14 دلیل اثبات میکند که کلمه
«3» . در اصل به معناي حرکت سریع در آب و هوا است « سباحت » 7. یسبحون از ماده
«4» . است. و بمعنی عادت مستمره هم میآید « ادامه دادن به سیر » به معنی « دأب » 8. دائبین از ریشه
البته صاحب تفسیر نمونه میگوید: دائب از ریشه دئوب به معنی استمرار چیزي در انجام یک برنامه به صورت یک حالت و سنت
«5» . است ... ولی در معنی دائب حرکت در مکان نیفتاده است. بنابراین نورافشانی و أثر تربیتی، خورشید را مدلول دائب میکند
امّا به نظر میرسد با توجّه به سخن راغب اصفهانی ایشان به یکی از معانی دائب (ادامه دادن به سیر) توجه نکرده است هر چند که
تفسیر نمونه هیچ منبع لغوي را نیز در این مورد معرفی نکرده است.
ص: 145
تاریخچه:
همیشه «1» ( خورشید ستارهاي است که هر انسانی میتواند هر روز آن را ببیند و حرکت کاذب روزانه آن (از طرف مشرق به مغرب
توجّه انسان را به خود جلب کرده است.
انسانها تا قرنها تصوّر میکردند خورشید به دور زمین میچرخد و هیئت پیچیده بطلمیوسی نیز بر همین اساس پایهگذاري شده
حکیم مزبور کره زمین را ساکن و مرکز کلیه کرات پنداشته بود او میگفت: «2» . بود. که زمین مرکز جهان است
سه چهارم از سطح زمین را آب فرا گرفته و کرهي هوا به مجموع خاك و آب احاطه کرده و کرهي هوا را کرهي آتش در میان »
صفحه 53 از 88
گرفته است و آتش را کرهي قمر در آغوش دارد. (فلک قمر را جز خود ماه ستارهاي نیست) و پس از فلک قمر افلاك عطارد و
زهره و شمس و مریخ و مشتري و زحل به ترتیب هر فلک بعدي محیط بر فلک قبلی است و هر یک را فقط یک ستاره است که هم
بنام آن نامیده میشود.
ص: 146
و پس از فلک زحل کرهي هشتم یا فلک ثوابت است که جمیع کواکب ثابته مانند میخ بر پیکر آن کوبیده است. و پس از فلک
هشتم کرهي نهم یا فلک اطلس است که تمام افلاك هشتگانه به ترتیبی که ذکر شد. در شکم آن جا دارد. (مثل پیازي که لایه لایه
بر همدیگر هستند) فلک مزبور خالی از ستاره و داراي قطر نامحدود است ... و در یک شبانهروز با کلیهي افلاکی که در جوف آن
«1» «. است به گرد زمین میچرخد
هیئت بطلمیوسی هفده قرن بر فکر بشر حکومت کرد و پس از آن کوپرنیک ( 1544 م) هیئت جدید (هیئت کوپرنیکی) را ارائه داد
که بر اساس آن زمین به دور خورشید میچرخید. ولی شکل چرخش را دایرهاي میدانست که پس از او کپلر ( 1650 م) شکل
و از «2» بیضوي گردش زمین بدور خورشید را کشف کرد. و سپس عقیده این دو نفر توسط گالیله ایتالیایی مستقر و مدلّل گردید
آن پس نظام منظومهي شمسی به صورت نوین پایهگذاري شد که سیارات به دور خورشید میچرخد (عطارد- زهره- زمین-
مریخ- مشتري- زحل- اورانوس- نپتون- پلوتون).
و حتّی در ادعانامهاي «3» . ولی هنوز عقیده اخترشناسان (حتّی کوپرنیک، کپلر و گالیله) بر آن بود که خورشید ثابت ایستاده است
که علیه گالیله در دادگاه
ص: 147
کردند و او «1» ( قرائت شد او را متهم به اعتقاد به سکون خورشید (خلاف گفته کتاب مقدّس که خورشید را متحرّك میدانست
«2» . حاضر نشد حرکت خورشید را بپذیرد
امّا در اعصار جدید روشن شد که خورشید داراي چند حرکت است:
25 روز یک بار به دور خود میچرخد. / اوّل حرکت وضعی که هر 5
19 کیلومتر همراه با منظومه شمسی حرکت میکند. / دوم حرکت انتقالی از جنوب آسمان به سوي شمال آن که هر ثانیه 5
و سوم حرکتی انتقالی که با سرعت 225 کیلومتر در ثانیه به دور مرکز کهکشان میگردد. که در این حرکت نیز منظومه شمسی را
«3» . بهمراه خود میبرد
البته براي خورشید حرکتهاي دیگري نیز گفته شده که در نکات علمی اشاره میکنیم.
اسرار علمی:
در مورد آیات مربوط به حرکت خورشید مفسران قرآن دو گروه شدهاند:
اوّل: مفسران قدیمی: مفسران قرآن کریم از دیر زمان در پی فهم آیات مربوط به حرکت خورشید بودند ولی از طرفی نظریه هیئت
بطلمیوسی بر جهانیان سایه
ص: 148
افکنده بود و از طرف دیگر ظاهر آیات قرآن (در مورد حرکت خورشید و زمین در مدار خاص خودشان) هیئت بطلمیوسی را بر
نمیتافت و از این رو برخی مفسران در پی آن شدند تا با توجیه خلاف ظاهري آیات قرآن را با هیئت بطلمیوسی و حرکت کاذب
روزانه خورشید سازگار کنند.
طبري ( 310 ق) در تفسیرش حرکت خورشید را همان حرکت روزانه و محل استقرار خورشید را دورترین منازل، در غروب میداند.
صفحه 54 از 88
«1»
در مورد استقرار خورشید سه قول است: » : طبرسی مفسّر گرانقدر شیعه (م 548 ق) میگوید
اوّل: اینکه خورشید جریان مییابد تا دنیا به پایان برسد. بنابراین دیدگاه، خورشید محل استقرار ندارد.
دوم: اینکه خورشید براي زمان معینی جریان دارد و از آنجا تجاوز نمیکند.
سوم: اینکه خورشید در منازل خود در زمستان و تابستان حرکت میکند و از آنها تجاوز نمینماید.
«2» «. پس همان ارتفاع و هبوط خورشید محل استقرار اوست
«3» « کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ » : شهرستانی در مورد آیه
مینویسد:
و مکرر گفتیم که ظاهر این آیه با هیئت قدیم راست نمیآمد زیرا بنابر آن هیئت حرکت کوکب در « هر یک در فلکی شنا میکنند »
جسم فلک ممتنع
ص: 149
است و از این جهت قدما ظاهر آیه را حمل بر مجاز کرده سباحت را هم به معنی مطلق حرکت گرفته و گفتهاند مقصود این است
«. که: هر ستارهاي با فلک خود بالتبع حرکت میکند
در) میباشد یعنی خورشید در فلک و مدار شناور است. ) « فی » این در حالی است که در آیه واژهي
«1» « وَالشَّمْسُ تَجْرِي » و نیز در مورد آیهي
متقدمین بدین آیه احتجاج کرده حرکتی را که از طلوع و غروب آفتاب مشاهده میشود متعلق به جرم خورشید » : مینویسد
«. دچار اضطراب و اختلاف عقیده شدهاند « مستقر » دانستهاند. ولی در معناي کلمه
... برخی گفتهاند آفتاب سیر میکند تا به مستقر خود که برج حمل است برسد. (که لازمهي آن سکون خورشید در برج حمل است
و این معنا باطل است.)
«2» ( ... و برخی گفتهاند شمس حرکت میکند در فلک خود. (که از نظر هیئت قدیم باطل است
احتمال میدهد که مقصود همین حرکت «3» « وَکُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ » عجیب این است که صاحب تفسیر نمونه نیز در تفسیرآیه
خورشید بر حسب حسّ ما یا حرکت ظاهري [کاذب و خطاي دید] باشد و آن احتمال را در کنار احتمالات
ص: 150
در حالی که این آیات در مقام شمارش آیات خداست و حرکت کاذب نمیتواند آیه و نشانهي «1» دیگر میآورد و ردّ نمیکند
«2» . الهی باشد
دوم: مفسران و صاحبنظران جدید:
پس از آنکه در هیئت جدید، حرکت زمین به دور خورشید و سپس حرکتهاي چندگانهي خورشید به اثبات رسید آیات مربوط به
حرکت خورشید معناي جدیدي پیدا کرد و متخ ّ ص صان، صاحبنظران و مفسّران قرآن در این مورد اظهار نظرهاي متفاوتی کردند و
برداشتهاي زیبایی از آیات فوق بعمل آوردند، که بدانها اشاره میکنیم:
الف: حرکت انتقالی خورشید در درون کهکشان راه شیري (حرکت طولی)
مینویسد: « تجري، یس/ 38 » مفسّر معاصر آیه اللّه مکارم شیرازي پس از اشاره به تفسیرهاي
آخرین و جدیدترین تفسیر براي آیه فوق همان است که اخیراً دانشمندان کشف کردهاند و آن حرکت خورشید با مجموعه منظومه »
شمسی در وسط کهکشان ما به سوي یک سمت معیّن و ستاره دور دستی که آن را ستاره پرسش و پاسخهاي قرآنی ویژه جوانان،
صفحه 55 از 88
ج 6، ص: 151
«2» . را اشاره به حرکت طولی میداند « جریان » و در جاي دیگر «1» «. نامیدهاند، میباشد « وِگا »
همانگونه «. خورشید به سوي قرارگاه خود جریان دارد » : بدانیم یعنی « الی » را به معناي « لمستقر لها » در « لام » تذّکر: در این معنا باید
یکی از صاحبنظران پس از اینکه حرکت خورشید از جنوب به سوي شمال «. که برخی از نویسندگان عرب بدان تصریح کردهاند
19 کیلومتر در ثانیه میداند در ادامه به آیهي 2 سورهي رعد و 33 سورهي ابراهیم در مورد حرکت خورشید استناد / آسمان را 5
«4» . میجوید
مینویسد: « تجري لمستقر لها » در آیه « مستقر » یکی دیگ- ر از نویسندگ- ان معاص- ر در م- ورد کلمه
و سپس « این حرکت به سوي قرارگاه شاید همان حرکت خورشید به سوي ستاره وِگا باشد که علم نجوم امروز بدان پی برده است »
«5» . آن را معجزهي علمی قرآن میداند
علامه طباطبایی (ره) پس از آنکه جریان شمس را همان حرکت خورشید میداند، میفرماید:
امّا از نظر علمی تا آنجا که ابحاث علمی حکم میکند قضیه درست بر عکس (حس) است یعنی خورشید دور زمین نمیگردد »
بلکه زمین بدور خورشید
ص: 152
«1» «... میگردد و نیز اثبات میکند که خورشید یا سیاراتی که پیرامون آن هستند به سوي ستاره (نسر ثابت) حرکت انتقالی دارند
معرفی میکند و در جاي دیگر آن را به طرف « جایی » سید هبه الدین شهرستانی حرکت خورشید را به طرف ستارهاي بر ران راست
«3» . را اشاره به حرکت انتقالی خورشید میداند « تجري » و کلمهي «2» . مجموعه نجوم (هرکیل) میداند
طنطاوي در تفسیر الجواهر نیز پس از ذکر مقدمهاي در انواع حرکات آیهي فوق را بر حرکت خورشید و مجموعهي همراه او به دور
یک ستاره (کوکب) حمل میکند و سپس مطالبی طولانی در مورد حرکت هواپیماها، اتومبیلها و ... میدهد که ربطی به تفسیر
«4» . آیه ندارد
و نیز قرآن و آخرین پدیدههاي علمی، «5» ، نوشتهي مهندس محمد علی سادات « زنده جاوید و اعجاز قرآن » و در همین مورد کتاب
مطالب مشابهی دارند. «7» ، دکتر منصور محمد حسب النبی ،« القرآن الکریم و العلم الحدیث » و نیز «6» ، مهندس جعفر رضاییفِر
ص: 153
ب: حرکت انتقالی خورشید همراه با کهکشان: (حرکت دورانی).
دو احتمال میدهند: «. و هر کدام از آنها در مسیر خود شناورند » «1» « وَکُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ » آیت اللّه مکارم شیرازي: در مورد آیه
یکی حرکت خورشید به حسب حس ما یا حرکت ظاهري [حرکت کاذب روزانه خورشید که در اثر حرکت زمین به خطا دیده
«2» [. میشود و عرف مردم این حرکت را به خورشید نسبت میدهند
دوم: منظور از شناور بودن خورشید در فلک خود حرکت آن همراه با منظومهي شمسی و همراه با کهکشان که ما در آن قرار داریم
میباشد چه اینکه امروزه ثابت شده است که منظومه شمسی ما جزیی از کهکشان عظیمی است که به دور خود در حال گردش
است.
را اشاره به حرکت دورانی خورشید میداند که بر خلاف هیئت بطلمیوسی حاکم در زمان « فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ » و در پایان این آیه
«3» . نزول قرآن سخن گفته و بدین ترتیب معجزه علمی دیگري از قرآن به ثبوت رسانیده است
یکی از صاحبنظران نیز پس از آنکه حرکت دورانی خورشید را هر 200 میلیون سال یک بار با سرعت 225 کیلومتر در ثانیه به دور
مرکز کهکشان
صفحه 56 از 88
ص: 154
«1» . میداند به آیهي 2 سورهي رعد و 33 سوره ابراهیم براي اثبات حرکت خورشید استناد میجوید
نتیجه میگیرد که قرآن تصریح « کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ » دکتر موریس بوکاي با استناد به آیه 33 سورهي انبیاء و 40 سورهي یس
کرده که خورشید روي مداري حرکت میکند. در حالی که این مطلب بر خلاف هیئت بطلمیوسی رایج در عصر پیامبر (ص) بود.
با اینکه نظر بطلمیوس در زمان پیامبر اسلام (ص) هم مورد گرایش بود این نظریه در هیچ جاي قرآن به چشم » او میگوید
«. نمیخورد
و سپس با اشاره به ترجمههاي غلط قرآن به زبان فرانسه که فلک را به معناي مغشوش (کره آسمانی- میله آهنی) آوردهاند (چون
ترجمه « مدار » را « فلک » نمیتوانستند حرکت دورانی خورشید را تصور کنند) میگوید اوّلین ترجمه قرآن که به زبان فرانسوي کلمه
«2» . دانشمند پاکستانی بود « حمید الله » کرد ترجمه
سید هبه الدین شهرستانی در مورد حرکت خورشید و منظومهي شمسی (از قول برخی) نقل میکند که:
و بزبان « الکبوتی » خورشید با همهي اتباع خود به دور روشنترین ستارهاي که در ثریا است میچرخد و نام آن ستاره بزبان فرنگی
است. « عقد الثریا » عربی
ص: 155
همین حرکت دورانی را به آیات قرآن (یس/ 40 ) نسبت دادهاند: «1» برخی دیگر از نویسندگان
استاد مصباح یزدي نیز با طرح آیه فوق (یس/ 40 ) مینویسند:
قرآن، فلک را چون دریایی میداند که اجرام در آن حرکت دارند و شناورند، پیداست که منظور فضایی است که این اجرام در »
آن حرکت میکنند و مدار حرکتشان را در آن فضا، تعیین میکنند. نه آنچنان که قدماء میگفتند: فلک حرکت میکند و آنها در
فلک ثابتند.
قدیم را مردود میدانسته است ... پس از این آیه میتوان نتیجه گرفت که اجرام علوي، همه در « فرضیهي فلکیات » قرآن از ابتدا
«2» «. حرکتند و این مطلبی است که علم نجوم جدید اثبات میکند
« کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ » تذّکر: به نظر میرسد ظاهر آیه همین معناي دوم (حرکت خورشید در یک مدار است) که با توجه به جمله
تأیید میکند.
ج: حرکت وضعی خورشید به دور خود:
بعضی دیگر آن (تجري- یس/ 38 ) را اشاره به حرکت وضعی کره آفتاب دانستهاند زیرا مطالعات » : در تفسیر نمونه آمده است
«3» « دانشمندان به طور قطع ثابت کرده که خورشید به دور خود گردش میکند
«4» . در) است ) « فی » به معناي « لمستقرٍ لها » در « لام » و سپس در پاورقی توضیح میدهند که بر طبق تفسیر
ص: 156
و به دور خود میچرخد]. ] «. خورشید در قرارگاه خود جریان دارد » : تذکر: در این صورت معنا اینگونه میشود
احمد محمد سلیمان نیز در کتاب القرآن و العلم میگوید کلمهي لام در عربی 13 معنی دارد و سپس توضیح میدهد که اگر لام به
باشد حرکت انتقالی خورشید را میرساند و سپس « الی » باشد حرکت وضعی خورشید را میرساند و اگر به معناي « فی » معناي
«1» . دو معجزه علمی را با هم میرساند « لمستقر لها » میگوید این معجزهي بلاغی قرآن است که یک کلمه
سید هبه الدین شهرستانی نیز از علامه مرعشی شهرستانی (سید محمد حسین) و غیر او نقل میکند که احتمال دادهاند. کلمهي
«2» . و مقصود حرکت وضعی آفتاب باشد « فی » بمعنی محل استقرار و حرف لام به معنی « مستقر »
صفحه 57 از 88
25 روز یک مرتبه به دور خود معرفی میکند به آیهي 2 سوره / یکی از صاحبنظران نیز پس از آنکه حرکت وضعی خورشید را 5
«3» . رعد و 33 سوره ابراهیم در مورد اثبات حرکت خورشید استناد میجوید
«4» . و برخی دیگر از نویسندگان مثل؛ محمد علی سادات، آیهي 38 و 40 سورهي یس را دلیل حرکت وضعی خورشید گرفتهاند
ص: 157
باشد آن را اشاره به حرکت « تأکید » یا « فی » به معناي « لمستقر » یکی دیگر از صاحبنظران نیز با ذکر اینکه ممکن است لام در کلمه
«1» . وضعی خورشید میداند
د: ادامهي حیات خورشید تا زمان معیّن:
هر یک از خورشید و ماه تا زمان معینی به گردش خود ادامه » «2» « کُلٌّ یَجْرِي لِاجَلٍ مُسَ مّیً » یکی از صاحبنظران در مورد آیهي
مینویسند: « میدهند
ظاهر مقصود از اینکه خورشید و ماه تا زمانی معیّنی به گردش خود ادامه میدهند این است که زمانی فراخواهد رسید که این »
«3» «. چراغهاي آسمانی خاموش گردد و آن روز قیامت است
«4» « وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا » همین معنا را سید هبه الدین شهرستانی در مورد آیهي
زمان استقرار است نه مکان « مستقر » میپذیرد و میگوید: مقصود از جریان حرکت انتقالی آفتاب است در اعماق فضا و مراد از
استقرار و معنا چنین میشود: آفتاب حرکت میکند تا هنگامی که باید قرار گیرد. یعنی روز قیامت.
را در آیه اسم زمان معنا کردهاند. « مستقر » تذکر: در این صورت
ص: 158
خورشید میتواند تا 10 میلیارد سال بدرخشد و از این عمر طولانی پنج میلیارد سال آن گذشته است. » : فیزیکدانان جدید مینویسند
«1» «. بنابراین اکنون خورشید در نیمه راه زندگی خود قرار دارد
ه-: حرکات درونی خورشید:
«2» « وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا » در آیهي « تجري » به نظر میرسد کلمهي
فقط حرکت را « تحرك » تفاوتی هست و آن اینکه کلمه « تجري » و « تحرك » معناي دیگري را نیز داشته باشد یعنی بین کلمه
در مورد مایعات مثل آب به « تجري » میرساند مثل حرکت اتومبیلی که به جلو یا عقب میرود. ولی زیر و رو نمیشود. امّا کلمهي
کار میرود که در هنگام حرکت علاوه بر جلو رفتن، زیر و رو هم میشود و بر سر هم میخورد.
امروزه دانشمندان کشف کردهاند که خورشید علاوه بر حرکت وضعی، انتقالی طولی، انتقالی دورانی داراي حرکتی دیگر هم
هست زیرا درون خورشید دائماً انفجارات هستهاي صورت میگیرد تا انرژي نورانی و گرما تولید کند و
ص: 159
و همین انفجارات باعث زیر و رو شدن مواد مذاب داخل خورشید شده و گاه تا کیلومترها به بیرون پرتاب «1» روشنیبخش ما باشد
به عبارت دیگر خورشید علاوه بر حرکت، مثل آب جریان دارد و دائماً زیر و رو میشود. و این لطافت تعبیر قرآنی غیر از «. میشود
طریق وحی نمی تواند صادر شده باشد و از این رو ممکن است اعجاز علمی قرآن را برساند.
در قرآن که در مورد حرکت ماه و خورشید هر دو به کار رفته است « تجري » تذکّر: ممکن است گفته شود با توجّه به کاربرد واژهي
در حالی که ماه از مواد مذاب تشکیل نشده است « وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَ مّیً » ( (فاطر/ 13 - زمر/ 5- لقمان/ 29
پس همیشه واژهي تجري به معناي مذاب بودن متعلّق جریان (مثل آب و خورشید) نیست. بلکه این تعبیر کنایه است که در این
موارد فضا را مثل یک اقیانوسی در نظر گرفته است که ماه و خورشید مثل یک کشتی در آن شناور هستند. پس این واژه دلالت
صفحه 58 از 88
قطعی بر یک معنا ص: 160
(شناور بودن یا مذاب بودن) در مورد خورشید ندارد از این رو نمیتوان گفت که اعجاز علمی قرآن را ثابت میکند.
تذکر دیگر: برخی از صاحبنظران (دکتر السید الجمیلی) نیز با طرح آیه 36 سوره یس حرکت خورشید و منظومهي شمسی را 700
«1» . کیلومتر در ثانیه دانستهاند. ولی نوع حرکت را مشخص نکردهاند. که دورانی به دور مرکز کهکشان یا مستقیم است
بررسی:
در مورد انطباق حرکتهاي خورشید با آیات مورد بحث تذکر چند نکته لازم است:
یس/ 38 ) وجود دارد (مصدر میمی- اسم مکان- اسم زمان) و نیز بیان شد که ) « مستقر » 1. بیان کردیم که سه احتمال در کلمهي
چهار احتمال « جریان » وجود دارد (بمعنی الی- فی- غایه) و نیز بیان کردیم، در مورد کلمهي « لمستقر » چند احتمال در معناي لام
وجود دارد (حرکت انتقالی طولی- حرکت وضعی- ادامه حیات زمانی- حرکت درونی خورشید).
یعنی 36 احتمال در معناي آیه متصوّر است و ممکن است در «2» در اثر ضرب این احتمالات در یک دیگر عدد 36 حاصل میشود
واقع همهي این احتمالات مراد آیه باشد.
ص: 161 پس این احتمال هم وجود دارد که جریان (حرکت) دیگري هم براي
خورشید وجود داشته باشد که کشف نشده و آن هم مراد باشد. از این رو نمیتوان به طور قطعی گفت که مقصود آیه یکی از این
احتمالات است و احتمالات (شناخته شده یا کشف نشده) دیگر را نفی کرد.
40 ) همان معناي دوم (حرکت دورانی خورشید در یک مدار ثابت) است. که با - البته همانطور که بیان کردیم ظاهر آیه (یس/ 37
واژه (یسبحون) در ذیل آیه تأیید میشود.
استفاده کرد. امّا تعیین این مکان (ستاره وگا- « لمستقر » 2. حرکت انتقالی خورشید به طرف یک مکان نامعلوم را میتوان از کلمه
جایی یا هرکیل یا ...) و یا تحمیل آن بر آیهي قرآن صحیح بنظر نمیرسد زیرا این مکان به طور قطعی مشخص نیست. و بنابراین
نمیتوان مکانهاي حدسی را به قرآن نسبت داد.
3. اشارات صریح قرآن به حرکت خورشید (هر کدام از معانی حرکت و جریان را که در نظر بگیریم) از مطالب علمی قرآن و نوعی
رازگویی است. زیرا قرآن کریم در زمانی سخن از مدار (فلک) خورشید و جریان و حرکت واقعی آن گفت که هیئت بطلمیوسی
فقط همین حرکت کاذب را به رسمیت میشناخت و این مطلب عظمت علمی قرآن و آورنده آن (پیامبر اسلام (ص)) را نشان
میدهد.
4. آیا این اشارات علمی قرآن اعجاز علمی آن را اثبات میکند؟
و از این «1» در این مورد میتوان تفصیل قائل شد؛ یعنی بگوییم بخشی از این حرکتها قبلًا توسط کتاب مقدس گزارش شده بود
رو اخبار قرآن در این مورد
ص: 162
اعجاز علمی نیست. امّا آن بخشی که توسط کتاب مقدس گزارش نشده بود و توسط قرآن بر خلاف هیئت بطلمیوسی بیان شد
اعجاز علمی قرآن است.
می گوید: و [خورشید] مثل پهلوان از دویدن در میدان » قسم اوّل یعنی بخشی که کتاب مقدس خبر داد، همان جملهاي است که
«1» «. شادي میکند
از این جمله فقط حرکت انتقالی دورانی خورشید استفاده میشود چون پهلوانان در میادین بطرف جلو و بصورت دورانی میدوند.
«2»
صفحه 59 از 88
امّا حرکتهاي دیگر مثل حرکت انتقالی طولی و حرکت وضعی و حرکت زمانی و حرکت درونی خورشید از ابتکارات قرآن
است. و اعجاز علمی آن را ثابت میکند.
ص: 163
فصل ششم: